پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | عکس نوشته و عکس پروفایل  

درخواست حذف این مطلب
پروفایل: امام رضا | عکس شهادت امام رضا (ع) | در شب شهادت امام رضا (ع) بسیاری از مشتاقان و ارادتمندان سلطان خراسان در مجالس عزاداری حضور می یابند. بسیاری نیز فضای مجازی را به صحنه عزاداری تبدیل کرده اند. پروفایل امام رضا در این ایام بسیار پرکاربرد شده است. در ادامه مجموعه عکس پروفایل در مورد شهادت امام رضا (ع) را مشاهده کنید. بیشتر بخوانید: مقاله امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن شهادت امام رضا (ع) .بیشتر ببینید: عکس پروفایل امام رضا (ع).بیشتر ببینید: عکس: امام رضا (ع).بیشتر بخوانید: متن: شهادت امام رضا (ع) .بیشتر بخوانید: متن مداحی: امام رضا (ع) .پروفایل امام رضاپروفایل امام رض ...

ادامه مطلب  

گفت وگو با «ابوحنیف»؛ جعبه سیاه امام موسی صدر باز می شود  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه سازندگی: ابوحنیف مشهور آن سال ها اگرچه در همه انتخابات مجلس از شهرهای مختلف کاندیدا شده، اما در فضای سیاسی فعلی چهره شناخته شده و مطرحی نیست. هر از گاهی یک تنه مجله ای چند صفحه ای به نام «والفجر» منتشر می کند و خودش در نماز جمعه پخش می کند و بدون این که نیاز به گرفتن مجوز احساس کند کتاب هایی هم درباره تاریخ انقلاب یا شخصیت هایی چون ابراهیم یزدی، مصطفی چمران و امام موسی صدر منتشر کرده است. خلاصه اگرچه 40 سال از انقلاب گذشته است، اما ابوحنیف هنوز همان روحیات چریکی زمان مبارزه را دارد و همچنان با همان مشی و روش عمل می کند.اصغر جمالی فرداز رابطه شما با شهید چمران و امام موسی صدر شروع کنیم و این که چطور با آنها آشنا شدید و چگونه به فعالیت های مبارزاتی و چریکی تمایل پیدا کردید؟- من در دانشگاه آلمان دانشجوی برق بودم. در سال 1973 آقای موسی صدر به دعوت خواهرزاده خود، صادق طباطبایی وارد آلمان شد و در مسجد آخن سخنرانی کرد. من در شهر کلن بودم و برای شرکت در این سخنرانی به آخن آمدم. در این سخنرانی بود که برای نخستین بار با نام قذافی آشنا شدم. آقای موسی صدر در این سخنرانی مطرح کردند که در لیبی فردی مسلمان و انقلابی حکومت را در دست گرفته و یک حکومت اسلامی برقرار شده است. سال 1975 دکتر چمران وارد آلمان شد و یک شب مهمان ما بود. در آن موقع من تصمیم داشتم به ظفار بروم. زمانی که چمران فهمید من قصد رفتن به ظفار را دارم، منصرفم کرد و گفت ظفاری ها عقاید مارکسیستی دارند و به صلاح نیست آنجا بروید.چرا قصد رفتن به ظفار را داشتید؟- اواسط دهه پنجاه ارتش ایران به کمک سلطان قابوس رفت تا مردم را قلع و قمع کند. در آن زمان من احساس کردم اگر بنا باشد علیه رژیم بجنگیم تنها یک جا وجود دارد و آن ظفار است و می توانیم هم از مردم آن منطقه دفاع کنیم و هم علیه شاه بجنگیم. جمله ای وجود داشت از سید قطب که می گفت: «آنانی که مسلمانند و بر علیه ظلم و ستم قد علم نمی کنند یا مسلمان نیستند یا منافق هستند یا بویی از اسلام نبرده اند.» من نیز تحت تاثیر این افراد قرار گرفته بودم و فکر می کردم باید به کمک مظلومین بشتابم. در صحبتی که با چمران داشتم نظرم تغییر کرد و در سال 1975 به لبنان رفتم.زمانی که به آنجا رسیدم، جنگ لبنان شروع شده بود و من با چمران و موسی صدر بیشتر آشنا شدم. در ابتدا موسی صدر با فلسطینی ها همسو بود و من به عضویت نیروی اَمَل در آمدم. ما در مرحله اول که پیروز شدیم بین یاسر عرفات و حافظ اسد اختلاف افتاد. حافظ اسد می خواست سیطره خود را در لبنان داشته باشد و یاسر عرفات هم قصد داشت این نفوذ را حفظ کند. این امر به جنگ جبل منجر شد و در نهایت به سقوط تل زعتر انجامید. از این مقطع به بعد موضع گیری های آقای موسی صدر به نفع انقلاب فلسطین نبود و به همین خاطر بخشی از نیروهای جنبش اَمَل به مرور از کنار او جدا شدند؛ از جمله من، حسن شبراق و ابوالهدی و ... که از اعضای تیم اَمَل بودیم دیگر با وی همراهی نداشتیم.در واقع چریک هایی که در آنجا فعالیت می کردند، با امام موسی رابطه چندانی نداشتند؟- کلا رابطه نداشتند. چمران بود و تعدادی از باند نهضت آزادی و افراد منفردی مانند من که برای مدتی به آنها پیوستیم و البته من هم به زودی جدا شدم.در آن زمان امام موسی بیشتر کارهای خدمات اجتماعی و فرهنگی را انجام می داد؟- طبیعی بود، وی این کارها را انجام می داد، اما چمران تصمیم گرفته بود مبارزه کند و آنجا پایگاه شود و هم برای لبنانی ها و هم برای ایران نیروها را جمع آوری کند.سید موسی صدرپس شما هم موافق این حرف جلال الدین فارسی هستید که امام موسی صدر در بین مبارزان لبنانی محبوبیت چندانی نداشت؟- جلال الدین فارسی فردی متفکر، منفرد و مغرور است و گاهی حرف هایی می زند که به آنها پایبند نیست و با در نظر گرفتن شرایط روز سخنانش را تغییر می دهد. جلال الدین فارسی، سید محمد صالح حسینی و حمید روحانی کسانی بودند که مواضع موسی صدر را می دانستند و با او همکاری نمی کردند. زمانی که من در اَمَل کار می کردم، طیف جلال الدین فارسی چندان به ما اعتماد نداشتند و در مقابل ما احساس راحتی نمی کردند؛ چرا که گمان می بردند ما اطلاعات را منتقل خواهیم کرد.از «شاه تا شمعون» کتابی است که در آن جلال الدین فارسی مواضع امام موسی صدر را نقد می کند. آقای صدر وقتی برای سخنرانی به کلیسایی در لبنان می رود از کشیش آنجا می خواهد که شما یکی از خطبه های نماز جمعه را بخوانید و باقی را ما می خوانیم. فارسی در کتابش نقد می کند و می گوید یک فرد مسلمان چنین کاری را نمی کند، چرا که خطیب نماز جمعه هم باید خطبه ها و هم دو رکعت نماز را بخواند تا نماز جمعه کامل شود. موسی صدر برای پیشبرد اهدافش از قذافی پول می گرفت و کمک های مادی و معنوی قذافیِ انقلابیِ آن زمان عاید موسی صدر می شد.جلال الدین فارسی در حرف هایش گفته که قذافی به او کمک نمی کرد؟- کمک کرده و شهید محمد منتظری مطرح می کند ما هر زمانی می خواستیم با قذافی رابطه برقرار کنیم از طریق موسی صدر این کار را می کردیم. به هر صورت ما در آنجا شاهد بودیم که کلاشینکف ها و دوشکاها و هاون هایی که وارد می شد از طرف قذافی بود و به دست اینها می رسید.بعدا بین بخشی از اَمَل و امام موسی صدر نیز انشقاق ایجاد شد؟- بله. بسیاری از نیروهای اَمَل رویگردان شدند؛ چرا که موضع ضد فلسطینی موسی صدر مشخص شد.این ادعای بزرگی است که شما بگویید امام موسی صدر ضد فلسطینی بود. آیا این سخن به اعتبار اعتقاد او به تعامل است؟- خیر، ایشان و دکتر چمران کاملا ضد فلسطینی بودند. خود موسی صدر جرأت چنین حرفی را نداشت اما اطرافیان و شاگردان او و همچنین اطرافیان چمران صراحتا مواضع ضد فلسطینی می گرفتند. سید محمد غروی برای من تعریف می کرد و می گفت: «زمانی که در نجف درس می خواندم عاشق فلسطینی ها بودم؛ اما وقتی که وارد لبنان شدم و حرکاتی از آنها دیدم، ضد فلسطینی شدم.» بزرگان این گروه که به موسی صدر نزدیک بودند به فلسطینی ها فحش می دادند. این مواضع بین دیگران انعکاس پیدا می کرد و من به عنوان عضو اَمَل ناچار به دفاع بودم. در این شرایط من سفری به آلمان داشتم و دانشجویان این کشور از من خواستند که تحلیلی از حوادث لبنان داشته باشم و چون مرد سیاست بازی نبودم، صادقانه قضایا را مطرح کردم.صادق طباطبایی که در آلمان بود با چمران تماس می گیرد و می گوید: «چه نشسته ای که یک ساواکی از طرف جلال الدین فارسی به آلمان آمده و در حال خراب کردن چهره شماست.» این در حالی است که من به عنوان عضو اَمَل به آلمان رفته بودم، ولی حقایقی را که در لبنان دیدم بازگو کردم و این امر برای طیف موسی صدر و چمران خوشایند نبود و در بازگشت مرا از مدرسه اخراج کردند. به این ترتیب من یک مبارز بدون پاسپورت و آواره در یک کشور خارجی شدم. در نتیجه با جناح محمد منتظری ارتباطاتم را افزایش دادم. در این زمان، من، خانم دباغ غرضی و ناصر آلاپوش در این جناح حضور داشتیم.از این زمان من به سراغ مطالعه و تحقیق در رابطه با جناح موسی صدر رفتم و از بیرون متوجه شدم که چقدر این فرد مشکل دارد. وقتی توسط مارونی ها دستگیر شدم مرا به هتلی بردند که موسی صدر هم آنجا بود، آنجا صحنه ای منقلب کننده را شاهد بودم تا آنجا که احساساتی شدم و قصد داشتم واکنش نشان دهم که چمران وارد شد و چهره مرا که دید، از آنجا خارج کرد و به دفترش برد. بعد از ماجرای سفر به آلمان دیگر رابطه ام با موسی صدر و چمران قطع شد. امام که به پاریس آمد، محمد منتظری از کویت با من تماس گرفت که به پاریس بروم و من با دو سه ساعت تاخیر خدمت امام رسیدم. از زمانی که امام وارد پاریس شد تا هنگامی که به تهران آمد، آقای چمران به هیچ عنوان به ملاقات ایشان نیامد.با ورود امام به ایران ارتباط من با این افراد به کلی به پایان رسیده بود و تنها یک بار در زمان بنی صدر، چمران را در ریاست جمهوری ملاقات کردم. در آن هنگام وزیر دفاع بود. آن موقع هواپیمایی در شمشک سقوط کرده بود و من برای پیگیری وضعیت آن به ریاست جمهوری رفته بودم، زمانی که چمران را دیدم، خواست من را در آغوش بگیرد که اجازه ندادم و در مورد وضعیت هواپیما سوال کردم. اگر یک مقدار حسابگر بودم و من هم در آغوشش می گرفتم وضعم الان خیلی بهتر بود. از آن زمان تا به امروز نهضت آزادی به عناوین مختلف علیه من لجن پراکنی کردند، از ابراهیم یزدی گرفته تا شخص بازرگان.از سال 58 که دیگر نهضت آزادی جایگاهی در معادلات قدرت ندارد پس زمانی که نهضت مغضوب واقع شد، شما می توانستید مقبول واقع شوید، چرا اینگونه نشد؟- این حرف از جهتی سخن درستی است، اما من از ابتدای فعالیتم و بعدها حضور در لبنان و ورود به ایران هرگز به دنبال قدرت و پست گرفتن نرفته ام.معمر قذافیارتباط تان با قذافی به چه صورت بود، این ارتباط چگونه و از کجا شکل گرفت؟- پس از وقوع انقلاب، زمانی که وارد ایران شدم، از طریق محمد منتظری وارد سپاه پاسداران شدم. در اثر سعایت نهضت آزادی و برخی از رفقای نادان، پدر محمد منتظری وی را در قم نگه داشت تا شلوغ نکند. محمد از آنجا با من تماس گرفت و گفت: «ابوحنیف، جلود به ایران آمده و از او مراقبت کن.» در آنجا من متوجه شدم که دولتی به نام لیبی و نخست وزیری به نام جلود وجود دارد و برای محافظت از وی به فرودگاه رفتم. زمانی که جلود وارد فرودگاه شد، چمران قصد داشت که جلود را گروگان بگیرد اما حسن خمینی چنان مشتی بر سینه چمران زد که او تلوتلو چند قدم به عقب رفت. قصد آنها از این گروگانگیری آزاد کردن امام موسی صدر بود. به هر صورت جلود به ایران آمد و خدمت امام و شهید بهشتی رفت و مذاکرات مختلفی داشت. من در ده دوازده روزی که جلود در ایران بود با او بودم.قبل از انقلاب هیچ ارتباطی با قذافی نداشتید؟- قبل از انقلاب من هیچ ارتباط و شناختی از قذافی و لیبی نداشتم و در مکتب قذافی هم رشد نکرده بودم. تمام تغذیه فکری من از طریق موسی صدر بود نه به وسیله قذافی.از طرفداری فکری و عملی از موسی صدر به ضد آن رسیدید؟- بله همین طور است، کما این که بسیاری از افراد هم با امام و نظام بودند و اکنون بر ضد آن هستند. موضوعاتی را مشاهده کردم که بر ضد ارزش های من بود و جدا شدم. زمانی که به ایران آمدیم با محمد منتظری و سپاه پاسداران کار می کردم. شهید نامجو، شهید کلاهدوز، شهید آیت و ابراهیم اسرافیلیان همه با جناح آقای محمد منتظری بودند و به من هم گفتند بیا و مسئول آموزش سپاه باش. گفتم بنده هرگز این کار را نمی کنم. چمران از اردیبهشت 58 به عنوان مسئول آموزش سپاه در یکی از کاخ های سلطنتی آموزش می داد و در کنار سپاه قرار گرفته بودتا این که سنجابی استعفا داد و ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه شد و آقای بازرگان، شهید چمران را به عنوان معاون امور انقلاب انتخاب کرد. از آن زمان تا هفتم مهر 1358 ایشان مشغول به کار بود که مسائل کردستان هم پیش آمد و چمران به آنجا رفت و در هفتم مهر 1358 آقای بازرگان حکم وزارت دفاع را به شهید چمران داد. هنگامی که ما چندین پرواز داشتیم و هواپیماها را گرف ...

ادامه مطلب  

صحبت های ظریف پیرامون رأی اعتماد و توهین نماینده  

درخواست حذف این مطلب
یک روز بعد از برگزاری جلسه رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزیران پیشنهادی کابینه دوازدهم به تالار آئینه در ساختمان سی تیر رفتیم تا مهمان دیپلماتی باشیم که روز یک شنبه با کسب ۲۲۶ رای موافق برای بار دوم در دولت تدبیر و امید سکاندار دستگاه دیپلماسی کشور شد.در چهار سال گذشته به عنوان وزیر امور خارجه ایام و ساعات پر تلاطمی را طی کرده و وزارت خانه متبوعش خبرسازترین دستگاه اجرایی کشور بوده است. رئیس جمهور از او به عنوان "برند" شناخته شده در دنیا یاد کرده و به طور قطع او و عملکردش در وزارت خارجه در رای مجدد مردم به حسن روحانی بسیار تاثیرگذار بوده است.دوران دوم صدارتش در وزارت خارجه را با ایجاد یک انقلاب ساختاری، موضوعی و بروکراتیک آغاز کرده است و می خواهد دستگاه دیپلماسی را به وزارتی کارشناس محور و چابک تر تبدیل کند.محمد جواد ظریف در گفت وگوی ۷۰ دقیقه ای خود با ایسنا، به سوالات ما در ارتباط با آخرین تحولات در عرصه سیاست خارجی کشور، منطقه، تغییر و تحولات ساختاری در دوره جدید، به کار گیری بانوان دیپلمات در عرصه های مدیریتی این وزارت خانه و حواشی جلسات رای اعتماد مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از نمایندگان به ما رای نمی دهند و همین هم شدوزیر امور خارجه دولت تدبیر و امید در پاسخ به سوالی در ارتباط با رای اعتماد روز یک شنبه نمایندگان مجلس به وی و ارزیابی اش از میزان رای موافق و مخالف نمایندگان به وی و این که فکر می کرد این میزان رای (۲۳۶) رای موافق را در مجلس داشته باشد؟ گفت: فکر نمی کردم بیش از این تعداد رای بیاورم به این دلیل که تعدادی از دوستان در مجلس با برنامه ها و دیدگاه های بنده موافق نبودند و مخالفت خود با این دیدگاه ها را به زبان های مختلف در طول این چهار سال که مسوولیت وزارت خارجه را برعهده داشته ام و هم چنین در جریان مذاکرات مجلس مطرح کرده اند.ظریف با بیان این که من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از دوستان به هیچ یک از ما دو نفر (زنگنه و ظریف) رای نمی دهند و همین تصور هم به واقعیت تبدیل شد، خاطرنشان کرد: البته بنده از تمام نمایندگان مجلس چه کسانی که به من رای منفی دادند و در مخالفت با برنامه های من صحبت کردند و چه نمایندگانی که در موافقت با این برنامه ها سخنرانی کرده و رای مثبت دادند، تشکر می کنم.این عضو دولت دوازدهم تصریح کرد: تا آن جا که اطلاع دارم تعداد قابل توجهی از نمایندگان که فکر کنم بیش از ۱۵۰ نفر بودند برای دفاع از بنده ثبت نام کرده بودند و این برای من باعث افتخار است. کسانی هم که مخالفت کردند به طور قطع قصدشان کمک به پیشبرد منافع ملی بوده و از آنها نیز تشکر می کنم.در جلسات رای اعتماد، نمایندگان بلوغ سیاسی شان را نشان دادندرئیس دستگاه دیپلماسی کشور خاطرنشان کرد: امسال دو جلوه زیبای مردم سالاری را در کشور مشاهده کردیم. اولین جلوه آن برگزاری باشکوه انتخابات ریاست جمهوری و حضور عزت مندانه مردم در آن بود، انتخاباتی که در منطقه بی نظیر و در دنیا کم نظیر است. مورد دوم همین جلسات رای اعتماد به کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بود. در جلسات رای اعتماد بحث های بسیار جدی مطرح شد و بحث ها اصلا وارد حوزه های احساسی و غیرضروری نشد. مباحث بر حوزه های کاری و تخصصی متمرکز بود و نمایندگان محترم مجلس به خوبی در این جلسات بلوغ سیاسی شان را نشان دادند و مباحث بسیار خوبی را مطرح کردند.وی با بیان این که در این روند جلوه مردم سالاری کشور به خوبی نشان داده شد و رسانه ها نیز اخبار را به خوبی پوشش دادند، گفت: در این فرآیند سند افتخار دیگری برای مردم این سرزمین رقم خورد.خوشحال تر می شدم اگر ...وزیر امور خارجه کشورمان با بیان این که من انتظار همین حدود آرا را داشتم، افزود: بسیار خوشحالم که ۱۲ وزیر دولت یعنی بیش از دو سوم وزیران پیشنهادی بالای ۲۲۵ رای گرفتند و خیلی خوشحال تر می شدم که برادر بزرگوارم مهندس بیطرف که واقعا یک شخصیت برجسته و بسیار اصولی هستند در این روند از رای اعتماد نمایندگان بهره مند می شد. ایشان درست است که از جناح اصلاح طلب هستند ولی فردی بسیار "اصولی" هستند.کاهش تعداد معاونت ها در وزارت خارجه ضرورتی قانونی بودظریف در پاسخ به این پرسش که به نظر شما انتقاداتی که نمایندگان مخالف تان در صحن علنی مجلس مطرح کردند منطبق با واقعیت بود؟ گفت: برخی از انتقادات مطرح شده در واقع پیشنهادهایی بود که اکنون در وزارت خارجه در حال پیگیری و اجرا است، از جمله این که آقای دکتر پورابراهیمی پیشنهاد ایجاد معاونت اقتصادی در وزارت خارجه را مطرح کردند، موضوعی است که اکنون در این وزارت خانه در حال پیگیری است و انشاءالله در چند هفته آینده این معاونت تاسیس می شود.وی با اشاره به نمودار سازمانی جدید وزارت خارجه تصریح کرد: این نمودار سازمانی چند روز پیش به امضای بنده و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی رسید. در این نمودار سازمانی جدید، علاوه بر این که معاونت اقتصادی ایجاد می شود، از تعداد معاونت های کنونی وزارت خارجه نیز کاسته می شود.وزیر امور خارجه با تاکید بر این که کم کردن تعداد معاونت ها در وزارت خارجه یک ضرورت قانونی بود و در برنامه پنجم توسعه وزارت امور خارجه موظف شده بود که مثل دیگر دستگاه ها تعداد معاونت های خود را به پنج عدد کاهش دهد، تصریح کرد: نمودار جدید سازمانی وزارت خارجه بر اساس تحقیق، تجربیات و مطالعه ساختارهای وزارت خارجه دیگر کشورها تدوین شده است. مجلس به ایجاد بخشی از این تغییرات تاکید داشت و از طرف دیگر برای کارآمدی هر چه بیش تر وزارت خارجه نیز باید این اتفاق می افتاد.ظریف ادامه داد: در چارت جدید تلاش کرده ایم لایه های سازمانی را کاهش دهیم، چراکه این احساس را داشتیم که فاصله بدنه کارشناسی وزارت خارجه با مدیران ارشد این وزارت خانه بسیار زیاد است. وزارت خارجه یک دستگاه کارشناس محور است و همین موضوع اقتضا می کرد که فاصله بین کارشناسان و مدیران ارشد کمتر شود تا آنها بتوانند با مدیران عالی وزارت خانه ارتباط بیش تری بگیرند، نظرات خود را بدون سانسور به آنها منتقل کنند و بازخورد نظرات خود را دریافت کنند.مردم و مجلس به دیدگاه های سیاسی برخی از نمایندگان "نه" گفتندوزیر امور خارجه کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: برخی از اظهارنظرهایی که از سوی نمایندگان مخالف در مجلس مطرح شد از نظر ما منطبق بر دیدگاه های سیاسی این دوستان بود، دیدگاهی که ما با آن موافق نیستیم و ظاهر قضیه هم این گونه است که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و هم چنین اکثریت جامعه با این دیدگاه ها موافق نیستند.وی ادامه داد: این سخن به این معنا نیست که نباید دیدگاه های مخالف مطرح شود، متاسفانه در همین راستا برخی از دوستان مطالبی را در مجلس مطرح کردند که کاملا خلاف واقع و غیر منصفانه بود. این ادعا مطرح شد که من می خواهم صدای مخالف را خاموش کنم، در حالی که به طور قطع همان طور که در مجلس هم گفتم این آخرین کاری خواهد بود که من انجام خواهم داد، چراکه به صورت جدی معتقد به چندصدایی هستم و اعتقاد دارم قدرت کنونی ایران در گرو وجود چندصدایی و جریان های مختلف در کشور است. مردم سالاری دینی موجود در کشور نیز مبتنی بر همین نگرش است. ممکن است برخی از نقدها و سخنان که منبعث از یک دیدگاه سیاسی خاص است را قبول نداشته باشیم، در هر حال در گذشته دیدگاهی خود را به جامعه عرضه کرد اما مردم در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری به آن نه گفتند با این حال به این معنا نیست که سخنان مخالف را نشنویم.از ذهنم پاک کردمظریف در پاسخ به این پرسش که در جریان سخنرانی در مجلس متوجه اظهارات توهین آمیز نماینده خرمشهر علیه خودش شد یا نه؟ گفت: متوجه نشدم که چه چیزی می گفتند. دیدم که یک هیاهویی در انتهای مجلس شکل گرفته ولی متوجه نشدم که چه می گویند و بیش تر تمرکز خود را بر این گذاشتم که به حرف هایم ادامه دهم و برنامه هایم را تشریح کنم. البته برادر عزیز و جانباز سرافراز کشورمان آقای سامری روز شنبه آمدند و با یکدیگر صحبت کردیم.وی ادامه داد: امیدوارم که این حادثه از ذهن ها محو شود و حتما من آن را از ذهنم پاک کرده ام.امیدوارم کمک کار مردم باشم نه باری بر دوش آنهااین عضو دولت دوازدهم در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آقای رییس جمهور روز یک شنبه در صحن علنی مجلس از شما به عنوان یک "برند" یاد کردند، نظرتان در این ارتباط چیست؟ گفت: آقای رییس جمهور در دو سخنرانی خود در صحن مجلس شورای اسلامی در جریان اعتماد به وزرا، بیش از حد انتظار و توقع به من محبت داشتند. همان طور که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته به من محبت زیادی داشته اند. خدا را شاکر هستم که چنین امکانی برای من فراهم شده است و از این دو بزرگوار نیز به خاطر لطف و محبت شان بسیار سپاسگزار هستم.رئیس دستگاه دیپلماسی کشور با تاکید بر اینکه من یک کارگزار نظام هستم و تلاش می کنم مسوولیت محول شده را با حداکثر توان محدودی که دارم به خوبی انجام دهم، اظهار کرد: خوشبختانه از همکاران خوبی برخوردار هستم و این لطف خداوند است و انشاءالله بتوانم از توانمندی آنها نهایت بهره را ببرم تا در نهایت منافع مردم به پیش رود.وزیر امور خارجه کشورمان افزود: امیدوارم که کمکی برای مردم باشیم نه اینکه باری بر دوش آنها شویم.سیاست های عربستان در منطقه به ضرر خودش تمام شده استدر تصمیم گیری های منطقه ای و بین المللی و عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر آنها، نیاز است هماهنگی بیش تری داشته باشیماین مقام عالی رتبه دستگاه وزارت امور خارجه در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا در ارتباط با روابط ایران و عربستان در دولت دوازدهم و این که چندی پیش در رسانه ها از زبان مقامات عراقی صحبت از این شد که عربستان درخواست کرده دولت بغداد بین دولت های تهران و ریاض میانجی گری کند اما بعد از آن این موضوع با توضیحات وزیر کشور عراق و همچنین تکذیب مقامات عربستانی روبه رو شد، تصریح کرد: ایران همواره خواهان روابط خوب با همسایگانش بوده است، اما معتقدیم که سیاست های عربستان در منطقه مخرب بوده و حتی به ضرر آن کشور تمام شده است.وی با تاکید بر این که سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه یک سیاست راهبردی در چارچوب اصولی مشخص است، خاطرنشان کرد: ما در ایران بر ایجاد یک منطقه امن، قدرتمند و همگرا تاکید داریم و تحقق چنین موضوعی را در راستای منافع ملی ایران و منطقه می دانیم. سیاست ایران در تعامل با کشورهای منطقه و عربستان در همین چارچوب بوده و تغییری نکرده است. البته نیاز است هماهنگی و انسجام بیش تری در کشور در ارتباط با تصمیم گیری ها در عرصه های منطقه ای و بین المللی و هم چنین عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر این عرصه ها داشته باشیم.ظریف در ادامه به حمله تعدادی از افراد خودسر به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در مشهد در سال ۹۴ اشاره کرد و گفت: این اقدام، اشتباه و تاسف برانگیز بود که خسارت های غیرقابل جبرانی را برای کشور در بحث روابط دوجانبه و همچنین عرصه منطقه ای و بین المللی ایجاد کرد. اقدامی که باعث ایجاد خدشه به شأن و وجهه ایران شد. همه مسوولان از این اتفاق ناراحت شدند. باید از انجام این گونه اتفاقات به صورت جدی در کشور جلوگیری کنیم و بر اساس سیاست اصولی و راهبردی که ایران در منطقه پیگیری می کند پیش برویم.زندانی اظهارنظرهای سیاسی نشویماگر عربستان در سیاست هایش در منطقه بازنگری کند با عکس العمل مثبت ایران روبه رو می شودرئیس دستگاه دیپلماسی کشور با اشاره به اخبار ضد و نقیض منتشر شده مبنی بر درخواست ریاض از عراق جهت میانجی گری بین ایران و عربستان تاکید کرد: هیچ گاه نباید زندانی اظهارنظرهای سیاسی به خصوص وقتی این اظهارنظرها رسانه ای می شوند و غیردقیق هستند، شویم.وی با بیان این که من بعد از سفر مقامات عراقی به عربستان با آنها گفت وگو کردم و می دانستم انعکاس رسانه ای برخی اظهارنظرها دقیق و کاملا منطبق با واقعیت ها نیست افزود: ما اعتقاد داریم عربستان باید در برخی از سیاست های خود تجدیدنظر و بازنگری کند و انجام این موضوع در راستای منافع ملی آن کشور خواهد بود. اگر این بازنگری انجام شود حتماً این امر با عکس العمل مثبت ایران روبه رو خواهد شد.عربستان باید نگرش های منطقه اش را تغییر دهدظریف در پاسخ به این پرسش که روز دوشنبه هفته جاری سخنگوی وزارت خارجه در اظهاراتی مطرح کردند که ایران اقداماتی را برای کاهش تنش با عربستان انجام داده و اکنون نوبت عربستان است که در این زمینه اقدام کند، اقدامات ایران در این زمینه چه بوده است؟ گفت: اقداماتی که ایران انجام داده از جنس گفتمانی است. ما همواره برای گفت وگو با عربستان آمادگی داشته ایم و آن را اعلام کرده ایم. همواره این آمادگی را داشته ایم که تمام تلاش خود را انجام دهیم که در منطقه برای حل بحران ها به یک راهکار سیاسی برسیم، در حالی که متاسفانه عربستان این گونه عمل نکرده و منافعش را در ایجاد تنش در منطقه جستجو کرده است.وی با تاکید مجدد بر این که نیاز است عربستان نگرش های منطقه ای اش را تغییر دهد، تصریح کرد: در چنین صورتی ما به مرحله ای می رسیم که امکان انجام اقدامات عملی در ارتباط با بهبود روابط دو کشور به وجود می آید.سفر دیپلمات های ایرانی و سعودی بعد از ایام حج انجام می شودوزیر امور خارجه در پاسخ به این که قرار بود هیاتی ازعربستان برای بازدید از سفارت خانه و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد به ایران سفر کند و هیاتی نیز از ایران برای بازدید از سفارت و کنسولگری کشورمان به عربستان سفر کند، این رفت و آمد انجام شد؟ اظهار کرد: ویزا برای دو طرف جهت انجام این سفر صادر شده است. منتظر هستیم که اقدامات نهایی انجام شود تا دیپلمات های دو کشور بتوانند از سفارت خانه ها و کنسولگری هایشان بازدید کنند و احتمالا این اتفاق به بعد از ایام حج موکول می شود.توپ در هیچ زمینی نیستظریف در پاسخ به این پرسش که در حاشیه نشست استانبول عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به سمت شما آمد و با شما دست داد، شما در مصاحبه با خبرنگاران این اقدام را امری عادی و دیپلماتیک عنوان کردید، نمی توان این تحلیل را داشت که وی با پیش قدم شدن در این موضوع می خواسته این تصور را به اذهان عمومی منتقل کند که عربستان برای کاهش تنش ها پیش قدم شده و توپ را در زمین تهران قرار داد؟ گفت: من نمی توانم افکار کسی از جمله او را بخوانم البته در این قضیه یک طرف دست نداد، من هم دست دادم و همان طور که گفتم این یک اقدام دیپلماتیک و عادی بود و توپ در هیچ زمینی نیست.وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرد: مهم این است که ما رفتارهای واقعی و سیاسی از عربستان ببینیم که نشان دهنده بازنگری این کشور در سیاست هایش در منطقه و روابط با تهران است. متاسفانه چنین چیزی را در حال حاضر نمی بینیم و رفتارهای کنونی عربستان حتی منافع آن کشور را تامین نمی کند. اکنون دو سال است که از حمله عربستان به یمن گذشته است و عربستان از این حمله نه تنها سودی نبرده بلکه بسیار ضرر کرده است. در مورد سوریه و بحرین هم این گونه است. امیدواریم هرچه سریع تر عقلانیت بر تصمیمات و رفتارهای سیاسی مقامات سعودی حاکم شود و آنها روش دیگری انتخاب کنند و به طور قطع در این حالت خواهند دید که ایران که خواهان ثبات و آرامش در کل منطقه و تک تک کشورها است، آمادگی اقدام متقابل دارد.وزیر امور خارجه کشورمان، در ارتباط با اعزام حجاج ایرانی به خانه خدا بعد از یک وقفه یک ساله که در این ارتباط ایجاد شده بود، گفت: در طول یک سال گذشته برادران خوب ما در بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت زحمات زیادی را در ارتباط با فراهم کردن زمینه جهت اعزام حجاج ایرانی به عربستان متقبل شدند. مذاکرات طولانی و دشواری را در این ارتباط انجام دادند و اکنون خوشحال هستیم که با تلاش این دوستان بار دیگر زمینه برای حضور هم وطنان مان در مکه مکرمه و مدینه منوره فراهم شده است.ظریف با بیان این که هیات کنسولی وزارت خارجه نیز در جریان برگزاری حج در عربستان در خدمت دوستان در بعثه مقام معظم رهبری، سازمان حج و زیارت و حجاج ایرانی انجام وظیفه می کند، ابراز امیدواری کرد که حجاج کشورمان با سربلندی و عزت این سفر معنوی را انجام دهند و با توشه ای معنوی همراه با سلامتی و سربلندی به کشور بازگردند.وی گفت: امیدواریم حجاج و خانواده هایشان از تجربه حج امسال راضی باشند و یقین داریم با تلاش دوستان در سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری این مهم محقق می شود.حضور توانمند ایران در منطقه با اقدامات نمایشی برخی کشورها خدشه دار نمی شود رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان در پاسخ به این پرسش که به تازگی شاهد سفرهای متعدد مقامات عراقی به عربستان بودیم و حتی سران برخی جریان های تشیع عراق نیز به عربستان و امارات سفر کردند، شما این تحلیل را قبول دارید که عربستانی ها با نزدیکی به دولت عراق و جریان تشیع به این کشور تلاش دارند آنها را از ایران دور کنند؟ اظهار کرد: نمی توانیم نیت خوانی کنیم؛ آن چه مهم است این که ما آن قدر در مورد خودمان و نقش مان در منطقه و نوع روابطی که با همسایگان مان داریم دارای خودباوری هستیم که نگران این گونه اقدامات نیستیم.ظریف با بیان این که تا کنون تلاش ها برای ایجاد فاصله بین ایران و کشورهای منطقه به نتیجه ای نرسیده و با شکست روبه رو شده است، افزود: ایران به دلیل واقعیت های ساختاری اش و همچنین سیاست های راهبردی ای که دنبال کرده حضوری مستحکم در منطقه دارد و با انجام اقدامات نمایشی از سوی برخی کشورها این موضوع دچار خدشه نمی شود.از اختلافات موجود بین کشورهای حاشیه خلیج فارس نگرانیموی با بیان این که بر اساس سیاست های راهبردی مان از تنشی که در روابط کشورهای خلیج فارس به وجود آمده ابراز نگرانی کرده و می کنیم، اظهار کرد: با وجود اختلافاتی که با هر دو طرف داریم از آنها خواسته ایم که اختلافات خود را با گفت وگو و مذاکره حل و فصل کنند و ما چنین نگاه راهبردی را در مورد روابط کشورهای منطقه با یکدیگر از جمله روابط عربستان و عراق داریم چراکه معتقدیم در منطقه این نیاز وجود دارد که کشورها از روابط خوبی با یکدیگر برخوردار باشند.عراقی ها برای لغو روادید با ایران به جمع بندی نرسیده اندظریف در درباره لغو صدور روادید میان ایران و عراق گفت: از طرف ما علاقه برای لغو و تسهیل صدور روادید میان ایران و عراق وجود دارد، اما در طرف عراقی جمع بندی کاملی در این زمینه ایجاد نشده است.برنامه مدونی برای ارتقاء و استفاده از زنان در سطوح مدیریتی کشور وجود نداشته است وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگر گفت وگویش ب ...

ادامه مطلب  

صحبت های ظریف پیرامون رأی اعتماد و توهین نماینده  

درخواست حذف این مطلب
یک روز بعد از برگزاری جلسه رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزیران پیشنهادی کابینه دوازدهم به تالار آئینه در ساختمان سی تیر رفتیم تا مهمان دیپلماتی باشیم که روز یک شنبه با کسب ۲۲۶ رای موافق برای بار دوم در دولت تدبیر و امید سکاندار دستگاه دیپلماسی کشور شد.به گزارش شفاف، در چهار سال گذشته به عنوان وزیر امور خارجه ایام و ساعات پر تلاطمی را طی کرده و وزارت خانه متبوعش خبرسازترین دستگاه اجرایی کشور بوده است. رئیس جمهور از او به عنوان "برند" شناخته شده در دنیا یاد کرده و به طور قطع او و عملکردش در وزارت خارجه در رای مجدد مردم به حسن روحانی بسیار تاثیرگذار بوده است.دوران دوم صدارتش در وزارت خارجه را با ایجاد یک انقلاب ساختاری، موضوعی و بروکراتیک آغاز کرده است و می خواهد دستگاه دیپلماسی را به وزارتی کارشناس محور و چابک تر تبدیل کند.محمد جواد ظریف در گفت وگوی ۷۰ دقیقه ای خود با ایسنا، به سوالات ما در ارتباط با آخرین تحولات در عرصه سیاست خارجی کشور، منطقه، تغییر و تحولات ساختاری در دوره جدید، به کار گیری بانوان دیپلمات در عرصه های مدیریتی این وزارت خانه و حواشی جلسات رای اعتماد مجلس شورای اسلامی پاسخ داد.من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از نمایندگان به ما رای نمی دهند و همین هم شدوزیر امور خارجه دولت تدبیر و امید در پاسخ به سوالی در ارتباط با رای اعتماد روز یک شنبه نمایندگان مجلس به وی و ارزیابی اش از میزان رای موافق و مخالف نمایندگان به وی و این که فکر می کرد این میزان رای (۲۳۶) رای موافق را در مجلس داشته باشد؟ گفت: فکر نمی کردم بیش از این تعداد رای بیاورم به این دلیل که تعدادی از دوستان در مجلس با برنامه ها و دیدگاه های بنده موافق نبودند و مخالفت خود با این دیدگاه ها را به زبان های مختلف در طول این چهار سال که مسوولیت وزارت خارجه را برعهده داشته ام و هم چنین در جریان مذاکرات مجلس مطرح کرده اند.ظریف با بیان این که من و آقای زنگنه این تصور را داشتیم که تعدادی از دوستان به هیچ یک از ما دو نفر (زنگنه و ظریف) رای نمی دهند و همین تصور هم به واقعیت تبدیل شد، خاطرنشان کرد: البته بنده از تمام نمایندگان مجلس چه کسانی که به من رای منفی دادند و در مخالفت با برنامه های من صحبت کردند و چه نمایندگانی که در موافقت با این برنامه ها سخنرانی کرده و رای مثبت دادند، تشکر می کنم.این عضو دولت دوازدهم تصریح کرد: تا آن جا که اطلاع دارم تعداد قابل توجهی از نمایندگان که فکر کنم بیش از ۱۵۰ نفر بودند برای دفاع از بنده ثبت نام کرده بودند و این برای من باعث افتخار است. کسانی هم که مخالفت کردند به طور قطع قصدشان کمک به پیشبرد منافع ملی بوده و از آنها نیز تشکر می کنم.در جلسات رای اعتماد، نمایندگان بلوغ سیاسی شان را نشان دادندرئیس دستگاه دیپلماسی کشور خاطرنشان کرد: امسال دو جلوه زیبای مردم سالاری را در کشور مشاهده کردیم. اولین جلوه آن برگزاری باشکوه انتخابات ریاست جمهوری و حضور عزت مندانه مردم در آن بود، انتخاباتی که در منطقه بی نظیر و در دنیا کم نظیر است. مورد دوم همین جلسات رای اعتماد به کابینه پیشنهادی رئیس جمهور بود. در جلسات رای اعتماد بحث های بسیار جدی مطرح شد و بحث ها اصلا وارد حوزه های احساسی و غیرضروری نشد. مباحث بر حوزه های کاری و تخصصی متمرکز بود و نمایندگان محترم مجلس به خوبی در این جلسات بلوغ سیاسی شان را نشان دادند و مباحث بسیار خوبی را مطرح کردند.وی با بیان این که در این روند جلوه مردم سالاری کشور به خوبی نشان داده شد و رسانه ها نیز اخبار را به خوبی پوشش دادند، گفت: در این فرآیند سند افتخار دیگری برای مردم این سرزمین رقم خورد.خوشحال تر می شدم اگر ...وزیر امور خارجه کشورمان با بیان این که من انتظار همین حدود آرا را داشتم، افزود: بسیار خوشحالم که ۱۲ وزیر دولت یعنی بیش از دو سوم وزیران پیشنهادی بالای ۲۲۵ رای گرفتند و خیلی خوشحال تر می شدم که برادر بزرگوارم مهندس بیطرف که واقعا یک شخصیت برجسته و بسیار اصولی هستند در این روند از رای اعتماد نمایندگان بهره مند می شد. ایشان درست است که از جناح اصلاح طلب هستند ولی فردی بسیار "اصولی" هستند.کاهش تعداد معاونت ها در وزارت خارجه ضرورتی قانونی بودظریف در پاسخ به این پرسش که به نظر شما انتقاداتی که نمایندگان مخالف تان در صحن علنی مجلس مطرح کردند منطبق با واقعیت بود؟ گفت: برخی از انتقادات مطرح شده در واقع پیشنهادهایی بود که اکنون در وزارت خارجه در حال پیگیری و اجرا است، از جمله این که آقای دکتر پورابراهیمی پیشنهاد ایجاد معاونت اقتصادی در وزارت خارجه را مطرح کردند، موضوعی است که اکنون در این وزارت خانه در حال پیگیری است و انشاءالله در چند هفته آینده این معاونت تاسیس می شود.وی با اشاره به نمودار سازمانی جدید وزارت خارجه تصریح کرد: این نمودار سازمانی چند روز پیش به امضای بنده و معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان امور اداری و استخدامی رسید. در این نمودار سازمانی جدید، علاوه بر این که معاونت اقتصادی ایجاد می شود، از تعداد معاونت های کنونی وزارت خارجه نیز کاسته می شود.وزیر امور خارجه با تاکید بر این که کم کردن تعداد معاونت ها در وزارت خارجه یک ضرورت قانونی بود و در برنامه پنجم توسعه وزارت امور خارجه موظف شده بود که مثل دیگر دستگاه ها تعداد معاونت های خود را به پنج عدد کاهش دهد، تصریح کرد: نمودار جدید سازمانی وزارت خارجه بر اساس تحقیق، تجربیات و مطالعه ساختارهای وزارت خارجه دیگر کشورها تدوین شده است. مجلس به ایجاد بخشی از این تغییرات تاکید داشت و از طرف دیگر برای کارآمدی هر چه بیش تر وزارت خارجه نیز باید این اتفاق می افتاد.ظریف ادامه داد: در چارت جدید تلاش کرده ایم لایه های سازمانی را کاهش دهیم، چراکه این احساس را داشتیم که فاصله بدنه کارشناسی وزارت خارجه با مدیران ارشد این وزارت خانه بسیار زیاد است. وزارت خارجه یک دستگاه کارشناس محور است و همین موضوع اقتضا می کرد که فاصله بین کارشناسان و مدیران ارشد کمتر شود تا آنها بتوانند با مدیران عالی وزارت خانه ارتباط بیش تری بگیرند، نظرات خود را بدون سانسور به آنها منتقل کنند و بازخورد نظرات خود را دریافت کنند.مردم و مجلس به دیدگاه های سیاسی برخی از نمایندگان "نه" گفتندوزیر امور خارجه کشورمان در ادامه خاطرنشان کرد: برخی از اظهارنظرهایی که از سوی نمایندگان مخالف در مجلس مطرح شد از نظر ما منطبق بر دیدگاه های سیاسی این دوستان بود، دیدگاهی که ما با آن موافق نیستیم و ظاهر قضیه هم این گونه است که تعداد زیادی از نمایندگان مجلس و هم چنین اکثریت جامعه با این دیدگاه ها موافق نیستند.وی ادامه داد: این سخن به این معنا نیست که نباید دیدگاه های مخالف مطرح شود، متاسفانه در همین راستا برخی از دوستان مطالبی را در مجلس مطرح کردند که کاملا خلاف واقع و غیر منصفانه بود. این ادعا مطرح شد که من می خواهم صدای مخالف را خاموش کنم، در حالی که به طور قطع همان طور که در مجلس هم گفتم این آخرین کاری خواهد بود که من انجام خواهم داد، چراکه به صورت جدی معتقد به چندصدایی هستم و اعتقاد دارم قدرت کنونی ایران در گرو وجود چندصدایی و جریان های مختلف در کشور است. مردم سالاری دینی موجود در کشور نیز مبتنی بر همین نگرش است. ممکن است برخی از نقدها و سخنان که منبعث از یک دیدگاه سیاسی خاص است را قبول نداشته باشیم، در هر حال در گذشته دیدگاهی خود را به جامعه عرضه کرد اما مردم در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری به آن نه گفتند با این حال به این معنا نیست که سخنان مخالف را نشنویم.از ذهنم پاک کردمظریف در پاسخ به این پرسش که در جریان سخنرانی در مجلس متوجه اظهارات توهین آمیز نماینده خرمشهر علیه خودش شد یا نه؟ گفت: متوجه نشدم که چه چیزی می گفتند. دیدم که یک هیاهویی در انتهای مجلس شکل گرفته ولی متوجه نشدم که چه می گویند و بیش تر تمرکز خود را بر این گذاشتم که به حرف هایم ادامه دهم و برنامه هایم را تشریح کنم. البته برادر عزیز و جانباز سرافراز کشورمان آقای سامری روز شنبه آمدند و با یکدیگر صحبت کردیم.وی ادامه داد: امیدوارم که این حادثه از ذهن ها محو شود و حتما من آن را از ذهنم پاک کرده ام.امیدوارم کمک کار مردم باشم نه باری بر دوش آنهااین عضو دولت دوازدهم در پاسخ به پرسشی مبنی بر این که آقای رییس جمهور روز یک شنبه در صحن علنی مجلس از شما به عنوان یک "برند" یاد کردند، نظرتان در این ارتباط چیست؟ گفت: آقای رییس جمهور در دو سخنرانی خود در صحن مجلس شورای اسلامی در جریان اعتماد به وزرا، بیش از حد انتظار و توقع به من محبت داشتند. همان طور که مقام معظم رهبری در چند سال گذشته به من محبت زیادی داشته اند. خدا را شاکر هستم که چنین امکانی برای من فراهم شده است و از این دو بزرگوار نیز به خاطر لطف و محبت شان بسیار سپاسگزار هستم.رئیس دستگاه دیپلماسی کشور با تاکید بر اینکه من یک کارگزار نظام هستم و تلاش می کنم مسوولیت محول شده را با حداکثر توان محدودی که دارم به خوبی انجام دهم، اظهار کرد: خوشبختانه از همکاران خوبی برخوردار هستم و این لطف خداوند است و انشاءالله بتوانم از توانمندی آنها نهایت بهره را ببرم تا در نهایت منافع مردم به پیش رود.وزیر امور خارجه کشورمان افزود: امیدوارم که کمکی برای مردم باشیم نه اینکه باری بر دوش آنها شویم.سیاست های عربستان در منطقه به ضرر خودش تمام شده استدر تصمیم گیری های منطقه ای و بین المللی و عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر آنها، نیاز است هماهنگی بیش تری داشته باشیماین مقام عالی رتبه دستگاه وزارت امور خارجه در بخش دیگری از گفت وگوی خود با ایسنا در ارتباط با روابط ایران و عربستان در دولت دوازدهم و این که چندی پیش در رسانه ها از زبان مقامات عراقی صحبت از این شد که عربستان درخواست کرده دولت بغداد بین دولت های تهران و ریاض میانجی گری کند اما بعد از آن این موضوع با توضیحات وزیر کشور عراق و همچنین تکذیب مقامات عربستانی روبه رو شد، تصریح کرد: ایران همواره خواهان روابط خوب با همسایگانش بوده است، اما معتقدیم که سیاست های عربستان در منطقه مخرب بوده و حتی به ضرر آن کشور تمام شده است.وی با تاکید بر این که سیاست جمهوری اسلامی ایران در منطقه یک سیاست راهبردی در چارچوب اصولی مشخص است، خاطرنشان کرد: ما در ایران بر ایجاد یک منطقه امن، قدرتمند و همگرا تاکید داریم و تحقق چنین موضوعی را در راستای منافع ملی ایران و منطقه می دانیم. سیاست ایران در تعامل با کشورهای منطقه و عربستان در همین چارچوب بوده و تغییری نکرده است. البته نیاز است هماهنگی و انسجام بیش تری در کشور در ارتباط با تصمیم گیری ها در عرصه های منطقه ای و بین المللی و هم چنین عملکردهای داخلی تاثیرگذار بر این عرصه ها داشته باشیم.ظریف در ادامه به حمله تعدادی از افراد خودسر به سفارت عربستان و کنسولگری این کشور در مشهد در سال ۹۴ اشاره کرد و گفت: این اقدام، اشتباه و تاسف برانگیز بود که خسارت های غیرقابل جبرانی را برای کشور در بحث روابط دوجانبه و همچنین عرصه منطقه ای و بین المللی ایجاد کرد. اقدامی که باعث ایجاد خدشه به شأن و وجهه ایران شد. همه مسوولان از این اتفاق ناراحت شدند. باید از انجام این گونه اتفاقات به صورت جدی در کشور جلوگیری کنیم و بر اساس سیاست اصولی و راهبردی که ایران در منطقه پیگیری می کند پیش برویم.زندانی اظهارنظرهای سیاسی نشویماگر عربستان در سیاست هایش در منطقه بازنگری کند با عکس العمل مثبت ایران روبه رو می شودرئیس دستگاه دیپلماسی کشور با اشاره به اخبار ضد و نقیض منتشر شده مبنی بر درخواست ریاض از عراق جهت میانجی گری بین ایران و عربستان تاکید کرد: هیچ گاه نباید زندانی اظهارنظرهای سیاسی به خصوص وقتی این اظهارنظرها رسانه ای می شوند و غیردقیق هستند، شویم.وی با بیان این که من بعد از سفر مقامات عراقی به عربستان با آنها گفت وگو کردم و می دانستم انعکاس رسانه ای برخی اظهارنظرها دقیق و کاملا منطبق با واقعیت ها نیست افزود: ما اعتقاد داریم عربستان باید در برخی از سیاست های خود تجدیدنظر و بازنگری کند و انجام این موضوع در راستای منافع ملی آن کشور خواهد بود. اگر این بازنگری انجام شود حتماً این امر با عکس العمل مثبت ایران روبه رو خواهد شد.عربستان باید نگرش های منطقه اش را تغییر دهدظریف در پاسخ به این پرسش که روز دوشنبه هفته جاری سخنگوی وزارت خارجه در اظهاراتی مطرح کردند که ایران اقداماتی را برای کاهش تنش با عربستان انجام داده و اکنون نوبت عربستان است که در این زمینه اقدام کند، اقدامات ایران در این زمینه چه بوده است؟ گفت: اقداماتی که ایران انجام داده از جنس گفتمانی است. ما همواره برای گفت وگو با عربستان آمادگی داشته ایم و آن را اعلام کرده ایم. همواره این آمادگی را داشته ایم که تمام تلاش خود را انجام دهیم که در منطقه برای حل بحران ها به یک راهکار سیاسی برسیم، در حالی که متاسفانه عربستان این گونه عمل نکرده و منافعش را در ایجاد تنش در منطقه جستجو کرده است.وی با تاکید مجدد بر این که نیاز است عربستان نگرش های منطقه ای اش را تغییر دهد، تصریح کرد: در چنین صورتی ما به مرحله ای می رسیم که امکان انجام اقدامات عملی در ارتباط با بهبود روابط دو کشور به وجود می آید.سفر دیپلمات های ایرانی و سعودی بعد از ایام حج انجام می شودوزیر امور خارجه در پاسخ به این که قرار بود هیاتی ازعربستان برای بازدید از سفارت خانه و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد به ایران سفر کند و هیاتی نیز از ایران برای بازدید از سفارت و کنسولگری کشورمان به عربستان سفر کند، این رفت و آمد انجام شد؟ اظهار کرد: ویزا برای دو طرف جهت انجام این سفر صادر شده است. منتظر هستیم که اقدامات نهایی انجام شود تا دیپلمات های دو کشور بتوانند از سفارت خانه ها و کنسولگری هایشان بازدید کنند و احتمالا این اتفاق به بعد از ایام حج موکول می شود.توپ در هیچ زمینی نیستظریف در پاسخ به این پرسش که در حاشیه نشست استانبول عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان به سمت شما آمد و با شما دست داد، شما در مصاحبه با خبرنگاران این اقدام را امری عادی و دیپلماتیک عنوان کردید، نمی توان این تحلیل را داشت که وی با پیش قدم شدن در این موضوع می خواسته این تصور را به اذهان عمومی منتقل کند که عربستان برای کاهش تنش ها پیش قدم شده و توپ را در زمین تهران قرار داد؟ گفت: من نمی توانم افکار کسی از جمله او را بخوانم البته در این قضیه یک طرف دست نداد، من هم دست دادم و همان طور که گفتم این یک اقدام دیپلماتیک و عادی بود و توپ در هیچ زمینی نیست.وزیر امور خارجه کشورمان تاکید کرد: مهم این است که ما رفتارهای واقعی و سیاسی از عربستان ببینیم که نشان دهنده بازنگری این کشور در سیاست هایش در منطقه و روابط با تهران است. متاسفانه چنین چیزی را در حال حاضر نمی بینیم و رفتارهای کنونی عربستان حتی منافع آن کشور را تامین نمی کند. اکنون دو سال است که از حمله عربستان به یمن گذشته است و عربستان از این حمله نه تنها سودی نبرده بلکه بسیار ضرر کرده است. در مورد سوریه و بحرین هم این گونه است. امیدواریم هرچه سریع تر عقلانیت بر تصمیمات و رفتارهای سیاسی مقامات سعودی حاکم شود و آنها روش دیگری انتخاب کنند و به طور قطع در این حالت خواهند دید که ایران که خواهان ثبات و آرامش در کل منطقه و تک تک کشورها است، آمادگی اقدام متقابل دارد.وزیر امور خارجه کشورمان، در ارتباط با اعزام حجاج ایرانی به خانه خدا بعد از یک وقفه یک ساله که در این ارتباط ایجاد شده بود، گفت: در طول یک سال گذشته برادران خوب ما در بعثه مقام معظم رهبری و سازمان حج و زیارت زحمات زیادی را در ارتباط با فراهم کردن زمینه جهت اعزام حجاج ایرانی به عربستان متقبل شدند. مذاکرات طولانی و دشواری را در این ارتباط انجام دادند و اکنون خوشحال هستیم که با تلاش این دوستان بار دیگر زمینه برای حضور هم وطنان مان در مکه مکرمه و مدینه منوره فراهم شده است.ظریف با بیان این که هیات کنسولی وزارت خارجه نیز در جریان برگزاری حج در عربستان در خدمت دوستان در بعثه مقام معظم رهبری، سازمان حج و زیارت و حجاج ایرانی انجام وظیفه می کند، ابراز امیدواری کرد که حجاج کشورمان با سربلندی و عزت این سفر معنوی را انجام دهند و با توشه ای معنوی همراه با سلامتی و سربلندی به کشور بازگردند.وی گفت: امیدواریم حجاج و خانواده هایشان از تجربه حج امسال راضی باشند و یقین داریم با تلاش دوستان در سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری این مهم محقق می شود.حضور توانمند ایران در منطقه با اقدامات نمایشی برخی کشورها خدشه دار نمی شود رییس دستگاه دیپلماسی کشورمان در پاسخ به این پرسش که به تازگی شاهد سفرهای متعدد مقامات عراقی به عربستان بودیم و حتی سران برخی جریان های تشیع عراق نیز به عربستان و امارات سفر کردند، شما این تحلیل را قبول دارید که عربستانی ها با نزدیکی به دولت عراق و جریان تشیع به این کشور تلاش دارند آنها را از ایران دور کنند؟ اظهار کرد: نمی توانیم نیت خوانی کنیم؛ آن چه مهم است این که ما آن قدر در مورد خودمان و نقش مان در منطقه و نوع روابطی که با همسایگان مان داریم دارای خودباوری هستیم که نگران این گونه اقدامات نیستیم.ظریف با بیان این که تا کنون تلاش ها برای ایجاد فاصله بین ایران و کشورهای منطقه به نتیجه ای نرسیده و با شکست روبه رو شده است، افزود: ایران به دلیل واقعیت های ساختاری اش و همچنین سیاست های راهبردی ای که دنبال کرده حضوری مستحکم در منطقه دارد و با انجام اقدامات نمایشی از سوی برخی کشورها این موضوع دچار خدشه نمی شود.از اختلافات موجود بین کشورهای حاشیه خلیج فارس نگرانیموی با بیان این که بر اساس سیاست های راهبردی مان از تنشی که در روابط کشورهای خلیج فارس به وجود آمده ابراز نگرانی کرده و می کنیم، اظهار کرد: با وجود اختلافاتی که با هر دو طرف داریم از آنها خواسته ایم که اختلافات خود را با گفت وگو و مذاکره حل و فصل کنند و ما چنین نگاه راهبردی را در مورد روابط کشورهای منطقه با یکدیگر از جمله روابط عربستان و عراق داریم چراکه معتقدیم در منطقه این نیاز وجود دارد که کشورها از روابط خوبی با یکدیگر برخوردار باشند.عراقی ها برای لغو روادید با ایران به جمع بندی نرسیده اندظریف در درباره لغو صدور روادید میان ایران و عراق گفت: از طرف ما علاقه برای لغو و تسهیل صدور روادید میان ایران و عراق وجود دارد، اما در طرف عراقی جمع بندی کاملی در این زمینه ایجاد نشده است.برنامه مدونی برای ارتقاء و استفاده از زنان در سطوح مدیریتی کشور وجود نداشته است وزیر امور خارجه کشورمان در بخش دیگر گفت ...

ادامه مطلب  

یک چمدان مدرک علیه بنی صدر به شهید آیت دادم/رفت وآمد مرتب رجوی به دفتر رئیس جمهور/ماجرای تقسیم حقوق آیت الله خامنه ای بین فقرا  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی:26 خرداد 1360 روز مهمی در تاریخ معاصر ایران است، روزی که با تصویب نمایندگان دوفوریت طرح بررسی کفایت رئیس جمهور وقت در دستور کار خانه ملت قرار گرفت و نهایتاً روز 31 خرداد با رأی اکثریت آنان عدم کفایت ابوالحسن بنی صدر برای ریاست جمهوری تصویب و فردای آن روز با حکم امام او رسماً از مقام ریاست جمهوری عزل شد.بنی صدر در یک سال و نیم مسئولیت ریاست جمهوری مرتب به نهادهای انقلاب تاخت، مسئولان سایر قوا را همچون شهیدان رجایی و بهشتی با انواع و اقسام تهمت ها و ناسزاها بی نصیب نگذاشت، با منافقین مؤتلف شد و نهایتاً هم با وجود هشدارها و انذارهای امام خمینی(ره) با دست خود به ورطه سقوط کشیده شد.برای شناخت بیشتر اولین رئیس جمهور برکنارشده تاریخ ایران، به سراغ شخصیتی رفتیم که از نزدیک با بنی صدر همکاری داشته است. «مصطفی مهذب» ذی حساب و مدیرکل مالی ریاست جمهوری در دوره بنی صدر، شهید رجایی و آیت الله خامنه ای یکی از همان اشخاص است که سینه ای مملو از ناگفته ها و مگوها دارد. او با گذشت سالها دوری از مناصب دولتی، همچنان روحیه انقلابی دارد و این از نحوه گفتار و رفتارش کاملاً مشخص است.وی لیسانس مدیریت بازرگانی را پیش از انقلاب از دانشکده علوم اقتصاد گرفت. از سال 44 در اداره دارایی مشغول شد و به گفته خودش در زمان شاپور بختیار با هدف به کارگیری افراد مذهبی در این اداره، ذی­ حسابی سازمان غله و قند و شکر را قبول کرد. مهذب در ایام پیروزی انقلاب اسلامی هم از مبارزه غافل نبوده و با طراحی و برگزاری اعتصابات در وزارت دارایی آن زمان که بعد از وزارت نفت، دومین وزارت خانه اعتصاب کننده بود، در مبارزات آحاد مردم علیه رژیم پهلوی سهیم شد..چندی پیش بخش اول گفت وگوی خبرنگاران تسنیم با مصطفی مهذب درباره دوران مسئولیت وی در حفاظت از کاخ های سلطنتی با عنوان "کشف فیلم رابطه غیراخلاقی اشرف پهلوی" منتشر شد و در آینده نزدیک نیز بخش پایانی مصاحبه او که مربوط به دوران حضورش در معاونت مالی وزارت ارشاد پرحاشیه خاتمی است، منتشر می شود. متن پیشِ رو مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با معاون مالی و ذی حساب ریاست جمهوری دوران بنی صدر است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: فعالیت شما در وزارت دارایی از قبل از انقلاب شروع شده بود یا بعد از انقلاب وارد این مجموعه شدید؟من از سال 44 کارمند دارایی بودم. در زمان شاپور بختیار وی می­ خواست نسبت به بچه­ های مذهبی خودی نشان بدهد لذا من اولین بار معاون ذی حساب سازمان قند و شکر شدم. در سال 58 در سه جا همزمان ذی­حساب بودم یکی سازمان جنگل­ها و مراتع بود، یکی وزارت رفاه در زمان مرحوم سلیمی و یکی هم ریاست جمهوری که هر سه را با هم به دلیل اطمینانی که به من داشتند انجام می­ دادم.بعد معاون وزیر دارایی شدم و سپس معاون مالی وزارت ارشاد در دوران خاتمی شدم. از سال 60 با سازمان حج و زیارت مرتبط بودم. مدیرکل طرح و برنامه سازمان حج و زیارت بودم منتها حدود 16 سال با آقای رضایی(رئیس سازمان حج و زیارت) با هم بودیم. 6 سال هم عضو عالی شورای حج بودم. سال 73 زمان آقای محمدخان وزیر اقتصاد بازنشسته شدم. در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، آقای محمدخان با ما در نهاد ریاست­ جمهوری بود. من ذی ­حساب آیت الله خامنه ای بودم و ایشان قائم­ مقام نهاد ریاست جمهوری بود. مصطفی میرسلیم هم ریاست نهاد ریاست جمهوری را برعهده داشت.محرم وزارت دارایی بودم/ 18 نفر تأثیرگذار در دفتر بنی صدرتسنیم: زمانی که شما ذی­ حساب ریاست­ جمهوری در دوره بنی صدر شدید، اوضاع و احوال نهاد ریاست­ جمهوری در زمان بنی­ صدر به چه منوال بود؟ اختلافاتی که اکثر انقلابیون همچون دکتر آیت با بنی صدر داشتند بر سر چه موضوعاتی بود؟به ناچار باید یک مقدمه کوچکی بگویم. وزارت دارایی من را انتخاب کرده بود که محرم وزارت باشم و توسط آقای آشنا که معاون خزانه­ داری بود انتخاب شده بودم و تمام ذی­ حساب­ها زیر نظر او بودند. ایشان یکی از بچه­ های متدین زمان ما در وزارت دارایی بود. زمانی که من آمدم در دستگاه بنی­ صدر، کاملاً آشنایی داشتم که سلامتیان، غضنفرپور، شیخ­ علی تهرانی و سودابه سدیفی و 17،18 نفری که آنجا جلسه داشتند چه کسانی هستند.مرجع تقلید طرفداران بنی صدر که بود؟تسنیم: همان "دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور" که بنی صدر راه انداخته بود؟بله؛ همانجا یک سالنی کنار دفتر دکتر تهرانی رئیس دفتر بنی­ صدر بود و کارها را او انجام می­ داد. از همان روز اول بنا را بر تقیه گذاشتم. خودم را طوری در دفتر دکتر تهرانی جا کرده بودم که بعضی اوقات پشت سر من نماز می ­خواندند. اگر جلسه داشتیم، مسئله­ ای بود و روحانی نداشتیم به من می­ گفتند و اعتمادشان نسبت به من خیلی جلب شده بود. برادر ناتنی مرحوم امام هم مرجع تقلید اینها بود.تسنیم: آیت الله پسندیده منظورتان است؟بله. آنها برای اینکه تعمداً با امام فاصله داشته باشند حالت اطاعت از او را ملاک قرار داده بودند و از اطاعت از امام خبری نبود و کاملاً مشهود بود. آقای پسندیده البته با آنها ارتباط نمی­ گرفت و در برنامه­ های اداری خودش را دخالت نمی­ داد چون در شانش هم نبود. زمانی که من رفتم آنجا یک میز بزرگ در سالن داشتم و هیچ کس هم نبود. نه صندوقدار داشتم، نه مستخدم داشتم و نه معاون. هیچ کسی را نداشتم و می خواستم کسی هم دخالت نکند. تا زمانی که افراد مورد احترام خودم بیایند، چند نفری را آوردم و تقریباً اداره ذیحسابی آنجا شکل گرفت.قبلش را هم بگویم زمانی که به من حکم دادند ذی­حساب ریاست ­جمهوری شوم، خیلی خودم را شنگول و آراسته کرده بودم و رفتم به آقای تهرانی خودم را معرفی کردم. ایشان من را نپذیرفت و گفت علتش این است که کسی که ذی­حساب رئیس­ جمهور می­ شود باید قبلاً با رئیس­ جمهور هماهنگ شود. من خداحافظی کردم و رفتم اما چون وزارت دارایی من را معرفی کرده بود و چک­ های آنجا باید به امضای من صادر می­ شد، حساب خزانۀ آنجا را بستند. از این طرف و آن طرف زیاد پول داشتند و می­ گرفتند و هزینه می­ کردند.تسنیم: یعنی تا یک مدت نهاد ریاست­ جمهوری بنی صدر ذی­ حساب نداشت؟بله؛ یک ماه و نیم تا دو ماه. یک روز من خانه بودم و دکتر تقوی از دفتر بنی صدر زنگ زد و گفت ما گویا ناچار هستیم شما را بپذیریم. در مجموعه آنجا من همه مسائل را زیرنظر داشتم حتی مثلاً بچه بنی­ صدر را راننده­ ها می­ بردند، می­ چرخاندند چون به قول خودشان بچه «آقا»(بنی صدر) بود و سادات است. من هم در دلم می­ خندیدم چون برای من کاملاً وضعیت آنها محرز بود.بنی صدر به دروغ می گفت کسی را به آمریکا نفرستادم/نامه دریافت دلارشان را من زدمهر وقت من می­ رفتم داخل نهاد خیلی رعایت می­ کردند و احترام می­ گذاشتند تا زمانی که این اختلافات پیش آمد و ادعاهایی بنی صدر در 14 اسفند مطرح کرد. بنی صدر خیلی اصرار می کرد که به من تهمت می­ زنند. می گفت من هیچ کس را به آمریکا نفرستادم در صورتی که وی افرادی را به خارج کشور و آمریکا می فرستاد و نامه دریافت دلارشان را من می­ زدم. من تمام نامه های بنی صدر را جمع کرده بودم و یک چمدان شد. بعد از وقت اداری که بچه­ ها می­ رفتند کپی می­ گرفتم و به خانه می­ بردم.یک چمدان مدرک علیه بنی صدر به شهید آیت دادم با مرحوم اسرافیلیان(نماینده مجلس دوم و نزدیکان دکتر آیت) تشخیص دادیم که مدارک را بدهیم به آقای آیت و رفتم خانه ایشان. آقای اسرافیلیان هم با من بود و مدارک را دادیم. 2 روز بعد مرحوم آقای آیت در مجلس کیف سامسونتش را آورده بود و گفت یک چمدان مدرک علیه بنی ­صدر دارم!اعضای دفتر بنی صدر همه شک کردند و گفتند مهذب حتماً این کار را کرده است. جلسه­ ای تشکیل دادند و آن 18 نفر هم بودند و در سالن بغل دفتر آقای دکتر تهرانی و به من گفتند آقای مهذب ما بررسی کردیم و این احکام تنها از دفتر شما به دست آقای آیت رسیده است.به شهید آیت گفتم باید به تو توهین کنم؛ گفت هرچه می خواهی بگو!قبل از این جلسه، من زنگ زدم به آقای اسرافیلیان و با همدیگر رفتیم خانه آیت و به ایشان گفتم اینها می­ خواهند چنین جلسه ­ا ی تشکیل بدهند. من آمدم خدمت شما و حلالیت بطلبم. من اگر حقیقت را بگویم یعنی خودم را لو دادم و همه چیز به هم می­ خورد و من ناچارم به شما توهین بکنم. اجازه می­ فرمایید توهین بکنم؟! گفت توهین چیست؟ هر چه لعن و فحش می خواهی بگو من راضی هستم و تو کارت را انجام بده!این کار خیلی به من کمک کرد و با خیال راحت در جلسه نشستم. وقتی آنها حرف­هایشان را گفتند، گفتم آقای دکتر تقوی (رئیس دفتر بنی صدر) اجازه می­ دهید من حرف بزنم؟ گفتند بله.من در آن جلسه گفتم آقای آیت یک آدم نرمالی نیست و اصلاً نمی­ شود به حرفهای او اعتماد کرد و عقل ندارد. یک تقاضا از شما دارم. آقای آیت گفته است یک چمدان نزدیک 160 یا 180 سند دارد، من از شما می­ خواهم یک سند از آن 180 سند را بیاورید. این شماره دفتر آقای بنی­ صدر است. زنگ بزنید و اگر این کار از سمت من صورت گرفته بود، من 180 سند دیگر را می­ پذیرم و هر کاری دوست دارید با من بکنید! تقوی گفت: آقای مهذب ما پشت سر شما نماز می­ خوانیم و حرف شما قبول است. جلسه تمام شد و ختم جلسه را اعلام کردند و ما با این شگرد و البته تقیه فقهی از آن مسئله فرار کردیم.نزدیکان بنی صدر از طریق ترکیه به اسرائیل می رفتندتسنیم: اسنادی که به مرحوم شهید آیت دادید مشخصاً بیشتر شامل چه چیزهایی بود؟ بی انضباطی مالی یا...نه اینها زرنگ­تر از این حرفها بودند که بی ­انضباطی مالی داشته باشند. بیشترین مسئله شامل افرادی بودند که می­ رفتند آمریکا. همین آقای فرهنگ که گفتم یک آدم بلندقدی بود که روز 14 اسفند بغل بنی­ صدر ایستاده بود. او جزء مامورانی بود که انگلستان، آمریکا و حتی اسرائیل می­ رفتند و حکم­شان را ما باید صادر می­ کردیم. البته در حکم ماموریتشان اسرائیل ذکر نشده بود بلکه یک کشور دیگر مثل ترکیه می رفتند و از آنجا می­ رفتند اسرائیل.اینها وانمود نمی­ کردند که ما کسی را فرستادیم آمریکا اما در روزنامه­ ها می­ نوشتند که نماینده­ شان می روند و از صهیونیست­ها اجازه می­ گیرند. بنی­ صدر هم دست­ پرورده آمریکا بود.سخنرانی بنی صدر در جمع خواننده های مبتذل قبل انقلاببه عنوان مثال یک روز خواننده­ هایی مبتذل قبل انقلاب پشت قسمت اداری نهاد ریاست جمهوری که یک خیابان بزرگ بود جمع شدند و همه تظاهرات کرده بودند و می­ گفتند «ما انقلاب نکردیم که به عقب برگردیم!» با یک پوشش و آرایش بسیار زننده حاضر شده بودند و حتی می رقصیدند. بنی­ صدر هم با وجود اینکه رئیس جمهور ممکلت بود رفت در جمع آنها و برایشان صحبت می­ کرد که شما تظاهرات نکنید. از این دست مدارک زیاد داشتیم که همه دال بر کثافت­کاری­ ها و ارتباطاتی بود که با خارج داشتند و خوشبختانه همه را جمع کرده بودیم و تقریباً به دست مسئولین رساندیم. توسط آقای اسرافیلیان و مرحوم آقای آیت که خدا هر دو را رحمت کند.تفرعن و غرور در شخصیت بنی صدر بودتسنیم: افرادی که با بنی صدر در ارتباط بودند می گویند وی یک روحیه تکبر و غرور خاصی داشت که همین روحیه وی را به منجلاب سقوط کشاند. شما که از نزدیک با او کار می کردید، روحیه وی را چگونه دیدید؟بله همین طور است مغرور و متفرعن بود؛ رفتار وی با مرحوم بهشتی کافی است که شما بدانید این همه رفتار برای به دست آوردن رای است و دست­ پرورده آمریکا بود. اصلاً بنی صدر را در آب نمک خوابانده بودند و بعداً هم به همان جایگاه خود و زادگاه تربیت­ شده خودش رفت.تسنیم: وضعیت بنی­ صدر از نظر مالی و اشرافیت و ریخت و پاش چگونه بود؟اصلا بنی­ صدر پرورش نیافته بود که مشی سادگی داشته باشد و اطرافیان او هم همینطور بودند. سدیفی، غضنفرپور و... اصلا چهره­ ها کاملاً مشخص بود و اینها کسانی نبودند مانند بیت امام غذای ساده بخوردند. من سعی کردم در جلسات غذاخوردن آنها نباشم ولی در جلسات بحث و گفتگو و جلسات اداری آنها بودم، چون من اگر این کار را می­ کردم آلوده می­ شدم.ماجرای پرتاب تخم مرغ و گوجه فرنگی به بنی صدراینها جز حقه­ بازی چیزی بلد نبودند. برای مثال با هواپیما یک جایی فرود می­ آیند و بال هواپیما را با ضربه پایین می­ کشند و تمام دنیا خبر را پخش می کنند که خطر از بیخ گوش رئیس جمهور گذشت. اینها ساختگی بود و وقتی بنی­ صدر با ماشین وارد ایلام شده بود تخم­ مرغ و گوجه فرنگی بود که نثار صورت و لباس او کردند و خیلی با آنها بد برخورد کرده بودند. ...

ادامه مطلب  

تمام سناریو های احتمالی شکل دهنده دولت آینده عراق/طرح آمریکایی ها در عراق چه بود؟  

درخواست حذف این مطلب
با آغاز بحران داعش در عراق و نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۱۸، تلاش واشنگتن جلوگیری از برگزاری انتخابات عراق و لغو این انتخابات در سال جاری میلادی بود. از دو سال قبل طرح آمریکایی ها برگزار نشدن انتخابات در موقع معین و تشکیل دولت موقت در دوران لغو و تعلیق انتخابات بود. میزان مشارکت مردم عراق در انتخابات پارلمانی روز یک شنبه به روشنی خبر از یک انتخابات متفاوت و به مراتب نتیجه ای متفاوت از گذشته می داد. در حالی که میزان مشارکت در انتخابات پارلمانی عراق در این یک دهه و نیم کمتر از ۶۰ درصد نبوده، میزان مشارکت در روز یک شنبه ۴۴/۵۲ درصد بود تا کمترین حد از مشارکت بعد از سقوط رژیم بعث عراق اتفاق بیفتد.السائرون للاصلاح نام ائتلاف مقتدی صدر است که بیشترین کرسی پارلمان را بدست آورده و البته نه با فاصله زیادی با دیگر ائتلاف ها. با وجود موفقیت قابل توجه مقتدی صدر و ائتلاف السائرون او در این انتخابات، اما باید گفت که همه چیز برای دیگر ائتلاف ها تمام نشده به خصوص این که ائتلاف الفتح به رهبری هادی العامری در یک قدمی پشت سر او حرکت می کند و توانسته با اختلاف چند کرسی در رتبه دوم قرار بگیرد.اما تنها لیست صدر نبود که در انتخابات به نتایج غافلگیر کننده ای دست یافت بلکه لیست حیدر العبادی، نخست وزیر کنونی نیز نتوانست بر اساس انتظار ها و پیش بینی ها با موفقیت روبه رو شود. نه فقط در ایران و کشور های همسایه، بلکه در خود عراق نیز خیلی ها انتظارش را نداشتند که ائتلافی به رهبری نخست وزیر، از دو ائتلاف منتسب به جریان «مقتدی صدر» و سازمان «الحشدالشعبی» عقب بیفتد.ناظران معتقدند «حیدر العبادی» رهبر ائتلاف «النصر» تصور نمی کرد که در بسیاری از استان ها به خصوص در استان بغداد، باید نظاره گر پیشتازی دو ائتلاف «سائرون» و «الفتح» باشد و خود در جایگاهی مثل چهارم و پنجم.در هر صورت، ستاد انتخابات وزارت کشور عراق، بامداد شنبه نتایج نهایی انتخابات پارلمانی این کشور را اعلام کرد. آمار نهایی به شرح زیر است: ائتلاف سائرون به رهبری «مقتدا صدر» ۵۴ کرسی، الفتح به رهبری هادی العامری- نزدیک به حشدالشعبی- ۴۷ کرسی، النصر به رهبری حیدر العبادی ۴۲ کرسی، جریان الحکمه به رهبری سیدعمار حکیم ۱۹ کرسی، دوله القانون به رهبری نوری المالکی ۲۵ کرسی، الاراده به رهبری حنان فتلاوی ۳ کرسی، اتحادیه میهنی کردستان عراق وابسته به خانواده جلال طالبانی ۱۸ کرسی، ائتلاف «القرار العراقی» به ریاست اسامه النجیفی، رهبر برجسته سنی عراق ۱۱ کرسی، اقلیت ها در قالب سیستم سهمیه ها ۹ کرسی، حزب دموکرات کردستان عراق به ریاست مسعود بارزانی ۲۵ کرسی، ائتلاف الوطنیه وابسته به ایاد علاوی، معاون رئیس جمهوری عراق ۲۱ کرسی و تشکل مسیحیان ۵ کرسی را به دست آورد که شامل شبکی ها، ایزدی ها، صابئی ها و فیلی هاست. هر کدام از این طوایف یک کرسی را به دست آوردند.انتخابات ۲۰۱۸ چهارمین انتخابات پارلمانی بعد از سقوط رژیم بعث و نخستین انتخابات بعد از شکست نهایی داعش در عراق بود که نتیجه آن انتخاب ۳۲۸ نماینده بود. ۷ هزار نامزد در قالب ائتلاف های متعدد از جمله ائتلاف النصر، الفتح، دوله قانون، القرار العراقی و سائرون با هم رقابت کردند.* مقتدی صدر و ماادراک ائتلاف صدر!اما السائرون للاصلاح نام ائتلافی است که در تحلیل های قبل از انتخابات چندان شانسی برای پیروزی آن در نظر گرفته نمی شد که این نوع نگاه به آن بیشتر به دلیل دو عامل بود. عامل نخست ترکیب غیرمنتظره و تا اندازه ای زیاد عجیب این ائتلاف است که از کنار آمدن حزب الاستقامه الوطنی به رهبری مقتدی صدر با حزب کمونیست عراق و برخی از احزاب کوچک تر تشکیل شده است.جعفر موسوی، معاون سیاسی جریان صدر، در ۲۰ دسامبر گذشته خبر تشکیل این ائتلاف را داد و همان موقع تعجب همگان را از ائتلاف یک روحانی شیعی با کمونیست ها برانگیخت. به دلیل همین تعجب همگانی بود که رائد فهمی، دبیر حزب کمونیست عراق، در ماه مارس گفت: «همکاری مشترک میان مدنی ها و علمای دین یک تجربه فرهنگی به حساب می آید و تأثیراتی بر جامعه عراق خواهد گذاشت.»عامل دوم در نام های فهرست السائرون بود که در مقابل نام های آشنا در ائتلاف النصر یا دولت قانون وابسته به نوری المالکی و دیگر ائتلاف ها، تا اندازه زیادی جدید و نا آشنا بود و به همین جهت هم تحلیلگر ان شانس چندانی برای این نام ها قائل نبودند.حالا با اعلام نتایج اولیه انتخاباتی معلوم شده که آن تحلیل ها راه به جایی نبرده و این نام ها در زیر سایه مشارکت کم در انتخابات شانس بیشتری برای راه یافتن به پارلمان دارند. در واقع، شعار های عامه پسند از اصلاحات و تغییر شرایط موجود و به خصوص مبارزه با فساد شانس بیشتری به چهره های جدید می دهد که بتوانند نظر بخش قابل توجهی از رأی دهندگان برای ایجاد تغییرات را به خود جلب کنند. (۱)ابهام زدایی درباره پیروزی صدربا روشن شدن پیروزی لب مرزی مقتدا صدر و پیشی گرفتن از ائتلاف الفتح و ائتلاف النصر به رهبری العبادی و «دوله القانون» به رهبری المالکی (معاون رئیس جمهور)، برخی رسانه ها بویژه رسانه های سعودی مثل العربیه این خط خبری را در پیش گرفتند که پیروزی مقتدا صدر به معنای شکست محور مقاومت به رهبری ایران است، ولی برخلاف تمرکز عمدی یا سهوی رسانه ها بر پیروزی مقتدا صدر، ائتلاف سائرون نحو الاصلاح که ۵۴ کرسی را از آن خود کرده است از این تعداد ۲۰ کرسی برای جریان صدر و ۱۳ کرسی برای کمونیست ها و باقی برای دیگر احزاب درون ائتلاف است؛ بنابراین در مقایسه با انتخابات ۲۰۱۴ که جریان صدر به تنهایی ۳۳ کرسی از آن خود کرده بود، صدری ها شاهد کاهش تعداد کرسی های اصلی خود هستند!از سوی دیگر، ائتلاف الفتح که متشکل از احزاب وابسته به حشدالشعبی است و برای نخستین بار در انتخابات شرکت کرد با آنکه شاهد کاهش مشارکت جامعه آماری خود در انتخابات بود، توانست ۴۷ کرسی به دست آورد و رتبه دوم را از آن خود کند. از سوی دیگر هنگامی که به رأی تک تک افراد نگاه می کنیم ۵ شخصیتى که توانستند بالاترین آرای انتخابات را برای خود کسب کنند، جالب توجه است و می بینیم که نماینده جریان صدر در رتبه چهارم قرار دارد و همچنان نوری المالکی در صدر است.۱- نوری المالکی:۰۷۰/۱۰۱ (دوله القانون). ۲- هادی العامری: ۹۲۶/۶۲ (الفتح) ۳- حیدر العبادی:۰۶۸/۵۹ (النصر) ۴- ماجده التمیمی:۵۵۶/۵۴ (جریان صدر) ۵- عبدالحسین عبطان:۰۹۵/۳۴ (جریان الحکمه). (۲)امریکا بازنده بزرگناظران معقتدند امریکا را باید بزرگ ترین بازنده انتخابات عراق دانست چرا که جریان های پیروز و پیشتاز رویکرد و برنامه های ضدامریکایی داشتند. هرچند روابط صدر و ایران در طول چند وقت اخیر سرد شده، اما صدر بیشتر به داشتن روحیه و برنامه ضدامریکایی معروف است.مهم تر از صدر، ائتلاف فتح است که حشدالشعبی را نمایندگی می کند و در رتبه دوم قرار گرفت. رهبران این جریان نقش کلیدی در شکست تروریسم تحت حمایت غرب داشتند و حتی بعضی از آن ها خواستار خروج نیرو های امریکایی از عراق شده اند.از سوی دیگر مهم ترین لیستی که مورد حمایت امریکا بود ائتلاف نصر به رهبری حیدر العبادی بود که در رتبه سوم قرار گرفت. این فرضیه در محافل غربی به ویژه امریکا شنیده می شد که العبادی بهترین گزینه برای غرب است تا بتواند در مقابل ایران موازنه ایجاد کنند. هرچند حیدر العبادی این فرضیه را رد کرده و گفته اگر «فرمانروایی جهان را بدهند حاضر با دشمنی ایران نخواهیم شد.»حالا با نتایج به دست آمده امریکایی ها شاهد به قدرت رسیدن جریانی هستند که برخلاف خواست واشنگتن است و همین مسئله باعث شده مقامات امریکایی از همین الان دست به کار شوند. (۳)طرح آمریکایی ها در عراق چه بودبا آغاز بحران داعش در عراق و نزدیک شدن به انتخابات ۲۰۱۸، تلاش واشنگتن جلوگیری از برگزاری انتخابات عراق و لغو این انتخابات در سال جاری میلادی بود. از دو سال قبل طرح آمریکایی ها برگزار نشدن انتخابات در موقع معین و تشکیل دولت موقت در دوران لغو و تعلیق انتخابات بود.با این خط عراق رسماً وارد فضای نوین سیاسی می شد و بغداد مجبور بود قانون اساسی جدیدی را تنظیم کند که قطعاً در این قانون اساسی طرح هایی برای محدودیت مقاومت و از همه مهمتر جایگاه سیاسی شیعیان در دستور کار قرار می گیرد.آمریکایی ها مایل بودند با برجسته کردن حضور داعش در عراق و افزایش موج ناامنی بر شهر های بزرگ با اقدامات تروریستی مسیر برگزاری انتخابات در عراق را غیرمعقول و امری باطل معرفی کنند که با تشکیل حشدالشعبی و عملیات های پی درپی در مناطق مختلف عراق ازجمله موصل، تکریت، فلوجه و... عراق در سال ۲۰۱۷ میلادی پاکسازی شد و گروه های تروریستی مجبور شدند به مناطق بیابانی پناه ببرند.این دستاورد در مرحله نخست طرح آمریکایی ها را برای برگزار نشدن انتخابات از بین برد و سناریو قانون اساسی نوین عراق را نابود ساخت. قانون اساسی که می توانست عراقی ها را به برده سیاست های واشنگتن در منطقه تبدیل کند.شکست سناریوی عدم برگزاریبا شکست سناریوی عدم برگزاری، نهاد های امنیتی آمریکا فاز دیگری را در عراق کلید زدند. آن ها با جلو انداختن بارزانی و پرونده کردستان، «تجزیه عراق» را دستور کار قرار دادند که این بار نیز هوشمندی بغداد و هم پیمانانش مانع از اجرایی ش ...

ادامه مطلب  

عکس: امام زمان | عکس پروفایل در مورد امامت امام زمان (عج)  

درخواست حذف این مطلب
عکس امام زمان | همان طور که کوچه و خیابان و مساجد و مدارس برای سالروز آغاز امامت امام زمان (عج) آذین بسته می شود، فضای مجازی نیز با عکس نوشته و عکس پروفایل امام زمان (عج) رنگ دیگری می گیرد... مجموعه عکس امام زمان (عکس نوشته و عکس پروفایل) را در ادامه مشاهده می کنید...بیشتر ببینید: عکس نوشته: امام زمان (عج)بیشتر بخوانید: عکس: امامت امام زمان (عج)بیشتر بخوانید: متن تبریک آغاز امامت امام زمان .بیشتر بخوانید: شعر: امام زمان (عج).بیشتر بخوانید: انشا: امام زمان (عج)بیشتر بخوانید: اسامی و القاب امام زمان (عج)بیشتر بخوانید: تحقیق درباره زندگی و غیبت امام زمان .بیشتر بخوانید: دلنوشته امام زمان .بیشتر بخوانید: مقاله درباره امام زمان از دکتر شریعتی .بیشتر بخوانید: نشانه های ظهور امام زمان (عج).عکس: امام زمان | عکس پروفایل در مورد امامت امام زمان (عج)عکس: امام زمان | عکس نوشته درباره امام ...

