همچنان «قطام» شاه نقشم است  

درخواست حذف این مطلب
اکران «نهنگ عنبر 2»، موفقیت «خوب، بد، جلف» و بازپخش سریال های «امام علی (ع)» و «پرده نشین» بهانه ای شد برای گفتگوی مفصل با ویشکا آسایش.مازیار پرتو یکی از غول های فیلمبرداری سینمای ایران، دایی ویشکا آسایش است اما نسبت نزدیک با چنین آدم تاثیرگذاری هم باعث نشده بود که سینما و بازیگری برایش جدی باشد؛ نه تنها جدی نبود که اصلا به آن فکر هم نمی کرد. حتی وقتی برای سریال «امام علی (ع)» انتخاب شد هم اهمیت نمی داد که قدم در چه وادی سختی گذاشته است. آسایش با همین حال و احوال وارد دنیای بازیگری شد. با نقش «قطام» خوش درخشید و میخش را محکم کوبید. در ادامه انتخاب های متنوعی داشت و ثابت کرد موفقیت قطام اتفاقی نبوده.خانم آسایش حالا یک سیمرغ بلورین و چندین نامزدی سیمرغ را در کارنامه اش دارد؛ کارنامه ای که می توان تمام قد از آن دفاع کرد و کلی نقش خوب و به یادماندنی در آن یافت. خودش برای اولین نقش آفرینی اش احترام ویژه ای قائل است و حساب آن را از بقیه جدا می کند. مناسبت این گفتگو اکران «نهنگ عنبر 2»، موفقیت «خوب، بد، جلف»، پایان سریال «دیوار به دیوار» و بازپخش سریال های «امام علی (ع)» و «پرده نشین» است. بپردازیم به تازه ترین فیلم اکران شده شما یعنی «نهنگ عنبر: سلکش رویا» که هم نقش تان پر رنگ تر است و هم در کارنامه تان رنگی تازه دارد. برای «ورود آقایان ممنوع» یک بار مخاطبان را با گریم عجیب تان غافلگیر کرده بودید، وقتی قرار شد در فیلم «نهنگ عنبر» بازی کنید، نگران نبودید مخاطب دیگر از شمایل به هم ریخته شما هیجان زده نشود؟- خیلی نگران نبودم، چون وقتی گریم شدم تفاوت را کاملا احساس کردم. درست است که به لحاظ حجم زشتی شباهت هایی وجود دارد اما کاراکترها متفاوت هستند. کاراکتر فرناز در «نهنگ عنبر» کاملا یک آدم دیگر است و در یک دهه دیگر زندگی می کند؛ دهه ای که بچگی های مان را در آن گذراندیم. برای همین مطمئن بودم که می توانم تغییری در شخصیت به وجود بیاورم و برای همین پذیرش این نقش نگرانم نکرد.وقتی فیلمنامه قسمت دوم را خواندید احساس نکردید که قصه خاصی ندارد و ماجراها کمی پراکنده است؟- نه، من هیچ پراکندگی خاصی حس نکردم. اتفاقا «نهنگ عنبر 2» را خیلی دوست دارم. برایم واضح بود که ارژنگ و رویا (رضا عطاران و مهناز افشار) برای جشن عروسی شان به شمال می روند و وقتی از تونل رد می شوند یاد گذشته می افتند. در گذشته آنها، حتی به شخصیت فرناز هم بیشتر پرداخته می شود. تازه مخاطب می فهمد علت روابط پرتنش فرناز و ارژنگ بعد از ازدواج شان چیست، چون این دو نفر از اول با هم همین اندازه دعوا داشته اند.به نظر می رسد موفقیت «نهنگ عنبر» باعث شد همه به این باور برسید که فیلم درجه یکی برای مخاطبان است. انگار سامان مقدم در قسمت دوم به عمد از همان عناصر جذاب فصل یک استفاده کرده و آنها را گسترش داده.- چرا استفاده نکند؟ ما از روز اول اصلا فیلم را این جوری ندیدیم. اینها زوجی هستند که بعد از سال ها به هم رسیده اند و حالا در مسیر شمال به یاد خاطرات شان می افتند. از طرفی سامان مقدم نخواسته یک فیلم کمدی صرف بسازد. شوک پایان فیلم در واقع دارد به رویا می گوید آدم ها به یک لحظه بند هستند و ممکن است دیگر ارژنگ را نداشته باشی. شاید شما طول فیلم دنبال یک قصه بوده اید اما برای من قسمت دو کامل کننده قسمت اول است.حرف شما درست اما در فیلم بعضی سکانس های اضافه وجود دارد. مثلا سکانس های ارژنگ و حاج آقا تحقیقی در قسمت اول واقعا جذاب بودند اما اینجا کاراکتر حاج آقا کاملا به کار وصله شده و روی همان بده بستان بنا شده.- اگر اینها را از خود سامان مقدم بپرسید، بهتر پاسخگو است اما آن طور که من می دانم، به دلیل سانسورهایی که به فیلم تحمیل شد، حضور حاج آقا تحقیقی به چشم نمی آید.در قسمت دوم ما حتی به زندگی و خصوصیت شخصیت شهاب (حسام نواب صفوی) هم وارد می شویم اما شخصیت فرناز همان قدر گنگ باقی مب ماند.- بله، درست است. این از نکته هایی است که خودم به آن فکر کرده ام اما فرصت نشد درباره آن با سامان مقدم صحبت کنم. خیلی ها درباره این موضوع از من سوال کرده اند، اما فرناز در زندگی من ما به ازای بیرونی داشت و همین آن را جذاب می کرد.بعد از «ورود آقایان ممنوع» بیشتر به سمتب ازی در نقش های کوتاه و مکمل رفته اید. دیگر شما را در نقش یک ندیده ایم؛ دلیل خاصی دارد؟- این طوری پیش آمده. نقش اول خوب در این مدت پیشنهاد نشده. از یک زمان به بعد بیشتر نقش ها شبیه خانم دارابی بود. حتی یک بار برایم سناریویی فرستادند که خود خانم دارابی بود، فقط داستان به جای مدرسه در بیمارستان می گذشت؛ یعنی یک پرستار بد اخلاق!پیمان قاسم خانی شخصیت تهیه کننده «خوب، بد، جلف» را برای شما نوشته بود؟- وقتی پیمان به من زنگ زد گفت می خواهم باشی و من هم با توجه به اعتمادی که به کارش و سبک کمدی اش داشتم قبول کردم.ایراد اصلی کاراکتری که شما بازی می کردید این بود که یهو وسط کار نیست می شود و دوباره در یک سوم آخر کار سر و کله اش پیدا می شود.- من هم بعد از خواندن سناریو این ایراد را به پیمان گفتم اما به هر حال همه جوره اعتماد کرده بودم و زیاد سخت نگرفتم و همه انرژی ام را گذاشتم تا نقشی را که نوشته شده به بهترین شکل ممکن بازی کنم. کلا من وقتی نقشی را قبول می کنم همه انرژی ام را می گذارم، حتی اگر یک سکانس باشد.مثل کار مانی حقیقی؟- دقیقا در همان تک سکانس 50 کیلو آلبالو به اندازه یک نقش یک، انرژی گذاشتم. البته این را هم بگویم برای هر کسی تک سکانس بازی نمی کنم.کمی هم درباره «دیوار به دیوار» صحبت کنیم. این سریال فیلمنامه آماده ای نداشت و به مرور نوشته می شد. با این شیوه چطور با شخصیت خاور روبرو شدید؟- ابتدا فیلمنامه نداشتیم و شخصیت ها پرداخته نشده بودند و کاراکترها به مرور شکل گرفتند. این اولین بار بود که با چنین مدلی با یک کار مواجه می شدم. البته بقیه بازیگرها بیشتر درباره نقش های شان می دانستند. من یک ماه دیرتر به گروه ملحق شدم؛ برای خود کاراکتر و رفتارش اتود می زدم تا به نقش برسم.طولانی بودن قسمت ها باعث نشد به جایی برسید که فکر کنید کارهای خاور تکراری شده؟- چرا، ولی باید مراقب می بودم که تکرار نشود. مدام بعضی از ویژگی های رفتاری خاور را کم و زیاد می کردم. حتی نویسنده اصرار داشت من با مشیری وارد فضای عشق و عاشقی شوم اما گفتم نه، خاور به این زودی ها نباید رام شود.امیر مهدی ژوله بازیگر مقابل شما بود؛ کسی که به تازگی وارد دنیای بازیگری شده. بازی مقابل او چطور بود؟- من طنز ژوله را خیلی دوست دارم. رابطه خاور و زامیاد هم خیلی خوب در آمد. ما دو نفر تمرین های زیادی با هم داشتیم و سعی می کردیم رابطه خواهر و برادری باورپذیر باشد و حس موجود بین آنها منتقل شود. نکته مهم دیگر این که من همیشه به کارگردان اعتماد می کنم و به انتخبا هایش احترام می گذارم. از طرفی اصولا در برابر هیچ چیز و هیچ کس گارد نمی گیرم. این نکته ای است که در تئاتر از همایون غنی زاده یاد گرفته ام: از هر چیزی در مقابلم ایستاده است، برای بهتر شدن کارم استفاده کنم.اسم غنی زاده آمد و از تئاتر گفتید، اگر موافقید نقبی به تجربه تان روی صحنه بزنیم. یادآوری همکاری تان با غنی زاده و این که پذیرفتید تئاتر بازی کنید، شنیدنی است.- من تئاتر بازی نکرده بودم، چون اصلا تئاترهای مان را دوست نداشتم و حتی خیلی کم تئاتر می دیدم تا این که «کالیکگولا»ی همایون غنی زاده را دیدم. از شگفتی دهانم باز ماند و گفتم پس در ایران هم تئاترهایی در سبکی که دوست دارم اجرا می شود. یک سال بعد از آن رامبد جوان زنگ زد و گفت کارگردان «کالیگولا» می خواهد تئاتر جدیدی را کارگردانی کند، می آیی بازی کنی و من قبول کردم. یک ماه هم تئاتر «سه کلفت» را تمرین کردیم اما نشد. به هر حال من شیفته کار کردن با همایون غنی زاده شدم و پس از آن ماهی یک بار با او تماس می گرفتم که نمی خواهید تئاتر کار کنید؟و نتیجه این همکاری «ملکه زیبایی لی نین» و «می سی سی پی نشسته می میرد» شد که دومی سال پیش روی صحنه رفت و اتفاقا برای هر دو هم تحسین شدید و جالب آن که بار دیگر با کاراکتر آناستازیا در «می سی سی پی...» نقش «فم فتال» را تجربه کردید. اغواگری آناستازیا چطور شکل گرفت که مشابه نقش های دیگرتان نباشد؟- من فقط حرف کارگردان را گوش می دهم. بازیگر اگر تمام و کمال خودش را دست کارگردان بسپارد و باور داشته باشد آنچه کارگردان می خواهد، درست است و نخواهد فکر خودش را غالب کند، نتیجه می گیرد، چه در زندگی عادی و چه موقع بازی نباید برای خنداندن، گریاندن، جذاب بودن و ... زور اضافی زد. این احساسات باید از درون آدم بجوشد.همان طور که نقش مشابه در کارنامه تان پیدا نمی شود، در نقش های فم فتال هم تفاوت ها محسوس است. این فاصله گذاری ها را خوب انجام می دهید؛ یعنی در عین تشابه، تفاوت های زیادی با هم دارند.- به نظرم در این زمینه داود میرباقری من را بهتر از هر کسی شناخته بود، چون نقش هایی که در این سبک داشتم، بیشتر ساخته ذهن او بود. قطام و روشنک و جریره در «مختارنامه». طبعا خودم با دقت انتخاب می کنم، برای نقش ها تلاش می کنم و همان طور که گفتم به کارگردان ها اعتماد دارم.وقتی کارنامه کاری شما را بررسی می کنیم به سه نقطه عطف می رسیم: «امام علی (ع)»، «نردبام آسمان» و «ورود آقایان ممنوع» که آخری نگاه ها را به بازی شما جدی تر کرد. حتما یادآوری پذیرش یک نقش کمدی برای خواننده ها جالب است؛ این اتفاق چطور رقم خورد؟- مشغول بازی در سریال «نردبام آسمان» بودم که محسن بابایی، طراح گریم سریال گفت چرا تا به حال نقش کمدی بازی نکرده ای؟ هیچ وقت بهش فکر کرده ای؟ گفتم تا حالا چنین پیشنهادی نشده اما کلا سر «ورود آقایان ممنوع»، این قدر همه چیز سریع اتفاق افتاد که تا بخواهم تصمیم بگیرم که این کار را بازی کنم یا نه، به آخر فیلمبرداری رسیده بودیم. (می خندد)وقتی نقش خانم دارابی پیشنهاد شد، چه واکنشی داشتید؟- فیلم «زنان ونوسی، مردان مریخی» کاظم راست گفتار، آخرین فیلمی بود که من در آن به عنوان طراح صحنه حضور داشتم. روز اول وقتی بهاره رهنما من را دید گفت پیمان قاسم خانی و رامبد جوان در به در دنبال تو می گردند و فکر می کرده اند تو از ایران رفته ای. همان موقع به قاسم خانی زنگ زد و گفت الان ویشکا پیش من است. از من خواستند که فردا به دفترشان بروم. رفتم دفتر خانم حکمت و گفتند همان شب فیلمنامه را بخوانم و اگر خوشم آمد فردای آن روز قرارداد ببندم.نکته مهم فیلمنامه های پیمان قاسم خانی این است که وقتی متن را می خوانی هم می خندی.- دقیقا! وقتی آن را می خواندم قهقهه می زدم.از این که برای نقش خانم دارابی مجبور بودید چنین گریم عجیبی داشته باشید، نترسیدید؟- نه، یک جور حس کنجکاوی و خونسردی سراغم آمده بود که اصلا نترسیدم.دیگر به جایی رسیده بودید که همه را می شناختید و شراط تان مثل زمان ساخت سریال امام علی (ع) نبود.- اگر بگویم باز هم به غیر از رامبد کسی را نمی شناختم، باور می کنید؟ من حتی رضا عطاران را هم نمی شناختم. رامبد جوان به من می گفت تو از کره مریخ آمدی. (با خنده)خانم دارابی نهایی چقدر به تصویر ذهنی پیمان قاسم خانی و رامبد جوان نزدیک بود؟- بهاره رهنما سال ها پیش از ساخت «ورود آقایان ممنوع» به من گفته بود که پیمان قاسم خانی همیشه می گوید ویشکا آسایش بازیگر مورد علاقه من است. حتی خودشان می گفتند زمانی که شخصیت خانم دارابی را می نوشتند فقط به من فکر می کردند.نمونه دارابی را در دنیای واقعی دیده بودید؟- خودم در زندگی نمونه واقعی خانم دارابی را دیده بودم. در بچگی مدرسه فرانسوی ها می رفتم، مادران روحانی و راهبه های ارمنی معلم های ما بودند. یکی از این راهبه ها به شدت سختگیر بود و همیشه یک چوب در دستش داشت. یک نمونه واقعی دیگر هم داشتیم، مدیر مدرسه ای که مادرم در آن کار می کرد، بسیار سختگیر بود. خشکی و سردی رفتار و صاف راه رفتن را از او یاد گرفتم.در صحنه های کمدی می توانستید خودتان را کنترل کنید؟ خنده اجازه بازی می داد؟- من خیلی روی خودم کنترل دارم اما در آن صحنه ای که در دفتر با رضا عطاران سر قد دعوا می کردیم، واقعا نتوانستم خودم را کنترل کنم و از خنده منفجر شدم. البته بعد از شناخت رضا عطاران دیگر متوجه شده بودم که با چه اعجوبه ای در طنز سروکار دارم.بده بستان میان شما و رضا عطاران هنوز جذاب و از برگ های برنده فیلم است؛ اینها چطور شکل گرفت؟- رضا عطاران تمام چیزهایی را که در خودش داشت به فیلم آورده بود. رامبد هم من را راهنمایی می کرد و وقتی جلوی دوربین قرار می گرفتیم رضا عطاران حتی طوری بازی می کرد که به من کمک شود تا دارابی را درست تر شکل دهم.تا مدت ها پس از بازی در امام علی (ع) همه شما را قطام می دیدند اما از یک جایی به بعد شدید خانم دارابی؛ حس خوبی بود یا بد؟- برای خودم خیلی خوشایند بود که بالاخره از قطام راحت شدم چون همیشه در هر شرایطی از من درباره قطام می پرسیدند و همه فکر می کردند من باید یک زن گنده سبزه عرب باشم. (خنده)این که سعی می کردید از زیر سایه قطام در بیاید برای این بود که احساس می کردید توانایی های دیگری دارید که نادیده گرفته می شود؟- دقیقا! اصلا برای همین از یک جایی به بعد دیگر نمی خواستم بازی کنم برای این که احساس می کردم هر نقشی پیشنهاد می شود به نوعی قطام است. زن فم فتال، قطام مدرن و ... که همه یک شکل و یک جور بودند. من اگر در دورانی که پیشنهادهای یک شکل زیادی داشتم، کار می کردم، الان این نقاط عطف در کارنامه ام نبود.حیف است در این گفتگو به دیگر نقش خوب کارنامه شما یعنی سریال «پرده نشین» اشاره نکنیم. بعد از بازی در نقش های کمدی با نقش زنی که چند سال از خودتان بزرگ تر است، یک دختر بزرگ و داماد دارد و کاملا جدی و بی انعطاف است به تلویزیون برگشتید. این چرخش ناگهانی از همان حس کنجکاوی و جاه طلبی می آید؟ یا بی خیالی و شیطنت؟- سر «پرده نشین» ترکیبی از این احساسات مختلف در وجود من بود؛ یعنی دوست داشتم کاری را که تا به حال انجام نداده ام، تجربه کنم اما وقتی چنین کاری پیشنهاد می شود، برایش منطق پیدا می کنم؛ مثلا برایم جذاب بود که نقش زنی را بازی کنم که چند سال از خودم بزرگ تر است. مخصوصا اگر به کارگردان کار اطمینان داشته باشم و بدانم که می داند چه کار می خواهد بکند. بهروز شعیبی هم برای من دقیقا همین طور بود و روز اولی که به دفترش رفتم، گفتم که می خواهم حتما با این آدم کار کنم چون بر کارش تسلط دارد و اطمینان کردم.چطور به نقش رسیدید؟ تعامل با بهروز شعیبی چگونه شکل گرفت؟- ما برای «پرده نشین» خیلی تمرین می کردیم. معمولا بعد از دو هفته تمرین برای من بازیگر کاملا محرز می شود که این نقش چیست و کجای سریال قرار دارد. اگر قرار است فم فتال باشد، اندازه آن چقدر است؟ می تواند خشم داشته باشد؟ اوج و فرودش چیست. همه اینها را باید در دو هفته پیدا کنی و در ذهنت داشته باشی. اتفاقا خیلی با آن نقش احساس نزدیکی کردم چون خاله من که در انگلیس زندگی می کند، خیلی شبیه این شخصیت است.و برسیم به یکی دیگر از شاه قنش های شما یعنی سریال «امام علی (ع)» که بار دیگر روی آنتن رفته، هیچ وقت پیش آمده بنشینید و تکرارش را ببینید؟- باورتان می شود من هیچ وقت امام علی (ع) را کامل ندیده ام، چون موقع پخشش ایران نبودم.خب چرا dvd آن را نمی خرید؟- ...

ادامه مطلب  

همچنان «قطام» شاه نقشم است  

درخواست حذف این مطلب
خانم آسایش حالا یک سیمرغ بلورین و چندین نامزدی سیمرغ را در کارنامه اش دارد؛ کارنامه ای که می توان تمام قد از آن دفاع کرد و کلی نقش خوب و به یادماندنی در آن یافت. خودش برای اولین نقش آفرینی اش احترام ویژه ای قائل است و حساب آن را از بقیه جدا می کند. مناسبت این گفتگو اکران «نهنگ عنبر 2»، موفقیت «خوب، بد، جلف»، پایان سریال «دیوار به دیوار» و بازپخش سریال های «امام علی (ع)» و «پرده نشین» است.بپردازیم به تازه ترین فیلم اکران شده شما یعنی «نهنگ عنبر: سلکش رویا» که هم نقش تان پر رنگ تر است و هم در کارنامه تان رنگی تازه دارد. برای «ورود آقایان ممنوع» یک بار مخاطبان را با گریم عجیب تان غافلگیر کرده بودید، وقتی قرار شد در فیلم «نهنگ عنبر» بازی کنید، نگران نبودید مخاطب دیگر از شمایل به هم ریخته شما هیجان زده نشود؟- خیلی نگران نبودم، چون وقتی گریم شدم تفاوت را کاملا احساس کردم. درست است که به لحاظ حجم زشتی شباهت هایی وجود دارد اما کاراکترها متفاوت هستند. کاراکتر فرناز در «نهنگ عنبر» کاملا یک آدم دیگر است و در یک دهه دیگر زندگی می کند؛ دهه ای که بچگی های مان را در آن گذراندیم. برای همین مطمئن بودم که می توانم تغییری در شخصیت به وجود بیاورم و برای همین پذیرش این نقش نگرانم نکرد.وقتی فیلمنامه قسمت دوم را خواندید احساس نکردید که قصه خاصی ندارد و ماجراها کمی پراکنده است؟- نه، من هیچ پراکندگی خاصی حس نکردم. اتفاقا «نهنگ عنبر 2» را خیلی دوست دارم. برایم واضح بود که ارژنگ و رویا (رضا عطاران و مهناز افشار) برای جشن عروسی شان به شمال می روند و وقتی از تونل رد می شوند یاد گذشته می افتند. در گذشته آنها، حتی به شخصیت فرناز هم بیشتر پرداخته می شود. تازه مخاطب می فهمد علت روابط پرتنش فرناز و ارژنگ بعد از ازدواج شان چیست، چون این دو نفر از اول با هم همین اندازه دعوا داشته اند.به نظر می رسد موفقیت «نهنگ عنبر» باعث شد همه به این باور برسید که فیلم درجه یکی برای مخاطبان است. انگار سامان مقدم در قسمت دوم به عمد از همان عناصر جذاب فصل یک استفاده کرده و آنها را گسترش داده.- چرا استفاده نکند؟ ما از روز اول اصلا فیلم را این جوری ندیدیم. اینها زوجی هستند که بعد از سال ها به هم رسیده اند و حالا در مسیر شمال به یاد خاطرات شان می افتند. از طرفی سامان مقدم نخواسته یک فیلم کمدی صرف بسازد. شوک پایان فیلم در واقع دارد به رویا می گوید آدم ها به یک لحظه بند هستند و ممکن است دیگر ارژنگ را نداشته باشی. شاید شما طول فیلم دنبال یک قصه بوده اید اما برای من قسمت دو کامل کننده قسمت اول است.حرف شما درست اما در فیلم بعضی سکانس های اضافه وجود دارد. مثلا سکانس های ارژنگ و حاج آقا تحقیقی در قسمت اول واقعا جذاب بودند اما اینجا کاراکتر حاج آقا کاملا به کار وصله شده و روی همان بده بستان بنا شده.- اگر اینها را از خود سامان مقدم بپرسید، بهتر پاسخگو است اما آن طور که من می دانم، به دلیل سانسورهایی که به فیلم تحمیل شد، حضور حاج آقا تحقیقی به چشم نمی آید.در قسمت دوم ما حتی به زندگی و خصوصیت شخصیت شهاب (حسام نواب صفوی) هم وارد می شویم اما شخصیت فرناز همان قدر گنگ باقی مب ماند.- بله، درست است. این از نکته هایی است که خودم به آن فکر کرده ام اما فرصت نشد درباره آن با سامان مقدم صحبت کنم. خیلی ها درباره این موضوع از من سوال کرده اند، اما فرناز در زندگی من ما به ازای بیرونی داشت و همین آن را جذاب می کرد.بعد از «ورود آقایان ممنوع» بیشتر به سمتب ازی در نقش های کوتاه و مکمل رفته اید. دیگر شما را در نقش یک ندیده ایم؛ دلیل خاصی دارد؟- این طوری پیش آمده. نقش اول خوب در این مدت پیشنهاد نشده. از یک زمان به بعد بیشتر نقش ها شبیه خانم دارابی بود. حتی یک بار برایم سناریویی فرستادند که خود خانم دارابی بود، فقط داستان به جای مدرسه در بیمارستان می گذشت؛ یعنی یک پرستار بد اخلاق!پیمان قاسم خانی شخصیت تهیه کننده «خوب، بد، جلف» را برای شما نوشته بود؟- وقتی پیمان به من زنگ زد گفت می خواهم باشی و من هم با توجه به اعتمادی که به کارش و سبک کمدی اش داشتم قبول کردم.ایراد اصلی کاراکتری که شما بازی می کردید این بود که یهو وسط کار نیست می شود و دوباره در یک سوم آخر کار سر و کله اش پیدا می شود.- من هم بعد از خواندن سناریو این ایراد را به پیمان گفتم اما به هر حال همه جوره اعتماد کرده بودم و زیاد سخت نگرفتم و همه انرژی ام را گذاشتم تا نقشی را که نوشته شده به بهترین شکل ممکن بازی کنم. کلا من وقتی نقشی را قبول می کنم همه انرژی ام را می گذارم، حتی اگر یک سکانس باشد.مثل کار مانی حقیقی؟- دقیقا در همان تک سکانس 50 کیلو آلبالو به اندازه یک نقش یک، انرژی گذاشتم. البته این را هم بگویم برای هر کسی تک سکانس بازی نمی کنم.کمی هم درباره «دیوار به دیوار» صحبت کنیم. این سریال فیلمنامه آماده ای نداشت و به مرور نوشته می شد. با این شیوه چطور با شخصیت خاور روبرو شدید؟- ابتدا فیلمنامه نداشتیم و شخصیت ها پرداخته نشده بودند و کاراکترها به مرور شکل گرفتند. این اولین بار بود که با چنین مدلی با یک کار مواجه می شدم. البته بقیه بازیگرها بیشتر درباره نقش های شان می دانستند. من یک ماه دیرتر به گروه ملحق شدم؛ برای خود کاراکتر و رفتارش اتود می زدم تا به نقش برسم.طولانی بودن قسمت ها باعث نشد به جایی برسید که فکر کنید کارهای خاور تکراری شده؟- چرا، ولی باید مراقب می بودم که تکرار نشود. مدام بعضی از ویژگی های رفتاری خاور را کم و زیاد می کردم. حتی نویسنده اصرار داشت من با مشیری وارد فضای عشق و عاشقی شوم اما گفتم نه، خاور به این زودی ها نباید رام شود.امیر مهدی ژوله بازیگر مقابل شما بود؛ کسی که به تازگی وارد دنیای بازیگری شده. بازی مقابل او چطور بود؟- من طنز ژوله را خیلی دوست دارم. رابطه خاور و زامیاد هم خیلی خوب در آمد. ما دو نفر تمرین های زیادی با هم داشتیم و سعی می کردیم رابطه خواهر و برادری باورپذیر باشد و حس موجود بین آنها منتقل شود. نکته مهم دیگر این که من همیشه به کارگردان اعتماد می کنم و به انتخبا هایش احترام می گذارم. از طرفی اصولا در برابر هیچ چیز و هیچ کس گارد نمی گیرم. این نکته ای است که در تئاتر از همایون غنی زاده یاد گرفته ام: از هر چیزی در مقابلم ایستاده است، برای بهتر شدن کارم استفاده کنم.اسم غنی زاده آمد و از تئاتر گفتید، اگر موافقید نقبی به تجربه تان روی صحنه بزنیم. یادآوری همکاری تان با غنی زاده و این که پذیرفتید تئاتر بازی کنید، شنیدنی است.- من تئاتر بازی نکرده بودم، چون اصلا تئاترهای مان را دوست نداشتم و حتی خیلی کم تئاتر می دیدم تا این که «کالیکگولا»ی همایون غنی زاده را دیدم. از شگفتی دهانم باز ماند و گفتم پس در ایران هم تئاترهایی در سبکی که دوست دارم اجرا می شود. یک سال بعد از آن رامبد جوان زنگ زد و گفت کارگردان «کالیگولا» می خواهد تئاتر جدیدی را کارگردانی کند، می آیی بازی کنی و من قبول کردم. یک ماه هم تئاتر «سه کلفت» را تمرین کردیم اما نشد. به هر حال من شیفته کار کردن با همایون غنی زاده شدم و پس از آن ماهی یک بار با او تماس می گرفتم که نمی خواهید تئاتر کار کنید؟و نتیجه این همکاری «ملکه زیبایی لی نین» و «می سی سی پی نشسته می میرد» شد که دومی سال پیش روی صحنه رفت و اتفاقا برای هر دو هم تحسین شدید و جالب آن که بار دیگر با کاراکتر آناستازیا در «می سی سی پی...» نقش «فم فتال» را تجربه کردید. اغواگری آناستازیا چطور شکل گرفت که مشابه نقش های دیگرتان نباشد؟- من فقط حرف کارگردان را گوش می دهم. بازیگر اگر تمام و کمال خودش را دست کارگردان بسپارد و باور داشته باشد آنچه کارگردان می خواهد، درست است و نخواهد فکر خودش را غالب کند، نتیجه می گیرد، چه در زندگی عادی و چه موقع بازی نباید برای خنداندن، گریاندن، جذاب بودن و ... زور اضافی زد. این احساسات باید از درون آدم بجوشد.همان طور که نقش مشابه در کارنامه تان پیدا نمی شود، در نقش های فم فتال هم تفاوت ها محسوس است. این فاصله گذاری ها را خوب انجام می دهید؛ یعنی در عین تشابه، تفاوت های زیادی با هم دارند.- به نظرم در این زمینه داود میرباقری من را بهتر از هر کسی شناخته بود، چون نقش هایی که در این سبک داشتم، بیشتر ساخته ذهن او بود. قطام و روشنک و جریره در «مختارنامه». طبعا خودم با دقت انتخاب می کنم، برای نقش ها تلاش می کنم و همان طور که گفتم به کارگردان ها اعتماد دارم.وقتی کارنامه کاری شما را بررسی می کنیم به سه نقطه عطف می رسیم: «امام علی (ع)»، «نردبام آسمان» و «ورود آقایان ممنوع» که آخری نگاه ها را به بازی شما جدی تر کرد. حتما یادآوری پذیرش یک نقش کمدی برای خواننده ها جالب است؛ این اتفاق چطور رقم خورد؟- مشغول بازی در سریال «نردبام آسمان» بودم که محسن بابایی، طراح گریم سریال گفت چرا تا به حال نقش کمدی بازی نکرده ای؟ هیچ وقت بهش فکر کرده ای؟ گفتم تا حالا چنین پیشنهادی نشده اما کلا سر «ورود آقایان ممنوع»، این قدر همه چیز سریع اتفاق افتاد که تا بخواهم تصمیم بگیرم که این کار را بازی کنم یا نه، به آخر فیلمبرداری رسیده بودیم. (می خندد)وقتی نقش خانم دارابی پیشنهاد شد، چه واکنشی داشتید؟- فیلم «زنان ونوسی، مردان مریخی» کاظم راست گفتار، آخرین فیلمی بود که من در آن به عنوان طراح صحنه حضور داشتم. روز اول وقتی بهاره رهنما من را دید گفت پیمان قاسم خانی و رامبد جوان در به در دنبال تو می گردند و فکر می کرده اند تو از ایران رفته ای. همان موقع به قاسم خانی زنگ زد و گفت الان ویشکا پیش من است. از من خواستند که فردا به دفترشان بروم. رفتم دفتر خانم حکمت و گفتند همان شب فیلمنامه را بخوانم و اگر خوشم آمد فردای آن روز قرارداد ببندم.نکته مهم فیلمنامه های پیمان قاسم خانی این است که وقتی متن را می خوانی هم می خندی.- دقیقا! وقتی آن را می خواندم قهقهه می زدم.از این که برای نقش خانم دارابی مجبور بودید چنین گریم عجیبی داشته باشید، نترسیدید؟- نه، یک جور حس کنجکاوی و خونسردی سراغم آمده بود که اصلا نترسیدم.دیگر به جایی رسیده بودید که همه را می شناختید و شراط تان مثل زمان ساخت سریال امام علی (ع) نبود.- اگر بگویم باز هم به غیر از رامبد کسی را نمی شناختم، باور می کنید؟ من حتی رضا عطاران را هم نمی شناختم. رامبد جوان به من می گفت تو از کره مریخ آمدی. (با خنده)خانم دارابی نهایی چقدر به تصویر ذهنی پیمان قاسم خانی و رامبد جوان نزدیک بود؟- بهاره رهنما سال ها پیش از ساخت «ورود آقایان ممنوع» به من گفته بود که پیمان قاسم خانی همیشه می گوید ویشکا آسایش بازیگر مورد علاقه من است. حتی خودشان می گفتند زمانی که شخصیت خانم دارابی را می نوشتند فقط به من فکر می کردند.نمونه دارابی را در دنیای واقعی دیده بودید؟- خودم در زندگی نمونه واقعی خانم دارابی را دیده بودم. در بچگی مدرسه فرانسوی ها می رفتم، مادران روحانی و راهبه های ارمنی معلم های ما بودند. یکی از این راهبه ها به شدت سختگیر بود و همیشه یک چوب در دستش داشت. یک نمونه واقعی دیگر هم داشتیم، مدیر مدرسه ای که مادرم در آن کار می کرد، بسیار سختگیر بود. خشکی و سردی رفتار و صاف راه رفتن را از او یاد گرفتم.در صحنه های کمدی می توانستید خودتان را کنترل کنید؟ خنده اجازه بازی می داد؟- من خیلی روی خودم کنترل دارم اما در آن صحنه ای که در دفتر با رضا عطاران سر قد دعوا می کردیم، واقعا نتوانستم خودم را کنترل کنم و از خنده منفجر شدم. البته بعد از شناخت رضا عطاران دیگر متوجه شده بودم که با چه اعجوبه ای در طنز سروکار دارم.بده بستان میان شما و رضا عطاران هنوز جذاب و از برگ های برنده فیلم است؛ اینها چطور شکل گرفت؟- رضا عطاران تمام چیزهایی را که در خودش داشت به فیلم آورده بود. رامبد هم من را راهنمایی می کرد و وقتی جلوی دوربین قرار می گرفتیم رضا عطاران حتی طوری بازی می کرد که به من کمک شود تا دارابی را درست تر شکل دهم.تا مدت ها پس از بازی در امام علی (ع) همه شما را قطام می دیدند اما از یک جایی به بعد شدید خانم دارابی؛ حس خوبی بود یا بد؟- برای خودم خیلی خوشایند بود که بالاخره از قطام راحت شدم چون همیشه در هر شرایطی از من درباره قطام می پرسیدند و همه فکر می کردند من باید یک زن گنده سبزه عرب باشم. (خنده)این که سعی می کردید از زیر سایه قطام در بیاید برای این بود که احساس می کردید توانایی های دیگری دارید که نادیده گرفته می شود؟- دقیقا! اصلا برای همین از یک جایی به بعد دیگر نمی خواستم بازی کنم برای این که احساس می کردم هر نقشی پیشنهاد می شود به نوعی قطام است. زن فم فتال، قطام مدرن و ... که همه یک شکل و یک جور بودند. من اگر در دورانی که پیشنهادهای یک شکل زیادی داشتم، کار می کردم، الان این نقاط عطف در کارنامه ام نبود.حیف است در این گفتگو به دیگر نقش خوب کارنامه شما یعنی سریال «پرده نشین» اشاره نکنیم. بعد از بازی در نقش های کمدی با نقش زنی که چند سال از خودتان بزرگ تر است، یک دختر بزرگ و داماد دارد و کاملا جدی و بی انعطاف است به تلویزیون برگشتید. این چرخش ناگهانی از همان حس کنجکاوی و جاه طلبی می آید؟ یا بی خیالی و شیطنت؟- سر «پرده نشین» ترکیبی از این احساسات مختلف در وجود من بود؛ یعنی دوست داشتم کاری را که تا به حال انجام نداده ام، تجربه کنم اما وقتی چنین کاری پیشنهاد می شود، برایش منطق پیدا می کنم؛ مثلا برایم جذاب بود که نقش زنی را بازی کنم که چند سال از خودم بزرگ تر است. مخصوصا اگر به کارگردان کار اطمینان داشته باشم و بدانم که می داند چه کار می خواهد بکند. بهروز شعیبی هم برای من دقیقا همین طور بود و روز اولی که به دفترش رفتم، گفتم که می خواهم حتما با این آدم کار کنم چون بر کارش تسلط دارد و اطمینان کردم.چطور به نقش رسیدید؟ تعامل با بهروز شعیبی چگونه شکل گرفت؟- ما برای «پرده نشین» خیلی تمرین می کردیم. معمولا بعد از دو هفته تمرین برای من بازیگر کاملا محرز می شود که این نقش چیست و کجای سریال قرار دارد. اگر قرار است فم فتال باشد، اندازه آن چقدر است؟ می تواند خشم داشته باشد؟ اوج و فرودش چیست. همه اینها را باید در دو هفته پیدا کنی و در ذهنت داشته باشی. اتفاقا خیلی با آن نقش احساس نزدیکی کردم چون خاله من که در انگلیس زندگی می کند، خیلی شبیه این شخصیت است.و برسیم به یکی دیگر از شاه قنش های شما یعنی سریال «امام علی (ع)» که بار دیگر روی آنتن رفته، هیچ وقت پیش آمده بنشینید و تکرارش را ببینید؟- باورتان می شود من هیچ وقت امام علی (ع) را کامل ندیده ام، چون موقع پخشش ایران نبودم.خب چرا dvd آن را نمی خرید؟- dvd آن را دارم اما فرصت دیدنش پیش نمی آید. «امام علی (ع)» هم سریالی نیست که بشود با بچه تماشا کرد، بچه حوصله اش نمی کشه.همه تصور می کنند بازیگری که با یک نقش به شدت مورد توجه قرار می گیرد حتما تمام پلان هایش را هم حفظ است.- تنها چیزهایی که از امام علی (ع) حفظم، لحظات و خاطرات نابی است که سر فیلمبرداری داشتی ...

