مشروح سخنرانی دبیر کل حزب الله لبنان به مناسبت روز قدس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صدا و سیما به نقل از تلویزیون المنار، دبیر کل حزب الله لبنان تاکید کرد: رژیم سعودی ناتوان و ترسوتر از آن است که به جمهوری اسلامی ایران حمله کند. سید حسن نصرالله در سخنرانی خود به مناسبت روز جهانی قدس به عنوان مقدمه ای درباره پیشینه روز قدس گفت: پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و به برکت فداکاری های گسترده ملت عزیز ایران و برپایی نظام جمهوری اسلامی در ایران، امام خمینی(ره) آخرین روز جمعه ماه مبارک رمضان را به عنوان روز جهانی قدس انتخاب کرد. این روز یک روز ایرانی یا عربی برای قدس نیست بلکه این روز را روز جهانی قدس اعلام کرد. انتخاب این روز بر اساس یک حکمت روشن در ماه خداوند بوده است، ماهی که روزها و شبهای آن بهترین روزها و شبهاست و ساعات آن بهترین ساعات بوده و روز جمعه نیز بهترین روز هفته است. طبیعی است که ده روز و شب آخر ماه مبارک رمضان نیز از ارزش بالایی برخوردار است. آخرین روز جمعه ماه مبارک رمضان بهترین روزی بوده که امام خمینی(ره) آن را انتخاب کرده است تا روز جهانی برای بزرگ ترین و مقدس ترین آرمان باشد و امروز بشریت و امت اسلامی و نه فقط ملت فلسطین مسئول حفظ این آرمان است. از زمان اعلام انتخاب این روز، این روز در مراسم و جشنواره ها، تظاهرات، راهپیمایی ها، کنفرانس ها، نشست ها و همه نوع فعالیت های رسانه ای، مردمی و سیاسی گرامی داشته می شود تا هر سال پیام روشنی داده شود.وی افزود: پس از وفات امام خمینی(ره)، امام خامنه ای بر این خط و احیای این روز و این مسئولیت تاکید کردند. بنابراین از سال 1979 سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا امروز روز جهانی قدس گرامی داشته می شود و شکر خدا بر عظمت و اهمیت این روز در کشوهای مختلف جهان افزوده و از قاره ای به قاره دیگر منتقل می شود و احیای این روز به یک کشور و گروه مشخصی محدود نیست و این همان خواسته ما بوده است. روزی خواهد آمد که مردم خواهند دید که در روز قدس همه مردم جهان تظاهرات کرده و با از بین رفتن موانع تعهدات خود را بیان می کنند. ای برادران و خواهران، روز قدس در سال جاری همزمان با پنجاهمین سالگرد حادثه تاسف بار و اندوهبار اقدام صهیونیست ها در اشغال قدس است. اسرائیلی ها دیروز سیطره خود را بر قدس جشن گرفته بودند. من می خواهم تاکید بیشتری درباره اصل این مناسبت داشته باشم و به شماری از موضوعات بسنده و به سرعت عبور می کنم چرا که همه ما تحولات را دنبال می کنیم و نتیجه گیری و تحلیل و موضع مناسب را اعلام می کنیم.دبیر کل حزب الله افزود: منطقه ما از هفت سال گذشته وارد مرحله کاملا متفاوتی شده که یک نقطه عطف تاریخی، دشوار، خونبار و اندوهبار و دردآور است و در این مرحله خطرات و چالش ها و تهدیدات زیادی وجود دارد و در برابر شاهد عزم و اراده قوی، فداکاری ها، مقاومت و دستاوردهای گسترده ای هستیم. شکی در این نیست آنچه را که امروز در منطقه ما در جریان بوده به ویژه تحرکات مردمی در شمار زیادی از کشورهای عربی یک تحرک مردمی اصیل، صادق و ملی است و این تحرکات بر اساس توطئه و طرح های خارجی نیست. متاسفانه به دلیل این که این تحرکات از چارچوب قوی و رهبران حکیم برخوردار نبوده و همچنین همکاری لازم و انسجام ملی در کشورهای مختلف وجود نداشته است و همچنین به دلیل قدرت آمریکا و ابزارهای منطقه ای این کشور، تلاش های زیادی برای مهار این تحرکات مردمی صورت گرفت و منطقه به سوی شرایط کنونی برای محقق کردن اهداف مختلف سوق داده شد. یکی از این اهداف همان بازتولید سیطره و سلطه قدرت های استکباری بر کشورها و منابع، نفت، گاز، پول و تصمیم گیری های ما بوده است. نابود کردن مسئله فلسطین و تلاش برای حصول راه حل مشخص میان رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی و اسلامی به زیان حقوق و منافع فلسطین از دیگر اهداف بوده است. یکی از مهم ترین اهداف اصلی حوادث بزرگ و جنگ در منطقه ما از سوریه تا عراق، یمن، لیبی و کشورهای دیگر برای فراهم کردن شرایط لازم سیاسی، مردمی و عملی و احساسی جهت ایجاد راه حلی بوده که به سود دشمن اسرائیلی و شروط این رژیم و به زیان ملت فلسطین است. محور مقاومت از کشورها و جنبش ها و ملت ها در طول سالهای گذشته تلاش کردند این هدف اصلی و بزرگ را در منطقه به شکست بکشانند و تلاش های این محور همچنان ادامه دارد. دبیر کل حزب الله لبنان گفت: این هدف از گذشته وجود داشته است ولی در هر مرحله و شرایط گام ها و ابزارها و ادبیات و شیوه های مشخصی دارد و ما در سالهای گذشته با این وضع روبرو بوده این و همچنان با آن روبرو هستیم. در این مرحله شاهد آن هستیم که ملت فلسطین در داخل و خارج از فلسطین با فشارها و مشکلات گسترده ای روبرو شده و این مشکلات در داخل فلسطین بیشتر است به طوری که فلسطینیان با محاصره، گرسنگی، قطع برق، تعطیلی بیمارستان ها، بازداشت ها، زندانی شدن و کشتار روبرو هستند. نظامیان صهیونیست ها هر دختر و پسر فلسطین را به محض مشکوک شدن هدف قرار می دهند و ادعا می کنند این جوان به دنبال عملیات بوده است. اسرائیلی ها ارتباط مناطق مختلف کرانه باختری رود اردن را از یکدیگر قطع کرده اند و شهرک سازی با قدرت ادامه دارد و یهودی سازی در اراضی فلسطینی به ویژه در قدس در جریان است و مردم فلسطین با اوضاع معیشتی دشواری روبرو هستند، خانه ها و اراضی کشاورزی تخریب می شود و هیچ چشم انداز سیاسی در برابر فلسطینیان وجود ندارد و تحولات کشورهای منطقه و جهان فشارهای روانی عظیمی را علیه فلسطینیان اعمال می کند و اسرائیلی ها از این وضع در هر مناسبتی سوء استفاده می کنند.وی افزود: هدف اصلی اسرائیلی ها ناامید کردن ملت فلسطین و رهبران فلسطینی بوده است تا فلسطینیان به هر چیزی حتی بی ارزش راضی شوند و برای آنان این مسئله القاء می شود که هیچ گزینه و راه حل و چشم انداز و امیدی وجود ندارد. مسئله قابل توجه برای من در چند هفته پیش این بود که تظاهراتی در شهر الخلیل برگزار شد و یکی از اسرائیلی ها خطاب به فسلطینیان به زبان عربی می گفت که اعراب کجا هستند شما را رها کرده و فروخته اند. این گونه سخنان بخشی از جنگ روانی موجود علیه فلسطینیان است.دبیر کل حزب الله لبنان با بیان این که ایران حامی اصلی فلسطین و جنبش های مقاومت در منطقه است افزود: ایران با مجازات های اقتصادی و فشارهای سیاسی و توطئه هایی برای منزوی کردن این کشور روبروست. این توطئه ها در گذشته شکست خورد و امروز پس از نشست ریاض تلاش هایی علیه ایران وجود دارد. شعار این کنفرانس بر اساس دو سخنرانی ترامپ و سلمان منزوی کردن ایران و تبدیل کردن این کشور به دشمن به جای اسرائیل و تضعیف قدرت ایران در خلال جنگ های منطقه و منتقل کردن نبرد به داخل این کشور از طریق گروه های تکفیری است. ولیعهد جدید عربستان سعودی زمانی که جانشین ولیعهد بود تهدید کرده بود جنگ را به داخل ایران می کشاند. منظور وی استفاده از گروه های تروریستی و تکفیری و وهابی در هدف قرار دادن ایران است. در چند روز اخیر تحلیل هایی درباره احتمال جنگ عربستان و ایران مطرح شده است. من می گویم رژیم سعودی ضعیف تر، ناتوان تر و ترسوتر از آن است که جنگی را علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کند. بنابراین تلاش ها برای اعمال فشار علیه ایران و منزوی کردن این کشور ادامه دارد. ایران حامی بزرگ محور مقاومت است.دبیر کل حزب الله لبنان تاکید کرد: داعش و گروه های تروریستی ساخته و پرداخته آمریکا هستند. سید حسن نصرالله افزود: مسئله دیگر درباره سوریه است. سوریه کشوری اساسی در محور مقاومت است. از ویژگی های سوریه این بوده که خط مقدم و جبهه ای بوده که با دشمن صهیونیستی مرز دارد و بخشی از اراضی این کشور اشغال شده و حامی اساسی جنبش های مقاومت در لبنان و فلسطین است. این کشور از این گروه ها حمایت کرده است و همچنان با وجود مشکلات به حمایت از این گروه ها ادامه می دهد. سوریه مانع بزرگی برای حاصل شدن هر گونه سازش عربی فراگیر در گذشته بوده و در شرایط کنونی نیز چنین است. بدون سوریه نمی توان به توافق صلح عربی کامل با اسرائیل رسید. سوریه مانع بزرگی در برابر هر گونه سازش عربی به زیان منافع عربی به ویژه فلسطینی است. در سالهای گذشته تلاش های زیادی برای سرنگون کردن نظام سیاسی سوریه و از بین بردن ارتش و منابع این کشور داشتند تا سوریه ای ضعیف تشکیل شود که مسئولان متزلزلی داشته باشد و تسلیم آمریکا و کشورهای منطقه نظیر عربستان، قطر،ترکیه و امارات شوند. برای رسیدن به این هدف از گروه های تکفیری استفاده کردند. این گروهک تکفیری صهیونیستی داعش و جبهه النصره را به سوریه وارد نکردند تا این گروه ها بر سوریه حکومت کنند.وی گفت: همسویی منافع میان آمریکا و کشورهای منطقه با داعش و النصره وجود دارد. آمریکا، عربستان سعودی و کشورهای دیگر گروه های داعش و جبهه النصره را به سوریه وارد کردند تا نظام این کشور را سرنگون و ارتش سوریه را تخریب و کل این کشور را نابود کنند تا در نهایت زمینه برای نابودی داعش و النصره فراهم شود و سوریه تحویل افرادی داده شد که به اصطلاح میانه روی عربی مشهور بوده، افرادی که ضعیف و ذلیل هستند. سید حسن نصرالله در ادامه گفت: مسئله دیگر درباره جنبش های مقاومت در لبنان و فلسطین است. همیشه این جنبش ها در سالهای گذشته با تهدیدات جنگی روبرو و شماری از اعضای ارشد این جنبش ها ترور شده اند و تلاش هایی برای مخدوش نشان دادن وجهه این گروه ها صورت و این گروه ها به تروریسم متهم شده اند. در نشست ریاض شاهد آن بودیم که پنجاه رئیس کشور عربی و اسلامی در کنار ترامپ ایستادند و وی دو جنبش مقاومت را در لبنان و فلسطین متهم به تروریسم کرد و جهان نیز در برابر این اتهام زنی ها سکوت ذلت باری داشته است. محیط طرفدار گروه های مقاومت را هدف قرار می دهند و تلاش هایی برای قطع منابع کمک گروه ها و جنبش های مقاومت آغاز شده است و این جنبش را در همه نقاط جهان تحت پیگرد قرار داده اند تا این جنبش ها ضعیف و فروپاشیده شوند. این گونه اقدامات و حملات نشان می دهد که فلسطین را به عنوان موضوع اصلی هدف قرار داده اند.وی افزود: ما اهداف دیگر نظیر سلطه، نفت، گاز و سیطره بر تصمیم گیری و حاکمیت را رد نمی کنیم بلکه به یکی از اهداف اصلی دشمنان در منطقه اشاره کردیم. ما در هر نبردی که در شرایط کنونی حضور داریم برای مقابله با این هدف اصلی دشمن است. زمانی که حزب الله در سوریه شهید و زخمی و اسیر می دهد و چنین فداکاری هایی دارد برای مقابله با این هدف دشمن است. مسئله دیگر درباره عراق است. پس از این که این کشور اراده سیاسی روشنی از خود از طریق انتخابات متعدد و شکل گیری دولت های پی در پی نشان داد که اراده سیاسی روشنی دارد و بخشی از روند سیاسی آمریکا و عربی برای نابودی مسئله فلسطین نیست. همچنین پس از روشن شدن اراده سیاسی در عراق شاهد آن هستیم که جریان های مردمی و جهادی قوی در این کشور شکل گرفت. در این کشور فرهنگ و روحیه مقاومت وجود دارد و مردم این کشور آمادگی قوی در حمایت از جنبش های مقاومت در رویارویی با اسرائیل دارند و به این دلیل داعش را به عراق اعزام کردند. ای برادران و خواهران این مسئله را فراموش نکنید که داعش ساخته و پرداخته آمریکاست و سعودی ها و دیگر کشورهای عرب خلیج(فارس) از این گروه حمایت مالی می کنند و ترکیه نیز برای فعالیت این گروه تسهیلاتی ایجاد کرده است. ما درباره کشور اصلی که داعش را ساخته است، سخن می گوییم.رئیس جمهور فعلی آمریکا یک سال پیش در مبارزات انتخاباتی خود در سخنرانی های خود می گفت دولت اوباما و کلینتون داعش را درست کردند و سعودی ها و کشورهای دیگر از این گروه با تصمیم واشنگتن حمایت مالی کردند و اقدام ترکیه در دادن تسهیلات به داعش بر اساس تصمیم آمریکا بوده است. دبیر کل حزب الله لبنان افزود: داعش را به میان مردم عراق اعزام کردند و امیدوار بودند که این گروه می تواند دولت عراق و نظام سیاسی جدید این کشور و ملت و اراده مردم عراق را سرنگون کند و پس از این وضع عراق یا با گزینه تجزیه روبرو می شد یا این که آمریکایی ها به عراق باز می گشتند تا این کشور را از داعش بازپس گیرند و در این مرحله حکامی برای عراق به دور از هر گونه انتخاب و نظر مردم عراق تعیین می کردند. بنابراین عراق نیز هدف این حملات قرار گرفته است چرا که راضی نشد بخشی از روند سیاسی آمریکا برای از بین بردن مسئله فلسطین باشد.وی همچنین درباره تحولات یمن گفت: دلایل زیادی درباره جنگ علیه یمن وجود دارد که می توان به سیطره بر یمن و به بردگی کشیدن این کشور اشاره کرد. از مهم ترین دلایل جنگ علیه یمن از بین بردن آرمان ملت فلسطین است. همه طرف های کنونی در یمن به ویژه انصارالله تاکید کردند که به دنبال قدرت و سیطره در یمن نیستند و به دنبال تشکیل دولت فراگیر و مشخصا دولت وحدت ملی در این کشور با حضور همه طرف ها هستند ولی عربستان سعودی و آمریکا حاضر به پذیرش جریان های مردمی، اسلامی و ملی و ریشه دار در یمن نیستند،جریان هایی که موضع ثابت و اصولی درباره نبرد با دشمن اسرائیلی دارند.وی گفت: این جنگ را علیه یمن به راه انداختند، یمنی که مشرف بر دریای سرخ و تنگه باب المندب است. یمن از جایگاه راهبردی حساسی برخوردار است و این جایگاه ارتباط مستقیمی به منافع آمریکا و اسرائیل در منطقه دارد. این جنگ را علیه ملت یمن به راه انداخته اند چرا که این ملت در کنار فلسطین ایستاده است. از برادران فلسطینی نیز می خواهم به این مسئله توجه داشته باشند که این، دلیل اصلی جنگ علیه یمن است. بنابراین این جنگ را در یمن به راه انداخته اند تا نیروها و جریان هایی که به نبرد با اسرائیل باور دارند، ریشه کن کنند. این طرف ها هرگز نمی توانند به مانند افرادی باشند که برای راضی کردن ترامپ و به دست آوردن قدرت، فلسطین را فروخته اند و قدس را به اسرائیل واگذار کرده اند. یمن به دلیل این موضع خود با جنگ روبرو شد و همچنان مردم این کشور در این نبرد حضور دارند.وی با بیان این که مسئله دیگر درباره تضعیف همه کشورهای عربی و اسلامی در منطقه است افزود: پس از این که تحرکات مردمی در کشورهای عربی و اسلامی آغاز شد بجای این که با این تحرکات تعامل داشته باشند و خواسته های مردم را محقق کنند به بحرانی کردن کشورها و درگیری ها روی آوردند. دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه افزود: امروز شاهد جنگ داخلی در لیبی هستیم و سرکوبگری های شدید در بحرین وجود دارد و رهبر مظلوم و حکیم این ملت محاصره شده است و بازداشت و زندانی کردن مردم در بحرین ادامه دارد. سرکوبگری های شدیدی در مناطق شرقی عربستان و مشخصا در شهر عوامیه وجود دارد. این وضع را در بیشتر کشورهای مختلف عربی و اسلامی شاهد هستیم و مردم این کشورها با درگیری ها و مشکلات زیادی روبرو هستند. هدف از این درگیری ها این است که ملت های عربی و اسلامی و دولت ها تضعیف شوند و مردم به اوضاع خود مشغول باشند و دل نگرانی آنان غذا، بازداشتی ها و زندانی ها و کار و برق باشد و دیگر فلسطین مورد توجه نباشد و در نهایت این مسئله القاء شود که همه ما خسته شده ایم و هیچ چشم اندازی برای فلسطین وجود ندارد و باید دولت های عربی و اسلامی فلسطین را رها کنند.وی تاکید کرد: حمایت قدرتمندانه ایران از محور مقاومت در منطقه ادامه خواهد یافت.سید حسن نصرالله در ادامه گفت: در نهایت امر این ملت فلسطین بوده که هدف اصلی تحولات و تحرکات منطقه است و می خواهند مردم فلسطین را نا امید کنند. بنابراین می خواهند ملت فلسطین نا امید و تسلیم شود و از سرزمین، حقوق و مقدسات خود چشم پوشی کند و به این دلیل فشارهای اصلی علیه ملت فلسطین وجود دارد.وی افزود: در چند روز گذشته کنفرانس سالانه هرتزیلیا برگزار شده است که در آن مقامات سیاسی، امنیتی و نظامی اسرائیل و کشورهای دیگر حضور می یابند و درباره موضوعات راهبردی سخن می گویند. در چند روز گذشته مقامات سیاسی، نظامی و امنیتی اسرائیل درباره این مسئله اجماع نظر داشتند که در مسئله فلسطین هیچ مشکلی وجود ندارد و صحبت از فلسطین فقط درباره غزه است. اسرائیلی ها می گویند قدس پایتخت ابدی اسرائیل است. لیبرمن گفته است که حتی نباید یک چهارم آوارگان فلسطینی به فلسطین بازگردند. بنابراین مسئله بازگشت آوارگان مطرح نیست. همچنین اسرائیلی ها می گویند مرزهای اردن و بخشی از کرانه باختری رود اردن متعلق به اسرائیل است. این رژیم سطح خواسته های خود را بالا برده است. اسرائیلی ها می گویند آنچه را ایهود اولمرت داده بالاترین سطح عقب نشینی اسرائیل است و این رژیم حاضر نیست بیش از اولمرت امتیاز بدهد.دبیر کل حزب الله لبنان افزود: اسرائیلی ها می گویند دیگر هیچ کابینه ای در این رژیم وجود ندارد که امتیازاتی به مانند امتیازات اولمرت بدهد. اسرائیلی ها می گویند اوضاع منطقه تغییر کرده است. در حال حاضر مسئله مهم و بسیار حساسی مطرح است و همه علما، نخبگان، روشنفکران، احزاب سیاسی و ملت های عربی و اسلامی در این زمینه مسئولیت هایی دارند، مقامات اسرائیلی به ویژه لیبرمن وزیر جنگ این رژیم در این کنفرانس گفته است که در گذشته این ایده مطرح بود که با فلسطینیان به صلح برسیم و سپس روابط سیاسی و اقتصادی با کشورهای عربی برقرار شود. لیبرمن گفته این ترتیبات و سازوکار پایان یافته است. امروز اسرائیلی ها می گویند که باید در درجه نخست روابط دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهای عربی برقرار و روابط این رژیم با این کشورها عادی شود و سپس اسرائیل و کشورهای عربی و فلسطینیان درباره شیوه های رسیدن به سازش گفتگو خواهند کرد تا چه چیز بی ارزشی باقی مانده است که به فلسطینیان بدهند. این موضع اسرائیلی ها تحول بسیار مهمی است. مذاکره کننده فلسطینی مهم ترین کارتی که داشت درباره عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی بود و برای این که این رژیم به این هدف برسد باید با فلسطینیان به صلح برسد و سپس کشورهای عربی نیز اسرائیل را به رسمیت خواهند شناخت و روابط کاملی با این رژیم برقرار خواهند کرد. امروز اوضاع تغییر کرده است به طوری که اسرائیل می گوید باید اول همه امتیازات را بدهید و سپس ببینیم که چگونه می توانیم با فلسطینیان به صلح برسیم.وی در ادامه گفت: این موضع اسرائیلی ها، تحول به شدت خطرناک است. امروز اسرائیل با هر گونه مذاکره با فلسطینیان مخالف است چرا که امروز اسرائیل با وضع جدیدی روبرو بوده و امیدهای بزرگی برای این رژیم شکل گرفته است به طوری که کشورهای عربی در گذشته از تماس و گفتگو با اسرائیلی ها و تفاهم با این رژیم خودداری می کردند ولی امروز کشورهای عربی آماده هستند. اسرائیلی ها می گویند در صورتی که می توانیم بدون این که امتیازی به فلسطینیان بدهیم به همه خواسته های خود برسیم پس به چه دلیل باید به فلسطینیان امتیاز بدهیم. بنابراین اسرائیلی ها این گونه روی جنگ ها و نبردها و ابزارهای خود محاسبه می کنند. در بخش دیگری از این تحولات به این مسئله اشاره کنم که باید جهان درک کند که دو محور وجود دارد. در محور نخست، آمریکا، اسرائیل و شماری از کشورهای عربی و اسلامی حضور دارند که به دنبال نابودی مسئله فلسطین هستند و در محور دوم که همان محور مقاومت است از مسئله، حقوق فلسطینیان و استقلال و حاکمیت ملت های منطقه دفاع می کند. من به افرادی که می گویند بی طرف هستند، کاری ندارم ولی اصل بر این است که این دو محور در رویارویی با یکدیگر قرار دارند.سید حسن نصرالله خاطر نشان کرد، آمریکایی ها و متحدان این کشور بر این باور بودند که محور مقاومت به دلیل حملات گسترده و جنگ بین المللی با استفاده از بدترین ابزارها و اقدامات به سرعت فرو می پاشد. اولین دستاوردی که در محور مقاومت از فلسطین تا لبنان،سوریه، عراق، ایران،یمن، بحرین و اماکن دیگر حاصل شده همان مقاومت، فرونپاشیدن و تسلیم نشدن و صحنه را ترک نکردن و عمل به مسئولیت بوده و محور مقاومت برای رسیدن به این دستاورد فداکاری های گسترده ای داشته است. این محور در طول شش سال گذشته مقاومت کرده است و ما امروز در سال هفتم هستیم. وی همچنین تاکید کرد: این مقاومت همه را غافلگیر کرده است. مقاومت سوریه، عراق، رزمندگان و ملت یمن و ایران مراکز تصمیم گیری را در جهان غافلگیر کرده است. این مراکز این نبردها را در منطقه اداره می کنند. امروز در محور مقاومت با اهداف دشمنان مقابله و تلاش می شود مسئله فلسطین به عنوان موضوع اصلی و منافع ملت های منطقه حفظ شود و بار دیگر منافع ملت ها در سیطره آمریکا قرار نگیرد. از دیگر دستاوردهای این محور این است که ایران منزوی نشده و در برابر تحریم ها مقاومت کرده و قدرت این کشور بیشتر شده است. ایران با تکیه بر توان داخلی خود، صنایع خود را در زمینه های مختلف به ویژه در حوزه های نظامی و هسته ای تقویت کرده است و قدرتمند ترین حضور را در منطقه و بیشترین تاثیر را در معادلات منطقه دارد. امروز طرف هایی وجود دارند که می خواهند از طریق اقدامات تروریستی با ایران مبارزه کنند. این طرف ها نظیر منافقین در ابتدای انقلاب چنین رفتارهای تروریستی نیز داشتند. ایران در تعامل با تروریسم تساهلی نخواهد داشت و برای ایران میان داعش و دیگر گروه های تکفیری و منافقین خلق هیچ تفاوتی وجود ندارد و این کشور با قدرت پاسخ می دهد و چنین نیز کرده است. سید حسن نصرالله افزود: نبرد با ایران از طریق اقدامات تروریستی یک نبرد شکست خورده است و هیچ نتیجه ای برای دشمنان این کشور نخواهد داشت و تنها به سود ایران خواهد بود. حتی می توان گفت که حملات تروریستی اخیر در تهران نتایج وارونه ای برای دشمنان داشته است. اگر قبل از این حمله در تهران، افرادی بودند که حضور ایران را در سوریه بی فایده می دانستند دیگر چنین باوری ندارند. در صورتی که برخی ها در موضع ایران در دفاع از جنبش های مقاومت و مقابله با محور دیگر شک و تردید داشتند دیگر چنین شکی ندارند. ایران پس از این حملات حضور پررنگ تر و قوی تری خواهد داشت و این موضع را از طریق حملات موشکی مهم به اهداف داعش در استان دیرالزور نشان داد. حملات موشکی به معنای عبور از همه خطوط قرمز بوده است و برای ایران اهمیتی نداشت که آمریکایی ها و غیره چه می گویند. حملات موشکی ایران با دقت به اهداف خود اصابت کرد و تروریست ...

ادامه مطلب  

گابریل: بدون روسیه و ایران امکان حل بحران سوریه وجود ندارد  

درخواست حذف این مطلب
وزیر خارجه آلمان در نشست گروه 7 تاکید کرده که بدون حضور و نقش آفرینی ایران و روسیه امکان حصول به راه حل برای پایان بحران سوریه وجود ندارد. آنلاین :وزیر خارجه آلمان که برای شرکت در نشست گروه 7 به ایتالیا رفته از لزوم حضور روسیه و ایران و رایزنیها با این دو کشور برای حل بحران سوریه سخن گفته است.در حاشیه نشست وزرای خارجه گروه 7 در شهر «لوچا» ایتالیا و با حضور وزرای خارجه ترکیه عربستان سعودی و چند کشور دیگر عربی نشستی با محوریت سوریه ب ...

ادامه مطلب  

تولید فیلم «پالمیرا» محصول مشترک سوریه و روسیه  

درخواست حذف این مطلب
آندره سیگل تولیدکننده اصلی این پروژه از امضای موافقتنامه ساخت فیلم «پالمیرا» بین دو شرکت روسی «پرولاین مدیا» و شرکت «شقف» سوریه خبر داد. به گفته وی علاوه بر روسیه و سوریه لبنان فرانسه مقدونیه ایتالیا و چند کشور دیگر نیز در ساخت این فیلم مشارکت دارند. قرار است این فیلم برای دریافت یارانه دولتی از وزارت فرهنگ روسیه در مناقصه شرکت کند. ولادیمیر مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه در مراسم امضای این موافقتنامه گفت: ما خوشحالیم که شرکای سوری در فیلمبرداری شرکت دارند و مخاطبان این فیلم بین المللی هستند. وزیر فرهنگ روسیه ضمن اشاره به آخرین سفر خود به پال ...

ادامه مطلب  

تداوم برجام منهای امریکا، چگونه؟/ نگرانی هایی که باقی است  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: ************سراسیمگی نتانیاهو از ضرب شست جولانسعدالله زارعی در کیهان نوشت:«ضربه قاطع» به حساس ترین موقعیت های نظامی رژیم صهیونیستی پس از چند هفته که فرماندهان این رژیم وقوع آن را قطعی و عنقریب تلقی می کردند و برای ممانعت از آن همه ظرفیت های سیاسی، اطلاعاتی و نظامی خود را وارد کار کرده بودند، وارد شد و به انتظارها خاتمه داد. در این میان، ضربه آنقدر سنگین بود که «نتانیاهو» گمان کرد این همان حمله نهایی است که رهبران مقاومت از آن سخن گفته اند، از این رو سراسیمه متوجه مسکو، لندن، برن، پاریس و واشنگتن شد تا به هر قیمتی شده، جنگ را متوقف نمایند. اظهارات «لیبرمن» که جنگ طلب ترین چهره اسرائیلی به حساب می آید به عنوان «وزیر جنگ» در یک کنفرانس امنیتی- لحظاتی پس از پایان عملیات روز پنجشنبه جبهه مقاومت- عمق هراس و اضطراب اسرائیل را برملا کرد: «امیدوارم این فصل به پایان رسیده باشد» و سخنگوی ارتش اسرائیل هم ساعتی پس از پایان عملیات سنگین جبهه مقاومت گفت: «ما برای ت شدید اقدامات نظامی علیه ایران تلاش نمی کنیم».در خصوص جزئیات، ابعاد، جوانب و نتایج عملیات بزرگ پنجشنبه نکات زیادی وجود دارد از جمله:1- عملیات نظامی جبهه مقاومت علیه مواضع متعدد ارتش رژیم جعلی اسرائیل در شرایط هوشیاری کامل این ارتش صورت گرفته است. از زمان حمله دو جنگنده اسرائیلی به پایگاه هوایی تیفور که از جمله به شهادت هفت نفر از عناصر نیروی هوایی سپاه منجر شد، مقامات متعدد صهیونیستی بطور علنی گفته بودند پاسخ ایران به این اقدام را قطعی می دانند. از آن زمان تاکنون ارتش اسرائیل در حد فاصل حیفا تا نوار شمالی مرزی فلسطین شامل نهاریا، صفد و جولان در حالت آماده باش کامل قرار دارد. در این مدت مرخصی نظامیان و کلیه برنامه های جانبی فرماندهان لغو شده و چندین نوبت اقدام به پخش آژیر خطر و کشاندن نیروهای نظامی و مدنی این مناطق به پناهگاه ها کرده اند. این حساسیت تا آنجا بود که روز سه شنبه یعنی سه روز پیش از عملیات جبهه مقاومت در جولان، سخنرانی «گابی ایزنکوت» در کنفرانس هرتزلیا لغو شد. مدیر مؤسسه اسرائیلی هادسون دلیل آن را آماده باش کامل ارتش و همه فرماندهان آن دانسته است. علاوه بر این سیستم اطلاعاتی و نظامی اسرائیل در حد فاصل 19 فروردین ماه گذشته که عملیات علیه تیفور صورت گرفته است بطور مستمر در آسمان شمال فلسطین، جنوب لبنان و جنوب غربی سوریه مشغول گشت زنی و رصد بوده اند تا خلاءهای اطلاعاتی خود را پر کرده و با عملیات های پیشدستانه مانع اقدام انتقامی جبهه مقاومت شوند.با همه این حرف ها عملیات نظامی نسبتاً فراگیر روز پنجشنبه جبهه مقاومت، درست یک ماه پس از عملیات تجاوزکارانه اسرائیل به تیفور صورت گرفت بدون آنکه اسرائیل توانسته باشد زمان دقیق آن، نیروهای عمل کننده، نوع عملیات و نقاط هدف را شناسایی و اقدامات پیشگیرانه را به اجرا بگذارد. عملیات روز پنجشنبه با شدت تمام صورت گرفت و چند برابر مدت زمانی بود که ارتش اسرائیل با دو هواپیمای جنگی به تیفور حمله کرد و همچنین دو برابر مدت زمانی بود که آمریکایی ها در روز 25 فروردین سه نقطه سوریه را هدف گرفته بودند، به خود عملیات و شدت آن عجز اطلاعاتی ارتش اسرائیل را برملا کرده است چرا که اگر آن طور که تبلیغ می شود، اسرائیلی ها از توانمندی های واقعی بالایی برخوردار بودند، حمله روز پنجشنبه جولان اصلاً نباید صورت می گرفت و اگر سیستم اطلاعاتی ارتش اسرائیل توان رهگیری بالایی داشت این عملیات نباید دو ساعت به درازا می کشید. اسرائیل حتی حین عملیات جبهه مقاومت هم نتوانسته کار مؤثری انجام دهد و عملیات در طول زمانی که برای آن طراحی شده بود، استمرار یافت.2- از آن طرف ماجرا، جبهه مقاومت در طول این یک ماه اگرچه بطور مستمر در معرض چشم های جاسوسی و سیستم جمع آوری و تجزیه و تحلیل اطلاعات اسرائیل قرار داشته، توانسته است اهداف عملیاتی، نیروهای عمل کننده، موقعیت های فیزیکی عمل کننده، نوع و سطح آتش را محافظت کند و مانع دستیابی ارتش اسرائیل به اطلاعات واقعی و کارآمد شود. حفاظت اطلاعات نیروهای جبهه مقاومت در واقع توانسته است نه در میدانی محدود بلکه در میدانی وسیع، آن هم ناظر به عملیات آفندی، از نیروها و امکانات و اهداف عملیاتی آنان مراقبت نماید. این پیروزی بزرگ اطلاعاتی و حفاظت اطلاعاتی نیروهای مقاومت، قطعاً اعتماد به نفس فرماندهان و بدنه ارتش اسرائیل آسیب زده و آینده را در نزد آنان با ابهام زیاد مواجه کرده است و متقابلاً به فرماندهی و بدنه نیروهای مقاومت اعتماد به نفس زیادی داده و امید آنان به آینده را فزونی بخشیده است از این رو می توان گفت؛ عملیات روز پنجشنبه نشان داد که برخلاف تجربه جنگ های معروف اعراب و اسرائیل، دشمن امروز اسرائیل، یعنی جبهه مقاومت فن جنگیدن و غافلگیری ارتش اسرائیل را حتی در شرایطی که در هوشیاری و آماده باش کامل باشد، آموخته است و این از نظر نظامی آنقدر ارزش دارد که می توان گفت، کار ارتش اسرائیل تمام شده است.3- یکی از ابعاد شکست اسرائیل در عملیات روز پنج شنبه جولان، «شکست نظامی» است. مقامات اسرائیل بارها ادعا کرده اند که با سیستم پیشرفته پدافند هوایی خود- که به «گنبد آهنین» موسوم است - قادر به دفع حملات دشمنان خود می باشند. واقعیت این است که رژیم صهیونیستی از اواسط دهه 1360 سرمایه گذاری سنگینی روی سیستم دفاع خود کرده است تا جایی که در اواسط 2006 و در حین جنگ 33روزه اسرائیل علیه حزب الله، «ایهود اولمرت» نخست وزیروقت این رژیم اعلام کرد که اسرائیل دستکم ده میلیارد دلار را طی 15 سال صرف ایجاد گنبد آهنین برای حفاظت از شهر صنعتی «حیفا» نموده است. براین اساس با توجه به اینکه منطقه اشغالی جولان یا همان استان قنیطره بیش از حیفا در مظان و معرض تهاجم نظامی طرف مقابل رژیم اسرائیل قرار داشته، می توان به حجم سرمایه ای که از سوی اسرائیل صرف ایجاد سیستم دفاعی در جولان کرده، پی برد. عدم پاسخگویی این سامانه، خود یک شکست بزرگ نظامی برای ارتش به حساب می آید و لذا ساکنان تحت پوشش دولت اسرائیل، حق دارند از نتانیاهو و «گابی ایزنکوت» فرمانده ارتش بپرسند نتیجه این همه سرمایه گذاری نظامی چه بوده است.ارتش رژیم صهیونیستی می گوید بلافاصله پس از پایان عملیات روز پنجشنبه جبهه مقاومت 28 فروند f15 و f16 را به پرواز درآورده و به اهدافی در سوریه حمله کرده است. ارتش اسرائیل می گوید در جریان این عملیات همه زیرساخت های متعلق به سپاه پاسداران را در سوریه از جمله پایگاهی در شمال قنیطره را منهدم کرده است. 28 فروند هواپیمای جنگی و به پرواز درآوردنشان در جغرافیایی به مساحت حدود 150 کیلومترمربع باید نتایج مهمی را برای اسرائیل در پی آورده باشد این یعنی هر نقطه ای را می توانسته اند بمباران نمایند اما چرا عملیات تدافعی ارتش اسرائیل پس از تحمل شکست از مقاومت در جولان به نقاطی کم اهمیت بسنده شده است؟ کجاست مناطق منهدم شده متعلق به سپاه پاسداران؟ چرا ارتش اسرائیل آدرس آنها را اعلام نمی کند تا دیگران هم بدانند چیزی از سپاه و جبهه مقاومت در سوریه باقی نمانده است! ارتش اسرائیل، پیش از این و در جریان جنگ هایی که در فاصله اواسط دهه 1320 تا اواسط دهه 1350 علیه کشورهای عربی انجام داد، جزئیات عملیات های خود را برای تثبیت آنها اعلام می کرد اما هم اینک لیبرمن، وزیر جنگ به این عبارت بسنده کرده است: «تقریبا تمامی زیرساخت های متعلق به ایران در سوریه را هدف قرار داده ایم». اقدامات اسرائیل پس از حمله روز دوشنبه تقریبا با «نتیجه هیچ» بوده است به موقعیت و افراد ایرانی و یا حزب الله لبنان هیچ آسیبی وارد نشده است و تنها دستاورد اعزام 28 فروند جنگنده به آسمان استان قنیطره، شهادت 3 نفر از اعضای ارتش سوریه و مجروح شدن 5 نفر از آنان بوده است.4- در همینجا می توان ارزیابی دقیقی از اقدامات نیروهای نظامی مقاومت و ارزش این اقدامات داشت. جبهه مقاومت در این عملیات باید حداکثر ملاحظات اطلاعاتی را به خرج می داد تا اهداف عملیاتی و نیروهای عمل کننده و زمان عمل لو نرود. فرماندهی جبهه مقاومت در این صحنه برای ایجاد یاس در دشمن باید حداکثر هوشمندی و ظرفیت خود را نشان می داد. عملیات باید دقیق، موثر، پرحجم و درحساس ترین مناطق که از قضا دارای بیشترین پوشش دفاعی اسرائیل بود، اجرا می شد. بر این اساس از یک طرف منطقه حساس جولان انتخاب شد چرا که در این نقطه، آماده باش و نیروی رزمی اسرائیل نسبت به سایر مناطق از تجربه بیشتری برخوردار می بودند در همان حال در نقطه ای ایستاده اند که «غصب در غصب» به حساب می آید. جولان یک علامت رمز است که از یک سو اقتدار اسرائیل بر کشورهای پیرامونی فلسطین را نشان می دهد و هم یادآور ضربه سنگینی است که ارتش های عربی در جریان عملیات 1967 از اسرائیل خورده اند، این باید شکسته می شد در حالی که سخت ترین نقطه تحت تصرف اسرائیل به حساب می آمد. از نظر نیروهای ساکن هم در آنجا همه ساکنان اسرائیلی این منطقه، عضو ارتش هستند؛ ملاحظات انسانی وجود ندارد. هر چند در بخشی از این منطقه، مسلمانان دروزی ساکن هستند که هنوز خود را سوریه ای به حساب می آورند و در این عملیات به آنان آسیبی وارد نشد. عملیات جبهه مقاومت در این نقطه به اجرا گذاشته شد تا هر تلفاتی که گرفته می شود، لاجرم تلفات از ارتش اسرائیل باشد. از سوی دیگر از آنجا که بیشترین موقعیت های اطلاعات نظامی و جاسوسی ارتش اسرائیل در این نقطه تمرکز دارد و اساسا به دلیل اینکه اسرائیل بیش از هر نقطه تماس مرزی دیگر، این منطقه را برای خویش «تهدید آنی» به حساب می آورد، در طول دهه های اخیر جولان به مثابه قلب، چشم و دست های سیستم اطلاعاتی اسرائیل عمل کرده است از این رو هر ضربه به این منطقه در واقع ضربه به همه موجودیت امنیتی و نظامی اسرائیل به حساب می آید. «جولان» انتخاب شد تا اسرائیل پس از شکست، حساب خود را کاملا بدست آورد و بداند که سرگرم شدن ایران و... به جنگ با تروریست ها در سوریه نباید از سوی تل آویو و ارتش آن یک فرصت برای تشدید فشار بر ایران تلقی شود.5- یکی دیگر از جنبه های شکست اسرائیل، شکست سیاسی آن است. برای آنکه این جنگ روی ندهد، اسرائیل فشار زیادی متوجه آمریکا، فرانسه، انگلیس، آلمان و روسیه کرد. روز سه شنبه سه روز پیش از حمله جبهه مقاومت در جولان، نتانیاهو سراسیمه به ملاقات پوتین رفته و از وی خواسته از رابطه خود با مقامات ایران استفاده کند و تضمین اسرائیل مبنی بر عدم تکرار حمله نظامی به مراکزی که نیروهای ایرانی در آن حضور دارند را به آنان یادآور شود. کمااینکه او چنین تماس هایی با مکرون رئیس جمهور فرانسه، مرکل صدراعظم آلمان، ترزا می نخست وزیر انگلیس و ترامپ رئیس جمهور آمریکا برقرار کرد تا از طریق فشار بین المللی مانع عملیات انتقام گیرانه ایران شود. در اینجا اسرائیل دو شکست سیاسی سنگین را تحمل کرده است؛ شکست اول اصل مراجعه به دولت های عضو شورای امنیت برای واداشتن ایران به صبوری است و این درحالی است که در همین هفته های اخیر، اسرائیل بارها به «قدرت واکنش» خود اشاره کرده و از ایران خواسته بود، عزم اسرائیل را محک نزند. شکست دوم این است که مراجعه او به بالاترین مقامات و موثرترین کشورهای بین المللی، برای او سودی در بر نداشته است. بیانیه دفتر مکرون، اظهارات وزیر خارجه انگلیس و بیانیه نخست وزیر آلمان که طرفین را به «خویشتنداری» فراخوانده بودند، نشان داد اقدامات اسرائیل نتیجه ای در بر نداشته است نه اینکه این قدرت ها اقدام به برقراری تماس نکرده اند. از سوی آنان کوتاهی صورت نگرفته تا جایی که «پومپئو» وزیر خارجه آمریکا نیز طی نامه ای رسمی و از طریق یک سفارتخانه خارجی در تهران، از ایران خواست، خویشتندار باشد. شکست اقدام سیاسی نتانیاهو خود یک ضربه هولناک برای او به حساب می آید چراکه حیات ننگین این رژیم وابسته به حمایت خارجی همین قدرت هاست.6- عملیات روز پنجشنبه جبهه مقاومت که در آستانه روز تاسیس رژیم اسرائیل - یوم النکبت - و در آستانه انتقال رسمی سفارت آمریکا به بیت المقدس صورت گرفت به اسرائیل یادآور شد که اقدامات نمایشی نظیر آنچه ترامپ با بحث انتقال سفارت انجام داد و نیز اقدامات سینمایی نتانیاهو نظیر آنچه او از به دست آوردن 55هزار صفحه محرمانه از فعالیت اتمی ایران خبر داد نمی تواند کمکی به امنیت به شدت آسیب پذیر اسرائیل حتی در حساس ترین نقطه- بلندی های جولان - نماید.قابلیت های ضدتحریمی نگرانی های فراتحریمیمهدی حسن زاده در خراسان نوشت: سوال این روزهای مردم این است، با خروج ترامپ از برجام چه بر سر اقتصاد ایران می آید؟ اگر اروپایی ها نتوانستند تضمین لازم برای بازنگشتن تحریم ها را بدهند، اقتصاد ایران در مواجهه با شرایط جدید چه قابلیت ها و چالش هایی خواهد داشت. این یادداشت تلاش می کند به صورت اجمالی به این سوال ها پاسخ دهد که توضیح مبسوط آن در گزارش صفحه 7 آمده است. وابستگی کمتر بودجه به نفتشاید مهم ترین چالش بازگشت تحریم ها که برجام آن را حل کرده بود، کاهش فروش نفت باشد. برای مواجهه با این چالش باید به وابستگی بودجه به درآمد نفت نگاهی بیندازیم.قطعا یکی از مهم ترین شکنندگی های اقتصاد ایران، در طول سال های مختلف، وابستگی بودجه به نفت بوده است. به صورت مشخص در لایحه بودجه سال 1390، این وابستگی به 50 درصد رسیده بود، یعنی 50 درصد درآمدهای بودجه شامل درآمد نفت بود، اما تحریم ها و پس از آن افت شدید قیمت نفت، موجب شد تا این وابستگی در سال 95 به حدود 27 درصد برسد. هرچند با افزایش درآمدهای نفتی به دلیل اجرای برجام و افزایش قیمت نفت، در سال 96، وابستگی بودجه به نفت به 35 درصد رسید و در بودجه سال 97، به حدود 40 درصد رسیده است، اما همین میزان نیز نسبت به سال 90 کمتر و جایگزین کردن درآمدهای دیگر به جای کاهش درآمد نفت شدنی تر از قبل است.دلار و سلطه ای که کمرنگ تر شدیکی دیگر از شکنندگی ها به رژیم ارزی و وابستگی به دلار باز می گردد. در سال های گذشته، دلار ارز غالب در مبادلات تجاری کشور، اعم از نفتی و غیرنفتی بود و با توجه به تحریم چرخه دلار و نظارتی که خزانه داری آمریکا به تراکنش های دلاری در سطح جهان دارد، عملا امکان استفاده از دلار به تدریج ناممکن شد. با این حال اکنون، سهم دلار در مبادلات تجاری ایران به کمترین سطح رسیده است و به گفته مسئولان عمده فروش ارز به یورو صورت می گیرد. درباره نیازهای ارزی خرد نظیر ارز مسافری نیز در اقدامات اخیر بانک مرکزی، تلاش های خوبی برای جایگزین کردن دیگر ارزها به جای دلار صورت گرفته است. با این حال اقدام اساسی در این زمینه، پیمان دو جانبه پولی با شرکای تجاری اصلی است. اگرچه ایران تاکنون دو پیمان دوجانبه پولی با ترکیه و پاکستان امضا کرده و یک گشایش ال سی در زمینه پیمان پولی با ترکیه محقق شده است، اما به نظر می رسد، پیمان پولی با دیگر شرکای اصلی از چین و روسیه تا کره جنوبی و عراق نیز باید پیگیری و اجرایی شود تا بخش اعظم تجارت کشور، بدون هیچ گونه دغدغه از تهدیدهای تحریمی آمریکا به فعالیت خود ادامه دهد.ستاره ای که تحریم بنزین را کور کرده استیکی دیگر از شکنندگی های اقتصاد ایران، وابستگی به واردات بنزین است. پیش از این نیز کشور به واردات بنزین نیازمند بود، اما در سال 90، با تولید بنزین در برخی واحدهای پتروشیمی به صورت موقت، این خطر دفع شد، اما پس از تردیدهایی که حاکی از آلایندگی این بنزین ها بود و همچنین روند رو به رشد مصرف بنزین، باز هم وابستگی به واردات بنزین تا روزانه 10 میلیون لیتر افزایش یافت. اکنون با تکمیل فاز دوم پالایشگاه ستاره خلیج فارس و افتتاح آن طی روزهای آینده، باز هم تهدید ممنوعیت واردات بنزین رفع می شود و تولید بنزین به حدود 94 میلیون لیتر در روز می رسد که بیش از مصرف روزانه حدود 88 میلیون لیتر است. اگر چه برای آینده، نگرانی از افزایش مصرف بنزین را باید با اقداماتی نظیر سهمیه بندی مجدد رفع کرد.نگرانی هایی که باقی استبا این حال اقتصاد ایران با چالش هایی مواجه است که همچنان در ادامه مسیر و مواجهه با تحریم ها باید برای مدیریت آن فکری کرد. شکنندگی بازار ارز در برابر تهدیدهای سیاسی یکی از این موارد است. واقعیت این است که نظام ارزی با وجود کمرنگ شدن نقش دلار، همچنان به اخبار سیاسی منفی واکنش نشان می دهد. بخشی از این واکنش نه به تحولات سیاسی پیش رو که به نااطمینانی به سیاست های دولت باز می گردد. این که دولت با چه منطق و فرمولی نرخ ارز را تعیین می کند و این که اختلاف نظرهای درون دولت برای مدیریت بازار ارز، در بدترین شرایط رسانه ای می شود، نشان می دهد که نظام ارزی کشور به عنوان نخستین خاکریز مواجهه با تحریم ها، به اندازه تهدیدات سیاسی، با معضل مدیریتی مواجه است.همچنین وضعیت همچنان نگران کننده نظام بانکی را که سال هاست منتظر برنامه ها، طرح ها و لوایح بایگانی شده یا به حاشیه رانده شده اصلاح است ، نباید از نظر دور داشت. حجم عظیم نقدینگی بیش از 1500 هزار میلیارد تومانی در چرخه ای از نظام بانکی با معوقات بالا، بدهی های بالا، دارایی های موهوم و املاک و شرکت های زیان ده، جریان دارد و سهم دلالی از منابع بانکی، بیش از تولید است.به این فهرست می توان، چالش های صندوق های بازنشستگی، بدهی رو به افزایش دولت به بخش های مختلف و برخی موارد دیگر را نیز اضافه کرد، اما به نظر می رسد، مهم ترین چالش اقتصادی در شرایط بازگشت احتمالی تحریم ها، نحوه ذهنیت مدیران اقتصادی و اجرایی کشور است. مدیریتی که خستگی و کندی در آن کاملا به چشم می خورد و در مواجهه با چالش ها، با وقفه و بدون قاطعیت تصمیم می گیرد و در مرحله اجرا نمی تواند بین بخش های مختلف هماهنگی مناسبی ایجاد کند. مهم ترین کلید مواجهه با تصمیم اخیر ترامپ، نه امید به اروپا، بلکه تغییر در شیوه اداره دستگاه اجرایی کشورو همچنین اصلاح دولت و یک دست شدن تیم اقتصادی، اولویت بندی دقیق و تصمیمات قاطع برای مواجهه با چالش ها و نظارت مستمر دولت بر عملکرد زیرمجموعه هاست. اکنون در مواجهه با دشمنی نظیر ترامپ و تصمیم کاملا زورگویانه وی، اتکا به انتقاد از مدیران و گلایه از بی انگیزگی آن ها، تفاوتی در اثرات تصمیم ترامپ نخواهد داشت. زمانی می توان فعالان اقتصادی و مردم را برای مواجهه با تهدید اقتصادی ترامپ آماده کرد که مردم از دولت صدای تفرقه یا به تعبیر رئیس جمهور رفتاری حاکی از بی انگیزگی نبینند. می توان بازگشت تحریم ها را مدیریت کرد و اثرات آن را به حداقل رساند، به شرط این که دولت به عنوان موتور محرکه اقتصاد و بازیگردان و ستاره اصلی تیم اقتصاد کشور، با انگیزه و با همه توان وارد عرصه شود.ملاحظاتی درباره دوران «پساخروج»مهدی محمدی در وطن امروز نوشت:یکم- خروج ترامپ از برجام بیش از آنکه خود اهمیت داشته باشد، از این جنبه مهم است که به مثابه یک تست برای ایران عمل خواهد کرد. الان سوال جدی این نیست که آمریکا و ترامپ در ماه های آینده چه خواهند کرد؛ روشن است که یک کمپین فشار حداکثری علیه ایران به راه افتاده و حداقل در ماه های آینده ما با سورپرایزهای مختلفی روبه رو خواهیم شد. پرسش جدی این است که ترامپ و آمریکا چه تصویری از واکنش احتمالی ایران دارند و درباره ایران به چه محاسباتی رسیده اند که نتیجه این شده که تصور می کنند می توانند با چند ماه دیوانه بازی به امتیازگیری های بزرگ در مقابل ایران برسند. این یک نبرد محاسباتی سنگین است. طرفی برنده خواهد شد که قادر به مدیریت محاسبات طرف مقابل باشد. پیشنهادها و سیاست ها همه تابع این هستند که دیگران درباره ما چه محاسبه ای می کنند.دوم- ترامپ اهداف و محاسبات بسیار متنوعی دارد. از ملاحظات مرتبط با سیاست داخلی آمریکا که بگذریم، مهم ترین محاسبه او درباره ایران این است که فشار اقتصادی نیرومند و به راه انداختن جنگ اقتصادی علیه ایران- که برخلاف موج 91-90 همسایگان ایران هم در آن مشارکت دارند- منجر به ایجاد شکاف داخلی وسیع و عمیقی در ایران خواهد شد که در نتیجه آن ایران ناچار می شود در همه حوزه هایی که مدنظر آمریکاست امتیاز بدهد. نکته کلیدی ای که می تواند از جنبه راهبردی همه تحولات این روزها را به هم پیوند بدهد- و مقام های آمریکایی و اسرائیلی در هفته های گذشته آن را پنهان هم نکرده اند- این است که هدف اصلی کل این پروژه گروگان گرفتن افکار عمومی ایران، ایجاد دوقطبی جدید میان اقتصاد و برنامه موشکی و منطقه ای، تولید فشار اجتماعی روی نظام برای سازش در این حوزه ها و تبدیل کردن برنامه موشکی و منطقه ای به موضوع بحث، اختلاف و بگومگو در داخل کشور است. برای فهم آنچه در روزهای آینده با آن مواجه خواهیم شد نگاه به مجموعه تحولات از این منظر، بسیار حیاتی است. اگر به گذشته بازگردیم، طرح ریزی راهبردی علیه ایران همواره بر این مبنا استوار بوده است که فشار خارجی بدون ایجاد شکاف در داخل ارزش راهبردی ندارد. اساسا اگر این سوال را مطرح کنیم که مکانیسم تحریم و فشار چگونه کار می کند، پاسخ این است که بدون ایجاد شکاف در داخل، مکانیسم تحریم کار نمی کند. بدون وجود جریانی در داخل کشور که تحریم را به سازش ترجمه کرده و در ازای فشار خارجی، جامعه و نظام را به سازش درباره برنامه موشکی و منطقه ای فرابخواند و میان امنیت ملی و اقتصاد، دوقطبی ایجاد کند، اساسا مکانیسم تحریم کار نمی کند. در شرایطی که شکاف داخلی وجود نداشته باشد، فشار تحریم تنها منجر به ایجاد آزار اقتصادی برای ایران خواهد شد، بدون اینکه بتواند روی محاسبات راهبردی ایران اثر بگذارد. تاثیر را ...

