چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

نتایج رای اعتماد مجلس به وزیران پیشنهادی حسن روحانی+جزئیات  

درخواست حذف این مطلب
نمایندگان پس از پنج روز بررسی صلاحیت وزیران پیشنهادی حسن روحانی، به 16 وزیر کابینه اعتماد کردند.بررسی برنامه های کابینه پیشنهادی دولت دوازدهم از روز سه شنبه 24 مرداد ماه در مجلس شورای اسلامی آغاز شد و نمایندگان طی هشت جلسه علنی به بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی آموزش و پرورش، ارتباطات و فناوری اطلاعات، اطلاعات، امور اقتصاد و دارایی، امور خارجه، بهداشت و درمان، تعاون کار و رفاه اجتماعی، جهاد کشاورزی، دادگستری، دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، راه و شهرسازی، صنعت معدن و تجارت، فرهنگ و ارشاد اسلامی، کشور، نفت، نیرو و ورزش و جوانان پرداختند. مجلس پس از پنج روز بررسی وزیران پیشنهادی حسن روحانی، به ... وزیر از 17 وزیر پیشنهادی رای اعتماد داد اما نفر از وزیران پیشنهادی نتوانستند رای اعتماد نمایندگان را کسب کنند.مجموع آرای ماخوذه وزیران پیشنهادی به شرح زیر است:سیدمحمد بطحائی با 238 رای موافق، 35 رای مخالف و 13 رای ممتنع از مجموع 288 رای به عنوان وزیر آموزش و پرورش دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش محمد جواد آذری جهرمی با 152 رای موافق، 120رای مخالف و 7 رای ممتنع و 9 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر ارتباطات و فن آوری اطلاعات دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی ارتباطات سید محمود علوی با 252 رای موافق، 22 رای مخالف و 13 رای ممتنع و یک رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر اطلاعات دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی اطلاعاتمسعود کرباسیان با 240 رای موافق، 31 رای مخالف و 15 رای ممتنع و 2 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر امور اقتصادی و دارایی دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی اقتصادمحمدجواد ظریف با 236 رای موافق، 26 رای مخالف و 26 رای ممتنع از مجموع 288 رای به عنوان وزیر امور خارجه دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی امور خارجهسید حسن قاضی زاده هاشمی با 253 رای موافق، 18 رای مخالف و 14 رای ممتنع و 3 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی بهداشت علی ربیعی با 191 رای موافق، 79 رای مخالف و 15 رای ممتنع و 3 رای باطله از مجموع 288 رای به عنوان وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی دولت دوازدهم انتخاب شد.نتیجه رای اعتماد مجلس به وزیر پیشنهادی کارمحمود حجتی با 164 را ...

ادامه مطلب  

الف - اعمال شب عید فطر  

درخواست حذف این مطلب
در احادیث و روایات برای این شب چند عمل توصیه شده است که در ادامه می آید. به گزارش ایسنا، شب عید فطر بسیار مبارک است و در فضیلت و اهمیت آن همین بس که در بعضی از روایات آمده است، اهمیت آن کمتر از شب قدر نیست و در روایات توصیه به عبادت و احیای این شب شده است.در احادیث و روایات برای این شب چند عمل توصیه شده است که در ادامه می آید:اولغسل است به هنگامی که آفتاب غروب کند.دوماین شب را به نماز، دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بیتوته کند، یعنی شب را در آنجا سپری نماید و به عبادت مشغول باشد همانگونه که امام علی بن الحسین (ع) چنین می کرد.سومامام صادق (ع) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا، نماز صبح و نماز عید، این ذکرها را بگوید:اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُخدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است.وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا.و خدای را سپاس و سپاس خدای را بر آنچه ما را بدان هدایت کرد، و او را شکر بر آنچه به ما ارزانی داشت.چهارمطبق روایتی از امام صادق (ع) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوی آسمان بلند کند و بگوید:یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یا ذَا الْجُودِ، یا مُصْطَفِی مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.ای صاحب نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمد و ای یاور او، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‏ اش و آن پیش تو در کتابی آشکار است.آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگوید: اَتوُبُ الَی اللهِ (بازگشتم به سوی خدا(.سپس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند که ان شاءالله برآورده خواهد شد.پنجمزیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.به سند معتبر از امام صادق (ع) روایت شده: هرکه در یک شب از سه شب زیر قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، گناهان گذشته و آینده ‏اش آمرزیده شود: شب عید فطر یا قربان یا نیمه شعبان.چون در این دو شب (عید فطر یا قربان) زیارت آن حضرت را اراده کردی بر درِ بارگاه بایست و به جانب قبر نظر کن و برای اذن دخول بگو:یا مَوْلای یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ الذَّلِیلُ بَینَ یدَیکَ وَ الْمُصَغَّرُ فِی عُلُوِّ قَدْرِکَ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّکَای مولای من ای ابا عبداللّه، ای فرزند رسول خدا، بنده ات و فرزند کنیزت، خوار در برابرت و کوچک ‏شده در برابر بلندی مقامت و اعتراف‏ کننده به حقت،جَاءَکَ مُسْتَجِیرا بِکَ قَاصِدا إِلَی حَرَمِکَ مُتَوَجِّها إِلَی مَقَامِکَ مُتَوَسِّلا إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِکَپناه‏ خواه به سویت آمده، آهنگ حرمت نموده‏، رو به سوی مقامت کرده، به وسیله تو متوسل به خدای تعالی است،أَ أَدْخُلُ یا مَوْلای أَ أَدْخُلُ یا وَلِی اللَّهِ أَ أَدْخُلُ یا مَلائِکَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ.آیا وارد شوم ای مولای من، آیا وارد شوم ای‏ ولی خدا، آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا، ای در بر گیرندگان این حرم، ای مأوی گزیدگان در این زیارتگاه.سپس پای راست را جلو بگذار و داخل شو و بگو:بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلا مُبَارَکا وَ أَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلِینَبه نام خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا. خدایا مرا در منزلی با برکت فرود آر، که تو بهترین فرود آورندگانی.آنگاه بگو:اللَّهُ أَکْبَرُ کَبِیرا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیرا وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِ الْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِخدا بزرگتر است بزرگتر و سپاس بسیار خدای را و منزه است‏ در هر بامداد شامگاه، سپاس خدای را، خدای فرد، بی‏ نیاز، بزرگوار، تفضل‏ کننده، نعمت‏ بخش، بزرگوار به بخشش، بسیار مهربان،الَّذِی مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِی زِیارَةَ مَوْلای بِإِحْسَانِهِ وَ لَمْ یجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِ مَمْنُوعا وَ لا عَنْ ذِمَّتِهِ مَدْفُوعا بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ.آنکه از بزرگواری در بخشش، زیارت مولایم را به احسانش بر من آسان نمود،و از زیارتش مرا باز نداشت‏ و از پناهش دورم ننمود، بلکه بر من لطف و احسان فرمود.آنگاه حرکت کن و پس از رسیدن به میان حرم، مقابل قبر مطهر با حال خضوع و تضرع بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ نُوحٍ أَمِینِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث موسی همنشین خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ حَبِیبِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث محمد(درود خدا بر او و خاندانش) حبیب خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عَلِی حُجَّةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث علی‏ حجّت خدا،السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْوَصِی الْبَرُّ التَّقِیسلام بر تو ای جانشین نیکوکار باتقوا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَسلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا و ای تنهای ستمدیده،أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکَاةَگواهی‏ می‏ دهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی،وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِو امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی،وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّی اسْتُبِیحَ حَرَمُکَ وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما.و در راه خدا به جهاد برخاستی، جهادی شایسته، تا حرم تو مباح شمرده شد و مظلومانه کشته شدی.پس با دلی خاشع و چشمی گریان نزد سر مقدس بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ابا عبد اللّه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا بَطَلَ الْمُسْلِمِینَسلام بر تو ای‏ فرزند آقای جانشینان، سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهانیان، سلام‏ بر تو ای قهرمان مسلمانان،یا مَوْلای أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ مِنْ‏ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیابِهَاای مولای من، گواهی می‏ دهم که تو نوری بودی در صلب های والا مرتبه و رحم های پاکیزه، جاهلیت تو را به ناپاکی هایش نیالود و از جامه‏ های تیره و تارش به تو نپوشانید،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِی الرَّضِی الزَّکِی الْهَادِی الْمَهْدِیو گواهی می‏ دهم که تو از استوانه‏ های دین و پایه‏ های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می‏ دهم که تویی‏ پیشوای نیکوکار، باتقوا، خشنودکننده حق، پاک، هدایت‏گر، هدایت‏ شده،وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا.و گواهی می‏ دهم که امامان از فرزندانت‏ پایه‏ های تقوا و نشانه‏ های هدایت و دستاویز محکم و حجت بر اهل دنیا هستند.آنگاه بگو:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَما از خداییم و به سوی او باز می‏ گردیمیا مَوْلای أَنَا مُوَالٍ لِوَلِیکُمْ وَ مُعَادٍ لِعَدُوِّکُمْای مولای من، من دوستدار دوست شما و دشمن‏ دشمن شمایم،وَ أَنَا بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِیبه شما مؤمنم، به بازگشتتان یقین دارم، بر پایه قوانین دین و عواقب عملم،وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌدلم نسبت به دل شما تسلیم‏ و کارم پیرو کار شماست،یا مَوْلای أَتَیتُکَ خَائِفا فَآمِنِّی وَ أَتَیتُکَ مُسْتَجِیرا فَأَجِرْنِی وَ أَتَیتُکَ فَقِیرا فَأَغْنِنِیای مولای من ترسان به نزدت آمدم، پس مرا ایمنی ده و پناهنده آمدم، پس پناهم ده‏ و تهیدست آمدم، پس بی‏ نیازم گردان،سَیدِی وَ مَوْلای أَنْتَ مَوْلای حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَآقا و مولای من، تو مولای منی، حجت خدا بر همه خلقی،آمَنْتُ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیتِکُمْ وَ بِظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْایمان آوردم به نهان و آشکارتان، به ظاهر و باطنتان و اول و آخرتان،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ التَّالِی لِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَمِینُ اللَّهِ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِو گواهی می‏ دهم که تو البته‏ تلاوت‏ کننده کتاب خدایی و امین خدا و دعوت‏ کننده به سوی خدا با حکمت و موعظه حسنه‏ ای،لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیتْ بِهِ.خدا لعنت کند امتی را که به‏ تو ستم کردند و تو را کشتند و خدا لعنت کند امتی را که این حادثه را شنیدند و به آن خشنود شدند.سپس نزد سر آن حضرت دو رکعت‏ نماز بخوان و چون سلام دادی بگو:اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ فَإِنَّهُ لا تَجُوزُ الصَّلاةُ وَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ إِلا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَ‏ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی أَفْضَلَ‏ السَّلامِ وَ التَّحِیةِ وَ ارْدُدْ عَلَی مِنْهُمُ السَّلامَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّکْعَتَانِ هَدِیةٌ مِنِّی إِلَی سَیدِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِمَا السَّلامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَیهِ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّی وَ اجْزِنِی عَلَیهِمَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیکَ یا وَلِی الْمُؤْمِنِینَ.خدایا برای تو نماز خواندم و برای تو رکوع کردم و برای تو سجده نمودم یکتایی و شریکی نداری، همانا نماز و رکوع و سجود، جز برای تو جایز نمی‏ باشد، زیرا تو خدایی که معبودی جز تو نیست. خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و برترین‏ سلام و تحیت را از سوی من به ایشان برسان و سلام ایشان را به من بازگردان. خدایا این دو رکعت هدیه‏ ای‏ است از جانب من به آقایم حسین بن علی(درود بر ایشان). خدایا بر محمد و بر او درود فرست‏ این دو رکعت نماز را از من بپذیر و بر آن دو رکعت پاداشم ده به برترین امید و آرزویم نسبت به تو و ولی ‏ات ای ولی مردم مومن‏.سپس قبر را ببوس و بگو:السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِسلام بر حسین بن علی مظلوم شهید کشته اشک ها، گرفتار غم ها و غصه‏ هااللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیکَ وَ ابْنُ وَلِیکَ وَ صَفِیکَ الثَّائِرُ بِحَقِّکَخدایا شهادت می‏ دهم او ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و قیام‏ کننده به حق تو استأَکْرَمْتَهُ بِکَرَامَتِکَ وَ خَتَمْتَ لَهُ بِالشَّهَادَةِاو را گرامی داشتی به کرامتت و برای او به شهادت ختم کردیوَ جَعَلْتَهُ سَیدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِو او را آقایی از آقایان‏ و پیشوایی از پیشوایان قرار دادیوَ أَکْرَمْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاءِو به پاکی ولادت گرامی‏ اش داشتی و میراث های پیامبران را به او اعطا نمودیوَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیاءِو قرار دادی او را حجت بر خلق از میان پیشوایانفَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النَّصِیحَةَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُِ فیکَپس در دعوت به خدا، کوتاهی نکرد و در خیرخواهی کوتاهی ننمود و نثار کرد جانش را در راه تو،حَتَّی اسْتَنْقَذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِتا بندگانت را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات داد،وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ مِنَ الْآخِرَةِ بِالْأَدْنَی وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُدر صورتی که بر ضدش همدست شدند، کسانی‏ که دنیا فریبشان داد و بهره خود را از آخرت به پایین‏ ترین چیزی فروختند و خود را در هوای نفس خویش سرنگون کردندوَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أُولِی الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَو تو را و پیامبرت‏ را به خشم آوردند و از میان بندگانت از نفاق اندازان دورو و آنان‏ که بارکشان گناه و سزاوار آتش‏ دوزخ بودند اطاعت کردند،فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا مُقْبِلا غَیرَ مُدْبِرٍ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُپس با آن ها برای تو شکیبایی و به حساب تو جهاد کرد، بدون اینکه از دشمن رو برگرداند، برای تو سرزنش ملامت‏ گران را به چیزی نگرفت، تا جایی که خونش در طاعت تو ریخته شد و هتک حریمش حلال شمرده شد.اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیماً.خدایا آنان را لعنت کن لعنتی ناگوار و سخت‏ و عذابشان کن عذابی دردناک.آنگاه به سوی قبر علی بن الحسین (ع) (علی اکبر) حرکت کن که در پایین پای امام‏ حسین (ع) واقع است و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای‏ فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَسلام بر تو ای فرزند خاتم انبیا، سلام بر تو ای فرزند فاطمه، سرور بانوان جهانیان،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمَظْلُومُ الشَّهِیدُسلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان، سلام بر تو ای مظلوم شهید،بأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی عِشْتَ سَعِیدا وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما شَهِیدا.پدر و مادرم به فدایت، خوشبخت زندگی کردی و مظلوم و شهید کشته شدی.بعد از آن به سوی قبور سایر شهدا (رضوان اللّه علیهم) رو می کنی و می گویی:السَّلامُ عَلَیکُمْ أَیهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی فُزْتُمْ فَوْزا عَظِیما.سلام بر شما ای دفاع ‏کنندگان از توحید خدا، سلام بر شما در برابر آنچه که صبر کردید، چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت، پدر و مادرم بهف ...

ادامه مطلب  

اعمال شب عید فطر  

درخواست حذف این مطلب
شب عید فطر بسیار مبارک است و در فضیلت و اهمیت آن همین بس که در بعضی از روایات آمده است، اهمیت آن کمتر از شب قدر نیست و در روایات توصیه به عبادت و احیای این شب شده است.جمهوریت؛ در احادیث و روایات برای این شب چند عمل توصیه شده است که در ادامه می آید:اولغسل است به هنگامی که آفتاب غروب کند.دوماین شب را به نماز، دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بیتوته کند، یعنی شب را در آنجا سپری نماید و به عبادت مشغول باشد همانگونه که امام علی بن الحسین (ع) چنین می کرد.سومامام صادق (ع) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا، نماز صبح و نماز عید، این ذکرها را بگوید:اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُخدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است.وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا.و خدای را سپاس و سپاس خدای را بر آنچه ما را بدان هدایت کرد، و او را شکر بر آنچه به ما ارزانی داشت.چهارمطبق روایتی از امام صادق (ع) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوی آسمان بلند کند و بگوید:یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یا ذَا الْجُودِ، یا مُصْطَفِی مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.ای صاحب نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمد و ای یاور او، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‏ اش و آن پیش تو در کتابی آشکار است.آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگوید: اَتوُبُ الَی اللهِ (بازگشتم به سوی خدا(.سپس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند که ان شاءالله برآورده خواهد شد.پنجمزیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.به سند معتبر از امام صادق (ع) روایت شده: هرکه در یک شب از سه شب زیر قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، گناهان گذشته و آینده ‏اش آمرزیده شود: شب عید فطر یا قربان یا نیمه شعبان.چون در این دو شب (عید فطر یا قربان) زیارت آن حضرت را اراده کردی بر درِ بارگاه بایست و به جانب قبر نظر کن و برای اذن دخول بگو:یا مَوْلای یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ الذَّلِیلُ بَینَ یدَیکَ وَ الْمُصَغَّرُ فِی عُلُوِّ قَدْرِکَ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّکَای مولای من ای ابا عبداللّه، ای فرزند رسول خدا، بنده ات و فرزند کنیزت، خوار در برابرت و کوچک ‏شده در برابر بلندی مقامت و اعتراف‏ کننده به حقت،جَاءَکَ مُسْتَجِیرا بِکَ قَاصِدا إِلَی حَرَمِکَ مُتَوَجِّها إِلَی مَقَامِکَ مُتَوَسِّلا إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِکَپناه‏ خواه به سویت آمده، آهنگ حرمت نموده‏، رو به سوی مقامت کرده، به وسیله تو متوسل به خدای تعالی است،أَ أَدْخُلُ یا مَوْلای أَ أَدْخُلُ یا وَلِی اللَّهِ أَ أَدْخُلُ یا مَلائِکَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ.آیا وارد شوم ای مولای من، آیا وارد شوم ای‏ ولی خدا، آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا، ای در بر گیرندگان این حرم، ای مأوی گزیدگان در این زیارتگاه.سپس پای راست را جلو بگذار و داخل شو و بگو:بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلا مُبَارَکا وَ أَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلِینَبه نام خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا. خدایا مرا در منزلی با برکت فرود آر، که تو بهترین فرود آورندگانی.آنگاه بگو:اللَّهُ أَکْبَرُ کَبِیرا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیرا وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِ الْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِخدا بزرگتر است بزرگتر و سپاس بسیار خدای را و منزه است‏ در هر بامداد شامگاه، سپاس خدای را، خدای فرد، بی‏ نیاز، بزرگوار، تفضل‏ کننده، نعمت‏ بخش، بزرگوار به بخشش، بسیار مهربان،الَّذِی مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِی زِیارَةَ مَوْلای بِإِحْسَانِهِ وَ لَمْ یجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِ مَمْنُوعا وَ لا عَنْ ذِمَّتِهِ مَدْفُوعا بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ.آنکه از بزرگواری در بخشش، زیارت مولایم را به احسانش بر من آسان نمود،و از زیارتش مرا باز نداشت‏ و از پناهش دورم ننمود، بلکه بر من لطف و احسان فرمود.آنگاه حرکت کن و پس از رسیدن به میان حرم، مقابل قبر مطهر با حال خضوع و تضرع بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ نُوحٍ أَمِینِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث موسی همنشین خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ حَبِیبِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث محمد(درود خدا بر او و خاندانش) حبیب خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عَلِی حُجَّةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث علی‏ حجّت خدا،السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْوَصِی الْبَرُّ التَّقِیسلام بر تو ای جانشین نیکوکار باتقوا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَسلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا و ای تنهای ستمدیده،أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکَاةَگواهی‏ می‏ دهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی،وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِو امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی،وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّی اسْتُبِیحَ حَرَمُکَ وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما.و در راه خدا به جهاد برخاستی، جهادی شایسته، تا حرم تو مباح شمرده شد و مظلومانه کشته شدی.پس با دلی خاشع و چشمی گریان نزد سر مقدس بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ابا عبد اللّه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا بَطَلَ الْمُسْلِمِینَسلام بر تو ای‏ فرزند آقای جانشینان، سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهانیان، سلام‏ بر تو ای قهرمان مسلمانان،یا مَوْلای أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ مِنْ‏ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیابِهَاای مولای من، گواهی می‏ دهم که تو نوری بودی در صلب های والا مرتبه و رحم های پاکیزه، جاهلیت تو را به ناپاکی هایش نیالود و از جامه‏ های تیره و تارش به تو نپوشانید،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِی الرَّضِی الزَّکِی الْهَادِی الْمَهْدِیو گواهی می‏ دهم که تو از استوانه‏ های دین و پایه‏ های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می‏ دهم که تویی‏ پیشوای نیکوکار، باتقوا، خشنودکننده حق، پاک، هدایت‏گر، هدایت‏ شده،وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا.و گواهی می‏ دهم که امامان از فرزندانت‏ پایه‏ های تقوا و نشانه‏ های هدایت و دستاویز محکم و حجت بر اهل دنیا هستند.آنگاه بگو:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَما از خداییم و به سوی او باز می‏ گردیمیا مَوْلای أَنَا مُوَالٍ لِوَلِیکُمْ وَ مُعَادٍ لِعَدُوِّکُمْای مولای من، من دوستدار دوست شما و دشمن‏ دشمن شمایم،وَ أَنَا بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِیبه شما مؤمنم، به بازگشتتان یقین دارم، بر پایه قوانین دین و عواقب عملم،وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌدلم نسبت به دل شما تسلیم‏ و کارم پیرو کار شماست،یا مَوْلای أَتَیتُکَ خَائِفا فَآمِنِّی وَ أَتَیتُکَ مُسْتَجِیرا فَأَجِرْنِی وَ أَتَیتُکَ فَقِیرا فَأَغْنِنِیای مولای من ترسان به نزدت آمدم، پس مرا ایمنی ده و پناهنده آمدم، پس پناهم ده‏ و تهیدست آمدم، پس بی‏ نیازم گردان،سَیدِی وَ مَوْلای أَنْتَ مَوْلای حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَآقا و مولای من، تو مولای منی، حجت خدا بر همه خلقی،آمَنْتُ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیتِکُمْ وَ بِظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْایمان آوردم به نهان و آشکارتان، به ظاهر و باطنتان و اول و آخرتان،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ التَّالِی لِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَمِینُ اللَّهِ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِو گواهی می‏ دهم که تو البته‏ تلاوت‏ کننده کتاب خدایی و امین خدا و دعوت‏ کننده به سوی خدا با حکمت و موعظه حسنه‏ ای،لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیتْ بِهِ.خدا لعنت کند امتی را که به‏ تو ستم کردند و تو را کشتند و خدا لعنت کند امتی را که این حادثه را شنیدند و به آن خشنود شدند.سپس نزد سر آن حضرت دو رکعت‏ نماز بخوان و چون سلام دادی بگو:اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ فَإِنَّهُ لا تَجُوزُ الصَّلاةُ وَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ إِلا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَ‏ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی أَفْضَلَ‏ السَّلامِ وَ التَّحِیةِ وَ ارْدُدْ عَلَی مِنْهُمُ السَّلامَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّکْعَتَانِ هَدِیةٌ مِنِّی إِلَی سَیدِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِمَا السَّلامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَیهِ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّی وَ اجْزِنِی عَلَیهِمَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیکَ یا وَلِی الْمُؤْمِنِینَ.خدایا برای تو نماز خواندم و برای تو رکوع کردم و برای تو سجده نمودم یکتایی و شریکی نداری، همانا نماز و رکوع و سجود، جز برای تو جایز نمی‏ باشد، زیرا تو خدایی که معبودی جز تو نیست. خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و برترین‏ سلام و تحیت را از سوی من به ایشان برسان و سلام ایشان را به من بازگردان. خدایا این دو رکعت هدیه‏ ای‏ است از جانب من به آقایم حسین بن علی(درود بر ایشان). خدایا بر محمد و بر او درود فرست‏ این دو رکعت نماز را از من بپذیر و بر آن دو رکعت پاداشم ده به برترین امید و آرزویم نسبت به تو و ولی ‏ات ای ولی مردم مومن‏.سپس قبر را ببوس و بگو:السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِسلام بر حسین بن علی مظلوم شهید کشته اشک ها، گرفتار غم ها و غصه‏ هااللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیکَ وَ ابْنُ وَلِیکَ وَ صَفِیکَ الثَّائِرُ بِحَقِّکَخدایا شهادت می‏ دهم او ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و قیام‏ کننده به حق تو استأَکْرَمْتَهُ بِکَرَامَتِکَ وَ خَتَمْتَ لَهُ بِالشَّهَادَةِاو را گرامی داشتی به کرامتت و برای او به شهادت ختم کردیوَ جَعَلْتَهُ سَیدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِو او را آقایی از آقایان‏ و پیشوایی از پیشوایان قرار دادیوَ أَکْرَمْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاءِو به پاکی ولادت گرامی‏ اش داشتی و میراث های پیامبران را به او اعطا نمودیوَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیاءِو قرار دادی او را حجت بر خلق از میان پیشوایانفَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النَّصِیحَةَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُِ فیکَپس در دعوت به خدا، کوتاهی نکرد و در خیرخواهی کوتاهی ننمود و نثار کرد جانش را در راه تو،حَتَّی اسْتَنْقَذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِتا بندگانت را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات داد،وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ مِنَ الْآخِرَةِ بِالْأَدْنَی وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُدر صورتی که بر ضدش همدست شدند، کسانی‏ که دنیا فریبشان داد و بهره خود را از آخرت به پایین‏ ترین چیزی فروختند و خود را در هوای نفس خویش سرنگون کردندوَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أُولِی الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَو تو را و پیامبرت‏ را به خشم آوردند و از میان بندگانت از نفاق اندازان دورو و آنان‏ که بارکشان گناه و سزاوار آتش‏ دوزخ بودند اطاعت کردند،فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا مُقْبِلا غَیرَ مُدْبِرٍ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُپس با آن ها برای تو شکیبایی و به حساب تو جهاد کرد، بدون اینکه از دشمن رو برگرداند، برای تو سرزنش ملامت‏ گران را به چیزی نگرفت، تا جایی که خونش در طاعت تو ریخته شد و هتک حریمش حلال شمرده شد.اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیماً.خدایا آنان را لعنت کن لعنتی ناگوار و سخت‏ و عذابشان کن عذابی دردناک.آنگاه به سوی قبر علی بن الحسین (ع) (علی اکبر) حرکت کن که در پایین پای امام‏ حسین (ع) واقع است و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای‏ فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَسلام بر تو ای فرزند خاتم انبیا، سلام بر تو ای فرزند فاطمه، سرور بانوان جهانیان،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمَظْلُومُ الشَّهِیدُسلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان، سلام بر تو ای مظلوم شهید،بأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی عِشْتَ سَعِیدا وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما شَهِیدا.پدر و مادرم به فدایت، خوشبخت زندگی کردی و مظلوم و شهید کشته شدی.بعد از آن به سوی قبور سایر شهدا (رضوان اللّه علیهم) رو می کنی و می گویی:السَّلامُ عَلَیکُمْ أَیهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی فُزْتُمْ فَوْزا عَظِیما.سلام بر شما ای دفاع ‏کنندگان از توحید خدا، سلام بر شما در برابر آنچه که صبر کردید، چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت، پدر و مادرم بهفدایتان، به رستگاری رسیدید، رستگاری بس ...

ادامه مطلب  

اعمال شب عید فطر  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری ایسنا: شب عید فطر بسیار مبارک است و در فضیلت و اهمیت آن همین بس که در بعضی از روایات آمده است، اهمیت آن کمتر از شب قدر نیست و در روایات توصیه به عبادت و احیای این شب شده است. در احادیث و روایات برای این شب چند عمل توصیه شده است که در ادامه می آید:اولغسل است به هنگامی که آفتاب غروب کند.دوماین شب را به نماز، دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بیتوته کند، یعنی شب را در آنجا سپری نماید و به عبادت مشغول باشد همانگونه که امام علی بن الحسین (ع) چنین می کرد.سومامام صادق (ع) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا، نماز صبح و نماز عید، این ذکرها را بگوید:اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُخدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است.وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا.و خدای را سپاس و سپاس خدای را بر آنچه ما را بدان هدایت کرد، و او را شکر بر آنچه به ما ارزانی داشت.چهارمطبق روایتی از امام صادق (ع) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوی آسمان بلند کند و بگوید:یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یا ذَا الْجُودِ، یا مُصْطَفِی مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.ای صاحب نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمد و ای یاور او، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‏ اش و آن پیش تو در کتابی آشکار است.آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگوید: اَتوُبُ الَی اللهِ (بازگشتم به سوی خدا(.سپس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند که ان شاءالله برآورده خواهد شد.پنجمزیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.به سند معتبر از امام صادق (ع) روایت شده: هرکه در یک شب از سه شب زیر قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، گناهان گذشته و آینده ‏اش آمرزیده شود: شب عید فطر یا قربان یا نیمه شعبان.چون در این دو شب (عید فطر یا قربان) زیارت آن حضرت را اراده کردی بر درِ بارگاه بایست و به جانب قبر نظر کن و برای اذن دخول بگو:یا مَوْلای یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ الذَّلِیلُ بَینَ یدَیکَ وَ الْمُصَغَّرُ فِی عُلُوِّ قَدْرِکَ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّکَای مولای من ای ابا عبداللّه، ای فرزند رسول خدا، بنده ات و فرزند کنیزت، خوار در برابرت و کوچک ‏شده در برابر بلندی مقامت و اعتراف‏ کننده به حقت،جَاءَکَ مُسْتَجِیرا بِکَ قَاصِدا إِلَی حَرَمِکَ مُتَوَجِّها إِلَی مَقَامِکَ مُتَوَسِّلا إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِکَپناه‏ خواه به سویت آمده، آهنگ حرمت نموده‏، رو به سوی مقامت کرده، به وسیله تو متوسل به خدای تعالی است،أَ أَدْخُلُ یا مَوْلای أَ أَدْخُلُ یا وَلِی اللَّهِ أَ أَدْخُلُ یا مَلائِکَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ.آیا وارد شوم ای مولای من، آیا وارد شوم ای‏ ولی خدا، آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا، ای در بر گیرندگان این حرم، ای مأوی گزیدگان در این زیارتگاه.سپس پای راست را جلو بگذار و داخل شو و بگو:بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلا مُبَارَکا وَ أَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلِینَبه نام خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا. خدایا مرا در منزلی با برکت فرود آر، که تو بهترین فرود آورندگانی.آنگاه بگو:اللَّهُ أَکْبَرُ کَبِیرا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیرا وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِ الْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِخدا بزرگتر است بزرگتر و سپاس بسیار خدای را و منزه است‏ در هر بامداد شامگاه، سپاس خدای را، خدای فرد، بی‏ نیاز، بزرگوار، تفضل‏ کننده، نعمت‏ بخش، بزرگوار به بخشش، بسیار مهربان،الَّذِی مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِی زِیارَةَ مَوْلای بِإِحْسَانِهِ وَ لَمْ یجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِ مَمْنُوعا وَ لا عَنْ ذِمَّتِهِ مَدْفُوعا بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ.آنکه از بزرگواری در بخشش، زیارت مولایم را به احسانش بر من آسان نمود،و از زیارتش مرا باز نداشت‏ و از پناهش دورم ننمود، بلکه بر من لطف و احسان فرمود.آنگاه حرکت کن و پس از رسیدن به میان حرم، مقابل قبر مطهر با حال خضوع و تضرع بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ نُوحٍ أَمِینِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث موسی همنشین خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ حَبِیبِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث محمد(درود خدا بر او و خاندانش) حبیب خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عَلِی حُجَّةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث علی‏ حجّت خدا،السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْوَصِی الْبَرُّ التَّقِیسلام بر تو ای جانشین نیکوکار باتقوا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَسلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا و ای تنهای ستمدیده،أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکَاةَگواهی‏ می‏ دهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی،وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِو امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی،وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّی اسْتُبِیحَ حَرَمُکَ وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما.و در راه خدا به جهاد برخاستی، جهادی شایسته، تا حرم تو مباح شمرده شد و مظلومانه کشته شدی.پس با دلی خاشع و چشمی گریان نزد سر مقدس بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ابا عبد اللّه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا بَطَلَ الْمُسْلِمِینَسلام بر تو ای‏ فرزند آقای جانشینان، سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهانیان، سلام‏ بر تو ای قهرمان مسلمانان،یا مَوْلای أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ مِنْ‏ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیابِهَاای مولای من، گواهی می‏ دهم که تو نوری بودی در صلب های والا مرتبه و رحم های پاکیزه، جاهلیت تو را به ناپاکی هایش نیالود و از جامه‏ های تیره و تارش به تو نپوشانید،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِی الرَّضِی الزَّکِی الْهَادِی الْمَهْدِیو گواهی می‏ دهم که تو از استوانه‏ های دین و پایه‏ های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می‏ دهم که تویی‏ پیشوای نیکوکار، باتقوا، خشنودکننده حق، پاک، هدایت‏گر، هدایت‏ شده،وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا.و گواهی می‏ دهم که امامان از فرزندانت‏ پایه‏ های تقوا و نشانه‏ های هدایت و دستاویز محکم و حجت بر اهل دنیا هستند.آنگاه بگو:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَما از خداییم و به سوی او باز می‏ گردیمیا مَوْلای أَنَا مُوَالٍ لِوَلِیکُمْ وَ مُعَادٍ لِعَدُوِّکُمْای مولای من، من دوستدار دوست شما و دشمن‏ دشمن شمایم،وَ أَنَا بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِیبه شما مؤمنم، به بازگشتتان یقین دارم، بر پایه قوانین دین و عواقب عملم،وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌدلم نسبت به دل شما تسلیم‏ و کارم پیرو کار شماست،یا مَوْلای أَتَیتُکَ خَائِفا فَآمِنِّی وَ أَتَیتُکَ مُسْتَجِیرا فَأَجِرْنِی وَ أَتَیتُکَ فَقِیرا فَأَغْنِنِیای مولای من ترسان به نزدت آمدم، پس مرا ایمنی ده و پناهنده آمدم، پس پناهم ده‏ و تهیدست آمدم، پس بی‏ نیازم گردان،سَیدِی وَ مَوْلای أَنْتَ مَوْلای حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَآقا و مولای من، تو مولای منی، حجت خدا بر همه خلقی،آمَنْتُ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیتِکُمْ وَ بِظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْایمان آوردم به نهان و آشکارتان، به ظاهر و باطنتان و اول و آخرتان،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ التَّالِی لِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَمِینُ اللَّهِ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِو گواهی می‏ دهم که تو البته‏ تلاوت‏ کننده کتاب خدایی و امین خدا و دعوت‏ کننده به سوی خدا با حکمت و موعظه حسنه‏ ای،لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیتْ بِهِ.خدا لعنت کند امتی را که به‏ تو ستم کردند و تو را کشتند و خدا لعنت کند امتی را که این حادثه را شنیدند و به آن خشنود شدند.سپس نزد سر آن حضرت دو رکعت‏ نماز بخوان و چون سلام دادی بگو:اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ فَإِنَّهُ لا تَجُوزُ الصَّلاةُ وَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ إِلا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَ‏ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی أَفْضَلَ‏ السَّلامِ وَ التَّحِیةِ وَ ارْدُدْ عَلَی مِنْهُمُ السَّلامَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّکْعَتَانِ هَدِیةٌ مِنِّی إِلَی سَیدِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِمَا السَّلامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَیهِ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّی وَ اجْزِنِی عَلَیهِمَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیکَ یا وَلِی الْمُؤْمِنِینَ.خدایا برای تو نماز خواندم و برای تو رکوع کردم و برای تو سجده نمودم یکتایی و شریکی نداری، همانا نماز و رکوع و سجود، جز برای تو جایز نمی‏ باشد، زیرا تو خدایی که معبودی جز تو نیست. خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و برترین‏ سلام و تحیت را از سوی من به ایشان برسان و سلام ایشان را به من بازگردان. خدایا این دو رکعت هدیه‏ ای‏ است از جانب من به آقایم حسین بن علی(درود بر ایشان). خدایا بر محمد و بر او درود فرست‏ این دو رکعت نماز را از من بپذیر و بر آن دو رکعت پاداشم ده به برترین امید و آرزویم نسبت به تو و ولی ‏ات ای ولی مردم مومن‏.سپس قبر را ببوس و بگو:السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِسلام بر حسین بن علی مظلوم شهید کشته اشک ها، گرفتار غم ها و غصه‏ هااللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیکَ وَ ابْنُ وَلِیکَ وَ صَفِیکَ الثَّائِرُ بِحَقِّکَخدایا شهادت می‏ دهم او ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و قیام‏ کننده به حق تو استأَکْرَمْتَهُ بِکَرَامَتِکَ وَ خَتَمْتَ لَهُ بِالشَّهَادَةِاو را گرامی داشتی به کرامتت و برای او به شهادت ختم کردیوَ جَعَلْتَهُ سَیدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِو او را آقایی از آقایان‏ و پیشوایی از پیشوایان قرار دادیوَ أَکْرَمْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاءِو به پاکی ولادت گرامی‏ اش داشتی و میراث های پیامبران را به او اعطا نمودیوَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیاءِو قرار دادی او را حجت بر خلق از میان پیشوایانفَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النَّصِیحَةَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُِ فیکَپس در دعوت به خدا، کوتاهی نکرد و در خیرخواهی کوتاهی ننمود و نثار کرد جانش را در راه تو،حَتَّی اسْتَنْقَذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِتا بندگانت را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات داد،وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ مِنَ الْآخِرَةِ بِالْأَدْنَی وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُدر صورتی که بر ضدش همدست شدند، کسانی‏ که دنیا فریبشان داد و بهره خود را از آخرت به پایین‏ ترین چیزی فروختند و خود را در هوای نفس خویش سرنگون کردندوَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أُولِی الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَو تو را و پیامبرت‏ را به خشم آوردند و از میان بندگانت از نفاق اندازان دورو و آنان‏ که بارکشان گناه و سزاوار آتش‏ دوزخ بودند اطاعت کردند،فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا مُقْبِلا غَیرَ مُدْبِرٍ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُپس با آن ها برای تو شکیبایی و به حساب تو جهاد کرد، بدون اینکه از دشمن رو برگرداند، برای تو سرزنش ملامت‏ گران را به چیزی نگرفت، تا جایی که خونش در طاعت تو ریخته شد و هتک حریمش حلال شمرده شد.اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیماً.خدایا آنان را لعنت کن لعنتی ناگوار و سخت‏ و عذابشان کن عذابی دردناک.آنگاه به سوی قبر علی بن الحسین (ع) (علی اکبر) حرکت کن که در پایین پای امام‏ حسین (ع) واقع است و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای‏ فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَسلام بر تو ای فرزند خاتم انبیا، سلام بر تو ای فرزند فاطمه، سرور بانوان جهانیان،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمَظْلُومُ الشَّهِیدُسلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان، سلام بر تو ای مظلوم شهید،بأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی عِشْتَ سَعِیدا وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما شَهِیدا.پدر و مادرم به فدایت، خوشبخت زندگی کردی و مظلوم و شهید کشته شدی.بعد از آن به سوی قبور سایر شهدا (رضوان اللّه علیهم) رو می کنی و می گویی:السَّلامُ عَلَیکُمْ أَیهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی فُزْتُمْ فَوْزا عَظِیما.سلام بر شما ای دفاع ‏کنندگان از توحید خدا، سلام بر شما در برابر آنچه که صبر کردید، چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت، پدر و مادرم بهفدایتان، به رستگاری رسیدید، رستگاری ...

