وزارت خارجه میزبان خانواده امام موسی صدر شد :: نشریه خبری پایدار


آزادی امام موسی صدر به مطالبه عمومی تبدیل شود/ سکوت مجامع جهانی مدعی حقوق بشر / کمیته پیگیری آزادی فعال تر عمل کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش به گزارش خبرگزاری «حوزه» از تهران، «تریبون آزادی امام موسی صدر» با حضور چهره ها و نخبگان فرهنگی و سیاسی در موسسه امام موسی صدر، در تهران برگزار شد و سخنرانان بر لزوم پیگری جدی این پرونده تا به نتیجه رسیدن آن، با استفاده از همه ظرفیت های داخلی و بین المللی تاکید کردند.دکتر محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان و خبرگان رهبری:پرونده آزادی امام موسی صدر به مطالبه عمومی تبدیل شود- من اطلاعات کافی ندارم که مراجع مسئول و نهادهای اداری برای یافتن این گمشده انسانیت چه کرده اند؟- پیشنهاد من این است که پیگیری پرونده امام صدر را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنیم. به گونه ای که هر روز با این سوال مواجه شویم که چه شد؟ در این راستا دو کار را باید انجام داد، نخست این که در مهمترین میدان شهر یک تابلوی روزشمار برای ربایش امام موسی صدر نصب شود تا همه با روزهایی که از ربودن ایشان می گذرد مواجه شده و بدانند که چند روز و چند سال از ربایش و دوری امام گذشته است؟- دوم اینکه مسئولان مربوطه ملزم شوند که هر ۶ ماه یک بار گزارش علنی در حضور رسانه ها نسبت به پیگیری های خود به مردم ارائه کنند. این کار باعث می شود که افکار عمومی همچنان با امام موسی صدر زندگی کند. بنابراین هم برای پیگیری پرونده مهم است و هم برای زنده نگه داشتن یاد امام موسی صدر در جامعه. محرومیتی که ما از ایشان برای خود ساخته ایم بسیار شدیدتر از محرومیتی است که دیگران با ربودنش بر ما روا داشته اند.- یکی از ویژگی های مهم امام صدر این است که درد شیعه و مسلمان نداشت. بلکه درد او درد انسان بوده و هست. امام صدر از موضع دین، درد بشریت داشت. او در دوران حضورش به نام خدا خدمتگذار خلق خدا با هر گرایش، دین و ملتی بود. بُعد دیگر اندیشه و عمل امام صدر در نگاه عرفانی اوست. نگاه او به دین، انسان، طبیعت، فقه و... نگاهی عرفانی بود و ما هنوز نتوانسته ایم در این بعد وجودی امام صدر تفکر کرده و آن را تحلیل کنیم. ای کاش فرصتی باشد که از این نگاه نیز امام صدر بازخوانی و بازگویی شود.- جهان امروزه بیش از پیش نیازمند این نگاه است. ما در دوران بحران ها زندگی می کنیم. بحران های متفاوت فکری که در مقابل آن بحران های سیاسی نظامی و اجتماعی هیچ هم نیستند. بدون تعارف امروز جوانان تحصیل کرده ای را می بینیم که قرابتی با اندیشه های دینی احساس نمی کنند و گناه این جریان به گردن ماست، چرا که ما نتوانستیم دین را آنگونه که هست معرفی کنیم. بلکه دین را آنگونه که خودمان می خواهیم معرفی کرده ایم.- بی تردید اگر معارف زلال دین با همان خوانشی که امثال امام موسی صدر داشته به بشریت امروز عرضه شود مورد اقبال و استقبال عمومی مردمان جهان قرار می گیرد. امام هشتم می فرمایند که خدا رحمت کند کسی که امر ما را احیا می کند. از امام پرسیدند که برای اینکار چه باید کرد، در جواب فرمودند که هیچ فقط آنچه را که ما گفتیم به مردم اعلام کنید. امام موسی صدر توان این کار را دارد و به اندازه خود این را برای ما به یادگار گذاشته. ضرورت است که امروزه هرکس بر مبنای تخصص خود اندیشه این مرد بزرگ را مورد مطالعه قرار دهد. - ما قاطعانه امیدواریم که امام صدر به میان ما برگردد. اما فراموش نکنید که امام موسی صدر فرد نیست. بیش از همه چیز، فکرش اثرگذار است. ربودن جسم او به این دلیل بود که فکرش گسترش پیدا نکند. اگر امام صدر دست از تفکراتش برمی داشت و سکوت می کرد که او را نمی رباییدند.- امام صدر یک فکر است و فکر قابل ربایش نیست. فکر گاهی با ربایش یا با شهادت بیشتر رشد می کند. بنابراین نباید اکنون که از فردی به نام امام موسی صدر که به ظاهر محروم هستیم، خود را به محرومیت بزرگتری که فکر امام صدر است دچار کنیم. این محرومیت خودخواسته است. چرا باید هنوز کسانی باشند که از آثار و افکار او مطلع نباشند؟- امام صدر یک متفکر جامع شرایط، یک مصلح اجتماعی، یک مبلغ دین و یک سیاستمدار برجسته است و باید در همه این حوزه ها مورد مطالعه قرار گیرد. ما این مطالعات را انجام نداده و در نتیجه به الگوسازی روی نیاورده ایم. امام صدر خودش الگوست و باید معرفی شود اما به نظر من او ظرفیت الگوسازی دارد و می توان در وجوه مختلف به تکثیرش اقدام کرد. این وظیفه هنرمندان است. زندگی امام صدر ظرفیت ساخت بهترین فیلم های سینمایی، ظرفیت نگارش رمان های خواندنی و... را دارد. باید از بخش های مختلف زندگی ایشان الگوسازی کرد.حسین جابری انصاری، معاون عربی، آفریقایی وزارت امور خارجه:نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد- امام موسی صدر یک شخصیت دینی برآمده از حوزه سنتی دینی علمیه قم است. در دوره ای که ایشان در قم تحصیل می کردند، با دوستان و همراهانش یک نسل طلایی را تشکیل دادند به قسمی که تعدادی از آنها از جمله آحضرات آیات سیدموسی شبیری زنجانی، مکارم شیرازی، شهید دکتر بهشتی، مرحوم عبدالکریم موسوی اردبیلی و... امروزه به عنوان بزرگان دینی و سیاسی ما مطرح هستند.- در میان این طیف اما زندگی امام موسی صدر رنگ و بوی دیگری دارد. امام صدر از بستر سنتی حوزه علمیه قم خارج شده و وارد بستر و فضای اجتماعی خاصی می شوند که تنوع مختلفی از فرهنگ ها و بینش ها و عقاید را دارد. لبنانی که امام صدر وارد آن می شوند، آزمایشگاه عملیات سیاسی و فرهنگی جریان های مختلف در منطقه و جهان بود. شرایط لبنان از امام صدر مردی مردستان ساخت که بدل به نیاز امروز و فردای همه ما شد.- با توجه به وضعیت امروز ما، به سه بُعد از زندگی و عمل اجتماعی امام موسی صدر نیاز مبرم داریم: نخستین بعد بحث همزیستی مسالمت آمیز میان اجزای طبیعی جامعه است. منطقه خاورمیانه غرق در درگیری هاست. این همزیستی که یکی از مهمترین ابعاد اندیشه امام صدر بود، نیاز امروز و فردای ماست. ما در منطقه هم با تروریسم تکفیری افراطی مواجه هستیم و هم با حکومت های کم تحملی که نماینده اصلی جامعه خود نیستند. این دو جریان باعث به وجود آمدن فضای درگیری، عدم تحمل، جنگ، خونریزی و... در منطقه شده است. بنابراین تا اطلاع ثانوی منطقه ما به امام موسی صدر و تفکرش نیاز مبرم دارد.- یکی دیگر از ابعاد مهم اندیشه و عمل امام موسی صدر، مسئله مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی است. بذر مقاومت در منطقه را امام موسی صدر پاشید. رژیم اسرائیل با اشغال فلسطین درصدد امنیتی کردن منطقه است تا بتواند فضا را برای رشد جریان های تروریستی آماده نگه دارد.- بعد سوم مهم اندیشه امام موسی صدر در تحولات جدید منطقه و قدرتمند شدن شیعه در آن است که پس از سقوط صدام و قدرت گرفتن شیعیان در عراق آغاز شد. فراموش نکنیم که این اضلاع سه گانه در اندیشه امام موسی صدر به هم پیوسته است و هیچ کدام دیگری را نفی نمی کند. یعنی اگر از قدرت گرفتن شیعه صحبت می کنیم، این مقوله اصل همزیستی مسالمت آمیز را نفی نمی کند. بلکه قدرت گرفتن شیعه به همراه قدرت گرفتن اهل سنت است.- مسئولیت ما در برابر امام موسی صدر دو بعد دارد: مسئولیت برای آزادی امام موسی صدر، که در این زمینه همه ما تقصیر کردیم و مسئولیت بزرگتر ما این است که در فضایی آزاد به انتشار، توزیع و بازتوزیع اندیشه امام صدر بپردازیم. امروزه باید مبنای حرکت ما هم اندیشه و عمل امام موسی صدر باشد.- برای آزادی امام صدر راه حل سحرآمیزی که سریعا به نتیجه برسد، نمی توان ارائه داد. نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد. نقشه از پیش تعیین شده وجود ندارد. به نظر می رسد که جنبش ها بیشتر از دولت ها می توانند اثرگذار باشند. من در آخرین سفر به لبنان در دیداری که با خانواده داشتم، قرار شد دیداری بین ما و موسسات مختلف برای آزادی امام موسی صدر شکل بگیرد تا در آن به یک راه حل جدید با همفکری همه برسیم.- برای پیگیری پرونده در زمان حضور قذافی با یک مشکل مواجه بودیم و زمانی که حکومت او ساقط شد با هزاران مشکل مواجه شدیم. پس از سقوط او دیگر دولت به معنای واقعی کلمه در لیبی وجود ندارد که بتوان با آن مذاکره کرد. اکنون با چندین و چند دولت در لیبی مواجه هستیم و در واقع هر قبیله ای بر نقطه ای حکومت می کند و این کار پیگیری را بسیار سخت می کند.حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی:کمیته پیگیری آزادی فعال تر عمل کندـ شیادان و مکاران مانع پیشرفت کار بنده خدا هستند و خداوند این بدی ها را از بندگان خوبش دور می کند. بنده اگر بندگی کرد، خداوند می گوید من چشم و گوش او می شوم. از ویژگی های امام موسی صدر این بود که یک بنده خوب به معنای عادل و حکیم بود و به دلیل همین روحیه به دنبال وحدت بود. ـ افکار انسان ها اگر نتواند جمع شود به مشکلات بزرگی بر می خورد. تنها کشوری که سه گروه نصرانی، سنی و شیعه در آن زندگی می کنند لبنان است و هیچ کس در آن دعوا نمی کند. روحیه امام موسی صدر باعث این همزیستی مسالمت آمیز شد.ـ چهره جذاب امام موسی صدر درکنار افکارش موجب شد که فقدان این حکیم عابد و عاقل دینی که افکار مشتت و متفرق را جمع و همه را به یک وحدت و یگانگی برای پیشبرد اهداف دین و سیاست آماده ساخت، به شدت به چشم بخورد.ـ امیدوارم ایشان را زنده ببنیم. افکار بلند ایشان هم اکنون پخته تر هم شده و اگر مجال طرح پیدا کند، قطعا تحول بزرگی در کشورهای اسلامی به وجود می آید که مخالفان را نیز اسلام جذب خواهد کرد. امیدوارم کمیته ای که برای پیگیری آزادی ایشان تشکیل شده زودتر به نتیجه برسد.علی اکبر اشعری، رئیس اسبق سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران:هیچ فریادی برای آزادی امام صدر در مجامع جهانی سر داده نمی شود؟ـ علی رغم همه شعارهایی که در دنیا درباره حقوق بشر و آزادی می دهند، معلوم نیست این شعارها تا چه حد عملی می شود؟ و کی قرار است این شعارها به احقاق حقوق انسان ها برسد؟ شخصیت بزرگی چون امام موسی صدر در قامت میهمان به لیبی رفته و دیوانه ای چون قذافی ایشان را ناجوانمردانه محبوس می کند، اما هیچ واکنشی در دنیا نسبت به این جریان رخ نداده و نمی دهد و هیچ فریادی مبنی بر آزادی ایشان در مجامع جهانی سر داده نمی شود.ـ به گمان من هرچند ما از طریق دیپلماسی رسمی و دستگاه های دولتی ممکن است نشانه هایی به دست بیاوریم اما به حقیقت نمی رسیم، چون محدودیت هایی در دنیای دیپلماتیک وجود دارد. به نظرم گروه ها و تشکل هایی هستند که منهای دستگاه های رسمی می توانند با اقوام و قبیله ها در لیبی ارتباط گرفته و کار را دنبال کنند. باید پا را فراتر از مرزهای ایران گذاشت و با شخصیت ها و چهره های جهانی ارتباط برقرار کرد.ـ در زمان پیروزی انقلاب شخصیت های اثرگذاری چون شهید مطهری، شهید بهشتی و... بودند، اما متاسفانه آنان به مرور از میان ما رفتند. ما امروز به شخصیت های بزرگی نیاز داریم تا در کوران حوادث مانند کشتی مطمئنی برای نجات باشند. بنابراین امروزه جامعه ما به امام صدر نیاز مبرم دارد. امیدوارم تلاش های خود را برای پیگیری این پرونده زیادتر کنیم.حسین محمودیان، مستندساز:رسانه ها آزادی امام صدر را جدی تر مطالبه کنندـ در سال 81 یا کمی زودتر سال 79 با امام موسی صدر از طریق یک مستند آشنا شدم و از آنجا که فیلم سازی برایم فقط صرف تامین معاش نبوده فکر می کردم اگر کار من قرار است روی مخاطب تاثیری داشته باشد باید خودش محتوای خوبی داشته باشد و ایشان را بشناسم. ـ در کشور سنگال با ماشین در سال 2006 حدود 2500 کیلومتر مسیری را که ایشان رفته بود، رفتم. سال 2005 سرعت ماشینم 10 کیلومتر بود، چون مسیر صعب العبور بود و نشان می داد که امام موسی صدر 30 سال پیش چگونه این مسیر را رفته است.ـ ما اگر نتوانیم دنیا را از چشم امام موسی صدر ببینیم صرفا یک ماکت می شویم. اگر بخواهیم اصل باشیم باید ببینیم ایشان دنیا را از چه زوایه ای می دید. در زمان ابتدای ربوده شدن ایشان هم حرکت های مردمی صورت گرفت و هم پیگیری ها بیشتر بود اما بعدها سیاستمداران مردم را به پیگیری های خودشان حواله کردند و به همین دلیل پیگیری های مردمی هم کمتر شد امیدوارم که این پیگیری ها با کمک رسانه های جمعی جدی تر دنبال شود.منیژه حکمت، کارگردان سینما:فیلم امام موسی صدر ساخته شودـ اعتراف می کنم که شناخت چندانی از امام موسی صدر نداشتم. متاسفانه ما چندان برای شناخت ایشان جست وجوگر نبودیم. فقط می دانستم که امام صدری در جامعه حضور داشت و در لیبی زندانی شد.ـ تا اینکه روزی مهندس مهدی فیروزان، دو کتاب برای مطالعه به من پیشنهاد داد. یکی خاطرات خانواده امام صدر از ایشان بود و دیگری سخنرانی های ایشان در کلیسا. ساعت 7 عصر کتاب نخست را شروع کردم و بی وقفه تا ساعت 2 بامداد مطالعه کردم. از تعاریف ایشان درباره دین شگفت زده شدم و مدام این افکار به من هجوم می آورد که در این بلبشویی که در جهان حاکم است، ایشان کجاست؟ـ حضور یک روحانی که تعریف جدیدی از دین داشته باشد، نیاز امروز بشریت است. این افکار بعد از مطالعه کتاب به ذهن من هجوم می آورد و البته تصاویری سینمایی، که آن چهره پرهیبت و زیبا 39 سال پشت درهای بسته زندان چه حسی دارد؟ امام صدر در این سال ها چه فکری می کرده آیا به گوشش می رسد که در جهان با زنان شیعه چه می کنند؟ آیا می داند که امروزه با نام خدا، محمد و علی، آدم می کشند؟ چقدر دردناک بود که من ایشان را نمی شناختم.ـ کتاب دوم پیشنهادی مهندس فیروزان را مطالعه کردم بازهم دچار حیرت و بی خوابی شدم. محتوای کتاب سخنرانی ایشان در کلیسا بود. نیاز امروز ما به حضور یک روحانی است که از دریچه دیگری به ادیان نگاه می کند و تفکراتش باعث وصل همه پیروان ادیان است.ـ فکر می کنم خالق امام صدر ایشان را بسیار دوست دارد، اما مرارت های فعلی بر وجود امام را درک نمی کنم. اما به نظرم درامی که در زندگی ایشان وجود دارد، اگر ساخته شود فیلمی شاهکار خواهد شد؟ ما باید بتوانیم تفکر امام صدر را اشاعه بدهیم و ساخت فیلم قدمی در این راستا خواهد بود. آرزوی هر فیلمسازی ساخت فیلم زندگی امام موسی صدر است.ـ آیا واقعا می توان فیلمی درباره امام صدر را ساخت و همه ابعاد وجودی ایشان را در آن لحاظ کرد؟ کار سختی است و به تبحر و دانش زیادی نیاز دارد.ـ ۳۹ سال اسارت سخت است و تحمل ایشان ستودنی است. کاش من آن قدر متبحر بودم که می توانستم روزی این فیلم را بسازم. قطعا اگر آن را می ساختم فیلم من، زندگی امام صدر از منظر یک زن بود، اما گمان نکنم توانایی آن را داشته باشم.فابیو تیدیا، مسلمان ایتالیایی:شاگرد ساده مکتب امام موسی صدر هستمـ چند ویژگی از امام صدر می توانم بیان کنم. اولین بار که درباره امام در ایتالیا شنیدم متوجه شدم ایشان مثل یک مرد برای شیعه در لبنان کارهای زیادی کرد، وقتی که شیعیان هیچ چیزی در لبنان نداشتند و فقیر بودند. بعدها درباره امام بیشتر خواندم و یاد گرفتم که ایشان فیلسوف هم هستند.ـ من هم فلسفه می خوانم. وقتی که اینجا آمدم یاد گرفتم او فیلسوف بزرگی است و نوشته ای برای کتاب هانری کربن در لبنان داشته است. او انسان بزرگی است و با مسیحیان و افراد دیگری که متفاوت با او فکر می کردند کار می کرد و این یک کلاس بزرگ برا ...

ادامه مطلب  

مخالفت میرحسین موسوی با انتشار مقالات ضد منافقین  

درخواست حذف این مطلب
به گزارشسرویس سیاسی پایگاه 598، با آنکه کتاب ها و یادداشت های زیادی درباره ابوالحسن بنی صدر نوشته شده است اما با این وجود شخصیت وی هنوز جای کار دارد. ابعاد بسیاری از مسائل و قضایا هنوز ناپیدا مانده است و نقش بنی صدر در وقایع مختلف دهه 60 هنوز روشن نشده است. لذا افرادی که با وی آشنایی و ارتباط دارند بهتر می توانند درباره او صحبت کنند. حسن غفوری فرد که سابقه آشنایی با بنی صدر را سال ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارد، حرف های ناگفته فراوانی درباره او دارد. از این رو در یک ظهر تابستانی به دفتر کار وی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتیم. ایشان که قصد داشت در آن روز به مجلس ختم مرحوم نیری برود با روی خوش ما را در اتاق کارش پذیرا شد و بعد از گفتگوی دو ساعته با ما راهی آن مجلس شد.غفوری فرد از جمله افرادی است که قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت ها و مسئولیت های چندی برعهده داشته است. وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان امریکا بود و در همان دوران با بنی صدر برخوردهایی داشت به گونه ای که با شناخت افکار بنی صدر مانع سخنرانی وی در کنگره انجمن اسلامی دانشجویان شد. وی که به گفته خودش یک نسبت دور فامیلی هم با بنی صدر دارد معتقد است که غرور و تکبر بنی صدر برای او گران تمام شد.غفوری فرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در امور اجرایی به فعالیت پرداخت. وی که از آذرماه 58 تا مرداد 60 استاندار خراسان بود، به اقتضای این سمت با رئیس جمهور وقت یعنی بنی صدر ارتباط داشته است که به گفته خودش اغلب این روابط چالشی بوده است به طوری که یکبار هنگام آمدن رئیس جمهور به مشهد، غفوری فرد از سمت خود استعفا می دهد اما با درخواست آیت الله مهدوی کنی، به سمت خود بازمی گردد. وی خاطرات جالبی از برنامه ریزی های اطرافیان بنی صدر به منظور پرشور جلوه دادن مراسم استقبال از وی دارد که با خرج پول فراوان ممکن می شد.غفوری فرد که از نزدیک شاهد وقایع پشت پرده بوده است با اطمینان از نقش بنی صدر در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی که منجر به شهادت آیت الله شهید بهشتی و یاران او شد سخن می گوید و معتقد است بنی صدر در اغلب ترورهای دهه 60 با منافقین همکاری می کرده است. وی می گوید که بنی صدر قبل از قضایای 14 اسفند قصد ترور سران را داشته است. غفوری فرد همچنین به مواردی از ارتباط بنی صدر و سازمان منافقین اشاره می کند که از جمله آن تجهیز نظامی منافقین بود. وی همچنین درباره مخالفت بنی صدر با قانون اساسی و نیز ولایت فقیه صحبت می کند.او در بخش دیگری از گفتگویش در مورد سردبیر وقت روزنامه جمهوری اسلامی و انتقاداتی که اعضای حزب به سردبیر روزنامه داشتند اشاره می کند. غفوری فرد که در کابینه میرحسین موسوی هم وزیر نیرو بود در خلال صحبت ها و خاطراتش به مخالفت موسوی با انتشار مقالاتی که علیه منافقین نوشته می شد اشاره می کند. علاوه بر این، وی معاون رئیس و رئیس سازمان تربیت بدنى در کابینه هاشمى رفسنجانی و رئیس دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از سال 85 تا 88 بوده است. او هم اکنون رییس هیئت بازرسی و نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی است.آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفتگوی "پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی" با حسن غفوری فرد است.*آقای دکتر غفوری فرد، شما بارها اشاره کرده بودید که خاطرات ناگفته ای از بنی صدر دارید. در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده هم به نحوه آشناییتان با بنی صدر در انجمن اسلامی خارج از کشور اشاره کرده اید و گفته اید که شما در آنجا حتی اجازه سخنرانی را هم به وی نمی دادید. چرا شما چنین اجازه ای را به وی نمی دادید؟ چه شناختی از او داشتید که موجب می شد با این جدیت اینگونه با او برخورد کنید؟غفوری فرد: بسم الله الرحمن الرحیم. در ابتدا باید بگویم که به نظرم خیانت هایی که بنی صدر مرتکب شده و عمق فاجعه ای که در کشور ایجاد کرده هنوز برای مردم شناخته شده نیست. اما درباره نحوه آشنایی؛ من سال ها در انجمن های اسلامی دانشجویان در امریکا و کانادا دبیر تشکیلات بودم. قبل از اینکه ما به آمریکا برویم یعنی قبل از سال 40 و یا همان سال های 42 تا 48، افرادی مانند شهید چمران و آقای دکتر یزدی در آمریکا بودند و در اروپا کسانی که معروف بودند همین بنی صدر بود و قطب زاده و امثال این ها بودند. آن موقع یک انجمن های اسلامی به نام msa (muslim students association) در امریکا فعال بود که بیشتر در اختیار اعراب بود و زبان حاکم بر آن هم، بیشتر انگلیسی و یا عربی بود و تصمیم ها هم بیشتر توسط آنها گرفته می شد.من زمانی که در سال های 47و 48 به آمریکا رفتم، گفتیم که ما هم برای خود تشکیلاتی داشته باشیم. عنوان این تشکیلات را psc (persian speaking group) گذاشتیم که همه فارسی زبانان را از ایران و افغانستان و تاجیکستان و دیگر کشورها را شامل می شد این طرح در سال های 47 و 48 بود و من در آنجا دبیر تشکیلات بودم.خوب یک تشکیلاتی بود به نام انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا و تشکیلاتی هم شبیه به همین در اروپا بود. در آمریکا بنده بودم، آقای محمد هاشمی، مرحوم دکتر نوربخش، آقای واعظی و آقای شیخ الاسلام، آقای کمال خرازی، آقای علی صادقی تهرانی و ... هم بودند.* آقای ظریف هم بودند؟غفوری فرد: نخیر؛ اگر هم بودند با ما نبودند. تا آن سال که من بودم آقای ظریف با انجمن ارتباطی نداشت. البته ما با آن تشکیلاتی که آقای شیخ الاسلام و همراهانش در آن حضور داشتند از لحاظ مکانی فاصله داشتیم. تقریبا حدود 3 هزار کیلومتر فاصله بود.آقای علیرضا نوبری که در زمان بنی صدر رئیس بانک مرکزی شد هم بود. این ها در غرب آمریکا در کالیفرنیا بودند و ما تقریبا در مرکز آمریکا بودیم. من بودم و آقای خرازی و دکتر یزدی. دکتر چمران هم قبلا بودند اما وقتی ما به آنجا رفتیم ایشان به لبنان رفته بودند و ما زیاد با ایشان تماس نداشتیم. آقای بهروز ماکویی که بعدا استاندار کرمان و بعد هم معاون وزیر ارشاد شدند هم از اعضای انجمن اسلامی آمریکا و کانادا بودند.یک تشکیلاتی هم در اروپا بود که آقایان بنی صدر و آقای سروش و دیگران مانند آقای نواب و ... در آنجا فعال بودند که یک همکاری هایی هم داشتند که مقاله هم می نوشتند. مجله ای هم به نام مکتب اسلام یا مکتب مبارزه داشتند که تقریبا بطور فصلنامه چاپ می شد. از همان موقع ما به دلایل مختلف موافق نبودیم که مقالات آقای بنی صدر نوشته و چاپ بشود. بعد که خیلی اصرار شد او مقالاتش را با اسم مستعار الف.موسوی می نوشت. عده ای که از دوستداران وی از جمله آقای علیرضا نوبری و دیگران بودند او را برای کنگره انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا دعوت کردند. یک بار بنی صدر را دعوت کردند و یکبار هم آقای قطب زاده را. من با هیچ کدام از آنها موافقت نکردم.آن زمانی که آقای بنی صدر را دعوت کردند کنگره دقیقا در همان شهری (شهر لورنس در ایالت کانزاس) بود که من بودم. من هم دبیر تشکیلات بودم و هم میزبان بودم. من به بنی صدر اجازه ندادم. یکبار هم در تگزاس بودم که خیلی اصرار کردند آقای قطب زاده صحبت کند و گفتند که قطب زاده همین اتاق بغلی است؛ بیاید ده دقیقه صحبت بکند و برود ولی خوب ما با مقالات و عنوان هایشان و چیزهایی که می نوشتند خیلی موافق نبودیم، برای همین اجازه ندادم سخنرانی کنند.بنی صدر می خواست مانند کمونیست ها همه چیز را به ماده وصل کند* مقالاتشان در چه فضای فکری بود که شما با آن موافق نبودید؟غفوری فرد: ببینید اصولا مثالی که ما داشتیم، در سطح دانشجوئی بود. اما مقالاتی که آقای بنی صدر می نوشت یک نوع نظریه پردازی بود که نه خیلی قابل تأیید بود و نه خیلی قابل فهم. یکبار یکی از دوستان ما به ایشان گفته بود که شما چه اصراری دارید که مطالب ساده را پیچیده کنید؟ خب با کمونیسم مخالف بودند اما تحت تاثیر چیزهای دیگر بودند و یک مکتب به نام خودشان ایجاد کرده بودند و مکتبی به نام دیالکتیک داشتند و مباحثی را مطرح می کردند. اصرار داشتند که اصول پنجگانه اسلام(توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت) را در تمامی پدیده ها بررسی و اثبات کنند مثلا امامت در اتم آب. چنین بحث هایی را مطرح می کرند و همه چیز را مثل کمونیست ها به ماده وصل می کردند. مثلا می گفتند اکسیژن و هیدروژن می خواهند جامعه توحیدی تشکیل بدهند، آب تشکیل می دهند. خوب می خواستند این پنج اصل اصول دین را در همه چیز بگویند. یک موضوعات این شکلی بود که مختص خودشان بود و واقعا خیلی هایش هم جا نمی افتاد. این بحث اولیه بود.اطرافیان بنی صدر به دروغ می گفتند امام خمینی بخش اقتصادی انقلاب را به بنی صدر محول کرده استبحث دیگر این بود که دوستان ایشان که بعضی ها در ایران هستند و من هم متاسفانه نمی توانم اسم آنها را ببرم بیش از حد معمول ایشان را بزرگ می کردند و می گفتند که مثلا امام بخش اقتصادی انقلاب را به آقای بنی صدر واگذار کرده اند. چون خود امام از اقتصاد سر در نمی آورد لذا آن بخش را به بنی صدر واگذار کرده!!! و بخش سیاسی و اجتماعی را به شریعتی و بحث مذهبی را هم خودش برعهده دارد. خوب همه اینها صد در صد دروغ بود و اصلا چنین چیزی مطرح نبود.بعد هم که منافقین گفتند که آقای طالقانی اقتصاد را به ما واگذار کرده است. آقای طالقانی کتابی نوشته بود به اسم اقتصاد در مکتب اسلام و این ها به آقای طالقانی می گویند که این کتاب خوبی نیست و ایشان می گوید که خوب شما بنویسید و من امضا می کنم و شما آن را چاپ می کنید. لذا آنها رفتند و اقتصاد اسلامی را نوشتند. خوب این شایعاتی بود که منافقین در مورد آقای طالقانی پخش می کردند.دوستان آقای بنی صدر که یکیشان همان آقای نوبری بود که بعدها همانطور که گفتم رئیس کل بانک مرکزی شد و بعد هم از ایران فرار کرد، آنها هم برای او چنین چیزی هایی می ساختند که در حقیقت او را در مقابل امام قرار بدهند.* این اتفاق ها در چه زمانی بود؟غفوری فرد: همان سال های 50 یا 51 و بعد از آن بود.* در آن مقطع آقای بنی صدر کتاب اقتصاد توحیدی را نوشته بود؟غفوری فرد: بله. خب آقای بنی صدر هم پانزده- شانزده سال قبل از انقلاب فرانسه بود، بیکار هم بود، از لحاظ اقتصادی هم در رفاه بود و زندگی راحتی داشت و مطالعه می کرد مطلب می نوشت. خانواده مرفهی هم داشت.در مقالاتی هم که می نوشت تعابیر عجیب و غریبی از اسلام درمی آورد که برای ما اصلا قابل قبول نبود. ولی بیشترین مسئله ما، موضع متکبرانه او بود که بعدها در مجلس خبرگان هم خیلی نمود داشت. می گفتند که او همه تخصص ها را دارد و بیشتر بر روی مسئله اقتصاد تاکید می کردند. دوستان خودشان همانطور که عرض کردم مثل آقای نوبری و برخی دیگر که الان هم در ایران هستند.بنی صدر هم که آدم خوش صحبت و خوش بیانی بود و قلم نسبتا خوبی هم داشت و حتی بعد بعضی از روحانیون ایران را در تهران هم اغفال کردند و همانطور که می دانید جامعه روحانیت مبارز در انتخابات از بنی صدر حمایت کرد. در استان خراسان هم بعضی از روحانیون اعتقاد داشتند بنی صدر ربا را از معاملات بانکی حذف کرده است! فلذا از ایشان حمایت می کردند. بعد که به ایران آمد شروع به سخنرانی کرد و افراد جوان را دور خودش جمع کرد و بعد هم آن تشکیلات دفتر هماهنگی را راه انداختند. بزرگترین اشتباه این بود که یک عده غلو می کردند و می خواستند ایشان را مقابل امام قرار بدهند و هم وزن و هم ردیف امام معرفی بکنند. یکی از علت های شکست بنی صدر "تکبرش" بود من احساس می کردم که بنی صدر بسیار انسان متکبری بود و یکی از علت های شکست او تکبرش بود. اگر مقداری تواضع داشت به عنوان یک قهرمان در تاریخ ایران باقی می ماند. او اولین رئیس جمهور نخستین جمهوری اسلامی در جهان بود. در مجلس خبرگان هم بود. فرمانده کل قوا هم که بود.رئیس شورای انقلاب بود. شورای انقلاب هم مجلس بود هم دولت یعنی هم قانون گذار بود هم مجری. رئیس ستاد انقلاب فرهنگی بود، بانک مرکزی دستش بود، وزارت امور خارجه دستش بود، وزارت اقتصاد و دارایی دستش بود. همه قدرت ها دستش بود و می توانست هم محبوب باشد و هم چهره ماندگار باشد. به اندازه کافی هم سواد داشت و به اندازه کافی هم دنیا را می شناخت و حدود شانزده سال اروپا بود. تنها اشکالش همین تکبرش بود که شخص دیگری را نمی توانست تحمل کند و در آخر هم دست به دست منافقین داد و آن جنایت را رقم زدند و در شهادت شهید بهشتی و یارانش دست داشت و البته نقشه آنها از خیلی قبل تر بود.به هرحال شناخت ما از ایشان آنجا بود و طبیعتا ایشان یک سابقه این جوری هم داشت. البته این را هم بگویم که ما با ایشان یک سابقه قوم و خویشی دور هم داریم. خانواده من هم همدانی هستند و آنها هم همدانی هستند و یک نسبت فامیلی خیلی خیلی دوری هم با ایشان داشتیم.ماجرای 10 میلیون تومان پولی که بنی صدر به غفوری فرد داد *شما از سال 58 تا 60 استاندار مشهد بودید. طبیعتا به اقتضای آن سمت در این دوران بیشتر از قبل با بنی صدر که رئیس جمهور بود ارتباط داشتید. در این باره صحبت کنید. اختلافات شما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با وی تا این زمان هم کشیده شد؟غفوری فرد: وقتی من استاندار شدم ایشان دو سه بار برای بازدید به استان خراسان آمد. یک بار برای آن زلزله ای که در جنوب خراسان اتفاق افتاد بود. آن وقت مرحوم آیت الله مهدوی کنی وزیر کشور بود و من رفتم خدمت ایشان و گفتم که اگر آقای بنی صدر بیایند خراسان من استقبال ایشان نمی روم. قبل از این هم بنی صدر یک سری امتیازاتی به ما داده بود که مرا جذب کنند. یکبار من رفتم دفتر ایشان و ایشان گفت که شورای انقلاب 100میلیون تومان به من برای کمک به نهضت های آزادیبخش داده است. خوب آن زمان 100 میلیون تومان پول خیلی زیادی بود. من گفتم در استان خراسان مجاهدین افغان هستند و آنجا ما می خواهیم به این مجاهدین افغان کمک کنیم. شما یک مقداری از این پول را به ما بدهید. او گفت که چقدر می خواهی؟ من هم گفتم که 10میلیون تومان. او هم یک چک نوشت 10 میلیون تومان و به ما داد. غیر از او و من و خدا کسی خبر نداشت و اگر من آن پول را برای خودم برمی داشتم کسی باخبر نمی شد. خوب این ولخرجی ها را هم کرد.یا مثلا اول انقلاب می خواستند اسکانس های شاهنشاهی را عوض کنند و می گفتند هرکس پول دارد بیاورد بانک عوض کند. مدتی هم آوردند. خوب این کار یک مهلتی داشت و عده ای پیرزن و پیرمرد دائما – بعد از مهلت سپری شده -پیدا می شدند و پول می آوردند و چون بانک تحویل نمی گرفت می آوردند به استانداری. چون استاندار اوایل انقلاب تقریبا همه کاره بود و ما هم اینها را جمع می کردیم و می دادیم به بنی صدر و او هم پول می داد و انصافا این کمک ها را هم کرد. ولی اختلاف ما که این چیزها نبود بلکه اختلاف فکری و ایدئولوژیکی بود.خوب من به آیت الله مهدوی کنی عرض کردم استقبال بنی صدر نمی روم. آیت الله مهدوی کنی فرمودند نمی شود که شما استاندار باشید و رئیس جمهور بیاید و استاندار به استقبال نرود و من گفتم که پس استعفا می دهم و نوشتم که به دلیل پاره ای از مشکلات می خواهم استعفا بدهم و آمدم بیرون و رفتم کنار خیابان و با ماشین استانداری هم نرفتم و یک تاکسی گرفتم که به خانه بروم.نامه به دست ایشان رسید و ایشان نوشتند که مستدعیست که به خدمات خود ادامه دهید. وقتی ایشان این را گفتند من ماندم و به استقبال هم رفتم. رفتیم فرودگاه استقبال ایشان و روی یک ورقه نوشتیم که ورود رئیس جمهور محترم را به استان خراسان خیر مقدم عرض می کنیم و بقای عمر حضرت امام را از خداوند متعال خواهانم.بعدها به من می گفتند که شما یک سخنرانی یک ساعته می کنید بدون یادداشت ولی این یک خط را از رو می خوانید. گفتم که من اصلا نمی توانم که در چشمان او نگاه کنم و خیر مقدم بگویم، چون اعتقاد ندارم. خوب این اختلافات کاملا علنی می شد. یکبار هم در جلسه با هم درگیری پیدا کردیم و اتفاقا شب هم از تلویزیون پخش شد. وقتی که من رفتم خانه خانواده گفتند که با رئیس جمهور درگیر نباید شد که بلایی سرت می آید. چون بحث خیلی تند شده بود.بنی صدر می گفت جنگ که تمام بشود به خراسان می روم و به حساب استاندار می رسمبنی صدر یک روزنامه به نام انقلاب اسلامی داشت که یک روز در آن نوشته بود جنگ که تمام بشود می روم خراسان و حساب این استاندار را می رسم. چنین رابطه ای بین ما بود. گویا مهم ترین مسئله بعد از جنگ من بودم!! حالا او رئیس جمهور بود و من یک استاندار. این مطلب در یک روزنامه چاپ شده بود. آن وقت هم نشریات دست چپی ها بود. حزب توده و چریک های فدایی خلق و نشریات به شدت هم آزاد بود و کسی جلوگیری نمی کرد.در همین چهار راه کالج بیش از 20 نفر ایستاده بودند و هر کدام یک نشریه چپی را تبلیغ و توزیع می کردند ولی اگر کسی می خواست که نشریه اسلامی توزیع کند اجازه نمی دادند! چپی ها 20 گروه بودند و 20 نشریه هم داشتند. روزنامه بنی صدر به نام انقلاب اسلامی درآمد و افراد زیادی هم به این نشریه کمک کردند و از من خواستند کمک کنم ولی من اصلا زیر این بار نرفتم. یکبار هم هواپیمای ایشان سقوط کرد (در واقع فرود اضطراری یک هلی کوپتر بود نه سقوط هوایی) ولی ایشان صدمه ای ندید و همه از اینکه رئیس جمهورشان سالم است خوشحال شدند. حتی سخت ترین مخالفین ایشان مثل شهید هاشمی نژاد آن موقع فرمودند که این از الطاف خفیه الهی بود که در این زمان رئیس جمهور ما کشته نشد و من در بین دوستان و خانواده این آیه شریف ...

ادامه مطلب  

ماجرای پول هایی که دفتر هماهنگی های بنی صدر برای مراسم استقبال خرج می کرد/ تجهیزات منافقین با مجوز بنی صدر وارد می شد  

درخواست حذف این مطلب
حسن غفوری فرد که سابقه آشنایی با بنی صدر را سال ها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دارد، حرف های ناگفته فراوانی درباره او دارد. از این رو در یک ظهر تابستانی به دفتر کار وی در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتیم. ایشان که قصد داشت در آن روز به مجلس ختم مرحوم نیری برود با روی خوش ما را در اتاق کارش پذیرفت.غفوری فرد از جمله افرادی است که قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت ها و مسئولیت های چندی برعهده داشته است. وی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا بود و در همان دوران با بنی صدر برخوردهایی داشت به گونه ای که با شناخت افکار بنی صدر مانع سخنرانی وی در کنگره انجمن اسلامی دانشجویان شد. وی که به گفته خودش یک نسبت دور فامیلی هم با بنی صدر دارد معتقد است که غرور و تکبر بنی صدر برای او گران تمام شد.غفوری فرد پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در امور اجرایی به فعالیت پرداخت. وی که از آذرماه 58 تا مرداد 60 استاندار خراسان بود، به اقتضای این سمت با رئیس جمهور وقت یعنی بنی صدر ارتباط داشته است که به گفته خودش اغلب این روابط چالشی بوده است به طوری که یک بار هنگام آمدن رئیس جمهور به مشهد، غفوری فرد از سمت خود استعفا می دهد اما با درخواست آیت الله مهدوی کنی، به سمت خود بازمی گردد. وی خاطرات جالبی از برنامه ریزی های اطرافیان بنی صدر به منظور پرشور جلوه دادن مراسم استقبال از وی دارد که با خرج پول فراوان ممکن می شد.غفوری فرد که از نزدیک شاهد وقایع پشت پرده بوده است، با اطمینان از نقش بنی صدر در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی که منجر به شهادت آیت الله شهید بهشتی و یاران او شد، سخن می گوید و معتقد است بنی صدر در اغلب ترورهای دهه 60 با منافقین همکاری می کرده است. وی می گوید که بنی صدر قبل از قضایای 14 اسفند قصد ترور سران را داشته است. غفوری فرد همچنین به مواردی از ارتباط بنی صدر و سازمان منافقین اشاره می کند که از جمله آن تجهیز نظامی منافقین بود. وی همچنین درباره مخالفت بنی صدر با قانون اساسی و نیز ولایت فقیه صحبت می کند.او در بخش دیگری از گفت وگویش در مورد سردبیر وقت روزنامه جمهوری اسلامی و انتقاداتی که اعضای حزب به سردبیر روزنامه داشتند، اشاره می کند. غفوری فرد که در کابینه میرحسین موسوی هم وزیر نیرو بود، در خلال صحبت ها و خاطراتش به مخالفت موسوی با انتشار مقالاتی که علیه منافقین نوشته می شد، اشاره می کند. علاوه بر این، وی معاون رئیس و رئیس سازمان تربیت بدنى در کابینه هاشمى رفسنجانی و رئیس دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین از سال 85 تا 88 بوده است. او هم اکنون رئیس هیئت بازرسی و نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی است.آنچه در ادامه می خوانید مشروح گفت وگو با حسن غفوری فرد است.آقای دکتر غفوری فرد، شما بارها اشاره کرده بودید که خاطرات ناگفته ای از بنی صدر دارید. در کتاب خاطرات خود که توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده هم به نحوه آشنایی تان با بنی صدر در انجمن اسلامی خارج از کشور اشاره کرده اید و گفته اید که شما در آنجا حتی اجازه سخنرانی را هم به وی نمی دادید. چرا شما چنین اجازه ای را به وی نمی دادید؟ چه شناختی از او داشتید که موجب می شد با این جدیت اینگونه با او برخورد کنید؟بسم الله الرحمن الرحیم. در ابتدا باید بگویم که به نظرم خیانت هایی که بنی صدر مرتکب شده و عمق فاجعه ای که در کشور ایجاد کرده هنوز برای مردم شناخته شده نیست. اما درباره نحوه آشنایی؛ من سال ها در انجمن های اسلامی دانشجویان در آمریکا و کانادا دبیر تشکیلات بودم. قبل از اینکه ما به آمریکا برویم یعنی قبل از سال 40 و یا همان سال های 42 تا 48، افرادی مانند شهید چمران و آقای دکتر یزدی در آمریکا بودند و در اروپا کسانی که معروف بودند همین بنی صدر بود و قطب زاده و امثال این ها بودند. آن موقع یک انجمن های اسلامی به نام msa (muslim students association) در آمریکا فعال بود که بیشتر در اختیار اعراب بود و زبان حاکم بر آن هم، بیشتر انگلیسی و یا عربی بود و تصمیم ها هم بیشتر توسط آنها گرفته می شد.من زمانی که در سال های 47و 48 به آمریکا رفتم، گفتیم که ما هم برای خود تشکیلاتی داشته باشیم. عنوان این تشکیلات را psc (persian speaking group) گذاشتیم که همه فارسی زبانان، از ایران و افغانستان و تاجیکستان و دیگر کشورها را شامل می شد این طرح در سال های 47 و 48 بود و من در آنجا دبیر تشکیلات بودم.خوب یک تشکیلاتی بود به نام انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا و تشکیلاتی هم شبیه به همین در اروپا بود. در آمریکا بنده بودم، آقای محمد هاشمی، مرحوم دکتر نوربخش، آقای واعظی و آقای شیخ الاسلام، آقای کمال خرازی، آقای علی صادقی تهرانی و ... هم بودند.آقای ظریف هم بودند؟نخیر؛ اگر هم بودند با ما نبودند. تا آن سال که من بودم آقای ظریف با انجمن ارتباطی نداشت. البته ما با آن تشکیلاتی که آقای شیخ الاسلام و همراهانش در آن حضور داشتند از لحاظ مکانی فاصله داشتیم. تقریبا حدود 3 هزار کیلومتر فاصله بود.آقای علیرضا نوبری که در زمان بنی صدر رئیس بانک مرکزی شد هم بود. این ها در غرب آمریکا در کالیفرنیا بودند و ما تقریبا در مرکز آمریکا بودیم. من بودم و آقای خرازی و دکتر یزدی. دکتر چمران هم قبلا بودند، اما وقتی ما به آنجا رفتیم، ایشان به لبنان رفته بودند و ما زیاد با ایشان تماس نداشتیم. آقای بهروز ماکویی که بعدا استاندار کرمان و بعد هم معاون وزیر ارشاد شدند هم از اعضای انجمن اسلامی آمریکا و کانادا بودند.یک تشکیلاتی هم در اروپا بود که آقایان بنی صدر و سروش و دیگران مانند آقای نواب و ... در آنجا فعال بودند که یک همکاری هایی هم داشتند که مقاله هم می نوشتند. مجله ای هم به نام مکتب اسلام یا مکتب مبارزه داشتند که تقریبا به طور فصلنامه چاپ می شد. از همان موقع ما به دلایل مختلف موافق نبودیم که مقالات آقای بنی صدر نوشته و چاپ بشود. بعد که خیلی اصرار شد او مقالاتش را با اسم مستعار الف.موسوی می نوشت. عده ای که از دوستداران وی از جمله آقای علیرضا نوبری و دیگران بودند او را برای کنگره انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا دعوت کردند. یک بار بنی صدر را دعوت کردند و یک بار هم آقای قطب زاده را. من با هیچ کدام از آنها موافقت نکردم.آن زمانی که آقای بنی صدر را دعوت کردند کنگره دقیقا در همان شهری (شهر لورنس در ایالت کانزاس) بود که من بودم. من هم دبیر تشکیلات بودم و هم میزبان بودم. من به بنی صدر اجازه ندادم. یک بار هم در تگزاس بودم که خیلی اصرار کردند آقای قطب زاده صحبت کند و گفتند که قطب زاده همین اتاق بغلی است؛ بیاید ده دقیقه صحبت بکند و برود ولی خوب ما با مقالات و عنوان هایشان و چیزهایی که می نوشتند خیلی موافق نبودیم، برای همین اجازه ندادم سخنرانی کنند.بنی صدر می خواست مانند کمونیست ها همه چیز را به ماده وصل کندمقالاتشان در چه فضای فکری بود که شما با آن موافق نبودید؟ببینید اصولا مثالی که ما داشتیم، در سطح دانشجویی بود. اما مقالاتی که آقای بنی صدر می نوشت یک نوع نظریه پردازی بود که نه خیلی قابل تأیید بود و نه خیلی قابل فهم. یک بار یکی از دوستان ما به ایشان گفته بود که شما چه اصراری دارید که مطالب ساده را پیچیده کنید؟ خب با کمونیسم مخالف بودند اما تحت تأثیر چیزهای دیگر بودند و یک مکتب به نام خودشان ایجاد کرده بودند و مکتبی به نام دیالکتیک داشتند و مباحثی را مطرح می کردند. اصرار داشتند که اصول پنج گانه اسلام(توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت) را در تمامی پدیده ها بررسی و اثبات کنند، مثلا امامت در اتم آب. چنین بحث هایی را مطرح می کرند و همه چیز را مثل کمونیست ها به ماده وصل می کردند. مثلا می گفتند اکسیژن و هیدروژن می خواهند جامعه توحیدی تشکیل بدهند، آب تشکیل می دهند. خوب می خواستند این پنج اصل اصول دین را در همه چیز بگویند. یک موضوعات این شکلی بود که مختص خودشان بود و واقعا خیلی هایش هم جا نمی افتاد. این بحث اولیه بود.اطرافیان بنی صدر به دروغ می گفتند امام خمینی بخش اقتصادی انقلاب را به بنی صدر محول کرده استبحث دیگر این بود که دوستان ایشان که بعضی ها در ایران هستند و من هم متأسفانه نمی توانم اسم آنها را ببرم بیش از حد معمول ایشان را بزرگ می کردند و می گفتند که مثلا امام بخش اقتصادی انقلاب را به آقای بنی صدر واگذار کرده اند. چون خود امام از اقتصاد سر در نمی آورد، لذا آن بخش را به بنی صدر واگذار کرده!!! و بخش سیاسی و اجتماعی را به شریعتی و بحث مذهبی را هم خودش برعهده دارد. خوب همه اینها صد در صد دروغ بود و اصلا چنین چیزی مطرح نبود.بعد هم که منافقین گفتند که آقای طالقانی اقتصاد را به ما واگذار کرده است. آقای طالقانی کتابی نوشته بود به اسم اقتصاد در مکتب اسلام و این ها به آقای طالقانی می گویند که این کتاب خوبی نیست و ایشان می گوید که خوب شما بنویسید و من امضا می کنم و شما آن را چاپ می کنید. لذا آنها رفتند و اقتصاد اسلامی را نوشتند. خوب این شایعاتی بود که منافقین در مورد آقای طالقانی پخش می کردند.دوستان آقای بنی صدر که یکی شان همان آقای نوبری بود که بعدها همانطور که گفتم رئیس کل بانک مرکزی شد و بعد هم از ایران فرار کرد، آنها هم برای او چنین چیزی هایی می ساختند که در حقیقت او را در مقابل امام قرار بدهند.این اتفاق ها در چه زمانی بود؟همان سال های 50 یا 51 و بعد از آن بود.در آن مقطع آقای بنی صدر کتاب اقتصاد توحیدی را نوشته بود؟بله. خب آقای بنی صدر هم پانزده- شانزده سال قبل از انقلاب فرانسه بود، بیکار هم بود، از لحاظ اقتصادی هم در رفاه بود و زندگی راحتی داشت و مطالعه می کرد مطلب می نوشت. خانواده مرفهی هم داشت.در مقالاتی هم که می نوشت تعابیر عجیب و غریبی از اسلام درمی آورد که برای ما اصلا قابل قبول نبود. ولی بیشترین مسئله ما، موضع متکبرانه او بود که بعدها در مجلس خبرگان هم خیلی نمود داشت. می گفتند که او همه تخصص ها را دارد و بیشتر بر روی مسئله اقتصاد تأکید می کردند. دوستان خودشان همانطور که عرض کردم مثل آقای نوبری و برخی دیگر که الآن هم در ایران هستند.بنی صدر هم که آدم خوش صحبت و خوش بیانی بود و قلم نسبتا خوبی هم داشت و حتی بعد بعضی از روحانیون ایران را در تهران هم اغفال کردند و همانطور که می دانید جامعه روحانیت مبارز در انتخابات از بنی صدر حمایت کرد. در استان خراسان هم بعضی از روحانیون اعتقاد داشتند بنی صدر ربا را از معاملات بانکی حذف کرده است! فلذا از ایشان حمایت می کردند. بعد که به ایران آمد شروع به سخنرانی کرد و افراد جوان را دور خودش جمع کرد و بعد هم آن تشکیلات دفتر هماهنگی را راه انداختند. بزرگترین اشتباه این بود که یک عده غلو می کردند و می خواستند ایشان را مقابل امام قرار بدهند و هم وزن و هم ردیف امام معرفی بکنند.یکی از علت های شکست بنی صدر تکبرش بود من احساس می کردم که بنی صدر بسیار انسان متکبری بود و یکی از علت های شکست او تکبرش بود. اگر مقداری تواضع داشت به عنوان یک قهرمان در تاریخ ایران باقی می ماند. او اولین رئیس جمهور نخستین جمهوری اسلامی در جهان بود. در مجلس خبرگان هم بود. فرمانده کل قوا هم که بود.رئیس شورای انقلاب بود. شورای انقلاب هم مجلس بود هم دولت یعنی هم قانون گذار بود هم مجری. رئیس ستاد انقلاب فرهنگی بود، بانک مرکزی دستش بود، وزارت امور خارجه دستش بود، وزارت اقتصاد و دارایی دستش بود. همه قدرت ها دستش بود و می توانست هم محبوب باشد و هم چهره ماندگار باشد. به اندازه کافی هم سواد داشت و به اندازه کافی هم دنیا را می شناخت و حدود شانزده سال اروپا بود. تنها اشکالش همین تکبرش بود که شخص دیگری را نمی توانست تحمل کند و در آخر هم دست به دست منافقین داد و آن جنایت را رقم زدند و در شهادت شهید بهشتی و یارانش دست داشت و البته نقشه آنها از خیلی قبل تر بود.به هرحال شناخت ما از ایشان آنجا بود و طبیعتا ایشان یک سابقه این جوری هم داشت. البته این را هم بگویم که ما با ایشان یک سابقه قوم و خویشی دور هم داریم. خانواده من هم همدانی هستند و آنها هم همدانی هستند و یک نسبت فامیلی خیلی خیلی دوری هم با ایشان داشتیم.ماجرای 10 میلیون تومان پولی که بنی صدر به غفوری فرد داد شما از سال 58 تا 60 استاندار مشهد بودید. طبیعتا به اقتضای آن سمت در این دوران بیشتر از قبل با بنی صدر که رئیس جمهور بود ارتباط داشتید. در این باره صحبت کنید. اختلافات شما قبل از پیروزی انقلاب اسلامی با وی تا این زمان هم کشیده شد؟وقتی من استاندار شدم ایشان دو سه بار برای بازدید به استان خراسان آمد. یک بار برای آن زلزله ای که در جنوب خراسان اتفاق افتاد بود. آن وقت مرحوم آیت الله مهدوی کنی وزیر کشور بود و من رفتم خدمت ایشان و گفتم که اگر آقای بنی صدر بیایند خراسان من استقبال ایشان نمی روم. قبل از این هم بنی صدر یک سری امتیازاتی به ما داده بود که مرا جذب کنند. یک بار من رفتم دفتر ایشان و ایشان گفت که شورای انقلاب 100 میلیون تومان به من برای کمک به نهضت های آزادی بخش داده است. خوب آن زمان 100 میلیون تومان پول خیلی زیادی بود. من گفتم در استان خراسان مجاهدین افغان هستند و آنجا ما می خواهیم به این مجاهدین افغان کمک کنیم. شما یک مقداری از این پول را به ما بدهید. او گفت که چقدر می خواهی؟ من هم گفتم که 10 میلیون تومان. او هم یک چک نوشت 10 میلیون تومان و به ما داد. غیر از او و من و خدا کسی خبر نداشت و اگر من آن پول را برای خودم برمی داشتم کسی باخبر نمی شد. خوب این ولخرجی ها را هم کرد. یا مثلا اول انقلاب می خواستند اسکانس های شاهنشاهی را عوض کنند و می گفتند هر کس پول دارد بیاورد بانک عوض کند. مدتی هم آوردند. خوب این کار یک مهلتی داشت و عده ای پیرزن و پیرمرد دائما – بعد از مهلت سپری شده -پیدا می شدند و پول می آوردند و چون بانک تحویل نمی گرفت می آوردند به استانداری. چون استاندار اوایل انقلاب تقریبا همه کاره بود و ما هم اینها را جمع می کردیم و می دادیم به بنی صدر و او هم پول می داد و انصافا این کمک ها را هم کرد. ولی اختلاف ما که این چیزها نبود بلکه اختلاف فکری و ایدئولوژیکی بود.خوب من به آیت الله مهدوی کنی عرض کردم استقبال بنی صدر نمی روم. آیت الله مهدوی کنی فرمودند نمی شود که شما استاندار باشید و رئیس جمهور بیاید و استاندار به استقبال نرود و من گفتم که پس استعفا می دهم و نوشتم که به دلیل پاره ای از مشکلات می خواهم استعفا بدهم و آمدم بیرون و رفتم کنار خیابان و با ماشین استانداری هم نرفتم و یک تاکسی گرفتم که به خانه بروم.نامه به دست ایشان رسید و ایشان نوشتند که مستدعیست که به خدمات خود ادامه دهید. وقتی ایشان این را گفتند من ماندم و به استقبال هم رفتم. رفتیم فرودگاه استقبال ایشان و روی یک ورقه نوشتیم که ورود رئیس جمهور محترم را به استان خراسان خیر مقدم عرض می کنیم و بقای عمر حضرت امام را از خداوند متعال خواهانم.بعدها به من می گفتند که شما یک سخنرانی یک ساعته می کنید بدون یادداشت ولی این یک خط را از رو می خوانید. گفتم که من اصلا نمی توانم که در چشمان او نگاه کنم و خیر مقدم بگویم، چون اعتقاد ندارم. خوب این اختلافات کاملا علنی می شد. یک بار هم در جلسه با هم درگیری پیدا کردیم و اتفاقا شب هم از تلویزیون پخش شد. وقتی که من رفتم خانه خانواده گفتند که با رئیس جمهور درگیر نباید شد که بلایی سرت می آید. چون بحث خیلی تند شده بود.بنی صدر می گفت جنگ که تمام بشود به خراسان می روم و به حساب استاندار می رسمبنی صدر یک روزنامه به نام انقلاب اسلامی داشت که یک روز در آن نوشته بود جنگ که تمام بشود می روم خراسان و حساب این استاندار را می رسم. چنین رابطه ای بین ما بود. گویا مهم ترین مسئله بعد از جنگ من بودم!! حالا او رئیس جمهور بود و من یک استاندار. این مطلب در یک روزنامه چاپ شده بود. آن وقت هم نشریات دست چپی ها بود. حزب توده و چریک های فدایی خلق و نشریات به شدت هم آزاد بود و کسی جلوگیری نمی کرد.در همین چهار راه کالج بیش از 20 نفر ایستاده بودند و هر کدام یک نشریه چپی را تبلیغ و توزیع می کردند ولی اگر کسی می خواست که نشریه اسلامی توزیع کند اجازه نمی دادند! چپی ها 20 گروه بودند و 20 نشریه هم داشتند. روزنامه بنی صدر به نام انقلاب اسلامی درآمد و افراد زیادی هم به این نشریه کمک کردند و از من خواستند کمک کنم ولی من اصلا زیر این بار نرفتم. یک بار هم هواپیمای ایشان سقوط کرد (در واقع فرود اضطراری یک هلی کوپتر بود نه سقوط هوایی) ولی ایشان صدمه ای ندید و همه از اینکه رئیس جمهورشان سالم است خوشحال شدند. حتی سخت ترین مخالفین ایشان مثل شهید هاشمی نژاد آن موقع فرمودند که این از الطاف خفیه الهی بود که در این زمان رئیس جمهور ما کشته نشد و من در بین دوستان و خانواده این آیه شریفه را خواندم ولا یحسبن الذین کفروا انما نملی لهم خیر لانفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما ولهم عذاب مهین (آیه 178 آل عمران)یعنی گمان نکنند که مهلتی که ما به آنها می دهیم برایشان بهتر است، بلکه ما به آنها مهل ...