ادامه مطلب  

گفت و گوی جذاب و خواندنی با بازیگر نقش " قطام" در سریال امام علی (ع) + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ،مازیار پرتو یکی از غول های فیلمبرداری سینمای ایران، دایی ویشکا آسایش است اما نسبت نزدیک با چنین آدم تاثیرگذاری هم باعث نشده بود که سینما و بازیگری برایش جدی باشد؛ نه تنها جدی نبود که اصلا به آن فکر هم نمی کرد. حتی وقتی برای سریال «امام علی (ع)» انتخاب شد هم اهمیت نمی داد که قدم در چه وادی سختی گذاشته است. آسایش با همین حال و احوال وارد دنیای بازیگری شد. با نقش «قطام» خوش درخشید و میخش را محکم کوبید. در ادامه انتخاب های متنوعی داشت و ثابت کرد موفقیت قطام اتفاقی نبوده. خانم آسایش حالا یک سیمرغ بلورین و چندین نامزدی سیمرغ را در کارنامه اش دارد؛ کارنامه ای که می توان تمام قد از آن دفاع کرد و کلی نقش خوب و به یادماندنی در آن یافت. خودش برای اولین نقش آفرینی اش احترام ویژه ای قائل است و حساب آن را از بقیه جدا می کند. مناسبت این گفتگو اکران «نهنگ عنبر 2»، موفقیت «خوب، بد، جلف»، پایان سریال «دیوار به دیوار» و بازپخش سریال های «امام علی (ع)» و «پرده نشین» است.بپردازیم به تازه ترین فیلم اکران شده شما یعنی «نهنگ عنبر: سلکش رویا» که هم نقش تان پر رنگ تر است و هم در کارنامه تان رنگی تازه دارد. برای «ورود آقایان ممنوع» یک بار مخاطبان را با گریم عجیب تان غافلگیر کرده بودید، وقتی قرار شد در فیلم «نهنگ عنبر» بازی کنید، نگران نبودید مخاطب دیگر از شمایل به هم ریخته شما هیجان زده نشود؟- خیلی نگران نبودم، چون وقتی گریم شدم تفاوت را کاملا احساس کردم. درست است که به لحاظ حجم زشتی شباهت هایی وجود دارد اما کاراکترها متفاوت هستند. کاراکتر فرناز در «نهنگ عنبر» کاملا یک آدم دیگر است و در یک دهه دیگر زندگی می کند؛ دهه ای که بچگی های مان را در آن گذراندیم. برای همین مطمئن بودم که می توانم تغییری در شخصیت به وجود بیاورم و برای همین پذیرش این نقش نگرانم نکرد.وقتی فیلمنامه قسمت دوم را خواندید احساس نکردید که قصه خاصی ندارد و ماجراها کمی پراکنده است؟- نه، من هیچ پراکندگی خاصی حس نکردم. اتفاقا «نهنگ عنبر 2» را خیلی دوست دارم. برایم واضح بود که ارژنگ و رویا (رضا عطاران و مهناز افشار) برای جشن عروسی شان به شمال می روند و وقتی از تونل رد می شوند یاد گذشته می افتند. در گذشته آنها، حتی به شخصیت فرناز هم بیشتر پرداخته می شود. تازه مخاطب می فهمد علت روابط پرتنش فرناز و ارژنگ بعد از ازدواج شان چیست، چون این دو نفر از اول با هم همین اندازه دعوا داشته اند.به نظر می رسد موفقیت «نهنگ عنبر» باعث شد همه به این باور برسید که فیلم درجه یکی برای مخاطبان است. انگار سامان مقدم در قسمت دوم به عمد از همان عناصر جذاب فصل یک استفاده کرده و آنها را گسترش داده.- چرا استفاده نکند؟ ما از روز اول اصلا فیلم را این جوری ندیدیم. اینها زوجی هستند که بعد از سال ها به هم رسیده اند و حالا در مسیر شمال به یاد خاطرات شان می افتند. از طرفی سامان مقدم نخواسته یک فیلم کمدی صرف بسازد. شوک پایان فیلم در واقع دارد به رویا می گوید آدم ها به یک لحظه بند هستند و ممکن است دیگر ارژنگ را نداشته باشی. شاید شما طول فیلم دنبال یک قصه بوده اید اما برای من قسمت دو کامل کننده قسمت اول است.حرف شما درست اما در فیلم بعضی سکانس های اضافه وجود دارد. مثلا سکانس های ارژنگ و حاج آقا تحقیقی در قسمت اول واقعا جذاب بودند اما اینجا کاراکتر حاج آقا کاملا به کار وصله شده و روی همان بده بستان بنا شده.- اگر اینها را از خود سامان مقدم بپرسید، بهتر پاسخگو است اما آن طور که من می دانم، به دلیل سانسورهایی که به فیلم تحمیل شد، حضور حاج آقا تحقیقی به چشم نمی آید.در قسمت دوم ما حتی به زندگی و خصوصیت شخصیت شهاب (حسام نواب صفوی) هم وارد می شویم اما شخصیت فرناز همان قدر گنگ باقی مب ماند.- بله، درست است. این از نکته هایی است که خودم به آن فکر کرده ام اما فرصت نشد درباره آن با سامان مقدم صحبت کنم. خیلی ها درباره این موضوع از من سوال کرده اند، اما فرناز در زندگی من ما به ازای بیرونی داشت و همین آن را جذاب می کرد.بعد از «ورود آقایان ممنوع» بیشتر به سمتب ازی در نقش های کوتاه و مکمل رفته اید. دیگر شما را در نقش یک ندیده ایم؛ دلیل خاصی دارد؟- این طوری پیش آمده. نقش اول خوب در این مدت پیشنهاد نشده. از یک زمان به بعد بیشتر نقش ها شبیه خانم دارابی بود. حتی یک بار برایم سناریویی فرستادند که خود خانم دارابی بود، فقط داستان به جای مدرسه در بیمارستان می گذشت؛ یعنی یک پرستار بد اخلاق!پیمان قاسم خانی شخصیت تهیه کننده «خوب، بد، جلف» را برای شما نوشته بود؟- وقتی پیمان به من زنگ زد گفت می خواهم باشی و من هم با توجه به اعتمادی که به کارش و سبک کمدی اش داشتم قبول کردم.ایراد اصلی کاراکتری که شما بازی می کردید این بود که یهو وسط کار نیست می شود و دوباره در یک سوم آخر کار سر و کله اش پیدا می شود.- من هم بعد از خواندن سناریو این ایراد را به پیمان گفتم اما به هر حال همه جوره اعتماد کرده بودم و زیاد سخت نگرفتم و همه انرژی ام را گذاشتم تا نقشی را که نوشته شده به بهترین شکل ممکن بازی کنم. کلا من وقتی نقشی را قبول می کنم همه انرژی ام را می گذارم، حتی اگر یک سکانس باشد.مثل کار مانی حقیقی؟- دقیقا در همان تک سکانس 50 کیلو آلبالو به اندازه یک نقش یک، انرژی گذاشتم. البته این را هم بگویم برای هر کسی تک سکانس بازی نمی کنم.کمی هم درباره «دیوار به دیوار» صحبت کنیم. این سریال فیلمنامه آماده ای نداشت و به مرور نوشته می شد. با این شیوه چطور با شخصیت خاور روبرو شدید؟- ابتدا فیلمنامه نداشتیم و شخصیت ها پرداخته نشده بودند و کاراکترها به مرور شکل گرفتند. این اولین بار بود که با چنین مدلی با یک کار مواجه می شدم. البته بقیه بازیگرها بیشتر درباره نقش های شان می دانستند. من یک ماه دیرتر به گروه ملحق شدم؛ برای خود کاراکتر و رفتارش اتود می زدم تا به نقش برسم.طولانی بودن قسمت ها باعث نشد به جایی برسید که فکر کنید کارهای خاور تکراری شده؟- چرا، ولی باید مراقب می بودم که تکرار نشود. مدام بعضی از ویژگی های رفتاری خاور را کم و زیاد می کردم. حتی نویسنده اصرار داشت من با مشیری وارد فضای عشق و عاشقی شوم اما گفتم نه، خاور به این زودی ها نباید رام شود.امیر مهدی ژوله بازیگر مقابل شما بود؛ کسی که به تازگی وارد دنیای بازیگری شده. بازی مقابل او چطور بود؟- من طنز ژوله را خیلی دوست دارم. رابطه خاور و زامیاد هم خیلی خوب در آمد. ما دو نفر تمرین های زیادی با هم داشتیم و سعی می کردیم رابطه خواهر و برادری باورپذیر باشد و حس موجود بین آنها منتقل شود. نکته مهم دیگر این که من همیشه به کارگردان اعتماد می کنم و به انتخبا هایش احترام می گذارم. از طرفی اصولا در برابر هیچ چیز و هیچ کس گارد نمی گیرم. این نکته ای است که در تئاتر از همایون غنی زاده یاد گرفته ام: از هر چیزی در مقابلم ایستاده است، برای بهتر شدن کارم استفاده کنم.اسم غنی زاده آمد و از تئاتر گفتید، اگر موافقید نقبی به تجربه تان روی صحنه بزنیم. یادآوری همکاری تان با غنی زاده و این که پذیرفتید تئاتر بازی کنید، شنیدنی است.- من تئاتر بازی نکرده بودم، چون اصلا تئاترهای مان را دوست نداشتم و حتی خیلی کم تئاتر می دیدم تا این که «کالیکگولا»ی همایون غنی زاده را دیدم. از شگفتی دهانم باز ماند و گفتم پس در ایران هم تئاترهایی در سبکی که دوست دارم اجرا می شود. یک سال بعد از آن رامبد جوان زنگ زد و گفت کارگردان «کالیگولا» می خواهد تئاتر جدیدی را کارگردانی کند، می آیی بازی کنی و من قبول کردم. یک ماه هم تئاتر «سه کلفت» را تمرین کردیم اما نشد. به هر حال من شیفته کار کردن با همایون غنی زاده شدم و پس از آن ماهی یک بار با او تماس می گرفتم که نمی خواهید تئاتر کار کنید؟و نتیجه این همکاری «ملکه زیبایی لی نین» و «می سی سی پی نشسته می میرد» شد که دومی سال پیش روی صحنه رفت و اتفاقا برای هر دو هم تحسین شدید و جالب آن که بار دیگر با کاراکتر آناستازیا در «می سی سی پی...» نقش «فم فتال» را تجربه کردید. اغواگری آناستازیا چطور شکل گرفت که مشابه نقش های دیگرتان نباشد؟- من فقط حرف کارگردان را گوش می دهم. بازیگر اگر تمام و کمال خودش را دست کارگردان بسپارد و باور داشته باشد آنچه کارگردان می خواهد، درست است و نخواهد فکر خودش را غالب کند، نتیجه می گیرد، چه در زندگی عادی و چه موقع بازی نباید برای خنداندن، گریاندن، جذاب بودن و ... زور اضافی زد. این احساسات باید از درون آدم بجوشد.همان طور که نقش مشابه در کارنامه تان پیدا نمی شود، در نقش های فم فتال هم تفاوت ها محسوس است. این فاصله گذاری ها را خوب انجام می دهید؛ یعنی در عین تشابه، تفاوت های زیادی با هم دارند.- به نظرم در این زمینه داود میرباقری من را بهتر از هر کسی شناخته بود، چون نقش هایی که در این سبک داشتم، بیشتر ساخته ذهن او بود. قطام و روشنک و جریره در «مختارنامه». طبعا خودم با دقت انتخاب می کنم، برای نقش ها تلاش می کنم و همان طور که گفتم به کارگردان ها اعتماد دارم.وقتی کارنامه کاری شما را بررسی می کنیم به سه نقطه عطف می رسیم: «امام علی (ع)»، «نردبام آسمان» و «ورود آقایان ممنوع» که آخری نگاه ها را به بازی شما جدی تر کرد. حتما یادآوری پذیرش یک نقش کمدی برای خواننده ها جالب است؛ این اتفاق چطور رقم خورد؟- مشغول بازی در سریال «نردبام آسمان» بودم که محسن بابایی، طراح گریم سریال گفت چرا تا به حال نقش کمدی بازی نکرده ای؟ هیچ وقت بهش فکر کرده ای؟ گفتم تا حالا چنین پیشنهادی نشده اما کلا سر «ورود آقایان ممنوع»، این قدر همه چیز سریع اتفاق افتاد که تا بخواهم تصمیم بگیرم که این کار را بازی کنم یا نه، به آخر فیلمبرداری رسیده بودیم. (می خندد)وقتی نقش خانم دارابی پیشنهاد شد، چه واکنشی داشتید؟- فیلم «زنان ونوسی، مردان مریخی» کاظم راست گفتار، آخرین فیلمی بود که من در آن به عنوان طراح صحنه حضور داشتم. روز اول وقتی بهاره رهنما من را دید گفت پیمان قاسم خانی و رامبد جوان در به در دنبال تو می گردند و فکر می کرده اند تو از ایران رفته ای. همان موقع به قاسم خانی زنگ زد و گفت الان ویشکا پیش من است. از من خواستند که فردا به دفترشان بروم. رفتم دفتر خانم حکمت و گفتند همان شب فیلمنامه را بخوانم و اگر خوشم آمد فردای آن روز قرارداد ببندم.نکته مهم فیلمنامه های پیمان قاسم خانی این است که وقتی متن را می خوانی هم می خندی.- دقیقا! وقتی آن را می خواندم قهقهه می زدم.از این که برای نقش خانم دارابی مجبور بودید چنین گریم عجیبی داشته باشید، نترسیدید؟- نه، یک جور حس کنجکاوی و خونسردی سراغم آمده بود که اصلا نترسیدم.دیگر به جایی رسیده بودید که همه را می شناختید و شراط تان مثل زمان ساخت سریال امام علی (ع) نبود.- اگر بگویم باز هم به غیر از رامبد کسی را نمی شناختم، باور می کنید؟ من حتی رضا عطاران را هم نمی شناختم. رامبد جوان به من می گفت تو از کره مریخ آمدی. (با خنده)خانم دارابی نهایی چقدر به تصویر ذهنی پیمان قاسم خانی و رامبد جوان نزدیک بود؟- بهاره رهنما سال ها پیش از ساخت «ورود آقایان ممنوع» به من گفته بود که پیمان قاسم خانی همیشه می گوید ویشکا آسایش بازیگر مورد علاقه من است. حتی خودشان می گفتند زمانی که شخصیت خانم دارابی را می نوشتند فقط به من فکر می کردند.نمونه دارابی را در دنیای واقعی دیده بودید؟- خودم در زندگی نمونه واقعی خانم دارابی را دیده بودم. در بچگی مدرسه فرانسوی ها می رفتم، مادران روحانی و راهبه های ارمنی معلم های ما بودند. یکی از این راهبه ها به شدت سختگیر بود و همیشه یک چوب در دستش داشت. یک نمونه واقعی دیگر هم داشتیم، مدیر مدرسه ای که مادرم در آن کار می کرد، بسیار سختگیر بود. خشکی و سردی رفتار و صاف راه رفتن را از او یاد گرفتم.در صحنه های کمدی می توانستید خودتان را کنترل کنید؟ خنده اجازه بازی می داد؟- من خیلی روی خودم کنترل دارم اما در آن صحنه ای که در دفتر با رضا عطاران سر قد دعوا می کردیم، واقعا نتوانستم خودم را کنترل کنم و از خنده منفجر شدم. البته بعد از شناخت رضا عطاران دیگر متوجه شده بودم که با چه اعجوبه ای در طنز سروکار دارم.بده بستان میان شما و رضا عطاران هنوز جذاب و از برگ های برنده فیلم است؛ اینها چطور شکل گرفت؟- رضا عطاران تمام چیزهایی را که در خودش داشت به فیلم آورده بود. رامبد هم من را راهنمایی می کرد و وقتی جلوی دوربین قرار می گرفتیم رضا عطاران حتی طوری بازی می کرد که به من کمک شود تا دارابی را درست تر شکل دهم.تا مدت ها پس از بازی در امام علی (ع) همه شما را قطام می دیدند اما از یک جایی به بعد شدید خانم دارابی؛ حس خوبی بود یا بد؟- برای خودم خیلی خوشایند بود که بالاخره از قطام راحت شدم چون همیشه در هر شرایطی از من درباره قطام می پرسیدند و همه فکر می کردند من باید یک زن گنده سبزه عرب باشم. (خنده)این که سعی می کردید از زیر سایه قطام در بیاید برای این بود که احساس می کردید توانایی های دیگری دارید که نادیده گرفته می شود؟- دقیقا! اصلا برای همین از یک جایی به بعد دیگر نمی خواستم بازی کنم برای این که احساس می کردم هر نقشی پیشنهاد می شود به نوعی قطام است. زن فم فتال، قطام مدرن و ... که همه یک شکل و یک جور بودند. من اگر در دورانی که پیشنهادهای یک شکل زیادی داشتم، کار می کردم، الان این نقاط عطف در کارنامه ام نبود.حیف است در این گفتگو به دیگر نقش خوب کارنامه شما یعنی سریال «پرده نشین» اشاره نکنیم. بعد از بازی در نقش های کمدی با نقش زنی که چند سال از خودتان بزرگ تر است، یک دختر بزرگ و داماد دارد و کاملا جدی و بی انعطاف است به تلویزیون برگشتید. این چرخش ناگهانی از همان حس کنجکاوی و جاه طلبی می آید؟ یا بی خیالی و شیطنت؟- سر «پرده نشین» ترکیبی از این احساسات مختلف در وجود من بود؛ یعنی دوست داشتم کاری را که تا به حال انجام نداده ام، تجربه کنم اما وقتی چنین کاری پیشنهاد می شود، برایش منطق پیدا می کنم؛ مثلا برایم جذاب بود که نقش زنی را بازی کنم که چند سال از خودم بزرگ تر است. مخصوصا اگر به کارگردان کار اطمینان داشته باشم و بدانم که می داند چه کار می خواهد بکند. بهروز شعیبی هم برای من دقیقا همین طور بود و روز اولی که به دفترش رفتم، گفتم که می خواهم حتما با این آدم کار کنم چون بر کارش تسلط دارد و اطمینان کردم.چطور به نقش رسیدید؟ تعامل با بهروز شعیبی چگونه شکل گرفت؟- ما برای «پرده نشین» خیلی تمرین می کردیم. معمولا بعد از دو هفته تمرین برای من بازیگر کاملا محرز می شود که این نقش چیست و کجای سریال قرار دارد. اگر قرار است فم فتال باشد، اندازه آن چقدر است؟ می تواند خشم داشته باشد؟ اوج و فرودش چیست. همه اینها را باید در دو هفته پیدا کنی و در ذهنت داشته باشی. اتفاقا خیلی با آن نقش احساس نزدیکی کردم چون خاله من که در انگلیس زندگی می کند، خیلی شبیه این شخصیت است.و برسیم به یکی دیگر از شاه قنش های شما یعنی سریال «امام علی (ع)» که بار دیگر روی آنتن رفته، هیچ وقت پیش آمده بنشینید و تکرارش را ببینید؟- باورتان می شود من هیچ وقت امام علی (ع) را کامل ندیده ام، چون موقع پخشش ایران نبودم.خب چرا dvd آن را نمی خرید؟- dvd آن را دارم اما فرصت دیدنش پیش نمی آید. «امام علی (ع)» هم ...

ادامه مطلب  

آیا قطام یک شخصیت افسانه ای است؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598، فارس نوشت: در مورد قطام در تاریخ نقل های بسیار متفاوتی بیان شده است اما در کل می توان آنها را به دو دسته تقسیم کرد.دسته اول گروهی که قائل به وجود قطام شده اند که قضیه او را تقریبا به این شکل بیان کرده اند: قطام قبل از اینکه با عبدالرحمان مرادى (قاتل على«ع») آشنا شود با جوانى به نام سعید که ابتدا از هواخواهان عثمان و از دشمنان على (ع) بود آشنا شد و چون پدر و برادرش در جنگ نهروان کشته شده بودند سخت کینه على(ع) را در دل گرفته و در صدد قتل آن حضرت بود تا این که وقتى سعید را دید و زمینه را در او مساعد یافت به او گفت شرط ازدواج با من کشتن على بن ابى طالب است و در این مورد قرار دادى نوشتند و سعید آن را امضا کرد.اما سعید به طرف مکه رفت و با وصیت جدش و کوشش پسر عمویش عبدالله از دشمنى با على دست کشید و از هواخاهان آن حضرت شد و وقتى به کوفه آمد سعى کرد که قطام را نیز از آن تصمیم خود منصرف کند اما قطام نیز از روى حیله و نیرنگ با او، به ظاهر کلام او را تصدیق کرد و گفت: من نیز از عقیده سابق خود برگشتم و الان از طرفداران على (ع) مى‏باشم و در این هنگام قطام از سعید شنید که سه نفر در مسجدالحرام و کنار خانه کعبه عهد بستند که در شب 17رمضان هر کدام یکى از این سه نفر حضرت على(ع) معاویه و عمروعاص را بکشند.سپس سعید و عبدالله از قطام خداحافظى کردند و به طرف مصر رفتند تا بلکه بتوانند آن مردى را که مأموریت یافته حضرت على(ع) را در شب 17 رمضان به قتل برساند پیدا کنند و او را از تصمیم خود منصرف سازند و هر دو از قطام خداحافظى کردند به وعده دیدار دوباره و قطام نیز شخصى در مصر نزد عمروعاص فرستاد و گزارش به او داد که این دو نفر مى ‏آیند ... او در صدد بود تا به هر طریقى شده عبدالرحمان را پیدا کند تا این که بالاخره در کوفه عبدالرحمان را پیدا کرد و وقتى که از او خواستگارى کرد گفت شرط ازدواج با من کشتن على (ع) است و او هم قبول کرد.تا شب موعود فرا رسید و سعید نیزچون به فسطاط رسید عبدالله از طرف عمرو دستگیر شد و سعید دانست که آن شخصى که کمر قتل على را بسته بود شخصى به نام عبدالرحمان است و روز گذشته به‏ طرف‏ کوفه ‏رفته ‏است و در این جا با سفارش خوله - که دخترى ازطرفداران علی(ع) بود - به طرف کوفه حرکت کرد تا این که بتواند او را از تصمیمش منصرف کند یا موضوع را به على(ع) گزارش دهد.اما قطام چون مى‏ خواست این راز فاش نشود تصمیم گرفت که از رفتن سعید به خانه حضرت على(ع) جلوگیرى کند. بدین جهت غلام خود ریحان را در بیرون دروازه کوفه به استقبال سعید فرستاد تا او را به خانه قطام دع ...

ادامه مطلب  

عکسی از مهراوه شریفی نیا در نقش قطام  

درخواست حذف این مطلب
عکسی از مهراوه شریفی نیا در نقش قطاممهراوه شریفی نیا در سریال امام علیمهراوه شریفی نیا نوشت:“گویا شبکه اى سریال امام على(ع) رو پخش مى کنه.من در یک قسمت از اون سریال حضور داشتم در نقش کودکى قطام فکر مى کنم حدود ١١ سالم بود با یک گریم بامزه و گیس هاى بافته ى مشکى.دو سه تا عکس پیدا کردم از اون رو ...

ادامه مطلب  

طراحی داخلی سوئیت مدرن برای زندگی و کار  

درخواست حذف این مطلب
زندگی کردن در محل کار خلاف میل افراد است چون تصور می کنند مکان راحت و مناسب برای استراحت و زندگی نمی توانند پیدا کنند. خوشبختانه با کمک طراحان با تجربه و خوب می توان هم سوئیت های مدرنی داشت که هم محل زندگی باشد و هم محل کار. در اینجا چند نمونه آپارتمان اورده شده که شامل فضا هایی برای کار استراحت پخت و پز و...هستند. با کمی خلاقیت و استفاده از مبلمان مدرن می توان آپارتمان هایی با این ویژگی داشت. ٫در این سوئیت مبلمان و دکوراسیون استفاده شده بسیار همخوانی با فضای کار دارد .با برخورداری از نور طبیعی و متریال های طبیعی که در میز جلوی مبل و کابینت اشپزخانه فضای دل بازی را دراین سوئیت ایجاد میکند.قسمتی در اتاق خواب قسمتی از فضا که باریک است با بهره گیری از نور طبیعی از فضای پرت به محل مناسبی برای کار تبدیل شده است. ٫ از ویزگی بارز این سوئیت می توان به چراغ های آویز بالا میز ناهارخوری اشاره کرد. این فضا با داشتن متراژ کم به گونه ای مبلمان شده که به قسمت ...

ادامه مطلب  

مدل کتابخانه + 20 ایده جالب برای داشتن یک کتابخانه مدرن در منزل  

درخواست حذف این مطلب
مدل کتابخانه مدل کتابخانه + 20 ایده جالب برای داشتن یک کتابخانه مدرن در منزلطرح دکوراسیون کتابخانه برای انواع خانه های مدرن طراحی مدرن و شیک کتابخانه مدل کتابخانه خانگی جدید مدل کتابخانه کوچک دیواری و زمینی کتابخانه قابل حملمجموعه ای از مدرنترین مدل کتابخانه و قفسه های کتاب زمینی و دیواری مدل کتابخانه امروزه فضای مجازی انقدر بولد شده که باعث شده حتی کتاب خوندن هم اینترنتی شود و برای کسب اطلاعات سریعا به اینترنت مراجعه می کنند. اما عده ای اهل کتاب هم هستند که کتاب را به فضای مجازی ترجیح می دهند و تعداد زیادی کتاب در آرشیو خود دارند. بنابراین باید مکانی برای نگهداری کتاب های خود داشته باشند. بنابراین نیاز به یک کتابخانه شیک و مدرن دارند که علاوه بر داشتن فضای کافی برای کتابها، یک زیبایی خاصی را به منزل ببخشد و دکوراسیون منزل را تکمیل کند. در این مطلب با انواع طراحی مدرن کتابخانه خانگی جدید و شیک آشنا می شویم که داشتن آنها می تواند آروزی هر عشق کتابی باشد. مکان کتابخانه در خانه یکی از نکات مهمی است که در طراحی کتابخانه ی خانگی حتماً باید به آن ها توجه داشت. شما می توانید اتاقی جداگانه را برای کتابخانه ی خانگی خود در نظر بگیرید یا اینکه بخشی از نشیمنتان را به کتابخانه اختصاص دهید. در هر حال استفاده از قفسه ی کتاب و کتابخانه در دکوراسیون داخلی منزل شما باعث زیباتر و جذاب تر شدن آن می شود. یکی از فضاهای مورد استفاده در خانه ها, فضای مناسب برای قفسه کتابخانه است. کتابخانه های خانگی در دو مدل قابل حمل و غیر قابل حمل طراحی می شوند. انتخاب هر یک از نمونه مدل کتابخانه خانگی با توجه به سلیقه افراد و دکوراسیون داخلی خانه صورت می گیرد. هر یک از این ایده ها مزیت ها و معایب خاص خود را دارند. با این حال در ساخت کتابخانه خانگی غیر قابل حمل, از آن جایی که فضا و طرح کتابخانه در هنگام طراحی منزل تعیین می شود و از مصالح متفاوتی برای ساخت آن ها می توان استفاده نمود, زیبایی و جذابیت به خصوصی دارند. با این وجود به دلیل غیر قابل حمل بدون این کتابخانه ها, در صورت تعویض منزل از این کتابخانه ها نمی توان استفاده نمود. مدل کتابخانه خانگی قابل حمل در مدل ها و طرح های مختلف ساخته می شود. در طراحی این کتابخانه ها از اشکال نامنظم و منظم استفاده می شود. از آن جایی که این کتابخانه ها، بسته به نیاز مشتری طراحی می شود, می تواند کوچک و یا بزرگ باشد. به دلیل قابل حمل بو ...