ادامه مطلب  

اعمال شب عید فطر - ایسنا  

درخواست حذف این مطلب
شب عید فطر بسیار مبارک است و در فضیلت و اهمیت آن همین بس که در بعضی از روایات آمده است، اهمیت آن کمتر از شب قدر نیست و در روایات توصیه به عبادت و احیای این شب شده است.به گزارش ایسنا، در احادیث و روایات برای این شب چند عمل توصیه شده است که در ادامه می آید:اولغسل است به هنگامی که آفتاب غروب کند.دوماین شب را به نماز، دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بیتوته کند، یعنی شب را در آنجا سپری نماید و به عبادت مشغول باشد همانگونه که امام علی بن الحسین (ع) چنین می کرد.سومامام صادق (ع) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا، نماز صبح و نماز عید، این ذکرها را بگوید:اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُخدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است.وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا.و خدای را سپاس و سپاس خدای را بر آنچه ما را بدان هدایت کرد، و او را شکر بر آنچه به ما ارزانی داشت.چهارمطبق روایتی از امام صادق (ع) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوی آسمان بلند کند و بگوید:یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یا ذَا الْجُودِ، یا مُصْطَفِی مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.ای صاحب نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمد و ای یاور او، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‏ اش و آن پیش تو در کتابی آشکار است.آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگوید: اَتوُبُ الَی اللهِ (بازگشتم به سوی خدا(.سپس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند که ان شاءالله برآورده خواهد شد.پنجمزیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.به سند معتبر از امام صادق (ع) روایت شده: هرکه در یک شب از سه شب زیر قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، گناهان گذشته و آینده ‏اش آمرزیده شود: شب عید فطر یا قربان یا نیمه شعبان.چون در این دو شب (عید فطر یا قربان) زیارت آن حضرت را اراده کردی بر درِ بارگاه بایست و به جانب قبر نظر کن و برای اذن دخول بگو:یا مَوْلای یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ الذَّلِیلُ بَینَ یدَیکَ وَ الْمُصَغَّرُ فِی عُلُوِّ قَدْرِکَ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّکَای مولای من ای ابا عبداللّه، ای فرزند رسول خدا، بنده ات و فرزند کنیزت، خوار در برابرت و کوچک ‏شده در برابر بلندی مقامت و اعتراف‏ کننده به حقت،جَاءَکَ مُسْتَجِیرا بِکَ قَاصِدا إِلَی حَرَمِکَ مُتَوَجِّها إِلَی مَقَامِکَ مُتَوَسِّلا إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِکَپناه‏ خواه به سویت آمده، آهنگ حرمت نموده‏، رو به سوی مقامت کرده، به وسیله تو متوسل به خدای تعالی است،أَ أَدْخُلُ یا مَوْلای أَ أَدْخُلُ یا وَلِی اللَّهِ أَ أَدْخُلُ یا مَلائِکَةَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ.آیا وارد شوم ای مولای من، آیا وارد شوم ای‏ ولی خدا، آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا، ای در بر گیرندگان این حرم، ای مأوی گزیدگان در این زیارتگاه.سپس پای راست را جلو بگذار و داخل شو و بگو:بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلا مُبَارَکا وَ أَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلِینَبه نام خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا. خدایا مرا در منزلی با برکت فرود آر، که تو بهترین فرود آورندگانی.آنگاه بگو:اللَّهُ أَکْبَرُ کَبِیرا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیرا وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُکْرَةً وَ أَصِیلا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِ الْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِخدا بزرگتر است بزرگتر و سپاس بسیار خدای را و منزه است‏ در هر بامداد شامگاه، سپاس خدای را، خدای فرد، بی‏ نیاز، بزرگوار، تفضل‏ کننده، نعمت‏ بخش، بزرگوار به بخشش، بسیار مهربان،الَّذِی مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِی زِیارَةَ مَوْلای بِإِحْسَانِهِ وَ لَمْ یجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِ مَمْنُوعا وَ لا عَنْ ذِمَّتِهِ مَدْفُوعا بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ.آنکه از بزرگواری در بخشش، زیارت مولایم را به احسانش بر من آسان نمود،و از زیارتش مرا باز نداشت‏ و از پناهش دورم ننمود، بلکه بر من لطف و احسان فرمود.آنگاه حرکت کن و پس از رسیدن به میان حرم، مقابل قبر مطهر با حال خضوع و تضرع بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ آدَمَ صِفْوَةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ نُوحٍ أَمِینِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث موسی همنشین خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ حَبِیبِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث محمد(درود خدا بر او و خاندانش) حبیب خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عَلِی حُجَّةِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث علی‏ حجّت خدا،السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْوَصِی الْبَرُّ التَّقِیسلام بر تو ای جانشین نیکوکار باتقوا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَسلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا و ای تنهای ستمدیده،أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ وَ آتَیتَ الزَّکَاةَگواهی‏ می‏ دهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی،وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِو امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی،وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّی اسْتُبِیحَ حَرَمُکَ وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما.و در راه خدا به جهاد برخاستی، جهادی شایسته، تا حرم تو مباح شمرده شد و مظلومانه کشته شدی.پس با دلی خاشع و چشمی گریان نزد سر مقدس بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ابا عبد اللّه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا بَطَلَ الْمُسْلِمِینَسلام بر تو ای‏ فرزند آقای جانشینان، سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهانیان، سلام‏ بر تو ای قهرمان مسلمانان،یا مَوْلای أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیةُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ مِنْ‏ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیابِهَاای مولای من، گواهی می‏ دهم که تو نوری بودی در صلب های والا مرتبه و رحم های پاکیزه، جاهلیت تو را به ناپاکی هایش نیالود و از جامه‏ های تیره و تارش به تو نپوشانید،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِی الرَّضِی الزَّکِی الْهَادِی الْمَهْدِیو گواهی می‏ دهم که تو از استوانه‏ های دین و پایه‏ های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می‏ دهم که تویی‏ پیشوای نیکوکار، باتقوا، خشنودکننده حق، پاک، هدایت‏گر، هدایت‏ شده،وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَةُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّةُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا.و گواهی می‏ دهم که امامان از فرزندانت‏ پایه‏ های تقوا و نشانه‏ های هدایت و دستاویز محکم و حجت بر اهل دنیا هستند.آنگاه بگو:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَما از خداییم و به سوی او باز می‏ گردیمیا مَوْلای أَنَا مُوَالٍ لِوَلِیکُمْ وَ مُعَادٍ لِعَدُوِّکُمْای مولای من، من دوستدار دوست شما و دشمن‏ دشمن شمایم،وَ أَنَا بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِیبه شما مؤمنم، به بازگشتتان یقین دارم، بر پایه قوانین دین و عواقب عملم،وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌدلم نسبت به دل شما تسلیم‏ و کارم پیرو کار شماست،یا مَوْلای أَتَیتُکَ خَائِفا فَآمِنِّی وَ أَتَیتُکَ مُسْتَجِیرا فَأَجِرْنِی وَ أَتَیتُکَ فَقِیرا فَأَغْنِنِیای مولای من ترسان به نزدت آمدم، پس مرا ایمنی ده و پناهنده آمدم، پس پناهم ده‏ و تهیدست آمدم، پس بی‏ نیازم گردان،سَیدِی وَ مَوْلای أَنْتَ مَوْلای حُجَّةُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَآقا و مولای من، تو مولای منی، حجت خدا بر همه خلقی،آمَنْتُ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیتِکُمْ وَ بِظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْایمان آوردم به نهان و آشکارتان، به ظاهر و باطنتان و اول و آخرتان،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ التَّالِی لِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَمِینُ اللَّهِ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِو گواهی می‏ دهم که تو البته‏ تلاوت‏ کننده کتاب خدایی و امین خدا و دعوت‏ کننده به سوی خدا با حکمت و موعظه حسنه‏ ای،لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً ظَلَمَتْکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیتْ بِهِ.خدا لعنت کند امتی را که به‏ تو ستم کردند و تو را کشتند و خدا لعنت کند امتی را که این حادثه را شنیدند و به آن خشنود شدند.سپس نزد سر آن حضرت دو رکعت‏ نماز بخوان و چون سلام دادی بگو:اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ فَإِنَّهُ لا تَجُوزُ الصَّلاةُ وَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ إِلا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَ‏ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی أَفْضَلَ‏ السَّلامِ وَ التَّحِیةِ وَ ارْدُدْ عَلَی مِنْهُمُ السَّلامَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّکْعَتَانِ هَدِیةٌ مِنِّی إِلَی سَیدِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِمَا السَّلامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَیهِ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّی وَ اجْزِنِی عَلَیهِمَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیکَ یا وَلِی الْمُؤْمِنِینَ.خدایا برای تو نماز خواندم و برای تو رکوع کردم و برای تو سجده نمودم یکتایی و شریکی نداری، همانا نماز و رکوع و سجود، جز برای تو جایز نمی‏ باشد، زیرا تو خدایی که معبودی جز تو نیست. خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و برترین‏ سلام و تحیت را از سوی من به ایشان برسان و سلام ایشان را به من بازگردان. خدایا این دو رکعت هدیه‏ ای‏ است از جانب من به آقایم حسین بن علی(درود بر ایشان). خدایا بر محمد و بر او درود فرست‏ این دو رکعت نماز را از من بپذیر و بر آن دو رکعت پاداشم ده به برترین امید و آرزویم نسبت به تو و ولی ‏ات ای ولی مردم مومن‏.سپس قبر را ببوس و بگو:السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِسلام بر حسین بن علی مظلوم شهید کشته اشک ها، گرفتار غم ها و غصه‏ هااللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیکَ وَ ابْنُ وَلِیکَ وَ صَفِیکَ الثَّائِرُ بِحَقِّکَخدایا شهادت می‏ دهم او ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و قیام‏ کننده به حق تو استأَکْرَمْتَهُ بِکَرَامَتِکَ وَ خَتَمْتَ لَهُ بِالشَّهَادَةِاو را گرامی داشتی به کرامتت و برای او به شهادت ختم کردیوَ جَعَلْتَهُ سَیدا مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَةِو او را آقایی از آقایان‏ و پیشوایی از پیشوایان قرار دادیوَ أَکْرَمْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَةِ وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاءِو به پاکی ولادت گرامی‏ اش داشتی و میراث های پیامبران را به او اعطا نمودیوَجَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیاءِو قرار دادی او را حجت بر خلق از میان پیشوایانفَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النَّصِیحَةَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُِ فیکَپس در دعوت به خدا، کوتاهی نکرد و در خیرخواهی کوتاهی ننمود و نثار کرد جانش را در راه تو،حَتَّی اسْتَنْقَذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَیرَةِ الضَّلالَةِتا بندگانت را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات داد،وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ مِنَ الْآخِرَةِ بِالْأَدْنَی وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُدر صورتی که بر ضدش همدست شدند، کسانی‏ که دنیا فریبشان داد و بهره خود را از آخرت به پایین‏ ترین چیزی فروختند و خود را در هوای نفس خویش سرنگون کردندوَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أُولِی الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَو تو را و پیامبرت‏ را به خشم آوردند و از میان بندگانت از نفاق اندازان دورو و آنان‏ که بارکشان گناه و سزاوار آتش‏ دوزخ بودند اطاعت کردند،فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا مُقْبِلا غَیرَ مُدْبِرٍ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُپس با آن ها برای تو شکیبایی و به حساب تو جهاد کرد، بدون اینکه از دشمن رو برگرداند، برای تو سرزنش ملامت‏ گران را به چیزی نگرفت، تا جایی که خونش در طاعت تو ریخته شد و هتک حریمش حلال شمرده شد.اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیماً.خدایا آنان را لعنت کن لعنتی ناگوار و سخت‏ و عذابشان کن عذابی دردناک.آنگاه به سوی قبر علی بن الحسین (ع) (علی اکبر) حرکت کن که در پایین پای امام‏ حسین (ع) واقع است و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای‏ فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَةَ سَیدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَسلام بر تو ای فرزند خاتم انبیا، سلام بر تو ای فرزند فاطمه، سرور بانوان جهانیان،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمَظْلُومُ الشَّهِیدُسلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان، سلام بر تو ای مظلوم شهید،بأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی عِشْتَ سَعِیدا وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما شَهِیدا.پدر و مادرم به فدایت، خوشبخت زندگی کردی و مظلوم و شهید کشته شدی.بعد از آن به سوی قبور سایر شهدا (رضوان اللّه علیهم) رو می کنی و می گویی:السَّلامُ عَلَیکُمْ أَیهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی فُزْتُمْ فَوْزا عَظِیما.سلام بر شما ای دفاع ‏کنندگان از توحید خدا، سلام بر شما در برابر آنچه که صبر کردید، چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت، پدر و مادرم بهفدایتان، به رستگاری رسیدید، رستگاری بس بز ...

ادامه مطلب  

اعمال شب عید فطر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش امروز آنلاین، در احادیث و روایات برای این شب چند عمل توصیه شده است که در ادامه می آید:اولغسل است به هنگامی که آفتاب غروب کند.دوماین شب را به نماز، دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بیتوته کند، یعنی شب را در آنجا سپری نماید و به عبادت مشغول باشد همانگونه که امام علی بن الحسین (ع) چنین می کرد.سومامام صادق (ع) فرمود: پس از نماز مغرب و نماز عشا، نماز صبح و نماز عید، این ذکرها را بگوید:اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُخدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است.وَ لِلَّهِ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَی مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّکْرُ عَلَی مَا أَوْلانَا.و خدای را سپاس و سپاس خدای را بر آنچه ما را بدان هدایت کرد، و او را شکر بر آنچه به ما ارزانی داشت.چهارمطبق روایتی از امام صادق (ع) پس از خواندن نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوی آسمان بلند کند و بگوید:یا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ یا ذَا الْجُودِ، یا مُصْطَفِی مُحَمَّدٍ وَ نَاصِرَهُ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْ لِی کُلَّ ذَنْبٍ أَحْصَیتَهُ وَ هُوَ عِنْدَکَ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ.ای صاحب نعمت و کرم، ای دارای جود، ای برگزیننده محمد و ای یاور او، بر محمد و خاندان محمد درود فرست و بر من بیامرز هر گناهی که شماره نمودی‏ اش و آن پیش تو در کتابی آشکار است.آنگاه به سجده برود و صد مرتبه بگوید: اَتوُبُ الَی اللهِ (بازگشتم به سوی خدا(.سپس هر حاجتی که دارد از خداوند طلب کند که ان شاءالله برآورده خواهد شد.پنجمزیارت امام حسین (ع) در این شب فضیلت بسیار دارد.به سند معتبر از امام صادق (ع) روایت شده: هرکه در یک شب از سه شب زیر قبر امام حسین (ع) را زیارت کند، گناهان گذشته و آینده ‏اش آمرزیده شود: شب عید فطر یا قربان یا نیمه شعبان.چون در این دو شب (عید فطر یا قربان) زیارت آن حضرت را اراده کردی بر درِ بارگاه بایست و به جانب قبر نظر کن و برای اذن دخول بگو:یا مَوْلای یا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ عَبْدُکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ الذَّلِیلُ بَینَ یدَیکَ وَ الْمُصَغَّرُ فِی عُلُوِّ قَدْرِکَ وَ الْمُعْتَرِفُ بِحَقِّکَای مولای من ای ابا عبداللّه، ای فرزند رسول خدا، بنده ات و فرزند کنیزت، خوار در برابرت و کوچک ‏شده در برابر بلندی مقامت و اعتراف‏ کننده به حقت،جَاءَکَ مُسْتَجِیرا بِکَ قَاصِدا إِلَی حَرَمِکَ مُتَوَجِّها إِلَی مَقَامِکَ مُتَوَسِّلا إِلَی اللَّهِ تَعَالَی بِکَپناه‏ خواه به سویت آمده، آهنگ حرمت نموده‏، رو به سوی مقامت کرده، به وسیله تو متوسل به خدای تعالی است،أَ أَدْخُلُ یا مَوْلای أَ أَدْخُلُ یا وَلِی اللَّهِ أَ أَدْخُلُ یا مَلائِکَهَ اللَّهِ الْمُحْدِقِینَ بِهَذَا الْحَرَمِ الْمُقِیمِینَ فِی هَذَا الْمَشْهَدِ.آیا وارد شوم ای مولای من، آیا وارد شوم ای‏ ولی خدا، آیا وارد شوم ای فرشتگان خدا، ای در بر گیرندگان این حرم، ای مأوی گزیدگان در این زیارتگاه.سپس پای راست را جلو بگذار و داخل شو و بگو:بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ عَلَی مِلَّهِ رَسُولِ اللَّهِ اللَّهُمَّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلا مُبَارَکا وَ أَنْتَ خَیرُ الْمُنْزِلِینَبه نام خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا. خدایا مرا در منزلی با برکت فرود آر، که تو بهترین فرود آورندگانی.آنگاه بگو:اللَّهُ أَکْبَرُ کَبِیرا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کَثِیرا وَ سُبْحَانَ اللَّهِ بُکْرَهً وَ أَصِیلا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْفَرْدِ الصَّمَدِ الْمَاجِدِ الْأَحَدِ الْمُتَفَضِّلِ الْمَنَّانِ الْمُتَطَوِّلِ الْحَنَّانِخدا بزرگتر است بزرگتر و سپاس بسیار خدای را و منزه است‏ در هر بامداد شامگاه، سپاس خدای را، خدای فرد، بی‏ نیاز، بزرگوار، تفضل‏ کننده، نعمت‏ بخش، بزرگوار به بخشش، بسیار مهربان،الَّذِی مِنْ تَطَوُّلِهِ سَهَّلَ لِی زِیارَهَ مَوْلای بِإِحْسَانِهِ وَ لَمْ یجْعَلْنِی عَنْ زِیارَتِهِ مَمْنُوعا وَ لا عَنْ ذِمَّتِهِ مَدْفُوعا بَلْ تَطَوَّلَ وَ مَنَحَ.آنکه از بزرگواری در بخشش، زیارت مولایم را به احسانش بر من آسان نمود،و از زیارتش مرا باز نداشت‏ و از پناهش دورم ننمود، بلکه بر من لطف و احسان فرمود.آنگاه حرکت کن و پس از رسیدن به میان حرم، مقابل قبر مطهر با حال خضوع و تضرع بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ آدَمَ صِفْوَهِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ نُوحٍ أَمِینِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث نوح پیامبر خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث ابراهیم دوست خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُوسَی کَلِیمِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث موسی همنشین خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عِیسَی رُوحِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث عیسی روح خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ حَبِیبِ اللَّهِسلام‏ بر تو ای وارث محمد(درود خدا بر او و خاندانش) حبیب خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا وَارِثَ عَلِی حُجَّهِ اللَّهِسلام بر تو ای وارث علی‏ حجّت خدا،السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْوَصِی الْبَرُّ التَّقِیسلام بر تو ای جانشین نیکوکار باتقوا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَسلام بر تو ای خون خدا و فرزند خون خدا و ای تنهای ستمدیده،أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاهَ وَ آتَیتَ الزَّکَاهَگواهی‏ می‏ دهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی،وَ أَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیتَ عَنِ الْمُنْکَرِو امر به معروف نمودی و نهی از منکر کردی،وَ جَاهَدْتَ فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ حَتَّی اسْتُبِیحَ حَرَمُکَ وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما.و در راه خدا به جهاد برخاستی، جهادی شایسته، تا حرم تو مباح شمرده شد و مظلومانه کشته شدی.پس با دلی خاشع و چشمی گریان نزد سر مقدس بایست و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا أَبَا عَبْدِاللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ابا عبد اللّه، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ سَیدِ الْوَصِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ سَیدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا بَطَلَ الْمُسْلِمِینَسلام بر تو ای‏ فرزند آقای جانشینان، سلام بر تو ای فرزند فاطمه زهرا، سرور بانوان جهانیان، سلام‏ بر تو ای قهرمان مسلمانان،یا مَوْلای أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُورا فِی الْأَصْلابِ الشَّامِخَهِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَهِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیهُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ مِنْ‏ مُدْلَهِمَّاتِ ثِیابِهَاای مولای من، گواهی می‏ دهم که تو نوری بودی در صلب های والا مرتبه و رحم های پاکیزه، جاهلیت تو را به ناپاکی هایش نیالود و از جامه‏ های تیره و تارش به تو نپوشانید،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّینِ وَ أَرْکَانِ الْمُسْلِمِینَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِینَ وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِی الرَّضِی الزَّکِی الْهَادِی الْمَهْدِیو گواهی می‏ دهم که تو از استوانه‏ های دین و پایه‏ های مسلمانان و پناهگاه مردم مؤمنی و گواهی می‏ دهم که تویی‏ پیشوای نیکوکار، باتقوا، خشنودکننده حق، پاک، هدایت‏گر، هدایت‏ شده،وَ أَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ وُلْدِکَ کَلِمَهُ التَّقْوَی وَ أَعْلامُ الْهُدَی وَ الْعُرْوَهُ الْوُثْقَی وَ الْحُجَّهُ عَلَی أَهْلِ الدُّنْیا.و گواهی می‏ دهم که امامان از فرزندانت‏ پایه‏ های تقوا و نشانه‏ های هدایت و دستاویز محکم و حجت بر اهل دنیا هستند.آنگاه بگو:إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ رَاجِعُونَما از خداییم و به سوی او باز می‏ گردیمیا مَوْلای أَنَا مُوَالٍ لِوَلِیکُمْ وَ مُعَادٍ لِعَدُوِّکُمْای مولای من، من دوستدار دوست شما و دشمن‏ دشمن شمایم،وَ أَنَا بِکُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِیابِکُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِینِی وَ خَوَاتِیمِ عَمَلِیبه شما مؤمنم، به بازگشتتان یقین دارم، بر پایه قوانین دین و عواقب عملم،وَ قَلْبِی لِقَلْبِکُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌدلم نسبت به دل شما تسلیم‏ و کارم پیرو کار شماست،یا مَوْلای أَتَیتُکَ خَائِفا فَآمِنِّی وَ أَتَیتُکَ مُسْتَجِیرا فَأَجِرْنِی وَ أَتَیتُکَ فَقِیرا فَأَغْنِنِیای مولای من ترسان به نزدت آمدم، پس مرا ایمنی ده و پناهنده آمدم، پس پناهم ده‏ و تهیدست آمدم، پس بی‏ نیازم گردان،سَیدِی وَ مَوْلای أَنْتَ مَوْلای حُجَّهُ اللَّهِ عَلَی الْخَلْقِ أَجْمَعِینَآقا و مولای من، تو مولای منی، حجت خدا بر همه خلقی،آمَنْتُ بِسِرِّکُمْ وَ عَلانِیتِکُمْ وَ بِظَاهِرِکُمْ وَ بَاطِنِکُمْ وَ أَوَّلِکُمْ وَ آخِرِکُمْایمان آوردم به نهان و آشکارتان، به ظاهر و باطنتان و اول و آخرتان،وَ أَشْهَدُ أَنَّکَ التَّالِی لِکِتَابِ اللَّهِ وَ أَمِینُ اللَّهِ الدَّاعِی إِلَی اللَّهِ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِو گواهی می‏ دهم که تو البته‏ تلاوت‏ کننده کتاب خدایی و امین خدا و دعوت‏ کننده به سوی خدا با حکمت و موعظه حسنه‏ ای،لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً ظَلَمَتْکَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّهً سَمِعَتْ بِذَلِکَ فَرَضِیتْ بِهِ.خدا لعنت کند امتی را که به‏ تو ستم کردند و تو را کشتند و خدا لعنت کند امتی را که این حادثه را شنیدند و به آن خشنود شدند.سپس نزد سر آن حضرت دو رکعت‏ نماز بخوان و چون سلام دادی بگو:اللَّهُمَّ إِنِّی لَکَ صَلَّیتُ وَ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ سَجَدْتُ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ فَإِنَّهُ لا تَجُوزُ الصَّلاهُ وَ الرُّکُوعُ وَ السُّجُودُ إِلا لَکَ لِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ اللَّهُمَ‏ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَبْلِغْهُمْ عَنِّی أَفْضَلَ‏ السَّلامِ وَ التَّحِیهِ وَ ارْدُدْ عَلَی مِنْهُمُ السَّلامَ اللَّهُمَّ وَ هَاتَانِ الرَّکْعَتَانِ هَدِیهٌ مِنِّی إِلَی سَیدِی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی عَلَیهِمَا السَّلامُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَیهِ وَ تَقَبَّلْهُمَا مِنِّی وَ اجْزِنِی عَلَیهِمَا أَفْضَلَ أَمَلِی وَ رَجَائِی فِیکَ وَ فِی وَلِیکَ یا وَلِی الْمُؤْمِنِینَ.خدایا برای تو نماز خواندم و برای تو رکوع کردم و برای تو سجده نمودم یکتایی و شریکی نداری، همانا نماز و رکوع و سجود، جز برای تو جایز نمی‏ باشد، زیرا تو خدایی که معبودی جز تو نیست. خدایا بر محمد و خاندان محمد درود فرست و برترین‏ سلام و تحیت را از سوی من به ایشان برسان و سلام ایشان را به من بازگردان. خدایا این دو رکعت هدیه‏ ای‏ است از جانب من به آقایم حسین بن علی(درود بر ایشان). خدایا بر محمد و بر او درود فرست‏ این دو رکعت نماز را از من بپذیر و بر آن دو رکعت پاداشم ده به برترین امید و آرزویم نسبت به تو و ولی ‏ات ای ولی مردم مومن‏.سپس قبر را ببوس و بگو:السَّلامُ عَلَی الْحُسَینِ بْنِ عَلِی الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ قَتِیلِ الْعَبَرَاتِ وَ أَسِیرِ الْکُرُبَاتِسلام بر حسین بن علی مظلوم شهید کشته اشک ها، گرفتار غم ها و غصه‏ هااللَّهُمَّ إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیکَ وَ ابْنُ وَلِیکَ وَ صَفِیکَ الثَّائِرُ بِحَقِّکَخدایا شهادت می‏ دهم او ولی تو و فرزند ولی تو و برگزیده تو و قیام‏ کننده به حق تو استأَکْرَمْتَهُ بِکَرَامَتِکَ وَ خَتَمْتَ لَهُ بِالشَّهَادَهِاو را گرامی داشتی به کرامتت و برای او به شهادت ختم کردیوَ جَعَلْتَهُ سَیدا مِنَ السَّادَهِ وَ قَائِدا مِنَ الْقَادَهِو او را آقایی از آقایان‏ و پیشوایی از پیشوایان قرار دادیوَ أَکْرَمْتَهُ بِطِیبِ الْوِلادَهِ وَ أَعْطَیتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیاءِو به پاکی ولادت گرامی‏ اش داشتی و میراث های پیامبران را به او اعطا نمودیوَجَعَلْتَهُ حُجَّهً عَلَی خَلْقِکَ مِنَ الْأَوْصِیاءِو قرار دادی او را حجت بر خلق از میان پیشوایانفَأَعْذَرَ فِی الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النَّصِیحَهَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُِ فیکَپس در دعوت به خدا، کوتاهی نکرد و در خیرخواهی کوتاهی ننمود و نثار کرد جانش را در راه تو،حَتَّی اسْتَنْقَذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیرَهِ الضَّلالَهِتا بندگانت را از نادانی و سرگردانی و گمراهی نجات داد،وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ مِنَ الْآخِرَهِ بِالْأَدْنَی وَ تَرَدَّی فِی هَوَاهُدر صورتی که بر ضدش همدست شدند، کسانی‏ که دنیا فریبشان داد و بهره خود را از آخرت به پایین‏ ترین چیزی فروختند و خود را در هوای نفس خویش سرنگون کردندوَ أَسْخَطَکَ وَ أَسْخَطَ نَبِیکَ وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِکَ أُولِی الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَهَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِینَ النَّارَو تو را و پیامبرت‏ را به خشم آوردند و از میان بندگانت از نفاق اندازان دورو و آنان‏ که بارکشان گناه و سزاوار آتش‏ دوزخ بودند اطاعت کردند،فَجَاهَدَهُمْ فِیکَ صَابِرا مُحْتَسِبا مُقْبِلا غَیرَ مُدْبِرٍ لا تَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لائِمٍ حَتَّی سُفِکَ فِی طَاعَتِکَ دَمُهُ وَ اسْتُبِیحَ حَرِیمُهُپس با آن ها برای تو شکیبایی و به حساب تو جهاد کرد، بدون اینکه از دشمن رو برگرداند، برای تو سرزنش ملامت‏ گران را به چیزی نگرفت، تا جایی که خونش در طاعت تو ریخته شد و هتک حریمش حلال شمرده شد.اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ لَعْنا وَبِیلا وَ عَذِّبْهُمْ عَذَابا أَلِیماً.خدایا آنان را لعنت کن لعنتی ناگوار و سخت‏ و عذابشان کن عذابی دردناک.آنگاه به سوی قبر علی بن الحسین (ع) (علی اکبر) حرکت کن که در پایین پای امام‏ حسین (ع) واقع است و بگو:السَّلامُ عَلَیکَ یا وَلِی اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِسلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای‏ فرزند رسول خدا،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ خَاتَمِ النَّبِیینَ السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ فَاطِمَهَ سَیدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَسلام بر تو ای فرزند خاتم انبیا، سلام بر تو ای فرزند فاطمه، سرور بانوان جهانیان،السَّلامُ عَلَیکَ یا ابْنَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ السَّلامُ عَلَیکَ أَیهَا الْمَظْلُومُ الشَّهِیدُسلام بر تو ای فرزند امیر مؤمنان، سلام بر تو ای مظلوم شهید،بأَبِی أَنْتَ وَ أُمِّی عِشْتَ سَعِیدا وَ قُتِلْتَ مَظْلُوما شَهِیدا.پدر و مادرم به فدایت، خوشبخت زندگی کردی و مظلوم و شهید کشته شدی.بعد از آن به سوی قبور سایر شهدا (رضوان اللّه علیهم) رو می کنی و می گویی:السَّلامُ عَلَیکُمْ أَیهَا الذَّابُّونَ عَنْ تَوْحِیدِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَیکُمْ بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ بِأَبِی أَنْتُمْ وَ أُمِّی فُزْتُمْ فَوْزا عَظِیما.سلام بر شما ای دفاع ‏کنندگان از توحید خدا، سلام بر شما در برابر آنچه که صبر کردید، چه نیکو سرانجامی است خانه آخرت، پدر و مادرم بهفدایتان، به رستگاری رسیدید، رستگاری بس بزرگ.آنگاه به سوی حرم عباس بن علی (ع) حرکت کن و نزد ضریح شریف آن جناب بایست و بگو:السَّل ...

ادامه مطلب  

چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم ۲  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دوازدهم -۲تصاویر چهارمین روز جلسه رای اع ...

ادامه مطلب  

بعضی آخوند ها دروغ می گویند و خیانت می کنند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش «شیعه نیوز»، مسئولیت ما در قبال اجتماع چیست و چگونه می توان میان «عَلَیْکُمْ أَنفُسَکُمْ» و «تَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» جمع کرد؟ استاد محمود امجد در این باره می گوید: آدم باید روشن و روشنگر شود. وقتی روشن شد، روشنگر هم هست. اگر انسان خودش تاریک باشد، دیگر نمی تواند روشن کند. انسان باید رو به خدا رود و روشن شود، بعد که مثل چراغ روشن شد، آن کسانی که لایق هستند، دورش می آیند و از او استفاده می کنند.متن گفت و گو با آیت الله محمود امجد را بخوانید:در راه که می آمدیم، شعری را زمزمه می کردید…یک قدم بر خویشتن نه/ وان دگر در کوی دوست. یعنی وقتی هوا و هوس نباشد، راه خدا روشن است. مشکل ما این است که هوای نفس بر ما قالب است. وقتی دکتر به ما می گوید این کار را بکن و ما نکنیم، مریض می شویم. خدا هم گفته است کارهایی را بکنیم و ما نمی کنیم.ما باید تابع امر و نهی باشیم.این شعر یعنی اینکه راه یک قدم بیشتر نیست. هزار منزل نمی خواهد.حضور قلب چیست؟حضور قلب در نماز وقتی برای انسان حاصل می شود که انسان در تمام زندگی موحد باشد. توحید هم این است که انسان دائما با ذکر و فکر باشد؛ دائم الذکر باشد و توجه داشته باشد. و الا وقتی فرد همه کاری می کند و همه فکری می کند، مشخص است که ذهنش در نماز جمع نمی شود.البته ما نماز می خوانیم به این معنی که خدایا ما یاغی و سرکش نیستیم و اگر نه این نماز نیست. یک عمر «الله اکبر» گفتیم. اگر هفده رکعت نماز را در نظر بگیریم، ۹۵ تکبیر داریم که ۵ تا از آن ها واجب است. اما ما یک عمر تمام این تکبیرهای واجب و مستحب را بلند-بلند می گوییم. یعنی خدا بزرگ است.اگر این الله اکبر گفتنمان را درست کنیم، حل است. خدا که بزرگ است، انسان در حضور یک شخص بزرگی حواسش پرت نیست. از خدا بزرگ تر کیست؟ ما می خواهیم بگوییم خدا بزرگ است. پس باید همه چیز را فراموش کنیم. ولی این کار ما نیست. کار ما این است که اطاعت کنیم و نمازمان را اول وقت بخوانیم. اگر کار مهمی و گرفتاری ای برای شخصی نباشد، نمازمان را اول وقت بخوانیم. در نماز توجه داشته باشیم و از ذهنمان مراقبت کنیم.اینگونه به مرور زمان تمام مدت زندگیمان «نماز» می شود.خوشا آنان که دائم در نمازند/ بهشت جاودان مأوایشان بیپس می فرمایید حضور قلب تنها در نماز نیست؟بله، انسان باید دائما در نماز باشد.اینکه می فرمایید دائما در نماز باشد، یعنی دائما حضور قلب داشته باشد؟حضور قلب یعنی اینکه آدم باید دائما یاد خدا باشد. اگر دائما یاد خدا نباشد، هیچ وقت نمی تواند در نماز حضور قلب داشته باشد.خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات/ مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنیتا ذهن انسان پاک نشود، نمی تواند فیض الهی بگیرد؛ منتها:مـدد از خاطــر رندان طلب ای دل ورنه/ کار صعـب است مبادا که خطـایی بکنیمباید مواظب باشد که خطایی نکنیم. خطاهای ما دلمان را تاریک می کند، پراکنده می شویم. والا اگر دائما یادخدا باشیم، آن نماز هم با حضور همراه می شود. نماز بهترین وقت توجه به خداست.همه زندگی ما باید نماز باشد. نماز ارتباط با خداست. بهترین سوغاتی که پیغمبر خدا (سلام و درود خدا بر او و خانواده اش) آورده و بهترین چیزی که در دستگاه پیامبر (دورد خدا بر او و اهل خانه اش) بوده، این ۱۷ رکعت نمازی است که خدا آن را به وسیله پیغمبرش (درود خدا بر او و اهل خانه اش) برای ما فرستاده است.باید این نماز را درست کنیم. تمام سیر و سلوک در این نماز است. همه کمالات در این نماز است. ما در فکر نماز نیستیم! در فکر خودمان نیستیم! مدام خیالات پراکنده داریم و بیهوده خیالات می کنیم. فکر خوب است. فکر عبادت است. اما بیشتر کار ما «خیالات» و «توهمات» است. به همین جهت از حقیقت باز می مانیم. برای همین اگر یاد خدا باشیم، خدا ما را یاد می کند «اذکرونی اذکرکم» یاد من باشید، یاد شما هستم.شکر خدا این است که انسان یاد خدا باشد. شیطان هم تلاش می کند که انسان غفلت کند. غفلت و فراموشی بد است. در ۲۴ ساعت زندگیمان ما باید مواظب باشیم که کاری که مَرضیّ خداست انجام دهیم، کاری که مَرضیّ خدا نیست انجام ندهیم؛ این می شود «حضور». اگر چنین شد، در نماز هم «حضور» داریم. در آن صورت می دانیم چه می گوییم: «الله اکبر» یعنی خدا بزرگ است. «الحمدلله رب العالمین» خدایی که همه عالم را اداره می کند، «ربی العظیم» خدای من می شود. مثل اینکه خدا، خدای من است.کمالات انسان انس با قرآن، انس با خدا و انس با نماز است. اینکه آدم دنبال دنیا و مال و مقام برود و بعد بخواهد حضور قلب در نماز داشته باشد، شدنی نیست.بله، انسان می تواند مقام و پول داشته باشد، اما در تمام حالات یاد خدا باشد «رِجالٌ لا تُلْهِیهِمْ تِجارَهٌ وَ لابَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللّهِ» مردانی هستند که هیچ چیز مانع آن ها نمی شود، همیشه یاد خدا هستند.خوشا آنان که دائم در نمازند/ بهشت جاودان بازارشان بیفرق فکر با اوهام چیست؟فکر این است که از معلوم به مجهول پِی ببریم. معلوم ما این عالم است. این عالم معلوم است. آن چیزی که مجهول است، «هدف» است. آیا این عالم هدف دارد؟ البته که این عالم هدف دارد. پس یک معادی هست. آدم وقتی که در فکر معاد و قیامت باشد، جمع و جور می شود.این فکر است. و اگر نه بقیه اش خیالات است. چه کنم؟ چه کنم؟ خیالات است… بترسم از اینکه نکند فلان کس منافع مرا به خطر اندازد. طمع داشته باشم. یا همه اش فکر جمع مال باشم. یا اینکه به فکر مُرید و مُرید بازی باشم. این چنین فردی با خدا کار ندارد. آدمی که با خدا کار دارد، با خلق کار ندارد؛ مگر آنکه بخواهد خدمت کند و فقط کارِ خوب کند.برای خلق چه کار می تواند کند؟خدمت کند. هر کاری که می تواند بکند، بکند. کمک فکری کند. کمک مالی کند. هرکاری می تواند بکند. اگر پول دارد، کمک مالی کند. اگر فکر دارد، کمک فکری کند. اگر علم دارد، کمک علمی کند، تعلیم دهد، یاد دهد.یک بار گفته بودید انسان باید برای دیگران مثل چراغ باشد.بله، وقتی انسان روشن شد، چراغ است. وقتی چراغ روشن شد، دیگران استفاده می کنند. آدم باید روشن و روشنگر شود. وقتی روشن شد، روشنگر هم هست. اگر انسان خودش تاریک باشد، دیگر نمی تواند روشن کند. انسان باید رو به خدا رود و روشن شود، بعد که مثل چراغ روشن شد، آن کسانی که لایق هستند، دورش می آیند و از او استفاده می کنند.اینکه می گوید المعروف بقدرالمعرفه یعنی چی؟یعنی به کسی که نمی تواند از پول استفاده کند، اگر شما صد هزار یا یک میلیون تومان پول بدهی، نمی تواند از آن استفاده کند.این قدری که به دین آشنایی دارد، این قدری که ظرفیت دارد و این قدر که «خوب» است می توانی به او کمک کنی.حضرت (سلام خدا بر او) برای اینکه معرفت و ارزش معرفت را بگوید، می فرماید «المعروف بقدرالمعرفه». یعنی خوبی به اندازه معرفت است. به اندازه ای که او معرفت و گنجایش دارد، ارزش دارد. بیش از ارزش خودش نباید چیزی به او داد. یعنی به هر کسی باید به اندازه ظرفیت خودش کمک کرد.برداشت من از این روایت این بود که بهره ما از هر کار خیری، به اندازه میزان شناختی است که از آن کار کسب کرده ایم. مثلا ما همان قدر از نماز بهره می بریم که آن را می شناسیم.هر چقدر توجه داریم، بهره داریم. و الا نماز یک صورت خشک است. البته ما با نماز خواندنمان می خواهیم بگوییم ما یاغی و سرکش نیستیم؛ خدایا دسمتان را بگیر.اینکه می فرمایید انسان می تواند دائما در حال حضور باشد، این حالی است که انسان به دست می آورد و یا خدا به او عطاء می کند؟انسان وقتی که یاد خدا برایش اهمیت داشت… ما همه تنهاییم، مگر اینکه با خدا باشیم «هُوَ مَعَکُمْ أَینَما کُنْتُمْ» خدا با شماست. ما هم باید با خدا باشیم. وقتی با خدا بودیم، نه می ترسیم و نه وحشت داریم. همه ترس ما این است که اگر مردیم، بچه هایمان چه می شوند؟ حلال و حرام را برای اولاد خود جمع می کند. آن اولاد هم مصرف چیز دیگر می کند. اینکه نمی شود. باید انسان توکلش بر خدا باشد. یعنی فقط خدا را راضی کند.انسان باید در صدد باشد. منتها ما بنده خدا هستیم. شأن ما بندگی است. هیچ چیز جز بندگی نداریم. اگر بنده باشیم، همه چیز درست است.این دائم الحضور بودن به انسان عطاء می شود و یا انسان کسب می کند؟باید تلاش کرد. من اگر رانندگی بلد نباشم، باید یاد بگیرم. آن وقت در هنگام رانندگی، در پیچ و خم ها، یک چیزهایی یاد می گیرم. باید در پیچ و خم های زندگی، یک چیزهایی یاد بگیرم. اگر در پیچ و خم های زندگی انسان به یاد خدا باشد، چیزهایی یاد می گیرد و چیزهایی گیرش می افتد. خیلی چیز ها گیرش می آید.فقط و فقط سعادت در بندگی خداست. ما بندهٔ سراپا نیازیم. او کارساز بی نیاز است. به ما گفته است که این کار ها را بکنیم: نماز بخوانیم، روزه بگیریم تا ما همرنگ خدا شویم؛ بی رنگِ بی رنگ. بی رنگی، رنگ خداست. دیگر به هیچ چیز تعلق نداشته باشیم. تعین نداشته باشیم. فکر شخصیت و مصلحت شخصی خود نباشیم. فکر بندگی باشیم. انسان نباید فکرِ مصلحت خودش باشد و بنابراین کسی که با خدا آشناست، از غیر خدا هیچ چیزی نمی خواهد و از خدا هم غیر خدا را نمی خواهد. چیزی از این با ارزش تر نیست.یعنی چنین کسی مطلوبش فقط خداوند می شود؟مطلوبی جز خدا ندارد.در صحبت هایتان فرمودید که اگر انسان موحد نشود، به آن نتیجه نمی رسد.بله. نمی شود که ما مشرک باشیم و به همه اسباب چنگ بزنیم و با خدا کار نداشته باشیم و بعد انتظار داشته باشیم نماز موحدانه بخوانیم! در چنین وضعیتی در موقع نماز حواسمان جمع می شود؟ البته که نمی شود.ما در تمام حالات باید ببینیم که خدا موثر است. اگر اسباب هم می گوییم، در همان اسباب هم خدا موثر است. یعنی آن آتش هم نمی سوزاند تا خدا نخواهد.چگونه می توانیم به این شناخت برسیم؟خودت را بشناسی و بشناسی که فقیری.خودم را بشناسم که فقیرم؟بله. فقیری، هیچ چیز نداری. بینایی و شنواییت برای خودت است؟نه، نیست.بفهمی که من سراپا فقرم و او غَنی است.چگونه می توانم به این شناخت برسم؟به این فکر کن که سراپا احتیاجی. احتیاج خودت را نمی فهمی؟ گرسنه می شوی. تشنه نمی شوی؟ اگر خدا به تو شنوایی و بینایی نداده باشد که نمی توانی بشنوی و ببینی. پس در همه چیز فقیری. خداست که دائما به تو بینایی و شنوایی می دهد. خداست که تو را سیر و سیراب می کند. انسان باید بفهمد که فقیر است. ما هیچ چیز نبودیم و یک روز به این دنیا آمدیم. وقتی آمدیم در شکم مادر از ما پذیرایی کردند. بعد هم در دامن مادر پذیراییمان کردند. حالا ولمان می کنند؟! باید چشممان فقط به خدا باشد.اینکه دستمزد ها زندگی را می بینم؛ اینکه خدا دارد روزی می دهد را نمی بینم.این به خاطر بی معرفتی است. این به خاطر نقص ایمان است. و الا اگر انسان ایمان داشته باشد که خدا هست و خدا رزاق و رحیم است و این ها وسیله است، می فهمد که اگر تمام عالم و دست و پای من بسته باشد، خدا روزی مرا می رساند. منتها من باید وظیفه ام را انجام دهم. اگر الآن وظیفه ام این است که کار کنم، باید کار کنم. اما اگر دیدم برای اینکه کار کنم، باید خیانت کنم، باید در خانه بنشینم.بعضی کسانی که به این شناخت رسیده اند، می گویند که این شناخت به ما عطاء شده است.همه اش موهبت است. این بینایی شما مگر به شما عطاء نشده است؟ مگر وجود به شما عطاء نشده است؟ شما چه از خودت داری؟ ما هیچ چیز نداریم.اینکه آدم بداند هر چه دارد مالِ خودش نیست از آنِ خداست، می شود بنده خدا.البته وجود گرفته نمی شود. وجود توسعه داده می شود. ما هر چه به سمت خدا برویم، بزرگ تر می شویم. لَئِن شَکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ زیادتان می کنم. آدم که از بین نمی رود. این بدن یک مشت خاک است. از خاک آمده و به خاک هم می رود. ولی انسان از خدا آمده و در نهایت به سمت خدا هم می رود.انسان بزر گ است. انسان کوچک نیست.یعنی چی که انسان هر چه به سمت خدا برود، توسعه پیدا می کند؟بزرگ می شود دیگر؛ یک بچه زباله را می خورد؛ ولی وقتی بزرگ شد، نمی خورد. وقتی انسان بزرگ شد، دنیا پیش او کوچک می شود. دنیا که پیش او کوچک شد، خدا پیش او بزرگ می شود. خدا که بزرگ شد، خدا را می بیند و چیز دیگر نمی بیند «قُلِ اللّهُ ثُمَّ ذَرْ».انسان چگونه می تواند خودش را بزرگ کند؟بندگی. بندگی کند و نه عبادت! ...

