همه آنچه درباره honda civic si نمیدانید! +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، کمپانی ژاپنی هوندا سیویک si را در دو کلاس بدنه سدان و کوپه تولید می کند و پیشرانه ی 4 سیلندری آن ۲۰۵ اسب بخار قدرت و ۲۶۰ نیوتون متر گشتاور تولید خواهد کرد که البته هوندا سیویک نسل نهم si از پیشرانه ای ۲.۴ لیتری و چهار سیلندر از نوع تنفس طبیعی بهره گرفته بود بود که می توانست ۲۰۱ اسب بخار قدرت و ۲۳۰ نیوتون متر گشتاور تولید کند البته شایان ذکر استکه هوندا توسط پیشرانه ای با حجم موتور کمتر از قبل، قدرت و گشتاور بیشتری تولید خواهد کرد؛ اما انتظار بیشتری از این خودروساز می رفت.همچنین این خودرو اولین مدل از si بوده که به توربوشارژر مجهز شده و این بدان معنا است که حداکثر قدرت و گشتاور این خودرو در دور موتور بسیار پایینی در دسترس راننده خواهد بودهمچنین به علت وجود سیستم فرمان الکترونیکی فعال و دارای حالت اسپرت می تواند بسته به حالت های مختلف رانندگی تغییر کند سایر مشخصات استاندارد این خودرو شامل جعبه دنده ی شش سرعته، سیستم تعلیق اسپرت به همراه کمک فنرهای فعال، دیفرانسیل لغزش محدود و رینگ های ۱۸ اینچی هستند.هوندا سیویک si، در مقایسه با نسل قبلی خود، تنها قدرت و گشتاور پیشرانه خود را افزایش بلکه سبک تر هم شده است همچنین داخل کابین آن نیز تغییراتی در مقایسه با مدل استاندارد وجود دارد که برخی از این تغییرات شامل تودوزی با دوخت قرمز، لوگوی si، نمایشگر tft در مقابل راننده با نورپردازی قرمز و پدال های آلومینیومی اسپرت هستند؛ البته سایر امکانات رفاهی و ایمنی کامل ترین مدل های غیر si سیویک نیز در این خودرو موجود هستند. روی کنسول مرکزی این خودرو یک نمایشگر ۷ اینچی قرار گرفته است که سیستم رهیاب ماهواره ای و اتصال به تلفن همراه از قابلیت های آن هستند؛ ضمن اینکه سیستم صوتی خودرو دارای قدرتی ۴۵۰ کیلوواتی است.یکی از ضعیف ترین مدل های سیویک، مدل ۲ لیتری تنفس طبیعی بوده که با استفاده از ۴ سیلندر خود می تواند قدرت ۱۵۸ اسب بخار در دور موتور ۶۵۰۰ دور بر دقیقه و ۱۸۷ نیوتون متر گشتاور در دور موتور ۴۲۰۰ دور بر دقیقه تولید کند. مدل بعدی دارای یک پیشرانه ی چهار سیلندر خطی به حجم ۱.۵ لیتر است که می تواند ۱۷۴ اسب بخار قدرت در ۶ هزار دور بر دقیقه و ۲۲۰ نیوتون متر گشتاور در ۵۵۰۰ دور بر دقی ...

ادامه مطلب  

10 کاربرد جالب خمیر دندان که نمیدانید!  

درخواست حذف این مطلب
10 کاربرد جالب خمیر دندان که نمیدانید!, جلا جواهرات با خمیر دندان, لک گیری با خمیر دندان۱۰ کاربرد جالب خمیر دندان که نمیدانید! اغلب ما خمیردندان ها را تنها به عنوان پاک کننده دندان ها می شناسیم؛ اما این تنها کاربرد آنها نیست. خمیردندان ها برای بسیاری از اشیا نقش یک پاک کننده یا جلا دهنده قوی را بازی می کنند. البته اینجا صحبت از خمیردندان هایی نیست که به شکل ژل هستند؛ بلکه صحبت در خصوص نوع سفید رنگ آن است.بد نیست بدانید که برای هر کدام از کاربردهای زیر که از مسواک برای تمیز کردن چیزی صحبت شده است، بهتر است مسواکی را جداگانه در نظر بگیرید. البته می توانید مسواک های مستعملی که دیگر استفاده نمی کنید را به کار ببرید. در ادامه نکته هایی در خصوص استفاده از خمیردندان را مطالعه کنید. دست های خود را خوشبو کنیدباقی ماندن رایحه نامطبوعی که به واسطه خرد کردن سیر یا پیاز، تمیز کردن ماهی و … بر روی دست ها، برای بسیاری از ما ناخوشایند است. راه حل فوری، شستشوی دست ها با خمیردندان است. جواهرات را جلا دهید تنها با استفاده از یک مسواک نرم، یک پارچه لطیف و مقداری خمیردندان می توانید جواهرات خود را جان و جلایی تازه دهید. کافی ست بخش های فلزی جواهرها را با استفاده از مسواک و خمیردندان شستشو داده و سپس با استفاده از یک پارچه نرم، پاک کرده و صیقل دهید. توجه به این نکته حائز اهمیت است که نباید به منظور حل کردن خمیردندان، جواهر را داخل آب بگذارید. همچنین مراقب مروارید ها باشید. خمیردندان می تواند به سطح خارجی مروارید صدمه وارد کند. نقاشی های روی دیوار را پاک کنید خمیردندان برای پاک کردن نقاشی های روی دیوارهای رنگ شده نیز کاربرد دارد. برای پاک سازی خطوط رنگی از دیوار، اندکی خمیردندان بر روی یک اسفنج مرطوب ریخته و دیوار را به آرامی با آن پاک کنید. از خاصیت ضد بخار خمی ...