ادامه مطلب  

متفکری که نظام سازی اسلامی را پایه گذاشت ولی در رادار انقلابی ها نیامد/ چرا از صدر و نظام فکری او چیزی نمی دانیم؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، پانزدهمین شب برنامه راز به نام شهید محمدباقر صدر بروی آنتن رفت. حجج اسلام سیدامید موذنی و سعید بهمنی مهمانان نادر طالب زاده در این برنامه بودند. موضوع هم نظام فکری و اندیشه ای شهید صدر بود. حرف هایی زده شد که سال ها بود از تلویزیون این گونه نشنیده بودیم. شهید صدر در این برنامه یک قرین معنوی دیگر هم داشت. در فرازهایی از بحث یادی از استاد علی صفایی حایری به تکریم شد.متن مشروح این برنامه را در ادامه می خوانید:طالب ­زاده: افتخار دارم در مورد موضوعِ بسیار مهمی و جذابی امشب صحبت بکنیم. در خدمت دو نفر از علما هستیم، آقای موذنی و آقای بهمنی. چرا آقای موذنی ما امروز باید در مورد شهید صدر صحبت کنیم؟ برنامه راز به مسائل خیلی خاص می­ پردازد. بعضی ممکن است تعجب کنند چرا شهید صدر که سالها پیش شهید شد و ردّ او هم کم دیده می­شود و فقط یک اتوبانی به نام او داریم کم دیده می­شود؟ موذنی: به همان میزانی که ما به سوالِ چرا به اندیشۀ صحیح، مستقیم و ناب احتیاج داریم، پاسخ می­دهیم به همان میزان هم به سوالِ چرا به شهید صدر نیاز داریم، پاسخ می­دهیم. اگر وضعیت امروز جامعه و وضعیت دنیای اسلام را وضعیتی می­دانیم که در ساحت اندیشه پیش از هر چیز دیگری نیازمند است که فکر نو تولید کند، فکری که مسائل امروز جهان را درک کند، برای سوالات امروز جهان پاسخ داشته شود، اگر به اندیشه ­ای نیاز دارد که جامع باشد و بتواند انسان را با همۀ ساحت­ هایش ببیند، به شخصیت ­هایی مانند شهید صدر نیاز پیدا می­ کنیم.شهید صدر به عنوان یک اندیشمند اسلامی که بین دو مسالۀ مهم جمع کرده است؛ که معمولاً در کمتر کسی پیدا می­شود. یعنی بین اصالت و معاصرت، یعنی شهید صدر در عمیق­ترین لایه­ های فکرِ اسلامی، اندیشه­ ورزی کرده و در عین حال این اندیشه ­ورزی عمیق، ناب و خالص اسلامی، برکنار از تحولات و پیشرفت­های روز جهان نیست. این اندیشه­ ورزی، اندویشه ­ورزیِ جامانده در تاریخ نیست. اندیشه­ ورزی­ای است که به امروز بشر رسیده است و علاوه بر اینکه عمیق و ریشه­ دار در اسلام است و از اصالت آن ذره­ای کم نشده است، یعنی این فکر و اندیشه هیچ خلطی با سایر اندیشه­ های غیراسلامی نداشته در عین حال مالِ انسان امروز است، مساله و نیازهای امروز او را دیده است.طالب­ زاده: چقدر جلوتر از زمانش بود؟موذنی: این یک فصل جدیدی است. حالا اینکه چقدر جلوتر از زمانش بود، شهید صدر 60 سال پیش فلسفتنا و اقتصادنا می ­نویسند در 25 سالگی. هر کدام در 10 ماه . در حالی که ما هنوز که هنوز نتوانستیم مانند اقتصادنا کتابی داشته باشیم و دردناک­تر بگویم هنوز که هنوز است ما اقتصادنا را نمی­خوانیم. یعنی اقتصادنا در خیلی از کشورهای دنیا کتاب درسی است یا کتاب مطالعات جدی دانشگاه­ها است اما ما هنوز سر اینکه رشتۀ اقتصادِ اسلامی داشته باشیم یا نداشته باشیم، داریم دعوا می­کنیم! بعضی­ ها سر اینکه اصلاً اسلام اقتصاد دارد یا ندارد، دارند دعوا می­کنند و این نشان می­دهد کسی که 60 سال پیش باور داشته که اسلام دین همۀ حیات است و بعد بیاید برای این ادعا نظام ­سازی کند، فکرِ نظام­ند در حوزۀ اقتصاد و سیاست تولید کند و فکری که مورد پذیرش قرار بگیرد؛ در بسیاری از کشورها که معاند اندیشۀ شیعی محسوب می­شود اینقدر عظمت این فکر و اهمیت علمی این کتاب­ها و آثار جدی است که نتوانستند از این کتاب چشم پوشی کنند یا به عنوان متن درسی در سطح بالای علمی و یا به عنوان کتاب­های مطالعاتی مهم و متن منبع به آن توجه کردند و در جهان اسلام آنقدری که بنده دیدم و پژوهش کردم نمی ­توانیم کشوری از کشورهای اسلامی را نام ببریم که از 60 سال پیش تا به امروز بر سفرۀ اندیشه ­های شهید صدر ننشسته باشد، چه در حوزۀ فلسفه، چه در حوزه اقتصاد و حوزه اقتصاد حوزه­ای است که شهید صدر بیشتر شناخته می­شود. اما متاسفانه عرصه ­های دیگری است که شهید صدر هنوز با آنها شناخته نیست مانند تفسیر که رویکردی که شهید صدر در این حوزه، این نوآوری که شهید صدر حوزه تفسیر داشته است، اگرچه متاسفانه باز هم این در جهان خارج از فضای جمهوری اسلامی ایران زودتر کشف شده است! یعنی خیلی از اندیشمندان عرب زودتر به شهید صدر رسیدند و خودشان را مدیون شهید صدر می­دانند در رویکرد تفسیری و مدعی هستند ما داریم فکر او را ادامه می­دهیم. چه اقتصاد، چه فلسفه و چه تفسیر و چه عرصه­ های دیگر. این برای 60 سال پیش است تا سال 58 شمسی که ایشان شهید می­ شود، آخرین دستاوردهای فکری ایشان عرضه می­ شود و همیشه جلوتر از زمان، اولین پیش­نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را ـ غیر از پیش­نویسی که در فرانسه تهیه شده بود. شهید صدر می­ نویسد و یکی از متن­هایی که مورد توجه قرار گرفته بود بنا بر بعضی گزارش­ها در تدوین قانون اساسی، همین پیش­نویسی است که شهید صدر نوشته است. الان هم اگر کسی آن پیش­نویس را مطابقت بدهد با متن فعلی قانون اساسی در بسیاری از اصولش مشترک است، در نظریۀ اساسی­ اش که نظریۀ مردم­سالاری دینی است کاملاً منطبق است و شهید صدر با یک فکر بسیار ستودنی یعنی واقعاً از ابعاد مختلف چه از حیث عمق قرآنی و اسلامی ­اش و چه از حیث رفع نیازهای یک حکومت به معنای واقعی، چه از نگاهِ اینکه سازمان­ها و ساختارهای مختلفی که نیازمند این است که حکومت را پیش ببرد، در نظر گرفتن همۀ این جوانب واقعاً در حالی که شهید صدر در مدت خیلی کوتاهی این را نوشته است، در 15 فروردین سال 57 یعنی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی این پیش ­نویس را نوشته است. اما می­ بینید بسیار جامع است و با آن چیزی که امروز هم در قانون اساسی جمهوری اسلامی است، بسیار مشابهت دارد.من اگر بخواهم مطلب را خلاصه بگویم این است که میزانِ نیاز ما به اندیشۀ ناب اسلامی هر چقدر بیشتر باشد ما به کسانی مانند شهید صدر و به طور خاص به خودش شهید صدر نیازمند می­شویم. چون او آمده و محصول به ما داده است و صرفاً فقط ادعا نیست، او تمام حرفهای خوبی که ما داشتیم تبدیل کرده است به یک محصول قابل ارزیابی، محصولی که نه تنها در سطح کتاب قابل ارزیابی است چون پیاده شده مثلاً فکر بانکداری شهید صدر در دنیا و در خیلی از کشورها پیاده شده است. واقعیت بیرونی آن هم قابل ارزیابی است و لذا شهید صدر یک گام بسیار مهم است و یک مرحله است برای اینکه ما بخواهیم برگردیم و در حوزۀ اندیشه گام ­های بعدی را ادامه بدهیم و به سمت مسیری که باید پیش برویم.طالب ­زاده: آقای بهمنی را که 20 سال در این حوزه کار می­ کنند را معرفی بکنید.موذنی: آقای بهمنی یکی از شخصیت­های قرآنی کشور هستند که از مسیر قرآن با شهید صدر پیوند خوردند. ایشان حدود 20 سال در مسالۀ روش ­شناسیِ تفسیر و بحث­های مرتبط با روش­ شناسی کار می­ کردند، در ضمن بحث­ هایشان در حوزۀ اندیشمندان اسلامی پیگیر بودند که چه کسی از اندیشمندان اسلامی به روش پرداخته است. به شهید صدر می ­رسند و حدود 8 سال متمرکز می ­شوند در همین 13 درسِ تفسیری شهید صدر که شهید صدر روش تفسیر موضوعی را آنجا ارائه می­کنند و بحث نظریه ­پردازی را و پژوهشی داشتند تحت عنوان «مدلِ مفهومی نظریه ­پردازی قرآن­ بنیان» که تبیین می­کند شهید صدر چگونه نظریه­ پردازی را آنجا شرح دادند.طالب ­زاده: شما چگونه با شهید صدر آشنا شدید؟بهمنی: لازم می­دانم یک مقدمه­ ای را بگویم درباره اینکه ما دربارۀ شخصیت بزرگی داریم سخن می­گوییم و سخنان بنده در اندازۀ ظرفیت بنده است. جای خیلی از فضلاء و علمایی که در این عرصه کار کردند در اینجا خالیست و آرزو دارم آنها در فرصت­های بعدی بیایند از کارهای شهید صدر، از الهاماتی که گرفتند و نظریاتی که پدید آوردند اینجا سخن بگویند. نکته بعدی اینکه من واقعاً خدا را شاکرم که در عمر طلبگی و تحقیق خودم در ایستگاه این قلۀ بلند اطراق کردم و در دامنۀ این قلۀ بلند علمی به اندازۀ ظرفیتم خوشه ­چینی کردم.عرصۀ مطالعاتی من گسترده نبوده و همه آن چیزی که شهید صدر کار کرده هم نبوده است. بیشتر متمرکز بوده بر مطالعۀ قرآنی ایشان. به طور خاص روش­شناسی ایشان برای نظریه­ پردازی و نمونه­ هایی که عملیاتی کرده است. البته در این سطح متمرکز قریبِ سالهایی که فرمودند کار کردم. از روز اول از آنها این ادراکات تفصیلی را نداشتم، جاذبه ­های شهید صدر بیش از همه در دهۀ 60 به وسیلۀ مرحوم استاد ما حاج شیخ­علی صفایی بوجود آمد. آن معرفت و نوعی عُلقه از طریق ایشان در من ایجاد شد.طالب ­زاده: ایشان توجه ویژه­ای به شهید صدر داشتند و آن را به شاگردانشان منتقل می­ کردند.بهمنی: آن سنت­ های تاریخی ایشان که در آن زمان منتشر شد و مباحث حلقات و اصول به تدریج داشت منتشر می ­شد، آشیخ علی­ آقا تعبیرش این بود که شهید صدر فو­ق ­العاده منظم است. مطالبی را که می­ گویند ساختار یافته است. هم فهمش ساده است و هم نقد و تکمیلش ساده است. چون مشخص است این بستۀ معرفتی­ای که سامان می­دهد و به شما ارائه می­کند کاملاً ساختارمند و شکل دارد. بی ­سروسامان و ناهمگون نیست. بیش از همه بر نظمِ فکری شهید صدر که فوق­ العاده برای ما هم جذاب بود، افزون بر آن بر قدرتِ انتزاعیِ شهید صدر تاکید داشت که آن هم فوق ­العاده جذاب است.خود آشیخ­علی آقا هم قدرت انتزاعی فوق­ العاده­ای در حد نبوغ داشت که می­توانست تمام مباحث بسیار پرحجم علوم را در چند کلمه خلاصه بکند. بسیار معنی ­دار و فوق ­العاده پوشش­­ دهندۀ آن معنا. این قدرت ذهنیِ انتزاعی در همه کس نیست، افراد بسیار خاصی اینگونه کلی و ماکرویی پدیده ­ها را تلقی می­ کنند و در هاضمۀ خودشان می­توانند به معنا تبدیل بکنند. آن پیوند اصلی در جوانی به وسیلۀ استاد ما ایجاد شد. بعد از آن یک دورۀ فَترتی داشت. چون متون شهید صدر یک مقدار عربی ­اش دشوار است. عربی جدید ما در متون کلاسیک خودمان عربیِ نثر خاصی که به نوعی فارسی هم است، مانوس هستیم نه عربیِ جدید، آن دوره­ ها که گذشت یک مقدار تسلط ما بیشتر شد و من بیش از هر زمان دیگری هم به روش­شناسی توجه کردم. اساساً وقتی آن زمان تحلیل کردم مسئولیتی داشتم، به این نتیجه رسیدم که مطالعات روش شناسی یک آسیب در مطالعات راهبردی ما است. بنابراین مطالعاتم را متمرکز کردم بر روش­شناسی. در روش­شناسی هم متون مختلفی را دیدم و در نهایت دیدم تنها عالم طراز اول در مرجعیت که وارد روش­شناسی شده است و یک روش فوق­ العاده بلندی را با اهداف فوق ­العادهِ جهان شمول ترسیم کرده، مرحوم آسیدمحمد باقر صدر است. لذا آن مطالعاتی هم که کرده بود و نوشته­ هایی که داشتم همه را کنار گذاشتم. اول متمرکز شدم بر روش­شناسی ایشان که اول روش­ شناسی ایشان در فرجام عمر مبارکشان در آخرین حلقات درسی­ شان بوده و بعد دیگر فرصت باز تدوین و تدوین ندارند، در منزلشان زندانی می­­شوند و بعد به شهادت می ­رسند.لذا این داده­ ها آخرین بیانات شهید صدر است که به نظر می­ رسد دیگر قله و حصیل و ثمرات عمر شریفشان است. یک روش­شناسی و بعد یک نمونۀ عملی از آن روش، روش ایشان روشِ نظریه­ پردازی است که معروف است به تفسیر موضوعی اما تفسیر موضوعی شهید با همۀ تفسیر موضوع­ هایی که من مطالعه کردم از مصری­ ها، از کشورهای دیگر اسلام، از حجاز هر که دربارۀ تفسیر موضوعی سخت می ­گوید آنی را که شهید صدر بیان می­ کند مراعات نمی­کند، یک مجموعۀ منسجمِ موضوعی از اطلاعات اما شهید صدر در نظریه­ پردازی که به ضرورتش رسیده و از جوانی هم این را دنبال کرده است. یعنی از 25 سالگی فلسفتنا، اقتصادنا و نظریات دیگری را سامان دادند، شهید صدر به این نتیجه رسیدند که نظریه ­پردازی می­تواند آن جبهۀ فکر اسلامی را در مقابل رقبای بین­ المللی، رقبای بزرگ ایجاد کند. در دورۀ معاصر ما دو رقیب بزرگ داریم. یعنی رقبای سنتی ما با مذاهب اسلامی بوده، اما در دورۀ اخیر رقابت ما فراتر از مذاهب رفت، فراتر از ادیان ما، رقیبِ مکاتب جهانی شدیم، کسی که این ادراک کرد و برای این سطح رقابت به تفکر پرداخت به نظر می ­رسد در بین متفکران ما از انسجام بیشتری برخوردار است، شهید صدر است که آثارش هم این را نشان می­دهد. لذا ایشان در دورۀ اخیر روش­ شناسی ایشان و به طور خاص فرموله کردن نظریه­ پردازی آن چیزی بوده که حوزۀ مطالعاتی بنده را به خودش اختصاص داده است.طالب­ زاده: مقام معظم رهبری نکات جالبی را چند ماه پیش در مورد ایشان (شهید صدر) در یک جمعی بیان کردند. در ادامه نکاتی که آقا فرمودند بعد از مدت­ها یک شخصیتی که فرمولی برای حل بعضی از مسائل بسیار مهم و اجرایی ما دارند. ما الان مشکل اجرایی داریم. اجرایی که مبتنی بر عقیده و ایده باشد و بتواند از خودش دفاع کند و کسی که متعلق به جهان اسلام است و همۀ متون هم به زبان عربی نوشته شده است و از اولین کسانی بودند که متوجه حقیقت اسلام هستند و آن جمله ­ای که ذوب در اسلام را و خودشان را هم ذوب در این مسیر می ­دیدند. ما چقدر در همین تلویزیون بحثِ اصطلاح اقتصادمان که اقتصاد یک ملغم ه­ای از مطالب مختلفی است ولی الگوی آن را داشتیم و می­توانستیم از سالهای قبل مثلاً از 20 سال پیش روی این موضوع شروع کنیم به کار کردن ولی نخواستیم. کشورهای دیگری هم که جمهوری اسلامی هم نبودند خیلی هم ادعا نداشتند ولی شروع کردند از همان زمان قدیم کار کردن و در این قسمتِ اقتصاد یک پیشرفت­های قابل توجهی هم نسبت به ما دارند. اینکه ما باید عملیاتی وارد شویم و شهید صدر را دریابیم، کتاب اقتصادنا یا کتابی که راجع به ربا است و بانکداری بدون ربا که آقا اشاره می کنند. یک دوره پاکستان از او خواسته بود و الان 4 دهه انقلاب جلو آمده و این فرمولِ اصلاحش را را کار کرده ولی ما او را در رادار نداریم و خیلی خیلی کمرنگ است و رسانه باید او را بزرگ کند تا دیده شود و درست شود.موذنی: سوال، سوال کلانی است و باید ابعاد مختلفی بررسی شود و در سطح بنده نیست. من نسبت به شخص شهید صدر عرض می­ کنم، شهید صدر چند کاربری ویژه برای امروز جمهوری اسلامی دارد. یک سطح از این کاربری این هویتی است که شهید صدر می­تواند به سالکان مسیرِ اندیشۀ اسلامی بدهد. ما امروز در سطح آغازگران مسیر اندیشه یک نوع بی­ هویتی شاید بشود گفت احساس می­کنیم آن باورِ عمیق به اینکه اسلام می­تواند در همۀ عرصه های حیاتی حضور داشته باشد و جامعه را مدیریت کنیم نمی­ بینیم. شاید اندیشه­ اش را خیلی افراد قبول داشته باشند اما اینکه این شدنی است و این می­شود و این قابل عرضه است و ما می­توانیم با مکاتب دنیا در عرصه­ های مختلف رقابت کنیم و اسلام را پیروز کنیم، اسلام مهیمِنِ بر عرصه ­های مختلف زیستی باشد نه مکاتب دیگر، این در شهید صدر به شکل جدی جلوه پیدا کرده است و اگر کسی ارتباطات اندیشه­ ای با شهید صدر پیدا کند در سطوح ابتدایی اندیشه­ ورزی، این باور در او شکل می­ گیرد که این راه رفتنی است و راه شدنی است و این خیلی نکتۀ مهمی است که می­تواند آیندۀ علمی ما را تامین بکند، به هر حال نظریه ­پردازی، نظام­سازی، حل مشکلات کلان جامعه با سطوح پایین علم اتفاق نمی­ افتد. در سطح­ های بالایی و توسط افرادِ خاصی باید این اندیشه ­ورزی­ ها اتفاق بیفتد که نیازمند یک غربال است به مرور در سطوح مختلف علمی عده ­ای پس از تلاش­های بسیار می­توانند به مرحله­ ای برسند که این مسائل را حل کنند.این نیازمند این است که از همان ابتدا این هویت اتفاق بیفتد یعنی باور به این مسیر عمیقاً در جانِ دانش ­پژوهان ما که معتقدند حداقل به اسلام در همین سطوح ابتدایی جا بیفتد و ما شاهد این نباشیم که مثلاً دانشجوی مسلمان که دانشجوی حزب ­اللهی است توجه ­اش به مکاتب غیراسلامی خواه ناخواه بیشتر از مکتب اسلام و اندیشمندان اسلامی است، یعنی ما می ­بینیم بسیاری از شخصیت­ های غیراسلامی، لیبرال­ها و کمونیست بیشتر از شخصیت­های اسلامی دیده می شوند و خوانده می­شوند، من تعجب می­کنم زمانی که با بعضی از دوستان دانشگاه و حوزه صحبت می­کنیم به جرات می­توانم بگویم بالای 80 درصد از آثار شهید صدر اساساً خوانده نشده است یعنی حتی یک دانشجوی معتقدِ علاقمندی که می­داند شهید سیدمحمدباقر صدر کیست و به نبوغ و بزرگی او اعتقاد دارد واقعاً 80 درصد آثار او را اصلاً ندیده است.بسیاری بحث ترجمه و بحث­ های دیگر را مطرح می­کنند. اما این اتفاق نیفتاده، رجوع به شهید صدر و اینکه چنین شخصیتی داریم که توانسته در عرصه­ های مختلف، فلسفه، منطق «الاسس المنطق الاستقراء» کتابی است که اگر درست خوانده شود، فهم شود به تعبیر بعضی از اساتید عرب در جهان مصر او تعبیر می­ کند؛ می­ گوید رنسانس دوم اروپا را محقق می­کند. سطح کتاب سطحی است که استاد دانشگاه می­تواند چنین تعبیری را راجع به او ب ...

ادامه مطلب  

امام موسی صدر مردی که در حال وهوایی متفاوت گام نهاد  

درخواست حذف این مطلب
لیلا ابراهیمیانگروه تاریخی : موسی صدر را به مدارا می شناسند و تعامل با همه مذاهب. او باکی نداشت که به جوی مغایر با عادات معمول شیعیان و حال وهوایی متفاوت گام نهد. همین خصوصیتش بود که سیدموسی را از عزلت بیرون آورد؛ مشکلی که آن زمان دامن روحانیون را گرفته بود و گاه همان ها به امام موسی طعنه و کنایه می زدند.غرشی از درد و خشم از شهر به پا خاسته بود انعکاس سرسام آور و پیوسته آن هر صدای دیگری را خفه می کرد و دروغ بزرگ را می خروشید. او نمرده است؛ مرگش دروغی بیش نیست؛ او زنده است، زنده است. فکری غیر از این را تصوری باطل می خوانند. سه روز از شهریور ۱۳۵۷ می گذشت که خبر ربوده شدنش منتشر شد. این دومین سفر او به لیبی بود. اولین ملاقاتش با سرهنگ معمر قذافی به دعوایی ختم شد و این بار به معمایی فراموش نشدنی. دعوا بر سر کتاب سبزرنگی بود که قذافی منتشر کرده بود و »نهایتا وحی را انکار می کرد«. و این بار »هواری بومدین«، چهارمین رئیس جمهور الجزایر، اصرار داشت ملاقات امام موسی صدر با قذافی می تواند برای حل مسئله لبنان و فلسطین مفید باشد. قرار بود در این سفر صادق طباطبایی و صادق قطب زاده او را همراهی کنند؛ اما سفر آنها یک هفته به تعویق می افتد و »صادق ها« از سفر باز می مانند.روز ۲۵ آگوست (سوم شهریور) امام موسی صدر به همراه محمد یعقوب، از روحانیون خوش فکر لبنانی و عباس بدرالدین، روزنامه نگار و مدیر خبرگزاری لبنان، وارد لیبی می شوند و در فرودگاه، رئیس دفتر ستاد سیاست خارجه از آنها استقبال می کند و برای اقامت به هتل الشاطی می روند؛ اما این سفر متفاوت از دیگر سفرهای خارجی موسی صدر بود. او از روز اول هیچ ارتباطی با جهان خارج نداشت تا به امروز؛ این سفر شبیه داستانی است پرآشوب و پرفراز. هنوز هم طرفداران و پیروانش به بازگشت او امید دارند و دل ناامید نکرده اند از بازگشت امام موسی صدر. موسی صدر به سفری بی بازگشت رفته بود دخترک هفت ساله بود که او رفت؛ می دانست که رفته است؛ همیشه این طور بود، مدام در سفر. بعدها ملیحه، کوچک ترین فرزند خانواده، او را در خواب می بیند که زنده است؛ مردی که دختر را روی پایش گذاشته و غذا در دهانش می گذارد. دختر اولین و آخرین تصویر خود را از پدر چنین ترسیم می کند: »تصویر خودم یادم است که دارم راه می روم و بابا به شوخی می زند پشتم و تصویر دیواری که بابا صورتش را پشتش قایم می کند و من گریه می کنم؛ چون فکر می کنم بابا گم شده است«.او پدر را این گونه شناخته است؛ بقیه قصه هایی است که دیگران درباره اش گفته اند یا پروین خلیلی، همسر امام موسی صدر برای فرزند تعریف کرده است. پری خانم، زنی شهره به صبوری، او هرگز به همسر اعتراضی نمی کند جز یک بار، آن هم در »حازمیه« در طبقه بالای ساختمان مجلس. پنجره های ساختمان طوری بود که هر وقت باران می آمد، آب وارد خانه می شد. لبنان هم پرباران بود. او خطاب به شوهر می گوید: »دیگر نمی تواند در این خانه زندگی کند؛ باید بروند استیجاری«؛ ولی تا زمانی که آقا موسی لبنان بود، آنها در همین ساختمان زندگی می کنند و در حازمیه می مانند.حازمیه جای امنی برای خانواده امام موسی صدر بود. آنها هفت سال در این شهر زندگی کردند. پری خانم روایت می کند: »آقاموسی هیچ محافظتی از خود نمی کرد، تنها محافظتش این بود که وقتی جایی می رفت، ساعت قبلی معلوم نمی کرد. نمی گفت کی و کجا می رود. اگر آدمی بود که اهل محافظت از خودش بود، نباید این سفر را می رفت. نباید پیش معمر قذافی می رفت. خیلی ها به او گفته بودند«. پری خانم هم ته دلش راضی به این سفر نبود؛ اما او همراه بود با تصمیم همسر؛ برای همین از قم به لبنان آمده بود. او بچه کوچک خانواده بود. پدرش مجتهدی بود که فرمان حلیت و مشروعیت مشروطیت را امضا کرد. در ابتدا به دلیل سن پایین دختر راضی به ازدواجش نبود؛ ولی نتوانست به موسی صدر »نه« بگوید.دختر تا زمان عقدش آقا موسی را ندیده بود. او در مراسم عقد می آید و کنار عروس می نشیند. اصلا رسم این گونه نبود. هیچ دامادی به سرش نمی زد که بیاید مجلس زنانه و کنار عروس بنشیند؛ ولی آقا موسی چنین کرده بود. همین جا عروس خانم مطمئن شده بود که می شود به این مرد اطمینان کرد. او از همسر راضی است، همه خانواده صدر به زن احترام می گذاشتند. پدرشوهرش، آقای صدر بزرگ هر بار که بی بی جان برایش چای می برد، دستش را می بوسید، آقا موسی هم همین طور بود. نه اینکه واقعا دستش را ببوسد؛ اما راضی به این کار هم نبود. حالا مرد رفته بود به همراه دو رفیقش و هیچ خبری از او نبود؛ لبنان هم درگیر جنگ بود و گرسنگی. پری خانم روزهایی را به یاد می آورد که همسرش توصیه می کرد به خانه های کشاورزان »صور« برود؛ اما مدتی طول می کشد تا او چنین کند، بعد از سفرش از قم به لبنان. همین وضعیت شیعیان لبنان بود که امام موسی صدر، فرزند سیدصدرالدین صدر به فکر تأسیس جنبش امل می افتد.در نیمه فروردین ۱۳۰۷ بود که موسی صدر در شهر قم متولد شد. دوران ابتدایی تحصیل در دبستان »حیات« بود و بعدها در دبیرستانی که مدیریت آن را احمد واحدی برعهده داشت فارغ التحصیل شد. سید موسی هم زمان در دانشگاه تهران »حقوق اقتصادی« می خواند و در حوزه علمیه علوم دینی. از همین جا بود که او با برخی از فعالان دانشگاهی-سیاسی ایران آشنا می شود، آشنایی ای که تا روزهای حضورش در لبنان و تا امروز ادامه دارد.پدرش فقیهی بزرگ بود که پس از رحلت آیت الله حائری یزدی، مؤسس حوزه علمیه قم در سال ۱۳۵۵ قمری، ریاست این حوزه را برعهده می گیرد. سیدصدرالدین صدر در سال ۱۳۱۴ بعد از پیام دردمندانه آیت الله العظمی حائری به دلیل فشارهای رضاشاه همراه آقا سیدمحمد آقازاده تاجر معروف قمی و برادر وی آقای مصطفوی، به قم بازگشت و برای همیشه در شهر قم ماندگار شد. ادیبی عامل و شاعری تمام عیار که در نزد آیات عظام آخوند خراسانی، سیدمحمدکاظم یزدی، آقارضا همدانی و میرزای نایینی تلمذ کرد. قهرمان مدیریت بحران بود. از فروپاشی حوزه علمیه در سال های رضاشاهی و جنگ جهانی دوم ممانعت کرد. در سال ۱۳۲۳ حوزه نو ...

ادامه مطلب  

شخصیت و فضائل حضرت احمد بن موسی شاه چراغ (ع) از نگاه آیت الله العظمی مکارم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی یادداشتی با عنوان «شخصیت و فضائل حضرت احمد بن موسی شاه چراغ (علیهما السلام) از منظر معظم له» منتشر کرد که بدین شرح است:شیراز از جمله شهرهای با قدمت و آبرومند است که در طول تاریخ علما، بزرگان و ادبای بزرگ و برجسته ای دارد که آثار آن ها نمایانگر این مهم است که این شهر از این حیث تاریخچه عظیمی دارد. [1] هم چنین استان فارس با برخورداری از حدود یک هزار و ۸۰۰ امام زاده و بقعه متبرک، حائز رتبه اول در کشور است که والاترین آنان سه امام زاده بزرگوار یعنی حضرت احمد بی موسی (علیه السلام)، سید محمد بن موسی (علیه السلام) و سید علاءالدین حسین (علیه السلام) است.[2]*حضرت احمد بن موسی (علیه السلام)؛ سند افتخار استان فارسحقیقت این است که شیرازیان و فارسیان از نظر علم و دانش و ادب و هنر، گوی سبقت را در بسیاری از صحنه ها ربوده و فقها، دانشمندان، شاعران، ادیبان و هنرمندان واقعی این مرز و بوم در آسمان علم و دانش و ادب می درخشند. اضافه بر این علاقه و ارادت خاص مردم با ایمان این خطه از کشور سبب شده که از قدیم الایام پذیرای منسوبین به خاندان نبوی و علوی باشند و آن ها را چون جان شیرین خود در بر گیرند، به همین دلیل شیراز و فارس مرقد های مطهر شخصیت های فراوانی را در خود جای داده و در هر گوشه و کنار مزار و قبور آنها جلب توجه می کند و مورد احترام همگان است.[3]لذا شیراز و فارس افتخارات بزرگی دارد، ولی بزرگترین افتخار، وجود مدفن پاک فرزند برومند حضرت موسی بن جعفر، احمد بن موسی، شاهچراغ است،این مدفن پاک ھمیشه مرکز عاشقان اھل بیت (علیه السلام) و علاقمندان خاندان نبوت بوده است که از راههای دور و نزدیک به زیارتش می شتافتند . [4]*ضرورت تکریم و بزرگداشت حضرت احمد بن موسی (علیهما السلام)بی تردید بزرگداشت مقام شامخ فرزند امام، برادر امام و عموی امام (علیه السلام) یعنی احمد بن موسی بن جعفر از طرف خیل عظیم عاشقان و علاقمندان اهل بیت عصمت (علیهم السلام) ستودنی است، به یقین روح مقدس آن بزرگوار عنایت خاصّی به برگزار کنندگان مجالس تکریم و بزرگداشت آن حضرت خواهد داشت.[5]*شخصیت و فضائل حضرت احمد بن موسی (علیهما السلام)حضرت شاهچراغ احمد بن موسی علیه السلام فرزند هفتمین امام و برادر هشتمین امام شیعه بیش از همه مورد توجه قرار دارد و بارگاه ملکوتی و مقدسش همواره مورد زیارت اولیاء اللَّه و ارباب حاجات بوده و هست و دلیل آن هم جلالت مقام علم و زهد و تقوای آن حضرت است.[6]*حضرت احمد بن موسی (علیهما السلام)؛ صاحب کرامات باهرهمحدث قمی در شرح حال آن حضرت از صاحب روضات الجنات نقل می کند که آن حضرت که سید السادات نامیده می شد و در این زمان مشهور به شاهچراغ است. کرامات باهره از مرقد طاهرش ظاهر گشته و این امر به تواتر رسیده است.[7]*حضرت شاهچراغ (علیه السلام) و تلاش برای آزادی بردگاندر عظمت این بزرگوار ھمین بس که علامه بحرالعلوم در منظومه رجالیه اش میفرماید: «شاهچراغ احمد بن کاظم اعتق الفأ سید الاعاظمی؛ یعنی شاهچراغ فرزند موسی بن جعفر(علیهما السلام) ھزار برده در راه خدا آزاد کرد و سید و آقای بزرگان بود».[8]هم چنین در حاشیه آن کتاب آمده است: «هو کأخیه محمد مدفون بأرض شیراز؛ او و برادرش محمد بن موسی آرامگاهشان در شهر شیراز است».[9]*امام کاظم (علیه السلام) او را بسیار دوست می داشت‎مرحوم شیخ مفید (رحمه الله علیه) در کتاب نفیس ارشاد می گوید: «کان احمد بن موسی کریما جلیلا ورعا و کان ابوالحسن موسی (ع) یحبه و یقدمه و وھب له ضیعته المعروف بالیسیره و یقال: انه(ع) اعتق الف مملوکه؛ احمد بن موسی بزرگوار و جلیل القدر و فوق العاده با تقوا بود و پدرش ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه اسلام) او را بسیار دوست می داشت و مقدم می شمرد و آن حضرت مزرعه خود را که معروف به یسیره بود به او بخشید و گفته می شود حضرت احمد بن موسی (از آن مزرعه) ھزار برده را خرید و آزاد کرد».[10]*سرگذشت محل دفن حضرت شاه چراغ (علیه اسلام)؛سالم ماندن بدن احمد بن موسی(علیه السلام)در کتاب زوار المزار فی مزارات شیراز که در قرن ھشتم تألیف شده، آمده است که حضرت احمد بن موسی (علیه السلام) بعد از شهادت برادرش امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در ایام مأمون به شیراز آمد و گفته اند در شیراز بدست دشمنان شربت شهادت نوشید و مدت ها مدفن پاکش پنهان بود و در عهد امیر مقرب الدین مسعود مردم از قبر او آگاهی یافتند و به هنگام بنای بر قبر پاکش جنازه او ظاھر گشت، دیدند صحیح و بدون ھیچ تغییر باقی مانده و در دست مبارکش انگشتری بود که نقش آن العزه بود و نام مبارک آن حضرت بر آن انگشتر نوشته شده بود و ھر قدر زمان گذشت مردم به عظمت مقام او و برکات مدفن پاکش آشناتر شدند و آن را گرامی­ تر شمردند.[11]*آستان مقدس شاهچراغ (علیه السلام) به قطب فرهنگی تبدیل شوندبراى انجام کارهاى مهم اجتماعى مخصوصا ایجاد یک انقلاب وسیع و گسترده در تمام شؤون زندگى، قبل از هر چیزی باید با اعتقاد راسخ، و آگاهى کامل، و تعلیمات لازم فکرى و فرهنگى اقدام نمود.[12]در گذشته غالباً درباره امامان و امام زادگان بزرگ همان جنبه زیارت مورد توجه بوده است ، در حالی که آستان مقدس امام زادگان می توانند کانون یک حرکت تاریخی ـ فرهنگی باشند، لذا در کنار مراکز عبادی ـ زیارتی باید مرکزهای فرهنگی باشد تا بتوانیم نتیجه بگیریم.[13]اخیراً بحمد الهی به این آستان های مقدس توجه شده که از ظرفیت آن ها می توان برای کارهای فرهنگی استفاده کرد، لذا باید کوتاهی های گذشته را جبران کرد. در این میان اقدامات و فعالیت های زیادی در رابطه با آستان مقدس شاه چراغ(علیه السلام) انجام شده ، ولی کارهای زیادتری باقی مانده است که باید انجام شوند، در این زمینه لزوم استفاده از تجربیات آستان قدس رضوی در حرم حضرت احمدبن موسی (ع) به شدت احساس می شود؛ عاقل کسی است که از تجربیات دیگران استفاده کند چنانچه حرم حضرت معصومه (علیها السلام) نیز از این تجربیات استفاده می کند و کارهای زیادی انجام می دهند.[14]مهم این است کسانی که در اینجا زیارت می کنند، با اطلاع و ایمان قوی تر و اخلاق صاف تر و کوله بار معنوی بتوانند برگردند و فقط زیارت نباشد، لذا باید کسانی در دسترس باشند تا زواری که از نقاط دور و نزدیک به اینجا می آیند پاسخگوی سئوالات آن ها باشند و این ها نیز باید خبررسانی شده و مرکز مشاوره مذهبی نیز وجود داشته باشد، زیرا گاهی مشورت، مشکلات عظیمی را حل می کند ، از این رو تشکیل گروه های مشورتی و پاسخگویی به سئوالات زائران و مجاوران حرم مطهر حضرت احمدبن موسی(علیه السلام) ضروری است، هم چنان که باید برنامه خطبای آستان مقدس نیز مستمر باشد چنانچه در مشهد مقدس از خطبای مطرح کشوری نیز در مواقع مختلف استفاده می شود تا زائران با دست پر به وطن خود بازگردند.[15]هم چنین نباید فراموش نمود حضرت شاهچراغ (علیه السلام) موقوفات زیادی دارد و با ...

