حکم ویژه به فرمانداران احمدی نژاد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق ، عبدالله فاضلی فارسانی، دبیر اجرائی طرح احیا و تعادل بخشی آب های زیرزمینی با اعلام این خبر تأیید می کند که فرایند رسیدگی به چاه های غیرمجاز بسیار پیچیده و زمان بر است و علت هم مصوباتی است که بین سال های ٨٦ تا ٩٢، به تصویب رسیده. او سرآمد این تخلفات را طبق آمار، به ترتیب استان های مازندران، گیلان و آذربایجان غربی و شرقی برمی شمرد و می گوید: مصوبه دولت برای توسعه بخش کشاورزی در دولت دهم و قانون اعطای مجوز برای چاه های غیرمجاز قبل از سال ٨٥، حرص و ولع را برای حفر چاه غیرمجاز زیاد کرد و به همین خاطر حدود ٧٠ درصد چاه های غیرمجاز کشور در بین سال های ٨٦ تا ٩٢ حفر شده است.فاضلی از قوانین غیربازدارنده برای این اقدام غیرقانونی، شکایت می کند و می گوید: «قانون سال ٤٧ سختگیرانه تر از قانون توزیع عادلانه آب در ماده ٤٥ قانون آب است که برای تخلفات آبی، مجازات تعیین کرده. اصلا تناسبی بین جرم و مجازات وجود ندارد». این مقام مسئول، از عدم همکاری نهادهای دیگر در این مسئله نیز گلایه می کند هرچند تأکید دارد اکنون در سطح وزرا به توافقاتی برای معضل کم آبی رسیده ایم، اما این نگاه را تسری یافته در استان ها و مسئولان محلی نمی داند. به گفته او، در استان ها هنوز این نگاه تسری پیدا نکرده و حالت تقابل هنوز هم وجود دارد و از چاه غیرمجاز حمایت می شود.فاضلی در قالب مثالی اشاره می کند : «بعینه دیدم کشاورزی از استانی به اینجا آمده بود و شناسنامه ای به من نشان داد که وزارت کشاورزی چاه غیرمجازش را شناسنامه دار کرده و در آن سهم باغ، کشاورزی و... مشخص شده و منبع آب، چاه غیرمجاز ذکر شده بود!». این گفت وگو را در ادامه بخوانید. درحال حاضر چه تعداد چاه مجاز و غیرمجاز در حال برداشت از آب های زیرزمینی داریم؟چاه های مجاز کشاورزی که دارای پروانه هستند اکنون ٤٠٧ هزار حلقه است. مجموعا حدود ٤٧٠ هزار چاه از جمله چاه های شرب و صنعت را هم اگر حساب کنیم، ٤٧٠ هزار چاه پروانه دار داریم. چاه های غیرمجاز هم که مشمول ماده ٤٥ قانون آب می شوند که باید پر شوند، ٢٢٠ هزار حلقه هستند. این میزان که اشاره کردید، برآوردتان است یا همه شناسایی شده اند؟٢٢٠ هزار عدد شناسایی شده اند. یعنی بیشتر از این میزان هستند؟گروه های گشت و بازرسی به تمام دشت های کشور می روند و هر سال یک بار، از چاه ها بازدید می شود. از بعضی روستاها اطلاع داریم که در منازلشان چاه غیرمجاز دارند که ثبت نشده. آمارهای شما آنها را هم دربر می گیرد؟آمارمان را پالایش کرده ایم. در آماربرداری تعداد چاه ها بیشتر بود که تعدادی از آنها متروکه و خشک بودند. یک سری از چاه های خانگی، ثبت نشده بود که بعدا اضافه کردیم و خالص این میزان، ٢٢٠ هزار چاه شده است. این طور نبوده که اجازه بازدید ندهند؟اگر اجازه ندهند مشخص است که چاه بوده و ثبت می شود. چا ه های داخل روستا که در حیاط منازل است، مشمول ماده ٥ قانون توزیع عادلانه آب است که می گوید حفر چاه در مناطق مسکونی در مناطق غیرممنوعه برای مصرف آب برای شرب، بهداشت و باغچه مجاز است. این چاه ها معمولا در حد یکی، دو مترمکعب برداشت آب دارند که اگر هزار مورد هم در نظر بگیرید، ٢٠٠ هزار مترمکعب در شبانه روز خواهد بود که رقمی نیست. یعنی آنها را محاسبه نمی کنید؟بله رقم های زیر پنج مترمکعب در منازل را قانون اجازه داده که برای مساحت های محصور زیر دو هزار مترمربع در مناطق آزاد می توانند اطلاع دهند و چاه بزنند و به پروانه نیاز ندارند. صد هزار عدد از این چاه ها در کشور باشد و دو مترمکعب هم اگر برداشت کنند، ٢٠٠ هزار مترمکعب است. بیشترین میزان چاه های غیرمجاز در کدام بخش هاست؟به ترتیب در استان های مازندران، گیلان و آذربایجان غربی و شرقی. در مناطق خشک برای عدم دسترسی به آب، چاه با عمق بیشتر حفر نمی کنند؟در مناطق خشک، حفر چاه سخت تر است، چون آب خیلی پایین تر است و برای حفاری، زمان زیادی نیاز است. این طور نیست که با دست بتوان کار کرد و نیاز به دستگاه است. مردم خودشان هم مراقب هستند. در این مناطق از قدیم الایام کم آبی بوده. نظام قنات ها هم برای همین وجود داشته. در این مناطق، بهره برداری های ریشه دار حاکم است و اگر کسی بخواهد چاه حفر کند، مردم سریع اطلاع می دهند. مثلا در دشت مروست یزد، فقط یک چاه غیرمجاز وجود دارد. یا در دشت رفسنجان دو، سه چاه غیرمجاز داریم. مشکل ما در این مناطق اضافه برداشت است، یعنی چاه های مجاز به کارکردشان اضافه کرده اند. مثلا در کارکردشان چهار هزار ساعت قید شده و اینها شش هزار ساعت چاهشان روشن است. بیشترین آماری که از چاه های غیرمجاز وجود داشته، مربوط به کدام دوره بوده؟بیشتر در سال های ٨٦ تا ٩٢ که کارگروه توسعه کشاورزی مطرح شد. استاندارها برای رواج دادن حفر چاه به بهانه توسعه کشاورزی، فشار زیادی وارد کردند و برای مدتی به اعتقاد من در بحث منابع آب، بی قانونی حاکم شد. در واقع به نوعی در مقطعی از وزارت نیرو، تخصیص آب را گرفتند و در هیئت وزیران مصوب کردند کارگروه توسعه کشاورزی به ریاست فرمانداران تأسیس شود و آنها تخصیص آب دهند. یعنی کسی تقاضای آب داشت، به فرماندار تقاضا را ارائه می داد و می گفتند به هر کسی چند لیتر داده شود. در آن مقطع بی قانونی حاکم شد و بیشترین تعداد حفر چاه غیرمجاز در آن زمان بود. تعیین تکلیف چاه بی پروانه هم بی تأثیر نبود. دولت و مجلس تصمیمات اشتباهی گرفتند. مجلس در سال ٨٩، ماده واحده قانون تعیین تکلیف چاه های فاقد پروانه را مصوب کرد تا به هرکس که قبل از سال ٨٥، چاه بدون پروانه حفر کرده و در فهرست وزارت نیرو است، پروانه داده شود. این مسئله باعث شد افرادی هجوم بیاورند و چاه غیرمجاز بزنند و به نوعی خودشان را قدیمی جلوه دهند و بگویند قبل از ٨٥، چاه حفر کرده ایم. این قانون هنوز حل نشده و اکنون یکی از پیچیده ترین مباحث وزارت نیرو و یکی از چالش های اصلی کشور در بحث آب های زیرزمینی است. نتوانسته اید برای لغو این قانون کاری کنید؟چاه غیرمجاز را اگر بخواهیم پر کنیم، مدعی می شوند که قبل از سال ٨٥، این چاه حفر شده و به کمیسیونی که برای این قانون تعیین شده، مراجعه و به قاضی شکایت می کنند. چند مورد چاه غیرمجاز در این قالب داشتید؟در فهرست شناسایی شده، حدود صد هزار شکواییه در محاکم قضائی داریم. برنده این پرونده ها اغلب کدام طرف بوده؟این پرونده ها در حال رسیدگی هستند و زمان می برند. حتی کمیسیون امور آب های زیرزمینی هم اگر طرف را محکوم کند، آن فرد این حق را دارد که به دیوان عدالت اداری اعتراض کند که زمان بر خواهد بود و از چاه هم همین طور بهره برداری می شود. برخورد با چاه های غیرمجاز به این خاطر طولانی می شود. اگر اثبات شود حفر چاه، بعد از سال ٨٥ بوده، می توانید چاه ها را پر کنید؟بله. اگر فرد خاطی به دیوان عدالت هم مراجعه کرده و محکوم شود، می توانیم چاه را پر کنیم. در غیر این صورت فرد به راحتی می تواند فعالیتش را ادامه دهد؟بله. اتفاق افتاده که کمیسیون های مربوطه حفر چاه را به قبل از سال ٨٥ نسبت داده اند یا در دیوان عدالت می گویند چاه به استناد شواهد و مدارک پیش از سال ٨٥ حفر شده و به نفع آنها رأی می دهند. هرچند در حال حاضر قوه قضائیه تا ...

ادامه مطلب  

12 سال محکومیت برای زن داعشی / جیلین می خواست برای داعش طبابت کند +عکس  

درخواست حذف این مطلب
جیلین یانگ، زن داعشی سیاهپوست به اتهام اقدامات تروریستی به 12 سال زندان محکوم شد. جیلین یانگ آمریکایی اهل ویکسبرگ میسی سیپی در سال 2015 کوشید با نامزدش، محمد دخلالا، به سوریه برود تا در آنجا به عنوان پزشک به داعش بپیوندد. آنها در همان سال عقد اسلامی کردند و با فعالیت در شبکه های اجتماعی طرفدار داعش سرنخ را به اف بی آی دادند. مدتی تحت تعقیب اف بی آی بود ...

ادامه مطلب  

زن داعشی در کالیفرنیا / تاشفین ملک قاتل 14 نفر انسان بیگناه به دست پلیس به هلاکت رسید +عکس  

درخواست حذف این مطلب
تاشفین ملک پاکستانی مدت ها با عربستان و نهادهای وهابی در پاکستان در ارتباط بود. تا این که در دسامبر 2015 پس از حمله ی تروریستی به یک مرکز توانبخشی، به قتل رسید. تاشفین ملک، در 1986 در پاکستان متولد شد اما بیشتر عمر خود را در عربستان گذراند. زادگاه اصلی او کرور لعل عیسن در 240 کیلومتری جنوب غربی اسلام آباد است. خانواده ی او زمین دار و صاحب نفوذ بسیار در این شهر بودند. او در سال 2007 به پاکستان برگشت و تا 2012 در ...

ادامه مطلب  

با 15 سلاح مخوف و پیشرفته روسیه آشنا شوید (2)  

درخواست حذف این مطلب
وب سایت روزیاتو - حسین علی پناهی: همانطور که می دانید امروزه رقابت های شدیدی میان کشورهای پیشرفته ی جهان وجود دارد که سعی می کنند از رقبای سیاسی، اقتصادی و نظامی خود عقب نمانده و بتوانند نفوذ و قدرت خود را حفظ کنند. در این میان به نظر می رسد که رقابت نظامی شدیدتر بوده و در سال های آینده نیز همچنان تشدید خواهد شد. دو کشوری که از سالیان بعد از جنگ جهانی دوم همواره رقابت نظامی سختی با هم داشته و تاکنون بارها و بخصوص در زمان جنگ سرد تا مرز درگیری نظامی پیش رفته اند کشورهای ایالات متحده و روسیه هستند که بدون شک در عرصه ی نظامی در رتبه های اول دنیا قرار دارند.اگر چه این دو کشور در عرصه ی نظامی هر روز محصولات پیشرفته ی جدیدی را آزمایش و معرفی می کنند اما برنامه های سری نیز در زمینه های نظامی در این کشورها در حال انجام است که به ندرت اخباری در مورد آن ها در رسانه ها شنیده می شود. روسیه بدون شک یکی از سه قدرت نظامی برتر جهان بوده و در برخی تکنولوژی های نظامی نیز گوی سبقت را از کشور پیشرفته ای مانند ایالات متحده ربوده است. در قسمت اول این مطلب شما را با ۸ مورد از جدیدترین، پیشرفته ترین و مخوف ترین سلاح های ساخت روسیه آشنا کردیم. اکنون سعی داریم در بخش دوم این مطلب اطلاعاتی در مورد ۷ سلاح جدیدی که توسط ارتش روسیه ساخته شده است را در اختیار شما قرار دهیم. با ما همراه باشید.۷- سیستم دفاع موشکی هوایی اس-۵۰۰روسیه روش جالبی برای مقابله با تهدیدات بالقوه نظامی ایالات متحده دارد، کشوری که چندین برابر بیشتر از روسیه در زمینه ی تسلیحات نظامی سرمایه گذاری می کند. به همین دلیل روس ها روش های ارزان و ساده ای را برای ناتوان کردن سلاح های گران قیمت ایالات متحده برمی گزینند. بهترین نمونه از این سیستم های دفاعی اس-۳۰۰ و اس-۵۰۰ هستند. ایالات متحده میلیاردها دلار خرج کرده تا نسل چهارم جنگنده های خود مانند اف-۳۵ را توسعه دهد. از آن جایی که روسیه نمی تواند مانند ایالات متحده در این زمینه ولخرجی کند، تصمیم گرفته که با تولید یک سیستم دفاع موشکی زمین به هوا اما کم هزینه این هواپیماها را ساقط کند.شاید بتوان ادعا کرد که سیستم اس-۳۰۰ پیشرفته ترین سیستم موشکی زمین به هوا در حال حاضر است. اما ساخت چنین سیستمی با توجه به سابقه ی تاریخی نظامی روسیه در زمینه ی ساخت موشک جای تعجب ندارد. با این وجود اخیراً مشخص شده که یک سیستم جدیدتر،پیشرفته تر و کارآمدتر نیز به نام سیستم اس-۵۰۰ در راه است. مدل اس-۵۰۰ چنان پیشرفته و کارآمد عنوان شده که کارشناسان نظامی و دفاعی ایالات متحده اعلام کرده اند که چنین سیستم دفاعی توانایی هدف قرار دادن و ساقط کردن هواپیماهای اف-۳۵ و بمب افکن های پنهان کار بی-۲ را نیز دارد.۶- سلاح های مایکروویودر زرادخانه های تسلیحاتی روسیه سلاح هایی دیده می شوند که حقیقتاً باید آن ها را سلاح های آینده نامید که یکی از جاه طلبانه ترین و دیوانه وارترین نمونه های آن ها بدون شک سلاح های مایکروویو است. جنگ افزارهای مایکروویو در از کار انداختن اجزای الکترونیکی سیستم های نظامی دشمن کاربرد دارند و ساخت این چنین تسلیحاتی توسط روسیه جنگ الکترونیکی را وارد بعد تازه ای کرده است. این جنگ افزار که «تفنگ مایکروویو» (microwave gun) لقب گرفته را می توان روی سیستم های موشکلی بوک (buk) نیز نصب کرد و بر اساس گزارش ها توانایی ساقط کردن موشک ها و هواپیماهای بدون سرنشین دشمن را دارد.در واقع در این سلاح هیچگونه گلوله ای پرتاب نمی شود، بلکه تنها این سیستم پیشرفته امواجی را از خود بیرون می دهد که باعث می شود موشک ها و هواپیماهای بدون سرنشین ناگهان از حرکت باز ایستاده و سقوط کنند و سیستم های الکترونیکی ناوبری دشمن دیگر کنترلی روی آن ها نداشته باشند. قدرت برد این سلاح حدود ۱۰ کیلومتر عنوان شده و برای اولین بار در سال ۲۰۱۵ رونمایی شده است. هدف اصلی از ساخت این سلاح ایجاد یک محیط دفاعی و امن در محوطه ای خاص بوده و توانایی هدف قرار دادن اهداف پروازی به طور کامل و در ۳۶۰ درجه را دارد. اطلاعات زیادی در مورد این سلاح پیشرفته وجود ندارد و این سلاح را باید یکی از سری ترین برنامه های تسلیحاتی روسیه دانست.۵- بمب افکن استراتژیک مافوق صوت تی بو-۱۶۰ ام توبمب افکن تی یو- ۱۶۰ (tu-160 bomber) موسوم به «بلک جک» (blackjack) در واکنش به بمب افکن های بی-۱ (b-1) ایالات متحده طراحی و ساخته شد اما تاکنون اصلاحاتی در آن انجام گرفته و به یکی از مدرن ترین و بهترین بمب افکن های با سرعت مافوق صوت در جهان تبدیل شده است. نسخه ی جدید این بمب افکن با نام «tu-160m2» در سال ۲۰۱۹ اولین پروازهای آزمایشی خود را انجام خواهند داد. اگر چه بمب افکن بی-۲ می تواند بمب های بیشتری نسبت به این بمب افکن روسی با خود حمل کند اما تی یو-۱۶۰ بزرگ تر و سریع تر بوده و مسافت بیشتری را می توانند در میدان جنگ طی کنند.برنامه های تقویت، بهینه سازی و توسعه ی این هواپیماها در سال ۲۰۱۵ رسانه ای شد و بر اساس این برنامه قرار است این هواپیماهای بمب افکن به موتورهای قدرتمند جدیدتر و رادارها و سیستم های اتوماتیک پروازی جدید مجهز شوند. به نظر می رسد سیستم های الکترونیکی جدید شامل همان سیستم هایی باشد که ناوشکن یو اس اس کوک ایالات متحده را برای مدتی زمینگیر کرد. به طور کلی تنها بدنه ی خارجی بمب افکن تغییر نخواهد کرد و تمامی تجهیزات آن ارتقا داده شده و تغییر خواهد نمود.سرعت کنونی این بمب افکن در بیشترین حالت به بالای دو ماخ در ساعت خواهد رسید که به نظر می رسد در نسخه های جدید این سرعت به مقدار بسیار زیادی افزایش پیدا کند. نیروی هوایی روسیه قصد دارد که دستکم ۵۰ فروند از این بمب افکن ها را ...

ادامه مطلب  

کنکاشی درپرونده بحران دریاچه ارومیه؛چاه های آب متهم هستند یامجرم؟  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- سکینه اسمی: نزدیک به سه دهه از بحران خشک شدن دریاچه ارومیه می گذرد بحرانی که در این رهگذر به دلیل استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی، حفر چاه های غیرمجاز، کاهش نزولات آسمانی و بی تدبیری در مدیریت منابع آبی هرسال دامنه آن وسیع تر می شود.در این سه دهه اظهارنظرهای متعدد کارشناسی و غیر کارشناسی از علل و عوامل بروز این بحران در رسانه های متعدد منتشرشده و در بیشتر این اظهارنظرها آب های زیرزمینی و چاه های غیرمجاز یکی از عوامل اصلی به وجود آمدن این بحران قلمداد شده است.در سال های اخیر اما نتایج مطالعات زمین شناسی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه نشان می دهد بین چاه های غیرمجاز، آب های زیرزمینی و بحران دریاچه ارومیه ارتباط چندانی به جز در دو دشت کهریز ارومیه و دشت شیرامین آذربایجان شرقی وجود ندارد.یک علامت سوالیعنی هرچقدر تعداد چاه های غیرمجاز زیادی در این حوضه حفر شود به جز در مناطق فوق الذکر در سایر مناطق دریاچه ارومیه ارتباط مستقیمی بین این امر و تشدید بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد. اما استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی به خصوص در حواشی رودخانه ها که منبع اصلی تغذیه دریاچه هستند نیز موجب کاهش آب ورودی و ادامه روند بحران این تالاب بین المللی می شود.افزایش حفر چاه های غیرمجاز و نیز استفاده بی رویه از آبهای زیرزمینی موجب کاهش ذخایر آبی شده و در نتیجه میزان ورود آب به دریاچه نیز کاهش یافته و شاهد ادامه و تشدید روند بحرانی آن خواهیم بودنتایج اولیه مطالعات زمین شناسی در این حوضه مشخص کرده است اگر ارتباطی بین تمامی بخش های دریاچه ارومیه با چاه های غیرمجاز وجود داشت باید منابع آبی چاه ها شور بودند این در حالی است که تنها شاهد هجوم آب شور در مناطق شمالی دریاچه هستیم.اما درعین حال افزایش حفر چاه های غیرمجاز و نیز استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی موجب کاهش ذخایر و منابع آبی شده و در نتیجه میزان ورود آب به دریاچه نیز کاهش یافته و شاهد ادامه و تشدید روند بحرانی آن خواهیم بود.اما این تمام ماجرا نیست به اعتقاد کارشناسان کاهش ذخایر آب های زیرزمینی و افزایش تعداد چاه های غیرمجاز به مراتب بحرانی مهم تر از وضعیت خود دریاچه ارومیه است به طوری که ادامه بی توجهی به جلوگیری از مصرف بی رویه آب های زیرزمینی و حفر چاه های غیرمجاز موجب کاهش ذخایر آبی و فرونشست زمین می شود.هنوز با گذشت نزدیک به سه دهه از وقوع بحران خشک سالی دریاچه ارومیه آمارهای رسمی و دقیقی از میزان حفر چاه های غیرمجاز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه وجود ندارد.بر اساس اعلام سازمان آب منطقه ای آذربایجان غربی منابع موجود آب های زیرزمینی به علت برداشت های غیرمجاز و بی رویه با مشکل جدی روبرو شده که نه تنها برگشت پذیر نیست بلکه معضلات جدی را برای دریاچه ارومیه ایجاد و این موضوع ضرورت برخورد با برداشت های غیرمجاز از این منابع را دوچندان کرده است.چاه های آب بی تأثیر در بحران دریاچه ارومیه نیستندمعاون فنی اداره کل محیط زیست آذربایجان غربی در خصوص نقش چاه های مجاز و غیرمجاز و مصرف بی رویه آب های زیرزمینی در به وجود آمدن و ادامه بحران دریاچه ارومیه می گوید: بر اساس مطالعات صورت گرفته ارتباط خیلی قوی و زیادی بین چاه های مجاز و غیرمجاز و نیز آب های زیرزمینی و بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد.حجت جباری در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه به عنوان کارشناس محیط زیست معتقدم استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی و نیز وجود چاه های مجاز و غیرمجاز بی تأثیر در بحران خشک شدن دریاچه نیستند می افزاید: رودخانه به عنوان مهم ترین منبع آبی تأمین کننده آب دریاچه ارومیه به شمار می رود و در این راستا حفر چاه غیرمجاز و استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی موجب کاهش منابع، ذخایر آبی و کاهش میزان ورود آب به دریاچه ارومیه می شود.وی ادامه می دهد: بیان میزان تاثیر پذیری دریاچه ارومیه از چاه های غیرمجاز و آب های زیرزمینی کمی پیچیده است، مطالعات زمین شناسی صورت گرفته در این زمینه مشخص یکی از دلایلی که عنوان می شود ارتباط چندانی با چاه های غیرمجاز و بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد این است که اگر این عوامل تاثیر گذار بود باید در حال حاضر آب چاه های غیرمجاز حفر شده شور بودکرده است به جز بخش دشت کهریز ارومیه و دشت شیرامین عجب شیر در آذربایجان شرقی ارتباطی بین چاه های غیرمجاز و آب های زیرزمینی با بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد.جباری می گوید: ولی درعین حال مصرف بی رویه از آب های زیرزمینی و حفر چاه های غیرمجاز در ادامه روند بحران دریاچه ارومیه بی تأثیر نیست اگر منابع آبی موجود در استان مدیریت نشود در آینده شاهد بحران های جدی تری ازجمله کاهش ذخایر آب های زیرزمینی و نیز فرونشست زمین خواهیم بود.معاون فنی محیط زیست آذربایجان غربی می افزاید: یکی از دلایلی که عنوان می شود ارتباط چندانی با چاه های غیرمجاز و بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد این است که اگر این عوامل تأثیرگذار بود باید در حال حاضر آب چاه های غیرمجاز حفرشده شور بود این در حالی است که هم اکنون بررسی های صورت گرفته نشان می دهد به جز چند بخش جزئی آب چاه های حوضه دریاچه ارومیه چندان مشکل شوری ندارند.احتمال فرونشست زمین در سه دشت مهم آذربایجان غربیجباری گفت: ولی مصرف بی رویه از آب های زیرزمینی و حفر چاه های غیرمجاز در حوضه دریاچه ارومیه ازاین جهت که رودخانه ها یکی از منابع اصلی تأمین آب دریاچه هستند و حفر چاه های غیرمجاز موجب استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی و ذخایر موجود منابع آبی شده و درنتیجه کاهش ورود آب موردنیاز به دریاچه می شود تأثیر زیادی بر آینده این تالاب مهم کشور دارد.مطالعات ژئوفیزیک به خصوص مطالعات ژئوفیزیک هوایی و نیزمطالعات ساختار زمین شناسی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام گرفته و هنوز مطالعات ادامه دا ...