ادامه مطلب  

همه آنچه درباره هیوندای i20 نمیدانید! +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، سال 2008 اولین نسل از هیوندای i20 معرفی و در سال 2014 با تغییرات اندکی در نمای ظاهری در کشور هندوستان از آن رونمای و سپس در بازار های جهانی عرضه شد؛ این خودرو کره ای در کلاس خودرو های هاچ بک کوچک قرار می گیرد، به همین سبب مخاطبان عمده ی آن جوانان خواهند بود.این خودرو از ابعادی در طول/عرض/ارتفاع به ترتیب 4035/1734/1474 میلی متر برخودار بوده همچنین فاصله دو محور هیوندای i20 برابر با 2570 میلی متر است همچنین وزن این خودرو بنا به تجهیزات نصب شده در رنج 1025 تا 1197 کیلوگرم قرار دارد؛ طراحی هیوندای i20 در مرکز این کمپانی واقع در آلمان و بر اساس زبان طراحی هیوندای موسوم به "مجسمه سیال 2"انجام شده است. نمای جلوی این خودرو از چراغهای بروز شده به همراه یک جلو پنجره شش ضلعی مشبک با حاشیه کرمی بهره گرفته و موجب شده تا اندکی ظاهر تهاجمی داشته باشد از تغییرات اعمال شده در نسل جدید به نوار مشکی رنگ پایین سپر و تغییر ظاهر مه شکن ها می توان اشاره کرد.بهره گیری از رنگ مشکی در خودرو جلوه ای اسپرت به آن می بخشد که میان خودروسازان امری رایج بوده به همین علت خودرو ساز کره ای از یک زه مشکی در نمای جانبی هیوندای i20 در پایین درب بهره برده همچنین در ستون c این خودرو هم به منظور تداعی همان جلوه ی اسپرت برای بار دیگر از رنگ مشکی استفاده کرده است ؛ چراغ های عقب هیوندای i20 مانند چراغ های جلو دچار تغییر شده از درب صندوق عقب آغاز و تا قسمتی از بخش جانبی خودرو کشیده شده است.طراحی داخلی این هاچ بک کره ای بر خلاف دیگر تولیدات شرکت هیوندای تغییری نسبت به نسل های قبلی خود نکرده و همین امر به خودی خود یک ضعف به شمار می رود تمام ادوات این خودرو در جای خود و در دسترس راننده قرار گرفته اند، کابین داخلی این خودرو فاصله زیادی با کابین داخلی یک خودروی لوکس دارد که این امر سبب می شود تا هزینه تمام شده ی آن کم تر باشد.شرکت خودرو ساز ک ...

ادامه مطلب  

فیلم برداری زن کارفرما از خدمتکار در حال خودکشی!  

درخواست حذف این مطلب
"پلیس کویت زنی را که از خدمتکار خانگی خود در هنگام سقوط از طبقه هفتم ساختمان فیلم برداری کرده بود بازداشت کرد. کارفرمای این زن از این صحنه فیلم برداری و سپس این فیلم را در شبکه های اجتماعی منتشر کرده است..." این خدمتکار ظاهرا قصد داشت خودکشی کند. این زن کویتی متهم است برای جلوگیری از خودکشی خدمتکار خود کاری نکرده و به فیلم برداری از او در هنگام سقوط از ساختمان مشغول شده است. این خدمتکار که اتیوپیایی است از این ماجرا جان سالم به در برده است.به نوشته روزنامه السیاسه کارفرمای این زن از این صحنه فیلم برداری و سپس این فیلم را در شبکه های اجتماعی منتشر کر ...

ادامه مطلب  

سوره ای برای امان جویی از ابلیس  

درخواست حذف این مطلب
در متن زیر به سوره مبارکه "نحل" به عنوان سوره ای برای امان جویی از ابلیس می پردازیم. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) میزان نوشت: سوره مبارکه "نحل" شانزدهمین سوره قرآن کریم، مکی و دارای 128 آیه است.نام این سوره ازآیه 68 آن گرفته شده است. موضوعاتى که در این سوره به آنها پرداخته شده عبارتند از : مظاهر طبیعى و آیات الهى چون باران و نور آفتاب، انواع گیاهان و میوه ها و مواد غذایى، حیواناتى که درخدمت انسان ها هستند، زنبور عسل، دلایل توحید و معاد، تهدید مشرکان دستور به عدل و احسان،هجرت و جهاد، نهى از فحشاء و ظلم و ستم، نهى از پیمان شکنى و اشاره کوتاه به داستان حضرت ابراهیم(ع).فضیلت سوره :در فضیلت سوره از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده: هر که سوره نحل را قرائت نماید، خدای بلند مرتبه هر نعمتی را که به او داده است حساب نکند و اجر او به اندازه کسی است که بمیردو وصیتی از خود به یادگار گذارد و اگر در آن روز بمیرد او را چندان ثواب است مانند کسی که در هنگامه مرگ به بهترین ها وصیت کند.روایت از امام باقر علیه السلام: هر کس سوره نحل را در هر ماه یک بار بخواند از زیان مالی (قرض) در دنیا و نیز از هفتاد نوع بلا که سبک ترین آنها دیوانگی و جذام و پیسی باشد ایمن باشد و مسکنش در آخرت در بهشت عدن (محلی در وسط بهشت) باشد.آثار و برکات سوره نحل1) مرحوم طبرسی در مکارم الاخلاق آورده است: «سوره نحل برای امان جویی از ابلیس و لشکریان و پیروانش خوانده می شود.»2) اگر زنی بخواهد که شیرش زیاد شود آیه 68 این سوره«و ان لکم فی الانعام...(تا) سائعاً للشاربین» را برآب بنویسد و بیاشامد.در ادامه می توانید متن و ترجمه سوره "نحل" را بخوانید:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِبه نام خداوند رحمتگر مهربانأَتَى أَمْرُ اللَّهِ فَلَا تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿۱﴾[هان] امر خدا دررسید پس در آن شتاب مکنید او منزه و فراتر است از آنچه [با وى] شریک مى‏ سازند (۱)یُنَزِّلُ الْمَلَائِکَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ ﴿۲﴾فرشتگان را با روح به فرمان خود بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل مى ‏کند که بیم دهید که معبودى جز من نیست پس از من پروا کنید (۲)خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا یُشْرِکُونَ ﴿۳﴾آسمانها و زمین را به حق آفریده است او فراتر است از آنچه [با وى] شریک مى‏ گردانند (۳)خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ ﴿۴﴾انسان را از نطفه‏ اى آفریده است آنگاه ستیزه ‏جویى آشکار است (۴)وَالْأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَکُمْ فِیهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ ﴿۵﴾و چارپایان را براى شما آفرید در آنها براى شما [وسیله] گرمى و سودهایى است و از آنها مى ‏خورید (۵)وَلَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَحِینَ تَسْرَحُونَ ﴿۶﴾و در آنها براى شما زیبایى است