دکوراسیون 2018 منزل؛ دکوراسیون پذیرایی، آشپزخانه و سرویس بهداشتی ۹۷  

درخواست حذف این مطلب
هماهنگ کردن کردن تمام اچرای منزل به منظور جلوه دادن به وسایل منزل و رنگ ها و … را دکوراسیون داخلی منزل می گویند که باید در قسمت های مختلف منزل به صورت هنرمندانه اجرا شود. در دکوراسیون منزل باید سبک های مختلف و ریزه کاری های خاص به کار برده شود و معمولا بطور مرتب دچار تغییر هم می شود. در این مطلب ایده هایی برای دکوراسیون منزل سال 2018 را برای شما آماده کرده ایم.برای طراحی دکوراسیون داخلی منزل ۲۰۱۸ از طرح های کلاسیک و نیز مدرن می توانید بهره ببرید و انتخاب این نوع طرح ها به سلیقه شما بستگی دارد.طراحی خوب و بدون نقص دکوراسیون داخلی منزل کار اسانی نیست و برای ایجاد دکوراسیونی زیبا در فضای منزل شما باید از چیدمانی استفاده کنید که پیش تر به مرحله اجرا رسیده باشد. عکس هایی از این نوع دکوراسیون های داخلی منزل ۹۷ را آماده کرده ایم که امیدواریم این طرح های زیبا مورد توجه شما قرار بگیرند.می توان گفت قسمت پذیرایی منزل مهمترین بخش در هر خانه است و طراحی دکوراسیون این قسمت بسیار حساس است و باید بسیار دقت کنید. برای داشتن فضایی شیک و زیبا در سالن پذیرایی باید وسایل طوری منظم و کاربردی بچینید که بتوانید از رنگ های شیک و زیبا برای طراحی سالن پذیرایی استفاده کنید.یکی از اجزای مهم دکوراسیون داخلی، مبلمان است که نوع آن و رنگ ان بر دیزاین داخلی سالن پذیرایی بسیار تاثیرگذار است پس بهتر است بهترین رنگ و طرح را با شیوه هوشمندانه برای این بخش انتخاب کنید.میز تلویزیون، فرض و پرده وسایل کاربردی در سالن پذیرایی هستند که شما باید در اینتخاب این وسایل بسیار دقت کنید تا سالن پذیرایی با نشاطی داشته باشید.یکی از نکان مهم دیگر سالن پذیرایی، نورپردازی است که باید مورد توجه قرار بگیردو برای تزیین این بخش از خانه باید از انواع وسایل ...

ادامه مطلب  

بزرگترین عبرت از ماجرای بن?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، برنامه دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران و با حضور آِیت الله موحدی کرمانی رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران اجرا و سوالاتی از ایشان پرسیده شد.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت میگویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت. مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد.مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؟بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود. مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند.مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام.بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید. مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبلهمجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.مجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید. مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.مجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛مجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث تمام شد الان می خواهیم رای بگیریم که رهبری شورایی باشد یا فردی باشد، آقایانی که با رهبری فردی موافق هستند رای بدهند؛ اکثراً بلند شدند یعنی نشان دادند نمی خواهند شورایی باشند، ایشان گفت حالا که رای دادید تک رهبری، چه کسی باشد؟ آقای آذری ...

ادامه مطلب  

خاطره آیت الله موحدی کرمانی از جلسه تعیین رهبری  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش بی باک نیوز؛ برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند. در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید. بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیم مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟ بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم. مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟ نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟ بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛ بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟ جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟ بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجف مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید. شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟ همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم. با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛ بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟ قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟ نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟ من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟ از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟ بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟ البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند. بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟ بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟ البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتی بله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟ مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟ بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟ بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟ خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟ مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند. هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟ من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟ درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟ کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟ حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟ امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟ نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث تمام شد الان می خواهیم رای بگیریم که رهبری شورایی باشد یا فردی باشد، آقایانی که با رهبری فردی موافق هستند رای بدهند؛ اکثراً بلند شدند یعنی نشان دادند نمی خواهند شورایی باشند، ایشان گفت حالا که رای دادید تک رهبری، چه کسی باشد؟ آقای آذری گفت آقای گلپایگانی ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی ...

ادامه مطلب  

آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد/کار «جبهه مردمی» تمام نشده است  

درخواست حذف این مطلب
رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد.گروه سیاسی «تیتریک»؛برنامه تلویزیونی دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ امام خمینی(ره) این هفته به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی، کسی که از مسئولان جمهوری اسلامی و الآن هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه، آیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم، این رحلت جانسوز را به مردم خوب مان تسلیت می ­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمت ها را به قرآن و اسلام کرد، با رسول الله مأنوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید، آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال، به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مأنوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه، گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور، خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بودم، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله، در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام، من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تأمین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود، یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند، من با آقای باهنر که در قم بودیم، رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله، من کرمان بودم، آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است، مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم، 14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان است؛مجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همین طور است، من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مأمور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سؤال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سال ها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم، بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سؤال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الآن در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم، شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً، گفتم البته الآن حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیام های خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود، من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همین طور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم، امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود، اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یأس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الآن تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند، ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهم ترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند، مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند، مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند، آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رأی دادند، گفت 11 میلیون نفر به من رأی دادند.**هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در رأس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسئلۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الآن حس می کنم اینها با من هستند، مسئله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند، فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مأمور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه میشدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دست شان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مسئله می چرخید، مسئلۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، مأموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرئت داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الآن مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تأسف خوردند حیف که در رفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیتالله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟در خصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گه گاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کند آیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مسئله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متأثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیت نامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیت نامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیت نامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیت نامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحث های زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث ...

ادامه مطلب  

موحدی کرمانی: برای بازگشت «ناطق » با او صحبت کرده ام  

درخواست حذف این مطلب
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش ایران خبر، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی م ...

ادامه مطلب  

بعد از اینکه خبرگان رای قوی به آیت الله خامنه ای داد آقای هاشمی خاطره شان را گفت/ خط سیاسی من و آقای هاشمی در اواخر به هم نمی خورد  

درخواست حذف این مطلب
بعد از اینکه خبرگان رای قوی به آیت الله خامنه ای داد آقای هاشمی خاطره شان را گفت/ خط سیاسی من و آقای هاشمی در اواخر به هم نمی خورد عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش آناج به نقل از فارس، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.* با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.*خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که ...

ادامه مطلب  

گفتگوی صمیمی با فرمانده نیروی دریایی ارتش/ تحقیقات ایران برای ساخت ناو هسته ای  

درخواست حذف این مطلب
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش درباره تجهیز ناوهای ارتش به سوخت هسته ای خاطر نشان کرد که ساخت ناو هسته ای در مرحله تحقیقات است. دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش شامگاه دوشنبه ۳ مهر در برنامه تلویزیونی دستخط حضور یافت و به سؤالات مختلفی پاسخ داد. متن گفتگوی سیاری در این برنامه به شرح زیر است:مجری: در خدمت امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هستیم که ایشان همیشه تاکید دارند بگویید «نیروی راهبردی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران»؛ درست است؟سیاری: بله، عرض سلام خدمت شما و همه بینندگان عزیز دارم مجری: از نیروی دریایی چه خبر؟ این چند وقت می گویند یک مقدار اصطکاک با آمریکایی ها بیشتر شده است، درست است؟سیاری: بله ما در بحث دریا به هیچ عنوان اجازه نمی دهیم کسی به مرزهای دریایی ما نزدیک شود. مستحضر هستید دریا شرایطش فرق می کند. ما آب های سرزمینی را داریم، آب های منطقه نظارت را داریم، آب های منطقه انحصاری اقتصادی را داریم، آب های آزاد را داریم؛ اینها پشت سرهم قرار می گیرد ولی آنجایی که حاکمیت ما قطعی است و ما نباید اجازه بدهیم کسی به مرزهای سرزمین ما نزدیک شود، آب های سرزمین و منطقه نظارت ما است که ما با جدیت حفاظت و حراست می کنیم و اگر کسی بخواهد به سمت این آب ها نزدیک شود قطعا ما اخطار و تذکر می دهیم. مجری: آخرین اخطاری را که داده اید کی بوده است؟سیاری: لنجی که مربوط به ما بود و در آب های منطقه نظارت تقریبا برایش مشکل به وجود آمده بود، در حال غرق شدن بود و تقاضای کمک کرده بود. برابر قوانین حاکم بر دریا اگر یک شناوری در عرصه دریا برایش مشکلی به وجود بیاید، این روی سامانه ارتباطی اش در خواست کمک می کند و هر کشتی که نزدیک باشد باید به او کمک کند. این لنج ما تقاضای کمک می کند؛ ناو بیگانه نزدیک بوده و برای کمک می آید، اما چون این لنج در نزدیکی مرزهای آبی ما بوده ما اینجا حساسیت نشان می دهیم که حتی به قصد کمک هم آن اجازه نداشته باشد که به مرزهای ما نزدیک شود؛ چرا که ما خودمان در کمترین زمان ممکن، ضمن اینکه به او اخطار دادیم به آب های ما نزدیک نشود، خود ما در منطقه حضور پیدا کردیم و لنج را نجات دادیم و آوردیم.مجری: الان ما نیروی دریایی ما در آب های آزاد تا کجاها پیش رفته است؟سیاری: الان ما افتخار داریم که ظرف چند سال گذشته در اجرای تدابیر فرمانده معظم کل قوا از سمت جنوب شرق آسیا تا اقیانوس آرام، دریای جنوبی چین تا اقیانوس آرام دریانوردی کردیم، به سمت جنوب تا قاره آفریقا را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم و از سمت غرب هم، خلیج عدن و باب المندب و دریای سرخ را کانال سوئز و مدیترانه تا نزدیکی تنگه جبل الطارق دریانوردی کردیم. پنج ماه دریانوردی بدون اینکه نیازی داشته باشیم از جایی پشتیبانی بشویم یا نیازی داشته باشیم برای تعمیرات در جایی پهلو بگیریم، چون متکی به توانمندی خودمان هستیم.مجری: یک مطلبی از شما خواندم؛ اینکه وعده داده بودید ما به زودی تا ۱۲ مایلی ساحل آمریکا هم خواهیم رفت؟سیاری: اول در مورد ۱۲ مایل بگویم که ۱۲ مایل آب های سرزمینی هر کشوری می شود که ما الان می گوییم کسی حق ندارد، وارد آب های سرزمینی شود. حاکمیت آنجاست، مرز ما آنجاست. در آب های منطقه نظارت هم هست اما عبور و مرور بی خطر در بعضی جاها مجاز است که قوانین خاص خودش را دارد، اما این ۱۲ مایلی که ما گفتیم مرزی است که دیگر کسی نباید نزدیک شود مگر با اجازه باشد. به محض اینکه این مطلب را ما عنوان کردیم، دیدیم که کاخ سفید موضع گیری کرد. گفت که اینها نمی توانند آنجا دریانوردی کنند، تجهیزات شان محدود است، فقط می توانند در منطقه خودشان دریانوردی کنند. روی موضع گیری که رئیس ستاد ارتش آمریکا انجام داد بلافاصله کارشناسان رسانه ای دست به کار شدند و موضع گیری های مختلفی انجام دادند. یکی آمد نقشه ای کشید؛ یک خطی از بندرعباس به طرف مدیترانه و جبل الطارق تا سواحل غربی اقیانوس اطلس کشید و عنوان کرد که این ۹۵۰۰ مایل است که تقریبا ۲۰ هزار کیلومتر می شود و نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران، توانمندی طی این مسافت را ندارد و نمی تواند در اینجا دریانوردی انجام دهد بنابراین ما این را خیلی جدی نمی گیریم.مجری: چه توانمندی می خواهد؟سیاری: توانمندی داشتن یگان شناور مناسب، سابقه و تجربه دریانوردی، مهارت خودب امکانات لازم روی شناورها که در همه ابعاد جواب بدهد؛ بحث دریانوردی، دریای خراب، مبارزه با امواج ارتباط رادار، سونار، توانمندی خود یگان شناور ابعاد مختلفی است که شما باید در اختیار داشته باشید تا بگویید من ۲۰ هزار کیلومتر را میروم و ۲۰ هزار تا هم بر می گردم آن هم در اقیانوس !دریانوردی در اقیانوس با دریای معمولی و برد کوتاه خیلی متفاوت است. ما تصویر داریم، شما نشان می دهید که تمام ناو به جزء برد فرماندهی زیر آب می رود و بیرون می آید. در رول و پیچی که انجام می شود می بینید که نصف ناو از کمر زیر آب می رود و به بیرون می آید، ۴۰ درجه به چپ یا راست می خوابد؛ این توانمندی و علم می خواهد. ما هم گفتیم که ما قطعا این کار را انجام می دهیم و بعد به رسانه مان می دهیم که این نقشه را بکشند و بفرستند که ما این کار را انجام دادیم. قسمت اولش را هم انجام دادیم، اما همین دریانوردی ۱۵۰ روزه که عنوان کردیم، ما رفتیم و آفریقای جنوبی را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم. یعنی مرحله اول کار را انجام دادیم و آنها هم می دانند و قطعا هم در مرحله دوم تا انجایی که آب های بین المللی و آب های آزاد است که ما می توانیم آزادانه دریانوردی کنیم این کار را انجام خواهیم داد که توانمندی این ملت بزرگ را به مرز نمایش بگذاریم.مجری: این چیزی که گفتند که ناوهای ما می توانند به سوخت هسته ای تجهیز بشوند و اجازه آن را هم دادند و دولت تصویب کرد، در این زمینه کاری هم شده است؟سیاری: اینها در مراحل تحقیقاتی است که در همان مراکز تحقیقاتی مربوطه روی آن کار می شود. آنهایی که از سوخت هسته ای استفاده می کنند، قطعا نیاز به تجدید سوخت کمتری دارند، می توانند بیشتر دریانوردی کنند و امکان حضور بیشتر و طولانی تری را در مناطق دریا آزاد دارند.مجری: از این جهت به ما خیلی کمک می کند؟سیاری : بله خیلی کمک می کند.مجری: الان ما چند تا ناوگروه به آب های بین المللی اعزام کردیم؟سیاری: ما تا امروز چهل و نهمین ناوگروه نیروی دریایی ما همین الان در خلیج عدن مشغول انجام دریانوردی است. حدود ۷-۶ یا بیشتر ناوگروه صلح و دوستی اعزام کردیم که تعدادی در خزر بوده است، ما تمام کشورهای حاشیه خزر را ناو گروه صلح و دوستی اعزام کردیم یا میزبان آنها بودیم، در جنوب هم به همین ترتیب بود.مجری: واکنش کشورهای مختلف به این حضور ما چه بوده است؟سیاری: واکنش کشورهای دیگر جالب بود؛ اولاً دنیا نمی توانست باور کند بعد از انقلاب و بعد از ۸ سال دفاع مقدس و با تحریم های موجود این توانمندی را داشته باشیم، که نه تنها نیروی دریایی ما سراپا باشد و توان رزمی داشته باشد، بلکه بتواند در آب های آزاد جهان حضور پیدا کند. این برای جهان تقریبا غیر قابل باور بود، اما وقتی که ما شروع کردیم این مسیر را حرکت کردیم و در جاهای مختلف حضور پیدا کردیم، نگاه ها خیلی تغییر کرده است. علت آن هم مثلاً برداشتی که در بحث حضور ما در دریای مدیترانه اتفاق افتاد یا وقتی که ما آفریقا را دور زدیم یا در جنوب شرق آسیا حضور پیدا کردیم یا مستمر در خلیج عدن برای برقراری امنیت حضور پیدا کردیم، این خیلی جلوه به کار ما داد طوری که امروز کشورهای منطقه و فرامنطقه ای ما را به عنوان نیروی دریایی مقتدر در عرصه دریا به ویژه در بحث امنیت خلیج عدن قبول دارد و به توانمندی ما احترام می گذارد. ما الان عضو رسمی همایش فرماندهان دریایی حاشیه اقیانوس هند هستیم.مجری: این برخورد شما با دزدان دریایی هم جذابیت خاص خود را دارد؛سیاری: بله، از زمانی که imo درخواست حضور در خلیج عدن کرد، وقتی که دزدی دریایی افزایش پیدا کرد، چون می دانید که دزدی دریایی که افزایش پیدا می کند اقتصاد جهان آسیب می بیند.مجری: امنیت از بین می رود.سیاری: امنیت که از برود، اقتصاد آسیب می بیند و هزینه ها سنگین می شود. خلیج عدن یکی از مهم ترین آبراه های دنیاست که بیشترین رفت و آمد ما در آن داریم چون تمام کانال ارتباطی جنوب شرق آسیا به اروپا و جنوب شرق آسیا به اروپا و به سمت شمال اقیانوس هند به کشور ما و به خلیج فارس، خلیج عدن است. سازمان جهانی دریانوردی درخواست کرد که هر کشوری توانمندی دارد و می تواند در این منطقه حضور یابد و به اقتصاد جهان کمک و این امنیت را برقرار کند، آنجا حضور پیدا کند. ما جز اولین کشورهایی بودیم که اعلام موضع کردیم و در آن منطقه حضور پیدا کردیم و کمک کردیم و تا حالا چندین تقدیرنامه از آن سازمان جهانی دریافت کرده ایم؛ به خاطر کمک هایی که در بحث برقراری امنیت در منطقه انجام دادیم. برای جمهوری اسلامی هم تا امروز بالای۴۲۰۰ فروند کشتی تجاری و نفتکش را اسکورت کرده ایم و امنیت آنها را برقرار کرده ایم و به سلامت از منطقه خطر عبور دادیم تا آسیبی به اقتصاد کشور ما وارد نشود و اجازه چنین کاری را هم نخواهیم داد.مجری: آخرین درگیر شما با دزدان دریایی کی بوده است؟سیاری: دزدان دریایی الان به خاطر حضور مستمر ما و دیگر کشورها که هر کس به دنبال منافع خودش است در حال حاضر میزان حملات شان کمتر شده است، مگر اینکه موقعیت را بسیار مناسب بدانند؛ چون می دانند که با آنها برخورد می شود.مجری: ریسک این هم بالا است.سیاری: به نظر بنده بیش از ۲۵۰ مورد با اینها برخورد داشتیم. ما آمار داریم تا حالا ۲۵ کشتی متعلق به ۲۵ کشور جهان را کمک کردیم و نجات دادیم.مجری: مهم ترین ها کدام بودند؟ به کجاها کمک کردید؟سیاری: کشورهای جنوب شرق آسیا بودند، کشورهای حاشیه اقیانوس هند بودند که ما کمک کردیم. مجری: آمریکایی ها تا حالا گرفتار نشدند؟سیاری: بله، ما به کشتی آمریکایی کمک کرده ایم. کشتی چینی را کمک کردیم که یکی از کشتی های چینی را دزدیدند و ما رفتیم آنها را نجات دادیم.مجری: کوتاه تعریف می کنید؟سیاری: سال ۹۱ بود که یک کشتی جمهوری اسلامی ایران را در ۶ فروردین در نزدیکی مدار ده درجه یعنی زیر هندوستان به سومالی، زیر آن خط و بالای ۲۵۰۰ هزار کیلومتر آنجا کشتی ما را ربودند، چون منطقه ای بود که ما حضور نداشتیم، اقیانوس خیلی گسترده است، ما در خلیج عدن یک کانال ۱۵۰۰ کیلومتری را اسکورت می کنیم، اما خارج از این منطقه کشتی ما را دزدیدند و ما ظرف ۴۸ ساعت توانستیم آن کشتی مان را که داشتند به سرعت به سمت سواحل سومالی می بردند و حدود ۱۰۰ هزار تن هم شکر داشت را نجات دهیم و برگردانیم. تقریبا ۶ روز بعد از این یک کشتی چینی را در منطقه دزدیدند و چون کشتی چینی آن نزدیکی نبود که کمک کند، دولت چین از ما درخواست کرد که ما کمک کنیم و ظرف ۲۴ ساعت توانستیم کشتی چینی ربوده شده توسط دزدان دریایی را نجات دهیم و به کشور چین تحویل دهیم که خیلی هم قدردانی کردند. کشتی آمریکایی هم به همین ترتیب بود؛ در منطقه خلیج عدن دور از اسکورت خودشان قرار گرفته بود، تیم هایی به آنها حمله کردند و ما نجات دادیم و برای ما فرق نمی کرد که این کشتی آمریکایی است یا هر جای دیگر است. برابر قانونی که اگر خواستند حمله بکنند به کشتی، ما کمک بکنیم، کمک کردیم و دور کردیم.مجری: آمریکایی ها تشکر کردند؟سیاری: آنها خب در دریا تشکر می کنند، ولی ما به تشکر آنها کاری نداریم؛ آنها خیلی دلشان می خواهد که با ما تماس برقرار کنند، خیلی دلشان می خواهد با ما ارتباط داشته باشند اما ما ارتباط نداریم. مجری: واقعا توی عمل هم این را نشان داده اند؟سیاری: بله. در عمل هم نشان دادند صدا می زنند اما ما جواب نمی دهیم. فقط یک مورد اتفاق افتاد در دریای جنوبی چین ناوشکن سبلان ما در حال دریانوردی به سمت اقیانوس آرام بود. کشتی صداش کرد چون معمولا کشتی ها از فاصله دور همدیگر را نمی بینند و صدا می کنند که مثلا مسیرتان کجاست و به کجا می روید و یک چنین ارتباطاتی برقرار است. کشتی ما خودش را معرفی می کند که ما ناوشکن جمهوری اسلامی ایران سبلان هستیم، در این مسیر دریانوردی می کنم و می پرسد که شما که هستید و آن خودش را معرفی می کند که از کجاست و او از ما سئوال می کند که شما این جا چکار می کنید؟ بچه های ما قاطعانه جواب می دهند که شما اینجا چیکار می کنید؟؛ چرا که اینجا نزدیک تر به ما است. شما در این منطقه چیکار می کنید؟ شما باید این منطقه را ترک کنید و بروید. بعد می گویند که ما کاری نداشتیم فقط می خواستیم بگوییم دریای اینجا خراب است و شما اذیت می شوید. بچه های ما پاسخ می دهند که شما نمی خواهد دلتان برای ما بسوزد، ما مردان دریای سخت هستیم. دریانوردی هم می کنیم و از دریا هراس نداریم و آنهایی که نباید اینجا باشد شما هستید. اگر شما منطقه را ترک کنید خیلی بهتر است.حرکت در مدیترانه را هم می خواستم خدمت شما بگویم که وقتی ما برای اولین بار از کانال سوئز عبور کردیم و در مدیترانه حضور پیدا کردیم، یک حرکت بزرگی بود. کانال سوئز در خاک مصر است. درست است که اولین بار کانال سوئز را ایرانی ها حفر کردند. ما در سابقه دریانوردی مان خیلی قوی بودیم البته این کانال نه، ولی کانال اصلی که مدیترانه را به دریای سرخ وصل می کند، توسط ایرانی ها در ۲۵۰۰ سال قبل حفر شد. این در خاک مصر است و مصر عوارض از کشتی ها می گیرد، وقتی عبور می کنند. یعنی هر کسی می خواهد عبور کند چه تجاری باشد چه نظامی، باید یک پروسه اداری را طی کند. ما هم به دنبال این بودیم که به ما جواز عبور بدهند. زمان «نامبارک» به ما مجوز نمی دادند و ما یک هفته تمام پشت کانال سوئز مانده بودیم، وقتی به مسئولین می گفتیم یک هفته است به ما مجوز نمی دهند عبور کنیم، علی رغم اینکه پول هم به حساب شان ریخته بودیم و چون ناو ما نظامی بود اجازه نمی دادند. به ما گفتند عیب ندارد دعای توسل بخوانید و ما واقعا دعای توسل می خواندیم واقعا. یک هفته تمام پشت کانال سوئز ماندیم و بالاخره جواب داد چون همان مدتی که آنجا بودیم «نا مبارک» سقوط کرد و بلافاصله بعد از سقوط او، ما از کانال سوئز عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم دنیا تکان خورد. آن حرکتی که ما با اسرائیلی ها انجام دادیم برایتان گفته ام. می دانید وقتی که از کانال سوئز عبور کردیم ما باید به سمت سوریه می رفتیم. از دریا که عبور می کنید، سمت راست شما رژیم صهیونیستی است. معمولا کشورها در سواحل شان سیستم صوتی و راداری دارند و هرکشتی که نزدیک شود را صدا می زنند که چه کسی هستید و کجا می روید. این مستمر ما را صدا می زد و بچه های ما جواب نمی دادند، خیلی اصرار می کند ولی بچه ها جواب نمی دهند. آخر هم می گویند چیکار دارید که انقدر صدا می زنید؟ می گویند می خواستیم بدانیم شما چه کسی هستید و بچه های ما می گویند به شما هیچ ربطی ندارد که ما کی هستیم! می گویند من فلان کشور هستم و بچه ها می گویند ما شما را اصلا نمی شناسیم. از نظر ما، شما اصلا موجودیت ندارید! این حرکت خیلی حرکت بزرگی است که در نزدیک مرزهای رژیم صهیونیستی این جواب را بچه های ما دادند و اینگونه با آنها برخورد کردند و واقعا دنیا خیلی تکان خورد که ما چگونه به این توانمندی رسیدیم که دریانوردی می کنیم. در خلیج عدن حضور داریم. از سوئز هم عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم و به جبل الطارق هم نزدیک شدیم.مجری: با اسرائیلی ها درگیر نشدید؟سیاری: من فکر کنم آنها در حد و رقمی نیستند که شایسته باشند حتی با ما درگیر بشوند.مجری: اگر بشوند؟سیاری: اگر اینطور شود حساب شان با خودشان است.مجری: بعد از تولید ناوشکن جماران و سهند که پیشرفته ترین ناوشکن های ما هستند چه برنامه ای برای تولید ناوشکن دارید؟سیاری: ما در بحث تامین تجهیزات مورد نیازمان تدبیر داریم که باید روی پای خود بایستیم چون این تجهیزات را به ما نمی دهند. می دانید ناوشکن و زیردریایی، سلاح های راهبردی و استراتژیک است و به همین راحتی در اختیار کسی قرار نمی دهند. ما از انقلاب به اینور حتی قطعات هم به ما ندادند، تعمیرات هم به ما کمک نکردند. ما قبل از انقلاب در این موضوعات وابسته بودیم. ما تا امروز توانسته ایم انواع ناوهای موشک انداز را تولید کنیم و بسازیم. ناوشکن هم ساختیم که شما جماران و دماوند را نام بردید و در آینده نزدیک هم شماره های بعدی که پیشرفته تر هستند، در خط خواهند امد؛ چون حضرت آقا می فرماید شما هر چیزی تولید می کنید باید نسبت به قبلی ۲۰ درصد پیشرفته تر باشد. مجری: فکر می کند چه زمانی این ناوشکن جدید را خواهید ساخت؟سیاری: ما فکر می کنم در سال جاری هم موفق بشویم این کار را به انجام برسانیم.مجری: پس کارهایش انجام می شود؟سیاری: بله تا آنجایی که نیاز داشته باشیم تولید می کنم. مجری: یعنی با آن ۲۰ درصد پیشرفت است؟سیاری: هرکدام از آنها را تلاش کردیم که آن تدبیر را ایجاد کنیم و پیشرفت را درونش لحاظ بکنیم. مجری:زیر دریایی چطور؟ ما از روسیه زیر دریایی گرفتیم؟سیاری: ما تا زمان دفاع مقدس، بعد از دفاع مقدس تا ۱۳۷۰ اصلا زیردریایی نداشتیم و زیردریایی نمی شناختیم و در جنگ زیردریایی نداشتیم. ما سال ۷۰ به زیردریایی دسترسی پیدا کردیم. سه زیردریایی کیلوکلاس را به نام طارق، نوح و یونس از روسیه خریداری کردیم، اما از آن به بعد ما به توانایی بالایی دسترسی پیدا کردیم. و آن، اینکه انهایی را که خریدیم را تعمیرات اساسی انجام دادیم که پیشرفت بسیار بالایی است؛ می دانید که فن آوری در زیردریایی ها بسیار بالا است و رده اول را به خود اختصاص می دهد و در مورد ساخت هم، امروز الحمدالله زیردریایی کلاس غدیر و فاتح را ساختیم. مجری: این زیردریایی که ساختید نسبت به زیر دریایی که کشورهای پیشرفته دارند خیلی عقب تر است؟سیاری: هر کدام تعریف خاص خودش را دارد. ما نمی توانیم اینها را با هم مقایسه کنیم. هرکدام یک ماموریت هایی دارد. در قالب آن ماموریت توانمندی آن اندازه گیری می شود. مثلا ما از زیردریایی کلاس غدیرمان انتظار نداریم دریا دوردست برود چون ان ظرفیت را ندارد اما ماموریت ویژه ای که دارد به خوبی از عهده اش بر می آید. این خط مهمی است و کسب این توانمندی... می دانید حضور در دریا ابعاد مختلفی دارد. زیر دریا را باید بشناسید. کف دریا را باید بشناسید. شرایط فیزیکی و شیمیایی دریا را باید بشناسید. امواج را باید بشناسید. زیر دریایی را باید بسازید با همه فن آوری که در درونش است و تازه باید دنبال تجربه و مهارت دریانوردی در زیر دریا بروید.مجری: من می دانم که شما به خیلی از جوان ها اهمیت می دهید و به آنها میدان می دهید، اما شده بعضی اوقات طرحی برایتان بیاورند و باورتان نشود و بعد بروند این کار را انجام دهند؟سیاری: هر طرحی به ما بدهند ما آن را بررسی می کنیم. اصلا طرحی نبود بیاورند و ما بگوییم باورمان نمی شود؛ بررسی می کنیم و جلسه می گذاریم، با مسئولین فنی صحبت می کنیم و به یک نتیجه ای می رسیم. مجری: گفته بودید که بستن تنگه هرمز مثل نوشیدن یک لیوان است.سیاری: بله، این مسئله برای سال ۹۰ بود. من گفته بودم که برای برقراری امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز، این توانمندی کامل در اختیار جمهوری اسلامی ایران است که امنیت کامل برای خطوط مواصلاتی کشورها برقرار کند و تا حالا هم اینگونه بوده است. امنیت کاملا در دست ماست و گفتم که آن کسی که امنیت در اختیار خودش است را از بین ببرد، نمی تواند؟ می تواند.مجری: یک صحبتی کردند که می خواهند یک لوله نفتی بکشند و این را دور بزنند. دارند اینکار را انجام می دهند؟سیاری: بله، دارند این کار را انجام می دهند. همه کشورهای منطقه به دنبال این هستند که با لوله، نفت شان را به دریای سرخ منتقل کنند، البته یک کانال را داشتند در عمان می زدند پشت تنگه هرمز که آن ناموفق بود. ولی با استفاده از لوله دارند این کار را می کنند، اما بعید است که بتوانند.مجری: ممکن است این کار ارزش استراتژیک تنگه هرمز را کاهش دهد؟سیاری: بعید به نظر می رسد که بتوانند این کارها را انجام دهند چون ابعاد دیگری هم تنگه هرمز دارد. مجری: بعد از برجام وضعیت ما در دریا فرقی از لحاظ عبور و مرور کرده است؟سیاری: برای ما نیروهای نظامی، برجام چه تفاوتی دارد؟ چون ما می دانیم که تجهیزاتی به ما نمی دهند باید خودمان بسازیم، داریم می سازیم. عبور و مرور هم اگر وجود دارد ما مسئول امنیت در دریاها و حفظ و حراست از مرزهای آبی مانع کشور و منافع کشور هستیم.مجری: رزمایش مشترک کشوری برگزار خواهید کرد؟سیاری: ما الان سالانه رزمایش امداد و نجات با عمان داریم. با پاکستان هم در حال برنامه ریزی هستیم و با دیگر کشورها پیشنهاد دادیم، آنها هم پیشنهاد دادند. در حال بررسی است. در صورتی که ستاد کل نیروهای مسلح بررسی کند و مورد تایید قرار بگیرد ما آمادگی رزمایش مشترک با همه را داریم. مجری: ممکن است با روس ها هم رزمایش داشته باشید؟سیاری: بله پیشنهاد دادند و مطرح بوده است. مجری: اینجا یک کتابی است؛ دستخط شهید صیاد شیرازی روی آن است. «به امیر دریادار سیاری برای حفاظت از جزایر سه گانه» برای ما می خوانید؟سیاری: من افتخار دارم که در مقطعی که مسئولیت حفاظت از جزایر را برعهده داشتم ایشان مستمر از آنجا بازدید می کردند، نظارت می کردند و بر توان ما اقتدار لازم را داشتند. در یکی از بازدیدهایشان این کتاب را به بنده دادند و این را در صفحه اول این کتاب مرقوم فرمودند که «بسم الله الرحمن الرحیم تقدیم به هم رزم ارزشمندم ناخدا یکم سیاری، فرمانده محترم تیپ تفنگ داران دریایی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از پیشگاه خداوند متعال برای شما برادر گرامی آرزو دارم، قلبی سالم با تمام ویژگی های مندرج در این کتاب پرمحتوا داشته باشید. تلاش ها و زحمات بی شائبه جنابعالی در مسئولیت های نظامی به ویژه پاسداری از خطه ارزشمند ایران اسلامی، جزیره ابوموسی در خاطره تاریخ باقی خواهد ماند. من الله توفیق سرتیپ علی صیاد شیرازی ۱۳/۴/۷۴»مجری: ۲۲ سال پیش بود.سیاری: بله. کتاب هم که نوشتند ویژگی های مندرج در این کتاب، کتاب «قلب سلیم» تالیف شهید آیت الل ...