ادامه مطلب  

ظریف: یکی دو سفیر زن خواهیم داشت/ موازی کاری نمی کنیم/از ذهنم پاکش کردم  

درخواست حذف این مطلب
یک روز بعد از برگزاری جلسه رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزیران پیشنهادی کابینه دوازدهم به تالار آئینه در ساختمان سی تیر رفتیم تا مهمان دیپلماتی باشیم که روز یک شنبه با کسب ۲۲۶ رای موافق برای بار دوم در دولت تدبیر و امید سکاندار دستگاه دیپلماسی کشور شد.در چهار سال گذشته به عنوان وزیر امور خارجه ایام و ساعات پر تلاطمی را طی کرده و وزارت خانه متبوعش خبرسازترین دستگاه اجرایی کشور بوده است. رئیس جمهور از او به عنوان "برند" شناخته شده در دنیا یاد کرده و به طور قطع او و عملکردش در وزارت خارجه در رای مجدد مردم به حسن روحانی بسیار تاثیرگذار بوده است.دوران دوم صدارتش در وزارت خارجه را با ایجاد یک انقلاب ساختاری، موضوعی و بروکراتیک آغاز کرده است و می خواهد دستگاه دیپلماسی را به وزارتی کارشناس محور و چابک تر تبدیل کند.محمد جواد ظریف در گفت وگوی ۷۰ دقیقه ای خود با ایسنا، به سوالات ما در ارتباط با آخرین تحولات در عرصه سیاست خارجی کشور، منطقه، تغییر و تحولات ساختاری در دوره جدید، به کار گیری بانوان دیپلمات در عرصه های مدیریتی این وزارت خانه و حواشی جلسات رای اعتماد مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از نمایندگان به ما رای نمی دهند و همین هم شدوزیر امور خارجه دولت تدبیر و امید در پاسخ به سوالی در ارتباط با رای اعتماد روز یک شنبه نمایندگان مجلس به وی و ارزیابی اش از میزان رای موافق و مخالف نمایندگان به وی و این که فکر می کرد این میزان رای (۲۳۶) رای موافق را در مجلس داشته باشد؟ گفت: فکر نمی کردم بیش از این تعداد رای بیاورم به این دلیل که تعدادی از دوستان در مجلس با برنامه ها و دیدگاه های بنده موافق نبودند و مخالفت خود با این دیدگاه ها را به زبان های مختلف در طول این چهار سال که مسوولیت وزارت خارجه را برعهده داشته ام و هم چنین در جریان مذاکرات مجلس مطرح کرده اند.ظریف با بیان این که من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از دوستان به هیچ یک از ما دو نفر (زنگنه و ظریف) رای نمی دهند و همین تصور هم به واقعیت تبدیل شد، خاطرنشان کرد: البته بنده از تمام نمایندگان مجلس چه کسانی که به من رای منفی دادند و در مخالفت با برنامه های من صحبت کردند و چه نمایندگانی که در موافقت با این برنامه ها سخنرانی کرده و رای مثبت دادند، تشکر می کنم.این عضو دولت دوازدهم تصریح کرد: تا آن جا که اطلاع دارم تعداد قابل توجهی از نمایندگان که فکر کنم بیش از ۱۵۰ نفر بودند برای دفاع از بنده ثبت نام کرده بودند و این برای من باعث افتخار است. کسانی هم که مخالفت کردند به طور قطع قصدشان کمک به پیشبرد منافع ملی بوده و از آنها نیز تشکر می کنم.در جلسات رای اعتماد، نمایندگان بلوغ سیاسی شان را نشان دادندرئیس دستگاه دیپلماسی کشور خاطرنشان کرد: امسال دو جلوه زیبای مردم سالاری را در کشور مشاهده کردیم. اولین جلوه آن برگزاری باشکوه انتخابات ریاست جمهوری و حضور عزت مندانه مردم در آن بود، انتخاباتی که در منطقه بی نظیر و در دنیا کم نظیر است. مورد دوم همین جلسات رای اعتماد به کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بود. در جلسات رای اعتماد بحث های بسیار جدی مطرح شد و بحث ها اصلا وارد حوزه های احساسی و غیرضروری نشد. مباحث بر حوزه های کاری و تخصصی متمرکز بود و نمایندگان محترم مجلس به خوبی در این جلسات بلوغ سیاسی شان را نشان دادند و مباحث بسیار خوبی را مطرح کردند.وی با بیان این که در این روند جلوه مردم سالاری کشور به خوبی نشان داده شد و رسانه ها نیز اخبار را به خوبی پوشش دادند، گفت: در این فرآیند سند افتخار دیگری برای مردم این سرزمین رقم خورد.خوشحال تر می شدم اگر ...وزیر امور خارجه کشورمان با بیان این که من انتظار همین حدود آرا را داشتم، افزود: بسیار خوشحالم که ۱۲ وزیر دولت یعنی بیش از دو سوم وزیران پیشنهادی بالای ۲۲۵ رای گرفتند و خیلی خوشحال تر می شدم که برادر بزرگوارم مهندس بیطرف که واقعا یک شخصیت برجسته و بسیار اصولی هستند در این روند از رای اعتماد نمایندگان بهره مند می شد. ایشان درست است که از جناح اصلاح طلب هستند ولی فردی بسیار "اصولی" هستند.کاهش تعداد معاونت ها در وزارت خارجه ضرورتی قانونی بودظریف در پاسخ به این پرسش که به نظر شما انتقاداتی که نمایندگان مخالف تان در صحن علنی مجلس مطرح کردند منطبق با واقعیت بود؟ گفت: برخی از انتقادات مطرح شده در واقع پیشنهادهایی بود که اکنون در وزارت خارجه در حال پیگیری و اجرا است، از جمله این که آقای دکتر پورابراهیمی پیشنهاد ایجاد معاونت اقتصادی در وزارت خارجه را مطرح کردند، موضوعی است که اکنون در این وزارت خانه در حال پیگیری است و انشاءالله در چند هفته آینده این معاونت تاسیس می شود.وی با اشاره به نمودار سازمانی جدید وزارت خارجه تصریح کرد: این نمودار سازمانی چند روز پیش به امضای بنده و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی رسید. در این نمودار سازمانی جدید، علاوه بر این که معاونت اقتصادی ایجاد می شود، از تعداد معاونت های کنونی وزارت خارجه نیز کاسته می شود.وزیر امور خارجه با تاکید بر این که کم کردن تعداد معاونت ها در وزارت خارجه یک ضرورت قانونی بود و در برنامه پنجم توسعه وزارت امور خارجه موظف شده بود که مثل دیگر دستگاه ها تعداد معاونت های خود را به پنج عدد کاهش دهد، تصریح کرد: نمودار جدید سازمانی وزارت خارجه بر اساس تحقیق، تجربیات و مطالعه ساختارهای وزارت خارجه دیگر کشورها تدوین شده است. مجلس به ایجاد بخشی از این تغییرات تاکید داشت و از طرف دیگر برای کارآمدی هر چه بیش تر وزارت خارجه نیز باید این اتفاق می افتاد.ظریف ادامه داد: در چارت جدید تلاش کرده ایم لایه های سازمانی را کاهش دهیم، چراکه این احساس را داشتیم که فاصله بدنه کارشناسی وزارت خارجه با مدیران ارشد این وزارت خانه بسیار زیاد است. وزارت خارجه یک دستگاه کارشناس محور است و همین موضوع اقتضا می کرد که فاصله بین کارشناسان و مدیران ارشد کمتر شود تا آنها بتوانند با مدیران عالی وزارت خانه ارتباط بیش تری بگیرند، نظرات خود را بدون سانسور به آنها منتقل کنند و بازخورد نظرات خود را دریافت کنند.مردم و مجلس به دیدگاه های سیاسی برخی از نمایندگان "نه" گفتندوزیر امور خارجه کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: برخی از اظهارنظرهایی که از سوی نمایندگان مخالف در مجلس مطرح شد از نظر ما منطبق بر دیدگاه های سیاسی این دوستان بود، دیدگاهی که ما با آن موافق نیستیم و ظاهر قضیه هم این گونه است که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و هم چنین اکثریت جامعه با این دیدگاه ها موافق نیستند.وی ادامه داد: این سخن به این معنا نیست که نباید دیدگاه های مخالف مطرح شود، متاسفانه در همین راستا برخی از دوستان مطالبی را در مجلس مطرح کردند که کاملا خلاف واقع و غیر منصفانه بود. این ادعا مطرح شد که من می خواهم صدای مخالف را خاموش کنم، در حالی که به طور قطع همان طور که در مجلس هم گفتم این آخرین کاری خواهد بود که من انجام خواهم داد، چراکه به صورت جدی معتقد به چندصدایی هستم و اعتقاد دارم قدرت کنونی ایران در گرو وجود چندصدایی و جریان های مختلف در کشور است. مردم سالاری دینی موجود در کشور نیز مبتنی بر همین نگرش است. ممکن است برخی از نقدها و سخنان که منبعث از یک دیدگاه سیاسی خاص است را قبول نداشته باشیم، در هر حال در گذشته دیدگاهی خود را به جامعه عرضه کرد اما مردم در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری به آن نه گفتند با این حال به این معنا نیست که سخنان مخالف را نشنویم.از ذهنم پاک کردمظریف در پاسخ به این پرسش که در جریان سخنرانی در مجلس متوجه اظهارات توهین آمیز نماینده خرمشهر علیه خودش شد یا نه؟ گفت: متوجه نشدم که چه چیزی می گفتند. دیدم که یک هیاهویی در انتهای مجلس شکل گرفته ولی متوجه نشدم که چه می گویند و بیش تر تمرکز خود را بر این گذاشتم که به حرف هایم ادامه دهم و برنامه هایم را تشریح کنم. البته برادر عزیز و جانباز سرافراز کشورمان آقای سامری روز شنبه آمدند و با یکدیگر صحبت کردیم.وی ادامه داد: امیدوارم که این حادثه از ذهن ها محو شود و حتما من آن را از ذهنم پاک کرده ام.امیدوارم کمک کار مردم باشم نه باری بر دوش آنهااین عضو دولت دوازدهم در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آقای رییس جمهور روز یک شنبه در صحن علنی مجلس از شما به عنوان یک "برند" یاد کردند، نظرتان در این ارتباط چیست؟ گفت: آقای رییس جمهور در دو سخنرانی خود در صحن مجلس شورای اسلامی در جریان اعتماد به وزرا، بیش از حد انتظار و توقع به من محبت داشتند. همان طور که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته به من محبت زیادی داشته اند. خدا را شاکر هستم که چنین امکانی برای من فراهم شده است و از این دو بزرگوار نیز به خاطر لطف و محبت شان بسیار سپاسگزار هستم.رئیس دستگاه دیپلماسی کشور با تاکید بر اینکه من یک کارگزار نظام هستم و تلاش می کنم مسوولیت محول شده را با حداکثر توان محدودی که دارم به خوبی انجام دهم، اظهار کرد: خوشبختانه از همکاران خوبی برخوردار هستم و این لطف خداوند است و انشاءالله بتوانم از توانمندی آنها نهایت بهره را ببرم تا در نهایت منافع مردم به پیش رود.وزیر امور خارجه کشورمان افزود: امیدوارم که کمکی برای مردم باشیم نه اینکه باری بر دوش آنها شویم.سیاست های عربستان در منطقه به ضرر خودش تمام شده استدر تصمیم گیری های منطقه ای و بین المللی و عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر آنها، نیاز است هماهنگی بیش تری داشته باشیماین مقام عالی رتبه دستگاه وزارت امور خارجه در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا در ارتباط با روابط ایران و عربستان در دولت دوازدهم و این که چندی پیش در رسانه ها از زبان مقامات عراقی صحبت از این شد که عربستان درخواست کرده دولت بغداد بین دولت های تهران و ریاض میانجی گری کند اما بعد از آن این موضوع با توضیحات وزیر کشور عراق و همچنین تکذیب مقامات عربستانی روبه رو شد، تصریح کرد: ایران همواره خواهان روابط خوب با همسایگانش بوده است، اما معتقدیم که سیاست های عربستان در منطقه مخرب بوده و حتی به ضرر آن کشور تمام شده است.وی با تاکید بر این که سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه یک سیاست راهبردی در چارچوب اصولی مشخص است، خاطرنشان کرد: ما در ایران بر ایجاد یک منطقه امن، قدرتمند و همگرا تاکید داریم و تحقق چنین موضوعی را در راستای منافع ملی ایران و منطقه می دانیم. سیاست ایران در تعامل با کشورهای منطقه و عربستان در همین چارچوب بوده و تغییری نکرده است. البته نیاز است هماهنگی و انسجام بیش تری در کشور در ارتباط با تصمیم گیری ها در عرصه های منطقه ای و بین المللی و هم چنین عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر این عرصه ها داشته باشیم.ظریف در ادامه به حمله تعدادی از افراد خودسر به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در مشهد در سال ۹۴ اشاره کرد و گفت: این اقدام، اشتباه و تاسف برانگیز بود که خسارت های غیرقابل جبرانی را برای کشور در بحث روابط دوجانبه و همچنین عرصه منطقه ای و بین المللی ایجاد کرد. اقدامی که باعث ایجاد خدشه به شأن و وجهه ایران شد. همه مسوولان از این اتفاق ناراحت شدند. باید از انجام این گونه اتفاقات به صورت جدی در کشور جلوگیری کنیم و بر اساس سیاست اصولی و راهبردی که ایران در منطقه پیگیری می کند پیش برویم.زندانی اظهارنظرهای سیاسی نشویماگر عربستان در سیاست هایش در منطقه بازنگری کند با عکس العمل مثبت ایران روبه رو می شودرئیس دستگاه دیپلماسی کشور با اشاره به اخبار ضد و نقیض منتشر شده مبنی بر درخواست ریاض از عراق جهت میانجی گری بین ایران و عربستان تاکید کرد: هیچ گاه نباید زندانی اظهارنظرهای سیاسی به خصوص وقتی این اظهارنظرها رسانه ای می شوند و غیردقیق هستند، شویم.وی با بیان این که من بعد از سفر مقامات عراقی به عربستان با آنها گفت وگو کردم و می دانستم انعکاس رسانه ای برخی اظهارنظرها دقیق و کاملا منطبق با واقعیت ها نیست افزود: ما اعتقاد داریم عربستان باید در برخی از سیاست های خود تجدیدنظر و بازنگری کند و انجام این موضوع در راستای منافع ملی آن کشور خواهد بود. اگر این بازنگری انجام شود حتماً این امر با عکس العمل مثبت ایران روبه رو خواهد شد.عربستان باید نگرش های منطقه اش را تغییر دهدظریف در پاسخ به این پرسش که روز دوشنبه هفته جاری سخنگوی وزارت خارجه در اظهاراتی مطرح کردند که ایران اقداماتی را برای کاهش تنش با عربستان انجام داده و اکنون نوبت عربستان است که در این زمینه اقدام کند، اقدامات ایران در این زمینه چه بوده است؟ گفت: اقداماتی که ایران انجام داده از جنس گفتمانی است. ما همواره برای گفت وگو با عربستان آمادگی داشته ایم و آن را اعلام کرده ایم. همواره این آمادگی را داشته ایم که تمام تلاش خود را انجام دهیم که در منطقه برای حل بحران ها به یک راهکار سیاسی برسیم، در حالی که متاسفانه عربستان این گونه عمل نکرده و منافعش را در ایجاد تنش در منطقه جستجو کرده است.وی با تاکید مجدد بر این که نیاز است عربستان نگرش های منطقه ای اش را تغییر دهد، تصریح کرد: در چنین صورتی ما به مرحله ای می رسیم که امکان انجام اقدامات عملی در ارتباط با بهبود روابط دو کشور به وجود می آید.سفر دیپلمات های ایرانی و سعودی بعد از ایام حج انجام می شودوزیر امور خارجه در پاسخ به این که قرار بود هیاتی ازعربستان برای بازدید از سفارت خانه و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد به ایران سفر کند و هیاتی نیز از ایران برای بازدید از سفارت و کنسولگری کشورمان به عربستان سفر کند، این رفت و آمد انجام شد؟ اظهار کرد: ویزا برای دو طرف جهت انجام این سفر صادر شده است. منتظر هستیم که اقدامات نهایی انجام شود تا دیپلمات های دو کشور بتوانند از سفارت خانه ها و کنسولگری هایشان بازدید کنند و احتمالا این اتفاق به بعد از ایام حج موکول می شود.توپ در هیچ زمینی نیستظریف در پاسخ به این پرسش که در حاشیه نشست استانبول عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به سمت شما آمد و با شما دست داد، شما در مصاحبه با خبرنگاران این اقدام را امری عادی و دیپلماتیک عنوان کردید، نمی توان این تحلیل را داشت که وی با پیش قدم شدن در این موضوع می خواسته این تصور را به اذهان عمومی منتقل کند که عربستان برای کاهش تنش ها پیش قدم شده و توپ را در زمین تهران قرار داد؟ گفت: من نمی توانم افکار کسی از جمله او را بخوانم البته در این قضیه یک طرف دست نداد، من هم دست دادم و همان طور که گفتم این یک اقدام دیپلماتیک و عادی بود و توپ در هیچ زمینی نیست.وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرد: مهم این است که ما رفتارهای واقعی و سیاسی از عربستان ببینیم که نشان دهنده بازنگری این کشور در سیاست هایش در منطقه و روابط با تهران است. متاسفانه چنین چیزی را در حال حاضر نمی بینیم و رفتارهای کنونی عربستان حتی منافع آن کشور را تامین نمی کند. اکنون دو سال است که از حمله عربستان به یمن گذشته است و عربستان از این حمله نه تنها سودی نبرده بلکه بسیار ضرر کرده است. در مورد سوریه و بحرین هم این گونه است. امیدواریم هرچه سریع تر عقلانیت بر تصمیمات و رفتارهای سیاسی مقامات سعودی حاکم شود و آنها روش دیگری انتخاب کنند و به طور قطع در این حالت خواهند دید که ایران که خواهان ثبات و آرامش در کل منطقه و تک تک کشورها است، آمادگی اقدام متقابل دارد.وزیر امور خارجه کشورمان، در ارتباط با اعزام حجاج ایرانی به خانه خدا بعد از یک وقفه یک ساله که در این ارتباط ایجاد شده بود، گفت: در طول یک سال گذشته برادران خوب ما در بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت زحمات زیادی را در ارتباط با فراهم کردن زمینه جهت اعزام حجاج ایرانی به عربستان متقبل شدند. مذاکرات طولانی و دشواری را در این ارتباط انجام دادند و اکنون خوشحال هستیم که با تلاش این دوستان بار دیگر زمینه برای حضور هم وطنان مان در مکه مکرمه و مدینه منوره فراهم شده است.ظریف با بیان این که هیات کنسولی وزارت خارجه نیز در جریان برگزاری حج در عربستان در خدمت دوستان در بعثه مقام معظم رهبری، سازمان حج و زیارت و حجاج ایرانی انجام وظیفه می کند، ابراز امیدواری کرد که حجاج کشورمان با سربلندی و عزت این سفر معنوی را انجام دهند و با توشه ای معنوی همراه با سلامتی و سربلندی به کشور بازگردند.وی گفت: امیدواریم حجاج و خانواده هایشان از تجربه حج امسال راضی باشند و یقین داریم با تلاش دوستان در سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری این مهم محقق می شود.حضور توانمند ایران در منطقه با اقدامات نمایشی برخی کشورها خدشه دار نمی شود رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان در پاسخ به این پرسش که به تازگی شاهد سفرهای متعدد مقامات عراقی به عربستان بودیم و حتی سران برخی جریان های تشیع عراق نیز به عربستان و امارات سفر کردند، شما این تحلیل را قبول دارید که عربستانی ها با نزدیکی به دولت عراق و جریان تشیع به این کشور تلاش دارند آنها را از ایران دور کنند؟ اظهار کرد: نمی توانیم نیت خوانی کنیم؛ آن چه مهم است این که ما آن قدر در مورد خودمان و نقش مان در منطقه و نوع روابطی که با همسایگان مان داریم دارای خودباوری هستیم که نگران این گونه اقدامات نیستیم.ظریف با بیان این که تا کنون تلاش ها برای ایجاد فاصله بین ایران و کشورهای منطقه به نتیجه ای نرسیده و با شکست روبه رو شده است، افزود: ایران به دلیل واقعیت های ساختاری اش و همچنین سیاست های راهبردی ای که دنبال کرده حضوری مستحکم در منطقه دارد و با انجام اقدامات نمایشی از سوی برخی کشورها این موضوع دچار خدشه نمی شود.از اختلافات موجود بین کشورهای حاشیه خلیج فارس نگرانیموی با بیان این که بر اساس سیاست های راهبردی مان از تنشی که در روابط کشورهای خلیج فارس به وجود آمده ابراز نگرانی کرده و می کنیم، اظهار کرد: با وجود اختلافاتی که با هر دو طرف داریم از آنها خواسته ایم که اختلافات خود را با گفت وگو و مذاکره حل و فصل کنند و ما چنین نگاه راهبردی را در مورد روابط کشورهای منطقه با یکدیگر از جمله روابط عربستان و عراق داریم چراکه معتقدیم در منطقه این نیاز وجود دارد که کشورها از روابط خوبی با یکدیگر برخوردار باشند.عراقی ها برای لغو روادید با ایران به جمع بندی نرسیده اندظریف در درباره لغو صدور روادید میان ایران و عراق گفت: از طرف ما علاقه برای لغو و تسهیل صدور روادید میان ایران و عراق وجود دارد، اما در طرف عراقی جمع بندی کاملی در این زمینه ایجاد نشده است.برنامه مدونی برای ارتقاء و استفاده از زنان در سطوح مدیریتی کشور وجود نداشته است وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگر گفت وگویش با ایسنا در پاسخ به این پرسش که در جریان سفر نخست وزیر سوئد به تهران یک عکس از هیات ایرانی و سوئدی منتشر شد که در یک طرف می ...

ادامه مطلب  

یکی دو سفیر زن خواهیم داشت/ موازی کاری نمی کنیم/از ذهنم پاکش کردم  

درخواست حذف این مطلب
ظریف: یکی دو سفیر زن خواهیم داشت/ موازی کاری نمی کنیم/از ذهنم پاکش کردمreviewed by on aug 23rating: در چهار سال گذشته به عنوان وزیر امور خارجه ایام و ساعات پر تلاطمی را طی کرده و وزارت خانه متبوعش خبرسازترین دستگاه اجرایی کشور بوده است. رئیس جمهور از او به عنوان “برند” شناخته شده در دنیا یاد کرده و به طور قطع او و عملکردش در وزارت خارجه در رای مجدد مردم به حسن روحانی بسیار تاثیرگذار بوده است.دوران دوم صدارتش در وزارت خارجه را با ایجاد یک انقلاب ساختاری، موضوعی و بروکراتیک آغاز کرده است و می خواهد دستگاه دیپلماسی را به وزارتی کارشناس محور و چابک تر تبدیل کند.محمد جواد ظریف در گفت وگوی ۷۰ دقیقه ای خود با ایسنا، به سوالات ما در ارتباط با آخرین تحولات در عرصه سیاست خارجی کشور، منطقه، تغییر و تحولات ساختاری در دوره جدید، به کار گیری بانوان دیپلمات در عرصه های مدیریتی این وزارت خانه و حواشی جلسات رای اعتماد مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از نمایندگان به ما رای نمی دهند و همین هم شدوزیر امور خارجه دولت تدبیر و امید در پاسخ به سوالی در ارتباط با رای اعتماد روز یک شنبه نمایندگان مجلس به وی و ارزیابی اش از میزان رای موافق و مخالف نمایندگان به وی و این که فکر می کرد این میزان رای (۲۳۶) رای موافق را در مجلس داشته باشد؟ گفت: فکر نمی کردم بیش از این تعداد رای بیاورم به این دلیل که تعدادی از دوستان در مجلس با برنامه ها و دیدگاه های بنده موافق نبودند و مخالفت خود با این دیدگاه ها را به زبان های مختلف در طول این چهار سال که مسوولیت وزارت خارجه را برعهده داشته ام و هم چنین در جریان مذاکرات مجلس مطرح کرده اند.ظریف با بیان این که من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از دوستان به هیچ یک از ما دو نفر (زنگنه و ظریف) رای نمی دهند و همین تصور هم به واقعیت تبدیل شد، خاطرنشان کرد: البته بنده از تمام نمایندگان مجلس چه کسانی که به من رای منفی دادند و در مخالفت با برنامه های من صحبت کردند و چه نمایندگانی که در موافقت با این برنامه ها سخنرانی کرده و رای مثبت دادند، تشکر می کنم.این عضو دولت دوازدهم تصریح کرد: تا آن جا که اطلاع دارم تعداد قابل توجهی از نمایندگان که فکر کنم بیش از ۱۵۰ نفر بودند برای دفاع از بنده ثبت نام کرده بودند و این برای من باعث افتخار است. کسانی هم که مخالفت کردند به طور قطع قصدشان کمک به پیشبرد منافع ملی بوده و از آنها نیز تشکر می کنم.در جلسات رای اعتماد، نمایندگان بلوغ سیاسی شان را نشان دادندرئیس دستگاه دیپلماسی کشور خاطرنشان کرد: امسال دو جلوه زیبای مردم سالاری را در کشور مشاهده کردیم. اولین جلوه آن برگزاری باشکوه انتخابات ریاست جمهوری و حضور عزت مندانه مردم در آن بود، انتخاباتی که در منطقه بی نظیر و در دنیا کم نظیر است. مورد دوم همین جلسات رای اعتماد به کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بود. در جلسات رای اعتماد بحث های بسیار جدی مطرح شد و بحث ها اصلا وارد حوزه های احساسی و غیرضروری نشد. مباحث بر حوزه های کاری و تخصصی متمرکز بود و نمایندگان محترم مجلس به خوبی در این جلسات بلوغ سیاسی شان را نشان دادند و مباحث بسیار خوبی را مطرح کردند.وی با بیان این که در این روند جلوه مردم سالاری کشور به خوبی نشان داده شد و رسانه ها نیز اخبار را به خوبی پوشش دادند، گفت: در این فرآیند سند افتخار دیگری برای مردم این سرزمین رقم خورد.خوشحال تر می شدم اگر …وزیر امور خارجه کشورمان با بیان این که من انتظار همین حدود آرا را داشتم، افزود: بسیار خوشحالم که ۱۲ وزیر دولت یعنی بیش از دو سوم وزیران پیشنهادی بالای ۲۲۵ رای گرفتند و خیلی خوشحال تر می شدم که برادر بزرگوارم مهندس بیطرف که واقعا یک شخصیت برجسته و بسیار اصولی هستند در این روند از رای اعتماد نمایندگان بهره مند می شد. ایشان درست است که از جناح اصلاح طلب هستند ولی فردی بسیار “اصولی” هستند.کاهش تعداد معاونت ها در وزارت خارجه ضرورتی قانونی بودظریف در پاسخ به این پرسش که به نظر شما انتقاداتی که نمایندگان مخالف تان در صحن علنی مجلس مطرح کردند منطبق با واقعیت بود؟ گفت: برخی از انتقادات مطرح شده در واقع پیشنهادهایی بود که اکنون در وزارت خارجه در حال پیگیری و اجرا است، از جمله این که آقای دکتر پورابراهیمی پیشنهاد ایجاد معاونت اقتصادی در وزارت خارجه را مطرح کردند، موضوعی است که اکنون در این وزارت خانه در حال پیگیری است و انشاءالله در چند هفته آینده این معاونت تاسیس می شود.وی با اشاره به نمودار سازمانی جدید وزارت خارجه تصریح کرد: این نمودار سازمانی چند روز پیش به امضای بنده و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی رسید. در این نمودار سازمانی جدید، علاوه بر این که معاونت اقتصادی ایجاد می شود، از تعداد معاونت های کنونی وزارت خارجه نیز کاسته می شود.وزیر امور خارجه با تاکید بر این که کم کردن تعداد معاونت ها در وزارت خارجه یک ضرورت قانونی بود و در برنامه پنجم توسعه وزارت امور خارجه موظف شده بود که مثل دیگر دستگاه ها تعداد معاونت های خود را به پنج عدد کاهش دهد، تصریح کرد: نمودار جدید سازمانی وزارت خارجه بر اساس تحقیق، تجربیات و مطالعه ساختارهای وزارت خارجه دیگر کشورها تدوین شده است. مجلس به ایجاد بخشی از این تغییرات تاکید داشت و از طرف دیگر برای کارآمدی هر چه بیش تر وزارت خارجه نیز باید این اتفاق می افتاد.ظریف ادامه داد: در چارت جدید تلاش کرده ایم لایه های سازمانی را کاهش دهیم، چراکه این احساس را داشتیم که فاصله بدنه کارشناسی وزارت خارجه با مدیران ارشد این وزارت خانه بسیار زیاد است. وزارت خارجه یک دستگاه کارشناس محور است و همین موضوع اقتضا می کرد که فاصله بین کارشناسان و مدیران ارشد کمتر شود تا آنها بتوانند با مدیران عالی وزارت خانه ارتباط بیش تری بگیرند، نظرات خود را بدون سانسور به آنها منتقل کنند و بازخورد نظرات خود را دریافت کنند.مردم و مجلس به دیدگاه های سیاسی برخی از نمایندگان “نه” گفتندوزیر امور خارجه کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: برخی از اظهارنظرهایی که از سوی نمایندگان مخالف در مجلس مطرح شد از نظر ما منطبق بر دیدگاه های سیاسی این دوستان بود، دیدگاهی که ما با آن موافق نیستیم و ظاهر قضیه هم این گونه است که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و هم چنین اکثریت جامعه با این دیدگاه ها موافق نیستند.وی ادامه داد: این سخن به این معنا نیست که نباید دیدگاه های مخالف مطرح شود، متاسفانه در همین راستا برخی از دوستان مطالبی را در مجلس مطرح کردند که کاملا خلاف واقع و غیر منصفانه بود. این ادعا مطرح شد که من می خواهم صدای مخالف را خاموش کنم، در حالی که به طور قطع همان طور که در مجلس هم گفتم این آخرین کاری خواهد بود که من انجام خواهم داد، چراکه به صورت جدی معتقد به چندصدایی هستم و اعتقاد دارم قدرت کنونی ایران در گرو وجود چندصدایی و جریان های مختلف در کشور است. مردم سالاری دینی موجود در کشور نیز مبتنی بر همین نگرش است. ممکن است برخی از نقدها و سخنان که منبعث از یک دیدگاه سیاسی خاص است را قبول نداشته باشیم، در هر حال در گذشته دیدگاهی خود را به جامعه عرضه کرد اما مردم در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری به آن نه گفتند با این حال به این معنا نیست که سخنان مخالف را نشنویم.از ذهنم پاک کردمظریف در پاسخ به این پرسش که در جریان سخنرانی در مجلس متوجه اظهارات توهین آمیز نماینده خرمشهر علیه خودش شد یا نه؟ گفت: متوجه نشدم که چه چیزی می گفتند. دیدم که یک هیاهویی در انتهای مجلس شکل گرفته ولی متوجه نشدم که چه می گویند و بیش تر تمرکز خود را بر این گذاشتم که به حرف هایم ادامه دهم و برنامه هایم را تشریح کنم. البته برادر عزیز و جانباز سرافراز کشورمان آقای سامری روز شنبه آمدند و با یکدیگر صحبت کردیم.وی ادامه داد: امیدوارم که این حادثه از ذهن ها محو شود و حتما من آن را از ذهنم پاک کرده ام.امیدوارم کمک کار مردم باشم نه باری بر دوش آنهااین عضو دولت دوازدهم در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آقای رییس جمهور روز یک شنبه در صحن علنی مجلس از شما به عنوان یک “برند” یاد کردند، نظرتان در این ارتباط چیست؟ گفت: آقای رییس جمهور در دو سخنرانی خود در صحن مجلس شورای اسلامی در جریان اعتماد به وزرا، بیش از حد انتظار و توقع به من محبت داشتند. همان طور که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته به من محبت زیادی داشته اند. خدا را شاکر هستم که چنین امکانی برای من فراهم شده است و از این دو بزرگوار نیز به خاطر لطف و محبت شان بسیار سپاسگزار هستم.رئیس دستگاه دیپلماسی کشور با تاکید بر اینکه من یک کارگزار نظام هستم و تلاش می کنم مسوولیت محول شده را با حداکثر توان محدودی که دارم به خوبی انجام دهم، اظهار کرد: خوشبختانه از همکاران خوبی برخوردار هستم و این لطف خداوند است و انشاءالله بتوانم از توانمندی آنها نهایت بهره را ببرم تا در نهایت منافع مردم به پیش رود.وزیر امور خارجه کشورمان افزود: امیدوارم که کمکی برای مردم باشیم نه اینکه باری بر دوش آنها شویم.سیاست های عربستان در منطقه به ضرر خودش تمام شده استدر تصمیم گیری های منطقه ای و بین المللی و عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر آنها، نیاز است هماهنگی بیش تری داشته باشیماین مقام عالی رتبه دستگاه وزارت امور خارجه در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا در ارتباط با روابط ایران و عربستان در دولت دوازدهم و این که چندی پیش در رسانه ها از زبان مقامات عراقی صحبت از این شد که عربستان درخواست کرده دولت بغداد بین دولت های تهران و ریاض میانجی گری کند اما بعد از آن این موضوع با توضیحات وزیر کشور عراق و همچنین تکذیب مقامات عربستانی روبه رو شد، تصریح کرد: ایران همواره خواهان روابط خوب با همسایگانش بوده است، اما معتقدیم که سیاست های عربستان در منطقه مخرب بوده و حتی به ضرر آن کشور تمام شده است.وی با تاکید بر این که سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه یک سیاست راهبردی در چارچوب اصولی مشخص است، خاطرنشان کرد: ما در ایران بر ایجاد یک منطقه امن، قدرتمند و همگرا تاکید داریم و تحقق چنین موضوعی را در راستای منافع ملی ایران و منطقه می دانیم. سیاست ایران در تعامل با کشورهای منطقه و عربستان در همین چارچوب بوده و تغییری نکرده است. البته نیاز است هماهنگی و انسجام بیش تری در کشور در ارتباط با تصمیم گیری ها در عرصه های منطقه ای و بین المللی و هم چنین عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر این عرصه ها داشته باشیم.ظریف در ادامه به حمله تعدادی از افراد خودسر به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در مشهد در سال ۹۴ اشاره کرد و گفت: این اقدام، اشتباه و تاسف برانگیز بود که خسارت های غیرقابل جبرانی را برای کشور در بحث روابط دوجانبه و همچنین عرصه منطقه ای و بین المللی ایجاد کرد. اقدامی که باعث ایجاد خدشه به شأن و وجهه ایران شد. همه مسوولان از این اتفاق ناراحت شدند. باید از انجام این گونه اتفاقات به صورت جدی در کشور جلوگیری کنیم و بر اساس سیاست اصولی و راهبردی که ایران در منطقه پیگیری می کند پیش برویم.زندانی اظهارنظرهای سیاسی نشویماگر عربستان در سیاست هایش در منطقه بازنگری کند با عکس العمل مثبت ایران روبه رو می شودرئیس دستگاه دیپلماسی کشور با اشاره به اخبار ضد و نقیض منتشر شده مبنی بر درخواست ریاض از عراق جهت میانجی گری بین ایران و عربستان تاکید کرد: هیچ گاه نباید زندانی اظهارنظرهای سیاسی به خصوص وقتی این اظهارنظرها رسانه ای می شوند و غیردقیق هستند، شویم.وی با بیان این که من بعد از سفر مقامات عراقی به عربستان با آنها گفت وگو کردم و می دانستم انعکاس رسانه ای برخی اظهارنظرها دقیق و کاملا منطبق با واقعیت ها نیست افزود: ما اعتقاد داریم عربستان باید در برخی از سیاست های خود تجدیدنظر و بازنگری کند و انجام این موضوع در راستای منافع ملی آن کشور خواهد بود. اگر این بازنگری انجام شود حتماً این امر با عکس العمل مثبت ایران روبه رو خواهد شد.عربستان باید نگرش های منطقه اش را تغییر دهدظریف در پاسخ به این پرسش که روز دوشنبه هفته جاری سخنگوی وزارت خارجه در اظهاراتی مطرح کردند که ایران اقداماتی را برای کاهش تنش با عربستان انجام داده و اکنون نوبت عربستان است که در این زمینه اقدام کند، اقدامات ایران در این زمینه چه بوده است؟ گفت: اقداماتی که ایران انجام داده از جنس گفتمانی است. ما همواره برای گفت وگو با عربستان آمادگی داشته ایم و آن را اعلام کرده ایم. همواره این آمادگی را داشته ایم که تمام تلاش خود را انجام دهیم که در منطقه برای حل بحران ها به یک راهکار سیاسی برسیم، در حالی که متاسفانه عربستان این گونه عمل نکرده و منافعش را در ایجاد تنش در منطقه جستجو کرده است.وی با تاکید مجدد بر این که نیاز است عربستان نگرش های منطقه ای اش را تغییر دهد، تصریح کرد: در چنین صورتی ما به مرحله ای می رسیم که امکان انجام اقدامات عملی در ارتباط با بهبود روابط دو کشور به وجود می آید.سفر دیپلمات های ایرانی و سعودی بعد از ایام حج انجام می شودوزیر امور خارجه در پاسخ به این که قرار بود هیاتی ازعربستان برای بازدید از سفارت خانه و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد به ایران سفر کند و هیاتی نیز از ایران برای بازدید از سفارت و کنسولگری کشورمان به عربستان سفر کند، این رفت و آمد انجام شد؟ اظهار کرد: ویزا برای دو طرف جهت انجام این سفر صادر شده است. منتظر هستیم که اقدامات نهایی انجام شود تا دیپلمات های دو کشور بتوانند از سفارت خانه ها و کنسولگری هایشان بازدید کنند و احتمالا این اتفاق به بعد از ایام حج موکول می شود.توپ در هیچ زمینی نیستظریف در پاسخ به این پرسش که در حاشیه نشست استانبول عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به سمت شما آمد و با شما دست داد، شما در مصاحبه با خبرنگاران این اقدام را امری عادی و دیپلماتیک عنوان کردید، نمی توان این تحلیل را داشت که وی با پیش قدم شدن در این موضوع می خواسته این تصور را به اذهان عمومی منتقل کند که عربستان برای کاهش تنش ها پیش قدم شده و توپ را در زمین تهران قرار داد؟ گفت: من نمی توانم افکار کسی از جمله او را بخوانم البته در این قضیه یک طرف دست نداد، من هم دست دادم و همان طور که گفتم این یک اقدام دیپلماتیک و عادی بود و توپ در هیچ زمینی نیست.وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرد: مهم این است که ما رفتارهای واقعی و سیاسی از عربستان ببینیم که نشان دهنده بازنگری این کشور در سیاست هایش در منطقه و روابط با تهران است. متاسفانه چنین چیزی را در حال حاضر نمی بینیم و رفتارهای کنونی عربستان حتی منافع آن کشور را تامین نمی کند. اکنون دو سال است که از حمله عربستان به یمن گذشته است و عربستان از این حمله نه تنها سودی نبرده بلکه بسیار ضرر کرده است. در مورد سوریه و بحرین هم این گونه است. امیدواریم هرچه سریع تر عقلانیت بر تصمیمات و رفتارهای سیاسی مقامات سعودی حاکم شود و آنها روش دیگری انتخاب کنند و به طور قطع در این حالت خواهند دید که ایران که خواهان ثبات و آرامش در کل منطقه و تک تک کشورها است، آمادگی اقدام متقابل دارد.وزیر امور خارجه کشورمان، در ارتباط با اعزام حجاج ایرانی به خانه خدا بعد از یک وقفه یک ساله که در این ارتباط ایجاد شده بود، گفت: در طول یک سال گذشته برادران خوب ما در بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت زحمات زیادی را در ارتباط با فراهم کردن زمینه جهت اعزام حجاج ایرانی به عربستان متقبل شدند. مذاکرات طولانی و دشواری را در این ارتباط انجام دادند و اکنون خوشحال هستیم که با تلاش این دوستان بار دیگر زمینه برای حضور هم وطنان مان در مکه مکرمه و مدینه منوره فراهم شده است.ظریف با بیان این که هیات کنسولی وزارت خارجه نیز در جریان برگزاری حج در عربستان در خدمت دوستان در بعثه مقام معظم رهبری، سازمان حج و زیارت و حجاج ایرانی انجام وظیفه می کند، ابراز امیدواری کرد که حجاج کشورمان با سربلندی و عزت این سفر معنوی را انجام دهند و با توشه ای معنوی همراه با سلامتی و سربلندی به کشور بازگردند.وی گفت: امیدواریم حجاج و خانواده هایشان از تجربه حج امسال راضی باشند و یقین داریم با تلاش دوستان در سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری این مهم محقق می شود.حضور توانمند ایران در منطقه با اقدامات نمایشی برخی کشورها خدشه دار نمی شود رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان در پاسخ به این پرسش که به تازگی شاهد سفرهای متعدد مقامات عراقی به عربستان بودیم و حتی سران برخی جریان های تشیع عراق نیز به عربستان و امارات سفر کردند، شما این تحلیل را قبول دارید که عربستانی ها با نزدیکی به دولت عراق و جریان تشیع به این کشور تلاش دارند آنها را از ایران دور کنند؟ اظهار کرد: نمی توانیم نیت خوانی کنیم؛ آن چه مهم است این که ما آن قدر در مورد خودمان و نقش مان در منطقه و نوع روابطی که با همسایگان مان داریم دارای خودباوری هستیم که نگران این گونه اقدامات نیستیم.ظریف با بیان این که تا کنون تلاش ها برای ایجاد فاصله بین ایران و کشورهای منطقه به نتیجه ای نرسیده و با شکست روبه رو شده است، افزود: ایران به دلیل واقعیت های ساختاری اش و همچنین سیاست های راهبردی ای که دنبال کرده حضوری مستحکم در منطقه دارد و با انجام اقدامات نمایشی از سوی برخی کشورها این موضوع دچار خدشه نمی شود.از اختلافات موجود بین کشورهای حاشیه خلیج فارس نگرانیموی با بیان این که بر اساس سیاست های راهبردی مان از تنشی که در روابط کشورهای خلیج فارس به وجود آمده ابراز نگرانی کرده و می کنیم، اظهار کرد: با وجود اختلافاتی که با هر دو طرف داریم از آنها خواسته ایم که اختلافات خود را با گفت وگو و مذاکره حل و فصل کنند و ما چنین نگاه راهبردی را در مورد روابط کشورهای منطقه با یکدیگر از جمله روابط عربستان و عراق داریم چراکه معتقدیم در منطقه این نیاز وجود دارد که کشورها از روابط خوبی با یکدیگر برخوردار باشند.عراقی ها برای لغو روادید با ایران به جمع بندی نرسیده اندظریف در درباره لغو صدور روادید میان ایران و عراق گفت: از طرف ما علاقه برای لغو و تسهیل صدور روادید میان ایران و عراق وجود دارد، اما در طرف عراقی جمع بندی کاملی در این زمینه ایجاد نشده است.برنامه مدونی برای ارتقاء و استفاده از زنان در سطوح مدیریتی کشور وجود نداشته است وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگر گفت وگویش با ایسنا در پاسخ به این پرسش که در جریان سفر نخست وزیر سوئد به تهران یک عکس از هیات ایرانی و سوئدی منتشر شد که در یک طرف میز اکثر سیاستمداران حاضر خانم بودند ولی در طرفی که هیات ایرانی نشسته بود، هیچ اثری ا ...

ادامه مطلب  

صحبت های ظریف پیرامون رأی اعتماد و توهین نماینده  

درخواست حذف این مطلب
یک روز بعد از برگزاری جلسه رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزیران پیشنهادی کابینه دوازدهم به تالار آئینه در ساختمان سی تیر رفتیم تا مهمان دیپلماتی باشیم که روز یک شنبه با کسب ۲۲۶ رای موافق برای بار دوم در دولت تدبیر و امید سکاندار دستگاه دیپلماسی کشور شد.در چهار سال گذشته به عنوان وزیر امور خارجه ایام و ساعات پر تلاطمی را طی کرده و وزارت خانه متبوعش خبرسازترین دستگاه اجرایی کشور بوده است. رئیس جمهور از او به عنوان "برند" شناخته شده در دنیا یاد کرده و به طور قطع او و عملکردش در وزارت خارجه در رای مجدد مردم به حسن روحانی بسیار تاثیرگذار بوده است.دوران دوم صدارتش در وزارت خارجه را با ایجاد یک انقلاب ساختاری، موضوعی و بروکراتیک آغاز کرده است و می خواهد دستگاه دیپلماسی را به وزارتی کارشناس محور و چابک تر تبدیل کند.محمد جواد ظریف در گفت وگوی ۷۰ دقیقه ای خود با ایسنا، به سوالات ما در ارتباط با آخرین تحولات در عرصه سیاست خارجی کشور، منطقه، تغییر و تحولات ساختاری در دوره جدید، به کار گیری بانوان دیپلمات در عرصه های مدیریتی این وزارت خانه و حواشی جلسات رای اعتماد مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از نمایندگان به ما رای نمی دهند و همین هم شدوزیر امور خارجه دولت تدبیر و امید در پاسخ به سوالی در ارتباط با رای اعتماد روز یک شنبه نمایندگان مجلس به وی و ارزیابی اش از میزان رای موافق و مخالف نمایندگان به وی و این که فکر می کرد این میزان رای (۲۳۶) رای موافق را در مجلس داشته باشد؟ گفت: فکر نمی کردم بیش از این تعداد رای بیاورم به این دلیل که تعدادی از دوستان در مجلس با برنامه ها و دیدگاه های بنده موافق نبودند و مخالفت خود با این دیدگاه ها را به زبان های مختلف در طول این چهار سال که مسوولیت وزارت خارجه را برعهده داشته ام و هم چنین در جریان مذاکرات مجلس مطرح کرده اند.ظریف با بیان این که من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از دوستان به هیچ یک از ما دو نفر (زنگنه و ظریف) رای نمی دهند و همین تصور هم به واقعیت تبدیل شد، خاطرنشان کرد: البته بنده از تمام نمایندگان مجلس چه کسانی که به من رای منفی دادند و در مخالفت با برنامه های من صحبت کردند و چه نمایندگانی که در موافقت با این برنامه ها سخنرانی کرده و رای مثبت دادند، تشکر می کنم.این عضو دولت دوازدهم تصریح کرد: تا آن جا که اطلاع دارم تعداد قابل توجهی از نمایندگان که فکر کنم بیش از ۱۵۰ نفر بودند برای دفاع از بنده ثبت نام کرده بودند و این برای من باعث افتخار است. کسانی هم که مخالفت کردند به طور قطع قصدشان کمک به پیشبرد منافع ملی بوده و از آنها نیز تشکر می کنم.در جلسات رای اعتماد، نمایندگان بلوغ سیاسی شان را نشان دادندرئیس دستگاه دیپلماسی کشور خاطرنشان کرد: امسال دو جلوه زیبای مردم سالاری را در کشور مشاهده کردیم. اولین جلوه آن برگزاری باشکوه انتخابات ریاست جمهوری و حضور عزت مندانه مردم در آن بود، انتخاباتی که در منطقه بی نظیر و در دنیا کم نظیر است. مورد دوم همین جلسات رای اعتماد به کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بود. در جلسات رای اعتماد بحث های بسیار جدی مطرح شد و بحث ها اصلا وارد حوزه های احساسی و غیرضروری نشد. مباحث بر حوزه های کاری و تخصصی متمرکز بود و نمایندگان محترم مجلس به خوبی در این جلسات بلوغ سیاسی شان را نشان دادند و مباحث بسیار خوبی را مطرح کردند.وی با بیان این که در این روند جلوه مردم سالاری کشور به خوبی نشان داده شد و رسانه ها نیز اخبار را به خوبی پوشش دادند، گفت: در این فرآیند سند افتخار دیگری برای مردم این سرزمین رقم خورد.خوشحال تر می شدم اگر ...وزیر امور خارجه کشورمان با بیان این که من انتظار همین حدود آرا را داشتم، افزود: بسیار خوشحالم که ۱۲ وزیر دولت یعنی بیش از دو سوم وزیران پیشنهادی بالای ۲۲۵ رای گرفتند و خیلی خوشحال تر می شدم که برادر بزرگوارم مهندس بیطرف که واقعا یک شخصیت برجسته و بسیار اصولی هستند در این روند از رای اعتماد نمایندگان بهره مند می شد. ایشان درست است که از جناح اصلاح طلب هستند ولی فردی بسیار "اصولی" هستند.کاهش تعداد معاونت ها در وزارت خارجه ضرورتی قانونی بودظریف در پاسخ به این پرسش که به نظر شما انتقاداتی که نمایندگان مخالف تان در صحن علنی مجلس مطرح کردند منطبق با واقعیت بود؟ گفت: برخی از انتقادات مطرح شده در واقع پیشنهادهایی بود که اکنون در وزارت خارجه در حال پیگیری و اجرا است، از جمله این که آقای دکتر پورابراهیمی پیشنهاد ایجاد معاونت اقتصادی در وزارت خارجه را مطرح کردند، موضوعی است که اکنون در این وزارت خانه در حال پیگیری است و انشاءالله در چند هفته آینده این معاونت تاسیس می شود.وی با اشاره به نمودار سازمانی جدید وزارت خارجه تصریح کرد: این نمودار سازمانی چند روز پیش به امضای بنده و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی رسید. در این نمودار سازمانی جدید، علاوه بر این که معاونت اقتصادی ایجاد می شود، از تعداد معاونت های کنونی وزارت خارجه نیز کاسته می شود.وزیر امور خارجه با تاکید بر این که کم کردن تعداد معاونت ها در وزارت خارجه یک ضرورت قانونی بود و در برنامه پنجم توسعه وزارت امور خارجه موظف شده بود که مثل دیگر دستگاه ها تعداد معاونت های خود را به پنج عدد کاهش دهد، تصریح کرد: نمودار جدید سازمانی وزارت خارجه بر اساس تحقیق، تجربیات و مطالعه ساختارهای وزارت خارجه دیگر کشورها تدوین شده است. مجلس به ایجاد بخشی از این تغییرات تاکید داشت و از طرف دیگر برای کارآمدی هر چه بیش تر وزارت خارجه نیز باید این اتفاق می افتاد.ظریف ادامه داد: در چارت جدید تلاش کرده ایم لایه های سازمانی را کاهش دهیم، چراکه این احساس را داشتیم که فاصله بدنه کارشناسی وزارت خارجه با مدیران ارشد این وزارت خانه بسیار زیاد است. وزارت خارجه یک دستگاه کارشناس محور است و همین موضوع اقتضا می کرد که فاصله بین کارشناسان و مدیران ارشد کمتر شود تا آنها بتوانند با مدیران عالی وزارت خانه ارتباط بیش تری بگیرند، نظرات خود را بدون سانسور به آنها منتقل کنند و بازخورد نظرات خود را دریافت کنند.مردم و مجلس به دیدگاه های سیاسی برخی از نمایندگان "نه" گفتندوزیر امور خارجه کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: برخی از اظهارنظرهایی که از سوی نمایندگان مخالف در مجلس مطرح شد از نظر ما منطبق بر دیدگاه های سیاسی این دوستان بود، دیدگاهی که ما با آن موافق نیستیم و ظاهر قضیه هم این گونه است که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و هم چنین اکثریت جامعه با این دیدگاه ها موافق نیستند.وی ادامه داد: این سخن به این معنا نیست که نباید دیدگاه های مخالف مطرح شود، متاسفانه در همین راستا برخی از دوستان مطالبی را در مجلس مطرح کردند که کاملا خلاف واقع و غیر منصفانه بود. این ادعا مطرح شد که من می خواهم صدای مخالف را خاموش کنم، در حالی که به طور قطع همان طور که در مجلس هم گفتم این آخرین کاری خواهد بود که من انجام خواهم داد، چراکه به صورت جدی معتقد به چندصدایی هستم و اعتقاد دارم قدرت کنونی ایران در گرو وجود چندصدایی و جریان های مختلف در کشور است. مردم سالاری دینی موجود در کشور نیز مبتنی بر همین نگرش است. ممکن است برخی از نقدها و سخنان که منبعث از یک دیدگاه سیاسی خاص است را قبول نداشته باشیم، در هر حال در گذشته دیدگاهی خود را به جامعه عرضه کرد اما مردم در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری به آن نه گفتند با این حال به این معنا نیست که سخنان مخالف را نشنویم.از ذهنم پاک کردمظریف در پاسخ به این پرسش که در جریان سخنرانی در مجلس متوجه اظهارات توهین آمیز نماینده خرمشهر علیه خودش شد یا نه؟ گفت: متوجه نشدم که چه چیزی می گفتند. دیدم که یک هیاهویی در انتهای مجلس شکل گرفته ولی متوجه نشدم که چه می گویند و بیش تر تمرکز خود را بر این گذاشتم که به حرف هایم ادامه دهم و برنامه هایم را تشریح کنم. البته برادر عزیز و جانباز سرافراز کشورمان آقای سامری روز شنبه آمدند و با یکدیگر صحبت کردیم.وی ادامه داد: امیدوارم که این حادثه از ذهن ها محو شود و حتما من آن را از ذهنم پاک کرده ام.امیدوارم کمک کار مردم باشم نه باری بر دوش آنهااین عضو دولت دوازدهم در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آقای رییس جمهور روز یک شنبه در صحن علنی مجلس از شما به عنوان یک "برند" یاد کردند، نظرتان در این ارتباط چیست؟ گفت: آقای رییس جمهور در دو سخنرانی خود در صحن مجلس شورای اسلامی در جریان اعتماد به وزرا، بیش از حد انتظار و توقع به من محبت داشتند. همان طور که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته به من محبت زیادی داشته اند. خدا را شاکر هستم که چنین امکانی برای من فراهم شده است و از این دو بزرگوار نیز به خاطر لطف و محبت شان بسیار سپاسگزار هستم.رئیس دستگاه دیپلماسی کشور با تاکید بر اینکه من یک کارگزار نظام هستم و تلاش می کنم مسوولیت محول شده را با حداکثر توان محدودی که دارم به خوبی انجام دهم، اظهار کرد: خوشبختانه از همکاران خوبی برخوردار هستم و این لطف خداوند است و انشاءالله بتوانم از توانمندی آنها نهایت بهره را ببرم تا در نهایت منافع مردم به پیش رود.وزیر امور خارجه کشورمان افزود: امیدوارم که کمکی برای مردم باشیم نه اینکه باری بر دوش آنها شویم.سیاست های عربستان در منطقه به ضرر خودش تمام شده استدر تصمیم گیری های منطقه ای و بین المللی و عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر آنها، نیاز است هماهنگی بیش تری داشته باشیماین مقام عالی رتبه دستگاه وزارت امور خارجه در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا در ارتباط با روابط ایران و عربستان در دولت دوازدهم و این که چندی پیش در رسانه ها از زبان مقامات عراقی صحبت از این شد که عربستان درخواست کرده دولت بغداد بین دولت های تهران و ریاض میانجی گری کند اما بعد از آن این موضوع با توضیحات وزیر کشور عراق و همچنین تکذیب مقامات عربستانی روبه رو شد، تصریح کرد: ایران همواره خواهان روابط خوب با همسایگانش بوده است، اما معتقدیم که سیاست های عربستان در منطقه مخرب بوده و حتی به ضرر آن کشور تمام شده است.وی با تاکید بر این که سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه یک سیاست راهبردی در چارچوب اصولی مشخص است، خاطرنشان کرد: ما در ایران بر ایجاد یک منطقه امن، قدرتمند و همگرا تاکید داریم و تحقق چنین موضوعی را در راستای منافع ملی ایران و منطقه می دانیم. سیاست ایران در تعامل با کشورهای منطقه و عربستان در همین چارچوب بوده و تغییری نکرده است. البته نیاز است هماهنگی و انسجام بیش تری در کشور در ارتباط با تصمیم گیری ها در عرصه های منطقه ای و بین المللی و هم چنین عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر این عرصه ها داشته باشیم.ظریف در ادامه به حمله تعدادی از افراد خودسر به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در مشهد در سال ۹۴ اشاره کرد و گفت: این اقدام، اشتباه و تاسف برانگیز بود که خسارت های غیرقابل جبرانی را برای کشور در بحث روابط دوجانبه و همچنین عرصه منطقه ای و بین المللی ایجاد کرد. اقدامی که باعث ایجاد خدشه به شأن و وجهه ایران شد. همه مسوولان از این اتفاق ناراحت شدند. باید از انجام این گونه اتفاقات به صورت جدی در کشور جلوگیری کنیم و بر اساس سیاست اصولی و راهبردی که ایران در منطقه پیگیری می کند پیش برویم.زندانی اظهارنظرهای سیاسی نشویماگر عربستان در سیاست هایش در منطقه بازنگری کند با عکس العمل مثبت ایران روبه رو می شودرئیس دستگاه دیپلماسی کشور با اشاره به اخبار ضد و نقیض منتشر شده مبنی بر درخواست ریاض از عراق جهت میانجی گری بین ایران و عربستان تاکید کرد: هیچ گاه نباید زندانی اظهارنظرهای سیاسی به خصوص وقتی این اظهارنظرها رسانه ای می شوند و غیردقیق هستند، شویم.وی با بیان این که من بعد از سفر مقامات عراقی به عربستان با آنها گفت وگو کردم و می دانستم انعکاس رسانه ای برخی اظهارنظرها دقیق و کاملا منطبق با واقعیت ها نیست افزود: ما اعتقاد داریم عربستان باید در برخی از سیاست های خود تجدیدنظر و بازنگری کند و انجام این موضوع در راستای منافع ملی آن کشور خواهد بود. اگر این بازنگری انجام شود حتماً این امر با عکس العمل مثبت ایران روبه رو خواهد شد.عربستان باید نگرش های منطقه اش را تغییر دهدظریف در پاسخ به این پرسش که روز دوشنبه هفته جاری سخنگوی وزارت خارجه در اظهاراتی مطرح کردند که ایران اقداماتی را برای کاهش تنش با عربستان انجام داده و اکنون نوبت عربستان است که در این زمینه اقدام کند، اقدامات ایران در این زمینه چه بوده است؟ گفت: اقداماتی که ایران انجام داده از جنس گفتمانی است. ما همواره برای گفت وگو با عربستان آمادگی داشته ایم و آن را اعلام کرده ایم. همواره این آمادگی را داشته ایم که تمام تلاش خود را انجام دهیم که در منطقه برای حل بحران ها به یک راهکار سیاسی برسیم، در حالی که متاسفانه عربستان این گونه عمل نکرده و منافعش را در ایجاد تنش در منطقه جستجو کرده است.وی با تاکید مجدد بر این که نیاز است عربستان نگرش های منطقه ای اش را تغییر دهد، تصریح کرد: در چنین صورتی ما به مرحله ای می رسیم که امکان انجام اقدامات عملی در ارتباط با بهبود روابط دو کشور به وجود می آید.سفر دیپلمات های ایرانی و سعودی بعد از ایام حج انجام می شودوزیر امور خارجه در پاسخ به این که قرار بود هیاتی ازعربستان برای بازدید از سفارت خانه و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد به ایران سفر کند و هیاتی نیز از ایران برای بازدید از سفارت و کنسولگری کشورمان به عربستان سفر کند، این رفت و آمد انجام شد؟ اظهار کرد: ویزا برای دو طرف جهت انجام این سفر صادر شده است. منتظر هستیم که اقدامات نهایی انجام شود تا دیپلمات های دو کشور بتوانند از سفارت خانه ها و کنسولگری هایشان بازدید کنند و احتمالا این اتفاق به بعد از ایام حج موکول می شود.توپ در هیچ زمینی نیستظریف در پاسخ به این پرسش که در حاشیه نشست استانبول عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به سمت شما آمد و با شما دست داد، شما در مصاحبه با خبرنگاران این اقدام را امری عادی و دیپلماتیک عنوان کردید، نمی توان این تحلیل را داشت که وی با پیش قدم شدن در این موضوع می خواسته این تصور را به اذهان عمومی منتقل کند که عربستان برای کاهش تنش ها پیش قدم شده و توپ را در زمین تهران قرار داد؟ گفت: من نمی توانم افکار کسی از جمله او را بخوانم البته در این قضیه یک طرف دست نداد، من هم دست دادم و همان طور که گفتم این یک اقدام دیپلماتیک و عادی بود و توپ در هیچ زمینی نیست.وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرد: مهم این است که ما رفتارهای واقعی و سیاسی از عربستان ببینیم که نشان دهنده بازنگری این کشور در سیاست هایش در منطقه و روابط با تهران است. متاسفانه چنین چیزی را در حال حاضر نمی بینیم و رفتارهای کنونی عربستان حتی منافع آن کشور را تامین نمی کند. اکنون دو سال است که از حمله عربستان به یمن گذشته است و عربستان از این حمله نه تنها سودی نبرده بلکه بسیار ضرر کرده است. در مورد سوریه و بحرین هم این گونه است. امیدواریم هرچه سریع تر عقلانیت بر تصمیمات و رفتارهای سیاسی مقامات سعودی حاکم شود و آنها روش دیگری انتخاب کنند و به طور قطع در این حالت خواهند دید که ایران که خواهان ثبات و آرامش در کل منطقه و تک تک کشورها است، آمادگی اقدام متقابل دارد.وزیر امور خارجه کشورمان، در ارتباط با اعزام حجاج ایرانی به خانه خدا بعد از یک وقفه یک ساله که در این ارتباط ایجاد شده بود، گفت: در طول یک سال گذشته برادران خوب ما در بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت زحمات زیادی را در ارتباط با فراهم کردن زمینه جهت اعزام حجاج ایرانی به عربستان متقبل شدند. مذاکرات طولانی و دشواری را در این ارتباط انجام دادند و اکنون خوشحال هستیم که با تلاش این دوستان بار دیگر زمینه برای حضور هم وطنان مان در مکه مکرمه و مدینه منوره فراهم شده است.ظریف با بیان این که هیات کنسولی وزارت خارجه نیز در جریان برگزاری حج در عربستان در خدمت دوستان در بعثه مقام معظم رهبری، سازمان حج و زیارت و حجاج ایرانی انجام وظیفه می کند، ابراز امیدواری کرد که حجاج کشورمان با سربلندی و عزت این سفر معنوی را انجام دهند و با توشه ای معنوی همراه با سلامتی و سربلندی به کشور بازگردند.وی گفت: امیدواریم حجاج و خانواده هایشان از تجربه حج امسال راضی باشند و یقین داریم با تلاش دوستان در سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری این مهم محقق می شود.حضور توانمند ایران در منطقه با اقدامات نمایشی برخی کشورها خدشه دار نمی شود رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان در پاسخ به این پرسش که به تازگی شاهد سفرهای متعدد مقامات عراقی به عربستان بودیم و حتی سران برخی جریان های تشیع عراق نیز به عربستان و امارات سفر کردند، شما این تحلیل را قبول دارید که عربستانی ها با نزدیکی به دولت عراق و جریان تشیع به این کشور تلاش دارند آنها را از ایران دور کنند؟ اظهار کرد: نمی توانیم نیت خوانی کنیم؛ آن چه مهم است این که ما آن قدر در مورد خودمان و نقش مان در منطقه و نوع روابطی که با همسایگان مان داریم دارای خودباوری هستیم که نگران این گونه اقدامات نیستیم.ظریف با بیان این که تا کنون تلاش ها برای ایجاد فاصله بین ایران و کشورهای منطقه به نتیجه ای نرسیده و با شکست روبه رو شده است، افزود: ایران به دلیل واقعیت های ساختاری اش و همچنین سیاست های راهبردی ای که دنبال کرده حضوری مستحکم در منطقه دارد و با انجام اقدامات نمایشی از سوی برخی کشورها این موضوع دچار خدشه نمی شود.از اختلافات موجود بین کشورهای حاشیه خلیج فارس نگرانیموی با بیان این که بر اساس سیاست های راهبردی مان از تنشی که در روابط کشورهای خلیج فارس به وجود آمده ابراز نگرانی کرده و می کنیم، اظهار کرد: با وجود اختلافاتی که با هر دو طرف داریم از آنها خواسته ایم که اختلافات خود را با گفت وگو و مذاکره حل و فصل کنند و ما چنین نگاه راهبردی را در مورد روابط کشورهای منطقه با یکدیگر از جمله روابط عربستان و عراق داریم چراکه معتقدیم در منطقه این نیاز وجود دارد که کشورها از روابط خوبی با یکدیگر برخوردار باشند.عراقی ها برای لغو روادید با ایران به جمع بندی نرسیده اندظریف در درباره لغو صدور روادید میان ایران و عراق گفت: از طرف ما علاقه برای لغو و تسهیل صدور روادید میان ایران و عراق وجود دارد، اما در طرف عراقی جمع بندی کاملی در این زمینه ایجاد نشده است.برنامه مدونی برای ارتقاء و استفاده از زنان در سطوح مدیریتی کشور وجود نداشته است وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگر گفت وگویش ب ...

