در انتخابات اخیر از نام پدر سوءاستفاده شد  

درخواست حذف این مطلب
فرزندان آیت الله شهید سیدمحمد حسینی بهشتی حالا 36 سال است که پدر ندارند؛ پدری که جای خالی اش هنوز هم برایشان یک فقدان است. پدری که فرزندانش هنگام حرف زدن از یک عمر فعالیت سیاسی او، سرشان را بالا می گیرند و هنگام توصیف روز شهادتش سرشان را پایین می اندازند و بغض می کنند.جمهوریت؛ باورش کمی سخت است، یک روحانی بلندمرتبه، یک انقلابی دو آتشه و یک قاضی‎ القضات، به دخترش بگوید «حجابت اختیاری است»، به همسرش بگوید «این قدر در خانه نشین افسرده می شوی، برو رانندگی یاد بگیر» و به پسرانش بگوید «انتخاب رشته تحصیلی تان بر عهده خودتان». برای خانواده اش رادیو و تلویزیون بخرد آن هم در روزگاری که نام بردن از آن ها هم موجب «گناه» بود و از هنرمندان حمایت کند و ساعت ها وقت بگذارد برای راضی کردن کسانی که پرداختن به هر هنری را «قرتی بازی» می دانستند و حرام. این ها حاصل یک عمر زندگی سیاسی، اجتماعی و انقلابی مردی 52 ساله است که یک روزِ گرم تیرماهی از خانه اش در تپه های قیطریه بیرون آمد تا شاید شب سرش را در خانه ای در خیابان «ایران» بر زمین بگذارد. اما حوالی ساعت 9 شب همان روز گرم، بدنش تکه تکه شد و دیگر پایش به خانه جدیدی که روزی آرزویش را داشت، نرسید. فرزندان آیت الله شهید سیدمحمد حسینی بهشتی حالا 36 سال است که پدر ندارند؛ پدری که جای خالی اش هنوز هم برایشان یک فقدان بزرگ است. پدری که فرزندانش هنگام حرف زدن از یک عمر فعالیت سیاسی او، سرشان را بالا می گیرند و هنگام توصیف روز شهادتش سرشان را پایین می اندازند و بغض می کنند. بغض می کنند برای هفتم تیرماه سال 60 که شهید بهشتی پایش را به دفتر حزب جمهوری اسلامی گذاشت و دیگر برنگشت؛ «دست و پایش قطع شده بود، شکمش از شدت جراحت پاره شده و کل بدنش زخمی بود.» محمدرضا بهشتی پسر بزرگ خانواده این ها را می گوید و تنها او است که برای توصیف روز شهادت پدر پیشقدم می شود و البته قبل از آن نگاهی به خواهر بزرگ تر می اندازد و شاید مراعات می کند برای توصیف جزئیات آن روزِ خونین. ملوک السادات، دختر بزرگ سید محمد بهشتی و عزت الشریعه مدرس مطلق. دختری که می گوید پدرش بیشتر شبیه یک دوست برایش بوده و جایش هنوز برایش خالی است و مادرش بزرگترین پشتیبان و همراه پدر بوده در بالا و پایین های زندگی. او هنوز هم معتقد است پدرش مظلوم بوده و مظلوم هم از دنیا رفته؛ موضوعی که برادر کوچکش هم آن را تایید می کند؛ علیرضا پسر کوچک خانواده است و روز مرگ پدر 19 ساله بوده اما حالا سال ها است که با سرپا نگه داشتن بنیاد نشر آثار و اندیشه های شهید بهشتی سعی در اشاعه اندیشه ها و افکار پدر دارد. در آستانه هفتم تیرماه و روز شهادت شهید بهشتی با این سه فرزند او در خانه قدیمی شان که روزی بالا و پایین های بسیاری را دیده بود به گفت وگو نشستیم. خانه ای در محل زرگنده که هرچند حالا موزه شده اما هنوز هم یاد بهشتی را زنده نگه داشته است. هرچند خواهر کوچکتر و آخرین فرزند خانواده آن روز در کنار آن ها نبود، اما هر سه بهشتیِ به جامانده خودشان را هنوز هم وامدار پدر می دانند و گرچه معتقدند با اشاعه اندیشه های پدرشان سعی در چهره سازی او ندارند، اما راه زندگی سیاسی، اجتماعی و خانوادگی او را حاوی نکاتی آموزنده می دانند که برای جوان های امروزی بیش از گذشته کارساز است. از آن ها درباره زندگی شخصی و خانوادگی شهید بهشتی، کنشگری های سیاسی و انقلابی او و اذیت و آزارهایی که در روزهای آخر عمرش دید، پرسیدیم. روزهایی که به قول این سه خواهر وبرادر اگر در سال 60 به پایان نمی رسید شاید حالا مسیر انقلاب و وضعیت عمومی کشور تغییرات بیشتری کرده بود. مشروح گفت و گوی خبرآنلاین را با محمدرضا، علیرضا و ملوک السادات بهشتی در زیر می خوانید؛ *** در سالگرد شهادت شهید بهشتی، می خواهیم زندگی شخصی ایشان را از نگاه و با توصیف فرزندان شان بهتر بشناسیم، آیت الله بهشتی از جایگاه یک مبارز و رهبر سیاسی در داخل خانه و در رابطه با خانواده چگونه بودند؟فرزندان آیت الله بهشتی چقدر ایشان را رهبر و مبارز انقلابی می دانستند و چقدر ایشان را به عنوان یک پدر می دیدند؟ آیا فاصله ای بین شخصیت جدی و سیاسی ایشان با شخصیت خانوادگی در داخل منزل وجود داشت؟ محمدرضا بهشتی:ترسیم مرحوم شهید آیت الله بهشتی به عنوان یک رهبر سیاسی یک ترسیم کاملا یک جانبه است. شهید بهشتی در وهله اول یک اندیشه ورز است که بخش عمده ای از زندگی اش را در عرصه اندیشه های اسلامی به سر برده است و در آن میدان تلاش کرده که خودش را به یک شناخت خوب برساند. ثانیا او یک فردی بوده است که در عرصه های اجتماعی قبل از اینکه لزوما به عنوان یک چهره سیاسی وارد عرصه سیاسی شود، فعال بوده اند. ایشان از کسانی بودند که با اندیشه اش زندگی کرده است بنابراین فکرش در زندگی اش بازتاب دارد. نتیجه این موضوعات این است که یک نوع آمیختگی بین اندیشه ها و باورها و آرمان ها با زندگی عملی از همان ابتدا در زندگی ایشان وجود داشته است. این موضوع خودش را در تمام شئون زندگی نشان داده می شود از جمله در سطح نوع زندگی به اصطلاح خصوصی و مناسباتی که با همسر و فرزندانش داشته است. پس جدا کردن یک عرصه خاص به عنوان یک عرصه سیاسی از بقیه ساحت های زندگی شهید بهشتی یک جداسازی تصنعی است و ما با یک فردی مواجه هستیم که یک نوع پیوستگی در شخصیتش وجود دارد. دختر شهید بهشتی:من ساعت ها با ایشان بحث می کردم و هرگز به منِ دخترشان نگفتند که حتما باید روسری سرت کنی یا حتما باید پوشیده باشی یا حتما باید جوراب مشکی بپوشی. هرگز ایشان به من نگفتند که چه نوع لباسی یا چه رنگی باید بپوشی. ایشان واقعا به آن کتاب نقش آزادی در تربیت کودکان اعتقاد داشتند. یعنی موضوع حجاب را به انتخاب دختر می گذاشتند و این خیلی مساله مهمی بود. ملوک السادات بهشتی: ایشان در درجه اول دوست فرزندانشان بودند و این خیلی موضوع مهمی است. یعنی حتی من که دختر ایشان بودم عملا پدرم را رازدار خودم می دانستم و همه مشکلاتم را با ایشان مطرح می کردم. شخصیت سیاسی ایشان کلا جدای از شخصیت خانوادگی ایشان بود هرچند که آن هم به نظر من درست شناخته نشده است. به این خاطر که ابعاد مختلفی داشته و فقط وجه خاصی از ایشان در جامعه مطرح شده است. ایشان برای خانواده در درجه اول، اول دوست بودند و عملا استاد ما بودند. آنقدر به ما نزدیک بودند که نه تنها ما مسائل مختلف را با پدر مطرح می کردیم بلکه ایشان ما را راهنمایی هم می کردند. این موضوع باعث شده بود که یک محبت خاصی بین اعضای خانواده ایجاد شود که هنوز هم فقدان و دوری ایشان برای ما سخت است. علیرضا بهشتی: ما طبیعتا به خاطر اینکه آقای بهشتی درگیر مسائل و فعالیت های سیاسی و اجتماعی بود از سنین کم در خانه با فکر و مباحث روز سیاسی آشنا بودیم. من سال چهارم دبستان بودم که ایشان به من می گفت صفحه 6 کیهان را بخوان! آن صفحه صفحه ای سیاسی ویژه سیاست خارجی بود. البته کیهان آن زمان.(خنده) محکومیت آخر آیت الله طالقانی و آیت الله منتظری که اتفاق افتاد ما هم به تبع بهت زده شدیم. چون محکومیت خیلی سنگینی بود، با این همه این موضوع یا موضوع دستگیری انقلابیون دیگر باعث نمی شد که آقای بهشتی زندگی خانوادگی را فراموش کند. ما در جلسات درس گفتارهای ایشان چه موقعی که آلمان بودیم و چه در ایران، همراه پدر بودیم مگر اینکه اتفاق خاصی می افتاد. مثلا در انجمن اسلامی مهندسان یا انجمن های دانشجویان خارج از کشور همراه ایشان بودیم. یعنی هم آقای بهشتی زندگی سیاسی و اجتماعی اش را توام کرده بود و هم برای ما این نوع زندگی، زندگی معمولی بود. همچنین رفت و آمدهایی که در این خانه بود که معمولا از چهره هایی بودند که در نهضت و مبارزه نقش داشتند. خبرآنلاین: مادرتان هم چهره سیاسی داشتند؟ یعنی در عرصه سیاسی همپای پدرتان بودند یا طرز فکری متفاوت داشتند؟ علیرضا بهشتی: آقای بهشتی یک مصاحبه ای درباره زندگی خودش دارد که در آن جا مطرح می کند که اگر همراهی های همسر من نبود پیمودن این راه بسیار دشوار بود. به عنوان مثال، وقتی آقای بهشتی سال 44 عازم آلمان شدند ما با فاصله 6ماه ای به آلمان رفتیم. بار این قضیه و دشواری های گرفتن پاسپورت که بالاخره با پادرمیانی بعضی از مراجع حل شد، به دوش مادرم بود. به اضافه اینکه خانواده مبارزانی که با آقای بهشتی ارتباط داشتند با مادر من ارتباط داشتند. نمی شود گفت مادرم شخصیتی سیاسی بود اما طبیعتا در این فضا زندگی می کرد. محمدرضا بهشتی: ایشان روز جمعه را مخصوص وقت گذرانی با خانواده قرار داده بودند. در روز جمعه به کارهای خانه مثل باغچه کاری مشغول بودند و البته پختن غذا هم در روز جمعه نوبت ایشان بود. حتی این موضوع باعث شده بود که عده ای گلایه کنند که چطور آقای بهشتی در روز جمعه تلفن خانه اش را می کشد! حتی این موضوع به یک روزنامه هم در اوایل انقلاب هم کشیده شد که یک شخصی گفته بود که این آقا اصلا انقلابی نبود! ما روزهای جمعه به ایشان زنگ می زدیم و جواب ما را نمی داد. ملوک السادات بهشتی: مادر در جریان فضای سیاسی و اجتماعی کشور بودند. به این معنا که ایشان 16 ساله که بوده ازدواج می کند و به قم می آید. در محیط قم و به خاطر ارتباطاتی که شهید بهشتی با خانواده های افرادی همچون علامه طباطبایی و اما م(ره) داشت، مادر من هم خود به خود با خانواده های آن ها در ارتباط بودند. رفت و آمدها از قم به تهران و بعد به آلمان سخت بود و اگر همراهی مادرم نبود قطعا موضوع را برای پدرم سخت تر می کرد. محمدرضا بهشتی:موضوع مهم در رابطه مادر توانمندی ایشان در جمع کردن بین مطالعه و تحقیق علمی از یک طرف و تلاش برای داشتن یک روابط خوب و صمیمانه در داخل خانواده از طرف دیگر است. انصافا جمع کردن بین این وجوه هنرمندانه است. مرحوم بهشتی معتقد بود که کسانی می توانند پا به میدان اجتماعی بگذارند که در درون خانواده توفیقی داشته باشند. مرحوم بهشتی در هر دو عرصه فردی بود که در هر دو عرصه توفیق خوبی داشتند هرچند که عمر کوتاه 53 ساله داشتند. اینکه یک رابطه صمیمی همراه با یک احترام طبیعی و نه تحمیلی در داخل خانواده توانسته بود ایجاد کند بسیار جالب است. نوع رفتار مرحوم بهشتی با خانواده در خور مطالعه است. اینکه افراد خانواده در زندگی شخصی شان احساس کنند که تحت الشعاع این شخصیت بزرگ سیاسی قرار نگرفتند و در زندگیشان سایه او را احساس کنند و اینکه فرزندان با انتخاب خودشان جلو بروند از تاکیدات مرحوم بهشتی بوده است. ما هیچ جا با تحکم پدرم روبرو نمی شدیم. به خصوص درباره فضای دینی ایشان تحکم نمی کردند. این ها نشان دهنده یک ظرافت و هوشمندی است در اینکه فرد توانسته است مناسبات سالمی را در خانواده برقرار کند. این موضوعات نشان دهنده این است مرحوم شهید بهشتی تعادل خوبی را بین خانواده و فعالیت های سیاسی خودشان برقرار کرده بودند. خبرآنلاین: شاید الان که نسل سومی ها یا همان دهه شصت و هفتادی ها به آن دوران که نگاه می کنند احساس می کنند که قشر روحانیت در آن زمان قشر روشنفکری نبوده اند. اما جالب است که از شهید بهشتی به عنوان یک چهره دینی و روحانیت زندگی نسبتا روشنفکرانه ای داشته است، چطور این شخصیت در آن زمان و با توجه به نوع تفکر قاطبه روحانیون سنتی در ایشان شکل می گیرد؟ علیرضا بهشتی: وقتی آقای بهشتی می گوید که انسان یک موجود انتخاب گر است که باید خودش راهش را انتخاب کند که به راه خیر برود یا به راه شر، در مورد خانواده هم همین فکر را می کند. من یادم هست که قبل از انقلاب تلویزیون داشتیم در حالی که خانواده های مذهبی کمتر تلویزیون داشتند. ملوک السادات بهشتی: ایشان یک نوع شجاعت خاصی در پیش قدم شدن داشتند. نمونه اش آوردن رادیو در خانه برای گوش دادن به اخبار بود. شما حساب کنید در سال 41 - 42 که هیچ کس نزدیک چنین مسائلی نمی رفت، ما در خانه رادیو داشتیم. طبیعتا کل خانواده درجریان این مسائل قرار می گرفت. ایشان حتی همسرشان را تشویق به ادامه تحصیل می کردند. خبرآنلاین: یعنی تابو شکن بودند؟ ملوک السادات بهشتی: بله دقیقا یا حتی سدشکن بودند. حتی همسرشان را تشویق می کردند که رانندگی یاد بگیرند که این موضوع در آن زمان موضوع جا افتاده ای نبود. اینکه همسر یک روحانی که استاد حوزه هم هست رانندگی کند. شهید بهشتی من را به ادامه تحصیل بسیار تشویق می کردند و حتی وقتی که در سال های 59 یا 60 من دو فرزند خردسال داشتم و عملا دانشگاه ها بسته شده بود، باز هم ایشان من را تشویق می کردند و می گفتند الان که دانشگاه ها بسته است در خانه کار کن و من به راهنمایی ایشان مقاله می نوشتم و ترجمه می کردم و برای روزنامه ها می فرستادم. ایشان حتی ما را در بسیاری از جلسات همراه خود می بردند. من از 10سالگی همراه مادرم به جلسات مختلف مهندسین، پزشکان، بازاری ها و موتلفه می رفتم. من یادم هست جلسه ای بود که خانم ها هم به همراه آقایان حضور داشتند؛ از انتهای اتاق یکی از خانم ها بلند سوال کرد، پدرم آن خانم را تشویق کردند که سوالش را بلندتر بپرسد. در آن زمان اگر زنان در جلسات سیاسی شرکت می کردند سکوت می کردند و فقط مستمع بودند و کمتر کسی اجازه صحبت کردن به زنان می داد. این تشویق باعث شده بود که زنانی که اطراف ایشان یا آشنای ایشان بودند اعتماد به نفس پیدا کنند. من فکر می کنم این خیلی موثر بود که دخترهای خانواده هم این اعتماد به نفس را پیدا کنند که در جامعه حضور پیدا کنند. خبرآنلاین: در مورد حجاب چطور؟ آیا شده بود که به شما در مورد نوع حجاب شما تحکمی کنند؟ ملوک السادات بهشتی: من در یک دوران بسیار بحرانی یعنی در دوران بلوغ در آلمان بودم. در آنجا پوشیده بودن مساله بود. من ساعت ها با ایشان بحث می کردم و هرگز به منِ دخترشان نگفتند که حتما باید روسری سرت کنی یا حتما باید پوشیده باشی یا حتما باید جوراب مشکی بپوشی. هرگز ایشان به من نگفتند که چه نوع لباسی یا چه رنگی باید بپوشی. ایشان واقعا به آن کتاب نقش آزادی در تربیت کودکان اعتقاد داشتند. یعنی موضوع حجاب را به انتخاب دختر می گذاشتند و این خیلی مساله مهمی بود. من یادم هست که در آن زمان یک لباس کاملا سفید خریده بودم و وقتی ایران آمدم همان لباس را پوشیدم و یک چادر هم رویش پوشیدم. همه دوستانم تعجب کرده بودند که تو چرا این مدلی آمدی؟ تو چرا کفش سفید می پوشی؟! می خواهم بگویم که این موضوع برای یک خانواده روحانی عجیب بود اما تربیت شهید بهشتی باعث شد که من وقتی در آلمان به مقطع دبیرستان وارد شدم و کلاس هایمان هم مختلط بود، خودم انتخاب کنم که روسری بپوشم و سر کلاس بنشینم. این موضوع هم مورد بحث بسیاری از هم کلاسی هایم بود که من هم در این باره جوابشان را می دادم تا حدی که یک بار معلم دینی ما گفت بریم مسجد هامبورگ را ببینیم. یعنی اینقدر برخوردها منطقی بود و همه کلاس را به مسجد هامبورگ بردیم. خود شهید بهشتی هم چون مسلط به زبان آلمانی بود به همه سوال هایشان جواب دادند که بسیار اثر خوبی داشت. محمدرضا بهشتی:تربیت فرزندان نسبتی با تحکم و برخورد آمرانه ندارد در نوع مواجهه ایشان ملموس بود. من احساس می کردم که ایشان رفتارهای همه فرزندانشان را رصد می کند وهرکدام از فرزندان وقت جداگانه برای صحبت با پدر داشتیم. خبرآنلاین: یعنی هیچ کسی برای پدر نورچشمی نبود... ملوک السادات بهشتی: نه اصلا. ایشان برای هر کدام از ما برای صحبت کردن وقت می دادند مثلا می گفتند این وقت برای آقا علیرضا... محمدرضا بهشتی:حتی ایشان روز جمعه را مخصوص وقت گذرانی با خانواده قرار داده بودند. در روز جمعه به کارهای خانه مثل باغچه کاری مشغول بودند و البته پختن غذا هم در روز جمعه نوبت ایشان بود. حتی این موضوع باعث شده بود که عده ای گلایه کنند که چطور آقای بهشتی در روز جمعه تلفن خانه اش را می کشد! حتی این موضوع به یک روزنامه هم در اوایل انقلاب هم کشیده شد که یک شخصی گفته بود که این آقا اصلا انقلابی نبود! ما روزهای جمعه به ایشان زنگ می زدیم و جواب ما را نمی داد. در روزهای معمولی هم ما ساعت 10 شب می خوابیدیم و اول صبح همه ما بیدار بودیم که هنوز هم بر همان منوال هستیم. یک نکته ای که جالب بود این بود که من به سن بلوغ رسیده بودم و با مرحوم بهشتی در تپه های قیطریه به پیاده روی می رفتیم. یک روز حین پیاده روی ایشان آرام آرام در حیطه مسائل جنسی و بلوغ وارد شدند. الان که دوباره به آن موضوع فکر می کنم متوجه ظرافت ورود به این مساله از سوی ایشان نظرم را جلب می کند. ایشان همه مناسبات را رعایت می کردند که حریم شکنی هم صورت نگیرد. من الان دارم فکر می کنم که اگر من یک پسر داشتم چگونه باید این موضوع را با او در میان می گذاشتم! به نظر من برخلاف خیلی ها که این مسائل را تابو می کنند، مرحوم بهشتی با ظرافت خاصی این موضوع را با من در میان گذاشتند. ملوک السادات بهشتی: ما از ایشان پرسیدیم که چرا به این سطح از هجمه هایی که به سمت شما وجود دارد پاسخ نمی دهید؟! آخر شب هم بود و ایشان خیلی خسته بود. اما خیلی نکته جالبی گفتند؛ گفتند که باباجان میدانید این هجمه ها همه اش به خاطر حسادت است! وگرنه من کاری به کار کسی ندارم و وظیفه خودم را انجام میدهم. ایشان می گفت آنقدر زمان ما کم است که نباید فرصت را برای پاسخگویی به تهمت ها بگذاریم. این همفکری ها در حوزه های دیگر هم بود. مثلا درباره انتخاب رشته تحصیلی هم مطرح بود. من در آن زمان معدل خیلی خوبی داشتم و می توانستم در هر رشته ای که می خواهم وارد دانشگاه بشوم. من در معرض این بودم که دانشجوی پزشکی بشوم یا دنبال علاقه شخصی خودم که فلسفه بود بروم. ایشان به من گفتند برو با افرادی که در عرصه پزشکی یا اجتماعی هستند مشورت کن. ایشان من را سراغ افرادی فرستادند و من رفتم با دکتر پیمان و چند نفر دیگر صحبت کردم. ایشان به من گفتند که اگر بخواهی فلسفه بخوانی آخرسر باید معلم شوی و من از معلمی اصلا خوشم نمی آمد. یک نکته دیگری هم در این زمینه گفتند که اگر بخواهی در این رشته درس بخوانی ممکن است درباره آن چیزی که در باورهایت به آن رسیدی و بین معیشت و زندگی ات فاصله بیفتد، ببین می توانی در این موقع هم باورهایت را حفظ کنی و هم زندگی ات را کنی یا خیر. در آخر من به رشته پزشکی رفتم و بعد از 3 سال تغییر رشته دادم و همان فلسفه را خواندم. این موضوع فقط مخصوص به خانواده هم نبود. من یادم هست یک آقایی بود به اسم محمود جعفریان که در حوزه هنر کار می کرد اما خانواده بسیار مذهبی داشت اما با توصیه شهید بهشتی به دانشکده هنرهای زیبا رفته بود و فعالیت می کرد. یک روز نزد مرحوم بهشتی آمد و گفت که پدر من مدام سر سجاده نشسته است و مرا نفرین می کند که چرا در حوزه هنر درس می خوانم! یادم هست که مرحوم بهشتی بلافاصله بعد از شنیدن حرف های آن جوان که در حوزه عروسک سازی فعالیت می کرد، تلفن را برداشت و به پدر او زنگ زد و 20 دقیقه با او صحبت کرد و گفت که کار پسر شما کار بدی نیست و ما به چنین افرادی در جامعه نیاز داریم و این هم منافاتی با دین داری او ندارد. بالاخره پدر این جوان با صحبت های مرحوم بهشتی متقاعد شد و آن جوان هم کارش را ادامه داد. علیرضا بهشتی: وقتی آقای بهشتی می گوید که انسان یک موجود انتخاب گر است که باید خودش راهش را انتخاب کند که به راه خیر برود یا به راه شر، در مورد خانواده هم همین فکر را می کند. من یادم هست که قبل از انقلاب تلویزیون داشتیم در حالی که خانواده های مذهبی کمتر تلویزیون داشتند. خبرآنلاین: البته گفته می شود جز خانواده های مرفه بودید؟ علیرضا بهشتی: ما خانواده متوسطی بودیم و درآمد خانواده هم از راه کارمندی آموزش و پرورش بود. محمدرضا بهشتی: ایشان با مرحوم مادرم روزهای جمعه به صفائیه قم برای پیاده روی می رفتند. آن موقع هم بیشتر درخت و باغ بوده تا الان که دیگر تبدیل به ساختمان، پاساژ و مراکز تجاری شده است. آن زمان، این رفتار در قم خیلی غیرعادی بود و می گفتند که طلبه ای پیدا شده که روزهای جمعه با خانمش به صفائیه برای صفا می رود! ولی مرحوم بهشتی وقتی این را درست می دانست، انجام می داد. یا مثلا ایشان به خاطر لباسش اگر یک جایی درست می دانست که باید برود، دیگر ابایی نداشت. چون انتخاب کرده بود ایران، آلمان و اروپا با همین لباس می رفت. خبرآنلاین: اساسا شهید بهشتی نگاه اینگونه نداشتند که باید رفاه را کنار گذاشت؟نگاهی که بعضی روحانیت یا طیف مذهبی آن زمان داشتند؟ علیرضا بهشتی:خیر. ما یک رفاه نسبی داشتیم اما ولخرجی هم نمی کردیم. ایشان یک صندوق قرض الحسنه در خانه دایر کرده بود که اگر کسی می خواست بیشتر از پول تو جیبی اش پول بگیرد از آن صندوق پول اضافه می گرفت. برگردیم به بحث تلویزیون. ایشان هیچ وقت ما را کنترل نمی کرد که چه چیزی را ببینیم و چه چیزی را نبینیم. گویی این کنترل خرده خرده در درون ما رشد کرد که مثلا فلان چیز را می دیدیم یا فلان چیز را نمی دیدیم و تلویزیون را خاموش می کردیم. خود آقای بهشتی از همان زمانی که وارد زندگی شده است شروع به انتخاب گری کرده است. آن چیزهایی که احساس کرده خوب است حفظ کرده است و آن چیزی را که به نظرش بد بوده است کنار گذاشته است. مثلا ایشان در برهه ای وسواس شدید داشت و وقتی به قم می رود چند سالی روی خودش کار می کند و وسواس را کنار می گذارد. یا مثلا یک چیزهایی که هم لباسی هایش از روی سنت رعایت می کردند و نه دین، کنار می گذاشت. در آن موقع کمتر روحانی ای بود که رانندگی کند اما ایشان مقید بود که حتما با لباس روحانیت رانندگی کند. حتی ایشان در خارج و در هر شرایطی لباس روحانیت را کنار نمی گذاشتند. یا حتی زندگی ما شبیه زندگی بسیاری از روحانیون دیگر بود و من به شخصه بعد از شهادت ایشان بود که متوجه شدم روحانیون شیوه زندگی سنتی هم دارند. خبرآنلاین: کدام یک از دوستان ایشان زندگی شبیه به زندگی خانوادگی شهید بهشتی داشتند؟ علیرضا بهشتی: مثلا آقای باهنر، آقای مفتح، آقای مطهری و آقای طالقانی هم نوع زندگیشان شبیه ما بود. البته با دیگر روحانیون هم رفت و امد داشتند اما نوع زندگی مختص به خودش را برگزیده بود. هرچند این موضوع در مقطعی مساله ساز هم شد؛ زمانی که ایشان در سال ۱۳۴۹ گزارش مرکز اسلامی هامبورگ را در حسینیه ارشاد ارائه کرد درباره نوع پوشش همسر و دختر شهید بهشتی از ایشان سوال کردند که ایشا ...

ادامه مطلب  

کیست ها چه بلایی سرمان می آورند  

درخواست حذف این مطلب
ترس و نگرانی اولین واکنش به شنیدن اسم «کیست» است اما آیا کیست ها به اندازه اسم شان ترسناکند؟ تقریبا در تمام اعضای بدن ممکن است ضایعه ای به نام کیست به وجود بیاید.جمهوریت؛ ترس و نگرانی اولین واکنش به شنیدن اسم «کیست» است اما آیا کیست ها به اندازه اسم شان ترسناکند؟ تقریبا در تمام اعضای بدن ممکن است ضایعه ای به نام کیست به وجود بیاید. کیست ها در واقع کیسه های توپی شکلی هستند که درون آنها پر از آب، خون و حتی بافت هایی از بدن، مثل ناخن، مو و پوست است. بیشتر کیست ها خطری ندارند، پس فکر نکنید با مبتلا شدن به یکی از این توپ ها زندگی تان فلج می شود. شاید اختلالی در زندگی تان به وجود بیاید اما باید بدانید که کیست ممکن است به سراغ هر کسی برود. آنچه اهمیت دارد این است که وجود کیست در اندامی، نشانه شروع بیماری حاد در آن اندام نیست، پس زیاد نگران نباشید و ترس و دلهره را کنار بگذرارید چون این توپ های کوچک خیلی وقت ها آنقدر هم مهم نیستند. چاق و لاغر قدیم ترها کیست تخمدان بین چاق ها شایع بود اما الان عدالت برقرار است و همه افراد چه چاق چه لاغر در معرض این هستند که در سونوگرافی شان کیست دیده شود. 5 درصد 5 درصد کیست ها ممکن است خطرناک باشد. در صورتی که کیستی بترکد، می توان گفت آن کیست جزء آن پنج درصد خطرناک است. بعضی از توده های تخمدان در ابتدا شبیه به کیست های معمولی اند. البته پزشکان از همان ابتدا می دانند که این شبه کیست ها توده اند. این یعنی تصور نکنید که توده ها در ابتدا کیست بوده اند. کیست های اصلی و شایع تقریبا در همه جای بدن تان ممکن است کیست به وجود بیاید اما در بعضی از اندام ها وجود کیست ها شایع تر است.در ادامه مهم ترین اندام هایی را که ممکن است کیستی شود لیست کرده ایم. کیست ها چه بلایی سرمان می آورند؟ کیست پستان سرطان نیست * چطور به وجود می آید: وقتی که غده ها و بافت همبند سینه، زیادی رشد کنند، مجراهای شیری بسته می شوند، در نتیجه بافت ها بزرگ و پر آب می شوند. * عوارض: درد تنها عارضه این نوع کیست هاست. باید توجه داشته باشید که کیست های سینه نمی تواند خطری داشته باشد، بنابراین اگر کیست دارید، هوا برتان ندارد. با کیست های ساده به سرطان سینه مبتلا نمی شوید. * درمان: در صورت ابتلا به کیست پستان، پزشکان معمولا قرص های ویتامین e و شربت عصاره کل مغربی تجویز می کنند. * در چه سنی شایع تر است: در سنین باروری، یعنی پانزده تا چهل و پنج سالگی، احتمال دچار شدن به کیست بیشتر است. * جنسیت چه نقشی دارد: آقایان به هیچ عنوان به کیست پستان مبتلا نمی شوند چون فقط بافت های شیردهی مستعد کیست است. کیست تخمدان خطر ترکیدن * چطور به وجود می آید: توده های تخمدانی معمولا خوش خیم اند که اغلب از نسج تخمدان تولید می شود. ممکن است کیست های تخمدانی از فولیکول های سطح تخمدان سرچشمه بگیرد. استرس، استفاده بی رویه از داروهای ضد باروری و تغییرات هورمونی از دلایل به وجود آمدن کیست ها هستند. * عوارض: درد و تغییرات غیر عادی در سیکل ماهانه از عوارض مبتلا شدن به کیست های تخمدان است. * درمان: پزشک احتمالا داروهای تنظیم هورمونی تجویز می کند. هر چند که این کیست ها در بازه یک ماه تا سه ماهه از بین می رود اما اگر کیست بترکد احتمالا کار به جراحی کشیده می شود. * در چه سنی شایع تر است: کیست تخمدان هم درست مثل سن کیست پستان است، احتمال دارد در بازه سنی پانزده تا چهل و پنج سال کیست تخمدان سراغ افراد بیاید. * جنسیت چه نقشی دارد: کیست تخمدان مخصوص خانم هاست. کیست کلیه مواظب جیب تان باشید * چطور به وجود می آید: تجمع ادرار در بخش هایی از کلیه باعث به وجود آمدن کیست کلیه می شود. * عوارض: تقریبا هیچ عوارضی ندارد مگر این که پهلودرد به سراغ تان بیاید که البته این موضوع خیلی نادر است. کیست های کلیه زندگی شما را مختل نمی کنند پس کاری به کارشان نداشته باشید. * درمان: هیچ درمانی برای کیست کلیه وجود ندارد. قاعدتا درمان هم نمی شوند چرا کهت بی اهمیت هستند. اگر دیدید اورولوژیستی به شما پیشنهاد داد که با روش های نوین پزشکی مثل سوزن زدن کیست، درمان تان کند، بدانید که فقط می خواهد جیب تان را خالی کند. البته در موارد نادر مثل وجود درد و بزرگ شدن می توانید از این روش درمانی استفاده کنید. * در چه سنی شایع تر است: کیست کلیه، کیست کهولت سن است. افراد بالای 40 سال بیشتر در معرض این بیماری هستند. * جنسیت چه نقشی دارد: هم خانم ها و هم آقایان به کیست کلیه مبتلا می شوند اما کیست کلیه در آقایان بیشتر است. کیست ها چه بلایی سرمان می آورند و چگونه درمان می شوند؟ کیست مغز سرتو بدزد رفیق * چطور به وجود می آید: اگر به سر ضربه ای وارد شود یا سابقه سکته مغزی در شخص وجود داشته باشد، احتمال ابتلا به کیست مغزی بیشتر است. به جز همه اینها ممکن است کیست مغزی مادرزادی باشد و از بدو تولد آن بالا، لانه کرده باشد اما یکی دیگر از دلایل وجود کیست مغزی، عفونت و وجود انگل در مغز است. * عوارض: هیچ عوارضی ندارد و تا زمانی که سی ...

