زندگی آلبرت اینشتین تحت تاثیر این ۱۰ رخداد جالب رقم خورده است ؟  

درخواست حذف این مطلب
اتفاقات جالبی که در زندگی آلبرت اینشتین رقم خورده است را در حالی برای شما مخاطبین همیشه همراه میهن پست روایت خواهیم کرد که طبق سخنان خود آلبرت اینشتین وی تا سه سالگی سخن گفتن را آغاز نکرد و پس از آن نیز تا سن بیشتر از ۷ سالگی به ندرت صحبت می کرد، این موضوع در کنار ذهن متمرکز وی در حل مسائل فیزیک، ذائقه ی موسیقیایی و بی توجهی به بعضی درس های مدرسه و در مقابل توجه به مطالب مورد علاقه باعث شده عده ای بر این باور باشند که اینشتاین از سندرم اسپرگر رنج می برد.در این میان اکثر دوستداران علم با شنیدن نام آلبرت اینشتین به یاد نظریه ی جنجالی نسبیت و فرمول هم ارزی جرم و انرژی e=mc2 می افتند، نظریه ای که نگاه انسان به جهان را از فیزیک کلاسیک نیوتنی جدا کرده و کیهان را با قوانینی جدید توضیح می دهد. علاوه بر نظریات علمی که او را به یکی از بزرگترین فیزیکدان هایی که تاکنون به جهان پاگذاشته تبدیل می کند، دیدگاه های فلسفی، سیاسی و اعتقادی نام وی را هنوز پس از گذشت حدود ۶ دهه از مرگش در اذهان نگه داشته است. حتی دانشمندی به بزرگی آلبرت انیشتین نیز همانند باقی افراد در کنار موفقیت ها، اشتباهاتی نیز مرتکب شده است. زندگی وی جنبه های مثبت و منفی زیادی دارد که می تواند درس های بزرگی برای آیندگان در پی داشته باشد. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به ۱۰ حقیقت از زندگی این دانشمند بزرگ که شاید نمی دانستید.آلبرت اینشتین دیرتر از کودکان معمولی حرف زدن را شروع کرد : طبق سخنان خود آلبرت اینشتین وی تا سه سالگی سخن گفتن را آغاز نکرد و پس از آن نیز تا سن بیشتر از ۷ سالگی به ندرت صحبت می کرد، این موضوع در کنار ذهن متمرکز وی در حل مسائل فیزیک، ذائقه ی موسیقیایی و بی توجهی به بعضی درس های مدرسه و در مقابل توجه به مطالب مورد علاقه باعث شده عده ای بر این باور باشند که اینشتاین از سندرم اسپرگر رنج می برد.آلبرت اینشتین در سه سالگیدانشمندان بزرگ دیگری مانند اسحاق نیوتون و ماری کوری نیز احتمالاً به این مشکل مواجه بوده اند. توماس سول نویسنده و محقق دانشگاه استنفورد برای توصیف افراد غیر مبتلا به اوتیسم که دیر لب به سخن می گشایند اصطلاح سندرم اینشتاین را به کار می برد. اینکه چگونه مغز این افراد در بعضی استعدادها سریع تر فعال می شود و در برخی دیگر آهسته تر همچنان نامعلوم باقی مانده است. در پایان باید گفت که آلبرت انیشتین یک متفکر بصری مادام العمر بود و کمتر وقت خود را به سخن گفتن هدر می داد.آلبرت اینشتین و نمرات زمان دانش آموزی اش : در دنیای پرهیاهوی امروزی و در عصر اینترنت و رسانه ها علاقه ی زیادی به برعکس نشان دادن حقایق در مورد افراد موفق و مشهور به وجود آمده است، افکار عمومی به دنبال ناکارآمدی ها هستند تا موفقیت افراد بزرگ را وابسته به شانس نشان بدهند. زیاد شنیده ایم که افرادی با کنار گذاشتن تحصیلات آکادمیک توانسته اند موفقیت های بزرگی کسب کنند اما از تلاش های شبانه روزی و علم بالای آن افراد چیزی نمی دانیم. در مورد آلبرت انیشتین نیز مشهور است که وی در دوران مدرسه دانش آموزی کند ذهن بوده و تا سنین بالا به موفقیتی دست نیافته است اما حقیقت این است که وی در سنین نوجوانی سرآمد درس های فیزیک و ریاضی بوده است.با این حال آلبرت اینشتین در حالی که ۱۲ سال بیشتر نداشت به مطالعه ی دیفرانسیل و انتگرال می پرداخت و چگونگی استفاده از حروف یونانی و لاتین را در معادلات می دانست. اما شایعه ی ضعیف بودن آلبرت اینشتین در مدرسه احتمالاً از اینجا می آید که یک سال سیستم نمره دهی در محل تحصیل وی معکوس شد و به جای اینکه نمره ی a بالاترین نمره محسوب شود بالاترین نمره f شد، و آلبرت جوان بالاترین نمره را کسب کرد . اینشتین دبیرستان را نیمه کاره رها کرده و در آزمون ورودی انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس شرکت کرد، اگرچه نمرات وی در ریاضی و علوم عالی بود اما به دلیل کسب نمره ی پایین در شیمی و زیست شناسی و ادبیات نتوانست وارد این موسسه شود. در نهایت آلبرت انیشتین دیپلم را گرفت و سال ۱۸۹۶ در سن ۱۷ سالگی وارد مؤسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ شد.سرنوشت نا مشخص دختری آلبرت انینشتین : در مؤسسه ی پلی تکنیک زوریخ آلبرت اینشتین با میلوا ماریخ صربستانی آشنا شد، او تنها زنی بود که در رشته ای که انیشتین درس می خواند پذیرفته شده بود. طی سال ها آلبرت ۱۷ ساله و میلوای ۲۱ ساله روابط عاشقانه ای پیدا کردند و در نتیجه ی آن قبل از ازدواج رسمی در سال ۱۹۰۲ صاحب دختری به نام لیسرل شدند. پس از ادواج نیز آن ها صاحب دو فرزند پسر شدند که پسر کوچکتر آن ها مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی بود.سرانجام آلبرت اینشتین در سال ۱۹۱۹ پس از پنج سال زندگی جداگانه از میلوا به صورت رسمی از هم جدا شدند در حالی که سرنوشت دختر آن ها در هاله ای از ابهام باقی مانده است. دو احتمال در مورد وی گفته می شود، یکی آنکه لیسرل به فرزند خواندگی گرفته شده و دیگری اینکه بر اثر ابتلا به تب مخملک در گذشته است.زندگی خانوادگی پر هیاهویی اینشتین : پس از آنکه در سال ۱۹۱۴ آلبرت اینشتین از میلوا ماریچ جدا شد با دختر عمویش السا ازدواج کرد.اینشتاین و همسر دومش الساآلبرت اینشتاین برای جدا شدن از همسر اولش قول داد در صورت برنده شدن جایزه ی نوبل منافع مادی آن را به وی و پسرانشان هدیه بدهد. سال ۱۹۲۱ وی توانست به خاطر تحقیقاتش در مورد اثر فوتوالکتریک جایزه ی نوبل را کسب کند و طبق قولی که داده بود منافع مادی آن را به میلوا داد تا زندگی خود و پسرانش را بگدراند.سال های سخت زندگی آلبرت اینشتین : سال ۱۹۰۵ اینشتین چهار مقاله منتشر کرد که پایه های علم فیزیک را لرزاند و دیدگاه انسان به فضا، زمان، ماده و انرژی را متحول کرده و فیزیک نوین را پایه گذاشت؛ تمام این ها در زمانی اتفاق افتاد که او در حال به پایان رساندن دکترا بود و همچنین به عنوان ممتحن در دفتر ثبت اختراع سوئیس کار می کرد.پس از فارغ التحصیلی اینشتین برای تدریس در بسیاری از آکادمی های آموزشی پذیرفته شد اما مدرسه به مدسه او را رد کردند زیرا در بخشی از رزومه اش با حماقت تمام از توصیه نامه ی هاینریش وبر که کلاس های زیادی را خراب کرده بود استفاده کرده بود. همین مثال نشان می دهد هوش بالا برابر با خردمندی نخواهد بود و انسان های باهوش نیز اشتباهاتی مرتکب می شوند. اگرچه این پذیرفته نشدن سرانجام باعث شد زمان بیشتری در اختیارش قرار بگیرد و چهار مقاله ی خود را جمع بندی کرده و در یک مقاله منتشر کند که سرانجام به دریافت جایزه ی نوبل منتهی شد.با توجه به تولید و انتشار نور آلبرت اینشتین توضیح می دهد که اثر فوتوالکتریک از تئوری کوانتوم پیروی می کند. (همان نظریه ای که برنده ی جایزه ی نوبل می شود)اینشتین وجود اتم را با آزمایش از طریق حرکت ذرات معلق ریز در مایعات و تئوری مولکولی جنبشی حرارت اثبات می کند.الکترودینامیک ذرات متحرک قوانین ریاضی نظریه ی نسبیت خاص را اثبات می کند.آیا اینرسی یک ذره به انرژی درونی آن بستگی دارد؟ اینشتین توضیح داد که چگونه تئوری نسبیت به هم ارزی جرم و انرژی e=mc2 منجر می شود.اینشتین و واسطه شدنش برای مذاکرات گروگان گیری : در آلمان آن زمان روحیه ی صلح طلب و متعهد در کمک به برقراری آرامش، اینشتین را در معرض خطرات زیادی قرار می داد. او همراه با سه همکارش با جسارت تمام بیانیه ای را در مخالفت با نظامی گری امپراتور گونه ی آلمان و دخالت آن ها در جنگ جهانی اول امضا کردند. این بیانیه پاسخی بود به اعلامیه ی مانیفست جهان متمدن که در جهت توجیه حمله به بلژیک بی طرف توسط دولت آلمان طرح ریزی شده و نزدیک به ۱۰۰ نفر از روشنفکران برجسته ی آلمانی آن را امضا ...

ادامه مطلب  

تصاویر دیده نشده از زندگی آلبرت اینشتین  

درخواست حذف این مطلب
آلبرت اینشتین فیزیک دان نظری آلمانی بود. او بیشتر به خاطر نظریّه نسبیت و بویژه برای هم ارزی جرم و انرژی (e=mc۲) (که از آشناترین رابطه ها در فیزیک بین غیرفیزیک دان هاست) شهرت دارد. تصاویر زیر صحنه هایی از زندگی وی را نشان می دهند.سرویس عکس و فیلم فردا: آلبرت اینشتین فیزیک دان نظری آلمانی بود. او بیشتر به خاطر نظ ...

ادامه مطلب  

چگونه خورشیدگرفتگی توانست صحت گفته اینشتین را ثابت کند؟  

درخواست حذف این مطلب
نظریه نسبیت عام آلبرت اینشتین، موفق ترین و مهم ترین نظریه ای است که بشر توانسته برای گرانش ارائه کند.نسبیت عام، نظریه ای پذیرفته شده و بسیار موفق است که حدود ۱۰۰ سال پیش توسط آلبرت اینشتین مطرح شد. نسبیت عام، نظریه ای است که می تواند هر چیزی را توضیح دهد؛ از سیگنال های gps تا اثر انتقال به سرخ گرانشی، از پدیده ی عدسی گرانشی گرفته تا سیاه چاله های ترکیب شونده و پالس های انرژی تپ اخترها تا مدار عطارد، همه و همه توسط نسبیت عام توضیح داده می شوند. پیش بینی های نسبیت عام هیچ گاه اشتباه نبوده اند و یک خطا نیز میان آن ها وجود نداشته است.وقتی که آلبرت اینشتین در سال ۱۹۱۵ میلادی برای نخستین بار این نظریه را معرفی کرد، تمام تلاش خود را به کار گرفته بود تا آن را جایگزین نظریه ی گرانش نیوتن کند؛ یعنی همان نظریه ای که برای بیش از ۲۰۰ سال بود به چالش کشیده نشده بود و همگان آن را پذیرفته بودند. نسبیت عام پیش بینی می کرد که نور یک ستاره در مجاورت جرمی عظیم، خم می شود. این یک پیش بینی بسیار عجیب و غیرقابل آزمایش بود و به نظر می رسید که نمی تواند جایگزین مناسبی برای نظریه ی گرانش نیوتن باشد.با این وجود، وقوع یک پدیده ی خورشید گرفتگی کامل این فرصت را به دانشمندان می داد تا بتوانند این پیش بینی عجیب را مورد آزمایش قرار دهند. خورشید گرفتگی توانست از اینشتین دفاع کند و چیزی را اثبات کند که علاقه مندان به رصد آسمان نیز می توانند به هنگام وقوع خورشید گرفتگی کامل، آن موضوع خاص را بارها و بارها برای خود تکرار کنند و به شگفتی نسبیت عام و پیش بینی های این نظریه پی ببرند.گرانش نیوتنی که برای نخستین بار در سال ۱۶۸۷ میلادی توسط سِر ایزاک نیوتن معرفی شد، یک قانون بسیار ساده و قابل فهم است. گرانش نیوتنی می گوید:نیروی گرانش بین دو جسم، با حاصل ضرب جرم این اجسام متناسب است و با توان دوم فاصله ی آن ها نسبت عکس دارد. فرقی نمی کند شما اجرام را در کجای جهان قرار می دهید، این قانون همواره برقرار است.این قانون شگفت انگیز است و بر پایه معادلات ریاضی، همه چیز را توضیح می دهد و مشاهدات علمی نیز می توانند آن را اثبات کنند. گرانش نیوتنی می تواند همه چیز را توضیح دهد؛ از حرکات گلوله های توپ گرفته تا حرکات اجرام سماوی همچون سیاره ها، دنباله دارها و ستاره ها. پس از گذشت ۲۰۰ سال، گرانش نیوتنی همچنان می توانست هر آزمایشی را که برای به چالش کشیدن آن طراحی می شد، به راحتی پشت سر بگذارد؛ اما ناگهان یک مورد خاص، باعث شد گرانش نیوتنی به بن بست برسد و آن هم چیزی نبود جز حرکت دقیق درونی ترین سیاره ی منظومه شمسی.هر سیاره ای در مداری بیضی شکل به دور خورشید گردش می کند. البته این مدار، یک بیضی کامل نیست و با هر بار گردش، به همان نقطه ی ثابت باز می گردد؛ به عبارتی، پیش رونده است که به آن حرکت تقدیمی نیز می گویند. حرکت تقدیمی مانند این است که شما شاهد چرخش این مدار بیضوی در فضا باشید؛ هرچند که این حرکت بسیار آرام خواهد بود.تیکو براهه که ستاره شناسی بسیار دقیق، منظم و وسواسی بود در اواخر قرن ۱۶ میلادی یک مشاهده ی خارق العاده از سیاره ی عطارد به انجام رساند. پس از براهه به مدت ۳۰۰ سال، ما مشاهده ی دقیقی از سیاره ی عطارد نداشتیم و از چگونگی حرکت تقدیمی آن اطلاعات دقیقی را در دست نداشتیم. ۳۰۰ سال پس از براهه و با جمع آوری اطلاعات و داده های بیشتر، اندازه گیری های بسیار دقیقی انجام شدند و یک مشکل اساسی را نمایان کردند. طبق نظریه ی نیوتن، با توجه به اثرات اعتدالین زمینی و گرانش دیگر سیارات بر مدار سیاره عطارد، نرخ حرکت تقدیمی عطارد باید ۵.۵۵۷ ثانیه ی قوسی در هر قرن استوایی باشد؛ اما مشاهداتی که انجام شدند نشان می دادند که نرخ حرکت تقدیمی عطارد ۵.۶۰۰ ثانیه ی قوسی در هر قرن استوایی است. اندازه گیری ها، اختلاف ۴۳ ثانیه ی قوسی در هر قرن را با آن چه که نظریه ی نیوتن پیش بینی می کرد نشان دادند و این به هیچ عنوان قابل توضیح نبود.نظریه ی نیوتن در این جا به بن بست رسیده بود؛ اما نظریه ی تازه نفس اینشتین کاملاً آن را توضیح می داد. اینشتین سال های زیادی از عمر خویش را روی توسعه ی کلیات نظریه نسبیت عام گذاشت و دیدگاه ما در مورد گرانش را به طور کلی تغییر داد. طبق نظریه جدید اینشتین، گرانش توسط اجرامی که با یکدیگر تعامل دارند ایجاد نمی شود؛ بلکه انرژی و ماده ساختار فضا را خم می کنند و سپس همه ی اجرام از درون این ساختار حرکت می کنند.در بسیاری از شرایط گوناگون، قوانین نیوتن با آن چه که نسبیت عام بیان می کرد شباهت داشتند؛ اما تناقض های آن ها نیز قابل چشم پوشی نیست. به عنوان مثال، در فاصله ی بسیار کمی از اجرام بزرگ، پیش بینی های اینشتین با نیوتن اختلافات بسیاری داشتند و نمونه ی این اختلاف را نیز در نرخ حرکت تقدیمی سیاره ی عطارد مشاهده کردیم. عطارد سیاره ای نزدیک به جرمی بزرگ (خورشید) است و نرخ حرکت تقدیمی آن طبق نظریه ی اینشتین، ۴۳ ثانیه ی قوسی در هر قرن استوایی با آن چه که نیوتن می گفت، اختلاف دارد.با این حال، اختلافاتی که در نرخ حرکت تقدیمی عطارد مشاهده شد، برای این که نظریه نیوتن کنار گذاشته شده و نظریه اینشتین جایگزین آن شود، کافی نبود. برای آن که یک نظریه ی جدید بتواند جایگزین نظریه ی قدیمی شود، باید شرایط زیر را داشته باشد:۱. بتواند تمام موفقیت هایی را که نظریه ی قدیمی داشته، مجدداً به دست آورد.۲. بتواند در جایی که نظریه ی قبلی شکست خورده، پیروز شود.۳. بتواند پیش بینی های جدیدی ...

