دهه۶۰ دهه تثبیت انقلاب بود/ لیبرال ها لاجوردی را عذاب دادند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست، فاطمه کرمانی: دهه ۶۰ و ترورهای هر روزه منافقین نخستین دهه انقلاب اسلامی را به دهه ای مظلوم که خون هزاران انسان بی گناه در آن ریخته شد تبدیل کرد و این دهه شناسنامه اصیل انقلاب اسلامی شد. شناسنامه ای که رهبر فرزانه انقلاب این روزها از دغدغه ناشناخته ماندن آن سخن به میان آوردند. از این رو با اسد الله بادامچیان یکی از مبارزان انقلاب اسلامی و نایب رئیس حزب موتلفه اسلامی به گفتگو نشستیم تا برخی زوایای دهه ۶۰ را مورد ارزیابی قرار دهیم. مشروح این گفتگو به شرح زیر است:به عنوان سوال نخست درباره ماهیت دهه ۶۰ در تاریخ انقلاب اسلامی، رهبر انقلاب فرمودند که دهه ۶۰ دهه مظلومی بوده و آنطور که باید شناخته نشده است. بفرمایید ویژگی دهه ۶۰ به عنوان اولین دهه از انقلاب اسلامی چه بود که امروز از ناشناخته ماندن آن سخن به میان می آید. اصولا انقلاب اسلامی ما هنوز به طور کامل شناخته شده نیست. علت این است که انقلاب اسلامی ما به عنوان یک حرکت در یک کشور آن هم برای یک برهه کوتاه شکل نگرفت بلکه یک انقلاب بنیانی دگرگون کننده همه ابعاد و مدیریت هاست. این انقلاب تنها در ایران نماند و همچنان آنقدر موقعیت دارد که روز به روز بر اقتدار آن افزوده شده است. امروز اسلام هراسی که در غرب مطرح می شود در حقیقت برای مبارزه و مقابله با انقلاب اسلامی است.اسلام دین آرامش بخش است و کسی از آن هراس ندارد. نگرانی مستکبران و کسانی که با بشریت مسئله دارند این است که امروز آمریکا و اروپا با ادعای ابرقدرت بودن، بقا و حیاتش در خطر است. آنها از حرکت انقلاب اسلامی می ترسند. حرکتی که توانست از ایران و در سال ۱۳۴۱ شروع شده و ظرف شانزده و نیم سال جزیره ثبات آمریکا را بر هم ریخته و ژاندارم منطقه ای آن را خلع سلاح کند تا از یک کشور عقب مانده گرفتار آشفتگی مانند ایران دوران شاه به یک کشور آزاد و دارای استقلال برسد.اول باید دانست انقلاب اسلامی چیست؟ که در این باب کتب بسیاری نگاشته شده است؛ حتی دشمنان انقلاب اسلامی هم برای معرفی آن کتاب ها و مقالات بسیاری نوشتند اما آنطور که باید این انقلاب برای نسل جوان شناخته نشده است و نتوانسته نسل جدید را برای استمرار و تدوام انقلاب آگاه و مطلع کند. باید در این فضا کار جدی انجام شود.علاوه بر دهه ۶۰ باید گفت اصل انقلاب اسلامی مظلوم است. انقلابی که توانست این همه ظالم از شاه تا فرماسونرها و امپریالسیم جهانی و سرویس های جاسوسی از جمله موساد را اینگونه در هم بریزد، انقلاب بزرگی است. اگرکسی زیبایی های انقلاب را ببیند بدون شک شیفته آن می شود.مسئله اصلی در شناخت انقلاب برهه های یک انقلاب است. در کتاب «شناخت انقلاب اسلامی و ریشه های آن» بنده اساس انقلاب را شرح دادم. براساس تحلیل انقلاب در این کتاب نوشتم که ما مرحله قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی داریم که در هر بازه چند دوره وجود دارد که باید این دوره ها طی شود تا یک انقلاب عمیق صورت بگیرد.در سال ۴۱ امام خمینی گفتند انقلاب ما سه مرحله دارد؛ مرحله اول این است که ایران را اسلامی کنیم که حدود ۲۰ سال طول می کشد. شماها باید زندان ها بروید، شهید بدهید و تبعید ها را تحمل کنید تا انقلاب به ثمر برسد. این مرحله شانزده و نیم سال طول کشید و کار بسیار دشواری بود. مرحله دوم این است که کشورهای اسلامی را اسلامی کنیم؛ امروز می بینیم انقلاب اسلامی در لبنان، سوریه، عراق، افغانستان و بسیاری از کشورهای اسلامی دیگر پیشروی کرده است که مقدمه ای برای عملی شدن مرحله دوم انقلاب اسلامی است و البته هنوز تا رسیدن به نتیجه نهایی زمان باقی است و در مرحله سوم دنیا را با اسلام آشنا کرده و آنگاه به محضر حضرت ولی عصر (عج) بگوییم آقا جان جهان آماده تشریف فرمایی شماست.دشمنی هایی که دولتهای آمریکایی و غربی با اسلام انجام داده و حتی از روسری یک زن مسلمان می ترسند، هراس از سرنوشت نابودی مستکبران و برقراری عدالت است.بعد از پیروزی انقلاب رهبری تثبیت وضع موجود را در دستور کار قرار می دهد در همان سال ۵۷ امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب، جواد شهرستانی را در مقام اداره شهرداری ابقا می کند؛ همه سیستم را برهم نریخته و وضع موجود را تثبیت می کند. به تدریج تثبیت حکومت شده و حکومت انقلابی برسر کار می آید و پس از آن مرحله تثبیت حاکمیت که ساختار انقلاب و اساس قانونی آن حاکم می شود را انجام می دهد.بعد از تثبیت حاکمیت نظام جمهوری اسلامی، تثبیت ارزش های نظام باید صورت گیرد. امروز ما در مرحله تثبیت ارزش های انقلاب اسلامی هستیم. نظام اسلامی قدرتمند شده و کسی نمی تواند ضربه ای به آن وارد کند مگر آنکه انقلاب از درون خالی شود. در دوران ملی شدن صنعت نفت استکبار جهانی دیگر از ما نفت نخرید اما بعد از روی کار آمدن شاه با کودتای ۲۸ مرداد و با عملکرد کنسرسیوم و فروش شش و نیم میلیون بشکه نفت در روز ۴۳ درصد سهم انگلیس، ۴۰ درصد آمریکا و ۱۲ درصد را فرانسه و بلژیک و هلند می بردند، ۵ درصد هم سهم ایران بود.شش میلیون و دویست هزار بشکه نفت را از ما می دزدیدند؛ همین بلایی که امروز بر سر عربستان می آورند. بلایی که در سال ۳۲ بر سر ما آوردند امروز بر سر عربستان می آورند.امروز انقلاب اسلامی در حال تثبت ارزش های نظام است. نظام جمهوری اسلامی ولایی که در آن ساختار قوه قضائیه، دولت، مجلس، قانون اساسی و همه با هم آرمان انقلاب اسلامی دارند امروز در حال شکل گیری در ایران است.علاوه بر دهه ۶۰ باید گفت اصل انقلاب اسلامی مظلوم است. انقلابی که توانست این همه ظالم از شاه تا فرماسونرها و امپریالسیم جهانی و سرویس های جاسوسی از جمله موساد را اینگونه در هم بریزد انقلاب بزرگی استاما بعد از پیروزی و تثبیت وضع موجود دوره دوم انقلاب دوره شروع درگیری ها در کشور است. انقلاب به پیروزی رسیده؛ همه گروه ها در مبارزه حضور داشتند ولو اینکه در انقلاب نبوده باشند مثل نهضت آزادی که اصلا نقشی در انقلاب اسلامی نداشت اما در مبارزه با شاه نقش آفرین بود.مهندس بازرگان در جزوه چاپ شده توسط نهضت آزادی نوشت که من معتقد بودم این انقلاب الان نباید شکل می گرفت. به امام گفته بود شاه باید بماند و سلطنت آن بالا باشد و حکومت را ما در دست بگیریم. اینها در انقلاب نقش نداشتند اما در مبارزه با شاه نقش آفرین بودند.سازمان منافقین نیز با شاه می جنگید و بعد از پیروزی انقلاب می خواست خودش حاکم شود و قدرت را با همان تفکر مستبدانه و دیکتاتور سازمان مجاهدین در دست بگیرد که این هم با نظام آزاد ولایت فقیه سازگاری نداشت. در نتیجه با نظام در همان آغاز دچار زاویه شد. ابتدا می گفتند شعار ما «سلام بر خمینی درود بر مجاهد» است اما به تدریج دیدند که نه می توانند حکومت و قدرت را در دست بگیرد و نه مردم قبولش دارند، در انتخابات مجلس هم به هیچ کرسی دست نیافته و در نتیجه از ۳۰ خرداد سال۶۰ وارد قیام مسلحانه می شود تا به قول خودشان کودتای شهری را دنبال کنند.حزب توده هم با شاه مخالف بود بعد از پیروزی انقلاب می خواست حکومت وابسته به شوروی را سرکار بیاورد حتی عنصر آنها یعنی سرهنگ افضلی رئیس نیروی دریایی شد و با سازمان کمونیستی نوید که متعلق به حزب توده بود همکاری کرد و در صدد براندازی نظام برآمد.در مسئله چریک های فدایی خلق و امثال آنها مثل کومله و دموکرات ها و ستاره سرخ و سیاهکل هر گروه به دنبال آن بود که حکومت کمونیستی باب میل خود را راه بیندازد از این رو اینها هم به مقابله برخواستند.جبهه ملی هم می خواست ملی گرایی را منهای اسلام راه بیندازد. با قوانین اسلامی از جمله قصاص مخالفت کرد و تظاهرات خیابانی به راه انداخت؛ در نتیجه امام آنها را مرتد اعلام کرد که آنها هم با مقابله برخاستند.در مقابل هم انقلابیون به دنبال این بودند که انقلاب اسلامی روی کار آید؛ اینها به دنبال ارزشهای اسلامی بودند و حاضر نمی شدند از زیر سلطه حکومت پهلوی بیرون آمده و زیر سایه سنگین یک حکومت دیکتاتور دیگر قرار گیرند.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوره نشاط همگانی داشتیم که همه از پیروزی این انقلاب خوشحال بودند و بعد درگیری ها و برخوردها و مقابله ها شکل گرفت تا در نهایت به سمت تخریب و استهاله پیش رود.در این ایام دهه اول انقلاب اسلامی بعد از پیروزی انقلاب نقش ویژه ای داشت. اصل نظام اسلامی در دهه ۵۸ شکل گرفت که بعد از انقلاب، نظام جمهوری اسلامی باشد یا جمهوری دموکراتیک، یا دموکراسی اسلامی و یا جمهوری باشد اما در آن روزگار امام فرمودند با رای مردم تعیین شود که ملت ایران به نظام جمهوری اسلامی ایران رای داد.سالی بود که باید قانون اساسی شکل بگیرد. در قانون اساسی همه سعی می کردند که قانون باب میل آنها باشد. مهندس بازرگان در نامه استعفای خود نوشت ما پیش نویس قانون اساسی را آماده کردیم اما بعدها آن را لغو کرده و چیز دیگری را تصویب کردند؛ با این کار درصدد برآمد که مجلس خبرگان رهبری که باید اصل ولایت فقیه را راه بیندازد منحل کند.قانون اساسی باید شکل می گرفت. مرحوم دکتر حسن حبیبی با عده ای پیش نویس قانون اساسی را تهیه کردند. امام هم حرفی نداشت اما بعد معلوم شد که این پیش نویس غربی است؛ به قول مرحوم استاد پرورش قانون پیش نویس غربی را اسلام مالی کرده بودند. همان قانون مشروطه بود که به بن بست رسید و دوباره مطرح شد. این قانون رها شد و خبرگان ملت توانستند یک قانون اساسی بنویسند که مترقی ترین قانون اساسی دنیا براساس مردم سالاری اسلامی در آن قید شد.براساس این قانون از ولی فقیه که با رای دو مرحله توسط مردم انتخاب می شود تا انتخاب نمایندگان مردم و رئیس جمهور و پاسداری از قانون اساسی با نظر مردم تعیین می شود.اینکه کسی بخواهد دیکتاتوری و استبدادی رفتار بکند در قانون اساسی فرصت اقدام پیدا نمی کند. در انتخابات های مختلف خیلی ها دلشان خواسته در نظام جمهوری اسلامی ایران تقلب کنند اما چارچوب انتخابات ما سالم بوده است.در این انتخابات اخیر هم چنین وضعی بود با وجود تخلفاتی که صورت گرفت و در حال حاضر استانداران در حال پیگرد قانونی هستند اما انتخابات به طور کاملا سالم در کشور برگزار شد.دهه اول هر انقلابی دهه سرنوشت ساز است. اگر انقلاب به اهداف خود نمی رسید و منحرف می شد و دچار هرج و مرج شده بود، پایان آن یک دیکتاتوری سنگین بود؛ مثل آنچه در مصر و تونس شاهد آن هستیمدهه۶۰ مهم بود چون برای تثبیت انقلاب کارهای اساسی از جمله تهیه قانون اساسی، تشکیل خبرگان، سه قوه و حضور مردم شکل گرفت در مقابل آن طرف بیکار نبود. به طور طبیعی جریانات مقابل می خواستند انقلاب را به سمت خود بکشانند.انقلاب اسلامی مربوط به کشوری بود که موقعیت استراتژیک بین المللی دارد. از چند هزار سال قبل همه می دانند هر کس بر ایران و خاورمیانه مسلط باشد در دنیا قدرتمند به شمار می رود. به همین خاطر به ایران پل پیروزی دو جنگ لقب داده شد؛ بنابراین کشور ما یک کشور معمولی نیست. ایران جایی است که محوریت در مسائل بین المللی دارد.در دوران رژیم پهلوی با تمام تلاش کوشیدند که اجازه ندهند انقلاب اسلامی پیروز شود. هایزر را با اختیار اینکه تا یک میلیون نفر انسان را بکشد به ایران آوردند تا این انقلاب به پیروزی نرسد اما نتوانستند.استکبار و استعمار نسبت به ما بیکار نبوده و توطئه های متعدد خود را نسبت به ما دنبال کرد. اما درخصوص دهه ۶۰ باید گفت با پیروزی انقلاب و ایجاد نظام نوپای اسلامی، هم استکبار و دشمنان بین المللی و هم مزدوران و حکومت های وابسته به استکبار منطقه احساس خطر کرده اند و هم نظام هایی که اساسا نظام جمهوری اسلامی ماهیت و هویت آنها را به خطر انداخته بود مثل نظام کمونیستی، لیبرال دموکراسی غرب. اینها دست به توطئه های بزرگ در ایران می زدند.نظام و رهبری انقلاب و انقلابیون و مردم انقلاب کرده می خواستند اصالت، اهداف و آرمانهای انقلابی خود را حفظ کنند. این یک جریان اصیل، ارزشی و انقلابی بود که در برابرش جریان های مختلف از منافقین، لیبرال ها، کومونیست ها، ملی گراها، غرب گراها و چپ گراها قرار داشتند. ولی امر برای اداره جامعه تنها یک گروه را در نظر نگرفت بلکه همه جریان ها را مد نظر قرار داد. این گونه رهبری حقوق همه افراد جامعه را حفظ کرد و از این رو مردم به هر کس رای دادند همان را تنفیذ کرد، مردم به بنی صدر رای دادند، بنی صدر را و به رجایی رای دادند، رجایی را تنفیذ کرد؛ این همان مردم سالاری دینی بود.دهه ۶۰ محل نمود اصلی توطئه های چپ و راست ...

ادامه مطلب  

سید مرتضی بختیاری: هزاران نفر از منافقین تواب سال 67 عفو شدند/ محافظ شهید لاجوردی تواب بود  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیدوشنبه، ۲ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۳۸"در زمان عملیات مرصاد بود که بخشی از منافقین در داخل زندان پوتین ها در پای شان بود و می گفتند آنها (ارتش مجاهدین) به تهران می آیند."او را در دستگاه قضایی همه به تواضع، روی خوش و برخورد مهربانش می شناسند. شاید همین علت بود که وقتی شهید لاجوردی سازمان زندانها را ترک می کرد، خطاب به کسانی که از رفتن وی ناراحت بودند، گفت" نگران نباشید، یک نفر بهتر از من می آید".سید مرتضی بختیاری متولد 1331 در مشهد است. وی دانش آموخته مدرسه حقانی است و مانند سایر طلاب این مدرسه در ابتدای انقلاب به دعوت شهید قدوسی وارد مسئولیت های قضایی شدند.در کارنامه کاری وی معاونت اداری و مالی دادسرای انقلاب تربت حیدریه، جانشین دادستان انقلاب کاشمر، دادستان انقلاب بیرجند، قائن و نهبندان، مدیرکل دادگستری استان فارس، رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور(1376–1383)، استانداری اصفهان و وزارت دادگستری و عضویت در هیئت امنای کمیته امداد وجود دارد.از راست به چپ: اسدالله جولایی، شهید لاجوردی و سید مرتضی بختیاریسید مرتضی بختیاری از جمله معدود مسئولانی است که رفتار متواضعانه و مهربانه اش با سایرین به ویژه اهالی رسانه، هرگز دستخوش تغییر نشده؛ چه آن زمان که بر عالی ترین مسند وزارت دادگستری تکیه زد و چه امروز که در جوار مطهر رضوی به عنوان قائم مقام آستان قدس مشغول خدمت رسانی به زائرین این آستان است.قرار مصاحبه با بختیاری را با وجود مشغله فراوان اش اول صبح روز شنبه در تهران گذاشتیم تا از وی درباره دهه شصت و خاطرات آن سالها بشنویم. با حوصله و طمانینه تک تک سئولات ما را شنید و به آنها پاسخ داد. در اثنای مصاحبه هم، سمت و سوی سئوالات به سمت شهید لاجوردی رفت. او که جانشین لاجوردی در سازمان زندانها بود از نبوغ و همچنین اشراف این شهید سخن به میان آورد و بدگویان وی را به توبه سفارش کرد.تسنیم در سلسله گفت وگویی هایی در قالب تاریخ شفاهی با شاهدان، ناظران و راویان عینی دهه 60 که خود در زمره نقش آفرینان تاریخ انقلاب اسلامی هستند به ناگفته ها و کمترگفته های این دهه با تمرکز بر اقدامات جلادان آن دوره یعنی منافقین خواهند پرداخت. در این میان هر کدام از این راویان در کسوت های مختلف در دهه 60 قرار داشته اند؛ به طور مثال یکی عضو تیم حفاظت مسئولین بوده، دیگری در مقام قاضی و حاکم شرع نشسته بود، آن یکی مسئولیت زندان اوین را به عهده داشته و دیگری از مسئولان امنیتی وقت بوده است.این گفت وگوها و گزارش ها از (یک شنبه، 11 تیر) در قالب پرونده "دهه 60؛ یک دهه یک قرن" در سرویس سیاسی خبرگزاری تسنیم منتشر شده و از همه علاقه مندان و شاهدان این دهه دعوت می شود ما را در این مسیر یاری کنند.متن پیش رو حاصل مصاحبه تسنیم با سید مرتضی بختیاری رئیس پیشین سازمان زندانها و جزو حاکمان شرع دهه شصت است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: مقام معظم رهبری در سخنرانی شان در حرم امام راحل(ره) فرمودند "دهه ی 60، یک دهه ی مظلوم است.... دهه ی فوق العاده مهم و حسّاس و درعین حال ناشناخته و اخیراً به وسیله ی برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم؛ دهه 60 را مورد تهاجم قرار می دهند." به نظر شما دهه 60 چه ویژگی هایی دارد که رهبر انقلاب توجه ویژه به آن را گوشزد کردند؟ ویژگی هایی که رهبر انقلاب فرمودند نباید جای جلاد و شهید در آن عوض شود.دهه شصت به گونه ای توسط بعضی از افراد، مغرضانه یا غیرآگاهانه دارد ترسیم می شود. می طلبد عزیزیانی که دست اندرکار آن روزهای تاریخ بودند، وقایعی که در دهه 60 اتفاق افتاد را ترسیم کنند و اطلاعات خودشان را برای نسل های آینده در اختیار بگذارند که استحضار داشته باشند در اوایل پیروزی انقلاب چه اتفاق های تلخ و شیرینی در صحنه های انقلاب به وجود آمد.من فکر می کنم چند ویژگی برای دهه شصت باید نام برد. اولا دهه 60 دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با رهبری امام بزرگوار است که خود این یکی از افتخارات دوران تمدن اسلامی است. چنین شخصیتی که با تمام وجودش در خدمت اسلام و قرآن بود و لحظه ای برای دفاع از اسلام درنگ نمی کرد و زیر بار شدیدترین حملات دشمنان تا مرز شهادت پیش رفت و اگر حمایت های مراجع وقت در زمان نظام سلطه گر پهلوی نبود، حضرت امام اعدام می شد. چنین شخصیتی که به اذعان همه بزرگان یکی از مصادیق بارز تبلور فرهنگ اسلام و قرآن در زمان خودشان بودند.تسنیم: یکی از مسائل مطرح در دهه شصت، بحث گروهک منافقین یا همان سازمان مجاهدین خلق است که به فاصله دو سه سال بعد پیروزی انقلاب علیه نظام دست به اسلحه بردند. مواجه شما با این سازمان از چه زمانی شکل گرفت و آیا پیش از انقلاب نیز با آنها برخوردی داشتید؟داستان های قبل از پیروزی انقلاب را ما نمی توانیم نادیده بگیریم. جریان نفاق یکی از آنها است. جریان سازمان -من با برخی از آنها ارتباط داشتم- حرکتی بود که ظاهر و شعار آن "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما" بود که بسیار زیبا است. در راس سازمان آن زمان امثال حنیف نژاد ، رضایی ها و سعید محسن بودند و اینها در جلسات قرآنی حضور فعال داشتند. خصوصا جلسات قرآنی آیت الله طالقانی.آیت الله خامنه ای پیش از انقلاب به ایدئولوژی منافقین شناخت کامل داشتآن موقع حرکت هایی که انجام می گرفت در قدم های اولیه مورد حمایت بود تا رسید به جایی که حمایت امام هم لازم شد. من آن زمان یادم هست در سال 53، 54 در مشهد مقدس خدمت مقام معظم رهبری رفتم که در جلسات قرآنی ایشان در مشهد خیلی چیزها یاد گرفتیم. همه آنهایی که در صحنه های مبارزه ایستادگی کردند و منحرف نشدند به برکت آن جلسات قرآنی مقام معظم رهبری در مشهد بود که خیلی تاثیرگذار بود.من با یکی از طلبه ها خدمت ایشان رفتم و راجع به تفسیر سوره محمد و سوره فتح، مواردی که از ناحیه منافقین مطرح می شد را طرح کردیم. البته آن موقع بحث نفاق به این شکل مطرح نبود.آن زمان که ما خدمت حضرت آقا رسیدیم فرمودند که شنیده ها یک سویه است و این شنیده های یک سویه برخواسته از ایدئولوژی مجاهدین بود. حرف های ایشان خیلی به ما کمک کرد و مشخص شد همان موقع مقام معظم رهبری از لحاظ ایدئولوی نسبت به مجاهدین خلق شناخت کامل داشت داشتند.انحراف مجاهدین در این بود که "هدف وسیله را توجیه می کند"نمی خواهم بگویم حنیف نژاد با رجوی یکی است یا احمد رضایی و بدیع زادگان با رجوی یکی هستند، آنها با عقیده در راه اسلام بودند اما وقتی ایدئولوژی، ایدئولوژی اسلام ناب نباشد ادامه آن به اینجا می رسد. شاید یکی از دلایل انحراف نفاق که با صراحت مشخص شد، رسیدن به این نظریه بود که هدف وسیله را توجه می کند و می گفتند ما به هدف برسیم ولو اینکه یک بچه شیرخوار کشته شود. این بر می گردد به ایدئولوژی که اینها داشتند. کسانی این را تشخیص می دادند مانند مقام معظم رهبری و شهید مطهری که تسلط کافی روی معارف اسلامی داشتند.من هرگاه تفسیر سوره فتح و محمد(ص) مجاهدین را می خواندم لذت می بردم. کتاب قیام امام حسین (ع) احمد رضایی را می خواندم احساس می کردم در مبارزه عقب هستم. اینها در شرایطی بود که یک سری از علما هم از آنها حمایت می کردند.موضع امام در نجف تکلیف مجاهدین خلق را مشخص کردتسنیم: در همان کتابهایی که فرمودید آیا رگه های انحراف مشاهده می شد؟ برخی معتقدند سازمان از بدو پیدایش نیز دچار انحراف بود اما شرایط مبارزه اجازه نمی داد که این انحرافات بروز عینی داشته باشد. مثلا انحرافاتی که در کتاب های بنیانگذران سازمان من جمله "شناخت" و "راه انبیا، راه بشر" وجود داشت و یا بعدها سرکردگان آنها در زندان اساساً به مناسک مذهبی تقید نداشتند؟ما در ارتباط با اینها با احتیاط حرکت می کردیم. تعدادی از اعضای سازمان پیش از انقلاب به نجف خدمت حضرت امام رفتند و نشست هایی با امام داشتند اما موضع حضرت امام و مخالفتشان با این گروه، تکلیف را برای همه روشن می کند. شهید هاشمی نژاد، آیت الله واعظ طبسی و مرحوم عسگر اولادی و تعدادی از مبارزین در زندان بودند، مرحوم عسگراولادی و شهید لاجوردی آن زمان خطشان را از مجاهدین جدا کردند.مجاهدین خلق آن موقع می گفتند ما در جریان مبارزه با امپریالیسم و آمریکا موضع مشترکی با چریک های فدایی خلق داریم بنابراین آنها را دیگر نجس نمی دانستند و در زندان آنها لباس های اینها را می شستند و اینها لباس های آنها را! این یکی از مواردی بود که آن رگه های انحراف که شما گفتید، مشخص می کرد.بزرگترین خدمت حضرت آقا نسبت به خودمان همان نشست نیم ساعته بود که ایشان به آن رگه های انحراف اشاره کردند و ما با احتیاط به آنها نگاه می کردیم. بعد جریان اپورتونیست های چپ نما به وجود آمد که من آن موقع قم بودم.تسنیم: چه سالی بود؟سال 54 بود. من قبل از اذان صبح آمدم وضو بگیریم و به حرم حضرت معصومه بروم، دیدم که در کفشم اعلامیه هست. دیدم مجاهدین خلق با صراحت اعلام کردند که ما به این نتیجه رسیدیم با اعتقاد به خدا نمی شود مبارزه را ادامه داد.می خواستند آیت الله لاهوتی را در کوچه خفه کنندوقتی من این را خواندم به اتاق برگشتم و فهمیدم مجاهدین از آنجا در خط نفاق افتاده اند همان کسانی که در مشهد امام جماعت بودند و درس نهج البلاغه می دادند دیگر در ماه رمضان روزه خوردند. حتی یادم هست که آقای لاهوتی مخالف اپورتونیست های چپ نما بودند. ایشان را یک روز در کوچه می خواستند خفه کنند و عمامه شان را دور گردنش پیچیدند که موفق نمی شوند.اینها را باید کسانی که این وقایع را دیده اند بنویسند چون این مسائل رگه های نفاق را برای آدم ثابت می کند. این یکی از نگاه هایی است که ما در دهه 60 تبلور آن را می بینیم. آن نگاهی که حضرت امام نسبت به اینها داشتند که نقل قول شده که امام فرمودند اینها آمدند و مطالبشان را گفتند و پس از آن من به چند سوال رسیدم و به این نتیجه رسیدم که اینها قابل حمایت نیستند البته من نقل به معنا می کنم.سران سازمان مجاهدین باصراحت گفتند به امام اعتقادی نداریمحرکت نفاق در دهه 60 با این مقدمات و رگه ها که خدمتتان عرض کردم به وجود آمد. اینها اصلا اعتقادی به امام نداشتند و من به دلیل اینکه دلم برای اینها می سوخت با تعدادی از سران اینها در مشهد جلساتی گذاشتیم و در حد معلومات خودمان بحث می کردیم.در عین حال همان موقع ها به صراحت می گفتند که امام را قبول نداریم الان که داریم پشت سر امام حرکت می کنیم برای این است که به هدف برسیم و ما برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای استفاده می کنیم اینها یقینا به امام اعتقاد نداشتند.در اواخر 58، خط اینها جدا شد ولی در عین حال باز هم جرات نمی کردند به امام اهانت کنند و اصلا امام را قبول نداشتند. اینها یک جریان پیچیده تشکیلاتی یافتند که از پیروزی انقلاب حسابی بهره برداری کردند. بخش قابل توجهی از سلاح هایی که دزدیده شد از پادگانها رفت در خانه های تیمی منافقین. اینها به شدت دنبال این بودند که کسانی می توانند در موضع ضد امپریالیستی مقاومت کند که خط مجادله داشته باشند و غیر از آن را اصلا قبول نداشتند.آن زمان اگر می گفتیم کسی سرسپرده امپریالیسم است اصلا باورکردنی نبود. از شخصیت هایی که باز این خط را آشکار کرد خود امام بود.امام سال 58 با صراحت گفتند «مجاهدین خلق» در دامن امپریالیسم استمن خاطر دارم در اسفند 58 با صراحت امام فرمودند که اینها در دامن امپریالیسم هستند که آن زمان در روزنامه های خودشان چند نمونه آوردند که ما در خط امپریالیسم نیستیم اما بعدها مشخص شد امام قبل از انقلاب نگاه هوشمندانه به اینها داشتند و اعمال اینها بعد از انقلاب این خط را کاملا تبیین می کرد که در دامن امپریالیسم هستند و بعدها که پرده ها بیشتر بالا رفت دیده شد اینها مهره امپریالیسم هستند.البته شاید بنیانگذارانشان هدف های مقدسی هم داشتند اما زمان که گذشت آنها در مسیر و ایدئولوژی شان رگه های انحرافی وجود داشت.عده ای سال 67 درون زندان آماده پیوستن به ارتش منافقین بودندتسنیم: در اثنای صحبت به بحث تشکیلاتی بودن سازمان اشاره کردید. یکی از مسائلی که نظام همواره با آن درگیر بود بحث نفوذ است. منافقین نیز در آن سالها نفوذی هایی در مراکز حساس داشتند. سیستم تشکیلاتی سازمان به چه شکل بود و چگونه افرادی را به داخل سیستم نفوذ می دادند؟بعد از پیروزی انقلاب مخصوصا سال 58 و 59 رگه های آشکار ارتباط بین اینها و بنی صدر بوجود آمد. خطی که دفتر همکاری های مردم و رئیس جمهور (بنی صدر) دنبال می کرد و یکی شدن با منافقین در شهرستان ها، پیچیدگی تشکیلاتی عجیبی در اینها ایجاد کرده بود که من فکر می کنم دلایل این پیچیدگی ها تبلور آن در سال 67 و قضیه عملیات مرصاد بود یعنی اینها در داخل زندان در سال 67 پوتین ها در پایشان بود و گفتند، آنها(ارتش مجاهدین) به تهران می آیند.منافقین می گفتند در دفتر امام و مجلس هم نفوذی داشتیماین پیچیدگی تشکیلاتی در اینها واقعا عجیب بود زمانی که من خودم دادستان بودم، خیلی پیچیده عمل می کردند و واقعا اطلاعاتی در داخل اینها به وجود می آمد که از بیرون زندان به داخل زندان می رفت. آنقدر پیچیده بود که به زحمت می توانستیم بفهمیم اینها کجا عامل دارند و وقتی که اتفاق حزب جمهوری اسلامی افتاد چند نفر دستگیر شدند.زمانی که شهید لاجوردی از اینها بازجویی کرده بود، گفته بودند که حتی در مجلس و دفتر امام ما عامل نفوذی داشتیم یعنی در این حد اینها پیچیده عمل می کردند و وقتی عملیات مرصاد به ...

