دیدار محمدباقر نوبخت با مراجع تقلید و علما / قم  

درخواست حذف این مطلب
مجلس دولت احزاب و تشکل ها دفاعی امنیتی تحولات منطقه سیاست خارجی برنامه های ویژه خبری سایر حوزه ها عناوین کل اخبار سیاسی بین الملل ایران خاورمیانه اروپا و آمریکا اقتصاد بین الملل داعش کافه بین الملل عناوین کل اخبار بین الملل شهری حوادث و انتظامی رفاه و تعاون باشگاه شبانه دنیای ارتباطات محیط زیست حقوقی قضایی ازدواج و خان ...

ادامه مطلب  

آقای قالیباف شما حق بزرگی به کشور و انقلاب دارید  

درخواست حذف این مطلب
شهردار سابق تهران گفت: ما جزو کسانی بودیم که حضرت امام(ره) در ۱۵ خرداد ۴۲ وقتی رژیم ساواک تهدید کردند گفتند سربازان من در قنداق ها هستند. به گزارش هشدارنیوز ؛ در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف که عصر امروز با حضور حجت الاسلام سیدحسن خمینی، سردار وحید، علی مطهری و حجت الاسلام دعایی و جمعی از اساتید و هنرمندان در تالار ایوان شمس برگزار شد، اصغر همت مدیرعامل خانه تئاتر ایران به پاس زحمات ارائه شده از سوی آقای قالیباف شهردار سابق تهران در حوزه فرهنگی و هنری نشان ویژه به وی اهدا کرد.وی گفت: این نشان برای مجموعه خانه تئاتر ایران اهمیت ویژه ای دارد و آن را به شخص آقای قالیباف به پاس زحمات وی در حوزه فرهنگی اهدا می کنیم. این نشان ویژه با امضای عزت الله انتظامی و اصغر همت به قالیباف داده شد.دکتر قالیباف: رهبری همیشه سه نکته مهم را به من تاکید می کردندمحمد باقر قالیباف در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری شهردار سابق تهران گفت: به یکایک اصحاب علم، فرهنگ، هنر، رسانه، علمای بزرگوار خیر مقدم عرض می کنم. من لایق محبت های شما نبودم و نیستیم و از یکایک شما تقدیر و تشکر می کنم.طبیعتا هر مدیری در هر مجموعه ای هم خدمت می کند و هم خطا. انشالله خدمت ها با اخلاص بوده باشد و در پیشگاه خداوند مقبول واقع شود تا گره ای از کار مردم باز کرده باشد، چرا که رضایت مردم نشانی از رضایت الهی است. از خداوند بزرگ هم می خواهم که خطا و کوتاهی بنده را ببخشد و مطمئن هستم شهروندان خوب، عزیز و با محبت و با گذشت شهر و کشور نیز به بزرگی خودشان خطاها و کوتاهی های بنده را خواهند بخشید. مخصوصا بزرگان اصحاب قلم و نخبگان و سرمایه های اجتماعی شهر و کشور.در این مدت ۱۲ سال توفیق داشتم که جلسات رسمی و غیر رسمی زیادی در محضر مقام معظم رهبری باشم. ایشان همیشه در کنار تذکراتی که طبیعتا برای هر مدیری است، سه نکته مهم را تاکید می کردند. اولین نکته غفلت نکردن و توجه کردن به محرومان و جنوب شهر است، ایشان فرمودند هر کاری می کنید از قشر محروم و مظلوم و محرومیت زدایی غفلت نکنید و بر این اساس بحث شمال و جنوب و توجه به جنوب شهر را مطرح کردیم.دومین نکته تاکید بر فرهنگ و هنر بود، فارغ از اینکه مقام معظم رهبری در جایگاه ولی امر هستند به عنوان یک شخصیت فرهنگی و هنری، هنرشناس و هنر دوست مورد اتفاق همه سلایق هستند. اگر من در خانه هنرمندان در ۱۱ سال و هفت ماه قبل تا امروز کمک کردم دستور مستقیم مقام معظم رهبری به من بود. موضوعات خانه سینما ، خانه موسیقی و ... ایشان گفتند از موضوع فرهنگ و هنر در شهر غفلت نکنید.یک وقتی ما در همه بحث ها مثل هیات های مساجد و ... دقت داشتیم. یک روز با آقای قرائتی در جمع ایشان بودیم درباره مسائل مسجد و مسجدسازی آقا فرمودند شهرداری هم در حوزه مسجد تلاش می کند اما وظیفه ایشان در این کار نیست، دیگران باید دنبال کنند اما در حوزه فرهنگ و هنر همیشه به من تاکید داشتند در این مسیر حرکت کنید.نکته سوم که ایشان در هر جلسه مهم تاکید داشتند بحث محیط زیست، توسعه فضای سبز و جلوگیری از گسترش تهران به منظور آسایش برای مردم بود. این تصمیم عجیبی بود که در این دوره در محدوده شهر تهران بیش از دو هزار هکتار از فضاهای دستگاه اهی مختلف از جمله دستگاه های نظامی، انتظامی، امنیتی و دولتی را با دستور مستقیم در اختیار مردم قرار دادند. اگر من خدمتی کردم در حقیقت انجام وظیفه بوده است و با افتخار فرمان مقام معظم رهبری را اجرا کردم.از محبت های یکایک شما عزیزان تقدیر و تشکر می کنم و فکر می کنم که همه ما به محرومان و مظلومان در این شهر و سراسر کشور مدیون هستیم.ما جزو کسانی بودیم که حضرت امام در ۱۵ خرداد ۴۲ وقتی رژیم ساواک تهدید کردند گفتند سربازان من در قنداق ها هستند. من یک روستا زاده بودم و در محیطی زندگی کردیم که باید کار می کردیم تا زندگی را اداره می کردیم. اگر امروز در این مسئولیت ها قرار گرفتیم، جز امام، شهدا و مردم مدیون هیچ کس دیگری نیستیم. تا زنده هستیم برای این مردم و نظام تلاش می کنیم تا بتوانیم گره ای از گره آن ها را باز کنیم.ما هر کجا کار کردیم هر دو جریان سیاسی از دست ما دلخور بودند. من ۱۲ سال شهردار بودم همیشه با فاصله اختلاف یک رای شهردار شدم چه اصولگراها بودند چه اصلاح طلبان. بعضی وقت ها ممتنع می شد و یکی که ممتنع می داد هفت به هفت می شدند.هیچ وقت در حوزه هنر رفتار ابزاری نکردم. هیچ درخواست سیاسی نداشتم چه آنهای یکه در مقطع مسایل سیاسی از ما حمایت کردند و نکردند در رفتارم با آنها هیچ تغییری اتفاق نمی افتاد چون هر کسی به وظیفه و باور خودش عمل می کند. من همه شما را فارغ از گرایش های سیاسی، سرمایه کشور می دانم و این سرمایه ملی برای همه است.به دلیل اینکه ما مدیون این مردم و خصوصا محرومان و مستضعفان هستیم، از این به بعد هم به عنوان یک شهروند در این شهر زندگی می کنم، هم در خدمت دوستان عزیز در شهرداری هستم و هر کاری از من بخواهند در دمت خواهم بود تا آن چیزی که فهم می کنم به آنها کمک نی کنم، دوم هم اینکه به عنوان یک شهروند این وظیفه را دارم که از مسجد و همین محل های فرهنگی و هنری کمک به محرومان و مستضعفان را فراموش نکنیم. دست به دست هم دهیم و دلشکستگان را دلشاد کنیم.مطهری: به دولت پیشنهاد دادم که از قالیباف به عنوان وزیر استفاده کند/۳ دولت گذشته با شهرداری هماهنگ نبودندعلی مطهری نماینده مجلس شورای اسلامی در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف که عصر امروز به همت خانه هنرمندان ایران در تالار ایوان شمس برگزار شد، اظهار کرد: به نظر من یکی از نکات مهم خدمات آقای قالیباف این است که در این 12 سال علی رغم اینکه دولت ها با شهرداری همراه و هماهنگ نبودند، خدمات موثری را به شهروندان ارائه کرده است.وی تصریح کرد: دولت های نهم، دهم و حتی یازدهم همراه و همکار آقای قالیباف در شهرداری نبودند و علی رغم تمام سختی ها، ایشان خدمات زیادی را در تهران انجام دادند و قابل تقدیر است.نماینده مردم مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: در مجلس هشتم ما یک مصوبه ای را به تصویب رسانده ایم براین اساس که تسهیلاتی در تسریع ساخت مترو ( 2 میلیارد دلار) در اختیار شهرداری قرار بگیرد که علی رغم اینکه این مصوبه در مجمع تشخیص به تصویب رسید و قانونی نیز شد، رئیس جمهور وقت مخالف اجرای آن بود و تاکید داشت که چون این قانون به مجمع رفته است آن را اجرا نمی کند و حتی یکی از سوالاتی که ما از رئیس جمهور وقت داشتیم به این موضوع اختصاص داده شد.مطهری اضافه کرد: متاسفانه در تمامی دولت ، نهم ، دهم و یازدهم هماهنگی با شهرداری نبود و شهرداری برای تامین درآمدهای پایدار با مشکلات عدیده ای روبه رو بود و علی رغم همه این مشکلات، خدمات مهمی در تهران ایجاد شده است.وی گفت: البته بنده به برخی از امور شهری که مختص به این دوره نیست از جمله بلندمرتبه سازی انتقاد داشتم که البته در دوره مدیریت آقای قالیباف این موضوع کنترل شد.نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: دومین موزه به خانه شهید مطهری مربوط بود که توسط آقای قالیباف در تهران راه اندازی شد.وی همچنین به احداث باغ کتاب در شهر تهران اشاره کرد و گفت: این اقدام بزرگی بود که در این دوره انجام گرفت ضمن اینکه بسیاری از خدمات شهر تهران از جمله ساخت بزرگراه، پل طبیعت، بوستان های متعدد جزء کارهای فرهنگی محسوب می شود.نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی همچنین به جمع آوری معتادان و نگهداری آنها توسط مراکز پیش بینی شده از سوی شهرداری اشاره کرد و گفت: این اقدامی است قابل توجه و اهمیت است.وی در ادامه به احداث بوستان های ویژه بانوان در شهر تهران اشاره کرد و گفت: این کار ابتکاری بود که در این دوره صورت گرفت و از جمله کارهایی است که باید در آینده ادامه پیدا کند.مطهری همچنین به آماده سازی بانوان در شهرداری در دوره قالیباف اشاره کرد و گفت: آقای قالیباف علی رغم همه فشارهایی که بود در این خصوص ایستادگی کردند و موفق نیز بودند.نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تجلیل کار بسیار خوب و پسندیده ای است آن هم از یک مدیر توانمند و موثر همانند قالیباف.وی گفت: بنده حتی به دولت پیشنهاد کردم که از آقای قالیباف به عنوان وزیر استفاده کند که مورد موافقت قرار نگرفت.مطهری ادامه داد: دیواری بین اصولگرایی و اصلاح طلبی وجود ندارد و باید واقعا از دو طیف استفاده شود.عسگرپور: فعالیت های فرهنگی و هنری قالیباف مشابه نداردمحمدمهدی عسگرپور در آیین تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران اظهار کرد: از خانه هنرمندان بابت تقدیر و تشکر بهنگام از محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران تشکر می :ن.وی تصریح کرد: اگر تندبادهای سیاسی نبود راحت تر به موضوع پرداخته می شد اما چه کنیم که تندبادهای سیاسی نمی گذارند به اصل موضوع اشاره شود.عسگرپور بیان کرد: متاسفانه تندبادهای سیاسی باعث از بین رفتن انصاف ها می شود و نمی توانیم حق مطلب را ادا کنیم.وی به اقدامات انجام شده از سوی شهردار سابق تهران در حوزه فرهنگی و هنری اشاره کرد و گفت: فعالیت های آقای قالیباف در حوزه فرهنگ و هنر مشابه ندارد و در سال های گذ ...

ادامه مطلب  

قربانزاده: حضور رییسی، به روحانی در تغییر زمین بازی کمک کرد/ خانجانی: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برد  

درخواست حذف این مطلب
نشست تحلیل تکنیک های کمپین های انتخابات ریاست جمهوری، با حضور جهانبخش خانجانی و حسین قربان زاده از چهره های موثر کمپین های روحانی و قالیباف برگزار شد. به گزارش ایلنا، در ابتدای این نشست که به همت گروه سیاست نظری انجمن اندیشه و قلم و با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، مجری با اشاره به رایزنی با اعضای ارشد ستاد حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی، تاکید کرد: مطلوب ما این بود که در این جلسه نمایندگان هر سه نامزد حضور یابند و تا دو سه روز قبل، قرار بود عضو ستاد آقای رئیسی هم حاضر شوند که نیامدند.او هدف از این نشست را واکاوی علمی دستاورد ها و هزینه های انتخابات برای جامعه دانست.*کار عملیاتی کمپین روحانی از اسفند۹۵ شکل گرفتجهانبخش خانجانی، مدیر ستاد خبری دکتر حسن روحانی در ایام انتخابات، با بیان اینکه این بحث ها اکنون نه برای عامه مردم بلکه به صورت تخصصی برای سیاسیون و فعالان رسانه است، گفت: در دنیا تجارت برند ها و علم برندینگ تبدیل به حوزه ای شده که اندیشمندانی و شرکت های بزرگی در نظام ارزش آفرینی برند فعالیت می کنند. برخی می گویند صحبت کردن از برند و کمپین سیاسی، تنزل جایگاه سیاست و رقابت سیاسی است، اما تصور من برخلاف این عقیده است، باید از استفاده کنندگان کمپین ها سپاس گزاری کرد چرا که امروزه، کمپین در دنیا به موضوع علمی تبدیل شده است.او افزود: با توجه به رشد فزاینده رسانه های مختلف خصوصا در فضای مجازی، این حوزه رشد فزاینده ای داشته است و طبیعتا جریان های سیاسی کوشیده اند که از این علم بهره برداری کنند. این مفهوم به توسعه سیاسی در کشور و ابزارهای آن مربوط می شود. واقعیت این است که ما از مفاهیم توسعه آگاهی نداریم.خانجانی در تحلیل ساختار کمپین انتخاباتی دکتر روحانی و نحوه تولید پیام ها در ستاد اوگفت: در ستاد دکتر روحانی برخلاف برخی کاندیدا ها که از سال ها قبل کتابی برای کمپین خود طراحی کردند، یک کمپین منسجم از ماه ها قبل شکل نگرفت. کمپین انتخاباتی روحانی، زمان آغاز دقیقی نداشت اما کار عملیاتی را از اسفند۹۵ که ستاد شکل گرفت، آغاز کردیم.او ادامه داد: هرچند کارستادی صرفا در دو سه ماه پایانی انجام شد اما فعالین ستادی به واسطه پیشینه خود توانستند مراحل کمپین انتخاباتی را پس از شکل گیری ستاد به سرعت پیاده کنند. البته از مدت ها قبل، احزاب و جریانات سیاسی اتاق فکرهایی برای انتخابات تشکیل داده بودند اما نمی توان گفت که این حرکات، در خدمت شکل گیری یک کمپین بود اما پس از تشکیل ستاد به سرعت تمام مطالعات لازم برای این کمپین اعم از بررسی swot شکل گرفت و ما در این تحلیل از پژوهش های دولت هم استفاده کردیم.*در ستاد روحانی به دنبال شروع دعوا نبودیمرئیس ستاد خبری روحانی با اشاره به اینکه معمولا علما از کمپین، انتخابات و آنچه که برایشان تجویز می شود چندان تبعیت پذیر نیستند و ظاهرا دکتر روحانی هم استثنا نیست، گفت: اما ما کارخود را انجام می دادیم. ما اهداف و مخاطبین خود را شناسایی کردیم و استراتژی خودرا بر اساس مواضع انتخاباتی تبیین کردیم. اصالتا به دنبال ایجاد چالش نبودیم، به همین دلیل ما شروع کننده دعوا نبودیم یعنی استرانژی ما رفتار ایجابی بود. بر اساس همان مدل طراحی شده، پیام، شعار و رنگ انتخاباتی را بر اساس همه آنچه جاذبه تبلیغاتی بود و باعث جلب مخاطب می شد، انتخاب کردیم و ابزار ها را طراحی کردیم و طبیعی بود که قالیباف و رئیسی از همین مدل استفاده کردند.سخنگوی وزارت کشور دولت اصلاحات با اشاره به شناخته شده بودن رقبای روحانی گفت: من خودم ۶ماه قبل از انتخابات گفتم طبیعی است که همه افراد برای همگرایی بین جناح مقابل می کوشند و مشخص است که رقابت ما با چه جریان فکری است. حتی حدس علمی و مناسبی داشتیم که برخی جریانات مانند جریان احمدی نژاد یا حضور نمی یابند یا امکان فعالیت ندارند. فشارهای سیاسی رقیب باعث شده بود کمپین های فرعی به صورت موردی در پاسخ به فعالیت های رقیب شکل دهیم و به نوعی به شناسایی جناح رقیب پرداختیم. مخاطبان ما سه دسته بودند: جریان متوسط رو به بالا جریان متوسط رو به پایین و آرای خاموش.*عضو ستاد قالیباف: رئیسی و قالیباف عملا علیه هم رقابت می کردند/ حضور جهانگیری کار ما را دشوار کرددر ادامه این نشست، حسین قربانزاده، مدیر مسئول روزنامه همشهری با بیان اینکه کمپین را به کارزار، ترجمه می کنند، افزود: طبیعتا تعیین خط مشی ها اولویت ها و سیاست ها و طراحی برنامه رقابت با رقبا در هر حوزه ای را کمپین می دانند. اگر مشتری، مخاطب و مزیت رقابتی درست پیمایش بشوند امکانش هست که کمپین موفق بشود.او با بیان اینکه طبیعتا ما در هر انتخابات کاندیدا هستیم، ادامه داد: اما صادقانه بگویم قالیباف شخصا تمایلی به کاندیداتوری نداشت و هرچند از ابتدای آذر ۹۵ افکارسنجی داشتیم و اتاق فکری از سال ها قبل شکل گرفته بود، اما زمان شکل گیری ستاد، دو هفته قبل از ورود بود.سردبیر همشهری ۵ موضوع که باعث پیشتاز شدن طرف مقابل و افتادن قالیباف می شد، را این گونه برشمرد: ۱-رقابت با رئیس جمهور مستقر۲- شرکت برای سومین بار در عین شکست خوردن در دو انتخابات قبلی ۳- ویژگی رقابت دو قطبی، (خیلی سریع در کشور ما صفر تا صد رقابت به حاکمیت می چسبد و اینکه چه کسی له حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت؟ در چنین وضعیتی عملا انتخاب رئیس قوه اجرایی به اینکه چه کسی با حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت، تبدیل می شود. ۴- رقابت همزمان قالیباف با روحانی و جهانگیری، به شدت کار را برای او دشوار کرده بود. کاندیداتوری جهانگیری، یعنی زمان جناح دولت دو برابر شده بود و دو نفر با دو نگاه کاملا مشابه گزارش کار دولت را ارائه می کردند و شبهات را پاسخ می گفتند. این شبهه برای آقایان رئیسی و قالیباف اصلا شبهه درستی نیست، چراکه آقای رئیسی و قالیباف انصافا عملا علیه هم رقابت می کردند اما کمتر کسی بود که نمی دانست جهانگیری به نفع روحانی کنار خواهد کشید. در همان مناظره نخست، این ایراد از سوی قالیباف نسبت به اسحاق جهانگیری مطرح شد و معاون اول پاسخ داد: در سال ۸۰ وزرا و معاونین دولت اصلاحات در مقابل رییس جمهور وقت، کاندیدا شدند، کاندیداتوری من هم از این جنس بود. پاسخ ما این است که آن ها واقعا با رییس جمهور وقت رقابت کردند، اما شما قصد رقابت نداشتید و از آغاز برای حمایت از روحانی آمده بودید. رقابت رییسی و قالیباف رقابت بسیار تنگاتنگی بود، قالیباف قصد کناره گیری نداشت و صرفا برای وارد آمدن شوک به جامعه انصراف داد. ۵- نفس حضور آقای رئیسی بود.عضو ارشد کمپین شهردار تهران با اشاره به شعار خبرساز ۴ درصدی ها و ۹۶ درصدی ها گفت: این شعار ۴ درصد و ۹۶ درصد را با بررسی چند عامل استفاده کردیم: ۱- افرادی که کاملا از وضع موجود راضی هستند ۲- افرادی که دلالی و قاچاق مضر انجام می دهند ۳- سود برندگان از سیستم بانکی کشور که نمی گذارند سود بانکی ما واقعی شود. اکنون ۲۱بانک از ۲۸بانک ما در آستانه ورشکستگی هستند. منظور ما از ۹۶ و ۴ درصد این بود که اقلیتی از رانت دولتی بهره مند می شوند و اکثریتی متضرر خواهند شد.او شعار دیگر کمپین خود را «نمی خواهند و نمی توانند» بیان کرد و گفت: نمی خواهند ناظر به ۴درصدی ها و عدم برخورد مناسب با ۴درصدی ها بود و نمی توانند ناظر به سوءمدیریت دولتی ها بود. ما در این باره گفتیم اقتصاد کشور اصلاح شود و باید با آن اقلیت درگیر بشوید. چون این ها نمی گذارند کد شناسه کالا اجرا شود، این ها نمی گذارند سود بانکی واقعی شود این ها نمی گذارند موسسات مالی غیرمجاز پلمپ شوند. ۱۸ عنوان تخریبی در مناظره اول علیه قالیباف مطرح شدقربانزاده در پاسخ به نقد خانجانی که گفته بود قالیباف تهاجمی برخورد کرد وما نکردیم، اظهار داشت: خیلی ها چنین تصوری دارند مثلا آقای محبیان می گوید قالیباف انتحاری رفتارکرد. در اولین مناظره، وقتی قالیباف مورد وعده دکتر روحانی صحبت کرد، بلافاصله روحانی حرف قالیباف را قطع می کند و به دروغ بودن آن اشاره می کند، در عین اینکه آقای روحانی، پیش تر البته با ذکر شروطی، از این ۴ میلیون شغل صحبت کرده بود، در پایان روحانی می گوید می خواستم گناه تان بیشتر نشود، جهانگیری بلافاصله بعد از این موضوع در حالی که هنوز هیچ کدام از دو نفر (قالیباف و جهانگیری) پشت تریبون نرفته بودند و هیچ دیالوگی بین این دو شکل نگرفته بود، به حمله به سفارت عربستان و دو سه موضوع دیگر می پردازد. در نهایت اتفاقی که رخ داد، این بود که بیش از ۱۷، ۱۸ عنوان تخریبی فقط از سوی جهانگیری در همان مناظره اول علیه قالیباف مطرح شد و قالیباف برای پاسخ به این ها زمان می خواست.او ادامه داد: کمپین آقای قالیباف طبق مدل سال ۸۴ و ۹۲ عمل نکرد، چون یک قطب رقابت، رییس جمهور مستقر بود پس اینکه علیه رییس جمهور مستقر سخن بگویند، طبیعی بود و براساس برنامه، موضوعات اقتصادی را مطرح کردیم.خانجانی: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برددر ادامه این نشست، جهانبخش خانجانی در نقد عملکرد کمپین محمدباقر قالیباف گفت: اینکه قالیباف از سال ها قبل، به ریاست جمهوری تمایل داشت، اظهر من الشمس بود. اما او به چند دلیل نمی توانست رییس جمهور شود اول نظامی بودن او بود و اینکه مردم به نظامی ها اعتماد ندارند (این را به خود او هم گفته بودم)، دوم اینکه علیرغم اینکه ایشان باهوشند، انتظار می رفت که وقتی به شهرداری برود دیگر از کسوت سرداری بیرون بیاید، اما نه تنها بیرون نیامد بلکه مجموعه شهرداری پر از نظامی ها شد و ادبیات آمرانه در آنجا حاکم شد. مشکل سوم شاید افرادی که کمپین قالیباف را طراحی کرده بودند؛ می دانستند قالیباف نمی برد و تمام تلاششان را برای بازیابی شخصیت قالیباف در جهت کسب بیشترین آرا ممکن کرده بودند دلیل چهارم، جریان سیاسی که قالیباف در آن منظومه است، قالیباف را کاندیدای خود نمی دانست و صرفا ایشان را به عنوان یار کمکی و یا از نظر ما به عنوان تخریبگر مدنظر داشتند.او با بیان اینکه ما از مدت ها قبل می دانستیم ادبیات قالیباف تخریبی است، افزود: در مناظره اول قالیباف در سخن ا ...

ادامه مطلب  

سردبیر همشهری: حضور رئیسی از عوامل مهم پیروزی روحانی بود  

درخواست حذف این مطلب
نشست تحلیل تکنیک های کمپین های انتخابات ریاست جمهوری، با حضور جهانبخش خانجانی و حسین قربان زاده از چهره های مؤثر کمپین های روحانی و قالیباف برگزار شد. قربانزاده در این نشست گفت: حضور رئیسی، به روحانی در تغییر زمین بازی کمک کرد. خانجانی نیز گفت: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برد.به گزارش روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، در ابتدای این نشست که به همت گروه سیاست نظری انجمن اندیشه و قلم و با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، مجری با اشاره به رایزنی با اعضای ارشد ستاد حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی، تاکید کرد: مطلوب ما این بود که در این جلسه نمایندگان هر سه نامزد حضور یابند و تا دو سه روز قبل، قرار بود عضو ستاد آقای رئیسی هم حاضر شوند که نیامدند.وی هدف از این نشست را واکاوی علمی دستاوردها و هزینه های انتخابات برای جامعه دانست.*کار عملیاتی کمپین روحانی از اسفند ۹۵ شکل گرفتجهانبخش خانجانی، مدیر ستاد خبری دکتر حسن روحانی در ایام انتخابات، با بیان این که این بحث ها اکنون نه برای عامه مردم بلکه به صورت تخصصی برای سیاسیون و فعالین رسانه است، گفت: در دنیا تجارت برندها و علم برندینگ تبدیل به حوزه ای شده که اندیشمندانی و شرکت های بزرگی در نظام ارزش آفرینی برند فعالیت می کنند. برخی می گویند صحبت کردن از برند و کمپین سیاسی، تنزل جایگاه سیاست و رقابت سیاسی است، اما تصور من برخلاف این عقیده است، باید ازاستفاده کنندگان کمپین ها سپاس گزاری کرد چرا که امروزه، کمپین در دنیا به موضوع علمی تبدیل شده است.وی افزود: با توجه به رشد فزاینده رسانه های مختلف خصوصاً در فضای مجازی، این حوزه رشد فزاینده ای داشته است و طبیعتاً جریان های سیاسی کوشیده اند که از این علم بهره برداری کنند. این مفهوم به توسعه سیاسی در کشور و ابزارهای آن مربوط می شود. واقعیت این است که ما از مفاهیم توسعه آگاهی نداریم.خانجانی در تحلیل ساختار کمپین انتخاباتی دکتر روحانی و نحوه تولید پیام ها در ستاد وی گفت: در ستاد دکتر روحانی برخلاف برخی کاندیداها که از سال ها قبل کتابی برای کمپین خود طراحی کردند، یک کمپین منسجم از ماه ها قبل شکل نگرفت. کمپین انتخاباتی روحانی، زمان آغاز دقیقی نداشت اما کار عملیاتی را از اسفند ۹۵ که ستاد شکل گرفت، آغاز کردیم.وی ادامه داد: هرچند کارستادی صرفاً در دو سه ماه پایانی انجام شد اما فعالین ستادی به واسظه پیشینه خود توانستند مراحل کمپین انتخاباتی را پس از شکل گیری ستاد به سرعت پیاده کنند. البته از مدت ها قبل، احزاب و جریانات سیاسی اتاق فکرهایی برای انتخابات تشکیل داده بودند اما نمی توان گفت که این حرکات، در خدمت شکل گیری یک کمپین بود اما پس از تشکیل ستاد به سرعت تمام مطالعات لازم برای این کمپین اعم از بررسی swot شکل گرفت و ما در این تحلیل از پژوهشهای دولت هم استفاده کردیم.*در ستاد روحانی به دنبال شروع دعوا نبودیمرئیس ستاد خبری روحانی با اشاره به این که معمولاً علما از کمپین، انتخابات و آنچه که برایشان تجویز می شود چندان تبعیت پذیر نیستند و ظاهراً دکتر روحانی هم استثنا نیست، گفت: اما ما کارخود را انجام می دادیم. ما اهداف و مخاطبین خود را شناسایی کردیم و استراتژی خودرا بر اساس مواضع انتخاباتی تبیین کردیم. اصالتاً به دنبال ایجاد چالش نبودیم، به همین دلیل ما شروع کننده دعوا نبودیم یعنی استرانژی ما رفتار ایجابی بود. بر اساس همان مدل طراحی شده، پیام، شعار و رنگ انتخاباتی را بر اساس همه آنچه جاذبه تبلیغاتی بود و باعث جلب مخاطب می شد، انتخاب کردیم و ابزارها را طراحی کردیم و طبیعی بود که قالیباف و رئیسی از همین مدل استفاده کردند.سخنگوی وزارت کشور دولت اصلاحات با اشاره به شناخته شده بودن رقبای روحانی گفت: من خودم ۶ ماه قبل از انتخابات گفتم طبیعی است که همه افراد برای همگرایی بین جناح مقابل می کوشند و مشخص است که رقابت ما با چه جریان فکری است. حتی حدس علمی و مناسبی داشتیم که برخی جریانات مانند جریان احمدی نژاد یا حضور نمی یابند یا امکان فعالیت ندارند. فشارهای سیاسی رقیب باعث شده بود کمپین های فرعی به صورت موردی در پاسخ به فعالیت های رقیب شکل دهیم و به نوعی به شناسایی جناح رقیب پرداختیم. مخاطبان ما سه دسته بودند: جریان متوسط رو به بالا جریان متوسط رو به پایین و آرای خاموش.*عضو ستاد قالیباف: رئیسی و قالیباف عملاً علیه هم رقابت می کردند، حضور جهانگیری کار ما را دشوار کرددر ادامه این نشست، حسین قربانزاده، مدیر مسئول روزنامه همشهری با بیان این که کمپین را به کارزار، ترجمه می کنند، افزود: طبیعتاً تعیین خط مشی ها اولویت ها و سیاست ها و طراحی برنامه رقابت با رقبا در هر حوزه ای را کمپین می دانند. اگر مشتری، مخاطب و مزیت رقابتی درست پیمایش بشوند امکانش هست که کمپین موفق بشود.وی با بیان این که طبیعتاً ما در هر انتخابات کاندیدا هستیم، ادامه داد: اما صادقانه بگویم قالیباف شخصاً تمایلی به کاندیداتوری نداشت و هرچند از ابتدای آذر ۹۵ افکارسنجی داشتیم و اتاق فکری از سالها قبل شکل گرفته بود، اما زمان شکل گیری ستاد، دو هفته قبل از ورود بود.سردبیر همشهری ۵ موضوع که باعث پیشتاز شدن طرف مقابل و افتادن قالیباف می شد، را این گونه برشمرد: ۱-رقابت با رئیس جمهور مستقر ۲- شرکت برای سومین بار در عین شکست خوردن در دو انتخابات قبلی ۳- ویژگی رقابت دو قطبی، (خیلی سریع در کشور ما صفر تا صد رقابت به حاکمیت می چسبد و این که چه کسی له حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت؟ در چنین وضعیتی عملاً انتخاب رئیس قوه اجرایی به این که چه کسی با حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت، تبدیل می شود. ۴- رقابت همزمان قالیباف با روحانی و جهانگیری، به شدت کار را برای او دشوار کرده بود. کاندیداتوری جهانگیری، یعنی زمان جناح دولت دو برابر شده بود و دو نفر با دو نگاه کاملاً مشابه گزارش کار دولت را ارائه می کردند و شبهات را پاسخ می گفتند. این شبهه برای آقایان رئیسی و قالیباف اصلاً شبهه درستی نیست، چراکه آقای رئیسی و قالیباف انصافاً عملاً علیه هم رقابت می کردند اما کمتر کسی بود که نمی دانست جهانگیری به نفع روحانی کنار خواهد کشید. در همان مناظره نخست، این ایراد از سوی قالیباف نسبت به اسحاق جهانگیری مطرح شد و معاون اول پاسخ داد: در سال ۸۰ وزرا و معاونین دولت اصلاحات در مقابل رییس جمهور وقت، کاندیدا شدند، کاندیداتوری من هم از این جنس بود. پاسخ ما این است که آن ها واقعاً با رییس جمهور وقت رقابت کردند، اما شما قصد رقابت نداشتید و از آغاز برای حمایت از روحانی آمده بودید. رقابت رییسی و قالیباف رقابت بسیار تنگاتنگی بود، قالیباف قصد کناره گیری نداشت و صرفاً برای وارد آمدن شوک به جامعه انصراف داد. ۵- نفس حضور آقای رئیسی بود.عضو ارشد کمپین شهردار تهران با اشاره به شعار خبرساز ۴ درصدی ها و ۹۶ درصدی ها گفت: این شعار ۴ درصد و ۹۶ درصد را با بررسی چند عامل استفاده کردیم: ۱- افرادی که کاملاً از وضع موجود راضی هستند ۲- افرادی که دلالی و قاچاق مضر انجام می دهند ۳- سود برندگان از سیستم بانکی کشور که نمی گذارند سود بانکی ما واقعی شود. اکنون ۲۱ بانک از ۲۸ بانک ما در آستانه ورشکستگی هستند. منظور ما از ۹۶ و ۴ درصد این بود که اقلیتی از رانت دولتی بهره مند می شوند و اکثریتی متضرر خواهند شد.وی شعار دیگر کمپین خود را «نمی خواهند و نمی توانند» بیان کرد و گفت: نمی خواهند ناظر به ۴ درصدی ها و عدم برخورد مناسب با ۴ درصدی ها بود و نمی توانند ناظر به سوءمدیریت دولتی ها بود. ما در این باره گفتیم: اقتصاد کشور اصلاح شود و باید با آن اقلیت درگیر بشوید. چون این ها نمی گذارند کد شناسه کالا اجرا شود، این ها نمی گذارند سود بانکی واقعی شود این ها نمی گذارند مؤسسات مالی غیرمجاز پلمپ شوند.* ۱۸ عنوان تخریبی در مناظره اول علیه قالیباف مطرح شدقربانزاده در پاسخ به نقد خانجانی که گفته بود قالیباف تهاجمی برخورد کرد وما نکردیم، اظهار داشت: خیلی ها چنین تصوری دارند مثلاً آقای محبیان می گوید: قالیباف انتحاری رفتارکرد. در اولین مناظره، وقتی قالیباف مورد وعده دکتر روحانی صحبت کرد، بلافاصله روحانی حرف قالیباف را قطع می کند و به دروغ بودن آن اشاره می کند، در عین این که آقای روحانی، پیش تر البته با ذکر شروطی، از این ۴ میلیون شغل صحبت کرده بود، در پایان روحانی می گوید: می خواستم گناهتان بیشتر نشود، جهانگیری بلافاصله بعد از این موضوع در حالی که هنوز هیچ کدام از دو نفر (قالیباف و جهانگیری) پشت تریبون نرفته بودند و هیچ دیالوگی بین این دو شکل نگرفته بود، به حمله به سفارت عربستان و دو سه موضوع دیگر می پردازد. در نهایت اتفاقی که رخ داد، این بود که بیش از ۱۷، ۱۸ عنوان تخریبی فقط از سوی جهانگیری در همان مناظره اول علیه قالیباف مطرح شد و قالیباف برای پاسخ به این ها زمان می خواست.وی ادامه داد: کمپین آقای قالیباف طبق مدل سال ۸۴ و ۹۲ عمل نکرد، چون یک قطب رقابت، رییس جمهور مستقر بود پس این که علیه رییس جمهور مستقر سخن بگویند، طبیعی بود و براساس برنامه، موضوعات اقتصادی را مطرح کردیم.*خانجانی: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برددر ادامه این نشست، جهانبخش خانجانی در نقد عملکرد کمپین محمدباقر قالیباف گفت: این که قالیباف از سال ها قبل، به ریاست جمهوری تمایل داشت، اظهر من الشمس بود. اما او به چند دلیل نمی توانست رییس جمهور شود اول نظامی بودن او بود و این که مردم به نظامی ها اعتماد ندارند (این را به خود او هم گفته بودم)، دوم این که علیرغم این که ایشان باهوشند، انتظار می رفت که وقتی به شهرداری برود دیگر از کسوت سرداری بیرون بیاید، اما نه تنها بیرون نیامد بلکه مجموعه شهرداری پر از نظامی ها شد و ادبیات آمرانه در آنجا حاکم شد. مشکل سوم شاید افرادی که کمپین قالیباف را طراحی کرده بودند؛ می دانستند قالیباف نمی برد و تمام تلاششان را برای بازیابی شخصیت قالیباف در جهت کسب بیشترین آرا ممکن کرده بودند دلیل چهارم، جریان سیاسی که قالیباف در آن منظومه است، قالیباف را کاندیدای خود نمی دانست و صرفاً ایشان را به عنوان یار کمکی و یا از نظر ما به عنوان تخریبگر مدنظر داشتند.وی با بیان این که ما از مدت ه ...

ادامه مطلب  

قیام هنرمندان به احترام ۱۲ سال خدمت به فرهنگ پایتخت/مطهری: به دولت پیشنهاد دادم که از قالیباف به عنوان وزیر استفاده کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس، عصر امروز مراسم تقدیر و تجلیل از دکتر محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران با حضور اصحاب فرهنگ و هنر برگزار گردید.سیدحسن خمینی، غلامعلی حدادعادل، سردار وحید، علی مطهری و جمع زیادی از هنرمندان برای تجلیل از خدمات فرهنگی و هنری دکتر قالیباف به شهر تهران در حوزه هنری حاضر گردیدند.* رجبی معمار، مدیر عامل خانه هنرمندان : با تک تک اعضای شورای عالی خانه هنرمندان که نمایندگان تشکل ها و انجمن های مختلف فرهنگی و هنری هستند صحبت کردم و همگی به اتفاق تاکید داشتند این تجلیل از خدمات فرهنگی باید سریع تر انجام شود، چرا که کاری که قالیباف در حوزه فرهنگی انجام داد، کار بی نظیری است و باید بابت این خدمات تشکر کرد.* دکتر صریر، رئیس شورای عالی خانه هنرمندان ایران: با وجود همه تحولات و تغییراتی که در خلقیات اجتماعی رخ داده است، در قیاس با دیگر ملل هنوز نگاه قدر شناسانه ای داریم؛ اگر ببینیم گام های صادقانه برداشته شده و موجب پیشبرد فرهنگ و هنر شده است، به گواه قلب خود پاسخ می دهیم و سپاسگذاری می کنیم.خدمات دکتر قالیباف در حوزه شهری، ساختمان، مترو، حمل و نقل عمومی و نظم موجود در زندگی شهری را همه می بینیم، اما لازم است از ساخت مراکز فرهنگی و حمایت از فعالیت های سالم در حوزه فرهنگ و هنر تقدیر و تشکر کنم، همچنین آقای قالیباف در این مدت حمایت های فراوانی از حوزه فرهنگی و هنری داشتند. فرهنگ و هنر ایران امروز هم همانند گذشته ها دور، جایگاه رفیعی در جهان دارد و ما متعهد هستیم این خلاقیت و ادراک را به نسل آینده برسانیم.نصیریان: قالیباف تنها شهرداری بودکه به فکر هنر و فرهنگ است * علی نصیریان: بسیار خوشحالم خانه هنرمندان قبل از هر نهاد دیگری چنین اقدامی برای تجلیل از خدمات فرهنگی در این شش – هفت دهه ای که من در کار نمایش بودم در شهر تهران شهرداری را ندیدم که به جز خدمات معمول شهرداری، در اندیشه فرهنگ و هنر و بعد معنویات و تلطیف ذوق و روحیه جامعه با استفاده از امکان کار فرهنگی و هنری باشد. تنها کسی که دیدم که به این اندیشه رفت و آن را اجرا کرد شخص دکتر قالیباف بود.من حتی آن دوره از طرف وزیر وقت نزد یک شهرداری رفتم او را برای ایجاد تئاتر دیدم اما به من گفت این جزو کارهای ما نیست. مانی که تئاتر سنگلج اجرا شد ما بلیط های تئاتر را در سال اول در کتابفروشی ها می گذاشتیم تا مردم بیایند بخرند و کسی در خیابان بهشت بلیط تئاتر نمی خرید. ما الان توسعه فرهنگی را می بینیم به نحوی که هر شب 115 تئاتر اجرایی می شود و پر از مخاطب است. درست است که جمعیت اضافه شده است اما جامعه هوشیار شده و توسعه فرهنگی اتفاق افتاده است. همین دکتر قالیباف ها بودند که باعث این اتفاق شدند. ما یک بعد خلاقیت در هنر داریم و یک بعد مدیریتی، کسانی که مدیریت می کنند کار بسیار حساسی دارند. فرهنگسراهایی که دکتر قالیباف درست کردند و فعالیت هایی که جوانان در فرهنگسراها انجام می دهند را دست کم می گیریم؟ منزل آقای انتظامی که یکی از بزرگ ترین هنرمندان حوزه هنرهای نمایشی بود را آقای قالیباف فرهنگسرا کرد و الان در آنجا تئاتر اجرا می شود. ایشان به جشنواره ها، انجمن ها، اجراهای تئاتر و ... کمک کردند همانطور که در دیگر نقاط دنیا هم این اتفاق می افتد.هیچ زبانی بهتر از زبان هنر حتی در خود بخش فرهنگ نیست که انقدر جذاب باشد و آقای دکتر قالیباف این کار را انجام دادند. ما هم خدمات ایشان را ارج می نهیم و از ایشان سپاسگذاری می کنیم.آیندگان قدردان خدمات هنری قالیباف را خواهند بودعلی مرادخانی، معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: دکتر قالیباف سال های سال علاوه بر زحماتی که در شهر تهران داشتند به موضوعی که کمتر مورد توجه قرار می گیرد، عنایت ویژه ای داشتند. یک امنیتی برای کار فرهنگی و هنری در شهر اتفاق افتاد و توانستیم اتفاقات خوبی در این حوزه رقم بزنیم. زمانی که خیلی ها اهالی هنر را تحویل نمی گرفتند، تنها کسی که هنرمندان را احترام کرد آقای قالیباف بود.من به عنوان یک شهردار موفق از قالیباف یاد می کنم. ما همیشه به توسعه متوازن فکر می کردیم اما در توسعه متوازن جایگاه فرهنگ کجا است و سرمایه های انسانی چطور باید مور توجه قرار گیرند.الان موزه موسیقی یکی از مهم ترین ویترین های کشور است و هر سفیر و شخصیت خارجی به دلیل عمق کارهای خوبی که در آن انجام شده دوست دارد از آن بازدید کند. بهترین آرشیو آثار صوتی از سال 1284 در این موزه جمع آوری شده است. آقای قالیباف همت های والایی مصروف کارهای حوزه هنری کردند و در آینده زحمات ایشان بیشتر و بیشتر معلوم خواهد شد.حجم گسترده خدمات به فرهنگ و حمایت از اهالی هنر در تاریخ بی نظیراستعسگرپور: فعالیت های قالیباف در حوزه فرهنگی و هنری مشابه ندارد، این حجم گسترده فعالیت که می تواند به اقتصاد هنر در کشور کمک کند سابقه نداشته است.شاید امروز اگر سینما آزادی را نگاه کنید بگویید یک مجتمع چند سالنه است اما در آن دوره یک نهضت در ساخت سالن های سینما به وجود آورد.جای این سوال وجود داشت کسی که اینچنین فعالیت می کند از جامعه هنری چه توقعی دارد؟ آیا ایشان نظری به امکانات هنرمندان و برخی چهره های شاخص دارد؟ اما واقعیت این است من با روحیه ای مواجه شدم که مشابه آن را ندیده بودم . اساسا ایشان نه تنها اصرار نداشت که شهرداری در این مجموعه ها دیده شود بلکه گاهی اوقات منع می کردند که نام ایشان دیده شود. در دوره سختی که برای خانه سینما وجود داشت، اولین کسی که به ذهنمان می آمد باز هم خود قالیباف بودند. خیلی از اهالی سینما این را می دانند اما چه کنیم که تندبادهای سیاسی باعث می شود بخشی از حافظه تاریخی را از دست دهیم. هنرمندان قدر این موقعیت را خواهند دانست و مطمئن هستم ایشان هرکجا باشند منشا خدمات بزرگی خواهند بود.قالیباف تعریف و تصویر جدیدی از شهرداری ایجاد کردغلامعلی حدادعادل: این جمع به احترام یک مدیر خدمتگذار موفق برای تجلیل از خدمات او گرد آمدند. اهل فرهنگ و هنر موفقیت های خود را مدیون مجریانی هستند که راه را برای آنها هموار می کنند. آقای قالیباف از این جهت به اهل فرهنگ و هنر خدمت کردند.قالیباف پس از سال ها تجربه حضور در متن جبهه و جنگ به مدیریت نیروی انسانی و سپس شهرداری تهران منصوب شدند. بنده از کسانی هستم که از آغاز مدیریت ایشان در نیروی انتظامی در برهه هایی به خصوص از نزدیک شاهد فعالیت ایشان و مشکلات و موانعی که سر راهشان قرار داشت، بودم.قالیباف با مدیریت نیروی انسانی در دوران هایی از بروز فاجعه هایی جلوگیری کردند که چون اتفاق نیفتاده، کسی راجع به آن صحبت نمی کند. در شهرداری هم همیشه عده ای با شهردار شدن ایشان مخالف بودند اما جریانات سیاسی که خودشان با هم 180 درجه اختلاف نظر داشتند در مخالفت با قالیباف وحدت نظر داشتند و دارند. کسانی که سر هیچ موضوعی با هم وحدت ندارند هیچ وقت دلشان نمی خواست ایشان شهردار باشد.قالیباف تعریف و تصویر جدید از شهرداری عرضه کردند. ایشان معنی نوین، امروزی و جهانی شهرداری که خدماتی بیش از خدمات متعارف و معمول را عرضه می کنند را تعریف کردند.طبیعت انسان این است که تحولات تدریجی را حس نمی کند، کاری که ایشان در تهران انجام داده است از جنس چنین تحولات تدریجی است.قدرشناسی از خدمتگذاران یک فضیلت و هنر انسانی است و قدر ناشناسی ضد فضیلت است. تعجب می کنم در این روزهایی که دوران خدمت ایشان در شهردرای به پایان می رسد بعضی تعابیر نسبت به تهران مثل شهرسوخته و شهر ویران می شود. این ها بی انصافی است؛ این یک بیماری فرهنگی و عیب اخلاقی و اجتماعی بزرگ ما است هر کسی که می آید می خواهد کار نکرده را به حساب خودش بگذارد و وجود خودش را با تاریک کردن صحنه برجسته کند.خوشحال هستم کشور از تجربه و مدیریت قالیباف استفاده می کند، حضور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام فرصت مناسبی است که این تجربه اجرایی ایشان منشا اثر باشد.تقدیر عزت الله انتظامی از قالیباف اصغر همت، مدیر عامل خانه تئاتر با اهدای لوح تقدیر و نشان ویژه با امضای آقای عزت الله انتظامی از خدمات فرهنگی و هنری وی در طول دوره تصدی شهرداری تهران تقدیر و تشکر کرد.حافظه تاریخی جامعه موسیقی ایران خدمات قالیباف به موسیقی را فرامو ...

ادامه مطلب  

سنگ تمام اهالی هنر برای قالیباف/ توجه ویژه شهرداری به فرهنگ و هنر دستور مستقیم رهبری بود  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: شب گذشته جمعی از اهالی هنر و فرهنگ و سیاست طی مراسمی از خدمات دکتر محمد قالیباف در حوزه فرهنگ و هنر تجلیل و قدردانی کردند. به گزارش سینماپرس، مراسم تجلیل از خدمات فرهنگی هنری دکتر محمدباقر قالیباف شب گذشته از سوی شورای عالی خانه هنرمندان ایران در تالار ایوان شمس برگزار شد.محمد سریر سریر آهنگساز و ریاست شورای عالی خانه هنرمندان در ابتدای این مراسم گفت: حوزه فرهنگ و هنر بسیار گسترده است و ما در قیاس با ملل دیگر هنوز قدرشناس مدیران هستیم. به عنوان عضوی از جامعه هنری از خدمات دکتر قالیباف به خصوص در حوزه فرهنگ و هنر قدردانی می کنم. فرهنگ و هنر ایران امروز جایگاه رفیعی در دنیا دارد و باید در انتقال آن به آیندگان تلاش و به ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی توجه کنیم.خدمات فرهنگی شهرداری تهران قابل تقدیر استعلی نصیریان بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر که سخنران بعدی این مراسم بود، ضمن قدردانی از خانه هنرمندان که بسیار زودتر از دیگر نهادها از خدمات دکتر قالیباف تجلیل می کند، گفت: بسیار خوشحالم خانه هنرمندان قبل از هر نهاد دیگری چنین اقدامی برای تجلیل از خدمات فرهنگی در این شش هفت دهه ای که من در کار نمایش بودم در شهر تهران شهرداری را ندیدم که به جز خدمات معمول شهرداری، در اندیشه فرهنگ و هنر و بعد معنویات و تلطیف ذوق و روحیه جامعه با استفاده از امکان کار فرهنگی و هنری باشد. تنها کسی که دیدم که به این اندیشه رفت و آن را اجرا کرد شخص دکتر قالیباف بود.وی افزود: اکنون ده ها نمایش هر شب در تهران اجرا می شود و این خدمت فرهنگی قابل تقدیر است و نشان دهنده توسعه فرهنگی و هنری است. ایشان به جشنواره ها، انجمن ها، اجراهای تئاتر و … کمک کردند همانطور که در دیگر نقاط دنیا هم این اتفاق می افتد. هیچ زبانی بهتر از زبان هنر حتی در خود بخش فرهنگ نیست که انقدر جذاب باشد و آقای دکتر قالیباف این کار را انجام دادند.نصیریان از منزل عزت الله انتظامی یاد کرد و گفت: دکتر قالیباف باعث شد که این خانه اکنون به مرکز فرهنگی و برگزاری تئاتر تبدیل شود و ما خدمات ایشان را ارج می گذاریم.در دوره قالیباف موزه موسیقی راه اندازی شدعلی مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد نیز در ادامه این برنامه گفت: فعالیت های فرهنگی که ایشان انجام دادند باعث شد امنیتی در حوزه فرهنگ و هنر ایجاد شود که اکنون فعالیت های گسترده ای در عرصه فرهنگ و هنر صورت می گیرد. در دوره ای که فترت فرهنگ بود و کسی سراغی از اصحاب فرهنگ نمی گرفت این دکتر قالیباف بود که اصحاب فرهنگ را ارج نهاد و یک امنیتی برای کار فرهنگی و هنری در شهر اتفاق افتاد و توانستیم اتفاقات خوبی در این حوزه رقم بزنیم.وی افزود: الان موزه موسیقی یکی از مهم ترین ویترین های کشور است و هر سفیر و شخصیت خارجی به دلیل عمق کارهای خوبی که در آن انجام شده دوست دارد از آن بازدید کند. بهترین آرشیو آثار صوتی از سال 1284 در این موزه جمع آوری شده است. آقای قالیباف همت های والایی مصروف کارهای حوزه هنری کردند و در آینده زحمات ایشان بیشتر و بیشتر معلوم خواهد شد.فعالیت های قالیباف در حوزه فرهنگی و هنری مشابه نداردمحمدمهدی عسگرپور کارگردان سینما و مدیرعامل سابق خانه سینما نیز در این مراسم گفت: در دوره ای که فعالیتم را با دکتر قالیباف آغاز کردم به طور مثال راه اندازی سالن های سینمایی آزادی موجب آغاز نهضت سالن سازی در عرصه سینما شد. فعالیت های قالیباف در حوزه فرهنگی و هنری مشابه ندارد، این حجم گسترده فعالیت که می تواند به اقتصاد هنر در کشور کمک کند سابقه نداشته است.وی افزود: در دوره سختی که برای خانه سینما وجود داشت، اولین کسی که به ذهنمان می آمد باز هم خود قالیباف بودند. خیلی از اهالی سینما این را می دانند اما چه کنیم که تندبادهای سیاسی باعث می شود بخشی از حافظه تاریخی را از دست دهیم. هنرمندان قدر این موقعیت را خواهند دانست و مطمئن هستم ایشان هرکجا باشند منشا خدمات بزرگی خواهند بود. من در طی این مدت با روحیه ای آشنا شدم که به دنبال دیده شدن و چهره شدن در میان اصحاب فرهنگ و هنر نبود.ارایه تصویری جدید از شهر تهرانغلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز با بیان اینکه اهل فرهنگ و هنر معمولاً اهل اجرا نیستند، گفت: آنان موفقیتشان را مدیون مجریانی هستند که راه را برای آنها هموار می کنند و آقای قالیباف از کسانی بودند که این مسیر را برای اهل فرهنگ و هنر هموار کردند. من از کسانی بودم که از نزدیک شاهد فعالیتها و تلاشهای ایشان بودم. آقای قالیباف در دوران شهرداری تهران تصویر جدیدی از شهرداری ارائه کردند. ایشان معنای نوین و جهانی شهرداری را که خدماتی بیش از خدمات متعارف بود، ارائه کردند. قدرشناسی نشانه انسان بودن و فضیلت است و قدرنشناسی نشانه رذیلت.وی ادامه داد: تعجب می کنم در این روزهایی که دوران خدمت ایشان در شهردرای به پایان می رسد بعضی تعابیر نسبت به تهران مثل شهرسوخته و شهر ویران می شود. این ها بی انصافی است؛ این یک بیماری فرهنگی و عیب اخلاقی و اجتماعی بزرگ ما است هر کسی که می آید می خواهد کار نکرده را به حساب خودش بگذارد و وجود خودش را با تاریک کردن صحنه برجسته کند. خوشحال هستم کشور از تجربه و مدیریت قالیباف استفاده می کند، حضور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام فرصت مناسبی است که این تجربه اجرایی ایشان منشا اثر باشد. توجه به فضای تصویری شهر تهرانسیف الله صمدیان رییس انجمن عکاسان ایران با بیان اینکه من بودنم را در 14 دوره حضورم در خانه هنرمندان و جشن تصویر سال که بارها در آن حضور داشتید و از آن حمایت کردید مدیون شما می دانم، عنوان کرد: شما در خانه هنرمندان و در توسعه آن نقش داشتید. شما در موقعیت های مختلف به کشوری که فاقد جذابیت تصویری است کمک کردید و در شهر تهران به فضاهای تصویری توجه داشتید.تحقق آرزوی 47 سالهایران درودی، نقاش پیشکسوت نیز با بیان این که من به شخصه مدیون دکتر قالیباف هستم، گفت: ایشان با قدم های خودشان به خانه من آمدند و دستور دادند تا برای اولین بار در تاریخ ایران زنی بتواند موزه ای به پا کند. این همه همت، مهربانی و توجه به هنرهای تجسمی تنها از سوی دکتر قالیباف انجام گرفت. ایشان کسی بود که آرزوی 47 ساله ام را برآورده کرد و توانستم ساختمانی برای نمایش و نگهداری نقاشی هایم تهیه کنم.قالیباف اجازه نداد خانه موسیقی تعطیل شودحمیدرضا نوربخ، مدیرعامل خانه موسیقی نیز با اشاره به این نکته که گاهی مواقع ضعف حافظه تاریخی ما باعث می شود که قدردان نباشیم گفت: خانه موسیقی که اکنون وجود دارد و توسعه یافته به همت دکتر قالیباف است و ما قدردان تلاش وی هستیم. دکتر قالیباف با روحیه باز هیچ وقت اجازه نداد این خانه تعطیل شود. در مقطعی رئیس وقت سازمان فرهنگی و هنری کلاس های موسیقی را در فرهنگسراها و خانه های فرهنگ تعطیل کرد اما به همت دکتر قالیباف کلاس های موسیقی دوباره برقرار شد. ایشان همواره با آغوش گشوده و روی باز با همه هنرمندان و اهالی موسیقی برخورد کردند.در برهه ای دولتمردان وقت خیلی از ما خوششان نمی آمد اما قالیباف همواره با روی باز و حمایت بی دریغ از هنرمندان حمایت کردند.روح الله شمسی زاده، دبیر انجمن مجسمه سازان، از ارتباط جامعه مجسمه سازان و شهرداری و دستاوردهای آن صحبت کرد و از خدمات دکتر قالیباف و حمایتهای وی تشکر کرد. نادر مشایخی، موسیقیدان نیز در این مراسم از نتایج و دستاوردهای فعالیت های دکتر قالیباف در عرصه فرهنگی سخن گفت و از خدمات وی قدردانی کرد.قالیباف یار مظلومین بودحجت الاسلام سید محمود دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات نیز در این مراسم گفت: امروز از همه گروه ها و طیف های هنری در مراسم تجلیل از خدمات دکتر قالیباف حضور پیدا کرده اند. آقای قالیباف حق بزرگی به گردن انقلاب دارند چرا که ایشان هر کجا بودند، منشا اثر بودند و تحول ایجاد کردند. ایشان نیروی هوایی سپاه را به اوج رساندند، نیروی انتظامی از دست رفته ما که اعتباری نداشت به نیروی انتظامی شکوهمند و با قدرت تبدیل کردند حضور ایشان در شهرداری تهران همه دغدغه ها را برطرف کرد و نشان دادند خیلی بهتر و زیباتر می توانند امیدها را شکوفا کنند.وی افزود: ایشان خانه های بسیاری از شخصیت های ارجمند مثل شهیدان بهشتی و مطهری، جلال آل احمد، عزت الله انتظامی و … را با سخاوت کامل به صورت یک موزه در آوردند و منشا اثرات ارزشمندی شدند. همه این ها واقعیت هایی بود که در کشور ما ثبت شد و مردم نیز حق شناس هستند. آقای قالیباف در هر کجا باشند منشا خدمت و یکی از افتخارات بزرگ علمی کشور خواهند بود. موسیقی مظلوم ترین هنر است و در این عرصه هم قالیباف یار مظلومین بود.رسیدگی به طبقه مستضعفداوود گنجه ای نوازنده پیشکسوت کمانچه نیز در ...