ادامه مطلب  

در گفت وگو با العالم بشار اسد: بر سر روابط با ایران معامله نمی کنیم/هیچ مانعی برای تاسیس پایگاه های ایرانی در سوریه وجود ندارد / به زودی به ایر?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش الف؛ رئیس جمهوری سوریه از حقایق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیست ها، روابط با ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و اشغالگری و مقاومت مردمی سوریه و همچنین درباره مساله فلسطین و قدس سخن گفت.بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه در گفت وگوی مفصل با شبکه خبری العالم در مورد وضعیت جنوب سوریه و مسئله حضور تروریست ها در این منطقه، گفت: بعد از آزادسازی منطقه غوطه، نگاه ها به سوی جنوب سوریه معطوف شد و همانند سایر مناطق، دو گزینه پیش رو دولت سوریه قرار دارد؛ مصالحه با گروه های مسلح و تروریستی یا آزادسازی مناطق با عملیات نظامی.وی در این گفت وگوی مفصل افزود: روسیه در این منطقه طرحی با هدف امکان فرصت دادن به رسیدگی به اوضاع افراد مسلح و مصالحه ارائه کرده است تا اوضاع در جنوب سوریه به وضعیت قبل از سال 2011 یعنی حضور ارتش سوریه در مناطق هم مرز با دشمن صهیونیست بازگردد. مشروح گفت وگوی تلویزیونی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه با شبکه العالم به شرح زیر است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی، خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریست ها قرار داشتید، گفت وگو خواهم داشت بسیار خرسندم. شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود، مقابله کردید.جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزی ها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟ بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد، هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال ۲۰۱۱ بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.آیا تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟ بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند.فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟ بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و هیمنه طلبی است.این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم.اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تاکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده، طرح اسرائیلی است، وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مساله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری درباره سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد. چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسرائیل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال ۲۰۱۱ پس از ۷ سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟ بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسرائیلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسرائیل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران و از تروریست ها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروهای هوایی اسرائیل همان توپخانه تروریست ها و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسرائیلی ها را تغییر دهد، موافقت اسرائیلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسرائیل از تروریست ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد. آیا اسرائیل ترجیح می دهد مقاومت جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟ بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسرائیل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسرائیل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید! گزارش های موجود حاکیست که اسرائیل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسرائیل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسرائیل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟ بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.در ابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست. در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟ بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسرائیل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد، سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد.واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسرائیل، هدف قرار دادن ارتش اسرائیل در سوریه است. منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسرائیل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسرائیل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسرائیل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسرائیلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسرائیل هستند. در صورت تشدید حملات اسرائیل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است؛ تصمیمی که از روز اول اتخاذ شده است.اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی "اس – ۳۰۰" منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس ۴۰۰" هستند؟ بشار اسد: همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، در نتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیام های سیاسی هستند.پاسخ این سوال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس ۳۰۰) خبر داده و یا گفته نمی خواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد. اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد. ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم. بنابراین حتی اگر اس ۳۰۰ به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاح های موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد. آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟ بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم و فقط آن را به کار می گیریم. با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟ بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسرائیل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال. بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز این که یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سوال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود ۸ سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسرائیلی ها مرتبط می باشد، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟ بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مساله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد؟ آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟ بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مساله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید، هر چیز؟ بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم، مساله فلسطین برای ما مانند ۱۰ سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود. ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟ بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف، کلمات، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست. من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تاکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟ بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی ۴۰ سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد. عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات س ...

ادامه مطلب  

بر سر روابط با ایران معامله نمی کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست ها حمایت می کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری آنا، مشروح گفت وگوی تلویزیونی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه با شبکه العالم به شرح زیر است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی، خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریست ها قرار داشتید، گفت وگو خواهم داشت بسیار خرسندم. شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود، مقابله کردید.العالم: جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزی ها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟ بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد، هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال ۲۰۱۱ بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟ بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند.فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟ بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و هیمنه طلبی است.این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم.اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده، طرح اسرائیلی است، وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد. العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسرائیل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال ۲۰۱۱ پس از ۷ سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟ بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسرائیلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسرائیل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران و از تروریست ها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروهای هوایی اسرائیل همان توپخانه تروریست ها و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسرائیلی ها را تغییر دهد، موافقت اسرائیلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسرائیل از تروریست ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد. العالم: آیا اسرائیل ترجیح می دهد مقاومت جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟ بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسرائیل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسرائیل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید! العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسرائیل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسرائیل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسرائیل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟ بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.در ابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست. العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟ بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسرائیل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد، سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد.واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسرائیل، هدف قرار دادن ارتش اسرائیل در سوریه است. منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسرائیل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسرائیل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسرائیل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسرائیلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسرائیل هستند. العالم: در صورت تشدید حملات اسرائیل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است؛ تصمیمی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی "اس – ۳۰۰" منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس ۴۰۰" هستند؟ همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، در نتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیام های سیاسی هستند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس ۳۰۰) خبر داده و یا گفته نمی خواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد. اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد. ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم. بنابراین حتی اگر اس ۳۰۰ به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاح های موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد. العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟ بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم و فقط آن را به کار می گیریم. العالم: با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟ بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسرائیل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال. بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز این که یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود ۸ سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسرائیلی ها مرتبط می باشد، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟ بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد؟ آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟ بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید، هر چیز؟ بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم، مساله فلسطین برای ما مانند ۱۰ سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود. العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟ بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف، کلمات، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست. من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟ بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی ۴۰ سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اصل ثابت است. از این رو، همپیمانی دو ...

ادامه مطلب  

بر سر روابط با ایران معامله نمی کنیم/ اسرائیل مستقیماً از تررویست ها حمایت می کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شما نیوز ، مشروح گفت وگوی تلویزیونی بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه با شبکه العالم به شرح زیر است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی، خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریست ها قرار داشتید، گفت وگو خواهم داشت بسیار خرسندم. شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود، مقابله کردید.العالم: جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزی ها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟ بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد، هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال ۲۰۱۱ بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟ بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند.فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟ بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و هیمنه طلبی است.این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم.اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده، طرح اسرائیلی است، وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد. العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسرائیل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال ۲۰۱۱ پس از ۷ سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟ بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسرائیلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسرائیل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران و از تروریست ها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروهای هوایی اسرائیل همان توپخانه تروریست ها و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسرائیلی ها را تغییر دهد، موافقت اسرائیلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسرائیل از تروریست ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد. العالم: آیا اسرائیل ترجیح می دهد مقاومت جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟ بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسرائیل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسرائیل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید! العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسرائیل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسرائیل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسرائیل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟ بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.در ابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست. العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟ بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسرائیل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد، سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد.واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسرائیل، هدف قرار دادن ارتش اسرائیل در سوریه است. منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسرائیل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسرائیل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسرائیل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسرائیلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسرائیل هستند. العالم: در صورت تشدید حملات اسرائیل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است؛ تصمیمی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی "اس – ۳۰۰" منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس ۴۰۰" هستند؟ همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، در نتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیام های سیاسی هستند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس ۳۰۰) خبر داده و یا گفته نمی خواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد. اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد. ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم. بنابراین حتی اگر اس ۳۰۰ به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاح های موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد. العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟ بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم و فقط آن را به کار می گیریم. العالم: با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟ بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسرائیل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال. بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز این که یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود ۸ سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسرائیلی ها مرتبط می باشد، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟ بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد؟ آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟ بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید، هر چیز؟ بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم، مساله فلسطین برای ما مانند ۱۰ سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود. العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟ بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف، کلمات، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست. من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟ بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی ۴۰ سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اصل ثابت است. از این رو، همپیمانی دو ک ...

ادامه مطلب  

مشروح سخنرانی دبیر کل حزب الله لبنان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما به نقل از شبکه تلویزیونی المنار، سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان در مراسم سالروز سرداران شهید گفت: به همه شما به خاطر مشارکت در این مراسم بزرگ و گرامی خوش آمد می گویم و از شما تشکر می کنم. امسال مراسم سرداران شهید را با این عنوان گرامی می داریم: «به وصیت شما پایبند بودیم». ما به وصیت سرداران شهید پایبند بودیم در حالی که بزرگترین جنگ جهانی و منطقه ای علیه محور مقاومت و مسأله اصلی و مرکزی مقاومت یعنی فلسطین و قدس پایان یافت و یا در حال پایان یافتن است.ما مقاومت را پس از آن که جنگ ژوئیه را با پیروزی به پایان رساندیم و پس از آن پایداری و مقاومت از خود نشان دادیم، حفظ کردیم. اکنون به فرماندهان شهید خود و به سرور، استاد، هدایتگر، رهبر و دوست خود و سرور شهدای مقاومت اسلامی یعنی سید عباس موسوی و همسر دانشمند، فاضل، گرامی و شهیدش سیده «ام یاسر» و کودک شهید آنان حسین و همچنین برادر نمونه و اسوه و شیخ شهدای مقاومت اسلامی شیخ راغب حرب و فرمانده جهادی، بزرگ و معلم خود حاج عماد مغنیه می گوییم: وصیت همیشگی همه شما، مقاومت و حفظ آن و ماندگاری، سرزندگی، کرامت، عزت و حفظ توانمندی در کسب پیروزی ها و دستآوردها بوده است.شما این مقاومت را با جهاد، شب زنده داری، تحمل مشکلات، فداکاری، اشک ها و در پایان با خون های پاک خود بنیان گذاشتید، پس از شما نسلی آمده است که این وصیت را حفظ کرد و فرماندهان شهیدی در عرصه حضور یافتند که راه شما را در همه میدان ها با فداکاری، جهاد، قبول سختی ها، اشک ها و خون هایشان ادامه دادند و خون های مقاومت پس از شماجاری شد و کاروان های شهدا پیاپی در مسیر شما به راه افتاد و این خون ها همچنان در رگها جریان دارد و همه عرصه ها را بدون هیچ گونه ترس، هراس، کوتاهی و ضعف حفظ می کنند. ای رهبران و سروران ما! مسیر و راه شما اکنون در سال 2018 بیشتر از هر زمان دیگری سرشار از سرزندگی، شادابی، اعتماد، آرزو، معنویات و توانمندی است و شاهد حضور مردان، زنان، کودکان و سالخوردگان و چشم انتظار آرزوها و رؤیاهای بزرگ است.در سالروز فرماندهان شهید خود یعنی سید عباس و شیخ راغب و حاج عماد مغنیه، تفکر و ذهن، مسیر، اهداف و اولولویت های آنان را گرامی می داریم و می گوییم این حزب متعلق به شما است و همچنان این فکر، ذهنیت، خط، اهداف و اولویت ها را همراه خود دارد. شما رهبران مقاومت و هدایتگران راه و مسیر بودید و هستید و باقی خواهید ماند. شما دشمن ما را که همچنان دشمن ما است مشخص کردید، شما راهی را که ما همچنان در آن حرکت می کنیم ترسیم کردید، شما اهدافی را که ما همچنان آن را به دوش می کشیم تعیین کردید، شما با نفس های پاک خود روح، اراده، عزم و توانی را که سینه های ما همچنان از آن سرشار است برانگیختید.در مسیر شما آنگونه که تا کنون وصیت شما را حفظ کرده ایم در آینده نیز آن را حفظ خواهیم کرد. ما اکنون بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند راه و مسیر شما و میراث انسانی، ایمانی، جهادی و اخلاقی شما هستیم، چرا که چالش های پس از شما بزرگتر و دشوار شده است و هر روز بزرگتر و دشوارتر می شود. برادران و خواهران! ما این روز را در حالی گرامی می داریم که دستآوردهای بزرگ و مهمی کسب کرده ایم، من در بخش نخست سخنان خود به موضوع درگیری خود با دشمن اسرائیلی می پردازم. در بخش دوم برخی از مسائل منطقه ای را به صورت خلاصه و تا جائی که زمان فرصت دهد اشاره می کنم. در بخش سوم به موضوع داخلی لبنان یعنی انتخابات می پردازم و بحث را در این زمینه در روزهای بعد کامل خواهم رد.در ابتدا در خصوص درگیری کنونی با دشمن اسرائیلی و موضوعی که ذهن همه لبنانی ها را به خود مشغول کرده است یعنی موضوع مرزهای آبی، منطقه اقتصادی و منابع نفتی لبنان در آب های جنوبی، سخن می گویم. اجازه دهید محدوده سخنان خود را وسیع تر از مشکل منطقه اقتصادی لبنان و میدان نفتی بلوک9 که لیبرمن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به آن اشاره کرده است، ترسیم کنم. به نظر می رسد کل منطقه به صورت آشکار وارد مرحله جنگ بر سر نفت و گاز شده است، از این رو موضوع مورد بحث ما نیز موضوع جداگانه وبی ارتباطی نیست.عوامل و اهداف درگیری بر سر نفت و گاز در منطقه و طمع های موجود در این خصوص شناخته شده هستند و نیازی به توضیح بیشتری ندارد، اما آنچه باعث شده است این نزاع در چنین مرحله ای به اوج خود برسد وجود دولت ترامپ در آمریکا است، چرا که دولت او دارای ذهنیت اقتصادی و آزمندی و طمع ورزی است که بدون هیچ گونه شرمی آن را اعلام می کند.اکنون در محافل اراضی فلسطین اشغالی و روزنامه ها و رسانه ها و گزارش ها و تحقیقات مراکز پژوهشی اسرائیلی، به مقادیر انبوه نفت و گاز در منطقه اشغالی جولان سوریه می پردازند، از این رو اسرائیل تلاش می کند تا از حضور ترامپ و دولت کنونی آمریکا و ضعف موجود در میان کشورهای عربی و درگیری ها در سوریه استفاده کند و از طریق یک قطعنامه آمریکایی یا بین المللی منطقه اشغالی جولان را به محدوده رژیم صهیونیستی ملحق کند، چرا که جولان فقط به موضوع امنیت ملی و ذخایر آبی ارتباط ندارد بلکه به موضوع جنگ بر سر نفت و گاز نیز ارتباط دارد.به غیر از جولان اگر بخواهیم درباره تحولات سوریه سخن بگوییم، عوامل زیادی در شکل دادن این تحولات سهیم هستند، برخی از سران کشورهای عربی و خارجی و برخی از ژنرال های بلندپایه گزارش هایی منتشر کرده اند که از وجود منابع نفتی و گازی گسترده در خاک و آب سوریه خبر می دهند و همین موضوع یکی از دلایل درگیری بر سر سوریه است. هر چند دلیل اصلی، محور مقاومت وجود حکومتی در سوریه است که خارج از محور آمریکا قرار دارد و تسلیم اسرائیل نمی شود.اما موضوعی که منابع مذکور در گذشته به آن اشاره کرده اند و اکنون به آن اشاره می کنند و در مرحله آینده نیز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد، این است که یکی از دلایل نزاع در سوریه تسلط بر منابع نفتی و گازی در خاک و آب این کشور است. اشغالگری آمریکا در منطقه شرق سوریه و شرق فرات یعنی از منطقه بوکمال در مرزهای عراق تا حسکه و قامشلو و منبج در مناطق غربی حاکم شده است و اکنون پایگاه های آمریکایی در این مناطق برپا شده است، آمریکایی ها پیشتر گفتند پس از نابودی داعش منطقه خاورمیانه را ترک می کنند، ولی داعش نابود شد و آنان منطقه را ترک نکردند، این در حالی است که خودشان از باقی مانده های محافظت می کنند و مناطق امنی را برای آن ایجاد کرده اند و همه طرف ها از جمله محور مقاومت، ارتش سوریه و حتی نیروهای روسی را از آسیب رساندن به داعش منع می کنند و برخوردهای نظامی اخیر در چارچوب حفظ این راهبرد بوده است.اخیرا شاهد بودیم در بودجه پنتاگون بیش از 500 تا 750 میلیون دلار تحت عناوین مختلف به کمک به نیروهای سوریه دموکراتیک و یگانهای مدافع خلق در یک سال اختصاص داده شده است. این مبلغ به اسم حمایت از دموکراسی در سوریه و حمایت از کردها هزینه شده است. در اینجا باید به کردها توصیه کنم: از همه تجربه های گذشته پند بگیرید، آمریکا از شمه به عنوان ابزارهایی برای پیش بردن نبردها و اهداف خود علیه حکومت سوریه و ایران و روسیه و محور مقاومت و حتی مناطق دیگر از شما استفاده می کند ولی در پایان به مصلحت خود می اندیشد و شما را تنها می گذارند و شما را به ارزان ترین قیمت می فروشد. آمریکایی ها حتی در پایگاه التنف هم ماندگار شده اند این در حالی است که داعش به صورت کامل از منطقه بادیه سوریه خارج شده است، نیروهای آمریکایی در مناطق شرق فرات حضور دارند، چرا؟ به خاطر اینکه مهمترین ذخایر نفتی و گازی سوریه در مناطق شرق فرات قرار دارد.دولت ترامپ اکنون با دید نفتی به عراق نگاه می کند، عراق در ذهن ترامپ و دولت او چاه های نفت را تداعی می کند نه مردم و دولت و حکومت و آینده و امنیت عراق را، این در حالی است که جنگ مصیبت بار آثار ویرانگری را بر زیر ساخت ها و جامعه و مردم عراق به جا گذاشت و قربانی های بسیاری گرفت. ترامپ یک سال پیش در تبلیغات انتخاباتی خود مرتب لفط نفت را تکرار می کرد و می گفت باید بر ذخایر نفتی مسلط شویم! ترامپ به وعده های انتخاباتی خود عمل کرد و در مورد قدس نیز به حداقل دو میلیارد مسلمان و مسیحی اهانت کرد و کرامت آنان را مورد تعرض قرار داد. مورد دیگر از جنگ و جدال های نفتی در منطقه بین ترکیه و قبرس است و گفته می شود که دلیل اصلی بحران اخیر کشورهای حاشیه خلیجی، طمع برخی کشورها برای سیطره بر منابع گازی و نفتی قطر بوده است.از این رو جدال در منطقه بر سر نفت و گاز است و آمریکا این نبرد را در شرق فرات و عراق و خلیجی مدیریت می کند، در غیر این صورت همه جهانیان می دانند که اگر ترامپ بخواهد مشکل بین عربستان و امارات با قطر حل شود در طول دو ساعت حل خواهد شد. اکنون نیز در مورد اسرائیل موضوع اصلی همان موضوع نفت است. خواستم با ذکر این مقدمه به همه لبنانی ها در مرحله نخست بگویم: هنگامی که رژیم اشغالگر اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کرده بود و سپس تا سال 2000 میلادی که به نوار مرزی جنوبی عقب نشینی کرد، برخی از لبنانی ها گمان می کردند که نبرد با اسرائیل ربطی به آنها ندارد و مشکل ساکنان جنوبی است، برای برخی ها اهمیت نداشت که مناطق بنت جبیل یا مرجعیون و سایر مناطق از اشغالگران پس گرفته می شود یا نمی شود! اما این موضوع مربوط به گذشته است و قصد نداریم گذشته ها را مرور کنیم، ولی اکنون منبع نفتی موجود در جنوب لبنان مانند همه منابع نفتی به همه لبنانی ها تعلق دارد و بخشی از دارایی آنها محسوب می شود و درآمد آن به صندوق مالی لبنای ها وارد می شود.همه لبنانی ها به این منابع نفتی و گازی که در آبهای منطقه ای ما وجود دارد چشم دارند چرا که غیر از آن منبع درآمد دیگری نداریم. این منابع نفتی متعلق به همه لبنانی ها است و بخشی از امید و آروز و راه نجات لبنان به شمار می رود و ممکن است اقتصاد و زندگی و معیشت لبنانی ها را در مسیر مختلفی قرار دهد. آیا نبرد بر سر منبع نفتی بلوک9 و منطقه اقتصادی در مرزها با فلسطین اشغالی به جنوب لبنان اختصاص دارد؟ خیر، این نبرد به همه لبنانی ها تعلق دارد. دوم: باید بدانیم موضوع اصلی در جدال کنونی، مرزهای زمینی نیست بلکه مرزهای آبی و منطقه اقتصادی است زیرا راه حل مرزهای زمینی آسان است و آمریکایی ها و سایرین می خواهند حق آسان ما را به اسم مناطق مورد نزاع در مرزهای زمینی به ما بدهند تا حق دشوار ما را در دریا و آبهای منطقه ای و منابع نفتی از ما بگیرند.اکنون رژیم صهیونیستی در حال احداث دیوارهای حائل در اراضی اشغالی است و تا کنون به سوی اراضی لبنان دست دراز نکرده است، از این رو مردم نباید دچار اشتباه شوند و گفته شود دولت و شورای عالی دفاع تصمیماتی اتخاذ کرده اند و اسرائیل نیز همچنان در حال دیوار کشی است، چرا که اسرائیل همچنان به دیوار کشی در خارج از اراضی لبنان مشغول است. مشکل از جایی آغاز می شود که اسرائیل بخواهد در اراضی مرزی لبنان که به مناطق مورد نزاع معروف است شروع به دیوار کشی کند. دولت و شورای عالی دفاع و دیدار رؤسای سه قوه بر این تقطه توافق کردند که لبنان با این اقدام اشغالگران مقابله خواهد کرد. اما در حال حاضر مسأله مرزهای زمینی مطرح نیست بلکه مرزهای آبی و آبهابی منطقه ای در میان است. سوم: لبنانی ها تا کنون در نبرد مرزهای دریایی و منابع نفتی و گازی متحد بوده اند و همچنان به این اتحاد پایبند هستند.لبنانی ها در مورد محافظت از حق و حقوق و مرزهای لبنان و کوتاهی نکردن در مورد آن باید متحد باقی بمانند، چرا که وحدت لبنان در سطح رسمی و مردمی، مهمترین دلیل کسب پیروزی و دستآورد در این نبرد است. مسئولان و نیروهای سیاسی لبنان نباید به نیروهای شیطانی اجازه دهند بین لبنانی ها اختلاف بیاندازند و موضعگیری آنان را دچار چنددستگی کنند. منظورم از این نیروهای شیطانی، آمریکا است چرا که بیشتر از هر نیروی دیگری در این پرونده وسوسه افکنی می کند! چهارم: ما از سال 2000 تا کنون گفته ایم که مقاومت در ترسیم مرزهای زمینی و دریایی دخالت نمی کند چرا که این مسئولیت بر عهده دولت لبنان است و ما این موضع را به اطلاع مسئولان دولتی رسانده ایم. سال 2000 من در جشن شب پیروزی گفتم که مقاومت به محافظت از وجب به وجب خاک لبنان که دولت تعیین کند بخشی از خاک لبنان است پایبند می ماند.اکنون نیز که در بحبوبه نبردها در این زمینه قرار داریم دوباره اعلام می کنیم که ما خارج از نبرد تعیین مرزهای زمینی و دریایی قرار داریم و دولت و نهادهای دولتی حق و حقوق مردم لبنان را در این زمینه تعیین خواهند کرد. از این رو مسئولان دولتی و نهادهای دولتی باید در این پرونده اقتصادی، تاریخی، حساس و حیاتی در سطح اعتماد و امانتداری مورد انتظار ظاهر شوند و حداکثر شجاعت و مسئولیت پذیری را از خود نشان دهند. مسئولان باید بدانند که مردم لبنان اکنون چشم به راه آنان هستند و همه ما وظیفه داریم که از دولت و مواضعش حمایت و پشتیبانی کنیم و در هر آنچه که می خواهد و لازم دارد در کنارش بایستیم. پنجم: دولت و مردم لبنان باید در این پرونده از موضع قدرت وارد شوند چرا که ما ضعیف نیستیم! لبنانی ها اگر خود را ضعیف فرض کنند نبرد را خواهند باخت.اگر در روح و درون رهبران و مسئولان رسمی و دولتی لبنان احساس ترس و ضعف و سستی و سردرگمی و کوتاه امدن در برابر اعمال فشار جهانی وجود داشته باشد و در مقابل حقوق و مرزها و منابع ملی و حاکمیت ملی لبنان کوتاه بیایند، گام در راه باخت و زیانمندی گذاشته اند. می خواهم به همگان بگویم اگر ما لبنانی ها متحد باشیم و به توانمندی های خود پشت گرم باشیم، قدرتمند هستیم و باید از موضع قدرت مذاکره و این پرونده را پیگیری کنیم. باید به مسئولان بگویم شما نیز می توانید اسرائیلی را که تهدیدتان می کند تهدید کنید و اگر آمریکایی ها نزد شما آمدند و گفتند با ما همراهی و همکاری کنید تا تهدیدهای اسرائیل را از شما دور کنیم، به آنها بگویید شما نیز باید به خواسته های ما عمل کنید تا تهدید حزب الله را از سر اسرائیل دور کنیم.سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه سخنانش به مناسبت گرامیداشت یاد فرماندهان شهید، گفت، اسرائیل هم می داند، آمریکا هم می داند، همه آنها می دانند در کنار معادله طلایی، مقاومت تنها توانایی شما در این نبرد،یعنی نبرد نفت و گاز است زیرا ارتش لبنان از داشتن موشک زمین به زمین یا زمین به دریا، زمین به هوا و ... منع شده است، ارتش لبنان ارتش ضعیفی نیست، کادر ارتش اعم از فرماندهان، افسران و دیگر نظامیان در سطح بالای شجاعت و شهامت و مسئولیت پذیری قرار دارند اما دستشان از برخی تسلیحات خالیست، چه کسی مانع تجهیز ارتش لبنان به چنین سلاحی است؟ پاسخ آن آمریکاست، امروز لبنان و هر شهروند لبنانی می تواند بگوید ما را (از برخی چیزها) تحریم کنید ما نیز شما را تحریم می کنیم، ما را بمباران کنید ما نیز با شما چنین می کنیم، به ما حمله کنید ما نیز به شما حمله می کنیم، ما شجاعت و قدرت این کارها را داریم و دشمن هم به این توانایی ما آگاه است.این سخنان، سخنان دوران واپسگرایی عرب نیست، تهدیدات توخالی نیست و اسرائیل هم به این واقعیت آگاه است. این گوی و این میدان، می توانیم چنین میدانی را تجربه کنیم و بیازماییم. بر اساس تصمیم شورای عالی دفاع لبنان، میادین نفت و گاز فلان در سواحل دریایی فلسطین از منابعی است که اسرائیل آن را اشغال کرده و اجازه بهره برداری نمی دهد اما من به شما وعده می دهم طی چند ساعت می توان فعالیت در این میادین را آغاز کرد. باید اینگونه رفتار کرد که بهره برداری از این موارد حق ماست و در بهره برداری از این منابع کسی بر ما مقدم نیست، این منابع حق ماست و باید به این حقمان دست یابیم و قدرت دستیابی به این حقوق را هم داریم.نکته ششم در سخنان من این است که آمریکا واسطه بی طرفی نیست، به ویژه اینکه یکی از طرف های مجادله رژیم اسرائیل باشد، اگر برای این گفته دلیل می خواهید به سخنان مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین، سازمان آزادیبخش فلسطین و تمامی فلسطینیان گوش فرا دهید. آنان بارها و بارها تاکید کردند آمریکا میانجی بی طرفی نیست. وقتی آمریکا میانجی می شود برخورد با این میانجی باید به گونه ای باشد که گویا با وکیل مدافع اسرائیل رودررو شده ایم. اصلا در این مسئله مورد سومی دیده نمی شد بلکه موضوع این است که مثلا لبنان با اسرائیلی وارد مذاکره می شود که تیلرسون یا ساترفیلد یا هر فرد دیگری از آمریکا نمایندگیش را بر عهده دارند پس با توجه به این نکته خیلی به چنین واسطه ای دل نبندید. آمریکا به یقین منفعت لبنان را نمی خواهد بلکه در پی منافع صهیونیست هاست.آمریکا در پی آن است تا حد امکان، آبها، منابع و سرمایه های ما را به سود صهیونیست ها تصاحب کند. با توجه به چنین پیشینه ای، وقتی با آمریکا وارد مذاکره می شویم باید هوشیار باشیم. حتی فراتر از این، اصلا موضوع وساطت آمریکا در میان نیست، بلکه آنان به اینجا( لبنان) آمده اند تا خواسته خود را بر ما دیکته و به ما ابلاغ کنند، آمدند تا تهدیدمان کنند یعنی ای لبنان اگر این موارد را نپذیرید خبری از مرز، نفت،آب و ... نیست. وساطت آمریکا حتی از نظر ظاهر هم شباهتی به میانجیگری و وساطت ندارد. در هر حال می خواهم بگویم ما با یک فرصت تاریخی مواجه شده ایم، کشور،اقتصاد و حاکمیت کشور در برابر فرصت خوبی قرار گرفته است در چنین شرایطی همه ما به عنوان هموطن لبنانی باید متحد، هوشیار، مسئولیت پذیر، شجاع و امانتدار باشیم، به حق خود و به توانایی خود ایمان داشته باشیم و در برابر تهدیدات دچار هراس نشویم و بدانیم به خواست خدا پیروزیم.نکته دوم درباره اسرائیل؛ البته در هر حال در قبال اسرائیل، چه موضوع آن به لبنان ارتباط داشته باشد یا به کل منطقه، بیدار و هوشیاری شرط لازم است و باید با احتیاط عمل کرد. موضوع مرزها یا موضوع جنگ از موضوعاتی است که قابلیت بررسی و مناقشه دارد، اصرار به ایجاد دیوار در بسیاری از مناطق مرزی لبنان برای خود مفاهیمی به دنبال دارد که در گذشته نیز بدانها اشاره شده ا، مثلا گواهی بر ترس و اضطراب آنان است، ساخت چنین دیواری به این معنی نیست که اسرائیل سیاست هجومی را رها کرده و به سیاست دفاعی متوسل شده است چرا که نگران شهرک ها، نگران الجلیل و نگران مناطق شمالی است.اما مسائل دیگری هم وجود دارد که بسیار خطرناکند، من در سخنان اخیری که داشتم به عملیات جاسوسی اسرائیل در لبنان اشاره کردم، آنچه که در صیدا رخ داد، یعنی تلاش نافرجام برای ترور یکی از کادرهای جنبش حماس، اتفاق خطرناکی است. من به عنوان عضوی از مقاومت نمی گویم زیرا در موضوع اسرائیل بنده متهم ( به دشمنی با آنان) هستم اما نهادهای رسمی امنیتی در لبنان در تحقیقاتشان دریافته اند اسرائیل در اجرای این عملیات نقش داشته است و جا دارد از دولت و نهادهای امنیتی لبنان تشکر کنیم. این کار تجاوز به امنیت، حاکمیت وحقوق مردم لبنان و تجاوز به حقوق فلسطینیان و سوری های است که مقیم لبنانند. کاری که انجام شد خطرناک است و نیازمند موضعگیری و برنامه ریزی است و نمی توان چشم ها را بر آن فرو بست، البته پس از این ترور نافرجام برخی سعی کردند موضوع را سبک جلوه دهند اما این کار آغازی بر تحریک های اسرائیل برای ترورهای بیشتر بود، این سخن من نیست بلکه نهادهای رسمی امنیتی هم به این موضوع اشاره کرده اند.قوه قضائیه لبنان هم به آن اشاره کرده است، کسانی که بازداشت و دستگیر شده اند نیز در اعترافاتشان به این نکته اشاره کرده اند. اگر این ترورها در لبنان اجرایی می شد با توجه به شرایطی که لبنان با آن مواجه است کشور با فتنه داخلی مواجه می شدیم، آیا با این حال نمی توان گفت این اتفاقات و سیاست ها، امنیتی است؟ این موارد به امنیت ملی، امنیت فردی و امنیت اجتماعی مرتبط است و باید پیگیری شود یا به طور خلاصه بگویم سکوت بر چنین اتفاقاتی یا چشم پوشی از آنها جایز نیست.در موضوع نقض حریم هوایی لبنان باید به این نکته اشاره کنم که در دو سه هفته ای که از این موضوع گذشته است در ادبیات رسمی لبنان شاهد اظهار نظرهایی درباره زمین و دریا بوده ایم، آیا ما در کشوری زندگی می کنیم که آسمان ندارد؟ یا آنکه حاکمیت بر آسمانمان را به عنوان امتیاز واگذار کرده ایم؟ نقض حریم هوایی لبنان، به اقدامی روزانه و حتی ساعتی تبدیل شده است، از آسمان لبنان به سوریه و کشورهای همسایه حمله می کنند.من به جنگ سوریه کاری ندارم زیرا این کشور، خودش از خودش دفاع می کند، آنچه که هفته گذشته در سوریه رخ داد(سرنگون شدن جنگنده صهیونیستی) دستاورد بسیار مهم نظامی بود. به یقین اوضاع در پس از این حادثه مثل قبل آن نخواهد بود. در پایین ترین حد ممکن دستاورد این اتفاق این است که حساب کار دست اسرائیل خواهد آمد. به یقین این اتفاق آثار مهمی بر روند فعالیت و تحرکات نیروی هوایی اسرائیل خواهد داشت. مقامات سوریه اگر چه از اوضاع داخلی این کشور خرسند نیستند اما از مدتها قبل به پدافند هوایی دستور داده بودند هر جنگنده اسرائیلی که در آسمان سوریه دیده می شود هدف قرار بگیرد، آنان دستور دادند حتی اگر موشک هایی را هم به خاک سوریه شلیک کردند پدافند هوایی مقابله کند.این دستور چند ماهی است که اجرایی شده است اما هفته گذشته روند مقابله شدیدتر بود و به خواست خدا شاهد مصداق آیه و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی بودیم. در مقابل پس از این اتفاق تلاشهای طرف مقابل برای انحراف افکار عمومی و سبک شمردن جایگاه ارتش سوریه شروع شد، آنان مدعی شدند این اتفاق ناشی از تصمیم ایران یا روسیه است حال آنکه تصمیم به مقابله با جنگنده ها و موشک های اسرائیلی در آسمان سوریه، فقط تصمیم بشار اسد رئیس جمهوری سوریه است و هم پیمانان سوریه کاملا به این موضوع آگاهند. طرف مقابل در اظهار نظرهایش در پی اهانت به ارتش سوریه و ارتش های عربی بوده است در نتیجه سعی کرد این حادثه را به ایران، روسیه وحتی حزب الله نسبت دهد در شرایطی که سرنگون کنندگان این جنگنده افسران و نظامیان ارتش عربی قهرمان سوریه بودند، یعنی نظامیانی که ما به مدت هفت سال با آنان در ارتباطیم و ارتباط ما ب ...

ادامه مطلب  

در همه ی این سال ها بنده ایستادم و گفتم نتیجه ی انتخابات مردم هرچه هست باید تحقّق پیدا کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ اول فروردین ۹۶ در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح سخنان مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است.بسم الله الرّحمن الرّحیمو الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین. اللّهمّ صلّ على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک، اللّهمّ صلّ على ولیّک علىّ بن موسى الرّضا عدد ما احاط به علمک، صلاةً دائمةً بدوام ملکک و سلطانک، اللّهمّ سلّم على ولیّک علىّ بن موسى الرّضا عدد ما احاط به علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک. اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و على آبائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّى تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلا.یک سال دیگر و یک بار دیگر خدای متعال این توفیق را به ما داد که در زیر سایه ی بقعه ی مبارکه ی علیّ بن موسی الرّضا (علیه السّلام) در جمع شما برادران و خواهران حضور پیدا کنیم و ضمن همدلی و هم زبانی با این آحاد جمعیّت عظیم و مؤمن و پُرشور، مطالبی را در زمینه­ ی مسائل کشور، مسائل انقلاب، مسائل اصلی و اساسی در میان بگذاریم. خدای متعال را بر این توفیق سپاسگزارم. جمع پُرشور متراکمی که در این رواق مطهّر(۲) و در اطراف این محل، اعم از مجاوران مشهد مقدّس و زوّار محترمی که به جاذبه ی [این] امام بزرگوار، به این منطقه و به این استان و به این شهر تشریف آورده اند، همه مایلند و همه مشتاقند که سخن دل انقلاب و نظام را در زمینه­ ی مسائل گوناگون بشنوند. بنده در فرصتی که امروز هست، قهراً به بخشی از آنچه لازم است گفته بشود، میتوانم بپردازم و امیدوارم مورد هدایت الهی و رضای الهی و مقبول درگاه الهی باشد.برادران و خواهران عزیز! امسال سال مهمّی برای کشور است؛ هم به جهت نیاز کشور به یک تحرّک مهمّ اقتصادی که ان شاءالله مسئولین کشور به آن بیندیشند و بپردازند، و هم از جهت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای شهر و روستا که آن­ هم در جای خود بسیار مهم است.در سال ۹۵ -سال گذشته- با وجود اینکه کشور دچار مشکلات اقتصادی بود ولی ملّت ایران از دو جهت خوش درخشید؛ هم از جهت پایبندی به مسائل انقلاب و ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی که مظهر آن پُرشور بودن راه پیمایی عظیم بیست ودوّم بهمن و اجتماعات مردم در مورد مسائل مربوط به انقلاب بود که نشان­دهنده­ی پایبندی و شور و هیجان و دل بستگی ملّت ایران به مسائل انقلاب بود؛ جهت دوّم، پایبندی مردم به مسائل ایمانی و دینی بود. امسال به گزارش مورد اطمینانی که از سراسر کشور در ماه مبارک رمضان، در ماه محرّم و ماه صفر و بقیّه­ی مراسم دینی داده شد، شور و حضور و دل بستگی مردم به مسائل ایمانی، از همیشه بیشتر بود. هم در قضایای مربوط به انقلاب، هم در قضایای مربوط به مسائل دینی و ایمانی، حضور مردم و بُروز همّتهای بلند مردم از همیشه بیشتر بود. این خیلی مهم است از این جهت که اوّلاً سمت و سوی حرکت ملّت ایران را و هویّت ملّت ایران را به رخ دوست و دشمن میکشد. نه راهپیمایی بیست ودوّم بهمن مربوط به یک سلیقه ی سیاسی است و نه جلسات محرّم و ماه رمضان و اعتکاف و راه پیمایی اربعین مربوط به یک سلیقه ی سیاسی است، [بلکه] مربوط به همه ی ملّت ایران و مربوط به همه ی سلایق گوناگون کشور است. پس این نشان میدهد که سمت و سوی حرکت ملّت ایران، سمت و سوی انقلابی و دینی است؛ مربوط به هر سلیقه ی سیاسی که باشند. [پس] هویّت ملّت ایران را به رخ دوست و دشمن کشید. این یک. دوّم اینکه اجتماع عمومی مردم و وحدت ملّی را هم به همه نشان داد. وقتی شما این سال ۹۵ را از آغاز تا انجام نگاه کنید، همه ی قضایا این دو نشانه ی مهم را نشان میدهد: هم همبستگی مردم را در مسائل اساسی زندگی با وجود اختلاف نظرها در مسائل فرعی و سیاسی گوناگون نشان میدهد -امّا در جهت اصلی که جهت نظام و جهت انقلاب است، مردم همسو و هم جهتند- این یک، و بعد دل بستگی مردم را نشان میدهد به انقلاب و به نظام و به مسائل دین و ایمان؛ این در دنیا خود را نشان داده است، این به رخ دشمن و دوست کشیده شده است؛ این [مربوط به] سال ۹۵.البتّه حوادث تلخ در طول سال وجود داشت که آخرینِ آن، قضیّه ی همین آتش نشانان جان باخته ی عزیز بود که فداکاری کردند و حادثه ی تلخی بود. حوادث تلخ همیشه هست، عمده این است که همّت مردم و اراده ی مردم و جهت حرکت مردم، مژده بخش و نشانه ی پیشرفت باشد که این بحمدالله وجود داشت.من عرض میکنم که این نیاز ملّی، امسال هم به قوّت خود باقی است. امسال هم ملّت ایران، هم باید اتّحاد ملّی خود را نشان بدهند، هم باید پایبندی خود به انقلاب و نظام و مباحث و مسائل دینی را نشان بدهند و اثبات کنند، هم باید سمت و سوی حرکت خود را به رخ دشمنان ایران و دشمنان جمهوری اسلامی و دشمنان ملّت ایران بکشند؛ به این مناسبت بحث امروز را بنده انتخاب کرده ام.بحث امروز درباره ی دو موضوع است: یک مسئله راجع به مسائل اقتصادی کشور است که البتّه دور از اصطلاحات اهل فن، آنچه را به نظر میرسد مردم عزیزمان خوب است بدانند و به آن توجّه کنند و در آن جهت حرکت کنند و مطالبه ی آنها از ما مسئولین باشد، در بحث اقتصادی عرض میکنم؛ ان شاءالله در بحث مربوط به انتخابات هم -که موضوع دوّم بحث امروز من است- مطالبی را به عرض خواهم رساند.برادران و خواهران عزیز! مسئله ی اقتصاد، مسئله ی اولویّت دار کشور است؛ نه­ فقط امسال، که چند سال است این مسئله در رأس اولویّتهای فوری کشور قرار دارد و نیاز به تحرّک اقتصادی به شکل صحیح و با برنامه ریزی صحیح، در این چند سال محسوس بوده است و کارهایی هم شده است که من اشاره خواهم کرد. اولویّت امروز ملّت ایران، مسئله ی اقتصادی است و توجّه کنید که اولویّت دشمن هم مسئله ی اقتصادی است؛ یعنی امروز دشمنان جمهوری اسلامی برای اینکه بتوانند اهداف خودشان را در مورد ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی محقّق کنند، دنبال راهکارهای اقتصادی، و یا به تعبیر درست تر، دنبال ضربه زدن اقتصادی به ملّت ایرانند. هدف دشمن این است که بتواند با فشار اقتصادی، ملّت ایران را نسبت به نظام اسلامی و جمهوری اسلامی دلسرد و دلزده کند و بین ملّت ایران و نظام اسلامی فاصله بیندازد و هدفهای خودش را از این راه دنبال کند. البتّه من به شما عرض کنم دشمنِ نادانِ بی ایمان ما سالها است که این تلاش را میکند برای جدا کردن ملّت از نظام [ولی] موفّق نشده است؛ بعد از این هم به حول و قوّه ی الهی موفّق نخواهد شد. خب، دشمن توفیق پیدا نمیکند امّا ما موظّفیم این بحث را طرح کنیم؛ برای اهمّیّت آن، برای توجّه مسئولان به آن، برای ایجاد پیوندها و ارتباطات همکاری میان مردم و مسئولان در زمینه ی اقتصاد؛ چون مسئله ی اقتصاد، مسئله ی معیشت مردم، مسئله ی بسیار مهمّی است و من مقداری در این زمینه ها عرایضی خواهم کرد؛ [البتّه] به­ طور اجمال در پیام اوّل سال، دیروز به عرض ملّت ایران رساندیم، امروز یک مقداری مسئله را باز میکنم. امام سجّاد (علیه الصّلاةوالسّلام) در دعا به خدای متعال عرض میکنند: وَ نَعوذُ بِکَ مِن تَناوُلِ الاِسرافِ وَ مِن فِقدانِ الکَفاف؛(۳) این نشان دهنده ی اهمّیّت مسئله ی اقتصادی است که امام سجّاد از خدای متعال درخواست میکند و به خدای متعال پناه میبرد. از اسراف و از اینکه منابع معیشتی، به قدر کافی در اختیار مردم وجود نداشته باشد، این نشان دهنده ی اهمّیّت مسئله ی اقتصاد است. پس باید در این زمینه بحث کنیم.ولیکن قبل از آنکه وارد بحث اصلی بشوم، دو نکته را مایلم حتماً مورد تأکید قرار بدهم و به شما عزیزانی که تشریف دارید و کسانی که این صحبت را بعداً می شنوند، این دو نکته را یادآوری کنم:نکته ی اوّل؛ دشمن در تبلیغات وسیع خود تلاش میکند که کمبود های معیشتی و اقتصادی کشور را به نظام اسلامی و به جمهوری اسلامی نسبت بدهد؛ این نقشه ی دشمن است. آنها میخواهند این جور وانمود بکنند که نظام اسلامی قادر نبوده است و قادر نیست مشکل اقتصادی ملّت ایران را و مشکلات اساسی ملّت ایران را حل کند و گره ها را باز کند؛ یک سوءاستفاده ی این جوری میخواهند بکنند برای کوبیدن نظام اسلامی. این حرف ناشی از بغض و عداوت و کینه ی آنها به نظام اسلامی است. این یک حرف خلاف واقع است، خدماتی که نظام اسلامی و جمهوری اسلامی به ایران و ملّت ایران در این مدّت کرده است، یک خدمات برجسته و فوق العاده است. اگر وضع ملّت را و وضع کشور را مقایسه کنیم با قبل از دوران اسلامی یعنی در دوران طاغوت، آن وقت معلوم میشود که چه خدمات بزرگ و ارزشمندی را نظام اسلامی تقدیم کرده است. بله، ضعفهایی وجود دارد؛ این ضعفها مربوط به مدیریّت ماها است، این مربوط به کمبود ها و ناتوانایی های مدیرانی است که در بخشهای مختلف مشغول کار بوده اند؛ امّا نظام اسلامی توانایی هایی را در خود پرورش داده و مدیرانی را تربیت کرده است که توانسته اند کارهای بسیار بزرگی را در طول این سی و چند سال برای کشور انجام بدهند؛ آن هم درحالی که در این سی و چند سال، ملّت از همه طرف در فشار تحریم و فشار اقتصادی دشمنان بوده است.من چند نمونه را عرض میکنم. البتّه اینها فقط نمونه هایی است که من میگویم وَالّا آن فهرست خدمات نظام جمهوری اسلامی، یک فهرست بسیار طولانی تر از این حرفها است. ببینید! جمعیّت کشور از اوّل انقلاب تا امروز دو برابر شده است. یعنی از حدود چهل میلیون به نزدیک به هشتاد میلیون رسیده است، امّا آنچه اتّفاق افتاده و آن کارهایی که در زمینه های مختلف انجام گرفته است، بحث دو برابر و سه برابر نیست، [بلکه] ارقام فوق العاده و بسیار چشمگیری است.در زمینه های زیرساختی، کارهایی در کشور شده است که حقیقتاً از نظر معیار و مقیاسی، [که] انسان با کشورهای دیگر می سنجد، بسیار بزرگ و عظیم است. از باب مثال: راه های کشور در این مدّت، شش برابر شده است؛ ظرفیّت بنادر کشور در این مدّت، بیست برابر شده است؛ سدهای مخزنی کشور -که آب شُرب و آب کشاورزی را تأمین میکنند- سی برابر شده است؛ تولید برق کشور، چهارده برابر شده است؛ صادرات غیر نفتی کشور، ۵۷ برابر شده است -قبل از انقلاب، [یعنی] در دوران طاغوت، صادرات کشور تقریباً منحصر بود به نفت و یک مختصری اشیاء تولیدی دیگر که در جنب صادرات نفتی، تقریباً هیچ بود؛ امروز صادرات غیر نفتی ۵۷ برابر افزایش پیدا کرده است- تولید محصولات پتروشیمی سی برابر و تولید محصولات فولادی پانزده برابر [شده است]؛ اینها کارهای زیرساختی است؛ هر کشوری بخواهد تحرّک پیدا کند، پیشرفت اقتصادی پیدا کند، به این چیزها احتیاج دارد؛ این کارها در دوران انقلاب انجام گرفته است.در زمینه ی علم و فنّاوری، از اوّل انقلاب [تاکنون]، تعداد دانشجویان ۲۵ برابر شده است؛ اوّل انقلاب، همه ی دانشجویان کشور دویست و خرده ای هزار [نفر] بود، امروز نزدیک پنج میلیون دانشجو در کشور مشغول تحصیل هستند؛ مقالات علمی شانزده برابر [شده]؛ و فعّالیّتهای علمی و فنّاوری فراوان دیگر.در زمینه ی توسعه ی اجتماعی و انسانی، شاخصها بسیار بالا است. در زمینه ی خدمات -خدمت رسانی- به مردم -مثل برق و گاز و تلفن و آبادی روستاها- آمارها بسیار خوب و مژده بخش است. در زمینه ی فعّالیّتهای نظامی، آمارها فوق العاده است؛ کشوری که قبل از پیروزی انقلاب، از لحاظ نظامی وابسته ی محض به خارج از کشور بود -آن هم به دشمنانی مثل آمریکا- امروز از لحاظ پیشرفتهای نظامی، آن چنان چشمگیر است که چشم دشمن را هم میزند، او را هم خشمگین و نگران و عصبانی میکند.اینها همه اش هنر نظام اسلامی است؛ اینها کارهایی است که نظام اسلامی کرده است. عرض کردم که اگر این فهرست را بخواهم بگویم، یک فهرست بسیار طولانی است و کار از اینها برتر و بالاتر است. البتّه انقلاب متوقّف نمیشود، پیشرفت متوقّف نمیشود؛ کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام بگیرد و به حول و قوّه ی الهی انجام خواهد گرفت و در سیاستهای کلّی نظام اسلامی [هم] به آن کارهایی که باید در آینده انجام بگیرد، تصریح شده است و ذکر شده است که چه کارهایی باید انجام بگیرد.خب، ضعفهایی هم داشته ایم که کم نبوده؛ بنده از ضعفهای فعّالیّتهای مسئولین کشور -از جمله خودِ این حقیر- در سطح عموم ملّت ایران و در طول سالها، آگاهم؛ ضعفهای زیادی وجود داشته که این مربوط به مدیریّتهای ما است، مربوط به حرکت عمومی نظام اسلامی نیست. ما هرجا یک مدیریّت انقلابیِ فعّالِ پُرتحرّک داشتیم، کار پیش رفته است؛ هرجا مدیریّتهای ضعیف، بی حال، ناامید، غیرانقلابی، و بی تحرّک داشتیم؛ کارها یا متوقّف مانده است، یا انحراف پیدا کرده است. این مسئله ای است که وجود دارد؛ یک اشکالی و یک ضعفی است که وجود دارد؛ باید مدیرانمان ان شاءالله پُرانگیزه تر باشند، کارآمدتر باشند، تلاش بیشتری را انجام بدهند، و به حول و قوّه ی الهی همین جور هم خواهد شد. من به­ طور قاطع عرض میکنم که اگر مدیریّت در بخشهای مختلف کشور، متدیّن باشد، انقلابی باشد و کارآمد باشد، همه ی مشکلات کشور حل خواهد شد؛ ما مشکل غیرقابل حلّی در کشور نداریم. یک نکته این بود که عرض شد.نکته ی دوّم این است که ظرفیّتهای کشور بسیار بالا است؛ ما توانایی هایمان، استعدادمان در کشور خیلی زیاد است؛ یعنی اگر ما امیدواری هایی را به آینده ابراز میکنیم و میگوییم که این کارها باید انجام بگیرد یا میگوییم این کارها انجام خواهد گرفت، این با تکیه ی بر ظرفیّتها و توانایی های بالقوّه ی کشور است. ما کشورمان، هم از لحاظ نیروی انسانی، هم از لحاظ نیروهای طبیعی -نیروهای زیرزمینی، روی زمینی و امکانات گوناگون- جزو کشورهای ثروتمند محسوب میشود. از لحاظ نیروی انسانی -همین طور که عرض کردیم- پنج میلیون دانشجو، یک ثروت عظیمی برای کشور است؛ علاوه ی بر این، ما حدود ده میلیون فارغ التّحصیل دانشگاهی داریم که اینها میتوانند کارهای مختلف را انجام بدهند. ما ۳۳ میلیون جوانی که در سنّ کار باشد -یعنی بین پانزده سال و چهل سال سن داشته باشد- در کشور داریم؛ یعنی یک کشور جوان [هستیم] که دارای این توانایی است که بتواند کار کند. برطبق [عقیده­ ی] اهل نظر و اهل فن، بهترین زمان [کارایی] انسانِ دارای توان کار -مرد و زن- بین پانزده سال و چهل سال است و ما از این جهت، در کشور وضعمان بحمدالله بسیار خوب است و ۳۳ میلیون از جمعیّت کشور در این سنین قرار دارند، که میتوانند کار کنند، میتوانند بارهای سنگین را بر دوش خودشان حمل کنند. در منابع زیرزمینی [هم] در دنیا پیشرفته هستیم. من یک وقتی عرض کردم(۴) که جمعیّت کشور در حدود یک صدم جمعیّت دنیا است امّا تقریباً همه­ ی منابع اصلی ما از یک صدم بیشتر است؛ بعضی دو صدم است، بعضی سه صدم است، بعضی پنج صدم است؛ یعنی ما از لحاظ منابع، دستمان باز است. در همین جلسه ی اوّل سال -یکی دو سال قبل-(۵) گفتم که ما از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی بهترین کشور و ثروتمندترین کشور در همه ی دنیا از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم [ما هستیم]، گفتم که ما در درجه ی اوّل قرار داریم. اخیراً آماری به بنده دادند و معلوم شد که ما از لحاظ تنها گاز هم در دنیا اوّلیم، یعنی هیچ کشوری به قدر کشور ما نفت و گاز ندارد، و درخصوص گاز، هیچ کشوری در دنیا به قدر ما گاز ندارد که امروز یکی از منابع مهمّ انرژی است. خب این کشور، کشور ثروتمندی است؛ بیخود نیست که دشمنان ما -[یعنی] قدرتهای سلطه گر، آمریکا و امثال آن- چشم طمع دوخته­ اند به این کشور و میخواهند این کشور را زیر سلطه دربیاورند. البتّه این آروزی همیشگی آنها است و این آرزو برآورده نخواهد شد و این آرزو را قطعاً به گور خواهند برد.خب، وارد بحث مربوط به اقتصاد بشویم، وقت محدود است و من باید بتوانم همه ی آنچه را که میخواهم عرض بکنم، ولو کوتاه، عرض بکنم.ببینید، ما برای کشورمان و برای ملّتمان چه میخواهیم؟ ما میخواهیم ملّت و کشور به کجا برسد؟ ما برای ملّت ایران امنیّت ملّی میخواهیم، عزّت ملّی میخواهیم، سلامت عمومی میخواهیم، رفاه عمومی میخواهیم؛ پیشرفت همه جانبه میخواهیم، استقلال از قدرتهای سلطه گر جهانی میخواهیم، شکوفایی استعدادها میخواهیم، رها شدن و نجات یافتن از آسیب های اجتماعی -مثل اعتیاد و فساد و امثال اینها- میخواهیم؛ اینها را برای کشور میخواهیم؛ اینها چیزهایی است که ما در زمینه ی مسائل مادّی برای کشورمان دنبال میکنیم و میخواهیم. آن وقتی ملّت به آسایش خواهد رسید که این مواد برای او در داخل کشور تأمین بشود. خب چگونه میشود اینها را به دست آورد ؟ عزّت ملّی، امنیّت ملّی، اقتدار ملّی، پیشرفت همه جانبه چه جور به دست می آید؟ من عرض میکنم بدون اینکه کشور یک اقتصاد قوی داشته باشد، اینها به دست نمی آید. نیاز ما اقتصاد قوی، تولید قوی، همراه با مدیریّت قوی است؛ نیازمان این است: یک اقتصاد قوی و مطمئن و متّکی به خود که دستمان به سمت دیگران دراز نباشد، بتوانیم انتخاب کنیم، بتوانیم حرکت کنیم، بتوانیم اقدام کنیم، بتوانیم روی قیمت نفت اثر بگذاریم، پول ملّی را ارزشمند کنیم، قدرت خرید مردم را بالا ببریم؛ بدون یک اقتصاد قویِ این جوری، نه به یک عزّت مستمرّی خواهیم رسید، نه به یک امنیّت مستمرّی خواهیم رسید؛ این چیزها را باید تأمین کنیم. اهمّیّت اقتصاد این است. و البتّه بدون اتّحاد ملّی هم به دست نمی آید؛ بدون پیوند عمومی ملّت با نظام هم این خواسته ها به دست نمی آید؛ بدون فرهنگ انقلابی هم به دست نمی آید؛ بدون مسئولان شجاع و فعّال و پُرکار هم این خواسته ها تأمین نخواهد شد. همه ی اینها را لازم داریم و باید تأمین کنیم و میتوانیم تأمین کنیم. [پس] یکی از مشکلات عمده ی کنونی ما مسئله ی اقتصاد است.خب، اقتصاد مقاومتی را مطرح کردیم و گفتیم؛ دوستان و فعّالان مسئول در قوّه ی مجریّه و بقیّه ی دستگاه های کشور، با علاقه این مسئله را دنبال کردند و برنامه ریزی هایی کردند، کارهایی را انجام دادند. خب این کارها خوب است و من به بعضی [از آنها] هم اشاره خواهم کرد لکن آنچه امروز برای ما مشهود است و مقابل چشممان می­بینیم، [این است که] خلأهای اقتصادی ما خلأهای بزرگی است. یکی­ مسئله­ ی بیکاری است؛ بخصوص بیکاری جوانان و بخصوص بیکاری جوانان تحصیل­ کرده. این یک خلأ است، یک حفره است. این را باید تأمین کرد. مسئله­ ی معیشت طبقات ضعیف [مهم است]؛ ما اطّلاعات را دائماً دنبال میکنیم و از وضع مردم در بخشهای مختلف کشور مطّلع میشویم؛ مردم از لحاظ معیشت دچار مشکلند. مسئله ی بیکاری هست، مسئله ی سختی معیشت هست؛ و مشکلات گوناگونی که در زمینه ی فرهنگی و اجتماعی به دنبال اینها می آید.خب، عرض کردیم که دشمن هم بر روی همینها تمرکز میکند و روی اینها تبلیغات میکند. صاحب نظران اقتصادی، آن کسانی که در زمینه ی مسائل اقتصادی صاحب نظرند، مشکل عمده را در رکود و بیکاری می بینند؛ حق هم با آنها است. یکی مسئله ی بیکاری است، یکی مسئله ی رکود تولید و کمبود تولید در داخل کشور است. خب اینها در اقتصاد مقاومتی هست منتها اقتصاد مقاومتی یک مجموعه است. اگر ما بتوانیم این مجموعه را تجزیه کنیم و در هر فرصتِ زمانی، بر روی بخشی از مسائل مهمّ آن تکیه ی بیشتری در کشور انجام بگیرد، مطمئنّاً خواهیم توانست نتایج خوبی از آن بگیریم.در سال ۹۵ کارهای خوبی انجام گرفت. حق این است که به تلاشهایی که مسئولان محترم انجام داده اند بپردازیم و از آنها قدردانی بکنیم. در اوائل سال گذشته که بنده در همین جلسه ی اوّل سال تأکید زیادی بر روی کارگاه های کوچک و متوسّط کرده بودم، مسئولین تصمیم گرفتند که به کارگاه های کوچک و متوسّط کمک کنند؛ پانزده هزار میلیارد تومان بودجه گذاشتند برای اینکه مثلاً حدود بیست هزار کارگاه کوچک را تحرّک ببخشند و فعّال کنند و از رکود خارج کنند؛ اقدام هم کردند، البتّه یک قدری دیر شد لکن بالاخره اقدام شروع شد و انجام گرفت. خب این اقدام، اقدام خوبی بود منتها در هر کار خوبی، آنچه لازم است، نظارت و استمرار است. اگر چنانچه نظارت لازم و توجّه و دقّت لازم در ادامه ی کار انجام نگیرد، کار به سرانجام نمیرسد؛ یا به سرانجامِ مطلوب نمیرسد. من توضیح خواستم از کسانی که دست اندرکار این قضیّه بودند و از طُرق مختلف، از لحاظ میدانی تفحّص کردم، ]فهمیدم] خب کار پیش رفته است منتها نه به آن اندازه ای که هزینه شده. کار پیشرفت هایی داشته است منتها آن جوری که مورد نظر است و باید پیش میرفت و انجام میگرفت، انجام نگرفته است. باید کاری کنیم که تدابیر مسئولان و سیاستهای اجراییِ مسئولان بتواند به نتایج نهایی برسد.امروز مشکلات ما در زمینه ی بخشی از شاخصها، مشکلات زیادی است. بعضی از شاخصها خوب است؛ فرض بفرمایید که شاخص تورّم کاهش نشان میدهد که این خوب است، امّا شاخص بیکاری افزایش نشان میدهد یعنی بیکاری بیشتر شده است. اینها آمارهای رسمی خود مسئولین است. یا رشد اقتصادی، مثبت نشان میدهد امّا رشد سرمایه گذاری، منفی است؛ که این یکی از عیوب اساسی و بزرگ است. یا مثلاً در بعضی از بخشها -مثل بخش نفت- پیشرفت داریم، [امّا] در بعضی از بخشهای دیگر -مثل بخش معدن، مثل مسکن- عقب رفت داریم. یعنی آمارهای رسمی انسان را قانع نمیکند به اینکه حرکت عمومی به سمت رفع مشکلات اقتصادی است.خب، حالا از گذشته عبور کنیم، به آینده نگاه کنیم. آنچه بنده در مورد آینده به عنوان نقطه ی اولویّت دار و کلیدی به آن نگاه میکنم، عبارت است از تولید؛ تولید ملّی، تولید داخلی. توصیه ی بنده، خواسته ی بنده، مطالبه ی بنده، تکیه ی بر روی تولید داخلی است. تولید داخلی یک کلید واژه است. اینها را عرض میکنیم تا اوّلاً چون در محضر ملّت ایران این حرفها دارد گفته میشود، مسئولین محترم به این توجّه کنند و روی آن تکیه کنند، ثانیاً افکار عمومی مردم هم در همین جهت مطالبه گر باشد؛ مطالبات مردم هدایت بشود به این سمتی که مورد توجّه و مورد تعرّضِ(۶) امروز ما است. من این جور اح ...