ادامه مطلب  

هزاران نفر از منافقین تواب سال ۶۷ عفو شدند/محافظ شهید لاجوردی تواب بود - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: او را در دستگاه قضایی همه به تواضع، روی خوش و برخورد مهربانش می شناسند، شاید همین علت بود که وقتی شهید لاجوردی سازمان زندانها را ترک می کرد، خطاب به کسانی که از رفتن وی ناراحت بودند، گفت "نگران نباشید، یک نفر بهتر از من می آید".سید مرتضی بختیاری متولد 1331 در مشهد است. وی دانش آموخته مدرسه حقانی است و مانند سایر طلاب این مدرسه در ابتدای انقلاب به دعوت شهید قدوسی وارد مسئولیت های قضایی شد.در کارنامه کاری وی معاونت اداری و مالی دادسرای انقلاب تربت حیدریه، جانشین دادستان انقلاب کاشمر، دادستان انقلاب بیرجند، قائن و نهبندان، مدیرکل دادگستری استان فارس، رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور (1376–1383)، استانداری اصفهان و وزارت دادگستری و عضویت در هیئت امنای کمیته امداد وجود دارد.از راست به چپ: اسدالله جولایی، شهید لاجوردی و سید مرتضی بختیاریسید مرتضی بختیاری از جمله معدود مسئولانی است که رفتار متواضعانه و مهربانانه اش با سایرین به ویژه اهالی رسانه، هرگز دستخوش تغییر نشده؛ چه آن زمان که بر عالی ترین مسند وزارت دادگستری تکیه زد و چه امروز که در جوار مطهر رضوی به عنوان قائم مقام آستان قدس مشغول خدمت رسانی به زائرین این آستان است.قرار مصاحبه با بختیاری را با وجود مشغله فراوانش اول صبح روز شنبه در تهران گذاشتیم تا از وی درباره دهه شصت و خاطرات آن سالها بشنویم. با حوصله و طمأنینه تک تک سؤالات ما را شنید و به آنها پاسخ داد. در اثنای مصاحبه هم، سمت و سوی سؤالات به سمت شهید لاجوردی رفت. او که جانشین لاجوردی در سازمان زندانها بود از نبوغ و همچنین اشراف این شهید سخن به میان آورد و بدگویان وی را به توبه سفارش کرد.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگویی هایی در قالب تاریخ شفاهی با شاهدان، ناظران و راویان عینی دهه 60 که خود در زمره نقش آفرینان تاریخ انقلاب اسلامی هستند به ناگفته ها و کمترگفته های این دهه با تمرکز بر اقدامات جلادان آن دوره یعنی منافقین خواهند پرداخت. در این میان هر کدام از این راویان در کسوت های مختلف در دهه 60 قرار داشته اند؛ به طور مثال یکی عضو تیم حفاظت مسئولین بوده، دیگری در مقام قاضی و حاکم شرع نشسته بود، آن یکی مسئولیت زندان اوین را به عهده داشته و دیگری از مسئولان امنیتی وقت بوده است.این گفت وگوها و گزارش ها از (یک شنبه، 11 تیر) در قالب پرونده "دهه 60؛ یک دهه یک قرن" در سرویس سیاسی خبرگزاری تسنیم منتشر شده و از همه علاقه مندان و شاهدان این دهه دعوت می شود ما را در این مسیر یاری کنند.در همین زمینه بخوانید: رازینی: اعدام تروریست های منافق در سال 67 عادلانه و قانونی بودمحافظ سابق رهبر انقلاب: اولین جمله ای که آیت الله خامنه ای پس از به هوش آمدن گفتاولین سخنگوی سپاه: بهزاد نبوی علناً به شهید بهشتی توهین می کردمتن پیش ِرو حاصل مصاحبه تسنیم با سید مرتضی بختیاری رئیس پیشین سازمان زندانها و جزو حاکمان شرع دهه شصت است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: مقام معظم رهبری در سخنرانی شان در حرم امام راحل(ره) فرمودند "دهه ی 60، یک دهه ی مظلوم است.... دهه ی فوق العاده مهم و حسّاس و درعین حال ناشناخته و اخیراً به وسیله ی برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم؛ دهه 60 را مورد تهاجم قرار می دهند." به نظر شما دهه 60 چه ویژگی هایی دارد که رهبر انقلاب توجه ویژه به آن را گوشزد کردند؟ ویژگی هایی که رهبر انقلاب فرمودند نباید جای جلاد و شهید در آن عوض شود.دهه شصت به گونه ای توسط بعضی از افراد، مغرضانه یا غیرآگاهانه دارد ترسیم می شود. می طلبد عزیزیانی که دست اندرکار آن روزهای تاریخ بودند، وقایعی که در دهه 60 اتفاق افتاد را ترسیم کنند و اطلاعات خودشان را برای نسل های آینده در اختیار بگذارند که استحضار داشته باشند در اوایل پیروزی انقلاب چه اتفاق های تلخ و شیرینی در صحنه های انقلاب به وجود آمد.من فکر می کنم چند ویژگی برای دهه شصت باید نام برد. اولا دهه 60 دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با رهبری امام بزرگوار است که خود این یکی از افتخارات دوران تمدن اسلامی است. چنین شخصیتی که با تمام وجودش در خدمت اسلام و قرآن بود و لحظه ای برای دفاع از اسلام درنگ نمی کرد و زیر بار شدیدترین حملات دشمنان تا مرز شهادت پیش رفت و اگر حمایت های مراجع وقت در زمان نظام سلطه گر پهلوی نبود، حضرت امام اعدام می شد. چنین شخصیتی که به اذعان همه بزرگان یکی از مصادیق بارز تبلور فرهنگ اسلام و قرآن در زمان خودشان بودند.تسنیم: یکی از مسائل مطرح در دهه شصت، بحث گروهک منافقین یا همان سازمان مجاهدین خلق است که به فاصله دو سه سال بعد پیروزی انقلاب علیه نظام دست به اسلحه بردند. مواجه شما با این سازمان از چه زمانی شکل گرفت و آیا پیش از انقلاب نیز با آنها برخوردی داشتید؟داستان های قبل از پیروزی انقلاب را ما نمی توانیم نادیده بگیریم. جریان نفاق یکی از آنها است. جریان سازمان -من با برخی از آنها ارتباط داشتم- حرکتی بود که ظاهر و شعار آن "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما" بود که بسیار زیبا است. در راس سازمان آن زمان امثال حنیف نژاد ، رضایی ها و سعید محسن بودند و اینها در جلسات قرآنی حضور فعال داشتند. خصوصا جلسات قرآنی آیت الله طالقانی.آیت الله خامنه ای پیش از انقلاب به ایدئولوژی منافقین شناخت کامل داشتآن موقع حرکت هایی که انجام می گرفت در قدم های اولیه مورد حمایت بود تا رسید به جایی که حمایت امام هم لازم شد. من آن زمان یادم هست در سال 53، 54 در مشهد مقدس خدمت مقام معظم رهبری رفتم که در جلسات قرآنی ایشان در مشهد خیلی چیزها یاد گرفتیم. همه آنهایی که در صحنه های مبارزه ایستادگی کردند و منحرف نشدند به برکت آن جلسات قرآنی مقام معظم رهبری در مشهد بود که خیلی تاثیرگذار بود. من با یکی از طلبه ها خدمت ایشان رفتم و راجع به تفسیر سوره محمد و سوره فتح، مواردی که از ناحیه منافقین مطرح می شد را طرح کردیم. البته آن موقع بحث نفاق به این شکل مطرح نبود.آن زمان که ما خدمت حضرت آقا رسیدیم فرمودند که شنیده ها یک سویه است و این شنیده های یک سویه برخواسته از ایدئولوژی مجاهدین بود. حرف های ایشان خیلی به ما کمک کرد و مشخص شد همان موقع مقام معظم رهبری از لحاظ ایدئولوی نسبت به مجاهدین خلق شناخت کامل داشت داشتند. انحراف مجاهدین در این بود که "هدف وسیله را توجیه می کند"نمی خواهم بگویم حنیف نژاد با رجوی یکی است یا احمد رضایی و بدیع زادگان با رجوی یکی هستند، آنها با عقیده در راه اسلام بودند اما وقتی ایدئولوژی، ایدئولوژی اسلام ناب نباشد ادامه آن به اینجا می رسد. شاید یکی از دلایل انحراف نفاق که با صراحت مشخص شد، رسیدن به این نظریه بود که هدف وسیله را توجه می کند و می گفتند ما به هدف برسیم ولو اینکه یک بچه شیرخوار کشته شود. این بر می گردد به ایدئولوژی که اینها داشتند. کسانی این را تشخیص می دادند مانند مقام معظم رهبری و شهید مطهری که تسلط کافی روی معارف اسلامی داشتند.من هرگاه تفسیر سوره فتح و محمد(ص) مجاهدین را می خواندم لذت می بردم. کتاب قیام امام حسین (ع) احمد رضایی را می خواندم احساس می کردم در مبارزه عقب هستم. اینها در شرایطی بود که یک سری از علما هم از آنها حمایت می کردند.موضع امام در نجف تکلیف مجاهدین خلق را مشخص کردتسنیم: در همان کتابهایی که فرمودید آیا رگه های انحراف مشاهده می شد؟ برخی معتقدند سازمان از بدو پیدایش نیز دچار انحراف بود اما شرایط مبارزه اجازه نمی داد که این انحرافات بروز عینی داشته باشد. مثلا انحرافاتی که در کتاب های بنیانگذران سازمان من جمله "شناخت" و "راه انبیا، راه بشر" وجود داشت و یا بعدها سرکردگان آنها در زندان اساساً به مناسک مذهبی تقید نداشتند؟ما در ارتباط با اینها با احتیاط حرکت می کردیم. تعدادی از اعضای سازمان پیش از انقلاب به نجف خدمت حضرت امام رفتند و نشست هایی با امام داشتند اما موضع حضرت امام و مخالفتشان با این گروه، تکلیف را برای همه روشن می کند. شهید هاشمی نژاد، آیت الله واعظ طبسی و مرحوم عسگر اولادی و تعدادی از مبارزین در زندان بودند، مرحوم عسگراولادی و شهید لاجوردی آن زمان خطشان را از مجاهدین جدا کردند. مجاهدین خلق آن موقع می گفتند ما در جریان مبارزه با امپریالیسم و آمریکا موضع مشترکی با چریک های فدایی خلق داریم بنابراین آنها را دیگر نجس نمی دانستند و در زندان آنها لباس های اینها را می شستند و اینها لباس های آنها را! این یکی از مواردی بود که آن رگه های انحراف که شما گفتید، مشخص می کرد.بزرگترین خدمت حضرت آقا نسبت به خودمان همان نشست نیم ساعته بود که ایشان به آن رگه های انحراف اشاره کردند و ما با احتیاط به آنها نگاه می کردیم. بعد جریان اپورتونیست های چپ نما به وجود آمد که من آن موقع قم بودم.تسنیم: چه سالی بود؟سال 54 بود. من قبل از اذان صبح آمدم وضو بگیریم و به حرم حضرت معصومه بروم، دیدم که در کفشم اعلامیه هست. دیدم مجاهدین خلق با صراحت اعلام کردند که ما به این نتیجه رسیدیم با اعتقاد به خدا نمی شود مبارزه را ادامه داد.می خواستند آیت الله لاهوتی را در کوچه خفه کنندوقتی من این را خواندم به اتاق برگشتم و فهمیدم مجاهدین از آنجا در خط نفاق افتاده اند همان کسانی که در مشهد امام جماعت بودند و درس نهج البلاغه می دادند دیگر در ماه رمضان روزه خوردند. حتی یادم هست که آقای لاهوتی مخالف اپورتونیست های چپ نما بودند. ایشان را یک روز در کوچه می خواستند خفه کنند و عمامه شان را دور گردنش پیچیدند که موفق نمی شوند.اینها را باید کسانی که این وقایع را دیده اند بنویسند چون این مسائل رگه های نفاق را برای آدم ثابت می کند. این یکی از نگاه هایی است که ما در دهه 60 تبلور آن را می بینیم. آن نگاهی که حضرت امام نسبت به اینها داشتند که نقل قول شده که امام فرمودند اینها آمدند و مطالبشان را گفتند و پس از آن من به چند سوال رسیدم و به این نتیجه رسیدم که اینها قابل حمایت نیستند البته من نقل به معنا می کنم.سران سازمان مجاهدین باصراحت گفتند به امام اعتقادی نداریمحرکت نفاق در دهه 60 با این مقدمات و رگه ها که خدمتتان عرض کردم به وجود آمد. اینها اصلا اعتقادی به امام نداشتند و من به دلیل اینکه دلم برای اینها می سوخت با تعدادی از سران اینها در مشهد جلساتی گذاشتیم و در حد معلومات خودمان بحث می کردیم.در عین حال همان موقع ها به صراحت می گفتند که امام را قبول نداریم الان که داریم پشت سر امام حرکت می کنیم برای این است که به هدف برسیم و ما برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای استفاده می کنیم اینها یقینا به امام اعتقاد نداشتند.در اواخر 58، خط اینها جدا شد ولی در عین حال باز هم جرات نمی کردند به امام اهانت کنند و اصلا امام را قبول نداشتند. اینها یک جریان پیچیده تشکیلاتی یافتند که از پیروزی انقلاب حسابی بهره برداری کردند. بخش قابل توجهی از سلاح هایی که دزدیده شد از پادگانها رفت در خانه های تیمی منافقین. اینها به شدت دنبال این بودند که کسانی می توانند در موضع ضد امپریالیستی مقاومت کند که خط مجادله داشته باشند و غیر از آن را اصلا قبول نداشتند.آن زمان اگر می گفتیم کسی سرسپرده امپریالیسم است اصلا باورکردنی نبود. از شخصیت هایی که باز این خط را آشکار کرد خود امام بود.امام سال 58 با صراحت گفتند «مجاهدین خلق» در دامن امپریالیسم استمن خاطر دارم در اسفند 58 با صراحت امام فرمودند که اینها در دامن امپریالیسم هستند که آن زمان در روزنامه های خودشان چند نمونه آوردند که ما در خط امپریالیسم نیستیم اما بعدها مشخص شد امام قبل از انقلاب نگاه هوشمندانه به اینها داشتند و اعمال اینها بعد از انقلاب این خط را کاملا تبیین می کرد که در دامن امپریالیسم هستند و بعدها که پرده ها بیشتر بالا رفت دیده شد اینها مهره امپریالیسم هستند.البته شاید بنیانگذارانشان هدف های مقدسی هم داشتند اما زمان که گذشت آنها در مسیر و ایدئولوژی شان رگه های انحرافی وجود داشت.عده ای سال 67 درون زندان آماده پیوستن به ارتش منافقین بودندتسنیم: در اثنای صحبت به بحث تشکیلاتی بودن سازمان اشاره کردید. یکی از مسائلی که نظام همواره با آن درگیر بود بحث نفوذ است. منافقین نیز در آن سالها نفوذی هایی در مراکز حساس داشتند. سیستم تشکیلاتی سازمان به چه شکل بود و چگونه افرادی را به داخل سیستم نفوذ می دادند؟بعد از پیروزی انقلاب مخصوصا سال 58 و 59 رگه های آشکار ارتباط بین اینها و بنی صدر بوجود آمد. خطی که دفتر همکاری های مردم و رئیس جمهور (بنی صدر) دنبال می کرد و یکی شدن با منافقین در شهرستان ها، پیچیدگی تشکیلاتی عجیبی در اینها ایجاد کرده بود که من فکر می کنم دلایل این پیچیدگی ها تبلور آن در سال 67 و قضیه عملیات مرصاد بود یعنی اینها در داخل زندان در سال 67 پوتین ها در پایشان بود و گفتند، آنها(ارتش مجاهدین) به تهران می آیند.منافقین می گفتند در دفتر امام و مجلس هم نفوذی داشتیماین پیچیدگی تشکیلاتی در اینها واقعا عجیب بود زمانی که من خودم دادستان بودم، خیلی پیچیده عمل می کردند و واقعا اطلاعاتی در داخل اینها به وجود می آمد که از بیرون زندان به داخل زندان می رفت. آنقدر پیچیده بود که به زحمت می توانستیم بفهمیم اینها کجا عامل دارند و وقتی که اتفاق حزب جمهوری اسلامی افتاد چند نفر دستگیر شدند.زمانی که شهید لاجوردی از اینها بازجویی کرده بود، گفته بودند که حتی در مجلس و دفتر امام ما عامل ن ...

ادامه مطلب  

هزاران نفر از منافقین تواب سال ۶۷ عفو شدند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تراز ،او را در دستگاه قضایی همه به تواضع، روی خوش و برخورد مهربانش می شناسند. شاید همین علت بود که وقتی شهید لاجوردی سازمان زندانها را ترک می کرد، خطاب به کسانی که از رفتن وی ناراحت بودند، گفت" نگران نباشید، یک نفر بهتر از من می آید". سید مرتضی بختیاری متولد 1331 در مشهد است. وی دانش آموخته مدرسه حقانی است و مانند سایر طلاب این مدرسه در ابتدای انقلاب به دعوت شهید قدوسی وارد مسئولیت های قضایی شدند.در کارنامه کاری وی معاونت اداری و مالی دادسرای انقلاب تربت حیدریه، جانشین دادستان انقلاب کاشمر، دادستان انقلاب بیرجند، قائن و نهبندان، مدیرکل دادگستری استان فارس، رئیس سازمان زندان ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور(1376–1383)، استانداری اصفهان و وزارت دادگستری و عضویت در هیئت امنای کمیته امداد وجود دارد.از راست به چپ: اسدالله جولایی، شهید لاجوردی و سید مرتضی بختیاریسید مرتضی بختیاری از جمله معدود مسئولانی است که رفتار متواضعانه و مهربانه اش با سایرین به ویژه اهالی رسانه، هرگز دستخوش تغییر نشده؛ چه آن زمان که بر عالی ترین مسند وزارت دادگستری تکیه زد و چه امروز که در جوار مطهر رضوی به عنوان قائم مقام آستان قدس مشغول خدمت رسانی به زائرین این آستان است.قرار مصاحبه با بختیاری را با وجود مشغله فراوان اش اول صبح روز شنبه در تهران گذاشتیم تا از وی درباره دهه شصت و خاطرات آن سالها بشنویم. با حوصله و طمانینه تک تک سئولات ما را شنید و به آنها پاسخ داد. در اثنای مصاحبه هم، سمت و سوی سئوالات به سمت شهید لاجوردی رفت. او که جانشین لاجوردی در سازمان زندانها بود از نبوغ و همچنین اشراف این شهید سخن به میان آورد و بدگویان وی را به توبه سفارش کرد.متن پیش رو حاصل مصاحبه با سید مرتضی بختیاری رئیس پیشین سازمان زندانها و جزو حاکمان شرع دهه شصت است که از منظرتان می گذرد:مقام معظم رهبری در سخنرانی شان در حرم امام راحل(ره) فرمودند "دهه ی 60، یک دهه ی مظلوم است.... دهه ی فوق العاده مهم و حسّاس و درعین حال ناشناخته و اخیراً به وسیله ی برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم؛ دهه 60 را مورد تهاجم قرار می دهند." به نظر شما دهه 60 چه ویژگی هایی دارد که رهبر انقلاب توجه ویژه به آن را گوشزد کردند؟ ویژگی هایی که رهبر انقلاب فرمودند نباید جای جلاد و شهید در آن عوض شود.دهه شصت به گونه ای توسط بعضی از افراد، مغرضانه یا غیرآگاهانه دارد ترسیم می شود. می طلبد عزیزیانی که دست اندرکار آن روزهای تاریخ بودند، وقایعی که در دهه 60 اتفاق افتاد را ترسیم کنند و اطلاعات خودشان را برای نسل های آینده در اختیار بگذارند که استحضار داشته باشند در اوایل پیروزی انقلاب چه اتفاق های تلخ و شیرینی در صحنه های انقلاب به وجود آمد.من فکر می کنم چند ویژگی برای دهه شصت باید نام برد. اولا دهه 60 دهه حاکمیت جمهوری اسلامی ایران با رهبری امام بزرگوار است که خود این یکی از افتخارات دوران تمدن اسلامی است. چنین شخصیتی که با تمام وجودش در خدمت اسلام و قرآن بود و لحظه ای برای دفاع از اسلام درنگ نمی کرد و زیر بار شدیدترین حملات دشمنان تا مرز شهادت پیش رفت و اگر حمایت های مراجع وقت در زمان نظام سلطه گر پهلوی نبود، حضرت امام اعدام می شد. چنین شخصیتی که به اذعان همه بزرگان یکی از مصادیق بارز تبلور فرهنگ اسلام و قرآن در زمان خودشان بودند.یکی از مسائل مطرح در دهه شصت، بحث گروهک منافقین یا همان سازمان مجاهدین خلق است که به فاصله دو سه سال بعد پیروزی انقلاب علیه نظام دست به اسلحه بردند. مواجه شما با این سازمان از چه زمانی شکل گرفت و آیا پیش از انقلاب نیز با آنها برخوردی داشتید؟داستان های قبل از پیروزی انقلاب را ما نمی توانیم نادیده بگیریم. جریان نفاق یکی از آنها است. جریان سازمان -من با برخی از آنها ارتباط داشتم- حرکتی بود که ظاهر و شعار آن "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما" بود که بسیار زیبا است. در راس سازمان آن زمان امثال حنیف نژاد، رضایی ها و سعید محسن بودند و اینها در جلسات قرآنی حضور فعال داشتند. خصوصا جلسات قرآنی آیت الله طالقانی.آیت الله خامنه ای پیش از انقلاب به ایدئولوژی منافقین شناخت کامل داشتآن موقع حرکت هایی که انجام می گرفت در قدم های اولیه مورد حمایت بود تا رسید به جایی که حمایت امام هم لازم شد. من آن زمان یادم هست در سال 53، 54 در مشهد مقدس خدمت مقام معظم رهبری رفتم که در جلسات قرآنی ایشان در مشهد خیلی چیزها یاد گرفتیم. همه آنهایی که در صحنه های مبارزه ایستادگی کردند و منحرف نشدند به برکت آن جلسات قرآنی مقام معظم رهبری در مشهد بود که خیلی تاثیرگذار بود. من با یکی از طلبه ها خدمت ایشان رفتم و راجع به تفسیر سوره محمد و سوره فتح، مواردی که از ناحیه منافقین مطرح می شد را طرح کردیم. البته آن موقع بحث نفاق به این شکل مطرح نبود.آن زمان که ما خدمت حضرت آقا رسیدیم فرمودند که شنیده ها یک سویه است و این شنیده های یک سویه برخواسته از ایدئولوژی مجاهدین بود. حرف های ایشان خیلی به ما کمک کرد و مشخص شد همان موقع مقام معظم رهبری از لحاظ ایدئولوی نسبت به مجاهدین خلق شناخت کامل داشت داشتند. انحراف مجاهدین در این بود که "هدف وسیله را توجیه می کند"نمی خواهم بگویم حنیف نژاد با رجوی یکی است یا احمد رضایی و بدیع زادگان با رجوی یکی هستند، آنها با عقیده در راه اسلام بودند اما وقتی ایدئولوژی، ایدئولوژی اسلام ناب نباشد ادامه آن به اینجا می رسد. شاید یکی از دلایل انحراف نفاق که با صراحت مشخص شد، رسیدن به این نظریه بود که هدف وسیله را توجه می کند و می گفتند ما به هدف برسیم ولو اینکه یک بچه شیرخوار کشته شود. این بر می گردد به ایدئولوژی که اینها داشتند. کسانی این را تشخیص می دادند مانند مقام معظم رهبری و شهید مطهری که تسلط کافی روی معارف اسلامی داشتند.من هرگاه تفسیر سوره فتح و محمد(ص) مجاهدین را می خواندم لذت می بردم. کتاب قیام امام حسین (ع) احمد رضایی را می خواندم احساس می کردم در مبارزه عقب هستم. اینها در شرایطی بود که یک سری از علما هم از آنها حمایت می کردند.موضع امام در نجف تکلیف مجاهدین خلق را مشخص کرددر همان کتابهایی که فرمودید آیا رگه های انحراف مشاهده می شد؟ برخی معتقدند سازمان از بدو پیدایش نیز دچار انحراف بود اما شرایط مبارزه اجازه نمی داد که این انحرافات بروز عینی داشته باشد. مثلا انحرافاتی که در کتاب های بنیانگذران سازمان من جمله "شناخت" و "راه انبیا، راه بشر" وجود داشت و یا بعدها سرکردگان آنها در زندان اساساً به مناسک مذهبی تقید نداشتند؟ما در ارتباط با اینها با احتیاط حرکت می کردیم. تعدادی از اعضای سازمان پیش از انقلاب به نجف خدمت حضرت امام رفتند و نشست هایی با امام داشتند اما موضع حضرت امام و مخالفتشان با این گروه، تکلیف را برای همه روشن می کند. شهید هاشمی نژاد، آیت الله واعظ طبسی و مرحوم عسگر اولادی و تعدادی از مبارزین در زندان بودند، مرحوم عسگراولادی و شهید لاجوردی آن زمان خطشان را از مجاهدین جدا کردند. مجاهدین خلق آن موقع می گفتند ما در جریان مبارزه با امپریالیسم و آمریکا موضع مشترکی با چریک های فدایی خلق داریم بنابراین آنها را دیگر نجس نمی دانستند و در زندان آنها لباس های اینها را می شستند و اینها لباس های آنها را! این یکی از مواردی بود که آن رگه های انحراف که شما گفتید، مشخص می کرد.بزرگترین خدمت حضرت آقا نسبت به خودمان همان نشست نیم ساعته بود که ایشان به آن رگه های انحراف اشاره کردند و ما با احتیاط به آنها نگاه می کردیم. بعد جریان اپورتونیست های چپ نما به وجود آمد که من آن موقع قم بودم.چه سالی بود؟سال 54 بود. من قبل از اذان صبح آمدم وضو بگیریم و به حرم حضرت معصومه بروم، دیدم که در کفشم اعلامیه هست. دیدم مجاهدین خلق با صراحت اعلام کردند که ما به این نتیجه رسیدیم با اعتقاد به خدا نمی شود مبارزه را ادامه داد.می خواستند آیت الله لاهوتی را در کوچه خفه کنندوقتی من این را خواندم به اتاق برگشتم و فهمیدم مجاهدین از آنجا در خط نفاق افتاده اند همان کسانی که در مشهد امام جماعت بودند و درس نهج البلاغه می دادند دیگر در ماه رمضان روزه خوردند. حتی یادم هست که آقای لاهوتی مخالف اپورتونیست های چپ نما بودند. ایشان را یک روز در کوچه می خواستند خفه کنند و عمامه شان را دور گردنش پیچیدند که موفق نمی شوند.اینها را باید کسانی که این وقایع را دیده اند بنویسند چون این مسائل رگه های نفاق را برای آدم ثابت می کند. این یکی از نگاه هایی است که ما در دهه 60 تبلور آن را می بینیم. آن نگاهی که حضرت امام نسبت به اینها داشتند که نقل قول شده که امام فرمودند اینها آمدند و مطالبشان را گفتند و پس از آن من به چند سوال رسیدم و به این نتیجه رسیدم که اینها قابل حمایت نیستند البته من نقل به معنا می کنم.سران سازمان مجاهدین باصراحت گفتند به امام اعتقادی نداریمحرکت نفاق در دهه 60 با این مقدمات و رگه ها که خدمتتان عرض کردم به وجود آمد. اینها اصلا اعتقادی به امام نداشتند و من به دلیل اینکه دلم برای اینها می سوخت با تعدادی از سران اینها در مشهد جلساتی گذاشتیم و در حد معلومات خودمان بحث می کردیم.در عین حال همان موقع ها به صراحت می گفتند که امام را قبول نداریم الان که داریم پشت سر امام حرکت می کنیم برای این است که به هدف برسیم و ما برای رسیدن به هدف از هر وسیله ای استفاده می کنیم اینها یقینا به امام اعتقاد نداشتند.در اواخر 58، خط اینها جدا شد ولی در عین حال باز هم جرات نمی کردند به امام اهانت کنند و اصلا امام را قبول نداشتند. اینها یک جریان پیچیده تشکیلاتی یافتند که از پیروزی انقلاب حسابی بهره برداری کردند. بخش قابل توجهی از سلاح هایی که دزدیده شد از پادگانها رفت در خانه های تیمی منافقین. اینها به شدت دنبال این بودند که کسانی می توانند در موضع ضد امپریالیستی مقاومت کند که خط مجادله داشته باشند و غیر از آن را اصلا قبول نداشتند.آن زمان اگر می گفتیم کسی سرسپرده امپریالیسم است اصلا باورکردنی نبود. از شخصیت هایی که باز این خط را آشکار کرد خود امام بود.امام سال 58 با صراحت گفتند «مجاهدین خلق» در دامن امپریالیسم استمن خاطر دارم در اسفند 58 با صراحت امام فرمودند که اینها در دامن امپریالیسم هستند که آن زمان در روزنامه های خودشان چند نمونه آوردند که ما در خط امپریالیسم نیستیم اما بعدها مشخص شد امام قبل از انقلاب نگاه هوشمندانه به اینها داشتند و اعمال اینها بعد از انقلاب این خط را کاملا تبیین می کرد که در دامن امپریالیسم هستند و بعدها که پرده ها بیشتر بالا رفت دیده شد اینها مهره امپریالیسم هستند.البته شاید بنیانگذارانشان هدف های مقدسی هم داشتند اما زمان که گذشت آنها در مسیر و ایدئولوژی شان رگه های انحرافی وجود داشت.عده ای سال 67 درون زندان آماده پیوستن به ارتش منافقین بودنددر اثنای صحبت به بحث تشکیلاتی بودن سازمان اشاره کردید. یکی از مسائلی که نظام همواره با آن درگیر بود بحث نفوذ است. منافقین نیز در آن سالها نفوذی هایی در مراکز حساس داشتند. سیستم تشکیلاتی سازمان به چه شکل بود و چگونه افرادی را به داخل سیستم نفوذ می دادند؟بعد از پیروزی انقلاب مخصوصا سال 58 و 59 رگه های آشکار ارتباط بین اینها و بنی صدر بوجود آمد. خطی که دفتر همکاری های مردم و رئیس جمهور (بنی صدر) دنبال می کرد و یکی شدن با منافقین در شهرستان ها، پیچیدگی تشکیلاتی عجیبی در اینها ایجاد کرده بود که من فکر می کنم دلایل این پیچیدگی ها تبلور آن در سال 67 و قضیه عملیات مرصاد بود یعنی اینها در داخل زندان در سال 67 پوتین ها در پایشان بود و گفتند، آنها(ارتش مجاهدین) به تهران می آیند.منافقین می گفتند در دفتر امام و مجلس هم نفوذی داشتیماین پیچیدگی تشکیلاتی در اینها واقعا عجیب بود زمانی که من خودم دادستان بودم، خیلی پیچیده عمل می کردند و واقعا اطلاعاتی در داخل اینها به وجود می آمد که از بیرون زندان به داخل زندان می رفت. آنقدر پیچیده بود که به زحمت می توانستیم بفهمیم اینها کجا عامل دارند و وقتی که اتفاق حزب جمهوری اسلامی افتاد چند نفر دستگیر شدند.زمانی که شهید لاجوردی از اینها بازجویی کرده بود، گفته بودند که حتی در مجلس و دفتر امام ما عامل نفوذی داشتیم یعنی در این حد اینها پیچیده عمل می کردند و وقتی عملیات مرصاد به آن نقطه رسید، برخی در داخل زندان پوتین پایشان کرده بودند که به یاری رجوی بروند. این که عرض می کنم مستند است.هزاران نفر سال 67 عفو خوردند و آزاد شدنداخیراً برخی فریب خوردگان داخلی همنوا با جریان نفاق برای این افراد که به قول شما پوتین پایشان بود، دلسوزی می کند و مدعی هستند منافقینی که در سال 67 توسط حضرت امام محکوم به اعدام شدند، حکم محکومیت داشتند که در حال طی شدن بود در حالیکه از این افراد جرایم دیگر ...