ادامه مطلب  

کنکاشی درپرونده بحران دریاچه ارومیه؛چاه های آب متهم هستند یامجرم؟  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- سکینه اسمی: نزدیک به سه دهه از بحران خشک شدن دریاچه ارومیه می گذرد بحرانی که در این رهگذر به دلیل استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی، حفر چاه های غیرمجاز، کاهش نزولات آسمانی و بی تدبیری در مدیریت منابع آبی هرسال دامنه آن وسیع تر می شود.در این سه دهه اظهارنظرهای متعدد کارشناسی و غیر کارشناسی از علل و عوامل بروز این بحران در رسانه های متعدد منتشرشده و در بیشتر این اظهارنظرها آب های زیرزمینی و چاه های غیرمجاز یکی از عوامل اصلی به وجود آمدن این بحران قلمداد شده است.در سال های اخیر اما نتایج مطالعات زمین شناسی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه نشان می دهد بین چاه های غیرمجاز، آب های زیرزمینی و بحران دریاچه ارومیه ارتباط چندانی به جز در دو دشت کهریز ارومیه و دشت شیرامین آذربایجان شرقی وجود ندارد.یک علامت سوالیعنی هرچقدر تعداد چاه های غیرمجاز زیادی در این حوضه حفر شود به جز در مناطق فوق الذکر در سایر مناطق دریاچه ارومیه ارتباط مستقیمی بین این امر و تشدید بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد. اما استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی به خصوص در حواشی رودخانه ها که منبع اصلی تغذیه دریاچه هستند نیز موجب کاهش آب ورودی و ادامه روند بحران این تالاب بین المللی می شود. افزایش حفر چاه های غیرمجاز و نیز استفاده بی رویه از آبهای زیرزمینی موجب کاهش ذخایر آبی شده و در نتیجه میزان ورود آب به دریاچه نیز کاهش یافته و شاهد ادامه و تشدید روند بحرانی آن خواهیم بودنتایج اولیه مطالعات زمین شناسی در این حوضه مشخص کرده است اگر ارتباطی بین تمامی بخش های دریاچه ارومیه با چاه های غیرمجاز وجود داشت باید منابع آبی چاه ها شور بودند این در حالی است که تنها شاهد هجوم آب شور در مناطق شمالی دریاچه هستیم.اما درعین حال افزایش حفر چاه های غیرمجاز و نیز استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی موجب کاهش ذخایر و منابع آبی شده و در نتیجه میزان ورود آب به دریاچه نیز کاهش یافته و شاهد ادامه و تشدید روند بحرانی آن خواهیم بود.اما این تمام ماجرا نیست به اعتقاد کارشناسان کاهش ذخایر آب های زیرزمینی و افزایش تعداد چاه های غیرمجاز به مراتب بحرانی مهم تر از وضعیت خود دریاچه ارومیه است به طوری که ادامه بی توجهی به جلوگیری از مصرف بی رویه آب های زیرزمینی و حفر چاه های غیرمجاز موجب کاهش ذخایر آبی و فرونشست زمین می شود.هنوز با گذشت نزدیک به سه دهه از وقوع بحران خشک سالی دریاچه ارومیه آمارهای رسمی و دقیقی از میزان حفر چاه های غیرمجاز در حوضه آبریز دریاچه ارومیه وجود ندارد.بر اساس اعلام سازمان آب منطقه ای آذربایجان غربی منابع موجود آب های زیرزمینی به علت برداشت های غیرمجاز و بی رویه با مشکل جدی روبرو شده که نه تنها برگشت پذیر نیست بلکه معضلات جدی را برای دریاچه ارومیه ایجاد و این موضوع ضرورت برخورد با برداشت های غیرمجاز از این منابع را دوچندان کرده است.چاه های آب بی تأثیر در بحران دریاچه ارومیه نیستندمعاون فنی اداره کل محیط زیست آذربایجان غربی در خصوص نقش چاه های مجاز و غیرمجاز و مصرف بی رویه آب های زیرزمینی در به وجود آمدن و ادامه بحران دریاچه ارومیه می گوید: بر اساس مطالعات صورت گرفته ارتباط خیلی قوی و زیادی بین چاه های مجاز و غیرمجاز و نیز آب های زیرزمینی و بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد.حجت جباری در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه به عنوان کارشناس محیط زیست معتقدم استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی و نیز وجود چاه های مجاز و غیرمجاز بی تأثیر در بحران خشک شدن دریاچه نیستند می افزاید: رودخانه به عنوان مهم ترین منبع آبی تأمین کننده آب دریاچه ارومیه به شمار می رود و در این راستا حفر چاه غیرمجاز و استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی موجب کاهش منابع، ذخایر آبی و کاهش میزان ورود آب به دریاچه ارومیه می شود.وی ادامه می دهد: بیان میزان تاثیر پذیری دریاچه ارومیه از چاه های غیرمجاز و آب های زیرزمینی کمی پیچیده است، مطالعات زمین شناسی صورت گرفته در این زمینه مشخص یکی از دلایلی که عنوان می شود ارتباط چندانی با چاه های غیرمجاز و بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد این است که اگر این عوامل تاثیر گذار بود باید در حال حاضر آب چاه های غیرمجاز حفر شده شور بودکرده است به جز بخش دشت کهریز ارومیه و دشت شیرامین عجب شیر در آذربایجان شرقی ارتباطی بین چاه های غیرمجاز و آب های زیرزمینی با بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد.جباری می گوید: ولی درعین حال مصرف بی رویه از آب های زیرزمینی و حفر چاه های غیرمجاز در ادامه روند بحران دریاچه ارومیه بی تأثیر نیست اگر منابع آبی موجود در استان مدیریت نشود در آینده شاهد بحران های جدی تری ازجمله کاهش ذخایر آب های زیرزمینی و نیز فرونشست زمین خواهیم بود.معاون فنی محیط زیست آذربایجان غربی می افزاید: یکی از دلایلی که عنوان می شود ارتباط چندانی با چاه های غیرمجاز و بحران دریاچه ارومیه وجود ندارد این است که اگر این عوامل تأثیرگذار بود باید در حال حاضر آب چاه های غیرمجاز حفرشده شور بود این در حالی است که هم اکنون بررسی های صورت گرفته نشان می دهد به جز چند بخش جزئی آب چاه های حوضه دریاچه ارومیه چندان مشکل شوری ندارند. مطالعات ژئوفیزیک به خصوص مطالعات ژئوفیزیک هوایی و نیزمطالعات ساختار زمین شناسی در حوضه آبریز دریاچه ارومیه انجام گرفته و هنوز مطالعات ادامه دارد معاون فنی محیط زیست آذربایجان غربی می گوید: همچنین استفاده بی رویه از آب های زیرزمینی موجب کاهش سطح تراز چاه های حوضه دریاچه ارومیه شده و کیفیت آب در چاه ها به شدت کاهش یافته و آب شرب و کشاورزی ...

ادامه مطلب  

محاصره دریاچه ارومیه با ٣٠هزار چاه غیرمجاز  

درخواست حذف این مطلب
اینها بخشی از سخنان علیرضا دایمی، قائم مقام وزیر نیرو است. به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از شرق ، نگرانی از حفر چاه های غیرمجاز، اثر این روند بر میزان منابع آب زیرزمینی ایران، فرونشست زمین و بحران آب، موضوعی است که این روزها نه تنها کارشناسان که دولتی ها را هم نگران کرده است. از همین روست که دو مقام مهم کشور در حوزه «آب» هم زمان دراین باره اظهارنظر کرده اند. وزیر نیرو با اشاره به اینکه از ۲۰۰ هزار چاه غیرمجاز تنها موفق به انسداد ۳۴ هزار چاه شده اند، گفته اگر از من درباره موفقیت و موفق نشدن وزارت نیرو سؤال شود، از طرح احیا و تعادل بخشی منابع آب نام خواهم برد. هرچند در حالی که وزیر نیرو از تعداد ٢٠٠ هزار چاه غیرمجاز خبر داده، معاونش رحیم میدانی گفته است «درحال حاضر بیش از ۳۰۰ هزار حلقه چاه غیرمجاز در کشور وجود دارد که از این تعداد ۱۳۰ هزار حلقه بسیار تعیین کننده و مهم هستند». به بیان میدانی «مجوز صدور چاه های عمیق و نیمه عمیق در دولت های قبلی به معنای واقعی موجب شکسته شدن کمر آب کشور شد، چراکه این مسئله معضلات متعددی را در حوزه آب رقم زده است». بخش کشاورزی پیشتاز حفر غیرمجاز چاهدرباره همین حفر چاه های غیرمجاز آب، علیرضا دایمی، قائم مقام وزیر نیرو می گوید که بیشترین چاه های غیرمجاز بالطبع در بخش کشاورزی و باغات هستند؛ از اساس در ایران در بخش های صنعت و مصارف خانگی، حجم چاه ها به اندازه بخش کشاورزی و باغات نیست و نه تنها تعداد آنها به سطح کشاورزی نمی رسد، بلکه حجم برداشت از آنها هم به هیچ روی به اندازه بخش های کشاورزی و باغبانی نیست. او ادامه می دهد: دقت کنید که در بخش صنایع، مصارف آب، تعریف شده و روشن است. برای نمونه حداکثر میزان آبی که کل صنایع کشور مصرف می کنند، حول وحوش دو میلیارد مترمکعب است؛ گذشته از این چون صنایع، متمرکز هستند، قابلیت اندازه گیری و کنترل بیشتری دارند. ١٠ میلیارد مترمکعب اضافه برداشت سالانهدایمی می گوید: درباره اینکه چه تعداد چاه غیرمجاز در کشور حفر شده است، باید گفت تعریف چاه در کشور بحث بسیار مهمی است. چاه ها به شکل کلی به سه بخش عمیق، نیمه عمیق و سطحی تقسیم می شوند. چاه هایی که بیشترین نگرانی و مخاطره درباره آنها وجود دارد، چاه های عمیق هستند؛ چاه های با عمق صد متر و بیشتر در این دسته هستند. به گفته قائم مقام وزیر نیرو این چاه ها حدود ٣٠ لیتر در ثانیه آب می دهند؛ چاه های پاکنه هم وجود دارد که عمق آن حدود سه متر است و در باغ های اطراف شهرها یا برای خانه ها و... حفر می شود. اینها در واقع زهاب سطحی را جمع می کند. او ادامه می دهد: در این حال آنچه ما به آن چاه می گوییم و بیشترین میزان حساسیت درباره آنها وجود دارد، چاه های عمیق است. اینها هستند که شیره زمین را می مکند. این چاه هایی که عمق کوتاه دارند و در عمل آب های سطحی را جمع می کنند، شاید خیلی مهم نباشند و البته بیشتر چاه های غیرمجاز کشور از همین انواع سطحی آن هستند. دایمی توضیح می دهد: تعداد چاه های غیرمجاز کشور آخرین بار ١٠٠ هزار حلقه عنوان شده است. هرچند از زمانی که این آمار رسمی اعلام شده است، تا امروز حدود هفت سال گذشته و آنچه مسلم است، امروز تعداد چاه های غیرمجاز بسیار بیش از اینهاست. او می گوید: نکته دیگری که برای پیشگیری از اشتباه باید به آن اشاره شود، این است که آمار ١٠٠ هزار حلقه مربوط به آنهایی است که آمده اند فرم پر کرده اند؛ من مطمئن نیستم که تعداد چا ...

ادامه مطلب  

تصاویر جدید و مخوف عنوان the evil within 2  

درخواست حذف این مطلب
سارا احمدی :تماشا کنید: تصاویر جدید و مخوف عنوان the evil within 2 شرکت bethesda امروز تصاویر جدیدی از عنوان ترسناک the evil within 2 منتشر کرد. در این تصاویر قهرمان اصلی داستان، سباستین، و تعدادی از محیط های وحشتناک بازی به نمایش در آمده است.the evil within 2 زیر نظر آقای شینجی میکامی ساخته می شود و با ترکیب منحصر به فردی از هیجان های روانی و المان های وحشت بقا واقعی، قرار است تغییر و دگرگونی های عظیمی را در سری موفق the evil within به ارمغان آورد.به گزارش ملکانه و ب ...

ادامه مطلب  

۶ ضلعی مخوف و متوسط های رویاپرداز  

درخواست حذف این مطلب
فصل ۲۰۱۸-۲۰۱۷ یکی از جذاب ترین لیگ های دنیا با بازی جمعه شب بین لسترسیتی و آرسنال آغاز می شود.به گزارش بولتن نیوز، لیگی که از زمان نامیده شدن به اسم فعلی هرگز قهرمانش در هفته پایانی عوض نشده و طی 3 فصل اخیر همیشه قبل از هفته پایانی فاتح خودش را شناخته، همیشه جاذبه خاص خودش را دارد.بیست و ششمین دوره یکی از جذاب ترین لیگ های دنیا هم از این قاعده مستثنی نیست. کافی است به تیزرها و برنامه های در حال آماده شدن به مناسبت بازی افتتاحیه فصل 2018-2017 لیگ برتر انگلیس نگاهی بیندازید تا متوجه شوید انگلیس پس از حدود 2 ماه تعطیلی مطلق چقدر شوق آغاز دوباره لیگ برتر را دارد؛ آغازی که با بازی ساعت 23:15 جمعه شب بین لسترسیتی و آرسنال شکل می گیرد اما امسال در لیگ برتر قرار است چه اتفاقاتی رخ دهد؟ چلسی؛ آماده اما کمی متشنجمدافع عنوان قهرمانی را کامل ترین تیم حال حاضر فوتبال انگلیس می دانند. فاتح 2 فصل از 3 فصل اخیر بالاترین سطح فوتبال جزیره سرانجام با کاپیتان جان تری وداع کرد و او در استون ویلا، یک سطح پایین تر از لیگ برتر، به دنبال آرزوهای پایانی اش در فوتبال رفت. خروج تری با جدایی ماتیچ و حضورش در منچستریونایتد همراه شد. در عوض آبی ها موفق به جذب آلوارو موراتا، مهاجم خوب اما در سایه مانده رئال مادرید شدند البته گفته شده کونته انتخاب های دیگری داشته و به همین دلیل اختلاف سال قبلش با سران باشگاه، حتی پس از تمدید قرارداد بیش تر هم شده است. فارغ از این مسائل، تیم لندنی کاستای بداخلاق را هم به اتلتیکو قرض داد اما بعید است با حضور باکایوکو، رودیگر و کابایرو،ضربه ای بابت فروش برخی بازیکنانش حس کند.هر چند از دست دادن سوپرجام انگلیس در ضربات پنالتی، اندکی ازخوش بینی های قبلی کونته کاست، با این حال هنوز تیم آبی پوش اگر نه کاندیدای اصلی بلکه قطعا یکی از مدعیان قهرمانی است؛ اتفاقی که در صورت وقوع، چلسی را به اولین تیم موفق در دفاع از عنوان قهرمانی لیگ برتر از فصل 2009-2008 تبدیل می کند.کونته باید بداند 2 مربی قبلی که با چلسی قهرمان لیگ شدند، فصل بعد از جام را با جدایی تمام کردند؛ 2 مربی نام آشنا به نام های مورینیو و آنچلوتی! تاتنهام؛ بر باد رفتهوقتی 2 فصل قبل، تاتنهام رقیب لسترسیتی در راه قهرمانی لیگ برتر شد، خیلی ها اعتقاد داشتند لسترسیتی یک فصل بعد افت می کند و تیم لندنی در صورت تداوم آن روند حتی شانس قهرمانی هم خواهد داشت. در فصل گذشته اتفاق اول رخ داد. لسترسیتی افت کرد و اتفاقا تاتنهام هم خیلی خوب پیش رفت اما در نهایت مقابل یک چلسی قدرتمند تسلیم شد و برای اولین بار پس از نزدیک به 2 دهه، بالاتر از دشمن قدیمی اش، آرسنال فصل را با بهترین رتبه تاریخ حضورش در لیگ برتر پایان داد؛ نایب قهرمانی. برخلاف انتظار، تاتنهام امسال فقط بازیکن فروخته و مهره کلیدی قابل رقابت با سایر بزرگان جزیره را جذب نکرده است. تمدید قرارداد هری کین خبر خوبی بود اما کایل واکر با حضور در منچسترسیتی به گران قیمت ترین مدافع تاریخ فوتبال تبدیل شد. از سوی دیگر تاتنهام در ازای فروش واکر و فازیو (رم قرارداد این بازیکن را قطعی کرد)، هنوز بازیکن بزرگی را به خدمت نگرفته و پوچتینو اگر در فاصله باقی مانده تا پایان فصل نقل و انتقالات تابستانی همچنان منفعل بماند، رویای بالانشینی تاتنهام به همین 2 فصل اخیر منتهی خواهد شد. منچسترسیتی؛ گران ترین دژ دفاعی تاریخپپ گواردیولا به نحو باورنکردنی برای خط دفاعی منچسترسیتی خرید کرد؛ به حدی که در یک بازه زمانی کوتاه 2 رکورد گرانقیمت ترین مدافع انگلیس و دنیا را شکست؛ یکی برای کایل واکر با 51 میلیون یورو و دیگری برای بنجامین مندی با 57 میلیون یورو. به این ها، برناردو سیلوا 50 میلیون یورویی را هم اضافه کنید تا بدانید منچسترسیتی چقدر ولخرجی پرریسکی مرتکب شده است. در ازای این خریدهای مجلل، ایهناچو و نولیتو فروخته شدند و به این ترتیب همه دانستند پپ در دومین فصل مربیگری در منچسترسیتی به دنبال نتیجه گرفتن، حاضر به قربانی کردن پدیده ها و جوان تیم شده است. به هرحال او با هوش ذاتی خودش (بهترین خصیصه اش) خیلی زود راه نتیجه گرفتن در لیگی پرفشار را یاد گرفت! لیورپول؛ معمای کوتینیواگر اتفاق غیرمنتظره ای در مهلت باقی مانده تا پایان فصل نقل و انتقالات رخ ندهد، هواداران لیورپول می توانند بابت دست کشیدن تیمشان از خریدهای بیهوده و گران در ای ...