ادامه مطلب  

چهره جالب مهراوه شریفی نیا در نقش کودکی قطام  

درخواست حذف این مطلب
مهراوه شریفی نیا در نقش قطام , مهراوه شریفی نیا: فکر می کنم حدودا یازده سالم بود…مهراوه شریفی نیا نوشت“گویا شبکه اى سریال امام على(ع) رو پخش مى کنه.من در یک قسمت از اون سریال حضور داشتم در نقش کودکى قطامفکر مى کنم حدود ١ ...

ادامه مطلب  

چالش های پیش روی «دولت- ملت» در ایران/ پیشینه شناسی دولت مدرن  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی - رجانیوز، زمان زیادی از شکل گیری دولت-ملت ایرانی نمی گذرد. ساختار و مفهومی که با انقلاب مشروطه در ایران مطرح شد و با «پهلوی اول» عملا ً حیات خود در کشور را آغاز کرد.برای آشنایی بیشتر با مفهوم «دولت-ملت» گفتگویی با حجت کاظمی؛ استادیار جامعه شناسی سیاسی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران داشتیم. وی در این گفتگو از تاریخچه دولت-ملت در جهان و همچنین سیر تطوّر آن در ایران و از تاریخ و نسبت دولت-ملت با مشروطه، پهلوی اول، دوم و نهایتا جمهوری اسلامی گفت. همچنین در انتهای گفتگو کمی از بحث های تاریخی و نظری فاصله گرفتیم و از این استاد دانشگاه سوالاتی درباره چالش های دولت-ملت ایرانی در شرایط کنونی خاورمیانه پرسیدیم. این قسمت از گفتگوی ما همراه شد با مباحث و اخبار و داده هایی انضمامی که می تواند هر ایرانی را نسبت به آینده دولت-ملت ایرانی نگران کند. دولت-ملتی که به اعتقاد بسیاری از اهالی فکر و اندیشه هنوز در ابتدای راه خود است و تا تکمیل و انسجام و قوامش راهی طولانی دارد و در صورتی که به قوام و استحکام آن نیندیشیم، در معرض خطراتی چون تجزیه طلبی، هرج و مرج های قومیتی و تعارضات هویتی قرار خواهیم گرفت.بخش اول گفتگوی ما را با این استاد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه تهران را در ادامه می خوانید؛*آقای دکتر لطفا در ابتدای گفتگو توضیحی درباره تاریخچه شکل گیری دولت-ملّت بدهید.سازمان دهیِ سیاسیِ مدرن حول مفهوم «دولت-ملّت» تحقق پیدا کرده است. اگر مدرنیته را کلیّتی در نظر بگیریم که عناصر و ابعاد مختلفی دارد؛ بُعد اقتصادی آن سرمایه داری، بُعد اجتماعی آن شهرنشینی و فردگرایی، بُعد فرهنگی آن سکولاریسم، علم گرایی و عقلانیت ابزاری و بُعد سیاسی آن پدیده دولت-ملت مدرن است.عده ای می گویند کاربست مفهوم دولت به ماقبل مدرن درست نیست. این درست است که «دولت-ملت» در معنایی که در دوره مدرن می شناسیم، در آن دوران وجود نداشته است، ولی حیات اجتماعی انسانی همواره واجد اشکالی از سازمان دهی سیاسی بوده است. ما انواع مختلف سازماندهی سیاسی و سلطه را در تاریخ شاهدیم.دولت قبایلی، دولت-شهرها، دولت های امپراطوری، دولت های فئودالی از این جمله اند، اما ما در دولت-ملت مدرن با شکل یگانه ای از ساخت سیاسی رو به رو هستیم که موفق ترین شکل تاریخی سلطه است. در طول تاریخ به تدریج و همپای افزایش پیچدگی اجتماعی سازمان دولت از ساخت اجتماعی منفک شد و یک نهاد، یک دسته، قدرت را به انحصار خودشان درمی آورند. اما در انواع دولت های ماقبل مدرن، این تمایل به انحصار و عینیت بخشیدن به قدرت و سلطه بر اتباع و سرزمین، عینیّت بالایی پیدا نمی کند. چرا؟ مجموعه ای از محدودیّت ها وجود دارد که مانع تحقق انجصار قدرت در دست دولت فئودالی، قبایلی یا حتی دولت امپراطوری است؛ محدودیّت های جغرافیایی، تکنولوژیکی، محدودیّت های ساختاری و نهادی که به دولت ها و حاکمان اجازه نمی دهد که تمایل به انحصار قدرت را عینیّت ببخشند.حتی در قدرتمندترین دولت های باستانی مثل امپراطوری های بوروکراتیک هم این دولت ها ابزارهای لازم برای اعمال قدرت در محدوده وسیع سرزمینی خودشان را به خاطر دلایلی چون وجود روستاهای پراکنده، نبود راه ها و تکنولوژی مورد نیاز برای انحصار و کمنترل نداشتند. ماکس وبر به ما توضیح می دهد که در دوران مدرن است که برای اولین بار دولت ها این امکان را پیدا می کنند که تمایل به انحصار را عینیّت واقعی ببخشند.به همین دلیل است که در مراحل پیدایی دولت مدرن مفهوم حاکمیّت به نحو مشخصی مورد تحلیل قرار می گیرد و تلاش ها از سوی طیف متنوعی از چهره های کلیدی سیاست اروپا در قرون ۱۵ تا ۱۸ میلادی متوجه عینیت بخشیدن به ایده حاکمیت است. تحولاتی وجود دارد که زمینه ها و شرایط امکان تحقق چنین فرایندی فراهم می کند.همانطور که ماکس وبر می گوید یک پایه امکان بخش شکل گیری دولت مدرن، سرمایه داری است. سرمایه داری اقتصاد پولی را ایجاد می کند که تاثیری کلیدی در گذار از مناسبات حامی پرورانه قرون وسطایی دارد که همواره عامل تجزیه قدرت دولت مرکزی بود.در عین حال ثروت خلق شده در اقتصاد بازار، بستر لازم برای تأمین مالی نیازهای روبه رشد دولت های در حال ظهور اروپایی را ایجاد می کند. در متن سرمایه داری است که بورژوازی شکل می گیرد. از آن طرف هم در پایان دوره قرون وسطی و اوایل دوره مدرن، حکمرانانی شکل می گیرند که ادعای تحقّق بخشیدن به انحصار قدرت را در یک محدوده سرزمینی دارند. یک نوع هم آیندی در این لحظه خاص تاریخی اتفاق می افتد. که به نحو بی نظیری یک نوع هم پوشانی و تلاقی بین آن تمایل به انحصار قدرت و این قدرت گیری طبقات نوخاسته شکل می گیرد. ضمن اینکه بسترهای اقتصادی و تکنولوژیکی مثل صنعتی شدن جنگ، اسلحه های جدید، دریانوردی جدید هم در حال شکل گیری است. این ها باهم یک زنجیره هم آیندی کاملا اتفاقی را شکل می دهند که زمینه گذار از ساختار فئودالی را به دولت های مطلقه فراهم می کند.دولت مطلقه با استفاده از ابزارهای تکنولوژیک و ساختار بروکراتیک، حرفه ای شدن ارتش، ساختار مالیّات گیری دولتی یگانه ای را در تاریخ محقق می کند که ادّعای حاکمیّت را عینیّت می بخشد و انحصار کاربرد قدرت را در یک محدوده سرزمینی عملی می کند و به نحوی مشخص در روندی از بالا به ملّت سازی اقدام می کند. یک نوع هم گرایی و تلاقی میان دولت مدرن و گروههای نوپدید روشنفکران این زمینه را به وجود می آید. روایت های ملی گرایانه از هویت شکل می گیرد و دولت های مدرن با استفاده از ابزارهایی چون صنعت چاپ و پدیده هایی مثل روزنامه، کتاب چاپی و ... این هویت را در میان شهروندان بسط می دهند.می خواهم بگویم که «دولت-ملت»، محصول گذر از پراکندگی فئودالی به سوی نوعی انحصار زور و خشونت در یک مرکزیت سیاسی به نام دولت است؛ دولتی که این انحصار را در فرایند قانون گذاری، اجرا و نظارت، عینی می کند و ابزارش برای چنین اقداماتی بازوی نظامی و بوکراتیک است.دولت های ماقبل مدرن گرچه تمایل به چنین حد از انحصار و اعمال قدرت و نظارتی بر جامعه را داشتند ولی ابزارهای لازم آن را نداشتند و از این جهت همواره قدرت شان از شکنندگی بالایی برخوردار بود. به جای مرز دقیق و روشن مدرن، سرحدات داشتند که دائما در نوسان بود، قادر به کنترل و نظارت بر اتباعشان نبودند، توانایی اندکی برای شکل دادن به اذهان اتباعشان داشتند، تعلقات در آنها اغلب زیر ملی و محلی و تا حدود فراملی و مبتنی بر تعلق مذهبی امت پایه بود. از این جهت است که دولت-ملت پدیده ای یگانه است.*در این بحث جایگاه پدیده دولت مطلقه چیست؟برخی معتقدند دولت مطلقه جزء دولت های مدرن نیست. بلکه یک دولت انتقالی است. از منظری این درست است، چون الگوی مشروعیت دولت مطلقه، الگوی حق الهی پادشاهان است که الگوی مشروعیتی ماقبل مدرن به شمار می رود، ولی از منظری دیگر، دولت مطلقه، دولت مدرن است، چون صورتهای مختلف دولت مدرن یعنی دولت مشروطه، دولت لیبرالی، دولت سوسیال دموکرات بر همان زمینه ای استوار شدند که دولت مطلقه به وجود آورد.اگر ما هابز را به عنوان نظریه پرداز دولت مدرن در نظر بگیریم، ادّعای مرکزی نظریه هابز چیست؟ این است که دولت انحصار قدرت را در دست بگیرد و تعلّقات فروملّی و فرا ملّی را در هم بشکند. دولت مطلقه این ضرورت را انجام می دهد و بستری را فراهم می آورد که دگرگونی های بعدی در الگوی حکمرانی دولت مدرن، بر آن استوار می شود و عمل می کند. پس به لحاظ ایدئولوژیک و هویّتی و نظری، دولت مطلقه؛ دولتی مدرن نیست. چون اتّکا به حق الهی شاهان دارد. ولی به لحاظ کارکردها و به لحاظ جامعه شناختی دولتی مدرن است.دولت مطلقه چیزی را تحقق می بخشد که چارلز تیلی به آن ظرفیت دولت و مایکل مان به آن قدرت زیرساختی می گویند، الزامات و عناصری که دولت مدرن بر حسب آنها تعریف می شود اولین بار در این شکل از دولت تحقق می یابد. مثل بوروکراسی حرفه ای، ارتش حرفه ای، مرز، ملت سازی و... .*این نکته که اشکال بعدی دولت در اروپا بر زمینه هایی استوار شده اند که دولت مطلقه به وجود آورده را بیشتر توضیح بدهید؟ویژگی مهم دولت مطلقه آن بود که توانست با استفاده از ابزارهای مدرن و نهادهای نظامی و بورکراتیک بر ضعف ساختاری دولت های سنتی غلبه کند و انحصار حاکمیت را تحقق ببخشد، ولی این دولت، دولتی استبدادی بود، یعنی شکل اعمال حاکمیت مبتنی بر اراده فردی حکمران بود. منازعات بعدی و جنبش های سیاسی و اجتماعی در اروپای بعد از قرن ۱۸ در حقیقت در پی دگرگون کردن همین بعد استبدادی دولت هستند.شاهدیم که به تدریج ابتدا اشرافیّت، در وهله بعدی بورژوازی، در وهله بعد کارگران، بعد زنان و در نهایت اقلیّت های قومی مدعی مشارکت در قدرت سیاسی می شوند. جنبش های سیاسی و اجتماعی این نیروهایی اجتماعی در حقیقت تلاشی برای متوازن تر کردن توزیع قدرت در جامعه هستند. موفقیت این جنبش ها به معنای مشارکت و ورود نیروهای اجتماعی مدعی در ساخت سیاسی است.این فرآیند ورود طبقات و نیروهای اجتماعی که باعث می شود ما اشکال مختلف دولت شامل دولت مشروطه سلطنتی، دولت لیبرالی، دولت لیبرال دموکرات، دولت رفاهی را در غرب شاهد باشیم، ولی باید توجه کنیم که ورود این طبقات ساخت دولت را دگرگون نمی کنند. یعنی قدرت زیرساختی دولت را که دولت مطلقه تحقق بخشیده، دگرگون نمی کنند. یعنی دولت قدرت بروکراتیک خودش، انحصار نظامی و تکنولوژیک خودش را از دست نمی دهد.تنها چیزی که اتفّاق می افتد قدرت استبدادی دولت تضعیف می شود، نیروهای بیشتری در فرایند قدرت و تصمیم سازی مشارکت می کنند و قدرت قاعده مندتر اعمال می شود ولی قدرت زیرساختی دولت و انحصار حق حاکمیت دولت بر اتباع نه تنها تضعیف نمی شود بلکه تقویت هم می شود. در نتیجه شما می بینید که دولت فرانسه امروز نسبت به دولت لوئی چهاردهم کمتر استبدادی و اقتدارگراست؛ ولی به لحاظ قدرت زیرساختی از آن دولت به مراتب قدرتمندتر است و توان بیشتری برای کنترل و نظارت بر اتباع خود دارد.*شکل گیری دولت مدرن در ایران با مشروطه گره خورده است. این مرحله در ایران چه کیفیّتی داشت و با چه چالش هایی رو به رو بود؟همه می دانیم که تکاپوهایی که منجر به تلاش برای دگرگونی ساخت دولت، جامعه و ... در ایران شد، در اثر مواجهه با استعمار و مسئله جنگ با روسیّه بود. تکانه ای که منجر می شود به نوعی ادراک وضعیّت عقب ماندگی. در این مرحله گویی نخبگان ایرانی وارد عصر جدیدی شدند که اصلا برای نسل های قبلی مطرح نبود. یک نوع تجربه فرودستی و این آغازی است برای تلاش ها برای مدرن سازی، برای توسعه و برای گذر از عقب ماندگی. تاریخ معاصر ما هم به یک معنا تاریخ تعمیق احساس فرودستی و به تبع آن تکاپوی تعداد بیشتری برای برون رفت از این اواضاع است.اگر این احساس اولین بار در عباس میرزای ولیعهد شکل می گیرد، در تاریخ معاصر ما این فرآیند مدام بسط پیدا می کند در تعداد بیشتری از ایرانیان. تعداد بیشتری وارد این فرآیند می شوند و به تبع این؛ تعداد بیشتری وارد فکر کردن و کُنش کردن برای گذر این وضعیّت می شوند. چون در ایران این شکل گیری وضعیت خودآگاهی در درون دربار و نخبگان حکومتی شکل گرفت، اولین تلاش ها برای عبور از این وضعیت هم تلاش های درون درباری بوده است. از عباس میرزای ولیعهد بگیرید تا بحث های قائم مقام و نهایتا امیرکبیر و میرزا حسین خان سپهسالار و ... اولین تلاش برای عبور از این وضعیت از درون ساختار دربار شکل گرفت.این چیزی است که در همه جای دنیا بوده است و تنها متعلق به ایران نیست. خواست های توسعه ای حداقل در مراحل اولیه حرکت جوامع به سوی توسعه همواره از بالا و نخبگان حکومتی شکل گرفته است. ولی مسئله این بود که دولت قاجاری به عنوان دولتی سنتی، دولتی به غایت ناتوان بود. گزارش دقیق کرزن از وض ...

ادامه مطلب  

رنگ آمیزی داخل آپارتمان، به شیوه ای شاد و انرژیک  

درخواست حذف این مطلب
هر خانه ای نیاز به رنگ آمیزی دارد حتی خانه های مینیمالیستی و بشدت کمینه گرا نیز از رنگ های زرد، قرمز و سبز روشن در دیزاین داخلی استفاده می کنند. رنگ آمیزی داخل آپارتمان مهم ترین بخش طراحی خانه است و اگر همه چیز به شیوه ای درست انجام شود طرح نهایی بشدت زیبا و شیک از آب در خواهد آمد طوریکه هیچ وقت از آن خسته نخواهید شد.در رنگ آمیزی آپارتمان ها خصوصا آنهایی که فضای خیلی کمی دارند بسیاری خود را محدود به رنگ های خنثی می کنند در حالی که گزینه های بسیار بیشتر و جذاب تری وجود دارد. آپارتمانی که در این مطلب قصد دارم آنرا معرفی کنم شیوه ای بسیار جالب در طراحی آپارتمان را نشان می دهد. استفاده ترکیبی از رنگ های خنثی و رنگ های شاد و همینطور حضور چوب طبیعی در دکوراسیون، فضایی را خلق کرده که با هر متر و معیاری شیک، انرژی بخش و دوست داشتنی محسوب می شود. مورد دیگری که باید در رنگ آمیزی داخل آپارتمان حتما باید به آن توجه داشت بکاربردن طرح های متفاوت در هر یک از قسمت هاست طوریکه هر اتاقی ویژگی خاص خودش را داشته باشد.از اتاق نشیمن خانه شروع می کنیم که خبری از رنگ های شاد و قوی روی دیوارها نیست اما چشم ها سریعا جذب فرش رنگارنگ و همینطور شلف فلزی جالب آن می شود. در طراحی اتاق نشیمن همه چیز در سادگی و خطوط صاف و مستقیم خلاصه می شود. بغیر مبل راحتی ال و میز جلو مبلی خانه که طراحی مدرن و ساده ای دارد، حتی چراغ مرکزی اتاق نشیمن هم مدرن انتخاب شده و شکل های جئومتریک هندسی به خوبی نشان دهنده مدرن بودن چراغ است. اما بنظرم جالب ترین قسمت، شلف دیواری اتاق است که بخاطر طراحی خاصش کتاب ها طوری دیده می شوند که انگار در حال افتادن هستند.خوب از اتاق نشیمن خانه که بگذریم به آشپزخانه می رسیم، ابتدا قسمت اپن آشپزخانه است که نقش ناهارخوری را هم ایفا می کند، در این قسمت سه عدد چراغ آویز روی اپن با رنگ خاکستری نصب شده و دیزاین را بسیار شیک و زیبا نشان می دهد. خود آشپزخانه هم با کابینت های چوبی و سفید تزیین شده که هم مدرن دیده می شوند و هم کلاسیک. توجه داشته باشید که فضای آشپزخانه بسیار کوچک است اما به لطف طراحی ه ...

ادامه مطلب  

مدل پرده جدید و زیبای 2017 با طراحی مدرن و شیک  

درخواست حذف این مطلب
دکوراسیون منزل،, ست پرده،, مدل جدید پرده،مدل پرده منزل , پرده های مدرن, جدیدترین مدل پرده, دکوراسیون, دکوراسیون پرده, دوخت پرده های مدرن, مدل پرده آشپرخانه, مدل پرده, مدل پرده ۲۰۱۷, مدل پرده منزل, مدل پرده های جدید, مدل پرده های سلطنتی, مدل پرده های جدید، مدل پرده ای, مدل پردهای ساده و جدید در این بخش از سایت روزگار با ما باشید تا علاوه بر ارایه گالری جدیدترین مدلهای پرده بر اساس ایده های اجرا شده توسط طراحان خارجی، راهنمایی های لازم در زمان طراحی و انتخاب پرده مناسب را برای شما و منزل شما ارایه دهیم. چرا که پرده یکی از اجزای مهم ساختمان در اتاق خواب , آشپزخانه و مهم تر از اتاق نشیمن و پذیرایی می باشد. پـرده ها میتوانند در اتاق علاوه بر اینکه یک فضای گرم و دلپذیر را ایجاد میکنند از طرف دیگر در مقوله دکور اتاق نیز بسیار مهم باشند. پرده ها نقش مهمی در دکوراسیون داخلی خانه های ایرانی دارد اما بازهم بسیاری از ما آنها را نادیده گرفته یا به اندازه کافی به آنها توجه نمی کنیم. اگر پرده اشتباه انتخاب شود چه برای اتاق خواب و چه برای اتاق نشیمن و پذیرایی، هر چه برای زیبایی دکوراسیون اتاق رشته بودید پنبه خواهد شد. در نظر داشته باشید همیشه یک اتاق با تک تک وسایل آن زیبا خواهد شد. یکی از لوازم خانه که تاثیر زیادی بر زیبایی و همناهنگی آن دارد ، پرده است که در هنگام خرید و انتخاب بهتر است دقت کافی شود. با آن که پوشاندن پنجره ها با پرده های بلند در مجموع اتاق را پرزرق و برق و باشکوه جلوه می دهد اما قبل از خرید نکات ریزی است که باید در نظر داشته باشید: در مورد رنگ و طرح پارچه خوب فکر کنید. پرده ها بسیار جلب نظر کرده و تاثیر زیادی روی اتاق شما خواهند داشت. در مورد مقدار پارچه مضایقه نکنید. سخاوتمندانه عمل کنید. پرده ها حداقل باید دو برابر عرض پنجره باشند. حتی اگر بیش تر مواقع آن ها را به صورت جمع نگه دارید. همچنین پرده باید به اندازه کافی بلند باشد. اگر می خواهید شیک و زیبا به نظر برسد، آن را بلندتر انتخاب کنید تا روی زمین را بگیرد و اگر می خواهید تمیز جلوه کند، بهتر است تا نزدیک زمین باشد. اما هرگز نباید ارتفاع پرده بلندتر از این دو حالت باشد. پرده های خیلی کوتاه ناقص به نظر می رسند. بنابر این بهتر است پارچه را بلندتر انتخاب کرده و برای کوتاه تر شدن پایین پرده را تو بگذارید. برای کنترل درجه حرارت و مقدار نور از پارچه های مناسب استفاده کنید. پارچه های کتان نور را از خود عبور می دهند و پوشش مناسبی برای گرم تر شدن اتاق در زمستان و خنک تر بودن آن در تابستان هستند. پوشش های ضخیم به دلیل جلوگیری از ورود نور، برای اتاق خواب ها مناسبند. در انتخاب میله پرده دقت کنید. گیره و میله پرده باید متناسب با پارچه باشند. پارچه های سنگین تر مانند مخمل را باید روی میله های بزرگ و حتی دکوری آویزان کرد در حالی که برای پرده های ابریشمی سبک و پارچه های نازک می توان از میله های ظریف تر استفاده کرد. می گویند میله پرده باید با بقیه وسایل اتاق هماهنگ باشد پس در انتخاب آن ها دقت کنید. مثلا اگر جنس میز و صندلی شما طلق شیشه ای است، میله پرده و اتصالات آن هم باید با آن هماهنگ باشد. به جنس پارچه دقت کنید. کتان، پارچه ای همه کاره بوده، راحت قابل شستشو است. مخمل، لوکس و انتخاب آن به سلیقه شخصی افراد بستگی دارد، در عین حال برای بعضی اتاق ها سنگین است. پارچه های توری، سبک و زیبا هستند اما از آن ها بدون زیر پرده برای جاهایی که دید دارند، استفاده نکنید. در نهایت پرده های پشمی آن قدر سنگین هستند که به راحتی یالان و تزیینات را به خوبی نشان دهند. بست ها و سر میله های پرده ممکن است جزیی به نظر برسند اما وقتی روی میله قرار می گیرند، جلوه پرده را کامل می کنند. پس از راهنمایی در انتخاب اکنون جهت ایده گرفتن با هدف انتخاب پرده، مدلهای جدید پرده را در ...

ادامه مطلب  

مدل پرده جدید و زیبای 2017 با طراحی مدرن و شیک  

درخواست حذف این مطلب
دکوراسیون منزل،, ست پرده،, مدل جدید پرده،مدل پرده منزل , پرده های مدرن, جدیدترین مدل پرده, دکوراسیون, دکوراسیون پرده, دوخت پرده های مدرن, مدل پرده آشپرخانه, مدل پرده, مدل پرده ۲۰۱۷, مدل پرده منزل, مدل پرده های جدید, مدل پرده های سلطنتی, مدل پرده های جدید، مدل پرده ای, مدل پردهای ساده و جدید در این بخش از سایت روزگار با ما باشید تا علاوه بر ارایه گالری جدیدترین مدلهای پرده بر اساس ایده های اجرا شده توسط طراحان خارجی، راهنمایی های لازم در زمان طراحی و انتخاب پرده مناسب را برای شما و منزل شما ارایه دهیم. چرا که پرده یکی از اجزای مهم ساختمان در اتاق خواب , آشپزخانه و مهم تر از اتاق نشیمن و پذیرایی می باشد. پـرده ها میتوانند در اتاق علاوه بر اینکه یک فضای گرم و دلپذیر را ایجاد میکنند از طرف دیگر در مقوله دکور اتاق نیز بسیار مهم باشند. پرده ها نقش مهمی در دکوراسیون داخلی خانه های ایرانی دارد اما بازهم بسیاری از ما آنها را نادیده گرفته یا به اندازه کافی به آنها توجه نمی کنیم. اگر پرده اشتباه انتخاب شود چه برای اتاق خواب و چه برای اتاق نشیمن و پذیرایی، هر چه برای زیبایی دکوراسیون اتاق رشته بودید پنبه خواهد شد. در نظر داشته باشید همیشه یک اتاق با تک تک وسایل آن زیبا خواهد شد. یکی از لوازم خانه که تاثیر زیادی بر زیبایی و همناهنگی آن دارد ، پرده است که در هنگام خرید و انتخاب بهتر است دقت کافی شود. با آن که پوشاندن پنجره ها با پرده های بلند در مجموع اتاق را پرزرق و برق و باشکوه جلوه می دهد اما قبل از خرید نکات ریزی است که باید در نظر داشته باشید: در مورد رنگ و طرح پارچه خوب فکر کنید. پرده ها بسیار جلب نظر کرده و تاثیر زیادی روی اتاق شما خواهند داشت. در مورد مقدار پارچه مضایقه نکنید. سخاوتمندانه عمل کنید. پرده ها حداقل باید دو برابر عرض پنجره باشند. حتی اگر بیش تر مواقع آن ها را به صورت جمع نگه دارید. همچنین پرده باید به اندازه کافی بلند باشد. اگر می خواهید شیک و زیبا به نظر برسد، آن را بلندتر انتخاب کنید تا روی زمین را بگیرد و اگر می خواهید تمیز جلوه کند، بهتر است تا نزدیک زمین باشد. اما هرگز نباید ارتفاع پرده بلندتر از این دو حالت باشد. پرده های خیلی کوتاه ناقص به نظر می رسند. بنابر این بهتر است پارچه را بلندتر انتخاب کرده و برای کوتاه تر شدن پایین پرده را تو بگذارید. برای کنترل درجه حرارت و مقدار نور از پارچه های مناسب استفاده کنید. پارچه های کتان نور را از خود عبور می دهند و پوشش مناسبی برای گرم تر شدن اتاق در زمستان و خنک تر بودن آن در تابستان هستند. پوشش های ضخیم به دلیل جلوگیری از ورود نور، برای اتاق خواب ها مناسبند. در انتخاب میله پرده دقت کنید. گیره و میله پرده باید متناسب با پارچه باشند. پارچه های سنگین تر مانند مخمل را باید روی میله های بزرگ و حتی دکوری آویزان کرد در حالی که برای پرده های ابریشمی سبک و پارچه های نازک می توان از میله های ظریف تر استفاده کرد. می گویند میله پرده باید با بقیه وسایل اتاق هماهنگ باشد پس در انتخاب آن ها دقت کنید. مثلا اگر جنس میز و صندلی شما طلق شیشه ای است، میله پرده و اتصالات آن هم باید با آن هماهنگ باشد. به جنس پارچه دقت کنید. کتان، پارچه ای همه کاره بوده، راحت قابل شستشو است. مخمل، لوکس و انتخاب آن به سلیقه شخصی افراد بستگی دارد، در عین حال برای بعضی اتاق ها سنگین است. پارچه های توری، سبک و زیبا هستند اما از آن ها بدون زیر پرده برای جاهایی که دید دارند، استفاده نکنید. در نهایت پرده های پشمی آن قدر سنگین هستند که به راحتی یالان و تزیینات را به خوبی نشان دهند. بست ها و سر میله های پرده ممکن است جزیی به نظر برسند اما وقتی روی میله قرار می گیرند، جلوه پرده را کامل می کنند. پس از راهنمایی در انتخاب اکنون جهت ایده گرفتن با هدف انتخاب پرده، مدلهای جدید پرده را در ...

ادامه مطلب  

گیاهان مناسب خانه های مدرن  

درخواست حذف این مطلب
از زمانی که سبک مدرن پا به عرصه معماری و دکوراسیون گذاشت مدت زمانی طولانی می گذرد؛ با این حال این سبک همچنان طرفداران و علاقه مندان زیادی دارد.مجله اینترنتی کمونه (kamooneh.com) : یک نگاه گذرا به جوایز معماری سال های اخیر و حتی خانه های افراد مشهور و ثروتمندان گواه این موضوع خواهد بود. در عین حال شاید برای شما هم پیش آمده باشد که وارد یک فضای خیره کننده یا حتی اتاقی شده باشید که طراحی آن پر از زوایا و اشکال هندسی مختلف و دکوراسیون فوق العاده خاص و مدرن باشد اما احساس کنید چیزی کم دارد که نمی توانید دقیقا آن را درک کنید.در واقع چنین فضاهایی فقط نیازمند کمی جادوی سبز هستند. گاهی حتی یک فضای طراحی شده بسیار زیبا بدون وجود پیچش ها و منحنی های گیاهان، بی روح به نظر می رسد؛ بنابراین اصلا عجیب نیست صاحبان این مدل خانه های مدرن به دنبال گیاهانی باشند که با سبک دکوراسیون شان همخوانی داشته باشد. نکته دیگر اینکه رنگ سبز گیاهان در کنار رنگ سفید (که عموما استفاده زیادی در فضاهای مدرن دارد) و دکوراسیون مینیمال بسیار چشم نواز خواهد بود.درواقع برای گیاهان نمی توان سبک خاصی را در نظر گرفت؛ به علاوه انتخاب گیاهی متناسب با فضای شما با توجه به گستردگی و تنوع موجود در گیاهان کار چندان ساده ای نیست.در این مطلب با ما همراه شوید تا به نکاتی که در این مورد کمک کننده خواهد بود، بپردازیم.دیوار سبز یا گلدان های دیواری به خصوص در اشکال منظم یا به شکل قاب گزینه خلاقانه ای است.گیاه سانسوریا با توجه به ظاهر ساده ا ...

ادامه مطلب  

مدل پرده جدید و زیبای 2017 با طراحی مدرن و شیک  

درخواست حذف این مطلب
دکوراسیون منزل،, ست پرده،, مدل جدید پرده،مدل پرده منزل , پرده های مدرن, جدیدترین مدل پرده, دکوراسیون, دکوراسیون پرده, دوخت پرده های مدرن, مدل پرده آشپرخانه, مدل پرده, مدل پرده ۲۰۱۷, مدل پرده منزل, مدل پرده های جدید, مدل پرده های سلطنتی, مدل پرده های جدید، مدل پرده ای, مدل پردهای ساده و جدید در این بخش از سایت روزگار با ما باشید تا علاوه بر ارایه گالری جدیدترین مدلهای پرده بر اساس ایده های اجرا شده توسط طراحان خارجی، راهنمایی های لازم در زمان طراحی و انتخاب پرده مناسب را برای شما و منزل شما ارایه دهیم. چرا که پرده یکی از اجزای مهم ساختمان در اتاق خواب , آشپزخانه و مهم تر از اتاق نشیمن و پذیرایی می باشد. پـرده ها میتوانند در اتاق علاوه بر اینکه یک فضای گرم و دلپذیر را ایجاد میکنند از طرف دیگر در مقوله دکور اتاق نیز بسیار مهم باشند. پرده ها نقش مهمی در دکوراسیون داخلی خانه های ایرانی دارد اما بازهم بسیاری از ما آنها را نادیده گرفته یا به اندازه کافی به آنها توجه نمی کنیم. اگر پرده اشتباه انتخاب شود چه برای اتاق خواب و چه برای اتاق نشیمن و پذیرایی، هر چه برای زیبایی دکوراسیون اتاق رشته بودید پنبه خواهد شد. در نظر داشته باشید همیشه یک اتاق با تک تک وسایل آن زیبا خواهد شد. یکی از لوازم خانه که تاثیر زیادی بر زیبایی و همناهنگی آن دارد ، پرده است که در هنگام خرید و انتخاب بهتر است دقت کافی شود. با آن که پوشاندن پنجره ها با پرده های بلند در مجموع اتاق را پرزرق و برق و باشکوه جلوه می دهد اما قبل از خرید نکات ریزی است که باید در نظر داشته باشید: در مورد رنگ و طرح پارچه خوب فکر کنید. پرده ها بسیار جلب نظر کرده و تاثیر زیادی روی اتاق شما خواهند داشت. در مورد مقدار پارچه مضایقه نکنید. سخاوتمندانه عمل کنید. پرده ها حداقل باید دو برابر عرض پنجره باشند. حتی اگر بیش تر مواقع آن ها را به صورت جمع نگه دارید. همچنین پرده باید به اندازه کافی بلند باشد. اگر می خواهید شیک و زیبا به نظر برسد، آن را بلندتر انتخاب کنید تا روی زمین را بگیرد و اگر می خواهید تمیز جلوه کند، بهتر است تا نزدیک زمین باشد. اما هرگز نباید ارتفاع پرده بلندتر از این دو حالت باشد. پرده های خیلی کوتاه ناقص به نظر می رسند. بنابر این بهتر است پارچه را بلندتر انتخاب کرده و برای کوتاه تر شدن پایین پرده را تو بگذارید. برای کنترل درجه حرارت و مقدار نور از پارچه های مناسب استفاده کنید. پارچه های کتان نور را از خود عبور می دهند و پوشش مناسبی برای گرم تر شدن اتاق در زمستان و خنک تر بودن آن در تابستان هستند. پوشش های ضخیم به دلیل جلوگیری از ورود نور، برای اتاق خواب ها مناسبند. در انتخاب میله پرده دقت کنید. گیره و میله پرده باید متناسب با پارچه باشند. پارچه های سنگین تر مانند مخمل را باید روی میله های بزرگ و حتی دکوری آویزان کرد در حالی که برای پرده های ابریشمی سبک و پارچه های نازک می توان از میله های ظریف تر استفاده کرد. می گویند میله پرده باید با بقیه وسایل اتاق هماهنگ باشد پس در انتخاب آن ها دقت کنید. مثلا اگر جنس میز و صندلی شما طلق شیشه ای است، میله پرده و اتصالات آن هم باید با آن هماهنگ باشد. به جنس پارچه دقت کنید. کتان، پارچه ای همه کاره بوده، راحت قابل شستشو است. مخمل، لوکس و انتخاب آن به سلیقه شخصی افراد بستگی دارد، در عین حال برای بعضی اتاق ها سنگین است. پارچه های توری، سبک و زیبا هستند اما از آن ها بدون زیر پرده برای جاهایی که دید دارند، استفاده نکنید. در نهایت پرده های پشمی آن قدر سنگین هستند که به راحتی یالان و تزیینات را به خوبی نشان دهند. بست ها و سر میله های پرده ممکن است جزیی به نظر برسند اما وقتی روی میله قرار می ...