ادامه مطلب  

اندازه گیری جرم یک ستاره به کمک گرانش برای نخستین بار در تاریخ علم  

درخواست حذف این مطلب
ستاره شناسان موفق شده اند به کمک گرانش، وزن یک کوتوله ی سفید را اندازه بگیرند و یکی از پیش بینی های اینشتین را به چالش بکشند.مقاله مرتبط:وقتی در حدود ۱۰۰ سال پیش، آلبرت اینشتین روی نظریه مشهور نسبیت عام کار می کرد، هیچ گاه فکر نمی کرد که روزی بشر بتواند یکی از پیش بینی های این نظریه را به طور مستقیم مشاهده کند. با توجه به پیش بینی های صورت گرفته در این نظریه، نور یک ستاره دوردست توسط گرانش یک جرم دیگر که در مسیر آن ستاره قرار گرفته است، خمیده و بزرگنمایی می شود. البته در آن زمان تجهیزات دانشمندان به اندازه ی امروز پیشرفته نبودند و اینشتین نیز هیچ گاه فکر نمی کرد که بتوان این پیش بینی را به طور مستقیم مشاهده کرد.حال به نظر می رسد که ستاره شناسان، غیر ممکن را به ممکن تبدیل کرده اند و موفق شده اند پیش بینی آلبرت اینشتین را که در نظریه نسبیت عام آمده است، به طور مستقیم و آنی مشاهده و از آن برای حل معمای جرم ستاره کوتوله استفاده کنند. تا پیش از این، حل این معما تنها در حالت نظری و فرضی امکان پذیر بود؛ اما اکنون دانشمندان می توانند به صورت کاملاً واقعی این مسئله را حل کنند. یافته های جدید دانشمندان می تواند مسیر جدیدی در جهت فهم چگونگی تکامل کهکشان ها به ما نشان دهند. تِری آزوالت، ستاره شناس در دانشگاه هوانوردی امبری ریدل و نویسنده ی یک مقاله مرتبط در مجله science، در خصوص این دستاورد بزرگ می گوید:پژوهش اخیر، ابزاری جدید در اختیار ما قرار می دهد و ما می توانیم به کمک آن، جرم آن دسته از اجرام آسمانی را تعیین کنیم که تعیین جرم آن ها به کمک روش های دیگر دشوار است.یکی از پیش بینی های اصلی نظریه نسبیت عام اینشتین، پدیده عدسی گرانشی است. عدسی گرانشی وقتی ایجاد می شود که نور، به دور میدان گرانشی یک جرم دیگر مانند ستاره، خم می شود. در این پیش بینی آمده است که نور، دو برابر بیشتر از آنچه می توان توسط قوانین کلاسیک گرانش نیوتن محاسبه کرد، منحرف می شود. این خمیدگی نور که برای نخستین بار توسط اینشتین مطرح شد، ابتدا در سال ۱۹۱۹ مورد آزمایش قرار گرفت. در سال ۱۹۱۹ میلادی و به هنگام وقوع خورشید گرفتگی کامل، دانشمندان توانستند نور خوشه ی ستاره ای قلائص را که پشت خورشید قرار گرفته بود، در تاریکی ایجادشده مشاهده کنند. دانشمندان با اندازه گیری نور آن ستاره ها که از میان میدان گرانشی خورشید در طول خورشید گرفتگی عبور می کرد، دریافتند که تمام نتایج با آنچه اینشتین پیش بینی کرده بود هم خوانی دارند و بدین ترتیب بود که نخستین مدرک از نسبیت عام مشاهده شد.مدتی بعد، اینشتین نظریه خود را گسترش داد و گفت نور ستاره ای که در فاصله ی بسیار دوری از ما قرار گرفته است، به هنگام خمیدگی در اطراف میدان گرانشی یک جرم دیگر که در مسیر نور آن ستاره قرار دارد، درخشان تر خواهد بود. فضای خمیده اطراف یک جرم عظیم همچون یک عدسی بزرگ خواهد بود و عمل بزرگنمایی را انجام می دهد. به عنوان مثال فرض کنید که یک ستاره، بین زمین و یک ستاره دیگر قرار گرفته است و هر سه در یک راستا هستند؛ در این صورت، به دلیل همگرایی گرانشی نور منبع توسط ستاره ای که وسط قرار گرفته است، یک پدیده به نام حلقه اینشتین ایجاد می شود که در واقع نور ستاره منبع است که به شکل حلقه درآمده است.متأسفانه به دلیل این که ستاره ها فاصله ی بسیار زیادی از یکدیگر دارند، شانس مشاهده ی این پدیده بسیار پایین است یا حلقه ی اینشتین به شکل بسیار نازکی مشاهده می شود. در سال ۱۹۳۶ میلادی، آلبرت اینشتین در مقاله ای که در مجله science منتشر شد ...

ادامه مطلب  

آزمایش های فکری منتسب به آلبرت اینشتین ؟  

درخواست حذف این مطلب
آزمایش های فکری منتسب به آلبرت اینشتین به وفور در اینترنت یافت می شود اما کدام یک از این آزمایش ها متعلق به این نظریه پردازان بزرگ علم فیزیک است و در مقابل مبنایی علمی دارد؟ سوال و واقعیتی است که خیلی از این آزمایش های فکری را که به این اندیشمند نسبت می دهند را رد می کند اما امروز ما در میهن پست ۵ آزمایش فکری که انیشتین بارها آن ها را انجام داده و به نتایجی علمی نیز دست یافته را با شما مخاطب گرامی میهن پست مرور خواهیم کرد. با ما همراه شوید.آزمایش فکری قطار و صاعقه : تصور کنید راهی سفری به وسیله راه آهن هستید، قطار به تازگی راه افتاده و با سرعت کمی در حال حرکت است، شما نیز در کنار پنجره قطار ایستاده و با دوست خود که از روی سکوی راه آهن برای شما دست تکان می دهد در حال خداحافظی هستید. هم زمان دو صاعقه به ابتدا و انتهای قطار برخورد می کنند، دوست شما هر دو صاعقه را در یک زمان خواهد دید اما شما در لحظه اصابت، به صاعقه ای نزدیک تر هستید که به ابتدای قطار برخورد کرده است و قطار به سوی آن حرکت می کند، پس آن صاعقه را زودتر می بینید.این آزمایش به اینشتین نشان داد زمان برای فردی که در حال حرکت است، نسبت به فردی که حرکتی ندارد به صورت متفاوتی در گذر است و همین آزمایش به ظاهر کوچک، باور اینشتین مبنی بر رابطه و تقارن زمان و مکان را تغییر داد و سنگ بنایی شد برای ایجاد نظریه نسبیت.آزمایش فکری دو روی سکه : اینشتین هیچگاه طرفدار نظریه کوآنتوم نبود و همواره با طرح آزمایشات و مسائل مختلف در پی به چالش کشیدن و رد این نظریه بود. اما آزمایش فکری دو روی سکه او توانست پیشگامان نظریه کوآنتوم را به چالش کشیده و آن ها را مجبور کند که این نظریه را گسترش دهند و با جزئیات بیشتری منتشر کنند.تصور کنید شما سکه ای دارید که دو سوی آن به راحتی از یکدیگر جدا می شوند، سکه را بالا انداخته و پس از گرفتن آن، بدون آنکه به سکه نگاه کنید یک روی آن را به دوست خود می دهید و دیگری را در دست خود نگه می دارید. سپس دوست شما سوار بر فضاپیمایی شده و با سرعت نور از شما دور می شود. شما به سمتی که در دست خود دارید نگاه کرده و متوجه می شوید دارای قسمت شیر سکه شده اید و طبیعتا دوست شما نیز خط را در دست دارد. پس اگر دو سوی سکه را نامشخص در نظر بگیریم، سکه توانسته از سرعت نور پیشی بگیرد و هر نیمه، ب ...

ادامه مطلب  

ستاره شناسان به کمک گرانش، وزن یک کوتوله ی سفید را اندازه گیری کردند  

درخواست حذف این مطلب
وقتی در حدود ۱۰۰ سال پیش، آلبرت اینشتین روی نظریه مشهور نسبیت عام کار می کرد، هیچ گاه فکر نمی کرد که روزی بشر بتواند یکی از پیش بینی های این نظریه را به طور مستقیم مشاهده کند. با توجه به پیش بینی های صورت گرفته در این نظریه، نور یک ستاره دوردست توسط گرانش یک جرم دیگر که در مسیر آن ستاره قرار گرفته است، خمیده و بزرگنمایی می شود. البته در آن زمان تجهیزات دانشمندان به اندازه ی امروز پیشرفته نبودند و اینشتین نیز هیچ گاه فکر نمی کرد که بتوان این پیش بینی را به طور مستقیم مشاهده کرد.حال به نظر می رسد که ستاره شناسان، غیر ممکن را به ممکن تبدیل کرده اند و موفق شده اند پیش بینی آلبرت اینشتین را که در نظریه نسبیت عام آمده است، به طور مستقیم و آنی مشاهده و از آن برای حل معمای جرم ستاره کوتوله استفاده کنند. تا پیش از این، حل این معما تنها در حالت نظری و فرضی امکان پذیر بود؛ اما اکنون دانشمندان می توانند به صورت کاملاً واقعی این مسئله را حل کنند. یافته های جدید دانشمندان می تواند مسیر جدیدی در جهت فهم چگونگی تکامل کهکشان ها به ما نشان دهند. تِری آزوالت، ستاره شناس در دانشگاه هوانوردی امبری ریدل و نویسنده ی یک مقاله مرتبط در مجله science، در خصوص این دستاورد بزرگ می گوید:پژوهش اخیر، ابزاری جدید در اختیار ما قرار می دهد و ما می توانیم به کمک آن، جرم آن دسته از اجرام آسمانی را تعیین کنیم که تعیین جرم آن ها به کمک روش های دیگر دشوار است.>> کهکشان راه شیری چند ستاره دارد؟یکی از پیش بینی های اصلی نظریه نسبیت عام اینشتین، پدیده عدسی گرانشی است. عدسی گرانشی وقتی ایجاد می شود که نور، به دور میدان گرانشی یک جرم دیگر مانند ستاره، خم می شود. در این پیش بینی آمده است که نور، دو برابر بیشتر از آنچه می توان توسط قوانین کلاسیک گرانش نیوتن محاسبه کرد، منحرف می شود. این خمیدگی نور که برای نخستین بار توسط اینشتین مطرح شد، ابتدا در سال ۱۹۱۹ مورد آزمایش قرار گرفت. در سال ۱۹۱۹ میلادی و به هنگام وقوع خورشید گرفتگی کامل، دانشمندان توانستند نور خوشه ی ستاره ای قلائص را که پشت خورشید قرار گرفته بود، در تاریکی ایجادشده مشاهده کنند. دانشمندان با اندازه گیری نور آن ستاره ها که از میان میدان گرانشی خورشید در طول خورشید گرفتگی عبور می کرد، دریافتند که تمام نتایج با آنچه اینشتین پیش بینی کرده بود هم خوانی دارند و بدین ترتیب بود که نخستین مدرک از نسبیت عام مشاهده شد.مدتی بعد، اینشتین نظریه خود را گسترش داد و گفت نور ستاره ای که در فاصله ی بسیار دوری از ما قرار گرفته است، به هنگام خمیدگی در اطراف میدان گرانشی یک جرم دیگر که در مسیر نور آن ستاره قرار دارد، درخشان تر خواهد بود. فضای خمیده اطراف یک جرم عظیم همچون یک عدسی بزرگ خواهد بود و عمل بزرگنمایی را انجام می دهد. به عنوان مثال فرض کنید که یک ستاره، بین زمین و یک ستاره دیگر قرار گرفته است و هر سه در یک راستا هستند؛ در این صورت، به دلیل همگرایی گرانشی نور منبع توسط ستاره ای که وسط قرار گرفته است، یک پدیده به نام حلقه اینشتین ایجاد می شود که در واقع نور ستاره منبع است که به شکل حلقه درآمده است.متأسفانه به دلیل این که ستاره ها فاصله ی بسیار زیادی از یکدیگر دارند، شانس مشاهده ی این پدیده بسیار پایین است یا حلقه ی اینشتین به شکل بسیار نازکی مشاهده می شود. در سال ۱۹۳۶ میلادی، آلبرت اینشتین در مقاله ای که در مجله science منتشر شد، این چنین نوشت:برای مشاهده ی مستقیم این پدیده هیچ شانسی وجود ندارد. متأ ...

ادامه مطلب  

جرم ستاره stein 2051 b توسط دانشمندان اندازه گیری شد  

درخواست حذف این مطلب
اندازه گیری جرم ستاره stein 2051 b در حقیقت کار غیر ممکنی بوده که دانشمندان انجمن us space telescope موفق به انجام آن شده اند. این دانشمندان با انجام این کار یکی از پیش بینی های آلبرت اینشتین در نظریه نسبیت عام را به تصویر کشیده اند.اندازه گیری جرم ستارهها به کمک گرانش در زمانی از نظر آلبرت اینشتین کاری غیر ممکن بوده و تا پیش از این، حل این معما تنها در حالت نظری و فرضی امکان پذیر بود؛ اما اکنون دانشمندان می توانند به صورت کاملا واقعی این مسئله را حل کنند. یافته های جدید دانشمندان می تواند مسیر جدیدی در جهت فهم چگونگی تکامل کهکشان ها به ما نشان دهند.تری آزوالت، ستاره شناس در خصوص دستاورد بزرگ اندازه گیری جرم ستاره stein 2051 b با گرانش می گوید:پژوهش اخیر، ابزاری جدید در اختیار ما قرار می دهد و ما می توانیم به کمک آن، جرم آن دسته از اجرام آسمانی را تعیین کنیم که تعیین جرم آن ها به کمک روش های دیگر دشوار است.یکی از پیش بینی های اصلی نظریه نسبیت عام اینشتین، پدیده عدسی گرانشی است. عدسی گرانشی وقتی ایجاد می شود که نور، به دور میدان گرانشی یک جرم دیگر مانند ستاره، خم می شود. در این پیش بینی آمده است که نور، دو برابر بیشتر از آنچه می توان توسط قوانین کلاسیک گرانش نیوتن محاسبه کرد، منحرف می شود. این خمیدگی نور که برای نخستین بار توسط اینشتین مطرح شد، ابتدا در سال ۱۹۱۹ مورد آزمایش قرار گرفت. در سال ۱۹۱۹ میلادی و به هنگام وقوع خورشید گرفتگی کامل، دانشمندان توانستند نور خوشه ی ستاره ای قلائص را که پشت خورشید قرار گرفته بود، در تاریکی ایجادشده مشاهده کنند. دانشمندان با اندازه گیری نور آن ستاره ها که از میان میدان گرانشی خورشید در طول خورشید گرفتگی عبور می کرد، دریافتند که تمام نتایج با آنچه اینشتین پیش بینی کرده بود هم خوانی دارند و بدین ترتیب بود که نخستین مدرک از نسبیت عام مشاهده شد.مدتی بعد، اینشتین نظریه خود را گسترش داد و گفت نور ستاره ای که در فاصله ی بسیار دوری از ما قرار گرفته است، به هنگام خمیدگی در اطراف میدان گرانشی یک جرم دیگر که در مسیر نور آن ستاره قرار دارد، درخشان تر خواهد بود. فضای خمیده اطراف یک جرم عظیم همچون یک عدسی بزرگ خواهد بود و عمل بزرگنمایی را انجام می دهد. به عنوان مثال فرض کنید که یک ستاره، بین زمین و یک ستاره دیگر قرار گرفته است و هر سه در یک راستا هستند؛ در این صورت، به دلیل همگرایی گرانشی نور منبع توسط ستاره ای که وسط قرار گرفته است، یک پدیده به نام حلقه اینشتین ایجاد می شود که در واقع نور ستاره منبع است که به شکل حلقه درآمده است.متاسفانه به دلیل این که ستاره ها فاصله ی بسیار زیادی از یکدیگر دارند، شانس مشاهده ی این پدیده بسیار پایین است یا حلقه ی اینشتین به شکل بسیار نازکی مشاهده می شود.در سال ۱۹۳۶ میلادی، آلبرت اینشتین در مقاله ای که در مجله science در خصوص اندازه گیری جرم ستاره منتشر شد، این چنین نوشت:برای مشاهده ی مستقیم این پدیده هیچ شانسی وجود ندارد.متاسفانه باز هم اینشتین اشتباه کرد؛ زیرا در طول ۸۰ سال اخیر، دانشمندان بارها توانسته اند این حلقه ها را در آسمان مشاهده کنند؛ اما هنوز هم نمی توان حلقه هایی کامل و واضح را در آسمان مشاهده ک ...

ادامه مطلب  

فهم نظریه نسبیت اینشتین با داستان های سرگرم کننده  

درخواست حذف این مطلب
کتاب «نسبیت اینشتین به زبان ساده» با تصویر های ابتکاری و سرگرم کننده به شکل داستان و بدون توسل به فرمول های ریاضی دریچه ای برای عموم مردم در فهم نظریه نسبیت اینشتین گشوده است و در دو بخش مصور به صورت بیست و هشت داستان کوتاه فراهم آمده است.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) نظریه نسبیت خاص و عام اینشتین در قالب بیست و هشت داستان کوتاه توسط ریاض شمس الدین نویسنده لبنانی به زبان ساده به رشته تحریر درآمده است. کتاب «نسبیت اینشتین به زبان ساده» توسط سیروس طغرایی ترجمه و از سوی انتشارات فرهنگ معاصر به چاپ رسید.فیزیک دانان معتقدند نظریه نسبیت با ارزش ترین آفریده ذهن آدمی در سده بیستم به شمار می آید. این نظریه سبب نوآوری اندیشه ها، استدلال ها و پیامدهای انقلابی به ویژه درباره فضا و زمان، جرم و انرژی، گرانش و جهان است.کتاب «نسبیت اینشتین به زبان ساده» با تصویر های ابتکاری و سرگرم کننده به شکل داستان و بدون توسل به فرمول های ریاضی دریچه ای برای عموم مردم در فهم نظریه نسبیت اینشتین گشوده است به همین دلیل نویسنده خواندن این کتاب را به تمام دانش آموزان دبیرستانی و آنهایی که فرصت تحصیلات علمی را پیدا نکرده اند توصیه می کند.این کتاب در دو بخش مصور به صورت بیست و هشت داستان کوتاه فراهم آمده و نظریه نسبیت را با مثال هایی قابل درک و محسوس برای خوانندگان غیرعلمی، توضیح می دهد. بیست داستان اول درباره نسبیت خاص و هشت داستان پایانی در توصیف نسبیت عام است. هر داستان نکته خاصی از این نظریه را هدف گرفته و همواره با مثال ساده، عینی و برگرفته از رخدادهای روز آغاز شده است و دارای برخی همانندی ها با موضوع داستان است.سرعت امری کاملا نسبی استبه عقیده دانشمندان بنا بر نظریه نسبیت خاص اینشتین وقتی فردی در قطار در حال حرکت نشسته کاملا می داند که دارای سرعت معینی است او از پنجره به بیرون نگاه می کند و اجسام ثابت مانند درختان و خانه های اطراف را می بیند و به سرعتش نسبت به اجسام ثابت پی می برد. اجسام ثابت بیرون قطار دلیل قانع کننده ای است که فرد بداند دارای سرعت معینی است در واقع سرعت قطار در حال حرکت به نسبت اط ...