ادامه مطلب  

عطریانفر قالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای ?  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدعطریانفرقالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای می آورد / وعده های جذاب رقیب، 5 میلیون از آرای روحانی را کم کرد / اصلا نمی توانم بپذیرم که یک سید اهل مسجد با تتلو دیدار کند / می خواهید رای تتلو را بگیرید، چرا با او عکس می گیرید؟ چرا دست به سر و گوش او می کشید؟/ آقای مصباح! شما که از 1348 در سیاست را بستید، حالا هم در حوزه فیلسوف بمانیداو روایت خاص خود را از انتخابات اردیبهشت ماه دارد. می گوید از یکسال قبل این تحلیل را داشته است که حسن روحانی پیروز انتخابات ریاست خواهد شد.عطریانفر درباره دلایل پیروزی روحانی و شکست اصولگرایان حرف هایی دارد که در این گفت و گو به تفصیل در مورد آن سخن گفته است. این عضو ارشد حزب کارگزاران درباره آینده سیاسی ابراهیم رییسی هم چنین اعتقادی دارد :« باور نمی کنم برای آقای رئیسی یک راه جدید یا"آغازی" شکل گرفته باشد.»گفت و گوی تفصیلی انتخاب با محمدرضا عطریانفر را در ادامه می خوانید:*شما چه مصباحزمانی فهمیدید که آقای روحانی، انتخابات را می برد؟یکسال قبل از انتخابات.*یعنی قبل از اینکه اصلا آرایش سیاسی به این شکل، شکل بگیرد؟بله*چه مولفه هایی برای این تحلیل تان داشتید؟رقابتهای سیاسی در ایران متاسفانه حزبی نیست و احزاب با هم رقابت نمی کنند. اگرچه احزاب به مفهوم اسمی در دستگاه حقوقی وزارت کشور ثبت شده و رقابتهایی هم کم و بیش صورت می گیرد لکن این حجم از رقابتهای سیاسی که احزاب تامین کننده یا ادامه دهنده آن هستند ، چندان قابل تسری به کل فضای سیاسی کشور بخصوص در حوزه طبقات متوسط شهری نیست. تجربه سیاسی ما بعد از 39 سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، رهیافتهایی را به مانشان داده که از این رهگذر، به ما هوشیاری سیاسی تجربی می دهد . خوشبختانه برخی از نهادهای سنجش آرای عمومی در حد قابل اعتمادی می توانند برآورد شرایط کنند اما انها تلاش شان نوعا مقید به یکی، دو ماه قبل از برگزاری انتخابات است. اگر بخواهیم واقع بینانه اظهارنظر کنیم باید به پیشینه ها رجوع کنیم و برآوردها از بستر عمومی تحولات سیاسی باشد .آقای روحانی شخصیت اصولگرای محبوبی بود که برانگیخته شد. وی به دلیل رفتار افراطی برخی تندروها در جریان اصولگرا، مرزبندی خود را با انها بروز داد. جریان اصلاح طلب و اصولگرا در عرصه رقابتهای سیاسی ایران از موقعیت برابر برخوردار نیستند. اصولگرایان با اعتماد کافی از اینکه نهادهای قدرت آنها را همراهی می کند، فعالیتهای سیاسی خود را دنبال می کنند اما جریان اصلاح طلب " خائفا یترّقب "برای تثبیت سیاست ورزی خویش در جنگ و گریز است.جریانی که رهبران ، چهره های شاخص و نیروهای کلیدی اش، دچار تضییق جّدی است. اصلاح طلبان در روند سیاست ورزی خود بیش از آنکه روی عنوان اصلاح طلبی اصرار کنند به مسّمای اصلاح طلبی توجه می کنند . مشخصه های عنصر اصلاح طلب و رفتار اصلاح طلبانه چیست؟. رویکرد اصلاح طلبی عبارت است از اینکه به اقتضای زمان، بنا به ضرورت و نیاز جامعه رویکردها را با روشهایی که تامین کننده منافع مردم باشد تطبیق می دهند. روش هاباید مبتنی بر روند آرام باشد. روندهای ارام باید حتما از قانون تبعیت کند .حرکتها به سمت تامین منافع ملی باید تدریجی باشد. باید به سمت مصالحه کلی پیش رفت . باید با دنیای پیرامونی به یک توافق در حوزه عمل و نظر رسید . باید نگاه حداکثری داشت . باید نگاه فراگیر باشد. مواضع در حکومت ایدئولوژیک نباید بمفهوم دنیای جنگ سرد باشد. جامعه مشحون از انواع و اقسام اقوام است که در هویت ایرانی اشتراک ودوام دارد و این اشتراک هویتی است که باید مبنای عمل سیاستمداران باشد. اصلاح طلبان با این مبنا حرکت وسیره سیاسی خود را تعریف کرده اند. از جمله نتایج فوری این نگاه اینکه هر کس چنین سیرتی داشت ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت.شما در مجلس می بینید شخصیتی مثل آقای مطهری با جنس اصولگرایی مورد توجه اصلاح طلبان است وبراحتی در لیست. اصلاح طلبان قرار می گیرد حتی خط قرمز انها می شود . چون منطق حاکم بر رفتار سیاسی او همین سنخ است . این شخصیت، سال هاست مورد توجه و ارزیابی اصلاحات است. اجمالا اینکه اصلاح طلبان نبض جامعه را در حد بضاعت خود می شناسند. برآورد انها از اقای روحانی اینکه وی در عملکرد خود نسبتا موفق بوده است. وقتی سخن از نسبّیت می شود. چون سیاست ورزی امری نسبی است.در امر سیاست نمی توان مطلق طلب بود. مطلق گرایی ما را اسیر رفتارهای افراطی می کند. انسانها را به عناصر رادیکال چپ یا راست تبدیل می کند. نشان داده شد علیرغم محدودیت هایی که وجود داشته آقای روحانی با همان مبنا ، لکن با منطق اصلاح طلبی و اعتدال حرکت رو به رشد داشته است. وقتی این موقعیت را با جامعه مخاطب بخصوص طبقه متوسط شهری که خاستگاه اندیشه اصلاح طلبان است می سنجید ،در می یابید که آقای روحانی، پیروز دوره دوم هم هست. ما در پیش بینی پیروزی آقای روحانی دو جنبه را در نظر داشتیم؛ یکی جنبه ذاتی عملکرد ایشان به این معنا که در عمل دولت دستاوردهای مهمی داشته است.در دیپلماسی خارجی دستاورد برجام را دارد و همه می دانند؛ دوست و دشمن، ایرانی و غیرایرانی، چپ و راست توافق دارند که دستاورد بزرگی است. کسانی که واقع بین نیستند و بیشتر تحت تاثیر عواطف ایدئولوژیک یا حسادت های درونی خودهستند، به سادگی از کنار این دستاوردها می گذرند و متاسفانه برخی نهادها نیز از باب تحقیر، سخنانی می گویند که در شأن آنها نیست. در حوزه مباحث داخلی هم جامعه به یک نوع امنیت پایدار دست یافته و احساس آرامش می کند . بخصوص بعد از تلاطمات و آشفته بازاری که در دوره آقای احمدی نژاد بود این هم برای مردم دستاورد مهمی محسوب می شود.اینکه دولت موفق شده قدرت خرید مردم را در حد بضاعت ثابت نگه دارد ، به این معنا که هر روز دچار دست انداز روحی و نگرانی نباشند که توان خریدشان 10 تا 20 درصد کاهش پیدا کند. یا اگر در جایی افزایش قیمتی بوده، پا به پای آن بخصوص نزد طبقات حقوق بگیر که اسیر این گرفتاری می شوند، به همان نسبت درآمدشان افزایش پیدا کرده کمااینکه طبقه متوسط کارمندی نیز در طول این 4 سال 101 درصد افزایش حقوق داشته است. طبقه کارگری بالای 120 درصد افزایش حقوق داشته. بیش از آن نسبتی که تورم زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده باشد، سرفصل درآمدشان هم تقویت شده است. احساسی که جامعه از این دولت دارد احساس همدلانه و همگرائی است . بخصوص اینکه آقای روحانی رقیب واجد اخلاق و دارای پرنسیب رقابتی منّزه در برابر خود نداشت.جریان اصولگرای رقیب آقای روحانی از یک پراکندگی جدی رنج می برد. قدرت تجمیع آرا و افکار خود را نداشت. آنها دیرهنگام با اتحاد ناپایدار ، پدیده ای به نام «جمنا» را شکل دادند، آن هم با روند کاملا ناپخته ، شئوناتی را در کنار هم چیدند و یک بازی دموکراسی تصنعی را تدارک دیدند . اما از پیش مشخص بود نمی توانند نیروهای تحت امر را نسبت به این دموکراسی آمرانه قانع کنند. اگرچه دوهزار و 500 نفر را از سراسر کشور گرد آوردند اما چون هدایت از بیرون بود ضعیف ظاهر شدند.اینها همه دلالت بر این داشت که آقای روحانی با یک رقیب گردن کلفت و مستّدلی روبه رو نیست. نتیجه این رقابت در ساحتی خود را نشان داد که چشم های بصیرو بینای مردم بخصوص طبقات هوشیاری ناظر بودند . عرصه ایکه نخبگان سیاسی و دولتمردی از درون آن زاده می شوند، جامعه داوری می کند بازیها را می فهمد و واژه ها را می داند و طرف مقابل را هم می شناسد. بدون اینکه در مقام تمثیل باشم ذهن معطوف به این فرمایش حضرت امیر در رقابت حق و باطل در عصر رسول خدا می شود . زمی فرماید: در رکاب پیامبرخدا(ص) با رقیب، با دشمن می جنگیدیم و زمانی دشمن از ما کشته می گرفت و زمانی هم ما دشمن را شکست می دادیم . اما وقتی خداوند صداقت و صحت عمل ما را دید پیروزی را بر ما نازل کرد.« فمرّهَََ لنا من عدوّنا و مرّة لعدوّنا منا ، فلمّا رأى اللَّه صدقنا أنزل علینا النصر و لعدوّنا الکبت ... یکون العمل والجهاد کله فی سبیل اللَّه، فالنصرهُ لا بد أن تکون للَّه»بدون اینکه در مقام مقایسه باشیم امابرخی رقابتهای سیاسی مهم در این عرصه از این سنخ است. اما حماسه 96 حادثه عجیب و غریبی بودکه در هاضمه و حافظه سیاسی مردم ما پیامد تجارب پیشین ، مقرون به تحقق بود . ملت می دانست طرفین چه کرده اند این مردم در مقام داوری وصدور حکم، صداقت و صفا و رفتار صمیمانه اصلاحات را علیرغم همه محدودیتها احساس کردند و رای خود را تقدیم آقای روحانی کردند.بنده به عنوان کسی که یک نوع اشراف مختصر در فضای سیاسی دارد، به این جمع بندی رسید که پیروز سال 96 آقای روحانی است . مکرر در مصاحبه هایم نیز اشاره می کردم که وی فراتر از رای دوره قبل خود ظاهرخواهد شد . هم از نظر درصد و هم از نظر کمیت . یک مقدار که جلوتر آمدیم و ترکیب مشخص شد، مشخص شد ارزیابی بنده با واقعیت منطبق بود . نه از زمانی که آقای رئیسی آمد بلکه قبل از اینکه ایشان مطرح شود، زمانی که چهره های متعدد 10 نفره مطرح بودند ، عرضم این بود که نامزد نهایی جریان اصولگرا آقای قالیباف است و کسی دیگر نخواهد بود.شش ماه قبل از برگزاری انتخابات قبل از اینکه آقای رئیسی را به صورت vip از درِ تشریفات وارد جمنا کنند - نه به لحاظ فیزیکی- و به آقای قالیباف بگویند روی صندلی عقب بنشیند و ایشان را روی صندلی آقای قالیباف بنشانند، پیام این بود که آقای قالیباف از صحنه رقابتها بیرون می رود . با حضور آقای رئیسی، پیش بینی من این بود اگرچه حتی ممکن است در نظرسنجی ها آقای قالیباف بالاتری از آقای رئیسی باشد اما حتما ایشان را متذکر خواهند شد که به نفع آقای رئیسی از صحنه بیرون برود و این اتفاق هم رخ داد. این نشحیص در" کلیات" از یکسال قبل از برگزاری انتخابات و در" جزئیات "شش ماه بعد ازآن بود . نکته ای هم نبود که حالا خیلی دلالت بر هوش سیاسی من داشته باشد. هر کسی اگر یک مقدار به معادلات دقت می کرد، می توانست به این جمع بندی برسد.*شما هیچ جایی از این رقابت منهای هفته آخر که اوضاع به نفع آقای روحانی شد، اصلا نگران نشدید؟به هیچ عنوان.*اما برخی نظرسنجی باتوجه به سیل حملات به اقای روحانی، حکایت از مقداری ریزش آرای ایشان داشت.نظرسنجی روی هنجارهای سیاسی احتماعی امر مهم و تخصصی است. به صرف اینکه گروهی یکبار نظرسنجی کند، کفایت نمی کند. نظرسنجی پایدار ، جریانی راهگشا است. نظرسنجی ای می تواند به صلاح، رهنمون کند که مستمر باشد و نه منقطع. کافی است به نوع نگرش در حوزه نظرسنجی که دوستمان آقای عباس عبدی به اتفاق اقای محسن گودرزی دارد توجه کنید . آنها تخصّصا و حرفه ای کارشان این است . هیچگاه ندیدیم تعابیر نگران کننده ای از ناحیه آقای عبدی استخراج و منتقل شود. با هم تقریبا هم نظر بودیم . با یک تفاوت که من غیر علمی و عمدتا شهودی به این جمع بندی رسیدم ولی ایشان آدم متخصص و حرفه ای با نگاه جامعه شناختی است . فعالیت روزانه اش این است و با برداشتهای اجتماعی و ارتباطاتی که دارد به چنین جمع بندی عالمانه ای رسیده بود . بدون اینکه هیچگاه در این زمینه با هم دیالوگ داشته باشیم.*الان بحثی وجود دارد که می گویند اگر هر دو نامزد اصولگرا می ماندند یعنی هم آقای قالیباف و هم آقای رئیسی احتمال داشت که انتخابات به مرحله دوم برود.به هیچ وجه. استدلالی که این نظریه را رد می کند این که عرصه رقابت در سال 96 کاملا خط کشی شده بود . فضای مبهم، آشفته و نامشخصی نبود و دو جبهه کاملا از هم فارق و جدا بودند و رای اصلاح طلبی و اصولگرایی از هم جدا شده بود.اگر چنانچه رای اصولگرایی دوپاره می شد جناب آقای رئیسی و جناب آقای قالیباف . رای این دو نامزد انتخاباتی از درون ظرفی برداشت میشد که منحصر به اصولگرایی بود و هیچگاه از رای اصلاح طلب چیزی به طرف انها منتقل نمی شد. اگر این ها دوپاره می ماندند، حتی ممکن بود جمع آرای آقای رئیسی و آقای قالیباف به 15 میلیون هم نرسد. چراکه نه تنها از رای اصلاح طلبی چیزی به آنها منتقل نمی شد بلکه رای خودشان هم ریزش می کرد. به این احتمال که جامعه اصولگرایان، احساسشان این میشد که دچار تفرقه هستند و دوپاره اند و چون دو پاره اند احتمال پیروزی شان ضعیف است. به دلیل همین احساس، خلع انگیزه می شدند. قبلا پیشنهاد کردم دوستان اصولگرا اگر عقل مدبّر داشته باشند و با مدیریت سیاسی درست عمل کنند حتما مصلحت شان این است که روی یک فرد توافق کنند تا تجمیع آرا را برایشان رقم زند .نفس این تجمیع، یک هم افزایی ایجاد می کند و این هم افزایی می تواند رای شان را افزایش دهد. این اتفاق در آخرین لحظات برایشان رخ داد . آقای جهانگیری که خیلی خوب در رقابتها ظاهر شد یا آقای هاشمی طبا که نسبتا خوب صحبت کرد و برای خودش منطق داشت یا حتی آقای میرسلیم که دائم سوال می کرد و متعلق به آن جناح بود، چون از پیش، جامعه رای دهنده می دانست که آقای جهانگیری به نفع آقای روحانی کنار خواهد رفت . دوم اینکه مشخص بود آقای هاشمی طبا خودش از موضع دفاع از آقای روحانی ظاهر شده و تا روزهای آخر هم می گفت که خودم به آقای روحانی رای می دهم. سوم اینکه می دانستند آقای میرسلیم به عنوان یک زاپاس در گوشه میدان نشسته که اگر یک وقت توپ از میدان خارج می شد به نفع آقای رئیسی و قالیباف به میدان برمیگرداند .چون مردم باور داشتند اینها شخصیتهای مستقل در میدان نیستند، اگر چه در مناظرات هم خوب صحبت کردند و کم نداشتند اما می بینیم جامعه مستحضر و مطلع بود و برایش مشهود بود که قرارش نیست اصولگرایی به میرسلیم رای دهد یا رای اصلاح طلبی درسبد آقای جهانگیری یا آقای هاشمی طبا قرار گیرد. این مرزبندی کاملا تفکیک شده بود. پس رای آقای روحانی همین رای بود و رای اصولگراها همان بود .اگر رئیسی و قالیباف با هم در انتخابات می ماندند ، آقای رئیسی 6 میلیون و آقای قالیباف 4 میلیون رای می آورد و درواقع 5 میلیون این رای مازاد اثر هم افزایی و رزنانسی است که به دلیل وحدت و امید طرفداران برای نیل به مرحله دوم بود که ایجاد شد.*آیا این 5 میلیون به خاطر دادن وعده های فریبنده نبود؟ببینید! وعده های فریبنده در همان 6 میلیون و 4 میلیون ها لحاظ شده است. این افزایش ناشی از هم افزایی وبضرب تشویق رهبران شان برای کسب نصاب بالاتر و امید به اینده بهتر بود .*اصلا این 16 میلیون رای چیست؟ آیا ما می توانیم بگوییم اصولگرایان 16 میلیون رای دارند؟ آنها همیشه بیشتر از 8 میلیون رای نداشتند.نه اصلاح طلبان 24 میلیون رای تشکیلانی دارند و نه اصولگرایان 16 میلیون رای، طرفین باید باورشان باشد که این رای، رای سازمانی و حزبی انها نیست. بارها اعلام کردیم ظرفیت رای اصولگرایی در کشورحداکثر 15 الی 20 درصد است. رای اصلاح طلبی هم 25 الی 30 درصد است. اگر 40 میلیون رای دهنده باشد که بگوییم انتخابات خیلی پرشور است و نحله های سیاسی با حداکثر ظرفیت چسبندگی حزبی- سازمانی ایفای نقش کنند، رای اصلاح طلبی 16 میلیون و رای اصولگرایی حدود 10 میلیون خواهد بود. آنچه که مازاد این اتفاق رخ داده 14 میلیون رای صحیح خاکستری است که 5 میلیون ان تحت تاثیرهمین عوامفریبی وامید افرینی های حضرات اصولگرا هدایت شد والباقی در سبد اصلاحات قرار گرفت . بارها این تجربه راداشتیم اگر آرای ملی از مرز50 درصد بالا زد،این مازاد آرای خاکستری است ونوعا به سمت اندیشه اصلاحات هدایت می شود.منطق رقابتهای ما در این دوره نیز باید چنین می شد که آقای روحانی 29 میلیون رای می آورد و آقای رئیسی 10 میلیون. یعنی یک به 3. چیزی که در آخرین براورد های آقای عبدی هم هست .(نسبت 1 به 3). بسیار مهم است اسیب شناسی کنیم چرا 5 میلیون از 14 میلیون ارای خاکستری که قهرا متعلق به آقای روحانی بوده کم شده و به رای اصولگرایی اضافه شده است؟ علتش ناشی از آثارناخواسته وتحقق یافته عوامفریبی رقبای آقای روحانی و برخی از وعده های خلاف انهاست . وعده های جذاب3 تا 5 برابر شدن یارانه ها که تاثیراتش را در اقشار فرودست جستجو می کردند .یک بخشی هم تاثیر ناکامی های آقای روحانی بود که وی به همه منویات و خواسته های خود دست پیدا نکرد و انتقادهایی در حق ایشان وجود داشت. بخصوص که آثار زیانبار دوره گذشته بلافاصله بعد از پایان کار آقای احمدی نژاد نشان داده نشد و بعدها بروز کرد . فی الواقع بعضی از شعارهای جذاب غیر واقع بینانه ومنحرف کننده از ناحیه رقیب و برخی از نقدهای واقع بینانه در حق آقای روحانی، باعث شد که جهت5 میلیون رای عوض شود و به سمت دیگری برود.*بیشتر روستایی بودند یا شهری؟ارای روستایی وطبقات محروم وفرودست در شهر های دورافتاده ای که تحت تاثیر شعارهای فریبنده بودند . بخشی به خاطر همین شعارهای جذاب انحرافی و بخشی که به سبد آقای روحانی نرفت ناشی از انتقادهایی بود به ناکامی دولت . ضمن اینکه طبقات محروم پیامد تخریب های افراطیون انتظار داشتند باتحقق برجام اتفاقات شگرفی درزندگی شان رخ دهد و نداد . به بیان دیگر تقسیم 14 میلیون رای ( 5،میلیون به نفع جریان راست و مابقی به نفع جریان آقای روحانی ) ناشی از فضای دوقطبی بود که بارها رهبری به ایجادش هشدار می دادند .*آیت الله موحدی کرمانی گفته بودند که آقای رئیسی 16 میلیون رای حلال دارد و رای آقای روحانی مبتنی بر تخلف است. سوال این است که اصلا مبنای اینکه 16 میلیون رای حلال باشد اینکه رای آقای روحانی مبتنی بر رای خلاف است یا صندوقها را بستند و نگذاشتند طرف مقابل رای بدهد، دیر شروع کردند درحالی که از کجا معلوم آنها که پشت در مانده بودند به آقای رئیسی رای می دادند!اولا توصیه ای که به صفت ارادتمندی کوچک به حضرات دارم این است که چرا حیثیت و هویت روحانی واعتقادی خود را به خاطر سیاست و قدرت اینطور مخدوش می کنند ؟ سخن از رای حلال و حرام چیست ؟ این ایا یک نوع بازی با الفاظ و مقدسات مردم نیست ؟ اگر اینچنین باشد می خواهید چه پیامی برسانید؟ ایا پیام این است که دیگرانی که به آقای روحانی رای دادند، ضدانقلاب بودند ؟! کلیپی از برخی چهره های درجه سه آنها مطرح شده که برخلاف تاکیدات رهبری است و می گوید معنی ندارد اجازه دهیم اکثریت قاطع در انتخابات حصور یابند !! اگر اکثریت بیایند، ما رای نمی آوریم و باید مدیریت کنیم ،چون با حضور حداقلی است که پیروز می شویم !! پیام این است که هرکس به رقیب ما رای دهد، ضدانقلاب است و این برخلاف دکترین نظام سیاسی است که امام تحت عنوان مردمسالاری و رای مردم در این کشور نهادینه کرده اند . به اتکای کدام قدرت برخی اجازه دارند خلاف نظر امام حرف بزنند؟ ما امروز به کُنه حقیقت فرمایشات آقای هاشمی رفسنجانی می رسیم که در رد صلاحیت سیدحسن اقای خمینی گفت شما مگر مشروعیت تان از چه کسی گرفته اید که به خودتان اجازه می دهید برخلاف دیدگاه امام حرف بزنید وفرزند فرهیخته وعالم فاضل پاکدامن وهوشمند او را رد کنید؟! این اقایان دارند دین شان را به تاراج می دهند و تحت الشعاع مطامع قدرت کسانی قرار می دهند که نفعی هم برایشان ندارد. نمونه اش برخی صحبتهای خلاف واقع آقای قالیباف .آیا می خواهید دین تان را به خاطر این نوع خلاف گویی ها مخدوش کنید؟! دوم اینکه اگر قرار بر این باشد به نتیجه ارا قلبا تمکین نکنید وشبهه ناک صحبت کنید ناخواسته برخلاف نظر خود موضعگیری اقای مهندس موسوی را تایید می کنید . مگر آقای مهندس موسوی که به انتخابات ایراد گرفت شما نگفتید چرا حرف خلاف قانون می زنی؟ همه بایدتمکین میکردیم که قانون از هر کسی مهمتر است و پذیرفتیم که به هر حال انتخابات صورت گرفته و نهادهای مسئول هم ان را تائید کردند پس دیگر حرفی نمی ماند .این سیاست دوگانه است و از نظر ما بازی است. موضوع آقای موحدی شاید تاحدی قابل فهم باشد چون ایشان به عنوان مسئول جامعه روحانیت مبارزکسی است که این داستان حول محوریت ایشان مدیریت شده و می خواهد از برگزیده خود دفاع کند ولی اصلا نمی فهمیم چرا دیگران این صحبتها را می کنند؟ جناب اقای جنتی این شخصیت محترم ومعّمرکه خود مسئول شورای نگهبان اند . اگر تخلفی شده و انرا به این پررنگی وغلظت مطرح می کنند پس چرا انتخابات را تائید می کنند؟ نظارت، وظیفه شماست و قانون به شما اقتدار داده که تصمیم بگیرید. اگر حرف شما درست است پس فرمایشات مقام معظم رهبری چیست که اعلام کردند انتخابات خوب، آرام و با حضور حداکثری بود و تائید حضور مردم را مطرح فرمودند .حرفهای بی حساب و کتابی که از نا ...

ادامه مطلب  

تحلیل رفتار انتخاباتی مردم زنجان در انتخابات ریاست جمهوری/ نتیجه انتخابات حاصل پراکندگی اصلاح طلبان و تبلیغات اصولگرایان  

درخواست حذف این مطلب
یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند...عصر ایران یوسف ناصری- استان زنجان که در سرشماری سال 95 تعداد یک میلیون و 57 هزار نفر جمعیت داشته است به طور کلی در انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه 29 اردیبهشت 1396 متفاوت از اکثر استان های کشور عمل کرده است.در 23 استان کشورمان آقای روحانی بالاترین رای را به دست آورده است و در 8 استان آقای رئیسی بیشترین رای را به خود اختصاص داده است. یکی از 8 استانی که آقای رئیسی رای بالاتری در آن کسب کرده استان زنجان است.مطابق آماری که منتشر شده در استان زنجان 740 هزار نفر واجد شرایط رای دادن بوده اند و تعداد 584 هزار نفر رای داده اند. تعداد واجدین شرایط رای در شهرستان زنجان 372 هزار شهرستان ابهر 107 هزار شهرستان خدابنده 125 هزار شهرستان ایجرود 28 هزار شهرستان خرمدره 49 هزار شهرستان سلطانیه 21 هزار و شهرستان ماه نشان 29 هزار و شهرستان طارم 35 هزار نفر بوده است.در انتخابات 29 اردیبهشت تعداد آرای سیدابراهیم رئیسی در استان زنجان 294 هزار و تعداد آرای حسن روحانی 260 هزار بوده است. حسن روحانی در سال 1392 بالاترین رای را در استان زنجان کسب کرد و با تعداد281 هزار.بررسی نتیجه متفاوت انتخابات استان زنجان موضوع اصلی گفت و گوی عصر ایران با سیدفاضل موسوی است. موسوی نماینده شهرستان خدابنده در مجلس هشتم بوده و فوق لیسانس حقوق عمومی دارد. حقوق عمومی مسائل و قواعد مربوط به دولت و حکومت و انتخابات و نظام سیاسی و کنترل قدرت دولت و حکومت را بررسی می کند و متفاوت از حقوق خصوصی است که مربوط به روابط بین افراد جامعه است.گفت و گو با نماینده سابق شهرستان خدابنده را درباره تحلیل انتخابات استان زنجان و 8 شهرستان آن را می خوانید.****ما در سال 95 فقط چهار استان یعنی استان های زنجان سمنان مرکزی و همدان داشته ایم که نرخ بیکاری تک رقمی داشته و تعداد 27 استان دیگر کشور نرخ بیکاری بالای 10 درصد و دو رقمی داشته اند. با این که استان زنجان نرخ بیکاری تک رقمی داشته و در سال 94 هم این استان کمترین نرخ بیکاری در کل کشور را داشته است و نرخ آن 5 درصد بوده چه اتفاقی افتاده است که اکثریت استان زنجان در این دوره به آقای روحانی رای نداده اند؟-در خصوص بحث آرای آقای روحانی و رقبای ایشان چند موضوع مطرح است. یک عامل بافت جمعیتی استان زنجان و خصوصا در شهرستان های تابعه استان از جهت فرهنگی و غلبه جمعیت روستایی از نظر تعداد بر جمعیت شهری است.یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند و اطلاع رسانی درست انجام بدهند. موضوع سوم مساله چیدمان مسئولانی است که در استان زنجان هستند از جهت ارتباط با بدنه فعال اجتماعی و سیاسی. اکثریت مسئولان استان زنجان ارتباط منطقی و دقیقی با بدنه اجتماعی و سیاسی استان نداشتند. مساله بعد این است که مجموعه کسانی که در بحث انتخابات مسئولیت های مدیریت و فعالیت حوزه های انتخابیه آقای روحانی را به عهده داشتند برای جامعه سیاسی و اجتماعی استان زنجانف خیلی دلپذیر نبودند. با وجود تمام زحمت هایی که کشیدند قطعا در این حوزه ضعف هایی هم هست.موضوع بعد این است که آن طور که شایسته است حمایت نمایندگان حاضر در مجلس و نمایندگان دوره های قبلی مجلس اتفاق نیفتاد. این وضع می تواند ناشی از نداشتن برنامه دقیق در ستاد مرکزی آقای روحانی یا در ستاد استان زنجان باشد. ارتباط تنگاتنگ با نمایندگان ادوار مجلس و نمایندگان فعلی مجلس وجود نداشت. این عامل هم تاثیرگذار بود.پس تا اینجا این 5 عامل هر کدام به اندازه خودشان در پایین بودن سطح رای آقای روحانی تاثیر منفی داشتند. *طبق آمار سرشماری سال 90 میزان شهرنشینی در استان زنجان 62 درصد بوده است. اما شما گفتید بافت جمعیتی و غلبه جمعیت روستایی در رای کمتر دادن به آقای روحانی موثر بوده است. -من گفتم شهرستان های تابعه استان زنجان. اگر نگاه کنید بیشترین رای هم در شهرستان های تابعه استان به رقیب آقای روحانی داده شده. مردم شهر زنجان آن طور که لازم بوده است زیاد پای صندوق رای نیامده اند. اما شهرستان های تابعه استان زنجان رای زیادی داده اند. از شهرستان های تابعه استان زنجان می توان به «خدابنده» اشاره کرد که بزرگترین شهرستان شمال غرب کشور است. شهر قیدار مرکز شهرستان خدابنده چیزی حدود 35 هزار نفر جمعیت دارد و بافت مابقی آن شهرستان روستایی است. مثلا اگر 200 هزار نفر جمیعت دارد 165 هزار در بافت روستایی هستند یا در روستای بزرگ هستند که به شهر چند هزار نفری تبدیل شده اند. *در شهرستان خدابنده که شما هم در دوره هشتم و از 1387 نماینده آن در مجلس بوده اید155 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است و گفته شده 101 هزار نفر رای داده اند.-حدود 120 هزار نفر واجد شرایط رای دارد.*من آماری که دیده ام این است. بعد 101 هزار نفر در شهرستان خدابنده رای داده اند. تعداد 67 هزار به آقای رئیسی و تعداد 32 هزار به آقای روحانی رای داده شده.-بله. صد و خرده ای شهرستان خدابنده رای دارد. رای آقای روحانی کمتر از آقای رئیسی بوده است. به علت هم آن اشاره کردم. همین عوامل در سطح استان زنجان و سطح شهرستان تاثیر گذاشته است.آن 5 عامل که به آنها اشاره کردم تاثیر زیادی داشته اند در وضعیتی که اتفاق افتاده است. اگر بخواهیم آسیب شناسی کنیم.*زنجان بزرگترین و پُر جمعیت ترین شهر استان زنجان است. طبق آماری که وجود دارد شهرستان زنجان 372 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است. البته ریز آرا منتشر نشده است که در مرکز استان زنجان اقای روحانی چقدر رای آورده و آقای رئیسی چقدر. اما ارقام رای کاندیدا در شهرستان خدابنده منتشر شده و همچنین آرای شهرستان خرمدره.در خرمدره 20 هزار نفر به آقای روحانی رای داده اند و آقای رئیسی هم 14 هزار رای آورده است. در خرمدره که شهرستان کوچکی است و کل واجدین شرایط رای 49 هزار نفر بوده چرا آقای روحانی رای بیشتری آورده است؟-آن علتش این است که که شهرستان خرمدره یک شهر و چند تا روستا است. جزو معدود شهرهای جمع و جور ما است. شاید 80 و چند درصد جمعیت شهرستان خرمدره در شهر زندگی می کنند. چنین وضعیتی در خرمدره وجود دارد.دومین عامل این است که رئیس ستاد استان زنجان متعلق به خرمدره است یعنی آقای فاضل امیر جانی نماینده خرمدره در مجلس بوده و اهل آن منطقه است. جدا از بحث آقای امیرجهانی و بحث شهرنشینی اصلا بافت خرمدره یک بافت اصلاح طلبی است. یعنی 70 درصد بافت آن اصلاح طلبی است. از بین اصلاح طلبان در حوزه انتخابیه ابهر و خرمدره 70 درصد یا حداقل 65 درصد رای هر کاندیدایی که نماینده مجلس شود از شهرستان خرمدره است. خرمدره یک شهر اصلاح طلب است.*در شهرستان طارم استان زنجان رای آقای روحانی بیشتر بوده است. مشارکت مردم کل شهرستان طارم در انتخابات 92 درصد بوده است که 53 درصد به روحانی و 46 درصد به آقای رئیسی رای داده اند. تعداد آرای هر کاندیدا منتشر نشده. در شهرستان طارم که چسبیده به استان گیلان است چه وضعیتی وجود دارد که به این صورت رای داده اند؟-من اشاره کردم که چیدمان نیروها نقش داشته است. یعنی مسئولان و فرماندار و بخشدار نقش داشته اند. بعد هم فرماندار شهرستان طارم مورد دلخواه نیروهای اصلاح طلب بود. چند مهره کلیدی هم در آنجا دارد که آنها در ایام انتخابات فراغت داشتند و وقت قابل ملاحظه ای گذاشتند و میزان رای به آقای روحانی خودش را نشان داده است از جمله آقای عنایت الله رحمانی و حجت الاسلام ناصری زنجانی که طارمی هستند. *این افراد به چه صورت توانسته اند به نفع دولت آقای روحانی توانسته اند در طارم تبلیغ کنند؟-به صورتی از عملکرد دولت حمایت کرده اند. برای مثال در شهرستان های دیگر استان زنجان مسئولان دولتی حاضر نبودند از عملکرد درست و ارزشمند دولت و در همان حدی که دولت انجام داده است دفاع کنند و آن را به مردم ارائه کنند و دلسوزی کنند.*فعالان سیاسی زنجان انتقاد دارند نسبت به این که اولین استاندار زنجان در دولت آقای روحانی یک از نیروهای آقای قالیباف را به عنوان معاون عمرانی استانداری منصوب کرده بود و همچنین انتقاد دارند نسبت به اینکه که چرا فرمانداران زنجان سلطانیه و ماه نشان تغییر داده نشدند و همان فرمانداران زمان آقای احمدی نژاد بودند.-به لحاظ نوع چیدمان مسئولان ارشد و رده اول و دوم حوزه قوه مجریه خیلی از دوستان اصلاح طلب از این وضع گله دارند. احساس می کنند آن چیزی که باید می بود نیست. قانع نشدند و چون قانع نشدند ان طور که لازم بود تن به کار ندادند. زحمت کشیده اند ولی آن قدر که لازم بوده است در این انتخابات اقدام نکرده اند.مجموعه مسئولان و آنچه که در دست دولت بوده است نتوانسته اند ارتباط منطقی و درست با بدنه اصلی اصلاح طلب ایجاد کنند. یک مقدار دلسردی و یک مقدار گله وجود داشت. همین مسئولانی که باید تجا به جا می کردند ولی نشدند باعث شده که آن طور که نیروها باید به صورت جدی حضور داشته باشند متاسفانه حضور نداشتند. حاصل آن هم همین چیزی است که الان می بینیم و استان زنجان رای کمتری به آقای روحانی داده است. مایه تاسف است. به نظر من باید خود دولت آقای روحانی پاسخگو باشد به مردم. ما به شخص آقای روحانی به طور مکرر گفتیم که بدنه اطلاع رسانی شما در حداقل خود است. دولت یازدهم یعنی فقط آقای روحانی و آقای ظریف. دیگران صندلی خودشان را محکم چسبیده بودند که آن را از دست ندهند. دیگران زیاد پای کار نیستند. علت اصلی این بود. در استان ها و شهرهای دیگر با یک مقدار بالا و پایین همین وضع وجود داشته است. *آن 92 درصد مشارکت ر شهرستان طارم خیره کننده است. چگونه ممکن است 92 درصد رای داده باشند و چطور 92 درصد افراد واجد شرایط رایف به پای صندوق آمده اند؟-چند عامل در آنجا نقش داشته است. یک عامل فرماندار است که سعی کرده است به طور شفاف و قاطعانه عمل کند و با مردم ارتباط ...