ادامه مطلب  

همسر و دختر بنی صدر از ابتدای انقلاب بی حجاب بودند/ اولین سوال رهبر انقلاب پس از به هوش آمدن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، آیت الله سید علی خامنه ای در ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ توسط گروهک فرقان ترور شد و تقدیر خداوند بر آن تعلق گرفت که با وجود تمام صدمات وارده، آیت الله خامنه ای سلامتی خود را به دست بیاورند. در حادثه ترور، شخصی که بیش از دیگران در رساندن ایشان به بیمارستان نقش داشته حسین جباری است. حسین جباری می گوید سال ۱۳۶۰ با گزینش جواد منصوری وارد سپاه شده است و بعد از شروع ترورهای منافقین، با ایجاد بخش نیروهای حفاظت شخصیت، وارد حوزه حفاظت از مسؤولان می شود و هاشمی رفسنجانی اولین فردی است که جباری از وی سخن می گیود، بعد از هاشمی وارد تیم محاظان بنی صدر شده و اطلاعات جالبی از سبک زندگی خانواده و شخص بنی صدر در اوایل انقلاب ارائه می کند.جباری با خارج شدن از تیم محافظان رئیس جمهور وقت، وارد تیم حفاظت آیت الله خامنه ای می شود و خاطرات خواندنی از آن دوران را بازگو می کند؛ خاطراتی از اطعام تیم محافظت توسط خانواده آقای خامنه ای و رقابت بر سر حضور در منزل ایشان برای حفاظت تا تصادف تیم محافظ آقای خامنه ای و اجبار ایشان به پرداخت ۱۰۰ هزار تومان بابت جریمه به راننده تریلی...جباری خاطرات زیادی دارد که بعضی از آن‎ها را با شور و شوق تعریف می کند و که مشروح آن در ادامه می آید.می خواهیم به سال ۶۰ بگردیم و بفرمائید چطور شد در تیم حفاظت رهبری انتخاب شدید؟من تقریباً یک هفته بعد از انقلاب رسماً به عضویت سپاه درآمدم. در حقیقت فروردین سال ۵۸ من دوره سپاه را گذراندم. در آن زمان آقای رفیق دوست و آقای منصوری که در وزارت خارجه هستند، جزو بنیان گذاران این قضیه بودند. گزینش من را آقای جواد منصوری انجام داد. در ادامه مسائل مربوط به کردستان پیش آمد که توفیق خدمت چندماهه در آن منطقه را داشتم.بعدازآن قضایای ترور شخصیت ها از جمله شهید مطهری پیش آمد. یادم هست همین مطلب برای آقای هاشمی پیش آمد. این مسائل می طلبید بحث نیروهای حفاظت برای این مهم در نظر بگیرند. در آن سال ها من توسط دوستان دست اندر کار انتخاب شدم. توفیق حاصل شد بعد از ترور آقای هاشمی چند ماهی خدمت ایشان بودم؛ یعنی اولین شخصیتی که حفاظت ایشان را شروع کردم، آقای هاشمی بود که بعد از ترور به تیم ایشان ملحق شدم.چه خاطره ای از مدت حضور در تیم حفاظت آقای هاشمی دارید؟نکته چشمگیر ارتباط صمیمی خود آقای هاشمی با بچه ها بود که حتی امروز هم نکته مهمی بشمار می رود.آقای هاشمی با رهبر انقلاب چه ارتباطی داشت؟در آن زمان هر دو عضو شورای مرکزی حزب عضویت بودند. ارتباط این دو به قبل از انقلاب بازمی گشت. طبق چیزی که از خود حضرت آقا شنیدم، هر دو در یک ساختمان با هم مستأجر بودند و هر کدام یک طبقه را در اختیار داشتند. چون خانواده هاشمی از طرف پدر و خانم جزو متمولین رفسنجان بودند. آن ها پسته کار بودند و ما هم از پسته ها استفاده می کردیم (خنده).بحث ارادت وی به حضرت آقا چگونه بود؟آن موقع هنوز این مسائل مطرح نبود که بخواهد در روابط تعریف کند. ارتباطی که در ظاهر ما می دیدم، ارتباط دوستانه و صمیمی بود.حضرت آقا می فرمایند: قبل از انقلاب که ما با هم بودیم، من افتادم زندان و ایشان هم زندان بودند. بعد از مدتی آزاد شدیم. آمدم و دیدم خانواده من در منزل تنها هستند. پرسیدم خانواده آقای هاشمی کجاست. گفتند: برادران وی خانواده او را بردند؛ یعنی خانه ای خریداری کرده و از آن محل نقل مکان کرده بودند. خانواده آقا تنها مانده بودند که بعداً جابجا شده بودند. منتهی ارتباط دو نفر دوستانه بود که در برخوردها ما در ظاهر می دیدیم و از پشت پرده خبر نداشتیم.رهبری هم به این مطلب اذعان داشت که ارتباط ما با آقای هاشمی خوب بود بخصوص بعد از وقایع ریاست جمهوری مطرح شد «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود». حضرت آقا در این قضایا از روز اول در بحث انتخاب خبرگان یک مطلب را به عنوان اصول کاری مدنظر قراردادند. بدین معنی که با کسی رودربایستی نداشته باشند. رفاقت در مسیر انقلاب و در مسیر خط امام. در مجلس خبرگان قبل از این که رأی گیر شود، آقا خواستند تا اول حرف خود را بزنند و عنوان کردند شاید بعد از شنیدن حرف های به این نتیجه برسید که به من رأی ندهید. پشت تریبون رفتند و عنوان کردند اگر الآن به من رأی بدهید می دانید به کسی رأی دادید که نسبت به مسائل انقلاب و خط امام حساسیت خاصی دارم و خطاب به آقایان آذری قمی و خلخالی گفت: اگر فردا از مسیر امام و انقلاب انحراف پیدا بشود، من جلوی فرد خاطی می ایستم. بدانید امروز به چه کسی رأی می دهید. آقای هاشمی هم در این گردونه برای آقا قرار داشته است. درست است از قبل انقلاب با هم رفیق بودند اما رفاقت تا جایی که به اصل انقلاب و خط امام ضربه ای وارد نشود.چه اتفاقی افتاد که از تیم حفاظت آقای هاشمی منتقل شدید؟خواهرزاده آقای هاشمی در تیم حفاظت خودش حضور داشت که خیلی اظهار فضل می کرد.خواهرزاده آقای هاشمی عضو سپاه بود؟نه. وی جزو نیروهای سپاه نبود. به عنوان این که خواهرزاده بود به او اسلحه داده بودند.چه کسی به او اسلحه داده بود؟سپاه اسلحه در اختیارش قرار داده بود و از طریق آقای هاشمی مجوز هم دریافت کرده بود و همراه بود.مسئول تیم حفاظت چه کسی بود؟آن زمان مسئولیت که فرد خاصی باشد، نبود. او برای ما تعیین تکلیف می کرد و اخلاق ما طوری بود که زیر بار حرف زور نمی رفتیم. ما هم به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم با وی در یک تیم مشغول خدمت باشیم. پس مجبور به ترک تیم شدم. خروج من از تیم تقریباً هم زمان با انتخاب بنی صدر شد. در آن زمان تیم حفاظت جدید تشکیل شده بود به من گفته شد به آن تیم ملحق شوم. من مدت یک ماه در آن تیم خدمت کردم. چیز متفاوتی که امروز بعد از قضایای حدود ۳۵ سال از آن می گذرد، هنوز قضایا ناب است.کسی که به عنوان رئیس جمهور کشور جمهوری اسلامی ایران است خانواده بی حجاب داشت. بی حجابی خانواده بنی صدر در سال ۵۹ و ۶۰ در اوج انقلاب عجیب بود چرا که آن روزها این حرف ها مطرح نبود. متاسفانه خانواده بنی صدر به طور مثال از لباسی استفاده می کردند که زیر لباس مشخص بود!شما در بین خانواده رفت و آمد داشتید؟بله. من در تیم حفاظت اصلی بودم. این رفت و آمدها برای ما خیلی سنگین بود. چندین بار به سلامتیان که مسئول دفتر بنی صدر بود اعتراض کردیم.این بی حجابی شامل همسر و دختر بنی صدر می شد؟** همه خانواده. اصلاً خانوادگی.چند بچه داشتند؟من یک یا دو دختر او را حضور ذهن دارم. گمان نمی کنم پسری داشته باشد. معمولاً برخوردها خیلی خشک بود. آنچه ما از آقای هاشمی دیدیم با برخورد بنی صدر فرق داشت. بنی صدر در حقیقت یک چیز جدایی از دیگران بود. یک شب در منزل مادر بنی صدر واقع در شریعتی بالاتر از دروازه شمیران مهمانی خانوادگی داشتند.در مهمانی خانوادگی همه که محرم نیستند، افراد مختلفی هستند که از درجه محارم فراتر رفته بود. من عازم محل پست خود در پشت بام بودم و در اتاق باز بود. نگاهم افتاد و دیدم ظاهراً همه با هم محرم هستند! یک میز بیضی شکل بزرگ در خانه بود، دیدم مرد و زن بی حجاب دور این میز ایستاده اند. واقعاً به من شوک وارد شد که وی رئیس جمهوری کشور اسلامی است، این خانواده و این تشکیلات؟!فردا صبح که به دفتر ریاست جمهوری رفتیم به سلامتی رجوع کردم. پرسیدم آقای سلامتی این چه وضعی است؟ گفت: مگر چه شده؟ گفتم: این چه مهمانی است که رئیس جمهور کشور اسلامی برگزار می کند؟ گفت: آقا این مسائل به شما ربطی ندارد. این مسائل خصوصی است. گفتم: نه. من باید بدانم از چه کسی حفاظت می کنم. من پاسبان نیستم. گفت: کار شما حفاظت است. چون برایم خیلی سنگین بود. سلامتی به دفتر خود رفت به آقای محسن رضایی زنگ زده بود که این آقایان در کار حفاظت اخلال ایجاد می کند. ما ۶ نفر بودیم که ۵ نفر ما را بعد از چند روز عوض کردند. ما به تیم حفاظتی حضرت آقا پیوستیم.به یاد دارید اولین صحبت شما با حضرت آقا در چه موردی بود؟اولین برخورد به معارفه من برمی گردد. ایشان خیلی گرم به ما خوش آمد گفتند. ما وارد تیمی شدیم که تیم حفاظت ۶ نفره خانواده دوم محسوب می شدند. یادم هست در زمان وقوع ترورها حضرت آقا از قبل ۲ محافظ داشت، در زمان وقوع ترورها یک جابجایی انجام شد. ۲ نفر قبلی منتقل و نفرات جدیدی را جایگزین آنها کردند. این جایگزینی به تدریج صورت گرفت. آقای خسروی وفا اولین کسی بود که بعد از اون ۲ نفر وارد شده بود. نفر بعد آقای حاجی باشی بود که الآن هم هست. سپس آقای حیاتی اضافه شد که الآن هم هست. بعد هم من به تیم پیوستم.آقای جوادیان چطور؟آقای جوادیان بعداً به جمع محافظین اضافه شدند. در آن زمان آقای جوادیان پیش آقای گلزاده غفوریان بودند. در زمان اوج گرفتن بحث ترورها چون با هم رفاقت داشتیم، از حفاظت خواستیم به جمع ما اضافه شود. آقای جواد پناهی و یک برادر شهید هم بود که همان اوئل رفت. به این ترتیب تیم حفاظت شکل گرفت.دیداری بعد از ۲۵ سالاز راست باقی، میلانی، منافی، محمود خسروی وفا، زرگر، جوادیان، حسین جباری، مجتبی حیاتی، مرندی، رضا حاجی باشی، پناهی، حجت الاسلام مطلبیبحث غذا چه شد؟در آن زمان برخورد آقای هاشمی خوب بود. خانه وی در قلهک و یخچال بود. ما باید از آن محل به پاستور می آمدیم. در آن زمان منطقه ۱۰ سپاه این جا بود. برای غذا ما می بایستی این مسیر را طی کنیم و پس از گرفتن غذا برمی گشتیم. بحث غذا و ارتباط عاطفی چیزی بود که روزی که وارد تیم آقا شدم، یکی از پوئن های ویژه بود که هیچ شخصیتی نداشت.در آن زمان که بحث ترورها اتفاق می افتاد، سپاه گشتی به نام القارعه داشت که به صورت کمکی از شب تا ۷ صبح از شخصیت ها حفاظت می کردند تا تیم محافظ شب را بتوانند استراحت کنند. یکی از پارامترهای در نظر گرفته شده برای گشت القارعه که می خواستند تقسیم بشوند، رقابت بر سر حضور در منزل آقای خامنه ای بود. این گفته خود افراد گشت القارعه بود که غذای جمعی توسط خود حضرت آقا داده می شد. غذایی که توسط خانواده تهیه شده بود. حالا غذا چه بود؟ امشب املت است، نه برای ما بلکه خانواده و خود ایشان. در سینی های روحی یا مسی خودش درست می کرد و با نان تهیه شده در کنار بچه ها میل می کردند. یک شب سیب زمینی خالی داشتیم و همه از همان غذا می خوردند. در حقیقت دو خانواده شده بودیم که هزینه های زیادی داشت اما به ما تاکید کرده بود در مورد مسائل خورد و خوراک هیچ چیزی از سپاه نگیرید. چون از من حفاظت می کنید پذیرایی از شما به عهده من است. این مطلب باعث شده بود، بچه هایی که از سپاه می خواستند بیایند دعوایی بود که شب ها حتماً خانه آقای خامنه ای بیایند. آقا مهمان و مراجعان زیادی داشت که به هنگام آمدن به تهران به اصطلاح هتل آنان خانه آقا بود و یک هفته ۱۰ روز آنجا می خوردند و می خوابیدند. حتی برای انجام کارها از ماشین آقا برای تردد استفاده می کردند. آقا با نفرات همچون شهید مزاری یا مجاهدان افغان ارتباط داشت. شهید مزاری هر وقت به ایران می آمد جای خواب او در خانه آقا بود.یادم هست شهید حکیم یک شب برای جلسه به منزل آقا آمد. آقا شام را آورد که سوپ بود. ما هم می دانستیم طبق معمول این سوپ شام ما است و پشت بند آن غذای دیگری نیست. این بنده خدا سوپ را خورد و اطراف خورد را نگاه می کرد. از او پرسیدم چیزی شده، پرسید: شام را نمی آورند؟ گفتیم شام همان سوپ بود. با تعجب گفت: شام همان غذا بود! خودش متحیر ماند.با توجه به مراجعه مسئولین به منزل آقا اگر برنامه شام نیمرو بود، همان نیمرو تهیه می شد. خبری از تهیه غذای دیگری از خارج منزل نبود.یادم هست در آن زمان نفت کوپنی بود. ما دو خانواده با هم زندگی می کردیم و کوپن هم برای یک خانواده بود. از طرفی سهمیه ما برای خانواده های خودمان بود. یادم هست در آن اوائل خانه سرد بود به ناچار به سپاه مراجعه کرده و برای گذران زمستان کیسه خواب گرفتیم و در خانه آقا در کیسه خواب می خوابیدیم. تاکید کرده بودند به علت کمبود برق از منتقل برقی هم برای گرم شدن استفاده نکنید چون هزینه برق هم بالا می رود.یادم هست یکی از دوستان بازاری شهید درخشان که با این خانواده ارتباط داشت ۲۰۰ لیتر نفت آورد. شبکه نفت جلوی در بود، آقا فرمود بگوئید بیاید و آن را ببرد. گفتیم ما نفت نداریم. گفت: نه اصلاً. بگویید ببرد.نفت کوپنی برای آبگرمکن خانواده استفاده می شد. خود آقا برای حمام به سه راه امین حضور می رفت. آن جا یک حمام عمومی بود. ما می رفتیم و برای حمام نمره نوبت می گرفتیم و با بی سیم هماهنگ کرده و رسیدن نوبت را اعلام می کردیم. می خواهم بگویم ایشان در این حد رعایت می کرد، نه این که بخواهد ظاهری باشد. اگر بخواهد ظاهری باشد یک شب، دوشب، ۵ شب. ما در طول سال همه چیز از خوردن، خوابیدن و خرید کردن را به چشم خود می دیدم. چون مسئول خرید هم خود ما بودیم. در اوائل سال ۶۰ مشکلی پیش آمد و من یکی ـ دو سالی جابجا شدم.شما در تیم حفاظت بنی صدر بودید، بعد از به تیم حفاظت آقا منتقل شدید. آقا یکی از نمایندگان فعال در بحث عدم کفایت بنی صدر بود. شما با توجه به شناختی که از خانواده بنی صدر داشتید در این خصوص صحبتی با آقا داشتید؟برخی جلسات مربوط به شورای انقلاب در خانه افراد برگزار می شد. شخصیت های عضو شورا ضمن صرف شام در خانه یکی از اعضا جلسات را هم برگزار می کردند. در راه خانه بنی صدر به عنوان یکی از اعضای تیم محافظت رهبری بودیم به آقا در خصوص وضعیت خانوادگی بنی صدر گفتم که در جواب با تعجب گفتند مگر چنین چیزی می شود. عرض کردم: بله. خانواده و دخترش بی حجاب هستند. امروز که حجاب شل و ول شده هنوز در سطح شهر باب نشده ولی خانواده بنی صدر با دامن و جوراب نازک ظاهر می شدند. پیراهن حریر بود که زیر آن کاملاً معلوم بود.یادم هست قبل از انتخابات ریاست جمهوری، آقا سفری به سبزوار برای سخنرانی داشت. ما از مشهد با ماشین آمدیم تهران، روز مجلس کارهای مربوطه را انجام داد و عصری گفتند برویم سبزوار که من سخنرانی دارم. بعد از رسیدن به سبزوار سخنرانی انجام شد. زمان شب جمعه بود. شام را خورده بودیم. قرار بود بخوابیم و صبح بعد از نماز حرکت کنیم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آقا تاکید کرد همین الآن حرکت کنیم. ما عنوان کردیم که خسته هستیم. در آن زمان امام جمعه نایب نداشت و باید هر هفته در نماز جمعه حضور پیدا می کرد. ما باید راه می افتادیم تا برای نماز جمعه حضور داشته باشند. چون دو روز نخوابیده بودم و تمرکز لازم را نداشتم در راه جاده باریک بود و من تصادفی سنگینی در حد مرگبار داشتم. ماشین شورولت امریکایی مصادره ای متعلق به اشرف پهلوی بود. این ماشین را از تیم محافظت آقای هاشمی برای اسکورت قرض گرفته بودم. هاشمی خیلی هم تاکید کرد که حواسم باشد. متاسفانه با سرعت ۱۶۰ کیلومتر گذاشتم وسط تریلی که ماشین مچاله شد. من در خواب بودم و یک لحظه حس کردم بوق تریلی را می شنوم و چشمانم را که باز کردم دیدم تریلی توی صورتم است.در زمان حادثه شما در ماشین تنها بودید؟آقا مصطفی پسر بزرگ آقا بود. من و دو محافظ دیگر سرنشین ماشین بودیم. همه مجروح شده بودیم. عنایت خدا شامل حال ما شده بود چون در زمان تصادف ۵ نارنجک توی داشبورت بود. ماشین جمع شد و جلوی آن نصف شد. آقای خسروی وفا در داخل ماشینی بود که آقا سرنشین آن بودند. ماشین دیگر متوجه تصادف ما نشدند. به راه خود ادامه داده بودند. در شهر شاهرود متوقف می شوند و متوجه غیبت ما می شوند. آقای حیاتی از اتوبوس ها و کامیون ها می پرسد، ماشینی با این مشخصات را ندیدید که در راه خراب شده باشد؟ یکی می گوید: ماشینی با این مشخصات تصادف کرده و همه کشته شده اند. آقای حیاتی آرام به حاج محمود گفت: بچه ها تصادف کرده و همه مرده اند باید چکار کنیم؟ تو به بهانه این که ماشین خراب شده برای کمک بمان و من هم با آقا به تهران بر می گردانم. در همین حال آقا می پرسد چه شده که می گویند ماشین بچه ها خراب شده است. آقای حیاتی می گوید من برای کمک بمانم که آقا می گوید اشکالی ندارد.آقا به همراه آقای خسروی وفا و به احتمال زیاد آقای مرتضایی فر که اجرای مراسم داشتند در ماشین بودند و عازم تهران می شوند.حدود نیم ساعت از تصادف گذشته بود. فرمان ماشین به قفسه سینه من برخورد کرده و دست و صورت هم داغون شده بود. بعد این زمان به خودم آمدم و دیدم دیگر ماشینی وجود ندارد و کاملاً له شده است. تریلی هم تا چرخ های عقب در خاکی قرار گرفته بود. خلاصه بچه ها را یکی یکی جمع کردم و ماشین هایی که می آمدند، اقا مصطفی را به اتفاق یکی از بچه ها توی ماشین گذاشتم تا به شاهرود جهت مداوا ببرند. آن شب در ماشین اسلحه یوزی و ژ- ۳ داشتیم که شعله پوش ژ- ۳ تا ۲ میلی متری ران آقا مصطفی فرو رفته بود و چنانچه شدت تصادف بیشتر بود، قطع نخاع شده بود. آقا مصطفی چون در ابتدا گرم بود توجهی به پای زخمی خود نداشت. نفر دیگر را با یک کامیون راهی کردم و خودم تنهایی ماندم. من مانده بودم و این اسلحه ها و نارنجک ها. بر اثر ضربه وارده به قفسه سینه، نفسم داشت بند می آمد و چشمانم هم باد کرده بود. در آن زمان ژاندارمری هم رسیده بود، دید ماشین زرهی است. از اسلحه ها فهمید که ماشین شخصیت ها است. به من گفت باید اسلحه های خود را تحویل بدهید. من گفتم نمی دانم شما چه کسانی هستید. من شما را به علت جراحت نمی بینم. من را به بیمارستان برسانید، سپاه را خبر کنید تا من ببینم به چه کسی می خواهم اسلحه تحویل بدهم. گفت نه باید تحویل بدهی. من هم ضامن یکی از نارنجک ها را درآوردم. دیدند ظاهراً با یک دیوانه سر و کار دارد، بی خیال بردن اسلحه ها شد. من اسلحه ها و نارنجک ها را داخل یک پتو گذاشته و روی آنها خوابیدم. گفتم من را با این پتو بلند کرده داخل ماشین بگذارید تا به بیمارستان برسیم. حالا قصد داشتم ضامن نارنجک را به جای خود برگردانم که بر اثر خستگی دست حادثه ای ایجاد نشود. در بیمارستان آقای حیاتی هم آمد و من ۳ کلت و چند نارنجک را به وی تحویل دادم ... فردا سپاه ماشین داد و ما به تهران آمدیم.رهبر انقلاب چه زمانی متوجه تصادف شما شدند؟فردا وقتی آقا از نماز عصر بازگشتند ما وارد خانه شدیم.آقا مصطفی را هم با خودتان آوردید؟بله. ما به اتفاق آقای حیاتی ۵ نفر شدیم که با جیپ آهوی سپاه به تهران آمدیم. وارد که شدیم آقا از سر و وضع ما تعجب کرد. همه با عصا و بانداژ شده هستیم. خطاب به آقای حیاتی و حاج محمود که این چه وضعیتی است. گفتند این ها تصادف کرده بودند و ما به شما برای این که نگران نشوید چیزی نگفتیم. آقا گفتند مگر من بچه ام که بترسم. اگر به کمک نیاز داشتند چه کسی به آنها رسیدگی می کرد؟ چرا به من نگفتید و مقداری اوقات تلخی کرد. من و آقا مصطفی زمانی که وارد شدیم، حضرت آقا با لباس داخل خانه در حال استراحت کردن بود و من تفاوتی در مورد برخورد و نگرانی ایشان بین ما دو نفر مشاهده نکردم. این خیلی مهم است که شخصی همچون آقا خود را مسئول می داند که در زمان حادثه به محافظان خود کمک کند.آقای هاشمی برای تصادف و خرابی شورولت گلایه نکردند؟ایشان گفت مگر من در مورد سالم برگرداندن ماشین به شما سفارش نکردم. من هم توضیحات لازمه را دادم. گفت خود ماشین کجاست. گفت ...

ادامه مطلب  

ارتباط یزدی با دولت مصر و آموزش نظامی در این کشور/ ادعای یزدی درباره هجرت امام به پاریس و تکذیب این  

درخواست حذف این مطلب
گروه احزاب خبرگزاری فارس: در پی درگذشت ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت منحله آزادی و بررسی نقش و جایگاه این تشکل، خبرگزاری فارس در سلسله گزارش هایی به شرح مستند و تبیین برخی مقاطع زندگی سیاسی ابراهیم یزدی(1396-1310) می پردازد که از بخش های مختلف دوره دوجلدی کتاب «خط سازش؛ سرشت و سرگذشت نهضت آزادی ایران» به قلم مجتبی سلطانی، استخراج و اقتباس شده است.مشخصات منابع و مآخذ پرشمار این گزارش که در کتاب مزبور یافت می شود، از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی به زودی منتشر خواهد شد.گرایش به امام خمینینشریه پیام مجاهد، اخبار و اطلاعیه های امام خمینی و روحانیون انقلابی ایران و خارج از کشور را نیز منتشر می کرد. پیام مجاهد از مهر 1352، بعضی از اطلاعیه های امام را به سبک روحانیان مبارز نجف معمولاً با این عنوان درج می نمود: «پیام قائد بزرگ اسلام حضرت آیتالله عظمی خمینی» اما از بهمن 1356، عنوان «پیام امام خمینی» را به کار می برد.تحلیل های مندرج در این نشریه از مبانی فکری منسجم و استواری برخوردار نبود و غالباً غلظت چپگرایانه و التقاطی داشت. و گاهی هم دیدگاه های اسلام گرایانه در آن به چشم می خورد. مواضع اسلامی این نشریه به تدریج از سال 1354 به بعد بیشتر شد. ضمناً از ابتدای انتشار، این نشریه مواضع صریح و رادیکال ضد امپریالیستی و آمریکاستیزانه اتخاذ می کرد و در دفاع از فلسطین، موضع ضداسرائیلی و ضد صهیونیستی آشکار داشت. همچنین برخلاف مواضع رهبران نهضت آزادی داخل کشور، نشریه پیام مجاهد آشکارا علیه رژیم سلطنتی اعلام موضع می کرد و دیدگاه های انقلابی جریان اسلام خواه و پیروان امام خمینی را در کنار مواضع سایر گروه های التقاطی و چپگرای خواهان سرنگونی نظام شاهنشاهی، منتشر می ساخت. فضای حاکم بر این نشریه، اصالت دادن به هر نوع مخالفت و مبارزه علیه رژیم شاه بود و سویه های اعتقادی آن گاه بسیار کمرنگ و ضعیف می شد.به رغم چنان گرایش های التقاطی نه چندان پنهان نهضت آزادی خارج و دکتر یزدی، چون نام و هویت نهضت آزادی در دهه پنجاه شمسی، غالبا معرف گرایش اسلامی محسوب می شد و شخص دکتر یزدی و برخی همکاران نهضتی اش نزد بخش قابل توجهی از مبارزان مسلمان، حُسن شهرت داشتند و به ارتباط مستقیم با امام خمینی و مبارزان روحانی مقیم نجف مفتخر و مباهی بودند، به ویژه از سال 54 به بعد که سازمان مجاهدین اهمیت و اعتبار و نقش گذشته اش را از دست داد، به تدریج نهضت آزادی خارج ازکشور هویت جدیدی یافت و کوشید خود را به مثابه یک جریان اصیل اسلامگرای پیرو امام خمینی، طرح و تثبیت کند. هر چند که در داخل تشکیلات نهضت خارج، تا مدت ها نسبت به امام خمینی مواضع تردیدآمیز غلبه داشت.آقای محمد هاشمی برادر حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی که پیش از انقلاب عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا )گروه فارسی زبان بود؛ اختلافات با نهضت آزادی خارج کشور به گردانندگی دکتر یزدی را در مورد شریعتمداری، مصدق، و انحصارطلبی تشکیلاتی وی، چنین شرح داده است: «اختلافات گروه مستقل انجمن با نهضتی ها و به ویژه دکتر یزدی، اختلافات مبنایی بود... یکی از بحث ها در داخل انجمن، بحث مرجعیت بود. نهضت آزادی و طرفداران آن از مرجعیت آیت الله شریعتمداری تقلید می کردند، اما اعضای مستقل انجمن، طرفدار مرجعیت امام بودند. پیش از این در بحث نشریه روحانیت و15خرداد هم نهضتی ها به نفع خودشان اقدام به ترویج او کرده بودند و حتی این موضوع را شایع کرده بودند که آقای شریعتمداری نسبت به مسائل روز، روشن تر از امام هستند... وزنی که نهضت آزادی برای شریعتمداری قائل بود، از امام بالاتر بود. آن زمان اینگونه مطرح بود که چون آقای شریعتمداری مرجع نهضت آزادی بود... مرجعیت آقای شریعتمداری را بیشتر از امام ترویج میکردند.دومین اختلاف ریشه ای بحث روحانیت و مبارزات گذشته بود؛نهضت آزادی ها مصدق را مورد حمایت و تجلیل قرار می دادند و بی رحمانه روحانیت و آیت الله کاشانی را محکوم می کردند، آنان در سمینارها و تجمع ها و بحث ها بعضاً به روحانیت می تاختند،بعدها در سال های 1354 [به بعد] که دکتر یزدی به عراق رفت و با امام دیدار کرد، نظرش عوض شد.از لحاظ تشکیلات و سازماندهی نیز دچار اختلاف شدیم که ریشه در تز سه بُعدی دکتریزدی داشت، دکتر یزدی و دوستان نهضت [آزادی] فعالیت های سیاسی در انجمن اسلامی را درست نمی دانستند و به همین دلیل اجازه نمی دادند انجمن های اسلامی وارد این مسائل شوند. عده ای از بچه ها آمدند و گفتند ما نمی خواهیم عضو نهضت آزادی شویم و در عین حال می خواهیم کار سیاسی هم انجام دهیم.»حجت الاسلام محتشمی در خاطرات خود نقل کرده است که دکتر یزدی در سال 1352، به تکثیر و توزیع ماهنامه 15 خرداد که از نجف ارسال می شد اعتراض داشت به علت اینکه آن نشریه امام خمینی را تجلیل و تبلیغ می کرد: «مخالفتی که دکتر یزدی با انتشار ماهنامه 15 خرداد در آمریکا می کرد، برای این بود که در این ماهنامه، «امام» مطرح می شد و با مطرح شدن امام مخالف بود؛ حضرت امام حتی در میان کسانی که در خارج کشور به اصطلاح مبارز بودند و عنوان اسلامیت را در مبارزه یدک می کشیدند و با اسم امام، دانشجویان را جمع می کردند، غریب بوده است... در حالی که موجودیت سیاسی امثال یزدی و قطب زاده و بنی صدر در میان دانشجویان مسلمان خارج از کشور، امام بود، می گفتند: امام نباید مطرح بشود.» همزمان با گسترش نفوذ امام خمینی در بین دانشجویان و مبارزین خارج کشور و افزایش فشارها و مطالبات آنان از تشکل های دانشجویی و سیاسی خارج، دکتر یزدی نیز به تدریج در خط مشی و مواضع خود تغییراتی ایجاد می کرد و همگرایی بیشتری به امام خمینی و روحانیت انقلابی نشان می داد.اما در سال 1357، دگردیسی تحلیل ها و مواضع دکتر یزدی به سمت حمایت از انقلاب به رهبری امام خمینی، چنان شتاب گرفت که نهضت آزادی خارج را رو در روی مواضع محافظه کارانه مهندس بازرگان و نهضت آزادی داخل کشور قرار داد.دکتر محمدمهدی جعفری نقل می کند که در سمینار هماهنگی شاخه های نهضت آزادی در اروپا و آمریکا با ایران که خردادماه 1357 در آلمان برگزار شد، وی به اتفاق دکتر فریدون سحابی به عنوان نمایندگان نهضت آزادی داخل کشور، جزوۀ تحلیل سیاسی مهندس بازرگان را ارائه داد. وی تصریح می کند که: «دکتر یزدی و قطب زاده و اکثریت اعضای جلسه به شدت با تحلیل مهندس بازرگان و اصول کلی حاکم بر آن مخالف بودند و آن را غیرانقلابی، رفرمیستی و لیبرالیستی می دانستند.» به همین علت دکتریزدی پس از انقلاب مدعی شد که: نهضت آزادی خارج «مستقل از واحد داخل کشور بوده است و برنامه ها و روش ها و خط مشی خود را مجزا و مستقل، تعیین و اجرا می نموده است.» مهندس بازرگان هم طی سفر خود به اروپا در پاییز 1357 ، ضمن مصاحبه با نشریه ایران پست تأکید کرد که نهضت آزادی خارج «کم و بیش به دنبال نهضت [آزادی داخل کشور] هستند، اما به لحاظ عدم ارتباط، آنها مستقل هستند.» در آذرماه 1357 بیانیه ای تحت عنوان «قطعنامه نهضت آزادی ایران در خارج از کشور» انتشار یافت. این بیانیه، اعلام موضع علیه نهضت آزادی داخل کشور محسوب شد. در این قطعنامه، صریحاً با خط مشی «سنگر به سنگر یا گام به گام» طرح شده توسط مهندس بازرگان و نهضت، اعلام مخالفت شده بود و با ذکر مواضع نهضت داخل کشور، تأکید شد که: «مسئولیتی در مواضع متخذه توسط این برادران در ایران نخواهیم داشت.»سماع و جمهوری سوسیالیستییکی از موارد قابل توجه در دوره اول فعالیت های تشکیلاتی یزدی در خارج کشور، ارتباط وی با دولت مصر و آموزش نظامی وی و برخی دیگر در آن کشور بود. دکتر یزدی تأکید داشت که: «از جمله فعالیتهای ما در خارج از کشور، سازماندهی مبارزه مسلحانه علیه رژیم شاه بود.» چون این اقدام از سال 1342 شروع شد، سرهنگ نجاتی از آقای یزدی می پرسد: «... می توان گفت که نهضت آزادی در شروع تهیه طرح نبرد مسلحانه در ایران پس از کودتای 28 مرداد 1332 ، پیشگام بوده است؟» و در پاسخ، دکتر یزدی می گوید: «شاید همینطور باشد.» پنج تن از اعضا و مرتبطین نهضت آزادی خارج کشور در پی مذاکراتی که با محوریت دکتر یزدی با مقامات دولت مصر صورت گرفت، در تاریخ 25/10/1342 (15/1/1964) ذیل متن میثاق با دولت مصر تحت حکومت جمال عبدالناصر را امضا کردند که بر مبنای آن، این پنج نفر نمایندگان «نهضت آزادی ایران» معرفی شده اند و «اصول و مبانی تشکیلاتی و اعتقادی» خود را اینگونه اعلام نمودند: تلاش در راه «برقراری جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی... تحقق دموکراسی به همراه سوسیالیسم بر مبنای عقیده به خداوند و اصول و مبانی اسلام»پنج نفر مزبور (ابراهیم یزدی، علی شریفیان، بهرام راستین، مصطفی چمران، پرویز امین) به تأکید دکتر یزدی و سرهنگ نجاتی، نمایندگان گروه سماع (سازمان مخصوص اتحاد و عمل) محسوب می شدند. نام و عنوان سماع، در واقع یک نامگذاری درون گروهی نهضت آزادی خارج بود. دکتر یزدی گفته است که در بهمن 1341 و «دریافت اولین پاسخ های مثبت از مقامات مصر»، گزارش مفصلی برای مهندس بازرگان فرستاده و در پاسخ، مهندس بازرگان «با اصل استراتژی مبارزه مسلحانه مخالفت نکرده بود» و با اشاره به مذاکرات مزبور، تلویحاً اقدام دکتر یزدی و دوستانش را تأیید کرده بود؛ در حالی که در سال 1361، کتابچه ای از طرف نهضت آزادی انتشار یافت که در آن چنین تصریح شده بود: «آقای مهندس بازرگان در جریان [برنامه اعزام به مصر] قرار گرفتند و آن را تأیید نمودند.در تهران نیز یک گروه سه نفری [از نهضت آزادی] مسئول تدارک لازم برای اجرای این برنامه ها شدند و مأمور ارتباط با خارج از کشور. یکی از اعضای این هیأت سه نفری مرحوم رحیم عطایی[خواهرزاده بازرگان و از مؤسسین اصلی نهضت آزادی] بود.» بعد از استقرار گروه مزبور در قاهره (تیرماه1343)، به گفته دکتر یزدی؛ از طریق دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، دیگر عضو مؤسس نهضت آزادی، با مهندس بازرگان و بقیه اعضای زندانی نهضت، ارتباط و هماهنگی انجام می گرفت و انتخاب و معرفی افراد برای آموزش های نظامی و چریکی زیر نظر صدر حاج سیدجوادی صورت می پذیرفت.تداوم نگرش التقاطی «نهضت خداپرستان سوسیالیست» در خط مشی «نهضت آزادی خارج»از سال 1371 که برای اولین بار تصاویر برخی اسناد مربوط به اعزام اعضای نهضت آزادی خارج به مصر توسط سرهنگ نجاتی انتشار یافت و سپس دکتر یزدی هم در خاطراتش آنها را بازنشر کرد، تاکنون وی و دیگران فقط به متن فارسی «اصول مرامی» گروه مزبور استناد کرده اند که «کوشش برای تحقق نظام جمهوری و رژیم اقتصادی سوسیالیستی متکی بر جهان بینی خداپرستی» را به عنوان هدف ذکر کرده است. در حالی که طبق متن عربی که به تصریح دکتر یزدی توسط یکی از اعضای گروه، علی شریفیان رضوی ترجمه و تهیه شده، و سند اصلی ارائه شده به مقامات مصری بود، هدف گروه مزبور صریحاً ایجاد «جمهوری دموکراتیک سوسیالیستی»، ذکر شده است. در هر حال، هر دو تعبیر متن فارسی و عربی، بیانگر تداوم نگرش التقاطی «نهضت خداپرستان سوسیالیست» در خط مشی «نهضت آزادی خارج» محسوب شده است و نمی توان این واقعیت را در پیشینه دکتر یزدی و همفکرانش نادیده گرفت و از آن به سادگی عبور نمود. نکته ای که کمتر به آن توجه شده و ریشه چپگرایی و رادیکالیسم در درون نهضت آزادی را مغفول ساخته است.به گفته دکتر یزدی، طی دو سال 1343 و 1344 تعداد 31 تن، در مجموع 4 دوره آموزشی در مصر، شرکت کردند که اسامی واقعی یا مستعار تعدادی از آنها در برخی منابع منتشره ذکر شده است. در سال 1345 به علت مشکلات درون گروهی و تیرگی روابط با مقامات مصر، برنامه آموزشی مزبور قطع شد و دکتر یزدی پس از مدتی اقامت در لبنان، تابستان 1346 به آمریکا بازگشت.یزدی، چمران و نهضت آزادی خارجگفتنی است که دکتر چمران در مرداد 1358 طی مصاحبه ای ضمن شرح سوابق سیاسی و مبارزاتی خود و نام بردن از نهضت مقاومت ملّی، انجمن های اسلامی و جبهه ملّی خارج کشور، هیچ نامی از «نهضت آزادی» نمی برد و کوچکترین اشاره ای به عضویت خود در نهضت خارج نمی کند و با آنکه از اقامت در مصر و فراگیری آموزش های جنگ چریکی و سازماندهی مخفی نیز سخن گفته است، کوچکترین اشاره ای به نهضت آزادی خارج و یا داخل نکرده است. زیرا نهضت آزادی خارج تا سال 1350 و به ویژه فروردین 1352 که برای اولین بار نشریه پیام مجاهد را ارگان خود معرفی کرد، فعالیت تشکیلاتی علنی نداشته است. و دکتر چمران از اواخر سال 1349 در لبنان مستقر شده بود و آن زمان پیوند یا ارتباط تشکیلاتی با نهضت آزادی خارج، موضوعیت نداشت. روابط وی با دکتر یزدی و سایراعضا یا هواداران نهضت آزادی خارج و داخل، غالبا به صفت فردی و همفکری مبارزاتی بوده است. اما به نظر می رسید دکتر یزدی با تاریخ سازی، اصرار داشت دکتر چمران را در کنار خود به عنوان مؤسس و عضو اصلی نهضت آزادی خارج معرفی کند، در حالی که این موضوع به وسیله شخص شهید چمران یا اسناد مستقل دیگر تأیید نمی شد. حتی مهندس بازرگان هم طی مصاحبه ای در سال 1360، با اشاره به سوابق آشنایی خود با چمران از سال 1332 و شرح فعالیتهای سیاسی او در نهضت مقاومت ملّی و انجمن اسلامی دانشجویان، هیچ اشاره و ادعایی مبنی بر عضویت دکتر مصطفی چمران در نهضت آزادی داخل و خارج، ننمود.دکتر سید محمدمهدی جعفری از اعضای اولیه نهضت آزادی تأکید می کند که در خارج کشور و «در بدو کار، دکتر مصطفی چمران با دکتر یزدی در این زمینه همکاری می کرد. اما پس از مدت کوتاهی دکتر چمران برای آموزش چریکی به مصر رفت و پس از آن نیز امام موسی صدر او را به لبنان برد و دکتر چمران عملاً از همکاری با شاخه آمریکایی نهضت آزادی ایران، بازماند.» البته ارتباط و یا همکاری با نهضت آزادی خارج کشور و سایر گروه هایی که گرایش انقلابی و مواضع صریح علیه رژیم سلطنتی داشتند، در سال های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، برای بسیاری از مبارزان خارج کشور، امری غیرمعمول نبود و دلیلی وجود نداشت تا پس از پیروزی انقلاب آن را انکار کنند. کما اینکه دکتر چمران در مصاحبه خود صریحاً از ارتباط و همکاری با جبهه ملی خارج کشور که آن هم دارای مواضع قاطع در نفی نظام سلطنتی بود، سخن گفته ولی هیچ نامی از نهضت آزادی نبرده است.نمی توان اثبات کرد شهید چمران پیوند تشکیلاتی و عضویت حزبی در نهضت آزادی خارج کشور داشته استبنابراین به دور از داوری یا گرایش له و علیه، نمی توان اثبات نمود که دکتر چمران پیوند تشکیلاتی و عضویت حزبی در نهضت آزادی خارج کشور داشته است. اما در عین حال، شواهد و مدارکی مبنی بر همکاری و ارتباط نزدیک وی با دکتر یزدی و برخی اعضای نهضت خارج وجود دارد که آقای یزدی و همفکرانش از این روابط، تفسیر دلخواه خویش را ارائه می کردند و اصرار داشتنند که او را عضو مؤسس و همکار تشکیلاتی دائمی خویش معرفی کنند.به نوشته دکتر یزدی، آخرین اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی در آمریکا به سال 1357، عبارت بودند از: «دکتر رضا صدر، دکتر جمشید حقگو، دکتر جلیل ضرابی، دکتر کلود طباطبایی، دکتر شهین اعتضادی، مهندس حسین مظفری، دکتر کمال خرازی، مهندس [هادی] نژادحسینیان، علی آگاه، رضا طباطبایی، محسن سازگارا و خود من.»آرمان حکومت اسلامیپس از اعلام تغییر ایدئولوژی سازمان مجاهدین خلق و ظهور نشانه های اوج گیری جنبش اسلام خواه به رهبری امام خمینی، نهضت آزادی خارج کشور تدریجاً، به تصریح و تأکید بر «حکومت اسلامی» به عنوان آرمان مبارزات علیه رژیم سلطنتی، روی آورد.ارگان نهضت آزادی خارج از کشور در بهمن 1356، شعار جدید خود را اینگونه اعلام کرد: «پیروز باد مبارزه یکپارچه مسلمانان انقلابی در راه سرنگونی رژیم پهلوی و استقرار حکومت اسلامی.» در اسفند 1356، نشریه مزبور چنین نوشت: «شعار نهضت آزادی ایران: وحدت نیروهای اسلامی است در راه پیروزی اسلام و تشکیل حکومت اسلامی برای آزادی و استقلال ایران به رهبری مرجع عالیقدر امام خمینی و با بزرگداشت خاطره دکتر مصدق.» از میانه سال 1356 که غلظت اسلام گرایی در مواضع نهضت آزادی خارج و مطالب نشریه پیام مجاهد، افزایش یافت، نزد جمعی از مبارزین این تصور شکل گرفت که جریان نهضت آزادی خارج، در مسیر رشد و تکامل خط مشی قرار گرفته و با توجه به تجربه مبارزات ملّی گرایانه و التقاطی و شکست سازمان مجاهدین خلق، به سمت خلوص بیشتر عقیدتی و سیاسی حرکت کرده است. برخی دیگر نیز چندان خوشبین نبودند و آن را ناشی از عمل گرایی و فرصت جویی اشخاصی نظیر دکتریزدی می دانستند که می کوشیدند از گردونه تحولات مبارزات عقب نمانند و در جریان پرشتاب انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی، جایگاه و سهم بیشتری پیدا کنند. پس از فوت مشکوک دکتر شریعتی در لندن (خرداد 1356) و آیت الله سیدمصطفی خمینی در نجف اشرف (آبان 1356) و قیام 19 دی 1356 مردم قم در حمایت از امام خمینی و وقایع متعاقب آن، نهضت آزادی خارج به ویژه از خرداد سال 1357، تصویر جدیدی از خود به نمایش گذارد و تلاش می کرد خود را نماینده و سخنگوی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی در خارج معرفی کند.نهضت آزادی داخل کشور هم با تأخیر زیاد، آخرین گروه مسلمانی بود که در 14 آبان 1357، برای اولین بار به آرمان مردمی حکومت اسلامی، اینگونه اذعان کرد: «اکثریت قاطع مردم ایران، شاه و رژیم او را نمی خواهد و خواستار حکومت اسلامی است.»دیدار و مکاتبه با امام خمینیدکتر ابراهیم یزدی بر اساس تجارب تشکیلاتی و آموزش های داخل و خارج در زمینه سازماندهی مخفی و ارتباطات سیاسی، از آذر سال 1344 با امام خمینی و یاران ایشان تماس برقرار کرد و تا سال 1357 فقط جمعاً دو بار به ملاقات ایشان در نجف رفت (آذر 44 و خرداد 56)، و سومین دیدار که بدون ملاقات یا مذاکرات خاصی با امام بود، در مهر57 به همراهی اتفاقی و غیرمترقبه وی در سفر امام به پاریس، منجر شد. ولی دکتر یزدی که سال 75 به سرهنگ نجاتی گفته بود از سال 1350 تا 1357 «تقریباً سالی دو بار به لبنان و عراق» سفر می کرده، و به نادرست مدعی شده بود در آن سفرها به دیدار امام خمینی هم می رفته است، به سال 78 در مصاحبه با روزنامه نشاط، قدری تخفیف داده ادعای کذب خود را به همراه اغراق در باره محتوا و نتایج آن، چنین تکرار کرد: «در خارج از کشور، نهضت آزادی ایران ارتباط بسیار تنگاتنگ نزدیکی با شخص آقای [امام] خمینی که در نجف بودند برقرار کرد. حداقل سالی یک بار خود من شخصاً از طرف نهضت می رفتم به نجف و با ایشان دیدار و مذاکره داشتیم، برنامه ها را هماهنگ می کردیم...به خصوص بعد از جریان مرحوم دکتر شریعتی... راجع به بسیاری از مسائل استراتژیک جنبش [= انقلاب] نیز با هم صحبت های خیلی طولانی داشتیم... این ارتباط منظم ما با آقای [امام] خمینی در نجف، در ایجاد تفاهم و هماهنگی میان بخش های مختلف جنبش بسیار مفید و مؤثر بود.» پس طبق ادعای سالی دوبار، باید 14 بار و طبق ادعای سالی یک بار، حداقل 7 دفعه، وی ملاقات با امام در 7 سال مزبور می داشت. اما آقای یزدی در طول 13 سال اقامت امام در نجف، فقط همان سه ملاقات مذکور را داشته است. پس در قیاس با تعداد و کیفیت ملاقات های برخی اشخاص دیگر، به مراتب، دیدارهای یزدی با امام کمتر و کم اهمیت تر به شمار می رفت. نتیجه وهمی دکتر یزدی از آن ادعای نادرست هم که جای خود داشت. البته طی آن سال ها، وی از طرف انجمن های اسلامی دانشجویان آمریکا و نهضت آزادی خارج، نظیر بسیاری از فعالان و گروه های سیاسی دیگر، با امام و برخی یاران ایشان در نجف، مکاتبات متعارفی نیز داشت. دکتر یزدی در مصاحبه دیگری به سال 1383، ادعای کذب دیدارهای متعدد با امام را اینگونه تکرار کرد: «از سال 1350 به بعد، من تقریباً سالی یکی دو بار به نجف می رفتم و در مورد مسایل مختلف با آقای خمینی به گفتگو می نشستیم و این ادامه داشت تا زمان سفر امام به پاریس.»وی در میزگردی به سال 1378، ضمن ارائه تحلیلی در باره فقدان پایگاه مردمی جریان های روشنفکری، علت ارتباط گیری با روحانیون و «نگاه ابزاری» امثال خود به روحانیت و مرجعیت را اینگونه توضیح داده است: «جریان اسلامی روشنفکری دینی هم مثل همه روشنفکران ایرانی، در اقلیت هستند و ارتباطی با توده های مردم ندارند... چه جریان اسلامی روشنفکری و چه روشنفکران لائیک و غیرلائیک در طول 80 یا 90 سال گذشته، هر موقع خواسته اند یک حرکت ملی انجام دهند...ناچار بوده اند برای اتکا به توده های مردم، به سراغ روحانیان بروند. چرا که روحانیان ارتباط تاریخی تنگاتنگی با توده های مردم دارند... ما از اروپا و آمریکا به نجف می رفتیم تا اندیشه های سیاسی را منتقل کنیم و آنان را به ورود به صحنه سیاسی مجاب کنیم.»حجت الاسلام محتشمی در مقام مشاور رییس جمهور دولت اصلاحات، همان زمان طی سخنان شدیداللحنی علیه دکتر مصدق و نهضت آزادی، در پاسخ به اینگونه تحلیل ها چنین گفت: «امام از سال 1321، آن موقعی که نه نهضت آزادی بود و نه جبهه ملی، در کتابخانه وزیری متنی را نوشتند که خوب است بروید آن را بخوانید، که در آن، دیدگاه امام راجع به رژیم پهلوی و نحوه عملی را که باید در مقابل رژیم انجام شود، مشخص شده است. و یا به کتاب کشف اسرار حضرت امام که در دهه 20 یعنی قبل از تولد جبهه ملی و نهضت آزادی نوشته شده و امام به صورت مبسوط و گسترده نظریات انقلابی خودشان را ارائه کردند، مراجعه کنید.» البته مانند خیلی از موارد دیگر، دکتر یزدی در مورد اهمیت و ابعاد روابط خود با امام خمینی و دو سه دیدارش با ایشان در نجف، اغراق می کرد و راست و ناراست را با هم می آمیخت، در حالی که طیف وسیعی از فعالان سیاسی داخل و خارج کشور، در آن سال ها به دیدار و ملاقات امام می رفتند و نظرات خود را نزد ایشان مطرح می کردند. اغلب یاران و شاگردان امام در نجف، در این باره سخن گفته اند. از جمله به گفته آیت الله خاتم یزدی عضو هیئت استفتای دفتر امام در نجف: «روشنفکرهایی که از خارج می آمدند همه به خدمت امام می رفتند و حتی نمایندگان مجاهدین خلق هم به حضور امام می رسیدند. اما امام با گروه گرایی و حزب بازی و دسته بندی ها مخالف بود. با آن که می دانست مثلاً دکتر یزدی از اعضای نهضت آزادی و جبهه ملی است یا مثلاً قطب زاده راه دیگری دارد یا بنی صدر...، همه را به حضور می پذیرفت. لکن کمتر به آنها بها می دادند... امام به هرکسی که مخالف شاه و دستگاه بود حتی کمونیست ها هم راه می داد.» دکتر یزدی در سال 1354 از طری ...

ادامه مطلب  

تعبیر عجیب یکی از یاران صدر درباره ایران  

درخواست حذف این مطلب
صدر در سال ۱۹۷۳ در یک خانواده ی روحانی و صاحب نفوذ شیعه در شهر مقدس شیعیان، نجف، متولد شد. چندین نفر از اعضای خانواده ی او، از جمله پدرش، را رژیم صدام حسین کشت. بعد از اعلام نتایج اولیه ی انتخاب بر سر مزار پدرش در نجف رفت. چانه اش را در دست گرفته بود و به نظر می رسید که به آینده فکر می کند.به گزارش "شیعه نیوز"، صدر در سال ۱۹۷۳ در یک خانواده ی روحانی و صاحب نفوذ شیعه در شهر مقدس شیعیان، نجف، متولد شد. چندین نفر از اعضای خانواده ی او، از جمله پدرش، را رژیم صدام حسین کشت. بعد از اعلام نتایج اولیه ی انتخاب بر سر مزار پدرش در نجف رفت. چانه اش را در دست گرفته بود و به نظر می رسید که به آینده فکر می کند. در سال ۲۰۰۵، تصویر مقتدی صدر برای اولین بار روی جلد مجله ی تایم رفت. روی جلد نوشته شده بود «آماده اید یا نه؟» که تیتری بود در استقبال از انتخابات مجلس در سی ام ژانویه ی ۲۰۰۵. عکس صدر در پس زمینه بود. به هرحال، او یکی از مشهورترین چهره هایی بود که بعد از حمله ی آمریکا و متحدانش در سال ۲۰۰۳ ظهور می کرد. امروز، درحالی که [ائتلاف] او بیشترین آرا را در انتخابات پارلمان از آن خود کرده، مقتدی صدر متنفذترین فرد در دولت جدید عراق است. بیش تر بخوانید: درخواست عجیب ترامپ در مورد کره شمالیصدر در سال ۱۹۷۳ در یک خانواده ی روحانی و صاحب نفوذ شیعه در شهر مقدس شیعیان، نجف، متولد شد. چندین نفر از اعضای خانواده ی او، از جمله پدرش، را رژیم صدام حسین کشت. بعد از اعلام نتایج اولیه ی انتخاب بر سر مزار پدرش در نجف رفت. چانه اش را در دست گرفته بود و به نظر می رسید که به آینده فکر می کند. در نوزدهم می، با نخست وزیر عراق حیدر العبادی دیدار کرد و در کنفرانسی مطبوعاتی بر عبادی کوتاه قامت تر سایه افکند. صدر عبای روحانیت را بر دوش انداخته و عمامه ی سیاهش را بر سر گذاشته بود. ریش هایش از گذر عمر خاکستری شده. او اخیراً خیلی مورد استقبال قرار می گیرد. در روز هجدهم می، میزبان سفیران ترکیه، اردن، عربستان سعودی، سوریه، و کویت بود. ایرانی ها حضور نداشتند. طرف آن ها در عراق، ژنرال قاسم سلیمانی، تقلا می کرد تا ائتلاف غیرصدری را در کنار هم جمع کند. معلوم شده که صدر، همان کسی که روزگاری خواب را از چشمان آمریکایی ها می ربود و پوپولیسم شیعی را علیه آمریکا رهبری می کرد، اکنون موی دماغ ایرانی ها هم شده و شاید جلوی تلاش های آن ها را برای اینکه، بعد از شکست داعش، عراق را کنترل کنند بگیرد. در جولای ۲۰۱۷، صدر به عربستان سعودی پرواز و در جده با ولیعهد عربستان سعودی محمد بن سلمان دیدار کرد. به نظر می رسد او دارد عراق را در جایگاهی جدید در منطقه قرار می دهد، جایی میان ایالات متحده و ایران.بخوانید: برنامه گسترده عربستان برای درآوردن عراق از چنگ ایران!/ بن سلمان مدت هاست بر روی مقتدی صدر کار می کندریشه های صدر امروز را می توان در سال ۲۰۰۴ پیدا کرد. در آن روزها، این روحانی که خیلی جوان تر بود گروه شبه نظامی جیش المهدی را رهبری می کرد. در اواخر مارس، مقامات آمریکایی روزنامه ی الحوزه را، که طرفداران صدر منتشرش می کردند، بستند. آمریکا طرح حمله به صدری ها را ریخت. پاسخ آن ها قیام آوریل ۲۰۰۴ بود. آدم های صدر کنترل شهرک صدر در بغداد را به دست گرفتند و تا ۲۰۰۸ بیشتر آن ناحیه را در اختیار خود حفظ کردند. آمریکایی ها در جریان نبردها، که جان عده ی زیادی از آمریکایی ها و عراقی ها را هم گرفت، ارتباط خود را با صدری ها حفظ کردند. اسناد محرمانه ی دیپلماتیک از این ارتباط ها و افکار دیپلمات های آمریکایی پرده برمی دارد و همچنین سیر تکاملی استراتژی سیاسی صدر را نشان می دهد.مثلاً، یکی از این اسناد که متعلق به ژوئن ۲۰۰۵ است از «تلاش برای [درک] ذهن» صدر می گوید. در آن زمان، افسران صدر خواستار آزادی افرادشان از بازداشت آمریکایی ها بودند. دو تن از مشاوران صدر، حامد الشریفی و سعید عماد کلانتر، با افسر سیاسی آمریکا ملاقات کردند. کلانتر به او گفت قیس الخزعلی، که اکنون شبه نظامیان شیعه ی خودش را دارد، نفوذ زیادی بر صدر دارد. «او گفت پول، اسلحه، و افراد آموزش دیده ای که از طرف ایران تامین می شود به خزعلی نفوذ می دهد.» آمریکایی ها، همان طور که انتظارش می رفت، صدر را شخصیتی در نظر گرفتند که اثری منفی بر عراق دارد، و گفتند که او می خواهد با ارعاب و خشونت به اهداف سیاسی اش برسد. در همان زمان، آمریکا اعلام کرد که ایران، در کنار تامین مالی حزب الدعوه، صدری ها را نیز با پول حمایت می کند. در سال ۲۰۰۶، نوری مالکی، یکی از رهبران حزب الدعوه به نخست وزیری عراق رسید.صدر، برای اینکه نفوذ روبه رشد و قدرتش را به رخ بکشد، در فوریه ی ۲۰۰۶ سفری بین المللی را آغازکرد. او ابتدا به ایران و عربستان سعودی و بعد به سوریه رفت تا با بشار اسد دیدار کند. وقتی در سوریه بود ادعا کرد که، اگر غرب دمشق را بمباران کند، نیروهایش را در اختیار دمشق می گذارد. همچنین، به رقه رفت و با بزرگان عشائر سنی ملاقات کرد. ظاهر امر این بود که او برای زیارت مزاری شریف رفته است، اما درواقع با افراطی های سنی که از رقه به عنوان مسیری برای رسیدن به عراق استفاده می کردند گفتگو کرد. در آن زمان، شبه نظامیان شیعه در نزاعی فرقه ای با القاعده می جنگیدند، و آمریکایی ها عراق را در سراشیبی سقوط در امواج آشوب می دیدند.تا سال ۲۰۰۷ صدر آن قدر مهم شده بود که بسیاری از شیعیان دوروبر اردوگاهش او را به چشم خطر می دیدند. جیش المهدی با اعضای سازمان بدر درگیر شد و رئیس این سازمان، هادی العامری (که اکنون در راس فهرست فتح، دومین ائتلاف پیروز در انتخابات، قرار دارد) به شدت کارهای صدر را زیر سوال برد. آمریکا جیش المهدی را شبه نظامیانی توصیف کرد که تبدیل به «اراذل و اوباشی به شدت مسلح» شده اند. رهبر ایران نیز گفت که تهران او را خطرناک می بیند و نگران است که حمایت های اولیه ی ایران از او باعث پدیدآمدن تهدید شده باشد. اما حتی دشمنان صدر هم مدعی بودند که جیش المهدی بهتر از هر گروه دیگری در عراق نیرو می گیرد و اطلاعات پخش می کند. پاییز ۲۰۰۷، صدر فعالیت شبه نظامیانش را برای شش ماه متوقف کرد.در پاییز و زمستان، صدر و مشاوران ارشدش دست به بررسی مجدد دیدگاه شان درباره ی عراق زدند. در اوایل ۲۰۰۸، یکی از یاران صدر به نام جواد الحسناوی نزد آمریکایی ها رفت و به آن ها حرف شگفت انگیز و عجیبی زد. «او و تعداد زیادی از دیگر صدری ها به این نتیجه رسیده اند که ایران، و نه آمریکا، بزرگترین دشمن عراق است.» زمان آن فرا رسیده بود که صدر و ایالات متحده افکار خود را به هم نزدیک کنند. او ایران را به شیطان تشبیه کرد و گفت وقت آن است که ناخن های این دیو را بکشیم.حسناوی، در گفتگوهایی پرجزئیات، شواهدی را عرضه کرد که نشان می داد ایران تعداد زیادی از پادوهای خود را روانه ی کربلا، شهر مقدس شیعیان، کرده است. او ادعا کرد، «ایران اشغالگر واقعی است.» ایران در شرف این بود که در تمام سطوح، از سیاست و اقتصاد گرفته تا حتی تشکیلات مذهبی شیعیان، عراق را تحت کنترل خود دربیاورد. این بخشی از طرح قدیمی ایران بود تا عراق را به چنگ بیاورد. در این گفتگو، این طرفدار صدر همچنین ادعا کرد که بعضی از اعضای مشخص سازمان بدر و دفتر «خاندان حکیم» برای ایران کار می کنند. عمار حکیم رئیس مجلس اعلا و رهبر حزبی سیاسی است که در پارلمان حدود بیست کرسی به دست آورده. حکیم در سال ۱۹۷۹، در دوران حکومت صدام، همراه با عامری، به ایران فرار کرد و در آن ...

ادامه مطلب  

ماجرای سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا  

درخواست حذف این مطلب
اما رفتار، عملکرد و مواضع اقای روحانی طوری بود که جای جلاد و شهید را جابه جا کرد. کسانی که بیش از 17 هزارنفر از مسئولین، زن و بچه مردم عادی را ترور کردند مظلوم خطاب شدند. اینها ظلمی بود که در ایام انتخابات شد. خواستند اقای رئیسی را که زمانی مسئولیت قضای داشته تخریب کنند؛ اما به قول معروف زیر آب انقلاب و اسلام و نظام و دستاوردهای نظام را زدند.سرویس سیاسی فردا؛ حانیه سادات مومنی: دهه شصت به دلیل تحولات و تنش های بسیاری که در آن وجود داشته از اهمیت بسیاری برخوردار است. رهبر معظم انقلاب نیز در آخرین دیدار با کارگزاران نظام نسبت به تکرار نشدن حوادث آن دهه هشدار دادند. از این رو با محمد حسن قدیری ابیانه از بنیانگذارن انجمن اسلامی دانشجویان در اروپا،مدیر انجمن نخبگان جهان اسلام و سفیر سابق ایران در مکزیک و استرالیا گفتگو کردیم که مشروح آن را در ادامه می خوانید:خواستند رئیسی را تخریب کنند زیرآب نظام را زدند فردا: دهه شصت به دلیل تحولاتی که در آن اتفاق افتاده مهم ترین دهه جمهوری اسلامی است است، اما در ایام انتخابات مورد کم لطفی برخی قرار گرفت و منجر به تذکر حضرت آقا شد که این دهه را مظلوم خطاب کردند؛ در این باره توضیح دهید؟ من در ایام ریاست جمهوری بنی صدر رایزن مطبوعاتی در ایتالیا بودم. 7 سال قبل از انقلاب که 18 ساله بودم از 1351 تا 1353 ایتالیا بودم و انجمن اسلامی را در سال 53 آنجا بنا کردم. اما بحث مظلومیتی که در سال 60 مطرح می شود این است که در ایام انتخابات اتفاق افتاد و شخص آقای روحانی هم در تبلیغات انتخاباتی برای جذب عناصر ضد انقلاب صحبت هایی درباره آن دوران کرد. مثلا گفت 37 سال قتل و اعدام چه دستاوردی داشته! البته انقلاب ما مظلوم بود که هم مورد تهاجم نظامی از بیرون و هم تروریست های درونی قرار گرفت که منجر به شهادت بیش از 17 هزار نفر شد. طبیعتا کسانی که در جنایات دست داشتند مستحق اعدام بودند اما رفتار، عملکرد و مواضع اقای روحانی طوری بود که جای جلاد و شهید را جابه جا کرد. کسانی که بیش از 17 هزارنفر از مسئولین، زن و بچه مردم عادی را ترور کردند مظلوم خطاب شدند. اینها ظلمی بود که در ایام انتخابات شد. خواستند اقای رئیسی را که زمانی مسئولیت قضای داشته تخریب کنند؛ اما به قول معروف زیر آب انقلاب و اسلام و نظام و دستاوردهای نظام را زدند و به نوعی از منافقین و جنایتکاران حمایت کردند.دخترش را به عقد رجوی درآورد تا از کار تشکیلاتی آنان بهره مند شوداما دوره اعدام ها همزمان یا بعد از فرار بنی صدر آغاز شد. بنی صدر را از قبل از انقلاب می شناختم. یادم می آید در جلساتی که در اتحادیه انجمن های اسلامی در اروپا داشتیم یکی از دانشجویان بلند شد و راجع به بنی صدر در حضور خود او و درباره کتابی (کیش شخصیت) که بنی صدر نوشته بود گفت: «انگار بنی صدر آینه جلوی خودش گذاشته و این کتاب را نوشته است.» بنی صدر خودش را خیلی بزرگ می دید و دیگران را خیلی کوچک. اعتقادی به روحانیت نداشت و معتقد بود روحانیت نمی تواند خلا حکومت را پرکند. من تابستان سال 57 کمتر از سه ماه در فرانسه بودم چون از ایتالیا به ایران نمی توانستم بیایم هر تابستان به یکی از کشورهایی که ادم های استخوان خرد کرده ای در اسلام یا مبارزات اسلامی حضور دارند می رفتم چیزی یاد بگیریم. در پاریس به منزل بنی صدر رفت و آمد داشتم. دم از اسلام می زد و راجع به اسلام کتاب می نوشت و سخنرانی می کرد؛ اما به آن اعتقاد نداشت. نمونه اش هم اینکه زن و دخترش حجاب نداشتند. بنی صدر معتقد بود باید همه چیز آزاد باشد. مردم هر طور مایل اند رفتار کنند و به زور مردم را نمی توان وادار به کاری کرد. همین آدمی که این طور حرف می زد سرانجام به تروریسم متوسل شد. وی کتابی با عنوان «هزارفامیل» درباره روابط فامیلی در زمان شاه نوشت که افراد چطور از طریق روابط فامیلی به قدرت می رسیدند و روابط را حفظ می کردند در نهایت خودش هم همین کار را کرد؛ یعنی دخترش را به عقد مسعود رجوی در آورد. فکر می کرد رجوی می تواند به نظام پایان دهد و مسئولین کشور را ترور کند از سوی دیگر رجوی هم می خواست از اعتبار بنی صدر به عنوان کسی که رئیس جمهور قانونی بوده استفاده کند. اسلام بنی صدر مَن درآوردی بوددر همان پاریس بنی صدر از من دعوت کرد به جمع آنها بپیوندم. تشکیلاتی به نام جبهه ملی راه انداخته بود که جبهه ملی خواست ملت ایران است و می گفت تو به ما بپیوند انقلاب به پیروزی می رسد رژیم سرنگون می شود و من هم اولین رئیس جمهور ایران خواهم بود و بعد می گفت روحانیت نمی تواند حکومت کند باید جوانانی مثل شما این خلا را پر کنند. اما نپیوستم! گفتم مردم در خیابان شعار می دهند حکومت اسلامی خواست ملت ما است (آن موقع شعار جمهوری اسلامی داده نمی شد) اما شما در نشریه نوشتی حکومت ملی خواست ملت ماست. گفت: چون مردم ما مسلمان هستند عملا می شود حکومت اسلامی! گفتم: خوب بزن حکومت اسلامی چون مردم مسلمان هستند عملا حکومت ملی هم خواهد بود. می گفت اگر این کار را بکنم مبارزات مصدق و جبهه ملی را دیگران مصادره می کنند یعنی گروههای دیگر حرف از جبهه ملی می زدند و بحث اسلامگرایی نداشتند می گفت من با این وسیله دستاوردهای نهضت ملی را با دست مسلمانان حفظ می کنم. می گفتم اینطور نمی شود! بالاخره جواب منفی دادم و نپیوستم. اسلام بنی صدر مَن درآوردی بود؛ یعنی ارزش های تئوریک غرب را پذیرفته بود و دم از اسلام هم می زد چون اینها همسانی ندارند سعی می کردند اسلام را رقیق کنند تا مثلا با دموکراسی غربی یا لیبرالیسم غربی یکسان باشد. الان هم می بینیم بعضی از افراد در حقیقت سعی می کنند اسلام را شبیه غرب کنند تا قابل پذیرش باشد در حالی که برای ما اسلام اصل است. بنی صدر قدرت طلب هم بود. فقط بحث رئیس جمهور بودن مطرح نبود؛ نوعی دیکتاتوری در رفتارش وجود داشت؛ یعنی هرکس با نظر او موافق نیست حذف می شد. محور خودش بود.از روی ساعت بنی صدر فهمیدند که تمایلات مالی دارداز سوی دیگر بنی صدر به عنوان کسی که در مبارزات رژیم شاه مشارکت می کرد نباید خودش را به بیگانگان می فروخت ولی این کار را کرد. در اسناد لانه جاسوسی اسنادی پیدا شد که نشان می داد بنی صدر به استخدام سیا در آمده بود. ظاهرا سازمان سیا روانشناسی را فرستاده بودند که بنی صدر را ارزیابی کند و راه نفوذ در وی را بیابد. آن روانشناس در ملاقات با بنی صدر در گزارش دوم نوشته بود از نظر مالی می توانیم نفوذ کنیم استدلالش هم این بود که در دفعه دوم که با بنی صدر مذاکره کرد ساعت بسیار گرانقیمتی دستش بود. از روی همین ساعت گرانقیمت به تمایلات مالی وی پی برده بود. و قرار شد در ازای مشورت هایی که می دهد ماهانه هزار دلار دریافت کند. بنی صدر به مسائل مالی نیاز داشت منزلش در محله کشن در پاریس بود و همسرش در آنجا زندگی می کرد و دخترانش نیز آنجا تحصیل می کردند و حقوق ریاست جمهوری در ایران کفاف نمی داد که به ارز تبدیل شود. بعدها با روشدن این اسناد بنی صدر گفت مبلغ پیشنهادی سه هزاردلار در ماه بود و من هم نپذیرفتم. اسنادی که از خیانت بنی صدر وجود داشته مربوط به قبل ریاست جمهوری استفردا: به سندها اشاره کردید! بحث خیلی مهمی که وجود دارد این است که در اسناد به دست آمده جاسوس بودن بنی صدر قبل از ریاست جمهوری مسجل است و این اسناد به دست نیروهای خط امام می افتد. آقای شیخ الاسلام و یکی دونفر دیگر می گویند که قرار شد آقای موسوی خوئینی ها تصمیم بگیرد که با این اسناد چه کند؟ اگر این اسناد در همان زمان به دست امام می رسید قطعا از کاندیداشدن بنی صدر جلوگیری به عمل می آمد اما این اتفاق نیوفتاد!فکر می کنم آقای موسوی خویینی ها، بنی صدر را از نظر سیاسی همفکر خود می دانست. او با افرادی مثل شهید بهشتی و امثالهم به شدت مخالف بود و جزو کسانی بود که تبلیغات سنگینی علیه شهید بهشتی می کردند. الان آقای شیخ الاسلام مشاور وزیر امور خارجه هستند خانم ابتکار هم که در کتابش این مطالب را نوشته می توانید با او هم مصاحبه کنید! اما در اینجا من به خاطره سفر مشترک بنی صدر و موسوی خوئینی ها به ایتالیا اشاره می کنم. زمانی که امام پاریس بودند، دادگاهی به نام راسل شکل گرفت. دادگاه غیررسمی اما معتبر از نظر افکار عمومی بحث محاکمه شاه مطرح بود. چندبار این دادگاه این کار را کرده بود و در رسانه ها منعکس شده بود. من به بنی صدر اصرار کردم به ایتالیا بیاید و خواستم یکی از روحانیون هم از دوستان و همراهان امام باشد که برویم پیش مسئولین تشکیلاتی که این دادگاه را برگزار کنند. غربی ها حجت الاسلام را نمی فهمیدند؛ ولی آیت الله را می دانستند. وقتی خواستیم موسوی خوئینی ها را معرفی کنیم بنی صدر می گفت آیت الله معرفی کن! اما خود خویینی ها می گفت بگویید من حجت الاسلام ام! بنی صدر می گفت نه تو آیت اللهی. چه چیزی از آیت الله کم داری؟ اخرش که شرایط ایت الله بودن را که گفت دید در خودش هم هست! ...

ادامه مطلب  

امام صدر در «سفر شهادت» اصالت را به «گفت وگو» و «صلح» داده است  

درخواست حذف این مطلب
سخنرانان در آیین اختتامیه طرح مطالعاتی «سفر شهادت» ضمن بیان بخشی از تفکرات امام موسی صدر درباره قیام حضرت سیدالشهدا به شرح این موضوع پرداختند که از نظر امام صدر گفت وگو و صلح مهم ترین نکاتی است که از قیام حضرت استنباط می شود.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) آیین اختتامیه و مراسم تقدیر از برگزیدگان طرح ملی مطالعاتی «سفر شهادت» پیش از ظهر امروز دوشنبه 17 مهر، با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین دکتر مهدی مهریزی، دکتر سعید پورعلی، معاون فرهنگی جهاد دانشگاهی، عادل تقوی، رئیس سازمان انتشارات جهاددانشگاهی تهران و با حضور سیده حورا صدر، مدیرعامل موسسه فرهنگی و تحقیقاتی امام موسی صدر در تالار کمال دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد. در پایان این مراسم نیز از برگزیدگان این طرح با اهدای جوایزی تقدیر شد. مواجهه امام صدر با قیام عاشورا «انسانی» استمهریزی در بخشی از این مراسم طی سخنانی گفت: من در شب اربعین سال 1392 در موسسه امام موسی صدر درباره عاشوراپژوهی خاندان صدر سخنرانی کرده و آثار سه صدری بزرگ یعنی آیت الله سیدرضا صدر، آیت الله شهید سیدمحمدباقر صدر و امام موسی صدر را بررسی کردم. آثار این سه بزرگوار درباره عاشورا در دهه 50 عرضه شده است و دیدگاه ها تقریبا شبیه به هم است.وی ادامه داد: اگر ما به تاریخ تفکرات شیعیان درباره واقعه عاشورا را نگاه کنیم با سه دیدگاه «عاطفی»، «حماسی» و «انسانی» مواجه خواهیم شد. دیدگاه عاطفی از عاشورا، مصیبت ها و غم ها را برجسته کرده و بیشتر به عزاداری ها و نوحه ها می پردازد. تا 100 سال پیش عموم تولیدات شیعه در این حوزه بوده و ادبیاتی حزن انگیز دارد.وی افزود: از 100 سال پیش در جهان انقلاباتی صورت گرفته است. از آن سال ها نیز عالمان و اندیشمندان شیعه با قیام عاشورا را از منظر حماسی برخورد کردند. بحث شهادت و مبارزه با ظلم در این کتاب ها مطرح شده و نام کتاب ها مانند «حماسه حسینی»، «رستاخیز حسینی» و... نیز گویای این نکته است. مواجهه انسانی با قیام عاشورا نیز اخیرا شکل گرفته و مباحثی چون «مسئله زن»، «حقوق شهروندی»، «کرامت انسانی» و... را در قیام حسینی بررسی می کنند.به گفته مهریزی، نکته مهم در این میان است که رخدادها و حوادثی که قداست دینی دارند مانند نصوص از لایه های مختلفی برخوردارند. مواجهاتی که درباره قیام عاشورا بیان کردم سه لایه از عاشورا هستند که مکمل یکدیگرند و ناقض هم نیستند. یک لایه دیدن عاشورا «اخباری گری» است. اخباری گری فقط در نگاه به حدیث خلاصه نمی شود و در همه لایه های زندگی وجود دارد.این محقق یادآور شد: در کتاب «سفر شهادت» هر سه لایه به خوبی دیده شده و به هر سه آنها نیز توجه جدی شده است. البته نگاه به لایه سوم یعنی توجه به بعد انسانی، جدی تر است. بعد انسانی در مقالات و گفتارهای امام موسی صدر درباره عاشورا بسیار مهم است که همه در حدود 45 سال پیش مطرح شده اند. یکی از مهم ترین آنها بحث تبعیض جنسیتی است. به جز توجه جدی امام صدر به نقش حضرت زینب(س) در «سفر شهادت» این نکته به طور جد مطرح شده که چرا ما زن را در حادثه عاشورا نبینیم؟ امام صدر بیان کرده که زن در میدان کربلا نقش مرد را کامل می کند و جهاد او را شکل می دهد.وی با بیان اینکه در کتاب «سفر شهادت» بارها بر مفاهیمی چون «گفت وگو» و «تفاهم» تاکید شده است گفت: به عبارتی امام صدر زمانی که در مجلس امام حسین(ع) بودند بحث «گفت وگو» را مطرح کردند. ما مدام فکر می کنیم که اگر شهید نشویم ذلیل و خوار هستیم. این درست نیست؛ «گفت وگو» بر جنگ برای رسیدن به آرمان ها اصالت دارد. امام صدر در گفتار «شهادت چشمه جوشان تحول» کتاب «سفر شهادت» گفته است که «آنان که این حادثه [کربلا] را بزرگ می دارند، باید همچون امام حسین همواره برای گفت وگو، آتش بس و... آماده باشند.»مهریزی تصریح کرد: بنابراین امام صدر از روایت قیام عاشورا برای تبیین مفاهیمی چون گفت وگو و تفاهم بهره می برند. در سالی روز عاشورا با ایام کریسمس تقارن پیدا کرد. امام صدر در سخنرانی های خود به مناسبت آن سال «صلح» را عنصر مشترک میان کریسمس و عاشورا دانست. این برداشت ها لایه انسانی از عاشورا را برای ما عیان می کند. بنابراین منافاتی ندارد که ما مجلس روضه تشکیل دهیم و در آن ظلم ستیزی را برای صلح تقویت کنیم. امام موسی صدر این مقوله را تحقق بخشید چون در تفکراتش انسان بر همه چیز اصالت داشت.وی بیان کرد: البته چون اصالت داشتن انسان در تفکر اهل بیت مطرح شده در تفکر امام موسی صدر هم وجود دارد. امیرالمونین در خطبه 206 نهج البلاغه که مرتبط با جنگ صفین است، فرموده اند: «خوش ندارم که مدام به دشمنان ناسزا بگویید. کارهای بد آنها را گوشزد کنید که آب را بستند و... بجای ناسزا به آنها بگویید که خدایا امور ما را اصلاح کن و نگذار خون ما ریخته شود. اگر کار بد را گوشزد کنید هم تاثیرش بیشتر بوده و هم برای شما عذر ناگزیری از جنگ است.» در این اصالت تکثر و تنوع مطرح است، بنابراین باید گفت وگو و صلح را مدنظر قرار داد. البته اضطرار برای جنگ هم وجود دارد. از همه این مباحث من بازهم به تعبیر خودم برای امام موسی صدر می رسم که ایشان عالم طراز دین است. اگر ما بخواهیم عالمی را به عنوان طراز دین معرفی کنیم که عملش هم طراز با ائمه و اولیای دین باشد، آن امام موسی صدر است.بهره بردن صدر از مفهوم معاصریت برای تفسیر نصوص دینیپورعلی نیز با اشاره به کتاب «سفر شهادت» گفت: این اثر شامل محتوای 16 سخنرانی و خطابه امام موسی صدر درباره وقایع روز عاشوراست که در فاصله سال های 1347 تا 1355 ایراد شده اند. جایگاه و شان امام صدر در جهان تشیع نیز از زبان بزرگان جامعه تشیع بیان شده است. امام خمینی(ره) به مناسبت های مختلف بارها از علاقه خود به امام موسی صدر و امیدواری و دعا برای بازگشت او سخن گفته و تعابیری چون «فرزند من»، «بازوی قوی اسلام» و... را برایش به کار برده اند.وی افزود: مقام معظم رهبری در برخی سخنرانی های خود تعابیری چون «عزیز گمشده مسلمانان جنوب لبنان»، «فرزن ...

ادامه مطلب  

نقش بنی صدر در ترورهای دهه 60  

درخواست حذف این مطلب
پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی: سابقه ارتباط علنی و آشکار بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و سازمان مجاهدین خلق (منافقین) به نیمه اسفند 1359 بازمی گردد؛ جایی که به دنبال سخنرانی جنجال برانگیز بنی صدر در دانشگاه تهران، طرفداران بنی صدر با همدستی منافقین به ضرب و شتم مردم پرداختند. اما همراهی و همکاری این دو جریان طی سال های بعد علنی تر شد. اولین مرحله از این همکاری، تجهیز نظامی سازمان منافقین با کمک رئیس جمهور وقت بود.تجهیز منافقین توسط بنی صدریکی از کمک های بنی صدر به منافقین، تجهیز این گروهک تروریستی بود. به طوری که سازمان منافقین به دلیل کمک های مالی بنی صدر توانسته بود مقدار قابل توجهی سلاح از طریق واسطه های عراقی از راه کردستان وارد کند.به گفته حسن غفوری فرد، در بهمن 1360 پس از محاصره و پاکسازی یک خانه تیمی در محله زعفرانیه تهران، که طی آن 20 تن از اعضای منافقین از جمله موسی خیابانی و مریم ابریشمچی (همسر رجوی) کشته شدند، تجهیزاتی کشف شد که همه آن تجهیزات را بنی صدر در اختیار منافقین گذاشته بود. چنان که غفوری فرد می گوید: «وقتی که موسی خیابانی کشته شد، وزیر اطلاعات گفت که [منافقین] ماشین هایی داشتند که حتی آرپی جی7 هم به این‎ها اثر نمی کرد و شیشیه هایش نرم می شد ولی نمی شکست. یعنی بسیاری از وسایلی که آنجا بود با اشاره بنی صدر و مجوز او وارد مملکت شده بود.»همکاری بنی صدر و منافقیناندکی قبل از اعلام علنی مبارزه مسلحانه علیه نظام از سوی سازمان منافقین، بنی صدر با مسعود رجوی، سرکرده منافقین دیدار می کرد. هاشمی رفسنجانی با اشاره به یکی از این دیدارها، در خاطرات روز سه شنبه، 15 اردیبهشت 1360 می نویسد: «خبر دادند که روز یکشنبه آقای بنی صدر در خانه خواهرش دو ساعت با مسعود رجوی ملاقات داشته است. همکاری رئیس جمهور با سران گروهی که در صدد مبارزه مسلحانه با جمهوری اند و تحت تعقیب مقاماتند، عجیب و غیر قابل تحمل است. مخصوصا که امام فرموده با آنها درگیر شود.»پس از اینکه بنی صدر با فرمان امام خمینی در 20 خرداد 1360 از فرماندهی کل قوا عزل شد، منافقین با صدور اطلاعیه ای حمایت خود را از بنی صدر اعلام کرده و خواستار حراست از جان رئیس جمهور شدند. در بخشی از این اطلاعیه آمده بود: «مجاهدین خلق ایران با اخطار قاطع انقلابی علیه هرگونه سوء نیت به جان رئیس جمهور، از تمامی خلق قهرمان ایران، آمادگی و حضور دائم در صحنه ها و مقاومت پیگیر را طلب نموده و در این شرایط حمایت از شخص رئیس جمهور و حفاظت از جان او را یک وظیفه مبرم انقلابی در سراسر کشور تلقی می کند.» این سازمان همچنین در روزهایی که مسئله کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس مطرح شده بود، بار دیگر اعلامیه ای تهدیدآمیز صادر کرد و طی آن به نمایندگان درباره عواقب عزل بنی صدر هشدار داد و نوشت: «سازمان مجاهدین خلق ایران به تمامی نمایندگان که در مجلس حضور می یابند، نسبت به کلیه عواقب گسترده عزل رئیس جمهور در فضای هیستریک ارتجاعی حاکم، زنهار می دهد...»از این به بعد با ورود سازمان منافقین به فاز نظامی، علاوه بر شهادت مردم بی گناه، بسیاری از سران نظام نیز هدف قرار گرفتند. در همان تابستان 60 سه ترور بسیار مهم در مسجد ابوذر، دفتر حزب جمهوری و دفتر نخست وزیری با فواصل زمانی نزدیک به هم صورت گرفت که حداقل دو مورد آخر، از طریق نفوذی های سازمان منافقین به انجام رسید. اما حلقه مفقوده ترورهای دهه 60، ابوالحسن بنی صدر است که شواهد حاکی از این است که وی نیز در ترورهای دهه 60 نقش داشته است.به منظور پی بردن به نقش بنی صدر در ترورهای تابستان سال 60، سیر وقایع را از اواخر خردادماه آن سال پی می گیریم.مدیریت کشتار 31 خرداد توسط وابستگان بنی صدرهمکاری نظامی و تروریستی بنی صدر و سازمان منافقین از اواخر خردادماه 60 آغاز شد. در 30 خرداد، تنها 2 روز بعد از انتشار بیانیه سیاسی-نظامی شماره 25 سازمان مجاهدین و درست در روزی که مجلس شورای اسلامی طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر را در دست بررسی داشت، سازمان منافقین که براساس گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در 31 خرداد 1360، اعضای آن مجهز به سلاح سرد و گرم بودند، اقدام به راه اندازی اغتشاش در سطح شهر تهران کرد که طی آن چند تن از مردم عادی و تعدادی از اعضای سپاه پاسداران به شهادت رسیدند و بیش از صد تن دیگر زخمی شدند. براساس شواهد و مدارک موجود، در آن شب همسر بنی صدر در یک اتومبیل ضد گلوله به همراه سودابه سدیفی، مشاور بنی صدر و چند نفر از نزدیکان رئیس جمهور معزول، این درگیری را رهبری می کردند.همراهی بنی صدر و منافقین در کشتار مردم از دید حضرت امام خمینی نیز پنهان نماند و ایشان در سخنرانی روز 1 تیر، از بنی صدر خواستند که موضع خود را روشن کند. ایشان فرمودند: «کرارا من [به بنی صدر] گفتم که بیا برو از این گروهک های فاسد، از این منافقین تبری کن، حیثیت خو ...