ادامه مطلب  

امامِ انقلابیِ ما کشور را از منجلاب ها بیرون کشید/ امام بزرگوار ما مسیر را عوض کرد و یک تغییر بزرگ انجام گرفت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ در مراسم بیست و هفتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه الله) بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّةالله فی الارضین.اجتماع بسیار عظیم و پرشکوهی است که برای احترام به یاد عزیز امام بزرگوارمان در اینجا تشکیل شده است؛ در بسیاری از مناطق دیگرِ کشور هم شبیه این اجتماع به خاطر یاد امام و به خاطر عشق به امام بزرگوار تشکیل شده.روزهای پایانی ماه پربرکت شعبان است. به گمان زیاد امام بزرگوار از این ماه، بهره ی فراوان معنوی میبردند. قرائن نشان میدهد که آن دل نورانی به برکت این ماه بر نورانیّت خود می افزود. این فِقره ی معروف دعای مناجات شعبانیّه: اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِیآءِ نَظَرِها اِلَیک،(۱) از جملاتی بود که در بیانات امام تکرار میشد؛ مکرّر در سخنرانی به مناسبتهای گوناگون، این فِقره ی از دعا را میخواندند. این نشان دهنده ی این است که این بزرگوار به این مناجات و به این مضامین و به این ایّام بابرکت اُنس داشتند. بنده هم که یک وقتی از ایشان سؤال کردم راجع به دعاها، یکی از دعاهایی که ایشان تکیه کردند بر روی آن و ترجیح میدادند آن دعا را، همین مناجات شعبانیّه بود. فِقرات مهمّی در این دعا هست که از جمله این فِقره است: اِلهی هَب لی قَلباً یُدنیهِ مِنکَ شُوقُه، وَ لِسانًا یُرفَعُ اِلَیکَ صِدقُه، وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنکَ حَقُّه؛(۲) دل پرشوقی که به بارگاه قرب الهی نزدیک میشود؛ زبان صادقی که صدق آن موجب تقرّب به پروردگار میگردد؛ نگاه حق نگری که موجب میشود انسان به خدای متعال نزدیک تر شود. این خصوصیّات در این دعای شریف و در این مناجات، از خدای متعال خواسته شده است؛ اینها برای ما درس است. و امام بزرگوار کسی بود که با این درسها، در همه ی عمر مأنوس بود و به برکت همین اُنس و به برکت همین آشنایی با مراتب حق و حقیقت و تقرّب به پروردگار، خدای متعال این قدرت را به او بخشید که بتواند این حرکت عظیم و ماندگار را انجام بدهد.درباره ی امام بزرگوار میخواهیم حرف بزنیم. یکی از عناوین و اوصافی که درباره ی امام راحل عظیم الشّأن ما، کمتر به کار رفته است و کمتر از این عنوان استفاده کرده ایم، عبارت است از یک عنوان جامع که من این جور تعبیر میکنم: مؤمنِ متعبّدِ انقلابی. ما امام را با صفات متعدّدی همواره توصیف میکنیم امّا این صفت -که ما کمتر امام را با آن توصیف کرده ایم- یک صفت جامع است؛ مؤمن است، متعبّد است، انقلابی است.مؤمن: یعنی مؤمن به خدا است، مؤمن به هدف است، مؤمن به راهی است که او را به این هدف میرسانَد، و مؤمن به مردم است. یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین؛(۳) درباره ی رسول اکرم هم این تعبیر در قرآن آمده است: مؤمن به خدا، و مؤمن به هدف، و مؤمن به راه، و مؤمن به مردم.عبد است، متعبّد است؛ یعنی خود را عبد میداند در مقابل پروردگار؛ این هم صفت بسیار مهمّی است. شما ملاحظه کنید، خدای متعال در قرآن، پیغمبر اکرم را با صفات متعدّدی ستوده است: وَ اِنَّکَ لَعَلَی ٰ خُلُقٍ عَظیم،(۴) فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم؛(۵) و صفات متعدّد دیگر که هر کدام از اینها یک فصل فراوانی از خصوصیّات پیغمبر را بیان میکند؛ ولی آن صفتی که به ما مسلمانها دستور داده شده است که هر روز درباره ی پیغمبر در نمازهایمان تکرار کنیم این است که «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه»؛ این نشان دهنده ی اهمّیّت عبودیّت است؛ عبد بودن آن چنان برجسته است که خدای متعال این صفت را به مسلمانان تعلیم میدهد که در نماز خود، هر روز چند مرتبه تکرار کنند؛ امام دارای این صفت بود، صفت عبودیّت؛ اهل خشوع بود، اهل تضرّع بود، اهل دعا بود؛ مؤمن متعبّد.امّا صفت سوّم، یعنی مؤمن متعبّدِ انقلابی؛ این، آن نقطه ای است که مایلم بر روی آن تکیه کنم و درباره ی آن سخن بگویم. امام، امامِ انقلاب بود.انقلاب یک کلمه است و در دل آن حقایق بی شماری وجود دارد؛ امامِ انقلاب یعنی پیشوای همه ی این خصوصیّاتی که کلمه ی انقلاب متضمّن آن است. قدرتهای مادّی هم که نسبت به امام همواره غضبناک بودند، عصبانی بودند و البتّه میهراسیدند از امام بزرگوار، بیشتر به خاطر این صفت بود: صفت انقلابیگری امام؛ با این خصوصیّتِ او دشمن بودند. امروز هم دشمنان ملّت ایران با خصوصیّت انقلابیگری او خصومت دارند و دشمنند. اساساً قدرتهای مادّی از کلمه ی انقلاب وحشت میکنند؛ از کلمه ی «انقلاب اسلامی» وحشت میکنند، میهراسند، میرَمند. فشارهایی هم که وارد میکنند، به خاطر انقلابیگری است؛ شرح خواهم داد که انقلابیگری متضمّن چه مفاهیم و معانی و خطّمشی هایی است؛ حق دارند که بترسند. فشارها البتّه با بهانه های مختلف وارد میشود؛ گاهی با بهانه ی هسته ای، گاهی با بهانه ی حقوق بشر و بهانه هایی از این قبیل، امّا حقیقت قضیّه عبارت است از همین که دشمنان ملّت ایران و دشمنان ایران اسلامی از خصوصیّت انقلابیگری واهمه دارند و نگرانند. در همین اواخر، در چند ماه قبل از این، یک سیاستمدار آمریکایی گفت: ایران به خاطر انقلاب اسلامی تحریم است؛ اصل تحریم مربوط به انقلاب ۱۹۷۹ -یعنی انقلاب سال ۵۷- است! این یک حقیقت است.علّت چیست؟ چرا با انقلاب مخالفند؟ علّت این است که این کشور بزرگ و پهناور، این کشور پربرکت، این کشور ثروتمند -که هم ثروت طبیعی دارد، هم ثروت انسانی دارد- یکپارچه در قبضه ی قدرت آنها بود، در اختیار آمریکا بود؛ انقلاب آمد آنها را از این کشور بیرون کرد؛ دشمنی با انقلاب به خاطر این است؛ انقلاب آنها را راند. علاوه بر این، الهام بخش دیگران هم شد. انقلاب اسلامی ایران که به وسیله ی مردم این کشور به وجود آمد و ادامه پیدا کرد، الهام بخشِ ملّتهای دیگر شد؛ که این در جای خود بحث مفصّلی است و دلایل بی شماری هم بر آن وجود دارد.امامِ انقلابیِ ما کشور را از منجلاب ها بیرون کشید؛ به وسیله ی انقلاب، کشور را از منجلابهای متعدّدی خارج کرد. جوانهای عزیز ما که دوران قبل از انقلاب را درک نکرده اند، لمس نکرده اند، باید درست دقّت کنند و توجّه کنند که مسئله این است، مسئله ی اساسی این است. اگر یک ملّتی مسئله ی اساسی خود را نداند، گمراه میشود. مسئله این است که انقلاب اسلامی آمد این کشور را از منجلابها نجات داد؛ از منجلاب وابستگی، از منجلاب عقب ماندگی، از منجلاب فساد سیاسی، از منجلاب فساد اخلاقی، از منجلاب حقارت بین المللی. ما گرفتار این چیزها بودیم؛ ما، هم وابسته بودیم، هم تحقیرشده بودیم، هم عقب افتاده و عقب نگه داشته شده بودیم؛ در علم، در اقتصاد، در فنّاوری، در حضور بین المللی، در همه چیز ما را عقب نگه داشته بودند. عوضِ همه ی اینها، ما آقابالاسرِ آمریکایی و انگلیسی داشتیم. آن روزها ما چهار برابر امروز نفت صادر میکردیم؛ جمعیّت کشور هم از نصف امروز کمتر بود، درعین حال اکثر نقاط این کشور از خدمات عمومی دولتی که برعهده ی دولتها است محروم بودند؛ کشور در فقر و عقب افتادگی دست وپا میزد؛ در فساد اخلاقی دست وپا میزد. در همه ی زیرساخت های کشور -راه، آب، برق، گاز، مدرسه، دانشگاه، خدمات شهری- کشور دچار آفت بود، دچار عقب افتادگی و عقب ماندگی بود، دچار تهیدستی بود؛ ثروتهای طبیعی کشور را در اختیار بیگانگان میگذاشتند و دستگاه حاکمه بهره مند میشدند و مردم را یا با فریب، یا با زور و ارعاب، ساکت نگه میداشتند؛ امّا خب دلهای مردم پُر بود، واقعیّات را میدیدند؛ و نتیجه، دنباله روی از آن فریاد ربّانی و الهیِ امام بزرگوار شد که انقلاب را به راه انداخت.امام بزرگوار ما مسیر را عوض کرد و یک تغییر بزرگ انجام گرفت؛ [امام ] مسیر ملّت ایران را تغییر داد، ریل را عوض کرد؛ ما را به سمت هدفهای بزرگ حرکت داد. این هدفها که انقلاب و امام انقلاب، ما را به سمت این هدفها حرکت دادند و جامعه ی ایرانی را به این سمت رهنمون شدند، فوق العاده حائز اهمّیّت است. این هدفها خلاصه میشود در حاکمیّت دین خدا. حاکمیّت دین خدا به معنی عدالت اجتماعیِ به معنای واقعی است، به معنای ریشه کنی فقر است، به معنای ریشه کنی جهل است، به معنای ریشه کنی استضعاف است؛ حاکمیّت دین خدا به معنای برقراری منظومه ی ارزشهای اسلامی است، [به معنای ] ریشه کنی آسیب های اجتماعی است، [به معنای ] تأمین سلامت جسمی و سلامت اخلاقی و معنوی و پیشرفت علمی کشور است، [به معنای ] تأمین عزّت ملّی و هویّت ملّی ایرانی و تأمین اقتدار بین المللی است، [به معنای ] فعّال کردن ظرفیّتهایی است که خداوند در این سرزمین قرار داده است؛ اینها همه در حاکمیّت دین خدا مندرج است و امام ما را به این سمت حرکت داد؛ درست نقطه ی مقابل آن راهی که در رژیم طاغوت ما را به آن سمت میکشاندند و میبردند.خب، این هدفها که قطار جامعه ی اسلامی به برکت انقلاب به سوی آن هدفها حرکت کرد، هدفهای دور از دسترسی هستند، زمان بَرند، احتیاج به گذشت زمان دارند، احتیاج به تلاش دارند، لکن دسترسی به همه ی اینها ممکن است به یک شرط؛ آن شرط این است که قطار در همین ریل پیش برود؛ در ریل انقلاب. امام راه را به ما نشان داد، معیارها و شاخصها را به ما نشان داد، هدفها را برای ما مشخّص کرد و خود او حرکت را آغاز کرد. ما تا امروز به برکت حرکت در جهت انقلاب، دستاوردهای زیادی پیدا کرده ایم امّا هنوز تا آن هدفها فاصله بسیار زیاد است. میتوانیم به آن هدفها برسیم، مشروط بر اینکه این قطار بر روی همین ریل حرکت کند؛ بر روی ریلی که امام، قطار جامعه ی اسلامی را به حرکت درآورد. بعد از رحلت امام، ما هرجا انقلابی عمل کردیم پیش رفتیم و هرجا از انقلابیگری و حرکت جهادی غفلت کردیم، عقب ماندیم و ناکام شدیم؛ این یک واقعیّتی است. بنده در این سالها خودم مسئول بودم؛ اگر تقصیری در این مطلب باشد، متوجّه این حقیر هم هست؛ هرجا انقلابی بودیم، جهادی حرکت کردیم، بر روی آن ریل حرکت کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا کوتاهی کردیم و غفلت کردیم، عقب ماندیم. میتوانیم برسیم به شرط اینکه انقلابی حرکت کنیم و انقلابی پیش برویم.مخاطب این سخن، نسل امروز و نسل فردا و نسل فرداهای بعد است؛ مخاطب این سخن، همه ی ما هستیم؛ مسئولان مخاطبند؛ فعّالان سیاسی، فعّالان فرهنگی، فعّالان اجتماعی، همه مخاطب این سخنند؛ جوانان، دانشگاهیان، حوزویان، پیشه وران، روستاییان، شهریان، همه مخاطب این سخنند؛ همه باید بدانند میتوان این راه را با شیوه ی انقلابی حرکت کرد و آن وقت، پیشرفت قطعی است؛ و میتوان به شیوه ی دیگری حرکت کرد و آن وقت سرنوشت سرنوشت رقّت آوری خواهد بود. امام تعبیر رایجی داشتند، مکرّر در مواردی میگفتند: «اسلام سیلی خواهد خورد». اگر راه را عوض کردیم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد، اسلام هم سیلی خواهد خورد.توجّه بفرمایید(۶) سخن باقی است؛ حرف در این زمینه فراوان و حرفهای لازم زیاد است که من از این فرصت استفاده میکنم و به شما و به ملّت ایران عرض میکنم که عزیزان من! انقلاب، سرمایه ی ممتاز و منحصربه فرد ملّت ما و کشور ما است. برای به دست آوردن انقلاب هزینه داده ایم؛ هزینه های سنگینی هم پرداخت شده است امّا صدها برابرِ آن هزینه ها، منافع وجود دارد؛ این یک تجارت پرسود است برای ملّت. بله، هشت سال جنگ هزینه بود، شورشها هزینه بود، تحریمها هزینه بود -اینها همه هزینه ی انقلاب است- امّا صدها برابر این هزینه ها، سود در این راه وجود دارد؛ هزینه ها و منافع و سودها از اوّل با هم همراه بودند؛ هم هزینه دادیم، هم سود بردیم. در جنگ، جوانان ما رفتند و به شهادت رسیدند امّا ملّت و مجموعه ی جوان کشور دستاوردهای بزرگی را از همان جنگ پرهزینه به دست آوردند. از اوّل، این هزینه ها و منافع با هم همراه بوده اند، منتها هرچه جلو آمدیم، هزینه ها سبک تر و قابل تحمّل تر، امّا منافع کلان تر و بیشتر شده است. امروز روزی است که ما میتوانیم، ملّت ایران میتواند بدون اینکه هزینه ی زیادی را متحمّل بشود، منافع بزرگی را از انقلاب به دست بیاورد؛ امروز این توانایی وجود دارد. انقلاب ریشه دوانده است، درخت نظام اسلامی مستحکم شده است، حقایق بسیاری روشن شده، راهکارهایی به وجود آمده؛ امروز اوضاع برای ملّت ایران روشن تر و زمینه آماده تر و راه هموارتر است از گذشته؛ هزینه هست، باز هم هست امّا هزینه ها سبک تر و قابل دفع تر و قابل اجتناب تر از گذشته است.این نکته ی مهمّی است: این انقلاب با کودتا به وجود نیامد، با حرکت نظامی به وجود نیامد؛ مثل بعضی از انقلابها که یک عدّه افسر نظامی رفتند یک حکومتی را برداشتند، حکومت دیگری به جایش گذاشتند؛ نه، این انقلاب به وسیله ی مردم به وجود آمد؛ با عزم مردم، با نیروی انقلاب مردم، با ایمان مردم به وجود آمد؛ با همین نیرو از خود دفاع کرد، با همین نیرو هم باقی ماند و ریشه دواند. این مردم بودند که نترسیدند؛ این مردم ایران عزیز بودند که ایستادگی کردند و مصداق این آیه ی شریفه شدند: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعُوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایمانًا وَ قالُوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل.(۷) مدام تهدید شدیم، مدام گفتند حمله میکنیم، مدام گفتند تحریم میکنیم، مردم نه از تهدید نظامی ترسیدند، نه از تحریم ترسیدند، نه از تحریم فلج شدند؛ نترس، شجاع، سربلند، حرکت را ادامه دادند؛ از این پس هم باید همین باشد. مردم ما، قشرهای مختلف ما، جوانهای ما، روحانیّون ما، پیشه وران ما، دانشگاهیان ما، محقّقین ما، مسئولان ما، دولتی های ما، مجلسی های ما باید انقلابی بمانند و انقلابی حرکت بکنند -که شاخصهایی را عرض خواهم کرد- و همه انقلابی باشند تا بتوانیم این راه را با موفّقیّت پیش برویم و ادامه بدهیم.این خطا است که گمان کنیم انقلابی فقط آن کسی است که در دوران امام بوده است، یا در دوران مبارزات در کنار امام بوده است؛ نه، بعضی کأنّه این جور خیال میکنند که انقلابیّون آن کسانی هستند که در دوران امام یا در دوران مبارزات یا در دوران حکومت امام بزرگوار حضور داشتند، در کنار امام بودند؛ نه، اگر معنای انقلابی را این بگیریم، انقلابی همین ما پیروپاتال ها خواهیم بود. انقلاب مال همه است؛ جوانها انقلابی اند و میتوانند انقلابی باشند، با آن معیارها و شاخصهایی که عرض خواهم کرد. میتواند یک جوانِ امروز از من سابقه دار در انقلاب، انقلابی تر باشد؛ همچنان که در دوران دفاع مقدّس دیدیم کسانی بودند که جان خودشان را کف دست گرفتند در راه این انقلاب و در راه اِنفاذ(۸) فرمان امام به جبهه رفتند، جانشان را فدا کردند؛ انقلابیِ صددرصد، انقلابی کامل، آنها هستند؛ آنهایی که آماده ی فداکاری اند؛ پس ما نباید انقلابی را منحصر کنیم به یک عدّه ای که در دوران مبارزات با امام بودند یا امام را می شناختند یا در کنار او بودند؛ نه، انقلاب یک شطّ جاری است و همه ی کسانی که در طول تاریخ با این ممیّزات حضور دارند و تلاش میکنند انقلابی اند، ولو امام را ندیدند؛ مثل اغلب شما جوانها.این هم خطا است که ما خیال کنیم اگر گفتیم فلانی انقلابی است، یعنی فلانی افراطی است؛ یا وقتی میخواهیم اشاره کنیم به انقلابی ها و انقلابیّون، تعبیر افراطی را به کار ببریم؛ نه، این خطا است. انقلابیگری به معنای افراطی بودن نیست. این دوگانه هایی که سوغات بیگانه ها و حرف دشمنان ایران است، نباید در ایران و در فرهنگ سیاسی ما جا باز کند؛ آنها تقسیم میکنند مردم را به تندرو و میانه رو. بحث تندرو و کندرو نداریم. انقلابی را میگویند تندرو، غیر انقلابی را میگویند میانه رو! این یک دوگانه ی بیگانه است، آنها اینها را در رادیوهایشان، در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان تکرار میکنند، ما این را نباید تکرار بکنیم. انقلابی، انقلابی است.این هم خطا است که ما از همه ی کسانی که انقلابی هستند، یک نوع عمل انقلابی توقّع داشته باشیم؛ یا یک درجه ی از انقلابیگری توقّع داشته باشیم؛ نه. به قول ما طلبه ها انقلابیگری مقول به تشکیک است. ممکن است یک نفر نسبت به مفاهیم انقلاب و عمل انقلابی بهتر حرکت کند، یک نفر به آن خوبی حرکت نکند امّا در همان راه دارد حرکت میکند. اینکه ما هرکسی خوب حرکت نکرد یا به طور کامل حرکت نکرد را متّهم بکنیم به غیر انقلابی یا ضدّ انقلابی این هم خطا است؛ نه، ممکن است یک نفری صد درجه میزان حرکت او ارزش دارد، یک نفری کمتر ارزش دارد، یک نفری از او کمتر ارزش دارد امّا همه در این راه حرکت میکنند. مهم این است که آن شاخصها تطبیق بکند. مهم شاخصها است. مهم این است که آن کسی هم که با آن شدّت و با آن جدّیّت حرکت نمیکند، شاخصهای انقلابیگری را داشته باشد. اگر این شاخصها وجود داشت، آن وقت طرف انقلابی است، فرد انقلابی، مجموعه ی انقلابی، دولت انقلابی، سازمان انقلابی؛ عمده این است که شاخصها را بشناسیم.برای انقلابی بودن شاخصهایی وجود دارد. من پنج شاخص را در اینجا ذکر میکنم. البتّه بیش از اینها میشود خصوصیّاتی را گفت لکن من فعلاً پنج شاخص برای انقلابیگری ذکر میکنم که ما باید سعی کنیم در خودمان این پنج شاخص را ایجاد کنیم و حفظ کنیم، هرجا هستیم؛ یکی در کار هنر است، یکی در کار صنعت است، یکی در کار فعّالیّت سیاسی است، یکی در کار فعّالیّت علمی است، یکی در کار فعّالیّت اقتصادی و بازرگانی است؛ فرقی نمیکند؛ این شاخصها در همه ی افراد ما ملّت ایران میتواند وجود داشته باشد. پنج شاخص که اینها را شرح خواهم داد [عبارتند از]: شاخص اوّل، پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب؛ شاخص دوّم، هدف گیری آرمانهای انقلاب و همّت بلند برای رسیدن به آنها که آرمانهای انقلاب و اهداف بلند انقلاب را در نظر بگیریم و همّت برای رسیدن به آنها داشته باشیم؛ شاخص سوّم، پایبندی به استقلال همه جانبه ی کشور، استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی -که مهم تر از همه است- و استقلال امنیّتی؛ شاخص چهارم، حسّاسیّت در برابر دشمن و کار دشمن و نقشه ی دشمن و عدم تبعیّت از او، که البتّه باید دشمن را شناخت، نقشه ی او را فهمید و از تبعیّت دشمن سر باز زد -عرض کردیم که قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است؛ من این چند وقت دو سه بار دراین باره صحبت کردم(۹)- شاخص پنجم، تقوای دینی و سیاسی که این بسیار مهم است. این پنج شاخص اگر در کسی وجود داشته باشد، قطعاً انقلابی است؛ حالا درجات انقلابی بودن، همان طور که عرض کردیم، مختلف است. من برای هرکدام از اینها یک توضیح کوتاه و مختصری میدهم.عرض کردیم که شاخص اوّل، پایبندی به ارزشهای مبنائی و اساسی اسلام است. بنده در سال گذشته در همین جلسه راجع به مبانی امام صحبت کردم؛ مبانی اساسی ما اینها است. مبنای اوّل، پایبندی به اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است. اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است، اسلام آمریکایی هم دو شاخه دارد: یک شاخه اسلام متحجّر، یک شاخه اسلام سکولار؛ این اسلام آمریکایی است. استکبار و قدرتهای مادّی از هر دو شاخه پشتیبانی کرده اند و میکنند؛ یک جاهایی آنها را به وجود می آورند، یک جاهایی آنها را راهنمایی میکنند، یک جاهایی آنها را کمک میکنند؛ اسلام ناب در مقابل آنها است؛ اسلام ناب اسلامی است که همه جانبه است؛ از زندگی فردی و خلوت فردی تا تشکیل نظام اسلامی، همه را شامل میشود. اسلام ناب آن اسلامی است که هم تکلیف من و شما را در خانواده با خود و در خلوت شخصی مان معیّن میکند، هم تکلیف ما را در جامعه معیّن میکند، هم تکلیف ما را در قبال نظام اسلامی و ایجاد نظام اسلامی معیّن میکند؛ این اسلام ناب است. این یکی از مبانی است که باید به این پابند بود.یکی دیگر از مبانی، محور بودن مردم است که وقتی ما مردمی بودن را و محور بودن مردم را با اسلام همراه میکنیم، ترکیب آن میشود جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی یعنی این؛ مردم محورند، مقاصد برای مردم است، هدفها متعلّق به مردم است، منافع مال و مِلک مردم است، اختیار در دست مردم است؛ اینها مردمی بودن است: رأی مردم، خواست مردم، حرکت مردم، عمل مردم، حضور مردم و شرافت مردم در نظام جمهوری اسلامی. این یکی از آن مبانی است و به معنای واقعی کلمه باید به این معتقد بود.یکی از آن مبانی اساسی و ارزشهای اساسی عبارت است از اعتقاد به پیشرفت، اعتقاد به تحوّل، به تکامل، و تعامل با محیط، البتّه با پرهیز از انحرافها و خطاهایی که در این راه ممکن است وجود داشته باشد. تحوّل و تکامل؛ هم فقه ما، هم جامعه شناسی ما، هم علوم انسانی ما، هم سیاست ما، هم روشهای گوناگون ما باید روزبه روز بهتر بشود، منتها به دست آدمهای خبره، به دست آدمهای وارد، به دست انسانهای اهل تعمّق و کسانی که اهلیّت ایجاد راه های نو را دارند؛ نیمه سوادها و آدمهای ناوارد و مدّعی نمیتوانند کاری انجام بدهند. به این باید توجّه داشت؛ اینها همه یک صراطی است که چپ و راست دارد؛ از وسط جادّه باید حرکت کرد.حمایت از محرومان؛ یکی از مبانی اساسی و ارزشهای اساسی نظام اسلامی عبارت است از حمایت از محرومان. یکی دیگر حمایت از مظلومان است در هر نقطه ی عالم. اینها ارزشهای اساسی انقلاب است؛ از اینها نمیشود صرفِ نظر کرد. اگر کسی، کسانی یا جریانی نسبت به محرومین بی تفاوت باشد، یا نسبت به مظلومان عالم بی تفاوت باشد، این شاخص در او وجود ندارد.خب، اگر این پایبندی به ارزشهای اساسی وجود داشت -که این شاخص اوّل بود- حرکت، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود و در تندباد حوادث، این حرکت تغییر پیدا نمیکند. [امّا] اگر این پایبندی وجود نداشت، نقطه ی مقابل این پایبندی، عمل گرایی افراطی است؛ یعنی هر روزی به یک طرف رفتن و هر حادثه ای انسان را به یک طرف کشاندن:میکِشد از هر طرف، چون پَر کاهی مراوسوسه ی این وآن، دمدمه ی خویشتن این میشود عمل گرایی؛ هر روزی انعطاف به یک جهت و به یک سمت؛ این منافات دارد با آن پایبندی. در تعبیر قرآنی، این پایبندی به ارزشها را «استقامت» ...

ادامه مطلب  

مشروح | بشار اسد: ایران در دفاع از سوریه خون داده / بزودی به تهران می آیم/ ائتلاف ایران، سوریه و روسیه پابرجاست - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در گفتگوی اختصاصی با شبکه العالم از حقائق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیست ها، روابط با ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و اشغالگری، و مقاومت مردمی سوریه و هم چنین درباره مساله فلسطین و قدس سخن گفت.مشروح گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور سوریه با شبکه العالم به شرح زیر است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی - خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریست ها قرار داشتید، گفتگو خواهم داشت بسیار خرسندم؛ شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود مقابله کردید.العالم: جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزی ها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد، هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال 2011 بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند.فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و هیمنه طلبی است.این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم .اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده ، طرح اسراییلی است، وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد. العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسراییل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال 2011 پس از 7 سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسراییلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسراییل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران و از تروریست ها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروهای هوایی اسراییل همان توپخانه تروریست ها و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسراییلی ها را تغییر دهد، موافقت اسراییلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسراییل از تروریست ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد. العالم: آیا اسراییل ترجیح می دهد مقاومت جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسراییل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسراییل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید! العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسراییل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسراییل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسراییل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.در ابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست. العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسراییل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد.واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسراییل، هدف قراردادن ارتش اسراییل در سوریه است، منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسراییل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسراییل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسراییل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسراییلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسراییل هستند.العالم: در صورت تشدید حملات اسراییل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است، تصمیی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی "اس – 300" منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس 400" هستند؟ بشار اسد: همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، درنتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیامهای سیاسی می باشند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس 300) خبر داده و یا گفته نمیخواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد.اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد؛ ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم، بنابراین حتی اگر اس 300 به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاحهای موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است، و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم، و فقط آن را به کار می گیریم.العالم: با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسراییل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال. بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز اینکه یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند ، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است ، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود 8 سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسراییلی ها مرتبط می باشد ، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است ، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود ، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد ، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد ؟بشار اسد: آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید ، هر چیز؟بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم ، مساله فلسطین برای ما مانند 10 سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود. العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا ، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم ، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف ، کلمات ، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود ، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست.من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی 40 سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اص ...

ادامه مطلب  

رابطه ایران و سوریه راهبردی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر، رئیس جمهور سوریه تاکید کرد که منطقه جنوب سوریه دو گزینه در روی دارد یا انجام آشتی ملی یا توسل به زور برای آزادسازی آن.بشار اسد در مصاحبه با شبکه «العالم» روابط سوریه و ایران را روابط راهبردی خواند.مشروح گفتگوی اختصاصی رئیس جمهور سوریه با شبکه خبری العالم به این شرح است:العالم: جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزی ها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد، هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال ۲۰۱۱ بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند.فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و هیمنه طلبی است.این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم .اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده ، طرح اسراییلی است، وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد. العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسراییل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال ۲۰۱۱ پس از ۷ سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسراییلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسراییل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران و از تروریست ها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروهای هوایی اسراییل همان توپخانه تروریست ها و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسراییلی ها را تغییر دهد، موافقت اسراییلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسراییل از تروریست ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد،این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد. العالم: آیا اسراییل ترجیح می دهد مقاومت جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسراییل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسراییل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید! العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسراییل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسراییل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسراییل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.درابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست. العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسراییل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد.واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسراییل، هدف قراردادن ارتش اسراییل در سوریه است، منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسراییل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسراییل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسراییل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسراییلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسراییل هستند.العالم: در صورت تشدید حملات اسراییل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است، تصمیی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی «اس – ۳۰۰» منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی «اس ۴۰۰» هستند؟ بشار اسد: همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، درنتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیامهای سیاسی می باشند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس ۳۰۰) خبر داده و یا گفته نمیخواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد.اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد؛ ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم، بنابراین حتی اگر اس ۳۰۰ به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاحهای موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است، و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم، و فقط آن را به کار می گیریم.العالم: با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسراییل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال. بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز اینکه یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند ، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است ، اتاق عملیات «الموک» از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود ۸ سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسراییلی ها مرتبط می باشد، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است ، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود ، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد ، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد ؟بشار اسد: آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید ، هر چیز؟بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم ، مساله فلسطین برای ما مانند ۱۰ سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود. العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا ، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم ، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف ، کلمات ، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود ، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست.من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی ۴۰ سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اصل ثابت است. از این رو، همپیمانی دو کشور، استراتژیک است. اما در صورتی که اختلاف نظرهایی وجود داشته باشد [این امر طبیعی است]. زیرا در داخل حاکمیت سوریه نیز گاهی درباره برخی مسائل اختلاف نظرهایی به وجود می آید، د ...

ادامه مطلب  

بشار اسد: به زودی به تهران می آیم  

درخواست حذف این مطلب
بشار اسد رئیس جمهور سوریه اعلام کرد: امروزه اگر با همکاری، هماهنگی یا مذاکره با ایرانی ها احساس کنیم که به وجود پایگاههای نظامی ایران نیاز داریم در این زمینه تردیدی به خود راه نخواهیم داد. ۵۵آنلاین :بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در گفتگوی اختصاصی با شبکه العالم از حقائق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیست ها، روابط با ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و اشغالگری، و مقاومت مردمی سوریه و همچنین درباره مسئله فلسطین و قدس سخن گفت.مشروح گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور سوریه با شبکه العالم به شرح زیر است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی ــ خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریست ها قرار داشتید، گفتگو خواهم داشت بسیار خرسندم؛ شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود مقابله کردید.العالم: جناب رئیس جمهور، فارغ از پیروزی ها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملاً تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزادسازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزادسازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد، هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال 2011 بازگردد یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون هیچ تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادرشده سران و فرماندهان خود هستند.فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب به ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و هیمنه طلبی است.این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه میجنگیم.اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تأثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تأثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هرآنچه مطرح شده، طرح اسراییلی است، و هدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسئله نمی باشد. هرآنچه اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد.العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسراییل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال 2011 پس از 7 سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسراییلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود یافت، اسراییل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران و از تروریست ها مستقیماً حمایت نمود.توپخانه و نیروهای هوایی اسراییل همان توپخانه تروریست ها و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتاً جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسراییلی ها را تغییر دهد، موافقت اسراییلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسراییل از تروریست ها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد.العالم: آیا اسراییل ترجیح می دهد مقاومت جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسراییل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسراییل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید؟!العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسراییل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسراییل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسراییل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتاً آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی را که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.در ابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست.العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصاً که اخیراً نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسراییل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هرچه این امکانات بهبود یابد سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد.واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسراییل، هدف قراردادن ارتش اسراییل در سوریه است، منظور ما عملاً تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسراییل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسراییل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسراییل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسراییلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسراییل هستند.العالم: در صورت تشدید حملات اسراییل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تأکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است، تصمیمی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضدهوایی "اس ــ300" منتشر شده است، مسکو می گوید که "این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد"، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس400" هستند؟بشار اسد: همان طور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، درنتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیامهای سیاسی می باشند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس300) خبر داده و یا گفته نمی خواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد.اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد؛ ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم، بنابراین حتی اگر اس300 به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاحهای موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است، و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم، و فقط آن را به کار می گیریم.العالم: با توجه به درهم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مسئله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسراییل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضدتروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال، بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این درهم آمیختگی وجود دارد جز اینکه یکی از دو محور پیروز شود، حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که "آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟" باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملاً در همان چارچوب است، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود 8 سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیماً با اسراییلی ها مرتبط می باشد، اما اخیراً مشاهده نمودیم فعالیتش را مجدداً آغاز نموده است، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود، آیا این به این معنی است که عملاً کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یک سره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد ، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد ؟بشار اسد: آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید ، هر چیز؟بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم ، مساله فلسطین برای ما مانند 10 سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود. العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا ، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم ، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف ، کلمات ، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود ، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست.من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی 40 سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته ...

ادامه مطلب  

اسد در گفت وگو با شبکه العالم مطرح کرد/تکمیلی اگر نیاز به وجود پایگاه های نظامی ایران در سوریه باشد تردید نخواهیم کرد/ به زودی به تهران سفر می  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در گفتگوی اختصاصی با شبکه العالم از حقائق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیستها، روابط با ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و اشغالگری، و مقاومت مردمی سوریه و هم چنین درباره مساله فلسطین و قدس سخن گفت.مشروح گفت وگوی تلویزیونی رئیس جمهور سوریه با شبکه العالم به شرح ذیل است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی - خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریستها قرار داشتید، گفتگو خواهم داشت، بسیار خرسندم؛ شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود مقابله کردید.العالم: جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزیها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروههای مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد. هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال 2011 بازگردد؛ یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریستها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریستها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریستها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند. فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و سلطه طلبی است. این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم .اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمتهای بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده ، طرح اسراییلی بوده وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد.العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسراییل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال 2011 پس از 7 سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسراییلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود گرفت، اسراییل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران کرد و از تروریستها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروی هوایی اسراییل همان توپخانه و نیروی هوایی تروریستها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسراییلی ها را تغییر دهد، موافقت اسراییلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسراییل از تروریستها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد.العالم: آیا اسراییل ترجیح می دهد مقاومت، جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسراییل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسراییل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید!العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسراییل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسراییل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسراییل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.درابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست. العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسراییل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد. واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسراییل، هدف قراردادن ارتش اسراییل در سوریه است، منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسراییل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسراییل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسراییل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسراییلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسراییل هستند.العالم: در صورت تشدید حملات اسراییل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است، تصمیی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی "اس – 300" منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس 400" هستند؟ همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، درنتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیامهای سیاسی می باشند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس 300) خبر داده و یا گفته نمیخواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد.اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد؛ ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم، بنابراین حتی اگر اس 300 به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاحهای موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است، و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم، و فقط آن را به کار می گیریم.العالم: با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسراییل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال. بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز اینکه یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند ، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است ، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود 8 سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسراییلی ها مرتبط می باشد ، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است ، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود ، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد ، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد ؟آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید ، هر چیز؟بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم ، مساله فلسطین برای ما مانند 10 سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود.العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا ، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم ، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف ، کلمات ، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود ، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست.من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی 40 سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک ...

ادامه مطلب  

اگر نیاز به وجود پایگاه های نظامی ایران در سوریه باشد تردید نخواهیم کرد/ به زودی به تهران سفر می کنم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایداری ملی، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در گفتگوی اختصاصی با شبکه العالم از حقائق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیستها، روابط با ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و اشغالگری، و مقاومت مردمی سوریه و هم چنین درباره مساله فلسطین و قدس سخن گفت. مشروح گفت وگوی تلویزیونی رئیس جمهور سوریه با شبکه العالم به شرح ذیل است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی - خبرنگار العالم] خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریستها قرار داشتید، گفتگو خواهم داشت، بسیار خرسندم؛ شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود مقابله کردید.العالم: جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزیها و دستاوردهای عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروههای مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد. هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال 2011 بازگردد؛ یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریستها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریستها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریستها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند. فرصتی برای صلح بود اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و سلطه طلبی است. این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم .اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمتهای بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده ، طرح اسراییلی بوده وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانیها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد.العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسراییل با بازگشت ارتش سوریه به مرزهای جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال 2011 پس از 7 سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسراییلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود گرفت، اسراییل به طور مستمر نیروهای سوریه را گلوله باران کرد و از تروریستها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروی هوایی اسراییل همان توپخانه و نیروی هوایی تروریستها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسراییلی ها را تغییر دهد، موافقت اسراییلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسراییل از تروریستها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد.العالم: آیا اسراییل ترجیح می دهد مقاومت، جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسراییل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسراییل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید!العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسراییل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسراییل از اوضاع بد مالی تعدادی از آنها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسراییل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهادهای امنیتی که خود مجرم.درابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آنها نیست. العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوزهای دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسراییل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد. واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسراییل، هدف قراردادن ارتش اسراییل در سوریه است، منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسراییل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آنها توسط اسراییل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسراییل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسراییلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسراییل هستند.العالم: در صورت تشدید حملات اسراییل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنشهای این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوزها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است، تصمیی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی "اس – 300" منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس 400" هستند؟ همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، درنتیجه اظهارنظرها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیامهای سیاسی می باشند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس 300) خبر داده و یا گفته نمیخواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد.اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد؛ ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم، بنابراین حتی اگر اس 300 به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاحهای موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است، و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم، و فقط آن را به کار می گیریم.العالم: با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرفهای بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسراییل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشورهای عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال. بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز اینکه یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند ، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است ، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود 8 سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسراییلی ها مرتبط می باشد ، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است ، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود ، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامدهای امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریستها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد ، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد ؟آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامدهای منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید ، هر چیز؟بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم ، مساله فلسطین برای ما مانند 10 سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود.العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشورها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام اینها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا ، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم ، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف ، کلمات ، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود ، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشورها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست.من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاوردها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی 40 سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است. بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظرهایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اص ...