ادامه مطلب  

ماجرای تقلب در بستن لیست های شوراهای شهر اصلاح طلبان  

درخواست حذف این مطلب
انتخابات هیات رئیسه مجلس، انتخابات شوراها و تعیین لیست موضوعاتی است که سایه ای از ابهام بر آن سنگینی می کند؛ علیرضا محجوب از نمایندگان اصلاح طلب مجلس و فعال حوزه کارگری که به قول خودش از بیست سالگی پا در رکاب سیاست و کار حزبی گذشته است با پاسخ های خود پرده دیگری از ماجرا را نشان داد.در این گفت و گو که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین انجام شد او گاهی به سی و هفت سال پیش و دوران حزب جمهوری اسلامی هم بازگشت و از حزبی نبودن سیاست کشور گلایه داشت.. محجوب در این مصاحبه اشاره کرد در جریان بستن لیست شوراها تقلبی صورت گرفت و برخی جریانات بیشترین استفاده را کردند.مشروح گفتگوی خبرگزاری خبرآنلاین با علیرضا محجوب را در ادامه بخوانید؛نتیجه انتخابات هیات رئیسه مجلس برای شما هم شوک آور بود؟انتخابات سالانه برگزار می شود و معمولا کم تغییر است و این دور هم دیدیم که تغییرات کمی در آن ایجاد شد. فراکسیون امید همواره گفته بود خط قرمزش حفظ دو نواب رئیس است و در این رابطه نیاز بود با دیگران هم به یک توافقی می رسیدیم، طبیعتا وقتی قرار است مهره وزیر در صفحه شطرنج حفظ شود چاره ای نمی ماند تا دو مهره اسب و فیل را قربانی کنیم و ما تلاش کردیم مهره های حساس را حفظ کنیم البته منکر نمی شوم که با اقداماتی می توانستیم کرسی های بیشتری بگیریم اما از آنجایی که رئیس در تصمیم گیری ها بیشترین تاثیر را دارد و بخشی از این وظایف به نواب تفویض می شود لذا کرسی های نواب رئیس بسیار اهمیت دارد و دیگر سمت ها چندان تاثیرگذاری زیادی ندارد. بنابراین به نظرم ما در انتخابات هیات رئیسه برد کردیم.پشت پرده تلاش ها برای حذف مطهری از نگاه شما چه بود؟برخی به علت اظهارنظرهای مطهری همواره در موضع مخالف مطهری قرار داشتند و مواضع ایشان را شاذ می دانستند درحالی که ایشان همواره این مواضع را داشتند و در مجلس قبل هم ما با هم سوال از رئیس جمهور را پیگیری کردیم و یک سال و چند ماه طول کشید تا این سد شکسته شود تا بقبولانیم رئیس جمهور قابل سوال کردن است و جالب اینجاست که انقدر این غیر محتمل بود که روند سوال از رئیس جمهور در ائین نامه مجلس پیش بینی نشده بود و ما برای آنکه بتوانیم از احمدی نژاد سوال کنیم مجلس مجبور شد اول آئین نامه را اصلاح کنند و سپس، از رئیس جمهور برای انجام سوال دعوت کنند.بنابراین اظهارات افرادی مانند مطهری برای کشور و مجلس لازم است و اساسا باعث عزتمندی و حیثیت مندی مجلس می شود.اینکه گفته می شد عزم اصولگرایان برای حذف مطهری به دیدار با سید محمد خاتمی مرتبط می شد واقعا همین دلیل واقعی اش بود یا بهانه حذف کردنش از هیات رئیسه را این موضوع قرار داده بودند؟این افراد به بهانه دیدار با آقای خاتمی در تلاش حذف مطهری بودند اما اصل ماجرا به مواضع آقای مطهری بر می گشت آنها تحمل صحبت ها و موضع گیری های علی مطهری را نداشتند چرا که این مخالفت ها با او سال های گذشته هم بود و آنها سال پیش هم رای ندادند در حالی که پیش از این آقای مطهری دیداری با آقای خاتمی نداشت بنابراین آنچه مطرح شد یک بهانه ای بود که برای رای ندادن توجیه پذیر نبود. به هر صورت مطهری یکی از بهترین گزینه ها برای نواب رئیس بود.شما گفتید برای حفظ وزیر دو مهره هم فدا کردیم اما واقعیت این است که بسیاری با لیست امید به مجلس آمدند اما راه دیگری رفتند و رای به دیگری دادند.من یک چیز را بگویم و آن اینکه در شهرستان ها خیلی لیست تاثیر ندارد و در بحث کلان شهرها هم تعداد این افراد زیاد نیست و به بیشتر از دو سه نفر محدود نمی شود. شاید در شهرستان ها با این عنوان هم تبلیغ کرده باشند اما واقعیت این است که در شهرستان ها به ویژه شهرستان های کوچک لیست تاثیری ندارد.آرای فراکسیون امید کم نشد اما کسانی که با ادعای اصلاح طلبی و با حکایت اصلاح طلبان به مجلس آمدند برخلاف تعهدشان عمل کردند؟ به هر صورت اگر خالص رای فراکسیون امید را رای به عارف قلمداد کنیم تعداد همان 105 نفر بود که کم نشده است و سال گذشته افراد یک تلاش منطقه ای هم کردند وگرنه امسال هم شانس داشتند.در انتخابات هیات رئیسه امسال یک زیاده خواهی صورت گرفت و عده ای خارج از لیست کاندیدا شدند که مجلس نسبت به این موضوع احساس بدی پیدا کرد و این باعث شد یکی دو نفر از فراکسیون امید به این دلیل در هیات رئیسه حضور پیدا نکنند.یعنی کاندیدا شدن و رای دادن به امیرآبادی و هادی قوامی یک بداخلاقی بود؟رای مجلس خیلی وقت ها جریانی نیست و آقای امیرآبادی از مدتها قبل برنامه ریزی کرده بود و با نماینده ها وارد تعامل شده بود به نماینده ها قول هایی داده بود و لابی کرده بود. نهایتا نتیجه حضور امیرآبادی در هیات رئیسه شد و در مقابل این طرف کمتر وارد لابی شد.یعنی فراکسیون امید نباید به قول و قرارها اعتماد می کرد؟ببینید یکی از گزینه های امید به دلیل تلاش کمتر در جلب نظر نمایندگان، رای نیاورد و دوم اینکه بعضی گزینه ها را ما اشتباه حذف کردیم مثل آقای یوسف نژاد؛ چراکه او قطعا رای داشت و خودش هم می توانست رای بیشتری جذب کند بنابراین ما آمدیم گزینه ای که می توانست رای بیاورد را حذف کردیم. من نمی گویم نباید از خانم ها کسی می آمد اما در چند دوره اخیر حتی وقتی مجلسی در اکثریت بود خانمی را کاندید کردند ولی فرد دیگری رای آورد.به هر صورت باید برای مجلس حضور یک زن در هیات رئیسه جا بیفتد؛ نمی توان زنان را حذف کرد، این از وعده های لیست امیدی ها برای رای گرفتن از مردم بود.خب باید هزینه هم داد. من نمی گویم چرا یک خانم را کاندیدا کردند و اینکه این خوب یا بد بود شما سریع مقابله می کنید؛ مسلما این اقدام خوبی بود و حتما باید از خانم ها در هیات رئیسه باشد من که خودم سال گذشته خانم سهیلا جلودارزاده را که بیش از همه احتمال رای آوری داشت را مطرح کردم که اگر خود خانم هایی که در مجلس بودند همکاری می کردند حتما این اتفاق رخ می داد.مگر همکاری نبود؟سال گذشته با خانم جلودارزاده همکاری نکردند، امسال هم این اتفاق رخ نداد.یعنی وقتی یک خانم با رای فراکسیون زنان معرفی می شود باز هم روی او برای رای دادن حتی از سوی نمایندگان زن وفاق وجود ندارد؟من نمی دانم که چه چیزی رخ داده است هر چند امسال تلاشی نکردم اما سال گذشته وقتی با خانم ها صحبت کردم تعدادی جواب منفی به من دادند می گویم خود زنان همکاری نکردند. برای مثال کاندیدای امسال فقط از من خواست به او رای بدهم و من رای دادم اما دیگر از من برای لابی کردن درخواستی نکردند اما خانم جلودارزاده سال گذشته از من خواستند تا به او برای رای آوری کمک کنم و من با تک تک خانم ها صحبت کردم و می دانم چند نفر موضع موافق داشتند و چند نفر موضع مخالف.بنابراین باید گفت مجلس دهم میانه خوبی با زنان ندارد؟به نظر من اول زنان باید در بین خود به توافق برسند و باید کمک کنند تا ابتدا موضوع حضور زنان در هیات رئیسه جا بیفتد بعد به رقابت بپردازند به هر حال موضوع صنفی یک موضوع با اهمیت تر است. البته بگویم برخی از زنان جناح مقابل کمک کردند تا یک زن رای بیاورد اما وفاق کامل وجود نداشت و افرادی که درون یک جناح بودند باهم وفاق نداشتند و این عامل موجب شد تا گزینه زنان حذف شد.پس شما می گویید باید چهره هایی چون آقای یوسف نژاد از ابتدا در لیست قرار می گرفتند شاید اینطور شانس پیروزی امیدی ها بالاتر می رفت؟یوسف نژاد مثل امیرآبادی یک رای عمومی دارد و ربطی هم به جریان های سیاسی ندارد. صرفا به دلیل همراهی که با نمایندگان دارد در پی گیری طرح ها و لوایح، مرخصی رد کردن ها و ... توانسته نظر نمایندگان را جلب کند هرچند آن لحظه آقای عارف چون طرف مقابل تعهد نقض کرد گفت یوسف نژاد ثبت نام کند اما اگر یک روز قبل به او گفته بودند خودش هم می توانست برای خودش رای جمع کند.بنابراین علت رای نیاوردن این دو نفر مشخص است و ربطی به توافق ندارد چراکه اساسا نباید مبنا را بر توافق گذاشت و باید همیشه فرض را بر بدترین وضعیت گذاشت.خیلی ها به عارف انتقاد می کنند که باید شیوه بهتری در پیش می گرفت و نباید به اصولگرایان اعتماد می کرد و ائتلاف را پایدار می دانست؟من از آقای عارف حمایت می کنم چراکه معتقدم آقای عارف کار مهمی انجام داد و او را باید به عنوان چهره ای پایبند به امور تشکیلاتی و کار جمعی بشناسیم. به هر صورت تا بحال در مجلس چنین اتفاقی رخ نداده بود که جناح ها در مجلس دور هم جمع شوند و بر سر یک موضوع کوچک به توافق برسند، حتی یک توافق اسمی؛ به هر صورت این یک امر مسلم است که چنین توافقی لغزان است اما اینکه افرادی را که هیچ قرابتی با هم ندارند را کنار هم نشاندند ظرفیت بالایی از دموکراسی را بیان می کند و آقای عارف این را محقق کرد.به هر صورت آنچه من دیدم رویکرد کاملا عقلانی آقای عارف بود و ایشان را یک شخصیت تشکیلاتی و خالی از حب و بغض دیدم.اما در نتیجه همین اتفاقات یک دلخوری میان دو فراکسیون های مستقلین و امید ایجاد شده است؟این دلخوری ها دلخوری های موضعی است و پایدار نخواهد ماند.یعنی این دلخوری ها به رای اعتماد وزرا نمی رسد؟تردید نکنید که این موضوع به تعیین وزرا می رسد و لازم است در این رابطه گفت و گو شود. هر چند ما چون حزب قدرتمند نداریم نمی توانیم از افراد انتظار رفتارهای تشکیلاتی داشته باشیم.بنابراین اصلاح این رفتارها نیاز به اصلاح احزاب دارد؟قطعا ما نیاز به یک دگردیسی در احزاب داریم که این هم بر عهده نسل سوم است و تا این دگردیسی رخ ندهد نمی توانیم انتظار داشته باشیم رفتارها تشکیلاتی شود. اگر امروز ایرادهایی می بینید در جریان ها فراکسیون ها این سوراخ های حزبی است که در تصمیمات بزرگتر بیشتر خودش را نشان می دهد.ما رفتارهای حزبی و جریانی نداریم برای مثال ما در مجلس قبل می خواستیم جمع شویم و از مرحوم هاشمی رفسنجانی برای انتخابات ریاست جمهوری حمایت کنیم با اینکه در صحن اقدام کردیم جمعیت ما به 50 نفر نرسید و در مورد آقای روحانی به آقای تابش گفتم اسم ندهیم چون نمایندگان جمع نمی شوند ولی او اصرار کرد و نهایتا با آقای پزشکیان و چند نفر دیگر جمع شدیم که تعدادمان به 10 نفر نرسید و مجبور شدیم فراکسیونی حمایت کنیم.ما باید بپذیریم که درمورد فعالیت های حزبی در دوران طفولیت به سر می بریم. من معتقد نیستم که مردم ایران اقبالی به احزاب ندارند.برای مثال حزب کار یک تشکیلات صنفی است اما با وجود آن در دوران آقای احمدی نژاد با انواع تبلیغات فعالیت ما را به صفر رساندند و هر ماه یک بیانیه علیه ما صادر می کردند اما در همان دوران بیشترین عضو گیری را داشتیم و یک میلیون و نهصد هزار نفر عضو گرفتیم. در واقع اقدام انها ضدتبلیغ بود و به نفع ما تمام شد. درخواست ها برای عضویت در مقابل تبلیغات منفی که از سوی دولت در مورد ما می شد به گونه ای پیش رفت که ما برای اعضا توضیح می دادیم که اگر به تصور عضویت در یک حزب اپوزیسیون آمده اند اشتباه نکنند چراکه ما مخالف نظام نیستیم.واقعیت احزاب ما این است که مردم یک فعالیت و سودمندی مستمر از احزاب نمی بینند و بستر آن نه برای احزاب در کشور مهیا است و نه احزاب به دنبال آن هستند.من معتقدم احزاب می توانند در ایران موفق باشند . من در اولین حزبی که در جمهوری اسلامی تشکیل شد یعنی حزب جمهوری اسلامی هم عضو شورای مرکزی بودم و هم عضو دفتر سیاسی آن حزب بودم.من اقرار می کنم آن روز برای فعالیت حزبی توانا تر بودم. من بارها به دفتر سیاسی حزب معرفی شدم اما چون نمی خواستم کار سیاسی کنم نپذیرفتم.از طریق آقای کمالی به حزب دعوت شدید؟نه آقای کمالی از طریق من به حزب جمهوری اسلامی آمد چون اول من عضو شورای مرکزی حزب بودم. در ان زمان حزب تاثیر زیادی داشت و من یادم می آید در سال 59 برای دولت شورای انقلاب می خواستیم کابینه تعیین کنیم و فردی پیشنهاد شد به نام امیری که به جهت فاصله ای که میان حزب و دولت موقت ایجاد شد او از حزب کنار کشید لازم بود کسی جای او معرفی شود که من را معرفی کردند. چند ماه بعد رئیس دفتر سیاسی حزب هم عوض شد و رئیس جدید با اصرار از من دعوت کرد.چه کسی بود؟آقای مهندس موسوی. حتی شهید بهشتی مرا خواست و از من دعوت کرد تا به عضو شورای مرکزی شوم که انجا گفتم من پیش از این به عنوان عضو دفتر دعوت شده ام چون اساسا تمایل به کار سیاسی ندارم. نهایتا ایشان استدلالاتی آوردند و نهایتا من پذیرفتم و بعد به اتفاق به من رای داده شد تا عضو شورای مرکزی شوم. شاید پذیرفتنش برای شما سخت باشد اما آن زمان اغلب تحلیل های حزب را من می نوشتم. یک گروه 7 الی 8 نفره ای بودیم که کارمان تحلیل مسائل بود.آقای بادامچیان هم با شما بود؟نه آقای بادامچیان در شورای مرکزی در دفتر سیاسی اول بود که ریاست آن برعهده شهید آیت بود و او از من دعوت کرد که من نماندم.گفته می شود آقای بادمچیان و مهندس موسوی آب شان در یک جوی نمی رفت و اختلافات زیادی داشتند؟بله. شهید بهشتی فرد عجیبی بود او تغییرات را اساسی انجام می داد، بافت را تغییر می داد و منتظر نمی ماند تا بافت قدیم کژدار و مریض کار را به پیش ببرد وقتی دید انها در ارائه تحلیل ضعیف هستند انها را تغییر داد. او بر این باور بود که دفتر سیاسی حزب را از افراد سن دار پس بگیرد و به جوانترها بسپارد بالاترین سن را در بین ما فقط آقای مهنددس موسوی و خود شهید بهشتی و آقای آقازاده داشتند که بالای 30 سال بودند و بقیه سنشان زیر سی سال بود.شهید بهشتی همیشه به دنبال چهره هایی با مواضع تند و پر هیاهو بود و حتی در آن زمان آقای فرشاد مومنی را که مواضعی آرامتر را داشت دعوت نکرد.همه افرادی که تحلیل می نوشتیم معمولا تحلیل های تندی ارائه می کردیم و شهید بهشتی وقتی قرار بود تحلیل ها خوانده بشود تا در روزنامه به چاپ برسانیم معمولا می گفت هر کسی نظری دارد باید نظرش را بنویسد و بعد از خوانده شدن تحلیل اجازه می داد تا هرکسی نظرش را بگوید. یادم می آید آن زمان آقای هاشمی بعد از بیانات امام (ره) موضع ملایم تری نسبت به بنی صدر داشت و مایل نبود حزب موضع تندی بگیرد اتفاقا من تحلیلی نوشتم در مورد بنی صدر که بسیار تند بود بعد از آنکه تحلیلم را خواندم بسیار ایراد گرفتند و گفتند این تحلیل نباید کار شود و از نو باید نوشته شود اما شهید بهشتی فقط گفت چند کلمه را تغییر بدهی بهتر است و نهایتا با یک تغییر در چند کلمه آن تحلیل چاپ شدبه شما برای عضویت در دولت آقای بنی صدر پیشنهادی شد؟بله به من پیشنهاد شد. من در دولت در سایه مسوولیت کمیته اجرایی را داشتم یعنی 60 درصد کابینه را مشخص کرده بودیم بنابراین به صورت اولی به من پیشنهاد شد. و حتی وقتی آقای رجایی امد، پنج نفر را به عنوان مشاور برای تعیین کابینه معرفی کرد که یکی از آنها من بودم.با بنی صدر هم دیدار داشتید؟به صورت شخصی با بنی صدر دیدار داشتم اما نه به نمایندگی از حزب. ما قرار بود سه نفر را به عنوان وزیر معرفی کنیم و ما پیش از این کار کرده بودیم و لیستی از وزرا و معاونین معرفی کرده بودیم. به هر صورت ما در آن زمان به صورت جدی کار حزبی می کردیم و شهید بهشتی هم به علت اینکه مدتها در این عرصه کار کرده بود با فعالیت حزبی آشنا بود و رمز و رموز حزبی را می شناخت و از آنجایی که دفتر سیاسی قبلی توانایی در این زمینه از خود نشان نداد و نتواست دولت سایه و مجلس سایه درست کند اول گفت دولت سایه باید تشکیل شود و مسئولیتش را به من داد که من همان زمان گفتم من نمی توانم کار سیاسی بکنم و علاقه ای ندارم که در جواب من گفت وقتی اینجا هستی باید اهل کار سیاسی باشی.یعنی شما مسوول دولت سایه ای بودی که مقابل دولت بنی صدر قرار داشت؟البته قبل از دولت، شورای انقلاب تشکیل شده بود و در تعیین وزرای آن دولت هم نقش داشتیم.مسوولیت شما چه بود؟من رئیس کمیته قوه مجریه بودم و رئیس دولت سایه می شد نخست وزیر که این سمت را آقای مهندس میرحسین موسوی برعهده داشت.شهید رجایی را حزب جمهوری اسلامی به بنی صدر معرفی کرده بود؟شهید رجایی علیرغم مخالفت های بسیار با اصرار بسیار شخص شهید بهشتی معرفی شد و با رای نه چندان قوی انتخاب شد؛ اما با اینکه شهید رجایی عضو حزب جمهوری اسلامی نبود و قبلا عضو نهضت آزادی بود و تقریبا چهره غیر حزبی شناخته می شد اما بیش از هر فرد حزبی، حزبی رفتار کرد و هیچ مقاومتی در مقابل افرادی که حزب برای کابینه به او معرفی کرد انجام نداد. به هر حال همانطور که اشاره کردم همه ما افراد کم سن و سالی بودیم و قدرت قیاس ما فقط دولت موقت و دولت شورای انقلاب بود و تجربه کمی داشتیم و ممکن بود اشتباه کنیم اما با وجود آنکه شهید رجایی تجربه زیادی داشت اما کاملا تسلیم لیست ما بود.بنی صدر را خائن دیدید؟بنی صدر جاه طلب بی نظیری بود.این یعنی تعبیر به خائن بودن می توان کرد؟من هیچ نسبتی به او نمی دهم اما اگر کسی بخواهد به بنی صدر نسبتی بدهد باید گفت بیشتر حماقت داشت، حتی وقتی به امام نامه نوشت که اجازه بدهد او بازگردد، امام (ره) در پاسخ به او گفت شما درس بخوانید و تدریس کنید بهتر است.یعنی بعد از آنکه بنی صدر از کشور خارج شد به امام نامه نوشت که به کشور بازگردد؟او یک سال بعد از اینکه از کشور خارج شد به امام (ره) نامه نوشت که می خواهم برگردم و دوباره رئیس جمهور باشم برگشتنش به کشور و انجام فعالیت سیاسی که مانعی نداشت. حتی نگفت که برگردم و دوباره کاندیدا ریاست جمهوری شود بلکه می خواست برگردد و دولت را به دست بگیرد.اما آن زمان که آیت الله خامنه ای رئیس جمهور شده بود؟به هر صورت بنی صدر می گفت ریاست جمهوری من غصب شده است و می خوام دوباره رئیس جمهور باشم که اما نامه او را بی جواب نگذاشت و برایش نوشت بهتر است شما درس بخوانید و درس بدهید.از نگاه شما آقای احمدی نژاد، بنی صدر دوم بود؟به نظرم نه در مورد بنی صدر و نه در مورد احمدی نژاد نباید قیاس ها را بپذیریم ما باید منصف باشیم؛ حتما آقای بنی صدر برای خراب کردن جمهوری اسلامی ایران سر کار نیامد و به این قصد کاندیدا ریاست جمهوری نشد. او یک کتابی نوشته بود درمورد کیش شخصیت و خودش مصداق بارز کیش شخصیت بود یعنی خودشیفته بود مثل ترامپ که خودشیفته است اما آیا می توان گ ...

ادامه مطلب  

دانلود gmail - نرم افزار موبایل مدیریت جی میل  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: gmail gmail for android google mail android جی میل جیمیل ایمیل گوگل جیمیل برای اندروید آندروید اندروید gmail جیمیل download gmail download gmail for android gmail for android دانلود gmail دانلود gmail برای اندروید gmail برای اندروید نرم افزار gmail برای اندروید جیمیل نرم افزار جیمیل نرم افزار gmail برای htc نرم افزار gmail برای samsung نرم افزار gmail برای motorola نرم افزار gmail برای سامسونگ نرم افزار gmail برای اچ تی سی نرم افزار gmail برای موتورولا نرم افزار جیمیل برای htc نرم افزار جیمیل برای samsung نرم افزار جیمیل برای motorola نرم افزار جیمیل برای سامسونگ نرم افزار جیمیل برای اچ تی سی نرم افزار جیمیل برای موتورولا ...

ادامه مطلب  

بزرگترین عبرت از ماجرای بن?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، برنامه دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران و با حضور آِیت الله موحدی کرمانی رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران اجرا و سوالاتی از ایشان پرسیده شد.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت میگویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت. مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد.مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؟بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود. مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند.مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام.بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید. مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبلهمجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.مجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید. مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.مجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛مجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث تمام شد الان می خواهیم رای بگیریم که رهبری شورایی باشد یا فردی باشد، آقایانی که با رهبری فردی موافق هستند رای بدهند؛ اکثراً بلند شدند یعنی نشان دادند نمی خواهند شورایی باشند، ایشان گفت حالا که رای دادید تک رهبری، چه کسی باشد؟ آقای آذری ...

ادامه مطلب  

ترکیب کابینه دوازدهم نهایی شد/بیطرف موفق به کسب اعتماد مجلس نشد/ امیرحاتمی در صدر تعداد آراء اعتماد از مجلس | خبرگزاری سلامت | اولین و تنها خب?  

درخواست حذف این مطلب
با رای اعتماد نمایندگان مجلس شورای اسلامی ترکیب کابینه دوازدهم نهایی شد.به گزارش خبرگزاری سلامت، بعد از ۸ جلسه بررسی صلاحیت کابینه پیشنهادی دوازدهم نمایندگان مجلس شورای اسلامی در هشتمین جلسه علنی ، امروز (یکشنبه ٢٩ مرداد) مجلس شورای اسلامی، رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم را اعلام نهایی کردند. نتیجه نهایی اعتماد مجلس شورای اسلامی به کابینه پیشنهادی دوازدهم به شرح زیر است:محمد بطحایی با ۲۳۸ رای موافق، ۳۵رای مخالف، ۱۳رای ممتنع برای وزارت آموزش و پرورش از مجلس رای اعتماد گرفت.همچنین مجلس به محمد جواد آذری جهرمی با ۱۵۲رای موافق، ۱۲۰رای مخالف، ۷رای ممتنع و ۹ رای باطله برای وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اعتماد کرد.سید محمود علوی با ۲۵۲ رای موافق، ۲۲ رای مخالف، ۱۳ رای ممتنع و ۱ رای باطله برای وزارت اطلاعات رای اعتماد گرفت.مسعود کرباسیان با ۲۴۰ رای موافق، ۳۱ رای مخالف، ۱۵ رای ممتنع و ۲ رای باطله برای وزارت امور اقتصاد و دارایی رای اعتماد گرفت.در این بررسی محمدجواد ظریف با ۲۳۶رای موافق، ۲۶رای مخالف، ۲۶ رای ممتنع برای وزارت امورخارجه از مجلس رای اعتماد گرفت.سید حسن قاضی زاده هاشمی با ۲۵۳ رای موافق،۱۸ رای مخالف، ۱۴رای ممتنع و ۳ رای باطله برای وزارت بهداشت و درمان رای اعتماد گرفت.همچنین علی ربیعی با ۱۹۱ رای موافق، ۷۹ رای مخالف، ۱۵ رای ممتنع و ۳ رای باطله برای وزارت تعاون، کار ورفاه اجتماعی از مجلس رای ا ...

ادامه مطلب  

بعد از اینکه خبرگان رای قوی به آیت الله خامنه ای داد آقای هاشمی خاطره شان را گفت/ خط سیاسی من و آقای هاشمی در اواخر به هم نمی خورد  

درخواست حذف این مطلب
بعد از اینکه خبرگان رای قوی به آیت الله خامنه ای داد آقای هاشمی خاطره شان را گفت/ خط سیاسی من و آقای هاشمی در اواخر به هم نمی خورد عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش آناج به نقل از فارس، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.* با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.*خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که ...

ادامه مطلب  

با کدخدایی؛از انتقاد رهبری به شورای نگهبان تا ردصلاحیت احمدی نژاد  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی:آن زمان که دوباره برگشت به مقام سخنگویی چندان مایل نبود به برگشتن؛ می گفت به اصرار دوستان بوده که به او لطف داشته اند.حالا هم همین را می گوید؛ عباسعلی کدخدایی حالا یک سالی می شود که دوباره ردای سخنگویی شورای نگهبان بر تن کرده؛ او که پیش از این از سال های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ در همین کسوت بود از تیرماه پارسال که دوباره پشت تریبون سخنگویی رفت تا همین امروز یکی از اعضای شورای نگهبان و یار قدیمی دبیر این شورا بوده؛ شاید به خاطر همین رفاقت قدیمی باشد که معتقد است جایگاه شخصی و وارستگی آیت الله جنتی همه اعضای شورای نگهبان را تحت الشعاع قرار می دهد اما اختلاف نظرهایی هم وجود دارد.قرارملاقات و مصاحبه با سخنگوی شورای نگهبان که تنظیم شد با رویِ گشاده پذیرایمان شد؛ «ما شما خبرنگارها را خیلی دوست داریم» شاید به خاطر همین هم بود که یک ساعت و نیم مصاحبه با او که با کار رسانه ای غریب نیست، چندان استرس آور نبود.با او از انتخابات گفتیم. انتخابات اردیبهشت ماه که حرف و حدیث کم نداشت؛ از ردصلاحیت محمود احمدی نژاد و حمیدرضا بقایی تا روز انتخابات که خیلی ها موفق نشدند رای هایشان را به صندوق بیندازند.او هم از روزی که ردصلاحیت احمدی نژاد و بقایی را به وسیله غلامحسین الهام به گوش آن ها رساند گفت و تاکید کرد که رای گیری در رو انتخابات مطابق با قانون اساسی انجام شده و آنگونه هم نبوده که طبق شنیده ها 5 میلیون نفر نتوانسته باشند رای بدهند. کدخدایی سخت ترین دوران عضویتش در شورای نگهبان را انتخابات سال 88 می داند و می گوید با توجه به خساراتی که آن سال به کشور وارد شد احمدی نژاد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی دیگر هرگز تاییدصلاحیت نخواهند شد.او از رابطه اش با اصلاح طلبان هم می گوید؛ می گوید ابا ندارد که همه بدانند او رابطه اش با بعضی چهره های اصلاح طلب خوب است و محمدرضا عارف را فردی متدین و با انصاف می داند.از او درباره اصلاح قانون انتخابات، ردصلاحیت آیت الله هاشمی، رابطه اعضای شورای نگهبان با آیت الله جنتی، تفاوت نظر رهبری با شورای نگهبان، احتمال حضور زنان در جایگاه نامزدی ریاست جمهوری، رابطه شخصی او با آیت الله جنتی و... پرسیدیم که مشروح آن را در زیر می خوانید؛****بحث را درباره ابلاغ سیاست های کلی انتخابات که از طرف رهبر انقلاب ابلاغ شد شروع کنیم. مجلس هم نظرش را در این باره داده و حتی آقای لاریجانی هم در نطقی گفتند شورای نگهبان در این زمینه دو بار با اصلاحات مجلس مخالفت کرده و منتظر سیاست های کلی است. در این زمینه اصلاحات چه زمانی قرار است انجام شود؟ چه زمانی قرار است نظر شورای نگهبان به مجلس برود و کلا چه زمانی شاهد اجرایی شدن این سیاست ها باشیم؟ چون همانطور که می دانید مناقشات در این زمینه در چند سال اخیر زیاد بوده است...سیاست های کلی انتخابات که از سوی مقام معظم رهبری درخصوص انتخابات ابلاغ شد تکالیفی را برای نهادهای مختلف دارد. طبیعتا بخش عمده ای قانونگذاری است که در همکاری دولت و مجلس باید انجام شود. یک بخش هم جزو بند 10 است، تعیین معیارهای رجل سیاسی مذهبی و مدیر و مدبر بودن را به شورای نگهبان واگذار کرده است. البته قبلا کارهایی را در دوره قبل انجام داده بودیم. شبه آیین نامه ای را در داخل شورا تنظیم کرده بودیم که قبل از تعیین سیاست های کلی بود و نیازمند بازنگری است و انشاءالله به زودی بتوانیم در دستور کارمان داشته باشیم. در بخشی که دولت و مجلس قرار است همکاری کنند ما هم همکاری خوبی را داشتیم و با رئیس محترم مجلس رایزنی هایی را داشتیم و در چند هفته گذشته در این خصوص دو جلسه داشتیم. رئیس محترم مجلس هم استقبال خوبی کرد و بین وزیر محترم کشور، بنده، رئیس مرکز پژوهش های مجلس و برخی معاونان و رئیس کمیسیون شوراها جلسه ای یک ساعت و نیمه را گذاشتند و در مورد محورهایی بحث شد، نظرات گرفته شد و نهایتا قرار شد کارگروهی بین سه نهاد دولت، مجلس و شورای نگهبان تشکیل شود، کارهای کارشناسی را انجام دهند و در جلسات کار را به جمع بندی برسانیم و نهایتا در قالب لایحه جامع به مجلس ارائه شود. کارهایی نهایی لایحه جامع را مجلس انجام داده و نسخه ای هم برای ما فرستاده اند. امیدواریم زودتر در دستور کار قرار گیرد. همه اینها مستلزم همکاری دولت، مجلس و تصویب این لایحه است که طبیعتا چون لایحه بزرگی است زمان زیادی نیاز دارد و ممکن است نقدهایی به آن وارد باشد که باید پاسخ داده شود.بیشترین اختلافی که در این زمینه بر سر این قانون بین شورای نگهبان، وزیر کشور و مجلس وجود دارد چیست؟ آیا اختلافاتی در این زمینه بین فقهای شورای نگهبان وجود دارد که کار را سخت تر می کند؟ اختلاف به مفهوم خاصی که بگویم بین مجلس، شورای نگهبان و دولت است وجود ندارد و بحث ها کارشناسی است. دولت، مجلس و شورای نگهبان مصمم هستند قانون جدیدی را داشته باشند که اشکالات کار برطرف شود. قوانین موجود در شأن و منزلت مردم و جمهوری اسلامی نیست. باید تلاش کنیم قانون خوبی را تدوین کنیم که مشکلاتمان را برطرف کند. مشکلات هم گریبان همه دستگاه ها را گرفته است. فرقی نمی کند دولت، مجلس، شورای نگهبان. در بحث بررسی صلاحیت ها، شرایط کیفی را قانونگذار گذاشته و ما هم در شورای نگهبان نسبت به اینها اختلاف داریم زمانی که بررسی می کنیم. طبیعتا اگر این شرایط عینی و ملموس باشد می توانیم بهتر پاسخگو باشیم و سریع تر رسیدگی کنیم. زمان بررسی صلاحیت ها یکی از مشکلات ما مخصوصا در حوزه مجلس است که با تعداد زیادی از ثبت نام کنندگان مواجه هستیم. اگرچه من در ارتباط با ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری امسال از وزارت کشور بازدید داشتم و آنجا را به جشنواره ثبت نام تشبیه کردم. ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هرکسی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم. می توانیم بگوییم در تبلیغات قانونی حاکم نیست به جز یکی دو ممنوعیت که داریم بقیه موارد ساکت است و بسیار نیازمند هستیم که قانون را در حوزه تبلیغات ساماندهی کنیم. مناظره ها را ملاحظه کردید، اینکه کلا باید مناظره باشد یا نه همه سلیقه ای شده و اینکه چه مباحثی در مناظره ها گفته شود. طبیعتا اختیارات نهادهای مجری و ناظر باید دقیق تر مشخص باشد. اگر بتوانیم اینها را هماهنگ کنیم و نظراتی را به دست بیاوریم که قانون خوبی را به ما ارائه کند اختلاف دیگری باقی نمی ماند. بیشتر اختلافات به این خاطر است که قانون یا ساکت است یا ابهام دارد و به این خاطر ممکن است وزارت کشور و شورای نگهبان مسائلی داشته باشند. [span] [span] آقای کدخدایی! سال هاست بر سر رجل سیاسی بحث و تحلیل وجود دارد و هنوز اجماعی بر سر آن نیست و انتقادهای گسترده ای را هم به دنبال داشته اشت. آیا قرار است در بحث رجل سیاسی تغییری ایجاد شود و اگر اینطور است چه نوع تغییری است؟ [span] [span]ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هرکسی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم.ما دو بعد را در بحث رجل سیاسی مذهبی داریم. اول اینکه در بین آقایان اصطلاحا رجل مذهبی سیاسی کیست و چه کسی را می توانیم رجل بدانیم.. در این حوزه هم که فقط در بین آقایان باشد ابهام های زیادی وجود دارد. آیا رجل مذهبی باید فقط عبادات یومیه اش را انجام دهد مثلا از محرمات پرهیز کند و واجبات را انجام دهد یا کسی فراتر از این باشد؟ مثلا کسی باشد که الزاما در حوزه درس خوانده باشد تا بتوانیم بگوییم رجل مذهبی است یا کسی که در دانشگاه الهیات خوانده باشد هم رجل مذهبی است؟ آیا اصولا فقط درس خواندن در این جهت ملاک است، یا باید برجستگی هایی در حوزه مذهب داشته باشد کارهای بزرگی کرده باشد و نظریه هایی داده باشد؟ همه اینها مراحل مختلفی است که هنوز برای ما هم روشن نیست.در آینده می توانیم شاهد حضور زنان در سطح نامزدی ریاست جمهوری و نه صرفا کاندیداتوری باشیم؟شورای نگهبان هنوز در هیچ کدام از اینها به جمع بندی نرسیده است. چیزی که از شورای نگهبان داریم رویه ای است که از ابتدای انقلاب تاکنون داشته و این رویه گاهی با هم حسب ظاهر تعارضاتی هم داشته است. مثلا در تأیید یا رد بعضی از افراد. ولی هنوز به جمع بندی نرسیده ایم که قاطعانه عرض کنم خانم ها می توانند یا نمی توانند، یا ممنوعیت نسبت به آنها وجود دارد. آنچه جاری است این است که خانم ها ثبت نام کنند و آقایان نسبت به آنها نظر دهند. چیز دیگری را هنوز نمی توانیم اعلام کنیم. اما اگر براساس جز 5 بند 10 سیاست ها شورای نگهبان ورود کرد و به نقطه نظرهایی رسیدیم طبیعتا اعلام خواهیم کرد اگر نظر شورا این باشد که فقط آقایان باشند و خانم ها نباشند. نگرانی از این بابت وجود ندارد. یا اینکه رجل مذهبی سیاسی چه معیارها و استانداردهایی داشته باشد. اجازه دهید پاسخ نهایی را به مباحثی که خوشبختانه شروع شده موکول کنم و امیدوارم به جمع بندی برسیم. تا به حال شده نظر مثبتی از سوی بعضی شورای نگهبان در مورد حضور زنان وجود داشته باشد یا همه متفق القول هستند که زنان نباید در عرصه های سیاسی حضور داشته باشند؟نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به خانم ها منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم و خانم مجلس آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح کردند. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد. وقتی موضوع فقهی یا حقوقی دارید و اختلاف نظر بین علما هست، نمی توانید بگویید نگاه منفی یا مثبت. نظرها متفاوت است. نگاه مثبت و منفی را تعقیب نفرمایید. یک نظر فقهی این است که خانم ها در یک چارچوب نمی توانند حضور داشته باشند، نظر فقهی دیگر این است که منعی نیست اما بستگی به شرایط دارد. همه اینها در جای خود نظر علمی و فقهی معتبر است. مثلا اگر فقیهی به شما گفت نماز جمعه واجب است و فقیهی گفت نماز جمعه اختیاری است و شما مخیر بین نماز ظهر و نماز جمعه هستید، نگاه منفی یا مثبت به نماز جمعه نیست و هر کدام ادله ای دارند. مطلبی که اشاره می کنید با توجه به اختلاف نظرهای علمی که به بخش علمی آن تأکید می کنم، طبیعتا همیشه مورد بحث بوده است. در خبرگان قانون اساسی چرا نتوانستند تصمیم بگیرند که در زمان حضرت امام بود؟ افرادی که بودند با امام ارتباط داشتند و می توانستند نظر ایشان را بگیرند اما در همان مجلس هم اگر مطالعه بفرمایید اختلاف نظر بوده که این اختلاف نظر علمی است و باید دید کدام نظر می تواند خودش را در جامعه مستدل تر توجیه کند و غلبه کرده و نظر اجماعی قانونگذار و تصمیم گیرنده شود.در هر انتخابات در کنار تمام بحث ها یک بحث مطرح می شود که کمیته ناظر بر انتخابات وجود داشته باشد. بعضی ها حتی از نظارت یک کمیته به شورای نگهبان سخن می گویند به این دلیل که در بعضی انتخابات ها رفتارهای شورای نگهبان گاهی محل شائبه بوده. آیا شورای نگهبان از بودن چنین کمیته ای که ناظر بر رفتار و حرکات و تصمیمات شورای نگهبان در مقطع انتخابات باشد استقبال می کند؟ اگر خیر چرا و اگر بله چرا تا به حال صورت نگرفته است؟ [span] [span]نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به حضور خانم ها به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم مجلس از خانم ها آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح کردند. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد. شورای نگهبان که خالق جهان نیست که تصمیمی بگیرد و کن فیکون شود. شورای نگهبان در قانون اساسی نهادی است با اختیارات و وظایفی که قانون اساسی برایش تعریف کرده است. نه فراتر از آن اختیارات عمل می کند و نه می تواند کمتر از آن را انجام دهد. اصل 99 قانون اساسی به شورای نگهبان می گوید شما ناظر بر انتخابات هستید. در موضوع انتخابات هم نظارت شورای نگهبان در انتخابات خبرگان رهبری، ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی وجود دارد اما شوراها را نگفته است و سال هاست که به ما فشار می آورند بر انتخابات شوراها نظارت کنید و ما هم قبول نمی کنیم. پس شورای نگهبان دنبال توسعه طلبی نیست، اختیاری هم از این جهت ندارد که بخواهد حیطه وظایف و مسئولیتش را توسعه دهد یا کمتر کند. باید در همان چارچوب حرکت کند. قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست عدول کند و قانون اساسی و کسی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپارید. مثلا اگر از مجلس سؤال کنید، مجلس طبق اصل 71 وظیفه قانونگذاری دارد. مجلس نمی تواند بگوید بخشی از قانونگذاری را به دانشکده های حقوق و علوم سیاسی واگذار می کنم. شاید اگر این کار انجام شود قوانین بهتری تصویب شود اما نمی تواند وظیفه اش را به نهاد دیگری واگذار کند. پس شورای نگهبان هم در این حیطه اختیاری ندارد که بخواهد وظایفش را به نهاد دیگری واگذار کند. اما اگر فردا قانون اساسی اصلاح شد و قرار شد شورای نگهبان نباشد و نهاد جدیدی تشکیل شود اشکالی ندارد. وقتی اصطلاحا درون قانون اساسی بحث می کنیم ناچاریم اصل 99 را رعایت کنیم. ولی وقتی می خواهیم از خارج نگاه کنیم ممکن است بگوییم شورای نگهبان تعطیل باشد، پنج نهاد دیگر تشکیل می دهیم برای نظارت بر قانون اساسی. اما در وضعیت فعلی سخن گفتن از کمیته یا کمیسیونی که بخواهد وظایف شورای نگهبان را انجام دهد، غیر از شورای نگهبان خلاف اصل 99 قانون اساسی است.آقای کدخدایی! یکی از بحث های مهم به وجود آمده در روز انتخابات امسال که چهره های مختلف سیاسی هم در موردش صحبت کردند طول زمان رای گیری در انتخابات بود. اینکه چرا بعد از ساعت 12 از کسانی که در شعب بودند رای گرفته نشد، اینکه حتی از سوی بعضی از نامزدها گفته شد چهار، پنج میلیون رای گرفته نشد و مردم در صف های طویل ماندند. نگاه شما به این اتفاق چیست؟در بحث انتخابات گذشته چند مشکل داشتیم که باید با دوستانمان در وزارت کشور تلاش کنیم این مشکلات را حل کنیم. اگرچه همکاری خوبی با وزارت کشور داشتیم و همینجا مجددا تشکر می کنم از همکاری وزیر محترم کشور و همکارانشان. قانون روز جمعه را روز انتخابات تعیین کرده و گفته شده میزانش کمتر از 10 ساعت نباشد اما بیشترش اشکالی ندارد. از طرف دیگر محدودیتی است که گفته اند روز جمعه. وقتی می گویید روز پنجشنبه، وقتی مغرب می شود و به ساعات پایانی روز می رویم و به انتهای شب می رسیم نمی گویید روز پنجشنبه. از جهت قانونی تفکیک قائل شده اند که از ساعت 12 به مدت 24 ساعت یک 24 ساعت می شود. روز و شبش با هم می شود. 24 ساعت سر کار هستیم عرفا این است. پس هرجور هم روز را تفسیر کنیم یا روز فاصله طلوع خورشید تا غروب خورشید است یا روز و شب را با هم یک روز می گوییم یعنی 24 ساعت. هر شکلی که تفسیر کنیم هیچگاه بعد از ساعت 12 شب روز قبل خوانده نمی شود. اخبار رادیو در 12 و یک دقیقه اعلام می کند یک دقیقه بامداد روز شنبه و نمی گوید جمعه. از قدیم در این مورد با دوستان وزارت کشور بحث داشتیم که ساعات رای گیری را به گونه ای تنظیم کنیم که مردم به ساعات پایانی موکول نکنند. ضمن اینکه 10 ساعت رعایت می شود اگر زمان باقی باشد یک ساعت، یک ساعت تمدید کنیم و بعد قطع کنیم که 12 شب در حوزه ها بسته شود. هر بار دوستان وزارت کشور ایرادی می گرفتند و مشکلی درست می کردند. در دولت های قبل هم این مشکل را داشتیم و تلاش می کردیم تا ساعت 12 رای گیری تمام شود. این بار با آقای وزیر تصمیم گرفتیم که ساعت 12 رای گیری تمام شود. به برخی از حوزه ها که اصرار داشتند بیشتر کار کنند اعلام شده بود که خلاف قانون است با این حال با توافقی که با وزیر کشور شد اعلام کردیم ساعت 12 و ساعت 12 هم اعلام کردیم آرایی که ممکن است بعد از آن گرفته شود مخدوش باشد اما آرا تا ساعت 12 مشکلی ندارد ضمن اینکه باوجود اعلامی هم که شد برخی از استان ها و حوزه ها در جریان بودیم از مردمی که در آن حوزه رای گیری بودند بعد از ساعت 12 رای گرفته شد. اینطور نبود که بعد از ساعت 12 شب تعداد زیادی نتوانند رای دهند. تعداد بسیار اندکی بود و به میلیون هم نمی رسد و آماری را هم نامزدهای ریاست جمهوری در این زمینه اعلام کردند به هیچ وجه تأیید نمی کنم. اما از این طرف هم مشکلات دیگری داشتیم. بحث احراز هویت را که این بار قرار شد مکانیزه انجام شود و ما هم موافقت کردیم مشکلات زیادی داشت. سامانه کار نمی کرد، نرم افزار، سخت افزار، کاربر بلد نبود کار کند و میانگینی که گرفتیم بالای 10 صبح رای گیری ها آغاز شده است. همین تهران برخی از آقایان اعضای شورای نگهبان ساعت 8 که می خواستند رای دهند دستگاه ها آماده نبودند. در طول رای گیری بیشتر طرف صبح این کاهش رای گیری را داشتیم به دلیل خرابی سامانه ولی در ساعات پایانی شب تقریبا عملا رای ها گرفته شده بود و غالب مردم رفته بودند، تعداد اندکی بودند که رای بخشی از اینها هم گرفته شد. اما به نظرم مبنای خوبی شد برای آینده که هیچوقت از ساعت 12 عبور نکنیم.قبلا هم گفتید دو نفر از نامزدها گفته بودند تخلفاتی صورت گرفته است. حتی خاطرم هست که از ظهر صحبت از تخلف ها شروع شده بود. اینکه می گفتند پنج میلیون از رای ما را نشمرده اند یا تعرفه ها تمام شده است. ناظران نامزدها از تخلفات گسترده صحبت می کردند. این صحبت ها چقدر قابل تأیید بود و آیا در روز انتخابات چه خبرهایی در این زمینه به شما می رسید؟ [span] [span]قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست عدول کند و قانون اساسی و کسی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپاریدناظران ما به این دلیل سر صندوق هستند که تخلفات را ثبت کرده و به ما اطلاع دهند. از طرف دیگر نهادهای دیگری که حضور دارند ممکن است گزارش دهند. مردم هم گزارش می دهند. فراتر از این، کاری که چند دوره است بنده در شورای نگهبان شروع کرده ام، نمایندگان نامزدها را دعوت می کنیم، همه امکانات هم در اختیارشان است و با ستادشان در ارتباط هستند، هر تخلفی صورت بگیرد به ما گزارش می دهند. وقتی از تخلفات صحبت می کنیم، تخلفی است که می بینید صورت می گیرد اما روند کار هم ادامه دارد. مثلا شما در زمان رانندگی کمربند نمی بندید، با اینکه مرتکب تخلف می شوید اما به این معنی نیست که رانندگی نمی کنید. یا با تلفن همراه صحبت کردن و غذا خوردن در زمان رانندگی که تخلف است. به مقصد می رسید اما با تخلف. گاهی تخلفی مرتکب می شوید که مانع رسیدن شما به مقصد می شود. مثلا تصادف منجر به جرح یا خسارت که ناچار هستید منتظر کارشناس بمانید و به مقصد نمی رسید. در انتخابات هم چنین وضعیتی داریم. تخلفاتی را داریم که با وجود اینکه آن تخلف صورت می گیرد اما انتخابات ادامه دارد و حتی خللی به روند انتخابات وارد نمی کند، اما تخلف است. مثلا خرید و فروش جزئی آرا یا تعرفه را مهر نکردن. یا مثلا اگر عمدا تعرفه ای به کسی نداده باشند یا تبلیغات روز رای گیری. اگر امکان داشته باشد همان زمان با تخلف برخورد می شود، به شخص تذکر داده می شود یا از محیط تخلف دور می کنند، در قانون لحاظ شده تعرفه بدون مهر جزو آرای باطله حساب می شود. نتیجه تعرفه بدون مهر این است که از تعداد تعرفه های دیگر خارج شود اما با وجود این تخلفات انتخابات صحیح برگزار شده. در این انتخابات همین وضعیت را داشتیم. تعدادی تخلفات داشتیم که به قوه قضاییه فرستاده شد. قوه قضاییه این بار سریع رسیدگی کرد.دسته ای از تخلفات هم هست که در سرنوشت انتخابات تاثیرگذار است مثل تصادفی مهمی که راننده می کند. اینجا اگر برای شورای نگهبان احراز شود که تخلف عمده صورت گرفته مکلف است انتخابات را متوقف کند و نهایتا ممکن است به ابطال انتخابات بینجامد. حرفمان این بود که در این انتخابات تخلفاتی صورت گرفته که در جریان و سرنوشت انتخابات تاثیرگذار نبوده و در جای خودش باید توسط قوه قضاییه رسیدگی شود و اصل انتخابات هم صحیح است. شورای نگهبان به این دلیل صحت انتخابات را اعلام کرد چون تخلف عمده ای صورت نگرفته بود که شورای نگهبان انتخابات را ابطال کند. انتخابات این دوره هم مثل بقیه انتخابات دارای تخلفاتی بود که به قوه قضاییه فرستاده شد، بقیه هم تأیید شد و صحتش اعلام شد.در سال 88 این صحبت ها خیلی تبعات داشت. آن زمان نظر رئیس و فقهای شورای نگهبان در این زمینه چطور بود؟ آیا همه متفق القول بودند که باید صحت انتخابات تأیید شود یا نظراتی بود که بهتر است بازنگری در آرا صورت بگیرد که صندوق ها را ابطال کنیم یا بازشماری شود.نظرات مختلف همیشه هست. در سال 88 هم عده ای معتقد بودند کار دیگری انجام دهیم. اما نظر اکثریت تعیین کننده است. اگر اکثریت گفتند انتخابات صحیح است تمام است. مثل تأیید صلاحیت که با رای اکثریت است. اقلیتی همچنان اعتراض دا ...