ادامه مطلب  

سنگ تمام اهالی هنر برای قالیباف/ توجه ویژه شهرداری به فرهنگ و هنر دستور مستقیم رهبری بود  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: شب گذشته جمعی از اهالی هنر و فرهنگ و سیاست طی مراسمی از خدمات دکتر محمد قالیباف در حوزه فرهنگ و هنر تجلیل و قدردانی کردند. به گزارش سینماپرس، مراسم تجلیل از خدمات فرهنگی هنری دکتر محمدباقر قالیباف شب گذشته از سوی شورای عالی خانه هنرمندان ایران در تالار ایوان شمس برگزار شد.محمد سریر سریر آهنگساز و ریاست شورای عالی خانه هنرمندان در ابتدای این مراسم گفت: حوزه فرهنگ و هنر بسیار گسترده است و ما در قیاس با ملل دیگر هنوز قدرشناس مدیران هستیم. به عنوان عضوی از جامعه هنری از خدمات دکتر قالیباف به خصوص در حوزه فرهنگ و هنر قدردانی می کنم. فرهنگ و هنر ایران امروز جایگاه رفیعی در دنیا دارد و باید در انتقال آن به آیندگان تلاش و به ظرفیت های اجتماعی و فرهنگی توجه کنیم.خدمات فرهنگی شهرداری تهران قابل تقدیر استعلی نصیریان بازیگر پیشکسوت سینما و تئاتر که سخنران بعدی این مراسم بود، ضمن قدردانی از خانه هنرمندان که بسیار زودتر از دیگر نهادها از خدمات دکتر قالیباف تجلیل می کند، گفت: بسیار خوشحالم خانه هنرمندان قبل از هر نهاد دیگری چنین اقدامی برای تجلیل از خدمات فرهنگی در این شش هفت دهه ای که من در کار نمایش بودم در شهر تهران شهرداری را ندیدم که به جز خدمات معمول شهرداری، در اندیشه فرهنگ و هنر و بعد معنویات و تلطیف ذوق و روحیه جامعه با استفاده از امکان کار فرهنگی و هنری باشد. تنها کسی که دیدم که به این اندیشه رفت و آن را اجرا کرد شخص دکتر قالیباف بود.وی افزود: اکنون ده ها نمایش هر شب در تهران اجرا می شود و این خدمت فرهنگی قابل تقدیر است و نشان دهنده توسعه فرهنگی و هنری است. ایشان به جشنواره ها، انجمن ها، اجراهای تئاتر و … کمک کردند همانطور که در دیگر نقاط دنیا هم این اتفاق می افتد. هیچ زبانی بهتر از زبان هنر حتی در خود بخش فرهنگ نیست که انقدر جذاب باشد و آقای دکتر قالیباف این کار را انجام دادند.نصیریان از منزل عزت الله انتظامی یاد کرد و گفت: دکتر قالیباف باعث شد که این خانه اکنون به مرکز فرهنگی و برگزاری تئاتر تبدیل شود و ما خدمات ایشان را ارج می گذاریم.در دوره قالیباف موزه موسیقی راه اندازی شدعلی مرادخانی معاون هنری وزیر ارشاد نیز در ادامه این برنامه گفت: فعالیت های فرهنگی که ایشان انجام دادند باعث شد امنیتی در حوزه فرهنگ و هنر ایجاد شود که اکنون فعالیت های گسترده ای در عرصه فرهنگ و هنر صورت می گیرد. در دوره ای که فترت فرهنگ بود و کسی سراغی از اصحاب فرهنگ نمی گرفت این دکتر قالیباف بود که اصحاب فرهنگ را ارج نهاد و یک امنیتی برای کار فرهنگی و هنری در شهر اتفاق افتاد و توانستیم اتفاقات خوبی در این حوزه رقم بزنیم.وی افزود: الان موزه موسیقی یکی از مهم ترین ویترین های کشور است و هر سفیر و شخصیت خارجی به دلیل عمق کارهای خوبی که در آن انجام شده دوست دارد از آن بازدید کند. بهترین آرشیو آثار صوتی از سال 1284 در این موزه جمع آوری شده است. آقای قالیباف همت های والایی مصروف کارهای حوزه هنری کردند و در آینده زحمات ایشان بیشتر و بیشتر معلوم خواهد شد.فعالیت های قالیباف در حوزه فرهنگی و هنری مشابه نداردمحمدمهدی عسگرپور کارگردان سینما و مدیرعامل سابق خانه سینما نیز در این مراسم گفت: در دوره ای که فعالیتم را با دکتر قالیباف آغاز کردم به طور مثال راه اندازی سالن های سینمایی آزادی موجب آغاز نهضت سالن سازی در عرصه سینما شد. فعالیت های قالیباف در حوزه فرهنگی و هنری مشابه ندارد، این حجم گسترده فعالیت که می تواند به اقتصاد هنر در کشور کمک کند سابقه نداشته است.وی افزود: در دوره سختی که برای خانه سینما وجود داشت، اولین کسی که به ذهنمان می آمد باز هم خود قالیباف بودند. خیلی از اهالی سینما این را می دانند اما چه کنیم که تندبادهای سیاسی باعث می شود بخشی از حافظه تاریخی را از دست دهیم. هنرمندان قدر این موقعیت را خواهند دانست و مطمئن هستم ایشان هرکجا باشند منشا خدمات بزرگی خواهند بود. من در طی این مدت با روحیه ای آشنا شدم که به دنبال دیده شدن و چهره شدن در میان اصحاب فرهنگ و هنر نبود.ارایه تصویری جدید از شهر تهرانغلامعلی حداد عادل رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز با بیان اینکه اهل فرهنگ و هنر معمولاً اهل اجرا نیستند، گفت: آنان موفقیتشان را مدیون مجریانی هستند که راه را برای آنها هموار می کنند و آقای قالیباف از کسانی بودند که این مسیر را برای اهل فرهنگ و هنر هموار کردند. من از کسانی بودم که از نزدیک شاهد فعالیتها و تلاشهای ایشان بودم. آقای قالیباف در دوران شهرداری تهران تصویر جدیدی از شهرداری ارائه کردند. ایشان معنای نوین و جهانی شهرداری را که خدماتی بیش از خدمات متعارف بود، ارائه کردند. قدرشناسی نشانه انسان بودن و فضیلت است و قدرنشناسی نشانه رذیلت.وی ادامه داد: تعجب می کنم در این روزهایی که دوران خدمت ایشان در شهردرای به پایان می رسد بعضی تعابیر نسبت به تهران مثل شهرسوخته و شهر ویران می شود. این ها بی انصافی است؛ این یک بیماری فرهنگی و عیب اخلاقی و اجتماعی بزرگ ما است هر کسی که می آید می خواهد کار نکرده را به حساب خودش بگذارد و وجود خودش را با تاریک کردن صحنه برجسته کند. خوشحال هستم کشور از تجربه و مدیریت قالیباف استفاده می کند، حضور ایشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام فرصت مناسبی است که این تجربه اجرایی ایشان منشا اثر باشد. توجه به فضای تصویری شهر تهرانسیف الله صمدیان رییس انجمن عکاسان ایران با بیان اینکه من بودنم را در 14 دوره حضورم در خانه هنرمندان و جشن تصویر سال که بارها در آن حضور داشتید و از آن حمایت کردید مدیون شما می دانم، عنوان کرد: شما در خانه هنرمندان و در توسعه آن نقش داشتید. شما در موقعیت های مختلف به کشوری که فاقد جذابیت تصویری است کمک کردید و در شهر تهران به فضاهای تصویری توجه داشتید.تحقق آرزوی 47 سالهایران درودی، نقاش پیشکسوت نیز با بیان این که من به شخصه مدیون دکتر قالیباف هستم، گفت: ایشان با قدم های خودشان به خانه من آمدند و دستور دادند تا برای اولین بار در تاریخ ایران زنی بتواند موزه ای به پا کند. این همه همت، مهربانی و توجه به هنرهای تجسمی تنها از سوی دکتر قالیباف انجام گرفت. ایشان کسی بود که آرزوی 47 ساله ام را برآورده کرد و توانستم ساختمانی برای نمایش و نگهداری نقاشی هایم تهیه کنم.قالیباف اجازه نداد خانه موسیقی تعطیل شودحمیدرضا نوربخ، مدیرعامل خانه موسیقی نیز با اشاره به این نکته که گاهی مواقع ضعف حافظه تاریخی ما باعث می شود که قدردان نباشیم گفت: خانه موسیقی که اکنون وجود دارد و توسعه یافته به همت دکتر قالیباف است و ما قدردان تلاش وی هستیم. دکتر قالیباف با روحیه باز هیچ وقت اجازه نداد این خانه تعطیل شود. در مقطعی رئیس وقت سازمان فرهنگی و هنری کلاس های موسیقی را در فرهنگسراها و خانه های فرهنگ تعطیل کرد اما به همت دکتر قالیباف کلاس های موسیقی دوباره برقرار شد. ایشان همواره با آغوش گشوده و روی باز با همه هنرمندان و اهالی موسیقی برخورد کردند.در برهه ای دولتمردان وقت خیلی از ما خوششان نمی آمد اما قالیباف همواره با روی باز و حمایت بی دریغ از هنرمندان حمایت کردند.روح الله شمسی زاده، دبیر انجمن مجسمه سازان، از ارتباط جامعه مجسمه سازان و شهرداری و دستاوردهای آن صحبت کرد و از خدمات دکتر قالیباف و حمایتهای وی تشکر کرد. نادر مشایخی، موسیقیدان نیز در این مراسم از نتایج و دستاوردهای فعالیت های دکتر قالیباف در عرصه فرهنگی سخن گفت و از خدمات وی قدردانی کرد.قالیباف یار مظلومین بودحجت الاسلام سید محمود دعایی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات نیز در این مراسم گفت: امروز از همه گروه ها و طیف های هنری در مراسم تجلیل از خدمات دکتر قالیباف حضور پیدا کرده اند. آقای قالیباف حق بزرگی به گردن انقلاب دارند چرا که ایشان هر کجا بودند، منشا اثر بودند و تحول ایجاد کردند. ایشان نیروی هوایی سپاه را به اوج رساندند، نیروی انتظامی از دست رفته ما که اعتباری نداشت به نیروی انتظامی شکوهمند و با قدرت تبدیل کردند حضور ایشان در شهرداری تهران همه دغدغه ها را برطرف کرد و نشان دادند خیلی بهتر و زیباتر می توانند امیدها را شکوفا کنند.وی افزود: ایشان خانه های بسیاری از شخصیت های ارجمند مثل شهیدان بهشتی و مطهری، جلال آل احمد، عزت الله انتظامی و … را با سخاوت کامل به صورت یک موزه در آوردند و منشا اثرات ارزشمندی شدند. همه این ها واقعیت هایی بود که در کشور ما ثبت شد و مردم نیز حق شناس هستند. آقای قالیباف در ...

ادامه مطلب  

نوبخت: تسنیم رسانه ای بسیار فراگیر، حرفه ای و موثر است + ویدئو - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
حضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمنوبخت: تسنیم رسانه ای بسیار فراگیر، حرفه ای و موثر است + ویدئوحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبرگزاری تسنیمحضور محمدباقر نوبخت در خبر ...

ادامه مطلب  

آسیب شناسی و تحلیل عملکرد اصولگرایان در انتخابات ۹۶ در گفت وگو با سیدمحمد حسینی اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنند/ با متخل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، در آخرین روزهای تابستان به سراغ عضو شورای مرکزی جمنا و استاد دانشگاه ادبیات و الهیات دانشگاه تهران می رویم. سیدمحمد حسینی، وزیر کرمانی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوم محمود احمدی نژاد، حتما باید ناگفته های بسیاری از اتمام دوران آخرین دولت اصولگرایان و انتخابات های بعد از سال 92 داشته باشد. تابستان است و دانشگاه تعطیل. به محض اینکه وارد اتاق می شویم انگار منتظر ما بوده و خیلی گرم به استقبال ما می آید. بالاخره مشخص است وجه تمایز احمدی نژاد و وزرایش با سایر دولت ها همین مردم داری و نزدیکی با مردم بوده است. برای ما «کلمپه» یا همان شیرینی معروف کرمان را می آورد. البته به دلیل نداشتن پسته خندان رفسنجان از ما عذرخواهی می کند و می گوید چند وقتی است به شهرشان، رفسنجان نرفته تا سوغاتی بیاورد. وزیر محبوب دولت دهم از اولین دانشجویان دانشگاه امام صادق به شمار می رود و در سال ۱۳۶۸ در مقطع کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و تبلیغ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. حسینی سپس به دانشگاه تهران رفت و دکتری خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی اخذ کرد. او به مدت چهار سال رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود و پس از آن در انتخابات میان دوره ای مجلس پنجم از شهر رفسنجان به مجلس راه یافت. او در مجلس پنجم از استیضاح کنندگان عطاءا... مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود که هم اکنون به بی بی سی و انگلستان پناه برده است. سیدمحمد حسینی در سال ۱۳۸۸ و توسط محمود احمدی نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی و با کسب اکثریت آرا انتخاب شد. در ادامه گفت وگوی چهارساعته ما را با سیدمحمد حسینی می خوانید.چندین ماه از انتخابات 96 گذشته است، اگر موافق باشید با توجه به گذشت زمان و شرایط مساعد کنونی برای نقد و تحلیل عملکرد جریان های سیاسی بحث را از انتخابات شروع کنیم.جریان اصولگرایی متاسفانه در انتخابات ریاست جمهوری علی رغم اینکه گزینه واحدی داشتند، نتیجه را واگذار کردند. در این رخداد عوامل متعددی نقش داشتند ولی نقطه مثبت هماهنگی و انسجام بین نیروهای ارزشی بود. در این انتخابات به جای اینکه چند نفر با رای های پراکنده وارد میدان شوند، یک رای متمرکز 16 میلیونی شکل گرفت. رای 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر بی سابقه بودبسیاری از سیاسیون و احزاب معتقدند شرکت در رقابت با رئیس جمهور مستقر امری اشتباه است و نباید به این مساله ورود کرد. در سال 96 هم از ابتدا عده ای این ساز را کوک کردند که اصولگرایان بهتر است گزینه ای در انتخابات نداشته باشند یعنی از نگاه آنان رقابت «بی فایده» بود! اما امروز می توانیم ببینیم که رای آوری 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر هم «بی سابقه» بوده است. روحانی با برجسته کردن آزادی های فرهنگی و اجتماعی رای آوردعلت پیروزی روحانی و رای 24 میلیونی او را چه می دانید؟شواهد و قرائن متعدد نشان دهنده آن است که بیشتر رای ها به حجت الاسلام روحانی به دلیل برجسته شدن آزادی های فرهنگی و اجتماعی است نه به خاطر عملکرد اقتصادی دولت یازدهم. اقدامات نادرست قوه قضائیه و شورای نگهبان ربطی به اصولگرایان نداردیکی از نقدهایی که همواره درباره اصولگرایان مطرح بوده عدم عملکرد مناسب در برخی از مناصب و نهادهای زیرمجموعه خودشان است.نقش اصلی برای برطرف شدن مشکلات مردم بر دوش دولت خواهد بود. درست است که بسیج، سپاه، بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفان و کمیته امداد در این زمینه وارد می شوند و کمک می کنند ولی از باب ناگزیری و ضرورت حاد وارد این عرصه ها می شوند. البته شاید یکی از اشکالاتی که همواره به اصولگرایان نسبت داده شده، این است که بار ضعف نهادها بر دوش اصولگرایان بوده، در حالی که جریان اصولگرایی یک جریان سیاسی است یعنی در عین حال که موید نظام و در مسیر امام و رهبری گام برمی دارد و از ارکان نظام با صراحت حمایت می کند به این معنا نیست که مثلا هر مشکلی در قوه قضائیه یا شورای نگهبان باشد، جریان اصولگرایی باید هزینه آن را بپردازد. صداوسیما روابط عمومی دولت شده استجریان اصولگرایی تاکنون مرزبندی با عملکرد نامناسب قوه قضائیه داشته است؟به ندرت اتفاق افتاده که ایرادات را مطرح و به جد انتقاد نکند. مثلا صداوسیما در این چهار سال در دست جریان اصولگرایی بوده یا بیشتر با دولت همراهی داشته است؟ روند برنامه های صداوسیما به گونه ای بوده است که درمجموع نتیجه به نفع آقای روحانی رقم خورد و ایشان انتخاب شد.البته ما هیچ گاه نمی خواهیم مانند اصلاح طلبان افراطی نقش اپوزیسیون را ایفا کنیم. در عین حال که نقاط قوت نهادهای حاکمیتی را بیان می کنیم و حمایت لازم را دربرابر هجمه های ناجوانمردانه انجام می دهیم. اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنندآیا نقد مشخص و روشن از دستگاه ها جزء برنامه های آینده اصولگرایی است؟به عنوان فردی که سال های سال در جریان اصولگرایی بودم، فکر می کنم باید در مواردی تجدید نظر صورت گیرد و باید برخی از ملاحظات نادرست را کنار بگذاریم. به عنوان مثال اگر در جایی قوه قضائیه در برخورد با دانه درشت ها کوتاهی و مماشات می کند ما باید پیشگام مطالبه گری باشیم و طلایه دار امر به معروف و نهی ازمنکر شویم. مدل جمنا برای اولین بار در کشور شکل گرفتبه نظر شما مدل جمنا توانسته است پاسخگوی نیازها باشد؟ برخی نقدها به این مجموعه وارد بود که می گفتند در راس تشکیلات حلقه بسته ای وجود دارد.جبهه مردمی یک هیات موسس داشت که گام به گام به سمت فراگیری و مردمی شدن حرکت کرد و برای اولین بار این شیوه در کشور عملیاتی شد که حدود سه هزار نفر از سراسر کشور در یک تجمع ملی اتخاد تصمیم کنند. عملکرد جمنا خالی از اشکال نبودالبته انتخاب آن سه هزار نفر هم قدری سوال ایجاد کرد.ممکن است اشکالات، ضعف ها و نقدهایی وجود داشته باشد، به هر حال خالی از اشکال نبود اما در نوع خود این حرکت بی نظیر بود. مثلا در گذشته می گفتیم پنج نفر از شورای هماهنگی بنشینند و تصمیم گیری کنند یا ترکیب های گوناگونی مانند ۵+۶ پشت درهای بسته تصمیم گیر بودند.رای گیری ها درست بود؟بعد از شمارش آقای حاجی بابایی حرف و حدیث هایی مطرح بود که حتی با بازشماری آرا نیز ادامه پیدا کرد.براساس مکانیسم اعلام شده، سعی بر این بود که رای گیری به درستی انجام شود. بله، یک مورد بود که رسیدگی شد و ایشان در جمع پنج نفر اول قرار گرفت. برای نشست 17 فروردین با آقای رئیسی صحبت شدگفته شده که پنج فروردین اعضای جمنا نزد آقای رئیسی رفتند و موافقت ایشان را برای حضور در انتخابات گرفتند، یعنی دقیقا قبل از 17 فروردین و برگزاری انتخابات جمنا، آیا این صحت دارد؟بالاخره باید با کاندیداها صحبت می شد تا بدانیم جدی کاندیدا هستند یا خیر. از 22 نفر به 21 نفر رسیدیم و رای گیری بین 21 نفر انجام شد. درخصوص آقای رئیسی عده ای تردید می کردند و بعضی هم می گفتند قطعا حضور دارد لذا لازم بود با ایشان صحبت شود تا تعیین تکلیف شود.این امر باعث نارضایتی در اعضای مرکزی جمنا شد؟خیر. بحثی نبود. از ابتدا که نام آقای رئیسی مطرح شد هم در اولین مجمع ملی بیشترین رای را داشتند.بنا نبود قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی جمنا شودبرخی ها شبهه ایجاد کردند که در ابتدا هیات رئیسه تصمیم گیری کردند و بعدا اعلام شد.خیر. از همان ابتدا بعضی دوستان اصولگرا و احزاب جبهه مردمی را متهم می کردند که می خواهند آقای قالیباف را گزینه نهایی کنند و می گفتند گزینه شما معلوم است و همه این حرکات و اقدامات صوری و نمایشی است. در ادامه دیدند اصلا بنا نبود آقای قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی شود.طبق نظرسنجی ها اگر آقای رئیسی کناره گیری می کرد احتمال داشت آقای قالیباف به مرحله دوم برود.نه چنین نبود. نظرسنجی های صداوسیما، بسیج و دانشگاه تهران مبنای کار بود. یکشنبه قبل از انتخابات هرسه نظرسنجی آرای آقای رئیسی را با فاصله بیشتری از قالیباف نشان می داد. اگر استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودیم وضع بهتر بودالبته اوایل که حضور آقای رئیسی نامعلوم بود آرای آقای قالیباف با فاصله قابل توجهی از دیگر کاندیداهای اصولگرا بیشتر بود. ولی بعد که کاندیداتوری آقای رئیسی جدی و تبلیغات ایشان گسترش یافت به تدریج از بقیه پیشی گرفت و اواخر از آقای قالیباف هم بیشتر شد. لذا تصمیم شورای مرکزی جبهه مردمی همراه واقع نگری و شرایط میدانی و به دور از حب و بغض و اعمال نظر شخصی اعضای شورای مرکزی بود، چون مهم نتیجه گیری بهتر بود نه اینکه ملاحظه افراد اصل باشد. برخی افراد که اظهار دلخوری و گلایه می کنند خودشان چقدر فعال بودند و به جبهه کمک کردند؟ اگرآستین همت را بالازده و استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودند قطعا وضع بهتری داشتیم.برخی در حرف ادعا داشتند همراه هستند و اظهار محبت هم می کردند اما عملا اقدامی ندیدیم. البته اگر فعالیت های غیبی داشتند ما بی خبر هستیم. {خنده}منتقدانی که فعالیت نمی کردند جزء شورای مرکزی هم بودند؟در شورای مرکزی کسی را ندیدم که با اصل حرکت جبهه مخالف باشد و اگر انتقاداتی هم اعضا داشتند در جلسات بیان می کردند. وظیفه اعضای شورای مرکزی جمنا هدایت جبهه بودمثلا به آقای حداد و برخی افراد که در شورای مرکزی بودند انتقاد می شد که چرا زمان انتخابات خوب وارد میدان نشدند.آنها هدایت کار را در جبهه برعهده داشتند و این وظیفه سنگین و پرزحمتی بود. مرتب جلسه برگزار می شد. کار را کم نبینید.فعالیت هایی پشت صحنه صورت می گرفت و ارتباطی که با افراد و احزاب و گروه ها بود کار زمان بری بود.یکسری از افراد می گویند جمنا مدلی از پایگاه بسیج بود. برخی دوستان می گفتند برخی ها لابی می کردند تا کمیته ها را در اختیار گیرند. مثلا در کمیته دانشجویی دانشگاه ها از بسیج دانشجویی افرادی حضور داشتند یا در برخی استان ها اعضا فقط از پایگاه بسیج و فرهنگیان بودند؟در اینکه برخی انتقادات وارد است هیچ تردیدی وجود ندارد. کسی نمی گوید هیچ ضعفی وجود نداشته است. زمانی که جبهه مردمی کار خود را رسمی شروع کرد تا انتخابات فقط پنج ماه فرصت بود. شما حساب کنید حرکت گسترده ای قرار است در سراسر کشور انجام شود، یک عملیات سنگین برای انتخابات انجام دهد و از قبل هم نبوده است و طی مدت پنج ماه می خواهد این کار سترگ را انجام دهد.مدل جمنا چه تفاوتی در سال 96 با انتخابات های سال 92و94 داشت؟ در انتخابات سال ۹۲ تفرقه حاکم بود و بدنه نیروهای اصولگرا و برخی فعالان و چهره های سیاسی به خاطر گلایه هایی که نسبت به ترکیب لیست داشتند به طور جدی وارد صحنه نشدند. سازوکار جبهه مردمی هرچند از نظر عده ای ایده آل نیست ولی در مشارکت دادن جمع زیادی از عناصر تاثیرگذار توفیق زیادی داشت. تبلیغات داخلی کاندیداها و هواداران شان در جمنا غیرقابل اجتناب بودلابی بازی در جمنا بوده است؟کاندیداها و هواداران شان علی القاعده دوست داشتند در شمار۱۰ نفر و بعدا هم جزء پنج کاندیدا قرار گیرند. لذا تبلیغاتی هم قبل از مجمع و روز نشست به طور پراکنده انجام شد که غیرقابل اجتناب بود. مسلما در آینده نیازمند ضوابط دقیق و نظارت بر اجرا هستیم که مشکلی پیش نیاید و مستمسکی برای گلایه ها وجود نداشته باشد.در جبهه واقعا تصمیمات مردمی گرفته می شود یا دوباره 10 نفر برای مردم تصمیم می گیرند؟ساختار جبهه باید به گونه ای طراحی و اساسنامه به صورتی تدوین شود که جامع باشد و تا حد امکان از اشکالات پیشگیری شود و کسانی که تاکنون با جبهه همکاری نداشتند مثل جبهه پایداری و بعضی اشخاص موثر، همراه شوند تا نتیجه بهتری حاصل شود. منتقدان جمنا وارد گود شوندبرخی اذعان داشتند سهم خواهی در جمنا وجود دارد.بهتر است منتقدان وارد گود شوند و نظرات و پیشنهادهای خود را برای تصحیح و تکمیل ارائه دهند و اگر تصور می کنند اشکالاتی وجود دارد برطرف کنند. در ریاست جمهوری اصل بر رسیدن به کاندیدای مورد وفاق بود و سهم خواهی معنا نداشت. احتمال حضور برخی کاندیداها در شورای مرکزی جمنااحتمال تغییر اعضای شورای مرکزی جمنا وجود دارد؟پیشنهاد تغییر و ورود برخی شخصیت ها که قبلا به خاطر کاندیداتوری نمی توانستند عضو شورا باشند مطرح شده که باید مجمع ملی تصمیم بگیرد. 3 هزار نفر مجمع جمنا به 1200 نفر می رسدآیا سه هزار نفر اصلاح و مجمع عمومی به نخبگان اختصاص پیدا می کند یا همچنان به همین صورت باقی می ماند؟عدد سه هزار نفر احتمالا به 1200 نفر کاهش یابد و نحوه انتخاب آنان کاملا منقح شود که بازگو کننده نظرات بدنه اجتماعی نیروهای انقلاب باشند. امیدواریم تا دور بعد شاهد ارتقای کیفی فعالیت ها باشیم.دور بعد منظور انتخابات 98 است؟بله. وقتی ساختار و ساز وکار اجرایی درست طراحی و نظرات نخبگان و صاحب نظران لحاظ شود فعالیت ها با اتقان، تاثیرگذاری و فراگیری بیشتری انجام خواهد شد.وزن احزاب و جریانات در جمنا چطور است؟اکثر تشکل های ارزشی با وجود برخی سختی ها و مشکلات همراهی داشتند.در انتخابات 96 که قدری همراهی نشد اما در انتخابات آینده قرار است همراهی باشد؟بنابر این است که همه جریانات سیاسی، تشکل ها و فعالان و افراد موثر را مجدد دعوت کنیم و گروهی از لیست جا نماند. با جبهه پایداری گفت وگو می کنیم تا در جمنا حضور یابدبه عنوان مثال با جبهه پایداری صحبتی شده است؟بله، گفت وگوها در جریان است. روش کار جمنا با شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان متفاوت استاینکه احزاب نظر بدهند یعنی همانند شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان که 10 سهمیه به اعتماد ملی و... می دهد شما هم به احزاب و جریانات اصولگرا سهم بدهید؟خیر. روش کار ما با اصلاح طلبان متفاوت است. برای آنها اصل و محور احزاب و سهمیه بندی است ولی انتخاب شورای مرکزی جمنا با رای مجمع ملی است.با وجود آنکه می دانستید یکی از ضعف های دولت یازدهم بحث اقتصادی است چرا یکی از کاندیداها که می توانست در بحث های اقتصادی مسلط باشد و کمک حال در ایام مناظره جزء پنج نفر باشد همانند آقای نادران ورود نکرد؟ یا اگر بحث گفت وگو و تسلط گفتاری مطرح است چرا آقای ضرغامی حمایت نشد که جزء پنج نفر باشد؟ یا از آن پنج نفر که حداقل دو نفر جمنا را قبول نداشتند به عنوان مثال آقای رئیسی گفت من متعلق به همه هستم و هر کسی می خواهد از من حمایت کند یا آقای قالیباف متن جمنا را امضا نکرد، چرا از لیست پنج نفره خط نخوردند و جمنا باز هم روی آقای رئیسی و قالیباف تکیه داشت؟ما از حدود 50 نفر که برای کاندیداتوری پیشنهاد شده بودند شروع کردیم. به همه اقشار و استان ها و شهرستان ها اعلام شد کسانی را که فکر می کنید برای ریاست جمهوری مناسب هستند مطرح کنید.صریح بگویید که آیا چنین چیزی نبود؟ آقای قالیباف در برنامه جهان آرا اعلام کردند که به من فشار آوردند که من کاندیدا شوم و بعد با فشار کنار رفتم.به هرحال از 50 نفر پیشنهادی، هیات بررسی کننده 22 نفر را واجد حداقل شرایط دانستند که نسبتا شناخته شده باشند و احتمال تایید صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان باشد. این 22 نفر کسانی بودند که سابقه مدیریت ارشد داشتند یا نماینده مجلس بودند. بقیه هرچند افراد خوب و ارزشی بودند ولی تایید شدن آنها از سوی شورای نگهبان بلاشک منتفی بود. از ۲۲نفر تعدادی فعال تر وشناخته شده تر بودند و برای تبلیغ به استان ها و شهرستان ها سفر می کردند و برخی اصلا حاضر نبودند تلاشی کنند و می گفتند اگر قطعی شد و جزء پنج نفر قرار گرفتیم شروع می کنیم که جزء پنج نفر اول انتخاب نشدند و دلیل مهم آن کم کاری خودشان بود. پنج نفر که مشخص شد رئیسی و قالیباف گفتند سازوکار جمنا را قبول نداریم، عملا باید حذف می شدند. آقای ضرغامی هم نامه ای برای شورای مرکزی نوشت که اگر این دو نفر را قبول ندارند حذف شوند و افراد بعدی جایگزین شوند.وقتی رای گیری انجام شد و پنج نفر تعیین شدند بنا بر این بود که از پنج نفر به یک نفر برسیم نه اینکه اگر کسی انصراف داد فرد دیگری جایگزین شود و همین طور تا آخر پنج نفر باقی بمانند. قالیباف و رئیسی سازوکار جمنا را قبول داشتندآقای فتاح گفت من انصراف می دهم و من قرار نبود بیایم و اسم من را همین طور گذاشتند و بعد ایشان انصراف دادند و آقای حاجی بابایی آمدند. آقای حاجی بابایی گفتند رای گیری اشتباه بود و رای من بیشتر بود. اگر چنین بود چرا آقای قالیباف و رئیسی که قبول نداشتند حذف نشدند که دو نفر بالاتر قرار گیرند؟قبول داشتند و با هردو نفر جلسات متعددی برگزار شد.حتی نماینده به مجمع نفرستادند. آقای رئیسی نماینده نفرستادند.بله در مجمع عمومی شرکت نکردند ولی نمایندگان شان شرکت کردند.این طور که اعلام شده آقای فروزنده متن را برای آقای رئیسی می خواندند و ایشان می گویند آقای مرتضوی هم بخوانند. آقای مرتضوی هم می گویند اجازه دهید من بالا صحبت کنم و بعد آقای رئیسی شخصا خودشان تکذیب کردند.نشنیدم که شخصا تکذیب کنند. فتاح گفت با جمنا همکاری می کنمدر خبرگزاری فارس اعلام شد.بله از قول منبعی در دفتر ایشان،اعلام شد. علی ای حال مرتب با کاندیداها تماس داشتیم و در ارتباط بودیم و جلسه داشتیم و حتی با آقای فتاح صحبت شد و ایشان با صراحت اعلام کرد هر گونه همکاری که بتوانم انجام می دهم. تک تک آقایان به اهمیت و ضرورت کار جبهه اذعان داشتند و همکاری و تقویت جبهه را اصل می دانستند و درصدد تخطئه و تضعیف نبودند. البته اطرافیان گاهی اوقات مطالبی می گفتند که چندان مورد توجه قرار نمی گرفت.با توجه به اینکه دبیرکل حزب موتلفه جزء هیات مرکزی بود شاهد بودیم با اینکه آقای میرسلیم جزء پنج نفر نبود ثبت نام کرد.ظاهرا مستقل ثبت نام کرده بود.موتلفه حمایت کرد. عملا جمنا را زیر سوال بردند.آقای حبیبی و چند نفر از موتلفه بیانیه دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. موتلفه بیانیه داد و از رئیسی حمایت کرد نه از میرسلیمروز آخر بود که آقای میرسلیم هم تکذیب کرد.طبق گفته آقای حبیبی بیانیه ای دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. قصد ورود در مباحث داخلی موتلفه و اختلافات شان را ندارم اما اطلاعیه آقای حبیبی با باورها و مبانی موتلفه سازگاری بیشتری دارد. برای نمونه شعار همیشگی موتلفه به ویژه در انتخابات تبعیت از جامعتین(روحانیت مبارز و مدرسین) است که هردو جامعه از آقای رئیسی حمایت کردند. تصور بر این بود که میرسلیم هفته آخر انصراف می دهداین باعث نمی شود دیدگاه جمنا مثلا نسبت به حزبی تغییر کند مانند موتلفه؟تصور بر این بود که آقای میرسلیم هفته آخر انصراف می دهد باتوجه به پیوند این حزب با روحانیت. نسبت به ثبت نام میرسلیم در انتخابات گلایه هایی بودآقای میرسلیم در مجمع ملی جبهه جزء پنج نفر کاندیدای اول انتخاب نشد پس برچه مبنایی از اول ثبت نام کرد؟کسانی که خارج از روال جبهه ثبت نام کردند گلایه هایی را مطرح کردند که البته موجه به نظر نمی رسید. ولی از نظر قانونی نمی شد مانع ثبت نام کسی شد. نظام انتخابات که حزبی نیست بنا بر تفاهم و همدلی متقاعد شدن بود، همین مساله رسیدن به یک گزینه را مشکل می کند که لازم است راهکار مناسبی درنظر گرفته شود. اصلاح طلبان در چنین مواردی سازمانی عمل و فرد را طرد می کنند مثل برخوردی که با خانم الهه راستگو در شورای شهر کردند که این روش هم نوعی دیکتاتوری و سلب اختیار و اراده افراد است و نیروها ملزم به تبعیت چشم وگوش بسته از دستورات مرکزیت می شوند! میرسلیم می خواست رئیسی از او بخواهد که انصراف بدهدتذکری در شورای مرکزی جمنا به موتلفه داده نشد؟بله. در شورا این بحث ها همواره مطرح بود. طوری جلوه داده می شد که شما نگران نباشید و این قضیه حل و فصل می شود. همان طور که گفتم حزب موتلفه می گفت ما تابع جامعتین هستیم. در مورد عدم انصراف هم ظاهرا ایشان استدلال کرده بود در سفر مشهد با آقای رئیسی صحبت کرده ام و ایشان نگفته کنار بروم، طبیعی است که کمتر کسی حاضر می شود به کاندیدای دیگر بگوید کنار برود و بعد از انتخابات وامدار باشد!فکر می کردید آقای زاکانی ردصلاحیت شوند؟ سابقه ردصلاحیت هم داشت.باتوجه به سابقه موضوع این احتمال وجود داشت و مطرح هم شد که به خاطر نداشتن سابقه مدیریت اجرایی مثل دور قبل شورای نگهبان تایید نکند. پاسخ دوستان این بود که ایشان از جوانی درجنگ مسئولیت های خطیر و مهمی داشته و مدیریت در آن شرایط بحرانی به مراتب دشوارتر از وضع عادی است. مضافا اینکه در بسیج، مجلس و فعالیت های اجتماعی و سیاسی نقش موثر و ممتازی داشته ازجمله در هدایت و مدیریت طرح تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد اسلامی که در نوع خود بی بدیل است. درخصوص رجل سیاسی بودن ایشان هم باتوجه به چند دور نماینده مجلس بودن و حضور فعال در عرصه های سیاسی شائبه ردصلاحیت وجود نداشت.با توضیحاتی که به برخی اعضای شورای نگهبان داده شده بود انتظار می رفت وی تایید شود که درنهایت تصمیم شورا چیز دیگری شد.آقای بذرپاش و آقای حاجی بابایی چرا تایید نشدند؟در این خصوص هم بر عملکرد شورای نگهبان انتقاد جدی وجود دارد، انگار شورای نگهبان نقش مجمع تشخیص مصلحت را می خواست ایفا کند که آرایش سه به سه درست شود. در غیر این صورت تایید هاشمی طبا چه وجهی داشت یا انتخاب آقای جهانگیری که از اول معلوم بود نقشی جز تخطئه و تخریب رقیب و دفاع از گاف هایی چون حقوق های نجومی و فعالیت های انتفاعی اطرافیان وزرا همچون دختر وزیر آموزش و پرورش و نیز دستاوردتراشی برای دولت ندارد، بر چه مبنایی صورت گرفت و فردی چون دکترحاجی بابایی باسابقه پنج دوره نمایندگی و سابقه درخشان وزارت آموزش وپرورش چرا تایید نشد!این صحت داشت که آقای روحانی اول رد شده بود؟این را من نمی دانم و شورای نگهبان باید پاسخ دهد. ما در جمنا نگفتیم که بذرپاش ثبت نام نکندجمنا خواست آقای بذرپاش ثبت نام نکند؟خیر. ما هیچ تصمیمی در شورای مرکزی نگرفتیم. جوان بودن بذرپاش جرم نبوداحتمال رد صلاحیت بود؟تنها چیزی که مطرح می شد جوانی ایشان بودکه براساس آموزه های اسلامی و سنت پیامبر(ص)در نصب جوانان به مسئولیت های بسیار مهم، جوانی ...