ادامه مطلب  

کیست چیست و چه بلایی سرمان می آورد؟  

درخواست حذف این مطلب
ممکن است با شنیدن اسم کیست باعث نگرانی و ترس شما شود. امام واقعا کیست ترسناک است؟ ممکن است در هر نقطه از بدن کیست بوجود بیاید.کیست ها در واقع کیسه های توپی شکلی هستند که درون آنها پر از آب، خون و حتی بافت هایی از بدن، مثل ناخن، مو و پوست است. بیشتر کیست ها خطری ندارند، پس فکر نکنید با مبتلا شدن به یکی از این توپ ها زندگی تان فلج می شود. شاید اختلالی در زندگی تان به وجود بیاید اما باید بدانید که کیست ممکن است به سراغ هر کسی برود. آنچه اهمیت دارد این است که وجود کیست در اندامی، نشانه شروع بیماری حاد در آن اندام نیست، پس زیاد نگران نباشید و ترس و دلهره را کنار بگذرارید چون این توپ های کوچک خیلی وقت ها آنقدر هم مهم نیستند.چاق و لاغرقدیم ترها کیست تخمدان بین چاق ها شایع بود اما الان عدالت برقرار است و همه افراد چه چاق چه لاغر در معرض این هستند که در سونوگرافی شان کیست دیده شود.5 درصد5 درصد کیست ها ممکن است خطرناک باشد. در صورتی که کیستی بترکد، می توان گفت آن کیست جزء آن پنج درصد خطرناک است. بعضی از توده های تخمدان در ابتدا شبیه به کیست های معمولی اند. البته پزشکان از همان ابتدا می دانند که این شبه کیست ها توده اند. این یعنی تصور نکنید که توده ها در ابتدا کیست بوده اند.کیست های اصلی و شایعتقریبا در همه جای بدن تان ممکن است کیست به وجود بیاید اما در بعضی از اندام ها وجود کیست ها شایع تر است.در ادامه مهم ترین اندام هایی را که ممکن است کیستی شود لیست کرده ایم.کیست پستانسرطان نیست* چطور به وجود می آید: وقتی که غده ها و بافت همبند سینه، زیادی رشد کنند، مجراهای شیری بسته می شوند، در نتیجه بافت ها بزرگ و پر آب می شوند.* عوارض: درد تنها عارضه این نوع کیست هاست. باید توجه داشته باشید که کیست های سینه نمی تواند خطری داشته باشد، بنابراین اگر کیست دارید، هوا برتان ندارد. با کیست های ساده به سرطان سینه مبتلا نمی شوید.* درمان: در صورت ابتلا به کیست پستان، پزشکان معمولا قرص های ویتامین e و شربت عصاره کل مغربی تجویز می کنند.* در چه سنی شایع تر است: در سنین باروری، یعنی پانزده تا چهل و پنج سالگی، احتمال دچار شدن به کیست بیشتر است.* جنسیت چه نقشی دارد: آقایان به هیچ عنوان به کیست پستان مبتلا نمی شوند چون فقط بافت های شیردهی مستعد کیست است.کیست تخمدانخطر ترکیدن* چطور به وجود می آید: توده های تخمدانی معمولا خوش خیم اند که اغلب از نسج تخمدان تولید می شود. ممکن است کیست های تخمدانی از فولیکول های سطح تخمدان سرچشمه بگیرد. استرس، استفاده بی رویه از داروهای ضد باروری و تغییرات هورمونی از دلایل به وجود آمدن کیست ها هستند.* عوارض: درد و تغییرات غیر عادی در سیکل ماهانه از عوارض مبتلا شدن به کیست های تخمدان است.* درمان: پزشک احتمالا داروهای تنظیم هورمونی تجویز می کند. هر چند که این کیست ها در بازه یک ماه تا سه ماهه از بین می رود اما اگر کیست بترکد احتمالا کار به جراحی کشیده می شود.* در چه سنی شایع تر است: کیست تخمدان هم درست مثل سن کیست پستان است، احتمال دارد در بازه سنی پانزده تا چهل و پنج سال کیست تخمدان سراغ افراد بیاید.* جنسیت چه نقشی دارد: کیست تخمدان مخصوص خانم هاست.کیست کلیهمواظب جیب تان باشید* چطور به وجود می آید: تجمع ادرار در بخش هایی از کلیه باعث به وجود آمدن کیست کلیه می شود.* عوارض: تقریبا هیچ عوارضی ندارد مگر این که پهلودرد به سراغ تان بیاید که البته این موضوع خیلی نادر است. کیست های کلیه زندگی شما را مختل نمی کنند پس کاری به کارشان نداشته باشید.* درمان: هیچ درمانی برای کیست کلیه وجود ندارد. قاعدتا درمان هم نمی شوند چرا کهت بی اهمیت هستند. اگر دیدید اورولوژیستی به شما پیشنهاد داد که با روش های نوین پزشکی مثل سوزن زدن کیست، درمان تان کند، بدانید که فقط می خواهد جیب تان را خالی کند. البته در موارد نادر مثل وجود درد و بزرگ شدن می توانید از این روش درمانی استفاده کنید.* در چه سنی شایع تر است: کیست کلیه، کیست کهولت سن است. افراد بالای 40 سال بیشتر در معرض این بیماری هستند.* جنسیت چه نقشی دارد: هم خانم ها و هم آقایان به کیست کلیه مبتلا می شوند اما کیست کلیه در آقایان بیشتر است. کیست مغزسرتو بدزد رفیق* چطور به وجود می آید: اگر به سر ضربه ای وارد شود یا سابقه سکته مغزی در شخص وجود داشته باشد، احتمال ابتلا به کیست مغزی بیشتر است. به جز همه اینها ممکن است کیست مغزی مادرزادی باشد و از بدو تولد آن بالا، لانه کرده باشد اما یکی دیگر از دلایل وجود کیست مغزی، عفونت و وجود انگل در مغز است.* عوارض: هیچ عوارضی ندارد و تا زمانی که سی تی اسکن و ام آر آی انجام نشود فرد نمی فهمد که در مغز کیستی جا خوش کرده است.* درمان: کیست های مغزی درمان ندارند و عموما هم جراحی ...

ادامه مطلب  

کیست ها چه بلایی سرمان می آورند؟  

درخواست حذف این مطلب
ترس و نگرانی اولین واکنش به شنیدن اسم «کیست» است اما آیا کیست ها به اندازه اسم شان ترسناکند؟ تقریبا در تمام اعضای بدن ممکن است ضایعه ای به نام کیست به وجود بیاید. کیست ها در واقع کیسه های توپی شکلی هستند که درون آنها پر از آب، خون و حتی بافت هایی از بدن، مثل ناخن، مو و پوست است. بیشتر کیست ها خطری ندارند، پس فکر نکنید با مبتلا شدن به یکی از این توپ ها زندگی تان فلج می شود. شاید اختلالی در زندگی تان به وجود بیاید اما باید بدانید که کیست ممکن است به سراغ هر کسی برود. آنچه اهمیت دارد این است که وجود کیست در اندامی، نشانه شروع بیماری حاد در آن اندام نیست، پس زیاد نگران نباشید و ترس و دلهره را کنار بگذرارید چون این توپ های کوچک خیلی وقت ها آنقدر هم مهم نیستند.چاق و لاغرقدیم ترها کیست تخمدان بین چاق ها شایع بود اما الان عدالت برقرار است و همه افراد چه چاق چه لاغر در معرض این هستند که در سونوگرافی شان کیست دیده شود.5 درصد5 درصد کیست ها ممکن است خطرناک باشد. در صورتی که کیستی بترکد، می توان گفت آن کیست جزء آن پنج درصد خطرناک است. بعضی از توده های تخمدان در ابتدا شبیه به کیست های معمولی اند. البته پزشکان از همان ابتدا می دانند که این شبه کیست ها توده اند. این یعنی تصور نکنید که توده ها در ابتدا کیست بوده اند.کیست های اصلی و شایعتقریبا در همه جای بدن تان ممکن است کیست به وجود بیاید اما در بعضی از اندام ها وجود کیست ها شایع تر است.در ادامه مهم ترین اندام هایی را که ممکن است کیستی شود لیست کرده ایم.کیست پستانسرطان نیست* چطور به وجود می آید: وقتی که غده ها و بافت همبند سینه، زیادی رشد کنند، مجراهای شیری بسته می شوند، در نتیجه بافت ها بزرگ و پر آب می شوند.* عوارض: درد تنها عارضه این نوع کیست هاست. باید توجه داشته باشید که کیست های سینه نمی تواند خطری داشته باشد، بنابراین اگر کیست دارید، هوا برتان ندارد. با کیست های ساده به سرطان سینه مبتلا نمی شوید.* درمان: در صورت ابتلا به کیست پستان، پزشکان معمولا قرص های ویتامین e و شربت عصاره کل مغربی تجویز می کنند.* در چه سنی شایع تر است: در سنین باروری، یعنی پانزده تا چهل و پنج سالگی، احتمال دچار شدن به کیست بیشتر است.* جنسیت چه نقشی دارد: آقایان به هیچ عنوان به کیست پستان مبتلا نمی شوند چون فقط بافت های شیردهی مستعد کیست است.کیست تخمدانخطر ترکیدن* چطور به وجود می آید: توده های تخمدانی معمولا خوش خیم اند که اغلب از نسج تخمدان تولید می شود. ممکن است کیست های تخمدانی از فولیکول های سطح تخمدان سرچشمه بگیرد. استرس، استفاده بی رویه از داروهای ضد باروری و تغییرات هورمونی از دلایل به وجود آمدن کیست ها هستند.* عوارض: درد و تغییرات غیر عادی در سیکل ماهانه از عوارض مبتلا شدن به کیست های تخمدان است.* درمان: پزشک احتمالا داروهای تنظیم هورمونی تجویز می کند. هر چند که این کیست ها در بازه یک ماه تا سه ماهه از بین می رود اما اگر کیست بترکد احتمالا کار به جراحی کشیده می شود.* در چه سنی شایع تر است: کیست تخمدان هم درست مثل سن کیست پستان است، احتمال دارد در بازه سنی پانزده تا چهل و پنج سال کیست تخمدان سراغ افراد بیاید.* جنسیت چه نقشی دارد: کیست تخمدان مخصوص خانم هاست.کیست کلیهمواظب جیب تان باشید* چطور به وجود می آید: تجمع ادرار در بخش هایی از کلیه باعث به وجود آمدن کیست کلیه می شود.* عوارض: تقریبا هیچ عوارضی ندارد مگر این که پهلودرد به سراغ تان بیاید که البته این موضوع خیلی نادر است. کیست های کلیه زندگی شما را مختل نمی کنند پس کاری به کارشان نداشته باشید.* درمان: هیچ درمانی برای کیست کلیه وجود ندارد. قاعدتا درمان هم نمی شوند چرا کهت بی اهمیت هستند. اگر دیدید اورولوژیستی به شما پیشنهاد داد که با روش های نوین پزشکی مثل سوزن زدن کیست، درمان تان کند، بدانید که فقط می خواهد جیب تان را خالی کند. البته در موارد نادر مثل وجود درد و بزرگ شدن می توانید از این روش درمانی استفاده کنید.* در چه سنی شایع تر است: کیست کلیه، کیست کهولت سن است. افراد بالای 40 سال بیشتر در معرض این بیماری هستند.* جنسیت چه نقشی دارد: هم خانم ها و هم آقایان به کیست کلیه مبتلا می شوند اما کیست کلیه در آقایان بیشتر است. کیست مغزسرتو بدزد رفیق* چطور به وجود می آید: اگر به سر ضربه ای وارد شود یا سابقه سکته مغزی در شخص وجود داشته باشد، احتمال ابتلا به کیست مغزی بیشتر است. به جز همه اینها ممکن است کیست مغزی مادرزادی باشد و از بدو تولد آن بالا، لانه کرده باشد اما یکی دیگر از دلایل وجود کیست مغزی، عفونت و وجود انگل در مغز است.* عوارض: هیچ عوارضی ندارد و تا زمانی که سی تی اسکن و ام آر آی انجام نشود فرد نمی فهمد که در مغز کیستی جا خوش کرده است.* درمان: کیست های مغزی درمان ندارن ...

ادامه مطلب  

زنان در محاصره «کیست»  

درخواست حذف این مطلب
بارها و بارها دچار شکم دردهای شدید می شوید و قاعدگی تان نامنظم شده است؟ انواع و اقسام گیاهان دارویی را استفاده کرده اید تا از این دردهای ناخوشایند خلاص شوید؟ اگر به همه این سوالات پاسخ مثبت می دهید، باید بدانید که ممکن است به کیست تخمدان مبتلا شده باشید و برای اطمینان باید به پزشک متخصص زنان مراجعه کنید و با انجام سونوگرافی از این موضوع مطمئن شوید.بعد از این که معلوم شد مشکل تان کیست تخمدان است، می توانید برای درمان آن از متخصص طب سنتی کمک بگیرید. «دکتر سعید صانعی» پزشک و مشاور درمان های گیاهی و طب سنتی شما را با درمان هایی که برای برطرف کردن کیست تخمدان می توانید از آنها کمک بگیرید، آشنا می کند.امروزه بسیاری از خانم ها به کیست تخمدان مبتلا هستند و این مشکل بیشتر در خانم های جوان دیده می شود. هنوز دلیل اصلی ابتلا به کیست تخمدان مشخص نیست. برای مثال، بسیاری از متخصصین یکی از مهم ترین دلایل ابتلا به کیست تخمدان را، اختلالات هورمونی می دانند. این اختلالات هورمونی می تواند منشأ مغزی داشته باشند.برخی هورمون های ترشح شده از مغز، باعث ترشح هورمون های دیگری می شوند و این هورمون ها، آزاد شدن تخمک و در نهایت قاعدگی را به همراه دارد. این هورمون ها به صورت دوره ای در بدن ترشح می شوند. معمولا تخمک های آزاد نشده جذب می شوند و از بین می روند ولی در صورتی که این تخمک ها جذب نشوند، کیست تخمدان به وجود می آید.برخی از کیست ها بزرگ و برخی دیگر کوچک هستند. نگاه طب سنتی به کیست تخمدان با طب جدید متفاوت است. خانم هایی که عادت دارند لباس های نازک بپوشند و در جای سرد بنشینند، دچار سوء مزاج می شوند که این سوء مزاج حالت سرد و رطوبتی دارد. این دسته از خانم ها مستعد ابتلا به کیست تخمدان هستند. همچنین آن دسته از خانم هایی که عادت دارند در زمان قاعدگی زیاد حمام بروند، ممکن است دچار کیست تخمدان شوند.خوردن برخی از غذاها هم در کیست تخمدان می توانند نقش داشته باشند. برای مثال، استفاده از غذاهایی که در آنها مرغ به کار رفته، ممکن است باعث اختلال هورمونی و ابتلا به کیست تخمدان در خانم ها شود، به ویژه در شرایطی که از بال و گردن استفاده شود. استفاده از گوجه فرنگی، قارچ و خیار هم می تواند ابتلا به کیست تخمدان را به همراه داشته باشد.مصرف برخی از خوراکی ها مثل کاکائو و شکلات هم ممکن است در ابتلا به کیست تخمدان نقش داشته باشد. استفاده از گوشت زیاد، قهوه و نوشابه هم می تواند باعث ابتلا به کیست تخمدان شود. مصرف روغن های جامد و استفاده از فست فود (fast food)، احتمال ابتلا به کیست تخمدان را به همراه دارد. استفاده از خامه، چای پررنگ و سرخ کردنی نیز ممکن است باعث ابتلا به کیست تخمدان شود.یکی از مهم ترین عوامل، پرخوری است. همچنین مصرف قندهای مصنوعی (قندهایی که در آب میوه ها و برخی خوراکی های صنعتی به کار می روند.) می تواند باعث رشد و افزایش میکروب های مقصر در روده شوند که این میکروب ها با آزاد کردن هورمون، باعث اختلال هورمونی و افزایش استروژن می شوند. افزایش استروژن در بدن، مانع از بین رفتن کیست تخمدان می شود، ضمن این که چاقی دور شکم و سینه را در خانم ها به همراه دارد.افرادی که در اثر این نوع اختلال هورمونی، دچار کیست تخمدان (سندرم پلی کیستیک تخمدان) می شوند، مشکلات دیگری هم دارند. افرادی که سندرم پلی کیستیک تخمدان دارند به مشکلات دیگری چون موی زائد نیز دچار می شوند. ریزش موی سر و چرب شدن بدن و صورت هم می تواند در نتیجه ابتلا به سندرم پلی کیستیک تخمدان به وجود بیاید. برخی از گیاهان دارویی مانند رازیانه و عروسک پشت پرده برای درمان کیست تخمدان به کار می روند.ابتلا به کیست تخمدان معمولا با علائمی همراه است که یکی از مهم ترین این علائم درد است. بیشتر خانم هایی که به کیست تخمدان مبتلا هستند، معمولا دچار درد در ناحیه کشاله ران می شوند. احساس پری و فشاری در ناحیه شکم، یکی دیگر از علائم ابتلا به کیست تخمدان است. گاهی خونریزی غیر عادی در قاعدگی، می تواند علت ابتلا به سایر بیماری های زنان، مثل فیبروم رحم (نوعی تومور خوش خیم – uterine fibroids) باشد. همچنین برخی از خانم هایی که به کیست تخمدان مبتلا هستند، دچار افت فشار خون می شوند.در برخی از موارد کیست تخمدان می تواند هیچ علامتی نداشته باشد و در زمان سونوگرافی به صورت اتفاقی این کیست ها شناسایی شوند ولی در بسیاری از موارد تا زمانی که علائمی وجود نداشته باشد، احتیاج به سونوگرافی نیست. درمان کیست تخمدان در طب سنتی، شرایط مخصوص به خود را دارد که یکی از مهم ترین این شرایط اندازه کیست است.خوردنی های شفابخشبرخی از خانم ها تصور می کنند که درمان ...

ادامه مطلب  

آیا کیست دندان خطرناک است؟  

درخواست حذف این مطلب
یکی از رایج ترین مشکلات، در بین بیمارانی که از خدمات فوری و اورژانسی دندانپزشکی استفاده میکنند، کیست دندان است، ایجاد درد ناگهانی و بی مقدمه میتواند یکی از علایم بالقوه کیست دندان باشد.تیتر20- کیست دهان برآمدگی هایی است که داخل و اطراف دهان ایجاد می شود. کیست در واقع کیسه ای بافتی حاوی مایع یا مواد دیگر است که ممکن است روی لب، گونه، لثه و فک شکل گیرد. کیست نزدیک به دندان را کیست دندانی گویند.از سوال های رایج از دندانپزشک ها، نگرانی در مورد کیست های دندانی است. متاسفانه تلقی اشتباهی در مورد کیست های دندانی در میان مردم وجود دارد و حتی خیلی از همکاران دندان پزشک هم با کاربرد نادرست واژهٔ کیست در توضیح به بیمارانشان، به این تلقی اشتباه دامن می زنند؛ اما فی الواقع کیست دندانی چیست؟ چه طور درمان می شود و آیا خطرناک است یا خیر؟ در این مقاله به این سؤالات شما به صورت کامل پاسخ می دهم.کیست چیست؟دندانپزشکان از اصطلاح «ضایعه» برای مواردی که در رادیوگرافی ها (عکس های فک و دندان شما) می بینند استفاده می کنند. کیست در اصل یک اصطلاح پاتولوژیک است؛ یعنی در واقع تشخیص قطعی کیست بر اساس شواهدی که زیر میکروسکوپ دیده می شود مسجل می شود؛ بنابراین در بیشتر موارد اطلاع واژهٔ کیست تا زمانی که جواب پاتالوژیست به دستمان نرسد یعنی بعد از خارج شدن با جراحی و فرستادن به پاتولوژیست، اطلاق درستی نیست؛ اما در مواردی با توجه به تکنولوژی های جدید و نه چندان معمول (مانند استفاده از رادیوگرافی cbct یا با استفاده از سونوگرافی) امکان تشخیص نسبتاً قطعی قبل از خارج کردن برای کیست های ناحیه فک و صورت و دندانی وجود دارد؛ بنابراین استفاده از اصطلاح ضایعه درست است و نه کیست. کیست در واقع یک حفرهٔ توخالی به صورت کیسه مانند یا حاوی مایع (مواد نیمه جامد) با دیواره یا غشای متمایز از بافت اطراف است.کیست ها چند نوع هستند؟کیست های ناحیه فک (در سینوس ها و بافت نرم ناحیه دهان و صورت تقسیم بندی کیست ها متفاوت است) به طور کلی به دو نوع کیست ها با منشأ التهابی و کیست های با منشأ تکاملی تقسیم می شوند. کیست های منشأ التهابی که به خاطر پوسیدگی یا ضربه به دندان ها یا عفونت دندان ترمیم شده ممکن است ایجاد شوند موضوع صحبت ما هستند که شایع ترین آن ها کیست رادیکولار یا پری آپیکال (کیست مربوط به ریشهٔ دندان) است. طبقه بندی کلی کیست ها پیچیده و طولانی است و سایرکیست های غیر التهابی و خارج استخوان فکین موضوع صحبت ما نیستند. کیست همان عفونت است؟کیست همان عفونت نیست. کیست ها می توانند که عفونی بشوند که در این صورت درد هم می توانند ایجاد کنند. آبسه های عفونی که با تورم همراه هستند و فیستول های چرکی که از آن ها ترشحات چرکی خارج می شود کیست نیستند. هر چند که عفونت می تواند از طریق مکانیسم هایی با تحریک دسته ای از سلول ها، به ایجاد کیست منجر بشود ولی این دو، مقوله های متفاوت از هم هستند.بعد از گذشت مدتی از یک پوسیدگی یا ضربه منجر به مرگ پالپ (محتویات کانال های عصبی) دندان، ممکن است که در پای ریشه یک ضایعه تشکیل شود. در بیشتر موارد این ضایعه که فقط در رادیوگرافی های دندانی مشاهده می شود، یک گرانولوم است (و نه کیست یا آبسه). گرانولوم می تواند در آینده تبدیل به کیست شود یا حتی می تواند تبدیل به آبسه هم بشود. ولی دردناک نیست و شاید در ضربه دندان اندکی درد یا حس متفاوت داشته باشد.فرق آبسه با کیست چیست؟آبسه یک حالت التهابی کلینیکی است که دندان پزشک با معاینه آن را تشخیص می دهد. آبسه در عکس رادیوگرافی اغلب ممکن است دیده نشود. آبسه به تنهایی بعد از مرگ پالپ (عصب) دندان و عفونی شدن کانال های دندان می تواند به وجود آمده باشد یا بعد از وجود یک کیست یا گرانولوم ایجاد شده باشد. در درجهٔ اول وقتی با ضایعه ای مواجه هستیم نمی دانیم که واقعاً ک ...

ادامه مطلب  

بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهد  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسایشگاه معلولان شهید بهشتی مشهدتصاویر بازارچه خیریه شکوه مهرورزی آسا ...

ادامه مطلب  

تشکیل حزب جمهوری اسلامی «نظر ولایی» امام بود/سازشکاران می خواهند بهشتی را سازشکار معرفی کنند/می خواه  