ادامه مطلب  

حراج نامه اینشتین درباره هشدار به قدرت رسیدن هیتلر  

درخواست حذف این مطلب
به تازگی سه عدد نامه اینشتین به حراج گذاشته شده است. از جمله نامه ای که وی، دلجویی نخست وزیر بریتانیا از نازی ها را قبل از جنگ جهانی دوم رسوا می کند.این مجموعه نامه ها از طرف نابغه علم فیزیک، به یکی از دوستان نزدیکش به نام michele besso نوشته شده است. michele besso مهندسی سوییسی – ایتالیایی بود که در صورت بندی اولیه اینشتین از نسبیت خاص، کمک هایی را به وی کرده بود. این نامه ها در حراجی nate d. sanders در لس آنجلس به نمایش گذاشته شده است.اولین نامه اینشتین در سال 1938 نوشته شده است. درست یک سال قبل از آنکه آدولف هیتلر با حمله به لهستان، آغازگر جنگ جهانی دوم باشد. اینشتین در ابتدای نامه، نگرانی خود را درباره یهودیان ابراز می کند. نگرانی از این که وی دیگر نمی تواند برای آنان گواهی دهد تا کمکی باشد که به ایالات متحده سفر و مهاجرت کنند.سپس وی نظر شکاکانه خود را درباره نخست وزیر بریتانیا، نویل چمبرلین، اظهار می کند.شما به بریتانیا و حتی چمبرلین اعتقاد و اعتماد دارید؟ خدای من! با امید به حمله به روسیه و قربانی کردن اروپای شرقی؟اما ما باز هم خواهیم دید که شیطان صفتی در طولانی مدت پیروز نخواهد شد. ...

ادامه مطلب  

راهِ ایناریتو؛ مرد بی رقیب اسکار  

درخواست حذف این مطلب
ماهنامه همشهری سینما 24 - کوثر آورینی: در تاریخ 88 ساله اسکار، تنها دو فیلمساز موفق شده اند دو سال پیاپی جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کنند. جان فورد در سال های 40 و 41 با فیلم های «خوشه های خشم» و «درهی من چه سرسبز بود» و جوزف ال. منکیه ویچ در سال های 49 و 50 با فیلم های «نامه به سه همسر» و «همه چیز دربارهی ایو». و تنها دو فیلمساز بوده اند که سال بعد از دریافت جایزه بهترین کارگردانی، دوباره در این بخش نامزد شده و البته ناکام مانده اند: الیا کازان (برنده سال 55 با «در بارانداز» و نامزد سال 56 با «شرق بهشت») و وودی آلن (برنده سال 78 با «آنی هال» و نامزد سال 79 با «صحنه های داخلی»). الخاندرو گونزالس ایناریتو اکنون به یکی از این رکوردداران تبدیل شده. سال گذشته با «بردمن» اسکار بهترین کارگردانی را گرفت و امسال هم با «از گور برخاسته» برنده این جایزه شده است.ایناریتوی 53 ساله تا یک سال پیش به عنوان فیلمسازی کم کار شناخته می شد؛ کسی که کارگردانی را دیر شروع کرده بود، سر صبر و با دقت کار می کرد و فیلم هایی شخصی می ساخت. حاصل کار پانزده ساله اش پنج فیلم بلند داستانی بود که همه در اسکار نامزدی هایی به دست آورده بودند اما تا پیش از «بردمن» هیچ وقت این جایزه نصیب ایناریتو نشده بود. وقتی یک سال پیش شان پن برای اعلام نام برنده بهترین فیلم روی سن اسکار رفت و پیش از خواندن نام «بردمن» گفت «کی به این لعنتی گرین کارت داد؟!»، هیچ کس فکر نمی کرد که این فیلمساز عبوس مکزیکی تنها یک سال بعد با دوازده نامزدی اسکار در مراسم حضور پیدا کند؛ آن هم با «از گور برخاسته»؛ فیلمی که در ظاهر خیلی دور از سینمای ایناریتو می ایستد.اما چنین به نظر می رسد که الخاندرو گونزالس ایناریتوی جاه طلب موفق شده است سیستم استودیویی هالیوود را مقهور قدرت خلاقه خود کند. میلیون ها دلار خرج فیلمی کند که داستانش کمرنگ ترین عنصر جذاب آن است. یکی از مهم ترین مشاهیر سینمای آمریکا را چندین ماه در برف و بوران از ارتفاعات کانادا با خود همراه کند و با اعتماد به نفس، فیلمی شخصی در مورد نسبت انسان با طبیعت بسازد. حالا او دو سال پیاپی برنده اسکار کارگردانی شده و یکی از رکوردداران این رشته است. اما این مهم نیست، واقعت این است که نقش حضور چنین استعدادی به تنهایی نشان از پرباری و سرزندگی سینما دارد.برش هایی از زندگی الخاندرو گونزالس ایناریتوریحانه گلزار:* الخاندرو گونزالس ایناریتو در پانزدهم آگوست سال 1963 در مکزیکوسیتی در یک خانواده نسبتا مرفه متولد شد. او کوچک ترین فرزند این خانواده نه نفره بود. شش ساله که بود، پدرش ورشکست شد و الخاندرو مجبور شد به خرید عمده میوه و سبزیجات و فروش آنها به رستوران ها رو آورد: «در دوران بچگی همیشه توی کوچه و خیابان بودم. در یک محله متوسط زندگی می کردیم که تبهکارها چندان در آن فعال نبودند. همیشه راحت بودم.» مادرش کاتولیک بود و او هم در مدرسه کاتولیک ها درس خواند.* به گفته خودش، پسر خیلی رمانتیکی بوده است: «هر هفته عاشق می شدم. یعنی عاشق همه بودم اما متاسفانه هیچ کس عاشق من نبود.» در نوجوانی به آثار نویسنده هایی مانند آلبر کامو، هرمان هسه و ژان پل سارتر علاقه مند شد: «این نویسنده ها من را به این آگاهی متصل کردند که زندگی روزی به پایان می رسد.»* در شانزده سالگی از مدرسه اخراج شد. پس از این اتفاق، با کشتی باری به آفریقا سفر کرد. سپس در هجده سالگی با هزار دلاری که پدرش به او داد، دوباره با کشتی باری به سفر رفت؛ این بار به اروپا: «پدرم دوست داشتنی ترین آدم ممکن بود. پول زیادی نداشت. در سفر آخرم، با آن هزار دلار یک سال در اروپا ماندم. هر جا که توانستم و هر کاری که توانستم، کردم. آن سال ها من را شکل داد و ارزش کشف چیزهای متفاوت را به من آموخت. من تحصیلات متداول آکادمیک نداشتم. هرگز سینما نخواندم. از زندگی یاد گرفتم.» او بخش زیادی از لوکیشن های فیلم های آینده اش را از میان اماکنی انتخاب کرد که در همین سفرها دیده بود. * در نوجوانی اغلب فقط موفق به تماشای فیلم های جریان اصلی آمریکایی می شد. فیلم مورد علاقه آن دوران او، «مو» ساخته میلوش فورمن بود؛ فیلمی که در آن زندگی چند جوان هیپی تصویر می شود: «می خواستم هیپی شوم. می خواستم آدم ها را دوست داشته باشم. می خواستم با دوستانم زندگی کنم. مسئله مواد مخدر و اینها مطرح نبود؛ تصویری از حبات بود که خالص، آرمانی، زیبا بود. حس خیلی شاعرانه ای داشت.»* پس از این سفرها، الخاندور به مکزیک بازگشت و مشغول تحصیل در رشته ارتباطات شد. در دانشگاه برای اولین بار در معرض فیلم های اروپایی قرار گرفت: «آن فیلم ها تاثیر عمیقی بر من گذاشتند. حس می کردم که در این فیلم ها چیزهایی گفته می شود که در فیلم هایی که من پیش از آن می دیدم، وجود نداشت. یادم می آید اولین باری که فیلمی از تارکوفسکی دیدم، شوکه شدم. نمی دانستم چه کار کنم. خیلی جذب آن شده بودم چون ناگهان فهمیده بودم که فیلم ها می توانند لایه های متعددی داشته باشند. بعد فیلمسازان دیگر مثل کوروساوا و فلینی؛ آنها برایم کشفیات جدید بودند، حیطه های جدید».* در سال 1974 در شبکه رادیویی موسیقی دبلیو اف ام به عنوان دی جی و میزبان مشغول به کار شد.کیفیت کار او باعث شد دبلیو اف ام تبدیل به پرمخاطب ترین شبکه رادیویی مکزیک شود. در سال 1988 مدیر این شبکه شد. بین سال های 1987 تا 1989، برای شش فیلم مکزیکی موسیقی نوشت و بعدها گفت که از نظر هنری، موسیقی بیش از سینما بر او تاثیر گذاشته است: «همه زندگی ام موسیقی گوش کرده ام. همیشه حس کرده ام که موسیقی بیش از فیلم ها قصه تعریف می کند. با امکاناتی بیشتر، هر بار که موسیقی گوش می کنم، آهنگ ها بسته به این که در زندگی چه وضعیتی دارید، تصاویر و حس های متفاوتی همراه شان می آورند؛ می توانید به یک موسیقی گوش کنید و هر بار معنای متفاوتی داشته باشد. ایده های زیادی از موسیقی گرفته ام.»* در همین سال ها با گی یرمو آریاگا، رمان و فیلمنامه نویس مکزیکی آشنا شد و تحصیل در رشته تئاتر را آغاز کرد. ایناریتو پس از مدتی آموزش های خود را در آمریکا در شهر لس آنجلس ادامه داد؛ او و آریاگا در همین مدت و حتی از راه دور، مشغول بسط دادن ایده هایی برای نوشتن فیلمنامه و آماده شدن برای ساخت فیلم بلند بودند. گی یرمو آریاگا بیش از سی مرتبه این ایده ها و داستانک ها را بازنویسی کرد تا در نهایت فیلمنامه «عشق سگی» نوشته شد.* اوایل دهه 90 به همراه دوستش رائول اول ورا شرکت «زتافیلم» را راه اندازی کرد تا بتواند برنامه های صوتی تصویری مطابق سلیقه خودش تولید کند. او در این شرکت مشغول تولید و ساخت تیزرهای تبلیغاتی برای شرکت هایی نظیر فولکس واگن و کوکاکولا شد: «فیلمنامه آنها را همیشه خودم می نوشتم که تمرین بسیار خوبی بود چون یاد گرفتم داستان های کوچک تعریف کنم. می دانستم چه جبهه گیری هایی علیه کارگردان تیزرهای تبلیغاتی شکل می گیرد، مثلا این که خیلی ها فکر می کنند آنها خیلی بیش از مضمون، درگیر جنبه های تکنیکی فرم کار هستند. اگر کسی مدت زیادی ساخت این تیزرها را ادامه دهد، ممکن است در یک نوع تفکر خیلی مصنوعی گیر بیفتد. من همیشه از ساخت این تیزرهای تبلیغاتی به عنوان تمرینی برای فیملسازی استفاده کردم، مثل رفتن به سالن ورزشی.» در سال 1995، زتافیلم تبدیل به قدرتمندترین موسسه صوتی تصویری مکزیک شد و فیلم اول هفت فیلمساز جوان را تولید کرد. ایناریتو در همین سال فیلم نیمه بلند تلویزیونی با نام «پشت پول» را ساخت.* در سال 1996، پسر دوروزهی ایناریتو از دنیا رفت: «احساس می کردم که دکترها اقدامات لازم را برای جلوگیری از این اتفاق انجام ندادند. دلیل مرگ بچه ام خیلی پیچیده است. وقتی درباره آن تحقیق کردم، شروع کردم به برنامه ریزی کردن و نقشه کشیدن برای ضربه زدن به مقصرهای این اتفاق اما ناگهان و بعد از یک پروسه خیلی سخت فهمیدم که هیچ چیزی بچه ام را بر نمی گرداند؛ و ولش کردم. باید راهی پیدا می کردم که ولش کنم. اگرنه، دیوانه می شدم.» * سرانجام در سال 1999، ایناریتو و آریاگا موفق شدند بودجه دو و نیم میلیون دلاری جور کنند و ساخت فیلم «عشق سگی» را در شرکت زتافیلم و با حضور گائل گارسیا برنال آغاز کنند؛ این اولین فیلم برنال در مقام بازیگر محسوب می شود: «می دانستم فیلمی جاه طلبانه است اما از چالش خوشم می آید. از نظر روایی سخت بود که مطمئن شویم مردم می توانند همه قصه ها را درک کنند و بفهمند که چطور باید آنها را به هم وصل کنند. صحنه تصادف ماشین خیلی سخت بود و نبرد سگ ها هم به شکل ویژه ای دشوار بود. از نظر حسی، صحنه خیلی پرتنشی بود و حفظ آن شدت و لحن درست، کار ساده ای نبود. گاهی فیلمبرداری در لوکیشن می تواند تا حدودی پیش بینی ناپذیر باشد، اما من در دوران پیش تولید سخت کار می کنم. روز اول فیلمبرداری با حالی آمدم سر صحنه که باید می رفتم بیمارستان. کاملا از پا افتاده بودم. اعتقاد دارم که پیش از شروع فیلمبرداری باید کاملا آماده شوم چون می خواهم در طول فیلمبرداری وقتم را صرف تمرکز روی صحنه ها و بازیگرها کنم. نمی خواهم درگیر چیزهای احمقانه ای مثل لوکیشن های نامناسب شوم.» * ایناریتو که از اولین نسخه تدوین شده «عشق سگی» راضی نبود، به پیشنهاد یکی از دوستانش با گی یرمو دل تورو مشورت کرد. دل تورو اعتقاد داشت که «عشق سگی» با این تدوین، فیلم بسیار خوبی است اما با تدوین مجدد و کمی کوتاه شدن، می تواند تبدیل به یک شاهکار شود. دل تورو فیلم را ده دقیقه کوتاه کرد. مجموعه این اتفاقات باعث شد که تدوین «عشق سگی» هفت ماه طول بکشد. این فیلم در جشنواره کن سال 2000 شرکت کرد و جایزه بزرگ هفته منتقدان را دریافت کرد. همچنین در بخش بهترین فیلم خارجی زبان اسکار سال 2001 انتخاب شد که در نهایت جایزه به فیلم «ببر خیزان، اژدهای پنهان» رسید.* پس از موفقیت «عشق سگی»، الخاندرو گونزالس ایناریتو به عنوان یکی از کارگردان های فیلم هشت اپیزودی «خودروی کرایه ای» با محوریت ماشین بی ام و انتخاب شد: «یکی از دلایلی که ساخت این فیلم را پذیرفتم این بود که آزادی کامل به من می دادند. فقط باید ماشین توی آن فیلم می بود و قصه ای حول آن نوشته می شد. می خواستم چیزی جدی بسازم که در یک کشور آمریکای جنوبی بگذرد، اما این تمرین فرم بود برای من. می خواستم چیزی با سبک مستند چریکی بسازم. ماشین برایم مهم نبود، متوجه منظورم هستید؟ در این داستان خاص، باید یک ماشین وجود می داشت، من هم ماشین را توی فیلم گذاشتم. برای من فرصت ساخت یک فیلم کوتاه خوب بود، و خوشبختانه پول خوبی برای آن به من دادند. پذیرفتن این فیلم به عنوان یک فیلم تبلیغاتی برایم سخت نبود. اگر این فیلم کوتاه را به کسی نشان دهیم که نداند درباره ماشین بی ام و است، شک دارم اصلا متوجه شود که این یک فیلم تبلیغاتی است. راستش خیلی تعجب کردم که تهیه کنندگان فیلم چیزی نگفتند چون در این فیلم ماشین با گلوله سوراخ سوراخ می شود، یکی کشته می شود و صندلی عقب پر از خون می شود. منتظر بودم بگویند که «کی حاضره این ماشین رو بخره وقتی نشون می دی که کسی توش کشته می شه و همه جای ماشین هم پر از خونه؟» اپیزودهای دیگر این فیلم را کارگردان هایی نظیر جان فرانکن هایمر، آنگ لی، وونگ کار وای، گای ریچی، جان وو و تونی اسکات کارگردانی کردند.* در سال 2001، پس از آن که در مکزیک پدرش چند ساعتی گرفتار آدم رباها شد و مادر و برادرش هم به شکلی وحشیانه طعمه دزدها شدند، الخاندرو گونزالس ایناریتو با خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کرد: «آن زمان در مکزیک آدم ربایی نوعی تفریح بود. پدر 72 ساله من را دزدیدند و شش ساعت نگه داشتند. وحشتناک بود. به مادرم حمله کردند و دندانش شکست. به برادرم هم حمله کردند. دیوانه وار بود. دیگر نمی توانستم روی کار کردن تمرکز کنم. تمام مدت نگران بچه هایم بودم. باید از مکزیک می رفتیم.» او درست چهار روز پیش از حملات یازده سپتامبر با خانواده اش وارد آمریکا شد.* ایناریتو در همان سال فیلم کوتاه دیگری هم ساخت؛ اپیزود یازده دقیقه ای «مکزیک» در فیلم «یازده سپتامبر» (11’9’’01( «شان پن من را به این تهیه کننده های فرانسوی معرفی کرد. اول قبول نکردم چون فکر می کردم که دورنمای کاملی از آن اتفاق ندارم. زیادی برایم خام و تاثربرانگیز بود. اما در نهایت پذیرفتم؛ هم به خاطر اهمیت باقی کارگردان ها هم به این دلیل که فهمیدم پول حاصل از این فیلم صرف برنامه های اجتماعی می شود. هیچ کس در این فیلم پولی نگرفت.»* پس از ساخت این فیلم های کوتاه، ایناریتو در دومین همکاری خود با گی یرمو آریاگا، سراغ ساخت دومین فیلم بلند و اولین فیلم آمریکایی خود، «21 گرم» رفت. او برای این فیلم موفق شد ستاره هایی مانند نائمی واتس، بنیچ-یو دل تورو و شان پن را جذب کند؛ ظاهرا حتی پیش از آن که فیلمنامه را بخواند بازی در این فیلم را قبول کرد. دل تورو در مورد رفتار ایناریتو سر صحنه این فیلم گفته است که «خیلی مشوق بود. مثل پدر گروه فیلمسازی مان بود؛ یک پدر خوب. همه را دور هم جمع می کرد. ما درباره همه چیز با هم حرف می زدیم، و اگر او متوجه چیزی نمی شد، می پرسید.» «21 گرم» موفق شد نظر مساعد منتقدها را جلب کند و در گیشه هم به فروشی شصت میلیون دلاری دست پیدا کند؛ رقمی که با توجه به بودجه بیست میلیونی فیلم، بسیار خوب به حساب می آید. این فیلم در بخش های بهترین بازیگر زن نقش اصلی (نائومی واتس) و بهترین بازیگر مرد مکمل (بنیچیو دل تورو) نامزد اسکار سال 2004 شد.* ایناریتو و آریاگا پس از این دو تجربه بسیار موفق، سراغ سومین همکاری خود رفتند. فیلم «بابل» که داستان آن در چهار کشور و سه قاره مختلف می گذشت: «یک سال را مشغول تحلیل و جذب و محترمانه برخورد کردن با همه این فرهنگ ها بودم. سعی کردم که آنها را قضاوت نکنم. یا تصویری کلیشه ای یا کارتونی از آنها ارائه ندهم. شفقت کلمه تعریف کننده این فیلم است.»برد پیت، کیت بلانشت و گائل گارسیا برنال از جمله انبوه بازیگران این فیلم بودند. برد پیت برای بازی در «بابل» پیشنهاد حضور در فیلم «در گذشته»ی مارتین اسکورسیزی را رد کرد. کیت بلانشت هم ابتدا قصد داشت بازی در «بابل» را رد کند چرا که کاراکترش بخش عمده حضورش در صحنه را باید روی زمین دراز می کشید؛ اما در نهایت به خاطر علاقه به همکاری با ایناریتو، بازی در فیلم را پذیرفت. لوکیشن های متعدد فیلم باعث شد فیلمبرداری آن بخش عمده سال 2005 را به خود اختصاص دهد: «من به همراه خانواده ام به مراکش رفتم، به تیووانا رفتم و به ژاپن. آنها همه سال را پیش من نبودند اما سفرهای زیادی کردند. زیباترین چیزهایی که یاد گرفتم،از بچه هایم یاد گرفتم. آنها هشت و ده ساله بودند و در این روستاهای محقر با بچه های مراکشی بازی می کردند و بعد با بچه های ژاپنی بازی می کردند. بچه ها از این دیوارهایی که ما بزرگسالان ساخته ایم، رها هستند. آنها در اصل خالص اند و با چیزی غیر از چشمان شان درک می کنند. ما این طور به دنیا می آییم؛ اما متاسفانه وقتی بزرگ می شویم مسموم می شویم.»در دوران فیلمبرداری، رابطه میان ایناریتو و آریاگا به هم خورد و ایناریتو حضور او را در صحنه فیلمبرداری ممنوع کرد؛ بعدها آریاگا در مصاحبه ای گفت که «این رابطه به پایان رسیده بود اما هنوز هم برایش احترام قائلم.» «بابل» با بودجه ای 35 میلیسون دلاری ساخته شد و در جشنواره کن سال 2006 به نمایش درآمد و جایزه بهترین کارگردانی را برای ایناریتو به ارمغان آورد. این فیلم همچنین در هفت رشته بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه اریژینال، تدوین، موسیقی و دو بازیگر زن نقش مکمل نامزد جوایز اسکار شد که از این میان، گوستاوو سانتااولالا جایزه بهترین موسیقی متن را دریافت کرد. با «بابل»، ایناریتو موفق شد سه گانه «مرگ» خود را کامل کند. * پس از ساخت «بابل»، ایناریتو فیلمی سه دقیقه ای را در فیلم اپیزودیک فرانسوی «هر کس سینمای خودش» (2007) کارگردانی کرد و پس از آن سراغ ساخت چهارمین فیلم خود، «بیوتیفول» رفت. در غیاب آریاگا، او فیلمنامه این فیلم را به همراه آرماندو بو و نیکلاس جیوکوبن نوشت. گوستاوو سانتااولالا 27 قطعه موسیقی برای این فیلم نوشت که در نهایت از چهارتای آنها استفاده شد. ایناریتو حدود سه سال و نیم مشغول ساخت این فیلم بود که چهارده ماه از آن صرف تدوین شد: ««بیوتیفول» فیلم دشواری است. با ابتذال سرگرمی های سبک سازش نمی کند. فیلمی نیست که هر روز در سینه پلکس ها ببینید اما این فیلمی بود که من در مقام یک هنرمند لازم بود بسازم. غارنشین ها وقتی گوزن می دیدند، طرحش را روی دیوار غار می کندند چون نیاز داشتند بی واسطه چیزی را که از آن تاثیر گرفته بودند، بیان کنند؛ و من هم عاشق همین کارم. به همین دلیل این فیلم ها را می سازم. احتیاج دارم خودم را بیان کنم.» «بیوتیفول» در جشنواره کن سال 2010 به نمایش درآمد و خاویر باردم جایزه بهترین بازیگر مرد این جشنواره را از آن خود کرد. اسکار این فیلم را در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان خود انتخاب کرد؛ همچنین خاویر باردم در بخش بهترین بازیگر مرد نقش اصلی نامزد شد. «بیوتیفول» با استقبال تقریبی منتقدها روبرو شد؛ ورنر هرتسوگ، شان پن، جولیا رابرتز و مایکل مان از علاقه مندان جدی آن هستند.* الخاندرو گونزالس ایناریتو در سال 2010 برای جام جهانی برای شرکت نایک تبلیغی ساخت با نام «برای آینده بنویس»؛ در این آگهی تبلیغاتی بازیگرهایی مانند رونالدینیو، فرانک ریبری، وین رونی، کریستیانو رونالدو، فابیو کاناوارو و دیدیه دروگبا بازی کردند: «وین رونی به شدت با دوربین راحت بود. به او گفتم که وقتی کمی سنش بیشتر شود و فوتبال را کنار بگذارد، به او نقشی پیشنهاد خواهم داد. رونی یک آینده هالیوودی خوب خواهد داشت؛ مطمئنم.»* پس از «بیوتیفول»، ایناریتو قصد داشت فیلم اقتباسی «از گور برخاسته» را با بازی لئوناردو دی کاپریو بسازد اما دی کاپریو درگیر بازی در فیلم «گرگ وال استریت» مارتین اسکورسیزی بود و در نتیجه ایناریتو سراغ ساخت کمدی سیاه «بردمن» رفت. ایده او برای فیلمبرداری این فیلم، استفاده از نماهای خیلی بلندی بود که در تدوین بتوان نقطه قطع آنها را پنهان کرد تا این طور به نظر برسد که فیلم، مانند «طناب» هیچکاک، تنها از یک نما تشکیل شده است: «با والتر مرچ، تدوینگر فیلم درباره این صحبت کردم که آیا زندگی ما از نظر سیال بودن، مثل تصاویر دوربین روی دست تجربه می شود، یا مثل تصاویر استدی کم؟ با تجربه پنجاه سال زندگی، به این نتیجه رسیدم که زندگی همه آدم ها مثل یک نمای استدی کم ادامه دار است. از لحظه ای که صبح ها چشمان مان را باز می کنیم داریم زندگی مان را بدون تدوین هدایت می کنیم. فقط وقتی که موضوعی ضروری پیش می آید، می رویم روی دوربین روی دست. زمان تدوین فقط وقتی است که داریم درباره زندگی مان صحبت می کنیم، یا زمانی که آن را به یاد می آوریم.»ایناریتو برای اجرای این نماهای بلند، مجبور شد به همراه امانوئل لوبزکی، فیلمبردار فیلم چندین ماه فیلمنامه را با بازیگرهای جایگزین تمرین کند تا بتواند تنظیم درستی از حرکت دوربین و حرکت بازیگرها به وجود آورد. مایکل کیتون، اما استون و ادوارد نورتون برای نقش های اصلی فیلم انتخاب شدند. بازیگران فیلم مجبور بودند خودشان را با شرایط سختی که ایناریتو برای فیلمبرداری چیده بود، وفق دهند و در برخی نماهای بلند، حدود پانزده صفحه از فیلمنامه را حفظ و اجرا کنند. این فیلم به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره ونیز انتخاب شد. اکران فیلم با استقبال منتقدها مواجه شد و «بردمن» در نهایت در نُه رشته از اسکار سال 2015 انتخبا شد که از آن میان،جوایز بهترین فیلم، فیلمنامه اریژینال، کارگردانی و فیلمبرداری را دریافت کرد.* پس از موفقیت «بردمن» ایناریتو فورا ساخت «از گور برخاسته» را آغاز کرد؛ فیلمی که اقتباسی بود از داستانی با نام «از گور برخاسته: رمانی درباره انتقام»، نوشته مایکل پونکه، نویسنده، استاد دانشگاه و سفیر آمریکا در سازمان تجارت جهانی.داستان پونکه درباره هیو گلس، شکارچی مرزنشین آمریکایی قرن های 18 و 19 بود و ایناریتو اصرار داشت در بازسازی شرایط زندگی او، از جلوه های ویژه استفاده نشود و در نتیجه مجبور شد فیلم را در دوازده لوکیشن در سه کشور مختلف فیلمبرداری کند. بدی آب و هوا، دور بودن لوکیشن ها و اصرار ایناریتو و امانوئل لوبزکی بر استفاده از نور طبیعی به عنوان تنها منبع نوری باعث شد فیلمبرداری نه ماه طول بکشد. لوبزکی درباره فیلمبرداری این فیلم گفته است: «همیشه دوست داشتم چنین فیلمی با الخاندرو بسازم اما نگران این هم بودم که شاید انرژی کافی برای ساخت فیلم را نداشته باشیم. بامزه است که وقتی در این مورد با الخاندرو صحبت کردم، هر دو به این نتیجه رسیدیم که بهتر است همان لحظه ساخت فیلم را شروع کنیم. چون به ...