ادامه مطلب  

بهزاد نبوی علناً به شهید بهشتی توهین می کرد/هاشمی گفت با ساواک صوری همکاری کن/ماجرای دیدار با خواهر رجوی در اوین  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: قرار مصاحبه را در یکی از روزهای ماه مبارک رمضان در خانه اش گذاشتیم. قبل از اینکه برسیم، مقابل منزلش منتظر ما ایستاده بود. مصاحبه از ساعت 10 صبح آغاز و تا 4 عصر به مدت 6 ساعت ادامه پیدا کرد؛ گرچه موضوع مصاحبه دهه 60 بود و محور آن، عملکرد جلادان آن دوره یعنی منافقین، اما نمی شود با عضو شورای عالی فرماندهی سپاه در اوایل انقلاب و اولین سخنگوی این نهاد انقلابی صحبت کنی اما یک دوره تاریخ انقلاب را مرور نکنی.سردار یوسف فروتن از قدیمی های جنگ و جهاد است. او پیش از انقلاب اسلامی از فعالان دانشجویی در آلمان و عضو اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اروپا بود و کنار شهید بهشتی به فعالیت می پرداخت. در ایران نیز همراه با گروه فلاح (یکی از گروه های هفت گانه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) به فعالیت پرداخت.سردار یوسف فروتن (نفر دوم از سمت راست) کنار شهید مظلوم بهشتیوی همزمان با پیروزی انقلاب به عضویت سپاه در آمد و اولین سخنگو و روابط عمومی این نهاد انقلابی و عضو شورای فرماندهی سپاه بود. فروتن در دو مقطع سال 63 و 67 مسئولیت زندان اوین را به عهده داشت و از نزدیک با منافقین و شبکه آنها در زندان در ارتباط بود.در اثنای مصاحبه تابلویی به ما نشان می دهد که تصویر شهدای خانواده اش در آن نقش بسته است. مادر و برادر و ده نفر از اعضای خانواده اش در موشک باران صدام در سال 65 یک جا شهید شدند.برخی مسئولیت های سردار فروتن در یک نگاه:ــ عضو ستاد استقبال و راهپیمایی های بزرگ تهرانــ معاون آموزش و دستیار آیت الله مهدوی کنی در کمیته های موقتــ عضو شورای فرماندهی، رئیس ستاد مرکزی و اولین سخنگوی سپاهــ فرمانده امنیت و حفاظت از آیت الله خامنه ای در زمان ریاست جمهوریــ رئیس زندان های استان تهران در سالهای 63 و 67 ــ اولین مدیرعامل بنیاد تعاون سپاهــ معاون نظارت و ارزیابی در وزارت دفاع.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگویی هایی در قالب تاریخ شفاهی با شاهدان، ناظران و راویان عینی دهه 60 که خود در زمره نقش آفرینان تاریخ انقلاب اسلامی هستند به ناگفته ها و کمترگفته های این دهه با تمرکز بر اقدامات جلادان آن دوره یعنی منافقین خواهند پرداخت. در این میان هر کدام از این راویان در کسوت های مختلف در دهه 60 قرار داشته اند؛ به طور مثال یکی عضو تیم حفاظت مسئولین بوده، دیگری در مقام قاضی و حاکم شرع نشسته بود، آن یکی مسئولیت زندان اوین را به عهده داشته و دیگری از مسئولان امنیتی وقت بوده است.این گفت وگوها و گزارش ها از (یک شنبه، 11 تیر) در قالب پرونده "دهه 60؛ یک دهه یک قرن" در سرویس سیاسی خبرگزاری تسنیم منتشر شده و از همه علاقه مندان و شاهدان این دهه دعوت می شود ما را در این مسیر یاری کنند.** محورهای مصاحبه تسنیم با اولین سخنگوی سپاه ✅ دهه 60 تاریخ دنیا را عوض کرد. امام(ره) کتاب تاریخ سیاسی، اجتماعی، انسانی، فرهنگ را عوض کرد. او تاریخ و مکتب انبیاء الهی را زنده کرد.✅ وقتی امام به گورباچف نامه نوشتند، عمویی را که افسر زمان رزم آرا بود، صدا کردم و گفتم "نظرت راجع به این نامه چیست؟"، خدا را شاهد می گیرم که پس از این سؤال من، چندین دقیقه گریه کرد و مدام به حزب توده لعن می کرد.✅ وقتی از شکنجه کردن حسن و محبوبه یا برادران رضائی ها خبردار شدم به دور از چشم صاحب خانه در سرمای زمستان شهر هامبورگ آلمان از اطاق بیرون می رفتم به خودم نهیب می زدم که "تو کجا و اینها کجا؟". ✅ ما با بنی صدر که از فرانسه به هامبورگ می آمد آشنا بودیم، خانواده او مثلاً دخترش فیروزه از همان ابتدا به اصول دینی پایبند نبود و در نوع لباس پوشیدن و ظاهر به هیچ عنوان اسلامی عمل نمی کرد.✅تمام اظهارات علیه لاجوردی منافقانه است چرا که من با شهید لاجوردی از نزدیک در ارتباط بودم و او را کاملاً می شناختم. ایشان شخصیتی کاملاً دوست داشتی و رئوف داشتند.✅ از پاکی و صداقت شهید لاجوردی همین بس که ایشان پس از عزل در این سمت، در بازار، روسری دوزی می کرد تا بتواند روزی خود را در آورد درحالی که می توانست در دوران مسئولیتش میلیون ها تومان ثروت برای خودش جمع کند.✅طبق معمول هر زندانی می تواند تقاضای دیدار با مسئولان زندان را داشته باشند، بر همین اساس یک بار منیره رجوی، خواهر مسعود رجوی از منافقین برجسته زندان تقاضای دیدار با من را کرده بود.✅ آن طور که اطلاع دارم شمار زیادی از منافقین سر موضع که در زمانی که در زندان هم تحت نظر بودند فعالیتهای خرابکارانه ای در آنجا انجام می دادند که توطئه آنان کشف و ضربه بزرگی به آنها زده شد.متن پیش ِرو مصاحبه 6ساعته خبرنگاران سیاسی تسنیم با سردار فروتن است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: باسلام و تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید. در انتهای دهه چهارم انقلاب هستیم و نگاهی به گذشته نشان می دهد که در این 4 دهه شاید بیش از یک قرن بر ملت ما گذشته است. در این بین، دهه 60 دهه پرتلاطم و پرماجرایی بود. درباره این دهه اخیراً رهبر معظم انقلاب در سخنرانی شان در حرم امام راحل(ره) فرمودند "دهه ی 60، یک دهه ی مظلوم است.... دهه ی فوق العاده مهم و حسّاس و درعین حال ناشناخته و اخیراً به وسیله ی برخی از بلندگوها و صاحبان بلندگوها مورد تهاجم؛ دهه ی 60 را مورد تهاجم قرار می دهند. دهه ی 60، دهه ی آزمونهای بزرگ و دهه ی پیروزی های بزرگ است."، به نظر شما دهه شصت چه ویژگی هایی دارد که رهبر انقلاب توجه ویژه به آن را گوشزد کردند؟بسم الله الرحمن الرحیم. اگر تاریخ 300 سال گذشته را دقیق ورق زده و مورد مداقه قرار دهیم و اتفاقات این 4 دهه را با 400 ــ300 سال گذشته مقایسه کنیم، آن وقت متوجه می شویم که این 4 دهه به راستی بیشتر از چند قرن بر ما گذشت. ویژگی های دهه 60، دو بعد دارد، طرف جنایت ها و طرف دیگر شکوفایی های آن دهه. اولین مطالبی که باید عرض کنم این است که تاریخ باید با دقت و به شکل صحیح تدوین شود. اگر ما نتوانیم تاریخ را به درستی تدوین کنیم، باید بگویم که به نسل های آینده خودمان به نوعی خیانت کرده ایم. این خیانت ممکن است آگاهانه باشد یا ناآگاهانه که گونه دوم بسیار شایع است. ضربه ای که ما تاکنون به علت تدوین نادرست تاریخ خورده ایم، بسیار زیاد بوده است. تکرار، یکی از مسائل مهم است به خلاف اینکه می گویند موضوعی زننده است ولی اگر ما در قرآن نیز توجه کنیم درمی یابیم که قرآن نیز نوعی تکرار است. حتی پیامبران همواره در حال تکرار مطالبی بودند که از جانب خدا به آنها وحی شده بود.شما از اول قرآن نگاه کنید، می بینید که تمام فرازها و فرودها در سوره های مختلف قرآن نوعی تکرار است که در حال بیان تاریخ است، مثلاً قصه منافقین، اصحاب خوب و اصحاب بد را بیان می کند، چون ما انسانها اصولاً فراموش کار هستیم باید مطالب برایمان تکرار شود. از اوایل 57 تا دهه 60 آن قدر اتفاقات عجیب در کشور افتاده که هزاران صفحه کتاب باید برای آن نوشته شود بنابراین دهه شصت دو رو دارد؛ یک رو خوشی ها و پیروزی ها و مثبت ها وشکوفایی ها و یک روی دیگر ظلم ها و جنایت ها و نامردی ها.اگر ما در دهه 60 توسط منافقین نزدیک به 17 هزار شهید دادیم اما 17 هزار شهید در مقابل آنچه به دست آوردیم چیزی نیست، البته از دست دادن این هموطنان برای ما بسیار دردآور بود.بگذارید صحبت هایم را در این زمینه با ذکر مثال و داستانی برایتان تعریف کنم؛ حضرت امام در مقطعی که بنده مسئول زندانها بودم و تعدادی از سران حزب توده را زیر نظر داشتم مانند کیانوری و همسرش (مریم فرمانفرماییان) پرتویی، عمویی، نامه ای به گورباچف نوشتند.ماجرای جمله ای که برای همسر کیانوری در زندان سخت تمام شدتسنیم: مریم فرمانفرماییان که در ضربه واحد اطلاعات سپاه به حزب توده و بعدها شاخه نظامی آن در 17 بهمن ماه 1361 دستگیر شد؟بله دقیقاً؛ خاطره اولین برخوردم با این زن جالب است. او زن مغرور و متکبری بود که در زندان او را تنها برای هواخوری بیرون می آوردند. در همان روز اول مسئولیتم در اوین حین سرکشی از بندها دیدم او را تنها در محوطه آوردند. به او گفتم "اسمتان چیست؟"، با یک غرور و تکبری گفت "نمی شناسی من چه کسی هستم!"، گفتم "کی هستی؟"، گفت مریم فرمانفرماییان. خواهری که مسئول بند او بود به من گفت "این خانم، همسر آقای کیانوری است."، گفتم همان «سوسیال امپریالیست معروف»؛ این جمله من خیلی برای خانم مریم فرمانفرماییان سخت تمام شد. مکتب سوسیالیسم که روشن است و مکتب امپریالیسم هم روشن است اما سوسیال امپریالیست قابل درک نبود که با ازدواج این دو نفر قابل درک شد (کیانوری از بزرگان سوسیالیسم بود و فرمانفرماییان از بزرگان امپریالیسم.)، ازدواج این دو از برگ های عبرت انگیز تاریخ است.ماجرای گریه و تعبیر جالب یک توده ای باسابقه برای امام خمینی در زندانوقتی امام به گورباچف نامه نوشتند، عمویی را که افسر زمان رزم آرا بود، صدا کردم، کسی که نزدیک 29 سال از عمر 61ساله خود را در زندان سپری کرده بود. به او گفتم "نظرت راجع به این نامه چیست؟".خدا را شاهد می گیرم که پس از این سؤال من، چندین دقیقه گریه کرد و مدام به حزب توده لعن می کرد. هفت یا هشت بار لعن فرستاد. پس از آن حرف عجیبی به من که مسئول زندان و از مسئولان نظام بودم، زد. به من گفت که "شما نمی فهمید که امام خمینی چه شخصیتی دارد"! گفتم "چطور این حرف را می زنی؟"، گفت "زیرا {امام} خمینی مانند شطرنج بازی ماهر، در حالی که بیش از 200 سال شرق و غرب تلاش کردند که علیه اسلام حرف بزنند تا اسلام را به انزوا ببرند، ولی ایشان با جابه جایی مهره ای موفق شد شرق و غرب را کیش و مات کند.فیلم/سردار فروتن تعبیر جالب یک توده ای باسابقه را درباره امام خمینی می گویداو در ادامه گفت "من که این خانم (مرحوم مرضیه دباغ عضو هیئت اعزامی امام به شوروی) را نمی شناسم اما امام خمینی با فرستادن زنی به عنوان سفیر خود تمام تبلیغات گسترده و چند دهه ای شرق و غرب را علیه اسلام مبنی بر اینکه اسلام به زنان بی توجه است و آنها را آدم حساب نمی کند خنثی کرد". این مطلب را فردی توده ای برجسته می زند!در ادامه عمویی گفت که "امام خمینی درباره شوروی به قدری اطلاعات دقیقی دارد که گویی هر روز در کاخ کرملین رفت و آمد می کند و فروپاشی شوروی قطعاً به زودی محقق خواهد شد". او می گفت "طرح پروفسور نپ ــ که در حقیقت ایدئولوگ استالین و لنین بود و به طرح یوگوسلاوی ها فائق شد ــ حدود 30ــ25 میلیون آدم کشتند یعنی قتل عام چند ده میلیونی تا موفق شدند. در شرایطی که در کل جنگ ما کمتر از 300 هزار نفر شهید شدند. انقلابی که کل دنیا را دگرگون کرد آن هم با 200، 300 هزار شهید با این همه پیروزی با شوروی که برای برقراری امپراطوری خود 20، 30 میلیون نفر را کشت، واقعاً قابل قیاس است؟!".تسنیم: این اتفاقات از عظمت امام و انقلاب و جزو برگ هایی از کتاب دهه 60 یا بهتر بگویم تاریخ معاصر کشور است؟بله؛ به نظرم دهه 60 تاریخ دنیا را عوض کرد. خیلی ها در مورد حضرت امام(ره) تعابیر گوناگون به کار می برند و می گویند "تاریخ را اصلاح کرد"، بعضی می گویند "تاریخ را ورق زد و صفحه دیگری از تاریخ را خواند" ولی من می گویم امام(ره) کتاب تاریخ سیاسی، اجتماعی، انسانی، فرهنگ را عوض کرد. او تاریخ و مکتب انبیاء الهی را زنده کرد. در مکتب امام(ره) که همان مکتب انبیاء الهی است الفاظ معنی واقعی خود را پیدا کردند.آن زمان که بنده سخنگوی سپاه بودم، حضرت امام در رابطه با موضوع بسیج تازه فرمان داده بودند و رسانه های خارجی مدام درباره شعار ارتش 20میلیونی بسیج از من می پرسیدند که "شما سلاح برای تجهیز این ارتش 20میلیونی از کجا تأمین کرده اید؟" بنده هم گفتم که "ما مسلح هستیم! به سلاحی تجهیز شده ایم که شما غربی ها نمی توانید آن را درک کنید". آنها فکر می کردند این اسلحه مثلاً کلتی چیزی است نمی دانستند که سلاح ما الله اکبر است.فالاچی به من گفت "می خواهم به کردستان بروم تا شهادت را ببینم"اوریانا فالاچی که برای مصاحبه با امام به تهران آمده بود، به من گفت "من می خواهم بروم کردستان. ارتش به من اجازه نداد و خواستم که از طریق مکاتبه با سپاه بروم و به من گفتند باید با شما هماهنگ کنم". از او پرسیدم "کردستان برای چه می خواهی بروی؟"، گفت "می خواهم شهادت را ببینم". من خنده ام گرفت. بعد سؤالی از او پرسیدم که جا خورد، گفتم "باید مادر باشی تا تو شهادت و شهید شدن را از نزدیک حس کنی.شهادت قرص نیست که من به تو بدهم. شما وقتی اعتقاد نداشته باشی تصور می کنی که او خودکشی کرده". این واقعیات برای دهه 60 است که باید تدوین شود. دهه 60 معادلات کلی دنیا را دگرگون کرده است.هیچ کدام از دولتمردان واقعیات دهه 60 را نفهمیدندتسنیم: به نظرتان علت فراموشی رخدادهای تاریخی چیست؟ چرا با توجه به اینکه تنها 30 سال از پایان دهه شصت می گذرد، رهبر انقلاب به عوض شدن جای شهید و جلاد هشدار می دهند؟ما در تدوین تاریخ دهه 60 ناموفق بوده ایم، دو دلیل دارد؛ یکی اینکه کار خیلی سنگین است و دوم اینکه ما ضعیف عمل کرده ایم. بسیاری از وزرا و رؤسای جمهور ما نمی توانند دهه 60 را بفهمند، تعارف که نداریم!بسیاری از دولتمردان ما، واقعیات دهه 60 را نفهمیدند البته اینکه نمی فهمند از کم هوشی آنها نیست بلکه اعتقاد قلبی ندارند. این موضوع را باید گفت و خجالت هم نکشید. بنده قصد توهین به این افراد را ندارم البته کار سنگینی است چرا که نزدیک به 300 سال کشور را ویران کردند. از فرهنگ گرفته تا اقتصاد، بنابراین ما سالیانی باید زحمت بکشیم تا عقب ماندگی ها جبران شود ولی این دلیل نمی شود که رئیس جمهور ها نیز کم کاری نکرده باشند. دهه 60 را پیرزنی می فهمد که 10 عدد تخم مرغ را که دارایی او بود برای جبهه می فرستاد. دهه 60 را بچه بسیجی می فهمد که جان خود را فدای این انقلاب کرد.ماجرای شهادت نوجوانی که مادرش دختر شایسته زمان شاه و پدرش کارمند فرح بوددر خاطرات شهدا هست که نوجوانی 15، 16 ساله چون میان بچه های بسیج بوده و معارف محدودی از دین را یاد گرفته بود، می رود و در راه حفظ ارزشهای این انقلاب شهید می شود، این در شرایطی است که مادر این نوجوان دختر شایسته زمان فرح و پدر او کارمند دفتر فرح بود و نام او مدتها مخفی بود و وقتی که سراغ پدر و مادر او می روند والدین او می گویند "ما چنین پسری نداریم و فرزند ما در حال حاضر آمریکا است"، در نهایت معلوم شد که او از خانه فرار کرده بوده و به جبهه می رود. دهه 60 چنین جوانانی را درست کرد.آن روی سکه نیز در دهه 60 وجود داشت. اشخاصی کاملاً انقلابی که حتی در بحث لانه جاسوسی اقدامات ارزنده ای انجام داده ولی وقتی مسئولیتی به آنها داده شد کم آوردند و منحرف شدند.البته در دهه 60 افرادی مانند بهزاد نبوی وجود داشتند که در زمان تأسیس سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به شهید بهشتی که در قید حیات بود، فحش می داد و بنده به این رفتار او اعتراض کردم. بنده با مرحوم مهندس بازرگان آشنا بودم و می دانم که وی چطور در زمان شاه زندانی و محاکمه شد ولی چرا اتفاقی افتاد که اینها از مسیر انقلاب منحرف شدند؟ چه شد که شهید فلاحی که آموزش های شاهنشاهی را به آموزش های دینی ارجحیت می داد، به یک باره در 7 تیر با لباس نظامی و پای بدون کفش و اشک ریزان در مراسم تشییع جنازه شهدای 7 تیر داخل مردم حضور پیدا می کند و تمام آن خصلت های نظامی را زیر پا می گذارد؟ دهه 60 این رویش ها را هم داشت.انحراف خوئینی ها از مسیر انقلاباز طرفی دیگر موسوی خوئینی ها این همه سخنرانی انقلابی در لانه جاسوسی انجام داد، چه اتفاقی افتاد که افرادی مانند او از مسیر منحرف شدند؟ شهدای دهه 60 هرگز نباید فراموش شوند. هر فردی که باعث فراموشی دهه 60 شود به شهدای آن دوران خیانت کرده است. باید اتفاقات آن دوران برای مردم تشریح شود.تسنیم: با تشکر از صحبتهایتان درباره دهه شصت، کمی به سوابق حضرتعالی پیش از انقلاب بپردازیم. شما در آن دوران علاوه بر تشکل های دانشجویی، با سازمان مجاهدین خلق هم ارتباطی داشتید؟من از اول سازمان مجاهدین را کم و بیش می شناختم و خیلی از مواقع دفاع هم می کردم. این مسائل البته برای همان اوایل بود. رابطه تشکیلاتی نداشتم. هیچ وقت به عنوان عضوی از این سازمان نبودم و تنها طرفداری می کردم. باید بگویم که بنده از ابتدا وارد جریانها به شکل کامل و تمام وقت نمی شدم.وقتی از شکنجه کردن حسن و محبوبه یا برادران رضائی ها و... خبردار شدم، از چگونگی مبارزات افرادی چون بدیع زادگان، سعید محسن و... خبردار می شدم، خیلی تحسین می کردم و به خاطر دارم که به دور از چشم صاحب خانه در سرمای زمستان شهر هامبورگ آلمان از اطاق بیرون می رفتم و گاهی در برف برای مدتی می نشستم و به خودم نهیب می زدم که "تو کجا و اینها کجا؟ چطور می توانی در اطاق گرم و تخت خواب گرم بخوابی؟!".پس از جریان شهادت شریف واقفی ما متوجه انحرافات مجاهدین خلق شدیم. بعدها نیز متوجه شدیم که نهضت آزادی و جبهه ملی نیز به همین صورت دارای انحرافاتی شده، افرادی چون بنی صدر هم جزو این افراد منحرف شده بود.نقطه اشتراکمان با کنفدراسیون مبارزه علیه رژیم شاه بودتسنیم: در زمانی که شما در خارج کشور تحصیل می کردید، دو گروه مبارز ایرانی بین دانشجویان وجود داشت، یکی کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور و دیگری اتحادیه انجمن های اسلامی اروپا. تفاوت این دو گروه در چه بود و آیا برخوردی با بچه های کنفدراسیون داشتید؟بله؛ یکی بچه های اتحادیه انجمن های اسلامی در اروپا بود که ما جزو آنها بودیم و دیگری کنفدراسیون که در کنفدراسیون از هر طیفی وجود داشت و نقطه اشتراکشان با ما مبارزه علیه رژیم امپرالیستی شاه بود.اتحادیه انجمن های اسلامی در اروپا توسط دکتر بهشتی تشکیل شده بود. از اعضای آن اتحادیه که هم دوره ای ما بودند می توان از آقایان دکتر خاتمی، نمازی، نواب و محمودزاده نام برد. در آن زمان بحث و جدل و دعوا با گروه های چپ و غیره بسیار رایج بود و اغلب به درگیری هم ختم می شد ولی بنده هم بشخصه با این گونه بحث ها موافق نبودم چرا که خروجی قابل توجهی نداشت.اتحادیه 2 یا 3 جلسه نشست سالیانه و چند جلسه منطقه ای و سمینارهای گوناگون داشت که ما در این سمینارها از آقایان بنی صدر، قطب زاده، آقای دکتر حبیبی و دکتر بهشتی دعوت می کردیم که افراد ذکرشده سخنگویان ما بودند.همسر و دختر بنی صدر تقیدی به مسائل شرعی نداشتندتسنیم: گویا در جایی گفته بودید در همان سفرهای بنی صدر به آلمان می دیدید که خانواده او مسائل شرعی را رعایت نمی کنند؟بله؛ ما با بنی صدر که از فرانسه به هامبورگ می آمد آشنا بودیم، خانواده او مثلاً دخترش فیروزه از همان ابتدا به اصول دینی پایبند نبود و در نوع لباس پوشیدن و ظاهر به هیچ عنوان اسلامی عمل نمی کرد. خانم او روسری سر می کرد ولی اصولاً اعتقادی به اسلام نداشت. ولی در آن روزها بحث ما بر سر نوع پوشش خانواده او نبود موضوع ما با او بر سر مسائل فکری و فرهنگی کلان بود.هاشمی رفسنجانی گفت "با ساواک صوری همکاری کن!"تسنیم: پس از دوران دانشجویی فعالیت شما در دوران انقلاب اسلامی چگونه پیش رفت؟من اواخر سال 1356 به ایران آمدم. رشته اول بنده نقشه کشی عالی و رشته دوم تأسیسات بود. بنده تمام واحدهایم را پاس کرده بودم ولی پایان نامه خود را تنظیم نکرده بودم، در همین شرایط به دلیل اینکه ساواک از فعالیتهای من علیه رژیم شاه در هامبورگ خبر داشت و می دانست که من فرد تحصیل کرده ای هستم، سعی در جذب من داشت و می خواست که به نوعی جاسوس آنها در هامبورگ باشم.به هر حال طی مشاوره ای که با مرحوم هاشمی رفسنجانی داشتم، او به من گفت "عیبی ندارد، شما برو تعهد بده تا به فعالیت هایت بتوانی برسی". به او گفتم "اگر تعهد بدهم پایم گیر می شود" و او گفت "من هم از این تعهدات زیاد داده ام! اتفاقی برایت نمی افتد"، مثلاً می گفت "من تعهد دادم روی منبر سخنرانی نکنم ولی ایستاده سخنرانی کردم". (می خندد)آنها از من تعهد گرفتند که خبرهای انجمن را در خارج از کشور به آنها بدهم. ساواک وقتی فهمید من به آنها به شکل صوری تعهد داده ام در همان هامبورگ مرا تهدید کردند و گفتند که روزگارم را سیاه خواهند کرد، همین کار را هم کردند تمام مدارک تحصیلی و سوابق تحصیلی من و خانمم را ضبط کردند و اجازه فعالیت های اجتماعی به ما ندادند. این شرایط حاکم بود تا اینکه به ماههای پیروزی انقلاب نزدیک شدیم و رفته رفته وضعیت مملکت به طور کلی دگرگون شد. دوستانم به من پیشنهاد دادند که فعالیتهای سیاسی را کنار بگذارم و مدیر فنی یک کارخانه شوم. بنده نیز قبول کردم تا اینکه وضعیت به گونه ای تغییر کرد که فضای باز سیاسی اتفاق افتاد.آقای دکتر بهشتی مرا دعوت کرد و به من گفت که کسانی که می خواهند برای پیروزی انقلاب کار کنند باید تمام تعلقات خود را کنار بگذارند، به همین دلیل بنده نیز از مسئولیتم در کارخانه استعفا دادم و عضو ستاد راهپیمایی های بزرگ شدم. تقریباً 5 الی 6 قطعنامه راهپیمایی را خواندم و بعد از نماز عید فطر معروف در قیطریه به عنوان عضو ستاد استقبال از امام انتخاب شدم و پس از آن عضو ستاد کمیته مرکز و معاون آقای مهدوی کنی شدم. در همان روزها بود که آن 7 گروه معروف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند که بنده نیز به همراه آقای الویری جزو گروه فلاح بودم. بعد از آن پیشنهاد حضور در سپاه به من شد و بنده عضو رسمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شدم.اولین اعلامیه تشکیل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامیتسنیم: آقای الویری هم عضو شورای فرماندهی سپاه بود؟الویری که مسئول یکی از آن 7 گروه مورد نظر شورای انقلاب به نام فلاح بود، عضو سازمان مجاهدین انقلاب شد. من هم عضو گروه فلاح بودم. تازه مدت کمی بود که این سازمان اعلام موجودیت کرده بود یعنی ماه های اول 1358. در ه ...

ادامه مطلب  

اعدام تروریست های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود/ماجرای فریب خوردن منتظری درباره شکستن فک ۳۰۰ نفر  