درخواست حذف این مطلب
گروه احزاب- خبرگزاری فارس: واقعه هفتم تیر حادثه ای تروریستی بود که نام یک حزب را در تاریخ انقلاب جاودانه کرد، حزب جمهوری اسلامی که برای ایجاد انسجام تشکیلاتی و مقابله با لیبرال ها راه خود را در سپهر سیاسی پسا انقلابی گشوده بود، پس از برخی تحولات سیاسی دستخوش تغییراتی شد، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال 60 اتفاقی بود که در حیات این حزب تاثیر بسیاری گذاشت.حزب جمهوری اسلامی مهم ترین حزب در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، شماری از شخصیت های علمی، مذهبی و سیاسی ایران که در پیروزی انقلاب نقش داشتند و از یاران امام خمینی بودند حزب جمهوری اسلامی را در سال 1357 تأسیس کردند. این حزب به خاطر حُسن شهرت مؤسسان روحانی آن، به شدت از سوی جامعه انقلابی ایران مورد استقبال قرار گرفت و «سید محمد حسینی بهشتی» نخستین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی شد.اسدالله بادامچیان نایب رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در این مصاحبه ضمن مروری بر روند شکل گیری و علل و انگیزه های تاسیس حرب موتلفه اسلامی بر این باور است که حزب جمهوری اسلامی ورای یک حزب به تعبیر کنونی آن، ضرورت انقلاب در نظم تشکیلاتی برای تداوم جریان مبارزاتی حضرت امام با رژیم پهلوی بود.وی با تشریح نگاه اسلام به تحزب این پدیده را بنا به شروطی مورد قبول می داند هرچند حزب جمهوری را حزبی متشکل از آرای متفاوت توصیف می کند.بادامچیان آمریکا، وسوسه خناس،شیطان و گروه ها و افراد فریب خورده را دشمنان شهید بهشتی قلمداد کرده و تاکید دارد که نباید بگذاریم بهشتی های الان مظلوم واقع شوند.متن مصاحبه گروه احزاب خبرگزاری فارس با اسدالله بادامچیان نایب رئیس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در ذیل می آید:*تحزب در اسلام لازم و مفید برای اجتماع استفارس: نگاه اسلام به مقوله تحزب چگونه است؟چه دسته بندی هایی در این زمینه وجود دارد؟بادامچیان: طبعاً تفاوت تحزب اسلامی با غیر اسلامی، غربی، کمونیستی، فاشیستی، ملی گرا، لیبرال - دموکراسی، لیبرال - دموکراتیک غربی که چپ غربی است حائز اهمیت است. چون مسئله تحزب در اسلام امری لازم و مفید برای اجتماع است ولی شرط و شروطی دارد. اینکه من در دو کتابی که در مورد تحزب نوشته ام به این بحث اشاره کرده ام که اساساً کدام تحزب؟آنکه در قرآن فهم من است این است که یک حزب الله داریم که حزبی خدامحور است؛ یک حزب الشیطان وجود دارد که به تعبیر قرآن «هم الخاسرون» است. احزاب دیگری نیز هستند که نه حزب الله و نه حزب الشیطانند بلکه احزابی هستند که به تعبیر قرآن «بمالدیهم فرحون» هستند و خود را قبول دارند و به خاطر اهداف خاص خود دور هم جمع شدند.فارس:حزب جمهوری اسلامی بر اساس چه ضرورتی شکل گرفت؟ یک بازگویی از سیر تاسیس این حرب داشته باشید.بادامچیان: حزب جمهوری اسلامی حزبی نبود که سیاسیون دور هم جمع شوند و بگویند می خواهیم حزب راه بیاندازیم. ضرورت انقلاب در نظم تشکیلاتی بود و ضرورت حزبی برای بعد از پیروزی انقلاب که از حرکت انقلابی و اسلامی که امام علیه رژیم حاکم انجام می داد حال تبدیل به حزب درون حکومت و نظام شد.در سال حدود 56 این موضوع مطرح شد که احتمال اینکه انقلاب به پیروزی برسد وجود دارد و برای بعد از پیروزی باید حزبی متناسب با آن مرحله از انقلاب داشته باشیم. قبل آن احزاب مخفی و سرّی بودند و هرکسی عضو حزب می شد باید پی شکنجه ساواک و دستگاه های امنیتی رژیم را به جان می خرید. این بحث ها حدودا از دی ماه 1356 با آقای بهشتی و دوستان که من هم در آن جمع بودم مطرح شد.*تشکیل حزب جمهوری اسلامی «نظر ولایی» امام بودامام در اسفند 56 فرمودند همه با هم یک حزب بشوید. کار در مجموعه ما از حد یک تحلیل سیاسی گذشت و به حد یک«نظر ولایی» رسید. وقتی به این نظر ولایی رسیدیم آنجا بحث شد که ما چگونه حزبی را باید تشکیل دهیم که حزبی اسلامی، ولایی و ولایت پذیر باشد و این حزب غیر از حزب اسلامی باشد که اسلامی هست ولی بالای سرش ولایت فقیه نیست.*بهشتی خود را در معرض افرادی قرار داد که احتمال دستگیری یا ترور آنها می رفتبر این اساس برای ترکیب حزب بحث شد و بالاخره قرار شد حزبی با سه گروه 10 نفره از مؤتلفه ای ها، جامعه روحانیت و مدرسین و از بین سایر تشکل ها و چهره های درخدمت امام و انقلاب تشکیل شود که یا سه تا 10 نفره باشند و یا سه تا 7 نفر. یعنی نیمی از اینها اسامی شان اعلام شود و به قول آقای بهشتی اعتبار مجموعه شوند ولو اینکه رژیم دستگیر و شهیدشان کند و نیم دیگر کار را اداره کنند که اگر اینها هم دستگیر یا شهید یا ترور شدند کار ادامه یابد. جالب است که مرحوم شهید بهشتی خود را در تیپ اول و بنده را در تیپ دوم قرار داد. فارس: یعنی در خود را در تیپ افراد در معرض ترور قرار داد؟ بادامچیان: بله. خود را در معرض افرادی قرار داد که احتمال دستگیری یا ترور آنها می رفت. هرچه به ایشان گفتیم که شما از گذشته تا حالا چهره مخفی ما بودید و ما زیر شکنجه های سخت و علی رغم اینکه بسیار اذیت مان کردند پای شما را به صحنه نیاوردیم، ایشان گفتند الان مصلحت همین است که این یک حزب معتبر شود و شماها در قسمت دوم و چهره پنهانی حزب باشید. از این طریق که راه افتاد مرحوم عراقی را که خدمت امام فرستادیم که بپرسند. امام فرمودند من اینجا حفاظت لازم دارم و همین جا بمان. مرحوم عراقی نیز در پاریس ماند.بعد آقای بهشتی چارچوب را با امام حل کردند و به ایران برگشتند. امام با کلیت بحث موافقت داشت و کار را در اختیار خودشان گذاشته بود. اینجا از گروه روحانیت و مدرسین دعوت کردیم و 14 نفر شدند و شورای مرکزی حزب را تشکیل دادند و از تیپ ما نیز 7 نفر شدیم که خرداد 57 انتخاب کردیم که مرحوم شهید عراقی، مرحوم امانی، مرحوم عسگراولادی، شهید اسلامی، یکی دیگر از دوستان و بنده این 7 نفر را شامل می شدیم.*فارس: افراد دیگر چطور. همراه نشدند؟بادامچیان: از دوستان دیگر نتوانستیم خیلی همراه کنیم چون بین شان خیلی اختلاف سلیقه وجود داشت. بعد آقای عسگراولادی را خدمت امام فرستادیم. امام گفتند شما اینجا بمانید چون اگر بخواهید به کار حزب برسید از کارهای روزمره انقلاب می مانید. ان شاءالله با هم به ایران می رویم و به حزب فکر می کنیم. بنابراین عسگراولادی هم آنجا ماند و با هواپیمای امام برگشت. در اینجا در 22 بهمن که انقلاب پیروز شد، از 23 یا 24 بهمن امام از آقای هاشمی پرسیدند که آن حزب چه شد و پیگیر این قضیه شدند. ما مجبور شدیم 29 بهمن اعلام رسمی کنیم که مرحوم باهنر اساسنامه را در خانه شهید اسلامی نوشت. بنابراین این سیر تأسیس حزب جمهوری اسلامی بود.فارس: در مورد علت تأسیس حزب مقداری توضیح دهید. با چه ضرورتی حزب جمهوری تأسیس شد.بادامچیان: علت اول این بود که مرحوم بهشتی می گفت حزب متناسب با بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای نظام جمهوری اسلامی ولایی باید شکل گیرد.علت دوم این بود که بهشتی می گفت در دوران مبارزه چون مسائل سیاسی را به طور مخفی برگزار می کردیم، دوستان مخلص امام هم با سلایق و دیدگاه های مختلف شکل گرفتند. بعد از پیروزی انقلاب لازم است که این افراد در یک مجموعه زیر نظر روحانیتی که مورد تأیید امام است جمع شوند و با هم تبادل نظر کنند و افکارشان با هم هماهنگ شود.همچنین مشخص شود چه کسانی با امام هستند و چه کسانی واقعاً خط اصیل فقاهت و اسلام ناب نبوی، علوی و عاشورایی امام را قبول دارند و در مقابل چه کسانی دارای سلیقه های چپ و راست و غربگرا، ملی گرا و یا مقام گرا هستند.بنابراین شورای مرکزی حزب جمهوری، یک حزب به معنای واقعی نبود. جبهه ای از تفکرات با آرای گوناگون تحت نظارت یک مجموعه واحد مورد تأیید امام از روحانیت بود که رعایت تحزب اسلامی را در دستور کار قرار دهد. پس یکی از اهداف نزدیکی افکار و دل ها به هم بود تا همدیگر را درک کنند.*عده ای می گفتند آوردن مالیات در قانون اساسی ضد اسلام استتفکر دیگر نیز این بود که پالایش شوند. تیپ میرحسین موسوی که جزو شورای مرکزی دعوت شد معلوم بود که چپ غربی است و در نهایت دیدیم که چطور شد. یا مثلاً دیدیم که درون ما اسلامی و مذهبی بودند ولی به بهشتی می گفتند چون در قانون اساسی جمهوری اسلامی بحث مالیات ها را گذاشتید پس شما حتماً طرفدار سرمایه داری هستید. علت آن نیز این است که مالیات از درآمد است و درآمد هم از سرمایه است و سرمایه هم که سرمایه گذاری می شود پس شما با آوردن قانون مالیات به برقراری نظام سرمایه داری در ایران کمک می کنید و این ضد اسلام است. در مقابل بهشتی با خونسردی می گف ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفر شبانه رهبرانقلاب پس از عزل بنی صدر  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- فاطمه کرمانی: دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه از عمر انقلاب اسلامی، مملو از وقایع مهم و تعیین کننده ای است. رخدادهایی همچون ترور حضرت آیت الله خامنه ای، انفجار حزب جمهوری اسلامی و بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری همگی از جمله رخدادهایی هستند که در فاصله بسیار کوتاهی از هم صورت گرفتند و به اذعان بسیاری از کارشناسان تنها یکی از آنها کافی بود تا یک حکومت انقلابی نوپا را که در مرزهایش هم درگیر جنگی تمام عیار است، سرنگون کند.در ادامه بررسی پرونده ابعاد ناشناخته دهه ۶۰، به سراغ «حسین شمسایی» از مبارزان انقلاب اسلامی و اعضای قدیمی حزب جمهوری اسلامی رفتیم تا با مرور برخی حوادث سالهای نخستین دهه ۶۰ به بازخوانی برخی حوادث مهم آن دوران و نیز جایگاه این حزب در تحولات سیاسی کشور بپردازیم.این گفتگو حاوی خاطرات جذاب و ناشنیده ای از شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و حضرت آیت الله خامنه ای است.شمسایی که عضو کمیته استقبال از امام در ۱۲ بهمن ۵۷ بود همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عضویت این حزب در آمد و معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی شد. وی در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان رییس کل روابط عمومی دفتر رئیس جمهور مشغول بکار شد و پس از آن در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری شد. وی سپس وارد مجمع تشخیص مصلحت نظام شد و در کسوت مشاور فعالیت کرد.وی درحال حاضر عمده وقت خود را به مسائل فرهنگی اختصاص داده و مدیرعاملی موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام را برعهده دارد و معتقد است ورود به این عرصه مصداق «آتش به اختیاری» است که رهبر انقلاب فرمودند.در ادامه مشروح گفتگو با حسین شمسایی از نظرتان می گذرد:انقلاب اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده از جنگ تحمیلی تا تحریم های اقتصادی و ترور شخصیت های طراز اول نظام اما در این بین دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی از ویژگی های خاصی برخوردار است دهه ای که شاید بتوان گفت پایه های انقلاب را به درستی استحکام بخشید. رهبر انقلاب اسلامی اما این دهه را دهه مظلوم انقلاب معرفی کردند و فرمودند دهه ۶۰ آنطور که باید شناخته نشده است. بفرمایید دهه ۶۰ چه ویژگی هایی داشت که امروز بعد از گذشت ۴ دهه رهبر انقلاب از دغدغه مظلوم بودن و ناشناخته ماندن آن سخن به میان می آورند. انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید، از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب کشور با مشکلات داخلی فراوانی مواجه بود؛ مسئله قومیت ها، سنندج، ترکمن صحرا، کردستان؛ اینها جاهایی بودند که در آن به بهانه قومیت گرایی شاهد درگیری واقدامات گروهک های جدایی طلب و وابسته به بیگانگان بودند. فضا، فضای خاصی بود، تا جایی که هیأتی از بزرگان انقلاب همچون شهید آیت الله بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی برای بررسی اوضاع و ایجاد وحدت و آرامش در بین اقوام مختلف کرد راهی کردستان شدند و نقش بسزایی در خاموشی این فتنه ایفا کردند، تمام دنیا چشم به ما دوخته بود تا ببینند سرنوشت این انقلاب که دم از مردم و اسلام می زند، چه خواهد بود، چگونه می خواهیم با دوستانمان ارتباط برقرار کرده و با دنیا تعامل کنیم. ما می خواستیم به گونه ای کار را مدیریت کنیم که نشان دهیم هیچ گونه تزلزلی در کار انقلابمان که از ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شده بود، وجود ندارد. در سال ۵۸ به طور کامل درگیر تثبیت پایه های انقلاب اسلامی بودیم. تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی و تصویب آن، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و بخش های مختلف حکومت از جمله اقدامات مؤثر و مشغله های اوایل انقلاب بود. بعد از مراسم شهید شیرودی که حضرت آقا برای سخنرانی و من برای مداحی به شیرود مازندران رفته بودیم برای استراحت به محفلی رفتیم ساعت ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفتند. ما هنوز نخوابیده بودیم، رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردنددشمن وقتی فهمید امیدی نیست که بتواند این انقلاب را سرنگون کند، در شهریور ۵۹ از سمت عراق علیه ایران جنگ هشت ساله ای را آغاز کرد و به طور گسترده علیه ما هجمه کردند، از داخل کشور هم توسط منافقین به آنها خط داده می شد. با تمام امکاناتی که از شرق و غرب و کشورهای بزرگ دنیا در اختیار عراق قرار می گرفت، علیه ما حمله گسترده ای انجام دادند و توانستند بخش هایی از غرب و جنوب کشور را به تصرف درآورند. به ظاهر در برابر انقلاب اسلامی، صدام ایستاده بود اما پشت سر او، تمام قدرتهای جهانی قرار گرفتند. این مسئله هم به سایر مشکلات داخلی اضافه شد. در کنار این مشکلات، رئیس جمهور نچسبی با رأی مردم روی کار آمده بود که باید او را تحمل می کردیم چون امام (ره) حکم تنفیذ به او داده بود. بزرگان انقلاب از جمله شهید بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی و همه بزرگان، مدام با او درگیری داشتند اما چاره ای نبود جز اینکه او را تحمل کنند تا کار به جایی برسد که بشود او را برکنار کرد. بی درایتی و وادادگی های بنی صدر باعث شد روزهای ابتدایی جنگ شرایط بر نیروهای رزمنده تنگ شود و بخش های زیادی از خاک کشور را در غرب و جنوب از دست دادیم. بزرگانی چون شهید چمران پس از رشادتهای فراوان در این راه به شهادت رسیدند. یادم هست اوایل سال ۶۰ شهید شیرودی که یکی از خلبانان رشید و دلاور و مکتبی ارتش بود هم به شهادت رسید. بنده بعنوان مداح و آیت الله خامنه ای هم بعنوان سخنران به مراسم این شهید در مازندران دعوت شدیم و در این مراسم شرکت کردیم. بعد از اتمام جلسه شب برای استراحت به محفلی رفتیم. ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفته بودند. ما هنوز نخوابیده بودیم، من بودم با جمعی از پاسداران همراه آقا. رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند . مرحوم هاشمی آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای، قبل از مغرب حزب را ترک کرد و به عیادت آیت الله خامنه ای رفتاز صدای تکبیر و خوشحالی ما آقا بلافاصله از اتاق بیرون آمدند و با دفتر حزب تماس گرفتند، از پشت تلفن به ایشان گفتند چند بار از بیت امام سراغ شما را گرفتند اما نتوانستیم پیدایتان کنیم. صحبت شد همان شبانه به سمت تهران حرکت کنیم. آقا گفتند بچه ها خسته اند، از صبح درگیر برنامه ختم بودند، سخت است که شبانه تا تهران رانندگی کنند. من گفتم ایرادی ندارد تا تهران برایتان می خوانم که راننده خوابش نبرد. نماز صبح را بین راه به امامت حضرت آقا به جماعت خواندیم وحدود ساعت ۶ یا ۷ صبح بود که به تهران رسیدیم. ما به حزب رفتیم و آقا مستقیم به سمت جماران رفتند که بعد از آن موضوع رأی عدم کفایت بنی صدر نیز از سوی مجلس داده شد. منافقین هم در چنین فضایی کار تشکیلاتی کرده بودند و در جاهای مختلف، حتی در دانشگاهها اسلحه پنهان کرده و مشغول خرابکاری بودند تا با یک اتحاد نامقدس با بنی صدر به ترور دست بزنند، دیدند که قوای مسلح در جبهه ها درگیر مبارزه با صدام است، بستر را مهیا دیدند و از فرصت نهایت استفاده را برده و رو به حذف فیزیکی و ترور چهره های موجه و مقامات ارشد نظام آوردند. بعد از ورود منافقین به فاز مسلحانه، یکی از نخستین اقدامات این گروهک، ترور مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر تهران بود. آن روز کجا بودید و چگونه از این ماجرا باخبر شدید؟ حزب جمهوری برای کادرسازی نظام به وجود آمده بود که شهید بهشتی در رأس آن و مابقی در بدنه تلاش می کردند که بخش های مختلف را به طور درست در کشور به دست انقلابی های متعهد ومتخصص و با نگرشی برآمده از اسلام راستین بسپارند. همین کادرسازی ها امکان تشکیل بخش های مختلف را فراهم می کرد به طوری که نهضت آزادی به دلیل داشتن چنین سیستم تشکیلاتی توانست بازرگان را به مسئولیت برساند. من آن زمان معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بودم، مسئولیت تنظیم برنامه ها و ضبط سخنرانی ها با واحد ما بود. آقا فرمودند می خواهم به طور منظم در مساجد شاخص محله های تهران سخنرانی کنم و به سؤالات مردم به ویژه جوانان پاسخ دهم. آن زمان شبهات زیادی را مطرح می کردند که عمده آن هم از جانب منافقین بود. شهید بهشتی بسیار مورد هجمه بود. مرحوم هاشمی رفسنجانی و خود آقا هم به شدت تحت هجمه های افکار عمومی که تحت تأثیر منافقین بود، قرار داشتندآقا این تصمیم را به عنوان کاری که می توان سریع انجام داد تا افکار عمومی روشن شود، گرفتند. اولین جا مسجد ابوذر تهران بود. آقای مطلبی امام جماعت آن مسجد بود که از قبل از انقلاب پایگاهی برای انقلابیون آن منطقه بود و پس از انقلاب نیز با تقدیم شهدای فراوان نقش بسزایی در پیشبرد انقلاب داشته و دارد. بنا شد اولین مسجد از سلسله مساجد تهران در جنوب غرب و در این مسجد باشد. در معاونت تبلیغات حزب، یکی از همکاران ما به نام شهید بالاگر مسئول ضبط برنامه ها بود که در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید. به او گفتم برای ضبط برنامه به مسجد ابوذر برود. سخنرانی اعلام عمومی شده بود، یعنی تبلیغاتی برای آن انجام شد؟ در منطقه تبلیغ کردند و همین تبلیغات باعث شد دشمنان نظام از این تصمیم باخبر شده و برای آن برنامه ریزی کنند. جمعیت کثیری در مسجد جمع شدند، منافقین هم در مسجد آدم داشتند. قبل از این هم گروهک فرقان دست به ترورها می زدند که مرحوم هاشمی، شهید مطهری و شهید مفتح را هم آنها ترور کردند. سران منافقین با بنی صدر از کشور خارج شده بودند و خانه های تیمی فراوانی شناسایی شده بود که مرحوم لاجوردی در این شناسایی ها نقش بسیار پررنگی داشت. اینها در چنین فضای آشفته داخلی اقدام به آغاز عملیات های مسلحانه در ۶ تیر سال ۶۰ کردند. بعد از نماز ظهر و عصر، آقا پشت تریبون رفته و تنها بخشی از سخنرانی شان گذشته بود که انفجار صورت گرفت. ضبط صوت معاونت تبلیغات حزب جمهوری هم از بین رفت. به ما خبر دادند که انفجار در مسجد ابوذر رخ داده، حال آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان بهارلو بردند. کل حزب به هم ریخت، فضا آشفته شد. همه به شدت به هم ریخته بودند و مدام با بیمارستان تماس می گرفتند. چند نفری از حزب برای ملاقات راهی بیمارستان شدند اما امکان ملاقات وجود نداشت. شرایط بحرانی بود، مدام با کسانی که احساس می کردیم به لحاظ پزشکی با بیمارستان در ارتباط هستند و اطلاعاتی از اوضاع آقا دارند، تماس می گرفتیم. عصر روز ششم تیر برخلاف همیشه که فضای بسیار پرشور و حرارتی بر حزب حاکم بود فضای غمگینی در حزب به وجود آمد. غروب ششم تیر بود که آقای بهشتی با حزب تماس گرفتند و گفتند از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود غروب ششم تیر بود که در جریان کارهای حزب، به اتاق شهید حاج علی درخشان رفتم که از اعضای شورای مرکزی و مسئول امور مالی حزب بود، از مبارزین ثابت قدم و خوش خلق بودکه ایشان هم در حادثه هفتم تیر به شهادت رسید. رفتم از اوضاع آقا باخبر شوم که گفت همه در حال تلاشند تا وضعیت بهبود پیدا کند. ایشان چند دقیقه ای از اتاق خارج شدند، تلفن روی میز زنگ خورد، گوشی را برداشتم. شهید بهشتی پشت خط بود. خطاب کرد: آقای درخشان؟ گفتم: حاج آقا، آقای درخشان نیستند. همین الان از اتاق رفتند بیرون. گفت: شما؟ گفتم: من فلانی هستم. شهید بهشتی پاسخ داد اتفاقاً با خود شما کار داشتم. و فرمودند من از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود. شما که اهل آن حوالی هستید، بروید و از قول من برای مردم توضیح دهید که مصلحت نبود امشب به این مسجد بروم. به مجرد اینکه فضا مساعد باشد، در اولین فرصت برای سخنرانی خواهم آمد. من رفتم بعد از نماز پشت تریبون قرار گرفتم و طی سخنانی ضمن ابلاغ سلام آیت الله بهشتی اعلام کردم بنا بر مصلحت و با توجه به حوادث پیش آمده در مسجد ابوذر ایشان عذر خواهی کردند و وعده دادند در اولین فرصت پس از استقرار شرایط و آرامش اوضاع سیاسی در جمع نمازگزاران حاضر شوند. روز ششم تیر یعنی یک روز قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، کلاهی را در دفتر حزب دیدید، چه واکنش هایی از خودش نشان می داد، اصلاً چگونه انسانی بود؟ بله، روز ششم تیر هم در حزب بود. کلاهی یک جوان شیک پوش، خوش رو و به شدت کاری بود و کارمند بخش استان تهران حزب بود. چطور توانست به کار تشکیلات آن هم در بخش استان تهران ورود کند؟ البته مسئولیت مهمی نداشت اما کار گزینش آن زمان این گونه نبود که به طور ریز تمام سوابق یک نفر استخراج شود. در گرماگرم کار بود و همه می خواستند تلاش کنند؛ روزی که برای ثبت نام در حزب اعلام عمومی شد، در کانون توحید اعضای اصلی حزب مثل شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، مرحوم هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر، همه بودند، سیل جمعیت بود که برای ثبت نام مراجعه می کرد. مردم احساس می کردند یک تشکیلات اسلامی به وجود آمده که می توانند در آن ورود کنند. شناسایی تک تک این افراد و استخراج سوابق آنها آن هم در آن شرایط کار دشواری بود. کلاهی هم مثل بقیه ثبت نام کرد و بعد در تشکیلات تهران مشغول به کار شد.کلاهی کارمند تدارکات وخدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کردکلاهی کارمند تدارکات و خدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کرد. همین باعث شد رابط بین دفتر تشکیلات تهران با دفتر مرکزی شود. کارش این بود که روزهای یکشنبه که جلسه حزب برگزار می شد، یک کارتن از نشریات مختلف و خبرنامه برای پخش بین مهمانان جلسه از دفتر استان تهران به ساختمان مرکزی بیاورد. هر هفته ۱۰۰ تا ۱۵۰ مهمان از سه قوه و کارشناسان و شخصیتهای مختلف در جلسه حزب حضور داشتند. این خبرنامه ها بین آنها توزیع می شد. روز هفتم تیر هم طبق معمول این کارتن را آورد و چون برنامه همیشگی بود، مورد بازرسی قرار نگرفت. روز هفتم تیر همچنان نگرانی از حال آیت الله خامنه ای وجود داشت اما شهید بهشتی آمدند و گفتند اوضاع ایشان بهتر است و تقریباً تثبیت شده؛ جلسه حزب هم امروز برگزار می شود. دکتر بهشتی نماز مغرب و عشاء را در زمین ورزشی ساختمان حزب خواندند و بعد از آن به سمت سالن حرکت کردند. اشاره کردند کسی بیرون نماند، همه وارد اتاق جلسات شوند تا جلسه رأس ساعت خود آغاز شود. جلسه که آغاز شد، کلاهی گفته بود سفارش بستنی دادم، می روم بستنی ها را بگیرم. می رود که بستنی ها را بیاورد، سر خیابان سوئیچ بسته انفجاری را فشار داده و سالن اجتماعات حزب را منفجر می کند. مقام معظم رهبری که مصدوم بودند و در جلسه حضور نداشتند، اما مرحوم هاشمی رفسنجانی کجا بودند؟ مرحوم هاشمی رفسنجانی هر هفته در جلسات حزب حاضر می شدند و همیشه هم در صندلی های جلو، نزدیک شهید بهشتی می نشستند. اما آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای مرحوم هاشمی قبل از مغرب حزب را ترک می کند و به عیادت آیت الله خامنه ای می رود. شهید باهنر هم در جلسه نبود و مقدر بود که هیچ کدام از اینها در آن جلسه حاضر نباشند والا اگر بودند، اینها هم همان جا به شهادت می ر ...

ادامه مطلب  

کیست تخمدان را با این روش ها بدون دارو درمان کنید؛ کیست تخمدان از عوامل ناباروری  

درخواست حذف این مطلب
shareshareshareemailکیست تخمدان در نتیجه عدم تعادل هورمونی ایجاد می شود ولی با رعایت رژیم غذایی و داروهای گیاهی این بیماری شایع را درمان یا حداقل کنترل کنید. سندرم ابتلا به کیست تخمدان – به اختصار pcos – به دلیل ایجاد عدم تعادل هورمونی بین ۵ تا ۲۰ درصد زنان را در سنین باروری گرفتار می کند.چرا به آن پلی کیست گفته می شود؟معمولا در یک تخمدان چند کیست کوچک ایجاد می شود. این کیست ها معمولا خطرناک نیستند ولی باعث می شود تا تعادل هورمون های استروژن و پروژسترون در بدن زنان به هم بخورد.هورمون تستوسترون یعنی هورمون مردانه که به میزان کمی به طور طبیعی در زنان وجود دارد با حضور این کیست ها در تخمدان از سطح طبیعی بیشتر می شود. در واقع وجود بیش از اندازه این هورمون در بدن زنان باعث جلوگیری از ایجاد تخمک طی برنامه دقیق ماهیانه می شود. این عدم تعادل هورمونی، عادت ماهانه و باروری و بعضی مواقع ظاهر فیزیکی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.عواملی مثل ژنتیک، شرایط زیست محیطی، رژیم غذایی نادرست و استرس طولانی مدت در ایجاد این نوع کیست ها دخیل است.علایم ابتلا به کیست تخمدانتخمدان سالمدر بسیاری از زنان این بیماری به درستی تشخیص داده نمی شود. چرا که گاهی در بیماری هایی مثل تیروئید یا سندروم خستگی دوره ای علائم مشابه عدم تعادل هورمونی دیده می شود.در عین حال داشتن کیست تخمدان در زنان مختلف علایم متفاوتی دارد که تشخیص را مشکل می کند. ولی به طور کلی علائم مشابه زیر در بیشتر زنان مبتلا به کیست تخمدان دیده می شود :تخمدان پلی کیستیک• بی نظمی در عادت ماهانه(فاصله بین عادت ماهیانه در این افراد بیش از ۳۵ روز است یعنی در سال ۸ بار قاعدگی را تجربه می کنند)• افزایش سطح هورمون مردانه آندروژن• معمولا یک کیست در داخل خودش کیست های کوچکتری پر از مایع دارد که تخمک را محاصره و مانع از تشکیل جنین می شود.• ناباروری یا مشکل در باروری• مقاومت به انسولین که باعث بروز دیابت نوع ۲ می شود.• خستگی• اضافه وزن و سخت بودن کاهش وزن• رشد موهای زائد در صورت و چانه• تیره شدن پوست پشت گردن، زیر بغل، کشاله ران• کم پشت شدن موی سر• تغییر حالات روحی• آکنه• آپنه یا وقفه تنفسی و بی خوابی• درد در ناحیه لگن• سردردبیشتر پزشکان برای رفع این بیماری از قرص های کنترل بارداری یا ضد بارداری استفاده می کنند تا سطح هورمون ها را در بدن به حد طبیعی و منظم برسانند. هر چند استفاده از قرص های ضد بارداری عادت ماهانه را منظم می کند، ولی مشکل اصلی یعنی کیست ها را از بین نمی برد و فقط علایم بیماری را رفع می کند.از آن جا که بیماری در یک زن با زن دیگر متفاوت است، معمولا شرایط پیچیده تر می شود. مشکل اصلی مربوط به درصد هورمون زنانه نسبت به هورمون مردانه در بدن زن است. این درصد باید به دقت محاسبه شود. به همین دلیل بهترین روش، بررسی مورد به مورد است. یعنی هر بیمار جداگانه در مورد علت های ایجاد کیست مورد بررسی قرار گیرد.ولی روش های زیر به شما کمک می کند تا در صورت ابتلا به کیست تخمدان آن را رفع یا تحت کنترل درآورید و علائم آزار دهنده ناشی از آن را با تغییر عادت های روزانه به حداقل برسانید یا شاید برای همیشه آن را شکست بدهید.سم زداییبه قول حکیم های قدیم بگو چه می خوری تا بگویم چه بیماری داری؟بیشتر بیماری ها از معده و روده شروع می شود. یعنی از غذا خوردن. پس اولین نکته ای که باید تغییر داده شود رژیم غذایی است. با سم زدایی دستگاه گوارش شروع کنید. در نت نوشت بارها از روش های سم زدایی صحبت کرده ایم.کاهش استرسبدن شما نمی داند چرا تحت فشار شرایط استرس زا هستید. ولی وقتی دچار استرس می شوید، بدن شما آدرنالین بیشتری ترشح می کند تا ضربان قلب تندتر شود و بدن بتواند شرایط را تحت کنترل خود دربیاورد.در استرس های متعدد و طولانی مدت هورمون کورتیزول بیشتری ایجاد می شود، یعنی اولین هورمون سرکوب کننده سیستم ایمنی بدن که به نوبه خود هورمون های دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. طبیعی است در دنیای امروز نمی توان استرس را از زندگی دور کرد بلکه باید یاد گرفت چه گونه استرس را کنترل کرد.بی خوابی از علائم دیگر ابتلا به کیست تخمدان است که باعث تاثیرات منفی بر سی ...

ادامه مطلب  

شایع ترین علت بروز کیست در زنان چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
علت بروز کیست در زنان , الهام السادات هاشمیان نایینی با اشاره به اینکه کیست تخمدان امروزه یکی از مشکلات شایع در بین زنان و دختران جوان است، گفت: کیست تخمدان در حقیقت بزرگ شدن قسمتی از بافت تخمدان است که می تواند در اکثر مواقع، یک کیست خوش خیم و یا کیست هورمونی باشد.وی گفت: اکثر کیست ها پس از چند ماه از بین می رود. با این حال کیستمکرر و عودکننده تخمدان در دوران پیش از یائسگی و در زنان دچار اختلال های هورمونیمشاهده می شود. معاینات دوره ای زنان تنها راه آگاهی از وجود و درمان این کیست ها است.هاشمیان نایینی گفت: تخمک در سیکل قاعدگی در کیسه ای به نام فولیکول رشد می کند که داخل تخمدان قرار دارد. این فولیکول یا کیسه در اکثر موارد باز می شود و تخمک را آزاد می کند. اما اگر فولیکول باز نشود، مایع داخل آن تشکیل کیست می دهد.وی افزود: در مواردی ممکن است، تخمک گذاری انجام نشود و این فولیکول تخمدانبه اندازه ی بالاتر از 30 میلی متر برسد که در این صورت به آن کیست ایجاد می شود.به طور معمول این کیست های هورمونی با گذشت 6 تا 8 هفته بدون درمان دارویی یا با استفادهاز قرص های پیشگیری از بارداری، درمان می شوند و از بین می روند. در حقیقت می توان گفت90 درصد کیست ها در زنان جوان، کیست های هورمونی است که در اثر اختلال عملکرد تخمدان به وجود می آیند.این جراح و متخصص زنان با بیان اینکه کیست تخمدان اغلب علامتی ندارد گفت: با این حال در صورت بزرگ شدن کیست علائمی مانند: ورم کردن یا نفخ کردن شکم، دفع دردناک، درد لگن قبل از سیکل قاعدگی یا در طول عادت ماهانه، آمیزش دردناک، درد کمر یا ناحیه ران، حساسیت و دردنا ...

ادامه مطلب  

عکس/کمک سازمان «حسین کیست؟» به نیازمندان آمریکایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، اعضای داوطلب سازمان شیعی «حسین کیست؟» در روزهای ماه مبارک رمضان با حضور در خیابان های شهر نیو اورلینز ایالت لوئیزیانا آمریکا، اقدام به توزیع غذا و میوه در میان افراد نیازمند و بی خانمان و معرفی حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به شهروندان این شهر نمودند.کمک سازمان «حسین کیست؟» به نیازمندان آمریکاییکمک سازمان «حسین کیست؟» به نیازمندان آمریکاییکم ...