ادامه مطلب  

راهِ ایناریتو؛ مرد بی رقیب اسکار  

درخواست حذف این مطلب
در تاریخ 88 ساله اسکار، تنها دو فیلمساز موفق شده اند دو سال پیاپی جایزه بهترین کارگردانی را از آن خود کنند. جان فورد در سال های 40 و 41 با فیلم های «خوشه های خشم» و «درهی من چه سرسبز بود» و جوزف ال. منکیه ویچ در سال های 49 و 50 با فیلم های «نامه به سه همسر» و «همه چیز دربارهی ایو». و تنها دو فیلمساز بوده اند که سال بعد از دریافت جایزه بهترین کارگردانی، دوباره در این بخش نامزد شده و البته ناکام مانده اند: الیا کازان (برنده سال 55 با «در بارانداز» و نامزد سال 56 با «شرق بهشت») و وودی آلن (برنده سال 78 با «آنی هال» و نامزد سال 79 با «صحنه های داخلی»). الخاندرو گونزالس ایناریتو اکنون به یکی از این رکوردداران تبدیل شده. سال گذشته با «بردمن» اسکار بهترین کارگردانی را گرفت و امسال هم با «از گور برخاسته» برنده این جایزه شده است.ایناریتوی 53 ساله تا یک سال پیش به عنوان فیلمسازی کم کار شناخته می شد؛ کسی که کارگردانی را دیر شروع کرده بود، سر صبر و با دقت کار می کرد و فیلم هایی شخصی می ساخت. حاصل کار پانزده ساله اش پنج فیلم بلند داستانی بود که همه در اسکار نامزدی هایی به دست آورده بودند اما تا پیش از «بردمن» هیچ وقت این جایزه نصیب ایناریتو نشده بود. وقتی یک سال پیش شان پن برای اعلام نام برنده بهترین فیلم روی سن اسکار رفت و پیش از خواندن نام «بردمن» گفت «کی به این لعنتی گرین کارت داد؟!»، هیچ کس فکر نمی کرد که این فیلمساز عبوس مکزیکی تنها یک سال بعد با دوازده نامزدی اسکار در مراسم حضور پیدا کند؛ آن هم با «از گور برخاسته»؛ فیلمی که در ظاهر خیلی دور از سینمای ایناریتو می ایستد.اما چنین به نظر می رسد که الخاندرو گونزالس ایناریتوی جاه طلب موفق شده است سیستم استودیویی هالیوود را مقهور قدرت خلاقه خود کند. میلیون ها دلار خرج فیلمی کند که داستانش کمرنگ ترین عنصر جذاب آن است. یکی از مهم ترین مشاهیر سینمای آمریکا را چندین ماه در برف و بوران از ارتفاعات کانادا با خود همراه کند و با اعتماد به نفس، فیلمی شخصی در مورد نسبت انسان با طبیعت بسازد. حالا او دو سال پیاپی برنده اسکار کارگردانی شده و یکی از رکوردداران این رشته است. اما این مهم نیست، واقعت این است که نقش حضور چنین استعدادی به تنهایی نشان از پرباری و سرزندگی سینما دارد.برش هایی از زندگی الخاندرو گونزالس ایناریتوریحانه گلزار:* الخاندرو گونزالس ایناریتو در پانزدهم آگوست سال 1963 در مکزیکوسیتی در یک خانواده نسبتا مرفه متولد شد. او کوچک ترین فرزند این خانواده نه نفره بود. شش ساله که بود، پدرش ورشکست شد و الخاندرو مجبور شد به خرید عمده میوه و سبزیجات و فروش آنها به رستوران ها رو آورد: «در دوران بچگی همیشه توی کوچه و خیابان بودم. در یک محله متوسط زندگی می کردیم که تبهکارها چندان در آن فعال نبودند. همیشه راحت بودم.» مادرش کاتولیک بود و او هم در مدرسه کاتولیک ها درس خواند.* به گفته خودش، پسر خیلی رمانتیکی بوده است: «هر هفته عاشق می شدم. یعنی عاشق همه بودم اما متاسفانه هیچ کس عاشق من نبود.» در نوجوانی به آثار نویسنده هایی مانند آلبر کامو، هرمان هسه و ژان پل سارتر علاقه مند شد: «این نویسنده ها من را به این آگاهی متصل کردند که زندگی روزی به پایان می رسد.»* در شانزده سالگی از مدرسه اخراج شد. پس از این اتفاق، با کشتی باری به آفریقا سفر کرد. سپس در هجده سالگی با هزار دلاری که پدرش به او داد، دوباره با کشتی باری به سفر رفت؛ این بار به اروپا: «پدرم دوست داشتنی ترین آدم ممکن بود. پول زیادی نداشت. در سفر آخرم، با آن هزار دلار یک سال در اروپا ماندم. هر جا که توانستم و هر کاری که توانستم، کردم. آن سال ها من را شکل داد و ارزش کشف چیزهای متفاوت را به من آموخت. من تحصیلات متداول آکادمیک نداشتم. هرگز سینما نخواندم. از زندگی یاد گرفتم.» او بخش زیادی از لوکیشن های فیلم های آینده اش را از میان اماکنی انتخاب کرد که در همین سفرها دیده بود. * در نوجوانی اغلب فقط موفق به تماشای فیلم های جریان اصلی آمریکایی می شد. فیلم مورد علاقه آن دوران او، «مو» ساخته میلوش فورمن بود؛ فیلمی که در آن زندگی چند جوان هیپی تصویر می شود: «می خواستم هیپی شوم. می خواستم آدم ها را دوست داشته باشم. می خواستم با دوستانم زندگی کنم. مسئله مواد مخدر و اینها مطرح نبود؛ تصویری از حبات بود که خالص، آرمانی، زیبا بود. حس خیلی شاعرانه ای داشت.»* پس از این سفرها، الخاندور به مکزیک بازگشت و مشغول تحصیل در رشته ارتباطات شد. در دانشگاه برای اولین بار در معرض فیلم های اروپایی قرار گرفت: «آن فیلم ها تاثیر عمیقی بر من گذاشتند. حس می کردم که در این فیلم ها چیزهایی گفته می شود که در فیلم هایی که من پیش از آن می دیدم، وجود نداشت. یادم می آید اولین باری که فیلمی از تارکوفسکی دیدم، شوکه شدم. نمی دانستم چه کار کنم. خیلی جذب آن شده بودم چون ناگهان فهمیده بودم که فیلم ها می توانند لایه های متعددی داشته باشند. بعد فیلمسازان دیگر مثل کوروساوا و فلینی؛ آنها برایم کشفیات جدید بودند، حیطه های جدید».* در سال 1974 در شبکه رادیویی موسیقی دبلیو اف ام به عنوان دی جی و میزبان مشغول به کار شد.کیفیت کار او باعث شد دبلیو اف ام تبدیل به پرمخاطب ترین شبکه رادیویی مکزیک شود. در سال 1988 مدیر این شبکه شد. بین سال های 1987 تا 1989، برای شش فیلم مکزیکی موسیقی نوشت و بعدها گفت که از نظر هنری، موسیقی بیش از سینما بر او تاثیر گذاشته است: «همه زندگی ام موسیقی گوش کرده ام. همیشه حس کرده ام که موسیقی بیش از فیلم ها قصه تعریف می کند. با امکاناتی بیشتر، هر بار که موسیقی گوش می کنم، آهنگ ها بسته به این که در زندگی چه وضعیتی دارید، تصاویر و حس های متفاوتی همراه شان می آورند؛ می توانید به یک موسیقی گوش کنید و هر بار معنای متفاوتی داشته باشد. ایده های زیادی از موسیقی گرفته ام.»* در همین سال ها با گی یرمو آریاگا، رمان و فیلمنامه نویس مکزیکی آشنا شد و تحصیل در رشته تئاتر را آغاز کرد. ایناریتو پس از مدتی آموزش های خود را در آمریکا در شهر لس آنجلس ادامه داد؛ او و آریاگا در همین مدت و حتی از راه دور، مشغول بسط دادن ایده هایی برای نوشتن فیلمنامه و آماده شدن برای ساخت فیلم بلند بودند. گی یرمو آریاگا بیش از سی مرتبه این ایده ها و داستانک ها را بازنویسی کرد تا در نهایت فیلمنامه «عشق سگی» نوشته شد.* اوایل دهه 90 به همراه دوستش رائول اول ورا شرکت «زتافیلم» را راه اندازی کرد تا بتواند برنامه های صوتی تصویری مطابق سلیقه خودش تولید کند. او در این شرکت مشغول تولید و ساخت تیزرهای تبلیغاتی برای شرکت هایی نظیر فولکس واگن و کوکاکولا شد: «فیلمنامه آنها را همیشه خودم می نوشتم که تمرین بسیار خوبی بود چون یاد گرفتم داستان های کوچک تعریف کنم. می دانستم چه جبهه گیری هایی علیه کارگردان تیزرهای تبلیغاتی شکل می گیرد، مثلا این که خیلی ها فکر می کنند آنها خیلی بیش از مضمون، درگیر جنبه های تکنیکی فرم کار هستند. اگر کسی مدت زیادی ساخت این تیزرها را ادامه دهد، ممکن است در یک نوع تفکر خیلی مصنوعی گیر بیفتد. من همیشه از ساخت این تیزرهای تبلیغاتی به عنوان تمرینی برای فیملسازی استفاده کردم، مثل رفتن به سالن ورزشی.» در سال 1995، زتافیلم تبدیل به قدرتمندترین موسسه صوتی تصویری مکزیک شد و فیلم اول هفت فیلمساز جوان را تولید کرد. ایناریتو در همین سال فیلم نیمه بلند تلویزیونی با نام «پشت پول» را ساخت.* در سال 1996، پسر دوروزهی ایناریتو از دنیا رفت: «احساس می کردم که دکترها اقدامات لازم را برای جلوگیری از این اتفاق انجام ندادند. دلیل مرگ بچه ام خیلی پیچیده است. وقتی درباره آن تحقیق کردم، شروع کردم به برنامه ریزی کردن و نقشه کشیدن برای ضربه زدن به مقصرهای این اتفاق اما ناگهان و بعد از یک پروسه خیلی سخت فهمیدم که هیچ چیزی بچه ام را بر نمی گرداند؛ و ولش کردم. باید راهی پیدا می کردم که ولش کنم. اگرنه، دیوانه می شدم.» * سرانجام در سال 1999، ایناریتو و آریاگا موفق شدند بودجه دو و نیم میلیون دلاری جور کنند و ساخت فیلم «عشق سگی» را در شرکت زتافیلم و با حضور گائل گارسیا برنال آغاز کنند؛ این اولین فیلم برنال در مقام بازیگر محسوب می شود: «می دانستم فیلمی جاه طلبانه است اما از چالش خوشم می آید. از نظر روایی سخت بود که مطمئن شویم مردم می توانند همه قصه ها را درک کنند و بفهمند که چطور باید آنها را به هم وصل کنند. صحنه تصادف ماشین خیلی سخت بود و نبرد سگ ها هم به شکل ویژه ای دشوار بود. از نظر حسی، صحنه خیلی پرتنشی بود و حفظ آن شدت و لحن درست، کار ساده ای نبود. گاهی فیلمبرداری در لوکیشن می تواند تا حدودی پیش بینی ناپذیر باشد، اما من در دوران پیش تولید سخت کار می کنم. روز اول فیلمبرداری با حالی آمدم سر صحنه که باید می رفتم بیمارستان. کاملا از پا افتاده بودم. اعتقاد دارم که پیش از شروع فیلمبرداری باید کاملا آماده شوم چون می خواهم در طول فیلمبرداری وقتم را صرف تمرکز روی صحنه ها و بازیگرها کنم. نمی خواهم درگیر چیزهای احمقانه ای مثل لوکیشن های نامناسب شوم.» * ایناریتو که از اولین نسخه تدوین شده «عشق سگی» راضی نبود، به پیشنهاد یکی از دوستانش با گی یرمو دل تورو مشورت کرد. دل تورو اعتقاد داشت که «عشق سگی» با این تدوین، فیلم بسیار خوبی است اما با تدوین مجدد و کمی کوتاه شدن، می تواند تبدیل به یک شاهکار شود. دل تورو فیلم را ده دقیقه کوتاه کرد. مجموعه این اتفاقات باعث شد که تدوین «عشق سگی» هفت ماه طول بکشد. این فیلم در جشنواره کن سال 2000 شرکت کرد و جایزه بزرگ هفته منتقدان را دریافت کرد. همچنین در بخش بهترین فیلم خارجی زبان اسکار سال 2001 انتخاب شد که در نهایت جایزه به فیلم «ببر خیزان، اژدهای پنهان» رسید.* پس از موفقیت «عشق سگی»، الخاندرو گونزالس ایناریتو به عنوان یکی از کارگردان های فیلم هشت اپیزودی «خودروی کرایه ای» با محوریت ماشین بی ام و انتخاب شد: «یکی از دلایلی که ساخت این فیلم را پذیرفتم این بود که آزادی کامل به من می دادند. فقط باید ماشین توی آن فیلم می بود و قصه ای حول آن نوشته می شد. می خواستم چیزی جدی بسازم که در یک کشور آمریکای جنوبی بگذرد، اما این تمرین فرم بود برای من. می خواستم چیزی با سبک مستند چریکی بسازم. ماشین برایم مهم نبود، متوجه منظورم هستید؟ در این داستان خاص، باید یک ماشین وجود می داشت، من هم ماشین را توی فیلم گذاشتم. برای من فرصت ساخت یک فیلم کوتاه خوب بود، و خوشبختانه پول خوبی برای آن به من دادند. پذیرفتن این فیلم به عنوان یک فیلم تبلیغاتی برایم سخت نبود. اگر این فیلم کوتاه را به کسی نشان دهیم که نداند درباره ماشین بی ام و است، شک دارم اصلا متوجه شود که این یک فیلم تبلیغاتی است. راستش خیلی تعجب کردم که تهیه کنندگان فیلم چیزی نگفتند چون در این فیلم ماشین با گلوله سوراخ سوراخ می شود، یکی کشته می شود و صندلی عقب پر از خون می شود. منتظر بودم بگویند که «کی حاضره این ماشین رو بخره وقتی نشون می دی که کسی توش کشته می شه و همه جای ماشین هم پر از خونه؟» اپیزودهای دیگر این فیلم را کارگردان هایی نظیر جان فرانکن هایمر، آنگ لی، وونگ کار وای، گای ریچی، جان وو و تونی اسکات کارگردانی کردند.* در سال 2001، پس از آن که در مکزیک پدرش چند ساعتی گرفتار آدم رباها شد و مادر و برادرش هم به شکلی وحشیانه طعمه دزدها شدند، الخاندرو گونزالس ایناریتو با خانواده اش به لس آنجلس مهاجرت کرد: «آن زمان در مکزیک آدم ربایی نوعی تفریح بود. پدر 72 ساله من را دزدیدند و شش ساعت نگه داشتند. وحشتناک بود. به مادرم حمله کردند و دندانش شکست. به برادرم هم حمله کردند. دیوانه وار بود. دیگر نمی توانستم روی کار کردن تمرکز کنم. تمام مدت نگران بچه هایم بودم. باید از مکزیک می رفتیم.» او درست چهار روز پیش از حملات یازده سپتامبر با خانواده اش وارد آمریکا شد.* ایناریتو در همان سال فیلم کوتاه دیگری هم ساخت؛ اپیزود یازده دقیقه ای «مکزیک» در فیلم «یازده سپتامبر» (11’9’’01( «شان پن من را به این تهیه کننده های فرانسوی معرفی کرد. اول قبول نکردم چون فکر می کردم که دورنمای کاملی از آن اتفاق ندارم. زیادی برایم خام و تاثربرانگیز بود. اما در نهایت پذیرفتم؛ هم به خاطر اهمیت باقی کارگردان ها هم به این دلیل که فهمیدم پول حاصل از این فیلم صرف برنامه های اجتماعی می شود. هیچ کس در این فیلم پولی نگرفت.»