ادامه مطلب  

صحبت های ظریف پیرامون رأی اعتماد و توهین نماینده  

درخواست حذف این مطلب
یک روز بعد از برگزاری جلسه رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزیران پیشنهادی کابینه دوازدهم به تالار آئینه در ساختمان سی تیر رفتیم تا مهمان دیپلماتی باشیم که روز یک شنبه با کسب ۲۲۶ رای موافق برای بار دوم در دولت تدبیر و امید سکاندار دستگاه دیپلماسی کشور شد.به گزارش شفاف، در چهار سال گذشته به عنوان وزیر امور خارجه ایام و ساعات پر تلاطمی را طی کرده و وزارت خانه متبوعش خبرسازترین دستگاه اجرایی کشور بوده است. رئیس جمهور از او به عنوان "برند" شناخته شده در دنیا یاد کرده و به طور قطع او و عملکردش در وزارت خارجه در رای مجدد مردم به حسن روحانی بسیار تاثیرگذار بوده است.دوران دوم صدارتش در وزارت خارجه را با ایجاد یک انقلاب ساختاری، موضوعی و بروکراتیک آغاز کرده است و می خواهد دستگاه دیپلماسی را به وزارتی کارشناس محور و چابک تر تبدیل کند.محمد جواد ظریف در گفت وگوی ۷۰ دقیقه ای خود با ایسنا، به سوالات ما در ارتباط با آخرین تحولات در عرصه سیاست خارجی کشور، منطقه، تغییر و تحولات ساختاری در دوره جدید، به کار گیری بانوان دیپلمات در عرصه های مدیریتی این وزارت خانه و حواشی جلسات رای اعتماد مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از نمایندگان به ما رای نمی دهند و همین هم شدوزیر امور خارجه دولت تدبیر و امید در پاسخ به سوالی در ارتباط با رای اعتماد روز یک شنبه نمایندگان مجلس به وی و ارزیابی اش از میزان رای موافق و مخالف نمایندگان به وی و این که فکر می کرد این میزان رای (۲۳۶) رای موافق را در مجلس داشته باشد؟ گفت: فکر نمی کردم بیش از این تعداد رای بیاورم به این دلیل که تعدادی از دوستان در مجلس با برنامه ها و دیدگاه های بنده موافق نبودند و مخالفت خود با این دیدگاه ها را به زبان های مختلف در طول این چهار سال که مسوولیت وزارت خارجه را برعهده داشته ام و هم چنین در جریان مذاکرات مجلس مطرح کرده اند.ظریف با بیان این که من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از دوستان به هیچ یک از ما دو نفر (زنگنه و ظریف) رای نمی دهند و همین تصور هم به واقعیت تبدیل شد، خاطرنشان کرد: البته بنده از تمام نمایندگان مجلس چه کسانی که به من رای منفی دادند و در مخالفت با برنامه های من صحبت کردند و چه نمایندگانی که در موافقت با این برنامه ها سخنرانی کرده و رای مثبت دادند، تشکر می کنم.این عضو دولت دوازدهم تصریح کرد: تا آن جا که اطلاع دارم تعداد قابل توجهی از نمایندگان که فکر کنم بیش از ۱۵۰ نفر بودند برای دفاع از بنده ثبت نام کرده بودند و این برای من باعث افتخار است. کسانی هم که مخالفت کردند به طور قطع قصدشان کمک به پیشبرد منافع ملی بوده و از آنها نیز تشکر می کنم.در جلسات رای اعتماد، نمایندگان بلوغ سیاسی شان را نشان دادندرئیس دستگاه دیپلماسی کشور خاطرنشان کرد: امسال دو جلوه زیبای مردم سالاری را در کشور مشاهده کردیم. اولین جلوه آن برگزاری باشکوه انتخابات ریاست جمهوری و حضور عزت مندانه مردم در آن بود، انتخاباتی که در منطقه بی نظیر و در دنیا کم نظیر است. مورد دوم همین جلسات رای اعتماد به کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بود. در جلسات رای اعتماد بحث های بسیار جدی مطرح شد و بحث ها اصلا وارد حوزه های احساسی و غیرضروری نشد. مباحث بر حوزه های کاری و تخصصی متمرکز بود و نمایندگان محترم مجلس به خوبی در این جلسات بلوغ سیاسی شان را نشان دادند و مباحث بسیار خوبی را مطرح کردند.وی با بیان این که در این روند جلوه مردم سالاری کشور به خوبی نشان داده شد و رسانه ها نیز اخبار را به خوبی پوشش دادند، گفت: در این فرآیند سند افتخار دیگری برای مردم این سرزمین رقم خورد.خوشحال تر می شدم اگر ...وزیر امور خارجه کشورمان با بیان این که من انتظار همین حدود آرا را داشتم، افزود: بسیار خوشحالم که ۱۲ وزیر دولت یعنی بیش از دو سوم وزیران پیشنهادی بالای ۲۲۵ رای گرفتند و خیلی خوشحال تر می شدم که برادر بزرگوارم مهندس بیطرف که واقعا یک شخصیت برجسته و بسیار اصولی هستند در این روند از رای اعتماد نمایندگان بهره مند می شد. ایشان درست است که از جناح اصلاح طلب هستند ولی فردی بسیار "اصولی" هستند.کاهش تعداد معاونت ها در وزارت خارجه ضرورتی قانونی بودظریف در پاسخ به این پرسش که به نظر شما انتقاداتی که نمایندگان مخالف تان در صحن علنی مجلس مطرح کردند منطبق با واقعیت بود؟ گفت: برخی از انتقادات مطرح شده در واقع پیشنهادهایی بود که اکنون در وزارت خارجه در حال پیگیری و اجرا است، از جمله این که آقای دکتر پورابراهیمی پیشنهاد ایجاد معاونت اقتصادی در وزارت خارجه را مطرح کردند، موضوعی است که اکنون در این وزارت خانه در حال پیگیری است و انشاءالله در چند هفته آینده این معاونت تاسیس می شود.وی با اشاره به نمودار سازمانی جدید وزارت خارجه تصریح کرد: این نمودار سازمانی چند روز پیش به امضای بنده و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی رسید. در این نمودار سازمانی جدید، علاوه بر این که معاونت اقتصادی ایجاد می شود، از تعداد معاونت های کنونی وزارت خارجه نیز کاسته می شود.وزیر امور خارجه با تاکید بر این که کم کردن تعداد معاونت ها در وزارت خارجه یک ضرورت قانونی بود و در برنامه پنجم توسعه وزارت امور خارجه موظف شده بود که مثل دیگر دستگاه ها تعداد معاونت های خود را به پنج عدد کاهش دهد، تصریح کرد: نمودار جدید سازمانی وزارت خارجه بر اساس تحقیق، تجربیات و مطالعه ساختارهای وزارت خارجه دیگر کشورها تدوین شده است. مجلس به ایجاد بخشی از این تغییرات تاکید داشت و از طرف دیگر برای کارآمدی هر چه بیش تر وزارت خارجه نیز باید این اتفاق می افتاد.ظریف ادامه داد: در چارت جدید تلاش کرده ایم لایه های سازمانی را کاهش دهیم، چراکه این احساس را داشتیم که فاصله بدنه کارشناسی وزارت خارجه با مدیران ارشد این وزارت خانه بسیار زیاد است. وزارت خارجه یک دستگاه کارشناس محور است و همین موضوع اقتضا می کرد که فاصله بین کارشناسان و مدیران ارشد کمتر شود تا آنها بتوانند با مدیران عالی وزارت خانه ارتباط بیش تری بگیرند، نظرات خود را بدون سانسور به آنها منتقل کنند و بازخورد نظرات خود را دریافت کنند.مردم و مجلس به دیدگاه های سیاسی برخی از نمایندگان "نه" گفتندوزیر امور خارجه کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: برخی از اظهارنظرهایی که از سوی نمایندگان مخالف در مجلس مطرح شد از نظر ما منطبق بر دیدگاه های سیاسی این دوستان بود، دیدگاهی که ما با آن موافق نیستیم و ظاهر قضیه هم این گونه است که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و هم چنین اکثریت جامعه با این دیدگاه ها موافق نیستند.وی ادامه داد: این سخن به این معنا نیست که نباید دیدگاه های مخالف مطرح شود، متاسفانه در همین راستا برخی از دوستان مطالبی را در مجلس مطرح کردند که کاملا خلاف واقع و غیر منصفانه بود. این ادعا مطرح شد که من می خواهم صدای مخالف را خاموش کنم، در حالی که به طور قطع همان طور که در مجلس هم گفتم این آخرین کاری خواهد بود که من انجام خواهم داد، چراکه به صورت جدی معتقد به چندصدایی هستم و اعتقاد دارم قدرت کنونی ایران در گرو وجود چندصدایی و جریان های مختلف در کشور است. مردم سالاری دینی موجود در کشور نیز مبتنی بر همین نگرش است. ممکن است برخی از نقدها و سخنان که منبعث از یک دیدگاه سیاسی خاص است را قبول نداشته باشیم، در هر حال در گذشته دیدگاهی خود را به جامعه عرضه کرد اما مردم در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری به آن نه گفتند با این حال به این معنا نیست که سخنان مخالف را نشنویم.از ذهنم پاک کردمظریف در پاسخ به این پرسش که در جریان سخنرانی در مجلس متوجه اظهارات توهین آمیز نماینده خرمشهر علیه خودش شد یا نه؟ گفت: متوجه نشدم که چه چیزی می گفتند. دیدم که یک هیاهویی در انتهای مجلس شکل گرفته ولی متوجه نشدم که چه می گویند و بیش تر تمرکز خود را بر این گذاشتم که به حرف هایم ادامه دهم و برنامه هایم را تشریح کنم. البته برادر عزیز و جانباز سرافراز کشورمان آقای سامری روز شنبه آمدند و با یکدیگر صحبت کردیم.وی ادامه داد: امیدوارم که این حادثه از ذهن ها محو شود و حتما من آن را از ذهنم پاک کرده ام.امیدوارم کمک کار مردم باشم نه باری بر دوش آنهااین عضو دولت دوازدهم در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آقای رییس جمهور روز یک شنبه در صحن علنی مجلس از شما به عنوان یک "برند" یاد کردند، نظرتان در این ارتباط چیست؟ گفت: آقای رییس جمهور در دو سخنرانی خود در صحن مجلس شورای اسلامی در جریان اعتماد به وزرا، بیش از حد انتظار و توقع به من محبت داشتند. همان طور که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته به من محبت زیادی داشته اند. خدا را شاکر هستم که چنین امکانی برای من فراهم شده است و از این دو بزرگوار نیز به خاطر لطف و محبت شان بسیار سپاسگزار هستم.رئیس دستگاه دیپلماسی کشور با تاکید بر اینکه من یک کارگزار نظام هستم و تلاش می کنم مسوولیت محول شده را با حداکثر توان محدودی که دارم به خوبی انجام دهم، اظهار کرد: خوشبختانه از همکاران خوبی برخوردار هستم و این لطف خداوند است و انشاءالله بتوانم از توانمندی آنها نهایت بهره را ببرم تا در نهایت منافع مردم به پیش رود.وزیر امور خارجه کشورمان افزود: امیدوارم که کمکی برای مردم باشیم نه اینکه باری بر دوش آنها شویم.سیاست های عربستان در منطقه به ضرر خودش تمام شده استدر تصمیم گیری های منطقه ای و بین المللی و عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر آنها، نیاز است هماهنگی بیش تری داشته باشیماین مقام عالی رتبه دستگاه وزارت امور خارجه در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا در ارتباط با روابط ایران و عربستان در دولت دوازدهم و این که چندی پیش در رسانه ها از زبان مقامات عراقی صحبت از این شد که عربستان درخواست کرده دولت بغداد بین دولت های تهران و ریاض میانجی گری کند اما بعد از آن این موضوع با توضیحات وزیر کشور عراق و همچنین تکذیب مقامات عربستانی روبه رو شد، تصریح کرد: ایران همواره خواهان روابط خوب با همسایگانش بوده است، اما معتقدیم که سیاست های عربستان در منطقه مخرب بوده و حتی به ضرر آن کشور تمام شده است.وی با تاکید بر این که سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه یک سیاست راهبردی در چارچوب اصولی مشخص است، خاطرنشان کرد: ما در ایران بر ایجاد یک منطقه امن، قدرتمند و همگرا تاکید داریم و تحقق چنین موضوعی را در راستای منافع ملی ایران و منطقه می دانیم. سیاست ایران در تعامل با کشورهای منطقه و عربستان در همین چارچوب بوده و تغییری نکرده است. البته نیاز است هماهنگی و انسجام بیش تری در کشور در ارتباط با تصمیم گیری ها در عرصه های منطقه ای و بین المللی و هم چنین عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر این عرصه ها داشته باشیم.ظریف در ادامه به حمله تعدادی از افراد خودسر به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در مشهد در سال ۹۴ اشاره کرد و گفت: این اقدام، اشتباه و تاسف برانگیز بود که خسارت های غیرقابل جبرانی را برای کشور در بحث روابط دوجانبه و همچنین عرصه منطقه ای و بین المللی ایجاد کرد. اقدامی که باعث ایجاد خدشه به شأن و وجهه ایران شد. همه مسوولان از این اتفاق ناراحت شدند. باید از انجام این گونه اتفاقات به صورت جدی در کشور جلوگیری کنیم و بر اساس سیاست اصولی و راهبردی که ایران در منطقه پیگیری می کند پیش برویم.زندانی اظهارنظرهای سیاسی نشویماگر عربستان در سیاست هایش در منطقه بازنگری کند با عکس العمل مثبت ایران روبه رو می شودرئیس دستگاه دیپلماسی کشور با اشاره به اخبار ضد و نقیض منتشر شده مبنی بر درخواست ریاض از عراق جهت میانجی گری بین ایران و عربستان تاکید کرد: هیچ گاه نباید زندانی اظهارنظرهای سیاسی به خصوص وقتی این اظهارنظرها رسانه ای می شوند و غیردقیق هستند، شویم.وی با بیان این که من بعد از سفر مقامات عراقی به عربستان با آنها گفت وگو کردم و می دانستم انعکاس رسانه ای برخی اظهارنظرها دقیق و کاملا منطبق با واقعیت ها نیست افزود: ما اعتقاد داریم عربستان باید در برخی از سیاست های خود تجدیدنظر و بازنگری کند و انجام این موضوع در راستای منافع ملی آن کشور خواهد بود. اگر این بازنگری انجام شود حتماً این امر با عکس العمل مثبت ایران روبه رو خواهد شد.عربستان باید نگرش های منطقه اش را تغییر دهدظریف در پاسخ به این پرسش که روز دوشنبه هفته جاری سخنگوی وزارت خارجه در اظهاراتی مطرح کردند که ایران اقداماتی را برای کاهش تنش با عربستان انجام داده و اکنون نوبت عربستان است که در این زمینه اقدام کند، اقدامات ایران در این زمینه چه بوده است؟ گفت: اقداماتی که ایران انجام داده از جنس گفتمانی است. ما همواره برای گفت وگو با عربستان آمادگی داشته ایم و آن را اعلام کرده ایم. همواره این آمادگی را داشته ایم که تمام تلاش خود را انجام دهیم که در منطقه برای حل بحران ها به یک راهکار سیاسی برسیم، در حالی که متاسفانه عربستان این گونه عمل نکرده و منافعش را در ایجاد تنش در منطقه جستجو کرده است.وی با تاکید مجدد بر این که نیاز است عربستان نگرش های منطقه ای اش را تغییر دهد، تصریح کرد: در چنین صورتی ما به مرحله ای می رسیم که امکان انجام اقدامات عملی در ارتباط با بهبود روابط دو کشور به وجود می آید.سفر دیپلمات های ایرانی و سعودی بعد از ایام حج انجام می شودوزیر امور خارجه در پاسخ به این که قرار بود هیاتی ازعربستان برای بازدید از سفارت خانه و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد به ایران سفر کند و هیاتی نیز از ایران برای بازدید از سفارت و کنسولگری کشورمان به عربستان سفر کند، این رفت و آمد انجام شد؟ اظهار کرد: ویزا برای دو طرف جهت انجام این سفر صادر شده است. منتظر هستیم که اقدامات نهایی انجام شود تا دیپلمات های دو کشور بتوانند از سفارت خانه ها و کنسولگری هایشان بازدید کنند و احتمالا این اتفاق به بعد از ایام حج موکول می شود.توپ در هیچ زمینی نیستظریف در پاسخ به این پرسش که در حاشیه نشست استانبول عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به سمت شما آمد و با شما دست داد، شما در مصاحبه با خبرنگاران این اقدام را امری عادی و دیپلماتیک عنوان کردید، نمی توان این تحلیل را داشت که وی با پیش قدم شدن در این موضوع می خواسته این تصور را به اذهان عمومی منتقل کند که عربستان برای کاهش تنش ها پیش قدم شده و توپ را در زمین تهران قرار داد؟ گفت: من نمی توانم افکار کسی از جمله او را بخوانم البته در این قضیه یک طرف دست نداد، من هم دست دادم و همان طور که گفتم این یک اقدام دیپلماتیک و عادی بود و توپ در هیچ زمینی نیست.وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرد: مهم این است که ما رفتارهای واقعی و سیاسی از عربستان ببینیم که نشان دهنده بازنگری این کشور در سیاست هایش در منطقه و روابط با تهران است. متاسفانه چنین چیزی را در حال حاضر نمی بینیم و رفتارهای کنونی عربستان حتی منافع آن کشور را تامین نمی کند. اکنون دو سال است که از حمله عربستان به یمن گذشته است و عربستان از این حمله نه تنها سودی نبرده بلکه بسیار ضرر کرده است. در مورد سوریه و بحرین هم این گونه است. امیدواریم هرچه سریع تر عقلانیت بر تصمیمات و رفتارهای سیاسی مقامات سعودی حاکم شود و آنها روش دیگری انتخاب کنند و به طور قطع در این حالت خواهند دید که ایران که خواهان ثبات و آرامش در کل منطقه و تک تک کشورها است، آمادگی اقدام متقابل دارد.وزیر امور خارجه کشورمان، در ارتباط با اعزام حجاج ایرانی به خانه خدا بعد از یک وقفه یک ساله که در این ارتباط ایجاد شده بود، گفت: در طول یک سال گذشته برادران خوب ما در بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت زحمات زیادی را در ارتباط با فراهم کردن زمینه جهت اعزام حجاج ایرانی به عربستان متقبل شدند. مذاکرات طولانی و دشواری را در این ارتباط انجام دادند و اکنون خوشحال هستیم که با تلاش این دوستان بار دیگر زمینه برای حضور هم وطنان مان در مکه مکرمه و مدینه منوره فراهم شده است.ظریف با بیان این که هیات کنسولی وزارت خارجه نیز در جریان برگزاری حج در عربستان در خدمت دوستان در بعثه مقام معظم رهبری، سازمان حج و زیارت و حجاج ایرانی انجام وظیفه می کند، ابراز امیدواری کرد که حجاج کشورمان با سربلندی و عزت این سفر معنوی را انجام دهند و با توشه ای معنوی همراه با سلامتی و سربلندی به کشور بازگردند.وی گفت: امیدواریم حجاج و خانواده هایشان از تجربه حج امسال راضی باشند و یقین داریم با تلاش دوستان در سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری این مهم محقق می شود.حضور توانمند ایران در منطقه با اقدامات نمایشی برخی کشورها خدشه دار نمی شود رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان در پاسخ به این پرسش که به تازگی شاهد سفرهای متعدد مقامات عراقی به عربستان بودیم و حتی سران برخی جریان های تشیع عراق نیز به عربستان و امارات سفر کردند، شما این تحلیل را قبول دارید که عربستانی ها با نزدیکی به دولت عراق و جریان تشیع به این کشور تلاش دارند آنها را از ایران دور کنند؟ اظهار کرد: نمی توانیم نیت خوانی کنیم؛ آن چه مهم است این که ما آن قدر در مورد خودمان و نقش مان در منطقه و نوع روابطی که با همسایگان مان داریم دارای خودباوری هستیم که نگران این گونه اقدامات نیستیم.ظریف با بیان این که تا کنون تلاش ها برای ایجاد فاصله بین ایران و کشورهای منطقه به نتیجه ای نرسیده و با شکست روبه رو شده است، افزود: ایران به دلیل واقعیت های ساختاری اش و همچنین سیاست های راهبردی ای که دنبال کرده حضوری مستحکم در منطقه دارد و با انجام اقدامات نمایشی از سوی برخی کشورها این موضوع دچار خدشه نمی شود.از اختلافات موجود بین کشورهای حاشیه خلیج فارس نگرانیموی با بیان این که بر اساس سیاست های راهبردی مان از تنشی که در روابط کشورهای خلیج فارس به وجود آمده ابراز نگرانی کرده و می کنیم، اظهار کرد: با وجود اختلافاتی که با هر دو طرف داریم از آنها خواسته ایم که اختلافات خود را با گفت وگو و مذاکره حل و فصل کنند و ما چنین نگاه راهبردی را در مورد روابط کشورهای منطقه با یکدیگر از جمله روابط عربستان و عراق داریم چراکه معتقدیم در منطقه این نیاز وجود دارد که کشورها از روابط خوبی با یکدیگر برخوردار باشند.عراقی ها برای لغو روادید با ایران به جمع بندی نرسیده اندظریف در درباره لغو صدور روادید میان ایران و عراق گفت: از طرف ما علاقه برای لغو و تسهیل صدور روادید میان ایران و عراق وجود دارد، اما در طرف عراقی جمع بندی کاملی در این زمینه ایجاد نشده است.برنامه مدونی برای ارتقاء و استفاده از زنان در سطوح مدیریتی کشور وجود نداشته است وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگر گفت ...

ادامه مطلب  

اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) 96  

درخواست حذف این مطلب
گروه: اخبار استانخبر: 100515/تاریخ انتشار : 1396/5/12 ساعت : 23:40مجموعه اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) را به مناسبت فرارسیدن سالروز میلاد امام هشتم، برای شما کاربران گرامی جمع آوری کرده ایم. به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ماه ذی القعده با سالروز ولادت حضرت معصومه علیها سلام آغاز و پس از ده روز به ولادت باسعادت خورشید هشتم امامت، حضرت شمس الشموس ، هدیه خدا به ما ایرانیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام میرسد؛ دهه ای که به ابتکار رهبر معظم انقلاب اسلامی، دهه کرامت نامگذاری شد. یازده ذی القعده روز ولادت امامی است که ایران خود را متبرک به قدوم منورش میداند و از برکات حضور بارگاهش ارتزاق میکند. به این مناسب مجموعه ای از اس ام اس تبریک ولادت امام رضا علیه السلام ، آماده کرده ایم که در ادامه میتوانید مشاهده کنید. ذکر است تکلم کبوترهایتقربان تبسم کبوترهایتای کاش جوی نوک زده می بودم مندر کاسه گندم کبوترهایتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد برسر ایوان طلا نوشته با خط خداجدا ز نار و دوزخ است هرکه بر این در آمدهمست خوش بوی توام مولانا ابالحسنخاک در کوی توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد شب است و منادى ندا مى کندمریدان حق را صدا مى کندکه امشب در رحمت خویش راخدا بر رخ خلق وا مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خاک کف زائر تو سرمه ی چشم حوریانای شه بی قرینه و ملجا جمله بی کسانکبوتر بام تو ام مولانا ابالحسنتشنه ی یک جام توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد یک جلوه از نگاه تو اى شمس مشرقینهر صبح و شام طعنه به شمس و قمر زنداى گل به روى ماه تو یا ثامن الحججماییم در پناه تو یا ثامن الحججمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بهر زیارتت رضا فرشته پرگشوده استنگاه دلربای تو از همه دل ربوده استچه گویم از خصال تو لسان شیعه قاصر استوصف خصال تو رضا حضرت حق نموده استمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد امام مشرق و مغرب ملاذ آل پیمبروفور علم و علو مکان اوست به حدى‏که شرح آن نتوان نمود کلک سخنورقلم اگر همگى وصف ذات او بنویسدحدیث او نشود در هزار سال مکررمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بوسه زدن به قبر تو به نیت تبرک استچون که زده بوسه به آن مهدی صاحب الزمانمنبر صحن گوهر و ضریح با صفای تودل از همه ربوده است، شبیه قم و جمکرانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد عطر خوش نسیم تو شبیه عطر کربلاستمست شمیم کوی تو جامعه پیمبراندر بارگاه تو زهیبت و جلال تودست به سینه می نهند فرشتگان آسمانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایىجان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایىمیوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایتبحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى لحظه های شادی دلهای ما آغاز شدباز ذکرِ حمد حقِ با سینه ها دمساز شدامشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضاغنچه ای از گلشن آل محمد باز شد ساقى که خود تجلى مستانه مى‏کندما را خمار وارد میخانه مى‏کندبنیانگذار شیوه لیلائیان رضاستکز دل جنون بسازد و دیوانه مى ‏کند ما دولت تسلیم و رضا می طلبیمراهی سوی اقلیم بقا می طلبیماندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجاتاز فیض ولایت رضا می طلبیم دل داده ام زدست که دلداده ام کنیافتاده ام به پات که افتاده ام کنیسالک که بی تو راه به جایی نمی بردباید خودت مسافر این جاده ام کنیولادت امام رضا (ع) خجسته باد هشتمین حجت خدا اینجاستقبله هفتمین رضا اینجاستهر چه خواهى بخواه از این درگاهمنبع رحمت خدا اینجاستمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اگر اژدها کرد موسى عصا رارضا این عمل بى عصا مى کندکند زنده در پرده تصویر شیرانببین پور موسى چه ها مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد در قطره جود و کرمت بحر چه باشددر تابش وجهِ قمرت بدر چه باشددر جلوه نور نظرت فجر چه باشددر شمّه بخشش ز کَفَت اَبر چه باشدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همهبفرست بر این روح کرامت صلوات صلواتمیلاد امام رضا مبارک باد ز آستان رضا سرخط امان دارم٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارماگر چه کم ز غبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارمز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم در باغ ولایت گل خوشبوست رضاسروچمن گلشن مینوست رضانومید مشو زدرگه احسانشزیرا به جهان ضامن اهوست رضا میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیتای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خدایا پناهم باش که جز پناه تو پناهی نمی خواهمبر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همه ************************************************* ای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم دادهدر حلقه ی عشق خویش راهم دادهاینها همه علتش فقط یک چیز استایرانی ام و رضا پناهم دادهمیلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضاای کلید ساده مشکل گشاآن گل زیبا گل خوشبو توییای رضا جان، ضامن آهو توییبا نگاهت چون کبوتر کن، مراتا بگیرم اوج، خوشحال و رها میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) از این همه انزوا مردد شده ام،دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام،امروز دلم حال کبوتر دارد،انگار که بی قرار مشهد شده ام. میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس تولد امام رضا (ع) پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ولادت امام رضا (ع) ای پسر فاطمه، نور هدیسبزترین باغ بهار خدابا تو دل از غصه رها می شودپاکتر از آینه ها می شودای گل گلزار خدا، یا رضاآینه ی قبله نما یا رضا میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) السلام ای حضرت سلطان عشقیا علی موسی الرضا ای جان عشقالسلام ای بهر عاشق سرنوشتالسلام ای تربتت باغ بهشتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک متن تبریک ولادت امام رضا (ع) کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زدبدون واسطه دم از احد نخواهد زدگدای کوی رضا شو که آن امام رئوفبه سینه ی احدی دست رد نخواهد زد بهترین شادباش ها تقدیم به شما،بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا (ع) شعر ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضا ای کلید ساده مشکل گشا آن گل زیبا گل خوشبو تویی ای رضا جان، ضامن آهو تویی با نگاهت چون کبوتر کن، مرا تا بگیرم اوج، خوشحال و رهامیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ویژه ولادت امام رضا (ع) مهر تو ز لوح دل سپردن نتوانحاجت برکس به جز تو بردن نتواناز هجر تو مرگ بهر من آسان تردل بر کس دیگری سپردن نتوانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا(ع) به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمدبه درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمدخدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعدهکه آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمدمیلاد امام رضا (ع) مبارک اس ام اس میلاد امام رضا (ع) میدونم شفاعت بی منتت زبون زدهبه همین امید دلم به مشهد تو اومده میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) ایـــن راه اگـــر خــــاره و خــــارا، بطلــــب!گــــر قابـــل آبلــــه اســت ایـن پــا، بطلــب!«دســت از طـلب...» آه، فــــال خــــوبی آمــــدیعنـــــی تـه مطـــلب ایـــــن که: آقـــــا! بطـــلبایشاله بزودی قسمت همه مشهدالرضا.. پیامک ولادت امام رضا (ع) نقاره ها ز اوج مناره وزیده اندمردم صدای آمدنت را شنیده اندزیباتر از همیشه شده آستان توآقا! چقدر ریسه برایت کشیده اندولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا (علیه السلام) مبارکباد. اس ام اس تولد امام رضا (ع) آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردندباران مهر و رحمت و نور و صفا بارید / دل را بـه عـشق پاک "آقا" آشنا کردند ********************************************************* بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات بر شافع ما روز قیامـت صـلوات در شـام ولادتـش که شادنـد همـه بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،از روز الست با رضا گفتم چشممن آمده ام تا به ولایت برسم،گفتی انا من شروطها گفتم چشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بلیط ماندن است مانده روی دستهای مندر این همه مسافر حرم نبود جای من؟رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببرسفارش مریض حضرت امام را ببر * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زآستان رضا سرخط امان دارم رخ نیاز بر این پاک آستان دارم اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش من یک بچه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشتها توی کوه و دشت و صحرا روز و شب می دویدم تا که می دیدم تو را ... بهترین شادباش ها تقدیم به شما، بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا(ع) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند مردم صدای آمدنت را شنیده اند زیباتر از همیشه شده آستان تو آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند ... ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *امام رضا-ع: خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن زیاد از همنوعان را دشمن می دارد. ... میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت --- ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک. * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ای پسر فاطمه، نور هدی سبزترین باغ بهار خدا با تو دل از غصه رها می شود پاکتر از آینه ها می شود ای گل گلزار خدا، یا ...

ادامه مطلب  

یک چمدان مدرک علیه بنی صدر به شهید آیت دادم/ ملاقات های خصوصی رجوی و بنی صدر/ تفرعن و غرور در شخصیت بنی صدر آشکار بود/ بنی صدر کاری نداشت تشریفا  

درخواست حذف این مطلب
بنی صدر در یک سال و نیم مسئولیت ریاست جمهوری مرتب به نهادهای انقلاب تاخت، مسئولان سایر قوا را همچون شهیدان رجایی و بهشتی با انواع و اقسام تهمت ها و ناسزاها بی نصیب نگذاشت، با منافقین موتلف شد و نهایتاً هم با وجود هشدارها و انذارهای امام خمینی (ره) با دست خود به ورطه سقوط کشیده شد.برای شناخت بیشتر اولین رئیس جمهور برکنار شده تاریخ ایران، به سراغ شخصیتی رفتیم که از نزدیک با بنی صدر همکاری داشته است.«مصطفی مهذب» ذی حساب و مدیرکل مالی ریاست جمهوری در دوره بنی صدر، شهید رجایی و آیت الله خامنه ای یکی از همان اشخاص است که سینه ای مملو از ناگفته ها و مگوها دارد. او با گذشت سالها دوری از مناصب دولتی، همچنان روحیه انقلابی دارد و این از نحوه گفتار و رفتارش کاملاً مشخص است.وی لیسانس مدیریت بازرگانی را پیش از انقلاب از دانشکده علوم اقتصاد گرفت. از سال 44 در اداره دارایی مشغول و به گفته خودش در زمان شاپور بختیار با هدف بکارگیری افراد مذهبی در این اداره، ذی­ حسابی سازمان غله و قند و شکر را قبول کرد. مهذب در ایام پیروزی انقلاب اسلامی هم از مبارزه غافل نبوده و با طراحی و برگزاری اعتصابات در وزارت دارایی آن زمان که بعد از وزارت نفت، دومین وزارت خانه اعتصاب کننده بود، در مبارزات آحاد مردم علیه رژیم پهلوی سهیم شد.چندی پیش بخش اول گفت وگوی خبرنگاران تسنیم با مصطفی مهذب درباره دوران مسئولیت وی در حفاظت از کاخ های سلطنتی با عنوان "کشف فیلم رابطه غیراخلاقی اشرف پهلوی" منتشر شد و در آینده نزدیک نیز بخش پایانی مصاحبه او که مربوط به دوران حضورش در معاونت مالی وزارت ارشاد پرحاشیه خاتمی است، منتشر می شود. متن پیش رو مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با معاون مالی و ذی حساب ریاست جمهوری دوران بنی صدر است که از منظرتان می گذرد:* فعالیت شما در وزارت دارایی از قبل از انقلاب شروع شده بود یا بعد از انقلاب وارد این مجموعه شدید؟من از سال 44 کارمند دارایی بودم. در زمان شاپور بختیار وی می­ خواست نسبت به بچه­ های مذهبی خودی نشان بدهد لذا من اولین بار معاون ذی حساب سازمان قند و شکر شدم. در سال 58 در سه جا همزمان ذی­حساب بودم یکی سازمان جنگل­ها و مراتع بود، یکی وزارت رفاه در زمان مرحوم سلیمی و یکی هم ریاست جمهوری که هر سه را با هم به دلیل اطمینانی که به من داشتند انجام می­ دادم.بعد معاون وزیر دارایی شدم و سپس معاون مالی وزارت ارشاد در دوران خاتمی شدم. از سال 60 با سازمان حج و زیارت مرتبط بودم. مدیرکل طرح و برنامه سازمان حج و زیارت بودم منتها حدود 16 سال با آقای رضایی(رئیس سازمان حج و زیارت) با هم بودیم. 6 سال هم عضو عالی شورای حج بودم. سال 73 زمان آقای محمدخان وزیر اقتصاد بازنشسته شدم. در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، آقای محمدخان با ما در نهاد ریاست­ جمهوری بود. من ذی ­حساب آیت الله خامنه ای بودم و ایشان قائم­ مقام نهاد ریاست جمهوری بود. مصطفی میرسلیم هم ریاست نهاد ریاست جمهوری را برعهده داشت.محرم وزارت دارایی بودم/ 18 نفر تأثیرگذار در دفتر بنی صدر* زمانی که شما ذی­ حساب ریاست­ جمهوری در دوره بنی صدر شدید، اوضاع و احوال نهاد ریاست­ جمهوری در زمان بنی­ صدر به چه منوال بود؟ اختلافاتی که اکثر انقلابیون همچون دکتر آیت با بنی صدر داشتند بر سر چه موضوعاتی بود؟به ناچار باید یک مقدمه کوچکی بگویم. وزارت دارایی من را انتخاب کرده بود که محرم وزارت باشم و توسط آقای آشنا که معاون خزانه­ داری بود انتخاب شده بودم و تمام ذی­ حساب­ها زیر نظر او بودند. ایشان یکی از بچه­ های متدین زمان ما در وزارت دارایی بود. زمانی که من آمدم در دستگاه بنی­ صدر، کاملاً آشنایی داشتم که سلامتیان، غضنفرپور، شیخ­ علی تهرانی و سودابه سدیفی و 17،18 نفری که آنجا جلسه داشتند چه کسانی هستند.مرجع تقلید طرفداران بنی صدر که بود؟* همان "دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور" که بنی صدر راه انداخته بود؟بله؛ همانجا یک سالنی کنار دفتر دکتر تهرانی رئیس دفتر بنی­ صدر بود و کارها را او انجام می­ داد. از همان روز اول بنا را بر تقیه گذاشتم. خودم را طوری در دفتر دکتر تهرانی جا کرده بودم که بعضی اوقات پشت سر من نماز می ­خواندند. اگر جلسه داشتیم، مسئله­ ای بود و روحانی نداشتیم به من می­ گفتند و اعتمادشان نسبت به من خیلی جلب شده بود. برادر ناتنی مرحوم امام هم مرجع تقلید اینها بود.* آیت الله پسندیده منظورتان است؟بله. آنها برای اینکه تعمداً با امام فاصله داشته باشند حالت اطاعت از او را ملاک قرار داده بودند و از اطاعت از امام خبری نبود و کاملاً مشهود بود. آقای پسندیده البته با آنها ارتباط نمی­ گرفت و در برنامه­ های اداری خودش را دخالت نمی­ داد چون در شانش هم نبود. زمانی که من رفتم آنجا یک میز بزرگ در سالن داشتم و هیچ کس هم نبود. نه صندوقدار داشتم، نه مستخدم داشتم و نه معاون. هیچ کسی را نداشتم و می خواستم کسی هم دخالت نکند. تا زمانی که افراد مورد احترام خودم بیایند، چند نفری را آوردم و تقریباً اداره ذیحسابی آنجا شکل گرفت.قبلش را هم بگویم زمانی که به من حکم دادند ذی­حساب ریاست ­جمهوری شوم، خیلی خودم را شنگول و آراسته کرده بودم و رفتم به آقای تهرانی خودم را معرفی کردم. ایشان من را نپذیرفت و گفت علتش این است که کسی که ذی­حساب رئیس­ جمهور می­ شود باید قبلاً با رئیس­ جمهور هماهنگ شود. من خداحافظی کردم و رفتم اما چون وزارت دارایی من را معرفی کرده بود و چک­ های آنجا باید به امضای من صادر می­ شد، حساب خزانۀ آنجا را بستند. از این طرف و آن طرف زیاد پول داشتند و می­ گرفتند و هزینه می­ کردند.* یعنی تا یک مدت نهاد ریاست­ جمهوری بنی صدر ذی­ حساب نداشت؟بله؛ یک ماه و نیم تا دو ماه. یک روز من خانه بودم و دکتر تقوی از دفتر بنی صدر زنگ زد و گفت ما گویا ناچار هستیم شما را بپذیریم. در مجموعه آنجا من همه مسائل را زیرنظر داشتم حتی مثلاً بچه بنی­ صدر را راننده­ ها می­ بردند، می­ چرخاندند چون به قول خودشان بچه «آقا»(بنی صدر) بود و سادات است. من هم در دلم می­ خندیدم چون برای من کاملاً وضعیت آنها محرز بود.بنی صدر به دروغ می گفت کسی را به آمریکا نفرستادم/نامه دریافت دلارشان را من زدمهر وقت من می­ رفتم داخل نهاد خیلی رعایت می­ کردند و احترام می­ گذاشتند تا زمانی که این اختلافات پیش آمد و ادعاهایی بنی صدر در 14 اسفند مطرح کرد. بنی صدر خیلی اصرار می کرد که به من تهمت می­ زنند. می گفت من هیچ کس را به آمریکا نفرستادم در صورتی که وی افرادی را به خارج کشور و آمریکا می فرستاد و نامه دریافت دلارشان را من می­ زدم. من تمام نامه های بنی صدر را جمع کرده بودم و یک چمدان شد. بعد از وقت اداری که بچه­ ها می­ رفتند کپی می­ گرفتم و به خانه می­ بردم.یک چمدان مدرک علیه بنی صدر به شهید آیت دادم با مرحوم اسرافیلیان(نماینده مجلس دوم و نزدیکان دکتر آیت) تشخیص دادیم که مدارک را بدهیم به آقای آیت و رفتم خانه ایشان. آقای اسرافیلیان هم با من بود و مدارک را دادیم. 2 روز بعد مرحوم آقای آیت در مجلس کیف سامسونتش را آورده بود و گفت یک چمدان مدرک علیه بنی ­صدر دارم!اعضای دفتر بنی صدر همه شک کردند و گفتند مهذب حتماً این کار را کرده است. جلسه­ ای تشکیل دادند و آن 18 نفر هم بودند و در سالن بغل دفتر آقای دکتر تهرانی و به من گفتند آقای مهذب ما بررسی کردیم و این احکام تنها از دفتر شما به دست آقای آیت رسیده است.به شهید آیت گفتم باید به تو توهین کنم؛ گفت هرچه می خواهی بگو!قبل از این جلسه، من زنگ زدم به آقای اسرافیلیان و با همدیگر رفتیم خانه آیت و به ایشان گفتم اینها می­ خواهند چنین جلسه ­ا ی تشکیل بدهند. من آمدم خدمت شما و حلالیت بطلبم. من اگر حقیقت را بگویم یعنی خودم را لو دادم و همه چیز به هم می­ خورد و من ناچارم به شما توهین بکنم. اجازه می­ فرمایید توهین بکنم؟! گفت توهین چیست؟ هر چه لعن و فحش می خواهی بگو من راضی هستم و تو کارت را انجام بده!این کار خیلی به من کمک کرد و با خیال راحت در جلسه نشستم. وقتی آنها حرف­هایشان را گفتند، گفتم آقای دکتر تقوی (رئیس دفتر بنی صدر) اجازه می­ دهید من حرف بزنم؟ گفتند بله.من در آن جلسه گفتم آقای آیت یک آدم نرمالی نیست و اصلاً نمی­ شود به حرفهای او اعتماد کرد و عقل ندارد. یک تقاضا از شما دارم. آقای آیت گفته است یک چمدان نزدیک 160 یا 180 سند دارد، من از شما می­ خواهم یک سند از آن 180 سند را بیاورید. این شماره دفتر آقای بنی­ صدر است. زنگ بزنید و اگر این کار از سمت من صورت گرفته بود، من 180 سند دیگر را می­ پذیرم و هر کاری دوست دارید با من بکنید! تقوی گفت: آقای مهذب ما پشت سر شما نماز می­ خوانیم و حرف شما قبول است. جلسه تمام شد و ختم جلسه را اعلام کردند و ما با این شگرد و البته تقیه فقهی از آن مسئله فرار کردیم.نزدیکان بنی صدر از طریق ترکیه به اسرائیل می رفتند* اسنادی که به مرحوم شهید آیت دادید مشخصاً بیشتر شامل چه چیزهایی بود؟ بی انضباطی مالی یا...نه اینها زرنگ­تر از این حرفها بودند که بی ­انضباطی مالی داشته باشند. بیشترین مسئله شامل افرادی بودند که می­ رفتند آمریکا. همین آقای فرهنگ که گفتم یک آدم بلندقدی بود که روز 14 اسفند بغل بنی­ صدر ایستاده بود. او جزء مامورانی بود که انگلستان، آمریکا و حتی اسرائیل می­ رفتند و حکم­شان را ما باید صادر می­ کردیم. البته در حکم ماموریتشان اسرائیل ذکر نشده بود بلکه یک کشور دیگر مثل ترکیه می رفتند و از آنجا می­ رفتند اسرائیل.اینها وانمود نمی­ کردند که ما کسی را فرستادیم آمریکا اما در روزنامه­ ها می­ نوشتند که نماینده­ شان می روند و از صهیونیست­ها اجازه می­ گیرند. بنی­ صدر هم دست­ پرورده آمریکا بود.سخنرانی بنی صدر در جمع خواننده های مبتذل قبل انقلاببه عنوان مثال یک روز خواننده­ هایی مبتذل قبل انقلاب پشت قسمت اداری نهاد ریاست جمهوری که یک خیابان بزرگ بود جمع شدند و همه تظاهرات کرده بودند و می­ گفتند «ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم!» با یک پوشش و آرایش بسیار زننده حاضر شده بودند و حتی می رقصیدند. بنی­ صدر هم با وجود اینکه رئیس جمهور ممکلت بود رفت در جمع آنها و برایشان صحبت می­ کرد که شما تظاهرات نکنید. از این دست مدارک زیاد داشتیم که همه دال بر کثافت­کاری­ ها و ارتباطاتی بود که با خارج داشتند و خوشبختانه همه را جمع کرده بودیم و تقریباً به دست مسئولین رساندیم. توسط آقای اسرافیلیان و مرحوم آقای آیت که خدا هر دو را رحمت کند.تفرعن و غرور در شخصیت بنی صدر بود* افرادی که با بنی صدر در ارتباط بودند می گویند وی یک روحیه تکبر و غرور خاصی داشت که همین روحیه وی را به منجلاب سقوط کشاند. شما که از نزدیک با او کار می کردید، روحیه وی را چگونه دیدید؟بله همین طور است مغرور و متفرعن بود؛ رفتار وی با مرحوم بهشتی کافی است که شما بدانید این همه رفتار برای به دست آوردن رای است و دست­ پرورده آمریکا بود. اصلاً بنی صدر را در آب نمک خوابانده بودند و بعداً هم به همان جایگاه خود و زادگاه تربیت­ شده خودش رفت.* وضعیت بنی­ صدر از نظر مالی و اشرافیت و ریخت و پاش چگونه بود؟اصلا بنی­ صدر پرورش نیافته بود که مشی سادگی داشته باشد و اطرافیان او هم همینطور بودند. سدیفی، غضنفرپور و... اصلا چهره­ ها کاملاً مشخص بود و اینها کسانی نبودند مانند بیت امام غذای ساده بخوردند. من سعی کردم در جلسات غذاخوردن آنها نباشم ولی در جلسات بحث و گفتگو و جلسات اداری آنها بودم، چون من اگر این کار را می­ کردم آلوده می­ شدم.ماجرای پرتاب تخم مرغ و گوجه فرنگی به بنی صدراینها جز حقه­ بازی چیزی بلد نبودند. برای مثال با هواپیما یک جایی فرود می­ آیند و بال هواپیما را با ضربه پایین می­ کشند و تمام دنیا خبر را پخش می کنند که خطر از بیخ گوش رئیس جمهور گذشت. اینها ساختگی بود و وقتی بنی­ صدر با ماشین وارد ایلام شده بود تخم­ مرغ و گوجه فرنگی بود که نثار صورت و لباس او کردند و خیلی با آنها بد برخورد کرده بودند. دم ایلامی­ها گرم! کسانی که در جریان بودند می­ دانستند نظر او چیست و یا حرکاتی که در جنگ کرده بود. در خرمشهر، گفته بود بگذارید بعثی ها بیایند داخل و ما مانند اشکان ...