ادامه مطلب  

درباره واقعه «هفتم تیر» رُمان یا کار خاصی نبود/ هشت جلد کتاب خاطره از بنیاد شهید گرفتم همه یکی بود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، نمایش «هفت روز از تیر شصت» عنوان تازه ترین همکاری کامران شهلایی و محمد لارتی است، نمایشی با مضمون انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در تیر سال شصت که منجر به شهادت دکتر محمد بهشتی و 72تن از نیروهای انقلابی، با محوریت شخصیت محمد کلاهی، این روزها مورد توجه رسانه ها و اهالی تئاتر شده است.نمایش که نگاهی مستند به حضور محمد کلاهی، عامل اصلی انفجار دفتر حزب دارد، به خلاف آثار سفارشی دهه های اخیر تئاتر، رنگ و بوی شعارزدگی ندارد. نمایش وفادار به اصول کلاسیک درام، توانسته است جهانی نمایشی و البته گفتاری مستند از یک واقعه تاریخی را داشته باشد.اهمیت موضوع نیز زمانی بیشتر می شود که سال گذشته در چنین روزهایی مقام معظم رهبری از عدم توجه به این واقعه دردناک تاریخی سخن گفتند و در همان روزها هیاهوهایی میان دستگاه های فرهنگی در ارائه اثری درخور پدید آمد؛ اما به نظر در این ماراتن فرهنگی، نقش اهالی تئاتر پررنگ بوده و پیشگامی آنان شرایطی فراهم کرده است تا بار دیگر نگاهی جدی تر به دنیای نمایش داشته باشیم.آنچه می خوانید گفتگویی دوساعته با عوامل نمایشی است که این شب ها در تالار سایه هنرنمایی می کنند.***تسنیم: برای سیاردشتی سخت نبود نقش کلاهی را بازی بکند؟محدث: یک ویژگی کار این است که شما می روید به سمت نمایش مستند، نمایش رئالیست صرف می شود، یعنی اینکه شما قرار است انگار هیچ کار خاصی نباید روی صحنه بکنید؛ ولی در عین حال خیلی کارها هم دارید انجام می دهید. در روایت نقش هستید و دارید نقش را روایت می کند و دارید لحظه را بازی می کنید؛ ولی کار عجیب وغریبی هم لازم نیست در این جنس نمایش ها انجام شود،.حتی ایستایی که وجود دارد و آدم ها می نشینند و صحبت می کنند، آن فضایی که به تماشاگر منتقل می شود، به نظرم کار خیلی سختی خواهد بود؛ چون وقتی شما با نور، میزانسن، دکورهای عجیب وغریب یک کاری می کنید. بله آن فضاها تماشاگر را جذب می کند؛ ولی وقتی تماشاگر می نشیند با یک دکور ایستایِ و فقط دارد یک سری اطلاعات می گیرد و اگر شما یک لحظه گوش ندهید، یکسری از اطلاعات را از دست دادید و این کار را خیلی سخت می کند. هم برای بازیگر و هم برای گروه اجرایی به عنوان کارگردان.هر وقت اجرا تمام می شود یک مقدار احساس می کنم هنوز یک باری روی دوشم است. برای اینکه این جنس بازی خیلی کار شما را سخت می کند.من در این چندین سال که تجربه های متفاوت داشتم، جزء یکی از سخت ترین کارهایی است که دارم بازی می کنم. مثلاً هر وقت اجرا تمام می شود یک مقدار احساس می کنم هنوز یک باری روی دوشم است. برای اینکه این جنس بازی خیلی کار شما را سخت می کند. اینکه هنوز این زندگی جریان دارد. آن طرف رامین دارد با تلفن صحبت می کند. این طرف من و فرهاد داریم با هم دیالوگ می گوییم. همه این اتفاقات هم زمان اتفاق می افتد و تماشاگر هم آن را می شنود و هم باید ما را بشنود، زندگی هم باید در آن جریان داشته باشد و آن باورپذیری باید وجود داشته باشد و کار را سخت می کند.شهلایی: ویژگی کلاهی ویژگیِ خیلی از جوانان آن زمان بوده، کلاهی در نوع بالایی این کار را کرده، آن زمان روزی 50 تا ترور می شده و تمام جوانان این کارها را می کردند و آدم می کشتند با تفکراتشان آدم می کشتند، مثلاً یک نانوا را می کشند، یک پاسدار و پاسبان را می کشتند، از نظر ذهنی جوانان ما بسیار خطرناک بودند.لارتی: من یک فایل سخنرانی از شهید بهشتی گوش کردم راجع بحث شهریور 20 و جریان دکتر مصدق چون در این دوره فعال بوده و خیلی جالب بود می گفت ما در آن دوره این طوری نبود که بنشینیم فکر کنیم الآن بیرون شلوغ شده برویم بیرون، او اصفهان بوده گفت من به محض اینکه متوجه شدم قضیه مصدق در اصفهان را، فکر نکردم، لباسم را پوشیدم رفتم از فردای آن روز یک دفتری بدون هماهنگی شد دفتر انقلابی ما، یعنی شور و هیجانی که آدم ها در آن برهه داشتند یک حالت احساسی بود و اصلاً این طور نبود که بنشینند فکر کنند و بعد تصمیم بگیرند سریع شروع به اقدام و عمل می کردند.شهلایی: آقای جعفری هم موزیسین هستند؛ یعنی امسال جایزه فجر در موزیک و آهنگسازی گرفتند و من توانایی ایشان را در بازی یک، دوستان در نمایشنامه من به نام «با من چرا حرف نمی زنی» یک اجرایی داشتند، اتفاقاً در جشنواره خرمشهر این نمایشنامه اول شد، بعد یک روز بازیگرشان نیامده بود، روزی که من رفتم آنجا ببینم ایشان آهنگساز بود و بعد به جای بازیگر بازی می کرد، بعد من گفتم او چه کسی بود؟ و اتفاقاً گفتم از همه هم بهتر بازی کرد و چون کرد هم هستند ما به ایشان علاقه داریم؛محدث: لارتی کرد است، من هم کردم، احمد هم کرد است و این یک کار کردی است.شهلایی: موزیسین ما را هم ایشان (جعفری) دعوت به کار کردند و بسیار خوشحالیم و خیلی جاها کمک می کنند و حضور مثمر ثمری داشتند.تسنیم: چه شد نقش اصغرنیا را به ایشان دادید؟شهلایی: دو نقش داشت یک نقش او را حذف کردم، یک قسمت از نمایشنامه یک خبرنگاری به خانم شهید زنگ می زد و می خواست با او صحبت کند و او حاضر نمی شد صحبت کند؛ ولی متأسفانه به دلیل طولانی بودن کار، ما از ریتمی نگران می شدیم و ایشان هم با روی خوش قبول کرد. چون مثلاً نقش بعضی از بازیگران را حذف می کنید احمق می کنند یا قهر می کنند، ایشان با روی خوش حاضر است تا یک جمله ادامه بدهد.تسنیم: شما با آقای اصغرنیا مصاحبه کردید؟شهلایی: نه مصاحبه او در اینترنت کامل است و از بازمانده ها هم اطلاعات کمی وجود دارد و کسی روی این ماجرا کار نکرده است، خانم رضایی هم از بازیگران باسابقه تئاتر هستند ما قبلاً از ایشان اجرا دیده بودیم و توانمندی ایشان را می شناختیم و یک مظلومیتی هم در چهره ایشان است که برای نقشی که مدنظرشان خیلی مناسب بود، آقای تفرشی هم استاد ما هستند و چهره تئاتری و دوست داشتنی و واقعاً با نقش ما همخوانی دارند و افتخار دادند با ما کار کنند و رزومه ای برای ما شود. خانم خالقی هم دوست 15، 16 ساله من بودند و اصفهانی هستند و ما در این مدت هیچ وقت با هم کار نکرده بودیم و ایشان یک نمایشنامه ای از من می خواهند اجرا کنند سر این ماجرا با هم در تماس بودیم و به هر صورت ایشان هم آمدند.تسنیم: آقای تفرشی شما با شخصیتی روبه رو هستید که نهایتاً نام یک خیابان به نام او باشد، شما چگونه با شخصیتی برخورد کردید که شهید شده است و مجبور هستید خودتان آن را بسازید؟تفرشی: در کار مستند چه تئاتر و چه سینما بخش تحقیق و پژوهش خیلی مهم است و من فکر می کنم این کار خیلی خوب اتفاق افتاده و آقای شهلایی واقعاً کار شگفت انگیزی انجام داده، وقتی شما مواد و متریال لازم آن کار را داشته باشید، کار بازیگر خیلی راحت تر می شود؛ اما در مورد شهید سرافراز عکس وجود دارد، ولی ویدیویی وجود ندارد که من صورت و حرکات بدن ایشان را ببینند. فایل صوتی هم وجود دارد؛ چون ایشان یک خطیب توانمندی بوده. مانند آقای محدث که در اینترنت سرچ کردند، من هم در مورد ایشان در اینترنت جستجو کردم و ایشان متولد سال 32 است و از 21 سالگی برای ادامه تحصیل می رود لندن و او در یک خانوادهٔ به شدت مذهبی بزرگ شده بود و پدر او حجت الاسلام سرافراز یکی از وعاظ معروف تهران بوده و در عین حال آقای جواد سرافراز مانند شهید بهشتی یک آدم عارف مسلکی هم بوده.شهید بهشتی می گوید آقایان، خانم ها عاشق شوید بدون عشق زندگی معنا نداردمن بیوگرافی او را مطالعه می کردم وقتی او رفته لندن یک نامه ای به پدرش می نویسد و می گوید پدر این اروپا که می گویند مهد تمدن است کجاست؟! چرا اینجا مردم همه دنبال نفسانیات و این چیزها هستند!؟ این نشان می دهد این آدم غیر از متدین بودنش حالت عارف مسلکی هم داشته است. مثلاً می بینیم آقای شهید بهشتی هم همین طور است، یک ویدیویی در کار ما پخش می شود که شهید بهشتی می گوید آقایان، خانم ها عاشق شوید بدون عشق زندگی معنا ندارد، اساساً عشق یکی از معانی اصلی عرفان است، من تمام چیزهایی که کنار هم گذاشتم و با راهنمایی ای که آقای لارتی و شهلایی کردند حالا به این نتیجه رسیدیم که یک ظاهری برای ایشان در نظر بگیریم که شبیه پوشش و آرایش مردهای مذهبی آن دوران باشد، یعنی دهه 60؛ ولی در عین حالی که یک آدم انقلابی بود و مبارز و متدین بوده، معمولاً عرفا یک آرامشی دارند.اساساً شهید سرافراز آن زمان 7، 8 سال سنش از بقیه بزرگتر بوده، آقای نادری آن زمان 19 یا 20 سالش بوده؛ ولی شهید سرافراز سال 60، 28 سالش بوده و تقریباً 7 سال سابقهٔ فعالیت سیاسی داشته و چند سال خارج از کشور زندگی کرده، انجمن اسلامی شبه قاره هند را ایشان تأسیس کرده بود و به هر حال یک تجربهٔ فرهنگی و عملیاتی و مبارزاتی خیلی زیادی داشته و این باعث می شود آدم یک آرامشی داشته باشد، مانند یک جوان خیلی هیجان زده نشود. این یک دلیل است و دلیل دوم فکر می کنم بخش عارف مسلک ایشان هم بوده که ایشان آن محبت و آرامش را داشته؛ حتی فکر می کنم نسبت به آقای کلاهی هم این گونه برخورد می کرده، چون یک جایی هم اشاره می شود. جایی که دارد با خانمش صحبت می کند، می گوید چه کسی می داند در ذهن آدم ها چه می گذرد؟ من با آقای کلاهی این گونه برخورد کردم که یک آدمی است که آمده و می خواهد خدمت کند و آدم خوبی است.محدث: کنتراست جایی شکل می گیرد که ما یک شخصیت عقلانیِ خیلی با تفکر ببریم جلو مانند شهید سرافراز و یک شخصیت شور انقلابی مانند نادعلی، این دو کنار هم شاید یک کنتراستی شکل می گیرد. آنجایی که بحث بنی صدر است امثال نادعلی معتقد بودند ما می گیریم تمام می شود؛ ولی شاید یک عده ای مانند سرافراز نگران بودند که اینها می توانند فرار کنند، چون آن قدر همه جا نفوذ دارند و دولت دست آنهاست و ممکن است فرار کنند اما افرادی مانند نادعلی می گفتند نمی توانند فرار کنند و تمام شد.یک خاطره ای که از بچه های حزب راجع به کلاهی آمده بود می گفتند یک آدمی بود که یک عده ای او را دوست نداشتندکنتراست این دو آدم کنار هم شاید یک فضایی را ایجاد می کرد بعد این آرامشی که سرافراز دارد در منزلش هم است، یک جایی که زن شهید سرافراز دارد صحبت می کند دقیقاً هفتم تیرماه است، می گوید حال من خوب نیست نرو جلسه، می گوید نه آن کار مهم است، آدم وظیفه شناسی است و در کنار عقلانیت، اصولاً آدم هایی که در آن حزب فعالیت می کردند هر دو وجه را داشتند یک عده شور انقلابی داشتند و یک عده ای سعی می کردند با دلیل و مدرک آرام آرام جلو بروند، یک خاطره ای که از بچه های حزب راجع به کلاهی آمده بود می گفتند یک آدمی بود که یک عده ای او را دوست نداشتند. می گفتند یک جاهایی وقیح بود و می روند به شهید بهشتی می گویند این آدم را برکنار کن، شهید بهشتی می گوید از این آدم یک مدرک مکتوب نشان بدهید که این آدم، آدم درستی نیست من او را برکنار کنم؛ ولی کسی نمی تواند مدرکی نشان بدهد که او آدم درستی نیست.تفرشی: من فکر می کن ...

ادامه مطلب  

کشف تونل پر پیچ و خم و مخوف یکی از فرماندهان داعش+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
نیروهای مقاومت در جریان پیشروی های خود در القلمون الغربی موفق شدند تونل یکی از مراکز فرماندهی داعش در این منطقه را کشف کنند.به گزارش «شیعه نیوز»، نیروهای مقاومت در جریان پیشروی های خود در القلمون الغربی موفق شدند تونل یکی از مراک ...

ادامه مطلب  

امانوئل مکرون در زیردریایی اتمی مخوف +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه از یکی زیردریایی های هسته ای ناوگان دریایی آن کشور دیدار کرد و شاهد آزمایش شبیه سازی پرتاب موشک نیز بود. امانوئل مکرون با استفاده از یک بالگرد به بالای زیر دریایی منتقل شد و با طناب روی زیر دریایی "لوتیریبل" (مخوف) فرود آمد و چندین ساعت از وقت خود را زیر آب گذراند. مکرون ضمن بازدید از زیردریایی "مخوف" که در آب های فراساحلی منطقه"بریتانی" شناور ا ...

ادامه مطلب  

واکنش کاربران به سیلی محکم سپاه به تروریست ها /موشک جواب ترقه است  

درخواست حذف این مطلب
پس از حمله موشکی سپاه به مقر تروریست های داعشی در دیرالزور سوریه، کاربران خوشحالی شان را در شبکه های اجتماعی نشان دادند."بر این اساس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با استعانت از ذات اقدس الهی و به نیابت از ملّت قهرمان و دشمن ستیز ایران و خانواده معظم شهدا و آسیب دیدگان عملیات تروریستی در حرم مطهر حضرت امام (ره) و ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی، لحظاتی پیش مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی و ساخت خودروهای انتحاری تروریست های تکفیری در منطقه دیرالزور در شرق سوریه را با هدف تنبیه تروریست ...

ادامه مطلب  

مرگ معمایی در چاه خیابان ولیعصر  

درخواست حذف این مطلب
حفر مشکوک چاه، ریزش همراه با انتشار گازهای سمی فاضلاب و چهار کشته همه آن چیزی است که درخصوص پرونده ریزش چاه در خیابان ولیعصر مشخص شده است. به گزارش ایران خبر، حادثه ای که بعدازظهر روز جمعه در زیرزمین یک ساختمان قدیمی رخ داد و باعث مرگ چهار پسر جوان شد. هنوز هیچ اطلاعات دیگری درباره هویت جانباختگان این حادثه منتشر نشده است. گفته می شود؛ محل وقوع حادثه زیرزمین یک قهوه خانه نیمه تعطیل بوده و این ٤ قربانی همراه با دوستانشان درحال حفر چاه فاضلاب بودند. با این وجود، مقامات قضائی علت حادثه را مشکوک می دانند. معمای مرگ این چهار مرد جوان در دادسرای امور جنایی تهران بررسی می شود. پیکر قربانیان این حادثه به دستور بازپرس دادسرای جنایی به پزشکی قانونی منتقل و پرونده برای تکمیل و بررسی در اختیار اداره آگاهی قرار گرفته است. مرگ ٤ جوان در قهوه خانه ساعت حوالی ٢٠ جمعه شب خبر هولناک ریزش چاه و گرفتارشدن چهارنفر در زیر خروارها خاک از طریق سامانه ١٢٥ به آتش نشانی اطلاع داده شد. درپی اعلام این حادثه، آتش نشان ها و و نیروهای امدادی از سه ایستگاه به محل حادثه اعزام شدند. خیابان ولیعصر، نرسیده به پارک ساعی اواسط کوچه اسعدی، طبقه منفی ٣ یک ساختمان قدیمی جایی بود که نیروهای آتش نشانی باید عملیات نجات را از آن جا آغاز می کردند. عملیاتی که به گفته جلال ملکی باریکی چاه و انتشار شدید گازهای سمی کار را برای نیروهای امدادی سخت کرده بود: «نیروهای امدادی در همان اقدامات اولیه متوجه شدند که داخل چاه مملو از گازهای سمی و خطرناک است، به همین دلیل، پس از ایمن سازی اطراف محل حادثه، با استفاده از دستگاه های مکنده گازهای خطرناک از چاه تخلیه شد. ازطرف دیگر، به ریزش بخش هایی از چاه و همچنین تنگ بودن دهانه آن کار را برای دسترسی به محبوس شدگان سخت تر کرده بود، ضمن این افراد محبوس در انتهای چاه روی یکدیگر قرار گرفته بودند و این موضوع مزید بر علت شد تا عملیات با کندی پیش برود.» سخنگوی سازمان آتش نشانی درباره جزییات دیگر این حادثه می گوید: «محل حادثه نیز یک ساختمان سه طبقه قدیمی با سه طبقه زیرزمین بود. براساس اعلام مالک ساختمان طبقه منفی سوم این ساختمان به یک قهوه خانه تبدیل شده و چند ماهی بود که تعطیل شده بود. این چهارنفر هم برای توسعه فاضلاب این ساختمان همراه با چند نفر دیگر از دوستانش اقدام به حفاری یک چاه می کنند، اما با عمیق ترشدن چاه، به دلیل رعایت نکردن اصول ایمنی و ریزشی بودن خاک منطقه، در عمق ٨متری این چاه مدفون می شوند که همکارانشان بلافاصله با آتش نشانی تماس می گیرند.» او ادامه داد: «پس از ایمن سازی محل حادثه، نیروهای امدادی کار خاکبرداری برای دسترسی به این چهارنفر را آغاز کردند، اما انتشار شدید گازهای فاضلاب که بسیار سمی و خطرناک هستند، باعث توقف عملی ...

ادامه مطلب  

واکنش کاربران به سیلی محکم سپاه به تروریست ها /موشک جواب ترقه است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغگروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان، لحظاتی پیش روابط عمومی کل سپاه در اطلاعیه ای از حمله موشکی سپاه به مقرّ فرماندهی تروریست های تکفیری در دیرالزور سوریه، با هدف مجازات عاملین جنایت تروریستی اخیر تهران خبر داد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است:"بر این اساس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با استعانت از ذات اقدس الهی و به نیابت از ملّت قهرمان و دشمن ستیز ایران و خانواده معظم شهدا و آسیب دیدگان عملیات تروریستی در حرم مطهر حضرت امام (ره) و ساختمان اداری مجلس شورای اسلامی ...

ادامه مطلب  

کارشناس مسایل آب: چاه غیرمجاز برای کشت دوم برنج حفر می شود  

درخواست حذف این مطلب
«انوش نوری اسفندیاری» امروز(شنبه) در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی ایرنا افزود: علاوه بر اینکه برخی کشاورزان برای توسعه فعالیت خود، نسبت به حفر چاه های غیرمجاز اقدام می کنند، برخی کشاورزان نیز به دلیل خشکسالی های اخیر و محدودیت منابع آب قبلی، چاه های جدید حفر کرده اند.وی اضافه کرد: وزارت نیرو که مسئول کنترل و مدیریت بهره برداری از منابع آب کشور است، تعداد چاه های غیرمجاز را حدود 300 تا 400 هزار حلقه تخمین می زند که بخش عمده آن چاه های کم عمق و نیمه عمیق است که برای مصارف کشاورزی حفر شده است.عضو اندیشکده تدبیر آب ایران درباره پر و مسلوب المنفعه کردن (مسدود کردن) 32 هزار و 728 حلقه چاه در چهار سال اخیر، می گوید: سرعت این امر متناسب با تعداد چاه های غیرمجاز نیست و با این روند کنونی، پر و مسلوب المنفعه کردن چاه های غیرمجاز کنونی حدود 15 سال طول می کشد؛ ضمن اینکه در این مدت نیز چاه های جدیدی حفر خواهد شد.اسفندیاری میزان اضافه برداشت از سفره های زیرزمینی در سالهای اخیر را حدود 6 تا 11 میلیارد متر مکعب در سال عنوان کرد و گفت: حدود 40 درصد از این اضافه برداشت ها مربوط به چاه های غیرمجاز است.وی تاکید کرد: با توجه به خشکسالی های اخیر و همچنین برداشت های بی رویه از سفره های زیرزمینی، باید مطالعاتی جامع در مورد میزان آب قابل برداشت و همچنین ظرفیت آبخوان های هر منطقه انجام ؛ تعداد و ظرفیت چاه ها مطالعه و بر اساس این اطلاعات، پروانه های صادر شده برای برداشت آب، اصلاح شود.عضو اندیشکده تدبیر آب ایران در ارتباط با چالش های پیش رو برای مقابله با حفر چاه های غیرمجاز گفت: خلا اصلی این است که دولت اصرار دارد همه کارها را توسط عوامل خود انجام دهد؛ مشکل بعدی این است که به دلیل مسایل معیشتی مردم، برخوردها با مدارا انجام می شود؛ علاوه بر اینها، باید بدانیم که رویکرد دستور و بخشنامه جوابگو نیست بلکه باید از رویکردهایی مانند «مدیریت جمعی» استفاده کنیم؛ یعنی اینکه نظارت ها توسط بهره برداران چاه های مجاز در هر منطقه انجام شود.به گزارش ایرنا، وزارت نیرو در کارنامه چهارساله خود اعلام کرده از ابتدای دولت یازدهم تا پایان خردادماه امسال، 32 هزار و 728 حلقه چاه مسلوب المنفعه شده است. در دهه های اخیر هر چند بارش ها سال به سال کمتر و کمتر شده، اما برداشت از منابع آبی هر سال نسبت به سال قبل روندی صعودی داشته است؛ بنابر این، علاوه بر خشکسالی های چند سال اخیر، عواملی دیگر مانند افزایش جمعیت، رعایت نکردن مدیریت مصرف، توسعه کشاورزی و صنعت و حفر چاه های مجاز و غیرمجاز، دست به دست هم داده و کم آبی را به بحرانی برای آینده ا ...

ادامه مطلب  

گالری عکس سامسونگ گلکسی نوت 8 (samsung galaxy note 8)  

درخواست حذف این مطلب
گالری عکس سامسونگ گلکسی نوت 8 (samsung galaxy note 8) را با هم مشاهده می کنیم. این تصاویر باکیفیت، دید خوبی از ظاهر و سبک طراحی گوشی به ما می دهند.گلکسی نوت 8 علاوه بر مشخصات سخت افزاری و قابلیت های منحصربه فرد، از نظر زیبایی ظاهری نیز چند سر و گردن بالاتر از محصولات پیشین سری note می ایستد. گوشی های این سری همواره به خاطر داشتن صفحه نمایش هایی باکیفیت و همچنین یک قلم بسیار کاربردی و منحصربه فرد در کانون توجه کاربران بوده اند. با معرفی گلکسی نوت 8، باید مجهز شدن به ...