ادامه مطلب  

متن کامل میزگرد بررسی مستند «انقلاب جنسی» منتشر شد - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، بیشتر از یکماه از آغاز فروش اینترنتی مستند انقلاب جنسی گذشته است. مستندی که در همین یکماه باعث اتفاقات و حرف و حدیث های مختلفی شده است. از طرفی فروشش توسط کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه توقیف می شود و از طرفی دیگر میزگرد های کارشناسی ای با حضور اساتید علوم اجتماعی برگزار می شود و تاکید می شود که این کار حداقل باعث شده تا باب گفتگو باز شود.ترسیم خط قرمزهای خیالی سال های سال مانع از گفتگو درباره یک خطر بزرگ شده است. عوامل تولید مستند انقلاب جنسی معتقدند که این خط قرمز ها چیزی نبوده که جایی نوشته شده باشد به همین خاطر آنها «جرات و جسارت» به خرج می دهند تا حرف بزنند و حرف هم بشنوند.موسسه فرهنگی آرمان مدیا صاحب این اثر است. موسسه ای که ریشه اش در دانشگاه صنعتی شریف شکل گرفته است جایی که محمدحسن مددی، محسن اخوان فر و حسین شمقدری هر سه دانش آموخته آن بوده اند. حالا محمدحسن مددی تهیه کننده انقلاب جنسی، محسن اخوان فر مدیر تولید و حسین شمقدری کارگردان این مستند هستند. آرمان مدیا طبق گفته مدیرانش حالا هیچ وابستگی به مجموعه های دولتی و حاکمیتی ندارد و تماما بصورت خصوصی اداره می شود.در ادامه متن کامل میزگرد بررسی مستند انقلاب جنسی در خبرگزاری تسنیم با حضور محسن اخوان فر و حسین شمقدری منتشر می شود. این میزگرد پیش از این در سه بخش مجزا با عنوان های «منطق «انقلاب جنسی» دینی و محکم است/جسارت کردیم و خط قرمزی قائل نشدیم»، «برداشت جامعه از مسائل جنسی مقابل شرع است/«انقلاب جنسی» فهم ازدواج موقت را ساده می کند» و ««انقلاب جنسی» را به دفاتر مراجع می فرستیم/تردید داشتیم اما ساختارشکنی کردیم» منتشر شده بود.انقلاب جنسی دومین مستندی بود که بدون هیچ قرارداد با فرد یا نهادی تولید کردیمتسنیم: از 11 شهریور فروش اینترنتی مستند «انقلاب جنسی» شد و حالا چند هفته از آن گذشته است. هیچ کسی و یا نهادی دوست نداشت آن را به اسم خودش ثبت کند که به فروش اینترنتی تن دادید؟اخوان: سال 1396 هشتمین سال فعالیت مان است. آرمان مدیا در سال 1391 به صورت رسمی ثبت شد و 2 سال قبل از آن هم به اسم گروه آرمان فعالیت می کردیم. در این 8 سال روال این گونه بوده است که قبل از ساخت فیلم، ابتدا با جایی قرارداد می بستیم و سپس آن را می ساختیم. این قرارداد عمدتا با صدا و سیما است اما یک مثال نقض داشت و آن هم مستند «33 سال سکوت» بود. برای این مستند به بسیج صداوسیما، بنیاد حفظ آثار، شبکه افق و ... پیشنهاد دادیم اما کسی طرح را نپسندید. ما آن مستند را ساختیم و بلافاصله مشتری اش پیدا شد و شبکه افق آن را خرید. مستند انقلاب جنسی، دومین کاری بود که ما بدون قرارداد آن را تولید کردیم و زمانی هم که تولید شد مشتری پیدا نکرد.تسنیم: البته انگار مستند «33 سال سکوت» فروش اینترنتی خوبی داشت.اخوان: بله فروش خوبی داشت. هم چنین میراث آلبرتا 3 فروش خوبی داشت. ما در حقیقت رایت تلویزیونی 33 سال سکوت را به شبکه افق فروختیم و فروش اینترنتی آن دست خودمان بود و چیزی حدود 25 میلیون تومان فروش داشت.انقلاب جنسی بعد از این که تولید شد به نهادهای زیادی پیشنهاد خریدش را دادیم اما رد کردند. البته قابل پیش بینی هم بود که رد می شود و ما گله ای از آن ها نداریم. بدیهی است که آنها کارهایی می خرند که بتوانند در تلویزیون پخش کنند. این کار قابلیت پخش تلویزیونی ندارد و ما هم گله ای از آن ها نداریم که چرا نخریدند.محسن اخوان فر مدیر تولید مستند انقلاب جنسیما از یازدهم شهریور کار را روی سایت یک فیلم گذاشتیم و دارد فروش می کند. البته هزینه های تولید آن یک مقدار بالا است اما فکر می کنم میزان فروش مستند برای دو هفتهابتدایی یک رکورد است که از ده میلیون تومان گذشته است.هر روز باید التماس کنیم تا لینک های تقلبی را بردارندبرای ساخت مستند به 3 کشور هلند و اسپانیا و فرانسه رفتیم. هزینه های تولید آن، نیروی انسانی، خرید یورو 4700 تومانی و ... را در نظر بگیرید می بینید که بالاخره هزینه های تولید آن، بالاست و البته لینک های تقلبی را در نظر بگیرید که هر روز باید التماس کنیم که حذف شوند. جالب است همانی که لینک دانلود رایگان را گذاشته با ما که تهیه کننده ایم بحث می کند و می گوید کار برای جبهه انقلاب است و همه باید آن را ببینند!تسنیم: شما خودتان می دانستید که اگر چنین کاری را بسازید ممکن است کسی آن را نخرد؟ اخوان: وقتی در مرحله فیلم نامه بود خیر. فکر می کردیم که میتوانیم یک نسخه تلویزیونی از آن دربیاوریم اما وقتی تصویربرداری ها انجام شد فهمیدیم که کسی آن را نمی خرد.تسنیم: چه شد که این سوژه را انتخاب کردید؟ سوژه ای که انگار سالهاست خط قرمز است.شمقدری: در سفرهایی که بیشتر در اروپا داشتم، حدود 6-7 ماه در آن جا زندگی کردم و همیشه سعی کردم که نگاه محققانه داشته باشم. نسبت به سبک زندگی شان، تعاملاتشان و ... این نگاه را داشتم و کم کم به درکی نسبت به زیست جنسی یک انسان اروپایی رسیدیم که آن درک، کشفی بود که به نظر خودمان می شد یک مستند راجع به آن ساخت تا دریچه ای جدید از سبک زندگی جدیدی باز بشود. تا دیروز دریچه ما یا «من و تو» بوده است یا صدا و سیما. من و تو که دریچه نقادانه ای نسبت به آن جا نیست و صدا و سیما هم نگاه یک طرفه دارد.ریسک پذیر بودیماین موضوعات ما را به یک جمع بندی رساند که می توانیم مستندی بسازیم که مخاطب را نسبت به مسائل جنسی یک قدم جلوتر ببرد. قبل از این که یک سری کارهایی انجام شده بود و ما خط شکن نبودیم. کارهایی مانند «پشت صحنه» فیلمی از تورج کلانتری یا مستند «یک پیشنهاد ساده» ساخته یاسر عرب و ... کارهایی بود که از نوع دید بچه های انقلابی مستندهایی با موضوع جنسی ساخته شده بود. من حس میکنم که انجام این کار بیشتر به خطر پذیر بودن خود ما ربط داشته باشد. از طرفی هم حس ما این است که به دلیل پیش زمینه ای که داشته ایم، اعتماد بیشتری به ما می شود و ناخودآگاه این حس را داریم.با استدلال های محکم و منطقی به خط قرمزها نزدیک می شویم/مطمئن بودیم که حرفمان دینی استتسنیم: یعنی چون «شمقدری» هستید، اعتماد بیشتری می شود؟ شمقدری: هم به دلیل شمقدری بودن، هم به دلیل آرمان مدیا و هم به دلیل رزومه هایی که قبلا داشته ایم. البته حس ما این چنین است و از جایی به ما لزوما اوکی داده نشده است. حسمان این است که می توانیم به خط قرمزها نزدیک شویم و البته مهم تر این است که حس می کنیم به دلیل استدلال منطقی تر و محکم تری که داریم، راحت تر می توانیم حرف بزنیم. به نظر من کارهای قبلی که راجع به موضوعات جنسی ساخته شده بود، به خوبی نتوانسته بود خیلی جنبه نقادانه ای داشته باشد و بینش مخاطب را یک مرحله جلو ببرد بلکه بیشتر از جنس افشاگرانه بود. کارهای ما بیشتر از جنس تحلیلی بینشی است و سعی می کنیم که بینش مخاطب را یک گام جلوتر ببریم. ما به خودمان مطمئن بودیم که حرفی که داریم می زنیم از بستر دین و اسلام است. حرف جدی و جدیدی است و به همین دلیل یک مقدار بی پروا بودیم و برای خودمان خط قرمز قائل نشدیم.جنبه های مثبت غرب همان جایی است که به اسلام نزدیک شده استتسنیم: کدام قسمت از حرف هایتان در این مستند، جدید بوده است؟ شمقدری: وقتی که دنیای غرب را نگاه می کردیم، دو جنبه در آن می دیدیم. یکی جنبه های مثبت آن بود و دیگری جنبه های منفی آن. به این نتیجه رسیدیمکه جنبه های مثبت آن جایی است که بیش تر به آن چیزهایی که در اسلام داریم نزدیک شدند و در مقابل در جنبه های منفی غرب آن جاهایی است که از اسلام دور شدند. این نوع تحلیل در آرمان مدیا، تحلیل جدیدی است و به نظرم اکثر مخاطبان ما به آن رسیده بودند. برای خود ما هم کشف جدیدی بود که بسیار برایمان جالب بود. این برداشت جدید همان بینش جدیدی بود که به نظرم قبل از این نبوده و اصلا کسی راجع به آن حرف نزده است.غربی ها در زیست جنسی عقده ای نمی شوند و نیازهایشان عنداللزوم برآورده می شودتسنیم: یک جمله معروفی از سید جمال الدین اسدآبادی است که می گوید «رفتم به غرب اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم. برگشتم به شرق مسلمان دیدم اما اسلام ندیدم». چیزی که شما می گویید حرف جدیدی نیست.شمقدری: البته کسی راجع به زیست جنسی با این رویکرد صحبت نکرده بود. ما این حرف را راجع به کلیت دین داری در میراث آلبرتا 3 مطرح کردیم اما چنین موضوعی راجع به زیست جنسی شاید به ذهن کسی نرسد. آن چه که در ذهن ما وجود دارد این است که غرب غرق فساد و انحرافات جنسی است اما به نظرم به ذهن کسی نمی رسد که در غرب اتفاقا نکاتی وجود دارد.حسین شمقدری کارگردان مستند انقلاب جنسیدر سفرهای اولی که خود من به اروپا داشتم، نوع نگاهم خیلی منفی بود. با خودم می گفتم که این ها دچار فساد شدند، برهنگی دارند و اوضاع خیلی خراب است. اما زمانی که آشنایی من بیشتر شد، این جنبه برای من پر رنگ شد که خیلی هم این گونه نیست و فضا آن چنان هم بی بند و باری نیست. اتفاقا قواعدی هست و آدم ها در زیست جنسی عقده ای نمی شوند و نیازهایشان عند اللزوم برآورده می شود. اتفاقا همه چیز به افراد این امکان را می دهد که نیازهایشان برآورده شود؛ البته نگاه اسلام هم همین است که نیاز ها باید برآورده شود.تسنیم: فکر می کنید که توانسته اید این موضوع را در فیلم خود بگویید؟ شمقدری: به نظرم بله.تسنیم: به نظرتان با همان حرف های حجت الاسلام قاسمیان همه چیز را روشن و مسئله را حل کردید؟شمقدری: به نظرم بله. کلیدی ترین قسمت در اینجا این است که می گوید حکومت کلیسا اعتقاد داشت که غریزه جنسی اهریمنی است.رژه همجنس بازها باعث می شود از زندگی غربی دلزده شویمواقعیت قضیه این است که دنیای غرب خوبی و بدی را در کنارهم دارد که در مجموع این خوبی ها و بدی ها در کنار هم می گوییم که این الگو، الگوی مناسبی نیست و نمی صرفد که ما به خاطر بخش های خوب آن دچار بخش های بد آن نیز بشویم. الگویی که در فیلم به عنوان الگوی برتر معرفی می کنیم و خود من هم به آن اعتقاد دارم و در زندگی خانوادگی ام استفاده می کنم، این است که مدل اسلامی مدلی است که برای خوشبخت شدن من در دنیا مدل بهتری است. وقتی مثلا پدیده ی رژه همجنس بازها را در آنجا می بینم و زندگی جوان های آن جا را می بینم باعث می شود که از زندگی آن ها دل زده شوم و البته در عین حال نقاط مثبت آن را هم می بینم.ماجرای مصاحبه جنجالی که در خارج از ایران بازخوردهای بیش تری داشتاخوان: ما در سال 1391 در مورد میراث آلبرتا 1 مصاحبه ای با یک رسانه معمولی و تقریبا ناشناس داشتیم. وقتی سال 92 به دانشگاه epfl در سوئیس رفتیم در آن جا چند نفر به ما گفتند که شما غلط کرده اید که در مصاحبه با فلان رسانه این چنین حرفی راجع به جوانان خارج از کشور زده اید. در حقیقت بازخورد ها در آن طرف بیشتر از این طرف بود.«می گویند هرکسی غیر از شمقدری ساخته بود الآن در گونی بود»/مسئله اصلی جرئت و جسارت است نه توانایی و آزادی عملیک حرفی که ما زیاد می شنویم و حرف سطحی ای هم است، این است که «شما» اجازه دارید از این حرف ها بزنید و بقیه نمی توانند. حال جالب است که از این حرف، جدیدتر نمی شنویم. هفته گذشته در جایی مجددا این صحبت مطرح شد و من به گوینده گفتم که عزیز جان حرف جدید بزنید اما بازهم توئیت کرده است که اگر شمقدری سازنده این فیلم نبود، سازنده را می گرفتند و در گونی می کردند اما به شمقدری کاری ندارند. به ایشان گفتم که حرف جدید بزن، بس است تا کی می خواهی خودت را فریب بدهی و هی بگویی که این ها میتوانند و بقیه نمی توانند؟ این ها آزادی عمل دارند و بقیه نمی توانند! کدام آزادی عمل و کدام توانایی؟ اتفاقا اگر مساله ای وجود داشته باشد، واقعا مساله جرات و جسارت است. مساله این است که شما بخواهی کاری را انجام بدهی. شما نمی توانید فقط حرف بزنید و البته دیکته نانوشته غلط ندارد. امروز چرا انقلاب جنسی نقد مثبت و منفی می شود؟ چون یک نفر رفته است و این کار را کرده است. بزرگترین حرفی که راجع به میراث آلبرتا 1 شنیدیم چه بود؟ این بود که شما رانت دارید و با رانت تان پیش احمدی نژاد رفته اید.دانشگاه شریف این جسارت را واقعا به ما داد. دانشگاه شریف به ما جرات و جسارت داد که به جای حرف زدن، کاری انجام بدهیم که تاثیر داشته باشد.«شما کاری کردید که شاید بقیه اجازه انجام آن را نداشتند». من می گویم که این حرف غلط است و بسیاری از گویندگان این حرف، جرات انجام آن را ندارند. بقیه حاضر نیستند که فحشش را بشنوند. میگویند فحش دادن آسان است و برویم به شمقدری و آرمان مدیا فحش بدهیم. بیاییم بگوییم که این ها رفتند سراغ موضوع ازدواج موقت پس شروع کنیم به آن ها فحش بدهیم. حرف و استراتژی ما این است که بیشتر از آنکه حرف بزنیم کار کنیم.بیشتر از 30 کلیپ با عنوان «یک یا دو» ساخته ایم. در همین کلیپ آخر که یک روحانی مجری آن است، از مردم می پرسد که آیا شما دختر به آخوند می دهید یا خیر؟ همین کلیپ را نشستیم و شمردیم و چیزی بیش از 4.5 میلیون بازدید داشت. اما همان طور که گفتم و باز هم می گویم شما ممکن است کارتان همراه با خطا باشد در برخی موارد. ما این مساله را می پذیریم و کتمان نمی کنیم.در مستند انقلاب جنسی، پژوهش میدانی انجام دادیمتسنیم: مبانی مطالعاتی شما برای پژوهش مستند انقلاب جنسی چه بود؟ نتیجه پژوهش تان چه بوده که بر اساس آن مستند را ساخته اید؟شمقدری: شروع آن درکی بوده است که ما از دنیای غرب داشته ایم اما قطعا باید یک مرحله پژوهش را رد می کردیم برای اینکه یک سری نکاتی در فیلمنامه در می آمد که بخشی از آن را باید تیم پژوهش جواب می داد. اما قطعا مطالعاتی بر روی غرب، تاریخ آن، سیر تحولات جنسی و... انجام شد. از این مرحله که بگذریم، پژوهشی که در مستند ارزشمند است، پژوهش میدانی است. در جشنواره های مهم دنیا پژوهش را چیزی تعریف می کنند که ما را به یک سوژه برساند؛ آن سوژه کشفی جدید باشد و از آنجایی که معرفی آن کشف جدید نتیجه آن پژوهش بوده است، جایزه پژوهش را می گیرد.انتظار دیدن حجم انبوهی از سند در یک مستند حاصل نگاه عوامانه به «پژوهش در مستند» استیک تعریفی که در نگاه عوامانه به فیلم مستند می شود، این است که فیلمی که بیاید و سندهای گسترده تری را ارائه دهد، گویی که در پژوهش قوی تر بوده است؛ در حالی که پژوهش در مستند، پژوهشی است که ما را به درک جدیدی از دنیای واقعیت امروز می رساند. برای مثال مستندی که رفته بود و یک گمشده ی تاریخی را پیدا کرده بود و آن را معرفی کرده بود، جایزه بهترین پژوهش را دریافت کرده بود. بنابراین پایه پژوهش باید به خروجی برسد. ما در مستندمان به دلیل همین مساله و ایجاد جذابیت در کار، پژوهشمان را به صورت روشن و واضح در کار ارائه ندادیم. این که عده ای می گویند که کار شما پژوهش نداشته است، غلط است.در معرفی مستند نوشته ایم: «ما امروز در ابتدای مسیری هستیم که غرب از 200 سال پیش در راه آزادی های جنسی طی کرده است». مثلا می گویند که چرا گفتید از 200 سال قبل؟ در حالی که ما تمام نکات تاریخی مربوط به آن را داریم که از زمان وایکینگ ها بوده است که اولین ریشه های انقلاب جنسی بروز کرده و نحوه پیشرفت آن چگونه بوده است. البته نیازی ندیدیم که این موضوعات را خیلی واشح در کار ارائه بدهیم.تسنیم: گفتید که پژوهش میدانی در کار ارزشمند است اما احساس می شود که در مستند انقلاب جنسی این پژوهش میدانی کاملا آسیب پذیر است و به راحتی زیر سوال می رود؛ مثلا در آنجایی که تصویر یک آقا و خانم جوان در دستتان است و هم در اروپا و هم در ایران فیلم برداری کرده اید، از افراد می پرسید که دوست دارید که شب را با کدام از این افراد سپری کنید؟ خارجی ها هم جنسشان را اما ایرانی ها جنس مخالفشان را انتخاب می کنند؛ این یکی از پایه ها و نتیجه گیری های مهم فیلم شما است. یعنی در غرب هیچ کسی وجود نداشت که جنس مخالفش را انتخاب کند؟ و یا در ایران کسی نبود که هم جنسش را انتخاب کند؟ البته شاید چنین چیزی وجود داشته و شما در تصویر نیاورده باشید. یکی از این برداشت ها کافیست تا تمام پژوهش شما زیر سوال برود.شمقدری: اگر در کار نگاه کنید می بینید که با 7 نفر مصاحبه شده است، 5 نفر جنس موافقشان را می گویند و 2 نفر جنس مخالفشان را می گویند. سوال ما این بوده است که حاضرید با چه کسی یک شب رومانتیک و شاد را سپری کنید؟ دو عکس را نشان می دهیم و اغلب 80 درصد غربی ها جنس موافقشان را انتخاب می کنند و در ایران اغلب جنس مخالفشان را انتخاب می کنند.این موضوعی است که اتفاق می افتد. من نمی دانم مشکل شما با این قضیه چیست؟ این چرا ها چیزهایی است که میتواند در فیلم اضافه شود یا به مخاطب واگذار شود و ما نتیجه گیری را به مخاطب واگذار کردیم. در ایران مساله جنسی اولویت بر مسائل دیگر دارد در حالی که در غرب اولویت ندارد. در ایران نگاه حاکم، نگاه جنسی است که خود می تواند دیگر مسائل را پوشش بدهد در حالی که در غرب این گونه نیست. برای مثال در غرب سمپاتیک نیست و او می گوید که من چون زن هستم، یک زن بهتر می تواند من را درک کند و بیش تر با آن حس نزدیکی می کنم. واقعیت همین است و من نمی دانم مشکل شما چیست؟اخوان: شاید باورپذیری این موضوع آن قدر برای شما سخت است که نمی توانید به آن فکر کنید.تسنیم: مساله باور پذیری من نیست بلکه آسیب پذیری پژوهش میدانی آنهم تنها با یک مثال نقض است. برای مثال وقتی در ایران کار را ضبط می کردید، هیچ کسی نبود که در پاسخ به این سوال شما بخواهد با هم جنس خودش یک شب رومانتیک داشته باشد؟ شمقدری: خیر هیچ کس نبود.تسنیم: واقعا هیچ کس نبود؟ شمقدری: یک خانمی بود که البته فکر می کنم حیا کرد و جلوی دوربین گفت که دوست دارد با یک خانم، شب رومانتیکی را تجربه کند. به او گفتم که تمام مسائل را کنار بگذارد و حقیقتا بگوید که بیشتر دوست دارد با کدام باشد؟ گفت اگر محدودیت را کنار بگذاریم، دوست دارد با جنس مخالفش باشد.قضاوت داشتیم و نداشتیمتسنیم: اینکه جوانان غربی در پژوهش میدانی شما، همجنسشان را انتخاب می کنند ایده آل است؟ خودتان گفتید غربی ها در زیست جنسی عقده ای نمی شوند و نیازهایشان عند اللزوم برآورده می شود، این هم لابد در همان راستا باید بپذیریم؟شمقدری: این موضوع دوجنبه است و راجع به این قضاوتی در فیلم نکردیم. در این بخش می خواهیم نکات منفی غرب را بگوییم و از این سکانس آغاز کردیم تا به صحنه رژه هم جنسگرا ها برسیم. ما راجع به این موضوع قضاوت نکردیم اگر چه در صحنه های قبلی قضاوت کردیم. چرا در این جا قضاوت نداشتیم؟ برای این که احساس کردیم اگر قضاوت کنیم، تاثیرگذاری آن کمتر می شود. بخشی از این پدیده مثبت است و بخش دیگری از آن منفی است.اتفاقا خوب است که نگاه جنسی داشته باشیم و نسبت به جنس مخالف حریص باشیم. اتفاقا این موضوع یکی از ضمانت های حفظ خانواده است و باعث می شود دو نفر بتوانند کنار هم زندگی کنند. حال از یک طرف هم می توانید بگویید منفی است چرا که نباید نگاه جنسی نسبت به هر چیز غلبه پیدا کند. اما خوب است و خود من دوست دارم. به نظر من نگاه جنسی یک جاهایی باید غلبه پیدا کند و برای همین است که اتفاقا اسلام میگوید که تا می توانید محیط زن و مرد را از هم جدا کنید. در حقیقت این قطب مثبت و منفی باید باشد و از بین نرود. شاید یک نگاه این باشد که این قطب مثبت و منفی باید از بین برده شود و شرایط عادی سازی شود.تسنیم: یعنی مثل غرب.شمقدری: شاید این موضوع باعث بشود که زن و مرد نسبت به هم نگاه جنسی نداشته باشند، کنار هم کار کنند و ... اما این به نظر من خوب نیست. شاید شما یک مشکل را حل کرده باشید اما بنیان خانواده را زیر سوال برده اید. من حاضر نیستم که بچه ها در مدرسه بهتر درس بخوانند، افراد در محل کار بهتر کار کنند اما بنیان خانواده سست شود. من ترجیح می دهم که بنیان خانواده حفظ بشود.تسنیم: چگونه می توانید بنیان خانواده را حفظ کنید؟ شمقدری: مساله جنسی و کشش بین قطب مثبت و منفی زن و مرد یکی از مسائلی است که باعث بنیان خانواده می شود.همین که شما حرص دارید که شب با یک زنی باشد و گزینه ی اول تو همسر خودت باشد، نکته بسیار مثبتی است و این موضوع باعث می شود که در کنار همسرت آرامش و لذتی که قرار است ببری را پیدا کنی.تسنیم: پس به نظر شما اکنون با جواب هایی که در ایران به سوال های شما داده شده و افراد ترجیح دادند با جنس مخالفشان باشند، شرایط خوبی داریم؟ شمقدری: بله دقیقا. اتفاقا این موضوع مثبت است.تسنیم: البته در فیلم انگار این گونه القا نمی شود و نگرانی به خاطر همین است.شمقدری: در آن جا قضاوت نکردیم. این صحبت موضع شخصی من است.ترتیب سکانس ها به گونه ای است که مخاطب مجبور به اصلاح قضاوت اولیه اش می شودتسنیم: این حرف شما پسندیده است که اتفاقی که در ایران می افتد و جاذبه ای که جنس مخالف برای جوانان دارد اتفاقا خوب است اما در مستند چنین چیزی را نمی بینیم. مستند نمایش آرامش یک جوان غربی است که همه شهواتش ارضا شده و حرصی برای حضور کنار جنس مخالفش ندارد، انگار فقط دوست دارد با کسی باشد که بتواند به خوبی با او ارتباط برقرار کند و حرف بزند اما در مقابل، یکی ایرانیِ مقید و در فشار را می بینیم که انگار از روی حرص و عقده های انباشته جنس مخالفش را انتخاب می کند. چیزی که نمایش دادید با چیزی که الان می گویید به آن معتقدید هم خوانی ندارد.شمقدری: در دنیای فیلم، اول یک پدیده می بینید که ممکن است 60-70 درصد مخاطبان همین برداشت را بکنند که بگویند غرب به چه نقطه ای رسیده است که عقده ای نیستند اما وقتی که وارد سکانس دیگر یعنی رژه همجنس گرا ها می شوید، مجبور هستید که در قضاوت خود اصلاحاتی انجام بدهید. ما این دو سکانس را پشت سر هم قرار دادیم. سکانس اول مقدمه ای برای دومی است. در مقدمه نمی خواستیم که قضاوت شتاب زده ای داشته باشیم و بگوییم که جامعه غرب فلان است. ما آن سکانس را کنار رژه هم جنس گراها قرار دادیم تا بگوییم که ما قضاوتی نمی کنیم اما ببینید که در نهایت به کجا رسیدند؛ به جایی مثل رواج گس ...

ادامه مطلب  

پاسخ به اسراییل را هرگز متوقف نخواهیم کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش جوان آنلاین، بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در گفتگوی اختصاصی با شبکه العالم از حقائق پشت پرده جبهه جنوب و نقش مخرب صهیونیستها، روابط با ایران و سوریه، مقاومت لبنان و حامیان مردم سوریه، مقابله با تروریسم و اشغالگری، و مقاومت مردمی سوریه و هم چنین درباره مساله فلسطین و قدس سخن گفت.مشروح گفت وگوی تلویزیونی رئیس جمهور سوریه با شبکه العالم به شرح ذیل است:بشار اسد: به شما [حسین مرتضی - خبرنگار العالم]خوش آمد می گویم و از این که با شما به عنوان یک خبرنگار و یک مبارز که به طور مستمر، هر روز و هر ساعت در همه جا در خط مقدم جبهه نبرد با تروریست ها قرار داشتید، گفتگو خواهم داشت، بسیار خرسندم؛ شما خبرنگار مجاهدی هستید که با کلام و سخن و موضع گیری صحیح و انتشار اخبار درست و واقعی، با دروغ هایی که در جامعه جهانی علیه ما به راه افتاده بود مقابله کردید.العالم: جناب رئیس جمهور فارغ از پیروزی ها و دستاورد های عظیمی که ارتش سوریه در جبهه های مختلف نبرد با تروریست ها به دست آورده است و به زودی به آن خواهیم پرداخت، در سایه همه این پیروزی ها، رویداد بارزتر و مهم تر عملا تحولات مربوط به جنوب سوریه است. چه چیزی در جنوب سوریه رخ می دهد؟ واقعیت امر چیست؟بشار اسد: بسیار ساده بگویم، پس از آزاد سازی غوطه، حرکت به سوی جنوب مطرح شد، ما در برابر دو گزینه قرار گرفتیم، درست مانند وضعیت کنونی در دیگر مناطق سوریه، این که یا صلح کنیم یا این که برای آزاد سازی مناطق متوسل به زور شویم.پیشنهاد روسیه این بود که فرصت برای دستیابی به صلح برای گروه های مسلح فراهم شود، چیزی که در برخی مناطق رخ داد. هدف این بود که شرایط به وضع پیش از سال ۲۰۱۱ بازگردد؛ یعنی این که ارتش سوریه به منطقه ای که منطقه رویارویی و مقابله با رژیم صهیونیستی است بازگردد و تروریست ها از این منطقه خارج شوند و این طرح و پیشنهاد مناسب و خوبی برای ما بود.این طرح تا این لحظه هیچ نتیجه عملی در پی نداشته است و علت آن دخالت مستقیم اسرائیل و آمریکا و حمایت از تروریست ها در منطقه جنوب است تا از هرگونه راه حل یا دستیابی به راهکاری برای حل تنش جلوگیری شود. وضعیت کنونی جنوب سوریه این چنین است.العالم: آیا تاکنون تصمیمی در خصوص عملیات نظامی در جنوب سوریه و یا صلح اتخاذ نشده است؟بشار اسد: روسیه همچنان در حال رایزنی با طرف آمریکایی و اسرائیلی است. حال در خصوص تروریست ها باید بگوییم که آنان کاره ای نیستند و تنها مجری دستورات و اوامر صادر شده سران و فرماندهان خود هستند. فرصتی برای صلح بود، اما دخالت دو طرف آمریکایی و اسرائیلی مانع از آن شد که صلحی محقق شود.العالم: برخی پیرامون معامله ای در منطقه جنوب سخن می گویند؛ آیا پای معامله ای در کار است و برای این معامله بهایی باید پرداخت شود؟ اجازه بدهید به صراحت بگویم موضوع اخراج ایرانی ها از منطقه جنوب در ازای خروج آمریکا از التنف واقعیت دارد؟ چه بها و هزینه ای باید بدهید تا طرف آمریکایی با حل تنش در منطقه جنوب موافقت کند؟بشار اسد: درباره آمریکا باید بگویم که این کشور یک اصل مهم و قاعده اصلی بدون در نظر گرفتن موضوع و مکان دارد و آن سلطه گری و سلطه طلبی است. این بها بالطبع از سوی ما تقدیم نمی شود در غیر این صورت، چرا چند سال است که برای حفظ استقلال و یکپارچگی ارضی سوریه می جنگیم.اما درباره موضوع ایران، باید به صورت واضح تأکید کنم، رابطه سوریه و ایران رابطه ای راهبردی است و تحت تاثیر مسائل جنوب و شمال قرار ندارد، این رابطه با همه جوانبش به صورت واقعی با حال و آینده منطقه مرتبط است، و تحت تاثیر قیمت های بازار بین المللی قرار نمی گیرد. نه سوریه و نه ایران هرگز این رابطه را در بازار سیاسی بین المللی مطرح نمی کنند، تا بخواهد مکانی برای سازش باشد. هر آنچه مطرح شده، طرح اسراییلی بوده وهدف از آن به چالش کشیدن و در تنگنا قرار دادن ایران است. این مسائل همچنین همسو با تبلیغات بین المللی ضد ایران درباره پرونده اتمی است و جدا از این مسأله نمی باشد. هر آنچه که اکنون در ارتباط با ایران اتفاق می افتد، با هدف ایجاد فضای بین المللی ضد ایران ایران است. از نظر ما، تصمیم گیری دربارۀ سوریه فقط متعلق به خود سوری ها است. ما در یک نبرد یکسان هستیم، و اگر تصمیمی درباره ایران داشته باشیم، با ایرانی ها سخن خواهیم گفت و با هیچ طرف دیگر صحبت نخواهیم کرد.العالم: چه موضوعی سبب شد رژیم اشغالگر اسراییل با بازگشت ارتش سوریه به مرز های جولان اشغالی موافقت کند که همان بازگشت اوضاع به سال ۲۰۱۱ پس از ۷ سال تلاش مستقیم و غیرمستقیم صهیونیست ها برای ضربه زدن به ثبات سوریه است؟بشار اسد: به طور حتم، اخلاق و قانون بین المللی هیچ مفهومی برای اسراییلی ها ندارد، از ابتدای جنگ وقتی بحران به ویژه در جنوب وجهه نظامی به خود گرفت، اسراییل به طور مستمر نیرو های سوریه را گلوله باران کرد و از تروریست ها مستقیما حمایت نمود.توپخانه و نیروی هوایی اسراییل همان توپخانه و نیروی هوایی تروریست ها و طبیعتا جبهه النصره بود، هیچ چیزی وجود ندارد که رویکرد اسراییلی ها را تغییر دهد، موافقت اسراییلی ها برای ما اهمیتی ندارد.به رغم حمایت اسراییل از تروریستها، ما به وظایف خود عمل کردیم و ارتش سوریه در جبهه جنوبی می جنگد و مناطقی نیز آزاد شده است. درنتیجه اسرائیل چه موافق باشد و یا یا نباشد، این امر (نبرد در این جبهه) تصمیم سوریه و وظیفه ای ملی است، که ما آن را انجام خواهیم داد.العالم: آیا اسراییل ترجیح می دهد مقاومت، جولان را ترک کند و ارتش سوریه بازگردد؟بشار اسد: به نظر من هر دو گزینه برای اسراییل بد است، سید حسن نصرالله چندین بار درباره ارتباط سوریه با مقاومت و نقش سوریه در مقاومت سخن گفت، پس چطور اسراییل میان دو موضوع که هر دو را بد می داند، یک گزینه را انتخاب نماید!العالم: گزارش های موجود حاکیست که اسراییل توانسته است شمار زیادی از سوری ها را جذب نماید، برخی از آنان طول درمان خود را پس از جراحت در فلسطین اشغالی طی کردند، اسراییل از اوضاع بد مالی تعدادی از آن ها سوء استفاده کرد و برخی دیگر انتخاب شدند که در آینده با اسراییل همکاری نمایند، در مرحله آتی چگونه با آنان برخورد خواهد شد؟بشار اسد: این موضوع درست است، نمی توانیم همه مردم را در یک گروه قرار دهیم، دلایل گوناگونی برای رفتن آنان در مسیر نادرست وجود دارد، این اشتباه در حق وطن و تمام شهروندان سوری است، اما نهایتا آنان فرزندان این وطن هستند و ما همه در این زمینه مسئول هستیم و نباید فقط شخصی که چنین اقدامی را مرتکب شده مقصر بدانیم، وقتی جنایتی در یک کشور رواج می یابد، همه در برابر آن مسئول هستند؛ نه تنها نهاد های امنیتی که خود مجرم.درابتدا باید این افراد جذب شوند و پس از آن باید عواملی را که باعث پیدایش این وضعیت شده حل کنیم، عواملی که در این مصاحبه مجالی برای یادآوری آن ها نیست. العالم: در زمانی که درباره بازسازی پدافند هوایی سوریه و مقابله با اشغالگران صهیونیست سخن گفتید، سران رژیم صهیونیستی اعلام کردند که عمق سوریه را هدف می گیرند، چگونه با این موضوع برخورد خواهید کرد؛ خصوصا که اخیرا نوعی توازن در زمینه پاسخ به تجاوز های دشمن صهیونیستی حاصل شده است؟بشار اسد: ما هرگز حملات را بدون پاسخ نخواهیم گذاشت و پاسخ به اسراییل را در چارچوب امکانات نظامی موجود هرگز متوقف نخواهیم کرد؛ حال هر چه این امکانات بهبود یابد سطح پاسخ مان قوی تر خواهد شد. واقعیت این است که قوی ترین پاسخ به اسراییل، هدف قراردادن ارتش اسراییل در سوریه است، منظور ما عملا تروریست هایی است که به طور بسیار واضح و آشکار برای منافع اسراییل فعالیت می نمایند، از ابتدا آنان به سامانه های پدافند هوایی سوریه حمله کردند، آن ها توسط اسراییل و آمریکا رهبری می شوند.اولین حمله به اسراییل در سطوح سیاسی و نظامی و دیگر سطوح، هدف قرار دادن تروریست های اسراییلی در درون سوریه است، تروریست هایی که عضو داعش یا النصره و یا دیگر گروه های مرتبط با نقشه های اسراییل هستند.العالم: در صورت تشدید حملات اسراییل آیا شما آماده پاسخگویی هستید؟ بشار اسد: اکنون نیز چنین اتفاقی می افتد، و با تشدید حملات و تنش های این رژیم ما هم پاسخ می دهیم، ما هر کاری که بتوانیم در چارچوب امکاناتی که در اختیار داریم انجام خواهیم داد، پاسخگویی (به این تجاوزها) نیازمند تصمیم سیاسی نیست، من تاکید می کنم این موضوع که ما پاسخ تجاوز ها را بدهیم تصمیمی سیاسی نیست، بلکه تصمیمی ملی است، تصمیی که از روز اول اتخاذ شده است.العالم: اخبار بسیاری در رسانه ها درباره سامانه پدافند ضد هوایی "اس – ۳۰۰" منتشر شده است، مسکو می گوید که این سامانه را به سوریه تحویل خواهیم داد، سپس می گوید آن را هرگز به سوریه تحویل نمی دهد، به نظر شما چرا این تردید در زمینه تحویل این سامانه به سوریه وجود دارد آن هم در زمانی که برخی در خارج به دنبال خرید سامانه دفاعی "اس ۴۰۰" هستند؟ همانطور که می دانید، مسائل نظامی بخشی از کار سیاسی هستند، درنتیجه اظهارنظر ها حتی اگر جنبه نظامی داشته باشد، حاوی پیام های سیاسی می باشند.پاسخ این سؤال را که چرا روسیه از تحویل (سامانه اس ۳۰۰) خبر داده و یا گفته نمیخواهد آن را تحویل دهد، باید از طرف روس پرسید، زیرا این موضوع ممکن است به خاطر مسائل سیاسی باشد.اما تا آنجا که از نظر نظامی به سوریه مربوط است، این ما نیستیم که تعیین می کنیم چه سلاحی به این کشور تحویل داده می شود یا نه. در ماجرای مقابله با حملات سه جانبه اخیر و پس از آن تجاوز اسرائیل، سوریه اعلام نکرد که از چه سلاحی استفاده شد؛ ما مسائلی را که دارای ویژگی نظامی داخلی هستند فاش نمی کنیم، بنابراین حتی اگر اس ۳۰۰ به سوریه تحویل داده شود یا نه، ما در این خصوص اظهار نظر نخواهیم کرد، و سلاح های موجود، هنگام نیاز استفاده خواهند شد.العالم: آیا سلاح خاصی را ارتقا داده اید؟بشار اسد: سلاح فقط برای استفاده است، و ما نوع سلاحی را که در اختیار داریم فاش نمی کنیم، و فقط آن را به کار می گیریم.العالم: با توجه به در هم آمیختگی اوضاع در منطقه جنوب، این مساله محدود به جغرافیای سوریه نمی شود و طرف های بسیاری در این منطقه حضور دارند، چگونه با این موضوع برخورد می شود؟بشار اسد: شما از دو محور سخن می گویید، محور حامی تروریسم که شامل آمریکا، اسراییل و برخی از گروه های موجود در منطقه است مانند کشور های عربی و غیرعربی و محور ضد تروریسم. محور اول که حامی تروریسم است برای سیطره می کوشد و محور دوم برای دستیابی به استقلال؛ بنابراین دشوار می باشد که بگوییم نتیجه ای برای این در هم آمیختگی وجود دارد جز اینکه یکی از دو محور پیروز شود. حداقل درباره محور مقاومت در برابر تروریسم می گویم که این محور از پاکسازی سوریه و منطقه از تروریسم عدول نمی نماید و از یک نقطه از خاک سوریه نمی گذرد. اما برای محور مقابل، باید برای پاسخ به این سؤال که آیا بر اساس واقعیت تغییر می کند یا خیر؟ باید منتظر بمانیم و ببینیم. اما مضمون و اعتقادش هرگز تغییر نمی کند، شاید با اقدام های سیاسی که واقعیت ها و حقایق تحمیل می نماید چه بسا تغییر کند.العالم: جبهه جنوب عملا در همان چارچوب است، اتاق عملیات "الموک" از ابتدای جنگ ضد سوریه حدود ۸ سال قبل متوقف نشده و فعال است، و مستقیما با اسراییلی ها مرتبط می باشد، اما اخیرا مشاهده نمودیم فعالیتش را مجددا آغاز نموده است، تماس های زیادی وجود دارد و تلاش می شود که فعال تر شود، آیا این به این معنی است که عملا کشور سوریه به طرف یکسره نمودن کار جنگ از نظر نظامی در منطقه جنوب صرف نظر از پیامد های امور پیش می رود، و آیا به بن بست رسیده است یا خیر، و آیا یکسره نمودن کار جنگ برای رهبری سوریه ممکن است؟بشار اسد: اتاق الموک ارتباطی با این تصمیم ندارد، این اتاق عملیات با حضور و نقش تروریست ها از ابتدای جنگ ضد سوریه ارتباط دارد، بنابراین اتاق عملیات الموک با حضور آنان (تروریستها) ایجاد شد تا آنان را از نظر نظامی هدایت نماید، پس استمرار وجود این اتاق به ادامه حضور تروریست ها بستگی دارد، یعنی آنان آماده اقدام های تروریستی بیشتر هستند، این بیشتر از آنکه مرتبط با نقش دولت سوریه باشد مرتبط با آنان است. نقش ما ارتباطی با اتاق الموک ندارد، تصمیم ما از همان ابتدا آزادسازی تمام اراضی سوریه بوده است، و این موضوع که چه زمانی به جنوب، شمال، شرق یا غرب می رویم یک مسأله نظامی است، اما ما اکنون صرف نظر از این اتاق به طرف جنوب رفتیم و به روند سیاسی مجال می دهیم، اگر موفق نشد راهی جز آزادسازی با زور وجود ندارد.العالم: آیا آمریکا از تنف خارج خواهد شد؟آمریکا می گوید آماده است که از تنف خارج شود؛ اما همه می دانند آمریکا در تاریخ ثابت کرده است که دروغگو است پس چرا این ادعا را باور کنیم، ما باید منتظر باشیم تا ببینیم چه خواهد شد!العالم: آنچه در اردن می گذرد آیا مرتبط با جبهه جنوب است؟ یعنی آیا به نظر شما با آنچه در این منطقه در حال وقوع است، ارتباط دارد؟بشار اسد: به غیر از آنچه که از رسانه ها می شنویم، اطلاعات دقیقی در این زمینه نداریم، در هر صورت برای اردن آرزوی ثبات و آرامش سیاسی داریم و نمی خواهیم در این کشور هرج و مرج شود، زیرا این مسأله برای ما نیز پیامد های منفی دارد. العالم: یعنی هر آنچه مقاومت از شما درخواست نماید آماده حمایت آن در سطوح سیاسی و نظامی هستید، هر چیز؟بشاراسد: از نظر سیاسی تغییر نکرده ایم، مساله فلسطین برای ما مانند ۱۰ سال قبل و چند دهه قبل از آن است و تغییر نکرده است.آنچه می توانیم ارائه دهیم مرتبط با دو چیز است، اولا امکانات فعلی سوریه، شک نیست که اولویت های امروز پاکسازی سوریه از تروریسم است و دوم، وضع فلسطین است و طرف هایی که می توان با آنان در داخل فلسطین تعامل نمود.العالم: ما از مقاومت در طرف دیگر سخن می گوییم، علاوه بر ایستادگی برخی از کشور ها در کنار سوریه در جنگ با تروریسم، همچنین مقاومت لبنان خصوصا حزب الله نقش داشت، فداکاری زیادی در جنگ با تروریسم نمود و در آن سهیم بود، جناب رییس جمهور چه سخنی برای رزمندگان و خانواده های شهدا و مجروحین دارند؟بشاراسد: وقتی تمام گروه های مقاومت مانند مقاومت لبنان و برادرانی که از عراق آمدند و اشخاصی که اسمشان را نبرده ام جمع می شوند تا از خاک سوریه و از شهروند سوری دفاع کنند باید از این مصاحبه استفاده کنم و تاکید نمایم که برادرانی از عراق هستند که ما آنان را مانند هر مقاومی می دانیم که از کشور دیگر آمده است و خانواده های رزمندگان ایران که آمدند و در سوریه خون دادند. تمام این ها را باید در یک سبد واحد در کنار شهدا، مجروحین و رزمندگان سوری و خانواده هایشان قرار دهیم، تمام آنان اگر بخواهیم که حروف، کلمات، جمله ها و تمام ادبیات را جمع کنیم معادل یک قطره خونشان نمی شود، لذا سخن بسیار کمتر از آن چیزی است که ارائه دادند، مهمتر آن است که تاریخ درباره آنان خواهد نوشت، واقعیت وقتی است که می گوییم تاریخ اینجا نوشته شده است، تاریخ نیازمند استراتژی و تاکتیک است. اما واقعیت استراتژیک بدون اجرای عملی آن بر روی زمین ارزشی ندارد و فقط یک فکر باقی می ماند که آن را در کتاب ها و مقاله ها قرار می دهیم، اما واقعیت آن است که این اشخاص در تمام این کشور ها و تمام این گروه مقاومت است که تاریخ واقعی، را می نویسد و نه سیاست.من می خواهم از این سوال استفاده کنم و تمام محبت، احترام و تقدیر و تکریم را به رزمندگان، مجروحین، شهدا و تمام خانواده های شجاع که اینان را برای دفاع از سوریه و مبارزه با تروریسم به سوریه فرستادند تقدیم نمایم تا این خانواده ها الگوی اخلاق و اصول برای نسل های حال و آینده باشند.العالم: جناب رئیس جمهور اجازه بدهید کمی به موضوع سیاسی برگردیم و درباره جبهه جنوب سوریه و وضعیت کلی آن منطقه با توجه به دستاورد ها در کل کشور صحبت کنیم که بارزترین آن ائتلاف سه گانه (سوریه، ایران و روسیه) است. ماهیت این ائتلاف چیست؟ آیا این ائتلاف به این معنی است که با مبارزه با تروریسم یا تحولات عرصه سوریه ارتباط دارد؟ اخیرا عده ای تلاش کرده اند بر این نکته تأکید کنند که در این ائتلاف سه گانه، شکافی به وجود آمده است. این ادعا را چگونه ارزیابی می کنید و دیدگاه شما در این باره چیست؟ واقعیت عملی موجود درباره این ائتلاف چیست؟بشار اسد: اگر بخواهیم در ابتدا درباره روابط سوریه و ایران صحبت کنیم باید گفت که همپیمانی دو کشور در طی ۴۰ سال گذشته و در شرایط مختلفی که در خاورمیانه به وجود آمده است، همچنان ثابت بوده است؛ بنابراین هیچ دلیلی برای طرح گذرا بودن یا نبودن آن وجود ندارد.عنصر جدیدی که در جنگ سوریه وارد شد، روس ها بودند که در نتیجه آن این همپیمانی سه جانبه به وجود آمد.سابقه روابط ما با روسیه، به هفت دهه قبل برمی گردد که این روابط با وجود تغییرات به وجود آمده و سقوط اتحاد جماهیر شوروی و روی کار آمدن بوریس یلتسین به عنوان رئیس جمهور روسیه جدید و کاسته شدن از سطح آن برای ما، باز هم به منزله زیر و رو شدن این روابط نبود و روسیه همواره به عنوان یک کشور دوست با سوریه تعامل کرده است و ما همه نوع کالا از جمله سلاح را در مراحل مختلف محاصره و تحریم تحمیلی علیه کشورمان از روسیه وارد کرده ایم. از این رو، همپیمانی های موقت یا مصلحت آمیز یا دست برداشتن از روابط در راستای تسویه حساب و منافعشان، جزو طبیعت روس ها نیست. بلکه روابط دو کشور، کاملا استراتژیک است. اما اظهارات سیاسی ممکن است زمینه ساز مطرح شدن چنین تحلیل هایی شده است. البته هدف چنین اظهارنظر هایی ارسال پیام به طرف های مختلف است. همچنین گاهی ممکن است از نظر زبانی در زمینه گزینش اصطلاحات مشخصی، شاهد ناکامی باشیم که این امر باعث می شود تصریحات سمت و سوی دیگری پیدا کنند که با مضمون اصلی آن کاملا متفاوت باشد که این امر، گاهی اتفاق می افتد. اما باید تصریحات را در چارچوب فضای کلی آن در نظر گرفت.دیدگاه روسیه درباره ایران استراتژیک است. از نظر دمشق، روس ها در امور سوریه دخالت نمی کنند و چنانچه دیدگاهی داشته باشند آن را مطرح می کنند. اما تصمیم گیری نهایی در این باره با حاکمیت و ملت سوریه است و از نظر روسیه این یک اص ...

ادامه مطلب  

میزگرد «نگاه به شرق»| متقی: چرا الگوی رفتاری ایران و روسیه تغییر کرد؟/کرمی: سه دلیل اهمیت سفر ولایتی به روسیه؛ ارتباط با چین جدی گرفته نشد - اخ?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ سفر اخیر «علی اکبر ولایتی» مشاور بین الملل مقام معظم رهبری به روسیه و دیدار با "ولادیمیر پوتین" و ابلاغ پیام های رهبر معظم انقلاب و حجت الاسلام روحانی چند روزی است در صدر اخبار کشور قرار دارد و بازتاب های بسیاری در فضای رسانه ای بین المللی داشته است.پس از انجام این سفر تحلیل های متفاوتی پیرامون اهمیت این دیدارها و همچنین گسترش روابط دوجانبه تهران ــ مسکو در رسانه ها و محافل خبری منتشر شد.بیشتر بخوانید:نوع نشستن پوتین مقابل ولایتی نشانه چه بود؟شیخ الاسلام: باید از ظرفیت بلوک شرق در برابر آمریکا استفاده کنیمخبرگزاری تسنیم با توجه به اهمیت این سفر و تصمیم جمهوری اسلامی برای گسترش روابط خود با شرق میزگردی با حضور ابراهیم متقی مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران و جهانگیر کرمی مدیر گروه مطالعات روسیه دانشکده روابط بین الملل دانشگاه تهران برگزار کرد که چکیده این میزگرد روز یکشنبه در خبرگزاری تسنیم منتشر شد. (اینجا)متن کامل این میزگرد را می توانید در زیر بخوانید:** کرمی: "نه شرقی، نه غربی" یعنی حفظ استقلال و نفی سلطه** تسنیم: با توجه به سفر اخیر آقای ولایتی به روسیه و دیدار با رئیس جمهور این کشور بحث نگاه به شرق بسیار مطرح شده است. برخی معتقدند این موضوع در تعارض با شعار "نه شرقی، نه غربی" است که از شعارهای اولیه و اساسی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. نظرتان راجع به این موضوع چیست؟جهانگیر کرمی: این واقعیتی است که در دنیا نظام دو قطبی وجود ندارد و در نبود نظام دو قطبی سیاست "نه شرقی و نه غربی" هم طبیعتا آن معنای گذشته را نخواهد داشت، اما محتوای سیاست نه شرقی و نه غربی شاید خیلی ربطی به سیستم دو قطبی و یا وجود دو ابرقدرت ندارد و در آن بحث استقلال ملی، استقلال عمل در سیاست خارجی، و نفی سلطه مطرح می شود.به نظر من محتوا و درون مایه اصلی سیاست "نه شرقی و نه غربی" استقلال دولت، استقلال عمل ملی و نفی سلطه در روابط بین الملل جزء ارکان اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.اگر بخواهم نسبت این سیاست با سیاست شرقی را بیان کنم، باید بگویم: مسئله غرب مسئله همه دنیاست امروز در چین، ژاپن، ترکیه و حتی کشورهای آفریقایی هم مسئله شان غرب است چون از قرن پانزدهم میلادی به بعد که رنسانس اتفاق افتاد و بعد از این دوره (رنسانس)، اصلاح دینی، مدرنیسم و عصر روشنگری و بعد از آن شکاف جهانی ایجاد شد و شرایط مرکز پیرامونی را به وجود آورد، در این شکاف جهانی و وضعیت مرکز پیرامونی، نسبت همه دنیا با آن مرکز باید تعیین شود.مسئله غرب مسئله همه دنیاست. امروز در چین، ژاپن، ترکیه و حتی کشورهای آفریقایی هم مسئله شان غرب است چون از قرن پانزدهم میلادی به بعد که رنسانس اتفاق افتاد و بعد از رنسانس، مدرنیسم و عصر روشنگری و اصلاح دینی و بعد از آن انقلاب صنعتی، شکافی جهانی ایجاد کرد و شرایط مرکز ــ پیرامونی را به وجود آورد در این شکاف جهانی نسبت همه دنیا با آن مرکز باید تعیین شود.یعنی اصطلاحا جهانی سومی سازی شکل گرفته در واقع بخشی از دنیا به خاطر تحولاتی در درون خود دچار وضعیتی شده که به یک فرادستی دست پیدا کرده و دیگران را به منبع تامین منابع و بازار خود تبدیل کرده است.تا قرن پانزده و شانزده میلادی شرایط اکثر قدرت های دنیا در همه قاره های جهان کمابیش شبیه به هم بود. نسبت قدرت امپراتوری صفویه در ایران با عثمانی و اروپا خیلی نزدیک به هم بود ولی به خاطر رنسانس و اتفاقی که در اروپا به تدریج رخ داد و از همه مهمتر انقلاب صنعتی در قرن 18 و 19، اروپا به موقعیتی دست پیدا کرد و همه دنیا از آن جا ماندند، در نتیجه غرب مسئله اصلی دنیا شده است. لذا سیاست شرقی در ایران در مقابل موضوعی با عنوان سیاست غربی مطرح می شود. سیاست غربی سیاست دیروز، امروز و فردا نیست بلکه این موضوع از گذشته های دور یعنی از زمانی که در قرن نوزده به ویژه بعد از جنگ ایران و روس که مجبور شدیم نگاه جدی تری به بیرون از کشور داشته باشیم، برای ایران وجود داشت.میزگرد «نگاه به شرق» در خبرگزاری تسنیمنگاه به غرب در روسیه و چین و دیگر ممالک هم بوده و هنوز هم هست و یکی از بزرگترین مسائل مطرح شده برای روسیه این است که روسیه با غرب چه نسبتی دارد؟ عده ای آتلانتیک گرا هستند، عده ای شرق گرا هستند و عده ای اوراسیا گرا هستند که سعی می کنند این توازن را برقرار کنند. برای جمهوری اسلامی ایران هم سیاست شرقی عمدتا در مقابل سیاست غربی اهمیت پیدا می کند به این دلیل که در دوران حکومت پهلوی سیاست ایران سیاست غربی شد. نگاه در دوران قاجار سیاست غربی نبود و تن در دادن به سلطه و اجبار غربی - شرقی حاکم بود، یعنی اگر شرق را در آن زمان روسیه تزاری بدانیم، روابط ایران با انگلیس و روسیه تزاری از سر انتخاب نبود بلکه از سر تحمیل و انفعال، روابط نسبتا متعادلی حاکم بود.** کرمی: سیاست "نه شرقی، نه غربی" در جریانهای ملی گرا و اسلام گرا پس از انقلاب وجود داشتدر دوران حکومت پهلوی سیاست ایران سیاست غربی شد. نگاه در دوران قاجار سیاست غربی نبود و سیاست غربی ــ شرقی حاکم بود، یعنی اگر شرق را در آن زمان روسیه تزاری بدانیم، روابط ایران با انگلیس و روسیه تزاری از سر انتخاب نبود بلکه از سر تحمیل، روابط نسبتاً متعادلی حاکم بود.لذا در قرن نوزده میلادی ایران ناگزیر به روابط با روسیه و انگلیس است ولی انگلیسی ها در قرن بیستم به دلیل انقلاب اکتبر و به بهانه انقلاب کمونیستی حصاری دور روسها ایجاد می کنند و ایران به سمت سیاست غربی رفت گرچه این مساله هم از سر انتخاب نیست، بلکه نوعی تحمیل و اجبار است.**کرمی: در دولت اصلاحات روابط تجاری ایران و روسیه به 4میلیارد دلار رسیدوقتی انقلاب اسلامی اتفاق می افتد، سیاست نه شرقی و نه غربی حاکم می شود. این سیاست چه در جریانهای ملی گرا به مفهوم موازنه منفی دوره مرحوم دکتر مصدق و در جریانهای اسلام گرا به معنای نفی سلطه خارجی و حتی خارجی ستیزی مطرح شد.این سیاست نه شرقی، نه غربی در دوره انقلاب تا فروپاشی شوروی کاملا برقرار بود و بعد از فروپاشی شوروی، روابط ایران و روسیه از سال 1989 برقرار شد. یک سال قبل از فروپاشی شوروی (زمان گورباچف) مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی به روسیه سفری داشتند و قرارداد 10 ساله با روس ها منعقد شد و آن مبنای روابط جدیدی شد که تا امروز ادامه دارد.گر چه برخی در ایران، دولت اصلاحات را متهم به سیاست غربگرایانه می کنند، اما در این دولت به نظر من سیاست متوازنی وجود داشت به این دلیل که در این دوران روابط تجاری ایران و روسیه گسترش یافت و در حوزه تجاری به حدود 4 میلیارد دلار رسید.در حالی که در دولت نهم و دهم گرچه آقای احمدی نژاد از سیاست شرقی نام می برد و آقای متکی (وزیر خارجه وقت) سیاست ایران را سیاست شرق گرایانه نامید، اما روابط ایران و روسیه به علت تحریم ها و روابط جدید بین آمریکا و روسیه به شدت افول کرد. روسیه ایران را به حاشیه برد و این سبب شد سیاست شرقی در آن دولت موفق نباشد. همچنین در این دوره شش قطعنامه سازمان ملل متحد علیه ایران با رای مثبت چین و روسیه تصویب شد و روابط تجاری با روسیه به حدود یک میلیارد دلار کاهش یافت.به هر حال، سیاست شرقی به معنای گسترش روابط با روسیه و چین و هند و کلا کشورهای آسیایی عمدتا در دوره های تعادل در سیاست خارجی ایران بیشتر معنا پیدا کرده است و این نشان می دهد که هر تحولی جدی در سیاست شرقی مستلزم روابط متعادل با غرب است و در غیر این صورت ممکن است کشورهای شرقی تصور کنند که تلاش ایران از سر نیاز و اجبار بوده و در عمل هم اتفاق مهمی رخ ندهد. یا اینکه غربی ها با فشار بر ممالک شرقی، به عنوان مانعی برای سیاست شرقی ایران عمل کنند.ابراهیم متقی: سیاست نگاه به شرق تابع فضای عمومی سیاست جهانی و شرایطی است که ایران در آن قرار دارد. ایران بعد از سال 1392 بر این احساس بود که می تواند روابط خود را با جهان غرب و محیط پیرامون ارتقا دهد. محور اصلی تفکر دولت وقت در normalization (عادی سازی) قرار داشت، یعنی سطح روابط جمهوری اسلامی با جهان غرب و همسایگان خود باید ارتقا پیدا کند و عادی شود و فضایی را به وجود آورد که در سال 1368 و در دوران بعد از جنگ به وجود آمد.** متقی: سیاست دولت روحانی برای بازسازی روابط با جهان غرب تبدیل به یک سراب در سیاست خارجی شدنظام بین الملل و کشورهای منطقه ای در سالهای دفاع مقدس ایران از الگوی سنگربندی در برخورد با ما استفاده کردند. سیاست خارجی آقای هاشمی معطوف به این بود که با گرایش به غرب و بهره گیری از رویکرد نوسازی در سیاست اقتصادی و در عمل نشانه هایی از عمل گرایی سیاست خارجه بتواند زمینه بازسازی روابط را با جهان به وجود بیاورد. این امر در سال 1368 امکان پذیر شد. علل به وجود آمدن این امر را می توان در خلأ قدرت در خلیج فارس و تبدیل شدن عراق به غول منطقه ای مشاهده کرد. جهان غرب به این نتیجه رسیده بود که باید موازنه منطقه ای اعاده شود و در نتیجه ضرورت های مربوط به سیاست جهانی با رویکرد سیاست خارجی ایران هماهنگ شد. در نتیجه روابط ما با شرکتهای اقتصادی آمریکا و شرکت های اروپایی و همچنین قراردادهای تسهیلاتی که با روسیه منعقد کردیم، ارتقا پیدا کرد. اما این وضعیت در سیاست خارجی روحانی حاصل نشد.نظام بین الملل و کشورهای منطقه ای در سالهای دفاع مقدس ایران از الگوی سنگربندی در برخورد با ما استفاده کردند. سیاست خارجی آقای هاشمی معطوف به این بود که با گرایش به غرب و بهره گیری از رویکرد نوسازی در سیاست اقتصادی و در عمل نشانه هایی از عمل گرایی سیاست خارجه بتواند زمینه بازسازی روابط را با جهان به وجود بیاورد.سیاست بازسازی روابط با جهان غرب یا به اصطلاح normalization تبدیل به یک سراب در سیاست خارجی شد و این احساس وجود داشت که جهان غرب می تواند با ایران همکاری های اقتصادی بیشتری داشته باشد و ایران در فضای engagement (مشارکت ــ ارتباط) با محیط بین الملل واقع شود. اما در دوره اوباما سیاست مهار و تحریم ها ادامه پیدا کرد. یک بخشی از تحریم ها در چارچوب برجام تعلیق مرحله ای شد و یک سرانجامی داشت که در ذات آن برنامه جامع اقدام مشترک وجود داشت.در این شرایط بحران های منطقه ای گسترش پیدا کرد و ایران به علت فضای بحران در محیط منطقه ای که آمریکا و جهان غرب ایجاد کرده بودند، ناچار به درگیرسازی شد. جهان غرب محیط منطقه ای را در وضعیت آشوب قرار داد. شما در فضای آشوب یا باید کنشگر باشید و یا اینکه خودتان هم درگیر آشوب شوید. ایران الگوی کنشگری را انتخاب کرد و نتیجه آن شد که به صورت تعیّنی حوزه نفوذ ایران تحت تأثیر آشوب سازی آمریکا و اروپایی ها در عراق و سوریه که مبتنی بر حمایت از داعش توسط عربستان بود، قرار گرفت و ایران در آن نقش آفرینی کرد.** وتوی قطعنامه انگلیس علیه ایران توسط روسیه نشانه تغییر الگوی رفتاری دو کشور بود امروز موازنه قدرت در محیط منطقه ای تغییر پیدا کرده است. وقتی قدرت یک کشور افزایش پیدا می کند، باید الزامات جدیدی را حوزه سیاست خارجه اجرا کند که بخشی از این الزامات که ناشی از معادله قدرت است، چگونگی کارکردن با فضای منطقه ای و بین المللی است.گرچه در گذشته روسیه به همراه چین 6 قطعنامه در ارتباط با بحث های هسته ای ایران را تأیید کرده بود اما زمانی که انگلستان براساس قطعنامه 2231 شورای امنیت، قصد تصویب یک قطعنامه جدید علیه جمهوری اسلامی را داشت، روسیه آن را وتو کرد که این به معنای تغییر در الگوهای رفتاری ایران نسبت به روسیه و روسیه نسبت به ایران است.** متقی: سیاست "نه شرقی، نه غربی" در فضای تئوریک سیاست خارجی معنای عدم تعهد استلذا اگر بخواهیم سیاست "نه شرقی، نه غربی" را در فضای تئوریک سیاست خارجی مورد توجه قرار دهیم، به معنای عدم تعهد است که در ایران دو ریشه تاریخی دارد؛ یکی در دوره شهید مدرس است که از واژه "سیاست عدمی" برای اولین بار استفاده کرد و بعد از آن دکتر مصدق در عصر "ناسیونالیسم" به عنوان گفتمان مسلط ایران و جهان که دارای رویکرد ضداستعماری بود، مفهوم موازنه منفی را به کار گرفت.«موازنه منفی» با کودتای 28 مرداد کارکرد خود را از دست داد و ایران به صورت ناخواسته وارد فضای ژئوپولیتیکی جدیدی شد که با قالب های اندیشه سیاسی ایرانی تطبیق نداشت. کتاب ارزشمندی است که مهرزاد بروجردی به عنوان پایان نامه دکترای خود در آمریکا نوشته است که به فارسی نیز ترجمه شده و نام آن «روشنفکران و مسئله غرب» است. بروجردی به نتیجه می رسد که در سال های 1332 تا 1357 هم مارکسیست ها، هم اسلامگرایان، هم اسلامگرایان روشنفکر مثل دکتر شریعتی و هم فلاسفه ای مثل حسین نصر که در فضای دربار شاه نقش آفرین بودند، ضد آمریکا و ضد غرب بودند، یعنی بروجردی اندیشه های حسین نصر، شایگان و شادمان را بررسی می کند و از درون آن، این بحث را مطرح می کند که چگونه غرب تبدیل به other در تفکر سیاسی ایرانی شده است.** متقی: "نه شرقی نه غربی" به معنای عدم تعهد رادیکال است انقلاب اسلامی حاصل چنین توازن گفتمانی است، بنابراین جهت گیری سیاست خارجه ایران در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جهت گیری "نه شرقی نه غربی" بود. این نه شرقی نه غربی به معنای عدم تعهد رادیکال است، حتی بازرگان (اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی) و وزیر امور خارجه وی یعنی کریم سنجابی هم سیاست عدم تعهد را در پیش داشتند. اما سیاست عدم تعهد آنها سیاست عدم تعهد لیبرالی یا عدم تعهد مثبت بود و بعد که فضا در ساختار داخلی رادیکالیزه می شود، عرصه سیاست خارجه را هم با خود رادیکالیزه می کند.** متقی: "حمایت از مخالفین منطقه ای ایران" سیاست اصلی سند امنیت ملی آمریکاکارویژه اصلی سیاست خارجه در هر کشوری تعیین هدف و به کارگیری سازوکارهایی است که بتواند به آن هدف نائل شود، لذا زمانی بحث های حاشیه ای مطرح می شود که آن هدف تأمین نشده است.گزینه نگاه به غرب برای ایران پاسخ نداد و مطلوبیت های لازم را برای اقتصاد و امنیت و سیاست خارجی ایران حاصل نکرد، یعنی بخش عمده سراب دیپلماسی مربوط به روندهای سیاست خارجی جهان غرب به ویژه آمریکاست که اجازه نداد الگوی کنش مرحله ای روحانی به نتیجه مطلوب برسد.در مجموع باید بگویم در فضای فعلی، محیط منطقه ای به لحاظ شکل بندی های ژئوپولیتیکی تغییر پیدا کرده است، همچنین قدرت منطقه ای ایران افزایش پیدا کرده و سیاست آمریکا در ارتباط با فضای منطقه ای مبتنی بر offshore balancing (تعادل خارج از محدوده) است، در واقع چه در دوره اوباما یعنی سند امنیت ملی 2015 و چه در سند امنیت ملی دسامبر 2017 ترامپ می بینیم که offshore balancing (تعادل خارج از محدوده) محور اصلی سیاست منطقه ای آمریکا در برخورد با ایران است.این offshore balancing به معنای حمایت از مخالفین منطقه ای ایران است، اینجاست که بهترین گزینه برای ایران بر اساس ضرورت های راهبردی خود و مبتنی بر فضای ژئوپولیتیک منطقه که براساس شکل خاصی از آرایش قدرت تنظیم شده است، گرایش و نگاه به شرق است.به این دلیل که گزینه نگاه به غرب برای ایران پاسخ نداد و مطلوبیت های لازم را برای اقتصاد و امنیت و سیاست خارجی ایران حاصل نکرد، یعنی بخش عمده سراب دیپلماسی مربوط به روندهای سیاست خارجی جهان غرب به ویژه آمریکاست که اجازه نداد الگوی کنش مرحله ای روحانی به نتیجه مطلوب برسد.** کرمی: سیاست دولت های سازندگی و اصلاحات غربگرایانه نبودجهانگیر کرمی: درباره بحث تحول در سیاست "نه شرقی و نه غربی" این سؤال مطرح می شود که اگر واقعاً تغییر اوضاع و شرایط بین المللی باعث بازنگری در سیاستهای کلان جمهوری اسلامی ایران می شود این بازنگری تنها نباید مختص سیاست "نه شرقی و نه غربی" باشد بلکه مسائل دیگری هم وجود دارد که وقتی منتقدین مطرح می کنند: "این سیاستها دیگر جوابگو نیست"، گفته می شود، این سیاست ها از اصول انقلاب اسلامی است و از اول بوده و نمی شود آن را تغییر داد.نکته بعدی اینکه باید بگویم: سیاست دولت سازندگی، دولت اصلاحات و دولت روحانی سیاست غربگرایانه نیست، بلکه سیاست متعادلی است به این معنا که در زمان دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی اولین قرارداد بزرگ با روس ها که مبنای قراردادهای 30ساله شده، با ابعاد اقتصادی، فنی و نظامی منعقد شد و منجر به ورود حجم وسیعی از تکنولوژی های نظامی و تسلیحاتی و زیردریایی ها شد. همچنین روابط با چین با سفر آقای هاشمی به چین گسترش پیدا کرد و مبنای روابط با چین و هند و کشورهایی اروپایی شد. آقای هاشمی خیزی هم برای روابط با آمریکا برداشت که به نتیجه نرسید.در دولت اصلاحات قرارداد 10 ساله دوم ایران و روس در مسکو امضا شد و سطح روابط ایران و روسیه به 4 میلیارد دلار افزایش پیدا کرد. این سطح از روابط شاید فقط دو مورد مشابه دارد: یکی دوران پهلوی دوم با روس ها در سال 1345 تا 1357 که دوران طلایی روابط ایران با روسیه است و از 10 صنعت بزرگ ایران 7 صنعت مربوط به روس ها بود. صنایعی مثل ذوب آهن، فولاد، کارخانه های سیمان، بخشی از کارخانه های نساجی، صنایع آذرآب و نیروگاه های حرارتی که نه در دوره رضاشاه و نه در دوره محمدرضا شاه نتوانستند از غربی ها بگیرند.دوران دیگر مربوط به قرن 19 میلادی است که عمدتا تحمیلی بود اما سیاست پهلوی دوم نسبت به روس ها تحمیلی نبود و انتخابی بود و برای متعادل سازی روابط شرق و غرب انجام گرفت که البته موفق نشد.سیاست دولت سازندگی، دولت اصلاحات و دولت روحانی سیاست غربگرایانه نیست، بلکه سیاست متعادلی است به این معنا که در زمان دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی اولین قرارداد بزرگ با روس ها که مبنای قراردادهای 30ساله شده، با ابعاد اقتصادی، فنی و نظامی منعقد شد و منجر به ورود حجم وسیعی از تکنولوژی های نظامی و تسلیحاتی و زیردریایی ها شد.در دولت روحانی مجددا روابط با روسیه گسترش پیدا کرد و حجم مبادلات تجاری ایران با روسیه از یک میلیارد دلار (دولت احمدی نژاد) به حدود 3 میلیارد دلار رسیده است. همچنین همکاری های نظامی ایران و روسیه در سوریه گسترش پیدا کرد. لذا این تقسیمی که در کشور می کنند که سیاست غرب گرایانه سیاست دولت های اصلاح طلب بوده، به نظر من بنیانی ندارد و شاید بیشتر به خاطر نگرش اولویت اقتصادی آنهاست که چنین دیده می شود.چون نگرشی است که نهایتا توسعه اقتصادی را مهم تر دانسته و طبعا الگوی اقتصادی را غرب می داند و این موضوع در شرق و غرب عالم وجود دارد لذا به این دلیل سیاست غرب گرا گفته می شود ولی در ماهیت و عمل سیاست غرب گرایانه نیست بلکه نوعی تعادل و توازن را داراست.** تسنیم: گفتید سیاست نگاه به شرق ضمن استقلال عمل ملی و نفی سلطه است، آیا در برابر غرب هم می توانیم استقلال عمل ملی و نفی سلطه را حفظ کنیم و با آن ارتباط داشته باشیم؟ اکثر منتقدان سیاست غربی معتقدند غرب نسبت به شرق غیرقابل اعتماد است و هیچ گاه خواسته های ما را برآورده نکرده در حالی که مسائل تجاری و مبادلات با روسها و شرقی ها سبب شده این کشورها دنبال سایر مسائل در ایران نباشند.جهانگیر کرمی: در مورد اینکه آیا می شود رابطه با غرب را دنبال کرد و در عین حال نفی سلطه برقرار نباشد، جواب من مثبت است، چراکه نفی سلطه مفهوم کلی است، نمی شود در عصر وابستگی متقابل و در دورانی که یک وابستگی متقابل پیچیده میان همه ملت ها و دولتها وجود دارد، به سیاست های رادیکال چسبید و نفی سلطه را با مصداق خاص مدنظر داشت. مگر هند، ژاپن، مالزی، ترکیه و خیلی از دولت های شرق آسیا و خیلی از کشورهایی که روابط خوبی با آمریکا و اروپا دارند، سلطه غرب را پذیرفته اند؟من افراط در غرب ستیزی را محصول یک دوره خاصی از تاریخ ایران می دانم. هرچند قابل درک است یعنی با توجه به سلطه روس ها در قرن نوزده و سلطه انگلیسی ها و آمریکایی ها در قرن بیستم، انقلاب اسلامی به شدت بیگانه ستیز شد. این بیگانه ستیزی کاملا مبنای تاریخی قابل درکی دارد ولی در طول زمان این بیگانه ستیزی باید با شرایط جدید تطبیق داده می شد اما هنوز هم در ایران عمدتا به معنی آن همانند قرن نوزده و بیستم می خواهیم این بیگانه ستیزی را با مصداق غرب دنبال کنیم. این موضوع با واقعیت های امروز ایران و جهان سازگار نیست. دیگر ایران را نباید با ایران عصر قاجار و پهلوی مقایسه کرد. ایران پس از انقلاب اسلامی واقعا مستقل شده و لذا نباید از تعامل جدی تر با غرب نگران باشد.چراکه بسیاری از کشورها هستند که کاملا با غرب روابط دارند و لزوما تحت سلطه غرب نیستند و جمهوری اسلامی ایران را نمی توان مورد خاصی دانست که اگر با غرب رابطه داشته باشد لزوما تحت سلطه می رود.من افراط در نفی سلطه را محصول یک دوره خاصی از تاریخ ایران می دانم. هرچند قابل درک است یعنی با توجه به سلطه روسها در قرن نوزده و سلطه انگلیسی ها و آمریکایی ها در قرن بیستم، انقلاب اسلامی به شدت بیگانه ستیز شد. این بیگانه ستیزی کاملاً مبنای تاریخی قابل درکی دارد ولی در طول زمان این بیگانه ستیزی باید با شرایط جدید تطبیق داده می شد** کرمی: رابطه با شرق باید برای منافع ملی باشد نه برای مقابله با غربدر مورد روابط با شرق هم باید دید این رابطه را برای چه می خواهیم؟ اگر رابطه با شرق را برای منافع ملی کشورمان بخواهیم، خیلی خوب است. اما اگر روابط با چین، هند و روسیه را برای مقابله با غرب بخواهیم، این سیاست ابتر و ناکارآمدی است. همچنین اگر نگاه مان به این کشورها برای خارج شدن از فشار غرب باشد، این موضوع ضمن اینکه یک بازی دیپلماتیک خوب می تواند باشد، اما معلوم نیست برای همیشه جواب دهد.اگر می خواهیم این کشورها را جایگزین روابط با غرب کنیم، به نظر من در بلند مدت جوابگو نیست. اعتقاد من این است که جمهوری اسلامی ایران اولویت های سیاست خارجی خود را باید براساس واقعیت های محیطی خود تنظیم کند؛ یعنی اولویت اول را همسایگان قرار دهد چون سرنوشت ما با هم درتنیده است. اولویت دوم مناطقی مانند خلیج فارس، خاورمیانه، منطقه جنوب آسیا، حوزه اوراسیایی، ...