ادامه مطلب  

طراحی فرار بنی صدر مستلزم ارتباط های قبلی بوده است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه دفاعی و امنیتی خبرگزاری آنا، سابقه ارتباط علنی و آشکار بنی صدر به عنوان رئیس جمهور و گروهک منافقین به نیمه اسفند 1359 بازمی گردد؛ جایی که به دنبال سخنرانی جنجال برانگیز بنی صدر در دانشگاه تهران، طرفداران بنی صدر با همدستی منافقین به ضرب و شتم مردم پرداختند. اما همراهی و همکاری این دو جریان طی سال های بعد علنی تر شد. اولین مرحله از این همکاری، تجهیز نظامی گروهک منافقین با کمک رئیس جمهور وقت بود.تجهیز منافقین توسط بنی صدریکی از کمک های بنی صدر به منافقین، تجهیز این گروهک تروریستی بود. به طوری که گروهک منافقین به دلیل کمک های مالی بنی صدر توانسته بود مقدار قابل توجهی سلاح از طریق واسطه های عراقی از راه کردستان وارد کند.به گفته حسن غفوری فرد، در بهمن 1360 پس از محاصره و پاکسازی یک خانه تیمی در محله زعفرانیه تهران، که طی آن 20 تن از اعضای منافقین از جمله موسی خیابانی و مریم ابریشمچی (همسر رجوی) کشته شدند، تجهیزاتی کشف شد که همه آن تجهیزات را بنی صدر در اختیار منافقین گذاشته بود. چنان که غفوری فرد می گوید: «وقتی که موسی خیابانی کشته شد، وزیر اطلاعات گفت که [منافقین] ماشین هایی داشتند که حتی آرپی جی7 هم به این‎ها اثر نمی کرد و شیشیه هایش نرم می شد ولی نمی شکست. یعنی بسیاری از وسایلی که آنجا بود با اشاره بنی صدر و مجوز او وارد مملکت شده بود.»همکاری بنی صدر و منافقیناندکی قبل از اعلام علنی مبارزه مسلحانه علیه نظام از سوی گروهک منافقین، بنی صدر با مسعود رجوی، سرکرده منافقین دیدار می کرد. هاشمی رفسنجانی با اشاره به یکی از این دیدارها، در خاطرات روز سه شنبه، 15 اردیبهشت 1360 می نویسد: «خبر دادند که روز یکشنبه آقای بنی صدر در خانه خواهرش دو ساعت با مسعود رجوی ملاقات داشته است. همکاری رئیس جمهور با سران گروهی که در صدد مبارزه مسلحانه با جمهوری اند و تحت تعقیب مقاماتند، عجیب و غیر قابل تحمل است. مخصوصا که امام فرموده با آنها درگیر شود.»پس از اینکه بنی صدر با فرمان امام خمینی در 20 خرداد 1360 از فرماندهی کل قوا عزل شد، منافقین با صدور اطلاعیه ای حمایت خود را از بنی صدر اعلام کرده و خواستار حراست از جان رئیس جمهور شدند. در بخشی از این اطلاعیه آمده بود: «مجاهدین خلق ایران با اخطار قاطع انقلابی علیه هرگونه سوء نیت به جان رئیس جمهور، از تمامی خلق قهرمان ایران، آمادگی و حضور دائم در صحنه ها و مقاومت پیگیر را طلب نموده و در این شرایط حمایت از شخص رئیس جمهور و حفاظت از جان او را یک وظیفه مبرم انقلابی در سراسر کشور تلقی می کند.» این گروهک همچنین در روزهایی که مسئله کفایت سیاسی بنی صدر در مجلس مطرح شده بود، بار دیگر اعلامیه ای تهدیدآمیز صادر کرد و طی آن به نمایندگان درباره عواقب عزل بنی صدر هشدار داد و نوشت: «سازمان مجاهدین خلق ایران به تمامی نمایندگان که در مجلس حضور می یابند، نسبت به کلیه عواقب گسترده عزل رئیس جمهور در فضای هیستریک ارتجاعی حاکم، زنهار می دهد...»از این به بعد با ورود گروهک منافقین به فاز نظامی، علاوه بر شهادت مردم بی گناه، بسیاری از سران نظام نیز هدف قرار گرفتند. در همان تابستان 60 سه ترور بسیار مهم در مسجد ابوذر، دفتر حزب جمهوری و دفتر نخست وزیری با فواصل زمانی نزدیک به هم صورت گرفت که حداقل دو مورد آخر، از طریق نفوذی های منافقین به انجام رسید. اما حلقه مفقوده ترورهای دهه 60، ابوالحسن بنی صدر است که شواهد حاکی از این است که وی نیز در ترورهای دهه 60 نقش داشته است.به منظور پی بردن به نقش بنی صدر در ترورهای تابستان سال 60، سیر وقایع را از اواخر خردادماه آن سال پی می گیریم.مدیریت کشتار 31 خرداد توسط وابستگان بنی صدرهمکاری نظامی و تروریستی بنی صدر و گروهک منافقین از اواخر خردادماه 60 آغاز شد. در 30 خرداد، تنها دو روز بعد از انتشار بیانیه سیاسی-نظامی شماره 25 گروهک منافقین و درست در روزی که مجلس شورای اسلامی طرح عدم کفایت سیاسی بنی صدر را در دست بررسی داشت، گروهک منافقین که براساس گزارش روزنامه جمهوری اسلامی در 31 خرداد 1360، اعضای آن مجهز به سلاح سرد و گرم بودند، اقدام به راه اندازی اغتشاش در سطح شهر تهران کرد که طی آن چند تن از مردم عادی و تعدادی از اعضای سپاه پاسداران به شهادت رسیدند و بیش از صد تن دیگر زخمی شدند. بر ساس شواهد و مدارک موجود، در آن شب همسر بنی صدر در یک اتومبیل ضد گلوله به همراه سودابه سدیفی، مشاور بنی صدر و چند نفر از نزدیکان رئیس جمهور معزول، این درگیری را رهبری می کردند.همراهی بنی صدر و منافقین در کشتار مردم از دید حضرت امام خمینی نیز پنهان نماند و ایشان در سخنرانی روز 1 تیر، از بنی صدر خواستند که موضع خود را روشن کند. ایشان فرمودند: «کرارا من [به بنی صدر] گفتم که بیا برو از این گروهک های فاسد، از این منافقین تبری کن، حیثیت خودت را از دست نده ...

ادامه مطلب  

همسر و دختر بنی صدر از ابتدای انقلاب بی حجاب بودند/ به آقای خامنه ای گفتم باید پول تصادف را خودتان بپردازید/ اولین سوال رهبر انقلاب از محافظان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، سید علی خامنه ای در ششم تیر سال ۱۳۶۰ توسط گروهک فرقان ترور شد و تقدیر خداوند بر آن تعلق گرفت که با وجود تمام صدمات وارده، آیت الله خامنه ای سلامتی خود را به دست بیاورند، اما در حادثه ترور، شخصی که بیش از دیگران در رساندن ایشان به بیمارستان نقش داشته است، حسین جباری است.حسین جباری می گوید سال ۱۳۶۰ با گزینش جواد منصوری وارد سپاه شده است و بعد از شروع ترورهای منافقین، با ایجاد بخش نیروهای حفاظت شخصیت، وارد حوزه حفاظت از مسؤولان می شود و هاشمی رفسنجانی اولین فردی است که جباری از وی سخن می گیود، بعد از هاشمی وارد تیم محاظان بنی صدر شده و اطلاعات جالبی از سبک زندگی خانواده و شخص بنی صدر در اوایل انقلاب ارائه می کند.جباری با خارج شدن از تیم محافظان رئیس جمهور وقت، وارد تیم حفاظت آیت الله خامنه ای می شود و خاطرات خواندنی از آن دوران را بازگو می کند؛ خاطراتی از اطعام تیم محافظت توسط خانواده آقای خامنه ای و رقابت بر سر حضور در منزل ایشان برای حفاظت تا تصادف تیم محافظ آقای خامنه ای و اجبار ایشان به پرداخت ۱۰۰ هزار تومان بابت جریمه به راننده تریلی...جباری خاطرات زیادی دارد که بعضی از آن‎ ها را با شور و شوق تعریف می کند و که مشروح آن در ادامه می آید.******* سؤال: می خواهیم به سال ۶۰ بگردیم و بفرمائید چطور شد در تیم حفاظت رهبری انتخاب شدید؟** من تقریباً یک هفته بعد از انقلاب رسماً به عضویت سپاه درآمدم. در حقیقت فروردین سال ۵۸ من دوره سپاه را گذراندم. در آن زمان آقای رفیق دوست و آقای منصوری که در وزارت خارجه هستند، جزو بنیان گذاران این قضیه بودند. گزینش من را آقای جواد منصوری انجام داد. در ادامه مسائل مربوط به کردستان پیش آمد که توفیق خدمت چندماهه در آن منطقه را داشتم.بعدازآن قضایای ترور شخصیت ها از جمله شهید مطهری پیش آمد. یادم هست همین مطلب برای آقای هاشمی پیش آمد. این مسائل می طلبید بحث نیروهای حفاظت برای این مهم در نظر بگیرند. در آن سال ها من توسط دوستان دست اندر کار انتخاب شدم. توفیق حاصل شد بعد از ترور آقای هاشمی چند ماهی خدمت ایشان بودم؛ یعنی اولین شخصیتی که حفاظت ایشان را شروع کردم، آقای هاشمی بود که بعد از ترور به تیم ایشان ملحق شدم.سؤال: چه خاطره ای از مدت حضور در تیم حفاظت آقای هاشمی دارید؟** نکته چشمگیر ارتباط صمیمی خود آقای هاشمی با بچه ها بود که حتی امروز هم نکته مهمی بشمار می رود.سؤال: آقای هاشمی با رهبر انقلاب چه ارتباطی داشت؟** در آن زمان هر دو عضو شورای مرکزی حزب عضویت بودند. ارتباط این دو به قبل از انقلاب بازمی گشت. طبق چیزی که از خود حضرت آقا شنیدم، هر دو در یک ساختمان با هم مستأجر بودند و هر کدام یک طبقه را در اختیار داشتند. چون خانواده هاشمی از طرف پدر و خانم جزو متمولین رفسنجان بودند. آن ها پسته کار بودند و ما هم از پسته ها استفاده می کردیم (خنده).سؤال: بحث ارادت وی به حضرت آقا چگونه بود؟** آن موقع هنوز این مسائل مطرح نبود که بخواهد در روابط تعریف کند. ارتباطی که در ظاهر ما می دیدم، ارتباط دوستانه و صمیمی بود.حضرت آقا می فرمایند: قبل از انقلاب که ما با هم بودیم، من افتادم زندان و ایشان هم زندان بودند. بعد از مدتی آزاد شدیم. آمدم و دیدم خانواده من در منزل تن ها هستند. پرسیدم خانواده آقای هاشمی کجاست. گفتند: برادران وی خانواده او را بردند؛ یعنی خانه ای خریداری کرده و از آن محل نقل مکان کرده بودند. خانواده آقا تن ها مانده بودند که بعداً جابجا شده بودند. منتهی ارتباط دو نفر دوستانه بود که در برخورد ها ما در ظاهر می دیدیم و از پشت پرده خبر نداشتیم.رهبری هم به این مطلب اذعان داشت که ارتباط ما با آقای هاشمی خوب بود بخصوص بعد از وقایع ریاست جمهوری مطرح شد " هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی شود". حضرت آقا در این قضایا از روز اول در بحث انتخاب خبرگان یک مطلب را به عنوان اصول کاری مدنظر قراردادند. بدین معنی که باکسی رودربایستی نداشته باشند. رفاقت در مسیر انقلاب و در مسیر خط امام. در مجلس خبرگان قبل از این که رأی گیر شود، آقا خواستند تا اول حرف خود را بزنند و عنوان کردند شاید بعد از شنیدن حرف های به این نتیجه برسید که به من رأی ندهید. پشت تریبون رفتند و عنوان کردند اگر الآن به من رأی بدهید می دانید به کسی رأی دادید که نسبت به مسائل انقلاب و خط امام حساسیت خاصی دارم و خطاب به آقایان آذری قمی و خلخالی گفت: اگر فردا از مسیر امام و انقلاب انحراف پیدا بشود، من جلوی فرد خاطی می ایستم. بدانید امروز به چه کسی رأی می دهید. آقای هاشمی هم در این گردونه برای آقا قرار داشته است. درست است از قبل انقلاب با هم رفیق بودند، اما رفاقت تا جایی که به اصل انقلاب و خط امام ضربه ای وارد نشود.سؤال: چه اتفاقی افتاد که از تیم حفاظت آقای هاشمی منتقل شدید؟** خواهرزاده آقای هاشمی در تیم حفاظت خودش حضور داشت که خیلی اظهار فضل می کرد.سؤال: خواهرزاده آقای هاشمی عضو سپاه بود؟** نه. وی جزو نیروهای سپاه نبود. به عنوان این که خواهرزاده بود به او اسلحه داده بودند.سؤال: چه کسی به او اسلحه داده بود؟** سپاه اسلحه در اختیارش قرار داده بود و از طریق آقای هاشمی مجوز هم دریافت کرده بود و همراه بود.سؤال: مسئول تیم حفاظت چه کسی بود؟** آن زمان مسئولیت که فرد خاصی باشد، نبود. او برای ما تعیین تکلیف می کرد و اخلاق ما طوری بود که زیر بار حرف زور نمی رفتیم. ما هم به این نتیجه رسیدیم که نمی توانیم با وی در یک تیم مشغول خدمت باشیم. پس مجبور به ترک تیم شدم. خروج من از تیم تقریباً هم زمان با انتخاب بنی صدر شد. در آن زمان تیم حفاظت جدید تشکیل شده بود به من گفته شد به آن تیم ملحق شوم. من مدت یک ماه در آن تیم خدمت کردم. چیز متفاوتی که امروز بعد از قضایای حدود ۳۵ سال از آن می گذرد، هنوز قضایا ناب است.کسی که به عنوان رئیس جمهور، کشور جمهوری اسلامی ایران است خانواده بی حجاب داشت. بی حجابی خانواده بنی صدر در سال ۵۹ و ۶۰ در اوج انقلاب عجیب بود چرا که آن روز ها این حرف ها مطرح نبود. متاسفانه خانواده بنی صدر به طور مثال از لباسی استفاده می کردند که زیر لباس مشخص بود!سؤال: شما در بین خانواده رفت و آمد داشتید؟** بله. من در تیم حفاظت اصلی بودم. این رفت و آمد ها برای ما خیلی سنگین بود. چندین بار به سلامتیان که مسئول دفتر بنی صدر بود اعتراض کردیم.سؤال: این بی حجابی شامل همسر و دختر بنی صدر می شد؟** همه خانواده. اصلاً خانوادگی.سؤال: چند بچه داشتند؟** من یک یا دو دختر او را حضور ذهن دارم. گمان نمی کنم پسری داشته باشد. معمولاً برخورد ها خیلی خشک بود. آنچه ما از آقای هاشمی دیدیم با برخورد بنی صدر فرق داشت. بنی صدر در حقیقت یک چیز جدایی از دیگران بود. یک شب در منزل مادر بنی صدر واقع در شریعتی بالاتر از دروازه شمیران مهمانی خانوادگی داشتند.در مهمانی خانوادگی همه که محرم نیستند، افراد مختلفی هستند که از درجه محارم فراتر رفته بود. من عازم محل پست خود در پشت بام بودم و در اتاق باز بود. نگاه هم افتاد و دیدم ظاهراً همه با هم محرم هستند! یک میز بیضی شکل بزرگ در خانه بود، دیدم زن و مرد بی حجاب دور این میز ایستاده اند. واقعاً به من شوک وارد شد که وی رئیس جمهوری کشور اسلامی است، این خانواده و این تشکیلات؟!فردا صبح که به دفتر ریاست جمهوری رفتیم به سلامتی رجوع کردم. پرسیدم آقای سلامتی این چه وضعی است؟ گفت: مگر چه شده؟ گفتم: این چه مهمانی است که رئیس جمهور کشور اسلامی برگزار می کند؟ گفت: آقا این مسائل به شما ربطی ندارد. این مسائل خصوص است. گفتم: نه. من باید بدانم از چه کسی حفاظت می کنم. من پاسبان نیستم. گفت: کار شما حفاظت است. چون برایم خیلی سنگین بود. سلامتی به دفتر خود رفت به آقای محسن رضایی زنگ زده بود که این آقایان در کار حفاظت اخلال ایجاد می کند. ما ۶ نفر بودیم که ۵ نفر ما را بعد از چند روز عوض کردند. ما به تیم حفاظتی حضرت آقا پیوستیم.سؤال: به یاد دارید اولین صحبت شما با حضرت آقا در چه موردی بود؟** اولین برخورد به معارفه من برمی گردد. ایشان خیلی گرم به ما خوش آمد گفتند. ما وارد تیمی شدیم که تیم حفاظت ۶ نفره خانواده دوم محسوب می شدند. یادم هست در زمان وقوع ترور ها حضرت آقا از قبل ۲ محافظ داشت، در زمان وقوع ترور ها یک جابجایی انجام شد. ۲ نفر قبلی منتقل و نفرات جدیدی را جایگزین آن ها کردند. این جایگزینی به تدریج صورت گرفت. آقای " خسروی وفا " اولین کسی بود که بعد از اون ۲ نفر وارد شده بود. نفر بعد آقای حاجی باشی بود که الآن هم هست. سپس آقای حیاتی اضافه شد که الآن هم هست. بعد هم من به تیم پیوستم.سؤال: آقای جوادیان چطور؟** آقای جوادیان بعداً به جمع محافظین اضافه شدند. در آن زمان آقای جوادیان پیش آقای گلزاده غفوریان بودند. در زمان اوج گرفتن بحث ترورها، چون با هم رفاقت داشتیم، از حفاظت خواستیم به جمع ما اضافه شود. آقای جواد پناهی و یک برادر شهید هم بود که همان اوئل رفت. به این ترتیب تیم حفاظت شکل گرفت. دیداری بعد از ۲۵ سالاز راست آقایان دکتر باقی، دکتر میلانی، دکتر منافی، محمود خسروی وفا، دکتر زرگر، جوادیان، حسین جباری، مجتبی حیاتی، دکتر مرندی، رضا حاجی باشی، پناهی، حجت الاسلام مطلبیسؤال: بحث غذا چه شد؟** در آن زمان برخورد آقای هاشمی خوب بود. خانه وی در " قلهک و یخچال " بود. ما باید از آن محل به پاستور می آمدیم. در آن زمان منطقه ۱۰ سپاه این جا بود. برای غذا ما می بایستی این مسیر را طی کنیم و پس از گرفتن غذا برمی گشتیم. بحث غذا و ارتباط عاطفی چیزی بود که روزی که وارد تیم آقا شدم، یکی از پوئن های ویژه بود که هیچ شخصیتی نداشت.در آن زمان که بحث ترور ها اتفاق می افتاد، سپاه گشتی به نام القارعه داشت که به صورت کمکی از شب تا ۷ صبح از شخصیت ها حفاظت می کردند تا تیم محافظ شب را بتوانند استراحت کنند. یکی از پارامترهای در نظر گرفته شده برای گشت القارعه که می خواستند تقسیم بشوند، رقابت بر سر حضور در منزل آقای خامنه ای بود. این گفته خود افراد گشت القارعه بود که غذای جمعی توسط خود حضرت آقا داده می شد. غذایی که توسط خانواده تهیه شده بود. حالا غذا چه بود؟ امشب املت است، نه برای ما بلکه خانواده و خود ایشان. در سینی های روحی یا مسی خودش درست می کرد و با نان تهیه شده در کنار بچه ها میل می کردند. یک شب سیب زمینی خالی داشتیم و همه از همان غذا می خوردند. در حقیقت دو خانواده شده بودیم که هزینه های زیادی داشت، اما به ما تاکید کرده بود در مورد مسائل خورد و خوراک هیچ چیزی از سپاه نگیرید. چون از من حفاظت می کنید پذیرایی از شما به عهده من است. این مطلب باعث شده بود، بچه هایی که از سپاه می خواستند بیایند دعوایی بود که شب ها حتماً خانه آقای خامنه ای بیایند. آقا مهمان و مراجعان زیادی داشت که به هنگام آمدن به تهران به اصطلاح هتل آنان خانه آقا بود و یک هفته ۱۰ روز آنجا می خوردند و می خوابیدند. حتی برای انجام کار ها از ماشین آقا برای تردد استفاده می کردند. آقا با نفرات همچون شهید مزاری یا مجاهدان افغان ارتباط داشت. شهید مزاری هر وقت به ایران می آمد جای خواب او در خانه آقا بود.یادم هست شهید حکیم یک شب برای جلسه به منزل آقا آمد. آقا شام را آورد که سوپ بود. ما هم می دانستیم طبق معمول این سوپ شام ما است و پشت بند آن غذای دیگری نیست. این بنده خدا سوپ را خورد و اطراف خورد را نگاه می کرد. از او پرسیدم چیزی شده، پرسید: شام را نمی آورند؟ گفتیم شام همان سوپ بود. با تعجب گفت: شام همان غذا بود! خودش متحیر ماند.با توجه به مراجعه مسئولین به منزل آقا اگر برنامه شام نیمرو بود، همان نیمرو تهیه می شد. خبری از تهیه غذای دیگری از خارج منزل نبود.یادم هست در آن زمان نفت کوپنی بود. ما دو خانواده با هم زندگی می کردیم و کوپن هم برای یک خانواده بود. از طرفی سهمیه ما برای خانواده های خودمان بود. یادم هست در آن اوائل خانه سرد بود به ناچار به سپاه مراجعه کرده و برای گذران زمستان کیسه خواب گرفتیم و در خانه آقا در کیسه خواب می خوابیدیم. تاکید کرده بودند به علت کمبود برق از منتقل برقی هم برای گرم شدن استفاده نکنید، چون هزینه برق هم بالا می رود.یادم هست یکی از دوستان بازاری شهید درخشان که با این خانواده ارتباط داشت ۲۰۰ لیتر نفت آورد. شبکه نفت جلوی در بود، آقا فرمود: بگوئید بیاد و آن را ببرد. گفتیم ما نفت نداریم. گفت: نه اصلاً. بگویید ببرد.نفت کوپنی برای آبگرمکن خانواده استفاده می شد. خود آقا برای حمام به سه راه امین حضور می رفت. آن جا یک حمام عمومی بود. ما می رفتیم و برای حمام نمره نوبت می گرفتیم و با بی سیم هماهنگ کرده و رسیدن نوبت را اعلام می کردیم. می خواهم بگویم ایشان در این حد رعایت می کرد، نه این که بخواهد ظاهری باشد. اگر بخواهد ظاهری باشد یک شب، دوشب، ۵ شب. ما در طول سال همه چیز از خوردن، خوابیدن و خرید کردن را به چشم خود می دیدم. چون مسئول خرید هم خود ما بودیم. در اوائل سال ۶۰ مشکلی پیش آمد و من یکی ـ. دو سالی جابجا شدم.سؤال: شما در تیم حفاظت بنی صدر بودید، بعد از به تیم حفاظت آقا منتقل شدید. آقا یکی از نمایندگان فعال در بحث عدم کفایت بنی صدر بود. شما با توجه به شناختی که از خانواده بنی صدر داشتید در این خصوص صحبتی با آقا داشتید؟** برخی جلسات مربوط به شورای انقلاب در خانه افراد برگزار می شد. شخصیت های عضو شورا ضمن صرف شام در خانه یکی از اعضا جلسات را هم برگزار می کردند. در راه خانه بنی صدر به عنوان یکی از اعضای تیم محافظت رهبری بودیم به آقا در خصوص وضعیت خانوادگی بنی صدر گفتم که در جواب با تعجب گفتند مگر چنین چیزی می شود. عرض کردم: بله. خانواده و دخترش بی حجاب هستند. امروز که حجاب شل و ول شده هنوز در سطح شهر باب نشده، ولی خانواده بنی صدر با دامن و جوراب نازک ظاهر می شدند. پیراهن حریر بود که زیر آن کاملاً معلوم بود.یادم هست قبل از انتخابات ریاست جمهوری، آقا سفری به سبزوار برای سخنرانی داشت. ما از مشهد با ماشین آمدیم تهران، روز مجلس کارهای مربوطه را انجام داد و عصری گفتند برویم سبزوار که من سخنرانی دارم. بعد از رسیدن به سبزوار سخنرانی انجام شد. زمان شب جمعه بود. شام را خورده بودیم. قرار بود بخوابیم و صبح بعد از نماز حرکت کنیم. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که آقا تاکید کرد همین الآن حرکت کنیم. ما عنوان کردیم که خسته هستیم. در آن زمان امام جمعه نایب نداشت و باید هر هفته در نماز جمعه حضور پیدا می کرد. ما باید راه می افتادیم تا برای نماز جمعه حضور داشته باشند. چون دو روز نخوابیده بودم و تمرکز لازم را نداشتم در راه جاده باریک بود و من تصادفی سنگینی در حد مرگبار داشتم. ماشین شورولت امریکایی مصادره ای متعلق به اشرف پهلوی بود. این ماشین را از تیم محافظت آقای هاشمی برای اسکورت قرض گرفته بودم. هاشمی خیلی هم تاکید کرد که حواسم باشد. متاسفانه با سرعت ۱۶۰ کیلومتر گذاشتم وسط تریلی که ماشین مچاله شد. من در خواب بودم و یک لحظه حس کردم بوق تریلی را می شنوم و چشمانم را که باز کردم دیدم تریلی توی صورتم است.سؤال: در زمان حادثه شما در ماشین تن ها بودید؟** آقا مصطفی پسر بزرگ آقا بود. من و دو محافظ دیگر سرنشین ماشین بودیم. همه مجروح شده بودیم. عنایت خدا شامل حال ما شده بود، چون در زمان تصادف ۵ نارنجک توی داشبورت بود. ماشین جمع شد و جلوی آن نصف شد. آقای خسروی وفا در داخل ماشینی بود که آقا سرنشین آن بودند. ماشین دیگر متوجه تصادف ما نشدند. به راه خود ادامه داده بودند. در شهر شاهرود متوقف می شوند و متوجه غیبت ما می شوند. آقای حیاتی از اتوبوس ها و کامیون ها می پرسد، ماشینی با این مشخصات را ندیدید که در راه خراب شده باشد؟ یکی می گوید: ماشینی با این مشخصات تصادف کرده و همه کشته شده اند. آقای حیاتی آرام به حاج محمود گفت: بچه ها تصادف کرده و همه مرده اند باید چکار کنیم؟ تو به بهانه این که ماشین خراب شده برای کمک بمان و من هم با آقا به تهران بر می گردانم. در همین حال آقا می پرسد چه شده که می گویند ماشین بچه ها خراب شده است. آقای حیاتی می گوید من برای کمک بمانم که آقا می گوید اشکالی ندارد.آقا به همراه آقای خسروی وفا و به احتمال زیاد آقای مرتضایی فر که اجرای مراسم داشتند در ماشین بودند و عازم تهران می شوند.حدود نیم ساعت از تصادف گذشته بود. فرمان ماشین به قفسه سینه من برخورد کرده و دست و صورت هم داغون شده بود. بعد این زمان به خودم آمدم و دیدم دیگر ماشینی وجود ندارد و کاملاً له شده است. تریلی هم تا چرخ های عقب در خاکی قرار گرفته بود. خلاصه بچه ها را یکی یکی جمع کردم و ماشین هایی که می آمدند، اقا مصطفی را به اتفاق یکی از بچه توی ماشین گذاشتم تا به شاهرود جهت مداوا ببرند. آن شب در ماشین اسلحه یوزی و ژ- ۳ داشتیم که شعله پوش ژ- ۳ تا ۲ میلی متری ران آقا مصطفی فرو رفته بود و چنانچه شدت تصادف بیشتر بود، قطع نخاع شده بود. آقا مصطفی، چون در ابتدا گرم بود توجهی به پای زخمی خود نداشت. نفر دیگر را با یک کامیون راهی کردم و خودم تنهایی ماندم. من مانده بودم و این اسلحه ها و نارنجک ها. بر اثر ضربه وارده به قفسه سینه، نفسم داشت بند می آمد و چشمانم هم باد کرده بود. در آن زمان ژاندارمری هم رسیده بود، دید ماشین زرهی است. از اسلحه ها فهمید که ماشین شخصیت ها است. به من گفت: باید اسلحه های خود را تحویل بدهید. من گفتم نمی دانم شما چه کسانی هستید. من شما را به علت جراحت نمی بینم. من را به بیمارستان برسانید، سپاه را خبر کنید تا من ببینم به چه کسی می خواهم اسلحه تحویل بدهم. گفت: نه باید تحویل بدهی. من هم ضامن یکی از نارنجک ها را درآوردم. دید ظاهراً با یک دیوانه سر و کار دارد، بی خیال بردن اسلحه ها شد. من اسلحه ها و نارنجک ها را داخل یک پتو گذاشته و روی آن ها خوابیدم. گفتم من را با این پتو بلند کرده داخل ماشین بگذارید تا به بیمارستان برسیم. حالا قصد داشتم ضامن نارنجک را به جای خود برگردانم که بر اثر خستگی دست حادثه ای ایجاد نشود. در بیمارستان آقای حیاتی هم آمد و من ۳ کلت و چند نارنجک را به وی تحویل دادم ... فردا سپاه ماشین داد و ما به تهران آمدیم.سؤال: رهبری انقلاب چه زمانی متوجه تصادف شما شدند؟** فردا وقتی آقا از نماز عصر بازگشتند ما وارد خانه شدیم.سؤال: آقا مصطفی را هم با خودتان آوردید؟** بله. ما به اتفاق آقای حیاتی ۵ نفر شدیم که با جیپ آهوی سپاه به تهران آمدیم. وارد که شدیم آقا از سر و وضع ما تعجب کرد. همه با عصا و بانداژ شده هستیم. خطاب به آقای حیات و حاج محمود که این چه وضعیتی است. گفتند این ها تصادف کرده بودند و ما به شما برای این که نگران نشوید چیزی نگفتیم. آقا گفتند مگر من بچه ام که بترسم. اگر به کمک نیاز داشتند چه کسی به آن ها رسیدگی می کرد؟ چرا به من نگفتید و مقداری اوقات تلخی کرد. من و آقا مصطفی زمانی که وارد شدیم، حضرت آقا با لباس داخل خانه در حال استراحت کردن بود و من تفاوتی در مورد برخورد و نگرانی ایشان بین ما دو نفر مشاهده نکردم. این خیلی مهم است که شخصی همچون آقا خود را مسئول می داند که در زمان حادثه به محافظان خود کمک کند.سؤال: آقای هاشمی برای تصادف و خرابی شورولت گلایه نکردند؟** ایشان گفت: مگر من در مورد سالم برگرداندن ماشین به شما سفارش نکردم. من هم توضیحات لازمه را دادم. گفت: خود ماشین کجاست. گفتم ماشین اصلاً قابل حرکت نیست. گویا ژ ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - ارتباط بنی صدر با ماجرای ترور شهید بهشتی چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه تاریخ اندیشکده برهان؛ برای یافتن پاسخ این سؤال به گفت و گو با «قاسم تبریزی» عضو شورای پژوهشی مؤسسه مطالعات و پژوهش‏های سیاسی و عضو شورای فصلنامه مطالعات تاریخی نشستیم.به عنوان اولین سؤال مختصری در خصوص پیشینه ی سیاسی و عملکرد بنی صدر پیش از انقلاب توضیح دهید.بنی صدر اواخر دهه ی 30 وارد عرصه ی مبارزات سیاسی شد و مبارزات خود را نیز از جبهه ی ملی آغاز نمود. بعدها در سال 1342 برای ادامه ی تحصیل به فرانسه رفت و به عنوان عضو جبهه ی ملی به عضویت کنفدراسیون دانش جویان ایرانی که مشتمل بر نیروی های جبهه ی ملی، حزب توده، حزب پان ایرانیسم و جریان چپ به اضافه ی چند عضو مذهبی بود درآمد. با آغاز فعالیت نهضت آزادی در اروپا، او نیز فعالیت خود را با این گروه در فرانسه آغاز نمود.با مهاجرت امام(ره) به پاریس، او نیز به جمع یاران و طرفداران امام(ره) پیوست. باید گفت در آن مقطع ما شاهد حضور سه جریان در اطراف امام(ره) بودیم. جریان اول عبارت بودند از: روحانیّت، شاگردان و مدافعان حقیقی امام(ره)؛ جریان دوم سیاسیونی که در احزاب و جریان های اسلامی بودند که بنا به دلایل اعتقادی به امام(ره) پیوستند و جریان سوم عده ای از فعالین سیاسی که نوعی سرگشتگی شخصیتی و سرگردانی فکری داشتند، امثال دکتر «ابراهیم یزدی»، «صادق قطب زاده» و «ابوالحسن بنی صدر».با توجه به حضور بنی صدر در اطراف امام(ره) که گاهی به عنوان مترجم ایفای نقش می کرد موقعیتی برای وی به وجود آورد تا در مطبوعات خارجی و نیز در داخل به نوعی مطرح شود. چرا که تا آن موقع شهرت و جایگاهی حتی در بین سیاسیون و مبارزان مذهبی نیز نداشت.بنی صدر، در روز 12 بهمن 57 همراه امام(ره) به ایران آمد و در کارهای اجرایی دولت موقت نه تنها هیچ گونه مشارکتی نداشت بلکه به نوعی منتقد دولت آقای «مهندس بازرگان» هم به شمار می آمد.وی در گیر و دار درگیری هایی که در جامعه به دلیل حضور فعال جریان های مارکسیستی اعم از حزب توده، چریک های فدایی خلق، سازمان پیکار، حزب رنجبران و ... وجود داشت به عنوان منتقد، فعالیت های بسیاری انجام داد. این مسأله نیز بین بچه های مذهبی که بیش تر شور و هیجان داشتند با استقبال مواجه گردید. البته باید گفت این فعالیت ها و سخنرانی ها در ظاهر برای نقد جریان چپ بود اما هدف اصلی وی از این مسأله کسب شهرت و بسترسازی برای ریاست جمهوری بود.وی به دلیل عقاید و شخصیت خاصش و نیز مواضع سیاسی که در یک چارچوب خاص نمی گنجید در شورای انقلاب نیز با شخصیت های برجسته ای مانند: «شهید مطهری»، «شهید بهشتی»، «شهید باهنر» و «آیت الله خامنه ای» اختلاف داشت. به عنوان نمونه ایشان معتقد بود که نابغه ی قرن است و این را آشکارا نیز اعلام کرده بود یا این که معتقد بود که اجتهاد 64 مشخصه دارد که البته هیچ کس این مشخصه ها را به صورت یک جا نداشته و تنها خود او حایز همه ی آن ها بوده است. به هرشکل در اولین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری، بنی صدر با چهره ی طرفداری از امام(ره) و خط امام(ره) موفق به کسب 11 میلیون، رأی شد.امام(ره) که او را می شناختند در همان مراسم تنفیذ فرمودند: «براساس قانون من شما را به عنوان رییس جمهور تعیین می کنم و امیدوارم که شخصیت شما قبل از گرفتن مقام و بعد از آن تغییری نکند.»در این مقطع بنی صدر رییس شورای انقلاب شد و از آن جا که احساس رسیدن به قدرت به او دست داد بنای ناسازگاری با نهادهای انقلابی و نیروهای انقلاب را گذاشت. درحقیقت نخستین رییس جمهور ایران اولین نغمه ی جدایی آشکار را در 17 شهریور، سر داد به نحوی که در میدان شهدا گزارش های موجود را به گونه ای وارونه جلوه داد و تمام آن مشکلات را به گردن قوه ی قضاییه انداخت. به واقع می توان گفت این، اولین گام عملی وی در مقابله با نظام بود. پس از سخنرانی ایشان «شهید بهشتی» و آقای «هاشمی رفسنجانی» طی اظهارنظری، قانون را ملاک تعیین وظایف هر فرد دانستند.در کنار این کار ایشان در برابر احزاب، گروه ها و نهادهایی که وجود داشت تحت عنوان دفتر همکاری رییس جمهور با مردم یک تشکل تأسیس کرد که در حقیقت یک حزب به شمار می آمد ولی با عنوان دفتر همکاری. اعضای این حزب عناصری از سازمان مجاهدین خلق، مائوییست ها، جبهه ی ملی ها و ... بودند که هیچ گونه هم یاری، هم دلی و هم سویی با انقلاب و نظام نداشتند. کار به جایی رسید که برنامه های بنی صدر به گونه ای هماهنگ می شد که برای فرمانده ی سپاه و یا دریافت گزارش های نهادها و جلساتی از این دست، دفتر هیچ گاه وقت نمی داد. در حالی که اعضای جبهه ی ملی، سازمان مجاهدین خلق و گروه های دیگر مرتب جلسات سه، چهار ساعته با وی داشتند. در واقع هرچه زمان می گذشت، پیوند آقای بنی صدر با سازمان مجاهدین خلق، جبهه ی ملی، نهضت آزادی و ... در خفا، بیش تر می شد.با آغاز حمله ی نظامی حزب بعث عراق به ایران، ایشان با همان روش و تفکری که داشت از دادن هرگونه امکانات به نهادهای انقلابی اعم از سپاه، کمیته های انقلاب اسلامی و نیروهای بسیج مردمی، خودداری می کرد. در این میان با وجود آن که امام(ره) با هدف ایجاد هماهنگی میان ارتش، سپاه و بسیج نیروهای مردمی، نمایندگی فرماندهی کل قوا را به بنی صدر دادند، ولی او تنها سعی داشت بر ارتش تکیه کند.او به پشتوانه ی انتخاب چند فرمانده و با تصور فرمان بری نیروهای نظامی و انتظامی از نمایندگی فرماندهی کل قوا، سعی در دامن زدن و گسترش اختلاف و نفاق میان سپاه و ارتش داشت. در این راستا، فرمانده ی سپاه را دو مرتبه تغییر داد البته این اقدام در ظاهر قانونی بود و جزو اختیارات وی به شمار می آمد لکن در حقیقت برای تضعیف سپاه بود.از یک سو امام(ره) مسأله ی جنگ را مسأله ی اصلی انقلاب مطرح می کرد تا اذهان جامعه به مسایل فرعی کشانده نشود و از دیگر سو بنی صدر سعی می نمود اذهان جامعه را به اختلاف و تشتت بیندازد. با این حال هر مقدار که بنی صدر جلو می آمد، از اسلام، خط امام(ره) و چارچوب اهداف، رسالت و ماهیّت انقلاب فاصله می گرفت. در این رابطه مسایلی که مطرح می کرد تکیه به ملی گرایی داشت و به طرف ایران منهای اسلام می رفت که این مسأله در مقالات منتشر شده از او در روزنامه ی «انقلاب اسلامی» قابل مشاهده است. در نهایت تذکر ائمه ی جمعه، روحانیون و بیانیه های نهادها نیز کارساز نبود و ایشان با قرار گرفتن در یک سراشیبی و فاصله گرفتن از قانون، از ریاست جمهوری اسلامی ایران به رهبر یک گروهک، تبدیل شد. در این میان گروه های چپ مائوییستی، کمونیستی و صهیونیست ها در کنار منافقین، ایشان را یک ظرفیت مناسب برای در هم شکستن انقلاب و نظام دیدند.برداشت منافقین و بنی صدر این بود که امام(ره) بنا به دلایلی قدرت عزل وی را ندارد. دلیل اول آن که نمایندگی فرماندهی کل قوا را در اختیار داشت. دوم این که شرایط جنگ این مسأله را ناممکن می ساخت. سوم آن که رییس جمهور قانونی کشور بوده و به 11 میلیون رأی خود اتکا داشت. چهارم آن که گروه ها و احزاب اطراف خود را حایز قدرت و اثرگذاری ارزیابی می کرد. در کنار همه ی این ها بنی صدر از پشتوانه ی تبلیغاتی رسانه های خارجی در مقابل امام(ره) بهره می برد.بالاخره بنی صدر به طور کامل خط خود را از نظام، جدا کرد. اقداماتی چون عمل بر خلاف قانون، فرمان به ضرب و شتم مردم، کشاندن اختلافات به سطح جامعه و میان مردم، تشنج آفرینی برضد مجلس، قوه ی قضاییه، نهادهای انقلاب و سخنرانی برضد سپاه، کمیته های انقلاب و دادگاه های انقلاب اسلامی، همراهی با گروهک های مخالف، معارض و ... نمودهای بارزی از این مسأله است.امام اول سال 60 طی سخنانی فرمودند: «این سال، سال قانون و قانون گرایی است و همه باید به قانون پای بند باشند.» در مقابل بنی صدر طی اظهارنظری گفت: «من قانون را قبول ندارم.» امام(ره) نیز در واکنش به این اظهارنظر فرمود: «کسی که می گوید من قانون را قبول ندارم، قانون او را قبول ندارد. در یک مملکت همه چی بر اساس قانون می گردد. همین سال را سال قانون گرایی اعلام می کنم. همه باید در برابر قانون خاضع باشند. دزدها از قانون می ترسند. دیکتاتورها از قانون می ت ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - تیر خلاص بنی صدر به خودش!  

درخواست حذف این مطلب
گروه تاریخ برهان/ انوشه میرمرعشی؛آقای مناظره!داستان ورود جناب «بنی صدر» به نظام جمهوری اسلامی از آن جا آغاز شد که او پس از پیروزی انقلاب، در دانشگاه ها مشغول مناظره با جماعت کمونیست شد. بنی صدر خوب بلد بود صغری، کبری بچیند و با یک نتیجه گیری خوب، حال طرف داران تفکر چپ و مارکسیست ها را بگیرد. بدین ترتیب بنی صدر در میان دانش جویان و برخی از تحصیل کرده ها به شهرت رسید. «مهندس بازرگان» نیز در زمان دولت موقت، بنی صدر را به عنوان معاون و مشاور وزارت اقتصاد و دارایی انتخاب کرده بود. چون موضوع پایان نامه ی دکترای بنی صدر در فرانسه «اقتصاد» بود. بعد از استعفای دولت موقت به دنبال قضیه ی تسخیر لانه ی جاسوسی، بنی صدر از طرف شورای انقلاب هم زمان سرپرستی دو وزارت خانه ی امورخارجه و اقتصاد و دارایی را بر عهده گرفت. رییس جمهور 11 میلیونی!در اولین انتخابات ریاست جمهوری، بنی صدر به سرعت اعلام کرد که خواهان کاندیدا شدن برای این انتخابات است. اما در همان زمان یک رقیب بسیار جدی داشت. رقیب او «جلال الدین فارسی» بود. کسی که از طرف «حزب جمهوری اسلامی» برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید بود و در ضمن در سال های مبارزه برای انقلاب هم مجاهدت های فراوانی در کارنامه اش داشت. البته جناب بنی صدر هم آدم سیاسی بود و می دانست که چگونه باید نظر مردم را به طرف خودش جلب نماید. اول از همه برای دو وزارت خانه ای که سرپرست شان بود دفتر هماهنگی با مردم راه انداخت. در مرحله ی بعد شروع کرد به لشکرکشی؛ با سخنرانی ها و کلمات دهان پرکن که درباره ی اقتصاد می گفت، خود را به نحوی به مردم معرفی می کرد که گویی او تنها منجی معیشت و زندگی مردم است. حتی در یک مصاحبه گفته بود: «من بزرگ ترین اندیشه ی قرن هستم.»با این شیوه تعداد زیادی را که برخی چهره های موجهی هم بودند، به طرف خود جذب کرد. افرادی که در میانشان از خانواده ی امام(ره) هم پیدا می شدند. از طرف دیگر یک گروه سازمان یافته که هنوز نفاق شان خیلی برای مردم مشخص نشده بود هم طرف دار او شدند. این گروه «سازمان مجاهدین خلق ایران» بود؛ همان گروهی که بعدها مردم ایران با نام منافقین خطاب شان کردند. اما در مقابل، جلال الدین فارسی و طرف داران او بیش تر بر این مسأله تأکید می کردند که چون بنی صدر فردی معتقد به ولایت فقیه نیست و به لحاظ اعتقادی خودش و خانواده اش به خیلی از احکام اسلام پای بند نیستند، برای یک جامعه ی انقلابی که خواست اصلی مردمش اجرای احکام اسلام است، مناسب نیست.بخش اعظم مردم ایران که به دنبال اجرای احکام اسلام بودند و می دیدند که همسر و دختر بنی صدر بدون حجاب در مراسم رسمی حاضر می شوند و آن تبعیت مورد انتظار از امام(ره) را در گفتار و کردار بنی صدر نمی دیدند، در مقابل او موضع داشتند و بیش تر به فارسی تمایل داشتند. تا این که اندکی مانده به انتخابات، یک شبهه درباره ی کاندیداتوری جلال الدین فارسی از طرف منافقین آن هم در روزنامه ی «انقلاب اسلامی» مطرح شد که معادله را به هم زد. آن شبهه این بود که چون اجداد آقای فارسی ایرانی نیستند و افغانی هستند، ایشان نمی توانند بر طبق قانون اساسی کاندیدای ریاست جمهوری شوند. این شبهه دعواهای سیاسی زیادی در کشور به راه انداخت. طرف داران بنی صدر از یک طرف با عصبانیت می گفتند که آقای فارسی نباید کاندید باشد و حزب جمهوری اسلامی هم در مقابل پاسخ می داد که ایشان اصالتاً ایرانی است اما به دلیل شرایط سیاسی زمان رضاشاه خانواده اش در افغانستان مجبور شده اند که شناسنامه ی افغانی بگیرند. در نهایت درست یک هفته مانده به انتخابات امام(ره) فرمودند که به دلیل شبهه ای که درباره ی ایرانی نبودن جلال الدین فارسی وجود دارد، ایشان نباید کاندیدا باشند. به این شکل رقیب جدی بنی صدر از دور خارج شد و او بدون رقیبی جدی و البته به کمک اقدام های سازمان یافته ی منافقین توانست 11 میلیون رأی بیاورد؛ یعنی آرای آقای فارسی را در سبد خودش ریخت.بنی صدر ابتدا فکر می کرد شهید رجایی به خاطر نداشتن تجربه ی سیاسی آدم نپخته و کارنابلدی است، خیلی علیه او موضع نمی گرفت اما وقتی که او را شناخت و از صلابت شخصیت و ولایت مداری او آگاه شد، بد و بیراه گفتن به او را شروع کرد.این من از شیطان است! پس از آن که جناب بنی صدر، 11 میلیون رأی آورد و کاندیدای رقیب را از دور خارج کرد، چنان مغرور شده بود که دیگر خدا را بنده نبود. کمی بعد اما اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد و مردم تقریباً به تمامی کاندیداهای معرفی شده از طرف حزب جمهوری اسلامی رأی دادند و کلاً مجلس با اکثریت نمایندگان رقیب تفکر بنی صدر، تشکیل شد. طبق قانون، جناب بنی صدر در آن موقع باید نخست وزیر انتخاب می کرد. برای عوام فریبی و برای این که نمایندگان مردم در مجلس را راضی کند، اعلام کرد که «حاج احمد آقای خمینی» را برای نخست وزیری انتخاب کرده، که همان موقع امام(ره) مخالفت صریح خود را برای دخالت همه ی نزدیکانشان در ارکان اجرایی سیاست کشور اعلام کردند. با شروع رایزنی های بنی صدر با نمایندگان مجلس، دعوای بنی صدر با مجلسی ها علنی شد. اسم بیش از 10 نفر برای پست نخست وزیری مطرح شد که مجلس با بنی صدر در مورد هیچ کدام، به توافق نرسیدند؛ تا این که بالاخره بنی صدر که فکر می کرد می تواند روی آدمی مثل «محمدعلی رجایی» کاملاً تسلط داشته باشد، با مجلسی ها بر سر نخست وزیری او به توافق رسید. بنی صدر ابتدا فکر می کرد شهید رجایی به خاطر نداشتن تجربه ی سیاسی آدم نپخته و کارنابلدی است، خیلی علیه او موضع نمی گرف ...

ادامه مطلب  

بنی صدر؛ بحران سیاسی یا بن بست نظامی  

درخواست حذف این مطلب
گروه تاریخ برهان/ محمدجواد اکبرپوربازرگانی؛ در بخش پیشین به عملکرد ضعیف بنی صدر به عنوان فرماندهی کل قوا در پیش گیری از تهاجم عراق به ایران، بی توجهی وی به گزارش های نظامی در مورد حمله ی قریب الوقوع عراق، آماده باش دیرهنگام نیروهای نظامی و همچنین نقش بنی صدر در کودتای نوژه اشاراتی شد؛ اکنون به ادامه ی عملکرد وی پس از تهاجم عراق به ایران و آغاز جنگ تحمیلی پرداخته می شود.پس از تهاجمدوره ی اول: تهاجم تا توقف عراقجنگ رسمی با تهاجم گسترده ی ارتش عراق در ٣١ شهریور ١٣٥٩ آغاز شد و تجاوز زمینی عراق از شمال قصرشیرین تا خرمشهر را در برمی گرفت.[1] استراتژی نظامی عراق مبتنی بر یک جنگ سریع و برق آسا بود.[2] نواقص و کاستی های دفاعی ایران در زمانی که بنی‏صدر فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت، نقش زیادی در سهولت پیش روی ارتش عراق در خاک ایران و اشغال شهرها داشت.[3]در واقع ارتش ایران در شرایطی با تجاوز عراق روبه رو شد که قادر به اجرای برنامه های کلاسیک نظامی خود نبود[4] و هیچ گونه آرایش نظامی در مناطق بسیار حساس نزدیک خرمشهر و آبادان نداشت. نزدیک ترین نیروها نیز در اهواز مستقر بود که 40 الی50 کیلومتر تا صحنه ی جنگ فاصله داشت.[5]افزون بر این، فقدان قرارگاه فرماندهی نظامی پیرامون درک درست اهداف دشمن و عدم استقرار یگان های نظامی در طول مرز، بر واکنش نیروهای ایران تأثیر به سزایی داشت. «محسن رضایی» از فرماندهان سپاه در این باره می گوید: «در عین حالی که ارتش عراق در راه بود، همچنان آرایش ما به طور سنتی و با رعایت پوشش مرز بود تا درک دقیق از اهداف عراق.[...] بنابراین نیروهای کلاسیک در سطح استراتژی و سطوح عملیاتی و تاکتیکی دچار ضعف و کاستی بودند.»[6]با وجود این مسائل، امام خمینی برخلاف تفکر بنی صدر که می کوشید با تضعیف نیروهای انقلابی، میان سپاه و ارتش جدایی بیفکند، به وحدت نیروها اعتقاد داشت.[7] در این دوره مأموریت مستقیم سپاه، دفاع از مرزها نبود، اما نیروهای آن در تمامی محورها به صورت مستقل و یا در کنار نیروهای ژاندارمری و ارتش حضور داشتند. در این مرحله حضور سپاه و نیروهای مردمی موجب شد تا ضعف نیروهای نظامی، در مقابل حمله ی سراسری عراق، تا حدودی جبران شود[8] و آثار آن در نقاطی چون خسروی، باباهادی، فکه، گیلان غرب، شمال اهواز، سوسنگرد، آبادان و از همه مهم تر خرمشهر نقش به سزایی در ناکامی ارتش عراق داشت.[9]آن ها برخلاف تفکر بنی صدر مبنی بر «دادن زمین برای به دست آوردن زمان»، استراتژی مقاومت در هر مکان و حفظ زمین برای به دست آوردن زمان و به تأخیر انداختن پیش روی دشمن و ایجاد شکاف بین یگان های ارتش عراق را مبنای فعالیت خود قرار دادند.[10] این نگرش در حالی بود که آذر ماه 1358، امام فرمان تشکیل ارتش 20 میلیونی را صادر کردند و 3 ماه بعد نیز حکم فرماندهی کل قوای بنی صدر صادر شد. اما تفکر سیاسی بنی صدر، نحوه ی شکل دهی و به کارگیری بسیج مردمی را تحت تأثیر قرار داد. بنی صدر با تکیه بر ارتش و اصول کلاسیک نبرد، حضور سپاه به عنوان یک ارگان نظامی را برنمی تابید. در این دوره رییس جمهور، بسیج را که از جنس سپاه بود، در دست گرفت.در حالی که مقاومت نیروهای مردمی تا حدی کاستی های نیروهای نظامی را جبران می کرد، اما تشکیل دیرهنگام جلسه ی شورای عالی دفاع در عدم انسجام قوای مسلح ایران بی تأثیر نبود. شورای عالی دفاع یک روز پس از تأکید امام، در تاریخ 21 مهر 1359 تشکیل جلسه داد. با وجود برگزاری جلسات، به علت روحیه ی بنی صدر در اجتناب از کار جمعی، این مهم، کارایی واقعی خود را از دست داد.یکی از اعضای شورای فرمانده ی سپاه در این باره می گوید: «بسیج رسمی در اختیار بنی صدر بود. او یک بسیج تشکیل داده بود که فرماندهی آن به دست حجت الاسلام مجد بود[...]. بسیجی که سپاه تشکیل داده بود در حاشیه بود و هر چند بعد از مدتی توانستیم آن را قانونی کنیم و در مجلس تصویب شد[...] بنی صدر بسیج خودشان را داشتند و ما نیز بسیج خودمان را.»[11] این روند پس از آغاز حمله ی عراق و با وجود تأثیر به سزای نیروهای مردمی در توقف ارتش عراق، ادامه یافت و بنی صدر از به کارگیری این نیروها در آزادسازی مناطق اشغالی ابا می کرد.در حالی که مقاومت نیروهای مردمی تا حدی کاستی های نیروهای نظامی را جبران می کرد، اما تشکیل دیرهنگام جلسه ی شورای عالی دفاع در عدم انسجام قوای مسلح ایران بی تأثیر نبود. شورای عالی دفاع یک روز پس از تأکید امام، در تاریخ 21 مهر 1359 تشکیل جلسه داد. با وجود برگزاری جلسات، اما به علت روحیه ی بنی صدر در اجتناب از کار جمعی، این مهم، کارایی واقعی خود را از دست داد.حجت الاسلام «هاشمی» در این باره در خاطرات خود می نویسد: «بنی صدر مایل نبود ما را در جریان کارهای نظامی بگذارد. ما هم تا شروع جنگ، اصولاً وارد حریم کارهای وی نشدیم؛ چون مطمئن بودیم در این صورت او هر نوع حضور ما را بهانه ی دیگری برای افزایش تنش های داخلی قرار می دهد.»[12] بنی صدر نیز در کتاب خود پیرامون دخالت ندادن رقبای سیاسی خود می نویسد: «این تصمیم آقای خمینی را نپذیرفتم و در نتیجه آن شورا عملاً منحل شد. چون دیدند که من عملاً به آن ها دخالتی در کارها نمی دهم.»[13]ناکامی استراتژی جنگ سریع عراق در همان هفته ی اول حمله آشکار شد و اعلام صدام مبنی بر دست یابی به مقاصد ارضی خود، حاکی از توقف نیروهای عراق بود. در این میان میانجی گری ها جهت ختم جنگ چند روز پس از آغاز تهاجم عراق شروع شد. بدیهی بود که هیچ یک از نیروهای سیاسی و نظامی با پذیرش آتش بس موافقت نکند، حتی بنی صدر هم پذیرش آن را با وجود حضور نیروهای متجاوز در خاک ایران بر نمی تابید.[14] پس از عدم پذیرش آتش بس از سوی ایران، در فاصله ی مهر تا دی سال ١٣٥٩، افزون بر اینکه بنی صدر اقدام مؤثری برای رفع رکود حاکم بر جبهه ی نبرد به عمل نیاورد، بلکه به تدریج درگیری های سیاسی در داخل کشور را نیز دامن زد.[15] در چنین وضعی این شائبه مطرح شد که «اگر هم اکنون زیر بار آتش بس نرویم و صلح نکنیم، این جنگ ممکن است 20 سال طول بکشد!»امام خمینی(ره) 12 آبان 1359 در پاسخ به این موضوع فرمودند: «با تمام قدرت، 20 سال هم این جنگ طول بکشد، ما ایستاده‏ایم.»‏[16] در واقع امام از سویی با تأکید بر پایداری تا احقاق حقوق جمهوری اسلامی ایران تأکید می کردند و از سوی دیگر بر مذاکرات جهت تحقق صلح شرافتمندانه و تضمین شده استقبال می کردند.[17]دوره ی دوم: آزادسازی مناطق اشغالیپس از حمله ی عراق به ایران و توقف نیروهای آن ها در مناطق اشغالی، انتظار عمومی برای بیرون راندن دشمن بالا گرفت. در چنین وضعی بنی صدر در سمت فرمانده ی کل قوا، 16 روز پس از تهاجم دشمن، در مصاحبه ای با «لوموند» گفت: «ایران خود را برای یک حمله ی بزرگ آماده خواهد کرد.»[18] استراتژی نظامی بنی صدر با اهداف سیاسی اش آمیخته بود، وی پیروزی نظامی، را موجب افزایش قدرت سیاسی وی در داخل می دانست و ناکامی های نظامی را با شانه خالی کردن از مسئولیت به جناح رقیب خود نسبت می داد.[19]در واقع بنی صدر برای افزایش قدرت سیاسی خود، در داخل کشور موانعی جدّی نظیر امام، مجلس، دولت و نیروهای انقلابی را در پیش رو داشت. وی با بیان اینکه نیروهای مردمی کارایی لازم را در جنگ ندارند، نمی خواست کسی را در کسب پیروزی خود سهیم کند. این بینش فرمانده ی کل قوا از سوی برخی از امرای ارتش نیز تقویت می شد. در نتیجه غفلت از توان ارتش عراق و تکیه ی صرف به شیوه های پدافندی به جامانده از رژیم پیشین، تأثیر نامطلوبی بر استراتژی دفاعی ایران گذاشت.[20]بر این اساس فرمانده ی کل قوا نتوانست از ظرفیت نیروهای مردمی به درستی بهره گیرد، به گونه ای که از یک سو نقش سپاه برای بازداشتن پیش روی عراق مورد غفلت واقع شود و از سوی دیگر سپاه برای ادامه ی نبرد با دشمن نیز امکانات و تجهیزات اندکی را از راه کانال های غیررسمی دریافت می کرد. چنین وضعی در مقاومت مردمی خرمشهر، آبادان و سوسنگرد بیشتر نمود داشت. از جمله موارد کوتاهی بنی صدر، ماجرای کمبود مهمات پیش از سقوط خرمشهر است.24 مهر 1359 در پی عبور دشمن از کارون و مسدود شدن جاده ی آبادان-اهواز و افزایش خطر سقوط خرمشهر، «محمد جهان آرا» فرمانده ی سپاه خرمشهر به منظور دریافت کمک راهی اهواز شد. وی طی تماس تلفنی، وضعیت را برای بنی صدر توضیح داد. بنی صدر نیز وعده ی رسیدن کمک تا فردا را می داد. اما انتظار یک روزه در اهواز فایده ای در برنداشت و جهان آرا پس از اطلاع از پیش روی های عراق در خرمشهر، اهواز را ترک کرد.[21] بعدها مشخص شد که بنی صدر به ارتش دستور داده بود تا هیچ سلاحی در اختیار نیروهای مردمی نگذارند[22] و به شدت از همکاری ارتش و سپاه جلوگیری می کرد.[23]فرمانده ی سپاه خوزستان پس از مشاهده ی کارشکنی ها در امر کمک رسانی برای نجات خرمشهر و آبادان از سقوط، در نامه ای تاریخی روز 3 آبان 1359 ضمن تجزیه و تحلیل سهل انگاری و تسامح بنی صدر می نویسد: «به داد ما برسید، این چه سازمان رسمی شناخته شده ای است که اسلحه ی انفرادی ندارد؟![...] ما نیاز به اسلحه و امکانات داریم[...] فریادهای پاسداران از فقدان امکانات بر ما زمین و زمان را تنگ کرده[...] از 150 پاسدار خرمشهر تنها 30 نفر باقی مانده. بگویم که ما می توانیم با 30 خمپاره خونین شهر را برای 30 ماه نگه داریم و امروز 30 تفنگ نداریم و حال آن که سازمان های غیررسمی با امکانات فراوان بر ما آن می رانند که باید برانند. واقعیت این است که ارتش امروز ما نمی تواند بدون وجود سپاه پاسداران و برعکس کوچک ترین تحرکی داشته باشد.»[24]این در حالی است که بنی صدر در روزنامه ی انقلاب اسلامی می نویسد: «پی درپی از آبادان تلفن می شد که «خرمشهر تمام شد، سقوط کرد» و نیرو می خواستند و من کماکان آن ها را به استقامت می خواندم.»[25] در عوض وی سقوط خرمشهر را به دخالت افراد روحانی در امور نظامی نسبت می دهد. آیت الله «خامنه ای» نماینده ی امام در شورای عالی دفاع در پاسخ ضمن رد این ادعا می گویند: «حقیقت این است که روحانیون به هیچ وجه در تصمیم گیری ها و فرماندهی ارتش دخالتی ندارد[...] من شخصاً نظرم این است که اگر این پیشنهادها همان روز عملی می شد به هیچ وجه خونین شهر سقوط نمی کرد.»[26]در واقع تأثیر مقاومت مردمی در ناکامی استراتژی نظامی عراق برای بنی صدر قابل درک نبود. عده ای از نظامی ها نیز این مقاومت را بی ثمر می دانستند. رضایی از اعضای شورای فرماندهی سپاه پیرامون اهمیت و تأثیر مقاومت مردمی در تأخیر سقوط خرمشهر و آبادن می گوید: «اگر این مقاومت ها صورت نمی گرفت، شهرهای آبادان، شادگان و ماهشهر هم به دنبال آن سقوط می کرد و این مقاومت خرمشهر بود که یک ماه ارتش عراق را از رسیدن به هدف اصلی اش که تسلط کامل بر خوزستان بود [را] بازداشت. ارتش عراق به دروازه های اهواز نیز رسیده بود،[27] ولی وارد نمی شد چون [...] تا زمانی ...

ادامه مطلب  

گفتگوی تسنیم با نخست وزیر پیشنهادی بنی صدر| میرسلیم: بنی صدر دچار "خودشیفتگی" شده بود/ فکر می کرد بیشتر از امام پایگاه رأی دارد - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ محمدعلی سافلی: اول تیرماه 1360، امام خمینی در حکمی رأی مجلس شورای اسلامی مبنی بر عزل ابوالحسن بنی صدر را تأیید فرمودند: "پس از رأی اکثریت قاطع نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی مبنی بر اینکه آقای ابوالحسن بنی صدر برای ریاست جمهوری اسلامی ایران کفایت سیاسی ندارد، ایشان را از ریاست جمهوری اسلامی ایران عزل نمودم".از راست: ابوالحسن بنی صدر، مصطفی میرسلیم و علی موسوی گرمارودیبنی صدر در یک سال و نیم مسئولیت ریاست جمهوری مرتب به نهادهای انقلاب تاخت، مسئولان سایر قوا را همچون شهیدان رجایی و بهشتی با انواع و اقسام تهمت ها و ناسزاها بی نصیب نگذاشت، با منافقین مؤتلف شد و نهایتاً هم با وجود هشدارها و انذارهای امام خمینی(ره) با دست خود به ورطه سقوط کشیده شد.برای شناخت بیشتر اولین رئیس جمهور برکنارشده تاریخ ایران، به سراغ شخصیتی رفتیم که از قبل انقلاب با وی آشنایی داشت و همچنین نخست وزیر پیشنهادی بنی صدر بود.سید مصطفی میرسلیم متولد 1326 در تهران و از اعضای قدیمی و باسابقه حزب مؤتلفه اسلامی است. وی که پیش از انقلاب دانش آموخته فرانسه بود از همان جا با بنی صدر آشنا شده بود. با پیروزی انقلاب اسلامی میرسلیم به عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی درآمد و معاون سیاسی وزارت کشور شد. حزب جمهوری اسلامی که میلیون ها هوادار در سراسر کشور داشت هرچند نتوانسته بود در انتخابات اولین دوره ریاست جمهوری پیروز شود اما با ورود اعضای حزب به مجلس، بنی صدر مجبور بود تا نخست وزیر مورد قبول نمایندگان مجلس را معرفی کند که یکی از اینها میرسلیم بود.وی در دوران ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای سرپرست نهاد ریاست جمهوری و در دولت دوم مرحوم هاشمی رفسنجانی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت. میرسلیم هم اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه است.متن زیر مشروح گفتگوی خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم با مصطفی میرسلیم است:تسنیم: حضرت عالی به عنوان نخست وزیر پیشنهادی بنی صدر در دوره ای مطرح بودید. علت این که از بین اعضای حزب جمهوری اسلامی بنی صدر راضی به همکاری با شما بود چیست؟ نظر حزب درباره این پیشنهاد چه بود؟میرسلیم: بسم الله الرحمن الرحیم. بنی صدر برنده واقعی انتخابات ریاست جمهوری بود و حزب جمهوری اسلامی هم برنده اصلی انتخابات مجلس شورای اسلامی. طبق قواعد مردم سالاری نخست وزیر باید با رأی اعتماد مجلس تعیین شود و رئیس جمهوری ناگزیر بود این قاعده را محترم شمارد و الّا سایر پیشنهادهای مطلوب او مانند "سلامتیان" یا "نوبری" رأی نمی آوردند.معرفی من به عنوان نخست وزیر دو دلیل داشت: یکی آشنایی نسبی با این جانب به عنوان یکی از دانشجویان فعال خارج از کشور در دوران تحصیلات عالیه و دیگری ملاحظه مدیریت موفق من در وزارت کشور از جمله در مورد برگزاری همه پرسی نظام جمهوری اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی قانون اساسی و برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری...حزب جمهوری اسلامی نیز در جلسه شورای مرکزی خود بحث مفصلی را درباره نامزدهای نخست وزیری مطرح کرد و در نهایت فهرست 5نفره ای را برای کسب رأی اعتماد مجلس معرفی کرد. این جانب میان آن 5 نفر بودم و بنی صدر که علاقه مند بود دولتی تشکیل دهد که بتواند با موفقیت هایش نظر مثبت مردم را نسبت به او تداوم بخشد، این جانب را علی رغم میل خود به کسانی که نام بردم، معرفی کرد و دو دلیل داشت: یکی آشنایی نسبی با این جانب به عنوان یکی از دانشجویان فعال خارج از کشور در دوران تحصیلات عالیه و دیگری ملاحظه مدیریت موفق من در وزارت کشور از جمله در مورد برگزاری همه پرسی نظام جمهوری اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی و همه پرسی قانون اساسی و برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری و نیز اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی. تظاهرات مردم علیه بنی صدر، ابراهیم یزدی و صادق قطب زادهبعضی از اعضای غیرحزبی مجلس شورای اسلامی به خلاف قواعد مردم سالاری مبادرت به تخریب کردند و بنی صدر ناگزیر پیشنهاد خود را پس گرفت تا آبروی این جانب ضایع نشود.** بنی صدر از نظر انقلابی و کمک به انقلابیون هیچ گاه در رده اول نبودتسنیم: سابقه آشنایی شما با بنی صدر آیا به بعد از انقلاب برمی گشت یا قبل از آن هم در خارج کشور دیداری با وی داشتید؟ خلق وخوی وی در مقایسه با سایر انقلابیون چگونه بود؟میرسلیم: آشنایی من با بنی صدر به دوران فعالیتهای دانشجویی در خارج از کشور برمی گردد و ما به مناسبت چند نشست اروپایی دانشجویان انجمن اسلامی، دیدارهایی با هم داشتیم و من هم قبلاً با مطالعه آثار چاپ شده بنی صدر با طرز فکر او آشنایی پیدا کرده بودم. بنی صدر از دانشجویان مبارز دانشگاه تهران بود و در خارج نیز این مبارزات را علیه طاغوت به ویژه در زمینه های اندیشه ای ادامه می داد البته با گرایش به جبهه ملی و مصدق.او سعی کرده بود که مصدق را قهرمان صحنه سیاست موازنه منفی معرفی کند و خود را نیز طرفدار چنان خط مشیی قلمداد می کرد. نظریات دیگری را هم بنی صدر مطرح کرده بود از قبیل "کیش شخصیت" و "پیشوایی امت" و... . بنی صدر به لحاظ عملیات انقلابی و کمک به انقلابیون هیچ گاه در رده اول قرار نمی گرفت: حوزۀ فعالیت او بیشتر اندیشه بود تا انگیزه. باید توجه داشت که بسیاری از ویژگیهای افراد در صحنه عمل شناخته می شوند و نه در هنگام بحث های نظریه پردازانه!تسنیم: چه شرایطی موجب شد تا بنی صدر در شرایط اول انقلاب بدون آنکه حزب یا تشکیلاتی گسترده داشته باشد پیروز انتخابات شود؟ وجهه ای که بنی صدر از خود در انظار عمومی نشان می داد با آنچه بعداً از وی مشاهده شد چقدر متفاوت بود؟میرسلیم: بنی صدر با آرا و نظریاتی که داشت نزد انقلابیون فرد ناشناخته ای نبود و لذا از وجود او در مناصبی مثلاً در وزارت امور اقتصادی و دارایی استفاده شد و او توانست از آن پایگاه ...

ادامه مطلب  

بنی صدر از صعود تا سقوط/هدایت تا آخرین حد ممکن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، سخنرانی امام خمینی (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حب الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی صدر از جمله تخلف بنی صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بد بینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی صدر به اعمال طاغوت، پیش بینی می کردند.اولین انتخابات ریاست جمهوری نظام جمهوری اسلامی ایران، 3 ماه بعد از استعفای بازرگان در پنجم بهمن ماه 1358 برگزار شد که حدود 21 میلیون نفر واجد شرایط شرکت در این انتخابات بودند که از این میزان 14 میلیون نفر معادل 42/67 درصد از واجدین شرایط در اولین انتخابات ریاست جمهوری، رأی های خود را به صندوق ریختند.در این انتخابات، 124 نامزد ریاست جمهوری بودند که در این بین، ابوالحسن بنی صدر توانست با کسب 11 میلیون رأی بر رقبای خود پیروز شود، و بدین ترتیب وی از 15 بهمن 58 لغایت 1 تیر 60 به مدت 16 ماه مسئولیت اداره کشور را به دست گرفت.تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط امام خمینی (ره)رهبر کبیر انقلاب در تاریخ 15 بهمن 1358 طی حکمی، ریاست جمهوری را به بنی صدر تنفیذ فرمودند که قسمتهایی از این حکم امام خمینی(ره) قابل تامل است: تنفیذ و نصب اینجانب و رای ملت مسلمان ایران محدود است به عدم تخلف ایشان از احکام مقدسه اسلام و تبعیت از قانون اساسی اسلامی ایران... از قشرهای مختلف ، خصوصا متفکران و اندیشمندان و احزاب اسلامی و سیاسی و قوای نظامی می خواهم با حسن نیت از ایشان و دولت اسلامی پشتیبانی نمایند و از تفرقه و اختلاف و کارشکنی بپرهیزند و تا ایشان بر محور عدل اسلامی عمل می کند و جانبدار مستمندان و مستضعفان هستند و از اعمال شبه طاغوت اجتناب می کند از همکاری و معاونت دریغ ننمایند.سخنرانی امام خمینی (ره) در روز تنفیذ حکم ریاست جمهوری که با حدیث «حب الدنیا رأس کل خطیئه» آغاز شد از همان اول کار، نشان از اخطار و هشدار داشت و سرشار از معنا بود؛ متن حکم تنفیذ نیز حاکی از این بود که امام چند مورد را درباره بنی صدر از جمله تخلف بنی صدر از احکام اسلامی و قانون اساسی، وجود حس بد بینی بین متفکران و اندیشمندان نسبت به بنی صدر، ایجاد تفرقه و اختلاف، نزدیک شدن عملکرد بنی صدر به اعمال طاغوت، پیش بینی می کردند.اغتشاشات داخلی و حمایت امام از دولت به همراه انتقاد و گله17 شهریور 59 بنی صدر به مناسبت سالگرد فاجعه جمعه خونین در میدان شهدای تهران سخنرانی کرد و روند بحران و تشنج را به طور علنی و آشکار پی گرفت؛ روندی که از ابتدای تابستان 59 با افزایش تهاجم به شخصیت های محوری حزب جمهوری اسلامی و متهم کردن آیت به طرح توطئه براندازی رئیس جمهور و نسبت دادن این ماجرا به حزب جمهوری اسلامی و مانع تراشی در کار معرفی نخست وزیر و پافشاری در ممانعت از نخست وزیری «محمدعلی رجایی» تا سرحد امکان و انتشار مطالب تحریک آمیز و جوسازی و پرونده بازی و افشاگری های بی امان در روزنامه «انقلاب اسلامی» شتاب و شدت گرفت.در این روز، بنی صدر جبهه گیری و صف آرایی علنی خود را در مقابل مجلس، دولت، حزب جمهوری اسلامی و در یک کلمه خط امام، به میان توده مردم کشاند و همه را دشمن خود قلمداد کرد.امام در یک سخنرانی بسیار مهم برای اولین بار، صریح تر از پیش به بررسی مسائل داخلی، جنگ های جناحی و صف بندی گروه ها پرداختند و با لحنی گله آمیز، ضرورت حیاتی وحدت را در وضعیت خطیر و پرالتهاب آن روز یادآور شدند.28 آبان 59 روز عاشورا بود؛ سیل جمعیت به میدان آزادی ریخته تا بشنود که این بار بنی صدر بعد از بیانات دو روز پیش امام و تعیین دقیق مرزها و معیارها در آن چه می گوید؛ امام هم گفته بود که در مراسم فقط نام امام حسین(ع) باشد و بس، اما ناگاه بنی صدر پیدایش شد و هوادارانش هم از جلوی جایگاه سر و دست جنباندند و همچون پیش، سوت و کف زدند و حرمت این روز را شکستند.نماز جمعه روز 7 آذر 59، زیر رگبار تند باران برگزار شد؛ بیانات آقای خامنه ای امام جمعه تهران آن روزها عطر و بوی جبهه های جنوب را می داد که از آنجا باز آمده بودند که این بیانات در تهران آلوده به سیاست زدگی ها، طراوات می افشاند.این بار ایشان سکوت چند ماهه را شکستند و دردمندانه از حقایق ناگفته سیاسی و نظامی پرده برداشتند؛ از اهمال کاری ها و بی تدبیری هایی که سرانجام به سقوط خرمشهر منجر شد، رویه مشکوک و غیرقابل توجیه رئیس جمهور در جایگاه فرماندهی کل قوا و اداره و سازماندهی جنگ که به نیروهای داوطلب سپاه و بسیج سلاح واگذار نمی شد، و آن گاه در برابر انبوه نمازگزاران از استخوان در گلو گفتند و صبری که شاید یک روز به انتها برسد.میتینگ نهضت آزادی روز 18 اسفند 59 برگزار شد؛ این میتینگ به منزله یکی از نقاط عطف در آشکار شدن پیوند لیبرال ها و منافقین پشت سر بنی صدر در مقابل جریان اصیل خط امام بود؛ این تجمع در استادیوم امجدیه و با سخنرانی چهره های شاخص نهضت آزادی مانند مهندس بازرگان، دکتر یزدی، دکتر سحابی و مهندس صباغیان برگزار شد؛ اعتراض به عملکرد اکثریت خط امامی مجلس، یکی از محورهای صحبت هر سه نماینده نهضت آزادی بود.22 بهمن 59، تهران و دیگر شهرها رفته رفته صحنه آشوب و درگیری های خیابانی می شود و عرصه سیاسی رو به تشنج و بحران می رود؛ خشونت چماق به دستان ضد چماق داری و ارتجاع! در روز 18 بهمن در میدان آزادی 1 کشته و 1مجروح به جا گذاشت؛ عناصر گروهک فدائیان اقلیت با پنجه بکس و چماق و چاقو به جان مردم افتادند.میتینگی در دانشگاه تهران، روز 14 اسفند 59 به مناسب سالروز وفات دکتر مصدق، به صحنه بزرگ و بی سابقه ای از صف آرایی و رودررویی جبهه ائتلافی ضد انقلاب، چپ های آمریکایی و گارد شبه نظامی بنی صدر با مردم و توده های انقلاب و مدافع خط امام تبدیل شد.جمعیتی عظیم سراسر دانشگاه، زمین چمن و خیابان های اطراف را در بیرون فرا گرفته بود؛ جمعیت مثل انبار باروتی بود و هر لحظه امکان داشت با یک جرقه مشتعل شود؛ در جلوی پایگاه سخنرانی، دختر و پسر جوانانی حضور داشتند که نظم و هماهنگی در شعارها و همه حرکات و به خصوص لباس های متحدالشکل شان نشان گر یک انسجام تشکیلاتی از پیش سازماندهی شده بود و به نظر می آمد که غالب آنان از اعضای شبه نظامی مجاهدین خلق(منافقین) هستند؛ در وسط زمین چمن پلاکاردهایی با این نوشته ها به چشم می خورد، «چوب، چماق، شکنجه، دیگر اثر ندارد.»، «مسلمان به پا خیز، حزب شده رستاخیز»پوسترهایی از دکترمصدق در میان جمعیت خودنمایی می کرد؛ در خارج از دانشگاه و خیابان های جنوبی و شرقی زمین، گروه مخالف بنی صدر و معتقدان به خط امام شعارهایی با این عناوین سر می دادند، «ابوالحسن پینوشه، ایران شیلی نمی شه»، « مرگ بر لیبرال»، «تا مرگ شاه دوم، نهضت ادامه دارد» و پلاکاردهایی از تصاویر و بیانات امام خمینی بر ضد ملی گرایان، به دست آنها بود؛ ناگهان جوانی در میان جمعیت به سوی چند دختر چادری که عکس های امام را به دست داشتند یورش برد و این عکس ها را پاره پاره و به هوا پرتاب کرد و جمعیتی که شاهد صحنه بود، با کف زدن از این هتاکی او تجلیل به عمل آورد؛ دیگر، کار از دشمنی با حزب جمهوری و دکتر بهشتی و یاران امام گذشته بود و خفاش ها مستقیماً پنجه بر آفتاب کشیدند؛ ساعت 15:40 بنی ص ...

ادامه مطلب  

نمی دانم حواریون «حاج احمد خمینی» چگونه مدافع منتظری و نهضت آزادی شده اند/ با «پرچم امام» برای انهدام و تحریف «خط امام» آمده اند  

درخواست حذف این مطلب
پرونده ویژه «عصر روح الله»-14| حجت الاسلام رحیمیان در گفت وگوی تفصیلی با فارس:گروه امام و رهبری خبرگزاری فارس- امین صبحی و مریم عاقلی: 29 سال از رحلت امام امّت می گذرد. امامی که با رفتنش گویی تکه ای از جان و نفْس تک تک امتش را با خود به آسمان ها برد. از همین رو مردمان در سوگش این چنین مبهوت و پریشان بودند. امامی که در تنگناها و بلایای سال های سختِ انقلاب و جنگ با مردمش همراه و سهیم بود. پدر امت بود؛ و فقدان پدر سخت است...29 سال از رحلت امام می گذرد و این فاصله و بُعد زمانیِ نزدیک به 3 دهه، راه را برای تحریفِ راه و رأی و نظر امام هموار می کند و تحریف درباره شخصیت بزرگی چون روح الله الموسوی خمینی امری جدّی است: «آیا شخصیت ها را هم می شود تحریف کرد؟ بله. تحریف شخصیت ها به این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا به صورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همه این ها برمی گردد به تحریف شخصیت. شخصیتی که الگو است، امام و پیشوا است، رفتار او، گفتار او برای نسل های بعد از خود او راهنما و رهنمود است، اگر تحریف شود زیان بزرگی به وجود خواهد آمد. امام را نباید به عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی مورد توجّه قرارداد؛ بعضی این جور می خواهند.» (1)در سال های اخیر شاهد بوده ایم که کنشگران سیاسی برای مقاصد حزبی و گروهی و منفعت شخصی، نظر امام را تحریف کرده اند. برای امام تاریخ ساخته و جعل کرده اند. حرف امام را قلب کرده اند... در همه این سال ها کسانی خواستند تا امام تنها یک خاطره باشد. یک خاطره دورِ مقدس که حالا دیگر در دنیا نیست... حرم بزرگ و با جلال و شکوهی دارد و ضریحی که در آن دفن است. باید تنها به زیارت او رفت... عده ای امام را تنها چنین می خواستند. یک خاطره دور مقدس. عده ای امام را همچون میراث فرهنگی می خواهند: «بزرگ ترین درسی که امام بزرگوار به ما داد، درس روحیّه و ذهن و عمل انقلابی است؛ این را باید فراموش نکنیم. امام میراث فرهنگی نیست؛ بعضی به امام به چشم میراث فرهنگی نگاه می کنند. امام زنده است؛ امام، امام ما است؛ امام، پیشوای ما است؛ با این چشم به امام نگاه کنید و از او بیاموزید.» (2)امروز فرزندان امام، همان ها که نسبت خونی و نَسَبی با خمینی ندارند اما دل وجانشان با نور وجود خمینی پیوند دارد، راه را، مسیر را در نگاه امام می یابند. فرزندان امام و انقلاب چشم و قلبشان به کلام رهبرشان است که در تمام این سه دهه پس از امام، پرچمدار سرفراز و منصور راه و نگاه خمینی کبیر است. فرزندان راه پدران را رها نخواهند کرد که در این راستا گروه امام و رهبری خبرگزاری فارس در پرونده ویژه ای تحت عنوان «عصر روح الله» بنا دارد تا در مسیر تشریح هرچه صحیح تر اندیشه های امام روح االله گامی بردارد.1- بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی. 94/3/142-بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی. 96/3/14بیشتر بخوانید:* آیت الله کعبی: امام بر علیه تبعیض و امتیازخواهی قیام کردند*اکرمی: برای اجرای اندیشه های امام دچار ضعف هستیمحجت الاسلام والمسلمین رحیمیان تولیت فعلی مسجد مقدس جمکران و عضو ارشد بیت امام خمینی(ره) در جماران بود و در دفتر امام مدیریت امور مالی و وجوه شرعی و مسئولیت امور ارزی را بر عهده داشت.محمدحسن رحیمیان در سال 1327 در اصفهان متولد شد و در ده سالگی دروس حوزه را آغاز کرد، او سپس به قم مهاجرت کرد و در زمره نزدیک ترین مقلدان و یاران حضرت امام(ره) قرار گرفت.کتابت اعلامیه ها، طومارها، دیوارنویسی فیضیه، چاپ و تکثیر عکس ها و همچنین طراحی و تهیه کارت های تبریک با تصویر امام(ره) برای نخستین بار و تولید انبوه کلیشه تصویر امام(ره)، از جمله فعالیت های ایشان در آغازین سال های تاریخ نهضت اسلامی است که در این راه بارها دستگیر شد.در سال 1345 از تعقیب ساواک گریخت و مخفیانه به عراق مهاجرت کرد و بار دیگر به محضر امام(ره) پیوست و همزمان به تکمیل تحصیلات حوزوی خود پرداخت و درس خارج فقه و اصول را از محضر امام خمینی(ره)، آیت الله خویی و آیت الله سید محمدباقر صدر بهره گرفت.بعد از پیروزی انقلاب، وی به عنوان یکی از اعضاء اصلی دفتر امام(ره) علاوه بر مدیریت امور مالی مسئولیت بخشی از گزارش ها و نامه های مربوط به امام را تا پایان عمر شریفشان عهده دار بود.بعد از رحلت امام(ره) تا سال 1371 به عنوان قائم مقام بنیاد شهید انقلاب اسلامی و در مرداد ماه همان سال از سوی مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه و از سوی رئیس جمهور وقت به عنوان رئیس این نهاد منصوب شد.وی از سال 83 پس از ادغام نهادهای ایثارگری و تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران با حکم مجدد مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه در این نهاد منصوب شد.حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان در تاریخ 21 شهریور 92 با حکم مقام معظم رهبری به تولیت مسجد مقدس جمکران منصوب شد.رحیمیان همچنین در دی ماه سال 95 در نشست اعلام موجودیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به عنوان رئیس شورای مرکزی این تشکل انقلابی معرفی شد.او در این گفت و گو ضمن بیان نکات بسیار جالبی از زندگی حضرت امام و مقام معظم رهبری، به تبیین خط حقیقی امام پرداخت و نسبت به انهدام و تحریف خط امام واقعی هشدار داد. رحیمیان در این مصاحبه ضمن انتقاد از همسویی و قرابت حواریون حاج احمد خمینی با بیت منتظری و نهضت آزادی بر لزوم دریافت خط امام واقعی از بیّنات امام تاکید کرد. برخی از مهم ترین محورهای این گفت و گو بدین شرح است: *امام (ره) حقیقت اسلام را به صورت کامل دریافت کرده بودند *امام و رهبر انقلاب در اوج ساده زیستی زندگی کرده اند*منبع درآمد زندگی مقام معظم رهبری*هیچ مسئولی به اندازه رهبر انقلاب به خانواده شهدا سرکشی نمی کرد*هیچ وقت رمز و راز شیوه انتخاب خانواده شهدا برای ما روشن نشد *خبرگان هیچ شبهه ای برای انتخاب آیت الله خامنه ای نداشت*آقا گفتند بعد از پایان ریاست جمهوری ام فرصت کافی برای کارهای طلبگی خواهد بود*15 روز برای دیدن امام در نجف در راه بیابان ها و و رودخانه ها بودیم *عرصه ای که حرف رهبری شنیده نمی شود، دچار انفعال و شکست هستیم*غربی ها سعی دارند امام خامنه ای را صرفا رهبر جمهوری اسلامی مطرح کنن*وقتی سیدحسن نصرالله در سالن کنفرانس اسلامی دست حضرت آقا را بوسید* نفوذ ی ها از پاریس تا هواپیما دور امام را گرفته بودند* امام نوک نهضت آزادی ها را قیچی کردند*نامه امام به منتظری بیانگر نقش نفوذی روی ایشان است* با پرچم امام برای انهدام و تحریف خط امام آمده اند*نمی دانم حواریون حاج احمد چگونه مدافع منتظری شده اند* اصلاح طلبان چطور توجیه می کنند هم پیرو خط امام هستند هم طرفدار نهضت آزادی!*اصلاح طلبان بگویند آیا نهضت آزادی دیگر خط امام را پذیرفته است؟* تاکید سید احمد خمینی به پیروی از مقام معظم رهبری*وقتی امام به اغما رفتند سخت ترین لحظه های زندگی ام بود*سیاست خارجی ما در شرایط حاضر منطبق با اصول خط امام نیست* آنچه از امام نقل می شود باید طبق بیّنات اندیشه امام عرضه شود*احمدآقا در پایان عمرشان در یک حالت های معنوی و دوری از همه چیز قرارگرفته بود*آیا برای رسیدن به یک پست و مقام انسان باید دچار اختلال حواس و انحراف شود؟!* چطور یک مسلمان می تواند با عاشورای 88 مرزبندی نداشته باشددر ادامه سلسله پرونده ویژه «عصر روح الله»، مشروح گفت و گوی تفصیلی فارس با حجت الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان از نگاهتان می گذرد: *امام (ره) حقیقت اسلام را به صورت کامل دریافت کرده بودندفارس: ابتدا توضیحی درباره اندیشه حضرت امام و اینکه ایشان چگونه به این قرائت از اسلام رسیدند که درنهایت منجر به وقوع انقلاب اسلامی شد، بفرمائید فلسفه قیام حضرت امام ازنظر شما چیست؟رحیمیان: امام (ره) حقیقت اسلام را به صورت جامع و کامل دریافت کرده بودند و به آن باور عمیق داشتند و برخلاف کسانی که بخشی از اسلام را مورد توجه قرار داده و از جنبه های دیگر آن غفلت یا تغافل داشتند ضمن باور به تمامیت و کل اسلام ، این آیین الهی را تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت فرد و جامعه بشری می دانستند وبر همین اساس تحجر و التقاط را از نشانه های اسلام آمریکایی می شمردند.بنابراین امام به معنی کامل کلمه یک اسلام شناس بود که با تمام وجود به همه قرآن و اسلام اعتقاد داشتند و نهضت امام نیز بر این اساس شکل گرفت.*تبیین شاخص های امام فارس: نظر شما در خصوص مهم ترین شاخص های خط امام چیست؟رحیمیان: منظومه فکری امام دقیقاً برگرفته از اسلام ناب و پیروی از قرآن است؛ بنابر اعتقاد ایشان اسلام یک مجموعه و مکتب کامل و بدون نیاز به ضمیمه کردن مکاتب دیگر است و همین نگرش زیرساخت اصلی منظومه فکری امام است، بنابراین برای شناخت منظومه فکری امام باید ویژگی های برجسته اسلام ناب و همچنین نقطه مقابل آن یعنی اسلام آمریکایی را بشناسیم.البته تبیین این مطلب بحث مستقلی را می طلبد و عصاره این مطلب در قرآن مجید در قالب بیان رسالت کل انبیاء الهی مطرح شده است و می فرماید: وَلَقَد ْبَعَثْنَا فِی کُلِ ّأُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ (سوره نحل آیه 36) رسالت همه انبیا در پرستش خدا و اجتناب از طاغوت خلاصه شده است و نهضت امام، وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی نیز هدفی غیر از رسالت انبیاء ندارد. در آئین وحی الهی همه چیز و همه کس فدای دین هستند؛ هدف دین هم هدایت و سعادت مردم است و بدین ترتیب پیشوایان الهی نیز فدایان واقعی مردم هستند و جالب آن که در قبال این ایثار و جان دادن برای سعادت مردم، توقع دریافت اجر و پاداشی هم از آنها ندارند و این مجاهدت و تلاش ایثارگرانه را برای کسب رضا و قرب الهی انجام می دهند و اجر خود را هم از خدا می خواهند.ولی فقیه نیز که در زمان غیبت امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جایگاه امامت جامعه و نظام اسلامی ایفای نقش می کند، دارای همین ویژگی است.*امام و رهبر انقلاب در اوج ساده زیستی زندگی کرده انداینجانب به عنوان کسی که نزدیک به 25 سال در خدمت امام خمینی و بیش از 25 سال از نزدیک شاهد زندگی حضرت آیت الله خامنه ای بوده ام، این مردم خواهی ایثارگرانه و عدم توقع و طلبکاری از مردم را در این دو بزرگوار را دیده ام و هر دو را مصداق بارز قلیل المونه و کثیر المعونه یافتم؛ یعنی با کمترین هزینه بیشترین کمک رسانی و خدمت را در جامعه ارائه داده و در اوج ساده زیستی زندگی کرده اند.*منبع درآمد زندگی مقام معظم رهبریچند سال پیش درجایی سخنرانی داشتم و وجوه اشتراک امام و مقام معظم رهبری را مطرح می کردم، فردی یادداشتی به منمؤمنین و حتی افراد مستضعف برای آقا نذر می کنند و ایشان آنچه به عنوان هدیه و نذر برای خودشان باشد، دریافت می کنند و زندگی شان نیز از همین طریق می گذرد.داد که مقام معظم رهبری چقدر حقوق می گیرند، من شب بعد به شرح این مساله پرداختم که من در متن کل امور مالی امام(ره) و دفتر امام بوده ام و شاهدم که ریالی از وجوهات شرعی و بیت المال استفاده نکرده و تماماً از نذورات و هدایایی که به آن ها می رسد استفاده می کنند، بنده در آن جلسه جزئیات این موضوع را توضیح دادم؛ مؤمنین و حتی افراد مستضعف برای آقا نذر می کنند و ایشان آنچه به عنوان هدیه و نذر برای خودشان باشد، دریافت می کنند و زندگی شان نیز از همین طریق می گذرد.بعدازاین فرصت دیگری پیش آمد و من خدمت مقام معظم رهبری عرض کردم که از مبلغ حقوق حضرتعالی از اینجانب سؤال شده و من هم پاسخ دادم اما دوست داریم پاسخ شما را هم بشنویم.آقا فرمودند «ما کاری برای مردم نمی کنیم که طلب مزد، اجر و پاداش داشته باشیم»، من همان جا اشک هایم جاری شد و گفتم خدایا در این کشور هیچ مسئولی از لحاظ کمی و کیفی به اندازه مقام معظم رهبری برای جامعه، اسلام، انقلاب و ایران تلاش نمی کند اما ایشان تازه می گویند من کاری نکرده ام که استحقاق مزد داشته باشم.آن زمان که خدمت رهبری رسیدیم ماه مبارک رمضان بود و همانطور که می دانید بسیاری از افراد در این ماه کار خود را کم می کنند اما ایشان در همین ماه مبارک رمضان همه برنامه هایشان برقرار است، از نمازهای جماعت تا ملاقات های مختلف که همه این برنامه ها سنگینی خاص خود را دارد.نمونه آن ملاقات مقام معظم رهبری با خانواده شهدا و جانبازان بود که حدود 300 نفر طی چند ساعت یک به یک با ایشان ملاقات کردند و آقا در طول این مدت سرپا ایستاده بودند خود من با اینکه چند سال از ایشان کوچک تر هستم، اما بااین وجود به خاطر درد در ناحیه زانو و کمر چندین بار برای استراحت به کناری رفتم اما آقا در طول این مدت در حال ایستاده و با حوصله با تمام اعضای خانواده این شهدا و جانبازان صحبت کرده و مهربانی و تفقد متناسب باحال و سن آن ها داشتند.*ماجرای تلفن کردن مقام معظم رهبری به رحیمیان آن دیدار تا مغرب طول کشید و آقا در نماز جماعت و بعد هم در سفره افطار با آن ها نشستند، بعد از افطار جمعیت متفرق شد و من به دفتر کارم در بنیاد شهید رفتم تا کارهایم را جمع کرده و به منزل بروم، همان زمان تلفن زنگ زد، من صدای کسی را شنیدم که باور نمی کردم، در این چند ثانیه که توانستم در قبال صدایی که می شنوم خود را پیدا کنم به اندازه چند ساعت برای من گذشت تا باور کنم درست می شنوم چون ما بیش از 5 ساعت خدمت ایشان بودیم و سابقه نداشت خودشان شخصاً تلفن کنند، اما باید باور می کردم که مقام معظم رهبری پشت خط هستند.فارس: ایشان چه امری داشتند که به شما تلفن کردند؟رحیمیان: ایشان فرمودند همسر فلان شهید فلان مشکل برایش پیش آمده که شما این را پیگیری و حل کنید در حالیکه آقا می توانستند این کار را فردا در آن نامه پی نوشت کرده و از طریق دفترشان به دبیرخانه بنیاد شهید بفرستند تا اینگونه به دست من برسد اما این موضوع چند روز طول می کشید لذا رهبر انقلاب تحمل نداشتند که آن همسر شهید مجددا متحمل این رنج شوند. (گریه)بنابراین خودشان شخصاً تلفن و پیگیری کردند که این موضوع حل شود، متوجه شدم بعد از چند ساعت که ایشان سرپا ایستاده بودند و پس از اتمام مراسم به جای استراحت، تازه مشغول خواندن نامه های آن ها شده اند، ایشان قبلاً به من تأکید کردند این موارد مشابه را شخصاً تا آخر پیگیری کنید تا به نتیجه برسد لذا وقتی من دیدم که آقا چنین اهتمامی دارند به خود اجازه ندادم که شب به منزل بروم و ماندم و با پیگیری های مختلف مساله حل و فصل شد. 2- 3 شب بعد که به مناسبت دیگری برای افطار خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم به ایشان عرض کردم آن مسئله ای که فرموده بودید فراتر ازآنچه گفتید حل شد، نشاط و خوشحالی زائد الوصفی در چهره ایشان مشاهده کردم که نظیر آن را به یاد ندارم.بنابراین امام در نظام اسلامی دارای چنین شخصیتی و باوجود آنکه خود را وقف مردم کرده و برای امت متحمل انواع سختی ها و مرارت ها می شود اما خود را شایسته دریافت هیچ گونه مزد و حقوقی نمی داند.*هیچ مسئولی به اندازه رهبر انقلاب به خانواده شهدا سرکشی نمی کندبنده نزدیک 25 سال در بنیاد شهید بودم و گواهی می دهم که هیچ کسی در نظام جمهوری اسلامی به اندازه مقام معظم رهبری با خانواده شهدا انس نداشت و به اندازه ایشان به آنها سرکشی نمی کند؛ چه با حضور در منازل آن ها و چه در قالب دیدارهای جمعی، فقط از مجموع ملاقات های رهبر انقلاب با خانواده شهدای مسیحی و ارمنی یک کتاب درآمده است.این دیدارهای خصوصی در منازل شهدا و دیدارهای جمعی خانواده شهدا و ایثارگران در همه استان ها نیز جریان داشته است و واقعاً انسان از برکت در عمر و اوقات امام خامنه ای شگفت زده می شود و علیرغم این که هیچ مسئولی به اندازه ایشان سنگینی و گستردگی انواع مشاغل را ندارد اما در بسیاری از امور ازجمله درباره دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران هیچ مس ئولی را در حد ایشان سراغ ندارم.*هیچ وقت رمز و راز شیوه انتخاب خانواده شهدا برای ما روشن نشد فارس: نحوه انتخاب این خانواده شهدا برای دیدار با رهبری چگونه است؟ آیا خودشان می گویند یا بنیاد شهید معرفی می کند؟رحیمیان: در بنیاد شهید هیچ وقت رمز و راز این دیدارها و شیوه انتخاب آن ها برای ما روشن نشد تا آخر متوجه نشدیم که خانواده شهدا برای این دیدارهای خصوصی با رهبر انقلاب چگونه انتخاب می شوند و این گونه نبود که مثلاً خانواده های خاصی را برای ملاقات دعوت شوند لذا خانواده هایی با ویژگی ها و اقشار مختلف در این ملاقات ها حضور می یافتند.رهبر انقلاب ظرف این مدت به تمام استان های کشور رفته اند و در هر سفر استانی ملاقات خاصی با مجموعه خانواده شهدا و ایثارگران داشته اند و در همین دیدارهای استانی هم به منازل تعدادی از خانواده شهدا می رفتند و بنده در چندین سفر توفیق همراهی داشتم.گاهی هم وقتی خانواده متوجه می شدند قرار است حضرت آقا به منزلشان بیاید همه اقوام خود را هم خبر می کردند و طبعاً جلسه طولانی و به آخر شب کشیده می شد، یک شب که در چندین منزل شهید حضور یافتند؛ وقتی آخر شب از این دیدارها برمی گشتیم، آن لحظه که می خواستیم از آقا جدا شویم ایشان با شورونشاط خاصی گفتند «امشب کیف کردید!» معلوم بود ایشان از دیدار و انس با خانواده شهدا و شنیدن حرف های آن ها لذت زیادی می بردند.*خبرگان هیچ شبهه ای برای انتخاب آیت الله خامنه ای نداشتفارس: اخیراً فیلمی تقطیع شده از انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان جانشین حضرت امام (ره) در جلسه خبرگان سال 68 باهدف ایجاد این شبهه که رهبری آیت الله خامنه ای موقتی است منتشر شد، خیلی از بزرگان حوزه و بسیاری از مسئولان وقت نسبت به این شبهه پاسخ دادند، نظر شما درباره این شبهه و فرایندی که خبرگان در آن جلسه برای انتخاب رهبر انقلاب طی کرد، چیست؟رحیمیان: هیچ شبهه ای برای خبرگان در انتخابشان وجود نداشت، اما تردید افکنی در این زمینه جزو القائات شیطانی جریان ضدانقلاب است چراکه آن ها می خواهند از هر فرصتی و به هر بهانه ای متمسک شوند تا جایگاه و نقش ولی فقیه را تضعیف کنند.این مسئله بسیار روشن است «الغریق یتشبث بکل حشیش»، کسانی که خود را در برابر اقیانوس بیکران عظمت اسلام، انقلاب و ولایت فقیه می بینند سعی می کنند برای ضربه زدن به هر دسیسه و پرکاهی متوسل شوند تا علیه آن القای شبهه کنند اما این مسئله بسیار روشن و بدیهی است که خبرگان با قاطعیت و قانونمند انتخاب خود را در 14 خرداد 68 انجام داد.جالب اینجاست که امروز پس از نزدیک به 30 سال اعضای خبرگان که در آن مقطع رأی دادند، بسیار معتقد و استوار به رأی خود هستند و اذعان دارند آنچه به دست آن ها انجام شد چیزی فراتر از اراده آن ها و جلوه ای از لطف خداوند متعال برای نظام و انقلاب بوده است.فارس: در فیلمی که از روز رأی گیری برای انتخاب مقام معظم رهبری منتشر شد ایشان به دلیل تواضع تأکید دارند که لایق این جایگاه نیستند، اما ضدانقلاب سعی کردند از این موضوع سوءاستفاده کنند، درحالی که چهره ای مانند عطاالله مهاجرانی تصریح می کند که سخنان رهبر انقلاب نشان دهنده تقوا و پرهیزکاری ایشان است، درباره این نوع واکنش رهبر انقلاب به انتخاب شدنشان برای رهبری نظر شما چیست؟رحیمیان: اتفاقاً در معارف دینی این معنا تبیین شده است، کسانی که برای رسیدن به جایگاه و مقامی همچون رسیدن به رهبری، ریاست جمهوری، مجلس یا وزارت و ... خود را می بازند و گرفتار حرص و ولع برای به دست آوردن یک پست و مقام هستند، شایسته سپردن امور نیستند.در روایت هست که ما ولایت و حکومت را در هر رده ای که باشد به افراد حریص و شیفته ریاست نخواهیم داد، خود حضرت امام در فرایند شکل گیری مرجعیت خود دائماً از این موضوع فرار می کنند و به همین دلیل شایستگی ایشان برای مرجعیت اثبات می شود.*هیچ کس به اندازه امام از دنیا فرار نکرد و دنیا به هیچ کس به اندازه ایشان رو نیاوردمن هر وقت بخواهم به طور خلاصه امام را معرفی کنم می گویم از میان بزرگانی که می شناسیم هیچ کس به اندازه امام از دنیا فرار نکرد و دنیا به هیچ کس به اندازه ایشان رو نیاورد، هیچ کسی مانند امام از مرجعیت فرار نکرد و کسی هم مانند ایشان به بالاترین مقام مرجعیت نرسید، هیچ کسی مانند امام از شهرت فرار نکرد و هیچ کسی هم مانند امام به شهرت نرسید، تشریح هرکدام از این مطالب نیازمند یک کتاب است. بنابراین انسان های وارسته از اینکه شهرت پیداکرده و رهبر و مرجع شوند،گریزان هستند.*آقا گفتند بعد از پایان ریاست جمهوری ام فرصت کافی برای کارهای طلبگی خواهد بودبنده در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری بیش از 10 جلسه برای نشریه پاسدار اسلام خدمت ایشان رسیدم و سیره امام سجاد (ع) را از ایشان دریافت کردیم؛ برایمان جالب بود که ایشان بدون کمترین مراجعه و یادداشتی بیش از 10 جلسه درباره سیره امام سجاد صحبت کردند.وقتی بحث تمام شد من مجموعه آن را جمع آوری و به صورت جزوه ای خدمت ایشان ارائه دادم و گفتم می خواهیم آن را به صورت کتاب چاپ کنیم و پیشنهاد کردم مجدداً آن را کنترل کنند؛ ایشان فرمودند فعلاً با توجه به مسئولیت ریاست جمهوری، شورای عالی دفاع و فضای جنگ فرصت ندارم، اجازه دهید بعد از پایان ریاست جمهوری فرصت کافی برای کارهای طلبگی خواهیم داشت.یعنی ایشان بازگشت به فضای طلبگی را برای خود ترسیم کرده بودند، ایشان در جای دیگر به یکی از بزرگان فرموده بودند که من بعد از ریاست جمهوری به دنبال کار طلبگی خودخواهم رفت مگر این که امام به من تکلیف کنند ولو مسئول عقیدتی و سیاسی یک پاسگاه مرزی در سیستان و بلوچستان باشد؛ به آنجا رفته و ...