ادامه مطلب  

امام موسی صدر؛ نماد هویت شیعیان لبنان  

درخواست حذف این مطلب
امام موسی صدر با فعالیت های همه جانبه خود در لبنان، ضمن پایان دادن به جنگ داخلی و تقویت موقعیت زندگی شیعیان، سهم اساسی در ارتقاء سیاسی مردم لبنان ایفا کرد. ۵۵آنلاین : سید موسی صدر معروف به امام موسی صدر از عالمان و اندیشمندان شیعه در عرصه فرهنگی و سیاسی است که پس از هجرت از ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعیان لبنان و جنبش امل را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعیان این کشور را عهده دار شد.امام موسی صدر، در 14 خرداد سال 1307 شمسی، در شهر قم به دنیا آمد. پدر او سید صدرالدین صدر و مادرش صفیه طباطبایی قمی فرزند سید حسین طباطبایی قمی جانشین سید ابوالحسن اصفهانی و رهبر قیام مردم مشهد بر علیه رضاخان بود. جد پدری او سید اسماعیل صدر، جانشین میرزای شیرازی و مرجع مطلق زمان خود بود. سید موسی صدر دوره ابتدایی را در دبستان حیات قم گذراند و پس از آن وارد دبیرستان سنایی شهر قم شد و هم زمان با دورهٔ دبیرستان، به تحصیل علوم اسلامی در حوزه علمیه قم مشغول شد.او پس از اتمام سیکل و بخش مقدمات علوم حوزوی، در خرداد 1322 رسما به حوزه علمیه قم پیوست، و طی مدتی کوتاه، دروس دوره سطح را به پایان رسانید. وی از ابتدای بهار 1326 وارد مرحله درس خارج شد و تا سال 1332 به تحصیل و تدریس در حوزه علمیه قم ادامه داد. امام صدر همزمان و در سال 1329 به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد شد و در سال 1332 از آن فارغ التحصیل گردید.وی در حوزه علمیه قم از محضر اساتیدی چون امام خمینی، سید حسین طباطبایی بروجردی ، سید محمد محقق داماد ،سید صدرالدین صدر بودند. او در سال 1332 پس ارتحال پدرش، برای ادامه تحصیلات حوزوی به نجف رفت و تا سال 1337 در آنجا زیر نظر اساتید اصلی دروس خارج نظیر سید محسن حکیم ، سید ابوالقاسم خویی، شیخ حسین حلی و شیخ مرتضی آل یاسین تلمذ کرد. امام صدر همچنین دروس فلسفی را نزد سید رضا صدر و علامه طباطبایی در قم، و نزد شیخ صدرا بادکوبه ای در نجف فرا گرفت.امام موسی صدر در سال 1335 شمسی، هنگامی که در نجف به سر می برد، با خانم پروین خلیلی، فرزند شیخ عزیزالله ازدواج کرد. حاصل این پیوند، دو پسر به نام های سید صدرالدین و سید حمیدالدین و دو دختر به نام های حورا و ملیحه بود.امام صدر قبل از عزیمت به نجف، از سوی علامه طباطبایی مسئولیت نظارت بر نشریه «انجمن تعلیمات دینی» را بر عهده گرفت. وی همزمان با تحصیل در حوزه علمیه نجف، به عضویت هیئت امناء جمعیت «منتدی النشر» درآمد، و پس از بازگشت به قم ضمن تاسیس و اداره یک مدرسه ملی، مسئولیت سردبیری مجله تازه تاسیس «مکتب اسلام» را عهده دار گردید. از مهمترین اقدامات امام صدر در آخرین سال اقامت در شهر قم، تدوین طرحی گسترده جهت اصلاح نظام آموزشی حوزه علمیه بود، که با همفکری شخصیت هایی مانند دکتر بهشتی، مکارم شیرازی و برخی دیگر از بزرگان امروز صورت پذیرفت.هجرت به لبنان و زمینه های فعالیت در لبنانامام صدر تا پیش از هجرت به لبنان دو بار به این کشور سفر کرده و با سید شرف الدین عاملی دیدار نموده بود. سید شرف الدین به صراحت او را شایسته رهبری شیعیان لبنان خوانده و به فرزندانش توصیه او را کرده بود. در اواخر سال 1338 و به دنبال توصیه های شخصیت هایی مانند بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت آیت الله سید عبدالحسین شرف الدین را پذیرفت و به عنوان جانشین وی، ایران را به سوی لبنان ترک نمود. اصلاح شئون اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شیعیان آن روز لبنان از یک سو، و استفاده از ظرفیت های منحصر به فرد لبنان جهت نمایاندن چهره ای عاقل، عادل، انسان دوست و سازگار با زمان مکتب اهل بیت به جهان از سوی دیگر، اهداف اصلی این هجرت را تشکیل می داد.امام صدر با توجه به جغرافیای اجتماعی و سیاسی لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعالیت های خود را در سه حوزه موازی سازماندهی نمود:الف: انسجام شیعیان لبنانیکی از برنامه های صدر حرکت به سوی بازسازی هویت و انسجام طایفه شیعه لبنان بود. امام صدر در زمستان 1339 و پس از تجدید سازمان جمعیت خیریه «البر و الاحسان»، با تنظیم برنامه ای ضربتی جهت تامین نیازهای مالی خانواده های بی بضاعت، ناهنجاری تکدی را به کلی از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت.وی در فاصله سال های 1340 تا 1348 و در چارچوب برنامه ای میان مدت، با طی سالانه صد هزار کیلومتر در میان شهرها و روستاهای سراسر لبنان، دهها جمعیت خیریه و مؤسسات فرهنگی و آموزش حرفه ای را راه اندازی نمود، که حاصل آن کسب اشتغال و خودکفایی اقتصادی هزاران خانواده بی بضاعت، کاهش درصد بی سوادی، رشد فرهنگ عمومی، و به اجرا در آمدن صدها پروژه کوچک و بزرگ عمرانی در مناطق محروم آن کشور بود.امام صدر در تابستان 1342 و طی سفری دو ماهه به کشورهای شمال آفریقا، طرحی نو جهت همفکری مراکز اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با حوزه های علمیه شیعی لبنان در انداخت.ب: تاسیس مجلس اعلای شیعیان لبنانامام صدر در تابستان 1345 رسما از حکومت وقت درخواست نمود تا همانند دیگر طوائف آن کشور، مجلسی برای سازماندهی طایفه شیعه و پیگیری مسائل آن تاسیس گردد. مجلس اعلای اسلامی شیعه که اولین ...

ادامه مطلب  

یک چمدان مدرک علیه بنی صدر به شهید آیت دادم/رفت وآمد مرتب رجوی به دفتر رئیس جمهور/ماجرای تقسیم حقوق آیت الله خامنه ای بین فقرا  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی:26 خرداد 1360 روز مهمی در تاریخ معاصر ایران است، روزی که با تصویب نمایندگان دوفوریت طرح بررسی کفایت رئیس جمهور وقت در دستور کار خانه ملت قرار گرفت و نهایتاً روز 31 خرداد با رأی اکثریت آنان عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر برای ریاست جمهوری تصویب و فردای آن روز با حکم امام او رسماً از مقام ریاست جمهوری عزل شد.بنی صدر در یک سال و نیم مسئولیت ریاست جمهوری مرتب به نهادهای انقلاب تاخت، مسئولان سایر قوا را همچون شهیدان رجایی و بهشتی با انواع و اقسام تهمت ها و ناسزاها بی نصیب نگذاشت، با منافقین مؤتلف شد و نهایتاً هم با وجود هشدارها و انذارهای امام خمینی(ره) با دست خود به ورطه سقوط کشیده شد.برای شناخت بیشتر اولین رئیس جمهور برکنارشده تاریخ ایران، به سراغ شخصیتی رفتیم که از نزدیک با بنی صدر همکاری داشته است. «مصطفی مهذب» ذی حساب و مدیرکل مالی ریاست جمهوری در دوره بنی صدر، شهید رجایی و آیت الله خامنه ای یکی از همان اشخاص است که سینه ای مملو از ناگفته ها و مگوها دارد. او با گذشت سالها دوری از مناصب دولتی، همچنان روحیه انقلابی دارد و این از نحوه گفتار و رفتارش کاملاً مشخص است.وی لیسانس مدیریت بازرگانی را پیش از انقلاب از دانشکده علوم اقتصاد گرفت. از سال 44 در اداره دارایی مشغول شد و به گفته خودش در زمان شاپور بختیار با هدف به کارگیری افراد مذهبی در این اداره، ذی­ حسابی سازمان غله و قند و شکر را قبول کرد. مهذب در ایام پیروزی انقلاب اسلامی هم از مبارزه غافل نبوده و با طراحی و برگزاری اعتصابات در وزارت دارایی آن زمان که بعد از وزارت نفت، دومین وزارت خانه اعتصاب کننده بود، در مبارزات آحاد مردم علیه رژیم پهلوی سهیم شد..چندی پیش بخش اول گفت وگوی خبرنگاران تسنیم با مصطفی مهذب درباره دوران مسئولیت وی در حفاظت از کاخ های سلطنتی با عنوان "کشف فیلم رابطه غیراخلاقی اشرف پهلوی" منتشر شد و در آینده نزدیک نیز بخش پایانی مصاحبه او که مربوط به دوران حضورش در معاونت مالی وزارت ارشاد پرحاشیه خاتمی است، منتشر می شود. متن پیشِ رو مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با معاون مالی و ذی حساب ریاست جمهوری دوران بنی صدر است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: فعالیت شما در وزارت دارایی از قبل از انقلاب شروع شده بود یا بعد از انقلاب وارد این مجموعه شدید؟من از سال 44 کارمند دارایی بودم. در زمان شاپور بختیار وی می­ خواست نسبت به بچه­ های مذهبی خودی نشان بدهد لذا من اولین بار معاون ذی حساب سازمان قند و شکر شدم. در سال 58 در سه جا همزمان ذی­حساب بودم یکی سازمان جنگل­ها و مراتع بود، یکی وزارت رفاه در زمان مرحوم سلیمی و یکی هم ریاست جمهوری که هر سه را با هم به دلیل اطمینانی که به من داشتند انجام می­ دادم.بعد معاون وزیر دارایی شدم و سپس معاون مالی وزارت ارشاد در دوران خاتمی شدم. از سال 60 با سازمان حج و زیارت مرتبط بودم. مدیرکل طرح و برنامه سازمان حج و زیارت بودم منتها حدود 16 سال با آقای رضایی(رئیس سازمان حج و زیارت) با هم بودیم. 6 سال هم عضو عالی شورای حج بودم. سال 73 زمان آقای محمدخان وزیر اقتصاد بازنشسته شدم. در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، آقای محمدخان با ما در نهاد ریاست­ جمهوری بود. من ذی ­حساب آیت الله خامنه ای بودم و ایشان قائم­ مقام نهاد ریاست جمهوری بود. مصطفی میرسلیم هم ریاست نهاد ریاست جمهوری را برعهده داشت.محرم وزارت دارایی بودم/ 18 نفر تأثیرگذار در دفتر بنی صدرتسنیم: زمانی که شما ذی­ حساب ریاست­ جمهوری در دوره بنی صدر شدید، اوضاع و احوال نهاد ریاست­ جمهوری در زمان بنی­ صدر به چه منوال بود؟ اختلافاتی که اکثر انقلابیون همچون دکتر آیت با بنی صدر داشتند بر سر چه موضوعاتی بود؟به ناچار باید یک مقدمه کوچکی بگویم. وزارت دارایی من را انتخاب کرده بود که محرم وزارت باشم و توسط آقای آشنا که معاون خزانه­ داری بود انتخاب شده بودم و تمام ذی­ حساب­ها زیر نظر او بودند. ایشان یکی از بچه­ های متدین زمان ما در وزارت دارایی بود. زمانی که من آمدم در دستگاه بنی­ صدر، کاملاً آشنایی داشتم که سلامتیان، غضنفرپور، شیخ­ علی تهرانی و سودابه سدیفی و 17،18 نفری که آنجا جلسه داشتند چه کسانی هستند.مرجع تقلید طرفداران بنی صدر که بود؟تسنیم: همان "دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور" که بنی صدر راه انداخته بود؟بله؛ همانجا یک سالنی کنار دفتر دکتر تهرانی رئیس دفتر بنی­ صدر بود و کارها را او انجام می­ داد. از همان روز اول بنا را بر تقیه گذاشتم. خودم را طوری در دفتر دکتر تهرانی جا کرده بودم که بعضی اوقات پشت سر من نماز می ­خواندند. اگر جلسه داشتیم، مسئله­ ای بود و روحانی نداشتیم به من می­ گفتند و اعتمادشان نسبت به من خیلی جلب شده بود. برادر ناتنی مرحوم امام هم مرجع تقلید اینها بود.تسنیم: آیت الله پسندیده منظورتان است؟بله. آنها برای اینکه تعمداً با امام فاصله داشته باشند حالت اطاعت از او را ملاک قرار داده بودند و از اطاعت از امام خبری نبود و کاملاً مشهود بود. آقای پسندیده البته با آنها ارتباط نمی­ گرفت و در برنامه­ های اداری خودش را دخالت نمی­ داد چون در شانش هم نبود. زمانی که من رفتم آنجا یک میز بزرگ در سالن داشتم و هیچ کس هم نبود. نه صندوقدار داشتم، نه مستخدم داشتم و نه معاون. هیچ کسی را نداشتم و می خواستم کسی هم دخالت نکند. تا زمانی که افراد مورد احترام خودم بیایند، چند نفری را آوردم و تقریباً اداره ذیحسابی آنجا شکل گرفت.قبلش را هم بگویم زمانی که به من حکم دادند ذی­حساب ریاست ­جمهوری شوم، خیلی خودم را شنگول و آراسته کرده بودم و رفتم به آقای تهرانی خودم را معرفی کردم. ایشان من را نپذیرفت و گفت علتش این است که کسی که ذی­حساب رئیس­ جمهور می­ شود باید قبلاً با رئیس­ جمهور هماهنگ شود. من خداحافظی کردم و رفتم اما چون وزارت دارایی من را معرفی کرده بود و چک­ های آنجا باید به امضای من صادر می­ شد، حساب خزانۀ آنجا را بستند. از این طرف و آن طرف زیاد پول داشتند و می­ گرفتند و هزینه می­ کردند.تسنیم: یعنی تا یک مدت نهاد ریاست­ جمهوری بنی صدر ذی­ حساب نداشت؟بله؛ یک ماه و نیم تا دو ماه. یک روز من خانه بودم و دکتر تقوی از دفتر بنی صدر زنگ زد و گفت ما گویا ناچار هستیم شما را بپذیریم. در مجموعه آنجا من همه مسائل را زیرنظر داشتم حتی مثلاً بچه بنی­ صدر را راننده­ ها می­ بردند، می­ چرخاندند چون به قول خودشان بچه «آقا»(بنی صدر) بود و سادات است. من هم در دلم می­ خندیدم چون برای من کاملاً وضعیت آنها محرز بود.بنی صدر به دروغ می گفت کسی را به آمریکا نفرستادم/نامه دریافت دلارشان را من زدمهر وقت من می­ رفتم داخل نهاد خیلی رعایت می­ کردند و احترام می­ گذاشتند تا زمانی که این اختلافات پیش آمد و ادعاهایی بنی صدر در 14 اسفند مطرح کرد. بنی صدر خیلی اصرار می کرد که به من تهمت می­ زنند. می گفت من هیچ کس را به آمریکا نفرستادم در صورتی که وی افرادی را به خارج کشور و آمریکا می فرستاد و نامه دریافت دلارشان را من می­ زدم. من تمام نامه های بنی صدر را جمع کرده بودم و یک چمدان شد. بعد از وقت اداری که بچه­ ها می­ رفتند کپی می­ گرفتم و به خانه می­ بردم.یک چمدان مدرک علیه بنی صدر به شهید آیت دادم با مرحوم اسرافیلیان(نماینده مجلس دوم و نزدیکان دکتر آیت) تشخیص دادیم که مدارک را بدهیم به آقای آیت و رفتم خانه ایشان. آقای اسرافیلیان هم با من بود و مدارک را دادیم. 2 روز بعد مرحوم آقای آیت در مجلس کیف سامسونتش را آورده بود و گفت یک چمدان مدرک علیه بنی ­صدر دارم!اعضای دفتر بنی صدر همه شک کردند و گفتند مهذب حتماً این کار را کرده است. جلسه­ ای تشکیل دادند و آن 18 نفر هم بودند و در سالن بغل دفتر آقای دکتر تهرانی و به من گفتند آقای مهذب ما بررسی کردیم و این احکام تنها از دفتر شما به دست آقای آیت رسیده است.به شهید آیت گفتم باید به تو توهین کنم؛ گفت هرچه می خواهی بگو!قبل از این جلسه، من زنگ زدم به آقای اسرافیلیان و با همدیگر رفتیم خانه آیت و به ایشان گفتم اینها می­ خواهند چنین جلسه ­ا ی تشکیل بدهند. من آمدم خدمت شما و حلالیت بطلبم. من اگر حقیقت را بگویم یعنی خودم را لو دادم و همه چیز به هم می­ خورد و من ناچارم به شما توهین بکنم. اجازه می­ فرمایید توهین بکنم؟! گفت توهین چیست؟ هر چه لعن و فحش می خواهی بگو من راضی هستم و تو کارت را انجام بده!این کار خیلی به من کمک کرد و با خیال راحت در جلسه نشستم. وقتی آنها حرف­هایشان را گفتند، گفتم آقای دکتر تقوی (رئیس دفتر بنی صدر) اجازه می­ دهید من حرف بزنم؟ گفتند بله.من در آن جلسه گفتم آقای آیت یک آدم نرمالی نیست و اصلاً نمی­ شود به حرفهای او اعتماد کرد و عقل ندارد. یک تقاضا از شما دارم. آقای آیت گفته است یک چمدان نزدیک 160 یا 180 سند دارد، من از شما می­ خواهم یک سند از آن 180 سند را بیاورید. این شماره دفتر آقای بنی­ صدر است. زنگ بزنید و اگر این کار از سمت من صورت گرفته بود، من 180 سند دیگر را می­ پذیرم و هر کاری دوست دارید با من بکنید! تقوی گفت: آقای مهذب ما پشت سر شما نماز می­ خوانیم و حرف شما قبول است. جلسه تمام شد و ختم جلسه را اعلام کردند و ما با این شگرد و البته تقیه فقهی از آن مسئله فرار کردیم.نزدیکان بنی صدر از طریق ترکیه به اسرائیل می رفتندتسنیم: اسنادی که به مرحوم شهید آیت دادید مشخصاً بیشتر شامل چه چیزهایی بود؟ بی انضباطی مالی یا...نه اینها زرنگ­تر از این حرفها بودند که بی ­انضباطی مالی داشته باشند. بیشترین مسئله شامل افرادی بودند که می­ رفتند آمریکا. همین آقای فرهنگ که گفتم یک آدم بلندقدی بود که روز 14 اسفند بغل بنی­ صدر ایستاده بود. او جزء مامورانی بود که انگلستان، آمریکا و حتی اسرائیل می­ رفتند و حکم­شان را ما باید صادر می­ کردیم. البته در حکم ماموریتشان اسرائیل ذکر نشده بود بلکه یک کشور دیگر مثل ترکیه می رفتند و از آنجا می­ رفتند اسرائیل.اینها وانمود نمی­ کردند که ما کسی را فرستادیم آمریکا اما در روزنامه­ ها می­ نوشتند که نماینده­ شان می روند و از صهیونیست­ها اجازه می­ گیرند. بنی­ صدر هم دست­ پرورده آمریکا بود.سخنرانی بنی صدر در جمع خواننده های مبتذل قبل انقلاببه عنوان مثال یک روز خواننده­ هایی مبتذل قبل انقلاب پشت قسمت اداری نهاد ریاست جمهوری که یک خیابان بزرگ بود جمع شدند و همه تظاهرات کرده بودند و می­ گفتند «ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم!» با یک پوشش و آرایش بسیار زننده حاضر شده بودند و حتی می رقصیدند. بنی­ صدر هم با وجود اینکه رئیس جمهور ممکلت بود رفت در جمع آنها و برایشان صحبت می­ کرد که شما تظاهرات نکنید. از این دست مدارک زیاد داشتیم که همه دال بر کثافت­کاری­ ها و ارتباطاتی بود که با خارج داشتند و خوشبختانه همه را جمع کرده بودیم و تقریباً به دست مسئولین رساندیم. توسط آقای اسرافیلیان و مرحوم آقای آیت که خدا هر دو را رحمت کند.تفرعن و غرور در شخصیت بنی صدر بودتسنیم: افرادی که با بنی صدر در ارتباط بودند می گویند وی یک روحیه تکبر و غرور خاصی داشت که همین روحیه وی را به منجلاب سقوط کشاند. شما که از نزدیک با او کار می کردید، روحیه وی را چگونه دیدید؟بله همین طور است مغرور و متفرعن بود؛ رفتار وی با مرحوم بهشتی کافی است که شما بدانید این همه رفتار برای به دست آوردن رای است و دست­ پرورده آمریکا بود. اصلاً بنی صدر را در آب نمک خوابانده بودند و بعداً هم به همان جایگاه خود و زادگاه تربیت­ شده خودش رفت.تسنیم: وضعیت بنی­ صدر از نظر مالی و اشرافیت و ریخت و پاش چگونه بود؟اصلا بنی­ صدر پرورش نیافته بود که مشی سادگی داشته باشد و اطرافیان او هم همینطور بودند. سدیفی، غضنفرپور و... اصلا چهره­ ها کاملاً مشخص بود و اینها کسانی نبودند مانند بیت امام غذای ساده بخوردند. من سعی کردم در جلسات غذاخوردن آنها نباشم ولی در جلسات بحث و گفتگو و جلسات اداری آنها بودم، چون من اگر این کار را می­ کردم آلوده می­ شدم.ماجرای پرتاب تخم مرغ و گوجه فرنگی به بنی صدراینها جز حقه­ بازی چیزی بلد نبودند. برای مثال با هواپیما یک جایی فرود می­ آیند و بال هواپیما را با ضربه پایین می­ کشند و تمام دنیا خبر را پخش می کنند که خطر از بیخ گوش رئیس جمهور گذشت. اینها ساختگی بود و وقتی بنی­ صدر با ماشین وارد ایلام شده بود تخم­ مرغ و گوجه فرنگی بود که نثار صورت و لباس او کردند و خیلی با آنها بد برخورد کرده بودند. ...

ادامه مطلب  

مراسم معمم شدن طلاب حوزه علمیه اصفهان  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف: مراسم معمم شدن طلاب حوزه علمیه اصفهان به دست آیت الله مظاهری از مراجع تقلید برگزار شد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از اصفهان، همزمان با شب عید سعید غدیر خم، مراسم معمم شدن طلاب حوزه علمیه اصفهان به دست آیت ال ...

ادامه مطلب  

علی جنتی: ما «ژنِ خوب» نداریم  

درخواست حذف این مطلب
شاید اگر بر کرسی وزارت ارشاد دولت روحانی تکیه نزده بود، تا این اندازه رابطه پدر و پسری آنها در مرکز توجه قرار نمی گرفت و البته اختلاف سلیقه هایشان نمایان نمی شد. اختلافاتی که علی جنتی می گوید دیگر بحث درباره آنها را رها کرده و در مراودات پدر و فرزندی تنها به موضوعات خانوادگی می پردازند.به گزارش ایران خبر، در ایام انتخابات، علی جنتی را به واسطه حضورش در ستاد انتخاباتی دیده بودم. بعد از انتخابات که برای گفت وگو با او در دفترش حاضر شدم، دیدم بیشترین مشغولیتش سامان دهی به فعالیت حزب اعتدال و توسعه است. با او از کودکی اش آغاز کردم تا به امروز که در ٦٨ سالگی قرار دارد؛ وقتی گفتم سنش به چهره اش نمی خورد از استعداد خوب خانوادگی شان سخن گفت! با حوصله به سؤالات پاسخ گفت. تاجایی که دو روز متوالی برای گفت وگو وقت گذاشتیم. روایت زندگی جنتی، روایت زندگی چریکی است که بعد از انقلاب تا جایی دستخوش تحولات می شود که با وزارت فرهنگ و ارشاد پیوند می خورد. در بخش اول این گفت وگو با جنتی درباره روایت کودکی، تحصیل، فعالیت های مسلحانه قبل از انقلاب، ازدواج، ماجرای برادرش حسین و برادر ناتنی اش حسن، حضورش در صداوسیما، پاکسازی های اوایل انقلاب، استانداری خوزستان، استانداری خراسان و ماجرای شورش حاشیه نشین ها در مشهد صحبت کردیم.بخش دوم این گفت وگو فردا منتشر خواهد شد. از محل تولد و خانواده تان شروع کنیم. شما متولد سال ١٣٢٨ در شهر قم هستید. درست است؟شناسنامه من در قم ثبت شده و متولدسال ١٣٢٨. اما در محله ای در حاشیه شهر اصفهان به دنیا آمدم که البته اکنون کاملا در شهر واقع شده است. ولی در قم بزرگ شده ام. سن شما اصلا به چهره تان نمی خورد. من فکر نمی کردم بیشتر از ٥٠ سال داشته باشید!حسن نظر شما است. (با خنده) دلیلش چیست؟ فعالیت خاصی می کنید یا خانوادگی این طور هستید؟دلیل خاصی ندارد. مقداری هم جنبه ژنتیک دارد! شما هم ژن خوب دارید؟!نه ما ژن خوب نداریم. (می خندد) در بعضی از خانواده ها پدر یا مادر خانواده، استعداد بیماری دارند (مثلا استعداد سرطان)، استعداد یا ژن بیماری باعث می شود افراد زود پیر شوند یا از عمر آنان کاسته شود. خوشبختانه در خانواده ما چنین مشکلی نداشته ایم. البته دلیل طول عمر پدر شاید این باشد که ایشان خیلی حفظ الصحه را رعایت می کنند. از جمله در غذاخوردن و در استفاده از دارو ملاحظه دارند. ایشان کمتر از داروهای شیمیایی استفاده می کنند. اصلا؟خیلی کم. یک بار که عمل جراحی انجام دادند، در دوره نقاهت مدت کوتاهی دارو مصرف می کردند. به هرحال علی رغم کبر سن، ایشان معمولا صبح و عصر پیاده روی می کنند. هفته ای یک بار، اگر شنا هم نکنند در استخر راه می روند. ما هم به همین دلیل عادت کرده ایم که بعضی از مسائل را رعایت کنیم. نکته دیگر سحرخیزی ایشان است. درطول ٦٠ سال گذشته هرشب یکی، دوساعت قبل از اذان صبح برای نماز شب برمی خیزند و تا طلوع آفتاب بیدار هستند. این هم در سلامتی و طول عمر ایشان بی تأثیر نیست. فضای خانوادگی شما در دوران کودکی و نوجوانی چطور بود؟ باتوجه به اینکه پدر هم فعالیت سیاسی داشتند، شکل حضور ایشان در خانه چطور بود؟ما عمدتا در قم زندگی می کردیم. ممکن بود سالی، یکی دو ماه به اصفهان برویم، به این خاطر که تمام بستگان ما در اصفهان بودند. خب پدر هم مثل بسیاری از طلاب حوزه علمیه، به لحاظ اقتصادی زندگی سختی داشتند. به عنوان نمونه، ما در شهر قم سال ها اجاره نشین بودیم و هر سال از یک محله به محله دیگر می رفتیم. فکر می کنم تا سال های ٤٤ یا ٤٥ منزل شخصی نداشتیم. بعدها منزلی را که زمین آن هم وقفی بود و الان به صورت کلنگی درآمده به صورت اقساطی خریداری کردند که هنوز وقتی به قم سفر می کنند مورد استفاده ایشان است. زندگی سختی داشتیم. سال ٤١ که قیام امام شروع شد، من جوانی دبیرستانی بودم. پدر از آن موقع، همراه امام بودند. سال ٤٣ که کلاس نهم را به پایان رساندم، وارد حوزه شدم، در مدرسه ای که شهید بهشتی بنیان گذار آن بود. مدرسه حقانی؟بله. از سال ٤٧ هم به دلیل برخی از فعالیت های سیاسی که داشتم، تحت تعقیب بودم. خیلی زود فعالیت سیاسی را شروع کردید.بله ١٩ سالم بود. اطلاعیه ها و بیانیه های امام را تکثیر و پخش می کردم. از همان زمان هم تحت تعقیب قرار گرفتم. در ایام محرم یا رمضان هم برای تبلیغ به شهرهای مختلفی می رفتم و در تبلیغات از امام حمایت می کردم. نام امام را می آوردم، به همین دلیل هم چندبار در شهرستان های مختلف دستگیر شدم. ما به صورت خانوادگی دنبال راه امام بودیم. برادرم هم که بعد از انقلاب کشته شد، از همان سال های نخست مبارزه، رساله های امام را توزیع می کرد و به همین دلیل شش ماه در زندان قصر، زندانی شد. از سال ٥٠ به بعد کم کم وارد جریان مبارزه مسلحانه شد. پدرم را هم از سال ٤٥ مرتب بازداشت می کردند. در دهه ٥٠، از آنجا که شدیدا تحت تعقیب ساواک بودم و نتوانسته بودند من و برادرم را پیدا کنند، پدرم را به کمیته ضدخرابکاری تهران بردند و مورد شکنجه روحی قرار دادند. به ایشان فشار می آوردند، چون فکر می کردند پدر از محل اقامت ما خبر دارد یا می تواند به ما دسترسی پیدا کند. دسترسی پیدا کردند؟خیر. فعالیت سیاسی شما بیشتر تحت تأثیر پدر بود یا برادر؟قطعا اینکه در چنین خانواده ای بزرگ شده بودیم، پدرم کاملا تأثیر داشت. ولی من شخصا بیشتر تحت تأثیر شهید بهشتی بودم. در دبیرستانی تحصیل می کردم که ایشان مؤسس آن بودند، دبیرستان دین و دانش. به خاطر دارم، در سال ١٣٤٢ یک روز صبح مرحوم شهید بهشتی سر صف برای دانش آموزان صحبت کرد و اعلام کرد که امام را دستگیر کرده اند و شهر متشنج است و به ما توصیه کرد در شهر و خیابان که تردد دارید، مراقب باشید. قبل از دستگیری امام- در سال های ٤١ و ٤٢ – ما به منزل امام رفت وآمد داشتیم. از شهرهای مختلف برای دیدن امام می آمدند. من در هر دو سخنرانی امام هم سخنرانی محرم و هم سخنرانی آخرشان درباره کاپیتولاسیون حضور داشتم و سخنان ایشان را از نزدیک شنیدم. مجموعه این رخدادها بر فعالیت و جهت گیری سیاسی من تأثیرگذار بود؛ نه اینکه به یک مورد مشخص محدود بشود. شما، پدر و برادرتان فعالیت سیاسی داشتید، شرایط خانه برای مادر سخت نبود؟ گلایه یا شکایتی نداشتند؟البته سخت بود، خیلی هم سخت بود. سال ٤٥ پدرم را به زندان قزل قلعه آورده بودند. ما مجبور بودیم با اتوبوس از قم به تهران حرکت کنیم. گاراژ اتوبوس ها در خیابان ناصرخسرو بود. با مادر می آمدید؟گاهی با مادر می آمدم، گاهی تنها می آمدم. وقت زیادی می گرفت از اتوبوس پیاده می شدیم. باید چند خط اتوبوس واحد سوار می شدیم و مدام تغییر مسیر می دادیم تا به قزل قلعه برسیم و بعد هم منتظر بمانیم تا ایشان را ببینیم. از طریق برادرتان حسین با مجاهدین خلق ارتباط پیدا کردید. هیچ وقت خودتان جذب فعالیت های سازمان نشدید؟خیر. فداییان خلق از سال ٤٩ مبارزه مسلحانه را آغاز کردند. بعد هم در واقعه سیاهکل به یک پاسگاه حمله کردند و آن را گرفتند. قبل از آن هم حزب ملل اسلامی فعالیت های مسلحانه را آغاز کرده بود که متأسفانه به خاطر رعایت نکردن مسائل امنیتی، ٥٥ نفر آنها دستگیر شدند. من معمولا در آن دوره به زندان قصر می رفتم و آنها را می دیدم. از قبل با آنها ارتباط داشتید؟نه، بعضی از آنها را از قبل می شناختم؛ مثل آقای حجتی کرمانی و آقای بجنوردی. من علاقه مند بودم که هر کسی را که علیه شاه فعالیت می کرد، ببینم. نگران نبودید که خود شما را هم دستگیر کنند؟نه آن زمان شرایط ملاقات کمی متفاوت بود. این طور نبود که حتما بستگان تنها به ملاقات بروند. من هم با عناوین مختلف به ملاقات می رفتم. هنگام ملاقات، معمولا زندانیان به صورت جمعی پشت میله ها می آمدند و من بارها به دیدن مرحوم بازرگان و جمعی که با نهضت آزادی فعالیت می کردند، می رفتم. دوره ای هم که بعضی از شخصیت های مؤتلفه دستگیر شده بودند، در زندان قصر به دیدن آنها می رفتم. به عنوان نمونه به دیدن آقای عسگراولادی و آیت الله انواری می رفتم. سنم خیلی کم بود؛ ولی علاقه مند بودم و به دیدنشان می رفتم. سال ٥٠ که حرکت مجاهدین خلق شروع شد، ما با تعدادی از طلاب در قم یک هسته مسلحانه تشکیل دادیم. همه طلبه بودید؟بله، همه طلبه بودند. مدتی که گذشت، سعی کردیم کتاب های آموزشی سازمان مجاهدین را پیدا کنیم و مطالعه کنیم. چرا؟ شما طلبه ای بودید در مدرسه حقانی، سطح مدرسه حقانی هم با حوزه خیلی فرق می کرد و بسیار نظام مند بود. با توجه به آموزشی که آنجا داشتید، چرا به سراغ جزوات سیاسی مجاهدین رفتید؟نوع آموزش هایی که برای فعالیت های مسلحانه مورد نیاز بود، در حوزه وجود نداشت. درست است که در مدرسه حقانی برخلاف سبک سنتیِ حوزه که فقط فقه، اصول و منطق و فلسفه می خواندند، ما کتاب های اجتماعی و اقتصادی می خواندیم. حتی استاد ریاضی و استاد زبان انگلیسی داشتیم؛ یعنی بنابر نیازهای جامعه، سعی می کردیم خودمان را مجهز بکنیم؛ ولی شرایط مبارزه آموزش های دیگری را می طلبید مجاهدین اولیه به هر حال تفسیر خاصی از اسلام داشتند؛ ولی در آن زمان جاذبه ایجاد کرده بود. آنها درباره نهج البلاغه تفسیر نوشته بودند؛ بخش هایی از نهج البلاغه را هم انتخاب کرده بودند که انسان را تحریک به مبارزه و جهاد می کرد. خب این بخش ها درخور توجه بود و ما علاقه مند بودیم بخوانیم. در حوزه اقتصادی هم مطالبی داشتند؛ مثلا «اقتصاد به زبان ساده» که البته اشکال داشت. اقتصاد مارکسیستی را آموزش می دادند که ما هم می خواندیم تا ببینیم حرف آنها چیست؛ اما درباره مقابله با رژیم در زندان و نحوه بازجویی ها جزوات خوبی داشتند، از جمله اینکه روش های بازجویی چگونه است و نحوه مواجهه زندانی چگونه باید باشد که مطلبی لو نرود. این گونه جزوات برای ما خیلی مفید بود و در همین حد از آنها استفاده می کردیم؛ ولی من هیچ وقت به مجاهدین نپیوستم؛ چون ما یک گروه جدا تشکیل داده بودیم. در این میان به دلیل ارتباطاتی که با برخی از این عناصر از جمله آقای عزت شاهی (عزت مطهری) داشتیم - که می توان گفت اسطوره مقاومت در زندان بود - بعضی از جزوات را از ایشان می گرفتیم و مطالعه می کردیم. درباره اینکه فاز فعالیت های خود را به مسلحانه تغییر بدهید، با کسی مشورت کردید؟ چون شما در آن زمان با چهره های انقلابی نیز همنشین بودید.با کسی نمی شد مشورت کنیم. ما پنج، شش نفر بودیم که... . کلا پنج، شش نفر بودید؟بله، خب نمی شد هسته مخفی بیشتر از این باشد. آن قدر خفقان شدید بود که اگر یک نفر لو می رفت، این قدر او را شکنجه می کردند تا دوستان خود را لو دهد. شرایط وحشتناکی بود. یکی از دوستان ما را در مقطعی دستگیر کردند. هر کسی را که می گرفتند، بلافاصله آن قدر شکنجه می کردند تا قرارها و دوستان خود را لو بدهد... .شما را هم لو دادند؟بله. فشاری که بر من بود، به این خاطر بود که لو رفته بودم. ما بعضی از جلسات را در اصفهان، در محله پدری مان برقرار می کردیم. یکی از دوستان را که دستگیر کرده بودند، خیلی شکنجه کرده بودند که جای من را لو دهد. ایشان خانه من را در قم لو داد و چندباری به آنجا ریختند که من نبودم. بعد به ایشان بیشتر فشار آوردند تا جاهای دیگری را که از من می دانست لو بدهد و ایشان خانه ما در اصفهان را لو داده بود. او را به اصفهان آوردند. بعضی از دوستان که او را دیده بودند به من گفتند که تمام پایش باندپیچی بود، از بس او را شلاق زده بودند و با عصای زیربغل او را آورده بودند تا خانه ای که من در آن هستم را نشان دهد. ایشان خانه را نشان داده بود و به آنجا ریختند که البته من در آنجا نبودم! شرایط طوری بود که نمی شد با کسی صحبت کرد. حتی پدر من خبر نداشت که من چه کار می کنم. من در آن دوران کمتر به زندان رفتم. بیشتر به صورت موقت من را بازداشت و آزاد می کردند. با توجه به سابقه ای که داشتید، چرا شما را نگه نمی داشتند؟سیستم اطلاعاتی رژیم آن زمان خیلی منسجم نبود. اولا عکسی از من نداشتند؛ ثانیا من جاهای مختلف با اسامی مختلفی می رفتم. به خاطر فشار فوق العاده ای که می آوردند، از اسفند ۵۲ به بعد تصمیم گرفتم از قم خارج شوم. بارها برای اینکه من را پیدا کنند، به مدرسه ای که در آنجا تحصیل می کردم هجوم آوردند. حتی یک بار نیمه شب بالای سر خود من هم آمدند، اما من را نشناختند! هنر من در فرارکردن بود! یک دلیل دیگر هم این بود که از سال ۵۲ به بعد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی خیلی به من کمک کردند. ایشان یک شناسنامه جعلی برای من درست کردند، با نامی دیگر. این شناسنامه بارها من را نجات داد. هرجا بودم، این شناسنامه در جیبم بود. بارها ساواک من را بازداشت کرد، ولی وقتی تفتیش می کردند و به شناسنامه می رسیدند، با فرد دیگری مواجه می شدند! آقای هاشمی رفسنجانی، فردی را در ثبت احوال داشتند که شناسنامه ها را کش می رفت! در یکی از آن شناسنامه ها هم عکس من را زدند و مهر کردیم. البته اگر کسی شناسنامه را استعلام می کرد، متوجه می شد که این شناسنامه واقعی نیست. این امر باعث شد که من در دو، سه مرحله حساس نجات پیدا کنم. بعد از این هم برای ادامه فعالیت های مسلحانه به خارج از کشور رفتید؟بله. بعد از مشورت هایی که با دوستان کردم، از جمله آقای هاشمی رفسنجانی، به این نتیجه رسیدم که اگر در کشور بمانم، دیر یا زود دستگیر می شوم و نهایتا یا اعدام می شدم یا حبس ابد می گرفتم. توصیه آنها این بود که از کشور خارج شوم. از اواخر سال ۵۳ تلاش کردم که از مرز پاکستان خارج شوم و در نهایت فروردین سال ۵۴ وارد پاکستان شدم.آقای هاشمی یا بهشتی با فعالیت های مسلحانه شما موافق بودند؟حتما موافق بودند. آنها هم به این نتیجه رسیده بودند که مجاهدین خلق اولیه گروهی مسلمان و معتقد هستند که بر اساس انگیزه های دینی، برای بیداری مردم، دست به مبارزه مسلحانه زده اند. عموم افرادی که می شناختم، از جمله شهید مفتح، شهید بهشتی مرحوم آیت الله رفسنجانی در آغاز از این حرکت حمایت می کردند، ولی زمانی که آیت الله هاشمی باخبر شد که درون سازمان عناصری هستند که گرایش مارکسیستی پیدا کرده و تلاش می کنند تا رابطه عناصر مسلمان را با سازمان قطع و سازمان را مارکسیستی اعلام کنند، ایشان دست به کار شد تا با آنها مقابله کند. برنامه ایشان این بود که عناصر منحرف را قانع کند که تغییر ایدئولوژیک را اعلام نکنند تا ایشان بتواند عناصر مسلمان را دور هم جمع کند و آنان اعلام کنند که درون سازمان عناصری با گرایش مارکسیستی هستند که آنها را اخراج کردیم، اما متأسفانه این طور نشد. ایشان در سفری که به خارج از کشور آمد، در تاریخ تیرماه ۵۴، با بعضی از عناصر مارکسیست شده در خارج از کشور ملاقات و خیلی تلاش کرد آنها را متقاعد کند تا اعلام نکنند که مارکسیست شده اند، ایشان می خواست از این طریق نقشه خود را پیش ببرد، اما متأسفانه آنها در شهریور این موضوع را اعلام کردند. یعنی ترجیح ایشان این بود که مبارزه مسلحانه را گروه های مسلمان سازمان دهند؟بله. تلاش داشت تا نیروهای مسلمانی که عضو مجاهدین خلق بودند و بعد از تغییر ایدئولوژیک، پراکنده شده بودند، کار را ادامه دهند، ولی چون مارکسیست ها بعضی از آنها را به ساواک لو داده بودند به شدت تحت تعقیب قرار گرفتند. برادر شما را هم لو دادند؟بله. افراخته لو داد؟نمی دانم چه کسی لو داد، ولی او هم لو رفت و دستگیر شد. برادر شما گرایش مارکسیستی پیدا کرد یا همچنان مسلمان ماند؟گرایش اسلامی داشت و با تخفیف، محکوم به حبس ابد شد که در آستانه انقلاب آزاد شد. من آن زمان خارج از کشور بودم، در سوریه و لبنان با شهید محمد منتظری کاری را شروع کردیم. تلاشمان این بود که نیروهای مسلمانی را که تحت تعقیب قرار گرفته و رابطه شان قطع شده بود را از کشور خارج کنیم تا به دست پلیس نیفتند. با توجه به ارتباطاتی که داشتیم، بعضی از دوستان این افراد را پیدا و منتقل می کردند و بعضی ها هم خودشان به خارج از کشور می آمدند. چند نفر را منتقل کردید؟ هیچ چهره آشنایی در میان آنها وجود داشت؟آقای مهندس غرضی و خیلی های دیگر بودند. از سال ٥٤ تا سال ۵۷ نزدیک به ۲۵ تا ۳۰ نفر به خارج آمدند و مقیم شدند. تعدادی هم بودند که از کشور خارج می شدند تا آموزش ببینند و بازگردند؛ حدودا، ٥٠ یا ۶۰ نفر بودند. بعضی ها به طور طبیعی به خارج می آمدند و در سوریه با ما ارتباط برقرار می کردند. بعضی ها هم به صورت قاچاق از مرز پاکستان می آمدند. با دکتر چمران هم ارتباط داشتید؟ شما بیشتر سوریه بودید؟در سوریه و لبنان، هردو اقامت داشتم. آقای هاشمی رفسنجانی تیرماه ۵۴ به خارج آمدند و من با مرحوم شهید محمد منتظری ایشان را در دمشق ملاقات کردیم. بعد با هم به لبنان رفتیم. ایشان دورادور مرحوم چمران را می شناخت ولی از نزدیک ندیده بود. با هم به مجلس اعلای شیعیان لبنان رفتیم که رئیس آن امام موسی صدر بود. با شهید چمران هم ملاقات کردیم. من از آن زمان تا پیروزی انقلاب با شهید چمران رفت وآمد داشتم؛ در جنگ های داخلی لبنان و سایر مسائل ایشان را همراهی می کردم. شما در جریان عملیات های چریکی ای که دکتر چمران انجام می داد، همراهش بودید؟من در خط اول جبهه نبودیم. ایشان به خط اول هم رفت و آمد می کرد. نیرو هایی که برای آموزش به لبنان می آمدند هم به خط مقدم می رفتند. در جنگ داخلی لبنان هم شیعیان و هم اهل سنت و فلسطینی ها با مسیحیان درگیر بودند. در واقع یک جنگ داخلی تمام عیار بود. مسیحیان یک طرف بودند و مسلمانان یک طرف. با امام موسی صدر چقدر ارتباط داشتید؟خیلی. از زمانی که به اتفاق آقای هاشمی رفسنجانی نزد امام موسی صدر رفتیم، من مرتب با مجلس اعلای شیعیان ارتباط داشتم.امام موسی صدر برای من و تعدادی دیگر از مبارزان به عنوان عضو مجلس شیعیان لبنان اقامت گرفت و خیلی به ما کمک کرد. حداقل ٢٠ نفر از دوستان هم که در سوریه بودند، امام موسی صدر با مرحوم حافظ اسد درباره آنها صحبت کرد و حافظ اسد به وزارت کشور دستور داد و برای همه آنها اقامت گرفت. تا آخرین لحظه ای که امام موسی صدر در لبنان بودند- قبل از اینکه به لیبی بروند- ما مرتب به منزل، دفتر و مجلس اعلا رفت وآمد داشتیم. به یاد دارم ایشان نامه ای نوشتند و من را به دانشگاه مدینه معرفی کردند تا به آنجا بروم و وضعیت آن دانشگاه را بررسی کنم. در آن نامه من را به عنوان عضو مجلس اعلای شیعیان معرفی کردند که با من همکاری کنند. نظر امام موسی صدر درباره فعالیت هایی که شما می کردید، چه بود؟امام موسی صدر قطعا موافق بود و حمایت می کرد. نمی خواهم وارد بحث امام موسی صدر شوم. ولی قرائت متفاوتی وجود دارد؛ گفته می شود ایشان چهره معتدلی بودند و ظاهرا در بعضی از مراوداتی که با شاه داشتند، باعث آزادی بعضی از زندانیان هم شدند. گویا ایشان به همین دلیل هم چندان مقبول جریان انقلابی نبود؟آن زمان جریان مبارزات به گونه ای بود که اگر کسی با شاه یا رژیم تماس می گرفت، منفور می شد، منتها ایشان به عنوان رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان، دارای یک شخصیت سیاسی بود. یعنی رهبر کل شیعیان لبنان بود. سال های ۵۰ یا ۵۱ که ایشان به ایران آمد. آن زمان تعدادی از سران مجاهدین خلق هم دستگیر شده بودند و تحت شکنجه های بسیار شدیدی قرار داشتند. قرار بود ایشان برای بحثِ کمک به شیعیان لبنان با شاه دیداری داشته باشد، تعدادی از شخصیت ها ازجمله شهید بهشتی از ایشان خواستند مسئله مجاهدین خلق را هم در این دیدار مطرح کند و از شاه بخواهد آنها را آزاد کند. یک بار که مرحوم شهید بهشتی به منزل ما آمده بود از ایشان شنیدم که: «برادرم امام موسی صدر گفتند که من وقتی با شاه ملاقات داشتم، مسئله مجاهدین خلق را هم مطرح کردم و آرام آرام صحبت می کردم و هر جمله ای که می گفتم به چهره شاه نگاه می کردم تا ببینم چه تأثیری بر شاه می گذارد». غرض اینکه مرحوم بهشتی هم از امام موسی صدر خواسته بود آزادی مجاهدین خلق را با شاه مطرح کند، منتها در آن زمان انقلابیون به هرکسی که به شاه نزدیک می شد، معترض بودند. امام موسی واقعا یک شخصیت فوق العاده بود. ایشان برای مبارزه با اسرائیل، جنبش امل شاخه نظامی حرکة المحرومین را ایجاد کرد. آنچه ما در سال های بعد از جنبش امل و بعدا جنبش حزب الله می بینیم، نتیجه تلاش های ایشان است. همین چند روز قبل یک اجتماع بزرگ که در بعلبک به مناسبت پیروزی بر داعش تشکیل شده بود، سخنرانی سید حسن نصرالله، با تاریخ ربوده شدن امام موسوی صدر مصادف بود. ایشان مفصل درباره امام موسی صدر صحبت و تأکید کرد آنچه امروز به عنوان حزب الله داریم، ثمره بذری بود که امام موسی صدر در لبنان کاشت. راجع به جنبش امل حرف و حدیث زیاد است... . ...

ادامه مطلب  

آخرین بررسی گزارشگر کمیته پیگیری قضیه صدر  

درخواست حذف این مطلب
گزارشگر ویژه کمیته پیگیری ماجرای امام موسی صدر روایاتی که هر از چندگاهی درباره وفات امام صدر و همراهش منتشر می شود را با قاطعیت تکذیب کرده و مغرضانه می خواند و معتقد است که چنین روایاتی مستند و برگرفته از هیچ مدرک و شواهدی نیست. ۵۵آنلاین :قاضی «حسن الشامی» گزارشگر ویژه کمیته پیگیری رسمی قضیه امام موسی صدر و دو همراهش است که در روز ۹ شهریور ۱۳۵۷ ه.ش در لیبی ربوده شدند.الشامی در گفتگو با تارنمایشفقنا لبنان تاکید می کند که دوران غیبت امام، معیار و دلیلی دال بر وفات امام و یارانش نیست بلکه روایت هایی وجود دارد که نشان می دهد حال امام خوب است و به چندین زندان منتقل شده است که آخرین آنها در سال ۲۰۱۱ میلادی بوده است. الشامی در این گفتگو درباره زنده بودن امام صدر و دو همراهاش امیدوارانه سخن می گوید و به ماجرای «احمد الزبیر السنوسی» شخصیت مخالف رژیم قذافی و قدیمی ترین زندانی قذافی اشاره می کند؛ فردی که مخفیانه در زندان های لیبی حبس شد و ۳۶ سال از او خبری نشد و در حالی که ۹۳ ساله بود از زندان آزاد شد. او معتقد است که هرگونه اطلاعات رسمی درباره قضیه امام صدر را فورا اعلام می کند و حتی لحظه ای آن را به زمانی دیگر موکول نخواهد کرد.گزارشگر کمیته پیگیری پرونده امام صدر و دو همراهش «شیخ محمد یعقوب» و «عباس بدرالدین» در آستانه سی و نهمین سالگرد ناپدید شدن آنها، تغییر و تحولات این قضیه از زمان ربوده شدن در ۳۱ اوت ۱۹۷۸میلادی تا به امروز را شرح می دهد.اشاره ای گذرا به قضیه ربوده شدن امام صدر و دو همراهشالشامی در ادامه این گفتگو با اشاره به اینکه از لحظه ربوده شدن امام موسی صدر، «الیاس سرکیس» رئیس جمهور وقت لبنان و «سلیم الحص» نخست وزیر این کشور با مقامات لیبی پیگیری های رسمی را آغاز کردند و یک هیات رسمی و امنیتی برای پیگیری این قضیه به طرابلس اعزام شد، گفت: رژیم لیبی پس از ۱۷ روز یعنی در هفدهم سپتامبر/ ۲۶ شهریور، اعلام کرد که امام شب ۳۱ اوت ۱۹۷۸ میلادی با یک پرواز خطوط هوایی ایتالیا، عازم این کشور شده است و به این طریق رژیم قذافی باب هرگونه مناقشه درباره این قضیه را بست.وی با بیان اینکه در تاریخ ۲۱/ ۸/ ۲۰۰۸ مصادف با ۳۱ مرداد ۱۳۸۷ پیشرفت قابل توجهی در پرونده حاصل شد، تصریح کرد: قاضی تحقیق دادگاه عالی لبنان «سمیح الحاج» در این تاریخ، قرار اتهامی صادر کرد که براساس آن اتهامات متوجه معمر قذافی و هفده تن از مسئولین لیبی به جرم تحریک و تشویق و مشارکت در ربودن امام و دو همراهش بود. قاضی الحاج همچنین ۶ نفر از آنها را به شورای قضایی لبنان ارجاع داد.الشامی ادامه داد: قاضی لبنانی«غالب غانم» در سال ۲۰۱۱ میلادی اولین جلسه شورای قضایی لبنان برای رسیدگی به این پرونده را مشخص کرد و پس از آن انقلاب لیبی آغاز شد. در همین زمان بود که کمیته پیگیری رسمی این قضیه متشکل از شماری از قضات و مسئولان امنیتی لبنان در دوران نخست وزیری «نجیب میقاتی» تشکیل شد و اصول فعالیت هایش را بر این اساس که یک کمیته ملی و رسمی است، قرار داد.ماجرای شوکه کننده پیدا شدن جسد ناشناخته پس از انقلاب لیبیگزارشگر کمیته پیگیری رسمی قضیه امام صدر و دو همراهش در ادامه درباره تحولات این قضیه پس از انقلاب لیبی نیز گفت: در تاریخ ۲۰/ ۱۰/ ۲۰۱۱ میلادی/ ۲۸ مهر ۱۳۹۰ قذافی کشته شد و تنها دو روز پس از کشته شدن وی یعنی در تاریخ ۲۲/ ۱۰/ ۲۰۱۱، در قالب کمیته رسمی پیگیری قضیه امام صدر علی رغم اوضاع نامناسب امنیتی آن زمان، به صورت قانونی و از طریق تونس وارد لیبی شدیم و با شماری از مسئولین و رهبران انقلابیون لیبی دیدار کردیم و آنها برای همکاری در این قضیه اعلام آمادگی کردند و پس از آن بود که سفرهایی به لیبی صورت گرفت و در طول این سفرها با چندین شاهد و مظنون این قضیه ملاقات داشتیم علاوه بر این از طریق دوستان و سرویس های اطلاعاتی دوست، با شماری از شخصیت های سیاسی و امنیتی دوران قذافی در برخی کشورها ملاقات کردیم.او در ادامه درباره سختترین شرایطی که در این مرحله با آن مواجه گشت، سخن گفت و افزود: در جریان نشست سران عرب در بغداد در ۲۹ مارس ۲۰۱۲ / ۱۰ فروردین ۱۳۹۱ ، «عاشور بن خیال» وزیر خارجه لیبی، پیام سری و فوری «مصطفی عبدالجلیل» رئیس شورای انتقالی لیبی را به «عدنان منصور» وزیر خارجه وقت لبنان تحویل داد؛ این نامه حاوی اطلاعاتی بود که نشان می داد جنازه فردی پیدا شده است که به یک شخصیت بلند قامت لبنانی اختصاص دارد که به زبان عربی فصیح نیز حرف می زده است. چهار پنج نفر از زندانبانان زندانی که این فرد در آن فوت کرده بود، مدعی بودند که او خود را «سید موسی صدر» معرفی می کرد. آنها می گفتند که فرد مذکور سال ۱۹۹۲ میلادی وارد زندان شده و سال ۱۹۹۷ میلادی براثر بیماری دیابت فوت کرده بود.قاضی الشامی در همین زمینه افزود: پس از این قضیه در چهارم آوریل ۲۰۱۲ / ۱۶ فروردین ۱۳۹۱ ، هیات اعزامی کمیته پیگیری رسمی قضیه امام صدر با همراه داشتن نمونه dna خانوده صدر راهی لیبی شد. «دکتر «فؤاد ایوب» (رئیس کنونی دانشگاه لبنان) نیز همراه این هیات به لیبی رفته بود و پس از معاینه جسد مشخص شد که اختلاف هایی در سن و قد وجود دارد و با وجود اینکه تعدادی از معیارها یکسان نبودند اما «سارایبو» بنا به درخواست لیبی برای انجام آزمایش dna انتخاب شد که پس از سهل انگاری های طرف لیبیایی و پس از ارسال نامه فوری «نبیه بری» به مقامات لیبی در ژوئیه ۲۰۱۲ برای حل این قضیه، آزمایش دی ان ای نشان داد که این جسد به «منصور کیخیا» معارض شرشناس لیبیایی و وزیر اسبق امور خارجه این کشور تعلق دارد.قاضی لبنانی با اشاره به دیدار با «عبدالله السنوسی» رئیس سابق سازمان اطلاعات لیبی در موریتانیا که طبق شرط و شروط خود وی و دولت موریتانی ترتیب داده شده بود، یادآور شد: این دیدار که به درخواست موریتانی بدون قلم و کاغذ برگزار شد، ۶ ساعت به طول انجامید.الشامی از دیدار پنهانی و دور از چشم رسانه ها با بیش از ۴۰ نفر از رهبران رژیم معمر قذافی پرده برداشت و گفت: به جز «عبدالسلام جلود» مرد دوم رژیم قذافی که نتوانستیم ملاقاتی را با او داشته باشیم، با بیش از ۴۰ شخصیت برجسته رژیم قذافی به دور از چشم رسانه ها دیدار کردیم.وی با اشاره به دیدارهای مختلف با مقامات لیبی در نشست اخیر سران عرب به ریاست میشل عون رئیس جمهور، سعد حریری نخست وزیر و «جبران باسیل» وزیر خارجه لبنان، تصریح کرد: طرف لیبیایی در این دیدارها وعده همکاری داد اما همانند عادت همیشگی، در برخورد با این موضوع تعلل و سهل انگاری می کرد و بی میلی نشان می داد.این قاضی لبنانی در ادامه با تاکید بر اینکه عادی سازی روابط با لیبی پیش از همکاری در قضیه امام صدر وجود نخواهد داشت، ادامه داد: شرط نبیه بری در سال ۱۹۸۴ میلادی برای ورود به دولت، قطع روابط با لیبی بود که همین موضوع نیز رخ داد و بعدها سفارت لبنان در لیبی بازگشایی شد اما سفارت لیبی در لبنان بازگشایی نشد. در واقع سفارت لبنان در لیبی برای مصلحت قضیه ناپدید شدن امام صدر و دو همراهش بازگشایی شده و در واقع سفارت این قضیه ...