ادامه مطلب  

سیا چطور برای دانشمندان هسته ای ایران تور پهن می کند؟  

درخواست حذف این مطلب
نوشت: یک مأمور سیا آرام به در اتاق هتل کوبید. پس از نطق های اصلی، پنل های بحث و شام، شرکت کنندگان همایش برای استراحت شبانه رفته بودند. رصد سمعی و بصری اتاق نشان می داد عوامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مراقب دانشمندان هسته ای بودند، خوابیده اند، ولی او هنوز بیدار بود. او با اطمینان خاطر، به تنهایی در را باز کرد.به روایت یک فرد آشنا با این واقعه که حدود یک دهه پیش رُخ داد، آژانس۱ ماه ها زمینه سازی کرده بود. آژانس از طریق یک شرکت صوری تجاری، بودجه و سامان دهی همایش در یک مرکز پژوهش علمی خارجی را ترتیب داده بود که شک و تردیدی برنمی انگیخت، سخنرانان و مهمانان را دعوت کرده بود، و مأموران خود را بین خدمتکاران آشپزخانه و دیگر کارمندان جا داده بود، فقط به این خاطر که بتواند آن کارشناس هسته ای را به خارج از ایران بکشاند، چند دقیقه او را از نگهبانانش جدا کند، و رودررو به او پیشنهادی بدهد. در دقایق آخر یک مانع می رفت که برنامه ها را به هم بریزد: هدف هتلش را عوض کرد چون هتل توصیه شدۀ کنفرانس ۷۵ دلار گران تر از آن رقمی بود که بالادستی های او در ایران حاضر بودند پول بدهد.آن مأمور سیا برای نشان دادن صمیمیت و حسن نیتش، دست روی قلبش گذاشت و گفت: «سلام حبیبی! من از سیا آمده ام، و می خواهم با من سوار یک هواپیما بشوید و به ایالات متحده بیایید.» مأمور سیا می توانست واکنش های آن ایرانی را روی صورتش بخواند: مخلوطی از شوک، ترس و کنجکاوی. بنا به تجربۀ پیشین خود با پناهندگان، می دانست هزاران سؤال به ذهن آن دانشمند هجوم آورده اند: خانواده ام چه می شود؟ چطور از من حفاظت می کنید؟ کجا زندگی خواهم کرد؟ چطور امرار معاش کنم؟ چطور ویزا بگیرم؟ وقت دارم چمدانم را ببندم؟ اگر بگویم نه، چه می شود؟همین که دانشمند آمد تا سؤال اول را بپرسد، عنصر سیا وسط حرفش پرید و گفت: «اول سطل را یخ بردارید.»«چرا؟»«اگر نگهبان ها بیدار شدند، می توانید بگویید که می خواهید یخ بیاورید.»سیا میلیون ها دلار برای همایش های علمی صرف می کندسیا در برنامه ای که شاید جسورانه ترین و استادانه ترین نفوذ به تشکیلات دانشگاهی باشد، مخفیانه میلیون ها دلار صرف صحنه چینی همایش های علمی در سراسر دنیا کرده است. هدفش وسوسۀ دانشمندان ایرانی به بیرون کشاندن آن ها از وطن شان به جایی بود که بتوان به آن ها دسترسی داشت، جایی که افسران اطلاعاتی اش بتوانند تک به تک سراغ شان بروند و برای پناهندگی روی آن ها فشار بیاورند. به بیان دیگر، آژانس راهی یافته بود تا توسعۀ سلاح های هسته ایِ ایران را به تأخیر بیاندازد: بهره گیری از وجهۀ بین المللی تشکیلات دانشگاهی، و گذاشتن یک کلاه بزرگ سر نهادهایی که میزبان همایش ها بودند و استادانی که در آن ها شرکت و سخنرانی می کردند. روح شرکت کنندگان همایش هم خبر نداشت که بازیگر نمایشی اند که شبیه سازی واقعیت است اما از دوردست ها صحنه چینی شده است. می شود بحث کرد که آیا آن مأموریت امنیت ملی می تواند گمراه سازی این دسته از استادان را توجیه کند یا خیر، اما تردیدی نیست که اکثر دانشگاهیان از اینکه نقش یک ساده لوح را در این طرح سیا بازی کرده اند برمی آشوبند.همایش ها بیش از هر عرصۀ دانشگاهی دیگری، مستعد جاسوسی اند. این مراسم هایِ آیینیِ اجتماعی و فکری، به مدد جهانی سازی، همه جا رواج پیدا کرده اند. مثل پاتوق های میزبانی تورهای تنیس یا گلف جهانی، این همایش ها نیز هرجا که اقلیم مساعدی داشته باشد سر بر می آورند و جماعت هواپیماسوار را جلب می کنند. حتی اگر هم پول وپله کم داشته باشند، پرستیژی دارند که جبرانش می کند. گرچه محققان دائم با وسایل الکترونیکی با هم صحبت می کنند، جلسات مجازی اصلاً و ابداً جایگزین دورهمی با همتایان، شبکه سازی برای شغل یابی، امتحان کردن جدیدترین ابزارک ها و ارائۀ مقالاتی نیست که بعدتر در مجلدات مشروح همایش چاپ می شوند. دیوید لاج، رمان نویس مشهور انگلیسی، در رمان دنیای کوچک۲ (۱۹۸۴) که تقلیدی خنده دار از حیات دانشگاهی بود نوشت: «جاذبۀ همایش های دوره ای: شیوه ای است برای تبدیل کار به تفریح، ترکیب حرفه ای گری و گردشگری، و همۀ این ها به خرج یک نفر دیگر. مقاله ای بنویسید تا دنیا را ببینید!»حضور جاسوس ها معیار اهمیت یک همایش علمینه فقط تعداد برندگان جوایز نوبل یا اساتید آکسفورد، که تعداد جاسوسان حاضر در همایش هم می تواند معیار اهمیتش باشد. افسران اطلاعاتی آمریکایی و خارجی به همان دلیل روانۀ همایش ها می شوند که مسئولان جذبِ نیروی ارتش روی محلات کم درآمد تمرکز می کنند: اینجا بهترین زمین برای شکار است. در سیا در برنامه ای که شاید جسورانه ترین و استادانه ترین نفوذ به تشکیلات دانشگاهی باشد، مخفیانه میلیون ها دلار صرف صحنه چینی همایش های علمی در سراسر دنیا کرده است هر پردیس دانشگاهی شاید فقط یک یا دو استاد برای یک سرویس اطلاعاتی جذاب باشند، اما در یک همایش مناسب (مثلاً دربارۀ فناوری پهپادها یا شاید هم داعش) یک دوجین از آن ها پیدا می شود.یک مأمور سابق سیا گفت: «هر سرویس اطلاعاتی دنیا همایش برگزار می کند، حامی همایش ها می شود، و دنبال راهی برای فرستادن افرادی به همایش ها می گردد.»مارک گلوتی، محقق ارشد در مؤسسۀ روابط بین الملل پراگ و مشاور ویژۀ سابق وزارت خارجۀ بریتانیا، می گوید: «نیروگیری یعنی فرآیند طولانی اغواء. گام اول، برنامه ریزی برای رفتن به کارگاهی است که هدف در آن حضور دارد. حتی اگر فقط حرف های عادی بزنید، دفعۀ بعد می توانید بگویید: شما را در استانبول ندیده بودم؟»اف .بی .آی در سال ۲۰۱۱ دربارۀ همایش ها به دانشگاهیان هشدار داد، و این سناریو را ذکر کرد: «دعوت نامۀ ناخواسته ای برای ارسال مقاله به یک همایش بین المللی به یک پژوهشگر می رسد. او مقاله ای می فرستد که پذیرفته می شود. در همایش، میزبان ها یک نسخۀ ارائه اش را می گیرند. میزبان ها یک فلش به لپ تاپ او وصل می کنند و بدون اطلاع او، هرچه فایل و اطلاعات را روی رایانه اش باشد دانلود می کنند.» اف. بی. آی و سیا هم سرازیر همایش ها می شوند. یک مأمور سابق اف. بی. آی می گوید که در دورهمی ها در آمریکا، «افسران اطلاعاتی خارجی سعی می کنند آمریکایی ها را تور کنند؛ ما سعی می کنیم آن ها را تور کنیم.» سیا به چند طریق درگیر همایش هاست: افسران خود را به آن ها می فرستد؛ از طریق شرکت های صوری در محدودۀ واشنگتن میزبان همایش ها می شود تا مجموعه های اطلاعاتی بتوانند چیزی از دریای حکمت دانشگاهی صید کنند؛ و همایش های جعلی راه می اندازد تا به پناهندگان بالقوه از کشورهای متخاصم دست پیدا کند.سیا همایش های آتی در سراسر دنیا را رصد کرده و نمونه های جالب را شناسایی می کند. فرض کنید یک همایش بین المللی در پاکستان دربارۀ فناوری سانتریفیوژ برگزار می شود: سیا مأمور خود را تحت پوشش می فرستد، یا استادی را که شاید به آن همایش برود به خدمت می گیرد تا برایش گزارش بیاورد. اگر خبردار شود که یک دانشمند هسته ای ایرانی در همایش شرکت می کند، روی او کلید می کند تا در نشست سال بعد نیروگیری کند.اطلاعات حاصل از همایش ها سیاست گذاری ها را شکل می دهداطلاعات حاصل از همایش های دانشگاهی ممکن است سیاست گذاری ها را شکل دهد. در اقناع دولت جورج دابلیو بوش به اینکه صدام همچنان تسلیحات کشتار جمعی در عراق می سازد (که غلط از آب درآمد)، همایش ها نقش داشتند. جان کیریاکو، افسر سابق ادارۀ ضدتروریسم سیا، در یادداشتی به سال ۲۰۰۹ نوشت: «جاسوس ها و خبرچین های ما متوجه شدند که دانشمندان عراقیِ متخصص در شیمی، زیست شناسی، و تا حد کمتری انرژی هسته ای، همچنان در سمپوزیوم های بین المللی حاضر می شدند. آن ها مقاله ارائه می دادند، به ارائه های دیگران گوش می سپردند، یادداشت های حجیم برمی داشتند، و به اردن برمی گشتند که از آنجا می توانستند زمینی به عراق برگردند.»شاید برخی از آن جاسوس ها به نتایج غلط رسیده بودند چون تحصیلات عالیه در شیمی، زیست شناسی یا انرژی هسته ای نداشتند. بدون این تخصص، شاید آن مأموران بحث را درست نمی فهمیدند یا لو می رفت که قلابی اند. در همایش های آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین حول موضوعاتی از قبیل هیدرولوژی ایزوتوپ ها و انرژی گداخت هسته ای، «شاید تعداد افسران اطلاعاتی که در تالارها پرسه می زدند بیشتر از دانشمندان واقعی بود.» این را جین کویل می گوید که از ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۶ برای سیا کار کرده است، و اضافه می کند: «فقط یک مشکل کوچک بود: اگر قرار است یکی از آدم های سیا را به این همایش ها بفرستید، باید بتواند مثل آن ها حرف بزند. اعزام یک دانش آموختۀ تاریخ سخت است که فقط می تواند بگوید: «بله من دکترای فیزیک پلاسما دارم.» به علاوه، دنیای این رشته ها بسیار کوچک است. اگر بگویید از مؤسسۀ فِرمی در شیکاگو آمده اید، می گویند: لابد باب، فرد و سوزی را می شناسی.»برخوردهای به ظاهرا اتفاقی جاسوس را به استاد متصل می کندکویل می گوید که در عوض، آژانس می تواند یک استاد مناسب را از طریق «ادارۀ منابع ملی» به خدمت بگیرد. این اداره، سرویس پنهانی سیا در داخل کشور است که «رابطه ای کاری» با تعدادی از دانشمندان دارد: «اگر همایشی در وین پیدا کنند می توانند بگویند: پروفسور اسمیت، شرکت شما در این همایش طبیعی به نظر می آید.»«اسمیت هم مثلاً می گوید: من در آن شرکت می کنم، و به شما خبر می دهم با چه کسانی حرف زده ام. اگر به یک ایرانی بخورم، مسیرم را عوض نمی کنم. اگر او بگوید که «دوست دارم شرکت کنم ولی بودجۀ مسافرت دانشگاهمان خیلی کم است»، سیا یا اف. بی. آی شاید بگوید: «خُب، می دانید، شاید بتوانیم پول بلیط شما را بدهیم، البته بلیط قسمتِ ارزان قیمت.»*****دل دادن و قلوه گرفتنِ جاسوس و استاد اغلب با مواجهه ای ظاهراً تصادفی در یک همایش دانشگاهی شروع می شود، که در این حرفه به آن «برخورد» می گویند. یکی از عناصر سیا که قبلاً در مأموریت های خارجی فعال بود برایم توضیح داد که «برخورد» چطور کار می کند. فرض کنیم اسمش آر. است.آر. به من گفت: «من یک عالم آدم را در همایش ها نیروگیری کردم. در این کار ماهر بودم، و کار سختی هم نیست.»او در بین مأموریت هایش، به فهرستی از همایش های آتی نگاه می انداخت، یکی را انتخاب می کرد، و روی دانشمندی انگشت می گذاشت که حداقل دوبار در سال های قبل در همان رویداد با او حرف زده بود و احتمال داشت در آن همایش شرکت کند. آر. از کارآموزان سیا و آژانس امنیت ملی می خواست که پروفایلی از هدف تهیه کنند: به کدام دانشگاه رفته است، اساتیدش چه کسانی بوده اند، و مواردی از این دست. سپس به دفتر مرکزی پیغام می داد تا بودجۀ سفر را تقاضا کند. فوت کوزه گری آن بود که پیغامش قدری قانع کننده باشد که هزینه ها را جور کند، اما آن قدر وسوسه انگیز نباشد که سایر مأمورانی که آن را می خوانند و به همایش نزدیک ترند دنبال همان هدف بروند.بعد باید پوشش را درست می کرد، که معمولاً بازرگان بود. اسمِ یک شرکت را از خودش درمی آورد، وب سایت آماده ای برایش می ساخت و کارت ویزیت چاپ می کرد. برای آن شرکتی که وجود خارجی نداشت، صورت حساب و تلفن و سوابق کارت اعتباری دست و پا می کرد. برای معرفی خودش هم سراغ یکی از هفت اسم مستعارش می رفت.شما هم مثل من از شلوغی بدتان می آید؟آر. سررشته ای از علم نداشت. برای بازکردنِ سر حرف نمی توانست چیزی دربارۀ فرضیۀ ریمان بگوید. در عوض، خوب می دانست دانشمندان اکثراً درون گراهایی اند که در روابط اجتماعی سررشته ندارند. برای همین راهش را به سمت هدف کج می کرد که در گوشۀ سالن دورهمی همایش ایستاده و می گفت: «شما هم مثل من از شلوغی بدتان می آید؟» بعد هم راهش را می گرفت و می رفت. آر. گفت: «این برخورد گذراست. فقط صورتتان در ذهن طرف می ماند.» هیچ کس دیگر نباید متوجه برخورد شود. یک خطای آماتوری آن است که جلوی دیگرانی سراغ هدف بروید که شاید مراقبان او از کشورش باشند. مراقبان لابد این گفت وگو را گزارش می دهند که امنیت هدف را به خطر می اندازد و موجب می شود دفعۀ بعد که سراغش می روید، میل یا توان هم صحبتی نداشته باشد.در مابقی طول همایش، آر. «با انرژی فراوان این سو و آن سو پرسه می زد» تا در هر فرصتی به هدف برخورد کند. با هر تماس، که در اصطلاحات سیا «وقت گذراندن با هدف» نام دارد و جزء عملکرد شغلی او حساب می شود، خودش را در دل استاد بیشتر جا می داد. او که کارش را بلد بود مثلاً می گفت مقاله ای عالی دربارۀ فلان موضوع خوانده است که اسم نویسنده یادش نیست. آن دانشمند هم می گفت: «نویسنده اش منم!» و گل از گلش می شکفت.پس از چند روز، آر. دانشمند را به ناهار یا شام دعوت می کرد و پیشنهادش را ارائه می داد: شرکتش به حوزۀ تخصصی آن دانشمند علاقمند است و می خواهد از کارش حمایت کند. او توضیح داد: «همۀ دانشگاهیانی که تا حالا دیده ام، همیشه در تلاشند کمک هزینه ای برای ادامۀ پژوهششان بیابند. همۀ حرف هایشان در این باره است.» آن دو دربارۀ یک پروژۀ خاص و البته قیمتش توافق می کردند، که بسته به کشور دانشمند متفاوت بود: «هزار تا پنج هزار دلار برای یک پاکستانی. برای کره بیشتر.» همین که پولی از سیا به یک استاد خارجی برسد، حتی اگر او در ابتدا از منبع بودجه بی خبر باشد، تحت کنترلشان قرار می گیرد چون افشاء این رابطه می تواند شغل یا حتی زندگی اش در میهن خودش را به خطر بیاندازد.همایش های علمی چنان کششی برای عناصر امنیتی دارند که یکی از بزرگ ترین نگرانی های مأموران سیا، مداخلۀ همکارانی است که می خواهند برای هدف آن ها دام پهن کنند. یک افسر سابق سیا با نام مستعار اشمائیل جونز در کتاب عامل انسانی: درون فرهنگ اطلاعاتی بدکارکرد سیا۳ (۲۰۰۸) نوشت: «ما این طوری سرازیر برنامه هایی از این دست می شویم.»جونز تعریف می کند که در یک همایش در سال ۲۰۰۵ در پاریس که انتظار داشت «میعادگاه دیدار دانشمندان تسلیحاتی از کشورهای سرکش» باشد، وقتی نگاهش به آن طرف اتاق افتاد و دو مأمور سیا را دید (که خودشان استاد بودند) دلش گرفت. سعی کرد از دید آن ها دور بماند و مشغول پرسه زنی در همایش شد: به اتیکت های اسامی نگاه می کرد تا برای «کسانی که شاید منابع خوبی باشند» تور بیاندازد، کسانی که ترجیحاً از کرۀ شمالی، ایران، لیبی، روسیه یا چین باشند.نمونه ای از حضور علنی جاسوس ها در یک همایش علمیکرتسن گیسر گفت: «تعجب می کنم که حضور اطلاعاتی ها در این همایش ها این قدر علنی است. یک عالم آدم می چرخند، از یک عالم جایی که فقط اسم اختصاری دارند.» گیسر، رییس سیاست گذاری امنیت مجازی وزارت خارجۀ آلمان، و من در ششمین همایش بین المللی سالانۀ تعامل سایبری صحبت می کردیم که آوریل ۲۰۱۶ در دانشگاه جورج تاون در واشینگتن دی. سی. برگزار شد. آثار هنریِ مذهبی، پنجره هایی با شیشه های رنگی و نقل قول های کلاسیکی که در تالار گستون ردیف شده بودند، مثل یک استتار استادانه برای مدیران ان. اس. ای۴ و اف .بی. آی عمل می کردند که ناطقان اصلی برنامه بودند؛ برنامه ای پیرامون مبارزه با یکی از هولناک ترین چالش های قرن بیست ویکم: حملات سایبری.در آنجا رمزشکن ارشد سابق ان. اس .ای سخنرانی کرد، همچنین رییس سابق شورای ملی اطلاعات، معاون وزارت امنیت ایتالیا، و مدیر مرکزی که برای سرویس اطلاعاتی سوئد پژوهش های محرمانه انجام می دهد. اتیکت های اسامی تقریباً همۀ آن ۷۰۰ شرکت کننده نشان می داد که برای ...