ادامه مطلب  

قدر دلبستگی مردم به نظام را بدانیم/ نباید هر رئیس جمهور ساز خودش را بزند/ هدف «نواصولگرایی» قدرت نباشد/ مولانا از پست مدرنها جلوتر است - خبرگز?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- عبدالله عبداللهی و مونا رحیم بصیری: محمدرضا تاجیک متولد 1337، نویسنده، مترجم و فعال سیاسی اصلاح طلب است. وی در سال 1356 در رشته علوم سیاسی دانشگاه تهران پذیرفته شد و با وقوع انقلاب، تحصیلاتش ناتمام ماند. پس از آن به مدت 2 سال در مدرسه عالی شهید مطهری درس طلبگی خواند. او تفاسیر متعددی مانند تفسیرالمیزان را مطالعه کرد و به رئالیسم علمی مرحوم طباطبایی علاقه نشان می دهد. تاجیک بعد از گشایش دانشگاه ها در پی انقلاب فرهنگی به تحصیلاتش ادامه داد و در سال 1369 فارغ التحصیل شد. پس از فارغ التحصیلی در مقطع لیسانس، تحصیل در مقطع فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه آزاد و فوق لیسانس روابط بین الملل دانشگاه تهران را پی گرفت و پس از اتمام تحصیلات، از پایان نامه خود در رشته روابط بین الملل در مورد «دکترین های امنیت ملی» دفاع کرد اما دفاع از پایان نامه فوق لیسانس علوم سیاسی خود را که در زمینه جنبش های جدید اجتماعی بود، ناتمام گذاشت و برای ادامه تحصیل به انگلستان سفر کرد.تاجیک در دانشگاه «اسکس» انگلستان، تحصیل در رشته نوین «تحلیل گفتمان» را آغاز کرد. بلافاصله پس از دفاع از پایان نامه فوق لیسانس یعنی در سال 1372 با دفاع از تز دکترایش با عنوان «دگربودگی و هویت» فارغ التحصیل شد و قبل از برگزاری جشن فارغ التحصیلی به ایران بازگشت. وی پس از بازگشت عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی شد و به تدریس علوم سیاسی در این دانشگاه پرداخت. تاجیک در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، مشاور رئیس جمهور و رئیس «مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری» بود و در جریان انتخابات سال 1388 به عنوان مشاور ارشد موسوی فعالیت می کرد. برای گفت وگویی در موضوع "جامعه ایران به کدام سو؟"، به دفترش رفتیم و او از تغییر گفت. اینکه تغییر نیاز هر جامعه پویاست اما لازم است تا مدیریت شود. تاجیک در سخنان خود گریزی هم به مدرنیزاسیون در ایران زد و مشکل عمده جامعه را الگو برداری صرف از مدرنیته غربی دانست. صحبت هایش در مورد رقابت های گفتمانی و حضور گفتمان ها در جامعه ایران نیز از نکات جالبی برخوردار است.چکیده این مصاحبه 90 دقیقه ای خبرنگاران تسنیم با محمدرضا تاجیک ساعتی قبل منتشر شد و اکنون نکات مهم این مصاحبه را می توانید در زیر بخوانید: * مشکل با تغییر نیست. مشکل با «تیپولوژی» و «چگونگی» تغییر است* اگر تغییرات جامعه، تدبیر نشود، شکل تهدید به خود می گیرد* در دهه 5 انقلاب اسلامی با شکاف نسلی رادیکال تر، سبک زندگی متفاوت تر و خرده فرهنگهای مختلف مواجه هستیم* دهه 5 ما در حال تدبیر توسط بسیاری از قدرت های خارجی و بازیگران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، اطلاعاتی و براندازی است* مدرن شدن ما در قالب غربی شدن شکل گرفت و تلاش کردیم مدرنیته مثل انسان و جامعه غربی فهم کنیم* متولیان گفتمان انقلاب دغدغه قدرت پیدا کرده اند و از تولید و بازتولید سبک زندگی بازمانده اند* گروه های مرجعی که در دهه اول انقلاب در صدر گروه های مقبول جامعه قرار داشتند اکنون در انتهای جدول لیست گروه ها چسبیده اند* گروه های مرجع سنتی اندک اندک به حاشیه می روند و متن، توسط گروه های مرجع جدیدی پر می شود که نه چهره دینی دارند و نه چهره فرهنگی و گفتمانی* هر رئیس جمهور طرح فرهنگی قبل را کات کرده و یک سری مسائل دیگر داخل متن می آورد* وقتی مولانا را می خوانم، ژرف نگاه او من را مجذوب می کند که چقدر زیبا می اندیشیده است و جلوتر از پست مدرن عصر ما است* اگر به نو کردن گفتمان نگاه ابزاری و به مثابه یک تکنولوژی قدرت نگاه کردیم، تغییرشان ابزاری می شود* گفتمان های قدیم در حال احتضار هستند اما آلترناتیو سومی هم امکان تولد ندارد* انسان ایرانی در تحلیل نهایی انسان دینی است، انسان سکولاری نیست *با تمام فراز و فرودهایی جریانات سیاسی و تلاش گروهک ها و جریانات اپوزیسیونی مردم هنوز به نظام دل بسته اندمشروح این مصاحبه به شرح ذیل است:تسنیم: موضوع مصاحبهما بحث جامعه ایران است. در حال حاضر بحث هایی مطرح است مبنی براینکه جامعه ایران درحال پوست اندازی و تغییر بنیادین نسبت به آن چیزی است که در سال های 57 و دهه شصت سراغ داریم. این تغییر مبنا یا تغییر بنیادین یک سری اقتضائاتی با خود به همراه دارد. به طور کلی با این پیش فرض و تئوری که این جامعه در حال تغییر بنیادین هست موافق هستید یا مخالفید؟تاجیک: تغییر نشانگر پویایی یک جامعه است. جامعه یک هویت در حال صیرورت است، وقتی می ماند منجمد می شود، از حرکت می ایستد و تبدیل به مرداب می شود. پویایی، شادابی و طراوت ندارد. بنابراین جامعه تا وقتی وجود دارد که تغییر دارد، جامعه تا وقتی است که صیرورت داشته باشد، جامعه تا وقتی هست که تمامیت و کلیت ندارد.به یک بیان جدید می توان گفت که اساساً ماهیت جامعه «حادثی» و «احتمالی» است و امری از قبل تعریف و تثبیت شده نیست. بنابراین مشکل با تغییر نیست. مشکل با «تیپولوژی» و «چگونگی» تغییر است. مشکل اینجاست که آیا ما اسیر تغییر هستیم یا تغییر اسیر ما است؟ تغییر ما را مدیریت می کند یا ما تغیر را مدیریت می کنیم؛ مهم این است.ما در زمانه ای زندگی می کنیم که زمان فشرده شده است؛ «گیدنز» می گوید: اگر کل تاریخ بشریت را به 30 ثانیه تبدیل کنید ما در این دو یا سه ثانیه آخر هستیم، اما تغییرات عصری و نسلی که در این چند ثانیه آخر در حال حادث شدن است، به مراتب ژرف تر و سریعتر از 28 ثانیه قبل از آن است. در واقع تاریخ فشرده شده است. chronology (زمان مندی) و تقویم تاریخی دیگر آن معنایی که در گذشته داشته است را ندارد.زمان فشرده شده است، در یک زمان اندک حوادثی رخ می دهد و تغییراتی حادث می شود که در گذشته باید سده ها و قرن ها می گذشته تا آن تغییر حادث شود. بنابراین شتاب تغییرات از یک منظر امر طبیعی و بدیهی است، اگر در کانتکس زمانی خودش درنظر گرفته شود. مفروض ما نباید این باشد که در این دهه تغییرات ژرف و سریعی انجام می شود که متفاوت با یک یا دو دهه قبل است. از این منظر طبیعی است چون هر لحظه که به جلو می رویم، زمان فشرده تر می شود و حوادثی در یک مقطع زمانی خاص رخ می دهد که حادث شدن این اتفاقات در گذشته نیازمند بستر زمانی طولانی بوده است.تسنیم: مهمترین عامل این سرعت تغییرات عنصر «تکنولوژی» است؟تاجیک: این هم اثر یک نوع انقلاب ارتباطات است و هم اثر این است که ما در اثر پدیده جهانی شدن و انقلاب اطلاعات و ارتباطات، فضا را جایگزین مکان و زمان می کنیم. ما در فضا زندگی می کنیم نه در زمان و مکان؛ زمان و مکان تابعی از فضا قرار گرفته اند. این فضا هم یک فضای به شدت متحول است و هر لحظه آن رود دیگری است و هر لحظه به تعبیر مولانا در حال «نو نو شدن» است و این جهان ما هر لحظه نو نو می شود.حالا چگونه می توان با این تغییر هماهنگی ایجاد کرد؟ و چگونه می شود این تغییر را تدبیر کرد؟ اگر این تغییر، تدبیر شود، شکل فرصت به خود می گیرد. اگر این تغییر، تدبیر نشود، شکل تهدید به خود می گیرد. یعنی باید منتظر باشیم که در دهه 5 انقلاب اسلامی با شکاف نسلی رادیکال تر، سبک زندگی متفاوت تر، خرده فرهنگهای مختلف، از خرده فرهنگ زنان تا خرده فرهنگ جوانان و خرده فرهنگ های مختلف روشنفکری، مواجه باشیم. باید منتظر باشیم که در دهه 5 انقلاب فضای مجازی عرصه اصلی سیاست ورزی و عرصه اصلی اعمال قدرت شود و با قدرت و سیاست مرسوم فاصله بگیریم. باید منتظر باشیم که در دهه 5 انقلاب نحله های معرفتی گوناگون و نحله های شبهه مذهبی گوناگون در جامعه شکل بگیرد.باید بدانیم که در دهه 5 شکلی از متالیزم و حتی شدیدتر از آن شکلی از هپی متالیزم و نوعی شیطان پرستی، صوفی گری هندی و صوفی گری سرخپوستی و اشکال مختلف شبهه مذهب ها را خواهیم داشت و افزون براین باید بدانیم ما یک نوع اشکال جدیدی از مذهب و ارزش های مذهبی در جامعه مان خواهیم داشت. نوع نگاه متفاوتی به خدا و اسلام را در دهه 5 تجربه خواهیم کرد و نوعی غرب زدگی و سبک های زندگی غربی را به اشکال مختلف در کشورمان تجربه خواهیم کرد.مهم این است که آیا این موارد را فهم می کنیم؟ صدای پا را می شنویم یا آنقدر گوشمان سنگین تر شده که صدای پاها را نمی شنود. فقط صدای پای حوادث همسو را می فهمیم. صدای پاهای زیبا را می فهمیم که ضرب آهنگ آن با فضای ذهنی ما همخوان است.آیا فهم می کنیم که دهه 5 ما در حال تدبیر توسط بسیاری از قدرت های خارجی و قدرت های داخلی، بازیگران مختلف خارجی و داخلی، بازیگران سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی، اطلاعاتی و براندازی است که در جامعه به شکل نوین و نرم حرکت خود را ساماندهی می کنند، و یک حرکت حجیمی در این امر انجام می دهند.باید فهم و تلاش کنیم که حوادث آینده موضوع اراده معطوف به آگاهی ما شود و حکایتمان حکایت کاراگاه های کودنی نباشد که هر دفعه می رسیم، یک جنازه پهن باشد و همیشه در پس حوادث بدویم و همیشه حوادث و رخدادها جلوتر از ما، خودشان را به ما حُقنه کنند. ما باید قبل از حوادث، آن را موضوع اراده خود قرار دهیم و تلاش کنیم که اگر در دهه 5 انقلاب ممکن است چنین حوادث، رخدادها و تغییراتی حادث شوند، این رخدادها و تغییرات را در فضای مدیریتی خود ببریم و تدبیر کنیم تا آنگونه حادث شوند که فرصتشان بیش از تهدیدشان باشد.مهم این است که هوشیارانه با تاریخ و زمانه خود برخورد کنیم. دیگر دوره این گذشته است که دور شهر و کشورمان دیواری به بلندای چین بکشیم و کشور را زیر حباب قرار دهیم و بگوییم "ما جلوی این نوع اعمال قدرت را می گیریم".ما امروز با زیست قدرت، میکرو قدرت و میکرو سیاست مواجه هستیم که درب، دیوار و مرز نمی شناسد و در کوچکترین سلول جامعه می نشیند و انسان ها را از درون کوچکترین سلول جامعه که خانواده است، تغییر می دهد و ذهن، روان، فرهنگ و احساس آن تسخیر می کند و در انتخاب، مد، نحوه لباس پوشیدن و آرایش کردن، ذائقه موسیقایی فضای جوانی جامعه تاثیر می گذارد. حالا سؤال این است که چرا ما نباید این تاثیرات را بگذاریم؟ چرا ما به عنوان حکومتی که قرار است فضای ذهنی انسان ها را تسخیر کند و آنها را در یک جهت خاصی هدایت کند، چرا از کیلومترها و فرسنگها دورتر باید ذهن، روان، احساس، فرهنگ و هویت جوان ما را تسخیر کند؟ وقتی ما که مدعی مدیریت جامعه هستیم، نتوانیم این اقدام را انجام دهیم، یعنی یک جایی مشکل وجود دارد.در مجموع باید منتظر تحولات باشیم. این امر بدیهی است که دهه 5 انقلاب در بسیاری از لایه ها و سطوح با دهه 4 متفاوت خواهد بود البته این دهه می تواند زیر سایه اراده معطوف به آگاهی و مدیریت شکل بگیرد. این دهه می تواند هم برای ما فرصت و هم تهدید باشد. امیدوارم این تغییرات را فهم کنیم و ببینیم این تغییرات چگونه حادث و بر ما تحمیل می شوند و ما چگونه می توانیم تغییرات را مدیریت کنیم تا آنگونه حادث شوند که ما طلب می کنیم.سوال: براساس تحلیل برخی از جامعه شناسان این تغییر نوعی از نفوذ مدرنیته است و به دلیل اینکه نظام جمهوری اسلامی، نهادسازی کافی و شایسته ای برای درونی کردن آرمانها و ارزش های خود نداشتهو از همان نهادهای غربی استفاده کرده، نهادها آرام آرام پی(بنیان) فرهنگی جامعه را می خورند. آیا ما نشانه هایی از مدرنیته، نه به معنای رشد تکنولوژیک ، بلکه به معنای رشد فردانیت و عقل ابزاری و سودانگاری و نگاه اینجهانی را شاهدیم یا نه؟تاجیک: سوال بسیار جدی و چالش برانگیزی است. وقتی از مدرن شدن صحبت می کنیم، ناخودآگاه به سمت مفاهیمی مثل مدرنتیه، مدرنیزاسیون و مدرنیسم رهنمون می شویم که به هر حال این سه مفهوم با هم متفاوت هستند.در جامعه ایرانی مدرنیزاسیون مترادف وسترنیزاسیون westernization(غربی شدن) حادث شد، یعنی مدرن شدن ما در قاب و قالب غربی شدنمان شکل گرفت. ما تلاش کردیم مدرنیته را آنگونه فهم کنیم که انسان و جامعه غربی فهم کرد. ما یک مدرنیته درون زاد نداشتیم.ما براثر یک توالی تاریخی به مدرنیته نرسیدیم و دفعتاً با «دگر» (other) خود در آستانه مشروطه آشنا شدیم. فرض ما طبق یک آموزه سنتی و تاریخی این بود که "غرب جایی است که خورشید دانش در آن غروب می کند و شرق جایی است که دانش در آن طلوع می کند". فرض ما بر این بود که غرب باید در ارتجاع، عقب ماندگی و استبداد به سر برد اما دفعتا چشم گشودیم و دیدیم غرب با آن چیزی که در پس ذهن و نگاه ماست متفاوت است و از نظر تکنولوژی سیاسی، تفکیک قوا، اجرای قانون، مناسبات اجتماعی و فرهنگی، حقوق انسان ها و فردیتی که در جوامع وجود دارد، تولد سوژه ای که در آنجا صورت گرفته و آن سوژه کنشگری که دارد و حقوق و حقی که یک فرد می تواند نسبت به قدرت فائقه داشته باشد، پیشرفت بسیاری داشته است.چشم باز کردیم و دیدیم با دِگری آشنا شدیم که این دگر با آن چیزی که فرض ما بود، بسیار متفاوت است. دچار یک نوع شیزوفرنی و روان پریشی شدیم که آیا این غرب، همان غربی است که ما متصور بودیم؟ این دِگر همان دِگر است؛ دِگری که ما متصور بودیم و خودمان را در نفی آن تعریف می کردیم؟ لذا فرمول هویتی ما عوض شد. فرمول هویتی حداقل در میان منور الفکرهای ما دیگر این نبود که بگویند "چون من آن نیستم، این هستم. چون من غرب نیستم، شرق هستم".پس از آن تلاش کردند تا بگویند "چون آن هستم، این هستم". تصمیم می گیرند، جا پای انسان غربی بگذارند و مثل انسان غربی مدرن باشند، مدرنیزاسیون و مدرنیته را از او بیاموزند و در مناسبات اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود پیاده کنند و آن را وارد دانش روز و فضای زندگی روزمره خود کنند. اما ما نه آن تاریخ و نه آن فهم را از آن نوع مدرنیته داشتیم. لذا براثر فهم نارس و نارسای خود و تاریخی که آن نوع مدرنیته را طلب نمی کرد، تلاش کردیم، فهم ناقصمان را از مفاهیم مدرنیته غربی، به یک جامعه ای که به لحاظ تاریخی آمادگی پذیرش آن را نداشت، حقنه کنیم.از آنجا که تلاش کردیم تکست مدرن غربی را در کانتکست متفاوتی حُقنه کنیم، یک نوع تضاد ایجاد شد چراکه این کانتکست آن تکست را پذیرا نبود. بنابراین مدرنتیه ای که در غرب رهگشا شده بود و توانسته بود انسان غربی و جوامع غربی را از دوران قرون وسطایی بیرون بکشد و وارد یک فضا و «زیست جهان» دیگری کند، در جامعه ما نتوانست این کار را کند و جامعه ما را به سمت استبداد سیاسی در دوران مشروطه و یک نوع بازیهای سیاسیِ حزبیِ ناپایدارِ ناهوشیار و منورالفکری تهی از میراث خودی و بیگانه ره برد؛ کسانی که تلاش داشتند از رهگذر ترجمه های ناقص دیگران، با اندیشه غرب رابطه برقرار کنند.بنابراین مدرنیزاسیون ما به تعبیر "فوکو"، یک مدرنیزاسیون کاذبی شد. یک مدرنیزاسیونی که چیزی جز فرهنگ مبتذل غرب و فرهنگ فانتزی غرب به ما نداد.به قول جلال آل احمد "ماحصل این فضای مدرن، تولید فوکولی ها و غرب زده هایی شد که از دانش غرب و مدرن بی بهره بودند اما هر لحظه سبک زندگی فانتزی و به شدت مبتذل غرب را در خود بازتولید می کردند و تلاش داشتند به رنگ انسان غربی درآیند. ماسک انسان غربی برچهره بزنند، به لباس، جامه و آرایش او درآیند و به موسیقی مورد علاقه او گوش کنند. لذا این فضایی بود که نصیب ما شد.فهم ما از مفاهیم مدرنیته آن فهمی نبود که انسان غربی داشت. در واقع اگر مدرنیته چند پایه مفهومی مثل خردگرایی و عقلانیت داشت، عقلانیت در ما به شکل دیگری خود را نشان داد. اگر مدرنیته مفهومی به نام ایندیویژوالیسم (individualism) و فردگرایی داشت، این مدرنتیه در ما به تفرد و جمع نشدن افزود. مدرنیته غربی به تَفرد ما کمک کرد، به اصالت فرد ما کمکی نکرد. وقتی بحث از تحزب کردیم، تحزب ما گروه هایی شدند که به صورت قبیلگی عمل می کردند و همان فرهنگِ سیاسیِ قبیلگی، خود را در احزاب ما بازتاب داد.در مجلس اول در دوران مشروطه، دو حزب تشکیل می شود؛ یکی "اجتماعیون-عامیون" و "عامیون" که یکی ترجمه "سوسیال دموکرات" و دیگری ترجمه "دموکرات" است. یعنی در اولین تجربه حزبی خود، صاحب دو حزب می شویم در حالی که ما را چه به سوسیالیسم و دموکراسی که غرب تجربه کرده است؟ اما می خواهیم تنها جا پای انسان غربی بگذاریم و این ممکن نیست.بنابراین لزوما و ضرورتا آن چیزی که در جامعه ما اتفاق می افتد، در اثر یک تقاضایی برای مدرن شدن نیست یعنی این اراده مدرن شدن در پس و پشت جامعه ما نیست که آن را به سوی نوعی از تغییر، هُل می دهد.در واقع عوامل بسیاری دست به دست هم دادند لذا اگر این پیچیدگی را درک نکنیم، امر را بسیط می کنیم. باید بدانیم در یک نگاه پاتولوژیک و آسیب شناسانه، چه علل و عواملی سبب شدند که این نوع بیماری های روحی، روانی، فرهنگی و معرفتی در جامعه ما شکل گیرند؟ در یک نگاه مبتنی بر تَعَیّن چندجانبه، ما باید علل و عوامل گوناگونی را پشت آن ببینم و آن را نباید به یک دلیل بسیط کنیم، چون از علاج و درمان باز می مانیم. باید ببینیم چه علل و عواملی باعث این شرایط شدند.به نظر من علل گوناگونی سبب این مسائل می شوند. یکی از آنها این است که گفتمان ما از تولید و بازتولید مفهومی بازمانده است. یعنی متولیان آن گفتمان با طراوتی که پس از انقلاب ایجاد شد، چندی است دغدغه قدرت پیدا کرده اند و چون به بازی قدرت می پردازند، از بازی معرفتی، از تولید و بازتولید معرفتی، از تولید و بازتولید سبک زندگی، از تولید و بازتولید هویت، از تولید و بازتولید آموزه ها و ایده های معرفتی و از زیباشناسی معرفتی بازمانده اند و تمام دغدغه آنها این شده که چگونه می توان در یک تصاحب قدرت پیروز شد؟ لذا این تصاحب فرهنگی، هویتی و سبک در حاشیه قرار گرفته است.این مواردی که در حاشیه قرار گرفته است، موضوعاتی است که رهبری بارها به آنها اشاره کردند و به صورت جدی دغدغه آنها را دارند اما ما در پس و پشت آن فقط یک همایش گذاشتیم و چند روزی در فضای رسانه ای راجع به آنها سخن گفتیم اما کسی نیندیشید که در پشت این شبیخون فرهنگی چه چیزی در جامعه در حال شکل گیری است؟ در پشت این سبک زندگی که جوانان ما درگیر کرده، چه نوع استحاله و براندازی صورت می گیرد؟ کمتر کسی دغدغه و اندیشه آن را دارد.بنابراین وقتی یک گفتمان نمی تواند مثل کوه آتش فشان بجوشد و تولید و بازتولید معنا کند، اندک اندک شعاع طواف انسان هایی که به دور کانون آن طواف می کردند، وسیع می شود و نگاه ها متوجه گفتمان دیگری می شود. چون این گفتمان جذابیتی ندارد و هر دفعه پشت ویترین آن، همان کالاهای معرفتی گذاشته شده که برای دهه های پیش است. در حالیکه ذائقه و فضای نسل ما عوض شده اما پشت این ویترین گفتمانی، همان کالاهای قدیمی، سبک گفتار قدیمی، سبک تبلیغ قدیمی و سبک قدیمی روابط با جوانها است و چیز جدیدی به آن افزوده نشده است اما در کنار آن گفتمان هایی می جوشند که هر روز نونو می شوند و چیزی برای ارائه کردن دارند. هر روز کالای جدید معرفتی، اندیشه ای و سبک زندگی در ویترین خود می گذارند و به زیبایی تمام آنها را برای تمامی نسلها و جوانهای تمام جوامع از جمله جوامع اسلامی، عرضه می کنند.طبیعی است که این یک قسمت آن است اما قسمت دوم این است که آیا ما تلاش کرده ایم مدرنیته و مدرن بودن خاص خود را داشته باشیم. یعنی در حالیکه تاریخ در حرکت است و نایستاده، اندیشه ورزان ما تلاش کردند تا در فردایشان چیز نویی ارائه کنند؟ همان چیزی که از قول مولانا گفتم که هر لحظه جهان نونو می شود. خداوند یک بار جهان را برای همیشه نیافریده است، بلکه هر لحظه در حال آفرینش جهان و تمام کائنات است.آیا می توانیم فرض کنیم که نو نوی خود را نداشته باشیم؟ مدرن شدن خود را نداشته باشیم؟ این مدرن شدن می تواند از تاریخ، فرهنگ و نظام اندیشه ای و ارزشی ما بیرون کشیده شود. ما می توانیم مدرن خود را داشته باشیم که این مدرن با تاریخ و فرهنگ من رابطه برقرار کند. مدرن چیز خریدنی نیست. مدرن چیزی نیست که از دست انسان غربی دیکته و انشا کنیم. انسان غربی به علت فضای فرهنگی، هویتی، تاریخی و تمدنی خاص خود، مدرنتیه خاص خودش را دارد که ممکن است با سکولاریسم، با نوعی خردگرایی (rationalism) و فردگرایی (individualism) هماهنگ باشد.آیا مدرنیته و مدرن شدن من هم لزوما و ضرورتا باید با سکولاریسم هماهنگ باشد؟ من نمی توانم از رهگذر دین، مدرن باشم؟ دین جلوی مدرن شدن من را بسته است؟ یا اینکه نوع دیگری از مدرن شدن را در فضای من قرار می دهد که باید آن را فهم و تئوریزه کنم و به شکل گفتمان دربیاورم؟ کسانی که متولی هستند باید امروز به این فکر بیفتند و حرکت کنند. البته مسائل دیگری هم وجود دارد و طبیعتا در این تغییر جامعه ما، دستی از برون عمل می کند و در حال تلاش است تا ذائقه جوان ما را عوض و نسل ما را متفاوت کند.این امر در تمامی سطوح به صورت حجیم صورت می گیرد و واکنش های سیاسی هم در جامعه ما سبب این فضا می شود که تغییرات به صورت خاصِ ناهنجاری در جامعه ما شکل بگیرد. نوعی فضای آنتاگونیسم (antagonism) گفتمانی در جامعه شکل می گیرد که تکلیف انسانها مشخص نیست چراکه هر گفتمانی که سرکار می آید، طرحی نو در می اندازد. در حالیکه نُرم های فرهنگی یک جامعه تاریخی نشت و رسوخ می کنند و نهادینه می شوند. اگر قرار باشد هر رئیس جمهور به اندازه 8 سال، طرح نو فرهنگی و گفتمان فرهنگی جدید دراندازد و دفعتا 8 سال که می گذرد، یک رئیس جمهور دیگر سرکار آید و بگوید طرح فرهنگی قبل را کات کرده و به حاشیه بکشید و یک سری مسائل دیگر داخل متن بیاورید، انسان ها دچار نوعی ابهام گفتمانی می شوند. می گویند "تکلیف این متولیان با خودشان مشخص نیست. یک نظام درست کرده اند، هر کسی که می آید دستگاه موسیقایی دیگری می نوازد. باید تکلیف ما مشخص شود اگر حرکت های موزون انجام بدهیم، کدام حلال و کدام حرام است؟ کدام صحیح و کدام غلط است؟ با کدام ما را تشویق می کنند و با کدام ما را به اوین می برند؟"اینگونه نمی شود که با جوانان خود اینگونه رفتار کنیم. حاکمیت باید تکلیف را مشخص کند تا جوانان دچار تلاطم نشوند. نُرم های هویتی و فرهنگی و ارزشی به صورت تاریخی رسوب می کند. نه اینکه هر کسی می آید طرحی نو دراندازد و هیچ کس نداند کدام کار خوب و کدام کار بد است ...