آنگاه که [آنها را] از چراگاه برمى‏ گردانید و هنگامى که [آنها را] به چراگاه مى ‏برید (۶)وَتَحْمِلُ أَثْقَالَکُمْ إِلَى بَلَدٍ لَمْ تَکُونُوا بَالِغِیهِ إِلَّا بِشِقِّ الْأَنْفُسِ إِنَّ رَبَّکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿۷﴾و بارهاى شما را به شهرى مى ‏برند که جز با مشقت بدنها بدان نمى‏ توانستید برسید قطعا پروردگار شما رئوف و مهربان است (۷)وَالْخَیْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهَا وَزِینَةً وَیَخْلُقُ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿۸﴾و اسبان و استران و خران را [آفرید] تا بر آنها سوار شوید و [براى شما] تجملى [باشد] و آنچه را نمیدانید مى ‏آفریند (۸)وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ وَمِنْهَا جَائِرٌ وَلَوْ شَاءَ لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ ﴿۹﴾و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن [راهها] کژ است و اگر [خدا] مى‏ خواست مسلما همه شما را هدایت میکرد (۹)هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَکُمْ مِنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ﴿۱۰﴾اوست کسى که از آسمان آبى فرود آورد که [آب] آشامیدنى شما از آن است و روییدنى[هایى] که [رمه ‏هاى خود را] در آن مى‏چرانید [نیز] از آن است (۱۰)یُنْبِتُ لَکُمْ بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّیْتُونَ وَالنَّخِیلَ وَالْأَعْنَابَ وَمِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۱۱﴾به وسیله آن کشت و زیتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [دیگر] براى شما مى ‏رویاند قطعا در اینها براى مردمى که اندیشه مى کنند نشانه‏ اى است (۱۱)وَسَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿۱۲﴾و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏ اند مسلما در این [امور] براى مردمى که تعقل مى کنند نشانه‏ هاست (۱۲)وَمَا ذَرَأَ لَکُمْ فِی الْأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَذَّکَّرُونَ﴿۱۳﴾و [همچنین] آنچه را در زمین به رنگهاى گوناگون براى شما پدید آورد [مسخر شما ساخت] بى‏ تردید در این [امور] براى مردمى که پند مى‏ گیرند نشانه‏ اى است (۱۳)وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْکَ مَوَاخِرَ فِیهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ ﴿۱۴﴾و اوست کسى که دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید و پیرایه‏ اى که آن را مى ‏پوشید از آن بیرون آورید و کشتیها را در آن شکافنده [آب] مى ‏بینى و تا از فضل او بجویید و باشد که شما شکر گزارید (۱۴)وَأَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِیَ أَنْ تَمِیدَ بِکُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلًا لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ﴿۱۵﴾و در زمین کوههایى استوار افکند تا شما را نجنباند و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پیدا کنید (۱۵)وَعَلَامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ یَهْتَدُونَ ﴿۱۶﴾و نشانه‏ هایى [دیگر نیز قرار داد] و آنان به وسیله ستاره [قطبى] راه‏یابى مى کنند (۱۶)أَفَمَنْ یَخْلُقُ کَمَنْ لَا یَخْلُقُ أَفَلَا تَذَکَّرُونَ ﴿۱۷﴾پس آیا کسى که مى ‏آفریند چون کسى است که نمى ‏آفریند آیا پند نمى‏ گیرید (۱۷)وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۱۸﴾و اگر نعمت[هاى] خدا را شماره کنید آن را نمى‏ توانید بشمارید قطعا خدا آمرزنده مهربان است (۱۸)وَاللَّهُ یَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿۱۹﴾و خدا آنچه را که پنهان مى دارید و آنچه را که آشکار مى‏ سازید مى‏ داند (۱۹)وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ ﴿۲۰﴾و کسانى را که جز خدا مى‏ خوانند چیزى نمى ‏آفرینند در حالى که خود آفریده مى شوند (۲۰)أَمْوَاتٌ غَیْرُ أَحْیَاءٍ وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ ﴿۲۱﴾مردگانند نه زندگان و نمى‏ دانند کى برانگیخته خواهند شد (۲۱)إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَکْبِرُونَ ﴿۲۲﴾معبود شما معبودى است‏ یگانه پس کسانى که به آخرت ایمان ندارند دلهایشان انکارکننده [حق] است و خودشان متکبرند (۲۲)لَا جَرَمَ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا یُسِرُّونَ وَمَا یُعْلِنُونَ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الْمُسْتَکْبِرِینَ﴿۲۳﴾شک نیست که خداوند آنچه را پنهان مى دارند و آنچه را آشکار مى‏ سازند مى‏ داند و او گردنکشان را دوست نمى دارد (۲۳)وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قَالُوا أَسَاطِیرُ الْأَوَّلِینَ ﴿۲۴﴾و چون به آنان گفته شود پروردگارتان چه چیز نازل کرده است مى‏ گویند افسانه ‏هاى پیشینیان است (۲۴)لِیَحْمِلُوا أَوْزَارَهُمْ کَامِلَةً یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِینَ یُضِلُّونَهُمْ بِغَیْرِ عِلْمٍ أَلَا سَاءَ مَا یَزِرُونَ ﴿۲۵﴾تا روز قیامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نیز] بخشى از بار گناهان کسانى را که ندانسته آنان را گمراه مى کنند آگاه باشید چه بد بارى را مى ‏کشند (۲۵)قَدْ مَکَرَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللَّهُ بُنْیَانَهُمْ مِنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَیْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۲۶﴾پیش از آنان کسانى بودند که مکر کردند و[لى] خدا از پایه بر بنیانشان زد درنتیجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ریخت و از آنجا که حدس نمى‏ زدند عذاب به سراغشان آمد (۲۶)ثُمَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ یُخْزِیهِمْ وَیَقُولُ أَیْنَ شُرَکَائِیَ الَّذِینَ کُنْتُمْ تُشَاقُّونَ فِیهِمْ قَالَ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْیَ الْیَوْمَ وَالسُّوءَ عَلَى الْکَافِرِینَ ﴿۲۷﴾سپس روز قیامت آنان را رسوا مى ‏کند و مى‏ گوید کجایند آن شریکان من که در باره آنها [با پیامبران] مخالفت میکردید کسانى که به آنان علم داده شده است مى‏ گویند در حقیقت امروز رسوایى و خوارى بر کافران است (۲۷)الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ ظَالِمِی أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ مَا کُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۲۸﴾همانان که فرشتگان جانشان را مى‏ گیرند در حالى که بر خود ستمکار بوده‏ اند پس از در تسلیم درمى ‏آیند [و مى‏ گویند] ما هیچ کار بدى نمیکردیم آرى خدا به آنچه میکردید داناست (۲۸)فَادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَکَبِّرِینَ ﴿۲۹﴾پس از درهاى دوزخ وارد شوید و در آن همیشه بمانید و حقا که چه بد است جایگاه متکبران (۲۹)وَقِیلَ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا مَاذَا أَنْزَلَ رَبُّکُمْ قَالُوا خَیْرًا لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا فِی هَذِهِ الدُّنْیَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الْآخِرَةِ خَیْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِینَ ﴿۳۰﴾و به کسانى که تقوا پیشه کردند گفته شود پروردگارتان چه نازل کرد مى گویند خوبى براى کسانى که در این دنیا نیکى کردند [پاداش] نیکویى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نیکوست‏ سراى پرهیزگاران (۳۰)جَنَّاتُ عَدْنٍ یَدْخُلُونَهَا تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُمْ فِیهَا مَا یَشَاءُونَ کَذَلِکَ یَجْزِی اللَّهُ الْمُتَّقِینَ ﴿۳۱﴾بهشتهاى عدن که در آن داخل مى ‏شوند رودها از زیر [درختان] آنها روان است در آنجا هر چه بخواهند براى آنان [فراهم] است‏ خدا این گونه پرهیزگاران را پاداش مى‏ دهد (۳۱)الَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِکَةُ طَیِّبِینَ یَقُولُونَ سَلَامٌ عَلَیْکُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۳۲﴾همان کسانى که فرشتگان جانشان را در حالى که پاکند مى‏ ستانند [و به آنان] مى‏ گویند درود بر شما باد به [پاداش] آنچه انجام مى‏ دادید به بهشت درآیید (۳۲)هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلَائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ أَمْرُ رَبِّکَ کَذَلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَلَکِنْ کَانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿۳۳﴾آیا [کافران] جز این که فرشتگان [جان‏ستان] به سویشان آیند یا فرمان پروردگارت [دایر بر عذابشان] دررسد انتظارى مى ‏برند کسانى که پیش از آنان بودند [نیز] این گونه رفتار کردند و خدا به ایشان ستم نکرد بلکه آنان به خود ستم میکردند (۳۳)فَأَصَابَهُمْ سَیِّئَاتُ مَا عَمِلُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ ﴿۳۴﴾پس [کیفر] بدیهایى که کردند به آنان رسید و آنچه مسخره‏ اش میکردند آنان را فرا گرفت (۳۴)وَقَالَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا عَبَدْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْءٍ نَحْنُ وَلَا آبَاؤُنَا وَلَا حَرَّمْنَا مِنْ دُونِهِ مِنْ شَیْءٍ کَذَلِکَ فَعَلَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ ﴿۳۵﴾و کسانى که شرک ورزیدند گفتند اگر خدا مى‏ خواست نه ما و نه پدرانمان هیچ چیزى را غیر از او نمى ‏پرستیدیم و بدون [حکم] او چیزى را حرام نمى ‏شمردیم پیش از آنان [نیز] چنین رفتار کردند و[لى] آیا جز ابلاغ آشکار بر پیامبران [وظیفه‏ اى] است (۳۵)وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ فَمِنْهُمْ مَنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُمْ مَنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلَالَةُ فَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ ﴿۳۶﴾و در حقیقت در میان هر امتى فرستاده‏ اى برانگیختیم [تا بگوید] خدا را بپرستید و از طاغوت [=فریبگر] بپرهیزید پس از ایشان کسى است که خدا [او را] هدایت کرده و از ایشان کسى است که گمراهى بر او سزاوار است بنابراین در زمین بگردید و ببینید فرجام تکذیب ‏کنندگان چگونه بوده است (۳۶)إِنْ تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ یُضِلُّ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِینَ﴿۳۷﴾اگر [چه] بر هدایت آنان حرص ورزى ولى خدا کسى را که فرو گذاشته است هدایت نمى ‏کند و براى ایشان یارى‏ کنندگانى نیست (۳۷)وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ لَا یَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ یَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۳۸﴾و با سخت‏ ترین سوگندهایشان بخدا سوگند یاد کردند که خدا کسى را که مى‏ میرد بر نخواهد انگیخت آرى [انجام] این وعده بر او حق است لیکن بیشتر مردم نمى‏ دانند (۳۸)لِیُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی یَخْتَلِفُونَ فِیهِ وَلِیَعْلَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنَّهُمْ کَانُوا کَاذِبِینَ﴿۳۹﴾تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند براى آنان توضیح دهد و تا کسانى که کافر شده‏ اند بدانند که آنها خود دروغ مى گفته‏ اند (۳۹)إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَیْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ ﴿۴۰﴾ما وقتى چیزى را اراده کنیم همین قدر به آن مى‏ گوییم باش بى ‏درنگ موجود مى ‏شود (۴۰)وَالَّذِینَ هَاجَرُوا فِی اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَکْبَرُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿۴۱﴾و کسانى که پس از ستمدیدگى در راه خدا هجرت کرده‏ اند در این دنیا جاى نیکویى به آنان مى‏ دهیم و اگر بدانند قطعا پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود (۴۱)الَّذِینَ صَبَرُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ ﴿۴۲﴾همانان که صبر نمودند و بر پروردگارشان توکل مى کنند (۴۲)وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۴۳﴾و پیش از تو [هم] جز مردانى که بدیشان وحى میکردیم گسیل نداشتیم پس اگر نمیدانید از پژوهندگان کتابهاى آسمانى جویا شوید (۴۳)بِالْبَیِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۴۴﴾[زیرا آنان را] با دلایل آشکار و نوشته ‏ها [فرستادیم] و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى و امید که آنان بیندیشند (۴۴)أَفَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئَاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَیْثُ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۴۵﴾آیا کسانى که تدبیرهاى بد مى‏ اندیشند ایمن شدند از اینکه خدا آنان را در زمین فرو ببرد یا از جایى که حدس نمى‏ زنند عذاب برایشان بیاید (۴۵)أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُمْ بِمُعْجِزِینَ ﴿۴۶﴾یا در حال رفت و آمدشان [گریبان] آنان را بگیرد و کارى از دستشان برنیاید (۴۶)أَوْ یَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّکُمْ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ﴿۴۷﴾یا آنان را در حالى که وحشت‏زده‏ اند فرو گیرد همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است (۴۷)أَوَلَمْ یَرَوْا إِلَى مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَیْءٍ یَتَفَیَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْیَمِینِ وَالشَّمَائِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ ﴿۴۸﴾آیا به چیزهایى که خدا آفریده است ننگریسته‏ اند که [چگونه] سایه ‏هایشان از راست و [از جوانب] چپ مى‏ گردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاک مى‏ سایند (۴۸)وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ دَابَّةٍ وَالْمَلَائِکَةُ وَهُمْ لَا یَسْتَکْبِرُونَ ﴿۴۹﴾و آنچه در آسمانها و آنچه در زمین از جنبندگان و فرشتگان است براى خدا سجده مى کنند و تکبر نمى ‏ورزند (۴۹)یَخَافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُونَ ﴿۵۰﴾از پروردگارشان که حاکم بر آنهاست مى‏ ترسند و آنچه را مامورند انجام مى‏ دهند (۵۰)وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ ﴿۵۱﴾و خدا فرمود دو معبود براى خود مگیرید جز این نیست که او خدایى یگانه است پس تنها از من بترسید (۵۱)وَلَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَهُ الدِّینُ وَاصِبًا أَفَغَیْرَ اللَّهِ تَتَّقُونَ ﴿۵۲﴾و آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست و آیین پایدار [نیز] از آن اوست پس آیا از غیر خدا پروا دارید (۵۲)وَمَا بِکُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْأَرُونَ ﴿۵۳﴾و هر نعمتى که دارید از خداست‏ سپس چون آسیبى به شما رسد به سوى او روى مى آورید [و مى ‏نالید] (۵۳)ثُمَّ إِذَا کَشَفَ الضُّرَّ عَنْکُمْ إِذَا فَرِیقٌ مِنْکُمْ بِرَبِّهِمْ یُشْرِکُونَ ﴿۵۴﴾و چون آن آسیب را از شما برطرف کرد آنگاه گروهى از شما به پروردگارشان شرک مى ‏ورزند (۵۴)لِیَکْفُرُوا بِمَا آتَیْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُوا فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۵۵﴾[بگذار] تا آنچه را به ایشان عطا کرده‏ ایم ناسپاسى کنند اکنون برخوردار شوید و[لى] زودا که بدانید (۵۵)وَیَجْعَلُونَ لِمَا لَا یَعْلَمُونَ نَصِیبًا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللَّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَفْتَرُونَ ﴿۵۶﴾و از آنچه به ایشان روزى دادیم نصیبى براى آن [خدایانى] که نمى‏ دانند [چیست] مى ‏نهند به خدا سوگند که از آنچه به دروغ برمى‏ بافتید حتما سؤال خواهید شد (۵۶)وَیَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُمْ مَا یَشْتَهُونَ ﴿۵۷﴾و براى خدا دخترانى مى ‏پندارند منزه است او و براى خودشان آنچه را میل دارند [قرار مى‏ دهند] (۵۷)وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌ ﴿۵۸﴾و هر گاه یکى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‏ اش سیاه مى‏ گردد در حالى که خشم [و اندوه] خود را فرو مى ‏خورد (۵۸)یَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَیُمْسِکُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ یَدُسُّهُ فِی التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا یَحْکُمُونَ ﴿۵۹﴾از بدى آنچه بدو بشارت داده شده از قبیله [خود] روى مى ‏پوشاند آیا او را با خوارى نگاه دارد یا در خاک پنهانش کند وه چه بد داورى مى کنند (۵۹)لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلَى وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ ﴿۶۰﴾وصف زشت براى کسانى است که به آخرت ایمان ندارند و بهترین وصف از آن خداست و اوست ارجمند حکیم (۶۰)وَلَوْ یُؤَاخِذُ اللَّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ مَا تَرَکَ عَلَیْهَا مِنْ دَابَّةٍ وَلَکِنْ یُؤَخِّرُهُمْ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَإِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ لَا یَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا یَسْتَقْدِمُونَ﴿۶۱﴾و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه میکرد جنبنده‏ اى بر روى زمین باقى نمى‏ گذاشت لیکن [کیفر] آنان را تا وقتى معین بازپس مى‏ اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پیش نمى‏ توانند افکنند (۶۱)وَیَجْعَلُونَ لِلَّهِ مَا یَکْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْکَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لَا جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ النَّارَ وَأَنَّهُمْ مُفْرَطُونَ ﴿۶۲﴾و چیزى را که خوش نمى دارند براى خدا قرار مى‏ دهند و زبانشان دروغ‏پردازى مى ‏کند که [سرانجام] نیکو از