ادامه مطلب  

دیدار تتلو با رییسی منجر به ریزش رای شد/ رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود  

درخواست حذف این مطلب
محمد دهقان: نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی؛ ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی بود.رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.به گزارش عصر ایران به نقل از ایسنا، دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؟جمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیج ...

ادامه مطلب  

رأی دزدی اصلاح طلبان از آرای قالیباف  

درخواست حذف این مطلب
تا همین دیروز و در همه چهار سال گذشته رسانه های حامی روحانی شدیداً به محمدباقر قالیباف حمله می کردند از هر اتفاقی برای تخریب او دریغ نمی کردند علیه او دست به افشاگری های دروغ می زدند و سرانجام با کاندیداتوری قالیباف در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری موج حملات تشدید شد. این روند لحظه ای هم متوقف نشد و با انتقادات قالیباف از دولت روحانی تمایز این دو کاندیدا از یکدیگر کاملا عیان شد. حال در اقدامی عجیب با انصراف قالیباف از کاندیداتوری که صراحتاً به نفع حجت الاسلام رئیسی انجام شد روزنامه آفتاب یزد و بسیاری از کارشناسان سیاسی اصلاح طلب تل ...

ادامه مطلب  

همایش انتخاباتی حسن روحانی  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصاویر همایش انتخاباتی حسن روحانیتصا ...

ادامه مطلب  

دیدار تتلو با رییسی منجر به ریزش رای شد/رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود  

درخواست حذف این مطلب
رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران در گفت وگو با ایسنا ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیستجمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد ...

ادامه مطلب  

عطریانفر قالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای ?  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدعطریانفرقالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای می آورد / وعده های جذاب رقیب، 5 میلیون از آرای روحانی را کم کرد / اصلا نمی توانم بپذیرم که یک سید اهل مسجد با تتلو دیدار کند / می خواهید رای تتلو را بگیرید، چرا با او عکس می گیرید؟ چرا دست به سر و گوش او می کشید؟/ آقای مصباح! شما که از 1348 در سیاست را بستید، حالا هم در حوزه فیلسوف بمانیداو روایت خاص خود را از انتخابات اردیبهشت ماه دارد. می گوید از یکسال قبل این تحلیل را داشته است که حسن روحانی پیروز انتخابات ریاست خواهد شد.عطریانفر درباره دلایل پیروزی روحانی و شکست اصولگرایان حرف هایی دارد که در این گفت و گو به تفصیل در مورد آن سخن گفته است. این عضو ارشد حزب کارگزاران درباره آینده سیاسی ابراهیم رییسی هم چنین اعتقادی دارد :« باور نمی کنم برای آقای رئیسی یک راه جدید یا"آغازی" شکل گرفته باشد.»گفت و گوی تفصیلی انتخاب با محمدرضا عطریانفر را در ادامه می خوانید:*شما چه مصباحزمانی فهمیدید که آقای روحانی، انتخابات را می برد؟یکسال قبل از انتخابات.*یعنی قبل از اینکه اصلا آرایش سیاسی به این شکل، شکل بگیرد؟بله*چه مولفه هایی برای این تحلیل تان داشتید؟رقابتهای سیاسی در ایران متاسفانه حزبی نیست و احزاب با هم رقابت نمی کنند. اگرچه احزاب به مفهوم اسمی در دستگاه حقوقی وزارت کشور ثبت شده و رقابتهایی هم کم و بیش صورت می گیرد لکن این حجم از رقابتهای سیاسی که احزاب تامین کننده یا ادامه دهنده آن هستند ، چندان قابل تسری به کل فضای سیاسی کشور بخصوص در حوزه طبقات متوسط شهری نیست. تجربه سیاسی ما بعد از 39 سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، رهیافتهایی را به مانشان داده که از این رهگذر، به ما هوشیاری سیاسی تجربی می دهد . خوشبختانه برخی از نهادهای سنجش آرای عمومی در حد قابل اعتمادی می توانند برآورد شرایط کنند اما انها تلاش شان نوعا مقید به یکی، دو ماه قبل از برگزاری انتخابات است. اگر بخواهیم واقع بینانه اظهارنظر کنیم باید به پیشینه ها رجوع کنیم و برآوردها از بستر عمومی تحولات سیاسی باشد .آقای روحانی شخصیت اصولگرای محبوبی بود که برانگیخته شد. وی به دلیل رفتار افراطی برخی تندروها در جریان اصولگرا، مرزبندی خود را با انها بروز داد. جریان اصلاح طلب و اصولگرا در عرصه رقابتهای سیاسی ایران از موقعیت برابر برخوردار نیستند. اصولگرایان با اعتماد کافی از اینکه نهادهای قدرت آنها را همراهی می کند، فعالیتهای سیاسی خود را دنبال می کنند اما جریان اصلاح طلب " خائفا یترّقب "برای تثبیت سیاست ورزی خویش در جنگ و گریز است.جریانی که رهبران ، چهره های شاخص و نیروهای کلیدی اش، دچار تضییق جّدی است. اصلاح طلبان در روند سیاست ورزی خود بیش از آنکه روی عنوان اصلاح طلبی اصرار کنند به مسّمای اصلاح طلبی توجه می کنند . مشخصه های عنصر اصلاح طلب و رفتار اصلاح طلبانه چیست؟. رویکرد اصلاح طلبی عبارت است از اینکه به اقتضای زمان، بنا به ضرورت و نیاز جامعه رویکردها را با روشهایی که تامین کننده منافع مردم باشد تطبیق می دهند. روش هاباید مبتنی بر روند آرام باشد. روندهای ارام باید حتما از قانون تبعیت کند .حرکتها به سمت تامین منافع ملی باید تدریجی باشد. باید به سمت مصالحه کلی پیش رفت . باید با دنیای پیرامونی به یک توافق در حوزه عمل و نظر رسید . باید نگاه حداکثری داشت . باید نگاه فراگیر باشد. مواضع در حکومت ایدئولوژیک نباید بمفهوم دنیای جنگ سرد باشد. جامعه مشحون از انواع و اقسام اقوام است که در هویت ایرانی اشتراک ودوام دارد و این اشتراک هویتی است که باید مبنای عمل سیاستمداران باشد. اصلاح طلبان با این مبنا حرکت وسیره سیاسی خود را تعریف کرده اند. از جمله نتایج فوری این نگاه اینکه هر کس چنین سیرتی داشت ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت.شما در مجلس می بینید شخصیتی مثل آقای مطهری با جنس اصولگرایی مورد توجه اصلاح طلبان است وبراحتی در لیست. اصلاح طلبان قرار می گیرد حتی خط قرمز انها می شود . چون منطق حاکم بر رفتار سیاسی او همین سنخ است . این شخصیت، سال هاست مورد توجه و ارزیابی اصلاحات است. اجمالا اینکه اصلاح طلبان نبض جامعه را در حد بضاعت خود می شناسند. برآورد انها از اقای روحانی اینکه وی در عملکرد خود نسبتا موفق بوده است. وقتی سخن از نسبّیت می شود. چون سیاست ورزی امری نسبی است.در امر سیاست نمی توان مطلق طلب بود. مطلق گرایی ما را اسیر رفتارهای افراطی می کند. انسانها را به عناصر رادیکال چپ یا راست تبدیل می کند. نشان داده شد علیرغم محدودیت هایی که وجود داشته آقای روحانی با همان مبنا ، لکن با منطق اصلاح طلبی و اعتدال حرکت رو به رشد داشته است. وقتی این موقعیت را با جامعه مخاطب بخصوص طبقه متوسط شهری که خاستگاه اندیشه اصلاح طلبان است می سنجید ،در می یابید که آقای روحانی، پیروز دوره دوم هم هست. ما در پیش بینی پیروزی آقای روحانی دو جنبه را در نظر داشتیم؛ یکی جنبه ذاتی عملکرد ایشان به این معنا که در عمل دولت دستاوردهای مهمی داشته است.در دیپلماسی خارجی دستاورد برجام را دارد و همه می دانند؛ دوست و دشمن، ایرانی و غیرایرانی، چپ و راست توافق دارند که دستاورد بزرگی است. کسانی که واقع بین نیستند و بیشتر تحت تاثیر عواطف ایدئولوژیک یا حسادت های درونی خودهستند، به سادگی از کنار این دستاوردها می گذرند و متاسفانه برخی نهادها نیز از باب تحقیر، سخنانی می گویند که در شأن آنها نیست. در حوزه مباحث داخلی هم جامعه به یک نوع امنیت پایدار دست یافته و احساس آرامش می کند . بخصوص بعد از تلاطمات و آشفته بازاری که در دوره آقای احمدی نژاد بود این هم برای مردم دستاورد مهمی محسوب می شود.اینکه دولت موفق شده قدرت خرید مردم را در حد بضاعت ثابت نگه دارد ، به این معنا که هر روز دچار دست انداز روحی و نگرانی نباشند که توان خریدشان 10 تا 20 درصد کاهش پیدا کند. یا اگر در جایی افزایش قیمتی بوده، پا به پای آن بخصوص نزد طبقات حقوق بگیر که اسیر این گرفتاری می شوند، به همان نسبت درآمدشان افزایش پیدا کرده کمااینکه طبقه متوسط کارمندی نیز در طول این 4 سال 101 درصد افزایش حقوق داشته است. طبقه کارگری بالای 120 درصد افزایش حقوق داشته. بیش از آن نسبتی که تورم زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده باشد، سرفصل درآمدشان هم تقویت شده است. احساسی که جامعه از این دولت دارد احساس همدلانه و همگرائی است . بخصوص اینکه آقای روحانی رقیب واجد اخلاق و دارای پرنسیب رقابتی منّزه در برابر خود نداشت.جریان اصولگرای رقیب آقای روحانی از یک پراکندگی جدی رنج می برد. قدرت تجمیع آرا و افکار خود را نداشت. آنها دیرهنگام با اتحاد ناپایدار ، پدیده ای به نام «جمنا» را شکل دادند، آن هم با روند کاملا ناپخته ، شئوناتی را در کنار هم چیدند و یک بازی دموکراسی تصنعی را تدارک دیدند . اما از پیش مشخص بود نمی توانند نیروهای تحت امر را نسبت به این دموکراسی آمرانه قانع کنند. اگرچه دوهزار و 500 نفر را از سراسر کشور گرد آوردند اما چون هدایت از بیرون بود ضعیف ظاهر شدند.اینها همه دلالت بر این داشت که آقای روحانی با یک رقیب گردن کلفت و مستّدلی روبه رو نیست. نتیجه این رقابت در ساحتی خود را نشان داد که چشم های بصیرو بینای مردم بخصوص طبقات هوشیاری ناظر بودند . عرصه ایکه نخبگان سیاسی و دولتمردی از درون آن زاده می شوند، جامعه داوری می کند بازیها را می فهمد و واژه ها را می داند و طرف مقابل را هم می شناسد. بدون اینکه در مقام تمثیل باشم ذهن معطوف به این فرمایش حضرت امیر در رقابت حق و باطل در عصر رسول خدا می شود . زمی فرماید: در رکاب پیامبرخدا(ص) با رقیب، با دشمن می جنگیدیم و زمانی دشمن از ما کشته می گرفت و زمانی هم ما دشمن را شکست می دادیم . اما وقتی خداوند صداقت و صحت عمل ما را دید پیروزی را بر ما نازل کرد.« فمرّهَََ لنا من عدوّنا و مرّة لعدوّنا منا ، فلمّا رأى اللَّه صدقنا أنزل علینا النصر و لعدوّنا الکبت ... یکون العمل والجهاد کله فی سبیل اللَّه، فالنصرهُ لا بد أن تکون للَّه»بدون اینکه در مقام مقایسه باشیم امابرخی رقابتهای سیاسی مهم در این عرصه از این سنخ است. اما حماسه 96 حادثه عجیب و غریبی بودکه در هاضمه و حافظه سیاسی مردم ما پیامد تجارب پیشین ، مقرون به تحقق بود . ملت می دانست طرفین چه کرده اند این مردم در مقام داوری وصدور حکم، صداقت و صفا و رفتار صمیمانه اصلاحات را علیرغم همه محدودیتها احساس کردند و رای خود را تقدیم آقای روحانی کردند.بنده به عنوان کسی که یک نوع اشراف مختصر در فضای سیاسی دارد، به این جمع بندی رسید که پیروز سال 96 آقای روحانی است . مکرر در مصاحبه هایم نیز اشاره می کردم که وی فراتر از رای دوره قبل خود ظاهرخواهد شد . هم از نظر درصد و هم از نظر کمیت . یک مقدار که جلوتر آمدیم و ترکیب مشخص شد، مشخص شد ارزیابی بنده با واقعیت منطبق بود . نه از زمانی که آقای رئیسی آمد بلکه قبل از اینکه ایشان مطرح شود، زمانی که چهره های متعدد 10 نفره مطرح بودند ، عرضم این بود که نامزد نهایی جریان اصولگرا آقای قالیباف است و کسی دیگر نخواهد بود.شش ماه قبل از برگزاری انتخابات قبل از اینکه آقای رئیسی را به صورت vip از درِ تشریفات وارد جمنا کنند - نه به لحاظ فیزیکی- و به آقای قالیباف بگویند روی صندلی عقب بنشیند و ایشان را روی صندلی آقای قالیباف بنشانند، پیام این بود که آقای قالیباف از صحنه رقابتها بیرون می رود . با حضور آقای رئیسی، پیش بینی من این بود اگرچه حتی ممکن است در نظرسنجی ها آقای قالیباف بالاتری از آقای رئیسی باشد اما حتما ایشان را متذکر خواهند شد که به نفع آقای رئیسی از صحنه بیرون برود و این اتفاق هم رخ داد. این نشحیص در" کلیات" از یکسال قبل از برگزاری انتخابات و در" جزئیات "شش ماه بعد ازآن بود . نکته ای هم نبود که حالا خیلی دلالت بر هوش سیاسی من داشته باشد. هر کسی اگر یک مقدار به معادلات دقت می کرد، می توانست به این جمع بندی برسد.*شما هیچ جایی از این رقابت منهای هفته آخر که اوضاع به نفع آقای روحانی شد، اصلا نگران نشدید؟به هیچ عنوان.*اما برخی نظرسنجی باتوجه به سیل حملات به اقای روحانی، حکایت از مقداری ریزش آرای ایشان داشت.نظرسنجی روی هنجارهای سیاسی احتماعی امر مهم و تخصصی است. به صرف اینکه گروهی یکبار نظرسنجی کند، کفایت نمی کند. نظرسنجی پایدار ، جریانی راهگشا است. نظرسنجی ای می تواند به صلاح، رهنمون کند که مستمر باشد و نه منقطع. کافی است به نوع نگرش در حوزه نظرسنجی که دوستمان آقای عباس عبدی به اتفاق اقای محسن گودرزی دارد توجه کنید . آنها تخصّصا و حرفه ای کارشان این است . هیچگاه ندیدیم تعابیر نگران کننده ای از ناحیه آقای عبدی استخراج و منتقل شود. با هم تقریبا هم نظر بودیم . با یک تفاوت که من غیر علمی و عمدتا شهودی به این جمع بندی رسیدم ولی ایشان آدم متخصص و حرفه ای با نگاه جامعه شناختی است . فعالیت روزانه اش این است و با برداشتهای اجتماعی و ارتباطاتی که دارد به چنین جمع بندی عالمانه ای رسیده بود . بدون اینکه هیچگاه در این زمینه با هم دیالوگ داشته باشیم.*الان بحثی وجود دارد که می گویند اگر هر دو نامزد اصولگرا می ماندند یعنی هم آقای قالیباف و هم آقای رئیسی احتمال داشت که انتخابات به مرحله دوم برود.به هیچ وجه. استدلالی که این نظریه را رد می کند این که عرصه رقابت در سال 96 کاملا خط کشی شده بود . فضای مبهم، آشفته و نامشخصی نبود و دو جبهه کاملا از هم فارق و جدا بودند و رای اصلاح طلبی و اصولگرایی از هم جدا شده بود.اگر چنانچه رای اصولگرایی دوپاره می شد جناب آقای رئیسی و جناب آقای قالیباف . رای این دو نامزد انتخاباتی از درون ظرفی برداشت میشد که منحصر به اصولگرایی بود و هیچگاه از رای اصلاح طلب چیزی به طرف انها منتقل نمی شد. اگر این ها دوپاره می ماندند، حتی ممکن بود جمع آرای آقای رئیسی و آقای قالیباف به 15 میلیون هم نرسد. چراکه نه تنها از رای اصلاح طلبی چیزی به آنها منتقل نمی شد بلکه رای خودشان هم ریزش می کرد. به این احتمال که جامعه اصولگرایان، احساسشان این میشد که دچار تفرقه هستند و دوپاره اند و چون دو پاره اند احتمال پیروزی شان ضعیف است. به دلیل همین احساس، خلع انگیزه می شدند. قبلا پیشنهاد کردم دوستان اصولگرا اگر عقل مدبّر داشته باشند و با مدیریت سیاسی درست عمل کنند حتما مصلحت شان این است که روی یک فرد توافق کنند تا تجمیع آرا را برایشان رقم زند .نفس این تجمیع، یک هم افزایی ایجاد می کند و این هم افزایی می تواند رای شان را افزایش دهد. این اتفاق در آخرین لحظات برایشان رخ داد . آقای جهانگیری که خیلی خوب در رقابتها ظاهر شد یا آقای هاشمی طبا که نسبتا خوب صحبت کرد و برای خودش منطق داشت یا حتی آقای میرسلیم که دائم سوال می کرد و متعلق به آن جناح بود، چون از پیش، جامعه رای دهنده می دانست که آقای جهانگیری به نفع آقای روحانی کنار خواهد رفت . دوم اینکه مشخص بود آقای هاشمی طبا خودش از موضع دفاع از آقای روحانی ظاهر شده و تا روزهای آخر هم می گفت که خودم به آقای روحانی رای می دهم. سوم اینکه می دانستند آقای میرسلیم به عنوان یک زاپاس در گوشه میدان نشسته که اگر یک وقت توپ از میدان خارج می شد به نفع آقای رئیسی و قالیباف به میدان برمیگرداند .چون مردم باور داشتند اینها شخصیتهای مستقل در میدان نیستند، اگر چه در مناظرات هم خوب صحبت کردند و کم نداشتند اما می بینیم جامعه مستحضر و مطلع بود و برایش مشهود بود که قرارش نیست اصولگرایی به میرسلیم رای دهد یا رای اصلاح طلبی درسبد آقای جهانگیری یا آقای هاشمی طبا قرار گیرد. این مرزبندی کاملا تفکیک شده بود. پس رای آقای روحانی همین رای بود و رای اصولگراها همان بود .اگر رئیسی و قالیباف با هم در انتخابات می ماندند ، آقای رئیسی 6 میلیون و آقای قالیباف 4 میلیون رای می آورد و درواقع 5 میلیون این رای مازاد اثر هم افزایی و رزنانسی است که به دلیل وحدت و امید طرفداران برای نیل به مرحله دوم بود که ایجاد شد.*آیا این 5 میلیون به خاطر دادن وعده های فریبنده نبود؟ببینید! وعده های فریبنده در همان 6 میلیون و 4 میلیون ها لحاظ شده است. این افزایش ناشی از هم افزایی وبضرب تشویق رهبران شان برای کسب نصاب بالاتر و امید به اینده بهتر بود .*اصلا این 16 میلیون رای چیست؟ آیا ما می توانیم بگوییم اصولگرایان 16 میلیون رای دارند؟ آنها همیشه بیشتر از 8 میلیون رای نداشتند.نه اصلاح طلبان 24 میلیون رای تشکیلانی دارند و نه اصولگرایان 16 میلیون رای، طرفین باید باورشان باشد که این رای، رای سازمانی و حزبی انها نیست. بارها اعلام کردیم ظرفیت رای اصولگرایی در کشورحداکثر 15 الی 20 درصد است. رای اصلاح طلبی هم 25 الی 30 درصد است. اگر 40 میلیون رای دهنده باشد که بگوییم انتخابات خیلی پرشور است و نحله های سیاسی با حداکثر ظرفیت چسبندگی حزبی- سازمانی ایفای نقش کنند، رای اصلاح طلبی 16 میلیون و رای اصولگرایی حدود 10 میلیون خواهد بود. آنچه که مازاد این اتفاق رخ داده 14 میلیون رای صحیح خاکستری است که 5 میلیون ان تحت تاثیرهمین عوامفریبی وامید افرینی های حضرات اصولگرا هدایت شد والباقی در سبد اصلاحات قرار گرفت . بارها این تجربه راداشتیم اگر آرای ملی از مرز50 درصد بالا زد،این مازاد آرای خاکستری است ونوعا به سمت اندیشه اصلاحات هدایت می شود.منطق رقابتهای ما در این دوره نیز باید چنین می شد که آقای روحانی 29 میلیون رای می آورد و آقای رئیسی 10 میلیون. یعنی یک به 3. چیزی که در آخرین براورد های آقای عبدی هم هست .(نسبت 1 به 3). بسیار مهم است اسیب شناسی کنیم چرا 5 میلیون از 14 میلیون ارای خاکستری که قهرا متعلق به آقای روحانی بوده کم شده و به رای اصولگرایی اضافه شده است؟ علتش ناشی از آثارناخواسته وتحقق یافته عوامفریبی رقبای آقای روحانی و برخی از وعده های خلاف انهاست . وعده های جذاب3 تا 5 برابر شدن یارانه ها که تاثیراتش را در اقشار فرودست جستجو می کردند .یک بخشی هم تاثیر ناکامی های آقای روحانی بود که وی به همه منویات و خواسته های خود دست پیدا نکرد و انتقادهایی در حق ایشان وجود داشت. بخصوص که آثار زیانبار دوره گذشته بلافاصله بعد از پایان کار آقای احمدی نژاد نشان داده نشد و بعدها بروز کرد . فی الواقع بعضی از شعارهای جذاب غیر واقع بینانه ومنحرف کننده از ناحیه رقیب و برخی از نقدهای واقع بینانه در حق آقای روحانی، باعث شد که جهت5 میلیون رای عوض شود و به سمت دیگری برود.*بیشتر روستایی بودند یا شهری؟ارای روستایی وطبقات محروم وفرودست در شهر های دورافتاده ای که تحت تاثیر شعارهای فریبنده بودند . بخشی به خاطر همین شعارهای جذاب انحرافی و بخشی که به سبد آقای روحانی نرفت ناشی از انتقادهایی بود به ناکامی دولت . ضمن اینکه طبقات محروم پیامد تخریب های افراطیون انتظار داشتند باتحقق برجام اتفاقات شگرفی درزندگی شان رخ دهد و نداد . به بیان دیگر تقسیم 14 میلیون رای ( 5،میلیون به نفع جریان راست و مابقی به نفع جریان آقای روحانی ) ناشی از فضای دوقطبی بود که بارها رهبری به ایجادش هشدار می دادند .*آیت الله موحدی کرمانی گفته بودند که آقای رئیسی 16 میلیون رای حلال دارد و رای آقای روحانی مبتنی بر تخلف است. سوال این است که اصلا مبنای اینکه 16 میلیون رای حلال باشد اینکه رای آقای روحانی مبتنی بر رای خلاف است یا صندوقها را بستند و نگذاشتند طرف مقابل رای بدهد، دیر شروع کردند درحالی که از کجا معلوم آنها که پشت در مانده بودند به آقای رئیسی رای می دادند!اولا توصیه ای که به صفت ارادتمندی کوچک به حضرات دارم این است که چرا حیثیت و هویت روحانی واعتقادی خود را به خاطر سیاست و قدرت اینطور مخدوش می کنند ؟ سخن از رای حلال و حرام چیست ؟ این ایا یک نوع بازی با الفاظ و مقدسات مردم نیست ؟ اگر اینچنین باشد می خواهید چه پیامی برسانید؟ ایا پیام این است که دیگرانی که به آقای روحانی رای دادند، ضدانقلاب بودند ؟! کلیپی از برخی چهره های درجه سه آنها مطرح شده که برخلاف تاکیدات رهبری است و می گوید معنی ندارد اجازه دهیم اکثریت قاطع در انتخابات حصور یابند !! اگر اکثریت بیایند، ما رای نمی آوریم و باید مدیریت کنیم ،چون با حضور حداقلی است که پیروز می شویم !! پیام این است که هرکس به رقیب ما رای دهد، ضدانقلاب است و این برخلاف دکترین نظام سیاسی است که امام تحت عنوان مردمسالاری و رای مردم در این کشور نهادینه کرده اند . به اتکای کدام قدرت برخی اجازه دارند خلاف نظر امام حرف بزنند؟ ما امروز به کُنه حقیقت فرمایشات آقای هاشمی رفسنجانی می رسیم که در رد صلاحیت سیدحسن اقای خمینی گفت شما مگر مشروعیت تان از چه کسی گرفته اید که به خودتان اجازه می دهید برخلاف دیدگاه امام حرف بزنید وفرزند فرهیخته وعالم فاضل پاکدامن وهوشمند او را رد کنید؟! این اقایان دارند دین شان را به تاراج می دهند و تحت الشعاع مطامع قدرت کسانی قرار می دهند که نفعی هم برایشان ندارد. نمونه اش برخی صحبتهای خلاف واقع آقای قالیباف .آیا می خواهید دین تان را به خاطر این نوع خلاف گویی ها مخدوش کنید؟! دوم اینکه اگر قرار بر این باشد به نتیجه ارا قلبا تمکین نکنید وشبهه ناک صحبت کنید ناخواسته برخلاف نظر خود موضعگیری اقای مهندس موسوی را تایید می کنید . مگر آقای مهندس موسوی که به انتخابات ایراد گرفت شما نگفتید چرا حرف خلاف قانون می زنی؟ همه بایدتمکین میکردیم که قانون از هر کسی مهمتر است و پذیرفتیم که به هر حال انتخابات صورت گرفته و نهادهای مسئول هم ان را تائید کردند پس دیگر حرفی نمی ماند .این سیاست دوگانه است و از نظر ما بازی است. موضوع آقای موحدی شاید تاحدی قابل فهم باشد چون ایشان به عنوان مسئول جامعه روحانیت مبارزکسی است که این داستان حول محوریت ایشان مدیریت شده و می خواهد از برگزیده خود دفاع کند ولی اصلا نمی فهمیم چرا دیگران این صحبتها را می کنند؟ جناب اقای جنتی این شخصیت محترم ومعّمرکه خود مسئول شورای نگهبان اند . اگر تخلفی شده و انرا به این پررنگی وغلظت مطرح می کنند پس چرا انتخابات را تائید می کنند؟ نظارت، وظیفه شماست و قانون به شما اقتدار داده که تصمیم بگیرید. اگر حرف شما درست است پس فرمایشات مقام معظم رهبری چیست که اعلام کردند انتخابات خوب، آرام و با حضور حداکثری بود و تائید حضور مردم را مطرح فرمودند .حرفهای بی حساب و کتابی که از نا ...