ادامه مطلب  

ساخت ناو هسته ای در مرحله تحقیقات است  

درخواست حذف این مطلب
فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش درباره تجهیز ناوهای ارتش به سوخت هسته ای خاطر نشان کرد که ساخت ناو هسته ای در مرحله تحقیقات است.جمهوریت؛ دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش شامگاه دوشنبه ۳ مهر در برنامه تلویزیونی دستخط حضور یافت و به سؤالات مختلفی پاسخ داد. متن گفتگوی سیاری در این برنامه به شرح زیر است:مجری: در خدمت امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هستیم که ایشان همیشه تاکید دارند بگویید «نیروی راهبردی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران»؛ درست است؟سیاری: بله، عرض سلام خدمت شما و همه بینندگان عزیز دارم مجری: از نیروی دریایی چه خبر؟ این چند وقت می گویند یک مقدار اصطکاک با آمریکایی ها بیشتر شده است، درست است؟ سیاری: بله ما در بحث دریا به هیچ عنوان اجازه نمی دهیم کسی به مرزهای دریایی ما نزدیک شود. مستحضر هستید دریا شرایطش فرق می کند. ما آب های سرزمینی را داریم، آب های منطقه نظارت را داریم، آب های منطقه انحصاری اقتصادی را داریم، آب های آزاد را داریم؛ اینها پشت سرهم قرار می گیرد ولی آنجایی که حاکمیت ما قطعی است و ما نباید اجازه بدهیم کسی به مرزهای سرزمین ما نزدیک شود، آب های سرزمین و منطقه نظارت ما است که ما با جدیت حفاظت و حراست می کنیم و اگر کسی بخواهد به سمت این آب ها نزدیک شود قطعا ما اخطار و تذکر می دهیم. مجری: آخرین اخطاری را که داده اید کی بوده است؟سیاری: مربوط به این لنجی بود که مربوط به ما بود و در آب های منطقه نظارت تقریبا برایش مشکل به وجود آمده بود، در حال غرق شدن بود و تقاضای کمک کرده بود. برابر قوانین حاکم بر دریا اگر یک شناوری در عرصه دریا برایش مشکلی به وجود بیاید، این روی سامانه ارتباطی اش در خواست کمک می کند و هر کشتی که نزدیک باشد باید به او کمک کند. این لنج ما تقاضای کمک می کند؛ ناو بیگانه نزدیک بوده و برای کمک می آید، اما چون این لنج در نزدیکی مرزهای آبی ما بوده ما اینجا حساسیت نشان می دهیم که حتی به قصد کمک هم آن اجازه نداشته باشد که به مرزهای ما نزدیک شود؛ چرا که ما خودمان در کمترین زمان ممکن، ضمن اینکه به او اخطار دادیم به آب های ما نزدیک نشود، خود ما در منطقه حضور پیدا کردیم و لنج را نجات دادیم و آوردیم.مجری: الان ما نیروی دریایی ما در آب های آزاد تا کجاها پیش رفته است؟سیاری: الان ما افتخار داریم که ظرف چند سال گذشته در اجرای تدابیر فرمانده معظم کل قوا از سمت جنوب شرق آسیا تا اقیانوس آرام، دریای جنوبی چین تا اقیانوس آرام دریانوردی کردیم، به سمت جنوب تا قاره آفریقا را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم و از سمت غرب هم، خلیج عدن و باب المندب و دریای سرخ را کانال سوئز و مدیترانه تا نزدیکی تنگه جبل الطارق دریانوردی کردیم. پنج ماه دریانوردی بدون اینکه نیازی داشته باشیم از جایی پشتیبانی بشویم یا نیازی داشته باشیم برای تعمیرات در جایی پهلو بگیریم، چون متکی به توانمندی خودمان هستیم.مجری: یک مطلبی از شما خواندم؛ اینکه وعده داده بودید ما به زودی تا ۱۲ مایلی ساحل آمریکا هم خواهیم رفت؟سیاری: اول در مورد ۱۲ مایل بگویم که ۱۲ مایل آب های سرزمینی هر کشوری می شود که ما الان می گوییم کسی حق ندارد، وارد آب های سرزمینی شود. حاکمیت آنجاست، مرز ما آنجاست. در آب های منطقه نظارت هم هست اما عبور و مرور بی خطر در بعضی جاها مجاز است که قوانین خاص خودش را دارد، اما این ۱۲ مایلی که ما گفتیم مرزی است که دیگر کسی نباید نزدیک شود مگر با اجازه باشد. به محض اینکه این مطلب را ما عنوان کردیم، دیدیم که کاخ سفید موضع گیری کرد. گفت که اینها نمی توانند آنجا دریانوردی کنند، تجهیزات شان محدود است، فقط می توانند در منطقه خودشان دریانوردی کنند. روی موضع گیری که رئیس ستاد ارتش آمریکا انجام داد بلافاصله کارشناسان رسانه ای دست به کار شدند و موضع گیری های مختلفی انجام دادند.یکی آمد نقشه ای کشید؛ یک خطی از بندرعباس به طرف مدیترانه و جبل الطارق تا سواحل غربی اقیانوس اطلس کشید و عنوان کرد که این ۹۵۰۰ مایل است که تقریبا ۲۰ هزار کیلومتر می شود و نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران، توانمندی طی این مسافت را ندارد و نمی تواند در اینجا دریانوردی انجام دهد بنابراین ما این را خیلی جدی نمی گیریم.مجری: چه توانمندی می خواهد؟ سیاری: توانمندی داشتن یگان شناور مناسب، سابقه و تجربه دریانوردی، مهارت خودب امکانات لازم روی شناورها که در همه ابعاد جواب بدهد؛ بحث دریانوردی، دریای خراب، مبارزه با امواج ارتباط رادار، سونار، توانمندی خود یگان شناور ابعاد مختلفی است که شما باید در اختیار داشته باشید تا بگویید من ۲۰ هزار کیلومتر را میروم و ۲۰ هزار تا هم بر می گردم آن هم در اقیانوس !دریانوردی در اقیانوس با دریای معمولی و برد کوتاه خیلی متفاوت است. ما تصویر داریم، شما نشان می دهید که تمام ناو به جزء برد فرماندهی زیر آب می رود و بیرون می آید. در رول و پیچی که انجام می شود می بینید که نصف ناو از کمر زیر آب می رود و به بیرون می آید، ۴۰ درجه به چپ یا راست می خوابد؛ این توانمندی و علم می خواهد. ما هم گفتیم که ما قطعا این کار را انجام می دهیم و بعد به رسانه مان می دهیم که این نقشه را بکشند و بفرستند که ما این کار را انجام دادیم. قسمت اولش را هم انجام دادیم، اما همین دریانوردی ۱۵۰ روزه که عنوان کردیم، ما رفتیم و آفریقای جنوبی را دور زدیم و در اقیانوس اطلس حضور پیدا کردیم. یعنی مرحله اول کار را انجام دادیم و آنها هم می دانند و قطعا هم در مرحله دوم تا انجایی که آب های بین المللی و آب های آزاد است که ما می توانیم آزادانه دریانوردی کنیم این کار را انجام خواهیم داد که توانمندی این ملت بزرگ را به مرز نمایش بگذاریم.مجری: این چیزی که گفتند که ناوهای ما می توانند به سوخت هسته ای تجهیز بشوند و اجازه آن را هم دادند و دولت تصویب کرد، در این زمینه کاری هم شده است؟سیاری: اینها در مراحل تحقیقاتی است که در همان مراکز تحقیقاتی مربوطه روی آن کار می شود. آنهایی که از سوخت هسته ای استفاده می کنند، قطعا نیاز به تجدید سوخت کمتری دارند، می توانند بیشتر دریانوردی کنند و امکان حضور بیشتر و طولانی تری را در مناطق دریا آزاد دارند.مجری: از این جهت به ما خیلی کمک می کند؟سیاری : بله خیلی کمک می کند.مجری: الان ما چند تا ناوگروه به آب های بین المللی اعزام کردیم؟سیاری: ما تا امروز چهل و نهمین ناوگروه نیروی دریایی ما همین الان در خلیج عدن مشغول انجام دریانوردی است. حدود ۷-۶ یا بیشتر ناوگروه صلح و دوستی اعزام کردیم که تعدادی در خزر بوده است، ما تمام کشورهای حاشیه خزر را ناو گروه صلح و دوستی اعزام کردیم یا میزبان آنها بودیم، در جنوب هم به همین ترتیب بود.مجری: واکنش کشورهای مختلف به این حضور ما چه بوده است؟ سیاری: واکنش کشورهای دیگر جالب بود؛ اولاً دنیا نمی توانست باور کند بعد از انقلاب و بعد از ۸ سال دفاع مقدس و با تحریم های موجود این توانمندی را داشته باشیم، که نه تنها نیروی دریایی ما سراپا باشد و توان رزمی داشته باشد، بلکه بتواند در آب های آزاد جهان حضور پیدا کند. این برای جهان تقریبا غیر قابل باور بود، اما وقتی که ما شروع کردیم این مسیر را حرکت کردیم و در جاهای مختلف حضور پیدا کردیم، نگاه ها خیلی تغییر کرده است. علت آن هم مثلاً برداشتی که در بحث حضور ما در دریای مدیترانه اتفاق افتاد یا وقتی که ما آفریقا را دور زدیم یا در جنوب شرق آسیا حضور پیدا کردیم یا مستمر در خلیج عدن برای برقراری امنیت حضور پیدا کردیم، این خیلی جلوه به کار ما داد طوری که امروز کشورهای منطقه و فرامنطقه ای ما را به عنوان نیروی دریایی مقتدر در عرصه دریا به ویژه در بحث امنیت خلیج عدن قبول دارد و به توانمندی ما احترام می گذارد. ما الان عضو رسمی همایش فرماندهان دریایی حاشیه اقیانوس هند هستیم. مجری: این برخورد شما با دزدان دریایی هم جذابیت خاص خود را دارد؛سیاری: بله، از زمانی که imo درخواست حضور در خلیج عدن کرد، وقتی که دزدی دریایی افزایش پیدا کرد، چون می دانید که دزدی دریایی که افزایش پیدا می کند اقتصاد جهان آسیب می بیند.مجری: امنیت از بین می رود.سیاری: امنیت که از برود، اقتصاد آسیب می بیند و هزینه ها سنگین می شود. خلیج عدن یکی از مهم ترین آبراه های دنیاست که بیشترین رفت و آمد ما در آن داریم چون تمام کانال ارتباطی جنوب شرق آسیا به اروپا و جنوب شرق آسیا به اروپا و به سمت شمال اقیانوس هند به کشور ما و به خلیج فارس، خلیج عدن است. سازمان جهانی دریانوردی درخواست کرد که هر کشوری توانمندی دارد و می تواند در این منطقه حضور یابد و به اقتصاد جهان کمک و این امنیت را برقرار کند، آنجا حضور پیدا کند. ما جز اولین کشورهایی بودیم که اعلام موضع کردیم و در آن منطقه حضور پیدا کردیم و کمک کردیم و تا حالا چندین تقدیرنامه از آن سازمان جهانی دریافت کرده ایم؛ به خاطر کمک هایی که در بحث برقراری امنیت در منطقه انجام دادیم. برای جمهوری اسلامی هم تا امروز بالای۴۲۰۰ فروند کشتی تجاری و نفتکش را اسکورت کرده ایم و امنیت آنها را برقرار کرده ایم و به سلامت از منطقه خطر عبور دادیم تا آسیبی به اقتصاد کشور ما وارد نشود و اجازه چنین کاری را هم نخواهیم داد.مجری: آخرین درگیر شما با دزدان دریایی کی بوده است؟سیاری: دزدان دریایی الان به خاطر حضور مستمر ما و دیگر کشورها که هر کس به دنبال منافع خودش است در حال حاضر میزان حملات شان کمتر شده است، مگر اینکه موقعیت را بسیار مناسب بدانند؛ چون می دانند که با آنها برخورد می شود.مجری: ریسک این هم بالا است.سیاری: به نظر بنده بیش از ۲۵۰ مورد با اینها برخورد داشتیم. ما آمار داریم تا حالا ۲۵ کشتی متعلق به ۲۵ کشور جهان را کمک کردیم و نجات دادیم.مجری: مهم ترین ها کدام بودند؟ به کجاها کمک کردید؟سیاری: کشورهای جنوب شرق آسیا بودند، کشورهای حاشیه اقیانوس هند بودند که ما کمک کردیم. مجری: آمریکایی ها تا حالا گرفتار نشدند؟سیاری: بله، ما به کشتی آمریکایی کمک کرده ایم. کشتی چینی را کمک کردیم که یکی از کشتی های چینی را دزدیدند و ما رفتیم آنها را نجات دادیم.مجری: کوتاه تعریف می کنید؟سیاری: سال ۹۱ بود که یک کشتی جمهوری اسلامی ایران را در ۶ فروردین در نزدیکی مدار ده درجه یعنی زیر هندوستان به سومالی، زیر آن خط و بالای ۲۵۰۰ هزار کیلومتر آنجا کشتی ما را ربودند، چون منطقه ای بود که ما حضور نداشتیم، اقیانوس خیلی گسترده است، ما در خلیج عدن یک کانال ۱۵۰۰ کیلومتری را اسکورت می کنیم، اما خارج از این منطقه کشتی ما را دزدیدند و ما ظرف ۴۸ ساعت توانستیم آن کشتی مان را که داشتند به سرعت به سمت سواحل سومالی می بردند و حدود ۱۰۰ هزار تن هم شکر داشت را نجات دهیم و برگردانیم. تقریبا ۶ روز بعد از این یک کشتی چینی را در منطقه دزدیدند و چون کشتی چینی آن نزدیکی نبود که کمک کند، دولت چین از ما درخواست کرد که ما کمک کنیم و ظرف ۲۴ ساعت توانستیم کشتی چینی ربوده شده توسط دزدان دریایی را نجات دهیم و به کشور چین تحویل دهیم که خیلی هم قدردانی کردند. کشتی آمریکایی هم به همین ترتیب بود؛ در منطقه خلیج عدن دور از اسکورت خودشان قرار گرفته بود، تیم هایی به آنها حمله کردند و ما نجات دادیم و برای ما فرق نمی کرد که این کشتی آمریکایی است یا هر جای دیگر است. برابر قانونی که اگر خواستند حمله بکنند به کشتی، ما کمک بکنیم، کمک کردیم و دور کردیم.مجری: آمریکایی ها تشکر کردند؟سیاری: آنها خب در دریا تشکر می کنند، ولی ما به تشکر آنها کاری نداریم؛ آنها خیلی دلشان می خواهد که با ما تماس برقرار کنند، خیلی دلشان می خواهد با ما ارتباط داشته باشند اما ما ارتباط نداریم. مجری: واقعا توی عمل هم این را نشان داده اند؟ سیاری: بله. در عمل هم نشان دادند صدا می زنند اما ما جواب نمی دهیم. فقط یک مورد اتفاق افتاد در دریای جنوبی چین ناوشکن سبلان ما در حال دریانوردی به سمت اقیانوس آرام بود. کشتی صداش کرد چون معمولا کشتی ها از فاصله دور همدیگر را نمی بینند و صدا می کنند که مثلا مسیرتان کجاست و به کجا می روید و یک چنین ارتباطاتی برقرار است. کشتی ما خودش را معرفی می کند که ما ناوشکن جمهوری اسلامی ایران سبلان هستیم، در این مسیر دریانوردی می کنم و می پرسد که شما که هستید و آن خودش را معرفی می کند که از کجاست و او از ما سئوال می کند که شما این جا چکار می کنید؟ بچه های ما قاطعانه جواب می دهند که شما اینجا چیکار می کنید؟؛ چرا که اینجا نزدیک تر به ما است. شما در این منطقه چیکار می کنید؟ شما باید این منطقه را ترک کنید و بروید. بعد می گویند که ما کاری نداشتیم فقط می خواستیم بگوییم دریای اینجا خراب است و شما اذیت می شوید. بچه های ما پاسخ می دهند که شما نمی خواهد دلتان برای ما بسوزد، ما مردان دریای سخت هستیم. دریانوردی هم می کنیم و از دریا هراس نداریم و آنهایی که نباید اینجا باشد شما هستید. اگر شما منطقه را ترک کنید خیلی بهتر است.حرکت در مدیترانه را هم می خواستم خدمت شما بگویم که وقتی ما برای اولین بار از کانال سوئز عبور کردیم و در مدیترانه حضور پیدا کردیم، یک حرکت بزرگی بود. کانال سوئز در خاک مصر است. درست است که اولین بار کانال سوئز را ایرانی ها حفر کردند. ما در سابقه دریانوردی مان خیلی قوی بودیم البته این کانال نه، ولی کانال اصلی که مدیترانه را به دریای سرخ وصل می کند، توسط ایرانی ها در ۲۵۰۰ سال قبل حفر شد. این در خاک مصر است و مصر عوارض از کشتی ها می گیرد، وقتی عبور می کنند. یعنی هر کسی می خواهد عبور کند چه تجاری باشد چه نظامی، باید یک پروسه اداری را طی کند. ما هم به دنبال این بودیم که به ما جواز عبور بدهند. زمان «نامبارک» به ما مجوز نمی دادند و ما یک هفته تمام پشت کانال سوئز مانده بودیم، وقتی به مسئولین می گفتیم یک هفته است به ما مجوز نمی دهند عبور کنیم، علی رغم اینکه پول هم به حساب شان ریخته بودیم و چون ناو ما نظامی بود اجازه نمی دادند. به ما گفتند عیب ندارد دعای توسل بخوانید و ما واقعا دعای توسل می خواندیم واقعا. یک هفته تمام پشت کانال سوئز ماندیم و بالاخره جواب داد چون همان مدتی که آنجا بودیم «نا مبارک» سقوط کرد و بلافاصله بعد از سقوط او، ما از کانال سوئز عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم دنیا تکان خورد. آن حرکتی که ما با اسرائیلی ها انجام دادیم برایتان گفته ام. می دانید وقتی که از کانال سوئز عبور کردیم ما باید به سمت سوریه می رفتیم. از دریا که عبور می کنید، سمت راست شما رژیم صهیونیستی است. معمولا کشورها در سواحل شان سیستم صوتی و راداری دارند و هرکشتی که نزدیک شود را صدا می زنند که چه کسی هستید و کجا می روید. این مستمر ما را صدا می زد و بچه های ما جواب نمی دادند، خیلی اصرار می کند ولی بچه ها جواب نمی دهند. آخر هم می گویند چیکار دارید که انقدر صدا می زنید؟ می گویند می خواستیم بدانیم شما چه کسی هستید و بچه های ما می گویند به شما هیچ ربطی ندارد که ما کی هستیم! می گویند من فلان کشور هستم و بچه ها می گویند ما شما را اصلا نمی شناسیم. از نظر ما، شما اصلا موجودیت ندارید! این حرکت خیلی حرکت بزرگی است که در نزدیک مرزهای رژیم صهیونیستی این جواب را بچه های ما دادند و اینگونه با آنها برخورد کردند و واقعا دنیا خیلی تکان خورد که ما چگونه به این توانمندی رسیدیم که دریانوردی می کنیم. در خلیج عدن حضور داریم. از سوئز هم عبور کردیم و وارد مدیترانه شدیم و به جبل الطارق هم نزدیک شدیم.مجری: با اسرائیلی ها درگیر نشدید؟سیاری: من فکر کنم آنها در حد و رقمی نیستند که شایسته باشند حتی با ما درگیر بشوند.مجری: اگر بشوند؟سیاری: اگر اینطور شود حساب شان با خودشان است.مجری: بعد از تولید ناوشکن جماران و سهند که پیشرفته ترین ناوشکن های ما هستند چه برنامه ای برای تولید ناوشکن دارید؟سیاری: ما در بحث تامین تجهیزات مورد نیازمان تدبیر داریم که باید روی پای خود بایستیم چون این تجهیزات را به ما نمی دهند. می دانید ناوشکن و زیردریایی، سلاح های راهبردی و استراتژیک است و به همین راحتی در اختیار کسی قرار نمی دهند. ما از انقلاب به اینور حتی قطعات هم به ما ندادند، تعمیرات هم به ما کمک نکردند. ما قبل از انقلاب در این موضوعات وابسته بودیم. ما تا امروز توانسته ایم انواع ناوهای موشک انداز را تولید کنیم و بسازیم. ناوشکن هم ساختیم که شما جماران و دماوند را نام بردید و در آینده نزدیک هم شماره های بعدی که پیشرفته تر هستند، در خط خواهند امد؛ چون حضرت آقا می فرماید شما هر چیزی تولید می کنید باید نسبت به قبلی ۲۰ درصد پیشرفته تر باشد. مجری: فکر می کند چه زمانی این ناوشکن جدید را خواهید ساخت؟ سیاری: ما فکر می کنم در سال جاری هم موفق بشویم این کار را به انجام برسانیم.مجری: پس کارهایش انجام می شود؟ سیاری: بله تا آنجایی که نیاز داشته باشیم تولید می کنم. مجری: یعنی با آن ۲۰ درصد پیشرفت است؟سیاری: هرکدام از آنها را تلاش کردیم که آن تدبیر را ایجاد کنیم و پیشرفت را درونش لحاظ بکنیم. مجری:زیر دریایی چطور؟ ما از روسیه زیر دریایی گرفتیم؟سیاری: ما تا زمان دفاع مقدس، بعد از دفاع مقدس تا ۱۳۷۰ اصلا زیردریایی نداشتیم و زیردریایی نمی شناختیم و در جنگ زیردریایی نداشتیم. ما سال ۷۰ به زیردریایی دسترسی پیدا کردیم. سه زیردریایی کیلوکلاس را به نام طارق، نوح و یونس از روسیه خریداری کردیم، اما از آن به بعد ما به توانایی بالایی دسترسی پیدا کردیم. و آن، اینکه انهایی را که خریدیم را تعمیرات اساسی انجام دادیم که پیشرفت بسیار بالایی است؛ می دانید که فن آوری در زیردریایی ها بسیار بالا است و رده اول را به خود اختصاص می دهد و در مورد ساخت هم، امروز الحمدالله زیردریایی کلاس غدیر و فاتح را ساختیم. مجری: این زیردریایی که ساختید نسبت به زیر دریایی که کشورهای پیشرفته دارند خیلی عقب تر است؟سیاری: هر کدام تعریف خاص خودش را دارد. ما نمی توانیم اینها را با هم مقایسه کنیم. هرکدام یک ماموریت هایی دارد. در قالب آن ماموریت توانمندی آن اندازه گیری می شود. مثلا ما از زیردریایی کلاس غدیرمان انتظار نداریم دریا دوردست برود چون ان ظرفیت را ندارد اما ماموریت ویژه ای که دارد به خوبی از عهده اش بر می آید. این خط مهمی است و کسب این توانمندی... می دانید حضور در دریا ابعاد مختلفی دارد. زیر دریا را باید بشناسید. کف دریا را باید بشناسید. شرایط فیزیکی و شیمیایی دریا را باید بشناسید. امواج را باید بشناسید. زیر دریایی را باید بسازید با همه فن آوری که در درونش است و تازه باید دنبال تجربه و مهارت دریانوردی در زیر دریا بروید.مجری: من می دانم که شما به خیلی از جوان ها اهمیت می دهید و به آنها میدان می دهید، اما شده بعضی اوقات طرحی برایتان بیاورند و باورتان نشود و بعد بروند این کار را انجام دهند؟سیاری: هر طرحی به ما بدهند ما آن را بررسی می کنیم. اصلا طرحی نبود بیاورند و ما بگوییم باورمان نمی شود؛ بررسی می کنیم و جلسه می گذاریم، با مسئولین فنی صحبت می کنیم و به یک نتیجه ای می رسیم. مجری: گفته بودید که بستن تنگه هرمز مثل نوشیدن یک لیوان است. سیاری: بله، این مسئله برای سال ۹۰ بود. من گفته بودم که برای برقراری امنیت در خلیج فارس و تنگه هرمز، این توانمندی کامل در اختیار جمهوری اسلامی ایران است که امنیت کامل برای خطوط مواصلاتی کشورها برقرار کند و تا حالا هم اینگونه بوده است. امنیت کاملا در دست ماست و گفتم که آن کسی که امنیت در اختیار خودش است را از بین ببرد، نمی تواند؟ می تواند.مجری: یک صحبتی کردند که می خواهند یک لوله نفتی بکشند و این را دور بزنند. دارند اینکار را انجام می دهند؟سیاری: بله، دارند این کار را انجام می دهند. همه کشورهای منطقه به دنبال این هستند که با لوله، نفت شان را به دریای سرخ منتقل کنند، البته یک کانال را داشتند در عمان می زدند پشت تنگه هرمز که آن ناموفق بود. ولی با استفاده از لوله دارند این کار را می کنند، اما بعید است که بتوانند.مجری: ممکن است این کار ارزش استراتژیک تنگه هرمز را کاهش دهد؟سیاری: بعید به نظر می رسد که بتوانند این کارها را انجام دهند چون ابعاد دیگری هم تنگه هرمز دارد. مجری: بعد از برجام وضعیت ما در دریا فرقی از لحاظ عبور و مرور کرده است؟سیاری: برای ما نیروهای نظامی، برجام چه تفاوتی دارد؟ چون ما می دانیم که تجهیزاتی به ما نمی دهند باید خودمان بسازیم، داریم می سازیم. عبور و مرور هم اگر وجود دارد ما مسئول امنیت در دریاها و حفظ و حراست از مرزهای آبی مانع کشور و منافع کشور هستیم.مجری: رزمایش مشترک کشوری برگزار خواهید کرد؟سیاری: ما الان سالانه رزمایش امداد و نجات با عمان داریم. با پاکستان هم در حال برنامه ریزی هستیم و با دیگر کشورها پیشنهاد دادیم، آنها هم پیشنهاد دادند. در حال بررسی است. در صورتی که ستاد کل نیروهای مسلح بررسی کند و مورد تایید قرار بگیرد ما آمادگی رزمایش مشترک با همه را داریم. مجری: ممکن است با روس ها هم رزمایش داشته باشید؟ سیاری: بله پیشنهاد دادند و مطرح بوده است. مجری: اینجا یک کتابی است؛ دستخط شهید صیاد شیرازی روی آن است. «به امیر دریادار سیاری برای حفاظت از جزایر سه گانه» برای ما می خوانید؟ سیاری: من افتخار دارم که در مقطعی که مسئولیت حفاظت از جزایر را برعهده داشتم ایشان مستمر از آنجا بازدید می کردند، نظارت می کردند و بر توان ما اقتدار لازم را داشتند. در یکی از بازدیدهایشان این کتاب را به بنده دادند و این را در صفحه اول این کتاب مرقوم فرمودند که «بسم الله الرحمن الرحیم تقدیم به هم رزم ارزشمندم ناخدا یکم سیاری، فرمانده محترم تیپ تفنگ داران دریایی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران از پیشگاه خداوند متعال برای شما برادر گرامی آرزو دارم، قلبی سالم با تمام ویژگی های مندرج در این کتاب پرمحتوا داشته باشید. تلاش ها و زحمات بی شائبه جنابعالی در مسئولی ...

ادامه مطلب  

بررسی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)؛ بازی سکه و بازدید و الکسا!  

درخواست حذف این مطلب
یکی از دغدغه های امروزه بسیاری از مدیران سایت ها و مدیران کانال ها جذب بازدید و مخاطبی است که معمولا به سختی قابل دسترس بوده و برای بسیاری از آن ها با مشقات بسیار فراوانی صورت می گیرد؛ ولی با ظهور اپلیکیشن ها و ابزارهای مختلف مانند ادبین این روند تسهیل شده و مدیران کسب و کارهای مختلف می توانند با استفاده از این ابزارها اقدام به جذب مخاطب و کاربر کنند و کار خود را پیشرفت دهند؛ اما ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) چه نقاط و ضعفی دارد؟تبلیغاتاخبار خودرو / بلیط هواپیما / بیت کویندر این مقاله قصد داریم به بررسی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) بپردازیم و نقاط مختلف آن را واکاوی کنیم که آیا این برنامه اندرویدی کاربری و کارایی مناسبی دارد یا خیر؟ صفحه اول اپلیکیشن ادبین توضیحات اپلیکیشن ادبین اپلیکیشن ادبینرابط کاربری اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)اولین نکته ای که معمولا در مورد اپلیکیشن های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد، رابط کاربری آن هاست که قطعا مهم ترین چیزی است که در نگاه اول مورد توجه کاربران قرار می گیرد. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) در این زمینه نسبت به سایر اپ های مشابه که به جذب مخاطب و کاربر می پردازند، عملکرد بهتری داشته و از نظر ظاهری زیباتر و قابل قبول تر طراحی شده است.در مورد عملکرد این اپلیکیشن نیز با توجه به اینکه با نمونه های مختلف این چنینی کار کردیم، روان بودن اپلیکیشن ادبین به وضوح قابل مشاهده است و از سنگینی و فشار فراوان اپ های مشابه در این برنامه خبری نیست و البته بازهم این ادعا یک امر نسبی بوده و لزوما به معنای فوق العاده بودن عملکرد آن نیست. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) ابزارهای مجود در اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)با اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارش بازدید بدهیداولین و مهم ترین ویژگی قابل ذکر برای این اپلیکیشن اندرویدی، امکان سفارش بازدید برای کانال های تلگرامی، پیج اینستاگرامی، پیام رسان های داخلی و سایت های اینترنتی است که تقریبا در بین اپ های مشابه بی رقیب است. اکثر اپلیکیشن های بازدید گیر معمولا صرفا خدمات اینستاگرام و تلگرام به کاربرانشان ارایه می کنند و خدمات بازدید سایت و پیام رسان های داخلی در آن ها وجود ندارد. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارش بازدید در اپلیکیشن اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)خدماتی که در بررسی هایمان متوجه آن ها شدیم موارد زیر هستند:با اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) می توانید برای پیج اینستاگرامی خود فالوور دریافت کنید. با توجه به اینکه کاربران عضو این برنامه ایرانی هستند، طبیعتا فالوورهای عضو شده نیز از ارزش بالاتری برخوردار بوده ولی نقطه ضعف آن در بی ارزش بودن کاربران است که عملا کاربردی برای کسب و کار و سایت ها نداشته و صرفا آمار عددی شان را افزایش می دهد.دومین امکان موجود در این اپ، خدمات کامنت و لایک است که خدمت قبلی را توجیه کرده و ارزش آن را افزایش می دهد اما در صورتی که کاربر خدمات لایک و کامنت را از ادبین استفاده ننماید، عملا ارزش چندانی برای فالوورهای آن نمی توان قائل شد.می توانید کانال تلگرامی خود را برای دریافت ممبر در معرض دید کاربران قرار دهید. نکته جالب در مورد این بخش از اپلیکیشن، عدم اجباری بودن عضویت در آن است و صرفا تبلیغات برای کاربران به نمایش در می آید.شاید مهم ترین بخش از این اپلیکیشن، امکان قرار دادن کانال های پیام رسان های داخلی مانند سروش، بله، ایتا، گپ و آی گپ است که تقریبا در اپلیکیشن های مشابه وجود نداشته و شاید برای اولین بار به این شکل ارایه خدمات به کاربران انجام می شود.بخش دیگر موجود در این اپلیکیشن مربوط به نمایش کالاهای دسته دوم کاربران است که می توانند برای فروش آن ها اقدام نمایند. به معنای دیگر شما همانند اپلیکیشن های نیازمندی مانند دیوار و شیپور اقدام به فروش محصولات می نمایید که نسبت به آن ها معایب و مزایایی دارد که از جمله معایب آن نمایش آگهی به مخاطب غیر هدف است و از جمله مزایای آن امکان فروش بیشتر برای کاربرانی است که کالای عمومی تری دارند.همچنین با توجه به اینکه پروسه سفارش را طی کردیم تا امکانات بیشتر اپلیکیشن را بررسی نماییم، با خدماتی از جمله اضافه کردن اپلیکیشن های موبایلی، آگهی های فروشگاهی و صفحات مختلف: خبری، شخصی، هنری، ورزشی، آموزشی،تکنولوژی، علمی، سرگرمی، دانلودی و… روبرو شدیم. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) منوی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارشات در اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)در ادبین شفافیت بیشتری را حس می کنیداز دیگر نکات قابل ذکر در مورد اپلیکیشن ادبین روند نسبتا شفاف تر آن نسبت به اپ های مشابه است چرا که در اکثر اپ های مشابه شما روند قابل توجهی ...

ادامه مطلب  

بررسی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)؛ بازی سکه و بازدید و الکسا!  

درخواست حذف این مطلب
یکی از دغدغه های امروزه بسیاری از مدیران سایت ها و مدیران کانال ها جذب بازدید و مخاطبی است که معمولا به سختی قابل دسترس بوده و برای بسیاری از آن ها با مشقات بسیار فراوانی صورت می گیرد؛ ولی با ظهور اپلیکیشن ها و ابزارهای مختلف مانند ادبین این روند تسهیل شده و مدیران کسب و کارهای مختلف می توانند با استفاده از این ابزارها اقدام به جذب مخاطب و کاربر کنند و کار خود را پیشرفت دهند؛ اما ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) چه نقاط و ضعفی دارد؟تبلیغاتاخبار خودرو / بلیط هواپیما / بیت کویندر این مقاله قصد داریم به بررسی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) بپردازیم و نقاط مختلف آن را واکاوی کنیم که آیا این برنامه اندرویدی کاربری و کارایی مناسبی دارد یا خیر؟ صفحه اول اپلیکیشن ادبین توضیحات اپلیکیشن ادبین اپلیکیشن ادبینرابط کاربری اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)اولین نکته ای که معمولا در مورد اپلیکیشن های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد، رابط کاربری آن هاست که قطعا مهم ترین چیزی است که در نگاه اول مورد توجه کاربران قرار می گیرد. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) در این زمینه نسبت به سایر اپ های مشابه که به جذب مخاطب و کاربر می پردازند، عملکرد بهتری داشته و از نظر ظاهری زیباتر و قابل قبول تر طراحی شده است.در مورد عملکرد این اپلیکیشن نیز با توجه به اینکه با نمونه های مختلف این چنینی کار کردیم، روان بودن اپلیکیشن ادبین به وضوح قابل مشاهده است و از سنگینی و فشار فراوان اپ های مشابه در این برنامه خبری نیست و البته بازهم این ادعا یک امر نسبی بوده و لزوما به معنای فوق العاده بودن عملکرد آن نیست. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) ابزارهای مجود در اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)با اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارش بازدید بدهیداولین و مهم ترین ویژگی قابل ذکر برای این اپلیکیشن اندرویدی، امکان سفارش بازدید برای کانال های تلگرامی، پیج اینستاگرامی، پیام رسان های داخلی و سایت های اینترنتی است که تقریبا در بین اپ های مشابه بی رقیب است. اکثر اپلیکیشن های بازدید گیر معمولا صرفا خدمات اینستاگرام و تلگرام به کاربرانشان ارایه می کنند و خدمات بازدید سایت و پیام رسان های داخلی در آن ها وجود ندارد. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارش بازدید در اپلیکیشن اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)خدماتی که در بررسی هایمان متوجه آن ها شدیم موارد زیر هستند:با اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) می توانید برای پیج اینستاگرامی خود فالوور دریافت کنید. در این اپ صفحه اینستاگرام برای سایر کاربران به معرض نمایش قرار داده می شود و البته افراد هیچ اجباری در فالو کردن ندارند، به همین جهت فالوئرهای گرفته شده از این روش کاملا واقعی بوده و در صورتی که کاربر علاقه مند باشد، صفحه را دنبال می کند.می توانید کانال تلگرامی خود را برای دریافت ممبر در معرض دید کاربران قرار دهید. نکته جالب در مورد این بخش از اپلیکیشن، عدم اجباری بودن عضویت در آن است و صرفا تبلیغات برای کاربران به نمایش در می آید.شاید مهم ترین بخش از این اپلیکیشن، امکان قرار دادن کانال های پیام رسان های داخلی مانند سروش، بله، ایتا، گپ و آی گپ است که تقریبا در اپلیکیشن های مشابه وجود نداشته و شاید برای اولین بار به این شکل ارایه خدمات به کاربران انجام می شود.بخش دیگر موجود در این اپلیکیشن مربوط به نمایش کالاهای دسته دوم کاربران است که می توانند برای فروش آن ها اقدام نمایند. به معنای دیگر شما همانند اپلیکیشن های نیازمندی مانند دیوار و شیپور اقدام به فروش محصولات می نمایید که نسبت به آن ها معایب و مزایایی دارد که از جمله معایب آن نمایش آگهی به مخاطب غیر هدف است و از جمله مزایای آن امکان فروش بیشتر برای کاربرانی است که کالای عمومی تری دارند.همچنین با توجه به اینکه پروسه سفارش را طی کردیم تا امکانات بیشتر اپلیکیشن را بررسی نماییم، با خدماتی از جمله اضافه کردن اپلیکیشن های موبایلی، آگهی های فروشگاهی و صفحات مختلف: خبری، شخصی، هنری، ورزشی، آموزشی،تکنولوژی، علمی، سرگرمی، دانلودی و… روبرو شدیم. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) منوی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارشات در اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)در ادبین شفافیت بیشتری را حس می کنیداز دیگر نکات قابل ذکر در مورد اپلیکیشن ادبین روند نسبتا شفاف تر آن نسبت به اپ های مشابه است چرا ک ...