* پس از ساخت این فیلم های کوتاه، ایناریتو در دومین همکاری خود با گی یرمو آریاگا، سراغ ساخت دومین فیلم بلند و اولین فیلم آمریکایی خود، «21 گرم» رفت. او برای این فیلم موفق شد ستاره هایی مانند نائمی واتس، بنیچ-یو دل تورو و شان پن را جذب کند؛ ظاهرا حتی پیش از آن که فیلمنامه را بخواند بازی در این فیلم را قبول کرد. دل تورو در مورد رفتار ایناریتو سر صحنه این فیلم گفته است که «خیلی مشوق بود. مثل پدر گروه فیلمسازی مان بود؛ یک پدر خوب. همه را دور هم جمع می کرد. ما درباره همه چیز با هم حرف می زدیم، و اگر او متوجه چیزی نمی شد، می پرسید.» «21 گرم» موفق شد نظر مساعد منتقدها را جلب کند و در گیشه هم به فروشی شصت میلیون دلاری دست پیدا کند؛ رقمی که با توجه به بودجه بیست میلیونی فیلم، بسیار خوب به حساب می آید. این فیلم در بخش های بهترین بازیگر زن نقش اصلی (نائومی واتس) و بهترین بازیگر مرد مکمل (بنیچیو دل تورو) نامزد اسکار سال 2004 شد.* ایناریتو و آریاگا پس از این دو تجربه بسیار موفق، سراغ سومین همکاری خود رفتند. فیلم «بابل» که داستان آن در چهار کشور و سه قاره مختلف می گذشت: «یک سال را مشغول تحلیل و جذب و محترمانه برخورد کردن با همه این فرهنگ ها بودم. سعی کردم که آنها را قضاوت نکنم. یا تصویری کلیشه ای یا کارتونی از آنها ارائه ندهم. شفقت کلمه تعریف کننده این فیلم است.»برد پیت، کیت بلانشت و گائل گارسیا برنال از جمله انبوه بازیگران این فیلم بودند. برد پیت برای بازی در «بابل» پیشنهاد حضور در فیلم «در گذشته»ی مارتین اسکورسیزی را رد کرد. کیت بلانشت هم ابتدا قصد داشت بازی در «بابل» را رد کند چرا که کاراکترش بخش عمده حضورش در صحنه را باید روی زمین دراز می کشید؛ اما در نهایت به خاطر علاقه به همکاری با ایناریتو، بازی در فیلم را پذیرفت. لوکیشن های متعدد فیلم باعث شد فیلمبرداری آن بخش عمده سال 2005 را به خود اختصاص دهد: «من به همراه خانواده ام به مراکش رفتم، به تیووانا رفتم و به ژاپن. آنها همه سال را پیش من نبودند اما سفرهای زیادی کردند. زیباترین چیزهایی که یاد گرفتم،از بچه هایم یاد گرفتم. آنها هشت و ده ساله بودند و در این روستاهای محقر با بچه های مراکشی بازی می کردند و بعد با بچه های ژاپنی بازی می کردند. بچه ها از این دیوارهایی که ما بزرگسالان ساخته ایم، رها هستند. آنها در اصل خالص اند و با چیزی غیر از چشمان شان درک می کنند. ما این طور به دنیا می آییم؛ اما متاسفانه وقتی بزرگ می شویم مسموم می شویم.»در دوران فیلمبرداری، رابطه میان ایناریتو و آریاگا به هم خورد و ایناریتو حضور او را در صحنه فیلمبرداری ممنوع کرد؛ بعدها آریاگا در مصاحبه ای گفت که «این رابطه به پایان رسیده بود اما هنوز هم برایش احترام قائلم.» «بابل» با بودجه ای 35 میلیسون دلاری ساخته شد و در جشنواره کن سال 2006 به نمایش درآمد و جایزه بهترین کارگردانی را برای ایناریتو به ارمغان آورد. این فیلم همچنین در هفت رشته بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه اریژینال، تدوین، موسیقی و دو بازیگر زن نقش مکمل نامزد جوایز اسکار شد که از این میان، گوستاوو سانتااولالا جایزه بهترین موسیقی متن را دریافت کرد. با «بابل»، ایناریتو موفق شد سه گانه «مرگ» خود را کامل کند. * پس از ساخت «بابل»، ایناریتو فیلمی سه دقیقه ای را در فیلم اپیزودیک فرانسوی «هر کس سینمای خودش» (2007) کارگردانی کرد و پس از آن سراغ ساخت چهارمین فیلم خود، «بیوتیفول» رفت. در غیاب آریاگا، او فیلمنامه این فیلم را به همراه آرماندو بو و نیکلاس جیوکوبن نوشت. گوستاوو سانتااولالا 27 قطعه موسیقی برای این فیلم نوشت که در نهایت از چهارتای آنها استفاده شد. ایناریتو حدود سه سال و نیم مشغول ساخت این فیلم بود که چهارده ماه از آن صرف تدوین شد: ««بیوتیفول» فیلم دشواری است. با ابتذال سرگرمی های سبک سازش نمی کند. فیلمی نیست که هر روز در سینه پلکس ها ببینید اما این فیلمی بود که من در مقام یک هنرمند لازم بود بسازم. غارنشین ها وقتی گوزن می دیدند، طرحش را روی دیوار غار می کندند چون نیاز داشتند بی واسطه چیزی را که از آن تاثیر گرفته بودند، بیان کنند؛ و من هم عاشق همین کارم. به همین دلیل این فیلم ها را می سازم. احتیاج دارم خودم را بیان کنم.» «بیوتیفول» در جشنواره کن سال 2010 به نمایش درآمد و خاویر باردم جایزه بهترین بازیگر مرد این جشنواره را از آن خود کرد. اسکار این فیلم را در بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان خود انتخاب کرد؛ همچنین خاویر باردم در بخش بهترین بازیگر مرد نقش اصلی نامزد شد. «بیوتیفول» با استقبال تقریبی منتقدها روبرو شد؛ ورنر هرتسوگ، شان پن، جولیا رابرتز و مایکل مان از علاقه مندان جدی آن هستند.* الخاندرو گونزالس ایناریتو در سال 2010 برای جام جهانی برای شرکت نایک تبلیغی ساخت با نام «برای آینده بنویس»؛ در این آگهی تبلیغاتی بازیگرهایی مانند رونالدینیو، فرانک ریبری، وین رونی، کریستیانو رونالدو، فابیو کاناوارو و دیدیه دروگبا بازی کردند: «وین رونی به شدت با دوربین راحت بود. به او گفتم که وقتی کمی سنش بیشتر شود و فوتبال را کنار بگذارد، به او نقشی پیشنهاد خواهم داد. رونی یک آینده هالیوودی خوب خواهد داشت؛ مطمئنم.»* پس از «بیوتیفول»، ایناریتو قصد داشت فیلم اقتباسی «از گور برخاسته» را با بازی لئوناردو دی کاپریو بسازد اما دی کاپریو درگیر بازی در فیلم «گرگ وال استریت» مارتین اسکورسیزی بود و در نتیجه ایناریتو سراغ ساخت کمدی سیاه «بردمن» رفت. ایده او برای فیلمبرداری این فیلم، استفاده از نماهای خیلی بلندی بود که در تدوین بتوان نقطه قطع آنها را پنهان کرد تا این طور به نظر برسد که فیلم، مانند «طناب» هیچکاک، تنها از یک نما تشکیل شده است: «با والتر مرچ، تدوینگر فیلم درباره این صحبت کردم که آیا زندگی ما از نظر سیال بودن، مثل تصاویر دوربین روی دست تجربه می شود، یا مثل تصاویر استدی کم؟ با تجربه پنجاه سال زندگی، به این نتیجه رسیدم که زندگی همه آدم ها مثل یک نمای استدی کم ادامه دار است. از لحظه ای که صبح ها چشمان مان را باز می کنیم داریم زندگی مان را بدون تدوین هدایت می کنیم. فقط وقتی که موضوعی ضروری پیش می آید، می رویم روی دوربین روی دست. زمان تدوین فقط وقتی است که داریم درباره زندگی مان صحبت می کنیم، یا زمانی که آن را به یاد می آوریم.»ایناریتو برای اجرای این نماهای بلند، مجبور شد به همراه امانوئل لوبزکی، فیلمبردار فیلم چندین ماه فیلمنامه را با بازیگرهای جایگزین تمرین کند تا بتواند تنظیم درستی از حرکت دوربین و حرکت بازیگرها به وجود آورد. مایکل کیتون، اما استون و ادوارد نورتون برای نقش های اصلی فیلم انتخاب شدند. بازیگران فیلم مجبور بودند خودشان را با شرایط سختی که ایناریتو برای فیلمبرداری چیده بود، وفق دهند و در برخی نماهای بلند، حدود پانزده صفحه از فیلمنامه را حفظ و اجرا کنند. این فیلم به عنوان فیلم افتتاحیه جشنواره ونیز انتخاب شد. اکران فیلم با استقبال منتقدها مواجه شد و «بردمن» در نهایت در نُه رشته از اسکار سال 2015 انتخبا شد که از آن میان،جوایز بهترین فیلم، فیلمنامه اریژینال، کارگردانی و فیلمبرداری را دریافت کرد.* پس از موفقیت «بردمن» ایناریتو فورا ساخت «از گور برخاسته» را آغاز کرد؛ فیلمی که اقتباسی بود از داستانی با نام «از گور برخاسته: رمانی درباره انتقام»، نوشته مایکل پونکه، نویسنده، استاد دانشگاه و سفیر آمریکا در سازمان تجارت جهانی.داستان پونکه درباره هیو گلس، شکارچی مرزنشین آمریکایی قرن های 18 و 19 بود و ایناریتو اصرار داشت در بازسازی شرایط زندگی او، از جلوه های ویژه استفاده نشود و در نتیجه مجبور شد فیلم را در دوازده لوکیشن در سه کشور مختلف فیلمبرداری کند. بدی آب و هوا، دور بودن لوکیشن ها و اصرار ایناریتو و امانوئل لوبزکی بر ا ...

ادامه مطلب  

مفهوم فضا زمان چیست ؟  

درخواست حذف این مطلب
معمولاً وقتی صحبت از فهم جهان می شود؛ چند مورد خاص مانند آزمایش گربه ی شرودینگر، پارادوکس دوقلوها و فرمول e=mc2 هستند که مطمئناً همگان درباره ی آن ها شنیده اند. اما جهان ما در این سه مورد خاص خلاصه نمی شود. حدود ۱۰۰ سال پیش بود که آلبرت اینشتین مسئله ی نسبیت عام را تشریح کرد و شاید بتوان گفت که نسبیت عام بزرگ ترین دستاورد وی در طول حیاتش بود؛ اما نسبیت عام تنها نام ساده ای دارد و فهم آن برای افراد معمولی، دانش آموزان و دانشجویان بسیار دشوار است. ما در این مطلب قصد داریم نسبیت عام و ماهیت فضا-زمان را به زبان ساده بیان کنیم تا بتوانید با یکی از مشهورترین نظریه های جهان آشنا شوید.پیش از توضیح خود نظریه و اینکه مفهوم فضا-زمان چیست؛ بگذارید با این موضوع شروع کنیم که در اصل ما چگونه جهان را تصور می کنیم و می شناسیم.نخستین چیزی که باید بدانید این است که جهان ما بر پایه ی «کوانتا» ساخته شده است و این ذرات امکان تعامل با یکدیگر دارند. ماکس پلانک، فیزیک دان آلمانی، برای نخستین بار از کلمه ی کوانتا برای جمع بستن بسته های کوانتوم استفاده کرد؛ این بسته ها همگی دارای خواصی فیزیکی مانند وزن، بار، حرکت و… هستند. یک کوانتوم می تواند ذره باشد، یک موج باشد یا هر چیز عجیب و غریبی که شما فکر کنید؛ فرم یک کوانتوم به این بستگی دارد که شما چگونه به آن می نگرید. وقتی که دو یا چند کوانتا با یکدیگر در تعامل هستند، می توانند ساختارهای بسیار پیچیده نظیر فوتون ها، اتم ها و مولکول ها را به وجود آورند. فیزیک کوانتوم شاخه ای جدید از علم فیزیک است که در قرن ۲۰ به وجود آمد؛ اما ایده ی ساخت جهان از ذراتی نامرئی که با یکدیگر در تعامل هستند، به حدود ۲۰۰۰ سال پیش و زمان دموکریت باز می گردد.بحث ما ماهیت فضا-زمان است، پس وارد جزئیات ساختار جهان و ذرات تشکیل دهنده ی آن نمی شویم؛ آن چه برای ما اهمیت دارد، این است که بدانیم ذرات تشکیل دهنده ی جهان بر چه اساسی با یکدیگر تعامل دارند و آیا این تعامل بر دیگر پدیده ها نیز اثر می گذارد یا خیر.وقتی که آیزاک نیوتن مدل جهانی خود را در کتاب اصول فلسفه ی طبیعی توضیح داد، همه چیز را مطلق فرض کرد؛ وی گفت فضا در ذات خود مطلق است و بدون نیاز به چیزی خارجی، در همه جا یکسان است. دیدگاه وی در فیزیک کلاسیک پذیرفته شد و حتی بسیاری از ابهامات مکانیک نیوتنی را از بین برد؛ اما بیش از هر چیزی به دستگاه مختصات سه بعدی دکارتی شبیه بود (دستگاه مختصاتی با سه محور x؛ y؛ z). در جهان نیوتنی، زمان همواره با نرخی ثابت در حرکت است و همانند فضا، با هیچ چیز خارجی ارتباط ندارد و در ذاتش مطلق است. گفته ی نیوتن نشان می داد که تجربه فضا و زمان برای امواج، ذرات، کوانتوم و حتی افراد یکسان است و تحت هیچ شرایطی تغییر نمی کند.در اواخر قرن ۱۹ میلادی، دانشمندان به این موضوع پی بردند که دیدگاه نیوتن درباره جهان ناقص است. فیزیک دانان بیان کردند که اگر ذره ای با سرعت نزدیک به سرعت نور حرکت کند در مقایسه با ذره ای که ایستاده یا با سرعت کم تری حرکت می کند، فضا و زمان را به شکل متفاوتی احساس خواهد کرد. به عبارت دیگر، انرژی یا حرکت یک ذره با چگونگی رفتار آن در این جهان ارتباط مستقیم دارد؛ این نشان می دهد که فضا و زمان مقادیر مطلقی نیستند و چگونگی تجربه ی جهان برای شما، به این موضوع بستگی دارد که چگونه در آن حرکت می کنید.در این برهه از تاریخ بود که آلبرت اینشتین، نظریه ی نسبیت خاص را مطرح کرد. طبق این نظریه، برخی چیزها مانند سرعت نور یا جرم کلی ذرات، کمیت هایی ثابت هستند؛ اما مقدار سایر چیزها به این موضوع بستگی دارد که چگونه در فضا و زمان حرکت می کنند. در سال ۱۹۰۷، پروفسور هِرمان مینکوفسکی که استاد اینشتین نیز به شمار می رفت، به یک موفقیت خارق العاده دست یافت؛ وی نشان داد که می توان فضا و زمان را در قالب یک فرمول تصور کرد. وی پس از بیان این موضوع، بلافاصله یک فرمول توسعه داد که در آن فضا و زمان نیز حضور داشتند. این فرمول، پایه و اساس چگونگی حرکت و تعامل ذرات را در جهان نشان می داد؛ بدون آن که جاذبه به عنوان یک نیرو در نظر گرفته شود. مدلی که وی نشان داد هنوز هم وجود دارد و با نام «فضای مینکوفسکی» شناخته می شود و حتی نظریه ی نسبیت خاص اینشتین نیز بر پایه ی آن فرمول بندی شده است. فضای مینکوفسکی امروزه پایه و اساس بسیاری از محاسبات نظریه میدان های کوانتومی است.اگر در جهان چیزی به نام نیروی گرانش وجود نداشته باشد، مدل فضای مینکوفسکی می تواند پاسخگوی هر آن چه می خواهیم باشد. در این مدل، فضا و زمان ساده هستند، خمیده نمی شوند و به سادگی بستری برای ماده فراهم می کنند که بتواند در آن حرکت کند و به صورت لحظه ای با دیگر ذرات تعامل داشته باشد. اما همه ی ما می دانیم تنها راه شتاب گرفتن، در تعامل بودن با چیز دیگری است؛ به عبارت دیگر، یک ذره برای شتاب گرفتن باید به طور دائم با چیز دیگری در تعامل باشد، حتی اگر آن چیز خاص دیده نشود. در جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، نیرویی به نام «گرانش» وجود دارد که اساس بسیاری از پدیده ها به شمار می رود. اصل هم ارزی اینشتین، نیروی گرانش را به عنوان یک عامل نامرئی ا ...