ادامه مطلب  

جابری انصاری: نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد  

درخواست حذف این مطلب
معاون وزیر خارجه کشورمان گفت: برای آزادی امام صدر راه حل سحرآمیزی که سریعاً به نتیجه برسد، نمی توان ارائه داد. نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد.به گزارش تسنیم، حسین جابری انصاری، معاون عربی، آفریقایی وزارت امور خارجه در تریبون آزادی که امروز سه شنبه به مناسبت سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر در موسسه فرهنگی تحقیقاتی صدر برگزار شد، گفت: امام موسی صدر یک شخصیت دینی برآمده از حوزه سنتی دینی علمیه قم است. در دوره ای که ایشان در قم تحصیل می کردند، با دوستان و همراهانش یک نسل طلایی را تشکیل دادند به قسمی که تعدادی از آنها از جمله آیت الله سید موسی شبیری زنجانی، مکارم شیرازی، شهید دکتر بهشتی، مرحوم عبدالکریم موسوی اردبیلی و... امروزه به عنوان بزرگان دینی و سیاسی ما مطرح هستند.وی افزود: در میان این طیف اما زندگی امام موسی صدر رنگ و بوی دیگری دارد. امام صدر از بستر سنتی حوزه علمیه قم خارج شده و وارد بستر و فضای اجتماعی خاصی می شوند که تنوع مختلفی از فرهنگ ها و بینش ها و عقاید را دارد. لبنانی که امام صدر وارد آن می شوند، آزمایشگاه عملیات سیاسی و فرهنگی جریان های مختلف در منطقه و جهان بود.معاون وزیر خارجه کشورمان با اشاره به شرایط آن دوره لبنان، اظهار داشت: آن شرایط از امام صدر مردی مردستان ساخت که بدل به نیاز امروز و فردای همه ما شد.جابری انصاری ادامه داد: با توجه به وضعیت امروز ما، به سه بُعد از زندگی و عمل اجتماعی امام موسی صدر نیاز مبرم داریم: نخستین بعد بحث همزیستی مسالمت آمیز میان اجزای طبیعی جامعه است. منطقه خاورمیانه غرق در درگیری هاست. این همزیستی که یکی از مهمترین ابعاد اندیشه امام صدر بود، نیاز امروز و فردای ماست.وی با بیان اینکه ما در منطقه هم با تروریسم تکفیری افراطی مواجه هستیم و هم با حکومت های کم تحملی که نماینده اصلی جامعه خود نیستند، یادآور شد: این دو جریان باعث به وجود آمدن فضای درگیری، عدم تحمل، جنگ، خونریزی و... در منطقه شده است. بنابراین تا اطلاع ثانوی منطقه ما به امام موسی صدر و تفکرش نیاز مبرم دارد.جابری انصاری یکی دیگر از ابعاد مهم اندی ...

ادامه مطلب  

مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیس  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیستصاویر مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیستصاویر مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیستصاویر مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیستصاویر مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیستصاویر مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیستصاویر مراسم میلاد حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مرکز اسلامی انگلیستصاویر مراسم میلاد حضر ...

ادامه مطلب  

آخرین اخبار از وضعیت امام موسی صدر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، قاضی «حسن الشامی» گزارشگر ویژه کمیته پیگیری رسمی قضیه امام موسی صدر و دو همراهش است که در روز 9 شهریور 1357 ه.ش در لیبی ربوده شدند.الشامی در گفتگو با تارنمایشفقنا لبنان تاکید می کند که دوران غیبت امام، معیار و دلیلی دال بر وفات امام و یارانش نیست بلکه روایت هایی وجود دارد که نشان می دهد حال امام خوب است و به چندین زندان منتقل شده است که آخرین آنها در سال 2011 میلادی بوده است. الشامی در این گفتگو درباره زنده بودن امام صدر و دو همراهاش امیدوارانه سخن می گوید و به ماجرای «احمد الزبیر السنوسی» شخصیت مخالف رژیم قذافی و قدیمی ترین زندانی قذافی اشاره می کند؛ فردی که مخفیانه در زندان های لیبی حبس شد و 36 سال از او خبری نشد و در حالی که 93 ساله بود از زندان آزاد شد. او معتقد است که هرگونه اطلاعات رسمی درباره قضیه امام صدر را فورا اعلام می کند و حتی لحظه ای آن را به زمانی دیگر موکول نخواهد کرد.گزارشگر کمیته پیگیری پرونده امام صدر و دو همراهش «شیخ محمد یعقوب» و «عباس بدرالدین» در آستانه سی و نهمین سالگرد ناپدید شدن آنها، تغییر و تحولات این قضیه از زمان ربوده شدن در 31 اوت 1978میلادی تا به امروز را شرح می دهد.اشاره ای گذرا به قضیه ربوده شدن امام صدر و دو همراهشالشامی در ادامه این گفتگو با اشاره به اینکه از لحظه ربوده شدن امام موسی صدر، «الیاس سرکیس» رئیس جمهور وقت لبنان و «سلیم الحص» نخست وزیر این کشور با مقامات لیبی پیگیری های رسمی را آغاز کردند و یک هیات رسمی و امنیتی برای پیگیری این قضیه به طرابلس اعزام شد، گفت: رژیم لیبی پس از 17 روز یعنی در هفدهم سپتامبر/ 26 شهریور، اعلام کرد که امام شب 31 اوت 1978 میلادی با یک پرواز خطوط هوایی ایتالیا، عازم این کشور شده است و به این طریق رژیم قذافی باب هرگونه مناقشه درباره این قضیه را بست.وی با بیان اینکه در تاریخ ۲۱/ ۸/ 2008 مصادف با 31 مرداد 1387 پیشرفت قابل توجهی در پرونده حاصل شد، تصریح کرد: قاضی تحقیق دادگاه عالی لبنان «سمیح الحاج» در این تاریخ، قرار اتهامی صادر کرد که براساس آن اتهامات متوجه معمر قذافی و هفده تن از مسئولین لیبی به جرم تحریک و تشویق و مشارکت در ربودن امام و دو همراهش بود. قاضی الحاج همچنین 6 نفر از آنها را به شورای قضایی لبنان ارجاع داد.الشامی ادامه داد: قاضی لبنانی«غالب غانم» در سال 2011 میلادی اولین جلسه شورای قضایی لبنان برای رسیدگی به این پرونده را مشخص کرد و پس از آن انقلاب لیبی آغاز شد. در همین زمان بود که کمیته پیگیری رسمی این قضیه متشکل از شماری از قضات و مسئولان امنیتی لبنان در دوران نخست وزیری «نجیب میقاتی» تشکیل شد و اصول فعالیت هایش را بر این اساس که یک کمیته ملی و رسمی است، قرار داد.ماجرای شوکه کننده پیدا شدن جسد ناشناخته پس از انقلاب لیبیگزارشگر کمیته پیگیری رسمی قضیه امام صدر و دو همراهش در ادامه درباره تحولات این قضیه پس از انقلاب لیبی نیز گفت: در تاریخ ۲۰/ ۱۰/ 2011 میلادی/ 28 مهر 1390 قذافی کشته شد و تنها دو روز پس از کشته شدن وی یعنی در تاریخ ۲۲/ ۱۰/ ۲۰۱۱، در قالب کمیته رسمی پیگیری قضیه امام صدر علی رغم اوضاع نامناسب امنیتی آن زمان، به صورت قانونی و از طریق تونس وارد لیبی شدیم و با شماری از مسئولین و رهبران انقلابیون لیبی دیدار کردیم و آنها برای همکاری در این قضیه اعلام آمادگی کردند و پس از آن بود که سفرهایی به لیبی صورت گرفت و در طول این سفرها با چندین شاهد و مظنون این قضیه ملاقات داشتیم علاوه بر این از طریق دوستان و سرویس های اطلاعاتی دوست، با شماری از شخصیت های سیاسی و امنیتی دوران قذافی در برخی کشورها ملاقات کردیم.او در ادامه درباره سختترین شرایطی که در این مرحله با آن مواجه گشت، سخن گفت و افزود: در جریان نشست سران عرب در بغداد در 29 مارس 2012 / 10 فروردین 1391 ، «عاشور بن خیال» وزیر خارجه لیبی، پیام سری و فوری «مصطفی عبدالجلیل» رئیس شورای انتقالی لیبی را به «عدنان منصور» وزیر خارجه وقت لبنان تحویل داد؛ این نامه حاوی اطلاعاتی بود که نشان می داد جنازه فردی پیدا شده است که به یک شخصیت بلند قامت لبنانی اختصاص دارد که به زبان عربی فصیح نیز حرف می زده است. چهار پنج نفر از زندانبانان زندانی که این فرد در آن فوت کرده بود، مدعی بودند که او خود را «سید موسی صدر» معرفی می کرد. آنها می گفتند که فرد مذکور سال 1992 میلادی وارد زندان شده و سال 1997 میلادی براثر بیماری دیابت فوت کرده بود.قاضی الشامی در همین زمینه افزود: پس از این قضیه در چهارم آوریل 2012 / 16 فروردین 1391 ، هیات اعزامی کمیته پیگیری رسمی قضیه امام صدر با همراه داشتن نمونه dna خانوده صدر راهی لیبی شد. «دکتر «فؤاد ایوب» (رئیس کنونی دانشگاه لبنان) نیز همراه این هیات به لیبی رفته بود و پس از معاینه جسد مشخص شد که اختلاف هایی در سن و قد وجود دارد و با وجود اینکه تعدادی از معیارها یکسان نبودند اما «سارایبو» بنا به درخواست لیبی برای انجام آزمایش dna انتخاب شد که پس از سهل انگاری های طرف لیبیایی و پس از ارسال نامه فوری «نبیه بری» به مقامات لیبی در ژوئیه 2012 برای حل این قضیه، آزمایش دی ان ای نشان داد که این جسد به «منصور کیخیا» معارض شرشناس لیبیایی و وزیر اسبق امور خارجه این کشور تعلق دارد.قاضی لبنانی با اشاره به دیدار با «عبدالله السنوسی» رئیس سابق سازمان اطلاعات لیبی در موریتانیا که طبق شرط و شروط خود وی و دولت موریتانی ترتیب داده شده بود، یادآور شد: این دیدار که به درخواست موریتانی بدون قلم و کاغذ برگزار شد، 6 ساعت به طول انجامید.الشامی از دیدار پنهانی و دور از چشم رسانه ها با بیش از 40 نفر از رهبران رژیم معمر قذافی پرده برداشت و گفت: به جز «عبدالسلام جلود» مرد دوم رژیم قذافی که نتوانستیم ملاقاتی را با او داشته باشیم، با بیش از 40 شخصیت برجسته رژیم قذافی به دور از چشم رسانه ها دیدار کردیم.وی با اشاره به دیدارهای مختلف با مقامات لیبی در نشست اخیر سران عرب به ریاست میشل عون رئیس جمهور، سعد حریری نخست وزیر و «جبران باسیل» وزیر خارجه لبنان، تصریح کرد: طرف لیبیایی در این دیدارها وعده همکاری داد اما همانند عادت همیشگی، در برخورد با این موضوع تعلل و سهل انگاری می کرد و بی میلی نشان می داد.این قاضی لبنانی در ادامه با تاکید بر اینکه عادی سازی روابط با لیبی پیش از همکاری در قضیه امام صدر وجود نخواهد داشت، ادامه داد: شرط نبیه بری در سال 1984 میلادی برای ورود به دولت، قطع روابط با لیبی بود که همین موضوع نیز رخ داد و بعدها سفارت لبنان در لیبی بازگشایی شد اما سفارت لیبی در لبنان بازگشایی نشد. در واقع سفارت لبنان در لیبی برای مصلحت قضیه ناپدید شدن امام صدر و دو همراهش بازگشایی شده و در واقع سفارت این قضیه در لیبی بود.وی لیبیایی ها را به عدم همکاری با کمیته پیگیری قضیه امام صدر متهم کرد و با بیان اینکه برخی مغرضان سیاسی در لیبی ...

ادامه مطلب  

مطالعه شخصیت امام موسی صدر در تفسیر قرآن کمک کننده است  

درخواست حذف این مطلب
گروه حوزه های علمیه: رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی و استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه با بیان اینکه مسئله ربوده شدن امام موسی صدر و پیگیری آن یک ضرورت برای جامعه ما و تشیع است، تاکید کرد: مطالعه شخصیت امام موسی صدر حتی می تواند در تفسیر قرآن هم به ما کمک کند.به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) آیت الله احمد مبلغی، عضو خبرگان رهبری و استاد حوزه علمیه قم امروز نهم شهریورماه در نشست علمی مسئله یابی و موضوع شناسی فقهی و حقوقی ربوده شدن امام موسی صدر که در پژوهشگاه علوم و فرهنگ دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه برگزار شد گفت: بحث امام موسی بحثی زنده، پویا و فعال است و مسئله ای نه تنها برای یک شخص و خانواده بلکه فراروی یک دولت و نظام و در دایره عام تر، شیعه و حتی مسلمین است.وی با اشاره به جایگاه والای امام موسی صدر به لحاظ اجتماعی و سیاسی در ایران و کشورهای منطقه و در میان ادیان و مذاهب مختلف ادامه داد: تعامل امام موسی صدر با مسائل سیاسی و اجتماعی و جایگاه این شخصیت بزرگ مهم و تاریخی موضوعاتی است که باید به آن پرداخت.این استاد فقه حوزه علمیه بیان کرد: پرداخت به ایشان در هر بعدی بحثی کم فایده و در حاشیه نیست بلکه ایشان شخصیت زنده و فعال و الهام بخش به ویژه برای ترسیم مناسباتی بین ادیانی و مذاهبی و بین بشری دارد و از او خاستگاهی ساخته است که بر ما پیگیری این مسئله ضروری است و باید افکار خودمان را با ایشان تراز کنیم و از او الهام بگیریم.استاد خارج فقه و اصول حوزه علمیه بیان کرد: امام موسی صدر انسانی چند ضلعی و چندبعدی است که مطالعه او حتی می تواند در تفسیر قرآن هم به ما کمک کند؛ ایشان نظریه ای در باب اجتهاد دارد که هیچ کس آن را ارائه نکرده است اگر چه ایشان در مقام نظریه پردازی نبوده است ولی از متون و سخنرانی ها و مطالبی که دارند می توانیم نظریاتی را از ایشان استخراج کنیم که راهگشا و الهام بخش است همان طور که مرحوم شهید مطهری با اینکه در بسیاری از موارد در صدد ارایه نظریه نبوده است ولی محتواهای منتشر شده از ایشان قابل نظریه پردازی برای دنیای معاصر استوی افزود: نظریه «اجتهاد مسئول» همان نظریه ای است که از دل مطالب ایشان بیرون می آید؛ او معتقد است که اجتهاد هم مسئول است و باید مسئولیت خود را در قبال موضوعات مختلف و نیازهای دوره معاصر ایفا کند لذا امام موسی استحقاق تمرکز بیشتری از هر حیث بر او وجود دارد و پیگیری سرنوشت ایشان نیز موضوعات و به لحاظ فقهی و هم به دلیل مؤلفه های شخصیتی ایشان از ضروریات است.رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی عنوان کرد: امام موسی صدر شخصیت کمی نیست و نباید مسئله ایشان را دست کم بگیریم؛ آن هم ایشان وقتی به کارهای اجتماعی و سیاسی در منطقه پرداخت که شرایط برای کار کردن بسیار سخت بوده است ولی ایشان موفق شد تا در میان اهل سنت و مسیحیان و ... نفوذ زیادی ایجاد کند لذا حتی کلماتی هم که در سخنرانی انتخاب کرده برگرفته از عمق فکری او و قابل الگوگیری است.مبلغی با اشاره به ابعاد مختلف پیگیری موضوع ربوده شدن امام موسی صدر از جمله حقوقی تصریح کرد: ربوده شدن امام موسی صدر به دلیل دولتی بودن از ربایش های عادی قابل تفکیک است و در قالب جنایتی بزرگ قابل پیگیری است همچنین جرم خودداری از ارایه اطلاعات دومین بعد حقوقی این موضوع است که با روی کار آمدن دولت جدید در لیبی هم این مسئله منتفی نمی شود و باید پیگیری شود.عضو خبرگان رهبری با بیان اینکه مرور زمان از جرم و میزان مجازات و جنایت نمی کاهد عنوان کرد: این مسئله مشمول مرور زمان نمی شود و دین و وجدان حقوقی و انسانی نیز آن را نمی پذیرد همچنین نقض حقوق بشری شکل گرفته در این ربایش نیز بسیار مهم است و نباید آن را با ابعاد حقوقی دیگری مخلوط کنیم که از عمق آن کاسته شود.وی با اشاره به بعد سیاسی و دیپلماسی این مسئله افزود: امام موسی صدر در دیپلماسی قوی بودند و دیپلماسی گفت و گو محور، تحمل پذیر و پویا و فعال و با تمرکز بر ایجاد روابط سالم و ایجاد هویت برای امت را ایجاد کرد که الگو برای همه به خصوص مسئولان است که درگیر مسایل دیپلماسی هستند و دشمنان نیز همه توان خود را به کار بسته اند تا ما را در این مسئله وادار به عقب نشینی کنند.مبلغی با تاکید بر اینکه امام موسی صدر در، هنر و فقه و دین، دیپلماسی بسیار قوی داشت، تصریح کرد: باید آن را شناخت و از آن الگو بگیریم به خصوص امروز این مسئله در دیپلماسی برای ما الگوی بسیار خوبی است و اگر ا ...

ادامه مطلب  

همسر و دختر بنی صدر از ابتدای انقلاب بی حجاب بودند/ اولین سوال رهبر انقلاب پس از به هوش آمدن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، آیت الله سید علی خامنه ای در ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ توسط گروهک فرقان ترور شد و تقدیر خداوند بر آن تعلق گرفت که با وجود تمام صدمات وارده، آیت الله خامنه ای سلامتی خود را به دست بیاورند. در حادثه ترور، شخصی که بیش از دیگران در رساندن ایشان به بیمارستان نقش داشته حسین جباری است. حسین جباری می گوید سال ۱۳۶۰ با گزینش جواد منصوری وارد سپاه شده است و بعد از شروع ترورهای منافقین، با ایجاد بخش نیروهای حفاظت شخصیت، وارد حوزه حفاظت از مسؤولان می شود و هاشمی رفسنجانی اولین فردی است که جباری از وی سخن می گیود، بعد از هاشمی وارد تیم محاظان بنی صدر شده و اطلاعات جالبی از سبک زندگی خانواده و شخص بنی صدر در اوایل انقلاب ارائه می کند.جباری با خارج شدن از تیم محافظان رئیس جمهور وقت، وارد تیم حفاظت آیت الله خامنه ای می شود و خاطرات خواندنی از آن دوران را بازگو می کند؛ خاطراتی از اطعام تیم محافظت توسط خانواده آقای خامنه ای و رقابت بر سر حضور در منزل ایشان برای حفاظت تا تصادف تیم محافظ آقای خامنه ای و اجبار ایشان به پرداخت ۱۰۰ هزار تومان بابت جریمه به راننده تریلی...جباری خاطرات زیادی دارد که بعضی از آن‎ها را با شور و شوق تعریف می کند و که مشروح آن در ادامه می آید.می خواهیم به سال ۶۰ بگردیم و بفرمائید چطور شد در تیم حفاظت رهبری انتخاب شدید؟من تقریباً یک هفته بعد از انقلاب رسماً به عضویت سپاه درآمدم. در حقیقت فروردین سال ۵۸ من دوره سپاه را گذراندم. در آن زمان آقای رفیق دوست و آقای منصوری که در وزارت خارجه هستند، جزو بنیان گذاران این قضیه بودند. گزینش من را آقای جواد منصوری انجام داد. در ادامه مسائل مربوط به کردستان پیش آمد که توفیق خدمت چندماهه در آن منطقه را داشتم.بعدازآن قضایای ترور شخصیت ها از جمله شهید مطهری پیش آمد. یادم هست همین مطلب برای آقای هاشمی پیش آمد. این مسائل می طلبید بحث نیروهای حفاظت برای این مهم در نظر بگیرند. در آن سال ها من توسط دوستان دست اندر کار انتخاب شدم. توفیق حاصل شد بعد از ترور آقای هاشمی چند ماهی خدمت ایشان بودم؛ یعنی اولین شخصیتی که حفاظت ایشان را شروع کردم، آقای هاشمی بود که بعد از ترور به تیم ایشان ملحق شدم.چه خاطره ای از مدت حضور در تیم حفاظت آقای هاشمی دارید؟نکته چشمگیر ارتباط صمیمی خود آقای هاشمی با بچه ها بود که حتی امروز هم نکته مهمی بشمار می رود.آقای هاشمی با رهبر انقلاب چه ارتباطی داشت؟در آن زمان هر دو عضو شورای مرکزی حزب عضویت بودند. ارتباط این دو به قبل از انقلاب بازمی گشت. طبق چیزی که از خود حضرت آقا شنیدم، هر دو در یک ساختمان با هم مستأجر بودند و هر کدام یک طبقه را در اختیار داشتند. چون خانواده هاشمی از طرف پدر و خانم جزو متمولین رفسنجان بودند. آن ها پسته کار بودند و ما هم از پسته ها استفاده می کردیم (خنده).بحث ارادت وی به حضرت آقا چگونه بود؟آن موقع هنوز این مسائل مطرح نبود که بخواهد در روابط تعریف کند. ارتباطی که در ظاهر ما می دیدم، ارتباط دوستانه و صمیمی بود.حضرت آقا می فرمایند: قبل از انقلاب که ما با هم بودیم، من افتادم زندان و ایشان هم زندان بودند. بعد از مدتی آزاد شدیم. آمدم و دیدم خانواده من در منزل تنها هستند. پرسیدم خانواده آقای هاشمی کجاست. گفتند: برادران وی خانواده او را بردند؛ یعنی خانه ای خریداری کرده و از آن محل نقل مکان کرده بودند. خانواده آقا تنها مانده بودند که بعداً جابجا شده بودند. منتهی ارتباط دو نفر دوستانه بود که در برخوردها ما در ظاهر می دیدیم و از پشت پرده خبر نداشتیم.رهبری هم به این مطلب اذعان داشت که ارتباط ما با آقای هاشمی خوب بود بخصوص بعد از وقایع ریاست جمهوری مطرح شد «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود». حضرت آقا در این قضایا از روز اول در بحث انتخاب خبرگان یک مطلب را به عنوان اصول کاری مدنظر قراردادند. بدین معنی که با کسی رودربایستی نداشته باشند. رفاقت در مسیر انقلاب و در مسیر خط امام. در مجلس خبرگان قبل از این که رأی گیر شود، آقا خواستند تا اول حرف خود را بزنند و عنوان کردند شاید بعد از شنیدن حرف های به این نتیجه برسید که به من رأی ندهید. پشت تریبون رفتند و عنوان کردند اگر الآن به من رأی بدهید می دانید به کسی رأی دادید که نسبت به مسائل انقلاب و خط امام حساسیت خاصی دارم و خطاب به آقایان آذری قمی و خلخالی گفت: اگر فردا از مسیر امام و انقلاب انحراف پیدا بشود، من جلوی فرد خاطی می ایستم. بدانید امروز به چه کسی رأی می دهید. آقای هاشمی هم در این گردونه برای آقا قرار داشته است. درست است از قبل انقلاب با هم رفیق بودند اما رفاقت تا جایی که به اصل انقلاب و خط امام ضربه ای وارد نشود.چه اتفاقی افتاد که از تیم حفاظت آقای هاشمی منتقل شدید؟خواهرزاده آقای هاشمی در تیم حفاظت خودش حضور داشت که خیلی اظهار فضل می کرد.خواهرزاده آقای هاشمی عضو سپاه بود؟نه. وی جزو نیروهای سپاه نبود. به عنوان این که خواهرزاده بود به او اسلحه داده بودند.چه کسی به او اسلحه داده بود؟سپاه اسلحه در اختیارش قرار داده بود و از طریق آقای هاشمی مجوز هم دریافت کرده بود و همراه بود.مسئول تیم حفاظت چه کسی بود؟آن زمان مسئولیت که فرد خاصی باشد، نبود. او برای ما تعیین تکلیف می کرد و اخلاق ما طوری بود که زیر بار حرف زور نمی رفتیم. ما هم به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم با وی در یک تیم مشغول خدمت باشیم. پس مجبور به ترک تیم شدم. خروج من از تیم تقریباً هم زمان با انتخاب بنی صدر شد. در آن زمان تیم حفاظت جدید تشکیل شده بود به من گفته شد به آن تیم ملحق شوم. من مدت یک ماه در آن تیم خدمت کردم. چیز متفاوتی که امروز بعد از قضایای حدود ۳۵ سال از آن می گذرد، هنوز قضایا ناب است.کسی که به عنوان رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران است خانواده بی حجاب داشت. بی حجابی خانواده بنی صدر در سال ۵۹ و ۶۰ در اوج انقلاب عجیب بود چرا که آن روزها این حرف ها مطرح نبود. متاسفانه خانواده بنی صدر به طور مثال از لباسی استفاده می کردند که زیر لباس مشخص بود!شما در بین خانواده رفت و آمد داشتید؟بله. من در تیم حفاظت اصلی بودم. این رفت و آمدها برای ما خیلی سنگین بود. چندین بار به سلامتیان که مسئول دفتر بنی صدر بود اعتراض کردیم.این بی حجابی شامل همسر و دختر بنی صدر می شد؟** همه خانواده. اصلاً خانوادگی.چند بچه داشتند؟من یک یا دو دختر او را حضور ذهن دارم. گمان نمی کنم پسری داشته باشد. معمولاً برخوردها خیلی خشک بود. آنچه ما از آقای هاشمی دیدیم با برخورد بنی صدر فرق داشت. بنی صدر در حقیقت یک چیز جدایی از دیگران بود. یک شب در منزل مادر بنی صدر واقع در شریعتی بالاتر از دروازه شمیران مهمانی خانوادگی داشتند.در مهمانی خانوادگی همه که محرم نیستند، افراد مختلفی هستند که از درجه محارم فراتر رفته بود. من عازم محل پست خود در پشت بام بودم و در اتاق باز بود. نگاهم افتاد و دیدم ظاهراً همه با هم محرم هستند! یک میز بیضی شکل بزرگ در خانه بود، دیدم مرد و زن بی حجاب دور این میز ایستاده اند. واقعاً به من شوک وارد شد که وی رئیس جمهوری کشور اسلامی است، این خانواده و این تشکیلات؟!فردا صبح که به دفتر ریاست جمهوری رفتیم به سلامتی رجوع کردم. پرسیدم آقای سلامتی این چه وضعی است؟ گفت: مگر چه شده؟ گفتم: این چه مهمانی است که رئیس جمهور کشور اسلامی برگزار می کند؟ گفت: آقا این مسائل به شما ربطی ندارد. این مسائل خصوصی است. گفتم: نه. من باید بدانم از چه کسی حفاظت می کنم. من پاسبان نیستم. گفت: کار شما حفاظت است. چون برایم خیلی سنگین بود. سلامتی به دفتر خود رفت به آقای محسن رضایی زنگ زده بود که این آقایان در کار حفاظت اخلال ایجاد می کند. ما ۶ نفر بودیم که ۵ نفر ما را بعد از چند روز عوض کردند. ما به تیم حفاظتی حضرت آقا پیوستیم.به یاد دارید اولین صحبت شما با حضرت آقا در چه موردی بود؟اولین برخورد به معارفه من برمی گردد. ایشان خیلی گرم به ما خوش آمد گفتند. ما وارد تیمی شدیم که تیم حفاظت ۶ نفره خانواده دوم محسوب می شدند. یادم هست در زمان وقوع ترورها حضرت آقا از قبل ۲ محافظ داشت، در زمان وقوع ترورها یک جابجایی انجام شد. ۲ نفر قبلی منتقل و نفرات جدیدی را جایگزین آنها کردند. این جایگزینی به تدریج صورت گرفت. آقای خسروی وفا اولین کسی بود که بعد از اون ۲ نفر وارد شده بود. نفر بعد آقای حاجی باشی بود که الآن هم هست. سپس آقای حیاتی اضافه شد که الآن هم هست. بعد هم من به تیم پیوستم.آقای جوادیان چطور؟آقای جوادیان بعداً به جمع محافظین اضافه شدند. در آن زمان آقای جوادیان پیش آقای گلزاده غفوریان بودند. در زمان اوج گرفتن بحث ترورها چون با هم رفاقت داشتیم، از حفاظت خواستیم به جمع ما اضافه شود. آقای جواد پناهی و یک برادر شهید هم بود که همان اوئل رفت. به این ترتیب تیم حفاظت شکل گرفت.دیداری بعد از ۲۵ سالاز راست باقی، میلانی، منافی، محمود خسروی وفا، زرگر، جوادیان، حسین جباری، مجتبی حیاتی، مرندی، رضا حاجی باشی، پناهی، حجت الاسلام مطلبیبحث غذا چه شد؟در آن زمان برخورد آقای هاشمی خوب بود. خانه وی در قلهک و یخچال بود. ما باید از آن محل به پاستور می آمدیم. در آن زمان منطقه ۱۰ سپاه این جا بود. برای غذا ما می بایستی این مسیر را طی کنیم و پس از گرفتن غذا برمی گشتیم. بحث غذا و ارتباط عاطفی چیزی بود که روزی که وارد تیم آقا شدم، یکی از پوئن های ویژه بود که هیچ شخصیتی نداشت.در آن زمان که بحث ترورها اتفاق می افتاد، سپاه گشتی به نام القارعه داشت که به صورت کمکی از شب تا ۷ صبح از شخصیت ها حفاظت می کردند تا تیم محافظ شب را بتوانند استراحت کنند. یکی از پارامترهای در نظر گرفته شده برای گشت القارعه که می خواستند تقسیم بشوند، رقابت بر سر حضور در منزل آقای خامنه ای بود. این گفته خود افراد گشت القارعه بود که غذای جمعی توسط خود حضرت آقا داده می شد. غذایی که توسط خانواده تهیه شده بود. حالا غذا چه بود؟ امشب املت است، نه برای ما بلکه خانواده و خود ایشان. در سینی های روحی یا مسی خودش درست می کرد و با نان تهیه شده در کنار بچه ها میل می کردند. یک شب سیب زمینی خالی داشتیم و همه از همان غذا می خوردند. در حقیقت دو خانواده شده بودیم که هزینه های زیادی داشت اما به ما تاکید کرده بود در مورد مسائل خورد و خوراک هیچ چیزی از سپاه نگیرید. چون از من حفاظت می کنید پذیرایی از شما به عهده من است. این مطلب باعث شده بود، بچه هایی که از سپاه می خواستند بیایند دعوایی بود که شب ها حتماً خانه آقای خامنه ای بیایند. آقا مهمان و مراجعان زیادی داشت که به هنگام آمدن به تهران به اصطلاح هتل آنان خانه آقا بود و یک هفته ۱۰ روز آنجا می خوردند و می خوابیدند. حتی برای انجام کارها از ماشین آقا برای تردد استفاده می کردند. آقا با نفرات همچون شهید مزاری یا مجاهدان افغان ارتباط داشت. شهید مزاری هر وقت به ایران می آمد جای خواب او در خانه آقا بود.یادم هست شهید حکیم یک شب برای جلسه به منزل آقا آمد. آقا شام را آورد که سوپ بود. ما هم می دانستیم طبق معمول این سوپ شام ما است و پشت بند آن غذای دیگری نیست. این بنده خدا سوپ را خورد و اطراف خورد را نگاه می کرد. از او پرسیدم چیزی شده، پرسید: شام را نمی آورند؟ گفتیم شام همان سوپ بود. با تعجب گفت: شام همان غذا بود! خودش متحیر ماند.با توجه به مراجعه مسئولین به منزل آقا اگر برنامه شام نیمرو بود، همان نیمرو تهیه می شد. خبری از تهیه غذای دیگری از خارج منزل نبود.یادم هست در آن زمان نفت کوپنی بود. ما دو خانواده با هم زندگی می کردیم و کوپن هم برای یک خانواده بود. از طرفی سهمیه ما برای خانواده های خودمان بود. یادم هست در آن اوائل خانه سرد بود به ناچار به سپاه مراجعه کرده و برای گذران زمستان کیسه خواب گرفتیم و در خانه آقا در کیسه خواب می خوابیدیم. تاکید کرده بودند به علت کمبود برق از منتقل برقی هم برای گرم شدن استفاده نکنید چون هزینه برق هم بالا می رود.یادم هست یکی از دوستان بازاری شهید درخشان که با این خانواده ارتباط داشت ۲۰۰ لیتر نفت آورد. شبکه نفت جلوی در بود، آقا فرمود بگوئید بیاید و آن را ببرد. گفتیم ما نفت نداریم. گفت: نه اصلاً. بگویید ببرد.نفت کوپنی برای آبگرمکن خانواده استفاده می شد. خود آقا برای حمام به سه راه امین حضور می رفت. آن جا یک حمام عمومی بود. ما می رفتیم و برای حمام نمره نوبت می گرفتیم و با بی سیم هماهنگ کرده و رسیدن نوبت را اعلام می کردیم. می خواهم بگویم ایشان در این حد رعایت می کرد، نه این که بخواهد ظاهری باشد. اگر بخواهد ظاهری باشد یک شب، دوشب، ۵ شب. ما در طول سال همه چیز از خوردن، خوابیدن و خرید کردن را به چشم خود می دیدم. چون مسئول خرید هم خود ما بودیم. در اوائل سال ۶۰ مشکلی پیش آمد و من یکی ـ دو سالی جابجا شدم.شما در تیم حفاظت بنی صدر بودید، بعد از به تیم حفاظت آقا منتقل شدید. آقا یکی از نمایندگان فعال در بحث عدم کفایت بنی صدر بود. شما با توجه به شناختی که از خانواده بنی صدر داشتید در این خصوص صحبتی با آقا داشتید؟برخی جلسات مربوط به شورای انقلاب در خانه افراد برگزار می شد. شخصیت های عضو شورا ضمن صرف شام در خانه یکی از اعضا جلسات را هم برگزار می کردند. در راه خانه بنی صدر به عنوان یکی از اعضای تیم محافظت رهبری بودیم به آقا در خصوص وضعیت خانوادگی بنی صدر گفتم که در جواب با تعجب گفتند مگر چنین چیزی می شود. عرض کردم: بله. خانواده و دخترش بی حجاب هستند. امروز که حجاب شل و ول شده هنوز در سطح شهر باب نشده ولی خانواده بنی صدر با دامن و جوراب نازک ظاهر می شدند. پیراهن حریر بود که زیر آن کاملاً معلوم بود.یادم هست قبل از انتخابات ریاست جمهوری، آقا سفری به سبزوار برای سخنرانی داشت. ما از مشهد با ماشین آمدیم تهران، روز مجلس کارهای مربوطه را انجام داد و عصری گفتند برویم سبزوار که من سخنرانی دارم. بعد از رسیدن به سبزوار سخنرانی انجام شد. زمان شب جمعه بود. شام را خورده بودیم. قرار بود بخوابیم و صبح بعد از نماز حرکت کنیم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آقا تاکید کرد همین الآن حرکت کنیم. ما عنوان کردیم که خسته هستیم. در آن زمان امام جمعه نایب نداشت و باید هر هفته در نماز جمعه حضور پیدا می کرد. ما باید راه می افتادیم تا برای نماز جمعه حضور داشته باشند. چون دو روز نخوابیده بودم و تمرکز لازم را نداشتم در راه جاده باریک بود و من تصادفی سنگینی در حد مرگبار داشتم. ماشین شورولت امریکایی مصادره ای متعلق به اشرف پهلوی بود. این ماشین را از تیم محافظت آقای هاشمی برای اسکورت قرض گرفته بودم. هاشمی خیلی هم تاکید کرد که حواسم باشد. متاسفانه با سرعت ۱۶۰ کیلومتر گذاشتم وسط تریلی که ماشین مچاله شد. من در خواب بودم و یک لحظه حس کردم بوق تریلی را می شنوم و چشمانم را که باز کردم دیدم تریلی توی صورتم است.در زمان حادثه شما در ماشین تنها بودید؟آقا مصطفی پسر بزرگ آقا بود. من و دو محافظ دیگر سرنشین ماشین بودیم. همه مجروح شده بودیم. عنایت خدا شامل حال ما شده بود چون در زمان تصادف ۵ نارنجک توی داشبورت بود. ماشین جمع شد و جلوی آن نصف شد. آقای خسروی وفا در داخل ماشینی بود که آقا سرنشین آن بودند. ماشین دیگر متوجه تصادف ما نشدند. به راه خود ادامه داده بودند. در شهر شاهرود متوقف می شوند و متوجه غیبت ما می شوند. آقای حیاتی از اتوبوس ها و کامیون ها می پرسد، ماشینی با این مشخصات را ندیدید که در راه خراب شده باشد؟ یکی می گوید: ماشینی با این مشخصات تصادف کرده و همه کشته شده اند. آقای حیاتی آرام به حاج محمود گفت: بچه ها تصادف کرده و همه مرده اند باید چکار کنیم؟ تو به بهانه این که ماشین خراب شده برای کمک بمان و من هم با آقا به تهران بر می گردانم. در همین حال آقا می پرسد چه شده که می گویند ماشین بچه ها خراب شده است. آقای حیاتی می گوید من برای کمک بمانم که آقا می گوید اشکالی ندارد.آقا به همراه آقای خسروی وفا و به احتمال زیاد آقای مرتضایی فر که اجرای مراسم داشتند در ماشین بودند و عازم تهران می شوند.حدود نیم ساعت از تصادف گذشته بود. فرمان ماشین به قفسه سینه من برخورد کرده و دست و صورت هم داغون شده بود. بعد این زمان به خودم آمدم و دیدم دیگر ماشینی وجود ندارد و کاملاً له شده است. تریلی هم تا چرخ های عقب در خاکی قرار گرفته بود. خلاصه بچه ها را یکی یکی جمع کردم و ماشین هایی که می آمدند، اقا مصطفی را به اتفاق یکی از بچه ها توی ماشین گذاشتم تا به شاهرود جهت مداوا ببرند. آن شب در ماشین اسلحه یوزی و ژ- ۳ داشتیم که شعله پوش ژ- ۳ تا ۲ میلی متری ران آقا مصطفی فرو رفته بود و چنانچه شدت تصادف بیشتر بود، قطع نخاع شده بود. آقا مصطفی چون در ابتدا گرم بود توجهی به پای زخمی خود نداشت. نفر دیگر را با یک کامیون راهی کردم و خودم تنهایی ماندم. من مانده بودم و این اسلحه ها و نارنجک ها. بر اثر ضربه وارده به قفسه سینه، نفسم داشت بند می آمد و چشمانم هم باد کرده بود. در آن زمان ژاندارمری هم رسیده بود، دید ماشین زرهی است. از اسلحه ها فهمید که ماشین شخصیت ها است. به من گفت باید اسلحه های خود را تحویل بدهید. من گفتم نمی دانم شما چه کسانی هستید. من شما را به علت جراحت نمی بینم. من را به بیمارستان برسانید، سپاه را خبر کنید تا من ببینم به چه کسی می خواهم اسلحه تحویل بدهم. گفت نه باید تحویل بدهی. من هم ضامن یکی از نارنجک ها را درآوردم. دیدند ظاهراً با یک دیوانه سر و کار دارد، بی خیال بردن اسلحه ها شد. من اسلحه ها و نارنجک ها را داخل یک پتو گذاشته و روی آنها خوابیدم. گفتم من را با این پتو بلند کرده داخل ماشین بگذارید تا به بیمارستان برسیم. حالا قصد داشتم ضامن نارنجک را به جای خود برگردانم که بر اثر خستگی دست حادثه ای ایجاد نشود. در بیمارستان آقای حیاتی هم آمد و من ۳ کلت و چند نارنجک را به وی تحویل دادم ... فردا سپاه ماشین داد و ما به تهران آمدیم.رهبر انقلاب چه زمانی متوجه تصادف شما شدند؟فردا وقتی آقا از نماز عصر بازگشتند ما وارد خانه شدیم.آقا مصطفی را هم با خودتان آوردید؟بله. ما به اتفاق آقای حیاتی ۵ نفر شدیم که با جیپ آهوی سپاه به تهران آمدیم. وارد که شدیم آقا از سر و وضع ما تعجب کرد. همه با عصا و بانداژ شده هستیم. خطاب به آقای حیاتی و حاج محمود که این چه وضعیتی است. گفتند این ها تصادف کرده بودند و ما به شما برای این که نگران نشوید چیزی نگفتیم. آقا گفتند مگر من بچه ام که بترسم. اگر به کمک نیاز داشتند چه کسی به آنها رسیدگی می کرد؟ چرا به من نگفتید و مقداری اوقات تلخی کرد. من و آقا مصطفی زمانی که وارد شدیم، حضرت آقا با لباس داخل خانه در حال استراحت کردن بود و من تفاوتی در مورد برخورد و نگرانی ایشان بین ما دو نفر مشاهده نکردم. این خیلی مهم است که شخصی همچون آقا خود را مسئول می داند که در زمان حادثه به محافظان خود کمک کند.آقای هاشمی برای تصادف و خرابی شورولت گلایه نکردند؟ایشان گفت مگر من در مورد سالم برگرداندن ماشین به شما سفارش نکردم. من هم توضیحات لازمه را دادم. گفت خود ماشین کجاست. گفت ...

ادامه مطلب  

تشییع و خاکسپاری پیکر مطهر ۸۶ شهید گمنام در سراسر کشور - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، همزمان با ایام شهادت امام جواد(ع) و امام محمد باقر(ع)؛ 47 نقطه از 12 استان کشور، میزبان پیکر پاک و نورانی 86 شهید گمنام دفاع مقدس خواهند بود. این شهدای گرانقدر در استان های تهران، اردبیل، مرکزی، کرمانشاه، ایلام، خراسان جنوبی، بوشهر، قزوین، سیستان و بلوچستان، گیلان، خراسان رضوی و استان کرمان تشییع و به خاک سپرده خواهند شد.جزئیات تشییع و خاکسپاری به شرح زیر است:استان تهرانیگان ویژه صابرین نزسا میزبان یک شهید گمنام مرکز دژبان کل ارتش میزبان یک شهید گمنامشهرک آبشناسان شهرستان رباط کریم میزبان دو شهید گمنامشهرک امیر المومنین تیپ نیروی ویژه هوابرد ارتش(نوهد) میزبان یک شهید گمناممجتمع ایز ایران میزبان یک شهید گمنام ستاد هوا نیروز نزاجا میزبان یک شهید گمنامبوستان شقایق خانی آباد (منطقه 19) میزبان دو شهید گمناماستان اردبیلشهر هیر شهرستان اردبیل روز سه شنبه 7 شهریور میزبان دو شهید گمنامشهر مرادلو شهرستان مشکین شهر روز سه شنبه 7 شهریور میزبان دو شهید گمنام مرکزیشهر نوبران شهرستان ساوه روز سه شنبه31 مرداد میزبان دو شهید گمنامکرمانشاهپادگان امام حسن مجتبی(ع) روز سه شنبه 31 مرداد میزبان یک شهید گمنامشهر میانراهان شهرستان صحنه روز سه شنبه 31 مرداد میزبان دو شهید گمنامپادگان شهید رجایی مرکز آموزشی ناجا روز سه شنبه 31 مرداد ماه میزبان یک شهید گمنامایلامشهر پهله شهرستان دهلران روز دوشنبه 6 شهریورماه میزبان دو شهید گمنامشهر سراب باغ شهرستان آبدانان روز سه شنبه 7 شهریور ماه میزبان دو شهید گمنامخراسان جنوبیمهر شهر بیرجند روز سه شنبه 31 مرداد ماه میزبان دو شهید گمنامبوشهرمنطقه دوم نیروی دریایی بوشهر روز سه شنبه 31 شهریور ماه میزبان دو شهید گمنامبوستان شهاب بوشهر روزسه شنبه 31 شهریور ماه میزبان پنج شهید گمنامبخش اخند شهرستان عسلویه روز یکشنبه 29 مرداد ماه میزبان سه شهید گمنامتیپ تفنگداران حضرت امیر بنیگز روزسه شنبه 31 مرداد میزبان یک شهید گمنامقزوینشهرک مهرگان محمدیه(مسکن مهر قزوین) روز سه شنبه 31 مرداد ماه میزبان دو شهید گمنامسی ...

ادامه مطلب  

تشییع و خاکسپاری پیکر 86 شهید گمنام در 12 استان  

درخواست حذف این مطلب
گروه جهاد و حماسه: پیکر مطهر ۸۶ شهید گمنام دوران دفاع مقدس در 12 استان تشییع و به خاک سپرده خواهد شد.به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا)، به نقل از پایگاه فرهنگی و اطلاع رسانی تفحص شهدا، همزمان با ایام شهادت امام جواد(ع) و امام محمد باقر(ع)، ۴۷نقطه از ۱۲استان کشور، میزبان پیکر پاک و نورانی ۸۶شهید گمنام دفاع مقدس خواهند بود.این شهدا در استان های تهران، اردبیل، مرکزی، کرمانشاه، ایلام، خراسان جنوبی، بوشهر، قزوین، سیستان و بلوچستان، گیلان، خراسان رضوی و استان کرمان تشییع و به خاک سپرده خواهند شد.جزئیات تشییع و خاکسپاری به شرح زیر است:استان تهران؛یگان ویژه صابرین نزسا روز سه شنبه، ۷شهریور میزبان یک شهید گمنام است.مرکز دژبان کل ارتش روز سه شنبه ۳۱مرداد میزبان یک شهید گمنام است.شهرک آبشناسان شهرستان رباط کریم روز سه شنبه ۳۰مرداد میزبان دو شهید گمنام است.شهرک امیرالمومنین تیپ نیروی ویژه هوابرد ارتش(نوهد) روز چهارشنبه، ۸شهریور میزبان یک شهید گمنام است.مجتمع ایزایران روز سه شنبه، ۳۱مرداد میزبان یک شهید گمنام است.ستاد هوانیروز نزاجا روز سه شنبه، ۷شهریور میزبان یک شهید گمنام است.بوستان شقایق خانی آباد (منطقه ۱۹) روز سه شنبه، ۳۱مرداد میزبان دو شهید گمنام است.استان اردبیل؛شهر هیر شهرستان اردبیل روز سه شنبه، ۷شهریور میزبان دو شهید گمنام است.شهر مرادلو شهرستان مشکین شهر روز سه شنبه، ۷شهریور میزبان دو شهید گمنام است.مرکزی؛شهر نوبران شهرستان ساوه روز سه شنبه، ۳۱مرداد میزبان دو شهید گمنام است.کرمانشاه؛پادگان امام حسن مجتبی(ع) روز سه شنبه، ۳۱مرداد میزبان یک شهید گمنام است.شهر میانراهان شهرستان صحنه روز سه شنبه، ۳۱مرداد میزبان دو شهید گمنام است.پادگان شهید رجایی مرکز آموزشی ناجا روز سه شنبه، ۳۱مرداد میزبان یک شهید گمنام است.ایلام؛شهر پهله شهرستان دهلران روز دوشنبه، ۶شهریور میزبان دو شهید گمنام است.شهر سراب باغ شهرستان آبدانان روز سه شنبه، ۷شهریور میزبان دو شهید گمنام است.خراسان جنوبی؛مهر شهر بیرجند روز سه شنبه، ۳۱مرداد میزبان دو شهید گمنام است.بوشهر؛منطقه دوم نیروی دریایی بوشهر روز سه شنبه، ۳۱شهریور میزبان دو شهید گمنام است.بوستان شهاب بوشهر روزسه شنبه، ۳۱شهریور میزبان پنج شهید گمنام است.بخش اخند شهرستان عسلویه روز یکشنبه، ۲۹مرداد میزبان سه شهید گمنام است.تیپ تف ...