ادامه مطلب  

بررسی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)؛ بازی سکه و بازدید و الکسا!  

درخواست حذف این مطلب
یکی از دغدغه های امروزه بسیاری از مدیران سایت ها و مدیران کانال ها جذب بازدید و مخاطبی است که معمولا به سختی قابل دسترس بوده و برای بسیاری از آن ها با مشقات بسیار فراوانی صورت می گیرد؛ ولی با ظهور اپلیکیشن ها و ابزارهای مختلف مانند ادبین این روند تسهیل شده و مدیران کسب و کارهای مختلف می توانند با استفاده از این ابزارها اقدام به جذب مخاطب و کاربر کنند و کار خود را پیشرفت دهند؛ اما ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) چه نقاط و ضعفی دارد؟تبلیغاتاخبار خودرو / بلیط هواپیما / بیت کویندر این مقاله قصد داریم به بررسی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) بپردازیم و نقاط مختلف آن را واکاوی کنیم که آیا این برنامه اندرویدی کاربری و کارایی مناسبی دارد یا خیر؟ صفحه اول اپلیکیشن ادبین توضیحات اپلیکیشن ادبین اپلیکیشن ادبینرابط کاربری اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)اولین نکته ای که معمولا در مورد اپلیکیشن های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد، رابط کاربری آن هاست که قطعا مهم ترین چیزی است که در نگاه اول مورد توجه کاربران قرار می گیرد. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) در این زمینه نسبت به سایر اپ های مشابه که به جذب مخاطب و کاربر می پردازند، عملکرد بهتری داشته و از نظر ظاهری زیباتر و قابل قبول تر طراحی شده است.در مورد عملکرد این اپلیکیشن نیز با توجه به اینکه با نمونه های مختلف این چنینی کار کردیم، روان بودن اپلیکیشن ادبین به وضوح قابل مشاهده است و از سنگینی و فشار فراوان اپ های مشابه در این برنامه خبری نیست و البته بازهم این ادعا یک امر نسبی بوده و لزوما به معنای فوق العاده بودن عملکرد آن نیست. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) ابزارهای مجود در اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)با اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارش بازدید بدهیداولین و مهم ترین ویژگی قابل ذکر برای این اپلیکیشن اندرویدی، امکان سفارش بازدید برای کانال های تلگرامی، پیج اینستاگرامی، پیام رسان های داخلی و سایت های اینترنتی است که تقریبا در بین اپ های مشابه بی رقیب است. اکثر اپلیکیشن های بازدید گیر معمولا صرفا خدمات اینستاگرام و تلگرام به کاربرانشان ارایه می کنند و خدمات بازدید سایت و پیام رسان های داخلی در آن ها وجود ندارد. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارش بازدید در اپلیکیشن اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)خدماتی که در بررسی هایمان متوجه آن ها شدیم موارد زیر هستند:با اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) می توانید برای پیج اینستاگرامی خود فالوور دریافت کنید. در این اپ صفحه اینستاگرام برای سایر کاربران به معرض نمایش قرار داده می شود و البته افراد هیچ اجباری در فالو کردن ندارند، به همین جهت فالوئرهای گرفته شده از این روش کاملا واقعی بوده و در صورتی که کاربر علاقه مند باشد، صفحه را دنبال می کند.می توانید کانال تلگرامی خود را برای دریافت ممبر در معرض دید کاربران قرار دهید. نکته جالب در مورد این بخش از اپلیکیشن، عدم اجباری بودن عضویت در آن است و صرفا تبلیغات برای کاربران به نمایش در می آید.شاید مهم ترین بخش از این اپلیکیشن، امکان قرار دادن کانال های پیام رسان های داخلی مانند سروش، بله، ایتا، گپ و آی گپ است که تقریبا در اپلیکیشن های مشابه وجود نداشته و شاید برای اولین بار به این شکل ارایه خدمات به کاربران انجام می شود.بخش دیگر موجود در این اپلیکیشن مربوط به نمایش کالاهای دسته دوم کاربران است که می توانند برای فروش آن ها اقدام نمایند. به معنای دیگر شما همانند اپلیکیشن های نیازمندی مانند دیوار و شیپور اقدام به فروش محصولات می نمایید که نسبت به آن ها معایب و مزایایی دارد که از جمله معایب آن نمایش آگهی به مخاطب غیر هدف است و از جمله مزایای آن امکان فروش بیشتر برای کاربرانی است که کالای عمومی تری دارند.همچنین با توجه به اینکه پروسه سفارش را طی کردیم تا امکانات بیشتر اپلیکیشن را بررسی نماییم، با خدماتی از جمله اضافه کردن اپلیکیشن های موبایلی، آگهی های فروشگاهی و صفحات مختلف: خبری، شخصی، هنری، ورزشی، آموزشی،تکنولوژی، علمی، سرگرمی، دانلودی و… روبرو شدیم. اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) منوی اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک) سفارشات در اپلیکیشن ادبین (بازدید بگیر سایت و لینک)در ادبین شفافیت بیشتری را حس می کنیداز دیگر نکات قابل ذکر در مورد اپلیکیشن ادبین روند نسبتا شفاف تر آن نسبت به اپ های مشابه است چرا ک ...

ادامه مطلب  

جزو گزینه های شهرداری تهران هستم  

درخواست حذف این مطلب
رئیس سازمان تربیت بدنی دولت اصلاحات گفت: جزو گزینه های شهرداری تهران هستم و با برخی اعضای شورا صحبت هایی کرده ام.به گزارش پایگاه 598به نقل از تسنیم، برنامه هفته گذشته «دست خط» میهمان محسن مهرعلیزاده رئیس سازمان تربیت بدنی کشور در دولت اصلاحات و از چهره­ های سیاسی اصلاح طلب و رئیس فدراسیون بین المللی ورزش های زورخانه ­ای و همچنین رئیس کمیته گردشگری اتاق بازرگانی تهران بود. مشروح گفت وگو برنامه دست خط با مهرعلیزاده را در ذیل بخوانید. مجری: قرار است شهردار تهران شوید! شایعات درست است؟ خودتان در ابتدای کلام فرمودبد «شایعه»؛ شایعه که در تلویزیون مطرح شود دیگر شایعه... مجری: به هر حال مطرح شده اید؛ بله، جزء اسامی که مطرح شده است هستم؛ با بعضی از اعضای محترم شورا هم صحبت­ هایی کرده ایم، حالا باید ببینیم چه پیش می آید بالاخره انتخاب با اعضای شورا است. مجری: درست است که اعضای شورای شهر باید رای بدهند، اما افراد پشت صحنه­ای که این فهرست را بستند بالاخره روی انتخاب شما تاثیر دارند؛ ببینید اصل، اعضای شورا هستند، یعنی به هر حال آنها می ­خواهند کار کنند و آنها از شهردار کار می­ خواهند و آنها می ­خواهند همراهی داشته باشند، طبیعتا آن سلیقه ای که طراحی کرده و اعضای شورا انتخاب شده اند، آن سلیقه در خود اعضای شورای هم وجود دارد و آن به نحوی در انتخاب شهردار جاری خواهد بود. مجری: زمانی که در انتخابات شورای شهر بحث می شد می گفتند فهرست های مختلف بسته شده است بخصوص فهرستی که الان رای آورده است، شهردار آن هم مشخص است از همان زمان هم صحبت شما بود که شهردار این فهرست آقای محسن مهرعلیزاده است؛ نه واقعاً اینطور نبود، فهرست در یک فرآیند مشخصی در شورای عالی اصلاح طلبان مطرح شد و وقت زیادی گذاشته شد، روی شاخص های مشخصی که تعریف شده بود از بین نزدیک 700 نفر به 21 نفر رسیدند و فهرست را بستند و آن زمان هیچ صحبتی از اینکه این فهرست به علاوه فلان شهردار، چنین چیزی نبود؛ مجری: می گویند شما اگر شهردار تهران نشوید ممکن است شهردار مشهد شوید، درست است؟ نه چنین چیزی نیست این دیگر خیلی شایعه است [می خندد] مجری: الان به غیر از شما چه افراد دیگری مطرح هستند در بین اعضای شورای شهر؟ بیشتر از بین اصلاح طلبان هستند؟ بگذارید من نام نبرم، اینها شایعه و گمانه زنی است اما بله، بدیهی است با توجه به اینکه کلیه 21 نفر منتخب شورای شهر تهران، همه از اصلاح طلبان هستند، الحمدلله با قوت خوبی هم انتخاب شدند طبیعتاً گزینه­ شان از میان مدیران مقبول اصلاح طلبان خواهد بود و این طبیعی است. مجری: آقای سالک عضو حزب ندای ایرانیان یک مصاحبه ای کرده بود که افرادی که عضو شورای شهر شدند، یک میثاق نامه ای را امضاء کردند که بند 16 آن می گوید هیچ کس از اعضای شورا نباید شهردار شود، الان ما می شنویم بعضی از گزینه ها، افرادی هستند که در شوراها انتخاب شدند، الان به این پایبند هستند یا ممکن است از افرادی که داخل شورای شهر باشند؟ طبیعتاً آنچه که داخل شورا بحث شده و من هم شنیدم از دور، بالاخره چون من عضو نیستم ببینم در آنجا چه می گذرد ولی بحث ها را می شنوم، این پایبندی به عهد در همۀ اعضای شورا وجود دارد؛ مجری: در همه فهرست ها بحث زیاد می شود چه این طیف و چه آن طیف، بخصوص بعد از اینکه آن طیف پیروز می شود برخی در هر طیفی یکسری حرف هایی می گویند و مطالب انتقادی می گویند، یکی از اعضای شورای شهر فعلی که از اصلاح طلبان هم بود ابراز می کرد که این فهرست که بسته شد قرار بود من در این فهرست بام ولی من چون 2 میلیارد تومان پول ندادم من را داخل فهرست قرار ندادند، چنین چیزی درست است؟ نه! به نظر من خیلی بی انصافی است، من واقعاً به عنوان کسی که عضو شورای عالی هستم و تمام صحنه ها را می دیدم و در همه لحظاتش هم بودم اولاً اصلاً چنین مبالغی هزینه نمی شود حتی در کلان، چه برسد به اینکه بخواهند از یک نفر چنین مبلغی را بگیرند، چه کسی این مبلغ را خواسته و از چه کسی خواسته است؟! اصلاً چنین چیزی درست نیست و نبود، من چیزی شنیدم که در این شایعات هم آمد و واقعیت این است در بستن فهرست از همان روز اول یک ویژگی های مشخصی تعریف شد، فرد چقدر تخصص دارد، چقدر تحصیلات دانشگاهی دارد، چقدر تحصیلات مرتبط با امور شهری دارد، حالا اینکه در فرآیند عمل ممکن است مثلاً نمره یکی به نظر خودش می توانست بیشتر از این باشد و معترض است، این یک مطلب دیگری است، در هر بستر سیاسی چنین اتفاقی می افتد. مجری: دو فهرست از اصلاح طلبان بیرون آمد؟ نه یک فهرست. مجری: البته یک فهرست آن کسانی که ناراضی بودند دادند؛ تا آنجا که من می دانم متاسفانه به لحاظ اینکه بعضی از اصلاح طلبانی که توقع داشتند در لیست قرار بگیرند گروه هایی تشکیل دادند و کارهایی کردند و چه حتی مثلاً بعضاً از طرف رقیب چنین اتفاقی ممکن است افتاده باشد، بیش از 50 لیست جعلی درآمد. مجری: ولی اصلاح طلبان در نخستین دوره شورای شهر حائز اکثریت آرا شدند و یک تجربۀ تلخی بود که شورا به پایان نرسید و جمع شد، به نظرم خودتان هم قبول دارید که باید بیشتر مراقبت کنید؛ بله همینطور است تذکر خیلی خوبی است و دوستان هم این بینش لازم را دارند که مراقبت هستند که خدای نکرده در رقابت های درون خودشان اتفاقی پیش نیاید که تجربیات شورای اول تکرار شود. مجری: اگر شورای شهر به آقای مهرعلیزاده رای بدهد به عنوان شهردار تهران، او می خواهد با شهر تهران چه کند؟ تهران معضلات کمی ندارد، ترافیک دارد، آلودگی هوا از مهر وجود دارد تا آخر زمستان و غیره، چه می خواهید بکنید؟ اول این است که بخش بسیار زیادی درخصوص مسائل مالی باید کار شود، بودجه ای که الان شهرداری تدوین کرده است برای سال 96 از نظر دسترسی و رسیدن به آن بودجه مقدار زیادی با آن واقعیت ها فاصله دارد، یعنی 17 هزار و خرده ای میلیارد تومان بودجه گذاشته شده است. براساس اعداد و ارقام بیش از 42 درصد این رقم از محل فروش مازاد تراکم است، هم فروختن مازاد تراکم واقعاً مشکل دارد با توجه به این تراکمی که از نظر ساختمان در تهران وجود دارد، ساخت و ساز و زندگی مردم و کوچه های تنگ و باریک، برج های چند طبقه به اندازه کافی، الان واقعاً تهران دارد خفه می شود چه برسد به اینکه مجوز بدهیم به اینکه اینها افزایش پیدا بکند؛ مجری: یکی از کارهای شما جلوگیری از اینها است؟ حداقل باید یکی از کارها این باشد که این کار را ادامه ندهیم منتها عدم ادامه ندادن این کار یعنی به دست نیاوردن نصفی از بودجه ای که شما نیاز دارید؛ مجری: اگر شما بیایید در شهرداری، شما و شورای شهر رابطه بهتری نسبت به شورای قبل با دولت دارید و به نظرم می شود بودجه بهتری هم بگیرید؛ به نظرم باید از دولت خواسته شود نصف این پول که نزدیک 8، 9 هزار میلیارد تومان است را دولت بدهد، دولتی که در طول سال 95 آنچه که توانست برای کل بودجه عمرانی تخصیص بدهد حدود 15 میلیارد تومان بود، یعنی دولت هم چنین مبلغی را ندارد؛ مجری: البته راه های دیگر درآمدزایی وجود دارد؛ بله؛ این از این طرف، از آن طرف هم مقدار زیادی شهرداری تهران بدهکار است در همین سال 95 که بودجه سال 96 تصویب شد، بیش از 21 هزار و خورده ای میلیارد تومان به شکل دیون دارد، این بدهی باید داده شود و خود این بدهی نزدیک 5/1 برابر بودجه است، گفته می شود علاوه بر این نزدیک 40 و خرده ای هزار میلیارد دیگر صورت وضعیت های نهایی نشده و پروژه های در دست اقدام است، به هر حال کارهایی است که شروع شده و این جمعاً با هم نزدیک 60 هزار میلیارد تومان است، یکی از کارهای مشکل شهردار آینده این خواهد بود که این پول را باید به یک نحوی تامین کند، از کجا؟ نمی تواند به مردم فشار بیاورد و نباید این کار را بکند. بایستی درآمدهای پایدار ایجاد شود مثلاً تبدیل تهران در یک مواردی به مرکزیت در منطقه، مثلاً یکی از برنامه هایی که بنده از چندین سال پیش دارم روی آن کار می کنم و کارِ بسیار خوب و ملی و ارزشمندی برای تهران می تواند باشد این است که در تهران یک مرکزیت بزرگی به عنوان مرکزیت نمایشگاهی و فروشگاهی محصولاتِ صنایع ساختمانی باشد نه برای کشور به منطقه بتواند سرویس بدهد، یعنی 300 شرکت یا حتی 400 شرکت که برندهای دنیا هستند و مصالح ساختمانی تولید می کنند آنها در یک مرکزیتی که چندین برج اداری و چندین هتل و نمایشگاه ایجاد می شود و دفترهایی برای خودشان دارند آنجا می نشینند و یا مثلا در دبی، در کرکوک، در ترکمنستان یا هر جای دیگر که همسایگان ما هستند در این 10، 12 کشور توسعه هم زیاد است و نیاز به ساخت و ساز دارند آن وقت مهندس مشاور آنها می آید وقتی طراحی کردند تا یک برجی بسازند با هواپیما می آیند اینجا می نشینند در آن مرکزیت که ارتباط دارند با 200، 300 تا سازندۀ مصالح ساختمانی از سیمان و میل گرد گرفته تا مصالح نهایی ساختمان مثلا کاغذ دیواری و هر چیز دیگری؛ ما مشابه همین را درخصوص درخصوص هاب برای تولید نرم افزار، جوانان ما خیلی مستعد هستند انصافاً در مورد مسائل نرم افزاری و کامپیوتری و طراحی نرم افزار در زمینه های مختلف جوانان ما خیلی مستعد هستند، الان مشابه این کار را هند انجام می دهد، حتی هند از این مطلب که با آمریکا اختلاف زمان دارد استفاده می کنند و شب ها که کامپیوترهای آمریکا در حال استراحت هستند و از آنها استفاده ای نمی شود، شب ها آنها را اجاره می کنند و با آن کامپیوترها کار می کنند و نرم افزار تولید می کنند و به خود آمریکا و کشورهای آمریکایی می فروشند، هر هاب بودنی یعنی هزاران نفر آمد و رفت، هواپیما، ورود و خروج، هتل، ساختن هتل ها و شهر آبادتر می شود و پول مردم می آید اینجا، به اندازۀ کافی خود تهرانی ها و خود ایرانی ها پول برای سرمایه گذاری دارند منتها چون ما الان زمینۀ آن را فراهم نکردیم این پول بیشتر می رود در برج سازی و بیشتر شهر را متمرکز می کند و بیشتر مشکلات ایجاد می کند. حالا فکر کنید این پولی که این سرمایه گذار صرفِ ساختن برج و افزایش تراکم روی کفِ خیابان ایجاد می کند، ما پول او را ببریم در تهیه واگن و همین 6، 7 خط مترویی که داریم 180 کیلومتر کلاً طول متروی ماست در زیر خیابانهای تهران، قطارهای آنها را به جای 700 تا، دو تا 700 قطار منتها با پول بخش خصوصی. الان چرا ما تراکم داریم؟ 1. خط کم است و 2، در همان خطهایی که موجود است قطار کم است برای همین 7، 8 دقیقه طول می کشد تا قطار بعدی بیاید مردم متراکم هستند، در دنیا این 7، 8 دقیقه 2 دقیقه است در ساعت پیک کمتر از 1 یا 2 دقیقه است، باید اینطوری باشد و مردم ناراضی نباشند و بروند استفاده کنند، قطار کم است و شهرداری هم پول ندارد قطار بخرد، دولت هم پول ندارد کمک کند، بخش خصوصی که وجود دارد. .....الان در کشوری مانند توکیو که خطوط مترو است شبکه ها و رنگ های مختلف همگی برای بخش خصوصی است مجری: جایی گفته بودید اگر به شهرداری بروید باید یک اتاق شیشه ای درست کنیم که همۀ اعمال و رفتار توی شهرداری زیر ذره بین باشد و مشخص باشد؛ نه اتاق شیشه ای، مثلاً چه اشکالی دارد اگر شهردار یک منطقه ای صبح تا شب که 20، 30 نفر به او مراجعه می کنند یک امتیازی می خواهند بگیرند یک پولی پرداخت می کنند آن هم در حسابهایش می نویسد، وقتی شما با این پول هیچ رابطۀ منفی ای ندارید، پول مشخصی است، مثلاً طرف می گوید دو طبقه را می خواهم سه طبقه بکنم اینقدر باید پرداخت بکند، این پول پرداخت شود و وارد سیستم شود ولی بعداً این مخفی کاری و نهان کاری های بی مورد ایجاد تردید می کند، مردم بدانند واقعاً شهرداری با چه معضلات مالی مواجه است بیشتر به شهرداری کمک می کنند. مجری: یک جایی گفته بودید برای جلوگیری از قانون گریزی در حوزه شهری باید نظارت شورای شهر افزایش پیدا بکند، این نظارت چگونه است؟ اصلاً شورا دو وظیفۀ اصلی دارد،یک تدوین مقررات و ضوابط و تصویب بودجه برای شهرداری، 2. نظارت بر اجرای آن، اینها خیلی مهم است، اگر آن سیستمی که می گویم اطلاعات و مسائل مالی و غیرمالی باید شیشه ای باشد این نظارت هم براساس آن در عمل اتفاق خواهد افتاد. مجری: ممکن است شما شهردار شوید و دستور تخریب پل صدر را بدهید؟ خیلی از معماران ماهر کشور، کسانی که مهندس معمار هستند و روی شهر و زیبایی شهر اظهارنظر می کنند به هیچ وجه این پل را با این سازۀ بتنی خشن در دید مردم و در معرض زندگی مردم را کار پسندیده ای از نظر معماری تشخیص نمی دهند من هیچ وقت این کار را نمی کنم که این پل را خراب کنم بالاخره هزینه های خیلی سنگینی صرف شده است ولی همه مقایسه می کنند مثلاً می گویند با این طولی که اتوبان صدر دارد می توانند 4 برابر بعضاً 8 برابر یا تونل یا مترو بسازند. مجری: شما با مردم زیاد ارتباط دارید الان مهمترین مشکل مردم چیست؟ مساله اقتصادی و معیشت است و اشتغال. به هر حال ما مشکلات انباشته ای داریم از زمان جنگ تحمیلی به این طرف، بعد دوران سازندگی، دولت اصلاحات، دوران بعدی کارهای زیادی انصافاً در زمینۀ اقتصادی شده است ولی مال چند مشکل جدی داشتیم به ویژه مشکل تحریم این مساله را مقدار زیادی تشدید کرد، چون وقتی راه برای صادرات باز نیست عملاً شما دنبال آن نمی روید مثلا می خواهند صادر بکنند نمی گذارند پول تکان بخورد، مسیر بانکی را بستند و نمی گذارند من صادر هم بکنم پولم برنمی گردد، بنابراین تولید برای صادرات هم که یکی از اهداف بسیار بزرگ برای اشتغال می تواند باشد آن هم متوقف می شود کسی برای اینکه بتواند محصولی را صادر کند و سرمایه گذاری بکند این کار را انجام نمی دهد. مجری: یک جایی گفته بودید اگر دولت به ویژه تیم اقتصادی خودش را با نیروهای به ویژه اصلاح طلب تقویت می کرد هماهنگ تر و قوی تر و یک دل تر رفتار می کرد و توقعات مردم سریعتر پاسخ داده می شد؛ نه گفتم تیم منسجمی نداشت، الان هم همین را می گویم؛ مجری: یعنی هماهنگ تر باشد؛ ببینید وقتی وزارت صنعت معدن و تجارت بالاخره عاملِ اجرایی این توسعه ها آن است، کسی که در صف اول پیش می رود، منتها به یک نحوی باید فکرمان و جهت گیری های آن با سیاستهایی که بانک مرکزی دارد، پشت سر، سیاستهایی که وزارت اقتصاد و دارایی دارد در مورد مالیات، گمرک و مسائل مختلف با هم هماهنگ باشند تا آن سیاستها پشتیبانی کنندۀ برنامه هایی باشد که مثلاً وزارت صنعت، معدن، تجارت یا مثلاً وزارت تعاون یا رفاه یا وزارتخانه کشاورزی که تولیدکننده هستند در یک سمت و سو باشند که در یک بستر مشخص و یک جهت گیری و استراتژیِ معینی حمایت کنند و جلو بروند، این انسجام و همسویی در تیم اقتصادی در دولت اول دیده نمی شد که امیدوارم این دورۀ حتما؛ مجری: با جدا کردن وزارت صنعت، معدن تجارت به صنعت و معدن و بازرگانی به نظرتان؛ کمک می کند، چون 70 درصد اقتصاد هنوز دست دولت است، همین وزارت رفاه دارد شستا را با آن عظمت که بزرگترین هلدینگ کل کشور است، کارخانه را هم گرفته است، از ریزترین نوع تولید را گرفته تا عمیق ترین کار تولید را، مشابه این را مثلا در وزارت صنعت مثل سازمان گسترش داریم. وزیر صنایع خیلی زرنگ باشد می تواند همین سازمان هایش را جمع کند ولی وزارت بازرگانی باید جدا باشد بالاخره در مورد بازرگانی کشور غفلت نشود، ایران از قدیم روی خط جاده ابریشم بوده و ایرانی ها از نظر تجارت در گذشته شهره بودند، ما باید این توان را احیاء بکنیم. این متناسب ترین حالت است باید جدا می شد و جدا شود. مجری: به عنوان یک آدم اقتصادی حرف برخی از کارشناسان را قبول دارید که دولت تمام تخم مرغ هایش را در سبد برجام گذاشت و نباید می گذاشت؟ نه این حرف درست نیست چون علت این است که دولت ناگزیر بود در فضای بین المللی برود و این گره را باز کندو تحریم ها را بردارد منتها به این معنا نبود که همه چیز را در داخل تعطیل کرده، در داخل آنچه که موجود بود را پیش برد، من درست عکس این تئوری را دارم من می گویم دولتی که هنوز زمانی که تحریم ها به طور جدی برداشته نشده بود و هنوز هم در مورد تحریم های بانکی مطلب کامل حل نشده ولی با وجود این از منهای 7 درصد رشد اقتصادی کم کم آمد روی 6 و یک و این دفعه اعلام شده است 5/12 درصد البته هشت و خرده ای برای نفت است ما خیلی آن را درنظر نمی گیریم، به هر حال 7 درصد منفی را بیاورید روی مثبت این در داخل بی توجه به مسالۀ برجام کار کرده است. ببینید پیش بینی می کنند می گویند برای برنامه ششم برای 5 سال آینده بعضی از کارشناسان می گویند حداقل نزدیک به هزار میلیارد دلار جذب سرمایه گذار نیاز داریم، یعنی سالی 200 میلیارد دلار سرمایه گذاری، کل درآمد نفتی ما مثلاً 100 میلیارد دلار است و بخش عمده­اش هم صرف هزینه های جاری ما می شود، به این ترتیب سرمایه گذار ایرانی که در ایران پول دارد یا سرمایه گذار ایرانی که خارج از کشور پول دارد و می توانند کمکی کنند و از بیرون با خودشان پولی بیاورند ما حداقل نزدیک به 50، 60 میلیارد دلار در سال نیاز به سرمایۀ خارجی داریم، باید فضای برجام باشد تا پول بیاید وگرنه نمی آید و وقتی اینها بیایند ـ نه امروز کار اقتصادی طولانی مدت است ـ مثلاً بعد از 4 یا 8 سال یا 10 سال بعد اثرات این سرمایه گذاری های امروز، اعتماد سرمایه گذار خارجی، آمدن او و سرمایه گذاری او، اثرات بیرونی آن مانند اشتغال و کار و تولید و رفاه آن زمان دیده خواهد شد. مجری: شما از تغییرات دولت دوم آقای روحانی خبر دارید؟ نه تقریباً. حالا ما می شنویم مانند شما. مجری: چطور شد در دولت یازدهم به شما پیشنهاد استانداردی آذربایجان شرقی را دادند؟ بعد به نوعی پس گرفتند؟ یک صحبتی آن زمان شد طبیعتاً ادامه کارهای جاری ای که من داشتم برایم اهمیت داشت، منتها چند گزینه که از قبل مطرح بودند، یکی از آن گزینه های خوشبختانه پذیرفته بود و عمل شده بود. مجری: مناظره های انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را می دیدید؟ راضی بودید؟ بله. متاسفانه از مناظره ها راضی نبودم، مناظره ها متاسفانه از همان روز اول رفت به سمت اینکه یک مقداری از شانِ هم کاندیداها و هم شانِ فرهنگی و اخلاقی ایران و ایرانی فاصله گرفت، اینکه به صراحت یک نفر به یک نفر تهمت دروغ بزند و زنده پخش شود، به نظرم فضای مطلوبی نبود می توانست فضای بهتری باشد. مجری: از خانواده شما کسی راضی نشد بیاید چرا؟ کم رو هستند گفتند ما نمی توانیم جلوی دوربین بیاییم و صحبت کنیم. مجری: چه سالی ازدواج کردید؟ سال 59. مجری: چگونه آشنا شدید؟ من سال 59 سپاهی بودم،خیلی جالب است این خاطره را بگویم چون این روزها مد شده می پرسند عاشق شدی؟[می خندد] دوست من گفت فلانی نمی خواهی ازدواج کنی؟ من هم به شوخی گفتم هنوز موردش پیدا نشده است، من سال 59، 24 سال سن داشتم، گفتم موردش پیدا شود بله، گفت واقعاً پیدا شود ازدواج می کنی؟ گفت موردش است، گفت خانم من یک همکلاسی دارد اینطور و آنطور است و مشخصاتش را گفت، گفت برویم برای خواستگاری؟ گفتم برویم، با همان لباس خاکی سپاه و جبهه رفتیم، فردا از خانه خودشان تماس گرفت با خانواده خانم خیری همسرم، قرار گذاشتند، آنها هم دوست من را می شناختند و خیلی به او اعتماد داشتند و رفتیم یک صحبت اولیه کردیم و دیگر این باب آشنایی شد و بعد مراحل بعدی را انجام دادیم. مجری: مهریه چقدر است؟ بگویم شاید تعجب کنید، دقیقاً یادم نیست یا هزار ریال است یا هزار تومان است به اضافه تعلیم سوره صف، شاید بپرسید چرا سوره صف ما بهمن سال 59 رفتیم خدمت امام، من تا آن روز با خانمم اصلاً صحبت نکرده بودم، من به خانمم گفتم مهریه را چقدر بگوییم؟ ایشان گفت هر چقدر گفتید، من نمی دانستم چه بگویم با پدر و مادر خانمم مشورت کردیم، گفتند هر چه شما بگویید رفتیم نزد حضرت امام هزار ریال یا هزار تومان یا صد تومان یادم نمی آید، بعد به امام گفتم صد تومان با یک جلد کلام الله مجید، امام فرمودند می توانید بگویید تعلیم بخشی از قرآن، برنامه من هم طوری بود که آن روزها داشتم چند سوره قرآن را حفظ می کردم، آن روزها داشتم سوره صف را حفظ می کردم بعد تا امام فرمودند من هم دستپاچه شدم چون امام در ایوان نشسته بودند و من هم ایستاده بودم، اصلا زمانی که با امام صحبت می کردید دستپاچه و هُل می شدید، من تا ایشان این را فرمودند گفتم پس تعلیم سوره صف، گفت خیلی خوب شد تعلیم سوره صف به علاوه آن هزار تومان یا هزار ریال یا صد تومان مجری: شما با آقای مقدم یکی از معاونان دفتر حضرت آقا باجناق هستید، شما باجناق ایشان شدید یا ایشان باجناق شما؟ ایشان باجناق ما شدند، ایشان فکر کنم دو سال از من بزرگتر هستند ولی دیرتر آمدند و با خواهر دوم ازدواج کردند من با خواهر اول ازدواج کردم. مجری: رابطه شما الان با هم چطور است؟ خوب است به هر حال به عنوان باجناق داریم زندگی می کنیم. مجری: اینکه می گویند باجناق فامیل نمی شود درست می گویند؟ ما از قدیم با هم دوست بودیم، ما در دانشگاه تبریز با هم بودیم، هم ­خانه و هم ­خوابگاه بودیم، دوست بودیم. مجری: شما واسطه شدید؟ نه اتفاقاً خیلی جالب است من یک روز در خانه نشسته بودم به من گفتند شما آقای مقدم را می شناسید؟ گفتم بله دوست من است، بعد گفتند ایشان به واسطۀ یک نفر آمده است برای خواستگاری دختر دوم خانواده که از آنجا مطلع شدم. مجری: با هم از نظر سیاسی اختلاف نظر دارید؟ ایشان اصلاح طلب نیستند [می خندد] مجری: این اختلاف نظرها به خواهرها سرایت نمی کند؟ نه در زندگی ما این مسائل ورود نمی کند. مجری: رابطه شما با حاج خانم چطور است؟ عاشقانه است دست خطهای عاشقانه برای ایشان می نویسید؟ [می خندد] واقعاً فرصت این ک ...