درخواست حذف این مطلب
در مصاحبه با یکی از باسابقه ترین قاضی کشور می خوانید: ماجرای تشخیص زودهنگام ساده لوحی منتظری توسط شهید لاجوردی/مدارک مهدی هاشمی آنقدر زیاد بود که جای دفاع نداشت و ... به گزارش تسنیم، دسترسی به مسئولان قضایی کشور به دلیل جایگاه شغلی و همچنین پیچیدگی های دستگاه قضا کمی سخت و دشوار است اما یک نفر در بین شخصیت های قوه قضائیه هست که بی تکلف میزبان اهالی رسانه می شود.حجت الاسلام والمسلمین علی رازینی از جمله معدود شخصیت هایی است که در دشوارترین شرایط، خطیرترین مناصب و مسئولیت ها را در طول عمر جمهوری اسلامی پذیرفته است. وی که هنگام پیروزی انقلاب تنها 26 بهار از زندگی اش را تجربه کرده بود از تربیت شدگان مدرسه حقانی در پیش از انقلاب است. مدرسه ای که به همت شهیدان بهشتی و قدوسی بنا نهاده شد و ثمره آن طلابی بودند که کادر آینده انقلاب را تامین کردند.با رازینی که به گفت وگو می نشینی زمان را حس نمی کنی چگونه می گذرد چرا که وی یکی از شاه کلیدهای گنجینه اسرار دهه شصت است و می تواند زوایای مختلفی از ظلم های رفته به نظام در طول آن سالها را با روایت ماجرای جلاد و شهید بازگو کند. هرچقدر هم با وی گفت وگو کنی احساس می کنی باز هم حرف برای گفتن دارد.رئیس فعلی شعبه 41 دیوان عالی کشور، کوله باری از مسئولیت های مختلف را در پرونده کاری دارد. او که زخم افتخار جانبازی و حمله تروریستی را بر بدن دارد و برادر دو شهید است، ریاست کل دیوان عدالت اداری، ریاست دادگاه ویژه روحانیت به حکم حضرت امام (رض) و تنفیذ مقام معظم رهبری، معاونت اجرایی دیوان عالی کشور، ریاست کل دادگستری استان تهران، ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور، ریاست دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات جنگ به حکم حضرت امام و عضویت در مجلس خبرگان(دوره چهارم) را در کارنامه دارد. از راست به چپ: حجت الاسلام محمدنیازی، آیت الله مقتدایی، حجت الاسلام رازینی و شهید عبدالله میثمی در دوران دفاع مقدسخبرنگاران سیاسی تسنیم در پرونده "دهه60؛ یک دهه یک قرن" قصد دارند به بازخوانی حوادث دهه شصت بپردازند. دهه ای که کوران حوادث در آن به حدی بود که گویا یک قرن بر ملت ما گذشت. در این پرونده حوادث این دهه با رویکرد بررسی ترورها و مشکلاتی است که منافقین، داعشی های آن زمان بر کشور ما تحمیل کردند. دهه ای که به تعبیر رهبر انقلاب "دهه خشن ترین تروریسم در کشور" است از این رو بررسی و بازخوانی دوباره آن سالها کمک می کند تا "جای شهید و جلّاد عوض نشود!"متن پیش رو مصاحبه دو ساعته خبرنگاران سیاسی تسنیم با حجت الاسلام رازینی است که از منظرتان می گذرد:حضور تربیت شدگان مدرسه حقانی در پست های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامیتسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، لطف کنید نحوه ورودتان به دستگاه قضایی را توضیح دهید.بسم الله الرحمن الرحیم. پیش از انقلاب تعدادی از روحانیون موجه در خط امام تصمیم گرفتند که در حوزه های علمیه تحول ایجاد کنند که یکی از این حرکت ها در دهه 40 و 50 تاسیس مدرسه حقانی بود و در راس این کار شهید بهشتی و قدوسی بودند که این مدرسه را بعدها به نام مدرسه شهیدین نامگذاری کردند.ما تربیت شده این مدرسه هستیم و خدا به گونه ای مقدر کرده بود که این دو بزرگوار بدون اینکه از انقلاب سال 57 خبر داشته باشند کادرسازی برای پس از انقلاب کرده باشند. نیروهایی که علاوه بر تقوا به علوم روز نیز آشنایی داشتند. از این نیروهای تربیت شده می توان به آقای پورمحمدی که وزیر دادگستری است، حاج آقای نیری که قاضی القضات است، محسنی اژه ای معاون اول دستگاه قضا، حجت الاسلام حسینیان، رامندی، پورقناد نام برد. جمعی از تربیت شدگان این مدرسه بعدها در پست های امنیتی و قضایی مشغول به کار شدند که افراد بالا از این قبیل هستند.در سال 57 که انقلاب پیروز شد، شهید قدوسی به تهران آمدند و دادستان کل انقلاب شدند و مدیریت مدرسه حقانی را به دستور امام رها کردند و مشغول کارهای قضایی شدند و به پرونده های قضایی رسیدگی کردند. آن زمان مدرسه شهیدین را به شورایی 3 نفره سپردند که من نیز عضو آن شورا بودم. در زمستان سال 59 ایشان که به مدرسه آمده بودند گفتند که کاری است که شما باید چند هفته ای بیایید به تهران و آن را انجام دهید. خلخالی با اقتدار بود/ ماموریت در بازخوانی پرونده های «مواد مخدر»مرحوم خلخالی که فرد بااقتداری بود و پرونده های خوبی را که مرتبط با سران رژیم گذشته بود را به نتیجه رسانده بود، مسئولیت رسیدگی به پرونده های مواد مخدر را نیز برعهده داشت ولی چون ایشان در این ماموریت دست تنها بود اشراف لازم را نداشت و امام فرموده بودند که ایشان این ماموریت را ادامه ندهند و فرموده بودند که پرونده هایی که قبلا نیز توسط ایشان رسیدگی شده دوباره رسیدگی شود. آقای قدوسی هم تصورشان از این پرونده ها این بود که 100 تا 200 پرونده باشد و 4 قاضی که بنده هم جزو آنها بودم، آقای سلیمی که آخرین سمتشان در شورای نگهبان بود و آقای رهبرپور که آخرین سمتش رئیس دادگاه انقلاب تهران بود و آقای یونسی که مدتی وزیر اطلاعات بود مامور شدیم که این پرونده ها را بازخوانی کنیم که بازخوانی این پرونده ها که حدود 1000 پرونده بود، حدود 8 الی 10 هفته طول کشید.ما درگیر رسیدگی به این پرونده ها بودیم که ناگهان مسئله منافقین پیش آمد. مجاهدین که تا آن موقع به عنوان یک جریان سیاسی که نظام را قبول داشتند و نظام هم به آنها میدان فعالیت داده بود یک باره اعلام کردند که مواضعشان عوض شده و بحث مبارزات مسلحانه علیه نظام را مطرح کردند.تسنیم: در ماموریت هایی که شهید قدوسی به شما واگذار کردند، آیا رسیدگی به پرونده باقی ماندگان رژیم سابق مانند هویدا هم مطرح بود؟ در ماموریت هایی که شهید قدوسی به هیئت 4 نفره داده بود بحث محاکمه امثال هویدا و نصیری مطرح نبود چرا که وظیفه ما رسیدگی به پرونده های در جریان بود نه پرونده هایی که حکم آنها صادر و اجرا شده بود. بنده می دانم که آن پرونده ها به هیچ عنوان با مخالفت امام و شهید قدوسی روبرو نشد و مرحوم خلخالی همواره مورد اعتماد نظام، امام و شهید قدوسی به عنوان یک شخصیت مقتدر بودند.آقای خلخالی در زمینه رسیدگی به پرونده سران رژیم قبل که حدود 100 الی 200 پرونده بود-آدم های شاخصی هم بودند و جای مبهمی در این پرونده ها نبود- به خوبی عمل کردند اما پرونده های مواد مخدر بسیار گسترده بود و یک قاضی نمی توانست که به تمام این پرونده ها به دقت رسیدگی کند و ایشان هم به شکل سیار از این شهر به آن شهر سفر می کرد و به دلیل عجله ای بودن کار ممکن بود مواردی از دست او در برود و ناعدالتی پیش بیاید و انصافا در برخی از این پرونده ها که متهمان جرم سنگینی داشتند به حبس های یک سال و دو سال محکوم و بالعکس پرونده هایی که متهمان آنها جرائم نه چندان سنگینی مرتکب شده بودند به حبس های سنگین محکوم شده بودند.قبل از 30 خرداد هیچ برخوردی با مجاهدین نشدتسنیم: در مسئله منافقین، با اینکه اندکی از آن تاریخ تاکنون گذشته و شاهدان عینی آن زمان هنوز زنده هستند، اما حق مطلب درباره آنها ادا نشده است. در واقع اینکه زمینه برخورد با مجاهدین چه بود و چرا با آنها برخور شد؟ اگر آن برخوردهای قاطع آن زمان صورت نمی گرفت چه اثری در جامعه می گذاشت؟در بحث منافقین باید بگویم که آنها اعلام کردند که فعالیت شان از تاریخ 30 خرداد به بعد به فعالیت های نظامی تبدیل شده است چرا که تا آن زمان منافقین فعالیتشان تحت چارچوب نظام و با عنوان مجاهدین خلق بود. با همین عنوان هم در سخنرانی ها و راهپیمایی ها حضور داشتند و حتی در صدا و سیما در مناظره های تلویزیونی حضور پیدا می کردند و تا آن زمان هم نظام با آنها برخوردی نداشت مگر در مواردی که دست اندازی به اموال عمومی به عنوان پرونده هایی مانند اختلاس و یا به طور مثال اسلحه ای دست فردی بوده که حمل آن غیرمجاز بوده و به شکل موردی با آنها برخورد شده بود اما به عنوان فعالیت گروه و به اسم مجاهدین خلق با آنها برخوردی نشده بود.امام و شاگردانش اهل مماشات نبودنداز 30 خرداد سال 60 و همزمان با اعلام مبارزه های مسلحانه از سوی مجاهدین خلق، دادگاه انقلاب که متصدی پیگیری این موضوع بود شروع به برخورد با این فتنه کرد. امام خمینی(ره) انسانی بود که وقتی حق را تشخیص می داد خیلی قاطع بود و هیچ مماشاتی نمی کرد و شاگردان ایشان هم همینطور بودند. مثلا در برخورد با بنی صدر که در دوران ریاست جمهوری مطالبی را مطرح کرده بود و قبل از اینکه به آخر خط برسد حرف هایی زده بود که طرفداران حقوق بشر غربی می زدند که در جلسه ای با حضور مرحوم آقای قدوسی این حرف ها نقل شد و ایشان فرموند که "ما تابع شرع مقدس و اسلام هستیم و کاری نداریم که دیگران چقدر توجه می کنند."امام در این زمینه کاری انجام دادند که هیچ کدام از فقهای گذشته در طول تاریخ انجام نداده بودند مانند حضرت علی که در برهه ای از زندگیشان درباره نوع قضاوت خودشان نظر می دهند. بالاخره حضرت علی در جنگ های خوارج و صفین و جنگ های دیگر اعمالی انجام داده بودند که در این باره کتاب هایی نوشته شده است.حضرت علی (ع) کارهای مهمی انجام دادند مانند جنگ صفین و نهروان که اظهارنظرهای گوناگونی درباره آنها انجام شده است. مثلا درباره جنگ نهروان باید گفت که خوارج مسلمان تند و دوآتشه بودند و در جامعه اشتهار به مسلمان بودن و اهل نماز، مستحبات و اهل قرائت قرآن و در جامعه چهره مذهبی داشتند اما رو در روی امام علی ایستادند. در این جنگ از اصحاب حضرت علی کمتر از 10 نفر شهید و از خوارج کمتر از 10 نفر باقی ماند که در هیج جنگی سابقه نداشت که سپاه حضرت علی به این حد، تلفات کم بدهد و از طرفی دیگر خوارج نیز به شکل کامل تار و مار شدند و حضرت علی پس از این جنگ فرمودند که "من چشم فتنه را کور کردم".جامعه ای که در آن صدها « ابن ملجم» باشدحضرت فرمودند که اگر من این کار را نمی کردم هیچ کس قادر به این کار نبود. شما تصور کنید اگر صدها نفر مانند ابن ملجم در جامعه باشند که چهره مذهبی داشته باشند و اهل نماز شب، مستحبات و روزه های چند ماهه باشند و بیایند رو در روی امام حسن و امام حسین(ع) قرار بگیرند و اظهار نظر کنند امر به جامعه مشتبه می شود و امت نمی داند چه کار کند. به همین دلیل امام علی فرمودند من چشم فتنه را کور کردم. اگر امام علی آن روز این کار را انجام نمی داد همین گرفتاری که امروز کشورهای اسلامی دارند وجود داشت. شما ببینید افغانستان انقلاب کرد و انگیزه های آنها هم مشابه ما بوده و چطور هم شجاعانه کمونیست ها را از کشورشان بیرون کردند، ما خیلی از افغانستانی هارا دیدیم که آدم های جدی و شجاعی هستند و در سوریه امروز کارهای بزرگی انجام می دهند ولی درباره کشور خودشان نتوانستند کار مفیدی انجام بدهند و از همان موقع درگیر هستند. پاکستانی ها هم همینطور. پاکستانی ها علما و شخصیت های برجسته ای مانند مرحوم اقبال و میر حامد حسین در بین آنها بوده و پاکستان اولین کشوری است که جمهوری اسلامی شد و به عنوان اسلام کشور مستقل تشکیل می دهد. چون وقتی از استعمار انگلیس آزاد شدند جزو نخستین کشورهایی که تحت ایدئولوژی اسلام حکومت تشکیل داد پاکستان بود ولی حالا می بینیم که در چه شرایطی است و هنوز هم درگیر جنگ فرقه ای است و حکومت مرکزی کاری نمی تواند انجام دهد و وضعیت عراق و سوریه، لبنان، را هم که خودتان دارید می بینید.امام در اجرای حکم خدا ملاحظه کاری نمی کرد/حکم شرعی محارب در اسلام اعدام استفرق ما و آنها در این است که امام خمینی قاطع بودند و ملاحظه کاری در حکم خدا نداشتند چون حکم خدا این است که محارب باید اعدام شود. امام به ادعاهای حقوق بشری غربی ها توجه نکردند و گوششان به این حرف ها بدهکار نبود و حکم خدا را با قدرت اجرا کردند. در آن زمان دادگاه ها آموزش داده شدند که حکم شرع چیست؟ محارب حکمش چیست؟ باغی حکمش چیست.گروه مسلمانی که علیه حکومت اسلامی قیام کند «باغی» هستند مانند اصحاب جمل، مانند اصحاب خوارج، نهروان و اصحاب صفین و علت اینکه حضرت با آنها جنگید این بود که در عین مسلمانی، علیه حکومت اسلامی حضرت علی(ع) قیام کرده بودند و حضرت حق داشت که با آنها برخورد کند و طبعاً وقتی که جنگ می شود، تعدادی کشته می شوند. حالا آن جنگ حکم جمع بود و حکم فردی هم این است که اگر فردی محارب باشد یعنی کار مسلحانه انجام دهد علیه آرامش جامعه و جامعه را ناامن کند در اسلام محارب است که حکم شرعی آن اعدام است. البته حکم منحصر نیست و می تواند قطع ید و یا تبعید باشد ولی به هر حال یکی از مجازات ها اعدام است.اینها در قرآن تصریح شده و امام به این حکم قرآنی که مورد توافق همه فقها هم هست پایبند بودند و در این پایبندی هیچ تزلزلی نیز از خودشان نشان ندادند.ملاک ترور افراد برای منافقین قیافه ظاهریشان بودخط منافقین اول این بود که سران نظام را ترور کنند. بعد دیدند که برایشان هزینه دارد چون بالاخره اطراف مسئولین محافظ قرار داشت و امکان داشت که دستگیر شوند. این شیوه را تعطیل کردند و شروع به ترور علمایی مانند شهید دستغیب و مدنی پرداختند. بعد این که حفاظت وظیفه محافظت از جان علما را نیز بر عهده گرفت، آمدند و گفتند که بدنه نظام و حزب اللهی را بزنید.شما فرض کنید چقدر جامعه ناامن می شود زمانی که ملاک ترور افراد، قیافه ظاهری آنها باشد. مثلا کسی که ریش داشت بدون اینکه بدانند کیست و حتی اسمش چیست یا خانمی است که حجابش محکم است می گفتند اینها حزب اللهی هستند و ما باید اینها را ترور کنیم.تسنیم: بعد از شورش مسلحانه 30 شهریور 60، دستگاه قضایی وارد برخورد با پرونده منافقین شد. شما در آن زمان چه مسئولیتی داشتید و ورودتان به پرونده های گروهک ها از چه زمانی بود؟یادم می آید مدتی که در تهران بودم (زمانی که شهید لاجوردی دادستان بودند) ما هم جزو حکام شرع آن دوره بودیم. مرحوم آیت الله گیلانی رئیس شعبه انقلاب و آقای لاجوردی هم دادستان بودند. (سال 60) آقای نیری، مبشری و رامندی زیر نظر آیت الله گیلانی شعب دادگاه انقلاب بودند و ما هم بعد از این که کار پرونده های مواد مخدر را تمام کردیم همراه این دوستان مشغول به کار بودیم و پرونده های اوین را رسیدگی می کردیم بعد از آن من رفتم بجنورد و در آنجا افراد مطلع از عناصر فرهنگی و فعال شهرستان به من گفتند که "حاج آقا اینجا وضع خیلی خرابه"! و آماری که به من دادند گفتند در بین جوانان بین 80 الی 90 درصد گروهکی هستند بین 10 الی 20 درصد حزب اللهی و بی خطر، اصلا در بجنورد گروه هایی بود که در جاهایی دیگر نیست.80 درصد دبیرستانی ها و دانشجویان در بجنورد «گروهکی» بودند/بعد از 3 ماه ورق را برگرداندیمغیر از منافقین یا پیکار یا توده یک سری گروه ها بودند مانند طوفان، شنبه سرخ و... . علت هم این بود که دکتر تقی آرانی که گروه 53 نفر را در زمان رضاشاه تشکیل داده بود، از آن 53 نفر 43 نفرشان اهل بجنورد و از سران توده در ایران بودند. یک سری نیرو تربیت کرده بودند و پس از انقلاب که فضای سیاسی باز شده بود، شروع به فعالیت کردند و حتی قبل از منافقین اقدامات مسلحانه انجام می دادند. 80 الی 90 درصد بچه های دبیرستانی و دانشجو گروهکی بودند. ما شروع کردیم به محاکمه و رسیدگی به پرونده آنها. وقتی که آنها را محاکمه کردیم پس از دو سه ماه ورق برگشت چون ما پشتوانه مان همان سخنان امام، مرحوم بهشتی و مرحوم قدوسی بود و بدون تزلزل کار می کردیم.وقتی که ما حکم اعدام 5 نفر را صادر کردیم، قوه قضائیه به ما گفت که 5 تا حکم اعدام برای این منطقه زیاد است! ما به آنها گفتیم بحث کالا نیست که زیاد باشد یا کم و بگوییم چقدر می ارزد. پرونده هایی بوده که ما رسیدگی کردیم آنهایی که جرمشان کم بوده حبس دادیم و آنهایی که جرمشان در حد اعدام بوده حکم اعدام داده ایم که حکمی شرعی است. وقتی حکم شرعی بر اساس اعمالش تعیین می شود دیگر نمی شود که در این حکم چانه زنی کرد. یک مقدار که کار رفت جلو خانواده ها جدی گرفتند.خانواده ها آن روزها زورشان به بچه ها نمی رسید و آنها را رها کرده بودند نه اینکه در زمان انقلاب نسل جوان پیش قدم بودند و بزرگترها محافظه کار بودند به همین خاطر جوانها که حرفشان به کرسی نشسته بود، پیرمردها سکوت کرده بودند و میدان برای فعالیتهای سیاسی متنوع جوانان باز شده بود. در این شرایط والدین با فضایی مواجه شده بودند که می دیدند مثلاً یکی از فرزندانشان عضو چریک فدایی شده، یکی مجاهد خلق، یکی طوفان، یکی پیکار و ... و پدر و مادرها حریف نبودند ولی سه چهار نفر که اعدام شدند خانواده ها فهمیدند که اوضاع جدی است و نمی شود رها کرد بنابراین آمدند و با این وضعیت برخورد کردند.از چپ به راست: شهید لاجوردی، حجت الاسلام نیری و حجت الاسلام رازینیماجرای مادری که گفت دخترم را نمی خواهممن یادم می آید خانواده ای بودند اهل مشهد که خانواده ای مذهبی بودند. اینها دخترشان دستگیر شده بود و ما هم حکم سنگین به او داده بودیم. مدام دنبال این بودند که بگویند که او بیگناه است. در آن زمان هنوز وزارت اطلاعات تشکیل نشده بود و وقتی بچه های اطلاعات سپاه می آمدند پیش ما و می گفتند که خانواده های متهمان می خواهند فرزندان خود را ملاقات کنند اغلب به دلایل امنیتی اجازه نمی دادیم ولی بنده وقتی مادر آن دختر را که معلوم بود روستایی و بی غل و غش بود را دیدم، موافقت کردم که دخترش را ببیند. به مادر او گفتم هنگامی که من با دخترت صحبت می کنم شما فقط گوش می کنی و هیچ صحبتی نمی کنی. این خانم را در صف عقب نشاندیم و دخترش را با چشم بند در صف جلو نشاندیم. البته دختر او با حجاب درست نبود و با مانتو و روسری بود و آرایش غلیظ داشت، آنهم در شرایطی که با مردی که خیال می شد زن و شوهر هستند دستگیر شده بود و در مکان دستگیری آنها مقداری زیادی سلاح و نارنجک کشف و ضبط شده بود.ما شروع کردیم مانند دادگاه سئوالاتی را از آن دختر پرسیدن؛ پرسیدم اسمت چیست؟ اسمش را عوضی گفت. گفتم اهل کجایی؟ اشتباه گفت، گفتم کجا بودی، کجا دستگیر شدی؟ خیلی عادی گفت که با شوهرم داشتیم از مشهد می رفتیم قوچان و در راه ما را گرفتند. این مادر طاقت نیاورد و بلند شد گفت آقا من این دختر را نمی خواهم. دختری که از خانه فرار کند و با این همه نگرانی هزار فکر و خیال کنیم که الان کجاست؟ آیا مریض شده یا بیمارستان بستری شده یا در سردخانه ها و بهشت رضا دنبالش بگردیم بعد حالا متوجه بشویم که بدون اجازه شوهر کرده و سر و وضعش تغییر کرده، من این دختر را نمی خواهم، برایم مهم نیست. مادری که با آن نگرانی دنبال آزادی و ملاقات دخترش بود وقتی آن وضع را دید به طور کلی نظرش عوض شد.ترور 5 دانش آموز راهنمایی در یک مغازه کتابفروشی توسط منافقینخیلی از ج ...

ادامه مطلب  

اعدام تروریست های منافق در سال ۶۷ عادلانه و قانونی بود/ ماجرای فریب منتظری درباره «شکستن فک ۳۰۰ نفر»  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، دسترسی به مسئولان قضایی کشور به دلیل جایگاه شغلی و همچنین پیچیدگی های دستگاه قضا کمی سخت و دشوار است اما یک نفر در بین شخصیت های قوه قضائیه هست که بی تکلف میزبان اهالی رسانه می شود.حجت الاسلام والمسلمین علی رازینی از جمله معدود شخصیت هایی است که در دشوارترین شرایط، خطیرترین مناصب و مسئولیت ها را در طول عمر جمهوری اسلامی پذیرفته است. وی که هنگام پیروزی انقلاب تنها 26 بهار از زندگی اش را تجربه کرده بود از تربیت شدگان مدرسه حقانی در پیش از انقلاب است. مدرسه ای که به همت شهیدان بهشتی و قدوسی بنا نهاده شد و ثمره آن طلابی بودند که کادر آینده انقلاب را تامین کردند.با رازینی که به گفت وگو می نشینی زمان را حس نمی کنی چگونه می گذرد چرا که وی یکی از شاه کلیدهای گنجینه اسرار دهه شصت است و می تواند زوایای مختلفی از ظلم های رفته به نظام در طول آن سالها را با روایت ماجرای جلاد و شهید بازگو کند. هرچقدر هم با وی گفت وگو کنی احساس می کنی باز هم حرف برای گفتن دارد.رئیس فعلی شعبه 41 دیوان عالی کشور، کوله باری از مسئولیت های مختلف را در پرونده کاری دارد. او که زخم افتخار جانبازی و حمله تروریستی را بر بدن دارد و برادر دو شهید است، ریاست کل دیوان عدالت اداری، ریاست دادگاه ویژه روحانیت به حکم حضرت امام (رض) و تنفیذ مقام معظم رهبری، معاونت اجرایی دیوان عالی کشور، ریاست کل دادگستری استان تهران، ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح کشور، ریاست دادگاه ویژه رسیدگی به تخلفات جنگ به حکم حضرت امام و عضویت در مجلس خبرگان(دوره چهارم) را عهده دار بوده است.از راست به چپ: حجت الاسلام محمدنیازی، آیت الله مقتدایی، حجت الاسلام رازینی و شهید عبدالله میثمی در دوران دفاع مقدسمتن پیش رو مصاحبه با حجت الاسلام رازینی است که از منظرتان می گذرد:حضور تربیت شدگان مدرسه حقانی در پست های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامیبا تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، لطف کنید نحوه ورودتان به دستگاه قضایی را توضیح دهید.بسم الله الرحمن الرحیم. پیش از انقلاب تعدادی از روحانیون موجه در خط امام تصمیم گرفتند که در حوزه های علمیه تحول ایجاد کنند که یکی از این حرکت ها در دهه 40 و 50 تاسیس مدرسه حقانی بود و در راس این کار شهید بهشتی و قدوسی بودند که این مدرسه را بعدها به نام مدرسه شهیدین نامگذاری کردند.ما تربیت شده این مدرسه هستیم و خدا به گونه ای مقدر کرده بود که این دو بزرگوار بدون اینکه از انقلاب سال 57 خبر داشته باشند کادرسازی برای پس از انقلاب کرده باشند. نیروهایی که علاوه بر تقوا به علوم روز نیز آشنایی داشتند. از این نیروهای تربیت شده می توان به آقای پورمحمدی که وزیر دادگستری است، حاج آقای نیری که قاضی القضات است، محسنی اژه ای معاون اول دستگاه قضا، حجت الاسلام حسینیان، رامندی، پورقناد نام برد. جمعی از تربیت شدگان این مدرسه بعدها در پست های امنیتی و قضایی مشغول به کار شدند که افراد بالا از این قبیل هستند.در سال 57 که انقلاب پیروز شد، شهید قدوسی به تهران آمدند و دادستان کل انقلاب شدند و مدیریت مدرسه حقانی را به دستور امام رها کردند و مشغول کارهای قضایی شدند و به پرونده های قضایی رسیدگی کردند. آن زمان مدرسه شهیدین را به شورایی 3 نفره سپردند که من نیز عضو آن شورا بودم. در زمستان سال 59 ایشان که به مدرسه آمده بودند گفتند که کاری است که شما باید چند هفته ای بیایید به تهران و آن را انجام دهید. خلخالی با اقتدار بود/ ماموریت در بازخوانی پرونده های «مواد مخدر»مرحوم خلخالی که فرد بااقتداری بود و پرونده های خوبی را که مرتبط با سران رژیم گذشته بود را به نتیجه رسانده بود، مسئولیت رسیدگی به پرونده های مواد مخدر را نیز برعهده داشت ولی چون ایشان در این ماموریت دست تنها بود اشراف لازم را نداشت و امام فرموده بودند که ایشان این ماموریت را ادامه ندهند و فرموده بودند که پرونده هایی که قبلا نیز توسط ایشان رسیدگی شده دوباره رسیدگی شود. آقای قدوسی هم تصورشان از این پرونده ها این بود که 100 تا 200 پرونده باشد و 4 قاضی که بنده هم جزو آنها بودم، آقای سلیمی که آخرین سمتشان در شورای نگهبان بود و آقای رهبرپور که آخرین سمتش رئیس دادگاه انقلاب تهران بود و آقای یونسی که مدتی وزیر اطلاعات بود مامور شدیم که این پرونده ها را بازخوانی کنیم که بازخوانی این پرونده ها که حدود 1000 پرونده بود، حدود 8 الی 10 هفته طول کشید.ما درگیر رسیدگی به این پرونده ها بودیم که ناگهان مسئله منافقین پیش آمد. مجاهدین که تا آن موقع به عنوان یک جریان سیاسی که نظام را قبول داشتند و نظام هم به آنها میدان فعالیت داده بود یک باره اعلام کردند که مواضعشان عوض شده و بحث مبارزات مسلحانه علیه نظام را مطرح کردند.در ماموریت هایی که شهید قدوسی به شما واگذار کردند، آیا رسیدگی به پرونده باقی ماندگان رژیم سابق مانند هویدا هم مطرح بود؟در ماموریت هایی که شهید قدوسی به هیئت 4 نفره داده بود بحث محاکمه امثال هویدا و نصیری مطرح نبود چرا که وظیفه ما رسیدگی به پرونده های در جریان بود نه پرونده هایی که حکم آنها صادر و اجرا شده بود. بنده می دانم که آن پرونده ها به هیچ عنوان با مخالفت امام و شهید قدوسی روبرو نشد و مرحوم خلخالی همواره مورد اعتماد نظام، امام و شهید قدوسی به عنوان یک شخصیت مقتدر بودند.آقای خلخالی در زمینه رسیدگی به پرونده سران رژیم قبل که حدود 100 الی 200 پرونده بود-آدم های شاخصی هم بودند و جای مبهمی در این پرونده ها نبود- به خوبی عمل کردند اما پرونده های مواد مخدر بسیار گسترده بود و یک قاضی نمی توانست که به تمام این پرونده ها به دقت رسیدگی کند و ایشان هم به شکل سیار از این شهر به آن شهر سفر می کرد و به دلیل عجله ای بودن کار ممکن بود مواردی از دست او در برود و ناعدالتی پیش بیاید و انصافا در برخی از این پرونده ها که متهمان جرم سنگینی داشتند به حبس های یک سال و دو سال محکوم و بالعکس پرونده هایی که متهمان آنها جرائم نه چندان سنگینی مرتکب شده بودند به حبس های سنگین محکوم شده بودند.قبل از 30 خرداد هیچ برخوردی با مجاهدین نشددر مسئله منافقین، با اینکه اندکی از آن تاریخ تاکنون گذشته و شاهدان عینی آن زمان هنوز زنده هستند، اما حق مطلب درباره آنها ادا نشده است. در واقع اینکه زمینه برخورد با مجاهدین چه بود و چرا با آنها برخور شد؟ اگر آن برخوردهای قاطع آن زمان صورت نمی گرفت چه اثری در جامعه می گذاشت؟در بحث منافقین باید بگویم که آنها اعلام کردند که فعالیت شان از تاریخ 30 خرداد به بعد به فعالیت های نظامی تبدیل شده است چرا که تا آن زمان منافقین فعالیتشان تحت چارچوب نظام و با عنوان مجاهدین خلق بود. با همین عنوان هم در سخنرانی ها و راهپیمایی ها حضور داشتند و حتی در صدا و سیما در مناظره های تلویزیونی حضور پیدا می کردند و تا آن زمان هم نظام با آنها برخوردی نداشت مگر در مواردی که دست اندازی به اموال عمومی به عنوان پرونده هایی مانند اختلاس و یا به طور مثال اسلحه ای دست فردی بوده که حمل آن غیرمجاز بوده و به شکل موردی با آنها برخورد شده بود اما به عنوان فعالیت گروه و به اسم مجاهدین خلق با آنها برخوردی نشده بود.امام و شاگردانش اهل مماشات نبودنداز 30 خرداد سال 60 و همزمان با اعلام مبارزه های مسلحانه از سوی مجاهدین خلق، دادگاه انقلاب که متصدی پیگیری این موضوع بود شروع به برخورد با این فتنه کرد. امام خمینی(ره) انسانی بود که وقتی حق را تشخیص می داد خیلی قاطع بود و هیچ مماشاتی نمی کرد و شاگردان ایشان هم همینطور بودند. مثلا در برخورد با بنی صدر که در دوران ریاست جمهوری مطالبی را مطرح کرده بود و قبل از اینکه به آخر خط برسد حرف هایی زده بود که طرفداران حقوق بشر غربی می زدند که در جلسه ای با حضور مرحوم آقای قدوسی این حرف ها نقل شد و ایشان فرموند که «ما تابع شرع مقدس و اسلام هستیم و کاری نداریم که دیگران چقدر توجه می کنند.»امام در این زمینه کاری انجام دادند که هیچ کدام از فقهای گذشته در طول تاریخ انجام نداده بودند مانند حضرت علی که در برهه ای از زندگیشان درباره نوع قضاوت خودشان نظر می دهند. بالاخره حضرت علی در جنگ های خوارج و صفین و جنگ های دیگر اعمالی انجام داده بودند که در این باره کتاب هایی نوشته شده است.حضرت علی (ع) کارهای مهمی انجام دادند مانند جنگ صفین و نهروان که اظهارنظرهای گوناگونی درباره آنها انجام شده است. مثلا درباره جنگ نهروان باید گفت که خوارج مسلمان تند و دوآتشه بودند و در جامعه اشتهار به مسلمان بودن و اهل نماز، مستحبات و اهل قرائت قرآن و در جامعه چهره مذهبی داشتند اما رو در روی امام علی ایستادند. در این جنگ از اصحاب حضرت علی کمتر از 10 نفر شهید و از خوارج کمتر از 10 نفر باقی ماند که در هیج جنگی سابقه نداشت که سپاه حضرت علی به این حد، تلفات کم بدهد و از طرفی دیگر خوارج نیز به شکل کامل تار و مار شدند و حضرت علی پس از این جنگ فرمودند که «من چشم فتنه را کور کردم.»جامعه ای که در آن صدها « ابن ملجم» باشدحضرت فرمودند که اگر من این کار را نمی کردم هیچ کس قادر به این کار نبود. شما تصور کنید اگر صدها نفر مانند ابن ملجم در جامعه باشند که چهره مذهبی داشته باشند و اهل نماز شب، مستحبات و روزه های چند ماهه باشند و بیایند رو در روی امام حسن و امام حسین(ع) قرار بگیرند و اظهار نظر کنند امر به جامعه مشتبه می شود و امت نمی داند چه کار کند. به همین دلیل امام علی فرمودند من چشم فتنه را کور کردم. اگر امام علی آن روز این کار را انجام نمی داد همین گرفتاری که امروز کشورهای اسلامی دارند وجود داشت. شما ببینید افغانستان انقلاب کرد و انگیزه های آنها هم مشابه ما بوده و چطور هم شجاعانه کمونیست ها را از کشورشان بیرون کردند، ما خیلی از افغانستانی هارا دیدیم که آدم های جدی و شجاعی هستند و در سوریه امروز کارهای بزرگی انجام می دهند ولی درباره کشور خودشان نتوانستند کار مفیدی انجام بدهند و از همان موقع درگیر هستند. پاکستانی ها هم همینطور. پاکستانی ها علما و شخصیت های برجسته ای مانند مرحوم اقبال و میر حامد حسین در بین آنها بوده و پاکستان اولین کشوری است که جمهوری اسلامی شد و به عنوان اسلام کشور مستقل تشکیل می دهد. چون وقتی از استعمار انگلیس آزاد شدند جزو نخستین کشورهایی که تحت ایدئولوژی اسلام حکومت تشکیل داد پاکستان بود ولی حالا می بینیم که در چه شرایطی است و هنوز هم درگیر جنگ فرقه ای است و حکومت مرکزی کاری نمی تواند انجام دهد و وضعیت عراق و سوریه، لبنان، را هم که خودتان دارید می بینید.امام در اجرای حکم خدا ملاحظه کاری نمی کرد/ حکم شرعی محارب در اسلام اعدام استفرق ما و آنها در این است که امام خمینی قاطع بودند و ملاحظه کاری در حکم خدا نداشتند چون حکم خدا این است که محارب باید اعدام شود. امام به ادعاهای حقوق بشری غربی ها توجه نکردند و گوششان به این حرف ها بدهکار نبود و حکم خدا را با قدرت اجرا کردند. در آن زمان دادگاه ها آموزش داده شدند که حکم شرع چیست؟ محارب حکمش چیست؟ باغی حکمش چیست.گروه مسلمانی که علیه حکومت اسلامی قیام کند «باغی» هستند مانند اصحاب جمل، مانند اصحاب خوارج، نهروان و اصحاب صفین و علت اینکه حضرت با آنها جنگید این بود که در عین مسلمانی، علیه حکومت اسلامی حضرت علی(ع) قیام کرده بودند و حضرت حق داشت که با آنها برخورد کند و طبعاً وقتی که جنگ می شود، تعدادی کشته می شوند. حالا آن جنگ حکم جمع بود و حکم فردی هم این است که اگر فردی محارب باشد یعنی کار مسلحانه انجام دهد علیه آرامش جامعه و جامعه را ناامن کند در اسلام محارب است که حکم شرعی آن اعدام است. البته حکم منحصر نیست و می تواند قطع ید و یا تبعید باشد ولی به هر حال یکی از مجازات ها اعدام است.اینها در قرآن تصریح شده و امام به این حکم قرآنی که مورد توافق همه فقها هم هست پایبند بودند و در این پایبندی هیچ تزلزلی نیز از خودشان نشان ندادند.ملاک ترور افراد برای منافقین قیافه ظاهریشان بودخط منافقین اول این بود که سران نظام را ترور کنند. بعد دیدند که برایشان هزینه دارد چون بالاخره اطراف مسئولین محافظ قرار داشت و امکان داشت که دستگیر شوند. این شیوه را تعطیل کردند و شروع به ترور علمایی مانند شهید دستغیب و مدنی پرداختند. بعد این که حفاظت وظیفه محافظت از جان علما را نیز بر عهده گرفت، آمدند و گفتند که بدنه نظام و حزب اللهی را بزنید.شما فرض کنید چقدر جامعه ناامن می شود زمانی که ملاک ترور افراد، قیافه ظاهری آنها باشد. مثلا کسی که ریش داشت بدون اینکه بدانند کیست و حتی اسمش چیست یا خانمی است که حجابش محکم است می گفتند اینها حزب اللهی هستند و ما باید اینها را ترور کنیم.بعد از شورش مسلحانه 30 شهریور 60، دستگاه قضایی وارد برخورد با پرونده منافقین شد. شما در آن زمان چه مسئولیتی داشتید و ورودتان به پرونده های گروهک ها از چه زمانی بود؟یادم می آید مدتی که در تهران بودم (زمانی که شهید لاجوردی دادستان بودند) ما هم جزو حکام شرع آن دوره بودیم. مرحوم آیت الله گیلانی رئیس شعبه انقلاب و آقای لاجوردی هم دادستان بودند. (سال 60) آقای نیری، مبشری و رامندی زیر نظر آیت الله گیلانی شعب دادگاه انقلاب بودند و ما هم بعد از این که کار پرونده های مواد مخدر را تمام کردیم همراه این دوستان مشغول به کار بودیم و پرونده های اوین را رسیدگی می کردیم بعد از آن من رفتم بجنورد و در آنجا افراد مطلع از عناصر فرهنگی و فعال شهرستان به من گفتند که "حاج آقا اینجا وضع خیلی خرابه"! و آماری که به من دادند گفتند در بین جوانان بین 80 الی 90 درصد گروهکی هستند بین 10 الی 20 درصد حزب اللهی و بی خطر، اصلا در بجنورد گروه هایی بود که در جاهایی دیگر نیست.80 درصد دبیرستانی ها و دانشجویان در بجنورد «گروهکی» بودند/ بعد از 3 ماه ورق را برگرداندیمغیر از منافقین یا پیکار یا توده یک سری گروه ها بودند مانند طوفان، شنبه سرخ و... . علت هم این بود که دکتر تقی آرانی که گروه 53 نفر را در زمان رضاشاه تشکیل داده بود، از آن 53 نفر 43 نفرشان اهل بجنورد و از سران توده در ایران بودند. یک سری نیرو تربیت کرده بودند و پس از انقلاب که فضای سیاسی باز شده بود، شروع به فعالیت کردند و حتی قبل از منافقین اقدامات مسلحانه انجام می دادند. 80 الی 90 درصد بچه های دبیرستانی و دانشجو گروهکی بودند. ما شروع کردیم به محاکمه و رسیدگی به پرونده آنها. وقتی که آنها را محاکمه کردیم پس از دو سه ماه ورق برگشت چون ما پشتوانه مان همان سخنان امام، مرحوم بهشتی و مرحوم قدوسی بود و بدون تزلزل کار می کردیم.وقتی که ما حکم اعدام 5 نفر را صادر کردیم، قوه قضائیه به ما گفت که 5 تا حکم اعدام برای این منطقه زیاد است! ما به آنها گفتیم بحث کالا نیست که زیاد باشد یا کم و بگوییم چقدر می ارزد. پرونده هایی بوده که ما رسیدگی کردیم آنهایی که جرمشان کم بوده حبس دادیم و آنهایی که جرمشان در حد اعدام بوده حکم اعدام داده ایم که حکمی شرعی است. وقتی حکم شرعی بر اساس اعمالش تعیین می شود دیگر نمی شود که در این حکم چانه زنی کرد. یک مقدار که کار رفت جلو خانواده ها جدی گرفتند.خانواده ها آن روزها زورشان به بچه ها نمی رسید و آنها را رها کرده بودند نه اینکه در زمان انقلاب نسل جوان پیش قدم بودند و بزرگترها محافظه کار بودند به همین خاطر جوانها که حرفشان به کرسی نشسته بود، پیرمردها سکوت کرده بودند و میدان برای فعالیتهای سیاسی متنوع جوانان باز شده بود. در این شرایط والدین با فضایی مواجه شده بودند که می دیدند مثلاً یکی از فرزندانشان عضو چریک فدایی شده، یکی مجاهد خلق، یکی طوفان، یکی پیکار و ... و پدر و مادرها حریف نبودند ولی سه چهار نفر که اعدام شدند خانواده ها فهمیدند که اوضاع جدی است و نمی شود رها کرد بنابراین آمدند و با این وضعیت برخورد کردند.از چپ به راست: شهید لاجوردی، حجت الاسلام نیری و حجت الاسلام رازینیماجرای مادری که گفت دخترم را نمی خواهممن یادم می آید خانواده ای بودند اهل مشهد که خانواده ای مذهبی بودند. اینها دخترشان دستگیر شده بود و ما هم حکم سنگین به او داده بودیم. مدام دنبال این بودند که بگویند که او بیگناه است. در آن زمان هنوز وزارت اطلاعات تشکیل نشده بود و وقتی بچه های اطلاعات سپاه می آمدند پیش ما و می گفتند که خانواده های متهمان می خواهند فرزندان خود را ملاقات کنند اغلب به دلایل امنیتی اجازه نمی دادیم ولی بنده وقتی مادر آن دختر را که معلوم بود روستایی و بی غل و غش بود را دیدم، موافقت کردم که دخترش را ببیند. به مادر او گفتم هنگامی که من با دخترت صحبت می کنم شما فقط گوش می کنی و هیچ صحبتی نمی کنی. این خانم را در صف عقب نشاندیم و دخترش را با چشم بند در صف جلو نشاندیم. البته دختر او با حجاب درست نبود و با مانتو و روسری بود و آرایش غلیظ داشت، آنهم در شرایطی که با مردی که خیال می شد زن و شوهر هستند دستگیر شده بود و در مکان دستگیری آنها مقداری زیادی سلاح و نارنجک کشف و ضبط شده بود.ما شروع کردیم مانند دادگاه سئوالاتی را از آن دختر پرسیدن؛ پرسیدم اسمت چیست؟ اسمش را عوضی گفت. گفتم اهل کجایی؟ اشتباه گفت، گفتم کجا بودی، کجا دستگیر شدی؟ خیلی عادی گفت که با شوهرم داشتیم از مشهد می رفتیم قوچان و در راه ما را گرفتند. این مادر طاقت نیاورد و بلند شد گفت آقا من این دختر را نمی خواهم. دختری که از خانه فرار کند و با این همه نگرانی هزار فکر و خیال کنیم که الان کجاست؟ آیا مریض شده یا بیمارستان بستری شده یا در سردخانه ها و بهشت رضا دنبالش بگردیم بعد حالا متوجه بشویم که بدون اجازه شوهر کرده و سر و وضعش تغییر کرده، من این دختر را نمی خواهم، برایم مهم نیست. مادری که با آن نگرانی دنبال آزادی و ملاقات دخترش بود وقتی آن وضع را دید به طور کلی نظرش عوض شد.ترور 5 دانش آموز راهنمایی در یک مغازه کتابفروشی توسط منافقینخیلی از جوانهای امروز در فضای آن روزها دیگر نیستند. مثلا در همان بجنورد گروهی از اعضای منافقین آمده بودند و قصد ترور کاسب کتاب فروشی را داشتند و گفته بودند این آقای کتاب فروش که مغازه اش مرکز جمع شدن جوانان انقلابی است را ترور کنید تا تنبیهی برای انقلابیون باشد.این آقا که از شانس نزدیک اذان بوده، رفته وض ...