ادامه مطلب  

همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیج  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگاران بسیجتصاویر همایش ملی باشگاه خبرنگار ...

ادامه مطلب  

تصاویر کمتر دیده شده محمدباقر قالیباف از دوران دفاع مقدس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغگروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمدباقر قالیباف فرمانده لشکر 21 امام رضا (ع) و لشکر 5 نصر در دوران دفاع مقدس، از یادگاران آن روزهای به یادماندنی است که بعد از گذشت سه دهه از پایان جنگ در هر پست و مسئولیتی که بوده، برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره هشت سال پایمردی ملت کشورمان، ارتباط خود را با یادگاران دفاع مقدس حفظ کرده است.گفتنی است؛ قالیباف ...

ادامه مطلب  

دیدار محمدباقر قالیباف با اعضای جدید شورای هشر تهران  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار محمدباقر قالیباف با اعضای جدید شورای هشر تهرانتصاویر دیدار محمدباقر قالیباف با اعضای جدید شورای هشر تهرانتصاویر دیدار محمدباقر قالیباف با اعضای جدید شورای هشر تهرانتصاویر دیدار محمدباقر قالیباف با اعضای جدید شورای هشر تهرانتصاویر دیدار محمدباقر قالیباف با اعضای جدید شورای هشر تهرانتصاویر دیدار محمدباقر ...

ادامه مطلب  

سیا چطور برای دانشمندان هسته ای ایران تور پهن می کند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش جام نیوز، یک مأمور سیا آرام به در اتاق هتل کوبید. پس از نطق های اصلی، پنل های بحث و شام، شرکت کنندگان همایش برای استراحت شبانه رفته بودند. رصد سمعی و بصری اتاق نشان می داد عوامل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که مراقب دانشمندان هسته ای بودند، خوابیده اند، ولی او هنوز بیدار بود. او با اطمینان خاطر، به تنهایی در را باز کرد.به روایت یک فرد آشنا با این واقعه که حدود یک دهه پیش رُخ داد، آژانس۱ ماه ها زمینه سازی کرده بود. آژانس از طریق یک شرکت صوری تجاری، بودجه و سامان دهی همایش در یک مرکز پژوهش علمی خارجی را ترتیب داده بود که شک و تردیدی برنمی انگیخت، سخنرانان و مهمانان را دعوت کرده بود، و مأموران خود را بین خدمتکاران آشپزخانه و دیگر کارمندان جا داده بود، فقط به این خاطر که بتواند آن کارشناس هسته ای را به خارج از ایران بکشاند، چند دقیقه او را از نگهبانانش جدا کند، و رودررو به او پیشنهادی بدهد. در دقایق آخر یک مانع می رفت که برنامه ها را به هم بریزد: هدف هتلش را عوض کرد چون هتل توصیه شدۀ کنفرانس ۷۵ دلار گران تر از آن رقمی بود که بالادستی های او در ایران حاضر بودند پول بدهد.آن مأمور سیا برای نشان دادن صمیمیت و حسن نیتش، دست روی قلبش گذاشت و گفت: «سلام حبیبی! من از سیا آمده ام، و می خواهم با من سوار یک هواپیما بشوید و به ایالات متحده بیایید.» مأمور سیا می توانست واکنش های آن ایرانی را روی صورتش بخواند: مخلوطی از شوک، ترس و کنجکاوی. بنا به تجربۀ پیشین خود با پناهندگان، می دانست هزاران سؤال به ذهن آن دانشمند هجوم آورده اند: خانواده ام چه می شود؟ چطور از من حفاظت می کنید؟ کجا زندگی خواهم کرد؟ چطور امرار معاش کنم؟ چطور ویزا بگیرم؟ وقت دارم چمدانم را ببندم؟ اگر بگویم نه، چه می شود؟همین که دانشمند آمد تا سؤال اول را بپرسد، عنصر سیا وسط حرفش پرید و گفت: «اول سطل را یخ بردارید.»«چرا؟»«اگر نگهبان ها بیدار شدند، می توانید بگویید که می خواهید یخ بیاورید.»*****سیا در برنامه ای که شاید جسورانه ترین و استادانه ترین نفوذ به تشکیلات دانشگاهی باشد، مخفیانه میلیون ها دلار صرف صحنه چینی همایش های علمی در سراسر دنیا کرده است. هدفش وسوسۀ دانشمندان ایرانی به بیرون کشاندن آن ها از وطن شان به جایی بود که بتوان به آن ها دسترسی داشت، جایی که افسران اطلاعاتی اش بتوانند تک به تک سراغ شان بروند و برای پناهندگی روی آن ها فشار بیاورند. به بیان دیگر، آژانس راهی یافته بود تا توسعۀ سلاح های هسته ایِ ایران را به تأخیر بیاندازد: بهره گیری از وجهۀ بین المللی تشکیلات دانشگاهی، و گذاشتن یک کلاه بزرگ سر نهادهایی که میزبان همایش ها بودند و استادانی که در آن ها شرکت و سخنرانی می کردند. روح شرکت کنندگان همایش هم خبر نداشت که بازیگر نمایشی اند که شبیه سازی واقعیت است اما از دوردست ها صحنه چینی شده است. می شود بحث کرد که آیا آن مأموریت امنیت ملی می تواند گمراه سازی این دسته از استادان را توجیه کند یا خیر، اما تردیدی نیست که اکثر دانشگاهیان از اینکه نقش یک ساده لوح را در این طرح سیا بازی کرده اند برمی آشوبند.همایش ها بیش از هر عرصۀ دانشگاهی دیگری، مستعد جاسوسی اند. این مراسم هایِ آیینیِ اجتماعی و فکری، به مدد جهانی سازی، همه جا رواج پیدا کرده اند. مثل پاتوق های میزبانی تورهای تنیس یا گلف جهانی، این همایش ها نیز هرجا که اقلیم مساعدی داشته باشد سر بر می آورند و جماعت هواپیماسوار را جلب می کنند. حتی اگر هم پول وپله کم داشته باشند، پرستیژی دارند که جبرانش می کند. گرچه محققان دائم با وسایل الکترونیکی با هم صحبت می کنند، جلسات مجازی اصلاً و ابداً جایگزین دورهمی با همتایان، شبکه سازی برای شغل یابی، امتحان کردن جدیدترین ابزارک ها و ارائۀ مقالاتی نیست که بعدتر در مجلدات مشروح همایش چاپ می شوند. دیوید لاج، رمان نویس مشهور انگلیسی، در رمان دنیای کوچک۲ (۱۹۸۴) که تقلیدی خنده دار از حیات دانشگاهی بود نوشت: «جاذبۀ همایش های دوره ای: شیوه ای است برای تبدیل کار به تفریح، ترکیب حرفه ای گری و گردشگری، و همۀ این ها به خرج یک نفر دیگر. مقاله ای بنویسید تا دنیا را ببینید!»نه فقط تعداد برندگان جوایز نوبل یا اساتید آکسفورد، که تعداد جاسوسان حاضر در همایش هم می تواند معیار اهمیتش باشد. افسران اطلاعاتی آمریکایی و خارجی به همان دلیل روانۀ همایش ها می شوند که مسئولان جذبِ نیروی ارتش روی محلات کم درآمد تمرکز می کنند: اینجا بهترین زمین برای شکار است. در هر پردیس دانشگاهی شاید فقط یک یا دو استاد برای یک سرویس اطلاعاتی جذاب باشند، اما در یک همایش مناسب (مثلاً دربارۀ فناوری پهپادها یا شاید هم داعش) یک دوجین از آن ها پیدا می شود.یک مأمور سابق سیا گفت: «هر سرویس اطلاعاتی دنیا همایش برگزار می کند، حامی همایش ها می شود، و دنبال راهی برای فرستادن افرادی به همایش ها می گردد.»مارک گلوتی، محقق ارشد در مؤسسۀ روابط بین الملل پراگ و مشاور ویژۀ سابق وزارت خارجۀ بریتانیا، می گوید: «نیروگیری یعنی فرآیند طولانی اغواء. گام اول، برنامه ریزی برای رفتن به کارگاهی است که هدف در آن حضور دارد. حتی اگر فقط حرف های عادی بزنید، دفعۀ بعد می توانید بگویید: شما را در استانبول ندیده بودم؟»اف. بی. آی در سال ۲۰۱۱ دربارۀ همایش ها به دانشگاهیان هشدار داد، و این سناریو را ذکر کرد: «دعوت نامۀ ناخواسته ای برای ارسال مقاله به یک همایش بین المللی به یک پژوهشگر می رسد. او مقاله ای می فرستد که پذیرفته می شود. در همایش، میزبان ها یک نسخۀ ارائه اش را می گیرند. میزبان ها یک فلش به لپ تاپ او وصل می کنند و بدون اطلاع او، هرچه فایل و اطلاعات را روی رایانه اش باشد دانلود می کنند.»اف. بی. آی و سیا هم سرازیر همایش ها می شوند. یک مأمور سابق اف. بی. آی می گوید که در دورهمی ها در آمریکا، «افسران اطلاعاتی خارجی سعی می کنند آمریکایی ها را تور کنند؛ ما سعی می کنیم آن ها را تور کنیم.» سیا به چند طریق درگیر همایش هاست: افسران خود را به آن ها می فرستد؛ از طریق شرکت های صوری در محدودۀ واشنگتن میزبان همایش ها می شود تا مجموعه های اطلاعاتی بتوانند چیزی از دریای حکمت دانشگاهی صید کنند؛ و همایش های جعلی راه می اندازد تا به پناهندگان بالقوه از کشورهای متخاصم دست پیدا کند.سیا همایش های آتی در سراسر دنیا را رصد کرده و نمونه های جالب را شناسایی می کند. فرض کنید یک همایش بین المللی در پاکستان دربارۀ فناوری سانتریفیوژ برگزار می شود: سیا مأمور خود را تحت پوشش می فرستد، یا استادی را که شاید به آن همایش برود به خدمت می گیرد تا برایش گزارش بیاورد. اگر خبردار شود که یک دانشمند هسته ای ایرانی در همایش شرکت می کند، روی او کلید می کند تا در نشست سال بعد نیروگیری کند.اطلاعات حاصل از همایش های دانشگاهی ممکن است سیاست گذاری ها را شکل دهد. در اقناع دولت جورج دابلیو بوش به اینکه صدام همچنان تسلیحات کشتار جمعی در عراق می سازد (که غلط از آب درآمد)، همایش ها نقش داشتند. جان کیریاکو، افسر سابق ادارۀ ضدتروریسم سیا، در یادداشتی به سال ۲۰۰۹ نوشت: «جاسوس ها و خبرچین های ما متوجه شدند که دانشمندان عراقیِ متخصص در شیمی، زیست شناسی، و تا حد کمتری انرژی هسته ای، همچنان در سمپوزیوم های بین المللی حاضر می شدند. آن ها مقاله ارائه می دادند، به ارائه های دیگران گوش می سپردند، یادداشت های حجیم برمی داشتند، و به اردن برمی گشتند که از آنجا می توانستند زمینی به عراق برگردند.»شاید برخی از آن جاسوس ها به نتایج غلط رسیده بودند چون تحصیلات عالیه در شیمی، زیست شناسی یا انرژی هسته ای نداشتند. بدون این تخصص، شاید آن مأموران بحث را درست نمی فهمیدند یا لو می رفت که قلابی اند. در همایش های آژانس بین المللی انرژی اتمی در وین حول موضوعاتی از قبیل هیدرولوژی ایزوتوپ ها و انرژی گداخت هسته ای، «شاید تعداد افسران اطلاعاتی که در تالارها پرسه می زدند بیشتر از دانشمندان واقعی بود.» این را جین کویل می گوید که از ۱۹۷۶ تا ۲۰۰۶ برای سیا کار کرده است، و اضافه می کند: «فقط یک مشکل کوچک بود: اگر قرار است یکی از آدم های سیا را به این همایش ها بفرستید، باید بتواند مثل آن ها حرف بزند. اعزام یک دانش آموختۀ تاریخ سخت است که فقط می تواند بگوید: «بله من دکترای فیزیک پلاسما دارم.» به علاوه، دنیای این رشته ها بسیار کوچک است. اگر بگویید از مؤسسۀ فِرمی در شیکاگو آمده اید، می گویند: لابد باب، فرد و سوزی را می شناسی.»کویل می گوید که در عوض، آژانس می تواند یک استاد مناسب را از طریق «ادارۀ منابع ملی» به خدمت بگیرد. این اداره، سرویس پنهانی سیا در داخل کشور است که «رابطه ای کاری» با تعدادی از دانشمندان دارد: «اگر همایشی در وین پیدا کنند می توانند بگویند: پروفسور اسمیت، شرکت شما در این همایش طبیعی به نظر می آید.»«اسمیت هم مثلاً می گوید: من در آن شرکت می کنم، و به شما خبر می دهم با چه کسانی حرف زده ام. اگر به یک ایرانی بخورم، مسیرم را عوض نمی کنم. اگر او بگوید که «دوست دارم شرکت کنم ولی بودجۀ مسافرت دانشگاهمان خیلی کم است»، سیا یا اف. بی. آی شاید بگوید: «خُب، می دانید، شاید بتوانیم پول بلیط شما را بدهیم، البته بلیط قسمتِ ارزان قیمت.»*****دل دادن و قلوه گرفتنِ جاسوس و استاد اغلب با مواجهه ای ظاهراً تصادفی در یک همایش دانشگاهی شروع می شود، که در این حرفه به آن «برخورد» می گویند. یکی از عناصر سیا که قبلاً در مأموریت های خارجی فعال بود برایم توضیح داد که «برخورد» چطور کار می کند. فرض کنیم اسمش آر. است.آر. به من گفت: «من یک عالم آدم را در همایش ها نیروگیری کردم. در این کار ماهر بودم، و کار سختی هم نیست.»او در بین مأموریت هایش، به فهرستی از همایش های آتی نگاه می انداخت، یکی را انتخاب می کرد، و روی دانشمندی انگشت می گذاشت که حداقل دوبار در سال های قبل در همان رویداد با او حرف زده بود و احتمال داشت در آن همایش شرکت کند. آر. از کارآموزان سیا و آژانس امنیت ملی می خواست که پروفایلی از هدف تهیه کنند: به کدام دانشگاه رفته است، اساتیدش چه کسانی بوده اند، و مواردی از این دست. سپس به دفتر مرکزی پیغام می داد تا بودجۀ سفر را تقاضا کند. فوت کوزه گری آن بود که پیغامش قدری قانع کننده باشد که هزینه ها را جور کند، اما آن قدر وسوسه انگیز نباشد که سایر مأمورانی که آن را می خوانند و به همایش نزدیک ترند دنبال همان هدف بروند.بعد باید پوشش را درست می کرد، که معمولاً بازرگان بود. اسمِ یک شرکت را از خودش درمی آورد، وب سایت آماده ای برایش می ساخت و کارت ویزیت چاپ می کرد. برای آن شرکتی که وجود خارجی نداشت، صورت حساب و تلفن و سوابق کارت اعتباری دست و پا می کرد. برای معرفی خودش هم سراغ یکی از هفت اسم مستعارش می رفت.آر. سررشته ای از علم نداشت. برای بازکردنِ سر حرف نمی توانست چیزی دربارۀ فرضیۀ ریمان بگوید. در عوض، خوب می دانست دانشمندان اکثراً درون گراهایی اند که در روابط اجتماعی سررشته ندارند. برای همین راهش را به سمت هدف کج می کرد که در گوشۀ سالن دورهمی همایش ایستاده و می گفت: «شما هم مثل من از شلوغی بدتان می آید؟» بعد هم راهش را می گرفت و می رفت. آر. گفت: «این برخورد گذراست. فقط صورتتان در ذهن طرف می ماند.» هیچ کس دیگر نباید متوجه برخورد شود. یک خطای آماتوری آن است که جلوی دیگرانی سراغ هدف بروید که شاید مراقبان او از کشورش باشند. مراقبان لابد این گفت وگو را گزارش می دهند که امنیت هدف را به خطر می اندازد و موجب می شود دفعۀ بعد که سراغش می روید، میل یا توان هم صحبتی نداشته باشد.در مابقی طول همایش، آر. «با انرژی فراوان این سو و آن سو پرسه می زد» تا در هر فرصتی به هدف برخورد کند. با هر تماس، که در اصطلاحات سیا «وقت گذراندن با هدف» نام دارد و جزء عملکرد شغلی او حساب می شود، خودش را در دل استاد بیشتر جا می داد. او که کارش را بلد بود مثلاً می گفت مقاله ای عالی دربارۀ فلان موضوع خوانده است که اسم نویسنده یادش نیست. آن دانشمند هم می گفت: «نویسنده اش منم!» و گل از گلش می شکفت.پس از چند روز، آر. دانشمند را به ناهار یا شام دعوت می کرد و پیشنهادش را ارائه می داد: شرکتش به حوزۀ تخصصی آن دانشمند علاقمند است و می خواهد از کارش حمایت کند. او توضیح داد: «همۀ دانشگاهیانی که تا حالا دیده ام، همیشه در تلاشند کمک هزینه ای برای ادامۀ پژوهششان بیابند. همۀ حرف هایشان در این باره است.» آن دو دربارۀ یک پروژۀ خاص و البته قیمتش توافق می کردند، که بسته به کشور دانشمند متفاوت بود: «هزار تا پنج هزار دلار برای یک پاکستانی. برای کره بیشتر.» همین که پولی از سیا به یک استاد خارجی برسد، حتی اگر او در ابتدا از منبع بودجه بی خبر باشد، تحت کنترلشان قرار می گیرد چون افشاء این رابطه می تواند شغل یا حتی زندگی اش در میهن خودش را به خطر بیاندازد.همایش های علمی چنان کششی برای عناصر امنیتی دارند که یکی از بزرگ ترین نگرانی های مأموران سیا، مداخلۀ همکارانی است که می خواهند برای هدف آن ها دام پهن کنند. یک افسر سابق سیا با نام مستعار اشمائیل جونز در کتاب عامل انسانی: درون فرهنگ اطلاعاتی بدکارکرد سیا۳ (۲۰۰۸) نوشت: «ما این طوری سرازیر برنامه هایی از این دست می شویم.»جونز تعریف می کند که در یک همایش در سال ۲۰۰۵ در پاریس که انتظار داشت «میعادگاه دیدار دانشمندان تسلیحاتی از کشورهای سرکش» باشد، وقتی نگاهش به آن طرف اتاق افتاد و دو مأمور سیا را دید (که خودشان استاد بودند) دلش گرفت. سعی کرد از دید آن ها دور بماند و مشغول پرسه زنی در همایش شد: به اتیکت های اسامی نگاه می کرد تا برای «کسانی که شاید منابع خوبی باشند» تور بیاندازد، کسانی که ترجیحاً از کرۀ شمالی، ایران، لیبی، روسیه یا چین باشند.کرتسن گیسر گفت: «تعجب می کنم که حضور اطلاعاتی ها در این همایش ها این قدر علنی است. یک عالم آدم می چرخند، از یک عالم جایی که فقط اسم اختصاری دارند.» گیسر، رییس سیاست گذاری امنیت مجازی وزارت خارجۀ آلمان، و من در ششمین همایش بین المللی سالانۀ تعامل سایبری صحبت می کردیم که آوریل ۲۰۱۶ در دانشگاه جورج تاون در واشینگتن دی. سی. برگزار شد. آثار هنریِ مذهبی، پنجره هایی با شیشه های رنگی و نقل قول های کلاسیکی که در تالار گستون ردیف شده بودند، مثل یک استتار استادانه برای مدیرا ...

ادامه مطلب  

کنار رفتن قالیباف از انتخابات با تصمیم جمنا بود؟  

درخواست حذف این مطلب
دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران در گفت وگو با ایسنا ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیستجمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد. البته این نظر جمنا نیز براساس برخی نظرسنجی ها بود و هیچ بحث پشت پرده و یا تحل ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.همان زمان انتخابات گفته می شد اگر رییسی کنار می رفت و قالیباف در انتخابات می ماند، قالیباف رای بیشتری داشت. شما هم این موضوع را قبول دارید؟بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس ...

ادامه مطلب  

همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارس  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهر ...

ادامه مطلب  

همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارس  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان و نخبگان کونگ فو توآ بانوان فارستصاویر همایش قهرمانان ...

ادامه مطلب  

اختتامیه سیزدهمین نمایشگاه بین المللی معدن،صنایع معدنی،ماشین آلات،تجهیزات و صنایع وابسته / اختتامیه و همایش چهارمین نمایشگاه صنعت بومی سا?  

درخواست حذف این مطلب
سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۱۶ عکاس: معصومه سبحانیتاریخ : ۲۲ : ۵۳ - ۱۳۹۶ / ۰۸ /۱۶ نظر شما تمام حقوق مادی و معنو ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس به نظر شما ریزش رای داشتند و زیاد هم نباید روی این 16 میلیون رای حساب کنند و انتظار داشته باشند که آقای روحانی آنطور که آن ها می خو ...

ادامه مطلب  

قالیباف از جنس لاریجانی و باهنر نیست  

درخواست حذف این مطلب
مدل آقای قالیباف مدلی است که از اذان صبح می آید بیرون تا پایان شب و لذتش همین است که این مترو به ثمر برسد این تونل به ثمر برسد و مدلش این کار است. خیلی جنس آقای قالیباف جنس آقای لاریجانی و باهنر و... نیست، جنس کسانی که فضای سیاسی بیشتری دارند و ممکن است علاقه شان جلسات سیاسی باشد؛ نیست.جمهوریت؛ «انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦ با همه حواشی کم نظیر آن به اتمام رسید اما مباحث درباره آن همچنان باقی است. چهره عجیب این انتخابات محمدباقر قالیباف بود که سومین حضورش در انتخابات هم به ناکامی انجامید. حسین قربانزاده، سردبیر روزنامه همشهری و دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت - حزب محمدباقر قالیباف - از نزدیک ترین چهره ها به شهردار تهران است. وی در گفت وگو با «شرق» نکاتی را درباره روزهای انتخابات و شرایطی که منجر به کناره گیری قالیباف شد، بیان کرد. گزیده این گفت وگو را با هم می خوانیم: - معمولا در کشور ما دولت مستقر تکرار می شود و سوابق هم همین را نشان داده است. آقای دکتر روحانی هم به عنوان رئیس جمهور مستقر این چرخه را تکرار کردند و با وجود آن چیزی که در نظرسنجی های حدود ماه های بهمن و اسفند ارائه شد، موفق شدند. - رقابت سنگینی که در هفته های آخر و به ویژه هفته آخر اتفاق افتاد این نتیجه را (در انتخابات ریاست جمهوری) رقم زد. - جامعه ما دو ویژگی هیجانی بودن و تا حدی ناراضی بودن را داراست و این موضوع را اساتید جامعه شناسی هم مطرح می کنند. بنابراین هر چقدر این فضای دوقطبی و این فضای چالشی بین رقبا بیشتر شود، طبیعتا نتیجه بلافصل آن، حضور بیشتر مردم و مشارکت آنهاست. - وقتی به دو هفته پایانی انتخابات و به ویژه هفته آخر نگاه می کنیم و سخنرانی آقایان روحانی و رئیسی را در شهرهای مختلف تجزیه و تحلیل می کنیم؛ به ویژه سخنان جناب آقای دکتر روحانی در مشهد و ارومیه و... را، لزوما مرتبط با مطالبه اصلی مردم نیست. - فصل مشترک همه نظرسنجی هایی که ایرنا، ایسپا، دانشگاه تهران، بسیج، وزارت، سپاه و هر جای دیگری که شما ببینید، انجام داده اند در طول سال گذشته این بوده که مطالبه اول مردم ایجاد شغل و دغدغه بیکاری است. - معتقدم مهم ترین شاخصه هایی که باید در این انتخابات می آمد و تأثیرگذار بود و صحنه را عوض می کرد، دغدغه های اصلی اقتصادی بود. البته آزادی هم دغدغه مردم و همان جوان هست؛ آزادی مدنی، آزادی اجتماعی و... ولی اگر با همان جوان الان صحبت کنی، حتما مهم ترین مطالباتش شغل، مسکن و ازدواج خواهد بود. - آقای احمدی نژاد کشور را با ٥٠٦ هزار میلیارد تومان تحویل آقای روحانی داد و حالا یک تریلیون و ٣٠٠ هزار میلیارد تومان میزان نقدینگی است یعنی از سال ١٣٩٢ تا ١٣٩٦ ٨٠٠ هزار میلیارد تومان نقدینگی اضافه شده است. این ٨٠٠ هزار میلیارد تومان کجا رفته است؟ این همان مدل مدیریتی است که ما به آن نقد داریم. - اگر دولت فقط پایش را از روی گلوی شغل بردارد، می شود چند میلیون شغل. - بخشی از برداشتی که از این سه مناظره هست، به آن چیزی که بازنمایی مناظرات است، برمی گردد چون بازنمایی مناظره از خود مناظره مهم تر است. در بازنمایی مناظره تیم تبلیغاتی و عملیات روانی آقای روحانی به کمک لشکر فضای مجازی در داخل و خارج خیلی خوب عمل کردند. - چرا فکر می کنید (قالیباف) آن کسی نبود که مطرح می کرد؟ ... آقای قالیباف واقعا همان بود اما من به شما حق می دهم که بعد از گذشت ٣٨ سال از انقلاب به دلیل این که بسیاری از مسئولان حد و حدود را نگه نداشتند و مردم را بدبین کردند، شما هم بدبین باشید اما درباره آقای قالیباف واقعیت همین است. ایشان هیچ فعالیت اقتصادی حتی مباح نداشته و زندگی معمولی ای دارند. - بزرگ ترین افتخار شهرداری در حوزه رسیدگی به تسهیلات رفاهی کارکنان یعنی کمک قانونی به تعاونی های مسکن که بیش از ٢٧ هزار نفر از پرسنل را شامل می شد، با توسل به یک نامه مغشوش سازمان بازرسی که خود رئیس سازمان بازرسی و دادستان کل کشور و دادستان تهران آن را رد کردند، به یک سوژه منفی علیه قالیباف تبدیل کردند و بعدها سرنخ این سوژه سازی هم کشف شد. هیچ اقدام غیر قانونی و جرمی در این زمینه ارتکاب نیافته و ارائه تسهیلات منطبق بر قوانین مصوب مجلس و شورای شهر به همه کارکنان بوده است. - دروغ را آن قدر بزرگ گفتند تا همه باور کنند. هنوز بعد از گذشت حدود ١٠ ماه یک مورد هم (درباره املاک نجومی) اثبات نشده است در حالی که موارد حقوق نجومی ثابت شده بود و افراد اذعان کردند که این حقوق ماهانه را گرفته اند. - اگر گفتیم آقای روحانی در شهرک غرب متری سه هزار تومان در این سال زمین گرفته این هم سندش، مستند حرف زده ایم. اگر گفتیم آقای جهانگیری ١٤٥ هزار تومان در میدان ونک گرفته سندش را هم نشان می دهیم و این چیزی نیست که ما بگوییم تهمتی زده ایم. حرف ما این است که اعلام این جرم هم نیست، بلکه این چیزی است که وجود داشته و قراردادش هم موجود است. - اصلا بخششی در کار نیست... هر کسی که کارمند دولت است یا کارمند شهرداری یا نهاد عمومی غیر دولتی تا آخر عمر می تواند از یک بن مسکن استفاده کند، یعنی یا عضو تعاونی ها شود یا به شکلی که بگوید من این بن مسکن را خریده ام. یعنی به او یک حق مسکنی اعطا شود. کارمند دولت این طور است. نهادهایی مثل نهادهای نظامی خانه های سازمانی دارند که بعد واگذار می شود. وزارتخانه ها هم این بن مسکن را دارند و تعاونی. تعاونی را هم افراد ایجاد می کنند و می روند تسهیلات می گیرند. این تعاونی ها از یک مراجعی مثل شهرداری و... تسهیلات می گیرند. این تسهیلات را چه کسی مشخص می کند؟ شورای شهر و مجلس بر اساس قوانینی که وجود دارد در این موضوع از کارگر پسماند کهریزک تا آن رفتگری که آقای قالیباف گفت تا حمل ونقل موتوری از این بن مسکن استفاده کرده اند. تقاطع حکیم - بلوار تعاون دو هزار و ٥٠٠ واحد هست که هر کسی که آنجاست حدود ٩٠ میلیون تومان در طول دو سال پرداخت کرده است اقساط پنج میلیونی و ١٠ میلیونی پرداخت کرده تا نهایتا ٩٠ میلیون تومان شده. زمانی که کلید واحد را به او داده اند همان زمان می توانسته آن را متری چهار میلیون تومان بفروشد. اگر صد متر بوده یعنی ٤٠٠ میلیون تومان، یعنی حدود ٣٠٠ میلیون تومان سود کرده است؛ چه کارمند پسماند کهریزک، چه کارمند شهرداری چه کسی دیگر. ولی اینها تعاونی هایی هستند که همه جا وجود دارند. می روند پنج میلیون یا ١٠ میلیون می سازند و بعد تحویل می دهند و بعد آن فرد یا در آن خانه می نشیند یا می فروشد. - این دو هزار و ٥٠٠ میلیون تومانی که آقای جهانگیری گفت هم دادستان و هم سازمان بازرسی تأیید کردند که اینها همان ٢٧ هزارنفری هستند که تعاونی های آنها یک میلیون و صد هزار متر مربع تسهیلات گرفته اند. این را بی بی سی اولین بار تیتر زد؛ همان شب اولی که در سایت معماری نیوز اعلام شد، فردایش بی بی سی تیتر زد که دو هزار و ٥٠٠ میلیون تومان هبه به مدیران شهری. در حالی که کذب محض بود. ٢٧ هزارنفری که بهره مند بودند را تبدیل کردند به ١٥٠ نفر. ١٥٠ نفر هم ...