ادامه مطلب  

هراس یک آگاه محیط زیستی از مشکل آلوده گی آب: کابل تا کم تر از ده سال دیگر خالی از سکنه می شود  

درخواست حذف این مطلب
از چندی به این سو یکی از بحث های جنجال برانگیز، آلوده گی آب های زیرزمینی است که سلامتی مردم را شدیداً تهدید می کند. یکی از عواملی که در آلوده گی آب های زیرزمینی نقش دارد، کـَندنِ بی رویهٔ چاه های فاضلاب و سپتیک است. کارشناسان محیط زیستی، نبود سیستم فاضلاب را عامل اصلی آلوده شدن آب های زیرزمینی می دانند. به اساس گزارش ها، در حال حاضر ۴۰ درصد آب های زیرزمینی در کابل غیرصحی است، با این وجود، مردم ناچار اند از آن استفاده کنند. در کنار چاه های فاضلاب، شفاخانه ها، خانه های اطراف پارک های صنعتی و محل های زیست، در نزدیک دریای کابل، محل هایی اند که در آلوده ساختن آب های زیرزمینی نیز نقش دارند. با آن که یکی از محل هایی که می تواند آب های زیرزمینی را تقویت ببخشد، دریای کابل است، ولی این دریا براساس تحقیقاتی که قبلاً انجام شده از ۶ هزار محل، آب ناپاک در آن سرازیر می شود. این مکان ها شامل منازل، حمام ها، کارخانه های تولیدی و اداره های دولتی است. از سوی دیگر اداره حفاظت از محیط زیست هشدار می دهد که اگر به آب های زیرزمینی توجه صورت نگیرد، تا کمتر از ده سال شهر کابل غیراسکانی خواهد شد. محمدکاظم همایون رئیس پلان اداره حفاظت از محیط زیست می گوید: «۷۰ درصد آب های زیرزمینی کابل، از دریای کابل تغذیه می شود، زمانی که این دریا آلوده می شود، به آب های زیرزمینی رخنه کرده و همه آب ها آلوده می شوند.» به گفته آقای همایون: «مشکل عمده و اساسی مردم، «آب های آلوده» است، هراس ما این است که تا ۱۰ سال آینده، یا کمتر از آن، نقاط زیادی از شهر کابل بخشکد و شهر بدون اسکان شود.» تراکم نفوس جمعیت در شهر کابل، نبود فرهنگ شهرنشینی و دیگر علت ها سبب شده تا آلاینده های کیمایی و بیولوژیکی و آلاینده های اکولوژیکی بلند برود. رئیس پلان اداره حفظ محیط زیست افغانستان می گوید: «یکی از عوامل عمده آلوده شدن آب های زیرزمینی، چاه های جذبی غیر معیاری است. در ضمن نبود کنترول و نظارت مداومِ اداره های دولتی و غیره عوامل، سبب شده است که هر کس چاه بکَنَد و این چاه ها سبب شده که آب های شیرین در آب های شور مخلوط شود و آب های شُرب آلوده شود.» به گفته او، در افغانستان به تازه گی مقرره آلوده گی از منابع آب بیرون شده و روی پالیسی آن کار صورت گرفته، قانون آب هم وجود دارد، «ولی با تأسف این قانون معیوبیت های خود را دارد». وی با انتقاد از عمل کرد دولت در قبال آلوده شدن آب ها گفت: «نظارت جدی صورت نمی گیرد و من مطمین هستم که آب های افغانستان به خصوص کابل و پنج شهر بزرگ دیگر، آلوده است. دستگاه هایی وجود ندارد که میزان آلوده گی آب را تعیین کند تا بدانیم چقدر آب آلوده است و دارای کدام نوع آلوده گی می باشد و ریشه های آن را باید بیابیم، این مشکل واقعاً خطرناک است.» وی پیشنهاد می کند که باید از حفاظت، ارزش و اهمیت آب برای مردم آگاهی داده شود. او می گوید: «نظارت جدی از سوی سه چهار اداره چون وزارت انرژی و آب، اداره حفاظت از محیط زیست، اداره کانالیزاسیون و آب رسانی و دیگر نهادها باید عمل کرد جدی در رابطه داشته باشند و دستگاه های تست آب باید خریداری شود، در کابل چالش تکثر میکروب بسیار زیاد است که خیلی خطرناک و بسیار نگران کننده می باشد.» از سوی دیگر، کارشناسان محیط زیست می گویند، سروی ای که قبلاً انجام شده، از شش هزار محل، آب ناپاک به رودخانه کابل سرازیر می شود. این محل ها شامل خانه ها، حمام ها، کارخانه های تولیدی و اداره های دولتی می باشند. این کارشناسان محیط زیستی، به خاطر جلوگیری از آلوده گی آب های زیرزمینی پیشنهاد می کنند که باید میان چاه های عمیق، نیمه عمیق و چاه های سپتیک بیش از ۳۰ متر فاصله وجود داشته باشد، ولی در حال حاضر گفته می شود که بیش از ۳۰ درصد چاه های سپتیک در ...

ادامه مطلب  

تدبیر دولت یازدهم همدان را از وضعیت بحران کم آبی خارج کرد  

درخواست حذف این مطلب
در سال های گذشته سطح آبهای زیرزمینی دشت های همدان سالانه یک متر افت داشت اما با توجه به بحران کم آبی، میزان افت سطح آبهای زیر زمینی استان در 6 ماه اول سال 92 به چهار متر هم رسید. افزایش دما در برخی از روزهای تابستان سال 92 گاهی به بالای 42 درجه سانتیگراد نیز رسید و این در حالی بود که میزان بارش ها در همان سال نسبت به مدت مشابه سال قبل از آن تا 44 درصد کاهش داشت و همدان را در بین استان های کشور به رتبه 31 از نظر میزان بارندگی ها رساند. بحران کم آبی در روستاهای همدان در سال 92 روز به روز افزایش یافت و بر اساس آمارهای موجود بیش از نیمی از روستاهای شهرستان همدان در آن سال با تانکر آبرسانی می شد. چالش کم آبی و بی آبی در آن سال ها روستاهای همدان را درگیر مشکلات فراوانی کرد و این روند به گونه ای بود که هر روز چشمه ای در نقطه ای از همدان خشک یا آب آشامیدنی یکی از روستاها قطع می شد. با روی کار آمدن دولت یازدهم و توجه دولتمردان به موضوع مهم و حیاتی آب ، اختصاص اعتبارات ویژه و اجرای طرح های مهم از جمله طرح احیا و تعادل بخشی از سویی و افزایش بارش ها و نذورات آسمانی در بیشتر استان ها از جمله همدان موجب شد تا استان همدان از بحران کم آبی خارج شود. اکنون که در سال زراعی جاری با توجه به افزایش نذورات آسمانی وضعیت استان همدان به لحاظ بارشها مطلوب است باید به این نکته توجه کرد که مردم نباید احساس کنند که بارندگی ها افزایش داشته پس هر اندازه که بخواهند بدون برنامه و در حد اسراف و با افراط و تفریط می توانند این منابع مهم و حیاتی را هدر دهند. با توجه به اینکه شرایط و اقلیم جغرافیای کشور همه ساله متفاوت است و شاید سال های آینده میزان بارش ها به این اندازه نباشد پس باید منابع آبی را ذخیره کرد تا دچار خشکسالی و جیره بندی آب نشویم. مدیر عامل شرکت آب منطقه ای همدان با بیان اینکه امسال با توجه به بارندگی خوب وضعیت آب در استان همدان مطلوب است افزود: میانگین بارش های استان در سال گذشته 330 میلی متر بوده که امسال به 400 میلی متر رسیده است. مرتضی عزالدین اضافه کرد: اما با این حال از مردم درخواست داریم به ویژه در بخش کشاورزی، آشامیدنی و صنعت، مصرف بهینه را مد نظر قرار دهند تا تابستان امسال را بدون مشکل کم آبی سپری کنیم. وی ادامه داد: علاوه بر بارش های مناسب در سال زراعی امسال در نقاط مختلف استان ، اجرای برنامه ها و طرح های مختلف در همه بخش ها از جمله در حوزه کشاورزی موجب شده از منابع آبی به بهترین شکل استفاده شود. وی اضافه کرد: نصب کنتورهای هوشمند، اجرای آبیاری تحت فشار و قطره ای در بخش کشاورزی ، اصلاح شبکه های آب و نصب شیرهای فشار شکن در حوزه آب آشامیدنی و استفاده آب از منابع مجاور مانند عباس آباد، خاکو و دره مراد بیگ از جمله برنامه های است که موجب شده از منابع موجود استان همدان بهترین استفاده را انجام داد تا دچار خشکسالی نشویم. عزالدین با بیان اینکه با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید با برگزاری نشست های شورای عالی آب توجه ویژه ای به حوزه آب شده است افزود: این شرکت در راستای طرح احیا و تعادل بخشی که در دولت یازدهم آغاز شد برنامه ریزی لازم را برای احیا و حفظ منابع آبی استان همدان انجام داد که ثمره آن بهبود وضع منابع آب زیرزمینی بود. وی با تاکید بر اینکه در دولت یازدهم با اجرای طرح احیا و تعادل بخشی منابع آبی در حال بهبود است افزود: برداشت از منابع آب زیرزمینی در سال های گذشته به سبب حفر چاه های غیرمجاز، افت سطح آب دشت های استان همدان را به دنبال داشت. وی اضافه کرد: کاهش سطح آب دشت های استان همدان عوارضی چون ایجاد فروچاله و خشک شدن چاه ها، افزایش بیابان زایی، ایجاد کانون ریزگرده ها و در نتیجه افزایش مهاجرت از روستاها به شهرها را به دنبال داشت و اگر روند بهره برداری از چاه های غیرمجاز ادامه پیدا می کرد به طور قطع دشت های استان همدان با مشکلات بسیاری مواجه می شد. مدیرعامل شرکت آب منطقه ای همدان اظهار کرد: احیا و حفظ منابع آب زیرزمینی استان همدان تنها با انسداد چاه های غیرمجاز ممکن نبود و این شرکت برنامه های دیگری از جمله نصب کنتورهای هوشمند و ایجاد تغذیه مصنوعی به منظور جذب منابع آب سطحی به زیرزمینی را در دستور کار قرار داد. عزالدین گفت: از ابتدای اجرای طرح تعادل بخشی تاکنون 2 هزار و 273 حلقه چاه غیر مجاز در استان همدان پر شد که با انسداد این تعداد حلقه چاه غیرمجاز بیش از 200 میلیون متر مکعب آب در منابع زیرزمینی صرفه جویی شده است. وی افزود: بیشترین تعداد چاههای پرشده در شهرستانهای کبودراهنگ با 616 حلقه چاه و شهرستان رزن با 415 حلقه چاه است. وی با بیان اینکه تعهد شرکت آب منطقه ای در سال جاری پر کردن 600 حلقه چاه غیرمجاز است گفت: 90 درصد این چاهها در شهرستان های رزن و کبودراهنگ قرار دارد. مدیرعامل شرکت آب منطقه ای همدان گفت: از ابتدای سال جاری تاکنون نیز 23 حلقه چاه غیر مجاز در شهرستانهای رزن 8 حلقه ، کبودراهنگ 4 حلقه، همدان 4 حلقه، ملایر 4 حلقه، اسدآباد 2 حلقه و بهار 1 حلقه پر شده است که به میزان بیش از 3 میلیون مترمکعب در بخش آب های زیر زمینی صرفه جویی شده است که صرفه جویی حاصل از انسداد چاه های غیرمجاز بسیار با ارزش است. عزالدین افزود: یکی از مهمترین راهکارهای گذر از بحران آب، مدیریت مصرف و جلوگیری از برداشت چاه های غیر مجاز و اضافه برداشت چاه های مجاز است. وی ادامه داد: سال گذشته نیز 857 حلقه چاه غیرمجاز در استان مسدود شد و به دنبال آن بیش از 54 میلیون متر مکعب در مصرف منابع آب زیر زمینی صرفه جویی شده است. عزالدین با بیان اینکه نصب کنتورهای هوشمند از دیگر اقدامات این شرکت برای حفظ منابع آبی است گفت: تاکنون سه هزار و 210 حلقه چاه مجاز مجهز به کنتور هوشمند آب و برق شده اند که این روند به طور جدی و با سرعت در حال انجام است. به گفته وی با نصب کنتور های هوشمند آب و برق، کنترل بر روی چاه ها دقیق تر می شود و میزان برداشت آب از منابع زیر زمینی به طور دائم رصد می شود. مدیرعامل شرکت آب منطقه ای استان همدان با اشاره به اینکه از ابتدای سال جاری تاکنون از 158 مورد اضافه برداشت از چاه های مجاز جلوگیری شده است بیان کرد: تعداد 24 گروه گشت و بازرسی در راستای نظارت بر چاه های مجاز و جلوگیری از حفر چاه های غیرمجاز و برداشت شن و ماسه از رودخانه های استان به طور شبانه روز دشت ها را کنترل می کنند. * نصب کنترل گرهای فشار، همدان را از بحران قطعی آب نجات داد معاون بهره برداری شرکت آب و فاضلاب استان همدان نیز گفت: نصب کنترل گرهای فشار ...

ادامه مطلب  

گفت وگو با اورهان پاموک درباره رمان «زنی با موهای قرمز»  

درخواست حذف این مطلب
موضوع محوری رمان «زنی با موهای قرمز» تازه ترین اثر اورهان پاموک، نویسنده ترک برنده جایزه نوبل، رابطه میان پدر و پسر است. او موقع صحبت کردن درباره ادبیات و قهرمانان داستان هایش می گوید: «من اهمیت زیادی برای فرد قایلم. باید به ظرافت ها، شکنندگی و تراژدی افراد، دلسوزی پدران نسبت به پسران شان و همدردی پسران با پدران شان توجه بیشتری کرد. »اورهان پاموک چهارده ماه بعد از انتشار رمان «چیز غریبی در سرم» رمان جدیدش به نام «زن موقرمز» را روانه کتابفروشی ها کرد. برگردان فارسی این کتاب که به همت مژده الفت و از سوی نشر نون منتشر شده است، با حکایت یک اوستای چاه کن و شاگردش در یکی از مناطق دورافتاده استانبول به نام اونگورن شروع می شود. داستان در دهه ٨٠ میلادی روی می دهد. رمان در کنار پرداختن به زن موقرمز که بازیگر تئاتر شهرستان است و با زیبایی رازگونه اش عقل از سر قهرمان جوان رمان می برد، در چارچوب نمایشنامه «اودیپوس شهریار» اثر سوفوکلس که در آن پسری پدرش را به قتل می رساند و داستان رستم و سهراب شاهنامه فردوسی که پدری دستش را به خون پسرش آلوده می کند، به بررسی رابطه پدر و پسر می پردازد.اورهان پاموک سال ٢٠١٤ براساس رمان «موزه معصومیت» خود موزه ای را در استانبول برپا کرد. پس از آن در ژانویه سال ٢٠١٦ موزه معصومیت سامرست هاوس لندن را در ارتباط با همین رمان تاسیس کرد. رمان و موزه که بر محور داستان زندگی دو خانواده در استانبول قرار گرفته به موازات هم خلق شده اند. در تاریخ ۱۷ مه ۲۰۱۴ این موزه جایزه موزه سال اروپا را از آن خود کرد. نیل کورال، خبرنگار نشریه ترک زبان «roportajgazetesi» با اورهان پاموک در همان نخستین روزهای گشایش این موزه در لندن با او به گفت وگو نشست و درباره آخرین اثر داستانی این نویسنده، «زنی با موهای قرمز» و این موزه پرداخت.فکر اولیه این رمان از کجا به ذهن تان رسید؟وقتی در سال ١٩٨٨ رمان کتاب سیاه را به پایان می بردم یک اوستای چاه کن و شاگردش در همسایگی ویلای خانوادگی مان در هیبلی آدا مشغول کندن چاه بودند. زنگ می زدند و از ما درخواست می کردند آیا می توانیم از آب باغ استفاده کنیم؟ آیا می توانیم از تلفن شما استفاده کنیم؟ و... بدین ترتیب یک رابطه دوستانه بین ما شکل گرفت. بعد از مدتی به آب رسیدند و کار کندن چاه تمام شد. اواخر تابستان بود. به آنها گفتم نویسنده ام و اگر اجازه می دهید می خواهم با شما مصاحبه کنم. قبول کردند و مصاحبه انجام شد و گفت وگوها را ضبط کردم. سال ها از این ماجرا گذشت. با چاه کن های دیگری نیز مصاحبه کردم اما من در چارچوب مفهومی گسترده تری فکر می کردم. فکر اولیه رمان این بود: یک اوستای چاه کن و شاگردش توی باغ ویلای همسایه در منطقه هیبلی آدا. همانطور که در رمان نیز گفته می شود در ساعت ١٧ بعدازظهر دمنوش گیاهی توی قابلمه می تپاندند و شروع می کردند به جوشاندن و دوباره به کارشان ادامه می دادند. یک تلویزیون قابل حمل هم داشتند. وقتی غروب می شد روشنش می کردند و شام شان را می خوردند. بعد هم برای راهپیمایی به اسکله و بازار می رفتند. طرح اولیه رمان این بود. اما این حکایت بعد از ٢٧ سال عوض شد و به شکل امروزی اش درآمد.چگونه تصمیم گرفتید شاهنامه فردوسی و اودیپوس سوفوکلس را در مقابل هم قرار بدهید؟این موضوع ٣٠ سال به درازا کشید. من هم به اوستای چاه کن و پسرش و هم به رابطه پدر و فرزندی شان توجه داشتم. اما صرف این رابطه به نظر من برای نوشتن رمان کافی نبود. قصد داشتم آن را به موضوعات مهم تری گره بزنم. اوستای چاه کن یا همان پدر بی وقفه به پسرش دستور می داد و امر و نهی می کرد. او هم از این دستورات اطاعت می کرد. از یک طرف پدر و پسر مثل فرمانده و سرباز بودند و از طرف دیگر رابطه دوستانه ای بین آنان جریان داشت. با هم غذا می پختند و بی سر و صدا تلویزیون تماشا می کردند و من از دور رفتار آنان را زیرنظر داشتم. این چارچوب اولیه داستان بود. اما همان طور که گفتم، مجبور بودم آن را به یک چارچوب مفهومی گسترده ای گره بزنم: خودکامگی. فردیت شخص امر و نهی کننده و فردیت شخص اطاعت کننده. فردیت شخصی که منتظر است به دستوراتش گوش کنند و فردیت شخصی که قرار است پسر یا شاگرد او باشد.یکی از مهم ترین موضوعات ادبیات دنیا پیشگویی و ناتوانی انسان در رها شدن از چنگال آن است. حکایت اودیپوس و حکایتی دیگر از مولانا را در رمان آوردم. حکایت «پسرت خواهد مرد» که در خیمه نقل می شود از مولاناست. چقدر هم به حکایت اودیپوس شباهت دارد؛ این طور نیست؟ گفتم که پیشگویی مهم ترین موضوع ادبیات کلاسیک است؛ یک پیشگویی انجام می شود و پدر برای محافظت از پسرش و پسر برای نجات جان خود به تکاپو می افتند. هر چند به تکاپو می افتد اما همان سرنوشتی که از آن وحشت داشت بر سرش می آید. در اودیپوس سوفوکلس نیز این اتفاق رخ می دهد. در مولانا هم هست. خب چه نتیجه ای باید از این موضوع بگیریم؟ آیا باید نتیجه بگیریم که رهایی از چنگال سرنوشت ممکن نیست و تلاش و تکاپو بی فایده است؟ یا اینکه به بیان تراژدی کسی بپردازیم که می خواهد از چنگال سرنوشت بگریزد؟ تحلیل کلاسیک در اینجا ناتوانی انسان در فرار از چنگال سرنوشت محتوم است اما روی دیگر سکه، تکاپو و تقلای فرد گرفتار در چنگال تقدیر و سعی او برای رهایی از این تقدیر شوم به عنوان یک انسان خوب است. تراژدی اصلی که انسان امروزی با آن مواجه است در این چارچوب معنا و مفهوم می یابد. ما نویسندگان باید در رمان های مان به این موضوع توجه اساسی داشته باشیم. یعنی فقط به موضوع تسلیم در برابر قدرت مطلق و گفتن اینکه «هیچ راه فراری وجود ندارد، خدا یا حکومت هر چه بخواهد همان خواهد شد، چاره دیگری وجود ندارد» بسنده نکنیم و به فرد احترام قایل شویم. باید به ابعاد مختلف شخصیت قهرمان رمان، شکنندگی و تراژدی او توجه کنیم، به تقلای اودیپوس، دلتنگی سهراب برای دیدن پدر، حسرت و اندوه پدران نسبت به فرزندان و همدردی فرزندان نسبت به پدران توجه کنیم. مفهوم شکنندگی انسان ها مهم تر از مفهوم حکومت بزرگ و قدرتمند است. من به فرد بیشتر اهمیت می دهم. به نظر من مقدس ترین چیز فرد و انسان است نه دولت یا حکومت. می خواهم شکنندگی و انسانیتش را در برابر پیشگویی ها و بدبختی ها ببینم. ادبیات به نظر من نه دولت بلکه دیوان تمام مردمان انسان باور است.شما در رمان های تان درباره استانبول، شخصیت های مربوط به طبقات مختلف جامعه و بر هه های مختلف تاریخی سخن می گویید. توانسته اید در ذهن خوانندگان تان تصویری از استانبول حک کنید. آیا در تصویر ذهنی شما از استانبول کمبودی وجود دارد؟کمبود که همیشه وجود دارد. من ٦٤ سال است که در استانبول زندگی می کنم. پیشرفت های ٥٠ سال نخست ترکیه در مقایسه با پیشرفت های ١٤ سال اخیرش سخت ناچیز است. احساسات ٥٠ سال نخست زندگی ام را در کتاب استانبول که در سال ٢٠٠٣ به چاپ رسید، بیان کرده ام. در واقع استانبول را از روز تولدم تا سال ١٩٧٤ بازگو کرده ام. احساس غالب در استانبول آن زمان اندوه و فقر و فلاکت است، یک کشور فقیر در کنار اروپا! الان هم در گوشه ای از اروپا واقع شده اما دیگر مثل گذشته بیچاره و فلک زده نیست. طی ١٥ سال اخیر پیشرفت های چشمگیر اقتصادی در ترکیه رخ داده است. دوست داشتم ترکیه در زمینه سیاسی نیز پیشرفت می کرد و یک جامعه لیبرال می شد که انتظارم بیهوده بود. وقتی به دنیا آمدم جمعیت استانبول یک میلیون نفر بود که حالا شده ١٥، ١٦ میلیون. در گوشه و کنار ناشناخته استانبول محلات جدیدی به وجود آمده. من در چنین شهری زندگی کرده ام. اکنون من نویسنده استانبولی شناخته شده ام. خودم را مالک و صاحب این هویت جدید می دانم. هنگام نوشتن رمان «چیز غریبی در سرم» با دوستم نقشه استانبول را نگاه می کردیم. به هم می گفتیم برویم این محله و ببینیم چه جور جایی است. چیزی در پیده فروشی (نوعی نان شبیه بربری) یا کباب فروشی می خوردیم. حتی بعضی اوقات همراه با محافظم در مناطقی که تازه به استانبول اضافه شده می گشتم و تماشا می کردم. از دبیرستان های دولتی، کالج ها، دبیرستان ها و مدارس راهنمایی خصوصی حومه استانبول بازدید می کردم. هم برای صحبت کردن با دانش آموزان و هم برای شناخت شهرم. آری استانبول هر لحظه در حال تغییر است و چیزهای زیادی هست که می توان درباره ا ش صحبت کرد. اینجا دیگر به خودی خود یک کشور است. تمام حالات انسانی را می توان در این شهر مشاهده کرد. اینجا تمام نشدنی است. من در اینجا به دنیا آمده ام و در آن زندگی کرده ام، حق طبیعی ام است که اینها را بنویسم. به نوشتن هم ادامه خواهم داد.چون در رمان قبلی ام «چیز غریبی در سرم» بدان پرداخته بودم برای اجتناب از تکرار، گذاشتم همان طور بماند. باید بگو ...