ادامه مطلب  

تصاویری از فینال یورو ۲۰۱۷ زنان و قهرمانی هلند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سایت ورزش بانوان؛ تیم ملی فوتبال زنان هلند در اولین تجربه حضور خود جام قهرمانی یکی از بزرگ ترین رویدادهای فوتبال زنان در یک بازی خانگی با غلبه بر دانمارک در فینال یورو ۲۰۱۷ زنان بالای سر برد.تصاویری از فینال یورو ۲۰۱۷ زنان و قهرمانی هلند:حمایت تماشاگران هلندی حاضر در استادیومخوشحالی وصف ناپذیر هلندی ها از قهرمانی در فینال یورو ۲۰۱۷ زناناندوه بازیکنان دانمارک از شکست مقابل میزبان مسابقات در فینال جام ملت های ف ...

ادامه مطلب  

۱۰ واقعیت جالب درباره زبان ایتالیایی که شما را شگفت زده خواهند کرد  

درخواست حذف این مطلب
زبان ایتالیایی همانند دیگر زبان های رومی ریشه لاتین دارد. بیش از ۸۵ میلیون نفر در جهان به زبان ایتالیایی سخن می گویند. فارغ از اینکه زبان رسمی کشور ایتالیا محسوب می شود، زبان غیررسمی مناطقی همانند سن مارینو، سوئیس، اسلوونی و واتیکان سیتی نیز هست.ایتالیایی در آرژانتین و ایالت متحده آمریکا نیز یکی از زبان های رایج به شمار می رود. همچنین گفتنی است که در جدول محبوب ترین زبان های غیر انگلیسی، رتبه پنجم را به خود اختصاص داده است.الفبای ایتالیایی ۲۱ حرف دارددر الفبای ایتالیایی فقط ۲۱ حرف وجود دارد. حروف انگلیسی همانند جی، کی، دبلیو، اکس و وای در ایتالیایی وجود ندارند. بنابراین، اگر یکی از این حروف را در نوشته های ایتالیایی مشاهده کردید، باید بدانید که از زبان های دیگر همانند انگلیسی یا اسپانیایی به عاریه گرفته شده است.همه حروف صدادار در یک کلمه وجود دارند!soqquadro (سوک کوادرو) به معنای «به هم ریختگی» تنها واژه ایتالیایی است که در آن دو حرف q پشت سر هم دارد. استفاده از دو q در این کلمه مجاز است. همچنین، کلمه aiuole (جمع واژه aiuola – (آیوئالا) به معنای گلزار) کوتاه ترین کلمه ایتالیایی است که هر ۵ حرف صدادار این زبان را در خود دارد.ارتباط با برقواحد استاندارد اندازه گیری برق یعنی ولت (به طور دقیق تر باید بگوئیم ولتاژ) در ایتالیا ریشه دارد. «الساندرو ولتا» فردی بود که الکتریسیته را کشف نمود. بنابراین، واحد اندازه گیری برق را به منظور بزرگداشت این مخترع بزرگ، ولت نامیدند.چرخاننده زبانبه گفته ایتالیایی ها، طولانی ترین کلمه ایتالیایی precipitevolissimevolmente به معنی «به سرعت هر چه تمام تر که می توانی» است که حاوی ۲۶ حرف است. اما به ادعای محققان زبان شناسی، طولانی ترین کلمه ایتالیایی، esofagodermatodigiunoplastica است که به عمل جراحی برداشتن معده و مری اطلاق می شود.عبارتی که تلفظ آن بسیار دشوار است و می توان از آن به عنوان چرخاننده ی زبان یاد کرد، ‘trentatré trentini entrarono a trento tutti e trentatré trotterellando’ است به معنی: «سه فرد تشنه اهل ترنتو وارد شهر شدند، هر سه فرد تشنه کج و معوج راه می رفتند.»تشابه نوشتاری و تلفظیبرخی از کلمه ها در زبان ایتالیایی شبیه واژ ...

ادامه مطلب  

تاکید رهبر معظم انقلاب بر توجه به «مرد پولادین» انقلاب/ آیا سینمای ایران شهید لاجوردی را به تصویر خواهد کشید؟  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس:مهرداد معظمی/ با توجه به تاکید رهبر انقلاب به ساخت اثر هنری در خصوص زندگی شهید اسدالله لاجوردی و برداشت های گوناگونی که از اوایل انقلاب از شخصیت این شهید در زندان اوین و دادستانی انقلاب وجود داشت و تلاش گروه های منافقین در جهت تخریب این شخصیت انقلابی باید دید کدام یک از نیروهای فرهنگی اصیل انقلاب اسلامی در خصوص تصویر کشیدن زندگی این «مرد پولادین» پیش قدم خواهد شد. رهبر معظم انقلاب در دیدار با عوامل فیلم سینمایی «ماجرای نیمروز» فرمودند: انشاالله یک کاری هم برای آقای «لاجوردی» بکنید. ایشان از آن شخصیت هایی است که شایسته است برایشان کار انجام بشود. در این فیلم اسمش بود اما لاجوردی کسی است که از قبل از انقلاب ما به او می گفتیم «مرد پولادین».با توجه به تاکید حضرت آیت الله خامنه ای به ساخت اثر هنری در خصوص زندگی شهید اسدالله لاجوردی و برداشت های گوناگونی که از اویل انقلاب از شخصیت این شهید در زندان اوین و دادستانی انقلاب وجود داشت و تلاش گروه های منافقین در جهت تخریب این شخصیت انقلابی و همچنین آشنایی نسل چهارم انقلاب اسلامی با شخصیت های تاریخی و انقلابی جمهوری اسلامی، باید دید کدام یک از نیروهای فرهنگی اصیل انقلاب اسلامی در خصوص تصویر کشیدن زندگی این «مرد پولادین» پیش قدم خواهد شد.در حالی که طی چندماه اخیر رهبر معظم انقلاب به تشخیص «شهید» و «جلاد» در وقایع انقلاب اسلامی بخصوص دهه شصت تاکید داشتند، ساخت آثار هنری همچون فیلم، انیمیشن، مستند و سریال و تصویر کشیدن زندگی نامه افرادی همچون شهید لاجوردی می تواند نقش پر رنگ تصویر را در جهت شناخت شخصیت های تاریخی انقلابی را نشان دهد.البته ناگفته نماند که ساخت آثار هنری فقط مختص سینما نیست. به تصویر درآوردن زندگی شهید لاج ...

ادامه مطلب  

غذای ایتالیایی | طرز تهیه سه نوع غذای متفاوت ایتالیایی خوشمزه  

درخواست حذف این مطلب
طرز تهیه اسپاگتی تورینو, طرز تهیه اسکالوپ مرغ, طرز تهیه پنه پریماورا, غذای ایتالیاییغذای ایتالیایی | طرز تهیه سه نوع غذای متفاوت ایتالیایی خوشمزهانواع غذاهای ایتالیایی,غذای ایتالیایی با کدو,غذاهای ایتالیایی خوشمزه ولذیذ,طرز تهیه غذاهای ایتالیایی طرز تهیه غذای ایتالیایی با مرغطرز تهیه خوشمزه ترین غذاهای ایتالیایی در سایت روزگارغذای ایتالیایی در سایت روزگار طرز تهیه چند نوع از غذاهای ایتالیایی را قرار داده ایم. برای آموزش تهیه ی این غذاها با ما همراه شوید. طرز تهیه اسپاگتی تورینومواد لازم:کدو: یک عدد درشتلیموی ترش: یک عدد متوسطقارچ: ۴ عدد متوسطزیتون درشت: ۱۰ عددسربرگ جعفری خرد شده: ۴۰ گرماسپاگتی: به مقدار لازمروغن زیتون: ۳ قاشق غذاخورینمک و فلفل: به مقدار لازم روش تهیه: این یک غذای دوست داشتنی است. ترکیبی ساده و موثر. یک غذای روز اروپایی. پس از برش زدن کدو و قارچ و بعد از خرد کردن برگ جعفری، کدو و قارچ را به همراه زیتون در روغن زیتون تفت دهید. چند باری تابه را جلو و عقب می بریم و تاب می دهیم تا حرارت به طور یکسان در سراسر ماهی تابه پخش شود. پوست یک لیموی تازه را رنده کرده و کنار دست خود می گذاریم. اکنون اسپاگتی آبکش شده را در ماهی تابه ریخته و پس از تست زدن فلفل و نمک و افزودن سربرگ جعفری و پوست رنده شده لیمو ، اسپاگتی را بر روی حرارت ملایم قرار داده تا طعم و عطر مورد نظر شما را پیدا کند. پس از آماده شدن اسپاگتی آن را به همراه پنیر پارمسان میل کنید. نکته مهم در تهیه این اسپاگتی حرارت دیدن به اندازه تمامی مواد است به صورتی که نه خام بمانند و نه بسوزند. نکته: این اسپاگتی روز اروپاست. نکته طلایی و کلیدی در تهیه این اسپاگتی، استفاده از پوست رنده شده لیموی ترش بدون استفاده از خود لیموترش می باشد و هم نشینی پوست لیمو و کدو یک طعم منحصر به فرد و رویایی را ایجاد می کند. طرز تهیه پنه پریماورامواد لازم:پنه: به مقدار لازمروغن زیتون: ۳ قاشق غذاخوریقارچ: ۳ عدد درشتریحان خرد شده: ۳۰ گرمگوجه فرن ...

ادامه مطلب  

گالری تصاویر جدیدترین مدل موی کوتاه موج دار مردانه 96 -2017  

درخواست حذف این مطلب
مدل موی کوتاه مردانهجدیدترین و جذاب ترین مدل های موی مردانه | مدل موی کوتاه مردانه | مدل موهای مواج | موی حالت دار و موجدار مردانه | مدل موی مردانه کلاسیکمدل موی کوتاه موج دار مردانه مدل مو تاثیر زیادی در چهره فرد دارد. مخصوصا برای آقایون که نوع مدل موشان تکمیل کننده استایلشان است. پس بهتر است قبل از کوتاهی مو آگاهی لازم از نوع و جنس موهای خود داشته باشید. مخصوصا آقایونی که دارای موهای موج دار و دارای حالت هستند توصیه می شوند با آرایشگرشان در مورد کوتاهی موی شان مشورت کنند. در ادامه چند نوع کوتاهی مو برای موهای موج دار را به همراه نکاتی برای حفاظت و مراقبت از موها آورده شده است: موهای کوتاه هم مانند موهای بلند مخصوصا اگر موج دار هم باشند به مراقبت نیاز دارند. از موهای کاملا کوتاه (کف سر معلوم باشد) گرفته تا مدل های چند سانتی متر بلندتر، تمام این مدل های مردانه دارای جزئیاتی هستند که فرای کوتاه کردن معمولی است. بهترین مدل کوتاهی مو برای موهای موج دار این مدل بهترین کوتاهی برای موهای طبیعی شما است.به جای این که قسمت های موج دار را کوتاه کنید، این مدل از طول و زاویه موهای شما استفاده می کند تا هم حجم آن را افزایش دهد و هم با محو کردن زیاد اطراف سر، نیاز به مراقبت و رسیدگی از موها را نیز کمتر کند! چند توصیه مهم و طلایی برای مراقبت از موها: از مصرف محصولات پاک کننده با ph اسیدی یا حاوی الکل اجتناب کنید. از شامپو زدن زود به زود موها خودداری کنید. زمانی که موهایتان چرب نشده اند، نیازی نیست که با شامپو بشویید و تنها شست و شو با آب نیز کافی است. شامپو موجب از بین رفتن چربی های مورد نیاز موها می شود. بعد از هر بار شامپو زدن موهایتان را بررسی کنید تا تار موهای مرده از روی سر بریزند و ریشه موها را ماساژ دهید تا تحریک شوند. کرم های مرطوب کننده گیاهی وجود دارد که قبل از شامپو زدن با ورود به عمق کراتین های مو موجب تغذیه آنها می شود. مصرف مواد غذایی دارای ویتامین ب بسیار مفید است از جمله برنج، نان، موز، تخم مرغ، سبزیجات و خشکبار. از رژیم غذایی که کمبود ویتامین دارند و بر پایه چربی ها تنظیم شده اند اجتناب کنید. شانه یا برسی را انتخاب کنید که از جن ...

ادامه مطلب  

شهید لاجوردی الگویی برای مسئولان همیشه در جلسه!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش جام نیوز، شهید اسدالله لاجوردی مردی بود که وقتی گوشه ای از خدماتش به انقلاب اسلامی را می خوانی آه از نهادت بلند می شود که چه حیف همچو اویی کم زیست و چقدر ناراحت می شوی که ای کاش به صندلی های مسئولیت در جمهوری اسلامی تعداد بیشتری مانند او تکیه می زدند. اما از جهت دیگر اگر خون او با شهادت به زمین نمی ریخت به راستی کدام پاداش الهی می توانست پاسخ این همه اخلاص را بدهد؟حمید داودآبادی از نویسندگان حوزه دفاع مقدس چند خاطره کوتاه از این شهید عزیز در کانال تلگرامی خود منتشر کرد و ما نیز خالی از لطف ندیدم تا با نشر این سه خاطره اندکی بیشتر این مرد در جامعه شناخته شود.*سلام عزیزم چطوری؟داود آبادی می نویسد: از همان سال 60 که با نام حاج «سید اسدالله لاجوردی» و قاطعیت و شجاعتش در برابر عملیات وحشیانه تروریست های منافق آشنا شدم، دوست داشتم او را از نزدیک ببینم. همه از او می گفتند که چگونه سد راه جنایتکاران شده و برای منافقین نیز کابوسی شده که خواب راحت از چشم آنان گرفته بود.دست بر قضای روزگار، سال 69 در قوه قضائیه استخدام و در «هیئت مرکزی گزینش» مشغول به کار شدم. بعد از مدتی به گزینش دادستانی مستقر در ساختمانی مقابل زندان اوین منتقل شدم. طی زمان کوتاهی که در آن جا مشغول بودم، گاهی برای انجام امور اداری به ساختمان اداری وسط زندان اوین رفت و آمد می کردم. در همان جا بود که چندین نوبت با چهره مومن و باصفای حاج اسدالله روبه رو شدم.بچه ها راست می گفتند که: هیچکس نمی تونه در سلام کردن، بر حاج اسدالله پیشی بگیره ...با بچه ها سر این موضوع قرار گذاشتیم و گفتم که من می توانم.من که او را می شناختم، ولی او اصلا مرا نمی شناخت و حتی نمی دانست در آن ساختمان چه کار دارم. یک ساعتی به اذان ظهر مانده بود که برای وضو گرفتن رفتم طرف دستشویی. ناگهان حاج اسدالله که صورتش از وضو خیس بود، وارد راهرو شد. تا آمدم به خودم بجنبم و سلام کنم، با لبخندی بسیار زیبا، نگاهی انداخت و گفت: سلام عزیزم، چطوری ... خوبید شما؟فقط این بار نبود. دفعات بعد هم همین طور شد.بچه ها راست می گفتند. اصلا نمی شد در سلام کردن بر حاج اسدالله پیشی گرفت.تازه، فقط سلام نبود. هر کس که بودی، کارمند، پاسدار، خانواده زندانی، و حتی خود زندانی، همین که مقابل دیدگان حاج اسدالله قرار می گرفتی، اولین کسی که سلام و احوال پرسی می کرد او بود.گفتم زندانی، یکی از نکات جالب حاج اسدالله این بود که با زندانی ها که بیشتر هم منافقین و چپی بودند، آن قدر راحت بود که گاهی با آنها والیبال یا فوتبال بازی می کرد. گاهی نیز به سلول آنها می رفت و غذایش را در جمع آنان می خورد. و البته این کار با مخالفت شدید بچه های حفاظت روبه رو می شد، ولی لاجوردی وقتی به کسی اطمینان می کرد، دیگر کسی نمی توانست به او بگوید این قدر راحت به میان زندانیان نرو، هر چه باشد تو رئیس کل زندانها یا دادستان و ... هستی!در اتاق خ ...

ادامه مطلب  

زیباترین مدل های روسری سنتی ترکمنی l چارقد ترکمن  

درخواست حذف این مطلب
مدل های روسری سنتی ترکمنیمدل روسری ترکمن,مدل روسری بلند ترک,مدل چارقدهای ترکمنی,شیک ترین مدل های روسری دخترانه صنایع دستی ترکمنروسری ترکمن با نقش ها و طرح های زیبامدل های روسری سنتی ترکمنی یکی از پوشش های اصلی زنان ترکمن روسری یا چارقد سنتی می باشد. زنان ترکمن هنگام رفتن به خارج از منزل از روسری ‎هایی به نام چارقد استفاده می کنند. که در طرح ها و رنگ های متنوع در بازار موجود می باشد. که اکثر این چارقدها دارای ریشه های بلند هستند. این نوع روسری ترکمن ها نمادهای خاص دارد که نشانگر هویت و ملیت آن ها می باشد. امروزه روسری های ترکمن جایگاه ویژه ای در بین زنان ایرانی پیدا کرده است. در ادامه روسری یا چارقدهای با رنگ ها و اشکال متنوع برای شما بانوان عزیز گردآوری شده است : پوشش و لباس ترکمن ها را در وهله اول می توان به دو دسته سنتی و امروزین تقسیم کرد. پوشش سنتی یا قدیم تا قبل از تلاش های رضاخان در جهت یکدست کردن شکل لباس در ترکمن صحرا – وکل ایران - استفاده می شد و پوشش جدید که تداول آن به دوره بعد از یکدست شدن شکل لباس مربوط بوده و تا حال حاضر تداوم دارد. زنان ترکمن زمانی که بخواهند به شهر، میهمانی یا عروسی بروند، علاوه بر یالق و آل دانگی از شال ‎ها، روسری ‎ها و سراندازهای بزرگ و گران قیمتی به نام چارقد استفاده می کنند. چارقد، روسری منقش به طرح ها و رنگ های متنوع و گران قیمتی است که ریشه های کناری آن را «پورچیک» می نامند و معمولاً بیرون از خانه استفاده می کنند؛ طوری که آلادنگی زیرِ آن است. در میان برخی از طوایف همچون یموت (ýomut) و … روسری هایی به نام چأشو (çäşew) رواج داشت که خود بر چند نوع است از قبیل : اریش چأشو، المینچه چأشو، آتلاز چأشو، قارتما چأشوو، چأشو چارقد که عموماً به ...

ادامه مطلب  

آشنایی با اولین حریف تیم والیبال ایران/ تیمی با کلکسیونی از طلا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، مسابقات لیگ جهانی والیبال از امشب (جمعه شب) برای تیم ملی والیبال ایران آغاز می شود و شاگردان ایگور کولاکوویچ در اولین دیدار خود از ساعت ۲۲:۳۰ به مصاف ایتالیا خواهند رفت.طبق برنامه، ایران در سه هفته در سه کشور مختلف یعنی ایتالیا، ایران و لهستان به مصاف رقبای خود خواهد رفت. ملی پوشان ایران در ایتالیا با برزیل، لهستان و ایتالیا دیدار می کنند و در هفته دوم در سالن ورزشگاه آزادی به مصاف صربستان، آرژانتین و بلژیک می روند. تیم ایران در هفته سوم هم در لهستان به مصاف آمریکا، روسیه و کشور میزبان می روند.آشنایی با حریف اول ایرانتیم ایتالیا با ۸ مدال طلا، ۳ نقره و ۴ برنز در رده دوم پر افتخارترین تیم های لیگ جهانی محسوب می شود. ایتالیایی ها سال ۲۰۱۷ را در نبود بازیکنان مطرحی چون ایوان زایتسف، اوسمانی خوانتورینا، گابریله نِلی، پاسکال سوتیله، سالواتوره روسینی، گابریله ماروتی، انریکو چستر آغاز می کنند بازیکنانی که هر کدام نقش به سزایی در امتیازآوری و مدال آوری ایتالیا در رقابت های مختلف داشتند.هدایت این تیم را همانند سال گذشته لوزنزو بلنجینی در دست دارد و آن ها آبی لاجوردی را به عنوان رنگ اصلی تیم خود انتخاب کرده اند و آبی آسمانی و سفید به ترتیب اولویت های دوم و سم این تیم در طول لیگ جهانی ۲۰۱۷ است.میانگین سنی این تیم به طور تقریبی ۲۷ سال و ماسیمو چولاچی با ۳۶ سال سن به عنوان مسن ترین بازیکن لاجوردی پوشان است. دیوید پاندلارو دفاع وسط تیم والیبال ایتالیا ۲۸ ساله و با ۲۰۰ سانتی متر قد جزو یکی از بلند قامت های این تیم است. وی ۸۸ کیلوگرم وزن دارد و ارتفاع اسپکش ۳۴۰ سانتی متر است.لوئیگی راندازو ۲۳ ساله یکی از جوان های جویای نام این تیم در پست دریافت کننده توپ می زند٬ ارتفاع اسپک این بازیکن ۱۹۸ سانتی متری ۳۵۲ سانتی متر است. نیکولا پسارسی لیبرو ۱۹۰ سانتی متری ایتالیاست وی دارای ۲۶ سال سن و ۱۹۰ سانتی متر قد است. لوچا وتوری قطرپاسور ۲۰۰ سانتی متری آتزوری ها در این دوره از لیگ جهانی است که ارتفاع آبشارش در سن ۲۶ سالگی ۳۴۵ سانتی متر است.سیمونه جیانلی بازیکن جوان و جویای ایتالیا تنها ۲۱ سال دارد و می تواند لیگ جهانی برای وی آوردگاهی آینده ساز محسوب شود وی کهبه عنوان پاسور در ترکیب تیمش توپ می زند ۱۹۸ سانتی متر است و با ۹۲ کیلومتر وزن ۳۵۰ سانتی متر ارتفاع اسپک دارد. فابیو بالاسو دیگر بازیکن جوان ایتالیا به عنوان یکی از لیبروهای حاضر ۲۲ سال سن دارد. وز ۱۷۸ سانتی متر قد و۷۳ کیلو گرم وزن دارد.فیلیپو لانزا از بازیکنان مطرح و باتجربه آتزوری هاست٬ دریافت های خوب این والیبالیست ۱۹۸ سانتی متری٬ کار را برای هر حریفی سخت می کند. سیمونه بوت ...

ادامه مطلب  

آشنایی با اولین حریف تیم والیبال ایران/ تیمی با کلکسیونی از طلا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، مسابقات لیگ جهانی والیبال از امشب (جمعه شب) برای تیم ملی والیبال ایران آغاز می شود و شاگردان ایگور کولاکوویچ در اولین دیدار خود از ساعت ۲۲:۳۰ به مصاف ایتالیا خواهند رفت.طبق برنامه، ایران در سه هفته در سه کشور مختلف یعنی ایتالیا، ایران و لهستان به مصاف رقبای خود خواهد رفت. ملی پوشان ایران در ایتالیا با برزیل، لهستان و ایتالیا دیدار می کنند و در هفته دوم در سالن ورزشگاه آزادی به مصاف صربستان، آرژانتین و بلژیک می روند. تیم ایران در هفته سوم هم در لهستان به مصاف آمریکا، روسیه و کشور میزبان می روند.آشنایی با حریف اول ایرانتیم ایتالیا با ۸ مدال طلا، ۳ نقره و ۴ برنز در رده دوم پر افتخارترین تیم های لیگ جهانی محسوب می شود. ایتالیایی ها سال ۲۰۱۷ را در نبود بازیکنان مطرحی چون ایوان زایتسف، اوسمانی خوانتورینا، گابریله نِلی، پاسکال سوتیله، سالواتوره روسینی، گابریله ماروتی، انریکو چستر آغاز می کنند بازیکنانی که هر کدام نقش به سزایی در امتیازآوری و مدال آوری ایتالیا در رقابت های مختلف داشتند.هدایت این تیم را همانند سال گذشته لوزنزو بلنجینی در دست دارد و آن ها آبی لاجوردی را به عنوان رنگ اصلی تیم خود انتخاب کرده اند و آبی آسمانی و سفید به ترتیب اولویت های دوم و سم این تیم در طول لیگ جهانی ۲۰۱۷ است.میانگین سنی این تیم به طور تقریبی ۲۷ سال و ماسیمو چولاچی با ۳۶ سال سن به عنوان مسن ترین بازیکن لاجوردی پوشان است. دیوید پاندلارو دفاع وسط تیم والیبال ایتالیا ۲۸ ساله و با ۲۰۰ سانتی متر قد جزو یکی از بلند قامت های این تیم است. وی ۸۸ کیلوگرم وزن دارد و ارتفاع اسپکش ۳۴۰ سانتی متر است.لوئیگی راندازو ۲۳ ساله یکی از جوان های جویای نام این تیم در پست دریافت کننده توپ می زند٬ ارتفاع اسپک این بازیکن ۱۹۸ سانتی متری ۳۵۲ سانتی متر است. نیکولا پسارسی لیبرو ۱۹۰ سانتی متری ایتالیاست وی دارای ۲۶ سال سن و ۱۹۰ سانتی متر قد است. لوچا وتوری قطرپاسور ۲۰۰ سانتی متری آتزوری ها در این دوره از لیگ جهانی است که ارتفاع آبشارش در سن ۲۶ سالگی ۳۴۵ سانتی متر است.سیمونه جیانلی بازیکن جوان و جویای ایتالیا تنها ۲۱ سال دارد و می تواند لیگ جهانی برای وی آوردگاهی آینده ساز محسوب شود وی کهبه عنوان پاسور در ترکیب تیمش توپ می زند ۱۹۸ سانتی متر است و با ۹۲ کیلومتر وزن ۳۵۰ سانتی متر ارتفاع اسپک دارد. فابیو بالاسو دیگر بازیکن جوان ایتالیا به عنوان یکی از لیبروهای حاضر ۲۲ سال سن دارد. وز ۱۷۸ سانتی متر قد و۷۳ کیلو گرم وزن دارد.فیلیپو لانزا از بازیکنان مطرح و باتجربه آتزوری هاست٬ دریافت های خوب این والیبالیست ۱۹۸ سانتی متری٬ کار را برای هر حریفی سخت می کند. سیمونه بوت ...