ادامه مطلب  

مشکل آقایان با معجزات موسی(ع) است! / پدرم تمام حرفشان این بود که در نبودشان جز آقای شورجه کسی سریال را نسازد  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: نقش و کارکرد سریال های فاخر تلویزیونی از جمله واقعیت های رسانه ای است که به سادگی نمی توان از کنار آن عبور کرد. هم اکنون در بسیاری از کشورهای جهان و شبکه های بزرگ تلویزیونی سریال ها از یک کالای صرفاً تجاری یا سرگرم کننده فراتر رفته و به ابزارهایی برای انتشار و آموزش سبک زندگی و مکاتب فکری و حتی قرائت های خاص تاریخی تبدیل شده اند. نقش و کارکرد سریال های فاخر تلویزیونی از جمله واقعیت های رسانه ای است که به سادگی نمی توان از کنار آن عبور کرد. هم اکنون در بسیاری از کشورهای جهان و شبکه های بزرگ تلویزیونی سریال ها از یک کالای صرفاً تجاری یا سرگرم کننده فراتر رفته و به ابزارهایی برای انتشار و آموزش سبک زندگی و مکاتب فکری و حتی قرائت های خاص تاریخی تبدیل شده اند. اگر چه در کشور ما طی یک دهه گذشته سریال های فاخری همچون « مختار نامه» و «یوسف پیامبر» تولید و پخش شده و گستره مخاطبان آنها از مرزها هم عبور کرده است، اما ظاهراً هنوز هم ضرورت ساخت و حمایت از اینگونه آثار دینی و قرآنی، در ذهن بسیاری از متولیان فرهنگی و رسانه ای ما از جایگاه شایسته ای برخوردار نیست. سریال «یوسف پیامبر» به کارگردانی مرحوم فرج الله سلحشور بارها از شبکه های تلویزیونی کشورهای اسلامی و برخی کشورهای غیراسلامی پخش شده است و حتی به گفته بسیاری از کارشناسان این سریال روی فضای بیداری اسلامی در آن کشورها هم تأثیرگذار بوده است، اما با وجود چنین اهمیت و تجربیاتی، ساخت سریال«موسی کلیم الله(ع)» آخرین فیلمنامه مرحوم سلحشور، همچنان با موانع و مشکلات عدیده ای رو به رو است. در گفت وگو با فرزند فرج الله سلحشور به بازخوانی ویژگی های این سریال عظیم قرآنی و موانعی که هم اینک پیش روی آن قرار گرفته است، پرداخته ایم. حجت الاسلام والمسلمین بصیر سلحشور که از کودکی در کنار پدر و حتی با حضور در برخی آثار او، تجربیات عملی فراوانی در زمینه سریال های قرآنی کسب کرده است، در حوزه علمیه هم ضمن پژوهش و تألیف در متون دینی و قرآنی، به تحصیل و تبلیغ اشتغال دارد. گفت وگوی ما با او پیش روی شماست. با مقدمه نسبتاً مبسوطی که درباره ضرورت پرداختن به جاذبه هنری قرآن و توجه به سریال های قرآنی اشاره کردید، می خواهیم به فیلمنامه سریال موسی(ع) اشاره کنیم، اما قبل از آن مایلیم که جنابعالی هم به عنوان فرزند مرحوم سلحشور که سال ها به طور عملی و عینی در محضر ایشان کسب تجربه کرده اید و هم به عنوان یک کارشناس قرآنی و پژوهشگر علوم دینی، نگاه کارشناسانه خودتان را نسبت به ویژگی ها و تفاوت های این دو سریال بیان کنید. داستان های قرآنی در اهمیت فرقی با یکدیگر ندارند. البته مفسرین این بیان را دارند که بهترین نوع قصه گویی در داستان حضرت یوسف است که به «احسن القصص» هم تعبیر شده است. تفاوت داستان یوسف(ع) با موسی(ع) در قرآن، در حجم داستان است به گونه ای که بیشتر از هزار آیه یعنی حدود یک ششم قرآن به موسی و قوم بنی اسرائیل اختصاص دارد که خود این مطلب به تنهایی از ویژگی های زندگانی حضرت موسی حکایت دارد و طبیعتاً حساسیت ها و جذابیت های فیلمنامه و سریال را هم نمایان می کند. داستان حضرت یوسف دارای اهمیت ها و جذابیت هایی است که در داستان مشاهده کردیم و داستان حضرت موسی هم اهمیت های خاص خودش را دارد ولی حجم دوکار به هیچ وجه با یکدیگر قابل مقایسه نیست. یعنی اگر داستان حضرت یوسف(ع) 10 نکته کلیدی برای بیان داشته باشد، داستان موسی بالغ بر یکصد نکته دارد و به همین نسبت حجم مسائل و اتفاقاتی که در فیلمنامه موسی وارد می شود، واقعاً قابل قیاس با هیچ یک از داستان های دیگر قرآنی و حتی سریال یوسف پیامبر هم نیست. از پر اهمیت ترین و مهم ترین اتفاقات تاریخ، اتفاقاتی است که پیرامون قوم بنی اسرائیل و حضرت موسی در جریان بوده است. ما در این سریال عظیم قرآنی و تاریخی، از توحید، نبوت و عصمت انبیا گرفته تا مقوله امامت و بحث انتظار هم مطلب داریم. درباره مبارزه با بی دینی و فرهنگ صهیونیستی، مبارزه با مادی گری و شیطان پرستی و خیلی مطالب موشکافانه دیگر، بر مبنای همین تعالیم قرآن و تفاسیر مربوطه، در این فیلمنامه صحبت شده است. این فیلمنامه محصول سال ها تلاش شبانه روزی پدرم به همراه یک تیم قوی از نویسندگان، پژوهشگران و کارشناسان علوم قرآنی است که با مشاورت دینی حجت الاسلام والمسلمین مهدی طائب شکل گرفته است. در اهمیت و جایگاه سریال حضرت موسی همین بس که هالیوود و سایر مراکز فیلمسازی دنیا در کشورهای مختلف غربی، بالغ بر 70 فیلم سینمایی، سریال یا انیمیشن درباره این داستان ساخته اند و حرف ها و برداشت های خود را مطرح کرده اند. فیلمنامه سریال موسی کلیم الله(ع) محصول قلم و پژوهش کارگردانی است که سریال موفق و جهانی یوسف پیامبر را در کارنامه دارد. این مسئله نشان می دهد که مرحوم سلحشور با تجربیاتی بیشتر و درک بهتر از نیازها و واقعیت های جهانی اقدام به نگارش فیلمنامه موسی(ع) نموده است. با وجود تشنگی بشریت نسبت به درک مفاهیم و تعالیم قرآنی و ضرورت حمایت از اینگونه تولیدات، لطفاً بفرمایید مسئله ساخت این سریال هم اینک در چه مرحله ای قرار دارد؟پاسخ به پرسش شما قدری به تأمل و توضیح بیشتری نیاز دارد. حجت الاسلام مهدی طائب را اگر چه به عنوان یک چهره سیاسی می شناسند، اما واقعیت این است که ایشان بخش زیادی از عمر خویش را صرف متون دینی از جمله تحقیق روی داستان حضرت موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل معطوف کرده و تحقیقات دامنه داری را در این زمینه به ثمر رسانده است. حدود 15 سال پیش و برای اولین بار با پدرم نزد ایشان مراجعه کردیم و از ایشان خواستیم مشاورت مذهبی این سریال را بر عهده بگیرند و در کنار این کار قرآنی باشند. ایشان در جلسه اول ضمن اینکه نکات قابل تأملی را بیان کردند، رو به پدرم گفتند: « آقای سلحشور! من تا جایی که بتوانم در این کار به شما کمک می کنم ولی از من بشنوید که این سریال ساخته نمی شود!» گفتیم چرا؟ ایشان ضمن بیان برخی مسائل مثالی زدند که در اوایل انقلاب کتاب هایی درباره اسرار یهود یا صهیونیست چاپ می شد که صهیونیست ها آن اسرار را پنهان کرده بودند. گاهی مشاهده می شد که تنها در یک روز حدود 5 هزار نسخه از آن خریداری می شد. واضح بود که این اقدام با واسطه یا بی واسطه توسط خود صهیونیست ها انجام شده و کتاب ها را به این شکل جمع می کردند تا واقعیت ها به دست مردم نرسد. تمام دغدغه صهیونیست ها این است که اگر قرار است هر تعریفی از داستان موسی و قوم بنی اسرائیل شود، این کار توسط خود آنها و با قرائت های خاص خودشان صورت گیرد نه بر اساس سایر قرائت ها یا قرائت های قرآنی و... این نگاه و تلاش همیشه صهیونیست هاست که نمی توان آن را انکار کرد. سؤال این است که ساخت چنین اثر فاخری در داخل کشور چرا باید با مشکلاتی روبه رو باشد. متأسفانه دهها بلکه صدها اولویت و ضرورت برای ساخت این مجموعه تلویزیونی پر مخاطب می توان برشمرد، اما ما همچنان با خبرهای ناخوشایندی درباره ساخت این اثر قرآنی روبه رو هستیم. اتفاقاً سؤال مهم ما نیز همین است. با شنیدن صحبت های اولیه جناب آقای طائب، ما ابتدا گمان می کردیم که ایشان مبالغه می کنند، ولی متأسفانه در روند کار بارها و بارها متوجه شدیم دست هایی وجود دارد که مانع از ساخت این سریال قرآنی است به گونه ای که هر از گاهی به طرق مختلف بر سر راه تولید این کار مانع تراشی می کنند. دست های پیدا و پنهانی که نه برای مرحوم سلحشور و نه برای ما هرگز پوشیده نبود و اگر وقتش فرا برسد، مفصل و مستدل درباره آن سخن خواهیم گفت. البته پدرم با آن توکل و شجاعتی که از ایشان سراغ دارید، بارها گفته بودند که حتی در همین جمهوری اسلامی که قرار بود اسلام و مفاهیم قرآنی به بهترین شکل ممکن تبیین و به مردم جهان عرضه شود، کسانی هستند که مانع این کار می شوند و حتی ایشان اعتقاد داشت که هیچ بعید نیست عقبه این جریان و مانع تراشی ها خواسته یا ناخواسته با چند واسطه به صهیونیست ها برسد. مرحوم سلحشور بالغ بر دو سال پیش نگارش فیلمنامه را به اتمام رسانده و به تلویزیون واگذار کرده اند. الان هم حدود یک سال و نیم از فوت ایشان می گذرد. در طول این سال ها چند سریال دم دستی در تلویزیون مشاهده کرده اید؟ به نظر شما چه دست هایی در کارند که علی الدوام تلاش دارند سریالی را که مسئولان وقت سازمان اذعان داشتند که بهترین گزینه برای ساخت است، از اولویت خارج کنند و کارهای سطحی دیگری را جایگزین آن سازند؟این مانع تراشی ها به خاطر چیست؟ آیا با فیلمنامه و روح حاکم بر آن مشکل دارند یا با شخصیت، آرمان و منش فکری مرحوم سلحشور؟من سؤالی می پرسم و قضاوت آن با مردم. پدرم حداقل دو تجربه موفق در سریال سازی قرآن داشتند که هر یک مخاطبان بی شماری را در داخل و خارج از کشور به خود جذب کرده و افتخارات هنری بسیاری را به نظام اسلامی ارزانی داشتند و تحسین بی شماری را از ناحیه مسئولان موجب گردید که همگی نشان می داد نگاه ایشان در سریال سازی و بهره گیری او از تعالیم قرآنی، یک نگاه و تجربه درستی بوده است. آیا فیلمنامه ای که با بهره گیری از دو فیلمنامه کاملاً موفق قبلی به نگارش در آمده، اکنون باید با چنین مشکلات و موانعی همراه باشد؟ هنگامی که بیماری پدرم مسجل شد، قرار گذاشتیم هر طور شده تولید این کار عظیم قرآنی را آغاز کنیم تا چنانچه در خلال انجام کار، اتفاقی برای پدرم به وجود آمد، این گروه کار خود را با هدایت آقای شورجه کارگردان توانمند کشورمان که در تمام کارها در کنار پدرم بوده اند، ادامه پیدا کند. متأسفانه آنقدر این مسائل را به تعویق انداختند و مانع تراشی کردند که پدرم از دنیا رفت و تولید این اثر بر زمین ماند. باور کنید کسانی در صدا وسیما هستند که مایل نیستند اصلاً این سریال ساخته شود یا در صورت ساخته شدن هم تلاش دارند که کاری نازل و به مراتب پایین تر از حد انتظار ارائه شود. البته من معتقدم که این فیلمنامه با بهره گیری از متون قرآنی، یکسری نیش هایی دارد که خیلی ها با آن موافق نیستند و از این رو کمر به جرح و تعدیل آن بسته اند و مانع تراشی می کنند. به هر حال پدرم دارای مواضع انقلابی روشن بود که خیلی ها در عالم هنر آن را بر نمی تابند. امروزه ابزارهای رسانه ای قوی و پیشرفته ای در اختیار بشر قرار دارد و حال قرار است انسانی در قامت فرج الله سلحشور با آن مواضع دینی و انقلابی، مبانی درست قرآنی را در فیلمنامه اش اتفاقاً بر پایه همان واقعیت های نیش دار به گوش چند میلیارد انسان برساند. آن هم در دنیایی که امریکایی ها و صهیونیست ها تمام تلاش خود را می کنند که اخبار درست به گوش مردم نرسد. در سریال «موسی کلیم الله(ع)» قرار است برای اولین بار و با نگاه قرآنی و واقعیت های آسمانی، شخصیت واقعی این پیامبر بزرگ الهی به جهانیان معرفی شود و غباری که صهیونیسم جهانی و رسانه های وابسته درباره این چهره منور تاریخ ایجاد کرده اند، زدوده شود. این تمام مطلبی است که برای خیلی ها سنگین است. مرحوم پدرم با همان ایستادگی مثال زدنی ای که داشتند، بارها بیان کرده بودند که مسئولان فرهنگی ما از داستان موسی (ع) و بازگو کردن حقایق آن خوششان نمی آید. وقتی علت را جویا می شدیم، می گفتند که اگر دوست داشتند، به ساخته شدن این اثر قرآنی اهتمام می ورزیدند و کمک می کردند. اگر اهمیت آن را درک می کردند، یقیناً با خود می گفتند که این کتاب از جانب خدا به ما رسیده و در این کتاب، داستانی وجود دارد که به تنهایی یک ششم قرآن را به خود اختصاص داده است. یقیناً هر فکر درست فرهنگی که ذره ای دغدغه قرآن و ارزش های والای انسانی در آن باشد، با خود می گوید که رساندن پیام های این داستان عظیم قرآنی به گوش مردم، از نان شب هم واجب تر است آن هم با زبان تصویر که مؤثرترین زبان هاست، اما متأسفانه می بینیم که چنین نیست و به این مسئله اهتمامی نمی شود. منظور شما این است که کارشکنی هایی که در مقابل ساخت سریال حضرت موسی(ع) صورت می گیرد، مهندسی شده صورت گرفته است؟شاید کسانی که بازیگران این نقش ها هستند، خودشان متوجه نباشند که در چه زمینی بازی می کنند ولی ماهیت کار آنها در حقیقت آب به آسیاب دشمن ریختن است، زیرا همگان به خوبی می دانند که دشمن نمی خواهد چنین سریالی ساخته شود. دوستان ما اگر واقعا می خواهند که این سریال ساخته شود و اگر ضرورت آن را درک می کنند، این چه وضعیتی است که برای آن فراهم کرده اند؟ تقریباً در تمامی کارهایی که در جهان برای حضرت موسی(ع) ساخته شده، نهایت قصه را پس از عبور قوم بنی اسرائیل از نیل ب ...

ادامه مطلب  

راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)  

درخواست حذف این مطلب
حضرت معصومه در یک نگاهحضرت فاطمه معصومه(س) در اول ذیقعده ۱۷۳ در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادر گرامی اش نجمه خاتون است. او از کودکی تا جوانی تحت تربیت پدر بزرگوارش و برادر مکرّمش حضرت رضا(ع) قرار داشت و در علم و تقوا و پاسخ به پرسش های مراجعان به مقامی رسید که مدال افتخار فداها ابوه از پدر خود دریافت داشت. بعد از ورود حضرت رضا (ع) به مرو آن حضرت نامه ای را به وسیله یکی از غلامان خویش برای خواهرش فرستاد که با رسیدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه(س) آماده سفر گشت.[۱] آن حضرت در سال ۲۰۱ هجری به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادی، قاسم، زید) و تعدادی از برادرزادگان و کنیزان روانه خراسان شدند.[۲]هنگامی که موکب حضرت معصومه(س) به ساوه رسید، عده ای از دشمنان اهل بیت، به اشاره مأمون عباسی راه را بر آنان بستند و در یک درگیری نابرابر، تمام برادران و بیشتر همراهان او به شهادت رسیدند و حضرت معصومه(س) بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولی بر اثر مسمومیت[۳] بیمار گشت. در روز ۲۳ ربیع الاوّل ۲۰۱ هجری فاطمه معصومه(س) وارد قم شد و ناقه حضرت در محلی که امروز به نام میدان میر نامیده می شود، زانو به زمین زد و این افتخار نصیب موسی بن خزرج ، بزرگ اشعریان، شد تا هفده روز میزبان دختر، خواهر و عمه امام باشد.آن بانو سرانجام در روز دهم ربیع الثانی ۲۰۱ هجری از دنیا رحلت کرد و با تجلیل فراوان مردم قم، و به وسیله دو فرد ناشناس، به خاک سپرده شد.[۴]اهمیت ازدواج در اسلامپیش از ورود به مبحث اصلی این مقاله، باید یاد آورشویم که در اسلام بر امر ازدواج تأکید و سفارش فراوان شده است؛ تا آنجا که در قرآن، این معجزه ماندگار الهی، آیات متعددی در این باره وجود دارد؛ از جمله می فرماید: )وَأَنْکِحُوا اْلأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیم([۵]؛ باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح درآورید. اگر آنان فقیر باشند، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد ساخت؛ زیرا خداوند وسعت دهنده و داناست.خداوند در آیه دیگری می فرماید: و از نشانه های او (خداوند) اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید و در میان شما مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر کنند.در روایات نیز تعبیرات تأمل برانگیزی درباره ازدواج آمده است که به راحتی نمی توان از کنار آن گذاشت. پیامبر اکرم(ص) فرمود:اَلنِّکاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلیس مِنّی[۶]؛ ازدواج سنت من است؛ هر کس از سنت من رو بگرداند، از من نیست. زنی به امام باقر(ع) عرض کرد: من زن تارک دنیا هستم. حضرت فرمود: منظورت از ترک دنیا چیست؟ عرض کرد: نمی خواهم هرگز ازدواج کنم. حضرت پرسید: چرا؟ عرض کرد: دنبال کسب فضیلت هستم. حضرت فرمود: از این کار دوری کن. اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه از تو به آن سزاوارتر بود. هیچ کس نیست که در فضیلت بر او سبقت گیرد.[۷]آن حضرت در جای دیگر فرمود: ما بُنیَ فِی الاِسلامِ بِناءً اََحَبُّ الِی اللهِ وَ اَعَزّ مِنَ التَّزویجِ[۸]؛ هیچ بنای در اسلام محبوب تر و عزیز تر از ازدواج در نزد خداوند نیست.از طرف دیگر، عزب بودن و مجرد زندگی کردن به شدّت نکوهش شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: شَرارُکُمْ عُزَّابُکُمْ، رَکْعَتانِ مِنْ مُتَأهِّلٍ خَیْرٌ مِنْ سَبعینَ رکْعَهً مِنْ غیْرِ مُتَأهِّلٍ؛[۹] بدترین شما، عزب ها (و بی همسران) هستند. دو رکعت نماز فرد متاهّل، بهتر است از هفتاد رکعت نمز غیر متأهل.حال این پرسش رخ می نماید که حضرت معصومه(س) با آن مقام علمی و آگاهی ای که از دستور های اسلام و سنّت پیامبر اکرم(ص) داشت، چرا ازدواج نکرد و تشکیل خانواده نداد؟ از طرف دیگر، بر اثر موقعیت علمی و معنوی و زیارتی آن حضرت، بسیاری از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه برای خود پذیرفته اند که روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممکن است بهانه ای برای فرار از ازدواج باشد.این نکته را هم اضافه کنیم که نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هیچ یک از دختران موسی بن جعفر ازدواج نکردند. بررسی نظریات مختلفاحتمالات و نظریات مختلفی برای ازدواج نکردن آن حضرت بیان شده است که به برّرسی و صحت و سقم هر یک می پردازیم.۱. وصیّت موسی بن جعفر(ع)یکی از احتمالات که در واقع یکی از پاسخ ها به پرسش فوق است، این است که خود حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت کرده تا ازدواج نکنند!ابن واضح یعقوبی طرفدار این نظریه است. سخن او در این باب چنین است: موسی بن جعفر را هیجده پسر و ۲۳ دختر، پسران عبارت بودند از : علی رضا، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبیدالله، حمزه، زید، عبدالله، اسحاق، حسین، فضل و سلیمان.موسی بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در این باره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختی پیش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وی دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتی بسته شده برای محرمیّت در مسیر رفتن به حج رفتن منظوری نداشته است.[۱۰]در پاسخ به سخنان یعقوبی اولاً، باید گفت: چنین وصیّتی برخلاف سنت رسول الله(ص) و سیره امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمی شود.ثانیاً، متن وصیت حضرت موسی بن جعفر غیر از آن چیزی است که یعقوبی ادّعا دارد. برای قضاوت در این زمینه، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور می کنیم. ابراهیم بن عبدالله از موسی بن جعفر(ع) نقل کرده که آن حضرت جمعی را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و … را بر وصیت خود شاهد گرفت و فرمود: اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیَّتی … اَوصَیْتُ بها اِلی عَلَیٍٍّ اِبْنی … و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ … وَ لا یُزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ فی مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ یَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یَتْرَکَ تَرَکَ…[۱۱]؛ شاهد می گیرم آنها را که این وصیّت من است که به فرزندم علی وصیت کرده ام… (از جمله وصیتم این است) اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی) و نه دختران من (حق دارند) که یکی از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانی، و نه کاری برای آنها انجام دهد، مگر اینکه با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. اگر خواست به کسی شوهر دهد، شوهر می دهد و اگر خواست رد کند، رد می کند.در این وصیت نامه، حضرت موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام می دارد که حجّت خدا بعد از او علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر کاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردی را که علی بن موسی مناسب دید، آنان با او ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است. در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دخترا ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا  

درخواست حذف این مطلب
اما رفتار، عملکرد و مواضع اقای روحانی طوری بود که جای جلاد و شهید را جابه جا کرد. کسانی که بیش از 17 هزارنفر از مسئولین، زن و بچه مردم عادی را ترور کردند مظلوم خطاب شدند. اینها ظلمی بود که در ایام انتخابات شد. خواستند اقای رئیسی را که زمانی مسئولیت قضای داشته تخریب کنند؛ اما به قول معروف زیر آب انقلاب و اسلام و نظام و دستاوردهای نظام را زدند.سرویس سیاسی فردا؛ حانیه سادات مومنی: دهه شصت به دلیل تحولات و تنش های بسیاری که در آن وجود داشته از اهمیت بسیاری برخوردار است. رهبر معظم انقلاب نیز در آخرین دیدار با کارگزاران نظام نسبت به تکرار نشدن حوادث آن دهه هشدار دادند. از این رو با محمد حسن قدیری ابیانه از بنیانگذارن انجمن اسلامی دانشجویان در اروپا،مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام و سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا گفتگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:خواستند رئیسی را تخریب کنند زیرآب نظام را زدند فردا: دهه شصت به دلیل تحولاتی که در آن اتفاق افتاده مهم ترین دهه جمهوری اسلامی است است، اما در ایام انتخابات مورد کم لطفی برخی قرار گرفت و منجر به تذکر حضرت آقا شد که این دهه را مظلوم خطاب کردند؛ در این باره توضیح دهید؟ من در ایام ریاست جمهوری بنی صدر رایزن مطبوعاتی در ایتالیا بودم. 7 سال قبل از انقلاب که 18 ساله بودم از 1351 تا 1353 ایتالیا بودم و انجمن اسلامی را در سال 53 آنجا بنا کردم. اما بحث مظلومیتی که در سال 60 مطرح می شود این است که در ایام انتخابات اتفاق افتاد و شخص آقای روحانی هم در تبلیغات انتخاباتی برای جذب عناصر ضد انقلاب صحبت هایی درباره آن دوران کرد. مثلا گفت 37 سال قتل و اعدام چه دستاوردی داشته! البته انقلاب ما مظلوم بود که هم مورد تهاجم نظامی از بیرون و هم تروریست های درونی قرار گرفت که منجر به شهادت بیش از 17 هزار نفر شد. طبیعتا کسانی که در جنایات دست داشتند مستحق اعدام بودند اما رفتار، عملکرد و مواضع اقای روحانی طوری بود که جای جلاد و شهید را جابه جا کرد. کسانی که بیش از 17 هزارنفر از مسئولین، زن و بچه مردم عادی را ترور کردند مظلوم خطاب شدند. اینها ظلمی بود که در ایام انتخابات شد. خواستند اقای رئیسی را که زمانی مسئولیت قضای داشته تخریب کنند؛ اما به قول معروف زیر آب انقلاب و اسلام و نظام و دستاوردهای نظام را زدند و به نوعی از منافقین و جنایتکاران حمایت کردند.دخترش را به عقد رجوی درآورد تا از کار تشکیلاتی آنان بهره مند شوداما دوره اعدام ها همزمان یا بعد از فرار بنی صدر آغاز شد. بنی صدر را از قبل از انقلاب می شناختم. یادم می آید در جلساتی که در اتحادیه انجمن های اسلامی در اروپا داشتیم یکی از دانشجویان بلند شد و راجع به بنی صدر در حضور خود او و درباره کتابی (کیش شخصیت) که بنی صدر نوشته بود گفت: «انگار بنی صدر آینه جلوی خودش گذاشته و این کتاب را نوشته است.» بنی صدر خودش را خیلی بزرگ می دید و دیگران را خیلی کوچک. اعتقادی به روحانیت نداشت و معتقد بود روحانیت نمی تواند خلا حکومت را پرکند. من تابستان سال 57 کمتر از سه ماه در فرانسه بودم چون از ایتالیا به ایران نمی توانستم بیایم هر تابستان به یکی از کشورهایی که ادم های استخوان خرد کرده ای در اسلام یا مبارزات اسلامی حضور دارند می رفتم چیزی یاد بگیریم. در پاریس به منزل بنی صدر رفت و آمد داشتم. دم از اسلام می زد و راجع به اسلام کتاب می نوشت و سخنرانی می کرد؛ اما به آن اعتقاد نداشت. نمونه اش هم اینکه زن و دخترش حجاب نداشتند. بنی صدر معتقد بود باید همه چیز آزاد باشد. مردم هر طور مایل اند رفتار کنند و به زور مردم را نمی توان وادار به کاری کرد. همین آدمی که این طور حرف می زد سرانجام به تروریسم متوسل شد. وی کتابی با عنوان «هزارفامیل» درباره روابط فامیلی در زمان شاه نوشت که افراد چطور از طریق روابط فامیلی به قدرت می رسیدند و روابط را حفظ می کردند در نهایت خودش هم همین کار را کرد؛ یعنی دخترش را به عقد مسعود رجوی در آورد. فکر می کرد رجوی می تواند به نظام پایان دهد و مسئولین کشور را ترور کند از سوی دیگر رجوی هم می خواست از اعتبار بنی صدر به عنوان کسی که رئیس جمهور قانونی بوده استفاده کند. اسلام بنی صدر مَن درآوردی بوددر همان پاریس بنی صدر از من دعوت کرد به جمع آنها بپیوندم. تشکیلاتی به نام جبهه ملی راه انداخته بود که جبهه ملی خواست ملت ایران است و می گفت تو به ما بپیوند انقلاب به پیروزی می رسد رژیم سرنگون می شود و من هم اولین رئیس جمهور ایران خواهم بود و بعد می گفت روحانیت نمی تواند حکومت کند باید جوانانی مثل شما این خلا را پر کنند. اما نپیوستم! گفتم مردم در خیابان شعار می دهند حکومت اسلامی خواست ملت ما است (آن موقع شعار جمهوری اسلامی داده نمی شد) اما شما در نشریه نوشتی حکومت ملی خواست ملت ماست. گفت: چون مردم ما مسلمان هستند عملا می شود حکومت اسلامی! گفتم: خوب بزن حکومت اسلامی چون مردم مسلمان هستند عملا حکومت ملی هم خواهد بود. می گفت اگر این کار را بکنم مبارزات مصدق و جبهه ملی را دیگران مصادره می کنند یعنی گروههای دیگر حرف از جبهه ملی می زدند و بحث اسلامگرایی نداشتند می گفت من با این وسیله دستاوردهای نهضت ملی را با دست مسلمانان حفظ می کنم. می گفتم اینطور نمی شود! بالاخره جواب منفی دادم و نپیوستم. اسلام بنی صدر مَن درآوردی بود؛ یعنی ارزش های تئوریک غرب را پذیرفته بود و دم از اسلام هم می زد چون اینها همسانی ندارند سعی می کردند اسلام را رقیق کنند تا مثلا با دموکراسی غربی یا لیبرالیسم غربی یکسان باشد. الان هم می بینیم بعضی از افراد در حقیقت سعی می کنند اسلام را شبیه غرب کنند تا قابل پذیرش باشد در حالی که برای ما اسلام اصل است. بنی صدر قدرت طلب هم بود. فقط بحث رئیس جمهور بودن مطرح نبود؛ نوعی دیکتاتوری در رفتارش وجود داشت؛ یعنی هرکس با نظر او موافق نیست حذف می شد. محور خودش بود.از روی ساعت بنی صدر فهمیدند که تمایلات مالی دارداز سوی دیگر بنی صدر به عنوان کسی که در مبارزات رژیم شاه مشارکت می کرد نباید خودش را به بیگانگان می فروخت ولی این کار را کرد. در اسناد لانه جاسوسی اسنادی پیدا شد که نشان می داد بنی صدر به استخدام سیا در آمده بود. ظاهرا سازمان سیا روانشناسی را فرستاده بودند که بنی صدر را ارزیابی کند و راه نفوذ در وی را بیابد. آن روانشناس در ملاقات با بنی صدر در گزارش دوم نوشته بود از نظر مالی می توانیم نفوذ کنیم استدلالش هم این بود که در دفعه دوم که با بنی صدر مذاکره کرد ساعت بسیار گرانقیمتی دستش بود. از روی همین ساعت گرانقیمت به تمایلات مالی وی پی برده بود. و قرار شد در ازای مشورت هایی که می دهد ماهانه هزار دلار دریافت کند. بنی صدر به مسائل مالی نیاز داشت منزلش در محله کشن در پاریس بود و همسرش در آنجا زندگی می کرد و دخترانش نیز آنجا تحصیل می کردند و حقوق ریاست جمهوری در ایران کفاف نمی داد که به ارز تبدیل شود. بعدها با روشدن این اسناد بنی صدر گفت مبلغ پیشنهادی سه هزاردلار در ماه بود و من هم نپذیرفتم. اسنادی که از خیانت بنی صدر وجود داشته مربوط به قبل ریاست جمهوری استفردا: به سندها اشاره کردید! بحث خیلی مهمی که وجود دارد این است که در اسناد به دست آمده جاسوس بودن بنی صدر قبل از ریاست جمهوری مسجل است و این اسناد به دست نیروهای خط امام می افتد. آقای شیخ الاسلام و یکی دونفر دیگر می گویند که قرار شد آقای موسوی خوئینی ها تصمیم بگیرد که با این اسناد چه کند؟ اگر این اسناد در همان زمان به دست امام می رسید قطعا از کاندیداشدن بنی صدر جلوگیری به عمل می آمد اما این اتفاق نیوفتاد!فکر می کنم آقای موسوی خویینی ها، بنی صدر را از نظر سیاسی همفکر خود می دانست. او با افرادی مثل شهید بهشتی و امثالهم به شدت مخالف بود و جزو کسانی بود که تبلیغات سنگینی علیه شهید بهشتی می کردند. الان آقای شیخ الاسلام مشاور وزیر امور خارجه هستند خانم ابتکار هم که در کتابش این مطالب را نوشته می توانید با او هم مصاحبه کنید! اما در اینجا من به خاطره سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا اشاره می کنم. زمانی که امام پاریس بودند، دادگاهی به نام راسل شکل گرفت. دادگاه غیررسمی اما معتبر از نظر افکار عمومی بحث محاکمه شاه مطرح بود. چندبار این دادگاه این کار را کرده بود و در رسانه ها منعکس شده بود. من به بنی صدر اصرار کردم به ایتالیا بیاید و خواستم یکی از روحانیون هم از دوستان و همراهان امام باشد که برویم پیش مسئولین تشکیلاتی که این دادگاه را برگزار کنند. غربی ها حجت الاسلام را نمی فهمیدند؛ ولی آیت الله را می دانستند. وقتی خواستیم موسوی خوئینی ها را معرفی کنیم بنی صدر می گفت آیت الله معرفی کن! اما خود خویینی ها می گفت بگویید من حجت الاسلام ام! بنی صدر می گفت نه تو آیت اللهی. چه چیزی از آیت الله کم داری؟ اخرش که شرایط ایت الله بودن را که گفت دید در خودش هم هست! ...

ادامه مطلب  

فولکس و رنو در صدر محبوب ترین خودروهای اروپا +عکس  

درخواست حذف این مطلب
براساس آمار موسسه تحلیلی جاتو داینامیک مردم کشورهای اتحادیه اروپا در انتخاب یک خودرو سیلقه های متفاوتی را در مدت زمان طی شده در سال 2017 از خود نشان دادند.اتریش: فولکس واگن گلف اتریشی ها به خودروهای فولکس واگن در سال 2017علاقه زیادی نشان دادند. مردم این کشور با نداشتن یک خودروسازی داخلی به محصولات کشور همسایه خود آلمان علاقه نشان داده و بیشتر از بقیه فولکس واگن گلف را خریدند. تیگوان و پلو از دیگر محصولات مورد علاقه اتریشی ها به حساب می آید.بلژیک: فولکس واگن گلف به دلیل نزدیکی به آلمان و فرانسه می توان محصولات متنوعی از محصولات آلمانی و فرانسوی را در میان لیست مورد علاقه مردم یافت. بعد از گلف، اپل کورسا و رنو کلیو از محبوب ترین خودروهای مردم این کشور در سال 2017 به شمار می آیند.کرواسی: رنو کلیو مردم کرواسی تغییر ذائقه داده اند. آنها در سال قبل نیسان قشقایی و تویوتا یاریس را بیش از هر خودرویی خریدند. اما در سال جاری "رنو کلیو "و اوپل آسترا بیش از هر خودروی دیگری در لیست خرید کروات ها قرار گرفت.چک: اشکودا چندان دور از ذهن نیست که خودروسازی بومی این کشور صاحب پرفروش ترین ها باشد. اشکودا و فابیا دو خودروی پرفروش چک به شمار می آیند و این موضوع حکایت از علاقه و حمایت مردم چک در سال 2017 به خودروهای وطنی دارد.دانمارک: پژو 208 علاقه مردم دانمارک به پژو در سال جاری باعث شد تا نام این خودروسازی در اتحادیه اروپا بدرخشد. نیسان قشقایی و فولکس واگن پولو از دیگر گزینه های محبوب دانمارکی ها به شمار می آیند.فنلاند: اشکودا اوکتاویا یکی از ادعاهای اشکودا موفقیت فروش اوکتاویا در فنلاند در سال جاری است. دومین اولویت خرید فنلاندی ها در سال 2017 را نیسان قشقایی تشکیل است. در همین زمان ترکیب مدل های s90 و v90 ولوو در مقام سوم قرار گرفته است.فرانسه: رنو کلیو کلیو در سال 2017 به عنوان پرفروش ترین خودروی فرانسه در صدر ایستاده است. اما فرانسوی ها در سال جاری به خودروی 208 پژو نیز علاقه نشان داده و این مدل به عنوان دومین مدل پرفروش این کشور در مقام دوم قرار گرفته است. سیتروئن c3 نیز در جایگاه سوم محبوب های فرانسه ایستاده است.آلمان: فولکس واگن گلف در سال جاری آلمان ها از میان طیف وسیع خودروهای خوبشان گلف و تیگوان را به عنوان محبوب ترین خودروهای خود در لیست خرید قرار دادند و بیشتری از هر خودرویی این مدل را برگزیدند.یونان: تویوتا یاریس یونانی ها نشان دادند در سال جاری بیش از هر خودرویی به تویوتا یاریس علاقه دارند. آنها پس این خودرو، خرید اپل کورسا و نیسان میکرا را در اولویت های خود قرار دادند.مجارستان: سوزوکی ویتارا بسیار طبیعی است مجارها یک خودرویی را انتخاب کنند که به نحوی در کشورشان ساخته می شود. اما مردم این کشور در سال جاری اشکودا اوکتاویا و اپل آسترا را نیز در فهرست محبوب های خود قرار دادند.ایرلند: هیوندای توسان از سال 2015 فروش برخی از محصولات هیوندایی در ایرلند اوج گرفته و در سال جاری توسان بیش از هر خودرویی در این کشور به فروش رسیده است. نیسان قشقایی، اشکودا اوکتاویا و فولکس واگن گلف نیز از دیگر محبوب های ایرلند به شمار می آیند.ایتالیا: فیات پاندا ملی گرایی در این کشور برنده شده است، به همین دلیل در سال 2017 بیش از هر خودوی دیگری فیات پاندا خانه پیدا کرد و در پارکینگ های مردم جای گرفت. لانچیا اپسیلون نیز دومین خودروی محبوب مردم کشور چکمه ای لقب گرفت. فیات 500 در جایگاه سوم پرفروش ها ایستاده است.لاتویا: نیسان قشقایی نیسان می تواند ادعای موفقیت کوچکش را در سال جاری در این کشور مطرح کند. اشکودا اوکتاویا و کیا اسپورتیج نیز در مقام ه ...

ادامه مطلب  

همسر و دختر بنی صدر از ابتدای انقلاب بی حجاب بودند/ به آقای خامنه ای گفتم باید پول تصادف را خودتان بپردازید/ اولین سوال رهبر انقلاب از محافظان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، سید علی خامنه ای در ششم تیر سال ۱۳۶۰ توسط گروهک فرقان ترور شد و تقدیر خداوند بر آن تعلق گرفت که با وجود تمام صدمات وارده، آیت الله خامنه ای سلامتی خود را به دست بیاورند، اما در حادثه ترور، شخصی که بیش از دیگران در رساندن ایشان به بیمارستان نقش داشته است، حسین جباری است.حسین جباری می گوید سال ۱۳۶۰ با گزینش جواد منصوری وارد سپاه شده است و بعد از شروع ترورهای منافقین، با ایجاد بخش نیروهای حفاظت شخصیت، وارد حوزه حفاظت از مسؤولان می شود و هاشمی رفسنجانی اولین فردی است که جباری از وی سخن می گیود، بعد از هاشمی وارد تیم محاظان بنی صدر شده و اطلاعات جالبی از سبک زندگی خانواده و شخص بنی صدر در اوایل انقلاب ارائه می کند.جباری با خارج شدن از تیم محافظان رئیس جمهور وقت، وارد تیم حفاظت آیت الله خامنه ای می شود و خاطرات خواندنی از آن دوران را بازگو می کند؛ خاطراتی از اطعام تیم محافظت توسط خانواده آقای خامنه ای و رقابت بر سر حضور در منزل ایشان برای حفاظت تا تصادف تیم محافظ آقای خامنه ای و اجبار ایشان به پرداخت ۱۰۰ هزار تومان بابت جریمه به راننده تریلی...جباری خاطرات زیادی دارد که بعضی از آن‎ ها را با شور و شوق تعریف می کند و که مشروح آن در ادامه می آید.******* سؤال: می خواهیم به سال ۶۰ بگردیم و بفرمائید چطور شد در تیم حفاظت رهبری انتخاب شدید؟** من تقریباً یک هفته بعد از انقلاب رسماً به عضویت سپاه درآمدم. در حقیقت فروردین سال ۵۸ من دوره سپاه را گذراندم. در آن زمان آقای رفیق دوست و آقای منصوری که در وزارت خارجه هستند، جزو بنیان گذاران این قضیه بودند. گزینش من را آقای جواد منصوری انجام داد. در ادامه مسائل مربوط به کردستان پیش آمد که توفیق خدمت چندماهه در آن منطقه را داشتم.بعدازآن قضایای ترور شخصیت ها از جمله شهید مطهری پیش آمد. یادم هست همین مطلب برای آقای هاشمی پیش آمد. این مسائل می طلبید بحث نیروهای حفاظت برای این مهم در نظر بگیرند. در آن سال ها من توسط دوستان دست اندر کار انتخاب شدم. توفیق حاصل شد بعد از ترور آقای هاشمی چند ماهی خدمت ایشان بودم؛ یعنی اولین شخصیتی که حفاظت ایشان را شروع کردم، آقای هاشمی بود که بعد از ترور به تیم ایشان ملحق شدم.سؤال: چه خاطره ای از مدت حضور در تیم حفاظت آقای هاشمی دارید؟** نکته چشمگیر ارتباط صمیمی خود آقای هاشمی با بچه ها بود که حتی امروز هم نکته مهمی بشمار می رود.سؤال: آقای هاشمی با رهبر انقلاب چه ارتباطی داشت؟** در آن زمان هر دو عضو شورای مرکزی حزب عضویت بودند. ارتباط این دو به قبل از انقلاب بازمی گشت. طبق چیزی که از خود حضرت آقا شنیدم، هر دو در یک ساختمان با هم مستأجر بودند و هر کدام یک طبقه را در اختیار داشتند. چون خانواده هاشمی از طرف پدر و خانم جزو متمولین رفسنجان بودند. آن ها پسته کار بودند و ما هم از پسته ها استفاده می کردیم (خنده).سؤال: بحث ارادت وی به حضرت آقا چگونه بود؟** آن موقع هنوز این مسائل مطرح نبود که بخواهد در روابط تعریف کند. ارتباطی که در ظاهر ما می دیدم، ارتباط دوستانه و صمیمی بود.حضرت آقا می فرمایند: قبل از انقلاب که ما با هم بودیم، من افتادم زندان و ایشان هم زندان بودند. بعد از مدتی آزاد شدیم. آمدم و دیدم خانواده من در منزل تن ها هستند. پرسیدم خانواده آقای هاشمی کجاست. گفتند: برادران وی خانواده او را بردند؛ یعنی خانه ای خریداری کرده و از آن محل نقل مکان کرده بودند. خانواده آقا تن ها مانده بودند که بعداً جابجا شده بودند. منتهی ارتباط دو نفر دوستانه بود که در برخورد ها ما در ظاهر می دیدیم و از پشت پرده خبر نداشتیم.رهبری هم به این مطلب اذعان داشت که ارتباط ما با آقای هاشمی خوب بود بخصوص بعد از وقایع ریاست جمهوری مطرح شد " هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود". حضرت آقا در این قضایا از روز اول در بحث انتخاب خبرگان یک مطلب را به عنوان اصول کاری مدنظر قراردادند. بدین معنی که باکسی رودربایستی نداشته باشند. رفاقت در مسیر انقلاب و در مسیر خط امام. در مجلس خبرگان قبل از این که رأی گیر شود، آقا خواستند تا اول حرف خود را بزنند و عنوان کردند شاید بعد از شنیدن حرف های به این نتیجه برسید که به من رأی ندهید. پشت تریبون رفتند و عنوان کردند اگر الآن به من رأی بدهید می دانید به کسی رأی دادید که نسبت به مسائل انقلاب و خط امام حساسیت خاصی دارم و خطاب به آقایان آذری قمی و خلخالی گفت: اگر فردا از مسیر امام و انقلاب انحراف پیدا بشود، من جلوی فرد خاطی می ایستم. بدانید امروز به چه کسی رأی می دهید. آقای هاشمی هم در این گردونه برای آقا قرار داشته است. درست است از قبل انقلاب با هم رفیق بودند، اما رفاقت تا جایی که به اصل انقلاب و خط امام ضربه ای وارد نشود.سؤال: چه اتفاقی افتاد که از تیم حفاظت آقای هاشمی منتقل شدید؟** خواهرزاده آقای هاشمی در تیم حفاظت خودش حضور داشت که خیلی اظهار فضل می کرد.سؤال: خواهرزاده آقای هاشمی عضو سپاه بود؟** نه. وی جزو نیروهای سپاه نبود. به عنوان این که خواهرزاده بود به او اسلحه داده بودند.سؤال: چه کسی به او اسلحه داده بود؟** سپاه اسلحه در اختیارش قرار داده بود و از طریق آقای هاشمی مجوز هم دریافت کرده بود و همراه بود.سؤال: مسئول تیم حفاظت چه کسی بود؟** آن زمان مسئولیت که فرد خاصی باشد، نبود. او برای ما تعیین تکلیف می کرد و اخلاق ما طوری بود که زیر بار حرف زور نمی رفتیم. ما هم به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم با وی در یک تیم مشغول خدمت باشیم. پس مجبور به ترک تیم شدم. خروج من از تیم تقریباً هم زمان با انتخاب بنی صدر شد. در آن زمان تیم حفاظت جدید تشکیل شده بود به من گفته شد به آن تیم ملحق شوم. من مدت یک ماه در آن تیم خدمت کردم. چیز متفاوتی که امروز بعد از قضایای حدود ۳۵ سال از آن می گذرد، هنوز قضایا ناب است.کسی که به عنوان رئیس جمهور، کشور جمهوری اسلامی ایران است خانواده بی حجاب داشت. بی حجابی خانواده بنی صدر در سال ۵۹ و ۶۰ در اوج انقلاب عجیب بود چرا که آن روز ها این حرف ها مطرح نبود. متاسفانه خانواده بنی صدر به طور مثال از لباسی استفاده می کردند که زیر لباس مشخص بود!سؤال: شما در بین خانواده رفت و آمد داشتید؟** بله. من در تیم حفاظت اصلی بودم. این رفت و آمد ها برای ما خیلی سنگین بود. چندین بار به سلامتیان که مسئول دفتر بنی صدر بود اعتراض کردیم.سؤال: این بی حجابی شامل همسر و دختر بنی صدر می شد؟** همه خانواده. اصلاً خانوادگی.سؤال: چند بچه داشتند؟** من یک یا دو دختر او را حضور ذهن دارم. گمان نمی کنم پسری داشته باشد. معمولاً برخورد ها خیلی خشک بود. آنچه ما از آقای هاشمی دیدیم با برخورد بنی صدر فرق داشت. بنی صدر در حقیقت یک چیز جدایی از دیگران بود. یک شب در منزل مادر بنی صدر واقع در شریعتی بالاتر از دروازه شمیران مهمانی خانوادگی داشتند.در مهمانی خانوادگی همه که محرم نیستند، افراد مختلفی هستند که از درجه محارم فراتر رفته بود. من عازم محل پست خود در پشت بام بودم و در اتاق باز بود. نگاه هم افتاد و دیدم ظاهراً همه با هم محرم هستند! یک میز بیضی شکل بزرگ در خانه بود، دیدم زن و مرد بی حجاب دور این میز ایستاده اند. واقعاً به من شوک وارد شد که وی رئیس جمهوری کشور اسلامی است، این خانواده و این تشکیلات؟!فردا صبح که به دفتر ریاست جمهوری رفتیم به سلامتی رجوع کردم. پرسیدم آقای سلامتی این چه وضعی است؟ گفت: مگر چه شده؟ گفتم: این چه مهمانی است که رئیس جمهور کشور اسلامی برگزار می کند؟ گفت: آقا این مسائل به شما ربطی ندارد. این مسائل خصوص است. گفتم: نه. من باید بدانم از چه کسی حفاظت می کنم. من پاسبان نیستم. گفت: کار شما حفاظت است. چون برایم خیلی سنگین بود. سلامتی به دفتر خود رفت به آقای محسن رضایی زنگ زده بود که این آقایان در کار حفاظت اخلال ایجاد می کند. ما ۶ نفر بودیم که ۵ نفر ما را بعد از چند روز عوض کردند. ما به تیم حفاظتی حضرت آقا پیوستیم.سؤال: به یاد دارید اولین صحبت شما با حضرت آقا در چه موردی بود؟** اولین برخورد به معارفه من برمی گردد. ایشان خیلی گرم به ما خوش آمد گفتند. ما وارد تیمی شدیم که تیم حفاظت ۶ نفره خانواده دوم محسوب می شدند. یادم هست در زمان وقوع ترور ها حضرت آقا از قبل ۲ محافظ داشت، در زمان وقوع ترور ها یک جابجایی انجام شد. ۲ نفر قبلی منتقل و نفرات جدیدی را جایگزین آن ها کردند. این جایگزینی به تدریج صورت گرفت. آقای " خسروی وفا " اولین کسی بود که بعد از اون ۲ نفر وارد شده بود. نفر بعد آقای حاجی باشی بود که الآن هم هست. سپس آقای حیاتی اضافه شد که الآن هم هست. بعد هم من به تیم پیوستم.سؤال: آقای جوادیان چطور؟** آقای جوادیان بعداً به جمع محافظین اضافه شدند. در آن زمان آقای جوادیان پیش آقای گلزاده غفوریان بودند. در زمان اوج گرفتن بحث ترورها، چون با هم رفاقت داشتیم، از حفاظت خواستیم به جمع ما اضافه شود. آقای جواد پناهی و یک برادر شهید هم بود که همان اوئل رفت. به این ترتیب تیم حفاظت شکل گرفت. دیداری بعد از ۲۵ سالاز راست آقایان دکتر باقی، دکتر میلانی، دکتر منافی، محمود خسروی وفا، دکتر زرگر، جوادیان، حسین جباری، مجتبی حیاتی، دکتر مرندی، رضا حاجی باشی، پناهی، حجت الاسلام مطلبیسؤال: بحث غذا چه شد؟** در آن زمان برخورد آقای هاشمی خوب بود. خانه وی در " قلهک و یخچال " بود. ما باید از آن محل به پاستور می آمدیم. در آن زمان منطقه ۱۰ سپاه این جا بود. برای غذا ما می بایستی این مسیر را طی کنیم و پس از گرفتن غذا برمی گشتیم. بحث غذا و ارتباط عاطفی چیزی بود که روزی که وارد تیم آقا شدم، یکی از پوئن های ویژه بود که هیچ شخصیتی نداشت.در آن زمان که بحث ترور ها اتفاق می افتاد، سپاه گشتی به نام القارعه داشت که به صورت کمکی از شب تا ۷ صبح از شخصیت ها حفاظت می کردند تا تیم محافظ شب را بتوانند استراحت کنند. یکی از پارامترهای در نظر گرفته شده برای گشت القارعه که می خواستند تقسیم بشوند، رقابت بر سر حضور در منزل آقای خامنه ای بود. این گفته خود افراد گشت القارعه بود که غذای جمعی توسط خود حضرت آقا داده می شد. غذایی که توسط خانواده تهیه شده بود. حالا غذا چه بود؟ امشب املت است، نه برای ما بلکه خانواده و خود ایشان. در سینی های روحی یا مسی خودش درست می کرد و با نان تهیه شده در کنار بچه ها میل می کردند. یک شب سیب زمینی خالی داشتیم و همه از همان غذا می خوردند. در حقیقت دو خانواده شده بودیم که هزینه های زیادی داشت، اما به ما تاکید کرده بود در مورد مسائل خورد و خوراک هیچ چیزی از سپاه نگیرید. چون از من حفاظت می کنید پذیرایی از شما به عهده من است. این مطلب باعث شده بود، بچه هایی که از سپاه می خواستند بیایند دعوایی بود که شب ها حتماً خانه آقای خامنه ای بیایند. آقا مهمان و مراجعان زیادی داشت که به هنگام آمدن به تهران به اصطلاح هتل آنان خانه آقا بود و یک هفته ۱۰ روز آنجا می خوردند و می خوابیدند. حتی برای انجام کار ها از ماشین آقا برای تردد استفاده می کردند. آقا با نفرات همچون شهید مزاری یا مجاهدان افغان ارتباط داشت. شهید مزاری هر وقت به ایران می آمد جای خواب او در خانه آقا بود.یادم هست شهید حکیم یک شب برای جلسه به منزل آقا آمد. آقا شام را آورد که سوپ بود. ما هم می دانستیم طبق معمول این سوپ شام ما است و پشت بند آن غذای دیگری نیست. این بنده خدا سوپ را خورد و اطراف خورد را نگاه می کرد. از او پرسیدم چیزی شده، پرسید: شام را نمی آورند؟ گفتیم شام همان سوپ بود. با تعجب گفت: شام همان غذا بود! خودش متحیر ماند.با توجه به مراجعه مسئولین به منزل آقا اگر برنامه شام نیمرو بود، همان نیمرو تهیه می شد. خبری از تهیه غذای دیگری از خارج منزل نبود.یادم هست در آن زمان نفت کوپنی بود. ما دو خانواده با هم زندگی می کردیم و کوپن هم برای یک خانواده بود. از طرفی سهمیه ما برای خانواده های خودمان بود. یادم هست در آن اوائل خانه سرد بود به ناچار به سپاه مراجعه کرده و برای گذران زمستان کیسه خواب گرفتیم و در خانه آقا در کیسه خواب می خوابیدیم. تاکید کرده بودند به علت کمبود برق از منتقل برقی هم برای گرم شدن استفاده نکنید، چون هزینه برق هم بالا می رود.یادم هست یکی از دوستان بازاری شهید درخشان که با این خانواده ارتباط داشت ۲۰۰ لیتر نفت آورد. شبکه نفت جلوی در بود، آقا فرمود: بگوئید بیاد و آن را ببرد. گفتیم ما نفت نداریم. گفت: نه اصلاً. بگویید ببرد.نفت کوپنی برای آبگرمکن خانواده استفاده می شد. خود آقا برای حمام به سه راه امین حضور می رفت. آن جا یک حمام عمومی بود. ما می رفتیم و برای حمام نمره نوبت می گرفتیم و با بی سیم هماهنگ کرده و رسیدن نوبت را اعلام می کردیم. می خواهم بگویم ایشان در این حد رعایت می کرد، نه این که بخواهد ظاهری باشد. اگر بخواهد ظاهری باشد یک شب، دوشب، ۵ شب. ما در طول سال همه چیز از خوردن، خوابیدن و خرید کردن را به چشم خود می دیدم. چون مسئول خرید هم خود ما بودیم. در اوائل سال ۶۰ مشکلی پیش آمد و من یکی ـ. دو سالی جابجا شدم.سؤال: شما در تیم حفاظت بنی صدر بودید، بعد از به تیم حفاظت آقا منتقل شدید. آقا یکی از نمایندگان فعال در بحث عدم کفایت بنی صدر بود. شما با توجه به شناختی که از خانواده بنی صدر داشتید در این خصوص صحبتی با آقا داشتید؟** برخی جلسات مربوط به شورای انقلاب در خانه افراد برگزار می شد. شخصیت های عضو شورا ضمن صرف شام در خانه یکی از اعضا جلسات را هم برگزار می کردند. در راه خانه بنی صدر به عنوان یکی از اعضای تیم محافظت رهبری بودیم به آقا در خصوص وضعیت خانوادگی بنی صدر گفتم که در جواب با تعجب گفتند مگر چنین چیزی می شود. عرض کردم: بله. خانواده و دخترش بی حجاب هستند. امروز که حجاب شل و ول شده هنوز در سطح شهر باب نشده، ولی خانواده بنی صدر با دامن و جوراب نازک ظاهر می شدند. پیراهن حریر بود که زیر آن کاملاً معلوم بود.یادم هست قبل از انتخابات ریاست جمهوری، آقا سفری به سبزوار برای سخنرانی داشت. ما از مشهد با ماشین آمدیم تهران، روز مجلس کارهای مربوطه را انجام داد و عصری گفتند برویم سبزوار که من سخنرانی دارم. بعد از رسیدن به سبزوار سخنرانی انجام شد. زمان شب جمعه بود. شام را خورده بودیم. قرار بود بخوابیم و صبح بعد از نماز حرکت کنیم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آقا تاکید کرد همین الآن حرکت کنیم. ما عنوان کردیم که خسته هستیم. در آن زمان امام جمعه نایب نداشت و باید هر هفته در نماز جمعه حضور پیدا می کرد. ما باید راه می افتادیم تا برای نماز جمعه حضور داشته باشند. چون دو روز نخوابیده بودم و تمرکز لازم را نداشتم در راه جاده باریک بود و من تصادفی سنگینی در حد مرگبار داشتم. ماشین شورولت امریکایی مصادره ای متعلق به اشرف پهلوی بود. این ماشین را از تیم محافظت آقای هاشمی برای اسکورت قرض گرفته بودم. هاشمی خیلی هم تاکید کرد که حواسم باشد. متاسفانه با سرعت ۱۶۰ کیلومتر گذاشتم وسط تریلی که ماشین مچاله شد. من در خواب بودم و یک لحظه حس کردم بوق تریلی را می شنوم و چشمانم را که باز کردم دیدم تریلی توی صورتم است.سؤال: در زمان حادثه شما در ماشین تن ها بودید؟** آقا مصطفی پسر بزرگ آقا بود. من و دو محافظ دیگر سرنشین ماشین بودیم. همه مجروح شده بودیم. عنایت خدا شامل حال ما شده بود، چون در زمان تصادف ۵ نارنجک توی داشبورت بود. ماشین جمع شد و جلوی آن نصف شد. آقای خسروی وفا در داخل ماشینی بود که آقا سرنشین آن بودند. ماشین دیگر متوجه تصادف ما نشدند. به راه خود ادامه داده بودند. در شهر شاهرود متوقف می شوند و متوجه غیبت ما می شوند. آقای حیاتی از اتوبوس ها و کامیون ها می پرسد، ماشینی با این مشخصات را ندیدید که در راه خراب شده باشد؟ یکی می گوید: ماشینی با این مشخصات تصادف کرده و همه کشته شده اند. آقای حیاتی آرام به حاج محمود گفت: بچه ها تصادف کرده و همه مرده اند باید چکار کنیم؟ تو به بهانه این که ماشین خراب شده برای کمک بمان و من هم با آقا به تهران بر می گردانم. در همین حال آقا می پرسد چه شده که می گویند ماشین بچه ها خراب شده است. آقای حیاتی می گوید من برای کمک بمانم که آقا می گوید اشکالی ندارد.آقا به همراه آقای خسروی وفا و به احتمال زیاد آقای مرتضایی فر که اجرای مراسم داشتند در ماشین بودند و عازم تهران می شوند.حدود نیم ساعت از تصادف گذشته بود. فرمان ماشین به قفسه سینه من برخورد کرده و دست و صورت هم داغون شده بود. بعد این زمان به خودم آمدم و دیدم دیگر ماشینی وجود ندارد و کاملاً له شده است. تریلی هم تا چرخ های عقب در خاکی قرار گرفته بود. خلاصه بچه ها را یکی یکی جمع کردم و ماشین هایی که می آمدند، اقا مصطفی را به اتفاق یکی از بچه توی ماشین گذاشتم تا به شاهرود جهت مداوا ببرند. آن شب در ماشین اسلحه یوزی و ژ- ۳ داشتیم که شعله پوش ژ- ۳ تا ۲ میلی متری ران آقا مصطفی فرو رفته بود و چنانچه شدت تصادف بیشتر بود، قطع نخاع شده بود. آقا مصطفی، چون در ابتدا گرم بود توجهی به پای زخمی خود نداشت. نفر دیگر را با یک کامیون راهی کردم و خودم تنهایی ماندم. من مانده بودم و این اسلحه ها و نارنجک ها. بر اثر ضربه وارده به قفسه سینه، نفسم داشت بند می آمد و چشمانم هم باد کرده بود. در آن زمان ژاندارمری هم رسیده بود، دید ماشین زرهی است. از اسلحه ها فهمید که ماشین شخصیت ها است. به من گفت: باید اسلحه های خود را تحویل بدهید. من گفتم نمی دانم شما چه کسانی هستید. من شما را به علت جراحت نمی بینم. من را به بیمارستان برسانید، سپاه را خبر کنید تا من ببینم به چه کسی می خواهم اسلحه تحویل بدهم. گفت: نه باید تحویل بدهی. من هم ضامن یکی از نارنجک ها را درآوردم. دید ظاهراً با یک دیوانه سر و کار دارد، بی خیال بردن اسلحه ها شد. من اسلحه ها و نارنجک ها را داخل یک پتو گذاشته و روی آن ها خوابیدم. گفتم من را با این پتو بلند کرده داخل ماشین بگذارید تا به بیمارستان برسیم. حالا قصد داشتم ضامن نارنجک را به جای خود برگردانم که بر اثر خستگی دست حادثه ای ایجاد نشود. در بیمارستان آقای حیاتی هم آمد و من ۳ کلت و چند نارنجک را به وی تحویل دادم ... فردا سپاه ماشین داد و ما به تهران آمدیم.سؤال: رهبری انقلاب چه زمانی متوجه تصادف شما شدند؟** فردا وقتی آقا از نماز عصر بازگشتند ما وارد خانه شدیم.سؤال: آقا مصطفی را هم با خودتان آوردید؟** بله. ما به اتفاق آقای حیاتی ۵ نفر شدیم که با جیپ آهوی سپاه به تهران آمدیم. وارد که شدیم آقا از سر و وضع ما تعجب کرد. همه با عصا و بانداژ شده هستیم. خطاب به آقای حیات و حاج محمود که این چه وضعیتی است. گفتند این ها تصادف کرده بودند و ما به شما برای این که نگران نشوید چیزی نگفتیم. آقا گفتند مگر من بچه ام که بترسم. اگر به کمک نیاز داشتند چه کسی به آن ها رسیدگی می کرد؟ چرا به من نگفتید و مقداری اوقات تلخی کرد. من و آقا مصطفی زمانی که وارد شدیم، حضرت آقا با لباس داخل خانه در حال استراحت کردن بود و من تفاوتی در مورد برخورد و نگرانی ایشان بین ما دو نفر مشاهده نکردم. این خیلی مهم است که شخصی همچون آقا خود را مسئول می داند که در زمان حادثه به محافظان خود کمک کند.سؤال: آقای هاشمی برای تصادف و خرابی شورولت گلایه نکردند؟** ایشان گفت: مگر من در مورد سالم برگرداندن ماشین به شما سفارش نکردم. من هم توضیحات لازمه را دادم. گفت: خود ماشین کجاست. گفتم ماشین اصلاً قابل حرکت نیست. گویا ژ ...