ادامه مطلب  

دانلود true skate - بازی موبایل اسکیت سواری  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: true skate اسکیت سواری download true skate download true skate for android true skate for android دانلود true skate دانلود true skate برای اندروید true skate برای اندروید بازی true skate برای اندروید اسکیت سواری بازی اسکیت سواری بازی true skate برای htc بازی true skate برای samsung بازی true skate برای motorola بازی true skate برای سامسونگ بازی true skate برای اچ تی سی بازی true skate برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسک ...

ادامه مطلب  

دانلود بازی موبایل limbo game  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: limbo game limbo game download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برای ipad limbo game برای ipad دانلود limbo game برای ipod limbo game برای ipod دانلود limbo game دانلود limbo game برای ios limbo game برای ios دانلود limbo game دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برا ...

ادامه مطلب  

از ارتباط ضعیف علم و عمل در بحران تا تعیین نهادی برای رصد نحقیقات بحران  

درخواست حذف این مطلب
ایران، کشوری است که مستعد وقوع بیش از ۳۰ مورد از حدود ۴۰ بلایای طبیعی شناخته شده است و به نوعی حدود ۹۰ درصد از جمعیت کشور در معرض مخاطرات قرار دارند. این در حالی است که میزان آمادگی خانوار ۹٫۳ درصد است. این میزان مخاطرات و آمادگی پایین، فرایند مدیریت بحران را در کشور مهم جلوه می دهد. فرایندی که با توجه به چند وجهی بودن و حساسیتی که دارد، هر اقدام مرتبط به آن باید حساب شده انجام شود.به گزارش ایسنا، در حال حاضر سهم پژوهش و نتایج علمی در فرایند برنامه ریزی ها، تصمیم گیری ها، شیوه های آموزش و درک مخاطرات چیست؟ آیا دستگاه های متولی و دخیل در مدیریت بحران بر پایه علمی تصمیم گیری و برنامه ریزی می کنند؟ رابطه میان علم و عمل در بحران چگونه است؟ چالش هایی که در زمینه تبدیل علم به فناوری وجود دارد، چیست؟ آیا آموزش هابر مبنای علمی انجام می شود؟ نتایج این آموزش ها چگونه ارزیابی می شود؟این پرسش ها، در میزگردی با حضور تنی چند از اساتید دانشگاه و مسئولان دو دستگاه متولی در حوزه امداد و بحران مورد بحث و بررسی قرار گرفت.دکتر علی اردلان، یکی از مهمانان این میزگرد بود. اردلان در حال حاضر مدیر گروه سلامت در حوادث و بلایای دانشگاه علوم پزشکی تهران، موسس و دبیر بورد تخصصی این رشته در وزارت بهداشت است.وی همچنین مشاور معاون وزیر بهداشت و سرپرست دفتر مدیریت خطر بلایای وزارت بهداشت، دانشمند همکار و فلوی ارشد در دانشگاه هاروارد، مشاور سازمان جهانی بهداشت و نماینده منطقه آسیای مرکزی در شبکه جهانی کاهش خطر بلایا است.او پس از زلزله بم تا کنون، به آموزش، پژوهش و توسعه سیاستگذاری مدیریت خطر بلایا پرداخته و موسس دپارتمان سلامت در حوادث و بلایا و دکترای تخصصی این رشته برای اولین در کشور و منطقه بوده است.یکی از فعالیت هایی که اردلان در وزارت بهداشت انجام داده، “طراحی و استقرار سامانه متریکس مدیریت خطر بلایا در نظام سلامت جمهوری اسلامی ایران” است که بر این اساس، اثربخشی برنامه های مدیریت بحران در وزارت بهداشت با استفاده از شاخص های کمی به طور سالیانه ارزیابی می شوند. یکی از شاخص های مهم این سامانه، “شاخص آمادگی خانوارهای ایرانی برای بلایا” است.دکتر عباس استاد تقی زاده؛ دارای مدرک دکترای تخصص سلامت در بلایا و حوادث از دانشگاه تهران و عضو هیئت علمی دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران است. وی در جمعیت هلال احمر ایران، سمت مشاور رئیس جمعیت هلال احمر در “بهبود مدیریت سوانح و بحران ها و ارتقای تاب آوری اجتماعی” را دارد و از طرف دیگر مشاور عالی سامان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران نیز هست. استاد تقی زاده نزدیک به ۱۵ سال است که در حوزه امور شهری و بلایا فعالیت پژوهشی و اجرایی دارد.دکتر سید حمید جمال الدینی، معاون آموزش، پژوهش و فناوری جمعیت هلال احمر و رسول حاج احمدی، مدیر برنامه ریزی آموزشی و پژوهشی سازمان مدیریت بحران کشور دیگر مهمان هایی بودند که به عنوان مسئولان آموزشی و پژوهشی جمعیت هلال احمر و سازمان مدیریت بحران در این میزگرد شرکت کردند.عنوانبنابراین گزارش مشروح کامل این میزگرد و پاسخ به پرسش ها در ادامه می آید:در ابتدا از وضعیت مخاطرات در کشور و میزان توجه و استفاده از پژوهش و آموزش برای مقابله با آن توضیح دهید؟حاج احمدی: من صحبتم را با یک مقدمه آغاز می کنم. سازمان ملل از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ اهداف توسعه هزاره را مطرح کرده بود و پس از آن از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰ به جای آن، اهداف توسعه پایدار را مورد نظر قرار داد. در توسعه پایدار ۱۷ هدف مشخص شده و کشورها باید تا سال ۲۰۳۰ برای رسیدن به این اهداف اقداماتی را انجام بدهند.توسعه پایدار چیست که مورد اهمیت قرار گرفته است؟ در مورد تعریف آن می توانم به یک جمله اشاره کنم که می گوید، ما زمین را از پدرانمان به ارث نبرده ایم بلکه آن را از آیندگان به امانت گرفته ایم. یعنی هر اقدامی که می خواهیم انجام بدهیم، باید آیندگان را در نظر داشته باشیم.بنابراین اگر قرار است سکونت گاه و یا شهرکی بسازیم باید موارد بسیار مختلفی را در مورد آن در نظر بگیریم. از جمله اینکه باید به میزان کافی مکان تفریحی، ورزشی، آموزشی تدارک ببینیم و به مقاوم سازی ساختمان ها و ایمنی واحدهای مسکونی توجه کنیم. تنها نباید به این فکر کنیم که مدتی قرار است زندگی کنیم و آیندگان مهم نیستند.بنابراین به نظر می رسد بسیاری از مشکلات عدیده ای که امروز با آنها مواجه هستیم به این دلیل است که در گذشته سیاست گذاری ها، طرح ها و برنامه ها به صورتی انجام شده اند که آیندگان، در آنها مد نظر قرار نگرفته اند.با این مقدمه در مورد وضعیت مقابله با بحران هم باید بگویم که در دنیا دو رویکرد ریسک محور و پاسخ محور نسبت به مخاطرات وجود دارد. در این رابطه سایت استراتژی راهبرد کاهش خطرپذیری سازمان ملل آمار قابل توجهی را ارائه داده است. بر اساس این آمار، در کشورهای توسعه یافته، روند مخاطرات و خطرپذیری کاهش پیدا کرده ولی در کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته، روند مخاطرات رو به گسترش بوده است. دلیل این مسئله هم گسترش شهرنشینی است ولی به دنبال آن، اقدامات موثری در راستای کاهش خطرپذیری در کشورهای توسعه نیافته و درحال توسعه صورت نگرفته است. این در حالی است که کشورهای توسعه یافته سیاست های مدیریت ریسک را در طرح های خود در نظر گرفتند و موفق شدند آمار تلفات جانی و مالی را کاهش دهند. یکی از نمونه های این کشورها، هم ژاپن است. همچنین اشاره به گزارش های بانک جهانی هم قابل تأمل است. بر اساس این گزارش ها اگر یک دلار در پیشگیری از سوانح هزینه کنیم، ۷ دلار از بخش پاسخ کاهش می دهیم.بنابراین مدیریت ریسک موضوع مهمی است و یکی از بحث های قابل اهمیت در این بخش، آموزش است که آموزش مردم و مسئولان را شامل می شود. آموزش مردم از این جهت اهمیت دارد که که در زمان حوادث اولین فردی هستند که می توانند کاری انجام دهند.آموزش مسئولان هم به این دلیل اهمیت دارد که تصمیم هایی که آنها قبل از سانحه می گیرند و کارهایی که بعد از آن انجام می دهند در نجات جان انسان ها بسیار تاثیرگذار است. به همین دلیل آموزش دیدن مسئولان در روند بحران کمک می کند. از همین رو آموزش ها به صورت مداوم به مسئولان ارائه می شود ولی مسئله مهم این است که این آموزش ها تا چه اندازه به عمل تبدیل می شود که متاسفانه باور لازم در میان مسئولان وجود ندارد.در این زمینه باید به چارچوب سند “سندای” هم اشاره کنم. سندی که چهار توصیه اساسی دارد و اولین توصیه آن هم درک خطرپذیری سوانح است. اینکه چنین موضوعی در سند “سندای” در اولویت قرار داده شده به این دلیل است که ما هنوز حادثه را درک و باور نکرده ایم. متاسفانه هنوز احساس نمی کنیم که وقتی سیل می آید باید به ارتفاعات پناه ببریم نه اینکه کنار رودخانه بمانیم. بنابراین عدم درک خطر اولین چالشی است که ما با آن رو به رو هستیم و در پژوهش ها و آموزش هایمان باید به آن توجه کنیم. استاد تقی زاده: من فکر می کنم پیش از اینکه به مسئله آموزش توجه کنیم باید مسئله پژوهش را مد نظر قرار بدهیم. در کشور ما فعالیت های آموزشی صورت می گیرد اما سئوال این است که این آموزش هایی که ما ارائه می کنیم بر اساس کدام پژوهش ها انجام می شوند؟این پژوهش است که به ما نشان می دهد یک آموزش چگونه، بر اساس کدام نیازها و به چه صورت باید انجام شود تا اثربخش باشد. پژوهش باید پیش زمینه تمام آموزش ها باید و ابتدا به این سئوال ها پاسخ بدهد. اگر با این شیوه کار نکنیم، به بی راهه می رویم. به ترکستان می رویم. در کشور ما آموزش هایی داده می شود؛ اما سئوال این است که جایگاه پژوهش کجا است؟در همین رابطه به یک مثال در مورد تهران اشاره می کنم. براساس مطالعه ای که اخیرا صورت گرفته، ۲۵ درصد شهروندان تهرانی معتقدند موضوع زلزله تهران، در حد یک شایعه است. وقتی با چنین تصوری مواجه هستیم، چگونه می توانیم آموزش بدهیم؟ چطور می توان به کسی که زلزله تهران را شایعه می داند گفت که باید مقاوم سازی انجام بدهد و اجزای غیرسازه ای اطرافش را فیکس کند؟ بنابراین، آموزش در چنین شرایطی جواب نمی دهد.مطالعه دیگری نشان می دهد که بسیاری از مردم تهران نیازی نمی بینند پیش از زلزله فعالیتی انجام دهند، چون فکر می کنند اگر زلزله بیاید همه ما خواهیم مرد و رویکرد تقدیرگرایی رویکرد اغلب آنها است. چگونه به این افراد می توانیم آموزش بدهیم؟ در چنین شرایطی آموزش رسمی، غیر رسمی و هر نوع دیگری که باشد نتیجه نخواهد داد. بنابراین دوست دارم بگویم که پژوهش در اولویت است.جمال الدینی: من فکر می کنم اینکه بخواهیم از تقدم و تأخر پژوهش و آموزش صحبت کنیم، کمکی به ما نمی کند. به هر حال ما یک وضع موجود داریم که راهی را برای رسیدن به این وضعیت طی کرده ایم. ابتدا باید آسیب شناسی از این وضع داشته باشیم تا ببینیم برای آینده باید چه کار کنیم.در مورد وضعیت موجود فکر می کنم اتفاق نظر وجود داشته باشد که با توجه به میزان خطرپذیری کشور و هزینه هایی که برای حوادث پرداخت می شود، میزان آمادگی ما مطلوب نیست.جمال الدینی:با توجه به میزان خطرپذیری کشور و هزینه هایی که برای حوادث پرداخت می شود، میزان آمادگی ما مطلوب نیست.علی رغم اینکه شیب حوادث در کشور ما سیر صعودی پیدا کرده دانشگاه ها در تولید مدارک علمی و تولیدات کاربردی علم مرتبط با حوزه بحران تنزل داشته اند.در حال حاضر به اندازه ۷ درصد از درآمد ناخالص ملی را برای حوادث هزینه می کنیم و در طول سال هزار میلیارد تومان برای جبران خسارت حوادث طبیعی هزینه می شود. ضمن اینکه اگر موارد دیگری مانند “گسست خانوادگی که به دنبال حوادث ایجاد می شود”، ”بی سرپرست شدن افراد زیادی به دلیل فوت همسر در حوادث جاده ای” و… را در هم نظر بگیریم، این هزینه ها بسیار بیشتر هم می شوند. بنابراین ما تنها قله یخ را می بینیم ولی اگر همین را هم در نظر بگیریم می بینیم که بین وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب فاصله زیادی وجود دارد.حالا به عقب بازگردیم و ببینیم وضعیت فعلی ما از چه عواملی در گذشته، نشأت می گیرد. آیا هماهنگی وجود نداشته است؟ زیرساخت لازم نبود؟ یا اساسا دغدغه ای وجود نداشته است؟ به نظرم تمام اینها عواملی است که تا حدودی در وضعیت امروز ما نقش دارند. با توجه به این مسائل، به نظرم می رسد که ما باید یک رصد علمی روی فعالیت هایمان داشته باشیم. علی رغم اینکه شیب حوادث در کشور ما سیر صعودی پیدا کرده دانشگاه ها در تولید مدارک علمی و تولیدات کاربردی علم مرتبط با حوزه بحران، تنزل داشته اند.متاسفانه هنوز پراستنادترین مقاله ای که در زمینه کمک های اولیه داریم، مربوط به زلزله بم است. آیا حادثه مشابه دیگری نداشتیم؟ وضعیت در مورد اینکه این تولیدات علمی در زمینه اجرا چه نقشی دارند و تا چه حد توسط دستگاه های اجرایی درک شده باشند؟ مناسب نیست.مسئله اساسی این است که پایگاه و رصد علمی در کشور ما وجود ندارد و باید مشخص شود چه کسی سالانه باید این رصد را انجام دهد و نتیجه را گزارش کند. تکالیف قانونی داریم که هنوز اجرا نشده اند. نقشه خطرپذیری و مدیریت واحد به معنای جمع آوری دیتای بحران در کشور ما وجود ندارد، در حالی که همه یک تکلیف قانونی هستند. اینها مسائلی است که باید مورد توجه قرار بگیرند. بنابراین باید بگویم که اول اینکه، شرایط ما در حال حاضر مطلوب نیست. دوم اینکه در کشور ما کارهایی صورت گرفته ولی در زمان انجام به زیرساخت ها توجه نشده است و نکته سوم مسئله آینده است که باید آن را مد نظر قرار دهیم.در مجموع با توجه به آمار و ارقامی که داریم، می توانیم بگوییم که در حوزه پیشگیری موفق نبوده ایم. در حوزه اجرا و آموزش همگانی هم عملکرد موفقی نداشتیم زیرا نتیجه این کار را در کاهش تولید ناخالص داخلی مشاهده می کردیم.دکتر اردلان: برای ارزیابی وضعیت فعلی مان، باید آن را با وضعیت قبلی و یا جامعه مشابه، مقایسه کنیم. من فکر می کنم اگر بخواهیم وضعیت ایران را با ۱۰ سال قبل مقایسه کنیم؛ در بعضی موارد پیشرفت خوبی داشتیم و در موارد دیگری وضعیت ما بدتر شده است. ضمن اینکه شاید نتوان منشاء بسیاری از این خوبی ها را در داخل کشور دید. به هر حال در داخل کشور همه ما درگیر وضعیت بروکراتیک و مشکلات اداری بسیار زیادی هستیم که در تمام کارهای ما تأثیر دارند.یکی از مواردی که ایران به صورت مشخص در آن پیشرفت داشته، سامانه پاسخ است. ما در زلزله بم هلال احمری قوی داشتیم و حالا هلال احمری قوی تر داریم. آن زمان سازمان مدیریت بحران منسجم نداشتیم ولی حالا داریم.بنابراین می توانیم بگوییم وضعیت بهتر شده اما آسیب پذیری ما به نسبت ۱۰-۱۵ سال گذشته به شدت افزایش پیدا کرده است. این اتفاق هم عمدتا در شهرهای بزرگ رخ می دهد. درحال حاضر به لطف مدیریت شهری، پایتختی داریم که نه تنها هر لحظه ممکن است در اثر زلزله با یک فاجعه انسانی مواجه شویم، بلکه دیگر برای زیست عادی هم قابل تحمل نیست. زیرا بین فضا و تعداد آدم هایی که زندگی می کنند نسبت مناسبی وجود ندارد. ترافیک شهری، ساخت و سازها و … باعث شده که آسیب پذیری بالا برود. در این شرایط هر چقدر هم سامانه پاسخ قوی داشته باشیم به ما کمک نمی کند. پاسخ به این سوال که کدام بخش توانایی پاسخگویی به حادثه شهر تهران را خواهد داشت؟ غیر ممکن است.یکی دیگر از اتفاق های خوبی که در این مدت افتاده این است که به هر حال سازمان مدیریت بحران و قانون مدیریت بحران وجود دارد. سازمانی که چالش های زیادی بر سر راهش بود ولی به هرحال مسیر رو به پیشرفتی دارد.البته به نظر می رسد چالش های پیش روی سازمان پیشگیری و مدیریت بحران همچنان وجود داشته باشد.اردلان: این چالش ها را در ۴۰-۵۰ سال آینده هم خواهیم داشت. زیرا همزمان با اجرای قانون، مباحث پیشرفته تر و سئوال هایی که پیش می آیند، فنی تر می شوند. بنابراین هیچ وقت، حتی در هیچ کشور توسعه یافته ای هم وضعیت به این شکل نخواهد بود که شما یک قانونی را امروز بنویسید و تا چند دهه همان را اجرا کنید.در مجموع برداشت شخصی من این است که ایران از نظر بحث مدیریت بحران و کاهش خطر بلایا در مسیر خوبی پیش می رود. این مسئله را وقتی می توانیم متوجه شویم که ایران را با کشورهایی که از نظر توسعه اقتصادی واجتماعی شرایط مشابهی دارند مقایسه کنیم. جمال الدینی: با توجه به اینکه به فاز پاسخ اشاره کردید مجبور هستم ورود کنم. آقای دکتر اردلان شما معتقدید که در فاز پاسخ بهتر شده ایم. وقتی در مورد این مسئله صحبت می کنیم باید در نظر داشته باشیم که خروجی، مد نظر ما است یا تاثیر کار.اردلان: مهمترین شاخص ما هلال احمر است. اگر بگویید از زلزله بم تا کنون هلال احمر هیچ گونه توسعه زیرساختی و روساختی نداشته باشد می توانیم بگوییم که پیشرفت نداشته ایم. ولی برداشت من این است که هلال احمر با توجه به منابعی که دریافت می کند، مدیران توانمندی که در این مجموعه هستند و ظرفیت داوطلبانی که دارد؛ در طول این مدت پیشرفت کرده است. امروز هلال احمر ایران جزو افتخارات ما در خارج از کشور است. در واقع هلال احمر، معرف مدیریت بحران ایران است.جمال الدینی: هلال احمر ایران به این دلیل قوی است که بخشی از مأموریت های وزارت اضطرار را انجام می دهد ولی در کشورهای دیگر هلال احمر متولی پاسخ نیست بلکه نقش پشتیبان را دارد.البته تاکید آقای اردلان بیشتر بر این موضوع است که وضعیت کشور ما در مقابله بحران نسبت به گذشته پیشرفت داشته و بهتر شده است.اردلان: در مجموع باید بگویم که معتقدم در تمام قسمت های مربوط به چرخه مدیریت خطر در بلایا پیشرفت داشته ایم. حتی در زمینه پیشگیری هم این اتفاق افتاده است. البته هنوز در زمینه اجرا با چالش هایی مواجه هستیم ولی به هر حال کارهایی که مجلس، مدیریت بحران شهر تهران و سازمان پیشگیری و مدیریت بحران کشور انجام می دهند، مواردی است که می توان از آنها به عنوان مثال هایی برای توسعه این موضوع در کشور نام برد.اینکه بخواهیم در مورد وضعیت ایده آل صحبت کنیم و خودمان را با این شرایط بسنجیم موضوع دیگری است. ممکن است که ایده آل من و شما ژاپن باشد. ولی من در مقایسه با وضعیتی که هنگام زلزله بم در سال ۲۰۰۳ داشتیم می گویم وضعیت ما بهتر شده است. به هر حال وقتی شرایط ایده آل را در نظر بگیریم می بینیم کارهایی بوده که انجام نشده است. به عنوان مثال متاسفانه در زمینه آمادگی، هنوز نقشه جامع خطرپذیری نداریم ولی زمانی که شرایط را با زلزله بم مقایسه کنیم، می بینیم برای ارزیابی خطرها و رسم نقشه ها در کشور کارهایی زیادی شده است.جمال الدینی: وضعیت کشورهای همجوار و سرعت رشد نسبی را هم باید در نظر بگیریم. در حال حاضر کشور ما از نظر مرگ و میر در رده هشتم جهان است و در آسیا رده هفتم را دارد. در زمینه تولید علمی هم همین روند وجود دارد. تولید علمی ما نسبت به سال گذشته افزایش پیدا کرده ولی مقام ما ۵ رتبه تنزل پیدا کرده است. زیرا سایر کشورها هم در تلاش هستند و کار می کنند. در واقع مقایسه کشورهای دیگر را هم باید در نظر داشته باشیم.استاد تقی زاده: وقتی صحبت از نسبت و مقایسه می کنیم، باید اختلاف هایی را شفاف سازی کنیم. باید ببینیم مقایسه ما از نوع زمانی است یا مکانی. مقایسه ای که دکتر اردلان می کند، زمانی است. او می گوید که سال ۲۰۰۳ یک وضعیت داشته ایم وحالا در سال ۲۰۱۷ وضعیت دیگری داریم. ولی اینکه شیب رشد چگونه بوده و آیا این شیب قابل قبول است یا خیر؟ موضوع دیگری است. مقایسه ای هم که دکتر جمال الدینی انجام می دهد مقایسه مکانی است. او وضعیت فعلی ایران را در مقایسه با کشورهای دیگر در نظر می گیرد. هر دو مقایسه ای که دوستان انجام می دهند درست است ولی بحث این است که ما چه چیز را با چه چیزی مقایسه می کنیم. ما ابتدا باید وضعیت فعلی خودمان را در مقایسه با گذشته در نظر بگیریم. وقتی که این کار را انجام دادیم خودمان را باید با دیگران مقایسه کنیم.اردلان:اگر بخواهیم وضعیت خودمان را با خودمان مقایسه کنیم، در مجموع شرایط بهتری داریم. به استثنای بخش آسیب پذیری که با سوء مدیریت این آسیب پذیری را افزایش می دهیم. زلزله تهران و ساخت و سازهای نامناسب در این شهر و مسئله ریزگردها در غرب کشور دو نمونه بارز از این سوء مدیریت ها هستند.اردلان: دکتر تقی زاده نظر من را شفاف تر کرد. در کل نظر من این است که اگر بخواهیم وضعیت خودمان را با خودمان مقایسه کنیم، در مجموع شرایط بهتری داریم. به استثنای بخش آسیب پذیری که با سوء مدیریت، این آسیب پذیری را افزایش می دهیم. زلزله تهران و ساخت و سازهای نامناسب در این شهر و مسئله ریزگردها در غرب کشور دو نمونه بارز از این سوء مدیریت ها هستند.حال با در نظر گرفتن این شرایط کلی باید به این مسئله نگاه کنیم که وضعیت ما در زمینه علمی چگونه است. ما یک علم داریم و یک فناوری. علم، دانشی است که از تجربه و تحقیق به دست می آید و فناوری شیوه استفاده از این علم است. این پروسه ای است که اتفاقا مربوط به دانشگاه نیست و باید از بیرون دانشگاه آغاز شود. در هیچ جای دنیا و هیچ دانشگاه خوبی تز p.h.d تنها بر اساس علاقه فرد آغاز نمی شود. عمدتا تقاضایی از بیرون وجود دارد و برای رفع یک نیاز، این تز ارائه می شود. به عنوان مثال سازمان مدیریت بحران باید به دانشگاه بگوید که من به این محصول احتیاج دارم و باید تولید شود. چنین کاری به مجموعه دانشگاهی و تحقیقاتی سپرده می شود.البته در زمینه علمی، بعد از زلزله بم کارهایی در ایران صورت گرفت و وزارت علوم و بهداشت اقدام به تدوین رشته های کارشناسی ارشد کردند. همچنین در بخش علمی-کاربردی هم کارهایی شده و هلال احمر هم حتی قبل از زلزله بم در این راه فعالیت هایی را آغاز کرده بود.هنگام صحبت در مورد بحث پژوهش باید اشاره کنیم که تا کنون تزهای مختلفی انجام شده است که البته نمی توانیم بگوییم این تزها تمام مشکلات ما را حل می کنند ولی برای بررسی آن باید در نظر داشته باشیم که چقدر در این زمینه سرمایه گذاری شده است. تعداد سئوالات پژوهشی که در مورد مدیریت خطر ایران وجود دارد بی شمار است و با یک تز دکترا و کارشناسی ارشد، تنها به یکی از آنها می توان پاسخ داد. حتی باید این سئوال را بپرسیم که ما به پژوهشگر بحران چقدر پول می دهیم و چه کارهایی می کنیم تا این پژوهشگران به مهاجران اقتصادی تبدیل نشوند؟ باید این پرسش را مطرح کنیم که سازمان مدیریت بحران در طول ۱۰ سال گذشته در این زمینه چقدر خرج کرده و چه پشتیبانی هایی انجام داده است؟ یا هلال احمر در زمینه پژوهش به غیر از مجموعه علمی-کاربردی خود چه توسعه ای در کشور ایجاد کرده است؟ این دو بخش باید در زمینه پژوهش های مربوط به بحران از دانشگاه حمایت کنند.جمال الدینی: دانشگاه ها از منابع نفتی و دولتی استفاده می کنند و به همین دلیل باید در حوزه مسئولیت اجتماعی خود ورود کند.شما معتقد هستید باید از دانشگاه کار را آغاز کنیم و ابتدا به این بخش بپردازیم؟جمال الدینی: من می گویم هر کدام از ما باید متناسب با منابعی که دولت هزینه می کند، کارهایی را انجام می دادیم ولی نقشمان موثر نبوده است. برای ارزیابی هزینه هایی که صورت می گیرد و خروجی آنها، باید دستگاه هایی که در زمینه آموزش و پژوهش فعالیت می کنند و از بودجه بهره می برند را لیست کنیم و ببینیم که آیا خروجی آنها متناسب به هزینه ای که انجام شده هست یا خیر؟ بنابراین من معتقدم که باید نسبت تولید دانش دانشگاه ها با خروجی این تولیدات را بسنجیم و بر این اساس ارزیابی انجام بدهیم.با توجه به اینکه هر کدام از شما در یکی از بخش های مربوط به بحران مسئولیت دارید، از منظر مسئولیتی که دارید در مورد نقش و جایگاه پژوهش و چالش های آن صحبت کنید.در سازمان پیشگری و مدیریت بحران، پژوهش چه جایگاهی دارد؟ آیا برنامه ریزی های آموزشی بر اساس پژوهش ها است؟حاج احمدی: در حوزه آموزش ما سند استانداردسازی آموزش را تدوین کرده ایم. برای استانداردسازی پروسه آموزش، قراردادی هم با دانشگاه تهران امضا کردیم. این در حالی است که در گذشته چنین شرایطی نداشتیم و آموزش های ما معمولا به صورت مقطعی انجام می شد. به عنوان مثال بارها به گ ...

ادامه مطلب  

ترامپ پس از شکست داعش برگ نهایی فلسطین را روی میز گذاشت/ انتقال دانش تولید موشک به کرانه باختری بسیار ساده است/ مخالفت جریان چپ اسرائیل با اقد  

درخواست حذف این مطلب
گروه احزاب خبرگزاری فارس: نشست بررسی «قدس؛ خط قرمز جهان اسلام» با حضور سعدالله زارعی کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا در خبرگزاری فارس برگزار شد.در این نشست ظرفیت های تمدنی و سیاسی قدس، چرایی انتقال پایتخت رژیم صهیونیستی به قدس، تبعات این موضوع در سطح بین الملل و جهان اسلام، نتایج شکست داعش در منطقه و نسبت آن با مساله فلسطین، تسلیح کرانه باختری، تبعات یهودی سازی قدس شریف، سرانجام مذاکرات سازش و عدم همراهی کشورهای غربی با تصمیم اخیر ترامپ مورد بحث و بررسی قرار گرفت. برخی از مهم ترین محورهای این گفت وگو به شرح زیر است: * مبارزه کرانه باختری با هدف تهدید امنیت اسرائیل بسیار کارآمد است* ترامپ پس از شکست داعش برگ نهایی فلسطین را روی میز گذاشت* مدافعان حرم ترجیح می دادند با رژیم اسرائیل درگیر شوند* آمریکا جز با عربستان و اسرائیل با هیچ دولتی درباره طرح خود مشورت نکرد* ترامپ بر خلاف رؤسای جمهور قبلی آمریکا آرمان گرایی کور را انتخاب کرده است* آمریکا برای تغییر سیاست در منطقه مسئله را از موضوع حساس قدس آغاز کرد* جنگ یمن اندازه قدرت عربستان را مشخص کرد* اگر قدس به دست اسرائیل بیفتد پرچم فلسطین بر زمین افتاده است* جریان چپ اسرائیل مخالف اقدام ترامپ برای انتقال پایتخت به قدس هستند* منظور ما از قدس مسجدالاقصی و قبه الصخره است* مذاکرات صلح می خواست گام به گام فلسطین را در هاضمه اسرائیل قرار دهد* مسئولان پرونده صلح رسماً اعلام کردند طرح صلح زیر پای ترامپ دفن شد* هر آن ممکن است در اردن تحولی اتفاق بیفتد* یمن شباهت زیادی به کرانه باختری دارد* انتقال دانش فنی تولید موشک به کرانه کار دشواری نیست* تسلیح کرانه باختری از بیرون نشدنی نیست* کرانه باختری قلب فلسطین استمشروح گفت وگوی تفصیلی حوزه احزاب خبرگزاری فارس با سعدالله زارعی در ادامه می آید: فارس: به عنوان اولین سوال بفرمایید «قدس» از چه ظرفیتی برخوردار است که اینطور می تواند مسلمانان کشورهای اسلامی را به صحنه بیاورد؟زارعی: قدس از یک طرف یک علامت رمز در جهان اسلام است به این معنا که وضع قدس نشان دهنده وضع مسلمانان محسوب می شود کما اینکه وضع مکه و مدینه تا حد زیادی نشان دهنده وضعیت مسلمانان در جهان است، اینکه قدس بتواند جمعیت های جهان اسلام را دور خود جمع کند یا نتواند این وضعیت جهان اسلام را به طور کلی و عمومی نشان می دهد، لذا در مقاطع مختلف وقتی مسلمانان منسجم بودند آرمان دفاع از قدس گرم تر بوده و زمانی که مسلمانان گرفتار نوعی سستی شدند وضع قدس هم دچار حاشیه و آسیب بوده است.امروز اگر واکنشی نسبت به توطئه ای که علیه قدس در جریان است نشان داده نشود علامت به قدرت هایی است که نمی خواهند مسلمانان عزت و اقتدار داشته باشند و از این رو شاهد هجمه های آنها به سایر کشورهای اسلامی خواهیم بود.*منظور ما از قدس مسجدالاقصی و قبه الصخره استالبته زمانی که ما از مکان های مقدس صحبت می کنیم منظورمان قدس شرقی است؛ قدس غربی به صورت عمومی جزء بیت المقدس هست اما به طور خاص وقتی شما از مکان های مقدس صحبت می کنید به منطقه شرقی قدس مربوط می شود لذا امروز هم اگر درباره ساخت شهرک های یهودی نشین صحبت می شود ساخت شهرک در بخش شرقی مدنظر است؛ هرچند به طور کلی حساسیت بر روی فلسطین وجود دارد اما وقتی صحبت از قدس می شود منظور ما مسجدالاقصی و قبه الصخره است یعنی همان مکان های مقدس که ما معتقدیم که این ها مربوط به جهان اسلام است.*جریان چپ اسرائیل مخالف اقدام ترامپ برای انتقال پایتخت به قدس هستندفارس: در داخل سرزمین های اشغالی نسبت به این موضع ترامپ چه واکنش هایی وجود دارد و موضع صهیونیست ها درباره انتقال پایتخت به قدس با توجه به هزینه های بسیاری که برای آنها وجود دارد، چیست؟زارعی: جامعه صهیونیستی و نخبگان، احزاب و مسئولان صهیونیست به طور کلی به دو دسته تقسیم می شوند، یک دسته شامل نخبگان و جمعیت هایی هستند که معتقدند باید اسرائیل فرایند عادی سازی را در پیش گیرد و مسائل خود را کاهش دهد؛ اینها معتقدند باید حساسیت ها کاسته شود و هر نوع تحریکی از بین برود چراکه هر نوع تحریکی که سبب شود بحث های امنیتی ادامه پیدا کند، مسئله پذیرش اسرائیل در محیط پیرامونی تحت الشعاع قرار گیرد و این به نفع اسرائیل نیست لذا احزابی مانند حزب کارگر و روزنامه هایی مانند هاآرتص و به طور کلی جریان چپ در بین اسرائیلی ها معتقدند تحریک مسلمانان و فلسطینیان کمک به اسرائیل نیست و شرایط اسرائیلی ها را سخت تر می کند؛ بنابراین اینها مخالف بحث های ترامپ هستند و معتقدند ضمن اینکه ترامپ نمی تواند این مسئله را به نتیجه برساند وضعیت کشورهای منطقه و اسرائیل را هم متشنج تر می کند، لذا کلاً مخالف این بحث ها هستند.فارس: آیا صدای اینها در سرزمین های اشغالی و در اسرائیل شنیده می شود و آنها می توانند تاثیرگذار باشند؟زارعی: در پاسخ به این سوال که آیا صدای اینها که اکثریت هم هستند به اندازه ای بلند می شود که بتوانند دیدگاه خود را به نتیجه برسانند، باید گفت پاسخ منفی است. چون اینها در دولت و حاکمیت حضور ندارند و نمی توانند مطالبات خود را به جایی برسانند اما به طور یک قدرت و اهرم فشار در مقابل این مسئله قرار دارند.فارس: اعلام وطن ملی یهود آیا برای صهیونیست ها کارکرد تمدنی و سیاسی دارد یا این موضوع صرفاً برای حضور در منطقه غرب آسیا صورت می گیرد؟زارعی: به طور کلی اسرائیلی ها هیچ اعتقادی به مکان های مقدس ندارند یعنی اگر اینها از قدس شرقی صحبت می کنند به خاطر این نیست که دارای اعتقادات و آرمان هایی هستند که در قدس تجلی پیدا می کند، موضوع را باید از طریق معکوس نگاه کرد یعنی باید نگاه کرد که اینجا چه جایگاهی برای مسلمانان و مسیحیان دارد. * اگر قدس به دست اسرائیل بیفتد پرچم فلسطین بر زمین افتاده استیعنی در این ماجرا تمام تلاش اسرائیل این است که یک آرمان بسیار مهم را از مسلمانان بگیرد تا مسلمانان فاقد یک قله استراتژیک در مسئله فلسطین باشند؛ بنابراین اگر قدس به دست اسرائیل بیفتد پرچم فلسطین بر زمین افتاده و می شود سایر مناطق فلسطینی را نیز تصرف کرد و منطقه کرانه باختری را کاملاً به اسرائیل ملزم کرد و حتی در درازمدت فکری برای منطقه غزه کرد.بنابراین اسرائیلی ها می خواهند این پرچم را از مسلمانان بگیرند نه اینکه خودشان اعتقادی به قدس داشته باشند؛ البته آنها از گذشته مدعی بودند که تابوت مقدس و هیکل سلیمان در این منطقه قرار دارد و از این رو حفاری های زیادی را در زیر زمین های قدس انجام دادند و در واقع نوعی افسانه پردازی می کنند در حالیکه ما معتقدیم تابوت مقدس اصلاً اینجا نیست، از سوی دیگر سند روشنی هم مبنی بر اینکه هیکل سلیمان بعد از هزاران سال در این منطقه باقی مانده باشد وجود ندارد. بنابراین صهیونیست ها اساساً به دین و شریعت اعتقاد ندارند و دولت صهیونیستی یک دولت کاملاً لائیک است نه یک دولت مذهبی که ما بگوییم می خواهد به لایه های دین حضرت موسی پایبندی داشته باشد.فارس: پس علت تمرکز آنها در منطقه فلسطین برای چیست؟زارعی: آنها می خواهند قدس پایتخت اسرائیل باشد تا با پایان دادن به کار قدس، به کار فلسطین پایان داده شود و این پرچم از مسلمانان گرفته شود و آنها دچار یأس و ناامیدی کامل شوند.فارس: به بررسی اقدام ترامپ بپردازیم، درباره چرایی و علل انتقال سفارت آمریکا به قدس توضیح دهید که ترامپ با چه هدفی این دستور را صادر کرد؟زارعی: در واقع با نگاه به منطقه متوجه می شویم آمریکا در طول سال های گذشته شرایط رو به نزولی را پشت سر گذاشته است، یعنی از قدرت آمریکا کاسته و بر قدرت مخالفان آنها افزوده شده است؛ اگر وضعیت مصر، ترکیه، ایران، عربستان، در دهه 1970 را با وضع امروز مقایسه کنیم می بینیم اگر این کشورها قله های منطقه غرب آسیا هستند دیگر عمدتاً در اختیار آمریکا قرار ندارند. مثلاً مصر شرایط جدیدی پیدا کرده و رابطه السیسی با آمریکا بر هم خورده و مصری ها به نقطه ای غیر از آمریکا نگاه می کنند و ارتباط قبلی بین مصر و رژیم صهیونیستی از یکدیگر گسسته شده است؛ ترکیه از جرگه دولت های طرفدار آمریکا خارج شده تا جایی که آمریکا متهم به انجام کودتا در ترکیه است؛ موقعیت آمریکا در پاکستان لطمه جدی دیده و چالش بین ارتش آمریکا و پاکستان وجود دارد. موقعیت اسرائیل در منطقه به نسبت دهه 1970 که آنها سرمست از شکست اعراب بودند در موقعیت آسیب پذیری قرار گرفته است، اسرائیل که یک زمان برای غرب بال بود امروز به باری برای آنها تبدیل شده و باید برای امنیت اسرائیل هزینه کنند، در صورتی که قرار بود اسرائیل امنیت آمریکا را در منطقه برقرار کند.امروز هر رئیس جمهوری در آمریکا باید تاکید کند که امنیت اسرائیل امنیت ماست؛ در حالی که نگاهی که به اسرائیل در دهه 1940، 1950، 1960 و حتی 1970 وجود داشت یک لنگر باثبات غرب برای سیطره بر کشورهای غرب آسیا بود.*جنگ یمن اندازه قدرت عربستان را مشخص کردموقعیت عربستان به نسبت گذشته که پادشاهان بدون دغدغه می آمدند و منافع آمریکا تامین می شد امروز به خطر افتاده و طوفان های منطقه ای دولت عربستان را تهدید می کند و این سؤال را به وجود آورده که آیا دولت سعودی باقی می ماند یا خیر. جنگ یمن اندازه قدرت عربستان را مشخص کرد و سعودی ها علیرغم 33ماه جنگ نتوانستند مخالفان شان را در سرزمین فقیر خود مهار کنند. مجموعه اینها نشان می دهد آمریکا در منطقه ما به نسبت دهه های 1970 و 1960 دچار افت موقعیت شده است.*آمریکا برای تغییر سیاست در منطقه مسئله را از موضوع حساس قدس آغاز کردرؤسای جمهور آمریکا این مسئله را تا حدودی به عنوان امری که در مقابل آن نمی شود کاری کرد نگاه می کردند و حالا آقای ترامپ آمده و می گوید که می خواهم این وضعیت را تغییر دهم کمااینکه سیاستی که بن سلمان پادشاه عربستان در قبال ایران اتخاذ کرده غلط بوده و به تقویت ایران منجر شده است؛ همینطور رژیم صهیونیستی به جد معتقد است موقعیت ایران در منطقه به نحو غیر قابل باوری افزایش یافته و تحولات آینده را رقم خواهد شد. لذا صهیونیست ها می گویند باید فرمان را تغییر دهیم، «تغییر» شعار مشترک آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی است و بر همین اساس برای تغییر سیاست در منطقه غرب آسیا آمدند و مسئله را از حساس ترین موضوع یعنی قدس شریف شروع کردند به گمان اینکه وقتی در اینجا به جهان اسلام ضربه وارد کردند عملاً بقیه جهان اسلام تسلیم می شود و سیاست مهار منطقه پیش می رود.این توهمات ترامپ در حالی بود که درد اصلی او این است که شرایط منطقه با الگوی منطقه تنظیم نمی شود و روند تحولات خارج از کادر آمریکا رقم می خورد؛ اینکه آیا ترامپ این قدرت را دارد که روند منطقه را تغییر دهد یا خیر، سوالی است که پاسخ آن به طور قطعی منفی است چرا که آمریکایی ها اگر موقعیت ها را از دست دادند به خاطر ضعف بزرگی بوده که داشته اند و این ناشی از شرایطی است که در غرب آسیا پدید آمده است لذا ضعف ساختاری آنها نیز برای مدیریت تحولات چیزی نیست که با یک فرمان تغییر کند و طبیعی است که سیاست های ترامپ در اینجا به بن بست برسد.فارس: سوالی که در اینجا ایجاد می شود این است که چرا رؤسای جمهور آمریکا از اعلام قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی سر باز زدند اما ترامپ آن را اعلام کرد؟زارعی: این تفاوت به روحیه رؤسای جمهور آمریکا بر می گردد، آنها ضمن اینکه شرور بودند اما تلاش خود را برای بسط قدرت آمریکا در منطقه و تضعیف رقبا انجام می دادند اما در عین حال واقع بین بودند ولی متوجه بودند که چه کارهایی از توان آنها خارج است و چه کارهایی وضع آمریکا را بدتر می کند و حتی چه اقداماتی می تواند شرایط را برای آمریکا بهتر کند.*ترامپ بر خلاف رؤسای جمهور قبلی آمریکا آرمان گرایی کور را انتخاب کرده استترامپ بر خلاف سایر رؤسای جمهور آمریکا آرمان گرایی کور را جایگزین واقع گرایی کرده است یعنی ترامپ می گوید باید تغییر کند و فکر می کند این اتفاق می افتد در حالیکه ارائه آمریکا و کشورها به تنهایی کارساز نیست و باید مبتنی بر ظرفیت ها و موقعیت ها باشد، ظرفیت های آمریکا در منطقه رو به تحلیل رفته و موقعیت ها در منطقه به نفع آنها رقم نمی خورد لذا نه توانایی ها و نه موقعیت های دو دهه گذشته کمکی به آمریکا نکرده است.ترامپ گمان می کند فقدان اراده مقامات ارشد آمریکا موجب فقدان موقعیت و توانایی آمریکا شده است در حالیکه آنها اراده لازم را د ...

ادامه مطلب  

دیدار مقامات ایران ترکیه و روسیه در آنکارا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایداری ملی رسانه های محلی امروز (پنجشنبه) از دیدار مقامات ایرانی روسی و ترکیه ای در «آنکارا» برای ررسی روند تشکیل «مناطق کاهش تنش» در سوریه خبر دادند.بخش ترکی خبرگزاری «اسپوتنیک» با اعلام این خبر نوشت مقامات نظامی دیپلماتیک و اطلاعاتی ایران روسیه و ترکیه در محل سازمان اطلاعات آنکارا دیدار و درباره ایجاد 4 منطقه کاهش تنش در سوریه گفت وگو کردند.اسپوتنیک به نقل از خبرنگار روزنامه «حریّت» نوشت این مقامات روند تشکیل 4 منطقه کاهش تنش در سوریه و کشورهایی که بر آنها نظارت خواهند داشت را بررسی کردند.بر این اساس طرف ها در این دیدار به توافق ...