ادامه مطلب  

خاطره آیت الله موحدی کرمانی از جلسه تعیین رهبری  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش بی باک نیوز؛ برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند. در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید. بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیم مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟ بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم. مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟ نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟ بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛ بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟ جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟ بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجف مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید. شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟ همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم. با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛ بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟ قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟ نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟ من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟ از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟ بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟ البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند. بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟ بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟ البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتی بله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟ مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟ بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟ بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟ خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟ مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند. هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟ من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟ درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟ کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟ حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟ امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟ نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث تمام شد الان می خواهیم رای بگیریم که رهبری شورایی باشد یا فردی باشد، آقایانی که با رهبری فردی موافق هستند رای بدهند؛ اکثراً بلند شدند یعنی نشان دادند نمی خواهند شورایی باشند، ایشان گفت حالا که رای دادید تک رهبری، چه کسی باشد؟ آقای آذری گفت آقای گلپایگانی ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی ...

ادامه مطلب  

دانلود google maps - نرم افزار موبایل مکان یابی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: google maps نقشه گوگل download google maps download google maps for ios google maps for ios دانلود google maps دانلود نقشه گوگل download google maps for iphone google maps for iphone download google maps for ipad google maps for ipad download google maps for ipod google maps for ipod download نقشه گوگل download نقشه گوگل for ios نقشه گوگل for ios دانلود نقشه گوگل download نقشه گوگل for iphone نقشه گوگل for iphone download نقشه گوگل for ipad نقشه گوگل for ipad download نقشه گوگل for ipod نقشه گوگل for ipod دانلود google maps برای iphone google maps برای iphone دانلود google maps برای ipad google maps برای ipad دانلود google maps برای ipod google maps برای ipod دانلود نقشه گوگل دانلود نقشه گوگل برای ios نقشه گوگل برای ios دانلود نقشه گوگل دانلود نق ...

ادامه مطلب  

دانلود chrome - نرم افزار موبایل گوگل کروم  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: chrome گوگل کروم download chrome download chrome for android chrome for android دانلود chrome دانلود chrome برای اندروید chrome برای اندروید نرم افزار chrome برای اندروید گوگل کروم نرم افزار گوگل کروم نرم افزار chrome برای htc نرم افزار chrome برای samsung نرم افزار chrome برای motorola نرم افزار chrome برای سامسونگ نرم افزار chrome برای اچ تی سی نرم افزار chrome برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گوگل کروم برای samsung نرم افزار گوگل کروم برای motorola نرم افزار گوگل کروم برای سامسونگ نرم افزار گوگل کروم برای اچ تی سی نرم افزار گوگل کروم برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گو ...

ادامه مطلب  

اختلاف معنادار رای اعتماد به وزرای پیشنهادی / خودتان قضاوت کنید!  

درخواست حذف این مطلب
اختلاف معنادار رای اعتماد مجلس نهم به دولت یازدهم با رای امروز نمایندگان مجلس به کابینه پیشنهادی دوازدهممقایسه آرای نمایندگان مجلس به وزرای پیشنهادیوزارت آموزش و پرورشمحمدعلی نجفی: 142 رای موافق، 133 رای مخالفسیدمحمد بطحایی: 238 رای موافق و 35 رای مخالفوزارت ارتباطاتمحمود واعظی: 218 رای موافق، 45 رای مخالفآذری جهرمی: 152 رای موافق، رای مخالف 120وزارت اطلاعاتسیدمحمود علوی: 207 رای موافق، 38 رای مخالفسیدمحمود علوی: 252 رای موافق، 22 رای مخالفوزارت اقتصادعلی طیب نیا: 274 رای موافق، 7 رای مخالفمسعود کرباسیان: 240 رای موافق، 31 رای مخالفوزارت امور خارجهمحمدجواد ظریف: 232 رای موافق، 36 رای مخالفمحمدجواد ظریف: 236 رای موافق، 26 رای مخالفوزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعیعلی ربیعی: 163 رای موافق، 100 رای مخالفعلی ربیعی: 191 رای موافق، 79 رای مخالفوزارت بهداشتقاضی زاده هاشمی: 260 رای موافق، 18 رای مخالفقاضی زاده هاشمی: 253 رای موافق، 18 رای مخالفوزارت جهاد کشاورزیمحمود حجتی: 177 رای موافق، 81 رای مخالفمحمود ...

ادامه مطلب  

موحدی کرمانی: برای بازگشت «ناطق » با او صحبت کرده ام  

درخواست حذف این مطلب
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش ایران خبر، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی م ...

ادامه مطلب  

دانلود true skate - بازی موبایل اسکیت سواری  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: true skate اسکیت سواری download true skate download true skate for android true skate for android دانلود true skate دانلود true skate برای اندروید true skate برای اندروید بازی true skate برای اندروید اسکیت سواری بازی اسکیت سواری بازی true skate برای htc بازی true skate برای samsung بازی true skate برای motorola بازی true skate برای سامسونگ بازی true skate برای اچ تی سی بازی true skate برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسک ...

ادامه مطلب  

دانلود real steel - بازی موبایل جنگ ربات ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: real steel جنگ ربات ها download real steel download real steel for android real steel for android دانلود real steel دانلود real steel برای اندروید real steel برای اندروید بازی real steel برای اندروید جنگ ربات ها بازی جنگ ربات ها بازی real steel برای htc بازی real steel برای samsung بازی real steel برای motorola بازی real steel برای سامسونگ بازی real steel برای اچ تی سی بازی real steel برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ها برای motorola بازی جنگ ربات ها برای سامسونگ بازی جنگ ربات ها برای اچ تی سی بازی جنگ ربات ها برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ه ...

ادامه مطلب  

دانلود بازی موبایل limbo game  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: limbo game limbo game download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برای ipad limbo game برای ipad دانلود limbo game برای ipod limbo game برای ipod دانلود limbo game دانلود limbo game برای ios limbo game برای ios دانلود limbo game دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برا ...

ادامه مطلب  

سوره ای برای زیاد شدن روزی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، سوره مبارکه "مائده" پنجمین سوره قرآن کریم است که نام های دیگری همچون عقود و المنقذه دارد."مائده" به معنى سفره آراسته از غذا مى باشد و نام آن از از آیه 112 این سوره گرفته شده است. این سوره 120آیه دارد و در مدینه نازل شده است.قسمتى از این سوره درباره تقاضاى حواریّون و یاران حضرت عیسى(ع) است که از او خواستند سفره اى آراسته از غذا براى آنان از طرف خداوند نازل شود.بعضى از موضوعات مطرح شده در این سوره عبارتند از:بیان معارف اسلامى موضوع رهبرى بعد از رسول خدا(ص) نفى اعتقاد مسیحیت به تثلیث، موضوع وفاى به عهد و عدالت اجتماعى، شهادت به عدل، داستان هابیل و قابیل فرزندان آدم(ع) و تحریم قتل نفس و معرفى غذاهاى حلال و حرام و بیان قسمتى ازاحکام مربوط به وضو و تیمّم.فضیلت سوره :از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در فضیلت این سوره نقل شده است: «هرکس که سوره «مائده» را قرائت نماید، به تعداد همه یهودیان و مسیحیان که در این دنیا نفس کشیده اند، ده حسنه به او داده می شود و ده گناه از گناهان او پاک می گردد و ده درجه به درجاتش افزوده می گردد.»ابوحمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: «سوره مائده یکباره بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است و 70هزار فرشته هنگام نزول، آن را همراهی می کردند.»آثار و برکات سوره1) افزایش ایماناز امام محمد باقر علیه السلام روایت است که ایشان فرمودند: «کسی که این سوره را در هر روز پنجشنبه بخواند، ایمانش به ظلم و ستم پوشیده نگردد و کسی را با پروردگارش شریک نسازد.»2) زیاد شدن روزیهر کس هنگام صبح آیه 114 سوره مائده را قرائت کند روزی او در آن روز از جایی رسد که خود نیز گمان ندارد.3) برآورده شدن حاجاتروز اول بعد از نماز صبح با وضو دو رکعت نماز حاجت بخواند آنگاه تا 40روز هر روز رو به قبله 100 صلوات بفرستد و آیه 114 سوره مائده را بخواند و در بین خواندن با کسی تکلم ننماید. این عمل در فتح امور بسیار مؤثر است.4) جلوگیری از سرقت و تلف شدن مالاز امام صادق علیه السلام نقل شده است: «هر کس که سوره مائده را بنویسد و آن را در صندوق و وسایل و پارچه های خود قرار دهد، از سرقت و تلف شدن و از بین رفتن آنها در امان خواهد ماند...»متن و ترجمه سوره مبارکه "مائده" به شرح زیر است:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِبه نام خداوند رحمتگر مهربانیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ ﴿۱﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به قراردادها[ى خود] وفا کنید براى شما [گوشت] چارپایان حلال گردیده جز آنچه [حکمش] بر شما خوانده مى ‏شود در حالى که نباید شکار را در حال احرام حلال بشمرید خدا هر چه بخواهد فرمان مى‏ دهد (۱)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْیَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۲﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید حرمت ‏شعایر خدا و ماه حرام و قربانى بى ‏نشان و قربانیهاى گردن‏بنددار و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند نگه دارید و چون از احرام بیرون آمدید [مى‏ توانید] شکار کنید و البته نباید کینه‏ توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدى وادارد و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت ‏کیفر است (۲)حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳﴾بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏ خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته شده باشد و [حیوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [که زنده دریافته و خود] سر ببرید و [همچنین] آنچه براى بتان سربریده شده و [نیز] قسمت کردن شما [چیزى را] به وسیله تیرهاى قرعه این [کارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز کسانى که کافر شده‏ اند از [کارشکنى در] دین شما نومید گردیده‏ اند پس از ایشان مترسید و از من بترسید امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم و هر کس دچار گرسنگى شود بى‏آنکه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى تردید خدا آمرزنده مهربان است (۳)یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللَّهُ فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ ﴿۴﴾از تو مى ‏پرسند چه چیزى براى آنان حلال شده است بگو چیزهاى پاکیزه براى شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شکارگر که شما بعنوان مربیان سگهاى شکارى از آنچه خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده‏ اید [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏ اند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پرواى خدا بدارید که خدا زودشمار است (۴)الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلَا مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿۵﴾امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست‏ خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است (۵)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ وَإِنْ کُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ مِنْهُ مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۶﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید چون به [عزم] نماز برخیزید صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح کنید و اگر جنب‏اید خود را پاک کنید [=غسل نمایید] و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان نزدیکى کرده‏ اید و آبى نیافتید پس با خاک پاک تیمم کنید و از آن به صورت و دستهایتان بکشید خدا نمى‏ خواهد بر شما تنگ بگیرد لیکن مى‏ خواهد شما را پاک و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد که سپاس [او] بدارید (۶)وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمِیثَاقَهُ الَّذِی وَاثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۷﴾و نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته و [نیز] پیمانى را که شما را به [انجام] آن متعهد گردانیده به یاد آورید آنگاه که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم و از خدا پروا دارید که خدا به راز دلها آگاه است (۷)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۸﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى خدا به داد برخیزید [و] به عدالت‏ شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است (۸)وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿۹﴾خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است (۹)وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ ﴿۱۰﴾و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند آنان اهل دوزخند (۱۰)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱۱﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست‏ یازند و [خدا] دستشان را از شما کوتاه داشت و از خدا پروا دارید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند (۱۱)وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَلَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ ﴿۱۲﴾در حقیقت ‏خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرکرده برانگیختیم و خدا فرمود من با شما هستم اگر نماز برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگانم ایمان بیاورید و یاریشان کنید و وام نیکویى به خدا بدهید قطعا گناهانتان را از شما مى‏ زدایم و شما را به باغهایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در مى ‏آورم پس هر کس از شما بعد از این کفر ورزد در حقیقت از راه راست گمراه شده است (۱۲)فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿۱۳﴾پس به [سزاى] پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم [به طورى که] کلمات را از مواضع خود تحریف مى کنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه مى ‏شوى مگر [شمارى] اندک از ایشان [که خیانتکار نیستند] پس از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست مى دارد (۱۳)وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِیثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَسَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ ﴿۱۴﴾و از کسانى که گفتند ما نصرانى هستیم از ایشان [نیز] پیمان گرفتیم و[لى] بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند و ما [هم] تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم و به زودى خدا آنان را از آنچه میکرده‏ اند [و مى‏ ساخته‏ اند] خبر مى‏ دهد (۱۴)یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ﴿۱۵﴾اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى‏ داشتید براى شما بیان مى ‏کند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى‏ گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است (۱۵)یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿۱۶﴾خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب] به راه ‏هاى سلامت رهنمون مى ‏شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى ‏برد و به راهى راست هدایتشان مى ‏کند (۱۶)لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۱۷﴾کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است مسلما کافر شده‏ اند بگو اگر [خدا] اراده کند که مسیح پسر مریم و مادرش و هر که را که در زمین است جملگى به هلاکت رساند چه کسى در مقابل خدا اختیارى دارد فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مى ‏آفریند و خدا بر هر چیزى تواناست (۱۷)وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ ﴿۱۸﴾و یهودان و ترسایان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستیم بگو پس چرا شما را به [کیفر] گناهانتان عذاب مى ‏کند [نه] بلکه شما [هم] بشرید از جمله کسانى که آفریده است هر که را بخواهد مى ‏آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى ‏کند و فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو مى‏ باشد از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى اوست (۱۸)یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِیرٍ وَلَا نَذِیرٍ فَقَدْ جَاءَکُمْ بَشِیرٌ وَنَذِیرٌ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۱۹﴾اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده که در دوران فترت رسولان [حقایق را] براى شما بیان مى ‏کند تا مبادا [روز قیامت] بگویید براى ما بشارتگر و هشداردهنده‏ اى نیامد پس قطعا براى شما بشارتگر و هشداردهنده‏ اى آمده است و خدا بر هر چیزى تواناست (۱۹)وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیَاءَ وَجَعَلَکُمْ مُلُوکًا وَآتَاکُمْ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿۲۰﴾و [یاد کن] زمانى را که موسى به قوم خود گفت اى قوم من نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد و شما را پادشاهانى ساخت و آنچه را که به هیچ کس از جهانیان نداده بود به شما داد (۲۰)یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ ﴿۲۱﴾اى قوم من به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید و به عقب بازنگردید که زیانکار خواهید شد (۲۱)قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ ﴿۲۲﴾گفتند اى موسى در آنجا مردمى زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمى ‏شویم پس اگر از آنجا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد (۲۲)قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿۲۳﴾دو مرد از [زمره] کسانى که [از خدا] مى‏ ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید که اگر از آن درآمدید قطعا پیروز خواهید شد و اگر مؤمنید به خدا توکل کنید (۲۳)قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِیهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿۲۴﴾گفتند اى موسى تا وقتى آنان در آن [شهر]ند ما هرگز پاى در آن ننهیم تو و پروردگارت برو[ید] و جنگ کنید که ما همین جا مى ‏نشینیم (۲۴)قَالَ رَبِّ إِنِّی لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ﴿۲۵﴾[موسى] گفت پروردگارا من جز اختیار شخص خود و برادرم را ندارم پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایى بینداز (۲۵)قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ ﴿۲۶﴾[خدا به موسى] فرمود [ورود به] آن [سرزمین] چهل سال بر ایشان حرام شد [که] در بیابان سرگردان خواهند بود پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور (۲۶)وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ ﴿۲۷﴾و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان هنگامى که [هر یک از آن دو] قربانیى پیش داشتند پس از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد [قابیل] گفت‏ حتما تو را خواهم کشت [هابیل] گفت‏ خدا فقط از تقواپیشگان مى ‏پذیرد (۲۷)لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۸﴾اگر دست ‏خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى من دستم را به سوى تو دراز نمى ‏کنم تا تو را بکشم چرا که من از خداوند پروردگار جهانیان مى‏ ترسم (۲۸)إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِکَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ ﴿۲۹﴾من مى‏ خواهم تو با گناه من و گناه خودت [به سوى خدا] بازگردى و در نتیجه از اهل آتش باشى و این است‏ سزاى ستمگران (۲۹)فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿۳۰﴾پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد و وى را کشت و از زیانکاران شد (۳۰)فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءَةَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ ﴿۳۱﴾پس خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى ‏کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند [قابیل] گفت واى بر من آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم پس از [زمره] پشیمانان گردید (۳۱)مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿۳۲﴾از این روى بر فرزندان اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس کسى را جز به قصاص قتل یا [به کیفر] فسادى در زمین بکشد چنان است که گویى همه مردم را کشته باشد و هر کس کسى را زنده بدارد چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پیامبران ما دلایل آشکار براى آنان آوردند [با این همه] پس از آن بسیارى از ایشان در زمین زیاده‏ روى مى کنند (۳۲)إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم ...

ادامه مطلب  

سوره ای برای زیاد شدن روزی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری میزان: سوره مبارکه "مائده" پنجمین سوره قرآن کریم است که نام های دیگری همچون عقود و المنقذه دارد."مائده" به معنى سفره آراسته از غذا مى باشد و نام آن از از آیه 112 این سوره گرفته شده است. این سوره 120آیه دارد و در مدینه نازل شده است.قسمتى از این سوره درباره تقاضاى حواریّون و یاران حضرت عیسى(ع) است که از او خواستند سفره اى آراسته از غذا براى آنان از طرف خداوند نازل شود.بعضى از موضوعات مطرح شده در این سوره عبارتند از:بیان معارف اسلامى موضوع رهبرى بعد از رسول خدا(ص) نفى اعتقاد مسیحیت به تثلیث، موضوع وفاى به عهد و عدالت اجتماعى، شهادت به عدل، داستان هابیل و قابیل فرزندان آدم(ع) و تحریم قتل نفس و معرفى غذاهاى حلال و حرام و بیان قسمتى ازاحکام مربوط به وضو و تیمّم.فضیلت سوره :از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در فضیلت این سوره نقل شده است: «هرکس که سوره «مائده» را قرائت نماید، به تعداد همه یهودیان و مسیحیان که در این دنیا نفس کشیده اند، ده حسنه به او داده می شود و ده گناه از گناهان او پاک می گردد و ده درجه به درجاتش افزوده می گردد.»ابوحمزه ثمالی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: «سوره مائده یکباره بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده است و 70هزار فرشته هنگام نزول، آن را همراهی می کردند.»آثار و برکات سوره1) افزایش ایماناز امام محمد باقر علیه السلام روایت است که ایشان فرمودند: «کسی که این سوره را در هر روز پنجشنبه بخواند، ایمانش به ظلم و ستم پوشیده نگردد و کسی را با پروردگارش شریک نسازد.»2) زیاد شدن روزیهر کس هنگام صبح آیه 114 سوره مائده را قرائت کند روزی او در آن روز از جایی رسد که خود نیز گمان ندارد.3) برآورده شدن حاجاتروز اول بعد از نماز صبح با وضو دو رکعت نماز حاجت بخواند آنگاه تا 40روز هر روز رو به قبله 100 صلوات بفرستد و آیه 114 سوره مائده را بخواند و در بین خواندن با کسی تکلم ننماید. این عمل در فتح امور بسیار مؤثر است.4) جلوگیری از سرقت و تلف شدن مالاز امام صادق علیه السلام نقل شده است: «هر کس که سوره مائده را بنویسد و آن را در صندوق و وسایل و پارچه های خود قرار دهد، از سرقت و تلف شدن و از بین رفتن آنها در امان خواهد ماند...»متن و ترجمه سوره مبارکه "مائده" به شرح زیر است:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِبه نام خداوند رحمتگر مهربانیَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَکُمْ بَهِیمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا یُتْلَى عَلَیْکُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ مَا یُرِیدُ ﴿۱﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید به قراردادها[ى خود] وفا کنید براى شما [گوشت] چارپایان حلال گردیده جز آنچه [حکمش] بر شما خوانده مى ‏شود در حالى که نباید شکار را در حال احرام حلال بشمرید خدا هر چه بخواهد فرمان مى‏ دهد (۱)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْیَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ نَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿۲﴾سانى که ایمان آورده‏ اید حرمت ‏شعایر خدا و ماه حرام و قربانى بى ‏نشان و قربانیهاى گردن‏بنددار و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند نگه دارید و چون از احرام بیرون آمدید [مى‏ توانید] شکار کنید و البته نباید کینه‏ توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدى وادارد و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید و در گناه و تعدى دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت ‏کیفر است (۲)حُرِّمَتْ عَلَیْکُمُ الْمَیْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِیرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَیْرِ اللَّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّیَةُ وَالنَّطِیحَةُ وَمَا أَکَلَ السَّبُعُ إِلَّا مَا ذَکَّیْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلَامِ ذَلِکُمْ فِسْقٌ الْیَوْمَ یَئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳﴾بر شما حرام شده است مردار و خون و گوشت‏ خوک و آنچه به نام غیر خدا کشته شده باشد و [حیوان حلال گوشت] خفه شده و به چوب مرده و از بلندى افتاده و به ضرب شاخ مرده و آنچه درنده از آن خورده باشد مگر آنچه را [که زنده دریافته و خود] سر ببرید و [همچنین] آنچه براى بتان سربریده شده و [نیز] قسمت کردن شما [چیزى را] به وسیله تیرهاى قرعه این [کارها همه] نافرمانى [خدا]ست امروز کسانى که کافر شده‏ اند از [کارشکنى در] دین شما نومید گردیده‏ اند پس از ایشان مترسید و از من بترسید امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم و هر کس دچار گرسنگى شود بى‏آنکه به گناه متمایل باشد [اگر از آنچه منع شده است بخورد] بى تردید خدا آمرزنده مهربان است (۳)یَسْأَلُونَکَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوَارِحِ مُکَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَکُمُ اللَّهُ فَکُلُوا مِمَّا أَمْسَکْنَ عَلَیْکُمْ وَاذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَیْهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ ﴿۴﴾از تو مى ‏پرسند چه چیزى براى آنان حلال شده است بگو چیزهاى پاکیزه براى شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شکارگر که شما بعنوان مربیان سگهاى شکارى از آنچه خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده‏ اید [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏ اند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پرواى خدا بدارید که خدا زودشمار است (۴)الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ حِلٌّ لَکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِنْ قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلَا مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَنْ یَکْفُرْ بِالْإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿۵﴾امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده و طعام کسانى که اهل کتابند براى شما حلال و طعام شما براى آنان حلال است و [بر شما حلال است ازدواج با] زنان پاکدامن از مسلمان و زنان پاکدامن از کسانى که پیش از شما کتاب [آسمانى] به آنان داده شده به شرط آنکه مهرهایشان را به ایشان بدهید در حالى که خود پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانى دوست‏ خود بگیرید و هر کس در ایمان خود شک کند قطعا عملش تباه شده و در آخرت از زیانکاران است (۵)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَکُمْ وَأَیْدِیَکُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُءُوسِکُمْ وَأَرْجُلَکُمْ إِلَى الْکَعْبَیْنِ وَإِنْ کُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ کُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَیَمَّمُوا صَعِیدًا طَیِّبًا فَامْسَحُوا بِوُجُوهِکُمْ وَأَیْدِیکُمْ مِنْهُ مَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیَجْعَلَ عَلَیْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَکِنْ یُرِیدُ لِیُطَهِّرَکُمْ وَلِیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۶﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید چون به [عزم] نماز برخیزید صورت و دستهایتان را تا آرنج بشویید و سر و پاهاى خودتان را تا برآمدگى پیشین [هر دو پا] مسح کنید و اگر جنب‏اید خود را پاک کنید [=غسل نمایید] و اگر بیمار یا در سفر بودید یا یکى از شما از قضاى حاجت آمد یا با زنان نزدیکى کرده‏ اید و آبى نیافتید پس با خاک پاک تیمم کنید و از آن به صورت و دستهایتان بکشید خدا نمى‏ خواهد بر شما تنگ بگیرد لیکن مى‏ خواهد شما را پاک و نعمتش را بر شما تمام گرداند باشد که سپاس [او] بدارید (۶)وَاذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَمِیثَاقَهُ الَّذِی وَاثَقَکُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۷﴾و نعمتى را که خدا بر شما ارزانى داشته و [نیز] پیمانى را که شما را به [انجام] آن متعهد گردانیده به یاد آورید آنگاه که گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم و از خدا پروا دارید که خدا به راز دلها آگاه است (۷)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۸﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى خدا به داد برخیزید [و] به عدالت‏ شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است (۸)وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ ﴿۹﴾خدا کسانى را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏ اند به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است (۹)وَالَّذِینَ کَفَرُوا وَکَذَّبُوا بِآیَاتِنَا أُولَئِکَ أَصْحَابُ الْجَحِیمِ ﴿۱۰﴾و کسانى که کفر ورزیدند و آیات ما را دروغ انگاشتند آنان اهل دوزخند (۱۰)یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ یَبْسُطُوا إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنْکُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿۱۱﴾اى کسانى که ایمان آورده‏ اید نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست‏ یازند و [خدا] دستشان را از شما کوتاه داشت و از خدا پروا دارید و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند (۱۱)وَلَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ وَبَعَثْنَا مِنْهُمُ اثْنَیْ عَشَرَ نَقِیبًا وَقَالَ اللَّهُ إِنِّی مَعَکُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلَاةَ وَآتَیْتُمُ الزَّکَاةَ وَآمَنْتُمْ بِرُسُلِی وَعَزَّرْتُمُوهُمْ وَأَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا لَأُکَفِّرَنَّ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَلَأُدْخِلَنَّکُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ فَمَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذَلِکَ مِنْکُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِیلِ ﴿۱۲﴾در حقیقت ‏خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرکرده برانگیختیم و خدا فرمود من با شما هستم اگر نماز برپا دارید و زکات بدهید و به فرستادگانم ایمان بیاورید و یاریشان کنید و وام نیکویى به خدا بدهید قطعا گناهانتان را از شما مى‏ زدایم و شما را به باغهایى که از زیر [درختان] آن نهرها روان است در مى ‏آورم پس هر کس از شما بعد از این کفر ورزد در حقیقت از راه راست گمراه شده است (۱۲)فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِیثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ﴿۱۳﴾پس به [سزاى] پیمان شکستنشان لعنتشان کردیم و دلهایشان را سخت گردانیدیم [به طورى که] کلمات را از مواضع خود تحریف مى کنند و بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند به فراموشى سپردند و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه مى ‏شوى مگر [شمارى] اندک از ایشان [که خیانتکار نیستند] پس از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست مى دارد (۱۳)وَمِنَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى أَخَذْنَا مِیثَاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُکِّرُوا بِهِ فَأَغْرَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاءَ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَسَوْفَ یُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ ﴿۱۴﴾و از کسانى که گفتند ما نصرانى هستیم از ایشان [نیز] پیمان گرفتیم و[لى] بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش کردند و ما [هم] تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم و به زودى خدا آنان را از آنچه میکرده‏ اند [و مى‏ ساخته‏ اند] خبر مى‏ دهد (۱۴)یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیرًا مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَکِتَابٌ مُبِینٌ﴿۱۵﴾اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است که بسیارى از چیزهایى از کتاب [آسمانى خود] را که پوشیده مى‏ داشتید براى شما بیان مى ‏کند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى‏ گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و کتابى روشنگر آمده است (۱۵)یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ ﴿۱۶﴾خدا هر که را از خشنودى او پیروى کند به وسیله آن [کتاب] به راه ‏هاى سلامت رهنمون مى ‏شود و به توفیق خویش آنان را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون مى ‏برد و به راهى راست هدایتشان مى ‏کند (۱۶)لَقَدْ کَفَرَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِیحُ ابْنُ مَرْیَمَ قُلْ فَمَنْ یَمْلِکُ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا إِنْ أَرَادَ أَنْ یُهْلِکَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَأُمَّهُ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۱۷﴾کسانى که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است مسلما کافر شده‏ اند بگو اگر [خدا] اراده کند که مسیح پسر مریم و مادرش و هر که را که در زمین است جملگى به هلاکت رساند چه کسى در مقابل خدا اختیارى دارد فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد مى ‏آفریند و خدا بر هر چیزى تواناست (۱۷)وَقَالَتِ الْیَهُودُ وَالنَّصَارَى نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشَاءُ وَیُعَذِّبُ مَنْ یَشَاءُ وَلِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَیْنَهُمَا وَإِلَیْهِ الْمَصِیرُ ﴿۱۸﴾و یهودان و ترسایان گفتند ما پسران خدا و دوستان او هستیم بگو پس چرا شما را به [کیفر] گناهانتان عذاب مى ‏کند [نه] بلکه شما [هم] بشرید از جمله کسانى که آفریده است هر که را بخواهد مى ‏آمرزد و هر که را بخواهد عذاب مى ‏کند و فرمانروایى آسمانها و زمین و آنچه میان آن دو مى‏ باشد از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى اوست (۱۸)یَا أَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلَى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا مَا جَاءَنَا مِنْ بَشِیرٍ وَلَا نَذِیرٍ فَقَدْ جَاءَکُمْ بَشِیرٌ وَنَذِیرٌ وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ﴿۱۹﴾اى اهل کتاب پیامبر ما به سوى شما آمده که در دوران فترت رسولان [حقایق را] براى شما بیان مى ‏کند تا مبادا [روز قیامت] بگویید براى ما بشارتگر و هشداردهنده‏ اى نیامد پس قطعا براى شما بشارتگر و هشداردهنده‏ اى آمده است و خدا بر هر چیزى تواناست (۱۹)وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ اذْکُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَعَلَ فِیکُمْ أَنْبِیَاءَ وَجَعَلَکُمْ مُلُوکًا وَآتَاکُمْ مَا لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿۲۰﴾و [یاد کن] زمانى را که موسى به قوم خود گفت اى قوم من نعمت‏ خدا را بر خود یاد کنید آنگاه که در میان شما پیامبرانى قرار داد و شما را پادشاهانى ساخت و آنچه را که به هیچ کس از جهانیان نداده بود به شما داد (۲۰)یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَلَا تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِینَ ﴿۲۱﴾اى قوم من به سرزمین مقدسى که خداوند براى شما مقرر داشته است درآیید و به عقب بازنگردید که زیانکار خواهید شد (۲۱)قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّ فِیهَا قَوْمًا جَبَّارِینَ وَإِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا حَتَّى یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْهَا فَإِنَّا دَاخِلُونَ ﴿۲۲﴾گفتند اى موسى در آنجا مردمى زورمندند و تا آنان از آنجا بیرون نروند ما هرگز وارد آن نمى ‏شویم پس اگر از آنجا بیرون بروند ما وارد خواهیم شد (۲۲)قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِینَ یَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمَا ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَکَّلُوا إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿۲۳﴾دو مرد از [زمره] کسانى که [از خدا] مى‏ ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند از آن دروازه بر ایشان [بتازید و] وارد شوید که اگر از آن درآمدید قطعا پیروز خواهید شد و اگر مؤمنید به خدا توکل کنید (۲۳)قَالُوا یَا مُوسَى إِنَّا لَنْ نَدْخُلَهَا أَبَدًا مَا دَامُوا فِیهَا فَاذْهَبْ أَنْتَ وَرَبُّکَ فَقَاتِلَا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ ﴿۲۴﴾گفتند اى موسى تا وقتى آنان در آن [شهر]ند ما هرگز پاى در آن ننهیم تو و پروردگارت برو[ید] و جنگ کنید که ما همین جا مى ‏نشینیم (۲۴)قَالَ رَبِّ إِنِّی لَا أَمْلِکُ إِلَّا نَفْسِی وَأَخِی فَافْرُقْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ﴿۲۵﴾[موسى] گفت پروردگارا من جز اختیار شخص خود و برادرم را ندارم پس میان ما و میان این قوم نافرمان جدایى بینداز (۲۵)قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ ﴿۲۶﴾[خدا به موسى] فرمود [ورود به] آن [سرزمین] چهل سال بر ایشان حرام شد [که] در بیابان سرگردان خواهند بود پس تو بر گروه نافرمانان اندوه مخور (۲۶)وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ یُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّکَ قَالَ إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ ﴿۲۷﴾و داستان دو پسر آدم را به درستى بر ایشان بخوان هنگامى که [هر یک از آن دو] قربانیى پیش داشتند پس از یکى از آن دو پذیرفته شد و از دیگرى پذیرفته نشد [قابیل] گفت‏ حتما تو را خواهم کشت [هابیل] گفت‏ خدا فقط از تقواپیشگان مى ‏پذیرد (۲۷)لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی مَا أَنَا بِبَاسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ ﴿۲۸﴾اگر دست ‏خود را به سوى من دراز کنى تا مرا بکشى من دستم را به سوى تو دراز نمى ‏کنم تا تو را بکشم چرا که من از خداوند پروردگار جهانیان مى‏ ترسم (۲۸)إِنِّی أُرِیدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِی وَإِثْمِکَ فَتَکُونَ مِنْ أَصْحَابِ النَّارِ وَذَلِکَ جَزَاءُ الظَّالِمِینَ ﴿۲۹﴾من مى‏ خواهم تو با گناه من و گناه خودت [به سوى خدا] بازگردى و در نتیجه از اهل آتش باشى و این است‏ سزاى ستمگران (۲۹)فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِینَ ﴿۳۰﴾پس نفس [اماره]اش او را به قتل برادرش ترغیب کرد و وى را کشت و از زیانکاران شد (۳۰)فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءَةَ أَخِیهِ قَالَ یَا وَیْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَکُونَ مِثْلَ هَذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِیَ سَوْءَةَ أَخِی فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ ﴿۳۱﴾پس خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى ‏کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند [قابیل] گفت واى بر من آیا عاجزم که مثل این زاغ باشم تا جسد برادرم را پنهان کنم پس از [زمره] پشیمانان گردید (۳۱)مِنْ أَجْلِ ذَلِکَ کَتَبْنَا عَلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا وَلَقَدْ جَاءَتْهُمْ رُسُلُنَا بِالْبَیِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ کَثِیرًا مِنْهُمْ بَعْدَ ذَلِکَ فِی الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ ﴿۳۲﴾از این روى بر فرزندان اسرائیل مقرر داشتیم که هر کس کسى را جز به قصاص قتل یا [به کیفر] فسادى در زمین بکشد چنان است که گویى همه مردم را کشته باشد و هر کس کسى را زنده بدارد چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پیامبران ما دلایل آشکار براى آنان آوردند [با این همه] پس از آن بسیارى از ایشان در زمین زیاده‏ روى مى کنند (۳۲)إِنَّمَا جَزَاءُ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَسَادًا أَنْ یُقَتَّلُوا أَوْ یُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلَافٍ أَوْ یُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا و ...