ادامه مطلب  

نمی دانم حواریون «حاج احمد خمینی» چگونه مدافع منتظری و نهضت آزادی شده اند/ با «پرچم امام» برای انهدام و تحریف «خط امام» آمده اند  

درخواست حذف این مطلب
گروه امام و رهبری خبرگزاری فارس- امین صبحی و مریم عاقلی: 29 سال از رحلت امام امّت می گذرد. امامی که با رفتنش گویی تکه ای از جان و نفْس تک تک امتش را با خود به آسمان ها برد. از همین رو مردمان در سوگش این چنین مبهوت و پریشان بودند. امامی که در تنگناها و بلایای سال های سختِ انقلاب و جنگ با مردمش همراه و سهیم بود. پدر امت بود؛ و فقدان پدر سخت است...29 سال از رحلت امام می گذرد و این فاصله و بُعد زمانیِ نزدیک به 3 دهه، راه را برای تحریفِ راه و رأی و نظر امام هموار می کند و تحریف درباره شخصیت بزرگی چون روح الله الموسوی خمینی امری جدّی است: «آیا شخصیت ها را هم می شود تحریف کرد؟ بله. تحریف شخصیت ها به این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا به صورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همه این ها برمی گردد به تحریف شخصیت. شخصیتی که الگو است، امام و پیشوا است، رفتار او، گفتار او برای نسل های بعد از خود او راهنما و رهنمود است، اگر تحریف شود زیان بزرگی به وجود خواهد آمد. امام را نباید به عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی مورد توجّه قرارداد؛ بعضی این جور می خواهند.» (1)در سال های اخیر شاهد بوده ایم که کنشگران سیاسی برای مقاصد حزبی و گروهی و منفعت شخصی، نظر امام را تحریف کرده اند. برای امام تاریخ ساخته و جعل کرده اند. حرف امام را قلب کرده اند... در همه این سال ها کسانی خواستند تا امام تنها یک خاطره باشد. یک خاطره دورِ مقدس که حالا دیگر در دنیا نیست... حرم بزرگ و با جلال و شکوهی دارد و ضریحی که در آن دفن است. باید تنها به زیارت او رفت... عده ای امام را تنها چنین می خواستند. یک خاطره دور مقدس. عده ای امام را همچون میراث فرهنگی می خواهند: «بزرگ ترین درسی که امام بزرگوار به ما داد، درس روحیّه و ذهن و عمل انقلابی است؛ این را باید فراموش نکنیم. امام میراث فرهنگی نیست؛ بعضی به امام به چشم میراث فرهنگی نگاه می کنند. امام زنده است؛ امام، امام ما است؛ امام، پیشوای ما است؛ با این چشم به امام نگاه کنید و از او بیاموزید.» (2)امروز فرزندان امام، همان ها که نسبت خونی و نَسَبی با خمینی ندارند اما دل وجانشان با نور وجود خمینی پیوند دارد، راه را، مسیر را در نگاه امام می یابند. فرزندان امام و انقلاب چشم و قلبشان به کلام رهبرشان است که در تمام این سه دهه پس از امام، پرچمدار سرفراز و منصور راه و نگاه خمینی کبیر است. فرزندان راه پدران را رها نخواهند کرد که در این راستا گروه امام و رهبری خبرگزاری فارس در پرونده ویژه ای تحت عنوان «عصر روح الله» بنا دارد تا در مسیر تشریح هرچه صحیح تر اندیشه های امام روح االله گامی بردارد.1- بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی. 94/3/142-بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی. 96/3/14بیشتر بخوانید:* آیت الله کعبی: امام بر علیه تبعیض و امتیازخواهی قیام کردند*اکرمی: برای اجرای اندیشه های امام دچار ضعف هستیمحجت الاسلام والمسلمین رحیمیان تولیت فعلی مسجد مقدس جمکران و عضو ارشد بیت امام خمینی(ره) در جماران بود و در دفتر امام مدیریت امور مالی و وجوه شرعی و مسئولیت امور ارزی را بر عهده داشت.محمدحسن رحیمیان در سال 1327 در اصفهان متولد شد و در ده سالگی دروس حوزه را آغاز کرد، او سپس به قم مهاجرت کرد و در زمره نزدیک ترین مقلدان و یاران حضرت امام(ره) قرار گرفت.کتابت اعلامیه ها، طومارها، دیوارنویسی فیضیه، چاپ و تکثیر عکس ها و همچنین طراحی و تهیه کارت های تبریک با تصویر امام(ره) برای نخستین بار و تولید انبوه کلیشه تصویر امام(ره)، از جمله فعالیت های ایشان در آغازین سال های تاریخ نهضت اسلامی است که در این راه بارها دستگیر شد.در سال 1345 از تعقیب ساواک گریخت و مخفیانه به عراق مهاجرت کرد و بار دیگر به محضر امام(ره) پیوست و همزمان به تکمیل تحصیلات حوزوی خود پرداخت و درس خارج فقه و اصول را از محضر امام خمینی(ره)، آیت الله خویی و آیت الله سید محمدباقر صدر بهره گرفت.بعد از پیروزی انقلاب، وی به عنوان یکی از اعضاء اصلی دفتر امام(ره) علاوه بر مدیریت امور مالی مسئولیت بخشی از گزارش ها و نامه های مربوط به امام را تا پایان عمر شریفشان عهده دار بود.بعد از رحلت امام(ره) تا سال 1371 به عنوان قائم مقام بنیاد شهید انقلاب اسلامی و در مرداد ماه همان سال از سوی مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه و از سوی رئیس جمهور وقت به عنوان رئیس این نهاد منصوب شد.وی از سال 83 پس از ادغام نهادهای ایثارگری و تشکیل بنیاد شهید و امور ایثارگران با حکم مجدد مقام معظم رهبری به عنوان نماینده ولی فقیه در این نهاد منصوب شد.حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان در تاریخ 21 شهریور 92 با حکم مقام معظم رهبری به تولیت مسجد مقدس جمکران منصوب شد.رحیمیان همچنین در دی ماه سال 95 در نشست اعلام موجودیت جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی به عنوان رئیس شورای مرکزی این تشکل انقلابی معرفی شد.او در این گفت و گو ضمن بیان نکات بسیار جالبی از زندگی حضرت امام و مقام معظم رهبری، به تبیین خط حقیقی امام پرداخت و نسبت به انهدام و تحریف خط امام واقعی هشدار داد. رحیمیان در این مصاحبه ضمن انتقاد از همسویی و قرابت حواریون حاج احمد خمینی با بیت منتظری و نهضت آزادی بر لزوم دریافت خط امام واقعی از بیّنات امام تاکید کرد. برخی از مهم ترین محورهای این گفت و گو بدین شرح است: *امام (ره) حقیقت اسلام را به صورت کامل دریافت کرده بودند *امام و رهبر انقلاب در اوج ساده زیستی زندگی کرده اند*منبع درآمد زندگی مقام معظم رهبری*هیچ مسئولی به اندازه رهبر انقلاب به خانواده شهدا سرکشی نمی کرد*هیچ وقت رمز و راز شیوه انتخاب خانواده شهدا برای ما روشن نشد *خبرگان هیچ شبهه ای برای انتخاب آیت الله خامنه ای نداشت*آقا گفتند بعد از پایان ریاست جمهوری ام فرصت کافی برای کارهای طلبگی خواهد بود*15 روز برای دیدن امام در نجف در راه بیابان ها و و رودخانه ها بودیم *عرصه ای که حرف رهبری شنیده نمی شود، دچار انفعال و شکست هستیم*غربی ها سعی دارند امام خامنه ای را صرفا رهبر جمهوری اسلامی مطرح کنن*وقتی سیدحسن نصرالله در سالن کنفرانس اسلامی دست حضرت آقا را بوسید* نفوذ ی ها از پاریس تا هواپیما دور امام را گرفته بودند* امام نوک نهضت آزادی ها را قیچی کردند*نامه امام به منتظری بیانگر نقش نفوذی روی ایشان است* با پرچم امام برای انهدام و تحریف خط امام آمده اند*نمی دانم حواریون حاج احمد چگونه مدافع منتظری شده اند* اصلاح طلبان چطور توجیه می کنند هم پیرو خط امام هستند هم طرفدار نهضت آزادی!*اصلاح طلبان بگویند آیا نهضت آزادی دیگر خط امام را پذیرفته است؟* تاکید سید احمد خمینی به پیروی از مقام معظم رهبری*وقتی امام به اغما رفتند سخت ترین لحظه های زندگی ام بود*سیاست خارجی ما در شرایط حاضر منطبق با اصول خط امام نیست* آنچه از امام نقل می شود باید طبق بیّنات اندیشه امام عرضه شود*احمدآقا در پایان عمرشان در یک حالت های معنوی و دوری از همه چیز قرارگرفته بود*آیا برای رسیدن به یک پست و مقام انسان باید دچار اختلال حواس و انحراف شود؟!* چطور یک مسلمان می تواند با عاشورای 88 مرزبندی نداشته باشددر ادامه سلسله پرونده ویژه «عصر روح الله»، مشروح گفت و گوی تفصیلی فارس با حجت الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان از نگاهتان می گذرد: *امام (ره) حقیقت اسلام را به صورت کامل دریافت کرده بودندفارس: ابتدا توضیحی درباره اندیشه حضرت امام و اینکه ایشان چگونه به این قرائت از اسلام رسیدند که درنهایت منجر به وقوع انقلاب اسلامی شد، بفرمائید فلسفه قیام حضرت امام ازنظر شما چیست؟رحیمیان: امام (ره) حقیقت اسلام را به صورت جامع و کامل دریافت کرده بودند و به آن باور عمیق داشتند و برخلاف کسانی که بخشی از اسلام را مورد توجه قرار داده و از جنبه های دیگر آن غفلت یا تغافل داشتند ضمن باور به تمامیت و کل اسلام ، این آیین الهی را تضمین کننده سعادت دنیا و آخرت فرد و جامعه بشری می دانستند وبر همین اساس تحجر و التقاط را از نشانه های اسلام آمریکایی می شمردند.بنابراین امام به معنی کامل کلمه یک اسلام شناس بود که با تمام وجود به همه قرآن و اسلام اعتقاد داشتند و نهضت امام نیز بر این اساس شکل گرفت.*تبیین شاخص های امام فارس: نظر شما در خصوص مهم ترین شاخص های خط امام چیست؟رحیمیان: منظومه فکری امام دقیقاً برگرفته از اسلام ناب و پیروی از قرآن است؛ بنابر اعتقاد ایشان اسلام یک مجموعه و مکتب کامل و بدون نیاز به ضمیمه کردن مکاتب دیگر است و همین نگرش زیرساخت اصلی منظومه فکری امام است، بنابراین برای شناخت منظومه فکری امام باید ویژگی های برجسته اسلام ناب و همچنین نقطه مقابل آن یعنی اسلام آمریکایی را بشناسیم.البته تبیین این مطلب بحث مستقلی را می طلبد و عصاره این مطلب در قرآن مجید در قالب بیان رسالت کل انبیاء الهی مطرح شده است و می فرماید: وَلَقَد ْبَعَثْنَا فِی کُلِ ّأُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ (سوره نحل آیه 36) رسالت همه انبیا در پرستش خدا و اجتناب از طاغوت خلاصه شده است و نهضت امام، وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت اسلامی نیز هدفی غیر از رسالت انبیاء ندارد. در آئین وحی الهی همه چیز و همه کس فدای دین هستند؛ هدف دین هم هدایت و سعادت مردم است و بدین ترتیب پیشوایان الهی نیز فدایان واقعی مردم هستند و جالب آن که در قبال این ایثار و جان دادن برای سعادت مردم، توقع دریافت اجر و پاداشی هم از آنها ندارند و این مجاهدت و تلاش ایثارگرانه را برای کسب رضا و قرب الهی انجام می دهند و اجر خود را هم از خدا می خواهند.ولی فقیه نیز که در زمان غیبت امام (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در جایگاه امامت جامعه و نظام اسلامی ایفای نقش می کند، دارای همین ویژگی است.*امام و رهبر انقلاب در اوج ساده زیستی زندگی کرده انداینجانب به عنوان کسی که نزدیک به 25 سال در خدمت امام خمینی و بیش از 25 سال از نزدیک شاهد زندگی حضرت آیت الله خامنه ای بوده ام، این مردم خواهی ایثارگرانه و عدم توقع و طلبکاری از مردم را در این دو بزرگوار را دیده ام و هر دو را مصداق بارز قلیل المونه و کثیر المعونه یافتم؛ یعنی با کمترین هزینه بیشترین کمک رسانی و خدمت را در جامعه ارائه داده و در اوج ساده زیستی زندگی کرده اند.*منبع درآمد زندگی مقام معظم رهبریچند سال پیش درجایی سخنرانی داشتم و وجوه اشتراک امام و مقام معظم رهبری را مطرح می کردم، فردی یادداشتی به منمؤمنین و حتی افراد مستضعف برای آقا نذر می کنند و ایشان آنچه به عنوان هدیه و نذر برای خودشان باشد، دریافت می کنند و زندگی شان نیز از همین طریق می گذرد.داد که مقام معظم رهبری چقدر حقوق می گیرند، من شب بعد به شرح این مساله پرداختم که من در متن کل امور مالی امام(ره) و دفتر امام بوده ام و شاهدم که ریالی از وجوهات شرعی و بیت المال استفاده نکرده و تماماً از نذورات و هدایایی که به آن ها می رسد استفاده می کنند، بنده در آن جلسه جزئیات این موضوع را توضیح دادم؛ مؤمنین و حتی افراد مستضعف برای آقا نذر می کنند و ایشان آنچه به عنوان هدیه و نذر برای خودشان باشد، دریافت می کنند و زندگی شان نیز از همین طریق می گذرد.بعدازاین فرصت دیگری پیش آمد و من خدمت مقام معظم رهبری عرض کردم که از مبلغ حقوق حضرتعالی از اینجانب سؤال شده و من هم پاسخ دادم اما دوست داریم پاسخ شما را هم بشنویم.آقا فرمودند «ما کاری برای مردم نمی کنیم که طلب مزد، اجر و پاداش داشته باشیم»، من همان جا اشک هایم جاری شد و گفتم خدایا در این کشور هیچ مسئولی از لحاظ کمی و کیفی به اندازه مقام معظم رهبری برای جامعه، اسلام، انقلاب و ایران تلاش نمی کند اما ایشان تازه می گویند من کاری نکرده ام که استحقاق مزد داشته باشم.آن زمان که خدمت رهبری رسیدیم ماه مبارک رمضان بود و همانطور که می دانید بسیاری از افراد در این ماه کار خود را کم می کنند اما ایشان در همین ماه مبارک رمضان همه برنامه هایشان برقرار است، از نمازهای جماعت تا ملاقات های مختلف که همه این برنامه ها سنگینی خاص خود را دارد.نمونه آن ملاقات مقام معظم رهبری با خانواده شهدا و جانبازان بود که حدود 300 نفر طی چند ساعت یک به یک با ایشان ملاقات کردند و آقا در طول این مدت سرپا ایستاده بودند خود من با اینکه چند سال از ایشان کوچک تر هستم، اما بااین وجود به خاطر درد در ناحیه زانو و کمر چندین بار برای استراحت به کناری رفتم اما آقا در طول این مدت در حال ایستاده و با حوصله با تمام اعضای خانواده این شهدا و جانبازان صحبت کرده و مهربانی و تفقد متناسب باحال و سن آن ها داشتند.*ماجرای تلفن کردن مقام معظم رهبری به رحیمیان آن دیدار تا مغرب طول کشید و آقا در نماز جماعت و بعد هم در سفره افطار با آن ها نشستند، بعد از افطار جمعیت متفرق شد و من به دفتر کارم در بنیاد شهید رفتم تا کارهایم را جمع کرده و به منزل بروم، همان زمان تلفن زنگ زد، من صدای کسی را شنیدم که باور نمی کردم، در این چند ثانیه که توانستم در قبال صدایی که می شنوم خود را پیدا کنم به اندازه چند ساعت برای من گذشت تا باور کنم درست می شنوم چون ما بیش از 5 ساعت خدمت ایشان بودیم و سابقه نداشت خودشان شخصاً تلفن کنند، اما باید باور می کردم که مقام معظم رهبری پشت خط هستند.فارس: ایشان چه امری داشتند که به شما تلفن کردند؟رحیمیان: ایشان فرمودند همسر فلان شهید فلان مشکل برایش پیش آمده که شما این را پیگیری و حل کنید در حالیکه آقا می توانستند این کار را فردا در آن نامه پی نوشت کرده و از طریق دفترشان به دبیرخانه بنیاد شهید بفرستند تا اینگونه به دست من برسد اما این موضوع چند روز طول می کشید لذا رهبر انقلاب تحمل نداشتند که آن همسر شهید مجددا متحمل این رنج شوند. (گریه)بنابراین خودشان شخصاً تلفن و پیگیری کردند که این موضوع حل شود، متوجه شدم بعد از چند ساعت که ایشان سرپا ایستاده بودند و پس از اتمام مراسم به جای استراحت، تازه مشغول خواندن نامه های آن ها شده اند، ایشان قبلاً به من تأکید کردند این موارد مشابه را شخصاً تا آخر پیگیری کنید تا به نتیجه برسد لذا وقتی من دیدم که آقا چنین اهتمامی دارند به خود اجازه ندادم که شب به منزل بروم و ماندم و با پیگیری های مختلف مساله حل و فصل شد. 2- 3 شب بعد که به مناسبت دیگری برای افطار خدمت مقام معظم رهبری رسیده بودیم به ایشان عرض کردم آن مسئله ای که فرموده بودید فراتر ازآنچه گفتید حل شد، نشاط و خوشحالی زائد الوصفی در چهره ایشان مشاهده کردم که نظیر آن را به یاد ندارم.بنابراین امام در نظام اسلامی دارای چنین شخصیتی و باوجود آنکه خود را وقف مردم کرده و برای امت متحمل انواع سختی ها و مرارت ها می شود اما خود را شایسته دریافت هیچ گونه مزد و حقوقی نمی داند.*هیچ مسئولی به اندازه رهبر انقلاب به خانواده شهدا سرکشی نمی کندبنده نزدیک 25 سال در بنیاد شهید بودم و گواهی می دهم که هیچ کسی در نظام جمهوری اسلامی به اندازه مقام معظم رهبری با خانواده شهدا انس نداشت و به اندازه ایشان به آنها سرکشی نمی کند؛ چه با حضور در منازل آن ها و چه در قالب دیدارهای جمعی، فقط از مجموع ملاقات های رهبر انقلاب با خانواده شهدای مسیحی و ارمنی یک کتاب درآمده است.این دیدارهای خصوصی در منازل شهدا و دیدارهای جمعی خانواده شهدا و ایثارگران در همه استان ها نیز جریان داشته است و واقعاً انسان از برکت در عمر و اوقات امام خامنه ای شگفت زده می شود و علیرغم این که هیچ مسئولی به اندازه ایشان سنگینی و گستردگی انواع مشاغل را ندارد اما در بسیاری از امور ازجمله درباره دیدار با خانواده شهدا و ایثارگران هیچ مس ئولی را در حد ایشان سراغ ندارم.*هیچ وقت رمز و راز شیوه انتخاب خانواده شهدا برای ما روشن نشد فارس: نحوه انتخاب این خانواده شهدا برای دیدار با رهبری چگونه است؟ آیا خودشان می گویند یا بنیاد شهید معرفی می کند؟رحیمیان: در بنیاد شهید هیچ وقت رمز و راز این دیدارها و شیوه انتخاب آن ها برای ما روشن نشد تا آخر متوجه نشدیم که خانواده شهدا برای این دیدارهای خصوصی با رهبر انقلاب چگونه انتخاب می شوند و این گونه نبود که مثلاً خانواده های خاصی را برای ملاقات دعوت شوند لذا خانواده هایی با ویژگی ها و اقشار مختلف در این ملاقات ها حضور می یافتند.رهبر انقلاب ظرف این مدت به تمام استان های کشور رفته اند و در هر سفر استانی ملاقات خاصی با مجموعه خانواده شهدا و ایثارگران داشته اند و در همین دیدارهای استانی هم به منازل تعدادی از خانواده شهدا می رفتند و بنده در چندین سفر توفیق همراهی داشتم.گاهی هم وقتی خانواده متوجه می شدند قرار است حضرت آقا به منزلشان بیاید همه اقوام خود را هم خبر می کردند و طبعاً جلسه طولانی و به آخر شب کشیده می شد، یک شب که در چندین منزل شهید حضور یافتند؛ وقتی آخر شب از این دیدارها برمی گشتیم، آن لحظه که می خواستیم از آقا جدا شویم ایشان با شورونشاط خاصی گفتند «امشب کیف کردید!» معلوم بود ایشان از دیدار و انس با خانواده شهدا و شنیدن حرف های آن ها لذت زیادی می بردند.*خبرگان هیچ شبهه ای برای انتخاب آیت الله خامنه ای نداشتفارس: اخیراً فیلمی تقطیع شده از انتخاب آیت الله خامنه ای به عنوان جانشین حضرت امام (ره) در جلسه خبرگان سال 68 باهدف ایجاد این شبهه که رهبری آیت الله خامنه ای موقتی است منتشر شد، خیلی از بزرگان حوزه و بسیاری از مسئولان وقت نسبت به این شبهه پاسخ دادند، نظر شما درباره این شبهه و فرایندی که خبرگان در آن جلسه برای انتخاب رهبر انقلاب طی کرد، چیست؟رحیمیان: هیچ شبهه ای برای خبرگان در انتخابشان وجود نداشت، اما تردید افکنی در این زمینه جزو القائات شیطانی جریان ضدانقلاب است چراکه آن ها می خواهند از هر فرصتی و به هر بهانه ای متمسک شوند تا جایگاه و نقش ولی فقیه را تضعیف کنند.این مسئله بسیار روشن است «الغریق یتشبث بکل حشیش»، کسانی که خود را در برابر اقیانوس بیکران عظمت اسلام، انقلاب و ولایت فقیه می بینند سعی می کنند برای ضربه زدن به هر دسیسه و پرکاهی متوسل شوند تا علیه آن القای شبهه کنند اما این مسئله بسیار روشن و بدیهی است که خبرگان با قاطعیت و قانونمند انتخاب خود را در 14 خرداد 68 انجام داد.جالب اینجاست که امروز پس از نزدیک به 30 سال اعضای خبرگان که در آن مقطع رأی دادند، بسیار معتقد و استوار به رأی خود هستند و اذعان دارند آنچه به دست آن ها انجام شد چیزی فراتر از اراده آن ها و جلوه ای از لطف خداوند متعال برای نظام و انقلاب بوده است.فارس: در فیلمی که از روز رأی گیری برای انتخاب مقام معظم رهبری منتشر شد ایشان به دلیل تواضع تأکید دارند که لایق این جایگاه نیستند، اما ضدانقلاب سعی کردند از این موضوع سوءاستفاده کنند، درحالی که چهره ای مانند عطاالله مهاجرانی تصریح می کند که سخنان رهبر انقلاب نشان دهنده تقوا و پرهیزکاری ایشان است، درباره این نوع واکنش رهبر انقلاب به انتخاب شدنشان برای رهبری نظر شما چیست؟رحیمیان: اتفاقاً در معارف دینی این معنا تبیین شده است، کسانی که برای رسیدن به جایگاه و مقامی همچون رسیدن به رهبری، ریاست جمهوری، مجلس یا وزارت و ... خود را می بازند و گرفتار حرص و ولع برای به دست آوردن یک پست و مقام هستند، شایسته سپردن امور نیستند.در روایت هست که ما ولایت و حکومت را در هر رده ای که باشد به افراد حریص و شیفته ریاست نخواهیم داد، خود حضرت امام در فرایند شکل گیری مرجعیت خود دائماً از این موضوع فرار می کنند و به همین دلیل شایستگی ایشان برای مرجعیت اثبات می شود.*هیچ کس به اندازه امام از دنیا فرار نکرد و دنیا به هیچ کس به اندازه ایشان رو نیاوردمن هر وقت بخواهم به طور خلاصه امام را معرفی کنم می گویم از میان بزرگانی که می شناسیم هیچ کس به اندازه امام از دنیا فرار نکرد و دنیا به هیچ کس به اندازه ایشان رو نیاورد، هیچ کسی مانند امام از مرجعیت فرار نکرد و کسی هم مانند ایشان به بالاترین مقام مرجعیت نرسید، هیچ کسی مانند امام از شهرت فرار نکرد و هیچ کسی هم مانند امام به شهرت نرسید، تشریح هرکدام از این مطالب نیازمند یک کتاب است. بنابراین انسان های وارسته از اینکه شهرت پیداکرده و رهبر و مرجع شوند،گریزان هستند.*آقا گفتند بعد از پایان ریاست جمهوری ام فرصت کافی برای کارهای طلبگی خواهد بودبنده در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری بیش از 10 جلسه برای نشریه پاسدار اسلام خدمت ایشان رسیدم و سیره امام سجاد (ع) را از ایشان دریافت کردیم؛ برایمان جالب بود که ایشان بدون کمترین مراجعه و یادداشتی بیش از 10 جلسه درباره سیره امام سجاد صحبت کردند.وقتی بحث تمام شد من مجموعه آن را جمع آوری و به صورت جزوه ای خدمت ایشان ارائه دادم و گفتم می خواهیم آن را به صورت کتاب چاپ کنیم و پیشنهاد کردم مجدداً آن را کنترل کنند؛ ایشان فرمودند فعلاً با توجه به مسئولیت ریاست جمهوری، شورای عالی دفاع و فضای جنگ فرصت ندارم، اجازه دهید بعد از پایان ریاست جمهوری فرصت کافی برای کارهای طلبگی خواهیم داشت.یعنی ایشان بازگشت به فضای طلبگی را برای خود ترسیم کرده بودند، ایشان در جای دیگر به یکی از بزرگان فرموده بودند که من بعد از ریاست جمهوری به دنبال کار طلبگی خودخواهم رفت مگر این که امام به من تکلیف کنند ولو مسئول عقیدتی و سیاسی یک پاسگاه مرزی در سیستان و بلوچستان باشد؛ به آنجا رفته و انجام وظیفه خواهم کرد، بنابراین ایشان به طریق اولی ولع و حرصی برای رهبری نداشتند.حتی قبل از آن هنگامی که امام درباره شایستگی رهبری ایشان تعبیری فرمودند، آیت الله خ ...

ادامه مطلب  

انحراف از اسلام در اطرافیان بنی صدر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، فردا سالگرد غائله 14 اسفند سال 59 است. غائله ای که به نقطه عطفِ اختلاف و کشمکش میان «ابوالحسن بنی صدر» رئیس جمهور وقت و نیروهای انقلابی که پس از تسخیر سفارت آمریکا به خط امامی شهره شدند، تبدیل شد. بنی صدر پس از کسب عنوان رئیس جمهوری ایران در زمستان سال 58، سایش و مناقشه بی پایان خود با نیروها و کنش گران نزدیک به بنیانگذار جمهوری اسلامی را آغاز کرد؛ مناقشه ای که هر چه جلوتر می رفت، بر شدت و حدت آن افزوده می شد.بنی صدر به پشتوانه رای 11 میلیونی اش در انتخابات ریاست جمهوری، خود را بالاتر از قانون تصور می کرد و با همین پشتوانه، قدم هایی را برای حذف نهادها و گروه های انقلابی نظیر کمیته ها، سپاه، دادگاه های انقلاب، مجلس و نیروهای حزب اللهی برداشت؛ هر چند موفق از میدان بیرون نیامد. بنی صدر در 14 اسفندماه سال 59 به مناسبت سالروز درگذشت محمد مصدق، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد. وی همچون دفعات و سنوات قبلی، از تریبون سخنرانی در دانشگاه تهران هم برای حمله به نهادها و چهره های انقلابی و خط امامی به ویژه آیت الله بهشتی بهره جست. این سخنرانی، حواشی تلخی هم به همراه داشت؛ از جمله اینکه نیروهای گارد ریاست جمهوری، شبه نظامیان سازمان مجاهدین خلق(میلیشیا) و افرادی که لباس مبدل سپاه پاسداران بر تن داشتند، با تحریک شخص ابوالحسن بنی صدر به نیروهای خط امامی، حمله و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. این سخنرانی و اتفاقات پیرامونی آن، آغازی شد بر سیر انحطاطی و قهقرایی بنی صدر در مناسبات قدرت. حضرت امام در نیمه دوم خردادماه سال 60 بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد و پس از آن، مجلس شورای ملی در تاریخ 31 خردادماه، به اتفاق آراء به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور رای مثبت داد. به همین مناسبت، به سراغ سیدمصطفی میرسلیم عضو کنونی شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی رفتیم. میرسلیم در بحبوبحه مناقشات مزبور، معاون سیاسی، اجتماعی وزارت کشور و مسئول تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بود. وی حتی پس از مرحوم احمد خمینی، دومین گزینه معرفی شده از سوی بنی صدر برای تصدی پست نخست وزیری بود. گفتگو با سیدمصطفی میرسلیم را در ادامه می خوانید. مشکل ابوالحسن بنی صدر با نیروهای انقلابی چه بود؟ چرا بنی صدر با نهادهای انقلابی و به ویژه با اعضای حزب جمهوری اسلامی درگیری داشت؟در انتخابات دوره اول ریاست جمهوری، بنی صدر در مقام نامزدی توانسته بود مؤثرترین تبلیغ را انجام دهد؛ نماینده حزب جمهوری اسلامی یعنی «جلال الدین فارسی» با شبهه ای که در مورد تابعیت او مطرح کردند، حذف شد و حزب ناچار نامزد دیگری را انتخاب کرد. مرحوم «حسن حبیبی» که به دلیل کمبود فرصت تبلیغ نتوانست رأی مردم را به خود جلب کند، در نتیجه بنی صدر رأی غالب را به خود اختصاص داد و امر بر او مشتبه شد و فکر کرد سرنوشت کشور به او سپرده شده؛ غافل از آنکه در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی با ائتلاف بزرگی که حزب ایجاد کرد، توانست اکثریت نمایندگان مجلس را به دست آورد و این برای بنی صدر شکست و حتی عقده شد و در دل نسبت به حزب و دبیرکل آن یعنی مرحوم شهید بهشتی کینه پیدا کرد. برخی گروهک ها این کینه را به لحاظ منافع خود تشدید کردند و به کلِ نیروهای انقلاب و حتی سپاه تعمیم دادند و موجب موضع گیری های تقرقه افکنانه بنی صدر شد؛ به گونه ای که به تدریج حمایت امام خمینی را نیز از دست داد.دلیل دیگری هم قابل ذکر است و آن عدم تفاهمی بود که به سهیم نبودن عملی بنی صدر بازمی گشت؛ با روند و روحیه مبارزات انقلابیان و درگیری هایی که در سال 57 به پیروزی انقلاب انجامید. بنی صدر، نظریه پرداز انقلاب بود و با دید جامعه شناسی خود انقلاب را تحلیل می کرد؛ تحلیلی که با واقعیت حاکم بر جامعه ایران منطبق نبود؛ نیروهای انقلاب به ویژه اعضای سپاه و حزب جمهوری اسلامی، با گوشت و پوست و استخوان و تمام وجودشان مسائل انقلاب را لمس و تجربه می کردند و بنی صدر نمی خواست این نکته را بپذیرد.پس چرا شهید بهشتی نوک پیکان حملات بنی صدر و حامیانش بود؟مرحوم بهشتی با شرایط حاکم بر جامعه ایران از نزدیک آشنا بود و تربیت شده حوزه بود و وقتی صحبت از پیامبر اکرم(ص) و جانشین بر حقش حضرت علی (ع) می کرد، می دانست چگونه اسلام با تمام وجود آن ها عجین شده است.شهید بهشتی، مبلغ اسلام راستین بود و تبلیغش فقط در کلام نبود. او در جزئیات، مبادی آداب بود و با اسلام زندگی واقعی می کرد؛ بر اساس همان مبانی، حزب جمهوری اسلامی را شکل داد و سعی کرد ساختاری قانونمند و مردم سالار برای اداره جمهوری ایجاد کند که وابسته به منویات فردی نباشد و جزئی که اکثریت می آورد، ...

ادامه مطلب  

آخرین اخبار از وضعیت امام موسی صدر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، قاضی «حسن الشامی» گزارشگر ویژه کمیته پیگیری رسمی قضیه امام موسی صدر و دو همراهش است که در روز 9 شهریور 1357 ه.ش در لیبی ربوده شدند.الشامی در گفتگو با تارنمایشفقنا لبنان تاکید می کند که دوران غیبت امام، معیار و دلیلی دال بر وفات امام و یارانش نیست بلکه روایت هایی وجود دارد که نشان می دهد حال امام خوب است و به چندین زندان منتقل شده است که آخرین آنها در سال 2011 میلادی بوده است. الشامی در این گفتگو درباره زنده بودن امام صدر و دو همراهاش امیدوارانه سخن می گوید و به ماجرای «احمد الزبیر السنوسی» شخصیت مخالف رژیم قذافی و قدیمی ترین زندانی قذافی اشاره می کند؛ فردی که مخفیانه در زندان های لیبی حبس شد و 36 سال از او خبری نشد و در حالی که 93 ساله بود از زندان آزاد شد. او معتقد است که هرگونه اطلاعات رسمی درباره قضیه امام صدر را فورا اعلام می کند و حتی لحظه ای آن را به زمانی دیگر موکول نخواهد کرد.گزارشگر کمیته پیگیری پرونده امام صدر و دو همراهش «شیخ محمد یعقوب» و «عباس بدرالدین» در آستانه سی و نهمین سالگرد ناپدید شدن آنها، تغییر و تحولات این قضیه از زمان ربوده شدن در 31 اوت 1978میلادی تا به امروز را شرح می دهد.اشاره ای گذرا به قضیه ربوده شدن امام صدر و دو همراهشالشامی در ادامه این گفتگو با اشاره به اینکه از لحظه ربوده شدن امام موسی صدر، «الیاس سرکیس» رئیس جمهور وقت لبنان و «سلیم الحص» نخست وزیر این کشور با مقامات لیبی پیگیری های رسمی را آغاز کردند و یک هیات رسمی و امنیتی برای پیگیری این قضیه به طرابلس اعزام شد، گفت: رژیم لیبی پس از 17 روز یعنی در هفدهم سپتامبر/ 26 شهریور، اعلام کرد که امام شب 31 اوت 1978 میلادی با یک پرواز خطوط هوایی ایتالیا، عازم این کشور شده است و به این طریق رژیم قذافی باب هرگونه مناقشه درباره این قضیه را بست.وی با بیان اینکه در تاریخ ۲۱/ ۸/ 2008 مصادف با 31 مرداد 1387 پیشرفت قابل توجهی در پرونده حاصل شد، تصریح کرد: قاضی تحقیق دادگاه عالی لبنان «سمیح الحاج» در این تاریخ، قرار اتهامی صادر کرد که براساس آن اتهامات متوجه معمر قذافی و هفده تن از مسئولین لیبی به جرم تحریک و تشویق و مشارکت در ربودن امام و دو همراهش بود. قاضی الحاج همچنین 6 نفر از آنها را به شورای قضایی لبنان ارجاع داد.الشامی ادامه داد: قاضی لبنانی«غالب غانم» در سال 2011 میلادی اولین جلسه شورای قضایی لبنان برای رسیدگی به این پرونده را مشخص کرد و پس از آن انقلاب لیبی آغاز شد. در همین زمان بود که کمیته پیگیری رسمی این قضیه متشکل از شماری از قضات و مسئولان امنیتی لبنان در دوران نخست وزیری «نجیب میقاتی» تشکیل شد و اصول فعالیت هایش را بر این اساس که یک کمیته ملی و رسمی است، قرار داد.ماجرای شوکه کننده پیدا شدن جسد ناشناخته پس از انقلاب لیبیگزارشگر کمیته پیگیری رسمی قضیه امام صدر و دو همراهش در ادامه درباره تحولات این قضیه پس از انقلاب لیبی نیز گفت: در تاریخ ۲۰/ ۱۰/ 2011 میلادی/ 28 مهر 1390 قذافی کشته شد و تنها دو روز پس از کشته شدن وی یعنی در تاریخ ۲۲/ ۱۰/ ۲۰۱۱، در قالب کمیته رسمی پیگیری قضیه امام صدر علی رغم اوضاع نامناسب امنیتی آن زمان، به صورت قانونی و از طریق تونس وارد لیبی شدیم و با شماری از مسئولین و رهبران انقلابیون لیبی دیدار کردیم و آنها برای همکاری در این قضیه اعلام آمادگی کردند و پس از آن بود که سفرهایی به لیبی صورت گرفت و در طول این سفرها با چندین شاهد و مظنون این قضیه ملاقات داشتیم علاوه بر این از طریق دوستان و سرویس های اطلاعاتی دوست، با شماری از شخصیت های سیاسی و امنیتی دوران قذافی در برخی کشورها ملاقات کردیم.او در ادامه درباره سختترین شرایطی که در این مرحله با آن مواجه گشت، سخن گفت و افزود: در جریان نشست سران عرب در بغداد در 29 مارس 2012 / 10 فروردین 1391 ، «عاشور بن خیال» وزیر خارجه لیبی، پیام سری و فوری «مصطفی عبدالجلیل» رئیس شورای انتقالی لیبی را به «عدنان منصور» وزیر خارجه وقت لبنان تحویل داد؛ این نامه حاوی اطلاعاتی بود که نشان می داد جنازه فردی پیدا شده است که به یک شخصیت بلند قامت لبنانی اختصاص دارد که به زبان عربی فصیح نیز حرف می زده است. چهار پنج نفر از زندانبانان زندانی که این فرد در آن فوت کرده بود، مدعی بودند که او خود را «سید موسی صدر» معرفی می کرد. آنها می گفتند که فرد مذکور سال 1992 میلادی وارد زندان شده و سال 1997 میلادی براثر بیماری دیابت فوت کرده بود.قاضی الشامی در همین زمینه افزود: پس از این قضیه در چهارم آوریل 2012 / 16 فروردین 1391 ، هیات اعزامی کمیته پیگیری رسمی قضیه امام صدر با همراه داشتن نمونه dna خانوده صدر راهی لیبی شد. «دکتر «فؤاد ایوب» (رئیس کنونی دانشگاه لبنان) نیز همراه این هیات به لیبی رفته بود و پس از معاینه جسد مشخص شد که اختلاف هایی در سن و قد وجود دارد و با وجود اینکه تعدادی از معیارها یکسان نبودند اما «سارایبو» بنا به درخواست لیبی برای انجام آزمایش dna انتخاب شد که پس از سهل انگاری های طرف لیبیایی و پس از ارسال نامه فوری «نبیه بری» به مقامات لیبی در ژوئیه 2012 برای حل این قضیه، آزمایش دی ان ای نشان داد که این جسد به «منصور کیخیا» معارض شرشناس لیبیایی و وزیر اسبق امور خارجه این کشور تعلق دارد.قاضی لبنانی با اشاره به دیدار با «عبدالله السنوسی» رئیس سابق سازمان اطلاعات لیبی در موریتانیا که طبق شرط و شروط خود وی و دولت موریتانی ترتیب داده شده بود، یادآور شد: این دیدار که به درخواست موریتانی بدون قلم و کاغذ برگزار شد، 6 ساعت به طول انجامید.الشامی از دیدار پنهانی و دور از چشم رسانه ها با بیش از 40 نفر از رهبران رژیم معمر قذافی پرده برداشت و گفت: به جز «عبدالسلام جلود» مرد دوم رژیم قذافی که نتوانستیم ملاقاتی را با او داشته باشیم، با بیش از 40 شخصیت برجسته رژیم قذافی به دور از چشم رسانه ها دیدار کردیم.وی با اشاره به دیدارهای مختلف با مقامات لیبی در نشست اخیر سران عرب به ریاست میشل عون رئیس جمهور، سعد حریری نخست وزیر و «جبران باسیل» وزیر خارجه لبنان، تصریح کرد: طرف لیبیایی در این دیدارها وعده همکاری داد اما همانند عادت همیشگی، در برخورد با این موضوع تعلل و سهل انگاری می کرد و بی میلی نشان می داد.این قاضی لبنانی در ادامه با تاکید بر اینکه عادی سازی روابط با لیبی پیش از همکاری در قضیه امام صدر وجود نخواهد داشت، ادامه داد: شرط نبیه بری در سال 1984 میلادی برای ورود به دولت، قطع روابط با لیبی بود که همین موضوع نیز رخ داد و بعدها سفارت لبنان در لیبی بازگشایی شد اما سفارت لیبی در لبنان بازگشایی نشد. در واقع سفارت لبنان در لیبی برای مصلحت قضیه ناپدید شدن امام صدر و دو همراهش بازگشایی شده و در واقع سفارت این قضیه در لیبی بود.وی لیبیایی ها را به عدم همکاری با کمیته پیگیری قضیه امام صدر متهم کرد و با بیان اینکه برخی مغرضان سیاسی در لیبی ...

ادامه مطلب  

انحراف از اسلام در اطرافیان بنی صدر/ مذاکره محرمانه با منافقین  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست: فردا سالگرد غائله ۱۴ اسفند سال ۵۹ است. غائله ای که به نقطه عطفِ اختلاف و کشمکش میان «ابوالحسن بنی صدر» رئیس جمهور وقت و نیروهای انقلابی - که پس از تسخیر سفارت آمریکا به خط امامی شهره شدند - تبدیل شد. بنی صدر پس از کسب عنوان رئیس جمهوری ایران در زمستان سال ۵۸، سایش و مناقشه بی پایان خود با نیروها و کنش گران نزدیک به بنیانگذار جمهوری اسلامی را آغاز کرد؛ مناقشه ای که هر چه جلوتر می رفت، بر شدت و حدت آن افزوده می شد.بنی صدر به پشتوانه رای ۱۱ میلیونی اش در انتخابات ریاست جمهوری، خود را بالاتر از قانون تصور می کرد و با همین پشتوانه، قدم هایی را برای حذف نهادها و گروه های انقلابی نظیر کمیته ها، سپاه، دادگاه های انقلاب، مجلس و نیروهای حزب اللهی برداشت؛ هر چند موفق از میدان بیرون نیامد. بنی صدر در ۱۴ اسفندماه سال ۵۹ به مناسبت سالروز درگذشت محمد مصدق، در دانشگاه تهران سخنرانی کرد. وی همچون دفعات و سنوات قبلی، از تریبون سخنرانی در دانشگاه تهران هم برای حمله به نهادها و چهره های انقلابی و خط امامی به ویژه آیت الله بهشتی بهره جست. این سخنرانی، حواشی تلخی هم به همراه داشت؛ از جمله اینکه نیروهای گارد ریاست جمهوری، شبه نظامیان سازمان مجاهدین خلق(میلیشیا) و افرادی که لباس مبدل سپاه پاسداران بر تن داشتند، با تحریک شخص ابوالحسن بنی صدر به نیروهای خط امامی، حمله و آن ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند. این سخنرانی و اتفاقات پیرامونی آن، آغازی شد بر سیر انحطاطی و قهقرایی بنی صدر در مناسبات قدرت. حضرت امام در نیمه دوم خردادماه سال ۶۰ بنی صدر را از فرماندهی کل قوا عزل کرد و پس از آن، مجلس شورای ملی در تاریخ ۳۱ خردادماه، به اتفاق آراء به عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور رای مثبت داد. به همین مناسبت، به سراغ سیدمصطفی میرسلیم عضو کنونی شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی رفتیم. میرسلیم در بحبوبحه مناقشات مزبور، معاون سیاسی، اجتماعی وزارت کشور و مسئول تبلیغات حزب جمهوری اسلامی بود. وی حتی پس از مرحوم احمد خمینی، دومین گزینه معرفی شده از سوی بنی صدر برای تصدی پست نخست وزیری بود. مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدمصطفی میرسلیم را در ادامه می خوانید. مشکل ابوالحسن بنی صدر با نیروهای انقلابی چه بود؟ چرا بنی صدر با نهادهای انقلابی و به ویژه با اعضای حزب جمهوری اسلامی درگیری داشت؟در انتخابات دوره اول ریاست جمهوری، بنی صدر در مقام نامزدی توانسته بود مؤثرترین تبلیغ را انجام دهد؛ نماینده حزب جمهوری اسلامی یعنی «جلال الدین فارسی» با شبهه ای که در مورد تابعیت او مطرح کردند، حذف شد و حزب ناچار نامزد دیگری را انتخاب کرد. مرحوم «حسن حبیبی» که به دلیل کمبود فرصت تبلیغ نتوانست رأی مردم را به خود جلب کند، در نتیجه بنی صدر رأی غالب را به خود اختصاص داد و امر بر او مشتبه شد و فکر کرد سرنوشت کشور به او سپرده شده؛ غافل از آنکه در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی با ائتلاف بزرگی که حزب ایجاد کرد، توانست اکثریت نمایندگان مجلس را به دست آورد و این برای بنی صدر شکست و حتی عقده شد و در دل نسبت به حزب و دبیرکل آن یعنی مرحوم شهید بهشتی کینه پیدا کرد. برخی گروهک ها این کینه را به لحاظ منافع خود تشدید کردند و به کلِ نیروهای انقلاب و حتی سپاه تعمیم دادند و موجب موضع گیری های تقرقه افکنانه بنی صدر شد؛ به گونه ای که به تدریج حمایت امام خمینی را نیز از دست داد.دلیل دیگری هم قابل ذکر است و آن عدم تفاهمی بود که به سهیم نبودن عملی بنی صدر بازمی گشت؛ با روند و روحیه مبارزات انقلابیان و درگیری هایی که در سال ۵۷ به پیروزی انقلاب انجامید. بنی صدر، نظریه پرداز انقلاب بود و با دید جامعه شناسی خود انقلاب را تحلیل می کرد؛ تحلیلی که با واقعیت حاکم بر جامعه ایران منطبق نبود؛ نیروهای انقلاب به ویژه اعضای سپاه و حزب جمهوری اسلامی، با گوشت و پوست و استخوان و تمام وجودشان مسائل انقلاب را لمس و تجربه می کردند و بنی صدر نمی خواست این نکته را بپذیرد.پس چرا شهید بهشتی نوک پیکان حملات بنی صدر و حامیانش بود؟مرحوم بهشتی با شرایط حاکم بر جامعه ایران از نزدیک آشنا بود و تربیت شده حوزه بود و وقتی صحبت از پیامبر اکرم(ص) و جانشین بر حقش حضرت علی(ع) می کرد، می دانست چگونه اسلام با تمام وجود آن ها عجین شده است.شهید بهشتی، مبلغ اسلام راستین بود و تبلیغش فقط در کلام نبود. او در جزئیات، مبادی آداب بود و با اسلام زندگی واقعی می کرد؛ بر اساس همان مبانی، حزب جمهوری اسلامی را شکل داد و سعی کرد ساختاری قانونمند و مردم سالار برای اداره جمهوری ایجاد کند که وابسته به منویات فردی نباشد و جزئی که اکثریت ...

ادامه مطلب  

عدم اعتماد به آمریکا، واقعیت موجود در همه دنیا است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر، خبرگزاری مهر، گروه سیاست_محمد مهدی ملکی: این هفته سیاست خارجی ایران تحت تاثیر سفر ظریف به سنگاپور و اجلاس آ.س. آن و دیدارهای وی با برخی مقامات حاضر در آن نشست و امضای سند الحاق ایران به «آ.س.آن» و از طرفی سفر جابری انصاری دستیار ارشد وزیر خارجه در امور ویژه سیاسی به سوچی روسیه و نشست های وی با همتایان ترک، روس و نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل در امور سوریه در راستای ادامه روند گفتگوهای سیاسی سوریه بود.در این دیدارها مقامات کشورمان تلاش کردند با طرف های خارجی آخرین تحولات منطقه ای، بین المللی و دو جانبه را بررسی کرده و بیان مواضع و دیدگاه های جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل مزبور پرداختند.ایران برگزاری موفقیت آمیز انتخابات پارلمانی پاکستان را تبریک گفت «بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، برگزاری موفقیت آمیز انتخابات پارلمانی پاکستان که با مشارکت گسترده مردم این کشور برگزار شد را تبریک گفت و ابراز امیدواری کرد که روند رو به رشد روابط دو کشور برادر و همسایه ایران و پاکستان در دولت جدید بیش از پیش تقویت شود. وزارت امور خارجه هیچ دخالتی در صدور روادید ندارد روابط عمومی وزارت امور خارجه، طی اطلاعیه ای از دخالت نداشتن این وزارتخانه در صدور روادید توسط سفارتخانه های خارجی خبر داد.در این اطلاعیه آمده: «وزارت امور خارجه هیچ گونه دخالتی درخصوص صدور روادید سفارتخانه های خارجی و نحوه اقدام آنان ندارد و برونسپاری خدمات کنسولی برخی سفارتخانه ها به دفاتر و شرکت های خصوصی امری رایج در میان برخی کشورهاست و انتخاب آنان توسط سفارتخانه های خارجی ارتباطی با وزارت امور خارجه ندارد.» نشست کمیسیون امنیت ملی مجلس با سفرای ایران در ۲۰ کشور جهان اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، این هفته طی سه روز متوالی میزبان سفرای ایران از ۲۰ کشور مختلف جهان خواهند بود.ظریف به سنگاپور می رود«بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه با اعلام خبر سفر ظریف وزیر امور خارجه به سنگاپور اظهارداشت: محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه به منظور امضای پیمان مودت جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا (آ.س. آن) طی روزهای آینده به سنگاپور سفر می کند. وی تصریح کرد: اجماع در کشورهای جنوب شرق آسیا در پذیرش ایران به عنوان عضو پیمان مودت ( tac ) با اتحادیه آ.س.آن، حاکی از اهمیت روابط و تعامل با ایران به عنوان یک قدرت مهم و تاثیر گذار در معادلات منطقه ای و بین المللی توسط تمام اعضای این اتحادیه است.تسهیل بازگشت آوارگان اولویت مهم دولت سوریه است فرانسوا سنمو که در پایان ماموریت خود در تهران به عنوان نماینده ویژه رییس جمهوری فرانسه در امور سوریه منصوب شده است، در محل وزارت امور خارجه با حسین جابری انصاری دستیار ارشد وزیر خارجه در امور ویژه سیاسی دیدار و گفت وگو کرد.دستیار ارشد وزیر خارجه در امور ویژه سیاسی با اشاره به این که تهران از ابتدا بر این باور بوده است که بحران سوریه راه حل نظامی ندارد، تاکید کرد: اینک که روند رویارویی با تروریسم با موفقیت های گسترده همراه و زمینه اعاده حاکمیت دولت سوریه بر بخش های عمده سرزمین این کشور فراهم شده است، سه موضوع تسهیل بازگشت آوارگان، شروع به کار کمیته اصلاح قانون اساسی و فعال سازی کمیته تبادل بازداشت شدگان و مفقودان درگیری های سوریه، اولویت های مهم سیاسی و انسانی مرحله جاری است.قدرت ایران در خدمت ثبات و امنیت منطقه و جهان است«نوذر شفیعی» کارشناس مسایل بین الملل در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص رویکرد اروپایی ها نسبت به برجام و تقابل آنها با سیاست های آمریکا در این رابطه، اظهار داشت: اتحادیه اروپا به صورت یک کل واحد و کشورهای اروپایی هر یک به تنهایی می توانند بازیگران مهمی در نظام بین الملل به حساب آیند، از منظر اروپایی ها یکی از کارکردهای موفق این اتحادیه دست یابی به برجام یا توافق هسته ای با ایران بود که یک مسئله جدی میان ایران وجهان غرب را حل کرد.وی اظهار داشت: هرچند که ما می پذیریم اروپا به عنوان یک متحد قدیمی، همراه و همیار امریکا بوده و هست اما اینکه یک اتحادیه با این وسعت، جمعیت و اعتبار بخواهد تحت تأثیر رئیس جمهوری چون ترامپ که در کشورش هم از محبوبیت چندانی برخوردار نیست، قرار بگیرد، این برای اروپا مناسب نیست.شفیعی یادآور شد: ما همچنان باید به اروپایی ها و دیگر کشورهای جهان که با آنها تعامل و ارتباط داریم این مسئله را توضیح دهیم که توانمندی موشکی و دفاعی ما آن گونه که امریکایی ها تفسیر می کنند، نیست و نه تنها جای نگرانی برای اروپایی ها وجود ندارد بلکه قدرت و نفوذ ایران موجبات افزایش امنیت، ثبات و صلح در منطقه ما را فراهم می آورد و در خدمت ایجاد ثبات و صلح منطقه و جهان است.خام نیستم که فکرکنم می توانیم بین اروپا وآمریکا درگیری ایجاد کنیم «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه در اولین همایش مشترک سفرا با نمایندگان بخش خصوصی اظهار داشت: در این دوران حساس مسئولیت خطیری را همگی ما برعهده داریم. بخش خصوصی به عنوان موتور محرکه اقتصاد کشور به حساب می آید و من و همکارانم در وزارت امور خارجه و سفارتخانه های ایران در خارج از کشور وظیفه خود می دانیم که در خدمت بخش خصوصی بوده و تسهیل کنندگی در حوزه اقتصاد را داشته باشیم.وی با اشاره به اعمال تحریم های آمریکا علیه ایران گفت: آمریکایی ها معتاد به تحریم هستند و اینطور نیست که فقط علیه ما تحریم هایی را اعمال می کنند. امروز شرایطی به وجود آمده که کشورهای اروپایی باید منافع خود را دنبال کنند یا منافع شخص آقای ترامپ! این شرایط یک فرصت ویژه به ما می دهد که باید از آن استفاده کنیم.ظریف افزود: من خام نیستم که فکر کنم ما می توانیم یک درگیری میان اروپا و آمریکا ایجاد کنیم، بلکه هم اکنون یک شکاف بین اروپا و آمریکا وجود دارد و ما می توانیم در یک موضع فعال باشیم. ما نیازی نداریم پل شکاف بین اروپا و آمریکا باشیم؛ دنیا امروز در حالتی از انتخاب قرار گرفته که باید بین اعتبار و آبروی خود و پیروی از آمریکا یکی را انتخاب کند.وزیر امور خارجه ادامه داد: همکاران من در نمایندگی های ایران در خارج از کشور موظف هستند تمام تلاش خود را برای افزایش صادرات کالاهای نفتی و غیرنفتی ایران به کشورهای مختلف جهان به کار ببندند و این یک محبت و لطف از طرف ما نیست بلکه وظیفه ما کمک به افزایش صادرات و امکانات بیشتر برای فعالان اقتصادی و بخش خصوصی است.ظریف گفت: ما کشوری هستیم که علی رغم فشار و تحریم، امنیت خود را داریم و این در حالی است که برخی از همسایگان ما امنیت خود را از بیرون از مرزها تامین می کنند و وابسته به بیگانگان هستند.وزارت خارجه ظرفیت تامین منافع اقتصادی کشور را دارد «حسین شیخ الاسلام» مشاور سابق وزیر امور خارجه در گفتگو با خبرنگار مهر، پیرامون فعالیت های اقتصادی دستگاه دیپلماسی کشور در قالب دیپلماسی اقتصادی، اظهارداشت: ما مجبور هستیم فعالیت های اقتصادی را افزایش دهیم، راه دیگری نداریم چرا که امروز در یک جنگ بزرگ اقتصادی قرار داریم. وی با بیان اینکه وزارت خارجه توانمندی ها و ظرفیت های خوبی دارد که باید از آنها در جهت تامین منافع اقتصادی کشور استفاده کند، افزود: ما باید با وجود همه محدودیت ها و کاستی هایی که وجود دارد، کار را ادامه دهیم و تسلیم نشویم، چرا که به نظر من در حال حاضر شرایط ما در این کار به نسبت دیگر کارهایی که تا کنون با موفقیت آنها را انجام دادیم، از ابتدای امر، شرایط بهتری است. معاون امور بین الملل مجمع تقریب مذاهب گفت: به نظر من در ابتدا باید متوجه بشویم که در وضعیت جنگ قرار داریم و سپس با خلوص و نیتی که در دوران دفاع مقدس داشتیم، با عزم راسخ و روحیه جهادی و انقلابی وارد این کارزار شویم. ما در دوران هشت ساله جنگ، شرایط خوبی را به لحاظ تجهیزات و نیروهای آموزش دیده نداشتیم ولی نتیجه آنطور شد که دیدیم، اما امروز در مقایسه با آن دوران بسیار وضعیت بهتری داریم. آمریکا هر روز نشان می دهد که قابل اعتماد نیست«بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه در نشست خبری هفتگی خود در خصوص طرح برخی خبرها در مورد احتمال مذاکره میان ایران و آمریکا، گفت: این بحث ها عمدتا رسانه ای است و مقام خاصی اظهار نظری نکرده، سیاست های آمریکا در قبال ایران مشخص است و مساله برجام هم روشن است.سخنگوی وزارت امور خارجه همچنین درباره شکایت ایران از آمریکا در دادگاه بین المللی لاهه، خاطرنشان کرد: جمهوری اسلامی ایران برای احقاق حقوق خود و نشان دادن تعهداتش با توجه به خروج غیرقانونی آمریکا از برجام و عدم انجام تعهداتش، از هر سازوکاری که در جهان وجود داشته باشد استفاده می کند و دادگاه این شکایت هم قرار است در شهریور ماه برگزار شود و باید دید این سیر قضایی چگونه طی خواهد شد.وی در خصوص اهمیت سمینار سفرا که به تازگی برگزار شد، یادآور شد: ما همچنان سنت حسنه برگزاری سمینار سفرا را که از اوایل دهه ۶۰ داشتیم، ادامه می دهیم. هرچند که بنا به دلایلی نتوانستیم هر سال این سمینار را برگزار کنیم. سمینار سفرا امسال با توجه به شرایط ویژه منطقه ای، بین المللی، همسایگان و وضعیت ایران پس از خروج آمریکا از برجام و همچنین تهدیداتی که از سوی برخی قدرت های بین المللی علیه ایران صورت گرفته دارای اهمیت ویژه ای است.قاسمی درابره مطرح شدن مجدد موضوع «ناتوی عربی» در میان کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس علیه ایران، اظهار داشت: این بحث جدیدی نیست هرچند که شاید امروز با صدای بلندتری این موضوع مطرح می شود، اما ما باید به این موضوع توجه داشته باشیم که شرایط و اقتضائات زمانی تشکیل سازمان ناتو در دوره مشخص خود چه بوده و امروز شرایط و مسائل حوزه کشورهای عربی چه مواردی است که با توجه به اینها باید گفت اصلا به کارگیری این واژه اشتباه است و نمی توان شباهتی میان این دو پیدا کرد.سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا ایران در قبال اقدام دولت هلند نسبت به اخراج دیپلمات های ایرانی، اقدام متقابلی انجام داده است یا خیر، اظهار داشت: ما با دولت هلند همچنان در تماس هستیم و این حق را هم برای ایران قائلیم که در زمان لازم اقدام متقابل را انجام دهیم که این بستگی به بررسی های ما و سیاست هایی دارد که ما آن را دنبال می کنیم و فعلاً بیشتر از این در این رابطه صحبت نمی کنم و امیدوارم در آینده در صورت نیاز بتوانیم صحبت بیشتری را انجام دهیم.وی در پاسخ به سوال خبرنگار مهر درباره دستور کار وزیر امور خارجه در سفر به سنگاپور که به زودی انجام خواهد شد، اظهارکرد: این سفر بنا به دعوت رسمی دولت سنگاپور از آقای ظریف وزیر امور خارجه کشورمان برای حضور در پنجاه و یکمین اجلاس آس. آن صورت می گیرد.مذاکرات بین المللی صلح سوریه«حسین جابری انصاری» دستیار ارشد وزیر خارجه در امور ویژه سیاسی و مذاکره کننده ارشد ایران در مذاکرات بین المللی صلح سوریه، جهت شرکت در دهمین دور کنفرانس بین المللی صلح سوریه، در راس هیاتی وارد شهر ساحلی سوچی در روسیه شد. دیدار جابری انصاری با «لاورنتیف»دستیار ارشد وزیر خارجه در امور ویژه سیاسی و مذاکره کننده ارشد ایران در روند آستانه، با الکساندر لاورنتیف نماینده ویژه پوتین در امور سوریه و رئیس هیات مذاکره کننده روسیه در اجلاس سوچی دیدار و گفتگو کرد.در این دیدار که الکساندر ورشنین معاون وزیر خارجه روسیه و هیات های دو کشور نیز حضور داشتند، جابری انصاری و لاورنتیف، پیرامون آخرین تحولات سوریه، و مذاکرات جاری درباره شکل گیری کمیته قانون اساسی، بازگشت آوارگان سوری، و کمیته تبادل بازداشتی ها، ربوده شدگان و مفقودان بحران سوریه گفتگو و تبادل نظر کردند.قاسمی بیانیه همایش آزادی مذهبی در آمریکا علیه ایران را محکوم کرد«بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه بیانیه وزرای خارجه شرکت کننده در همایش آزادی مذهبی در آمریکا در قبال ایران را محکوم و آن را دخالت در امور داخلی کشورمان و بر پایه بنیان ها و داده های ناصحیح، مغرضانه و غیر واقعی دانست.سخنگوی وزارت امورخارجه با اشاره به اینکه این چندکشور به خلاف و گزاف خود را نماینده جامعه بین المللی خوانده اند، افزود: آمریکا و دیگر نقض کنندگان و نادیده انگاران طبیعی ترین و بدیهی ترین حقوق اولیه انسانی در جایگاهی نیستند که بخواهند درباره دیگر کشورها و با فرهنگ ها و تنوع های گوناگون قضاوت های جهت دار و یکسویه داشته باشند.مراسم تودیع و معارفه سفرای خارجی مقیم تهران برگزار شدمراسم تودیع و معارفه سفرای خارجی مقیم تهران به همت شبکه انجمن های دوستی ایران با سایر کشورها بعد از ظهر امروز با حضور علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی، بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی و جمعی از سفرای خارجی مقیم ایران برگزار شد.بشار الجعفری با جابری انصاری دیدار کرد در ادامه دیدارهای جابری انصاری دستیار ارشد وزیر امور خارجه در سوچی، وی با هیات سوریه به سرپرستی بشار الجعفری نماینده دائم سوریه در سازمان ملل متحد دیدار و گفتگو کرد.در این دیدار که در چارچوب دیدار های دوجانبه هیات های شرکت کننده در کنفرانس بین المللی صلح سوریه در سوچی برگزار شد، طرفین در خصوص موضوعات مربوط به کمیته های قانون اساسی و تبادل بازداشت شدگان و همچنین دستور کار و بیانیه پایانی دهمین کنفرانس آستانه رایزنی و تبادل نظر شد.فرایند سیاسی حل بحران سوریه؛ محور گفتگوی جابری انصاری و «دیمیستورا»مذاکره کننده ارشد ایران در مذاکرات بین المللی صلح سوریه در چارچوب نشست های دو جانبه دهمین دور روند آستانه در سوچی، با استفان دیمیستورا نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در امور سوریه دیدار و گفتگو کرد.جابری انصاری و دی میستورا در این نشست، در خصوص فرایند سیاسی حل بحران سوریه، کمیته در حال شکل گیری قانون اساسی، و ابعاد انسانی بحران سوریه به ویژه موضوع بازگشت آوارگان گفتگو و رایزنی کردند.«معاون وزارت خارجه ترکیه» با جابری انصاری دیدار کرد«سدات اونال» معاون وزارت خارجه ترکیه و رئیس هیات این کشور در مذاکرات روند آستانه در چارچوب مشورت های دو جانبه با شرکت کنندگان در اجلاس دهم روند آستانه در سوچی، با حسین جابری انصاری، دستیار ارشد وزیر امور خارجه دیدار کرد.دو طرف، ضمن بررسی آخرین تحولات سوریه، در خصوص کمیته قانون اساسی، بازگشت آوارگان و تبادل بازداشت شدگان و ربوده شدگان و بیانیه پایانی دهمین کنفرانس بین المللی صلح سوریه که در سوچی در حال برگزاری است رایزنی و تبادل نظر ک ...

ادامه مطلب  

برجام قرار نبود به ما پینگ پنگ هم یاد دهد/ بی جهت ۲سال وقت صرف نکردیم  

درخواست حذف این مطلب
گفتگو با محمدجواد ظریف از سخت ترین کارهایی است که یک روزنامه نگار می تواند داشته باشد. آنقدر دیپلماتیک و دقیق سخن می گوید که به چالش کشیدنش راحت نیست و حتی پیدا کردن تیتری در میان صحبت هایش هم از دشوارترین هاست. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از خبرآنلاین، وزیر خارجه جمهوری اسلامی علاوه بر دقت بیان، گوش های تیزی هم دارد و چندباری در حین مصاحبه، متوجه نجواهای آرامی از بیرون اتاق گفتگو شد که شنیدنش به این سادگی ها میسر نیست.با وزیر خارجه دولت یازدهم و دوازدهم جمهوری اسلامی درباره موضوعاتی متنوعی گفتگو کردم. از نقایص ساختار داخلی وزارت خارجه و سفرا گرفته تا موضوعات بین المللی و روابط منطقه ای جمهوری اسلامی ایران. جواد ظریف می گوید: «اروپا وعده ادامه برجام حتی بدون آمریکا را داده است.» هرچند در صحبت هایش می توان متوجه شد که اتکایی به این وعده ندارد و سناریوهای متنوعی برای شرایط خروج آمریکا از برجام در سر دارد. وزیر خارجه پراگماتیک جمهوری اسلامی ایران، برخلاف تحلیل هایی که از تمایل سعودی برای کاهش تنش با ایران می گویند، چشم انداز واضح و مشخصی برای این امر متصور نیست و پالس های تازه ریاض در هفته های اخیر را چندان جدی نمی داند. مشروح گفتگوی نسبتا چالشی با محمدجواد ظریف که در اتاق امیرکبیر مرکز پژوهش های وزارت امور خارجه در نیاوران برگزار شد را در ادامه می خوانید.آقای ظریف یکی از موضوعاتی که در گفتگوها با شما کمتر مورد توجه قرار گرفته، ضعف هایی است که وزارت خارجه از درون داشته است. سفارت خانه و سفرای ما نقص های جدی دارند. برخی از این مشکلات را من به صورت مستقیم و در تعامل با سفارت خانه های ما در کشورهای مختلف جهان متوجه شدم و برخی هم از ارتباط با ایرانیان مقیم در آن کشورها و همچنین خروجی کارکرد این دیپلمات ها به سادگی می توان متوجه شد. این نقص البته متوجه دوران حضور شما نمی شود و پیش از آن هم این مشکلات وجود داشته و شاید مشکل اساسا به شیوه جذب نیرو بازگردد. اکثر دیپلمات های ما حتی زبان انگلیسی هم نمی دانند و به نظر می رسد بیشتر بر اساس روابط وارد وزارت خارجه شده اند و بعدها هم بر همین اساس سفارت می گیرند. آیا برنامه ای برای این دارید که تغییر و تحولات جدی در بطن وزارت خارجه، نسبت مسئولیت ها هم در جذب نیرو و هم در انتخاب سفرا داده می شود صورت گیرد؟برای پاسخ به این سوال شما باید با مجموعه های مشابه مقایسه کنید و اگر بخواهید از نظر توانمندی های نیروی کارشناسی وزارت خارجه را با دیگر دستگاه های بخش دولتی و حتی خصوصی داخلی مقایسه کنید، مجموعه وزارت خارجه حتما وضعیت بسیار بهتری دارد. چه از نظر سطح سواد، چه از نظر مدرک تحصیلی، چه از نظر زبان خارجی و حتی از نظر درجه ایثارگری (به غیر از وزارت دفاع) از سایر دستگاه ها بالاتریم. این نشان دهنده این است کادر وزارت خارجه کادر زبده ای است. قبول دارم که حتما ایده آل نیست و حتما می تواند بهتر از این باشد ولی شما باید با واقعیات بسنجید. باید در نظر داشته باشید که حقوق و مزایای وزارت خارجه در داخل کشور از همه دستگاه های دولتی کمتر است. ما جدولی درست کردیم از حقوق مزایای وزارت خارجه در تهران، حقوقشان از کارمندان همترازشان در استان ها هم کمتر است. بعضی ها البته حقوق و مزایای کارمندان وزارت خارجه در خارج را با حقوق کارمندان سایر دستگاه های دولتی در ایران مقایسه می کنند که این اشتباه است. نباید حقوق ها در خارج را با حقوق کارمندان در داخل مقایسه کرد، باید آنها را با کارمندانی که در آن کشور مشغول کار هستند مقایسه کرد. آنجا خواهید دید که حقوق کارمندان وزارت خارجه از حقوق کارمندان کشورهای کمتر توسعه یافته -- و نه حتی در حال توسعه -- هم کمتر است. خب شما با این امکانات در این حد باید توقع داشته باشید. با اینحال به نظر من مجموعه وزارت خارجه مجموعه خوبیست. نکته دوم اینکه اینکه وزارت خارجه دارای یک نظام سلسله مراتبی مانند ارتش است. شما برای اینکه سفیری ببینید که با خصوصیاتی که مورد نظر من است سفیر شود از زمان ورود او از مرحله کارشناسی به وزارت خارجه باید حداقل ۱۸ سال صبر کنید چرا که زودتر از آن نمی تواند به سفارت برسد. در صورتی که نابغه دهر باشد و بخواهد خیلی خوب پیشرفت کند ۱۸ سال دیگر سفیر می شود. لذا اگر ما حتی امروز یک برنامه ریزی کنیم باید در یک بازه زمانی طولانی اثرات آن را ملاحظه کنیم.اما برای اینکه این مشکلات را رفع کنیم هم طرح هایی برای تغییر ساختار وزارت خارجه و هم طرح هایی برای ایجاد انگیزه های لازم داریم و امیدواریم در آینده نیروهای بهتر از نیروهای کنونی داشته باشیم. ضمن اینکه همیشه نیاز است همین نیروهای کنونی را از طریق آموزش، افزایش بهره وری وضعیت شان را بهتر کنیم و امیدواریم این کار بشود.فرمودید ۱۸ سال زمان می برد که یک فرد از آغاز به سفارت برسد ولی مثلا آقای محمدرضا صادق سفیر ما در کرواسی یکباره به سفارت رسیدندایشان از خارج و بیرون از وزارت خارجه آمدند.بخشی از مشکل همین است که نیروهای خارج از وزارت خارجه می آیند و در جایگاه سفارتی قرار می گیرند در حالیکه تخصص و آشنایی لازم با این امور را ندارند.سفارت حق رئیس جمهور است. اساسنامه وزارت خارجه دو حالت برای معرفی سفیر بیان کرده است. یکی کسی که از داخل وزارت خارجه تعیین می شود و دیگر کسی که از بیرون برای این جایگاه معرفی و انتخاب می شود. در همه جای دنیا هم این قاعده برقرار است و تنها مختص ایران نیست و همه جای دنیا افرادی را داریم که از خارج وزارت خارجه برای سفارت معرفی می شوند. در بسیاری از کشورهای دنیا اکثر سفرا از بیرون وزارت خارجه می آیند. البته تعدادی از کشورهایی دنیا هم هستند که سفرا صرفا از داخل پرسنل وزارت خارجه معرفی می شوند و من حتما این روش را بیشتر می پسندم.در ایران چند درصد سفرا از بیرون وزارت خارجه می آیند؟۲۰ درصد از بیرون و ۸۰ درصد از درون وزارت خارجه.اما به نظر می رسد بیشتر از ۲۰ درصد باشد یا حداقل سفرای ما در کشورهای مهم از بیرون می آیند. مثلا تا جایی که من الان به خاطر دارم، بعد از کرواسی، سفیر ما در روسیه و استرالیا هم از بیرون آمده اند.خب اجازه دهید موردی بپردازیم. سفیر ایران در استرالیا وزیر سابق بوده است. الان به ما می گویند چرا سفرای ما توان اقتصادی ندارند، خب سفیر ما در استرالیا وزیر سابق بازرگانی بوده، رئیس کل گمرک بوده است و ما هنوز هم اگر چنین شخصیت هایی آمادگی داشته باشند به سفارت بروند نیازی نیست کسی به ما از بیرون معرفی کند، خود ما از آن استقبال می کنیم. سفیر ما در روسیه، فردی است که دو دور رایزن فرهنگی در آنجا بوده، روس شناس است و با زبان روسی آشنا است.من از ایشان خواهش کردم بدون اینکه کسی سفارشی کرده باشد. ضمن اینکه تا حالا موفق ترین سفیر ما در روسیه بوده است. فردی است که سالی یکی دو بار در جلسات بسیار کوچکی که آقای پوتین با برجسته ترین اندیشمندان روس شناس جلسه می گذارد، سفیر ما را هم دعوت می کند و این یک امتیاز ویژه برای کشور است.در خصوص بحث دانش اندک زبان سفرا چطور؟ خود شما بهتر از من می دانید میزان دانش زبان دیپلمات های ما بسیار کمتر از ۵۰ درصد است. در دوره ای از وزرای خارجه پیش از شما، وزیر خارجه وقت برای افزایش دانش زبان کارمندان وزارت خارجه، دوره زبانی برای کارمندان ترتیب داد و به کارمندان اعلام شد، اگر بتوانند این دوره را با موفقیت سپری کنند، درصدی به حقوقشان اضافه می شود. یعنی حتی شرط ادامه حضور در وزارت خارجه را پاس کردن این دوره ندانستند و نگفتند اگر این دوره را پاس نکنید از وزارت خارجه اخراج می شوید یا حقوقتان کسر می شود، ولی با این وجود، چنان مقاومت عظیمی در مقابل این موضوع از سوی بدنه وزارت خارجه شکل گرفت که وزیر مربوط از ادامه اجرای این طرح انصراف داد. نتیجه اینکه مجموعه وزارت خارجه در مقابل تغییر بسیار مقاوم است. البته آن وزیر سابقه وزارت خارجه ای نداشتند، ولی شما از پایه های وزارت خارجه هستید و شاید بتوانید بهتر تغییرات را در این مجموعه اعمال کنید. آیا برنامه جدی وجود دارد که سطح زبان دیپلمات های ما بیشتر شود؟ما برای اینکه افرادی که از داخل سیستم وزارت خارجه قرار است به عنوان سفیر اعزام شوند، حتما هم آزمون زبان داریم و هم کلاس های مختلفی برای همه همکاران وزارت خارجه داریم. ضمن اینکه در تمام زمینه هایی که احساس می کنیم همکارانمان به آموزش احتیاج دارند این دوره های آموزشی را ترتیب می دهیم از جمله اقتصاد. در حوزه زبان آموزش نمی دهیم به دلیل اینکه احساس می کنیم کسی که به این مرحله رسیده باید از یک حدی از زبان برخوردار باشد و معمول ما این است که کسانی که از این حد از زبان برخوردار نیستند معمولا از فیلترهای ما عبور نمی کنند و حتی به حد شورای معاونین هم نمی رسند که به عنوان سفیر و یا حتی به عنوان کارمند اعزامی به خارج پیشنهاد شوند. یک حداقلی هایی در نمره زبان درنظر می گیریم که آن حداقل ها را باید داشته باشند.اما من سفرای زیادی را می شناسم که در کشورهای مختلف سفیر اند و از مکالمه ساده به زبان انگلیسی عاجز هستند. حالا ممکن است فردی این نمره زبان را بیاورد ولی نتواند به زبان انگلیسی صحبت کند. متاسفانه این واقعیتی است که در کشور ما وجود داشته است. حتی امروز برای بسیاری از سیاسیون ما، اینکه شما مذاکره خود را به زبان فارسی انجام دهید یک مزیت به شمار می رود و هنوز هم بسیاری اصرار دارند مذاکره باید به زبان فارسی انجام شوند و به طور مثال به بنده ایراد می گیرند که چرا به زبان انگلیسی مذاکره می کنم. لذا ما افرادی را داریم که ۳ دوره هم سفیر بوده اند ولی حتی یک دور هم مذاکره به زبان انگلیسی یا زبان خارجی نداشته اند، چرا که به جای اینکه تشویق شوند به زبان بین المللی صحبت کنند، تشویق می شدند به زبان فارسی مذاکره کنند و فقط یک آزمونی می دادند که سطحی از زبان را بلد باشند. خب این مسلما فلسفه بنده در وزارت خارجه نیست و حتما اصرار دارم دیپلمات های ما بتوانند به زبان بین المللی مذاکره کنند و این را هم پیگیری و تاکید کرده ایم.یکی دیگر از ضعف های اساسی که سفارتخانه های ما در خارج از کشور دارند ارتباط ضعیف با رسانه های آن کشور و همچنین ایرانیانی است که در آن کشور علاقه مندند برای ایران کار کنند. من خودم مواردی را دیدم که خبرنگاران خارجی و حتی خبرنگاران ایرانی که در رسانه های خارجی کار می کنند، همچنان به ایران و سربلندی جمهوری اسلامی علاقه مندند و حاضرند در صورتی که ماده خام تحلیلی و گزارش در اختیارشان قرار گیرد به نفع جمهوری اسلامی فعالیت کنند و منویات نظام را در گزارش های خود مدنظر قرار دهند، اما عموما سفارتخانه های ما در این موضوع ضعیف عمل می کنند. حتی از برگزاری جلسات برفینگ ساده برای اهالی رسانه کشور مبدا خود عاجز هستند. خود شما به صورت انفرادی توانسته اید این ارتباط را ایجاد کنید و به خوبی در مبحث دیپلماسی رسانه ای عمل کرده اید، اما شما در این فضا تنها هستید و تیم شما در این میدان باری برنداشته اند.ما تلاش هایی کردیم و حتما دلمان می خواهد در زمینه حضور فعال سفرای ما در صحنه بین الملی و دیپلماسی عمومی فعال تر باشیم. تلاش هم داریم همکارانی که توانمندی بیشتری در این حوزه دارند را برای کمک به سفارتخانه اعزام کنیم. انشالله حتما بیشتر از گذشته در این حوزه فعال خواهیم بود البته هر سفیری روش به خصوص خود را دارد و گرایش های شخصی خود را دارد و نباید معمولا سفرا را با یکدیگر مقایسه کرد.بحث های زیادی هم در خصوص دفتر نمایندگی ایران در نیویورک هم وجود دارد. قرار است آقای خوشرو تغییر کنند؟همه در وزارت خارجه تغییر می کنند. یعنی اصلا قاعده وزارت خارجه بر نماندن است. برخلاف سایر سازمان ها نیازی ندارد شما خوب یا بد کار کرده باشید. شما بعد از دو، سه یا چهار سال بعد از هر مامورتی باید تغییر کنید و طبیعتا وقتی ماموریت های خارج تغییر می کند ماموریت های داخل هم تغییر می کند. چرخش قاعده وزارت خارجه است. در گذشته حتی برای یک کارمند از وقتی که وارد وزارت خارجه می شد باید چند اداره عوض می کرد تا به جایی که بیشتر در آن ثابت بمانند برسند.ضمن اینکه مدیریت ها در وزارت خارجه هیچ وقت پابرجا نیست به دلیل اینکه بین مرکز و نمایندگی ها این گردش صورت گیرد. خیلی از کشورها هستند که یک نفر ممکن است ۲۰ یا ۳۰ سال در یک محل ماموریت داشته باشد و ممکن است سمت های مختلفی داشته باشد و مثلا از کارشناس و رایزن شروع کند تا به سفیر برسد. یا ممکن است در یک کشور سفیر باشد به کشور دیگری برود. قانون ما را موظف می کند سفرا و سایر کارشناسان ما حداقل نصف ماموریت شان را در ایران باشند. یعنی اگر ۴ سال در خارج هستند ۲ سال باید در ایران باشند که بتوان آنها را برای ماموریت بعدی بررسی کرد. بر این اساس اگر شما از من بپرسید چه کسی تغییر می کند، من به شما می گویم همه تغییر می کنند.مشخص شده که چه کسی جانشین آقای خوشرو می شود؟هنوز مشخص نشده و هنوز زمان تغییر ایشان هم مشخص نشده. من یک اصل کلی گفتم که هیچکس ثابت نیست که خیال شما را راحت کنم.شما در صحبت هایتان در مجلس به توجه جدی وزارت خارجه در دوره جدید به مباحث اقتصادی اشاره کردید. قرار است دقیقا چه اتفاقی بیفتد و این توجه ویژه تر شامل چه اقداماتی است؟ چون یکی از مشکلات جدی ما بعد از برجام موانعی است که بر سر موضوعات اقتصادی وجود دارد. موضوعاتی که وزارت خارجه به دلیل ارتباطاتی که دارد و البته آشنایی که به جزئیات برجام دارد می تواند با یک مذاکره ساده آن را حل کند، چرا که مثلا یک تولید کننده یا وارد کننده، دقیق نمی داند که شما در برجام چه محدودیت هایی را برداشته اید و طرف مقابل هم شاید همچنان به دلیل نگرانی که از تحریم های پیشین دارد ترجیح دهد با ایران همکاری نکند.ببنید مثالی که من برای بسیاری از دوستان در این خصوص زدم مثال فردی است که دست و پایش شکسته و به دکتر می رود و می گوید اگر دست و پایم خوب شد می توانم پینگ پنگ بازی کنم؟ دکتر هم می گوید بله. بعد مریض می گوید ولی من الان هم پینگ پنگ بلد نیستم. به یاد داشته باشیم برجام موانع را رفع کرده و آن گچ را از دست و پای ما باز کرد ولی اینطور نبوده که به طرف پینگ پنگ هم یاد دهد، آن را دیگر خودش باید یاد بگیرد. برجام قرار نبوده به ما بازی اقتصادی در جامعه بین المللی را آموزش دهد، ما مانع را برداشتیم.اما ما دو مشکل در حوزه دیپلماسی اقتصادی در وزارت خارجه داشتیم. یک مشکل ساختاری داخل وزارت خارجه و دیگری مشکل هماهنگی بیرون وزارت خارجه. در خصوص مشکلات ساختاری درون وزارت خارجه در طول ۳۰ سال گذشته حداقل دو بار تلاش شده معاونت اقتصادی ایجاد شود، بعد از اینکه نظام وزارت خارجه یک نظام منطقه ای محور شده بود؛ اما این دو باهم تعارض داشت. معاونت های منطقه ای می خواستند همه موضوعات منطقه ای را اداره کنند و بخش اقتصادی می گفت در این منطقه بحث های اقتصادی اش با من است. این به تعارض و دعوا تبدیل شد و به نتیجه نرسید. ما ساختار را زیر و رو کردیم.دو کار کردیم یکی اینکه معاونت اقتصادی ایجاد کردیم و دوم اینکه نه تنها معاونت های منطقه ای را جمع کردیم و یک معاونت سیاسی ایجاد کردیم، بلکه ادارات کل منطقه ای را از زیر نظر معاونت سیاسی بیرون آوردیم که این جهت گیری سیاسی را حذف کنیم و آن را زیر نظر وزیر آوردیم که همه بتوانند هم با معاونت اقتصادی، هم با معاونت سیاسی و معاونت های دیگر مانند معاونت پارلمانی کار کنند. مشکل دوم که مشکل اصولی ماست ناهماهنگی داخلی است. یعنی اینکه دستگاه های ما بعضی اوقات در روابط خارجی حتی یکدیگر را خنثی می کنند که این را هم سعی کردیم از طریق قانونی حل کنیم. چون در برنامه چهارم ضرورت هماهنگی با وزارت خارجه بود ولی در برنامه پنجم حذف شده بود و دوباره در برنامه ششم وارد شده است. دوم اینکه از طریق فرهنگ ایجاد همکاری است و از همه مهمتر از این طریق است که وزارت خارجه می تواند ی ...