ادامه مطلب  

هیچ نقشی جای قطام را برایم نمی گیرد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس- گروه رادیو و تلویزیون: مجموعه تلویزیونی امام علی(ع) داود میرباقری فیلمنامه سریالی با عنوان «خاری در گلو» را براساس زندگی حضرت علی(ع) به صدا و سیما ارائه داد که پس از فراز و نشیب های بسیار سرانجام در سال ۱۳۷۳ با حضور ۱۵۰ بازیگر اصلی و بیش از ۵ هزار هنرور از نیروهای ارتش مقابل دوربین رفت.ساخت سریال حدود چهار سال به طول انجامید و سرانجام پخش مجموعه از سال ۱۳۷۵ در شبکه یک سیما آغاز شد.در این سریال بازیگرانی هم ایفای نقش کرده اند که امروز دیگر در میان ما نیستند؛ از جمله آنها می توان به زنده یاد مهدی فتحی، رضا خندان، جواد خدادادی، رضا کرم رضایی، عباس امیری، منصور والامقام، حسین پناهی، نعمت الله گرجی، توران مهرزاد، سروش خلیلی، احمد قدکچیان، علی اصغر گرمسیری، باقر صحرارودی و ... اشاره کرد و با قرائت فاتحه ای یاد و خاطره این هنرمندان را گرامی می داریم.اما حالا که مصادف با تکرار این سریال در شبکه آی فیلم و همچنین ایام شهادت امام علی(ع) شده، در ادامه گفت وگو با داریوش ارجمند(بازیگر نقش مالک اشتر)، ویشکا آسایش(بازیگر نقش قطام) و کریم اکبری مبارکه (بازیگر نقش ابن ملجم مرادی) را در ادامه می خوانیم:**ارجمند: از بازی در نقش مالک اشتر وحشت داشتم-من آن زمان مطلقا آقای میرباقری را نمی شناختم. یک روز من را صدا کرد و رفتم صحبتی شد. نگاهی انداختم به کسانی که قرار بود در این سریال ایفای نقش کنند. بعد هم رفتم به مشهد. خوب برای من که تاریخ خوانده ام و شاگرد دکتر شریعتی بودم و امام علی(ع) را از زبان او شنیدم و عظمت امام علی(ع) را از زبان او در دوران دانشجویی درک کرده ام، خیلی وحشت داشتم که این نقش را بازی کنم. چون آن موقع حداقل 50 دبیرستان در ایران وجود داشت که نام آن ها مالک اشتر بود، گروه هنری به نام مالک اشتر داشتیم، تیپ و لشکر در جبهه به اسم مالک اشتر بود، در مشهد چند مسجد به نام مالک اشتر بود، پادگان به این نام داشتیم. این آدم در ایران با فاصله زیادی از امام علی (ع ) در رتبه دوم قرار دارد و به عنوان فردی که در رکاب ایشان بوده، شناخته می شود.* اگر بد بازی می کردم باید از ایران می رفتمبرای من مهم نبود که یک کاری بکنم و پولی بگیرم. بلکه برای من ارزش این کار خیلی مهم بود و چیزهایی که درباره ایشان می دانستم و به آن ها عشق می ورزیدم. آرزو داشتم که ای کاش موقعی بودم که می توانستم نوکری امام علی (ع ) را بکنم. این ها همه برای من مساله بود و این موقعیت برای من به وجود آمد. ولی وحشت داشتم به خاطر اینکه اگر آن شخصیت را بد بازی می کردم، قطعا بدانید که باید از ایران می رفتم. چون یک تصور ذهنی بزرگی از این سردار امام علی (ع) در ذهن شیعیان وجود داشت.* استخاره بد آمد/ به میرباقری گفتم بازی نمی کنمبه همین دلیل در مشهد نزد یکی از دوستانم به نام آقای سید محسن مصطفی زاده که شاعر و فرد مؤمنی است رفتم و گفتم در حرم امام رضا(ع) برای من یک استخاره بگیرد. نگفتم که برای چه موضوعی هم استخاره می خواهم. استخاره هم گرفت و آمد گفت بد آمده. گفتم چرا؟ آیه اش را برایم را بنویس. نوشت و آیه این بود که کسانی که در صف نماز با شما می ایستند، از شما که دور می شوند، به استهزاء شما می پردازند و مسخره تان می کنند. آن را نوشت و به من داد. مدتی بعد به تهران رفتم و آقای میرباقری نتیجه را از من جویا شد، گفتم من نمی توانم بازی کنم. گفت چرا؟ گفتم به من گفته اند بازی نکنم. خیلی حیرت زده شد. گفت کی؟ فکر می کرد کسی از این کارگردان ها یا بازیگران این حرف را به من زده است، گفتم کسی است که تو هم او را قبول داری. گفت کیست؟ من هم کیفم را باز کردم و کاغذ استخاره را دستش دادم. وقتی خواند، حیرت زده شد. گفتم با خدا مشورت کردم و او موافقت نکرد. بعد هم به مشهد رفتم. خیلی به آقای میرباقری برخورد. دیگر هم سراغی از من نگرفتند، تا اینکه آقای محمد بیگ زاده تهیه کننده کار آمدند به مشهد. آن موقع مدیر کل من حاج حسن آقای خامنه ای، برادر مقام معظم رهبری بودند، ایشان من را به اتاق شان صدا کردند، وقتی رفتم دیدم آقای بیگ زاده آنجا نشسته اند، آقای خامنه ای گفتند چرا شما با تلویزیون کار نمی کنید؟ من هم گفتم استخاره کرده ام. ایشان هم پاسخ دادند که در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. تو رفته ای و در جست وجوگر، نقش شیطان بازی کرده ای، حالا نقش مالک اشتر را بازی نمی کنی؟ گفتم به هر حال من روی نقش هایم حساسیت زیادی دارم. ایشان به من گفتند خوب دوباره یک استخاره دیگر بکن.* همه عوامل سریال امام علی (ع) عوض شدندما در ماه محرم یک هیئت عزاداری در مشهد داریم. شب عاشورا که به هیئت رفته بودم، دوباره از همان دوستم خواستم تا به حرم برویم و برایم دوباره استخاره بگیر. او هم نماز خواند و استخاره ای گرفت، بعد هم گفت که نمی دانم ماجرا چیست ولی این بار دیگر نه نمی توانی بگویی. گفتم چرا؟ گفت آیه فرمان ساختن کعبه به ابراهیم آمده است. این فرمان است و نمی توانی نه بگویی. گفتم بنویسش. خیلی حالم بد شد. به هر حال آمدم تهران و آقای میرباقری دوباره پیگیری کردند. گفتم سمعا و طاعتا. گفت برو و در راهرو چارت عوامل را نگاه کن. خیلی عجیب است. شاید جوان و مردم امروز این حرف ها را باور نکند، اما من که نمی خواهم خودشیرینی کنم. رفتم چارت را نگاه کردم و دیدم یک نفر از هنرپیشه هایی که قبلا انتخاب شده بودند، این بار نیستند. فیلمبردار، طراح صحنه، طراح لباس و ... همه گروه عوض شده بود. البته میرباقری خودش هم متوجه نکته عظیمی شد که به هر حال از یک جاهایی نگاه های سنگین روی کاری که می کند، هست. توجه مولای من به سریال امام علی (ع) همین بود که تا به امروز با توجه به همه کارهایی که انجام شده و حتی کارهایی که خود میرباقری انجام داده، نتوانسته به زیر زانوی سریال امام علی (ع ) هم برسد. حتی با همین سریال پر طمطراق و پر زرق و برق ده ساله مختارنامه. آخر مختار ثقفی اصلا با علی ابن ابیطالب قابل مقایسه نیست و مقایسه شان قیاس مع الفارغ است. خیلی هم خوشحالم که در این سریال نبودم. البته جایی هم برای من نبود. کسی به من گفت که چرا در این سریال بازی نکردی؟ گفتم برای اینکه می دانستند جای من در این سریال نیست.*از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر می چسبیدامام علی (ع) چنین وضعیتی داشت و از تمام لحظاتی که ما از صبح تا غروب آفتاب با آن لباس های سنگین بازی می کردیم و عرق می ریختیم، از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر می چسبید و سیاهی لشکرهای نیزه به دست در زیر آفتاب گنو در بندعباس می افتادند و آمبولانس یکی یکی آنها را می برد، مار نیششان می زد اما یک نیرویی آنجا ما را نگه داشته بود و ترانه آوای برگ های نخل هایی که باد می زد و به هم می خوردند، دائم تداعی ناله های حضرت علی(ع) بود، تداعی مدینه بود، تداعی رنج علی بود، تداعی نفاقی بود که به جان علی افتاد و ریایی که بر پوست دین خدا نشسته بود و ما داشتیم نوکری کسی را می کردیم که مظلوم اول همه تاریخ بود و نگاه همه ستمدیدگان به اوست تا وقتی که بشر زنده است. آرام می شدیم و سعی می کردیم عمق این مظلومیت را نشان بدهیم. اما یک روزی وقتی دور هم بودیم داوود میرباقری گفت این امام در سریال من هم مظلوم بود و نتوانستم آن طور که باید مظلومیتش را نشان بدهم.*سریال امام علی(ع)نشانه اقتدار فرهنگی جمهوری اسلامی استمن بعد از سریال امام علی(ع) گفتم که نشانه اقتدار فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران سریال امام علی(ع) است. چون نظام جمهوری اسلامی یک نظام شیعه است و اقتدار این نظام متجلی در سریال امام علی(ع) بدون توهین به هیچکس است. آنها که این قدر به عمروعاص خود می نازند در تاریخ هست که چگونه لخت شد از ترس جان ناقابلش. خداوند رحمت کند مهدی فتحی را که این ماجرا را به این خوبی بازی کرد.*هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) می شود برای مهدی فتحی فاتحه می خوانممن هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) می شود برای مهدی فتحی فاتحه می خوانم و جای خالی اش را بیشتر از هر زمان دیگری احساس می کنم و حقیقتا بغض گلویم را می گیرد. او هنرپیشه شش دنگ و باهوشی بود که البته مظلوم هم بود. بسیار زود و مظلوم رفت. حقش هم به طور کامل ادا نشد. من در کارهای بسیاری با او همکار بودم، آرزویش این بود که اتللو را روی صحنه ببرد و من نقش اتللو را برایش بازی کنم.**آسایش: هیچ نقشی برایم جای قطام را نمی گیرد *برسیم به شاه نقش های شما یعنی سریال «امام علی (ع)» که بار دیگر روی آنتن رفته. هیچ وقت پیش آمده بنشینید و تکرارش را ببینید؟-باورتان می شود من هیچ وقت امام علی (ع) را کامل ندیده ام، چون موقع پخشش ایران نبودم.* خب چرا dvd آن را نمی خرید؟dvd آن را دارم اما فرصت دیدنش پیش نمی آید. «امام علی (ع)» ؟؟؟؟؟* همه تصور می کنند بازیگری که با یک نقش به شدت مورد توجه قرار می گیرد حتماً تمام پلان هایش را هم حفظ است. -تنها چیزهایی که از امام علی (ع) حفظم، لحظات و خاطرات نابی است که سر فیلمبرداری داشتیم. دو قسمت اول را از تلویزیون دیدم و بعد از ایران رفتم. مادرم زنگ می زد و برایم تعریف می کرد.* حدود 25 سال از زمان تولید امام علی (ع) می گذرد. اگر دوباره به همان زمان برگردید، باز هم تصمیم می گیرید بعد از بازی در این سریال مهم به انگلیس بروید و مدت ها از بازیگری دور بمانید؟-صد درصد دوباره همان کار را انجام می دادم و می رفتم. درس خواندنم در انگلستان بهترین تجربه زندگی ام بود و با تمام سختی هایش من را ساخت. آنجا کلی تجربه به دست آوردم که بابت همین کلی به خاله و شوهر خاله ام که در آن مدت پیش آن ها زندگی کردم، مدیون هستم.* وقتی بازیگر شدید، نگاه ها در خانواده تان عوض شد دیگر؟-بله، وقتی امام علی (ع) را بازی کردم و سریال گل کرد، تازه همه گفتند ویشکا معلوم بود که یک استعدادی دارد.* گفتید سرضبط سریال امام علی (ع) مدام منتظر آمدن ویزا بودید، این طوری تمرکز داش ...

ادامه مطلب  

هیچ نقشی جای قطام را برایم نمی گیرد  

درخواست حذف این مطلب
مجموعه تلویزیونی «امام علی(ع)» ۲۳ سال پس از تولید این شب ها در حالی روی آنتن شبکه آی فیلم می رود که هنوز جذابیت روزهای اول خود را دارد و کهنه نشده است.به گزارش شفاف، مجموعه تلویزیونی امام علی(ع) داود میرباقری فیلمنامه سریالی با عنوان «خاری در گلو» را براساس زندگی حضرت علی(ع) به صدا و سیما ارائه داد که پس از فراز و نشیب های بسیار سرانجام در سال ۱۳۷۳ با حضور ۱۵۰ بازیگر اصلی و بیش از ۵ هزار هنرور از نیروهای ارتش مقابل دوربین رفت.ساخت سریال حدود چهار سال به طول انجامید و سرانجام پخش مجموعه از سال ۱۳۷۵ در شبکه یک سیما آغاز شد.در این سریال بازیگرانی هم ایفای نقش کرده اند که امروز دیگر در میان ما نیستند؛ از جمله آنها می توان به زنده یاد مهدی فتحی، رضا خندان، جواد خدادادی، رضا کرم رضایی، عباس امیری، منصور والامقام، حسین پناهی، نعمت الله گرجی، توران مهرزاد، سروش خلیلی، احمد قدکچیان، علی اصغر گرمسیری، باقر صحرارودی و ... اشاره کرد و با قرائت فاتحه ای یاد و خاطره این هنرمندان را گرامی می داریم.اما حالا که مصادف با تکرار این سریال در شبکه آی فیلم و همچنین ایام شهادت امام علی(ع) شده، در ادامه گفت وگو با داریوش ارجمند(بازیگر نقش مالک اشتر)، ویشکا آسایش(بازیگر نقش قطام) و کریم اکبری مبارکه (بازیگر نقش ابن ملجم مرادی) را در ادامه می خوانیم:**ارجمند: از بازی در نقش مالک اشتر وحشت داشتم-من آن زمان مطلقا آقای میرباقری را نمی شناختم. یک روز من را صدا کرد و رفتم صحبتی شد. نگاهی انداختم به کسانی که قرار بود در این سریال ایفای نقش کنند. بعد هم رفتم به مشهد. خوب برای من که تاریخ خوانده ام و شاگرد دکتر شریعتی بودم و امام علی(ع) را از زبان او شنیدم و عظمت امام علی(ع) را از زبان او در دوران دانشجویی درک کرده ام، خیلی وحشت داشتم که این نقش را بازی کنم. چون آن موقع حداقل 50 دبیرستان در ایران وجود داشت که نام آن ها مالک اشتر بود، گروه هنری به نام مالک اشتر داشتیم، تیپ و لشکر در جبهه به اسم مالک اشتر بود، در مشهد چند مسجد به نام مالک اشتر بود، پادگان به این نام داشتیم. این آدم در ایران با فاصله زیادی از امام علی (ع ) در رتبه دوم قرار دارد و به عنوان فردی که در رکاب ایشان بوده، شناخته می شود.* اگر بد بازی می کردم باید از ایران می رفتمبرای من مهم نبود که یک کاری بکنم و پولی بگیرم. بلکه برای من ارزش این کار خیلی مهم بود و چیزهایی که درباره ایشان می دانستم و به آن ها عشق می ورزیدم. آرزو داشتم که ای کاش موقعی بودم که می توانستم نوکری امام علی (ع ) را بکنم. این ها همه برای من مساله بود و این موقعیت برای من به وجود آمد. ولی وحشت داشتم به خاطر اینکه اگر آن شخصیت را بد بازی می کردم، قطعا بدانید که باید از ایران می رفتم. چون یک تصور ذهنی بزرگی از این سردار امام علی (ع) در ذهن شیعیان وجود داشت.* استخاره بد آمد/ به میرباقری گفتم بازی نمی کنمبه همین دلیل در مشهد نزد یکی از دوستانم به نام آقای سید محسن مصطفی زاده که شاعر و فرد مؤمنی است رفتم و گفتم در حرم امام رضا(ع) برای من یک استخاره بگیرد. نگفتم که برای چه موضوعی هم استخاره می خواهم. استخاره هم گرفت و آمد گفت بد آمده. گفتم چرا؟ آیه اش را برایم را بنویس. نوشت و آیه این بود که کسانی که در صف نماز با شما می ایستند، از شما که دور می شوند، به استهزاء شما می پردازند و مسخره تان می کنند. آن را نوشت و به من داد. مدتی بعد به تهران رفتم و آقای میرباقری نتیجه را از من جویا شد، گفتم من نمی توانم بازی کنم. گفت چرا؟ گفتم به من گفته اند بازی نکنم. خیلی حیرت زده شد. گفت کی؟ فکر می کرد کسی از این کارگردان ها یا بازیگران این حرف را به من زده است، گفتم کسی است که تو هم او را قبول داری. گفت کیست؟ من هم کیفم را باز کردم و کاغذ استخاره را دستش دادم. وقتی خواند، حیرت زده شد. گفتم با خدا مشورت کردم و او موافقت نکرد. بعد هم به مشهد رفتم. خیلی به آقای میرباقری برخورد. دیگر هم سراغی از من نگرفتند، تا اینکه آقای محمد بیگ زاده تهیه کننده کار آمدند به مشهد. آن موقع مدیر کل من حاج حسن آقای خامنه ای، برادر مقام معظم رهبری بودند، ایشان من را به اتاق شان صدا کردند، وقتی رفتم دیدم آقای بیگ زاده آنجا نشسته اند، آقای خامنه ای گفتند چرا شما با تلویزیون کار نمی کنید؟ من هم گفتم استخاره کرده ام. ایشان هم پاسخ دادند که در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. تو رفته ای و در جست وجوگر، نقش شیطان بازی کرده ای، حالا نقش مالک اشتر را بازی نمی کنی؟ گفتم به هر حال من روی نقش هایم حساسیت زیادی دارم. ایشان به من گفتند خوب دوباره یک استخاره دیگر بکن.* همه عوامل سریال امام علی (ع) عوض شدندما در ماه محرم یک هیئت عزاداری در مشهد داریم. شب عاشورا که به هیئت رفته بودم، دوباره از همان دوستم خواستم تا به حرم برویم و برایم دوباره استخاره بگیر. او هم نماز خواند و استخاره ای گرفت، بعد هم گفت که نمی دانم ماجرا چیست ولی این بار دیگر نه نمی توانی بگویی. گفتم چرا؟ گفت آیه فرمان ساختن کعبه به ابراهیم آمده است. این فرمان است و نمی توانی نه بگویی. گفتم بنویسش. خیلی حالم بد شد. به هر حال آمدم تهران و آقای میرباقری دوباره پیگیری کردند. گفتم سمعا و طاعتا. گفت برو و در راهرو چارت عوامل را نگاه کن. خیلی عجیب است. شاید جوان و مردم امروز این حرف ها را باور نکند، اما من که نمی خواهم خودشیرینی کنم. رفتم چارت را نگاه کردم و دیدم یک نفر از هنرپیشه هایی که قبلا انتخاب شده بودند، این بار نیستند. فیلمبردار، طراح صحنه، طراح لباس و ... همه گروه عوض شده بود. البته میرباقری خودش هم متوجه نکته عظیمی شد که به هر حال از یک جاهایی نگاه های سنگین روی کاری که می کند، هست. توجه مولای من به سریال امام علی (ع) همین بود که تا به امروز با توجه به همه کارهایی که انجام شده و حتی کارهایی که خود میرباقری انجام داده، نتوانسته به زیر زانوی سریال امام علی (ع ) هم برسد. حتی با همین سریال پر طمطراق و پر زرق و برق ده ساله مختارنامه. آخر مختار ثقفی اصلا با علی ابن ابیطالب قابل مقایسه نیست و مقایسه شان قیاس مع الفارغ است. خیلی هم خوشحالم که در این سریال نبودم. البته جایی هم برای من نبود. کسی به من گفت که چرا در این سریال بازی نکردی؟ گفتم برای اینکه می دانستند جای من در این سریال نیست.*از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر می چسبیدامام علی (ع) چنین وضعیتی داشت و از تمام لحظاتی که ما از صبح تا غروب آفتاب با آن لباس های سنگین بازی می کردیم و عرق می ریختیم، از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر می چسبید و سیاهی لشکرهای نیزه به دست در زیر آفتاب گنو در بندعباس می افتادند و آمبولانس یکی یکی آنها را می برد، مار نیششان می زد اما یک نیرویی آنجا ما را نگه داشته بود و ترانه آوای برگ های نخل هایی که باد می زد و به هم می خوردند، دائم تداعی ناله های حضرت علی(ع) بود، تداعی مدینه بود، تداعی رنج علی بود، تداعی نفاقی بود که به جان علی افتاد و ریایی که بر پوست دین خدا نشسته بود و ما داشتیم نوکری کسی را می کردیم که مظلوم اول همه تاریخ بود و نگاه همه ستمدیدگان به اوست تا وقتی که بشر زنده است. آرام می شدیم و سعی می کردیم عمق این مظلومیت را نشان بدهیم. اما یک روزی وقتی دور هم بودیم داوود میرباقری گفت این امام در سریال من هم مظلوم بود و نتوانستم آن طور که باید مظلومیتش را نشان بدهم.*سریال امام علی(ع)نشانه اقتدار فرهنگی جمهوری اسلامی استمن بعد از سریال امام علی(ع) گفتم که نشانه اقتدار فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران سریال امام علی(ع) است. چون نظام جمهوری اسلامی یک نظام شیعه است و اقتدار این نظام متجلی در سریال امام علی(ع) بدون توهین به هیچکس است. آنها که این قدر به عمروعاص خود می نازند در تاریخ هست که چگونه لخت شد از ترس جان ناقابلش. خداوند رحمت کند مهدی فتحی را که این ماجرا را به این خوبی بازی کرد.*هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) می شود برای مهدی فتحی فاتحه می خوانممن هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) می شود برای مهدی فتحی فاتحه می خوانم و جای خالی اش را بیشتر از هر زمان دیگری احساس می کنم و حقیقتا بغض گلویم را می گیرد. او هنرپیشه شش دنگ و باهوشی بود که البته مظلوم هم بود. بسیار زود و مظلوم رفت. حقش هم به طور کامل ادا نشد. من در کارهای بسیاری با او همکار بودم، آرزویش این بود که اتللو را روی صحنه ببرد و من نقش اتللو را برایش بازی کنم.**آسایش: هیچ نقشی برایم جای قطام را نمی گیرد*برسیم به شاه نقش های شما یعنی سریال «امام علی (ع)» که بار دیگر روی آنتن رفته. هیچ وقت پیش آمده بنشینید و تکرارش را ببینید؟-باورتان می شود من هیچ وقت امام علی (ع) را کامل ندیده ام، چون موقع پخشش ایران نبودم.* خب چرا dvd آن را نمی خرید؟dvd آن را دارم اما فرصت دیدنش پیش نمی آید. «امام علی (ع)» ؟؟؟؟؟* همه تصور می کنند بازیگری که با یک نقش به شدت مورد توجه قرار می گیرد حتماً تمام پلان هایش را هم حفظ است. -تنها چیزهایی که از امام علی (ع) حفظم، لحظات و خاطرات نابی است که سر فیلمبرداری داشتیم. دو قسمت اول را از تلویزیون دیدم و بعد از ایران رفتم. مادرم زنگ می زد و برایم تعریف می کرد.* حدود 25 سال از زمان تولید امام علی (ع) می گذرد. اگر دوباره به همان زمان برگردید، باز هم تصمیم می گیرید بعد از بازی در این سریال مهم به انگلیس بروید و مدت ها از بازیگری دور بمانید؟-صد درصد دوباره همان کار را انجام می دادم و می رفتم. درس خواندنم در انگلستان بهترین تجربه زندگی ام بود و با تمام سختی هایش من را ساخت. آنجا کلی تجربه به دست آوردم که بابت همین کلی به خاله و شوهر خاله ام که در آن مدت پیش آن ها زندگی کردم، مدیون هستم.* وقتی بازیگر شدید، نگاه ها در خانواده تان عوض شد دیگر؟-بله، وقتی امام علی (ع) را بازی کردم و سریال گل کرد، تازه همه گفتند ویشکا معلوم بود که یک استعدادی دارد.* گفتید سر ...

ادامه مطلب  

آسایش: هیچ نقشی جای «قطام» را برایم نمی گیرد  

درخواست حذف این مطلب
مجموعه تلویزیونی امام علی(ع) داود میرباقری فیلمنامه سریالی با عنوان «خاری در گلو» را براساس زندگی حضرت علی(ع) به صدا و سیما ارائه داد که پس از فراز و نشیب های بسیار سرانجام در سال ۱۳۷۳ با حضور ۱۵۰ بازیگر اصلی و بیش از ۵ هزار هنرور از نیروهای ارتش مقابل دوربین رفت.ساخت سریال حدود چهار سال به طول انجامید و سرانجام پخش مجموعه از سال ۱۳۷۵ در شبکه یک سیما آغاز شد.در این سریال بازیگرانی هم ایفای نقش کرده اند که امروز دیگر در میان ما نیستند؛ از جمله آنها می توان به زنده یاد مهدی فتحی، رضا خندان، جواد خدادادی، رضا کرم رضایی، عباس امیری، منصور والامقام، حسین پناهی، نعمت الله گرجی، توران مهرزاد، سروش خلیلی، احمد قدکچیان، علی اصغر گرمسیری، باقر صحرارودی و ... اشاره کرد و با قرائت فاتحه ای یاد و خاطره این هنرمندان را گرامی می داریم.اما حالا که مصادف با تکرار این سریال در شبکه آی فیلم و همچنین ایام شهادت امام علی(ع) شده، در ادامه گفت وگو با داریوش ارجمند(بازیگر نقش مالک اشتر)، ویشکا آسایش(بازیگر نقش قطام) و کریم اکبری مبارکه (بازیگر نقش ابن ملجم مرادی) را در ادامه می خوانیم:**ارجمند: از بازی در نقش مالک اشتر وحشت داشتم-من آن زمان مطلقا آقای میرباقری را نمی شناختم. یک روز من را صدا کرد و رفتم صحبتی شد. نگاهی انداختم به کسانی که قرار بود در این سریال ایفای نقش کنند. بعد هم رفتم به مشهد. خوب برای من که تاریخ خوانده ام و شاگرد دکتر شریعتی بودم و امام علی(ع) را از زبان او شنیدم و عظمت امام علی(ع) را از زبان او در دوران دانشجویی درک کرده ام، خیلی وحشت داشتم که این نقش را بازی کنم. چون آن موقع حداقل ۵۰ دبیرستان در ایران وجود داشت که نام آن ها مالک اشتر بود، گروه هنری به نام مالک اشتر داشتیم، تیپ و لشکر در جبهه به اسم مالک اشتر بود، در مشهد چند مسجد به نام مالک اشتر بود، پادگان به این نام داشتیم. این آدم در ایران با فاصله زیادی از امام علی (ع ) در رتبه دوم قرار دارد و به عنوان فردی که در رکاب ایشان بوده، شناخته می شود.* اگر بد بازی می کردم باید از ایران می رفتمبرای من مهم نبود که یک کاری بکنم و پولی بگیرم. بلکه برای من ارزش این کار خیلی مهم بود و چیزهایی که درباره ایشان می دانستم و به آن ها عشق می ورزیدم. آرزو داشتم که ای کاش موقعی بودم که می توانستم نوکری امام علی (ع ) را بکنم. این ها همه برای من مساله بود و این موقعیت برای من به وجود آمد. ولی وحشت داشتم به خاطر اینکه اگر آن شخصیت را بد بازی می کردم، قطعا بدانید که باید از ایران می رفتم. چون یک تصور ذهنی بزرگی از این سردار امام علی (ع) در ذهن شیعیان وجود داشت.* استخاره بد آمد/ به میرباقری گفتم بازی نمی کنمبه همین دلیل در مشهد نزد یکی از دوستانم به نام آقای سید محسن مصطفی زاده که شاعر و فرد مؤمنی است رفتم و گفتم در حرم امام رضا(ع) برای من یک استخاره بگیرد. نگفتم که برای چه موضوعی هم استخاره می خواهم. استخاره هم گرفت و آمد گفت بد آمده. گفتم چرا؟ آیه اش را برایم را بنویس. نوشت و آیه این بود که کسانی که در صف نماز با شما می ایستند، از شما که دور می شوند، به استهزاء شما می پردازند و مسخره تان می کنند. آن را نوشت و به من داد. مدتی بعد به تهران رفتم و آقای میرباقری نتیجه را از من جویا شد، گفتم من نمی توانم بازی کنم. گفت چرا؟ گفتم به من گفته اند بازی نکنم. خیلی حیرت زده شد. گفت کی؟ فکر می کرد کسی از این کارگردان ها یا بازیگران این حرف را به من زده است، گفتم کسی است که تو هم او را قبول داری. گفت کیست؟ من هم کیفم را باز کردم و کاغذ استخاره را دستش دادم. وقتی خواند، حیرت زده شد. گفتم با خدا مشورت کردم و او موافقت نکرد. بعد هم به مشهد رفتم. خیلی به آقای میرباقری برخورد. دیگر هم سراغی از من نگرفتند، تا اینکه آقای محمد بیگ زاده تهیه کننده کار آمدند به مشهد. آن موقع مدیر کل من حاج حسن آقای خامنه ای، برادر مقام معظم رهبری بودند، ایشان من را به اتاق شان صدا کردند، وقتی رفتم دیدم آقای بیگ زاده آنجا نشسته اند، آقای خامنه ای گفتند چرا شما با تلویزیون کار نمی کنید؟ من هم گفتم استخاره کرده ام. ایشان هم پاسخ دادند که در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. تو رفته ای و در جست وجوگر، نقش شیطان بازی کرده ای، حالا نقش مالک اشتر را بازی نمی کنی؟ گفتم به هر حال من روی نقش هایم حساسیت زیادی دارم. ایشان به من گفتند خوب دوباره یک استخاره دیگر بکن.* همه عوامل سریال امام علی (ع) عوض شدندما در ماه محرم یک هیئت عزاداری در مشهد داریم. شب عاشورا که به هیئت رفته بودم، دوباره از همان دوستم خواستم تا به حرم برویم و برایم دوباره استخاره بگیر. او هم نماز خواند و استخاره ای گرفت، بعد هم گفت که نمی دانم ماجرا چیست ولی این بار دیگر نه نمی توانی بگویی. گفتم چرا؟ گفت آیه فرمان ساختن کعبه به ابراهیم آمده است. این فرمان است و نمی توانی نه بگویی. گفتم بنویسش. خیلی حالم بد شد. به هر حال آمدم تهران و آقای میرباقری دوباره پیگیری کردند. گفتم سمعا و طاعتا. گفت برو و در راهرو چارت عوامل را نگاه کن. خیلی عجیب است. شاید جوان و مردم امروز این حرف ها را باور نکند، اما من که نمی خواهم خودشیرینی کنم. رفتم چارت را نگاه کردم و دیدم یک نفر از هنرپیشه هایی که قبلا انتخاب شده بودند، این بار نیستند. فیلمبردار، طراح صحنه، طراح لباس و ... همه گروه عوض شده بود. البته میرباقری خودش هم متوجه نکته عظیمی شد که به هر حال از یک جاهایی نگاه های سنگین روی کاری که می کند، هست. توجه مولای من به سریال امام علی (ع) همین بود که تا به امروز با توجه به همه کارهایی که انجام شده و حتی کارهایی که خود میرباقری انجام داده، نتوانسته به زیر زانوی سریال امام علی (ع ) هم برسد. حتی با همین سریال پر طمطراق و پر زرق و برق ده ساله مختارنامه. آخر مختار ثقفی اصلا با علی ابن ابیطالب قابل مقایسه نیست و مقایسه شان قیاس مع الفارغ است. خیلی هم خوشحالم که در این سریال نبودم. البته جایی هم برای من نبود. کسی به من گفت که چرا در این سریال بازی نکردی؟ گفتم برای اینکه می دانستند جای من در این سریال نیست.*از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر می چسبیدامام علی (ع) چنین وضعیتی داشت و از تمام لحظاتی که ما از صبح تا غروب آفتاب با آن لباس های سنگین بازی می کردیم و عرق می ریختیم، از شدت گرما دستمان به دسته شمشیر می چسبید و سیاهی لشکرهای نیزه به دست در زیر آفتاب گنو در بندعباس می افتادند و آمبولانس یکی یکی آنها را می برد، مار نیششان می زد اما یک نیرویی آنجا ما را نگه داشته بود و ترانه آوای برگ های نخل هایی که باد می زد و به هم می خوردند، دائم تداعی ناله های حضرت علی(ع) بود، تداعی مدینه بود، تداعی رنج علی بود، تداعی نفاقی بود که به جان علی افتاد و ریایی که بر پوست دین خدا نشسته بود و ما داشتیم نوکری کسی را می کردیم که مظلوم اول همه تاریخ بود و نگاه همه ستمدیدگان به اوست تا وقتی که بشر زنده است. آرام می شدیم و سعی می کردیم عمق این مظلومیت را نشان بدهیم. اما یک روزی وقتی دور هم بودیم داوود میرباقری گفت این امام در سریال من هم مظلوم بود و نتوانستم آن طور که باید مظلومیتش را نشان بدهم*سریال امام علی(ع)نشانه اقتدار فرهنگی جمهوری اسلامی استمن بعد از سریال امام علی(ع) گفتم که نشانه اقتدار فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران سریال امام علی(ع) است. چون نظام جمهوری اسلامی یک نظام شیعه است و اقتدار این نظام متجلی در سریال امام علی(ع) بدون توهین به هیچکس است. آنها که این قدر به عمروعاص خود می نازند در تاریخ هست که چگونه لخت شد از ترس جان ناقابلش. خداوند رحمت کند مهدی فتحی را که این ماجرا را به این خوبی بازی کرد.*هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) می شود برای مهدی فتحی فاتحه می خوانممن هر وقت صحبت از سریال امام علی(ع) می شود برای مهدی فتحی فاتحه می خوانم و جای خالی اش را بیشتر از هر زمان دیگری احساس می کنم و حقیقتا بغض گلویم را می گیرد. او هنرپیشه شش دنگ و باهوشی بود که البته مظلوم هم بود. بسیار زود و مظلوم رفت. حقش هم به طور کامل ادا نشد. من در کارهای بسیاری با او همکار بودم، آرزویش این بود که اتللو را روی صحنه ببرد و من نقش اتللو را برایش بازی کنم.**آسایش: هیچ نقشی برایم جای قطام را نمی گیرد*برسیم به شاه نقش های شما یعنی سریال «امام علی (ع)» که بار دیگر روی آنتن رفته. هیچ وقت پیش آمده بنشینید و تکرارش را ببینید؟-باورتان می شود من هیچ وقت امام علی (ع) را کامل ندیده ام، چون موقع پخشش ایران نبودم.* خب چرا dvd آن را نمی خرید؟dvd آن را دارم اما فرصت دیدنش پیش نمی آید. «امام علی (ع)» ؟؟؟؟؟* همه تصور می کنند بازیگری که با یک نقش به شدت مورد توجه قرار می گیرد حتماً تمام پلان هایش را هم حفظ است. -تنها چیزهایی که از امام علی (ع) حفظم، لحظات و خاطرات نابی است که سر فیلمبرداری داشتیم. دو قسمت اول را از تلویزیون دیدم و بعد از ایران رفتم. مادرم زنگ می زد و برایم تعریف می کرد.* حدود ۲۵ سال از زمان تولید امام علی (ع) می گذرد. اگر دوباره به همان زمان برگردید، باز هم تصمیم می گیرید بعد از بازی در این سریال مهم به انگلیس بروید و مدت ها از بازیگری دور بمانید؟-صد درصد دوباره همان کار را انجام می دادم و می رفتم. درس خواندنم در انگلستان بهترین تجربه زندگی ام بود و با تمام سختی هایش من را ساخت. آنجا کلی تجربه به دست آوردم که بابت همین کلی به خاله و شوهر خاله ام که در آن مدت پیش آن ها زندگی کردم، مدیون هستم.* وقتی بازیگر شدید، نگاه ها در خانواده تان عوض شد دیگر؟-بله، وقتی امام علی (ع) را بازی کردم و سریال گل کرد، تازه همه گفتند ویشکا معلوم بود که یک استعدادی دارد.* گفتید سرضبط سریال امام علی (ع) مدام منتظر آمدن ویزا بودید، این طوری تمرکز داشتید کار را درست ا ...