ادامه مطلب  

دانلود bridge constructor - بازی موبایل پل سازی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: bridge constructor پل سازی download bridge constructor download bridge constructor for android bridge constructor for android دانلود bridge constructor دانلود bridge constructor برای اندروید bridge constructor برای اندروید بازی bridge constructor برای اندروید پل سازی بازی پل سازی بازی bridge constructor برای htc بازی bridge constructor برای samsung بازی bridge constructor برای motorola بازی bridge constructor برای سامسونگ بازی bridge constructor برای اچ تی سی بازی bridge constructor برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای samsung بازی پل سازی برای motorola بازی پل سازی برای سامسونگ بازی پل سازی برای اچ تی سی بازی پل سازی برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای ...

ادامه مطلب  

دانلود lucky patcher - نرم افزار موبایل حذف لایسنس برنامه ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: lucky patcher حذف لایسنس برنامه ها download lucky patcher download lucky patcher for android lucky patcher for android دانلود lucky patcher دانلود lucky patcher برای اندروید lucky patcher برای اندروید نرم افزار lucky patcher برای اندروید حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها نرم افزار lucky patcher برای htc نرم افزار lucky patcher برای samsung نرم افزار lucky patcher برای motorola نرم افزار lucky patcher برای سامسونگ نرم افزار lucky patcher برای اچ تی سی نرم افزار lucky patcher برای موتورولا نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای htc نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای samsung نرم افزار حذف لایسنس برنامه ها برای motorola نرم افزار حذف لایسنس ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.همان زمان انتخابات گفته می شد اگر رییسی کنار می رفت و قالیباف در انتخابات می ماند، قالیباف رای بیشتری داشت. شما هم این موضوع را قبول دارید؟بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس ...

ادامه مطلب  

آسیب شناسی و تحلیل عملکرد اصولگرایان در انتخابات ۹۶ در گفت وگو با سیدمحمد حسینی اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنند/ با متخل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، در آخرین روزهای تابستان به سراغ عضو شورای مرکزی جمنا و استاد دانشگاه ادبیات و الهیات دانشگاه تهران می رویم. سیدمحمد حسینی، وزیر کرمانی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوم محمود احمدی نژاد، حتما باید ناگفته های بسیاری از اتمام دوران آخرین دولت اصولگرایان و انتخابات های بعد از سال 92 داشته باشد. تابستان است و دانشگاه تعطیل. به محض اینکه وارد اتاق می شویم انگار منتظر ما بوده و خیلی گرم به استقبال ما می آید. بالاخره مشخص است وجه تمایز احمدی نژاد و وزرایش با سایر دولت ها همین مردم داری و نزدیکی با مردم بوده است. برای ما «کلمپه» یا همان شیرینی معروف کرمان را می آورد. البته به دلیل نداشتن پسته خندان رفسنجان از ما عذرخواهی می کند و می گوید چند وقتی است به شهرشان، رفسنجان نرفته تا سوغاتی بیاورد. وزیر محبوب دولت دهم از اولین دانشجویان دانشگاه امام صادق به شمار می رود و در سال ۱۳۶۸ در مقطع کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و تبلیغ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. حسینی سپس به دانشگاه تهران رفت و دکتری خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی اخذ کرد. او به مدت چهار سال رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود و پس از آن در انتخابات میان دوره ای مجلس پنجم از شهر رفسنجان به مجلس راه یافت. او در مجلس پنجم از استیضاح کنندگان عطاءا... مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود که هم اکنون به بی بی سی و انگلستان پناه برده است. سیدمحمد حسینی در سال ۱۳۸۸ و توسط محمود احمدی نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی و با کسب اکثریت آرا انتخاب شد. در ادامه گفت وگوی چهارساعته ما را با سیدمحمد حسینی می خوانید.چندین ماه از انتخابات 96 گذشته است، اگر موافق باشید با توجه به گذشت زمان و شرایط مساعد کنونی برای نقد و تحلیل عملکرد جریان های سیاسی بحث را از انتخابات شروع کنیم.جریان اصولگرایی متاسفانه در انتخابات ریاست جمهوری علی رغم اینکه گزینه واحدی داشتند، نتیجه را واگذار کردند. در این رخداد عوامل متعددی نقش داشتند ولی نقطه مثبت هماهنگی و انسجام بین نیروهای ارزشی بود. در این انتخابات به جای اینکه چند نفر با رای های پراکنده وارد میدان شوند، یک رای متمرکز 16 میلیونی شکل گرفت. رای 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر بی سابقه بودبسیاری از سیاسیون و احزاب معتقدند شرکت در رقابت با رئیس جمهور مستقر امری اشتباه است و نباید به این مساله ورود کرد. در سال 96 هم از ابتدا عده ای این ساز را کوک کردند که اصولگرایان بهتر است گزینه ای در انتخابات نداشته باشند یعنی از نگاه آنان رقابت «بی فایده» بود! اما امروز می توانیم ببینیم که رای آوری 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر هم «بی سابقه» بوده است. روحانی با برجسته کردن آزادی های فرهنگی و اجتماعی رای آوردعلت پیروزی روحانی و رای 24 میلیونی او را چه می دانید؟شواهد و قرائن متعدد نشان دهنده آن است که بیشتر رای ها به حجت الاسلام روحانی به دلیل برجسته شدن آزادی های فرهنگی و اجتماعی است نه به خاطر عملکرد اقتصادی دولت یازدهم. اقدامات نادرست قوه قضائیه و شورای نگهبان ربطی به اصولگرایان نداردیکی از نقدهایی که همواره درباره اصولگرایان مطرح بوده عدم عملکرد مناسب در برخی از مناصب و نهادهای زیرمجموعه خودشان است.نقش اصلی برای برطرف شدن مشکلات مردم بر دوش دولت خواهد بود. درست است که بسیج، سپاه، بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفان و کمیته امداد در این زمینه وارد می شوند و کمک می کنند ولی از باب ناگزیری و ضرورت حاد وارد این عرصه ها می شوند. البته شاید یکی از اشکالاتی که همواره به اصولگرایان نسبت داده شده، این است که بار ضعف نهادها بر دوش اصولگرایان بوده، در حالی که جریان اصولگرایی یک جریان سیاسی است یعنی در عین حال که موید نظام و در مسیر امام و رهبری گام برمی دارد و از ارکان نظام با صراحت حمایت می کند به این معنا نیست که مثلا هر مشکلی در قوه قضائیه یا شورای نگهبان باشد، جریان اصولگرایی باید هزینه آن را بپردازد. صداوسیما روابط عمومی دولت شده استجریان اصولگرایی تاکنون مرزبندی با عملکرد نامناسب قوه قضائیه داشته است؟به ندرت اتفاق افتاده که ایرادات را مطرح و به جد انتقاد نکند. مثلا صداوسیما در این چهار سال در دست جریان اصولگرایی بوده یا بیشتر با دولت همراهی داشته است؟ روند برنامه های صداوسیما به گونه ای بوده است که درمجموع نتیجه به نفع آقای روحانی رقم خورد و ایشان انتخاب شد.البته ما هیچ گاه نمی خواهیم مانند اصلاح طلبان افراطی نقش اپوزیسیون را ایفا کنیم. در عین حال که نقاط قوت نهادهای حاکمیتی را بیان می کنیم و حمایت لازم را دربرابر هجمه های ناجوانمردانه انجام می دهیم. اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنندآیا نقد مشخص و روشن از دستگاه ها جزء برنامه های آینده اصولگرایی است؟به عنوان فردی که سال های سال در جریان اصولگرایی بودم، فکر می کنم باید در مواردی تجدید نظر صورت گیرد و باید برخی از ملاحظات نادرست را کنار بگذاریم. به عنوان مثال اگر در جایی قوه قضائیه در برخورد با دانه درشت ها کوتاهی و مماشات می کند ما باید پیشگام مطالبه گری باشیم و طلایه دار امر به معروف و نهی ازمنکر شویم. مدل جمنا برای اولین بار در کشور شکل گرفتبه نظر شما مدل جمنا توانسته است پاسخگوی نیازها باشد؟ برخی نقدها به این مجموعه وارد بود که می گفتند در راس تشکیلات حلقه بسته ای وجود دارد.جبهه مردمی یک هیات موسس داشت که گام به گام به سمت فراگیری و مردمی شدن حرکت کرد و برای اولین بار این شیوه در کشور عملیاتی شد که حدود سه هزار نفر از سراسر کشور در یک تجمع ملی اتخاد تصمیم کنند. عملکرد جمنا خالی از اشکال نبودالبته انتخاب آن سه هزار نفر هم قدری سوال ایجاد کرد.ممکن است اشکالات، ضعف ها و نقدهایی وجود داشته باشد، به هر حال خالی از اشکال نبود اما در نوع خود این حرکت بی نظیر بود. مثلا در گذشته می گفتیم پنج نفر از شورای هماهنگی بنشینند و تصمیم گیری کنند یا ترکیب های گوناگونی مانند ۵+۶ پشت درهای بسته تصمیم گیر بودند.رای گیری ها درست بود؟بعد از شمارش آقای حاجی بابایی حرف و حدیث هایی مطرح بود که حتی با بازشماری آرا نیز ادامه پیدا کرد.براساس مکانیسم اعلام شده، سعی بر این بود که رای گیری به درستی انجام شود. بله، یک مورد بود که رسیدگی شد و ایشان در جمع پنج نفر اول قرار گرفت. برای نشست 17 فروردین با آقای رئیسی صحبت شدگفته شده که پنج فروردین اعضای جمنا نزد آقای رئیسی رفتند و موافقت ایشان را برای حضور در انتخابات گرفتند، یعنی دقیقا قبل از 17 فروردین و برگزاری انتخابات جمنا، آیا این صحت دارد؟بالاخره باید با کاندیداها صحبت می شد تا بدانیم جدی کاندیدا هستند یا خیر. از 22 نفر به 21 نفر رسیدیم و رای گیری بین 21 نفر انجام شد. درخصوص آقای رئیسی عده ای تردید می کردند و بعضی هم می گفتند قطعا حضور دارد لذا لازم بود با ایشان صحبت شود تا تعیین تکلیف شود.این امر باعث نارضایتی در اعضای مرکزی جمنا شد؟خیر. بحثی نبود. از ابتدا که نام آقای رئیسی مطرح شد هم در اولین مجمع ملی بیشترین رای را داشتند.بنا نبود قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی جمنا شودبرخی ها شبهه ایجاد کردند که در ابتدا هیات رئیسه تصمیم گیری کردند و بعدا اعلام شد.خیر. از همان ابتدا بعضی دوستان اصولگرا و احزاب جبهه مردمی را متهم می کردند که می خواهند آقای قالیباف را گزینه نهایی کنند و می گفتند گزینه شما معلوم است و همه این حرکات و اقدامات صوری و نمایشی است. در ادامه دیدند اصلا بنا نبود آقای قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی شود.طبق نظرسنجی ها اگر آقای رئیسی کناره گیری می کرد احتمال داشت آقای قالیباف به مرحله دوم برود.نه چنین نبود. نظرسنجی های صداوسیما، بسیج و دانشگاه تهران مبنای کار بود. یکشنبه قبل از انتخابات هرسه نظرسنجی آرای آقای رئیسی را با فاصله بیشتری از قالیباف نشان می داد. اگر استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودیم وضع بهتر بودالبته اوایل که حضور آقای رئیسی نامعلوم بود آرای آقای قالیباف با فاصله قابل توجهی از دیگر کاندیداهای اصولگرا بیشتر بود. ولی بعد که کاندیداتوری آقای رئیسی جدی و تبلیغات ایشان گسترش یافت به تدریج از بقیه پیشی گرفت و اواخر از آقای قالیباف هم بیشتر شد. لذا تصمیم شورای مرکزی جبهه مردمی همراه واقع نگری و شرایط میدانی و به دور از حب و بغض و اعمال نظر شخصی اعضای شورای مرکزی بود، چون مهم نتیجه گیری بهتر بود نه اینکه ملاحظه افراد اصل باشد. برخی افراد که اظهار دلخوری و گلایه می کنند خودشان چقدر فعال بودند و به جبهه کمک کردند؟ اگرآستین همت را بالازده و استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودند قطعا وضع بهتری داشتیم.برخی در حرف ادعا داشتند همراه هستند و اظهار محبت هم می کردند اما عملا اقدامی ندیدیم. البته اگر فعالیت های غیبی داشتند ما بی خبر هستیم. {خنده}منتقدانی که فعالیت نمی کردند جزء شورای مرکزی هم بودند؟در شورای مرکزی کسی را ندیدم که با اصل حرکت جبهه مخالف باشد و اگر انتقاداتی هم اعضا داشتند در جلسات بیان می کردند. وظیفه اعضای شورای مرکزی جمنا هدایت جبهه بودمثلا به آقای حداد و برخی افراد که در شورای مرکزی بودند انتقاد می شد که چرا زمان انتخابات خوب وارد میدان نشدند.آنها هدایت کار را در جبهه برعهده داشتند و این وظیفه سنگین و پرزحمتی بود. مرتب جلسه برگزار می شد. کار را کم نبینید.فعالیت هایی پشت صحنه صورت می گرفت و ارتباطی که با افراد و احزاب و گروه ها بود کار زمان بری بود.یکسری از افراد می گویند جمنا مدلی از پایگاه بسیج بود. برخی دوستان می گفتند برخی ها لابی می کردند تا کمیته ها را در اختیار گیرند. مثلا در کمیته دانشجویی دانشگاه ها از بسیج دانشجویی افرادی حضور داشتند یا در برخی استان ها اعضا فقط از پایگاه بسیج و فرهنگیان بودند؟در اینکه برخی انتقادات وارد است هیچ تردیدی وجود ندارد. کسی نمی گوید هیچ ضعفی وجود نداشته است. زمانی که جبهه مردمی کار خود را رسمی شروع کرد تا انتخابات فقط پنج ماه فرصت بود. شما حساب کنید حرکت گسترده ای قرار است در سراسر کشور انجام شود، یک عملیات سنگین برای انتخابات انجام دهد و از قبل هم نبوده است و طی مدت پنج ماه می خواهد این کار سترگ را انجام دهد.مدل جمنا چه تفاوتی در سال 96 با انتخابات های سال 92و94 داشت؟ در انتخابات سال ۹۲ تفرقه حاکم بود و بدنه نیروهای اصولگرا و برخی فعالان و چهره های سیاسی به خاطر گلایه هایی که نسبت به ترکیب لیست داشتند به طور جدی وارد صحنه نشدند. سازوکار جبهه مردمی هرچند از نظر عده ای ایده آل نیست ولی در مشارکت دادن جمع زیادی از عناصر تاثیرگذار توفیق زیادی داشت. تبلیغات داخلی کاندیداها و هواداران شان در جمنا غیرقابل اجتناب بودلابی بازی در جمنا بوده است؟کاندیداها و هواداران شان علی القاعده دوست داشتند در شمار۱۰ نفر و بعدا هم جزء پنج کاندیدا قرار گیرند. لذا تبلیغاتی هم قبل از مجمع و روز نشست به طور پراکنده انجام شد که غیرقابل اجتناب بود. مسلما در آینده نیازمند ضوابط دقیق و نظارت بر اجرا هستیم که مشکلی پیش نیاید و مستمسکی برای گلایه ها وجود نداشته باشد.در جبهه واقعا تصمیمات مردمی گرفته می شود یا دوباره 10 نفر برای مردم تصمیم می گیرند؟ساختار جبهه باید به گونه ای طراحی و اساسنامه به صورتی تدوین شود که جامع باشد و تا حد امکان از اشکالات پیشگیری شود و کسانی که تاکنون با جبهه همکاری نداشتند مثل جبهه پایداری و بعضی اشخاص موثر، همراه شوند تا نتیجه بهتری حاصل شود. منتقدان جمنا وارد گود شوندبرخی اذعان داشتند سهم خواهی در جمنا وجود دارد.بهتر است منتقدان وارد گود شوند و نظرات و پیشنهادهای خود را برای تصحیح و تکمیل ارائه دهند و اگر تصور می کنند اشکالاتی وجود دارد برطرف کنند. در ریاست جمهوری اصل بر رسیدن به کاندیدای مورد وفاق بود و سهم خواهی معنا نداشت. احتمال حضور برخی کاندیداها در شورای مرکزی جمنااحتمال تغییر اعضای شورای مرکزی جمنا وجود دارد؟پیشنهاد تغییر و ورود برخی شخصیت ها که قبلا به خاطر کاندیداتوری نمی توانستند عضو شورا باشند مطرح شده که باید مجمع ملی تصمیم بگیرد. 3 هزار نفر مجمع جمنا به 1200 نفر می رسدآیا سه هزار نفر اصلاح و مجمع عمومی به نخبگان اختصاص پیدا می کند یا همچنان به همین صورت باقی می ماند؟عدد سه هزار نفر احتمالا به 1200 نفر کاهش یابد و نحوه انتخاب آنان کاملا منقح شود که بازگو کننده نظرات بدنه اجتماعی نیروهای انقلاب باشند. امیدواریم تا دور بعد شاهد ارتقای کیفی فعالیت ها باشیم.دور بعد منظور انتخابات 98 است؟بله. وقتی ساختار و ساز وکار اجرایی درست طراحی و نظرات نخبگان و صاحب نظران لحاظ شود فعالیت ها با اتقان، تاثیرگذاری و فراگیری بیشتری انجام خواهد شد.وزن احزاب و جریانات در جمنا چطور است؟اکثر تشکل های ارزشی با وجود برخی سختی ها و مشکلات همراهی داشتند.در انتخابات 96 که قدری همراهی نشد اما در انتخابات آینده قرار است همراهی باشد؟بنابر این است که همه جریانات سیاسی، تشکل ها و فعالان و افراد موثر را مجدد دعوت کنیم و گروهی از لیست جا نماند. با جبهه پایداری گفت وگو می کنیم تا در جمنا حضور یابدبه عنوان مثال با جبهه پایداری صحبتی شده است؟بله، گفت وگوها در جریان است. روش کار جمنا با شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان متفاوت استاینکه احزاب نظر بدهند یعنی همانند شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان که 10 سهمیه به اعتماد ملی و... می دهد شما هم به احزاب و جریانات اصولگرا سهم بدهید؟خیر. روش کار ما با اصلاح طلبان متفاوت است. برای آنها اصل و محور احزاب و سهمیه بندی است ولی انتخاب شورای مرکزی جمنا با رای مجمع ملی است.با وجود آنکه می دانستید یکی از ضعف های دولت یازدهم بحث اقتصادی است چرا یکی از کاندیداها که می توانست در بحث های اقتصادی مسلط باشد و کمک حال در ایام مناظره جزء پنج نفر باشد همانند آقای نادران ورود نکرد؟ یا اگر بحث گفت وگو و تسلط گفتاری مطرح است چرا آقای ضرغامی حمایت نشد که جزء پنج نفر باشد؟ یا از آن پنج نفر که حداقل دو نفر جمنا را قبول نداشتند به عنوان مثال آقای رئیسی گفت من متعلق به همه هستم و هر کسی می خواهد از من حمایت کند یا آقای قالیباف متن جمنا را امضا نکرد، چرا از لیست پنج نفره خط نخوردند و جمنا باز هم روی آقای رئیسی و قالیباف تکیه داشت؟ما از حدود 50 نفر که برای کاندیداتوری پیشنهاد شده بودند شروع کردیم. به همه اقشار و استان ها و شهرستان ها اعلام شد کسانی را که فکر می کنید برای ریاست جمهوری مناسب هستند مطرح کنید.صریح بگویید که آیا چنین چیزی نبود؟ آقای قالیباف در برنامه جهان آرا اعلام کردند که به من فشار آوردند که من کاندیدا شوم و بعد با فشار کنار رفتم.به هرحال از 50 نفر پیشنهادی، هیات بررسی کننده 22 نفر را واجد حداقل شرایط دانستند که نسبتا شناخته شده باشند و احتمال تایید صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان باشد. این 22 نفر کسانی بودند که سابقه مدیریت ارشد داشتند یا نماینده مجلس بودند. بقیه هرچند افراد خوب و ارزشی بودند ولی تایید شدن آنها از سوی شورای نگهبان بلاشک منتفی بود. از ۲۲نفر تعدادی فعال تر وشناخته شده تر بودند و برای تبلیغ به استان ها و شهرستان ها سفر می کردند و برخی اصلا حاضر نبودند تلاشی کنند و می گفتند اگر قطعی شد و جزء پنج نفر قرار گرفتیم شروع می کنیم که جزء پنج نفر اول انتخاب نشدند و دلیل مهم آن کم کاری خودشان بود. پنج نفر که مشخص شد رئیسی و قالیباف گفتند سازوکار جمنا را قبول نداریم، عملا باید حذف می شدند. آقای ضرغامی هم نامه ای برای شورای مرکزی نوشت که اگر این دو نفر را قبول ندارند حذف شوند و افراد بعدی جایگزین شوند.وقتی رای گیری انجام شد و پنج نفر تعیین شدند بنا بر این بود که از پنج نفر به یک نفر برسیم نه اینکه اگر کسی انصراف داد فرد دیگری جایگزین شود و همین طور تا آخر پنج نفر باقی بمانند. قالیباف و رئیسی سازوکار جمنا را قبول داشتندآقای فتاح گفت من انصراف می دهم و من قرار نبود بیایم و اسم من را همین طور گذاشتند و بعد ایشان انصراف دادند و آقای حاجی بابایی آمدند. آقای حاجی بابایی گفتند رای گیری اشتباه بود و رای من بیشتر بود. اگر چنین بود چرا آقای قالیباف و رئیسی که قبول نداشتند حذف نشدند که دو نفر بالاتر قرار گیرند؟قبول داشتند و با هردو نفر جلسات متعددی برگزار شد.حتی نماینده به مجمع نفرستادند. آقای رئیسی نماینده نفرستادند.بله در مجمع عمومی شرکت نکردند ولی نمایندگان شان شرکت کردند.این طور که اعلام شده آقای فروزنده متن را برای آقای رئیسی می خواندند و ایشان می گویند آقای مرتضوی هم بخوانند. آقای مرتضوی هم می گویند اجازه دهید من بالا صحبت کنم و بعد آقای رئیسی شخصا خودشان تکذیب کردند.نشنیدم که شخصا تکذیب کنند. فتاح گفت با جمنا همکاری می کنمدر خبرگزاری فارس اعلام شد.بله از قول منبعی در دفتر ایشان،اعلام شد. علی ای حال مرتب با کاندیداها تماس داشتیم و در ارتباط بودیم و جلسه داشتیم و حتی با آقای فتاح صحبت شد و ایشان با صراحت اعلام کرد هر گونه همکاری که بتوانم انجام می دهم. تک تک آقایان به اهمیت و ضرورت کار جبهه اذعان داشتند و همکاری و تقویت جبهه را اصل می دانستند و درصدد تخطئه و تضعیف نبودند. البته اطرافیان گاهی اوقات مطالبی می گفتند که چندان مورد توجه قرار نمی گرفت.با توجه به اینکه دبیرکل حزب موتلفه جزء هیات مرکزی بود شاهد بودیم با اینکه آقای میرسلیم جزء پنج نفر نبود ثبت نام کرد.ظاهرا مستقل ثبت نام کرده بود.موتلفه حمایت کرد. عملا جمنا را زیر سوال بردند.آقای حبیبی و چند نفر از موتلفه بیانیه دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. موتلفه بیانیه داد و از رئیسی حمایت کرد نه از میرسلیمروز آخر بود که آقای میرسلیم هم تکذیب کرد.طبق گفته آقای حبیبی بیانیه ای دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. قصد ورود در مباحث داخلی موتلفه و اختلافات شان را ندارم اما اطلاعیه آقای حبیبی با باورها و مبانی موتلفه سازگاری بیشتری دارد. برای نمونه شعار همیشگی موتلفه به ویژه در انتخابات تبعیت از جامعتین(روحانیت مبارز و مدرسین) است که هردو جامعه از آقای رئیسی حمایت کردند. تصور بر این بود که میرسلیم هفته آخر انصراف می دهداین باعث نمی شود دیدگاه جمنا مثلا نسبت به حزبی تغییر کند مانند موتلفه؟تصور بر این بود که آقای میرسلیم هفته آخر انصراف می دهد باتوجه به پیوند این حزب با روحانیت. نسبت به ثبت نام میرسلیم در انتخابات گلایه هایی بودآقای میرسلیم در مجمع ملی جبهه جزء پنج نفر کاندیدای اول انتخاب نشد پس برچه مبنایی از اول ثبت نام کرد؟کسانی که خارج از روال جبهه ثبت نام کردند گلایه هایی را مطرح کردند که البته موجه به نظر نمی رسید. ولی از نظر قانونی نمی شد مانع ثبت نام کسی شد. نظام انتخابات که حزبی نیست بنا بر تفاهم و همدلی متقاعد شدن بود، همین مساله رسیدن به یک گزینه را مشکل می کند که لازم است راهکار مناسبی درنظر گرفته شود. اصلاح طلبان در چنین مواردی سازمانی عمل و فرد را طرد می کنند مثل برخوردی که با خانم الهه راستگو در شورای شهر کردند که این روش هم نوعی دیکتاتوری و سلب اختیار و اراده افراد است و نیروها ملزم به تبعیت چشم وگوش بسته از دستورات مرکزیت می شوند! میرسلیم می خواست رئیسی از او بخواهد که انصراف بدهدتذکری در شورای مرکزی جمنا به موتلفه داده نشد؟بله. در شورا این بحث ها همواره مطرح بود. طوری جلوه داده می شد که شما نگران نباشید و این قضیه حل و فصل می شود. همان طور که گفتم حزب موتلفه می گفت ما تابع جامعتین هستیم. در مورد عدم انصراف هم ظاهرا ایشان استدلال کرده بود در سفر مشهد با آقای رئیسی صحبت کرده ام و ایشان نگفته کنار بروم، طبیعی است که کمتر کسی حاضر می شود به کاندیدای دیگر بگوید کنار برود و بعد از انتخابات وامدار باشد!فکر می کردید آقای زاکانی ردصلاحیت شوند؟ سابقه ردصلاحیت هم داشت.باتوجه به سابقه موضوع این احتمال وجود داشت و مطرح هم شد که به خاطر نداشتن سابقه مدیریت اجرایی مثل دور قبل شورای نگهبان تایید نکند. پاسخ دوستان این بود که ایشان از جوانی درجنگ مسئولیت های خطیر و مهمی داشته و مدیریت در آن شرایط بحرانی به مراتب دشوارتر از وضع عادی است. مضافا اینکه در بسیج، مجلس و فعالیت های اجتماعی و سیاسی نقش موثر و ممتازی داشته ازجمله در هدایت و مدیریت طرح تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد اسلامی که در نوع خود بی بدیل است. درخصوص رجل سیاسی بودن ایشان هم باتوجه به چند دور نماینده مجلس بودن و حضور فعال در عرصه های سیاسی شائبه ردصلاحیت وجود نداشت.با توضیحاتی که به برخی اعضای شورای نگهبان داده شده بود انتظار می رفت وی تایید شود که درنهایت تصمیم شورا چیز دیگری شد.آقای بذرپاش و آقای حاجی بابایی چرا تایید نشدند؟در این خصوص هم بر عملکرد شورای نگهبان انتقاد جدی وجود دارد، انگار شورای نگهبان نقش مجمع تشخیص مصلحت را می خواست ایفا کند که آرایش سه به سه درست شود. در غیر این صورت تایید هاشمی طبا چه وجهی داشت یا انتخاب آقای جهانگیری که از اول معلوم بود نقشی جز تخطئه و تخریب رقیب و دفاع از گاف هایی چون حقوق های نجومی و فعالیت های انتفاعی اطرافیان وزرا همچون دختر وزیر آموزش و پرورش و نیز دستاوردتراشی برای دولت ندارد، بر چه مبنایی صورت گرفت و فردی چون دکترحاجی بابایی باسابقه پنج دوره نمایندگی و سابقه درخشان وزارت آموزش وپرورش چرا تایید نشد!این صحت داشت که آقای روحانی اول رد شده بود؟این را من نمی دانم و شورای نگهبان باید پاسخ دهد. ما در جمنا نگفتیم که بذرپاش ثبت نام نکندجمنا خواست آقای بذرپاش ثبت نام نکند؟خیر. ما هیچ تصمیمی در شورای مرکزی نگرفتیم. جوان بودن بذرپاش جرم نبوداحتمال رد صلاحیت بود؟تنها چیزی که مطرح می شد جوانی ایشان بودکه براساس آموزه های اسلامی و سنت پیامبر(ص)در نصب جوانان به مسئولیت های بسیار مهم، جوانی ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس به نظر شما ریزش رای داشتند و زیاد هم نباید روی این 16 میلیون رای حساب کنند و انتظار داشته باشند که آقای روحانی آنطور که آن ها می خو ...