ادامه مطلب  

تفاوت های ماهوی فلسفه اسلامی وفلسفه یونانی/آشنایی با اندیشه عامری  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه_خداداد خادم: یکی از فلاسفه ای که ابهام های زیادی درباره آثار او وجود دارد، ابوالحسن عامری نیشابوری، فیلسوف قرن چهارم هجری است. عامری یکی از مهم ترین فیلسوفانی است که در فاصله زمانی میان دو فیلسوف بزرگ یعنی فارابی و ابن سینا می زیسته است. ابوالحسن در نیشابور زاده شد و در همانجا به تحصیل علوم دینی پرداخت و سپس در بلخ نزد ابوزید بلخی به تحصیل فلسفه پرداخت. پس از مرگ استادش به چاچ رفت و نزد ابوبکر قفال، فقه و کلام آموخت و سپس به بخارا بازگشت و کتاب معروف خود السعاده و الاسعاد را در همانجا به رشته تحریر درآورد و در فاصله سال های ۳۵۲ -۳۴۲ در نیشابور اقامت کرد و حدود ۵ سال ساکن ری شد و به تدریس و تصنیف مشغول بود. در نهایت وی در سال ۳۸۱ در نیشابور دارفانی را وداع گفت.دکتر نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی یکی از افرادی است که بر روی آثار عامری از دوران رساله دکتری تا کنون کارهای متعددی انجام داده است. وی معتقد است که کتاب السعاده و الاسعاد متعلق به عامری نیست. چرا که ادبیات این کتاب با دیگر آثار عامری متفاوت است. در گفتگویی که با وی داشته ایم زندگی و آثار عامری را بحث کرده و سعی کرده ایم، دیدگاه عامری را درباره مسائل مختلف از جمله سیاست، اخلاق و ... از زبان ایشان بشنویم. مشروح این گفتگو در آمده است؛*ابتدا بفرمائید که ویژگی اصلی ابوالحسن عامری چیست؟پیشنهاد می کنم قبل از اینکه به این بحث بپردازیم، یک مقدمه را درباره ابوالحسن عامری بگویم که فکر می کنم ضررورت دارد. مبحثی درباره یکی از کتاب های عامری چند سالی است که مطرح است. کتابی به نام «السعاده والاسعاد» وجود دارد. ماجرای این کتاب بسیار پیچیده و عجیب است. این کتاب منسوب به عامری است. اما بنده در تحقیقاتم به این نتیجه رسیدم که این کتاب از آن عامری نیست. در کتابی که نوشته ام این مسائل را آورده ام.*اما انتساب یک کتاب به عامری چه اهمیتی دارد؟ماجرای این کتاب بسیار متفاوت است و به همین خاطر است که من کتاب خودم را با این مبحث یعنی السعاده شروع کرده ام. چرا که اگر کتاب السعاده از آن عامری باشد، عامری کاملاً هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ شخصیت، متفاوت با شخصیتی که این کتاب را ندارد خواهد بود. اگر این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد قضیه بسیار متفاوت است.نخستین بار مرحوم مجتبی مینوی در سال ۱۳۳۶ این کتاب را به نام ابوالحسن عامری و توسط دانشگاه تهران چاپ کرده است. مرحوم مینویی در سفری که به آلمان می رود کتابی را به نام السعاده والاسعاد پیدا می کند که به نام فردی به نام ابوالحسن ابن ابی ذر بوده است. مرحوم مینوی اولاً از روی این نسخه استنساخ می کند، یعنی با خط خودش از روی آن یک نسخه برمی دارد و آن را به ایران می آورد. یک مقدمه کوتاه و یک فهرست اعلامی برآن افزوده است. البته نسخه ای که ایشان می نویسد چند صفحه ای را نداشته بعداً در ایران از روی نسخه ای که در اختیار آقای مهدوی بوده، آن را تکمیل می کند که آن نسخه هم خود داستانی دارد.ایشان در اسم این نویسنده یک تصرف می کند چون این نویسنده ناشناخته و مجهول است. ایشان به نحو استحسانی و اجتهادی و به خاطر شباهت اسمی حدس می زند که این کتاب باید از آن ابوالحسن عامری باشد. از لحظه ای که این کتاب یعنی حدود ۶۰ سال پیش به همت مرحوم مینوی منتشر شد، در واقع همه این کتاب را به نام ابوالحسن عامری تلقی کردند و هیچ کس خدشه ای در این کار نکرد و همه محققان هم در ایران و هم در خارج از ایران اعم از عرب و غربی این کتاب را از آن عامری دانستند. هیچ کس تردید نکرد، تا اینکه بنده در دوره دکتری و زمانی که رساله دکتری خودم را به راهنمایی استاد دکتر جهانگیری و در زمینه اخلاق و در سنت خودمان کار کردم و نوشتم. با اشاره ایشان و علاقه خودم قرار شد که برروی کتاب السعاده کار کنیم. اما نظر به اینکه کتاب السعاده علی الدوام از قول افلاطون و ارسطو اقوالی را نقل می کند؛ به این نتیجه رسیدیم که بررسی کنیم وببینیم که میزان تأثیر دیدگاه های اخلاقی ارسطو و افلاطون را در آثار ابولحسن عامری و به ویژه در این کتاب چه اندازه است. چرا که این کتاب درباره اخلاق و سیاست است، (السعاده بخش اخلاق و الاسعاد هم یعنی سعادت بخشیدن به دیگران است) یک سوم کتاب را اخلاق و دو سوم آن را سیاست اشغال کرده است.همین نکته سیاست هم بوده است که نظر سید جمال الدین را به خود جلب کرده بود. در حین مطالعه احساس کردم که بین کتاب السعاده و سایر آثار عامری فاصله و شکافی وجود دارد. هم به آدم آدم باید این جرائت را پیدا بکند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس استلحاظ نثر با نثر عامری سازگاری ندارد و آن متانت و استحکامی را که سایر آثار عامری دارد، ندارد و به هم ریخته است. به ویژه این نکته که نقاط اخلاقی مورد نظر عامری اصلاً در این کتاب دیده نمی شود. آرام آرام این فکر به ذهنم خطور کرد که می تواند این اثر از آن عامری نباشد. اما چه چیزی این حدس را تقویت کرد؟ از عمر انتساب این اثر به عامری حدود ۴۰ سال گذشته بود و اولین بار آن را مرحوم مینوی آورده بود و در سنت و تاریخ ما هیچ اثری و ردپایی نمی بینیم که این کتاب را به عنوان کتاب ابوالحسن عامری شناخته باشد.این مسائل حدس من را تقویت کرد؛ اما می دانید که یک زمان هایی آدم جرائت مخالفت با مشهور را ندارد و درواقع مخالفت با مشهور کمی دشوار است. درحالیکه آدم باید این جرائت را پیدا کند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس است. بنابراین ما نباید نتایج دقیق پژوهش هایمان را در آستانه مشهورات قربانی کنیم و آنها را ذبح کنیم. بلکه باید به نتایج توجه کنیم. در همان موقع من این را جدی گرفتم و در رساله دکتری ام موخره ای افزودم و انتساب این کتاب را به عامری مورد شک قرار دادم. بعداً مرحوم مجتبوی وقتی کتاب تاریخ فلسفه دکتر نصر را ترجمه کرد در بخش عامری در یادداشت های آن به این نکته اشاره کردند که یکی از دانشجویان گروه فلسفه انتصاب السعاده را به ابوالحسن عامری مورد شک قرار داده است.نکته دیگر اینکه در روز دفاع آقای دکتر دینانی وقتی که من گفتم تا کنون این اثر را از آن عامری دانستند و برای نخستین بار است که بنده این کتاب را از آن عامری نمی دانم، ایشان فرمودند که من قبل از شما این را فهمیده بودم اما به کسی نگفته ام و در دفتر گروه هم به بنده فرمودند که شاه بیت رساله شما این است که این اثر را به عنوان اثر عامری زیر سوال بردید.متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته استدر مقاله ای دیگر که در مجله معارف به چاپ رسید، ادله خود را در این زمینه که این اثر می تواند از آن عامری نباشد آورده ام و اعلام کردم که ارجح می دانم که این اثر از آن عامری نباشد. متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته است. درباره فلسفه اسلامی اغلب یک دسته مشهورات را تکرار می کنند و به ویژه در فضای تاریخ فلسفه اسلامی پارادایمی بسیار قدرتمند وجود دارد که این پارادایم را مستشرقان پدید آورده اند و در اینجا بنده به ضرس قاطع می گویم که آنچه در تاریخ فلسفه های موجود درباره چهره های درخشان فلسفه اسلامی گفته شده علی الاغلب با چهره راستین این فلاسفه انطباق ندارد و مخدوش است. در این کتاب حدود ۱۵ دلیل بر این که کتاب السعاده از آن عامری نیست آورده ام.*اما چه اهمیتی دارد که این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد و چه تاثیری می تواند در روند ما داشته باشد؟ یعنی تفکر اصلی عامری چیست که با این کتاب تغییر بکند یا نکند.قبل از اینکه به این موضوع بپردازم، باید یک مسئله دیگری را مطرح کنم و آن این است که ما کتابی داریم که یک محقق اردنی به نام دکتر سحبان خلیفات استاد دانشگاه اردن نوشته است. اسم این کتاب رسائل ابوالحسن عامری است که در ایران دکتر مهدی تدین ترجمه و مرکز نشر دانشگاهی آن را منتشر کرده است. این کتاب مشتمل بر دو بخش است که بخش دوم آن مشتمل بر چند رساله از ابولحسن عامری است که ایشان آنها را تصحیح کرده و با یک مقدمه تکمیلی آورده است. بخش های پراکنده(شذرات) را گردآوری کرده و آنها را آورده است. کار ایشان در این بخش بسیار محکم و متین و قابل تقدیر است. بخش اول این کتاب بخشی بسیار خطرناک و از بیخ و بن ویران است. وی در بخش اول ابوالحسن عامری را معرفی کرده است، درواقع تاریخ اطلاعات قابل توجهی از ابوالحسن عامری به ما نداده است.آقای سحبان خلیفات هم می گوید که اطلاعات ما درباره عامری بسیار ناچیز است، اما وی در بخش اول اطلاعات بسیار زیادی درباره عامری به ما می دهد و از ابوالحسن عامری نیشابوری فارسی زبان، یک عامری دیگری ساخته است- عامری به احتمال خیلی قوی (هرچند که ما در بحث علمی توجه خاصی به مذهب نداریم اما با توجه به آثار عامری) شیعه مذهب است. عامری خودش می گوید که من فارسی زبانم. اما این نویسنده از این فیلسوف یک شخصیت جعلی درست کرده است. تمام تاریخ را شخم زده که از ابوالحسن عامری یک فیلسوف غیر ایرانی، غیر شیعی بسازد. یعنی اوج کینه و کدورت را با شیعه و ایران دارد. از او یک شخصیت عرب، سنی مذهب، حنفی و ماتریدی ساخته است. او را به یک قبیله به نام بنی عامر در اردن منتسب کرده است و به نحوی او را اردنی می داند.*اما او این کار را چگونه می کند؟ با یک کلمه و آن کلمه «ابن ابی ذر » است که در کتاب السعاده آمده است. درصورتی که «ابن ابی ذر» جزء اسم عامری نیست. قبل از کتاب السعاده محمد بن یوسف عامری داریم. این فرد با کلمه «ابن ابی ذر» در نیشابور یک «ابن ابی ذر» پیدا کرده است و بعد ابوذر که پدر او بوده است که ظاهراً در نیشابور قاضی بوده و ... . یعنی تمام تاریخ را شخم زده است که از این ابوالحسن عامری، به استناد و با تکیه بر «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی بسازدt اما متاسفانه امروز این کتاب منبع عامری شناسی ما در ایران است. در دائره المعارف درباره بلخی استاد وی مقاله ای با استناد به این کتاب نوشته شده است که بخش اول آن تماماً جعلی است در اینجاست که اهمیت السعاده مشخص می شود. یعنی اگر ما السعاده را از آن عامری بدانیم به استناد، «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی از ابوالحسن عامری درست می کنیم که اصلاً به ایشان ربطی ندارد. این از لحاظ شخصیتی بود. اما از لحاظ فکر معتقدم که اصلاً این، یک کتاب نیست بلکه یک جُنگ است که مولف آن هم مشخص نیست. به صورت نامرتب و نثر به هم ریخته و آشفته این کتاب را نوشته و در آن اینقدر قال و اقول آورده است که شما نمی توانید بفهمید که این سخن از آن ارسطو یا افلاطون یا کسی دیگر است. حرف های خودش را به دهان ارسطو و حرف های ارسطو را به دهان افلاطون گذاشته است و هکذا.*دکتر دینانی هم معتقد است که ابوالحسن عامری نثر بسیار زیبایی دارد؟بله، همین طور است نثر عامری هم به لحاظ ادبی و هم از نظر اندیشه نثر بسیار پخته ای است. یعنی وقتی که عامری می خواهد یک مطلب را بنویسد انگار که مجموعه آن اثر را در ذهنش دارد و بعد شروع به نگاشتن می کند.*استاد اگر ممکن است این مطلب را به صورت موردی در یکی از کتاب های عامری به مانشان بدهید؟وقتی می خواهد بنویسد بحث را خیلی دقیق و مرتب شروع می کند و یکی از تکیه کلام های عامری در نثرش این است که «فاذا تقرر هذا»، یعنی اگر این مطلب روشن شد، حالا ما به بحث بعدی می پردازیم. یعنی مانند حلقات یک سلسله مرتب بحث را پیش می برد. کاملا یک روال منطقی دارد و شما می توانید ارتباط مباحث را با هم درک کنید. درصورتی که در کتاب السعاده همه چیز در آن گفته شده است. یعنی مولف این کتاب که بنده نمی دانم کیست و قطعاً فیلسوف نیست همه چیز در آن گفته است.به فرض مثال ابوالحسن عامری یک اثر بسیار گرانقدری به نام «الامد علی الابد» دارد که آن را آقای روسون تصحیح و به انگلیسی ترجمه کرده است. در مقدمه این کتاب بحثی راجع به معنای فیلسوف دارد و می گوید که ما در طول تاریخ ۵ فیلسوف بیشتر نداشتیم. از قول ابوزید بلخی استاد خودش نقل می کند و می گوید که وای بر روزگاری که به منِ ناقص اطلاق حکیم می کنند. بعد افراد زیادی از جمله زکریای رازی را نام می برد و می گوید که اینها فیلسوف نیستند. اینچنین آدمی که برای حکیم منزلت خاصی قائل است و آن را برای هر کسی خرج نمی کند چگونه در کتاب السعاده بسیاری کسان از جمله معاویه را حکیم می خواند؟!از سوی دیگر در مبانی اخلاقی شکاف عمیقی بین آثار عامری و السعاده وجود دارد. یعنی شما در نزد مولف این کتاب دیدگاه مستقر معلومی درباره مباحث اخلاقی پیدا نمی کنید. حرف های زیادی از قول افلاطون و ارسطو گفته است و هیچ تمایزی بین این اقوال قائل نیست. درصورتی که عامری در سایر آثارش دیدگاه اخلاقی بسیار مستحکمی را مطرح کرده است و انسان را به نحو خاصی می شناسد یعنی انسان شناسی خاصی دارد که برمبنای آن سخن از اخلاق یا سایر جهات زندگی انسان ها می گوید که آن را در کتاب السعاده نمی بینید.بنابراین اگر بخواهیم بحثمان را درباره السعاده به پایان ببریم اولین نکته این است که این کتاب هیچ ربطی به عامری ندارد، اینکه مولفش مجهول است ما حق نداریم آن را جزء آثار عامری قلمداد کنیم. دوم اینکه کاری که دکتر سحبان خلیفات کرده است در حالیکه بخش دوم آن بسیار گران سنگ است. اما بخش اول آن احتیاج به نقادی جدی دارد که من بخش های از این قسمت را در کتاب خودم نقد کرده ام و نشان داده ام که ایشان تاریخ را تحریف کرده است. اما معتقدم که نقد این کتاب باید به طور وسیع انجام بشود و نه اینکه در ایران ترجمه و مورد قبول واقع شود.*استاد بحث انسان شناسی را در دیدگاه عامری اشاره کردید. پرسش بنده هم این است که جایگاه انسان در اندیشه عامری چیست؟نخست باید این نکته را بگویم که عامری در سنت کندی قرار دارد. ویژگی این خط فلسفی با خط فلسفی فارابی و ابن سینا در این است که مباحث وجودشناسی در سنت عامری یک رنگ کمتری دارد و در فارابی و ابن سینا خیلی مطرح است و به ویژه مهمترین بحثی که فارابی ابداع کرده بحث تمایز وجود و ماهیت است که پیشینه یونانی ندارد. این را در عامری نمی بینید یعنی سنت عامری و استادانش کمتر به حوزه وجودشناسی و مباحث انتزاعی می پردازند و این به معنای این نیست که اصلاً نپرداخته اند، بلکه کم پرداخته اند و بیشتر به انسان پرداخته اند. درواقع به گونه ای در آثار عامری شما مرکزیت انسان را می بینید و همه چیز با انسان معنی پیدا می کند. در حالی که در فارابی و ابن سینا وجودشناسی آنها در نهایت یک چرخشی از وجودشناسی به انسان شناسی است. اما در عامری این خیلی برجسته است.ویژگی دیگر این خط فکری این است که اینها ذوالفنون و جامع العلوم بوده اند. یعنی به همه علوم زمان خودشان توجه داشتند و انسان را یک مجموع می دیدند و از آنجایی که این علوم همه مربوط به انسان است، توجه به همه این علوم برایشان اهمیت داشته است. اما اگر بخواهیم به اختصار دیدگاه عامری را نسبت به انسان بگوئیم، همانطور که قبلا اشاره کردم ایشان کتابی به نام الامد علی الابد دارد که این کتاب بسیار عجیب و شگفت انگیز است و به نظرم مرکز این کتاب، انسان است. البته در بعضی از فصول بحث مرگ انسان را مطرح کرده است. اما برای اینکه بتواند مرگ انسان را مورد مطالعه قرار بدهد، انسان را در این حیات مورد مطالعه قرار داده است.عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکندروسون این کتاب را به «on the after life» ترجمه کرده است. به نظر من این ترجمه با عنوان کتاب یعنی «الامد علی الابد» تطابق ندارد. به هرصورت متن کتاب، به درستی ترجمه شده است اما نکته ظریفی در آن است که حال و هوای متن اصلی یعنی اثر عامری به ما می گوید که این متن در یک سنت نوشته شده است و عقبه ای دارد. همه متونی هم که در سنت غربی نوشته شده است وقتی که می خوانیدشان متوجه می شوید که در یک سنت نوشته شده است. این ترجمه یک ترجمه خنثی و معلق و بلاتکلیف است. یعنی اگر یک انگلیسی زبان آن را بخواند هیچ ارتباطی با آن متن اصلی برقرار نمی کند، چون نشانه های وقوع این کتاب در سنت را در این ترجمه نمی بینید. به عنوان نمونه در بسیاری از موارد در این متن انسان به عنوان عبد معرفی شده است، در صورتیکه در ترجمه«man» آمده است، این واژه نمی تواند معنای عبد را القا بکند. باید توجه داشت که واژه عبد و عبودیت در تفکر عامری از کلیدواژه های آن است. به عنوان کتاب اگر توجه کنیم می توانیم انسان شناسی عامری را به دست بیاوریم. الامد به لحاظ زبان عربی به معنای یک تکه از زمان است، منتها تکه زمانی که سوار بر مرکب ابدیت است.*یعنی طبیعت را در تسخیر خود دارد؟بله یعنی زمان و طبیعت و همه چیز مسخر این تکه از زمان است. عظمت انسان به این صورت مشخص است. یعنی انسان یک موجود ازلی- ابدی است. امثال ابوالحسن عامری برای یک موجود ابدی- ازلی فکر می کنند. یک موجود ابدی- ازلی را می خواهند مدیریت کنند. درحالیکه در بخش عمده ای از فلسفه غرب انسان موجودی ۶۰ یا ۷۰ ساله است. آنها دارند یک موجود ۶۰ یا ۷۰ ساله را مدیریت می کنند. جالب است که عامری اصرار بر «عَلی الابد» دارد که یک قید احترازی است، درصورتیکه «الی الابد» یک قید توضیحی است. همه انسان ها چه بخواهند و چه نخواهند به سمت ابدیت می روند. در واقع دارد موقعیت انسان را توصیف می کند که تو می توانی همه عالم را مسخر خودت بکنی. اما زمانی که به «on the after life» ترجمه می شود وا می رود. یعنی درباره پس از مرگ! آیا واقعاً اسم رساله عامری این است؟ چون عامری در این کتاب می خواهد درباره مرگ و انسان سخن بگوید، مترجم به ظرافت هایی که در انتخاب این اسم وجود دارد توجه ندارد.نکته دیگر درباره این ترجمه این است که معروف است که ۸ سال از وقت آقای روسون را گرفته اما سوال این است که چرا این فرد ۸ سال از عمرش را به این کتاب اختصاص داده است؟ به نظر من انگیزه اصلی او چیزی نیست جز اینکه اعلام بکند که ابوالحسن عامری هرچیزی که در این رساله گفته است از رساله فایدون افلاطون گرفته است. یعنی می خواهند شخصیتی برجسته و صاحب تفکر مستقل را که اسم انسان را «الامد علی الابد» که من آن را به «جامی از جاودانگی» ترجمه می کنم، می گذارد، متلاشی بکند و بگوید که این شخصیت صاحب تفکر نیست و هرچیزی که دارد از فایدون افلاطون گرفته است و به همین دلیل است که اصرار دارد که این کتاب را به «on the after life» ترجمه کند. چرا که فایدون افلاطون هم راجع به بعد از زندگی است.به هر حال عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکند. بتواند در این عالم طبیعت خلیفه اللهی خود را که در قرآن گفته شده متحقق کند.*با توجه به اینکه عامری انسان را محور می داند، می خواهم به سیاست در اندیشه عامری بپردازید. هر چند در جایی خواندم که در بحث اجتماعیات، عامری سیاست را به سیاست کلی، سیاست ملکی، سیاست مدنی، سیاست منزل به نقل از افلاطون بیان می کند یا در جای دیگر اجتماعات را در تقسیم بندی دیگر به مدینه سعیده (خوشبختی)، مدینه شقیه (بدبختی و بی نوایی)، مدینه نجده (شجاعت و دلاوری)، مدینه شرهه (آزمندی.) و یا در جایی دیگر به مدینه سعیده، شقیه و... می پردازد.اینها همه برگرفته از کتاب السعاده است و هیچ کدام از این مباحث از آن عامری نیست. اگر کتاب «السعاده» را از آثار عامری حذف کنید، مباحث سیاسی مذکور را نخواهید داشت. درصوتی که در این کتاب شاهدید که نویسنده بین این مدین ...

ادامه مطلب  

دانلود lucky patcher - نرم افزار موبایل حذف لایسنس برنامه ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: lucky patcher حذف لایسنس برنامه ها download lucky patcher download lucky patcher for android lucky patcher for android دانلود lucky patcher دانلود lucky patcher برای اندروید lucky patcher برای اندروید نرم افزار lucky patcher برای اندروید حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار lucky patcher برای htc نرم افزار lucky patcher برای samsung نرم افزار lucky patcher برای motorola نرم افزار lucky patcher برای سامسونگ نرم افزار lucky patcher برای اچ تی سی نرم افزار lucky patcher برای موتورولا نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای htc نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای samsung نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای motorola نرم افزار حذف لایسنس ...

ادامه مطلب  

اسرائیل نماد استکبار جهانی و فلسطین نماد حقیقت است/نامه های مقام معظم رهبری همچون بمب اتم عرصه جنگ نرم حکام امریکایی را بهم ریخت  

درخواست حذف این مطلب
مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت:مقام معظم رهبری خطاب به جوانان امریکایی فرمودند آسیبی که شما از تروریست تکفیری دیدید کجا و ما کجا ؟ چندین کشور اسلامی امروز در تهدید داعش است که اسراییل و آمریکا را آن را به وجود اورده اند .به گزارش خبرگزاری بسیج در کرمان ، حمیدرضا مقدم فر مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امروز در جمع مردم کرمان در مصلای امام علی (ع) اظهار داشت : امروزهمه روزه داران می دانند در تمام سال های بعد از پیروزی انقلاب و زمانی که امام آخرین جمعه ماه رمضان را به روز قدس نامگذاری کرد، اتفاق بزرگی در دنیای اسلام رخ داد.وی گفت : امسال روز قدس متفاوت تر از سال های گذشته است زیرا دارای امتیازاتی هستیم که باید به آن ها توجه کنیم.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به فلسفه روز قدس و حمایت ملت های مسلمان از فلسطین خاطر نشان کرد : این حمایت ها ریشه در آموزه های اسلام ناب محمدی دارد و از سوی دیگر فطرت الهی و عواطف ما اجازه نمی دهد ظلم را در حق ملت فلسطین ببینیم و ساکت باشیم.امروز مبارزه با رژیم صهیونیستی مبارزه با کل نظام سلطه است/ اسرائیل نماد استکبار جهانی و فلسطین نماد حقیقت استمقدم فر عنوان کرد : درست است که ما به عنوان ملت مسلمان باید طرفدار مظلوم باشیم اما امروز مبارزه با رژیم صهیونیستی مبارزه با کل نظام سلطه است زیرا اسرائیل تبدیل به نماد و مظهر استکبارجهانی و فلسطین نماد حقیقت است.وی ادامه داد : فلسطین مساله سرزمین نیست؛ فلسطین جغرافیای جبهه حق و باطل است و امروز هرکه از جبهه و صراط حق خارج شود، از جمله کشورها و نظام های سیاسی که از مسیر خارج می شوند، به دوستی و سازش با رژیم صهیونیست درمی آیند.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان این که قدس تبدیل به یک حقیقت شده است، تشریح کرد : هرکشور اسلامی که با اسراییل پیوند دارد، باطل است و در سفر ترامپ به عربستان هم ترامپ اذعان کرد که باید این گاو شیرده را بدوشیم .مقدم هزینه سازش برای عربستان را زیاد دانست و گفت : هزینه دوستی با نظام سلطه همین است .وی افزود : حمایت از فلسطین تبدیل به شاخص حقیقت شده است؛ امام می فرمایند "حمایت از فلسطین د ر روز قدس احیای اسلام است ” و این احیای اسلام کاری است که امروز شما انجام دادید و ربط این موضوع را باید تشخیص داد.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اظهار کرد : ما ۳۸ سال است با اسرائیل در چالش هستیم و هیچگاه آن را به رسمیت نشناخته ایم و امروز به نقطه جدیدی رسیده ایم .روز قدس ملت های مسلمان جهان را با جمهوری اسلامی مانوس کرده استمقدم فر توضیح داد : روز قدس و حمایت از فلسطین توانست تمام ملت های مسلمان جهان را با جمهوری اسلامی مانوس کند و نهضت مقاومت اسلامی از همان روز آغاز شد؛ اعلام روز قدس اسرائیل را به چالش کشید و تمام قلوب شیعه و سنی امروز با جمهوری اسلامی همراه است.وی تصریح کرد : جمهوری اسلامی توانست کنار گوش اسرائیل مرزهای خود را گسترش دهد که این مدیون همین سیاست است؛ امروز به برکت جمهوری اسلامی و اتخاذ این سیاست پوزه آن ها به خاک مالیده شد و در سه جنگ ۳۳ روزه لبنان، ۲۲ روزه و ۸ روزه در غزه شکست خوردند.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: از همه مهم تر شکست سیاست خاورمیانه بزرگ است؛ آنهاامید داشتند با کمک آمریکا این خاورمیانه بزرگ را تشکیل دهند.مقدم فر با اشاره به سخن مقام معظم رهبری که ۲ سال پیش فرمودند اسراییل ۲۵ سال دیگر را نخواهد دید، یادآور شد : امروز ۲۳ سال مانده و این افق دیده می شود و هیمنه آن ها شکسته شده است .وی عنوان کرد : امروز موشک های حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه و مقاومت و ایستادگی آن ها در غزه و ۶ فروند موشک سپاه از ایران بر فرق عناصر وابسته به آن ها، خواب و خوراک را از اسرائیل گرفته است؛ مردم به خوبی می دانند یهود و صهیونیست ویژگی هایی دارد که یکی از آن ها ترس است و جان دوست هستند .مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت : امروز در سرزمین های اشغالی هیچکدام امنیت ندارند و پس از تهدید سید حسن نصرالله در خصوص انبارهای آمونیاک، یهودیان ساکن در اسرائیل چنان به رژیم اشغالگر فشار آوردند که این انبارها را جمع کنند و اکنون هم آرامش ندارند .حمیدرضا مقدم فر مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امروز در جمع مردم کرمان در مصلای امام علی (ع) اظهار داشت : امروزهمه روزه داران می دانند در تمام سال های بعد از پیروزی انقلاب و زمانی که امام آخرین جمعه ماه رمضان را به روز قدس نامگذاری کرد، اتفاق بزرگی در دنیای اسلام رخ داد.وی گفت : امسال روز قدس متفاوت تر از سال های گذشته است زیرا دارای امتیازاتی هستیم که باید به آن ها توجه کنیم.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به فلسفه روز قدس و حمایت ملت های مسلمان از فلسطین خاطر نشان کرد : این حمایت ها ریشه در آموزه های اسلام ناب محمدی دارد و از سوی دیگر فطرت الهی و عواطف ما اجازه نمی دهد ظلم را در حق ملت فلسطین ببینیم و ساکت باشیم.مقدم فر عنوان کرد : درست است که ما به عنوان ملت مسلمان باید طرفدار مظلوم باشیم اما امروز مبارزه با رژیم صهیونیستی مبارزه با کل نظام سلطه است زیرا اسرائیل تبدیل به نماد و مظهر استکبارجهانی و فلسطین نماد حقیقت است.وی ادامه داد : فلسطین مساله سرزمین نیست؛ فلسطین جغرافیای جبهه حق و باطل است و امروز هرکه از جبهه و صراط حق خارج شود، از جمله کشورها و نظام های سیاسی که از مسیر خارج می شوند، به دوستی و سازش با رژیم صهیونیست درمی آیند.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان این که قدس تبدیل به یک حقیقت شده است، تشریح کرد : هرکشور اسلامی که با اسراییل پیوند دارد، باطل است و در سفر ترامپ به عربستان هم ترامپ اذعان کرد که باید این گاو شیرده را بدوشیم .مقدم هزینه سازش برای عربستان را زیاد دانست و گفت : هزینه دوستی با نظام سلطه همین است .وی افزود : حمایت از فلسطین تبدیل به شاخص حقیقت شده است؛ امام می فرمایند "حمایت از فلسطین د ر روز قدس احیای اسلام است ” و این احیای اسلام کاری است که امروز شما انجام دادید و ربط این موضوع را باید تشخیص داد.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اظهار کرد : ما ۳۸ سال است با اسرائیل در چالش هستیم و هیچگاه آن را به رسمیت نشناخته ایم و امروز به نقطه جدیدی رسیده ایم .مقدم فر توضیح داد : روز قدس و حمایت از فلسطین توانست تمام ملت های جهان را با جمهوری اسلامی مانوس کند و نهضت مقاومت اسلامی از همان روز آغاز شد؛ اعلام روز قدس اسرائیل را به چالش کشید و تمام قلوب شیعه و سنی امروز با جمهوری اسلامی همراه است.وی تصریح کرد : جمهوری اسلامی توانست کنار گوش اسرائیل مرزهای خود را گسترش دهد که این مدیون همین سیاست است؛ امروز به برکت جمهوری اسلامی و اتخاذ این سیاست پوزه آن ها به خاک مالیده شد و در سه جنگ ۳۳ روزه لبنان، ۲۲ روزه و ۸ روزه در غزه شکست خوردند.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: از همه مهم تر شکست سیاست خاورمیانه بزرگ است؛ آنهاامید داشتند با کمک آمریکا این خاورمیانه بزرگ را تشکیل دهند.مقدم فر با اشاره به سخن مقام معظم رهبری که ۲ سال پیش فرمودند اسراییل ۲۵ سال دیگر را نخواهد دید، یادآور شد : امروز ۲۳ سال مانده و این افق دیده می شود و هیمنه آن ها شکسته شده است .وی عنوان کرد : امروز موشک های حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه و مقاومت و ایستادگی آن ها در غزه و ۶ فروند موشک سپاه از ایران بر فرق عناصر وابسته به آن ها، خواب و خوراک را از اسرائیل گرفته است؛ مردم به خوبی می دانند یهود و صهیونیست ویژگی هایی دارد که یکی از آن ها ترس است و جان دوست هستند .مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت : امروز در سرزمین های اشغالی هیچکدام امنیت ندارند و پس از تهدید سید حسن نصرالله در خصوص انبارهای آمونیاک، یهودیان ساکن در اسرائیل چنان به رژیم اشغالگر فشار آوردند که این انبارها را جمع کنند و اکنون هم آرامش ندارند .مقدم فر خاطر نشان کرد : اکنون درمرزهای اسراییل تهدید بغل گوش آنهاست و کمتر از ۲۵ سال دیگر کار آن ها تمام است و این بدان معناست که امنیت برای ماست .وی توضیح داد : این جنس دشمن است که می خواهد یک مسلمان روی زمین باقی نباشد و در عین حال هم خود را مسلمانان می دانند.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان این که جمهوری اسلامی از همان ابتدا با آن ها مخالفت کرده است، تشریح کرد: این سیاست برای ما نه تنها هزینه نداشته است بلکه فایده های بسیاری داشت؛ مقام معظم رهبری فرمودند هر نفری که در روز قدس به خیابان بیاید به امنیت کشور و ملت و حفظ دستاوردهای انقلاب کمک می کند زیرا هر قدم ما برای دشمنان ما تهدید است لذا اولین نفع روز قدس برای ما و بعد برای جهان اسلام است .قدم های شرکت کنندگان در راهپیمایی روز قدس تهدیدی برای دشمن است/ سیاست حمایت از فلسطین نه تنها برای ما هزینه نداشت بلکه فایده داردمقدم فر خاطر نشان کرد : اکنون درمرزهای اسراییل تهدید بغل گوش آنهاست و کمتر از ۲۵ سال دیگر کار آن ها تمام است و این بدان معناست که امنیت برای ماست .وی توضیح داد : این جنس دشمن است که می خواهد یک مسلمان روی زمین باقی نباشد و در عین حال هم خود را مسلمانان می دانند.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیان این که جمهوری اسلامی از همان ابتدا با آن ها مخالفت کرده است، تشریح کرد: این سیاست برای ما نه تنها هزینه نداشته است بلکه فایده های بسیاری داشت؛ مقام معظم رهبری فرمودند هر نفری که در روز قدس به خیابان بیاید به امنیت کشور و ملت و حفظ دستاوردهای انقلاب کمک می کند زیرا هر قدم ما برای دشمنان ما تهدید است لذا اولین نفع روز قدس برای ما و بعد برای جهان اسلام است .وی افزود : امروز همه می دانند جریان داعش توسط اسرائیل خلق شد و این را ترامپ در مناظرات انتخاباتی خود به وضوح بیان کرد و خلق داعش اخرین سناریو ان ها به کمک برخی کشورها مانند عربستان سعودی بود .مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت : آن ها از ایجاد داعش سه هدف عمده داشتند؛ یکی انحراف بیداری اسلامی بود ،داعش را به سوریه آوردند و همچنین مرسی را در مصر کنار زدند و سی سی وابسته به خود را در مصر بر سر کار خود گذاشتند.مقدم فر هدف بعدی را ایجاد شکاف در دنیای اسلام بیان کرد و افزود : آن ها با استفاده از داعش و ادعای سنی مذهب بودن آن ها خواستند در دنیای اسلام شکاف ایجاد کنند و از درگیری مسلمانان برای خود حاشیه امن ایجاد نمایند و با این کار موضوع فلسطین را از اولویت جهان اسلام خارج کنند تا جنگ در بلاد اسلامی باشد و آن ها در ارامش باشند.وی تاکید کرد : یکی دیگر از اهداف آن ها معرفی بد اسلام با استفاده از جریان تکفیری داعشی بود که مسلمانان را سرمی برید و مدعی دولت اسلامی عراق و شام است و این یعنی اسلام ستیزی .مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خصوص اهداف مهم اسلام ستیزی تشریح کرد : مراکز مطالعاتی آن ها اعلام کرده است که روند جذب مسلمان به گونه ای است که تا سال ۲۰۵۰ بخش عمده اروپا مسلمان می شوند و به همین دلیل معرفی اسلام با داعش هدف خلق داعش بود.مقدم فر اظهار داشت : اما امروز به فضل الهی در تمام اهدافشان شکست خوردند ؛ وقتی به عراق حمله کردند ۴ استان مهم را اشغال نمودند و نفت عراق را به دست گرفتند ؛ بسیاری اعلام کردند که دولت اسلامی عراق و شام درحال محقق شدن است اما امروز می بینیم تکفیری ها از عراق جارو شده اند و ته مانده آن ها از موصل خارج شد.وی بیان کرد : در عراق هیچ گاه این اتحاد وجود نداشت و این فرصتی برای انهاست چرا که یکی از مسائل در عراق تنش بین طیف های مختلف بود و امروز این کشور به عراقی متحد در کنار جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطرح کرد : وقتی تروریست ها وارد سوریه شدند اکثریت شهرهای آن جا را اشغال کردند ولی سرانجام تمام ان ها از شهرها بیرون شدند و در دیرالزور متمرکزند.مقدم فر عنوان کرد : آن ها وضعیتی دارند که با قطعیت می توان اعلام کرد که سناریوی اسرائیل در عراق وسوریه شکست خورد؛ در اصل هدف اصلی آن ها ایران بود ولی در عراق وسوریه کارشان تمام شد .وی با اشاره به نامه های مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکا که متاسفانه اتفاقاتی که بعد از این نامه ها رخ داد در داخل کشور خوب بیان نشد ؛ اذعان داشت : درنامه اول ایشان فرمودند من نمی گویم به انچه ما اعتقاد داریم معتقد شوید اما در رابطه با اسلام خود تحقیق کنید ، زندگی پیامبر ما را مطالعه کنید و از رسانه های خود پیگیری نکنید چون آنها داعش را به عنوان اسلام معرفی می کنند.نامه های مقام معظم رهبری همچون بمب اتم عرصه جنگ نرم حکام امریکایی را بهم ریختمشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت : این نامه ها مثل بمب اتم عرصه جنگ نرم حکام امریکایی را بهم ریخت زیرا در این نامه ها اسلام جدیدی معرفی شد .مقدم فر ادامه داد : در نامه دوم مقام معظم رهبری به جوانان غربی فرمودند ما با شما ملت های غرب درخصوص جریان تکفیری درد مشترک داریم و این درد مشترک به کلید واژه ایپرمخاطب در شبکه های اجتماعی شد.وی افزود : مقام معظم رهبری خطاب به جوانان امریکایی فرمودند آسیبی که شما از تروریست تکفیری دیدید کجا و ما کجا ؟ چندین کشور اسلامی امروز در تهدید داعش است که اسراییل و آمریکا را آن را به وجود اورده اند .مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تشریح کرد : تمام آنچه امروز به عنوان تهدید در منطقه ایجاد کردند در جهان اسلام تبدیل به فرصت شد و بیداری اسلامی شکل گرفت؛ تکفیری ایجاد شد تا اسلام بد معرفی شود اما نامه های رهبری نشان داد این اسلام نابی که در نظام جمهوری اسلامی است با تکفیری ها فرق می کند .مقدم فر تاکید کرد : انگار حوادثی که در اطراف ما رخ داد را اراده دیگری دنیا دنبال می کند و اتفاق جدیدی در راه است و آن اراده فوق بشری می باشد .وی اشاره کرد : آرامش امروز را مدیون سردار حاج قاسم سلیمانی هستیم که دنیای استکبار از او ترس و وحشت دارد و موشکی که سپاه شلیک کرد ؛ انچه دیدیم و شنیدیم تنها یکی از دستاوردهای شلیک موشک ها بود .مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به تعرض تروریست ها به مجلس شورای اسلام و حرم مطهر امام که منجر به شهادت تعدادی از هموطنانمان شد، ادامه داد :آنان انتظار داشتند ما در کشور خودمان پاسخشان را بدهیم اما پاسخ آن ها به کسانی داده شد که در ۳۰کیلومتری مرز اسرائیل قرار داشتند؛ عنوان این موشک ها انتقام خون های پاک شهیدان و پاسخ به غلط زیادی ان ها دراین ترقه بازی بود که منجر به هلاکت تعداد زیادی از داعشی ها وفرماندهانشان بود.وی ادامه داد : اما مهم ترین دستاورد این کار بزرگ این بود که وقتی موشک ها بر سرشان فرود آمد، دشمنان باور کردند که تست های موشکی ایران دروغ نیست و ایران انبارهایی از آن موشک های مجهزتر دارد که اسرائیل و امریکا را به وحشت انداخته است .مشاور فرهنگی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اظهار داشت : شلیک ۶ موشک به دیرالزور تیتر تمام خبری تمام جهان شد و رسانه های اروپایی و امریکایی نتوانستند آن را کمرنگ جلوه دهند.مقدم فر در پایان یادآور شد : بدانید امسال روز قدس با اقتدار کامل جمهوری اسلامی در منطقه به عنوان یک قد ...

ادامه مطلب  

نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت یافتن این شهر، یک نقش ما لا کلام فیه است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، بیانات حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب -۲۹ مهر ۱۳۸۹ - در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم به قرار زیر است.بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فی الأرضین.السّلام علیک ایّتها السّیّدة یا فاطمة المعصومة یا بنت موسیبن جعفر علیک و علی ابائک الطّیّبین الطّاهرین المعصومین افضل الصّلاة و السّلام.تقارن این دیدار بسیار باعظمت ما، که حضور برجسته ی اساتید، بزرگان، فضلا و آحاد طلاب عزیز حوزه ی علمیه ی قم به آن عظمت بخشیده است، با میلاد مسعود حضرت علی بن موسیالرضا (علیه الاف التّحیّة و الثّناء) و همچنین ولادت خواهر بزرگوار ایشان، حضرت فاطمه ی معصومه (سلام اللَّه علیها) ما را به یاد حرکت عظیم و مبارک این برادر و خواهر و هجرت پرمعنای این دو بزرگوار می اندازد؛ که بدون تردید در تاریخ ملت ایران و تاریخ تشیع، یک حرکت سازنده و تأثیرگذار بوده است.بدون تردید نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت یافتن این شهر عریقِ مذهبىِ تاریخی، یک نقش ما لا کلام فیه است. این بانوی بزرگوار، این دختر جوانِ تربیت شده ی دامان اهل بیت پیغمبر، با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهم السّلام) و عبور از شهرهای مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلی معارف اهل بیت (علیهم السّلام) در آن دوره ی ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهل بیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند.امروز هم مرکز معرفتی دنیای اسلام، شهر قم است. امروز هم مثل همان دوران، قم قلب فعال و متحرکی است که میتواند و میباید خون معرفت و بصیرت و بیداری و آگاهی را در سرتاسر پیکر امت اسلامی پمپاژ کند. در آن روز، اولین کتابهای فقه و معارف شیعه و پیروان اهل بیت (علیهم السّلام) از قم صادر شد. کتابهای اساسی مورد اعتماد و اتکای فقیهان و عالمان و محدثان در شهر قم به وسیله ی حوزه ی قم به وجود آمد. کتاب «نوادر الحکمه» ی محمد بن احمد بن یحیی، کتاب «بصائر الدرجات» صفار، کتاب «الشرایع» علی بن بابویه قمی، کتاب «محاسن» برقی، کتب احمد بن محمد بن عیسی و ده ها و صدها کتاب دیگر در این پایگاه معرفتی به وجود آمد و تولید شد. شخصیتهائی در اینجا پرورش یافتند که وقتی به اقطار عالم اسلامی سفر میکردند، محفل آنها محفل فیض بود. شیخ صدوق (رضوان اللَّه علیه) که جزو نسل سومیها و چهارمیهای این حرکت عظیم است، وقتی به بغداد رفت - که بغداد مرکز شیعه و مرکز حدیث بود - در پای منبر او علما و فضلا و بزرگانی جمع شدند و از او استفاده کردند. لذا ملاحظه میکنید که شیخ صدوق، شیخ و استاد مفید (رضوان اللَّه علیهما) است. بنابراین قم شد مرکز.امروز هم قم مرکز است. در اینجا در طول سالهای متمادی، ده ها هزار پروانه ی عاشق، گرد شمع معارف اهل بیت حرکت میکنند، علم میآموزند، معرفت میآموزند، با مشکلاتِ بسیار دست و پنجه نرم میکنند، هدفهای عالی و معنوی را در نظر میگیرند و بدون توجه به این مشکلات پیش میروند. شاید در دنیا کمتر شهری سراغ داریم، شاید هم سراغ نداریم که این تعداد عظیم، انسانهای دنبال فراگیری دانش دین و معرفت و معنویت و سلوک جمعی، از زن و مرد مشغول تلاش و کار باشند و شب و روز مجاهدت معنوی و علمی و فرهنگی کنند. این حوزه ی امروز قم است، با این موقعیت ممتاز جهانی؛ آن هم سابقه ی قم است، که اولین حوزه ی اساسىِ مهم تشیع در این شهر تشکیل شده است و بزرگانی از قبیل شیخ کلینی و شیخ صدوق و دیگران بهره مندان از این چشمه ی فیض بوده اند، که آثار آنها نگهدارنده ی معارف اهل بیت (علیهم السلام) در طول قرنهای متمادی بوده است.خوب، حوزه های علمیه - بخصوص حوزه ی علمیه ی قم - در هیچ دوره ای از تاریخ خود، به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته اند؛ به قدر امروز مؤثر در سیاستهای جهانی و شاید مؤثر در سرنوشت جهانی و بین المللی نبودند. حوزه ی قم هرگز به قدر امروز دوست و دشمن نداشته است. شما ملتزمان حوزه ی علمیه ی قم، امروز از همیشه ی این تاریخ، دوستان بیشتری دارید؛ دشمنان بیشتر و خطرناکتری هم دارید. امروز حوزه ی علمیه ی قم - که در قله ی حوزه های علمیه قرار گرفته است - یک چنین موقعیت حساسی را داراست.در اینجا یک مغالطه ای هست که باید به آن اشاره کنم. ممکن است بعضی بگویند اگر حوزه های علمیه وارد مسائل جهانی، مسائل سیاسی، مسائل چالشی نمیشدند، اینقدر دشمن نمیداشتند و محترم تر از امروز بودند. این مغالطه است. هیچ جمعی، هیچ نهادی، هیچ مجموعه ی باارزشی به خاطر انزوا و کناره گیری و گوشه نشینی و خنثی حرکت کردن، هرگز در افکار عمومی احترام برانگیز نبوده است، بعد از این هم نخواهد بود. احترام به مجامع و نهادهای بیتفاوت و تنزه طلب که دامن از مسائل چالشی برمیچینند، یک احترام صوری است؛ یک احترامِ در معنا و در عمق خود بیاحترامی است؛ مثل احترام به اشیاء است، که احترام حقیقی محسوب نمیشود؛ مثل احترام به تصاویر و تماثیل و صورتهاست؛ احترام محسوب نمیشود. گاهی این احترام، اهانت آمیز هم هست؛ همراه با تحقیر باطنىِ آن کسی است که تظاهر به احترام میکند. آن موجودی که زنده است، فعال است، منشأ اثر است، احترام برمیانگیزد؛ هم در دل دوستان خود، و هم حتّی در دل دشمنان خود. دشمنی میکنند، اما او را تعظیم میکنند و برای او احترام قائلند.اولاً حاشیه نشین شدن حوزه ی علمیه ی قم و هر حوزه ی علمیه ی دیگری به حذف شدن میانجامد. وارد جریانات اجتماع و سیاست و مسائل چالشی نبودن، بتدریج به حاشیه رفتن و فراموش شدن و منزوی شدن میانجامد. لذا روحانیت شیعه با کلیت خود، با قطع نظر از استثناهای فردی و مقطعی، همیشه در متن حوادث حضور داشته است. برای همین است که روحانیت شیعه از یک نفوذ و عمقی در جامعه برخوردار است که هیچ مجموعه ی روحانی دیگری در عالم - چه اسلامی و چه غیر اسلامی - از این عمق و از این نفوذ برخوردار نیست.ثانیاً اگر روحانیت میخواست در حاشیه و در پیاده رو حرکت کند و منزوی شود، دین آسیب میدید. روحانیت سرباز دین است، خادم دین است، از خود منهای دین حیثیتی ندارد. اگر روحانیت از مسائل اساسی - که نمونه ی برجسته ی آن، انقلاب عظیم اسلامی است - کناره میگرفت و در مقابل آن بیتفاوت میماند، بدون تردید دین آسیب میدید؛ و روحانیت هدفش حفظ دین است.ثالثاً اگر حضور در صحنه موجب تحریک دشمنیهاست، این دشمنیها در یک جمع بندی نهائی مایه ی خیر است. آن دشمنیهاست که غیرتها و انگیزه ها را تحریک میکند و فرصتهائی برای موجود زنده میآفریند. هر جا به مجموعه ی روحانیت یا به دین یک خصومت ورزی و کین ورزیای انجام گرفت، در مقابل، حرکتی سازنده از سوی بیداران و آگاهان انجام گرفت. یک وقتی در جمعی گفتم که نوشتن یک کتاب به وسیله ی یک نویسنده ی متعصب ضد شیعه، موجب به وجود آمدن چندین کتاب منبع بزرگ شیعی شد. در همین شهر قم اگر کتاب «اسرار هزار ساله» از سوی یک فرد منحرف که ترکیبی از تفکرات سکولاریستی و گرایشهای وهابیگری داشت، منتشر نمیشد، امام بزرگوار ما نمیرفت درس خود را مدتی تعطیل کند و کتاب «کشف الاسرار» را بنویسد؛ که در این کتاب، اهمیت حکومت اسلامی و ولایت فقیه، نخستین جوانه هایش مشاهده میشود. بازتولید این تفکر مهم فقهی و شیعی در ```کتاب «کشف الاسرار» امام بزرگوار محسوس است. اگر تحرک گرایشهای چپ و مارکسیستی و حزب توده در دهه ی ۲۰ و اوائل دهه ی ۳۰ نمیبود، کتاب ماندگاری مثل «اصول فلسفه و روش رئالیسم» تولید نمیشد و به وجود نمیآمد. بنابراین، این دشمنیها به ضرر ما تمام نشده است. هر جا خصومت ورزی انجام گرفت، موجود بیدار و آگاه - یعنی حوزه ی علمیه - از خود واکنشی نشان داد و فرصتی آفرید. دشمنیها فرصت آفرینند؛ آن وقتی که ما بیدار باشیم، آن وقتی که ما زنده باشیم، آن وقتی که ما غافل نباشیم.در همان دوران رضاخانی، آن حرکت خصمانه ای که با روحانیت شد، موجب شد مرجع تقلیدی مثل مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) اجازه ی صرف وجوهات را در تولید نشریه های دینی و مجلات دینی بدهد؛ که این یک چیز بیسابقه ای بود، در آن روز هم چیز عجیبی بود. بنابراین نشریه ی دینی با پول وجوهات و با سهم امام به راه افتاد؛ مجامع دینی با اتکای به سهم امام به وجود آمد. یعنی شخصیتی مثل سید اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) برخلاف آنچه که برخی تصور میکردند و میکنند، به فکر مسائل فرهنگی کشور ما و دنیای شیعه و کشور شیعه است و صرف سهم امام را در یک چنین کاری مجاز میشمرد؛ اینها فرصتهاست. دشمنیها یک چنین فرصتهای بزرگی را به وجود می آورند.رابعاً با بی طرف ماندن روحانیت در مسائل چالشىِ اساسی، موجب نمیشود که دشمن روحانیت و دشمن دین هم بی طرف و ساکت بماند؛ «و من نام لم ینم عنه».(۱) اگر روحانیت شیعه در مقابل حوادث خصمانه ای که برای او پیش می آید، احساس مسئولیت نکند، وارد میدان نشود، ظرفیت خود را بروز ندهد، کار بزرگی را که بر عهده ی اوست، انجام ندهد، این موجب نمیشود که دشمن، دشمنی خود را متوقف کند؛ بعکس، هر وقت آنها در ما احساس ضعف کردند، جلو آمدند؛ هر وقت احساس انفعال کردند، به فعالیت خودشان افزودند و پیش آمدند. غربیها ظرفیت عظیم فکر شیعه برای مواجهه ی با ظلم جهانی و استکبار جهانی را از مدتها پیش فهمیده اند؛ از قضایای عراق، از قضایای تنباکو؛ لذا آنها ساکت بشو نیستند؛ آنها به تجاوز خود، به پیشروی خود ادامه میدهند. سکوت و بی طرفی علما و روحانیون و حوزه های علمیه به هیچ وجه نمیتواند دشمنی دشمن را متوقف کند. بنابراین حرکت حوزه های علمیه، بی طرف نماندن حوزه های علمیه در قبال حوادث جهانی، در قبال مسائل چالشىِ ملی و بین المللی یک ضرورتی است که نمیشود از آن غافل شد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دو عنوان و دو مفهوم غلط و انحرافی به وسیله ی کسانی که هم با روحانیت بد بودند، هم با انقلاب دشمن بودند، در ذهنها مطرح شد. البته به این حرفها پاسخ داده شده است؛ هم قولاً، هم عملاً؛ اما «رگ رگ است این آب شیرین و آب شور». باید همیشه متوجه بود، همیشه بیدار بود.این دو مفهوم غلط و در واقع دو تهمت را دشمن به عنوان تاکتیک مطرح کرده است: یکی طرح مسئله ی حکومت آخوندی است. میگویند در ایران حکومت آخوندی، حکومت روحانی بر سر کار است. این را نوشتند، گفتند، ترویج کردند، تکرار کردند. دیگری طرح موضوع آخوند حکومتی است؛ تقسیم آخوند به حکومتی و غیر حکومتی. هدفشان از طرح این دو مفهوم انحرافی و غلط این بود که اولاً نظام اسلامی را از پشتوانه ی عظیم فکری و نظری و استدلالی و علمی علمای دین محروم کنند؛ ثانیاً روحانیت مسئول را، روحانیت انقلابی را، روحانیت حاضر در صحنه را که در مقابل دشمنیها سینه سپر کرده است، به خیال خودشان منزوی کنند، بدنام کنند. یعنی آخوند یک نوعش حکومتی است، که این بد است، منفی است، ضد ارزش است؛ یک نوعش غیر حکومتی است، که این مثبت است، این منزه است.نسبت روحانیت با نظام اسلامی، نسبت روشنی است. نسبت روحانیت و حوزه های علمیه با نظام اسلامی، نسبت حمایت و نصیحت است. این را توضیح خواهم داد. حمایت در کنار نصیحت، دفاع در کنار اصلاح. آن دو مفهوم غلط، حقیقتاً انحرافی و خصمانه است؛ به دلیل اینکه اولاً حکومت آخوندی و نسبت دادن جمهوری اسلامی به این مفهوم، حرف دروغی است. جمهوری اسلامی حکومت ارزشهاست، حکومت اسلام است، حکومت شرع است، حکومت فقه است، نه حکومت افراد روحانی. روحانی بودن کافی نیست برای اینکه کسی سلطه ی حکومتی پیدا کند. جمهوری اسلامی با حکومتهای روحانیای که در دنیا میشناسیم، در گذشته هم بوده است، امروز هم در نقطه هائی از دنیا هست، ماهیتاً متفاوت است. حکومت جمهوری اسلامی، حکومت ارزشهای دینی است. ممکن است یک روحانی ارزشهائی را حائز باشد که از بسیاری از روحانیها برتر باشد؛ او مقدم است؛ اما روحانی بودن هم موجب نمیشود که از کسی سلب صلاحیت شود. نه به تنهائی روحانی بودن صلاحیت آور است، نه روحانی بودن موجب سلب صلاحیت است. حکومت دین است، نه حکومت یک صنف خاص و یک مجموعه ی خاص. تقسیم روحانی به حکومتی و غیر حکومتی و ارزش و ضد ارزش قلمداد کردن اینها هم یک غلط فاحش است. رفتن به سمت حکومت و رفتن به سمت هر چیزی غیر از حکومت، اگر برای دنیا شد، بد است؛ اگر برای هوای نفس شد، بد است؛ مخصوص رفتن به سمت حکومت نیست. ما به سمت هر هدفی حرکت کنیم که مقصودمان هوای نفس باشد، مقصودمان منافع شخصی باشد، این ضد ارزش است؛ این همان مصداق دخول در دنیاست که فرمود: «الفقهاء امناء الرّسل ما لم یدخلوا فی الدّنیا»؛ (۲) این مخصوص رفتن به سمت حکومت نیست. اگر هدف، دنیاست، مردود است؛ حکومت و غیرحکومت ندارد؛ اما اگر رفتن به سمت حکومت با هدف معنوی است، با هدف الهی است، این از برترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است؛ از برترین مصادیق مجاهدت است؛ این قبول مسئولیتهای سنگین است، یا دفاع از مسئولان صاحب صلاحیت است. اگر روحانىِ حکومتی به آن کسی گفته میشود که برای ادای دین خود، برای ادای مسئولیت شرعی خود، برای خاطر خدا از نظام اسلامی حمایت میکند یا از مسئولینی حمایت میکند، این ارزش است، این ضد ارزش نیست؛ نداشتن این حالت، ضد ارزش است. پس هیچکدام از این دو مفهوم - نه مفهوم حکومت روحانی و حکومت آخوندی، و نه مفهوم آخوند حکومتی، روحانی حکومتی - مفاهیم درستی نیست. طرح اینها پس از انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، یک طرح مغالطه آمیز است؛ این مفاهیم متعلق به فرهنگ این انقلاب نیست.اما متقابلاً دو حقیقت و دو مفهوم دیگر وجود دارد که آنها مفاهیم ارزشی و ارزش آفرین است. یک مفهوم این است که نظام به لحاظ نظری و علمی محتاج علمای دین و حوزه های علمیه و مستظهر به تلاش علمی آنهاست. نظام متکی به حوزه های علمیه است؛ متکی به علما، برجستگان و صاحب نظران دینی است. یک مفهوم دیگر هم این است که حوزه و روحانیت نسبت به نظام دینی بیتفاوت نیست. هیچ روحانیای، هیچ عالم دینی، هیچ خادم اسلامی نمیتواند نسبت به نظامی که بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزه ی اسلام حرکت کرده است و کار میکند، بیتفاوت باشد؛ نمیتواند خود را بیگانه به حساب بیاورد. این هم یک حقیقت دیگر است.آن حقیقت اول که گفتیم نظام مستظهر به حوزه های علمیه است، به خاطر این است که نظریه پردازی سیاسی و نظریه پردازی در همه ی جریانهای اداره ی یک ملت و یک کشور در نظام اسلامی به عهده ی علمای دین است. آن کسانی میتوانند در باب نظام اقتصادی، در باب مدیریت، در باب مسائل جنگ و صلح، در باب مسائل تربیتی و مسائل فراوان دیگر نظر اسلام را ارائه بدهند که متخصص دینی باشند و دین را بشناسند. اگر جای این نظریه پردازی پر نشد، اگر علمای دین این کار را نکردند، نظریه های غربی، نظریه های غیردینی، نظریه های مادی جای آنها را پر خواهد کرد. هیچ نظامی، هیچ مجموعه ای در خلأ نمیتواند مدیریت کند؛ یک نظام مدیریتی دیگری، یک نظام اقتصادی دیگری، یک نظام سیاسی دیگری که ساخته و پرداخته ی اذهان مادی است، می آید جایگزین میشود؛ همچنان که در آن مواردی که این خلأها محسوس شد و وجود داشت، این اتفاق افتاد.اینکه بنده درباره ی علوم انسانی در دانشگاه ها و خطر این دانشهای ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانیای که امروز رائج است، محتواهائی دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامی و نظام اسلامی است؛ متکی بر جهان بینی دیگری است؛ حرف دیگری دارد، هدف دیگری دارد. وقتی اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران میآیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسی داخلی، خارجی، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند. حوزه های علمیه و علمای دین پشتوانه هائی هستند که موظفند نظریات اسلامی را در این زمینه از متون الهی بیرون بکشند، مشخص کنند، آنها را در اختیار بگذارند، برای برنامه ریزی، برای زمینه سازیهای گوناگون. پس نظام اسلامی پشتوانه اش علمای دین و علمای صاحب نظر و نظریات اسلامی است؛ لذا نظام موظف به حمایت از حوزه های علمیه است، چون تکیه گاه اوست.علاوه ی بر اینها که نظام اسلامی برای اداره ی ملت و کشور نیازمند به حوزه هاست، یک نکته ی دیگر هم وجود دارد و آن این است که امروز شبهه هائی مطرح میشود که آماج آن شبهه ها نظام است. شبهات دینی، شبهات سیاسی، شبهات اعتقادی و معرفتی در متن جامعه تزریق میشود - بخصوص در میان جوانان - هدفش فقط این است که یکی را از یک فکری منتقل کند به یک فکر دیگری؛ هدفش این است که پشتوانه های انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنی با نظام است. لذا برطرف کردن این شبهه ها، مواجهه ی با این شبهه ها، پاک کردن این غبارها از ذهنیت جامعه - که به وسیله ی علمای دین انجام میگیرد - این هم یک پشتیبانی دیگر، یک پشتوانه ی دیگر برای نظام اسلامی است. پس نظام اسلامی از جهات مختلف متکی به علمای دین و نظریه پردازان و محققان و دانشمندان حوزه های علمیه است.از آن طرف، حوزه های علمیه هم نمیتوانند بیتفاوت بمانند. حوزه ی علمیه، بخصوص حوزه ی علمیه ی قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه میتواند از زاده ی خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بیتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست. بنابراین نسبت بین حوزه های علمیه و نظام جمهوری اسلامی، نسبت حمایت متقابل است. نظام از حوزه ها حمایت میکند، حوزه ها از نظام حمایت میکنند؛ همکاری میکنند، به یکدیگر کمک میکنند.یک مسئله ای در اینجا مطرح است، من هم مطرح میکنم؛ بعد هم چند تا مسئله ی دیگر از مسائل مهم حوزه را ان شاءاللَّه مطرح خواهم کرد. این مسئله عبارت است از مسئله ی استقلال حوزه ها. آیا حمایت نظام اسلامی از حوزه های علمیه میتواند به استقلال حوزه های علمیه خللی و لطمه ای وارد کند یا نه؟ آیا این کار مجاز است یا نه؟ این بحث مهمی است. اولاً حوزه های علمیه همیشه در طول تاریخ مستقل بودند؛ نه فقط در دوران حکومتهای معارض با تشیع، بلکه حتّی در دوران حکومتهای شیعی. یعنی آن وقتی که صفویه در رأس کار قرار گرفتند و علمای بزرگی مثل محقق کرکی و پدر شیخ بهائی و بزرگان زیادی به ایران آمدند و در مناصب گوناگون دینی قرار گرفتند، هرگز این علما و شاگردان و تربیت شدگان آنها مقهور سیاست صفویه نشدند و در اختیار آنها قرار نگرفتند. بله، کمک میکردند، همکاری میکردند، از آنها تعریف و تجلیل میکردند؛ اما در قبضه ی آنها نبودند، به اختیار آنها نبودند. در بخشی از دوران قاجاریه هم همین جور بود. کاشف الغطاء (رضوان اللَّه تعالی علیه) آن عالم بزرگ به ایران آمد و کتاب «کشف الغطاء» را نوشت. ایشان در این کتاب - هم در مقدمه، هم در بحث جهاد به مناسبت جنگهای روس و ایران - تجلیل زیادی از فتحعلیشاه میکند؛ اما کاشف الغطاء آدمی نبود که توی مشت فتحعلیشاه و امثال فتحعلیشاه قرار بگیرد؛ آنها مستقل بودند. میرزای قمی در منزل خود در قم مورد احترام و تجلیل پادشاه زمان خودش قرار میگیرد؛ اما زیر بار خواسته ی او نمیرود. آنها اصرار داشتند آنچه را که میخواهند، میرزا فتوا بدهد؛ اما میرزا قبول نکرد، زیر بار نرفت. میرزای قمی رساله ای دارد به نام «رساله ی عباسیه» که نظر فقهی خودش را در باب جهاد بیان کرده است. این رساله چند سال قبل از این برای اول بار چاپ و منتشر شد. از ایشان جوری سؤال میکنند که مثلاً وکالتی بدهد، نیابتی بدهد که بتوانند از طرف او جهاد کنند - به گمانم این موضوع در «جامع الشتات» هم آمده باشد - اما ایشان زیر بار نمیرود و قبول نمیکند. روحانیت شیعه همیشه اینجور بوده، همیشه مستقل بوده، هرگز در قبضه ی قدرتها قرار نگرفته است؛ امروز هم همین جور است، بعد از این هم باید همین جور باشد و به توفیق الهی همین جور خواهد بود.اما در اینجا هم مراقب باشید یک مغالطه ی دیگری به وجود نیاید؛ استقلال حوزه ها به معنای عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقی نشود؛ یک عده ای این را میخواهند. بعضیها میخواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه ی حوزه را با نظام قطع کنند؛ این نمیشود. وابستگی غیر از حمایت است، غیر از همکاری است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه ها کمک کند. البته معیشت طلاب به صورت سنت معمول و بسیار پرمعنا و پررمز و راز باید به وسیله ی مردم اداره شود؛ مردم بیایند وجوهات شرعیشان را بدهند؛ این اعتقاد من است.انسان هرچه به اعماق این عادت و سنت دیرین که شاید از صد سال، صد و پنجاه سال قبل در میان حوزه های ما رائج است، دقت میکند، آن را مهمتر، پرمعناتر، پررمز و رازتر مشاهده میکند. راز ارتباط مستحکم مردم با حوزه ها همین است که احساس خویشاوندی میکنند. مردم توقع زیادی هم از روحانی ندارند، اما خودشان را به پشتیبانی مالی حوزه ها و روحانیون متعهد میدانند؛ و همین درست است.اما مسائل حوزه ها فقط مسئله ی م ...