ادامه مطلب  

راه پله های گردون و چوبی مدرن در منازل دوبلکس  

درخواست حذف این مطلب
دکوراسیون داخلی, راه پله های گردون و چوبی مدرنراه پله های داخلی خانه با طرح های مدرن و شیک راه پله های گردون چوبیشیک ترین و جدیدترین راه پله های مدرن چوبی و گردون در خانه های ویلایی و دوبلکس خانه های دوبلکس و ویلایی مطمئنا به دکوراسیون داخلی شیک و مدرن نیاز دارند. اگر سایر دکوراسیون داخلی منزلتان از جنس چوب است پیشنهاد ما این است که راه پله های موجود در منزل را هم از جنس چوب انتخاب کنید. همچنین اگر راه پله ها به صورت مارپیچی و گردون باشد جذابیت بیشتری به منزل می دهد. برای انتخاب راه پله های شیک و جدید نکاتی را در این پست آورده ایم. قبل از خرید حتما به این نکات توجه کافی داشته باشید. راه پله دوبلکس یعنی یک سری پله که از بخش داخلی طبقات را به هم وصل می کند. برای طراحی دکوراسیون و مدل راه پله های دوبلکس خانه های ویلایی و آپارتمانی باید به چند نکته توجه کرد. سایز و ابعاد راه پله در قسمت پله ها و نرده های اطراف آن: تا حد ممکن استانداردها را رعایت کنید تا ایمنی لازم تعبیه شود. استحکام و جنس مناسب پله ها و نرده های به کار رفته در راه پله های داخلی خانه تضمین کننده امنیت حرکت در این بخش است. قرار گیری راه پله در فضاهای بزرگ و کوچک: راه پله ها می توانند در تمامی مکان ها ساخته شوند، در فضاهای بزرگ و کوچک وجود راه پله همیشه امتیازات و مزایایی را برای ما بهمراه خواهد داشت که جدای بحث زیبایی انها می توان به ایجاد یک محیط یا اتاق اضافه برای زیستن یا مکانی برای ذخیره سازی در زیر راه پله ها اشاره کرد. برای محیط های عریض و بزرگ می توانید راه پله را در مرکز خانه قرار بدهید اما در فضاهای کوچک بهتر است راه پله ها در گوشه ای از اتاق قرار بگیرند و از مدل های ساده در طراحی خود استفاده کنند. اما برای انتخاب بهترین مدل راه پله مناسب با شرایط منزلتان نکاتی وجود دارد که دانستن آنها مفید خواهد بود. اولین چیزی که باید به انجام بگیرد، اندازه گیری فضای موجود در خانه است، همانطور که در بالا گفتیم، فضا نقش بسیار مهمی را در محل قرار گیری راه پله بازی می کند. ...

ادامه مطلب  

آمریکا در آستانه بزرگترین شکست دولت مدرن + آمار  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی ملکانه؛ شوک ناشی از پیروزی غیرمنتظره دونالد ترامپ موجب فروپاشی کلیشه های مرسوم درباره جامعه آمریکا شد. در جستجوی چرایی اقبال مردم به ترامپ، بسیاری از تحلیل گران آمریکایی به بازبینی برداشت های خود از وضع موجود پرداختند. در نگاه اولیه، داده های مرتبط با اقتصاد از روند رو به رشد شاخص های کلان اقتصادی آمریکا حکایت داشت ولی این موضوع با نارضایتی مردم آمریکا همخوانی نداشت. جوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد و از مشهورترین اقتصاددانان نئوکینزی برای حل این تعارض ظاهری به کارکردهای اقتصاد نئولیبرالیستی اشاره می کند و می گوید: «شاخص تولید ناخالص داخلی فقط مجموع خروجی یک اقتصاد را نشان می دهد؛ اما نمی گوید که چه مقدار از آن به جیب چه کسی می رود. در طول سه سال اول بازیابی اقتصادی، ۹۱ درصد از درآمد به ۱درصد بالایی رسیده است. بنابراین، ۹۹ درصد پایینی هیچ چیز احساس نکردند.»پیپا نوریسپیپا نوریس– که به دلیل فزونی استناد به آثارش در زمره چهار پژوهشگر برتر علوم سیاسی قرار گرفته است- در کتاب «ظهور راست افراطی» با تحلیل تاریخچه گرایش عمومی به جریان راست در سده اخیر به این نتیجه می رسد که تبیین اقتصادی و اتکای به شکاف های اقتصادی و نابرابری در ثروت به تنهایی نمی تواند توضیحی برای حمایت از سیاستمداران راست گرای افراطی باشد. او معتقد است که با توجه به تنوع و تکثر جوامع غربی «نارضایتی از وضع موجود» بیش از هر عنصر دیگری قابلیت بیان انگیزه حمایت از نامزدهای ضدساختارگرا و پوپولیست را دارد. از این منظر، می توان به جای تحدید پیروزی ترامپ در حمایت طبقه سفید پوستان کم درآمدِ آمریکا نگرش دیگری به جامعه رأی دهندگان داشت و آن را نمودی از اعتراض به وضع موجود دانست. در واقع ترامپ توانست در انتخابات ریاست جمهوری با شورش علیه احزاب و نهادهای رسمی و سنتی آمریکا و وابستگی مالی کمتر به میلیاردهای حامی کمپین های انتخاباتی خود را یک چهره مستقل و همصدای مردم عادی نشان داده و با بهره گیری از یک تحول مهم اجتماعی در آمریکا پیروز انتخابات شود.نیوت گینگریچ، رئیس اسبق مجلس نمایندگان آمریکا نیز در توصیف کامیابی ترامپ در مبارزات انتخاباتی می گوید:«مردم آمریکا به طور چشمگیری از بی کفایتی، غرور، فساد و ناکارآمدی واشنگتن به ستوه آمده اند. آن ها خواهان یک تغییر واقعی هستند. این اصلاحات واقعی به یک فرد جسور و انقلابی نیاز دارد نه یک سیاستمدار مرسوم. مردم آمریکا «انقلاب سیاسی» را یک راه مطمئن برای رفع مشکلات خود می دانند. این چیزی است که نخبگان و رسانه های آمریکا توان درک آن را ندارند زیرا مشکل دقیقا خود آن ها و شیوه عملکردشان است.»آمریکا در حال فروپاشی نیست ولی در معرض تبدیل شدن به یک «دولت ورشکسته» قرار گرفته است. جیم شوتو، خبرنگار ارشد امنیت ملی سی ان ان با سالها تجربه تهیه خبر و گزارش از کشورهای ورشکسته و فرومانده ای چون افغانستان، عراق، سومالی، زمیباوه، میانمار و… معتقد است آمریکا در برخی از شاخص ها به دولت-ملت های ورشکسته بسیار نزدیک شده است. شوتو با توجه به آشکار شدن پیامدهای یک دولت ورشکسته در ایالات متحده نظیر گسترش ترس، تفرقه و خشونت در آمریکا و نیز کاهش ا ...

ادامه مطلب  

طراحی الهام بخش برای فضای اداری مدرن و شیک  

درخواست حذف این مطلب
فضای اداری مدرنجدیدترین طراحی فضای اداری مدرن و شیک ۹۶انواع مجموعه مدل فضای اداری شیک و جدیدپیشنهاد مدل دکوراسیون های جدید و شیک برای سال ۲۰۱۸ و ۹۷ می باشدهمراه با مدل های جدید مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیم دکوراسیون دفتر کارانتخاب رنگ دفتر کار کاملا به خصوصیات و روحیات شما بستگی دارد تا احساس رضایت کرده، کارایی بهتری داشته باشید.بررسی ویژگی های خاص و برنامه ریزی در رسیدن به نتیجه مورد نظر، مرحله انتخاب رنگ را آسان تر می کند. قبل از انتخاب رنگ، در نظر گرفتن عوامل مختلف دارای اهمیت است. با انتخاب صحیح، فضای مورد نظر را کوچک تر، بزرگ تر، گرم تر یا سردتر نشان دهید. ۱ – اندازه دفتر کار را در نظر بگیریداگر می خواهید اتاق بزرگ تر به نظر برسد، از سفید، کرم و رنگ های روشن استفاده کنید. سقف سفید نیز اتاق را بزرگ تر نشان می دهد. اگر فضا خیلی بزرگ و سرد است، رنگ های تیره آن را گرم تر نشان می دهند. ۲ – به احساس درونی خود توجه کنیداگر می خواهید انرژی و اشتیاق ایجاد کنید، رنگ های گرم قرمز تا سبز را از چرخه رنگ که شامل قرمز، نارنجی، زرد و سبز هستند، انتخاب کنید. اگر احساس آرامش را ترجیح می دهید، رنگ های سرد از آبی تا بنفش را انتخاب نمایید. ۳ – به مقدا ...

ادامه مطلب  

نوید محمدزاده اعجوبه بازیگری است، دوست دارم مقابل او بازی کنم  

درخواست حذف این مطلب
نهمین برنامه زنده اینترنتی «سی و پنج» با حضور ویشکا آسایش به عنوان مهمان و به سردبیری و اجرای فریدون جیرانی شب گذشته (25 شهریورماه) از تلویزیون اینترنتی تی وی نت (tvnet.ir) پخش شد. به گزارش فیلم نت نیوز، نهمین برنامه اینترنتی «سی و پنج» 25 شهریورماه به گفتگوی فریدون جیرانی با ویشکا آسایش، بازیگر، طراح صحنه و لباس و مجسمه ساز اختصاص داشت. ویشکا آسایش در ابتدای این برنامه از دعوت فریدون جیرانی ابراز خوشحالی کرد.جیرانی سخنان خود را از «شین پرتو» پدربزرگ آسایش آغاز کرد و او را شخصیتی قابل احترام خواند. سپس از ویشکا آسایش خواست که در مورد او صحبت کند.من تا 22 سالگی با پدربزرگم زندگی می کردم؛ ما در خانه ای دو طبقه زندگی می کردیم که طبقه پایین پدربزرگ و مادربزرگم بودند و تمام کودکی من با آنها گذشت. پدربزرگم عشق من بود. او بسیار سختگیر و با دیسیپلین و نظم زیاد بود. وقتی من حدود 9 سال داشتم، یکی از چشمان پدربزرگم بینایی اش را از دست می دهد و برای درمان آن به لندن هم می رود اما بینایی او باز نمی گردد و بینایی چشم دومش نیز با زجر از بین می رود.تصویر من از پدربزرگم این بود که خوب نمی دید اما صبح ها همیشه مرتب و اصلاح کرده و لباس پوشیده و کراوات زده بود. او نمی دید اما صدایش را ضبط و را نگهداری می کرد. او مرتب ترین گنجه اطلاعات را داشت و چیزی در آن گم نمی شد. جدی بودن او در کار و عشق به نوشتن بود که تصویر خیلی ماندگاری برایم رقم زده است.آیا نوشته های او را خوانده اید؟نوشته هایش را نخواندم. حتی یادم است وقتی سنم کم بود از من می خواست برایش شعر حافظ یا اشعار دیگری بخوانم که من بلد نبودم شعر بخوانم و به من می گفت بیسواد. انشاهای دورام مدرسه ام را پدربزرگم می گفت و به همین دلیل در نوشتن تنبل هستم.مادربزرگت چطور بود؟مادربرگم فرشته ای به تمام معنا بود. او دکتر میکروبیولوژی بود اما در بانک ملی کار می کرد و او هم خیلی مرتب و منظم بود. هیچ حرف زشتی از دهانش بیرون نمی آمد و زشت ترین حرف بدی که می زد، بی پرورش بود. صبح ها به بانک می رفت و ظهرها برای ناهار دور هم جمع می شدیم.در مورد مادر و پدرت صحبت کن.پدرم مهندس تاسیسات و مادرم معلم مهدکودک بود و بعدها در مدرسه بین المللی بچه های استثنایی و مدرسه ای که پدربزرگم آن را خریداری کرد، مشغول شد.چطور شد که طراحی صحنه خواندی؟ اولین نقشت در سریال امام علی را چه زمانی بازی کردی؟قصدم این بود که گرافیک بخوانم اما استعدادم در گرافیک نبود و چون حرکت و جنبش دوست داشتم به پیشنهاد اساتید آنجا، رشته طراحی صحنه را انتخاب کردم.البته قبل از رفتن به لندن برای تحصیلات، نقش قطام را بازی کردم.آیا با کار مازیار پرتو آشنا بودی؟من تا 18 سالگی در دنیای سینما نبودم و شاید یکی از دلایل اینکه با کار دایی ام آشنا نبودم این بود که او اطرافیان را از کارش منع می کرد یادم هست که پسردایی ام عاشق سینما وت ئاتر بود اما با مخالفت دایی رشته ای دیگر خواند.من فکر می کردم که مازیار پرتو تو را به میرباقری برای نقش قطام معرفی کرد! آیا سر کار امام علی هم با کار تو مخالفت کرد؟بله مخالفت کرد. آقای شریفی نیا من را در منزل دایی ام دید و به او گفت که من برای تست بیایم که با مخالفت های زیاد که سه ماه طول کشید، آخر قرار شد برای تست بروم.تست گریم و بازی چطور بود؟با شوخی و به همراه مادرم برای تست به شهرک سینمایی رفتم. خانم شیرازی من را گریم کرد و یک دختر دیگر هم برای تست آمده بود که مادرم می گفت قیافه او برای دختر عرب بیشتر نزدیک است و در تمام مدت به من می گفت که قبولم نمی کنند و من هم ماجرا را زیاد جدی نگرفته بودم. اما دو روز بعد از تست با من برای ایفای نقش تماس گرفتند.در مورد فضای شهرک سینمایی و کار آقای میرباقری صحبت کن.من موضوع را جدی نگرفته بودم و بیشتر فضای شهرک سینمایی برایم جذاب بود و هفته اول کار، دائم چشمم به دایی ام بود که چه کار کنم! او به من توصیه می کرد که این کار جدی است و باید صبح زود از خواب بلند شوم و لوس نباشم و غر نزنم. البته من شیطنتم زیاد بود و او این را می دانست و با من جدی رفتار می کرد و حتی سر صحنه به من می گفت خانم آسایش (با خنده).اولین صحنه ای که بازی کردی، چه بود؟اولین صحنه، خانه قطام بود که باید از پشت پنجره به چشمان پرویز پرستویی چنان زل می زدم که او خجالت می کشید و می رفت. من هم این صحنه را به گفته آقای میرباقری خیلی خوب بازی کردم. پس از بازی این صحنه از همه تاییده گرفتم.در تصاویری که مازیار پرتو ضبط کرده، آیا از تو تصویر زیباتری کار نکرد؟فکر نمی کنم. او در کارش خیلی جدی و منظم بود و همیشه اولین نفری بود که سر صحنه حاضر می شد.مازیار پرتو دیگر در بین ما نیست. درباره شخصیت هنری و شخصیت فردی او در زندگی اش صحبت کن.مازیار پرتو بسیار خوش قلب، مهربان، شوخ طبع و در عین حال جدی و عاشق کارش بود. دوربین روی دستش زندگی اش بود و از اعماق وجودش این کار را دوست داشت و به آن اهمیت می داد.در زندگی شخصی اش نیز پدر و دایی بسیار خوب و دوست داشتنی بود. من را خیلی دوست داشت و یادم هست وقتی وارد سینما شدم، به من می گفت که این کار بسیار جدی است و باید در کارم نظم داشته باشم. من او را خیلی دوست داشتم.حادثه بدی برای دخترش اتفاق افتاد.مرگ دختردایی ام شوک بزرگی برای همه خانواده و به ویژه برای دایی بود. در فاصله کوتاه یک هفته ای هم از بیماری او مطلع شدیم هم خبر فوتش را دادند. این اتفاق در لندن افتاد و در همان جا هم او را دفن کردند.همان زمانی بود تو در لندن بودی؟خیر. من هنوز برای درس خواندن نرفته بودم.از آموخته هایت در لندن صحبت کن؟ فضای دانشگاه و کار در آنجا چطور بود؟اولین چیزی که در لندن یاد گرفتم، اعتماد به نفس بود و آنها اعتماد به نفسم را بالا بردند. این افتاق وقتی می افتد که به دانشجوها مهلت می دهند کار خودشا نرا انجام دهند و آنها دخالتی در کار و سلیقه هنرجو نمی کنند. این اتفاق اما در ایران به گونه دیگری است و برای نقاشی یک مدل در اختیارت می گذارند و مدام در مورد گرفتن قلم در دست و نحوه کشیدن و طرح زدن ایراد می گیرند. در لندن پروژه را برای دانشجو تعریف می کنند و توضیحاتی می دهند و سپس او را به حال خود رها می کنند تا کارش را انجام دهد. یک کتابخانه بزرگ و فضای خوبی نیز فراهم است تا تو خودت به سمت یادگیری بروی. این شیوه باعث می شود که آدم به خودش بیاید و درس بخواند و بعد از 10 روز در باره رنگ، فرم کار و تحقیقات پروژه باید به اساتید توضیحات ارائه کنید. این شیوه 2 سال ادامه داشت و بعد از آن یک دانشجو را به دلیل کم کاری و درس نخواندن اخراج کردند و در توضیح اخراج شدنش گفتند که شانسش را ب ...

ادامه مطلب  

سنخیت دانش آموختگان نظام تعلیم و تربیت با گفتمان انقلاب اسلامی  

درخواست حذف این مطلب
گروه فرهنگی – اجتماعی برهان/ محمد آقابیگی کلاکی؛ نظام آموزشی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای آموزشی جامعه شناخته می شود که برخی از مهم ترین رسالت های اجتماعی بر عهده ی آن گذارده و کارکردها و انتظارات خاصی بر آن مترتب می شود. این نظام آموزشی در جامعه ی ایران در 2 سطح آموز ش های پایه و نظام آموزش عالی قابل تقسیم است.این 2 حوزه اگرچه از یکدیگر مجزا و قابل انفکاک نیستند، اما از لحاظ ساختاری و اداری مجزا هستند و تحت اداره ی 2 وزارتخانه ی متفاوت قرار دارند. علی رغم این مسئله، یعنی پیوستگی این 2 سطح از آموزش و غیرقابل انفکاک بودن آن ها، این گفتار در صدد است رسالت های متوجه نظام آموزشی جامعه را در سطوح پایه، با توجه به اهداف جامعه و نظام جمهوری اسلامی، مورد بررسی قرار دهد و وضعیت کنونی عملکرد این نظام را با توجه به آن نقش ها و رسالت ها مورد نقد قرار دهد. آنچه در اینجا گفته می شود با شدت بیشتری به نظام آموزش عالی نیز قابل تعمیم می باشد.برای این منظور، با توجه به ماهیت گفتمانی نظام آموزشی کنونی جامعه و با توجه به مقتضیات تاریخی و اجتماعی در کنار بررسی گفتمان اسلامی مابعد انقلاب ایران، سعی شده است اهداف نظام آموزشی و انقلاب اسلامی در 2 سطح خرد (با تأکید بر سطوح فردی) و کلان (با تأکید بر اهداف اجتماعی، فرهنگی و تمدنی) مقایسه شود و انطباق یا اختلاف آن ها در معرض قضاوت قرار گیرد.گفتمان نظام آموزشی مدرن ایران و زمینه های پیدایش آنآموزش و پرورش در هر جامعه ای، فارغ از اهداف و ارزش های آن، پاره ای از رسالت های مشترک را بر عهده دارد؛ با این حال قابل توجه است که کیفیت و چگونگی انجام این رسالت ها، می تواند بر حسب ارزش ها و اهداف جوامع، متفاوت باشد. از جمله ی این رسالت ها و کارکردهای مشترک باید به جامعه پذیر کردن افراد، انتقال فرهنگ از نسل های پیشین و آماده کردن افراد برای ایفای نقش های منطبق با ارزش ها و باورهای جامعه برای نیل به آن اهداف در سطوح مختلف اشاره کرد.البته قابل ذکر است که این نقش ها و رسالت ها در جوامع مدرن در یک چارچوب رسمی و نظام وار برای نظام آموزشی طرح ریزی شده است؛ چرا که آموزش و پرورش در اجتماعات سنتی و به ویژه در نظام آموزش های دینی، رسالت های دیگری را بر عهده دارد و کارکردهای متفاوتی را برآورده می ساخته است. رسالت های و کارکردهایی که اکنون در نظام آموزشی انتظار آن می رود، در اجتماعات پیشامدرن عمدتاً از طرق غیررسمی و در فرآیند زندگی روزمره محقق می شده است. در نتیجه، نظام های آموزشی در این جوامع در انطباق با دین و رسالت های آن تعریف می شده است. به عبارت دیگر، نظام آموزشی در اجتماعات پیشامدرن صورت و قالبی دینی داشته و وظایف آن بر همین مبنا شکل می گرفته است.اما با حرکت جوامع به سوی مدرن شدن، که با پیچیدگی روابط و در هم ریخته شدن روابط و اجتماعات سنتی، تغییر فرآیندهای کار و تولید، تحول در نقش و جایگاه خانواده و بسیاری دیگر از تغییرات اجتماعی و نهادی همراه است، نظام آموزشی ای ضرورت پیدا می کند که بتواند نیازها و الزامات این جامعه ی جدید را برآورده کند و ضمن پر کردن خلأهای کارکردی نهادهایی که در اثر این تغییرات ساختاری استحاله شده اند یا ناتوان از عملکرد مثبت در جهت خواسته ها و انتظارات این جامعه هستند، جایگزین آن ها شوند.بر این اساس، نظام آموزشی نوین، ضمن برآورده کردن فرآیندهای جامعه پذیری و انتقال فرهنگ، جایگزین نظام آموزشی دینی پیشامدرن می شود و در جهانی که قرار است دین دیگر در آن نقشی نداشته باشد، متعهد به برآورده ساختن همه ی ملزومات جامعه برای رسیدن به اهداف و تحقق آرمان های آن می گردد. در این تحول، از نظام آموزشی انتظار می رود به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی و لازمه ی پیشرفت اجتماعی با انتقال فرهنگ[1] و جامعه پذیر کردن[2]افراد و تأمین مبانی مشروعیت نظم و قانون آن جامعه، که اکنون جایگزین دین و نظم دینی یا شبه دینی شده است،[3]افراد جامعه را برای پذیرفتن نقش های متناسب[4]با الزامات این جامعه و در ساختارهای آن آماده و مهیا سازد. جامعه ی ایران نیز، با ورود به فرآیند فاصله گیری از جامعه ی سنتی و قدم نهادن در مسیر مدرنیزاسیون، نظام آموزشی خود را به التزام و خواسته ها و اقتضائات این فرآیند شکل داده و در راستای نیل به اهداف جدیدی، که مدرنیته وعده ی آن ها را داده بود، سازمان دهی و صورت بندی نموده است.مقدمه ی ایجاد این نظام آموزشی نوین به تأسیس دارالفنون در سال 1228 هجری شمسی بازمی گردد، اما شکل گیری مدون و نظام مند این سیستم آموزشی را باید در دوره ی رضاخان به عنوان عامل مدرنیزاسیون جامعه ی ایران جست وجو کرد که با همراهی منورالفکران غرب زده و نیروهای استعماری انگلستان و برخی دولت های دیگر غربی در صدد تغییر ساخت اجتماعی جامعه ی ایران در همه ی وجوه آن برآمده بود.در حقیقت اگرچه تا زمان انقلاب مشروطه مدارس چندی در قالب، ساختار و محتوای آموزشی جدید آن از سوی افراد مختلفی با انگیزه های متفاوت پی ریزی و ایجاد شده بود، اما قدم های اصلی برای ایجاد ساختار نوین آموزش و پرورش ایران را باید در دوره ی حکومت استبدادی ـ استعماری پهلوی اول مورد توجه قرار داد.اگرچه در این دوره عمده ی تمرکز دولت اقتدارگرا بر تقویت و تجدید سازمان ارتش و تبلیغ ناسیونالیسم، به عنوان منبعی برای مشروعیت بخشی به این رژیم و تحکیم وحدت ملی و پیامد آن، استقرار یک حکومت مرکزی قدرتمند استوار است و کمتر توجهی به آموزش و پرورش می شود، اما با حضور منورالفکران و تأثیرهای آنان، قدم های اولیه برای تأسیس این نظام آموزشی برداشته می شود که زمینه ساز اقدامات بعدی قرار می گیرد.در این دوره، برنامه ی تحصیلات ابتدایی و متوسطه (شامل 6 سال دوره ی تحصیلات ابتدایی و 6 سال دوره ی تحصیلات متوسطه) تدوین می شود که به موجب آن، در آخر هر 6 سال، می بایست امتحانات نهایی عمومی به عمل می آمد. تأسیس دانش سراها ی مقدماتی و بالاخره تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 هجری شمسی اساس این اقدامات را فراهم می آورد.[5]وقوع جنگ جهانی دوم و به دنبال آن اشغال ایران به وسیله ی نیروهای متفقین، این نظام آموزشی را نیز همانند سایر ابعاد جامعه متأثر ساخت و ادامه ی کار مدارس و نظام آموزش و پرورش نوین ایران را مختل ساخت؛ اما پس از پایان این آشوب ها و ادامه ی روند مدرنیزاسیون جامعه و تبعات آن، در سال 1322 هجری شمسی، قانون تعلیمات اجباری به تصویب رسید که به موجب آن، دولت ملزم به تعمیم آموزش ابتدایی اجباری و همگانی طی 10 سال شد؛ هرچند قابل توجه است که این قوانین در عمل با مشکلاتی مواجه شده اند و نتوانسته اند محقق شوند.اما مسئله ی اساسی تری که در تعیین وضعیت امروز نظام آموزش و پرورش جامعه ی ایران و همگرایی یا واگرایی آن با اهداف، مقاصد و انتظارات انقلاب اسلامی مؤثر واقع می شود، به محتوا و جهت گیری این نظام آموزشی بازمی گردد که بی تردید نمی توانسته است فارغ از روند مدرنیزاسیون جامعه ی ایران باشد. برای این منظور، توجه به این نکته ضروری است که چه گفتمانی برای برساخت هویت اجتماعی ایران و ایرانی در آن برهه از زمان حاکم بوده و خط مشی سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه را تعیین کرده و در صدد اعمال تغییرات مورد نظر بوده است.در حالی که بسیاری از طراحان و مروجان گفتمان هویتی این دوره همان منورالفکران دور ه ی مشروطه هستند و یا اینکه پایگاه اقتصادی و اجتماعی مشابهی با آن ها دارند، اما گفتمان این دوره تفاوت هایی با دوره ی قبلی آن دارد که تا پیش از روی کار آمدن رضاخان ادامه داشته است.منورالفکران در دوره ی مشروطه مروج گفتمانی هستند که با نفی وضعیت موجود جامعه ی ایرانی و تشخیص و معرفی دین اسلام به عنوان عامل این وضع و مسبب عقب ماندگی و عدم ترقی جامعه (به همان نحو که روشن فکران غربی مسیحیت را عامل انحطاط و و عقب ماندگی غرب می پنداشتند)، منش اجتماع غرب را راه برون رفت از همه ی گرفتاری ها و عقب ماندگی ها معرفی کردند و آن را نسخه ی بی بدیل درمان دردهای جامعه پنداشتند.در باب دین ستیزی، این گفتمان قابل توجه است که صورت بندی آنان از مشکلات دینی و چگونگی تأثیر دین اسلام در عقب ماندگی جامعه ی ایران، کاملاً به نقد متفکران غربی از مسیحیت اتکا و ارجاع دارد. آن ها در عین اینکه همانند غربیان نقد دین را اولین و اساسی ترین اقدام برای برون رفت از عقب ماندگی می دانستند، بدون توجه به تفاوت های اسلام و مسیحیت، دین اسلام را از همان وجوهی مورد نقد قرار می دادند که روشن فکران و انتلکتوئل های غربی مسیحیت را نقد می کردند.منورالفکران در دوره ی مشروطه مروج گفتمانی هستند که با نفی وضعیت موجود جامعه ی ایرانی و تشخیص و معرفی دین اسلام به عنوان عامل این وضع و مسبب عقب ماندگی و عدم ترقی جامعه، منش اجتماع غرب را راه برون رفت از همه ی گرفتاری ها و عقب ماندگی ها معرفی کردند.از این منظر، کل تاریخ اسلام و به ویژه تشیع در جامعه ی ایران به عنوان دوره ای از انحطاط و در صورت و سیمای قرون وسطایی بازنمایی می شود که در کنار ترسیم دوره ی ماقبل اسلام، به عنوان عصری از شکوفایی فرهنگی و تمدنی جامعه ی ایران و تاریخ سازی برای این تمدن ـ که به ویژه در دوره ی بعد پیگیری می شود و در اینجا صرفاً بنای آن گذاشته می شود ـ ضرورت مدرنیزاسیون و قدم گذاشتن در مسیر غربی شدن و سر تا پا فرنگی شدن و الگوگیری از ملل مترقیه ی غربی را برای آنان اجتناب ناپذیر می سازد.اما این منورالفکران تا پیش از روی کار آمدن حاکمیت استبدادی و استعماری رضاخان، امکانی برای تأثیرگذاری اجتماعی و عملیاتی ساختن آرا و اندیشه هایشان و اعمال تغییرات اجتماعی نداشتند. این مسئله از آنجا ناشی می شود که به جهت پایگاه سیاسی و اجتماعی آنان، که عمدتاً برخاسته از متن دربار بودند، امکان هم جوشی و همراه شدن با متن توده ی جامعه برای آنان فراهم نمی شد؛ اما از سوی دیگر عامل مهم تری نیز وجود دارد که مانع از فراگیری این گفتمان می شود و آن مغایرت ارزشی و اعتقادی آن ها با اعتقادات، باورها و ارزش های جامعه است که عمدتاً بر دین و آموزه های دینی تکیه دارد.علاوه بر آنچه گفته شد، به سبب جایگاه حاشیه ای این افراد در دربار، که موجب موضع اپوزیسیونی آن ها نسبت به حاکمیت می شود، امکان بهره گیری آن ها از ظرفیت دربار و ابزارهای سیاسی برای اعمال تغییرات مورد نظرشان از بین می رفت. اما وضعیت این منورالفکران در دوره ی استبداد رضاخانی متفاوت شد. در این دوره نیز اگرچه آن ها از پایگاه اجتماعی مناسبی در میان توده های مردم به دلایل ذکرشده برخوردار نبودند، اما از لحاظ سیاسی سیاست گذار و دست اندرکار اعمال سیاست های استبدادی و استعماری شدند. علاوه بر این گفتمانی که در این دوره شکل گرفت و تبلیغ شد، از لحاظ محتوایی نیز تفاوت های چندی با گفتمان پیش از حکومت پهلوی دارد.مؤلفه های این دوره نیز همچون دوره ی پیشین مشتمل بر تأکید بر ناسیونالیسم و پیشرفت به مثابه ی آنچه در غرب روی داده است، به عنوان زنجیره های ایجابی،[6]و معرفی دین اسلام و به ویژه مذهب شیعه به عنوان عامل انحطاط و عقب ماندگی جامعه ی ایران، به مثابه ی زنجیره ی سلبی[7]آن، می باشد. اما تفاوت اساسی ای که از لحاظ کیفی در این گفتمان روی می دهد.این است که در حالی که در گفتمان پیشین تأکید اصلی بر نیل به ترقی و پیشرفت از مسیر غربی شدن قرار گرفته بود، اما در این دوره تأکید اصلی بر مؤلفه ی ناسیونالیسم و آرمانی سازی از تاریخ باستان ایران استوار می شود و مدرنیزاسیون غربی به عنوان ابزاری برای احیای شکوه از دست رفته ی ایران باستان تعریف می گردد و ضرورت می یابد.بر اساس مقارنت زمانی طرح این گفتمان ها با تغییر شکل و ساختار آموزش و پرورش ایران و نیز حاکمیت این گفتمان بر برنامه ریزی های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه ، بدون شک نظام آموزشی نوین ایران نمی تواند مبرا و منفک از تأثیرات این گفتمان باشد، بلکه در مقابل، باید بر اساس ارزش ها و گزاره های آن شکل گیرد و ملتزم به برآورده ساختن مقاصد و منویات آن باشد.اما در شکل گیری و گسترش نظام آموزشی جدید، با این شکل و ساختار و با محتوایی که در نگاهی عمیق در تضاد با اعتقادات و ارزش های دینی مردم قرار داشت، نمی توانست در فضایی آرام به ثمر بنشیند. در این مسیر، علاوه بر آنکه استبداد حاکمیت سیاسی نقش اساسی در هدم نظام آموزش های دینی جامعه و جایگزینی آن با نظام آموزشی مدرن دارد، باید به نحوه ی مواجهه ی نیروهای سنتی جامعه و به ویژه عالمان مذهبی در مقابل این تغییر اشاره داشت.عالمانی که در مقابل تهدیدات نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی استعمار همواره سردمدار مبارزه با آن بوده اند، در تحلیل این تغییر، با معادله ی پیچیده تری مواجه هستند که شرایط را برای تصمیم صحیح و عملکرد مناسب آنان با دشواری و صعوبت همراه می سازد. در اینجا سخن از واژه ی مقدس «علم» در میان است و علم از منظر این عالمان، شرقی و غربی و دینی و غیردینی ندارد؛ آموختن آن بر اساس تعالیم و آموزه های دینی فریضه ای است که بر دوش هر مرد و زن مسلمانی نهاده شده است و باید آن را آموخت، حتی اگر بیخ چین باشد و باید آن را اخذ کرد، حتی اگر از اهل نفاق و شرک باشد و...ورود غرب با پوشش و در لوای علم، امکان مواجهه با آن را دشوار می سازد و این دشواری تا بدان حد می رسد که عالمان شیعه در این برهه استحاله ی ارزشی و انحرافات آشکارشده در دانش آموختگان این نهاد آموزشی نوین را به نحوه ی اداره ی این مدارس و نه محتوای علم ارجاع می دهند و برای جلوگیری از بروز چنین انحرافاتی خود دست به تأسیس مدارس جدید می زنند و یا از تأسیس آن ها تحت مدیریت افراد متعهد و مؤمن حمایت می کنند. به عنوان نمونه، می توان از شیخ فضل الله نوری نام برد که علی رغم آنکه در خط مقدم مواجهه با غرب قرار دارد، اما در شرح احوالات او عنوان شده است که از کمک های مالی برای تأسیس مدارس جدید دریغ نمی کرده است.در نتیجه ی همه ی این عوامل، نظام آموزشی ای شکل گرفت که با مشروعیتی فراگیر، ضمن هدم و نابودی کامل نظام آموزشی سنتی حداقل در سطوح پایه ی آن، با گذشت بیش از یک قرن از پیدایش اولین نمونه های آن، اکنون کلیه ی سطوح آموزش و پرورش جامعه ی ایران متأثر از آن است و مؤلفه های گفتمانی مؤثر در آن هنوز و علی رغم تحولات عظیم اجتماعی ای چون پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی همچنان بر آن حاکم است و اهداف خرد و کلان جامعه را تعیین می کند.این فراگیری تا بدان حد است که علی رغم وجود نظام آموزشی دینی در سطوح عالی آن در حوزه های علمیه، اما حتی این نظام آموزشی نیز در سطوح مقدماتی و آموزش های پایه متکی بر نظام آموزشی مدرن جامعه می باشد و ورودی های خود را از خروجی این نظام آموزشی می پذیرد؛ مسئله ای که در کنار مواجهه ی غیرنقادانه ی ما با علم و نظام آموزشی مدرن، می تواند در تغییر نگرش و رویکرد حوزه های علمیه تحت تأثیر گفتمان مدرن دخیل واقع شود و آن را از مسیر اصلی خود دور کند و روزنه ای برای ورود مبانی علم سکولار به معارف دینی فراهم آورد؛ مسئله ای که امروز می توان نمونه ها و مواردی از آن را مشاهده کرد.علی رغم وجود نظام آموزشی دینی در سطوح عالی آن در حوزه های علمیه، اما حتی این نظام آموزشی نیز در سطوح مقدماتی و آموزش های پایه متکی بر نظام آموزشی مدرن جامعه می باشد و ورودی های خود را از خروجی این نظام آموزشی می پذیرد.گفتمان انقلاب اسلامی و نظام آموزشی مدرناگرچه پیروزی انقلا ...