ادامه مطلب  

استرس، شایع ترین علت بروز کیست در زنان/ مبتلایان به کیست های تخمدانی شنا نکنند - بیماری - مراقبت  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز:جراح و متخصص زنان با اشاره به اینکه استرس، شایع ترین علت بروز کیست در زنان و دختران جوان است، گفت: مبتلایان به کیست های تخمدانی باید میوه و سبزیجات تازه مصرف کنند.به گزارش سلامت نیوز به نقل از فارس،الهام السادات هاشمیان نایینی ، با اشاره به اینکه کیست تخمدان امروزه یکی از مشکلات شایع در بین زنان و دختران جوان است، گفت: کیست تخمدان در حقیقت بزرگ شدن قسمتی از بافت تخمدان است که می تواند در اکثر مواقع، یک کیست خوش خیم و یا کیست هورمونی باشد.وی گفت: اکثر کیست ها پس از چند ماه از بین می رود. با این حال کیست مکرر و عودکننده تخمدان در دوران پیش از یائسگی و در زنان دچار اختلال های هورمونی مشاهده می شود. معاینات دوره ای زنان تنها راه آگاهی از وجود و درمان این کیست ها است.هاشمیان نایینی گفت: تخمک در سیکل قاعدگی در کیسه ای به نام فولیکول رشد می کند که داخل تخمدان قرار دارد. این فولیکول یا کیسه در اکثر موارد باز می شود و تخمک را آزاد می کند. اما اگر فولیکول باز نشود، مایع داخل آن تشکیل کیست می دهد.وی افزود: در مواردی ممکن است، تخمک گذاری انجام نشود و این فولیکول تخمدان به اندازه ی بالاتر از 30 میلی متر برسد که در این صورت به آن کیست ایجاد می شود. به طور معمول این کیست های هورمونی با گذشت 6 تا 8 هفته بدون درمان دارویی یا با استفاده از قرص های پیشگیری از بارداری، درمان می شوند و از بین می روند. در حقیقت می توان گفت 90 درصد کیست ها در زنان جوان، کیست های هورمونی است که در اثر اختلال عملکرد تخمدان به وجود می آیند.این جراح و متخصص زنان با بیان اینکه کیست تخمدان اغلب علامتی ندارد گفت: با این حال در صورت بزرگ شدن کیست علائمی مانند: ورم کردن یا نفخ ک ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفر شبانه رهبرانقلاب بعد از عزل بنی صدر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598به نقل از مهر، وقایع دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی اگرچه وقایع متعدد و بسیار تعیین کننده است اما در بین این وقایع برخی رخدادها تاثیر شگرفتی در استحکام و ماندگاری ستون های انقلاب نوپای اسلامی داشت. رخدادهایی همچون ترور حضرت آیت الله خامنه ای، انفجار حزب جمهوری اسلامی ایران و بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری همگی از جمله رخدادهایی بودند که در همان سالهای نخست پیروزی انقلاب و در حالی که ملت با هجمه شرق و غرب و دشمن داخلی و خارجی دست و پنجه نرم می کرد توانست تاریخ انقلاب اسلامی را تورق کند.رخدادهایی که بدون شک بهای انقلاب اسلامی بود تا خون شهدایی همچون بهشتی ها، منتظری ها، بیک نژادها، باهنر ها و رجایی ها مهر تاییدی بر حقانیت اسلام و بلند کردن علم دین توسط انقلاب اسلامی ایران باشد.در ادامه بررسی پرونده ابعاد ناشناخته دهه ۶۰، به سراغ «حسین شمسایی» از مبارزان انقلاب و اعضای قدیمی حزب جمهوری اسلامی رفتیم تا با مرور برخی حوادث سالهای نخستین دهه 60 به واکاوی نقش حزب جمهوری اسلامی ایران در ساختن انقلاب بپردازیم.شمسایی که عضو کمیته استقبال از امام در 12 بهمن 57 بود همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عضویت این حزب در آمد و معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی شد. وی در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان رییس کل روابط عمومی دفتر رئیس جمهور مشغول بکار شد و پس از آن در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری شد. وی سپس وارد مجمع تشخیص مصلحت نظام شد و در کسوت مشاور فعالیت کرد. مدیرعامل موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلاموی درحال حاضر عمده وقت خود را به مسائل فرهنگی اختصاص داده و مدیرعاملی موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام را برعده دارد و معتقد است ورود به این عرصه مصداق «آتش به اختیاری» است که رهبر انقلاب فرمودند.در ادامه مشروح گفتگو با حسین شمسایی از نظرتان می گذرد:انقلاب اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده از جنگ تحمیلی تا تحریم های اقتصادی و ترور شخصیت های طراز اول نظام اما در این بین دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی از ویژگی های خاصی برخوردار است دهه ای که شاید بتوان گفت پایه های انقلاب را به درستی استحکام بخشید. رهبر انقلاب اسلامی اما این دهه را دهه مظلوم انقلاب معرفی کردند و فرمودند دهه ۶۰ آنطور که باید شناخته نشده است. بفرمایید دهه ۶۰ چه ویژگی هایی داشت که امروز بعد از گذشت ۴ دهه رهبر انقلاب از دغدغه مظلوم بودن و ناشناخته ماندن آن سخن به میان می آورند.انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید، از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب کشور با مشکلات داخلی فراوانی مواجه بود؛ مسئله قومیت ها، سنندج، ترکمن صحرا، کردستان؛ اینها جاهایی بودند که در آن به بهانه قومیت گرایی شاهد درگیری واقدامات گروهک های جدایی طلب و وابسته به بیگانگان بودند. فضا، فضای خاصی بود، تا جایی که هیأتی از بزرگان انقلاب همچون شهید آیت الله بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی برای بررسی اوضاع و ایجاد وحدت و آرامش در بین اقوام مختلف کرد راهی کردستان شدند و نقش بسزایی در خاموشی این فتنه ایفا کردند، تمام دنیا چشم به ما دوخته بود تا ببینند سرنوشت این انقلاب که دم از مردم و اسلام می زند، چه خواهد بود، چگونه می خواهیم با دوستانمان ارتباط برقرار کرده و با دنیا تعامل کنیم. ما می خواستیم به گونه ای کار را مدیریت کنیم که نشان دهیم هیچ گونه تزلزلی در کار انقلابمان که از ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شده بود، وجود ندارد. در سال ۵۸ به طور کامل درگیر تثبیت پایه های انقلاب اسلامی بودیم. تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی و تصویب آن، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و بخش های مختلف حکومت از جمله اقدامات مؤثر و مشغله های اوایل انقلاب بود.بعد از مراسم شهید شیرودی که حضرت آقا برای سخنرانی و من برای مداحی به شیرود مازندران رفته بودیم برای استراحت به محفلی رفتیم ساعت ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفتند. ما هنوز نخوابیده بودیم، رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردنددشمن وقتی فهمید امیدی نیست که بتواند این انقلاب را سرنگون کند، در شهریور ۵۹ از سمت عراق علیه ایران جنگ هشت ساله ای را آغاز کرد و به طور گسترده علیه ما هجمه کردند، از داخل کشور هم توسط منافقین به آنها خط داده می شد. با تمام امکاناتی که از شرق و غرب و کشورهای بزرگ دنیا در اختیار عراق قرار می گرفت، علیه ما حمله گسترده ای انجام دادند و توانستند بخش هایی از غرب و جنوب کشور را به تصرف درآورند. به ظاهر در برابر انقلاب اسلامی، صدام ایستاده بود اما پشت سر او، تمام قدرتهای جهانی قرار گرفتند. این مسئله هم به سایر مشکلات داخلی اضافه شد.در کنار این مشکلات، رئیس جمهور نچسبی با رأی مردم روی کار آمده بود که باید او را تحمل می کردیم چون امام (ره) حکم تنفیذ به او داده بود. بزرگان انقلاب از جمله شهید بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی و همه بزرگان، مدام با او درگیری داشتند اما چاره ای نبود جز اینکه او را تحمل کنند تا کار به جایی برسد که بشود او را برکنار کرد. بی درایتی و وادادگی های بنی صدر باعث شد روزهای ابتدایی جنگ شرایط بر نیروهای رزمنده تنگ شود و بخش های زیادی از خاک کشور را در غرب و جنوب از دست دادیم. بزرگانی چون شهید چمران پس از رشادتهای فراوان در این راه به شهادت رسیدند. یادم هست اوایل سال ۶۰ شهید شیرودی که یکی از خلبانان رشید و دلاور و مکتبی ارتش بود هم به شهادت رسید.بنده بعنوان مداح و آیت الله خامنه ای هم بعنوان سخنران به مراسم این شهید در مازندران دعوت شدیم و در این مراسم شرکت کردیم.بعد از اتمام جلسه شب برای استراحت به محفلی رفتیم. ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفته بودند. ما هنوز نخوابیده بودیم، من بودم با جمعی از پاسداران همراه آقا. رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند . از صدای تکبیر و خوشحالی ما آقا بلافاصله از اتاق بیرون آمدند و با دفتر حزب تماس گرفتند، از پشت تلفن به ایشان گفتند چند بار از بیت امام سراغ شما را گرفتند اما نتوانستیم پیدایتان کنیم.صحبت شد همان شبانه به سمت تهران حرکت کنیم. آقا گفتند بچه ها خسته اند، از صبح درگیر برنامه ختم بودند، سخت است که شبانه تا تهران رانندگی کنند. من گفتم ایرادی ندارد تا تهران برایتان می خوانم که راننده خوابش نبرد. نماز صبح را بین راه به امامت حضرت آقا به جماعت خواندیم وحدود ساعت ۶ یا ۷ صبح بود که به تهران رسیدیم. ما به حزب رفتیم و آقا مستقیم به سمت جماران رفتند که بعد از آن موضوع رأی عدم کفایت بنی صدر نیز از سوی مجلس داده شد.منافقین هم در چنین فضایی کار تشکیلاتی کرده بودند و در جاهای مختلف، حتی در دانشگاهها اسلحه پنهان کرده و مشغول خرابکاری بودند تا با یک اتحاد نامقدس با بنی صدر به ترور دست بزنند، دیدند که قوای مسلح در جبهه ها درگیر مبارزه با صدام است، بستر را مهیا دیدند و از فرصت نهایت استفاده را برده و رو به حذف فیزیکی و ترور چهره های موجه و مقامات ارشد نظام آوردند.بعد از ورود منافقین به فاز مسلحانه، یکی از نخستین اقدامات این گروهک، ترور مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر تهران بود. آن روز کجا بودید و چگونه از این ماجرا باخبر شدید؟حزب جمهوری برای کادرسازی نظام به وجود آمده بود که شهید بهشتی در رأس آن و مابقی در بدنه تلاش می کردند که بخش های مختلف را به طور درست در کشور به دست انقلابی های متعهد ومتخصص و با نگرشی برآمده از اسلام راستین بسپارند. همین کادرسازی ها امکان تشکیل بخش های مختلف را فراهم می کرد به طوری که نهضت آزادی به دلیل داشتن چنین سیستم تشکیلاتی توانست بازرگان را به مسئولیت برساند. من آن زمان معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بودم، مسئولیت تنظیم برنامه ها و ضبط سخنرانی ها با واحد ما بود. آقا فرمودند می خواهم به طور منظم در مساجد شاخص محله های تهران سخنرانی کنم و به سؤالات مردم به ویژه جوانان پاسخ دهم. آن زمان شبهات زیادی را مطرح می کردند که عمده آن هم از جانب منافقین بود. شهید بهشتی بسیار مورد هجمه بود. مرحوم هاشمی رفسنجانی و خود آقا هم به شدت تحت هجمه های افکار عمومی که تحت تأثیر منافقین بود، قرار داشتندآقا این تصمیم را به عنوان کاری که می توان سریع انجام داد تا افکار عمومی روشن شود، گرفتند. اولین جا مسجد ابوذر تهران بود. آقای مطلبی امام جماعت آن مسجد بود که از قبل از انقلاب پایگاهی برای انقلابیون آن منطقه بود و پس از انقلاب نیز با تقدیم شهدای فراوان نقش بسزایی در پیشبرد انقلاب داشته و دارد. بنابراین شد اولین مسجد از سلسله مساجد تهران در جنوب غرب و در این مسجد باشد. در معاونت تبلیغات حزب، یکی از همکاران ما به نام شهید بالاگر مسئول ضبط برنامه ها بود که در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید. به او گفتم برای ضبط برنامه به مسجد ابوذر برود.سخنرانی اعلام عمومی شده بود، یعنی تبلیغاتی برای آن انجام شد؟در منطقه تبلیغ کردند و همین تبلیغات باعث شد دشمنان نظام از این تصمیم باخبر شده و برای آن برنامه ریزی کنند. جمعیت کثیری در مسجد جمع شدند، منافقین هم در مسجد آدم داشتند. قبل از این هم گروهک فرقان دست به ترورها می زدند که مرحوم هاشمی، شهید مطهری و شهید مفتح را هم آنها ترور کردند. سران منافقین با بنی صدر از کشور خارج شده بودند و خانه های تیمی فراوانی شناسایی شده بود که مرحوم لاجوردی در این شناسایی ها نقش بسیار پررنگی داشت. اینها در چنین فضای آشفته داخلی اقدام به آغاز عملیات های مسلحانه در ۶ تیر سال ۶۰ کردند. بعد از نماز ظهر و عصر، آقا پشت تریبون رفته و تنها بخشی از سخنرانی شان گذشته بود که انفجار صورت گرفت. ضبط صوت معاونت تبلیغات حزب جمهوری هم از بین رفت. به ما خبر دادند که انفجار در مسجد ابوذر رخ داده، حال آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان بهارلو بردند. کل حزب به هم ریخت، فضا آشفته شد.همه به شدت به هم ریخته بودند و مدام با بیمارستان تماس می گرفتند. چند نفری از حزب برای ملاقات راهی بیمارستان شدند اما امکان ملاقات وجود نداشت. شرایط بحرانی بود، مدام با کسانی که احساس می کردیم به لحاظ پزشکی با بیمارستان در ارتباط هستند و اطلاعاتی از اوضاع آقا دارند، تماس می گرفتیم.عصر روز ششم تیر برخلاف همیشه که فضای بسیار پرشور و حرارتی بر حزب حاکم بود فضای غمگینی در حزب به وجود آمد.غروب ششم تیر بود که آقای بهشتی با حزب تماس گرفتند و گفتند از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود غروب ششم تیر بود که در جریان کارهای حزب، به اتاق شهید حاج علی درخشان رفتم که از اعضای شورای مرکزی و مسئول امور مالی حزب بود، از مبارزین ثابت قدم و خوش خلق بودکه ایشان هم در حادثه هفتم تیر به شهادت رسید. رفتم از اوضاع آقا باخبر شوم که گفت همه در حال تلاشند تا وضعیت بهبود پیدا کند.ایشان چند دقیقه ای از اتاق خارج شدند، تلفن روی میز زنگ خورد، گوشی را برداشتم. شهید بهشتی پشت خط بود. خطاب کرد: آقای درخشان؟ گفتم: حاج آقا، آقای درخشان نیستند. همین الان از اتاق رفتند بیرون. گفت: شما؟ گفتم: من فلانی هستم. شهید بهشتی پاسخ داد اتفاقاً با خود شما کار داشتم. و فرمودند من از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود.شما که اهل آن حوالی هستید، بروید و از قول من برای مردم توضیح دهید که مصلحت نبود امشب به این مسجد بروم. به مجرد اینکه فضا مساعد باشد، در اولین فرصت برای سخنرانی خواهم آمد. من رفتم بعد از نماز پشت تریبون قرار گرفتم و طی سخنانی ضمن ابلاغ سلام آیت الله بهشتی اعلام کردم بنا بر مصلحت و با توجه به حوادث پیش آمده در مسجد ابوذر ایشان عذر خواهی کردند و وعده دادند در اولین فرصت پس از استقرار شرایط و آرامش اوضاع سیاسی در جمع نمازگزاران حاضر شوند.روز ششم تیر یعنی یک روز قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، کلاهی را در دفتر حزب دیدید، چه واکنش هایی از خودش نشان می داد، اصلاً چگونه انسانی بود؟بله، روز ششم تیر هم در حزب بود. کلاهی یک جوان شیک پوش، خوش رو و به شدت کاری بود و کارمند بخش استان تهران حزب بود.چطور توانست به کار تشکیلات آن هم در بخش استان تهران ورود کند؟البته مسئولیت مهمی نداشت اما کار گزینش آن زمان این گونه نبود که به طور ریز تمام سوابق یک نفر استخراج شود. در گرماگرم کار بود و همه می خواستند تلاش کنند؛ روزی که برای ثبت نام در حزب اعلام عمومی شد، در کانون توحید اعضای اصلی حزب مثل شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، مرحوم هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر، همه بودند، سیل جمعیت بود که برای ثبت نام مراجعه می کرد. مردم احساس می کردند یک تشکیلات اسلامی به وجود آمده که می توانند در آن ورود کنند. شناسایی تک تک این افراد و استخراج سوابق آنها آن هم در آن شرایط کار دشواری بود. کلاهی هم مثل بقیه ثبت نام کرد و بعد در تشکیلات تهران مشغول به کار شد.کلاهی کارمند تدارکات وخدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کردکلاهی کارمند تدارکات و خدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کرد.همین باعث شد رابط بین دفتر تشکیلات تهران با دفتر مرکزی شود. کارش این بود که روزهای یکشنبه که جلسه حزب برگزار می شد، یک کارتن از نشریات مختلف و خبرنامه برای پخش بین مهمانان جلسه از دفتر استان تهران به ساختمان مرکزی بیاورد. هر هفته ۱۰۰ تا ۱۵۰ مهمان از سه قوه و کارشناسان و شخصیتهای مختلف در جلسه حزب حضور داشتند. این خبرنامه ها بین آنها توزیع می شد.روز هفتم تیر هم طبق معمول این کارتن را آورد و چون برنامه همیشگی بود، مورد بازرسی قرار نگرفت. روز هفتم تیر همچنان نگرانی از حال آیت الله خامنه ای وجود داشت اما شهید بهشتی آمدند و گفتند اوضاع ایشان بهتر است و تقریباً تثبیت شده؛ جلسه حزب هم امروز برگزار می شود.دکتر بهشتی نماز مغرب و عشاء را در زمین ورزشی ساختمان حزب خواندند و بعد از آن به سمت سالن حرکت کردند. اشاره کردند کسی بیرون نماند، همه وارد اتاق جلسات شوند تا جلسه رأس ساعت خود آغاز شود. جلسه که آغاز شد، کلاهی گفته بود سفارش بستنی دادم، می روم بستنی ها را بگیرم. می رود که بستنی ها را بیاورد، سر خیابان سوئیچ بسته انفجاری را فشار داده و سالن اجتماعات حزب را منفجر می کند.مقام معظم رهبری که مصدوم بودند و در جلسه حضور نداشتند، اما مرحوم هاشمی رفسنجانی کجا بودند؟مرحوم هاشمی رفسنجانی هر هفته در جلسات حزب حاضر می شدند و همیشه هم در صندلی های جلو، نزدیک شهید بهشتی می نشستند. اما آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای مرحوم ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفرشبانه رهبرانقلاب پس از عزل بنی صدر  

درخواست حذف این مطلب
عضو حزب جمهوری اسلامی گفت: دم در حزب کلاهی جلویم را گرفت، گفت چرا می روی، گفتم امشب از مشهد مهمان دارم. گفت جلسه امشب مهم است، اگر بروی از دستت رفته. آفتاب نیوز : به گزارش فارس، دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه از عمر انقلاب اسلامی، مملو از وقایع مهم و تعیین کننده ای است. رخدادهایی همچون ترور حضرت آیت الله خامنه ای، انفجار حزب جمهوری اسلامی و بمب گذاری در ساختمان نخست وزیری همگی از جمله رخدادهایی هستند که در فاصله بسیار کوتاهی از هم صورت گرفتند و به اذعان بسیاری از کارشناسان تنها یکی از آنها کافی بود تا یک حکومت انقلابی نوپا را که در مرزهایش هم درگیر جنگی تمام عیار است، سرنگون کند.در ادامه بررسی پرونده ابعاد ناشناخته دهه ۶۰، به سراغ «حسین شمسایی» از مبارزان انقلاب اسلامی و اعضای قدیمی حزب جمهوری اسلامی رفتیم تا با مرور برخی حوادث سالهای نخستین دهه ۶۰ به بازخوانی برخی حوادث مهم آن دوران و نیز جایگاه این حزب در تحولات سیاسی کشور بپردازیم.این گفتگو حاوی خاطرات جذاب و ناشنیده ای از شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و حضرت آیت الله خامنه ای است.شمسایی که عضو کمیته استقبال از امام در ۱۲ بهمن ۵۷ بود همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی به عضویت این حزب در آمد و معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی شد. وی در دوران ریاست جمهوری حضرت آیت الله خامنه ای بعنوان رییس کل روابط عمومی دفتر رئیس جمهور مشغول بکار شد و پس از آن در دوران ریاست جمهوری مرحوم هاشمی رفسنجانی معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر ریاست جمهوری شد. وی سپس وارد مجمع تشخیص مصلحت نظام شد و در کسوت مشاور فعالیت کرد.وی درحال حاضر عمده وقت خود را به مسائل فرهنگی اختصاص داده و مدیرعاملی موسسه فرهنگی مذهبی حضرت قاسم بن الحسن علیهماالسلام را برعهده دارد و معتقد است ورود به این عرصه مصداق «آتش به اختیاری» است که رهبر انقلاب فرمودند.در ادامه مشروح گفتگو با حسین شمسایی از نظرتان می گذرد:انقلاب اسلامی ایران طی چهار دهه اخیر با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده از جنگ تحمیلی تا تحریم های اقتصادی و ترور شخصیت های طراز اول نظام اما در این بین دهه ۶۰ به عنوان نخستین دهه انقلاب اسلامی از ویژگی های خاصی برخوردار است دهه ای که شاید بتوان گفت پایه های انقلاب را به درستی استحکام بخشید. رهبر انقلاب اسلامی اما این دهه را دهه مظلوم انقلاب معرفی کردند و فرمودند دهه ۶۰ آنطور که باید شناخته نشده است. بفرمایید دهه ۶۰ چه ویژگی هایی داشت که امروز بعد از گذشت ۴ دهه رهبر انقلاب از دغدغه مظلوم بودن و ناشناخته ماندن آن سخن به میان می آورند.انقلاب اسلامی در بهمن ۵۷ به پیروزی رسید، از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب کشور با مشکلات داخلی فراوانی مواجه بود؛ مسئله قومیت ها، سنندج، ترکمن صحرا، کردستان؛ اینها جاهایی بودند که در آن به بهانه قومیت گرایی شاهد درگیری واقدامات گروهک های جدایی طلب و وابسته به بیگانگان بودند. فضا، فضای خاصی بود، تا جایی که هیأتی از بزرگان انقلاب همچون شهید آیت الله بهشتی و مرحوم آیت الله طالقانی برای بررسی اوضاع و ایجاد وحدت و آرامش در بین اقوام مختلف کرد راهی کردستان شدند و نقش بسزایی در خاموشی این فتنه ایفا کردند، تمام دنیا چشم به ما دوخته بود تا ببینند سرنوشت این انقلاب که دم از مردم و اسلام می زند، چه خواهد بود، چگونه می خواهیم با دوستانمان ارتباط برقرار کرده و با دنیا تعامل کنیم. ما می خواستیم به گونه ای کار را مدیریت کنیم که نشان دهیم هیچ گونه تزلزلی در کار انقلابمان که از ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شده بود، وجود ندارد. در سال ۵۸ به طور کامل درگیر تثبیت پایه های انقلاب اسلامی بودیم. تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی و تصویب آن، مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و بخش های مختلف حکومت از جمله اقدامات مؤثر و مشغله های اوایل انقلاب بود. دشمن وقتی فهمید امیدی نیست که بتواند این انقلاب را سرنگون کند، در شهریور ۵۹ از سمت عراق علیه ایران جنگ هشت ساله ای را آغاز کرد و به طور گسترده علیه ما هجمه کردند، از داخل کشور هم توسط منافقین به آنها خط داده می شد. با تمام امکاناتی که از شرق و غرب و کشورهای بزرگ دنیا در اختیار عراق قرار می گرفت، علیه ما حمله گسترده ای انجام دادند و توانستند بخش هایی از غرب و جنوب کشور را به تصرف درآورند. به ظاهر در برابر انقلاب اسلامی، صدام ایستاده بود اما پشت سر او، تمام قدرتهای جهانی قرار گرفتند. این مسئله هم به سایر مشکلات داخلی اضافه شد.در کنار این مشکلات، رئیس جمهور نچسبی با رأی مردم روی کار آمده بود که باید او را تحمل می کردیم چون امام (ره) حکم تنفیذ به او داده بود. بزرگان انقلاب از جمله شهید بهشتی، مرحوم هاشمی رفسنجانی و همه بزرگان، مدام با او درگیری داشتند اما چاره ای نبود جز اینکه او را تحمل کنند تا کار به جایی برسد که بشود او را برکنار کرد.بی درایتی و وادادگی های بنی صدر باعث شد روزهای ابتدایی جنگ شرایط بر نیروهای رزمنده تنگ شود و بخش های زیادی از خاک کشور را در غرب و جنوب از دست دادیم. بزرگانی چون شهید چمران پس از رشادتهای فراوان در این راه به شهادت رسیدند. یادم هست اوایل سال ۶۰ شهید شیرودی که یکی از خلبانان رشید و دلاور و مکتبی ارتش بود هم به شهادت رسید.بنده بعنوان مداح و آیت الله خامنه ای هم بعنوان سخنران به مراسم این شهید در مازندران دعوت شدیم و در این مراسم شرکت کردیم.بعد از اتمام جلسه شب برای استراحت به محفلی رفتیم. ۱۲ شب بود که آقا برای استراحت به اتاقی رفته بودند. ما هنوز نخوابیده بودیم، من بودم با جمعی از پاسداران همراه آقا. رادیو را روشن کردیم، نیمه شب بود که رادیو اعلام کرد امام (ره) طی حکمی بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کردند . از صدای تکبیر و خوشحالی ما آقا بلافاصله از اتاق بیرون آمدند و با دفتر حزب تماس گرفتند، از پشت تلفن به ایشان گفتند چند بار از بیت امام سراغ شما را گرفتند اما نتوانستیم پیدایتان کنیم.صحبت شد همان شبانه به سمت تهران حرکت کنیم. آقا گفتند بچه ها خسته اند، از صبح درگیر برنامه ختم بودند، سخت است که شبانه تا تهران رانندگی کنند. من گفتم ایرادی ندارد تا تهران برایتان می خوانم که راننده خوابش نبرد.نماز صبح را بین راه به امامت حضرت آقا به جماعت خواندیم وحدود ساعت ۶ یا ۷ صبح بود که به تهران رسیدیم. ما به حزب رفتیم و آقا مستقیم به سمت جماران رفتند که بعد از آن موضوع رأی عدم کفایت بنی صدر نیز از سوی مجلس داده شد.منافقین هم در چنین فضایی کار تشکیلاتی کرده بودند و در جاهای مختلف، حتی در دانشگاهها اسلحه پنهان کرده و مشغول خرابکاری بودند تا با یک اتحاد نامقدس با بنی صدر به ترور دست بزنند، دیدند که قوای مسلح در جبهه ها درگیر مبارزه با صدام است، بستر را مهیا دیدند و از فرصت نهایت استفاده را برده و رو به حذف فیزیکی و ترور چهره های موجه و مقامات ارشد نظام آوردند.بعد از ورود منافقین به فاز مسلحانه، یکی از نخستین اقدامات این گروهک، ترور مقام معظم رهبری در مسجد ابوذر تهران بود. آن روز کجا بودید و چگونه از این ماجرا باخبر شدید؟حزب جمهوری برای کادرسازی نظام به وجود آمده بود که شهید بهشتی در رأس آن و مابقی در بدنه تلاش می کردند که بخش های مختلف را به طور درست در کشور به دست انقلابی های متعهد ومتخصص و با نگرشی برآمده از اسلام راستین بسپارند. همین کادرسازی ها امکان تشکیل بخش های مختلف را فراهم می کرد به طوری که نهضت آزادی به دلیل داشتن چنین سیستم تشکیلاتی توانست بازرگان را به مسئولیت برساند. من آن زمان معاون تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بودم، مسئولیت تنظیم برنامه ها و ضبط سخنرانی ها با واحد ما بود. آقا فرمودند می خواهم به طور منظم در مساجد شاخص محله های تهران سخنرانی کنم و به سؤالات مردم به ویژه جوانان پاسخ دهم. آن زمان شبهات زیادی را مطرح می کردند که عمده آن هم از جانب منافقین بود. شهید بهشتی بسیار مورد هجمه بود. مرحوم هاشمی رفسنجانی و خود آقا هم به شدت تحت هجمه های افکار عمومی که تحت تأثیر منافقین بود، قرار داشتندآقا این تصمیم را به عنوان کاری که می توان سریع انجام داد تا افکار عمومی روشن شود، گرفتند. اولین جا مسجد ابوذر تهران بود. آقای مطلبی امام جماعت آن مسجد بود که از قبل از انقلاب پایگاهی برای انقلابیون آن منطقه بود و پس از انقلاب نیز با تقدیم شهدای فراوان نقش بسزایی در پیشبرد انقلاب داشته و دارد. بنا شد اولین مسجد از سلسله مساجد تهران در جنوب غرب و در این مسجد باشد. در معاونت تبلیغات حزب، یکی از همکاران ما به نام شهید بالاگر مسئول ضبط برنامه ها بود که در فاجعه هفتم تیر به شهادت رسید. به او گفتم برای ضبط برنامه به مسجد ابوذر برود.سخنرانی اعلام عمومی شده بود، یعنی تبلیغاتی برای آن انجام شد؟در منطقه تبلیغ کردند و همین تبلیغات باعث شد دشمنان نظام از این تصمیم باخبر شده و برای آن برنامه ریزی کنند. جمعیت کثیری در مسجد جمع شدند، منافقین هم در مسجد آدم داشتند. قبل از این هم گروهک فرقان دست به ترورها می زدند که مرحوم هاشمی، شهید مطهری و شهید مفتح را هم آنها ترور کردند. سران منافقین با بنی صدر از کشور خارج شده بودند و خانه های تیمی فراوانی شناسایی شده بود که مرحوم لاجوردی در این شناسایی ها نقش بسیار پررنگی داشت. اینها در چنین فضای آشفته داخلی اقدام به آغاز عملیات های مسلحانه در ۶ تیر سال ۶۰ کردند. بعد از نماز ظهر و عصر، آقا پشت تریبون رفته و تنها بخشی از سخنرانی شان گذشته بود که انفجار صورت گرفت. ضبط صوت معاونت تبلیغات حزب جمهوری هم از بین رفت. به ما خبر دادند که انفجار در مسجد ابوذر رخ داده، حال آقا خوب نیست و ایشان را به بیمارستان بهارلو بردند. کل حزب به هم ریخت، فضا آشفته شد.همه به شدت به هم ریخته بودند و مدام با بیمارستان تماس می گرفتند. چند نفری از حزب برای ملاقات راهی بیمارستان شدند اما امکان ملاقات وجود نداشت. شرایط بحرانی بود، مدام با کسانی که احساس می کردیم به لحاظ پزشکی با بیمارستان در ارتباط هستند و اطلاعاتی از اوضاع آقا دارند، تماس می گرفتیم.عصر روز ششم تیر برخلاف همیشه که فضای بسیار پرشور و حرارتی بر حزب حاکم بود فضای غمگینی در حزب به وجود آمد. غروب ششم تیر بود که در جریان کارهای حزب، به اتاق شهید حاج علی درخشان رفتم که از اعضای شورای مرکزی و مسئول امور مالی حزب بود، از مبارزین ثابت قدم و خوش خلق بودکه ایشان هم در حادثه هفتم تیر به شهادت رسید. رفتم از اوضاع آقا باخبر شوم که گفت همه در حال تلاشند تا وضعیت بهبود پیدا کند.ایشان چند دقیقه ای از اتاق خارج شدند، تلفن روی میز زنگ خورد، گوشی را برداشتم. شهید بهشتی پشت خط بود. خطاب کرد: آقای درخشان؟ گفتم: حاج آقا، آقای درخشان نیستند. همین الان از اتاق رفتند بیرون. گفت: شما؟ گفتم: من فلانی هستم. شهید بهشتی پاسخ داد اتفاقاً با خود شما کار داشتم. و فرمودند من از قبل به آقای وحید گلپایگانی قول دادم امشب در مسجد انصارالحجه ابتدای خیابان خاوران سخنرانی کنم. دوستان نظرشان این است که امشب من در هیچ محفلی حضور پیدا نکنم، با توجه به حادثه امروز مسجد ابوذر تصمیم بر این است که برای مسائل امنیتی سخنرانی امشب لغو شود.شما که اهل آن حوالی هستید، بروید و از قول من برای مردم توضیح دهید که مصلحت نبود امشب به این مسجد بروم. به مجرد اینکه فضا مساعد باشد، در اولین فرصت برای سخنرانی خواهم آمد. من رفتم بعد از نماز پشت تریبون قرار گرفتم و طی سخنانی ضمن ابلاغ سلام آیت الله بهشتی اعلام کردم بنا بر مصلحت و با توجه به حوادث پیش آمده در مسجد ابوذر ایشان عذر خواهی کردند و وعده دادند در اولین فرصت پس از استقرار شرایط و آرامش اوضاع سیاسی در جمع نمازگزاران حاضر شوند.روز ششم تیر یعنی یک روز قبل از انفجار ساختمان حزب جمهوری، کلاهی را در دفتر حزب دیدید، چه واکنش هایی از خودش نشان می داد، اصلاً چگونه انسانی بود؟بله، روز ششم تیر هم در حزب بود. کلاهی یک جوان شیک پوش، خوش رو و به شدت کاری بود و کارمند بخش استان تهران حزب بود.چطور توانست به کار تشکیلات آن هم در بخش استان تهران ورود کند؟البته مسئولیت مهمی نداشت اما کار گزینش آن زمان این گونه نبود که به طور ریز تمام سوابق یک نفر استخراج شود. در گرماگرم کار بود و همه می خواستند تلاش کنند؛ روزی که برای ثبت نام در حزب اعلام عمومی شد، در کانون توحید اعضای اصلی حزب مثل شهید بهشتی، آیت الله خامنه ای، مرحوم هاشمی رفسنجانی و شهید باهنر، همه بودند، سیل جمعیت بود که برای ثبت نام مراجعه می کرد. مردم احساس می کردند یک تشکیلات اسلامی به وجود آمده که می توانند در آن ورود کنند. شناسایی تک تک این افراد و استخراج سوابق آنها آن هم در آن شرایط کار دشواری بود. کلاهی هم مثل بقیه ثبت نام کرد و بعد در تشکیلات تهران مشغول به کار شد.کلاهی کارمند تدارکات و خدمات بود. صبح زود می آمد و آخر شب از حزب می رفت؛ این گونه افراد از دو حالت خارج نیستند یا واقعاً عاشق هستند یا فکر شیطانی دارند. از صبح تا شب سخت ترین کارها را انجام می داد، اصلاً وانمود می کرد که طالب کارهای سخت و دشوار است؛ با همین شیوه خودش را بین تشکیلات حزب جا کرد.همین باعث شد رابط بین دفتر تشکیلات تهران با دفتر مرکزی شود. کارش این بود که روزهای یکشنبه که جلسه حزب برگزار می شد، یک کارتن از نشریات مختلف و خبرنامه برای پخش بین مهمانان جلسه از دفتر استان تهران به ساختمان مرکزی بیاورد. هر هفته ۱۰۰ تا ۱۵۰ مهمان از سه قوه و کارشناسان و شخصیتهای مختلف در جلسه حزب حضور داشتند. این خبرنامه ها بین آنها توزیع می شد.روز هفتم تیر هم طبق معمول این کارتن را آورد و چون برنامه همیشگی بود، مورد بازرسی قرار نگرفت. روز هفتم تیر همچنان نگرانی از حال آیت الله خامنه ای وجود داشت اما شهید بهشتی آمدند و گفتند اوضاع ایشان بهتر است و تقریباً تثبیت شده؛ جلسه حزب هم امروز برگزار می شود.دکتر بهشتی نماز مغرب و عشاء را در زمین ورزشی ساختمان حزب خواندند و بعد از آن به سمت سالن حرکت کردند. اشاره کردند کسی بیرون نماند، همه وارد اتاق جلسات شوند تا جلسه رأس ساعت خود آغاز شود. جلسه که آغاز شد، کلاهی گفته بود سفارش بستنی دادم، می روم بستنی ها را بگیرم. می رود که بستنی ها را بیاورد، سر خیابان سوئیچ بسته انفجاری را فشار داده و سالن اجتماعات حزب را منفجر می کند.مقام معظم رهبری که مصدوم بودند و در جلسه حضور نداشتند، اما مرحوم هاشمی رفسنجانی کجا بودند؟مرحوم هاشمی رفسنجانی هر هفته در جلسات حزب حاضر می شدند و همیشه هم در صندلی های جلو، نزدیک شهید بهشتی می نشستند. اما آنروز پس از شرکت در جلسه شورای مرکزی به دلیل نگرانی شورا از شرایط جسمی آیت الله خامنه ای مرحوم هاشمی قبل از مغرب حزب را ترک می کند و به عیادت آیت الله خامنه ای می رود. شهید باهنر هم در جلسه نبود و مقدر بود که هیچ کدام از اینها در آن جلسه حاضر نباشند والا اگر بودند، اینه ...