ادامه مطلب  

جنگ افزارهایی که ممکن است در حمله به سوریه استفاده شوند  

درخواست حذف این مطلب
ممکن است تا چند ساعت آینده آمریکا و متحدانش به بهانه حمله شیمیایی اخیری که در سوریه صورت گرفت، حمله به سوریه را آغاز کنند. در این نوشتار شما را با برخی از جنگ افزارهایی که ممکن است در این حمله استفاده شوند آشنا می کنیم.در حال حاضر کشتی های جنگی نیروی دریایی آمریکا و متحدانش در نزدیکی سواحل سوریه و در آماده باش کامل برای حمله به سوریه هستند. اما این کشورها از چه جنگ افزارهایی برای حمله استفاده خواهند کرد؟ایالات متحده آمریکانیروی دریایی و سپاه تفنگداران دریای آمریکاشلیک موشک تاماهاوک در جریان حمله به پایگه هوایی شعیراتدر حمله موشکی که ماه آوریل سال 2017 میلادی توسط نیروی دریایی آمریکا به پایگاه هوایی شعیرات سوریه صورت گرفت، نیروی دریایی آمریکا مجموعا 59 موشک کروز دوربرد تاماهاوک (tomahawk) با برد بیش از 1700 کیلومتر را از دو ناوشکن کلاس آرلی برک (arleigh burke) به نام های یواس اس پورتر (uss porter) با شناسه ddg-78 و یواس اس راس (uss ross) با شناسه ddg-71 را از دریای مدیترانه به سمت فرودگاه شعیرات شلیک و آن را موشک باران کرد.شلیک تاماهاوک از دانلد کوک. توپ سینه و یکی از سامانه های فالانکس نیز در تصویر دیده می شوند.در حال حاضر این دو ناوشکن در شمال اقیانوس اطلس هستند و نمی توانند در حمله به سوریه و عملیات احتمالی علیه ارتش سوریه شرکت داشته باشند. اما به جای آن ها اکنون یک ناوشکن دیگر از کلاس آرلی برک به نام های یواس اس دانلد کوک (uss donald cook) با شناسه ddg-75 در منطقه حضور دارد. یک ناوشکن دیگر از همین کلاس به نام یواس اس لابون (uss laboon) با شناسه ddg-58 نیز وارد منطقه شده است. این ناوشکن های 154 متری دارای چند ده موشک کروز تاماهاوک هستند و می توانند در حمله به سوریه، مراکز نظامی مختلف این کشور را مورد هدف قرار دهند.شلیک rim-156a sm-2er از پرتابگر عمودیاین کشتی ها همچنین دارای موشک های پدافند هوایی دوربرد rim-67 استاندارد 2 (sm-2er) هستند که با آن می توانند هر نوع هواگرد (همچون جنگنده) و موشکی را هدف قرار دهند؛ برد این موشک در مدل rim-156a sm-2er بلاک 4 که از سال 1998 وارد خدمت در نیروی دریایی آمریکا شد بیش از 460 کیلومتر است. دو ناوشکن مذکور می توانند با این موشک ها جنگنده های سوری و روسی و همچنین موشک های ضد کشتی شلیک شده از سوی آنان را هدف قرار دهند.سیستم دفاع نزدیک فالانکس ساخت آمریکا که آخرین خط دفاعی یک ناو جنگی محسوب می شود.سیستم پدافند نزدیک و دفاع نقطه ای آمریکایی فالانکس (phalanx) نیز از دیگر جنگ افزارهای نصب شده روی این ناوشکن هاست که وظیفه آن درگیری با موشک های کروز ضدکشتی در برد کوتاه است. فالانکس سریع ترین سیستم دفاع نزدیک نقطه ای است و در صورتی که موشک ضدکشتی موفق به گذر از سد استاندارد 2 شود، در مرحله آخر با فالانکس روبرو می شود. فالانکس همچنین می تواند هواگردهای سرنشین دار و بدون سرنشین و همچنین شناورهای سطحی کوچک را نیز هدف قرار دهد. هر ناوشکن کلاس آرلی برک دو سامانه فالانکس دارد.شلیک هارپونموشک ضد کشتی آمریکایی rgm-84 هارپون (harpoon) نیز نیزه این ناوشکن ها برای هدف قرار دادن شناورهای دشمن است. این موشک بیش از 150 کیلومتر برد داشته و می تواند هر شناور سبک تا سنگین را هدف قرار دهد و از کار انداخته و یا نابود کند. هر ناوشکن 8 هارپون آماده شلیک دارد. با این موشک می توان اهداف ساحلی را نیز هدف قرار داد.شلیک موشک ضد زیردریایی rum-139 vl-asroc؛ توپ 127 میلی متری نیز در تصویر دیده می شود.یک توپ خودکار 127 میلی متری نیز در سینه هر کشتی وجود دارد که بیشنه برد آتشش بین 24 تا 40 کیلومتر بوده و می تواند 20 گلوله در دقیقه شلیک کند؛ با این توپ می توان اهداف ساحلی، دریایی و حتی هوایی را هدف قرار داد. دو توپ خودکار 25 میلی متری با برد آتش 7 کیلومتر و آهنگ آتش 500 گلوله در دقیقه نیز از دیگر توپ های هر یک از این ناوها می باشند که آنان نیز چندمنظوره بوده و می توان هرچیزی را با آنان هدف قرار داد. 4 تیربار سنگین 12.7 میلی متری نیز از دیگر جنگ افزارهای هر یک از ناوشکن ها هستند.شلیک اژدر از ناوشکناین ناوشکن ها برای مبارزه با تهدیدات زیرسطحی نیز دارای 2 پرتابگر 3 لوله برای شلیک اژدر هستند و هر کدام مجموعا 6 اژدر آماده شلیک دارند. موشک ضد زیردریایی rum-139 vl-asroc با برد 25 کیلومتر نیز دیگر سلاح ضد زیردریایی این ناوشکن هاست. این موشک می تواند پس از شلیک یک اژدر را به فاصله 25 کیلومتری از کشتی برساند و پس از آن نیز اژدر با موتور خود به سمت هدف برود. سیستم های اخلالگری و جنگ الکترونیک، رادارها، سونارها، سیستم های پرتاب کننده پادکار و هدف کاذب برای گمراه کردن موشک و اژدرهای دشمن نیز از جمله تجهیزات این کشتی ها هستند.شلیک موشک agm-114 هلفایر (hellfire) از هلیکوپتر سی هاوکهرکدام از این کشتی ها دو فروند هلیکوپتر چندمنظوره و ضد زیردریایی/ضدکشتی مدل mh-60r سی هاوک (seahawk) دارد که می توانند عملیات جستجو و نجات نیز انجام دهند.یواس اس نیویورکیک کشتی دیگر که آمریکا به آن ناحیه اعزام کرده است کشتی ترابری دوزیست (آبی-خاکی) یواس اس نیویورک (uss new york) با شناسه lpd-21 است. این کشتی 210 متری از کلاس سن آنتونیو (san antonio) بوده و 12 هلیکوپتر شامل هلیکوپترهای ترابری سنگین آمریکایی ch-53e سوپر استالیون (super stallion)، هواپیمای های ترابری پروانه چرخان آمریکایی mv-22b آسپری (osprey)، هلیکوپترهای چندمنظوره و ترابری متوسط آمریکایی uh-1 ایروکوا (iroquois) و همچنین چهار فروند هلیکوپتر تهاجمی آمریکایی ah-1j سی کبرا (seacobra) دارد. این کشتی همچنین برای دفاع از خود دارای 2 توپ خودکار 30 میلی متری و دو سیستم دفاع نزدیک است.دو فروند lcac و aav در یک قابعلاوه بر این هلیکوپترها 2 فروند هاورکرافت lcac نیز دارد که هرکدام می تواند بیش از 75 تن بار را به ساحل منتقل کنند. 14 خودروی نفربر زرهی تهاجمی دوزیست aav-p7/a1 aav نیز در کشتی حضور دارند. این هلیکوپترها و شناورها وظیفه انتقال 800 تفنگدار دریایی را به ساحل به منظور انجام عملیات تهاجم ساحلی بر عهده دارند. البته بعید است سپاه تفنگداران دریایی آمریکا در خاک سوریه نیرو پیاده کند. هرچند هم اکنون ارتش آمریکا در سوریه دارای چند پایگاه است و نیروهایش در خاک این کشور حضور دارند.یواس اس جورجیادیگر عضو نیروی دریایی آمریکا که در آب های مدیترانه حضور دارد و به آن ناحیه اعزام شده است نیز زیردریایی موشک انداز آمریکایی یواس اس جورجیا (uss georgia) با شناسه ssgn-729 است که در حمله به سوریه حضور خواهد داشت. این زیردریایی از کلاس زیردریایی های موشک انداز اوهایو (ohio) بوده، اما برخلاف دیگر اعضای این کلاس دارای موشک کروز تاماهاوک است؛ درحالی که دیگر اعضای این کلاس دارای موشک های بالستیک اتمی هستند. یواس اس جورجیا دارای 154 موشک تاماهاوک با برد 1700 کیلومتر است و می تواند همچون دو ناوشکن موجود در منطقه، اهداف زمینی گوناگونی همچون فرودگاه ها، سنگرها، پادگان ها، زاغه های مهمات و… را هدف قرار دهد. این زیردریایی همچنین 4 لوله 533 میلی متری برای شلیک اژدرهای مارک 48 دارد.هری اس. ترومنو اما اصلی ترین بخش از نیروهای آمریکایی که در حال حرکت به سمت سوریه هستند، ناو گروه هواپیمابر تهاجمی هشتم نیروی دریایی است. این ناو گروه تهاجمی شامل ابرناو هواپیمابر یواس اس هری اس. ترومن (uss harry s. truman) با شناسه cvn-75، چهار ناوشکن دیگر از کلاس آرلی برک و دو ناو جنگی به نام های یواس اس هوئه سیتی (uss hué city) با شناسه cg 66 و یو اس اس نورماندی (uss normandy) با شناسه cg-60 از کلاس تیکاندروگا (ticonderoga) است. همچنین دو ناوشکن دیگر از کلاس آرلی برک نیز عازم منطقه هستند و به زودی به ناو گروه هری اس. ترومن می پیوندند.شلیک sm-3 از یک ناو کلاس تیکاندروگاابر ناو هواپیمابر هری اس. ترومن دارای 90 هواگرد شامل جنگنده ، هواپیماهای ترابری، هلیکوپترهای ترابری و ضد زیردریایی/ضد کشتی و همچنین هواپیماهای پیش اخطار و کنترل هوابرد (آواکس) است که برای حمله به سوریه وارد میدان می شوند. دو ناو جنگی یواس اس هوئه سیتی و یواس اس نورماندی نیز دارای توان آتشی بیشتر از ناوشکن هاست و علاوه بر تسلیحاتی که ناوشکن ها همراه دارند، به موشک های پاد بالستیک rim-161 استاندارد 3 (sm-3) مسلح هستند. این موشک های پدافندی وظیفه دارند تا موشک های بالستیک را خارج از جو منهدم کنند. البته یواس اس دانلد کوک نیز احتمالا به sm-3 مسلح است.rim-162 essmموشک پدافند هوایی میان برد rim-162 essm با برد بیش از 50 کیلومتر نیز از دیگر تسلیحات این دو ناو جنگی کلاس تیکاندروگا است که برای زدن هر نوع هواگرد، موشک های کروز ضدکشتی فراصوت با توان مانور بالا و همچنین موشک های بالستیک طراحی شده است.شلیک sm-6در بین ناوشکن های اعزام شده همراه ناوگروه هشتم نیز یکی از آن ها به نام یواس اس فارست شرمن (uss forrest sherman) با شناسه ddg-98 نیز به موشک های rim-162 essm مسلح است. همچنین یکی دیگر از آن ها به نام یواس اس بالکلی (uss bulkeley) با شناسه ddg-84 به موشک های پدافند هوایی فرا افق آمریکایی rim-174 استاندارد 6 (sm-6) مسلح است. این موشک ها تا 500 کیلومتر برد داشته می توانند هر نوع هواگرد، موشک های کروز ضد کشتی، موشک های بالستیک و حتی کشتی های سبک و فوق سنگین دشمن را هدف قرار دهند. استا ...

ادامه مطلب  

انفجار سن پترزبورگ اهمیت مبارزه با تروریسم را نشان داد  

درخواست حذف این مطلب
مقامات روسی برخلاف انتظار می گویند ارتباطی بین انفجارهای سن پترزبورگ با تحولات سوریه وجود ندارد و در همین حال هیچ گروهی تا زمان نوشتن این گزارش در عصر روز سه شنبه مسئولیت این حمله را به عهده نگرفته است مسائلی که باعث می شود انفجارهای پایتخت اقتصادی روسیه در هاله ای از ابهام قرار بگیرد. سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه روز سه شنبه اعلام کرد: هیچ ارتباطی میان بمب گذاری و انفجار روز قبل در متروی سن پترزبورگ و کمک نظامی مسکو به دمشق وجود ندارد. لاوروف تأکید کرد: «این خیلی بدبینانه است که انفجار مرگبار سن پترزبورگ را اقدامی برای انتقام حضور روسیه ...

ادامه مطلب  

بازسازی سوریه با روسیه و ایران آغاز شده است  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: جنگ در سوریه به واپسین روزهای خود نزدیک می شود و این کشور در مسیر مبارزه با تروریسم پیروزی دیگری را به فهرست پیروزی های خود اضافه می کند؛ به رغم سال ها تلاش برای انزوای اقتصادی سوریه، نبض اقتصاد این کشور فراتر از محدوده های جغرافیا و سیاست به تپش افتاده و روند بازسازی این کشور برای ترسیم چشم اندازی وسیع تر و بزرگ تر مرتبط با دغدغه های شهروندان آغاز شده است.عماد خمیس، نخست وزیر سوریه در برنامه «لقاء خاص» که شب گذشته (پنجشنبه، 28 تیر) از شبکه العالم به روی آنتن رفت به تشریح آخرین دست آوردهای ارتش سوریه در میدان نبرد و آینده این کشور و روند بازسازی سوریه پس از جنگ پرداخته است.خلاصه ای از آنچه که در ویژه برنامه «لقاء خاص» با حضور عماد خمیس مطرح شد:روند بازسازی سوریه چگونه پیش می رود و متحدان سوریه چه نقشی در آن دارند؟سیاست های کلان اقتصادی این کشور چگونه است؟پرونده نفت و استراتژی بهره برداری از آن به کجا رسیده است؟آوارگان سوری آیا می توانند به کشور در امنیت بازگردند؟العالم: بازتاب پیروزی ها و دستاوردهای بزرگ ارتش سوریه در داخل و خارج این کشور تا چه حدی بوده است؟خمیس: سوریه از همان نخستین روزهای حمله ای که برای تخریب و نابودی این کشور تدارک دیده شده بود، به خود اطمینان داشت و این اطمینان برآمده از عزم ملتی است که تصمیم خود را برای حمایت از ارتش و فرماندهان خود برای دفاع از کشور جزم کرده بود.در پرتو همین اطمینان بود که برنامه ها و خطوط کلی در تمام عرصه های سیاسی، نظامی و اقتصادی و زمینه های دیگر برای دفاع از سوریه و ایستادگی در برابر تجاوز ترسیم شدند و در نهایت پس از 8 سال مبارزه و دفاع چنین پیروزی بزرگی به دست آمد و این پیروزی حاصل فداکاری ملت سوریه و خون شهدایی است که در راه دفاع از این کشور فدا شدند.این بخشی از بازتاب های داخلی این پیروزی بود و اما در سطوح بین المللی بازتاب جنگ سوریه ارتباط پیدا می کند با تمام کشورهایی که به نوعی با مسئله سوریه درگیر شده بودند اعم از کشورهای هم پیمان یا کشورهایی که رو در روی سوریه ایستاده بودند و حمله به این کشور را تدارک دیده و سعی داشتند با تخریب و ویرانی سوریه کل منطقه را به آشوب بکشانند.اما این پیروزی روی دیگری هم دارد و آن تغییراتی است که در نحوه تعامل کشورهای دیگر با منطقه به خصوص سوریه پدید آمد؛ کشورهای دوست و هم پیمان، نقشی کاملا متفاوت با قبل از پیروزی پیدا کردند. ما این حقیقت را از لابلای تعامل و نحوه رفتار قلدرانِ و افراطگرایانه برخی دشمنان سوریه دریافتیم. این موضوع نکته مهمی بود که باعث شد سوریه بیش از هر چیز برای اداره این جنگ به ارتش خود تکیه کند.در سطوح بین الملل تغییر و تحولاتی در نحوه برخورد با مسائل منطقه ای به ویژه سوریه پیش آمده است؛ در سطوح داخلی شهروندان سوری تکیه گاه و نقطه اتکای اصلی ما در مقابله با این حمله بودند، شهروندان پس از جنگ، انسان های دیگری شدند و این یکی از نتایج این جنگ بود.همه می دانند که این جنگ از نقشه شبکه ای عنکبوتی برای تخریب سوریه پیروی می کرد. هیچ کس نمی تواند انکار کند که هدف اصلی این جنگ تخریب تمام مؤلفه ها و ساختارهای حکومتی سوریه بود. تردیدی نیست که این جنگ تأثیرات اجتماعی و اقتصادی زیادی بر شهروندان سوری داشته است اما در نهایت باعث شد که شهروندان دیدگاهی برای بازسازی کشور خود با کیفیتی متفاوت در آینده کسب کنند.آنچه که امروز در میان توده مردم و مقامات حکومتی همه و همه حاصل این پیروزی بزرگ است. امروز شاهد حرکت و تکاپوی مردمی برای بازسازی کشور بر اساس دیدگاهی جدید با استحکام هر چه بیشتر هستیم کما اینکه ملت و ارتش سوریه پیروز شدند و این می تواند دیدگاهشان باشد و مهمترین بازتاب و نتیجه اصلی جنگ این است که ملت سوریه عزم خود را برای دفاع از کشورش جزم کرده و به دیدگاهی عالی برای بازسازی کشور خود دست یافته است.در زمینه تأثیر و تبعات خارجی همه می دانند که تغییراتی در تعامل (کشورهای دیگر با سوریه) پدید آمده است و در زمینه داخلی نیز ارتش سوریه امنیتی را ایجاد کرد که می تواند پایه اصلی توسعه فراگیر کشور باشد.العالم: وقتی از دستاوردها سخن می گویم؛ طرح دولت در آینده برای بازسازی ویرانه های جنگ چیست؟خمیس: بعد از گذشت هشت سال از جنگ؛ دولتی که توانست اقتصاد خود را به طور ویژه و بسیار خوب مدیریت کند و اقتصاد مقاومتی را در دستور کار خود قرار داد؛ باید برنامه و چشم اندازی برای بازسازی ساختار کشور و بازسازی کامل آن داشته باشد، امروز بازسازی امری فراگیر است و فقط در بُعد اقتصادی نخواهد بود.ما در طول هفت سال گذشته با کار و تلاش روزانه و پیگیری دولتی توانستیم با چالش های تحمیلی ناشی از جنگ مقابله کنیم و دشواری ها را در دوره جنگ پشت سر بگذاریم و همزمان راهبردهایی را تدوین کردیم.ما طرح های زیادی در سطح برنامه ریزی و اجرایی برای آینده به منظور بازسازی داریم. پرونده های زیاد و مهمی هستند که مهمترین پرونده از نظر ما و آینده سوریه، پرونده خانواده های شهدا است که دولت سوریه در سایه دستور بشار اسد، رئیس جمهور سوریه توجه و اهتمام زیادی به آن می ورزند چرا که ایشان دستور داده اند که دولت همواره به این خانواده ها اهتمام و توجه کند، ما نگاه ویژه در قبال جان فشانی های شهدا برای حفظ سوریه داریم.ما همچنین طرح هایی در محور توسعه انسانی داریم. کودکان در دوران جنگ و اثرات ویرانگر آن زندگی کردند زیرا متاسفانه آنها (دشمنان) خواستار فرهنگ تخریب، خون و کشتار بودند. از این رو، ما طرحی برای بازپروری کودکان سوری و افرادی داریم که از جنبه های مختلف از جنگ لطمه دیدند. ما گام های زیادی در این راستا داریم. ما طرحی داریم که نهادهای دولت به طور کامل در آن مسیر گام بر می دارند. اما درخصوص وضعیت اقتصادی، شهروندان می بینند که جنگ اقتصادی بعد از پیروزی که بدست آمده؛ آغاز شده است. ما پرونده های سریعی را برای از سرگیری کامل طرح تولید در دستور کار قرار دادیم. طرح توسعه با همه ابعاد اقتصاد. از ساختار اقتصادی کشاورزی و صنعت و تجارت گرفته تا سیاست مالی. یک سری اقدامات مرحله ای برای برون رفت از عمق بحران تحمیلی ناشی از جنگ اجرا شد. اما بعد از جنگ، ما طرح های زیادی داریم؛ ما برای بازسازی از بیش از یک سال پیش دو طرح اساسی شامل - طرح برنامه ریزی و طرح اجرایی- را تهیه کردیم.طرح اجرایی شامل اصلاح اداری بود و ما به عنوان دولت به طور مستقیم آن را - در سایه اهتمام و توجه بشار اسد رئیس جمهور سوریه برای بازسازی کامل بنیان نهادهای اداری چه از نظر کادری یا ساختاری- شروع کردیم، این برنامه چند سال ادامه خواهد یافت.العالم: جناب رئیس جمهور درباره طرح های تدوین شده از یکسال پیش سخن گفتند؛ آیا این بدان معنا است که دولت همزمان با دستاوردهای میدانی و طرح ها و تکامل نظامی کنونی، طرح هایی نیز برای تکامل اقتصاد معیشتی تدوین می کند؟خمیس: ما طرح های مرحله ای درخصوص اقتصاد کشاورزی، صنعت و تجارت را آغار کرده ایم. ما اصلاحات زیادی در پرونده های مربوط به بخش انرژی و تامین نیازهای ضروری برای تولید به منظر برون رفت از عمق بحران داشته ایم. به طور مرحله ای، فعالیت دوباره شمار زیادی از تأسیسات آغاز شده است.برای مرحله آینده، ما طرح بازسازی فراگیری را آغاز کرده ایم. این طرح برای بازپروری افراد و توجه و اهتمام به کودکان سوری است که از جنگ و حوادث روزانه 8 ساله آن تاثیر پذیرفته اند و می روند که تقریبا نسل کاملی (در طول هشت سال جنگ) را تشکیل دهند. این طرح همچنین برای بازپروری افرادی است که از جنبه های فرهنگی از فاکتورهای بحران تاثیر گرفته اند. ما در اینجا در تلاش برای تحقق بخشیدن به دیدگاه جناب رئیس جمهور هستیم که صدای موسیقی ما – به حقیقت – بر صدای گلوله های آنها غلبه خواهد کرد. این امر نیاز به کار زیادی دارد و آن را آغاز کرده ایم. از سوی دیگر، پرونده اقتصادی از اهمیت زیادی برخوردار بوده است و ما یک سری ارکان همراه با طرح اصلاح اداری داریم که جناب رئیس جمهور برای بازسازی نهادها از نظر اداری و کادری در دستور کار قرار داده اند.ما یک ساختار برنامه ریزی برای پروژه سوریه بعد از جنگ داشته ایم و روی آن به طور گسترده تمرکز کرده ایم و یک سری محورها را درنظر گرفته ایم. این محورهای در خصوص تقویت سلامت نهادها، ساختار زیربنایی، رشد و آبادانی، ابعاد انسانی و اجتماعی، توسعه انسانی و اجتماعی و گفت وگوی ملی است. از دل این پنج محور، 12 کارگروه بیرون آمده است که در راستای طرح برنامه ریزی ما، در همه نهادهای کشور برای آینده سوریه کار کرده اند. واقعیت موجود را در نظر گرفته ایم و براساس آن، برنامه ها و طرح هایی را تدوین خواهد شد.ما تقریبا از یک سال و دوماه پیش درباره این موضوع کار می کنیم همچنین ما طرح های زیادی داریم که کمک خواهد کرد این پروژه برنامه ریزی شده برآیند کاملی داشته باشد. 30 طرح برای "سوریه آینده" وجود خواهد داشت.ما امروز مصمم هستیم که همه گام های ما در زمینه برنامه ریزی همه جنبه ها را در بر بگیرد. اما مهمترین چیز در جنبه اقتصادی است که در زمینه آن کار کرده و توانستیم که متغیرهای دشواری را در دوره گذشته پشت سر بگذاریم تا چشم اندازی برای آینده را تدوین کنیم. ما امروز یک چشم انداز توسعه ای برای یک طرح تمدنی بزرگ داریم. یک طرح سرمایه گذاری. ما از یکسال پیش در زمینه قانون سرمایه گذاری کار می کنیم که نکات پایانی آن باقی مانده است. این طرحی مدرن برای سرمایه گذاری در سوریه خواهد بود که باعث خواهد شد تا شرکت های خارجی و داخلی در سوریه سرمایه گذاری کنند.ما طرح بزرگتر و مهمتری داریم که در چند روز آینده کار آن را به پایان خواهیم برد. همه به بانک ها متکی هستند و ما چشم اندازی توسعه ای برای بانک ها داریم؛ بویژه که با محاصره ای اقتصادی روبرو هستیم. ما گام های ویژه و متمایزی برای سرمایه گذاری در بازسازی داریم. یک سری سرفصل در چند روز آینده درخصوص طرح سیستم بانکی ارایه خواهد شد.العالم: درخصوص بازسازی، آیا همپیمانان در آن نقش آفرینی خواهند کرد یا برخی شرکت های خارجی در مشارکت در آن نقش خواهند داشت و آیا شما تمایل خواهید داشت که کشورهایی که در ریختن خون سوری ها شرکت داشتند، نقشی در بازسازی داشته باشند یا این امر قطعی است و آنها حضوری نخواهند داشت؟خمیس: سوریه که توانست پیمانی از کشورهای دوست قدرتمند تشکیل دهد و محور مقاومت در برابر تروریسم بود؛ به طور قطع می تواند که روابطی ویژه و متمایز برقرار کند و شرکت هایی را که بازسازی سوریه را انجام خواهند داد، برگزیند.همانطور که بشار اسد رئیس جمهور سوریه تاکید کردند؛ شرکت های کشورهایی که در ریختن خون سوری ها شرکت داشتند و علیه سوریه توطئه کردند؛ نقشی نخواهند داشت. امروز ما روابطی ویژه را با کشورهای دوست ترتیب داده ایم. کسی که می تواند روابطی ویژه در زمینه ائتلاف و مقابله با تروریسم ترتیب دهد؛ به طور قطع می تواند روابطی اقتصادی نیز ترتیب دهد. ما این کار را با روسیه و ایران آغاز کرده ایم. گام های زیادی با روسیه بوده است. همکاری اقتصادی بزرگی (با روسیه) و هچنین کشور دوست ایران بوده است. چند هفته پیش بود که یک هیئت سوری به تهران سفر کرد و پی نویس توافقنامه های آینده برای بازسازی تدوین شد. همگان اتفاق نظر دارند که اولویت در بازسازی سوریه همان کشورهایی هستند که از ملت سوریه حمایت و در پیروزی بر تروریسم کمک کردند.العالم: برخی می گویند که سطح روابط بین ایران و سوریه در سطوح نظامی و سیاسی بسیار بالا است اما تاکنون از جنبه اقتصادی به این سطح نرسیده است. آیا طرح جدید یا روش معینی وجود دارد که سطح همکاری اقتصادی بین سوریه و ایران به سطح کنونی سیاسی و نظامی برسد؟خمیس: از سالها پیش، همگان می دانند که پرونده اقتصادی در زمینه همکاری ایران به سطح سیاسی و راهبردی نرسیده است. در سفرهای مکرر و همچنین در دوره دولت های سابق، همواره تلاش کرده ایم و بر این نکته تاکید کرده ایم که سطح همکاری اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران باید به سطح روابط سیاسی برسد. در واقع، نگاه و چشم اندازی بین مسئولان ارشد دو کشور و عزم و اراده برای همکاری اقتصادی وجود دارد اما گاهی شاید با مشکلاتی در سطح پایین برخورد می کند.ما در این زمینه کار کرده ایم، در دیدارهای اخیر با هیئت ایرانی که به سوریه سفر کرد و همچنین دیدارهای هیئت سوری که اخیرا به ایران سفر کرد، این مسائل بر طرف شد. ما امروز با چشم اندازی برای آینده به منظور همکاری طولانی مدت در زمینه های متعدد اقتصادی قرار داریم.العالم: در زمینه همکاری و توسعه بخش نفتی، آیا قراردادهایی با طرف روس امضا شده است؟ آیا این امر نقش برجسته ای را در دوره آینده ایفا خواهد کرد زیرا می دانیم که موضوع نفت در حد خود از پرونده های مهم است که می تواند اموال و نقدینگی زیادی برای سوریه به همراه بیاورد.خمیس: در کنار سایر بخش ها نظیر صنعت و گردشگری؛ بخش اعظم اقتصاد سوریه مبتنی بر نفت است و به طور قطع، بازگرداندن بخش نفت سوریه به وضعیتی که قبلا بود؛ از اولویت های کاری ما به شمار می رود. هرگونه توافقنامه ای در این زمینه با هر یک از کشورها مبتنی بر اصل احترام دوجانبه به حاکمیت کشور سوریه است؛ همکاری براساس منافع دوجانبه بین دو کشور.درخصوص همکاری در زمینه نفتی با ایران، گام های و توافقنامه ای امضا شده است و همچنین همکاری با دوستان روس در زمینه بازسازی ساختار زیربنانی ویران شده از سوی تروریسم صورت گرفته است. سوریه 380 هزار بشکه در روز استخراج می کرد که تروریسم آن را به زیر 5 هزار بشکه در روز رساند.به طور قطع، بازگرداندن آن به وضعیت گذشته تلاش زیادی می خواهد. ما طرح های لازم برای سالهای آینده را به منظور بازگشت صنعت نفت به وضعیت خود تدوین کرده ایم. این امر نیاز به سرمایه گذاری زیادی دارد و اولین همکاری با کشورهای دوست خواهد بود.العالم: یعنی این جزء طرح هایی است که از آن صحبت کردیم و آنها را از یکسال پیش آماده می کنید؟ و طرحی فراگیر از نظر دولت سوریه است و این امر درخصوص تعامل با شرکت های خارجی یا هم پیمانان در این زمنیه مدنظر قرار گرفته است.خمیس: درخصوص تعامل با شرکت ها، ما به عنوان دولت توانستیم که اقتصاد خود را در دوره جنگ مدیریت کنیم. سال گذشته پنجاه و نهمین نمایشگاه بین المللی دمشق را برگزار کردیم که نماد بزرگی برای بازگرداندن اقتصاد سوریه به پویایی خودش است. دو ماه دیگر، شصتمین نمایشگاه دمشق برگزار خواهد شد که نسبت به همه دوره های گذشته متمایز خواهد بود؛ همچنین از نظر حجم و بزرگی نمایشگاه و شمار کشورهای شرکت کننده در آن. از همه نمایشگاهها در کشورهای منطقه متفاوت خواهد بود.کسی که توانسته است این چشم انداز را ترسیم کند و روابط ویژه اقتصادی با کشورهای هم پیمان برقراری کند؛ می تواند این جنبه را برجسته نماید که دمشق سکوی واقعی سرمایه گذاری برای شرکت های معتقد به سوریه است که به ملت سوریه در جریان جنگ کمک کردند.اختلافی بین این دو نقطه مهم وجود ندارد. اولویت مطلق برای بازسازی سوریه همان کشورهایی هستند که از ملت سوریه حمایت کردند. اولویت مطلق برای همان شرکت هایی است که در کنار ملت سوریه ایستادند.العالم: تلاش هایی از سوی برخی شرکت های خارجی و عربی برای تماس با دولت سوریه در این چارچوب وجود داشته است؟خمیس: شرکت های زیادی امروز برای تماس از طریق کانال های رسمی و از طریق وزارت خارجه و همچنین از طریق طرف های بیشمار تلاش می کنند که اکثر آنها از کشورهای دوست هستند. امروز حتی کشورهای که منافع اقتصادی دارند و در یک برهه در سنگر دیگر علیه ملت سوریه ایستادند؛ برای مشارکت در سوریه قدم پیش گذاشته اند. به طور قطع، ما با آنها همکاری نخواهیم داشت. این تصمیم گرفته شده است و جای بحث ندارد.العالم: در ادامه درباره آوارگان و پرونده های دیگر صحبت می کنیم اما در حال حاضر مهمترین نکته در این زمان، رسیدن ارتش سوریه به گذرگاه "نصیب" است. این موضوع تا چه اندازه برای اقتصاد سوریه و بازگشت شهروندان سوری موجود در اردن یا کشورهای دیگر اهمیت دارد؟ رسیدن ارتش سوریه به این نقطه و بازگشایی این گذرگاه در روزهای آینده تا چه اندازه مهم است؟خمیس: هر متر که ارتش سوریه آزاد می کند یک گذرگاه و دریچه ای به زندگی جدید است؛ اولا ما مورد حمله اقتصادی استراتژیک و هدف یک جنگ منطقه ای با محوریت گذرگاه ها قرار گرفته ایم. گذرگاه "نصیب" یک گذرگاه بسیار مهم است که نه فقط برای ملت سوریه اهمیت دارد بلکه یک گذرگاه بین المللی است که اروپا را به کشورهای حاشیه خلیج فارس می پیوندد. این گذرگاه تنها گذرگاه خشکی است که اروپا را به کشورهای حاشیه خلیج فارس پیوند می دهد. لذا اهمیت استراتژیک بالایی دارد.برخی کشورهای منطقه و برخی از کشورها که گروه های تروریستی را حساب شده به کار گرفتند اما این گذرگاه امروز امن شده و در کنترل ارتش و دولت سوریه است. این گذرگاه تأثیرات بسیاری در اقتصاد کشور دارد و شریان حیاتی سوریه به شمار می آید.امروز من می خواهم با توجه و دقت بیشتری این موضوع را بررسی کنم. امروز همه کشورها حتی کشورهای همسایه به خصوص لبنان و اردن می توانند از این گذرگاه استفاده کنند. موفقیت ارتش سوریه در آزادسازی این گذرگاه از اشغال تروریسم گواه مهمی بر بازگشت زندگی و رونق اقتصادی واقعی به زندگی مردم منطقه از طریق این گذرگاه است. و ما به عنوان یک کشور قدرتمند می دانیم که منافع اقتصادی م ...