ادامه مطلب  

همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواک  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روا ...

ادامه مطلب  

رویای تازه قالیباف چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
٤٤ ساله وارد بهشت شد و ٥٦ ساله از آن خارج شد تا مقتدرترین و با ثبات ترین شهردار پایتخت لقب بگیرد. اعتماد با این مقدمه در ادامه گزارش خود می نویسد: محمد باقر قالیباف ١٢ سال جبّه ریاست شهرداری تهران را برتن نگه داشت تا عنوان موثرترین کارگزار توسعه تهران لقب بگیرد. در دوره سیادت او بر شهر و شهروندان نه تنها چهره تهران تغییری اساسی کرد که خود این سیاستمدار راستگرا را هم به دالان دگردیسی کشاند. چه آنکه اگر در بازه زمانی مدیریت قالیباف، تهران دچار تب تند توسعه شهری شد کارنامه سیاسی او نیز قطور تر و زبان سیاسی اش تند تر و معترضانه تر از هم کیشان و هم مسلکان سیاسی اش شد. تا جایی که اگر او روزگاری از واعظان پاسداشت وپایبندی به اصولِ اصولگرایی بود حالا همچون دیگر همتایان ناموفق خود در بازی سیاسی، همچون محسن رضایی نه تنها برای «نواصولگرایی» خطابه بلند می خواند که برای آن دست به قلم می برد و سر حوصله نسل سوم راستگرایان را برای اصلاحات و انقلاب در بنیان های بنگاه های جناح راست مخاطب خود قرار می دهد. یادداشتی که قالیباف در باب ضرورت نواصولگرایی به رشته تحریر درآورد چیزی نبود جز رونمایی از یک قالیباف جدید. سیاستمداری که در انتخابات ریاست جمهوری برای جبران مافات ٩٢ با هزار امید وارد بازی بزرگ سیاسی شد اما راحت تر از همیشه توسط هیات مدیره جناح راست مجبور به انصراف به نفع سید ابراهیم رییسی شد. کناره گیری اجبارانه او از انتخابات و واگذاری شورای شهر به اصلاح طلبان باعث شد تا قالیباف برخلاف انتخابات ٨٤ و ٨٨ پست و پناه «بهشت»را نداشته باشد. خداحافظی او از شهرداری تهران را هرچند خیلی ها پایان عصر سیاست ورزی قالیباف اعلام کردند اما خاطره گویی سیدحسن خمینی از شبگردی های تهران با قالیباف، تمجیدهای علی مطهری و خنده های سید محمود دعایی و توصیه نامه آیت الله موسوی خویینی ها به محمدعلی نجفی مبنی بر عدم ارایه گزارشی از میراث قالیباف برای اهل اشاره، نشانه ای بود از آنکه عمر سیاسی این سردارِ سیاستمدار هنوزبه پایان نرسیده و تازه اول راه است. هرچند قالیباف پیش از آنکه کلید بهشت را به شهردار اصلاح طلب تحویل دهد به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمده اما تردیدی نیست که این منتقد و معترض جدید جناح راست با انباشت تجربه فراوان در دو حوزه مدیریتی و سیاسی همچنان از منجیان راستگرایان سیاسی ایران برای روز مبادا به شمار می آید. چه آنکه اردوگاه اصولگرایان در ساحات و ساعاتی که با بحران ریزش محبوبیت اجتماعی و قهر ژنرال ها و جدا کردن سفره های سیاسی شان مواجه است، محمد باقر قالیباف با شبکه مدیران وفادار به خود، عملگرایی تشکیلاتی، توان اجرایی و انگیزه های سیاست ورزی فراوان در زمره یکی از معدود خیر الموجودین باقیمانده در جناح راست است. از همین رو خداحافظی قالیباف با بهشت و حج این روزهای او را می توان یک استراحت کوتاه مدت ارزیابی کرد. اما پرسش اصلی این است که این سیاستمدار اهل مشهد چه موقعیت و وضعیتی در حاکمیت و جناح راست دارد؟ چه اهداف و مقاصد سیاسی ای را دنبال خواهد کرد؟ آیا در آینده ای نه چندان دور از سوابق و تجارب او برای مدیریت و ساماندهی بنگاه های اقتصادی بزرگ بهره گرفته خواهد شد یا آنکه همه فکر و فعل خود را متمرکز در نواصولگرایی و تاسیس حزب خواهد کرد؟یکم/ راهبرد سیاسی؛ مرزبندی با اصولگرایانهیات مدیره اصولگرایان هرگز در بزنگاه های انتخابات، محمدباقر قالیباف را در محاسبات شان نیاورده اند. او هرگز روی خوش از احزاب و گروه های اصولگرا ندید. دستش گویی برای آنان نمک نداشت. حتی خرده گروه های اصولگرا همچون مداحان هم پا به رکابش نماندند و یاری اش نکردند. هر چه کرد به در بسته خورد. در انتخابات ٩٢ و حضور حداکثری کاندیداهای اصولگرا فقط تعدادی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از او حمایت کردند و شبه احزاب منتسب به او.در انتخابات مجلس دهم هم اصولگرایان برای جلسات همگرایی هرگز دعوتنامه ای برای قالیباف ارسال نکردند و در انتخابات ٩٦ هم که فشار جمنا برای کناره گیری به نفع سید ابراهیم رییسی باعث شد تا عطای ماندن در انتخابات را به لقایش ببخشد. قالیباف هرچند در تمامی این اتفاقات حرفی نزد و انتقادی نکرد اما بلافاصله هم او و هم حامیانش زبان انتقاد از نیام بر کشیده و از فشارهایی که باعث به انصراف او از انتخابات ٩٦ شد سخن گفتند. آنان با صراحت اعلام کر ...

ادامه مطلب  

همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواک  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اسلامی در استان کرمان به روایات اسناد ساواکتصاویر همایش انقلاب اس ...

ادامه مطلب  

پایان رفاقت رییسی و قالیباف  

درخواست حذف این مطلب
کد مطلب: 91890تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۹بعد از انتخابات است و کلی سوال در باره رقیبی که شکست را متحمل شد.... اینکه از این پس رقبای حسن روحانی چه می کنند؟ استراتژیشان چیست؟ چه مسیری را برمی گزینند و در این راه کدام یک بهترین راه حل برای آنها است و کدام یک بدترین؟به گزارش ایران خبر،از میان همه اینها، شاید بیش از هرکسی سرنوشت محمدباقر قالیباف درصدرگمانه زنی ها باشد. قالیبافی که با رفتار انتخاباتی اش دوستی در میان چهره های پیروز انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر به جای نگذاشت و باید خیلی زود عرصه شهرداری تهران را وداع گوید؛ بخصوص حالا که عین 21 نفر لیست اصلاح طلبان به شورای شهرتهران راه یافته اند.قالیباف این روزها هرجایی که آفتابی می شود، می گویند لابد در فکر و سودای جایگاهی و قدرتی آفتابی شده. درست مثل دیدار چندروز پیشش با علی نوریان سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی، آن هم با حضور محسن ها شمی معاون عمرانی دانشگاه. همین شد که این تصور پیش آمد شاید با روند ها شمی زدایی در دانشگاه آزاد و آمدنعلی نوریان، احتمالا محسن ها شمی هم از کار کنار می رود و قالیباف جانشین او می شود. اما عده ای هم می گویند در کنار این، سمت هایی مثل بنیاد مستضعفان یا ستاد اجرائی فرمان امام(ره) و یا شهرداری یکی از شهرهای غیرتهرانی(!) نیز برای قالیباف در نظر گرفته شده.درکنار سرنوشت قالیباف، سرنوشت جبهه ای که او و البته رئیسی را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ورقابت با حسن روحانی برگزید هم مورد پرسش است. جمنا این روزها بی سرو سامان تر از گذشته و شاید در کمای شکست بیست و نهم اردیبهشت مانده و خبری از این جبهه هم نیست. نکند این جبهه هم برخلاف ادعایی که از سازماندهی بالایش داشت، صرفا یک جبهه انتخاباتی بوده و بعد از شکست انتخاباتی فرو پاشیده ؟... آن هم علی رغم همه جلسه گذاشتن ها ی سه هزار نفری در شهر آفتاب و اتوبوس اتوبوس آدم هایی که برای سخنرانی های رئیسی اینطرف و آن طرف می فرستاد. شاید هم نه، این جبهه قرار است قدرتمند نقش دولت در سایه حسن روحانی را ایفا کند؟این دو موضوع را در کنار هجمه های اخیر روحانیون معنوی اصولگرایان مانند آیت الله مصباح بگذارید که علیه سخنرانی اخیر حسن روحانی، بیانیه صادر می کنند و سخنرانی به راه انداخته اند، آنها به دنبال چه هدفی می گردند؟همه این پرسش ها را از محمود میرلوحی سیاستمدار اصلاح طلب، عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان،نائب رئیس مجمع استانداران جمهوری اسلامی ایران و عضو دفتر سیاسی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و عضو شورای شهر آینده تهران پرسیدیم.-------------------------آقای میرلوحی! این روزها درباره آینده سیاسی قالیباف بسیار صحبت می شود. از دیدگاه شما کدام یک از این دو موضوع محتمل تر است؛ بازگشت قالیباف به نظامی گری سابق خودو یا اصرار بر ماندن در عالم سیاست؟به نظر می آید قالیباف با آمدن به عرصه انتخابات ریاست جمهوری 96 آن هم بعد از دوناکامی قبلی دچار خطای استراتژیک شد. از سویی دیگر روش او در این انتخابات، غیرعلمی و کارشناسی بود. وی صرفا به کپی برداری از احمدی نژاد پرداخت و طبیعی بود که جامعه پس از بازخوردی که از آن مدل رفتار و برخورد دیده بود با تکرار این رفتار موافق نیست. خلاصه آنکه قالیباف با حضور در صحنه انتخابات سقوط آزاد کرد و دیدیم او در حالی که در ابتدای رقابت ها 22 درصد رای داشت و آقای رئیسی یازده درصد رای، به یکباره جای این دو تغییر کرد. همراهان قالیباف نیز به او نتیجه تغییر دیدگاه مردم را منعکس کردند، برای همین هم بود که از مناظره دوم به بعد، با وجود اینکه قالیباف قبل از آقای رئیسی تبلیغات میدانی در استانها را آغاز کرده بود، وی (قالیباف) در استان ها تبلیغات نکرده و به تلویزیون بسنده نمود. اما وقتی کار به تبلیغات و مناظره ها رسید، شرایط طوری پیش رفت تا نیروهای هوادار او در بلاتکلیفی قرار گرفتند، طبیعتا کناره گیری قالیباف از انتخابات نیز با میل و رغبت نبود و در حال حاضر هم مشاهده می کنیم که برخی منازعات بین او و آقای رئیسی شروع شده است. به عبارتی قالیباف با کناره گیری اش به نفع رئیسی روغن ریخته را نذر کرد. به هر روی، آقای قالیباف، هم به خاطر ادبیات انتخاباتی و گفتمانی که علیه جهانگیری و روحانی در پیش گرفت و هم بحث طبقه بندی مردم به 96 درصدو 4 درصد، آسیب جدی به خود زد. اما در پاسخ به اینکه اکنون قالیباف به فضای نظامی برمی گردد یا در سیاست می ماند باید گفت، نباید برای او پیش بینی موقعیت مناسبی کرد. احتمال می دهم که قالیباف برای مدتی باید خود را از نو بررسی و ارزیابی کند. برآورد من این است که دعوت های خیلی سطح بالایی در چنین شرایطی از آقای قالیباف نخواهد شد.*** دیدار اخیر آقای قالیباف با علی نوریان سرپرست دانشگاه آزاد آن هم با حضور محسن ها شمی، سر و صدای زیادی به پا کرد درحدی که بسیاری گفتند که قالیباف قرار است با توجه به تغییرات عمده ای که در دانشگاه آزاد (به نفع اصولگرایان) درحال رخ دادن است،به جای محسن ها شمی معاون عمرانی دانشگاه شود؟البته به نظر می آید در این رابطه دورخیزی صورت گرفته است. دیدیم که در بحث مترو جدال لفظی سختی بین محسن ها شمی و قالیباف صورت گرفت و پاسخ آقای قالیباف پاسخ تندی بود. با توجه به اینکه آقای ولایتی و نوریان تصمیم به ها شمی زدایی دردانشگاه آزاد گرفته اند و حتی یاسر ها شمی رئیس دفتر هیئت امنا را هم تغییر داده اند، تغییر محسن ها شمی و جانشینی قالیباف دور از ذهن نیست اما در حال حاضر برآورد خاصی از این موضوع ندارم.**اینکه قالیباف در بنیاد مستضعفان یا ستاد اجرائی فرمان حضرت امام (ره) جای بگیرد یا شهردار شهرهای دیگر شود را چه قدر محتمل می دانید؟فراموش نکنیم که آقای قالیباف برای ریاست جمهوری خیز برداشته بود برای همین بعید می دانم او به چنین پست هایی راضی باشد و یا به شهرداری شهر دیگری برود. به ویژه آنکه شورای شهر اصفهان و مشهد هم در اختیار اصلاح طلبان است. تنها احتمال شهرداری او در قم و اهواز می رود که فکر نمی کنم قالیباف آن را بپذیرد.**این روزها بسیاری از سرنوشت جبهه جمنا (همان ساز و کاری که اصولگرایان برای انتخابات تعبیه کرده بودند) سخن می گویند، فکر می کنید جمنا از این پس چه خواهد کرد و آیا قادر خواهد بود نقش دولت در سایه را ایفا کند؟جمنا تلاش داشت یک کپی برداری ناقصی از شورای عالی اصلاح طلبان داشته باشد. اما بیشتر بر روی شانه نظامی ها سوار بود. از همان آوردن افراد به طور اتوبوسی برای آقای رئیسی مشخص بود که این کار، کار ساختار یافته سیاسی نیست و چنین چیزی به صورت طبیعی در فضای موجود کشور (که این اتوبوس ها سازماندهی شوند ) عملی نیست. اگر امروز اصلاح ط ...

ادامه مطلب  

رویای تازه قالیباف چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
٤٤ ساله وارد بهشت شد و ٥٦ ساله از آن خارج شد تا مقتدرترین و با ثبات ترین شهردار پایتخت لقب بگیرد.روزنامه اعتماد با این مقدمه در ادامه گزارش خود می نویسد: محمد باقر قالیباف ١٢ سال جبّه ریاست شهرداری تهران را برتن نگه داشت تا عنوان موثرترین کارگزار توسعه تهران لقب بگیرد. در دوره سیادت او بر شهر و شهروندان نه تنها چهره تهران تغییری اساسی کرد که خود این سیاستمدار راستگرا را هم به دالان دگردیسی کشاند. چه آنکه اگر در بازه زمانی مدیریت قالیباف، تهران دچار تب تند توسعه شهری شد کارنامه سیاسی او نیز قطور تر و زبان سیاسی اش تند تر و معترضانه تر از هم کیشان و هم مسلکان سیاسی اش شد. تا جایی که اگر او روزگاری از واعظان پاسداشت وپایبندی به اصولِ اصولگرایی بود حالا همچون دیگر همتایان ناموفق خود در بازی سیاسی، همچون محسن رضایی نه تنها برای «نواصولگرایی» خطابه بلند می خواند که برای آن دست به قلم می برد و سر حوصله نسل سوم راستگرایان را برای اصلاحات و انقلاب در بنیان های بنگاه های جناح راست مخاطب خود قرار می دهد. یادداشتی که قالیباف در باب ضرورت نواصولگرایی به رشته تحریر درآورد چیزی نبود جز رونمایی از یک قالیباف جدید. سیاستمداری که در انتخابات ریاست جمهوری برای جبران مافات ٩٢ با هزار امید وارد بازی بزرگ سیاسی شد اما راحت تر از همیشه توسط هیات مدیره جناح راست مجبور به انصراف به نفع سید ابراهیم رییسی شد. کناره گیری اجبارانه او از انتخابات و واگذاری شورای شهر به اصلاح طلبان باعث شد تا قالیباف برخلاف انتخابات ٨٤ و ٨٨ پست و پناه «بهشت»را نداشته باشد. خداحافظی او از شهرداری تهران را هرچند خیلی ها پایان عصر سیاست ورزی قالیباف اعلام کردند اما خاطره گویی سیدحسن خمینی از شبگردی های تهران با قالیباف، تمجیدهای علی مطهری و خنده های سید محمود دعایی و توصیه نامه آیت الله موسوی خویینی ها به محمدعلی نجفی مبنی بر عدم ارایه گزارشی از میراث قالیباف برای اهل اشاره، نشانه ای بود از آنکه عمر سیاسی این سردارِ سیاستمدار هنوزبه پایان نرسیده و تازه اول راه است.هرچند قالیباف پیش از آنکه کلید بهشت را به شهردار اصلاح طلب تحویل دهد به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمده اما تردیدی نیست که این منتقد و معترض جدید جناح راست با انباشت تجربه فراوان در دو حوزه مدیریتی و سیاسی همچنان از منجیان راستگرایان سیاسی ایران برای روز مبادا به شمار می آید. چه آنکه اردوگاه اصولگرایان در ساحات و ساعاتی که با بحران ریزش محبوبیت اجتماعی و قهر ژنرال ها و جدا کردن سفره های سیاسی شان مواجه است، محمد باقر قالیباف با شبکه مدیران وفادار به خود، عملگرایی تشکیلاتی، توان اجرایی و انگیزه های سیاست ورزی فراوان در زمره یکی از معدود خیر الموجودین باقیمانده در جناح راست است. از همین رو خداحافظی قالیباف با بهشت و حج این روزهای او را می توان یک استراحت کوتاه مدت ارزیابی کرد. اما پرسش اصلی این است که این سیاستمدار اهل مشهد چه موقعیت و وضعیتی در حاکمیت و جناح راست دارد؟ چه اهداف و مقاصد سیاسی ای را دنبال خواهد کرد؟ آیا در آینده ای نه چندان دور از سوابق و تجارب او برای مدیریت و ساماندهی بنگاه های اقتصادی بزرگ بهره گرفته خواهد شد یا آنکه همه فکر و فعل خود را متمرکز در نواصولگرایی و تاسیس حزب خواهد کرد؟یکم/ راهبرد سیاسی؛ مرزبندی با اصولگرایانهیات مدیره اصولگرایان هرگز در بزنگاه های انتخابات، محمدباقر قالیباف را در محاسبات شان نیاورده اند. او هرگز روی خوش از احزاب و گروه های اصولگرا ندید. دستش گویی برای آنان نمک نداشت. حتی خرده گروه های اصولگرا همچون مداحان هم پا به رکابش نماندند و یاری اش نکردند. هر چه کرد به در بسته خورد. در انتخابات ٩٢ و حضور حداکثری کاندیداهای اصولگرا فقط تعدادی از اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از او حمایت کردند و شبه احزاب منتسب به او.در انتخابات مجلس دهم هم اصولگرایان برای جلسات همگرایی هرگز دعوتنامه ای برای قالیباف ارسال نکردند و در انتخابات ٩٦ هم که فشار جمنا برای کناره گیری به نفع سید ابراهیم رییسی باعث شد تا عطای ماندن در انتخابات را به لقایش ببخشد. قالیباف هرچند در تمامی این اتفاقات حرفی نزد و انتقادی نکرد اما بلافاصله هم او و هم حامیانش زبان انتقاد از نیام بر کشیده و از فشارهایی که باعث به انصراف او از انتخابات ٩٦ شد سخن گفتند. آنان با صراحت اعلا ...

ادامه مطلب  

همایش شیرخوارگان حسینی در روز نهم محرم  

درخواست حذف این مطلب
فارسیالعربیةenglishfrançaistürkçeespañolاردوindonesia中文русскийবাংলাkiswahilihausaپشتوहिन्दीazəriitaliano شنبه ۰۸ مهر ۱۳۹۶ - 2017 september 30نسخه اصلیکد خبر: 3647837تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۹۶ - ۱۶:۱۹صفحه اصلی » شعب استانی » زنجان » عکس برچسب ها: همایش شیر خوارگان ، زنجان ، حسینیه زنجان ، عکسxshare telegram stumble upon delicious digg cloob بازدید از صفحه اول ارسال به دوستان نسخه چاپیعضویت در خبرنامه0پسندیدمنظرات بینندگانهمایش شیرخوارگان حسینی در روز نهم محرمخرید و فروش دام نظری در ایام محرمعزاداری عاشقان حسینی در زینبیه اعظم زنجاندسته عزاداری حسینیه اعظم زنجانپیام عاشورا مربوط به سال 61 هجری نیست و این راه همچنان ادامه داردمردم زنجان بار دیگر با آرمان های عاشورایی بیعت می کنندغبار روبی مزار شهداحال هوای محرم در زنجاندسته عزاداری چهلچراغ زنجانبرگزاری دسته دانشگاهیان علوم پزشکی زنجانآمادگی حسینیه اعظم زنجان برای برگزاری دسته عزاداری عصر تاسوعای حسینیمدافع حرم یعنی دفاع با صلابت از دستورات دینیآسیب شناسی و بررسی عزاداری ها در ویژه برنامه «حماسه حسینی»رزمندگان دفاع مقدس از خود نام نیک به جای گذاشتندتجمع بزرگ احلی من العسل نوجوان حسینیتعزیه تکیه حسینی اعظم ارمغانخانه قدمت ۴۰۰ ساله داردمراسم«احلی من العسل» در تمامی نواحی آموزش و پرورش زنجان برگزار شدشهادت راهی بی پایان استقدردان امنیت موجود در کشور باشیمشهروندان برای ذبح قربانی در ایام محرم، دام را از مراکز تحت نظارت بخرندخانواده شهدا؛ طلایه داران ترویج فرهنگ ایثار و شهادتقاسم ابن الحسن؛ الگوی بیش از ۴۰۰ شهید دانش آموز زنجانیهیدجی ها میزبان نیم ضریح سرداب مطهر حرمین عسگرین(ع)جمع آوری نذورات هیئت های مذهبی به نفع نیازمندانامام حسین(ع) پیرو مکتب آیه 36 سوره نحل استزنجان، آماده م ...