ادامه مطلب  

نسبیت اینشتین و 15 نکته که احتمالا نمی دانستید  

درخواست حذف این مطلب
15 نکته در مورد نسبیت اینشتین که احتمالا نمی دانستید 1- مفهوم نسبیت را چه کسی ابداع کرد؟ (اینشتین) خیر اشتباه است. این مفهوم اولین بار توسط گالیله در سال 1639 بیان شد. او در آن سال نشان داد که مسیر گلوله ای که در یک کشتی در حال حرکت سقوط می کند با مسیر همان گلوله حین سقوط از یک ساختمان ثابت یکسان است. 2- خود اینشتین نام این مفهوم را (نسبیت) نگذاشت. او در مقاله ی سال 1905 با عنوان «درباره ی الکترودینامیک اجسام متحرک» هم از این کلمه استفاده نکرد. اصلا از این کلمه خوشش نمی آمد. در عوض دوست داشت از عبارت «نظریه ناوردایی» برای توصیف نظریه اش استفاده کند 3- « ...

ادامه مطلب  

ده نکته جالب در مورد اینشتین که نمی دانید  

درخواست حذف این مطلب
به نقل از زومیت آلبرت اینشتین به خاطر تأثیر چشم گیر بر گسترش و شکوفایی علم فیزیک یکی از بزرگ ترین فیزیک دانان قرن بیستم محسوب می شود و اسم او همواره با القابی نظیر باهوش ترین و نابغه ترین دانشمند جهان همراه می شود. در این مقاله به بعضی از نکات جالب زندگی او می پردازیم. . اینشتین در سن سالگی تابعیت آلمانی خود را انکار کرد آلبرت اینشتین از همان آغاز جوانی از هر نوع ملی گرایی بیزار بود به طوری که در سالگی تابعیت آلمانی خود را انکار کرد و خود را بیشتر یک شهروند جهانی می دانست. او تا سال هیچ ملیتی نداشت تا این که در این سال تابعی ...

ادامه مطلب  

15 نقل قول از آلبرت اینشتین که ذهن یک نابغه واقعی را نشان می دهد  

درخواست حذف این مطلب
آلبرت اینشتین یکی از بزرگترین اندیشمندان قرن 20 بود و سهم او در دانش بشری بی مانند است. به خاطر هوش بالای اینشتین بسیاری نام او را مترادف با نبوغ می دانستند. در ادامه شما را با معروف ترین سخنان و نقل قول های اینشتین آشنا می کنیم. آلبرت اینشتین تحقیقات گسترده و پایه ای را در مورد چگونگی عملکرد جهان ما فرموله کردن نظریه نسبیت و پیش بینی وجود امواج گرانشی انجام داده بود. اینشتین نه تنها یک نابغه بود بلکه یک فیلسوف و دانشمند بود که می دانست چطور شرایط انسان ها را توصیف کند. در طول تاریخ هیچ دانشمندی نتوانست به جایگاه اینشتین دست پیدا کند و ک ...

ادامه مطلب  

نقل قول ژرف از اینشتین که نشانگر یک ذهن نابغه است  

درخواست حذف این مطلب
آلبرت اینشتین یکی از بزرگ ترین نوابغی بود که جهان به خود دیده است. اما او تنها یک فیزیک دان نبود. اینشتین یک فیلسوف هم بود که دید او نسبت به مسائل مختلف در نقل قول هایش بازتاب یافته است.حتما دلیلی وجود دارد که همیشه نام اینشتین با کلمه ی نابغه هم معنی گرفته می شود. آلبرت اینشتین یکی از بزرگ ترین و خلاق ترین ذهن های قرن بیستم بود و خدمات او به علم بشر بیش از هر شخص دیگری است.این فیزیک دان در مورد نحوه ی کارکرد کیهان تحقیقات بسیار مهمی انجام داد نظریه ی نسبیت را توسعه داد و وجود امواج گرانشی را یک قرن پیش از کشف آن ها پیش بینی کرد.اینشتی ...

ادامه مطلب  

عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل  

درخواست حذف این مطلب
عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل || روزهای ماه محرم هرچه می گذرند و به تاسوعا و عاشورای حسینی هرچه نزدیک تر می شویم، حال و هوا و بوی عزاداری بیشتر می شود. نه تنها در شهرها و کوچه و خیابان ها، که فضای مجازی هم در سوگ سیدالشهدا سیاهپوش است. مجموعه عکس های جدید محرم برای پروفایل در ادامه عرضه می شود. عکس پروفایل محرم، این روزها نشانه عزاداری در فضای مجازی شده است...بیشتر ببینید: عکس: محرم .بیشتر ببینید: پروفایل محرم .بیشتر ببینید: عکس پروفایل ماه محرم .بیشتر ببینید: مداحی محرم به یاد شهید حججی .عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل || روزهای ماه محرم هرچه می گذرند و به تاسوعا و عاشورای حسینی هرچه نزدیک تر می شویم، حال و هوا و بوی عزاداری بیشتر می شود. نه تنها در شهرها و کوچه و خیابان ها، که فضای مجازی هم در سوگ سیدالشهدا سیاهپوش است. مجموعه عکس های جدید محرم برای پروفایل در ادامه عرضه می شود. عکس پروفایل محرم، این روزها نشانه عزاداری در فضای مجازی شده است...در آفتاب، هر روز می توانید م ...

ادامه مطلب  

گالری عکس سامسونگ گلکسی نوت 8 (samsung galaxy note 8)  

درخواست حذف این مطلب
گالری عکس سامسونگ گلکسی نوت 8 (samsung galaxy note 8) را با هم مشاهده می کنیم. این تصاویر باکیفیت، دید خوبی از ظاهر و سبک طراحی گوشی به ما می دهند.گلکسی نوت 8 علاوه بر مشخصات سخت افزاری و قابلیت های منحصربه فرد، از نظر زیبایی ظاهری نیز چند سر و گردن بالاتر از محصولات پیشین سری note می ایستد. گوشی های این سری همواره به خاطر داشتن صفحه نمایش هایی باکیفیت و همچنین یک قلم بسیار کاربردی و منحصربه فرد در کانون توجه کاربران بوده اند. با معرفی گلکسی نوت 8، باید مجهز شدن به ...

ادامه مطلب  

افزایش خلاقیت به روش آلبرت اینشتین  

درخواست حذف این مطلب
آلبرت اینشتین یک نابغه ی خلاق بود که اشتباهات زیادی نیز مرتکب شد اما درنهایت توانست با افکار و نظریه های خود دنیای ما را تغییر دهد.مقاله ی مرتبط:همه ی ما آلبرت اینشتین را با موهای نامرتب و به عنوان یک نابغه می شناسیم که حتی در دوران پیری هم بسیار باانرژی بود. اما او در دوران جوانی خود یعنی همان زمانی که توانست با ارائه ی ایده های خود به مشهورترین دانشمند جهان تبدیل شود بسیار متفاوت بود. او زمانی که دنیا را تغییر داد به عنوان یک کارمند ساده در اداره ی ثبت اختراع کار می کرد و ازدواج ناموفقی را تجربه کرده بود. آلبرت اینشتین در دوارن جوانی ...

ادامه مطلب  

«عکس: محرم» | عکس پروفایل محرم | عکس های محرم جدید  

درخواست حذف این مطلب
عکس محرم | عکس پروفایل ماه محرم 96 | با نزدیک شدن این ماه، کم کم همه برای محرم از این ماه آماده می شوند. جهان مجازی هم که به جهان واقعی پیوند خورده، خودش را مهیای ماه محرم می کند. تغییر عکس پروفایل، اولین مرحله پیشواز فضای مجازی از ماه محرم است، و «عکس محرم» هر روز بیشتر جستجو می شود. در ادامه مجموعه «عکس پروفایل محر ...