ادامه مطلب  

استرس، شایع ترین علت بروز کیست در زنان/ مبتلایان به کیست های تخمدانی شنا نکنند  

درخواست حذف این مطلب
الهام السادات هاشمیان نایینی ، با اشاره به اینکه کیست تخمدان امروزه یکی از مشکلات شایع در بین زنان و دختران جوان است، گفت: کیست تخمدان در حقیقت بزرگ شدن قسمتی از بافت تخمدان است که می تواند در اکثر مواقع، یک کیست خوش خیم و یا کیست هورمونی باشد.وی گفت: اکثر کیست ها پس از چند ماه از بین می رود. با این حال کیست مکرر و عودکننده تخمدان در دوران پیش از یائسگی و در زنان دچار اختلال های هورمونی مشاهده می شود. معاینات دوره ای زنان تنها راه آگاهی از وجود و درمان این کیست ها است.هاشمیان نایینی گفت: تخمک در سیکل قاعدگی در کیسه ای به نام فولیکول رشد می کند که داخل تخمدان قرار دارد. این فولیکول یا کیسه در اکثر موارد باز می شود و تخمک را آزاد می کند. اما اگر فولیکول باز نشود، مایع داخل آن تشکیل کیست می دهد.وی افزود: در مواردی ممکن است، تخمک گذاری انجام نشود و این فولیکول تخمدان به اندازه ی بالاتر از 30 میلی متر برسد که در این صورت به آن کیست ایجاد می شود. به طور معمول این کیست های هورمونی با گذشت 6 تا 8 هفته بدون درمان دارویی یا با استفاده از قرص های پیشگیری از بارداری، درمان می شوند و از بین می روند. در حقیقت می توان گفت 90 درصد کیست ها در زنان جوان، کیست های هورمونی است که در اثر اختلال عملکرد تخمدان به وجود می آیند.این جراح و متخصص زنان با بیان اینکه کیست تخمدان اغلب علامتی ندارد گفت: با این حال در صورت بزرگ شدن کیست علائمی مانند: ورم کردن یا نفخ کردن شکم، دفع دردناک، درد لگن قبل از سیکل قاعدگی یا در طول عادت ماهانه، آمیزش دردناک، درد کمر یا ناحیه ران، حساسیت و دردناک بودن سینه ها و یا حالت تهوع و استفراغ بروز می کند.هاشمیان نایینی گفت: 10 درصد موارد، ممکن است کیست های تومورال باشند که نیاز به تداخل جراحی داشته باشند. معمولا به این کیست ها، کیست های مرکب ...

ادامه مطلب  

کارمندها چگونه از کیست مویی جلوگیری کنند؟  

درخواست حذف این مطلب
پیشگیری از کیست مویی به روش های زیر توصیه می شودبرای پیشگیری از این عارضه، توجّه به چند نکته ساده کفایت می کند:۱- کوتاه نگه داشتن موهای ناحیه بین دو باسن(ترجیحاً با استفاده ازداروی نظافت سنّتی).۲- شستشوی منظّم: حمام کردن یا دوش گرفتن روزانه برای تمیز نگه داشتن ناحیه کیست توصیه می شود اگرچه به نظر می رسد استفاده از وان آب گرم در پیشگیری از عفونت کیست موثرتر از دوش گرفتن باشد.۳- خشک نگه داشتن ناحیه به ویژه استفاده از لباس هاس زیر نخی و جاذب رطوبت.۴- پرهیز از نشستن طولانی مدت روی صندلی.۵- در افرادی که تعریق زیادی دارند، کم کردن تعریق در این ناحیه نیز می تواند تا حدّی کمک کننده باشد.۶- پوشیدن لباس سبک و گشاد.۷- جلوگیری از اضافه وزن.۸- با توجه به آن چه در سطور فوق گذاشت درباره کیست مویی ، ایجاد تعادل در سودای بدن می تواند ما را از ابتلا به این بیماری نجات دهد؛* لذا مجددا توصیه می کنم این مقاله را بخوانید:چند سوال:– آیا ممکن است این ضایعه بدخیم شود؟ عفونت های پیلونیدال درمان نشده ممکن است باعث ایجاد سینوس های ترشح کننده متعدد( و گاهی باعمق زیاد) شوند ولی به ندرت در آنها تغییرات بدخیمی گزارش شده است.– آیا کیست پیلونیدال از طریق لیزر قابل درمان است؟ در مورد درمان با لیزر باید گفت که متاسفانه استفاده این عنوان به روشی برای جلب مشتری تبدیل شده است. لیزر وسیله ای است که پزشک در حین جراحی خود می تواند از آن استفاده کند ولی به خودی خود، یک روش جدید جراحی نیست که بتواند مزایای خاصی نسبت به روش های دیگر داشته باشد . بنابراین این کلمه نباید شما را فریب دهد.کیست مویی در پایین کمرکیست پیلونیدال یا کیست مویی از وجود یک کیسه کوچک پوستی حاوی مو در قسمت پایین کمر، در فاصله بین دو باسن و کمی بالاتر از مقعد ایجاد می شود. این حفره که ممکن است اندازه ای به قطر یک الی چند سانتیمتر داشته باشد، گاهی چیزی بیش از یک فرورفتگی حاوی چند موی پیچیده نیست و توسط چند سوراخ ریز به سطح پوست راه دارد.این کیست مستعد ابتلا به عفونت است. کیست مویی در مردان شایعتر است. عفونت کیست معمولاً در اوایل بزرگسالی آغاز میشود.این مشکل گاهی بدون علامت است و فقط در معاینه، سوراخ های ریز پوستی در فاصله بین دو باسن دیده می شود. گاهی نیز ترشحات چرکی یا خونابه از سوراخ های مذکور خارج می گردد.اگر مجرای این سوراخ ها بسته شود، ترشحات چرکی داخل حفره تجمع پیدا می کنند و باعث ایجاد آبسه می شوند که با درد شدید همراه است.علتاین بیماری بیشتر در افراد پر مو دیده می شود و بیشتر شامل حال کسانی است که شغل های نشسته دارند، به همین علت به آن بیماری رانندگان هم گفته می شود.بعضی علت آن را فرورفتن موهای این ناحیه به داخل پوست می دانند.بیشتر بیماران هنگامی مراجعه می کنند که مو وارد بدن شده و یک عفونت موضعی ایجاد کند. بعد از آن به مرور زمان به صورت یک آبسه در آید و موجب درد و توده پشت (بالای شکاف باسن ) می گردد.علایم شایعدر صورت عفونت نکردن کیست، علامتی وجود ندارد. با ایجاد عفونت، علایم زیر بروز میکنند:ورم، درد، قرمزی و احساس درد با لمستب و لرزترشح چرکدرد موقع نشستن* اگر هنگام نشستن احساس ناراحتی میکنید، یک بالش مخصوص در محل نشستن خود قرار دهید.درمان کیست عفونی شده معمولا شامل برش آبسه و تخلیه چرک از آن و گاهی جراحی به منظور برداشتن کل ناحیه عفونی میباشدعوامل افزایش دهنده خطر تعریق زیاد بدنپوشیدن لباس تنگپیشگیریلیزر موهای زاید برای پیشگیری از ایجاد بیماری و پیشگیری از عود پس از جراحی موثر است.حمام کردن یا دوش گرفتن روزانه برای تمیز نگهداشتن ناحیه کیستپوشیدن لباس سبک و گشادجلوگیری از چاقیدرمانعفونت کیست، با مصرف آنتیبیوتیک و جراحی قابل درمان است.در صورت عفونت کیست، از حمام آب گرم برای تخفیف درد استفاده ...

ادامه مطلب  

کارمندها چگونه از کیست مویی جلوگیری کنند؟  

درخواست حذف این مطلب
پیشگیری از کیست مویی به روش های زیر توصیه می شودبرای پیشگیری از این عارضه، توجّه به چند نکته ساده کفایت می کند:۱- کوتاه نگه داشتن موهای ناحیه بین دو باسن(ترجیحاً با استفاده ازداروی نظافت سنّتی).۲- شستشوی منظّم: حمام کردن یا دوش گرفتن روزانه برای تمیز نگه داشتن ناحیه کیست توصیه می شود اگرچه به نظر می رسد استفاده از وان آب گرم در پیشگیری از عفونت کیست موثرتر از دوش گرفتن باشد.۳- خشک نگه داشتن ناحیه به ویژه استفاده از لباس هاس زیر نخی و جاذب رطوبت.۴- پرهیز از نشستن طولانی مدت روی صندلی.۵- در افرادی که تعریق زیادی دارند، کم کردن تعریق در این ناحیه نیز می تواند تا حدّی کمک کننده باشد.۶- پوشیدن لباس سبک و گشاد.۷- جلوگیری از اضافه وزن.۸- با توجه به آن چه در سطور فوق گذاشت درباره کیست مویی ، ایجاد تعادل در سودای بدن می تواند ما را از ابتلا به این بیماری نجات دهد؛ لذا مجددا توصیه می کنم این مقاله را بخوانید:چند سوال:– آیا ممکن است این ضایعه بدخیم شود؟ عفونت های پیلونیدال درمان نشده ممکن است باعث ایجاد سینوس های ترشح کننده متعدد( و گاهی باعمق زیاد) شوند ولی به ندرت در آنها تغییرات بدخیمی گزارش شده است.– آیا کیست پیلونیدال از طریق لیزر قابل درمان است؟ در مورد درمان با لیزر باید گفت که متاسفانه استفاده این عنوان به روشی برای جلب مشتری تبدیل شده است. لیزر وسیله ای است که پزشک در حین جراحی خود می تواند از آن استفاده کند ولی به خودی خود، یک روش جدید جراحی نیست که بتواند مزایای خاصی نسبت به روش های دیگر داشته باشد . بنابراین این کلمه نباید شما را فریب دهد.کیست مویی در پایین کمرکیست پیلونیدال یا کیست مویی از وجود یک کیسه کوچک پوستی حاوی مو در قسمت پایین کمر، در فاصله بین دو باسن و کمی بالاتر از مقعد ایجاد می شود. این حفره که ممکن است اندازه ای به قطر یک الی چند سانتیمتر داشته باشد، گاهی چیزی بیش از یک فرورفتگی حاوی چند موی پیچیده نیست و توسط چند سوراخ ریز به سطح پوست راه دارد.این کیست مستعد ابتلا به عفونت است. کیست مویی در مردان شایعتر است. عفونت کیست معمولاً در اوایل بزرگسالی آغاز میشود.این مشکل گاهی بدون علامت است و فقط در معاینه، سوراخ های ریز پوستی در فاصله بین دو باسن دیده می شود. گاهی نیز ترشحات چرکی یا خونابه از سوراخ های مذکور خارج می گردد.اگر مجرای این سوراخ ها بسته شود، ترشحات چرکی داخل حفره تجمع پیدا می کنند و باعث ایجاد آبسه می شوند که با درد شدید همراه است.علتاین بیماری بیشتر در افراد پر مو دیده می شود و بیشتر شامل حال کسانی است که شغل های نشسته دارند، به همین علت به آن بیماری رانندگان هم گفته می شود.بعضی علت آن را فرورفتن موهای این ناحیه به داخل پوست می دانند.بیشتر بیماران هنگامی مراجعه می کنند که مو وارد بدن شده و یک عفونت موضعی ایجاد کند. بعد از آن به مرور زمان به صورت یک آبسه در آید و موجب درد و توده پشت (بالای شکاف باسن ) می گردد.علایم شایعدر صورت عفونت نکردن کیست، علامتی وجود ندارد. با ایجاد عفونت، علایم زیر بروز میکنند:ورم، درد، قرمزی و احساس درد با لمستب و لرزترشح چرکدرد موقع نشستن* اگر هنگام نشستن احساس ناراحتی میکنید، یک بالش مخصوص در محل نشستن خود قرار دهید.درمان کیست عفونی شده معمولا شامل برش آبسه و تخلیه چرک از آن و گاهی جراحی به منظور برداشتن کل ناحیه عفونی میباشدعوامل افزایش دهنده خطر تعریق زیاد بدنپوشیدن لباس تنگپیشگیریلیزر موهای زاید برای پیشگیری از ایجاد بیماری و پیشگیری از عود پس از جراحی موثر است.حمام کردن یا دوش گرفتن روزانه برای تمیز نگهداشتن ناحیه کیستپوشیدن لباس سبک و گشادجلوگیری از چاقیدرمانعفونت کیست، با مصرف آنتیبیوتیک و جراحی قابل درمان است.در صورت عفونت کیست، از حمام آب گرم برای تخفیف درد استفاده ک ...

ادامه مطلب  

آیت الله بهشتی از مدافعان تفکر شریعتی بود  

درخواست حذف این مطلب
احسان شریعتی با معرفی کتاب «شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» اثر شهید بهشتی گفت: بهشتی از مدافعان تفکر شریعتی بود اما یکی از تفاوت هایشان این است که شریعتی از معلمان و آموزگاران نهضت انقلاب بود و بهشتی از معماران نظام.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، برنامه «مروت و مدارا» با یاد شهدای هفتم تیر و محوریت اندیشه های آیت الله بهشتی دوشنبه 12 تیرماه با حضور علیرضا بهشتی، مدیر بنیاد حفظ و نشر آثار بهشتی، احمد مسجدجامعی عضو شورای شهر تهران، محسن سلیمانی، مدیر فرهنگی منطقه سه تهران، عباس منوچهری استاد دانشگاه تربیت مدرس، حجت الاسلام محمدجواد حجتی کرمانی، دکتر احسان شریعتی و برخی از چهره های سیاسی و دانشگاهی در خانه موزه بهشتی برگزار شد. در این مراسم اشتراکات اندیشه ای و تمایزات فکری دو اندیشمند معاصر، شهید بهشتی و دکتر شریعتی، مورد بررسی قرار گرفت. همچنین کتاب «شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» اثر شهید بهشتی نیز معرفی شد.محسن سلیمانی، مدیر فرهنگی منطقه سه، با تشکر از حضور مهمان مراسم، بابت تأخیر در آغاز برنامه عذرخواهی کرد؛ و گفت: وقتی جملات شهید بهشتی را مطالعه می کنیم انگار همین امروز گفته شده و این ویژگی به دلیل شناختی است که از زمانه خود و توجه ویژه ای که به آینده داشت نشأت می گیرد. شریعتی از نگاه آیت الله بهشتیاحسان شریعتی با معرفی کتاب «شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» اثر شهید بهشتی گفت: بهشتی از مدافعان تفکر شریعتی بود اما یکی از تفاوت هایشان این است که شریعتی از معلمان و آموزگاران نهضت انقلاب بود و بهشتی از معماران نظام.وی افزود: نکته ای که بهشتی در کتاب «شریعتی، جستجوگری در مسیر شدن» به آن اشاره می کند و به آن تأکید دارد؛ وجه انسانی شریعتی است. البته یکی از جملات و نقدهایی که درباره شریعتی زیاد به کار برده می شود این است که او اشتباهاتی داشت. این یک امر بدیهی است که انسان در جایگاه خطا است. همه انسان ها به حکم انسان بودن دچار اشتباه می شوند. به تعبیر حافظ «مستحق کرامت، گناه کارانند» یعنی بهشت جای کسانی است که امکان خطا و اشتباه دارند.شریعتی در ادامه توضیح داد: این یک ایده مرکزی در ادیان توحیدی است که انسان یک موجود برگزیده خدایی است اما در تفکر مسیحی نگاهی منفی و گناهکار به انسان وجود دارد. چون انسان در جایگاه خطا است. به تعبیر نیچه انسان پلی است بین حیوان و موجودی که به سمت با خدا شدن در حرکت است و در این راه جستجوگری است در مسیر شدن.وی گفت: این ها وجوه انسان شناسانه و تمایزات و اشتراکاتی است؛ بین اندیشه بهشتی و شریعتی. وقتی ما در مورد میراث پدارنمان صحبت می کنیم بهتر است به وجه پرسشگری که در اندیشه شان جاری بود توجه کنیم.فرزند دکتر علی شریعتی در پایان اظهار امیدواری کرد که این جلسه سر آغازی باشد برای گفتمان میان دو خانواده فکری پیش از انقلاب که به دلیل تلاطم های سال های اخیر از هم دور مانده اند.گفتمان های متفاوت در قالب احزاب و تشکل هاعلیرضا بهشتی در این مراسم با تفسیر سیر فکری اندیشه پدرش درباره چگونگی همزیستی در یک جامعه متنوع از افکار و عقاید گو ...

ادامه مطلب  

کیست مویی چیست؟ ( سینوس پیلونیدال )  