ادامه مطلب  

چرا «روحانی» با وجود ناراضیان بسیار رئیس جمهور شد؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران روز جمعه 29 اردیبهشت 96 برگزار شد. حسن روحانی رئیس جمهور کنونی کشورمان در این دوره از انتخابات با سیدابراهیم رئیسی، سید مصطفی هاشمی طبا و سید مصطفی میرسلیم رقابت کرد و توانست با کسب 57 درصد آرا مجدداً به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود.خبرگزاری تسنیم در گفت وگویی با پرویز امینی تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس نتیجه انتخابات دوازدهم و آرای کسب شده از سوی کاندیداها را به بحث و بررسی گذاشته است که در ذیل می خوانید.تسنیم: عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ صرف نظر از سایر ایام، شما پیش و پس از انتخابات مختلف، تحلیلهای قابل توجهی درباره شرایط سیاسی اجتماعی کشور ارائه کرده اید و بویژه پس از هر انتخاباتی، حداقل از سال 88 به این سو، تحلیلی درباره جامعه شناسی آرا ارائه کرده اید که برخی از آنها در قالب کتاب نیز عرضه شده است. میخواستیم با همین چارچوب جامعه شناسی، به انتخابات اخیر نیز بپردازیم. انتخاباتی که در آن 42 میلیون نفر شرکت کردند و نصاب بالایی از مشارکت به ثبت رسید. نخستین سوال این است که چرا علیرغم مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد و ممکن است عده ای را به این اشتباه بیندازد که پس مردم انگیزه ای برای شرکت نخواهند داشت، مشارکت تا این حد بالاست؟**پرویز امینی: بنده هم خدمت شما سلام عرض می کنم؛ بله، مشارکت 42 میلیونی بیشترین نصاب عددی حضور در انتخابات 40 سال اخیر است که نسبت به دوره قبل حدود 6 میلیون افزایش رأی نیز در آن دیده می شود. این میزان مشارکت علی رغم نارضایتی گسترده اجتماعی، مشارکت قابل توجهی است که علاوه بر عناصری مثل مناظره های زنده، علل سه گانه ای می توان برایش در نظر گرفت.نخستین عامل «اعتبار صندوق رأی» است. در واقع مسیر پر فراز و نشیب انتخابات در ایستگاه های مهمی مثل دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 و نیز خرداد 24 خرداد 92 و... از یک سو و نیز انتخابات مجلس نهم که گزینه تحریم در آن پررنگ شد، نشان داده است که با هر تمایلی از نظر فکری و سیاسی، حضور در انتخابات، بر تحریم آن، برتری دارد. حتی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی می دانند برای بهینه کردن شرایط کشور به نفع خود، می توانند بر روی صندوق رأی به عنوان یک راه مسالمت آمیز و بی هزینه، حساب کنند. مثلا نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی مثل ابراهیم یزدی، از نمادهای موافقت با جمهوری اسلامی مثل سعید جلیلی، به روحانی و خاتمی احساس نزدیکی و قرابت بیشتری می کنند. در واقع صندوق رأی در جمهوری اسلامی این انبساط و ظرفیت را دارد که مخالفینش را از موافقینش راضی تر کند.یکی دیگر از علل شکل گیری مشارکت 42 میلیونی، «دوقطبی شدن» انتخابات در هفته آخر با کنار رفتن قالیباف بود. این دوقطبی با افزایش سطح تضادها، میل مشارکت خصوصا به نفع روحانی را افزایش داد به طوری که در مناطقی مثل منطقه یک تهران که آراء روحانی حدود 80 در برابر 18/5 به نفع روحانی است، مشارکتی 80 درصدی را تجربه کرده است. یا مثلاً در منطقه 6 تهران که نسبت آرای آقای روحانی به رئیسی 85 به 13 درصد است، مشارکت نسبتاً بی سابقه 95 درصدی را مشاهده می کنیم.عامل سوم را میتوان بالنسبه «گفتمانی شدن انتخابات» دانست. رئیسی و روحانی در یک سطحی، ولو نه درجه اول، توانستند نزاع های گفتمانی را شکل بدهند و متناسب با نزاع گفتمانی، طبقات اجتماعی هوادار این گفتمان ها را به صحنه مشارکت در انتخابات بیاورند. روحانی با گفتمان تلفیقی توسعه و آزادی، طبقه متوسط شهری و محیط های نخبگانی، و رئیسی با گفتمان عدالت (سیدالمحرومین)، طبقات ضعیف و محروم و اقشار در حاشیه را تا حدودی بسیج کردند.البته روحانی از رئیسی در این باره موفق تر بود و توانایی نمایندگی گفتمان مورد نظر خود را بیشتر داشت. افزایش سطح مشارکت در طبقات متوسط به بالای شهری در شهری مثل تهران، این واقعیت را تأیید می کند.همچنین کاهش مشارکت در مناطقی که خاستگاه طبقات ضعیف و در حاشیه است نیز، این مسئله را تأیید می کند که رئیسی و به طور کلی جریان رقیب دولت، در مجموع نتوانسته گفتمان عدالت را تمام و کمال نمایندگی کند. به طور مثال، در قبال مشارکت 80 درصدی در منطقه یک با نسبت 80 به 18.5 به نفع روحانی، در منطقه 15 با کمترین فاصله رأی بین روحانی و رئیسی (52 در برابر 43) مشارکت 53 درصد است. کاهش مشارکت در روستاها به عنوان مناطق در حاشیه ای نیز نشان می دهد گفتمان عدالت در غیاب فردی مثل احمدی نژاد، بخشی از ظرفیت بسیج کنندگی هواداران خود را از دست داده است.** آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز نداردتسنیم: آقای روحانی در انتخابات 96 توانست 57 درصد آرا را کسب کند. گرچه این میزان رای در بین رؤسای جمهور گذشته کمترین درصد کسب آرا است اما میزان آرای روحانی در مقایسه با خودش در انتخابات یازدهم حدود 7 درصد افزایش داشته است. آرای 57 درصدی آقای روحانی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ این رشد رای روحانی نسبت به سال 92 از کجا ناشی می شود؟** پرویز امینی: آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز ندارد. البته به لحاظ رسانه ای و سیاسی روحانی و حامیانش تلاش کرده و می کنند که تفسیر یکپارچه ای از آنها ارائه کنند و مثلا این 57 درصد را نشانه "آری" به تصمیمات و مناسبات و شعارها و عملکرد و افکار طرف پیروز و "نه" به طرف مغلوب. از نظر شعارها و افکار و ...جا بیاندازند (البته طرف پیروز هر کس غیر روحانی نیز بود احتمالا همین کار را می کرد).اما واقعیت غیر از این است. بر پایه نظرسنجی هایی که فضای اولیه آرا و نیز روند تغییر آرا در طول رقابت های انتخاباتی و نیز نتایج نهایی آرا را با کمترین اختلاف درست پیش بینی کرده بودند. روحانی در آغاز رقابت های انتخاباتی حدود 35 تا 40 درصد آرا منفی (کسانی که گفته بودند قطعا به روحانی رای نمی دهند) و همین حدود آرا مثبت داشت. بعد از اولین مناظره آرا مثبت روحانی با چند درصد کاهش یافت و تا مرز سی درصد، پایین آمد و تا قبل هفته آخر انتخابات یعنی پیش از مناظره سوم و کنار رفتن قالیباف روحانی در بهترین حالت، از مرز چهل درصد آرا مثبت فراتر نرفت.بنابراین آرا روحانی در انتخابات دوازدهم دو بخش اصلی دارد. بخش حدودا چهل درصدی که آرا کم و بیش تثبیت شده وی در طول انتخابات است و بخش دیگر که بین 15 تا 20 درصد که در ده روز و یک هفته پایانی به روحانی اضافه شده است.** آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» 15 درصد آرای روحانی را تشکیل می دهدتسنیم: منظور از این 40 درصد همان آرای اصطلاحاً ایدئولوژیک آقای روحانی است که رای اصلاح طلبان محسوب می شود؟ یا همین 40 درصد را هم می توان به بخشهای مختلف تقسیم بندی کرد؟** پرویز امینی:نه. بخش چهل درصدی خود شامل دو دسته آرا است. آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» که متعلق به بدنه معروف به اصلاح طلبی است که حدود 15 تا 20 درصد کل آرای روحانی را تشکیل می دهد. آراء ایدئولوژیک-سیاسی باثبات ترین آراست و هیچ کس بدون برخورداری از این آراء نمی تواند پیروز شود. خاتمی و احمدی نژاد و روحانی متکی به این پایگاه پیروز ادوار انتخابات ریاست جمهوری شده اند. مشکل امثال قالیباف ضعف در داشتن این آراء ایدئولوژیک-سیاسی است که در هر سه انتخابات شرکت کرده از آن بی بهره یا کم بهره بوده است. این آراء علاوه بر اهمیت کمی دارای ارزش کیفی اند. آرایی اند که فضاسازی انتخاباتی را به عهده دارند . روحانی به واسطه از پایگاه ایدئولوژیک موسوم به اصلاح طلبی در این انتخابات و انتخابات 92 استفاده کرده است. این پایگاه اکنون در فضای سیاسی و رسانه ای مدافع دولت اند و نقش تهاجم به منتقدان دولت را بر عهده دارند.بخش دوم این چهل درصد، آرایی «اجتماعی» است که یکی از دلایل جذب آنها توسط روحانی، مزیت گفتمانی وی در نمایندگی گفتمان توسعه و آزادی است که عمده طبقات متوسط شهری و بخش های متروپل و نیز نخبگان را در بر می گیرد. این فضای گفتمانی بااضافه فضای معرفتی و فکری کم و بیش سکولار جریان اصلاحات، با منافع اقلیت های مذهبی مثل اهل تسنن سازگاری بیشتری دارد و بنابراین کشش بیشتری در این مناطق برای رای به روحانی وجود دارد در حالیکه در همان مناطق با گرایش شیعی رای رییسی بیش از روحانی است. مثلا در استان سیستان و بلوچستان که دارای دو بخش سیستان و بلوچستان است دو جور رای دهی داریم. در مناطق سیستان مثل شهرستان زابل رییسی تقریبا دو برابر روحانی دارد. اما در بلوچستان حتی روستاهایی بودند که 100 درصد به روحانی رای داده اند. همچنین ذهنیت اجتماعی تمایل به دو دوره ای دیدن روسای جمهور در بخش های دیگر اجتماعی نیز در شکل دادن به این بخش از سبد آرا روحانی موثر بوده اند.تسنیم: بنابراین آقای روحانی تا چند روز مانده به انتخابات، رای زیر 50 درصد داشته است؛ آن 15 تا 20 درصد رایی که به او اضافه و منجر به آن شد که بتواند انتخابات را در دور اول به سود خود تمام کند، چگونه کسب شده است؟** امینی: بخش 15 تا 20 درصدی که در هفته پایانی انتخابات به روحانی اضافه شد و رای روحانی را از حدود 40 درصد به 57 درصد رساند آرا «سرنوشت ساز» انتخابات است که به شکل متفاوتی در سبد رای روحانی جای گرفت در حالیکه استعداد داشت مسیر دیگری را بپیماید. شواهد نظرسنجی ها نشان می دهد که در هفته آخر رای منفی روحانی از حدود 40 به حدود 25 کاهش پیدا می کند و در عوض رای مثبت روحانی از حدود 40 به بالای 55 ارتقا پیدا می کند. در واقع این بخش سرنوشت ساز آرا انتخابات را کسانی تشکیل می دهند که جزء ناراضیان از روحانی و دولت او هستند اما در رقبا به شکل ایجابی و سلبی ترجیحی پیدا نکردند تا از او عبور کنند.** رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب شدندتسنیم: یعنی این 15 الی 20 درصد را رقبای روحانی با عدم رقابت قدرتمند با او، تقدیمش کردند.کدام خطای رقبای روحانی، این فرصت را در اختیار او قرار داد؟** پرویز امینی: رقبای روحانی دو محدودیت و خطای عمده داشتند که نتوانستند این آرا را جلب کنند. اول اینکه نتوانستند به شکلی در انتخابات ظاهر بشوند که ایجابا نشان بدهند بهتر از روحانی و دولتش می توانند کشور را اداره کنند و بنابراین ترجیحی نسبت به ادامه روحانی در این بخش از مردم نتوانستند ایجاد کنند. مثلا عمده مسئله مردم و نیز نقطه ضعف روحانی مسایل اقتصادی مثل بیکاری و معیشت و نیز تا حدودی فساد بود اما منتقدان دولت در الگوی رقابتی خود کسی را نداشتند که به طور طبیعی این مسایل را نمایندگی کند و با کنار رفتن قالیباف که تا حدودی از نظر کارایی مزیت هایی بر روحانی داشت، موضع ایجابی جریان منتقد دولت ضعیف تر شد. در این بخش از جامعه در مقایسه بین رییسی و روحانی، رییسی به دلیل آن که کاراکتر اقتصادی و مدیریتی شناخته شده نداشت، نتوانست اعتماد این بخش را برای حل مسایل اقتصادی کشور جلب کند.مسئله دوم، ترجیح سلبی روحانی بود. رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب او در موضوعاتی مثل ناامنی ناشی از جنگ بر اثر تغییر روابط خارجی و نیز از بین رفتن آزادی های مدنی و اجتماعی و سیاسی با آمدن رقبای وی شدند. آنها با این هراس افکنی، باعث شدند این بدنه ناراضی از روحانی بین انتخاب گزینه بد و بدتر قرار گیرد که در این دو گانه روحانی در موقعیت «بد»، نسبت به رییسی در موقعیت «بدتر» ترجیح پیدا کرد. ملاق ...

ادامه مطلب  

ناگفته های دادستان دیوان محاسبات از ۷ پرونده تخلف کلان احمدی نژاد  

درخواست حذف این مطلب
ناگفته های دادستان دیوان محاسبات از ۷ پرونده تخلف کلان احمدی نژاد ایران > سیاست داخلی - همشهری آنلاین:فیاض شجاعی، دادستان دیوان محاسبات در گفتگویی از پرونده های احمدی نزاد در این دیوان سخن گفته است. روزنامه شرق نوشت: فیاض شجاعی، دادستان دیوان محاسبات با دقت جزییات 5 پرونده از 7 پرونده احمدی نژاد را که درباره تخلفات نفتی اوست توضیح می دهد. از تخلفات هفت هزار میلیارد و چهار هزار میلیاردی او سخن می گوید و از اینکه کل اموال او به دو میلیارد نمی رسد و به همین دلیل اگرچه احکام جبرانی درباره احمدی نژاد در حال اجراست اما چندان امیدی به بازگشت این ارقام به خزانه نیست. او روایت جالبی هم از دفاعیات احمدی نژاد در دو دوره قبل و بعد از ریاست جمهوری اش دارد. می گوید او در دوره ریاست جمهوری اش با این لحن از خودش دفاع می کرد که موضوع چندان به شما ربطی ندارد. اما بعد از دوره ریاست جمهوری اش همه موارد را با دقت و جزییات توضیح می داد.شجاعی آمار شنیدنی هم از احکام صادر شده در دیوان محاسبات از سال 90 تا امروز دارد که به گفته خودش بیش از 90 درصد آنها به دولت قبل مربوط است. بنا بر توضیحات او در این بازه زمانی سه هزار و 539 رای صادر شده که 950 مورد آن هم شامل آرای جبرانی و هم آرای مجازات است. در این مدت 400 مورد توبیخ کتبی با درج در پرونده و 520 مورد کسر حقوق صادر شده است. همچنین دیوان محاسبات 40 مورد انفصال از خدمت صادر کرده که عمده این تعداد انفصال دایم از خدمت هستند. اما نکته مهم تر اینکه در این فاصله دیوان محاسبات 50 مورد اعلام و گزارش به مجلس هم داشته است که اغلب این موارد مربوط به وزرا و رییس جمهور قبل می شود. همچنین دیوان محاسبات در 80 مورد از رسیدگی هایش به وقوع جرم عمومی رسیده و آن را به مرجع قضایی اعلام کرده است. مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید.بخشی از مصاحبه را می خوانید:از نمایندگان مجلس می شنویم که در شعبه اجرای احکام دیوان، هنوز احکامی به خصوص در رابطه با رییس جمهور قبل و دولتش بلااجرا مانده...اینکه بگویند بلااجرا بی انصافی است. اقدامات اجرایی شده ولی وقتی ضرر به حدی بزرگ است در مورد بعضی احکام، طرف نه توان آن را دارد که پس بدهد، نه اموالش این را پوشش می دهد، نه حساب هایش این را پوشش می دهد، ممنوع الخروج و ممنوع المعامله هم شده. دیگر این را چه کار باید کرد؟ باید همین طور به تدریج، اگر مالی دوباره شناسایی شد، پولی عاید این فرد شد، از آن محل وصول شود. به خاطر همین است که بخش جبرانی آرای صادره، همیشه طولانی مدت اجرا می شود. اجرای مجازات ها سهل است و سریع. اما اجرای احکام جبرانی، به جهت اینکه به مال او مترتب می شود و اجرایش وقتی امکان پذیر است که فرد محکوم مالی داشته باشد و پول و تمکن داشته باشد، گاهی نداشتن اینها، اجرا را با مشکل یا تاخیر مواجه می کند.دیوان محاسبات ابزار جلب و دستگیری فرد را که ندارد، درست است؟نه؛ اقداماتی مانند ممنوع الخروجی یا ممنوع المعامله کردن فرد داریم. مسدودی حساب و برداشت از حساب داریم، توقیف اموال داریم، فروش اموال و از قبل آن تامین ضرر و زیان وارد به بیت المال را داریم. یعنی این قسمت از احکام عمدتا به دارایی و اموال و تقدینگی فرد مترتب می شود.محمود صادقی نماینده تهران، سال گذشته بگفت که در دیوان محاسبات سه حکم قطعی علیه آقای احمدی نژاد صادر شده که اجرا هم نمی شود. و معلوم هم نیست به چه دلیل اجرا نمی شود...البته علیه ایشان هفت حکم صادر شده و نه سه تا. همه هم قطعی و در حال اجرا هستند.ظاهرا کل رقم تخلفات دولت احمدی نژاد ٤٨ هزار میلیارد تومان است، که ١٢ هزار میلیارد آن فقط مربوط به ایشان است. این احکام مربوط به همین ١٢ هزار میلیارد است؟ در مورد بقیه تخلفات دولت قبل چه احکامی صادر شده است؟اجازه دهید برای پاسخ سوال شما عملکرد سال ٩٠ تاکنون را بازبینی کردیم که چه تعداد پرونده رسیدگی و چند رای صادر کردیم. یعنی آمار پرونده های متشکله از سال ٩٠ تا امروز را برای تان می گویم. وقتی می گوییم تا امروز، یعنی عملکرد سال ٩٤ امروز پرونده شده است. چون عرض کردم تفریغ باید انجام شود و گزارش ها برسد و پرونده ها تشکیل شوند.از سال ٩٠ تا امروز، ما تعداد ٣٥٣٩ رای صادر کردیم. از این رای ها ١٨٠٠ مورد محکومیت است، اعم از مجازات و جبران ضرر و زیان وارد به بیت المال است. از این میان، ٨٥٠ مورد صرفا مجازات است. یعنی ضرر و زیانی وجود نداشت که موجب رای باشد. بنابراین از ١٨٠٠ رای محکومیت، ٩٥٠ مورد آن هم جبرانی و هم مجازات است (قبلا هم گفتم آنجا که رای جبرانی هست حتما رای مجازات هم هست). در این مدت ٤٠٠ مورد توبیخ کتبی با درج در پرونده و ٥٢٠ مورد کسر حقوق صادر کردیم. دقت کنید کسر حقوق از نوع مجازات است، این جبران نیست. یک زمان، حقوق طرف را برای جبران مسدود می کنیم. یک زمان حقوقش را که تا یک چهارم است از باب مجازات اداری کسر می کنیم. به علاوه در این فاصله ٤٠ مورد انفصال از خدمت صادر کردیم.چه تعداد از آنها انفصال دایم بوده است؟عمده آن دایم است. یک مورد هم اخراج از محل خدمت داریم. اگر بخواهم به ترتیب مجازات را بگویم، توبیخ کتبی با درج در پرونده، کسر حقوق، انفصال موقت، اخراج از محل خدمت و انفصال دایم است. به علاوه در این مدت ٥٠ مورد اعلام و گزارش به مجلس هم داشته ایم.بر اساس توضیحات قبلی شما این ٥٠ مورد احکامی است که در مورد وزرا یا رییس جمهور صادر شده که طبق قانون باید به مجلس اعلام می شده. درست است؟بله همین طور است همه این ٥٠ مورد یا وزیر یا رییس جمهور بوده اند. چون مثلا اگر فرد معاون رییس جمهور یا قوه قضاییه باشد، برای اینها مجازات اعمال می کنیم. چون اینها را نیازی نیست به مجلس اعلام کنیم.اعلام این احکام به مجلس برای اجراست یا اینکه درباره چگونگی اجرای آن تصمیم بگیرند؟برای این است که تصمیم بگیرند. ماده ٢٤ می گوید به مجلس اعلام می شود جهت اتخاذ تصمیم. قاعدتا مجلس باید تصمیم بگیرد که حکم ما را اجرا کند یا نکند یا تصمیم خاصی بگیرد.خوب با توجه به اینکه رسیدگی های دیوان محاسبات معمولا با تاخیری همراه است اگر حکم شما درباره یک وزیر یا رییس جمهور بعد از پایان دوره کاری شان صادر شود تکلیف چیست؟ببینید قبلا در مورد وزرا و رییس جمهور اگر تصمیمی گرفته یا سبب ضرری به بیت المال شده بودند، فقط رای به جبران داده می شد، و آرا مجازاتی از توبیخ تا انفصال، را فقط به مجلس برای اتخاذ تصمیم اعلام می کردیم آن زمان می گفتند این وزیر با رای اعتماد مجلس آنجا نشسته. حالا مثلا دیوان محاسبات می خواهد او را بردارد. مجلس با این عظمتش چه می شود؟ لذا ما باید اعلام می کردیم تا خود مجلس تصمیم بگیرد.منتها سال گذشته و در این دوره از انتخابات یک بار رییس محترم مجلس از من پرسید، اینها را که اعلام می کنید مجلس چه کار کنیم؟ گفتم من در راستای اجرای قانون این کار را می کنم. ایشان گفت با توجه به اینکه رسیدگی دیوان محاسبات براساس تفریغ بودجه، زمانی اتفاق می افتد و رای به قطعیت می رسد که آن وزیر آنجا نیست، این را که اعلام می کنید، دیگر قابلیت استیضاح و سوال ندارد. دیدم حرف کاملا منطقی و عقلایی است.برای حل این موضوع مساله را در هیات عمومی مطرح کردیم و رای قبلی هیات عمومی اصلاح شد. (هیات عمومی متشکل از رییس کل، دادستان کل و ١٢ مستشار می شود که در هیات عمومی صاحب رای هستند و وظایفی همچون تصویب تفریغ بودجه را برعهده دارند) به این ترتیب که دیوان محاسبات می تواند ضمن اینکه به عملکرد یا تخلفات وزرا یا بالاتر رسیدگی کند، مانند قبل رای به جبران ضرر و زیان بدهد اما در عین حال تعیین مجازات را هم از توبیخ تا انفصال باید انجام دهد و به مجلس هم کند؛ حالا چه فرد الان هم در منصب وزارت باشد چه نباشد.یعنی اگر وزیری دیگر دوره وزارتش تمام شده باشد، باز هم می توانید حکم انفصال دایم او را بدهید.بله. حتی اگر وزیر هم باشد و در حال حاضر در مسند وزارت هم باشد ما می توانیم احکام مجازاتی او را اجرا کنیم. در رویه جدید صرفا حکم را جهت اطلاع به مجلس اعلام می کنیم. الان چنین رویه ای را هیات عمومی ما اتخاذ کرده و مورد عمل بخش های رسیدگی کننده ما هم قرار می گیرد.این را هم در ادامه آمار احکام صادر شده از سال ٩٠ تا امروز بگویم که ٨٠ مورد اعلام جرم به مرجع قضایی داشتیم. همان طور که توضیح دادم در بعد ضرر و زیان مالی، دیوان محاسبات خودش رسیدگی و تحقیق می کند، تعقیب می کند، رای صادر می کند، رای قطعی می شود، اجرا هم می شود. منتها اگر در رسیدگی هایمان در هر مرحله، چه در مرحله حسابرسی، چه در مرحله دادسرا، چه در مرحله هیات های مستشاری اگر به یک جرم عمومی برخورد کنیم (یعنی غیر از تخلف مالی و ضرر و زیان، ببینیم یک جرم عمومی مانند ارتشا، اختلاس یا جرایم عمومی دیگر که در قوانین کیفری ما آمده برخورد کنیم) این باید توسط دادستان دیوان محاسبات کشور، به دادستان عمومی و انقلاب صالحه اعلام شود. بنابراین ٨٠ مورد هم از این نوع داشتیم. یعنی در رسیدگی هامان متوجه وقوع جرم عمومی شدیم و این را به مرجع قضایی اعلام کردیم.ممکن است به مصادیقی از این ٨٠ مورد اشاره کنید؟یکی از مصادیق همان اعلام جرم در پرونده بابک زنجانی بود. در تاریخ ٥/١/٩٢ دیوان محاسبات به وزیر نفت وقت اعلام کرد که بدهی شرکت ایزو متعلق به آقای بابک زنجانی از بابت نفت خام، میعانات گازی، نفت کوره، دریافتی از شرکت hk، ٣/٢ میلیارد دلار است. همچنین بدهی از باب انتقال وجوه ارزی به پیمانکاران شرکت های نفت و گاز پارس هم داشت که ٦٠٣ میلیون دلار هم این بود. همه اینها جمعا دو میلیارد و ٩٠٣ میلیون دلار بود. دیوان محاسبات به وزیر نفت وقت اعلام کرد نسبت به پیگیری و وصول و واریز آن به حساب های خزانه نزد بانک مرکزی اقدام کنید. یعنی دیوان محاسبات دستور داد که بدهی دیگر بزرگ شده و باید آن را بازگردانید. اما متاسفانه به تذکر دیوان توجه نشد. در تاریخ ١٨/٣/٩٢ علیه مسوولان ذی مدخل و مسببین ایراد ضرر و زیان به بیت المال گزارش به دادستانی واصل شد. یعنی از بخش های فنی ما گزارش آمد که اینها اقدام قانونی در این راستا را به عمل نیاوردند. در تاریخ ٢٢/٤/٩٢، به مسوولات ذی مدخل، (یعنی مسوولان از مجموعه وزارت نفت گرفته تا کسی که این ضرر را به بیت المال زده یا این وجوه متعلق به بیت المال را مسترد نمی کند و اقدام در راستای استرداد آن به عمل نمی آورد) توسط یکی از شعب دادیاری ما تفهیم اتهام شد.در ٧/٥/٩٢ یعنی تقریبا کمتر از یک ماه، مسوولان ذی مدخل، عدم وصول این پول را توضیح دادند. گفتیم چرا وصول نمی کنید؟ گفتند ناشی از تحریم بدهکار و عدم امکان انتقال ارز به داخل کشور به دلایل تحریم است. ما این دلایل را نپذیرفتیم و گفتیم شکل گیری این بدهی و بزرگ شدن این بدهی در زمانی بود که این شخص بدهکار، تحریم نبود. چرا آن زمان این اقدمات را انجام ندادید و چرا این را منتقل نکردید به کشور؟ چرا از او وصول نکردید؟ اینها سوالاتی بود که آن زمان مطرح شد. در ٧/٥/٩٢، مسوولان این دفاع را از خودشان کردند که در ١٣/٥/٩٢، یعنی تقریبا با فاصله شش روزه که ما این دفاعیات را تحلیل کردیم، گفتیم دفاع شما پذیرفته نیست. مبادرت کردیم به صدور دادخواست با ادعای جبران ضرر و زیان وارده به بیت المال از طریق استرداد این وجوه و اعمال مجازات برای کسانی که باعث و سبب این ضرر به بیت المال شدند.این علیه چه کسی صادر شد؟ وزیر وقت یا بابک زنجانی؟هر دو. مسوولان هم که می گویم منظور فقط وزیر نیست. ممکن است بخشی از اختیارات تفویض شده بود به فردی در زیرمجموعه وزارت. پس در ١٣/٥/٩٢ دادستانی دیوان محاسبات، دادخواست و ادعانامه را صادر کرد. چون دلایل آنها را نپذیرفت. در ٢٠/٨/٩٢ هیات مستشاری، رای جبرانی و مجازات را صادر کرد. رای جبرانی آن بالغ بر ٩ هزار میلیارد تومان صادر شد. چون کل خسارات اعم از اصل پول و خسارت هایی که در این راستا وارد شده بود، کل ضرر و زیانی که به بیت المال از قِبل این یک فقره رویداد مالی صورت گرفته بود، حدود ٨٩ هزار میلیارد ریال یعنی نزدیک به ٩ هزار میلیارد تومان بود. اگر خاطرتان باشد من در مصاحبه های قبلی می گفتم که رای جبران ضرر و زیانی که در مرجع قضایی صادر می شود نباید از ٩ هزار کمتر باشد چون ما با محاسبات مان به ضرر و زیان ٩ هزار میلیاردی رسیده بودیم. پس رای صادر شد. رای جهت اجرا به محکوم علیهم چه از حیث جبرانی و چه مجازات ابلاغ شد. دیگر از این تاریخ چه به بابک زنجانی چه به مسوولان شرکت نفت، این رای ابلاغ شد که این ضرر و زیان باید جبران شود. منتها در همان حین متوجه شدیم که ممکن است بابک زنجانی، مقاصد دیگری در ذهنش باشد. این را از نوع رفتارش رصد کردیم. چون یکی دو بار برای اجرای رای او را احضار کردیم. از آن تاریخ به مرجع قضایی اعلام جرم کردیم.یعنی تصور این بود که ممکن است فرار کند... هم فرار و هم اینکه ظاهرا اقدامات مجرمانه ای هم صورت گرفته بود. مثل جعل و کلاهبرداری. از آن تاریخ به دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کردیم که از این مرحله به بعد را همه در جریان هستند.در رابطه با مسوولان شرکت نفت در آن زمان چطور حکمی صادر شده بود؟در مورد آنها هم حکم صادر شده است. اما ما منتظریم حکم نهایی مرجع قضایی صادر شود. اگر آن حکم تامین کننده این بخش از آرای ما هم باشد که هیچ؛ اگر نه ما رای خودمان را حتی در بعد ضرر و زیان اجرا خواهیم کرد. در بعد ضرر و زیان این متوجه بابک زنجانی است و در واقع او بدهکار است. منتها باید صبر کنیم آنها هم رای شان را صادر کنند و این آرا یک کاسه اجرا شود. ما بعد از اینکه در آنجا تکلیف تعیین نهایی شد این رای را می فرستیم تا در مقام اجرا لحاظ شود. اگر احیانا رای جبرانی آنها کمتر از ٩ هزارمیلیارد باشد ما حتما رای خودمان را اجرا خواهیم کرد.در مورد بابک زنجانی حکم قطعی اعدام صادر شده است. در این شرایط شما چطور امیدوار به جبران ضرر و زیان هستید؟درست است که در مورد ایشان به دلیل افساد فی الارض حکم صادر شده است. اما پرونده همچنان مفتوح است. حداقل از حیث اجرا مفتوح است و می خواهند ببینند که چه اموالی شناسایی کنند و از چه روش هایی می شود آنها را برگردانند.یعنی اگر ایشان اعدام هم شود قابل پیگیری است؟بله حتما. آرای جبرانی که در دستگاه قضایی و چه در دیوان محاسبات بر مال مترتب است.در مورد وزیر نفت وقت در این پرونده بحثی وجود دارد؟مرجع قضایی باید مبتنی بر صلاحیت ها و یافته های خودش مبنی بر اینکه جرمی واقع شده و اگر واقع شده منتسب به چه کسی هست رسیدگی کند. منتها از بعد تخلف مالی ما به تخلف مسوولان نفت رسیدیم و آرایی هم صادر شده است.در مورد وزیر نفت وقت چطور؟در مورد ایشان ما به این جمع بندی نرسیدیم.در مورد چهل مورد اخراج از محل یا ٥٠ موردی که به مجلس اعلام کردید چه مواردی شامل دولت فعلی و چه مواردی شامل دولت قبل می شود؟با توجه به پروسه زمانبر رسیدگی می شود گفت بیش از ٩٠ درصد این آرا مربوط به دوره قبل است.اینکه گفتید ٥٠ مورد همه وزیر هستند به این معناست که ممکن است شما درباره یک وزیر چند حکم صادر کرده باشید؟بله. این طور نیست که چون ٥٠ مورد است پس حتما ٥٠ وزیر مطرح است. ممکن است یک وزیر ٦ حکم گرفته باشد و یک وزیر اصلا حکمی نداشته باشد. این موارد شامل پرونده هایی می شود که از سال ٩٠ تا ٩٦ تشکیل شده اند. با این توضیح که پرونده ای که از سال ٩٦ تشکیل شده شامل عملکرد سال ٩٤ می شود. چون تفریغ را باید طی کند و گزارش آن ارایه شود و تخلفات مستند سازی شود و به دادستانی برای رسیدگی و صدور آرا بیاید.در این ٥٠ موردی که به مجلس اعلام کردید، وزرای فعلی دولت را هم شامل می شود؟بله، از آنها هم هستند. حکم آنها از توبیخ تا انفصال از خدمت را شامل می شود.ممکن است در مورد رییس جمهور سابق و احکامی که علیه ایشان صادر شده توضیح بدهید؟به تخلفات آقای احمدی نژاد که منجر به ضرر به بیت المال شده است رسیدگی شده، یعنی هم رای صادر شده و هم رای قطع شده و اتفاقا شروع به اجرا شده است. در مورد تخلفات ایشان همه آن موارد به مجلس اعلام شده است. یعنی موردی وجود ندارد تخلف منتسب به رییس جمهور وقت باشد و ما به مجلس اعلام نکرده باشیم.در باب جبرانی ضررها هم رای صادر و قطعی شده است اما به جهت اینکه آرا و ضرر و زیان هایی که ناشی از تصمیمات ایشان بود آنقدر بزرگ است که زمینه اجرای آن را نداریم. خوب باید چه کنی ...

ادامه مطلب  

متهم پرونده های نفتی احمدی نژاد است یا روحانی؟!  

درخواست حذف این مطلب
بنده حقیر صلاح نمی دیدم تا پرونده های نفتی از سوی من بازگو شود اما وقتی دیدم یک مقام مسئول در دیوان محاسبات آنها را در یک روزنامه زنجیره ای با شبهه افکنی علیه شخص دوم مملکت مطرح می سازد، رفع اینگونه شبهات را الزامی یافتم . خبرگزاری تسنیم: متن یادداشت غلامرضا انبارلویی با عنوان "متهم پرونده های نفتی، احمدی نژاد است یا روحانی؟!"به شرح ذیل می باشد: روزنامه های دوم خردادی مصاحبه دادستان دیوان محاسبات در مورد پرونده نفتی احمدی نژاد را واتاب دادند. آنها نوشتند؛ - اطلاعات تکان دهنده دادستان دیوان محاسبات از تخلفات کلان احمدی نژاد - هفت حکم قطعی علیه رئیس دولت سابق - فهرست تخلفات مالی احمدی نژاد منتشر شد - احمدی نژاد به اعدام اداری محکوم شد بازخوانی سه پرونده نفتی* زیر به قلم غلامرضا انبارلویی، پرده از روی این معما برمی دارد. با هم مطالب زیر را می خوانیم؛ به گفته دادستان دیوان احمدی نژاد 7 پرونده دارد که 5 مورد آن نفتی و 2 مورد آن غیرنفتی است. فرازهایی از اظهارات دادستان در مورد تخلفات رئیس جمهور سابق که باید منتظر بود و شنید که آیا در مورد رئیس جمهور لاحق هم همین گونه اظهارنظر می کنند یا نه، چنین است: الف - تخلفات ایشان آنقدر بزرگ است که زمینه اجرا نداریم. ب - یکی از تخلفات ایشان 70 هزار میلیارد است که تقسیط کرده ایم و هر ماه مبالغی را اجرایی می کنیم. ج- هر قدر که بتوانیم از او می گیریم. د- کل اموال او را شناسایی کرده ایم به 2 میلیارد تومان هم نمی رسد. هـ - ایشان آب بخورد نظام می فهمد. صرف نظر از چنین اظهارات غیرحرفه ای و مغایر با شئون لازم در حوزه نظارت باید بگویم که نگارنده وکیل مدافع احمد ی نژاد نیستم و به لحاظ سیاسی هیچ گونه تعلق و تمایلی به وی نداشته و ندارم اما این مانع از بیان حقایق و عملکرد مالی وی در حوزه حرفه ای مالی و اظهارنظر محاسباتی نبوده و سکوت در برابر اظهارات غیرواقعی دادستان دیوان محاسبات را به لحاظ حرفه ای جایز نمی دانم. توجه و تدقیق در مراتب زیر موید این ادعا و در نفی اظهارات غیرواقعی دادستان دیوان است. 1- گفته شد؛ ایشان 7 پرونده دارند که 5 مورد آن نفتی است. راقم این سطور با پرداختن به تک تک این پرونده ها اگر مجالی در این ستون باشد مفاد آرای صادره را بازخوانی می کنم، باشد تا مخاطب خود به داوری برسد که حق چیست و واقعیت کدام است. 2- یکی از پرونده های مطروحه توسط دادستان به کلاسه پرونده 819/89 می باشد که موضوع آن معاوضه 76 میلیون بشکه نفت خام به عنوان معوض با معادل ریالی 56 هزار میلیارد بنزین به عنوان معوض وارداتی توسط شرکت نفت است که در حساب فی مابین شرکت نفت با خزانه فقط 10 هزار میلیارد آن به حساب بستانکاری دولت اعمال شده فلذا یک مغایرت 46 هزار میلیاردی را در حساب فی مابین موجب گردیده است. این رویداد برخلاف قوانین و مقررات احکام بودجه ای سال مورد عمل بوده است. 3- رای هیئت مستشاری بر جبران مبلغ مابه التفاوت ایجاد شده صادر گردیده که به موجب آن خزانه داری کل مکلف است ظرف 10 روز نسبت به انتقال این مبلغ از حساب شرکت ملی نفت نزد خود به حساب 931 خزانه اقدام کند. یعنی طریق اجرای رای جبرانی را هیئت ارائه و مجری رای و خزانه داری کل کشور معرفی شده تا ضمن این برداشت فیش واریزی و اعمال حساب شده را به دادسرای دیوان تسلیم نماید. 4- در متن رای برای دادسرای دیوان، هیئت مستشاری مقرر کرده تا در اجرای این قرار مراقبت نموده و مستنکف از اجرای رای هیئت را طی دادخواست اصلاحی به هیئت معرفی نماید. 5- به طوری که از متن رای بدوی هیئت مستفاد می گردد نه حیف و میلی و نه ضرر و زیانی و نه هیچ وصف مجرمانه ای توسط هیئت احراز نشده و مبانی رای صادره بر قاعده حل اختلاف حساب بین بدهکار و بستانکار دوطرف یعنی خزانه داری کل کشور و شرکت ملی نفت به ماهو وزارت نفت استوار بوده اما همانند هر رایی قابل تجدیدنظرخواهی در مرجع بالاتر بوده است. 6-در مرحله تجدیدنظرخواهی - حاکم محترم شرع اعتراض مسئولین نفتی را وارد ندانسته و رای هیئت را تایید کرده است . با تایید رای بدوی در محکمه تجدیدنظر در تاریخ 6/7/92 هیچ بهانه ای برای عدم اجرای رای نهایی نیست اما این تاریخ چه تاریخی است؟ تاریخی که دولت احمدی نژاد خزانه دار احمدی نژاد و وزیر نفت احمدی نژاد رفته اند و دولت آقای روحانی، خزانه دار، وزیرنفت ، دولت جدید مستقر شده اند. آیا مجری و مسئولیت اجرای رای هیئت و حکم حاکم شرع مبنی بر اعمال حساب رئیس جمهور خانه نشین و وزیرنفت برکنار شده باید باشند یا عوامل دولت مستقر؟ کدامیک ؟ 7- مگر می شود آقای رستم قاسمی برود در ساختمان وزارتخانه پشت میز آقای بیژن نامدار زنگنه بنشیند و به مدیر مالی شرکت دستور دهد مبلغ 46 هزار میلیارد شرکت نفت را بدهکار و دولت را معادل همان مبلغ در صورت های مالی نفت بستانکار کند ؟ 8- آیا دادستان دیوان محاسبات نمی داند خزانه دار کل کشور دولت روحانی تحت امر خزانه دار دولت احمدی نژاد نیست چرا دادستان مستنکف از اجرای رای و حکم قطعی شده که مسئولین فعلی دولت روحانی هستند را به هیئت مستشاری معرفی نمی کند تارای جبرانی 46 هزار میلیارد ریالی را به اجرا درآورد؟ 9- رئیس جمهور قبلی دستوری به زیرمجموعه ای داده برای انجام وظایف ذاتی شرکت ملی نفت که تامین سوخت بوده توسط زیرمجموعه به عنوان اجرای امر آمر قانونی به اجرا درآمده و آثار مالی آن به صورت بدهکار و بستانکار شدن دو طرف (شرکت نفت و خزانه) خود را نشان داده است رئیس جمهور قبلی رفت رئیس جمهور فعلی آمده - این مقام مستقر یا دستور رئیس جمهوری قبلی را مثل دهها مصوبه و تصمیم دیگر تایید و تنفیذ می کند یا نمی کند ولی در هر دو صورت باید دستور اعمال حساب مطروحه در رای مسلم الصدور مرجع صلاحیت دار را اجرا کند. چرا تا کنون نکرده یا نمی کند؟ مسئولیت تخلف عدم اجرای رای مرجع صلاحیتدار متوجه کیست؟ وزرا و مسئولان تحت امر رئیس جمهوری که اکنون بی اختیار است یا رئیس جمهوری که اکنون مستقر می باشد. کدام یک؟ اینک به دومین پرونده نفتی آقای احمدی نژاد که دادستان محترم دیوان در مصاحبه با روزنامه اعتماد از آن با عنوان تخلف 600 میلیارد تومانی یاد کرده می پردازم: 1- رئیس دفتر رئیس جمهور وقت در پاسخ به درخواست وزیر نفت مبنی بر لزوم جلوگیری از افزایش قیمت محصولات پتروشیمی دستور رئیس جمهور را مبنی بر کنترل قیمت محصولات پتروشیمی به وزیر نفت ابلاغ می کند. 2-مسئولین شرکت ملی صنایع پتروشیمی بر مبنای این امر آمر قانونی به تداوم قیمت یارانه ای محصولات پتروشیمی می پردازند که از نظر مسئولین نظارتی مغایر با حکم تبصره قانونی بودجه است. 3-حکم این تبصره قانون بودجه چه بود؟ مجلس دولت را موظف کرده بود که کلیه محصولات پتروشیمی از اول خرداد 86 از سهمیه بندی و یارانه ای خارج کرده و به قیمت آزاد به فروش برساند اما دولت سابق مانند دولت فعلی که هر اقدامی را در جهت تخریب خود تلقی می کرد این حکم را در راستای تخریب رابطه دولت با ملت تلقی کرده و افزایش قیمت محصولات پتروشیمی را موکول به آینده می کند و بدیهی است که مدیران دولتی شرکت صنایع ملی پتروشیمی هم تابع تصمیمات مافوق طبق دستور ابلاغی رئیس جمهور توسط رئیس دفتر عمل کرده اند. با این خلاصه وضعیت می رویم سراغ گردش کار این پرونده به زبان ساده و عامه فهم. 4- دادخواست دادستان وقت دیوان مشتمل بر یک بند تخلف عدم انجام تکلیف قانونی درحذف قیمت یارانه ای محصولات پتروشیمی و عدم آزادسازی قیمت آنها منتهی به 7 هزار میلیارد ریال ضرر و زیان به همراه معرفی 5 نفر مدیرعامل و اعضای هیئت مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی در هیئت مستشاری دیوان مطرح و پس از طی تشریفات منتهی به رای گردیده که در آن برای خواندگان غیر وزیر، مجازات اداری و برای دو تن از خواندگان به دلیل تصدی سمت وزارت اعمال ماده 24 و مجازات جبرانی صادر و آنجایی که خواندگان مدعی بودند در این تخلف (عدم رعایت بند "ح" تبصره 11 قانون بودجه 1386) به امر آمر قانونی (رئیس جمهور) عمل کرده اند به دادسرا مهلت داده شد تا صحت و سقم ادعای آنان بررسی و نتیجه را به هیئت منعکس نماید. 5- دادستان طی دادخواست اصلاحی معاون اول رئیس جمهور وقت را طی دادخواست به هیئت معرفی ولی از آنجایی که دستور صادره از ناحیه معاون اول نبوده بلکه مسئولیت تخلف از حکم بند "ح" تبصره 11 متوجه دستور مستقیم رئیس جمهور بوده ولی دادسرا حاضر به معرفی وی به عنوان خوانده پرونده نیست هیئت ضمن اعلام برائت معاون اول رئیس جمهور مفاد رای سابق الصدور خود را ابرام و بر لزوم معرفی آمر قانونی یعنی رئیس جمهور اصرار می نماید. 6- معاون وقت دادستان سابق و رئیس فعلی هیئت مستشاری به جای اجرای رای و قرار هیئت را مغایر قانون دانسته و نقص رای هیئت را مطرح می کند در حالی که چنین سمتی قانوناً حقی برای نقض و جایگاهی برای اعتراض به رای هیئت نیست. 7- هم زمان محکومان رای با تجدیدنظرخواهی از محکمه با این استدلال حاکم شرع که مسئولیت تخلف متوجه رئیس دولت بوده و مسئولین شرکت مسئولیتی ندارند از مجازات برائت می جویند و محکمه بدون آنکه تکلیف متخلف و مبلغ جبران ضرر و زیان 7 هزار میلیاردی را روشن کند رای هیئت را نقض و حکم برائت خواندگان را صادر می کند. 8- دادستان دیوان از سوی دولت به استانداری البرز منصوب و دادستان جدید از سوی مجلس انتخاب می گردند و قرار 10 روزه هیئت به مدت دو سال بلااجرا می ماند. 9- دادستان جدید مجدداً پرونده را به جریان می اندازد و بعد از حدود تقریبا 3 سال وقفه که دادخواست پیروی با امضاء دادستان جدید رئیس جمهور و رئیس مجمع شرکت ملی صنایع پتروشیمی که مسئولیت عدم تحقق 7 هزار میلیارد ریال درآمد را متوجه اوست به هیئت واصل می گردد. 10- هیئت پس از دعوت از رئیس جمهور و وصول لایحه دفاعیه از معاون حقوقی رئیس جمهور و احراز عدم وصول جمعا مبلغ 6 هزار میلیارد ریال ناشی از عدم وصول قیمت قانونی محصولات از 6 شرکت پتروشیمی طرف معامله که بابت تخلف از حکم بند ج تبصره 11 قانون بودجه 1386 نفع وافر برده اند و متقابلا غبن فاحشی را متو ...