ادامه مطلب  

فیاض: روحانی شوکه است/ آزادارمکی: رئیسی هم سوخت  

درخواست حذف این مطلب
مناظره «تحلیل جامعه شناسی آرای مردم در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری» با حضور ابراهیم فیاض و تقی آزادارمکی دو عضو هیأت علمی دانشگاه تهران برگزار شد.جمهوریت؛ نامزدهای مختلف انتخابات ریاست جمهوری در این دوره تلاش کردند تا با ساختن دوقطبی های گوناگون همچون 4 درصدی و 96 درصدی، فقر و اشرافی گری، آزادی و خفقان آرای اقشار هدف را به سمت خود متمایل کنند اما غافل از اینکه فردای انتخابات این دوقطبی ها چه آثاری را بر جامعه خواهد گذاشت. برخی معتقدند این دوقطبی ها در درازمدت انتظارات انباشته ای را در جامعه به وجود می آورد که اگر مورد رسیدگی قرار نگیرد بعد از مدتی امکان دارد فوران کند. البته هستند کسانی که می گوید جامعه ایران وارد دوره ای جدید از سیاست ورزی شده است. بر همین اساس خبرگزاری خبرآنلاین با هدف ارائه تحلیلی آکادمیک و جامعه شناسانه از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم میزبان تقی آزاد ارمکی جامعه شناس و استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و ابراهیم فیاض پژوهشگر حوزه جامعه شناسی و انسان شناسی و دانشیار گروه مردم شناسی دانشگاه تهران بود و در میزگردی آنلاین به بحث و واکاوی آراء مردم پرداخت. تقی آزادارمکی می گفت:در انتخابات ایران اتفاقی که می افتد نیروی جدید تولید و انتظارات در متن اجتماع انباشت می شود که اگر مورد رسیدگی قرار نگیرد، این مسئله می تواند نابسامانی های جدیدی را برای جامعه ایرانی ایجاد کند. مثلا اینکه شاید در آینده اعتصاب های کارگری داشته باشیم. ابراهیم فیاض نیز معتقد بود: دوگانه یا دوقطبی در انتخابات وجود نداشت چون هر دو طرفش پوپولیست بود اما مردم عادی تجسس می کنند برای اینکه چیزی را پیدا کنند تا با آن جلو بروند. پس مشکلی ما این است که نتوانستیم جامعه خودمان را بفهمیم و بگوییم در این جامعه دارد چه اتفاقی می افتد. این دو استاد دانشگاه تهران که به گفته خودشان همواره در دانشگاه وقتی فرصتی به دست می آورند به اتاق های یکدیگر می روند و درباره مسائل مختلف جامعه بحث و تبادل نظر می کنند در کنار تفاوت دیدگاه هایی که داشتند روی موضوعاتی نیز با یکدیگر همنظر بودند. هر دو بر این باور بودند که با پایان یافتن انتخابات 96، شانس سیدابراهیم رئیسی برای ریاست جمهوری نیز سوخت اما حواشی انتخابات او را رها نخواهد کرد و موقعیت سیاسی اش را تغییر خواهد داد، به طوری که او نمی تواند به موقعیت قبل از انتخابات ریاست جمهوری برگردد. مشروح این مناظره را در ادامه بخوانید. *** اگر بخواهیم انتخابات سال 88 و 96 را مقایسه کنیم، در هر دو انتخابات شاهد دو قطبی بودیم. تحلیل شما از فضای قبل و بعد این دو انتخابات چیست؟ تقی آزاد ارمکی: در این یک دهه باید سه اتفاق مهم سیاسی را مقایسه کنیم. هر سه این اتفاقات یعنی انتخابات 88، 92 و 96 پوپولیستی، سرعتی، هیجانی و از قاعده بازی ای که نظام سیاسی برای خودش تعریف کرد، خارج شد. به طوریکه خیلی جاها فضا نقد نظام جمهوری اسلامی از درونش بیرون آمد. به ویژه سال های 88 و 96 که این ویژگی ها خیلی شاخص است. نامزدهایی که در صحنه حضور داشتند از قاعده نظام جمهوری اسلامی خارج شدند و از کلیت نظام جمهوری اسلامی عبور کردند و در واقع خود جمهوری اسلامی از بالا یعنی روحانیت تا کف آن یعنی زندگی مردم به چالش گرفته شد ولی این سه حادثه با هم یک تفاوتی دارد. در سال 88 و 96 گفتمان رقیب، گفتمانی است که فقر را توجه می کند، نگاه از نقد دولت و نظام سیاسی و عدم کارآمدی فضای سیاسی است. یعنی وقتی مهندس موسوی در مقابل احمدی نژاد قرار می گیرد، دقیقا می گوید سیستم تو کارایی کافی را ندارد. سال 96 هم کسانی که در مقابل آقای روحانی قرار می گیرند دقیقا همین حرف را می زنند یعنی می گویند دولت یازدهم ناکارآمد و فشل است، به لحاظ اقتصادی و اجتماعی کارکردش خوب نیست و بحث نا به سامانی و فقر مطرح می شود. رقیب کسی است که از بیرون وضعیت موجود را مورد نقد قرار می دهد. 92 کمی از سال های 96 و 88 متفاوت است. فیاض: قالیباف که رفت و راحت شد. او حرف هایش را زد و فحش هایی که باید می داد، داد و الان رفت. بداخلاقی که کرد و متأسفانه هیچ کس نقدش نکرد. اتفاقا یکی از دلایل عقب ماندگی نخبگان همین است که شهردار تهران ضد شهردار بود چون حرف هایی کاملا ضد شهر و شهروندی و مطرح کرد. مشکلی که ما داریم یک مشکل بنیادین است. اگر پارادایم عقب ماندگی را در نخبگان سیاسی، فکری و آخوند، دانشگاهی نبینیم نمی توان متوجه ماجرا شد و همیشه هم باید از جامعه ترسید. سال 92 نامزدها با همدیگر مشغول افشاگری درون نظام بودند. درون نظام را داشتند مورد سئوال قرار می دهند. خلوت جمهوری اسلامی را آنجا به چالش می گیرند. آنجاست که یک هیجان عمده اجتماعی ایجاد می شود. تفاوت دیگر آن است که اولی و تاحدودی دومی سیاسی هستند اما سومی اجتماعی است. بازی انتخابات 96 خیلی اجتماعی بود تا سیاسی. البته بازیگرانش سیاسی هستند ولی بازی اجتماعی کردند و مفاهیم و موضوعاتی که مورد چالش قرار می گیرد و طرح می شود اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی-اجتماعی است. این به نظرم یک اتفاق نادری است که در جمهوری اسلامی افتاد و انتخابات 96 محل ظهور حوزه اجتماعایات و تنوع گروه های اجتماعی، مسائل اجتماعی و آسیب های اجتماعی است. بحث آسیب های اجتماعی خیلی مطرح شد، دولت ناکارآمد، فقر، ناامیدی، گرفتاری های اجتماعی، اشتغال و تحصیل کرده های بیکار، یعنی موضوعات خیلی خیلی ماهیت اجتماعی داشت. اینجاست که یک ذائقه نسبتا مدرنی در این عرصه ظهور کرد که من خیلی از نظر جامعه شناس خوشحالم چون رأی ما دارد تبدیل به یک اتفاق اجتماعی و یک منش و رفتار اجتماعی می شود که می تواند نهایتا به بحث دموکراسی اجتماعی هم بیفزاید. فیاض: ما به عنوان نسل انقلاب معتقدیم دارد، انقلاب ادامه پیدا می کند. یعنی چیزی نیست جز انقلاب. چون انقلاب را نشناختیم، نخبگان را دائم آب می برد یعنی نمی توانند درک کنند مردم دارند چه کار می کنند. همان مردمی که انقلاب کردند همچنان دارند پیش می روند اما نخبگان انقلاب نکردند چه آخوندش و چه دانشگاهیش. اما گرایش مردم در ایام مختلف تغییر کرد. فیاض: خیر، مردم راه را براساس جهان امروز ادامه می دهند. چون ما هنوز نمی دانیم چرا شاه را سرنگون کردیم؟ البته ما می دانیم، ما نسل انقلاب می دانیم چرا انقلاب شد. متأسفانه بیشتر این قصه را داریم ادامه می دهیم و متوجه نمی شویم انقلاب دارد، ادامه پیدا می کند. مردم هم دارند کار خود یعنی همان کار انقلاب را انجام می دهند. 8 سال جنگیدند، شهید دادند، خیلی هم عقلانی بودند؛ الان هم دارد انقلاب ادامه پیدا می کند، نخبگان هستند که محافظه کار شدند در بُعد نخبگان سیاسی، قدرتمند و محافظه کارند. می خواهند راحت باشند ولی نخبگان فکری هم همان تئوری ها و ساختارهای غربی در ذهن شان است. مردم دارند عمل و کنش می کنند و جامعه شان را به جلو می برند. حالا نخبگان عقب ماندند. این نخبه می خواهد احمدی نژاد یا میرحسین موسوی باشد. به نظر من امروز نیز روحانی شوکه است. از بعد انتخابات هر گاه به تلویزیون آمد و صحبت کرد به چهره اش نگاه می کنم می بینم شوکه است. آزاد ارمکی: سال 92 نامزدها با همدیگر مشغول افشاگری درون نظام بودند. درون نظام را داشتند مورد سئوال قرار می دهند. خلوت جمهوری اسلامی را آنجا به چالش می گیرند. آنجاست که یک هیجان عمده اجتماعی ایجاد می شود. بازی انتخابات 96 خیلی اجتماعی بود تا سیاسی. البته بازیگرانش سیاسی هستند ولی بازی اجتماعی کردند و مفاهیم و موضوعاتی که مورد چالش قرار می گیرد و طرح می شود اقتصادی-اجتماعی و فرهنگی-اجتماعی است. این به نظرم یک اتفاق نادری است که در جمهوری اسلامی افتاد و انتخابات 96 محل ظهور حوزه اجتماعایات و تنوع گروه های اجتماعی، مسائل اجتماعی و آسیب های اجتماعی است. شما آقای روحانی را دیدید ولی آقای قالیباف را که کسی هم ندیده است. فیاض: قالیباف که رفت و راحت شد. او حرف هایش را زد و فحش هایی که باید می داد، داد و الان رفت. بداخلاقی که کرد و متأسفانه هیچ کس نقدش نکرد. اتفاقا یکی از دلایل عقب ماندگی نخبگان همین است که شهردار تهران ضد شهردار بود چون حرف هایی کاملا ضد شهر و شهروندی و مطرح کرد. مشکلی که ما داریم یک مشکل بنیادین است. اگر پارادایم عقب ماندگی را در نخبگان سیاسی، فکری و آخوند، دانشگاهی نبینیم نمی توان متوجه ماجرا شد و همیشه هم باید از جامعه ترسید. همه این سوالاتی که مطرح کردید تا الان تهدید، وحشت است که چه اتفاقی می خواهد بیفتد. در حالیکه خبری نیست، جامعه دارد به جلو می رود. خود همان مردمی که این جریان را ایجاد کرد، خودش هم ایستاده است. اگر هم دوباره در جریان نظامی اتفاق بیفتد همین ملت می ایستد نه نخبگان، چون نخبگان در پستو پنهان می شوند، به این باور که نخبه هستند و باید تولید فکر داشته باشند. نمونه اش وقتی است که در استادیوم آزادی مسابقه ملی برگزار می شود. رفتم و رفتارها را دیدم. مردم الان دارند زندگی می کنند و با جهان امروز همراه می شوند. البته رئیس جمهوری هم که انتخاب شد خیال نکنیم خیلی رأی آورده است. اگر حساب کنیم روحانی خیلی رأی آورده اشتباه است. در واقع خیلی ها به ضد جریان مقابل رأی دادند. ایرانی ها معمولا به ضد کس رأی می دهند چون هنوز اندیشه و نخبه نداریم که اندیشه بگوید. آخرش هم دیدیم جدل شد و نامزدها مثل بچه ها به جان هم افتادند و به هم فحاشی کردند. مصداقش می شود اینکه «چو قافیه به تنگ آید-شاعر به جفنگ آید». دقیقه همین را دیدیم که نامزد انتخابات ریاست جمهوری چه با هم کردند. یعنی فضا دوقطبی بود؟ فیاض: خیر، من دوقطبی ندیدم. یک برج بازی تجاری نفتی قبل و بعد از انقلاب داریم. اینها همه برج بازان تجاری هستند، حالا یکی سنتی تر و یکی مدرن تر هیچ فرقی با هم ندارند. دوم خرداد 76 خاتمی و ناطق نوری مقابل هم بودند اما الان در جبهه گیری فعلی با هم هستند، این چه معنایی دارد؟ اگر دوقطبی بود، در انتخابات سال 96 نباید با هم می شدند بلکه باید بیشتر از هم زاویه پیدا می کردند. پس دوقطبی وجود ندارد بلکه تاکتیک و تکنیک را شاهد هستیم. من در این انتخابات اصلا دخالت نکردم. هر کس هم شلوغ می کرد به او می خندیدم. من مناظرات نامزدها را نگاه نکردم. یعنی حاضر نشدم کتاب و درسم را در اتاق رها کنم، عصر جمعه پای مناظره ها بنشینم. وقتی می آمدم یک چایی کنار خانواده ام بخورم چند دقیقه ای را به حرف های نامزدها گوش می کردم، بعد هم عصبانی می شدم سریع دوباره به اتاقم بر می گشتم. چون حالم داشت به هم می خورد. دوگانه فعلی در جهان پوپولیسم و کاپیتالیسم است. الان در ایران چنین دوگانه ای وجود ندارد. همه پوپولیستی بودند. یعنی طرفی که رقیب مقابلش را به پوپولیست بودن متهم می کرد، خودش هم پوپولیست بود. آقای روحانی الان به شدت کلافه است چون می داند شعارهایی همچون ایجاد 950 هزار شغل در سال به چالش بزرگی برای او تبدیل می شود. اقتصاد همه چیز را واقعی می کند چون با نان نان گفتن کسی سیر نمی شود. باید نان را تولید کرد اما پروسه تولید نان خیلی وحشتناک است. پس دوگانگی نیست ما در این مملکت سرکاریم. یک پول نفتی داریم به جامعه تزریق می شود. حالا یک روز قبل از سال 53 نفت 3 دلار است اما بعد از آن به 40 دلار افزایش پیدا می کند و شاه نیز سرنگون می شود. یعنی همان کسی که نفت را 40 دلار کرد این مسئله باعث سرنگونی اش شد. الان هم جامعه ما دارد پیشرفت می کند. به نظرم الان مردم عادی تجسس می کنند تا چیزی را پیدا کنند و با آن جلو بروند. پس مشکلی ما این است که نتوانستیم جامعه خودمان را بفهمیم و بگوییم در این جامعه دارد چه اتفاقی می افتد. فیاض: من همان موقع مهر ماه سال 88 وقتی دانشگاه باز و درس ها شروع شد، وسط شلوغی ها بودیم. درس جهانی شدن داشتیم. من گفتم کل این تظاهرات ها منتهی به مذاکره ایران و امریکا می شود، بعد امریکا با ما راه می آید، ما را لولوی سرخرمن خاورمیانه می کند و سلاح به عرب ها می فروشد. کاری که با چین و آسآن کرد و همین طور هم شد. آزادارمکی: حوزه سیاسی الان اتفاقا دوگانه است. به همین دلیل رقبا وقتی در مقابل هم قرار گرفتند، از تمام انرژی شان برای حذف رقیب استفاده کردند، برخورد آقای روحانی با رئیسی، رئیسی با روحانی و دیگران با یکدیگر همین طور بود. این دوگانه اگر زاییده نمی شد این رأی به وجود نمی آمد. حدود 40 میلیون رأی محصول یک دوگانه ای است که باید خیلی جدی جلوه کند. اگر ساختگی جلوه کند مصداق انتخابات قبل از انقلاب می شود. رهبری اعلام کرد مشارکت حداکثری می خواهد، پای این سخن ایستاد. مشارکت حداکثری یعنی تا آخر باید بروید. مجوز تا آخر رفتن را ایشان داد. به همین دلیل افشاگری تا آخر اتفاق می افتد. گروه های سیاسی رادیکال می شوند، گروه سیاسی وقتی رادیکال می شوند بعضی فکر می کنند جامعه هم می تواند در واکنش به گروه های سیاسی، رادیکال و کاملا دوقطبی شود. اتفاقا جامعه بازی دیگری می کند. نکته اساسی اینجاست. آقای فیاض هم به نکته مهم اشاره کردند. یک دگردیسی بنیادین در جامعه ایرانی اتفاق افتاد که حوزه سیاسی بی اعتنا به آن است اصلا نمی شناسد و درکی از آن ندارد. روحانیت ما درکی از آن ندارد، حوزه سیاسی اصلا توجهی به آن ندارند و خیلی فایده گرایانه با آن برخورد می کند. چه اتفاقی در جامعه ایرانی افتاد که بعد بازی می کند و دوگانه اتفاق افتاده در حوزه سیاسی را معنا می دهد. برای جامعه زندگی کردن مهم شده است، یعنی مردم ایران برای شان زندگی مهم است. هزینه زندگی را هم می شناسند، دوره انقلاب 1357 نیست که مردم هزینه زندگی شان را نشناسند و در یک تخیل زیست می کردند. هزینه انقلاب را نمی دانستند ولی امروز هزینه زندگی را می دانند چون جمهوری اسلامی شرایط زندگی را به میزانی سخت کرده که هزینه ها همه جا دارد خودش را نشان می دهد. یک بچه که به دنیا می آید، یک مهدکودک، تحصیل، ازدواج، طلاق و مرگ، هزینه بسیار بسیار سنگین و هنگفتی را بر دوش مردم می گذارد. این جامعه چون هزینه زندگی را می شناسد نمی تواند رادیکال شود چون اگر رادیکال شود همین زندگی فعلی خود را از دست می دهد ولی انتظارات مهمی دارد که آن انتظارات بازی رادیکال سیاسی را دائم بیشتر می کند و هیجان بیشتر تولید می کند. مصداقش تحصیل بالا عدم وجود شغل متناسب با تحصیل. این همه تحصیلکرده داریم راننده تاکسی یا معلم یا استاد دانشگاه هستند ولی شغل های آنها متناسب با تحصیل دانشگاهی شان نبوده بنابراین اثرگذار نیست. خیلی از اساتید دانشگاه و سیاستمداران کشور الان کارمندان دولت هستند. این جامعه انتظارات بالا و انباشته شده دارد حالا وقتی آن شرایط دوگانه سیاسی که به وجود می آید آن انتظارات انباشته بیرون و بالا می زند. البته بخشی طرفدارانه است یعنی 60 درصد از کسانی که در انتخابات شرکت می کنند طرفدارانه با هزینه زیاد گروه های سیاسی است که رادیکال می شوند. 40 درصد تصمیم ساز نیروی «نه به رقیب » است، یعنی نامزدی که می خواهد این زندگی مردم را مختل کند. پس آن بخش تصمیم ساز «نه به رئیسی و نه به روحانی» بود. این در مبادلات سیاسی ما خیلی باید مورد توجه قرار گیرد. آزادارمکی: هر دو پوپولیستی بود اما جنس و جهت پوپولیستی بودن شان با هم فرق می کند. یکی شان پوپولیستی بود که می خواست از جمهوری اسلامی عبور کند اما آن یکی پوپولیستی بود که می خواست جمهوری اسلامی را به سامان کند. گروه رقیب آقای روحانی دارد تعریف جدیدی از جمهوری اسلامی ارائه می دهد که ارجاعش به انقلاب اسلامی است.در واقع راست و اصولگرایی دارد از جمهوری اسلامی، یک جمهوری اسلامی دیگری تعریف می کند اما اصلاح طلبی در همین قالب می خواهد اوضاع را سامان دهد 15 میلیون نفر که اصلا در انتخابات شرکت نکردند. آزادارمکی: خیلی زحمت کشیده شد که ما یک جمعیت کثیری را از کف بالا آوردیم. یعنی از 22 تا 23 میلیون نفری که هوادار گروه های سیاسی بودند این جمعیت بیشتر شد تا به 41 میلیون نفر رسید که رأی دادند. در واقع دائم گروه های سیاسی به بدنه جامعه انرژی وارد کردند تا آنکه جامعه به این پرسش از خودش رسید که نکند «آنچه دارم از دست بدهم» یا «شاید با رأی دادن یک چیز دیگری به دست آورم». اتفاق عمده ای که گفتم افتاد. اهمیت حوزه اجتماعی است در هیچ دوره ای از تاریخ ایران وجود نداشت. به نظرم واقعی است توهمی نیست و اثراتی دارد. آقای فیاض گفتند شعارهای هر دو طرف پوپولیستی بود، نظر شما چیست؟ آزادارمکی: هر دو پوپولیستی بود اما جنس و جهت پوپولیستی بودن شان با هم فرق می کند. یکی شان پوپولیستی بود که می خواست از جمهوری اسلامی عبور کند اما آن یکی پوپولیستی بود که می خواست جمهوری اسلامی را به سامان کند. گروه رقیب آقای روحانی دارد تعریف جدیدی از جمهوری اسلامی ارائه می دهد که ارجاعش به انقلاب اسلامی است. استقلال آزادی جمهوری اسلامی و کاهش نابرابری چهار شعار اصلی انقلاب اسلامی بود. دو شعار استقلال و استقرار جمهوری اسلامی محقق شد. چهار دهه برای این دو دهه تلاش کردیم یک تلاش ناکام برای آزادی داشتیم و هیچ تلاش یا کم تلاشی برای کاهش فقر و نابرابری صورت گرفت. اینها دو شعار تحقق نیافته از انقلاب اسلامی است. در واقع راست و اصولگرایی دارد از جمهوری اسلامی، یک جمهوری اسلامی دیگری تعریف می کند اما اصلاح طلبی در همین قالب می خواهد اوضاع را سامان دهد؛ بر همین اساس به رقیب می گفت «این حرف که 5 میلیون شغل ظرف 4 سال ایجاد می شود درست نیست. نیاز به ادامه دولت مستقر است، این قدر اصولگرایان به دولت و نظام سیاسی حمله نکنند». در مجموع «عبور از جمهوری اسلامی از طریق ارزش های انقلاب اسلامی» و «تأکید بر جمهوری اسلامی از طریق ارزش های جمهوری اسلامی» این دوگانه ظهور کرد و دارد دو تفکر پوپولیستی را سامان می دهد. آزادارمکی: اتفاق نادری افتاد که رهبری خودشان نقد می کنند و از این طرف خود سیستم هم کل سیستم را نقد می کند. عالی است اما اینکه آیا می تواند به فروپاشی از نظام بینجامد یا اینکه اصلاح نظام اتفاق خواهد افتاد؟ ما در این مرحله هستیم که در اینجا «گذر» می تواند اتفاق بیفتد و یک ورژن جدیدی از جمهوری اسلامی ظهور کند یا اینکه به اصلاحگری بینجامد و بعد ما آن را به سامان کنیم. آیا ما همچنان از بابت آزادی و عدالت در صفر قرار داریم؟ فیاض: باید سه مرحله قدرت، سیاست و اجتماع را در ایران نگاه کرد. در دوره قدیم که استبداد بود، قدرت زیاد کار می کرد. حتی سیاست هم نداشت. یعنی دوره قاجار را مطالعه کنیم، نمونه ای از اینکه قدرت تبدیل به تئوری شده باشد وجود ندارند. عربستان مثل قبل از انقلاب اسلامی ایران است. در انقلاب قدرت تبدیل به سیاست شد، الان موفق شدیم از سیاست به اجتماع برسیم. یعنی تبدیل قدرت به سیاست و سیاست به اجتماع انجام شد. اینجاست که اگر یک کشوری موفق شود مسائل سیاسی را تبدیل به مسائل اجتماعی کند و در سطح اجتماع مسائل را حل کند که ما در سیر انتخابات داریم به این مرحله می رسیم، جامعه دچار عقلانیت می شود، سعی می کند عقلانی کارهای خود را حل کند. اما بعد از 38 سال کل شاکله نظام به نوعی زیر سئوال رفت. این انتظارات عمومی در جامعه را بالا نمی برد؟ آزادارمکی: خوب است، اتفاق خوبی افتاد، جمهوری اسلامی هیچ گاه از طریق نیروهای خودش مورد نقد قرار نگرفت. چون ما سامان پیدا نکردیم این وظیفه نهادهای درون نظام بود که باید این کار را می کردند. وقتی مجلس دوقطبی می شود، همه بلند می شوند هو می کشند یا تأیید می کنند، حوزه روحانیت، شورای شهر و حوزه سیاسی نیز رابطه ها یکطرفه است. پس بسیار اتفاق خوبی افتاد که جمهوری اسلامی مورد نقد بنیادین قرار گرفت. نقد خلوت های نظام جمهوری اسلامی از طریق نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری خوب بود. همه آدم ها مورد نقد قرار گرفتند. دیگر آدم پاکی که بیاید و فردا رادیکالیزم را ارائه دهد اتفاق نمی افتد. اتفاقا شرط دموکراسی این است. فیاض: وقتی سیاست در جامعه تعریف شود دیگر خارج از جامعه نیست. آقای روحانی، آقای رئیسی و آقای قالیباف مگر از پشت کوه یا آن طرف دنیا آمدند خیر همه همین جا و در میان جامعه خودمان هستند. وقتی بحث سیاسی شود، در واقع بحث تقلیل پیدا می کند، در این صورت بحث خیلی ساده خواهد شد. در نتیجه آقایان هم خیلی راحت نتیجه می گیرند. ولی موقعی که آن را در جامعه می برید، بحث به شدت باز می شود. مسئولین جمهوری اسلامی از رهبری به پایین، جمهوری اسلامی را نقد می کنند. یک نگرانی از موج نارضایتی بعد از انتخابات است، این موضوع چقدر ضربه می زند؟ آزادارمکی: خیلی می تواند ضربه بزند. هر دولتی که پیروز شود متعهد به تحقق بخشیدن شعارهای رقیب است. اشکال سال 88 این بود که احمدی نژاد حاضر نبود رقیب را در بازی خودش بیاورد و شروع به توهین و حذف رقیب کرد. بعد هم خودش آسیب دید. پیروز بیش از آنکه متعهد به شعارهای خودش باشد، متعهد به شعار رقیب است. شعارهای رقیب را محقق می کند. اگر شعارهای رقیب را محقق کرد می تواند مدعی پیروزی در فردا شود و رقیب را مجبور کند، برود و گفتمان جدید برای خودش بسازد اما اگر نکند که رقیب همچنان سرجای خودش است و بعد نابسامانی های ناشی از عدم تحقق شعارها خفت دولت مستقر را می گیرد. من قبل از انتخابات پیش بینی کردم اگر همین طور پیش برویم، بی اعتنا به نیازها و مشکلات اجتماعی باشیم و این دوگانه سیاسی بتواند همدیگر را تخریب کند، ما نارضایتی های شهری در پیش خواهیم داشت. کما اینکه اصولگرایی شروع به تخریب گروه پیروز کرده است تا با آن کنار بیاید. دائم کنایه می زند. اگر همین طور ادامه پیدا کند، قدرت مدیریت و برخورد با مسائل کاهش پیدا خواهد کرد و درگیری های درون شهری و حاشیه شهری خواهیم داشت. فقرا و تحصیلکرده های بیکار و آدم هایی که از درون سیستم هر آن دارند خارج می شوند پس وقتی اینها را داریم باید هر آن انتظارش را داشته باشیم، البته راهش هم نیروهای امنیتی نیست. نیروی امنیتی یک زمانی به کار می آمد که بگوییم بیگانه است. اما امروز بیگانه نیست خودی است چون در انتخابات فقرا و تحصیلکردگان تأیید شدند که خودی هستند. در سال 65 ،67 و 68 اتفاقاتی که بود، می گفتند اینها بر اثر تحریک بیگانه است اما امروز دیگر نمی توانیم بگوییم تحریک بیگانه است. این خفت نظام را می گیرد. ...