درخواست حذف این مطلب
کیست مویی یا سینوس پیلونیدال به طور شایع در قسمت تحتانی ستون فقرات در ناحیه دنبالچه رخ می دهد و افراد را با شکایت از ترشح و درد در این ناحیه وادار می کند برای درمان به پزشک مراجعه کنند. اطلاعاتی بیشتری در این زمینه را در ادامه بخوانیدکیست مویی یا سینوس پیلونیدال معمولا مو دار و زیر پوست بین کفل ها کمی بالاتر از مقعد ایجاد می شود. سینوسپ یلونیدال بصورت عمودی بین کفل ها ایجاد می شود و به ندرت در نواحی دیگر بدن رخ میدهد، و تنها راه درمان کیست مویی خارج کردن کیست به روش جراحی می باشد. به جز روش جراحی هیچ درمان دارویی و یا گیاهی وجود ندارد. این عارضه از سن ۱۵ تا ۲۴سال شایع است و بعد از ۴۰ سالگی غیر شایع می باشد.دلیل ایجاد کیست موییدلیل واقعی کیست مویی (سینوس پیلونیدال) هنوز مشخص نیست و فرضیه های مختلفی وجود دارد. برای مثال فرضیه ای می گوید این یک ناهنجاری جزئی مادرزادی بین کفل ها است و به همین خاطر بین افراد خانواده رخ می دهد. ناهنجاری در این بخش از پوست، بخاطر این است که مو به جای بیرون آمدن به درون پوست رشد می کند.فرضیه دیگر می گوید در اثر فشار یا اصطکاک پوست بین کفل ها , گودی یا فرورفتگی پیدا می کند و این خود مسئول فشرده شدن و رشد مو به درون و ایجاد کیسه یا غده ی چرکی می شود.دلیل هرچه باشد , زمانی که مو در پوست گیر کند باعث خارش و التهاب می شود. پوست ملتهب هم عفونت می کند و پس از مدتی عفونت دائمی و تکراری می شود. سپس عفونت منجر به سینوسی می شود که دارای قطعاتی از مو است.علائم کیست موییعلائم کیست مویی یا سینوس پایلونیدال به شرح زیر است: ۱- ایجاد عفونت و تب و لرز و حالت تهوع با ترشح چرک و خونابه ۲- احساس درد با لمس به روی ورح در ناحیه مبتلا به سینوس ۳- ایجاد عفونت به همراه تورم قرمز رنگ به همراه درد خود به خودی ۴- ایجاد آبسه به همراه درد شدید کیست مویی با معمولا با درد شدیدی همراه است. ۵- ایجاد حفره های زیر پوستی در فاصله بین دو باسن و یا کمی بالاتر از مقعد ۶- بوی بد ترشحات در کیست مویی ۷- ایجاد درد در هنگام نشستنچه کسانی دچار کیست مویی می شوند؟در انگلستان از هر صد هزار نفر حدود ۲۶ نفر دچار کیست مویی می شوند و در کودکان و افراد بالای ۴۰ سال نادر و برای مردان چهار برابر زنان رخ می دهد (چون بیش از زنان مو دارند). با این حال، یک سری عوامل نیز در ایجاد این مشکل دخیل هستند مانند: شغلی که نشستن زیاد از حد لازم دارد چاقی یا وزن زیاد خارش یا آسیب دیدگی دائمی محل کفل پر از مو سابقه خانوادگیکیست مویی پایین کمرشایع ترین ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » قزوینی:علمای شیعه هیچگاه فتوا به تکفیر اهل سنت نداده اند/عباسی:امکان تقریب از جانب «آل سعود» منتفی است  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس، علیرضا ملوندی، آزاده لرستانی: پس از سال های 2013 و به ویژه ۲۰۱۴ که گروهی متشکل از مسلمانانی تندرو که خود را جهادگر می دانستند به سرعت بیابان های سوریه و عراق را در نوردیدند و شهرهای مهمی از این کشورها را به تصرف خود درآوردند. تقریباً روزی نیست که نام «داعش» در رسانه های مختلف جهان مطرح نشود. فیلم های وحشتناک جنایات این گروه، مشتمل بر سلاخی ها و کشتار بی رحمانه افراد به مدد اینترنت دست به دست می شود و اتفاقاً بسیار هم پر بازدیدند.امروز، داعش در موصل سقوط کرده، سرنوشت ابوبکر البغدادی در هاله ای از ابهام قرار دارد و پایه های خلافت خودخوانده اش در سایر نقاط نیز متزلزل شده است. با این حال آنچه «داعش» را شکل داد همچنان سوژه جذابی برای محققین است.به همین منظور با حضور آیت الله سیدمحمد حسینی قزوینی مدیر شبکه جهانی ولایت و حجت الاسلام حبیب عباسی نویسنده کتاب «تیشه ها و ریشه ها» در ادامه پرونده «فکر تکفیر»، میزگردی را با عنوان «چرایی شعله ور شدن تکفیر در منطقه و شکل گیری داعش» برگزار کردیم، آیت الله قزوینی دراین گفت وگو تأکید می کند که ریشه تکفیر در همان صدر اسلام وجود داشته و راه حل آن را اقدام فرهنگی مبتنی بر گفت وگو هدفمند می داند و حجت الاسلام عباسی هم از نقش ویژه اهل سنت برای خاموش کردن این فتنه سخن می گوید، مشروح این میزگرد را در ادامه بخوانید:خاستگاه سلفی­ های جدید/عکس العمل علمای اهل سنت در برابر ابن تیمیه*زمینه فکری و مبانی اندیشه گروه­های سلفی جهادی چیست؟ تصور می­ کنید چرا از میان اهل سنت شاهد شکل­گیری چنین گروه هایی هستیم که نه فقط شیعیان، بلکه اهل سنت را به راحتی تکفیر می کنند؛ یعنی آن حرمت امام مسلمین که مورد هژمونی تمام فرق است را به راحتی زیر پا گذاشته می گذارند؟-آیت الله قزوینی: در رابطه با گروه­ های جهادی ـ تکفیری که در این سه و چهار سال اخیر تحت عنوان داعش و گروه ­های همسو با داعش به وجود آمده، چند مسأله باید مورد بحث قرار بگیرد، یک وقتی می­ خواهیم ببینیم ریشه و خاستگاه اینها کجا بوده و دیگر اینکه به وجود آورنده این فضای جدید و این سلفی­ های جدید کجا بوده است.اما ریشه این ها، به تفکر اموی بر می­ گردد که ۲۱ سال علیه اسلام ، قرآن و رسول اکرم(ص) جنگیدند و در سال هشتم هجری در مکه زیر بار قدرت شمشیربران سربازان اسلام به ظاهر مسلمان شدند که امیرالمؤمنین(ع) در نامه ۱۶ نهج ­البلاغه قسم شدید و غلیظی یاد می کند که: «و الذى فلق الحبه و برء النسمه ما اسلموا و لکن استسلموا و اسروا الکفر»، دودمان بنی ­امیه و قریش که در مکه به ظاهر مسلمان شدند، در واقع مسلمان نبودند، تظاهر به اسلام کردند، کفرشان را از ترس مسلمانان مخفی کردند و امروز در جنگ صفین یارانی برای کفر پیدا کردند و ظهور کردند.هیثمی از علمای اهل سنت متوفای ۸۰۷ در جلد اول کتاب «مجمع ­الزوائد» صفحه ۱۱۳ همین تعبیر را از قول عمار مطرح کرده که قریش در فتح مکه مسلمان نشدند و تظاهر به اسلام کردند.اسلاف اینان در جنگ بدر، حتی در جنگ احد و احزاب، زخم ­خورده شمشیر اسلام به ویژه رسول اکرم(ص) و امیرالمؤمنین(ع) بودند و دنبال فرصتی برای عقده گشایی بودند؛ بعد از رحلت نبی مکرم(ص) با راه اندازی جنگ جمل و خصوصاً جنگ صفین که ۱۸ ماه طول کشید و بنا به نقل یعقوبی بیش از ۱۰۰ هزار کشته داد، این فکر در جامعه ایجاد شد که باید آن سمت و سویی که اسلام و مسلمانان می­روند، سد شود و توجه مردم را از رسول اکرم(ص) و اهل بیت(ع) برگردانده و از توسل به اهل بیت(ع) که زمینه ارادت مسلمانان را به آنان فراهم می کند، ممانعت شود.مروان، در مسجد نبوى، ابو ایوب انصارى صحابه پیامبر اکرم(ص) را مى یند که روى قبر حضرت نشسته و با ایشان راز دل مى گوید و اظهار عشق و ارادت مى کند، گردن او را گرفت و گفت: «أتدری ما تصنع؟»؛ مى فهمى دارى چه کار مى کنى؟ابوایوب انصارى به او جواب مى دهد: «جئت رسول اللّه ولم آت الحجر، سمعت رسول اللّه(ص) یقول: لاتبکوا على الدین إذا ولیه أهله، ولکن ابکوا علیه إذا ولیه غیر أهله»؛ اینجا براى زیارت پیامبر اکرم(ص) آمده ام، براى دیدار خاک و سنگ نیامده ام. از پیامبر گرامى(ص) شنیدم که مى فرمود: زمانى که انسان هاى شایسته، در مسند حکومت نشستند، غصه ندارد، غصه و گریه روزى است که مثل تو نااهلى در مسند قدرت قرار گرفته باشد.(مستدرک الصحیحین، ج ۴، ص ۵۱۵؛ مسند أحمد، ج ۵، ص ۲۲)و یا حجاج بن یوسف ثقفى وقتى به مدینه آمد و مشاهده کرد که مردم اطراف قبر پیامبر(ص) پروانه وار مى چرخند، گفت: تبّاً لهم! إنّما یطوفون بأعواد ورمه بالیه ، هَلاّ طافوا بقصر أمیر المؤمنین عبدالملک؟ ألا یعلمون أنّ خلیفه المرء خیر من رسوله؟!(شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۲۴۲، النصائح الکافیه، ص ۱۰۶)؛ مرگ بر این ها که بر اطراف استخوان هاى پوسیده پیامبر مى چرخند ـ نستجیر باللّه ـ چرا این ها نمی روند اطراف قصر عبدالملک بگردند، مگر نمى دانند که عبدالملک خلیفه خدا هست و بهتر از رسول و فرستاده خدا است.پس این فکر در همان قرن اول هجری شکل گرفت، ولی جامعه این فکر را پذیرا نبود، زیرا اکثریت با مسلمان­ ها بود و مردم، صحابه و اتباع تابعین آگاه بودند. در قرن هشتم هجری، ابن­­ تیمیه این فکر را پی­ ریزی می­ کند و به صورت خیلی آرمانی و تحریک­ کننده آن را در جامعه ارائه می­ کند و هر گونه توسل را مظهر شرک و عامل قتل متوسل معرفی می کند که متأسفانه عده ای بی خبر و ناآگاه در منطقه شامات هم پذیرای این اندیشه شده و از آن استقبال کردند.در مقابل، علمای اهل سنت قیام کردند، شافعی­ ها، حنبلی­ ها، مالکی­ ها چند بار ابن­ تیمیه را محاکمه کردند و به زندان انداختند و تعهد گرفتند که دیگر از تکفیر مسلمانان سخن نگوید، نسبت به ساحت مقدس نبی­ اکرم(ص) اهانت نکند، نسبت به خدای عالم حرف کفرآمیز نزند. ابن تیمیه هر بار بعد از آزادی از زندان به تبلیغات سوء خود ادامه می داد تا اینکه برای آخرین بار در سال ۷۲۸ هجری قمری او را دستگیر و در زندان قلعه دمشق برای همیشه زندگی­ اش خاتمه یافت.چرایی ایجاد فرقه های مختلف در سه کشور ایران، عراق و عربستانبعد از او فقط شاگردش، ابن­ قیم جوزیه فرهنگ او را در جامعه منتشر کرد و به تدریج افکار او در زاویه فراموشی قرار گرفت تا اینکه وحدت کشورهای اسلامی تحت عنوان امپراطوری اسلامی در قرن دوازدهم شکل گرفت و این وحدت، استخوانی در گلوی اروپایی­ ها و غربی­ ها شد و در تلاش برای از هم پاشی این امپراطوری، اطاق فکری تشکیل دادند و نتیجه هزاران ساعت هم اندیشی برای از همپاشی امپراطوری عثمانی و تجزیه کشورهای اسلامی و ایجاد اختلاف میان مسلمانان.منجر به ایجاد فرقه بهایی گری در ایران، اخباری گری در عراق و وهابیت در عربستان سعود شد. در ایران و عراق با ایستادگی مراجع در برابر بساط فتنه محمد علی باب و اخباری گری، در کمتر از ۲۵ سال این آشوب برچیده شد؛ این فتنه آثار کمی داشت و اصلاً قابل توجه نبود.ولی در عربستان سعودی، محمد­بن عبدالوهاب جد اعلای مفتی اعظم فعلی، شیخ عبدالعزیز آل شیخ و محمد­بن سعود جد اعلای سلمان، پادشاه فعلی عربستان با یکدیگر عهد و پیمان بستند و با استفاده از مستشاران نظامی بریتانیا، فتوای کفر مسلمانان توسط محمدبن­ عبدالوهاب صادر و کشتن و تصرف اموال آنان از طرف محمدبن سعود انجام می گرفت، به مسلمانان که همه سنی بودند – در اطراف ریاض شیعه نبود – حمله کردند، مردم را کشتند و اموال آن ها را به عنوان غنائم جنگی تصرف کردند و در مدت کوتاه اموال کلانی را تصرف کردند؛ نیروی قدرتمندی به دست آوردند و ریاض را تحت سیطره خود در آوردند و بعد از آن در سال ۱۲۱۷ هجر­ی­ قمری طائف را تصرف کردند.جمیل صدقى زهاوى از علماى اهل سنت عراق در باره حمله وهابیان به طایف مى نویسد: از زشت ترین کارهاى وهابیان در سال ۱۲۱۷، قتل عام مردم طایف است که بر صغیر و کبیر رحم نکردند، کودک شیرخوار را در آغوش مادر سر بریدند، جمعى را که مشغول فراگرفتن قرآن بودند، کشتند و حتى گروهى را که در مسجد مشغول نماز بودند به قتل رساندند و کتاب ها را که در میان آن ها تعدادى قرآن و نسخه هایى از صحیح بخارى و صحیح مسلم و دیگر کتاب هاى حدیثى و فقهى نیز بود، در کوچه و بازار افکنده و آن ها را پایمال کردند.(الفجر الصادق، ص ۲۲).جمعى از ستم دیدگان طائف داخل مسجدالحرام شدند و آنچه بر آنان گذشته بود بیان داشتند، مردم سخت به وحشت افتادند، گویا که قیامت برپا شده است. زمانی که علما و مفتیان مذاهب چهارگانه اهل سنت از مکه مکرمه و دیگر بلاد اسلامى براى اداى مناسک حج آمده بودند، به کفر وهابیان حکم کردند و بر امیر مکه واجب دانستند تا با آنان به مقابله برخیزد و فتوا دادند که بر مسلمانان واجب است تا در این جهاد شرکت کنند و در صورت کشته شدن شهید خواهند بود.(سیف الجبر المسلول على الأعداء، ص ۲) ولی از آنجایی که وهابیت قدرت و امکانات وسیعی داشتند، به مکه و جده حمله کردند و در کمترین مدت آنجا را تصرف کردند و در نهایت یک حکومت نوپایی را در سال ۱۱۵۷ هجری تأسیس کردند.این در حقیقت یک خلاصه ­ای از پیشینه کار سلفی­ هاست که امروز هم شما می­ بینید خلبان اردنی را وقتی آتش می­ زدند، در پایانش می­ گویند ما به دستور شیخ­ الاسلام ابن­ تیمیه این کار را کردیم، در حقیقت یک جهادی برای ما است! الان هر کاری می­ کنند، آدم می­ کشند و سر بچه را می­ برند، تمام اینها را استناد به سخنان محمدبن­ عبدالوهاب و ابن­ تیمیه می کنند.نکته دوم، زمینه فکری و فرهنگی ­ای این تفکر است که چگونه آدم­ های جانی تربیت کردند، در فضای مجازی تصویر داعشی چچنی پخش شده که با افتخار می گوید: من سر ۳۸۵ نفر را بردم، آیا این آدمی است که از مادر جنایتکار متولد شده باشد، این تفکر است، این تفکر چیست؟! ابن­ تیمیه به صراحت روی تکفیر مسلمانان کار کرده است که: بهترین راه برای موفق شدن در جامعه و تقسیم آن به جامعه توحیدی و جامعه شرکی است، بنابراین برای خودش هم معیاری قرار داد و اعلام کرد کسانی که متوسل به پیغمبر(ص)، امامان(ع) و صالحان می شوند، اینها از دائره توحید خارج هستند! این تفکر یک تفکر ساده ای نبود که ما بخواهیم به سادگی از کنار این تفکر عبور کنیم، بلکه یک بحث اساسی است که با منطق قرآن و با سنت پیغمبر(ص) تطبیق نمی­ کند.ماجرای مناظره یک عالم شیعی با مفتی عربستانمن در مناظره ­ای که سال ۸۲ با مفتی عربستان سعودی در طائف داشتم، از او سؤال کردم، دلیل شما برای اینکه افراد را تکفیر می­ کنید چیست؟ ایشان گفت: شما به جای اینکه بگویید یا الله، می­ گویید یا علی، یا حسین، این شرک است، خود محمدبن عبدالوهاب هم به صراحت در رسائل شخصیه ­اش دارد، جلد اول مجموعه مؤلفات جلد ۱۴۷ می­ گوید: «من جعل بینه وبین الله وسائط یدعوهم أنه کافر مرتد حلال المال والدم»، هر کس بین خودش و خدا واسطه قرار بدهد، ۴ حکم برای اوست، اول این که کافر است، دوم مرتد است، سوم خونش مباح است و چهارم تصرف اموالش هم جایز است!آیا این تفکر را از قرآن گرفتند؟ چون این اجتهاد باید یا مبتنی بر آیات یا بر روایات باشد، می بینیم که قرآن برخلاف این نظر می­ دهد در آیه سوره ۳۵ مائده می فرماید: «یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله»؛ بین خود و خدا واسطه قرار بدهید، در سوره یوسف آیه ۹۷ برادران یوسف می ­آیند پدرشان را واسطه بین خودشان و خدا قرار می­ دهند: «یا أبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا»، یا در سوره نساء آیه ۶۴ می فرماید: «اسْتَغْفَرُوا اللّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَ تَوّاباً رَحیما»، کسی برود خدمت پیغمبر او را واسطه قرار بدهد، خدا گناهش را می­بخشد، این منطق، منطق قرآن است، قبل از اینکه ما به روایت برسیم.من وقتی برای مفتی، این آیات قرآن را خواندم، گفت: این آیات مربوط به زمان حیات پیغمبر(ص) است، گفتم در صحیح بخاری از قول خلیفه دوم بیان شده که می گوید: «اللهم انا کنا نتوسل إلیک بنبینا»، خدایا ما صحابه همواره به پیغمبرت متوسل می­ شدیم.گفت: نه! وقتی پیغمبر(ص) از دنیا رفت، دیگر خبری از این دنیا ندارد، نه سلام ما را می­ شنود، نه توسل ما را می­­ شنود و نه قدرت دارد بر اینکه به ما جواب بدهد و من بعضی از روایت­ ها را برای او خواندم.گفت: صحابه دین را بهتر فهمیدند یا شما؟ ما بعد از رحلت پیغمبر(ص) نداریم که صحابه کنار مزار پیغمبر(ص) بیایند و متوسل شوند، گفتم: ای شیخ! از شما بعید است، این را با قاطعیت می­ گویید! بیهقى و دیگران نقل مى کنند:«أصاب الناس قحط فی زمن عمر رضی اللّه عنه، فجاء رجل إلى قبر النبی صلى اللّه علیه وسلّم، فقال: یا رسول اللّه! هلک الناس، استسق لأمّتک…»(دلائل النبوّه بیهقى، ج ۷، ص ۴۷، المصنّف ابن ابى شیبه، ج ۷، ص ۴۸۲ تاریخ دمشق، ج ۴۴، ص ۳۴۶ و ج ۵۶، ص ۴۸۹، الاستیعاب، ج ۳، ص ۱۱۴۹، تاریخ الإسلام، ج ۳، ص ۲۷۳)؛ در زمان عمر، مردم دچار قحطى و خشکسالى شدند، مردى کنار قبر پیامبر(ص) آمد و گفت: اى رسول خدا مردم نابود شدند، از خداوند براى امتت طلب باران کن. رسول خدا(ص) در عالم خواب به آن مرد فرمود: نزد عمر برو و از جانب من به او سلام برسان و بگو: بزودى باران خواهد آمد و سیراب خواهید شد و بگو: کیسه سخاوت را گسترده ساز.آن مرد ماجراى خوابش را براى عمر نقل کرد، قطرات اشک از چشمان عمر جارى شد و گفت: خداوندا، کوشش و جدیت کردم، ولى همیشه ناتوان و عاجز بودم.او گفت: همه این روایات جعلی، ساختگی و دروغ است، گفتم: شما می گویید دروغ است، ولی ابن­ حجر عسقلانی از اسوه­ های علمی اهل سنت در کتاب فتح ­الباری جلد ۲ صفحه ۴۱۲ می­ گوید، روایات صحیح است، ابن کثیر دمشقی در البدایه و النهایه جلد ۷ صفحه ۱۰۵ می­ گوید: روایت صحیح است، وقتی این طور قاطعانه گفتم او متوقف شد، گفت: کتاب­ ها را بیاورید ببینیم راست است یا دروغ می ­گویند، کتاب را باز کردند، در همان صفحه دیدند که درست است و بین خودشان یک اختلاف شدیدی افتاد، چند نفر نشسته بودند، من هم با مسئول بعثه مقام معظم رهبری جناب آقای نواب یک طرف نشسته بودیم، من به آقای نواب گفتم ما کار خودمان را کردیم، بیش از این اگر اینجا بمانیم، اینها وقتی در بحث کم بیاورند، متوسل به خشونت می شوند، تا کار به آنجا نرسیده، برویم.مفتی اعظم دیگر بالاترین مقام علمی وهابیت است، شما حساب کنید حضرت امام چه اقتداری داشت، تقوایش را حذف کنید، قدرتش به توان ۲۰، می شود مفتی اعظم، با این قدرت علمی و این اقتداری که در آنجا دارد، در برابر یک طلبه کوچک نمی­ تواند جواب بدهد.این ها می­ گویند هر کس نماز جماعت نرود کافر است باید کشته شود، یعنی اینها یکسری فتواها از خودشان آوردند صادر کردند که اینها به هیچ وجهی نه با قرآن، نه با سنت نه با سیره صحابه تطبیق نمی­ کند، مثلاً در کتاب «الدر السنیه» جلد ۱۰ صفحه ۳۲۸ از قول محمدبن عبدالوهاب می­ گوید اگر یک شهری، یک روستایی اذان و اقامه ترک کنند، تمام مردم آن شهر و آن روستا باید از دم قتل­ عام شوند، این چه منطقی است؟! یا مثلاً در کتاب الدرر السنیه جلد ۴ صفحه ۲۰۴ می­ گوید: اگر کسی ولو از روی کسالت به نماز جمعه نرود باید گردن او زده شود، یا اگر کسی نماز عید فطر نرود یا نماز عید قربان نرود، باید کشته شود، یا اگر شخصی وضو می­ گیرد نیت وضو را به زبان بیاورد، این بدعت است! این فتواهایی که آنها ساختند همه زمینه­ ساز بود، برای ظهور یک فرقه­ ای به نام داعش، داعشی که این چنین جنایت مرتکب شود که شاید در تاریخ بشریت اگر نگوییم بی­ نظیر، قطعاً کم­ نظیر بوده که به تعبیر سردار سلیمانی بچه را از دست مادر می­ گیرند می­ سوزانند کباب می­ کنند، روی برنج می­ گذارند و به مادرش می­ دهند، در تاریخ از زمان آدم تاکنون حتی در وحشی ترین ارتش­ ها، ارتش هیتلر یا صهیونیست چنین اتفاقی نیفتاده بود، مشخص می­ شود داعش و هم قطرانش از ابتدائیات انسانیت و فطرت بشری کاملاً به دور هستند. این سابقه­ و چنین فتواهایی داعش و امثال آن را می سازد.علل رویگردانی جوانان شیعه از تکفیری ها*چرا از میان اهل سنت این نیروها انتخاب شدند؟-آیت الله قزوینی: نکته ­ای که ما باید دقت کنیم که داعش چگونه به وجود آمد، خانم کلینتون در کتاب خاطرات خود نوشته که ما دیدیم حزب­ الله به عنوان یک قدرت در منطقه حضور دارد و تمام معادلات سیاسی که ما طراحی می­ کنیم، همه را به هم می­ زند، به فکر افتادیم یک چیزی شبیه حزب­ الله در منطقه ایجاد کنیم، دیدیم بهترین گزینه این است که داعش راه بیندازیم، در نتیجه داعش سازی کردند و از آن طرف هم مدعی هستند ما می­ خواهیم با داعش مبارزه کنیم.اما درباره اینکه چرا از شیعه کسی به این سمت نمی ­رود، رسول اکرم(ص) فرمودند: «إنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللهِ وَ عِتْرَتِی أهْلَ بَیْتِی إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی» من بعد از خودم قرآن و عترتم را به یادگار می­ گذارم، اگر در سایه این قرآن و عترت حرکت کنید هرگز گمراه نخواهید شد، امتیازی که شیعه دارد و هیچ یک از مذاهب ندارد، وجود فرهنگ اهل­ بیت در مذهب شیعه و در میان جوانان شیعه است و لذا این فرهنگ اهل­ بیت، بچه شیعه ­ها را در برابر هرگونه هجمه­ های فکری واکسینه می­ کند، روی این جهت ما می­­ بینیم در تاریخ اگر جنگی هم صورت گرفته، جنگ شرافتمندانه بوده، نه اینکه بچه را جلوی چشم مادر سر ببرند، کباب کنند و به مادر تحویل بدهند و جلوی پدر و مادر بچه را اعدام کنند یا افرادی را زنده زنده آتش بزنند یا روز عید قربان چند نفر را قربانی کنند و بگویند این قربانی ما بود از ما بپذیر! اینها همه نشانگر دور افتادن از فرهنگ اهل­ بیت و عدم توجه به سخنان رسول اکرم(ص) است.*در مکتب اهل بیت(ع) چه نکاتی است که باعث می ­شود در مذهب شیعه به سمت تکفیر اهل سنت نرویم یا اینکه شیعه بخواهد شیعه را تکفیر کند؟-آیت الله قزوینی: یک جمله ­ای امیرالمؤمنین در نهج ­البلاغه خطاب به مالک ­اشتر نخعی دارد، هنگامی که مالک را به مصر می فرستند- این جمله باید با طلا نوشته شود و در تمام روز نصب­ العین ما شود- می فرمایند: مالک داری آنجا می روی مردم دو دسته هستند، «إِمَّا أَخٌ لَکَ فِی الدِّینِ وَ إِمَّا نَظِیرٌ لَکَ فِی الْخَلْقِ» یا برادر دینی تو هستند یا برادر خلقتی تو هستند، شما یک وجه اشتراک دینی دارید، شما می­ گویید لا اله الا الله و محمد رسول ­الله هستید، آنها هم گوینده همین ­ها هستند یا نه یک اشتراک خدایی دارید، تو مخلوق خدایی او هم مخلوق خداست، مبادا تصور کنی این مردم برای تو طعمه هستند و هر نوعی بخواهی در سرنوشت اینها دخالت کنی، یا روایت دیگری از حضرت امیر(ع) است که می فرمایند: فَأَحْبِبْ لِغَیْرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَاکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا برای مردم آن را بپسند که برای خود می­پسندی و برای دیگران مپسند آنچه را که برای خود نمی­ پسندی، این شاکله فکری شیعه را بازسازی می­ کند.(نهج البلاغه خطبه ۳۱)یا عبارت دیگری از امیرمؤمنان علی(ع) است که «الدهر یومان: یوم لک و یوم علیک» دنیا دو روز است، «روزگار است آنکه گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد»، یک بار خدا به تو عزت و قدرت داده است، یک روزی هم از تو می­ گیرد، «اذا کان لک فلا تبطر» آن روز که قدرت داری مبادا ظلم کنی، مبادا در حقوق مردم تعدی کنی، «واذا کان علیک فاصبر»، یک دفعه می­ بینی قدرت از دست تو رفت، شکیبا باش و تحمل کن.(نهج البلاغه حکمت ۴۰۷)باز یک جمله زیبایی دارند، یکی از بهترین روایات که همواره برای من الگو بوده و هر وقت هم بحث کردم دیدم روی مردم خیلی تأثیرگذار است، این است که حضرت(ع) می­ فرماید: ‏ «أَحْبِبْ‏ حَبِیبَکَ‏ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْماً مَا وَ أَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْناً مَا عَسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا»(نهج البلاغه حکمت۲۷۴)؛ با کسی که رفیق و دوست هستی معتدل باش و تمام اسرار زندگی­ات را به او نگو در تعامل با هم­نوعان خود معتدل باش، نه نسبت به آن ها با نظر حقارت نگاه کن، نه آنقدر صمیمی باش که تمام اسرار زندگی­ ات را در اختیار او قرار دهی، چون شاید همین رفیقت یک روزی با تو بد شود، تمام اسرار زندگی­ات را برملا می­ کند و تو را رسوا می­ کند.ریشه اعلام کردن لیست اموال مسئولان کجاستبا دشمنت هم مدارا کن، اگر با کسی دشمنی کردی تمام پل­ ها را خراب نکن، تمام پرده­ ها را پاره نکن، آبروش را نبر، رسوایش نکن، چون «عسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا» شاید یک روزی با او آشتی کردی و رفیق شدی، اگر پرده­ دری کردی هر وقت به چشم های او نگاه کردی خجالت می­ کشی.شما این فرهنگ را کجا می ­توانید پیدا کنید؟ در کدام مذهب و دین؟! این تعبیر حضرت امیر(ع) فقط مخصوص خودشان است و کسی به جز علی(ع) نمی تواند چنین حرفی بزند و عمل کند، بنابراین امام علی(ع) وقتی وارد کوفه شدند، گفتند: «دَخَلْتُ بِلاَدَکُمْ بِأَشْمَالِی هذِهِ وَ رَحْلَتی، و رَاحِلَتى، هَاهِىَ فَإنْ أَنَا خَرَجْتُ مِنْ بِلاَدِکُمْ بِغَیرِ مَا دَخَلْتُ فَإِنَّنِی مِنَ الْخَائِنینَ».(بحارالانوار، جلد ۴۰، صفحه ۳۲۵)؛ مردم کوفه من وارد کوفه شدم، لباسم همین­هاست که تنم است، مرکب من همین است، وسایل زندگی من هم همین ها است که می بینید، اگر یک روزی دیدید از شهر شما رفتم بیش از این لباس با خودم بردم، بیش از این مرکب و وسایل خانه داشتم، بدانید علی جزء خائنین است.اینکه می­ گویند مسئولان باید لیست اموالشان را بدهند، بنیان گذارش امیرالمؤمنین(ع) است. امیرالمؤمنین حرف می­ زد و عمل می­ کرد، بنابراین برای ما یک الگویی است که هم الگوی رهبری و شهروندی است، لذا با این الگو الحمدلله جوانان ما در این ۱۴ قرن بیمه بودند و قدرتی هم داشتند. از همان ابتدا امیرالمؤمنین منادی وحدت بودند، حتی فرمودند: «أَلاَ مَنْ دَعَا إِلَى هذَا الشِّعَارِ فَاقْتُلُوهُ، وَلَ ...

ادامه مطلب  

چهارمین فرمانده کل ارتش و سیزدهمین سرلشکر حاضر ایرانی کیست؟ +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار دفاعی امنیتی دفاع پرس، عصر امروز فرمانده معظم کل قوا طی حکمی امیر «سید عبدالرحیم موسوی» ضمن ارتقای درجه ی وی به سرلشکری به عنوان فرمانده جدید کل ارتش جمهوری اسلامی ایران منصوب کردند.همچنین رهبر معظم انقلاب، سرلشکر صالحی فرمانده سابق کل ارتش جمهوری اسلامی ایران را به عنوان جانشین جدید رئیس ستاد کل نیروهای مسلح معرفی کردند.امیر موسوی، پس از سرلشکر شهبازی، سرلشکر سلیمی و سرلشکر صالحی، چهارمین فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران است.این فرمانده با سابقه ارتشی که سابقه حضور 96 ماهه در جبهه های حق علیه باطل را دارد و در یگان های مختلف در جبهه های جنوب و غرب کشور در برابر دشمن بعثی و ضد انقلاب حضور داشته است، فرماندهی تیپ دانشجویان دانشگاه افسری امام علی(ع)، فرماندهی دانشگاه افسری، فرماندهی قرارگاه شمال شرق آجا، معاونت آموزش نیروی زمینی ارتش، معاونت طرح و برنامه نزاجا، جانشینی اداره عملیات و ریاست ستاد مشترک ارتش را در کارنامه خود دارد.وی همچنین از چهارم شهریور سال 138 ...

ادامه مطلب  

ولایت مداری؛ شهید بهشتی را بهشتی کرد  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاست و اقتصاد: امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه آنچه که شهید بهشتی را بهشتی کرد ولایت مداری وی بود، ابراز کرد: اگر بهشتی شهید نمی شد با گذشت زمان در یاد و خاطره ها به فراموشی سپرده می شد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از خراسان رضوی، حجت الاسلام کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران در مراسم گرامیداشت شهدای هفتم تیر که شامگاه هفتم تیرماه در ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد حرم مطهر رضوی برگزار شد، به ارزش های انسانی اشاره و بیان کرد: در آیات قرآن آمده که از امتیازات بشر، بندگی و عبودیت است.وی با بیان اینکه بندگی در رأس ارزش های انسانی قرار دارد و آفرینش آدم برای بندگی خداوند است، افزود: علم در قرآن کریم از امتیازات والایی برخوردار است و مؤمنی که به دریای علم متصل و از سرچشمه علم الهی بهره مند شود خداوند به او الطاف الهی خود را عنایت می کند. حجت الاسلام صدیقی در خصوص امتیازات بالایی که پروردگار عنایت می کند، عنوان کرد: رزمنده، مجاهد و ... بودن از امتیازات بالای مورد عنایت خداوند به شمار می رود و آفریدگار ما در آیات متعددی که در شأن مجاهدان بیان کرده عبادت هایی را منشأ حیات معرفی کرده است که انسان را در برابر شرک و فساد مقاوم می سازد.امام جمعه موقت تهران افزود: با ارزش ترین شما با تقواترین شما است و هر که خدا محورتر است با ارزش تر هم خواهد بود کسانی که در راه دین استقامت کردند بدون شک الطاف الهی نصیب شان خواهد شد.وی در خصوص حکومت الهی نیز ابراز کرد: حکومت الهی به گونه ای است که مسئولان باعث افتخار هستند و جامعه، جامعه سرافرازی است و همچنین پایه های استواری خواهد داشت که پرونده گذشته آنان نیز جای غصه و پشیمانی ندارد.حجت الاسلام صدیقی با اشاره به اینکه حاکمیت خداوند در جامعه ای که حکومت الهی در آن نهادینه شده باشد، این است که به چنین جامعه ای امدادهای غیبی می رساند، تشریح کرد: در جنگ ۸ ساله در مقابل شرق و غرب پروردگار، ما را آزمود.امام جمعه موقت تهران اضافه کرد: در این جنگ جوانان برای دفاع از دین و وطن، جانشان را کف دست قرار دادند و با افتخار راهی خط مقدم جبهه ها شدند و همچنین ملائکه از جانب پروردگار مأمور می شدند تا این جان برکفان را یاری کنند.وی با اشاره به اینکه روزی ملائکه می گویند: شما در این جبهه ها تنها نبودید و ما شما را یاری می کردیم، اظهار کرد: عبودیت، رزمنده و ... همه این ها ظاهر پیکر است و روح این موارد عبادت است.حجت الاسلام صدیقی با بیان اینکه ملائکه، ...

ادامه مطلب  

عکس/اهدای خون به یاد سیدالشهدا توسط جوانان شیعه در کنگو  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، سازمان بین المللی شیعی «حسین کیست؟» در شهر کینشاسا جمهوری دموکراتیک کنگو، در راستای معرفی ارزش های و اهداف حضرت اباعبدالله الحسین (ع) به جهانیان، کمپین «اهدای خون، اهدای زندگی» را راه اندازی کردند و تعداد زیادی از شیعیان این شهر، با حضور در محل برگزاری کمپین، اقدام به اهدای خون نمودند.اهدای خون به یاد سیدالشهدا توسط جوانان شیعه در کنگواهدای خون به یاد سیدالشهدا توسط جوانان شیعه در کنگواهدای خون به یاد سیدالشهدا توسط جوانان شیعه در کنگواهدای خون به یاد سیدالشهدا تو ...

ادامه مطلب  

تضمینی نیست که هشت سال سیاه پوپولیست تکرار نشود/شهید بهشتی می گفت با مارکسیست ها قرابت فکری نداریم اما می توانیم باهم گفت وگو کنیم  

درخواست حذف این مطلب
علیرضا بهشتی تاکید کرد: به جای حذف یکدیگر و به دنبال نادیده گرفتن یکدیگر بودن در عرصه سیاست؛ به حضور و هویت همدیگر احترام بگذاریم. چه کسانی که در تبلیغات رسمی می توانیم از آنها نام ببریم و چه آنها که نمی توانیم. به گزارش خبرنگار ایلنا، بزرگداشت سی و ششمین سالگرد شهادت آ یت الله شهید بهشتی و 72 تن از یاران امام خمینی با محوریت بازخوانی میراث فکری و منش رفتاری شهید بهشتی، معرفی و نقد کتاب دکتر شریعتی جستجوگری در مسیر شدن و مناظرات شهید بهشتی با سران مارکسیست ها در نشستی با عنوان مروت و مدارا در خانه موزه شهید بهشتی برگزار شد.علاوه بر علیرضا بهشتی، احسان شریعتی، حجت الاسلام زم، عباس منوچهری، احمد مسجدجامعی، جمشید انصاری و حجت الاسلام مفتح در این مراسم حضور داشتند.علیرضا بهشتی در این مراسم در رابطه با انسان شناسی از منظر اندیشه های شهید بهشتی گفت: انسان موجودی است که مهم ترین وجه ممیزه اش از جانداران دیگر انتخاب گری اوست. او برای انتخاب گری نیازمند دو پیش شرط آزادی و آگاهی است. در پیامد انتخاب گری مسئولیت است که در آثار دکتر شریعتی و شهید بهشتی برجسته می شود.بهشتی ادامه داد: شهید بهشتی مسئولیت های انسان را در این پنج رابطه تعریف می کند. رابطه انسان با خالق هستی، رابطه انسان با خویشتن خویش، رابطه انسان با محیط پیرامونش، رابطه انسان با دیگران و جامعه و همچنین رابطه انسان با تاریخ.او همچنین با اشاره به بزرگترین مشکل جامعه بشری گفت: انسان ها هرکدام کتابی منحصر به فرد بوده و اصالت دارند. هرکسی درباره جهان پیرامونش متفاوت می اندیشد و براساس آن؛ الگوی زیستی خاصی را هم به عنوان زندگی سعادتمندانه برای خود تصور و انتخاب می کند و حق دارد که در پی تحقق این الگوی زیستی بربیاید و اینها از انسان شناسی اندیشه شهید بهشتی و دکتر شریعتی برمی آید. تنوع و تعدد در جامعه محوناشدنی است. می توان آن را سرکوب کرد اما نمی توان محوش کرد. تازه اگر سرکوب شود زندگی منافقانه به افراد تحمیل می شود. در عین حال قرار است یک حکومت به عنوان ساختار رسمی این جامعه متکثر را هدایت کند و این همان مشکل اساسی جامعه بشری است.بهشتی با اشاره به اینکه این مشکل را با برآوردهای اندیشه شهید بهشتی می توان در فرمولی حل کرد، گفت: در جامعه گفتمان های مختلف و الگوهای زیستی متفاوتی وجود دارد. اینها چطور قرار است در یک جامعه کنار هم زندگی کنند؟ این مشکلی بوده که همیشه وجود داشته اما امروز به جایی رسیده که باید تکلیف را مشخص کرد و آیت الله بهشتی راه حلی را برای این مسئله مطرح می کند.او ادامه داد: پیش از انقلاب دیدگاه های مختلفی وجود داشت اما انقلاب نشان داد که اکثریت زندگی فردی و اجتماعی برخاسته از ارزش های اسلامی یا همان آیین زیستن است اما همه افرادی که انقلاب کردند یک جور فکر نمی کردند پس قرار نیست تفاوت ها نادیده گرفته شود. راه حل شهید بهشتی این بود که این گفتمان ها وقتی وارد عرصه سیاسی می شوند باید در قالب تشکل ها و احزاب سیاسی به رقابت بپردازند نه اینکه یکدیگر را حذف کنند بلکه باید گفتمان خود را به جامعه عرضه کنند.بهشتی با بیان اینکه ما فعلاً در تجربه بشری هیچ مکانیزمی بهتر از تمکین به رای اکثریت نداریم، گفت: هم احزابی باید باشند که گفتمان های مختلف را ارائه کنند و شهروندان براساس آن انسان شناسی آزادانه و آگاهانه دست به انتخاب بزنند، این یعنی اینکه ما در جمهوری اسلامی نظام تک حزبی نداریم. شهید بهشتی نوع روابط حزب جمهوری اسلامی را با احزاب به جز آنها که به صورت مسلحانه برانداز نظام بودند، بررسی می کند و بعد می گوید طبیعی است که ما با مارکسیست ها قرابت فکری نداریم اما می توانیم با یکدیگر گفت ...