ادامه مطلب  

اطلاعات تکان دهنده دادستان دیوان محاسبات از 7پرونده تخلف کلان احمدی نژاد  

درخواست حذف این مطلب
فیاض شجاعی،دادستان دیوان محاسبات در مصاحبه با روزنامه اعتماد از پرونده های احمدی نزاد در این دیوان سخن گفته است. از نمایندگان مجلس می شنویم که در شعبه اجرای احکام دیوان، هنوز احکامی به خصوص در رابطه با رییس جمهور قبل و دولتش بلااجرا مانده... اینکه بگویند بلااجرا بی انصافی است. اقدامات اجرایی شده ولی وقتی ضرر به حدی بزرگ است در مورد بعضی احکام، طرف نه توان آن را دارد که پس بدهد، نه اموالش این را پوشش می دهد، نه حساب هایش این را پوشش می دهد، ممنوع الخروج و ممنوع المعامله هم شده. دیگر این را چه کار باید کرد؟ باید همین طور به تدریج، اگر مالی دوباره شناسایی شد، پولی عاید این فرد شد، از آن محل وصول شود. به خاطر همین است که بخش جبرانی آرای صادره، همیشه طولانی مدت اجرا می شود. اجرای مجازات ها سهل است و سریع. اما اجرای احکام جبرانی، به جهت اینکه به مال او مترتب می شود و اجرایش وقتی امکان پذیر است که فرد محکوم مالی داشته باشد و پول و تمکن داشته باشد، گاهی نداشتن اینها، اجرا را با مشکل یا تاخیر مواجه می کند.دیوان محاسبات ابزار جلب و دستگیری فرد را که ندارد، درست است؟نه؛ اقداماتی مانند ممنوع الخروجی یا ممنوع المعامله کردن فرد داریم. مسدودی حساب و برداشت از حساب داریم، توقیف اموال داریم، فروش اموال و از قبل آن تامین ضرر و زیان وارد به بیت المال را داریم. یعنی این قسمت از احکام عمدتا به دارایی و اموال و تقدینگی فرد مترتب می شود.محمود صادقی نماینده تهران، سال گذشته بگفت که در دیوان محاسبات سه حکم قطعی علیه آقای احمدی نژاد صادر شده که اجرا هم نمی شود. و معلوم هم نیست به چه دلیل اجرا نمی شود... البته علیه ایشان هفت حکم صادر شده و نه سه تا. همه هم قطعی و در حال اجرا هستند.ظاهرا کل رقم تخلفات دولت احمدی نژاد ٤٨ هزار میلیارد تومان است، که ١٢ هزار میلیارد آن فقط مربوط به ایشان است. این احکام مربوط به همین ١٢ هزار میلیارد است؟ در مورد بقیه تخلفات دولت قبل چه احکامی صادر شده است؟اجازه دهید برای پاسخ سوال شما عملکرد سال ٩٠ تاکنون را بازبینی کردیم که چه تعداد پرونده رسیدگی و چند رای صادر کردیم. یعنی آمار پرونده های متشکله از سال ٩٠ تا امروز را برای تان می گویم. وقتی می گوییم تا امروز، یعنی عملکرد سال ٩٤ امروز پرونده شده است. چون عرض کردم تفریغ باید انجام شود و گزارش ها برسد و پرونده ها تشکیل شوند.از سال ٩٠ تا امروز، ما تعداد ٣٥٣٩ رای صادر کردیم. از این رای ها ١٨٠٠ مورد محکومیت است، اعم از مجازات و جبران ضرر و زیان وارد به بیت المال است. از این میان، ٨٥٠ مورد صرفا مجازات است. یعنی ضرر و زیانی وجود نداشت که موجب رای باشد. بنابراین از ١٨٠٠ رای محکومیت، ٩٥٠ مورد آن هم جبرانی و هم مجازات است (قبلا هم گفتم آنجا که رای جبرانی هست حتما رای مجازات هم هست). در این مدت ٤٠٠ مورد توبیخ کتبی با درج در پرونده و ٥٢٠ مورد کسر حقوق صادر کردیم. دقت کنید کسر حقوق از نوع مجازات است، این جبران نیست. یک زمان، حقوق طرف را برای جبران مسدود می کنیم. یک زمان حقوقش را که تا یک چهارم است از باب مجازات اداری کسر می کنیم. به علاوه در این فاصله ٤٠ مورد انفصال از خدمت صادر کردیم.چه تعداد از آنها انفصال دایم بوده است؟عمده آن دایم است. یک مورد هم اخراج از محل خدمت داریم. اگر بخواهم به ترتیب مجازات را بگویم، توبیخ کتبی با درج در پرونده، کسر حقوق، انفصال موقت، اخراج از محل خدمت و انفصال دایم است. به علاوه در این مدت ٥٠ مورد اعلام و گزارش به مجلس هم داشته ایم.بر اساس توضیحات قبلی شما این ٥٠ مورد احکامی است که در مورد وزرا یا رییس جمهور صادر شده که طبق قانون باید به مجلس اعلام می شده. درست است؟بله همین طور است همه این ٥٠ مورد یا وزیر یا رییس جمهور بوده اند. چون مثلا اگر فرد معاون رییس جمهور یا قوه قضاییه باشد، برای اینها مجازات اعمال می کنیم. چون اینها را نیازی نیست به مجلس اعلام کنیم.اعلام این احکام به مجلس برای اجراست یا اینکه درباره چگونگی اجرای آن تصمیم بگیرند؟برای این است که تصمیم بگیرند. ماده ٢٤ می گوید به مجلس اعلام می شود جهت اتخاذ تصمیم. قاعدتا مجلس باید تصمیم بگیرد که حکم ما را اجرا کند یا نکند یا تصمیم خاصی بگیرد.خوب با توجه به اینکه رسیدگی های دیوان محاسبات معمولا با تاخیری همراه است اگر حکم شما درباره یک وزیر یا رییس جمهور بعد از پایان دوره کاری شان صادر شود تکلیف چیست؟ببینید قبلا در مورد وزرا و رییس جمهور اگر تصمیمی گرفته یا سبب ضرری به بیت المال شده بودند، فقط رای به جبران داده می شد، و آرا مجازاتی از توبیخ تا انفصال، را فقط به مجلس برای اتخاذ تصمیم اعلام می کردیم آن زمان می گفتند این وزیر با رای اعتماد مجلس آنجا نشسته. حالا مثلا دیوان محاسبات می خواهد او را بردارد. مجلس با این عظمتش چه می شود؟ لذا ما باید اعلام می کردیم تا خود مجلس تصمیم بگیرد.منتها سال گذشته و در این دوره از انتخابات یک بار رییس محترم مجلس از من پرسید، اینها را که اعلام می کنید مجلس چه کار کنیم؟ گفتم من در راستای اجرای قانون این کار را می کنم. ایشان گفت با توجه به اینکه رسیدگی دیوان محاسبات براساس تفریغ بودجه، زمانی اتفاق می افتد و رای به قطعیت می رسد که آن وزیر آنجا نیست، این را که اعلام می کنید، دیگر قابلیت استیضاح و سوال ندارد. دیدم حرف کاملا منطقی و عقلایی است.برای حل این موضوع مساله را در هیات عمومی مطرح کردیم و رای قبلی هیات عمومی اصلاح شد. (هیات عمومی متشکل از رییس کل، دادستان کل و ١٢ مستشار می شود که در هیات عمومی صاحب رای هستند و وظایفی همچون تصویب تفریغ بودجه را برعهده دارند) به این ترتیب که دیوان محاسبات می تواند ضمن اینکه به عملکرد یا تخلفات وزرا یا بالاتر رسیدگی کند، مانند قبل رای به جبران ضرر و زیان بدهد اما در عین حال تعیین مجازات را هم از توبیخ تا انفصال باید انجام دهد و به مجلس هم کند؛ حالا چه فرد الان هم در منصب وزارت باشد چه نباشد.یعنی اگر وزیری دیگر دوره وزارتش تمام شده باشد، باز هم می توانید حکم انفصال دایم او را بدهید.بله. حتی اگر وزیر هم باشد و در حال حاضر در مسند وزارت هم باشد ما می توانیم احکام مجازاتی او را اجرا کنیم. در رویه جدید صرفا حکم را جهت اطلاع به مجلس اعلام می کنیم. الان چنین رویه ای را هیات عمومی ما اتخاذ کرده و مورد عمل بخش های رسیدگی کننده ما هم قرار می گیرد.این را هم در ادامه آمار احکام صادر شده از سال ٩٠ تا امروز بگویم که ٨٠ مورد اعلام جرم به مرجع قضایی داشتیم. همان طور که توضیح دادم در بعد ضرر و زیان مالی، دیوان محاسبات خودش رسیدگی و تحقیق می کند، تعقیب می کند، رای صادر می کند، رای قطعی می شود، اجرا هم می شود. منتها اگر در رسیدگی هایمان در هر مرحله، چه در مرحله حسابرسی، چه در مرحله دادسرا، چه در مرحله هیات های مستشاری اگر به یک جرم عمومی برخورد کنیم (یعنی غیر از تخلف مالی و ضرر و زیان، ببینیم یک جرم عمومی مانند ارتشا، اختلاس یا جرایم عمومی دیگر که در قوانین کیفری ما آمده برخورد کنیم) این باید توسط دادستان دیوان محاسبات کشور، به دادستان عمومی و انقلاب صالحه اعلام شود. بنابراین ٨٠ مورد هم از این نوع داشتیم. یعنی در رسیدگی هامان متوجه وقوع جرم عمومی شدیم و این را به مرجع قضایی اعلام کردیم.ممکن است به مصادیقی از این ٨٠ مورد اشاره کنید؟یکی از مصادیق همان اعلام جرم در پرونده بابک زنجانی بود. در تاریخ ٥/١/٩٢ دیوان محاسبات به وزیر نفت وقت اعلام کرد که بدهی شرکت ایزو متعلق به آقای بابک زنجانی از بابت نفت خام، میعانات گازی، نفت کوره، دریافتی از شرکت hk، ٣/٢ میلیارد دلار است. همچنین بدهی از باب انتقال وجوه ارزی به پیمانکاران شرکت های نفت و گاز پارس هم داشت که ٦٠٣ میلیون دلار هم این بود. همه اینها جمعا دو میلیارد و ٩٠٣ میلیون دلار بود. دیوان محاسبات به وزیر نفت وقت اعلام کرد نسبت به پیگیری و وصول و واریز آن به حساب های خزانه نزد بانک مرکزی اقدام کنید. یعنی دیوان محاسبات دستور داد که بدهی دیگر بزرگ شده و باید آن را بازگردانید. اما متاسفانه به تذکر دیوان توجه نشد. در تاریخ ١٨/٣/٩٢ علیه مسوولان ذی مدخل و مسببین ایراد ضرر و زیان به بیت المال گزارش به دادستانی واصل شد. یعنی از بخش های فنی ما گزارش آمد که اینها اقدام قانونی در این راستا را به عمل نیاوردند. در تاریخ ٢٢/٤/٩٢، به مسوولات ذی مدخل، (یعنی مسوولان از مجموعه وزارت نفت گرفته تا کسی که این ضرر را به بیت المال زده یا این وجوه متعلق به بیت المال را مسترد نمی کند و اقدام در راستای استرداد آن به عمل نمی آورد) توسط یکی از شعب دادیاری ما تفهیم اتهام شد.در ٧/٥/٩٢ یعنی تقریبا کمتر از یک ماه، مسوولان ذی مدخل، عدم وصول این پول را توضیح دادند. گفتیم چرا وصول نمی کنید؟ گفتند ناشی از تحریم بدهکار و عدم امکان انتقال ارز به داخل کشور به دلایل تحریم است. ما این دلایل را نپذیرفتیم و گفتیم شکل گیری این بدهی و بزرگ شدن این بدهی در زمانی بود که این شخص بدهکار، تحریم نبود. چرا آن زمان این اقدمات را انجام ندادید و چرا این را منتقل نکردید به کشور؟ چرا از او وصول نکردید؟ اینها سوالاتی بود که آن زمان مطرح شد. در ٧/٥/٩٢، مسوولان این دفاع را از خودشان کردند که در ١٣/٥/٩٢، یعنی تقریبا با فاصله شش روزه که ما این دفاعیات را تحلیل کردیم، گفتیم دفاع شما پذیرفته نیست. مبادرت کردیم به صدور دادخواست با ادعای جبران ضرر و زیان وارده به بیت المال از طریق استرداد این وجوه و اعمال مجازات برای کسانی که باعث و سبب این ضرر به بیت المال شدند.این علیه چه کسی صادر شد؟ وزیر وقت یا بابک زنجانی؟هر دو. مسوولان هم که می گویم منظور فقط وزیر نیست. ممکن است بخشی از اختیارات تفویض شده بود به فردی در زیرمجموعه وزارت. پس در ١٣/٥/٩٢ دادستانی دیوان محاسبات، دادخواست و ادعانامه را صادر کرد. چون دلایل آنها را نپذیرفت. در ٢٠/٨/٩٢ هیات مستشاری، رای جبرانی و مجازات را صادر کرد. رای جبرانی آن بالغ بر ٩ هزار میلیارد تومان صادر شد. چون کل خسارات اعم از اصل پول و خسارت هایی که در این راستا وارد شده بود، کل ضرر و زیانی که به بیت المال از قِبل این یک فقره رویداد مالی صورت گرفته بود، حدود ٨٩ هزار میلیارد ریال یعنی نزدیک به ٩ هزار میلیارد تومان بود. اگر خاطرتان باشد من در مصاحبه های قبلی می گفتم که رای جبران ضرر و زیانی که در مرجع قضایی صادر می شود نباید از ٩ هزار کمتر باشد چون ما با محاسبات مان به ضرر و زیان ٩ هزار میلیاردی رسیده بودیم. پس رای صادر شد. رای جهت اجرا به محکوم علیهم چه از حیث جبرانی و چه مجازات ابلاغ شد. دیگر از این تاریخ چه به بابک زنجانی چه به مسوولان شرکت نفت، این رای ابلاغ شد که این ضرر و زیان باید جبران شود. منتها در همان حین متوجه شدیم که ممکن است بابک زنجانی، مقاصد دیگری در ذهنش باشد. این را از نوع رفتارش رصد کردیم. چون یکی دو بار برای اجرای رای او را احضار کردیم. از آن تاریخ به مرجع قضایی اعلام جرم کردیم.یعنی تصور این بود که ممکن است فرار کند... هم فرار و هم اینکه ظاهرا اقدامات مجرمانه ای هم صورت گرفته بود. مثل جعل و کلاهبرداری. از آن تاریخ به دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کردیم که از این مرحله به بعد را همه در جریان هستند.در رابطه با مسوولان شرکت نفت در آن زمان چطور حکمی صادر شده بود؟در مورد آنها هم حکم صادر شده است. اما ما منتظریم حکم نهایی مرجع قضایی صادر شود. اگر آن حکم تامین کننده این بخش از آرای ما هم باشد که هیچ؛ اگر نه ما رای خودمان را حتی در بعد ضرر و زیان اجرا خواهیم کرد. در بعد ضرر و زیان این متوجه بابک زنجانی است و در واقع او بدهکار است. منتها باید صبر کنیم آنها هم رای شان را صادر کنند و این آرا یک کاسه اجرا شود. ما بعد از اینکه در آنجا تکلیف تعیین نهایی شد این رای را می فرستیم تا در مقام اجرا لحاظ شود. اگر احیانا رای جبرانی آنها کمتر از ٩ هزارمیلیارد باشد ما حتما رای خودمان را اجرا خواهیم کرد.در مورد بابک زنجانی حکم قطعی اعدام صادر شده است. در این شرایط شما چطور امیدوار به جبران ضرر و زیان هستید؟درست است که در مورد ایشان به دلیل افساد فی الارض حکم صادر شده است. اما پرونده همچنان مفتوح است. حداقل از حیث اجرا مفتوح است و می خواهند ببینند که چه اموالی شناسایی کنند و از چه روش هایی می شود آنها را برگردانند.یعنی اگر ایشان اعدام هم شود قابل پیگیری است؟بله حتما. آرای جبرانی که در دستگاه قضایی و چه در دیوان محاسبات بر مال مترتب است.در مورد وزیر نفت وقت در این پرونده بحثی وجود دارد؟مرجع قضایی باید مبتنی بر صلاحیت ها و یافته های خودش مبنی بر اینکه جرمی واقع شده و اگر واقع شده منتسب به چه کسی هست رسیدگی کند. منتها از بعد تخلف مالی ما به تخلف مسوولان نفت رسیدیم و آرایی هم صادر شده است.در مورد وزیر نفت وقت چطور؟در مورد ایشان ما به این جمع بندی نرسیدیم.در مورد چهل مورد اخراج از محل یا ٥٠ موردی که به مجلس اعلام کردید چه مواردی شامل دولت فعلی و چه مواردی شامل دولت قبل می شود؟با توجه به پروسه زمانبر رسیدگی می شود گفت بیش از ٩٠ درصد این آرا مربوط به دوره قبل است.اینکه گفتید ٥٠ مورد همه وزیر هستند به این معناست که ممکن است شما درباره یک وزیر چند حکم صادر کرده باشید؟بله. این طور نیست که چون ٥٠ مورد است پس حتما ٥٠ وزیر مطرح است. ممکن است یک وزیر ٦ حکم گرفته باشد و یک وزیر اصلا حکمی نداشته باشد. این موارد شامل پرونده هایی می شود که از سال ٩٠ تا ٩٦ تشکیل شده اند. با این توضیح که پرونده ای که از سال ٩٦ تشکیل شده شامل عملکرد سال ٩٤ می شود. چون تفریغ را باید طی کند و گزارش آن ارایه شود و تخلفات مستند سازی شود و به دادستانی برای رسیدگی و صدور آرا بیاید.در این ٥٠ موردی که به مجلس اعلام کردید، وزرای فعلی دولت را هم شامل می شود؟بله، از آنها هم هستند. حکم آنها از توبیخ تا انفصال از خدمت را شامل می شود.ممکن است در مورد رییس جمهور سابق و احکامی که علیه ایشان صادر شده توضیح بدهید؟به تخلفات آقای احمدی نژاد که منجر به ضرر به بیت المال شده است رسیدگی شده، یعنی هم رای صادر شده و هم رای قطع شده و اتفاقا شروع به اجرا شده است. در مورد تخلفات ایشان همه آن موارد به مجلس اعلام شده است. یعنی موردی وجود ندارد تخلف منتسب به رییس جمهور وقت باشد و ما به مجلس اعلام نکرده باشیم.در باب جبرانی ضررها هم رای صادر و قطعی شده است اما به جهت اینکه آرا و ضرر و زیان هایی که ناشی از تصمیمات ایشان بود آنقدر بزرگ است که زمینه اجرای آن را نداریم. خوب باید چه کنیم؟! ایشان اصلا اموالی ندارد که کفاف این موارد را بکند.رقم تخلفات ایشان همان ١٢ هزار میلیارد تومانی است که آقای صادقی اعلام کرده بود؟اجازه بدهید موارد آن را با جزییات کامل بگویم. پرونده کلاسه ٣٨٢/٩٢ با موضوع محکومیت رییس جمهور وقت به جبران جمعا مبلغ ٧٠ هزار و ٤٦٩ میلیارد ریال. یعنی ایشان در یک مورد به بیش از هفت هزار میلیارد تومان محکوم شده. در این مورد رای صادر و قطعی شده و به مجلس هم اعلام شده است.چه سالی؟گزارش تخلف و تشکیل پرونده در دادستانی مربوط به سال ٩٢ است که قاعدتا مربوط به عملکرد سال ٩٠ ایشان است.شما چه زمانی به مجلس اعلام کردید؟ما به محض اینکه رای قطعی شد آن را اعلام می کنیم حتی فاصله یک هفته ای هم در اعلام این آرا نمی دهیم. در مجازات های اداری مان هم فاصله یک هفته ای نمی دهیم. بلافاصله اجرا می کنیم.این محکومیت هفت هزار میلی ...

ادامه مطلب  

اطلاعات تکان دهنده دادستان دیوان محاسبات از 7پرونده تخلف کلان احمدی نژاد  

درخواست حذف این مطلب
[span id='lblnewsbody'] [p]بخشی از مصاحبه را می خوانید:از نمایندگان مجلس می شنویم که در شعبه اجرای احکام دیوان، هنوز احکامی به خصوص در رابطه با رییس جمهور قبل و دولتش بلااجرا مانده... اینکه بگویند بلااجرا بی انصافی است. اقدامات اجرایی شده ولی وقتی ضرر به حدی بزرگ است در مورد بعضی احکام، طرف نه توان آن را دارد که پس بدهد، نه اموالش این را پوشش می دهد، نه حساب هایش این را پوشش می دهد، ممنوع الخروج و ممنوع المعامله هم شده. دیگر این را چه کار باید کرد؟ باید همین طور به تدریج، اگر مالی دوباره شناسایی شد، پولی عاید این فرد شد، از آن محل وصول شود. به خاطر همین است که بخش جبرانی آرای صادره، همیشه طولانی مدت اجرا می شود. اجرای مجازات ها سهل است و سریع. اما اجرای احکام جبرانی، به جهت اینکه به مال او مترتب می شود و اجرایش وقتی امکان پذیر است که فرد محکوم مالی داشته باشد و پول و تمکن داشته باشد، گاهی نداشتن اینها، اجرا را با مشکل یا تاخیر مواجه می کند.دیوان محاسبات ابزار جلب و دستگیری فرد را که ندارد، درست است؟نه؛ اقداماتی مانند ممنوع الخروجی یا ممنوع المعامله کردن فرد داریم. مسدودی حساب و برداشت از حساب داریم، توقیف اموال داریم، فروش اموال و از قبل آن تامین ضرر و زیان وارد به بیت المال را داریم. یعنی این قسمت از احکام عمدتا به دارایی و اموال و تقدینگی فرد مترتب می شود.محمود صادقی نماینده تهران، سال گذشته بگفت که در دیوان محاسبات سه حکم قطعی علیه آقای احمدی نژاد صادر شده که اجرا هم نمی شود. و معلوم هم نیست به چه دلیل اجرا نمی شود... البته علیه ایشان هفت حکم صادر شده و نه سه تا. همه هم قطعی و در حال اجرا هستند.ظاهرا کل رقم تخلفات دولت احمدی نژاد ٤٨ هزار میلیارد تومان است، که ١٢ هزار میلیارد آن فقط مربوط به ایشان است. این احکام مربوط به همین ١٢ هزار میلیارد است؟ در مورد بقیه تخلفات دولت قبل چه احکامی صادر شده است؟اجازه دهید برای پاسخ سوال شما عملکرد سال ٩٠ تاکنون را بازبینی کردیم که چه تعداد پرونده رسیدگی و چند رای صادر کردیم. یعنی آمار پرونده های متشکله از سال ٩٠ تا امروز را برای تان می گویم. وقتی می گوییم تا امروز، یعنی عملکرد سال ٩٤ امروز پرونده شده است. چون عرض کردم تفریغ باید انجام شود و گزارش ها برسد و پرونده ها تشکیل شوند.از سال ٩٠ تا امروز، ما تعداد ٣٥٣٩ رای صادر کردیم. از این رای ها ١٨٠٠ مورد محکومیت است، اعم از مجازات و جبران ضرر و زیان وارد به بیت المال است. از این میان، ٨٥٠ مورد صرفا مجازات است. یعنی ضرر و زیانی وجود نداشت که موجب رای باشد. بنابراین از ١٨٠٠ رای محکومیت، ٩٥٠ مورد آن هم جبرانی و هم مجازات است (قبلا هم گفتم آنجا که رای جبرانی هست حتما رای مجازات هم هست). در این مدت ٤٠٠ مورد توبیخ کتبی با درج در پرونده و ٥٢٠ مورد کسر حقوق صادر کردیم. دقت کنید کسر حقوق از نوع مجازات است، این جبران نیست. یک زمان، حقوق طرف را برای جبران مسدود می کنیم. یک زمان حقوقش را که تا یک چهارم است از باب مجازات اداری کسر می کنیم. به علاوه در این فاصله ٤٠ مورد انفصال از خدمت صادر کردیم.چه تعداد از آنها انفصال دایم بوده است؟عمده آن دایم است. یک مورد هم اخراج از محل خدمت داریم. اگر بخواهم به ترتیب مجازات را بگویم، توبیخ کتبی با درج در پرونده، کسر حقوق، انفصال موقت، اخراج از محل خدمت و انفصال دایم است. به علاوه در این مدت ٥٠ مورد اعلام و گزارش به مجلس هم داشته ایم.بر اساس توضیحات قبلی شما این ٥٠ مورد احکامی است که در مورد وزرا یا رییس جمهور صادر شده که طبق قانون باید به مجلس اعلام می شده. درست است؟بله همین طور است همه این ٥٠ مورد یا وزیر یا رییس جمهور بوده اند. چون مثلا اگر فرد معاون رییس جمهور یا قوه قضاییه باشد، برای اینها مجازات اعمال می کنیم. چون اینها را نیازی نیست به مجلس اعلام کنیم.اعلام این احکام به مجلس برای اجراست یا اینکه درباره چگونگی اجرای آن تصمیم بگیرند؟برای این است که تصمیم بگیرند. ماده ٢٤ می گوید به مجلس اعلام می شود جهت اتخاذ تصمیم. قاعدتا مجلس باید تصمیم بگیرد که حکم ما را اجرا کند یا نکند یا تصمیم خاصی بگیرد.خوب با توجه به اینکه رسیدگی های دیوان محاسبات معمولا با تاخیری همراه است اگر حکم شما درباره یک وزیر یا رییس جمهور بعد از پایان دوره کاری شان صادر شود تکلیف چیست؟ببینید قبلا در مورد وزرا و رییس جمهور اگر تصمیمی گرفته یا سبب ضرری به بیت المال شده بودند، فقط رای به جبران داده می شد، و آرا مجازاتی از توبیخ تا انفصال، را فقط به مجلس برای اتخاذ تصمیم اعلام می کردیم آن زمان می گفتند این وزیر با رای اعتماد مجلس آنجا نشسته. حالا مثلا دیوان محاسبات می خواهد او را بردارد. مجلس با این عظمتش چه می شود؟ لذا ما باید اعلام می کردیم تا خود مجلس تصمیم بگیرد.منتها سال گذشته و در این دوره از انتخابات یک بار رییس محترم مجلس از من پرسید، اینها را که اعلام می کنید مجلس چه کار کنیم؟ گفتم من در راستای اجرای قانون این کار را می کنم. ایشان گفت با توجه به اینکه رسیدگی دیوان محاسبات براساس تفریغ بودجه، زمانی اتفاق می افتد و رای به قطعیت می رسد که آن وزیر آنجا نیست، این را که اعلام می کنید، دیگر قابلیت استیضاح و سوال ندارد. دیدم حرف کاملا منطقی و عقلایی است.برای حل این موضوع مساله را در هیات عمومی مطرح کردیم و رای قبلی هیات عمومی اصلاح شد. (هیات عمومی متشکل از رییس کل، دادستان کل و ١٢ مستشار می شود که در هیات عمومی صاحب رای هستند و وظایفی همچون تصویب تفریغ بودجه را برعهده دارند) به این ترتیب که دیوان محاسبات می تواند ضمن اینکه به عملکرد یا تخلفات وزرا یا بالاتر رسیدگی کند، مانند قبل رای به جبران ضرر و زیان بدهد اما در عین حال تعیین مجازات را هم از توبیخ تا انفصال باید انجام دهد و به مجلس هم کند؛ حالا چه فرد الان هم در منصب وزارت باشد چه نباشد.یعنی اگر وزیری دیگر دوره وزارتش تمام شده باشد، باز هم می توانید حکم انفصال دایم او را بدهید.بله. حتی اگر وزیر هم باشد و در حال حاضر در مسند وزارت هم باشد ما می توانیم احکام مجازاتی او را اجرا کنیم. در رویه جدید صرفا حکم را جهت اطلاع به مجلس اعلام می کنیم. الان چنین رویه ای را هیات عمومی ما اتخاذ کرده و مورد عمل بخش های رسیدگی کننده ما هم قرار می گیرد.این را هم در ادامه آمار احکام صادر شده از سال ٩٠ تا امروز بگویم که ٨٠ مورد اعلام جرم به مرجع قضایی داشتیم. همان طور که توضیح دادم در بعد ضرر و زیان مالی، دیوان محاسبات خودش رسیدگی و تحقیق می کند، تعقیب می کند، رای صادر می کند، رای قطعی می شود، اجرا هم می شود. منتها اگر در رسیدگی هایمان در هر مرحله، چه در مرحله حسابرسی، چه در مرحله دادسرا، چه در مرحله هیات های مستشاری اگر به یک جرم عمومی برخورد کنیم (یعنی غیر از تخلف مالی و ضرر و زیان، ببینیم یک جرم عمومی مانند ارتشا، اختلاس یا جرایم عمومی دیگر که در قوانین کیفری ما آمده برخورد کنیم) این باید توسط دادستان دیوان محاسبات کشور، به دادستان عمومی و انقلاب صالحه اعلام شود. بنابراین ٨٠ مورد هم از این نوع داشتیم. یعنی در رسیدگی هامان متوجه وقوع جرم عمومی شدیم و این را به مرجع قضایی اعلام کردیم.ممکن است به مصادیقی از این ٨٠ مورد اشاره کنید؟یکی از مصادیق همان اعلام جرم در پرونده بابک زنجانی بود. در تاریخ ٥/١/٩٢ دیوان محاسبات به وزیر نفت وقت اعلام کرد که بدهی شرکت ایزو متعلق به آقای بابک زنجانی از بابت نفت خام، میعانات گازی، نفت کوره، دریافتی از شرکت hk، ٣/٢ میلیارد دلار است. همچنین بدهی از باب انتقال وجوه ارزی به پیمانکاران شرکت های نفت و گاز پارس هم داشت که ٦٠٣ میلیون دلار هم این بود. همه اینها جمعا دو میلیارد و ٩٠٣ میلیون دلار بود. دیوان محاسبات به وزیر نفت وقت اعلام کرد نسبت به پیگیری و وصول و واریز آن به حساب های خزانه نزد بانک مرکزی اقدام کنید. یعنی دیوان محاسبات دستور داد که بدهی دیگر بزرگ شده و باید آن را بازگردانید. اما متاسفانه به تذکر دیوان توجه نشد. در تاریخ ١٨/٣/٩٢ علیه مسوولان ذی مدخل و مسببین ایراد ضرر و زیان به بیت المال گزارش به دادستانی واصل شد. یعنی از بخش های فنی ما گزارش آمد که اینها اقدام قانونی در این راستا را به عمل نیاوردند. در تاریخ ٢٢/٤/٩٢، به مسوولات ذی مدخل، (یعنی مسوولان از مجموعه وزارت نفت گرفته تا کسی که این ضرر را به بیت المال زده یا این وجوه متعلق به بیت المال را مسترد نمی کند و اقدام در راستای استرداد آن به عمل نمی آورد) توسط یکی از شعب دادیاری ما تفهیم اتهام شد.در ٧/٥/٩٢ یعنی تقریبا کمتر از یک ماه، مسوولان ذی مدخل، عدم وصول این پول را توضیح دادند. گفتیم چرا وصول نمی کنید؟ گفتند ناشی از تحریم بدهکار و عدم امکان انتقال ارز به داخل کشور به دلایل تحریم است. ما این دلایل را نپذیرفتیم و گفتیم شکل گیری این بدهی و بزرگ شدن این بدهی در زمانی بود که این شخص بدهکار، تحریم نبود. چرا آن زمان این اقدمات را انجام ندادید و چرا این را منتقل نکردید به کشور؟ چرا از او وصول نکردید؟ اینها سوالاتی بود که آن زمان مطرح شد. در ٧/٥/٩٢، مسوولان این دفاع را از خودشان کردند که در ١٣/٥/٩٢، یعنی تقریبا با فاصله شش روزه که ما این دفاعیات را تحلیل کردیم، گفتیم دفاع شما پذیرفته نیست. مبادرت کردیم به صدور دادخواست با ادعای جبران ضرر و زیان وارده به بیت المال از طریق استرداد این وجوه و اعمال مجازات برای کسانی که باعث و سبب این ضرر به بیت المال شدند.این علیه چه کسی صادر شد؟ وزیر وقت یا بابک زنجانی؟هر دو. مسوولان هم که می گویم منظور فقط وزیر نیست. ممکن است بخشی از اختیارات تفویض شده بود به فردی در زیرمجموعه وزارت. پس در ١٣/٥/٩٢ دادستانی دیوان محاسبات، دادخواست و ادعانامه را صادر کرد. چون دلایل آنها را نپذیرفت. در ٢٠/٨/٩٢ هیات مستشاری، رای جبرانی و مجازات را صادر کرد. رای جبرانی آن بالغ بر ٩ هزار میلیارد تومان صادر شد. چون کل خسارات اعم از اصل پول و خسارت هایی که در این راستا وارد شده بود، کل ضرر و زیانی که به بیت المال از قِبل این یک فقره رویداد مالی صورت گرفته بود، حدود ٨٩ هزار میلیارد ریال یعنی نزدیک به ٩ هزار میلیارد تومان بود. اگر خاطرتان باشد من در مصاحبه های قبلی می گفتم که رای جبران ضرر و زیانی که در مرجع قضایی صادر می شود نباید از ٩ هزار کمتر باشد چون ما با محاسبات مان به ضرر و زیان ٩ هزار میلیاردی رسیده بودیم. پس رای صادر شد. رای جهت اجرا به محکوم علیهم چه از حیث جبرانی و چه مجازات ابلاغ شد. دیگر از این تاریخ چه به بابک زنجانی چه به مسوولان شرکت نفت، این رای ابلاغ شد که این ضرر و زیان باید جبران شود. منتها در همان حین متوجه شدیم که ممکن است بابک زنجانی، مقاصد دیگری در ذهنش باشد. این را از نوع رفتارش رصد کردیم. چون یکی دو بار برای اجرای رای او را احضار کردیم. از آن تاریخ به مرجع قضایی اعلام جرم کردیم.یعنی تصور این بود که ممکن است فرار کند... هم فرار و هم اینکه ظاهرا اقدامات مجرمانه ای هم صورت گرفته بود. مثل جعل و کلاهبرداری. از آن تاریخ به دادستان عمومی و انقلاب تهران اعلام کردیم که از این مرحله به بعد را همه در جریان هستند.در رابطه با مسوولان شرکت نفت در آن زمان چطور حکمی صادر شده بود؟در مورد آنها هم حکم صادر شده است. اما ما منتظریم حکم نهایی مرجع قضایی صادر شود. اگر آن حکم تامین کننده این بخش از آرای ما هم باشد که هیچ؛ اگر نه ما رای خودمان را حتی در بعد ضرر و زیان اجرا خواهیم کرد. در بعد ضرر و زیان این متوجه بابک زنجانی است و در واقع او بدهکار است. منتها باید صبر کنیم آنها هم رای شان را صادر کنند و این آرا یک کاسه اجرا شود. ما بعد از اینکه در آنجا تکلیف تعیین نهایی شد این رای را می فرستیم تا در مقام اجرا لحاظ شود. اگر احیانا رای جبرانی آنها کمتر از ٩ هزارمیلیارد باشد ما حتما رای خودمان را اجرا خواهیم کرد.در مورد بابک زنجانی حکم قطعی اعدام صادر شده است. در این شرایط شما چطور امیدوار به جبران ضرر و زیان هستید؟درست است که در مورد ایشان به دلیل افساد فی الارض حکم صادر شده است. اما پرونده همچنان مفتوح است. حداقل از حیث اجرا مفتوح است و می خواهند ببینند که چه اموالی شناسایی کنند و از چه روش هایی می شود آنها را برگردانند.یعنی اگر ایشان اعدام هم شود قابل پیگیری است؟بله حتما. آرای جبرانی که در دستگاه قضایی و چه در دیوان محاسبات بر مال مترتب است.در مورد وزیر نفت وقت در این پرونده بحثی وجود دارد؟مرجع قضایی باید مبتنی بر صلاحیت ها و یافته های خودش مبنی بر اینکه جرمی واقع شده و اگر واقع شده منتسب به چه کسی هست رسیدگی کند. منتها از بعد تخلف مالی ما به تخلف مسوولان نفت رسیدیم و آرایی هم صادر شده است.در مورد وزیر نفت وقت چطور؟در مورد ایشان ما به این جمع بندی نرسیدیم.در مورد چهل مورد اخراج از محل یا ٥٠ موردی که به مجلس اعلام کردید چه مواردی شامل دولت فعلی و چه مواردی شامل دولت قبل می شود؟با توجه به پروسه زمانبر رسیدگی می شود گفت بیش از ٩٠ درصد این آرا مربوط به دوره قبل است.اینکه گفتید ٥٠ مورد همه وزیر هستند به این معناست که ممکن است شما درباره یک وزیر چند حکم صادر کرده باشید؟بله. این طور نیست که چون ٥٠ مورد است پس حتما ٥٠ وزیر مطرح است. ممکن است یک وزیر ٦ حکم گرفته باشد و یک وزیر اصلا حکمی نداشته باشد. این موارد شامل پرونده هایی می شود که از سال ٩٠ تا ٩٦ تشکیل شده اند. با این توضیح که پرونده ای که از سال ٩٦ تشکیل شده شامل عملکرد سال ٩٤ می شود. چون تفریغ را باید طی کند و گزارش آن ارایه شود و تخلفات مستند سازی شود و به دادستانی برای رسیدگی و صدور آرا بیاید.در این ٥٠ موردی که به مجلس اعلام کردید، وزرای فعلی دولت را هم شامل می شود؟بله، از آنها هم هستند. حکم آنها از توبیخ تا انفصال از خدمت را شامل می شود.ممکن است در مورد رییس جمهور سابق و احکامی که علیه ایشان صادر شده توضیح بدهید؟به تخلفات آقای احمدی نژاد که منجر به ضرر به بیت المال شده است رسیدگی شده، یعنی هم رای صادر شده و هم رای قطع شده و اتفاقا شروع به اجرا شده است. در مورد تخلفات ایشان همه آن موارد به مجلس اعلام شده است. یعنی موردی وجود ندارد تخلف منتسب به رییس جمهور وقت باشد و ما به مجلس اعلام نکرده باشیم.در باب جبرانی ضررها هم رای صادر و قطعی شده است اما به جهت اینکه آرا و ضرر و زیان هایی که ناشی از تصمیمات ایشان بود آنقدر بزرگ است که زمینه اجرای آن را نداریم. خوب باید چه کنیم؟! ایشان اصلا اموالی ندارد که کفاف این موارد را بکند.رقم تخلفات ایشان همان ١٢ هزار میلیارد تومانی است که آقای صادقی اعلام کرده بود؟اجازه بدهید موارد آن را با جزییات کامل بگویم. پرونده کلاسه ٣٨٢/٩٢ با موضوع محکومیت رییس جمهور وقت به جبران جمعا مبلغ ٧٠ هزار و ٤٦٩ میلیارد ریال. یعنی ایشان در یک مورد به بیش از هفت هزار میلیارد تومان محکوم شده. در این مورد رای صادر و قطعی شده و به مجلس هم اعلام شده است.چه سالی؟گزارش تخلف و تشکیل پرونده در دادستانی مربوط به سال ٩٢ است که قاعدتا مربوط به عملکرد سال ٩٠ ایشان است.شما چه زمانی به مجلس اعلام کردید؟ما به محض اینکه رای قطعی شد آن را اعلام می کنیم حتی فاصله یک هفته ای هم در اعلام این آرا نمی دهیم. در مجازات های اداری مان هم فاصله یک هفته ای نمی دهیم. بلافاصله اجرا می کنیم.این محکومیت هفت هزار میلیاردی بابت چه تخلفی است؟بابت واریز غیر ...

ادامه مطلب  

راهکار مجلس برای جبران کسری بودجه دولت در سال / مجوز برداشت از صندوق ذخیره ارزی  

درخواست حذف این مطلب
نمایندگان مردم در خانه ملت راهکارهایی برای جبران کسری بودجه دولت در سال آینده را تعیین کردند. به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری سلامت به نقل از خانه ملت نمایندگان در نشست علنی امروز (چهارشنبه اسفند ماه) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی بخش درآمدی لایحه بودج ...

ادامه مطلب