ادامه مطلب  

رد پای دایناسورهای پردار در ایران  

درخواست حذف این مطلب
نصرالله عباسی دانشیار رشته زمین شناسی دانشگاه زنجان گفت: با همکاری اساتید دانشگاه های پکن و کلرادو موفق به یافتن ردپای دایناسورهای پردار در ایران شدیم. در پی کشف مجموعه غنی از ردپای دایناسورها در البرز مرکزی، پژوهش های اخیر دانشمندان نشان می دهد که در میان این خزندگان انقراض یافته، دایناسورهای پردار از گروه دونده خزندگان نیز در ایران زندگی کرده اند.وی ادامه داد: با همکاری پروفسور لیدا زینگ از دانشگاه علوم زمین پکن و پروفسور مارتین لوکلی از دانشگاه کلرادو با بررسی رسوبات ژوراسیک میانی منطقه بلده استان مازندران ردپای دایناسورهای دو انگشتی پیدا شد که مربوط به گروه دایناسورهای پیراپرنده است. قدمت این ردپاها به ۱۷۰ میلیون سال پیش برمی گردد. این کشف از دو جنبه اهمیت دارد. یکی این که زیست دایناسورهای پردار را در ایران به اثبات می رساند و دیگر این که وجود ردپای دوانگشتی دایناسورهای پردار پیش تر از زمان کرتاسه کمتر شناخته شده است و وجود ردپای این گروه از دایناسورها در زمان های قدیمی تر همراه با ابهاماتی است.وی افزود: شاید بتوان با این یافته که چهارمین یافته در نوع خود در سطح دنیا است در بازسازی چگونگی پراکنش این دسته از دایناسورها در زمان پیش از کرتاسه گام برداشت. به بهانه یافتن رد پای فسیلی مربوطه به یک دایناسور پردار در منطقه البرز مرکزی در این مقاله دکتر مجید میرزایی عطا آبادی به پرسش هایی درباره دایناسورهای ایرانی و قدمت کاوش در این زمینه پاسخ داده است.دایناسورهای ایرانی چه زمانی و کجای ایران می زیستند؟با توجه به آثار یافت شده تا امروز و همچنین بررسی محیط دیرینه دوران دوم زمین شناسی یا عهد دایناسورها در ایران می توان گفت که بقایای دایناسورها در ایران را میتوان از انتهای دوره تریاس (۲۱۰ میلیون سال پیش ) تا ابتدای دوره کرتاسه (۱۳۰ میلیون سال پیش) در ایرانیافت. البته این بازه زمانی شامل کل زمانی است که شرایط برای زیستن دایناسورها در ایران مهیا بوده است در حالی که شواهد یافت شده نشان می دهد که دایناسورهای ایرانی بدون تردید در دوره ژوراسیک (۲۰۵ تا ۱۴۰ میلیون سال پیش) در چند نقطه از منطقه البرز و ایران مرکزی (شمال کرمان) زندگی میکرده اند.چند عملیات اکتشافی در ایران انجام شده است؟بقایای فسیلی و آثار دایناسورها تاکنون از چند نقطه از کوههای البرز (البرز مرکزی، شرقی و غربی) و همینطور مناطقی از شمال کرمان (ما بین زرند و راور) یافت شده است. اولین آثار یافت شده دایناسور در ایران ردپاهایی بود که توسط زمین شناسان ایرانی وقت شرکت ملی فولاد ایران و در نتیجه پی جویی های اکتشاف زغال سنگ در دره نیزار در شمال زرند در سال ۱۳۴۸(۱۹۶۹) کشف گردید. غالبی از این ردپاها در نمایشگاه بین المللی آسیایی تهران در همان سال به نمایش گذاشته شد. به نظر می رسد این نمایش عمومی موجب جلب توجه مسولان وقت به حضور دایناسورها در ایران شده باشد به گونه ای که مدت کوتاهی پس از آن اولین سفر اکتشافی برای یافتن آثار و بقایای دایناسورها در ایران توسط سازمان زمین شناسی کشور و با رهبری دایناسورشناس معروف و جهانی فرانسوی آلبرت دو لاپارن در نواحی مختلف کرمان ترتیب داده شد که در نتیجه آن آثار ردپای بیشتری از دایناسورها در دره نیزار کشف گردید.نتایج این مطالعات در گزارش ۲۶ سازمان زمین شناسی در سال ۱۹۷۲ میلادی به چاپ رسید. بخشی از ردپاهای یافت شده نیز به موزه سازمان زمین شناسی منتقل گردید. اما اولین و زیباترین ردپای دایناسور ایرانی که همچنان به شکل طبیعی خود تا همین اواخر در دره نیزار قرار دشت چندی پیش توسط افراد سودجو و نادان دچار تخریب شده و بخشی از آن از میان رفته است. خوشبختانه غالب های خوبی از این رد پا در اختیار نگارنده و موزه های سازمان زمین شناسی، تاریخ طبیعی اصفهان و دانشگاه اصفهان میباشد.پس از این اکتشافات ابتدایی، آثار دیگری از ردپای دایناسور توسط کارشناس دیگری از سازمان زمین شناسی در منطقه زیراب مازندران (البرز غربی) یافت شد که نمونه فوق هم توسط دولاپارن مطالعه و به عنوان نمونه جدیدی از ردپای دایناسور نامگذاری گردید. محل نگهداری این آثار نامعلوم است و به نظر میرسد به دلیل سهل انگاری در نگهداری، این آثار از بین رفته باشد یا در مجموعه ای شخصی حفظ شده باشد. در هر حال اطلاع ما در مورد این نمونه بسیار اندک است. پس از این اکتشافات اولیه برای ۳۰ سال فعالیت خاصی در زمینه اکتشاف و مطالعه دایناسورها در ایران صورت نگرفت تا آنکه در سال ۱۳۸۱ (۲۰۰۲) با تلاش های نگارنده و همکاری دانشگاه اصفهان و سازمان زمین شناسی کشور دومین عملیات پی جویی دایناسورها در ایران با حضور متخصصینی از برزیل، ایتالیا و ایران در منطقه کرمان برگزار گردید.خوشبختانه در جریان این کاوش ها علاوه بر بررسی مجدد آثار ردپای دره نیزار و کشف چند اثر فرعی دیگر در همان منطقه، با کمک توصیه ها و راهنمائی های گزارش دلاپارن توانستیم اولین آثار اسکلتی دایناسورها، که شامل چند قطعه استخوان و یک دندان بود، را در رسوبات قرمز رنگ مشهور به سری بیدو در مسیر جاده کرمان – راور پیدا کنیم. البته پیش از این برنامه اکتشافی نیز بررسی های نگارنده در این مناطق منجر به کشف آثار دیگری که می توان با تردید آنرا به دایناسورها نسبت داد، شده بود. پس از این برنامه اکتشافی و علی رغم اشتیاق متخصصان خارجی به ادامه پی جویها در ایران، حضور نگارنده در خارج از کشور به جهت ادامه تحصیلات و نبود افراد علاقمند و پیگیر در ایران باعث فطرت ۱۰ ساله دیگری در زمینه پی جویی آثار دایناسورها در ایران گردید. در طی ایندوره آثار ردپایی از یک دایناسور کوچک در منطقه هرزویل البرز شرقی که پیش از این یافت شده بود مطالعه گردید.همچنین تخته سنگ جالبی که حاوی تعداد زیادی ردپای دایناسور با ابعاد مختلف بود توسط یکی از کارشناسان سازمان زمین شناسی مرکز کرمان در بین مصالح ساختمانی یک خانه روستایی در منطقه دشت خاک کرمان شناسی و به موزه سازمان زمین شناسی این مرکز منتقل گردید. در یکی دو سال گذشته نیز آثار ردپای فراوانی از دایناسورها در ناحیه بلده، البرز مرکزی یافت شده است که همکار گرامی دکتر نصرالله عباسی در حال پژوهش بر روی آثار فوق است. عملیات پی جویی دایناسور ...

ادامه مطلب  

گفت و گو با خالقان موفق «مفت آباد» دوست داشتنی  

درخواست حذف این مطلب
دنبال اتفاق عجیب و غریبی نباشید، «مفت آباد» فیلم ساده و سرراستی است. قصه آدم هایی که به دنبال یک اتفاق ساده، در یک خانه حبس می شوند و قرار است شما دو ساعت با آن ها همراه شوید. آدم های غریبی نیستند؛ شبیه شان را در کوچه و خیابان دیده ایم و شاید بدون تفاوت از کنار آن ها رد شده ایم. نمایش و البته موفقیت «مفت آباد» در گروه هنر و تجربه را بهانه کردیم تا ساعتی با کارگردان (پژمان تیمورتاش) و بازیگر فیلم (سجاد افشاریان) بنشینیم و گپ بزنیم.سنتان باید هم سن جوان های مفت آباد باشد، درست است؟تیمورتاش: مثلا مفت آبادی ها چند سالشان است؟چه شد که یک جوان در این سن و سال به سراغ این رفت که یک قصه از جوان های هم نسل خودش تعریف کند، اصلا آدمی در این سن و سال چقدر حرف برای گفتن دارد؟تیمورتاش: الان خیلی ها ادعای فیلم نسلی ساختن و قصه نسلی نوشتن و... دارند؛ اما اگر بخواهیم درباره بچه های دهه 60 صحبت کنیم و بخواهیم اتفاقاتی که برای آن ها افتاده است را مرور کنیم، باید فقدان های شان را به تصویر بکشیم و مشکلاتی که دارند را بیان کنیم. این ادعا در هر آدمی که وارد این وادی می شود وجود دارد؛ اما به شکل کلی دغدغه ای که من شخصا با آن رو به رو هستم، این است که یک سری آدم وجود دارند که در جامعه دیده نمی شوند و فیلم سازان هم به سراغشان نیم روند. ما اصلا دوربینمان را آن طرفی نمی کنیم؛ وقتی هم دوربینمان این طرفی می شود با اکراه این کار را انجام می دهیم. انگار نگاه بد به آنها داریم؛ یک جور نگاه طبقاتی؛ اگر هم نگاه طبقاتی نداریم یک نگاه ابزاری داریم و می خواهیم از آدم های این طبقه استفاده کنیم. گاهی هم نگاه سانتی مانتال داریم و می خواهیم از مخاطب اشک بگیریم، درواقع همیشه می خواهیم دنبال منافع خودمان باشیم. من اما دغدغه ام این بود که بروم دنبال آدم هایی که در حاشیه هستند و دیده نمی شوند و نگاهی به آن هایی که در حاشیه هستند و دیده نمی شوند و نگاهی به آن ها داشته باشم که یک نگاه بی قضاوت و درست باشد. حقیقتش را بخواهید، اینکه جوان یا پیر باشد مرد نظرم نبود؛ خواه ناخواه این اتفاق می افتاد که به دنبال جوان های هم سن و سال خودم بروم.یعنی اگر سنتان بالاتر رود کاراکترهای قصه تان با خودتان هم بالاتر می آیند؟تیمورتاش: پیری این آدم ها خیلی جذاب تر است.نظر شما چیست آقای افشاریان؟ به نظر شما آدم های این قصه واقعا دیده نمی شوند؟ صدایشان را هیچ کس نمی شنود؟افشاریان: نه این طور نیست. دلیل سوالتان مبنی بر چرایی ساخت این فیلم است؟خب خودتان به عنوان بازیگر یکی از آدم های قصه ای هستید که آقای تیمورتاش می گویند در سینما و حتی اجتماع ما کمرنگ هستند. کارگردان می گوید دوست داشته تا آدم هایی که دیده نمی شوند را برجسته کند. وقتی فیلم نامه را خواندید، همین مساله به ذهنتان رسید؟شاید؛ اما فیلمنامه برای من جذابیت های دیگری هم داشت؛ پیشبرد قصه، زبان و موقعیت هایی که برای تک تک کاراکترها شکل می گیرد. اتفاقا من خیلی به این فکر نکردم که مثلا ما این کاراکترها را ندیدیم. برعکس به شکل های مختلف و در لحظات مختلف دیده ایم، در فیلم های قبل از انقلاب تا الان همیشه آدم هایی از این دست وجود داشته اند. همین قدر مفت آبادی ها را می شود درک کرد که خانه ای که در فیلم «گوزن ها»ی مسعود کیمیایی وجود دارد، یعنی به هر حال این آدم ها و روحیات شان حتی اگر در اقوام دور ما هم وجود نداشته باشند؛ ولی بالاخره ما یک جایی با نمونه ای از این آدم ها برخورد داشته ایم.برای خود من به عنوان بازیگر در وهله اول کلیت فیلمنامه و خود نقش جذابیت داشت.آن آدم هایی که به قول آقای تیمورتاش دیده نمی شوند، همیشه درصدی از جامعه هستند که ممکن است استعدادها یا توانایی های زیادی داشته باشند؛ ولی صدایشان را کسی نمی شنود و آن ها را نمی بیند، شما چقدر به این مساله توجه داشته اید؟من فکر می کنم ضرورت اصلی برای پژمان، «سینما» بوده است و ضرورت بعدی اینکه چگونه با وجود تمام مشکلاتی که سر راه وجود دارد یک فیلم اول بسازیم؛ در این میان قصه ای که انتخاب شده مفت آباد بوده و در این انتخاب و آشنایی با آن آدم ها، زبان شان و اصلا سلیقه شخصی، سینمای مورد علاقه و همه اینها موثر بوده است. اساسا من فکر می کنم خیلی این ضرورت وجود ندارد که سینما به آدم هایی که دیده نمی شوند بپردازد، فکر می کنم به فراخور هر قصه در هر موقعیتی می توان یک اثر سینمایی ساخت. درواقع می خواهم بگویم که خیلی خوب است اگر این اتفاق رخ دهد، اما این وظیفه فیلم ساز نیست.از این موضوع اگر بگذریم، به نظر می رسد موقعیت خیلی عجیبی است. چگونه است که با وجود آنکه قصه در یک فضای بسته رخ می دهد، اما تقریبا نزدیک دو ساعت تماشاگر را با خودش می کشاند اما تماشاگر اصلا احساس خستگی نمی کند. معمولا وقتی ما با قصه های آپارتمانی رو به رو می شویم، یک غر ریز هم می زنیم؛ ولی در مفت آباد خوشبختانه این اتفاق نیفتاده است. آن قصه چه چیزی داشته که تماشاگر را با خودش کشانده است؟تیمورتاش: ببینید شهر شیب رو به پایینی دارد که این برای من شیب قصه است. ما هرچه رو به پایین تر می رویم، ماجراهایی پررنگ تر می شود، در حالی که شاید یک مقدار از عمق ماجرا کمتر شود چون آدم ها فرصت فکرکردن به اتفاقاتی که برایشان می افتد را از دست می دهند. دیگر فکر نمی کنند اگر الان یک نفر مرده، به قتل رسیده یا خودکشی کرده است؟ خب چه اهمیتی دارد؟ شاید اگر آن خودکشی در خانه ای در ولنجک اتفاق می افتاد خیلی فضا فرق می کرد، اما الان در یک خانه در پایین شهر اتفاق افتاده و فرصت گذاشتن از اتفاقات بیشتر شده است. همچنین شما تم و ریتم تان سریع تر می شود. واقعیت اول قضیه این است که ما می خواستیم یک فیلم بسازیم که در خانه اتفاق بیفتد، با بودجه مان سازگار باشد و قدرت آن را داشته باشیم که این اتفاق در حدی استاندارد رخ دهد، یعنی نمی خواستیم از لحاظ ساخت قدم اول بلندی برداریم خب این قضیه در فیلمنامه خلاصه می شد. اینکه ما فیلمنامه ای داشته باشیم که حالا که قرار است در خانه اتفاق بیفتد، این قدرت را داشته باشد که به شدت مخاطب را درگیر کند. ما فیلم های بسیاری داریم که از اول تا آخر در خانه اتفاق می افتد و تک لوکیشن است اما مخاطب را نگه نمی دارد و او را جذب نمی کند. در این فیلم اما در وهله اول داستان برایمان مهم بود، اینکه بتوانیم این داستان را در آن بافتی که گفتم نشان دهیم. من خودم بار اول که قصه را نوشتم، خیلی بیشتر از این پرماجرا بود.یعنی حذفیات زیاد داشت؟تیمورتاش: خودم تعدادی از ماجراها را حذف کردم، شروع کردم بال و پر قصه را زدن تا بتوانم به یک طرح منسجم تری برسم. ولی فکر می کنم که دور و بر ما همین طور پر از قصه است.شما از شهر حرف می زنید؛ به نظرتان چقدر قصه برای گفتن دارد؟ تیمورتاش: خود تهران؟ تهران به تعداد آدم هایی که در آن زندگی کرده اند قصه دارد.چقدر دغدغه شماست که این قصه ها را بنویسید و روی تصویر بیاورید؟تیمورتاش: فقط تهران نیست. ببینید وابستگی به یک شهر فرق می کند با این که یک شهر دغدغه بشود. من به تهران وابستگی دارم ولی اینکه نوشتن و گفتن از تهران بخواهد دغدغه من بشود؛ این طور نیست. من وقتی فیلم «بختک» را می بینم باز با محله سعدی ارتباط برقرار می کنم. چون آن آدم ها را می شناسم و فکر می کنم چقدر خوب است که من بروم در این محله یک سرک بکشم ببینم حالا چه خبر است؛ بیشتر این آدم هایی که در این شهر زندگی می کنند، برای این شهر نیستند؛ اما حرفی که من می زنم لزوما مربوط به شهر تهران نیست، قصه آدم هاست و مفت آباد هم درست است که یک لهجه تهرانی و اشاره مستقیم به یکی از محلات تهران دارد ولی داستانی نیست که ما بگوییم تنها مختص تهران است.یعنی جغرافیای دیگری هم می شود برایش در نظر گرفت؟بله، این داستان درون هر شهری می تواند اتفاق بیافتد؛ عصبیت یک شهر را با خودش دارد، ماجراهای یک شهر بزرگ مثل تهران را با خودش دارد؛ ولی متعلق به تهران نیست.افشاریان: آنقدر در سینما- چه به لحاظ صنعت و چه به لحاظ محتوا- کارکرده اند که سینماگر طبعا به این فکر می کند که چه قصه ای، چه فیلمی، در چه سالی با چه محتوایی بسازد و در این میان این دغدغه را دارد که در مجموع این فیلم چه سنگی روی سنگ سینما می گذارد؛ چقدر متفاوت است؟ چقدر به معنای واقعی کلمه، هویت مستقلی دارد؟به طور کلی سینما و تئاتر ما در شرایط مساعدی به سر نمی برد و بی شمارند آدم هایی که وقتی موقعیت فیلم ساختن به دست می آورند. به هر قیمتی فیلمشان را می سازند، حتی اگر فیلمنامه خوبی نیست؛ اما به خاطر از دست نرفتن موقعیت برای ساخته شدن یک فیلم، آن را می سازند. برای همین من فکر می کنم یکی از ویژگی های پیمان این است که برایش مهم است که فیلم بعدی اش چه ب اشد.چطور شد به این تیم بازیگرها رسیدید؟ با وجود اینکه اولین فیلم سینمایی شماست، اما به نظر می رسد چینش بازیگرها خیلی عجیب و غریب و با همدیگر مچ شده و کنار هم نشسته است. فکر می کردید که سجاد افشاریان قبول کند؟ چون می دانم که پیشنهادهای سینمایی زیادی داشته است ولی در سینما سخت گیر است.تیمورتاش: فیلمنامه ای به او دادم که نتواند نه بگوید (خنده). فیلمنامه سی، چهل درصد تغییر کرده است. «رسول» نقشی دارد که از اول تا آخر در حال خندیدن است. خب من مشخصا دنبال آدمی بودم که این خنده تکراری نشود. این شخصیت در یک فیلم رئال که همه چیز قرار است تداوم داشته باشد، بسیار مهم است و باید، عصبیت و همه چیزش به دل بنشیند. واقعیت اینجاست که خیلی هم این در و آن در می زدم، سجاد را می شناختم؛ اما رابطه نزدیکی نداشتیم؛ همان دوره استندآپ ها بود که من به «سجاد» پیشنهاد دادم. معمولا همین طور تصمیم می گیرم، حدود دو یا سه دقیقه از یک قسمت برنامه خندوانه را تماشا کردم؛ بعد دیدم که این لبخند چقدر جایش درست است و این آدم هم چقدر درست است. خب به این موضوع هم فکر کردم که او تا به حال در سینما کار نکرده است و اگر بیاید هیچ پیش زمینه ای در موردش وجود ندارد، مردم هیچ از او نمی دانند، هیچ انتظاری ندارند و احتمالا این نقش برای خودش هم می تواند جذاب باشد؛ به خاطر همین سمت سجاد رفتم و خوشبختانه پذیرفت؛ او خیلی قبل تر از این که هر بازیگری بخواهد اضافه بشود، اضافه شد و جواب داد. در مورد بازیگرهای دیگر هم دوست داشتم بچه های تئاتر بیایند. چرا؟ به نظر می رسد سینمایی های این روزها خیلی سراغ بازیگران تئاتر می روند؟یکی از دلایلم این بود که حتما باید این بازی ها تداوم می داشت. فقط یک بازیگر تئاتر می داند که شب به شب که می رود سر اجرا، باید عین شب قبل باشد و اگر عین شب قبل نیست، باید چگونه آن شخصیت را دربیاورد. فقط یک بازیگر تئاتر می داند این داستان قرار است در دو ساعت بگذرد. بازیگر سینما نه. شما به راحتی می توانید برای بازیگر سینما رج بزنید و حسش را به هم بزنید، به همین خاطر من سمت بازیگرهای تئاتری رفتم. انتخاب برزو هم انتخابی شبیه انتخاب سجاد بود. ما دنبال بازیگری بودیم که یک خاصیت و قابلیت بخصوصی داشته باشد که در مورد برزو علاوه بر فیزیک و نقش هایی که بازی کرده، وجود داشت. قرار بود یک نقش خیلی متفاوت نسبت به نقش هایی که بازی کرده، داشته باشد. نقش برزو خشونتی دارد که از اول تا آخر داد می زند و آخر فیلم... اخم دارد، آن اخم نباید تکراری می شد؛ در نهایت هم باید خنده آخرش به دل می نشست. ما باید خنده اش را زیاد می دیدیم و با آن ارتباط برقرار می کردیم.افشاریان: تمام بچه ها انگیزه های یکدستی داشتند و به همین خاطر تمام طول روزهای فیلمبرداری واقعا با جان و دل وقت می گذاشتند و یک کنش، مثل کنش هایی که زمان تمرین تئاتر اتفاق می افتد، اتفاق افتاد. شاید دلیل آن، این باشد که اساسا سینما این معادلات را ندارد. خیلی ها در یک فیلم سینمایی کنار هم قرار می گیرند و آنقدر رج وجود دارد که بازیگرها گاهی همدیگر را سر صحنه نمی بینند. ما هم اینجا رج داشتیم؛ مثلا پیش می آمد که سکانس های رو به انتها را اول بگیریم ولی خب در حد پلان بود. خاصیت مفت آباد این بود که تیم شکل گرفت.می دان سوال تکراری ای است ولی خب به هر حال باید بگویید که چه شد اولین تجربه سینمایی تان مفت آباد شد؟افشاریان: خب قبل از این فیلم به من پیشنهادهایی می شد؛ بازیگری کلا مقوله ای جدی است نه فقط در سینما که در تئاتر هم همین طور است. سال ها است که به عنوان بازیگر تئاتر فعالیت می کنم ولی سرجمع تئاترهایی که در این یک دهه بازی کردم به سختی به 15 مورد می رسد، چون همه چیز از نقش، معادلات، تکست و تیم و کار برایم مهم است. به هر شکل می گویم تفاوتی که مفت آباد با کارهای قبلی داشت، این بود که فیلمنامه بسیار منسجم و درستی داشت. نه اینکه فیلمنامه های قبلی فیلمنامه های درستی نبودند؛ شاید نقش هایی که پیشنهاد می شد برایم جذابیتی نداشتند. جدا از فیلمنامه، خود پیمان تیمورتاش خیلی دلیل قانع کننده ای بود برای این که در این فیلم بازی کنم.به چه دلیل؟پژمان هم نسل است و خب من خیلی به این موضوع فکر می کنم که اگر خودمان به همدیگر دست نرسانیم، اتفاقی نمی افتد.گفتید پیری های رسول جذاب تر می شود؛ قرار است چه شکلی بشود؟تیمورتاش: من فکر می کنم واقعا پیری این آدم ها هم جذاب است. شاید مثلا ...