ادامه مطلب  

ماجرای نقشه ای که بهانه ساخت موشک تهران-تل آویو شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- فاطمه کرمانی: دهه ۶۰ در تاریخ نظام جمهوری اسلامی ایران همواره نقطه عطفی به شمار می رود.با گذشت حدود ۴ دهه از آن روزها اما امروز همچنان ابعاد ناشناخته و ناگفته ای از روزهای دهه ۶۰ باقیست که به این بهانه فرصت را مغتنم شمرده و با محسن رفیقدوست، از مبارزان قدیمی انقلاب اسلامی و نخستین وزیر سپاه در جمهوری اسلامی به گفتگو نشستیم.آنچه در ادامه از نظرتان می گذرد متن کامل گفتگویی صمیمی است که با وی در بنیاد نور انجام دادیم تا از زبان محسن رفیقدوست برخی زوایای دهه پرتلاطم ۶۰ را موشکافی کنیم.مقام معظم رهبری چندی قبل در حرم امام راحل عنوان کردند دهه شصت دهه مظلومی است و آنطور که باید شناخته نشده، آنچه که باعث شده دهه شصت دهه مظلومی به شمار بیاید و امروز با گذشت نزدیک به چهار دهه از انقلاب، رهبری دغدغه ناشناخته ماندن سالهای نخستین انقلاب را مطرح کنند، چیست؟ در پایان سال ۵۷، اتفاقی در دنیا افتاد که مانند خود اسلام که چهارده قرن قبل آمد و مسیر بشریت را تغییر داد ریشه دار بود. نه انقلاب کبیر فرانسه، نه انقلاب اکتبر شوروی، نه نبرد استقلال طلبانه الجزایر و نه حوادثی که در مصر و لیبی و کره رخ داد هیچ کدام مثل انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب ایدئولوژیک ریشه دار نبود. بسیاری از تحلیل گران دنیا هم نفهمیده اند که چه اتفاقی رخ داد. نخست وزیر وقت در کنفرانس اسلامی شرکت کرد، وقتی برگشت می گفت مجموعه کسانی که با بنده ملاقات کردند می گفتند اگر واقعه هفت تیر در هر کشوری غیر از ایران رخ می داد، حکومت آن کشور تغییر می کردبعد از پیروزی انقلاب اسلامی، دنیا متوجه شد و همین باعث شد که ما یک دهه به طور کامل در هر نوع مشکلی گرفتار شده و با آن مواجه باشیم. ۷۰ تا ۱۰۰ گروهک ضد انقلاب تشکیل شد، چهار گوشه ایران آشوب به پا و چند نوع کودتا کشف شد و در نهایت جنگ تحمیلی در گرفت که البته در کنار همه این اتفاقات، ترورهای وسیع و تعیین کننده هم انجام شد.خاطرم هست بعد از واقعه هفتم تیر، نخست وزیر وقت در کنفرانس اسلامی شرکت کرد، وقتی برگشت می گفت مجموعه کسانی که با بنده ملاقات کردند می گفتند اگر واقعه هفت تیر در هر کشوری غیر از ایران رخ می داد، حکومت آن کشور تغییر می کرد.یک سازمان از ابتدا نشان می دهد که با انقلاب است اما به یکباره در برابر انقلاب ایستاد و وارد فاز نظامی شد تا جایی که در کارنامه خود ۱۷ هزار ترور را دارد. سران نظام را ترور کرد. این که می گوییم دهه اول انقلاب، دهه مظلومی است به این دلیل است که با تحمل همه مشکلات، انقلاب حفظ و به نسل بعد منتقل شد و به تمام ناباوری های دنیا، یک پاسخ داد.علت این که این همه مصائب کمرشکن و نابودکننده در انقلاب اتفاق افتاد، ولی انقلاب تکان نخورد، این بود که در مابقی انقلاب ها، جریانی با همراهی طرفدارانش یک حکومت را تغییر می دهد. در شوروی و فرانسه این گونه بود، در مصر و الجزایر هم همینطور بود. اما در ایران انقلاب یک ریشه وسیع مردمی داشت که تغییر نکرد و ما هنوز هم آن ریشه را داریم. از این رو با همه دشمنی ها و تلاش هایی که صورت گرفت انقلاب ما پیروز شد و به دهه بعد منتقل شد. اینهاست که دهه شصت را مظلوم کرده است.سی ام خرداد سال ۶۰، منافقین رسما اعلام کردند که وارد فاز مسلحانه شده اند اما آیا حقیقتاً این گروهک تا آن تاریخ سبقه فعالیتهای اینگونه نداشت و از آن زمان به فعالیت های نظامی علیه انقلاب برخاست؟ وقتی ما پرونده سازمان منافقین و بسیاری از گروهک های دیگر را، که در ایران قبل از انقلاب پیدا شدند تا با حکومت طاغوت مبارزه کنند مثل چریک های فدایی خلق می بینیم همه این گروه ها پیدا شده از دل قیام ۱۵ خرداد هستند. وقتی امام مبارزه با دستگاه ستمشاهی را شروع کرد و دستگاه شاه تصمیم گرفت امام را دستگیر کند، مردم قیام کردند اما این قیام به شدت سرکوب شد.من در پرونده منافقین خواندم که نوشته شده بود پتانسیلی در مردم ایران وجود دارد که با استفاده از آن می توانیم به حکومت برسیم. یعنی حرکت هایی که توسط این گروهک ها از ابتدا شروع شده بود به نام مردم بود اما هدفش حکومت خودشان بود. وقتی که مردم تحت رهبری امام شروع به انقلاب و تظاهرات کردند، اکثر زندانیان سیاسی آزاد شدند اما عده ای مثل مرحوم طالقانی و منتظری و از آن طرف برخی سران مجاهدین هنوز مانده بودند.مسعود رجوی پیش آقای طالقانی رفت و گفت مثل اینکه شما در بیرون دارید پیروز می شوید شما که حکومت بلد نیستید اگر پیروز شدید اجازه بدهید ما حکومت کنیم!حرکت هایی که توسط این گروهک ها از ابتدا شروع شده بود به نام مردم بود اما هدفش حکومت خودشان بودانقلاب پیروز شد و درهای زندان باز شد و همه آزاد شدند، چند روز بعد از انقلاب کمیته ها تشکیل شدند و درست ۱۷ روز بعد از پیروزی انقلاب، سپاه تشکیل شد. برخی تصور می کنند دوم اردیبهشت سپاه تشکیل شده اما سپاه ۹ اسفند ۵۷ تشکیل شد. خاطرم هست از کمیته سعدآباد به من اطلاع دادند دو نفر را با یک کامیون اسلحه گرفتیم که اعلام کردند از سازمان مجاهدین خلق هستند. من به سرعت رفتم و موضوع را بررسی کردم هر دوی آنها به سزای کارشان رسیدند اما منظورم از گفتن این مسئله این است که منافقین از همان زمان مشغول به جمع کردن اسلحه بودند.تا قبل از ۳۰ خرداد سال ۶۰، صدها بار مخفیگاه منافقین را متلاشی کردیم و از آنها اسلحه فراوانی کشف شد. اگر قرار بود این گروهک ها به فاز غیر نظامی مشغول باشند برای چه از سال ۵۷ مشغول جمع آوری اسلحه بودند؟ اینها از همان اول به فکر حکومت بودند نه آزادی مردم. نمی خواستند مردم را به حکومت برسانند. امام هم ا ین مسئله را خیلی زود تشخیص داد و آنها را غیرقانونی اعلام کرد. همین باعث شد که به طور علنی وارد فاز نظامی شوند.برخی عنوان می کنند که اگر از همان ابتدای پیروزی، حکومت نقش آفرینی این گروهک را می پذیرفت و به آنها سهمی می داد، اینها در برابر انقلاب نمی ایستادند. آیا این نظر را قبول دارید؟عملکرد این گروهک از همان دوران قبل از انقلاب نشان می داد که آنها انحصار طلب هستند و تحمل مخالف خود را ندارند. بهترین دلیل آن، تسویه های خونین بود؛ وقتی سازمان مجاهدین خلق، تغییر موضع داد ما در زندان فهمیدیم که این تغییر موضع نبوده بلکه علنی شدن موضع بود. یعنی از اول سازمان مجاهدین خلق، مارکسیست بود ولی چون محیط ایران را برای اعلام یک سازمان مارکسیستی مناسب نمی دیدند، از اعلام علنی آن خودداری می کردند. از کمیته سعدآباد به من اطلاع دادند دو نفر را با یک کامیون اسلحه گرفتیم که اعلام کردند از سازمان مجاهدین خلق هستند. من به سرعت رفتم و موضوع را بررسی کردم هر دوی آنها به سزای کارشان رسیدند بعد از این که سران آنها بازداشت شدند کسانی که آزاد بودند با این منطق که مارکسیست علم مبارزه است و با اسلام نمی توان مبارزه کرد، عقیده سازمان را علنی کردند. عده ای این را قبول نداشتند و معتقد بودند که اگر ما به شما پیوستیم به این دلیل بود که تصور می کردیم که شما تحت لوای اسلام مبارزه می کنید.این طرز تفکر که معتقد است باید به این گروهک از همان ابتدا بال و پر داده می شد و آنها پذیرفته می شدند، تفکری است که باعث می شد از همان ابتدا گور مسئولین انقلاب هم کنده شود چون منافقین تمامیت خواه و انحصار طلب بودند.با نگاهی به پرونده این گروهک می توان فهمید که به طور مثال اینها در اردوگاه اشرف سیستمی برقرار کرده بودند که ممکن نبود بتوان این سیستم را در ایران پیاده کرد. اینکه دستور دهند زن ها از مردها جدا زندگی کنند، خانواده ها، فرزندان خود را تحویل دهند. این شدنی نیست. کسانی که اینگونه تصور می کنند ماهیت منافقین را نشناخته اند. بسیاری از این افراد در بازجویی های خود شرح می دادند که وقتی اولین مخالفت را با سازمان انجام می دادند ایزوله و یا کشته می شدند.امام انقلاب کرد تا اسلام برقرار شود نه یک سیستم کمونیستی. اینها اصلا از قماش انقلاب نبودند. اگر عناصر دستگیر شده آنها اعدام نمی شدند حتما بیم این می رفت که آنها انقلاب را منحرف کنند.نفوذ جریان منافقین در بخش های مختلف از جمله نخست وزیری و حزب جمهوری و حتی بعدها در جبهه های جنگ که باعث شد برخی عملیات ها لو رفته و گرای برخی نقاط به دشمن داده شود، نشان می دهد که دسترسی های این جریان، سطحی نبوده و از نفوذهای خاصی برخوردار بوده اند. آیا در بدنه حاکمیت، نفوذ و روزنه خاصی داشتند؟ بسیاری از عضوگیری های سازمان از داخل خانواده های مذهبی و متدین و کسانی که با انقلاب قرابت داشتند، بود. خانواده زمردیان که لیلا و علیرضا زمردیان عضو منافقین بود خانواده های مذهبی ای بودند، خاموشی از مذهبی ترین خانواده های تهران بودند و هستند. ما در تهران خانواده ای مقیدتر از خاموشی ها، کم داریم. این گروهک توانسته بود با سیستم خاص خود این چنین افراد را فریب دهد و همین باعث می شد بتوانند به خیلی جاها نفوذ کرده و ضربه بزنند. اما وقتی نظام متوجه این مسئله شد توانست جلوی این نفوذها را گرفته و کم کم حکومت را از نفوذی ها تخلیه کند.به آنها حسن نیتی وجود داشت؟ با توجه به اینکه اینها با بنی صدر ارتباط داشتند؟روز بعد از واقعه هفتم تیر به جماران رفتم، مرحوم ربانی املشی را دیدم که به شدت گریه می کرد از او سوال کردم تو چرا این همه گریه می کنی گفت مرحوم بهشتی «قتل فی محراب عبادته لشده عدله» گفتم این جمله را درباره امیرالمومنین در مسجد کوفه می گویند گفت درست است بهشتی هم در حزب جمهوری که خودش گفته بود اینجا معبد من است به خاطر عدلش کشته شد. گفتم چطور؟ گفت قرار بود ما با هم برویم به جلسه حزب اما قبل از رفتن به دفتر حزب گفت شنیده ام به بچه های ما در زندان اوین سخت می گیرند تو به جای اینکه به محل حزب بیایی به اوین برو و ببین وضعیت آنها چگونه است.کسانی که امروز مطرح می کنند که برخورد در آن دوره لازم نبود، کسانی هستند که نه منافقین را می شناسند و نه امروز بر مبنای صحیح فکر می کنندمن در کتاب خاطراتم نوشته ام که ما در زندان با اینها کتک کاری و حشر و نشر کرده بودیم، ماهیت اینها برای ما روشن شده بود وقتی سپاه را تشکیل دادیم یک روز مقام معظم رهبری که آن زمان هنوز نماینده امام در وزارت دفاع بودند من و محسن رضایی را منزل خود دعوت کردند تا بین ما و سازمان مجاهدین التیام برقرار کنند. من که رفتم دیدم از سمت مجاهدین هم محسن رضایی، برادر رضایی های معروف به سازمان آمده بود.با آقا بحث کردم و متقاعدشان کردم که این کار را نکنید، اینها دنبال منافع خودشان هستند. در کل رأفت مسئولین ما نسبت به آنها و تلاش برای جذب شان وجود داشت.در ماجرای اعدام های دهه شصت که با حکم شرعی و طی روال قانونی صورت گرفت، اگر این اتفاق صورت نمی گرفت و به بهانه رأفت اینها آزاد می شدند امروز در چه شرایطی بودیم؟ در افکار عمومی براساس تبلیغاتی که صورت گرفته است از همه خشن تر و عبوس تر، مرحوم شهید متفکر و اسلام شناس لاجوردی را مطرح می کنند. من با آقای لاجوردی زندان بودم و از اول انقلاب تا روز شهادتش با او رابطه نزدیکی داشتم.آقای لاجوردی وقتی در دادستانی بود از خود من بارها خواسته بود که بعد از تمام شدن کارم در سپاه به زندان رفته و با منافقین صحبت کنم شاید در آنها اثر کند. شهید لاجوردی این هنر را داشت که گروهک فرقان را که یک گروه منحرف بود مثل منافقین، اما مثل آنها در عقیده خود ریشه دار نبودند، اکثرشان را اصلاح کند. من خودم چندین بار لاجوردی را با اعضای گروه فرقان که توبه کرده بودند در جبهه دیدم، جنگیدند و شهید شدند. منافقین برعکس اینها عامل عراق و ستون پنجم بودند.شهید لاجوردی این هنر را داشت که گروهک فرقان را که یک گروه منحرف بود مثل منافقین، اما مثل آنها در عقیده خود ریشه دار نبودند، اکثرشان را اصلاح کند. من خودم چندین بار لاجوردی را با اعضای گروه فرقان که توبه کرده بودند در جبهه دیدم، جنگیدند و شهید شدندکسانی که امروز مطرح می کنند که برخورد در آن دوره لازم نبود، کسانی هستند که نه منافقین را می شناسند و نه امروز بر مبنای صحیح فکر می کنند. من در اینجا بحثم اصلاً انفجار نخست وزیری، دادستانی و حزب جمهوری نیست، بحث من بر سر ترور هایی است که در کوچه و خیابان از منافقین سر می زد. در بازجویی ها وقتی سوال می شد که چرا در فلان خیابان، فلان سبزی فروش را ترور کردی می گفت «به من گفتند هر مغازه ای که عکس امام را روی دیوار زده بود یا پشت دخل مغازه ای یک آدم ریش دار نشسته است، فرقی نمی کند چه کسی باشد او ...

ادامه مطلب  

فرانچسکو توتی؛ خداحافظیِ تلخ با اسطوره ی عاشق  

درخواست حذف این مطلب
به افتخار «فرانچسکو توتی» که 25 سال در آ. ث رم ماند و اسطوره شدیک بار درباره این که چرا تمام زندگی اش را در آ.ث رم گذرانده، جواب داد: «رم خانواده است، رم دریاست، رم کوه و اثر تاریخی است. رم برای یک رمی یعنی همه چیز.» و این همه چیز دقیقا یعنی هم چیز!مجله اینترنتی کمونه (kamooneh.com) : یک بار درباره این که چرا تمام زندگی اش را در آ.ث رم گذرانده، جواب داد: «رم خانواده است، رم دریاست، رم کوه و اثر تاریخی است. رم برای یک رمی یعنی همه چیز.» و این همه چیز دقیقا یعنی هم چیز! باشگاه رم بزرگ ترین بازیکن تاریخش را از دست داد؛ کسی که در 28 درصد بازی های تمام تاریخ باشگاه از سال 1927 که رم متولد شد، بازی کرده است؛ اسطوره ای که لباس قرمز گرگ ها، پوست دومش بود و «زدنک زمن» درباره اش گفته بود: «دادن توپ به او مثل سرمایه گذاری در بانک است.» واقعیت از فردای خداحافظی «توتی» همین قدر تلخ و گزنده است؛ رمی ها باید به دوام آوردن در فوتبال سری آ بدون بزرگ ترین حساب سپرده تاریخشان عادت کنند. اسکودتوی اول 1942هدیه موسولینیدر بحبوحه جنگ جهانی دوم این شمالی ها بودند که مدام قهرمان می شدند؛ لولونیا و اینترمیلان و یوونتوس. آ.ث رم که کاپیتان افسانه ای اش گیدوماستی به جنگ رفته بود. در سال 1942 دست به شاهکاری بزرگ زد و برای اولین بار بین قهرمان های متوالی شمالی ها، شکاف ایجاد کرد. فرانچسکو توتی بارها از «گیدوماستی» و کاری که برای رمی ها کرد، تعریف کرده؛ این که در مغز پدربزرگش ستاره بزرگ تر از گیدوماستی وجود نداشت و توی خانواده همیشه بحث افسانه ای او بود کاپیتانی که آخر هفته ها از پادگان به تمرینات باشگاه بر می گشت و آن ها را برای اولین بار قهرمان ایتالیا کرد.اسکودتوی دوم 1983شاهزاده رمفرانچسکوی هفت ساله دیوارهای اتاقش را با عکس های اسطوره هایی مثل جوزپه جیانینی و برونو کونتی پوشانده. هواداری در رم از پدران به فرزندان منتقل می شود. اما فرانچسکو توتی خوش شانس ترین نسل هوادار رم هستند. رم با جادو شاهزاده- جیانینی- قهرمان سری آ می شود و فصل بعد در فینال جام جهان باشگاه های اروپا به خاطر یک ضربه پنالتی قهرمانی اروپا را به لیورپول واگذار می کند. تماشای عظمت رم در دهه 80 عاشقان مقابل نسل بعدی را توییت می کنند، نسل فرانچسکو توتی و دنیله ده روسی.1993؛ فقط سه دقیقهبرای اولین بار برای تیم اصلی رم بازی می کند؛ تنها سه دقیقه 180 ثانیه برای دلبستگی ای که 24 سال دوام آورد. بعدها درباره آن سه دقیقه گفت: «انگار داشتم برای پدربزرگم بازی می کردم؛ به خاطر پدرم؛ برای مادرم که ساعت ها بیرون زمین تمرین منتظر می نشست.» آن روز کارلو آنجلوتی هنوز بازکن آ.ث میلان بود. آنجلوتی تمام سال های بعد را روی نیمکت یک دوجین باشگاه اروپایی مربیگری کرد و توتی کماکان فوتبالیست ماند.1997؛ ستاره کودتادقیقا همین روزها بود؛ دوم خرداد سال 1377. تیم ملی ایران رو به روی آ. ث رم قرار گرفت. فرانچسکو هنوز بازیکن مهمی نبود. دو گل فرانچسکو توتی ثابت کرد ایران در تمام تورنمنت ها از ستاره های فوتبال گل خواهدخورد؛ اولین نفر توتی بود؛ داور شوکر، کلینزمن، کرایس رونالدو، مسی و زلاتان هم ستاره های بعدی مسیر آماده سازی ایران و ایویچ با گل های توتی و جرمن گیاتاری به باتلاق تبدیل شد. 1998؛ سلام به آتزوریدینوزوف، سرمربی ایتالیایی به توتی اعتماد کرد تا اولین دیدار ملی اش را ثبت کند. سال 1998 در ایران احمدرضا عابدزاده کاپیتان بود و علی دایی و خاکپور و جواد زرینچه ملی پوشان ما بودند. برای استمرار توتی در فوتبال کافی است خداحافظی ستاره های ایران را توی ذهن تان بیاورید؛ فرانچسکو سال ها بعد از خداحافظی عابدزاده و خاکپور و دایی هنوز بازیکن رم بود. بدن های سنگین ستاره های ایران و عضلات ورزیده توتی یک معنا دارند؛ استمرار توتی.2000؛ چیپ دوست داشتنییورو 2000؛ ایتالیای زینوزوف آنقدر محتاط و دفاعی بازی می کرد ک ...

ادامه مطلب  

هلند کوچک هر سال به آلمان بزرگ 1.5 میلیارد دلار گل می فروشد  

درخواست حذف این مطلب
صنعت گل و گیاه و به طورکلی باغبانی در هلند یکی از پیشروهای دنیا به شمار می آید و هلندی ها را می توان رهبر بلامنازع گل ها و گیاهان جهان نامید. صنعت گل و گیاه و به طورکلی باغبانی در هلند یکی از پیشروهای دنیا به شمار می آید و هلندی ها را می توان رهبر بلامنازع گل ها و گیاهان جهان نامید.به گزارش ایران جیب به نقل از صمت، در واقع وقتی صحبت از گل و گیاه به میان می آید نخستین واژه ای که به ذهن هر کسی می رسد هلند است. صنعت گل و گیاه آنقدر در این کشور اهمیت دارد که از آن با عنوان کشور لاله های نارنجی هم یاد می شود. در این کشور صنعت گل و گیاه از دهه ۷۰ میلادی (۵۰ خورشیدی) آغاز شد و در طول این چند دهه به چنان پیشرفتی دست یافته که شهرت جهانی یافته است. ۴۴درصد از سهم تجارت جهانی محصولات وابسته به گلکاری در اختیار هلند است و این کشور عرضه کننده اصلی و عمده گل ها و محصولات مرتبط با آن به شمار می آید. حدود ۷۷درصد کل پیاز گل هایی که به سراسر جهان صادر می شود از مبدا هلند است که بیشتر آنها گل لاله هستند. ۴۰درصد کل تجارت گل از هلند در سال ۲۰۱۵ میلادی (۹۴-۹۳) شاخه های گل و جوانه های گل بودند. هر سال به طورتقریبی ۱۸۰۰ گونه گیاهی جدید به اروپا وارد می شود که ۶۵درصد آنها از هلند به سایر کشورهای اروپایی می رسد. این کشور همچنین به عنوان سردمدار صادرات گل جهان توانست در سال ۲۰۱۴ میلادی (۹۲-۹۱) به میزان ۳/۱ میلیارد یورو گل و انواع محصولات مرتبط با آن را به جهان صادر کند.صادرات، هر روز بهتر از دیروزدر ۵ ماه نخست سال میلادی جاری (میانه دی ۹۵ تا میانه خرداد ۹۶) نیز صادرات گل و گیاه از هلند به ۳ میلیارد یورو رسید که این نشان می دهد امسال این صنعت مهم در هلند قرار است رکوردشکنی کند. آمارهای اکنون و مقایسه آنها با گذشته به خوبی نشان می دهد سرعت پیشرفت صادرات این صنعت هرگز به این اندازه نبوده است. هم در بخش گل و هم در بخش گیاه سود حاصل از صادرات در ماه مه (میانه اردیبهشت تا میانه خرداد) ۱۳درصد رشد کرد. در این ماه در امسال میلادی ارزش گل های صادراتی هلند به ۷۳۳ میلیون یورو رسید که این رقم در مقایسه با ماه مشابه سال پیش افزایش پیدا کرده است. در مه ۲۰۱۶ (میانه اردیبهشت تا میانه خرداد ۹۵) ارزش صادرات گل و گیاه هلند ۶۵۰ میلیون دلار بود. البته رشد ۱۳ درصدی یک ماه نسبت به مدت مشابه سال پیش چندان عجیب نیست چون در ماه اوت ۲۰۱۶ (میانه مرداد تا میانه شهریور ۹۵) نیز نسبت به مدت مشابه سال پیش از آن صادرات گل از هلند به میزان ۱۲درصد رشد کرد. در هلند سالانه چرخه ارزش در بخش صادرات گل ۹درصد و در بخش صادرات گیاهان ۵درصد افزایش می یابد.فروش خوب در آلمان زنده کردن بازارهای خاموش و یافتن بازارهای جدید به مهد سنتی صنعت گل و گیاه کمک زیادی کرده که باوجود رقبای تازه ازجمله کشو ...

ادامه مطلب  

جرثقیلی که تبدیل به هتلی لوکس و پر طرفدار شد + تصاویر"360  

درخواست حذف این مطلب
چند آرشیتکت هلندی در شهر آمسترادام با استفاده از تکنیک های خاصی توانسته اند یک جرثقیل ساختمانی بزرگ را تبدیل به یک هتل مرتفع کنند ، طوری که این هتل از تمام امکانات برخوردار بوده و در دسته هتل های لوکس قرار گرفته است. در ادامه با میهن پست همراه شوید.این جرثقیل 250 تنی، 50 متر ارتفاع دارد و به عنوان یکی از بلندترین و قدیمی ترین جرثقیل هایی شناخته می شود که روی زمین کار می کنند. البته به علت طول عمر زیاد آن تقریبا کارایی خود را از دست داده تا اینکه توسط این معماران خلاق سال هاست که به هتل تبدیل شده است.مهندسین این هت ...

ادامه مطلب  

طرز تهیه خمیر پیتزا ایتالیایی مرحله به مرحله  

درخواست حذف این مطلب
پیتزا جز پرطرفدارترین غذاها بین کوچیک و بزرگه. حالا که انقد طرفدار داره چی بهتر از این که تو خونه تهیه بشه ... در این مطلب طرز تهیه خمیر پیتزا ایتالیایی رو براتون میذارم که میتونین باهاش پیتزاهای خوشمزه ایتالیایی درست کنین. تفاوت اصلی خمیر پیتزا ایتالیایی با خمیر پیتزا آمریکایی در ضخامت خمی ...

ادامه مطلب  

شکوه موسیقی ایران در سرزمین گلادیاتور/ قدم زدن در جاده های دوستی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-علیرضا سعیدی: ارکستر سمفونیک تهران یکی از مجموعه های پرهیاهو سال های اخیر موسیقی کشورمان است که چه در دولت های قبلی و چه در دولت فعلی از گزند حاشیه های مکرر بی امان نماند. این مجموعه پس از روی کارآمدن دولت یازدهم بنا به وعده های حسن روحانی رییس جمهوری در دیدار با هنرمندان، پس از انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری در شکل و شمایلی تازه فعالیت خود را بعد از مدت ها تعطیلی آغاز کرد؛ آغازی که بنا به نظر کارشناسان و منتقدان حوزه موسیقی با وجود اتفاقات بسیار خوبی که برایش افتاد یکی از پرحاشیه ترین دوران فعالیت ارکستر را هم رقم زد و موجب شد که این مجموعه تقریبا بعد از یک سال دوباره با چالش های متعددی روبه رو شود که برون رفت از آن در آن شرایط کار بسیار دشواری بود.علی رهبری هنرمند بین المللی که چند سال پیش هم به دلیل اختلافاتش با مسئولان از رهبری ارکستر سمفونیک تهران کناره گیری کرده بود، بعد از ۱۰ سال دوری از رهبری ارکستر ایرانی نمی توانست خود را با فضای مدیریتی موجود وفق دهد و از سوی دیگر این مدیران بودند که هر از چندگاهی در مقابل خواسته های وی واکنش نشان داده و وارد دعواها و حاشیه هایی می شدند که به طور حتم دود آن به چشم ارکستر رفت.اما آنچه طی هفته های اخیر توانست رویداد برجسته ای در فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران به حساب آید حضور ارکستر فستیوال «راونا» کشور ایتالیا به رهبری ریکاردو موتی ستاره موسیقی کلاسیک دنیای موسیقی در ایران برای اجرای یک کنسرت مشترک با ارکستر سمفونیک تهران و سفر گروه ایرانی به کشور ایتالیا برای اجرای همین برنامه در کشور ایتالیا بود و جدای از منافعی که در حوزه دیپلماسی فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران به همراه داشت، آغازی برای یک حرکت موثر فرهنگی بود که همه اهالی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی را بر آن داشت تا این بار چشم بر حاشیه ها بپوشند و در یک رویداد بین المللی مشترک حضور موثری داشته باشند.شهرداد روحانی رهبر ارکستر سمفونیک تهران که در پی برگزاری کنسرت های مشترک گروه ایرانی و ایتالیایی نقش مدیر فنی را به عهده داشت روز چهاردهم تیر ماه با اعلام جزئیات حضور ریکاردو موتی در ایران و امتیاز بزرگ این حضور در مجموعه ارکستر سمفونیک تهران به بیان جزئیات رهبری این هنرمند در ایران آنهم در ارکستر سمفونیک تهران پرداخت.تعدادی از هنرمندان برگزیده موسیقی کشورمان و حتی علی رهبری به عنوان منتقد سرسخت فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران در این چند ماهه، حضور ریکاردو موتی در ایران را به فال نیک گرفتند. حالا این آغاز یک ماجرای تقریبا یک هفته ای بود که باید دید چه دستاوردی را می تواند برای موسیقی کشورمان داشته باشد.همه با هم رفیق شدند بالاخره انتظارها به پایان رسید و آقای ریکاردو موتی که از یکی دو روز قبل همراه با تعدادی از هنرمندان ایتالیایی ارکستر فستیوال راونا با استقبال مقامات سفارت ایتالیا در ایران و بنیاد رودکی به تهران رسیده بودند، بعداز ظهر چهارشنبه ۱۴ تیر ماه بعد از تمرینی که با ارکستر سمفونیک تهران داشت همراه با علی اکبر صفی پور مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی و شهرداد روحانی رهبر ارکستر سمفونیک تهران با همان خشونت منحصر به فرد ناشی از خستگی کار با ارکستر به تشریح آنچه قرار است در تهران رهبری کند پرداخت.گرچه ریکاردو موتی همان گونه که مترجمان و همراهانش از قبل گفته بودند، اعصاب حضور در این نشست رسانه ای را نداشت و به بیان تعارفات رایج چنین نشست هایی پرداخته و در حد بسیار جزئی به معرفی قطعات کنسرت در کشورهای ایتالیا و ایران بسنده کرد، اما علی اکبر صفی پور در ابتدای نشست ضمن تشریح اهداف سفر گروه ایتالیایی به ایران و گروه ایرانی به ایتالیا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سفارت ایران در ایتالیا و خیلی ها تشکر کرد.مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی گفت: آقای موتی اکنون در جایگاه ویژه ای قرار گرفته و خیلی ها منتظر بودند که بعد از ۱۹ کشور قبلی کشور آنها میزبان چنین پروژه ای باشد و ما خوشحالیم که به عنوان ایرانی که نمره بیست را به نمره ۱۹ ترجیح می دهد بیستمین میزبان پروژه «جاده های دوستی» باشیم.یک اجرای قابل قبول و پر تماشاگر در حالیکه میزبان ایرانی به رسم مهمان نوازی همیشگی ایرانی ها تلاش زیادی برای هرچه باشکوه تر برگزار کردن اولین اجرای پروژه «جاده های دوستی» کرده بود، پنجشنبه شب پانزدهم تیر ماه کنسرت اول این برنامه با حضور تعدادی از سفیران کشورهای مختلف، هنرمندان مطرح سینما، تئاتر و موسیقی در تالار مملو از تماشاگر وحدت برگزار و اولین اجرای مشترک ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فستیوال راونا با ارائه قطعاتی از جوزپه وردی آهنگساز مطرح ایتالیایی برای مخاطبان اجرا شد و در پایان این اجرای باشکوه بود که هنرمندان ایرانی و ایتالیایی بعد از حضور در ضیافت شامی که با حضور علی مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون وزیر میراث فرهنگی و فعالیت های فرهنگی ایتالیا در حیات تالار وحدت برگزار شد، با چمدان های بسته رهسپار فرودگاه امام خمینی (ره) برای حضور در کشور ایتالیا و اجرای همین برنامه در فستیوال راونا شدند؛ رویدادی که این بار علاوه بر حضور تعدادی از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش های مختلف با حضور تعدادی از خبرنگاران خبرگزاری ها همراه بود.در آن برنامه ریکاردو موتی هم که کمی از خشونت و عصبانیت های همیشگی اش کاسته بود در پایان برنامه همراه با همسرش کریستیانا موتی (مدیر هماهنگی فستیوال راونا) بعد از دریافت سوغاتی های نفیس ایرانی از مسئولان ایرانی برای میزبانی تشکر و از همکاری با نوازندگان ایرانی ارکستر ابراز خرسندی کرد.شهرداد روحانی مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران هم که طی این چند شب با اضطراب فراوانی برنامه های پیش روی ارکستر را مدیریت می کرد در این ضیافت که قرار بود با حضور وزیر ارشاد صورت پذیرد، بیان کرد: ما امشب شاهد موقعیتی بودیم که فکر می کنم دیگر قابل تکرار نیست. البته که من امیدوارم در آینده ای نزدیک شاهد تکرار چنین اتفاقاتی باشیم. به هر حال حضور موتی برای همه ما بسیار ارزشمند بود و بسیار افتخار داریم طی این مدت میزبانی این موزیسین بودیم.ورود گروه ایرانی به ایتالیا و گردشی دو ساعته در رمگروه ایرانی متشکل از نوازندگان و اعضای گروه کر ارکستر سمفونیک تهران جمعه ۱۶ تیر پس از پروازی پنج ساعته و نیمه وارد شهر رم پایتخت کشور ایتالیا شد و پس از استقبال رسمی مدیران برگزاری فستیوال راونا ساعات کوتاهی را در شهر رم به بازدید از این شهر تاریخی پرداختند.بازدید از تماشاخانه کولوسئوم یکی از برترین جاذبه های گردشگری جهان در ایتالیا و بزرگ ترین تماشاخانه در امپراتوری روم باستان و برخی از خیابان های اطراف این منطقه باستانی از جمله برنامه هایی بود که برای حضور کوتاه گروه ایرانی در یکی از گرم ترین روزهای سرزمین گلادیاتورها تدارک دیده شده بود. البته حضور پرتعداد گروه ایرانی و دشواری هماهنگی هایی که در سفرهای خارجی برای این تعداد از مسافران به وجود می آید ماجرای بازدید را به سمتی هدایت کرده بود که فرصت چندانی برای دیدن مراکز تاریخی باقی نمی گذاشت.از نکات جالب توجه این بازدید تقریبا دو ساعته در گرمای طاقت فرسای شهر رم حضور مختلف گروه های موسیقی خیابانی در مبادی مختلف شهر بود که تبدیل به یکی از جاذبه های گردشگری مناطق اطراف کولوسئوم و باعث این شده بود که اغلب توریست ها دقایقی کوتاه به تماشای این برنامه ها بپردازند.ضیافت آقای سفیر و ذکر چند نکته مهم بین المللی پس از این بازدید دو ساعته گروه ایرانی طبق هماهنگی های قبلی به محل اقامت سفیر کشورمان در ایتالیا رفتند و در ضیافت ناهار جهانبخش مظفری شرکت کردند.جهانبخش مظفری در این دیدار به همراه اکبر قولی رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا ضمن قدردانی از حضور اعضای ارکستر سمفونیک تهران در ایتالیا به بیان اهداف این سفر فرهنگی پرداخت.وی در نشستی که پس از این ضیافت با خبرنگاران داشت، بیان کرد: این آغاز یک حرکت بزرگ است. من فکر می کنم وقتی ارکستر سمفونیک ایتالیا وارد ایران شد و سطح هنر و هنرمندان ما را در آنجا دید در آینده قطعا شاهد گسترده شدن روابط خواهیم بود. امیدوارم موسیقی و فرهنگ ما در اروپا بیش از پیش مطرح شود و این بهترین وسیله برای معرفی چهره و غنای فرهنگی ایران در راستای دیپلماسی فرهنگی است. چهره فرهنگی ایران سال ها مورد ظلم واقع شده است و همکاری ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فستیوال راونا از بهترین رخدادهای فرهنگی و هنری است که در سال های گذشته میان ایران و دیگر کشورها رخ داده است. شاید بتوان گفت این همکاری مهمترین همکاری فرهنگی و هنری ایران در ۲۰ سال گذشته با کشورهای خارجی بوده است.اکبر قولی رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا هم در این نشست توضیح داد: من به عنوان مسئول مدیریت روابط فرهنگی در ایتالیا حلقه وصلی بین نهادهای فرهنگی هنری در ایتالیا هستم. طی سال گذشته مدیر فستیوال راونا به دفتر رایزنی فرهنگی ایران مراجعه کرد و پیشنهاد این برنامه را داد. ...