ادامه مطلب  

ناگفته های میرسلیم از انتخابات  

درخواست حذف این مطلب
یکی از تفاوت های انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم با ادوار گذشته، حضور یک نامزد حزبی در صحنه رقابت ها بود؛ حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین تشکل های سیاسی کشور، سید مصطفی میرسلیم را به عنوان کاندیدای اختصاصی خود معرفی کرد. چندی بعد از معرفی او، شماری از اصولگرایان تشکلی به نام «جمنا» را پایه ریزی کردند که هدفش معرفی گزینه واحد از سوی این جریان بود. حزب مؤتلفه اسلامی هم با وجود داشتن یک نامزد حزبی در صحنه، اعلام کرد با «جمنا»یی که می خواست در نهایت به یک نامزد برسد، تعامل خواهد داشت. این در حالی بود که سید مصطفی میرسلیم از همان زمان اعلام موجودیت «جمنا» انتقاداتی را متوجه این نهاد کرد. او در گفت و گو با «ایران» از دلایل مخالفتش با «جمنا» می گوید؛ همچنین از تفاوت دیدگاهش با حزب مؤتلفه اسلامی که مقرر کرده بود او در مناظره ها درباره تخلفات منتسب به محمدباقر قالیباف شهردار اصولگرای تهران حرفی نزند. میرسلیم همچنین خبر داد پیش از تشکیل «جمنا» 50 نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری خواستار نامزدی سید ابراهیم رئیسی بودند و اصرار و پافشاری آنها بود که تولیت آستان قدس رضوی را به میدان رقابت آورد. ناگفته های مصطفی میرسلیم نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم را در زیر می خوانید...حزب مؤتلفه اسلامی بر خلاف ادوار گذشته، حضور فعال تری در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داشت و علاوه بر معرفی نامزد اختصاصی، جناب عالی که نامزد حزب بودید تا روز انتخابات در صحنه رقابت باقی ماندید. چه تحول و ضرورتی باعث شد تا مؤتلفه چنین رویکرد جدی ای به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوی داشته باشد؟ برآورد حزب مؤتلفه اسلامی ازشرایط عمومی کشور و وضعی که در آن به سر می بریم، این بود که قطعاً باید تحولی رخ دهد تا موجب بروز مشکلات اجتماعی نشود. بر مبنای اطلاعات دقیقی که از استان های کشور داشتیم، خسارت های مهمی احساس می کردیم. از نظرشرایط اقتصادی و اجتماعی نیز مشکلاتی وجود داشت که باید چاره جویی می شد. به نظرمان رسید که باید با حضور حزب هشدار لازم را در این زمینه بدهیم. چه خودمان برای ایفای تکلیف مسئولیت پیدا کنیم یا دیگران در قالبی که وجود دارد ایفای وظیفه نمایند، باید مشکلات گفته شود؛ زیرا نپرداختن به آنها مسائلی بغرنج تر در آینده می آفریند. هم اکنون نیز اگر دولت محترم به آن موارد نپردازد، نظام ما با مشکل مواجه خواهد شد. براین اساس اعتقاد ما این است که دولت دوازدهم باید موفق بشود؛ با اینکه رقیب ما بوده است. چون منافع ملی برتر از همه این رقابت هاست و باید به آن توجه کرد. بنابراین علت حضور ما این بود که احساس کردیم کفایت لازم در دولت یازدهم نبوده و باید به نحوی جبران شود. به همین دلیل در حد خودمان برای حضور در صحنه انتخابات اعلام آمادگی کردیم تا برای مسائل و مشکلات کشور چاره جویی کنیم. چه زمانی به «جمنا» دعوت شدید؟ما در حزب مؤتلفه از اردیبهشت ماه برای حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم گیری کردیم. هنوز تشکیلاتی تحت عنوان «جمنا» وجود نداشت، مگر در ذهن مؤسسان اصلی آن؛ ما خبر نداشتیم و اقدام مستقل خودمان را در حزب انجام دادیم. تشکیلات حزب شناخته شده است و معرفی نامزد فرایندی دارد که آن را طی کردیم. برای اصل حضور و مصداق نامزد، فرایندی چند ماهه طی شد و با نظرسنجی از استان ها، اعضای مجمع، دبیران و بعد هم در شورای مرکزی حزب تصمیم نهایی گرفته شد. در دی ماه سال ۹۵ به مشهد مشرف شدیم و آنجا تصمیم حزب اعلام شد. به موازات این، برخی از دوستان دیگر ما در جبهه اصولگرایان هم به فکر چاره جویی مسائل بودند و به سازماندهی جمعی به عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» مبادرت کردند. آنان مبنای خود را کار حزبی قرار ندادند، بنابراین از ابتدا به سراغ ما به عنوان حزب نیامدند؛ هر چند سراغ شخصیت های حزب آمدند. ما هم چون در نیت، آنان را با خود مشترک می دیدم، با این همکاری موافقت کردیم و گفتیم در استان ها هم این همکاری صورت بگیرد؛ زیرا نیت آنها را هم مثل خودمان اصلاح امور کشور می دیدیم؛ هر چند به لحاظ روش به آنان انتقاد داشتیم. همان طور که اشاره کردید، «جمنا»، متشکل از «افراد» بود اما مؤتلفه تأکید داشت به عنوان یک «حزب» وارد رقابت ها شود. با توجه به عدم تجانس فعالیت مشترک فرد و حزب که از همان ابتدا هویدا بود، مؤتلفه با چه استدلالی ورود به بحث امکان فعالیت مشترک انتخاباتی را با «جمنا» پذیرفت؟آیا چنین نکته ای در مذاکرات و رایزنی های درون حزبی مورد اشاره و بحث قرار گرفت؟بله؛ طبیعتاً همه مسائل در حزب قبل از تصمیم گیری بررسی می شود. در مجموع به این نتیجه رسیدیم که چون هدف مشترکی وجود دارد و نیت ما و آنان یکسان است، پس با این دوستان همکاری داشته باشیم و ضمناً به آنان بگوییم که پیشبرد صحیح این کار مستلزم طی کردن فرایند دقیق تشکیلاتی است؛ به آنان اعلام کردیم خوب است در سازماندهی خود از تجربه ما استفاده کنید که در بهترین وضع به نتیجه مطلوب برسید. شاید هم آنان عنایت کردند، اما این نقیصه تا آخر وجود داشت و اکنون هم هست و من خبر ندارم در آینده می خواهند چه کاری انجام دهند. به هر حال تفاوتی است که بین ما و «جمنا»جود دارد.«جمنا» از ابتدا اعلام کرده بود بنا دارد به«نامزد واحد» برسد؛ پیش بینی مؤتلفه این بود که مثلاً نامزد مؤتلفه می تواند نامزد نهایی باشد؟ و اگر نامزد دیگری معرفی می شد، قرار بود حزب چه واکنشی نشان دهد؟ما که نیازمند آن نبودیم در «جمنا» درباره ما تصمیم گیری شود.به هر حال یک جبهه شکل گرفته و اعلام شده بود که قرار است در فرایندی چند مرحله ای و با مکانیزم از پیش مشخص شده به «گزینه واحد» برسند؛ مؤتلفه هم از این هدف گذاری «جمنا» مطلع بود، پس طبیعتاً باید برای احتمالات مختلف، درون مؤتلفه بحث و پیش بینی لازم انجام می شد...بله، اعلام کردند ما هم به آنان پاسخ دادیم تصمیم گیری ای که در حزب انجام می دهیم، مستقل از نظراتی است که در جمنا اعلام می شود و در نهایت شورای مرکزی حزب باید تصمیم بگیرد. لذا ما از دادن تعهد شخصی خودداری کردیم. می دانید که آنان با تمام کسانی که نامزد می شدند یا نامزدشان می کردند این مذاکره را داشتند تا متعهد شوند اگر تصمیم گیری شد که کنار بروند، همراهی و تبعیت کنند.با توجه به اصرار حزب مؤتلفه به تصمیم گیری مستقل از سویی و تأکید «جمنا» برای معرفی نامزد واحد، تعامل مؤتلفه و «جمنا» برای کار مشترک انتخاباتی همچنان مبهم به نظر می رسد...درست است؛ مبهم است، بود و تا آخر هم مبهم ماند. چون تشخیص اینکه چه کسی باشد و چه کسی نباشد یا چه کسی بماند و نماند، سازوکار می خواهد. در مورد این ابهام در حزب مؤتلفه بحثی نشد؟بله. بحث شد.این بحث به نتیجه مشخصی هم رسید؟نه؛ تا آخرین لحظه به نتیجه مشخصی نرسیدیم. من خودم با نامزد نهایی جمنا که آقای رئیسی بود، صحبت کردم و هر دو به این نتیجه رسیدیم که بهتر است، هر دو در صحنه رقابت انتخاباتی باقی بمانیم.این جمع بندی شما و نامزد نهایی «جمنا»، قاعدتاً، مربوط به واپسین روزهای رقابت انتخاباتی است؛ سؤال مشخص من درباره ابتدای مذاکرات تعامل بود. بعد از اینکه نام شما به عنوان نامزد حزب مؤتلفه اسلامی اعلام شد، از طرف «جمنا» چه کسی وظیفه مذاکره کننده با شما را ایفا کرد؟شورای مرکزی «جمنا» هنوز تشکیل نشده و هیأت اولیه مشغول سازماندهی بودند. فکر می کنم اواسط دی ماه از بنده دعوت کردند که با آنها صحبت کنم.در آن جلسه چه افرادی حضور داشتند؟اکثرشان بودند. غیر از یکی دو نفر که در مسافرت بودند.محورهای بحث آن جلسه چه موضوعات و نکاتی بود؟آنان می خواستند ببینند برنامه و هدف ما برای انتخابات چیست و چگونه می خواهیم در انتخابات حاضر شویم؛ خب ما برای آنها برنامه، تدابیر و نحوه حضور خود را شرح دادیم. سپس پرسیدند:«آیا موفق به رأی آوری می شوید؟» و من پاسخ دادم: «شخصاً پانصدهزار رأی دارم. اگر در چارچوب حزب مؤتلفه باشد، آرای من می تواند به دو تا چهار میلیون رأی برسد و اگر همه شما دوستان همکاری کنید می توانیم تا به دست آوردن 40 درصد کل آراء را تضمین کنیم؛ باقی هم بستگی به شرایطی دارد که پیش می آید».با توجه به سخنان شما در آن جلسه، در واقع، پیشنهاد مشخص شما این بود که شما به عنوان نامزد مؤتلفه، گزینه نهایی «جمنا» برای انتخابات ریاست جمهوری باشید. این برداشت درست است؟بله؛ دعوتشان هم کردم؛ به آنها گفتم با توجه به نکاتی که تصمیم گیری کرده اید، خوب است که در شورای مرکزی حزب بیایید و با ما هم مذاکره کنیم و ان شاءالله به نتیجه برسیم. واکنش آنها چه بود؟ظاهراً استقبال کردند، اما در عمل، ترتیب اثر ندادند. قطعاً آنها هم برنامه شان را اعلام کردند...بله. برنامه شان مشخص بود و می خواستند بر همان مبنا از ما هم تعهدی بگیرند که اگر به این نتیجه رسیدند که ما هم کنار برویم، طبق تعهد داده شده، کنار برویم. من هم گفتم تصمیم گیری با شورای مرکزی حزب مؤتلفه است و من نمی توانم از طرف آنها قولی بدهم.وقتی محتوای مذاکره خود را با «جمنا» در شورای مرکزی مؤتلفه مطرح کردید، واکنش اعضا چه بود؟ چون در رسانه ها به نقل از اعضای حزب عنوان شد که تعهد نمی دهند... فرایند ما دوگانه نبود؛ وضعیت روشن بود.اگر شکاف، چنین عمیق بوده و هر دو طرف از مواضع خود کوتاه نمی آمدند، چرا مؤتلفه و «جمنا» روند و مذاکره انتخاباتی را ادامه دادند؟ شکاف به تشکیلات برمی گردد به مسائل سیاسی برنمی گردد.وقتی مؤتلفه از نظر تشکیلاتی و معرفی نامزد با «جمنا» نقطه اشتراکی نداشتند و این نکته از همان ابتدا هم واضح بود، ادامه مذاکره و تلاش برای رسیدن به تعامل، متکی به چه منطق و استدلالی بود؟ تعاملی شکل نگرفت.اما در اعلام نتایج رأی گیری اولیه «جمنا» برای معرفی نامزدها، اسم شما به عنوان نفر چهاردهم اعلام شد... خیر؛ هیچ وقت اسم من نبود. شایعات است. بعد از آن حتی از بنده دعوت هم نشد.ولی خبر نتایج این رأی گیری «جمنا» و قرار گرفتن نام شما در رده چهاردهم در رسانه های رسمی مثل خبرگزاری ها منتشر شد؛ نکته اینجاست که چرا مؤتلفه به این خبر که انتشار گسترده ای هم داشت، واکنش نشان نداد و آن را تکذیب نکرد؟ اصلاً قرار به ۱۴ نفر نبود و هدف رأی گیری معرفی ۱۰ نفر بود. من هم به همان جلسه ای که گفتم، رفتم.در آن برهه، شما در گفت و گویی درباره احتمال «مهندسی آرا» در انتخابات درونی «جمنا» هشدار دادید. این انتخابات را سالم و شفاف می دانید یا مهندسی شده و هدایت شده؟بحث اصلی ما همین بود؛ گفتیم اگر قرار است یک مجمع عمومی تشکیل شود، دعوت از اعضا برای شکل دادن مجمع عمومی قواعدی دارد. چگونه این ها از استان های مختلف جمع شدند؟ شما همین طوری حکم دادید؟گزینشی برخورد کردید؟ یا از میان حاضران انتخاب صورت گرفته است؟ تشکیل مجمع عمومی قواعدی دارد؛ اگر مراعات شود اعتبار رأی گیری بیشتر می شود. در غیر این صورت حالت خصوصی به خود می گیرد. این نکته ای بود که ما بحث داشتیم.آنها برای جلب اعتماد شما چه توضیحی دادند؟هیچگونه توضیحی ندادند و دنبال جلب اعتماد ما نبودند و برنامه شان را به روالی که تشخیص می دادند، ادامه دادند. الان، چه جمع بندی ای دارید؟ انتخابات «جمنا» برای تعیین مجمع عمومی و نامزدها قابل اعتماد بود؟ ما با توجه به شناختی که داریم، معتقدیم آن نحوه گردآوری افراد در مجمع عمومی اشکال داشت. با معیارهای ما سازگار نبود. ما اینگونه کار نمی کنیم. اعضای جمنا با وجود واگذاری نتیجه انتخابات می گویند این تشکل تجربه موفقی بود و باید این تشکیلات را ادامه دهیم. چنین برداشتی را می پذیرید؟ما از مبنا با این نوع اقدام تشکیلاتی موافق نیستیم.چرا موافق نیستید؟ وقتی تصمیم جمعی اصولگرایان این است که... تکلیف یک تشکیلات باید به شکل قانونی مشخص باشد؛ وقتی ما می گوییم حزب مؤتلفه اسلامی قانون آن را تعریف کرده است؛ وقتی می گوییم «جبهه پیروان خط امام» باز این متشکل از احزاب است. ولی یک جبهه ای به نام «جمنا» ایجاد شده که نه متشکل از احزاب است و نه هنوز تکلیف ثبت قانونی آن مشخص است؛ باید بنشینند و خیلی موارد را درست کنند تا به قول خودشان این تجربه موفق، موفق تر شود.«جمنا» و حامی آن کسب ۱۶ میلیون رأی در انتخابات اخیر را سند موفقیت خود می دانند. نظر شما چیست؟بله؛ این میزان رأی قابلیت خوبی است.«جمنا» ملاک ارزیابی فعالیت انتخاباتی را تعداد آرا می داند و با همین شاخص نتیجه می گیرد که روش هم درست بوده، شما تأیید می کنید که رأی آوری اصولگرایان خوب بوده اما منتقد روش «جمنا» هستید. چگونه می توان تعداد آرای کسب شده را موفقیت دانست اما روش گزینش نامزدی که آن تعداد آرا را جذب کرده، نادرست دانست؟ خیر، من بنا را به نتیجه نمی گذارم. اصلاً اعتقاد ندارم تعداد رأی ملاک حق است. حق چیز دیگری است.اما در انتخابات همواره تعداد آرای جذب شده از ملاک های اصلی ارزیابی است؟ بله ،عملاً ملاک است و چاره بهتری هم نداریم؛ اما به این معنا نیست که فرد انتخاب شده، حقانیت هم دارد. اجازه بدهید یک بار دیگر این نکته را تکرار کنم اما اگر «جمنا» بگویند ما با این روش نامزدی را انتخاب کردیم که این میزان رأی آورده، بنابراین روش ما درست است، این در تعارض با حرف شماست که تعداد آرای نامزد نهایی «جمنا» را خوب می دانید روش آنها را درست نمی دانید... ولو اینکه رأی هم بیاورد درست نیست؛ چون ما قبول نداریم به هر شکلی رأی آورده شود.یعنی معتقدید راه رأی آوری نامزد «جمنا»، درست نبوده؟بله، روش های رأی آوری که اتخاذ شده بود از نظر ما درست و مقبول نبوده است. در هیچ کدام از طرف ها. به اصولگرایان هم توصیه می کنیم این روش ها را تکرار نکنند.پیش بینی بسیاری از ناظران این بود که شما دقیقه 90 انصراف می دهید و گمانه زنی آنان این بود که مؤتلفه دنبال سهم از دولت آینده است. درباره حضور در دولت احتمالی نامزد نهایی «جمنا»، پیشنهاد مشخصی به شما شد؟ از طرف دوستان ما در «جمنا» پیشنهاد رسمی به ما نشد. اما غیررسمی روز بیست و هفتم اردیبهشت به ما اعلام شد که خوب است اتحادی پدید بیاید؛ نظر ما این بود که نه، اتفاقاً این مناسب نیست.چه کسانی این پیشنهاد را دادند؟دوستان ما در «جمنا» این پیشنهاد و خبر را به ما دادند. این پیشنهاد را به آقای قالیباف هم دادند که آقای قالیباف زیربار رفت و پذیرفت به نفع آقای رئیسی کنار برود.گفته شد به آقای قالیباف پیشنهاد شده کنار بروند و در صورت پیروزی آقای رئیسی، معاون اول شوند...من خبر ندارم.به شما هم پیشنهاد پست و مقامی در کابینه داده شد؟ اصلاً پیشنهادی به ما نشد.یعنی فقط گفتند بی قید و شرط کنار بروید؟ رسماً نگفتند کنار بروید ولی پیغام دادند؛ برخی از اعضای شورای مرکزی مؤتلفه که در شورای مرکزی «جمنا» هستند، تمایل آنها را به ما منعکس کردند. در شورای مرکزی بحث کردیم؛ چون تصمیم گیری شخصی نیست که دو یا سه نفر بگویند این کار را انجام دهید. وقتی شورای مرکزی حزب مؤتلفه، یک نفر را به عنوان نامزد ریاست جمهوری انتخاب می کند، همان شورا باید بگوید آیا به مصلحت است که آن نامزد انصراف دهد یا نه؟ شورای مرکزی همچنین چیزی را تصویب نکرد؛ تمایل «جمنا» این بود که ما کنار برویم اما شورای مرکزی حزب این تصمیم را نگرفت. با آقای قالیباف هم مذاکره ای داشتید؟من اصلاً با آقای قالیباف صحبت نکردم. چون آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. اما اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.چرا اعتقاد ندارید؟ به دلیل برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم. در مورد آقای رئیسی هم همین دیدگاه را داشتید؟خیر؛ وضع آقای رئیسی فرق می کند؛ او اهل خلاف نیست، اما او یک عنصر قضایی در کشور است. با وجود این، معمولاً کسی که در صحنه نظامی، قضایی و اطلاعاتی فعال بوده ، نباید وارد صحنه سیاسی شود. یک قاضی معمولاً به دلیل نوع کارش، پنجاه درصد موافق و پنجاه درصد مخالف دارد. قاضی رأی می دهد، نمی شود دل همه را به دست بیاورد؛ باید تصمیم گیری کند؛ طبیعی است. یک عنصر قضایی نباید خود را در معرض آرای عمومی قرار دهد. با آقای رئیسی در دوره رقابت انتخابات گفت و گویی داشتید؟در دوره انتخابات با ایشان صحبتی نداشتم؛ البته قرار بود ما بعد از اعلام نامزدی من در مشهد، با ایشان دیداری داشته باشیم که انجام نشد؛ اگر انجام می شد، صحبت می کردیم.چرا انجام نشد؟ ما وقت گرفته بودیم؛ ظاهراً ایشان گفته بودند که در سفرند و برنامه دیدار ما لغو شد. ایشان تولیت آستان قدس رضوی را داشتند و ما هم نمی دانستیم ایشان قصد نامزدی دارند؛ اما احتمالاً تصمیم را در دی ماه ۹۵ گرفته بودند. اگر تصمیم مشخص بوده که فراخوان «جمنا» ظاهرسازی می شود... ما خبرنداشتیم. بعداً فهمیدیم عده ای در مجلس خبرگان متمایل به آقای رئیسی بودند که به عنوان یک شخصیت روحانی، از خانواده سادات و معتمد می تواند نامزد موجهی باشد و در مقابل آقای روحانی جایگاه خوبی به دست آورد. تشخیص آنها با توجه به نتیجه آرا، ضعیف نبود. اما این تصمیم گیری در دی ماه رو نشده بود.یک ایرادی به اصولگرایان مطرح می شود این است که چطور جناحی با این قدمت و سابقه کار در نهایت به دو نامزدی می رسید که یکی مثل آقای رئیسی اصلاً در صحنه سیاسی نبوده و ناگهان نامزد نهایی می شود و دیگری، آقای قالیباف که در کارنامه خود شکست های متعدد انتخاباتی داشته.چرا باید یک جناح با سابقه و ریشه دار به نقطه ای برسد که در زمان انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری، ناگزیر شود با نامزدی ناشناخته یا با نامزدی که قبلاً دو بار از مردم جواب منفی گرفته، وارد صحنه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری شود؟اولاً یک نفر می تواند ۱۰ بار هم از ملت رأی نیاورد و دفعه یازدهم رأی بیاورد؛ به شرط آنکه پشتوانه حزبی داشته باشد. با نکته ای که درباره آقای قالیباف اشاره کردید موافقم. دو بار شکست خورده بود و پشتوا ...

ادامه مطلب  

روحانی با برنامه های انتخاباتی قالیباف چه کرد؟/ عطش دولت برای برنامه هایی که عوامفریبانه خوانده شد  

درخواست حذف این مطلب
وعده هایی که قالیباف در دوران انتخابات ریاست جمهوری داد و توسط کاندیداهای دولتی عوام فریبانه خوانده شد، بعدها دولت با تغییر نام به اسم خود ثبت کرد.گروه سیاسی «تیتریک»؛ در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری دوازدهم هر کدام از کاندیداها برنامه ها و وعده های انتخاباتی مختلفی را به مردم ارائه کردند. یکی از نامزدهای انتخاباتی که برنامه های مختلفی را در این دوران به مردم عرضه کرد، محمد باقر قالیباف بود. طرح های انتخاباتی وی اغلب از سوی کاندیداهای دولتی از جمله روحانی و جهانگیری نشدنی و غیر قابل اجرا و عوام فریبانه توصیف می شد. اما سپس دولت خود این طرح ها را با تغییر نام به نام خود زد و در صدد اجرای آن برآمد. طرح هایی که قالیباف در انتخابات دوازدهم ارائه کرد عبارتند از: ایجاد سالانه ۴ میلیون شغل: قالیباف در دوران تبلیغات ریاست جمهوری دوازدهم وعده ایجاد ۵ میلیون شغل را داد. بعد از این مسئله بود که اسحاق جهانگیری با حمله به این وعده قالیباف گفت: «برخی می گویند و شعار می دهند که می خواهند این میزان شغل ایجاد کنند، این برادر عزیز یا شغل ایجاد نکرده یا عدد و رقم متوجه نمی شود.»این درحالی بود که در مناظره تلویزیونی قالیباف اعلام کرد که حسن روحانی خود بیان کرده که ۴ میلیون شغل ایجاد می کند اما روحانی اظهارات قالیباف را تکذیب کرد و گفت هیچگاه چنین وعده ای نداده است. بعد از آنکه روحانی، اظهارات قالیباف مبنی بر وعده وی برای تامین چهار میلیون شغل از ناحیه گردشگری را رد کرد، قالیباف پرینت اظهارات او را از سایت وی دریافت و در برنامه زنده به مردم نشان داد.اما این پایان ماجرا نبود. بعدها روحانی وعده سالانه یک میلیون شغل قالیباف را هم شدنی دانست و گفت: «طبق برنامه ششم توسعه ۹۵۵ هزار شغل سالانه ایجاد می شود و سازوکاری که ما برای اشتغال داریم این است که به غیر از ایجاد رونق اقتصادی در جامعه به خصوص در صنایع کوچک و متوسط، همچنین در زمینه گردشگری و فناوری و... طرح هایی هم برای مهارت آموزی جوانان داریم، جوانان فارغ التحصیل می توانند در سایت موردنظر ثبت نام کرده و به مدت ۴ الی ۶ ماه مهارت بیاموزند و همزمان در بنگاه اقتصادی مشغول کار می شوند.»حال سه ماه از سال ۹۶ گذشته است و با این اوصاف بایستی دولت تا به امروز یک چهارم از ۹۹۵ هزار شغل را محقق کرده باشد.سامانه کارانه: قالیباف وعده پرداخت ۲۵۰ هزار تومان کارانه را به بیکاران داده بود و سامانه کارانه را راه اندازی کرد که توسط دولت فیلتر شد. دولت یک روز پس از فیلترکردن سامانه کارانه قالیباف، اقدام به راه اندازی سامانه «کارورزی» کرد. سایت کارورزی توسط کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه به طور موقت فیلتر شد.معاون دادستان کل کشور با بیان اینکه سایت کارورزی به استناد ماده ۳۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری که تطمیع در امر انتخابات را منع کرده فیلتر شده است، افزود:« وزارت کار نباید دقیقا بعد از فیلتر شدن سایت کارانه که متعلق به یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری بود و همزمان با تبلیغات انتخابات و هماهنگ با وعده های انتخاباتی رئیس جمهور با عجله به راه اندازی این سایت اقدام می کرد».کمک هزینه ۲۵۰ هزار تومانی: قالیباف همچنین وعده داد ماهانه مبلغ ۲۵۰ هزار تومان به ثبت نام کنندگان سامانه ملی کارانه واریز می کنم. دولت در همین راستا بیان داشت که ۳۱۰ هزار تومان ماهانه به حساب هر بیکار از اول تیر ماه با شروع طرح کارورزی واریز می شود.دولت نیز سامانه رفاه را راه اندازی کرد که در این راستا مردم نیازمند ثبت نام کنند و به آنان کمک هزینه ای داده شود. اما چندی پیش معاون رفاه اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ضمن اعلام ثبت نام تعداد کثیری در سامانه «رفاه اجتماعی» ـ جهت شناسایی نیازمندان غیرتحت پوشش نهادهای حمایتی و پرداخت مستمر ...

ادامه مطلب  

نگاهی به نامه اخیر قالیباف به جبهه اصولگرایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، محمدباقر قالیباف یکی از دو کاندیدای نهایی جبهه اصولگرایان در انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اخیراً در نامه ای سرگشاده خطاب به «جوانان انقلابی و دلسوز ایران عزیز» به بیان برخی نقطه نظرات خود درخصوص عملکرد جبهه اصولگرایان و لزوم تغییر در روش های این جبهه پرداخته است. اما این نامه و پیشنهادات آن البته در عمل چندان مورد قبول قاطبه جریان اصولگرایی قرار نگرفت.محمدباقر قالیباف از فرماندهان سابق سپاه پاسداران، فرمانده اسبق نیروی انتظامی و پرسابقه ترین شهردار تهران، سه مرتبه در جریان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در سال های 84، 92 و 96 شرکت داشت ولی در هیچکدام از آنها موفقیتی کسب نکرد. قالیباف در جریان انتخابات اخیر به همراه ابراهیم رئیسی یکی از دو کاندیدای نهایی اصولگرایان بود که تا آخرین روزهای رقابت ها نیز در صحنه ماند اما در نهایت بنا بر تصمیم جبهه مردمی نیروهای انقلاب (جمنا) به نفع رئیسی کنار رفت.این کناره گیری قالیباف به نفع رئیسی البته حواشی مختلفی هم داشت اما به هر ترتیب که بود، در ایام انتخابات از ظهور و بروز آنها جلوگیری شد.حالا با پایان رقابت های انتخاباتی که به شکست اصولگرایان و پیروزی مجدد حسن روحانی انجامید، محمدباقر قالیباف با انتشار نامه ای سرگشاده به بیان برخی نقطه نظرات خود درباره ادامه مسیر اصولگرایان و انتقاد به روش های گذشته پرداخته است.او در این نامه، تصمیم گیری در رأسِ جریان اصولگرایی را دچارِ اختلال دانسته و می گوید: «اصول گرایی باید با حفظِ مبانی و ارزش هایِ انقلابیِ جمهوریِ اسلامی، حرکت در راستایِ «نواصول گرایی» را هرچه زودتر آغاز کند.»به کار بردن واژه «نو اصولگرایی» از سوی قالیباف مبین این است که او روش های گذشته این جریان (ازجمله تشکیلات جمنا) را هدف قرار داده و معتقد است برای به دست آوردن اقبال مردمی در انتخابات های آتی، باید راهی نو در پیش گرفت.قالیباف البته فراز ابتدایی خود را با انتقادات به دولت مستقر و پیروز در انتخابات آغاز کرده و معتقد است که دولت فعلی به طور مشخص در حل معضلات اقتصادی ناکارآمد است.او همچنین با کنایه نسبت به دولتی ها و شخص روحانی، بر این باور است که آنها برای فرار از انتقاد و به حاشیه بردن معضلات و ناکارآمدی اقتصادی، دعوای سیاسی درست می کنند و در عین حال، سعی می کنند انتقادات را با توجیه پایان رقابت های انتخاباتی نادیده بگیرند.« ناکارآمدی در حلِ معضلاتِ اقتصادی، گذرانِ زندگی همراه با آرامشِ خاطر را برای بسیاری از مردم، روز به روز دشوارتر می کند و این در حالی است که عده ای می خواهند برای فرار از مسئولیت و پاسخگویی، هرگونه انتقادی را با نسبت دادن به رقابت هایِ انتخاباتی نادیده گرفته و کم اهمیت جلوه دهند؛ هر زمان که به سودشان باشد به رقابت هایِ انتخاباتی ارجاع می دهند و هر زمان که به ضررشان باشد می گویند رقابت تمام شده است.»تلاش دولتمردان برای آنچه قالیباف آن را «کوبیدن بر طبل حاشیه سازی و ایجاد شکاف در حاکمیت و اداره کشور» بجای پرداختن به مشکلات کلان اقتصادی می داند، بخش دیگری از انتقادات او به دولت در فراز ابتدایی این نامه است.این فراز از نامه البته نه عجیب است و نه غافلگیر کننده و قطعاً منظور نظر نگارنده آن نیز نیست.قالیباف حرف اصلی خود را آنجایی شروع می کند که به بیان برخی انتقادات از دوستان خود در جریان اصولگرایی می پردازد.او در این بخش از مخاطبان این نامه می پرسد که وقتی ناکارآمدی دولت زمینه را برای تغییر در وضع موجود در افکار عمومی کاملاً مهیا کرده بود، چه عواملی باعث شد که ما این فرصت بزرگ را همانند گذشته از دست بدهیم و در عمل اجازه بدهیم با تثبیت مدیریت خسته، بسته و زاویه دار با گفتمان انقلاب اسلامی و منافع ملی، 4 سال دیگر در بیم و نگرانی سپری شود؟به نظر می رسد منظور قالیباف در این بیان، تشکیلاتی است که در ایام انتخابات با حضور برخی بزرگان اصولگرایان با نام «جمنا» شکل گرفت.این تشکیلات یکی از تجربه های تقریباً تکراری جریان اصولگرایی بود که با تصمیم برخی از بزرگان آنها شکل گرفت و در یک فرایند غیر مردم ...

ادامه مطلب  

تقدیر سفیر ژاپن از نماینده ایرانی سازمان جهانی کیوکوشین کاراته +عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق هیرویاسو کوبایاشی سفیر ژاپن در ایران از سید داود محمدی رئیس سبک و نماینده سازمان جهانی کیوکوشین کاراته کانچو ماتسویی در مراسمی تقدیر کرد.در متن این تقدیرنامه آمده است: «بدینو ...

ادامه مطلب