ادامه مطلب  

عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل  

درخواست حذف این مطلب
عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل || روزهای ماه محرم هرچه می گذرند و به تاسوعا و عاشورای حسینی هرچه نزدیک تر می شویم، حال و هوا و بوی عزاداری بیشتر می شود. نه تنها در شهرها و کوچه و خیابان ها، که فضای مجازی هم در سوگ سیدالشهدا سیاهپوش است. مجموعه عکس های جدید محرم برای پروفایل در ادامه عرضه می شود. عکس پروفایل محرم، این روزها نشانه عزاداری در فضای مجازی شده است...بیشتر ببینید: عکس: محرم .بیشتر ببینید: پروفایل محرم .بیشتر ببینید: عکس پروفایل ماه محرم .بیشتر ببینید: مداحی محرم به یاد شهید حججی .عکس پروفایل محرم | عکس های جدید محرم برای پروفایل || روزهای ماه محرم هرچه می گذرند و به تاسوعا و عاشورای حسینی هرچه نزدیک تر می شویم، حال و هوا و بوی عزاداری بیشتر می شود. نه تنها در شهرها و کوچه و خیابان ها، که فضای مجازی هم در سوگ سیدالشهدا سیاهپوش است. مجموعه عکس های جدید محرم برای پروفایل در ادامه عرضه می شود. عکس پروفایل محرم، این روزها نشانه عزاداری در فضای مجازی شده است...در آفتاب، هر روز می توانید م ...

ادامه مطلب  

«عکس: محرم» | عکس پروفایل محرم | عکس های محرم جدید  

درخواست حذف این مطلب
عکس محرم | عکس پروفایل ماه محرم 96 | با نزدیک شدن این ماه، کم کم همه برای محرم از این ماه آماده می شوند. جهان مجازی هم که به جهان واقعی پیوند خورده، خودش را مهیای ماه محرم می کند. تغییر عکس پروفایل، اولین مرحله پیشواز فضای مجازی از ماه محرم است، و «عکس محرم» هر روز بیشتر جستجو می شود. در ادامه مجموعه «عکس پروفایل محر ...

ادامه مطلب  

بازی دوگانه با تروریست ها؛ نجات در تلعفر، کشتار در دیرالزور/ رفتار جوانمردانه محور مقاومت و اقدام جنایتکارانه آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، از اواسط مردادماه حزب الله لبنان و ارتش سوریه عملیاتی را برای پاکسازی منطقه «قلمون غربی» در مرز سوریه و لبنان از لوث وجود تروریست های داعش آغاز کردند. همزمان با عملیات محور مقاومت در قلمون، ارتش لبنان نیز با کمک حزب الله در مناطق مرزی با سوریه تحت عنوان «فجرالجرود» عملیات پاکسازی مناطق «القاع»، «رأس بعلبک» و «الفاکهه» را کلید زد.نتیجه این دو عملیات که در آنها نقش اصلی برعهده شیرمردان سلحشور حزب الله لبنان بود، شکست مفتضحانه تروریست های داعش بود؛ تروریست هایی که اسناد روابط پنهانشان با معارضان تحت حمایت آمریکا آشکار شده است و در نبردهای «قلمون» و «جرود» علی رغم مجهز بودن به تسلیحات عاریه ای آمریکایی باز هم مغلوب شدند.توافق جوانمردانهپس از شکست سهمگین داعش در«قلمون» و «جرود» مناطق مرزی مابین سوریه و لبنان، تروریست های داعشی درخواست آتش بس کردند و خواستار آن شدند که در ازای تحویل یک اسیر حزب الله و سه پیکر شهدای لبنانی و ایرانی(شهید حججی) به دیرالزور واقع در شرق سوریه در مرز این کشور با عراق منتقل شوند.با توجه به اینکه 360 تن از 670 نفر عضو کاروان تسلیم شده داعشی در مناطق مرزی سوریه و لبنان، شامل غیرنظامیان می شدند، حزب الله لبنان بر اساس اصل فتوت و جوانمردی در میدان نبرد، به درخواست آتش بس و انتقال داعشی ها در ازای تحویل پیکر شهدا، پاسخ مثبت داد. همچنین باید به این نکته نیز توجه داشت که برخلاف تروریست های خون آشام و متوحش داعشی، ارزش معنوی پیکرهای شهدای مقاومت ولو متلاشی شده و بی سر برای محور مقاومت بسیار بالاست. داعشی های تسلیم شده در شرق لبنان به همراه اعضای غیرنظامی خانواده شان در نهایت استیصال و درماندگی قرار داشتند و همانطور که سید حسن نصرالله سید مقاومت در سخنرانی روز دوم شهریورماه خود گفت همه صحنه های تسلیم شدن داعشی ها و خانواده های آنها به علت اعتقادات اخلاقی حزب الله منتشر نشده است. سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان، دوشنبه هفته گذشته (6 شهریور) همزمان با آزادسازی شرق لبنان درباره آخرین تحولات مربوط به منطقه سخنرانی کرد و پیرامون توافق تبادل با داعش گفت که « در مذاکره با داعش شرط گذاشتیم که پیکر همه شهدای اتباع مختلف را به مقاومت تحویل دهند. مرحله اخیر توافق جرود بین حزب الله لبنان و داعش مربوط به تحویل پیکر شهدا و اسیر حزب الله است. توافق کردیم که ۶۷۰ غیرنظامی و ۲۶ زخمی و ۳۰۸ داعشی را تحویل دهیم. تنها اسیر ما احمد المنیر معتوق است و هیچ اسیر سوری، ایرانی و عراقی نزد تروریست‎ها وجود ندارد و آنها پیکر شهدا به جزء پیکر دو لبنانی و یک ایرانی را در صحرا رها کردند. ما با آزادی زندانیان از زندان رومیه، صراحتا و به صورت مستقیم مخالفت کردیم. ما در ۲۵ می سال ۲۰۰۰ اشغالگران صهیونیست را اخراج کردیم و امروز نیز همه ما لبنانی‎ها تروریسم را از مناطق مرزی اخراج کردیم». نقشه شومی که بر باد رفتاما آمریکایی ها که با شکست داعش در مناطق مرزی لبنان و سوریه، نقشه های خود را بر باد رفته می بینند، در تلاش هستند تا به نحوی در پیروزی جوانمردانه حزب الله لبنان علیه تروریست های داعشی کارشکنی کنند.کمک های آشکار و نهان آمریکا به داعششکست های اخیر داعش در جبهه های مختلف عراق و سوریه و لبنان در شرایطی رقم می خورد که این گروه عملا به پیاده نظام آمریکا تبدیل شده است و آمریکایی ها دیگر ابایی از علنی شدن کمک های میدانی و تسلیحاتی و مالی شان به داعشی ها ندارند.همین چند روز پیش بود که «محمد السلام» مسؤول امنیتی سابق بخش سوری پایگاه التنف وابسته به آمریکایی ها در جنوب سوریه در مصاحبه با اسپوتنیک اعلام کرد که افراد مسلح گروه معارض«مغاویرالثوره» به فرماندهی فردی به نام «مهند الطلاع» با هماهنگی واشنگتن، سلاح های آمریکایی را به داعش می فروشند.پیش تر در گزارشی با عنوان داعش و آمریکا؛ دو روی یک سکه؛ کشتار غیرنظامیان به بهانه «مبارزه با تروریسم» ادامه دارد! به موضوع حمایت های نهان و آشکار میدانی و سیاسی آمریکا از داعش برای استمرار حیات این گروه تروریستی – تکفیری پرداختیم. اما هزیمت پرتلفات تکفیری های داعشی در جبهه های عراق و سوریه و پایان رمق آنها در «موصل» و «تلعفر» و «کرکوک» و «رقه»، آمریکایی ها را به این فکر انداخت که برای جلوگیری از نابودی کامل تروریست های داعشی، ...

ادامه مطلب  

آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالی  

درخواست حذف این مطلب
آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3*آب رسانی به عشایر «شهر آشخانه» خراسان شمالیایرنا- بجنورد- عشایر شمال خراسان شمالی هر ساله در فصل تابستان به منطقه «قرمیدان» در نزدیکی «شهر آشخانه» نقل مکان می کنند. به علت خشکسالی های چند سال اخیر عشایر برای تامین آب با مشکل جدی مواجه هستند. دولت برای رفع این مشکل چاه های آبی در منطقه حفر کرده تا به وسیله تانکر ها به عشایر آب رسانی شود. *5*3* ...

ادامه مطلب  

تداوم وضعیت قرمز آب در ایران  

درخواست حذف این مطلب
در حالی که زنگ خطر کمبود آب سال ها برای کشور به صدا درآمده، به عقیده بسیاری از کارشناسان و فعالان حوزه محیط زیست، هنوز هیچ راهکار عملی و ...صمت- در حالی که زنگ خطر کمبود آب سال ها برای کشور به صدا درآمده، به عقیده بسیاری از کارشناسان و فعالان حوزه محیط زیست، هنوز هیچ راهکار عملی و مناسبی برای نجات از این وضعیت ارائه نشده است.محدودیت منابع آبی کشور از نظر کمی و کیفی، استفاده نادرست از منابع آب های سطحی و زیرزمینی، نبود مدیریت و برنامه ریزی اصولی و صحیح برای استفاده از مقدار آب موجود و وقوع خشکسالی های چند دهه اخیر، باعث شده مشکلات و مسائل زیادی برای کشور به وجود آید. پرویز کردوانی، کویرشناس و چهره ماندگار جغرافیا در گفت وگو با صمت به حفر چاه به عنوان یکی از عوامل کمبود آب اشاره کرد و گفت: « پایین رفتن سطح آب های زیرزمینی باعث شده زمین نشست کند. این در حالی است که هر از گاه شاهد نشست زمین در شهرها و روستاها هستیم. نشست زمین به دو صورت اتفاق می افتد؛ در برخی نقاط با شکاف زمین و در جاهای دیگر زمین فرومی ریزد. اگر در مناطق روستایی زمین نشست کند دیگر امکان کشاورزی وجود نخواهد داشت.» ایران با روند بحران شدید و مزمن آب روبه رو است که پیامدهای بسیار ناگوار و مخرب آن برای نسل های آینده نیز به طور جدی نگران کننده و جبران ناپذیر است. مدیریت مناسب برای حفظ همین مقدار آب شاید بتواند ما را از این بحران نجات دهد. ادامه گفت وگو را می خوانید:یکی از عوامل پایین رفتن سطح آب های زیرزمینی حفر چاه است؛ نظر شما در این زمینه چیست؟تمام مسائلی را که امروز به عنوان چالش های مهم آب نام برده می شود در سال ۱۳۶۳ در کتاب مسائل آب در ایران بیان کرده بودم. از سال ۱۳۲۵ شناسایی آب سطحی را آغاز کردیم. در گذشته از قنات استفاده می شد. بعد از اصلاحات ارضی در دهه ۴۰ حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق موتوری در روستاهای ایران رواج پیدا کرد. به دلیل اینکه با این روش در ۲۰ روز می توانستند به آب برسند بنابراین مردم به سراغ چاه آب رفتند. اگر امروز تهران آلبوم ماشین های دنیا است آن زمان سر هر کوچه ای آگهی حفاری چاه نصب شده بود به طوری که از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵، ۵۰ هزار حلقه چاه حفر شد. اما از سال ۵۵ تا ۶۰ به مدت ۵ سال تعداد چاه ها بیش از ۲ برابر شد و به حدود ۱۰۵ هزار حلقه رسید. یکی از دلایل افزایش حفرچاه۴ برابر شدن پول نفت در اواخر دوره پهلوی بود به طوری که باعث شد مردم شروع به حفر چاه کنند و دلیل دیگر اینکه در اوایل انقلاب مردم و جهاد کشاورزی به حفر چاه اقدام کردند. در سال ۱۳۴۲ که اصلاحات ارضی شکل گرفت ۳ موضوع که ملی شد مرتع، جنگل و آب بود. آن زمان افراد می توانستند هر میزان و هر کجا آب را در اختیار بگیرند. از ۱۳۴۲ تا ۱۳۶۰ اوایل انقلاب حفر چاه افزایش پیدا کرد. در آن زمان وزیر وقت نیرو نامه ای به امام خمینی نوشت مبنی بر اینکه آب در حال غارت شدن است. آن زمان امام دستور دادند که جلوی حفر چاه های بدون مجوز وزارت نیرو گرفته شود، اما این کار عملی نشد.آیا ورود فناوری نیز باعث افزایش سطح برداشت آب شد؟ما از ۳ فناوری پیشرفته جهان استفاده کردیم که به وسیله آنها آب را برداشت کنیم. حفر چاه های عمیق و نیمه عمیق یکی از آنها بود زیرا استفاده از قنات دیگر نمی توانست خواسته های ما را برآورده سازد؛ به طوری که درحال حاضر بیش از ۸۰۰ هزار حلقه چاه داریم که افزون بر ۲۰۰ هزار حلقه آن غیرقانونی حفر شده است. موارد دیگر سدسازی و انتقال آب بود. در آن زمان بسیاری بیان کردند مقدار زیادی از آب های کشور به هرز می رود و با سدسازی می توان بخش های مختلف مانند کشاورزی و شهر را توسعه داد. کمبود آب در مناطق مرکزی و جنوبی کشور باعث شد موضوع انتقال آب مطرح شود. به همین دلیل یکی از نخستین اقداماتی که انجام شد انتقال آب های خوزستان بود تا از این طریق به شهرهای اصفهان و شهرهای اطراف آب رسانی شود. در مصاحبه هایی که سال های گذشته با یکی از روزنامه ها انجام دادم نظر خود را درباره انتقال آب این گونه گفتم که اگر می خواهید استانی را نابود کنید آب را به آنجا منتقل کنید. انتقال آب از ...

ادامه مطلب  

بازبینی در سیستم مدیریت، راه نجات منابع آب زیرزمینی  

درخواست حذف این مطلب
بحران آب زیرزمینی به مراتب جدی تر از مشکل منابع آب سطحی است. آب هایی که در زیرزمین هستند و به چشم دیده نمی شوند، در حال ته کشیدن بوده و به یکباره با فرونشست زمین، اثرات منفی خود را پیش چشم بهره بردار آشکار می کنند. تنها راهکار وزارت نیرو برای مقابله با این روند مخرب، پر و مسلوب المنفعه کردن چاه های غیر مجاز است اما کارشناسان بر این باورند که باید در سیستم مدیریت منابع آب زیرزمینی بازبینی انجام شود.بیلان منفی منابع آب زیرزمینی ایران سالانه ۶ میلیارد متر مکعب گزارش شده است و وزارت نیرو تلاش می کند در یک دوره ۲۰ ساله از طریق اجرای طرح احیاء و تعادل بخشی بیلان منفی منابع آب زیرزمینی را بهبود بخشد. اما متاسفانه به این طرح اعتبار مناسب تخصیص داده نشده است و سال گذشته با اعتبار صفر، کارِ پر و مسلوب المنفعه کردن چاه های کشاورزی توسط وزارت نیرو پیگیری شد. امسال نیز همین رویه ادامه دارد و محمدرضا بختیاری مدیرعامل شرکت آب منطقه ای تهران در گفتگو با پاون خبر داده است که طی ۶ ماهه نخست امسال ۴۵۱ حلقه چاه غیرمجاز در استان تهران از برداشت غیرقانونی بیش از ۱۶ میلیون مترمکعب آب جلوگیری به عمل آمده است.حدود ۳۰۰ هزار حلقه چاه غیر مجاز در کشور وجود دارد و معلوم نیست با این روند، چند سال طول می کشد که تمام چاه های غیر مجاز مسدود شود.بختیاری در چهل و نهمین نشست طرح احیا و تعادل بخشی منابع آب زیرزمینی اعلام کرده است که بر اساس ابلاغ شرکت مادر تخصصی مدیریت منابع آب ایران، آب منطقه ای تهران باید در سال جاری هزار و ۵۰۰ حلقه چاه غیر مجاز را پر و مسلوب المنفعه کند.وی با اشاره به برنامه ریزی دقیق برای تحقق این برنامه گفت: از ابتدای سال تا ۳۱ شهریور سال جاری ۴۵۱ حلقه چاه غیر مجاز در استان تهران پر و مسلوب المنفعه شده است که سهم تهران بزرگ ۱۰۱ حلقه چاه، شهریار ۶۰ حلقه، رباط کریم ۳۶ حلقه، اسلامشهر ۳۷ حلقه، ری ۳۷ حلقه، ورامین ۳۱ حلقه، پاکدشت ۱۳ حلقه، دماوند ۶۹ حلقه، فیروزکوه ۵۳ حلقه و شمیرانات ۱۴ حلقه بوده است.مدیرعامل شرکت آب منطقه ای تهران با بیان اینکه انسداد ۴۵۱ حلقه چاه غیر مجاز باعث جلوگیری از برداشت و تخلیه بیش از ۱۶ میلیون متر مکعب از منابع آبی استان شده است، عنوان کرد: طبق برنامه ریزی های صورت گرفته و تاکیدات انجام شده تا پایان امسال به برنامه مورد نظر خواهیم رسید.بیش از ۵۰ درصد آب مورد نیاز کشور از طریق منابع زیرزمینی در قالب چاه، چشمه و قنات تامین می شود اما با وجود آنکه نیمی از آب مورد نیاز خود را از سفره های زیرزمینی تامین می کنیم، برنامه ای برای مراقبت از ا ...

ادامه مطلب  

عکس جشن صعود به جام جهانی/ شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ +گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید... گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید...توضیح؛ برخی از تصاویر از اینستاگرام و سایر رسانه های مجازی جمع آوری شده است. عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ ...

ادامه مطلب  

عکس: شب قدر در تهران/ عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: شب قدر در تهران| دیشب مراسم شب قدر در امامزاده ها، مساجد، حسینیه ها و اماکن متبرکه تهران برگزار شد. مردم تهران همزمان و هماهنگ با سایر مردم کشور، مراسم احیای شب قدر را به جا آوردند. عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر را در ادامه مشاهده کنید... عکس: شب قدر در تهران| دیشب مراسم شب قدر در امامزاده ها، مساجد، حسینیه ها و اماکن متبرکه تهران برگزار شد. مردم تهران همزمان و هماهنگ با سایر مردم کشور، مراسم احیای شب قدر را به جا آوردند. عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر را در ادامه مشاهده کنید... عکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهر ...

ادامه مطلب  

زبان نمایشی در ایران تنبل است / جریان روشنفکری همیشه در ایران فحش خورده / گفت و گو با عوامل نمایش "شب دشنه های بلند"  