ادامه مطلب  

همه چیز درباره ساختار جدید وزارت خارجه از زبان سخنگو  

درخواست حذف این مطلب
، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران عصر چهارشنبه 27 بهمن ماه در مراسمی معاونان جدید خود را براساس ساختار جدید وزارت امور خارجه معرفی کرد. (جزییات بیشتر ) بر این اساس مرتضی سرمدی به عنوان قائم مقام، سید عباس عراقچی معاون سیاسی، غلامرضا انصاری معاون دیپلماسی اقتصادی ( پس از اتمام دوره سفارت خود در دهلی نو طی هفته های آینده )، غلامحسین دهقانی معاون امور حقوقی و بین المللی، حسین پناهی آذر معاون ایرانیان و امور مجلس، بهرام قاسمی سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای، سید محمدکاظم سجاد پور رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی، محمدتقی صابری به عنوان معاون اداری و مالی، حسین جابری انصاری دستیار ارشد وزیر در امور ویژه سیاسی و حسن قشقاوی به عنوان مشاور وزیر منصوب شدند و قرار است از روز یکشنبه اول بهمن ماه در مسئولیت های جدید به فعالیت مشغول شوند.به گزارش فارس، براساس ساختار جدید معاونت های منطقه ای شامل معاونت اروپا و آمریکا، معاونت عربی و آفریقا و معاونت آسیا و اقیانوسیه حذف و در یک معاونت سیاسی تجمیع شدند.مجید تخت روانچی که پیش از این عهده دار معاونت اروپا و آمریکا بود چندی پیش به عنوان معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور منصوب شد و جابری انصاری هم که معاون عربی و آفریقای وزارت خارجه بود در ساختار جدید به عنوان دستیار ارشد وزیر در امور ویژه سیاسی به فعالیت خواهد پرداخت و ابراهیم رحیم پور که معاون آسیا و اقیانوسیه بود نیز بازنشسته شد.در همین راستا بهرام قاسمی سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه کشورمان در گفت وگویی تفصیلی با خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس به تشریح ساختار جدید وزارت امور خارجه و شرح وظایف معاونت های وزارت خارجه و سایر بخش های این وزارتخانه که قرار است از روز یکشنبه اول بهمن 1396 کار اجرایی خود را آغاز کنند، پرداخت.قاسمی در این گفت وگو بیان کرد که وزارت خارجه یکشنبه اول بهمن ماه 1396 با ساختار جدید و احتمالا در برخی حوزه ها با نفرات جدید به کارش ادامه می دهد.وی ساختار جدید در وزارت خارجه را موضوع جدیدی نیست و با بیان اینکه از سه سال پیش این بحث مطرح بوده، آن را طرحی بومی و ایرانی خواند که توسط ظریف وزیر خارجه مطرح و دنبال شده و هدف ساختار جدید را کارشناس محوری و کارشناس سالاری بیان کرد.سخنگوی دستگاه دیپلماسی بیان کرد که در ساختار جدید سلسله مراتب شامل وزیر، معاون وزیر، مدیرکل، رئیس اداره و کارشناس است و افزود: در ساختار جدید تعداد پرسنل کمتر نشده بلکه جابه جا شده و یا تغییر نام پیدا کرده اند.قاسمی در بخشی از این گفت وگو عنوان کرد که فعلا هشت اداره کل دوجانبه خواهیم داشت و این ادارات به صورت انحصاری در اختیار معاونت سیاسی نخواهند بود و علاوه بر آن میزهای قبلی به ادارات و به صورت تخصصی تر براساس تقسیم بندی جغرافیایی تقسیم شده اند.وی به تشریح وظایف معاونت دیپلماسی اقتصادی هم پرداخت و عنوان کرد که معاونت سیاسی و معاونت دیپلماسی اقتصادی هر کدام دارای سه اداره کل و دفتر خواهند بود و اداره کل پیگیری اجرای برجام نیز که پیش از این در معاونت امور حقوقی و بین المللی بوده به معاونت سیاسی منتقل شده است.قاسمی در این گفت وگو در عین حال یادآور شد که معاونت دیپلماسی اقتصادی قرار نیست وظایف سایر ارگان های داخلی را انجام دهد یا موازی کاری داشته باشد.این دیپلمات ارشد کشورمان با اشاره به تغییر نام معاونت کنسولی و مجلس به معاونت ایرانیان و امور مجلس خاطرنشان کرد که مسائل کنسولی در این حوزه قرار می گیرد و حذف نشده است ولی در این نامگذاری جدید خواستند به نوعی بحث ایرانیان و موضوع ایرانیان را به صورت برجسته تری مطرح کرده و به آن اهمیت ویژه تری را بدهند.اینکه در حوزه سخنگویی و مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای 12 اداره کل به فعالیت مشغول خواهند بود و یک معاونت برای حوزه سخنگویی ایجاد شده از موارد دیگری بود که سخنگوی وزارت خارجه در این گفت وگو بدان اشاره کرد. وی ضمن تشریح فعالیت های دستیار ارشد وزیر در امور ویژه سیاسی عنوان کرد که حسین جابری انصاری عالی ترین مذاکره کننده ما در آستانه باقی خواهد ماند.سخنگوی دستگاه دیپلماسی همچنین خبر داد که قرار است در چارت جدید بانوان نقش عمده و اساسی تری را داشته باشند یا به عنوان مدیران کل و یا سفرای زن.مشروح این گفت وگوی یک ساعته را در زیر می خوانید.*وزارت خارجه یکشنبه با ساختار جدید و احتمالا در برخی حوزه ها با نفرات جدید به کارش ادامه می دهدوی درباره هدف از این تغییر ساختار و اینکه در چه راستایی بوده و اینکه مگر ساختار قبل مشکل و ایرادی داشته و پاسخگوی نیازها نبوده که این تغییر ساختار ایجاد شد؟ بیان کرد: این تغییر ساختار در نوع خودش برای اولین بار بعد از انقلاب به این شکل و به صورت پکیج کامل اجرا می شود.قاسمی ادامه داد: در دوران بعد از انقلاب در دهه های 70 و 90 دو بار تغییراتی را در وزارت خارجه داشتیم، ولی تغییرات به صورت بخشی بود؛ اما تغییرات کنونی کامل است و به صورت پکیج طراحی و در سازمان امور اداری و استخدامی بررسی شده و به تصویب رسیده است.این دیپلمات عالیرتبه کشورمان یادآور شد: این ساختار قطعا بعد از انقلاب و در نوع خود به لحاظ کمیت و کیفیت و به لحاظ میزان تغییر، بیشترین تغییر را دارد و حتی در دوران پیش از انقلاب، تغییرات به این وسعت و یک جا صورت نگرفته بود و اگر تغییراتی در ساختار اداری وزارت خارجه بوده به صورت آرام و رفته رفته صورت پذیرفته بوده است.وی بیان کرد:با توجه به شرایط جدید کشور بعد از دوران تحریم ها و بحث برجام، اقتصاد مقاومتی و معیشتی و تحولات وسیع جهانی و بین المللی و تغییرات سریع جهان در دوران گذار و همچنین تحولات بیشمار در حوزه غرب آسیا، خاورمیانه و کشورهای پیرامونی ایران طی سال های گذشته، ضرورت حرکت به سمت داشتن یک دستگاه دیپلماسی چابک و چابک تر از گذشته را نمایان می کرد.*این طرح جدید نیست و از سه سال پیش مطرح بودهسخنگوی وزارت خارجه با یادآوری این نکته که این طرح جدید نیست و از سه سال پیش در وزارت خارجه و توسط آقای ظریف وزیر خارجه مطرح بوده است، عنوان کرد: این طرح در یکی 2 سال گذشته به صورت جدی تر مطرح شد و در یک سال اخیر به شور گذاشته و در کارگروه های مختلف بحث و بررسی شد و با توجه به موافقت ها و مخالفت ها و دیدگاه هایی که درباره آن در برخی بخش ها وجود داشت، بحث و بررسی ها انجام و نهایتا به طرح کاملی رسید و به امور اداری و استخدامی رفت و در 2 مرحله مجوزهای لازم صادر شد و از یک ماه پیش دستور اجرایی شدن آن توسط وزیر خارجه ابلاغ و پایان دی ماه زمان اجرایی شدن این طرح اعلام شد و قرار است ساختار جدید از ابتدای بهمن ماه کار خود را در عرصه عمل به اجرا بگذارد.قاسمی ادامه داد: وزارت امور خارجه از روز یکشنبه با ساختار جدید و احتمالا در برخی حوزه ها با نفرات جدید کار خود را ادامه خواهد داد.*وزارت امور خارجه در گذشته در مقاطعی دارای معاونت اقتصادی بودسخنگوی وزارت خارجه درباره حذف معاونت های منطقه ای و تجمیع آنها در معاونت سیاسی و همچنین تشکیل معاونت دیپلماسی اقتصادی و اینکه تکلیف بحث های منطقه ای چه خواهد شد؟ نیز بیان کرد: شاید در مرحله نخست شرح این ماجرا و این وضعیت جدید یک مقدار با ابهام و پیچیده به نظر بیاید، ولی وزارت امور خارجه در گذشته در مقاطعی دارای معاونت اقتصادی بود، ولی به نظر می رسید در همان مقاطع تداخلی که بین معاونت سیاسی و معاونت اقتصادی وجود داشت، یعنی بخش های دوجانبه و معاونت اقتصادی نهایتا دشواری هایی را در یک کار همگون و هماهنگ به وجود می آورد و موجب نارضایتی بود.وی ادامه داد: در ابتدا و در بعد از انقلاب و در چارت اولیه که از قبل انقلاب باقی مانده بود و سال ها هم ادامه پیدا کرد ما معاونت اقتصادی و بین المللی را در وزارت خارجه داشتیم که دارای تنها یک اداره کل اقتصادی و یک اداره کل امور بین المللی بود و یک معاونت سیاسی داشتیم که در سه اداره کل با قدرت و توان کار خود را انجام می دادند.قاسمی اضافه کرد: ولی به دلایل مختلف و مشخص همواره یک نارسایی و ناهماهنگی بین بخش ها دیده می شد و بعدا با استمرار جنگ و تحمیل شرایط در دوران وزارت آقای ولایتی، معاونت های منطقه ای ایجاد و معاونت های موضوعی از بین رفت و این داستان تاکنون ادامه یافت.این دیپلمات عالیرتبه کشورمان خاطرنشان کرد: البته در دولت های گذشته و وزرای خارجه قبل شاهد تغییراتی بودیم و به طور مثال بعد از سال 1384 حتی معاونت اروپا و آمریکا به 2 معاونت اروپا و معاونت آمریکا تبدیل شد و یا حتی خاورمیانه و آفریقا به 2 معاونت شامل معاونت آفریقا و معاونت خاورمیانه و مشترک المنافع تغییر کرد. ولی نهایتا همیشه در وزارت امور خارجه نسبت به اینکه می تواند معاونت ها موضوعی یا منطقه ای باشد، مخالفان و موافقانی وجود داشت.وی افزود: نهایتا بعد از مدت ها که معاونت های منطقه ای در اشکال مختلف وظایف خود را دنبال می کردند، در طرح جدید با توجه به وضعیت بعد از برجام و لزوم مجددا بازگشت به یک هسته تخصصی اقتصادی، این تفکر ایجاد شد که حتما باید بخش اقتصادی را در وزارت خارجه نسبت به گذشته فعال تر کنیم ولذا بحث معاونت دیپلماسی اقتصادی مطرح شد و بعد هم با توجه به اینکه می توانست با ادارات و معاونت های منطقه ای تداخلی ایجاد شود، تصمیم گرفته شد شکل دیگری از ادارات کل منطقه ای را تعریف و طراحی به گونه ای باشد که که این ادارات کل دوجانبه صرفا در اختیار یک معاونت نباشند و حالتی از سیالیت را در تماس با 2 معاونت سیاسی و اقتصادی داشته باشند، در چارچوب جدید یک معاونت دیپلماسی اقتصادی و یک معاونت سیاسی طراحی شد.*فعلا هشت اداره کل دوجانبه خواهیم داشت/این ادارات به صورت انحصاری در اختیار معاونت سیاسی نخواهند بود‎به گزارش فارس، این دیپلمات ارشد کشورمان یادآور شد: معاونت سیاسی الزاما مثل گذشته و دهه 1360 به تنهایی ادارات کل دوجانبه را در اختیار ندارد. فعلا هشت اداره کل دوجانبه خواهیم داشت که مسئولیت کار با کشورهای مختلف را در حوزه دوجانبه خواهند داشت و این ادارات کل برعکس گذشته به صورت انحصاری در اختیار معاونت سیاسی نخواهند بود و معاونت سیاسی یکی از معاونت هایی است که می تواند بر ادارات کل دوجانبه اشراف داشته باشد و به همان میزان که ادارات کل دوجانبه می توانند تحت نظر و در اختیار معاونت سیاسی باشند به همان میزان در اختیار معاونت اقتصادی هم خواهند بود و همزمان در این 2 حوزه از 2 معاونت تبعیت می کنند.سخنگوی وزارت خارجه با بیان اینکه ادارات کل دوجانبه تنها در اختیار این 2 معاونت هستند و در اختیار سایر معاونت ها به عنوان هسته اولیه همه کارهای دوجانبه خواهند بود، اظهار داشت: این ادارات کل موظفند سرویس های لازم را به سایر معاونت ها و بخش های وزارت خارجه ارائه دهند. نکته دیگر اینکه ادارات دوجانبه در چارت جدید مستقیم به شخص وزیر اتصال پیدا می کنند و زیر نظر مستقیم وزیر خواهند بود. اگرچه همزمان به 2 معاونت اصلی سیاسی و دیپلماسی اقتصادی در کار دوجانبه و سایر بخش های وزارت خارجه و دیگر معاونت ها سرویس خواهند داد.‎قاسمی بیان کرد: ادارات کل دوجانبه را باید ادارات دوجانبه ای بدانیم که به عنوان ابزار اصلی در مجموعه وزارت خارجه در ابتدا در اختیار شخص وزیر و بعد 2 معاونت سیاسی و اقتصادی و سایر بخش های وزارت خارجه خواهند بود و نهایتا به عنوان یک موتور محرک پاسخگوی نیازهای سایر بخش ها هستند و در یک کار هماهنگ و با داشتن پاراف بخش های مختلف چه از وزیر و چه از بخش معاونت سیاسی و اقتصادی می توانند برخی از امور خود را به پیش ببرند.‎وی افزود: این مکانیسم به گونه ای طراحی شده که در برخی از مراحل و دوران ها نتوانیم یا اجازه ندهیم که با یک ناهماهنگی و ناهمگونی رخ دهد که در گذشته شاهد آن بودیم و این مکانیسم دقیقا مورد توجه و کاملا دیده و سعی شده از تجارب در ساختارهای قبلی استفاده و از هرگونه ناهماهنگی و تک روی در بخش های مختلف پیشگیری شود.* ادارات کل دوجانبه به چه نحو عمل می کنند؟/میزهای قبلی به ادارات و به صورت تخصصی تر تقسیم شده‎سخنگوی وزارت خارجه درباره این ادارات کل دوجانبه گفت: هر کدام دارای اداراتی خواهند بود که این ادارات خود هر کدام شامل چند کشور خواهد بود که ممکن است به برخی کشورهای مهم یک اداره بپردازد و یا اینکه 2 یا سه کشور در یک اداره گنجانده شده باشند.وی گفت که میزهای قبلی به ادارات و به صورت تخصصی تر تقسیم شده است و عنوان کرد که این ادارات براساس تقسیم بندی جغرافیایی است و هر اداره کل براساس یک منطقه خاص تعریف شده و کشورهای مشخصی در ادارات خاص که عمدتا منطقه ای هستند را پوشش می دهند.*هدف ساختار جدید کارشناس محوری و کارشناس سالاری است‎قاسمی درباره زیرمجموعه های معاونت ها نیز خاطرنشان کرد: یکی از اهدافی که ساختار جدید دنبال کرد که علاوه بر چابک سازی که به آن اشاره کردم بحث کاستن از لایحه های مدیریتی بود؛ در گذشته ما معاون وزیر داشتیم و مدیرکل و در برخی ادارات کل معاون مدیرکل و بعد رئیس اداره و هر رئیس اداره هم خود یک یا 2 معاون داشتند و بعد کارشناس را داشتیم. هدف این ساختار جدید کارشناس محوری و کارشناس سالاری است. به این معنا که لایه های مدیریتی حتی الامکان کاسته شده و امروز بیش از چهار لایه در بخش های دوجانبه نداریم.*سلسله مراتب ساختار؛ وزیر، معاون وزیر، مدیرکل، رئیس اداره و کارشناس وی افزود: بر این اساس به ترتیب وزیر، معاون وزیر، مدیرکل، رئیس اداره و کارشناس قرار دارند. در ساختار جدید معاون ادارات کاملا حذف شدند و در هیچ اداره ای روسای ادارات ما معاونی را نخواهند داشت و مستقیما رئیس اداره با کارشناس سر و کار دارد و باید با کارشناس به صورت مستقیم کار کند، همچنین رئیس اداره با مدیرکل و مدیرکل هم با 2 معاونت سیاسی و اقتصادی و وزیر و سایر معاونت ها کار خواهد کرد ولذا ادارات کل دوجانبه همانگونه که اشاره کردم به صورت سیال شاید در اختیار بخش های مختلف، در مرحله اول در اختیار شخص وزیر خواهند بود و به تعبیری جایگاه برتری نسبت به گذشته پیدا کردند و مستقیما می توانند در خدمت وزیر و در اختیار وزیر و همکار وزیر تلقی شوند و بعد 2 معاونت اقتصادی و سیاسی و سایر معاونت ها.* معاونت سیاسی و معاونت دیپلماسی اقتصادی هر کدام دارای سه اداره کل و دفتر‎قاسمی یادآور شد: البته این بدان معنا نیست که ادارات دوجانبه حتما و قطعا زیر نظر کامل معاونت سیاسی قرار دارند یا حتی معاونت اقتصادی؛ بلکه در ساختار جدید معاونت سیاسی و معاون سیاسی خارج از بحث ادارات کل دوجانبه، نهایتا سه اداره کل و دفتر را در اختیار دارد که کارهای تخصصی که شاید در حوزه مسائل دوجانبه کمتر بگنجد را دنبال می کنند. بطور مثال در معاونت سیاسی جایی به عنوان اداره کل اجرای برجام وجود دارد یا در معاونت اقتصادی سه اداره کل و دفتر به صورت تخصصی پیش بینی شده است. یعنی مسائل عمده و کلان و کلی که باز به یک کشور خاص مربوط نمی شود و به صورت عام در سیاست های کلان کشور باید دنبال شود و پاسخگوی سیاست های کلان اقتصادی کشور باشد، را دنبال می کنند.وی بیان کرد: مثلا در بحث سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاری الزاما نمی توانید بگویید این موضوع در انحصار یک یا چند کشور خاص است. لذا در بخش دوجانبه این موضوع دیده نمی شود، اگرچه به نوعی باز در بخش دوجانبه به عنوان بسترساز و فعالیتی که می توانند در حوزه روابط دوجانبه داشته باشند، می توانند در موضوع جذب سرمایه گذاری هم نقش داشته باشند و حتما خواهند داشت.*تغییر نام معاونت کنسولی و مجلس به معاونت ایرانیان و امور مجلس/مسائل کنسولی در این حوزه قرار می گیردوی یادآور شد: ولی بحث سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاری به صورت یک واحد مشخص و کلان در معاونت اقتصادی دیده شده است. موضوعات دیگر کلان باز در معاونت اقتصادی و همچنین معاونت سیاسی هم داریم. در برخی معاونت ها تغییراتی داشتیم و تغییر نام داریم به طور مثال در گذشته معاونت کنسولی و امور مجلس و ایرانیان را داشتیم که امروز به معاونت ایرانیان و امور مجلس تغییر نام داده است.قاسمی خاطرنشان کرد: البته برداشتن نام کنسولی در دید طراحان و کارگروه هایی که بر این موضوع پای می فشردند، به معنای نادیده انگاشتن موضوع کنسولی نیست، بلکه در این نامگذاری جدید خواستند به نوعی بحث ایرانیان و موضوع ایرانیان را به صورت برجسته تری مطرح کرده و به آن اهمیت ویژه تری را بدهند وگرنه مسائل کنسولی باز در این حوزه قرار می گیرد.* معاونت هایی که کمترین تغییرات را داشته اندسخنگوی وزارت خارجه همچنین بیان کرد که معاونت ایرانیان و امور مجلس و معاونت اداری و مالی در ساختار جدید دارای کمترین تغییر بوده اند.*مرکز آموزش و پژوهش های با عنوان قبلی یعنی مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی به کار ادامه می دهد به گزارش فارس، سخنگوی دستگاه دیپلماسی در ادامه خاطرنشان کرد: به عنوان مثال مرکز آموزش و پژوهش های وزارت خارجه نیز با عنوان قبلی یعنی مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی مجددا کار خود را انجام می دهد و بخش هایی از این مرکز کاسته شده و بخش های دیگری اضافه شد تا بتواند بازگشت دقیقتر و طبیعی را به اصل ه ...

ادامه مطلب  

همه چیز درباره ساختار جدید وزارت خارجه از زبان سخنگو  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران عصر چهارشنبه ۲۷ بهمن ماه در مراسمی معاونان جدید خود را براساس ساختار جدید وزارت امور خارجه معرفی کرد. بر این اساس مرتضی سرمدی به عنوان قائم مقام، سید عباس عراقچی معاون سیاسی، غلامرضا انصاری معاون دیپلماسی اقتصادی ( پس از اتمام دوره سفارت خود در دهلی نو طی هفته های آینده )، غلامحسین دهقانی معاون امور حقوقی و بین المللی، حسین پناهی آذر معاون ایرانیان و امور مجلس، بهرام قاسمی سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای، سید محمدکاظم سجادپور رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی، محمدتقی صابری به عنوان معاون اداری و مالی، حسین جابری انصاری دستیار ارشد وزیر در امور ویژه سیاسی و حسن قشقاوی به عنوان مشاور وزیر منصوب شدند و قرار است از روز یکشنبه اول بهمن ماه در مسئولیت های جدید به فعالیت مشغول شوند.براساس ساختار جدید معاونت های منطقه ای شامل معاونت اروپا و آمریکا، معاونت عربی و آفریقا و معاونت آسیا و اقیانوسیه حذف و در یک معاونت سیاسی تجمیع شدند.مجید تخت روانچی که پیش از این عهده دار معاونت اروپا و آمریکا بود چندی پیش به عنوان معاون سیاسی دفتر رئیس جمهور منصوب شد و جابری انصاری هم که معاون عربی و آفریقای وزارت خارجه بود در ساختار جدید به عنوان دستیار ارشد وزیر در امور ویژه سیاسی به فعالیت خواهد پرداخت و ابراهیم رحیم پور که معاون آسیا و اقیانوسیه بود نیز بازنشسته شد.در همین راستا بهرام قاسمی سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه کشورمان به تشریح ساختار جدید وزارت امور خارجه و شرح وظایف معاونت های وزارت خارجه و سایر بخش های این وزارتخانه که قرار است از روز یکشنبه اول بهمن ۱۳۹۶ کار اجرایی خود را آغاز کنند، پرداخت.قاسمی در این گفت وگو بیان کرد که وزارت خارجه یکشنبه اول بهمن ماه ۱۳۹۶ با ساختار جدید و احتمالا در برخی حوزه ها با نفرات جدید به کارش ادامه می دهد.وی ساختار جدید در وزارت خارجه را موضوع جدیدی نیست و با بیان اینکه از سه سال پیش این بحث مطرح بوده، آن را طرحی بومی و ایرانی خواند که توسط ظریف وزیر خارجه مطرح و دنبال شده و هدف ساختار جدید را کارشناس محوری و کارشناس سالاری بیان کرد.سخنگوی دستگاه دیپلماسی بیان کرد که در ساختار جدید سلسله مراتب شامل وزیر، معاون وزیر، مدیرکل، رئیس اداره و کارشناس است و افزود: در ساختار جدید تعداد پرسنل کمتر نشده بلکه جابه جا شده و یا تغییر نام پیدا کرده اند.قاسمی در بخشی از این گفت وگو عنوان کرد که فعلا هشت اداره کل دوجانبه خواهیم داشت و این ادارات به صورت انحصاری در اختیار معاونت سیاسی نخواهند بود و علاوه بر آن میزهای قبلی به ادارات و به صورت تخصصی تر براساس تقسیم بندی جغرافیایی تقسیم شده اند.وی به تشریح وظایف معاونت دیپلماسی اقتصادی هم پرداخت و عنوان کرد که معاونت سیاسی و معاونت دیپلماسی اقتصادی هر کدام دارای سه اداره کل و دفتر خواهند بود و اداره کل پیگیری اجرای برجام نیز که پیش از این در معاونت امور حقوقی و بین المللی بوده به معاونت سیاسی منتقل شده است.قاسمی در این گفت وگو در عین حال یادآور شد که معاونت دیپلماسی اقتصادی قرار نیست وظایف سایر ارگان های داخلی را انجام دهد یا موازی کاری داشته باشد.این دیپلمات ارشد کشورمان با اشاره به تغییر نام معاونت کنسولی و مجلس به معاونت ایرانیان و امور مجلس خاطرنشان کرد که مسائل کنسولی در این حوزه قرار می گیرد و حذف نشده است ولی در این نامگذاری جدید خواستند به نوعی بحث ایرانیان و موضوع ایرانیان را به صورت برجسته تری مطرح کرده و به آن اهمیت ویژه تری را بدهند.اینکه در حوزه سخنگویی و مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای ۱۲ اداره کل به فعالیت مشغول خواهند بود و یک معاونت برای حوزه سخنگویی ایجاد شده از موارد دیگری بود که سخنگوی وزارت خارجه در این گفت وگو بدان اشاره کرد. وی ضمن تشریح فعالیت های دستیار ارشد وزیر در امور ویژه سیاسی عنوان کرد که حسین جابری انصاری عالی ترین مذاکره کننده ما در آستانه باقی خواهد ماند.سخنگوی دستگاه دیپلماسی همچنین خبر داد که قرار است در چارت جدید بانوان نقش عمده و اساسی تری را داشته باشند یا به عنوان مدیران کل و یا سفرای زن.مشروح این گفت وگوی یک ساعته را در زیر می خوانید.*وزارت خارجه یکشنبه با ساختار جدید و احتمالا در برخی حوزه ها با نفرات جدید به کارش ادامه می دهدوی درباره هدف از این تغییر ساختار و اینکه در چه راستایی بوده و اینکه مگر ساختار قبل مشکل و ایرادی داشته و پاسخگوی نیازها نبوده که این تغییر ساختار ایجاد شد؟ بیان کرد: این تغییر ساختار در نوع خودش برای اولین بار بعد از انقلاب به این شکل و به صورت پکیج کامل اجرا می شود.قاسمی ادامه داد: در دوران بعد از انقلاب در دهه های ۷۰ و ۹۰ دو بار تغییراتی را در وزارت خارجه داشتیم، ولی تغییرات به صورت بخشی بود؛ اما تغییرات کنونی کامل است و به صورت پکیج طراحی و در سازمان امور اداری و استخدامی بررسی شده و به تصویب رسیده است.این دیپلمات عالیرتبه کشورمان یادآور شد: این ساختار قطعا بعد از انقلاب و در نوع خود به لحاظ کمیت و کیفیت و به لحاظ میزان تغییر، بیشترین تغییر را دارد و حتی در دوران پیش از انقلاب، تغییرات به این وسعت و یک جا صورت نگرفته بود و اگر تغییراتی در ساختار اداری وزارت خارجه بوده به صورت آرام و رفته رفته صورت پذیرفته بوده است.وی بیان کرد:با توجه به شرایط جدید کشور بعد از دوران تحریم ها و بحث برجام، اقتصاد مقاومتی و معیشتی و تحولات وسیع جهانی و بین المللی و تغییرات سریع جهان در دوران گذار و همچنین تحولات بیشمار در حوزه غرب آسیا، خاورمیانه و کشورهای پیرامونی ایران طی سال های گذشته، ضرورت حرکت به سمت داشتن یک دستگاه دیپلماسی چابک و چابک تر از گذشته را نمایان می کرد.*این طرح جدید نیست و از سه سال پیش مطرح بودهسخنگوی وزارت خارجه با یادآوری این نکته که این طرح جدید نیست و از سه سال پیش در وزارت خارجه و توسط آقای ظریف وزیر خارجه مطرح بوده است، عنوان کرد: این طرح در یکی ۲ سال گذشته به صورت جدی تر مطرح شد و در یک سال اخیر به شور گذاشته و در کارگروه های مختلف بحث و بررسی شد و با توجه به موافقت ها و مخالفت ها و دیدگاه هایی که درباره آن در برخی بخش ها وجود داشت، بحث و بررسی ها انجام و نهایتا به طرح کاملی رسید و به امور اداری و استخدامی رفت و در ۲ مرحله مجوزهای لازم صادر شد و از یک ماه پیش دستور اجرایی شدن آن توسط وزیر خارجه ابلاغ و پایان دی ماه زمان اجرایی شدن این طرح اعلام شد و قرار است ساختار جدید از ابتدای بهمن ماه کار خود را در عرصه عمل به اجرا بگذارد.قاسمی ادامه داد: وزارت امور خارجه از روز یکشنبه با ساختار جدید و احتمالا در برخی حوزه ها با نفرات جدید کار خود را ادامه خواهد داد.*وزارت امور خارجه در گذشته در مقاطعی دارای معاونت اقتصادی بودسخنگوی وزارت خارجه درباره حذف معاونت های منطقه ای و تجمیع آنها در معاونت سیاسی و همچنین تشکیل معاونت دیپلماسی اقتصادی و اینکه تکلیف بحث های منطقه ای چه خواهد شد؟ نیز بیان کرد: شاید در مرحله نخست شرح این ماجرا و این وضعیت جدید یک مقدار با ابهام و پیچیده به نظر بیاید، ولی وزارت امور خارجه در گذشته در مقاطعی دارای معاونت اقتصادی بود، ولی به نظر می رسید در همان مقاطع تداخلی که بین معاونت سیاسی و معاونت اقتصادی وجود داشت، یعنی بخش های دوجانبه و معاونت اقتصادی نهایتا دشواری هایی را در یک کار همگون و هماهنگ به وجود می آورد و موجب نارضایتی بود.وی ادامه داد: در ابتدا و در بعد از انقلاب و در چارت اولیه که از قبل انقلاب باقی مانده بود و سال ها هم ادامه پیدا کرد ما معاونت اقتصادی و بین المللی را در وزارت خارجه داشتیم که دارای تنها یک اداره کل اقتصادی و یک اداره کل امور بین المللی بود و یک معاونت سیاسی داشتیم که در سه اداره کل با قدرت و توان کار خود را انجام می دادند.قاسمی اضافه کرد: ولی به دلایل مختلف و مشخص همواره یک نارسایی و ناهماهنگی بین بخش ها دیده می شد و بعدا با استمرار جنگ و تحمیل شرایط در دوران وزارت آقای ولایتی، معاونت های منطقه ای ایجاد و معاونت های موضوعی از بین رفت و این داستان تاکنون ادامه یافت.این دیپلمات عالیرتبه کشورمان خاطرنشان کرد: البته در دولت های گذشته و وزرای خارجه قبل شاهد تغییراتی بودیم و به طور مثال بعد از سال ۱۳۸۴ حتی معاونت اروپا و آمریکا به ۲ معاونت اروپا و معاونت آمریکا تبدیل شد و یا حتی خاورمیانه و آفریقا به ۲ معاونت شامل معاونت آفریقا و معاونت خاورمیانه و مشترک المنافع تغییر کرد. ولی نهایتا همیشه در وزارت امور خارجه نسبت به اینکه می تواند معاونت ها موضوعی یا منطقه ای باشد، مخالفان و موافقانی وجود داشت.وی افزود: نهایتا بعد از مدت ها که معاونت های منطقه ای در اشکال مختلف وظایف خود را دنبال می کردند، در طرح جدید با توجه به وضعیت بعد از برجام و لزوم مجددا بازگشت به یک هسته تخصصی اقتصادی، این تفکر ایجاد شد که حتما باید بخش اقتصادی را در وزارت خارجه نسبت به گذشته فعال تر کنیم ولذا بحث معاونت دیپلماسی اقتصادی مطرح شد و بعد هم با توجه به اینکه می توانست با ادارات و معاونت های منطقه ای تداخلی ایجاد شود، تصمیم گرفته شد شکل دیگری از ادارات کل منطقه ای را تعریف و طراحی به گونه ای باشد که که این ادارات کل دوجانبه صرفا در اختیار یک معاونت نباشند و حالتی از سیالیت را در تماس با ۲ معاونت سیاسی و اقتصادی داشته باشند، در چارچوب جدید یک معاونت دیپلماسی اقتصادی و یک معاونت سیاسی طراحی شد.*فعلا هشت اداره کل دوجانبه خواهیم داشت/این ادارات به صورت انحصاری در اختیار معاونت سیاسی نخواهند بود‎ این دیپلمات ارشد کشورمان یادآور شد: معاونت سیاسی الزاما مثل گذشته و دهه ۱۳۶۰ به تنهایی ادارات کل دوجانبه را در اختیار ندارد. فعلا هشت اداره کل دوجانبه خواهیم داشت که مسئولیت کار با کشورهای مختلف را در حوزه دوجانبه خواهند داشت و این ادارات کل برعکس گذشته به صورت انحصاری در اختیار معاونت سیاسی نخواهند بود و معاونت سیاسی یکی از معاونت هایی است که می تواند بر ادارات کل دوجانبه اشراف داشته باشد و به همان میزان که ادارات کل دوجانبه می توانند تحت نظر و در اختیار معاونت سیاسی باشند به همان میزان در اختیار معاونت اقتصادی هم خواهند بود و همزمان در این ۲ حوزه از ۲ معاونت تبعیت می کنند.سخنگوی وزارت خارجه با بیان اینکه ادارات کل دوجانبه تنها در اختیار این ۲ معاونت هستند و در اختیار سایر معاونت ها به عنوان هسته اولیه همه کارهای دوجانبه خواهند بود، اظهار داشت: این ادارات کل موظفند سرویس های لازم را به سایر معاونت ها و بخش های وزارت خارجه ارائه دهند. نکته دیگر اینکه ادارات دوجانبه در چارت جدید مستقیم به شخص وزیر اتصال پیدا می کنند و زیر نظر مستقیم وزیر خواهند بود. اگرچه همزمان به ۲ معاونت اصلی سیاسی و دیپلماسی اقتصادی در کار دوجانبه و سایر بخش های وزارت خارجه و دیگر معاونت ها سرویس خواهند داد.‎قاسمی بیان کرد: ادارات کل دوجانبه را باید ادارات دوجانبه ای بدانیم که به عنوان ابزار اصلی در مجموعه وزارت خارجه در ابتدا در اختیار شخص وزیر و بعد ۲ معاونت سیاسی و اقتصادی و سایر بخش های وزارت خارجه خواهند بود و نهایتا به عنوان یک موتور محرک پاسخگوی نیازهای سایر بخش ها هستند و در یک کار هماهنگ و با داشتن پاراف بخش های مختلف چه از وزیر و چه از بخش معاونت سیاسی و اقتصادی می توانند برخی از امور خود را به پیش ببرند.‎وی افزود: این مکانیسم به گونه ای طراحی شده که در برخی از مراحل و دوران ها نتوانیم یا اجازه ندهیم که با یک ناهماهنگی و ناهمگونی رخ دهد که در گذشته شاهد آن بودیم و این مکانیسم دقیقا مورد توجه و کاملا دیده و سعی شده از تجارب در ساختارهای قبلی استفاده و از هرگونه ناهماهنگی و تک روی در بخش های مختلف پیشگیری شود.* ادارات کل دوجانبه به چه نحو عمل می کنند؟/میزهای قبلی به ادارات و به صورت تخصصی تر تقسیم شده‎سخنگوی وزارت خارجه درباره این ادارات کل دوجانبه گفت: هر کدام دارای اداراتی خواهند بود که این ادارات خود هر کدام شامل چند کشور خواهد بود که ممکن است به برخی کشورهای مهم یک اداره بپردازد و یا اینکه ۲ یا سه کشور در یک اداره گنجانده شده باشند.وی گفت که میزهای قبلی به ادارات و به صورت تخصصی تر تقسیم شده است و عنوان کرد که این ادارات براساس تقسیم بندی جغرافیایی است و هر اداره کل براساس یک منطقه خاص تعریف شده و کشورهای مشخصی در ادارات خاص که عمدتا منطقه ای هستند را پوشش می دهند.*هدف ساختار جدید کارشناس محوری و کارشناس سالاری است‎قاسمی درباره زیرمجموعه های معاونت ها نیز خاطرنشان کرد: یکی از اهدافی که ساختار جدید دنبال کرد که علاوه بر چابک سازی که به آن اشاره کردم بحث کاستن از لایحه های مدیریتی بود؛ در گذشته ما معاون وزیر داشتیم و مدیرکل و در برخی ادارات کل معاون مدیرکل و بعد رئیس اداره و هر رئیس اداره هم خود یک یا ۲ معاون داشتند و بعد کارشناس را داشتیم. هدف این ساختار جدید کارشناس محوری و کارشناس سالاری است. به این معنا که لایه های مدیریتی حتی الامکان کاسته شده و امروز بیش از چهار لایه در بخش های دوجانبه نداریم.*سلسله مراتب ساختار؛ وزیر، معاون وزیر، مدیرکل، رئیس اداره و کارشناس وی افزود: بر این اساس به ترتیب وزیر، معاون وزیر، مدیرکل، رئیس اداره و کارشناس قرار دارند. در ساختار جدید معاون ادارات کاملا حذف شدند و در هیچ اداره ای روسای ادارات ما معاونی را نخواهند داشت و مستقیما رئیس اداره با کارشناس سر و کار دارد و باید با کارشناس به صورت مستقیم کار کند، همچنین رئیس اداره با مدیرکل و مدیرکل هم با ۲ معاونت سیاسی و اقتصادی و وزیر و سایر معاونت ها کار خواهد کرد ولذا ادارات کل دوجانبه همانگونه که اشاره کردم به صورت سیال شاید در اختیار بخش های مختلف، در مرحله اول در اختیار شخص وزیر خواهند بود و به تعبیری جایگاه برتری نسبت به گذشته پیدا کردند و مستقیما می توانند در خدمت وزیر و در اختیار وزیر و همکار وزیر تلقی شوند و بعد ۲ معاونت اقتصادی و سیاسی و سایر معاونت ها.* معاونت سیاسی و معاونت دیپلماسی اقتصادی هر کدام دارای سه اداره کل و دفتر‎قاسمی یادآور شد: البته این بدان معنا نیست که ادارات دوجانبه حتما و قطعا زیر نظر کامل معاونت سیاسی قرار دارند یا حتی معاونت اقتصادی؛ بلکه در ساختار جدید معاونت سیاسی و معاون سیاسی خارج از بحث ادارات کل دوجانبه، نهایتا سه اداره کل و دفتر را در اختیار دارد که کارهای تخصصی که شاید در حوزه مسائل دوجانبه کمتر بگنجد را دنبال می کنند. بطور مثال در معاونت سیاسی جایی به عنوان اداره کل اجرای برجام وجود دارد یا در معاونت اقتصادی سه اداره کل و دفتر به صورت تخصصی پیش بینی شده است. یعنی مسائل عمده و کلان و کلی که باز به یک کشور خاص مربوط نمی شود و به صورت عام در سیاست های کلان کشور باید دنبال شود و پاسخگوی سیاست های کلان اقتصادی کشور باشد، را دنبال می کنند.وی بیان کرد: مثلا در بحث سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاری الزاما نمی توانید بگویید این موضوع در انحصار یک یا چند کشور خاص است. لذا در بخش دوجانبه این موضوع دیده نمی شود، اگرچه به نوعی باز در بخش دوجانبه به عنوان بسترساز و فعالیتی که می توانند در حوزه روابط دوجانبه داشته باشند، می توانند در موضوع جذب سرمایه گذاری هم نقش داشته باشند و حتما خواهند داشت.*تغییر نام معاونت کنسولی و مجلس به معاونت ایرانیان و امور مجلس/مسائل کنسولی در این حوزه قرار می گیردوی یادآور شد: ولی بحث سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذاری به صورت یک واحد مشخص و کلان در معاونت اقتصادی دیده شده است. موضوعات دیگر کلان باز در معاونت اقتصادی و همچنین معاونت سیاسی هم داریم. در برخی معاونت ها تغییراتی داشتیم و تغییر نام داریم به طور مثال در گذشته معاونت کنسولی و امور مجلس و ایرانیان را داشتیم که امروز به معاونت ایرانیان و امور مجلس تغییر نام داده است.قاسمی خاطرنشان کرد: البته برداشتن نام کنسولی در دید طراحان و کارگروه هایی که بر این موضوع پای می فشردند، به معنای نادیده انگاشتن موضوع کنسولی نیست، بلکه در این نامگذاری جدید خواستند به نوعی بحث ایرانیان و موضوع ایرانیان را به صورت برجسته تری مطرح کرده و به آن اهمیت ویژه تری را بدهند وگرنه مسائل کنسولی باز در این حوزه قرار می گیرد.* معاونت هایی که کمترین تغییرات را داشته اندسخنگوی وزارت خارجه همچنین بیان کرد که معاونت ایرانیان و امور مجلس و معاونت اداری و مالی در ساختار جدید دارای کمترین تغییر بوده اند.*مرکز آموزش و پژوهش های با عنوان قبلی یعنی مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی به کار ادامه می دهد سخنگوی دستگاه دیپلماسی در ادامه خاطرنشان کرد: به عنوان مثال مرکز آمو ...

ادامه مطلب  

چرخش مقتدی صدر »  

درخواست حذف این مطلب
سفر ناگهانی مقتدی صدر روحانی شیعه عراقی که با ایران روابط نزدیکی دارد به عربستان و دیدار با محمد بن سلمان این پرسش را ایجاد کرده است که آیا او دچار چرخش تازه ای در رفتارهای سیاسی خود شده است؟ هدف او از دیدار با ولیعهد جدید عربستان چیست؟ به گزارش فرارو، مقتدی صدر روحانی برجسته عراقی صبح دیروز در پاسخ به دعوت رسمی ریاض به عربستان سفر کرد. او دیروز با محمد بن سلمان ولیعد جوان عربستان دیدار و گفت و گو کرد. با وجود اینکه گفته می شود این سفر برای حضور در مراسم حج امسال صورت گرفته است، اما از همان لحظه ورود صدر به عربستان ابعاد سیاسی پیدا کرده است. تاکنون هیچ جزییاتی از رایزنی های صدر با مقامات عربستانی منتشر نشده است.مقتدی صدر روحانی سرشناس شیعه و رهبر جریان صدر از سیاستمدارانی در عراق به حساب می آید که پس از سقوط صدام تا کنون مواضع متناقض و متفاوتی اتخاذ کرده است.او پس از حمله آمریکا به عراق با ایجاد "ارتش مهدی" به مبارزه با اشغالگران پرداخت و با مواضع ضد آمریکایی اش شهرت بسیار یافت. نیروهای او به کرات با نظامیان آمریکایی در عراق درگیر شدند و خود او هم چند سالی در آن مقطع در ایران در تبعید به سر برد.پس از فروپاشی دولت بعث در عراق و روی کار آمدن دولت جدید و بازسازی سیاسی این کشور مقتدی صدر نیز به عنوان یک بازیگر مهم سیاسی در این کشور ایفای نقش کرد.مقتدا صدر بخشی بزرگی از محبوبیت خود را مدیون پدرش آیت الله صدر بود که به دست ماموران صدام حسین به شهادت رسید. اغلب طرفداران او را اقشار جوان و فقیر شیعه در یکی از شهرک های شیعه نشین (شهرک صدر) در حاشیه بغداد تشکیل می دهند.او در مقاطع مختلف با دولت های پس از صدام در عراق درگیر شد. او رابطه تیره و تاری با دولت نوری مالکی داشت. نیروهای وفادار به مقتدی صدر در سال ٢٠٠٨ مستقیما با ارتش عراق که تحت فرماندهی نوری مالکی بود، درگیر شدند و پس از بازداشت بسیاری از آنها، صدر گفت که ارتش مهدی را منحل خواهد کرد.مقتدی صدر به تناقض در رفتارهای سیاسی خود مشهور است او در حالیکه سال 92 اعلام کرد که از سیاست کناره گیری می کند و دیگر مقام دولتی نخواهد داشت و برای انتخابات های مجلس نیز لیست نمی دهد اما در مقاطع مختلف این اعلام خود را شکسته است.او سال گذشته در بهبوحه جنگ ارتش عراق با داعش دولت حیدری عبادی را تضعیف کرد و با فراخوان اعتصاب و تظاهرات امنیت بغداد را زیر سوال برد. نیروهای هوادار مقتدی صدر تابستان گذشته در اعتراض به دولت به پارلمان و ساختمان نخست وزیری حمله کردند که خسارات فراوانی برجا گذاشت.مقتدی صدر اخیرا در در بیانیه ای از بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، خواست در تصمیمی قهرمانانه و تاریخی از قدرت کنار برود تا به گفته او، از خونریزی بیشتر در کشورش جلوگیری شود.این موضع مقتدی صدر نیز در کنار دیگر رفتارهای سیاسی او غیر منتظره و حتی عجیب تفسیر شده است.حضور مقتدی صدر در عربستان و دیدار با ولیعهد تندرو این کشور که روابط گرمی هم با دولت عراق ندارد، آخرین عمل سیاسی اوست. برخی ناظران این اقدام صدر را نشانه ای چرخش تازه در رفتارهای او می دانند. صباح زنگنه تحلیلگر جهان عرب در گفت و گو با فرارو در این باره گفت: «مقتدی صدر شخصیت خبرسازی است این خصوصیت خبرسازی او جای مطالعه و بررسی دارد. او ابتدا به عنوان شخصیتی ضد آمریکایی شناخته می شد و فعالیت های فراوانی در این راستا انجام داد بعد ناگهان فعالیت علیه آمریکا در عراق را متوقف کرد و وارد بازی سیاسی در مناسبات داخلی شد.»او افزود: «نقش آفرینی صدر در منازعات داخلی تا جایی پیش رفت که با نخست وزیری ایاد علاوی به شدت مقابله کرد و حتی درگیری هایی را در نجف شکل داد. پس از آن وارد تقابل با دیگر گروه های شیعه شد و تنش هایی در بصره ایجاد کرد. و در حالیکه تا پیش از آن منتقد شخصیت های اهل سنت بود با برخی مقامات پر اشتباه سنی عراق رابطه برقرار کرد. در کنار آن به بهبود روابط با کردها و طیف بارزانی هم پرداخت.» زنگنه با بیان اینکه "این نوسانات در رفتارهای سیاسی مقتدی صدر قابل توجه است" افزود: «او سال گذشت ...

ادامه مطلب  

دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکان  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه واتیکانتصاویر دیدار وزیر امور خارجه ایران با وزیر امور خارجه ...

ادامه مطلب  

معاونت اقتصادی وزارتخارجه به «شوخی»شبیه است/اشتراکات«صدر»با ایران  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ سید محمدمهدی توسلی، محمد مهدی ملکی: انتخابات پارلمانی در عراق و لبنان، تداوم بحران یمن، مساله آینده بحران بین المللی سوریه پس از هفت سال کشتار و ویرانی گسترده، پیشروی های جبهه مقاومت و پر رنگ شدن نقش آنها در دو بُعد سیاسی و عملیاتی و از طرفی شکست های جبهه استکبار و ایادی منطقه ای آنها به ویژه پس از دوران پاکسازی های انجام شده علیه تروریست ها، قطعاتی از پازل منطقه ای پر آشوب، حساس و راهبردی منطقه غرب آسیا است. به منظور بررسی بیشتر و تحلیل مناسب نسبت به وقایع اخیر منطقه ای و آشنایی هر چه بهتر با سیاست های جبهه استکبار و دشمنان جریان مقاومت در ابعاد بین المللی و منطقه ای، به سراغ سعدالله زارعی مدیر موسسه مطالعات اندیشه سازان نور و از کارشناسان ارشد مسائل غرب آسیا رفتیم و تلاش کردیم در قالب این گفتگو، شِمای دقیق و عمقی نسبت به مسائل جاری و آینده منطقه به طور خاص بدست آوریم. سعدالله زارعی کارشناس ارشد مسائل منطقه در ابتدای این گفتگو اظهارداشت: منظور حضرت امام از صدور انقلاب در واقع تکرار انقلاب در محیط منطقه ای و بین­ المللی بود، آنطور که ما با انقلاب اسلامی در ایران یکی از شعبه های بومی استکبار جهانی را ساقط کردیم، ملت های دیگر هم نمونه هایی از این دست را ساقط کنند و در واقع بستر بین المللی اصلاح شود و آماده تحول بزرگی باشد که ما با مسئله مهدویت و ظهور حضرت بقیه الله اعظم ممکن می دانیم.وی ادامه داد: کما اینکه حضرت امام در یکی از پیام هایی که در تاریخ سوم آذرماه سال ۱۳۶۷ خطاب به بسیج صادر فرمودند، در پیام خود از لزوم تشکیل هسته های مقاومت در سراسر جهان صحبت کردند و فرمودند مسلمانان باید به فکر تشکیل حکومت بزرگ اسلامی باشند، یعنی یک امت واحده براساس نگرش اسلام و نگرش های اصلاحی شکل بگیرد و در واقع ما دنیای دیگری در جنبه های مختلف داشته باشیم.زارعی با بیان اینکه امروز نمی توانیم در عراق صرفاً در مورد هسته یا هسته های مقاومت صحبت کنیم چرا که این هسته ها تبدیل به دولت و مجلس شده اند، بیان داشت: لذا ما یک گام جلوتر از تشکیل هسته های مقاومت هستیم.وی افزود: در سوریه هم به همین صورت، الان شما شاهد جبهه گسترده ای هستید که اسرائیلی ها به شدت نگران هستند و هر روز از اینکه سوریه بعد از تروریسم چه وضعیتی داشته باشد، صحبت می کنند، در لبنان نیز امروز شاهد هسته مقاومت نیستید، شاهد درخت تنومندی به نام حزب الله لبنان هستید که نه تنها تحولات امنیتی بلکه تحولات سیاسی را نیز رقم می زند.زارعی در خصوص انتخابات عراق به اشتراک مهم جریان مقتدی صدر با ایران اشاره کرد و اظهار داشت:صدر در موضوعاتی از دیگران به ما نزدیک تر بود و در موضوعاتی ممکن است دیگران از گروه صدر به ما نزدیک تر باشند. در چه مواردی صدری ها به نسبت دیگر طیف های عراقی به ما نزدیکترند؟ یکی از موارد مسئله نفوذ یا حضور آمریکا در عراق که ما به شدت حساسیت داریم و دخالت آمریکا در عراق را فاجعه بار می دانیم و هرگونه تسامح در این خصوص را هم برای عراق و هم منطقه و همچنین ایران خطرناک ارزیابی می کنیم.وی با اشاره به اینکه در بحث اینکه آمریکایی ها در عراق حضور نداشته باشند مقتدی صدر نزدیک ترین گروه به ایران است، گفت: این برداشت ما از حضور آمریکایی ها در عراق است که با تاریخ آمریکا و سرگذشت آمریکا تطبیق می کند، منتهی این برداشت ما را بعضی از طیف های عراقی ندارند. مقتدی صدر و گروه مقتدی صدر از جمله گروه هایی است که به شدت به این مسئله اعتقاد دارد، پس در بحث اینکه آمریکایی ها در عراق حضور نداشته باشند مقتدی صدر نزدیک ترین گروه به ایران است.کارشناس ارشد مسائل منطقه ادامه داد: همینطور در خصوص مسائل مرتبط با حوزه مرجعیت و روحانیت؛ ارتباط و اتصالی که صدری ها به مقوله مرجعیت دارند از بقیه بیشتر است، در مسائل مذهبی، صدری ها حساس تر از بقیه طیف ها هستند و این برای ما ارزشمند است و ما به عنوان یک موضوع مثبت به آن نگاه می کنیم.زارعی گفت: عکس العمل هایی که شیعه به طور طبیعی باید نسبت به رخدادهای بین الملل شیعه داشته باشد؛ به فرض ما در یمن، شاهد بمباران روزانه مردم مظلوم یمن از جمله زیدی های یمن که شیعه به حساب می آیند، هستیم، یا در بغداد شاهد فشار شدید رژیم آل خلیفه علیه شیعیان هستیم. در بین طیف های عراقی، گروهی که بیش از دیگران نسبت به این مسائل احساس مسئولیت می کند، موضع می گیرد، به خیابان می آید و موضوع را در سطح ملی پیگیری می کند، صدری ها هستند که به ما از این لحاظ نزدیک تر هستند.زارعی در بخش دیگری از گفتگو با مهر با بیان اینکه مدتهاست که شماتت از سعودی ها به خاطر جنگ علیه مردم یمن آغاز شده و در این مدت عربستان مرتب تحلیل رفته است، تصریح کرد: زمانی سعودی ها در کنار خود، قطر، کویت، سودان، جیبوتی و سومالی را داشتند اما الان این ها را ندارند، امروز صرفا اماراتی ها هستند که این ها هم گاه و بی گاه زمزمه مخالفتشان با سعودی ها بلند می شود.وی گفت: در رسانه ها می بینیم که یک مقام اماراتی به مقامات عربستانی کنایه می زند، تهدید می کند که ما از یمن می رویم، «بن دغر» را از عدن اخراج می کنند کسی که نخست وزیر منصوب سعودی ها و منصور هادی است که این ها نشان از آن دارد که اوضاع عربستان به مرور و مرتب و در حال فرسایش و به نوعی اضمحلال است. من فکر می کنم ممکن است جنگ ۵-۶ ماه دیگر هم طول بکشد ولی هرچه جلوتر می رویم توان سعودی ها برای حل مسئله کاهش پیدا می کند.کارشناس ارشد مسائل بین الملل در بخش دیگری از گفتگو با خبرگزاری مهر در مورد ساختار جدید وزارت خارجه و تشکیل معاونت اقتصادی در این وزارت خانه نیز گفت: ما کشوری هستیم که بایستی وزارت خارجه مان اساساً هویت اقتصادی داشته باشد، یعنی باید ۸۰ درصد وزارت خارجه مان، اقتصادی باشد و حداکثر ۲۰ درصد سیاسی و بقیه جنبه ها را داشته باشد. زیرا ما کشوری هستیم که به توسعه تجارت نیاز داریم و بایستی بتوانیم ایران را به وضعیتی که در یک زمانی در سطح بین المللی به عنوان یک کشور صادراتی مطرح بود، برگردانیم.زارعی افزود: کاری که در وزارت خارجه در جهت ایجاد یک معاونت اقتصادی صورت گرفته است، به نظر من بیشتر به یک «شوخی» شباهت دارد و تحت فشارها، معاونتی به نام «معاونت اقتصادی» ایجاد شده و هیچ مشاهده ای از کار هم در آن نداریم.متن کامل گفتگوی خبرگزاری مهر با سعدالله زارعی را در زیر می خوانید:* ابتدای بحث را با توجه به فرمایش حضرت امام شروع می کنیم که فرمودند ما باید انقلاب را صادر کنیم. امسال در چهلمین سال انقلاب هستیم و به نظر شما بعد از ۴۰ سال که از عمر انقلاب گذشته است، توانسته ایم انقلاب را صادر کنیم و تا الان چه نتایجی در منطقه و کشورهای اروپایی داشته ایم؟انقلاب اسلامی به عنوان یک پدیده بزرگ سیاسی و فرهنگی، خود به خود موقعیت انتقال به کشورهای دیگر و در بین ملت های دیگر را داشت. کما اینکه هر پدیده ای در این سطح و اندازه خود به خود انتقال پیدا می کند و گسترش می یابد.شما در طول این صد سال گذشته، می بینید که جنبش های به مراتب ضعیف تر از انقلاب اسلامی مثل جنبش ناسیونالیستی جمال عبدالناصر در سطح منطقه گسترش پیدا کرد و یا جنبش های مارکسیستی که اساسا فاصله بسیار زیادی از نظر عمق و معنابخشی و امیدآفرینی و بنیان های فکری با انقلاب اسلامی دارد، در یک دوره زمانی به سرعت گسترش پیدا کرده است؛ بنابراین این طبیعی است که اندیشه انقلاب اسلامی ایران در محیط بین المللی و به خصوص در محیط منطقه ای تلالو و درخشش داشته باشد و تعجب برانگیز باشد.منظور حضرت امام از صدور انقلاب در واقع تکرار انقلاب در محیط منطقه ای و بین­ المللی بود، آنطور که ما با انقلاب اسلامی در ایران یکی از شعبه های بومی استکبار جهانی را ساقط کردیم، ملت های دیگر هم نمونه هایی از این دست را ساقط کنندمنتهی آنچه که حضرت امام از صدور انقلاب اسلامی دنبال می کردند، یک صدور عام فرهنگی به مفهومی که پدیده هایی در تاریخ با این وضعیت می شناسیم، نبود. اینطور نبود که حضرت امام (ره) می خواستند ملت ها، انقلاب اسلامی ایران را بشناسند، همانطور که ده ها پدیده را می شناسند و احیانا آن هم مورد شناسایی ملت ها قرار بگیرد.منظور حضرت امام از صدور انقلاب در واقع تکرار انقلاب در محیط منطقه ای و بین­ المللی بود، آنطور که ما با انقلاب اسلامی در ایران یکی از شعبه های بومی استکبار جهانی را ساقط کردیم، ملت های دیگر هم نمونه هایی از این دست را ساقط کنند و در واقع بستر بین المللی اصلاح شود و آماده تحول بزرگی باشد که ما با مسئله مهدویت و ظهور حضرت بقیه الله اعظم ممکن می دانیم.کما اینکه حضرتامام در یکی از پیام هایی که در تاریخ سوم آذرماه سال ۱۳۶۷ خطاب به بسیج صادر فرمودند، در پیام خود از لزوم تشکیل هسته های مقاومت در سراسر جهان صحبت کردند و فرمودند مسلمانان باید به فکر تشکیل حکومت بزرگ اسلامی باشند. یعنی یک امت واحده براساس نگرش اسلام و نگرش های اصلاحی شکل بگیرد و در واقع ما دنیای دیگری در جنبه های مختلف داشته باشیم.امروز وقتی به وضع منطقه و بین الملل نگاه می کنیم و این وضعیت را با وضعیتی که حضرت امام در پیام آذر سال ۶۷ به آن اشاره کردند، مقایسه می کنیم، در می یابیم که حداقل در منطقه ما، تحولات بزرگی از آن نوع اتفاق افتاده است. وضع ترکیه، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین را ملاحظه کنید که این مناطق عملاً از حیطه فرمانروایی استکبار جهانی خارج شده و امروز آمریکایی ها نمی توانند در این جغرافیا، فعال مایشاء باشند؛ این نشان می دهد که انقلاب و ایدئولوژی حضرت امام صادر شده و آن تشکیل هسته های مقاومت که حضرت امام اشاره فرمودند در حد بسیار زیادی گسترش پیدا کرده است. وقتی حضرت امام از هسته های مقاومت صحبت می فرمودند منظورشان این بود که در کشورها، پیشگامانی پیدا شوند، در جهت رفع ظلم و استکبار حرکت کنند و مردم از اینها تبعیت کنند، این معنای هسته های مقاومتی است.امروز نمی توانیم در عراق صرفاً در مورد هسته یا هسته های مقاومت صحبت کنیم، امروز این هسته ها تبدیل به دولت و مجلس شده اند و لذا ما یک گام جلوتر از تشکیل هسته های مقاومت هستیم. در سوریه هم به همین صورت، الان شما شاهد جبهه گسترده ای هستید که اسرائیلی ها به شدت نگران هستند و هر روز از اینکه سوریه بعد از تروریسم چه وضعیتی داشته باشد، صحبت می کنند. در لبنان نیز امروز شاهد هسته مقاومت نیستید، شاهد درخت تنومندی به نام حزب الله لبنان هستید که نه تنها تحولات امنیتی بلکه تحولات سیاسی را نیز رقم می زند.بنابراین می توانیم بگوییم انقلاب اسلامی صادر شده و البته هنوز انقلاب اسلامی در مرحله انقلابی خود باقی مانده و برخلاف انقلاب های دیگر تبدیل به یک خاطره در تاریخ نشده است. هنوز انقلاب اسلامی حرکت می کند، موج ایجاد می کند، ادبیات تولید می کند، پاسخ می دهد و پرسش می کند. بنابراین هنوز انقلاب زنده است و می توانیم بگوییم توانسته در چهلمین سالگرد خود، بخش وسیعی از منطقه غرب آسیا را از نفوذ استکبار جهانی پاک کند.* تحلیلگران مسائل منطقه معتقدند حضور جمهوری اسلامی در منطقه با توجه به مستشاران نظامی و فعالیت های سیاسی و دیپلماسی که صورت می گیرد، فرآیندی را طی کرده که این فرآیند باعث شده که صلح، ثبات و امنیت را در منطقه بیشتر کند و در واقع ایران «محور» می شود؛ به عنوان مثال همین نشست روسای جمهور ترکیه، روسیه برای موضوع سوریه است، یا اینکه داعش به وسیله ایران و نیروی قدس ما نابود می شود. تحلیلگران معتقدند این اتفاقات باعث شده که ائتلافی بین ایران برای موضوع منطقه ای تشکیل شود و هژمونی آمریکا و غرب شکسته شود. این بخش از حضور ایران در منطقه چقدر توانسته بحث ثبات و امنیت را به وجود آورد و مهمتر اینکه ایران چقدر توانست کشورهایی مثل روسیه، ترکیه و بقیه کشورها را برای مقابله با هژمونی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم پیمان کند؟ با بررسی رخدادهای منطقه می توان دریافت که روسیه و ترکیه دغدغه ای را در رفع مسائل کشورهای منطقه به خصوص سوریه نداشته اند و تلاش های جمهوری اسلامی است که آنها را در این سطح دیپلماتیک در زمینه مسائل منطقه به خصوص سوریه فعال کرده است؟چهار نوع حضور منطقه ای را شاهد هستیم؛ یک نوع حضور، حضور هژمونی گرایانه است که آمریکایی ها مظهر چنین وضعیتی هستند. جنگ هایی که آنها به راه انداختند که نفوذشان را توسعه دهند و دشمنان خود را ضعیف کنند و موقعیت هایی برای خود در منطقه پدید آورند این یک نوع از حضور در منطقه ما است.حضور دیگر در منطقه، حضور گروه های تروریستی است که با استفاده از ظرفیت های منطقه ای و محلی و با سوءاستفاده از تمایلات بومی منطقه و البته با استفاده از زور و ترور تلاش می کند که بر منطقه سیطره داشته باشد. این سیطره علیرغم میل و خواسته ملت ها و دولت ها در منطقه است؛ کما اینکه وجه اول هم یعنی حضور هژمونی گرایانه آمریکا در حالی است که ملت ها و دولت های منطقه با آن مخالف هستند.یک حضور منطقه ای دیگر، حضور مداخله جویانه ای است که دولت هایی در منطقه ما انجام می دهند و کاری به ملت ها و دولت های حاکم ندارند؛ یعنی علیرغم اینکه حاکمیتی در جایی به رسمیت شناخته شده اما یک دولت به خود اجازه می دهد نیروی نظامی به آنجا برده و جایی را به اشغال درآورد که نمونه بارز آن را در مورد اقدام ترکیه در سوریه داریم که بخش هایی از سوریه که حدود تقریباً ۴-۵ هزار کیلومتر مربع از سوریه است را در تصرف خود دارند.امروز بعد از حدود ۲۵ سال از تأسیس حزب الله، ما شاهد هستیم اسرائیلی ها حتی جرئت تهدید کردن هم ندارند، چه رسد به اینکه بخواهند به کشور لبنان تجاوز کننددر حالی که دولت سوریه کاملاً مخالف این نوع ورود است یا مثلاً سعودی ها و قطری ها از طریق گروه های نیابتی تلاش کردند که بخش هایی از سوریه را در تصرف خود بگیرند. این هم یک نوع اقدام است که این اقدام ها توسط دولت های رسمی در جغرافیایی که مربوط به آنها نیست، صورت می گیرد و علیرغم نظر و میل دولت مستقر در آن جغرافیا است. این معلوم است که از نظر ملت ها و دولت ها مردود است و با هنجارهای اخلاقی، سیاسی هم ناسازگار است.حضور چهارم در این میان وجود دارد، بعضی ها در دنیا با تبلیغات زیاد تلاش کردند که این حضور را چیزی از نوع اول یا از نوع دوم و یا از نوع سوم معرفی کنند و آن هم حضور مبتنی بر خواست ملت ها و دولت ها و براساس رفع تهدید و توانمندسازی بومی صورت می گیرد؛ یعنی یک نیروی چهارم در منطقه وجود دارد که در چارچوب هنجارها حرکت می کند، حضورش در کشوری مبتنی است بر درخواست دولت میزبان، نوع فعالیت در آنجا کاملا واضح و آشکار و مسئولیت پذیرانه است و دولت میزبان نیز آن فعالیت را در راستای تقویت خودش، ارزیابی می کند و در حین عمل نیز هنجارهای اخلاقی، سیاسی و حقوقی را نیز رعایت می کند.این حضوری برادرانه با هدف رفع مشکل و توانمندسازی دوستان در منطقه است که البته امریکایی ها، سعودی ها و اسرائیلی ها تلاش می کنند که این حضور برادرانه را نیز چیزی از نوع حضور آمریکاییها و یا حضور گروه های تروریستی و یا دولت هایی نظیر عربستان و ترکیه معرفی کنند، درحالی که فاصله میان این ها، بسیار زیاد است.در اینجا جمهوری اسلامی ایران توانسته، ملت هایی را از سقوط و اضمحلال نجات دهد، در یک مقطعی در سال ۱۹۸۲، اسرائیلی ها آمدند و کشور لبنان را اشغال کردند و جمهوری اسلامی ایران به ملت لبنان کمک کرد و از دل این ملت، یک جنبش انقلابی مبارز به نام حزب الله پدید آمد و این حزب الله قوی شد و توانست اسرائیل را از کشور خود بیرون کند و امروز بعد از حدود ۲۵ سال از تأسیس حزب الله، ما شاهد هستیم اسرائیلی ها حتی جرئت تهدید کردن هم ندارند، چه رسد به اینکه بخواهند به کشور لبنان تجاوز کنند.اینها نمونه ای است و این مسئله را در جایی دیگر نیز می بینید که کمک جمهوری اسلامی، تأثیر بسیار تعیین کننده ای داشته و ما فقط یک گوشه بار را نگرفتیم، بلند کنیم بلکه اساساً صاحب آن بار را توانمند کردیم تا خودش بتواند بار را بلند کند و بر دوش بکشد.* در خصوص کشورهایی مثل روسیه و ترکیه چه حد توانستیم باعث شویم ائتلافی در بین آنها هم از لحاظ مقابله با هژمونی آمریکا و هم از نظر تثبیت موقعیت منطقه شکل بگیرد و اینکه با ایران همراه باشند؟ما از ظرفیت ها استفاده کرده ایم، اینکه روسیه ای که در پرونده سوریه حالت غیرفعال داشت با دعوت جمهوری اسلامی فعال شد و این فعالیت ادامه پیدا کرد و در فرآیند سیاسی امنیتی سوریه ایفای نقش کند، این نشان دهنده این است که ما در جغرافیایی مثل سوریه فقط به قدرت سلاح برای بسط امنیت و مقابله با ناامنی ها متکی نیستیم بلکه براساس یک سیاست حکیمانه تلاش می کنیم شرایط سوریه و منطقه را اصلاح کنیم.روسیه ای که در پرونده سوریه حالت غیرفعال داشت با دعوت جمهوری اسلامی فعال شد و این فعالیت ادامه پیدا کرد و در فرآیند سیاسی امنیتی سوریه ایفای نقش کنددر مورد ترکیه هم این مسئله است، منتها یک بحثی است که بعضی از دولت ها واقعاً دنبال سیطره و هژمونی مطلق در منطقه هستند، اینها در کاری که انجام می دهند سوءنیت دارند لذا نمی توانیم روی اراده آنها تأثیر بگذاریم اما در کنارش، دولت هایی هستند که واقعا تفکر هژمونی طلبانه در منطقه ما ندارند، مثلا روس ها به دنبال این نیستند که به هر صورت که شده بر آمریکا مسلط شوند، می خواهند روابط خوبی در منطقه داشته باشند.اما وقتی ترکیه، شهری را از سوریه اشغال می کند، برای آن شهر، فرماندار انتخاب می کند، در حالی که این یک دخالت آشکار در کشور همسایه به حساب می آید، پس با این دولت کمتر می توان به توافقی در خصوص امنیت منطقه رسید و بایستی در حوزه های دیگر وارد همکاری شد و مسائل را به شکلی دیگر سامان داد. در واقع ایران توانست ائتلاف ضدهژمونی غرب در منطقه ایجاد کند.* انتخابات عراق که چند وقت پیش اتفاق افتاد و جریان صدر درواقع توانست اکثریت آراء را به دست آورد و ائتلافی که شکلی گرفت و مواضعی که از جریان صدر بیرون آمد، مواضعی بود که به نوعی تعبیر ضد ایرانی از آن می شد و این جریان توانست به مجلس راه پیدا کند و در عراق قدرت بگیرد. وضعیت انتخابات عراق را چگونه ارزیابی می کنید و اینکه با بالاآمدن جریان صدر، فاصله ای بین ایران وعراق ایجاد می شود؟ یا اینکه پیوندی که بین ایران و عراق وجود داشته، کماکان ادامه خواهد داشت؟انتخابات عراق، چهارمین انتخابات مجلس این کشور بود که در فضای آرامی برگزار شد؛ در حالی که انتظار می رفت تحت تأثیر ناامنی هایی قرار بگیرد. اینکه کشوری بعد از آزادی از اشغال گروه تروریستی موفق می شود در موعد مقرر، انتخابات مجلس خود را برگزار کند، این یک اتفاق مهم از نظر سیاسی است و مهمترین پیام و پیامد مشارکت مردم در انتخابات، تأیید نظام سیاسی است. بنابراین نباید گمان کنیم که این رقابت ها صرفاً رقابت گروها با هم دیگر است، بلکه رقابت بر سر ساختن عراق هم هست، بنابراین انتخابات عراق را تقویت کرد.در اینجا ما به طور طبیعی با سه گروه بزرگ انتخاباتی مواجه هستیم، گروه کرد، گروه سنی و گروه شیعه و هرکدام از اینها هم جغرافیای خاص خود را دارند؛ یعنی گروه کرد در منطقه کردنشین هستند، سنی ها در منطقه سنی نشین و شیعه هم در استان های شیعه نشین عراق متمرکز هستند.بنابراین وقتی اینجا انتخابات برگزار می شود رقابت بین یک قوم با قوم دیگر نیست، رقابت درون قومی است، یعنی در نجف آقای حیدرالعبادی باید با آقای هادی عامری رقابت کند و در بصره طیف آقای مالکی باید با طیف آقای مقتدی صدر رقابت کند و همینطور در سماوه، ناصریه و جاهای دیگر، این رقابت ها و در واقع جلوزدن از همدیگر در درون یک قوم اتفاق می افتد.پس رقابت در درون شیعه است؛ وقتی رقابت درون شیعه باشد و فضای انتخابات هم در جلب آرای حداکثری باشد خود به خود یک مناقشاتی را درون یک قوم به وجود می آورد، این کاملاً طبیعی است چرا که وقتی بحث بر سر رقابت درون یک قوم باشد و قرار باشد کسی از کسی به اصطلاح امروز «امتیاز» بگیرد، به نقاط اختلافی وارد می شود و آنجا را مورد فشار قرار می دهد.یکی از موضوعاتی که در داخل شیعه همیشه مطرح بوده این است که چه کسی به جمهوری اسلامی نزدیک تر و چه کسی دورتر است، در شیعه همیشه این سوال مطرح بوده چرا فلان گروه نزدیک تر و فلان گروه دورتر است.پس رقابت بر سر موضوعی مثل ایران در انتخابات به طور طبیعی مطرح می شود، وقتی چنین چیزی مطرح می شود، طیف های عراقی به یک اندازه به ایران نزدیک نیستند و نزدیکی های این ها متفاوت می شود، در یک جایی گروه الف و در جای دیگر گروه ب ممکن است نزدیک تر باشد و لذا این بحث ها در انتخابات به عنوان یک مسئله مطرح می شود و فضای انتخاباتی را تحت تأثیر قرار می دهد.آنهایی که از داخل جامعه عراق به این مسئله نگاه می کنند متوجه می شوند این انتخابات است و انتخابات محل رقابت، محل بحث و جدال است و جدالی زودگذر است، آنهایی که از بیرون به مسئله نگاه می کنند ممکن است مسئله را به گونه دیگری ببینند. یعنی موضوع را تجزیه و تحلیل می کند، منهای مسئله مهمی به نام انتخابات و در نتیجه از آنچه رخ داده در داخل یک مجموعه، تعبیری ارائه می کند که این تعبیر الزاماً با واقعیت تطبیق نمی کند.در اینجا موضوعی داریم به نام آقای مقتدی صدر به صورت خاص؛ مقتدی صدر در موضوعاتی از دیگران به ما نزدیک تر بود و در موضوعاتی ممکن است دیگران از گروه صدر به ما نزدیک تر باشند. در چه مواردی صدری ها به نسبت دیگر طیف های عراقی به ما نزدیکترند؟ یکی از موارد مسئله نفوذ یا حضور آمریکا در عراق که ما به شدت حساسیت داریم و دخالت آمریکا در عراق را فاجعه بار می دانیم و هرگونه تسامح در این خصوص را هم برای عراق و هم منطقه و همچنین ایران خطرناک ارزیابی می کنیم.اشتراکات مهم جریان مقتدی صدر با ایران؛ اول بحث اینکه جریان صدر مانند ما معتقد است آمریکایی ها نباید در عراق حضور داشته باشند؛ دوم در خصوص مسائل مرتبط با مرجعیت و روحانیت است و سوم عکس العمل هایی که شیعه به طور طبیعی باید ن ...

ادامه مطلب  

تدریس آیت الله سیدرضا صدر باعث عدم مرگ فلسفه در حوزه ها شد/ کتابی که «فلسفه آزاد» نام داشت  

درخواست حذف این مطلب
سیدکاظم صدر می گوید: آیت الله سیدرضا صدر تفکری نقادانه داشت و ضمن تدریس فلسفه صدرایی بر کتاب «اسفار» حاشیه نوشت. امام خمینی(ره) در دوران تبعید خود در نجف، به آیت الله صدر توصیه کرده تا با تدریس فلسفه در قم از مرگ این علم در حوزه های علمیه جلوگیری کند.آیت الله سیدرضا صدربه گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، امروز جمعه 12 آبان 1396 برابر است با بیست و سومین سالگرد درگذشت آیت الله سیدرضا صدر، فقیه و فیلسوف مشهور معاصر. سیدرضا صدر فرزند آیت الله العظمی سیدصدرالدین صدر (از مراجع ثلاث حوزه علمیه قم پیش از دوران زعامت آیت الله العظمی بروجردی) و برادر بزرگتر امام موسی صدر، در سال 1300 در مشهد به دنیا آمد و در 12 آبان 1373 در قم درگذشت.سیدرضا صدر اکنون بیشتر به خاطر نوآوری های فقهی خود در دروس خارج فقه اش و کتاب «أربعون و مأتا مسئلة فقهیة» مشهور است. در این کتاب آیت الله صدر روش اجتهاد را نیز آموزش می دهد. با این اوصاف عمده شهرت و همچنین وزارت علمی او در حوزه فلسفه است. عمده تحصیلات آیت الله صدر در فلسفه در محضر امام خمینی(ره) بود.اهمیت فلسفه از نظر سیدرضا صدر به اندازه ای بود که وقتی در دورانی از زعامت آیت الله بروجردی بر حوزه علمیه قم، با فشار مخالفان فلسفه و بر طبق قانونی نانوشته تدریس فلسفه ممنوع بود، آیت الله سیدرضا صدر با شجاعت تمام به تدریس و تحقیق خود در حوزه فلسفه ادامه داد و کلاس هایش دایر بود.درباره تبحر فلسفی آیت الله صدر نیز نقل قول های زیادی وجود دارد. به عنوان مثال آیت الله سیدمرتضی مستجابی در جایی بیان کرده که «بعد از علامه طباطبایی هیچ کس اسفار ملاصدرا را مثل حاج آقارضا تدریس نکرد.» آیت الله سیدمصطفی خمینی، امام موسی صدر، حجت الاسلام سیدباقر خسروشاهی، مهدی شب زنده دار، دکتر سیدکاظم اکرمی، فضل الله محلاتی، علی حجتی کرمانی و عبدالنبی نمازی، تنی چند از مشهورترین شاگردان آیت الله صدر هستند.«فلسفه آزاد»، «صحائف من الفلسفة»، «برهان الصدیقین»، «الفلسفة العلیا»، «حاشیه بر منظومه» و «حاشیه بر اسفار اربعه» از جمله مهم ترین کتاب های آیت الله صدر در حوزه فلسفه است. در این منابع دیدگاه نقادانه نویسنده بسیار مهم است. به مناسبت سالروز درگذشت این مدرس حوزه علمیه قم با فرزندش دکتر سیدکاظم صدر به گفت وگو نشستیم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد.آیت الله سیدرضا صدر در دوره ای تدریس فلسفه را آغاز کرد که در حوزه های علمیه تدریس و یا تحصیل فلسفه با مشکلاتی بسیار مواجه بود. فیلسوفان و مدرسان فلسفه در اقلیت بوده و حتی طرف مراوده هم قرار نمی گرفتند. تعداد بسیار مخالفان و تحرکات آنها باعث شد تا آیت الله بروجردی نیز به تدریس فلسفه روی خوشی نشان ندهد و علامه طباطبایی نیز به احترام ایشان جلسه خویش را تعطیل کرد. به چه دلیل آیت الله صدر اصرار بر تدریس فلسفه داشت؟آیت الله صدر فلسفه را بسیار خوب خوانده و در آن بسیار دقت نظر داشت. تفکر و ذهن فلسفی او نیز نقادانه بود و باور یقینی داشت که باید فلسفه در حوزه ها تدریس شود تا طلاب متفکر و دقیق بار بیایند و بتوانند با روش عقلی به کنه مباحث شرعی پی ببرند. همچنین طلاب با مطالعه فلسفه مجهز به روش بحث و استدلال در مقابل عقاید و فلسفه های دیگر می شدند. در تدریس فلسفه نیز تبحر آیت الله صدر زبانزد عام و خاص بود. در دوره ای که امام خمینی در نجف و در حالت تبعید به سر می بردند، مرحوم پدر به دیدار ایشان در نجف می رود. امام خمینی در آن سفر به پدر توصیه می کند که پس از بازگشت به قم حتما تدریس فلسفه را در پیش بگیرند، چرا که اگر این کار را انجام ندهد ممکن است این درس در حوزه ها بمیرد. بنابراین تدریس آیت الله صدر باعث عدم مرگ فلسفه در حوزه ها می شد. مناظره با مخالفان فلسفه نیز از برنامه های پدر بود و بارها از زبان او خاطره هایی مبنی بر مناظره و مباحثه با مخالفان فلسفه در پیاده روی ها و جلسات و گعده هایش شنیدم. همچنین تعدادی از اساتید فلسفه د ...

ادامه مطلب  

عکس/منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امام خمینی(ره) پس از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و فروردین ۱۳۴۳ و بعد از آن، سرانجام در آبان آن سال به ترکیه و سپس به عراق تبعید شدند. ایشان پس از ورود به نجف اشرف، در منزلی کوچک در نزدیکی حرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام اقامت گزیدند.منزلی تاریخی ایشان هم اکنون در بخش غربی شارع الرسول(ص) و در نزدیکی کتابخانه و مقبره علامه امینی(ره) واقع شده است.ساختمان قدیمی آن تخریب گردیده بود که در سال ۱۳۸۷ توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی خریداری و بازسازی شد. هم اکنون در سرداب این منزل، نمایشگاهی از تصاویر روند انقلاب اسلامی برقرار شده است.سادگی و کوچکی این منزل، مورد توجه بازدیدکنندگان است. تصاویر اختصاصی از بیت پربرکت حضرت روح الله را ببینید.منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خ ...