ادامه مطلب  

شکوه موسیقی ایران در سرزمین گلادیاتور/ قدم زدن در جاده های دوستی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-علیرضا سعیدی:ارکستر سمفونیک تهران یکی از مجموعه های پرهیاهو سال های اخیر موسیقی کشورمان است که چه در دولت های قبلی و چه در دولت فعلی از گزند حاشیه های مکرر بی امان نماند. این مجموعه پس از روی کارآمدن دولت یازدهم بنا به وعده های حسن روحانی رییس جمهوری در دیدار با هنرمندان، پس از انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری در شکل و شمایلی تازه فعالیت خود را بعد از مدت ها تعطیلی آغاز کرد؛ آغازی که بنا به نظر کارشناسان و منتقدان حوزه موسیقی با وجود اتفاقات بسیار خوبی که برایش افتاد یکی از پرحاشیه ترین دوران فعالیت ارکستر را هم رقم زد و موجب شد که این مجموعه تقریبا بعد از یک سال دوباره با چالش های متعددی روبه رو شود که برون رفت از آن در آن شرایط کار بسیار دشواری بود.علی رهبری هنرمند بین المللی که چند سال پیش هم به دلیل اختلافاتش با مسئولان از رهبری ارکستر سمفونیک تهران کناره گیری کرده بود، بعد از ۱۰ سال دوری از رهبری ارکستر ایرانی نمی توانست خود را با فضای مدیریتی موجود وفق دهد و از سوی دیگر این مدیران بودند که هر از چندگاهی در مقابل خواسته های وی واکنش نشان داده و وارد دعواها و حاشیه هایی می شدند که به طور حتم دود آن به چشم ارکستر رفت.اما آنچه طی هفته های اخیر توانست رویداد برجسته ای در فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران به حساب آید حضور ارکستر فستیوال «راونا» کشور ایتالیا به رهبری ریکاردو موتی ستاره موسیقی کلاسیک دنیای موسیقی در ایران برای اجرای یک کنسرت مشترک با ارکستر سمفونیک تهران و سفر گروه ایرانی به کشور ایتالیا برای اجرای همین برنامه در کشور ایتالیا بود و جدای از منافعی که در حوزه دیپلماسی فرهنگی نظام جمهوری اسلامی ایران به همراه داشت، آغازی برای یک حرکت موثر فرهنگی بود که همه اهالی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی را بر آن داشت تا این بار چشم بر حاشیه ها بپوشند و در یک رویداد بین المللی مشترک حضور موثری داشته باشند.شهرداد روحانی رهبر ارکستر سمفونیک تهران که در پی برگزاری کنسرت های مشترک گروه ایرانی و ایتالیایی نقش مدیر فنی را به عهده داشت روز چهاردهم تیر ماه با اعلام جزئیات حضور ریکاردو موتی در ایران و امتیاز بزرگ این حضور در مجموعه ارکستر سمفونیک تهران به بیان جزئیات رهبری این هنرمند در ایران آنهم در ارکستر سمفونیک تهران پرداخت.تعدادی از هنرمندان برگزیده موسیقی کشورمان و حتی علی رهبری به عنوان منتقد سرسخت فعالیت های ارکستر سمفونیک تهران در این چند ماهه، حضور ریکاردو موتی در ایران را به فال نیک گرفتند. حالا این آغاز یک ماجرای تقریبا یک هفته ای بود که باید دید چه دستاوردی را می تواند برای موسیقی کشورمان داشته باشد.همه با هم رفیق شدند بالاخره انتظارها به پایان رسید و آقای ریکاردو موتی که از یکی دو روز قبل همراه با تعدادی از هنرمندان ایتالیایی ارکستر فستیوال راونا با استقبال مقامات سفارت ایتالیا در ایران و بنیاد رودکی به تهران رسیده بودند، بعداز ظهر چهارشنبه ۱۴ تیر ماه بعد از تمرینی که با ارکستر سمفونیک تهران داشت همراه با علی اکبر صفی پور مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی و شهرداد روحانی رهبر ارکستر سمفونیک تهران با همان خشونت منحصر به فرد ناشی از خستگی کار با ارکستر به تشریح آنچه قرار است در تهران رهبری کند پرداخت.گرچه ریکاردو موتی همان گونه که مترجمان و همراهانش از قبل گفته بودند، اعصاب حضور در این نشست رسانه ای را نداشت و به بیان تعارفات رایج چنین نشست هایی پرداخته و در حد بسیار جزئی به معرفی قطعات کنسرت در کشورهای ایتالیا و ایران بسنده کرد، اما علی اکبر صفی پور در ابتدای نشست ضمن تشریح اهداف سفر گروه ایتالیایی به ایران و گروه ایرانی به ایتالیا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، سفارت ایران در ایتالیا و خیلی ها تشکر کرد.مدیرعامل بنیاد فرهنگی هنری رودکی گفت: آقای موتی اکنون در جایگاه ویژه ای قرار گرفته و خیلی ها منتظر بودند که بعد از ۱۹ کشور قبلی کشور آنها میزبان چنین پروژه ای باشد و ما خوشحالیم که به عنوان ایرانی که نمره بیست را به نمره ۱۹ ترجیح می دهد بیستمین میزبان پروژه «جاده های دوستی» باشیم.یک اجرای قابل قبول و پر تماشاگر در حالیکه میزبان ایرانی به رسم مهمان نوازی همیشگی ایرانی ها تلاش زیادی برای هرچه باشکوه تر برگزار کردن اولین اجرای پروژه «جاده های دوستی» کرده بود، پنجشنبه شب پانزدهم تیر ماه کنسرت اول این برنامه با حضور تعدادی از سفیران کشورهای مختلف، هنرمندان مطرح سینما، تئاتر و موسیقی در تالار مملو از تماشاگر وحدت برگزار و اولین اجرای مشترک ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فستیوال راونا با ارائه قطعاتی از جوزپه وردی آهنگساز مطرح ایتالیایی برای مخاطبان اجرا شد و در پایان این اجرای باشکوه بود که هنرمندان ایرانی و ایتالیایی بعد از حضور در ضیافت شامی که با حضور علی مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون وزیر میراث فرهنگی و فعالیت های فرهنگی ایتالیا در حیات تالار وحدت برگزار شد، با چمدان های بسته رهسپار فرودگاه امام خمینی (ره) برای حضور در کشور ایتالیا و اجرای همین برنامه در فستیوال راونا شدند؛ رویدادی که این بار علاوه بر حضور تعدادی از مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بخش های مختلف با حضور تعدادی از خبرنگاران خبرگزاری ها همراه بود.در آن برنامه ریکاردو موتی هم که کمی از خشونت و عصبانیت های همیشگی اش کاسته بود در پایان برنامه همراه با همسرش کریستیانا موتی (مدیر هماهنگی فستیوال راونا) بعد از دریافت سوغاتی های نفیس ایرانی از مسئولان ایرانی برای میزبانی تشکر و از همکاری با نوازندگان ایرانی ارکستر ابراز خرسندی کرد.شهرداد روحانی مدیر هنری ارکستر سمفونیک تهران هم که طی این چند شب با اضطراب فراوانی برنامه های پیش روی ارکستر را مدیریت می کرد در این ضیافت که قرار بود با حضور وزیر ارشاد صورت پذیرد، بیان کرد: ما امشب شاهد موقعیتی بودیم که فکر می کنم دیگر قابل تکرار نیست. البته که من امیدوارم در آینده ای نزدیک شاهد تکرار چنین اتفاقاتی باشیم. به هر حال حضور موتی برای همه ما بسیار ارزشمند بود و بسیار افتخار داریم طی این مدت میزبانی این موزیسین بودیم.ورود گروه ایرانی به ایتالیا و گردشی دو ساعته در رمگروه ایرانی متشکل از نوازندگان و اعضای گروه کر ارکستر سمفونیک تهران جمعه ۱۶ تیر پس از پروازی پنج ساعته و نیمه وارد شهر رم پایتخت کشور ایتالیا شد و پس از استقبال رسمی مدیران برگزاری فستیوال راونا ساعات کوتاهی را در شهر رم به بازدید از این شهر تاریخی پرداختند.بازدید از تماشاخانه کولوسئوم یکی از برترین جاذبه های گردشگری جهان در ایتالیا و بزرگ ترین تماشاخانه در امپراتوری روم باستان و برخی از خیابان های اطراف این منطقه باستانی از جمله برنامه هایی بود که برای حضور کوتاه گروه ایرانی در یکی از گرم ترین روزهای سرزمین گلادیاتورها تدارک دیده شده بود. البته حضور پرتعداد گروه ایرانی و دشواری هماهنگی هایی که در سفرهای خارجی برای این تعداد از مسافران به وجود می آید ماجرای بازدید را به سمتی هدایت کرده بود که فرصت چندانی برای دیدن مراکز تاریخی باقی نمی گذاشت.از نکات جالب توجه این بازدید تقریبا دو ساعته در گرمای طاقت فرسای شهر رم حضور مختلف گروه های موسیقی خیابانی در مبادی مختلف شهر بود که تبدیل به یکی از جاذبه های گردشگری مناطق اطراف کولوسئوم و باعث این شده بود که اغلب توریست ها دقایقی کوتاه به تماشای این برنامه ها بپردازند.ضیافت آقای سفیر و ذکر چند نکته مهم بین المللی پس از این بازدید دو ساعته گروه ایرانی طبق هماهنگی های قبلی به محل اقامت سفیر کشورمان در ایتالیا رفتند و در ضیافت ناهار جهانبخش مظفری شرکت کردند.جهانبخش مظفری در این دیدار به همراه اکبر قولی رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا ضمن قدردانی از حضور اعضای ارکستر سمفونیک تهران در ایتالیا به بیان اهداف این سفر فرهنگی پرداخت.وی در نشستی که پس از این ضیافت با خبرنگاران داشت، بیان کرد: این آغاز یک حرکت بزرگ است. من فکر می کنم وقتی ارکستر سمفونیک ایتالیا وارد ایران شد و سطح هنر و هنرمندان ما را در آنجا دید در آینده قطعا شاهد گسترده شدن روابط خواهیم بود. امیدوارم موسیقی و فرهنگ ما در اروپا بیش از پیش مطرح شود و این بهترین وسیله برای معرفی چهره و غنای فرهنگی ایران در راستای دیپلماسی فرهنگی است. چهره فرهنگی ایران سال ها مورد ظلم واقع شده است و همکاری ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر فستیوال راونا از بهترین رخدادهای فرهنگی و هنری است که در سال های گذشته میان ایران و دیگر کشورها رخ داده است. شاید بتوان گفت این همکاری مهمترین همکاری فرهنگی و هنری ایران در ۲۰ سال گذشته با کشورهای خارجی بوده است.اکبر قولی رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا هم در این نشست توضیح داد: من به عنوان مسئول مدیریت روابط فرهنگی در ایتالیا حلقه وصلی بین نهادهای فرهنگی هنری در ایتالیا هستم. طی سال گذشته مدیر فستیوال راونا به دفتر رایزنی فرهنگی ایران مراجعه کرد و پیشنهاد این برنامه را داد. م ...

ادامه مطلب  

استرامبولی یک غذای خوش طعم ایتالیایی  

درخواست حذف این مطلب
استرامبولی یک غذای ایتالیایی خوشمزه ست که با گوشت سرخ شده و پنیر، اسفناج و فلفل تند داخل خمیر تازه درست می شود. استرامبولی دستورهای متفاوتی داره و بعضی ها اونو با کالباس و به صورت رولتی درست می کنند.سرویس سبک زندگی فردا: استرامبولی یک غذای ایتالیایی خوشمزه ست که با گوشت سرخ شده و پنیر، اسفناج و فلفل تند داخل خمیر تازه درست می شود. استرامبولی دستورهای متفاوتی داره و بعضی ها اونو با کالباس و به صورت رولتی درست می کنند. در ادامه این مطلب را به نقل از سایت کاویاب می خوانیم.مواد لازم:۵۰ گرم اسفناج۴ شاخه جعفری۲ حبه سیر۸ عدد فلفل تند۱۵۰ گرم گوشت چرخ کرده۲۵۰ گرم آرد۲۲۰ گرم ماست یونانی۲۰۰ گرم سس پیتزا۱۵۰ گرم پنیر موزارلا رنده شده۲۵۰ گرم کرهاسفناج و جعفری را خرد کنید. دو حبه سیر را ریز کنید و فلفل ها را به شکل حلقه ای خرد کنید.کف تاوه را با اسپری روغن چرب کنید و گوشت چرخ کرده را به مدت ۶ الی ۷ دقیقه تفت بدهید. سپس آن را کنار بگذارید. ۱/۴ پیمانه آرد اندازه بگیرید و کنار بگذارید و از آن برای نچسبیدن خمیر به دست استفاده کنید. بقیه آرد را با ماست، ۱ قاشق غذاخوری روغن زیتون، نصف قاشق چای خوری نمک داخل ظرف بزرگی ترکیب کنید.سطحی که می خواهید خمیر را روی آن صاف کنید آرد بزنید سپس خمیر را روی ...

ادامه مطلب  

هلند با شکست دانمارک قهرمان یورو۲۰۱۷زنان شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سایت ورزش بانوان؛ در آخرین بازی این دوره از مسابقات فوتبال زنان اروپا که در استادیوم ۳۰ هزار نفری دِ گرولسخ وسته شهر انسخده هلند برگزار شد، نارنجی پوشان هلند موفق شدند با نتیجه ۴ بر ۲ دانمارک را شکست دهند و برای نخستین بار قهرمان این رقابت ها شوند. قهرمانی در یورو۲۰۱۷زنان یک پیروزی تاریخی و اولین قهرمانی تیم فوتبال زنان هلند در یک تورنمنت بین المللی بود. در حقیقت تا به حال هلند به قهرمانی نرسیده بود و بهترین نتیجه کسب شده سال ۲۰۰۹ رقم خورده بود، جایی که به نیمه نهایی این مسابقات رسید.در جریان بازی دو تیم کم تجربه دانمارک و هلند در فینال یورو۲۰۱۷ زنان ، در نیمه نخست ۴ گل بین دو تیمی که برای نخستین بار رقابت در فینال جام ملت های فوتبال زنان اروپا را تجربه می کردند ردوبدل شد. دانمارک در دقیقه ۶ با پنالتی نادیا ندیم پیش افتاد اما ویوین میدما مهاجم آرسنال ۴ دقیقه بعد هلند را به گل رساند.لیکه مارتینز دقیقه ۲۸ گل برتری را به نفع میزبان وارد دروازه حریف کرد اما پرنیل هاردر دقیقه ۳۳ گل تساوی را به ثمر رساند. هلند که در تلاش بود تا رضایت خاطر ۲۸،۱۸۲ تماشاگر را بدست آورد تا پایان نیمه نخست موقعیت های دیگری نیز روی دروازه دانمارک ایجاد کرد اما نهایتا دو تیم با تساوی ۲ گل به رختکن ها رفتن ...

ادامه مطلب  

صحنه هایی از یک ورزش خشن و عجیب در ایتالیا  

درخواست حذف این مطلب
شناسه خبر: 109179 ۰۹ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۹:۱۶ ایتالیا امروز فقط مدعی فوتبال مدرن نیست در این کشور مدل عجیبی از فوتبال سنتی نیز اجرای می شود فصل اجرای این فوتبال تابستان است که در قالب یک جشنواره دنبال می شود از لوازم شرکت در این ورزش عجیب داشتن نیروی بدنی خیلی بالا و قدرت تحمل برخوردهای شدید فیزیکی و خشن هست ۵۵آنلاین :تصاویر منتشر شده از این فوتبال نشان میدهد که بازیکنان فوتبال در حالیکه لباس های سنتی بر تن دارند نیم تنه بالا را بیرون آورده و فوتبالی ترکیبی با کشتی بازی می کنند که بیشتر شبیه به بازی راگبی آمریکایی است.این رقابت در فلورانس ایتالیا برپا شده و با حضور هزاران تماشاچی بسیار باشکوه است ...

ادامه مطلب  

ورزشگاه هایی که در تب فوتبال می سوزند؛ از غول بزرگ آزادی تا نقش جهان اصفهان  

درخواست حذف این مطلب
با نزدیک شدن به آغاز هفدهمین دوره رقابت های لیگ برتر فوتبال، ورزشگاه های 16 تیم حاضر در این مسابقات آماده پذیرایی از تیم های لیگ برتری هستند.امیرحسین فلاح، گروه ورزشی- در حالی که کمتر از 5 روز به آغاز هفدهمین دوره رقابت های لیگ برتر باقی مانده است تیم ها روزهای آخر آمادگی را برای شرکت در این رقابت ها پشت سر می گذراند. اما در کنار تیم ها مسئولان برگزارکننده رقابت ها هم باید شرایط را به بهترین شکل برای شروع رقابت های لیگ برتر آماده کنند. یکی از مهمترین ابزار بازی های لیگ برتر امکانات استادیوم های محل برگزاری مسابقات است که تیم ها باید نواقص ورزشگاه های خودشان را برطرف کنند تا مورد تایید مسئولان سازمان لیگ قرار بگیرد.در این گزارش به معرفی ورزشگاه های 16 تیمی که در لیگ برتر حضور دارند می پردازیم.16 تیم لیگ برتر از 7 استان ایران تشکیل شدند. استان های تهران، اصفهان، گیلان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، خوزستان و بوشهر 7 استانی هستند که در هفدهمین دوره لیگ برتر نماینده دارند.بعضی از این استان ها چند ورزشگاه برای میزبانی از رقابت های لیگ برتر دارند و سایر استان ها در شهر مربوطه تنها یک ورزشگاه دارند. به عنوان مثال استان تهران که 5 نماینده در لیگ برتر دارد 4 ورزشگاه برای مسابقات لیگ برتر درنظر گرفت و شهر جم که میزبان بازی های پارس جم جنوبی است تنها یک ورزشگاه برای میزبانی از مسابقات دراختیار دارد.ورزشگاه آزادی تهران/ استقلال و پرسپولیسشروع ساخت ورزشگاه بزرگ آزادی تهران در سال 1350 برای بازی های آسیایی سال 1974 آغاز شد که در نهایت بعد از 3 سال و در سال 1353 به بهره برداری رسید. این ورزشگاه ابتدا با گنجایش 120 هزار نفر در اختیار عموم قرار گرفت و در سال های گذشته با نصب صندلی بر روی جایگاه تماشاگران ظرفیت ورزشگاه به 78 هزار نفر کاهش پیدا کرد.ورزشگاه آزادی در حال حاضر بزرگترین و بهترین ورزشگاه ایران است که بازی های زیادی چه در عرصه باشگاهی و چه در عرصه ملی در این ورزشگاه انجام شده است.بازی های تیم ملی در مقدماتی های جام های جهانی و همچنین دیدارهای دوستانه بزرگ تیم ملی مقابل تیم های بزرگ دیگر مانند آلمان در این ورزشگاه برگزار شد.ورزشگاه آزادی همواره میزبان دو تیم بزرگ پایتخت استقلال و پرسپولیس بوده و این دو تیم بازی های خودشان در لیگ و جام حذفی و همچنین در بازی های بین المللی را در این استادیوم برگزار می کنند.ورزشگاه آزادی تاکنون میزبان تیم های باشگاهی معتبر دنیا مانند میلان و بایرن مونیخ بوده است. در هفدهمین دوره لیگ برتر هم مانند سال های گذشته این ورزشگاه میزبان بازی های استقلال و پرسپولیس است.ورزشگاه تختی تهران/نفت تهرانورزشگاه تختی تهران پنجمین ورزشگاه بزرگ ایران است که در شرق تهران جای گرفته است. این ورزشگاه هم مانند ورزشگاه آزادی در سال 1353 برای میزبانی مسابقات آسیایی سال 1974 به بهره برداری رسید. ورزشگاه تختی تنها ورزشگاه سرپوشیده ایران به شمار می رود و در هنگام ساخت خود، از پیشرفته ترین ورزشگاه های دنیا قلمداد می شد. ورزشگاه تختی تهران با گنجایش 36 هزار نفر در سال 1386 مورد بازسازی قرار گرفته است.ورزشگاه تختی در سال های گذشته بعد از ورزشگاه آزادی به عنوان دومین ورزشگاه تهران معرفی شد که تیم های مختلف تهرانی حاضر در لیگ برتر بازی های خود را در این ورزشگاه برگزار می کردند.در سال های اخیر تیم نفت تهران ورزشگاه تختی را به عنوان ورزشگاه میزبان برای مسابقات لیگ برتر در نظر گرفت و در هفدهمین دوره لیگ برتر هم این ورزشگاه میزبان بازی های نفت تهران است.ورزشگاه نقش جهان اصفهان/سپاهانورزشگاه نقش جهان ورزشگاهی چند منظوره و 75 هزار نفری در شهر اصفهان است. این ورزشگاه دومین ورزشگاه بزرگ ایران به حساب می آید.شروع ساخت ورزشگاه نقش جهان از سال 1368 بوده و در سال 1381 به بهره برداری رسید. تیم سپاهان از سال 1381 بازی های خانگی خود را در این ورزشگاه برگزار می کرد و از سال 1386 کار بازسازی این ورزشگاه آغاز شد که بعد از مدت زمان طولانی در سال 1395 به بهره برداری نهایی رسید.باشگاه فوتبال سپاهان اولین قهرمانی خود در لیگ برتر را در این ورزشگاه جشن گرفت و بعد از سال ها باردیگر این ورزشگاه میزبان مسابقات این تیم در لیگ برتر شد.سپاهانی ها در فصل جدید لیگ برتر هم ورزشگاه نقش جهان را برای میزبانی مسابقات خودشان انتخاب کردند.ورزشگاه فولادشهر اصفهان/ذوب آهنورزشگاه فولادشهر با گنجایش 15 هزار نفر ورزشگاه اختصاصی باشگاه فوتبال ذوب آهن اصفهان است که در سال ۱۳۷۷ افتتاح شد. تیم فوتبال سپاهان هم از سال 1386 به دلیل بازسازی ورزشگاه نقش جهان بازی های خانگی اش را در این ورزشگاه برگزار می کرد.مراسم اهدای جام و جشن قهرمانی تیم های ذوب آهن در جام حذفی ۸۸-۱۳۸۷ و سوپر جام ۱۳۹۵ و سپاهان در لیگ برتر ۹۱-۱۳۹۰ و لیگ برتر ۹۴-۱۳۹۳ در این ورزشگاه برگزار شده است.بازی رفت فینال لیگ قهرمانان آسیا ۲۰۰۷ در سال ۱۳۸۶ بین دو تیم سپاهان و اوراوارد ژاپن در این ورزشگاه برگزار شده است.ورزشگاه فولادشهر که ورزشگاه اختصاصی تیم ذوب آهن است در هفدهمین دوره لیگ برتر هم از تیم های لیگ برتر پذیرایی خواهد کرد.ورزشگاه غدیر اهواز/فولاد خوزستاناستادیوم غدیر اهواز ورزشگاه چند منظوره در شهر اهواز با گنجایش ۳۸۹۰۰ نفر است.این ورزشگاه که از آن به عنوان چهارمین ورزشگاه بزرگ ایران پس از ورزشگاه آزادی تهران ، ورزشگاه نقش جهان اصفهان و ورزشگاه یادگار امام تبریز یاد می شود پس از ۱۷ سال از آغاز ساخت آن در سال ۱۳۹۰ افتتاح یافت و نخستین بازی فوتبال در این ورزشگاه روز ۲۵ اسفند ۱۳۹۰ میان دو تیم فوتبال استقلال اهواز و تیم ملی جوانان، در حضور رئیس جمهور وقت برگزار شد.ورزشگاه غدیر اهواز در سال های گذشته میزبان مسابقات تیم های مختلف اهوازی در لیگ برتر بود. تیم های استقلال خوزستان، استقلال اهواز و فولاد خوزستان بازی های خودشان را در این ورزشگاه برگزار می کردند.باشگاه فولاد خوزستان در هفدهمین دوره لیگ برتر ورزشگاه غدیر را به عنوان میزبان مسابقات خودش انتخاب کرد.ورزشگاه تختی اهواز/ استقلال خوزستانورزشگاه تختی اهواز، ورزشگاه چند منظوره در شهر اهواز از استان خوزستان می باشد. گنجایش رسمی این ورزشگاه تا سال ۱۳۸۴ که در آن بازسازی صورت گرفت، مشخص نبود. اما گنجایش آن حدود 30 هزار نفر برآورد شده بود. پس از بازسازی در سال ۱۳۸۴ به دلیل نصب صندلی ها، ظرفیت ورزشگاه به 18 هزار نفر رسید. در سال های اخیر و با تکمیل ورزشگاه و صندلی های آن، گنجایش ورزشگاه به ...

ادامه مطلب  

درباره تیم ملی والیبال ایتالیا + اسامی بازیکنان  

درخواست حذف این مطلب
تیم ملی والیبال ایتالیا با 8 مدال طلا، 3 نقره و ۴ برنز در رده دوم پر افتخارترین تیم های لیگ جهانی محسوب می شود.سایت خبری ملکانه :درباره تیم ملی والیبال ایتالیا + اسامی بازیکنانلاجوردی پوشان تیم ملی والیبال ایتالیا نخستین رقیب ایران در هفته نخست لیگ جهانی والیبال هستند که نتیجه این بازی هم از نظر فنی و هم از نظر حیثیتی برای بازیکنان 2 تیم از اهمیت به سزایی برخوردار است.تیم ملی والیبال ایتالیا با 8 مدال طلا، 3 نقره و ۴ برنز در رده دوم پر افتخارترین تیم های لیگ جهانی محسوب می شود.ایتالیایی ها سال 2017 را در نبود بازیکنان مطرحی چون ایوان زایتسف، اوسمانی خوانتورینا، گابریله نِلی، پاسکال سوتیله، سالواتوره روسینی، گابریله ماروتی، انریکو چستر آغاز می کنند بازیکنانی که هر کدام نقش به سزایی در امتیازآوری و مدال آوری ایتالیا در رقابت های مختلف داشتند.هدایت این تیم را همانند سال گذشته لوزنزو بلنجینی در دست دارد و آن ها آبی لاجوردی را به عنوان رنگ اصلی تیم خود انتخاب کرده اند و آبی آسمانی و سفید به ترتیب اولویت های دوم و سم این تیم در طول لیگ جهانی 2017 است.میانگین سنی این تیم به طور تقریبی 27 سال و ماسیمو چولاچی با 36 سال سن به عنوان مسن ترین بازیکن لاجوردی پوشان است.دیوید پاندلارو دفاع وسط تیم والیبال ایتالیا 28 ساله و با 200 سانتی متر قد جزو یکی از بلند قامت های این تیم است. وی 88 کیلوگرم وزن دارد و ارتفاع اسپکش 340 سانتی متر است.لوئیگی راندازو 23 ساله یکی از جوان های جویای نام این تیم در پست دریافت کننده توپ می زند٬ ارتفاع اسپک این بازیکن 198 سانتی متری 352 سانتی متر است.نیکولا پسارسی لیبرو 190 سانتی متری ایتالیاست وی دارای 26 سال سن و 190 سانتی متر قد است.لوچا وتوری قطرپاسور 200 سانتی متری آتزوری ها در این دوره از لیگ جهانی است که ارتفاع آبشارش در سن 26 سالگی 345 سانتی متر است.سیمونه جیانلی بازیکن جوان و جویای ایتالیا تنها 21 سال دارد و می تواند لیگ جهانی برای وی آوردگاهی آینده ساز محسوب شود وی کهبه عنوان پاسور در ترکیب تیمش توپ می زند 198 سانتی متر است و ب ...