ادامه مطلب  

جزو گزینه های شهرداری تهران هستم/ در انتخابات بیش از 50 فهرست جعلی به اسم اصلاح طلبان در آمد/ ریشه «آقازادگی» هنوز خشکانده نشده است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، محسن مهرعلیزاده از چهره­ های سیاسی اصلاح­ طلب و رئیس فدراسیون بین ­المللی ورزش های زورخانه ­ای و رئیس کمیته گردشگری اتاق بازرگانی تهران میهمان این هفته برنامه دستخط در سیمای جمهوری اسلامی ایران بود.متن کامل گفت وگو با وی در این برنامه به شرح ذیل است:مجری: قرار است شهردار تهران شوید! شایعات درست است؟مهرعلیزاده: خودتان در ابتدای کلام فرمودبد «شایعه»؛ شایعه که در تلویزیون مطرح شود دیگر شایعه...مجری: به هر حال مطرح شده اید؛مهرعلیزاده: بله، جزء اسامی که مطرح شده است هستم؛ با بعضی از اعضای محترم شورا هم صحبت­ هایی کرده ایم، حالا باید ببینیم چه پیش می آید بالاخره انتخاب با اعضای شورا است.مجری: درست است که اعضای شورای شهر باید رای بدهند، اما افراد پشت صحنه­ای که این فهرست را بستند بالاخره روی انتخاب شما تاثیر دارند؛مهرعلیزاده: ببینید اصل، اعضای شورا هستند، یعنی به هر حال آنها می ­خواهند کار کنند و آنها از شهردار کار می­ خواهند و آنها می ­خواهند همراهی داشته باشند، طبیعتا آن سلیقه ای که طراحی کرده و اعضای شورا انتخاب شده اند، آن سلیقه در خود اعضای شورای هم وجود دارد و آن به نحوی در انتخاب شهردار جاری خواهد بود.مجری: زمانی که در انتخابات شورای شهر بحث می شد می گفتند فهرست های مختلف بسته شده است بخصوص فهرستی که الان رای آورده است، شهردار آن هم مشخص است از همان زمان هم صحبت شما بود که شهردار این فهرست آقای محسن مهرعلیزاده است؛مهرعلیزاده: نه واقعاً اینطور نبود، فهرست در یک فرآیند مشخصی در شورای عالی اصلاح طلبان مطرح شد و وقت زیادی گذاشته شد، روی شاخص های مشخصی که تعریف شده بود از بین نزدیک 700 نفر به 21 نفر رسیدند و فهرست را بستند و آن زمان هیچ صحبتی از اینکه این فهرست به علاوه فلان شهردار، چنین چیزی نبود؛مجری: می گویند شما اگر شهردار تهران نشوید ممکن است شهردار مشهد شوید، درست است؟مهرعلیزاده: نه چنین چیزی نیست این دیگر خیلی شایعه است [می خندد]مجری: الان به غیر از شما چه افراد دیگری مطرح هستند در بین اعضای شورای شهر؟ بیشتر از بین اصلاح طلبان هستند؟مهرعلیزاده: بگذارید من نام نبرم، اینها شایعه و گمانه زنی است اما بله، بدیهی است با توجه به اینکه کلیه 21 نفر منتخب شورای شهر تهران، همه از اصلاح طلبان هستند، الحمدلله با قوت خوبی هم انتخاب شدند طبیعتاً گزینه­ شان از میان مدیران مقبول اصلاح طلبان خواهد بود و این طبیعی است.مجری: آقای سالک عضو حزب ندای ایرانیان یک مصاحبه ای کرده بود که افرادی که عضو شورای شهر شدند، یک میثاق نامه ای را امضاء کردند که بند 16 آن می گوید هیچ کس از اعضای شورا نباید شهردار شود، الان ما می شنویم بعضی از گزینه ها، افرادی هستند که در شوراها انتخاب شدند، الان به این پایبند هستند یا ممکن است از افرادی که داخل شورای شهر باشند؟مهرعلیزاده: طبیعتاً آنچه که داخل شورا بحث شده و من هم شنیدم از دور، بالاخره چون من عضو نیستم ببینم در آنجا چه می گذرد ولی بحث ها را می شنوم، این پایبندی به عهد در همۀ اعضای شورا وجود دارد؛مجری: در همه فهرست ها بحث زیاد می شود چه این طیف و چه آن طیف، بخصوص بعد از اینکه آن طیف پیروز می شود برخی در هر طیفی یکسری حرف هایی می گویند و مطالب انتقادی می گویند، یکی از اعضای شورای شهر فعلی که از اصلاح طلبان هم بود ابراز می کرد که این فهرست که بسته شد قرار بود من در این فهرست بام ولی من چون 2 میلیارد تومان پول ندادم من را داخل فهرست قرار ندادند، چنین چیزی درست است؟مهرعلیزاده: نه! به نظر من خیلی بی انصافی است، من واقعاً به عنوان کسی که عضو شورای عالی هستم و تمام صحنه ها را می دیدم و در همه لحظاتش هم بودم اولاً اصلاً چنین مبالغی هزینه نمی شود حتی در کلان، چه برسد به اینکه بخواهند از یک نفر چنین مبلغی را بگیرند، چه کسی این مبلغ را خواسته و از چه کسی خواسته است؟! اصلاً چنین چیزی درست نیست و نبود،من چیزی شنیدم که در این شایعات هم آمد و واقعیت این است در بستن فهرست از همان روز اول یک ویژگی های مشخصی تعریف شد، فرد چقدر تخصص دارد، چقدر تحصیلات دانشگاهی دارد، چقدر تحصیلات مرتبط با امور شهری دارد، حالا اینکه در فرآیند عمل ممکن است مثلاً نمره یکی به نظر خودش می توانست بیشتر از این باشد و معترض است، این یک مطلب دیگری است، در هر بستر سیاسی چنین اتفاقی می افتد.مجری: دو فهرست از اصلاح طلبان بیرون آمد؟مهرعلیزاده: نه یک فهرست.مجری: البته یک فهرست آن کسانی که ناراضی بودند دادند؛مهرعلیزاده: تا آنجا که من می دانم متاسفانه به لحاظ اینکه بعضی از اصلاح طلبانی که توقع داشتند در لیست قرار بگیرند گروه هایی تشکیل دادند و کارهایی کردند و چه حتی مثلاً بعضاً از طرف رقیب چنین اتفاقی ممکن است افتاده باشد، بیش از 50 لیست جعلی درآمد.مجری: ولی اصلاح طلبان در نخستین دوره شورای شهر حائز اکثریت آرا شدند و یک تجربۀ تلخی بود که شورا به پایان نرسید و جمع شد، به نظرم خودتان هم قبول دارید که باید بیشتر مراقبت کنید؛مهرعلیزاده: بله همینطور است تذکر خیلی خوبی است و دوستان هم این بینش لازم را دارند که مراقبت هستند که خدای نکرده در رقابت های درون خودشان اتفاقی پیش نیاید که تجربیات شورای اول تکرار شود.مجری: اگر شورای شهر به آقای مهرعلیزاده رای بدهد به عنوان شهردار تهران، او می خواهد با شهر تهران چه کند؟ تهران معضلات کمی ندارد، ترافیک دارد، آلودگی هوا از مهر وجود دارد تا آخر زمستان و غیره، چه می خواهید بکنید؟مهرعلیزاده: اول این است که بخش بسیار زیادی درخصوص مسائل مالی باید کار شود، بودجه ای که الان شهرداری تدوین کرده است برای سال 96 از نظر دسترسی و رسیدن به آن بودجه مقدار زیادی با آن واقعیت ها فاصله دارد، یعنی 17 هزار و خرده ای میلیارد تومان بودجه گذاشته شده است. براساس اعداد و ارقام بیش از 42 درصد این رقم از محل فروش مازاد تراکم است، هم فروختن مازاد تراکم واقعاً مشکل دارد با توجه به این تراکمی که از نظر ساختمان در تهران وجود دارد، ساخت و ساز و زندگی مردم و کوچه های تنگ و باریک، برج های چند طبقه به اندازه کافی، الان واقعاً تهران دارد خفه می شود چه برسد به اینکه مجوز بدهیم به اینکه اینها افزایش پیدا بکند؛مجری: یکی از کارهای شما جلوگیری از اینها است؟مهرعلیزاده: حداقل باید یکی از کارها این باشد که این کار را ادامه ندهیم منتها عدم ادامه ندادن این کار یعنی به دست نیاوردن نصفی از بودجه ای که شما نیاز دارید؛مجری: اگر شما بیایید در شهرداری، شما و شورای شهر رابطه بهتری نسبت به شورای قبل با دولت دارید و به نظرم می شود بودجه بهتری هم بگیرید؛مهرعلیزاده: به نظرم باید از دولت خواسته شود نصف این پول که نزدیک 8، 9 هزار میلیارد تومان است را دولت بدهد، دولتی که در طول سال 95 آنچه که توانست برای کل بودجه عمرانی تخصیص بدهد حدود 15 میلیارد تومان بود، یعنی دولت هم چنین مبلغی را ندارد؛مجری: البته راه های دیگر درآمدزایی وجود دارد؛مهرعلیزاده: بله؛ این از این طرف، از آن طرف هم مقدار زیادی شهرداری تهران بدهکار است در همین سال 95 که بودجه سال 96 تصویب شد، بیش از 21 هزار و خورده ای میلیارد تومان به شکل دیون دارد، این بدهی باید داده شود و خود این بدهی نزدیک 5/1 برابر بودجه است، گفته می شود علاوه بر این نزدیک 40 و خرده ای هزار میلیارد دیگر صورت وضعیت های نهایی نشده و پروژه های در دست اقدام است، به هر حال کارهایی است که شروع شده و این جمعاً با هم نزدیک 60 هزار میلیارد تومان است، یکی از کارهای مشکل شهردار آینده این خواهد بود که این پول را باید به یک نحوی تامین کند، از کجا؟ نمی تواند به مردم فشار بیاورد و نباید این کار را بکند، بایستی درآمدهای پایدار ایجاد شود مثلاً تبدیل تهران در یک مواردی به مرکزیت در منطقه، مثلاً یکی از برنامه هایی که بنده از چندین سال پیش دارم روی آن کار می کنم و کارِ بسیار خوب و ملی و ارزشمندی برای تهران می تواند باشد این است که در تهران یک مرکزیت بزرگی به عنوان مرکزیت نمایشگاهی و فروشگاهی محصولاتِ صنایع ساختمانی باشد نه برای کشور به منطقه بتواند سرویس بدهد، یعنی 300 شرکت یا حتی 400 شرکت که برندهای دنیا هستند و مصالح ساختمانی تولید می کنند آنها در یک مرکزیتی که چندین برج اداری و چندین هتل و نمایشگاه ایجاد می شود و دفترهایی برای خودشان دارند آنجا می نشینند و یا مثلا در دبی، در کرکوک، در ترکمنستان یا هر جای دیگر که همسایگان ما هستند در این 10، 12 کشور توسعه هم زیاد است و نیاز به ساخت و ساز دارند آن وقت مهندس مشاور آنها می آید وقتی طراحی کردند تا یک برجی بسازند با هواپیما می آیند اینجا می نشینند در آن مرکزیت که ارتباط دارند با 200، 300 تا سازندۀ مصالح ساختمانی از سیمان و میل گرد گرفته تا مصالح نهایی ساختمان مثلا کاغذ دیواری و هر چیز دیگری؛ما مشابه همین را درخصوص درخصوص هاب برای تولید نرم افزار، جوانان ما خیلی مستعد هستند انصافاً در مورد مسائل نرم افزاری و کامپیوتری و طراحی نرم افزار در زمینه های مختلف جوانان ما خیلی مستعد هستند، الان مشابه این کار را هند انجام می دهد، حتی هند از این مطلب که با آمریکا اختلاف زمان دارد استفاده می کنند و شب ها که کامپیوترهای آمریکا در حال استراحت هستند و از آنها استفاده ای نمی شود، شب ها آنها را اجاره می کنند و با آن کامپیوترها کار می کنند و نرم افزار تولید می کنند و به خود آمریکا و کشورهای آمریکایی می فروشند، هر هاب بودنی یعنی هزاران نفر آمد و رفت، هواپیما، ورود و خروج، هتل، ساختن هتل ها و شهر آبادتر می شود و پول مردم می آید اینجا، به اندازۀ کافی خود تهرانی ها و خود ایرانی ها پول برای سرمایه گذاری دارند منتها چون ما الان زمینۀ آن را فراهم نکردیم این پول بیشتر می رود در برج سازی و بیشتر شهر را متمرکز می کند و بیشتر مشکلات ایجاد می کند.حالا فکر کنید این پولی که این سرمایه گذار صرفِ ساختن برج و افزایش تراکم روی کفِ خیابان ایجاد می کند، ما پول او را ببریم در تهیه واگن و همین 6، 7 خط مترویی که داریم 180 کیلومتر کلاً طول متروی ماست در زیر خیابانهای تهران، قطارهای آنها را به جای 700 تا، دو تا 700 قطار منتها با پول بخش خصوصی، الان چرا ما تراکم داریم؟ 1. خط کم است و 2، در همان خطهایی که موجود است قطار کم است برای همین 7، 8 دقیقه طول می کشد تا قطار بعدی بیاید مردم متراکم هستند، در دنیا این 7، 8 دقیقه 2 دقیقه است در ساعت پیک کمتر از 1 یا 2 دقیقه است، باید اینطوری باشد و مردم ناراضی نباشند و بروند استفاده کنند، قطار کم است و شهرداری هم پول ندارد قطار بخرد، دولت هم پول ندارد کمک کند، بخش خصوصی که وجود دارد. .....الان در کشوری مانند توکیو که خطوط مترو است شبکه ها و رنگ های مختلف همگی برای بخش خصوصی استمجری: جایی گفته بودید اگر به شهرداری بروید باید یک اتاق شیشه ای درست کنیم که همۀ اعمال و رفتار توی شهرداری زیر ذره بین باشد و مشخص باشد؛مهرعلیزاده: نه اتاق شیشه ای، مثلاً چه اشکالی دارد اگر شهردار یک منطقه ای صبح تا شب که 20، 30 نفر به او مراجعه می کنند یک امتیازی می خواهند بگیرند یک پولی پرداخت می کنند آن هم در حسابهایش می نویسد، وقتی شما با این پول هیچ رابطۀ منفی ای ندارید، پول مشخصی است، مثلاً طرف می گوید دو طبقه را می خواهم سه طبقه بکنم اینقدر باید پرداخت بکند، این پول پرداخت شود و وارد سیستم شود ولی بعداً این مخفی کاری و نهان کاری های بی مورد ایجاد تردید می کند، مردم بدانند واقعاً شهرداری با چه معضلات مالی مواجه است بیشتر به شهرداری کمک می کنند.مجری: یک جایی گفته بودید برای جلوگیری از قانون گریزی در حوزه شهری باید نظارت شورای شهر افزایش پیدا بکند، این نظارت چگونه است؟مهرعلیزاده: اصلاً شورا دو وظیفۀ اصلی دارد،یک تدوین مقررات و ضوابط و تصویب بودجه برای شهرداری، 2. نظارت بر اجرای آن، اینها خیلی مهم است، اگر آن سیستمی که می گویم اطلاعات و مسائل مالی و غیرمالی باید شیشه ای باشد این نظارت هم براساس آن در عمل اتفاق خواهد افتاد.مجری: ممکن است شما شهردار شوید و دستور تخریب پل صدر را بدهید؟مهرعلیزاده: خیلی از معماران ماهر کشور، کسانی که مهندس معمار هستند و روی شهر و زیبایی شهر اظهارنظر می کنند به هیچ وجه این پل را با این سازۀ بتنی خشن در دید مردم و در معرض زندگی مردم را کار پسندیده ای از نظر معماری تشخیص نمی دهند من هیچ وقت این کار را نمی کنم که این پل را خراب کنم بالاخره هزینه های خیلی سنگینی صرف شده است ولی همه مقایسه می کنند مثلاً می گویند با این طولی که اتوبان صدر دارد می توانند 4 برابر بعضاً 8 برابر یا تونل یا مترو بسازند.مجری: شما با مردم زیاد ارتباط دارید الان مهمترین مشکل مردم چیست؟مهرعلیزاده: مساله اقتصادی و معیشت است و اشتغال. به هر حال ما مشکلات انباشته ای داریم از زمان جنگ تحمیلی به این طرف، بعد دوران سازندگی، دولت اصلاحات، دوران بعدی کارهای زیادی انصافاً در زمینۀ اقتصادی شده است ولی مال چند مشکل جدی داشتیم به ویژه مشکل تحریم این مساله را مقدار زیادی تشدید کرد، چون وقتی راه برای صادرات باز نیست عملاً شما دنبال آن نمی روید مثلا می خواهند صادر بکنند نمی گذارند پول تکان بخورد، مسیر بانکی را بستند و نمی گذارند من صادر هم بکنم پولم برنمی گردد، بنابراین تولید برای صادرات هم که یکی از اهداف بسیار بزرگ برای اشتغال می تواند باشد آن هم متوقف می شود کسی برای اینکه بتواند محصولی را صادر کند و سرمایه گذاری بکند این کار را انجام نمی دهد.مجری: یک جایی گفته بودید اگر دولت به ویژه تیم اقتصادی خودش را با نیروهای به ویژه اصلاح طلب تقویت می کرد هماهنگ تر و قوی تر و یک دل تر رفتار می کرد و توقعات مردم سریعتر پاسخ داده می شد؛مهرعلیزاده: نه گفتم تیم منسجمی نداشت، الان هم همین را می گویم؛مجری: یعنی هماهنگ تر باشد؛مهرعلیزاده: ببینید وقتی وزارت صنعت معدن و تجارت بالاخره عاملِ اجرایی این توسعه ها آن است، کسی که در صف اول پیش می رود، منتها به یک نحوی باید فکرمان و جهت گیری های آن با سیاستهایی که بانک مرکزی دارد، پشت سر، سیاستهایی که وزارت اقتصاد و دارایی دارد در مورد مالیات، گمرک و مسائل مختلف با هم هماهنگ باشند تا آن سیاستها پشتیبانی کنندۀ برنامه هایی باشد که مثلاً وزارت صنعت، معدن، تجارت یا مثلاً وزارت تعاون یا رفاه یا وزارتخانه کشاورزی که تولیدکننده هستند در یک سمت و سو باشند که در یک بستر مشخص و یک جهت گیری و استراتژیِ معینی حمایت کنند و جلو بروند، این انسجام و همسویی در تیم اقتصادی در دولت اول دیده نمی شد که امیدوارم این دورۀ حتما؛مجری: با جدا کردن وزارت صنعت، معدن تجارت به صنعت و معدن و بازرگانی به نظرتان؛مهرعلیزاده: کمک می کند، چون 70 درصد اقتصاد هنوز دست دولت است، همین وزارت رفاه دارد شستا را با آن عظمت که بزرگترین هلدینگ کل کشور است، کارخانه را هم گرفته است، از ریزترین نوع تولید را گرفته تا عمیق ترین کار تولید را، مشابه این را مثلا در وزارت صنعت مثل سازمان گسترش داریم. وزیر صنایع خیلی زرنگ باشد می تواند همین سازمان هایش را جمع کند ولی وزارت بازرگانی باید جدا باشد بالاخره در مورد بازرگانی کشور غفلت نشود، ایران از قدیم روی خط جاده ابریشم بوده و ایرانی ها از نظر تجارت در گذشته شهره بودند، ما باید این توان را احیاء بکنیم. این متناسب ترین حالت است باید جدا می شد و جدا شود.مجری: به عنوان یک آدم اقتصادی حرف برخی از کارشناسان را قبول دارید که دولت تمام تخم مرغ هایش را در سبد برجام گذاشت و نباید می گذاشت؟مهرعلیزاده: نه این حرف درست نیست چون علت این است که دولت ناگزیر بود در فضای بین المللی برود و این گره را باز کندو تحریم ها را بردارد منتها به این معنا نبود که همه چیز را در داخل تعطیل کرده، در داخل آنچه که موجود بود را پیش برد، من درست عکس این تئوری را دارم من می گویم دولتی که هنوز زمانی که تحریم ها به طور جدی برداشته نشده بود و هنوز هم در مورد تحریم های بانکی مطلب کامل حل نشده ولی با وجود این از منهای 7 درصد رشد اقتصادی کم کم آمد روی 6 و یک و این دفعه اعلام شده است 5/12 درصد البته هشت و خرده ای برای نفت است ما خیلی آن را درنظر نمی گیریم، به هر حال 7 درصد منفی را بیاورید روی مثبت این در داخل بی توجه به مسالۀ برجام کار کرده است.ببینید پیش بینی می کنند می گویند برای برنامه ششم برای 5 سال آینده بعضی از کارشناسان می گویند حداقل نزدیک به هزار میلیارد دلار جذب سرمایه گذار نیاز داریم، یعنی سالی 200 میلیارد دلار سرمایه گذاری، کل درآمد نفتی ما مثلاً 100 میلیارد دلار است و بخش عمده­اش هم صرف هزینه های جاری ما می شود، به این ترتیب سرمایه گذار ایرانی که در ایران پول دارد یا سرمایه گذار ایرانی که خارج از کشور پول دارد و می توانند کمکی کنند و از بیرون با خودشان پولی بیاورند ما حداقل نزدیک به 50، 60 میلیارد دلار در سال نیاز به سرمایۀ خارجی داریم، باید فضای برجام باشد تا پول بیاید وگرنه نمی آید و وقتی اینها بیایند ـ نه امروز کار اقتصادی طولانی مدت است ـ مثلاً بعد از 4 یا 8 سال یا 10 سال بعد اثرات این سرمایه گذاری های امروز، اعتماد سرمایه گذار خارجی، آمدن او و سرمایه گذاری او، اثرات بیرونی آن مانند اشتغال و کار و تولید و رفاه آن زمان دیده خواهد شد.مجری: شما از تغییرات دولت دوم آقای روحانی خبر دارید؟مهرعلیزاده: نه تقریباً. حالا ما می شنویم مانند شما.مجری: چطور شد در دولت یازدهم به شما پیشنهاد استانداردی آذربایجان شرقی را دادند؟ بعد به نوعی پس گرفتند؟مهرعلیزاده: یک صحبتی آن زمان شد طبیعتاً ادامه کارهای جاری ای که من داشتم برایم اهمیت داشت، منتها چند گزینه که از قبل مطرح بودند، یکی از آن گزینه های خوشبختانه پذیرفته بود و عمل شده بود.مجری: مناظره های انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را می دیدید؟ راضی بودید؟مهرعلیزاده: بله. متاسفانه از مناظره ها راضی نبودم، مناظره ها متاسفانه از همان روز اول رفت به سمت اینکه یک مقداری از شانِ هم کاندیداها و هم شانِ فرهنگی و اخلاقی ایران و ایرانی فاصله گرفت، اینکه به صراحت یک نفر به یک نفر تهمت دروغ بزند و زنده پخش شود، به نظرم فضای مطلوبی نبود می توانست فضای بهتری باشد.مجری: از خانواده شما کسی راضی نشد بیاید چرا؟مهرعلیزاده: کم رو هستند گفتند ما نمی توانیم جلوی دوربین بیاییم و صحبت کنیم.مجری: چه سالی ازدواج کردید؟مهرعلیزاده: سال 59.مجری: چگونه آشنا شدید؟مهرعلیزاده: من سال 59 سپاهی بودم،خیلی جالب است این خاطره را بگویم چون این روزها مد شده می پرسند عاشق شدی؟[می خندد] دوست من گفت فلانی نمی خواهی ازدواج کنی؟ من هم به شوخی گفتم هنوز موردش پیدا نشده است، من سال 59، 24 سال سن داشتم، گفتم موردش پیدا شود بله، گفت واقعاً پیدا شود ازدواج می کنی؟ گفت موردش است، گفت خانم من یک همکلاسی دارد اینطور و آنطور است و مشخصاتش را گفت، گفت برویم برای خواستگاری؟ گفتم برویم، با همان لباس خاکی سپاه و جبهه رفتیم، فردا از خانه خودشان تماس گرفت با خانواده خانم خیری همسرم، قرار گذاشتند، آنها هم دوست من را می شناختند و خیلی به او اعتماد داشتند و رفتیم یک صحبت اولیه کردیم و دیگر این باب آشنایی شد و بعد مراحل بعدی را انجام دادیم.مجری: مهریه چقدر است؟بگویم شاید تعجب کنید، دقیقاً یادم نیست یا هزار ریال است یا هزار تومان است به اضافه تعلیم سوره صف، شاید بپرسید چرا سوره صف ما بهمن سال 59 رفتیم خدمت امام، من تا آن روز با خانمم اصلاً صحبت نکرده بودم، من به خانمم گفتم مهریه را چقدر بگوییم؟ ایشان گفت هر چقدر گفتید، من نمی دانستم چه بگویم با پدر و مادر خانمم مشورت کردیم، گفتند هر چه شما بگویید رفتیم نزد حضرت امام هزار ریال یا هزار تومان یا صد تومان یادم نمی آید، بعد به امام گفتم صد تومان با یک جلد کلام الله مجید، امام فرمودند می توانید بگویید تعلیم بخشی از قرآن، برنامه من هم طوری بود که آن روزها داشتم چند سوره قرآن را حفظ می کردم، آن روزها داشتم سوره صف را حفظ می کردم بعد تا امام فرمودند من هم دستپاچه شدم چون امام در ایوان نشسته بودند و من هم ایستاده بودم، اصلا زمانی که با امام صحبت می کردید دستپاچه و هُل می شدید، من تا ایشان این را فرمودند گفتم پس تعلیم سوره صف، گفت خیلی خوب شد تعلیم سوره صف به علاوه آن هزار تومان یا هزار ریال یا صد تومانمجری: شما با آقای مقدم یکی از معاونان دفتر حضرت آقا باجناق هستید، شما باجناق ایشان شدید یا ایشان باجناق شما؟مهرعلیزاده: ایشان باجناق ما شدند، ایشان فکر کنم دو سال از من بزرگتر هستند ولی دیرتر آمدند و با خواهر دوم ازدواج کردند من با خواهر اول ازدواج کردم.مجری: رابطه شما الان با هم چطور است؟مهرعلیزاده: خوب است به هر حال به عنوان باجناق داریم زندگی می کنیم.مجری: اینکه می گویند باجناق فامیل نمی شود درست می گویند؟مهرعلیزاده: ما از قدیم با هم دوست بودیم، ما در دانشگاه تبریز با هم بودیم، هم ­خانه و هم ­خوابگاه بودیم، دوست بودیم.مجری: شما واسطه شدید؟مهرعلیزاده: نه اتفاقاً خیلی جالب است من یک روز در خانه نشسته بودم به من گفتند شما آقای مقدم را می شناسید؟ گفتم بله دوست من است، بعد گفتند ایشان به واسطۀ یک نفر آمده است برای خواستگاری دختر دوم خانواده که از آنجا مطلع شدم.مجری: با هم از نظر سیاسی اختلاف نظر دارید؟مهرعلیزاده: ایشان اصلاح طلب نیستند [می خندد]مجری: این اختلاف نظرها به خواهرها سرایت نمی کند؟مهرعلیزاده: نه در زندگی ما این مسائل ورود نمی کند.مجری: رابطه شما با حاج خانم چطور است؟ عاشقانه است دست خطهای عاشقانه برای ایشان می نویسید؟مهرعلیزاده: [می خندد] واقعاً فرصت این کارها را نداریم ولی همدیگر را خیلی دوست داریم.مجری: در کارهای خانه کمک می کنید؟مهرعلیزاده: فرصت بکنم انجام می دهم ولی نمی رسم، من ساعت 7، 8 صبح از خانه می آیم بیرون و ساعت 9، 10 شب می روم خانه فرصتی ندارم، حتی تعطیلات هم خانه نیستم و این طرف و آن طرف هستم ولی اگر لازم باشد کمک می کنم.مجری: غذا درست می کنید؟مهرعلیزاده: نه بلد نیستم جزء نیمرو چیزی بلد نیستم.مجری: چه غذایی را بیشتر ...

ادامه مطلب  

ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سم  

درخواست حذف این مطلب
ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سمت ایران دراز کرده استreviewed by on sep 21rating: به گزارش ایران ویج به نقل از حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، اولین میهمان ویژه برنامه دست خط در هفنه دفاع مقدس بود. مشروح این برنامه را در ادامه می خوانید.مجری: سعی می کنیم در ویژه برنامه های دستخط زوایای مختلف و پنهان ۸ سال دفاع مقدس را از زبان امیران و سرداران عرصه دفاع مقدس بشنویم و آنها را واکاوی کنیم و اگر بتوانیم، اطلاعات بیشتری را بخصوص به نسل جوان منتقل کنیم. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.در این برنامه افتخار داریم در خدمت یکی از امیران سرافراز ارتش جمهوری اسلامی ایران باشیم. کسی که بیش از ۱۰۰ ماه از عمر خود را در عرصه دفاع مقدس گذرانده است. خاطرات فراوانی از ۸ سال دفاع مقدس دارد، از لحظه آغاز جنگ تا پایان جنگ که گفتنی های زیادی را از ایشان خواهیم شنید.همچنین با توجه به جایگاه مهمی که در ارتش جمهوری اسلامی ایران دارد حرف های گفتنی هم از امروز کشور دارد؛ از امنیت پایداری که کشور در منطقه پرتلاطم دارد.در خدمت امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، هستیم. افتخار دادند که این وقت را به ما و برنامه دستخط اختصاص دادند.مجری:خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.اظهار داشت: یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند.مجری: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند.بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است.در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید.اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود.مجری: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای ۷۴۷ مسافربری است.از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند.۱۸۰ نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد.می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد.مجری:رصد دقیق وجود دارد؛پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا ۷ ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. ۸-۷ ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد.بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند.۱۷ فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید.وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد.نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را… تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم.مجری: مرزهای شرقی به چه صورت است؟پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند.ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود.س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که ۵ تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و ۵ تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو ۵ تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال ۱۹۹۱ که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها ۱۴-۱۳ سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند.راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم.در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش ۵ تیپ واکنش سریع یعنی ۴ تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و ۵ تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند.البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند.مجری: یعنی ممکن است این ۵ تیپ افزایش یابد.پوردستان: قطعا این ۵ تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند.مجری: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟پوردستان: در سال ۹۳ که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه ۹۳، به فاصله کمتر از یک ماه ۵ استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم.تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم.همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد ۲۱۴ با دو تا ۲۰۹ که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند.مجری: خودتان شخصا وارد شدید؟پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند.این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز ۴۰ کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این ۴۰ کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود.مجری: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از ۴۰ کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد.مجری: اثرات چه بود؟پوردستان: بسیار خوب بود.مجری: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است.نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند.مجری:یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم.مجری:ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟پوردستان: این خط قرمز ۴۰ کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم.یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم.مجری: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با crs بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم.مجری: این برطرف شد؟پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد.مجری: این طراحی خودمان است؟پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند.مجری:برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد.من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت.مجری: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم.یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد.مجری: این پیامی در عرصه نظامی دارد.پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود.س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد.مجری: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند.مجری: داوطلب می شوند؟پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد.این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم.می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند.مجری: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند.مجری: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟پوردستان: بله. ۴ نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ ۴۵ و دیگری از جای دیگر بود.مجری: دلاورانه هم جنگیدند.پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به ۳۰۰ نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید.مجری: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند.این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این ۵-۴ گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است.امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت.مجری: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود.مجری:حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و … تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند.یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا ۲۰۰ – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود.یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند.به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند ۲۰ دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد.همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند.عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پ ...

ادامه مطلب  

عکس/بازدید نوروزی از کاخ گلستان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، کاخ گلستان با قدمتی بالغ بر ۴۴۰ سال یکی از منحصر به فردترین مجموعه های تاریخی ایران است. اطلاق نام گلستان به این مجموعه ریشه در بنیان تالاری بنام «گلستان» که از بناهای عهد آقا محمد خان قاجار بوده و در سال ۱۲۱۶ ه .ق و در عهد فتحعلی شاه قاجار به پایان می رسد دارد. با آغاز تعطیلات عید، مسافران نورزوی با حضور در پایتخت از این مجموعه تاریخی بازدید می کنند.بازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نوروزی از کاخ گلستانبازدید نورو ...

ادامه مطلب  

شیک ترین مدل های ‫اکسسوری سرویس بهداشتی و حمام‬‎  

درخواست حذف این مطلب
اکسسوری سرویس بهداشتیجدیدترین و شیک ترین مدل های ‫اکسسوری سرویس بهداشتی و حمام‬‎انواع مجموعه مدل دکوراسیون داخلی شیک و جدیدپیشنهاد مدل دکوراسیون های جدید و شیک برای سال ۲۰۱۷ و ۹۶ می باشدهمراه با مدل های جدید مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیم کمبود فضا و نبودن جایی برای نگهداری از ابزار و وسایل در سرویس بهداشتی کوچک، دغدغه تعداد زیادی از ماست که در خانه های کوچک زندگی می کنیم و به هر دلیلی امکان نقل مکان به جایی بزرگتر را نداریم. این مشکل با کمی خلاقیت قابل حل است و راه حل های آن حتی می تواند در برخی اوقات به زیبا تر شدن دکوراسیون داخلی سرویس بهداشتی خانه شما کمک کند. با چیدانه همراه شوید و تعدادی از این ایده ها رادنبال کنید. در طراحی دکوراسیون داخلی سرویس بهداشتی های کوچک، قبل از هر کاری باید بدانید که که هر کدام از عناصر اصلی ( روشویی، توالت فرنگی، وان، دوش و…) این فضا در بهترین جای ممکن قرارگرفته اند. این چیدمان باید به شکلی باشد تا امکان رفت و آمد در فضا مختل نشده و استفاده از هر کدام از آنها دچار مشکل نشود. با این کار شاید حتی بتوانید تجربه ای متفاوت از دوش گرفتن داشته باشید. در این مرحله باید به ابعاد درست فضا آگاه باشید و میزان فضای لازم برای اطراف هر کدام را بدانید. بنابراین با دقت این کار را انجام دهید. شما می توانید سرویس بهداشتی متفاوت با کاغذ دیواری مناسب داشته باشید. انتخاب رنگ مناسب برای سرویس بهداشتی های کوچک همه ما خوب می دانیم که رنگ ها نقش تعیین کننده ای در ایجاد احساس کاربران در آن فضا دارد. رنگ های روشن در هر فضایی می تواند باعث شود که آن فضا بزرگتر جلوه کند. بنابراین بهتر است شما هم در انتخاب رنگ سرویس بهداشتی کوچک خانه خود دقت کنید. در تصویر می بینید که رنگ زرد در این فضا چنین تاثیری داشته است. استفاده از آینه در سرویس بهداشتی کوچک از یک آینه بزرگ در سرویس بهداشتی کوچکتان استفاده کنید این کار باعث می شود که سرویس بهداشتی خانه شما بزرگتر به نظر برسد. تصویر درون آینه به فضای شما عمق می دهد و کمک می کند تا شما احساس بهتری در آن فضا داشته باشید.با یک تیر دو نشان بزنید. با یک ایده کاربردی می توانید هم آینه داشته باشید و هم قفسه ای برای نگهداری از وسایل مورد نیازتان در سرویس بهداشتی. در این صورت از فضا به خوبی استفاده کرده اید. عمق دادن به فضا با استفاده از تابلو های بزرگ یکی دیگر از راه هایی که می توانید به وسیله آن به فضای سرویس بهداشتی عمق دهید استفاده هوشمندانه از تصاویر مناسب است. همانطور که در تصویر می بینید طراح داخلی با انتخاب یک تابلو که پرسپکتیوی از فضای ایستگاه قطار را به تصو ...