درخواست حذف این مطلب
سرویس تئاتر هنرآنلاین: "شب دشنه های بلند" نمایشی دغدغهمند است. اثری که روند نمایشنامه نویسی در ایران را مورد بررسی قرار می دهد. چالش های موضوع روشنفکری، جریانات و افرادی که در مقابل این روند می ایستند در کنار شیوه های اجرایی متفاوت، این اثر را به نمایشی قابل بررسی و تامل بدل کرده است.علی شمس نویسنده و کارگردان این اثر با وجود جوانی، تجربیات خود را در سال های اخیر به گونه ای به صحنه آورده تا در تداوم جریان تئاتر تجربی کشور باشد. جریانی که چند سالی است مورد غفلت قرار گرفته است. به همین بهانه با عوامل نمایش "شب دشنه های بلند" به گفت و گو نشستیم. آقای شمس، شما سال هاست که دارید روی زبان شناسی قصه های کهن فارسی کار می کنید. علاقه تان به بازخوانی قصه های کهن و تبدیل کردن آن ها به درام نمایشی از کجا نشأت می گیرد؟علی شمس: این نگاه از فقدان یک رویکرد عمیق و دراماتیک نسبت به فرآیند نمایشنامه نویسی در ایران می آید. من معتقدم که اساساً اگر آثار آقای بهرام بیضایی را از نمایشنامه نویسی ایران فاکتور بگیریم، ما هیچ اثر عمیق زبان شناسانه دیگری در حوزه زبان و رفتار نمایشی نداریم. نمایشنامه نویسی در ایران به یک سری متون محدود خوب خلاصه می شود که خیلی از آن ها هم قابل ترجمه به زبان انگلیسی یا دیگر زبان های زنده دنیا نیستند. این در حالی است که فقط از یک کشور کوچکی مثل ایرلند، حدود 50 نمایشنامه در ایران ترجمه شده است. نمایشنامه نویسی ایرانی با فقدان خلاقیت در مواجهه با زبان و روایت روبرو است. اصولاً دست یازیدن به کلمات و عبارات جعلی مثل تئاتر ملی و تئاتر ایرانی و رفتار کتره ای با نمایش های آیینی مثل نقالی و سیاه بازی ما را در خلق یک زبان ترجمه پذیر، تنبل و بی سواد کرده است. از نظر من نمایشنامه ای که ظرفیت ترجمه پذیری نداشته باشد، نمایشنامه نیست. ما زمانی می توانیم از نمایشنامه نویسی در کشورمان صحبت کنیم که نمایشنامه های آقای ساعدی یا آقای رادی در استونی، بلژیک و دیگر کشورهای اروپایی هم اجرا می شدند. متأسفانه این اتفاق نمی افتد و این وضعیت خوبی نیست. خیلی دردناک است که نمایشنامه های خوب آقای محمد یعقوبی یا آقای علیرضا نادری در کشورهای دیگر ترجمه و اجرا نمی شود. من اصولاً دوست دارم یک نگاه تاریخی و قرائت جدیدی از زمان و زبان در کارم رعایت شود. زبان فارسی به شدت زبان قدرتمندی است. در متون فارسی از جمله "کلیله و دمنه"، "مرز بان نامه" و "هزار و یک شب" و همینطور کتب مذهبی نظیر "بحارالانوار"، شکل روایت خوبی وجود دارد. اصولاً رمان فارسی از نمایشنامه فارسی خیلی جلوتر است. در زمینه رمان فارسی کارهایی در ساحت روایت، قصه پردازی و آدم پردازی صورت گرفته که در نمایشنامه نویسی نمونه اش وجود نداشته یا کمتر اتفاق افتاده است. به همین خاطر من معتقدم الان فرصت خوبی است که در نمایشنامه نویسی به آن مسائل پرداخته شود. شاید این کار به قول ولادیمیر مایاکوفسکی یک سیلی بزند به ذائقه روتین عمومی. این چیزی است که خیلی دوست دارم به سمت آن بروم.در میان نمایشنامه نویس های ایرانی پیش از انقلاب، اسماعیل خلج، محمود استادمحمد، عباس نعلبندیان، بهمن فرسی، غلام حسین ساعدی و اکبر رادی خیلی روی زبان کار کردند. برای مثال اکبر رادی روی اقلیم شناسی تلاش بسیاری کرده است. آیا زحمت این نمایشنامه نویس ها را می شود نادیده گرفت؟علی شمس: خیر. این نمایشنامه نویس ها کار خودشان را انجام داده اند اما آیا در حال حاضر امکان اجرای نمایشنامه های "قمر در عقرب" یا "شبات" اسماعیل خلج یا نمایشنامه "شب بیست و یکم" محمود استادمحمد وجود دارد؟ مسلماً خیر. عباس نعلبندیان که اصلاً دیگر حق حیات ندارد! اجازه اجرای نمایشنامه های آقای نعلبندیان داده نمی شود، وگرنه از ایشان نمایشنامه نویس جهانی تر در ایران وجود ندارد. این آدم ها برای نمایشنامه نویسی زحمت زیادی کشیدند اما الان یک جریانی علیه آوانگاردیسم و روشن فکری نمایش ما ایستاده که اجازه اجرای نمایشنامه های آدم هایی چون نعلبندیان و بیژن مفید را نمی دهد؛ این چه منطقی است؟ وقتی اجازه ندهند آثار یک نمایشنامه نویس کار شود، در واقع یعنی آن نمایشنامه نویس اصلاً وجود ندارد. در مورد آقای خلج، یک انقطاع تاریخی در هنر ایشان وجود دارد. آقای خلج نمایشنامه "عبید زاکانی" را در سال 56 می نویسد و بعد از آن دیگر هیچ کاری انجام نمی دهد. الان دیگر آقای خلج آن اسماعیل خلج دیروز نیست. آقای نعلبندیان و آقای ساعدی هم که دق مرگ شدند. آقای فرسی هم دارد کتاب کودک چاپ می کند و دیگر آن زبان ابزوردنویس که دائماً روایت را به تعلیق می انداخت و علیه روایت عمل می کرد از بین رفته است. پس از انقلاب هم که تئاتر ایران تا اواخر دهه 60 از فقدان نمایشنامه نویسی رنج می برد. در آن سال ها کتاب خاصی وجود نداشت و دسترسی به خیلی از چیزها محدود بود. همین موضوعات باعث شد که وقتی آقای محمد یعقوبی نمایشنامه "رقص کاغذ پاره ها" را نوشت، از آن متن به عنوان یک اتفاق تئاتریکال نام برده شد. نمایشنامه "رقص کاغذ پاره ها" اتفاقاً یک متن ترجمه پذیر است. بعضی از متون آقایان کوهستانی و علیرضا نادری هم ترجمه پذیر هستند اما تا وقتی یک متن فقط به زبان مادری نوشته شود، نمی شود از موفقیت آن سخن گفت. پس از انقلاب نویسنده هایی چون محمد یعقوبی، محمد چرمشیر، حسین کیانی، محمد رحمانیان، حمید امجد و چند نفر دیگر زحمت خودشان را کشیدند و در حوزه زبان شناسی کارهای خوبی ارائه دادند اما شاید تنبلی خود آن ها و شاید ترس و عدم رغبت مترجم ها باعث شد که آثارشان به زبان های زنده دنیا ترجمه نشود. شما علت ترجمه نشدن آثار این نویسنده ها را در چه می دانید؟علی شمس: به نظرم محمد چرمشیر یک نویسنده استثنائی و پراتیکال ترین نمایشنامه نویس تاریخ ایران است. آثار آقای چرمشیر الان باید در تئاتر برادوی اجرا شود. چیزی که محمد چرمشیر را به عنوان یک نمایشنامه نویس استثنائی می کند این است که آقای چرمشیر نمایشنامه را با خواست، منطق و شعور صحنه می نویسد. آقای چرمشیر در هر حوزه ای از نمایشنامه نویسی، ساحت های مختلف زبانی را تجربه کرده است. آثار محمد چرمشیر از جمله متن "در مصر برف نمی بارد"، قائم به خود نیست و در ذات اجرا تعریف می شود. آقای چرمشیر خودش را با فهم کارگردان آداپتاسیون می کند و با اجرا پیش می رود. محمد چرمشیر، ژان -کلود کاری یر است برای پیتر بروک! سویه محمد چرمشیر به عنوان یک دراماتورژ برای من به شدت تأثیرگذار و جریان ساز است و این نویسنده نزد من ارزش بالایی دارد. اما این را هم باید در نظر گرفت که روی سخن من بیشتر در مورد تألیف است و محمد چرمشیر یک مؤلف نیست و اثری از خودش را روی صحنه نمی برد. متن های آقای امجد هم تا حدودی بنا بر متینیت اثر نوشته می شود. نوشته های آقای رادی بیشتر از جغرافیای زبان فارسی، جایی برای عرضه ندارد. من از متن های آقای رادی خیلی لذت می برم اما واقعیت است که متن های ایشان را نمی شود در سه ساعت روی صحنه تئاتر بروکسل دید. زبان انگلیسی به لحاظ پرداخت و ساختار استعاره گرا و تاویل گرایی که دارد، یک زبان برگردان کاملاً قابل پرداخت است. اما با زبان آقای رادی در زبان انگلیسی چه می شود کرد؟ بخشی از علت این که متن های فارسی به انگلیسی ترجمه نمی شوند این است که مترجم ها از موفقیت آن متن به زبانی دیگر بیم دارند. از طرفی، هنرمند که نباید دنبال این و آن راه بیفتد و بگوید متن مرا ترجمه کنید. برای ترجمه متون فارسی باید یک سرمایه گذاری کلان فرهنگی صورت بگیرد. اما الان نه تنها چنین اتفاقی نمی افتد بلکه یک سری از آرتیست ها دارند به بهانه آن که با مبانی و اصول نظام مشکل دارند، حذف می شوند. این بهانه خیلی عجیبی است چون کسی که دارد در ایران کار می کند، حتماً قوانین این کشور را پذیرفته و آن را زیر پا نمی گذارد. تا زمانی که نگره ما نگره حذف است، وضعیت مان همین آش است و همین کاسه.شما در نمایش "شب دشنه های بلند" به سراغ دهه 40 و به خصوص اواخر آن دهه رفته اید. دهه 40 دهه عجیبی در هنر و ادبیات ایران است. بعد از افت عجیب فرهنگ و هنر در پس کودتای 28 مرداد سال 32، هنر و ادبیات ایران پوست اندازی کرد و در دهه 40 به اوج خود رسید. پرداختن شما به دهه 40 و به خصوص اواخر این دهه از همین منطق پیروی می کند؟علی شمس: دهه 40 ، دهه شروع دوباره فعالیت حوزه هنر است. در آن دهه در کتاب هفته آرش و فردوسی راجع به نقد ادبی حرف زده می شود و نقد شعر هم جان می گیرد. در همان دهه مکتب سقاخانه و کانون نویسندگان شکل می گیرد و جریانات فرهنگی و هنری مختلفی در کشور رواج دارد. در دهه 40 اتفاقات هنری در کارگاه نمایش، گروه هنر ملی، دانشکده هنرهای دراماتیک، دانشکده هنرهای زیبا، انجمن ایران و آمریکا، تا بگیر سال ها بعد در شب های گوته و... می افتد. نسل نمایشنامه نویسی دهه 40 هم نسل بسیار خوبی بود و همچنان هم یک جوان ایرانی برای یاد گرفتن نمایشنامه به آثار آقایان خلج، نعلبندیان، استادمحمد و مفید رجوع می کند. نوشتن نمایشنامه را می شود از شکسپیر هم یاد گرفت اما نوشتن نمایشنامه به زبان فارسی فرق می کند. هر چند شاید احساس کنید که بعضی از متون دهه 40 مثل نوشته های آقای غلام حسین ساعدی بوی کهنگی می دهد و دچار اشکال شخصیت پردازی است اما کاری که آقای ساعدی در نمایشنامه نویسی انجام داد مثل اختراع لامپ ادیسون می ماند. قبل از آقای ساعدی و دیگران، خیلی ها نمایشنامه نویسی کردند اما کارهای شان جدی نبود و هیچ تأثیری نداشت. اصولاً گذشته کاریزمای عجیب و غریبی دارد و همه دوست دارند به آن برگردند. میل به گذشته، دو ساحت پرداخت به زمان و زبان را ایجاد می کند. شما زمانی که به دهه 40 بر می گردید، می توانید به یک پدیدارشناسی اصولی در آثار آن دهه برسید و ساحت زمان و زبان را در آن ها حس کنید. این کار بزرگی است که گذشتگان ما انجام دادند.شخصیت "مجدد خوش کوش" در نمایش "شب دشنه های بلند" یک روشن فکر شکست خورده و به نوعی قهرمان نمایش است. این شخصیت به لحاظ ظاهری با عینک و نوعی سبیلی که دارد، شبیه غلام حسین ساعدی شده. خیلی از روشنفکران دهه 40 علیرغم آن که نگاه چپ نداشتند اما به خاطر آن که دوست داشتند از عینک و سبیل استفاده کنند، خودشان را شبیه شخصیت های جریان چپ گرای آن دوره می کردند. شما با چهره کاراکتر مجدد خوش کوش قصد داشتید به جریان شکست خورده چپ در ادبیات هم تلنگر بزنید؟علی شمس: روشنفکران دهه 40 یک تیپ ثابت داشتند؛ عموما اورکت سبز آمریکایی، عینک فریم بزرگ و سبیل. اسم کاراکتر نمایش من، مجدد است و مجدد یک مفهوم ثانویه است که الزام کشف آن توسط مخاطب می تواند وجود نداشته باشد. علیرغم آن که شما می گویید مجدد خوش کوش قهرمان قصه است، به نظرم او ضد قهرمان سمپاتی است. مجدد خوش کوش استعاره از تکرار و تجدید آدم هایی است که دائماً در برابر یک جریان فهیم می ایستند و علت ناکامی خودشان را در کامیابی دیگران جستجو می کنند. نمونه آدم های این جریان در عصر حاضر هم وجود دارند. همه دیدند که چه آدم هایی به هنرمندانی چون محمد چرمشیر، فرهاد مهندس پور، اصغر دشتی و حمید پورآذری فحش می دهند. مگر آدمی مثل محمد چرمشیر چه با آن ها کرده که باید فحش بخورد؟ همین جریان در دهه 40 و 50 به فروغ فرخزاد فحش می داد و وقتی که فروغ مرد، القابی چون نازنین دوران و شاعره بزرگ ایران را به او دادند. این ها یک عده آدم بی خرد و حسود هستند که تا موفقیت کسی را می بینند، تندی به او وصله می چسبانند. به نظرم چنین آدم هایی بیشتر از این که قابل تنفر باشند، قابل ترحم هستند. به نظرم پاردوی حضور این آدم ها را باید نشان داد و به قول ابوسعید ابوالخیر شوخ مرد را پیش چشمش آورد. عرصه هنر این مملکت به عنوان یک کشور جهان سومی هیچ وقت از وجود این نخاله ها خالی نخواهد شد.آقای کبودوند، شما برای آن که نقش مجدد خوش کوش را بازی کنید، به آدم های دهه های 40 و 50 نگاه کردید یا معاصرسازی کردید و آدم های شکست خورده امروزی در عرصه فرهنگ و اجتماع را مد نظرتان قرار دادید؟سام کبودوند: من کاملاً معاصرسازی کردم. اولاً می دانستم که خیلی از تماشاگرهای ما شناختی نسبت به آدم های آن دوران ندارند و ممکن است آن آدم ها برای شان جذاب نباشد. دوماً نگاه کردم و دیدم که مابه ازای آن آدم ها در زمان حال خیلی بیشتر هستند. به همین خاطر به مابه ازاهای امروزی چنین شخصیت هایی نگاه کردم اما سعی کردم شخصیت مجدد خوش پوش سمپاتیک شود چون گاهاً به چنین آدم هایی حق هم داده می شود. من اگر می خواستم دقیقاً خود آن آدم های شکست خورده را بازی کنم، شخصیت مجدد خوش پوش خیلی منفور، تلخ و چرک می شد. در حالی که من احساس می کنم این آدم ها برای پیشرفت به یک فضا و زمینه ای احتیاج داشته اند که این فضا و زمینه در اختیارشان قرار نگرفته. البته قطعاً خودشان هم کم کاری و تنبلی کرده اند. من شخصیت مجدد خوش پوش را سمپاتیک کردم تا هم با تماشاگر ارتباط بگیرم و هم چنین شخصیت هایی را متوجه کنم که اگر دل سوزی می کردند و با آدم های موفق همراه می شدند، حتماً خودشان هم موفق تر می شدند.زمانی که جن در بن شخصیت خواهر نمایش (گلاره) حلول می کند، به شخصیت مجدد خوش کوش 4 نمایشنامه را پیشنهاد می کند که سه تای آن ها نمایشنامه های معاصر است و دیگری نمایشنامه "مرگ یزدگرد" بهرام بیضایی. چرا شخصیتی چون مجدد خوش کوش با تمام مخالفت هایی که با بهرام بیضایی دارد، از میان آن 4 نمایشنامه، متن "مرگ یزدگرد" آقای بیضایی را انتخاب می کند؟سام کبودوند: دو دلیل دارد که نمایشنامه "مرگ یزدگرد" را انتخاب می کند. دلیل اولش این است که شناختی نسبت به 3 نمایشنامه معاصر ندارد و شاید آن ها را قبول ندارد. دلیل دومش هم این است که علیرغم آن که خوش پوش به بیضایی فحش می دهد اما بیضایی بت این آدم است. در واقع مجدد خوش پوش به کسی فحش می دهد که دوست دارد مثل او باشد و برای همین نمایشنامه آقای بیضایی را انتخاب می کند. نمایش "شب دشنه های بلند" دو تکه است و هر کدام از این دو تکه هم فضای جداگانه ای دارند. شروع نمایش تان با یک روایت همراه است که با اعلام تاریخ و ساعت اتفاق در آن روایت، تماشاگر وارد جریان نمایش می شود. چرا برای وارد کردن مخاطب به جریان نمایش از روایت استفاده کردید؟علی شمس: علتش به علاقه من به کتب کهن فارسی بر می گردد. من به روایت کردن به عنوان تکنیک نگاه می کنم و اصولاً از بیرون جعل کردن چیزی و قراردادن تماشاگر درون آن جعل را دوست دارم. تمام فیلم های "بیلی وایلدر" با روایت شروع می شود. نحوه روایت بیلی وایلدر در بدو امر به من اتمسفر می دهد. روایت فیلم های این کارگردان توسط یک ابر راوی و دانای کل انجام می شود و روای برای مخاطب اتسمفر فیلم را تعریف می کند و مخاطب را در داخل آن اتمسفر می گذارد. مثنوی مولوی را هم یک دانای کل تعریف می کند. در واقع مولوی از پیش آگاهی مخاطب استفاده می کند تا قصه اش را برای او روایت کند. به نظرم روایت کردن به گفتار شناسی و نوشتار شناسی خیلی کمک می کند و به همین خاطر 90 درصد نمایش های من هم با روایت شروع می شود.در ادبیات ایران آدم هایی مثل هوشنگ گلشیری، غلام حسین ساعدی، بهرام صادقی و ابراهیم گلستان از یک موجود ماورایی چون جن برای زمان شکنی و زبان شکنی استفاده کردند. شما در نمایشنامه "شب دشنه های بلند" جن را به چه منظور استفاده کردید؟علی شمس: من استفاده از جن را هم از دل فرهنگ کهن گرفتم و دارم بر اساس آن روایت خودم را پیش می برم. جن ها اسم های مختلفی دارند و معروف ترین شان هم در فرهنگ عوام زعفر جنی است. جنی که در نمایش "شب دشنه های بلند" وجود دارد اسمش علی شمس است! من در این نمایش کلاً دارم راجع به یک جعل حرف می زنم و شخصیت جن این توانایی را دارد که مرا در کالبد یک زن، جعل کند. اتفاقی که هرگز نخواهد افتاد. استفاده از مفهوم جن، چندین منطق را با هم پیش می برد. جن به من امکان ایجاد میزانسن می دهد و یک رئالیسم جادویی را هم به من پیشکش می کند که بر اساس آن بتوانم در اجرا میزانسن و ریتم تعریف کنم. استفاده از جن یک منطق متنی هم دارد که خیلی نمی خواهم واردش شوم چون بحث گسترده می شود. بنابراین می بینید که استفاده از جن یک فرآیند چند سویه است که از هر جهت می تواند به نمایش کمک کند و علیه دیالکتیک متن نباشد. در واقع من حواسم هست که استفاده از جن، بر ضد روایت عمل نکند. مهمترین کاری که من در متن انجام می دهم این است که گزاره هایی که دارند شخصیت و اتمسفر را تعریف می کنند، علیه خودشان عمل نکنند. مهم ترین عنصر برای من در ساحت یک نمایشنامه نویس این است که عناصر درونی متنم به تناقض نرسند؛ مگر این که تناقض خود یک حربه تکنیکال باشد.موضوع ضدیت جنسیتی را به چه علت در نمایشنامه تان استفاده کرده اید؟علی شمس: اصولاً در ایران زن به عنوان یک موجود دست دوم و جدی گرفته نشده به حساب آمده که حتی اجازه رفتن به استادیوم ورزشی هم ندارد. زمانی که اسم یک زن به عنوان کارگردان می آید، خیلی ها می گویند این حرف ها به تو نیامده و فلان و اینها. این تناقض رویدادی در نمایش من به تقویت پاردوی کمک می کند. من به عنوان مؤلف این اثر ترجیح دادم در کالبد یک زن وارد شوم و ضدیت جنسیتی و عمل کردن علیه نرینگی را با حضور شخصیت "گلاره" وارد اثر کنم تا این تناقض به پاردوی اثر کمک کند. نشاط پورفراهانی: در سال های دهه 40، آقایان صاحب فکر و اندیشه بودند و خانم ها در اجتماع از این امتیاز برخوردار نبودند. به همین خاطر است که تماشاگر از فکر و اندیشه شخصیت گلاره تعجب می کند.در دهه 40 زنان ترقی خواه زیادی همچون فروغ فرخزاد، پری صابری، شهرو خردمند، فهیمه راستکار، خجسته کیا و... در جامعه وجود داشتند که اتفاقات خوبی را در عرصه های مختلف هنر رقم زدند. فکر نمی کنید وجود این زنان ترقی خواه باعث ایجاد تناقض در مورد آن دهه می شود؟سام کبودوند: به نظرم این تناقض به وجود نمی آید. بحث نمایش "شب دشنه های بلند" در مواجهه با یک انسان ابله و شکست خورده است وگرنه دهه 40، دهه شاهکار هنری و ادبیاتی در ایران است. من در نمایش "شب دشنه های بلند" دارم رویکرد مجدد خوش کوش را نسبت به پدیده روشنفکری بررسی می کنم. من شخصیت مجدد خوش کوش را دوست دارم چون اگر بغض و حسادتی دارد هم آن را نشان می دهد. به همین خاطر این شخصیت به نسبت آدم هایی که بغض و کینه خودشان را نشان نمی دهند، قابل ترحم تر است.آقای شکیبایی، شما راوی نمایش "شب دشنه های بلند" هستید. در تاریخ سریال سازی و تئاتر ایران، راوی های خیلی خوبی وجود داشته اند که پدر شما زنده یاد خسرو شکیبایی هم یکی از آن ها بوده و روایت های خوبی از بوستان و گلستان دارد. یک راوی باید آنقدر صدای گیرایی داشته باشد و خوب حرف بزند که مخاطب را وارد جریان نمایش کند. لزوم داشتن این ویژگی مهم، کار شما را سخت نمی کرد؟پوریا شکیبایی: مسلماً کار من به عنوان یک راوی سخت است؛ به خصوص برای آن که من هر کاری که انجام می دهم، به قیاس گذاشته می شود. من خیلی سعی می کنم که از این مقایسه فرار کنم و از زیر سایه نام پدرم در بروم. هدف من این است که فقط کارم مورد قبول تماشاگر واقع شود و هیچ وقت به دنبال این نیستم که جایزه ها را درو کنم و به محبوبیت برسم. کار هنری این است که تماشاگر از شما راضی باشد. پدرم همیشه می گفت که بازیگر بدون تماشاگر یعنی هیچ. بنابراین من در نمایش "شب دشنه های بلند" کار سختی داشتم اما گاهاً لیدر یک کار که در این جا آقای شمس است، شجاعتی را به آدم می دهد که آن وقت آدم می تواند کوه را هم جابجا کند. علی شمس دانای کل این نمایش است و می داند همه چیز را چگونه مدیریت کند. یک موج انرژی از سوی علی شمس و تمامی اعضای گ ...

ادامه مطلب  

ترسناک ترین چاه که جان چند شناگر ماهر را گرفته است  

درخواست حذف این مطلب
یکی از زیباترین و در عین حال خطرناک ترین نقاط روی زمین، چاه یعقوب نام دارد.گروه گوناگون «تیتریک»،این چاهی است که به آن لقب زیبای ترسناک را داده اند چرا که تا حالا قربانیان زیادی گرفته است.چاه یعقوب (jacob’s well)این چاه مشهور در کشور آمریکا و در منطقه ویمبرلی تگزاس قرار گرفته است. در ادامه از این پدیده ی شگفت انگیز طبیعی بیشتر بدانید:درباره چاه یعقوبچاه یعقوب در واقع نام حفره ای بزرگ با دهانه ی ۴ متر و بسیار عمیق است که پرش در آن تا حالا جان افراد زیادی را گرفته است با این حال هنوز هم افراد ماجراجوی زیادی هستند که دوست دارند در داخل این چاه اسرار آمیز شیرجه بزنند و اعماق آن را کشف کنند. بد نیست بدانید که نام این چاه را از روی کتاب انجیل گرفته اند.وقتی که برای اولین بار به چاه یعقوب نگاه می کنید، به نظرتان چشمه بی خطر و معمولی ای می آید که فقط کمی پهن است با این حال وقتی که بیشتر به داخل آن خیره می شوید، با حجم شگفت انگیزی از آب که نمی دانید در پس آن چه چیزی است روبرو می شوید. چند متر که به پایین این حفره ی آبی بروید، به ۴ حفره به هم متصل دیگر می رسید که از بین آنها، حفره چهارم از همه خطرناک تر است.دهانه حفره چهارم بسیار باریک است و کمتر کسی تا حالا توانسته به ...

ادامه مطلب  

عکس: محرم | مجموعه جدید عکسنوشته برای محرم  

درخواست حذف این مطلب
عکس: محرم | مجموعه جدید عکسنوشته پروفایل محرم | ماه محرم اینجاست. محرم 1396 با خود عطر محرم آورده است. عکس ها نوشته درباره حرم امام حسین (ع) و قمر بنی هاشم (ع) نشان می دهند... در ادامه، مجموعه جدید عکسنوشته پروفایل محرم را می بینید. برای دانلود عکس و مداحی محرم و خواندن متن های زیبا درباره محرم، هر روز به آفتاب سر بزنید. بیشتر ببینید: عکس: محرم .بیشتر ببینید: پروفایل محرم .بیشتر ببینید: عکس پروفایل ماه محرم .بیشتر ببینید: گالری عکس های پروف ...