ادامه مطلب  

آوینی چگونه می اندیشید؟ | نگاهی به آثار شهید  

درخواست حذف این مطلب
علیرضا معافآوینی که بود و چگونه می اندیشید؟تفسیر آوینی از انقلاب اسلامی چه بود؟آوینی غرب را چگونه تحلیل می کرد؟و...پاسخ های متنوع،متکثر، متلون و گاه متعارضی به این سوالات اساسی و بنیادی داده شده است که هرچند این تفاوت ها و تعارض ها گاهی ناشی از شخصیت متضلع و کثیرالاضلاع آن سید بزرگوار است ولی در سال های اخیر غرض ورزی ها ، تحریف نگاری ها و وارونه نمایی های عمدی نیز به آن اضافه شده است که فارغ از انگیزه ها و انگیخته های این نظرسازی ها باید برای مقابله با آن تدبیری اندیشید. طبعا و منطقاً، عقلانی ترین روش در فهم اندیشه ها، افکار و آراء شهید آوینی رجوع به آثار قلمی و زحمات علمی آن شهید عزیز و جلیل القدر است.ضرورت قطعی و وجوبی همه فعالان جبهه فرهنگی و فکری انقلاب اسلامی، بازخوانی و خوانش دقیق و موشکافانه آثار و افکار استاد شهید مطهری، استاد علامه مصباح یزدی، شهید سید مرتضی آوینی و امثال این بزرگواران است. مروری بر اهمّ محورهای آثار سید شهیدان اهل قلم (به تعبیر امام خامنه ای) و سلاله سلسله سادات (به تعبیر علامه جوادی آملی) می تواند مدخلی بر مطالعه دقیقتر حرفهای آن عزیز به ویژه دیدگاههایش پیرامون هنر انقلاب و هنر اسلامی باشد. در این نگاشته مروری اجمالی بر همه آثار آن شهید عزیز خواهیم داشت. توسعه و مبانی تمدن غربتوسعه و مبانی تمدن غرب طی سال های 1364 تا 1366 به صورت سلسله مقالاتی با عنوان کلی تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب در ماهنامه جهاد به چاپ رسید.مقدمه کتاب در جواب اینکه چرا ما باید توسعه پیدا کنیم، برخی جواب های رایج را مطرح و نقد می کند.فصل اول با عنوان در معنای توسعه، به نسبت توسعه با اندیشه ترقی (progress) و تکامل و رشد، به معنای قرآنی آنها و فقر و عدالت اجتماعی می پردازد.فصل دوم با عنوان توسعه یافتگی، اوتوپیای قرن حاضر، آرمان توسعه یافتگی را علت غایی حرکت های فردی و اجتماعی بشر جدید معرفی می کند:توسعه اقتصادی، آرمان پرجاذبه عصری است که بشر خدا را فراموش کرده و از جاودانگی روح خویش غفلت کرده است. در تقسیم بندی ملل جهان به توسعه یافته و توسعه نیافته معیار و میزان چیست؟ توسعه اقتصادی، به اعتقاد حقیر آن بینش خاصی که جهان را با ماده معنا می کند، می تواند بعد اقتصادی حیات بشر را مبنای شناخت و تعریف او قرار دهد. در نظام اعتقادی ما آن توسعه ای معتبر است که بر تعالی روحی بشر تکیه دارد و تعالی روحی بشر نیز به پرهیز از فزون طلبی و تکاثر و منع اسراف و تبذیر و پیروی از یک الگوی متعادل مصرف منتهی می شود، نه به رشد اقتصادی محض.بهشت زمینی عنوان فصل سوم است که با نگاهی به اقوال نویسندگان غربی، توسعه یافتگی را اوتوپیای بشر امروز می داند و به بررسی آن می پردازد:سخن از بهشت زمینی توسعه یافتگی است و اینکه در این بهشت، آنچنان که مفاهیم اقتصادی غرب حکم می کند، کار کردن شر مسلمی است که باید هرچه بیشتر از آن خلاص شد.میمون برهنه عنوان فصل چهارم است: به راستی چرا در جوامع توسعه یافته کار به عنوان شری واجب و امری مصدع تلقی می شود و در مقابل آن، فراغت و تفریح و تفنن ارزشی مطلق پیدا کرده است.در پاسخ به این سؤال، نویسنده نگاهی به کتاب میمون برهنه نوشته دزموند موریس می اندازد و در پایان به بعضی از نتایج اصالت لذت طلبی، مثل ازهم پاشیدگی خانواده در غرب اشاره می کند.فصل پنجم با عنوان توسعه برای تمتع سؤال از علت ازهم پاشیدگی خانواده ها در ممالک توسعه یافته و اصطلاحا پیشرفته می کند و به تبیین نسبت آن با توسعه یافتگی می پردازد. در این مسیر نگاه جوامع غربی به لفظ توسعه و پیشرفت در گشودن گره بحث مؤثر می افتد: آنچه ما در لفظ توسعه اقتصادی می بینیم رفع محرومیت ها و فقر و پر کردن شکاف هایی است که از ظلم و ستم و بی عدالتی نتیجه شده است اما جامعه غربی در همین لفظ، مصرف نامحدود و تمتع بیشتر از لذایذ دنیایی می بیند. تحلیل های استعمارگرانه غربی در زمینه گرسنگی و عدم پیشرفت کشورهای جهان سوم نباید ما را از فلسفه ای که پشت لفظ توسعه اقتصادی نهفته است، غافل کند. آن نظرگاهی که پیشرفت را در توسعه اقتصادی می بیند همان نظرگاهی است که معتقد است بزرگ ترین مشکل بشر در تمام طول تاریخ تمدن ها تولید غذا و مبارزه با طبیعت بوده است و به همین علت اعصار زندگی بشر بر کره زمین را با روند تکامل ابزار تولید انطباق می دهند: عصر سنگ، عصر مفرغ، عصر آهن. در این اعتقاد مهم ترین خصوصیتی که بشر را از حیوان جدا می کند، ابزارسازی اوست. آنها انسان را حیوان ابزارساز تعریف می کنند و این چنین ورود بشر در عصر تکنولوژی را بزرگ ترین واقعه تاریخ می دانند.فصل ششم با عنوان تمدن اسراف و تبذیر، شواهدی از اسراف و تبذیر در تمدن جدید مثل میزان مصرف انرژی و مواد معدنی را از قول روشنفکران غربی مطرح می کند.عمق فاجعه به عنوان فصل هفتم به تبعات فاجعه آمیز اسراف در بهره برداری از ذخایر انرژی می پردازد:وقتی ما مواد معدنی و ذخایر طبیعی را با این شتاب از صورت طبیعی آن خارج می کنیم و به شکلی درمی آوریم که دیگر امکان بازگشتن به طبیعت را از دست می دهد، مسئله اینجاست که تا کی می توان این روند را دنبال کرد. امروز که زندگی ما تا اعماق وابسته به فرآورده های مدرن تکنولوژی است، دریافت عمق فاجعه بسیار مشکل و غالبا محال است. همه ما سعی می کنیم که خود را گول بزنیم و فاجعه را به تأخیر بیندازیم و همه چیز را به گونه ای توجیه کنیم که نیازی به تغییر دادن وضعیت موجود نباشد، حال آنکه خواه ناخواه روی می رسد که ما ناچار از پذیرفتن واقعیت خواهیم شد.در ادامه با نگاهی به کتاب تنها یک زمین به بحران های دیگری از قبیل تخریب محیط زیست و آلودگی آب ها اشاره می شود.دیکتاتوری اقتصاد، فصل هشتم کتاب است که حضور بلامنازع اقتصاد در زندگی بشر امروز را مهم ترین علت تن دادن انسان به تخریب طبیعت و آلودگی رادیواکتیو دانسته است.فصل نهم با عنوان نظام سیاره ای اقتصاد به نحوه حاکمیت شیطانی دیکتاتورهای اقتصادی در قالب شرکت های چندملیتی پرداخته است.از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی عنوان فصل دهم است. در این فصل پس از بررسی ماهیت پول و اصالت غیرواقعی آن در دیکتاتوری اقتصاد، تنها راه نجات، اقتصاد صلواتی معرفی می شود.فصل یازدهم با عنوان و ما ادریک ما البانک؟ حاکمیت با دیکتاتوری پول بر جهان از طریق نظام پیوسته بانکداری را بررسی می کند.فصل دوازدهم با عنوان سودپرستی، بنیان اقتصاد آزاد به ریشه وابستگی انسان به دنیا و تن دادن او به دیکتاتوری اقتصاد، یعنی حب نفس با خودپرستی پرداخته است و در پایان نسبت میان اقتصاد و اخلاق را نیز بررسی کرده است.دو فصل سیزدهم و چهاردهم با عناوین نظام آموزشی و آرمان توسعه یافتگی و نظام آموزشی غربی، محصول جدایی علم از دین، نقش نظام آموزشی علوم جدید را در ایجاد تمدن فعلی بشر بررسی کرده و ابتنای آن بر تصرف هر چه بیشتر در طبیعت را مورد مداقه قرار داده است.فصل پانزدهم با عنوان انسان از نسل میمون، خرافه ای جاهلانه، به تعارض آموزش علوم جدید با برخی باورهای دینی پرداخته است و از جمله به نقد باورهای علمی جدید در مورد پیدایش انسان بر کره زمین و فرضیه جهش (mutation) پرداخته است. با توجه به همین تعارضات لزوم بازنگری در نظام آموزش کنونی جامعه انقلابی ایران مورد تأکید قرار گرفته است: اگر انقلاب اسلامی ایران پیروز نشده و کار رجعت به مبانی فرهنگی اسلام در همه زمینه ها به این حد از وسعت و اشاعه نرسیده بود، هرگز امکان سخن گفتن از این مسایل با این همه جرأت و جسارت به وجود نمی آمد... رودررویی انقلاب اسلامی ایران در اصل با تفکر غربی است و ما ان شاءالله در آینده ای نه چندان دور شاهد یک رجعت همه جانبه فرهنگی به اصول و مبانی اسلام خواهیم بود و خواهیم دید که چگونه تمدن اسلام مبتنی بر همین رجعت وسیع فرهنگی، تحولات عظیمی را در ارکان و ظواهر حیات اجتماعی انسان ایجاد خواهد کرد و نظامات تازه ای را در همه زمینه های علمی، فرهنگی، سیاسی و مدنی برقرار خواهد داشت.فصل شانزدهم با عنوان تأملی بیشتر در خلقت انسان نخستین به نقد داروینیسم و ابطال آن با استناد به تفسیر المیزان پرداخته است.عنوان فصل هفدهم نوح نبی (ع) و تاریخ تمدن است که مندرجات کتب تاریخ رسمی را که بر اساس اعتقادات غیرواقعی مورخان عصر جدید نگارش یافته را به عرصه نقد کشیده است.آخرین فصل کتاب با عنوان ترقی یا تکامل؟ به طرح این سؤالات می پردازد:چرا رنسانس و در پی آن انقلاب صنعتی در غرب پیش آمد؟ لوازم تاریخی یک چنین تحولی چه بود و چگونه همه این لوازم به یک باره در غرب جمع آمد و مودی به تولد و رشد و اشاعه جهان شمول به این تمدن شد؟در پایان لازم به ذکر است، از اشارات شهید در مقالات مختلف این مجموعه چنین برمی آید که ایشان طرح مبسوطی در ذهن داشته اما تحقق این طرح در مجله جهاد ناتمام مانده است.ماهیت علوم جدید، معنای اصطلاحی غرب و غرب زدگی، مبانی تاریخی تمدن جدید غربی و ... از جمله مباحثی بوده اند که سیدمرتضی آوینی در نظر داشته مقالات جداگانه ای را به آنها اختصاص دهد و طبعا جای آن مباحث در این مجموعه خالی است. هر چند ایشان در آثار و مقالات بعدی خویش درباره این موضوعات به کفایت سخن گفته است. آینه جادو (جلد 1)آینه جادو، اولین کتاب منتشر شده به قلم سیدمرتضی آوینی است که توسط خود ایشان و در زمان حیات شان (1370) جمع آوری و تنظیم شده است. موضوع کتاب، سینماست. مقالاتی که در کتاب گرد آمده اند پیش از آن در فصل نامه فارابی و ماهنامه سوره به چاپ رسیده بودند اما انتشار همزمان آنها توجه اهل نظر را به مضامین نامتعارف این کتاب جلب کرد. در واقع انتشار آینه جادو از آن بابت اتفاق ویژه ای به شمار می آید که از ابتدای تاریخ سینمای ایران تا سال های پس از پیروزی انقلاب، تأملاتی از این دست درباره سینما، توانایی ها و تأثیراتش به مثابه یک هنر تکنولوژیک غربی و نسبتش با هویت ایرانی و اسلامی طرح نشده بود و مقالات و کتاب های مهم ادبیات سینمایی کشورمان عموما توجه شده یا با گرته برداری از آرا و عقاید غربی شکل گرفته اند.آینه جادو کتابی تألیفی درباره ماهیت سینماست که نظرات و مباحثی اصیل را مطرح می کند. اظهارنظرهای بدیع و منحصر به فرد نویسنده درباره سینما و رسانه های رایج روزگار ما حتی مخالفان را به تأمل واداشت و تا امروز هم سخنان مشابه از کسی نشنیده ایم.سیدمرتضی آوینی در مقدمه کتاب تصریح می کند که این مقالات را پس از سال ها آشنایی نظری و ده سال تجربه عملی در حیطه سینما نگاشته، ضمن آنکه از مطالعات و استنباط هایش در دیگر حوزه ها نیز بهره برده است.چهار مقاله آغازین با عنوان های جذابیت در سینما، مونتاژ به مثابه معماری سینما، آینه جادو، قاب تصویر و زبان سینما بیش از دیگر مقالات کتاب سینما را به عنوان موضوع اصلی در نظر دارند. در حالی که چهار مقاله بعدی با عنوان کلی سینما و تلویزیون به مثابه یک رسانه گروهی سینما را همچون یک رسانه مهم و تأثیرگذار در کنار دیگر رسانه ها (تلویزیون، رادیو، مطبوعات و ادبیات ژورنالیستی) مورد بررسی قرار می دهند. عنوان های فرعی این مقاله ها عبارتند از: جادوی پنهان و خلسه نارسیسی، زبان، تلویزیون، سینما و اوقات فراغت، درباره ارتباطات و رمان، سینما و تلویزیون.آخرین مقاله که بلندترین مقاله کتاب است با عنوان تأملاتی در ماهیت سینما یک بحث مفصل در باب جنبه های گوناگون و ابعاد زیبایی شناسانه فیلم سازی با نظر به جوهر و ذات سینماست. این مقاله به نوعی عصاره و طرح اولیه کتاب آینه جادو محسوب می شود. آینه جادو (جلد 2)این کتاب دربردارنده تمامی نقد فیلم هایی است که سیدمرتضی آوینی در فاصله سال های 1368 تا 1372 نگاشته به اضافه دو سه مقاله سینمایی دیگر که در همین مجموعه قرار گرفته است. این کتاب اولین بار در سال پس از شهادت ایشان به چاپ رسید تا به همراه کتاب اول، مجموعه نوشته های سینمایی آن شهید را عرضه کند.نقد فیلم های چاپ شده در این کتاب عموما یادداشت هایی هستند که مؤلف پس از دیدن فیلم های دوره های مختلف جشنواره فجر به عنوان گزارشی از وضعیت عمومی سینمای ایران در ماهنامه سوره و گاهنامه سوره سینما به چاپ رسانده بود، به همین جهت حجم و ساختار این نقدها شباهتی به نقد فیلم های متعارف که پس از دیدن یک فیلم در هنگام نمایش عمومی نوشته می شود، ندارند، البته در این میان نقد فیلم های مهاجر و رقصنده با گرگ ها استثناء به شمار می آیند.این نقدها شامل اغلب فیلم های مهم جشنواره نهم، دهم و یازدهم فجر می شوند. ضمن آنکه دو مقاله ابتدای کتاب هم با تأکید بر فیلم های جنگی به نمایش درآمده در جشنواره هفتم نوشته شده اند. دو مقاله پی در پی هم که در زمان اکران عمومی فیلم هامون نوشته شده بودند و یک نقد درباره فیلم مهاجر در کنار یادداشت های جشنواره هشتم قرار گرفته اند، به جز اینها بقیه مقالات کتاب، یکی همان نامه معروف به ابراهیم حاتمی کیاست با عنوان نامه ای به دوست زمان جنگ، دیگری یادداشتی شاعرانه درباره مجموعه تلویزیونی قصه های مجید و دو نقد بر فیلم های خارجی زیر آسمان برلین و رقصنده با گرگ ها.آخرین مقاله کتاب که مفصل هم هست، تنها تک نگاری نوشته شده توسط شهید آوینی است که به طور کامل یک فیلم ساز کلاسیک معتبر سینمای جهان را مورد ارزیابی قرار می دهد. این مقاله با عنوان عالم هیچکاک، تفسیری جامع و استثنایی درباره ویژگی فیلم های آلفرد هیچکاک، نسبت سینما و ادبیات در آثار او، معنای راز در قصه هایی که او تعریف می کند و مفهوم گناه، ترس، وسوسه و معما در آثار اوست. آینه جادو (جلد 3)این کتاب که آخرین جلد از مجموعه آینه جادو محسوب می شود، برای اولین بار در سال 1378 به چاپ رسید و با انتشار آن کار گردآوری و تنظیم نوشته ها و گفته های سینمایی مرتضی آوینی به پایان رسید. در واقع پس از انتشار جلد دوم که نقد فیلم ها به اضافه چند مقاله دیگر را دربر داشت، این کتاب باقیمانده آثار تألیفی، همچنین سخنرانی ها و مصاحبه های مؤلف را دربردارد.در مقاله ابتدای کتاب با عناوین سینما و مردم و کدام سینما؟ به طرح مباحثی جدی درباره اهمیت مخاطب در سینما و بی اعتنایی سینمای روشنفکری به مقوله جذابیت می پردازد.سپس به سینما، مخاطب می رسیم که حاوی متن سخنرانی مؤلف در سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب و پاسخ های کتبی به نامه های اعتراض آمیزی است که در همان سمینار خطاب به سخنران نوشته شده بودند. این پرسش و پاسخ ها علاوه بر آنکه جذاب اند نوعی جمع بندی آخرین عقاید آن شهید درباره سینما، روشنفکری، عرفان زدگی و هنر مدرن محسوب می شوند.سینما هنر محض نیست و سینما، تکنولوژی و ساختار هویتی برای انسان نو دو گفت وگو با مرتضی آوینی هستند که اولی به همان سخنرانی سمینار می پردازد و دومی به بهانه انتشار کتاب آینه جادو انجام پذیرفته است.مقاله تکنیک در سینما که آخرین مقاله بخش اول کتاب است یکی از آخرین نوشته های سینمایی مرتضی آوینی به شمار می آید و نوعی فتح باب برای طرح مباحثی جدید و شاید طرح اولیه نگارش آینه جادویی دیگر باشد.سه مقاله نگاهی دوباره به روایت فتح، واقعیت در سینمای مستند و یک تجربه ماندگار از آن جهت که به نحوه ساخته شدن مجموعه برنامه های روایت فتح می پردازد دارای وحدت موضوع هستند.چهار مقاله پایانی کتاب نیز به چهار موضوع مختلف می پردازد: جایگاه فیلم کوتاه در سینمای ایران، درباره سینما کودکان، سینما و هویت دینی دفاع مقدس و گزارشی شتابزده از سینمای پاکستان. آغازی بر یک پایانآغازی بر یک پایان شامل مجموعه مقالاتی است با موضوع انقلاب اسلامی که در چهار بخش تنظیم شده است.بخش نخست به امام خمینی (ره) و ولایت فقیه اختصاص یافته است.داغ بی تسلی سوگ نوشته ای است در غم رحلت امام (ره) که البته با نگاهی امیدوار به آینده به پایان می رسد. اگر بعد از رحلت رسول الله، ظهر حکومت اسلام به غروب خونین شهادت حسین بن علی (ع) و شب بی قمر غیبت انجامید، این بار امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بشارت که این بار خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند.مبشر صبح پس از دیدار جمعی از هنرمندان حوزه هنری با رهبر انقلاب اسلامی در آبان 1368 نگاشته شده است.امام و حیات باطنی انسان که در اولین سالگرد رحلت امام (ره) نوشته شده است، موقع و مقام حضرت امام (ره) را در بستر تاریخ حقیقی بشر که خود آن را تاریخ حیات باطنی انسان می نامد، تبیین می کند و تاریخ های ظاهری تمدن و سلاطین را از حقیقت بی بهره می داند: چرا این ظاهربینی بر بشر امروز غلبه یافته و او را تا بدین همه به سراب اندیشی و تنگ نظری کشانده است، هر چه هست انسان امروز اگرچه هنوز مبدأ شمارش روزها و سال ها را بر هجرت این رسول و تولد آن دیگری نهاده است اما دیگر قدر انبیا را نمی شناسد و تا این جهل باقی است قدر حضرت امام (ره) را نیز درنخواهد یافت چرا که او نیز از احیاگران حیات باطنی انسان و بنیان گذاران خانه حقیقت است و انقلاب اسلامی ام القرای این عصر است.در دهه شصت و امام خمینی، نویسنده آنچه را که در مقاله پیشین طرح کرده است، بسط می دد و ابعاد وجودی امام را در نسبت با تاریخ انبیا بررسی می کند.بخش دوم که شامل شش مقاله است، مسایل فرهنگی و اجتماعی مبتلا به انقلاب و نظام اسلامی را طرح و بررسی می کند.گرداب شیطان ویژگی های انقلاب اسلامی را نسبت به سایر انقلاب های اخیر برمی شمارد اما به ما در مورد شیوه های مرسوم دشمن در راندن انقلاب جوان ما به سوی دام گسترده خویش و جذب ما در گرداب لغزنده شیطان هشدار می دهد. به زعم نویسنده، شیوه رایج دشمن در این موارد گذشته از پخش اکاذیب و شایعات، آن است که آنها میان شرایط خاص حاکم بر جامعه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با غایات و اهداف شیطانی خویش مشترکاتی را جست وجو می کنند و با تأکید اثباتی و یا انگاری بر آن مشترکات ما را ناآگاهانه به سوی دام می لغزانند.در برابر فرهنگ واحد جهانی به بررسی راهکارهای مقابله انقلاب اسلامی با فرهنگ یکپارچه و فراگیر غربی می پردازد و از جمله پیشنهاد می کند که آنچه در جهان امروز بیش از همه برای بشر ضرورت دارد، دست یابی به منطقه ای آزاد از سلطه جهانی استکبار است.پروسترویکای اسلامی وجود ندارد، به رد برخی شبهات مطرح شده در مطبوعات سال های پایانی دهه شصت می پردازد. در این سال ها در مورد مردمی بودن شیوه حکومت دینی مسایلی مطرح شد که نویسنده را به پاسخ گویی به آنها واداشت. برخی مطبوعات با مقایسه انقلاب اسلامی و انقلاب کمونیستی، فرجامی یکسان برای آن دو پیش بینی کردند.نویسنده در این مقاله کوشیده است با تبیین تفاوت های ماهوی میان این دو انقلاب، یکسان بودن فرجام آنها را به بطلان بکشاند. در نظر نویسنده بیش از آنکه انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن در معرض فروپاشی باشد، این نظام تمدن غربی است که در سراشیب زوال و اضمحلال افتاده است.وفاق اجتماعی که در پاسخ به نظرخواهی روزنامه کیهان نگاشته شده، به نحوه ایجاد وفاق اجتماعی توسط نظام دینی در جامعه ایرانی پرداخته و به تبیین ماهیت وفاق اجتماعی با رجوع به تحقیقات دانشمندان علوم اجتماعی پرداخته است. سپس به موانع این وفاق در جامعه ایرانی اشاره کرده و شیوه غلبه بر این موانع را بررسی کرده است.اسلامیت یا جمهوریت، به دعوای تاریخی جدایی دین از سیاست می پردازد که این بار در قالب جدایی اسلامیت و جمهوریت رخ نموده است. نویسنده که خود معتقد به عینیت سیاست و دیانت است به آرا و اقوال دانشمندان مسلمان مراجعه می کند و نفس حضور اجتماعی دین را که در قالب شریعت جلوه کرده است، ملازم با تأسیس حکومت می داند.بنیان سفسطه بر باد است در زمانی نگاشته شده است که برخی نویسندگان و اندیشمندان مباحثی در باب مدیریت فقهی و مدیریت علمی مطرح کردند. نویسنده با تحلیل مفاهیم مدیریت فقهی و مدیریت علمی، تعارض میان این دو را ناشی از تعارض میان علم به مفهوم غربی آن و فقه می داند و غیر علمی بودن مدیریت فقهی را بی اساس می شمرد. در نظر او گویندگان این نظر بدون توجه به واقعیت های جامعه، نوک پیکان حمله خود را متوجه ولایت فقیه کرده اند و سعی در نفی آن دارند.بخش سوم کتاب دو مقاله در مورد بوسنی و هرزگوین است.صلیبی از خون سرخ به اوضاع دشوار و جانسوز ملت مسلمان بوسنی پرداخته است.ارتش متحد اسلام با بررسی موقعیت یک کشور مسلمان –بوسنی- در قالب اروپا و ظلمی که بر آن رفته است، تشکیل ارتش متحد اسلامی را پیشنهاد می کند.اما بخش چهارم در پنج مقاله به وضعیت معنوی جهان معاصر و حرکت باطنی انقلاب اسلامی در آن می پردازد.ایمان منجی جهان فرداست در زمان حمله آمریکا برای بازپس گیری کویت از ارتش عراق نوشته شده است و در آن، عصر تمدن غربی پایان یافته تلقی شده است. اگر این هیولای قدرت از بین برود خلأ وجود آن را چگونه باید پر کرد؟ به نظر می رسد که بیش از اضمحلال و فروپاشی کامل با رویکرد دیگرباره انسان به عالم معنا خلأ درونی بشر که ناشی از بی ایمانی است پر خواهد شد.نظم نوین جهانی و راه فطرت، بررسی مقاله ای است حکیمانه از آلن دو بنوآ درباره بحران خلیج فارس. این نویسنده فرانسوی بی پرده برخی پیچیدگی ها و نادرستی های پنهان تمدن غرب را بیان می کند و همین که این سخنان بر قلم یک فرانسوی جاری شده است خود به خود حکایت از آن دارد که امپریالیسم رسانه ای محکوم به شکست است و حق می تواند به صورت مشروط نه به طور مطلق بر زبان غربی ها نیز جاری شود.در دولت پایدار حق فرا می رسد نویسنده فرا رسیدن کسی را بشارت می دهد که هیبتش از هم اکنون همه قلب ها را گرفته است. انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت از افق حیثیت کلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمان ها به غایت خلقت خویش واصل شوند، همه نظاماتی که بشر از چند قرن پیش در جست وجوی اتوپیای لذت و فراغت – که همان جاودانگی موجود شیطان است برای آدم فریب خورده- به مدد علم تکنولوژیک بنا کرده است یکی پس از دیگری فرو خواهد پاشید و خلاف آنچه بسیاری می پندارند، آخرین مقاتله ما به مثابه سیاه عدالت نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است که اسلام آمر ...

ادامه مطلب  

نقش ۲۰۰۰ لابی صهیونیستی در سیاست های آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
نفوذ اسرائیل بر دولت ایالات متحده، اساسا به علت آن چیزی که گروه فشار اسرائیلی نامیده می شود، به صورت افسانه ای نفوذی درآمده است. به رغم برخی بیانیه ها که متواضعانه از عدم قدرت و کارایی این گروه سخن می گویند تمام سیاستمداران، روزنامه نگاران و کسانی که تجربه مستقیمی با لابی اسرائیل دارند شاهد نفوذ شدید هواداران اسرائیل در کنگره و در تنظیم سیاست خارجی ایالات متحده هستند.این نفوذ تا حدی در آمریکا ریشه دوانیده است که ریچارد نیکسون رئیس جمهور پیشین آمریکا در این خصوص می گوید: «مشکل آمریکا با اسرائیلی ها در حل بحران خاورمیانه(در داخل اسرائیل) کمتر از مشکل آمریکا با یهودیان(در داخل آمریکا) بود.»اصطلاح لابی اسرائیل به چه مفهومی است؟نفوذ و سلطه پنهانی صهیونیسم بر آمریکا فقط از طریق رسانه های جمعی صورت نمی گیرد بلکه در کنار آن عامل و شاخص موثر دیگری وجود دارد. شاخصی که از آن به عنوان «لابی صهیونیستی» (لابی اسرائیلی) یا گروه های فشار یهودی (صهیونیستی) نام برده می شود.«لابی» گروه دارای منافع ویژه هستند که برای رسیدن به منافع خود به دنبال ایجاد سیاست های مورد نظر خودشان در ساختار سیاسی یک کشور هستند. در زمینه تاثیرگذاری سیاسی، فعالیت لابی ممکن است به چند شیوه باشد؛ از جمله تحمیل دیدگاه های خاص بر رهبران کنگره، تهیه پژوهش ها و مطالعات و نیز سخنرانی های اعضای کنگره و شخصیت های سیاسی و همچنین تهیه لوایح قانونی برای ارائه به کنگره و تصویب آن.«لابی اسرائیلی» یا «لابی صهیونیستی» درواقع از مجموعه گسترده ای از سازمان های یهودی تشکیل شده است که کار ویژه آنها در راستای منافع اسرائیل و تامین حمایت از آمریکا تعریف شده است. در جامعه آمریکا گروه های فشار یهودی، پدیده ویژه ای هستند که اعضای آن درباره منافع مشترک خاص یا اهداف مشترک به توافق می رسند. این گروه ها به دو دسته کلی تقسیم می شوند؛ گروه «منافع اقتصادی» یا «شهروندان» (citizens group) و گروه قضایا(cause groups).لابی صهیونیستی در آمریکاشبکه ای پیچیده از تاکتیک های گسترده و نفوذ بالا، لابی صهیونیستی در آمریکا را تشکیل می دهند. صهیونیست ها از این طریق مانع از هر اقدام سیاست خارجی آمریکا در تعارض با منافع تل آویو می شوند. تا قبل از سال 1948 تمایل صهیونیست ها به انگلیس بود، اما از این تاریخ به بعد با توجه به نفوذ و قدرت آمریکا در عرصه روابط بین الملل، توجه آنها به این کشور جلب شد.برای تحقق هدف ذکر شده، صهیونیسم روش و تاکتیک های مختلفی در پیش گرفت. مهم ترین و اساسی ترین این تاکتیک ها، شیوه مرحله به مرحله است؛ این تاکتیک مهم ترین مشخصه صهیونیسم است و می توان آن را در قالب نظریه «طرح صهیونیسم» که درواقع به معنای تعامل میان چهار اصل است توضیح داد.لابی صهیونیستی در راستای رسیدن به منافعش چند نکته را سرلوحه خود قرار داده است؛ نخست واقع گرایی، به این معنا که سقف خواسته های خود را براساس توان و پتانسیل موجود می سنجد. دوم، انعطاف پذیری که بر استفاده از ابزارها و چارچوب های مختلف استوار است. سوم، اصل عدم عقب نشینی که به معنای مطالبه کف خواسته های صهیونیسم در همه شرایط زمانی است و درنهایت، صعود به مرحله بعد، که به معنای تعیین خواسته های جدید بعد از برآورده شدن نیازهای قبلی است. با توجه به این اصول می توان روابط صهیونیسم با کشورهای جهان را ارزیابی کرد.فشار به دولت های آمریکالابی اسرائیلی از طریق ایجاد سازمان های متعدد در آمریکا، از ثروت و سرمایه خود برای جلب حمایت اعضای کنگره از اسرائیل، استفاده می کند و همیشه توانسته است دولت های آمریکا را تحت فشار قرار دهد تا به کمک های خود به اسرائیل که ارزش آن از سال 1951 تا 2013 بالغ بر 136 میلیارد دلار می شود، ادامه دهند؛ کمک هایی که 61 درصد آن در قالب کمک نظامی بوده است. هسته مرکزی لابی را یهودیان آمریکا تشکیل داده اند که در زندگی روزمره شان تلاش چشمگیری از خود نشان می دهند تا سیاست خارجی آمریکا را به سمتی سوق دهند تا منافع اسرائیل را محقق کند.فعالیت های آنها صرفا محدود به دادن رأی به نامزدهای طرفدار اسرائیل نیست و شامل نامه نگاری، کمک های مالی و حمایت از سازمان های طرفدار اسرائیل نیز می شود. هسته اصلی لابی اسرائیل را سازمان هایی چون کمیته روابط عمومی آمریکایی اسرائیل (آیپک)، کمیته یهودیان آمریکا، انجمن روسای سازمان های یهودی آمریکا و نیز گروه های مسیحی صهیونیست تشکیل می دهند. کنترل این سازمان ها در دست نیروهای تندرویی است که هم سو با اهداف توسعه طلبانه حزب لیکود اسرائیل برخلاف مفاد قرارداد صلح اسلو حرکت می کنند.تعدد سازمان ها و گروه های فعال یهودیبرخی معتقدند که آمار کلی تعداد سازمان ها و گروه های یهودی فعال در آمریکا بیش از 2000 سازمان است. روزنامه «ژون افریک» در این باره نوشته است که 281 سازمان یهودی و 250 اتحادیه منطقه ای در این کشور وجود دارد. این در حالی است که روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» در گزارشی از وجود 900 جمعیت یهودی در ایالات متحده آمریکا خبر داده است. در سال 1970 به منظور هماهنگی میان این جمعیت ها و سازمان ها (حدود 16 سازمان) تاسیس شد و در سال 1975 اتحادیه جهانی یهودیان اصلاح طلب به اتحادیه پیوست و دیگر گروه های غیر صهیونیستی نیز فعالیت های خود را با اتحادیه مزبور هماهنگ کردند.استراتژی لابی صهیونیستی در کسب منافعلابی صهیونیستی در راستای کسب منافع و حصول اهداف خود دو نوع استراتژی بسیار گسترده را در نظر دارد. اول از تاثیرگذاری خودش در واشنگتن همراه با فشار بر کنگره و قوه مجریه استفاده می کند تا بر هر رأی و نقطه نظری در مورد طرح یا تصمیم گیران تاثیرگذار باشد. دوم اینکه، لابی صهیونیست تمام تلاش خود را برای تضمین مثبت نشان دادن همیشگی اظهارات علنی اسرائیل به کار گرفته و آن از طریق تکرار خرافات در مورد تاسیس اسرائیل و ترویج دیدگاه ها و نقطه نظرات خود در مناقشات و گفت وگوهای سیاسی است.لابی صهیونیستی جهت دهنده اصلی سیاست خارجی آمریکامساله لابی صهیونیستی در آمریکا از حساسیت فوق العاده ای در آمریکا برخوردار است و به ندرت اشخاص یا رسانه های این کشور در این رابطه بحثی را مطرح کرده اند. البته باید به این نکته مهم اشاره کنیم که به گروه های فشار صهیونیستی در آمریکا نمی توان اصطلاح«لابی یهودیان» را اطلاق کرد چراکه این گروه ها طرز فکر تمام یهودیان آمریکایی را نمایندگی نمی کنند و افراد فعال در آنها اغلب غیر یهودی هستند.به عقیده کارشناسان علوم سیاسی، هدف اصلی «لابی اسرائیل» این است که مقامات آمریکایی را نسبت به این امر که بین منافع آمریکا و اسرائیل پیوندی مشترک و ناگسستنی وجود دارد، متقاعد کند. برای بررسی منابع و دلایل نفوذ لابی اسرائیل در آمریکا، باید به قدرت اقتصادی این گروه ها اشاره کرد. در سطح ایالتی، فدرال و نیز قوه مجریه(فرمانداری تا ریاست جمهوری)، اغلب نامزدهای نمایندگی مجلس از کمک های مالی لابی صهیونیستی بهره مند می شوند. در رابطه با جایگاه و موقعیت منحصربه فرد لابی اسرائیل در آمریکا باید عوامل دیگری نظیر عوامل فرهنگی را نیز مورد بررسی قرار داد چراکه عوامل گوناگون فرهنگی همچون میراث مشترک مذهبی مسیحی ـ یهودی و نیز احساس غالب همذات پنداری با اسرائیل در میان آمریکایی ها، برای لابی اسرائیل -در قیاس با سایر رقبا- یک موقعیت برتر و انحصاری ایجاد کرده است.حذف مخالفان و منتقدان با اتهام یهودی ستیزیلابی اسرائیل، با حمله های گسترده به سیاستمداران و تحلیلگرانی که مواضع مورد نظر آنها را ندارند، به شیوه ای موثر بر مباحث و صحنه سیاسی آمریکا تاثیر می گذارد. افرادی که از حمایت آمریکا از اسرائیل انتقاد می کنند، می دانند باید خود را برای مبارزه ای سخت و همه جانبه آماده کنند. به همین دلیل، بسیاری از آنها از ابراز این انتقاد خودداری می کنند تا دچار دردسر نشوند. اتهام «یهودستیزی» به حربه ای در دست لابی صهیونیستی تبدیل شده تا به وسیله آن، افراد منتقد اسرائیل را به سکوت وادار کند. نتیجه این سکوت موجب خلأ بحث و گفت وگو درباره حمایت آمریکا از اسرائیل شده و به سیاست آمریکا در خاورمیانه جهت می دهد.نفوذ در مراکز مهم تحقیقاتی و دانشگاهی آمریکاطی 25 سال گذشته، لابی اسرائیل در مهم ترین مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی آمریکا ازجمله ...

ادامه مطلب  

عراق به داعش داخل خاک سوریه حمله کرد  

درخواست حذف این مطلب
عراقی ها با کنترل فرودگاه موصل در حال پیشبرد عملیات در منطقه غربی این شهر هستند. همزمان نیروی هوایی عراق بر اساس فرمانی که نخست وزیر در هماهنگی با دولت سوریه صادر شده برای اولین بار تروریست های داعش را در خاک سوریه هدف قرار داد. یک منبع آگاه در وزارت امور خارجه سوریه برای اولین بار تأیید کرد که نیروی هوایی عراق هماهنگ با دولت سوریه به مواضع گروه تروریستی داعش در داخل خاک سوریه حمله کرده است. زمان و مکان این حمله مشخص نیست ولی روز پنج شنبه با ورود عراقی ها به مرحله جدید عملیات علیه داعش در غربی موصل حیدر العبادی طی فرمانی به نیروی هوایی عراق ا ...

ادامه مطلب  

چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟/ سخت است؛ اما می‏ شود!  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: این یادداشت شفاهی، گفتاری است از شهید سیدمرتضی آوینی که حدود سال ۱۳۷۱ در جمعی از علاقمندان ایده ‏ها و دیدگاه ها و تجربه‏ های او بیان شده است. سؤال اساسی گفتار این است که چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟ و چگونه به هنرجویان آموزش بدهیم که هنرمندانی مسلمان و در خدمت تفکر دینی بار بیایند؟ راه شناختن وضعیت عالم امروزروزگار ما، روزگار اصالتِ فایده است، یعنی هر سخنی که می ‏شنوید، بلافاصله در ذهن‏تان می ‏آید که چه فایده‏ای دارد؛ روزگار ما چنین روزگاری است. بنابراین، سعی می‏ کنم قدری فایده ‏های این بحث را هم بگویم که خیلی مجرّد و انتزاعی نباشد، هر چند به نظرم اصل مطلب انتزاعی است. اصلاً عالم امروز عالم انتزاع است، عالم مابعدالطبیعه است - نه عالم ماوراءالطبیعه - عالم فلسفه است و همه مفهوم‏ ها در این عالم، انتزاعی است. با صورت تشریعی که در ذهن ما مسلمان‏ها هست، نمی‏ شود تصور درستی از چنین عالمی ارایه کرد، یعنی حتماً باید مبنا و مقدمه مابعدالطبیعیِ جهان امروز را بدانید و از این طریق سعی کنید جهان امروز را بشناسید. با این صورت تشریعی که از دین در ذهن ما هست، اصلاً نمی‏ شود این عالم را شناخت. دلیل آن هم روشن است. یعنی اگر در ماهیت این دو عالم قدری تأمل کنیم و آنها را با هم تطبیق دهیم و قیاس کنیم، خیلی راحت می‏ فهمیم که از این نظر، عالم امروز را اصلاً نمی‏ شود شناخت.چون دینی که در دست ماست - و از طریق فقه، اصول و سایر درس ‏هایی که در حوزه ‏ها تدریس می ‏شود به دست ما رسیده - صورتی از عالم در ذهن ما ساخته که کاملاً با صورتی که علوم جدید و تفکر انتزاعیِ فلسفی به دنیا داده متفاوت است. یعنی شما عالمی با خدا، شیطان، بهشت و جهنم تصور می‏ کنید و این تعلیم، تصوری تشریعی به شما می‏ دهد، در حالی که با این تصور نمی‏ شود دنیای امروز را شناخت. شما نهایتاً به آنجا می‏رسید که مثلاً می‏گویید آمریکا شیطان است، اما برای اینکه بفهمید با این شیطان چگونه باید مقابله کرد، به تفکر انتزاعی نیاز دارید، یعنی احتیاج دارید که مبانی مابعدالطبیعیِ عالم امروز را بدانید. حتی لازم است در خودِ حکمت دین غور و تعمق بیش‏تری کنید؛ یا به «حکمت تأویلی» مسلح باشید، یعنی حکمت به معنای حقیقی لفظ. اما چگونه می‏توان توقع داشت مثلا همه مسوولان کشور ما با پشتوانه چنین حکمتی با عالم جدید رو به‏ رو شوند و در آن نظر کنند؟ نمی‏توان توقع داشت همه حکیم باشند و حکمت دینی را مثل حضرت امام بدانند و از این نظرگاه عالم امروز را بشناسند. همه همین صورت تشریعی در ذهن‏شان هست که چندان تفاوتی با «دین عجوزه‏ ها» ندارد؛ یعنی با همین تصوری که پیرزنان و قدمای عوام در ذهن‏شان دارند که تصور خیلی ساده‏ ای از عالم است و از همین نظرگاه نسبت به اطرافشان حکم می‏کنند؛ منتها دچار عُجب نمی‏شوند و از روی خودخواهی و خودبینی با عالم برخورد نمی‏کنند، سعی نمی‏کنند درباره همه چیز نظر بدهند و خودشان را از خیلی چیزها کنار می‏کشند. دینی هم که این‏طور به دست می‏ آید، غیر از دین عجوزه‏ ها نیست و تصور خیلی ساده ‏ای از دنیا به ما می‏دهد، مگر اینکه همان‏طور که عرض کردم، حکمت بدانیم و از نظرگاه این حکمت با عالم امروز رو به ‏رو شویم، یعنی همان‏طور که حضرت امام برخورد می‏کردند یا الان آیت‏ اللَّه خامنه‏ ای برخورد می‏کنند؛ این توقع را از هر کسی نمی‏توان داشت.منشأ اختلاف‏ هایی هم که بین ما پیش می‏ آید، همین جاست که می‏خواهیم از نظرگاه فقه - فقه فعلی و فعلیت‏ یافته، نه فقه بالقوه - با جهان امروز مقابله کنیم. این فقه چیزی به ما نمی‏دهد که بشود با آن مبانی عالم امروز را شناخت. ما احتیاج داریم درباره ماهیت‏ ها بحث کنیم و از این طریق به حقیقت عالم رجوع کنیم، اما این چیزی که در حال حاضر از تفکر حوزوی در دست ما هست، این امکان را ندارد که ماهیت عالم امروز را بشناسد. به این دلیل که ماهیت عالم امروز با مابعدالطبیعه یونانی و بعد با تفکر اسکولاستیک۱ - یعنی تحولی که مابعدالطبیعه ی یونانی نسبت به تفکر مسیحی، آن‏ هم مسیحیت یونان‏ زده، پیدا می‏کند - شکل گرفته است. پس ما تا موقعی که به این مابعدالطبیعه مسلح نباشیم، اصلاً نمی‏فهمیم عالم امروز چگونه عالمی است و آن وقت، چطور می‏خواهیم درباره عالم امروز نظر بدهیم؟ مثلاً درباره هنر که موضوع بحث ماست، باید بگویم که هنر امروز هنر گذشته نیست، هنری نیست که مولوی می‏گوید:چون غرض آمد هنر پوشیده شدصد حجاب از دل به سوی دیده شدمولوی هنر را به معنای فضیلت و کمال می‏ آورد. یا حافظ که می‏گوید:آسمان کشتی ارباب هنر می‏شکندتکیه آن به، که بر این بحر معلّق نکنیماو هم هنر را به معنای فضیلت و کمال می‏ آورد و معنای حرفش این است که روزگار با اهل کمال و انسان‏های کامل سرِ سازگاری ندارد. این هنر با هنر به مفهومی که حالا در دست ما هست - مثل گرافیک، نقاشی، سینما، تئاتر و... - اصلاً قابل قیاس نیست؛ یا مثل «علم» به معنایی که گذشتگان ما می‏گفتند و در حدیث هست و «علم» به مفهومی که امروز به علوم تجربی، روان‏شناسی، جامعه‏ شناسی و... اطلاق می‏شود.متأسفانه این خَلط مبحث وجود دارد؛ چون در تحولی که معنی کلمه‏ ها در طول تاریخ پیدا می‏کند، تأمل نمی‏کنند. علمِ امروز را به معنای علم گذشتگان می‏گیرند و حدیث‏ هایی که علم در آنها مورد تأیید قرار گرفته، به علوم جدید نسبت می‏دهند؛ در حالی که علم مورد نظر روایت‏ ها با علم امروز کاملاً متفاوت است، هنری هم که در گذشته مطرح بوده با این هنر متفاوت است و... ما با رجوع به مآثری که در اختیار داریم، نمی‏توانیم به این سادگی درباره عالم امروز نظر بدهیم؛ این کار احتیاج به حکمت تأویلی دارد.در صورتی می‏توانیم درباره عالم امروز نظر بدهیم که مبانی مابعدالطبیعی آن را در پرتو نور حکمت دینی بشناسیم، چون از خودِ مابعدالطبیعه هم به‏ تنهایی کاری برنمی‏ آید و انسان دچار همان اشتباه‏ هایی می‏شود که در طول تاریخ، علمای یونان‏ زده خودمان گرفتار آن شده‏ اند. یعنی اگر خودِ این مابعدالطبیعه هم ذیل نور حکمت دینی نباشد، فایده ‏ای ندارد. این علم، نوری است که خداوند در قلب متّقین تجلی می‏دهد و عالم جدید را در پرتو این نور باید شناخت.این دو معنای هنر - هنری که در قدیم می‏گفتند و هنر جدید - اصلاً نسبتی با هم ندارند. نه تنها نسبتی با هم ندارند، بلکه اصلاً در بعضی مصداق‏ ها همدیگر را نقض می‏کنند. البته ممکن است بعضی مصداق ‏های آنها قابل تطبیق باشند، مثلاً شاید بتوان شعر بعضی شاعران این روزگار را که اهل حکمتند، با آنچه گذشتگان «هنر» می‏خواندند و نحوی کمال و فضیلت شمرده می‏شد، معادل قرار داد. ولی این سخن درباره بعضی مصداق‏ ها صادق است، یعنی در جزء، نه در کل. هیچ‏یک از هنرهای نقاشی، گرافیک، تئاتر و... با آنچه قبلاً هنر نامیده می‏شد، قابل تطبیق نیستند.هنر جدید خاصّ عالم جدید است، یعنی زاییده و مولود تکنولوژی است، مولود عالمی که تکنیک هم در آن متولد شده و آن را جز از همین نظرگاه نمی‏شود بررسی کرد و هر طورِ دیگری آن را بررسی کنید، به اشتباه می‏روید. اگر هنر امروز را این‏طور بررسی نکنید، این اشتباه پیش می‏ آید که هنر جدید در دست ما همان قدر موم است که در دست غربی‏ ها و به ما همان‏طور جواب می‏دهد که به غربی‏ ها - یعنی از آن می‏توان به عنوان وسیله و ابزار استفاده کرد. این است بلایی که امروز گرفتار آن شده‏ایم.عالم و هنر جدید جهت دارندشما بهتر از من می‏دانید که ما در این چهارده سال(بعد از انقلاب) رشدی در هنر نداشته ‏ایم؛ چه در تلویزیون، چه در سینما و چه در ادبیات داستانی - مگر در شعر که در آن سابقه تاریخی داریم، و قدری هم در گرافیک که به یک معنا به تفکر دینی نزدیک می‏شود و الان به دلیل‏ های آن کاری نداریم.۲ ما در هیچ‏یک از این هنرها رشدی نداشته‏ ایم و اصلاً ماهیت این هنرها را درک نکرده‏ ایم. هنر جدید، هنر تکنولوژیک است، چنان که عالم امروز هم عالم تکنولوژیک است. عالم تکنولوژیک، عالمی است که ظاهر آن نسبت به باطنش اصالت پیدا کرده و در این عالم اصلاً همه چیز تبدیل به اشیایی شده که باطنِ آنها را حذف کرده‏ اند تا امکان تصرف در آنها باشد. مثالی درباره کلمه‏ ها بزنم: کلمه ‏هایی که امروز در شعر نو به کار می‏رود، اصلاً کلمه ‏هایی نیست که در گذشته به کار می‏رفته. ممکن است لفظ همان لفظ باشد، کلمه‏ هایی مثل سیاه، سفید، سرخ، بنفش، عقل، هوش و... .تمام این کلمه ‏ها گرفتار شیئیت شده ‏اند؛ از باطن خالی شده‏ اند و جز پوسته‏ های ظاهری، چیزی نیستند. در آنها معنای جدیدی دمیده شده است، مثل «علم» که جز پوسته لفظ، چیز دیگری نیست و معنای باطنی آن چیز دیگری است. «هنر» هم همین‏طور است و جز پوسته لفظ چیزی از آن باقی نمانده. باطنش چیز دیگری شده است که باید درباره آن فکر کرد. نمی‏خواهم بگویم عالم جدید از همان آغاز با دین تضاد داشته، بلکه چون با غایت تصرف در طبیعت شکل گرفته، از سایر غایت‏ ها انصرافِ وجه پیدا کرده است. وقتی انسان چیزی را به عنوان غایت خود انتخاب می‏کند، آن چیز قبله‏ اش می‏شود. وقتی بشر غایت خود را تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر قرار می‏دهد، از سایر جهت‏ ها و غایت‏ ها منصرف می‏شود. آن وقت دیگر همِّ او متوجهِ بر پا کردن یک عالم دینی نخواهد شد، چنان که همِّ او متوجهِ بر پا کردن هیچ عالم دیگری نمی‏شود، غیر از عالمی که در آن، تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر ممکن است. بنابراین، سیر بشر با انتخاب قبله شروع می‏شود و متناسب با آن از عالم اطراف خود جواب می‏گیرد. رشد علوم در همین جهت است، محصول و لازمه‏ هایی هم که اختراع می‏شود در همین جهت است، شیوه ‏های تحقیق هم در همین جهت پیدا می‏شود. حتی علوم انسانی هم قبله و غایتی جز تصرف بیش‏تر در عالم به قصد تمتع بیش‏تر ندارد. یعنی اصلاً نمی‏توانید تصور کنید چیزی در عالم جدید باشد و این جهت را نداشته باشد.اینکه هر موجودی در این عالم جهتی دارد، از لحاظ فلسفی اثبات‏ شده است. ممکن است بگویید این ضبط صوت صدای من را ضبط می‏ کند؛ بله، ولی جهت آن چیز دیگری است. در جزء به من جواب می‏ دهد، ولی در کلیت خود به من جواب نمی‏دهد، بلکه متناسب با جهت خودش جواب می‏دهد و اصلاً برای همین هم اختراع شده و در همان جهت خاص جواب می‏دهد که در آن اختراع شده. این‏طور نیست که محصو هنر در دنیای جدید به این سادگی‏ ها ظرفِ مظروفی واقع شود که ما می‏خواهیم بر آن تحمیل کنیم. نمی‏خواهم بگویم اصلاً نمی ‏شود، چون این هم اصالت دادن به ابزار و اشیاست. وقتی شما می ‏گویید تشکیلات دنیای امروز را اصلاً نمی‏شود عوض کرد، یعنی باز هم به آن اصالت داده ‏اید و این با تفکر ما سازگار نیست. ما مطمئنیم می‏ شود اینها را عوض کرد، منتها سخت است؛ یعنی باید ماهیت آنها را شناخت.خود شیئیتی هم که برای همه چیز - از جمله هنر - پیدا شده، جهت‏ مند است. موسیقی جاز را در نظر بگیرید؛ ظاهر آن بر باطنش دلالت دارد، یعنی هیچ‏کس به این فکر نمی ‏افتد که از موسیقی جاز استفاده دینی کند، این فکر به ذهن هیچ‏کس خطور نمی ‏کند که مثلاً از موسیقیِ رقص در خدمت دین بهره بگیرد. بقیه محصولات تمدن جدید هم همین‏طورند، با این تفاوت که ظاهرشان به باطن آنها دلالت ندارد، یعنی ما به ظاهر این دلالت را در آنها نمی‏بینیم، ولی در باطن‏شان همین دلالت موجود است. این دلالت در همه ی مظاهر دنیای جدید وجود دارد، چون عالم امروز جهت‏ مند است؛ منتها یک جا - مثل موسیقی جاز - این دلالت مشخص و آشکار است، ولی مثلا به نقاشی که می‏رسید، این‏قدر معلوم نیست. اگرچه وقتی ماهیت نقاشی غربی را بررسی می‏کنید، می‏بینید آن هم جهت ‏مند است. درباره گرافیک، سینما و تئاتر هم همین معنا صدق می‏کند. اینها را اگر آن‏طور که غربی‏ها به ما تدریس می‏کنند و خودِ وسایل اقتضا دارند، به حال خودشان بگذارید، همان جهت را با خودشان می‏ آورند، هیچ تفاوتی نمی‏کند. هر شیئی، یک شی‏ء فرهنگی است. هر شیئی که متعلق به دنیای جدید است، به دلیل اینکه جهت‏ مند است، یک شی‏ء فرهنگی است و هویت فرهنگی دارد. این هویت فرهنگی را نمی‏شود از آن گرفت. آن شی‏ء، این هویت فرهنگی را متناسب با غایت و جهت خود پیدا کرده است - چه در ظاهرش مشخص باشد و چه نباشد. حالا قضیه به این شکل است که وقتی نقاشی به همان صورتی تدریس می‏شود که غربی‏ ها آن را تا اینجا رسانده ‏اند، همان اقتضا را با خودش دارد. اگر با نقاشیِ دنیای جدید آشنا بودید، برایتان تحلیل می‏کردم تا ببینید نگرش نقاشی جدید چیست. در مقاله‏ ای که برای «نگاره» نوشته‏ ام۳ مشخص کرده ‏ام که نقاشیِ دنیای جدید اصلاً «نقاشی برای نقاشی» است، نه نقاشی برای هر چیز دیگر.هنرمند انقلابی و اقتضای آموزش هنرهای جدید ... نمی‏شود برنامه‏ ای ارایه کرد که همه هنرهای جدید در آن آموزش داده شوند. برای هر یک از هنرها به طور خاص باید برنامه ای در نظر بگیریم، این هنرها کاملاً با هم متفاوتند و به صورتی کاملاً متفرق از هم در دنیای امروز رشد و تکامل پیدا کرده ‏اند. به یک معنا، اصلاً این‏طور نیست که وحدتی بر آنها حاکم باشد. البته از لحاظ نسبتی که با مفهوم آزادی دارند، وحدتی بر آنها حاکم است. از آنجا که انسان جدید این هنرها را آفریده یا خلق کرده است و او نسبتی با مفهوم آزادی دارد، همه ی هنرها در دنیای جدید نسبتی با مفهوم آزادی دارند. اما از جهت‏ های دیگر، وحدتی بر آنها حاکم نیست. تکنیک‏ های متفاوتی دارند، قالب‏ های متفاوتی ‏اند که آنها را باید منتزع و جدا از هم آموخت و برای هر یک باید برنامه مشخصی ریخت.اولاً تکنیکِ هر هنر را باید به طور مجزّا آموخت. یعنی شما اصلاً نمی‏توانید در آموزشکده ‏تان طریقی پیدا کنید که هم تکنیک هنرها را به هنرجو بیاموزید و هم او را مسلمان بار بیاورید، این دو با یکدیگر قابل جمع نیستند. تکنیک هنرها را باید کاملاً مجزّا از تفکر اسلامی آموخت، برای اینکه مجزّا از این تفکر شکل گرفته و چند قرن هم از شکل‏ گیری آن می‏گذرد. هنرهای جدید قالبی پیدا کرده‏ اند که این قالب صرفاً نسبت به خود آنها جواب می‏دهد. همه ی اینها مثل موسیقی جاز جهت‏ مندند، منتها در موسیقی جاز این دلالت از ظاهر به باطن آشکار است، ولی در بقیه ی هنرها چنین نیست. نقاشی هم همین قدر جهت‏ مند است و دلیل آن تا اندازه‏ ای به ماهیت خود نقش برمی‏گردد - که ما فعلاً به این بحث و اینکه نقش و نقاشی تا چه حد می‏تواند تفکر بپذیرد کاری نداریم. ولی از آنجا که نقاشی در دنیای امروز به صورت یک هنر جدید ظهور کرده و کاملاً «نقاشی برای نقاشی» است، نسبت به هیچ تفکر و هیچ غایت و غرض دیگری پذیرش ندارد. مثلاً «انتزاعی بودن» از صفت‏ هایی است که نقاشی مدرن دارد، از لازمه‏ های ذاتی نقاشی است و وقتی این لازمه ذاتی را از آن بگیرید، اصلاً از حالت نقاشی خارج می‏شود و دیگر ماهیتاً نقاشی نیست. وقتی بخواهید تفکری را به طور صریح در نقاشی بیان کنید، تبدیل به گرافیک می‏شود. یعنی در نقاشی مدرن تفکر باید کاملاً به صورت انتزاعی بیان شود، از همان طریقی که خود نقاشی باز کرده و با همان تکنیکی که در طیّ سال‏ها یافته است. به محض اینکه بخواهید تفکری را از طریق نقش بیان کنید، به طور کامل از ماهیت نقاشی مدرن عدول کرده ‏اید. مثلاً نقاشی‏ های آقای «حسین صدری» ظاهراً اسلامی است، اما برای عوام‏ الناسْ اسلامی است. او در واقع با عدول از ماهیت نقاشی مدرن این آثار را خلق می‏کند، مثلاً بچه‏ ای را - یتیمی را - در حال گریه می‏کِشد. موضوع کارهایش رُمانتیک است. اینها اصلاً موضوع‏ هایی نیست که هنر جدید بپذیرد. هنر جدید هنر خواص است، اصلاً هنر عوام نیست، یعنی عوام اصلاً هنر جدید را درک نمی‏کنند. این است که اگر ما از هنر جدید انتظار داشته باشیم که تفکری دینی را ارایه کند که عوام هم درک کنند، انتظار بیهوده ‏ای است، برای اینکه انتزاعی بودن جزو صفت‏ های نقاشی مدرن است و کاری هم نمی‏توانید کنید؛ به محض اینکه تفکر صریح را در آن مطرح کنید، تبدیل به گرافیک می‏شود.گرافیک ماهیتاً سفارش ‏پذیر است، چون در کنار کتابت و صنعت چاپ و گراور و غیره رشد کرده است. گرافیک با ایلوستراسیون۴ شروع می‏شود و در واقع، تصویرگریِ کتاب، نشریه ‏ها و روزنامه‏ هاست. یا مثلاً کاریکاتور اصلاً خاصیت سیاسی داشته، یعنی خاصیت‏ هایی داشته که از آن در جهت اِعمال تفکر خاصّ سیاسی استفاده می‏شده، مثلا یک حزب یا دسته سیاسی از آن برای حمله به دست ه‏ای دیگر استفاده می‏کرده است. وقتی به آثار بسیاری از کاریکاتوریست‏ ها مراجعه می‏کنید، می‏بینید تفکر خاصی در کار آنها مشخص است، چون کاریکاتور و گرافیک از همان ابتدا این‏طور شکل گرفته که سفارش‏ پذیر بوده است. تفکر می‏پذیرد، یعنی می‏شود تفکری را به واسطه آن مطرح کرد.۵ به همین دلیل است که ما بعد از انقلاب در گرافیک خیلی رشد کرده ‏ایم. واقعاً رشدمان در این زمینه بی‏ نظیر بوده است. گرافیک به ما میدان می‏دهد و در دست ما مثل موم می‏شود، چون خودش ماهیتاً سفارش‏ پذیر و تفکرپذیر است.اما نقاشی تفکرپذیر نیست. نقاشی جدید عیناً مثل موسیقی است؛ بیش‏تر لحن است تا تفکر، و با آن نمی‏شود مفهومی را به عوام‏ الناس انتقال داد، حتی به خواص هم نمی‏شود چیزی منتقل کرد. موسیقی ماهیتاً چیزی است که از غیر طریق عقل و ادراکِ عقلی دریافت می‏شود. زیر و بم موسیقی مستقیماً از طریق حالت و احساس درک می‏شود، نه از طریق عقل. بنابراین، شنونده موسیقی در برابر این پرسشِ شما که «فلان جمله یا قطعه موسیقی چه می‏گوید؟» پاسخی ندارد. نقاشی هم همین‏طور است؛ نقاشی مدرن اصلاً لحن است، موسیقی است و به همین جهت نمی‏شود از آن در جهت یک تفکر خاص استفاده کرد. سؤال ما از ابتدا این است که چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟ چگونه به هنرجویان آموزش بدهیم که هنرمندانی مسلمان و در خدمت تفکر دینی بار بیایند؟ سؤال این است. بنابراین، باید یک‏یک هنرها را با توجه به ماهیت آنها تحلیل کنید که آیا در خدمت دین درمی‏ آیند یا خیر. عالم جدید عالم دینی نبوده که بگویید همه این قالب ‏ها نسبت به تفکر دینی خاضع ند. عالم جدید برای تصرف بشر در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر ظهور کرده و همه تفکر و تأمل و علم و تکنیک در خدمت همین غایت و قبله‏ ای است که بشر جدید برای خود انتخاب کرده است. حتی مفهوم ‏های کلی انتزاعی در خدمت همین غایت است. این آزادی که امروز مطرح می‏شود، در خدمت تصرف در عالم طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر است.یا مثلا «تساوی زن و مرد» اصلاً یک امر خلاف ذات طبیعت است، چون زن و مرد ذاتاً و طبیعتاً با هم متفاوتند و این تفاوت ذاتی و طبیعی دلالت بر تفاوت روحانی و نفسانی دارد، یعنی ماهیتاً متفاوتند؛ منتها عالم جدید این تساوی را به دلیل دیگری مطرح می‏کند. اصلاً طرح تساوی زن و مرد از لازمه‏ های عالمِ جدید به قصد رسیدن به آن قبله و غایتی است که گفته شد. همه چیز این عالم همین است، از مفهوم ‏های انتزاعی فلسفی گرفته تا علم، تکنولوژی و... چون قبله بشر جدید این است. عالم جدیدی که در اطراف ما بنا شده، همین عالم است. یعنی ما همه چیز را با این دید می‏فهمیم. حتی اینکه زمین دوْر خورشید می‏چرخد، با این تفکر بیگانهنیست. فکر نکنید این عالمی که در ذهن‏مان ساخته‏ ایم عین واقعیتِ عالم است؛ اصلاً این‏طور نیست. همه چیز این عالم با هم می‏خواند و تطبیق می‏کند و نسبت به همان غایتی که عرض کردم، معنا می‏شود.حالا یک‏یک هنرها را ببینید: موسیقی که عرض کردم لحن است، گرافیک لحن و موسیقی است، نقاشی هم لحن و موسیقی است. موسیقی هم خودش درک نمی‏شود و تفکرپذیر نیست، مگر اینکه شما به جماعتی که خودشان را به صورت انسان کامل، انسانِ نسبتاً کامل ساخته ‏اند و به یک معنا حقیقت اسلام در وجودشان محقق شده، ساز بیاموزید و آنها به ساز تسلط خارق‏ العاده پیدا کنند. اگر وجود آنها نسبت به حقیقت دین مظهریت داشته باشد و بر ساز هم تسلط کامل پیدا کنند، شاید نتیجه کارشان را بشود «دینی» خواند. وگرنه، طور دیگری نمی‏شود صفت دینی را به نحوی موسیقی اطلاق کرد. اصلاً هنر این‏طور است. نقاشی هم همین‏طور است. اگر هنرمندی نسبت به دین مظهریت داشته باشد و بر تکنیک نقاشی مدرن مسلط شود و کاملاً بر آن غلبه کند، تا آنجا که این تکنیک مثل ابزار در خدمت او باشد، اثری که خلق می‏کند با دین نسبت دارد. وگرنه، نمی‏شود گفت نقاشی مدرن باید چه مشخصه‏ هایی پیدا کند تا دینی باشد. درباره بقیه هنرها هم همین‏طور است.داستان‏ نویسی امروز با آنچه ما در گذشته داشته‏ ایم، کاملاً متفاوت است. داستان‏ های گذشته در عالمِ اجمال است و داستان‏ های جدید در عالمِ تفصیل. اینها دو عالم کاملاً متفاوتند، منتها ظاهرشان یکی است. ما فکر می‏کنیم یکی‏ اند چون درک ما از آنها اشتباه است. آن یکی در عالم اجمال است و این یکی در عالم تفصیل. داستان‏ های قرآن در عالم اجمال است، نه در عالم تفصیل. داستان جدید (رُمان، نووِل، داستان کوتاه، داستان بلند) تفصیل و توصیف «من» است. «من» در عالم جدید یعنی «فرد منتشَر» - فردی که در این عالم جدید انتشار پیدا کرده و تکثیر شده است - چون عالمِ جدید در عین حال می‏خواهد همه انسان‏ها را به هم شبیه کند، یعنی واقعاً در این جهت حرکت کرده که همه انسان‏ها به هم شبیه شوند: آموزش یک‏سان می‏بینند، با رسانه‏ های یک‏سان سر و کار دارند و توسط این رسانه‏ ها آموزش یک‏سان به آنها داده می‏شود و در سراسر دنیا فرهنگِ یک‏سان تبلیغ می‏شود؛ دیگر چین با یونان تفاوتی نمی‏کند.الان فرهنگ در سراسر دنیا فرهنگ واحدی است، غیر از ایران که امام در آن فرهنگ دیگری بنا کرده و اکنون بزرگ‏ترین معضل ایران برای رسیدن به توسعه اقتصادی، همین فرهنگ است. این فرهنگ با عالم جدید اصلاً جمع نمی‏شود، چون غایت و قبله‏ اش غایت و قبله عالم جدید نیست. درست مثل تفاوت آنچه قبل از اسلام بود و آنچه بعد از اسلام آمد. عیناً همین اتفاق افتاده است. یعنی امام آمد و فرهنگی بنا کرد که اصلاً با جاهلیت جمع نمی‏شود. مگر اسلام با جاهلیت قبل از خود جمع شد که حالا ما منتظریم این فرهنگ ...

ادامه مطلب