ادامه مطلب  

اجرای یک سلبریتی در تلویزیون ۲۵ میلیون تومان آب می خورد / انتخاب مجری برنامه صاحب و متولی ندارد  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: سازمان صدا و سیما برای تربیت یک مجری میلیاردها تومان هزینه می کند اما قدرت بازخواست آنان را در سرپیچی از اجرای یک برنامه ندارد. به گزارش سینماپرس، سید کاظم احمدزاده از سال ۱۳۷۴ کار اجرای تلویزیونی را از شبکه پنج سیما آغاز کرد. او را بیشتر در اجرای برنامه های مذهبی دیده ایم. حضور بیش از دو دهه در اجرای برنامه های تلویزیونی تجربه ای را برای او ساخته که امروز به تحلیل رویکرد مجرهای صداو سیما و به خصوص برنامه های مذهبی پرداخت.* بگذارید به عنوان اولین سؤال به سراغ برنامه "دوستت دارم پدر، دوستت دارم مادر" برویم. برنامه ای که از سال های پیش ادامه پیدا کرده و می ‎توان آن را جزو جدیدترین برنامه های تلویزیون زمان خود دانست که توجه ویژه اش منعطف به بنیان خانواده بود، ایده اصلی این برنامه از کجا بود و آیا پیش از این چنین برنامه ای که محوریت آن مادر باشد در تلویزیون داشته ایم؟ من به یاد ندارم، با این سبک و سیاق و این نگرش و با این نگاه بعید می دانم. بحث غافگیری و جذابیت های جدیدی در این برنامه مطرح بود، امسال هم که کامل تر از سال های قبل ارائه شد و مادر را از زوایای مختلف نگاه کردیم.هر چه در "دوستت دارم مادر، دوستت دارم پدر" نشان داده شد، اعتقاد قلبی من است* طرح ابتدایی کار با چه کسی بود؟ طرح ابتدایی از خودم و برای مادرم بود. بارها این موضوع را در گفتگوهای مختلف مطرح کرده ام که من برنامه هایی را اجرا و یا تولید می کنم که خودم به آن باور و اعتقاد دارم و موضوعات آن جزو دغدغه های من است.در رابطه با موضوع این برنامه هم که مادران و پدران و حرمت نگه داشتن آن هاست همین اعتقاد را دارم، به طوری که در زندگی شخصی ام ملاک اصلی ام برای انتخاب دوست همین بوده که آن فرد تا چه حد برای پدر و مادرش احترام قائل است. حالا آن شخص می خواهد دوستم باشد یا همکارم و یا شریکم، هرکس که می خواهد باشد. اگر کسی قائل به این موضوع بود من برای دوستی و ادامه کار انتخابش می کنم در غیر این صورت او را از زندگی خود حذف می کنم.اگر احساس کنم کسی از رفقا و دوستانم، جایگاه پدر و مادرش را حفظ نمی کند، اگر حس کنم که می توانم بر او تاثیر بگذارم تمام تلاشم را می کنم اگر نه که در کنار من جایگاهی نخواهد داشت.* چرا این موضوع تا این اندازه برایتان اهمیت دارد؟ تفکری هست که قلبم، دینم، پیامبرم و قرآن به آن تأکید دارند. عقل حکم می کند که بدانی اگر کسی ممنون و شاکر پدر و مادرش نباشد قدر توی دوست، همکار و شریک را هم نمی داند. بنابراین رفاقت با چنین کسی عاقبتی ندارد، زیرا او قدر پدر و مادرش را با آن همه خدمتی که به او کردند، نمی داند چه برسد به منِ دوست و همکار. او در سهم شراکت با پدر مادرش اخلاقیات را رعایت نکرده چه برسد به این که شریک من باشد، قطعا کسی که معنی حرمت به پدر و مادر را درک نمی کند حرمت مرا نیز حفظ نمی کند. وظیفه دینی و انسانی خودش را انجام نمی دهد چه برسد وظیفه ای که در قبال من دارد، این دلیل و هزاران دلیل دیگر نشان می دهد که نباید با چنین کسی دوستی کرد.به خاطر حرمت نگه نداشتن پدر و مادرمان است که زندگی هایمان بی برکت شده است* آیا با وضعیت کنونی جامعه ما که بعضا نگه داشتن حرمت ها در حال کمرنگ شدن است، با ساختن این گونه برنامه ها می توان آن حرمت و آن نگرش را تغییر داد؟ ما برای همین به سراغ این موضوع رفتیم تا این حرمت ها زنده شود. مسلما در حال حاضر این خلا احساس می شود و جایش حسابی خالی است، این دست انداز و این نقص وجود دارد و موجب بی برکتی و بی هویتی می شود. بنابراین به سراغ این موضوع رفتیم تا این خلأ را پر کنیم. باور قلبی ام این است و حاضرم اثبات بکنم اینکه امروز ما در خیلی از موارد داستانمان بی برکت شده، از همین موضوع است.اگر امروز همه ما به نوعی ۸ مان در گروی ۹ مان است بخاطر همین است، این مطلب را هم بارها در تلویزیون گفته ام. از افراد می پرسیم: چرا به پدر و مادرت سر نمیزنی؟ جواب می دهد به خاطر گرفتاری. من می گویم، نه برعکس است چون به پدر و مادرت سر نمی زنی گرفتار شدی. چون به آن ها نمی رسیم گرفتار شدیم، چون حواسمان به آن ها نیست خانه هایمان ۶۰ یا ۷۰ متری شده و پدر و مادرمان را به خانه سالمندان می فرستیم. ما این کاره نیستیم، قدیمی ها بودند و خداوند هم به آن ها برکت می داد، چون اهلش نیستیم کارمان به اینجا کشیده شده است.* این حرف ها برای برخی به خصوص برای قشر جوان کمی غیرقابل درک است حتی شاید مسخره هم کنند، من این حرف را می پذیرم اما به نظر شما چرا ما این گونه شدیم؟ قبل از هر چیز خود ما پدر، مادرها مقصریم. من خودم جوان دارم. فرزند سالاری را به حدی رساندیم که واقعا سالار شدند. این در حالی است که در واقع پدر و مادر سالار هستند. اگر یادتان باشد یکی از آیتم های ما در این برنامه دست بوسی بود، به نام گل و گلاب. از فرزندان می خواستیم با گل بروند دست پدر مادرشان را ببوسند و یا با گلاب بروید مزارشان را بشورید و عکسش را برایمان بفرستند. گاهی در همان استادیو فرزندی می خواست دست پدر و مادرش را ببوسد، مادر یا پدر نمی گذاشت. چرا دستت را نبوسد؟ چرا محرومشان می کنید؟ می پرسیدیم چرا این کار را می کنید، می گفتند: "بچه گناه داره، شخصیتش له می شه"! پس خودمان مقصریم، نسل ما این کار را با بچه ها کرده، این درحالی است که دست بوسی از پدر و مادر برکت می آورد، مثل این می ماند که بگویند درگاه کعبه را نبوس. فرمایش امام صادق(ع) است که بوسیدن دست و پای پدر و مادر مانند بوسیدن درگاه خانه کعبه است، درگاه خانه کعبه یا در و دیوار یا ضریح ائمه(ع).تولیدات تلویزیونی و سینمایی ما در کم رنگ کردن حرمت پدر و مادر بی تقصیر نیستند* این تغییر رویکرد در جامعه برای احترام گذاشتن به پدر و مادر وجود دارد، آیا رسانه برای تغییر این رویکرد نقشی داشته است؟ من معتقدم که داشته آیا شما هم همین نظر را دارید، مثلا با ساخت سریال ها و برنامه ها ...بله، بنده هم قائل هستم به این موضوع که بسیاری از فیلمسازی هایمان استاندارد نیست. چه سریال، چه سینما و چه تبلیغاتمان و چه چیزهای دیگرمان، کلا می توان گفت رسانه در تغییر رویکرد نقش داشته است. مثلا در فیلم ها می بینیم که بچه سر پدر مادرش داد می زند، قهر می کند و به اتاق می رود و در را می بندد. پدرش پشت در می ایستد و در می زند که فلانی در را باز کن... من اصلا نمیفمم این یعنی چه!؟ شاید بچه ای در خانه این کار را بکند، خب این از کجا شروع شد؟ حتما از جایی شروع شده که به اینجا رسیده، من خودم الان سه تا نوه دارم اما هنوز پدر و مادرم را با فعل مفرد صدا نکردم.*به نظر شما رسانه های ملی در جهت اینکه این اتفاق نیفتد و حرمت ها حفظ شود و نسل جوان یاد بگیرد که چگونه باید احترام پدر و مادر را رعایت کند چقدر کار کرده است؟ هیچ! سریالی مثل پدر سالار و زیرتیغ یادتان هست؟ سریال هایی که شما به هیچ وجه نمی ببینید ادبیات فرزند مفرد باشد یا جایگاهشان یا ایستادنشان یا اصلا حرمت بزرگ خانواده را نگه ندارند حتی به غلط.* ولی تعدادشان کم است. کم که چه عرض کنم، اصلا دیگر وجود ندارد.* این کم بودن بخاطر سیاست گذاری است یا هنرمندان مان به این سمت نمی روند!؟ من نمی دانم، شاید دیگر چنین دغدغه هایی نداریم. واقعیت این است که اعتقاداتمان می تواند شکل دهنده برنامه سازی هایمان شود. دغدغه من برنامه ساز چیست؟ همان برنامه ام می شود. من سه سال پای کار ایستادم، زندگی ام را گذاشتم، برای این برنامه مدیوم سینما را برای تلویزیون انتخاب کردم، اصلا توجیه پذیر نیست بعضی هزینه هایی که برای این برنامه ها کردم، واقعا توجیه پذیر نبود فلان دوربین و نور و فلان کارگردان و دکوراتور سریال مختار و... و. چرا؟ چون دغدغه این موضوع را داشتم.* پس نسل اینجور برنامه سازانی در تلویزیون کم شده است؟ اصلا نیست، زیاد دنبال چنین چیزی در تلویزیون نباشید.* می گوییم اعتقاد، اما برایتان مثالی می زنم تا موضوع بحث کاملا روشن شود. برنامه ای در تلویزیون و در مورد ازدواج ساخته می شود اما بعد می بینیم که مجری برنامه هنوز ازدوج نکرده. برنامه ای درباره کودکان و تشویق خانواده ها به داشتن فرزند بیشتر ساخته می شود اما مجری برنامه خودش یک فرزند بیشتر ندارد، پس این اعتقادی مشکل دارد. کار باید دست کننده اش باشد. مثلا خود فرد نقاشی می کند، نقاشی دوست دارد، زن و بچه اش هم نقاشی می کنند، این شخص قطعا می تواند یک برنامه یا مستند عالی درباره نقاشی بسازد زیرا جنس کار را می شناسد. در برنامه معارفی هم همین است، در برنامه معارفی تولد یکی از ائمه(ع) است و اینسرت بقیع را نشان می دهد، اصلا این کار را نمی فهمم، این یعنی چه؟بعضی کارها هم این قدر پیش پا افتاده است که مثل یک توهین است. کار را باید به دست کاردان نهاد، مثلا درباره خودِ من، بنده هیچ وقت به خودم اجازه نمی دهم درباره همکارانم نظر بدهم، همه در سطح خودشان هستند، کار می کنند و زحمت میکشند، اما بر فرض مثال برنامه ای هیئتی را مثلا من باید بروم. من ماهی یکبار در خانه ام روضه است، اصلا اگر یک ماه روضه قطع شود ریشه حیات من قطع شده هیچ ربطی هم به تلویزیون ندارد. "من" که می گویم منِ نوعی است یا هر یک از همکارانی که این سبک زندگی را دارند، کسی که تا حالا در عمرش یک روضه در خانه‎اش نگرفته است چطور می‎خواهد دهه محرم برای تلویزیون برنامه درست کند؟ برای همین هم مخاطب مشتاق نمی شود که چنین برنامه ای را ببیند. شما در بین روحانیون هم نگاه کنید بعضی حرف هایشان به دل می نشیند، قطعا ایشان اهل آن امر هستند. من برای چندمین بار عرض می کنم نه اینکه بخواهم خودم را تبرئه کنم یا خودم را تائید و تکذیب کنم، من می گویم باید کار را به کاردان سپرد. یک خاطره ای تعریف کنم، پارسال یا دو سال پیش تولد امیرالمومنین(ع) بود و به هر دلیلی من برنامه نداشتم. یک برنامه ای بود که در آن اسپانسر خواسته بود تا قرعه کشی را بنده انجام دهم، در تاریخ قرعه کشی رفتم و دیدم تهیه کننده برنامه ناراضی است و می گوید که بیا و برنامه را نجات بده. همان فرمایش شما، مهمان سه فرزند داشت و روز پدر هم بود، اما فردی که برنامه را اجرا می کرد حتی ازدواج هم نکرده بود، اما منِ احمدزاده پدر هستم، پدر یک دختر ۲۸ ساله، یک دختر ۲۵ساله و یک دختر ۱۸ساله. پدر بزرگ سه نوه و پدرزن دو داماد، من باید بروم قرعه کشی انجام دهم، آن مجری باید با مهمان چالش کند. این (مجری) گناه نکرده، گناه را کسی که انجام داده که او را در آن برنامه گذاشته است. او مجری است مثل خودتان که خبرنگار را برای مصاحبه می فرستید.تصمیم برای انتخاب مجری برنامه ها کاملا سلیقه ای است* این اشتباهات در تصمیم گیری به خاطر مدیران هست؟ در حوزه خودم بخواهم نظر بدهم، سلیقه ای است.* مدیر و تصمیم گیرنده سلیقه ای کار میکند؟ بله، مثلا یک نفر از من خوشش نمی آید و فرد دیگر برعکس از من بسیار خوشش می آید. اصلا آن قدر از من خوشش می آید که حتی راز بقا هم می دهد من اجرا کنم در حالی که من مجری برنامه اجتماعی هستم.قبلا جوانی بود که فکر کنم کارش هم به ناکجاآباد رسید، یک بار او را به برنامه ماه عسل آوردند. یک جوان شاید ۲۳ ساله که بازیگر هم بود و از آن جهت که قبل از ماه رمضان سریالش مورد توجه قرار گرفته بود، او را به شبکه سوم آوردند و مجری ماه عسل، بعد کسی را گذاشتند تا با او مصاحبه کند که سن پدربزرگ او را داشت. یعنی من قسم می خورم که نوه آن آقا که از او مصاحبه شده بود از خود مجری بزرگ تر بود، شما الان به درایت و تدبر کسی که او را مجری برنامه کرده بود شک می کنید یا آن جوان؟ آن مجری که گناهی ندارد.بنده خودم را مجری نمیدانم اما حرف های زیادی درباره اجرا دارم. قسم می خورم که این سخن من از تواضع نیست اما بدون شک می گویم که مجری چیزی که آقایان فکر می کنند نیست. به نظر شما الان هرکسی که چوبی دستش بگیرد و آن را تکان دهد رهبر ارکستر است؟ یا کسی که لباس تنش کند، هدفون در گوش خود بگذارد و پشت فانتوم بنشیند خلبان است؟ نه، پس قطعا هرکسی هم که میکروفن دستش بگیرد مجری نیست، گزارشگر نیست، گزارشگر کسی است که برود و جوابش را بگیرد، آنقدر طرف را به چالش بکشد که آن چیزی که می خواهد را از او بیرون بکشد، مجری کسی است که وقتی می نشیند بتواند بحث را بگرداند و به اصطلاح سوار بحث باشد، من هیچ گاه مجری ورزشی نخواهم بود، هیچ وقت مجری بهداشتی نخواهم بود، حتی هیچ زمانی مجری برنامه سیاسی نخواهم بود چون در همه ی این زمینه ها تخصص ندارم اما در کار خودم به حرف برای گفتن دارم و در واقع می توانم بگویم که در کار خودم چیزهایی بلد هستم.انتخاب مجری برنامه صاحب و متولی نداردچند روز پیش بازیگری در تلویزیون که خیلی به او علاقه مند هستم در برنامه حرف های عجیب و خارج از عرفی می زد. مقصر این بازیگر نیست، در حدی مقصر است که به او بگویی کاری که تخصصش را نداری انجام نده ولی کسی که او را آورده مقصر اصلی است. اصلا این کار صاحب ندارد، استانداردی ندارد، ما هیچ استانداردی نداریم.مثال دیگری برای شما بزنم، مثلا من می خواهم برنامه مذهبی اجرا کنم، قطعا باید مذهبی باشم، فرض کنیم برنامه محرم را اجرا می کنم باید حداقل سالی یک هیئت رفته باشم دو قطره اشک ریخته باشم یا حداقل سینه ای زده باشم یا نوحه ای خوانده باشم، این فرد میت ...

ادامه مطلب  

مرتفع ترین برج های مراقبت دنیا در کدام فرودگاه ها قرار دارند + عکس  

درخواست حذف این مطلب
مرتفع ترین برج های مراقبت دنیا و این که این برج هادر کدام فرودگاه ها قرار دارند موصوعی است که امروز در میهن پست به آن خواهیم پردان اما قبل از معرفی این برج های مراقبت بد نیست بدانید که برج های مراقبت پرواز به طور کلی به سرویسی اطلاق می شود که هدف آن از یک سو جلوگیری از برخورد میان هواپیماها و یا با موانع در سطح فرودگاه ها است و از سویی دیگر ایجاد بستری مناسب و کارآمد برای حرکت روان هوایی و ارائه اطلاعات ضروری جهت حفظ ایمنی پروازها و کمک در مواقع بحرانی به هواپیما است.مرتفع ترین برج های مراقبت دنیا اگر چه انگشت شمارند اما معماری و نحوه ساخت آن ها به گونه ای است که بایستی افراد کنترلر حاظر در آن به طور کامل به محیط و فضای باند فرودگاه اشراف و دید کامل داشته و به همین منظور به تازگی نیز به کلی طراحی این برج ها دستخوش تغییرات خاصی شده روز به روز نیز به منظور کنترل و بازدهی بهتر و بیشتر مرتفع و معمارانه تر ساخته می شوند.در این میان مرتفع ترین برج های مراقبت دنیا در تایلند ، مالزی ، آمریکا ، ژاپن ، چین و … قرار دارند که ما در اینجا به ۱۰ مورد از آن ها اشاره خواهیم کرد. در ادامه با میهن پست همراه شوید.برج مراقبت پرواز فرودگاه بین المللی سووارنابومی، تایلند : یکی از مرتفع ترین برج های مراقبت دنیا در فرودگاه بین المللی سووار نابومی یا فرودگاه بین المللی بانکوک جدید (new bangkok) تایلند قرار دارد که توسط سازمان فرودگاه های تایلند احداث شده است. این سازه با ارتفاع ۱۳۲.۲ متر(معادل ۴۳۴ فوت) بلندترین برج کنترل ترافیک هوایی در جهان است. این فرودگاه با دارا بودن یک باند شرقی با ۴۰۰۰ متر طول و ۶۰ متر عرض ونیز باند غربی با ۳۷۰۰ متر طول و ۶۰ متر عرض، حدود ۷۶ پرواز در هر ساعت را سازماندهی می کند.برج مراقبت پرواز فرودگاه بین المللی سووارنابومی ، تایلندساخت این برج در سال ۲۰۰۵ با سرمایه ایی معادل ۱۸ میلیون دلار (معادل ۵۷۴.۸ میلیون بات تایلند) به پایان رسید. فن آوری و تجهیزات مورد نیاز جهت این برج توسط شرکت فرانسوی تالس (thales) تامین شده است. (thales group) شرکتی فرانسوی و چند ملیتی که سازنده قطعات و تجهیزات الکترونیکی مورد نیاز در صنایع هوافضا، حمل و نقل، صنایع دفاعی و نظامی می باشد که البته به دلیل ارتفاع زیاد این برج مراقبت ، ناظرین برج مراقبت به دید ۳۶۰ درجه از مساحت ۳۲.۴ کیلومتر مربعی ازسطح فرودگاه کاملا مسلط هستند.برج مراقبت پرواز فرودگاه بین المللی کوالالامپور، مالزی : فرودگاه بین المللی کوالالامپور در فاصله ۵۰ کیلومتری از پایتخت کشور مالزی واقع شده است. برج کنترل ترافیک هوایی این فرودگاه با ارتفاع ۱۳۰ متر(۴۲۶ فوت) دومین برج و از مرتفع ترین برج های مراقبت دنیا است. این برج کنترل جالب که شبیه به مشعل المپیک ساخته شده است فرودگاه را، در سازماندهی ۱۲۰ پرواز در ساعت قادر می سازد. این برج در سال ۱۹۹۸ راه اندازی و وارد سیستم کنترل ترافیک هوایی (atcs) شد. اداره ی این برج توسط قسمت سازمان وزارت هوانوردی (dca) و وزرات حمل و نقل صورت می گیرد. دفتر اصلی برج و سایر خدمات پشتیبانی در قسمت پایه ی آن واقع شده اند.برج مراقبت پرواز فرودگاه بین المللی کوالالامپور ، مالزیاز اتاق دیده بانی این برج تمام سطح دو باند آن که به موازات هم قرار گرفته اند و طولشان به ۴۰۰۰ متر می رسد، قابل مشاهده است. این فرودگاه که متعلق به دولت مالزی می باشد توسط کیشو کوروکاوا (kisho kurokaw) طراحی شده است. برج کنترل ترافیک هوایی فرودگاه بین المللی کوالالامپور توسط شرکت بهراد (berhad) که کنترل بیشتر فرودگاه های مالزی را بر عهده دارد، اداره می شود.برج مراقبت پرواز هارتسفیلد جکسون فرودگاه بین المللی آتلانتا ، آمریکا : فرودگاه بین المللی هارتسفیلد – جکسون آتلانتا، که یکی از شلوغ ترین فرودگاه دنیاست. دارای یکی از مرتفع ترین برج های مراقبت دنیا نیز هست و به عبارتی دیگر برج مراقبت پرواز این فرودگاه سومین برج کنترل ترافیک هوایی دنیا و بلندترین برج کنترل ترافیک هوایی موجود در آمریکای شمالی به شمار می رود. این برج که ارتفاع آن ۱۲۱.۳۱ متر(۳۹۸ فوت) اندازه گیری شده است، در سال ۲۰۰۶ راه اندازی شد و ورود و خروج ۲۵۰۰ پرواز رابه طور متوسط هر روزه پشتیبانی می کند. این برج دید کاملی از ۵ باند موازی که طول آن ها از ۹۰۰۰ فوت تا ۱۱۸۸۹ فوت می رسد و نیز کل سطح فرودگاه را میسر می کند.برج مراقبت پرواز هارتسفیلد جکسون فرودگاه بین المللی آتلانتا ، آمریکاتوضیح بیشتر این که این برج با سرمایه گذاری ۴۴.۲ میلیون دلاری ساخته شده است. همچنین این برج دارای پارکینگ طبقاتی و امکانات و تسهیلات جهت برگزاری جلسات می باشد. ۳۹.۴ میلیون دلار از هزینه ساخت این بنا را شهر آتلانتا جهت ساخت بنای برج تامین کرده و ۴.۸ میلیون دلار آن را اداره هوانوردی فدرال (faa) جهت نصب و راه اندازی تجهیزات، سیستم های قدرت، وسایل و دفاتر کار موجود در برج پرداخت کرده است. هانسل فیلیپس (hensel phelps) پیمانکار پروژه ساخت این برج بود و شرکت آلفا (alpha) در نصب سیستم های ضد حریق و عایق بندی تجهیزات در مقابل نفوذ آب در این پروژه مشارکت داشته است.برج مراقبت پرواز فرودگاه بین المللی هاندا توکیو، ژاپن :برج جدید کنترل ترافیک هوایی فرودگاه بین المللی هاندا درژانویه ۲۰۱۰ افتتاح شد. این برج با ارتفاع ۱۱۵.۷ متر(۳۸۰ فوت) در رتبه چهارم مرتفع ترین برج کنترل ترافیک هوایی دنیا قرار گرفته است. برج جدید ۳۸ متر بلند تر از برج قدیمی است و احداث این برج، ساخت باند چهارم فرودگاه به طول ۲۵۰۰ متر در توکیو بی (tokyo bay) را میسر کرده است. برج جدید در فاصله ۴ کیلومتری از برج قدیمی قرار دارد. این سازه با سرمایه گذاری تقریبا ۷ میلیارد ینی ( معادل ۸۰ میلیون دلار) ساخته شده است.برج مراقبت پرواز فرودگاه بین المللی هاندا توکیو، ژاپندر ساخت این سازه از آخرین فن آوری های روز دنیا برای مقاومت در برابر زلزله و نیز مقابله با نیروهای ناشی از وزش باد های سهمگین استفاده شده است. اتاق کنترل برج به گونه ایی طراحی شده که ستونی در آن وجود ندارد. برج جدید جهت کنترل سیستم های راداری فرودگاه هاندا به طور متمرکز فعال شده است، قبلا این امر به طور جداگانه توسط فرودگاه های ناریتا هاندا (narita haneda) صورت می گرفت. در حال حاضر برج قدیمی به عنوان برج پشتیبان در مواقع اضطراری مورد استفاده قرار می گیرد. این فرودگاه توسط اداره هوانوردی توکیو، وزارت زیرساخت و حمل ونقل (قسمت فرودگاهی) و پایانه فرودگاهی ژاپن اداره می شود.برج مراقبت پرواز فرودگاه بین المللی بایون گوانگجو چین : فرودگاه بین المللی گوانگجو بایون که در جنوب کشور چین قرار دارد دارای پنجمین برج کنترل ترافیک هوایی مرتفع جهان است. این برج که دارای ارتفاع ۱۱۰متر(۳۶۱ فوت) است همواره بلندترین برج کنترل در کشور چین محسوب می شود. ارتفاع زیاد برج مشاهده ی کامل مساحت ...

ادامه مطلب  

احمدزاده: اجرای یک سلبریتی در برنامه تلویزیونی روزی 25میلیون تومان آب می خورد/انتخاب مجری برنامه صاحب ندارد - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، سید کاظم احمدزاده از سال 1374 کار اجرای تلویزیونی را از شبکه پنج سیما آغاز کرد. او را بیشتر در اجرای برنامه های مذهبی دیده ایم. حضور بیش از دو دهه در اجرای برنامه های تلویزیونی تجربه ای را برای او ساخته که امروز به تحلیل رویکرد مجرهای صداو سیما و به خصوص برنامه های مذهبی پرداخت. (فیلم این گفتگو به زودی از خبرگزاری تسنیم منتشر خواهد شد.* بگذارید به عنوان اولین سؤال به سراغ برنامه "دوستت دارم پدر، دوستت دارم مادر" برویم. برنامه ای که از سال های پیش ادامه پیدا کرده و می ‎توان آن را جزو جدیدترین برنامه های تلویزیون زمان خود دانست که توجه ویژه اش منعطف به بنیان خانواده بود، ایده اصلی این برنامه از کجا بود و آیا پیش از این چنین برنامه ای که محوریت آن مادر باشد در تلویزیون داشته ایم؟من به یاد ندارم، با این سبک و سیاق و این نگرش و با این نگاه بعید می دانم. بحث غافگیری و جذابیت های جدیدی در این برنامه مطرح بود، امسال هم که کامل تر از سال های قبل ارائه شد و مادر را از زوایای مختلف نگاه کردیم.هر چه در "دوستت دارم مادر، دوستت دارم پدر" نشان داده شد، اعتقاد قلبی من است* طرح ابتدایی کار با چه کسی بود؟طرح ابتدایی از خودم و برای مادرم بود. بارها این موضوع را در گفتگوهای مختلف مطرح کرده ام که من برنامه هایی را اجرا و یا تولید می کنم که خودم به آن باور و اعتقاد دارم و موضوعات آن جزو دغدغه های من است.در رابطه با موضوع این برنامه هم که مادران و پدران و حرمت نگه داشتن آن هاست همین اعتقاد را دارم، به طوری که در زندگی شخصی ام ملاک اصلی ام برای انتخاب دوست همین بوده که آن فرد تا چه حد برای پدر و مادرش احترام قائل است. حالا آن شخص می خواهد دوستم باشد یا همکارم و یا شریکم، هرکس که می خواهد باشد. اگر کسی قائل به این موضوع بود من برای دوستی و ادامه کار انتخابش می کنم در غیر این صورت او را از زندگی خود حذف می کنم.اگر احساس کنم کسی از رفقا و دوستانم، جایگاه پدر و مادرش را حفظ نمی کند، اگر حس کنم که می توانم بر او تاثیر بگذارم تمام تلاشم را می کنم اگر نه که در کنار من جایگاهی نخواهد داشت.* چرا این موضوع تا این اندازه برایتان اهمیت دارد؟تفکری هست که قلبم، دینم، پیامبرم و قرآن به آن تأکید دارند. عقل حکم می کند که بدانی اگر کسی ممنون و شاکر پدر و مادرش نباشد قدر توی دوست، همکار و شریک را هم نمی داند. بنابراین رفاقت با چنین کسی عاقبتی ندارد، زیرا او قدر پدر و مادرش را با آن همه خدمتی که به او کردند، نمی داند چه برسد به منِ دوست و همکار. او در سهم شراکت با پدر مادرش اخلاقیات را رعایت نکرده چه برسد به این که شریک من باشد، قطعا کسی که معنی حرمت به پدر و مادر را درک نمی کند حرمت مرا نیز حفظ نمی کند. وظیفه دینی و انسانی خودش را انجام نمی دهد چه برسد وظیفه ای که در قبال من دارد، این دلیل و هزاران دلیل دیگر نشان می دهد که نباید با چنین کسی دوستی کرد.به خاطر حرمت نگه نداشتن پدر و مادرمان است که زندگی هایمان بی برکت شده است* آیا با وضعیت کنونی جامعه ما که بعضا نگه داشتن حرمت ها در حال کمرنگ شدن است، با ساختن این گونه برنامه ها می توان آن حرمت و آن نگرش را تغییر داد؟ما برای همین به سراغ این موضوع رفتیم تا این حرمت ها زنده شود. مسلما در حال حاضر این خلا احساس می شود و جایش حسابی خالی است، این دست انداز و این نقص وجود دارد و موجب بی برکتی و بی هویتی می شود. بنابراین به سراغ این موضوع رفتیم تا این خلأ را پر کنیم. باور قلبی ام این است و حاضرم اثبات بکنم اینکه امروز ما در خیلی از موارد داستانمان بی برکت شده، از همین موضوع است.اگر امروز همه ما به نوعی 8 مان در گروی 9 مان است بخاطر همین است، این مطلب را هم بارها در تلویزیون گفته ام. از افراد می پرسیم: چرا به پدر و مادرت سر نمیزنی؟ جواب می دهد به خاطر گرفتاری. من می گویم، نه برعکس است چون به پدر و مادرت سر نمی زنی گرفتار شدی. چون به آن ها نمی رسیم گرفتار شدیم، چون حواسمان به آن ها نیست خانه هایمان 60 یا 70 متری شده و پدر و مادرمان را به خانه سالمندان می فرستیم. ما این کاره نیستیم، قدیمی ها بودند و خداوند هم به آن ها برکت می داد، چون اهلش نیستیم کارمان به اینجا کشیده شده است.* این حرف ها برای برخی به خصوص برای قشر جوان کمی غیرقابل درک است حتی شاید مسخره هم کنند، من این حرف را می پذیرم اما به نظر شما چرا ما این گونه شدیم؟ قبل از هر چیز خود ما پدر، مادرها مقصریم. من خودم جوان دارم. فرزند سالاری را به حدی رساندیم که واقعا سالار شدند. این در حالی است که در واقع پدر و مادر سالار هستند. اگر یادتان باشد یکی از آیتم های ما در این برنامه دست بوسی بود، به نام گل و گلاب. از فرزندان می خواستیم با گل بروند دست پدر مادرشان را ببوسند و یا با گلاب بروید مزارشان را بشورید و عکسش را برایمان بفرستند. گاهی در همان استادیو فرزندی می خواست دست پدر و مادرش را ببوسد، مادر یا پدر نمی گذاشت. چرا دستت را نبوسد؟ چرا محرومشان می کنید؟ می پرسیدیم چرا این کار را می کنید، می گفتند: "بچه گناه داره، شخصیتش له می شه"! پس خودمان مقصریم، نسل ما این کار را با بچه ها کرده، این درحالی است که دست بوسی از پدر و مادر برکت می آورد، مثل این می ماند که بگویند درگاه کعبه را نبوس. فرمایش امام صادق(ع) است که بوسیدن دست و پای پدر و مادر مانند بوسیدن درگاه خانه کعبه است، درگاه خانه کعبه یا در و دیوار یا ضریح ائمه(ع).تولیدات تلویزیونی و سینمایی ما در کم رنگ کردن حرمت پدر و مادر بی تقصیر نیستند* این تغییر رویکرد در جامعه برای احترام گذاشتن به پدر و مادر وجود دارد، آیا رسانه برای تغییر این رویکرد نقشی داشته است؟ من معتقدم که داشته آیا شما هم همین نظر را دارید، مثلا با ساخت سریال ها و برنامه ها..بله، بنده هم قائل هستم به این موضوع که بسیاری از فیلمسازی هایمان استاندارد نیست. چه سریال، چه سینما و چه تبلیغاتمان و چه چیزهای دیگرمان، کلا می توان گفت رسانه در تغییر رویکرد نقش داشته است. مثلا در فیلم ها می بینیم که بچه سر پدر مادرش داد می زند، قهر می کند و به اتاق می رود و در را می بندد. پدرش پشت در می ایستد و در می زند که فلانی در را باز کن... من اصلا نمیفمم این یعنی چه؟! شاید بچه ای در خانه این کار را بکند، خب این از کجا شروع شد؟ حتما از جایی شروع شده که به اینجا رسیده، من خودم الان سه تا نوه دارم اما هنوز پدر و مادرم را با فعل مفرد صدا نکردم.*به نظر شما رسانه های ملی در جهت اینکه این اتفاق نیفتد و حرمت ها حفظ شود و نسل جوان یاد بگیرد که چگونه باید احترام پدر و مادر را رعایت کند چقدر کار کرده است؟هیچ! سریالی مثل پدر سالار و زیرتیغ یادتان هست؟ سریال هایی که شما به هیچ وجه نمی ببینید ادبیات فرزند مفرد باشد یا جایگاهشان یا ایستادنشان یا اصلا حرمت بزرگ خانواده را نگه ندارند حتی به غلط .* ولی تعدادشان کم است.کم که چه عرض کنم، اصلا دیگر وجود ندارد.* این کم بودن بخاطر سیاست گذاری است یا هنرمندان مان به این سمت نمی روند؟!من نمی دانم، شاید دیگر چنین دغدغه هایی نداریم. واقعیت این است که اعتقاداتمان می تواند شکل دهنده برنامه سازی هایمان شود. دغدغه من برنامه ساز چیست؟ همان برنامه ام می شود. من سه سال پای کار ایستادم، زندگی ام را گذاشتم، برای این برنامه مدیوم سینما را برای تلویزیون انتخاب کردم، اصلا توجیه پذیر نیست بعضی هزینه هایی که برای این برنامه ها کردم، واقعا توجیه پذیر نبود فلان دوربین و نور و فلان کارگردان و دکوراتور سریال مختار و.... چرا؟ چون دغدغه این موضوع را داشتم.* پس نسل اینجور برنامه سازانی در تلویزیون کم شده است؟ اصلا نیست، زیاد دنبال چنین چیزی در تلویزیون نباشید.* می گوییم اعتقاد، اما برایتان مثالی می زنم تا موضوع بحث کاملا روشن شود. برنامه ای در تلویزیون و در مورد ازدواج ساخته می شود اما بعد می بینیم که مجری برنامه هنوز ازدوج نکرده. برنامه ای درباره کودکان و تشویق خانواده ها به داشتن فرزند بیشتر ساخته می شود اما مجری برنامه خودش یک فرزند بیشتر ندارد، پس این اعتقادی مشکل دارد.کار باید دست کننده اش باشد. مثلا خود فرد نقاشی می کند، نقاشی دوست دارد، زن و بچه اش هم نقاشی می کنند، این شخص قطعا می تواند یک برنامه یا مستند عالی درباره نقاشی بسازد زیرا جنس کار را می شناسد. در برنامه معارفی هم همین است، در برنامه معارفی تولد یکی از ائمه(ع) است و اینسرت بقیع را نشان می دهد، اصلا این کار را نمی فهمم، این یعنی چه؟بعضی کارها هم این قدر پیش پا افتاده است که مثل یک توهین است. کار را باید به دست کاردان نهاد، مثلا درباره خودِ من، بنده هیچ وقت به خودم اجازه نمی دهم درباره همکارانم نظر بدهم، همه در سطح خودشان هستند، کار می کنند و زحمت میکشند، اما بر فرض مثال برنامه ای هیئتی را مثلا من باید بروم. من ماهی یکبار در خانه ام روضه است، اصلا اگر یک ماه روضه قطع شود ریشه حیات من قطع شده هیچ ربطی هم به تلویزیون ندارد. "من" که می گویم منِ نوعی است یا هر یک از همکارانی که این سبک زندگی را دارند، کسی که تا حالا در عمرش یک روضه در خانه‎اش نگرفته است چطور می‎خواهد دهه محرم برای تلویزیون برنامه درست کند؟ برای همین هم مخاطب مشتاق نمی شود که چنین برنامه ای را ببیند. شما در بین روحانیون هم نگاه کنید بعضی حرف هایشان به دل می نشیند، قطعا ایشان اهل آن امر هستند. من برای چندمین بار عرض می کنم نه اینکه بخواهم خودم را تبرئه کنم یا خودم را تائید و تکذیب کنم، من می گویم باید کار را به کاردان سپرد. یک خاطره ای تعریف کنم، پارسال یا دو سال پیش تولد امیرالمومنین(ع) بود و به هر دلیلی من برنامه نداشتم. یک برنامه ای بود که در آن اسپانسر خواسته بود تا قرعه کشی را بنده انجام دهم، در تاریخ قرعه کشی رفتم و دیدم تهیه کننده برنامه ناراضی است و می گوید که بیا و برنامه را نجات بده. همان فرمایش شما، مهمان سه فرزند داشت و روز پدر هم بود، اما فردی که برنامه را اجرا می کرد حتی ازدواج هم نکرده بود، اما منِ احمدزاده پدر هستم، پدر یک دختر 28 ساله، یک دختر 25ساله و یک دختر 18ساله. پدر بزرگ سه نوه و پدرزن دو داماد، من باید بروم قرعه کشی انجام دهم، آن مجری باید با مهمان چالش کند. این (مجری) گناه نکرده، گناه را کسی که انجام داده که او را در آن برنامه گذاشته است. او مجری است مثل خودتان که خبرنگار را برای مصاحبه می فرستید.تصمیم برای انتخاب مجری برنامه ها کاملا سلیقه ای است* این اشتباهات در تصمیم گیری به خاطر مدیران هست؟ در حوزه خودم بخواهم نظر بدهم، سلیقه ای است.* مدیر و تصمیم گیرنده سلیقه ای کار میکند؟بله، مثلا یک نفر از من خوشش نمی آید و فرد دیگر برعکس از من بسیار خوشش می آید. اصلا آن قدر از من خوشش می آید که حتی راز بقا هم می دهد من اجرا کنم در حالی که من مجری برنامه اجتماعی هستم.قبلا جوانی بود که فکر کنم کارش هم به ناکجاآباد رسید، یک بار او را به برنامه ماه عسل آوردند. یک جوان شاید 23 ساله که بازیگر هم بود و از آن جهت که قبل از ماه رمضان سریالش مورد توجه قرار گرفته بود، او را به شبکه سوم آوردند و مجری ماه عسل، بعد کسی را گذاشتند تا با او مصاحبه کند که سن پدربزرگ او را داشت. یعنی من قسم می خورم که نوه آن آقا که از او مصاحبه شده بود از خود مجری بزرگ تر بود، شما الان به درایت و تدبر کسی که او را مجری برنامه کرده بود شک می کنید یا آن جوان؟ آن مجری که گناهی ندارد.بنده خودم را مجری نمیدانم اما حرف های زیادی درباره اجرا دارم. قسم می خورم که این سخن من از تواضع نیست اما بدون شک می گویم که مجری چیزی که آقایان فکر می کنند نیست. به نظر شما الان هرکسی که چوبی دستش بگیرد و آن را تکان دهد رهبر ارکستر است؟ یا کسی که لباس تنش کند، هدفون در گوش خود بگذارد و پشت فانتوم بنشیند خلبان است؟ نه، پس قطعا هرکسی هم که میکروفن دستش بگیرد مجری نیست، گزارشگر نیست، گزارشگر کسی است که برود و جوابش را بگیرد، آنقدر طرف را به چالش بکشد که آن چیزی که می خواهد را از او بیرون بکشد، مجری کسی است که وقتی می نشیند بتواند بحث را بگرداند و به اصطلاح سوار بحث باشد، من هیچ گاه مجری ورزشی نخواهم بود، هیچ وقت مجری بهداشتی نخواهم بود، حتی هیچ زمانی مجری برنامه سیاسی نخواهم بود چون در همه ی این زمینه ها تخصص ندارم اما در کار خودم به حرف برای گفتن دارم و در واقع می توانم بگویم که در کار خودم چیزهایی بلد هستم.انتخاب مجری برنامه صاحب و متولی نداردچند روز پیش بازیگری در تلویزیون که خیلی به او علاقه مند هستم در برنامه حرف های عجیب و خارج از عرفی می زد. مقصر این بازیگر نیست، در حدی مقصر است که به او بگویی کاری که تخصصش را نداری انجام نده ولی کسی که او را آورده مقصر اصلی است. اصلا این کار صاحب ندارد، استانداردی ندارد، ما هیچ استانداردی نداریم.مثال دیگری برای شما بزنم، مثلا من می خواهم برنامه مذهبی اجرا کنم، قطعا باید مذهبی باشم، فرض کنیم برنامه محرم را اجرا می کنم باید حداقل سالی یک هیئت رفته باشم دو قطره اشک ریخته باشم یا حداقل سینه ای زده باشم یا نوحه ای خوانده باشم، این فرد میتواند در برنامه مذهبی و محرم ب ...