ادامه مطلب  

شهرهای زیبا و مدرن از چشم انسان معاصر  

درخواست حذف این مطلب
آلودگی بصری؛ در کشور ما کمتر کسی با این عبارت آشناست. آلودگی بصری یا دیداری همان آشفتگی در منظر بیرونی ساختمان است که نه تنها مخل زیبایی به حساب می آید بلکه سلامتی روانی افراد جامعه را هم تحت تاثیر خود قرار می دهد.انباشت علف هرز در باغچه یک خانه، دود ناشی از کارخانه ها، تابلوهای بزرگ تبلیغاتی با اندازه های متفاوت و رنگ های تند، برج ها و ساختمان های بدمنظر با نوشته های غیرمجاز روی در و دیوارهای آن، دیوارهای فروریخته ساختمان های فرسوده همه و همه آلودگی بصری را معنا و مفهوم می دهند. شاید این سوال که آلودگی بصری چگونه سلامتی فرد و جامعه را به مخاطره می اندازد، فکر شما را هم به خود مشغول کرده باشد. آشفتگی در شهر دید شما را مسدود و فشار را بر مغز زیاد می کند؛ این یعنی کاهش قدرت تفکر که در اکثر افراد منجر به افسردگی می شود. تحولات گسترده و زیربنایی در پایتخت کشور، اگره حرکتی در جهت مدرنیزه زندگی کرده است، اما نظم شهری را به هم رخیته و این وظیفه بر عهده مدیریت شهری است که در کنار سیل عظیم ساخت و سازها، به زیبایی شهر توجه کند. بررسی های ما نشان می دهد ساختمان سازی و به تبع آن نماسازی و طراحی ساختمان در کشورهای اروپایی و آمریکایی بسیار قاعده مند است؛ آیا ما توانسته ایم با الگوبرداری از غرب، در جهت زیبایی شهرمان از طریق نمای ساختمان های تلاش کنیم؟ در مطلب حاضر تلاش کردیم به این سوال پاسخ بگوییم.استانبول؛ تقابل مدرنیته و سنت خلبان اعلام می کند: «هم اکنون بر فراز استانبول در حال پرواز هستیم و تا دقایقی دیگر در فرودگاه آتاتورک فرود خواهیم آمد.» کافی ست کمی خوش شانس باشی و صندلیت کنار پنجره باشد تا استانبول را از بالا ببینی؛ شهر تپه ها، مساجد و زمینی که انگار از وسط توسط دریا ترک خورده، اما با چند بخیه بزرگ به هم وصله شده است. یک دقیقه خیره شدن به استانبول همانا و آن همه نقش و نگاری که در ذهنت برای همیشه نقش می بندد، همان. از انحنا و پیچ خوردگی های ساحل کارادنیز که بگذریم، به مساجدی با گنبدهای گرد و کروی و با گلدسته های بلند عجیب و غریب می رسیم و خانه های به هم فشرده که سقف برخی شان، حیات خانه دیگری است.برج هایی که از بالا سقف های شان مهر h خورده، قایق ها و کشتی هایی که به مثابه خال هایی رنگی بر سر و صورت دریا نشسته اند و مرغانی دریایی که در آسمان می چرخند. اما این نگاه از بالا توصیفی دقیق و جامع از استانبول نیست، استانبول را باید پیاده روی کرد. شهری تاریخی با رنگ و بوی سنت و مدرنیته. شهری آسیایی- اروپایی که خون شرقی و غربی در آن امتزاج نمی یابد، بلکه در کنار یکدیگر جریان پیدا می کند؛ هویت های گره خورده و تودرتو در شهری که همه اش را می شود در یک خیابان خلاصه کرد؛ شانزلیزه استانبول یا همان خیابان استقلال در سمت اروپایی. خیابانی که از میدان تقسیم شروع می شود و دو طرف آن پر است از کافه، رستوران و مراکز خرید. انتخای خیابان هم حال و هوای دلچسبی دارد، مغازه هایی که سازهای قدیمی می فروشند، نقاشانی که آثارشان را حراج می کنند و ساختمان اصلی باشگاه گالاتاسرای که در و دیوار تقریبا ۱۰۰ ساله اش منقش به خطر عربی است و حالاترک ها نمی توانند این خطوط را بخوانند. اما استانبول باز هم فراتر از همه این هاست؛ چرا که فریبندگی های سنتی و مدرن شهر تمامی ندارد، از میراث های تاریخی مانند مساجد و قصرهای سلطنتی گرفته تا کلیساهای بزرگ و بازار باستانی، ایاصوفیه، توپقاپی، کاخ دلمه باغچه، برج گالاتا، کلیسای آب انبار و بازار سنتی استانبول و... همه شان رنگ و بوی تاریخ می دهند. اگرچه استانبول اروپایی پر شده از مراکز خرید و برج های چند ده طبقه مدرن و ماشین های گرانقیمت، اما آن سویش و در قسمت آسیایی حال و هوای کوچه و بازار و در و دیوارش به کلی متفاوت است. جایی که می شود کوچه باغ های باریک را با قدم زدن روی سنگ فرش های پردست انداز بالا و پایین کرد و هم در و دیوار انبوه خانه های به هم چسبیده را با پنجره هایی طاق نصرت دار دید و هم خانه های بزرگ ویلایی را در دل تپه های مشرف به دریای سیاه. از فضای عمومی شهر که بگذریم، به معماری استانبول می رسیم؛ معماری خانه، آپارتمان و برج ها در استانبول از اسلوبی چندگانه تبعیت می کند؛ بدین سان که از یک خانه و برج هایی تمام مدرن دیده می شود که نمونه هایش در دیگر شهرهای آسیایی نیست؛ مصالح به کاررفته در این ساختمان ها یا کاملا چوبی است یا تمام فلزی یا کلا شیشه و از آخرین امکانات رفاهی و مدرن در داخل آن استفاده شده است. از دیگر سو خانه های قدیمی استانبول چیزی است شبیه خانه های کوچه باغی شهری مثل رشت یا شیراز پیش از آن که ساخت و سازها هویت آن را از بین برده باشند. در و دیوار بتنی و چوبی با سقف های شیروانی و پر از پنجره و پله های کوتاه. امروزه معماری استانبول محله به محله متفاوت است؛ بخش آسایی سرسبز و سنتی تر و بافت معماری شهری هم قدیمی تر است. در ساخت و ساز بناهای سنتی، ترک ها بر این اصل استوار هستند که حتی اگر منظر داخلی ساختمان جدید و مدرن است، نمای بیرونی براساس اصول سنتی ساخته شود. همین است که خانه های قدیمی استانبول شباهت به معماری دوران عثمانیان دارد؛ پنجره های قدی بلند، ارتفاع ساختمان، رنگ های روشن و طوسی، درهای بزرگ و ستون های ورودی از شاخصه های این ساختمان هاست. همین معماری دوران عثمانی ها و تلفیق مدرنیته و سنتی است که سالانه گردشگران بسیاری را به این کشور می کشاند.دیوارهای نم زده و مرغ های دریایی روناک حسینی:- بابا... بابا... اوپن اوپن... دختربچه موهای بافته سیاهش را از روی شانه هایش عقب می دهد و یک بسته شکلات m&m به دست، به اصرارش به مرد سیاه چرده با موهای فر ادامه می دهد. مرد بی اعتنا گوشه پیاده رو کنار کیسه خریدش ایستاده و سیگارش را دود می کند. مرد سیاه دیگری که دخترک را با لحنی مرهبان به اسمی عجیب صدا می زند، بسته شکلات را از دستش می گیرد و باز می کند و به دستش می دهد. حوالی «ینی کاپی» بیشتر از هر جای دیگر شبیه به محله های جنوبی خیابان حافظ تهران است. آخر شب ها مردمی را می بینید که کنار خیابان روی چمن خوابیده اند یا زیر پل رختخواب محقر مقوایی شان را پهن کرده اند. از کوچه های شیب دار سنگ فرش بالا می روید و مرغ های دریایی را می بینید که بیشتر روز و گاهی شب ها بالا ی دیوارهای کوتاه ساختمان ها گشت می زنند. در این محل جز هتل هایی که در میان ردیف ساختمان های تقریبا هم سطح چند خانه در میان قد کشیده اند، باقی چندان رنگ و رویی ندارند؛ نماهای رنگی قدیمی که تکه تکه رنگ های شان ریخته و غالبا سرخند، سبز و خاکستری. پنجره ها غالبا پرده ندارند یا با پرده های نازک توری ارتباط شان را از خیابان جداکرده اند.کوچه ها غالبا سنگ فرشند و گاهی بساط دست فروش ها پیاده رو را بند می آورد. از شیب کوچه ها که بالا می روید، در میان راه تان مهاجران زیادی را می بینید که به زبان عربی با هم خوش و بش می کنند یا درباره زندگی روزمره گپ می زنند. ساختمان های اطراف هتل ها گاهی تابلوهایی سر در خود آویخته اند و پذیرای مسافرانی هستند که یا هتل گیرشان نیامده یا اجاره اتاقی در یک خانه را به هتل ترجیح داده اند. به خیابان اصلی که می رید، تابلوی مترو پیداست. میدانی بزرگ با فوج کبوترهایی که گاهی پرواز دسته جمعی شان از بالای سرتان غافلگیرتان می کند، ورودی های مترو را در خود جای داده است. از گیت های امنیتی عبور می کنید و گاهی ناچار می شوید کیف تان را برای مامور حفاظت باز کنید. بعد، از چندین پله پایین می روید و وارد سالن بزرگی می شوید که ورودی چندین خط مجزای قطارهای شهری است. خط حاجی عثمان را که انتخاب کنید، سه، چهار ایستگاه بعد خیابان استقلال است و ساختمان های تقریبا هم سطحش که بیشتر فروشگاه، رستوران و مغازه های اغذیه است. خیابان سنگ فرش را که رو به انتها طی کنید، کوچه های فرعی شیب دار، شما را به محلاتی می رساند که کمتر توریست ها راهی آن جا می شوند. خانه ها با نمای سیمان رنگی، بیشتر زرد، سرخ و خاکستری اند با سقف های شیب دار؛ آن قدر شبیه به هم که راحتی می توان در کوچه پس کوچه ها گم شد و چند ساعت برای پیدا کردن خیابان اصلی گز کرد. روی قرنیز پنجره خانه ها گلدان های گل چیده شده اند. مغازه های کهنه فروشی بساط شان را به پیاده روها کشانده اند.ساختمان های قدیمی و گاهی خالی از سکنه، انتهای خیابان استقلال بین ساختمان های رنگ وارنگ نمایانند. چوخ اسکی... خیلی قدیمی... ترک ها هم در دیالوگ های شان به این ساختمان ها بتوجه می کنند. از خیابان شلوغ و پررفت و آمد استقلال خسته شده اید؟ از میدان تقسیم سوار کاباتاش فونیکولر شوید و به کاباتاش بروید و کشتی ها را تماشا کنید. خانه های اغلب سفید با سقف های شیب دار رنگی، نماهای نم داده و ریخته. کنار دریا روی یک صندلی در یک کافه روباز بنشینید و ضربات موج به دیواره ساحل را تماشا کنید. چای جوشیده ترکی بخورید و رفت و آمد کشتی ها را تماشا کنید. شاید هم مورد عنایت یک مرغ دریایی قرار گرفتید و اجابت مزاج یک پرنده قول ترک ها برای تان شانس آورد. یک انتخاب دیگر هم دارید. از همان میدان تقسیم به ینی کاپی برگردید، با مترو از زیر دریا به کادیکوی بروید و میان کافه ها بچرخید در کادیکوی هم از شیب خیابان ها و پیاده روها خلاصی ندارید. روی سنگ فرش ها از کوچه های نه چندان عریض به کوچه ای دیگر، نماهای سنگی ساختمان ها را از نظر می گذرانید چراغ روشن یک کافه در اوایل غروب، شما را به نوشیدن قهوه ترک و کیک دعوت می کند. خانه ها در این محله اغلب چندان افراشته نیستند. این جا هم ممکن است توی کوچه ها و خیابان ها گم شوید و اگر خواندن روی تابلوها را بلد نباشید، برای پیدا کردن مسیر برگشت به دردسر می افتید. در محله ها توریست ها کمترند و کتاب فروشی و کافه ها بیشتر. میان کافه هایی که کنار هم صندلی های شان را تا پیاده رو هم کشیده اند، تفاوت شکل صندلی ها و نماها تفاوت ایجاد می کند. می توانید انتخاب کنید در یک کافه چای بخورید که با نمای سنگی سرخ تزیین شده است یا چند کافه آن طرف تر، یک آیریش کافی در یک کافه با نقاشی های یدواری بنوشید که روی میزهایش تصاویری از یک مجله کمیک استریپ چاپ شده است. بعد از کنار ساختمانهای کنار دریا با رنگ های سفید و خاکستری شان گذر کنید، روین سنگ های بزرگی بنشینید که در کرانه دریا ردیف شده اند و حرکت کشتی ها را تماشا کنید که در مسیر بین جزیره ها در رفت و آمدند. آفتاب در افق کم کم جای خودش را با تاریکی شب عوض می کند و نمای شب ترکیب نور طلایی ساختمان هاست.، در دوردست و مسجدهایی که از دور همه شبیه ایاصوفیه اند.ژاپن؛ کشوری برای خانه های چوبی نمای ساختمان ها در ژاپن تلفیقی است از سنت و مدرنیته. آپارتمان و ویلا در ژاپن یا تک نفره هستند یا چندنفره که هر کدام از آنها ویژگی و طراحی مختص به خود را دارند. نکته جالب توجه در ژاپن این است که هر ساختمان عمر مفیدی دارد، ۲۰ سال برای ساختمان های چوبی و ۳۰ سال ساختمان های بتنی. در ساختمان های سنتی ژاپن هیچ اتاقی نیست که کاربری جداگانه و متمایزی داشته باشد؛ یک اتاق می تواند برای شما هم نقش آشپزخانه را ایفا کند و هم اتاق پذیرایی یا حتی اتاق خواب. در حالی که در ساختمان های مدرن، تمامی این جداسازی ها انجام شده است. در ژاپن تنها دو شرکت بزرگ ساختمان سازی مشهور وجود دارد و تلاش می کنند برای جذب مشتری، خانه ها را از نمای بیرون تا طراحی داخلی و حتی فضای سبز محوطه ساختمان را با نظم خاصی چینش کنند. ژاپنی ها همیشه به نظم، دقت و هماهنگی شهر بوده اند، در همین راستا برای ساخت و ساز بنا مقررات و ضوابط خاص و سرسختانه ای دارند؛ به طور مثال ساختمان های مستقل یا به اصطلاح ویلایی حتما در نمای بیرونی ساختمان باید از چوب استفاده کنند. سازه های دو در چهار امروزی اخیرا جایگزینی برای خانه های بومی ژاپن شده است. در این کشور نمای ساختمان های امروزی، در کناره ها یا رو به رو پوشیده از سنگ و سرامیک هایی است که با بتن یا خاک رس ساخته شده اند؛ چرا که این مصالح به راحتی رنگ و لعاب را بر تن خود حفظ می کنند. آسمان خراش های ژاپنی هم اغلب از بتن ساخته می شوند و سقف آنها باید حتما آسفالت شود. از دیگر ضوابط ساختمان سازی در ژاپن این است که حداکثر ارتفاع برای ساختمان های چوبی تنهاه دو طبقه است، البته استثنا هم وجود دارد؛ برخی ساختمان های چوبی اگر از تکنولوژی های نوین ساختمان سازی استفاده کنند، می توانند طبقات را به سه افزایش دهند. اتاق زیرشیروانی که در کشورهای اروپایی و آمریکایی به عنوان اتاقی مجزا به شمار می آید، در ژاپن تنها بخشی است که می تواند فضا را پر کند و کارایی دیگری نمی تواند داشته باشد.ساختمان های بتنی و مدرن اجازه دارند هر چند طبقه را که می خواهند، بسازند، اما به دو طبقه بسنده کرده اند. خانه های محلی و روستایی ژاپن برخی به سبک خانه های جدید و سری سازی شده در ایالات متحده است؛ خانه هایی به هم چسبیده که با یک پارتیشن از هم جدا می شوند و به اعتقاد خودشان هم امنیت را بالا می برد و هم ارتباط را افزایش م ...

ادامه مطلب  

عکس/مهراوه شریفی نیا در نقش کودکی قطام  

درخواست حذف این مطلب
«کسب و کار با صبحانه آغاز می شود» شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 june 17کد خبر: ۱۳۴۱۹۹تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۸گوناگون » خبرعکس هایی از "مهراوه شریفی نیا" در نقش کودکی قطام در سریال امام علی (ع) را ببینید.xshare stumble upon delicious cloob هم میهن digg فیس نما تویتر فارسی برچسب ها: مهراوه شریفی نیا ، بازیگر ، کودکی نظر شما: آخرین اخبار تامین مالی از بازار سرمایه ۱۲ برابر شدفردا؛آخرین مهلت انتخاب رشته کارشناسی ارشدزمستان ۹۵ فصل گرم مسکن +نمودارپیتزافروش اسپانیایی به دنبال ورود به بازار ایرانامکان سفارش آنلاین تاکسی اشتراکی برای مسافران هم مسیرنرخ آلایش مرغ در میادین +جدولسود هر سهم "شسینا" 481 ریالبه کیفیت حلیم های ارزان قیمت شک کنیدحق مشاوره مشمول مالیات بر درآمد شد +سنداحتمال اصلاح قانون مالیات بر ساخت و سازمزیت دریافت وام با پشتوانه یارانه از بین رفتکاهش ۳ درصدی قیمت طلا در هفته گذشتهواردات آبمیوه عربی با نام خاص به ایران +عکسواگذاری «سیم کارت و شارژر» دول ...

ادامه مطلب  

مهرآوه شریفی نیا در نقش کودکی قطام + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
آفتاب نیوز : مهراوه شریفی نیا در سن 11 سالگی کودکی قطام را بازی کرده بود و با انتشار عکسهایی از آن دوران نوشت:از عکس های تگ شده متوجه شدم کهگویا شبکه ای سریال امام علی(ع) رو پخش می کنه.من در ...

ادامه مطلب  

سلاح های مدرن آلمانی ها در جنگ جهانی دوم + عکس  

درخواست حذف این مطلب
سلاح های مدرن آلمانی ها که در جنگ جهانی دوم مورد استفاده آن ها بوده تا حدی مخرب و وحشتناک هستند که باید بدانید این سلاح ها باعث کشته و آواره شدن میلیون ها انسان بوده اند. در این مطلب قصد داریم به معرفی تعدادی از این سلاح های مدرن بپردازیم. با میهن پست همراه شوید.سلاح های مدرن آلمانی ها که در این مطلب آن ها را برای شما کاربران عزیز لیست کرده ایم همگی حاصل تفکرات مهندسان نظامی هیتلر هستند. هیتلر در پروژه های نظامی فوق پیشرفته خود در آن زمان سلاح های مدرنی را ساخته بود که دهه ها از دوره خود جلوتر و پیشرفته تر بودند.بمب هدایت شونده فریتز ایکس (fritz x): بمب پیشرفته «فریتز ایکس» که «پدر بزرگ بمب های هوشمند» نامیده می شود ٫ کیلوگرم وزن داشت و به یکی گیرنده رادیویی مجهز شده بود که با کمک دم پیچیده خود با دقت بالایی به سمت هدف هدایت شده و به آن اصابت می کرد. به گفته مقامات نیروی هوایی ایالات متحده این بمب می توانست در زرهی به قطر بیش از سانتیمتر نیز نفوذ کرده و امکان شلیک آن از ارتفاع ٫ پایی نیز وجود داشت که در آن زمان در تیررس تجهیزات ضد هوایی قرار نداشت. تنها یک ماه بعد از ساخت این بمب پیشرفته نیروهای آلمانی کشتی جنگی ایتالیایی «رم» را در سپتامبر در ساحل ساردینیا غرق کردند. با این وجود استفاده از این بمب در میدان نبرد محدودیت هایی را به همراه داشت زیرا هواپیماهای آلمانی بسیار کمی در نیروی هوایی این کشور برای حمل چنین بمبی طراحی شده بودند.جنگنده پیشرفته مسر اشمیت می کومت (messerschmitt me 163 komet): در اواخر دهه آلمانی ها یک جت جنگی به نام «مسر اشمیت می کومیت» را ساختند که به وسیله نیروی راکت هدایت شده و سرعت آن به ٫ کیلومتر در ساعت می رسید. برای پی بردن به قدرت این جنگنده باید بدانید که جنگنده آمریکایی «موستانگ پی- » (p-51 mustang) که در آن دوران پیشرفته ترین جنگنده به شمار می آمد تنها کیلومتر در ساعت سرعت داشت. در طول جنگ جهانی دوم بیش از فروند از جنگنده های کومت ساخته شد که به یک جفت توپ میلی متری مجهز شده بودند. سرعت بالای این جنگنده هم مفید بود و هم نقاط ضعفی داشت. اگر چه سرعت بالای آن ...

ادامه مطلب  

دکوراسیون اتاق خواب مدرن و شیک 2017  

درخواست حذف این مطلب
دکور اتاق خواب،, دکوراسیون منزل،ژورنال جدیدترین دکوراسیون اتاق خواب یک اتاق خواب زیبا داشته باشیم؟چیدمان و دکوراسیون اتاق خواب | مدل دکور اتاق خواب جدید و مدرناتاق خواب تان را اینگونه دکور کنید | چیدمان اتاق خواب اروپاییمدل های جدید و برتر دکوراسیون اتاق خواب | تزیین اتاق خواب مدرن و جدیددکوراسیون و چیدمان اثاثیه اتاق خواب | ایده های جدید و مدرن برای چیدمان اتاق خوابفنگ شویی اتاق خواب | ایده تزیین اتاق خواب زیبا و جدید اتاق خواب امروزه بخش مهمی از منزل و خانه های ما میباشد چرا که بخش بزرگی از شبانه روز در این بخش از منزل سپری می شود. اتاق خواب یک فضای شخصی است که در آن وسایل شخصی خود را به عرض نمایش میگذاریم.ونیز منعکس کننده روحیات شخص است.انتخاب رنگ اتاق خواب از موارد مهم و ضروری در طراحی داخلی می باشد. همچنین آرامش بخش بودن این محیط، در سرزندگی و ارامش روزانه افراد تاثیر بسیار مهمی دارد. لذا لازمست از لحاظ بصری دکوراسیون و چیدمان اتاق خواب با وسواس بالایی اجرا گردد. ولین نکته ای که در ارتباط با دکور اتاق خواب باید به آن توجه داشت این است که چگونه می توان این فضا را به محیطی آرامش بخش تبدیل کرد. آرامش و تولید آن در اتاق خواب مهم ترین عاملی است که در دکور این بخش از خانه باید محور قرار بگیرد. عوامل ایجاد آرامش در اتاق خواب را با در نظر گرفتن نرم سلیقه ای و با تکیه بر اصول روانشناسی می توان به شرح زیر طبقه بندی کرد. البته کاربرد این اصول بستگی مستقیمی به متراژ اتاق خواب شما دارد. حوه جانمایی وسایل در اتاق خواب اولین شرط اساسی برای یک دکور اصولی است. در این میان اینکه تخت خواب در کجای اتاق قرار می گیرد از سایر وسایل اهمیت بیشتری دارد. گونه موارد باید در انتخاب وسایل اتاق خواب متناسب با متراژ آن دقت زیادی داشته باشید. انتخاب تخت خواب های بزرگ برای این اتاق ها اشتباه است و بهترین گزینه تخت خواب های ...

ادامه مطلب  

شیک ترین مدل لوستر مدرن و کلاسیک پذیرایی طرح 2017  

درخواست حذف این مطلب
مدل لوستر شیک ترین مدل لوستر مدرن و کلاسیک پذیرایی طرح ۲۰۱۷جدیدترین و شیک ترین مدل لوستر مدرن و کلاسیک پذیرایی طرح ۲۰۱۷انواع مجموعه مدل دکوراسیون شیک و جدیدپیشنهاد مدل دکوراسیون های جدید و شیک برای سال ۲۰۱۷ و ۹۶ می باشدهمراه با مدل های جدید مقالات زیبایی در ضمینه سلامت , سبک زندگی , روانشناسی و… قرار میدهیمهدف از خرید لوسترآیا کاربرد لوستر در منزل شما روشنایی است و یا صرفا یک وسیله تزیینی محسوب می شود که فقط زمان حضور مهمان به عنوان مکمل نوری مورد استفاده قرار می گیرد؟امروزه با توجه به افزایش تصاعدی هزینه برق خانگی، بسیاری از شهروندان از نورهای موضعی و یا نورهای مخفی و نورهای فلورسنت برای تامین نور منزل استفاده می کنند. بسیاری از منازل را دیده ایم که یک نور فلورسنت (مهتابی) به دیوار نصب شده و منبع اصلی نور در خانه محسوب می شود. در اینگونه موارد اینکه میزان نوردهی لوستر انتخاب شده به چه میزان است خیلی اهمیت ندارد و در نتیجه شما کاملا مطابق سلیقه می توانید به انتخاب لوستر بپردازید؛ اما اگر از لوستر هم به عنوان زینت و هم به عنوان وسیله روشنایی استفاده می کنید، اینکه چه میزان نور تامین می کند، و اینکه چند لامپ دارد و میزان مصرف لامپ ها چه میزان است و … بسیار حائز اهمیت خواهد بود. پس پیش از هر چیز، مشخص کنید که هدف اصلی از خرید لوستر چیست؟! لوستر را برای چه فضایی در نظر گرفته اید؟لوستر را برای چه فضایی در نظر گرفته ایدلوستر را برای فضای نشیمن و پذیرایی می خواهید یا آشپرخانه و اتاق خواب یا اتاق خواب کودک یا راهرو و یا …؟اینکه مکان مورد استفاده لوستر کجاست بر انتخاب شما تاثیر به سزایی دارد. مثلا استفاده از لوستر های حبابی در اتاق نشیمن و پذیرایی اصلا توصیه نمی شود. اما همین لوسترها در فضای حال، اتاق خواب و آشپزخانه بسیار مناسب هستند. لوسترهایی که از چوب در طراحی آنها استفاده شده، همخوانی بسیار خوبی با فضای آشپرخانه یا اتاق خواب خواهند داشت؛ چرا که در هر دوی این فضاها به میزان زیادی چوب مصرف شده و هارمونی لازم بین فضا و لوستر صورت می گیرد. معمولا در فضای نشیمن و پذیرایی لوسترهای حجیم و سنگین و در سایر فضاها لوسترهای کم حجم و سبک مورد استفاده قرار می گیرد. همانطور که لوسترهای پخش کننده نور در اتاق نشمین زیبایی و شکوه دارد، استفاده از آن در اتاق خواب نامناسب است. در اتاق خواب باید سعی کنید لوسترهایی انتخاب شود که نور آن رو به بالاست و نور کاملا به ملایمت به محیط خواب شما تابانده می شود؛ در آشپزخانه نورها باید رو به پایین باشند تا بیشترین نور به فضا برسد تا کار با دقت و ...

ادامه مطلب  

شیک ترین و مدرن ترین نقاشی روی پارچه 2017-1396  

درخواست حذف این مطلب
نقاشی روی پارچهمدرن ترین نقاشی روی پارچه همیشه طراحی روی لباس یا پارچه مردن است و قدیمی نمی شود و طرفداران بخصوص خود را دارد و بسیار از افراد طرح های مختلف را برای لباس خود انتخاب می کنند. در این قسمت مدل هایی از این طرح ها را مشاهده می نمایید. یکی از کاربردهای رایج انواع نقاشی روی پارچه، استفاده از آن برای تزیین لباس و مانتو می باشد، بدین منظور سعی می گردد طرح زیبایی متناسب با مانتو یا لباس در نظر گرفته شده انتخاب گردد. نقاشی بر روی انواع شال و روسری های مختلف از نیز یکی از کاربردهای نقاشی روی پارچه است. بدین منظور می توانید طرحی مناسب در حاشیه شال یا روسری خود ایجاد نموده و به رنگ آمیزی آن بپردازیم، برای این سبک نقاشی ها می توان از نقاشی رنگ روغن، اکریلیک و… استفاده نمود. آموزش نقاشی روی پارچه: نکات مقدماتی و مواد لازم برای شروع آموزش نقاشی روی پارچه و لباس را ببینید. پارچه را می شود با رنگ های مخصوص پارچه و یا رنگ های آکریلیک نقاشی کرد. رنگ های مخصوص پارچه نیاز به مکمل ندارند و آماده استفاده هستند.اما به دلیل کمی گرونتر بودنشان برای شروع کار بهتر است از رنگ های آکریلیک استفاده کنید. برای استفاده از رنگ های آکریلیک باید به اندازه یک سوم رنگ چسب بیندر اضافه کنید. و اگر ...