ادامه مطلب  

منظومه فکری امام موسی صدر می تواند وضعیت فعلی خاورمیانه را متحول کند  

درخواست حذف این مطلب
رشاد حسن اف می گوید که پروژه امام موسی صدر وحدت همه ادیان و اقوام در خاورمیانه بود و اگر جریان ربودن او پیش نمی آید خاورمیانه و فلسطین اکنون سرنوشت متفاوتی داشتند. به باور حسن اف منظومه فکری و آثار امام صدر می تواند وضعیت فعلی خاورمیانه را تغییر دهد.رشاد حسن افخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- محمد آسیابانی: نهم شهریور سال 1357، امام موسی صدر و دو همراهش یعنی شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین که به دعوت معمر قذافی در سفری دیپلماتیک در لیبی به سر می بردند، توسط دیکتاتور امروز معدوم شده لیبی ربوده شدند. این اتفاقی تکان دهنده در جهان اسلام بود، چرا که سید موسی صدر شهرت بسیاری در خاورمیانه داشت و به جز زعامت سیاسی شیعیان لبنان مورد احترام پیروان ادیان دیگر نیز بود. اما تکان دهنده تر از اتفاق ربودن، 40 سال اسارت اوست بدون هیچ خبر موثقی درباره سرنوشتش و بدون هیچ پیگیری حقوقی و دیپلماتیک توسط دولت هایی که در ایران بر سر کار آمدند.هرچند که معمر قذافی و هواداران ایرانی و عربش تصور داشتند که با ربودن سیدموسی صدر اندیشه او به طور کامل از میان خواهد رفت، اما این اتفاق رخ نداد و شهرت امام موسی صدر بسیار بیشتر از پیش شد. قرائت امام صدر از دین و توجه ویژه او به انسان و اعتقادش به اینکه ادیان برای خدمت به انسان آمده اند، باعث شد تا اندیشه های او هم در ایران و هم در کشورهای منطقه و هم کشورهای اروپایی رواج گسترده ای پیدا کند.به مناسبت فرارسیدن نهم شهریور، با رشاد حسن اف، مترجم آثار امام موسی صدر به زبان ترکی آذربایجانی گفت وگویی داشته ایم که در ادامه آن را مطالعه خواهید کرد. حسن اف متولد 29 می 1988 است و هم اکنون در دانشگاه سلطان قابوس عمان به تحصیل در مقطع دکتری رشته زبان و ادبیات عرب اشتغال دارد. حسن اف در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد به ترتیب در رشته های مطالعات منطقه ای و زبان عربی تحصیل کرده است. با ترجمه او از گفتارها، مقالات و کلام امام موسی صدر تاکنون دو کتابِ «اسلام و فرهنگ قرن بیستم» و «کربلا را دوباره زیستن» از سوی انتشارات پارلاق امضالارِ شهر باکو منتشر شده است. «کربلا را دوباره زیستن» ترجمه فارسی عنوان kərbəlani yenidən yaşamaq است. در این کتاب چهار سخنرانی امام موسی صدر با عناوین «حسین وارث انبیا»، «به سوی خط حسینی»، «حسین چراغ هدایت و کشتی نجات» و «رسالت حضرت زینب در روز عاشورا» ترجمه و منتشر شده اند. حسن اف هم اکنون ترجمه های دیگری از آثار امام موسی صدر مانند «حرکیة الایمان» و «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» را نیز در دست ترجمه دارد.به نظر شما ترجمه آثار امام موسی صدر نیاز به چه دانش هایی دارد؟ آثار و افکار امام صدر پیش از هر چیز می تواند در فهم درست دین و ارائه یک تعریف دقیق از دین برای مخاطبان کارآمد باشد و روی ذهن و فکر آنها تاثیر بگذارد. بنابراین آن دسته از دانش هایی مانند فلسفه، روان شناسی و جامعه شناسی که انسان را به کشف حقیقت و یافتن یک نگاه معرفت شناسی عمیق یاری می کند، برای مترجم آثار امام موسی صدر ضروری است. افزون بر این ها برای ترجمه آثار امام صدر دانش اقتصاد هم نیاز است، چرا که آن اصول اسلامی که این متفکر برجسته ارائه کرده با اقتصاد روابط تنگاتنگی دارد. البته تفکر امام صدر به این دانش ها نیز کمک کرده است و اصولا رشته اقتصاد اسلامی با اندیشه های متفکرانی چون امام موسی صدر پیشرفت علمی و عملی کرده است.هرچند که اکثر زبان شناسان اعتقاد دارند که ترکی آذربایجانی به لحاظ طیف واژگانی زبانی غنی است، بفرمایید که برای برگردان مفاهیم مورد نظر امام موسی صدر با ضعف واژگان مواجه نشدید؟زبان ترکى ...

ادامه مطلب  

چرا صدام ۳۰ متر زیر زمین پنهان شد؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از میزان، در آستانه سی و هشتمین سالروز آغاز دفاع مقدس ملت ایران در برابر ارتش تا بن دندان مسلح بعث عراق قرار داریم. دفاعی مقدسی که به تعبیر امام راحل، انقلاب اسلامی را به جهان صادر کرد.8سال دفاع مقدس ملت ایران در برابر استکبار جهانی که صدام را پیش انداخته بودند تا از طریق او به اهدافشان برسند، حماسی ترین روزهای تاریخی این مملکت را رقم زده است. روزهایی با نقش آفرینی مردانِ مردی، چون «باکری ها»، «صیاد شیرازی های»، «باقری ها»، «فلاحی ها»، «همت ها»، «آبشناسان ها» و ...به منظور بررسی شرایط دوران جنگ تحمیلی و پاسخگویی به برخی شبهات و مباحث انحرافی مطرح شده پیرامون 8 سال دفاع مقدس، در ظهر یکی از روزهای گرم شهریور، به سراغ یکی از اُمرای باسابقه ارتش رفتیم و با او به گفت وگو نشستیم.امیر سرتیپ 2 «غلامحسین دربندی»در سال 1351 به عنوان «بهیار» وارد مرکز آموزش بهداری ارتش شد و به استخدام ارتش درآمد. او دو سال بعد به هوانیروز اصفهان منتقل شد و تا پیروزی انقلاب در آنجا ماند. امیر دربندی در ماه های پایانی منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، در اصفهان همراه با سایر نظامیان هوانیروز و نیروی هوایی با لباس نظامی در تظاهرات های مردمی علیه رژیم شاه شرکت می کرد. او در سال 1357 وارد دانشگاه افسری ارتش شد و بعد از پایان این دوره در سال 1359 (قبل از تهاجم ارتش بعث) به لشکر 92 زرهی خوزستان منتقل و در تیپ 3 دشت آزادگان این لشکر، سازماندهی شد.امیر دربندی تا پایان جنگ در خوزستان حضور داشت و به عنوان افسر بهداری در خط مقدم جبهه ها انجام وظیفه کرد. او با پایان جنگ به تهران آمد و در اداره بهداری نیروی زمینی ارتش مسئولیت گرفت. وی پس از دوران دفاع مقدس، مسئولیت های «معاونت روابط عمومی نیروی زمینی ارتش»، «جانشینی معاونت روابط عمومی و فرهنگی ارتش» و همچنین «سخنگویی ارتش» ارتش را بر عهده گرفت و در نهایت در سال 1385 با 35 سال خدمت بازنشسته ارتش جمهوری اسلامی ایران شد.متن گفت وگوی تفصیلی ما با امیر سرتیپ «غلامحسین دربندی» عضو هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی و رئیس پیشین کمیته راویان نور کشور به شرح زیر است.**: ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار خبرگزاری میزان قرار دادید سپاسگزارم.امیر دربندی: من هم از شما و از مجموعه میزان خیلی تشکر می کنم که چنین فرصتی را در اختیار من قرار دادید.توقف فعالیت های موشکی ایران، یادآور شعار «انحلال ارتش» در ابتدای انقلاب است**: با توجه به اینکه شما قبل از پیروزی انقلاب وارد ارتش شدید، برای ما در خصوص روزها و هفته های ابتدایی انقلاب که عده ای شعار انحلال ارتش را سر می دادند، توضیح دهید.امیر دربندی: استکبار که با پیروزی انقلاب اسلامی منافع خود را در ایران بر باد رفته می دید ابتدا سعی می کرد انقلاب را استحاله کند؛ چیزی شبیه به استحاله انقلاب مصر که در دهه اخیر صورت گرفت. اما طولی نکشید که آن ها متوجه تفاوت های فراوان انقلاب اسلامی ایران با سایر انقلاب ها شدند. رهبر انقلاب ما فردی مثل امام خمینی (ره) بود که متکی به دستورات اسلام بود و به هیچ وجه زیر بار ظلم و زور نمی رفت. دشمن وقتی که دید ارتش پای کار انقلاب اسلامی است توطئه های خودش علیه ارتش را به کار گرفت به نحوی که به فاصله چند روز پس از پیروزی انقلاب، شعار «انحلال ارتش» از سوی عده ای شنیده شد. توقف فعالیت های موشکی ایران که امروز دشمن به دنبال آن است، یادآور شعار «انحلال ارتش» در ابتدای انقلاب است. امام (ره) در آن زمان به خوبی توطئه دشمن را شناخت و آن را در نطفه خفه کرد. بعد از آنکه تیر دشمن در موضوع انحلال ارتش به سنگ خورد، آن ها با رواج این تفکر که «انقلاب شده و باید برابری و برادری در جامعه حاکم شود و دیگر درجات در ارتش معنا و مفهومی ندارد» شعار «ارتش بی طبقه توحیدی» را مطرح کردند. این شعار ارتش بی طبقه توحیدی، یک شعار دهان پُرکنی بود. باز هم امام خمینی (ره) در اینجا وارد شدند و فرمودند که «مگر می شود جامعه بدون ارتش باشد و مگر می شود ارتش بدون نظم و سلسله مراتب باشد؟ جامعه بی طبقه جامعه حیوانات است» امام(ره) در همان زمان اعلام کردند که «تضعیف ارتش را به هر نحو حرام می دانم».کسی جرات نمی کرد در آن فضای انقلابی با جابجایی های غیراصولی بعضی پرسنل ارتش مخالفت کند**: با وجود حمایت تمام قد امام راحل از ارتش، چرا در زمان آغاز جنگ تحمیلی، هنوز ارتش آن انسجام کامل را پیدا نکرده بود؟امیر دربندی: بله؛ آن زمان عده معدودی ترجیح دادند دیگر در ارتش نباشند و شغل دیگری انتخاب کنند. یک عده قلیلی هم وجود داشتند که به خاطر مخالفت با انقلاب، از ارتش بیرون رفتند و البته یک عده معدود هم از ارتش کنار گذاشته شدند. اما مهمترین دلیل عدم انسجام کامل ارتش را باید در زمان دولت موقت و بنی صدر جستجو کرد. زمانی که یک سری جابجایی های غیراصولی توسط برخی از پرسنل ارتش انجام شد. مثلا کسی که لشکرش زرهی بود به لشکر پیاده و کسی که در لشکر توپخانه بود به لشکر زرهی رفته بود. این افراد با این توجیه که «انقلاب شده و برابری و آزادی در جامعه حکمفرما شده» یگان خود را جابجا می کردند و در آن شرایط و جو انقلابی هم کسی جرات نمی کرد با این جابجایی های غیراصولی مخالفت کند. از طرف دیگر آن زمان ارتش بعث عراق برای تهاجم به ایران، استعداد پرسنلی و لجستیکی خود را به صورت صددرصدی افزایش داده بود و این در شرایطی بود که ارتش با ریزش های بعد از انقلاب مواجه بود و یک سری تصفیه ها و پاکسازی ها در حال انجام شدن بود.روز اول جنگ باید روی زمین بدون خاکریز و سنگر برابر عراقی ها می جنگیدیم و این فاجعه بود**: ارتش دقیقا از چه زمانی متوجه تحرکات غیرطبیعی ارتش بعث در آن سوی مرزها شد و متعاقب این کسب اطلاع، چه اقدامی انجام داد؟امیر دربندی: در همه ارتش های دنیا بخش «جمع آوری اطلاعات» وجود دارد. دقیقا در شهریور و مهر سال 58 یعنی یک سال قبل از آغاز تهاجم ارتش بعث، لشکر 92 زرهی خوزستان نامه ای به رده های بالاتر خود می دهد با این مضمون که احتمال وقوع درگیری وجود دارد. لشکر 92 در نامه قید کرده بود که عراق مشغول ساخت و ایجاد استحکامات و جمع آوری نیرو در نواحی مرزی است. آن زمان ما رئیس جمهور متکبری مثل بنی صدر داشتیم که می گفت: «کشور روبروی ما جرات حمله کردن به ما را ندارد». بنی صدر، فرمانده کل قوا و رئیس شورای عالی دفاع بود و در نهایت باید تصمیمات نظامی و دفاعی کشور را او می گرفت. همان روز 31 شهریور 59 که ما در قالب تیپ 3 لشکر 92 زرهی، در چزابه روبروی عراقی ها قرار گرفتیم باید روی زمین خالی و بدون خاکریز و سنگر با عراقی ها می جنگیدیم و این فاجعه بود. حتی بنی صدر مجوز ساخت خاکریز را هم نداده بود.من سرباز امام هستم، سرباز بنی صدر نیستم**: مصداقی از خیانت های جنگی بنی صدر به خاطر داریدامیر دربندی: بنی صدر به خاطر عدم آشنایی با مسائل نظامی، دائما با طرح های فنی و کارشناسی شده نظامیان مخالفت می کرد. یکی از معروف ترین این مخالفت های نسنجیده و چشم بسته او را در جریان آزادسازی سوسنگرد دیدیم. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند: در جلسه ای که آبان سال 59 برگزار شد قرار شد حمله کنیم و سوسنگرد را بگیریم. نیمه های شب به من زنگ زدند و گفتند که بنی صدر از ورود تیپ 2 دزفول به منطقه اهواز و وارد شدن آن به عملیات جلوگیری کرد». سپس حضرت آقا آن دست نوشته معروف را برای آزادسازی سوسنگرد به فرمانده وقت لشکر 92 زرهی سرهنگ «غلامرضا قاسمی» می نویسند. صبح زود روز بعد، مقام معظم رهبری به سرهنگ قاسمی زنگ می زند تا ببیند با وجود مخالفت های بنی صدر کاری انجام شده یا نه. رهبری به سرهنگ قاسمی می گوید: «من دیشب یک نامه ای برای شما فرستاده بودم، نمی دانم به دستتون رسیده یا نه یا کاری کردید یا نه؟» سرهنگ قاسمی پاسخ می دهد «من سرباز امام هستم، سرباز بنی صدر نیستم. نامه شما که شبانه رسید تیپ را از دزفول بدون هماهنگی با بنی صدر خواستم. عملیات را طراحی کردیم و به کمک برادران سپاه عمیات را شروع کردیم و الان صبح در سوسنگرد دارم پاسخ شما را می دهم. ما سوسنگرد را گرفتیم».ماجرای کسر 2 درجه از شهید صیاد توسط بنی صدر**: ماجرای دستوری که بنی صدر در کرمانشاه برای کم کردن درجات نظامی شهید صیاد داد چه بود؟امیر دربندی: اولا باید در مورد شهید صیاد بگویم که ایشان هم «دین دار» بود، هم «دین یار» بود و مواقع لزوم به یاری دین می رفت و هم «دین فدا» بود و حاضر بود که به خاطر حفظ دین، جان خود را فدا کند. ماجرا از این قرار بود که شهید صیاد در سال 58 که فرماندهی عملیات غرب و شمالغرب کشور را بر عهده گرفته بود درجه سرگردی داشت و با این درجه، سخت بود که به فرماندهان لشکرهای 61 و 64 امر و نهی کند. تصمیم گرفته شد که 2 درجه به او داده شود تا درجه اش هم سطح فرماندهان لشکرهای 61 و 64 شود و بتواند به آن ها دستور دهد. بنی صدر با اختیارات فرماندهی کل قوا که داشت، این درجه را به شهید صیاد داد. مدتی می گذرد و در یکی از روزها جلسه ای با حضور بنی صدر، آیت الله خامنه ای، آیت الله هاشمی رفسنجانی، شهید صیاد، شهید بروجردی، شهید کاظمی و سایر فرماندهان در کرمانشاه برگزار می شود. در ابتدای آن جلسه نه قرآنی خوانده می شود و نه صحبت های بنی صدر با «بسم الله» آغاز می شود. شهید صیاد که از این اتفاق بسیار ناراحت شده بود، هنگامی که نوبت به صحبت هایش می رسد بلند می شود و در ابتدا مثل همیشه حرف هایش را اینگونه آغاز می کند: بسم الله الرحمن الرحیم. رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و جعلنی من لدنک سلطانا نصیرا... سپس دعای فرج را هم می خواند. سپس می گوید: «آقای رئیس جمهور، من خیلی متاسفم. در جلسه ای به این اهمیت که برای امنیت جمهوری اسلامی تشکیل شده، نه یک قرآنی خوانده می شود و نه بسم الله گفته می شود. من این جلسه را آلوده و ناپاک می بینم و مجبورم بعد از این جلسه به قم بروم، زیارتی کنم و در آنجا احساس کنم که تزکیه شده ام». گفتن این حرف ها جلوی یک رئیس جمهور، آن هم رئیس جمهور متکبری مثل بنی صدر دل و جرأت بسیار زیادی می خواست. بنی صدر که بسیار عصبانی شده بود دستور داد 2 درجه صیاد را از او بگیرید. صیاد می گفت: من نه به خاطر درجه بلکه به خاطر اینکه به ناحق قرار بود درجه ها از من گرفته شوند ناراحت شدم چرا که من از اسلام دفاع کرده بودم. بلافاصله بعد از آن جلسه، آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی به شهید صیاد گفتند که ما می رویم این موضوع را به امام می گوییم. فردای آن روز با شهید صیاد تماس گرفتند و گفتند: ما این موضوع را به امام گفتیم. امام هم فرمودند: «می دانم حق با صیاد شیرازی است، اما به خاطر حفظ سلسله مراتب 2 درجه اش را از او بگیرید». ببینید که امام چقدر به سلسله مراتب اهمیت می دهد. صیاد بلافاصله پس از شنیدن این حرف، درجه اش را درمی آورد و می گوید: «نمی خواهم درجه ای را که بنی صدر به من بدهد». پس از عزل بنی صدر و فرار او از کشور و بعد از عملیات موفقیت آمیز ثامن الائمه و سپس شهادت شهیدان فکوری، جهان آرا و کلاهدوز در جریان سقوط هواپیما در کهریزک، حضرت امام خمینی (ره) در نهم مهرماه سال 60، صیاد شیرازی را به عنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش منصوب کردند و در حکم او از واژه «سرکار سرهنگ صیاد شیرازی» استفاده کردند. یعنی امام در همینجا 2 درجه را به شهید صیاد اعطا کرد. شهید صیاد هم بعد از آن روز می گفت: «خود خدا هم نمی خواست من زیر دستِ کسی مثل بنی صدر باشم». نباید خیانت های جنگی بنی صدر را در همین یک مورد خلاصه کرد که او اجازه نمی داد تسلیحات و مهمات به نیروهای سپاه برسد. بنی صدر در جبهه مبارزه با ضدانقلاب در غرب و شمالغرب کشور هم کوتاهی های زیادی داشت. سنگ اندازی، مانع تراشی و کارشکنی در برابر طرح های شهید صیاد شیرازی که آن روزها فرمانده قرارگاه غرب و شمالغرب ارتش بود، از جمله خیانت های بنی صدر به کشور بود.بنی صدر در ندادن تسلیحات و مهمات به برادران سپاهی، بسیار مصمم بود**: در خاطرات و روایات موجود از دوران دفاع مقدس، می خوانیم که بعضی از فرماندهان ارتش در آن زمان مثل امیر حسنی سعدی با شهید آبشناسان، بدون آنکه دولت متوجه شود بخشی از تجهیزات و تسلیحات یگان خود را در اختیار نیروهای سپاه می گذاشتند. شما نیز چنین اقدامی را مشاهده کرده بودید؟امیر دربندی: بنی صدر در ندادن تسلیحات و مهمات به برادران سپاهی، بسیار مصمم بود. بارها پیش آمده بود که خود من در سوسنگرد تیربارها را برمی داشتم و می بردم به سپاه سوسنگرد تحویل می دادم. غالب فرماندهان ارتش به برادران مان در سپاه، تجهیزات می دادند و آن ها را کمک می کردند. وقتی فرماندهان نظامی ارتش می دیدند کسانی مثل برادران سپاهی و بسیجی بدون هیچ ادعایی به مناطق عملیاتی می آیند و جان خود را کف دست می گیرند، با تمام توان به آن ها کمک می کردند.بنی صدر چیزی بود شبیه به دوتابعیتی های امروز**: اگر بخواهید این خیانت های بنی صدر را در چند جمله کوتاه توصیف کنید، چه می گویید؟امیر دربندی: «ابوالحسن بنی صدر» ماهیتا یک آدم طاغوتی بود؛ شاید چیزی شبیه به دوتابعیتی های امروز. من نمی دانم به چه زبانی باید گفت که دل این دوتابعیتی ها برای کشور ما نمی سوزد. دل آن ها برای کشوری می سوزد که برای آن سوگند یاد کرده اند تا در مواقع خطر مدافعش باشند. این دوتابعیتی ها تعهد داده اند که اگر لازم شود اسلحه به دست بگیرند و در برابر وطن اصلی خودشان بایستند. بنی صدر هم آن روز یک آدم دوتابعیتی بود. او واقعاً برای کشور دل نمی سوزاند. مدام در کشور آشوب ایجاد می کرد و با شایعه و سخن پراکنی، سعی می کرد بزرگان نظام را تخریب کند. هدف بنی صدر این بود که جو کشور را از مسیر اهداف انقلاب برگرداند. بنی صدر جاسوس بیگانگان بود و اسم رمز او در اسنادی که از لانه جاسوسی به دست آمد، دیده شده بود. اصلا در شأن و لیاقت بنی صدر نیست که ما بخواهیم او را در مباحث مربوط به دفاع مقدس بگنجانیم و زمان به او اختصاص دهیم. او یک خائن بود که بعداً به سزای خیانت خودش رسید و آبرویش رفت و الان هم در خارج از کشور مشغول دریوزگی و زندگی با خفت است.ماشین جنگی عراق در ساعات و روزهای اول جنگ را خوب متوقف کردیم**: اجازه بدهید دوباره به موضوع دفاع مقدس برگردیم. ارتش صدام که قرار بود 3 روزه خوزستان و یک هفته ای تهران را فتح کند، چه شد که در همان دقایق و ساعات ابتدایی تجاوز خود به ایران، یکه خورد و با تلفات سنگین روبرو شد؟ استراتژی ابتدایی ما در ساعات اول جنگ چه بود؟امیر دربندی: صدام با 3 سپاه حمله خود را به ایران آغاز کرد. هر سپاه آن ها شامل چند لشکر بود. سپاه یکم ارتش بعث شامل لشکر 7 و 11 پیاده بود که از ارتفاعات شمالغرب خوزستان وارد کشور شدند. سپاه دوم آن ها شامل لشکرهای 2 و 4 و 8 پیاده و 6 و 12 زرهی بود که از منطقه کرمانشاه و ایلام به منظور تصرف شهرهای سرپل ذهاب و گیلانغرب و ارتفاعات حساس آن منطقه وارد شدند. سپاه سوم آن ها نیز شامل لشکرهای 1 و 5 مکانیزه و 3 و 9 و 10 و تیپ های مستقلی مثل 31 و 33 و گارد ریاست جمهوری بود که آن ها هم در 5 محور شلمچه، چزابه، کوشک و جفیر، فکه و طلاییه به منظور تصرف استان خوزستان و سواحل شمالی خلیج فارس وارد کشورمان شدند. با توجه به ریزش های پرسنلی که ناگزیر صورت گرفته بود، استعداد ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » موانع و چالش های اجرای برجام با نگاه به گزارش های دوره ای وزارت امور خارجه  

درخواست حذف این مطلب
مطابق برجام، پس از اجرایی شدن این توافقنامه در دی ماه سال ۱۳۹۴، باید تمام تحریم های هسته ای یک جانبه ی ایالات متحده علیه ایران لغو و راه تعاملات تجاری این کشور با بانک ها و مؤسسات مالی بین المللی و دیگر کشورها هموار می شد. علی رغم اینکه بخشی از تحریم های مذکور تعلیق و بخشی لغو شدند، اما محدودیت های اعمالی بر ایران به صورت عملی ادامه یافت و ایالات متحده با افزایش ریسک سرمایه گذاری در ایران و هرگونه تعامل مالی و بانکی با این کشور، نه تنها همچنان ساختار تحریم ها را علیه آن حفظ کرد، بلکه تحریم های جدیدی را علیه آن تصویب کرد.[۱]در این میان، ارزیابی های گوناگونی از موفقیت یا عدم موفقیت، چالش ها و موانع برجام از سوی مراجع مختلف علمی، تحقیقاتی و سیاسی داخلی و خارجی ارائه شد. باید توجه داشت که استفاده از گزارش های وزارت امور خارجه جهت ارزیابی نقاط ضعف، موانع و چالش های برجام، به این معنا نیست که این گزارش ها اصلی ترین و معتبرترین منبع ارزیابی برجام تلقی می شوند. بدون شک ارزنده ترین منبع جهت ارزیابی نقاط قوت و ضعف برجام، در وهله ی اول نامه ی مقام معظم رهبری و در مراحل بعد مصوبات مجلس شورای اسلامی و وعده هایی است که پیش از برجام از سوی دولت و تیم مذاکره کننده مطرح شده که منابعی کاملاً در دسترس بوده و امکان انجام یک ارزیابی جامع تر را برای ناظران و پژوهشگران فراهم می کند. بااین حال، می توان به عنوان یکی از منابع، به گزارش ایران ویج به نقل از های سه ماهه ی وزارت امور خارجه –که مسئول اصلی مذاکره کننده در پرونده ی هسته ای در دولت یازدهم و دوازدهم بوده- نیز رجوع و به آن استناد نمود. گزارش های وزارت امور خارجه را نمی توان یک ارزیابی کامل و جامع از برجام به شمار آورد؛ بلکه بیشتر به منزله ی چالش هایی است که در مقابل اجرای برجام قرار داشته و دارد.مطابق تبصره ی یک قانون «اقدام متقابل و متناسب دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» مصوب ۲۱/۷/۱۳۹۴ مجلس شورای اسلامی، «وزیر امور خارجه موظف است روند اجرای توافقنامه را هر سه ماه یک بار به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گزارش دهد.»[2] با توجه به اینکه وزارت امور خارجه مسئول مذاکره درباره ی پرونده ی هسته ای در دولت های یازدهم و دوازدهم بوده، لازم است برجام و روند اجرای آن از منظر این گزارش ها مورد ارزیابی قرار گیرد.۱-گزارش های سه ماهه ی وزارت امور خارجهتاکنون، هفت گزارش از سوی وزارت امور خارجه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی راجع به روند اجرای برجام فرستاده شده که عموماً در سه بخش تدوین شده است:عمده ترین تحولات در حوزه ی هسته ای (شامل اقدامات فنی، نظارت و راستی آزمایی، کانال مشترک خرید برجام، برگزاری کمیسیون مشترک و نامه ها و تعاملات انجام شده)؛عمده ترین تحولات در حوزه ی رفع تحریم ها؛موانع و چالش های اجرای برجام.همان گونه که گفته شد، انتظار اینکه وزارت امور خارجه در گزارش های خود نقاط ضعف اجرای برجام را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد، انتظاری بیهوده است. زیرا همانگونه که گفته خواهد شد، این نقاط ضعف، درواقع به منزله ی نقاط ضعف برجام (به عنوان بزرگ ترین دستاورد سیاست خارجی دولت) به شمار می روند. بااین حال، با توجه به اینکه مذاکرات هسته ای در خلأ صورت نگرفته و پیش از حصول برجام نیز می شد پیش بینی کرد که ایالات متحده در اجرای تعهدات خود بدعهدی خواهد نمود، بررسی موانع و چالش هایی که امروز از سوی وزارت امور خارجه به صورت رسمی بیان می شود، شناخت نقاط قوت و ضعف این توافقنامه را آسان تر خواهد کرد. بررسی این گزارش ها از این جهت ارزشمند هستند که اولاً از سوی بانیان برجام ارائه شده اند و ثانیاً به دلیل اشراف وزارت امور خارجه، می توانند ارزیابی نسبتاً دقیقی از کم وکیف اجرای برجام، در اختیار گذارند. همچنین باید توجه داشت که علی رغم تلاش وزارت امور خارجه جهت «بی عیب نمایی برجام» و معرفی موانع و مشکلات موجود به صورتی که کاملاً خارج از چارچوب برجام بوده و به این توافقنامه ربطی ندارند، بر کسی پوشیده نیست که عدم توجه به چالش هایی که اجرای یک معاهده با آن مواجه است در مرحله ی مذاکره، خود به منزله ی یک نقطه ی ضعف برای آن معاهده تلقی می شود. به عبارت دیگر، دولت محترم و تیم مذاکره کننده، موظف بودند پیش از حصول برجام، موانع احتمالی اجرای آن را (با توجه به سابقه ی بدعهدی های ایالات متحده) احصاء و پیش از پذیرش رسمی آن، فکری به حال آن بکنند.۲-موانع و چالش های پیش روی برجامبخش مهمی از گزارش های وزارت امور خارجه، به بررسی موانع و چالش های اجرای برجام پرداخته است. به صورت کلی، می توان موانع مذکور در گزارش های وزارت امور خارجه را به سه دسته تقسیم نمود:موانعی که از سوی ایالات متحده ایجاد می شوند (بدعهدی های آمریکا)؛موانع بین المللی؛سایر موانع داخلی و خارجی.۱-۲- ایالات متحده ی آمریکامطابق گزارش های وزارت امور خارجه، ایالات متحده به عنوان بازیگری بدعهد، اصلی ترین عامل خارجی ایجاد مانع در راستای اجرای موفقیت آمیز برجام بوده است.[۳] عمده ترین بدعهدی های این کشور و موانعی که در راستای اجرای برجام ایجاد کرده است را می توان به صورت زیر مورد بحث قرار داد:۱-۱-۲- تداخل و تزاحم تحریم های تعلیق شده و تحریم های موجودمطابق آنچه در گزارش ها گفته شده، برجام تنها در پی رفع تحریم های هسته ای بوده[۴]، درحالی که تحریم های حوزه های دیگر همچنان به قوت خود پابرجا خواهند بود. لذا، یکی از اصلی ترین موانع و چالش هایی که در این حوزه در مقابل برجام قرار دارد، تداخل مصداقی تحریم هایی است که به بهانه ی هسته ای وضع شده بودند (و مطابق گزارش ها، با دستور رئیس جمهور آمریکا تعلیق شدند) و تحریم هایی که به دیگر بهانه ها (از قبیل تروریسم، حقوق بشر، فعالیت های موشکی و منطقه ای) علیه ایران وضع شده اند. به عنوان مثال، ممنوعیت استفاده از سیستم مالی آمریکا یک تحریم اولیه است (که برجام آن را لغو نکرده) و بخش عمده ای از تبادلات مالی دنیا با این سیستم سروکار پیدا می کند.[۵]لازم به ذکر است یکی از مهم ترین پیامدهای تداخل تحریم های تعلیق شده و تحریم های پابرجا، ایجاد یک فضای ابهام و عدم اطمینان برای نهادها و مؤسسات مالی و اقتصادی خارجی نسبت به هرگونه تعامل با ایران و سرمایه گذاری در این کشور است.۲-۱-۲- نگرانی مؤسسات مالی خارجی به دلیل ارعاب آمریکامطابق مواد ۲۶ و ۲۷ برجام، ایالات متحده موظف است با «حسن نیت»، نهایت تلاش خود را جهت دوام برجام و پیشگیری از ایجاد تداخل در تحقق بهره مندی ایران از لغو و تعلیق تحریم ها به عمل آورد. طی سال های گذشته، مؤسسات و افراد بسیاری از سوی ایالات متحده، به دلیل ارتباط و همکاری با نهادهای ایرانی تحت جریمه های سنگین قرار گرفتند که به عنوان نمونه، می توان به جریمه ی ۸٫۹ میلیارد دلاری بانک فرانسوی بی ان پی پاریباس به علت تخطی از تحریم های آمریکا اشاره کرد.[۶] مجازات هایی از این قبیل، طی چندین سال فضایی ناامن را برای نهادهای مالی و اقتصادی بین المللی به منظور تعامل با ایران به وجود آورده که «بهانه تراشی، کارشکنی و تعلل طرف آمریکایی به خصوص وزارت خزانه داری آمریکا هم مزید بر علت شده و خود به یک مشکل اساسی تبدیل شده است.»[7] این کشور همچنین تلاش کرده از طریق دامن زدن و گسترش شک و تردید نسبت به آینده ی روابط اقتصادی و همکاری با ایران، از عادی سازی تجارت سایر کشورها با این کشور و بهره مند شدن آن از منافع اقتصادی، جلوگیری به عمل آورد[۸] که یکی از نتایج آن، خودداری بانک های خارجی از انتقال حواله ی ارزی به دلار آمریکا برای اشخاص حقیقی و حقوقی مرتبط با جمهوری اسلامی است.[۹]ایالات متحده سه راهبرد را در این راستا مورد استفاده قرار داده است: ایران هراسی، تشنج آفرینی (توسط) عمال منطقه ای و ایجاد فضای عدم اطمینان و بی اعتمادی نسبت به آینده.[۱۰] ازجمله کارهایی که این کشور در راستای ایران هراسی انجام داده است، تلاش برای ایجاد فضایی منفی علیه جمهوری اسلامی در شورای امنیت سازمان ملل بوده که بر طبق برجام، خلاف تعهد جمعی کشورهای ۱+۵ جهت تحقق «تغییر بنیادین» در رویکرد و تعامل شورا با ایران است.[۱۱]۳-۱-۲- تلاش آمریکا جهت حفظ ساختار تحریم ها و افزودن تحریم های جدیدتحریم های یک جانبه ی ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران موضوعی جدید نیست و عمری به قدمت انقلاب اسلامی دارد. بااین وجود، تا پیش از برجام، شک و تردیدهای بسیاری راجع به نتیجه بخش بودن این تحریم ها در تغییر رفتار ایران وجود داشت، اما با حصول برجام، تحلیل های مبتنی بر اثرگذاری تحریم ها جان تازه ای گرفت، تا آنجایی که وزیر خارجه ی سابق آمریکا در نامه ی خداحافظی خویش از کابینه، بر حفظ و افزایش فشار بر ایران در حوزه هایی غیر از هسته ای، با هدف تغییر رفتار ایران تأکید کرد.[۱۲] در دومین گزارش وزارت امور خارجه آمده است: «دولت آمریکا، در ادامه ی سیاست های خصمانه ی خود علیه جمهوری اسلامی ایران و بر اساس توهم تأثیر تحریم ها بر تغییر سیاست های اصولی نظام، تلاش دارد تا اجرای برجام منجر به تضعیف سایر تحریم ها علیه ایران و به خصوص تحریم های اولیه ی آمریکا نشود.»[13] ایالات متحده نه تنها به صورت عمدی در رفع مؤثر تحریم های هسته ای تعلل داشته است[۱۴]، بلکه به بهانه هایی از قبیل آزمایش های موشکی، برخی اشخاص و نهادهای جدید را نیز به فهرست تحریم های خود افزوده است.[۱۵]علاوه بر این، آمریکا تحریم هایی جدید را به بهانه های مختلف ازجمله برنامه های موشکی، حمایت از حقوق بشر و حمایت از تروریسم بین الملل، علیه ایران وضع کرده است که به عنوان تنها یک نمونه، می توان به قانون کاتسا اشاره کرد.۴-۱-۲- محدودیت های ناشی از قوانین داخلی آمریکا و الزامات مؤسسات مالیبسیاری از بانک ها، شرکت ها و مؤسسات مالی بین المللی که خواهان حضور و فعالیت در آمریکا هستند، موظف اند طیف وسیعی از قوانین و مقررات کنترلی و نظارتی آن کشور را رعایت نمایند. برخی از این قوانین، در بسیاری از تعاملات خارجی این نهادها مورد استناد قرار می گیرند و از این حیث، دارای اهمیت بالایی هستند. که از آن جمله می توان به ماده ۳۱۱ قانون میهن پرستی آمریکا[۱۶]، قانون رازداری بانکی و مبارزه با پول شویی[۱۷] و قانون اخذ مالیات از حساب های خارجی شهروندان آمریکایی[۱۸] اشاره کرد.در ماده ی ۳۱۱ قانون میهن پرستی آمریکا، برخی اقدامات مقابله ای برای کشورها، مؤسسات مالی و یا مجموعه هایی که امکان پول شویی در آن ها وجود دارد در نظر گرفته شده است که نام ایران نیز از سال ۲۰۱۱ در آن فهرست قرار دارد. طبق گزارش وزارت امور خارجه، یکی از موانع مهم بر سر راه بسیاری از بانک ها و مؤسسات مالی جهت برقراری روابط با بانک ها و مؤسسات ایرانی، نگرانی از اعمال جرایم و مجازات های مرتبط با این مقررات از سوی آمریکاست.[۱۹]قانون رازداری بانکی و مبارزه با پول شویی نیز که در سال ۱۹۷۰ در آمریکا به تصویب رسیده، آن دسته از نهادهای مالی را که در آمریکا به فعالیت مشغول اند، ملزم می کند به منظور شناسایی و جلوگیری از پول شویی، عملیات های مشکوک مالی و مبادلات بالای ۱۰ هزار دلار را به دستگاه های نظارتی مربوط در آمریکا، گزارش دهند. این مقررات نیز ازجمله مقرراتی است که نهادهای ایرانی را در برقراری ارتباط با مؤسسات بین المللی دچار چالش نموده است.[۲۰]قانون اخذ مالیات از حساب های بانکی شهروندان ...

ادامه مطلب  

تحلیل «الجزیره» از موفقیت «مقتدی صدر» در انتخابات عراق  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری فارس، مدت کوتاهی پس از اشغال عراق به دست آمریکا و براندازی «صدام» در سال ۲۰۰۳ میلادی، تیم خبری شبکه «سی بی اس» آمریکا مصاحبه ای با روحانی شیعی جوانی انجام داد که رخدادهای جاری در کشورش را اینگونه ترشیح کرد: «افعی کوچک رفت». بالطبع منظور وی دیکتاتور معدوم عراق بود. وی ادامه داد: «اما افعی بزرگ (آمریکا) آمد»؛ این سخنان «مقتدی صدر» بود.الجزیره در گزارشی در این باره می نویسد: در اولین روزهای پس از سرنگونی صدام، مسئولان نظامی آمریکا، توصیف های مختلفی از صدر داشتند، «آزار دهنده» و «خونریز». اما بسرعت وی خود را به شخصیتی تاثیرگذار و بحث برانگیز تبدیل کرد.غربی ها می گویند، نیروهای تحت فرمانش در دوره پس از اشغال عراق مرتکب خشونت های زیادی شدند. با نظامیان آمریکایی در شهرهای «صدر» و «بصره» مبارزه کردند و معروف به «فساد»ند.نشریه آمریکایی «نیوزویک» در سال ۲۰۰۶ میلادی صدر را به عنوان «خطرناک ترین مرد عراق» توصیف کرد و ۱۵ سال بعد از سرنگونی صدام، به صدر که هم اکنون ۴۴ سال را پشت سر گذاشته است، به عنوان کاندیدای پیروز در انتخابات پارلمانی که شنبه گذشته در عراق برگزار شد، نگاه می شود.در کشوری که تنش های طایفه ای و سیاست منطقه ای آن را تکه پاره می کند، صدر یک بار دیگر خود را تغییر داد و اکنون برای خود موقعیت یک شهروند عراقی را برگزیده است. با کمونیست ها و اهل سنت و جریان های مستقل سیاسی ائتلاف نمود و از نفوذ گسترده ایران و بشدت از ساختار طایفه ای سیاست عراق انتقاد کرد.«رابرت فورد» که از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ میلادی جانشین سفیر آمریکا در بغداد بود و منصب مستشار سیاسی سفارت آمریکا در بغداد را از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ تصدی می کرد، می گوید: «من از تغییر گفتمان سیاسی و رویکردهای سیاسی اش بسیار متعجبم، به نحوی که کمتر اسلامگرا و بیشتر ملی گرا نشان می دهد» و افزود: با توجه به تقسیم آراء انتظار می رود، صدر به عنوان یک بازیگر اصلی در رقابت بسیج و یارگیری متحدین در دوره پس از انتخابات مطرح شود.فورد در ادامه این سوالات را مطرح می کند: «آیا این موجب می شود که وی به شخصیتی سازنده رهبران و صاحب نفوذ بی همتا تبدیل شود؟ آیا رقیبی برای او یافت می شود؟» و می افزاید: «آیا این موجب می شود، صدر تبدیل به شریک و متحد احتمالی شود و به دو سوم کرسی های مورد نظر پارلمان دست یابد؟ می شود، این موضوع به راحتی و سهولت تصور کرد».از ابعاد مختلف می توان به صدر به عنوان تجسم تنش هایی نگاه کرد که از سال ۲۰۰۳ عراق را درگیر خود کرده و همچنین رهبری که در صورت فائق آمدن ملی گرایی بر طایفه گرایی به عنوان یک قدرت سیاسی با در صورت تحمیل استقلال و عدم وابستگی عراق بر نفوذ ایران و آمریکا در این کشور تغییر کند.متحد طایفه ای شیعی سابق ایران، در این دور از انتخابات پارلمانی عراق با قدرت ارزش های مغایر و معکوس را در اختیار دارد، در زمانی که این کشور آماده پذیرش این ارزش های نیز نشان می دهد. چراکه عراق از «داعش» فارغ شده و احزاب شیعی این کشور به پنج گروه اصلی تقسیم شده و نماینده اهل سنت بارزی در صحنه مشاهده نمی شود.عراق درحالی به این نقطه عطف رسیده که مشکلات و چالش های بسیاری را پیش از سیطره داعش بر بخش های گسترده ای از این کشور در سال ۲۰۱۴ میلادی بر دوش می کشد.فورد به این نکته اینگونه اشاره کرد: «در عراق ناامیدی از فساد و نبود خدمات زیرساختی مانند آب و برق وجود دارد.. بنابراین مردم خواهان تغییر هستند.. در گذشته حداقل در طرف شیعه، نهادها و موسسات مذهبی در نجف، احزاب مذهبی شیعی را حمایت می کرد، اما امسال بیانیه ای منتشر کرد که در آن خواسته شده بود: تنها به لیست انتخاباتی رای ندهید .. و این به فساد آنها اشاره می کند.با توجه به این پیشینه، صدر، کسی بود که توانست، تصویری مغایر از خود نشان دهد، صرف نظر از اینکه وی یک کارشناس سیاسی درجه یک است که می تواند کلید امور را در دست داشته باشد.او در گروهی نسبتا کوچک، اما عمدتا وفادار به رای دهندگان شیعه نفوذ دارد و از بیش از یک سال قبل با سیاستمداران سنی کار کرده است. اگرچه ممکن است برخی از حمایت های شیعی خود را از سوی احزاب شیعه مردمی تر و رادیکال تر که در دوره پسا داعش ظهور کرده اند، از دست بدهد.با این حال، ماهیت سیستم انتخاباتی متزلزل و سست عراق این پیام را می دهد که بسیاری از مانورهای سیاسی پس از انتخابات پارلمانی که اخیر رخ خواهد داد و اینجاست که نقش صدر را لمس می کنیم.فورد یادآور شد: «تصور اینکه افرادی که دارای مقداری تجربه در مذاکره با سایر احزاب سیاسی هستند، در فضای پس از انتخابات وضعیت بهتری خواهند داشت، چندان سخت نیست و صدر از حداقل یک سال گذشته کار روی این موضوع را آغاز کرده است».برای درک اینکه چگونه مردی که از جایگاه و موقعیت حمایتی و پشتیبانی مستحکم، اما در حاشیه برخوردار است، می تواند از لحاظ سیاسی مهم باقی بماند، لازم است که وضعیت سیاسی عراق را بررسی کرد.چه بسا ممکن است، چشم انداز انتخابات عراق بیش از هر زمان دیگری شاهد شکاف و تقسیم شود.. چراکه نشانه های چندانی از همبستگی شیعیان به ویژه در حزب حاکم «الدعوه» به ریاست «حیدر العبادی»، نخست وزیر و سلف او، «نوری المالکی» که رهبری لیست های مختلف سیاسی را برعهده دارد، مشاهده نمی شود.همچنین هیچ رهبر سنی بارزی وجود ندارد و کُردها که تا همین اواخر قدرتمند و تاثیرگذار نشان داده بودند، پس از ناکامی در برابر ارتش عراق بعد از همه پرسی استقلال در سال گذشته هم اکنون بی طرف نشان می دهند.این موجب شده تا این باور شکل گیرد که در این دور از انتخابات هیچ جناح پارلمانی نخواهد توانست، ۳۲۸ کرسی را احراز کند.در چنین سناریویی صدر می تواند نقش و نفوذ زیادی داشته باشد؛ موضوعی که «بن ون هوفلین»، سردبیر نشریه «گزارش نفت عراق» نیز درباره آن با من سخن گفت و تصریح کرد: با توجه به این واقعیت تاریخی که صدری ها همواره به خوبی سازماندهی شده نشان داده اند، به نظر من، صدر دارای امتیاز و مزیت نسبی در مقایسه با دیگران است. حامیان و طرفداران او از طیف های مردمی هستند و به شکلی ویژه به تغییر در قدرت سیاسی تکیه نمی کنند. از لحاظ تعداد کرسی هایی که در مجلس رهبری خواهد کرد و از نظر وفاداری که از نمایندگان و جناح وی در پارلمان انتظار می رود، با توجه به وضعیت سیاسی ناپایدار عراق، تا حدودی قوی و قدرتمند خواهد بود.بخشی از پشتیبانی سیاسی قوی صدر ناشی از پیشینه خانوادگی اوست: عمویش «محمد باقر الصدر»، که مقتدی صدر با دختر وی ازدواج کرده، محقق برجسته شیعه زمان خود بود و پدرش «محمد محمد صادق صدر» در سراسر جهان تشیع از احترام برخوردار است. آنها که از وفاداران به آیات عظام بودند، توسط رژیم صدام کشته شدند. صدر چنین جایگاهی از حیث سطح نفوذ دینی و مذهبی در عراق را ندارد. اما هرآنچه او در اقتدار اخلاقی فاقد آن است، در حوزه نفوذ سیاسی و وفاداری برخوردار است. او سعی کرد، خود را از دیگران به روش های دیگری متمایز کند؛ او نه تنها تمرکز خود را بر مبارزه با فساد متمرکز نمود، بلکه به عنوان یک شهروند عراقی مخالفت خود را با نفوذ ایران و آمریکا در عراق نیز اعلام کرد.اما به باور فورد نکته مهم تر این است که صدر علاقه ای به ایفای نقش سیاسی یا تصدی منصب ...

ادامه مطلب  

ادعاهای عادل الجبیر درباره ایران ارزشی ندارد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش وانانیوز، سخنگوی وزارت خارجه صبح امروز در نشست هفتگی خود در مورد پاسخ اخیر این وزارتخانه به اظهارات مطرح شده در یکی از برنامه های تلویزیونی در مورد بحث برجام، گفت: بحث پاسخگویی به این برنامه تلویزیونی از موضع برجام نبوده بلکه آنچه که در برنامه مذکور مطرح شده با منافع ملی و مسائل کشور در مقطع کنونی مغایرت داشت.سخنگوی وزارت خارجه تاکید کرد: وزارت خارجه به خاطر امنیت ملی و مصالح ملی کشور تصمیم گرفت در مورد آنچه که در این برنامه مطرح شده شفاف سازی کند و در این ارتباط پاسخی را منتشر کرد.وی ادامه داد: هدف وزارت خارجه از این پاسخ، برنامه مذکور و یا گوینده آن برنامه نبوده است. آنچه که مهم بود بحث محتوایی بود که در این برنامه در خصوص برجام مطرح شد.سخنگوی وزارت خارجه با بیان این که سفر وزیر امور خارجه فرانسه در دستور کار است ولی دستور کار این سفر هنوز تنظیم نشده و نهایی نشده است، گفت: ما صحبت های زیادی با طرف فرانسوی در جریان این سفر خواهیم داشت و دیدگاه های خود در مورد مسائل مختلف از جمله منطقه را بیان می کنیم و دیدگاه های آن ها را نیز می شنویم .وی افزود: همواره تلاش ایران در راستای ایجاد صلح و ثبات در منطقه بوده است.سخنگوی وزارت خارجه در ادامه صحبت های خود در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی در مورد ادعاهای اخیر عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان مبنی بر اینکه ایران با هدف تعرض به عربستان موشک در اختیار حوثی های یمن می گذارد، گفت: من فکر می کنم آقای الجبیر برای اینگونه صحبت ها زنده است و اگر اینگونه صحبت ها را از وی بگیریم هویتی برای او باقی نمی ماند.وی با بیان اینکه تصور شخص من این است که جهان با این کاراکتر و شخصیت آقای جبیر تا حد زیادی آشناست، ادامه داد: علیرغم تکرار اینگونه ادعاها باید به این موضوع توجه داشت که عربستان در حال حاضر در مشکلات خود غوطه ور است و جبیر نمی تواند با اینگونه سخنان و ادعاها خود را تطهیر کند و مشکلاتی که وجود دارد را بپوشاند.قاسمی با اشاره به جنایت های عربستان در یمن، ادامه داد: به نظرم نباید برای اینگونه حرف ها و ادعاها ارزشی قائل شد.این دیپلمات ارشد کشورمان در مورد آخرین پیگیری های کشور و وزارت خارجه در مورد سرنوشت سرباز ربوده شده در میرجاوه در اردیبهشت سال جاری، تصریح کرد: این پرونده هنوز مفتوح است. تماس ها و رایزنی هایی بین مقامات امنیتی، نظامی و اطلاعاتی دو کشور در جریان است و امیدواریم که مسائل مرتبط با این موضوع هر چه زودتر به نتیجه برسد.وی همچنین به اهمیت همکاری های ایران و پاکستان در زمینه های مرزی اشاره کرد و افزود: پاکستانی ها در این ارتباط وعده هایی دادند و امیدواریم با تحقق این وعده ها شاهد وضعیت بهتری در مرزهای مشترک دو کشور باشیم.سخنگوی وزارت خارجه همچنین در پاسخ به سوالی در ارتباط با موضوع رفتن زائران ایرانی به سوریه و فراهم شدن تسهیلات لازم در این ارتباط، گفت: این موضوع ربطی به وزارت خارجه ندارد و جزئیات در این ارتباط را از سازمان حج و زیارت پیگیر شوید.وی همچنین در مورد فراهم شدن امکان سفر خانواده های جان باختگان نفتکش سانچی به چین و برخی از مسائل که در این زمینه در مورد عملکرد وزارت خارجه مطرح است، تصریح کرد: از ابتدایی که این موضوع اتفاق افتاد ستادی در وزارت خارجه مسئولیت پیگیری این موضوع را بر عهده داشت و دستورالعمل های لازم در این ارتباط به سفارت ایران در چین و کنسولگری کشورمان در شانگهای ارائه شد.قاسمی همچنین به همکاری های وزارت خارجه با دیگر دستگاه های مسئول در این زمینه اشاره کرد و افزود: وزارت خارجه این آمادگی را دارد که هرگونه کمکی که خانواده های جان باختگان نفتکش سانچی برای سفر به چین احتیاج داشته باشند را به آنها ارائه کند. ما از ارائه هیچگونه کمکی در این ارتباط دریغ نمی کنیم.سخنگوی وزارت خارجه پرونده نفتکش سانچی را پرونده پیچیده و باز عنوان کرد و تاکید کرد: باید صبر کرد تا جعبه سیاه آن مورد بازخوانی قرار گیرد و گزارش های دقیق در این ارتباط تهیه شود.وی همچنین در پاسخ به سوال در مورد ادعای برخی از رسانه های آلمانی به نقل از دادستانی این کشور مبنی بر اینکه منزل چند خانواده ایرانی به جرم جاسوسی مورد تفتیش قرار گرفته و همچنین درخواست کمیته آمریکاییان یهودی از آلمان مبنی بر درخواست از دولت این کشور جهت اخراج سفیر ایران به اتهام جاسوسی، تصریح کرد: اینها ادامه جنگ های روانی و فرافکنی است که علیه ایران صورت می گیرد. اتهاماتی است که از برخی از محافل خاص بخصوص رژیم صهیونیستی نشات می گیرد.قاسمی با بیان اینکه آنها از گسترش روابط ایران و آلمان نگران و ناراحت هستند و از امکانات خود برای ایجاد خدشه در این روابط استفاده می کنند، تصریح کرد: ما در این خصوص با دولت آلمان در تماس هستیم. آنچه که در این زمینه مطرح است یک بحث روانی و رسانه ای است که توسط محافل صهیونیستی مطرح می شود.سخنگوی وزارت خارجه در ادامه گفت وگوی خود با خبرنگاران در پاسخ به اظهارات منتشر شده به نقل از وزارت امور خارجه فرانسه مبنی بر اینکه ما گفت وگوهایی با مقامات ایرانی در مورد بحث موشک های بالستیک پیش از این داشته ایم، اظهار کرد: اگر چنین نقل قولی از ایشان مطرح شده است، تکذیب می شود ما مذاکراتی در مورد مسائل موشکی نداشته ایم. ما همانطور که پیش از این گفته ایم در ارتباط با مسائل دفاعی و موشکی مان مذاکره ای با هیچ کس نداریم این خط قرمز ما است و موضع ما در این ارتباط مشخص است.بهرام قاسمی با بیان اینکه موضع جمهوری اسلامی ایران در این ارتباط تغییرناپذیر است خاطر نشان کرد: پیرامون برخی از مسائل منطقه ای می توانیم رایزنی ها و گفت وگوهایی داشته باشیم ولی همانطور که پیش از این نیز گفته ایم ما خط قرمزهایی داریم و اجازه ورود دیگران به این خط قرمزها را نمی دهیم.این دیپلمات ارشد کشورمان در پاسخ به سوالی در مورد اخبار منتشر شده مبنی بر آغاز انجام مذاکرات بانکی بین ایران و اتحادیه اروپا و اینکه این مذاکرات در چه سطحی است، توضیح داد: مسائل بانکی یکی از مباحث جدی در حوزه روابط خارجی ما است و ما این موضوع را به صورت جدی پیگیری می کنیم این مذاکرات مدتها است که بین طرفهای ایرانی و اروپایی و همچنین غیراروپایی از جمله در حوزه آسیا در جریان است. ما موضوع استفاده بیشتر از تسهیلات بانکی و تعامل با بنگاه های اقتصادی در این ارتباط را پیگیری می کنیم.وی همچنین به اقدامات بانک مرکزی و دیگر نهادهای ذیربط در این ارتباط اشاره کرد و افزود: آن بخش که در حوزه دیپلماسی اقتصادی قرار می گیرد از طریق نمایندگی های ایران در خارج از کشور دنبال می شود. ما طی ماه های گذشته به توافقات خوبی رسیده ایم که نمونه آن مذاکرات و گفت وگوهایی بود که در این ارتباط با ایتالیا در مورد بحث پنج میلیارد انجام دادیم و قرار شده که آنها هرچه زودتر تسهیلات اولیه تحقق این موضوع را فراهم کنند و ما امیدواریم هرچه زودتر این اقدام انجام شود.وی همچنین در پاسخ به سوالی در مورد تیتر امروز صبح یکی از روزنامه ها در ارتباط با تغییرات ساختار در وزارت خارجه و تاکید این روزنامه مبنی بر اینکه این تغییرات باعث افزایش بی سابقه اختیارات وزیرامورخارجه شده و از دیگر سو قرار گرفتن سید عباس عراقچی در معاونت سیاسی این وزارتخانه ممکن است زمینه را برای بده بستان های برجامی در معادلات منطقه ای فراهم کند، گفت: من کاری به هیچ روزنامه ای ندارم و در اینجا می توانم توضیحاتی را در مورد ساختار جدید وزارت خارجه ارائه دهم.قاسمی با بیان اینکه از چند ماه گذشته بحث جدی در این ارتباط مطرح بوده است، خاطر نشان کرد: ساختار جدید در وزارت خارجه از ابتدای بهمن ماه در این وزارتخانه اجرایی شده و این تغییر ساختار شاید یکی از مهمترین تغییرات ساختاری است که در این وزارتخانه انجام گرفته است.وی با بیان اینکه این تغییرات جامع است و تمام بخشهای وزارت خارجه را در بر می گیرد تاکید کرد: هدف عمده این تغییر ساختار تطبیق شرایط وزارت خارجه با شرایط منطقه ای، جهانی و داخل کشور است. در واقع یکی از اهداف عمده از این موضوع چابک سازی وزارت خارجه و کاستن از لایه های مدیریتی بوده است.قاسمی با بیان اینکه براساس این تغییر ساختار لایه های کارشناسی در این وزارتخانه مورد توجه جدی تری قرار می گیرد ادامه داد: براساس این ساختار هشت اداره دو جانبه با اختیارات وسیعی فعالیت می کنند.این دیپلمات ارشد کشورمان در واکنش به پرسشی در مورد پیشنهاد مجدد وزیرامورخارجه در ارتباط با تشکیل مجمع گفت وگوی منطقه ای با حضور کشورهای منطقه در حالیکه برخی از کشورهای منطقه به صراحت انجام به اقدامات خصمانه علیه ایران کرده اند و مقام معظم رهبری نیز در سخنان خود به این اقدامات خصمانه اشاره کرده اند، گفت: منطقه یک کشور خاص نیست. همه منطقه را نمی توان در قالب یک کشور خاص محدود کرد. منطقه متشکل از تعدادی از کشورها است که ما با تعداد زیادی از آنها روابط سازنده داریم. ما معتقدیم که امنیت و ثبات در منطقه محصول کار جمعی تمام کشورهای منطقه است و باید این کشورها با همکاری هم مسائلی که در منطقه وجود دارد را حل کنند.وی در پاسخ به این سوال که آیا چنین پیشنهادی عملی است، توضیح داد: خیلی از مسائل ممکن است در سطح جهان و در عرصه عمل دشوار و سخت باشند ولی این سختی به این معنا نیست که شما ایده های خود را فراموش کنید. باید برای تحقق این ایده ها تلاش کرد.قاسمی با بیان اینکه این منطقه شاهد جنگ ها و درگیری های زیادی در چند سال اخیر بوده است، گفت: باید در یک محیط خردمندانه تمام کشورهای منطقه به این جمع بندی برسند که ثبات و امنیت هر کشوری منوط به ایجاد ثبات و امنیت در کل منطقه است.سخنگوی وزارت خارجه در واکنش به این موضوع که برخی معتقدند بیانیه اخیر وزارت خارجه در مورد یکی از برنامه های تلویزیونی در ارتباط با برجام مغایر با شعار دولت در ارتباط با نقدپذیری است توضیح داد: من تناقضی نمی بینم. وقتی سخن نادرستی مطرح می شود باید شفاف سازی شود و این کار در چارچوب نقد است. نقد به این معنا نیست که یک طرف می تواند سخن بگوید و طرف دیگر سخن نگوید.وی در پاسخ به این سوال که برخی معتقدند این بیاینه تند بوده است، گفت: خود این بیانیه نیز می تواند نقد شود و ما مشکلی با این موضوع نداریم.سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان در مورد عملیات اخیر ارتش ترکیه در شمال سوریه و ادعای برخی از روزنامه های ترکیه مبنی بر اینکه این کشور، سفیر ایران در ترکیه را در جریان این عملیات قرار داده است و اینکه این عملیات با چراغ سبز روسیه انجام شده است، اظهار کرد: ما به طور معمول روابط و گفت وگوهایی را با همسایگان خود از جمله ترکیه داریم و ایران، ترکیه و روسیه در نشست آستانه حضور دارند و با یکدیگر در مورد مساله سوریه رایزنی و گفت وگو دارند.وی با بیان اینکه ما نظرمان را در مورد اقدامات اخیر ترکیه در شمال سوریه روز گذشته در قالب بیانیه ای منتشر کردیم، ادامه داد: مسائل سوریه برای ما مهم است و با دقت تمام آن را مورد توجه قرار می دهیم، رصد می کنیم و معتقدیم که باید هر چه زودتر این عملیات متوقف شود و باید همچنان در مسیر روند آستانه تلاش های سازنده خود را برای حل موضوع سوریه دنبال کنیم و ادامه چنین روندی می تواند منجر به بازگشت تروریست ها به سوریه شود و این به مصلحت منطقه و سوریه نیست. از دیگر سو بر حفظ تمامیت ارضی سوریه و احترام گذاشتن به آن تاکید داریم.قاسمی همچنین با ارائه توضیحاتی در ارتباط با اقدامات صورت گرفته برای حل مشکل بانکی که برای برخی از حساب های ایرانیان در چین ایجاد شده بود، گفت: بخش عمده ای از این موضوع حل و فصل شده، ما روابط تجاری گسترده ای با چین داریم و این انتظار را داریم که تسلیحات بیشتری را برای تجار ایرانی فراهم کنند.وی همچنین در مورد ادعای نشریه اشپیگل آلمان مبنی بر اینکه سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس درصدد هستند که تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کنند، گفت: آنچه که در این زمینه مطرح شده یک بحث رسانه ای است و ما چنین سیگنالی را از آلمان نداشتیم.این دیپلمات ارشد کشورمان به روابط ایران و آلمان و تلاش دو کشور برای گسترش این روابط اشاره کرد و گفت: این روابط می تواند سیر تعالی خود را با افزایش همکاری های دو کشور طی کند. در مقطع کنونی نباید اینگونه اخبار را جدی گرفت و از دیگر سو مهم است که دو طرف (ایران و آ ...

ادامه مطلب  

ادعاهای الجبیر ارزشی ندارد/سیگنالی از اروپایی ها مبنی بر اعمال تحریم جدید علیه ایران نداریم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس، سخنگوی وزارت خارجه صبح امروز در نشست هفتگی خود در مورد پاسخ اخیر این وزارتخانه به اظهارات مطرح شده در یکی از برنامه های تلویزیونی در مورد بحث برجام، گفت: بحث پاسخگویی به این برنامه تلویزیونی از موضع برجام نبوده بلکه آنچه که در برنامه مذکور مطرح شده با منافع ملی و مسائل کشور در مقطع کنونی مغایرت داشت. سخنگوی وزارت خارجه تاکید کرد: وزارت خارجه به خاطر امنیت ملی و مصالح ملی کشور تصمیم گرفت در مورد آنچه که در این برنامه مطرح شده شفاف سازی کند و در این ارتباط پاسخی را منتشر کرد. وی ادامه داد: هدف وزارت خارجه از این پاسخ، برنامه مذکور و یا گوینده آن برنامه نبوده است. آنچه که مهم بود بحث محتوایی بود که در این برنامه در خصوص برجام مطرح شد. سخنگوی وزارت خارجه با بیان این که سفر وزیر امور خارجه فرانسه در دستور کار است ولی دستور کار این سفر هنوز تنظیم نشده و نهایی نشده است، گفت: ما صحبت های زیادی با طرف فرانسوی در جریان این سفر خواهیم داشت و دیدگاه های خود در مورد مسائل مختلف از جمله منطقه را بیان می کنیم و دیدگاه های آن ها را نیز می شنویم . وی افزود: همواره تلاش ایران در راستای ایجاد صلح و ثبات در منطقه بوده است.سخنگوی وزارت خارجه در ادامه صحبت های خود در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی در مورد ادعاهای اخیر عادل الجبیر وزیر امور خارجه عربستان مبنی بر اینکه ایران با هدف تعرض به عربستان موشک در اختیار حوثی های یمن می گذارد، گفت: من فکر می کنم آقای الجبیر برای اینگونه صحبت ها زنده است و اگر اینگونه صحبت ها را از وی بگیریم هویتی برای او باقی نمی ماند. وی با بیان اینکه تصور شخص من این است که جهان با این کاراکتر و شخصیت آقای جبیر تا حد زیادی آشناست، ادامه داد: علیرغم تکرار اینگونه ادعاها باید به این موضوع توجه داشت که عربستان در حال حاضر در مشکلات خود غوطه ور است و جبیر نمی تواند با اینگونه سخنان و ادعاها خود را تطهیر کند و مشکلاتی که وجود دارد را بپوشاند. قاسمی با اشاره به جنایت های عربستان در یمن، ادامه داد: به نظرم نباید برای اینگونه حرف ها و ادعاها ارزشی قائل شد.این دیپلمات ارشد کشورمان در مورد آخرین پیگیری های کشور و وزارت خارجه در مورد سرنوشت سرباز ربوده شده در میرجاوه در اردیبهشت سال جاری، تصریح کرد: این پرونده هنوز مفتوح است. تماس ها و رایزنی هایی بین مقامات امنیتی، نظامی و اطلاعاتی دو کشور در جریان است و امیدواریم که مسائل مرتبط با این موضوع هر چه زودتر به نتیجه برسد. وی همچنین به اهمیت همکاری های ایران و پاکستان در زمینه های مرزی اشاره کرد و افزود: پاکستانی ها در این ارتباط وعده هایی دادند و امیدواریم با تحقق این وعده ها شاهد وضعیت بهتری در مرزهای مشترک دو کشور باشیم.سخنگوی وزارت خارجه همچنین در پاسخ به سوالی در ارتباط با موضوع رفتن زائران ایرانی به سوریه و فراهم شدن تسهیلات لازم در این ارتباط، گفت: این موضوع ربطی به وزارت خارجه ندارد و جزئیات در این ارتباط را از سازمان حج و زیارت پیگیر شوید.وی همچنین در مورد فراهم شدن امکان سفر خانواده های جان باختگان نفتکش سانچی به چین و برخی از مسائل که در این زمینه در مورد عملکرد وزارت خارجه مطرح است، تصریح کرد: از ابتدایی که این موضوع اتفاق افتاد ستادی در وزارت خارجه مسئولیت پیگیری این موضوع را بر عهده داشت و دستورالعمل های لازم در این ارتباط به سفارت ایران در چین و کنسولگری کشورمان در شانگهای ارائه شد. قاسمی همچنین به همکاری های وزارت خارجه با دیگر دستگاه های مسئول در این زمینه اشاره کرد و افزود: وزارت خارجه این آمادگی را دارد که هرگونه کمکی که خانواده های جان باختگان نفتکش سانچی برای سفر به چین احتیاج داشته باشند را به آنها ارائه کند. ما از ارائه هیچگونه کمکی در این ارتباط دریغ نمی کنیم. سخنگوی وزارت خارجه پرونده نفتکش سانچی را پرونده پیچیده و باز عنوان کرد و تاکید کرد: باید صبر کرد تا جعبه سیاه آن مورد بازخوانی قرار گیرد و گزارش های دقیق در این ارتباط تهیه شود.وی همچنین در پاسخ به سوال خبرنگار ایسنا در مورد ادعای برخی از رسانه های آلمانی به نقل از دادستانی این کشور مبنی بر اینکه منزل چند خانواده ایرانی به جرم جاسوسی مورد تفتیش قرار گرفته و همچنین درخواست کمیته آمریکاییان یهودی از آلمان مبنی بر درخواست از دولت این کشور جهت اخراج سفیر ایران به اتهام جاسوسی، تصریح کرد: اینها ادامه جنگ های روانی و فرافکنی است که علیه ایران صورت می گیرد. اتهاماتی است که از برخی از محافل خاص بخصوص رژیم صهیونیستی نشات می گیرد.قاسمی با بیان اینکه آنها از گسترش روابط ایران و آلمان نگران و ناراحت هستند و از امکانات خود برای ایجاد خدشه در این روابط استفاده می کنند، تصریح کرد: ما در این خصوص با دولت آلمان در تماس هستیم. آنچه که در این زمینه مطرح است یک بحث روانی و رسانه ای است که توسط محافل صهیونیستی مطرح می شود.سخنگوی وزارت خارجه در ادامه گفت وگوی خود با خبرنگاران در پاسخ به اظهارات منتشر شده به نقل از وزارت امور خارجه فرانسه مبنی بر اینکه ما گفت وگوهایی با مقامات ایرانی در مورد بحث موشک های بالستیک پیش از این داشته ایم، اظهار کرد: اگر چنین نقل قولی از ایشان مطرح شده است، تکذیب می شود ما مذاکراتی در مورد مسائل موشکی نداشته ایم. ما همانطور که پیش از این گفته ایم در ارتباط با مسائل دفاعی و موشکی مان مذاکره ای با هیچ کس نداریم این خط قرمز ما است و موضع ما در این ارتباط مشخص است. بهرام قاسمی با بیان اینکه موضع جمهوری اسلامی ایران در این ارتباط تغییرناپذیر است خاطر نشان کرد: پیرامون برخی از مسائل منطقه ای می توانیم رایزنی ها و گفت وگوهایی داشته باشیم ولی همانطور که پیش از این نیز گفته ایم ما خط قرمزهایی داریم و اجازه ورود دیگران به این خط قرمزها را نمی دهیم. این دیپلمات ارشد کشورمان در پاسخ به سوالی در مورد اخبار منتشر شده مبنی بر آغاز انجام مذاکرات بانکی بین ایران و اتحادیه اروپا و اینکه این مذاکرات در چه سطحی است، توضیح داد: مسائل بانکی یکی از مباحث جدی در حوزه روابط خارجی ما است و ما این موضوع را به صورت جدی پیگیری می کنیم این مذاکرات مدتها است که بین طرفهای ایرانی و اروپایی و همچنین غیراروپایی از جمله در حوزه آسیا در جریان است. ما موضوع استفاده بیشتر از تسهیلات بانکی و تعامل با بنگاه های اقتصادی در این ارتباط را پیگیری می کنیم. وی همچنین به اقدامات بانک مرکزی و دیگر نهادهای ذیربط در این ارتباط اشاره کرد و افزود: آن بخش که در حوزه دیپلماسی اقتصادی قرار می گیرد از طریق نمایندگی های ایران در خارج از کشور دنبال می شود. ما طی ماه های گذشته به توافقات خوبی رسیده ایم که نمونه آن مذاکرات و گفت وگوهایی بود که در این ارتباط با ایتالیا در مورد بحث پنج میلیارد انجام دادیم و قرار شده که آنها هرچه زودتر تسهیلات اولیه تحقق این موضوع را فراهم کنند و ما امیدواریم هرچه زودتر این اقدام انجام شود.وی همچنین در پاسخ به سوالی در مورد تیتر امروز صبح یکی از روزنامه ها در ارتباط با تغییرات ساختار در وزارت خارجه و تاکید این روزنامه مبنی بر اینکه این تغییرات باعث افزایش بی سابقه اختیارات وزیرامورخارجه شده و از دیگر سو قرار گرفتن سید عباس عراقچی در معاونت سیاسی این وزارتخانه ممکن است زمینه را برای بده بستان های برجامی در معادلات منطقه ای فراهم کند، گفت: من کاری به هیچ روزنامه ای ندارم و در اینجا می توانم توضیحاتی را در مورد ساختار جدید وزارت خارجه ارائه دهم. قاسمی با بیان اینکه از چند ماه گذشته بحث جدی در این ارتباط مطرح بوده است، خاطر نشان کرد: ساختار جدید در وزارت خارجه از ابتدای بهمن ماه در این وزارتخانه اجرایی شده و این تغییر ساختار شاید یکی از مهمترین تغییرات ساختاری است که در این وزارتخانه انجام گرفته است. وی با بیان اینکه این تغییرات جامع است و تمام بخشهای وزارت خارجه را در بر می گیرد تاکید کرد: هدف عمده این تغییر ساختار تطبیق شرایط وزارت خارجه با شرایط منطقه ای، جهانی و داخل کشور است. در واقع یکی از اهداف عمده از این موضوع چابک سازی وزارت خارجه و کاستن از لایه های مدیریتی بوده است. قاسمی با بیان اینکه براساس این تغییر ساختار لایه های کارشناسی در این وزارتخانه مورد توجه جدی تری قرار می گیرد ادامه داد: براساس این ساختار هشت اداره دو جانبه با اختیارات وسیعی فعالیت می کنند.این دیپلمات ارشد کشورمان در واکنش به پرسشی در مورد پیشنهاد مجدد وزیرامورخارجه در ارتباط با تشکیل مجمع گفت وگوی منطقه ای با حضور کشورهای منطقه در حالیکه برخی از کشورهای منطقه به صراحت انجام به اقدامات خصمانه علیه ایران کرده اند و مقام معظم رهبری نیز در سخنان خود به این اقدامات خصمانه اشاره کرده اند، گفت: منطقه یک کشور خاص نیست. همه منطقه را نمی توان در قالب یک کشور خاص محدود کرد. منطقه متشکل از تعدادی از کشورها است که ما با تعداد زیادی از آنها روابط سازنده داریم. ما معتقدیم که امنیت و ثبات در منطقه محصول کار جمعی تمام کشورهای منطقه است و باید این کشورها با همکاری هم مسائلی که در منطقه وجود دارد را حل کنند. وی در پاسخ به این سوال که آیا چنین پیشنهادی عملی است، توضیح داد: خیلی از مسائل ممکن است در سطح جهان و در عرصه عمل دشوار و سخت باشند ولی این سختی به این معنا نیست که شما ایده های خود را فراموش کنید. باید برای تحقق این ایده ها تلاش کرد. قاسمی با بیان اینکه این منطقه شاهد جنگ ها و درگیری های زیادی در چند سال اخیر بوده است، گفت: باید در یک محیط خردمندانه تمام کشورهای منطقه به این جمع بندی برسند که ثبات و امنیت هر کشوری منوط به ایجاد ثبات و امنیت در کل منطقه است.سخنگوی وزارت خارجه در واکنش به این موضوع که برخی معتقدند بیانیه اخیر وزارت خارجه در مورد یکی از برنامه های تلویزیونی در ارتباط با برجام مغایر با شعار دولت در ارتباط با نقدپذیری است توضیح داد: من تناقضی نمی بینم. وقتی سخن نادرستی مطرح می شود باید شفاف سازی شود و این کار در چارچوب نقد است. نقد به این معنا نیست که یک طرف می تواند سخن بگوید و طرف دیگر سخن نگوید. وی در پاسخ به این سوال که برخی معتقدند این بیاینه تند بوده است، گفت: خود این بیانیه نیز می تواند نقد شود و ما مشکلی با این موضوع نداریم. سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان در مورد عملیات اخیر ارتش ترکیه در شمال سوریه و ادعای برخی از روزنامه های ترکیه مبنی بر اینکه این کشور، سفیر ایران در ترکیه را در جریان این عملیات قرار داده است و اینکه این عملیات با چراغ سبز روسیه انجام شده است، اظهار کرد: ما به طور معمول روابط و گفت وگوهایی را با همسایگان خود از جمله ترکیه داریم و ایران، ترکیه و روسیه در نشست آستانه حضور دارند و با یکدیگر در مورد مساله سوریه رایزنی و گفت وگو دارند.وی با بیان اینکه ما نظرمان را در مورد اقدامات اخیر ترکیه در شمال سوریه روز گذشته در قالب بیانیه ای منتشر کردیم، ادامه داد: مسائل سوریه برای ما مهم است و با دقت تمام آن را مورد توجه قرار می دهیم، رصد می کنیم و معتقدیم که باید هر چه زودتر این عملیات متوقف شود و باید همچنان در مسیر روند آستانه تلاش های سازنده خود را برای حل موضوع سوریه دنبال کنیم و ادامه چنین روندی می تواند منجر به بازگشت تروریست ها به سوریه شود و این به مصلحت منطقه و سوریه نیست. از دیگر سو بر حفظ تمامیت ارضی سوریه و احترام گذاشتن به آن تاکید داریم. قاسمی همچنین با ارائه توضیحاتی در ارتباط با اقدامات صورت گرفته برای حل مشکل بانکی که برای برخی از حساب های ایرانیان در چین ایجاد شده بود، گفت: بخش عمده ای از این موضوع حل و فصل شده، ما روابط تجاری گسترده ای با چین داریم و این انتظار را داریم که تسلیحات بیشتری را برای تجار ایرانی فراهم کنند.وی همچنین در مورد ادعای نشریه اشپیگل آلمان مبنی بر اینکه سه کشور آلمان، فرانسه و انگلیس درصدد هستند که تحریم های جدیدی را علیه ایران اعمال کنند، گفت: آنچه که در این زمینه مطرح شده یک بحث رسانه ای است و ما چنین سیگنالی را از آلمان نداشتیم. این دیپلمات ارشد کشورمان به روابط ایران و آلمان و تلاش دو کشور برای گسترش این روابط اشاره کرد و گفت: این روابط می تواند سیر تعالی خود را با افزایش همکاری های دو کشور طی کند. در مقطع کنونی نباید اینگونه اخبار را جدی گرفت و از دیگر سو مهم است که دو طرف (ایران ...