ادامه مطلب  

مجری تلویزیون بی ادب تر از تیفوسی های فوتبال  

درخواست حذف این مطلب
بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند فرزندان شان به جای رفتن به استادیوم های ورزشی و شنیدن الفاظ رکیک مسابقات ورزشی را از طریق برنامه های تلویزیونی مشاهده کنند. بسیاری از خانواده ها ترجیح می دهند فرزندان شان به جای رفتن به استادیوم های ورزشی و شنیدن الفاظ رکیک مسابقات ورزشی را از طریق برنامه های تلویزیونی مشاهده کنند. خانواده ها بعضاً معتقدند که نوع ادبیاتی که روی سکوهای ورزشگاه ها شنیده می شود در شأن خانواده ها نیست و در عوض تلویزیون محلی است که در آن مجری های مؤدب و مرتبی هستند که با متانت برنامه اجرا می کنند و برای بیننده ها و مخاطب ...

ادامه مطلب  

کلکسیون شیک ترین مدل روشویی سرویس بهداشتی 96  

درخواست حذف این مطلب
مدل روشویی سرویس بهداشتی کلکسیون شیک ترین مدل روشویی سرویس بهداشتی ۹۶جدیدترین مدل روشویی سرویس بهداشتی ۹۶انواع مجموعه مدل روشویی شیک و جدیدپیشنهاد مدل دکوراسیون های جدید و شیک برای سال ۲۰۱۷ و ۹۶ می باشدهمراه با مدل های جدید مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیمنکاتی برای دکوراسیون حمام و دستشوییروش های متعددی برای آراستن حمام وجود دارد اما کار مشکل انتخاب تنها یکی از این روش هاست. اگر ایده شامل وسایل و خرده ریزها و سایر وسایل گران قیمت تزیینی است، حتما قبل از قرار دادن تمام اقلام مورد نظرتان در این فضا، به تناسب و ترکیبات ممکن این موارد فکر کنید.ممکن است افزودن یک عنصر تزیینی از نظر شما بسیار عالی باشد، اما این شیئ با باقی مانده وسایل حمام مانند آینه، قفسه شامپو و … تناسبی نداشته باشد. یکی دیگر از اشتباهات رایج در تزیین حمام و دستشویی، استفاده از چند طرح و نقش مختلف است. برای مثال دیوارها نقش و نگاری متفاوت از حوله ها و هر دو این ها متفاوت از پرده حمام و پادری هستند. چنین کاری تصویری مغشوش و عصبی کننده به وجود می اورد. بهترین راه استفاده از حداکثر دو نقش متناسب از نظر رنگ، طرح (مثلا گل و گیاه یا ماهی) ...

ادامه مطلب  

گزارش تصویری/ پالایشگاه نفت ستاره خلیج فارس  

درخواست حذف این مطلب
جمعه ۱۷ شهریور ۱۳۹۶ | 14:05 ۱۷ شهریور ۱۳۹۶ en ar سرخط خبرها: کد خبر: 533387 ۱۳۹۶/۰۶/۱۷ ۱۳:۲۱:۲۳ a خانه|اقتصادی|نفت و انرژی خلیج فارس نفت پالایشگاه ستاره نرم افزار موبایل ایلنا اخبار مرتبط ارسال نظ ...

ادامه مطلب  

شیک ترین مدل ست لوازم سرویس بهداشتی عروس 96  

درخواست حذف این مطلب
ست لوازم سرویس بهداشتیجدیدترین و شیک ترین مدل ست لوازم سرویس بهداشتی عروسانواع مجموعه مدل ست لوازم سرویس بهداشتی شیک و جدیدپیشنهاد مدل دکوراسیون های جدید و شیک برای سال ۲۰۱۸ و ۹۷ می باشدهمراه با مدل های جدید مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیم چیدمان خانه های امروزی سه موقعیت زیر از جمله حالتهای معمول در منازل هستند که میتوان تعدادی از اصول اولیه دکوراسیون را بر اساس آنها شرح داد.تعیین محل وسایل و مبلمان منزل یکی از مرعوب کننده ترین و مهمترین تصمیمات در طراحی دکوراسیون منزل است. به خصوص اگر فضای کوچکی در اختیار داشته باشیم، باید برای چیدن وسایل بیش از پیش ظرافت به خرج دهیم.اتاق نشیمین هنگامی که لوازم اتاق نشیمن را میچینید، یک روش ساده انتخاب مرکز توجه یا نقطه تمرکز برای اتاق است. این نقطه، در واقع مرکز ثقل اتاق است و وسایل باید درست در مقابل این قطعه مهم چیده شوند. به این ترتیب شما باید مراحل زیر را طی کنید. ۱- نقطه تمرکز را انتخاب کنید. شومینه، پنجره های بزرگ یا میز تلویزیون و چیدمان وسایل و مبلمان را در اطراف آن انجام دهید. این نقطه تمرکز باید به دیوار تکیه داشته باشد و مبلمان دور از دیوارها چیده شوند تا فضایی خودمانی و گرم ایجاد شود.۲- صندلیها و مبلها را بیش از حد از یکدیگر دور نگذارید تا مهمانان شما بتوانند به راحتی با یکدیگر صحبت کنند. ۳- محل میز را طوری انتخاب کنید که در دسترس تمام نشستگان باشد. در صورت امکان در نزدیکی هر مجموعه مبل، یک چراغ پایه دار یا آویز بلند قرار دهید.۴- بین میز کوتاه قهوه خوری و کاناپه جای پای کافی در نظر بگیرید. کافی است که این دو بین ۳۵ تا ۴۵ سانتیمتر با یکدیگر فاصله داشته باشند ۵- ارتفاع میزهای عسلی باید حداکثر تا دسته صندلی یا مبلی که در کنار آن قرار دارد، باشد.۶- محلی برای رفت و آمد آسان و به عرض چند دسیمتر در اطراف وسایل درنظر بگیرید. اتاقهای چند منظوره:چیدن وسایل در اتاقهای بزرگ یا ناهارخوری و نشیمنهای یکسره در آپارتمانهای امروزی کار نسبتا مشکلی است. زیرا نه تنها باید بدانیم از کجا شروع کنیم، بلکه باید کاربردهای مختلفی را در یک چهارچوب واحد بگنجانیم. ۱- شما در یک اتاق چند منظوره باید برای هر بخش از فضا، یک ویژگی غالب در نظر بگیرید. برای مثال بخش غذاخوری را بر روی یک ویترین یا قفسه ظروف زیبا و بخش نشیمن را بر روی ...

ادامه مطلب  

عکس/ بازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، همراه با مسعود سلطانی‎فر وزیر ورزش و جوانان، عصر چهارشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۷ با حضور در فدراسیون ورزش‎های جانبازان و معلولین کشور از اردوی تیم های ملی اعزامی به بازی‎های پاراآسیایی جاکارتا ۲۰۱۸ اندونزی بازدید کرد.بازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیاییبازدید لاریجانی از اردوی تیم های پاراآسیایی ...

ادامه مطلب  

ایران به تعهدات برجامی خود عمل می کند/ بابت امنیت باید به رهبری و حکومت ایران تبریک گفت/ قالی تبریز را خیلی دوست دارم/ خلیج فارس تاریخی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان به نقل از برنامه سفیران، در ادامه سلسله گفت وگوهای منحصر به فرد با سفرای کشورهای خارجی در جمهوری اسلامی ایران، در ششمین قسمت این برنامه با «آصف علی خان دورانی» سفیر کشور پاکستان در تهران به گفت وگو نشتیم.فصل اول برنامه تلوزیونی «سفیران» کاری از گروه اقتصاد شبکه پنج در ۷ قسمت ۵۵ دقیقه ای به تهیه کنندگی عبداله عبدی تهیه و تولید شده است.در این برنامه با سفرای کشور های مختلف در تهران درباره موضوعات مختلف گفت وگو می شود. تا کنون مصاحبه با سفرای روسیه، آفریقای جنوبی، ترکیه و جمهوری آذربایجان و مالزی در ایران پخش شده است.برنامه «سفیران» ساعت ۲۲ بر روی آنتن شبکه پنج سیما می رود.مشروح گفت وگو با سفیر ترکیه به قرار زیر است:مجری: حضرتعالی از سال ۱۳۹۵ به عنوان سفیر به کشور ایران تشریف آورده اید و البته قبل از آن هم یک بار در ایران تشریف داشته اید دیدگاه شما در مورد مردم ایران چیست؟سفیر: خیلی ممنون برای دعوتتان، من بسیار خوشحالم که در ایران حضور دارم البته ۲۰ سال قبل هم من در ایران به عنوان دبیر اول سفارت پاکستان بودم و از آن هنگام خاطراتی که دارم هنوز در ذهنم زنده است قبل از اینکه در ایران باشم در امارات بودم هنگامی که به من گفته شد به ایران بروم فوری و بدون درنگ گفتم حتما می آیم.مجری: شما وارد کشوری شدید که یکی از بزرگترین تمدن های دنیا را دارد چه قدر زندگی خود حضرتعالی از فرهنگ ایرانی تاثیر پذیرفته است؟سفیر: تمدن کهن کشور ایران از نظر تاریخی برای من از این که آشنایی بافرهنگ وتمدن ایران داشته ام بسیار راحت درک کردم این تفاوت دارد با این کسی که از اروپا به ایران بیاید و نسبت به فرهنگ و تمدن کشور بتواند درک کند منتهی احساس می کنم در کشور خودم هستم، در یک شرایطی که برای من آشنا است.مجری: خیلی جالب است وقتی شما صحبت هم می کنید بخشی از صحبت های شما را درک می کنم. شما چه قدر فارسی یاد گرفته اید؟ به صورت تخصصی فارسی را یاد گرفته اید؟سفیر: فارسی در فامیلی ما یک زبان دوم است. زبان اولم پشتو است. متاسفانه در مدرسه درس نخواندم احساس می کنم فارسی ام ضعیف است البته اگر لغات انگلیسی استفاده کنم ناراحت هستم. برای من باز مشکل ایجاد خواهد کرد نمی خواهم لفظ غلطی بگویم از این خاطر مواظب هستم.مجری: با توجه به اینکه ریشه های زبانی مشترکی وجود دارد ریشه زبان اردو در زبان فارسی هست و بسیاری از فعالین فرهنگی کشور های منطقه به دنبال تشکیل اتحادیه کشور های مشترک المنافع یا کشور هایی هستند که تمدن مشترکی دارند به نظر شما چرا در این خصوص گام هایی از سوی دولت ها شاهد نیستیم و تلاشی برای این اتحاد صورت نمی گیرد؟سفیر: مشک آن است که خود ببوید نه عطار بگوید. زمینه فرهنگ را نگاه کنید که تعامل وجود دارد و اگر این تعامل بیشتر سوق داده شود می تواند بیشتر این زمینه را پررنگ تر کند ما دو کشورمان بین ما این روابط فرهنگی بسیار خوب است می توانیم این ها را باز پیش ببریم در سطح آموزشی هم اگر نگاه کنیم ما در پاکستان زبان فارسی را داریم دوره هایی در سطح کارشناسی ارشد و دکترا وجود دارد همین طور در تهران هم دانشگاه تهران دوره های زبان اردو هست در همین سطوح دکترا و کارشناسی ارشد بنابراین از نگاه اشتراکات و تلاش هایی که در جریان هست حاکی از این است که فرهنگ ما غنی است و می توانیم این فرهنگ را هر چه بیشتر هم غنی کنیم. رفت و آمد بین دو کشور است و زبان فارسی هم در قبل از به وجود آمدن پاکستان وجود داشته حتی در دادگاه ها نگاه می کنیم زبان فارسی به کار برده می شده است.مجری: آن چیزی که شما خواندید مشک آن است که خود ببوید نه آنکه عطار بگوید نشان می دهد اهل شعر و ادب هستید بد نیست که از اقبال لاهوری شاعر ارزشمند پاکستان یادی کنم و از شما بپرسم شعر های فارسی هم دارند؟ از اشعار ایشان چیزی یاد دارید؟سفیر: فعلا ذهن من نیست، من شاعر را خیلی دوست دارم منتهی اینکه به یاد داشته باشم این طور نیست. به هر حال اگر نگاه کنیم حافظ و اقبال و... پیام هایی که ارایه کردند پیام های مهمی است نه فقط در پاکستان و ایران بلکه برای کل جهان اسلام و حتی فراتر از آن برای کل جهان هم مطرح و قابل استفاده است.افزایش تعاملات اقتصادی ایران و پاکستانمجری: از تعاملات اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با جمهوری اسلامی پاکستان بگویید سطح این تعاملات را چه طور ارزیابی می کنید؟سفیر: ایران تحت تحریم های سازمان ملل بوده است در آن زمان تجارتی که بین دو کشور بوده محدود و کم بوده است منتهی بعد از اینکه این تحریم ها برداشته شده در زمانی که من حضور دارم می بینم این حجم تجارت ۳۵ درصد افزایش پیدا کرده است طبق آماری که گمرکات ایران ارایه کرده اند الان حجم تجارتی که بین دو کشور هست ۱.۱ میلیارد دلار هست، ولی این رقم هم کم است جناب رئیس جمهور روحانی و رهبری ما این نکته را مورد تاکید قرار دادند که این حجم تجاری بین دو کشور باید به سطح ۵ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۰ افزایش پیدا کند، برخی مسائل بانکی وجود دارد ان شالله برطرف شوند ما شاهد خواهیم بود که این روند رو به افزایش حجم تجاری بین دو کشور مسیر خودش را طی کند.۳۰۰ هزار زائر پاکستانی هر سال به ایران می آیندمجری: اقای سفر اظهارنارضایتی از حجم فعلی مبادلات بین دو کشور داشتند و برنامه شان هست که از ۱.۱ دهم میلیارد به ۵ میلیارد دلار برسد برای این کار شما چه اقداماتی را ضروری می دانید؟سفیر: ما داریم مشخص می کنیم زمینه هایی که در این زمینه ها ما بتوانیم افزایش بدهیم داد و ستد و تجارت را، از ایران ما انرژی می توانیم داشته باشیم، خط گاز هست، خرید برق از ایران مطرح هست، از پاکستان هم برنج هست که ما به ایران می دهیم هم چنین مایلیم بیشتر پارچه و خدمات سبک و سنگین مهندسی به ایران بدهیم، اتاق بازرگانی دو کشور مشغول هستند مذاکراتی انجام شده سه هیئت پاکستانی از ایران دیدار کردند دو هیئت ایرانی پاکستان رفتند و این نشانه مثبتی است که کار انجام می شود و جلو می رویم هم چنین زمینه توریستی هم مد نظر هست در این زمینه هم باید روابطمان بیشتر شود و توسعه پیدا کند، ۳۰۰ هزار زائر پاکستانی هر سال به ایران برای زیارت می آیند، ولی ما این طرف را می بینیم تعداد ایرانی هایی که به پاکستان می روند خیلی کم است باید کار شود تا تعادلی ایجاد شود و ایرانی ها هم از پاکستان دیدار کنند و توریسم فعال شود.مجری: حتما درباره توریسم و خط لوله گاز صحبت خواهیم کرد. نظر شما در خصوص کالا های دانش بنیان جمهوری اسلامی ایران چیست و اینکه آیا از کالا هایی که در این زمینه تولید شده اطلاعی دارید؟سفیر: اجازه بدهید اینجا تصحیحی کنم این خط لوله صلح موقع ای بوده که ایران جزوش بوده، ولی الان خط لوله ایران و پاکستان است این را نمی توانیم خط لوله صلح بنامیم. این دستاورد های جمهوری اسلامی ایران از دیدگاه تحسین و قدردانی نگاه می کنیم پاکستان هم در این زمینه ترقی و توسعه کرده است و در واقع دو کشور باید همکاری در این زمینه داشته باشند، چندی پیش وزیر تولیدات کالا های دفاعی پاکستان که ایشان هم چنین وزیر علوم و تحقیقات هم بوده است دیدار کرده با همتای خودش در ایران مذاکراتی انجام داده و زمینه هایی هست که مشخص کرده اند که در این زمینه ها بیشتر تعامل و همکاری ایجاد شود.مجری: وزیر نفت ایران در نشستی با حضور خبرنگاران از اینکه گفتند طرف های پاکستانی به تعهداتشان عمل نکردند اعلام نارضایتی کردند در مورد صحبت های آقای زنگنه وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران شما نظرتان را بفرماییدسفیر: در واقع آن چه که آقای زنگنه گفته اند آن هم درست است ما ببینیم که گاز نیاز ما هست، یعنی نیاز داریم، ما توافق نامه ای که امضا کرده ایم پای آن ایستاده ایم من مایلم که به شما اطمینان بدهم که ما این را پیش می بریم ان شالله به اتمام برسانیم. مجری: آیا کشور شما و دولت متبوع شما و سیستم های بانکی شما از برقراری روابط بانکی با جمهوری اسلامی ایران هر چند بعد از برداشته شدن تحریم ها بعد از توافقاتی که در برجام صورت گرفته آیا نگاه مثبتی دارند و اقدامات جدی صورت گرفته است؟سفیر: در مرحله کنونی موافقت در حد توافق نامه ای هست توافق نامه ای که هردو بانک مرکزی ایران و بانک مرکزی پاکستان امضا کرده اند، ولی سایر بانک های تجاری فعلا جلو نیامده اند و در چارچوب روابط دو جانبه بانکی هنوز کار هایی هست که باید انجام بدهیم.مجری: علت چیست که این بانک ها جلو نیامده اندسفیر: به خاطر اینکه بانک های ما با دلار کار می کنند ال سی هایش با دلار باز می شود.مجری: فرمودید بانک های بزرگ با هم توافق نامه امضا کردند بین دو کشور ایران و پاکستان، اما بانک های کوچک وارد همکاری نشدند علت عدم همکاری بانک های کوچک چیست شما فرمودید این بانک ها با دلار کار می کنند و بخشی از این ها از طریق امریکا حساب های ال سی شان را باز می کنند این که این اتفاق نمی افتد آیا این متوجه واشنگتن هست که هنوز بعد از برجام یک جورایی کارشکنی در روابط بانکی ایران و سایر کشور ها دارد؟ یا بهتر بگویم بانک های کوچک ممکن است تحت نفوذ امریکا از یک سری همکاری ها سر باز بزنند؟سفیر: این درست است الان این بانک هایی که با دلار در پاکستان کار می کنند از شبکه نیویورک باید رد شوند، ولی الان ما دنبال این هستیم که یک جایگزینی سیستم جایگزینی را داشته باشیم که از این مسئله عبور کنیم.مجری: مگر یکی از دستاورد های برجام این نبود که روابط بانکی و تحریم های بانکی برداشته شود آیا این اقداماتی که امریکا انجام می دهد به منزله موارد نقض آشکار برجام نیست؟سفیر: دو نوع تحریم ها وجود داشته تحریم های سازمان ملل و تحریم های امریکا، آن تحریم های سازمان مللی که هست در خصوص تجارت عمومی بوده و تحریم های امریکا هنوز سر جای خودش است به خاطر این هست که سیستم بانکی جهانی هم با دلار کار می کنند لذاست صحبت می کنیم جایگزینی پیدا کنیم قبلا این مسائل وجود نداشته است.مجری: فکر می کنم پیمان پولی دو جانبه برای حل مشکلات کمک می کند بحث جایگزین شدن پول ملی دو کشور به جای دلار در معاملات یعنی با واحد پول ملی دو کشور ایران و پاکستان معامله کنند امیدوارم این اتفاق هر چه زودتر بیفتد. شما چه قدر بورس ایران را می شناسید؟سفیر: تا اندازه ای آشنایی دارم.مجری: درباره اتصال بورس های بین دو کشور مذاکره داشته اید؟سفیر: در این خصوص اطلاعاتی ندارم منتهی عمده بورس پاکستان کراچی است بله این امکان هست دو کشور تعامل کنند.مجری: برای این قضیه اگر تابلو های مشترک بین بورس های دو کشور راه بیفتد مشتریان بورس های دو کشور می توانند خرید و فروش های خودشان را چه در داخل چه خارج از کشوراز طریق بورس ها انجام بدهند و بازار های شفافی که این نهاد مالی می تواند در کشور ها ایجاد کند برای این شما چه برنامه ای دارید که این را هم در کارنامه کاری خودتان ثبت کنید؟سفیر: این نکته ای که شما مطرح کردید ما پیگیری خواهیم کرد که بتوانیم کمک کنیم که تجارت توسعه پیدا کند. قالی تبریز را خیلی دوست دارممجری: کدام شهر های ایران را دیده اید؟ چه سوغاتی هایی خریداری کرده اید؟سفیر: تبریز، مشهد، شمال، بندرعباس، چابهار، زاهدان مرز دو کشور را آنجا رفته ام و دیده ام، قرار است اکو اجلاسی را در کیش برگزار کند که از ۹ این ماه خواهم رفت البته ۲۰ سال قبل هم شیراز و اصفهان رفته بودم ارگ بم، یزد این مناطق را توانسته ام از نزدیک ببینم باز هم دوست دارم به اینجا ها بروم. شخصا من قالی تبریز را خیلی دوست دارم چندین فرش خریده ام. مجری: خوراکی های ایران را دوست دارید؟سفیر: کباب کوبیده را دوست دارم.خلیج فارس تاریخی استمجری: پاکستان همسایه ایران هست در نقشه هایی که شما دارید با توجه به اینکه حتما سواحل نیلگون خلیج فارس را دیده اید دریای جنوب ایران چه نام دارد؟ در نقشه های شما نامش چیست؟سفیر: خلیج فارس است. نمی توانیم تاریخ را عوض کنیم این تاریخی است.بابت امنیت باید به رهبری و حکومت ایران تبریک گفتمجری: نظر شما در خصوص صلح، ثبات و امنیت در جمهوری اسلامی ایران چیست؟سفیر: صلح و ثبات و امنیت در ایران خیلی خوب است که در این خصوص باید به رهبری و حکومت ایران تبریک گفت. مجری: در مورد بحث امنیت صحبت کردید من می خواستم از تعاملات ایران و پاکستان در حوزه امنیت بپرسم تهران و اسلام آباد تا چه میزانی در حوزه امنیت داخلی با هم فعالیت دارند؟سفیر: در این خصوص تعامل نزدیکی بین دو طرف وجود دارد پیشرفت در این مسیر حاصل شده سطح عالی هئیت های دو جانبه با یکدیگر تعامل داشته اند و ملاقات و مذاکراتی داشته اند و هم چنین اقدامات عملی در خصوص مرز ها هم صورت گرفته است.مجری: پاکستان چ ...

ادامه مطلب  

عکس های قدیمی و نایاب از تهران و دیگر شهرهای ایران  

درخواست حذف این مطلب
عکس های قدیمیعکس های قدیمی و نایاب از تهران و دیگر شهرهای ایرانگالری عکس های قدیمی و نایاب از تهران و دیگر شهرهای ایرانهمراه عکس های قدیمی بخش مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیممحله های قدیم تهران در بین محلات پنجگانه تهران قدمت چال میدان (چال حصار) قدیمی تر از بقیه است. بافت قدیم شهر تهران تا زمان حکومت پهلوی اول به شکل قدیم خود – البته با تغییراتی جزیی – باقی مانده بود. با تخریب حصار شهر تهران و دروازه های آن، تغییرات عمده ای در تمام شهر به وجود آمد. به رغم تداوم دگرگونی ها در زمان پهلوی دوم، هسته قدیمی شهر تهران همچنان مرکزیت خود را تا به امروز حفظ کرده است. تهران قدیم پنج محله داشت: عودلاجان، سنگلج، بازار، چاله میدان و محله دولت. محله سنگلج که بخش اعظم و عمده آن را امروزه پارک شهر تشکیل می دهد، در گذشته یکی از مراکز مهم سیاسی بود و با اینکه در حال حاضر تقریباً از بین رفته ولی هنوز اشتهار تاریخی خود را از دست نداده است.چاله حصار یکی دیگر از محلات جنوب تهران بود که چون آن را خاکبرداری و خاکش را به مصرف حصار کشی تهران رسانده بودند، مقدار زیادی چاله گود مانند داشت، بعدها برای تخلیه زباله های شهر از آنجا استفاده می کردند.چاله میدان نیز که قبلا در دوره صفویه خاک آن را به مصرف حصارکشی تهران رسانده بودند، وضعی تقریباً مشابه چاله حصار داشت و محل تخیله زباله تهران به حساب می آمد، این محله محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سید اسماعیل و میدان مال فروش ها، میدان امین السلطان، گمرک، خانی آباد، دروازه غار و پاقاپوق (اعدام) بود. محله دولتاین محله حد فاصل خیابان های لاله زار، فردوسی، سعدی، اکباتان، ایران، 17 شهریور، بهارستان و دروازه شمیران را در بر می گرفت. محله ای که دیرتر از بقیه محلات به تهران اضافه شد و مردم همیشه به آن به چشم یک محله حاشیه ای و بی اعتبار نگاه می کردند. البته تا وقتی که در زمان ناصرالدین شاه لاله زار رونق گرفت و تبدیل به خیابان فرهنگ و هنر تهران شد. میدان هادر تهران عهد قاجار پنج میدان توپخانه، بهارستان، ارگ، پاقاپق و مشق ساخته شد. بعد از آن 12 میدان دیگر در تهران بنا شد.طراحان میدان های جدید ابتدا مهندسان چک و فرانسه و سپس آلمانی و دانمارکی بودند. بعدها 150 میدان کوچک و بزرگ به مرور به این مجموعه اضافه شد. از 50 میدان احداث شده در سال های اخیر، آفریقا (آرژانتین) و بسیج، بزرگ ترین آنها هستند. میدان حسن آبادبنای این میدان توسط «میرزا یوسف آشتیانی » صدراعظم ناصرالدین شاه گذاشته شد. او این میدان را به نام فرزندش میرزا حسن مستوفی الممالک، میدان حسن آباد نامید. این میدان در زمان ساخت در شمال غربی تهران قرار داشت. در فاصله سال های 1302 تا 1312 شمسی چهار ساختمان مجزا در چهار طرف میدان با اقتباس از پالادیو، معمار معروف عصر رنسانس ایتالیا بنا شد.در سال 1345 ضلع جنوب شرقی میدان تخریب و بانک ملی جایگزین آن شد. با تلاش بخش حفاظت آثار تاریخی اداره میراث فرهنگی استان تهران، در سال 1379 بنای تخریب شده به شکل اولیه بازسازی شد. میدان «چه کنم»!این نامی است که مردم به میدان ابن سینا داده بودند: میدان چه کنم! هفت خیابان، از هر سو به این میدان راه می یابند؛ روشندلان، 20 متری دروازه شمیران، خورشید، کیوان، سپاه، گرگان و خیابان مازندران. وجه تسمیه این میدان به این دلیل بود که هر کس وارد آن می شد، نمی دانست که با توجه به تعدد خیابان هایی که به میدان منتهی می شود، کدام مسیر را انتخاب کند! میدان مشق ؛ عمارت قزاقخانهاین عمارت هسته اولیه مجموعه ی میدان مشق است که در دوره فتحعلی شاه به عنوان پادگان نظامی در شمال شهر تهران دوره صفوی بنیان نهاده شد. عمارت نظامی میدان مشق که بعدها به عمارت قزاقخانه موسوم شد، چندین دوره ساخت و ساز را شامل شده و عمده ترین تغییرات انجام شده در آن در دوره ناصرالدین شاه قاجار و رضاش ...