ادامه مطلب  

سرمقاله های روزنامه های ۸ آبان  

درخواست حذف این مطلب
سرمقاله های روزنامه های ۸ آبان ارتباطات > رسانه و روزنامه نگاری - همشهری آنلاین:شهید بهشتی، اصولگرایان و ماجرای سپنتا نیکنام و ... از جمله موضوعاتی هستند که در ستون سرمقاله برخی از روزنامه های دوشنبه-۸ آبان- جای گرفتند. جاوید قربان اوغلی در روزنامه شرق«عبور از تونل وحشت ترامپ» نوشت:مجلس نمایندگان آمریکا در اقدامی در راستای رویکرد جدید کاخ سفید، طرح به اصطلاح فراجناحی تحریم های جدیدی را با هدف افزایش فشار به ایران برای توقف یا تحدید برنامه موشک های بالستیک تصویب کرد. با این مصوبه مرحله دیگری در افزایش تنش بین تهران و واشنگتن و غامض ترشدن آینده برجام رقم خورد. با اینکه به عقیده برخی از تحلیلگران، تحریم های جدید در عرصه عمل چیزی فراتر از آنچه درحال حاضر در حال اجراست، نخواهد بود؛ ولی روشن است که جنبه های روانی این مصوبه تأثیرات منفی معتنابهی در تصمیمات بنگاه های اقتصادی جهان در همکاری با ایران خواهد داشت و تنش و جنگ لفظی بین تهران و واشنگتن وارد مرحله جدیدی خواهد شد. در کنار تأثیرات مخرب مصوبه اخیر بر توافق هسته ای، در صورت فقدان اراده ای دو طرفه ممکن است با اشتباه محاسباتی یکی از دو طرف یا شیطنت کشوری ثالث، این ماجرا به مرحله ای ارتقا یابد که کنترل آن ممکن نیست. در تاریخ آمریکا، رؤسای جمهوری که با تکیه بر عقلانیت، مهارت های مذاکراتی و حمایت افکارعمومی توانسته اند بر معضلات پیچیده جهانی غلبه کرده و گره های سخت را با عبور از موانع کنگره و سنا، بدون توسل به زور و با مهارت دیپلماتیک بگشایند، بسیار اندک و انگشت شمارند.از یاد نبرده ایم که جورج بوش در مقابل اقدام سخاوتمندانه ایران در دوران دولت اصلاحات در همکاری با آمریکا برای غلبه بر طالبان، ایران را در کنار دو کشور دیگر محور شرارت خواند. مقایسه این رفتار و رویکرد با اقدامات اوباما در دوران ریاست بر کاخ سفید در رابطه با ایران، نمایانگر واقعیتی است که انکار آن دور از انصاف است. تصور اینکه اگر در این دوران به جای اوباما شخص دیگری (و نه حتی جورج بوش) بر مسند قدرت در کاخ سفید بود، پرونده هسته ای ایران می توانست چه فاجعه ای برای همه طرف های درگیر در پی داشته باشد، چندان دور از ذهن نیست. امروز که ماجراجویی و رفتارهای ناهنجار دونالد ترامپ و اصرار او بر بدعهدی، نقض و خروج از برجام را در مقابل خود داریم، نقش آمریکای تحت رهبری باراک اوباما در خلق «برجام» بیش از گذشته برجسته و پرفروغ می نماید. اوباما و تیم برگزیده او در مذاکرات، به مثابه لوکوموتیوی بود که این قطار را به مقصد رساند. این گزاره که به تکرار بر آن تأکید شده، واقعیت انکار ناپذیری است که مذاکرات ایران با قدرت های جهان در واقع مذاکره ١+١ بین ایران و آمریکا بود و نه مذاکره ١+٥. کسانی که از جزئیات مذاکرات مطلع هستند، بر این نکته معترف اند که در مقاطعی، تیم مذاکره کننده آمریکا تحت هدایت جان کری، بسیار منعطف تر از دیگر کشورهای ١+٥ و حتی روسیه بود. امروز دوران اوباما در آن کشور سپری شده و مقدرات کاخ سفید در دست رئیس جمهور ماجراجویی است که با ابتدایی ترین مفاهیم حاکم بر روابط بین الملل بیگانه است و تعمدا به ستیز با آن بر می خیزد. در شرایطی که ترامپ و متحدان جنگ طلب آن بر طبل دشمنی و تحریک افکار عمومی جهان علیه ایران می کوبند، سؤال اصلی این است که چگونه باید از «تونل وحشت ترامپ» با کمترین هزینه عبور کرد، برجام را به عنوان دستاورد بزرگ حفظ کرد و منطقه را از خطر جنگی دیگر نجات داد؟ این سؤالی است که پاسخ آن و یافتن راهکارهایی برای مدیریت این مرحله فارغ از کشمکش های داخلی وظیفه همه مسئولان و بلکه جناح های سیاسی است.رصد اقدامات نهاد های تصمیم گیر آمریکا در ارتباط با ایران و تحرکات و اظهارات ناصواب متحدان آن، نمایانگر اتحادی نامیمون بین مخالفان و آماده سازی منطقه و جهان برای اقدامی شرورانه درباره ایران است که باید آن را جدی گرفت و تا قبل از رسیدن تحولات به نقطه بازگشت ناپذیر، از بروز فاجعه ای دیگر در منطقه جلوگیری کرد. ما در مقابل کسی قرار گرفته ایم که جورج بوش که دو جنگ ویرانگر را در منطقه ما رهبری کرد، در مقابل اقدامات افراطی او زبان به اعتراض گشوده و او را با القابی مانند «زورگو، متعصب و خشک اندیش» توصیف می کند. رونالد ریگان، در پاسخ به انتقادها در باره ماجرای مک فارلین خطاب به مردم آمریکا گفت؛ جغرافیا به ما توضیح می دهد که چرا من این تصمیم را اتخاذ کردم. این سخنان نمایانگر اهمیت استراتژیک ایران از منظر ژئوپلیتیک است و با وجود تغییرات سیاسی در منطقه در دو دهه گذشته کسی نمی تواند منکر این واقعیت باشد که اهمیت و ارزش ژئوپلیتیک ایران حتی برای رئیس جمهور ماجراجو و نهادهای تصمیم گیر آمریکا مهم تر از معاملات میلیاردی با عربستان سعودی است.اگرچه در پرتو شرایط کنونی تصور دستیابی به توافق با آمریکا در اختلافات دوجانبه و بحران های منطقه دور از واقع بینی است، با وجود این دنیای سیاست هیچ وقت سیاه و سفید نیست و می توان حتی در سخت ترین شرایط نیز درهای دیپلماسی را همچنان باز نگاه داشت. به یاد داریم که تلاقی منافع ایران و آمریکا در طول سال های گذشته در بحران هایی مانند افغانستان و عراق و همکاری های دو کشور در رهایی از رژیم منحط طالبان و دیکتاتوری صدام در دوره حاکمیت جورج بوش که از نئوکان ها بود، رقم زده شد. به نظر می رسد در این مرحله، باید از دست زدن به اقداماتی که هرچند از موضع قدرت بوده ولی باعث تحریک و تحقیر فرد ماجراجویی مثل ترامپ است، به شدت پرهیز کرد. این امر مغایرتی با پیگیری مقتدرانه قدرت دفاعی کشورمان که از منطقی قوی برای روزآمد کردن برخوردار است، ندارد. همچنین اگرچه باید از ظرفیت اروپا برای حفظ برجام استفاده کنیم و سه کشور امضا کننده توافق باید در مقابل بدعهدی و نقض مکرر برجام از سوی آمریکا ایستادگی کنند، ولی نباید دامنه تنش با آمریکا به سطحی ارتقا یابد که کشورهای جهان را در مقابل انتخاب قرار دهد.چه آنکه در چنین شرایطی تردید نباید کرد اروپا به ویژه در موضوعات غیربرجامی، در کنار آمریکا قرار خواهد گرفت. در کنار این اقدامات ضروری است با تدبیر و راهبرد تجربه شده «مذاکره و دیپلماسی» بر اساس منطق «برد- برد» مشکلات با همسایگان منطقه را حل وفصل کرد. اقدامات ترامپ و جنگ افروزان حامی او استفاده ابزاری از شرایط منطقه و احیای ایران هراسی است. برهم زدن آرایش مخالفان منطقه ای ایران در استفاده از قدرت تخریبی ترامپ نیازمند عادی سازی روابط ایران با این کشورهاست. برگزاری آرام مراسم حج سال جاری و رفتار ظاهرا دور از انتظار حکام سعودی با حجاج ایرانی دلیل روشنی بر آمادگی این کشور در مدیریت بحران روابط با ایران است. زیاده گویی الجبیر ناشی از تحقیر این کشور در سوریه و عراق و مهم تر از این دو در یمن است. شرایط کنونی که ایران دست بالا را در منطقه دارد بهترین زمان برای گشودن کانال های دیپلماتیک و عبور از بحران روابط با ریاض است.اصولگرایان و ماجرای سپنتا نیکنامالیاس حضرتی در ستون سرمقاله روزنامه اعتماد نوشت:نظر شورای محترم نگهبان درباره سپنتا نیکنام ابعاد جدیدی پیدا کرده که اهمیت بسیاری دارد. شاید برای نخستین بار باشد که دوستان اصولگرا نیز همراه با اصلاح طلبان کمابیش نسبت به یک تصمیم این شورا معترض باشند و نقد خود را با لحن و ادبیاتی البته متفاوت بیان کنند. به طور قطع در گذشته نیز آنان نسبت به برخی یا شاید بسیاری از تصمیمات شورای نگهبان نقد داشته اند ولی بنا به ملاحظاتی از بیان آشکار آن پرهیز می کردند. مهم ترین علت آن بود که اعتقاد داشتند شورای نگهبان را نباید تضعیف کرد و چون اصلاح طلبان همواره نسبت به عملکرد این شورا معترض بوده اند و از سوی دیگر اهمیت جایگاه این شورا در نظام موجود بر کسی پوشیده نیست، از این رو خیلی حساس بودند که انتقاد آنان از شورای نگهبان به تضعیف این شورا و نیز تقویت اصلاح طلبان منجر نشود. ولی این بار قضیه متفاوت شده است به طوری که پذیرفتن مدعای مذکور در اتخاذ این تصمیم بیش از حد سخت شده است که جایی برای سکوت داشته باشد.باید به دوستان اصولگرا گفت که نقد اصلاح طلبان از عملکرد این شورا لزوما به معنای مخالفت با اصل آن نیست. شورای نگهبان جایگاه برجسته ای در نظام حقوقی ایران دارد و نهادهای مشابه آن در هر نظام حقوقی وجود دارد. ولی این برجسته بودن جایگاه دو وجه اثباتی و ثبوتی دارد. از نظر ثبوتی و نظری و براساس آنچه در قانون اساسی آمده است جایگاه آن رفیع و بی بدیل است، ولی از نظر اثباتی و عملی آنچه تعیین کننده این جایگاه است، عملکرد و قابل دفاع بودن تصمیمات آن موثر است. اگر فقط جایگاه نظری و قانونی آن را مدنظر قرار دهیم و به وضعیت عملی آن بی تفاوت باشیم، روزی خواهد رسید که می بینیم شکافی بزرگ میان این دو حالت به وجود آمده است. این قاعده نه فقط برای شورای نگهبان، بلکه برای سایر قوا از جمله مجلس، دولت و دستگاه قضایی نیز صادق است. نقد کردن جایگاه عملی و اثباتی این شورا لزوما به معنی تخطئه جایگاه نظری و ثبوتی آن نیست، بلکه کوششی است برای کاستن فاصله میان این دو جایگاه.متاسفانه ممکن است نقدهای اصلاح طلبان به تصمیمات این شورا در پرتو مخالفت همیشگی آنان با شورا، به گونه نادرستی تعبیر شود. حتی اگر قسم بخورند که قصدی جز اصلاح رفتار ندارند، ولی باز هم ممکن است درباره نقدهای آنان انگیزه خوانی شود و به مخالفت کلی و اصولی آنان به شورای نگهبان تقلیل داده شود. ولی نقدهای اصولگرایان فاقد این ضعف و مشکل است و می تواند موثر و کارآمد باشد. اگر اصولگرایان با این توجیه سکوت کنند که نقد رفتار شورای نگهبان به نفع اصلاح طلبان یا دیگر نیروهایی است که آنان نمی پسندند، در این صورت حتی اگر این استدلال درست هم باشد خود را از یک نعمت غیرقابل جایگزین محروم کرده اند؛ نعمت اثرگذاری بر اصلاح رفتار یک نهاد مهم. جلوگیری از تضعیف بیش از پیش شورای نگهبان به مراتب از هر چیز دیگری برای اصولگرایان مفیدتر است. به یاد بیاوریم که سکوت در برابر برخی از رفتارها در سال های ١٣٨٤ تا ١٣٩٢، چه هزینه ای را بر اصولگرایان بار کرد.برای فهم اینکه تصمیم اخیر شورای نگهبان فاقد حداقل های یک تصمیم قابل دفاع است، می توان به این سخن سخنگوی محترم شورای نگهبان اشاره کرد که گفته است: «ماجرای سپنتا نیکنام قابل مناظره نیست، چون نظرات شورای نگهبان فقهی و حقوقی است... زیرا نظر کارشناسی و فقهی و حقوقی است.» شاید این جملات به تنهایی نشان دهد که این تصمیم به هیچ وجه حتی برای خود آقایان هم قابل دفاع نیست. اگر بخواهیم بهترین موضوعات را برای مناظره و بحث و گفت وگو انتخاب کنیم، بدون تردید مباحث فقهی و حقوقی است. زیرا این مباحث برخلاف مسائل سیاسی از چارچوب های محکم و استواری تبعیت می کنند که راه را برای رسیدن تفاهم در گفت وگو هموار می کنند. بنابراین اکنون که از مناظره و گفت وگو شانه خالی می کنند معنای آن بسیار روشن است.به علاوه چگونه می شود که دو نفر عضو شورا را در توجیه این تصمیم به تلویزیون بیاورند، ولی نمی توان میان آنان با دیگران مناظره برگزار کرد؟ جالب اینکه پیش از حضور دو نفر از آقایان محترم در تلویزیون، برخی ها حدس می زدند که شاید دلایل قابل فهمی در اتخاذ این تصمیم وجود داشته باشد، ولی پس از این حضور معلوم شد که هیچ منطق و دلیل قابل قبولی وجود ندارد.خلاصه کلام اینکه دوستان اصولگرا به علل روشنی توانایی اثرگذاری بیشتری بر اصلاح رفتارها و تصمیمات شورای محترم نگهبان دارند و جایگاه رفیع این شورا در قانون اساسی نیز بر کسی پوشیده نیست. قوام و قدرت نظام نیز به قدرت اجزای آن از جمله دستگاه قضا، مجلس، دولت، شورای نگهبان، نیروهای مسلح و... است. قدرت آنها نیز در نقدپذیری آنها و نیز قابل دفاع بودن تصمیمات آنهاست. اصولگرایان چندان در بند مخالفت های اصلاح طلبان با شورای نگهبان نباشند و وظیفه خود را عمل کنند. هرچند بسیاری از اصلاح طلبان نیز فقط از منظر بهبود رفتار این شورا آن را نقد می کنند و اصل و جایگاه وجودی آن را محترم می شمارند.یادی از درخت تناور انقلابروزنامه رسالت در ستون سرمقاله اش نوشت:به مناسبت هشتاد و نهمین سال تولد آیت الله شهید بهشتی نشستی با عنوان «درخت تناور» در خانه موزه شهید بهشتی برگزار شد. به روایت پایگاه اطلاع رسانی جماران، سه تن در آنجا در مورد آیت الله شهید بهشتی داد سخن دادند؛ یکی از آنها که در جوانی عضو حزب جمهوری اسلامی بود و اکنون به عنوان یکی از اقتصاددانان کشور مطرح است در مورد شهید بهشتی گفته بود؛ - مدیریت شهید بهشتی منحصر به فرد بود. - شهید بهشتی در ساحت عمل و نظر، بامبنا بود. - چقدر غم انگیز است کسانی راجع به برخورداری زنان از برخی حقوق تشکیک می کنند.دومین فردی که در این نشست داد سخن داده، گفته بود؛- شهید بهشتی در چند جلسه حفظ قرآن را به ما درس می داد.- من هفتگی خدمت ایشان می رسیدم، ایشان یک ساعت وقت می گذاشت، حتی غلط انشایی ما را می گرفت.- متاسفانه در این سال ها که هفتم تیر فرا می رسد بیشتر از اینکه از ویژگی شخصیتی ایشان و وجود معنوی اش استفاده کنیم برای بحث های سیاسی و لعنت فرستادن به مسببان حادثه وقت گذاشتیم. بدون اینکه در زندگی بهشتی کاوش کنیم و بخواهیم از ویژگی های زندگی ایشان سردرآوریم.- ما چقدر در معرفی این چهره ها عقب هستیم.در پایان هم یکی از فرزندان شهید بهشتی با اشاره به کتاب بایدها و نبایدهای این شهید گفته بود؛- اهتمام شهید بهشتی این بود که توانستند مساجد را با کتاب های ویژه جوانان و نوجوانان مجهز نمایند.ویژگی شهید بهشتی چه بود که امام (ره) در سوگ او فرمود: «بهشتی یک ملت بود؟»ویژگی شهید بهشتی چه بود که مردم پس از آن حادثه شوم تروریستی، او را سیدالشهدای انقلاب اسلامی نامیدند؟ویژگی شهید بهشتی چه بود که امام (ره) فرمود: «بهشتی مظلوم بود و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود؟»معمول بر این نیست که برای بزرگان دین که دستشان از این دنیا کوتاه است جشن تولد یا مجلس یادبود بگیرند، آن هم بزرگانی که نقش عظیمی در تاریخ ملت ایران داشته و دارند و شهادت آنها برای تاریخ ملت ما نقطه عطف محسوب می شود.چه خوب بود سخنرانان محترم این محفل حق شهید بهشتی را ادا می کردند و اگر نمی خواستند از شهادت شهید بهشتی و علل وقوع چنین فاجعه ای بگویند و از شخصیت انقلابی وی تجلیل کنند، در همان محد ...

ادامه مطلب  

عکس/ تشییع شهید مدافع حرم در شهر شیعه نشین سوریه  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، مردم شهر شیعه نشین الزهراء در استان حلب سوریه امروز شنبه ۲۷ خردادماه پیکر شهید "علی حسین جمو" را در این شهر تشییع و تدفین کردند. این شهید در نبرد با گروه های تکفیری در این کشور به شهادت رسید. تشییع شهید مدافع حرم در شهر شیعه نشین سوریه تشییع شهید مدافع حرم در شهر شیعه نشین سوریه تشییع شهید مدافع حرم در شهر شیعه نشین سوریه تشییع شهید مدافع حرم در شهر شیعه نشین سوریه تشییع ش ...

ادامه مطلب  

بیماری تلخی که با نوشیدن آب یخ حین غذا به سراغتان می آید! - بیماری - مراقبت  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز:یک محقق و پژوهشگر طب سنتی در خصوص مواد غذایی مفید و مضر در مبتلایان به کیست سینه، توضیحاتی را ارائه داد.به گزارش سلامت نیوز به نقل باشگاه خبرنگاران، حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی، در خصوص نقش تغذیه در ایجاد کیست سینه و به وجود آمدن کیست های مکرر اظهار کرد: مصرف برخی از مواد غذایی تاثیر چشمگیری در تشکیل کیست دارد، قند و شکر شیمیایی و شیرینی های قنادی مهمترین غذای کیست محسوب می شود.مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینهوی بیان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند باید از مصرف قند، شکر، شیرینی های قنادی، ترکیبات کافئین دار مانند چای پر رنگ، کاکائو، شکلات، قهوه و نسکافه خودداری کنند.این محقق و پژوهشگر طب سنتی افزود: از دیگر مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینه می توان به آب میوه های صنعتی، نوشابه های گازدار، روغن جامد و مایع صنعتی، کیک خامه ای، کله پاچه، انواع کنسروها، غذاهای زیاد سرخ شده، قرص های ضد بارداری، فست فود ها (سوسیس، کالباس و پیتزا) اشاره کرد.عظمایی مصرف غذا در ظروف پلاستیکی و یک بار مصرف را در ایجاد کیست سینه موثر دانست و عنوان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند، باید از مصرف بیش از حد بستنی پرهیز کنند.وی تاکید کرد: استفاده از ویتامین e و عصاره گل مغربی نیز سبب تسکین درد در مبتلایان به کیست سینه می شود. البته مصرف این ترکیب نقش چندانی در درمان کیست ندارد.غذاهای مفید برای مبتلایان به کیست سینهاین محقق و پژوهشگر طب سنتی تصریح کرد: مصرف سبزیجاتی مانند کاهو و هویج، جوانه های حبوبات، جوانه ها مانند جوانه گندم، سوپ جو دوسر (یولاف) سبوس دار به همراه یک قاشق غذا خوری روغن زیتون بودار و یک قاشق غذا خوری سرکه سیب طبیعی، سالاد به همراه روغن زیتون و لیموترش بدون سس، بادام، شیر بادام، گوشت گوسفند و دمنوش اسطوخودوس به همراه عسل در افرادی که دچار کیست سینه هستند، ضروری است.عظمایی در خصوص طرز تهیه شیر بادام گفت: ابتدا افراد باید هفت عدد مغز بادام خام را به همراه مقداری آب درون یک ظرف ریخته و آن را رو ...

ادامه مطلب  

6 باغ و بوستان بهشتی گمشده در تهران+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
شاید اسم پایتخت همه را به یاد ساختمان های بلند، دود و هیاهو بیندازد؛ انگاری که تهران یعنی فقط ترافیک و آلودگی. اما در همین تهران شلوغ خودمان باغ هایی از گذشت های دور به جامانده که می تواند هم تراز باغ های اصیل و تاریخی دیگر شهرهای ایران قرار بگیرد.به گزارش صد خبر شاید اسم پایتخت همه را به یاد ساختمان های بلند، دود و هیاهو بیندازد؛ انگاری که تهران یعنی فقط ترافیک و آلودگی. اما در همین تهران شلوغ خودمان باغ هایی از گذشت های دور به جامانده که می تواند هم تراز باغ های اصیل و تاریخی دیگر شهرهای ایران قرار بگیرد.اگر باغ های شازده ماهان، ین کاشان، ارم شیراز و... را دیده اید، حالا سری هم به باغ های ملک، باغ ایرانی (مهندس مختاری)، خسروشاهی و... در تهران بزنید تا ببینید که تهران هم باغ ایرانی کم ندارد. درست در میان همین آلودگی و سر و صدای شهرمان است که می توانیم ساعاتی را در باغ بوستان های تاریخی تهران بنشینیم و نفس تازه کنیم؛ اصلا شاید نعمت داشتن یک باغ ایرانی در شهرمان با آن همه سر و صدا بیشتر به چشم مان بیاید. در این مطلب می خواهیم به چند باغ تاریخی و مهم پایتخت اشاره کنیم.حاصل هم نشینی سنت و مدرنیتهیکی زا باغ های تاریخی که از اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی اول به جا مانده و این روزها به بوستان تبدیل شده و می توانید از حضور در آن لذت ببرید، باغ امیر سلیمانی یا همان مشیرالسلطنه سابق است. (مصطفی امیرسلیمانی معروف به مشیرالسلطنه که یکی از سناتورهای احمدشاه قاجار و مالک اولیه این باغ بوده است. گفته می شود که مشیرالسلطنه اموال زیادی داشته و از جمله دراویش مشهور تهران بوده که به مردم طعام می داده است.) این باغ در محله جماران و در همسایگی بیت امام خمینی (ره) قرار گرفته که اهمیت آن را دوچندان می کند؛ به علاوه می توان گفت بزرگ ترین باغ این محله است. شاید ندانید که در این محله باغ بوستان هایی وجود دارد اما با قدم زدن در محله جماران و رسیدن به کوچه امیر سلیمانی می توانید یکی از قشنگ ترین این باغ ها به نام باغ امیرسلیمانی را پیدا کنید. قدم زدن در پیاده روهای این باغ شما را به یک ساختمان می رساند که مرمت شده همان ساختمان قدیمی است و حالا یک کوشک کوچک تر نیز در کنار همان کوشک قدیمی ساخته شده که زیبایی و فضای سنتی باغ را بیشتر می کند.در طراحی و معماری این باغ از طراحی باغ های ایرانی بهره گرفته شده که از یک آب نمای مرکزی و کرت بندی های منظم تشکیل شده است. اگر قصد دارید در باغ امیرسلیمانی قدم بزنید، باید خود را برای بالا و پایین رفتن از پله ها آماده کنید؛ چرا که این جا مثل باغ های مسطح نیست و به دلیل قرار گرفتن در سراشیبی در شمار باغ های پلکانی قرار می گیرد. اگر در بالاترین نقطه این بوستان بایستید، می توانید بخش بزرگی از آن را در زیر پای خود ببینید.درختکاری های منظم هم یکی دیگر از المان هایی است که می تواند نظرتان را به خود جلب کند. اگر اهل هنر و فرهنگ هم باشید، می توانید جذب فضاهای فرهنگی و هنری این جا شوید. در حقیقت یکی از دلایلی که افراد زیادی را به این جا می کشاند و باعث شناخت هر چه بیشتر همشهریان شده، فرهنگسرایی است که در این باغ احداث شده است.فرهنگسرای امام (ره) در باغ امیرسلیمانی امکانات فرهنگی زیادی را برای ساکنان محله و دیگر شهروندان فراهم کرده است. کلاس های آموزشی مختلف، نشست ها و جلسات ادبی، فرنگی و هنری و... از امکانات و برنامه های این فرهنگسراست. به علاوه گالری موجود در این باغ (در حد فاصل ضلع جنوبی عمارت و در حیاط اصلی) هم توانسته با نمایش آثار هنری مختلف، این فضای فرهنگی را تکمیل کند. اما یکی از ویژگی های جالب باغ امیرسلیمانی، آمفی تئاتر آن است که با گنجایش 200 نفر در زیر آب نمای مرکزی و با سقفی گنبدی شکل، راه را برای فعالیت هنرمندان این عرصه، در فضایی آرام فراهم کرده است. باغ امیرسلیمانی اگرچه از سال های دور به جا مانده و دیدن درختان آن شما را به سال های قبل می برد، اما در عین حال یک بوستان نوساز هم است که امکانات زیادی را در خود جای داده است.در حقیقت در اینجا با استفاده از طراحی مبتنی بر حفظ طبیعت و بهره گیری از ترکیب سنت و مدرنیته فضای خاص و دلچسبی برای تان مهیا شده است. اینجا یک باغ ایرانی سنتی اما امروزی می بینید که برای حفظ طبیعت و خصوصا پرندگان بومی منطقه ارزش قائل است و در عین حال تمام امکانات یک پارک مدرن را دارد.بوستانی برای مشارکت شهروندانمحله جماران از قدیم باغ های زیادی را در خود جای داده است. اما این بار به یک سرای محله نیاز داشت تاب تواند فضای فرهنگی این محله را رونق بیشتری بدهد. باغ خسروشاهی که یکی از معروف ترین باغ های این محله و تهران است، سرای محله جماران و دفتر شورایاری را در خود جای داده که به جرات می توان گفت یکی از زیباترین سراهای محله تهران است؛ چرا که این سرای محله در ساختمان قدیمی اما مرمت شده واقع در باغ خسروشاهی قرار گرفته و ساختمان باغ، کاربری جدیدی به خود گرفته است. حتی اگر در سرای محله کاری نداشتید، داخل این ساختمان بروید و تماشای یک ساختمان قدیمی را از دست ندهید. قرار گرفتن سری محله جماران و دفتر شورایاری داخل این باغ، توانسته ارتباط خوبی با شهروندان و ساکنان این محله ایجاد کند. سرای محله جماران تاکنون توانسته اقدامات مهمی در زمینه ایجاد خانه سلامت، خانه بهداشت، خانه قرآن، خانه پژوهش، خانه کودک، خانه ورزش و... داشته باشد و در این زمینه به پیشرفت های فرهنگی و هنری منطقه کمک کرده است. به علاوه با این کار اقشار مختلف و شهروندانی از سنین مختلف به باغ خسروشاهی آمده و می توانند در مدیریت محله خود تعامل و مشارکت داشته باشند.شاید برای تان جالب باشد که بدانید این باغ در قدیم متعلق به مرحوم خسروشاهی بوده که سال های اول حضور حضرت امام (ره) در محله جماران، به دلیل مسایل امینتی از مالک آن اجاره شد و حتی گفته می شد برخی اوقات امام (ره) در این باغ قدم می زدند. اما سال ها بعد شهرداری تهران باغ را خرید و به بوستان تبدیل کرده است. در طراحی این بوستان از طراحی باغ ایرانی استفاده شده که آب نما، حوض و درختکاری ای خاص خود را دارد، به علاوه سالن آمفی تئاتر این مجموعه که در دو سالن فضای باز و بسته برای اجرای نمایش و برگزاری مراسم مناسب است. چهره سرسبز این باغ خوش آب و هوا وسوسه تان می کند اوقات خوش تان را در فضای مسطح آن قدم بزنید.یک باغ ایرانی تمام عیاروقتی از هیاهوی میدان ونک دور شوید و در کوچه پس کوچه های ده ونک به 20 متری پیروزان برسید، با گذر از دو کوچه به محله ای دنج می رسید که یکی از زیباترین باغ های تهران را در خود جای داده است. اگر یک سردر بزرگ با آجرهای نارنجی را دیدی که بالای آن با خط خوش نوشته: «بوستان مهندس علی محمد مختاری» میتوانید مطمئن شوید که آدرس را درست آمده اید.وارد این باغ ایرانی که شوید، از همان ابتدا آب راه های زیبا دل تان را می برد به حال و هوای باغ های اصیل ایرانی مثل باغ فین کاشان، در پیاده راه ان باغ قدم بزنید و بوی خوش گل ها را استشمام کنید تا برسید به کوشک مرکزی که حالا با کاربری رستوران و کتابخانه در دو سالن مجزا برای آقایان و خانم ها مورد استفاده قرار می گیرد. اگر در بالکن این کوشک بایستید، می توانید بخش بزرگی از بوستان را ببینید و یکی دیگر از ویژگی های معماری باغ های ایرانی را حس کنید؛ یعنی ایجاد میدان دید گسترده که در معماری باغ های ایرانی به کار می رود. از همان بالای بالکن زیر پای تان را که نگاه کنید، حوضچه و آب راهی را می بینید که مستقیم به آب راه اصلی می رسد. اگر عکس های سلفی تان در این کوشک تاریخی تمام شده، می توانید بیایید و دوباره داخل بوستان قدم بزنید.یکی از ویژگی های مهم این بوستان این است که درخت های این باغ ایرانی، تاریخی هستند و خوشبختانه شهرداری تهران توانسته آنها را حفظ کند. به علاوه گونه های گیاهی دیگری هم به این باغ اضافه شده، مثل برگ بو، زرشک، شیر خشت، مورد، پیراکانتا، انواع رز، نسترن، بوته های فصلی، دایمی و... بر جذابیت اینجا افزوده است. به علاوه گل کاری های بسیار زیبا که خصوصا در فصل بهار بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می دهد، می تواند سوژه خوبی برای هنر عکاسی و لذت بردن از طبیعت باشد. اگر از پیاده روی خسته شده باشید، می توانید اندکی روی نیمکت های این بوستان خوش آب و هوا استراحت و نفس تازه کنید. تا نفس تان تازه شود، این را هم بگوییم که این باغ، در گذشته قسمتی از مجموعه و باغ مستوفی الممالک بوده که توسط شهرداری تهران به بوستان باغ ایرانی تبدیل شده و بعد به دلیل قدردانی از زحمات چندین ساله علی محمد مختاری، ریس سازمان بوستان ها و فضای سبز تهران به نام ایشان تغییر نام داده است.این را هم بگوییم که میرزاحسن مستوفی الممالک معرف به «آقا ...

ادامه مطلب  

6 باغ و بوستان بهشتی گمشده در تهران  

درخواست حذف این مطلب
شاید اسم پایتخت همه را به یاد ساختمان های بلند، دود و هیاهو بیندازد؛ انگاری که تهران یعنی فقط ترافیک و آلودگی. اما در همین تهران شلوغ خودمان باغ هایی از گذشت های دور به جامانده که می تواند هم تراز باغ های اصیل و تاریخی دیگر شهرهای ایران قرار بگیرد. اگر باغ های شازده ماهان، ین کاشان، ارم شیراز و... را دیده اید، حالا سری هم به باغ های ملک، باغ ایرانی (مهندس مختاری)، خسروشاهی و... در تهران بزنید تا ببینید که تهران هم باغ ایرانی کم ندارد. درست در میان همین آلودگی و سر و صدای شهرمان است که می توانیم ساعاتی را در باغ بوستان های تاریخی تهران بنشینیم و نفس تازه کنیم؛ اصلا شاید نعمت داشتن یک باغ ایرانی در شهرمان با آن همه سر و صدا بیشتر به چشم مان بیاید. در این مطلب می خواهیم به چند باغ تاریخی و مهم پایتخت اشاره کنیم.حاصل هم نشینی سنت و مدرنیتهیکی زا باغ های تاریخی که از اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی اول به جا مانده و این روزها به بوستان تبدیل شده و می توانید از حضور در آن لذت ببرید، باغ امیر سلیمانی یا همان مشیرالسلطنه سابق است. (مصطفی امیرسلیمانی معروف به مشیرالسلطنه که یکی از سناتورهای احمدشاه قاجار و مالک اولیه این باغ بوده است. گفته می شود که مشیرالسلطنه اموال زیادی داشته و از جمله دراویش مشهور تهران بوده که به مردم طعام می داده است.) این باغ در محله جماران و در همسایگی بیت امام خمینی (ره) قرار گرفته که اهمیت آن را دوچندان می کند؛ به علاوه می توان گفت بزرگ ترین باغ این محله است. شاید ندانید که در این محله باغ بوستان هایی وجود دارد اما با قدم زدن در محله جماران و رسیدن به کوچه امیر سلیمانی می توانید یکی از قشنگ ترین این باغ ها به نام باغ امیرسلیمانی را پیدا کنید. قدم زدن در پیاده روهای این باغ شما را به یک ساختمان می رساند که مرمت شده همان ساختمان قدیمی است و حالا یک کوشک کوچک تر نیز در کنار همان کوشک قدیمی ساخته شده که زیبایی و فضای سنتی باغ را بیشتر می کند. در طراحی و معماری این باغ از طراحی باغ های ایرانی بهره گرفته شده که از یک آب نمای مرکزی و کرت بندی های منظم تشکیل شده است. اگر قصد دارید در باغ امیرسلیمانی قدم بزنید، باید خود را برای بالا و پایین رفتن از پله ها آماده کنید؛ چرا که این جا مثل باغ های مسطح نیست و به دلیل قرار گرفتن در سراشیبی در شمار باغ های پلکانی قرار می گیرد. اگر در بالاترین نقطه این بوستان بایستید، می توانید بخش بزرگی از آن را در زیر پای خود ببینید. درختکاری های منظم هم یکی دیگر از المان هایی است که می تواند نظرتان را به خود جلب کند. اگر اهل هنر و فرهنگ هم باشید، می توانید جذب فضاهای فرهنگی و هنری این جا شوید. در حقیقت یکی از دلایلی که افراد زیادی را به این جا می کشاند و باعث شناخت هر چه بیشتر همشهریان شده، فرهنگسرایی است که در این باغ احداث شده است.فرهنگسرای امام (ره) در باغ امیرسلیمانی امکانات فرهنگی زیادی را برای ساکنان محله و دیگر شهروندان فراهم کرده است. کلاس های آموزشی مختلف، نشست ها و جلسات ادبی، فرنگی و هنری و... از امکانات و برنامه های این فرهنگسراست. به علاوه گالری موجود در این باغ (در حد فاصل ضلع جنوبی عمارت و در حیاط اصلی) هم توانسته با نمایش آثار هنری مختلف، این فضای فرهنگی را تکمیل کند. اما یکی از ویژگی های جالب باغ امیرسلیمانی، آمفی تئاتر آن است که با گنجایش 200 نفر در زیر آب نمای مرکزی و با سقفی گنبدی شکل، راه را برای فعالیت هنرمندان این عرصه، در فضایی آرام فراهم کرده است. باغ امیرسلیمانی اگرچه از سال های دور به جا مانده و دیدن درختان آن شما را به سال های قبل می برد، اما در عین حال یک بوستان نوساز هم است که امکانات زیادی را در خود جای داده است.در حقیقت در اینجا با استفاده از طراحی مبتنی بر حفظ طبیعت و بهره گیری از ترکیب سنت و مدرنیته فضای خاص و دلچسبی برای تان مهیا شده است. اینجا یک باغ ایرانی سنتی اما امروزی می بینید که برای حفظ طبیعت و خصوصا پرندگان بومی منطقه ارزش قائل است و در عین حال تمام امکانات یک پارک مدرن را دارد.بوستانی برای مشارکت شهروندانمحله جماران از قدیم باغ های زیادی را در خود جای داده است. اما این بار به یک سرای محله نیاز داشت تاب تواند فضای فرهنگی این محله را رونق بیشتری بدهد. باغ خسروشاهی که یکی از معروف ترین باغ های این محله و تهران است، سرای محله جماران و دفتر شورایاری را در خود جای داده که به جرات می توان گفت یکی از زیباترین سراهای محله تهران است؛ چرا که این سرای محله در ساختمان قدیمی اما مرمت شده واقع در باغ خسروشاهی قرار گرفته و ساختمان باغ، کاربری جدیدی به خود گرفته است. حتی اگر در سرای محله کاری نداشتید، داخل این ساختمان بروید و تماشای یک ساختمان قدیمی را از دست ندهید. قرار گرفتن سری محله جماران و دفتر شورایاری داخل این باغ، توانسته ارتباط خوبی با شهروندان و ساکنان این محله ایجاد کند. سرای محله جماران تاکنون توانسته اقدامات مهمی در زمینه ایجاد خانه سلامت، خانه بهداشت، خانه قرآن، خانه پژوهش، خانه کودک، خانه ورزش و... داشته باشد و در این زمینه به پیشرفت های فرهنگی و هنری منطقه کمک کرده است. به علاوه با این کار اقشار مختلف و شهروندانی از سنین مختلف به باغ خسروشاهی آمده و می توانند در مدیریت محله خود تعامل و مشارکت داشته باشند. شاید برای تان جالب باشد که بدانید این باغ در قدیم متعلق به مرحوم خسروشاهی بوده که سال های اول حضور حضرت امام (ره) در محله جماران، به دلیل مسایل امینتی از مالک آن اجاره شد و حتی گفته می شد برخی اوقات امام (ره) در این باغ قدم می زدند. اما سال ها بعد شهرداری تهران باغ را خرید و به بوستان تبدیل کرده است. در طراحی این بوستان از طراحی باغ ایرانی استفاده شده که آب نما، حوض و درختکاری ای خاص خود را دارد، به علاوه سالن آمفی تئاتر این مجموعه که در دو سالن فضای باز و بسته برای اجرای نمایش و برگزاری مراسم مناسب است. چهره سرسبز این باغ خوش آب و هوا وسوسه تان می کند اوقات خوش تان را در فضای مسطح آن قدم بزنید.یک باغ ایرانی تمام عیاروقتی از هیاهوی میدان ونک دور شوید و در کوچه پس کوچه های ده ونک به 20 متری پیروزان برسید، با گذر از دو کوچه به محله ای دنج می رسید که یکی از زیباترین باغ های تهران را در خود جای داده است. اگر یک سردر بزرگ با آجرهای نارنجی را دیدی که بالای آن با خط خوش نوشته: «بوستان مهندس علی محمد مختاری» میتوانید مطمئن شوید که آدرس را درست آمده اید. وارد این باغ ایرانی که شوید، از همان ابتدا آب راه های زیبا دل تان را می برد به حال و هوای باغ های اصیل ایرانی مثل باغ فین کاشان، در پیاده راه ان باغ قدم بزنید و بوی خوش گل ها را استشمام کنید تا برسید به کوشک مرکزی که حالا با کاربری رستوران و کتابخانه در دو سالن مجزا برای آقایان و خانم ها مورد استفاده قرار می گیرد. اگر در بالکن این کوشک بایستید، می توانید بخش بزرگی از بوستان را ببینید و یکی دیگر از ویژگی های معماری باغ های ایرانی را حس کنید؛ یعنی ایجاد میدان دید گسترده که در معماری باغ های ایرانی به کار می رود. از همان بالای بالکن زیر پای تان را که نگاه کنید، حوضچه و آب راهی را می بینید که مستقیم به آب راه اصلی می رسد. اگر عکس های سلفی تان در این کوشک تاریخی تمام شده، می توانید بیایید و دوباره داخل بوستان قدم بزنید.یکی از ویژگی های مهم این بوستان این است که درخت های این باغ ایرانی، تاریخی هستند و خوشبختانه شهرداری تهران توانسته آنها را حفظ کند. به علاوه گونه های گیاهی دیگری هم به این باغ اضافه شده، مثل برگ بو، زرشک، شیر خشت، مورد، پیراکانتا، انواع رز، نسترن، بوته های فصلی، دایمی و... بر جذابیت اینجا افزوده است. به علاوه گل کاری های بسیار زیبا که خصوصا در فصل بهار بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می دهد، می تواند سوژه خوبی برای هنر عکاسی و لذت بردن از طبیعت باشد. اگر از پیاده روی خسته شده باشید، می توانید اندکی روی نیمکت های این بوستان خوش آب و هوا استراحت و نفس تازه کنید. تا نفس تان تازه شود، این را هم بگوییم که این باغ، در گذشته قسمتی از مجموعه و باغ مستوفی الممالک بوده که توسط شهرداری تهران به بوستان باغ ایرانی تبدیل شده و بعد به دلیل قدردانی از زحمات چندین ساله علی محمد مختاری، ریس سازمان بوستان ها و فضای سبز تهران به نام ایشان تغییر نام داده است. این را هم بگوییم که میرزاحسن مستوفی الممالک معرف به «آقا» یکی از سرشناس ترین نخست وزیران ایران بعد از انقلاب مشروطه بود که املاک زیادی از جمله مجموعه باغ مستوفی الممالک در ده ونک د ...