ادامه مطلب  

ناگفته هایی از مأموریت «بخش التقاط» اطلاعات سپاه/ "آرمین" و "عرب سرخی" می گفتند باید مثل ساواک بازجویی کنیم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی:"بخش التقاط واحد اطلاعات سپاه"؛ شاید کمتر کسی بداند زمانی واحد اطلاعات سپاه پاسداران چنین بخشی با چنین عنوانی داشته است، بخشی که مسئول برخورد با منافقین بود و نام "حاج اکبر براتی" با نام این واحد پیوند خورده است.«اکبر براتی» نامی آشنا برای نسلی از مبارزان انقلابی است. براتی متولد سال 1335 متولد خیابان ایران است. وی پیش از انقلاب عضو گروه توحیدی صف بود، یکی از 7 گروهی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند و چهره اصلی این گروه شهید محمد بروجردی بود. براتی در سال 59 از سازمان مجاهدین کناره گیری کرد و به خدمت سپاه درآمد.او که پیش از انقلاب طلبه بود، در روزهای اول پیروزی انقلاب از اعضای اولیه سپاه شد که کنار شهید بروجردی و مصطفی تحیری وظیفه حفاظت از امام(ره) را از لحظه ورود به کشور در فرودگاه مهرآباد تا روزهای بعد از پیروزی انقلاب در مدرسه رفاه به عهده داشت.براتی از جمله مسئولان امنیتی است که تحلیل ها و خاطرات بسیار شنیدنی از دوران مسئولیتش دارد اگرچه هرگز از خطوط محرمانه و قرمز عبور نمی کند اما دعوت خبرنگاران تسنیم را پذیرفت تا به بیان برخی از خاطرات آن زمان بپردازد.وی مربی آموزش نظامی بسیاری از نیروهای انقلاب و از اعضای حلقه تشکیل دهنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و از مسئولان اطلاعات سپاه در دهه 60 محسوب می شود. اولین مأموریت او در اطلاعات سپاه، قائم مقامی اطلاعات سپاه در غرب کشور بود. بعد از آن به بخش التقاط واحد اطلاعات سپاه آمد و به جنگل های شمال رفت تا با منافقینی که در عمق جنگل در حال کشتار مردم بی گناه بودند، برخورد کند.براتی بعد از پایان مسئولیتش در شمال، جزو مؤسسان قرارگاه رمضان بود. مدتی به وزارت اطلاعات و وزارت کشور رفت. او این روزها هرچند کاری نمی کند اما بازنشسته هم نیست و می گوید هرگز از سپاه و وزارت اطلاعات حقوقی نگرفته است.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگویی هایی در قالب تاریخ شفاهی با شاهدان، ناظران و راویان عینی دهه 60 که خود در زمره نقش آفرینان تاریخ انقلاب اسلامی هستند به ناگفته ها و کمترگفته های این دهه با تمرکز بر اقدامات جلادان آن دوره یعنی منافقین خواهند پرداخت.در این میان هر کدام از این راویان در کسوت های مختلف در دهه 60 قرار داشته اند؛ به طور مثال یکی عضو تیم حفاظت مسئولین بوده، دیگری در مقام قاضی و حاکم شرع نشسته بود، آن یکی مسئولیت زندان اوین را به عهده داشته و دیگری از مسئولان امنیتی وقت بوده است. این گفت وگوها و گزارش ها (از یک شنبه، 11 تیر) در قالب "پرونده دهه 60؛ یک دهه یک قرن" در سرویس سیاسی خبرگزاری تسنیم منتشر شده که می توانید برای خواندن آنها اینجا را کلیک کنید.آنچه پیشِ روی شماست مشروح 3 ساعت مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با یکی از مسئولان امنیتی کشور در دهه 60 است که تقدیم تان می شود:تسنیم: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. برای ورود به بحث باید این نکته را عرض کرد که اخیراً بحث اهمیت دهه 60 پس از فرمایش رهبر معظم انقلاب در محافل گوناگون مطرح شده است. ایشان دهه شصت را دهه خشن ترین تروریسم در کشور خواندند و هشدار دادند "جای شهید و جلاد در این دهه عوض نشود". با توجه به مسئولیت هایی که شما در ابتدای آن دهه به صورت مستقیم با تروریسم آنهم در واحد اطلاعات سپاه داشتید، ویژگی های این دهه را چگونه می بینید؟بسم الله الرحمن الرحیم. خوشبختانه اکنون جوان های انقلابی از طریق ناامنی های تروریستی که در منطقه وجود دارد با مفاهیمی مثل تروریسم یک مقدار آشنا شدند. آنهایی که خط مقدم هستند که با جانشان رفتند و با باورهای دینی و اعتقادی شان ایستاده اند و دارند وظایفشان را به نحو احسن انجام می دهند. آنهایی هم که از دور می بینند در هر صورت با یک مفاهیمی از "تروریسم کور" امروزی، آشنا شدند. من هم چون یک انسان اهل دوربین نبوده و دوست ندارم خودم مطرح و دنبال بهره ای باشم -که شاید این به دلیل آثار اخلاقی امام و شاگردان او باشد- ولی ضرورت این کار می طلبد یک مراکز دلسوز و رسانه ای بیایند به میدان و این بحث دهه شصت را کاملا باز کنند.** شکل جدید تروریسم از داخل ایران شروع شدتروریسم با شکل جدیدش از داخل و مرکز ایران شروع شد. یک روزی شما اسم داعش را بردارید مفهومش را بگذارید. یعنی جریان نهضت امام خمینی بر چارچوب اسلام ناب محمدی از بعد از انقلاب اسلامی شروع می شود و چه کسانی در دنیا هستند که تصمیم می گیرند تا این انقلاب را متوقف کنند و بعد به عقب رانده و ریشه کن کنند.به دلیل مشیت الهی و استواری امام(ره) و شاگردان شان، خداوند خون بهای جوان های رشید این انقلاب را استقامت و پیروزی و پیشرفت قرار داد و اِلا این جریانات درست شد که ما را در مرزهای ایران محصور کنند، انقلاب امام را محصور کنند و همین جا ریشه کن کنند. وقتی ندای انقلاب اسلامی از جنوب لبنان بلند شد، ورژن های بعدی تروریسم تولید شد، برای اینکه باز هر قطعه ای از این سرانگشتان انقلاب اسلامی را یکجایی محدود و بعد قطع کنند. بعضی جاها موفق بودند و بعضی جاها هم الحمدالله موفق نبودند، اما این در گروی کسانی است که «قالو ربنا الله ثم استقاموا» رفتارشان بود و ایستادگی کردند. متاسفانه این بحث ها را ما در حد سخنرانی و شعار به مردم و جوانان انتقال می دهیم نه بحثی که مبنایش مبنای وحیانی داشته و مبنایش قرآن است.یک جاهایی ممکن است به خودمان ظلم کرده و در حق یکدیگر کوتاهی کرده باشیم ولی در حق دشمنان انقلاب هیچ گونه ظلمی روا نشده چرا که بیشترین دلیل توسعه تروریسم، نفاق و اشکال دیگرش، رحمانیت انقلاب بوده است. امام در همان سال 67 توبه کردند و از خدا خواستند که او را به دلیل اینکه چرا تا این حد با دشمنان انقلاب، رحیم برخورد کردیم، ببخشد. حتی سربسته به مثال فیدل کاسترو اشاره کردند که طرف انقلاب می کند و انقلابش هم حق نیست ولی سیگاری را زیر لبش می گذارد و می گوید تا سیگار تمام نشده باید یک مخالف هم نباشد ولی ما آمدیم همه را پذیرفتیم و به همه امکان دادیم که فعالیت کنند.یک چیزی هم که من از دوستان در مصاحبه های قبلی خواسته بودم و خدمت شما هم عرض می کنم این است که امام خمینی (ره) را باید بازشناسی کرد. اگر امام خمینی(ره) را بازشناسی کنید مواضعش همه مشخص می شود. امام خمینی بازشناسی نمی شود مگر اینکه مبانی اعتقادی و فکری او در نهضت خود و تبدیل شدنش به انقلاب اسلامی، شناسایی شود. اگر باور داریم امام یک مامور الهی و یک توفیق و افتخار برای ملت ما بوده و این تفکر باید بماند تا این پرچم به دست صاحبش برسد، باید افکار او و مبانی قرآنی اش را بازشناسی کنیم تا ماندگار شود. امام خمینی فقط دعای سحر امام نیست، امام در 27 سالگی آن را نوشته است. امام خمینی سالهای بعد از انقلاب اسلامی به مبانی بسیار قدرتمند و حیاتی رسیده بود که اصلا فرصت توضیح نداشت و فقط عمل کرد. دستورات مبارزه با تروریسم کور و جانیان بین المللی از این مبانی است.امام به قول ما طلبه ها "دفع دخل مقرر" کرد که بدانید اینها در آینده چه خواهند کرد. امروز شما ورژن های بعدی اش را در منطقه می بینید که چه خون هایی دارند می ریزند. آن روز رسانه آنقدر در اختیار نبود که همه ملت ایران متوجه بشوند که در هر ساعت چه اتفاقی دارد در کشور می افتد و چند ترور و انفجار انجام می شود.** یک روز با داعشی های وطنی در تهران و اصفهان و خوزستان درگیر بودیممسعود رجوی، خائن و عامل سیا بود. وقتی که همه در زندان مارکسیست شدند و نقاب را کنار زدند، به او گفتند تو در همین مسیر بمان چون بالاخره مارکسیست ها نمی توانند جلوی اسلام در ایران بایستند، مارکسیست ها یک ماموریت هایی داشته و به شوروی هم گرایش دارند و کار خودشان را می کنند، ولی اگر حاکمیت یک روزی به دست مسلمین و روحانیت شیعه بیفتد ما یکی را می خواهیم که با این الفاظ آشنا باشد و بتوانیم داخل این سیستم جایش بدهیم. یک صحبتی امام در جماران کردند که "اینها آن موقع(در نجف) آمدند، می خواستند من را فریب دهند، من دو ماه گذاشتم حرف زدند و به آنها گفتم بروید؛ شما هم خودتان را ضایع می کنید و هم به ملت ضربه می زنید و کارتان هم نتیجه ندارد؛ این اسلامی نیست که شما می شناسید".ما یک تاریخ 100 ساله را در 10 سال حضور امام خمینی طی کردیم. شما اگر بروید در تاریخ های گذشته ایران و جهان بررسی کنید می بینید اتفاقاتی که بتواند یک نظام را یکدفعه صندلی هایش را خالی کند، برای بعضی جاها در طول شاید 100 یا 200 سال اتفاق افتاده است، ولی در اینجا برای یک شب اتفاق می افتاد. ** ماجرای گزارشاتی که منجر به عزل بنی صدر شدما یک روزی با داعش گونه ها در تهران، اصفهان، خوزستان،کرمانشاه، کردستان، آذربایجان و شمال کشور درگیر شدیم. با تقدم و تاخر و مدام یکی یکی پرده ها را کنار زدند و نفاقشان رو شد تا سال 60 که عزل بنی صدر اتفاق افتاد. چند سال است که دوستان می گویند چرا تو این جریان عزل بنی صدر را نگه داشته ای و نمی گویی تا در تاریخ بماند. صدا و سیما می گوید بنی صدر کار را به جایی رساند که امام را عصبانی کرد تا تصمیم آخر را بگیرد. بعد مجلس او را عزل کردند و رفت. این تحلیل صدا و سیما از عزل بنی صدر است در حالی که ما در این قضیه اطلاعاتی به امام رساندیم که بعد از 48 ساعت ایشان آن تصمیم (عزل بنی صدر) را گرفتند.تسنیم: آن اطلاعات چه بود و چه تأثیری در نظر امام نسبت به بنی صدر داشت؟بنی صدر در غرب کشور بود که سقوط کرد. برخی می گویند بنی صدر به تدریج به منافقین متمایل شد اما به بنی صدر دستور داده شد که منافقین از خودمان(دشمنان انقلاب) هستند و با آنها کار کن و اینها کمک تو هستند. بنی صدر 3 روز در غرب کشور بود و صبح روزی که شب آن عزل شد، قرار بود بیاید در سپاه و صبحگاه مشترک سپاه و ارتش را در آنجا به عنوان جانشین فرمانده کل قوا حضور داشته باشد و صحبت کند. ما سپاه را برای او آماده کرده بودیم ولی در عین حال خدا شرایطی را به وجود آورد که ما از جریان جلسات مخفی آنها در قرارگاه مقدم نیروی زمینی در غرب کشور مطلع شدیم و آنها را گزارش کردیم.** رفت وآمد مخفیانه بنی صدر با حزب کومله و باند "سنجابی ها"تسنیم: شما آن زمان اطلاعات غرب کشور بودید؟بله؛ متوجه شدیم که وی با چه کسانی می آید و می رود. چون ما اینها را نه به چهره بلکه به سابقه و جایگاه سازمانی شان می شناختیم. حزب کومله در کردستان دارد با ما می جنگد و جنایت می کند و مردم و پیشمرگان مسلمان کرد را می کشد، آنوقت چطور باید یکی از اعضای مرکزی آنها در اسکورت ریاست جمهوری باشد و بیاید و برود در قرارگاه مقدم ملاقات کند. «گروه سنجابی» که جنایات زیادی به گردنشان بود یک خانواده و یک جریان خان زاده و حاکمیتی بودند که شاه با آنها همکاری می کرد و بعد در کردستان نقش داشتند، چرا دو نفر از اینها باید بیایند و بروند با رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران و جانشین فرمانده کل قوا ملاقات کنند؟منافقینی که همراه وی هستند به عنوان تشریفات و اسکورت رئیس جمهور با کارت و موقعیت و شرایط جانشین فرمانده کل قوا تا مرز به کردستان می روند و دوباره برمی گردند. یگانهای نظامی در مسیر هم با حکم قرارگاه مقدم نزاجا هیچ عکس العملی نمی توانند نشان بدهند. این اتفاقات باعث شد که ما کنترلمان را بالا ببریم.فیلم/ اکبر براتی از ماجرای رفت وآمدهای پنهان بنی صدر با ضدانقلاب می گویدتسنیم: نتایج حاصله از دیدارهای بنی صدر با این گروه ها چه بود؟ آیا یکی از مسائلی که موجب شد امام وی را از فرماندهی کل قوا عزل کند همین دیدارها بود؟نتایج حاصله این بود که قرار شد جانشین فرمانده کل قوا(بنی صدر) به لشکر 81 کرمانشاه و لشگر 64 ارومیه ابلاغ کند که شماها برای دفاع از خوزستان بروید جنوب کشور. در این صورت در کردستان برای پشتیبانی از بچه هایی که به سختی داشتند وجب وجب خاک کردستان را تحویل می گرفتند، چیزی نمی ماند. ** اجازه داشتم برخی اطلاعات را به امام برسانممرحوم شهید بروجردی به مردم می گفت نگران نباشید، سپاه، آمریکایی نیست که اینجا آمده است. آمده است تا به شما یاری برساند که بتوانید روی پای خودتان بایستید تا به نام شما مردم و خلق کرد، سازمان موساد، سیا، و ام آی 6 تصمیم گیری نکنند و همه این گروه ها با یکی از این ها در ارتباط بودند. ما از طریق ارتباطی که با قم داشتیم و من با اجازه ای که از فرماندهی اطلاعات سپاه داشتم، در موارد اضطرار و استثنا اجازه داشتم که مطالب را به امام برسانم و رای شهید بروجردی هم به عنوان فرمانده حاضر در منطقه این بود که شما موظف و مسئول این پرونده هستید. چون شهید بروجردی، من و یک شخص دیگر در جریان بودیم، هیچ کس در جریان این مسائل نبود که اکنون فقط ما دو نفر زنده هستیم.تسنیم: مسئول واحد اطلاعات سپاه آن زمان آقا محسن بود؟بله؛ مسئول واحد اطلاعات سپاه آن زمان خود آقا محسن رضایی بود و هنوز عوض نشده بود. با رعایت مسائل فرماندهی ما مطالب را به امام اطلاع دادیم. آقا محسن آخرین بار به ما گفتند که چه زمانی خاموشی می زنید؟ گفتم معمولا ساعت 10 شب، فرمودند که احمد آقا از جانب امام اطلاع دادند که بگویید بچه ها امشب دیر بخوابند. ساعت 4 بعد از ظهر هم یک جلسه در یکی از اتاق های کوچک ستاد غرب کشور داشتیم که مرحوم ظهیر نژاد، شهید فکوری، شهید فلاحی و شهید نامجو تشریف آوردند آنجا و شهید بروجردی و حقیر هم میزبانشان بودیم.** شهید فکوری گفت "می ترسیم در صبحگاه به ساحت جانشین فرمانده کل قوا توهین شود"به آقای ظهیرنژاد گفتیم موضوع چیست؟ آقای ظهیرنژاد یک توضیحاتی دادند. نوع صحبت ایشان معمولا به گونه ای بود که اولِ صحبتشان سر اصل مطلب نمی رفتند و ابتدا یک سری مقدمه چینی می کردند. بعد شهید فکوری از زیر عینکش یه نگاهی کرد و گفت حقیقتش این است که آقای بنی صدر، جانشین فرمانده کل قوا و ریاست جمهور است و شما دو تا آقایان را کاملا می شناسد و مواضع شخصی شما را نسبت به خودش می داند. این نگرانی وجود دارد که در مراسم فردا به ساحت جانشین فرمانده کل قوا یک موقع کوتاهی و اسائه ادبی بشود. موضوع این است، ما آماده ایم هماهنگ کنیم تا فردا مراسم کاملا رسمی و محترمانه باشد. شهید بروجردی در پاسخ یک توضیحاتی دادند و گفتند که مسئول مراسم فردا "برادر اکبر" هستند. هر سوالی دارید بگویید و هر توصیه ای دارید بفرمایید، ما رعایت کنیم.بنده یک توضیحاتی دادم و کنداکتور برنامه را گفتم. گفتند خیلی ممنون، با نگرانی هایی که اطرافیان آقای بنی صدر داشتند ما فکر نمی کردیم که شما چنین کنداکتوری را آماده کرده باشید. گفتیم خیر، ما دیدگاه های شخصی مان را به هیچ عنوان در ارتباط با جانشین فرمانده کل قوا دخالت نمی دهیم؛ به دلیل اینکه ایشان حکم امام دستشان است و نیز در حال حاضر ما هم نظامی هستیم و بایستی که به سلسله مراتب احترام بگذاریم و به این مسائل اعتقاد داریم. گفتند خیلی ممنون، پس ما بگوییم که نگرانی ها بی مورد است؟ گفتیم بله؛ نگرانی ها بی مورد است. اینها شاید ساعت 5 یا 5:30 خداحافظی کردند و رفتند. بعد در آنجا صحبت هایی هم در مورد جنگ و استراتژی جنگ و نیز بحث های مختلفی شد که جای آن اینجا نیست.ما همچنان اطلاعاتی که از داخل جلسات آقای بنی صدر با افراد مختلف می رسید را به دوستان در قم و دفتر امام انتقال می دادیم. آنجا هم سربسته به ما گفتند که ما از طریق حاج احمدآقا (ره) به منزل امام انتقال می دهیم و نظرات امام را می گیریم و به شما می گوییم.برگردیم به داستان حاج احمدآقا! امام فرموده بودند امشب برای شما خبری دارند. ما نمی دانستیم عزل در کار است چون صدها سند و نامه در یک ساله گذشته توسط شهید بهشتی، حضرت آقا و آیت الله هاشمی برای امام ارسال می شد و مطالب و خطرات بنی صدر را تذکر می دادند ولی امام می فرمودند که بروید و باهم بسازید اما این اخبار جدید حاکی از یک کودتای بسیار خطرناک بود.** بنی صدر می خواست امنیت تهران را به رجوی بسپاردجنگ مسلحانه ای که در تهران شکل گرفت، در پاریس و تل آویو طراحی شده بود. با دولت پاریس چند جلسه داشتند و طراحی شده بود که این اقدام در همان هفته ها در تهران اتفاق بیفتد. سپاه که دستش در کردستان و منطقه جنگی درگیر بود، باید تحت امر جانشین فرمانده کل قوا باشد. اینها قرار بود با سبک کردن حضور ارتش در غرب راه را باز کنند و جریانات مختلف ضد انقلاب از آنجا عبور کنند و به کرمانشاه بیایند و در آنجا خیمه بزنند. کرمانشاه را در اختیار بگیرند و بعد به سمت تهران بیایند و تهران را که منافقین در آن مسلح و آماده بودند، بریزند و مراکز قدرت را بگیرند. بیت امام را هم محاصره کنند و جانشین فرمانده کل قوا هم اعلام کند که مردم نگران نباشید! همه چیز تحت کنترل است. به دلیل سوء مدیریت سپاه و ناتوانی نیروهای آموزش ندیده سپاه، امنیت در کشور متزلزل شده و من به عنوان جانشین فرمانده کل قوا امنیت تهران را به آقای رجوی محول می کنم و این سازمان آموزش دیده و مبارز بر امنیت کشور حاکم می شود.بعد فرماندهان سپاه را عزل کنند و بگویند شما اگر می خواهید بروید در جنگ بجنگید و اگر نمی خواهید بروید دنبال کارهای خودتان. فرماندهانی هم که رجوی برای سپاه و ارتش تعیین می کند، وارد این داستا ن ها نمی شوند. جانشین فرمانده کل قوا هست و اصلا ارتش نباید درگیر مسائل سیاسی بشود. این طراحی به بنی صدر ابلاغ شده بود تا آن را انجام دهد و تمام این جلسات و متن این جلسات - آن مقداری که به دست ما رسید- این بود که این ها دارند آماده می شوند برای فروغ جاویدان سال 67 و آن جنایت عظیم را از خاک عراق به داخل کشور، توسط گروه هایی که در آن روز در کردستان ناامنی ایجاد کرده بودند و جنایت می کردند انجام دهند و به کمک منافقین و فرماندهی بنی صدر کودتا کنند.** مگر می شود عامل موساد خائن نباشد؟تسنیم: برخلاف گفته های شما که بنی صدر را خائن می دانید، چند سال پیش یکی از فرماندهان جنگ اعلام کرد که علی رغم انحرافات او را خائن نمی داند؟من به خود این فرمانده پیغام دادم و گفتم وقتی اطلاعات ندارید چرا حرف می زنید؟ بعضی دوستان وقتی چیزی را خودشان اطلاع ندارند -که بسیار هم برای من عزیز و محترم هستند و از آنها کارهای بزرگ دیدم- ولی تحلیلی را که خودشان اطلاعات لازمش را ندارند، می خواهند به دیگران تحمیل کنند.مگر ممکن است کسی که برای دیدن مسجد الاقصی به اسرائیل رفته است و کسی که به عنوان هوادار جبهه ملی می رود در پاریس می نشیند و دیگر به ایران بر نمی گردد و از اعضای جبهه ملی سوم می شود و سر نخش دست موساد است، خائن نباشد؟ اینها بحث امروز و دیروز نیست، اینها را که دارم به شما می گویم از سال 57 است که هنوز شاه در کشور حاکم است. جبهه ملی سوم اصلا خارج از کشور تشکیل شد. من به عنوان کارشناس سیاسی- امنیتی جنس کار را می شناسم. ما همان زمان به کسی که این اطلاعات را برایمان آورد گفتیم بیا پیش مسئولان بگو! گفت جانم در خطر است؛ اینها مرا می کشند. بعد یک سال نشده بنی صدر می شود رئیس جمهور، می گوییم حالا حرف بزن می گوید حالا دیگر رئیس جمهور است، من را متهم می کنند به این که شما علیه اولین رئیس جمهور جمهوری اسلامی پس از انقلاب دارید اتهام می زنید.در بحث سیاسی - امنیتی شما باید به قرائن و شواهد معقول امنیتی اطمینان کنید. یعنی شما خط کشی دارید، می گویید جریانات دشمن و جریانات خودی! بعد "اشداء علی الکفار رحماء بینهم". بله در مورد خودی ها می توانید خیلی لطیف تر برخورد کنید و بگویید نه این ان شاء الله گربه است!(باخنده) تا دومی، سومی و چهارمی و پنجمی ولی بعد نسبت به آن باید اقدام امنیتی کرد. درمورد دشمن در همان اول کار باید شاخکهای امنیتی شما کار کند چون اگر دشمن شناس باشید می دانید که هیچ کدام از کلام دشمن بی حساب و کتاب و بدون منظور امنیتی و سیاسی نیست؛ اهدافی را دارد دنبال می کند.اگر از شما تعریف کند یک اهدافی را دنبال می کند. اگر مخالفت کند یک اهدافی را دارد دنبال می کند. لذا شما باید بروید و آن هدف هایش را پیدا کنید. در مورد کسانی که قبل از انقلاب 20 سال در غرب بودند و رفت و آمدهایشان به تل آویو مسجل است. بعد می گویید چه شد، می بینید که این ها جنایت های زنجیره ای فلان گروهک غیر قانونی بود. صبح بلند می شوید و می بینید کلی از مسئولین کشور نیستند.** باید برای لبوفروش و بقال مومن و انقلابی هم محافظ می گذاشتیمتسنیم: این فرمایش شما من را یاد فیلم ماندگار "ماجرای نیمروز" می اندازد. در فیلم نشان می دهد بچه های واحد اطلاعات سپاه در ابتدا برای مقابله با نفاق بیشتر واکنشی و غافلگیرانه عمل می کنند، هرچند پس از شناخت کامل از این گروهک ها ضربات سختی به آنها می زنند. سئوال این است که برخود با این گروهک ها در ابتدای دهه 60 چگونه انجام می شد؟اصلا حوادث لحظه ای اتفاق می افتد. یعنی شما نمی توانستید بگویید که آقای بروجردی شما متخصص تشکیلات نظامی هستید، یک یگان رزمی درست کنید تا از ریاست جمهوری یا نخست وزیری دفاع کنیم یا بدهیم از فلان ساختمان دولتی دفاع شود؛ اینطور نبود، بلکه باید برای بقالی ها، میوه فروشی ها و لبو فروشی های مومن مساجد و برای همه باید نگهبان گذاشته می شد. همه سیبل هستند، تروریسم کور این است. یعنی ایجاد وحشت در کل جامعه برای ساقط کردن حاکمیت.ما در این شرایط هزاران شهید را دادیم. هر روزش یک داستان وسیع با اتفاقات مختلف است. باید اتفاقات افتاده در گوشه گوشه کوچه های تهران توضیح داده بشود و فیلم شود. بعد باید اتفاقاتی که در استان ها، هنگ مرزی، کردستان، در شرق با مرزهای باز و تروریسم و قاچاق بوده توضیح داده شود. جایی که مافیای قاچاق دارد با شما می جنگد و این وسط سوء مدیریت ها هم الی ماشاء الله است.خب سوء مدیریت ها را می گوییم بالاخره تجربه نبوده است و ممکن است اشتباه شده باشد، اما مدیریت های سوء را چه کار کنیم. مدیریت های سوء سرتیتر نفوذ است. امروز نفوذ فرهنگی بیشتر مطرح است ولی نفوذ با اشکال مختلف نظامی، امنیتی، سیاسی، مدیریتی و اقتصادی در سطوح م ...

ادامه مطلب  

تحولات منطقه وزیرخارجه ای شجاع می طلبد/ظریف:بدنبال تک صدایی نیستم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر، جلسه علنی بررسی صلاحیت محمد جواد ظریف وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه کابینه دوازدهم برگزار شد.در مخالفت با وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه، محمدعلی پورمختار نماینده بهار و کبودرآهنگ، محمدرضا پورابراهیمی نماینده مردم کرمان، سید محمد جواد ابطحی نماینده مردم خمینی شهر و در موافقت با ظریف، بهرام پارسایی نماینده شیراز، حسین رضازاده نماینده کازرون، زهرا ساعی نماینده مردم تبریز، طیبه سیاوشی شاه عنایتی نماینده مردم تهران سخنرانی کرده و به بیان دیدگاه های خود درباره وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه پرداختند.روند جلسه بررسی برنامه ها و صلاحیت محمد جواد ظریف وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه به شرح زیر است:سفارت خانه ها عملکرد ضعیفی داشته اند/ چهار سال را از دست دادیممحمدعلی پورمختار نماینده بهار و کبودرآهنگ در مخالفت با وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه گفت: من چند انتقاد نسبت به عملکرد آقای ظریف دارم. آقای رئیس جمهور در ابتدای دوره ریاستشان در چهار سال پیش چند نکته را فرمودند، یکی اینکه بانکها را ساماندهی و تعیین تکلیف می کنند. مسئله دیگری که قرار بود ایشان پیگیری کنند، بحث سفارتخانه هاست.وی افزود: در خصوص عملکرد سفارتخانه ها نقد جدی دارم و معتقدم عملکرد بسیار ضعیفی داشته اند. من معتقدم باید به عملکرد امور سفارتخانه ها سامان ببخشیم.پورمختار ضعف مطلق در سفارتخانه ها را به علت نبود نظارت دانست و گفت: اگر می خواهیم در وضعیت اقتصادی، صادرات، بازاریابی و حل مشکلات تجار تغییری ایجاد شود، باید عملکرد سفارتخانه ها تغییر کند، اما متاسفانه برنامه ای برای تغییر این عملکرد دیده نمی شود. من معتقدم باید مجلس و وزارت خارجه از میان فعالان اقتصادی و یا تحصیلکردگان این رشته عده ای را به عنوان رایزن اقتصادی انتخاب کنند.این نماینده مجلس با اشاره به جلسه با وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه گفت: اگر چه آقای ظریف درباره ایجاد معاونت اقتصادی در دوره جدید قول هایی دادند، اما چهار سال را از دست داده ایم. از سوی دیگر در طول این دوره حمایت از اتباع ایرانی بسیار ضعیف شده است. نبود بودجه از سوی سفارتخانه ها دلیل عدم حمایت از اتباع ایرانی در خارج کشور اعلام می شود، اما این دلیل درستی نیست و این روند باید توسط وزیر آتی سامان یابد.نماینده بهار و کبودرآهنگ تصریح کرد: ضعف دیگری که وجود دارد در ارتباط با کشورهای جهان است، این اقدامات را باید سفارتخانه ها انجام بدهند، اما در حالی که ما شاهد عملکرد رسانه های استکبار برای تخریب جمهوری اسلامی ایران هستیم، سفارتخانه ها هیچ اقدامی برای روشنگری انجام نمی دهند. متاسفانه ضعف سفارتخانه ها از نقاط ضعیف دوران مدیریت آقای ظریف است. آنها مسائل مالی را دلیل این ضعف و کم کاری اعلام می کنند، در حالیکه برخی سفرا به جای انجام امور، به دنبال کارهای شخصی هستند و تجارتخانه راه انداخته اند و یا به تحصیل و امور دیگر می پردازند.وی در ادامه سخنان خود به ضعف روابط سیاسی با برخی از کشورهای جهان در چهار سال گذشته اشاره کرد و گفت: روابط ما در حوزه آمریکای لاتین و برخی نقاط دیگر جهان در دوره وزارت آقای ظریف بسیار ضعیف شده، در حوزه خلیج فارس و همسایگان نیز این ضعف همکاری دیده می شود و در آسیای میانه و آفریقا نیز اوضاع به همین شکل است.پورمختار در بخش دیگری از سخنان خودش به اقدامات بین المللی علیه ایران اشاره کرد و گفت: وزارت خارجه نتوانسته در موضوع اقدامات ضدحقوق بشری، کشورهایی مانند آمریکا و انگلیس اجماع جهانی را ایجاد و موجب صدور قطعنامه هایی از سوی سازمان ملل و سایر نهادها در این باره شوند. در آمریکا حقوق بشر رعایت نمی شود و این کشور به صورت آشکار از تروریسم حمایت می کند، اما وزارت خارجه ایران در این حوزه اقدامی نکرده و در مقابل شاهد قطعنامه هایی علیه ایران هستیم.سفرای ما در خارج از کشور رویکرد اقتصادی ندارندمحمدرضا پورابراهیمی نماینده مردم کرمان در مجلس شورای اسلامی، در مخالفت با وزیر پیشنهادی امور خارجه، گفت: یکی از مسائل مهمی که در سالهای گذشته در مجلس به صورت جدی پیگیری شده، دیپلماسی اقتصاد است که از دولت های قبل مطرح بوده است.وی با اشاره به تعیین فرصت سه ماهه برای فعال کردن دیپلماسی اقتصادی در خارج از کشور، ادامه داد: سفارتخانه های ما در حوزه اقتصادی باید با تغییر ساختاری مواجه می شدند، اما در ساختار جدید نیز اشاره ای به آن نشده است. در برنامه ششم بنا بود آنچه را که لازمه این موضوع است ارائه شود اما اتفاق نیافتاد.رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اساسنامه وزارت امور خارجه باید به منظور نهادینه شدن ادبیات دیپلماسی اقتصادی تغییر پیدا کند، خاطرنشان کرد: اگر پس از آقای ظریف وزیر دیگری آمد که اعتقادی به این ادبیات نداشت، از نظر قانونی باید ملزم به رعایت آن باشد.وی با بیان اینکه برنامه های آقای ظریف برنامه های خوبی است اما نیاز به تکمیل دارد، گفت: کمیسیون اقتصادی برای تکمیل این برنامه در خدمت وزارت امور خارجه خواهد بود. اگر این ساختار به معنای مفهوم پایه عملیاتی نشود، نمیتوانیم تضمین آینده را برای دیپلماسی اقتصادی بدهیم.پور ابراهیمی در پایان گفت: تمام سفرای ما در خارج از کشور رویکردشان یا امنیتی است و یا سیاسی و تنها چیزی که بلد نیستند اقتصادی است.انتظار داریم وزارت خارجه در مبارزه با استکبار تمام قد وارد شودبهرام پارسایی نماینده شیراز در موافقت با وزیر پیشنهادی امور خارجه گفت: در دوران آقای ظریف سفیران کارآمدی از سوی وزارت امور خارجه به فرانسه، هند، آلمان و استرالیا فرستاده شدند.وی همراهی تیم اقتصادی در سفرهای ظریف را گویای این حقیقت خواند که اقتصاد در وزارت امور خارجه پررنگ دیده شده است.عضو فراکسیون امید مجلس گفت: در برنامه ششم توسعه دست وزارت خارجه از اقتصاد کوتاه و این امور به وزارت صنعت سپرده شد.پارسایی ادامه داد: انتظار داریم وزارت خارجه در مبارزه با استکبار تمام قد وارد شود، اما در کشور این سربازان و سرداران دیپلماسی را مورد توهین قرار می دهیم، باید ادبیاتمان را با آنها همراه کنیم.سیاست مبتنی بر تحریم آمریکا از چالش های پیش روی وزارت خارجه استحسین رضازاده نماینده کازرون در موافقت با وزیر پیشنهادی امور خارجه گفت: از افتخارات آقای ظریف استفاده از رهنمودهای مقام رهبری انقلاب در مذاکرات خارجی است. مقام معظم رهبری در مورد آقای ظریف صفاتی را ذکر کردند که بزرگترین نعمت برای ایشان و دلیل رای اعتماد نمایندگان به ایشان خواهد بود. رهبری آقای ظریف را فردی پرتلاش، انقلابی، دلسوز، متدین، شجاع و مقاوم خواندند.وی با ترسیم وضعیت سیاست خارجی ایران قبل از دولت یازدهم گفت: ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل، قرار گرفتن ذیل فصل هفت، مطرح کردن ابهاماتی پیرامون ابعاد فعالیت هسته ای ایران، تلاش برای منزوی کردن کشور، بررسی کردن پرونده هسته ای ایران به عنوان تهدید علیه بشریت، پیش از دولت یازدهم چارچوب سیاست خارجی ایران را تهدید می کرد.رضا زاده تصریح کرد: این وضعیت روابط خارجی تاثیرات بدی بر اقتصاد کشور داشت که موجب تورم ۴۵ درصدی، رشد اقتصادی منفی ۶، افزایش واردات، کاهش درآمدهای نفتی و افول رتبه کسب و کار شده بود؛ در چنین شرایطی دولت یازدهم سکان اداره کشور را برعهده گرفت.نماینده مردم کازرون در مجلس با تاکید بر اینکه انجام این رسالت سنگین امکانپذیر نبود مگر اینکه دیپلماتی برجسته آن را در دست گیرد، گفت: اتخاذ رویکرد منطقی، گفتگوی سازنده، خروج از فصل هفت سازمان ملل، تثبیت نظام جمهوری اسلامی در جهان به عنوان کشوری اهل تعامل، آشکار شدن قدرت دیپلماسی ایران، آزادشدن میلیارد ها دلار از دارایی های بلوکه شده کشور، بازشدن فضای بین المللی، خروج از انزوا، بر هم خوردن اتحاد آمریکا با کشورهای دیگر دنیا علیه ایران و ایجاد فضای مطلوب سرمایه گذاری خارجی از دستاوردهای سیاست خارجی در دوران آقای ظریف بود.وی همچنین برخی چالش های پیش روی وزارت خارجه در سال های آینده را برشمرد و گفت: سیاست های آمریکا مبتنی بر تهدید، تحریم و باج خواهی از ایران، تلاش برای بازگرداندن ایران هراسی و شیعه هراسی، تنش در روابط با همسایگان جنوبی به دلیل سیاست های مخرب سعودی ها از چالش های پیش روی جمهوری اسلامی است که غلبه بر این چالش ها نیازمند سپردن امور به وزیری کاردان و باتجربه است.رضازاده انتصاب اولین سفیر زن در جمهوری اسلامی و سفیر اهل سنت را از ابتکارات ظریف و وزارت امور خارجه خواند.تحولات جدید منطقه، وزیر خارجه ای شجاع و توانمند می طلبدزهرا ساعی نماینده مردم تبریز در مجلس در جلسه علنی امروز و در موافقت با وزیر پیشنهادی امور خارجه اظهار داشت: آقای ظریف در چهار سال اخیر با تلاش های شبانه روزی گام های مؤثری برای ارتقای جایگاه کشورمان در جهان برداشت اما در این راه ناملایمت های بسیاری دید.وی افزود: ظریف با اتخاذ راهبرد توقف ایران هراسی و در مذاکرات دشوار با ۶ قدرت جهانی توانست با جلب همکاری های بین المللی، به بحران ساختگی غرب علیه برنامه هسته ای ایران پایان دهد.نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: مقام معظم رهبری بارها دکتر ظریف و تیم مذاکره کننده را افراد امین، شجاع و متدین توصیف کرده اند.ساعی با اشاره به شرایط امروز جهان و تحولات آینده گفت: وزیری می خواهیم که در طول چهار سال آینده در چالش های بین المللی تأثیرگذار باشد، لذا باید با رأی بالا به آقای ظریف کمک کرد تا قدرت چانه زنی بیشتری داشته باشد.وی با بیان اینکه دولت جدید آمریکا پرخاشگر و بی منطق است، تصریح کرد: با توجه به اظهارات آنها در قبال برجام، در ماه های آینده باید مذاکرات بیشتری با طرف های اروپایی، چینی و روسی برقرار شود.این نماینده مجلس ادامه داد: در حوزه عربستان، قطر و عراق تحولات جدیدی پیش روی ماست که همه آنها قدرت دیپلماسی را می طلبد و در چنین شرایطی باید وزیر خارجه ای شجاع، توانمند و عمل گرا در چنین دستگاهی قرار گیرد؛ البته دیپلمات هایمان باید همپای وزیر نقش تبلیغی ایفا کنند.ساعی خاطرنشان کرد: آقای ظریف مصمم است که ساختار قدیمی و به جا مانده از گذشته را بشکند و رویکرد دیپلماسی اقتصادی را در این وزارتخانه تقویت کند.ظریف بر دیپلماسی اقتصادی و بازطراحی ساختار وزارت خارجه تأکید داردطیبه سیاوشی شاه عنایتی نماینده مردم تهران در مجلس در جلسه علنی امروز و در موافقت با محمدجواد ظریف وزیر پیشنهادی امور خارجه با بیان اینکه وزارت خارجه توانسته است روابط بحرانی با برخی از کشورهای منطقه از جمله عربستان سعودی را به خوبی مدیریت کند، اظهار داشت: وزارت خارجه توانسته است روابط در حال سکون با کشورهای اروپایی را به تحرک تبدیل کند و روابط گسترده ای با کشورهای اروپایی برقرار کند.وی افزود: مخالفت با توافق هسته ای، وجه اشتراک کشورهای معاند با جمهوری اسلامی است که سعی می کنند با ایران هراسی و شیعه هراسی دست به تخریب بزنند.عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: منش و مشی آقای ظریف، رویکرد جدیدی را به عرصه دیپلماسی کشور وارد کرده که مبتنی بر خودباوری و تعامل سازنده در جهان است.سیاوشی تصریح کرد: تأکید آقای ظریف بر دیپلماسی اقتصادی و بازطراحی ساختار وزارت خارجه، نشان از توجه وی به نیازهای مردم و کشور و برنامه های رئیس جمهور دارد.اعتماد نکردن به آمریکا بزرگترین دستاورد برجام استسید محمد جواد ابطحی نماینده مردم خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در مخالفت با وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه گفت: برنامه ای که دکتر ظریف برای دولت دوازدهم دارد تصمیم گرفتم به عنوان نماینده مخالف در امور سیاست خارجی صحبت کنم. معتقدم برنامه کلان سیاست خارجی باید در دایره قدرت قرار گیرد و افراد مطلوب که صلاحیت ندارند در این امور نباید دخالت کنند.نماینده مردم خمینی شهر در مجلس با انتقاد به برنامه های وزیر پیشنهادی وزارت امور خارجه، تصریح کرد: تصمیم خواهی و تصمیم گیری و ساز و کار قانونی و پیشگیری از اظهارنظر غیرمسئولانه در سیاست خارجی دربرنامه وزیر خارجه آمده و ایشان به دنبال موانع قانونی و حقوقی برای افراد و دیپلمات های وزارت خارجه است و این پیام خوبی نیست. سیاست کشورنباید تنها در یک وزارتخانه تعیین شود.ابطحی ، یاد آور شد: سیاست کشور در بخش های اساسی و کلان به دست نهادهای بالادستی تعیین می شود. به نظر می رسد ممانعت از اعمال و سیاست بی تاثیر نباشد و این موضوع را می توان در برجام و ایرادات و مصوبه نمایندگان عنوان کرد. اما ابعاد حقوقی آن با نمایندگان است که اگر قرار باشد در حوزه سیاست خارجی اظهارنظر نکنند به غیر از آقای بروجردی، دیگر نمایندگان نمی توانند ورود کنند.این نماینده منتقد، عنوان کرد: در تحلیل برنامه جناب ظریف باید گفت، ائمه جمعه هم در نماز جمعه دیگر نمی توانند اظهارنظر کنند، بنابراین ان شاء الله دکتر ظریف خودشان تصمیم خواهند گرفت و این اظهارنظر را تصحیح خواهند کرد.وی با اشاره به اینکه ایران در برجام به دستاوردی نرسیده است، اظهار داشت: باید گفت برجام یک مکانیزم کنترل بر ایران است و متاسفانه از سوی وزارت خارجه پذیرفته شده است. سوال من این است آیا این توقع دیپلماسی در جنگ است؟ امام صادق (ع) می فرماید ای فرزندم در جلب منفعت اندک و در زیان، کوچک را بزرگ بشمار. حال جای تعجب است که دشمن به این عمل می کند و جای حیرت این است که دوستان شعف دارند که این مذاکرات مثبت بوده است. آقای وزیر شما بارها فرمودید، اگر برجام نقض شود چه ها خواهید کرد. سوال این است که آمریکا چه باید بکند که برجام نقض شده تلقی شود. آمریکا، تحریم، پشت تحریم می آورد و ایران همچنان به برجام وفادار مانده است.وی که ظریف را با عنوان آقای برجام مورد خطاب قرار داد، عنوان کرد: ایران نیازمند وزیری شجاعی است که در زمان رویارویی با دشمن دیگر لبخند تحویل آن ها ندهد. اگر دستاورد برجام این باشد که به آمریکا اعتماد نکنیم، بزرگترین دستاورد است.این نماینده مردم در مجلس دهم با اشاره به ای ...

ادامه مطلب  

"امام؛ بدون تحریف"| گفتگوی تفصیلی تسنیم با حجت الاسلام رحمانی: ناگفته هایی از ماجرای استقبال بی نظیر آیت الله خویی از امام/ مخالفان نهضت امام ?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: خیابان نجات اللهی را که به سمت پایین می روید در یکی از کوچه ها دفتر نهادی است که زمان دفاع مقدس رفت و آمد و مراجعه بسیاری داشت: "سازمان جذب و هدایت کمک های مردمی به جبهه ها".حجت الاسلام و المسلمین رحمانی(نفر اول نشسته از سمت راست) در کنار مرحوم حاج احمد خمینی و آیت الله پسندیدهبرای مصاحبه وارد ساختمان می شویم تا با حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی رحمانی گفت وگو کنیم. "رحمانیِ بسیج"، "رحمانیِ دفتر امام"، "رحمانیِ ستاد جذب و هدایت کمک های مردمی"، "رحمانیِ مجمع روحانیون"، "رحمانیِ ناجا" اینها عناوینی است که در کشور حجت الاسلام رحمانی را با آن می شناسند اما خودش هنوز خود را یک بسیجی می داند و به فرمانده کل بسیج بودن در زمان جنگ افتخار می کند. حجت الاسلام و المسلمین محمدعلی رحمانی متولد 1332 در شهر قوچان است. وی در خانواده ای مبارز و مذهبی از کسبه سرشناس قوچان پرورش یافت و پس از پایان تحصیلات مقدماتی وارد حوزه علمیه مشهد شد. پدر وی که از کسبه سرشنای قوچان بود به دلیل همراهی با نهضت امام به گنبد تبعید می شود و برای آنکه فرزندش در حوزه ای بزرگ رشد کند، وی را به نجف فرستاد. حجت الاسلام رحمانی در سال 1344 پیش از هجرت امام به نجف، وارد حوزه علمیه این شهر شد و از محضر آیات عظام و علمای اعلام خویی، میرزا باقر زنجانی، محمد صادقی تهرانی کسب فیض کرد.امام خمینی در حکمی که برای وی در ابتدای انقلاب می نویسد و او را مسئول ستاد جذب و هدایت کمکهای مردمی به جبهه ها منصوب می کنند، رحمانی را "از مبارزین با سابقه و از دوستان خوب" معرفی می نماید. این دوستی و انس وی با حضرت امام که همیشه خود را مرید ایشان می داند از همان سالهای تحصیل و مبارزه در نجف شروع شد و تا پایان عمر مبارک امام خمینی ادامه داشت. حجت الاسلام رحمانی در سالهای پیش از پیروزی انقلاب از مبارزین فعال بود که همراه با مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی و حاج سیداحمد خمینی و شهید محمد منتظری فعالیت تشکیلاتی می کرد. وی تا پیروزی انقلاب اسلامی تحت تعقیب ساواک قرار داشت و بارها دستگیر شد.با پیروزی انقلاب اسلامی وی مسئولیت های مختلفی را برعهده داشت از جمله عضویت در دفتر حضرت امام، رسیدگی به مشکلات شهرستان قوچان از طرف امام، فرماندهی بسیج مستضعفین در دوران جنگ هشت جنگ تحمیلی و مسئولیت ستاد جذب و هدایت کمکهای مردمی به جبهه ها بخشی از سوابق درخشان وی است.پس از پایان جنگ تحمیلی و در سال 1370 با ادغام نیروی های شهربانی، ژاندارمری و کمیته انقلاب اسلامی از سمت رهبر معظم انقلاب به عنوان رئیس سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی منصوب شد و تا سال 86 این مسئولیت را برعهده داشت. سابقه آشنایی وی با رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای به پیش از انقلاب و سالهای طلبگی وی در مشهد برمی گردد و آیت الله خامنه ای در حکم انتصاب حجت الاسلام رحمانی چنین می نویسند "با اطلاع از شایستگی و سوابق علمی و عملی جناب عالی و خدمات مأجوری که در طول سالیان گذشته به انجام رسانیده اید و با توجه به نیاز نیروی انتظامی جدیدالتأسیس جمهوری اسلامی، جناب عالی را به ریاست سازمان عقیدتی،سیاسی آن نیرو منصوب می کنم."حجت الاسلام و المسلمین رحمانی در حال دریافت نشان "نصر" از فرمانده معظم کل قواحجت الاسلام و المسلمین رحمانی از اعضای ارشد مجمع روحانیون مبارز ازجمله تشکل های اصلاح طلب به شمار می رود هرچند که می گوید بعد از حوادث سال 88 دیگر در جلسات این تشکل شرکت نکرده است. این شاگرد امام راحل هم در دوران مسئولیت در ناجا و هم اکنون نیز، درس خارج فقه و اصول دارد. خبرنگاران سیاسی تسنیم از این پس قرار است در سلسله گفت وگوهایی به بررسی سیره و زندگی نامه امام خمینی(ره) بدون تحریف بپردازند. پیشتر نیز 21 بخش از این گفت وگوهای تسنیم با شاگردان امام خمینی تحت عنوان "پرونده نهضت نگاهی نو" منشتر شده بود که شامل مصاحبه با آیات سید جواد علم الهدی، فیض گیلانی، علوی گرگانی، قافی یزدی، سیدجعفر کریمی، مرحوم صابری همدانی، سیدرضا بنی طبا، طباطبایی نژاد، مبشر کاشانی، واحدی جهرمی، شبیری زنجانی، منتظری قمی، لنگرودی و مطهری یزدی، دین پرور، وحیدی گلپایگانی، سیدمهدی طباطبایی، میردامادی، میرسجادی، جعفری اراکی و مقدم قوچانی بود که می توانید آرشیو این مصاحبه ها را اینجا ببینید.چکیده گفتگوی حجت الاسلام روحانی با تسنیم- سال1341 آغاز این تحرکات بود، من از سال 1342 به مشهد رفتم و در مدرسه نواب که یکی از کانون های نهضت بود به ادامه تحصیل پرداختم. آیت الله حاج آقا حسن قمی هم آن وقت در مشهدبه عنوان محور مبارزات مطرح بود، آن وقتها آیت الله خامنه ای، آیت الله واعظ طبسی و آیت الله هاشمی نژاد چهره های برجسته ای بودند که در مشهد حضور داشتند.- آقای انواری که 14 سال در زندان بود از امام خمینی پرسیده بود که اگر خدای نکرده شما را کشتند ما چه کار کنیم؟ امام مخفیانه به آقای انواری گفته بودند که اگر اتفاقی افتاد بدون هیچ کاری به مشهد رفته و از آیت الله میلانی هر حرکتی را سوال کنید.- وقتی اسم امام خمینی را می آوردند به پهنای صورت اشک می ریختند اما طرفدارها و نماینده های ایشان در ایران برای اینکه می خواستند مشکل پیدا نکنند و با آن ها برخورد نشود، می گفتند که آیت الله خویی با این مسائل کاری ندارد، که اصلا اینطوری نبود. حضرت آیت الله خویی به آقای مدنی به زبان ترکی می گفت که شما اعلامیه بنویسید من امضاء کنم. تلگراف های ایشان هم وجود دارد.- آیت الله حکیم با این ملاقاتها با حضرت امام علاقه ویژه به حضرت امام پیدا کردند و حضرت امام بازدید آیت الله حکیم رفتند. امام که به بازدید آیت الله حکیم رفتند به ایشان گفتند "آقا به هر حال ما از شما انتظار بیشتری داشتیم من می دانم که شما چه قدرت بالایی دارید، آیا شما می دانید که در ایران چه تعداد مقلد دارید؟ ای کاش به ایران می آمدید تا ببینید چه جایگاه قوی دارید."- یکی از شاگردان برجسته آیت الله خویی، آقای آیت الله سید محمد روحانی بود که آدم ملایی بود. ایشان به هر دلیل حاضر نبود همراهی کند و وقتی که امام وارد نجف شد تا بنا به دعوت و طلاب و فضلا درس دادن را شروع کنند، من از شاگردان مشارالیه(آقای روحانی) شنیدم که ایشان گفته بود اینجا نجف است و جا برای حرف های انقلابی آقای خمینی نیست.متن زیر بخش اول گفتگوی ده ساعته تسنیم با حجت الاسلام والمسلمین رحمانی درباره نحوه ورودش به مبارزه و همراهی با امام خمینی در نجف است که از منظرتان می گذرد. بخش دوم این مصاحبه نیز رهبری ویژگی های شخصیتی آیت الله خامنه ای در روزهای آینده منتشر می شود.تسنیم: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، حضرت عالی از شاگردان و همراهان امام خمینی(ره) در نجف و سپس در ایران بودید. بفرمایید مبدأ آشنایی شما با امام خمینی(ره) از چه تاریخی بود و ورود شما به نهضت اسلامی از چه زمانی شکل گرفت؟حجت الاسلام والمسلمین رحمانی: بسم الله الرحمن الرحیم، قبل از اینکه ورود خودم را به نهضت اسلامی بیان کنم لازم می دانم فضایی که امام خمینی (ره) به وجود آوردند و باعث شد توجه همه به انقلاب جلب شود را بیان کنم. تقریبا در اواخر سال 1341 یعنی در دی ماه اتفاق مخفیانه ای در هئیت دولت افتاد. آنهایی که در جریان اتفاقات دولت نبودند، متوجه نشدند اما از جمله کسانی که خودش و اطرافیانش بیدار بودند، امام خمینی (ره) بود.** شاه زمان آیت الله بروجردی نمی توانست هرکاری دوست دارد انجام دهدآن چیزی که حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه را به مردم ایران و جهان اسلام به عنوان یک مرجع رشید، شجاع، زمان شناس، فقیهی عدالتخواه و احیاگر شریعت ناب محمدی(ص) معرفی کرد و کم کم در میان همه مجامع ملی، مذهبی، سیاسی و اقشار مختلف از جمله روحانیت، مردم متدین، احزاب و گروه های دانشگاهی، غیردانشگاهی و عموم طبقات، امام را ممتاز کرد این بود که ایشان آگاه و بیدار نسبت به مسائل اطرافش بود. زمانی که آیت الله بروجردی زنده بودند شاه نمی توانست هرکاری که دوست دارد انجام بدهد و به همین دلیل نسبت به آینده خود نگران بود و نمی توانست خواسته های خود را اجرا کند چون قدرت مرجعیت را می دانستند و می دانست که این قدرت از کجا ناشی شده است.آن چیزی که دولت بعد از فوت آیت الله بروجردی(ره) مخفیانه انجام داد و بعد از کناره گیری امینی شاه به اجرای طرح کندی همت گماشت و در هیئت دولت اسدالله علم برای اجرا بوجود آمد و تصویب کرد، لایحه ای به نام انجمن های ایالتی و ولایتی بود. این لایحه دو مسئله داشت که افراد آگاه نسبت به آن واکنش نشان دادند، که مورد اول حذف سوگند به قرآن مجید در قانون اساسی مشروطه که زحمت های زیادی برای آن کشیده بودند که شرط سوگند -از شاه گرفته تا بقیه افراد- سوگند به قرآن کریم بود اما این لایحه به دنبال به نتیجه رساندن اهداف آمریکا بود لذا سوگند به قران را حذف کردند.** شاه برای انجمن های ایالتی و ولایتی خواب ها دیده بودمسئله دوم هم این بود که در این لایحه برای تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی قهرا باید رفراندوم برگزار می شد و نمایندگان دو مجلس یعنی سنا و شورای ملی مشخص می شدند که برای این موضوع خوابها دیده بودند چون علاوه بر حذف سوگند به قرآن کریم، سوگند به کتابهای مقدس -نه کتاب های مقدس آسمانی- را جایگزین کنند. بودایی ها کتاب مقدس دارند، بهائیت هم که از شیعه جدا شده است توسط محمد علی باب و حسینعلی بهاء مذهب جدیدی را درست کردند و کتابی به نام های اقدس و ایقان دارند که مخفی هم می باشد و به کسی نشان داده نمی شود. همچنین کتاب قادیانه در هند که این فرقه همانند سایر فرق جعلی دست ساز استعمارگران است. همین فرقه به وسیله سیاست انگلستان در هند بوجود آورده شد. اول هم بعنوان دفاع از اسلام بود. کتابهایی بنام "براهین احمدیه" دارند و در دنیا پیروانی دارند و شبکه ماهواره ای مثل بهائی ها دارند و جامعه احمدیه درست کرده اند. غلام احمد قادیانی، شریعتی جعلی را را برای خود درست کرده و گفت چه کسی گفته است که پیامبر اسلام پیامبر خاتم است من برای قرآن مکمل آورده ام و بر من هم وحی می شود و من آنچه می گویم مستند به وحی الهی است و من خاتم الاوصیا می باشم! وی بسیاری از محرمات قران را مباح کرده است که هدف اصلی استعمار از ایجاد اینگونه ادیان است.دومین موضوع حذف شرط مسلمانان بودن در مورد انتخاب شوندگان بود، یعنی هر کسی که می خواهد بیاید، مسلمان باشد یا غیر مسلمان فرقی نمی کند، یکی از پیامدهای عمیق اش این بود که هر کسی متعلق به هر مذهبی بود به مجلس می آمد و چون این موضوع هدایت شده بود مسلمانان شیعه در اقلیت قرار می گرفتند و کسانی به مجلس راه پیدا می کردند و به کتاب خود سوگند می خوردند، کسی هم نمی توانست حرفی به آنها بزند دوم اینکه زمانی که شرط مسلمان بودن برداشته شود مشکل یهودی، مسیحی و زرتشتی که الان هم وجود دارد نبود بلکه مذهب های ساختگی وارد مجلس می شدند.یهودی ها به تورات و مسیحیان به انجیل قسم می خورند پس مسلمانان باید به قرآن قسم بخورند. نتیجه این بود که می خواستند با یک قیام و قعود مثل مردم ترکیه که 98 درصد مسلمان هستند اما در حال حاضر قرآن تعطیل است بشویم که آنجا شریعت اسلامی هم دیگر وجود ندارد و حاکمیت لائیک است و اگر همه ی حاکمیت هم مسلمان باشند، نمی توانند بر خلاف قانون اساسی مصوب آتاتورک عمل کنند و تا زمانی که در مجلسین مصوبه آن لغو نشود، نمی توانند مثلا منع حضور با حجاب ها در مراکز آموزشی را لغو بکنند چون در دنیا پشت این مسائل ریشه استعماری دارد.امام خمینی به عمق این فاجعه توجه داشتند، لذا از پیشگامانی بودند که بلافاصله اطلاعیه دادند و خیلی باتدبیر مراجع را جمع کردند، گفتند: نباید در مقابل این موضوع ساکت باشیم، همه هم قبول کردند. به دنبال اطلاعیه امام همه مراجع مانند آیات عظام گلپایگانی، شریعتمداری، مرعشی نجفی و بزرگان دیگر در جلسه ای که در خانه حضرت آیت الله شیخ مرتضی حائری فرزند موسس حوزه علمیه قم(حضرت آیت الله العظمی حائری یزدی اعلی الله مقامه که حضرت امام فوق العاده متاثر از سیره و افکار آن حضرت بودند) برگزار شد جمع شدند و اعلامیه ای را همه امضاء کردند و به نجف فرستادند. بعد از اینکه همه بر این مسئله به اتفاق نظر رسیدند امام خودش اطلاعیه های روشنگرانه ای را در شرح آثار این قضیه منتشر کرد.امام خمینی به عمق این فاجعه توجه داشتند، لذا از پیشگامانی بودند که بلافاصله اطلاعیه دادند و خیلی باتدبیر مراجع را جمع کردند، گفتند: نباید در مقابل این موضوع ساکت باشیم، همه هم قبول کردند. به دنبال اطلاعیه امام همه مراجع مانند آیات عظام گلپایگانی، شریعتمداری، مرعشی نجفی و بزرگان دیگر در جلسه ای که در خانه حضرت آیت الله شیخ مرتضی حائری فرزند موسس حوزه علمیه قم برگزار شد، جمع شدند و اعلامیه ای را همه امضاء کردند...در این شرایط دولت دید که نمی تواند کاری بکند، تظاهرات مردمی هم شروع شده بود و امام به همه علمای تهران، حوزه علمیه قم، دیگر حوزه های علمیه و تمام علمای سراسر کشور اعلامیه داد و وظیفه سنگین روحانیت را به آن ها گوش زد کرد و حدیث پیامبر اکرم که می فرمایند "إِذَا ظَهَرَتِ اَلْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ اَلْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَةُ اَللَّهِ‏" و بدعت بودن این لایحه را متذکر شد.** امام با دیدار خصوصی "عَلم" مخالفت کردملت ایران مسلمان بودند و هستند، چون اسلام دین فطری است. هرکسی اگر یک ذره ای اهل خرد باشد می فهمد که باید از دین خودش دفاع بکند و وقتی که همه مراجع در این موضوع اجماع و اعلام مخالفت کردند جوری شد که رژیم شاه مانده بود چه کار کند لذا به علما پیغام دادند. امام به شخص شاه و دولت وقت تلگراف زد و دربار دید نمی تواند کاری بکند، لذا آقای علم را به قم فرستادند و به همه علما پاسخ دادند. آقای علم به منزل امام هم برای دیدار خصوصی آمد. امام گفت: من با کسی دیدار خصوصی ندارم. بعد از تظاهرات و اعتراضاتی که مردم در شهرهای مختلف از جمله، تهران، قم و دیگر شهرها برگزار کردند و همچنین طومارهای که مردم برای حمایت از امام می فرستادند، دولت اعلام کرد که لایحه لغو شده است.هیچ مسلمانی نباید به این موضوع لغو سوگند به قران و حذف شرط مسلمان بودن، بی تفاوت می ماند و شخص شاخصی که دست بر روی این موضوع گذاشت حضرت امام خمینی بود و بقیه مراجع نیز تایید کردند لذا دولت هم بر روی حضرت امام تمرکز کرد. البته اول خواست اعتنا نکند بعد دید فایده ندارد و همه متوجه شدند که باید از ایشان تبعیت بکنند. لذا فشارها بر امام و گرفتن افراد و مسئله سربازی طلاب و بقیه مسائل مطرح شد ولی علمای اصیل در تمام مسائل به این ندا پاسخ دادند و مقلدین آن ها نیز حمایتشان کردند. مردم متدین شهرها و روستاها گفتند "شاه چه کاره است که برای ما تعیین تکلیف کند، آیت الله خمینی راست می گوید. شما چرا مخفی کاری می کنید." بعد به امام اطلاع دادند که لایحه لغو شد اما امام گفت باید در مطبوعات و رسانه های عمومی اعلام کنید که به خاطر مخالفت علما در تاریخ 16 دی ماه این لایحه لغو شده است که این موضوع برای دولت بسیار سخت تمام شد و در نتیجه به دستگیری امام منجر شد چون امام خیلی پافشاری می کرد.این خبرها سریع در کشور پخش شد. من هم که خدا را شکر در یک خانواده مذهبی بودم از این موضوع آگاه شدم. من از 10 سالگی طلبه شده بودم مشغول به تحصیلات حوزه شدم، پدرم از متدینین و بازاری های معتبر شهرستان قوچان بودند. یک عده از شاه دوستان راه افتادند با موتور در قوچان دور زدند و شعار جاوید شاه می دادند و به آقای خمینی و دیگر علما جسارت کردند. به یاد دارم که طومار هم جمع کردند. پدرم و دوستانشان گفتند هرکس این طومار را امضاء کند از اصحاب عمر ابن سعد است. دولت هم افرادی را می فرستاد که منبر بروند که منبری های قوی هم بودند بعضی روحانی و بعضی دیگر شخصی بودند مردم را می ترساندند. من آن وقت که تازه طلبه شده بودم با پدرم به مسجد می رفتم که پدرم می گفت نباید بگذاریم منبر این آدم ها اینجا پا بگیرد، پدرم به هر بهانه ای که می توانست مردم را از پای منبر این آدم ها بلند می کرد که شب دوم و سوم جمعیت از 2000 نفر به 50 نفر رسیده بود.** آیات خامنه ای، هاشمی نژاد و طبسی چهره های شاخص نهضت در مشهد بودندسال1341 آغاز این تحرکات بود، من از سال 1342 به مشهد رفتم و در مدرسه نواب که یکی از کانون های نهضت بود به ادامه تحصیل پرداختم. آیت الله حاج آقا حسن قمی هم آن وقت در مشهدبه عنوان محور مبارزات مطرح بود، آن وقتها آیت الله خامنه ای، آیت الله واعظ طبسی و آیت الله هاشمی نژاد چهره های برجسته ای بودند که در مشهد حضور داشتند، مخصوصا آیت الله طبسی با آن سخنرانی های پرشوری که داشت. آقای هاشمی نژاد هم در مسجد فیل سخنرانی های قوی داشت که ماموران رژیم برای اظهار قدرت بی دلیل به آنجا حمله کردند و مردم را کشتند که جلسات بعدی با جمعیت بیشتری برگزار می شد.** توهین شاه به مراجع و تلگراف شدید اللحن امام خمینیداستان مسجد فیل خود زمینه فراگیری نهضت و موضع ضد اسلامی ضد رژیم شاه بود. البته سایر مراجع عالیقدر مخصوصا حضرت آیت الله العظمی میلانی که یکی از حامیان حضرت امام و انقلاب بود و سایر بزرگان در مشهد مقدس از جمله آیت الله حاج مجتبی قزوینی و... که بهرحال باید برای تفصیل این ماجراها باید به نهضت در خراسان مراجعه شود. اجمالاً حضرت امام و سایر مراجع به شاه و نخست وزیر تلگراف زدند و شاه بی اعتنا، با خطاب "حجت الاسلام" به مراجع اهانت کرد و حضرت امام در 15 آبان 1341 تلگراف شدید اللحنی مخابره کرد که حضرت امام فرمودند معلوم می شود شاه بنا ندارید به نصیحت علمای اعلام که ناصح دولت و مشفق ملت اند توجه کنید. روز به روز مبارزه در سطح کشور گسترش یافت و تبعید امام به ترکیه و رژیم بعد از تبعید حضرت امام دست به جنایتهای گسترده از ضرب و شتم مردم تا زندانها و تبعیدهای طولانی مدت از همه اقشار که همراه نهضت بودند از جمله در شهرها عناصر فعال را می گرفتند. در شهر ما پدرم که کاسب متدین و طرفدار حضرت امام بود، با خانواده به گنبد تبعید شد.بالای پیت حلبی رفتم و اعلامیه را خواندم و مردم گوش می کردند. ماموران شهربانی آمدند و آشوبی برپا شد، زد و خورد که شروع شد آقایی به من گفت پسر بیا پایین، من پایین آمدم و به مدرسه نواب رفتم. وقتی در خود مدرسه نواب هم اعلامیه می آمد خیلی از دوستان بودند که فداکاری می کردندمن چون سن کمتری داشتم نسبت به دیگران مصونیت داشتم، وقتی مراجع و علما اعلامیه ای می دادند چون همه مردم باسواد نبودند اعلامیه هایی که روی تیر برق می زدند را یک نفر از بالای پیت حلبی می خواند یکبار خود من در خیابانی که به "بالا خیابان" معروف بود و نزدیک مدرسه نواب بود بالای پیت حلبی رفتم و اعلامیه را خواندم و مردم گوش می کردند. ماموران شهربانی آمدند و آشوبی برپا شد، زد و خورد که شروع شد آقایی به من گفت پسر بیا پایین، من پایین آمدم و به مدرسه نواب رفتم. وقتی در خود مدرسه نواب هم اعلامیه می آمد خیلی از دوستان بودند که فداکاری می کردند، یا زمانی که آیت الله واعظ طبسی از زندان آزاد می شدند مردم به خاطر دین مداری که داشتند استقبال عظیمی از ایشان می کردند.چندین مدرسه علمیه خوب در مشهد زیر نظر آیت الله میرزا احمد کفایی پسر مرحوم آخوند خراسانی که از دوستان امام در سابق هم بود و برادر بزرگش هم در دوران رضا شاه شهید شده بود، اداره می شد. در سر در مدرسه نواب یک عکس زیبا از امام خمینی نصب شده بود. به مرحوم مبین که متصدی مدرسه نواب بود گفته بودند که عکس امام را بردارید. آیت الله واعظ طبسی در مدرسه نواب در همان سر در مدرسه کلاس برگزار می کرد چون جاهای دیگر اذیت می شدند ولی در سردر که دسترسی به آن سخت بود مزاحمتی ایجاد نمی شد. این اتاق حجره حضرت آقای طاووسی بجنوردی از دوستان بنده بود. یک شب عناصر شهربانی تصمیم گرفتند که با لباس شخصی و با همکاری خادم مدرسه از بیرون با نردبان های دو طبقه به سر در برسند و از آنجا هم باید یک نردبان دیگر عکس امام خمینی را بردارند. یکی از دوستان ما که آدم بسیار انقلابی بود آن شب گفت: امشب من می میرم اما نخواهم گذاشت که عکس امام را بردارند.فلفل سیاه، قرمز و نمک را با ماسه قاطی کرد در دو کیسه به من داد گفت من متصدی مدرسه را فراری می دهم. کسانی که می خواهند عکس را بردارند با چوب میزنم و وقتی که مأموران به داخل آمدند تو از پشت شمشادها این ها را به صورتشان بپاش. همین اتفاق هم افتادبعد فلفل سیاه، قرمز و نمک را با ماسه قاطی کرد در دو کیسه به من داد گفت من متصدی مدرسه را فراری می دهم. کسانی که می خواهند عکس را بردارند با چوب میزنم و وقتی که مأموران به داخل آمدند تو از پشت شمشادها این ها را به صورتشان بپاش. همین اتفاق هم افتاد، ساعت 11 شب سکوت کامل بود همه در حال مطالعه بودند. وقتی که ماموران آمدند یکی از افرادی که فریاد زد فردی مبارز بود که بعدها به دام منافقین افتاد. وقتی که متصدی آمد این طلبه مبارز و استاد مقدمات ما با چوب به جانش افتاد که با التماس از دستش فرار کرد، ده یا دوازده مامور وارد شدند من هم محتویات کیسه را به هوا پاشیدم همشهری ما هم جایی پنهان شد و من هم به حرم رفتم. ساعت دوازده بود که از حرم برگشتم متوجه شدم ایشان را پیدا کردند و به کلانتری بردند یکی از مدرسین محترم وقت مرحوم آقای عبادی از سخنوران متبحر بود، از من پرسید که چرا حجت الاسلام شعبانی را دستگیر کردند، برایش توضیح دادم و همراه او به شهربانی رفتیم. به ماموران شهربانی گفت شما می دانید چه کسی را گرفته اید؟ الان به آقای کفایی خبر می دهیم. ماموران ترسیدند و آن طلبه آن شب آزاد شد و خلاصه اینکه عکس امام جای خودش باقی ماند. بعد این اتفافات جریان فیضیه پیش آمد و مسائل عمومی تر شد.تسنیم: معروف است که بعد از جریان فیضیه، امام اعلام ...

ادامه مطلب  

آرای امام موسی صدر درباره انقلاب و ولایت/ اندیشمند یا فعال سیاسی؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر، امام موسی صدر از چهره های مناقشه برانگیز در حوزه اندیشه سیاسی اسلامی است؛ ارائه تفاسیر مختلف و گاه متضاد از اندیشه های سیاسی او باعث بروز بحث و جدلهایی در فضای غیرآکادمیک شده است که بر مبنای آن ها، از یک سو او متفکری که «در تقابل» با اندیشه های انقلابی موجود در انقلاب اسلامی ایران می دانند و در سوی دیگر برعکس، او را از تاثیرگذاران در انقلاب سال ۵۷ در ایران قلمداد می کنند. او همچنین به عنوان نماینده ای از متفکرانی شناخته می شود که خوانش اجتماعی و مدنی اش از دین و حتی اولوهیت، او را به مسیری سوق داده که در بسیاری از موارد در برابر آنچه نگاه دینی-سیاسی و ایدئولوژیک شناخته می شود، قرار می دهد. همه اینها ابعاد مناقشه برانگیز شخصیت و اندیشه امام موسی صدر را برجسته کرده است. در همین زمینه شریف لک زایی، استاد و مدرس علوم سیاسی در دانشگاه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلام اخیراً کتابی را با عنوان «درآمدی بر اندیشه سیاسی امام موسی صدر» منتشر کرده است که برخی از دیدگاه های این متفکر و مصلح سیاسی اجتماعی را برای نخستین بار مورد بررسی قرار می دهد؛ از جمله اینها، دیدگاه های او درباره «انقلابی بودن»، «انقلاب اسلامی»، «حکومت» و «ولایت» است. این کتاب که دو، سه روز است منتشر شده، بهانه ای شد برای گفت وگو با نویسنده آن و طرح برخی از مناقشات مطرح شده درباره اندیشه های سیاسی امام موسی صدر.آقای دکتر لک­زایی وضعیت انتشار کتابی که در خصوص اندیشه سیاسی امام موسی صدر داشتید به کجا رسید؟کتاب «درآمدی بر اندیشه سیاسی امام موسی صدر» قرار است دو، سه روزی است که از زیر چاپ بیرون آمده است.عموماً گفته می شود که امام موسی صدر متفکری است که یک خوانش اجتماعی از اسلام ارائه داده است که این خوانش از جهات متعددی در برابر و در تقابل با خوانش سیاسی از دین اسلام قرار می گیرد. ولی وقتی عنوان کتاب شما را در نظر می گیریم به نظر می رسد محتوای این کتاب قرار است این باور عمومی درباره ایشان را تا حدی به چالش بکشد. نظر خودتان در این باره چیست؟البته من خوانش اجتماعی ایشان از دین را پیگیری نکرده ام و بیشتر خوانش سیاسی ایشان را پیگیری کردم. مجموعه تحقیقاتم، من را به این نتیجه رسانده که امام موسی صدر هم یک فعال سیاسی و هم یک اندیشمند سیاسی است. بنده از این منظر به اندیشه ها و فعالیتهای ایشان ورود کرده ام. البته باید در نظر داشته باشیم که جامعه لبنان نسبت به جامعه ایران، جامعه خاص تری است و طبیعتاً اقتضائات خاص خود را دارد؛ این اقتضائات تا حدی باعث آن تفکیک بین رویکردهای اجتماعی و سیاسی شده است.البته باید خاطر نشان کرد که نحوۀ ورود متفکران ما که ابعاد اصلاحی پررنگ تری دارند تفاوت هایی با یکدیگر دارد. برای مثال، در عین حال که ایشان که خودش را تداوم برخی مصلحان گذشته می داند اما در نحوۀ ورود به ابعاد اجتماعی و سیاسی دین در زندگی و عمل به ابعاد اصلاح گرایانه در جامعه با آنان متقاوت است. به ویژه این که در تلاش است ابعاد مغفول و نادیده انگاشته آنان را مورد توجه قرار دهد و از آسیب هایی که ممکن است ایجاد نماید دوری گزیند. طبعاً کار فرهنگی و فکری برای امام موسی صدر اولویت بیشتری دارد تا کار و فعالیت سیاسی.من در این کتاب وجه انقلابی بودن امام موسی صدر را مورد بحث قرار داده ام و معتقدم نوعی اختلاف نظر در نگرش ما به انقلاب و نگرش ایشان نسبت به انقلاب وجود دارد. ما باید بپذیریم که ورود هر کدام از اندیشمندان به حوزه های مفهومی، از جمله ورودشان به مفهومی مثل انقلاب، ممکن است متفاوت از دیگران باشد و این تفاوت نگرش لزوما به معنای تقابل نیست.اما در مورد آن تقابل که فرمودید واقع امر این است که کسانی که این تقابل را درست کرده اند – که الان هیچ شخص خاصی مد نظر بنده نیست – مسئله مهمی را مد نظر دارند که احتمالاً چالش ها از آنجا بروز پیدا می کند؛ آن هم بحث «انقلابی بودن» امام موسی صدر است. اما این که ما چه تفسیری از «انقلاب» و «انقلابی بودن» داریم مهم است. همچنین خیلی مهم است که بدانیم امام موسی صدر چه تفسیری از «انقلاب» و «انقلابی بودن» دارد.اتفاقا من در این کتاب وجه انقلابی بودن امام موسی صدر را مورد بحث قرار داده ام و معتقدم نوعی اختلاف نظر در نگرش ما به انقلاب و نگرش ایشان نسبت به انقلاب وجود دارد. ما باید بپذیریم که ورود هر کدام از اندیشمندان به حوزه های مفهومی، از جمله ورودشان به مفهومی مثل انقلاب، ممکن است متفاوت از دیگران باشد و این تفاوت نگرش لزوما به معنای تقابل نیست. این تفاوتهای مفهومی در عرصه های عینی هم ممکن است تفاوت هایی را ایجاد کند که در کنش های مختلفی بروز پیدا می کند.با همه اینها، امام موسی صدر در موارد متعددی صراحتا می گوید «باید اینجا انقلابی عمل کنیم»، یا «اینجا باید انقلابی باشیم» و یا می گوید «این مسئله را تنها به صورت انقلابی می توانیم حل کنیم». اینها نشان می دهد که تصوری از کنش و عمل انقلابی در ذهن ایشان وجود دارد. من هم در این کتاب چند و چون این مسئله را توضیح داده ام.در این زمینه سوالی که ایجاد می شود این است که اعتقاد ایشان درباره کنش انقلابی امام خمینی(ره) و کلیت انقلاب اسلامی ایران چه بوده است؟ایشان انقلاب ایران را از نزدیک دنبال می کردند و جزء اولین اندیشمندانی بودند که برای انقلاب ایران یادداشت نوشته و منتشر کرده و از آن به عنوان «ندای انبیاء» یاد می کنند. یعنی ایشان انقلاب ایران را به عنوان یک فضا، مسیر و انقلابی در عصر حاضر می دیدند که می خواهد حرف جدیدی ارائه کند.من در کتاب «درآمدی بر اندیشه سیاسی امام موسی صدر» به تفصیل بحث کرده ام که نسبت امام موسی صدر با انقلاب اسلامی ایران چیست؛ چون از نظر من نسبت و وجه معنوی و معنایی ای که ایشان به انقلاب ایران می دهد خیلی مهم است.ایشان آن یادداشت را که ابتدا به فرانسه و در روزنامه لومون منتشر شده است حدود ۶، ۷ ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی نوشته است و چند روز قبل از اینکه در لیبی «ربایش اجباری» شود، انتشار پیدا می کند. این یادداشت از این جهت مهم است که در فضایی که شاید همه این انقلاب را یک انقلاب سیاسی می دیدند، ایشان این انقلاب را فرهنگی و معنوی و معنایی می بیند و تحلیل می کند. وقتی هم می نویسند این انقلاب «ندای انبیاء» است، مشخص است که از نظر ایشان اولین چیزی که در بروز و ظهور انبیاء وجود دارد، نگاه ارزشی، فرهنگی و معنوی است تا بتوا ...

ادامه مطلب  

حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند ، تهران نیوز پایتخت خبری ایران  

درخواست حذف این مطلب
ائمه جمعه استان تهران در خطبه های نماز جمعه امروز با تاکید بر این که آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند، در ارتباط با سند ۲۰۳۰ عنوان کردند: حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند.امام جمعه تهران: آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند/ امام خمینی(ره) بار دیگر اسلام را به دنیا ارائه کردآیت الله امامی کاشامی، خطیب این هفته نماز جمعه تهران در خطبه دوم با اشاره به سالگرد ارتحال امام خمیمی (ره) گفت: امام راحل، اسلام را به دنیا ارائه کرد. اسلامی که مرده بود، اسلامی که جز اسم و رسم از او چیزی نبود ولی اسلام را به دنیا ارائه کرد. البته چهره ای از حقیقت اسلام رونمایی شد اما اصل آن را شخص امام زمان ارائه خواهد کرد. حقیقتا امام اسلام را از حوزه های علمیه خارج و امروز در همه دنیا مطرح می شود، یا به عنوان تایید و یا به عنوان مخالفت. هر چه است پرچم محمد (ص) و علی (ع) در دنیا به اهتزاز درآمده است.وی انتخابات را مورد توجه قرار داد و افزود: ملت در این انتخابات حماسه بزرگی آفریدند. درود به مردمی که به ندای رهبری انقلاب لبیک گفتند و صف های طولانی شکل دادند و این جای تشکر و قدردانی است.امام جمعه موقت تهران با اشاره به بیانات رهبر انقلاب در محفل انس قرآن کریم ادامه داد: مقام معظم رهبری در آن مجلس فرمودند که قرآن تمام پاسخ های مشکلات بشر را داده است. عبادت خدا دعوت قرآن است، قرآن به همه دنیا راه زندگی را نشان می دهد، راه زندگی تکیه به خدا است، ایمان به خدا و راه را از خدا بگیریم.آیت الله امامی کاشانی تصریح کرد: پاسخ درست به قرآن این بود که دست از تفرقه برداریم و همه با هم باشیم، از اینکه دولت آمریکا جنایت می کند؛ آنها همه ملت نیستند، این که صهیونیست ها جنایت می کنند همه اشان که مردم نیستند، اینکه می بینیم در جامعه این همه ظالم و این همه جنایت رخ می دهد، تعداد کمی در برابر جمعیت میلیاردی دنیا هستند. قرآن می گوید همه باهم باشیم. علت این ناآرامی و ظلم ها وخون ها یک کلمه است که از خدا بریده اند و به دنیا توجه کرده اند. باید ملت مسلمان توجه کند. ملت ها باید قیام کنند، در برابر ظلم بایستند و این چه نظری است که انسان در دنیا ببیند ترامپ بیایید در خاورمیانه و از ریاض که برمی گردد بگوید ما رفتیم صدها ملیادرد دلار از خاورمیانه به آمریکا برگرداندیم. مگر مال آمریکا بود؟ تو غارت کردی؛ حاکم سعودی نوکر توست. شما مال ملت را دزدید.وی گفت: امت اسلام به هوش بیایید. دولت های اسلامی به هوش بیایند. آنها دنیا را ازبین می برند. این وضع سوریه، فلسطین، یمن، افغانستان و عراق است. این آتش را آمریکا را روشن کرده و هیزم آن را حاکمان سعودی آورده اند. دنیای اسلام باید به هوش بیایند و بیدار شود. حاکمان ظالم دست از همراهی با آمریکا بردارند و اینقدر بی آبرو نباشند.امام جمعه موقت تهران در ادامه تصریح کرد: آمریکا داعش را تربیت می کند و پولش را از سعودی می گیرد و بعد این، آدم های بی شرم پیام می دهند که این ماه مبارک است و باید صلح باشد و نباید تروریست و ترور باشد. شما خودتان تروریست درست کردید. بنابراین ملت ایران می داند در چه شرایطی هستند و در این شرایط فقط باید یک نفر سخن بگوید و یک نفر بنویسد و یک ندا بلند باشد و آن ندای شخص ولی امر باشد و بقیه باید پیروی کنند و نداهای مختلف غلط است.آیت الله امامی کاشانی اظهار داشت: آمریکا می گوید باید برای بی ثبانی ایران اقدام شود، البته ۴۰ سال است که این مزخرفات را می گویند اما خدا با دست این ملت به دهانشان زده است، اما دشمن چنین قصدی دارد، لذا باید کاملا مراقب بود. کشور باید آرام و اطمینان بخش و همراه با آرامش باشد و همه رفیق و برادر و خواهر و خدمت گذار باشند و این وظیفه همه ما است.به گزارش تسنیم، آیت الله امامی کاشانی در خطبه اول نماز جمعه تهران نیز با اشاره به نزدیک بودن شب های قدر گفت: شب قدر، سلام است، “سلامٌ هی حتی مطلع الفجر”. در تعبیری نقل شده است که در شب قدر شیطان زنجیر شده است، می توان چنین گفت گه قدرت نفوذ شیطان در شب های قدر به صفر می رسد و این بخاطر رحمت خدا در شب قدر است که گسترده شده تا همه موفق شوند به استغفار و راز و نیاز و گریه.وی افزود: در شب قدر، انسان دلش می خواهد اشک بریزد و توبه کند و خوب می توان فهمید که شب قدر با شب های دیگر متفاوت است و این عنایت و لطف و رحمت الهی است، بنابراین شب قدر شب مهمی است.امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: در این شب ها، توجه ما به امام عصر (عج) باشد، اهل توبه و استغفار باشیم.امام جمعه خیرآباد: حمایت کنندگان سند ۲۰۳۰ با امام خمینی(ره) و اصول معمار کبیر انقلاب بیگانه هستندحجت الاسلام طزری، امام جمعه خیرآباد در خطبه های نماز روحبخش جمعه خیرآباد اظهار داشت: ائمه اطهار علیهم السلام و بزرگان اهل ایمان از خداوند متعال خواسته اند که هم توان روزه گرفتن را به آن ها بدهد و هم این که معرفت آداب روزه گرفتن را به آن ها عطا کند.وی گفت: امام سجاد علیه السلام در دعاهای خود می فرماید خدایا گوش های ما را از شنیدن حرف های لغو، چشم های ما را از دیدن لهویات و مسائل بی فایده و دستان ما را از دراز شدن به سوی آنچه حرام است و پاهای ما را رفتن به جاهای ممنوع حفاظت فرما.حجت الاسلام طزری در خطبه دوم این هفته نماز جمعه خیرآباد ضمن تسلیت رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها گفت: حضرت خدیجه سلام الله علیها بانوی بزرگواری است که برای اسلام از همه چیز گذشت و تا آخرین لحظات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را یاری می کرد و آنقدر برای پیامبر عزیر بود که تا سال ها بعد پیامبر به یاد او بود و در غم او اشک می ریخت.وی بیان داشت: به شهادت رسیدن عده ای از مرزداران عزیر در ارومیه را که به دست گروه تروریستی پژاک به شهادت رسیدند را تسلیت عرض می کنم.امام جمعه خیرآباد با اشاره به رحلت امام خمینی (ره) اظهار داشت: امام خمینی (ره) بزرگ مردی است که توانست با ایمان به خدا و ایمانی که به هدف خود داشت و همچنین ایمانی که به مردم داشت انقلاب بزرگی را رقم بزند.حجت الاسلام طزری بیان کرد: این انقلاب سبب شد که خواب از چشم استکبار برود و امام خمینی (ره) با انقلاب خود زمینه از بین رفتن استکبار را نیز فراهم کند.امام جمعه خیرآباد افزود: انقلابی که امام خمینی (ره) برپا کرد دارای چند اصول بود که وقتی این اصول را مرور می کنیم نشان می دهد که آیا در مسیر انقلاب و در خط امام راحل قرار داریم یا خیر.وی خاطر نشان کرد: امروز عده ای هستند که دم ار امام و انقلاب می زنند اما راه آنان با اهداف و اصول امام راحل تفاوت بسیار دارد.حجت الاسلام طزری ادامه داد: یکی از اصول انقلاب مبارزه با ظالم و ظلم بود اما هرگز حاضر نبود که با ظالم معامله و سازش کند و اگر مذاکره با آمریکا را امام نپذیرفت برای این بود که منشأ تمام ظلم های عالم را از آمریکا می دانست.امام جمعه خیرآباد تصریح کرد: امروز اگر نگاهی به جهان اسلام بیندازیم دست آمریکا را در همه قتل ها و کشتارها می بینیم اما با این وجود متاسفانه عده ای در داخل کشور سعی دارند که با حیله ها و نیرنگ ها رابطه با آمریکا را محقق کنند.وی ادامه داد: این افراد امروز این شعار را می دهند که کلید حل مشکلات ما آمریکا و رابطه با اوست در حالی که امام (ره) آمریکا را کلید همه مشکلات مسلمانان می دانست.حجت الاسلام طزری افزود: اصل دیگر انقلاب امام راحل (ره) حمایت از ملت مظلوم فلسطین بود؛ امام خمینی(ره) فلسطین را پاره ای از دنیای اسلام می دانست که باید به اسلام برگردد و راه آن حذف اسرائیل از صحنه روزگار می دانست.وی تاکید کرد: امروز هم همه دنیای اسلام وظیفه دارند که از فلسطین و مردم آن در حالی که ائتلاف عربی _ غربی برای سازش با رژیم صهیونیستی برنامه ریزی می کنند، حمایت کنند.امام جمعه خیرآباد با بیان این که امام راحل به فرهنگ اسلامی بسیار توجه داشت و در خصوص نفوذ فرهنگ غرب بسیار تذکر می داد، اظهار داشت: امام خمینی (ره) انقلاب را صورت داد تا در کشور اسلامی ایران فرهنگ ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم رواج یابد.وی افزود: امام خمینی (ره) می فرمود فرهنگ غرب بسیار برنده تر از شیشه و حمله دشمن است؛ امروز نیز ما شاهد هستیم دشمن با سند ۲۰۳۰ قصد نفوذ در فرهنگ کشور را دارد.حجت الاسلام طرزی اظهار داشت: امروز کسانی که با تمام قوا از ۲۰۳۰ حمایت می کنند هر چند دم از امام خمینی (ره) می زنند اما از امام (ره) و اصول امام بیگانه هستند.وی در پایان گفت: امام خمینی (ره) هرگز بر سر اصول انقلاب با کسی مذاکره و معامله نکرد و حاضر نشد مصالح انقلاب را بخاطر خوشایندی دشمنان از بین ببرد و هیچ گاه در میان اصول و ارزش های انقلاب مصلحت اندیشی نکرد بلکه به طور صریح اصول خود را بیان می کرد.امام جمعه خیرآباد ادامه داد: امام راحل اعتقاد بر این داشت که اصول انقلاب برای تمام زمان هاست و قابل حذف و یا کمرنگ شدن نیست؛ بنابراین امروز هم از مسئولان انتظار می رود در بیان مواضع انقلاب کوتاهی نکنند بلکه آن را با صراحت بیان کنند.امام جمعه رباط کریم: علت اصلی طلاق سخت گیری و دخالت خانواده ها استحجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه شهر رباط کریم ظهر امروز در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که با حضور آحاد مردم خداجو در مصلی امام خمینی(ره) برپا شد، اظهار داشت: ازدواج موضوع مهمی است که امروزه در میان جوانان به عنوان یک دغدغه به شمار می آید، این که جوانان در سنین پیری ازدواج می کنند نشان از یک دغدغه دارد و باید برای آن ها تلاش کنیم تا مشکلی برای آن ها پیش نیاید.وی گفت: خانواده ها باید شرایط ازدواج را فراهم کنند و بر فرزندان خود سخت گیری نکنند، تقوا مهمترین اصل در ازدواج است و خانواده ها از شرط گذاشتن مهریه های سنگین خودداری کنند تا راه ازدواج بر جوانان هموار شود.امام جمعه رباط کریم با انتقاد از افزایش طلاق ها در میان مردم، به بررسی علل این موضوع پرداخت و گفت: دخالت های اقوام زن و شوهر، این ها علل اختلاف افکنی میان زن و شوهر است و والدین آنقدر در زندگی فرزندان دخالت می کنند که زندگی آن ها دچار مشکل می شود و به طلاق می کشد.وی به حضور میلیونی و باشکوه مردم در انتخابات امسال اشاره کرد و افزود: انتخابات سال ۹۶ نشان داد که ملت ایران هیچ وقت به آمریکا بله نمی گویند و نه محکمی به دهان آمریکا زدند که سر آغاز این نهضت عظیم ۱۵ خرداد بود که سر انجام این نهضت انقلاب بود.امام جمعه بخش گلستان: سند ۲۰۳۰ توجیه پذیر نیست / در مهدکودک ها مسائل جنسی آموزش داده می شودحجت الاسلام والمسلمین مرتضی صفایی، امام جمعه بخش گلستان در خطبه های نماز جمعه امروز این بخش ضمن بیان احادیث و روایاتی از پیامبر اکرم (ص)، بیان داشت: خالی ماندن خانه ها، انبار کردن برخی کالاها و مواردی از این نظیر به اقتصاد کشور ضربه می زند، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بارها به این نکات اشاره کرده اند.وی در ادامه با اشاره به این که در آستانه ارتحال امام خمینی (ره) معمار کبیر انقلاب هستیم، تصریح کرد: امام را در حدود ۱۰ میلیون نفر تشییع کردند، و مراسم باشکوهی برای وی برگزار شد، امام خمینی (ره) دائم الذکر بودند و تا آخرین لحظات عمرشان ذکر «لا اله الا الله» را زیر لب زمزمه می کردند.امام جمعه بخش گلستان در ارتباط با سخنان رهبر معظم انقلاب در وصف امام خمینی (ره)، گفت: بنیانگذار انقلاب اسلامی شب ها به دعا مشغول بودند و اشک می ریختند، اما روزها در سخنرانی های خود کوچک ترین ضعفی نشان نمی دادند و به هیچ وجه اهل مذاکره و مصالحه با دشمنان نبودند.وی همچنین با بیان سخن امام در ارتباط با لزوم حفظ ارزش های اسلامی، اظهار داشت: امروز متاسفانه شاهد آموزش مسائل جنسی در مهدکودک ها و پیش دبستانی ها با عنوان لک لک به کودکان هستیم، اما با این حال برخی در حال توجیه سند ۲۰۳۰ هستند، سندی که حذف آیات و روایات و ممنوعیت ایثار و آموزش آن در لابه لای آن امضا شده است.امام جمعه شهر گلستان با اشاره به خانه نشین شدن دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا، تشریح کرد: دشمنان اسلام و انقلاب هر چقدر دست و پا بزنند، و در مقابل جریان فمینیسم بایستند، بازهم شکست خواهند خورد، درست مثل رئیس جمهور آمریکا که میلیاردها پول از عربستان و جاهای دیگر به کشور خود برد، اما می بینیم که خانه نشین شده است.وی در پایان باتوجه به مراسم ارتحال امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد: روز سیزدهم، که مصادف با رحلت معمار کبیر انقلاب است، در سراسر کشور مراسم هایی برگزار می شود، و بخش گلستان هم در مسجد حضرت جواد الائمه علیه السلام برنامه محلی خواهیم داشت، که از شما می خواهم در آن شرکت کنید.امام جمعه دماوند: ۱۵ خرداد، ضدیت دستگاه سلطنت با اسلام را آشکار کرد / آمریکا روزی گاو شیرده سعودی را هم چون صدام و قذافی ذبح می کندحجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی در خطبه های نماز عبادی- سیاسی این هفته شهر دماوند که با حضور مردم مؤمن و روزه دار دیار دارالمؤمنین در مصلای این شهر برگزار شد، با اشاره به تأثیرات سیاسی و اجتماعی ۱۵ خرداد، اظهار داشت: جاذبه گروه های دیگر مانند ملی گراها و غرب گرایان در مبارزه با شاه کمتر شد و برخلاف آن که همه گروه های دیگر به کمتر از سرنگونی شاه راضی بودند، امام راضی نبودند و جاذبه را به این سمت کشاند.وی گفت: بعد از این ماجرا، ضدیت شاه با اسلام آشکارتر شد و دیگر شاه نتوانست ریاکارانه برخورد کند و بعد از این ماجرا، امام خمینی (ره) آشکار کرد که دستگاه سلطنت با اسلام مخالف است.امام جمعه دماوند با بیان این که مردم با جان و مال خود از امام امت دفاع کردند، خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد با قلبی آرام به لقاءالله پیوست و نظامی را از خود به یادگار گذاشت و همچنین فرزند خلفی را تربیت کرد که در طول این ۲۷ سال، با رهبری مدبرانه، از فتنه ها عبور کرد.حجت الاسلام فتاح دماوندی تاکید کرد: قدر رهبر معظم انقلاب را مردم مظلوم پاکستان، افغانستان، یمن، سوریه و عراق بیشتر می دانند و بیدار شدند.وی با بیان این که خبرهای بدی از جمله قحطی و وبا در یمن به گوش می رسد، تصریح کرد: طرح صهیونیست ها برای سرزمین های اشغالی، خرید سلاح و تسهیلات توسط عربستان و تشکیل ناتو عربی برای مبارزه با تندروی ها ازجمله مواردی است که به گوش می رسد.امام جمعه دماوند تصریح کرد: تنها راه مبارزه با چنین دشمنی، خط و راه مقاومت است و عربستان برای آمریکا همچون گاوی شیرده است که وقتی آمریکا بهره اش را از او برد، همچون صدام و قذافی، آن را ذبح خواهد کرد.امام جمعه شهرری: نظام اسلامی بزرگترین یادگار امام خمینی (ره) است / کسانی که نظام را قبول دارند، علیه آن قیام نمی کنندحجت الاسلام والمسلمین سید علی شاهچراغی ، امام جمعه شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته که با حضور پرشور مردم خداجوی در مصلی بزرگ آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، اظهار داشت: پرهیزگاری انسان را درمقابل معصیت و گناهان مصون می دارد.وی با بیان این که ماه رمضان بهترین فرصت برای ارتباط با خداست، گفت: از نمازهای مستحبی، دعا کردن و استغفار در این ماه غافل نشوید، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در این ماه بر نماز مستحبی، دعا و صلوات مداومت می کردند.امام جمعه شهرری تصریح کرد: روزه فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست، اگر اخلاق خود را نیکو کنید و با دیگران خوش رفتاری کنید در روز قیامت از پل صراط به راحتی عبور خواهید کرد.حجت الاسلام شاهچراغی با بیان این که امام خمینی (ره) یک شخصیت بی نظیر، عارف، مدیر و مرجع تقلید بود، بیان داشت: آنچه همه خوبان دارند امام (ره) به تنهایی داشت و چیزی که با جان ایشان اجیر شده بود نظام ولایی کشور بود که نظام اسلام را تسکیل داد و مدیریت کرد.وی با بیان این که یادگاری که از امام راحل داریم همین نظام اسلامی است، عنوان کرد: در گذشته امام خمینی (ره) و امروز امام خامنه ای مدظله العالی نائب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و بنابراین حرفی که رهبر ما می زند، سخن یک مرجع و عارف نیست بلکه بیانات نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.امام جمعه شهرری ادامه داد: حضرت امام (ره) نگفتند پشتیبان من باشید بلکه تاکید داشتند؛ پشتیبان ولایت فقیه باشید و با همین اندیشه و فرهنگ به خدا دلدادگی داشت و عاشق خدا بود.حجت الاسلام شاهچراغی بیان کرد: امام خمینی با اخلاصی که داشت نظام اسلامی را پی ریزی کرد و اگر دشمنان نمی توانند کاری بکنند به خاطر چراغی است که ایزد برافروخته است.وی در ادامه به حماسه حضور ۴۰ میلیونی در انتخابات اخیر اشاره کرد و افزود: شورای نگهبان صحت انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد و مردم نیز آن را پذیرفتند، این گونه نبود که مانند عده ای اعتراض بکنند. کسانی که امام و نظام را قبول دارند که علیه نظام قیام نمی کنند.امام جمعه شهرری با بیان این که حکم شورای نگهبان فصل الخطاب است، خاطرنشان کرد: تخلفاتی صورت گرفته بود که قوه قضائیه باید پیگیری و با متخلفان برخورد کند.حجت الاسلام شاهچراغی با تاکید بر این که فرهنگ امام استکبار ستیزی بود، اظهار داشت: امام راحل تا روزی که زنده بود با دشمنان آشتی نکرد، به دشمن لبخند نزد و به دشمن امید نداشت، امیدش به خدا و مردم بود؛ این موارد قابل تحریف نیست.وی با اشاره به وقایع ۱۵خرداد۱۳۴۲ و ۱۹دی ۱۳۵۶ گفت: هر دو در راستای دفاع از اسلام و ولایت بود. کمونیست ها، توده ای ها، ملی گراها و منافقان همه آمدند و رفتند ولی شما مردم مسلمان هنوز پای نظام ایستاده اید. آن روز حضزت امام خمینی (ره) سکان دار این نظام بود و امروز امام خامنه ای ولایت فقیه را عهده دار است.امام جمعه شهرری گفت: جشن گلریزان کار پسندیده ای است که برای کمک به زندانیان غیر عمد در ماه مبارک رمضان انجام می شود و روایت داریم که اگر کسی دلی را شاد کند آن شادی مانند نوری در قبر و آخرت کنار او خواهد بود.امام جمعه قدس: حوادث یمن و افغانستان از چشم مدعیان حقوق بشر غربی به دور نمانده و خودشان عاملان آن هستندحجت الاسلام والمسلمین سید ابوالقاسم میر احمدی در خطبه های نماز جمعه این هفته شهر قدس که با حضور پرشور نمازگزاران برگزار شد، اظهار داشت: خودم و همه شما را به رعایت تقوا الهی دعوت می کنم چراکه تقوا تنها ملاک انسان در پیشگاه حق تعالی است.وی در ادامه گفت: مردم و جوامع بشری در طول تاریخ عبرت های بسیاری از خود برای آیندگان به جا گذاشتند و خداوند نخواست به بسیاری از جوامع ...