ادامه مطلب  

تصویب سند سلامت روان کشور در شورای عالی سلامت/اشتغالزایی برای 19100 تن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایسنا، اقدامات معاونت بهداشت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دولت یازدهم در حوزه های بهداشت، مدیریت شبکه، مراکز مجری برنامه پزشک خانواده و بیمه روستایی، مدیریت بیماری های واگیر و غیرواگیر، سلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد، سلامت دهان و دندان، جمعیت، خانواده و مدارس، بهبود تغذیه جامعه و سلامت محیط و کار اعلام شد.بنابر اعلام وب دا، اهم اقدامات چهار ساله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حوزه بهداشت به شرح زیر است:در حوزه بهداشت شش برنامه اجرا شده است:• برنامه ارایه خدمات نوین سلامت به روستاییان، شهرهای زیر ۲۰هزار نفر و عشایر• برنامه ارایه خدمات نوین سلامت به حاشیه نشینان شهرها• برنامه ارائه خدمات نوین سلامت به جمعیت شهرهای زیر ۵۰ هزار نفر و تداوم آن به سایر شهرها• ارتقای سواد سلامت جامعه با اجرای برنامه ملی ترویج و توسعه خودمراقبتی و توانمندسازی مردم• برنامه تقویت و نهادینه سازی همکاری های بین بخشی• برنامه بهداشت عمومی، آب سالم، غذای ایمن و رژیم غذایی سالم، هوای پاکمدیریت شبکهبرنامه تحول در حوزه بهداشت در مناطق شهری و حاشیه نشین- تحت پوشش قرار دادن ۵۳۲۲۲۴۵۱ نفر در مناطق شهری بالای ۲۰ هزار نفر و حدود ۵۲ میلیون نفر حاشیه نشین در پوشش مراقبت های اولیه سلامت قرار گرفتند. از این تعداد، پوشش ۱۰۱۶۰۰۰۰ نفر جمعیت حاشیه نشین و ساکنین سکونتگاه های غیررسمی هستند که به مراقبت های اولیه سلامت دسترسی یافتند- دسترسی بیش از ۱۸۷۰۰۰۰۰ نفر از طریق مشارکت با بخش خصوصی (برون سپاری واحدهای ارائه دهنده خدمت) به خدمات سطح اول- دسترسی بیش از ۳۳۴۰۰۰۰۰ نفر از طریق مدیریت دولتی و با استراتژی خرید خدمت نیروی انسانی موردنیاز می توانند خدمات سطح اول را دریافت می کنند- تامین ۵ قلم داروهای مکمل برای جمعیت روستایی، حاشیه نشین و شهرها- اختصاص یک پایگاه سلامت به ازای متوسط هر ۱۲۵۰۰ نفر جمعیت مناطق حاشیه نشین و شهری- اختصاص یک مرکز خدمات جامع سلامت برای هر ۲۵ تا ۵۰ هزار نفر جمعیت مناطق حاشیه نشین و شهری- بکارگیری و تبدیل وضعیت ۱۸۲۲۶ مراقب سلامت (یک نفر مراقب سلامت بازای هر ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر جمعیت مناطق حاشیه نشین و شهری) و بکارگیری ۹۹۰۳ نفر از طریق بخش خصوصی- اشتغالزایی بیش از ۱۹۱۰۰ نفر دانش آموخته های پزشکی و پیراپزشکی- راه اندازی و تبدیل وضعیت ۴۷۲۸ پایگاه سلامت ضمیمه و غیرضمیمه- راه اندازی و تبدیل وضعیت ۲۱۱۳ مرکز خدمات جامع سلامت- تعمیر و تجهیز ۴۰۷۰ واحد ارائه دهنده خدمت در مناطق شهری- احداث، تکمیل و خرید ۲۵۰ مرکز خدمات جامع سلامت و پایگاه سلامت در مناطق شهری و حاشیه شهرها در سال های ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ و آغاز عملیات احداث حدود ۲۰۰۰ واحد شهری در سال ۱۳۹۵گزارش مربوط به گسترش واحدهای ارائه دهنده خدمت در این مناطق تا آذر ۱۳۹۵ به قرار زیر است:- ارائه خدمت ۲۱۱۳ مرکز خدمات جامع سلامت به جمعیت تحت پوشش برنامه و اداره ۳۰۳ مرکز به روش برون سپاری و ۱۸۱۰ مرکز به روش دولتی- ارائه خدمت ۴۷۸۲ پایگاه سلامت به جمعیت تحت پوشش برنامه و اداره ۱۶۷۴ پایگاه به روش برون سپاری و ۳۰۵۴ پایگاه به روش دولتی- از تعداد ۲۱۱۳ مرکز خدمات جامع سلامت فعال شده در مناطق شهری بالای ۲۰ هزار نفر، ۳۳۲ مرکز در مناطق حاشیه نشین قرار دارند- از ۴۷۲۸ پایگاه سلامت فعال شده، تعداد ۷۴۷ پایگاه در منطقه حاشیه نشین مستقر هستند.- جمعیت تحت پوشش خدمات و مراقبت های اولیه بهداشتی درمانی (خدمات نوین سلامت) به روستاییان، شهرهای زیر ۲۰هزار نفر و جمعیت عشایر (پزشک خانواده و بیمه روستایی) و در سال ۱۳۹۲ حدود ۲۳ میلیون نفر به ۲۸ میلیون نفر افزایش داشته که از این تعداد حدود ۲۲ میلیون نفر دارای دفترچه بیمه روستایی هستند.مراکز مجری برنامه پزشک خانواده و بیمه روستایی• تعداد ۴۱۰۵ مراکز مجری برنامه پزشک خانواده روستایی در سال ۱۳۹۵ شامل ۲۵۸۲ مرکز روستائی و ۱۵۲۳ مرکز خدمات جامع سلامت شهری می باشد. تامین ۴۳۶ قلم داروی اساسی و ۷ قلم مکمل دارویی برای کلیه مراکز مجری برنامه در روستاها و ارائه خدمات دارویی توسط ۴۱۳۵ داروخانه فعال در قالب ۱۱۲۵ داروخانه دولتی و ۳۰۱۰ داروخانه غیر دولتی در سال ۹۵• ارائه خدمات آزمایشگاهی توسط ۳۰۸۹ آزمایشگاه فعال در برنامه (۲۷۶۵آزمایشگاه دولتی و ۳۲۴ آزمایشگاه از طریق خرید خدمت از بخش غیردولتی) و ارائه خدمات رادیولوژی در ۱۷۱۲ مرکز دولتی و ۲۵۰ مرکز غیر دولتی• ارائه خدمت ۶۶۴۱پزشک، ۵۳۷۷ ماما، ۸۰۶ پرستار، ۱۵۰۳ نیروی آزمایشگاه و ۹۸ نیروی رادیولوژی در سال ۹۵ در مراکز مجری برنامه پزشک خانواده و بیمه روستایی• تکمیل پوشش برنامه ارایه خدمات بهداشت دهان و دندان به روستاییان در قالب ۱۳ خدمت دندانپزشکی رایگان برای گروه های هدف• افزایش تعداد واحد دندانپزشکی از ۱۲۰ واحد به ۸۴۵ واحد و ارتقای خدمات به دانش آموزان از یک میلیون به ۵ میلیون خدمتمدیریت بیماری های واگیر• تجهیز و ساخت سردخانه مرکزی واکسن و مواد بیولوژیک براساس دستورالعمل های سازمان جهانی بهداشت، در سال ۹۴• عدم رخداد همه گیری بیماری وبا بعد از حدود ۴۰ سال در سال ۹۳، در سال ۹۴ تنها یک مورد عدم رخداد بیماری وبا از ابتدای سال ۹۵ تاکنون• اجرای مراحل پایانی برنامه حذف مالاریا براساس تعهدات بین المللی و ملی که منجر به کاهش موارد انتقال محلی بیماری مالاریا از ۴۰۷ مورد در سال ۹۲ به کمتر از ۵۰ مورد تا پایان سال ۹۵• مدیریت و کنترل بیماری کروناویروس در کشور• کنترل بیماری های بازپدید و نوپدید• اجرای نظام مراقبت سندرمیک برای تقویت برنامه مقررات بهداشتی بین المللی و تقویت نظام جاری ثبت و مراقبت بیماری های واگیر کشور• ماده شدن بخش بستری جهت بیماران مبتلا به سل مقاوم به درمان از یک بخش به ۴ بخش• راه اندازی و تکمیل ۹ آزمایشگاه پیشرفته سل در کشور• تجهیز ۴ آزمایشگاه مرجع منطقه ای سل به دستگاه genexpert برای اولین بار در کشور و کاهش زمان تشخیص از ۲ ماه به کمتر از ۹۰ دقیقه• تشکیل شبکه آزمایشگاهی پیشرفته تشخیص follow up بیماری aids در کشور به تعداد ۱۴ آزمایشگاه• ایجاد شبکه پزشکان درمانگر ایدز و آموزش بیش از ۲۰۰ نفر پزشک در نظام سلامت کشور در راستای تحقق اهداف دسترسی همگانی به ارائه خدمات سرپایی به مبتلایان• تدوین برنامه چهارم استراتژیک کنترل hiv و ایدز و تصویب آن در شورای عالی سلامت• راه اندازی سامانه it نظام مراقبت hiv و tb و اضافه شدن آن به نظام مراقبت جاری کشور.• راه اندازی باشگاه های مشاوره و سلامت نوجوانان و جوانان برای کنترل رفتارهای پرخطر جنسی و اعتیاد و پیشگیری از ایدز و بیماری های آمیزشی.• اضافه کردن واکسن پنتاوالان و اجرای واکسیناسیون آن در برنامه ایمن سازی جاری کشور از آبان ماه سال ۹۴• اجرای برنامه حذف سرخک، سرخجه براساس تعهدات بین المللی و ملی و انجام کمپین واکسیناسیون ۲ میلیون نفر در مناطق پرخطر جنوب شرق کشور با پوشش ۹۹ درصد در سال ۹۴• طراحی و تدوین برنامه حذف هپاتیت های ویروسی تا سال ۲۰۳۰ براساس تعهد بین المللی، واکسیناسیون ۳۵۰۰۰۰ نفر زندانی در سال ۹۴ بر علیه بیماری هپاتیت با همکاری سازمان زندان ها و برنامه ریزی برای ۳۰۰۰۰۰ زندانی دیگر در سال ۹۵• ارائه کلیه خدمات بهداشتی اولیه از قبیل غربالگری بیماری های واگیر، انجام واکسیناسیون و سایر خدمات بصورت رایگان به توصیه مقام معظم رهبری برای کلیه مهاجرین و اتباع بیگانه که بصورت رسمی و غیررسمی در ایران حضور دارند.مدیریت بیماری های غیرواگیر• تدوین سند ملی پیشگیری از بیماری های غیر واگیر و عوامل خطر• انجام هفتمین دوره پیمایش کشوری عوامل خطر بیماری های غیر واگیر (steps) (۱۳۹۵-۱۳۹۴)• ادغام برنامه ایراپن در نظام ارائه مراقبت های اولیه بهداشتی (نیمه دوم سال ۱۳۹۵) تحت عنوان خدمات نوین سلامت با هدف پیشگیری و کنترل بیماری های غیرواگیر و عوامل خطر مرتبط• تدوین و ابلاغ برنامه غربالگری کم شنوایی دائمی نوزادان و کودکان کشور در نظام سلامت در دانشگاه های سراسر کشور• انعقاد تفاهم نامه با سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای در جهت کاهش ۲۵ % مرگ ناشی از حوادث ترافیکی در بین ساکنین روستاهای کشور• غربالگری بیش از ۶ میلیون نوزاد برای بیماری کم کاری تیروئید نوزادان و شناسایی و درمان به هنگام بیش از ۱۲۰۰۰ نوزاد مبتلا و پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی در همه آنها• طراحی و اجرای نظام گزارش مراقبت بیماری فشار خون و بیماران دیابتی در سامانه پورتال معاونت بهداشت• ادغام برنامه فعالیت بدنی در نظام ارائه خدمات اولیه بهداشتی در قالب بخشی از خدمات نوین سلامت• تدوین محتوای ادغام برنامه پیشگیری از حوادث در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه با اولویت حوادث ترافیکی• تغییر نظام جمع آوری اطلاعات حوادث با استفاده از سیستم his بیمارستانی• ماده سازی و راه اندازی سامانه یکپارچه مدیریت اطلاعات سرطان (سیمای سرطان) و ارتقاء برنامه ثبت سرطان مبتنی بر جمعیتمدیریت خطر بلایا• ارتقای شاخص میزان آمادگی خانوار برای بلایا از ۸.۵ در سال ۱۳۹۱ به ۹.۳ درصد در سال ۱۳۹۴• ارتقای شاخص آمادگی عملکردی مراکز بهداشتی در برابر بلایا از ۲۱درصد در سال ۹۲ به ۲۹درصد در سال ۹۴• ارتقای شاخص ایمنی غیر سازه ای مراکز بهداشتی در برابر بلایا از ۳۱ درصد در سال ۹۲ به ۳۶ درصد در سال ۹۴• ارتقای شاخص ایمنی سازه ای مراکز بهداشتی در برابر بلایا از ۱۴ درصد در سال۹۲ به ۲۱ درصد در سال ۹۴• ارتقای ایمنی کلی مراکز بهداشتی در برابر بلایا از ۲۲ درصد در سال ۹۲ به ۲۹ درصد در سال ۹۴• سطح ایمنی مراکز بهداشتی در برابر بلایا ۳ از ۱۰ در سال ۱۳۹۲ و ۱۳۹۴• بیمه واحدهای بهداشتی در برابر حوادث و بلایا• تشکیل کمیته ملی معلولیت و حوادث• برگزاری بیش از ۳۰ دوره کارگاه های drm، مدیریت خطر بلایا، eopt، tot، ارتقاء ایمنی سازه ای و غیر سازه ای برای مدیران، مربیان و کارشناسان مرتبطسلامت روانی، اجتماعی و اعتیاد:سلامت روان:• تصویب سند سلامت روان کشور در شورای عالی سلامت و امنیت غذایی• جذب بیش از ۱۵۳۸ نفر کارشناس سلامت روان در مراکز خدمات جامع سلامت از طریق طرح تحول• افزایش جمعیت تحت پوشش برنامه های سلامت روان در مناطق شهری از ۵% به ۲۵%• افزایش ۲۰درصدی دسترسی مردم به خدمات سلامت روان در مناطق شهری• شناسایی ۹% از بیماران دارای اختلال روانپزشکی در جمعیت غربالگری شده تحت پوشش مراکز خدمات جامع سلامت در سال ۹۵• توانمندسازی بیش از۱۰% والدین دارای کودک ۲ تا ۱۷ سال تحت پوشش مراکز خدمات جامع سلامت در حوزه مهارت های فرزندپروری• افزایش تعداد تخت های روانپزشکی در بیمارستان های عمومی به تعداد ۱۲۷۴ تخت از اردیبشهت ماه ۱۳۹۴ تا پایان بهمن ماه ۱۳۹۵اعتیاد:خدمات پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد در نظام مراقبت های اولیه (طرح تحول سلامت) :• تدوین بسته های خدمتی و برگزاری کارگاه های آموزشی و توانمندسازی تیم خدمات بهداشتی درمانی جهت ارایه خدمات پیشگیری و درمان اختلالات مصرف دخانیات، مواد و الکل در نظام بهداشتی کشور• ارایه خدمات ارزیابی و مشاوره ای پیشگیری از مصرف دخانیات، مواد و الکل در مراکز بهداشتی – درمانی کشور• ارایه خدمات درمانی و مراقبت های روانشناختی در مراکز جامع سلامت شهری جهت بیماران دارای اختلالات مصرف دخانیات، مواد و الکل• آموزش ۶۴۵۰ نفر از کارکنان تحت پوشش وزارت بهداشت در برنامه آموزشی پیشگیری اولیه از اعتیاد در خانواده• تولید دانش و تدوین بسته های خدمتی و آموزشی پیشگیری و درمان سوء مصرف مواد• بسته آموزشی خدمات پیشگیری، درمان و کاهش آسیب اختلالات مصرف الکل، مصرف سیگار ویژه کارشناس مراقب/ بهورز، کارشناس روان و پزشکخدمات کاهش آسیب مصرف مواد• افزایش تعداد مراکز کاهش آسیب ویژه سا ...

ادامه مطلب  

بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید وزیر صنعت از خط تولید پژو ۳۰۱تصاویر بازدید ...

ادامه مطلب  

شیرین صمدی و نفیسه روشن بازیگران«خواب خیس ماهی» | نمایشی که شیرین صمدی را ممنوع التصویر کرد!  

درخواست حذف این مطلب
شیرین صمدی مجری زن تلویزیون که سابقه اجرا در برنامه خانواده و... را دارد، به دلیل بازی در نمایش خواب خیس ماهی ممنوع التصویر شد؛ به گفته خودش. نمایش خواب خیس ماهی، به کارگردانی پویان درزی و با بازی نفیسه روشن، آیدا کنی و شیرین صمدی بزودی اجرا می شود. عکس های شیرین صمدی و سایر بازیگران نمایش خواب خیس ماهی را در ادامه ببینید. بازیگران نمایش خواب خیس ماهی، به ترتیب ایفای نقش: علیرضا جلالی تبار، نفیسه روشن، آیدا کنی، ارسطو خوش رزم، پیام احمدی نیا، فرزانه سهیلی، پویان درزی، شیرین صمدی. این نمایش از ۲۲ تیر تا ۲۲ مرداد ساعت ...

ادامه مطلب  

وزیر پیشنهادی بهداشت در قضاوت مخالفان و موافقان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش روز چهارشنبه خبرنگار سلامت ایرنا، تاکنون پنج وزیر معرفی شده از سوی رئیس جمهوری و موافقان و مخالفان آنان در مجلس شورای اسلامی نقطه نظرات خود را در صحن علنی مطرح کرده اند.هشت نماینده مخالف و موافق در باره برنامه های حسن قاضی زاده هاشمی به عنوان وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سخن گفتند که سهم هر یک از نماینده های مخالف و موافق چهار نفر بود.**احمد علیرضا بیگی: تشکیل شرکت های خصولتی غیرقانونی استنماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو گفت: تاسیس شرکت های متعدد خصولتی توسط وزارت بهداشت باید با تصویب مجلس شورای اسلامی صورت می گرفت.احمد علیرضا بیگی روز چهارشنبه به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، انجام فعالیت های غیرمرتبط و تشکیل غیرقانونی شرکت های متعدد خصولتی ( خصوصی و دولتی) مانند آوا پردیس، کارآفرین، آواسلامت و آوا پزشک و سایر شرکت های مشابه را که وزیر بهداشت تشکیل دادند، مورد نقد قرار داد.وی ادامه داد: اولین اشکال این است که طبق قانون تشکیل شرکت های غیردولتی بایستی به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد اما متاسفانه معاون توسعه وزارت بهداشت به دانشگاهها اجازه داده، بدون برگزاری مناقصه و با ترک تشریفات نسبت به عقد قرارداد با این شرکت ها اقدام کنند.نماینده مجلس شورای اسلامی افزود: قابل تامل این است که گردانندگان این شرکت ها همان مدیران وزارت بهداشت و درمان هستند و به عبارتی کارفرما، مجری، ناظر و فروشنده همه باهم یکی هستند و این همان حیاط خلوتی است که فساد بوجود می آورد.فسادی که دیوان محاسبات در نامه خود اعلام کرده که این شرکت ها غیرقانونی است ومعاملات آنها باطل است. اجرا نکردن بند 'د' ماده 32 توسط وزارت بهداشت و درمان نیز یکی دیگر از انتقادات نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی بود.وی در این باره گفت: در بند 'د' ماده 32 آمده است، وزارت بهداشت موظف است حداکثر تا پایان سال برنامه نظام درمانی کشور را در چارچوب یکپارچگی بیمه پایه درمانی، پزشک خانواده، نظام ارجاع و راهنماهای درمانی و اورژانس های پزشکی و بیمه های تکمیلی تهیه و جهت تصویب به هیات وزیران ارایه نماید.وی افزود: اگر این طرح را به طور کامل اجرا می کردیم امروز شاهد این هزینه های کمر شکن که بیمه ها و دولت را به خاک سیاه نشانده و 12 هزار میلیارد تومان بدهی را بوجود آورده نبودیم.بیگی ادامه داد: در تبصره 2 ماده 32 آمده است، پزشکانی که در استخدام پیمانی و یا رسمی مراکز آموزشی، درمانی، دولتی و عمومی باشند، مجاز به فعالیت پزشکی در مراکز آموزشی درمانی و بیمارستانی بخش خصوصی وخیریه نیستند و سایر شاغلین حرف سلامت، مشمول حکم این تبصره خواهند بود، یعنی آنها را هم از ورود به کار در خارج از مراکز درمانی دولتی منع می کند.** انجام سپرده گذاری در بانک های مختلفنماینده مردم تبریز، آذر شهر و اسکو انجام سپرده گذاری وزارت بهداشت در بانک های مختلف به جای پرداخت بدهی سازمان های خصوصی و دولتی را از دیگر اشکالات این وزارتخانه توصیف کرد و گفت: وزارت بهداشت و درمان علی رغم ادعای کسری شدید بودجه 12 هزار میلیارد تومانی، 400 میلیارد تومان را در بانک های مختلف سپرده گذاری کرده است.وی اظهار کرد: آقای وزیر، هیات امنای ارزی وزارت بهداشت و درمان برای واردات دارو و تجهیزات پزشکی بیماران خاص در زمان جنگ تشکیل شده، ولی امروز حیات خلوت برخی افراد خاص شده و آنها از مالیات فرار می کنند و دهها صفحه گزارش این حیات خلوت در کمیسیون بهداشت و درمان موجود است.بیگی ادامه داد: معاون غذا و داروی وزارت بهداشت شرکت دارد، وارد کننده است تولید کننده است، فروشنده است و در کمیسیون بهداشت و درمان مستندات را به شما ارائه کردند، انکار کردید حالا اثبات شده که شرکت روناک متعلق به ایشان است و تعدادی هم به بستگان و مقامات واگذار شده است. وی با این سئوال که نمایندگی واردات اختصاصی لنز داخل چشمی متعلق به چه کسی است، گفت: البته خیلی هم خوشحال می شوم که بگویید خبرندارم و قطعا درست خواهد بود. نماینده مجلس شورای اسلامی گفت: یکی از اصول اولیه در اداره حکومت این است که مسوولان حاکمیتی ذیسهم و سهامدار دربخش خصوصی نباشند، چرا که حضور ذینفعان بخش خصوصی در مناصب حاکمیتی مثل پست وزارت، معاونت وزارت و مدیرکل موجب بروز تعارض در منافع اقتصادی شخصی با منافع عمومی جامعه خواهد شد.بیگی ادامه داد: برخی از تحولات وسیاست های غلط اتخاذ شده در حوزه بهداشت و درمان طی 4 سال گذشته با نادیده گرفتن منافع عمومی منجر به تامین منافع گروه خاص شده است و برای همین است که امروز بودجه عظیم ردیف سلامت به هیچ عنوان پاسخگوی چاه ویل هزینه های تحول سلامت نیست.علیرضا تاجگردون: محرومان جامعه از عملکرد هاشمی راضی هستندعلیرضا تاجگردون به عنوان موافق وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت: محرومان جامعه از عملکرد دکتر هاشمی وزیر پیشنهادی بهداشت راضی هستند و مهم نیز همین موضوع است.نماینده مردم گچساران و باشت در مجلس شورای اسلامی در جلسه صبح روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی افزود: هاشمی در مدت تصدی وزارت بهداشت، مشکلات این وزارتخانه و بحث درمان و سلامت را کاملا خوب شناخت و این از نقاط قوت وی است.وی اظهار کرد هاشمی در دولت یازدهم تا دیر وقت در رفع مشکلات بهداشتی مردم در کنار آنان بود و این قابل تقدیر است.تاجگردون گفت: وزیر بهداشت دولت یازدهم بار سنگینی در رفع بهداشت و درمان مردم بدوش کشید و رفتار حسنه او با محرومان جامعه، قابل ستایش است.وی تصریح کرد بخاطر اینکه او محرومان را خشنود کرد مورد رضایت ما است و آنچه که مهم هست نیز رضای مردم است.تاجگردون اظهار کرد هاشمی خدمات فراوانی به بهداشت و درمان کشورکرد و کاهش هزینه های بهداشت و درمان از جیب مردم از دستاورد او بوده است.وی تصریح کرد: در دوره هاشمی سطح واردات داروی کشور کاهش یافته و واردات این کالا ساماندهی شده است.تاجگردون در پایان از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواست به هاشمی به عنوان وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی رای اعتماد دهند.**صفاری: برنامه های ارائه شده هاشمی با قوانین بالادستی همپوشانی داردنماینده مردم نطنز در مجلس شورای اسلامی گفت: برنامه های ارائه شده دکتر هاشمی حکایت از اشراف و تسلط ایشان بر مسایل و مشکلات حوزه سلامت دارد و بالاترین همپوشانی را با قوانین بالادستی دارد و با شاخص های قابل اندازه گیری مشخص شده است که در نوع خود بی نظیر است.مرتضی صفاری عصر چهارشنبه در جلسه بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی رییس جمهوری افزود: اقدامات وزیر بهداشت در4 سال گذشته همواره همراه با اخلاق مداری و تخصص علمی ایشان در حوزه درمان بوده است بطوریکه ایشان با تاکید برفرمایشات رهبرمعظم انقلاب مبنی بر کاهش هزینه های درمان برای فرد بیمار دستاوردهای ارزشمندی را به ثمر رسانده اند که موجب رضایتمندی است.وی در ادامه افزود: همچنین آقای هاشمی علاوه بر تلاش در حوزه بهداشت، از شخصیتی علمی و حرفه ای برخوردار هستند که ستودنی است، شخصیت ایشان به گونه ای است که حتی دوستان مخالف امروز در مجلس عمدتا بصورت موافق صحبت کردند.صفاری درادامه راه اندازی و احداث 122 بیمارستان جدید، احداث 365 مرکز جامع پزشکی روستایی و راه اندازی مراکز اورژانس متعدد و کلینک در 128 شهر و منطقه محروم، راه اندازی اورژانس هوایی در برخی مناطق کشور، افزایش بیش از یک هزار تخت بیمارستانی جدید، ایجاد مراکز ناباروی،تکمیل و بهره برداری طرح سلامت ،احداث خانه های بهداشت و خانه های روستایی را بخشی از اقدامات و دستاوردهای دکتر هاشمی در 4 سال گذشته عنوان کرد و گفت: دکتر هاشمی بیش از 10 جلد کتاب تالیف کرده اند و تعداد قابل توجهی مقاله داخلی و خارجی دارند.نماینده مردم نظنز اظهارکرد: هاشمی در 4 سال گذشته اقدام به 270 بار سفر استانی برای ارزیابی وضعیت بهداشت و درمان استانهای کشور کرده اند و 313 روز خود را با مردم در شهرها بوده اند . ایشان همچنین در حاشیه این بازدیدهای استانی بدون هیچ چشمداشتی وقت خود را صرف درمان مردم کرده اند.این نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی گفت: بیایید قدر هاشمی را بدانیم و با دادن رای اعتماد از ایشان دفاع کنیم .**ولی ملکی: نظام ارجاع اجرا نشده استنماینده مردم مشکین شهر در مجلس شورای اسلامی در مخالفت وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی گفت:کسانی که رتبه های اول را در تخصص می آورند، کنار گذاشته می شود و در عین حال هم نظام ارجاع اجرا نشده است.ولی ملکی: نظام ارجاع اجرا نشده استولی ملکی در جلسه صبح روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی افزود: داشتن سعه صدر در نظام اسلامی اصل است .وی با بیان اینکه کسی اصلاح نشود ،زیبنده کارگزار اسلامی نیست، ادامه داد: کار شما طوری است یا با کسانی سر و کار دارید که بیمار هستند یا اینکه همراه بیمار هستند .ملکی خاطر نشان کرد: عدم شایسته سالاری در وزارت بهداشت از موارد مورد اشاره من است ، وقتی کسانی که رتبه اول در تخصصی می شوند کنار گذاشته می شوند و یا حتی کسانی که چند سال اول شده اند کنار گذاشته می شوند از مشکلات این وزارتخانه است.وی افزود : نظام ارجاع اجرا نمی شود و در وزارت بهداشت سلیقه ای عمل می شود که این امر موجب تحمیل هزینه سنگین و زیادی شده است .ملکی اجرا نشدن پزشک خانواده را از دیگر دلایل مخالفت خود با وزیر پیشنهادی بهداشت عنوان کرد و افزود: این طرح از مجلس هفتم مطرح شده بود ،اما اجرا و عمل نشد و این مجلس به دنبال اجرای آن است .ملکی گفت: اینکه آقای هاشمی وزیر توانایی است و از لحاظ مادی و علمی بی نیاز است و البته با اصرار برای وزارت آمده، برای همگان مشخص است. اما ایشان تحمل مخالفت را ندارد و به سرعت از کوره درمی روند که زیبنده یک مسئول جمهوری اسلامی نیست. وی ادامه داد: حرمت شکنی در برخورد پزشکان طبق گزارشات اتفاق افتاده یکی دیگر از ایرادات موجود در مدیریت آقای هاشمی است. تبعیض و نبود شایسته سالاری در مدیریت ایشان وجود دارد و طرح پزشک خانواده هنوز اجرایی نشده و خواست مجلس از دولت اجرایی شدن این طرح است. نماینده مردم مشکین شهر در مجلس شورای اسلامی، نبود مدیریت مالی درست در وزارت بهداشت را یکی دیگر از ایرادات وارده به وزیر پیشنهادی بهداشت دانست و گفت: 20 میلیارد بدهی بیمه ها در دوره مدیریت آقای هاشمی وجود دارد. چرا از جیب کارمندانی که یک میلیون حقوق می گیرند، برداشته می شود و به جیب افرادی ریخته می شود که یک میلیارد حقوق دارند؟ اقدامات آقای هاشمی در دوره ریاستشان، بیمه ها را زمین گیر کرده و در پرداختی پزشکان در مناطق محروم تأخیر یک ساله وجود دارد. رانت خواری هم یکی دیگر از ایرادات وارده در مدیریت ایشان است که امیدوارم اگر ایشان رای بیاورد تمام مسایلی که مطرح کردم را سرلوحه کارشان قرار دهند . **احمد بیگدلی: کمبودهای دارویی در دوران وزارت هاشمی کاهش یافتنماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی گفت: در دوران وزارت دکتر سیدحسن قاضی زاده هاشمی، کمبود دارو از 350 قلم به 30 قلم رسید و 128 کلینیک تخصصی در شهرهای مختلف تاسیس شد.احمد بیگدلی در جلسه صبح روز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی در موافقت با وزیر پیشنهادی بهداشت، درمان و آموزش پزشکی افزود: در دوران وزارت هاشمی ، تنها سه درصد بیماران برای تهیه نیازهای خود به خارج از بیمارستان ارجاع داده می شوند و همچنین 32 پایگاه اورژانس هوایی تاسیس شد. یکهزار و 500 تخت اورژانس افزایش یافت و مسائل زیرمیزی از بین رفت. وی ، ایجاد یکهزار و 800 واحد اختصاصی زایمان و تکمیل و بهره برداری چهارهزار و 388 تخت در قالب طرح تحول سلامت را از دیگر خدمات هاشمی در دوره وزارتش نام برد و گفت:این خدمات به جز همت تلاشگران عرصه سلامت به ویژه شخص وزیر بهداشت ، میسر نمی شد.نماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی با اشاره به دوران پیش از وزیری قاضی زاده هاشمی ،گفت: در آن زمان، وقتی مردم به مراکز درمانی مراجعه می کردند اگر وضعیت مالی بدی داشتند نه بیمارشان درمان می شد و نه جنازه متوفی به خانواده تحویل داده می شد. حدود پنج تا 6 میلیون نفر فاقد هرگونه بیمه درمانی بودند. بیگدلی ادامه داد: بیش از 75 درصد از هزینه های درمانی برعهده مردم بود و مردم در تهیه دارو حدود 350 قلم دارو مشکل داشتند و مردم باید تمام ملزومات و تجهیزات را از خارج بیمارستان و با هزینه شخصی تهیه می کردند، در آن روز کمبود منابع مالی علت اصلی چالش های وزارت بهداشت و درمان نبود بلکه مشکل در مدیریت برنامه بود و هیچ چشم انداز شفاف قابل اندازه گیری برای حقوق سلامت مردم در این حوزه وجود نداشت. وی تاکید کرد: با این اوضاع حوزه بهداشت و درمان و کاهش شدید اعتماد مردم، آقای دکتر هاشمی با اعتقادی که به فرمایش رهبر معظم انقلاب داشت، تفکر و تلاش خود را براین اساس شکل دادند و عملیاتی کردند و رفاه و راحتی و آسایش شخصی خودشان و خانواده شان را کنار گذاشتند و با روحیه جهادی وارد این محیط پراضطراب وزارت شد. وی اضافه کرد: او مانند شما تمامی نمایندگان ، طبق اصل 29 قانون اساسی، سلامت را حق همگانی مردم می دانستند، انسان سالم را محور توسعه پایدار می دانستند و رشد اقتصادی و سیاسی و فرهنگی پایدار بدون داشتن انسان های سالم را امکان پذیر نمی دانستند و دنبال یک تحول اساسی در نحوه مدیریت پرجمعیت ترین و تخصصی ترین وزارتخانه بود. نماینده مردم خدابنده در مجلس شورای اسلامی گفت: دکتر هاشمی وعده ایجاد بیمه فراگیر با عمق و کیفیت مناسب برای همه آحاد مردم دادند. در برنامه خود، تقویت و ارتقای نظام شبکه های بهداشتی و درمانی کشور را دیده بودند و دنبال راهکاری برای تامین نیروی انسانی متخصص برای مناطق محروم بودند. بازسازی و نوسازی و گسترش شبکه بهداشتی و درمانی کشور که فرسوده و پیر شده بود را قول دادند و ر ...

ادامه مطلب  

دیزاین سرویس بهداشتی عروس با دو ایده جالب  

درخواست حذف این مطلب
دیزاین سرویس بهداشتی یکی از مسائلی است که این روزها در دکوراسیون داخلی جایی برای خودش پیدا کرده است. در این مقاله دو روش ساده و در عین حال جالب برای دیزاین سرویس بهداشتی عروس به شما پیشنهاد می دهیم._ دیزاین سرویس بهداشتی با گیاهان همیشه سبزیکی از ایده ها برای دیزاین سرویس بهداشتی استفاده از گیاهان همیشه سبز و بدون دردسری مانند کاکتوس و ... است. می توانید از گلدان های کوچک و بزرگ در قسمت های مختلف سرویس بهداشتی تان ( لبه روشویی، بالای سیفون توالت فرنگی، طاقچه دیواری سرویس بهداشتی و یا حتی سقف سرویس بهداشتی ) استفاده کنید.این روزها بیشتر سرویس های بهداشتی به دلیل کوچک بودن و داشتن نور بیشتر به رنگ سفید دکوراسیون می شوند و به همین دلیل پیشنهاد می کنیم از گلدان هایی با رنگ های تند و تیره استفاده کنید. گلدان های حصیری هم یکی از بهترین پیشنهادات هستند.در ادامه چند مدل دیزاین سرویس بهداشتی با گیاهان سبز را برای شما گردآوری کرده ایم.دیزاین سرویس بهداشتی با گل های همیشه سبز - مدل شماره 1دیزاین سرویس بهداشتی با گل های همیشه سبز - مدل شماره 2دیزاین سرویس بهداشتی با گل های همیشه سبز - مدل شماره 3دیزاین سرویس بهداشتی با گل های همیشه سبز - مدل شماره 4 _ دیزاین سرویس بهداشتی با گل های طبیعییکی دیگر از ایده ها برای دیزاین سرویس بهداشتی استفاده از گل های طبیعی رنگارنگ ا ...

ادامه مطلب  

خانه ای زیبا با تلفیقی از وسایل قدیمی  

درخواست حذف این مطلب
در این مطلب مراحل بازسازی و طراحی داخلی خانه ای را با استفاده از سبک تلفیقی می بینیم که از ابتدا دارای ساختار بسیار بدی بود و نیاز به تغییر اساسی داشت.طراح این خانه، تیرها را تغییر داد، وسایل آشپزخانه را عوض کرد، ابزارها و قالب های جدیدی به این خانه اضافه کرد، سرویس بهداشتی و حمام را بازسازی کرد، و حیاط پشتی را به روز کرد. برای چیدمان خانه او از ترکیبی از وسایل قدیمی و آثار هنری استفاده کرد.مجله اینترنتی کمونه (kamooneh.com) : اتاق خانواده دارای یک کاناپه چرمی زیبا و دو صندلی راه راه است. این اتاق تلفیقی از طرح ها و رنگ های خاکی است، و دارای وسایلی است که متعلق به سال های خیلی دور هستند. پس از طراحی قالیچه، میز، و وسایل تزئینی همگی از وسایل دست دوم و قدیمی هستند.شومینه آجری موجود در اتاق خانواده توسط مالک قبلی این خانه در دهه 1960 طراحی شده است که دارای فضایی برای قرارگیری تلویزیون نیز هست.اتاق غذاخوری دارای یک قالی قدیمی، یک میز رسمی، و ظروف چینی آبی و سفید است. کف پوش های این اتاق از جنس چوب درخت کاج هستند که 20 سال پیش در این خانه نصب شده اند.اتاق نشیمن دارای چیدمان و مبلمان موروثی خانواده است.شومینه اتاق نشیمن متعلق به دهه 1920 است. آجرها و قفسه توکار کناری آن به رنگ سفید هستند تا فضا را کمی روشن کنند.اتاق نشیمن آفتاب گیر این خانه دارای پارچه های راه راه، گل دار، و حیوانی هستند تا جلوه ای تلفیقی و زیبا خلق کنند.کابینتهای آشپزخانه در بازسازی که در دهه 1960 انجام شد ...