ادامه مطلب  

هری پاتر و ۱۵ حقیقت جالب در مورد لرد ولدمورت  

درخواست حذف این مطلب
لرد ولدمورت یکی از محبوب ترین شخصیت های منفی تاریخ به شمار می رود و در این مطلب به بیان ۱۵ حقیقت جالب در مورد وی خواهیم پرداخت.مقاله مرتبطسری هری پاتر مجموعه ای از کاراکتر های مثبت و منفی است که در دو جناح به نبرد با یکدیگر مشغول هستند. اما در راس تمامی آنتاگونیست های این مجموعه، شخصیت لرد ولدمورت قرار دارد. فردی که توانسته چنان ترسی بر جامعه جادوگران حاکم کند که خیلی ها حتی از گفتن اسم وی هم ترس دارند. اما با اینکه ولدمورت یک شخصیت منفی در مجموعه هری پاتر به حساب می آید، خیلی از طرفداران این مجموعه او را به چشم یکی از بهترین کاراکتر های منفی تاریخ می بینند. دقیقا مانند جوکر در سری بتمن یا دارت ویدر در سری جنگ ستارگان که بدون آن ها، جایی از کار می لنگد، لرد ولدمورت هم با تمام شرارت هایش یکی از ارکان اصلی مجموعه هری پاتر بوده و حتی می توان گفت که شخصیت هری هم بدون وجود او، شبیه به فردی ناقص است که زندگی بدون هدفی دارد.پیش از این مقالات مختلفی در ارتباط با سری هری پاتر در زومجی منتشر شده که از جمله آن ها می توان به قوی ترین و ضعیف ترین جادوگران این مجموعه اشاره کرد. اما در این مطلب سراغ شخص لرد ولدمورت رفته ایم و قصد داریم ۱۵ حقیقت جالب را در مورد وی بیان کنیم. با زومجی همراه باشید:۱- نقش وی در فیلم ها توسط هفت بازیگر مختلف ایفا شده استهفت عدد مقدسی برای شخص لرد ولدمورت به حساب می آید و وی آن را قوی ترینِ اعداد می داند. حال دست بر قضا نقش وی را در سری فیلم های هری پاتر، هفت بازیگر مختلف ایفا کرده اند. مطرح ترین این افراد و فردی که برای بیش ترین مدت نقش وی را در فیلم ها ایفا کرده، رالف فینس است اما علاوه بر او، هیرو فینس تیفین، فرانک دیلان، کریستین کولسن (در نقش تام ریدل جوان)، میشل برندت، ریچارد برمر و یان هارت نیز در قسمت های مختلفی نقش لرد ولدمورت را برعهده داشته اند.۲- در برخی ترجمه های کتاب نام وی تغییر یافته استسری کتاب های هری پاتر به بیش از ۳۰ زبان مختلف ترجمه شده اند و یکی از مواردی که همواره در راه ترجمه کتاب ها مشکل ساز بوده، مربوط به کتاب دوم و جایی است که هری و تام ریدل در تالار اسرار هستند و تام اسم کاملش یعنی «تام مارولو ریدل» را روی دیوار می نویسد و سپس این اسم با تغییر جای حروف، به عبارت «من لرد ولدمورت هستم» تبدیل می شود. از آنجایی که عبارت «من لرد ولدمورت هستم» در زبان های مختلف به شیوه های مختلفی نوشته می شود، پس مترجمین به ناچار مجبور شده اند نام اصلی ولدمورت را تغییر دهند تا حروف آن بتوانند این عبارت را تشکیل دهند.برای مثال در زبان فرانسوی، ترجمه «من لرد ولدمورت هستیم» عبارت «je suis voldemort» می شود و به همین دلیل هم مترجمین فرانسوی کتاب دوم، نام تام ریدل را به tom elvis jedusor تبدیل کرده اند تا حروف آن عبارت مذکور را تشکیل دهند. این قضیه فقط هم در مورد زبان فرانسوی صادق نبوده و برای مثال نام میانی (مارولو) در زبان آلمانی به vorlost، در زبان ایتالیایی به orvoloson و در زبان هلندی به asmodom تغییر یافته است.۳- ولدمورت تنها دو مرگ خوار زن داردولدمورت تعدادی از جادوگران بی رحم را در قالب مرگ خوار ها کنار خود جمع کرده و با استفاده از آن ها به ایجاد رعب و وحشت پرداخته و کار های شرورانه خودش را انجام می دهد. اما نکته جالب در مورد مرگ خوار های ولدمورت این است که تنها دو نفر از آن ها زن هستند. البته به احتمال زیاد این موضوع ربطی به دست کم گرفتن زن ها توسط ولدمورت ندارد چرا که در سری هری پاتر شاهد هستیم یک سری از بهترین جادوگر ها زن هستند و این در مورد مرگ خوار ها نیز صدق می کند.با اینکه شاید خیلی ها نارسیسا مالفوی را نیز یک مرگ خوار بدانند، ولی در واقع وی با وجود بودن در جناح تاریکی (احتمالا به دلیل اصرار همسرش) هرگز یک مرگ خوار نبوده و نشان مخصوص روی مچ دستش حک نشده است. پس تنها مرگ خوار های زن ولدمورت بلاتریکس لسترنج و آلکتو کارو هستند که مخصوصا اولی جزو بهترین و قابل اعتماد ترین افراد ولدمورت به شمار می رود.۴- ولدمورت هنگام مرگ ۷۱ سال سن داشتولدمورت در سال ۱۹۲۶ متولد و در سال ۱۹۹۸ هم در هاگوارتز کشته شد. با اینکه او بیش تر زمان خود را صرف پیدا کردن راهی برای جاودانگی صرف کرده بود و همچنین بیش تر از هر جادوگر دیگری در تاریخ اقدام به ساختن جان پیچ کرده و روحش را تقسیم کرده بود، اما در نهایت عمری مانند یک انسان معمولی داشت و تنها ۷۱ سال زندگی کرد.با اینکه سن بالای ولدمورت هرگز در فیلم ها به چشم نمی آید و ظاهری به مراتب جوان تر از سنش دارد، می توان این مورد را به نوعی توجیح کرد. به این صورت که ولدمورت نزدیک به ۱۳ سال از عمرش را بدون بدن سپری کرده و به همین دلیل هم در هنگام مرگ، بدن یک فرد ۵۸ ساله را داشت.۵- عبارت «اسمشو نبر» از داستان دوقلو های کری الهام گرفته شده استهمان طور که در ابتدای متن هم اشاره کردیم، رعب و وحشتی که ولدمورت در جامعه جادوگری ایجاد کرده بود به حدی زیاد بود که خیلی ها حتی از گفتن اسم وی نیز وحشت داشتند و او را اسمشو نبر خطاب می کردند. اما جی.کی.رولینگ در این مورد از داستان دوقلو های کِرِی الهام گرفته است. با اینکه شاید خیلی ها دوقلو های کِرِی را با فیلمی که در سال ۲۰۱۵ و با بازی تام هاردی از آن ها ساخته شد به یاد بیاورند، اما این دو برادر در اصل گنگستر هایی بودند که در دهه ۶۰ میلادی ترس و وحشت خاصی در لندن ایجاد کرده بودند.رولینگ در مصاحبه ای که در این مورد داشته رسما الهام گرفتن از دوقلو های کری را تایید کرده و در این مورد گفت:در لندن دو برادر گنگستر به نام دوقلو های کِرِی بودند که مردم حتی از گفتن اسم آن ها نیز به دلیل خشونت بالا و کار هایی که انجام داده بودند، وحشت داشتند. به نظر من این نشانگر قدرت بسیار بالای آن ها بود. وقتی شما بتوانید کاری کنید که مردم حتی از استفاده از اسم تان هم وحشت داشته باشند، این نشان می دهد که شما قدرت زیادی دارید. حال ولدمورت نیز چنین شرایطی در جامعه جادوگری داشت و مردم از گفتن اسمش هم وحشت داشتند.البته در کتاب آخر هری پاتر ولدمورت حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و نفرینی ایجاد کرده بود که مکان هر فردی را که اسمش را می برد، فاش می کرد.۶- هری و ولدمورت به نوعی باهم ارتباط فامیلی دارنددر جایی از کتاب محفل ققنوس، سیریوس می گوید که تمامی جادوگرانی که خون خالص جادوگری دارند، به نوعی با هم فامیل هستند. درست است که هری و ولدمورت هیچ یک جادوگری با خون خالص نیستند و یکی از والدین آن ها غیرجادوگر است، اما به هر حال یکی از والدین آن ها جادوگری با خون خالص است. هری عضو خانواده پاتر ها است و ولدمورت هم عضو خانواده گانت ها که هر دو این ها، از جمله نوادگان برادران پِوِرِل هستند.به طور دقیق تر، پاتر ها نوادگان سومین برادر از پِوِرِل ها یعنی ایگنوتوس پورل هستند که شنل نامرئی کننده هری هم از وی به ارث رسیده است. حال گانت ها هم از نوادگان دومین برادر این خانواده یعنی کادموس پورل هستند. این بدین معنی است که هری و ولدمورت فامیل دور یکدیگر به حساب می آیند. همچنین هم ولدمورت و هم مارولو گانت ادعا می کنند که از نوادگان سالازار اسلیتیرین هستند و در نتیجه هری هم از نوادگان اسلیتیرین به حساب می آید.۷- معنی اسم ولدمورت در فرانسوی «پروازِ مرگ» استرولینگ هرگز به صورت مستقیم به معنی نام ولدمورت اشاره نکرده است. با این حال وی گفته که حرف «t» پایانی این اسم نباید تلفظ شود. حال اگر کمی دقیق تر شویم و البته این را هم بدانیم که رولینگ کاملا به زبان فرانسوی مسلط است، ممکن است بتوانیم معنی واژه ولدمورت را پیدا کنیم. واژه «مورت» (بدون تلفظ ت پایانی) در زبان فرانسوی به معنی مرگ است. در این حالت عبارت vol de mort در فرانسوی معنی «پروازِ مرگ» یا «دزدِ مرگ» را می دهد. هر دو این معانی برای واژه ولدمورت منطقی به نظر می رسند.معنی اول از آنجایی منطقی است که ولدمورت پیام آور مرگ است و علاوه بر آن بدون نیاز به وسیله جانبی ای، قادر به پرواز کردن است. معنی دوم هم از این حیث منطقی است که ولدمورت سعی می کند با رسیدن به جادوانگی به نوعی از مرگ دزدی کند.همچنین واژه ولدمورت تا حدودی در یک سری زبان های دیگر هم معنی دارد. مثلا واژه «vuldimortdek» در زبان روسی قدیمی به معنی جادوگر سیاه است یا ترجمه کلمه «vol de mort» در زبان کاتالانی «آرزوی مرگ» می شود.۸- توانایی هری در صحبت کردن با مارها به دلیل نفرین ولدمورت بوداولین بار در کتاب اول هری پاتر متوجه می شویم که هری قادر به صحبت کردن با مار ها است و وی در باغ وحش با یک مار ارتباط برقرار می کند. همچنین در کتاب دوم نیز و ...

ادامه مطلب  

هری پاتر و ۱۵ حقیقت جالب در مورد لرد ولدمورت  

درخواست حذف این مطلب
سری هری پاتر مجموعه ای از کاراکتر های مثبت و منفی است که در دو جناح به نبرد با یکدیگر مشغول هستند. اما در راس تمامی آنتاگونیست های این مجموعه، شخصیت لرد ولدمورت قرار دارد. فردی که توانسته چنان ترسی بر جامعه جادوگران حاکم کند که خیلی ها حتی از گفتن اسم وی هم ترس دارند. اما با اینکه ولدمورت یک شخصیت منفی در مجموعه هری پاتر به حساب می آید، خیلی از طرفداران این مجموعه او را به چشم یکی از بهترین کاراکتر های منفی تاریخ دیده می بینند. دقیقا مانند جوکر در سری بتمن یا دارت ویدر در سری جنگ ستارگان که بدون آن ها، جایی از کار می لنگد، لرد ولدمورت هم با تمام شرارت هایش یکی از ارکان اصلی مجموعه هری پاتر بوده و حتی می توان گفت که شخصیت هری هم بدون وجود او، شبیه به فردی ناقص است که زندگی بدون هدفی دارد.۱- نقش وی در فیلم ها توسط هفت بازیگر مختلف ایفا شده استهفت عدد مقدسی برای شخص لرد ولدمورت به حساب می آید و وی آن را قوی ترینِ اعداد می داند. حال دست بر قضا نقش وی را در سری فیلم های هری پاتر، هفت بازیگر مختلف ایفا کرده اند. مطرح ترین این افراد و فردی که برای بیش ترین مدت نقش وی را در فیلم ها ایفا کرده، رالف فینس است اما علاوه بر او، هیرو فینس تیفین، فرانک دیلان، کریستین کولسن (در نقش تام ریدل جوان)، میشل برندت، ریچارد برمر و یان هارت نیز در قسمت های مختلفی نقش لرد ولدمورت را برعهده داشته اند.۲- در برخی ترجمه های کتاب نام وی تغییر یافته استسری کتاب های هری پاتر به بیش از ۳۰ زبان مختلف ترجمه شده اند و یکی از مواردی که همواره در راه ترجمه کتاب ها مشکل ساز بوده، مربوط به کتاب دوم و جایی است که هری و تام ریدل در تالار اسرار هستند و تام اسم کاملش یعنی «تام مارولو ریدل» را روی دیوار می نویسد و سپس این اسم با تغییر جای حروف، به عبارت «من لرد ولدمورت هستم» تبدیل می شود. از آنجایی که عبارت «من لرد ولدمورت هستم» در زبان های مختلف به شیوه های مختلفی نوشته می شود، پس مترجمین به ناچار مجبور شده اند نام اصلی ولدمورت را تغییر دهند تا حروف آن بتوانند این عبارت را تشکیل دهند.برای مثال در زبان فرانسوی، ترجمه «من لرد ولدمورت هستیم» عبارت «je suis voldemort» می شود و به همین دلیل هم مترجمین فرانسوی کتاب دوم، نام تام ریدل را به tom elvis jedusor تبدیل کرده اند تا حروف آن عبارت مذکور را تشکیل دهند. این قضیه فقط هم در مورد زبان فرانسوی صادق نبوده و برای مثال نام میانی (مارولو) در زبان آلمانی به vorlost، در زبان ایتالیایی به orvoloson و در زبان هلندی به asmodom تغییر یافته است.۳- ولدمورت تنها دو مرگ خوار زن داردولدمورت تعدادی از جادوگران بی رحم را در قالب مرگ خوار ها کنار خود جمع کرده و با استفاده از آن ها به ایجاد رعب و وحشت پرداخته و کار های شرورانه خودش را انجام می دهد. اما نکته جالب در مورد مرگ خوار های ولدمورت این است که تنها دو نفر از آن ها زن هستند. البته به احتمال زیاد این موضوع ربطی به دست کم گرفتن زن ها توسط ولدمورت ندارد چرا که در سری هری پاتر شاهد هستیم یک سری از بهترین جادوگر ها زن هستند و این در مورد مرگ خوار ها نیز صدق می کند.با اینکه شاید خیلی ها نارسیسا مالفوی را نیز یک مرگ خوار بدانند، ولی در واقع وی با وجود بودن در جناح تاریکی (احتمالا به دلیل اصرار همسرش) هرگز یک مرگ خوار نبوده و نشان مخصوص روی مچ دستش حک نشده است. پس تنها مرگ خوار های زن ولدمورت بلاتریکس لسترنج و آلکتو کارو هستند که مخصوصا اولی جزو بهترین و قابل اعتماد ترین افراد ولدمورت به شمار می رود.۴- ولدمورت هنگام مرگ ۷۱ سال سن داشتولدمورت در سال ۱۹۲۶ متولد و در سال ۱۹۹۸ هم در هاگوارتز کشته شد. با اینکه او بیش تر زمان خود را صرف پیدا کردن راهی برای جاودانگی صرف کرده بود و همچنین بیش تر از هر جادوگر دیگری در تاریخ اقدام به ساختن جان پیچ کرده و روحش را تقسیم کرده بود، اما در نهایت عمری مانند یک انسان معمولی داشت و تنها ۷۱ سال زندگی کرد.با اینکه سن بالای ولدمورت هرگز در فیلم ها به چشم نمی آید و ظاهری به مراتب جوان تر از سنش دارد، می توان این مورد را به نوعی توجیح کرد. به این صورت که ولدمورت نزدیک به ۱۳ سال از عمرش را بدون بدن سپری کرده و به همین دلیل هم در هنگام مرگ، بدن یک فرد ۵۸ ساله را داشت.۵- عبارت «اسمشو نبر» از داستان دوقلو های کری الهام گرفته شده استهمان طور که در ابتدای متن هم اشاره کردیم، رعب و وحشتی که ولدمورت در جامعه جادوگری ایجاد کرده بود به حدی زیاد بود که خیلی ها حتی از گفتن اسم وی نیز وحشت داشتند و او را اسمشو نبر خطاب می کردند. اما جی.کی.رولینگ در این مورد از داستان دوقلو های کِرِی الهام گرفته است. با اینکه شاید خیلی ها دوقلو های کِرِی را با فیلمی که در سال ۲۰۱۵ و با بازی تام هاردی از آن ها ساخته شد به یاد بیاورند، اما این دو برادر در اصل گنگستر هایی بودند که در دهه ۶۰ میلادی ترس و وحشت خاصی در لندن ایجاد کرده بودند.رولینگ در مصاحبه ای که در این مورد داشته رسما الهام گرفتن از دوقلو های کری را تایید کرده و در این مورد گفت:در لندن دو برادر گنگستر به نام دوقلو های کِرِی بودند که مردم حتی از گفتن اسم آن ها نیز به دلیل خشونت بالا و کار هایی که انجام داده بودند، وحشت داشتند. به نظر من این نشانگر قدرت بسیار بالای آن ها بود. وقتی شما بتوانید کاری کنید که مردم حتی از استفاده از اسم تان هم وحشت داشته باشند، این نشان می دهد که شما قدرت زیادی دارید. حال ولدمورت نیز چنین شرایطی در جامعه جادوگری داشت و مردم از گفتن اسمش هم وحشت داشتند.البته در کتاب آخر هری پاتر ولدمورت حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و نفرینی ایجاد کرده بود که مکان هر فردی را که اسمش را می برد، فاش می کرد.۶- هری و ولدمورت به نوعی باهم ارتباط فامیلی دارنددر جایی از کتاب محفل ققنوس، سیریوس می گوید که تمامی جادوگرانی که خون خالص جادوگری دارند، به نوعی با هم فامیل هستند. درست است که هری و ولدمورت هیچ یک جادوگری با خون خالص نیستند و یکی از والدین آن ها غیرجادوگر است، اما به هر حال یکی از والدین آن ها جادوگری با خون خالص است. هری عضو خانواده پاتر ها است و ولدمورت هم عضو خانواده گانت ها که هر دو این ها، از جمله نوادگان برادران پِوِرِل هستند.به طور دقیق تر، پاتر ها نوادگان سومین برادر از پِوِرِل ها یعنی ایگنوتوس پورل هستند که شنل نامرئی کننده هری هم از وی به ارث رسیده است. حال گانت ها هم از نوادگان دومین برادر این خانواده یعنی کادموس پورل هستند. این بدین معنی است که هری و ولدمورت فامیل دور یکدیگر به حساب می آیند. همچنین هم ولدمورت و هم مارولو گانت ادعا می کنند که از نوادگان سالازار اسلیتیرین هستند و در نتیجه هری هم از نوادگان اسلیتیرین به حساب می آید.۷- معنی اسم ولدمورت در فرانسوی «پروازِ مرگ» استرولینگ هرگز به صورت مستقیم به معنی نام ولدمورت اشاره نکرده است. با این حال وی گفته که حرف «t» پایانی این اسم نباید تلفظ شود. حال اگر کمی دقیق تر شویم و البته این را هم بدانیم که رولینگ کاملا به زبان فرانسوی مسلط است، ممکن است بتوانیم معنی واژه ولدمورت را پیدا کنیم. واژه «مورت» (بدون تلفظ ت پایانی) در زبان فرانسوی به معنی مرگ است. در این حالت عبارت vol de mort در فرانسوی معنی «پروازِ مرگ» یا «دزدِ مرگ» را می دهد. هر دو این معانی برای واژه ولدمورت منطقی به نظر می رسند.معنی اول از آنجایی منطقی است که ولدمورت پیام آور مرگ است و علاوه بر آن بدون نیاز به وسیله جانبی ای، قادر به پرواز کردن است. معنی دوم هم از این حیث منطقی است که ولدمورت سعی می کند با رسیدن به جادوانگی به نوعی از مرگ دزدی کند.همچنین واژه ولدمورت تا حدودی در یک سری زبان های دیگر هم معنی دارد. مثلا واژه «vuldimortdek» در زبان روسی قدیمی به معنی جادوگر سیاه است یا ترجمه کلمه «vol de mort» در زبان کاتالانی «آرزوی مرگ» می شود.۸- توانایی هری در صحبت کردن با مارها به دلیل نفرین ولدمورت بوداولین بار در کتاب اول هری پاتر متوجه می شویم که هری قادر به صحبت کردن با مار ها است و وی در باغ وحش با یک مار ارتباط برقرار می کند. همچنین در کتاب دوم نیز وی با استفاده از این زبان، تالار اسرار را باز می کند. در اصل صحبت کردن به زبان مار ها توانایی است که در بین نوادگان سالازار اسلیتیرین به ارث می رسد و ولدمورت هم به همین دلیل چنین توانایی ای دارد. ...

ادامه مطلب  

عکس محرم 96 | عکس نوشته و عکس پروفایل محرم | محرم 96 +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس محرم | عکس نوشته و عکس پروفایل محرم | ماه محرم نزدیک است، بوی محرم را می شنوید؟ برای عکس پروفایل، عکس نوشته محرم «عکس محرم»، از مجموعه «عکس پروفایل محرم» 96 بازدید کنید. در آفتاب هر روز جدیدترین عکس های محرم و عزاداری سیدالشهداء را ببینید...ببینید: «عکس پروفایل محرم» .ببینید: عکس پروفایل برای محرم .بشنوید: مداحی محرم 96 (شهید حججی)بخوانید: «عکس: محرم» |عکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محرمعکس نوشته و عکس پروفایل برای ماه محرمعکس محر ...

ادامه مطلب  

کمپ های نوروزی کندو فرصتی طلایی برای اشتغال و ورود به بازار کار it  

درخواست حذف این مطلب
آموزشگاه مهندسی کندو بعنوان یکی از قطب های اصلی آموزش it و شبکه در کشور امسال نیز کمپ های آموزشی فشرده ی نوروزی را در ایام نوروز 96 برگزار می کند.این موسسه که همواره یکی از موفق ترین آموزشگاه ها در زمینه آموزش مایکروسافت و سیسکو و سایر علوم شبکه در سال های اخیر بوده عنوان برترین آموزشگاه it کشور در سال های93 و 94 را نیز یدک می کشد.بنا بر این گزارش ایده برگزاری کمپ های نوروزی منحصرا از موسسه کندو بوده که چندسالی است به صورت متوالی باتوجه به استقبال دانشجویان برگزار می شود.باتوجه به پرسش های متعدد دانشجویان و مخاطبین و همچنین رفع ابهاما ...

ادامه مطلب