ادامه مطلب  

عکس: محرم | مجموعه جدید عکسنوشته برای محرم  

درخواست حذف این مطلب
عکس: محرم | مجموعه جدید عکسنوشته پروفایل محرم | ماه محرم اینجاست. محرم 1396 با خود عطر محرم آورده است. عکس ها نوشته درباره حرم امام حسین (ع) و قمر بنی هاشم (ع) نشان می دهند... در ادامه، مجموعه جدید عکسنوشته پروفایل محرم را می بینید. برای دانلود عکس و مداحی محرم و خواندن متن های زیبا درباره محرم، هر روز به آفتاب سر بزنید. بیشتر ببینید: عکس: محرم .بیشتر ببینید: پروفایل محرم .بیشتر ببینید: عکس پروفایل ماه محرم .بیشتر ببینید: گالری عکس های پروف ...

ادامه مطلب  

کارنامه تحصیلی اینشتین با نمرات جالب! +عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صبحانه،تصویری از کارنامه تحصیلی آلبرت اینشتین در سال ۱۸۹۶ و زمانی که او ۱۷ سال سن داشت در فضای مجازی در حال دست به دست شده است.همان طور که می بینید، نمره های او در سطح بسیار خوب و عالی بوده است. مقیاس نمره ها از ۱ تا ۶ بوده که آلبرت جوان در بسیاری از دروس مانند فیزیک، تاریخ، جبر و هندسه نمره کامل 6 را به دست آورده است.گفتنی اس ...

ادامه مطلب  

گاف ایوانکا ترامپ سوژه رسانه ها شد + عکس  

درخواست حذف این مطلب
«ایوانکا ترامپ» نقل قولی را به اشتباه از «آلبرت اینشتین» در صفحه توییتر خود منتشر کرده که این توییت به سرعت به وسیله کاربران رسانه های اجتماعی منتشر شد.به گزارش تهران نیوز ، «ایوانکا ترامپ» نقل قولی را به اشتباه از «آلبرت اینشتین» در صفحه توییتر خود منتشر کرده که این توییت به سرعت به وسیله کاربران رسانه های اجتماعی منتشر و بار دیگر خانواده رئیس جمهور آمریکا به سوژه رسانه های آمریکا تبدیل شدند.ماجرا از این قرار است که سال ۲۰۱۳ ایوانکا نقل قولی را به اشتباه از آلبرت اینشتین در صفحه توییتر خود منتشر می کند که روز گذشته به طور ناگهانی یکی از کاربران این توییت را مشاهده و آن را بازنشر می کند و این نقل قول اشتباه به سرعت در رسانه های اجتماعی پخش و باعث تمسخر ایوانکا از سوی کاربران رسانه های اجتماعی شد.ایوانکا جمله «وقتی واقعیت ها با تئوری همخوانی ندارند واقعیت ها را تغییر دهید» را به نقل از ای ...

ادامه مطلب  

مشاهده خمش نور و همگرایی گرانشی؛ مهر تأیید دیگری بر نظریات اینشتین  

درخواست حذف این مطلب
برای نخستین بار در تاریخ، اخترشناسان توانستند یک ستاره دوردست را تماشا کنند که نور ستاره دیگری را از مسیر مستقیم منحرف می سازد. بر اثر این پدیده، بیننده تصور می کند که مکان ستاره دوم در آسمان جابجا می گردد. این کشف از این نظر حائز اهمیت است که حتی آلبرت اینشتین هم تصور نمی کرد مشاهده چنین رویدادی برای انسان ممکن باشد.حال که دانشمندان توانستند هم نظریه فیزیکدان بزرگ تاریخ را به اثبات رسانده و هم ادعای او را نقض کنند، امیدوارند که در آینده تعداد بیشتری از این رویدادها را رصد نمایند و به واسطه آن، بتوانند درک بهتری از ستاره ها و ساز و کار جهان هستی به دست آورند.ریزهمگرایی گرانشی یا میکرولنزینگ، بخشی از نظریه نسبیت عام اینشتین استاینشتین برای نخستین بار در نظریه «نسبیت عام» خود از مفهومی به نام «ریزهمگرایی گرانشی» (gravitational microlensing) سخن گفت و آن را اینگونه توضیح داد که نیروی گرانش می تواند همانند یک عدسی عمل کرده و نور را منحرف سازد. اساساً اجسام کلان جرم مانند ستاره های غول پیکر و سیاهچاله ها، زمان و مکان را در اطراف خود دستخوش تغییر می سازند. این انحراف در فضا-زمان می تواند همچون یک عدسی بزرگنما (ذره بین) عمل کرده و مسیر نور را در حین عبور از میان جهان هستی تغییر دهد.در واقع ریزهمگرایی یا همان میکرولنزینگ زمانی رخ می دهد که یک ستاره (منبع نور) در راستای دید بیننده زمینی، دقیقاً از پشت یک ستاره دیگر (لنز) عبور کند. گرانش حاصل از ستاره جلویی (لنز) نور منبع را تغییر داده و آن را درخشان تر و کمی واپیچیده نشان می دهد.برای وقوع این وضعیت، ستاره ها باید در فاصله بسیار دور قرار گرفته و دقیقاً با یکدیگر هم تراز شوند. به همین دلیل اینشتین در آن زمان نوشت «هیچ امیدی به مشاهده مستقیم این رخداد نیست.» با این حال پیشرفت فناوری تلسکوپ و ابزار رصد به قدری بوده که اکنون توانایی تماشای این واقعه را داریم.در سال 2014 گروهی از اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ فضایی هابل که متعلق به ناسا است، توانستند نمونه نادری از میکرولنزینگ را رصد کنند. در این حالت یک ستاره کوتوله سفید پرجرم از مقابل ستاره دیگری با فاصله چند هزار سال نوری عبور کرد. این ستاره ها دقیقا در یک راستا قرار نگرفتند، اما به اندازه کافی نزدیک همدیگر شدند که کوتوله سفید توانست ستاره پشتی را [به ظاهر] از سر راه خود کنار بزند.«تری اسوالت» یکی از منجمین «دانشگاه علوم فضایی امبری-ریدل» که نقشی در این اکتشاف نداشته اما دیروز مقاله ای کامل را در این رابطه در نشریه ساینس منتشر ساخته، می گوید:به نظر می رسید که کوتوله سفید، ستاره دیگر را به سمت مخالف می راند. البته واضح است چیزی که می دیدیم، حقیقت نداشت.ریزهمگرایی گرانشی بهترین راه برای اندازه گیری جرم ستاره هاستاخترشناسان از این فرصت استفاده کرده و با بهره گیری از حرکت ظاهری ستاره پشتی، توانستند جرم کوتوله سفید را بر اساس روشی جدید و ابداعی اندازه بگیرند و جزئیات آن را در قالب مقاله ای در نشریه ساینس منتشر سازند. در این مقاله عنوان شده که چنین سنجش هایی در آینده بیشتر انجام می شوند. حال که دانشمندان روش جستجو و مشاهده رخدادهای لنزینگ را فرا گرفته اند، موارد بیشتری را با استفاده از تلسکوپ های زمینی و فضایی رصد خواهند کرد. «کایلاش ساهو» از محققین مؤسسه علوم تلسکوپ فضایی که مدیریت عملیات اکتشافی فوق را بر عهده داشته می گوید:این واقعه، حوزه جدیدی را پیش روی ما باز می کند. هیچکس تا به امروز چنین روشی را به کار نگرفته و تکنیک نوینی محسوب می شود. با این رویکرد می توانیم جرم ستاره ها را به دقت اندازه بگیریم.میکرولنزینگ یکی از اثرات متعددیست که در زمان عبور یک جسم بزرگ از جلوی جسم درخشان دیگر به وجود می آید. پیش از این حتی کهکشان های بزرگی را نیز دیده ایم که نور کهکشان های دیگر را منحرف می سازند. گاهی اوقات جسم مقابل نور منبع پشتی را چندپاره می کند و چهار تصویر مختلف را به وجود می آورد که به آن «صلیب اینشتین» می گویند.ریزهمگرایی یا میکرولنزینگ نوع خاصی از این پدیده است. در این حالت، ستاره ای که پشت جسم کلان جرم دیگری حرکت می کند، برجسته و درخشنده تر از حالت عادی می شود. طی 20 سال گذشته از این پدیده برای جستجوی اگزوپلنت ها و ماده تاریک استفاده شده، چون در این حالت اجسام دوردست به صورت م ...

ادامه مطلب  

عکس جشن صعود به جام جهانی/ شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ +گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید... گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید...توضیح؛ برخی از تصاویر از اینستاگرام و سایر رسانه های مجازی جمع آوری شده است. عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ ...

ادامه مطلب  

نکته جالب درباره آلبرت اینشتین که تا به حال احتمالا از آن ها خبر نداشته اید  

درخواست حذف این مطلب
در طول تاریخ زندگی بشر دانشمندان و نوابغ زیادی وجود داشته اند. اگر تلاش های کسانی مانند آیزاک نیوتن و ابو علی سینا نبود ما نمی توانستیم آسایش و رفاه امروزی را داشته باشیم. دانشمندان تا به حال دستاوردهای بسیاری مانند اختراع تلفن سفر به فضا و اختراع کامپیوتر را برای ما به ارمغان آورده اند. ما در گذشته مدیون افرادی مانند نیوتون بوده ایم و امروز نیز به کسانی مانند آلبرت اینشتین افتخار می کنیم. آلبرت اینشتین دانشمند آلمانی با نظریات و تئوری های حیرت انگیز و جنجالی خود مانند تئوری نسبیت انقلابی در عرصه علم ایجاد کرد و توانست بشر را بیش از پیش به اه ...

ادامه مطلب  

دانشمندان به زودی پاسخی برای نظریه گرانش اینشتین ارائه می دهند  

درخواست حذف این مطلب
ستاره شناسان به زودی یکی از نظریه های جنجالی آلبرت اینشتین را که حدود یک قرن پیش مطرح شده است آزمایش خواهند کرد.آلبرت اینشتین یک قرن پیش در مورد عاملی که باعث انبساط شتاب دار جهان می شود ایده ای مطرح کرد که هنوز هم جای سؤال دارد. حال ستاره شناسان می خواهند با استفاده از فناوری های پیشرفته به این معما پایان دهند و یک پاسخ قانع کننده برای آن بیابند. پژوهشگران مدت زیادی است که سعی دارند بفهمند چه چیزی باعث انبساط شتاب دار جهان می شود. اکنون دانشمندان به کمک محاسبات انجام شده می خواهند بدانند که آیا انرژی تاریک (در نظریه ی نسبیت عام ...

ادامه مطلب  

عکس: شب قدر در تهران/ عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: شب قدر در تهران| دیشب مراسم شب قدر در امامزاده ها، مساجد، حسینیه ها و اماکن متبرکه تهران برگزار شد. مردم تهران همزمان و هماهنگ با سایر مردم کشور، مراسم احیای شب قدر را به جا آوردند. عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر را در ادامه مشاهده کنید... عکس: شب قدر در تهران| دیشب مراسم شب قدر در امامزاده ها، مساجد، حسینیه ها و اماکن متبرکه تهران برگزار شد. مردم تهران همزمان و هماهنگ با سایر مردم کشور، مراسم احیای شب قدر را به جا آوردند. عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر را در ادامه مشاهده کنید... عکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهر ...

ادامه مطلب  

عکس نوشته محرم | عکس محرم برای پروفایل | محرم؛ عکس های جدید  

درخواست حذف این مطلب
عکس نوشته محرم | عکس محرم برای پروفایل | محرم؛ عکس های جدید | دنبال بهترین عکس محرم برای پروفایل خود می گردید؟! ما هر روز چند مجموعه عکس پروفایل محرم برای شما آماده می کنیم. بهترین و جدیدترین عکس های پروفایل ماه محرم را در آفتاب ببینید! عکس نوشته محرم و عکس پروفایل محرم خود را به روز کنید...بیشتر ببینید: عکس: محرم .بیشتر ببینید: پروفایل محرم .بیشتر ببینید: عکس پروفایل ماه محرم .بیشتر ببینید: گالری عکس های پروفایل م ...

ادامه مطلب  

عکس محرم 96 | عکس نوشته و عکس پروفایل محرم | محرم 96 +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس محرم | عکس نوشته و عکس پروفایل محرم | ماه محرم نزدیک است، بوی محرم را می شنوید؟ برای عکس پروفایل، عکس نوشته محرم «عکس محرم»، از مجموعه «عکس پروفایل محرم» 96 بازدید کنید. در آفتاب هر روز جدیدترین عکس های محرم و عزاداری سیدالشهداء را ببینید...ببینید: «عکس پروفایل محرم» .ببینید: عکس پروفایل برای محرم .بشنوید: مداحی محرم 96 (شهید حججی)بخوانید: «عکس: محرم» |عکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محر ...

ادامه مطلب  

عکس پروفایل عید فطر | پروفایل و عکس نوشته عید فطر +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس عید فطر | در آستانه ی عید فطر کوشیدیم بهترین عکس پروفایل عید فطر و عکس نوشته عید فطر را در مجموعه ای با کیفیت و چشمگیر به شما کاربران عزیزارائه کنیم. امید آن است که در این روزهای مبارک عید فطر، بتوانید در پروفایل تلگرام و اینستاگرام خود از این مجموعه عکس عید فطر استفاده کنید. ع ...

ادامه مطلب  

عکس: عباس بن علی (ع) | عکس نوشته و عکس پروفایل: ابوالفضل العباس (ع) | پروفایل تاسوعا  

درخواست حذف این مطلب
عکس: عباس بن علی (ع) | عکس نوشته و عکس پروفایل: ابوالفضل العباس (ع) | پروفایل تاسوعا || روز تاسوعا در میان روزهای ماه محرم، به نام حضرت ابوالفضل العباس نامگذاری شده است، به همین جهت بسیاری از مردم عزادار در شب و روز تاسوعا از عکس نوشته هایی درباره حضرت ابوالفضل العباس (ع) استفاده می کنند. در ادامه مجموعه عکس نوشته حضرت عباس و چند عکس پروفایل درباره عباس بن علی (ع) را مشاهده می کنید...بیشتر ببینید: عکس پروفایل محرم | جدید!بیشتر ببینید: عکس: محرم .بیشتر ببینید: پروفایل محرم .بیش ...

ادامه مطلب  

عکس: آتنا | عکس های دیده نشده از آتنا و خواهرش آسنا | عکس تولد آتنا | عکس پدر و مادر آتنا اصلانی  

درخواست حذف این مطلب
عکس: آتنا | عکس های دیده نشده از آتنا و خواهرش آسنا، عکس های تولد آتنا، پدر و مادر آتنا اصلانی و... این مجموعه عکس های دیده نشده از آتنا اصلانی را روزنامه شرق در شماره امروز خود منتشر کرده است...بیشتر بخوانید: جزئیات جدید قتل آتنا اصلانیببینید: فیلم ماجرای آتنا دختر پارس آبادیآتنا و آسنا خواهرشآتنا و آسنا خواهرشعکس: بازی آتنا و آسنا در خانه!عکس: آسنا خواهر آتنا که 4 ساله است و دلتنگ آتناعکس مادر آتنا بر مزار دخترشعکس: پدر آتنا اصلانی ...

ادامه مطلب  

بزرگ ترین اشتباه اینشتین - زومیت  

درخواست حذف این مطلب
هیچ کس در مورد اینکه اینشتین یکی از بزرگ ترین نوابغ علمی تاریخ است تردیدی ندارد اما حتی او هم اشتباهات علمی داشته است. یک صد سال پیش آلبرت اینشتین مقاله ای با عنوان «ملاحظات کیهانی در نظریه ی نسبیت عام» به آکادمی علوم برلین ارائه کرد. این مقاله در فوریه در نشریه ی آکادمی منتشر شد که زیربنای مدل جهانی امروزی بیگ بنگ (مه بانگ) را پایه ریزی کرد. تنها یک سال قبل از آن اینشتین شاهکار بزرگ خود را کامل کرده بود که یک تئوری جدید در مورد گرانش فضا و زمان بود و به عنوان تئوری نسبیت عام شناخته می شد. یکی از اصول اساسی تئوری جدید این بود که فضا و ...

ادامه مطلب  

عکس: «غدیر» | عکس پروفایل عید غدیر | علی (ع)؛ عکس نوشته  

درخواست حذف این مطلب
عکس: علی (ع) و غدیر | عکس پروفایل غدیر خم | تبریک عید غدیر! | عید غدیر خم، عید ولایت نزدیک است. روزی که به امر خدا، نبی خدا (ص) دست ولی خدا را بالا برد، تا صراط مستقیم را به بندگان خدا نشان دهد. عید غدیر بر همه مبارک! در ادامه چند عکس نوشته درباره امام علی (ع) و عید غدیر خم آمده است. در روز غدیر، پروفایل خود را غدیری کنید!بیشتر ببینید: عکس: عید غدیر خم ...

ادامه مطلب  

متعادل شدن قیمت مرغ  

درخواست حذف این مطلب
رئیس اتاق اصناف اعلام کرد که بازار محصولات مختلف در ایام نوروز متعادل و مناسب بوده است اما در برخی موارد مانند گوشت مرغ که با افزایش قیمت مواجه بودیم با گرانفروشان برخورد شد.به گزارش صبحانه علی فاضلی اظهار کرد: تلاش اتاق اصناف و بازرسان آن در شب عید و ایام نوروز این بود که بازار آرامی برای مردم وجود داشته باشد که در این زمینه امسال شرایط بهتری نسبت به سال گذشته وجود داشت و مردم بخش اعظمی از نیازمندی هایشان را با قیمت های مناسب تامین کردند می توان به بازار آجیل و خشکبار و پوشاک اشاره کرد.وی افزود: برخی محصولات مانند گوشت مرغ و میوه مشکلاتی داشتند ...

ادامه مطلب