ادامه مطلب  

سریع ترین و مدرن ترین تانک های جهان  

درخواست حذف این مطلب
وب سایت گجت نیوز - رضا موسوی: در ابتدا اجازه دهید شما را با معنای عبارت تانک اصلی میدان نبرد را آشنا کنیم. تانک اصلی میدان نبرد ترجمه عبارت main battle tank (به اختصار: mbt) است و منظور از آن تانکی است که از جنگندگان اصلی میدان نبرد است. این تانک مستقیما در میدان نبرد حضور داشته و وظیفه آن شلیک سنگین مستقیم به دشمن است. تانک جنگی و تانک کلی نیز از دیگر نام هایی است که برای این گونه خودروهای زرهی در نظر گرفته شده است. تانک اصلی میدان نبرد آلتای ساخت ترکیهاین تانک ها به عنوان جایگزینی برای انواع تانک ها اعم از تانک سبک، تانک متوسط، تانک سنگین و تانک فرا سنگین طراحی شده اند و چندین دهه است که به عنوان عضو کلیدی و اصلی نیروهای زمینی هر ارتشی حضوری پررنگ دارند. البته به ندرت پیش می آید که این تانک ها به تنهایی به درگیری با دشمن بپردازند. به صورت استاندارد و ایده آل، تانک های اصلی میدان نبرد با پشتیبانی دیگر نیروهای خودی همچون خودورهای رزمی پیاده نظام (ifv) پیشروی کرده و با دشمن درگیر می شوند. تانک اصلی میدان نبرد آپلوت-ام ساخت اوکراین حال با مفهوم تانک اصلی میدان نبرد آشنا شدیم، اجازه دهید به تاثیر سرعت بالا در این خوردهای زرهی نیز اشاره ای داشته باشیم. سرعت بالا ضمن آن که موجب افزایش سرعت پیشروی و حرکت تانک می شود، بر افزایش بقاپذیری آن نیز موثر است و از ویژگی های مثبت یک خودروی زرهی محسوب می شود. البته این نکته را بیافزایم که سرعت ملاک اصلی برای برتر شمردن یک تانک نیست. رده بندی این هیولاهای زرهی بر اساس سرعت به شرح زیر است:جایگاه اول: m1 آبرامز (abrams) آبرامز تانک اصلی میدان نبرد ارتش ایالات متحده آمریکا و شش کشور دیگر است که توسط صنایع دفاعی کرایسر (chrysler) طراحی و تولید می شد، اما امروزه تولید آن برعهده بخش تولید جنگ افزارهای زمینی کمپانی هوافضا، دفاعی و امنیتی آمریکایی جنرال داینامیکس (general dynamics) است. این تانک از سال 1980 وارد خدمت در ارتش آمریکا و در حال حاضر به عنوان تنها تانک عملیاتی در ارتش این کشور مشغول خدمت است. مدل اولیه تانک m1 نام داشت و جدیدترین مدل آن نیز با نام m1a2 sepv3 شناخته می شود.آبرامز دارای یک موتور توربین گازی (مشابه موتور جت) چندگانه سوز است که از انوع گوناگونی سوخت استفاده می کند. این موتور ضمن داشتن وزن کم و ابعادی کوچک، اعتمادپذیری و قدرت تولیدی بسیار بالایی دارد. به صورت کلی توربین گازی این تانک یک مزیت و برتری نسبت به دیگر مدل های تانک اصلی میدان نبرد برای آبرامز فراهم می کند که اشاره به آن خود نیازمندی نوشتاری جدا است و در این نوشتار جایی ندارد.پیشران قدرتمند آبرامز بدون واحد افزایش قدرت کمکی، خود بیش از 1500 اسب بخار قدرت دارد که در کنار یک سیستم انتقال قدرت بسیار بهینه و مناسب، سبب شده اند آبرامز بتواند با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت حرکت کند! البته به دلیل حفظ امنیت و خطری که این غول 68 تنی با این سرعت می تواند داشته باشد، سرعت تانک را به 70 کیلومتر بر ساعت محدود کرده اند. ناگفته نماند آبرامز سنگین ترین تانک عملیاتی دنیا نیز است؛ وزن این تانک در آخرین مدل های خود، بسته به تجهیزات و زره های مضاعفی که روی آن نصب شود به 71.2 تن نیز می رسد. این تانک همچنین دارای زره چابهام (chobham) تقویت شده است که به عقده بسیاری از کارشناسان برترین زره تانک است. جایگاه دوم: t-14t-14 آخرین تانک اصلی میدان نبرد طراحی و ساخته شده بدست فدراسون روسیه و اولین تانکی است که این کشور پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی طراحی کرده است. این تانک بر اساس بستر زرهی آرماتا ساخته شده است و از این رو به اشتباه آرماتا نیز نام گرفته است. t-14 تانکی بسیار مدرن با قابلیت هایی پیشرفته است که ظهور آن سبب بروز نگرانی هایی در غرب به ویژه کشورهای اروپایی کوچک شد. از آن جا که t-14 تانکی بسیار جوان است، منابع نظامی معتبر اطلاعات بسیار کمی از آن دارند و بیشتر اطلاعات موجود از آن نیز از منابع روسی گرفته شده است. با این حال با استناد به منابع روسی، این تانک 48 تنی دارای بیشینه سرعت 85 کیلومتر بر ساعت است. جایگاه سوم: تایپ 99تایپ 99 تانک اصلی میدان نبرد ارتش چین است که نمونه های اولیه آن از سال 2001 وارد خدمت در ارتش چین شدند. این تانک بر اساس تانک اصلی میدان نبرد t-72 که بدست اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شده بود طراحی گشت و البته دستخوش بهسازی هایی نیز شده است. تایپ 99 یک موتور دیزل 1500 اسب بخاری دارد که این تانک 58 تنی را به بیشینه سرعت 80 کیلومتر بر ساعت می رساند. از این روی تایپ 99 در جایگاه سوم سریع ترین ها قرار می گیرد. جایگاه چهارم: مشترک بین ای ام ایکس لکلرک (amx leclerc) و لیوپارد 2 (leopard 2)لکلرک از سال 1993 وارد خدمت در ارتش فرانسه شد و علاوه بر فرانسه، امارات متحده عربی نیز از دارندگان آن است. این تانک 57 تن وزن داشته و یک موتور دیزلی 1500 اسب بخاری دارد که آن را به سرعت 72 کیلومتر بر ساعت می رساند. ناگفته نماند لکلرک دارای یک سیستم گلوله گذار خودکار بسیار منحصر به فرد است که آهنگ آتش 12 گلوله بر دقیقه را برای تانک فراهم کرده که بیشترین نرخ شلیک در بین تانک های اصلی میدان نبرد است.و اما بزرگ دنیای زرهی یعنی لیوپارد 2 مدل a7 که در همه رده بندی ها به عنوان برترین تانک اصلی میدان نبرد شناخته شده است، همچون رفیق فرانسوی اش در جایگاه چهارم جای گرفته است. لیوپارد 2 شامل خانواده ای گسترده از تانک های اصلی میدان نبرد است. مدل لیوپارد 2a5 در دهه 1990 میلادی معرفی و در او ...

ادامه مطلب  

سریع ترین و مدرن ترین تانک های جهان  

درخواست حذف این مطلب
در ابتدا اجازه دهید شما را با معنای عبارت تانک اصلی میدان نبرد را آشنا کنیم. تانک اصلی میدان نبرد ترجمه عبارت main battle tank (به اختصار: mbt) است و منظور از آن تانکی است که از جنگندگان اصلی میدان نبرد است.به گزارش شفاف، در ابتدا اجازه دهید شما را با معنای عبارت تانک اصلی میدان نبرد را آشنا کنیم. تانک اصلی میدان نبرد ترجمه عبارت main battle tank (به اختصار: mbt) است و منظور از آن تانکی است که از جنگندگان اصلی میدان نبرد است. این تانک مستقیما در میدان نبرد حضور داشته و وظیفه آن شلیک سنگین مستقیم به دشمن است. تانک جنگی و تانک کلی نیز از دیگر نام هایی است که برای این گونه خودروهای زرهی در نظر گرفته شده است. تانک اصلی میدان نبرد آلتای ساخت ترکیهاین تانک ها به عنوان جایگزینی برای انواع تانک ها اعم از تانک سبک، تانک متوسط، تانک سنگین و تانک فرا سنگین طراحی شده اند و چندین دهه است که به عنوان عضو کلیدی و اصلی نیروهای زمینی هر ارتشی حضوری پررنگ دارند. البته به ندرت پیش می آید که این تانک ها به تنهایی به درگیری با دشمن بپردازند. به صورت استاندارد و ایده آل، تانک های اصلی میدان نبرد با پشتیبانی دیگر نیروهای خودی همچون خودورهای رزمی پیاده نظام (ifv) پیشروی کرده و با دشمن درگیر می شوند. تانک اصلی میدان نبرد آپلوت-ام ساخت اوکراین حال با مفهوم تانک اصلی میدان نبرد آشنا شدیم، اجازه دهید به تاثیر سرعت بالا در این خوردهای زرهی نیز اشاره ای داشته باشیم. سرعت بالا ضمن آن که موجب افزایش سرعت پیشروی و حرکت تانک می شود، بر افزایش بقاپذیری آن نیز موثر است و از ویژگی های مثبت یک خودروی زرهی محسوب می شود. البته این نکته را بیافزایم که سرعت ملاک اصلی برای برتر شمردن یک تانک نیست. رده بندی این هیولاهای زرهی بر اساس سرعت به شرح زیر است:جایگاه اول: m1 آبرامز (abrams) آبرامز تانک اصلی میدان نبرد ارتش ایالات متحده آمریکا و شش کشور دیگر است که توسط صنایع دفاعی کرایسر (chrysler) طراحی و تولید می شد، اما امروزه تولید آن برعهده بخش تولید جنگ افزارهای زمینی کمپانی هوافضا، دفاعی و امنیتی آمریکایی جنرال داینامیکس (general dynamics) است. این تانک از سال 1980 وارد خدمت در ارتش آمریکا و در حال حاضر به عنوان تنها تانک عملیاتی در ارتش این کشور مشغول خدمت است. مدل اولیه تانک m1 نام داشت و جدیدترین مدل آن نیز با نام m1a2 sepv3 شناخته می شود.آبرامز دارای یک موتور توربین گازی (مشابه موتور جت) چندگانه سوز است که از انوع گوناگونی سوخت استفاده می کند. این موتور ضمن داشتن وزن کم و ابعادی کوچک، اعتمادپذیری و قدرت تولیدی بسیار بالایی دارد. به صورت کلی توربین گازی این تانک یک مزیت و برتری نسبت به دیگر مدل های تانک اصلی میدان نبرد برای آبرامز فراهم می کند که اشاره به آن خود نیازمندی نوشتاری جدا است و در این نوشتار جایی ندارد.پیشران قدرتمند آبرامز بدون واحد افزایش قدرت کمکی، خود بیش از 1500 اسب بخار قدرت دارد که در کنار یک سیستم انتقال قدرت بسیار بهینه و مناسب، سبب شده اند آبرامز بتواند با سرعت 100 کیلومتر بر ساعت حرکت کند! البته به دلیل حفظ امنیت و خطری که این غول 68 تنی با این سرعت می تواند داشته باشد، سرعت تانک را به 70 کیلومتر بر ساعت محدود کرده اند. ناگفته نماند آبرامز سنگین ترین تانک عملیاتی دنیا نیز است؛ وزن این تانک در آخرین مدل های خود، بسته به تجهیزات و زره های مضاعفی که روی آن نصب شود به 71.2 تن نیز می رسد. این تانک همچنین دارای زره چابهام (chobham) تقویت شده است که به عقده بسیاری از کارشناسان برترین زره تانک است. جایگاه دوم: t-14t-14 آخرین تانک اصلی میدان نبرد طراحی و ساخته شده بدست فدراسون روسیه و اولین تانکی است که این کشور پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی طراحی کرده است. این تانک بر اساس بستر زرهی آرماتا ساخته شده است و از این رو به اشتباه آرماتا نیز نام گرفته است. t-14 تانکی بسیار مدرن با قابلیت هایی پیشرفته است که ظهور آن سبب بروز نگرانی هایی در غرب به ویژه کشورهای اروپایی کوچک شد. از آن جا که t-14 تانکی بسیار جوان است، منابع نظامی معتبر اطلاعات بسیار کمی از آن دارند و بیشتر اطلاعات موجود از آن نیز از منابع روسی گرفته شده است. با این حال با استناد به منابع روسی، این تانک 48 تنی دارای بیشینه سرعت 85 کیلومتر بر ساعت است. جایگاه سوم: تایپ 99تایپ 99 تانک اصلی میدان نبرد ارتش چین است که نمونه های اولیه آن از سال 2001 وارد خدمت در ارتش چین شدند. این تانک بر اساس تانک اصلی میدان نبرد t-72 که بدست اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شده بود طراحی گشت و البته دستخوش بهسازی هایی نیز شده است. تایپ 99 یک موتور دیزل 1500 اسب بخاری دارد که این تانک 58 تنی را به بیشینه سرعت 80 کیلومتر بر ساعت می رساند. از این روی تایپ 99 در جایگاه سوم سریع ترین ها قرار می گیرد. جایگاه چهارم: مشترک بین ای ام ایکس لکلرک (amx leclerc) و لیوپارد 2 (leopard 2)لکلرک از سال 1993 وارد خدمت در ارتش فرانسه شد و علاوه بر فرانسه، امارات متحده عربی نیز از دارندگان آن است. این تانک 57 تن وزن داشته و یک موتور دیزلی 1500 اسب بخاری دارد که آن را به سرعت 72 کیلومتر بر ساعت می رساند. ناگفته نماند لکلرک دارای یک سیستم گلوله گذار خودکار بسیار منحصر به فرد است که آهنگ آتش 12 گلوله بر دقیقه را برای تانک فراهم کرده که بیشترین نرخ شلیک در بین تانک های اصلی میدان نبرد است.و اما بزرگ دنیای زرهی یعنی لیوپارد 2 مدل a7 که در همه رده بندی ها به عنوان برترین تانک اصلی میدان نبرد شناخته شده است، همچون رفیق فرانسوی اش در جایگاه چهارم جای گرفته است. لیوپارد 2 شامل خان ...

ادامه مطلب  

سریع ترین و مدرن ترین تانک های جهان  

درخواست حذف این مطلب
در ابتدا اجازه دهید شما را با معنای عبارت تانک اصلی میدان نبرد را آشنا کنیم. تانک اصلی میدان نبرد ترجمه عبارت main battle tank (به اختصار: mbt) است و منظور از آن تانکی است که از جنگندگان اصلی میدان نبرد است. این تانک مستقیما در میدان نبرد حضور داشته و وظیفه آن شلیک سنگین مستقیم به دشمن است. تانک جنگی و تانک کلی نیز از دیگر نام هایی است که برای این گونه خودروهای زرهی در نظر گرفته شده است.تانک اصلی میدان نبرد آلتای ساخت ترکیهاین تانک ها به عنوان جایگزینی برای انواع تانک ها اعم از تانک سبک، تانک متوسط، تانک سنگین و تانک فرا سنگین طراحی شده اند و چندین دهه است که به عنوان عضو کلیدی و اصلی نیروهای زمینی هر ارتشی حضوری پررنگ دارند. البته به ندرت پیش می آید که این تانک ها به تنهایی به درگیری با دشمن بپردازند. به صورت استاندارد و ایده آل، تانک های اصلی میدان نبرد با پشتیبانی دیگر نیروهای خودی همچون خودورهای رزمی پیاده نظام (ifv) پیشروی کرده و با دشمن درگیر می شوند. تانک اصلی میدان نبرد آپلوت-ام ساخت اوکراین حال با مفهوم تانک اصلی میدان نبرد آشنا شدیم، اجازه دهید به تاثیر سرعت بالا در این خوردهای زرهی نیز اشاره ای داشته باشیم. سرعت بالا ضمن آن که موجب افزایش سرعت پیشروی و حرکت تانک می شود، بر افزایش بقاپذیری آن نیز موثر است و از ویژگی های مثبت یک خودروی زرهی محسوب می شود. البته این نکته را بیافزایم که سرعت ملاک اصلی برای برتر شمردن یک تانک نیست. رده بندی این هیولاهای زرهی بر اساس سرعت به شرح زیر است:جایگاه اول: m1 آبرامز (abrams)آبرامز تانک اصلی میدان نبرد ارتش ایالات متحده آمریکا و شش کشور دیگر است که توسط صنایع دفاعی کرایسر (chrysler) طراحی و تولید می شد، اما امروزه تولید آن برعهده بخش تولید جنگ افزارهای زمینی کمپانی هوافضا، دفاعی و امنیتی آمریکایی جنرال داینامیکس (general dynamics) است. این تانک از سال ۱۹۸۰ وارد خدمت در ارتش آمریکا و در حال حاضر به عنوان تنها تانک عملیاتی در ارتش این کشور مشغول خدمت است. مدل اولیه تانک m1 نام داشت و جدیدترین مدل آن نیز با نام m1a2 sepv3 شناخته می شود.آبرامز دارای یک موتور توربین گازی (مشابه موتور جت) چندگانه سوز است که از انوع گوناگونی سوخت استفاده می کند. این موتور ضمن داشتن وزن کم و ابعادی کوچک، اعتمادپذیری و قدرت تولیدی بسیار بالایی دارد. به صورت کلی توربین گازی این تانک یک مزیت و برتری نسبت به دیگر مدل های تانک اصلی میدان نبرد برای آبرامز فراهم می کند که اشاره به آن خود نیازمندی نوشتاری جدا است و در این نوشتار جایی ندارد.پیشران قدرتمند آبرامز بدون واحد افزایش قدرت کمکی، خود بیش از ۱۵۰۰ اسب بخار قدرت دارد که در کنار یک سیستم انتقال قدرت بسیار بهینه و مناسب، سبب شده اند آبرامز بتواند با سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت حرکت کند! البته به دلیل حفظ امنیت و خطری که این غول ۶۸ تنی با این سرعت می تواند داشته باشد، سرعت تانک را به ۷۰ کیلومتر بر ساعت محدود کرده اند. ناگفته نماند آبرامز سنگین ترین تانک عملیاتی دنیا نیز است؛ وزن این تانک در آخرین مدل های خود، بسته به تجهیزات و زره های مضاعفی که روی آن نصب شود به ۷۱٫۲ تن نیز می رسد. این تانک همچنین دارای زره چابهام (chobham) تقویت شده است که به عقده بسیاری از کارشناسان برترین زره تانک است.جایگاه دوم: t-14t-14 آخرین تانک اصلی میدان نبرد طراحی و ساخته شده بدست فدراسون روسیه و اولین تانکی است که این کشور پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی طراحی کرده است. این تانک بر اساس بستر زرهی آرماتا ساخته شده است و از این رو به اشتباه آرماتا نیز نام گرفته است. t-14 تانکی بسیار مدرن با قابلیت هایی پیشرفته است که ظهور آن سبب بروز نگرانی هایی در غرب به ویژه کشورهای اروپایی کوچک شد. از آن جا که t-14 تانکی بسیار جوان است، منابع نظامی معتبر اطلاعات بسیار کمی از آن دارند و بیشتر اطلاعات موجود از آن نیز از منابع روسی گرفته شده است. با این حال با استناد به منابع روسی، این تانک ۴۸ تنی دارای بیشینه سرعت ۸۵ کیلومتر بر ساعت است.جایگاه سوم: تایپ ۹۹تایپ ۹۹ تانک اصلی میدان نبرد ارتش چین است که نمونه های اولیه آن از سال ۲۰۰۱ وارد خدمت در ارتش چین شدند. این تانک بر اساس تانک اصلی میدان نبرد t-72 که بدست اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شده بود طراحی گشت و البته دستخوش بهسازی هایی نیز شده است. تایپ ۹۹ یک موتور دیزل ۱۵۰۰ اسب بخاری دارد که این تانک ۵۸ تنی را به بیشینه سرعت ۸۰ کیلومتر بر ساعت می رساند. از این روی تایپ ۹۹ در جایگاه سوم سریع ترین ها قرار می گیرد.جایگاه چهارم: مشترک بین ای ام ایکس لکلرک (amx leclerc) و لیوپارد ۲ (leopard 2)لکلرک از سال ۱۹۹۳ وارد خدمت در ارتش فرانسه شد و علاوه بر فرانسه، امارات متحده عربی نیز از دارندگان آن است. این تانک ۵۷ تن وزن داشته و یک موتور دیزلی ۱۵۰۰ اسب بخاری دارد که آن را به سرعت ۷۲ کیلومتر بر ساعت می رساند. ناگفته نماند لکلرک دارای یک سیستم گلوله گذار خودکار بسیار منحصر به فرد است که آهنگ آتش ۱۲ گلوله بر دقیقه را برای تانک فراهم کرده که بیشترین نرخ شلیک در بین تانک های اصلی میدان نبرد است.و اما بزرگ دنیای زرهی یعنی لیوپارد ۲ مدل a7 که در همه رده بندی ها به عنوان برترین تانک اصلی میدان نبرد شناخته شده است، همچون رفیق فرانسوی اش در جایگاه چهارم جای گرفته است. لیوپارد ۲ شامل خانواده ای گسترده از تانک های اصلی میدان نبرد است. مدل لیوپارد ۲a5 در دهه ۱۹۹۰ میلادی معرفی و در اواخر همان دهه به عنوان برترین تانک اصلی ...

ادامه مطلب  

دکوراسیون اتاق کودک 2017 و مدلهای جدید و مدرن برای چیدمان  

درخواست حذف این مطلب
تزیین اتاق کودک،, چیدمان اتاق بچه ها،, دکور اتاق کودکان،دکوراسیون اتاق کودک ۲۰۱۷ و مدلهای جدید و مدرن برای چیدمان | سری اولدکوراسیون اتاق کودک و مدلهای جدید و مدرن برای چیدماندکوراسیون اتاق کودک, دکوراسیون اتاق نوزاد, دکوراسیون داخلیمدل های دکوراسیون اتاق کودک جدید و شیکمدل های مدرن برای تزیین و دیزاین اتاق نوجوانان دختر و پسردکوراسیون اتاق کودک و دکوراسیون اتاق نوجوانان، دکوراسیون اتاق بچهایده های بسیارزیبا وابتکاری برای دکوراسیون اتاق کودکراهنمای کوتاه و کاربردی برای دکوراسیون اتاق کودکزیـباترین مدلهای دکوراسیـون اتاق خواب کودکاتاق کودک و نوجوان در منزل بخشی است که با وسایل بازی متنوعی پر میشود و علاوه بر آن از منظر روان شناسی کودک هم باید محیطی شاد و جذاب باشد. اما جا دادن اینهمه وسایل کودک در اتاقهای کوچک امروزی نیاز به مهارت و آموزش ترفندهای خاصی دارد که در این بخش از سایت روزگار علاوه بر راهنمایی کلی برای شما، کلکسیونی از ایده های جدید اجرا شده در دکوراسیون اتاق کودک و نوجوان را به نمایش گذاشته ایم.رنگ ها نقش مهمی در طراحی دکوراسیون داخلی اتاق کودک دارند و علاوه بر این رنگ اتاق کودک می تواند در روحیه کودکان دختر و پسر تاثیرگذار باشد بنابراین بهتر است برای ایجاد فضایی آرامش بخش و متفاوت در هنگام انتخاب رنگ اتاق کودک توجه لازم را داشته باشید. مشاهده مدل های جذاب و متنوع دکوراسیون اتاق کودک جدید و متنوع کمک میکند با طرح ها و ایده های جدید برای چیدمان و دکوراسیون اتاق کودک آشنا گردید. در این مجموعه سعی نموده ایم با گردآوری تصاویر و مدل های زیبای دکوراسیون جدید اتاق کودک دخترانه و پسرانه و ارائه طراحی های جدید در این زمینه، شما را در انتخاب و طراحی مناسب دکوراسیون کمک کنیم. تا پایان این مجموعه زیبا و جذاب همراه ما باشید.طراحی دکوراسیون داخلی و چیدمان منزل کار دشواری نیست اما دکوراسیون بعضی مکان ها در منزل مثل اتاق کودک احتیاج به رعایت نکات مهم و ریزه کاری هایی دارد که لازم است ضمن توجه به آنها دکوراسیون اتاق کودک جدید و شیکی را طراحی کنید. یکی از این نکات مهم و ضروری توجه به نیازها و توانایی های کودک است که باعث می شود بهترین انتخاب را داشته باشید و دکوراسیونی مناسب و ایده آل برای اتاق خواب کودک دلبندتان طراحی و اجرا نمایید. با توجه به خواست و نیاز کودک رنگ مناسب ...

ادامه مطلب  

مدل های مبل راحتی برای خانه های ایرانی  

درخواست حذف این مطلب
وب سایت زیبایی خانه: مدل مبلمان راحتی امروزه به یکی از اجزای جدایی ناپذیر دکوراسیون سالن پذیرایی و اتاق نشیمن تبدیل شده است و اغلب افراد برای تماشای تلویزیون و استراحت روزمره از این مدل مبلمان استفاده می کنند. در ادامه انواع مدل مبل راحتی مدرن با جدیدترین طرح های مد سال را در اختیار شما همراهان عزیز و گرامی قرار می دهیم. مدل مبل راحتی در انواع طرح و رنگ های متنوع موجود هستند و اگر شما تمایل دارید از این مدل مبلمان در منزل خود استفاده کنید بهتر است در انتخاب طرح و رنگ آن حساسیت لازم را به خرج دهید تا بتوانید مبلمان زیبا و در عین حال شیکی را برای منزل تان تهیه کنید.در اغلب سالن های پذیرایی بزرگ از دو دست مبلمان استیل و راحتی استفاده می شود که مبلمان استیل برای پذیرایی از مهمان ها مناسب هستند و شما می توانید از مدل مبل راحتی مدرن برای نشستن روزمره و تماشای تلویزیون و دورهمی خانوادگی استفاده کنید. افرادی که سالن پذیرایی منزل آن ها کوچک است اغلب مبلمان راحتی را برای چیدن در سالن پذیرایی انتخاب می کنند به همین دلیل این مبلمان جزء پرطرفدارترین مدل مبل ها محسوب می شوند. مدل مبلمان راحتی در انواع طرح ها و رنگ های متنوع موجود ...

ادامه مطلب  

عجایب شگفت انگیز مدرن که به دست انسان ها ساخته شده است + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
آیا می توانید متصور شوید که شخصی برای خود کاخی را با صرف زمان بیش از 35 سال بسازد؟ یا اینکه روستاییان کلیسایی را برفراز آتشفشان بنا کنند؟ عجایب هفت گانه جهان باستان را فراموش کنید! عجایب شگفت انگیز مدرن دیگری وجود دارند که همه آنها به دست انسان ساخته شده است. در ادامه این مقاله قصد داریم تا نگاهی به این عجایب مدرن و شگفت انگیز داشته باشیم.به گزارش بولتن نیوز، آیا می توانید متصور شوید که شخصی برای خود کاخی را با صرف زمان بیش از 35 سال بسازد؟ یا اینکه روستاییان کلیسایی را برفراز آتشفشان بنا کنند؟ عجایب هفت گانه جهان باستان را فراموش کنید! عجایب شگفت انگیز مدرن دیگری وجود دارند که همه آنها به دست انسان ساخته شده است. در ادامه این مقاله قصد داریم تا نگاهی به این عجایب مدرن و شگفت انگیز داشته باشیم.غار موگای (mogao caves) در چیندر این غارها 2400 مجسمه خشتی به جا مانده از بودا وجود دارد که نشان دهنده شواهدی عالی از تکامل هنر بودایی است. این غارها در منطقه شمال غربی چین واقع شده اند، نام دیگر غارهای موگای، غارهای هزاران بوته می باشد. این غارها دارای 492 معبد هستند و در حقیقت شواهد و منبع مهمی برای نشان دادن فرهنگ بودایی ها به شمار می آیند. در سال 1900 میلادی، کتابخانه ای در یکی از این غارها کشف شد. کاشفان غار و کتابخانه معتقدند که این غار از اوایل قرن 11 میلادی متروکه شده است. اما هم اکنون کتاب های موجود در کتابخانه و کشفیات دیگر آن نیز در موزه های سراسر جهان به نمایش گذاشته شده است. البته برخی از بزرگترین این مجموعه ها را می توان در پکن، برلین، لندن و پاریس یافت. جالب است بدانید هنگامی که در قرن نوزدهم میلادی کاوشگران غربی وارد غار شدند بسیاری از محتویات غار زیر شن و ماسه مدفون شده بود.پس از کشف این غارها وانگ یوانلو راهب مکتب تائو، خود را نگهبان معابد نامگذاری کرد. در حال حاضر 2400 مجسمه خشتی در غارهای موگای وجود دارد. دو مجسمه غول پیکر مانتره بودا نیز در این غارها به چشم می خورد.پورت مرین (portmeirion) در ولزپورت مرین یک روستای عاشقانه و زیبا در سبک معماری باروک است که شبیه به روستاهای ایتالیایی در ولز قرار گرفته. در طراحی و معماری این روستا از سبک های ایتالیایی تقلید شده است، گرچه آقای کلو ویلیامز الیس تمامی این ادعاها را رد کرده و معتقد است که باید در عشق پورت مرین غرق شد. این روستا در سال های 1925 تا 1975 ساخته شده است. همچنین این روستا منبع الهام بخش بسیاری از فیلم ها و برنامه های تلویزیونی می باشد، به ویژه نمایش تلویزیونی زندانی. جالب است بدانید سبک معماری روستا، تاثیر مسقیمی در توسعه پست مدرنیسم داشته است.کلیسای ترنسفیگوریشن (transfiguration church) در جزیره کیژی کشور روسیهآیا می توانید روند ساخت یک ساختمان را بدون استفاده از میخ در آن تصور کنید؟ کلیسای ترنسفیگوریشن سازه ای است که در آن از چوب به عنوان مصالح اصلی استفاده شده. این ساختمان قابل توجه ترین بنای یادبود در جزیره کیژی به شمار می رود. کلیسای ترنسفیگوریشن نباید بیش از اندازه گرم شود زیرا همانطور که گفته شد چوب تنها مصالح استفاده شده در ساخت آن است، به همین دلیل این کلیسا تنها در فصل تابستان باز است و می توان از آن بازدید کرد. بسیاری معتقدند که کلیسای ترنسفیگوریشن بلندترین بنای چوبی در روسیه می باشد. این کلیسا دارای 22 گنبد است که هر کدام ارتفاعی معادل 37 متر دارند. کلیسای ترنسفیگوریشن در قرن هجدهم میلادی و به سبک نجاری سنتی روسیه ساخته شده است. بسیاری بر این باورند که کلیسای 18 گنبدی (dome-18) پیش تر از کلیسای ترنسفیگوریشن بنا شده. آیا می توانید تصور کنید که این کلیسا چگونه ساخته شده است؟ مبنای اصلی بنا، تیرهای افقی نصب شده در قاب هشت ضلعی با دو ضلع جانبی می باشد. هیچ فوندانسیون عمیقی نیز وجود ندارد و چارچوب اصلی بنا سنگی است.دهکده هوآکاچینا (huacachina oasis) در ایکا، کشور پرووقتی که شما تصمیم می گیرید کلیسایی کاملاً چوبی بسازید، باید خشک ترین مکان روی زمین را انتخاب کنید. هوآکاچینا نام روستایی است که در جنوب غربی پرو واقع شده است. باید بدانید که این روستا در اطراف یک وادی کوچک قرار گرفته و نام لغوی آن به معنای یکی از گرمترین مناطق در پرو می باشد. اغلب گردشگران برای تماشای دریاچه طبیعی نزدیک این روستا به این منطقه سفر می کنند، اما اگر شانس حضور در اینجا را داشتید حتماً فعالیت های تفریحی همچون شن سواری با تخته بورد و تپه نوردی با ماشین های مخصوص صحرا را تجربه کنید. در رابطه با این منطقه افسانه های قدیمی وجود دارد، افسانه ای که با استناد بر آن یک شاهزاده خانم زیبا توسط یک شکارچی جوان در حمام وی دستگیر شده است! شاهزاده خانم موفق به فرار از دست شکارچی شده و آب حمام که از بدن وی در هنگام فرار جاری می شود سبب پیدایش این دریاچه زیبای طبیعی شده است. در این افسانه تپه های شنی اطراف روستا نیز به طناب هایی که قصد داشتند شاهزاده خانم را در بند اسارت قرار دهند تشبیه شده است. این اواخر، جه ...

ادامه مطلب