ادامه مطلب  

تصویب سند سلامت روان کشور - سلامت روان - اعصاب و روان  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز:اقدامات معاونت بهداشت وزارت بهداشت در دولت یازدهم در حوزه های بهداشت، مدیریت شبکه، مراکز مجری برنامه پزشک خانواده و بیمه روستایی، مدیریت بیماریهای واگیر و غیرواگیر اعلام شد.به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر ، اقدامات چهار ساله وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در حوزه بهداشت به شرح زیر است:حوزه بهداشتدر حوزه بهداشت ۶ برنامه اجرا شده است:• برنامه ارایه خدمات نوین سلامت به روستاییان، شهرهای زیر بیست هزار نفر و عشایر• برنامه ارایه خدمات نوین سلامت به حاشیه نشینان شهرها • برنامه ارائه خدمات نوین سلامت به جمعیت شهرهای زیر ۵۰ هزار نفر و تداوم آن به سایر شهرها • ارتقای سواد سلامت جامعه با اجرای برنامه ملی ترویج و توسعه خودمراقبتی و توانمندسازی مردم• برنامه تقویت و نهادینه سازی همکاریهای بین بخشی• برنامه بهداشت عمومی، آب سالم، غذای ایمن و رژیم غذایی سالم، هوای پاکمدیریت شبکهبرنامه تحول در حوزه بهداشت در مناطق شهری و حاشیه نشین- تحت پوشش قرار دادن ۵۳۲۲۲۴۵۱ نفر در مناطق شهری بالای ۲۰ هزار نفر و حدود ۵۲ میلیون نفر حاشیه نشین در پوشش مراقبت های اولیه سلامت قرار گرفتند. از این تعداد، پوشش ۱۰۱۶۰۰۰۰ نفر جمعیت حاشیه نشین و ساکنین سکونتگاه های غیررسمی هستند که به مراقبت های اولیه سلامت دسترسی یافتند- دسترسی بیش از ۱۸۷۰۰۰۰۰ نفر از طریق مشارکت با بخش خصوصی (برون سپاری واحدهای ارائه دهنده خدمت) به خدمات سطح اول- دسترسی بیش از ۳۳۴۰۰۰۰۰ نفر از طریق مدیریت دولتی و با استراتژی خرید خدمت نیروی انسانی موردنیاز می توانند خدمات سطح اول را دریافت می کنند- تامین ۵ قلم داروهای مکمل برای جمعیت روستایی، حاشیه نشین و شهرها- اختصاص یک پایگاه سلامت به ازای متوسط هر ۱۲۵۰۰ نفر جمعیت مناطق حاشیه نشین و شهری- اختصاص یک مرکز خدمات جامع سلامت برای هر ۲۵ تا ۵۰ هزار نفر جمعیت مناطق حاشیه نشین و شهری- بکارگیری و تبدیل وضعیت ۱۸۲۲۶ مراقب سلامت (یک نفر مراقب سلامت بازای هر ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر جمعیت مناطق حاشیه نشین و شهری) و بکارگیری ۹۹۰۳ نفر از طریق بخش خصوصی - اشتغالزایی بیش از ۱۹۱۰۰ نفر دانش آموخته های پزشکی و پیراپزشکی- راه اندازی و تبدیل وضعیت ۴۷۲۸ پایگاه سلامت ضمیمه و غیرضمیمه- راه اندازی و تبدیل وضعیت ۲۱۱۳ مرکز خدمات جامع سلامت- تعمیر و تجهیز ۴۰۷۰ واحد ارائه دهنده خدمت در مناطق شهری- احداث، تکمیل و خرید ۲۵۰ مرکز خدمات جامع سلامت و پایگاه سلامت در مناطق شهری و حاشیه شهرها در سالهای ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ و آغاز عملیات احداث حدود ۲۰۰۰ واحد شهری در سال ۱۳۹۵گزارش مربوط به گسترش واحدهای ارائه دهنده خدمت در این مناطق تا آذر ۱۳۹۵ به قرار زیر است: - ارائه خدمت ۲۱۱۳ مرکز خدمات جامع سلامت به جمعیت تحت پوشش برنامه و اداره ۳۰۳ مرکز به روش برون سپاری و ۱۸۱۰ مرکز به روش دولتی - ارائه خدمت ۴۷۸۲ پایگاه سلامت به جمعیت تحت پوشش برنامه و اداره ۱۶۷۴ پایگاه به روش برو نسپاری و ۳۰۵۴ پایگاه به روش دولتی.- از تعداد ۲۱۱۳ مرکز خدمات جامع سلامت فعال شده در مناطق شهری بالای ۲۰ هزار نفر، ۳۳۲ مرکز در مناطق حاشیه نشین قرار دارند- از ۴۷۲۸ پایگاه سلامت فعال شده، تعداد ۷۴۷ پایگاه در منطقه حاشیه نشین مستقر هستند.- جمعیت تحت پوشش خدمات و مراقبت های اولیه بهداشتی درمانی (خدمات نوین سلامت) به روستاییان، شهرهای زیر بیست هزار نفر و جمعیت عشایر (پزشک خانواده و بیمه روستایی) و در سال ۱۳۹۲ حدود ۲۳ میلیون نفر به ۲۸ میلیون نفر افزایش داشته که از این تعداد حدود ۲۲ میلیون نفر دارای دفترچه بیمه روستایی هستند.مراکز مجری برنامه پزشک خانواده و بیمه روستایی • تعداد ۴۱۰۵ مراکز مجری برنامه پزشک خانواده روستایی در سال ۱۳۹۵ شامل ۲۵۸۲ مرکز روستائی و ۱۵۲۳ مرکز خدمات جامع سلامت شهری می باشد. تامین ۴۳۶ قلم داروی اساسی و ۷ قلم مکمل دارویی برای کلیه مراکز مجری برنامه در روستاها و ارائه خدمات دارویی توسط ۴۱۳۵ داروخانه فعال در قالب ۱۱۲۵ داروخانه دولتی و ۳۰۱۰ داروخانه غیر دولتی در سال ۹۵• ارائه خدمات آزمایشگاهی توسط ۳۰۸۹ آزمایشگاه فعال در برنامه (۲۷۶۵آزمایشگاه دولتی و ۳۲۴آزمایشگاه از طریق خرید خدمت از بخش غیر دولتی ) و ارائه خدمات رادیولوژی در ۱۷۱۲ مرکز دولتی و ۲۵۰ مرکز غیر دولتی• ارائه خدمت ۶۶۴۱پزشک، ۵۳۷۷ ماما، ۸۰۶پرستار،۱۵۰۳ نیروی آزمایشگاه و ۹۸ نیروی رادیولوژی در سال ۹۵ در مراکز مجری برنامه پزشک خانواده و بیمه روستایی• تکمیل پوشش برنامه ارایه خدمات بهداشت دهان و دندان به روستاییان در قالب ۱۳ خدمت دندانپزشکی رایگان برای گروه های هدف• افزایش تعداد واحد دندانپزشکی از ۱۲۰ واحد به ۸۴۵ واحد و ارتقاء خدمات به دانش آموزان از یک میلیون به ۵ میلیون خدمتمدیریت بیماریهای واگیر• تجهیز و ساخت سردخانه مرکزی واکسن و مواد بیولوژیک براساس دستورالعمل های سازمان جهانی بهداشت، در سال ۹۴• عدم رخداد همه گیری بیماری وبا بعد از حدود ۴۰ سال در سال ۹۳، در سال ۹۴ تنها یک مورد عدم رخداد بیماری وبا از ابتدای سال ۹۵ تاکنون• جرای مراحل پایانی برنامه حذف مالاریا براساس تعهدات بین المللی و ملی که منجر به کاهش موارد انتقال محلی بیماری مالاریا از ۴۰۷ مورد در سال ۹۲ به کمتر از ۵۰ مورد تا پایان سال ۹۵ • مدیریت و کنترل بیماری کروناویروس در کشور • کنترل بیماری های بازپدید و نوپدید • اجرای نظام مراقبت سندرمیک برای تقویت برنامه مقررات بهداشتی بین المللی و تقویت نظام جاری ثبت و مراقبت بیماری های واگیر کشور• ماده شدن بخش بستری جهت بیماران مبتلا به سل مقاوم به درمان از یک بخش به ۴ بخش• راه اندازی و تکمیل ۹ آزمایشگاه پیشرفته سل در کشور• تجهیز ۴ آزمایشگاه مرجع منطقه ای سل به دستگاه genexpert برای اولین بار در کشور و کاهش زمان تشخیص از ۲ ماه به کمتر از ۹۰ دقیقه • تشکیل شبکه آزمایشگاهی پیشرفته تشخیص follow up بیماری aids در کشور به تعداد ۱۴ آزمایشگاه• ایجاد شبکه پزشکان درمانگر ایدز و آموزش بیش از ۲۰۰ نفر پزشک در نظام سلامت کشور در راستای تحقق اهداف دسترسی همگانی به ارائه خدمات سرپایی به مبتلایان • تدوین برنامه چهارم استراتژیک کنترل hiv و ایدز و تصویب آن در شورای عالی سلامت• راه اندازی سامانه it نظام مراقبت hiv و tb و اضافه شدن آن به نظام مراقبت جاری کشور.• راه اندازی باشگاه های مشاوره و سلامت نوجوانان و جوانان برای کنترل رفتارهای پرخطر جنسی و اعتیاد و پیشگیری از ایدز و بیماری های آمیزشی.• اضافه نمودن واکسن پنتاوالان و اجرای واکسیناسیون آن در برنامه ایمن سازی جاری کشور از آبان ماه سال ۹۴ • اجرای برنامه حذف سرخک، سرخجه براساس تعهدات بین المللی و ملی و انجام کمپین واکسیناسیون ۲ میلیون نفر در مناطق پرخطر جنوب شرق کشور با پوشش ۹۹ درصد در سال ۹۴• طراحی و تدوین برنامه حذف هپاتیت های ویروسی تا سال ۲۰۳۰ براساس تعهد بین المللی، واکسیناسیون ۳۵۰۰۰۰ نفر زندانی در سال ۹۴ بر علیه بیماری هپاتیت با همکاری سازمان زندانها و برنامه ریزی برای ۳۰۰۰۰۰ زندانی دیگر در سال ۹۵• ارائه کلیه خدمات بهداشتی اولیه از قبیل غربالگری بیماری های واگیر، انجام واکسیناسیون و سایر خدمات بصورت رایگان به توصیه مقام معظم رهبری برای کلیه مهاجرین و اتباع بیگانه که بصورت رسمی و غیررسمی در ایران حضور دارند.مدیریت بیماری های غیرواگیر• تدوین سند ملی پیشگیری از بیماری های غیر واگیر و عوامل خطر • انجام هفتمین دوره پیمایش کشوری عوامل خطر بیماری های غیر واگیر (steps) (۱۳۹۵-۱۳۹۴)• ادغام برنامه ایراپن در نظام ارائه مراقبت های اولیه بهداشتی (نیمه دوم سال ۱۳۹۵) تحت عنوان خدمات نوین سلامت با هدف پیشگیری و کنترل بیماری های غیر واگیر و عوامل خطر مرتبط • تدوین و ابلاغ برنامه غربالگری کم شنوایی دائمی نوزادان و کودکان کشور در نظام سلامت در دانشگاه های سراسر کشور• انعقاد تفاهم نامه با سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای در جهت کاهش ۲۵ % مرگ ناشی از حوادث ترافیکی در بین ساکنین روستاهای کشور• غربالگری بیش از ۶ میلیون نوزاد برای بیماری کم کاری تیروئید نوزادان و شناسایی و درمان به هنگام بیش از ۱۲۰۰۰ نوزاد مبتلا و پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی در همه آنها• طراحی و اجرای نظام گزارش مراقبت بیماری فشار خون و بیماران دیابتی در سامانه پورتال معاونت بهداشت • ادغام برنامه فعالیت بدنی در نظام ارائه خدمات اولیه بهداشتی در قالب بخشی از خدمات نوین سلامت• تدوین محتوای ادغام برنامه پیشگیری از حوادث در نظام مراقبت های بهداشتی اولیه با اولویت حوادث ترافیکی• تغییر نظام جمع آوری اطلاعات حوادث با استفاده از سیستم his بیمارستانی• ماده سازی و راه اندازی سامانه یکپارچه مدیریت اطلاعات سرطان (سیمای سرطان) و ارتقاء ...

ادامه مطلب  

مجری برنامه ساعت شنی: سیستم خاصی برای تربیت مجری در صداوسیما نداریم/ آقایان گفتند برخی از مجری ها "بت" شده اند+فیلم - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، اجرا و مجریان در تلویزیون در رسانه ملی، از داغ ترین و پر حاشیه ترین تیترها در رسانه های در چند ماه اخیر است. کاظم احمدزاده در گفتگو با تسنیم پرده از دستمزدهای 25 میلیونی مجری – بازیگران برمی دارد، مجری دیگری پرونده اخلاقی جنجالی اش در دادگاه باز می شود و دوسال به تیتر نخست رسانه های بدل می شود. مسئله اسپانسر و تبادلات مالی برای دو مجری دیگر دردسر ساز شده و از سوی دیگر طلاق دو مجری جنجالی تلویزیون تا مدت ها در سر تیتر نخست رسانه ها قرار دارد. یا مجری برنامه جام جهانی قهر می کند و مدیر ارشد مجبور می شود با خودروی خودش به سراغش برود و او را به برنامه باز گرداند. چند عدد مجری ناقابل سازمان صدا و سیما به اندازه کلیه سلبریتی های هالیوود، برای رسانه ملی جنجال و حاشیه خلق می کنند. اما تمام این اتفاقات یک سویه دیگری هم دارد که در گفت وگوی منتشر شده از آن پرده برخواهیم داشت. کریم خودسیانی فیلمنامه نویس، بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون و مجری برنامه جنجالی ساعت شنی، شش شب متوالی برنامه «آدم های خوب شهر» را اجرا می کند و ناگهان غیبش می زند. چون کریم خودسیانی بر خلاف حاشیه سازان اخلاقی ترین و مذهبی ترین برنامه های سیما را بدون حاشیه تهیه کرده است، به سراغش رفتیم. در ابتدا حاضر به گفت وگو نبود و در جملاتی قصار می گفت شاید حواشی و گرفتاری من برطرف شود و نیازی به مصاحبه نباشد اما بالاخره پس از مدت ها لب به اعترافاتی گشود.(خبرگزاری تسنیم براساس رسالت خود بارها از طریق مختلف تلاش نمود در مورد حل این مسئله با مسئولین سازمان صداوسیما تماس بگیرد اما متاسفانه هیج نتیجه ای حاصل نشد.)بخش اولبخش دومبخش سوم*آقای خودسیانی به صورت کلیشه ای بفرمائید، فعالیت هایهنری خودتان را از کی شروع کردید؟ به نام خدا. من کریم خودسیانی هستم، این که چطور آمدم داستانی بسیار طولانیست. سال 79 بود اگر اشتباه نکنم، آن زمان مهندسی متالوژی در اصفهان می خواندم. عموی من، علی خودسیانی یک سریالی را به عنوان تهیه کننده در حال ساخت داشت. من به عمو گفتم که می خواهم در حرفه هنر باشم. باید اشاره کنم که در آن زمان من فعال تئاتر در عرصه دانشجویی بودم. از دوران راهنمایی حرفه ای تئاتر کار می کردم. به عمو گفتم که من کجای کار شما می توانم باشم؟ گفت: کجا دلت می خواهد؟ آن زمان شرایط مثل امروز نبود که آقازاده وار وارد این حرفه بشوی. مثل آرنولد (t_800) در «ترمیناتور» یکی یکی افراد را می دیدم و دیجیتالی چک می کردم. در عرض 3 ثانیه فکر می کردم که کجا بشینم، از کارگردان هم شروع کردم. آن زمان یک صحبت هایی با بهروز بقائی کرده بودند و در نهایت کاظم بلوچی برای آن سریال کارگردان شد، به اسم «فاصله». آخر به این نتیجه رسیدم و گفتم: "عمو من چای می دهم، تدارکات." گفت: مهندس! بهت برنمی خورد؟ گفتم: "به من نه، به شما برنمی خورد که برادرزاده ات چای بدهد؟ " گفت: من افتخار می کنم. در پیش تولید تدارکاتچی بودم، با یکی از برادران افغانی به اسم خیرمحمد، با هم چای می دادیم. کار که کلید خورد، فکر کنم روز دوم بود، دستیار تصویر شدم. «امیر قلعه جوزانی » مدیر تصویربرداری بود. به عمو با همان لهجه شیرین اصفهانی گفت: این پِسِرِ خیلی زبر و زرنگی هست، او را به ما می دهید؟ عمو هم گفته بود خودت برو با او صحبت کن. گفتم من هیچی بلد نیستم اما در نهایت به گروه تصویربرداری پیوستم.برای من به اندازه یک لیسانس فیلمبرداری و عکاسی ثمره داشت، ولی در همان کار هم شروع کردم به نوشتن و فیلمنامه نویسی، چون که نمایش نویس بودم و کار می کردم. بعد به پروژه های بعدی، حین اینکه فیلمنامه نویسی را ادامه دادم به سریال «کارگران» و «آتیه» که کارگردانش ارژنگ امیرفضلی بود، پیوستم. به عنوان مدیر تولید هم کار کردم، فضاهای مختلفی را تجربه کردم، ولی فیلمنامه نویسی نخ تسبیح فعالیت های من بود. در حال حاضر یک سریال 100 قسمتی کارگردانی کردم که چهار قسمت از آن مانده است. یک فیلم سینمایی دارم که تهیه کنندگی و کارگردانی اش را علی عطشانی بر عهده دارد و بزودی اکران می شود. یک سریال رسانه خانگی هم دارم که آن را با دوست عزیزم حمزه صالحی در حال حاضر می نویسیم، به تهیه کنندگی آقای مصطفوی و کارگردان محمد مسلمی (عمو فیتیله ای). سریال 100 قسمتی را هم که کارگردانی کردم، سرپرست نویسندگان هم بودم، تهیه کننده اش آقای مهدی صفی یاری هستند.* از چه زمانی وارد کار اجرای زنده شدید؟ من اصلا با اجرای زنده به تلویزیون آمدم، در ماه مبارک رمضان سال 91 بود اگر اشتباه نکنم، برنامه شهرباران شبکه یک. به یاد دارم یکی دو نفر از دوستان مجری به من گفتند که چه کسی پشت توست؟ گفتم: چطور؟ می گفتند: پسر تو الان باید بروی 6 صبح، در برنامه «صبح به خیر ایران» یک آیتم پنج دقیقه ای بگویی، از پشت شمشادها بپری جلو پیرمردهایی که ورزش می کنند در پارک ها. تو باید از آنجا شروع کنی، اما الان در ماه مبارک در آنتن زنده شبکه یک آمدی؟ گفتم: نمی دانم چه کسی پشتم است؟ ولی کسی پشتم نیست.* چگونه برای آن برنامه انتخاب شدید ؟تهیه کننده آن کار احسان ارغوانی بود و من سمت سردبیری برنامه را هم داشتم. به من پیشنهاد دادند و آقای مهدی فرجی که آن زمان مدیر شبکه یک بودند( که به نظر من یکی از بهترین مدیرها بود و هر کجا که هست خدایا به سلامت دارش ) بخشی از اجرای من را دیدند و گفتند کریم اجرا کند. در واقع به من اعتماد کرد.* خودسیانی بودن چقدر در مسیر کاری شما کمکتان کرد؟ مثلا اگر به جای کریم خودسیانی؛ کریم جودوی بودید و هیچ فامیلی در سازمان نداشتید، می توانستید آنقدر خوب پیشرفت کنید؟من این را خیلی از جاها گفتم و عمو هم گفته، من به عشق بازیگری آمدم، چون دیدم علی خودسیانی هم اینجا مصاحبه کرده و از او هم همین سوال را پرسیدید و عمو به شدت با بازیگری مخالف بود.*چرا؟ به چه دلیلی؟می گفت تو نباید بازیگر شوی، تو باید بنویسی. می گفت که بازیگری به درد تو نمی خورد، به روحیه ات نمی خورد. در صورتی که من خیلی دیپلم افتخار و خیلی تندیس از جشنواره های مختلف تئاتر گرفته بودم. من اصلا کارم بازیگری بود. حکایت طوطی جانم اگر سوی لبت بر بوی دسته آمد و به شکر استاد... . خودسیانی بودن از این لحاظ خیلی جاها به ضررم شد، یعنی خیلی از جاها عمو زیرآبم را زد. خیلی جاها بدون اینکه من بدانم. خب آن موقع آن قدر موبایل و... نبود، بعدها خودش به من گفت، یک سریالی بود فکر کنم آقای رسام تهیه کننده اش بود، در دفتر نشسته بودیم که عمو گفت: این نقش توست. گفتم: یعنی چی؟ گفت: پارسال بهم زنگ زدند که شماره کریم را بدهید برای سریالمان بیاید بازی کند، من هم گفتم کریم بازیگر نیست و نویسنده است. بعد خدا بیامرز رسام گفته بود که ما همین حالا بیژن بیرنگ را دیدیم گفت برای سهیلی زاده داشت بازی می کرد. عمو گفته بود: نه آن را به خاطر اتفاقاتی رفته بود بازی کرده بود. اینچنین بود که عمو به من گفت: این نقش تو بود، گفتم: چرا عمو؟ گفت: بازیگری به درد تو نمی خورد. در سریال «همچون سرو» که کارگردانش بیژن بیرنگ بود، بازی می کردم، عمویم آمد سر صحنه. یک سکانس بود که پژمان پازوکی و لاله اسکندری ایستاده بودند و من حامل یک خبری بودم و وارد می شدم، یعنی 200 کیلومتر دویده بودم. همچون سرو فضای جنگ داشت، آن سکانس گرفته شد و بعد از آن عمو آمد و به من گفت: کریم روی بازیگری کمی بیشتر تمرکز کن. بعد یک نگاهی کردم و گفتم: عمو دیگر برای من بازیگری بیات شده، الان آنقدر حلاوت نویسندگی برایم بیشتر شده که دیگر بازیگری الان برایم دیر است. خیلی های دیگر هم بودند که خودسیانی بودند و آمدند و اتفاقی نیفتاد، به نظر من فامیل، اسم و... کمکی نخواهد کرد. به نظر من اگر نام من هم حامد بهداد بود از نظر آوایی من هم حامد بهداد می شدم؟ خیلی خوش آواتر از این اسم و فامیل ها هم آمدند و نشدند، خیلی ها هم فامیل آدم های معروف بودند، پسر آدم های معروف بودند و اتفاقی برایشان نیفتاد.*درباره اجراهایتان کمی توضیح دهید. چرا یک مرتبه در این عرصه چهره شدید؟ماه مبارک سال 1391 سی شب بر روی آنتن رفتم، برنامه شهر باران. یکی، دو قسمت از برنامه هم خیلی سر وصدا کرد، مخصوصا برنامه ای که سعید شهروز در آن حضور داشت. داخل گوشی دائم داشتند به من می گفتند که آقا آنقدر درباره موسیقی و کنسرت حرف نزن. با توجه به سیاست های صدا و سیما و اینکه نزدیک اذان بود، من داشتم مدام از سعید شهروز می پرسیدم که تو سه سال در صدر بودی، کلا در این مدت تو 10 یا 12 کنسرت گذاشتی، چرا؟ به این فضاها رفتم و مدام در گوش من می گفتند موسیقی نه. من گوشی را از گوشم با غیظ درآوردم و همان موقع هم کارگردان تلویزیونی یک بسته از من داد که همسرم داشت برنامه را می دید. بعدا برایم تعریف کرد که این صحنه را دید و گفت: «یا ابوالفضل(ع)، کریم الان قاطی می کنه». اخلاق من را می داند، چون گفت وگو را از این فضا بردم وارد فضایی و رازی را از سعید شهروز گفتم که خب خیلی از دوستان و مدیران از من تقدیر و تشکر کردند. چون فضا بسیار زیبا شده بود و چیزی بود که به نظر من باید گفته می شد، سعید هم لطف کرد، همراهی کرد و بحث رو کات نکرد و ادامه داد.پس از شهر باران بلافاصله به من گفتند برو به سیمای خانواده که فکر می کنم دو روز از هفته برنامه سیمای خانواده را اجرا می کردم و بعد برایم بیماری ای پیش آمد و طول درمان 3 و 4 ماهه داشتم و مجبور شدم عمل جراحی سختی را پشت سر بگذارم و دیگر سیمای خانواده نبودم. بعد از آن ویژه برنامه هایی مثل عید غدیر، شب یلدا، برنامه های 3 یا 4 ساعته را مجری بودم و بعد برنامه ی امروز هنوز تمام نشده که 4 سری از آن بر روی آنتن رفت و آنرا سردبیری کردم. من معمولا همه برنامه هایی که اجرا می کردم، سردبیرش هم بودم.طراحی برنامه، امروز هنوز تمام نشده با احسان ارغوانی بود و من سردبیر بودم و یک مدت هم با پدرام کریمی اجرا کردم و فکر کنم از دوره ی دومش نبودم . بعد برنامه ای به اسم «ساعت شنی» را آقای عباسی برای شبکه 5 راه انداختند. همان برنامه ای که در لیموزینی، چهره های سرشناس را می آوردیم. 30 برنامه اولش مربوط به مرگ بود و از آن صحبت می کردیم و 30 برنامه ی دومش درباره حق الناس که خیلی سر و صدا کرد. چهره های معروف زیادی جلوی من نشستند. از سردار طلایی، حجت الاسلام رسایی، علیرضا فغانی، استاد مشایخی و بازجوی ویژه قتل و آدم های مختلف این تیپی آمدند و درباره این دو موضوع با آن ها با گپ و گفت می پرداختیم و آخرین برنامه ام هم برنامه ی ماه مبارک امسال یعنی سال 97 بود که «آدم های خوب شهر»، بود که یک هفته اش را توفیق داشتیم در خدمت باشیم.* دلیل حذف شما پس از برنامه هفتم «آدم های خوب شهر» از روی آنتن چه بود؟ خیلی های تعجب کردند، چون برنامه ساعت شنی به محبوبیت شما هم حسابی دامن زد. چرا پس از یک هفته دیگر در برنامه «آدم های خوب شهر» نبودی و یکدفعه برنامه افت شدیدی کرد. ما برای اینکه کارت ورود به سازمان داشته باشیم باید به گزینش برویم، شاید دوستانی دیگر هم باید بروند، راجع به مجری های سازمان عرض می کنم. گزینش هم سال به سال است، چون مجری گری از مشاغل حساس است و هر سال باید گزینش بشوند و ما هر طبق عادت سالیانه رفتیم آنجا خدمت دوستان یکسری سوالات تکراری، ارکان نماز چیست؟ اسم مسجد محله تان چیست؟*یعنی از یک قاری و حافظ قرآن هم چنین سئوالاتی می پرسند.پارسال آخرین باری که رفتم، حالم هم خوب نبود و دیگر خسته شده بودم. رفتم و گفتم: اگر قرار است همان سوال ها را بپرسید، من جواب نمی دهم. چون ارکان نماز همان است، عوض نشده، تشهد همان است و اصلا برای چه؟ و شروع کردم به عنوان منتقد با آن عزیز که مدل گزینشش دهه شصتی بود، صحبت کردم. گفتم شمایی که رفتید تحقیق میدانی و خیابانی و... وقتی می دانید من حافظ و قاری قرآن هستم و همه این ها را می دانید چرا باید از من بپرسید و بگویید تشهدت را بخوان، حمدت را بخوان، این چه سوالی است و اصلا به چه کار مجری گری می آید؟این کارها را کردید و وضعیت شده است این. جمله معروفی است که اگر به دنبال نتیجه ی متفاوت می گردید، کار متفاوت بکنید. این چه گزینشی است؟ به چه دردی می خورد؟ اجرا از مشاغل حساس است، قبول، یک چیزهایی را می خواهید به مجری ها تزریق کنید. به خدا حق الناس است، هم وقت من و هم وقت تو را به عنوان مصاحبه گر هم دارند می گیرند، کاغذ سیاه می کنید، آدم می فرستید اصفهان محل تولد، محل دانشگاه، محل دانشگاه دیگرم و... برای چه؟ فقط برای اینکه یک سری چیزها را به ما مجری ها تزریق کنید، ورک شاپ، همایش و از همینجور چیزها بگذارید و همه ما را دو روزه آموزش دهید، آقای پورازغدی و دیگر عزیزانی که مورد قبولتان هست دعوت کنید دو یا سه روز برایمان سخنرانی کنند.*گزینش سازمان به من گفت «گزارش شده شما شلوار جین می پوشید» می گویم شما اول شلوار جین را تعریف کنید، جین یک شلواری هست که خیلی کار می کند، دوما اگر منظور از جین شلوار ریش ریش و چاک دار است، شما هم بگویید بپوش من نمی پوشم، من در خانواده شهید بزرگ شدم.اگر می خواهید چیزی تزریق کنید، اما اگر بدانید که شلوار جین می پوشم. گزینش سازمان به من گفت: «گزارش شده شما شلوار جین می پوشید». گفتم: شما اول شلوار جین را تعریف کنید، جین یک شلواری هست که خیلی کار می کند، دوما اگر منظور از جین شلوار ریش ریش و چاک دار است، شما هم بگویید بپوش من نمی پوشم، من در خانواده شهید بزرگ شدم، بعد من که همیشه بر روی آنتن نیستم، لباس غیرمعمول و معروف هم نمی پوشم، ولی بالاخره با پسرم و همسرم پارک می رویم، کوه می رویم، نمی توانم که همیشه کت و شلوار بپوشم. آن جینی هم که من می پوشم ساده است که خیلی سخت می توانم پیدا کنم، آیا این ملاک است؟ اگر ملاک این است که نتیجه این شده است، به چه دردی می خورد؟ ما گلستانی داشتیم، این مجریانی که آمدند آزمون و خطا کردند روی این آنتن، با پول بیت المال آمدند پخته شدند و هر کدام در حوزه اجرا نخبه شدند کجا هستند الان؟* به نظر من و شما هم هم قبول کنید اصلا درست نیست مجری ای که در آن وضعیت و طلاق پرجنجالی که داشته است لااقل از زاویه سبک زندگی خوب نیست که روی آنتن باشد.طلاق پر سر و صدا برای بعدش بود، قبل طلاقش هم به قول اصفهانی ها، بالایتان را هم دیدیم با چشمان هم دیدیم، قبل طلاقش هم ممنوع التصویر بود. بعد طلاقش هم ممنوع التصویر بود، یعنی ما اصلا طلاق نداریم؟ طلاق گرفت اما او مجریست، نخبه است، من می خواهم بدانم این ها را ما نگه نداریم چه اتفاقی می افتد؟* قبول کنید وقتی رسانه ملی هستید مثل آقای ... نباید وارد حزب یا دسته خاصی شوید، حداقل آن را نباید در بیرون سازمان نشان دهد. در بیرون سازمان نشان می دهد برای خودش نشان می دهد، اگر روی آنتن تلویزیون برنامه اش رنگ و بوی آن حزب و دسته را داشت آن وقت یقه اش را بگیرید.* خب او از برندش در تلویزیون دارد استفاده می کند.چه کسی استفاده نمی کند؟ الان ماجراهای کلاه قرمزی چیست؟ جناب خان و هزار نوع دیگر که هم شما می دانید و هم من می دانم.*خیلی از این دوستان به دنبال منافع مالی هستند. همین کلاه قرمزی که شما فرمودید، تهیه کننده پولش را گرفته از یک سال قبل و در کانادا یک سال لذتش را برده و حالا که به او می گویند بیا و پخش کن، قیافه اپوزیسیون به خودش می گیرد.من با یک سری از حرف های شما موافقم، با یک چیزهایی مخالف هستم. من می گویم آقای مدیری که پشت میز مدیریت سازمان نشسته، آنقدر هم شأن مدیریت خودش را رعایت نمی کند. این مدیر در شأنش نیست که پشت این میز نشسته، اگر این مدیر در شأن فرهنگی بود اجازه نمی داد که هر کسی برایش تعیین تکلیف کند. او بگوید که مثلا من نمی خواهم کلاه قرمزی را اجرا کند، آقای یحیوی را چندین میلیارد خرجش شده بود که شد. جواد یحیوی؟ کاظم احمدزاده چقدر خرجش شده؟*من نمی توانم بیایم روی آنتن شروع به لودگی کنم که مثلا استقلالی ها دست بزنند یا پرسپولیسی ها دست بزنند.*اگر برخی از مجری ها بر روی آنتن شبکه های تلویزیون نمی آمدند، همچنان شناخته شده نبودند. من سه سال است یکی از همین مجر های سابق تلویزیون را در جشنواره فیلم فجر می بینم، اصلا انگار یک آدم عادی است، چیز خاصی هم ندارد، نه خوش فکر است، نه خوش صداست و نه خوش قیافه. تازه من باید به عنوان مخاطب تلویزیون بروم یقه مدیران سازمان را بگیرم که چرا این آدم را آورده اید، هزینه اش کردید، بزرگش کردید و حالا تبدیل به یک شاخ شده که برای شکاندنش هزینه باید بدهیم. من با این بخشش موافقم، مجبورم یک گام عقب تر بروم، یعنی اینکه بله، از ماست که بر ماست. یعنی آقای مدیر! زمانی که یک کاری را قرار داد می بندی، شما برای چند سال دیگر باید پیش بینی چنین وضعی را بکنی که اگر این برنامه مطرح شد، من در قراردادهایم با تهیه کننده، دستش را ببندم و مال خود کنم و در اختیار خودم باشد. قطعا این اتفاق نیفتاده است. به تعبیر شما آقای ایکس آنچنان مجری بزرگی هم نیست، خیلی خب، برو یک گام عقب تر، ببین در انتخاب ها، در انتصاب ها، آیا درست انتخاب کردیم؟ آیا این آدم به عنوان مجری وجاحت یک مجری با تمام زیرمجموعه هایش را دارد؟ اصلا بار علمی دارد؟ من یکی از بحث هایی که با یکی از تهیه کننده ها داشتم این بود که میلیون نفر ساعت دین به گردنمان روی این آنتن دارند، من نمی توانم بیایم روی آنتن شروع به لودگی کنم که مثلا استقلالی ها دست بزنند یا پرسپولیسی ها دست بزنند. من در سیمای خانواده حتما روز قبلش باید می فهمیدم که مهمان فردایم کیست؟ من اصلا آدمی نیستم که پنج دقیقه قبل از برنامه بهم بگویند مهمانی برنامه ام کیست که تازه اسمش را حفظ کنم. مثلا استاد دانشگاهی مهمان ما بوده و من رفته ام مثلا مقالات او را در سال 75 خواندم و در برنامه بحث های فنی را پیش کشیدم که درپایان برنامه می گفت: شما دانشجوی من بودی؟ گفتم: نه، اما مقالات شما را مطالعه کردم، وظیفه ام بود که این کار را انجام دهند. بقیه دوستان وقتی این کار نمی کنند، کم کاری کرده اند.* سیستمی در تلویزیون نیست که مثلا آن 50 نفر مجری را آموزش دهد. خیر، به این شکل نیست، یک سیستم وجود دارد به نام طرح جَم که من در حدود دویست، سیصد نفرشان را خودم تست گرفتم برای برنامه ی صبح بخیر ایران که آن زمان دوست من، داریویش ربیعی تهیه کننده و کارگردانش بود و من هم سردبیری یک بخش هایی را برعهده داشتم و می خواستیم مجری انتخاب کنیم و آخرش هم ما به آقای غفاری رسیدیم که مجر ...

ادامه مطلب  

اشپیگل: سرویس اطلاعات آلمان درباره نقش گولن در کودتای ترکیه تردید دارد  

درخواست حذف این مطلب
فارس: نشریه آلمانی اشپیگل نوشت که سرویس اطلاعات این کشور (bnd) درباره مسئولیت «فتح الله گولن» مبلغ مذهبی معارض دولت ترکیه در کوتای تابستان گذشته در ترکیه تردید دارد.«رجب طیب اردوغان» رئیس جمهور ترکیه وابستگان به گولن را تروریست و مسئول کودتای ترکیه دانسته بود. «برونو کال» رئیس سرویس اطلاعات آلمان سخنان اردوغان را رد کرد و گفت: «کودتا فقط نوعی بهانه بود.آنچیز ...

ادامه مطلب