ادامه مطلب  

بیماری تلخی که با نوشیدن آب یخ حین غذا به سراغتان می آید!  

درخواست حذف این مطلب
نوشیدن آب سرد ضرر داردآیا نوشیدن 8 لیوان آب در طول روز مفید است؟ راههای شناخت انواع سردرد گرم و سردبه گزارش ایسکانیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی، در خصوص نقش تغذیه در ایجاد کیست سینه و به وجود آمدن کیست های مکرر اظهار کرد: مصرف برخی از مواد غذایی تاثیر چشمگیری در تشکیل کیست دارد، قند و شکر شیمیایی و شیرینی های قنادی مهمترین غذای کیست محسوب می شود.مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینهاو بیان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند باید از مصرف قند، شکر، شیرینی های قنادی، ترکیبات کافئین دار مانند چای پر رنگ، کاکائو، شکلات، قهوه و نسکافه خودداری کنند.این محقق و پژوهشگر طب سنتی افزود: از دیگر مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینه می توان به آب میوه های صنعتی، نوشابه های گازدار، روغن جامد و مایع صنعتی، کیک خامه ای، کله پاچه، انواع کنسروها، غذاهای زیاد سرخ شده، قرص های ضد بارداری، فست فود ها (سوسیس، کالباس و پیتزا) اشاره کرد.عظمایی مصرف غذا در ظروف پلاستیکی و یک بار مصرف را در ایجاد کیست سینه موثر دانست و عنوان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند، باید از مصرف بیش از حد بستنی پرهیز کنند.او تاکید کرد: استفاده از ویتامین e و عصاره گل مغربی نیز سبب تسکین درد در مبتلایان به کیست سینه می شود. البته مصرف این ترکیب نقش چندانی در درمان کیست ندارد.غذاهای مفید برای مبتلایان به کیست سینهاین محقق و پژوهشگر طب سنتی تصریح کرد: مصرف سبزیجاتی مانند کاهو و هویج، جوانه های حبوبات، جوانه ها مانند جوانه گندم، سوپ جو دوسر (یولاف) سبوس دار به همراه یک قاشق غذا خوری روغن زیتون بودار و یک قاشق غذا خوری سرکه سیب طبیعی، سالاد به همراه روغن زیتون و لیموترش بدون سس، بادام، شیر بادام، گوشت گوسفند و دمنوش اسطوخودوس به همراه عسل در افرادی که دچار کیست سینه هستند، ضروری است.عظمایی در خصوص طرز تهیه شیر بادام گفت: ابتدا افراد باید هفت عدد مغز بادام خام را به همراه مقداری آب درون یک ظرف ریخته و آن را روی حرارت ...

ادامه مطلب  

شهید بهشتی کلیددار دوام انقلاب بود/ مظلومیت دبیرکل حزب جمهوری اسلامی در این بود که هرگز پاسخ تهمت ها را نداد  

درخواست حذف این مطلب
گروه احزاب- خبرگزاری فارس: واقعه هفتم تیر حادثه ای تروریستی بود که نام یک حزب را در تاریخ انقلاب جاودانه کرد، حزب جمهوری اسلامی که برای ایجاد انسجام تشکیلاتی و مقابله با لیبرال ها راه خود را در سپهر سیاسی پسا انقلابی گشوده بود، پس از برخی تحولات سیاسی دستخوش تغییراتی شد، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر سال 60 اتفاقی بود که در حیات این حزب تاثیر بسیاری گذاشت.حزب جمهوری اسلامی مهم ترین حزب در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، شماری از شخصیت های علمی، مذهبی و سیاسی ایران که در پیروزی انقلاب نقش داشتند و از یاران امام خمینی بودند حزب جمهوری اسلامی را در سال 1357 تأسیس کردند. این حزب به خاطر حُسن شهرت مؤسسان روحانی آن، به شدت از سوی جامعه انقلابی ایران مورد استقبال قرار گرفت و «سید محمد حسینی بهشتی» نخستین دبیرکل حزب جمهوری اسلامی شد.جوکار عضو شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب درباره حادثه تروریستی هفتم تیر معتقد است: خون شهدا باعث شد بخش عمده ای از جامعه ما به مقام و خدمات این شهدا بصیرت بیابند و بدانند شهید بهشتی چه نقش اساسی ای در انقلاب و نظام داشت و در واقع کلیددار تداومِ انقلاب بود.ترور شخصیت ها در کنار ظاهر خشن و جنایتکارانه خود باطنی هم دارد که ترس دشمن را از تفکر و اندیشه چهره های اثرگذار و عدم توانایی اش در هماوردی و مقابله فکری و علمی با آن فکر و اندیشه را نشان می دهد به عبارت دیگر این عجز و ناتوانی در هماوردی با تفکر است که کار را به ترور و جنایت علیه بشریت می کشاند.در واقعه هفتم تیر سال 60 نیز، شهادت شهید بهشتی و یارانشان در دفتر حزب جمهوری اسلامی ثابت کرد وقتی نتوانستند با تخریب و ترور شخصیتی آن شهید بزرگوار را منزوی کنند برای از بین بردن اندیشه اش به حذف فیزیکی روی آوردند در حالی که هیچ گاه این خیال خام رنگ واقعیت نگرفت!از این رو و در بررسی ویژگی های فکری شهید والامقام بهشتی با محمدصالح جوکار، عضو شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی به گفت وگو پرداخته ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید.فارس: چه ظرفیتی در حزب جمهوری اسلامی وجود داشت که دشمن را به انجام جنایت هفتم تیر سال 60 وا علیه آن وا داشت؟هدف از تاسیس حزب جمهوری اسلامی، رسیدن به ساختار و تشکل حزبی برای پاسداری از انقلاب اسلامی و استحکام بخشی به قدرت نظام بود و درحقیقت مقرر بود تا گفتمان سازی برای انقلاب اسلامی در حزب انجام شود؛ به عبارت دیگر، ضرورت تشکیل حزب جمهوری اسلامی بر این مبنا بود که آحاد مردم ایران به عنوان یک ملت انقلابی، همیشه در صحنه باقی بماند و از دستاوردهای انقلاب حراست کند.علاوه بر این، تربیت نیروهای انقلابی و کادرسازی برای آینده از دیگر اهداف حزب بود تا در راستای آموزش و ساماندهی افراد خود بتواند نیروهای توانمند عهده دار تداوم نظام اسلامی باشند را تربیت کند.فارس: شخص شهید بهشتی و حذف شخصیت انقلابی ایشان از مهندسی انقلاب چرا برای دشمن و ایادی داخلیش حائز اهمیت بود؟اولاً جایگاه شهید بهشتی در انقلاب اسلامی جایگاهی رفیع و والا است؛ شهید بهشتی به تدوین قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر احکام شرعی دینی و مبتنی بر آنچه در شرایط زمانی برای اداره یک کشور پیشرفته نیاز بود، کمک کرد. همچنین وی در راستای تشکل سازی و ساختارسازی، قوه قضائیه را علیرغم آنکه آنچه بود به رژیم سابق تعلق داشت!، برپا کرد.از این رو، دشمن دقیق نشانه رفته بود و به خوبی بر نقش و جایگاه آن شهید والامقام در پیروزی، تداوم و حفظ انقلاب واقف بود و تلاش داشت با حذف مهره های اصلی نظام و انقلاب، به آنها صدمه بزند لذا ترور شهید بهشتی را در دستور کار خود قرار داد.البته آنها ابتدا به ترور شخصیتی این عالمِ دانشمند روی آوردند و وقتی نتوانستد از طریق ترور شخصیتی ایشان، اهداف شان را محقق کنند درصدد حذف فیزیکی وی برآمدند و با انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، هسته مرکزی حزب یعنی شهید بهشتی و بسیاری از شخصیت های برجسته سیاسی و مذهبی را از بین بردند تا به خیال باطل خود، انقلاب اسلامی را ناکام بگذارند اما از آن جایی که جمهوری اسلامی و انقلاب متکی به شخص نبود و امام خمینی(ره) سکان اصلی نهضت را در دست داشتند، نه تنها آسیبی به انقلاب وارد نشد بلکه خون شهدای هفتم تیر ضامن تداوم انقلاب اسلامی گشت و مظلومیت شهید بهشتی و یارانشان در پی این جنایات منافقین، آشکار شد و مردم دریافتند این سید مظلوم چطور مورد آماج حملات شخصیتی و فیزیکی قرار گرفته است!همین خون شهدا باعث شد بخش عمده ای از جامعه ما به مقام و خدمات این شهدا بصیرت بیابند و بدانند شهید بهشتی چه نقش اساسی ای در انقلاب و نظام داشت و در واقع کلیددار تداومِ انقلاب بود.فارس: چه ویژگی های ...

ادامه مطلب  

حذف برخی از شوراها در قانون اساسی یک گام به عقب است  

درخواست حذف این مطلب
علیرضا ورچهبخش دومنشست هفتگی دین و اقتصاد به مناسبت سی وششمین سالگرد شهادت آیت االله دکتر بهشتی و۷۲یار صدیق انقلاب اسلامی و رونمایی از کتاب بازگشت از بهشتی –بازگشت به بهشتی نشستی برگزار شد. در این مراسم دکتر فرشاد مومنی، دکتر علیرضا بهشتی، حجت الاسلام والمسلمین رحیم نوبهار و حجت الاسلام والمسلمین سروش محلاتی سخنرانی کردند.در بخش اول آن با هم خواندیم که دکتر فرشاد مومنی معتقد بود:شرط کفایت این است که بر اساس اصول آن حرکت کنیم و اگر در همان مسیر ادامه دهیم آن وقت امکان تولد بهشتی های جدید بستر سازی شده است.اندیشه شهید بهشتی معیار و مقیاسی است که به ما نشان می دهد در کدام قسمت ها اشتباه کردیم و هم یک چارچوبی از وضعیت مطلوب و ایده آل را ارائه می کند. در رابطه با رویکرد اول می تواند به نحوه برخورد نظام قاعده گذاری کشور در قانون اساسی نگاه کنیم که به وضوح بسیار غیر قابل باوری اینکه دور زدن قانون اساسی یا معطل گذاشتن برخی از اصولش جزئی نگری نسبت به قانون اساسی و فراموش کردن مدیریت کلی آن به عنوان یک نظم واحد خیلی خوب می تواند مسئله را توضیح دهد.در ادامه بخش دوم را با هم می خوانیم:علیرضا بهشتی در ادامه این نشست گفت: حذف برخی از شوراها در قانون اساسی را می توان یک گام به عقب دانست، برای مثال شورای عالی قضایی، شورای رهبری و شورای صدا و سیما جز مواردی هستند که از قانون اساسی حذف شدند. عمده استدلال ها این بود که کار شورایی کار سختی است و نمی توان کار جمعی کرد.او با اشاره به کتاب «بازگشت از بهشتی، بازگشت به بهشتی» تصریح کرد: «بازگشت از بهشتی، بازگشت به بهشتی» کتابی است که در یک نگاه کلی متوجه می شویم، حق مطلب را درباره عنوانی که برای آن انتخاب کردند، ادا می کند. این کتاب منسجم است چنان چه اگر مخاطب از مقاله ای به مقاله دیگر می رود، احساس نمی کند که مطلب منقطع شده است بلکه مطالبی که در فصول قبل به آن اشاره شده را کامل می کند و یک نگاه جدیدی عرضه می کند. درباره نگاه متعادل سروش محلاتی نسبت به شهید بهشتی در کتاب “بازگشت از بهشتی، بازگشت به بهشتی”، گفت: ایشان تلاش کردند نه صرفا به توصیف بپردازند و نه به ورطه تعریف و تمجید بیفتند. نقادی و حلاجی کردند از طرف دیگر هم شبهات و ایرادات محتمل را بررسی کردند.بهشتی در ادامه افزود: من فکر می کنم هرکسی می خواهد بداند انقلاب اسلامی ایران براساس چه آرمان ها و ایده‎هایی شکل گرفت و حاصل چه تلاش هایی در گفتمان نو اندیشی دینی است یا هرکسی می خواهد با چارچوب فکری معماران این نظام و قانون اساسی آشنا شود و اینکه بداند در این چهاردهه اخیر از کجا به کجا منتقل شدیم باید مطالعه این کتاب بر خود لازم بداند.بهشتی در خصوص تدوین و بازنگری قانون اساسی، اظهار کرد: وقتی روند کلی کتاب را که نگاه می کنیم به این مساله برخورد می کنیم که در قانون اساسی سال ۵۸ و بازنگری قانون اساسی در سال ۶۸ به نکاتی بر می خوریم که باید به آن توجه کنیم. در مفاد قانون اساسی در سال ۵۸ فقها، کارشناسان و خبرگان از رشته های مختلف فقهی در تدوین قانون اساسی دست داشتند، سعی شده یک منظومه به هم پیوسته ارایه شود، البته تا اندازه ای در این زمینه موفق شدند، جای بحث دارد اما این تلاش کاملا آشکار است.مدیر بنیاد اندیشه های شهید بهشتی باتوجه به تغییرات در قانون اساسی در سال ۶۸، تصریح کرد: باید به یاد داشته باشیم ما در ایرانی زندگی می کردیم که سایه شوم کودتای ۲۸ مرداد بر اذهان همه سایه افکنده بود؛ بنابراین یک شتابی برای تشکیل این نظام، پیش از آ ...

ادامه مطلب  

داستان پیدا شدن پیکر شهید بهشتی /پنهان کردن خبر شهادت بهشتی از آیت الله خامنه ای  

درخواست حذف این مطلب
تا به امروز حادثه تروریستی هفتم تیر 1360 که منجر به شهادت 72 تن از عزیزترین همراهان انقلاب از جمله شهید آیت الله بهشتی شد از زوایای مختلف مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است اما...به گزارش شفاف، تا به امروز حادثه تروریستی هفتم تیر 1360 که منجر به شهادت 72 تن از عزیزترین همراهان انقلاب از جمله شهید آیت الله بهشتی شد از زوایای مختلف مورد بررسی و واکاوی قرار گرفته است اما شاید روایت وزیر بهداشت وقت از آن رویداد تلخ و این که چگونه خودش از حادثه تروریستی نجات یافته، ناگفته مانده باشد. دکتر هادی منافی وزیر بهداری وقت از جمله دعوت شدگان در جلسه حزب جمهوری اسلامی در روز هفتم تیر بوده است اما به دلیل آن که روز قبل از این حادثه حضرت آیت الله خامنه ای مورد حمله تروریستی منافقین قرار می گیرند در بیمارستان قلب تهران درمان ایشان را پیگیری می کرد.آنچه در ادامه می خوانید بازخوانی حادثه تروریستی هفتم تیر1360 تهران در گفت و گو با دکتر منافی است.آقای دکتر منافی، فردای روزی که حضرت آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران مورد سوء قصد قرار گرفتن، یک عملیات تروریستی دیگر هم در تهران اتفاق افتاد و آیت الله بهشتی بهمراه 72 تن از یارانش به شهادت رسیدند، شما نیز قرار بود در آن جلسه حضور داشته باشید، چه شد که نرفتید؟یادم است که من در بیمارستان بالای سرآقای خامنه ای بودم که محمدرضا کلاهی که عامل نفوذی منافقین در حزب جمهوری اسلامی بود و آن موقع هنوز ما خبر نداشتیم، چند بار با من تماس گرفت و گفت: دکتر منافی، حتما در جلسه امشب حزب حضور داشته باشید. امشب یک جلسه خیلی مهمی است. من هم گفتم که آقای خامنه ای مجروح شده و باید به ایشان برسم. این تماس چندبار دیگر هم تکرار شد تا اینکه من با توجه به این که جلسه مهم بود، حرکت کردم به سمت دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در خیابان سرچشمه که البته با تاخیر حرکت کردم و میانه راه خبر را شنیدم.چطور از حادثه مطلع شدید؟اول شهید رجایی به من زنگ زد که همین تماس خودش خیلی عجیب بود، چون اولین بار بود که ایشان شخصا با من تماس می گرفت. آن موقع موبایل نبود و نهایتا تلفن های خطی وجود داشت اما دولت به مسئولان نظام در ماشین هایشان یک خط تلفن داده بود که از این طریق مسئولان می توانستند با هم تماس بگیرند.شهید رجایی هم از همین طریق مستقیما از ماشین خودشان ،ماشین ما را گرفته بود . از من پرسید که برادر منافی کجایی؟ گفتم دارم می روم جلسه حزب و توی راهم. گفت حتما برو آنجا یک اتفاقی افتاده برو ببین و به من خبر بده... که من خیلی نگران شدم ،بعد در فاصله رسیدن تا دفتر حزب ، چند تماس دیگر هم با من گرفته شد و فهمیدم آنجا هم بمب گذاری شده و آیت الله بهشتی که آن موقع ریس دیوان عالی کشور بود، به همراه دوستان دیگری مثل حجت الاسلام محمد منتظری، حسن عباسپور که آن موقع وزیر نیرو بود، محمود قندی که وزیر پست و تلگراف و تلفن بود ، موسی کلانتری که وزیر راه و ترابری بود و بسیاری دیگر به شهادت رسیده بودند.وقتی من رسیدم سرچشمه، دیدم از دفتر حزب، از آن ساختمان بزرگ دیگر چیزی باقی نمانده و همه جا ویران شده. جنازه حاضران در مجلس همه جا دیده می شد و همه مشغول آواربرداری و امدادرسانی بودند. می گفتند تعدادی از جنازه ها را برده اند اما تا جایی که می شد دید زمین پر از جنازه بود و شدت انفجار هم به اندازه ای بود که بیشتر پیکرها سالم نبودند. من آنجا دنبال شهید بهشتی گشتم که پیدا نکردم و گفتند که تعدادی از اجساد را منتقل کرده اند به بیمارستان شفایحیائیان. من سریع خودم را رساندم آنجا. گفتم که می خواهم پیکر شهید بهشتی را ببینم. اما گفتند اینجا نیست. من آمدم بیرون و دو سه تا بیمارستان دیگر هم رفتم آخرش فهمیدم که پیکر ایشان در همان بیمارستان ...

ادامه مطلب  

روایت موسوی خوئینی ها درباره ارتباطش با شهید بهشتی  

درخواست حذف این مطلب
دبیرکل مجمع روحانیون مبارز نحوه آشنایی و ارتباطش با آیت الله شهید بهشتی را روایت کرد. آفتاب نیوز : سیدمحمد موسوی خوئینی ها در پاسخ به سوال یکی از مخاطبان خود که درباره ارتباط او با شهید بهشتی پرسیده، در کانال تلگرامی خود نوشت: «نمی دانم چرا این سؤال را پرسیده اند و چه نیازی به پاسخش دارند. با این حال، شاید پاسخ من خالی از نکاتی نباشد.بنده، پیش از آمدن به تهران، هیچ گونه آشنایی نزدیکی با آیت الله شهید دکتر بهشتی نداشتم. سال ۱۳۵۰ که از قم به تهران آمدم و در شمیران (جماران) مستقر شدم، به تدریج زمینه آشنایی نزدیک با ایشان فراهم شد و در بعضی از میهمانی ها و دید و بازدیدها این آشنایی ها بیشتر شد. به گزارش ایسنا، یکی از این دیدارها که نقل آن خالی از لطف نیست در منزل مرحوم حاج محمود مانیان -که رحمت خدا بر او باد- بود که به ضیافت شام دعوت کرده بودند و مرحوم دکتر شریعتی هم، که تازه از زندان آزاد شده بود، در این میهمانی حضور داشت و شاید این ضیافت به همین مناسبت برپا شده بود. من تا آن شب از نزدیک ایشان را ندیده بودم. روز قبل از این ضیافت، من در قم بودم و وقتی عازم تهران شدم، به مرحوم حاج احمدآقا گفتم امشب منزل آقای مانیان میهمان هستم و جمعی از دوستان هم هستند. برای ایشان نام افرادی را بردم که همه از علاقه مندان به آقا بودند و گفتم اگر شما هم بیایید، همه خوشحال می شوند. به اتفاق به تهران آمدیم و رفتیم منزل آقای مانیان. شهیدان بزرگوار، آقایان بهشتی و مفتح، هم حضور داشتند و مدیریت جلسه در گفت وگوها با مرحوم شهید بهشتی بود. هرچه از این گونه دیدارها، هرچند اتفاقی، بیشتر رخ می داد، من با شخصیت شهید بهشتی بیشتر آشنا می شدم، به ویژه با جنبه های روحی و معنوی ایشان.در بین گفت وگوهای آن شب، مرحوم شهید بهشتی از دکتر شریعتی پرسید که دوستان حاضر همه مایل اند از زبان خود شما بشنوند که چرا، در زمانی که در زندان رژیم بودید، دست به نوشتن مقالاتی بر ضد مارکسیسم زدید؟! مرحوم شریعتی توضیحات زیادی داد و یکی از نکاتی که به مناسبت توضیحاتش گفت، این بود که اگر کسی فکر کند که امروز، در نشست های قدرت های بزرگ برای بررسی مسائل کلان جهانی، اسلام یکی از مسائل اصلی گفت وگوهایشان نیست و ذهنشان را به خود مشغول نکرده است، آن شخص چیزی از سیاست نمی داند. منظور مرحوم شریعتی این بود که مقالاتی که در زندان می نوشته بخشی از تلاش وی برای دفاع از اسلامی بوده است که قدرت های جهانی در پی تحریف یا محو آن هستند. خداوند او و پدر فاضل و متعهدش را با اولیای دین محشور فرماید.در صحبتی با شهید بهشتی، گفتم علاقه مند بودم شما را از نزدیک ببینم. ایشان گفتند که من هم علاقه مند بودم که شما را ببینم و یادآوری کنم که جلسات تفسیر را به ترتیبی پیش ببرید که از طرف ساواک مشکلی پیش نیاید و حیف است که این جلسه تعطیل شود. این دیدارها و رفت وآمد و ارتباط من با آن شهید بزرگوار تا جایی پیش رفت که زمانی می خواستیم ایشان را به عنوان امام جماعت برای مسجدی معرفی کنیم. ماجرا از این قرار بود که شخص محترمی بنام آقای جاوید، بانی مسجد جاوید واقع در خیابان ولی عصر، روزی به مسجد جوزستان (که در افواه معروف است به جوِستون) آمد. من در این مسجد اقامه نماز جماعت می کردم و جلسات بحث های تفسیر بنده هم در همین مسجد تشکیل می شد و آوازه این جلسات به گوش آن مرحوم هم رسیده بود. آمد و گفت چنین مسجدی ساخته ام و می خواهم یک نفر روحانی به من معرفی کنید که علاوه بر اقامه نماز جماعت و سایر مراسم عبادی، جوانان و به ویژه دانشجویان را جمع کند و کلاس هایی دایر کند و... گفتم چشم ولی اجازه دهید با بعضی از دوستان مشورت کنم و نتیجه را به شما اطلاع دهم.منزل ما جماران بود و افتخار همسایگی با جمارانی ها، به ویژه حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای امام جمارانی، را داشتم. این روحانی بسیار عزیز آن قدر به انقلاب و امام علاقه عمیق وخالصانه داشت که خداوند منزل او را مأوا و مأمن حضرت امام تا پایان عمر مبارکش قرار داد.بنده با ایشان مشورت کردم و پس از تبادل نظر، ایشان گفتند آقای بهشتی را معرفی کنیم. با خوشحالی از نتیجه این مشورت و تبادل نظر، تلفنی با آقای بهشتی تماس گرفتیم و ایشان خواستار جلسه ای شدند که درباره موضوع حضوراً گفت وگو کنند. قرار شد این جلسه در مسجد جوزستان برگزار شود. در این جلسه سه نفری، ایشان اظهار تأسف کردند از اینکه نمی توانند این پیشنهاد را بپذیرند (حتماً حدس می زنید که ما دو نفر هم تا چه اندازه متأسف شدیم). ایشان توضیح دادند که امام جماعت مسجد باید، علاوه بر اقامه نماز و سایر عبادات مرسوم در مساجد، تا حدودی هم پای درد دل مردمی که به آن مسجد رفت وآمد می کنند بنشیند و به مشکلاتشان توجه کند. ممکن است در میان آنان دو همسایه و یا زن و شوهری با هم اختلاف داشته باشند یا گرفتار مشکلی دیگر باشند. باید وقت گذاشت و به آن ها رسید و ایشان گفتند متأسفانه چنین فرصتی ندارند و اگر بپذیرند، روحانی موفقی در آن مسجد نخواهند شد.بنده و آقای جمارانی به این نتیجه رسیدیم که ایشان نمی پذیرند و با این توضیحات، اصرار هم منطقی نیست. از ایشان پرسیدیم شما کسی را پیشنهاد می دهید؟ ایشان پس از مدتی تأمل گفتند آقای مفتح خوب اند، اگر بپذیرند. خواهش کردیم قانع کردن ایشان برعهده خودشان باشد و طولی نکشید که آقای بهشتی موافقت آیت الله شهید دکتر مفتح را اعلام کردند و آن مسجد در مدت کوتاهی بسیار آباد و پرآوازه شد. خداوند مرحوم جاوید و شهید مفتح را با اولیای دین محشور فرماید. روزی شهید دکتر بهشتی به من گفتند بعضی ها آمده اند نزد من و نسبت به بحث های تفسیری شما حرف هایی دارند و به قول ما طلبه ها «ان قلت، قلت» دارند. عرض کردم اشکالی ندارد، دستور بفرمایید نوارهای این بحث ها را بیاورند و جنابعالی گوش کنید. بعد، هر اشکالی به نظرتان رسید با هم صحبت می کنیم. بلافاصله ایشان با تأکید گفتند نه، من اشکال ندارم، دیگران آمده اند و آن ها هم هیچ مطلب مستندی نگفته اند. من فقط خواستم این حرف ها را به اطلاع شما برسانم.روزی شهید بهشتی گفتند که به نظرم رسیده که باید مبارزات مردم، به ویژه اقشار مذهبی، سامانی بگیرد و نظام مند شود و لازم است ابتدا برای این کار اساسنامه ای نوشته شود. نظر بنده را خواستند. من در حد تجربیاتم، هم از الزامات این کار و هم از مشکلات آن حرف زدم و سرانجام قرار شد کار تدوین اساسنامه را آغاز کنیم. نوشتن این اساسنامه در جلساتی با حضور ثابت مرحوم شهید دکتر باهنر، که خداوند او را با شهیدان اسلام محشور فرماید، و با حضور جناب آقای دکتر پیمان، در پاره ای از جلسات، انجام می شد و پس از آن که یک یا چند ماده به تصویب می رسید، آقای باهنر آن موارد را می بردند منزلشان و ویرایش می کردند و پاک نویس آن را در جلسه بعد قرائت می کردند. اگر مشکلی نداشت به بررسی مواد دیگر پرداخته می شد. همزمان با این کار نهضت مردم هم روزبه روز بیشتر اوج می گرفت ...

ادامه مطلب  

سابقه خوب ایرانی ها در آسیا به کمک شان می آید؟  

درخواست حذف این مطلب
نتایج تیم های ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا در دوره اخیر فقط برای استقلال امیدوار کننده نبوده اما عملکرد علیرضا منصوریان با نفت تهران در این مسابقات نشان می دهد که آبی ها می توانند به مرحله حذفی صعود کنند.جمهوریت نخستین هفته از لیگ قهرمانان آسیا با یک پیروزی دو تساو ...

ادامه مطلب