ادامه مطلب  

منافقین گفتند آزاد شویم دست به اسلحه می بریم/ رد ادعای آیت الله منتظری در نوار حاشیه ساز/ از حکم ۶۷ امام دفاع می کنم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: سال گذشته نواری از آیت الله منتظری در دیدار اعضای هیئت بررسی پرونده منافقین در سال 67 منتشر شد که با حاشیه هایی همراه بود. در این نوار محور ارجاعات سخنان آقای منتظری به یک قاضی در سال 67 ختم می شد؛ شخصی که در آن سال نزد آقای منتظری می رود و درباره حکم اعدام منافقینی که بر سر موضع خود پافشاری می کنند، توضیحاتی می دهد.از آن سال تاکنون این قاضی مسئولیت های مختلفی داشته اما درباره جزئیات آن جلسه مشهور و فرایند ضربه به توطئه منافقین در سال 67، هرگز مصاحبه و سخنی به میان نیاورده بود.آن قاضی، حجت الاسلام و المسلمین احمدی شاهرودی نام دارد و دهه 60 حاکم شرع استان خوزستان بوده است. وی سال 1337 در نجف اشرف متولد شد. پدر او آیت الله شیخ علی اصغر احمدی از اساتید حوزه های علمیه نجف بود که در زمان انتفاضه شعبانیه در سن 69 سالگی توسط عوامل رژیم بعث عراق در حرم امام علی(ع) بازداشت و بعد از سقوط حکومت صدام و بازگشایی زندان های حزب بعث مشخص شد که به شهادت رسیده است.وی در نجف در محضر پدرش همچنین آیت الله خویی و شهیدصدر تحصیل کرد. پس از انقلاب و اخراج برخی شیعیان به ایران نزد آیات میرزا جواد تبریزی، وحید خراسانی و سید کاظم حائری ادامه تحصیل داد.حجت الاسلام والمسلمین احمدی شاهرودی در دهه شصت به دعوت آیت الله شیخ محسن اراکی به خوزستان می رود و در بررسی پرونده ها به وی کمک می کند. بعد از مدتی او ریاست کل دادگاه های انقلاب خوزستان و همچنین کهگیلویه را برعهده می گیرد. از دیگر سمت های او رئیس نهاد نمایندگی رهبر انقلاب درمنطقه شش دانشگاه آزاد و مدیر کلی گزینش و استخدام قضات سراسر کشور در زمان آیت الله هاشمی شاهرودی بوده است. وی همچنین در دوره چهارم و پنجم مجلس خبرگان رهبری نماینده استان خوزستان است.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگویی هایی در قالب تاریخ شفاهی با شاهدان، ناظران و راویان عینی دهه 60 که خود در زمره نقش آفرینان تاریخ انقلاب اسلامی هستند به ناگفته ها و کمترگفته های این دهه با تمرکز بر اقدامات جلادان آن دوره یعنی منافقین خواهند پرداخت. در این میان هر کدام از این راویان در کسوت های مختلف در دهه 60 قرار داشته اند؛ به طور مثال یکی عضو تیم حفاظت مسئولین بوده، دیگری در مقام قاضی و حاکم شرع نشسته بود، آن یکی مسئولیت زندان اوین را به عهده داشته و دیگری از مسئولان امنیتی وقت بوده است.این گفت وگوها و گزارش ها از (یک شنبه، 11 تیر) در قالب پرونده "دهه 60؛ یک دهه یک قرن" در سرویس سیاسی خبرگزاری تسنیم منتشر شده و از همه علاقه مندان و شاهدان این دهه دعوت می شود ما را در این مسیر یاری کنند.در همین زمینه بخوانید: رازینی: اعدام تروریست های منافق در سال 67 عادلانه و قانونی بودمحافظ سابق رهبر انقلاب: اولین جمله ای که آیت الله خامنه ای پس از به هوش آمدن گفتاولین سخنگوی سپاه: بهزاد نبوی علناً به شهید بهشتی توهین می کردبختیاری: هزاران نفر از منافقین تواب سال 67 عفو شدندشجاعی فرد: هاشمی گفت "موسوی سابقه مبارزه ندارد که نخست وزیر شود"حالا پس از 30 سال خبرنگاران سیاسی تسنیم با این قاضی باسابقه و بازنشسته که هم اکنون در یک موسسه حقوقی خصوصی مشغول به فعالیت است به عنوان شاهد عینی ماجرا درباره دهه 60 و ادعاهای مطرح شده در آن نوار حاشیه ساز به گفت وگو نشستند که در ذیل از منظرتان می گذرد:تسنیم: با تشکر از وقتی که به ما دادید بفرمائید ورود شما به دستگاه قضایی در چه سالی و به دعوت چه کسی بود و در این سالیان مسئولیت های شما در قوه قضائیه چه بوده است؟بسم الله الرحمن الرحیم. بنده در اوایل سال 58 بعد از پیروزی انقلاب به ایران آمدم. من قبل از انقلاب در نجف بودم و در خدمت آیت الله صدر در اصول و آیت خویی در فقه تلمذ کردم. پس از اینکه شهید صدر و برخی شاگردانشان دستگیر شدند، بنده نیز از سوی عمال صدام دستگیر شدم که این دستگیری اوایل سال 58 و در روزهایی بود که شهید مطهری به شهادت رسیده بود. یادم می آید که مراسم ترحیمی از طرف آیت الله خویی در نجف برای بزرگداشت شهید مطهری در مسجدالخضرا گرفته شد و بنده نیز حضور داشتم و چند روز بعد نیز دستگیر شدم.بلاتکلیفی یک ماهه در زندان های صدامبعد از اینکه شهید صدر دستگیر شد، تظاهراتی به همین دلیل در نجف برگزار شد و این منجر به دستگیری تعداد زیادی از شاگردان ایشان شد ومن هم مدتی در زندان سازمان امنیت بغداد بودم. در یکی از شعب زندانهای بغداد تحت عنوان "شعبة مکافحة الرجعیه" یعنی شعبه مبارزه با ارتجاع -به طلاب و روحانیون می گفتند ارتجاع که شاه هم هم همین لفظ را استفاده می کرد- تحت نظر بودم. مدارکی علیه من در پرونده بود. عکس هایی از اسنادی که درباره انقلاب بود، بعضی از اعلامیه ها و عکس های شهید صدر و امام خمینی از من گرفته شده بود. یک ماه در حبس بودم و از خانواده خبر نداشتم و در وضعیت بلاتکلیفی به سر می بردم.نذر هزار صلوات کردم که از بلاتکلیفی دربیایمپس از یک ماه 1000 صلوات نذر کردم که آزاد شوم و گفتم اگر اسمم را صدا بزند، 1000 صلوات می فرستم اتفاقا همان روز صدایم کردند و مرا چشم بسته برای محاکمه بردند.در آنجا اتفاق عجیبی برای من رخ داد. به من گفتند که تو محکوم به اخراج از عراق شده ای و بازپرس پرونده گفت "اخراج، اخراج"! من به حسب ظاهر گفتم من عراق را دوست دارم ولی قبول نکردند و حکمم قطعی شده بود. جای تعجب اینجا بود که از پرونده من هیچ سوالی نپرسیدند و هیچ محکومیت و زندانی و بازجویی از من نشده بود. بعدها بود که متوجه شدم همان روز عده ای از وزرای صدام علیه او کودتا کرده بودند و این نقشه کودتا برملا شده بود و خلاصه سرشان به قدری شلوغ بود که وقتی برای رسیدگی به پرونده من نداشتند. ما نجات پیدا کردیم و ما را به تهران فرستادند.من که آمدم ایران، در خلال شهادت شهید مطهری و فوت مرحوم آیت الله طالقانی بود. من در قم مشغول ادامه تحصیل شدم. البته در شهرهایی مانند خرمشهر کارهای تبلیغاتی نیز انجام می دادم. در این شهر آقای شیخ محسن اراکی(رئیس فعلی مجمع تقریب مذاهب اسلامی) مسئول تبلیغات اسلامی بود و بنده را نیز که از نجف آشنایی با هم داشتیم دعوت کرد تا به خرمشهر برویم.در خرمشهر دو مرکز زیر نظر او کار می کردند. یکی برای عربها که "مرکز التوعیه" به آن می گفتند و یکی مرکز فارسی زبانان به نام "مرکز الدراسات" و من در مرکز الدراسات مشغول کار تبلیغاتی بودم. در آن زمان کنسولگری عراق در خرمشهر هنوز فعالیت می کرد ولی روابط با عراقی ها حسنه نبود و تحرکاتی علیه کشور داشتند. حاکم شرع آن زمان استان خوزستان از منصب حاکم شرعی عزل شد و پس از این، آقای اراکی به عنوان حاکم شرع انتخاب شد و ما فعالیتهای تبلیغی خود را ادامه می دادیم تا اینکه خرداد 60 رسید و مجاهدین خلق اعلام جنگ مسلحانه علیه نظام کرد.دستگیری اعضای گروهک ها بعد از 30 خرداد 60پس از آن بود که دستگیری ها شروع شد. دستگیری اعضای گروه منافقین و گروهک هایی که به تبع آنها عملیات مسلحانه علیه نظام انجام می دادند مانند خلق عرب، پیکار، اتحادیه کمونیست ها. در آن زمان تعداد دستگیری ها بالا بود و جناب اراکی از ما درخواست کرد که به دلیل تعداد بالای دستگیری ها به او در رسیدگی به پرونده ها کمک کنیم. ما هم به شکل غیر رسمی به کمک او شتافتیم و پرونده ها را بررسی می کردیم و بازجویی انجام می دادیم اما حکم نمی دادیم.این شد که پای ما به دادگاه انقلاب باز شد. در رسیدگی به پرونده ها ما شرح جرم و اظهارات دستگیرشدگان را به آقای اراکی می دادیم. البته در خلال این کار درباره دستگیرشدگان پیشنهادات و نظرات خودمان را نیز به آقای اراکی می دادیم. مثلا می گفتیم فلانی یک سال زندان برایش کافی است یا گرفتن تعهد کافی است یا بر عکس برای برخی که جرمشان سنگین بود، پیشنهاد احکام سنگین تری می دادیم.کارآموزی یک ماهه در «اوین» و عزیمت به دادگاه انقلاب شرق خوزستانتا اواخر سال 60 به همین شکل با آقای اراکی در دادگاه انقلاب همکاری می کردیم تا این که آیت الله مومن که عضو شورای قضایی بود و تقریبا اداره دادگاه های انقلاب با او بود به ما گفت نمی شود به این شکل کار ادامه پیدا کند و شما باید دوره های کارآموزی را طی کنید و ابلاغ قضایی به شکل رسمی برای شما صادر شود و خودتان حق صادرکردن حکم را داشته باشید این شد که ما وارد کارآموزی قضایی شدیم و در دوره یک ماهه که در زندان اوین برای ما برگزار شد، شرکت کردیم.در آن زمان آقای لاجوردی دادستان بودند و آقای فلاحیان نیز معاون او بود. مرحوم آیت الله محمدی گیلانی نیز رئیس دادگاه انقلاب و حاکم شرع تهران بودند و آقای نیری هم معاون آقای گیلانی بود. پس از یک ماه کارآموزی ابلاغیه قضایی رسمی برای ما صادر شد و اولین ابلاغیه قضایی رسمی برای ما ابلاغیه قضایی دادگاههای انقلاب شرق خوزستان بود. یعنی بهبهان، آغاجری، رامهرمز و... البته همزمان با رفتن ما به بهبهان رئیس دادگاه انقلاب کهکیلویه را عزل کردند.آیت الله مومن به من تلفن زد و گفت "استان کهگیلویه هم مرز با بهبهان است و حاکم شرع آن شهر مشکل پیدا کرده و عزل شده و شما به مدت 2،3 هفته حاکم شرع آن استان شوید و به پرونده ها رسیدگی کنید". این استان دو دادگاه انقلاب داشت، گچساران و یاسوج که عمدتا گچساران بود که پرونده های زیادی داشت. این 2 هفته، 4 سال آن طول کشید.(می خندد)دادگاه های انقلابیِ زیرزمینی!از طرفی آقای اراکی هم به عنوان کاندیدای مجلس دوم از خوزستان شرکت کرده بود و همین موضوع باعث شد من اواسط سال 62 به جای آقای اراکی حاکم شرع کل استان خوزستان شوم. حکم حاکم شرعی من تا اواخر سال 67 ادامه داشت و در آن زمان من هر روز به شهرها و شهرستان های خوزستان سر می زدم. از اهواز گرفته تا دزفول، مسجد سلیمان، بهبهان، شوش و آبادان در آن زمان چون هنوز مجرد بودم تمام وقت فعالیت می کردم و در روز شاید به 100 پرونده رسیدگی می کردم. مثلا در دزفول به دلیل بمباران جلسات دادگاه در زیرزمین تشکیل می شد خلاصه تا اواخر 67 که از 67/11/1 استعفا دادم.تسنیم: فضای خوزستان از لحاظ فعالیت های گروهک های مسلح چگونه بود؟ گویا در برخی استان ها درگیری با گروهک ها از جمله مجاهدین خلق شدت بیشتری داشت. باتوجه به قرار داشتن خوزستان در مرز و همچنین شرایط جنگی آن دوران، شرایط شما در این استان چگونه بود؟خوزستان استانی بود که بعضی از شهرهایش از جمله اهواز، تحرکات گروهک ها و ترورها زیاد بود. مردم را ترور می کردند؛ چهره های شاخص را ترور می کردند از جمله شهید بخردیان که منافقین او را ترور کردند، این شهید بزرگوار عالم بنام بهبهان بود. یا منافقین سیدفخرالدین طباطبایی را در اهواز ترور کردند. شهید فخرالدین طباطبایی امام جماعت و روحانی بسیار فعالی بود و مردم او را خیلی قبول داشتند، در ماجرای ترور پسرش هم که همراهش بود، زخمی شد.ترور عالمی که برای منافقین وساطت می کردشب ترور شهید طباطبایی، منافقین در این رابطه اطلاعیه صادر کردند و مدعی شدند که شهید طباطبایی به زور از مردم برای کمک به جبهه ها پول می گرفته است. ایشان اصلا سیاسی هم نبود و بر عکس خیلی اوقات شده بود که نزد من می آمد و وساطت برخی از اعضای منافقین را می کرد و آدم بسیار دلرحم و مهربانی بود.شهید حجت الاسلام فخرالدین طباطبایی- شهید مظلومی که به دست منافقین در سال 65 ترور شدتسنیم: آیا عوامل ترور شهید طباطبایی د ...

ادامه مطلب  

لعنت به امتیاز های پایانی که مفت پرید!  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: تیم جوان شده والیبال ایران درحالی در شهر پیازا و پیش چشمان بیش از 10 هزار طرفدار برگزار می شد ، به مصاف هم رفتند. مسابقه باز به دلیل حضور خانم های ایتالیایی و البته معدود خانم های ایرانی حاضر در استادیوم و البته مشکلات عدیده برای پخش تصاویر ، با سانسور و پخش تصاویر آهسته همراه بود.در شروع بازی ، ایتالیایی ها که این بار تورانو و زایتسف را در تیم شان نداشتند ، ابتدا پیش افتادند اما تیم جوان شده ما خیلی خوب توانستند امتیاز ها را جبران کنند تا در امتیاز 6 با آنها برابر باشیم. در ترکیب اصلی ما ، این بار مسعود غلامی در ترکیب قرار گرفته بود. بازیکنانی مثل غفور ، مرندی ، معروف ، غلامی و قائمی هم در ترکیب بودند. ایتالیایی ها زودتر از ما به امتیاز 8 رسیدند و اولین وقت استراحت به نام آنها بود. در ادامه اما بازی با همین فاصله دو امتیاز پیش می رفت. ایتالیایی ها 13 شدند و ما به امتیاز 11 رسیدیم. در این امتیاز بود که کلاکویچ برای تیمش وقت استراحت گرفت و با بازیکنانش جدی صحبت کرد . او از امتیازی که باید با ضربه عادل غلامی می گرفتیم اما از دست رفت ، نکاتی داشت که سریع توضیح داد.میلاد عبادی پور توانست امتیاز 12 را برای ایران بگیرد اما ایتالیایی ها به امتیاز 15 رسیدند. غفور گیرنده امتیاز 13 ایران بود. ایتالیایی ها با رسیدن به امتیاز 16 ؛ دومین وقت را هم زودتر به نام خودشان کردند.امتیاز 14 ما را فرهاد قائمی گرفت.روند امتیازگیری دو تیم تا 23 بر 19 پیش رفت و ایتالیا در آستانه بردن ست اول قرار گرفت. امتیاز 20 ایران را میرزاجانپور گرفت. امتیاز 21 را هم فرهاد قائمی خیلی زیبا روی پاس عالی معروف گرفت و باز امتیاز کم شد.رضا قرا در خط سرویس بود. یک رقابت عالی بر سر امتیاز بعدی و ضربه زیبای غفور. ما حالا 22 امتیاز داشتیم. ایتالیایی ها بعد از یک وقت استراحت توانستند 24 شوند. سرویس زیبای لوکا ویتوری هم توانست امتیاز 25 را برای آبی ها به همراه داشته باشند و آنها این ست را در خانه ببرند.ست دوم:با شروع ست دوم این تیم ملی ایران بود که بازی را بهتر شروع کرد. ایران تا امتیاز 13 از ایتالیایی ها پیش بود و داشتیم بازی بهتری را می دیدیم اما یکباره تیم ملی ما برای دقایقی ...

ادامه مطلب  

فوتبال جهان در انحصار مافیای مرد ایتالیایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار دنیای ورزشگروه ورزشی باشگاه خبرنگاران جوان،نقل و انتقال فوتبال اروپا به روزهای اوج خودش رسیده است و هر روز خبری جدید از انتقال بازیکنان به تیم های دیگر می شنویم. اما این روزها نام یک نفر بیش از بقیه شنیده می شود . فردی که نه بازیکن است ، نه مربی و نه حتی مدیر و مالک باشگاه اما بیشتر بازیکنان بزرگ دنیا گوش به فرمان او هستد.مینو رایولا ایجنت فوتبال که به همراه خورخه مندس ، بزرگترین و معروفترین مدیربرنامه فوتبال محسوب می شود و این روزها سر و صدای زیادی در فوتبال ایجاد کرده است.این ایجنت ایتالیایی سال گذشته با انتقال موکلش پل پوگبا از یوونتوس به منچستریونایتد با مبلغ 105 میلیون یورو بزرگ ترین نقل و انتقال تاریخ فوتبال را رقم زد.انتقالی که سر صدای زیادی کرد و حتی گفته می شود رایولا برای این انتقال از 2 باشگاه منچستر و یوونتوس مبالغی غیر قانونی دریافت کرده است.این ایجنت امسال نیز حواشی زیادی ایجاد کرد او ابتدا با تمدید قرارداد دوناروما سنگربان جوان میلان با این باشگاه بزرگ اروپایی مخالفت کرد اما در نهایت حریف خانواده این دروازه بان و هواداران میلان نشد.این اتفاق باعث شد تا تیر پیکان انتقادات به سوی او روانه شود و همه از مافیایی که در فوتبال او ایجاد کرده است انتقاد کنند. رایولا 48 ساله و اهل کشور ایتالیا است او در زمان کودکی همراه با پدر و مادرش به هلند مهاجرت کرد و در این کشور بزرگ شد، او ابتدا در رستوران ایتالیایی خانواده اش که ناپولی نام داشت کار می کرد و در مدرسه حقوق نیز ثبت نام کرد. او درسال 1987 شرکت خود را تاسیس کرد او علاوه بر تجارت در سن 22 سالگی عضو هیئت مدیره یک باشگاه محلی هلندی به نام هارلم شد اما خیلی زود استعفاء داد.بعد از یک دوره کوتاه حضور در فوتبال به عنوان بازیکن و مدیر، او همچنان در دنیای فوتبال باقی ماند اما این بار به عنوان یک مدیر برنامه فوتبال.رایولا در یک شرکت انتقال بازیکن کارش را شروع کرد و چند بازیکن هلندی را به باشگاه های ایتالیایی انتقال داد از جمله انتقال برایان روی در سال 1992 به فوجیا و همچنین انتقال دنیس برکمپ در سال ...

ادامه مطلب  

یورو ۲۰۱۷ زنان؛ نگاهی به چهار تیم راه یافته به نیمه نهایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سایت ورزش بانوان؛ تنها چند روز تا پایان مسابقات جام ملت های فوتبال زنان اروپا ۲۰۱۷ و برگزاری فینال رقابت ها به میزبانی هلند باقی نمانده است. قبل از رسیدن به این روز بزرگ، چهار تیم راه یافته به مرحله نیمه نهایی باید مقابل یکدیگر حاضر شوند تا بتوانند بلیط حضور در مرحله فینال را به دست آورند. حالا نگاهی داریم به چهار تیم راه یافته به مرحله نیمه نهایی یورو ۲۰۱۷ :تماشاگران، عامل صعود هلندی هاهلند ۲ _ سوئد ۰در حالیکه هلند تا به حال به فینال مسابقات فوتبال زنان اروپا نرسیده اما برای دومین بار رقابت در نیمه نهایی جام یوفای زنان را تجربه می کند. گل اول هلند توسط لیکه مارتنز مهاجم ۲۴ ساله این تیم در دقیقه ۳۴ وارد دروازه سوئدی ها شد تا ملی پوشان هلند با برتری نیمه نخست را به رختکن بروند.نیمه دوم در دقیقه ۶۴ ویوین میدما مهاجم ۲۱ ساله هلند زننده گل دوم برای تیم ملی کشورش بود که صعود هلند را به دور بعد رقابت ها قطعی کرد.نارنجی پوشان هلند برای رسیدن به مرحله نیمه نهایی مقابل تیم های دانمارک، بلژیک، نروژ و سوئد خوش درخشیدند و اکنون باید روز پنجشنبه در انسخده مقابل تیم انگلیس حاضر شوند.جکی گرونن ملی پوش فوتبال زنان هلند بهترین بازیکن این دیدار لقب گرفت.شکست تلخ آلمان مقابل دانمارکآلمان ۱ _ دانمارک ۲تیم ملی فوتبال زنان آلمان، مدافع عنوان قهرمانی اروپا، وداع زودهنگامی با جام ملت های اروپا ۲۰۱۷ داشت. این تیم در مرحله یک چهارم نهایی، غیر منتظره با نتیجه ۲ بر ۱ مغلوب تیم ملی دانمارک شد و از تورنمنت ۲۰۱۷ در هلند حذف شد. تیم ملی فوتبال زنان آلمان تا کنون مجموعا ۸ بار و از سال ۱۹۹۵ به این سو ۶ بار پیاپی قهرمان فوتبال اروپا شده بود.شاگردان اشتفی جونز، سرمربی تیم ملی آلمان، نخست با گل ایزابل کرشوفسکی در دقیقه سوم بازی، از حریف با انگیزه خود پیشی گرفتند. در نیمه دوم بازی و در دقیقه ۴۹ در پی چندین اشتباه زنجیره ای در امور دفاعی تیم ملی آلمان، نادیا ندیم، مهاجم افغان تیم ملی دانمارک، سانتر ارسالی از جناح راست را با ضربه سر به گل مساوی برای تیم خود تبدیل کرد. سرانجام ۷ دقیقه قبل از پایان وقت قانونی بازی، تیم ملی دانمارک مجددا با ضربه سر در پس سانتر از سمت راست، به گل رسید. تِرِزا نیلسون، مدافع تیم ملی دانمارک زننده گل پیروزی بخش برای تیم خود بود.خوشحالی دانمارکی ها از صعود تیم شان به نیمه نهایی یورو ۲۰۱۷ زنانجنیفر ماروشان، کاپیتان تیم ملی فوتبال آلمان و بازیکن سال این ...

ادامه مطلب  

همکاری هلند و امریکا در حوزه تحقیقات امنیت سایبری  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش کارگروه بین الملل سایبربان؛ امریکا و هلند در زمینه تحقیق و توسعه در حوزه امنیت سایبری با یکدیگر همکاری می کنند. «امنیت سایبری، یک ورزش جهانی است!» این جمله، جهان بینی دکتر داگلاس موگان (douglas maughan) درباره مقابله با تهدیدات سایبری را بیان می کند. دکتر موگان که مدیر شاخه امنیت سایبری اداره علم و فناوری وزارت امنیت ملی است، با این عبارت به توضیح همکاری های اداره علم و فناوری با نهادهای امنیت سایبری دولتی و ملی در سرتاسر جهان می پردازد.به دلیل همین نیاز به تمرکز جهانی است که شاخه امنیت سایبری هلند، دست به مشارکت فعال با سازمان های امنیت سایبری در سیزده کشور جهان از جمله انگلیس، استرالیا، کانادا، سنگاپور و اسرائیل – و یک نهاد بین الملل یعنی اتحادیه اروپا زده است.رابطه مشارکتی شاخه امنیت سایبری با همتایان خود در هلند – سازمان پژوهش های علمی هلند (nwo) و مرکز ملی امنیت سایبری (ncsc)، بخشی از وزارت امنیت و دادگستری- را می توان نمونه برجسته ای از یک مشارکت دانست که برای هر دو طرف سودمند است.مشارکت امریکا و هلند در امر تحقیق و توسعه، سال های متمادی به طول می انجامد و طیفی از فعالیت ها را در برمی گیرد. اخیراً اعلام شد که یک بودجه نوآورانه به میزان 2.6 میلیون دلار، این مشارکت را پوشش داده و از شکل گیری گروه های تحقیقاتی مشترک امریکایی- هلندی حمایت می کند.هدف این برنامه ابتکاری جدید که اواسط ماه مه اعلام گردید، تقویت همکاری های تحقیق و توسعه بین محققان برتر دو کشور در حوزه امنیت سایبری است. دو محور تحقیقاتی که دو کشور بر روی آن تمرکز می کنند عبارتند از سامانه های کنترل صنعتی/ سامانه سرپرستی و گردآوری داده (اسکادا) و دفاع در برابر حملات انکار سرویس توزیع شده. روی هم رفته، شرکا به گونه ای برنامه ریزی می کنند که بودجه تصویب شده پاسخگوی حداکثر پنج پیشنهاد پژوهشی یکپارچه باشد. این پیشنهادهای پژوهشی (پروپوزال ها)، جزئیات کامل برنامه کاری را که قرار است توسط گروه های متشکل از مراکز دانشگاهی، صنعت و محققان آزمایشگاهی (فقط امریکا) دو کشور انجام شود، به تفصیل بیان می کنند.طبق برنامه مذکور، نیمی از بودجه تحقیق و توسعه توسط شاخه امنیت سایبری هلند و از طریق اطلاع رسانی گسترده بین المللی خود با عنوان hshqdc-17-r-b001 که در ماه فوریه در وبگاه دولتیfedbizopps منتشر شد، تأمین خواهد شد. این اطلاع رسانی گسترده بین المللی 9.5 میلیون دلاری به منظور تسهیل فعالیت های تحقیق و توسعه متقابل در حوزه امنیت سایبری به کار گرفته می شود که با مشارکت شرکای بین المللی فعلی و آتی شاخه امنیت سایبری هلند انجام می گیرد. بودجه حاصل از اطلاع رسانی گسترده بین المللی در اختیار پژوهشگران مستقر در امریکا قرار خواهد گرفت.در همین حال، سازمان پژوهش های علمی هلند و مرکز ملی امنیت سایبری این کشور، بودجه نیمه دیگر برنامه را در اختیار پژوهشگران مستقر در هلند قرار می دهند.گروه های تحقیقاتی امنیت سایبری هلند و امریکا، تا سی و یکم آگوست 2017 مهلت دارند تا پیشنهاد پژوهشی خود را به سازمان مربوط در کشور خود که در این برنامه مشارکت دارد، ارائه دهند.دکتر موگان در زمان اعلا ...

ادامه مطلب  

حضور پررنگ نسل سومی ها /اظهار تعجب زن تازه مسلمان شده ایتالیایی/ بیانات در رابطه با یک کشور قبیله ای و شعار حضار  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان مراسم بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) عصر امروز در جوار مرقد مطهر بنیان گذار انقلاب اسلامی برگزار شد که در ادامه برخی از حاشیه های این مراسم را می خوانیم.سیل حضور مردم در بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) از چند ساعت قبل از آغاز رسمی مراسم و با شلوغی خیابان ها و بزرگراه های اطراف حرم مطهر کاملاً هویدا بود .علی رغم حضور پررنگ مردم با تدابیر اتخاذ شده و با حضور گسترده نیروهای راهنمایی و رانندگی و همچنین انتظامات نظم در مراسم امروز نسبت به سال های گذشته بهتر بود .حیاط بیرونی حرم مطهر امام خمینی (ره) و همچنین در درون صحن مصطفی خمینی ، غرفه های اورژانس ، ختم قرآن و سبک زندگی اسلامی ایرانی به مردم خدمات ارائه می دادند.چهار ورودی برای زائرانی که می خواستند وارد صحن اصلی حرم شوند از سوی مسئولان در نظر گرفته شده بود .نسل سومی ها نسبت به سایر رده های سنی پررنگ ترین حضور را در مراسم امروز داشتند؛ در دست بسیاری از این جوانان پارچه نوشته هایی با شعار " گله مندیم اما پای انقلابیم" به چشم می خورد .تعداد یکصد نفر از بانوان شرکت کننده در مراسم ارتحال بنیان گذار کبیر انقلاب اسلامی قبل از آغاز مراسم به دور حلقه ای گرد آمده و جلسه ختم قرآن برگزار کردند .یکی از بانوان سالخورده حاضر در مراسم به خبرنگار میزان گفت: 20 سال است که به خاطر مشکل قلبی ام پزشکان مرا از انجام سفر منع کرده اند اما با این وجود تمام این 20 سال را با خضوع و همراه همسرم از جیرفت در استان کرمان به تهران می آییم و در مراسم روز 14 خرداد شرکت می کنیم؛ هر بار که در این مراسم حاضر می شوم تا چندین هفته حالم بسیار خوب است و خبری از مشکل قلبی ام نمی شود.یکی از خدمه های اورژانس مستقر در صحن مصطفی خمینی به خبرنگار میزان گفت: از صبح امروز تا ساعت 17 و 50 دقیقه نزدیک به 50 مراجعه کننده داشتیم که مشکل ا ...

ادامه مطلب  

هلند میزبان لاجوردی پوشان ایتالیایی  

درخواست حذف این مطلب
امشب و در دیداری دوستانه هلند و ایتالیا در سرزمین لاله های نارنجی به مصاف یکدیگر خواهند رفت. به گزارش گروه ورزشی آنا از ورزش سه هلند سالهای بسیار دشواری را سپری می کند و شکست با دو گل برابر بلغارستان علاوه بر به خطر انداختن صعود این تیم به جام جهانی باعث اخراج دنی بلیند سرمربی تیم ملی این کشور نیز شد تا فرد گریمز هدایت آنها را در این دیدار دوستانه بر عهده داشته باشد.از آن سو آتزوری ها با ونتورا شرایط خوبی دارند و با 13 امتیاز و به خاطر تفاضل گل کمتر بعد از اسپانیا در رتبه دوم ...

ادامه مطلب  

صعود هلند و دانمارک به یک چهارم نهایی رقابت های یورو ۲۰۱۷ زنان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سایت ورزش بانوان؛ در روز نهم رقابت های یورو ۲۰۱۷ فوتبال زنان، تکلیف تیم های صعود کننده از گروه a مشخص شد.هلند ۲ _ بلژیک ۱در نهمین روز از رقابت های جام ملت های فوتبال زنان اروپا ۲۰۱۷، هلند و بلژیک در ورزشگاه ویلم دوم واقع در شهر تیلبورخ، هلند به مصاف یکدیگر رفتند. هلند به عنوان میزبان مسابقات، تمام تلاشش را برای حضور در مرحله بعد رقابت ها به کار بست و در نهایت با ۹ امتیاز به عنوان صدرنشین گروه به یک چهارم نهایی رقابت ها صعود کرد.شریدا اسپیتسه در دقیقه ۲۷ و از نقطه پنالتی هلند را به گل رساند اما تسا وولارتِ بلژیکی با گل دقیقه ۵۹ کار را به تساوی کشاند در حالیکه لیکه مارتنز هافبک تیم ملی فوتبال زنان هلند با گلی که دقیقه ۷۴ به ثمر رساند کمک بزرگی به صعود تیمش با امتیاز کامل از این مرحله از رقابت ها کرد.لیکه مارتنز بازیکن تیم ملی فوتبال زنان هلند، بهترین بازیکن این دیدار شناخته شد.خوشحالی بازیکنان تیم ملی فوتبال زنان هلند بعد از صعود به مرحله بعد رقابت ها.تیم ملی فوتبال زنان هلند در کل سه بار جواز حضور در مسابقات فوتبال زنان اروپا را بدست آورده اند و بهترین نتیجه ای که در این مدت کسب کرده اند کسب عنوان سومی در سال ۲۰۰۹ است.نروژ ۰ _ دانمارک ۱در دیگر دیدار از گروه a مسابقات جام ملت های فوتبال زنان اروپا ۲۰۱۷ نروژ و دانمارک در حالی که پرنیلا لارسون سوئدی قضاوت دیدار را بر عهده داشت، به مصاف یکدیگر رفتند. دانمارک با گل دقیقه ۵ کاترین وجه جواز حضور در مرحله یک چهارم نهایی رقابت ها را پیدا کرد.خوشحالی ملی پوشان دانمارک از صع ...

ادامه مطلب  

snn.ir - .: student news agency :. - خبرگزاری دانشجو  

درخواست حذف این مطلب
اخبار دانشگاهی را از «کانال اخبار دانشگاهی snn.ir» دنبال کنیدبه گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو صبا عبداللهی مسئول تشکیلات جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران گفت: به همت جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهرا ...

ادامه مطلب