ادامه مطلب  

بررسی ابعاد فقهی حقوقی ربودن امام موسی صدر  

درخواست حذف این مطلب
گروه حوزه‎های علمیه: نشست بررسی ابعاد فقهی حقوقی ربودن امام موسی صدر امروز نهم شهریورماه، با حضور صاحبنظران حوزه و دانشگاه برگزار شد.به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) نشست علمی بررسی ابعاد فقهی و حقوقی ربوده شدن امام موسی صدر امروز نهم شهریورماه، با حضور آیت الله احمد مبلغی، استاد فقه حوزه و عضو خبرگان رهبری و حورا صدر همچنین مصطفی فضائلی، استاد دانشگاه در پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد.حورا صدر، فرزند امام موسی صدر در نشست علمی مسئله یابی و موضوع شناسی فقهی حقوقی ربوده شدن امام موسی صدر در سخنانی با توجه به توانمندی فقه شیعه و پویایی آن بیان کرد: امام موسی صدر معتقد بود که اسلام می تواند در همه ابعاد زندگی انسان حرف برای گفتن داشته باشد و جامعه را اداره کند.وی با اشاره به جایگاه برجسته امام موسی در حوزه علمیه قم افزود: ایشان با توجه به چنین جایگاهی، این موقعیت را بنابر تکلیف رها کردند و وارد لبنان شدند تا بتوانند در آن جا خدمات بزرگی را نه تنها به جامعه تشیع بلکه به همه مردم این کشور داشته باشند و همین سفر مقدمه ربوده شدن ایشان توسط دولت لیبی در چندین سال بعد بود. وی با تاکید بر بررسی همه جانبه علمی این مسئله تصریح کرد: گروه های فقهی حوزه باید مبانی را استخراج کند و در اختیار طلاب و محققان قرار دهد همچنین این کارهای علمی می تواند به روند پیگیری مسئله کمک شایانی داشته باشد.حورا صدر با بیان اینکه امسال 39 سال از ربوده شدن امام موسی صدر در نهم شهریور ماه می گذرد عنوان کرد: این سؤال مطرح است که آیا بابی در فقه وجود دارد که پاسخگوی این مسئله باشد که بتواند از لحاظ فقهی، مسئله ربوده شدن را مورد بحث قرار دهد و وظیفه مسئولان و کسانی که به هر نحوی می توانند در این زمینه تاثیرگذار باشند را تعیین کند.حورا صدر با بیان اینکه ما در 39 سال گذشته کارها را پیگیری کرده ایم ولی با این روند به نتیجه نمی رسیم تصریح کرد: اگر این مسیری که رفته ایم مبتنی بر مسایل علمی و فقهی باشد تاثیرگذاری بیشتری خواهد داشت.وی با طرح این مسئله که باید زنده ماندن امام موسی صدر پیگیری شود زیرا اطلاعاتی در دست است که این مسئله را به طور کلی نفی نمی کند ادامه داد: باید دائما قرینه در اختیار بقیه بگذاریم که ایشان زنده است این در حالی است که افراد مدعی زنده نبودن امام موسی باید برهان و مدرک بیاورند.وی اف ...

ادامه مطلب  

منیژه حکمت از امام موسی صدر گفت  

درخواست حذف این مطلب
منیژه حکمت، فیلمساز در تریبون آزادی امام موسی صدر از تجربه مطالعه کتاب «هفت روایت» گفت.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) تریبون آزادی امام موسی صدر امروز سه شنبه هفتم شهریور ماه در موسسه امام موسی صدر برگزار شد. منیژه حکمت، فیلم ساز درباره کتاب «هفت روایت» گفت: من اعتراف می کنم که شناخت چندانی از امام موسی صدر نداشتم. متاسفانه ما چندان برای شناخت ایشان جست وجوگر نبودیم و فقط می دانستم که امام صدری در جامعه حضور داشت و در لیبی زندانی شده است تا این که روزی مهدی فیروزان، دو کتاب برای مطالعه به من پیشنهاد داد. یکی خاطرات خانواده امام صدر از ایشان بود و دیگری هم سخنرانی های ایشان در کلیسا بود. وی ادامه داد: ساعت هفت عصر کتاب نخست را شروع کردم و بی وقفه تا ساعت دو بامداد مطالعه کردم. از تعاریف ایشان درباره دین شگفت زده شدم. مدام این افکار به من هجوم می آورد که در این بلبشو حاکم بر جهان، او کجاست؟ امروزه حضور روحانی با تعریف و تبیین جدید از دین نیاز بشریت است. این افکار بعد از مطالعه کتاب به ذهن من هجوم آورد و البته تصاویری سینمایی از آن چهره پرهیبت و زیبا مرا به فکر وا می داشت که او در سال های زندان چگونه است؟! امام صدر در این سال ها چه فکری می کرد آیا به گوشش رسید، در جهان با زنان شیعه چه می کنند؟ آیا می داند امروز به نام خدا و پیامبر اسلام آدم می کشند؟ وی افزود: کتاب دوم پیشنهادی مهندس فیروزان را هم مطالعه کردم باز دچار حیرت و بی خوابی شدم. محتوای کتاب سخنرانی ایشان در کلیسا بود. نیاز امروز ما به حضور یک روحانی است که از دریچه دیگری به ادیان نگاه می کند و تفکراتش باعث وصل همه پیروان ادیان است. من فکر می کنم خالق امام صدر ایشان را بسیار دوست دارد؛ اما مرارت های فعلی بر وجود امام را درک نمی کنم. به نظرم اگر بر اساس زندگی ایشان فیلمی ساخته شود، شاهکار خواهد شد. ما باید بتوانیم تفکر امام صدر را اشاعه بدهیم و ساخت فیلم قدمی در این راستا خواهد بود. آیا واقعا می توان فیلمی درباره امام صدر را ساخت و همه ابعاد وجودی ایشان را در آن لحاظ کرد؟ کار سختی است و به تبحر و دانش زیادی نیاز دارد. حکمت با بیان اینکه سی سال اسارت سخت است و تحمل ایشان ستودنی است اظهار کرد: کاش من آن قدر متبحر بودم که می توانستم روزی این فیلم را بسازم. قطعا اگر آن را می ساختم فیلم من، زندگی امام صدر از منظر یک زن بود، اما گمان نکنم توانایی آن را داشته باشم. دوباره تکرار می کنم جامعه امروز بشری نیاز مبرم به امام صدر و تفکراتش دارد. من آرزویم است که یک روزی در زندان باز شود و او بیرون بیایند. اگر در زندان خدای نکرده باز نشد، وظیفه ما این است که تفکر ...

ادامه مطلب  

مفقود شدن روحانی مبارز "امام موسی صدر" رهبر شیعیان لبنان در لیبی/امام موسی صدر؛ شخصیتی که همه را مجذوب کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس سیدموسی صدر در سال 1347 ق (1309 ش) در عصر حکومت رضاخان در قم به دنیا آمد، پدر وی آیت‏ اللَّه العظمی سیدصدرالدین صدر عالمی نامدار و از از مراجع ثلاث پس از آیت‏اللَّه شیخ عبدالکریم حائری یزدی بود. در سال 1360 ق (1320ش) وارد حوزه‏ی علمیه‏ی قم گردید و پس از طی مقدمات و سطوح، در حلقه‏ی درس آیات عظام سید احمد خوانساری و حجت شرکت جست و همچنین از درس پدر خویش و نیز حضرت امام خمینی بهره بُرد. پس از فوت پدر راهی نجف اشرف گردید و در آن جا در زمره‏ی مجتهدان قرارگرفت. احساس وظیفه، او را به لبنان کشاند و رهبری مردمی را پس از علامه شرف الدین به عهده گرفت. امام موسی صدر، در آنجا خدمات فراوانی را به انجام رساند و قصد سر و سامان دادن به اوضاع مسلمانان، او را لحظه‏ای از تلاش غافل نمی‏کرد. سرانجام طی دعوتی رسمی راهی لیبی گردید و پس از یک هفته اقامت، در 25 رمضان 1398 ق در حالی که قصد مراجعت به لبنان را داشت به طور مشکوکی ناپدید گردید. روزنامه لبنانی السفیر، در مطلبی با عنوان " الامام الساحر " درباره امام موسی صدر نوشت: آن مرد خوش چهره، اصالتا اهل شهر شحور جبل عامل نزدیک شهر صور بود. وی برای نخستین بار در سال 1957 به دعوت مرجع عالیقدر "سید عبدالحسین شرف الدین" به لبنان آمد.صدر که شهرتش از شهر مقدس قم در دنیا پیچیده بود، در نجف اشرف نیز اقامت داشت. وی با خاندان شرف الدین نسبت فامیلی داشت، و در خانه سید عبدالحسین در صور جلسه هایی دینی را برگزار کرد و شخصیتها و علمای مهمی در آن جلسات حضور یافتند. دیدارهای صدر با مراجع دین و شهروندان در صور و مناطق اطراف آن و همچنین جبل عامل، باعث افزایش هواداران و حامیانش شد.درگذشت مرجع عالیقدر شرف الدین در سال 1958 خلا بزرگی را ایجاد کرد، به همین دلیل گروه های فعال شیعه با توجه به شخصیت تأثیرگذار صدر، از این عالم 30 ساله خواستند به لبنان بیاید و مرجعیت را برعهده بگیرد.با ورود امام موسی صدر به صور، افراد بسیاری جذب شخصیت و اخلاق خوب و سخنانش شدند، به صورتیکه خصوصیت ویژه و صبر و بردباری او باعث شد حتی دشمنانش –که به سرعت به مخالفت با او پرداختند، و در رأس آنان آل الاسعد و علمای نزدیک به آنها قرار داشت- جذب او شدند، و موضوع جالب این بود که فؤاد شهاب که با او ب ...

ادامه مطلب  

تدبیر امام رضا(ع) سیاست مامون را بازیچه ای کودکانه کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار اندیشه خبرگزاری شبستان، در کتاب «انسان 250 ساله» براساس بیانات مقام معظم رهبری پیرامون سبک زندگی امام رضا(ع) آمده است:سیاست ولیعهدی مأمون از پختگی و عمق بی نظیری برخوردار بود، اما آن سوی دیگرِ این صحنه نبرد، امام رضا(ع) است و همین است که علی رغم زیرکی شیطنت آمیز مأمون، تدبیر پخته و همه جانبه او را به حرکتی بی اثر و بازیچه ای کودکانه بدل می کند.چنان که مشاهده می شود، این تدبیر به قدری پیچیده و عمیق است که یقیناً هیچکس جز مأمون نمی توانست آن را به خوبی هدایت کند و بدین جهت بود که دوستان و نزدیکان مأمون، از ابعاد و جوانب آن بی خبر بودند. از برخی گزارش های تاریخی چنین بر می آید که حتی فضل بن سهل، وزیر و فرمانده کل و مقرب ترین فرد دستگاه خلافت نیز از حقیقت و محتوای این سیاست، بی خبر بوده است. مأمون حتی برای اینکه هیچگونه ضربه ای بر هدف های وی از این حرکت پیچیده وارد نیاید، داستان های جعلی برای علت و انگیزه این اقدام می ساخت و به این و آن می گفت. حقاً باید گفت سیاست مأمون از پختگی و عمق بی نظیری برخوردار بود، اما آن سوی دیگرِ این صحنه نبرد، امام علی بن موسی الرضا است و همین است که علی رغم زیرکی شیطنت آمیز مأمون، تدبیر پخته و همه جانبه او را به حرکتی بی اثر و بازیچه ای کودکانه بدل می کند. مأمون با قبول آن همه زحمت و با وجود سرمایه گذاری عظیمی که در این راه کرد از این عمل نه تنها طَرفی برنَبست (بهره ای نبرد) بلکه سیاست او به سیاستی بر ضد او بدل شد. تیری که با آن، اعتبار و حیثیت و مدّعاهای امام علی بن موسی الرضا را هدف گرفته بود، خودِ او را آماج قرار داد، به طوری که بعد از گذشت مدتی کوتاه، ناگزیر شد همه تدابیر گذشته خود را کأن لم یکن (گویی هرگز وجود نداشته است) شمرده، بالاخره همان شیوه ای را در برابر امام در پیش بگیرد که همه گذشتگانش در پیش گرفته بودند، یعنی «قتل»، و مأمون که در آرزوی چهره قداست مآبِ خلیفه ای موجه و مقدس و خردمند، اینهمه تلاش کرده بود، سرانجام در همان مَزبله ای (زباله دان، جای ریختن زباله) که همه خلفای پیش از او در آن سقوط کرده بودند، یعنی فساد و فحشا و عیش و عشرت توأم با ظلم و کبر، فروغلتید. دریده شدن پرده ریای مأمون در زندگی پانزده ساله او، پس از حادثه ولیعهدی را در ده ها نمونه می توان مشاهده کرد که از جمله به خدمت گرفتن قاضی القضاتی فاسق و فاجر و عیاش همچون یحیی بن اَکثم و همنشینی و مجالست با عموی خواننده و خنیاگرش ابراهیم بن مهدی، و آراستن بساط عیش و نوش و پرده دری در دارالخلافه او در بغداد است. اکنون به تشریح سیاست ها و تدابیر امام علی بن موسی الرضا(ع) در این حادثه می پردازیم:1- هنگامی که امام را از مدینه به خراسان دعوت کردند، آن حضرت فضای مدینه را از کراهت و نارضایی خود پر کرد، به طوری که همه کس در پیرامون امام یقین کردند که مأمون با نیت سوء، حضرت را از وطن خود دور می کند. امام بدبینی خود به مأمون را با هر زبانِ ممکن به همه گوش ها رساند. در وداع با حرم پیغمبر، در وداع با خانواده اش هنگام خروج از مدینه، در طواف کعبه که برای وداع انجام می داد، با گفتار و رفتار، با زبان دعا و زبان اشک، بر همه ثابت کرد که این سفر، سفر مرگ اوست. همه کسانی که باید طبق انتظار مأمون نسبت به او خوش بین و نسبت به امام به خاطر پذیرشِ پیشنهاد او بدبین می شدند، در اولین لحظات این سفر دلشان از کینه مأمون که امام عزیزشان را اینطور ظالمانه از آنان جدا می کرد و به قتلگاه می برد لبریز شد. 2- هنگامی که در مرو پیشنهاد ولایتعهدی آن حضرت مطرح شد، حضرت به شدت استنکاف کردند و تا وقتی مأمون صریحاً آن حضرت را تهدید به قتل نکرد، آن را نپذیرفتند. این مطلب همه جا پیچید که علی بن موسی الرضا ولیعهدی و پیش از آن خلافت را که مأمون به او با اصرار پیشنهاد کرده بود، نپذیرفته است. دست اندرکاران امور که به ظرافتِ تدبیر مأمون واقف نبودند، ناشیانه عدم قبولِ امام را همه جا منتشر کردند، حتی فضل بن سهل در جمعی از کارگزاران و مأموران حکومت گفت، من هرگز خلافت را چنین خوار ندیده ام، امیر المؤمنین آن را به علی بن موسی الرضا تقدیم می کند و علی بن موسی دستِ رد به سینه او می زند. (الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد، ج 2، ص 260)خود امام از هر فرصتی، اجباری بودن این منصب را به گوش این و آن می رساند، همواره می گفت، من تهدید به قتل شدم تا ولیعهدی را قبول کردم. طبیعی بود که این سخن همچون عجیب ترین پدیده سیاسی، دهان به دهان و شهر به شهر پراکنده شود و همه آفاق اسلام در آن روز یا بعدها بفهمند که در همان زمان که کسی مثل مأمون فقط به دلیل آنکه از ولیعهدی برادرش امین عزل شده است، به جنگی چند ساله دست می زند و هزاران نفر از جمله برادرش امین را به خاطر آن به قتل می رساند و سر برادرش را از روی خشم شهر به شهر می گرداند، کسی مثل علی بن موسی الرضا پیدا می شود که به ولیعهدی با بی اعتنایی نگاه می کند و آن را جز با کراهت و در صورت تهدید به قتل نمی پذیرد. مقایسه ای که از این رهگذر میان امام علی بن موسی الرضا و مأمون عباسی در ذهن ها نقش می بست، درست عکس آن چیزی را نتیجه می داد که مأمون به خاطر آن، این سرمایه گذاری را کرده بود. 3- با این همه علی بن موسی الرضا فقط بدین شرط ولیعهدی را پذیرفت که در هیچ یک از شئون حکومت دخالت نکند و به جنگ و صلح و عزل و نصب و تدبیر امور نپردازد و مأمون که فکر می کرد فعلاً در شروع کار، این شرط قابل تحمل است و بعدها به تدریج می توان امام را به صحنه فعالیت های خلافتی کشانید، این شرط را از آن حضرت قبول کرد. روشن است که با تحقق این شرط، نقشه مأمون نقش بر آب می شد و بیشترین هدف های او نابرآورده می گشت.امام در همان حال که نام ولیعهد داشت و قهراً از امکانات دستگاه خلافت نیز برخوردار می بود، چهره ای به خود می گرفت که گویی با دستگاه خلافت، مخالف و به آن معترض است، نه امری، نه نهی ای، نه تصدی مسئولیتی، نه قبول شغلی، نه دفاعی از حکومت و طبعاً نه هیچگونه توجیهی برای کارهای آن دستگاه. روشن است که عضوی در دستگاه حکومت که چنین با اختیار و اراده خود، از همه مسئولیت ها کناره می گیرد، نمی تواند نسبت به آن دستگاه صمیمی و طرفدار باشد. مأمون به خوبی این نقیصه را حس می کرد و لذا پس از آنکه کار ولیعهدی انجام گرفت بارها در صدد بر آمد امام را بر خلاف تعهد قبلی با لطائفُ الحِیَل (تدبیرها و چاره جویی های زیرکانه) به مشاغل خلافتی بکشاند و سیاست مبارزه منفیِ امام را نقض کند، اما هر دفعه امام هشیارانه نقشه او را خنثی می کرد. یک نمونه همان است که مُعمَّر بن خَلّاد از خود امام هشتم نقل می کند که مأمون به امام می گوید، اگر ممکن است به کسانی که از او حرف شنوی دارند در باب مناطقی که اوضاع آن پریشان است، چیزی بنویس و امام استنکاف می کند و قرار قبلی که همان عدم دخالت مطلق است را به یادش می آورد. نمونه بسیار مهم و جالب دیگر ماجرای نماز عید است که مأمون به این بهانه «که مردم قدر تو را بشناسند و دل های آنان آرام گیرد» امام را به امامت نماز عید دعوت می کند. امام استنکاف می کند و پس از اینکه مأمون اصرار را به نهایت می رساند، امام به این شرط قبول می کند که نماز را به شیوه پیغمبر و علی بن ابی طالب به جا آورد و آنگاه امام از این فرصت چنان بهره ای می گیرد که مأمون را از اصرار خود پشیمان می سازد و امام را از نیمه راه نماز بر می گرداند، یعنی به ناچار ضربه دیگری بر ظاهر ریاکارانه دستگاه خود وارد می سازد. (الارشاد المفید، ترجمه رسولی محلاتی، ج 2، ص 257 و 258)4- اما بهره برداری اصلی امام از این ماجرا بسی از اینها مهمتر است. امام با قبول ولیعهدی، دست به حرکتی می زند که در تاریخ زندگی ائمه پس از پایان خلافت اهل بیت در سال چهلم هجری تا آن روز و تا آخر دوران خلافت بی نظیر بوده است و آن برملا کردن داعیه امامت شیعی در سطح عظیم اسلام و دریدن پرده غلیظ تقیّه و رساندن پیام تشیع به گوش همه مسلمان هاست. تریبون عظیم خلافت در اختیار امام قرار گرفت و امام در آن، سخنانی را که در طول یکصد و پنجاه سال جز در خفا و با تقیّه و به خصیصین (افراد بسیار خاص) و یاران نزدیک گفته نشده بود، به صدای بلند فریاد کرد و ...

ادامه مطلب  

اهداف و زوایای سفر مقتدا صدر به عربستان  

درخواست حذف این مطلب
اما سفر روز یکشنبه هشتم مرداد ماه مقتدا صدر رهبر جریان صدر عراق به عربستان توجه بسیاری از ناظران امور تحلیلگران را به خود مشغول کرد. وی در جده مورد استقبال ثامر السبهان که اکنون در پست وزیر دولت سعودی در امور کشورهای خلیج فارس در وزارت خارجه عربستان کار می کند، قرار گرفت. جریان صدر در پارلمان عراق کرسی هایی دارد و گردانهای السلام یکی از مهمترین گروههای حشد شعبی ضد داعش محسوب می شود. وی قبلا نیز در سال ۲۰۰۶ به عربستان رفته است.جریان صدر در داخل عراق جریانی مهم است و علاوه بر اینکه این جریان به رهبری مقتدا صدر با سپاه المهدی در برابر اشغالگران آمریکایی جنگیده است در جنگ با داعش نیز در قالب گردانهای صلح به ویژه در سامرا و استان صلاح الدین مشارکت کرده است.مقتدا صدر به گونه ای کوشیده است که خود را متوازن و در عین حال فعال نشان دهد هم در دولت حضور داشته است و هم در جریان اعتراضات بغداد، طرفداران وی مشارکت داشتند.اما فعالیت های کنونی جریان صدر را شاید به گونه ای بتوان در راستای جستجو برای یافتن نقش پس از مرحله آزادسازی موصل دانست که همه جریان ها و گروههای عراقی و منطقه ای به آن توجه خاصی دارند. در فاصله مانده تا انتخابات پارلمان عراق گروههای سیاسی تحرکات خود را شدت بخشیده اند. مقتدا صدر در این میان کوشیده است که روابط متوازنی با کردها، ائتلاف علاوی و سیاستمداران سنی عراق داشته باشد.در این میان عربستان سعودی شاید پس از شکست در پرونده های سوریه و یمن به دنبال بازنگری در برخی پرونده ها باشد. آل سعود تاکنون به اهداف خود در یمن نرسیده است و در سوریه نیز گروههای مورد حمایت آن راه به جایی نبرده اند و از سویی حشد شعبی عراق در موصل و دیگر مناطق دستاورهای درخشانی داشته است.به اعتقاد تحلیلگران عربستان که در عراق پس از سال ۲۰۰۳ دخالت مخرب داشته است نتوانست از این سیاست های مخرب نتیجه ای بگیرد. سعودی ها شاید پس از شکستی که در یمن متحمل شده اند و بی نتیجه بودن سیاست های خود به این جمع بندی رسیده اند که سیاست های واقع بینانه ای اتخاذ کنند.مقتدا صدر مواضع مهمی ضد سعودی ها ایفا کرده است که از جمله آن می توان به درخواست تعطیل سفارت عربستان در بغداد در اعتراض به اعدام آیت الله شیخ نمر النمر و انتقاد شدید وی از دخالت نظامی سعودی ها در سرکوب ملت بحرین یاد کرد.الاخبار درباره این سفر نوشته است: «مقتدا صدر بمب سیاسی از نوع سنگین هنگامی میهمان مسئولان ارشد سعودی شد، منفجر کرد در سفری که به اعتقاد آگاهان امور سیاسی عراق علنی شده است. با وجود اینکه مقدمات سفر طی روزهای گذشته مخفی بوده است حتی داخل جریان صدر از بیم اینکه به بیرون درز کند اما این سفر اتفاقی نیست و در راستای تلاش های طولانی میان ریاض و الحنانه(مکان اقامت صدر در نجف) است.این رسانه می نویسد: سفر صدر رسمی نیست و سفر وی در قالب یک رهبر عراقی است و اگر برخی سعی دارند که سفر وی را با حیدر العبادی نخست وزیر عراق به عربستان در یک ماه قبل مقایسه کنند این فرق می کند. سفر العبادی با هماهنگی همه طرف های منطقه ای و تلاشی برای این بود که بغداد در محور بندی های منطقه ای نیست. العبادی سفرش را به عربستان با هماهنگی تهران انجام داد.الاخبار در ادامه نوشت: دو سال قبل طرفداران صدر در بغداد علیه ایران شعار دادند و مقتدا صدر برای توجیه جهل برخی طرفدارانش سریعا به تهران سفر کرد. ثامر السبهان که حدود یکسال قبل سفیر سعودی ها در عراق بود و از عراق بیرون رانده شد استقبال گرمی در فرودگاه ملک عبدالعزیز جده از وی به عمل آورد. این استقبال نشان دهنده روابط گرم میان این دو و علنی کردن آن است.این رسانه لبنانی آورده است: شایان ذکر است که روابط سری آنها در عراق شروع شده و در سفر اخیر صدر به بیروت تحکیم شد و دو طرف نشست هایی در سفارت عربستان در پایتخت لبنان داشتند. علاوه بر آن سفر هیئت های صدر به دو پایتخت عربی در راستای هماهنگی ریاض-حنانه است. شاید ریاض خواسته است که با فرستادن السبهان به استقبال از مقتدا صدر قبل از دیدارش با محمد بن سلمان، ایران را تحریک کند و وانمود کند که عراق وارد مرحله مورد نظر عربستان در برابر ایران شده است.الاخبار می نویسد: احتمالا مقتدا صدر با مسئولان سعودی قانون انتخابات را بررسی کند به ویژه پس از ائتلاف با ایاد علاوی فرد نزدیک به ریاض. این دو قصد دارند که کرسی زیادی را به خود اختصاص دهند و گذشته از آن مقتدا صدر به دنبال یافتن منبع مالی است و این همان خواسته سعودی هاست که به دنبال یافتن فرد شیعی هستند که حضوری قوی در عراق داشته باشد. هدف سعودی مقابله با ایران است.این رسانه نوشت: اما چرا زمان کنونی را مقتدا صدر برای سفر انتخاب کرده است. برخی رهبران عراق از آن تعجب نکرده اند اما برخی دیگر شگفت زده شده اند زیرا در حال حاضر آل سعود در حال سرکوب مردم العوامیه در شرق عربستان است و گذشته از آن حملات سعودی ها به نیروهای حشد شعبی عراق که در بازپس گیری مناطق بسیاری از عراق نقش داشته اند، ادامه دارد. شاید پس از سفر نوری المالکی به روسیه و دیدار وی با ولادیمیر پوتین رئیس جمهور این کشور، مقتدا صدر خواسته این موضوع را مورد تاکید قرار دهد که حامیان وی از محور ایران و متحدانش نیستند بلکه محور عربی به رهبری عربستان است.الاخبار می افزاید: بر اساس گزارش های رسیده به الاخبار، مقتدا صدر هنگام بازگشت از عربستان خطابه ای آتشین ضد متحدان ایران و حشد شعبی خواهد داشت. وی خواهد کوشید که به اعتراضات دامن بزند و حشد شعبی را منحل کند. مقتدا صدر به دنبال تفوق بر افراد جدید اشاره به عمار حکیم جریان حکمت ملی است. فتنه بغداد ...

ادامه مطلب  

بنی صدر از صعود تا سقوط  

درخواست حذف این مطلب
امام خمینی می فرماید:آن روزی که من احساس خطر برای جمهوری اسلامی بکنم آن روز این طور نیست که باز بنشینم نصیحت کنم دست همه را قطع خواهم کرد. سخنرانی امام خمینی (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حب الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی صدر از جمله تخلف بنی صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بد بینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی صدر به اعمال طاغوت، پیش بینی می کردند.اولین انتخابات ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی ایران، ۳ ماه بعد از استعفای بازرگان در پنجم بهمن ماه ۱۳۵۸ برگزار شد که حدود ۲۱ میلیون نفر واجد شرایط شرکت در این انتخابات بودند که از این میزان ۱۴ میلیون نفر معادل ۴۲/۶۷ درصد از واجدین شرایط در اولین انتخابات ریاست جمهوری، رأی های خود را به صندوق ریختند.در این انتخابات، ۱۲۴ نامزد ریاست جمهوری بودند که در این بین، ابوالحسن بنی صدر توانست با کسب ۱۱ میلیون رأی بر رقبای خود پیروز شود، و بدین ترتیب وی از ۱۵ بهمن ۵۸ لغایت ۱ تیر ۶۰ به مدت ۱۶ ماه مسئولیت اداره کشور را به دست گرفت.تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط امام خمینی (ره)رهبر کبیر انقلاب در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۳۵۸ طی حکمی، ریاست جمهوری را به بنی صدر تنفیذ فرمودند که قسمتهایی از این حکم امام خمینی(ره) قابل تامل است: تنفیذ و نصب اینجانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران... از قشرهای مختلف ، خصوصا متفکران و اندیشمندان و احزاب اسلامی و سیاسی و قوای نظامی می خواهم با حسن نیت از ایشان و دولت اسلامی پشتیبانی نمایند و از تفرقه و اختلاف و کارشکنی بپرهیزند و تا ایشان بر محور عدل اسلامی عمل می کند و جانبدار مستمندان و مستضعفان هستند و از اعمال شبه طاغوت اجتناب می کند از همکاری و معاونت دریغ ننمایند.سخنرانی امام خمینی (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حب الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی صدر از جمله تخلف بنی صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بد بینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی صدر به اعمال طاغوت، پیش بینی می کردند.اغتشاشات داخلی و حمایت امام از دولت به همراه انتقاد و گله۱۷ شهریور ۵۹ بنی صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونین در میدان شهدای تهران سخنرانی کرد و روند بحران و تشنج را به طور علنی و آشکار پی گرفت؛ روندی که از ابتدای تابستان ۵۹ با افزایش تهاجم به شخصیت های محوری حزب جمهوری اسلامی و متهم کردن آیت به طرح توطئه براندازی رئیس جمهور و نسبت دادن این ماجرا به حزب جمهوری اسلامی و مانع تراشی در کار معرفی نخست وزیر و پافشاری در ممانعت از نخست وزیری «محمدعلی رجایی» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحریک آمیز و جوسازی و پرونده بازی و افشاگری های بی امان در روزنامه «انقلاب اسلامی» شتاب و شدت گرفت.در این روز، بنی صدر جبهه گیری و صف آرایی علنی خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوری اسلامی و در یک کلمه خط امام، به میان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد.امام در یک سخنرانی بسیار مهم برای اولین بار، صریح تر از پیش به بررسی مسائل داخلی، جنگ های جناحی و صف بندی گروه ها پرداختند و با لحنی گله آمیز، ضرورت حیاتی وحدت را در وضعیت خطیر و پرالتهاب آن روز یادآور شدند.۲۸ آبان ۵۹ روز عاشورا بود؛ سیل جمعیت به میدان آزادی ریخته تا بشنود که این بار بنی صدر بعد از بیانات دو روز پیش امام و تعیین دقیق مرزها و معیارها در آن چه می گوید؛ امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسین(ع) باشد و بس، اما ناگاه بنی صدر پیدایش شد و هوادارانش هم از جلوی جایگاه سر و دست جنباندند و همچون پیش، سوت و کف زدند و حرمت این روز را شکستند.نماز جمعه روز ۷ آذر ۵۹، زیر رگبار تند باران برگزار شد؛ بیانات آقای خامنه ای امام جمعه تهران آن روزها عطر و بوی جبهه های جنوب را می داد که از آنجا باز آمده بودند که این بیانات در تهران آلوده به سیاست زدگی ها، طراوات می افشاند.این بار ایشان سکوت چند ماهه را شکستند و دردمندانه از حقایق ناگفته سیاسی و نظامی پرده برداشتند؛ از اهمال کاری ها و بی تدبیری هایی که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد، رویه مشکوک و غیرقابل توجیه رئیس جمهور در جایگاه فرماندهی کل قوا و اداره و سازماندهی جنگ که به نیروهای داوطلب سپاه و بسیج سلاح واگذار نمی شد، و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفتند و صبری که شاید یک روز به انتها برسد.میتینگ نهضت آزادی روز ۱۸ اسفند ۵۹ برگزار شد؛ این میتینگ به منزله یکی از نقاط عطف در آشکار شدن پیوند لیبرال ها و منافقین پشت سر بنی صدر در مقابل جریان اصیل خط امام بود؛ این تجمع در استادیوم امجدیه و با سخنرانی چهره های شاخص نهضت آزادی مانند مهندس بازرگان، دکتر یزدی، دکتر سحابی و مهندس صباغیان برگزار شد؛ اعتراض به عملکرد اکثریت خط امامی مجلس، یکی از محورهای صحبت هر سه نماینده نهضت آزادی بود.۲۲ بهمن ۵۹، تهران و دیگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگیری های خیابانی می شود و عرصه سیاسی رو به تشنج و بحران می رود؛ خشونت چماق به دستان ضد چماق داری و ارتجاع! در روز ۱۸ بهمن در میدان آزادی ۱ کشته و ۱مجروح به جا گذاشت؛ عناصر گروهک فدائیان اقلیت با پنجه بکس و چماق و چاقو به جان مردم افتادند.میتینگی در دانشگاه تهران، روز ۱۴ اسفند ۵۹ به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق، به صحنه بزرگ و بی سابقه ای از صف آرایی و رودررویی جبهه ائتلافی ضد انقلاب، چپ های آمریکایی و گارد شبه نظامی بنی صدر با مردم و توده های انقلاب و مدافع خط امام تبدیل شد.جمعیتی عظیم سراسر دانشگاه، زمین چمن و خیابان های اطراف را در بیرون فرا گرفته بود؛ جمعیت مثل انبار باروتی بود و هر لحظه امکان داشت با یک جرقه مشتعل شود؛ در جلوی پایگاه سخنرانی، دختر و پسر جوانانی حضور داشتند که نظم و هماهنگی در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس های متحدالشکل شان نشان گر یک انسجام تشکیلاتی از پیش سازماندهی شده بود و به نظر می آمد که غالب آنان از اعضای شبه نظامی مجاهدین خلق(منافقین) هستند؛ در وسط زمین چمن پلاکاردهایی با این نوشته ها به چشم می خورد، «چوب، چماق، شکنجه، دیگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خیز، حزب شده رستاخیز»پوسترهایی از دکترمصدق در میان جمعیت خودنمایی می کرد؛ در خارج از دانشگاه و خیابان های جنوبی و شرقی زمین، گروه مخالف بنی صدر و معتقدان به خط امام شعارهایی با این عناوین سر می دادند، «ابوالحسن پینوشه، ایران شیلی نمی شه»، « مرگ بر لیبرال»، «تا مرگ شاه دوم، نهضت ادامه دارد» و پلاکاردهایی از تصاویر و بیانات امام خمینی بر ضد ملی گرایان، به دست آنها بود؛ ناگهان جوانی در میان جمعیت به سوی چند دختر چادری که عکس های امام را به دست داشتند یورش برد و این عکس ها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعیتی که شاهد صحنه بود، با کف زدن از این هتاکی او تجلیل به عمل آورد؛ دیگر، کار از دشمنی با حزب جمهوری و دکتر بهشتی و یاران امام گ ...

ادامه مطلب  

بنی صدر از صعود تا سقوط/هدایت تا آخرین حد ممکن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، سخنرانی امام خمینی (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حب الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی صدر از جمله تخلف بنی صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بد بینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی صدر به اعمال طاغوت، پیش بینی می کردند. اولین انتخابات ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی ایران، 3 ماه بعد از استعفای بازرگان در پنجم بهمن ماه 1358 برگزار شد که حدود 21 میلیون نفر واجد شرایط شرکت در این انتخابات بودند که از این میزان 14 میلیون نفر معادل 42/67 درصد از واجدین شرایط در اولین انتخابات ریاست جمهوری، رأی های خود را به صندوق ریختند.در این انتخابات، 124 نامزد ریاست جمهوری بودند که در این بین، ابوالحسن بنی صدر توانست با کسب 11 میلیون رأی بر رقبای خود پیروز شود، و بدین ترتیب وی از 15 بهمن 58 لغایت 1 تیر 60 به مدت 16 ماه مسئولیت اداره کشور را به دست گرفت.تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط امام خمینی (ره)رهبر کبیر انقلاب در تاریخ 15 بهمن 1358 طی حکمی، ریاست جمهوری را به بنی صدر تنفیذ فرمودند که قسمتهایی از این حکم امام خمینی(ره) قابل تامل است: تنفیذ و نصب اینجانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران... از قشرهای مختلف ، خصوصا متفکران و اندیشمندان و احزاب اسلامی و سیاسی و قوای نظامی می خواهم با حسن نیت از ایشان و دولت اسلامی پشتیبانی نمایند و از تفرقه و اختلاف و کارشکنی بپرهیزند و تا ایشان بر محور عدل اسلامی عمل می کند و جانبدار مستمندان و مستضعفان هستند و از اعمال شبه طاغوت اجتناب می کند از همکاری و معاونت دریغ ننمایند. سخنرانی امام خمینی (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حب الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی صدر از جمله تخلف بنی صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بد بینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی صدر به اعمال طاغوت، پیش بینی می کردند.اغتشاشات داخلی و حمایت امام از دولت به همراه انتقاد و گله17 شهریور 59 بنی صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونین در میدان شهدای تهران سخنرانی کرد و روند بحران و تشنج را به طور علنی و آشکار پی گرفت؛ روندی که از ابتدای تابستان 59 با افزایش تهاجم به شخصیت های محوری حزب جمهوری اسلامی و متهم کردن آیت به طرح توطئه براندازی رئیس جمهور و نسبت دادن این ماجرا به حزب جمهوری اسلامی و مانع تراشی در کار معرفی نخست وزیر و پافشاری در ممانعت از نخست وزیری «محمدعلی رجایی» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحریک آمیز و جوسازی و پرونده بازی و افشاگری های بی امان در روزنامه «انقلاب اسلامی» شتاب و شدت گرفت.در این روز، بنی صدر جبهه گیری و صف آرایی علنی خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوری اسلامی و در یک کلمه خط امام، به میان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد.امام در یک سخنرانی بسیار مهم برای اولین بار، صریح تر از پیش به بررسی مسائل داخلی، جنگ های جناحی و صف بندی گروه ها پرداختند و با لحنی گله آمیز، ضرورت حیاتی وحدت را در وضعیت خطیر و پرالتهاب آن روز یادآور شدند. 28 آبان 59 روز عاشورا بود؛ سیل جمعیت به میدان آزادی ریخته تا بشنود که این بار بنی صدر بعد از بیانات دو روز پیش امام و تعیین دقیق مرزها و معیارها در آن چه می گوید؛ امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسین(ع) باشد و بس، اما ناگاه بنی صدر پیدایش شد و هوادارانش هم از جلوی جایگاه سر و دست جنباندند و همچون پیش، سوت و کف زدند و حرمت این روز را شکستند. نماز جمعه روز 7 آذر 59، زیر رگبار تند باران برگزار شد؛ بیانات آقای خامنه ای امام جمعه تهران آن روزها عطر و بوی جبهه های جنوب را می داد که از آنجا باز آمده بودند که این بیانات در تهران آلوده به سیاست زدگی ها، طراوات می افشاند.این بار ایشان سکوت چند ماهه را شکستند و دردمندانه از حقایق ناگفته سیاسی و نظامی پرده برداشتند؛ از اهمال کاری ها و بی تدبیری هایی که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد، رویه مشکوک و غیرقابل توجیه رئیس جمهور در جایگاه فرماندهی کل قوا و اداره و سازماندهی جنگ که به نیروهای داوطلب سپاه و بسیج سلاح واگذار نمی شد، و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفتند و صبری که شاید یک روز به انتها برسد. میتینگ نهضت آزادی روز 18 اسفند 59 برگزار شد؛ این میتینگ به منزله یکی از نقاط عطف در آشکار شدن پیوند لیبرال ها و منافقین پشت سر بنی صدر در مقابل جریان اصیل خط امام بود؛ این تجمع در استادیوم امجدیه و با سخنرانی چهره های شاخص نهضت آزادی مانند مهندس بازرگان، دکتر یزدی، دکتر سحابی و مهندس صباغیان برگزار شد؛ اعتراض به عملکرد اکثریت خط امامی مجلس، یکی از محورهای صحبت هر سه نماینده نهضت آزادی بود.22 بهمن 59، تهران و دیگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگیری های خیابانی می شود و عرصه سیاسی رو به تشنج و بحران می رود؛ خشونت چماق به دستان ضد چماق داری و ارتجاع! در روز 18 بهمن در میدان آزادی 1 کشته و 1مجروح به جا گذاشت؛ عناصر گروهک فدائیان اقلیت با پنجه بکس و چماق و چاقو به جان مردم افتادند. میتینگی در دانشگاه تهران، روز 14 اسفند 59 به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق، به صحنه بزرگ و بی سابقه ای از صف آرایی و رودررویی جبهه ائتلافی ضد انقلاب، چپ های آمریکایی و گارد شبه نظامی بنی صدر با مردم و توده های انقلاب و مدافع خط امام تبدیل شد.جمعیتی عظیم سراسر دانشگاه، زمین چمن و خیابان های اطراف را در بیرون فرا گرفته بود؛ جمعیت مثل انبار باروتی بود و هر لحظه امکان داشت با یک جرقه مشتعل شود؛ در جلوی پایگاه سخنرانی، دختر و پسر جوانانی حضور داشتند که نظم و هماهنگی در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس های متحدالشکل شان نشان گر یک انسجام تشکیلاتی از پیش سازماندهی شده بود و به نظر می آمد که غالب آنان از اعضای شبه نظامی مجاهدین خلق(منافقین) هستند؛ در وسط زمین چمن پلاکاردهایی با این نوشته ها به چشم می خورد، «چوب، چماق، شکنجه، دیگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خیز، حزب شده رستاخیز» پوسترهایی از دکترمصدق در میان جمعیت خودنمایی می کرد؛ در خارج از دانشگاه و خیابان های جنوبی و شرقی زمین، گروه مخالف بنی صدر و معتقدان به خط امام شعارهایی با این عناوین سر می دادند، «ابوالحسن پینوشه، ایران شیلی نمی شه»، « مرگ بر لیبرال»، «تا مرگ شاه دوم، نهضت ادامه دارد» و پلاکاردهایی از تصاویر و بیانات امام خمینی بر ضد ملی گرایان، به دست آنها بود؛ ناگهان جوانی در میان جمعیت به سوی چند دختر چادری که عکس های امام را به دست داشتند یورش برد و این عکس ها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعیتی که شاهد صحنه بود، با کف زدن از این هتاکی او تجلیل به عمل آورد؛ دیگر، کار از دشمنی با حزب جمهوری و دکتر بهشتی و یاران امام گذشته بود و خفاش ها مستقیماً پنجه بر آفتاب کشیدند؛ ساعت 15:40 بنی صدر ...

ادامه مطلب  

هشدار اتریش درباره عواقب لغو برجام از طرف آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق "سباستین کورس" وزیر امور خارجه اتریش در گفتگو با خبرگزاری این کشور درباره اوضاع منطقه ای و جهانی تحت ریاست جمهوری ترامپ گفت: با وجود اینکه برای یک ارزیابی نهایی درباره ریاست جمهوری ترامپ که تازه شروع شده است هنوز زود است اما آنچه که ما در چند هفته اول ریاست جمو ...

ادامه مطلب