ادامه مطلب  

مصیبت، خیلی بزرگ است؛ رزیّه، یعنی حادثه بسیار بزرگ، حادثه عاشورا، خیلی عظیم است؛ فاجعه، خیلی تکان دهنده و بی نظیر است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسیخبرگزاری میزان، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۷۷ در خطبه های نماز جمعه به تحلیل علل و انگیزه های قیام امام حسین علیه السّلام پرداختند.بیانات مقام معظم رهبری در این خطبه ها به نقل از khamenei.ir، به شرح زیر است:بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمدللَّه ربّ العالمین. احمده واستعینه و استغفره و اتوکّل علیه واصلّی واسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه و حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته، بشیر رحمته و نذیر نقمته. سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین المظلومین المعصومین. سیّما ابی عبداللَّه الحسین علیه السّلام و سیّما بقیه اللَّه فی الارضین. اوصیکم عباداللَّه بتقوی اللَّه.همه شما عزیزان، برادران و خواهران نمازگزار را به تقوای الهی دعوت و توصیه میکنم. اوّل و آخر، تقواست و توصیه اصلی به توشه گیری از تقواست. اگر بحثی هم میکنیم، برای این است که بتوانیم مایه تقوا را در خودمان، در مردم و مستمعان نمازجمعه، ان شاءاللَّه به مدد الهی تقویت کنیم.امروز در خطبه اوّل، بحثی درباره ماجرای عاشورا عرض میکنم. اگرچه در این زمینه، بسیار سخن گفته شده است و ما هم عرایضی کرده ایم؛ اما هرچه اطراف و جوانب این حادثه عظیم و مؤثّر و جاودانه بررسی میشود، ابعاد تازه تر و روشنگریهای بیشتری از آن حادثه آشکار میشود و نوری بر زندگی ما میتاباند.در مباحث مربوط به عاشورا، سه بحثِ عمده وجود دارد:یکی بحث علل و انگیزه های قیام امام حسین علیه السّلام است، که چرا امام حسین قیام کرد؛ یعنی تحلیل دینی و علمی و سیاسی این قیام. در این زمینه، ما قبلاً تفصیلاً عرایضی عرض کرده ایم؛ فضلا و بزرگان هم بحثهای خوبی کرده اند. امروز وارد آن بحث نمیشویم.بحث دوم، بحث درسهای عاشوراست که یک بحث زنده و جاودانه و همیشگی است و مخصوص زمان معیّنی نیست. درس عاشورا، درس فداکاری و دینداری و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبّت و عشق است. یکی از درسهای عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیری است که شما ملت ایران پشت سر حسین زمان و فرزند ابی عبداللَّه الحسین علیه السّلام انجام دادید. خود این، یکی از درسهای عاشورا بود. در این زمینه هم من امروز هیچ بحثی نمیکنم.بحث سوم، درباره ی عبرتهای عاشوراست که چند سال قبل از این، ما این مسأله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درسها، عبرتهایی هم دارد. بحث عبرتهای عاشورا مخصوص زمانی است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است؛ یعنی زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.ما قضیه را این گونه طرح کردیم که چطور شد جامعه اسلامی به محوریّت پیامبر عظیم الشّأن، آن عشق مردم به او، آن ایمان عمیق مردم به او، آن جامعه سرتاپا حماسه و شور دینی و آن احکامی که بعداً مقداری درباره آن عرض خواهم کرد، همین جامعه ساخته و پرداخته، همان مردم، حتّی بعضی همان کسانی که دوره های نزدیک به پیامبر را دیده بودند، بعد از پنجاه سال کارشان به آن جا رسید که جمع شدند، فرزند همین پیامبر را با فجیعترین وضعی کشتند!؟ انحراف، عقبگرد، برگشتن به پشت سر، از این بیشتر چه میشود!؟زینب کبری سلام اللَّه علیها در بازار کوفه، آن خطبه عظیم را اساساً بر همین محور ایراد کرد: «یا اهل الکوفه، یا اهل الختل و الغدر، أتبکون!؟».(۱) مردم کوفه وقتی که سرِ مبارک امام حسین را بر روی نیزه مشاهده کردند و دختر علی را اسیر دیدند و فاجعه را از نزدیک لمس کردند، بنا به ضجّه و گریه کردند. فرمود: «أتبکون!؟»؛ گریه میکنید!؟ «فلا رقات الدمعه ولاهدئت الرنه»؛ (۲) گریه تان تمامی نداشته باشد. بعد فرمود: «انّما مثلکم کمثل التی نقضت غزلها من بعد قوة انکاثا تتّخذون ایمانکم دخلاً بینکم».(۳) این، همان برگشت است؛ برگشت به قهقرا و عقبگرد. شما مثل زنی هستید که پشمها یا پنبه ها را با مغزل(۴) نخ میکند؛ بعد از آن که این نخها آماده شد، دوباره شروع میکند نخها را از نو باز کردن و پنبه نمودن! شما در حقیقت نخهای رشته خود را پنبه کردید. این، همان برگشت است. این، عبرت است. هر جامعه اسلامی، در معرض همین خطر هست.امام خمینىِ عزیز بزرگ ما، افتخار بزرگش این بود که یک امّت بتواند عامل به سخن آن پیامبر باشد. شخصیت انسانهای غیر پیامبر و غیر معصوم، مگر با آن شخصیت عظیم قابل مقایسه است؟ او، آن جامعه را به وجود آورد و آن سرانجام دنبالش آمد. آیا هر جامعه اسلامی، همین عاقبت را دارد؟ اگر عبرت بگیرند، نه؛ اگر عبرت نگیرند، بله. عبرتهای عاشورا این جاست.ما مردم این زمان، بحمداللَّه به فضل پروردگار، این توفیق را پیدا کرده ایم که آن راه را مجدّداً برویم و اسم اسلام را در دنیا زنده کنیم و پرچم اسلام و قرآن را برافراشته نماییم. در دنیا این افتخار نصیب شما ملت شد. این ملت تا امروز هم که تقریباً بیست سال از انقلابش گذشته است، قرص و محکم در این راه ایستاده و رفته است. اما اگر دقّت نکنید، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن چنان که باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممکن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا، این جاست.حال من میخواهم مقداری درباره موضوعی که چند سال پیش آن را مطرح کردم و بحمداللَّه دیدم فضلا درباره آن بحث کردند، تحقیق کردند، سخنرانی کردند و مطلب نوشتند، با توسّع صحبت کنم. البته بحث کامل در این مورد، بحث نمازجمعه نیست؛ چون طولانی است و ان شاءاللَّه اگر عمری داشته باشم و توفیقی پیدا کنم، در جلسه ای غیر نمازجمعه، این موضوع را مفصّل با خصوصیّاتش بحث خواهم کرد. امروز میخواهم یک گذر اجمالی به این مسأله بکنم و اگر خدا توفیق دهد، در واقع یک کتاب را در قالب یک خطبه بریزم و به شما عرض کنم.اوّلاً حادثه را باید فهمید که چقدر بزرگ است، تا دنبال عللش بگردیم. کسی نگوید که حادثه عاشورا، بالاخره کشتاری بود و چند نفر را کشتند. همان طور که همه ما در زیارت عاشورا میخوانیم: «لقد عظمت الرّزیّه و جلّت و عظمت المصیبة» (۵)، مصیبت، خیلی بزرگ است. رزیّه، یعنی حادثه بسیار بزرگ. این حادثه، خیلی عظیم است. فاجعه، خیلی تکان دهنده و بی نظیر است.برای این که قدری معلوم شود که این حادثه چقدر عظیم است، من سه دوره کوتاه را از دوره های زندگی حضرت ابی عبداللَّه الحسین علیه السّلام اجمالاً مطرح میکنم. شما ببینید این شخصیتی که انسان در این سه دوره میشناسد، آیا میتوان حدس زد که کارش به آن جا برسد که در روز عاشورا یک عده از امّت جدّش او را محاصره کنند و با این وضعیت فجیع، او و همه یاران و اصحاب و اهل بیتش را قتل عام کنند و زنانشان را اسیر بگیرند؟این سه دوره، یکی دوران حیات پیامبر اکرم است. دوم، دوران جوانی آن حضرت، یعنی دوران بیست وپنج ساله تا حکومت امیرالمؤمنین است. سوم، دوران فترت بیست ساله بعد از شهادت امیرالمؤمنین تا حادثه کربلاست.در دوران حیات پیامبر اکرم، امام حسین عبارت است از کودک نور دیده سوگلی پیامبر. پیامبر اکرم دختری به نام فاطمه دارد که همه مردم مسلمان در آن روز میدانند که پیامبر فرمود: «انّ اللَّه لیغضب لغضب فاطمة» (۶)؛ اگر کسی فاطمه را خشمگین کند، خدا را خشمگین کرده است. «و یرضی لرضاها»؛ (۷) اگر کسی او را خشنود کند، خدا را خشنود کرده است. ببینید، این دختر چقدر عظیم المنزله است که پیامبر اکرم در مقابل مردم و در ملأ عام، راجع به او این گونه حرف میزند. این مسأله ای عادّی نیست.پیامبر اکرم این دختر را در جامعه اسلامی به کسی داده است که از لحاظ افتخارات، در درجه اعلاست؛ یعنی علی بن ابی طالب علیه السّلام. او، جوان، شجاع، شریف، از همه مؤمنتر، از همه باسابقه تر، از همه شجاعتر و در همه میدانها حاضر است. کسی است که اسلام به شمشیر او میگردد؛ هر جایی که همه در میمانند، این جوان جلو می آید، گره ها را باز میکند و بن بستها را میشکند. این داماد محبوب عزیزی که محبوبیت او نه به خاطر خویشاوندی، بلکه به خاطر عظمت شخصیت اوست، همسر نودیده پیامبر است. کودکی از اینها متولّد شده است و او حسین بن علی است.البته همه این حرفها درباره امام حسن علیه السّلام هم هست؛ اما من حالا بحثم راجع به امام حسین علیه السّلام است؛ عزیزترین عزیزان پیامبر؛ کسی که رئیس دنیای اسلام، حاکم جامعه اسلامی و محبوب دل همه مردم، او را در آغوش میگیرد و به مسجد می برد. همه میدانند که این کودک، محبوب دلِ این محبوبِ همه است. او روی منبر مشغول خطبه خواندن است که این کودک، پایش به مانعی میگیرد و به زمین میافتد. پیامبر از منبر پایین می آید، او را در بغل میگیرد و آرامش میکند. ببینید؛ مسأله این است.پیامبر درباره امام حسن و امام حسینِ شش، هفت ساله فرمود: «سیّدی شباب اهل الجنّه»؛ (۸) اینها سرور جوانان بهشتند. اینها که هنوز کودکند، جوان نیستند؛ اما پیامبر میفرماید سرور جوانان اهل بهشتند. یعنی در دوران شش، هفت سالگی هم در حدّ یک جوان است؛ میفهمد، درک میکند، عمل میکند، اقدام میکند، ادب میورزد و شرافت در همه وجودش موج میزند. اگر آن روز کسی میگفت که این کودک به دست امّت همین پیامبر، بدون هیچ گونه جرم و تخلّفی به قتل خواهد رسید، برای مردم غیرقابل باور بود؛ همچنان که پیامبر فرمود و گریه کرد و همه تعجّب کردند که یعنی چه؛ مگر میشود!؟دوره دوم، دوره بیست وپنج ساله بعد از وفات پیامبر تا حکومت امیرالمؤمنین است. حسینِ جوان، بالنده، عالم و شجاع است. در جنگها شرکت میجوید، در کارهای بزرگ دخالت میکند، همه او را به عظمت میشناسند؛ نام بخشندگان که می آید، همه چشمها به سوی او برمیگردد. در هر فضیلتی، در میان مسلمانان مدینه و مکه، هر جایی که موج اسلام رفته است، مثل خورشیدی میدرخشد. همه برای او احترام قائلند. خلفای زمان، برای او و برادرش احترام قائلند و در مقابل او، تعظیم و تجلیل و تبجیل و تجلیل میکنند و نامش را به عظمت می آورند. جوان نمونه دوران، و محترم پیش همه. اگر آن روز کسی میگفت که همین جوان، به دست همین مردم کشته خواهد شد، هیچ کس باور نمیکرد.دوره سوم، دوره بعد از شهادت امیرالمؤمنین است؛ یعنی دوره غربت اهل بیت. امام حسن و امام حسین علیهماالسّلام باز در مدینه اند. امام حسین، بیست سال بعد از این مدت، به صورت امام معنوی همه مسلمان، مفتی بزرگ همه مسلمانان، مورد احترام همه مسلمانان، محل ورود و تحصیل علم همه، محل تمسّک و توسّل همه کسانی که میخواهند به اهل بیت اظهار ارادتی بکنند، در مدینه زندگی کرده است. شخصیت محبوب، بزرگ، شریف، نجیب، اصیل و عالم. او به معاویه نامه مینویسد؛ نامه ای که اگر هر کسی به هر حاکمی بنویسد، جزایش کشته شدن است. معاویه باعظمتِ تمام این نامه را میگیرد، میخواند، تحمّل میکند و چیزی نمیگوید. اگر در همان اوقات هم کسی میگفت که در آینده نزدیکی، این مرد محترم شریفِ عزیزِ نجیب - که مجسّم کننده اسلام و قرآن در نظر هر بیننده است - ممکن است به دست همین امّت قرآن و اسلام کشته شود - آن هم با آن وضع - هیچ کس تصوّر هم نمیکرد؛ اما همین حادثه باورنکردنی، همین حادثه عجیب و حیرت انگیز، اتّفاق افتاد. چه کسانی کردند؟ همانهایی که به خدمتش میآمدند و سلام و عرض اخلاص هم میکردند. این یعنی چه؟ معنایش این است که جامعه اسلامی در طول این پنجاه سال، از معنویت و حقیقت اسلام تهی شده است. ظاهرش اسلامی است؛ اما باطنش پوک شده است. خطر این جاست. نمازها برقرار است، نماز جماعت برقرار است، مردم هم اسمشان مسلمان است و عدّه ای هم طرفدار اهل بیتند!البته من به شما بگویم که در همه عالم اسلام، اهل بیت را قبول داشتند؛ امروز هم قبول دارند و هیچ کس در آن تردید ندارد. حبّ اهل بیت در همه عالم اسلام، عمومی است؛ الان هم همین طور است. الان هم هر جای دنیای اسلام بروید، اهل بیت را دوست میدارند. آن مسجدی که منتسب به امام حسین علیه السّلام است و مسجد دیگری که در قاهره منتسب به حضرت زینب است، ولوله زوّار و جمعیت است. مردم میروند قبر را زیارت میکنند، میبوسند و توسّل میجویند.همین یکی، دو سال قبل از این، کتابی جدید - نه قدیمی؛ چون در کتابهای قدیمی خیلی هست - برای من آوردند، که این کتاب درباره معنای اهل بیت نوشته شده است. یکی از نویسندگان فعلی حجاز تحقیق کرده و در این کتاب اثبات میکند که اهل بیت، یعنی علی، فاطمه، حسن و حسین. حالا ما شیعیان که این حرفها جزو جانمان است؛ اما آن برادر مسلمان غیرشیعه این را نوشته و نشر کرده است. این کتاب هم هست، من هم آن را دارم و لابد هزاران نسخه از آن چاپ شده و پخش گردیده است.بنابراین، اهل بیت محترمند؛ آن روز هم در نهایت احترام بودند؛ اما در عین حال وقتی جامعه تهی و پوک شد، این اتّفاق میافتد. حالا عبرت کجاست؟ عبرت این جاست که چه کار کنیم جامعه آن گونه نشود. ما باید بفهمیم که آن جا چه شد که جامعه به این جا رسید. این، آن بحث مشروح و مفصّلی است که من مختصرش را میخواهم عرض کنم.اوّل به عنوان مقدّمه عرض کنم: پیامبر اکرم نظامی را به وجود آورد که خطوط اصلی آن چند چیز بود. من درمیان این خطوط اصلی، چهار چیز را عمده یافتم: اوّل، معرفت شفّاف و بیابهام؛ معرفت نسبت به دین، معرفت نسبت به احکام، معرفت نسبت به جامعه، معرفت نسبت به تکلیف، معرفت نسبت به خدا، معرفت نسبت به پیامبر، معرفت نسبت به طبیعت. همین معرفت بود که به علم و علم اندوزی منتهی شد و جامعه اسلامی را در قرن چهارم هجری به اوج تمدّن علمی رساند. پیامبر نمیگذاشت ابهام باشد. در این زمینه، آیات عجیبی از قرآن هست که مجال نیست الان عرض کنم. در هر جایی که ابهامی به وجود میآمد، یک آیه نازل میشد تا ابهام را برطرف کند.خطّ اصلی دوم، عدالت مطلق و بیاغماض بود. عدالت در قضاوت، عدالت در برخورداریهای عمومی و نه خصوصی - امکاناتی که متعلّق به همه مردم است و باید بین آنها باعدالت تقسیم شود - عدالت در اجرای حدود الهی، عدالت در مناصب و مسوؤلیت دهی و مسؤولیت پذیری. البته عدالت، غیر از مساوات است؛ اشتباه نشود. گاهی مساوات، ظلم است. عدالت، یعنی هر چیزی را به جای خود گذاشتن و به هر کسی حقّ او را دادن. آن عدل مطلق و بیاغماض بود. در زمان پیامبر، هیچ کس در جامعه اسلامی از چارچوب عدالت خارج نبود.سوم، عبودیّت کامل و بیشریک در مقابل پروردگار؛ یعنی عبودیّت خدا در کار و عمل فردی، عبودیّت در نماز که باید قصد قربت داشته باشد، تا عبودیّت در ساخت جامعه، در نظام حکومت، نظام زندگی مردم و مناسبات اجتماعی میان مردم بر مبنای عبودیّت خدا که این هم تفصیل و شرح فراوانی دارد.چهارم، عشق و عاطفه جوشان. این هم از خصوصیّات اصلی جامعه اسلامی است؛ عشق به خدا، عشق خدا به مردم؛ «یحبّهم و یحبّونه» (۹)، «ان اللَّه یحبّ التّوابین و یحبّ المتطهّرین» (۱۰)، «قل ان کنتم تحبّون اللَّه فاتّبعونی یحببکم اللَّه» (۱۱). محبت، عشق، محبت به همسر، محبّت به فرزند، که مستحبّ است فرزند را ببوسی؛ مستحّب است که به فرزند محبّت کنی؛ مستحبّ است که به همسرت عشق بورزی و محبّت کنی؛ مستحبّ است که به برادران مسلمان محبّت کنی و محبّت داشته باشی؛ محبّت به پیامبر، محبّت به اهل بیت؛ «الاّ المودّة فی القربی».(۱۲)پیامبر این خطوط را ترسیم کرد و جامعه را بر اساس این خطوط بنا نمود. پیامبر حکومت را ده سال همین طور کشاند. البته پیداست که تربیت انسانها کار تدریجی است؛ کار دفعی نیست. پیامبر در تمام این ده سال تلاش میکرد که این پایه ها استوار و محکم شود و ریشه بدواند؛ اما این ده سال، برای این که بتواند مردمی را که درست برضدّ این خصوصیّات بار آمدند، متحوّل کند، زمان خیلی کمی است. جامعه جاهلی، در همه چیزش عکس این چهار مورد بود؛ مردم معرفتی نداشتند، در حیرت و جهالت زندگی میکردند، عبودیّت هم نداشتند؛ طاغوت بود، طغیان بود، عدالتی هم وجود نداشت؛ همه اش ظلم بود، همه اش تبعیض بود - که امیرالمؤمنین در نهج البلاغه در تصویر ظلم و تبعیض دوران جاهلیت، بیانات عجیب و شیوایی دارد، که واقعاً یک تابلوِ هنری است؛ «فی فتن داستهم باخفافها و وطئتهم باظلافها» (۱۳) - محبّت هم نبود، دختران خود را زیر خاک میکردند، کسی را از فلان قبیله بدون جرم میکشتند - «تو از قبیله ما یکی را کشتی، ما هم باید از قبیله شما یکی را بکشیم!» - حالا قاتل باشد، یا نباشد؛ بیگناه باشد، یا بیخبر باشد؛ جفای مطلق، بیرحمی مطلق، بیمحبّتی و بیعاطفگی مطلق.مردمی را که در آن جوّ بار آمدند، میشود در طول ده سال تربیت کرد، آنها را انسان کرد، آنها را مسلمان کرد؛ اما نمیشود این را در اعماق جان آنها نفوذ داد؛ بخصوص آن چنان نفوذ داد که بتوانند به نوبه خود در دیگران هم همین تأثیر را بگذارند.مردم پیدرپی مسلمان میشدند. مردمی بودند که پیامبر را ندیده بودند. مردمی بودند که آن ده سال را درک نکرده بودند. این مسأله «وصایت» ی که شیعه به آن معتقد است، در این جا شکل میگیرد. وصایت، جانشینی و نصب الهی، سرمنشأش این جاست؛ برای تداوم آن تربیت است، والّا معلوم است که این وصایت، از قبیل وصایتهایی که در دنیا معمول است، نیست، که هر کسی میمیرد، برای پسر خودش وصیت میکند. قضیه این است که بعد از پیامبر، برنامه های او باید ادامه پیدا کند.حالا نمیخواهیم وارد بحثهای کلامی شویم. من میخواهم تاریخ را بگویم و کمی تاریخ را تحلیل کنم، و بیشترش را شما تحلیل کنید. این بحث هم متعلّق به همه است؛ صرفاً مخصوص شیعه نیست. این بحث، متعلّق به شیعه و سنّی و همه فِرَق اسلامی است. همه باید به این بحث توجّه کنند؛ چون این بحث برای همه مهم است.و اما ماجراهای بعد از رحلت پیامبر. چه شد که در این پنجاه سال، جامعه اسلامی از آن حالت به این حالت برگشت؟ این اصل قضیه است، که متن تاریخ را هم بایستی در این جا نگاه کرد. البته بنایی که پیامبر گذاشته بود، بنایی نبود که به زودی خراب شود؛ لذا در اوایلِ بعد از رحلت پیامبر که شما نگاه میکنید، همه چیز - غیر از همان مسأله وصایت - سرجای خودش است: عدالتِ خوبی هست، ذکْرِ خوبی هست، عبودیّت خوبی هست. اگر کسی به ترکیب کلی جامعه اسلامی در آن سالهای اوّل نگاه کند، میبیند که علی الظّاهر چیزی به قهقرا نرفته است. البته گاهی چیزهایی پیش میآمد؛ اما ظواهر، همان پایه گذاری و شالوده ریزی پیامبر را نشان میدهد. ولی این وضع باقی نمی ماند. هر چه بگذرد، جامعه اسلامی بتدریج به طرف ضعف و تهیشدن پیش میرود.ببینید، نکته ای در سوره مبارکه حمد هست که من مکرّر در جلسات مختلف آن را عرض کرده ام. وقتی که انسان به پروردگار عالم عرض میکند «اهدنا الصّراط المستقیم» (۱۴) - ما را به راه راست و صراط مستقیم هدایت کن - بعد این صراط مستقیم را معنا میکند: «صراط الّذین انعمت علیهم» (۱۵)؛ راه کسانی که به آنها نعمت دادی. خدا به خیلیها نعمت داده است؛ به بنی اسرائیل هم نعمت داده است: «یا بنیاسرائیل اذکروا نعمتی الّتی انعمت علیکم».(۱۶) نعمت الهی که مخصوص انبیا و صلحا و شهدا نیست: «فاولئک مع الّذین انعم اللَّه علیهم من النّبیّین والصّدّیقین والشّهداء والصّالحین» (۱۷). آنها هم نعمت داده شده اند؛ اما بنیاسرائیل هم نعمت داده شده اند.کسانی که نعمت داده شده اند، دوگونه اند:یک عدّه کسانی که وقتی نعمت الهی را دریافت کردند، نمیگذارند که خدای متعال بر آنها غضب کند و نمیگذارند گمراه شوند. اینها همانهایی هستند که شما میگویید خدایا راه اینها را به ما هدایت کن. «غیرالمغضوب علیهم»، با تعبیر علمی و ادبیش، برای «الّذین انعمت علیهم» صفت است؛ که صفت «الّذین»، این است که «غیرالمغضوب علیهم و لاالضّالّین» (۱۸)؛ آن کسانی که مورد نعمت قرار گرفتند، اما دیگر مورد غضب قرار نگرفتند؛ «و لاالضّالّین»، گمراه هم نشدند.یک دسته هم کسانی هستند که خدا به آنها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند. لذا مورد غضب قرار گرفتند؛ یا دنبال آنها راه افتادند، گمراه شدند. البته در روایات ما دارد که «المغضوب علیهم»، مراد یهودند، که این، بیان مصداق است؛ چون یهود تا زمان حضرت عیسی، با حضرت موسی و جانشینانش، عالماً و عامداً مبارزه کردند. «ضالّین»، نصاری هستند؛ چون نصاری گمراه شدند. وضع مسیحیّت این گونه بود که از اوّل گمراه شدند - یا لااقل اکثریتشان این طور بودند - اما مردم مسلمان نعمت پیدا کردند. این نعمت، به سمت «المغضوب علیهم» و «الضالّین» میرفت؛ لذا وقتی که امام حسین علیه السّلام به شهادت رسید، در روایتی از امام صادق علیه السّلام نقل شده است که فرمود: «فلما ان قتل الحسین صلوات اللَّه علیه اشتدّ غضب اللَّه تعالی علی اهل الارض»؛ (۱۹) وقتی که حسین علیه السّلام کشته شد، غضب خدا درباره مردم شدید شد. معصوم است دیگر. بنابراین، جامعه مورد نعمت الهی، به سمت غضب سیر میکند؛ این سیر را باید دید. خیلی مهمّ است، خیلی سخت است، خیلی دقّت نظر لازم دارد.من حالا فقط چند مثال بیاورم. خواص و عوام، هر کدام وضعی پیدا کردند. حالا خواصی که گمراه شدند، شاید «مغضوب علیهم» باشند؛ عوام شاید «ضالّین» باشند. البته در کتابهای تاریخ، پُر از مثال است. من از این جا به بعد، از تاریخ «ابن اثیر» نقل میکنم؛ هیچ از مدارک شیعه نقل نمیکنم؛ حتی از مدارک مورّخان اهل سنّتی که روایتشان در نظر خود اهل سنّت، مورد تردید است - مثل ابن قتیبه - هم نقل نمیکنم. «ابن قتیبه دینوری» در کتاب «الامامة والسیّاسة»، چیزهای عجیبی نقل میکند که من همه آنها را کنار میگذارم.وقتی آدم به کتاب «کامل التواریخ» ابن اثیر مینگرد، حس میکند که کتاب او دارای عصبیّت اموی و عثمانی است. البته احتمال میدهم که به جهتی ملاحظه میکرده است. در قضایای «یوم الدّار» (۲۰) که جناب «عثمان» را مردم مصر و کوفه و بصره و مدینه و غیره کشتند، بعد از نقل روایات مختلف، میگوید علّت این حادثه چیزهایی بود که من آنها را ذکر نمیکنم: «لعلل»؛ علّتهایی دارد که نمیخواهم بگویم. وقتی قضیه جناب «ابیذر» را نقل میکند و میگوید معاویه جناب ابیذر را سوار آن شتر بدون جهاز کرد و آن طور او را تا مدینه فرستاد و بعد هم به «ربذه» تبعید شد، مینویسد چیزهایی اتّفاق افتاده است که من نمیتوانم بنویسم(۲۱). حالا یا این است که او واقعاً - به قول امروز ما - خودسانسوری داشته و یا این که تعصّب داشته است. بالاخره او نه شیعه است و نه هوای تشیّع دارد؛ فردی است که احتمالاً هوای ...

ادامه مطلب  

ریزه کاری های دیپلماتیک/ از فرایند انتخاب سفرا تا خانه تکانی سفارتخانه ها/ کاهش لایه های تصمیم گیری در وزات خارجه/ تکذیب برکناری امیرعبدالهی?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری میزان - وحید عظیم نیا؛ ردای دیپلماتیک به تن دارد و خبری از آن شولای خبرنگاری سال های دور نیست که در نامدارترین روزنامه وقت کشور قلم می چرخاند، اما این روز ها لغات را خوب می چرخاند تا مبادا نفعی از کشور ضایع شود. تحفظ نه، اما شدیدا از پاسخ مستقیم احتراز دارد.می گوید «از ساعت حدود ۷ صبح کارم را شروع می کنم، اما پایان آن به حوادث گوشه و کنار جهان بستگی دارد. اختلاف ساعت کشور های مختلف هم مزید برعلت است بنابراین می توانم بگویم ساعت کاری ندارم». البته حین گفت وگو هر چه سر چرخاندم ساعتی ندیدم شاید بخاطر جابجایی دفترکار بود که هنوز درگیر اسباب کشی بودند البته از نوع دیپلماتیک.تعطیلی روز های پنجشنبه و جمعه در جهان اسلام و روز های شنبه و یکشنبه در جهان غیر اسلام دلیل خوبی است تا هر روز هفته در دسترس باشد. برکناری امیرعبدالهیان به توصیه وزیر امورخارجه پیشین آمریکا را تکذیب می کند و با قاطعیت می گوید «جان کری جرأت نداشت با همتایش یعنی آقای ظریف در چنین رابطه ای حتی صحبت کند». پرداخت همه هزینه های برگزاری مذاکرات هسته ای از سوی جمهوری اسلامی ایران را هم تکذیب می کند.وزارت امور خارجه را وزارتخانه ای فراجناحی می داند و از طرف وزیر امور خارجه «اختیار تام» دارد تا درباره موضوعات مختلف موضع گیری کند. این را هم می گوید که «به عنوان معاون وزیرامورخارجه، سخنگو و رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه ای وزارت امور خارجه فعالیت و همکاری می کنم و فعلا تدریس و یا کار دیگری ندارم».گفت وگوی حدود ۹۰ دقیقه ای تحریریه سیاسی خبرگزاری میزان با بهرام قاسمی درباره موضوعات مختلف از «ریزه کاری های دیپلماتیک و فرایند انتخاب و معرفی سفرا» تا «کاهش لایه های تصمیم گیری و حساسیت های اعلام مواضع» به قرار زیر است:خانه تکانی دیپلماتیکمیزان: آقای دکتر بدوا از اینکه وقت خودتان را علی رغم همه مشغله ها در اختیار خبرگزاری میزان قرار دادید سپاسگزارم. از قرار معلوم در حال خانه تکانی هستید؛ لابد از جنس دیپلماتیک.قاسمی: من هم از شما و از همکارانتان تشکر می کنم که این فرصت را ایجاد کردید تا از طریق خبرگزاری میزان با مردم حرف بزنم. بله، بالاخره ما هم خانه تکانی داریم(خنده)؛ البته این سری در محل کار درحال جابجایی هستیم.میزان: حتما این جابجایی بی ارتباط با تغییرساختار وزارت امور خارجه نیست.قاسمی: دقیقا. تغییر ساختار؛ ایده ای باسابقهمیزان : در مجلس دهم شاهد بودیم که برخی نمایندگان به کرات درباره توجه وزارت امور خارجه به موضوع «دیپلماسی اقتصادی» حرف می زدند. این تغییر ساختار به دلیل همین درخواست ها بود یا برنامه ای از قبل برای مهم وجود داشت؟قاسمی: این تغییر در نوع خود بی نظیر است. شاید وزارت امور خارجه در دهه های گذشته و در طولانی مدت بعد از تأسیس اش چنین تغییرات زیربنایی و دگرگونی وسیعی را تجربه نکرده بود. در واقع این تغییر ساختار و تغییر وضعیت یک موضوعی بود که ایده اش از گذشته های دورتر توسط خود آقای ظریف وجود داشت.میزان: یعنی از قبل از سال ۹۲؟قاسمی : بله از مدت ها قبل تر از سال ۹۲ چنین تغییراتی مد نظر آقای ظریف بود. بعد از سال ۹۲ به دلیل انجام مذاکرات برجام، امکان ایجاد این کار وجود نداشت؛ بعد از انعقاد برجام که آسودگی بیشتر شد و با پیدا شدن زمان، ایشان این بحث را به کارگروه های مشخصی سپردند و گروه های متعددی روی این طرح، مطالعه کردند؛ وقت زیادی هم گرفت و نهایتاً بعد از یک سال و نیم، کار نهایتاً نهایی شد و به تأیید سازمان امور استخدامی رسید و از اول بهمن سعی شد اجرایی شود. در کنار تغییر ساختارجابجایی هم در بخش های مختلف از لحاظ ساختمانی داشتیم که آن هم یک کار سنگین بود.کاهش لایه های تصمیم گیریمیزان: لازم بود این جابجایی انجام شود؟قاسمی: قطعا فلسفه ای پشت سرخود داشت؛ در تغییر ساختار، چند موضوع دنبال می شد که یکی از آن ها این بود که وزارت خارجه چابک تر شود و پایه های تصمیم گیری مدیریتی در این وزارتخانه کاهش یابد. با تغییر ساختار، لایه های تصمیم گیری در دستگاه دیپلماسی از۶ لایه به ۴ لایه تقلیل پیدا کرده و کارشناس محوری مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به تشدید سرعت تحولات منطقه و جهان، نیاز بود که در انتقال نقطه نظرات کارشناسان دستگاه دیپلماسی به سطوح بالاتر، سرعت عمل ایجاد شود. همچنین نیاز به یک معاونت جدید به نام «دیپلماسی اقتصادی» در وزارت خارجه بود تا بتواند کمک کار سایر دستگاه های اقتصادی باشد؛ بخصوص با توجه به مباحثی که در حوزه اقتصادی پس از برجام وجود دارد. جذب سرمایه گذاری خارجی وهمکاری های اقتصادی با سایر کشورها برای افزایش توان ملی در عرصه اقتصادی، ضروری است؛ همچنین با عنایت به ضرورت اتخاذ سیاست های اقتصاد مقاومتی نیاز بود که در وزارت خارجه، مباحث اقتصادی در یک بخش متمرکزی دنبال شود. البته پیش از این نیز ما همواره کمک کار دستگاه های دیگر کشور در حوزه اقتصادی و فرهنگی بودیم اما بخش اقتصادی را زیر نظر قائم مقام وزیر پیگیری می کردیم؛ با تغییر ساختار، اهتمام دستگاه دیپلماسی در امر اقتصادی و پیگیری اموری همچون جذب سرمایه گذاری خارجی، اعزام نیروی کار به خارج از کشور و ایجاد تسهیلات و بستر های لازم برای انجام فعالیت اقتصادی خارجی، دوچندان می شود.میزان: در کشور های دیگر چنین ساختاری مرسوم است؟قاسمی: این طرح اقتباس شده از یک کشور خاص نیست.ساختاری بر اساس الگوی بومیمیزان : پس می توانیم « تغییر ساختار وزارت امور خارجه » را یک تغییر بر اساس الگوی بومی قلمداد کنیم که با در نظر گرفتن اقتضائات داخلی کشور و بدون الگوگیری از دیگر کشورها به منصه ظهور رسید.قاسمی: بله همینطور است. این طرح مطالعه شده و یک مدل جدید محسوب می شود که مرتبط با شرایط داخل کشور است. با عنایت به فضای پس از برجام و نیاز به کار اقتصادی بیشترو نهایتاً کمک به بهتر شدن بنیان های اقتصادی کشور و بهبود وضعیت معیشتی مردم، این بخش اقتصادی در وزارت خارجه دیده شده است. البته بجز آن، با تغییر ساختار، واحد های مختلف دستگاه دیپلماسی چابک تر و کارشناس محور شده اند که این امر بسیار با اهمیت است و شبیه این ساختار را عیناً نمی توانید در کشور دیگری مشاهده کنید؛ البته بخش هایی از این ساختار می تواند با بخش هایی از دستگاه های دیپلماسی کشور های دیگر همسانی و همگونی داشته باشد ولی شباهت به ساختار وزارت خارجه هیچ کشوری ندارد.توجه به پارامتر اقتصادی در بعد سیاسیمیزان: با توجه به تمرکز بیشتر وزارت امورخارجه به «دیپلماسی اقتصادی» که اقتضای فعلی کشور است رویکرد شما به «کاهش هزینه ها» مثلا در حوزه ایجاد سفارتخانه و رفت و آمدها چیست؟قاسمی : دوری ازهزینه خارج از چارچوب همیشه مد نظر بوده و هست اما ممکن است شما یک جایی هیچ منفعت اقتصادی هم به ظاهر نداشته باشید، ولی مجبور باشید درحوزه سیاسی هزینه کنید و سفارتخانه را با حداقل نیرو و امکانات داشته باشید. علی رغم این مهم، در نگاه جدید، سعی وزارت خارجه و دولت این است که دیدگاه تلفیقی مطمح نظر قرار گیرد و اگر کشور یا سازمانی برای ما هیچگونه منفعتی به لحاظ اقتصادی ندارد، پارامتر های کمی و اقتصادی را به بُعد سیاسی بیفزاییم. به طور کلی مطابق با ساختار جدید، بازدهی سیاسی و اقتصادی بعنوان یک اصل، تعریف شده است و ما برهمین مبنا به مجموعه سفارتخانه هایمان نظارت خواهیم داشت.خانه تکانی سفارتخانه ها در راه استمیزان: قرار است سال ۹۷ شاهد گشایش و تغییراتی در حوزه سفارتخانه ها یا به عبارتی خانه تکانی در سفارتخانه ها باشیم؟قاسمی : یک سری بررسی ها در خصوص برخی سفارتخانه ها و کنسولگری ها انجام شده ولی هنوز کار کارشناسی اش تمام نشده است؛ در این رابطه ما بر این اساس که چقدر می توانیم درعرصه های سیاسی و اقتصادی برای کشور سودآوری داشته باشیم، تصمیم خواهیم گرفت.صد سفیر و ۳۴سرکنسولمیزان: در چند کشور سفیر داریم؟قاسمی : ما در صد کشور سفیر داریم و حدود ۳۴ مورد هم سرکنسول در کنسولگری های خارج از کشور داریم. البته درمعدودی ازکشور هایی که سفارتخانه داریم، مسئولیت اداره سفارتخانه با کاردار یا رئیس نمایندگی است. در اروپا آخرین مورد، کشور چک بود که از حدود ۸ ماه پیش سفیرمان اعزام شد.فرایند پیچیده انتخاب سفرامیزان: ظاهرا فرایند انتخاب سفرا یکی از فرایندهای پیچیده است. فرآیند انتخاب سفیر به چه صورت است؟قاسمی: بله شرایط خاص خودش را دارد. در این رابطه دو روش وجود دارد؛ برخی کشور ها صرفاً سفرای خود را از کادر حرفه ای دیپلماتیک و اصطلاحا «کریر» وزارت امورخارجه خود انتخاب می کنند. به طوری که متصدی بعضی از سفارتخانه های شان دیپلمات های حرفه ای هستند و برخی کشورها هم تصدی برخی سفارتخانه هایشان را به اشخاصی خارج از مجموعه دیپلمات هایشان می دهند . سفرای کشورهای اروپایی عمدتا « کریر» هستند اما برای مثال در آمریکا، سفرای زیادی هستند که بیش از دیپلمات بودن، فعال صنعتی و تجاری هستند که به دلایلی ازجمله تغییر دولت ها، با سمت سفیر اعزام می شوند. در کشور ما عمدتاً سفرای مان « کریر» و دیپلمات هایمان وزارتخانه ای هستند که از ابتدا در این وزارتخانه بزرگ پرورش یافته اند. البته ما در ها را نبسته ایم و دولت ها براساس مصالح و منافع و هر ضرورتی که تشخیص دهند بعضا ازمقامات کشور به عنوان سفیر هم استفاده کرده اند. در دولت های مختلف از وزرا و سطوح دیگری از مدیران، سفیر داشته ایم.شرایط خاص سفیریمیزان: همه کارکنان وزارت امور خارجه این فرصت را دارند که سفیر شوند؟قاسمی: تعدادی از کارکنان وزارت امورخارجه که با رسته سیاسی بصورت آزمایشی وارد وزارت خارجه می شوند و پس از طی مراحل مختلف وارد چرخه ماموریت می شوند و بعنوان دیپلمات به کشورهای خارجی اعزام می شوند. لذا لزوما همه کارکنان وزارت خارجه و سفارتخانه ها دیپلمات و رسته سیاسی نیستند و یک سفارتخانه به کارمند امور دفتری، حسابداری، حقوقی، رسانه ای و اقتصادی نیز نیاز دارد. همچنین در یک سفارتخانه درجه بندی های رایج مخصوص رایزن ها و دبیران است و در بخش اداری ما چنین درجه بندی را نداریم. یک دیپلمات که به کشورخارجی اعزام می شود بعد از طی درجه های دبیری و رایزنی، که بطور معمول بیش از بیست سال طول می کشد، می تواند متصدی پست سفیری شود و این یک استاندارد جهانی است. مطابق با این نُرم جهانی، « دبیر یک» یک سفارتخانه نمی تواند با سفیر یا « رایزن درجه یک» سفارتخانه دیگری دیدارکاری داشته باشد و حتما باید رده های مسئولان سفارتخانه ها لحاظ شود. در ایران یک فرد پس از طی دوره های مختلف، رایزن درجه یک می شود؛ مطابق با اساسنامه وزارت امور خارجه، این فرد برای سفیر شدن باید دارای شرایط خاصی باشد.سفیر سفارشی نداریممیزان: سفرای سفارشی هم وجود دارد؟ یعنی کسی از طریق رفاقت یا فشار به عنوان سفیر ایران در یک کشور دیگر انتخاب شود؟قاسمی: خیر؛ در این رابطه بحث رفاقت مطرح نیست. در موضوع تصدی مسئولیت در یک سفارتخانه اگر فردی کارش را بلد نباشد با او مانند جا های دیگر برخورد نمی شود؛ کار کردن در یک وزارتخانه خیلی راحت تر از فعالیت در سفارتخانه است چرا که در وزارتخانه گستردگی کار و نیرو وجود دارد و فردی که در وزارتخانه مسئولیت دارد لزوما با همه بخش ها و افراد در ارتباط نیست اما در یک سفارتخانه، سفیر باید با تمام افراد، در ارتباط باشد و حتی خانواده کارکنان نیز با هم در ارتباط هستند و امور آنها نیز باید رتق و فتق شود؛ همچنین ارگان های مختلفی که ممکن است در آن کشور نماینده داشته باشند نیز باید مورد توجه سفیر باشند. بر این اساس چنانچه فردی به لحاظ سیاسی و ارتباطی جامعیت لازم را نداشته باشد نمی تواند سفارتخانه را اداره کند؛ اگر آشنایی های لازم و اولیه را نداشته باشد خیلی زود با ناکامی و با مشکلات مواجه می شود و تجربه هم این را به خوبی نشان داده که آن فرد به سرعت دچار مشکلات عدیده می شود.میزان: پس انتخاب همه سفرای ایران در خارج از کشور با رعایت منافع ملی استقاسمی: حتما همینطوراست. فرد ( سفیر) حتما باید دارای ضوابط و ویژگی های خاصی باشد.فرایند معرفی سفیرمیزان: فرایند معرفی یک فرد به عنوان سفیر در یک کشور خارجی چگونه هست؟قاسمی : انتخاب و انتصاب سفیر به سهولت صورت نمی گیرد؛ اگرچه سفیر با پیشنهاد وزیر امور خارجه به رئیس جمهور تعیین می شود اما پیش از آن در شورای معاونین وزارت خارجه، بررسی های مقتضی صورت می گیرد. همچنین در مراحل بعدی در ریاست جمهوری هم روی فرد پیشنهاد شده برای تصدی مقام سفارت، مطالعه صورت می گیرد. اگر ریاست جمهوری با کاندیدای معرفی شده وزیر امور خارجه موافقت کند تازه فرآیند سفیر شدن فرد آغاز می شود که آن هم باز چند ماهی زمان می برد. در مرحله بعدی فردی که بعنوان سفیر تعیین شده به دولت کشور مقصد معرفی می شود؛ مسئولان و ارگان های ذیصلاح در کشور مقصد نیز بررسی های لازم را پیرامون فرد معرفی شده صورت می دهند؛ رئیس دولت کشور مزبور نیز باید موافقت خود را با آن فرد اعلام کند؛ سپس وزارت خارجه کشور مقصد موافقت کشور خود با فرد معرفی شده به عنوان سفیر را، به وزات خارجه ایران اعلام می کند. این موافقت که حاصل شد، استوارنامه سفیر با امضای رئیس جمهور کشور تنظیم می شود و سفیر ما به رئیس دولت کشور مقصد معرفی می شود. پیرامون سفرای کشورهای دیگر هم که به ایران می آیند همین روند طی می شود؛ یعنی پیش از آنکه سفیر یک کشوری به تهران بیاید، دولت متبوعش به ایران یادداشت می دهد که شامل بیوگرافی فرد معرفی شده بعنوان سفیر نیز است و نهایتاً این پروسه آغاز می شود و وزارت امور خارجه صلاحیت آن فرد را بررسی می کند و ارگان های دیگر هم بررسی های لازم را صورت می دهند و نتایج بررسی ها به ریاست جمهوری فرستاده می شود تا رئیس دولت ما نظر خود را اعلام کند. درنهایت به آن کشور اطلاع می دهیم تا پروسه تنظیم استوارنامه را انجام دهند؛ سپس تاریخ ورود سفیر را اطلاع می دهند و بعد که آن فرد وارد ایران می شود تا مدتی بعنوان سفیر شناسایی نمی شود تا زمانیکه رئیس جمهور او را به حضور می پذیرد و استوارنامه اش را دریافت می کند؛ از آن روز به بعد فرد رسماً سفیر کشورش در تهران می شود.میزان: اگر کشوری فردی امنیتی را معرفی کند، ایران می تواند با حضور آن فرد به عنوان سفیر مخالفت کند؟قاسمی: کشور ها مخیّر هستند فرد معرفی شده بعنوان سفیر را بپذیرند و یا نپذیرند. کشور پذیرنده لازم نیست توضیح دهد که چرا فرد معرفی شده از جانب کشور فرستنده را بعنوان سفیر نپذیرفته است.میزان: ظاهرا سفیر یکی از کشورهای اروپائی در ایران از مقامات بلندپایه امنیتی آن کشور است.قاسمی : سفیر ممکن است سوابق مختلفی داشته باشد و این تشخیص کشور پذیرنده است که او را قبول کند و یا نکند؛ البته بعضا حتی اگر موافق نیز نباشند برای اینکه ارتباط به هم نخورد ممکن است فرد را بپذیرند. برخی اوقات هم ممکن است نپذیرند و به کشور مبدا اعلام کنند که فرد دیگری را معرفی کند.میزان: آخرین موردی که ما فرد معرفی شده از جانب یک کشور بعنوان سفیر را نپذیرفتیم، مربوط به چه زمانی است؟قاسمی: این اتفاق به ندرت رخ می دهد چرا که کشور ها معمولا با بررسی هایی که صورت می دهند سعی می کنند فردی را بعنوان سفیر اعزام کنند که از منظر کشور پذیرنده، موجه و قابل پذیرش باشد.داستان خاص ابوطالبیمیزان: برای معرفی آقای ابوطالبی برای انجام کار در سازمان ملل هم همه پیش بینی های لازم را انجام داده بودیم؟قاسمی : مشکل آقای ابوطالبی سازمان ملل نبود، بلکه آمریکا بود. درباره وی داستان خاصی مطرح بود و به هرحال در میانه کار، این موضوع پیچیده شد و سروصدا هایی که اینجا شد در آمریکا هم شد و کار به کنگره کشید.میزان: سیستم بانکی کشورهایی که در آنجا سفیر داریم این امکان را می دهند که جابجایی حقوق کارکنان سفارتخانه ایران در آن کشور به سهلوت پرداخت شود؟قاسمی: سیستم بانکی درخیلی جا ها عمل می کند و راه های مختلفی برای این کار وجود دارد.تائید سخنگومیزان: با توجه به اینکه مواضع وزارت امور خارجه درباره موضوعات و حوادث مختلف به نقل از سخنگو اعلام می شود همه این مواضع رو شما شخصا تهیه می کنید؟قاسمی: همکاران در فرایند تهیه کمک می کنند اما نهایتا با تائید نهایی سخنگو منتشر می شود.حساسیت اعلام مواضعمیزان : با توجه به اینکه مواضع سخنگوی وزارت امور خارجه به نوعی مواضع جمهوری اسلامی ایران تلقی می شود برای تهیه متن بیانیه ها و اطلاعیه ها و اصولا برای موضع گیری چه حساسیت های دارید؟قاسمی: بله، مواضع وزارت امورخارجه در هرکشوری جزو مواضع رسمی آن کشور محسوب می شود. به عبارت دیگر مواضعی که اتخاذ می شود با توجه به اینکه موضع گیری های رسمی کشور است، باید با دقت تمام صورت گیرد وهمه جوانب امر، اعم از مسائل داخلی و خارجی در آن لحاظ شود. بعضا در وقایعی که رخ می دهد، برخی موضوعات ممکن است خارج از حوزه های سیاست خارجی باشد که برای روشن شدن آن موضوع باید با برخی ارگان های دیگر، هماهنگی صورت گیرد و اطلاعات لازم را اخذ کرد؛ حتی بعضا ضروری است از طریق سفارت خانه های جمهوری اسلامی ایران اطلاعاتی کسب کرد تا بتوان با توجه به چارچوب های کلی که در نظام و کشور وجود دارد، موضع گیری لازم را انجام داد. در بسیاری مواقع پیش می آید که در روز تعطیل، نیمه شب و یا صبح زود، اتفاقی رخ می دهد و باید سریعاً درباره آن موضوع، اقدام شود. سایر مقامات وزارت خارجه، مقامات دولتی و بسیاری از نهاد ها می توانند به سخنگویی کمک کنند که معمولاً ما ازمشورت و نظرات همه دوستان استفاده می کنیم و نهایتاً دریک کلام می توان گفت، کاری جمعی ما در مواضع اتخاذ شده، متبلور می شود.کیفیت را فدای سرعت نمی کنیممیزان: معمولا وزارت امور خارجه نسبت به موضع گیری ها سریع اقدام می کند؛ سرعت برای شما مهم هست یا دقت؟قاسمی : اگر متن اولیه را بنده تأیید نکنم حتماً کارشناسان ذیربط می بینند و درصورت نیاز تغییرات و تصحیحات لازم را اعمال می کنند؛ اما سرعت عمل مان بالا است و فکر می کنم این امر یکی از ویژگی های این دوره سخنگویی است که البته دیگران باید دراین باره نظر دهن ...

ادامه مطلب  

ماجرای نقدهای شهید صدر بر عبدالله فیاض و نقد شریعتی بر نقد شهید صدر  

درخواست حذف این مطلب
هفتمین جلد از ترجمه فارسی دوره آثار آیت الله محمدباقر صدر، تازه ترین کتاب انتشارات پژوهشگاه شهید صدر است که در سی ویکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران عرضه می شود. کتاب «پژوهشی درباره ولایت» این جلد سرگذشت جالبی دارد و راوی نقدهای شهید صدر بر عبدالله فیاض و نقد دکتر شریعتی بر نقد شهید صدر و پاسخ شهید صدر به آن است.حجت الاسلام سیدامید موذنیحجت الاسلام سیدامید موذنی، معاون پژوهشی پژوهشگاه شهید صدر به خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) گفت: انتشارات پژوهشگاه علمی تخصصی شهید صدر هفت جلد از ترجمه فارسی دوره آثار شهید صدر را به سی ویکمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران آورده که از این مجموعه جلد هفتم آن به تازگی منتشر شده است. این مجلدات در غرفه موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر واقع در شبستان، راهروی 26، غرفه شماره یک به مخاطبان عرضه می شود.وی افزود: جلد هفتم ترجمه آقای سیدابوالقاسم حسینی ژرفا، از سه کتاب شهید آیت الله سیدمحمدباقر صدر است که در یک مجلد فرصت نشر پیدا کرده است. «فدک در تاریخ»، «پژوهشی درباره ولایت» و «پژوهشی درباره امام مهدی» عناوین این سه آثار است. «فدک در تاریخ» کتاب ویژه ای است از جهت موضوع، سن مولف به هنگام تالیف آن و همچنین به دلیل بازخورد بین المللی اش. شاید قابل باور نباشد اما شهید صدر این کتاب را در 13 سالگی نوشت.«فدک در تاریخ» کتابی در راستای تقریب مذاهب اسلامیموذنی ادامه داد: زمانی که مرحوم علامه شرف الدین، با آن احاطه علمی و جایگاه بی نظیری که داشت، «فدک در تاریخ» را مطالعه کرد، گفت که من شهادت می دهم که محمدباقر صدر مجتهد است. فراموش نکنیم که معمولا در حوزه پس از 20 تا 25 سال تحصیل به اجتهاد می رسند. کتاب درباره ماجرای فدک است و شهید صدر در آن تبیین کرده که جایگاه فدک چگونه بوده است. موضوع این کتاب یک موضوع نزاع برانگیز بین شیعه و سنی است، شهید صدر این کتاب را با رویکرد تقریبی نوشته و محتوای کتاب نیز به شدت تقریبی است. بنابراین یک شیعه با خیالی راحت می تواند این کتاب را به یک سنی اهدا کند و بگوید که نظر من درباره فدک این است. شهید صدر در این کتاب درباره خلفا با کمال احترام صحبت کرده و به طور کل مطالب کاملا انسانی نوشته شده نه فراانسانی.معاون پژوهشی پژوهشگاه تخصصی شهید صدر درباره ویژگی مهم کتاب «فدک در تاریخ» نیز گفت: کتاب بخش هایی دارد که ناظر به روان شناسی است و بحث می کند که همه انسان هایی که در این کتاب از آنها صحبت شده می توانند متاثر از عواطف بوده و رفتارهای عاطفی کرده باشند. «فدک در تاریخ» کتاب بسیار مهمی است که بنیاد مطالعات خاورمیانه موشه دایان یکی از پژوهش های سطح دکترایش را به قلم خانم راشل کنتس فیدر مبتنی بر این کتاب انجام داده و تحولات عراق را بررسی می کند. «پژوهشی درباره امام مهدی» هم کتابی است که به چند پرسش مهم درباره مهدویت با رویکرد فرامذهبی پاسخ می دهد، یعنی ادله ها صرفا شیعی و اسلامی نیست. شهید صدر با روش استقرا و حساب احتمالات و همچنین پاسخ های علمی (یعنی رویکرد تجربی) پاسخی را به حوزه مهدویت می دهد. این روش می تواند به عنوان الگویی برای پاسخ به شبهات مذهبی در نظر گرفته شود.نقدهای علمی شهید صدر بر عبدالله فیاض و نقد دکتر ...

ادامه مطلب  

امام (ره) نه اشرافی بود و نه تشریفاتی/ آیت الله خامنه ای امروز یک مرجع تقلید پرمقلد است  

درخواست حذف این مطلب
گروه امام و رهبری خبرگزاری فارس- امین صبحی و مریم عاقلی: 29 سال از رحلت امام امّت می گذرد. امامی که با رفتنش گویی تکه ای از جان و نفْس تک تک امتش را با خود به آسمان ها برد. از همین رو مردمان در سوگش این چنین مبهوت و پریشان بودند. امامی که در تنگناها و بلایای سال های سختِ انقلاب و جنگ با مردمش همراه و سهیم بود. پدر امت بود؛ و فقدان پدر سخت است...29 سال از رحلت امام می گذرد و این فاصله و بُعد زمانیِ نزدیک به 3 دهه، راه را برای تحریفِ راه و رأی و نظر امام هموار می کند و تحریف درباره شخصیت بزرگی چون روح الله الموسوی خمینی امری جدّی است: «آیا شخصیت ها را هم می شود تحریف کرد؟ بله. تحریف شخصیت ها به این است که ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ، یا مجهول بماند، یا غلط معنا شود، یا به صورت انحرافی و سطحی معنا شود؛ همه این ها برمی گردد به تحریف شخصیت. شخصیتی که الگو است، امام و پیشوا است، رفتار او، گفتار او برای نسل های بعد از خود او راهنما و رهنمود است، اگر تحریف شود زیان بزرگی به وجود خواهد آمد. امام را نباید به عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی مورد توجّه قرارداد؛ بعضی این جور می خواهند.» (1) در سال های اخیر شاهد بوده ایم که کنشگران سیاسی برای مقاصد حزبی و گروهی و منفعت شخصی، نظر امام را تحریف کرده اند. برای امام تاریخ ساخته و جعل کرده اند. حرف امام را قلب کرده اند... در همه این سال ها کسانی خواستند تا امام تنها یک خاطره باشد. یک خاطره دورِ مقدس که حالا دیگر در دنیا نیست... حرم بزرگ و با جلال و شکوهی دارد و ضریحی که در آن دفن است. باید تنها به زیارت او رفت... عده ای امام را تنها چنین می خواستند. یک خاطره دور مقدس. عده ای امام را همچون میراث فرهنگی می خواهند: «بزرگ ترین درسی که امام بزرگوار به ما داد، درس روحیّه و ذهن و عمل انقلابی است؛ این را باید فراموش نکنیم. امام میراث فرهنگی نیست؛ بعضی به امام به چشم میراث فرهنگی نگاه می کنند. امام زنده است؛ امام، امام ما است؛ امام، پیشوای ما است؛ با این چشم به امام نگاه کنید و از او بیاموزید.» (2)امروز فرزندان امام، همان ها که نسبت خونی و نَسَبی با خمینی ندارند اما دل وجانشان با نور وجود خمینی پیوند دارد، راه را، مسیر را در نگاه امام می یابند. فرزندان امام و انقلاب چشم و قلبشان به کلام رهبرشان است که در تمام این سه دهه پس از امام، پرچمدار سرفراز و منصور راه و نگاه خمینی کبیر است. فرزندان راه پدران را رها نخواهند کرد که در این راستا گروه امام و رهبری خبرگزاری فارس در پرونده ویژه ای تحت عنوان «عصر روح الله» بنا دارد تا در مسیر تشریح هرچه صحیح تر اندیشه های امام روح االله گامی بردارد.1- بیانات در مراسم بیست و ششمین سالگرد رحلت امام خمینی. 94/3/142-بیانات در مراسم بیست و هشتمین سالگرد رحلت امام خمینی. 96/3/14آیت الله عباس کعبی، مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و از حقوقدانان مشهور و صاحب نظر کشور و عضو هیئت علمی و استاد برجسته و نمونه موسسه آموزشی، پژوهشی امام خمینی (ره) است که در حوزه و دانشگاه به نوآوری و خلاقیت اشتهار دارد.آیت الله کعبی دوره مقدماتی دروس حوزوی خود را در حوزه علمیه آیت الله کرمی (ره) و مدرسه امام خمینی (قدس سره) اهواز به اتمام رساند و دوره سطوح عالی و خارج فقه و اصول را در حوزه علمیه قم در محضر آیات عظام وحید خراسانی، میرزا جواد تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی، جعفر سبحانی، سید کاظم حائری و سید محمود هاشمی فراگرفت.وی در حال حاضر نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم است و پیش ازاین نیز عضو حقوقدان شورای نگهبان قانون اساسی در دوره پنجم بوده است.آیت الله کعبی به عنوان صاحب نظر در فقه حکومتی و حقوق عمومی و همچنین نظریه پرداز مسائل حقوق اساسی و حقوق کار شناخته شده و مدرس خارج فقه و اصول حوزه علمیه قم و از حقوقدانان مشهور و صاحب نظر کشور است که در این گفت و گو ضمن بازخوانی خط امام و مهم ترین شاخص های این مکتب به تطبیق رفتاری آن با عملکرد مسئولان و وابستگان امام پرداخت و همچنین به شبهاتی که شبکه ها و رسانه های ضدانقلاب در خصوص رهبری آیت الله خامنه ای در جلسه خبرگان سال 68 مطرح کرده بودند به طور مبسوط پاسخ داد.مشروح گفت و گوی تفصیلی گروه امام و رهبری خبرگزاری فارس، با آیت الله عباس کعبی عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه ازنظرتان می گذرد:فارس: ابتدا یک بازخوانی از مهم ترین شاخص های مکتب امام به عنوان نقشه حرکت داشته باشیم و با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب بحث «حساسیت در برابر دشمن» و «تقوای سیاسی» را از مهم ترین شاخص های خط امام عنوان کردند، چقدر دستگاه های اجرایی کشور منطبق با این شاخص ها عمل می کنند؟کعبی: مکتب امام راحل ریشه در بعثت، غدیر و عاشورا و انتظار دارد ازاین رو ما باید با نگاه الهی شاخصه های مکتب امام را برجسته سازی و مصداق های عینی آن را در دوران معاصر بیان کنیم تا حساسیت های امام راحل در مقابل دشمن و تأکید امام بر تقوای سیاسی به خوبی تبیین شود.بر این پایه باید گفت پایه های معرفتی امام راحل شامل چند شاخصه است؛ توحید، عدالت، تقوا، شریعت و کرامت انسانی و درواقع این مسائل پایه های مکتب امام را تشکیل می دهد، آرمان امام راحل، نجات مستضعفان جهان از مکتب های فکری غرب و شرق است که جاهلیت معاصر را ساخته اند.*روش امام راحل برای تحقق آرمان انقلاب بسیج مستضعفین جهان و مقاومت استفارس: منظومه فکری امام فارغ از دیدگاه سیاسی مشتمل بر نظریات غیر سیاسی ژرفی است که در پسِ دیدگاه سیاسی ایشان مغفول مانده است، در این باره بیشتر توضیح دهید. کعبی: روش امام راحل برای تحقق این آرمان بسیج الهی مستضعفین جهان و مقاومت، ایجاد پیوند ناگسستنی بین امامت و امت وزنده کردن روحیه دین باوری و خودباوری و نیز آزادی خواهی ملت ها است؛ رابطه امامت و امت بر پایه عشق و صمیمیت و اعتماد متقابل و تلاش برای تحقق حاکمیت دین است و این نیز به عنوان روش در مکتب امام مطرح است.این خصوصیات مکتب امام مربوط به بعثت نبوی است، اما ولایت فقیه پرتویی از ولایت غدیر است که نظریه امام راحل برای مدیریت و رهبری بر اساس آن شکل گرفته است اما ازلحاظ الهام گرفتن از عاشورا باید گفت مبارزه با طاغوت وزنده کردن روحیه فداکاری، ایثارگری، شهادت طلبی درراه دین توأم با شجاعت بی نظیر و حتی آمادگی برای شهادت درراه خدا و عشق به شهیدان ناشی از عشق به عاشورا در شخصیت امام راحل بوده است.* نگاه امام به انتظار مبتنی بر قدرت اسلام استاز سوی دیگر ویژگی های مکتب امام که مربوطه به انتظار می شود، تولید قدرت برای اسلام است، نگاه امام به انتظار مبتنی بر قدرت اسلام است؛ بنابراین تلاش برای پیشرفت و عدالت و وحدت و احیای امت اسلامی و نیز تمدن سازی، تقویت روحیه انقلابی گری، بصیرت و استکبارستیزی از مؤلفه های ظهور و مقدمات دولت کریمه مهدوی است.*امام راحل عطیه الهی برای نجات بشریت در دوران آخرالزمان هستنددرمجموع باید گفت در فقدان نبی مکرم اسلام محمد مصطفی (ص) و ائمه اهل بیت و در زمان غیبت امام زمان (عج) که فتنه آخر الزمان است، امام راحل عطیه و رحمت الهی برای نجات بشریت در دوران معاصر و زمینه ساز تحقق دولت کریمه امام زمان (عج) محسوب می شوند.فارس: حساسیت امام در مقابل دشمنان و توصیه ایشان در این زمینه به صورت مصداقی برای استمرار مبارزه با آمریکا چه بود؟کعبی: بر اساس این شاخصه های کلی که عرض کردم، مشخص می شود که نگاه امام به دشمن نگاهی است که معتقد هستند، دشمن در مقابل پیشرفت، تمدن و عدالت و کرامت انسانی ایستاده است، دشمن از نگاه امام یعنی طاغوت، ظالمان، مفسدین و کسانی که صد عن سبیل الله می کنند و مانع راه خدا می شوند، راه خدا به معنای تحقق باورها و ارزش های انسانی بر پایه توحید و عدالت و تقوا است.فارس: تبلور این دشمنی در زمان حیات حضرت امام چگونه بود؟کعبی: تبلور این دشمنی در دوران نهضت امام در رژیم ستمشاهی بود که این رژیم کانون تجاوز به حقوق انسان ها و فساد، ظلم و جنایت بود؛ فساد در رژیم شاه سیستمی صورت می گرفت از این رو امام شعار «شاه باید برود» را دادند و بر دیو استبداد پیروز شدند و ملت ایران را نجات دادند.* ایستادگی و مقاومت در مقابل دشمن استراتژی الهی امام راحل بوددرحال حاضر و پس از پیروزی انقلاب دشمن از منظر امام(ره) یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی که مظهر شیطان بزرگ و طاغوت اکبر است؛ لذا ایستادگی و مقاومت در مقابل دشمن و آشنایی با مکر و فریب دشمن و مقابله با آن و نیز اعتماد به خدا در مقابل توطئه ها استراتژی الهی امام راحل بود.* جمهوری اسلامی به توازن اقتدار با دشمن رسیده است این جمله کلیدی امام که «آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» یک مقدمه ای دارد که کمتر گفته می شود و آن این است که امام می فرمود «قدرت حقیقی، قدرت خداوند است و قدرت های این دنیا قدرت های پوشالی است پس آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» اما این صحبت را در اوج عربده کشی آمریکا و در ابتدای بحث نهضت مطرح کردند که انقلاب از لحاظ زیرساخت ها قدرت امروز را نداشت، چه برسد به امروز که الحمدلله در سایه پیروزی با هدایت های امام راحل و رهبر انقلاب ما امروز به توازن قدرت بازدارنده متوازن و توازن اقتدار رسیده ایم و قطعا نباید از دشمن ترسید و واهمه داشت.*سیاست ورزی در مکتب امام بر پایه تقوی و عمل به تکلیف است امام رحمت الله درصدد تحقق حاکمیت توحید بودند و از این رو سیاست ورزی در مکتب امام بر پایه تقوی و عمل به تکلیف و خداباوری است و مبنی بر اینکه عالم محضر خداست معنا پیدا می کند.امام سیاست را به سه دسته شیطانی، حیوانی و اسلامی تقسیم می کنند، سیاست شیطانی از منظر امام همان ماکیاولیسم است که هدف وسیله را توجیه می کند، سیاست حیوانی تلاش برای تحقق اهداف مادی و هدف از سیاست ورزی اسلامی فارغ از تلاش برای تحقق نظم، امنیت، پیشرفت و عدالت، نزدیکی به خدا و قرب الهی و کمال طلبی و تحقق معنویت در ظرف زندگی سیاسی اجتماعی است که بدون تقوای سیاسی امکان ندارد.*پاسداری از مکتب امام ضمانت تداوم انقلاب اسلامی استفارس: یکی از مباحثی که این روزها مطرح است، موضوع تحریف اندیشه های حضرت امام و ارائه یک امام بدلی است، یکی از این مباحث موضوع مقبره ایشان است که پر زرق و برق ساخت ...

ادامه مطلب  

ماجرای تقلب در بستن لیست های شوراهای شهر اصلاح طلبان  

درخواست حذف این مطلب
انتخابات هیات رئیسه مجلس، انتخابات شوراها و تعیین لیست موضوعاتی است که سایه ای از ابهام بر آن سنگینی می کند؛ علیرضا محجوب از نمایندگان اصلاح طلب مجلس و فعال حوزه کارگری که به قول خودش از بیست سالگی پا در رکاب سیاست و کار حزبی گذشته است با پاسخ های خود پرده دیگری از ماجرا را نشان داد.در این گفت و گو که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین انجام شد او گاهی به سی و هفت سال پیش و دوران حزب جمهوری اسلامی هم بازگشت و از حزبی نبودن سیاست کشور گلایه داشت.. محجوب در این مصاحبه اشاره کرد در جریان بستن لیست شوراها تقلبی صورت گرفت و برخی جریانات بیشترین استفاده را کردند.مشروح گفتگوی خبرگزاری خبرآنلاین با علیرضا محجوب را در ادامه بخوانید؛نتیجه انتخابات هیات رئیسه مجلس برای شما هم شوک آور بود؟انتخابات سالانه برگزار می شود و معمولا کم تغییر است و این دور هم دیدیم که تغییرات کمی در آن ایجاد شد. فراکسیون امید همواره گفته بود خط قرمزش حفظ دو نواب رئیس است و در این رابطه نیاز بود با دیگران هم به یک توافقی می رسیدیم، طبیعتا وقتی قرار است مهره وزیر در صفحه شطرنج حفظ شود چاره ای نمی ماند تا دو مهره اسب و فیل را قربانی کنیم و ما تلاش کردیم مهره های حساس را حفظ کنیم البته منکر نمی شوم که با اقداماتی می توانستیم کرسی های بیشتری بگیریم اما از آنجایی که رئیس در تصمیم گیری ها بیشترین تاثیر را دارد و بخشی از این وظایف به نواب تفویض می شود لذا کرسی های نواب رئیس بسیار اهمیت دارد و دیگر سمت ها چندان تاثیرگذاری زیادی ندارد. بنابراین به نظرم ما در انتخابات هیات رئیسه برد کردیم.پشت پرده تلاش ها برای حذف مطهری از نگاه شما چه بود؟برخی به علت اظهارنظرهای مطهری همواره در موضع مخالف مطهری قرار داشتند و مواضع ایشان را شاذ می دانستند درحالی که ایشان همواره این مواضع را داشتند و در مجلس قبل هم ما با هم سوال از رئیس جمهور را پیگیری کردیم و یک سال و چند ماه طول کشید تا این سد شکسته شود تا بقبولانیم رئیس جمهور قابل سوال کردن است و جالب اینجاست که انقدر این غیر محتمل بود که روند سوال از رئیس جمهور در ائین نامه مجلس پیش بینی نشده بود و ما برای آنکه بتوانیم از احمدی نژاد سوال کنیم مجلس مجبور شد اول آئین نامه را اصلاح کنند و سپس، از رئیس جمهور برای انجام سوال دعوت کنند.بنابراین اظهارات افرادی مانند مطهری برای کشور و مجلس لازم است و اساسا باعث عزتمندی و حیثیت مندی مجلس می شود.اینکه گفته می شد عزم اصولگرایان برای حذف مطهری به دیدار با سید محمد خاتمی مرتبط می شد واقعا همین دلیل واقعی اش بود یا بهانه حذف کردنش از هیات رئیسه را این موضوع قرار داده بودند؟این افراد به بهانه دیدار با آقای خاتمی در تلاش حذف مطهری بودند اما اصل ماجرا به مواضع آقای مطهری بر می گشت آنها تحمل صحبت ها و موضع گیری های علی مطهری را نداشتند چرا که این مخالفت ها با او سال های گذشته هم بود و آنها سال پیش هم رای ندادند در حالی که پیش از این آقای مطهری دیداری با آقای خاتمی نداشت بنابراین آنچه مطرح شد یک بهانه ای بود که برای رای ندادن توجیه پذیر نبود. به هر صورت مطهری یکی از بهترین گزینه ها برای نواب رئیس بود.شما گفتید برای حفظ وزیر دو مهره هم فدا کردیم اما واقعیت این است که بسیاری با لیست امید به مجلس آمدند اما راه دیگری رفتند و رای به دیگری دادند.من یک چیز را بگویم و آن اینکه در شهرستان ها خیلی لیست تاثیر ندارد و در بحث کلان شهرها هم تعداد این افراد زیاد نیست و به بیشتر از دو سه نفر محدود نمی شود. شاید در شهرستان ها با این عنوان هم تبلیغ کرده باشند اما واقعیت این است که در شهرستان ها به ویژه شهرستان های کوچک لیست تاثیری ندارد.آرای فراکسیون امید کم نشد اما کسانی که با ادعای اصلاح طلبی و با حکایت اصلاح طلبان به مجلس آمدند برخلاف تعهدشان عمل کردند؟ به هر صورت اگر خالص رای فراکسیون امید را رای به عارف قلمداد کنیم تعداد همان 105 نفر بود که کم نشده است و سال گذشته افراد یک تلاش منطقه ای هم کردند وگرنه امسال هم شانس داشتند.در انتخابات هیات رئیسه امسال یک زیاده خواهی صورت گرفت و عده ای خارج از لیست کاندیدا شدند که مجلس نسبت به این موضوع احساس بدی پیدا کرد و این باعث شد یکی دو نفر از فراکسیون امید به این دلیل در هیات رئیسه حضور پیدا نکنند.یعنی کاندیدا شدن و رای دادن به امیرآبادی و هادی قوامی یک بداخلاقی بود؟رای مجلس خیلی وقت ها جریانی نیست و آقای امیرآبادی از مدتها قبل برنامه ریزی کرده بود و با نماینده ها وارد تعامل شده بود به نماینده ها قول هایی داده بود و لابی کرده بود. نهایتا نتیجه حضور امیرآبادی در هیات رئیسه شد و در مقابل این طرف کمتر وارد لابی شد.یعنی فراکسیون امید نباید به قول و قرارها اعتماد می کرد؟ببینید یکی از گزینه های امید به دلیل تلاش کمتر در جلب نظر نمایندگان، رای نیاورد و دوم اینکه بعضی گزینه ها را ما اشتباه حذف کردیم مثل آقای یوسف نژاد؛ چراکه او قطعا رای داشت و خودش هم می توانست رای بیشتری جذب کند بنابراین ما آمدیم گزینه ای که می توانست رای بیاورد را حذف کردیم. من نمی گویم نباید از خانم ها کسی می آمد اما در چند دوره اخیر حتی وقتی مجلسی در اکثریت بود خانمی را کاندید کردند ولی فرد دیگری رای آورد.به هر صورت باید برای مجلس حضور یک زن در هیات رئیسه جا بیفتد؛ نمی توان زنان را حذف کرد، این از وعده های لیست امیدی ها برای رای گرفتن از مردم بود.خب باید هزینه هم داد. من نمی گویم چرا یک خانم را کاندیدا کردند و اینکه این خوب یا بد بود شما سریع مقابله می کنید؛ مسلما این اقدام خوبی بود و حتما باید از خانم ها در هیات رئیسه باشد من که خودم سال گذشته خانم سهیلا جلودارزاده را که بیش از همه احتمال رای آوری داشت را مطرح کردم که اگر خود خانم هایی که در مجلس بودند همکاری می کردند حتما این اتفاق رخ می داد.مگر همکاری نبود؟سال گذشته با خانم جلودارزاده همکاری نکردند، امسال هم این اتفاق رخ نداد.یعنی وقتی یک خانم با رای فراکسیون زنان معرفی می شود باز هم روی او برای رای دادن حتی از سوی نمایندگان زن وفاق وجود ندارد؟من نمی دانم که چه چیزی رخ داده است هر چند امسال تلاشی نکردم اما سال گذشته وقتی با خانم ها صحبت کردم تعدادی جواب منفی به من دادند می گویم خود زنان همکاری نکردند. برای مثال کاندیدای امسال فقط از من خواست به او رای بدهم و من رای دادم اما دیگر از من برای لابی کردن درخواستی نکردند اما خانم جلودارزاده سال گذشته از من خواستند تا به او برای رای آوری کمک کنم و من با تک تک خانم ها صحبت کردم و می دانم چند نفر موضع موافق داشتند و چند نفر موضع مخالف.بنابراین باید گفت مجلس دهم میانه خوبی با زنان ندارد؟به نظر من اول زنان باید در بین خود به توافق برسند و باید کمک کنند تا ابتدا موضوع حضور زنان در هیات رئیسه جا بیفتد بعد به رقابت بپردازند به هر حال موضوع صنفی یک موضوع با اهمیت تر است. البته بگویم برخی از زنان جناح مقابل کمک کردند تا یک زن رای بیاورد اما وفاق کامل وجود نداشت و افرادی که درون یک جناح بودند باهم وفاق نداشتند و این عامل موجب شد تا گزینه زنان حذف شد.پس شما می گویید باید چهره هایی چون آقای یوسف نژاد از ابتدا در لیست قرار می گرفتند شاید اینطور شانس پیروزی امیدی ها بالاتر می رفت؟یوسف نژاد مثل امیرآبادی یک رای عمومی دارد و ربطی هم به جریان های سیاسی ندارد. صرفا به دلیل همراهی که با نمایندگان دارد در پی گیری طرح ها و لوایح، مرخصی رد کردن ها و ... توانسته نظر نمایندگان را جلب کند هرچند آن لحظه آقای عارف چون طرف مقابل تعهد نقض کرد گفت یوسف نژاد ثبت نام کند اما اگر یک روز قبل به او گفته بودند خودش هم می توانست برای خودش رای جمع کند.بنابراین علت رای نیاوردن این دو نفر مشخص است و ربطی به توافق ندارد چراکه اساسا نباید مبنا را بر توافق گذاشت و باید همیشه فرض را بر بدترین وضعیت گذاشت.خیلی ها به عارف انتقاد می کنند که باید شیوه بهتری در پیش می گرفت و نباید به اصولگرایان اعتماد می کرد و ائتلاف را پایدار می دانست؟من از آقای عارف حمایت می کنم چراکه معتقدم آقای عارف کار مهمی انجام داد و او را باید به عنوان چهره ای پایبند به امور تشکیلاتی و کار جمعی بشناسیم. به هر صورت تا بحال در مجلس چنین اتفاقی رخ نداده بود که جناح ها در مجلس دور هم جمع شوند و بر سر یک موضوع کوچک به توافق برسند، حتی یک توافق اسمی؛ به هر صورت این یک امر مسلم است که چنین توافقی لغزان است اما اینکه افرادی را که هیچ قرابتی با هم ندارند را کنار هم نشاندند ظرفیت بالایی از دموکراسی را بیان می کند و آقای عارف این را محقق کرد.به هر صورت آنچه من دیدم رویکرد کاملا عقلانی آقای عارف بود و ایشان را یک شخصیت تشکیلاتی و خالی از حب و بغض دیدم.اما در نتیجه همین اتفاقات یک دلخوری میان دو فراکسیون های مستقلین و امید ایجاد شده است؟این دلخوری ها دلخوری های موضعی است و پایدار نخواهد ماند.یعنی این دلخوری ها به رای اعتماد وزرا نمی رسد؟تردید نکنید که این موضوع به تعیین وزرا می رسد و لازم است در این رابطه گفت و گو شود. هر چند ما چون حزب قدرتمند نداریم نمی توانیم از افراد انتظار رفتارهای تشکیلاتی داشته باشیم.بنابراین اصلاح این رفتارها نیاز به اصلاح احزاب دارد؟قطعا ما نیاز به یک دگردیسی در احزاب داریم که این هم بر عهده نسل سوم است و تا این دگردیسی رخ ندهد نمی توانیم انتظار داشته باشیم رفتارها تشکیلاتی شود. اگر امروز ایرادهایی می بینید در جریان ها فراکسیون ها این سوراخ های حزبی است که در تصمیمات بزرگتر بیشتر خودش را نشان می دهد.ما رفتارهای حزبی و جریانی نداریم برای مثال ما در مجلس قبل می خواستیم جمع شویم و از مرحوم هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری حمایت کنیم با اینکه در صحن اقدام کردیم جمعیت ما به 50 نفر نرسید و در مورد آقای روحانی به آقای تابش گفتم اسم ندهیم چون نمایندگان جمع نمی شوند ولی او اصرار کرد و نهایتا با آقای پزشکیان و چند نفر دیگر جمع شدیم که تعدادمان به 10 نفر نرسید و مجبور شدیم فراکسیونی حمایت کنیم.ما باید بپذیریم که درمورد فعالیت های حزبی در دوران طفولیت به سر می بریم. من معتقد نیستم که مردم ایران اقبالی به احزاب ندارند.برای مثال حزب کار یک تشکیلات صنفی است اما با وجود آن در دوران آقای احمدی نژاد با انواع تبلیغات فعالیت ما را به صفر رساندند و هر ماه یک بیانیه علیه ما صادر می کردند اما در همان دوران بیشترین عضو گیری را داشتیم و یک میلیون و نهصد هزار نفر عضو گرفتیم. در واقع اقدام انها ضدتبلیغ بود و به نفع ما تمام شد. درخواست ها برای عضویت در مقابل تبلیغات منفی که از سوی دولت در مورد ما می شد به گونه ای پیش رفت که ما برای اعضا توضیح می دادیم که اگر به تصور عضویت در یک حزب اپوزیسیون آمده اند اشتباه نکنند چراکه ما مخالف نظام نیستیم.واقعیت احزاب ما این است که مردم یک فعالیت و سودمندی مستمر از احزاب نمی بینند و بستر آن نه برای احزاب در کشور مهیا است و نه احزاب به دنبال آن هستند.من معتقدم احزاب می توانند در ایران موفق باشند . من در اولین حزبی که در جمهوری اسلامی تشکیل شد یعنی حزب جمهوری اسلامی هم عضو شورای مرکزی بودم و هم عضو دفتر سیاسی آن حزب بودم.من اقرار می کنم آن روز برای فعالیت حزبی توانا تر بودم. من بارها به دفتر سیاسی حزب معرفی شدم اما چون نمی خواستم کار سیاسی کنم نپذیرفتم.از طریق آقای کمالی به حزب دعوت شدید؟نه آقای کمالی از طریق من به حزب جمهوری اسلامی آمد چون اول من عضو شورای مرکزی حزب بودم. در ان زمان حزب تاثیر زیادی داشت و من یادم می آید در سال 59 برای دولت شورای انقلاب می خواستیم کابینه تعیین کنیم و فردی پیشنهاد شد به نام امیری که به جهت فاصله ای که میان حزب و دولت موقت ایجاد شد او از حزب کنار کشید لازم بود کسی جای او معرفی شود که من را معرفی کردند. چند ماه بعد رئیس دفتر سیاسی حزب هم عوض شد و رئیس جدید با اصرار از من دعوت کرد.چه کسی بود؟آقای مهندس موسوی. حتی شهید بهشتی مرا خواست و از من دعوت کرد تا به عضو شورای مرکزی شوم که انجا گفتم من پیش از این به عنوان عضو دفتر دعوت شده ام چون اساسا تمایل به کار سیاسی ندارم. نهایتا ایشان استدلالاتی آوردند و نهایتا من پذیرفتم و بعد به اتفاق به من رای داده شد تا عضو شورای مرکزی شوم. شاید پذیرفتنش برای شما سخت باشد اما آن زمان اغلب تحلیل های حزب را من می نوشتم. یک گروه 7 الی 8 نفره ای بودیم که کارمان تحلیل مسائل بود.آقای بادامچیان هم با شما بود؟نه آقای بادامچیان در شورای مرکزی در دفتر سیاسی اول بود که ریاست آن برعهده شهید آیت بود و او از من دعوت کرد که من نماندم.گفته می شود آقای بادمچیان و مهندس موسوی آب شان در یک جوی نمی رفت و اختلافات زیادی داشتند؟بله. شهید بهشتی فرد عجیبی بود او تغییرات را اساسی انجام می داد، بافت را تغییر می داد و منتظر نمی ماند تا بافت قدیم کژدار و مریض کار را به پیش ببرد وقتی دید انها در ارائه تحلیل ضعیف هستند انها را تغییر داد. او بر این باور بود که دفتر سیاسی حزب را از افراد سن دار پس بگیرد و به جوانترها بسپارد بالاترین سن را در بین ما فقط آقای مهنددس موسوی و خود شهید بهشتی و آقای آقازاده داشتند که بالای 30 سال بودند و بقیه سنشان زیر سی سال بود.شهید بهشتی همیشه به دنبال چهره هایی با مواضع تند و پر هیاهو بود و حتی در آن زمان آقای فرشاد مومنی را که مواضعی آرامتر را داشت دعوت نکرد.همه افرادی که تحلیل می نوشتیم معمولا تحلیل های تندی ارائه می کردیم و شهید بهشتی وقتی قرار بود تحلیل ها خوانده بشود تا در روزنامه به چاپ برسانیم معمولا می گفت هر کسی نظری دارد باید نظرش را بنویسد و بعد از خوانده شدن تحلیل اجازه می داد تا هرکسی نظرش را بگوید. یادم می آید آن زمان آقای هاشمی بعد از بیانات امام (ره) موضع ملایم تری نسبت به بنی صدر داشت و مایل نبود حزب موضع تندی بگیرد اتفاقا من تحلیلی نوشتم در مورد بنی صدر که بسیار تند بود بعد از آنکه تحلیلم را خواندم بسیار ایراد گرفتند و گفتند این تحلیل نباید کار شود و از نو باید نوشته شود اما شهید بهشتی فقط گفت چند کلمه را تغییر بدهی بهتر است و نهایتا با یک تغییر در چند کلمه آن تحلیل چاپ شدبه شما برای عضویت در دولت آقای بنی صدر پیشنهادی شد؟بله به من پیشنهاد شد. من در دولت در سایه مسوولیت کمیته اجرایی را داشتم یعنی 60 درصد کابینه را مشخص کرده بودیم بنابراین به صورت اولی به من پیشنهاد شد. و حتی وقتی آقای رجایی امد، پنج نفر را به عنوان مشاور برای تعیین کابینه معرفی کرد که یکی از آنها من بودم.با بنی صدر هم دیدار داشتید؟به صورت شخصی با بنی صدر دیدار داشتم اما نه به نمایندگی از حزب. ما قرار بود سه نفر را به عنوان وزیر معرفی کنیم و ما پیش از این کار کرده بودیم و لیستی از وزرا و معاونین معرفی کرده بودیم. به هر صورت ما در آن زمان به صورت جدی کار حزبی می کردیم و شهید بهشتی هم به علت اینکه مدتها در این عرصه کار کرده بود با فعالیت حزبی آشنا بود و رمز و رموز حزبی را می شناخت و از آنجایی که دفتر سیاسی قبلی توانایی در این زمینه از خود نشان نداد و نتواست دولت سایه و مجلس سایه درست کند اول گفت دولت سایه باید تشکیل شود و مسئولیتش را به من داد که من همان زمان گفتم من نمی توانم کار سیاسی بکنم و علاقه ای ندارم که در جواب من گفت وقتی اینجا هستی باید اهل کار سیاسی باشی.یعنی شما مسوول دولت سایه ای بودی که مقابل دولت بنی صدر قرار داشت؟البته قبل از دولت، شورای انقلاب تشکیل شده بود و در تعیین وزرای آن دولت هم نقش داشتیم.مسوولیت شما چه بود؟من رئیس کمیته قوه مجریه بودم و رئیس دولت سایه می شد نخست وزیر که این سمت را آقای مهندس میرحسین موسوی برعهده داشت.شهید رجایی را حزب جمهوری اسلامی به بنی صدر معرفی کرده بود؟شهید رجایی علیرغم مخالفت های بسیار با اصرار بسیار شخص شهید بهشتی معرفی شد و با رای نه چندان قوی انتخاب شد؛ اما با اینکه شهید رجایی عضو حزب جمهوری اسلامی نبود و قبلا عضو نهضت آزادی بود و تقریبا چهره غیر حزبی شناخته می شد اما بیش از هر فرد حزبی، حزبی رفتار کرد و هیچ مقاومتی در مقابل افرادی که حزب برای کابینه به او معرفی کرد انجام نداد. به هر حال همانطور که اشاره کردم همه ما افراد کم سن و سالی بودیم و قدرت قیاس ما فقط دولت موقت و دولت شورای انقلاب بود و تجربه کمی داشتیم و ممکن بود اشتباه کنیم اما با وجود آنکه شهید رجایی تجربه زیادی داشت اما کاملا تسلیم لیست ما بود.بنی صدر را خائن دیدید؟بنی صدر جاه طلب بی نظیری بود.این یعنی تعبیر به خائن بودن می توان کرد؟من هیچ نسبتی به او نمی دهم اما اگر کسی بخواهد به بنی صدر نسبتی بدهد باید گفت بیشتر حماقت داشت، حتی وقتی به امام نامه نوشت که اجازه بدهد او بازگردد، امام (ره) در پاسخ به او گفت شما درس بخوانید و تدریس کنید بهتر است.یعنی بعد از آنکه بنی صدر از کشور خارج شد به امام نامه نوشت که به کشور بازگردد؟او یک سال بعد از اینکه از کشور خارج شد به امام (ره) نامه نوشت که می خواهم برگردم و دوباره رئیس جمهور باشم برگشتنش به کشور و انجام فعالیت سیاسی که مانعی نداشت. حتی نگفت که برگردم و دوباره کاندیدا ریاست جمهوری شود بلکه می خواست برگردد و دولت را به دست بگیرد.اما آن زمان که آیت الله خامنه ای رئیس جمهور شده بود؟به هر صورت بنی صدر می گفت ریاست جمهوری من غصب شده است و می خوام دوباره رئیس جمهور باشم که اما نامه او را بی جواب نگذاشت و برایش نوشت بهتر است شما درس بخوانید و درس بدهید.از نگاه شما آقای احمدی نژاد، بنی صدر دوم بود؟به نظرم نه در مورد بنی صدر و نه در مورد احمدی نژاد نباید قیاس ها را بپذیریم ما باید منصف باشیم؛ حتما آقای بنی صدر برای خراب کردن جمهوری اسلامی ایران سر کار نیامد و به این قصد کاندیدا ریاست جمهوری نشد. او یک کتابی نوشته بود درمورد کیش شخصیت و خودش مصداق بارز کیش شخصیت بود یعنی خودشیفته بود مثل ترامپ که خودشیفته است اما آیا می توان گ ...

ادامه مطلب