آن ایشان است‏ حقا که آتش براى آنان است و به سوى آن پیش فرستاده خواهند شد (۶۲)تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۶۳﴾سوگند به خدا که به سوى امتهاى پیش از تو [رسولانى] فرستادیم [اما] شیطان اعمالشان را برایشان آراست و امروز [هم] سرپرستشان هموست و برایشان عذابى دردناک است (۶۳)وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ إِلَّا لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فِیهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ ﴿۶۴﴾و ما [این] کتاب را بر تو نازل نکردیم مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‏ اند براى آنان توضیح دهى و [آن] براى مردمى که ایمان مى ‏آورند رهنمود و رحمتى است (۶۴)وَاللَّهُ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَسْمَعُونَ ﴿۶۵﴾و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمین را پس از پژم ...

ادامه مطلب  

سوره ای برای آسان شدن روزی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، سوره یوسف دوازدهمین سوره قرآن کریم است که دارای 111 آیه و مکی است.رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره سوره یوسف فرموده اند: «سوره یوسف را به زیردستان خود آموزش دهید زیرا هر مسلمانی که این سوره را تلاوت کند و به خانواده و زیردستان آموزش دهد خداوند سختی های هنگام مرگ را از او برداشته و نیرویی به او عطا می کند تا به دیگران حسد نورزد.»امام صادق علیه السلام فرموده اند: «هرکس این سوره را در شب ها یا روزها تلاوت کند خداوند در روز قیامت او را در حالی مبعوث می کند که جمالش مانند حضرت یوسف علیه السلام زیباست و ترس و بی تابی در قیامت به او نمی رسد و از بندگان شایسته و خوب خداوند خواهد بود.»همچنین ایشان فرموده اند: «کسی که این سوره را قرائت می کند در روز قیامت از آنچه که موجب بی تابی مردم می شود در امان است و همسایه بندگان صالح خدا خواهد بود و نیز از ارتکاب زنا و زشتگویی در امان خواهد بود.»آثار و برکات سوره1) آسان شدن روزیاگر سوره یوسف را بنویسد و آن راشسته و بنوشد، خداوند راه دستیابی به روزی اش را آسان می کند.2) رفع حس حسدامام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند سوره یوسف را همچون مثالی ذکر فرمودند تا مردم نسبت به هم حسد نورزند، آنگونه که برادران یوسف با او کردند.متن و ترجمه سوره مبارکه یوسف به شرح زیر است:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِبه نام خداوند رحمتگر مهربانالر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿۱﴾الف لام راء این است آیات کتاب روشنگر (۱)إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲﴾ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم باشد که بیندیشید (۲)نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ ﴿۳﴾ما نیکوترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحى کردیم بر تو حکایت مى ‏کنیم و تو قطعا پیش از آن از بى‏ خبران بودى (۳)إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ ﴿۴﴾[یاد کن] زمانى را که یوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم دیدم [آنها] براى من سجده مى کنند (۴)قَالَ یَا بُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ ﴿۵﴾[یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏ حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏ اندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است (۵)وَکَذَلِکَ یَجْتَبِیکَ رَبُّکَ وَیُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَیُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَعَلَى آلِ یَعْقُوبَ کَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَیْکَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّکَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿۶﴾و این چنین پروردگارت تو را برمى‏ گزیند و از تعبیر خوابها به تو مى ‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مى ‏کند همان گونه که قبلا بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرد در حقیقت پروردگار تو داناى حکیم است (۶)لَقَدْ کَانَ فِی یُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آیَاتٌ لِلسَّائِلِینَ ﴿۷﴾به راستى در [سرگذشت] یوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست (۷)إِذْ قَالُوا لَیُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۸﴾هنگامى که [برادران او] گفتند یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما که جمعى نیرومند هستیم دوست‏ داشتنى‏ ترند قطعا پدر ما در گمراهى آشکارى است (۸)اقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَتَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِینَ ﴿۹﴾[یکى گفت] یوسف را بکشید یا او را به سرزمینى بیندازید تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمى شایسته باشید (۹)قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا یُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ یَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّیَّارَةِ إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِینَ ﴿۱۰﴾گوینده‏ اى از میان آنان گفت‏ یوسف را مکشید اگر کارى مى ‏کنید او را در نهانخانه چاه بیفکنید تا برخى از مسافران او را برگیرند (۱۰)قَالُوا یَا أَبَانَا مَا لَکَ لَا تَأْمَنَّا عَلَى یُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ ﴿۱۱﴾گفتند اى پدر تو را چه شده است که ما را بر یوسف امین نمى‏ دانى در حالى که ما خیرخواه او هستیم (۱۱)أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا یَرْتَعْ وَیَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۱۲﴾فردا او را با ما بفرست تا [در چمن] بگردد و بازى کند و ما به خوبى نگهبان او خواهیم بود (۱۲)قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ ﴿۱۳﴾گفت اینکه او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى ‏کند و مى‏ ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد (۱۳)قَالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَخَاسِرُونَ ﴿۱۴﴾گفتند اگر گرگ او را بخورد با اینکه ما گروهى نیرومند هستیم در آن صورت ما قطعا [مردمى] بى‏ مقدار خواهیم بود (۱۴)فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۵﴾پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنین کردند] و به او وحى کردیم که قطعا آنان را از این کارشان در حالى که نمى‏ دانند با خبر خواهى کرد (۱۵)وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْکُونَ ﴿۱۶﴾و شامگاهان گریان نزد پدر خود [باز] آمدند (۱۶)قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ ﴿۱۷﴾گفتند اى پدر ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش کالاى خود نهادیم آنگاه گرگ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمى دارى (۱۷)وَجَاءُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ﴿۱۸﴾و پیراهنش را [آغشته] به خونى دروغین آوردند [یعقوب] گفت [نه] بلکه نفس شما کارى [بد] را براى شما آراسته است اینک صبرى نیکو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصیف مى ‏کنید خدا یارى ‏ده است (۱۸)وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَعْمَلُونَ ﴿۱۹﴾و کاروانى آمد پس آب ‏آور خود را فرستادند و دلوش را انداخت گفت مژده این یک پسر است و او را چون کالایى پنهان داشتند و خدا به آنچه میکردند دانا بود (۱۹)وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَکَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ ﴿۲۰﴾و او را به بهاى ناچیزى چند درهم فروختند و در آن بى‏ رغبت بودند (۲۰)وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوَاهُ عَسَى أَنْ یَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَکَذَلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۲۱﴾و آن کس که او را از مصر خریده بود به همسرش گفت نیکش بدار شاید به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین مکانت بخشیدیم تا به او تاویل خوابها را بیاموزیم و خدا بر کار خویش چیره است ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۲۱)وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿۲۲﴾و چون به حد رشد رسید او را حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را چنین پاداش مى‏ دهیم (۲۲)وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۳﴾و آن [بانو] که وى در خانه‏ اش بود خواست از او کام گیرد و درها را [پیاپى] چفت کرد و گفت بیا که از آن توام [یوسف] گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نیکو داده است قطعا ستمکاران رستگار نمى ‏شوند (۲۳)وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ ﴿۲۴﴾و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او میکرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود (۲۴)وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوءًا إِلَّا أَنْ یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۲۵﴾و آن دو به سوى در بر یکدیگر سبقت گرفتند و [آن زن] پیراهن او را از پشت بدرید و در آستانه در آقاى آن زن را یافتند آن گفت کیفر کسى که قصد بد به خانواده تو کرده چیست جز اینکه زندانى یا [دچار] عذابى دردناک شود (۲۵)قَالَ هِیَ رَاوَدَتْنِی عَنْ نَفْسِی وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا إِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ﴿۲۶﴾[یوسف] گفت او از من کام خواست و شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد اگر پیراهن او از جلو چاک خورده زن راست گفته و او از دروغگویان است (۲۶)وَإِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَکَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۲۷﴾و اگر پیراهن او از پشت دریده شده زن دروغ گفته و او از راستگویان است (۲۷)فَلَمَّا رَأَى قَمِیصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ﴿۲۸﴾پس چون [شوهرش] دید پیراهن او از پشت چاک خورده است گفت بی‏شک این از نیرنگ شما [زنان] است که نیرنگ شما [زنان] بزرگ است (۲۸)یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنْبِکِ إِنَّکِ کُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ﴿۲۹﴾اى یوسف از این [پیشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه که تو از خطاکاران بوده‏ اى (۲۹)وَقَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۳۰﴾و [دسته‏ اى از] زنان در شهر گفتند زن عزیز از غلام خود کام خواسته و سخت‏ خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشکارى مى ‏بینیم (۳۰)فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَآتَتْ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکِّینًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَذَا بَشَرًا إِنْ هَذَا إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ ﴿۳۱﴾پس چون [همسر عزیز] از مکرشان اطلاع یافت نزد آنان [کسى] فرستاد و محفلى برایشان آماده ساخت و به هر یک از آنان [میوه و] کاردى داد و [به یوسف] گفت بر آنان درآى پس چون [زنان] او را دیدند وى را بس شگرف یافتند و [از شدت هیجان] دستهاى خود را بریدند و گفتند منزه است‏ خدا این بشر نیست این جز فرشته‏ اى بزرگوار نیست (۳۱)قَالَتْ فَذَلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَکُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿۳۲﴾[زلیخا] گفت این همان است که در باره او سرزنشم میکردید آرى من از او کام خواستم و[لى] او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور مى‏ دهم نکند قطعا زندانى خواهد شد و حتما از خوارشدگان خواهد گردید (۳۲)قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ ﴿۳۳﴾[یوسف] گفت پروردگارا زندان براى من دوست‏ داشتنى‏ تر است از آنچه مرا به آن مى‏ خوانند و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله] نادانان خواهم شد (۳۳)فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۳۴﴾پس پروردگارش [دعاى] او را اجابت کرد و نیرنگ آنان را از او بگردانید آرى او شنواى داناست (۳۴)ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآیَاتِ لَیَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِینٍ ﴿۳۵﴾آنگاه پس از دیدن آن نشانه‏ ها به نظرشان آمد که او را تا چندى به زندان افکنند (۳۵)وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّی أَرَانِی أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّی أَرَانِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ ﴿۳۶﴾و دو جوان با او به زندان درآمدند [روزى] یکى از آن دو گفت من خویشتن را [به خواب] دیدم که [انگور براى] شراب مى‏ فشارم و دیگرى گفت من خود را [به خواب] دیدم که بر روى سرم نان مى برم و پرندگان از آن مى ‏خورند به ما از تعبیرش خبر ده که ما تو را از نیکوکاران مى ‏بینیم (۳۶)قَالَ لَا یَأْتِیکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَکُمَا ذَلِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ ﴿۳۷﴾گفت غذایى را که روزى شماست براى شما نمى ‏آورند مگر آنکه من از تعبیر آن به شما خبر مى‏ دهم پیش از آنکه [تعبیر آن] به شما برسد این از چیزهایى است که پروردگارم به من آموخته است من آیین قومى را که به خدا اعتقاد ندارند و منکر آخرتند رها کرده‏ ام (۳۷)وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ مَا کَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِکَ بِاللَّهِ مِنْ شَیْءٍ ذَلِکَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَیْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ ﴿۳۸﴾و آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروى نموده‏ ام براى ما سزاوار نیست که چیزى را شریک خدا کنیم این از عنایت‏ خدا بر ما و بر مردم است ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى کنند (۳۸)یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿۳۹﴾اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر (۳۹)مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۴۰﴾شما به جاى او جز نامهایى [چند] را نمى ‏پرستید که شما و پدرانتان آنها را نامگذارى کرده‏ اید و خدا دلیلى بر [حقانیت] آنها نازل نکرده است فرمان جز براى خدا نیست دستور داده که جز او را نپرستید این است دین درست ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۴۰)یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُکُمَا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیَانِ ﴿۴۱﴾اى دو رفیق زندانیم اما یکى از شما به آقاى خود باده مى ‏نوشاند و اما دیگرى به دار آویخته مى ‏شود و پرندگان از [مغز] سرش مى ‏خورند امرى که شما دو تن از من جویا شدید تحقق یافت (۴۱)وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ ﴿۴۲﴾و [یوسف] به آن کس از آن دو که گمان میکرد خلاص مى ‏شود گفت مرا نزد آقاى خود به یاد آور و[لى] شیطان یادآورى به آقایش را از یاد او برد در نتیجه چند سالى در زندان ماند (۴۲)وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِنْ کُنْتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ ﴿۴۳﴾و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] دیدم هفت گاو فربه است که هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر اى سران قوم اگر خواب تعبیر مى ‏کنید در باره خواب من به من نظر دهید (۴۳)قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِینَ ﴿۴۴﴾گفتند خوابهایى است پریشان و ما به تعبیر خوابهاى آشفته دانا نیستیم (۴۴)وَقَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ﴿۴۵﴾و آن کس از آن دو [زندانى] که نجات یافته و پس از چندى [یوسف را] به خاطر آورده بود گفت مرا به [زندان] بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم (۴۵)یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ﴿۴۶﴾اى یوسف اى مرد راستگوى در باره [این خواب که] هفت گاو فربه هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شاید آنان [تعبیرش را] بدانند (۴۶)قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْکُلُونَ ﴿۴۷﴾گفت هفت‏ سال پى در پى مى ‏کارید و آنچه را درویدید جز اندکى را که مى ‏خورید در خوشه‏ اش واگذارید (۴۷)ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸﴾آنگاه پس از آن هفت‏ سال سخت مى ‏آید که آنچه را براى آن [سالها] از پیش نهاده‏ اید جز اندکى را که ذخیره مى ‏کنید همه را خواهند خورد (۴۸)ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ ﴿۴۹﴾آنگاه پس از آن سالى فرا مى ‏رسد که به مردم در آن [سال] باران مى ‏رسد و در آن آب میوه مى‏ گیرند (۴۹)وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِکَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ ﴿۵۰﴾و پادشاه گفت او را نزد من آورید پس هنگامى که آن فرستاده نزد وى آمد [یوسف] گفت نزد آقاى خویش برگرد و از او بپرس که حال آن زنانى که دستهاى خود را بریدند چگونه است زیرا پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است (۵۰)قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۵۱﴾[پادشاه] گفت وقتى از یوسف کام [مى]خواستید چه منظور داشتید زنان گفتند منزه ست‏ خدا ما گناهى بر او نمى‏ دانیم همسر عزیز گفت اکنون حقیقت آشکار شد من [بودم که] از او کام خواستم و بی‏شک او از راستگویان است (۵۱)ذَلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ ﴿۵۲﴾[یوسف گفت] این [درخواست اعاده حیثیت] براى آن بود که [عزیز] بداند من در نهان به او خیانت نکردم و خدا نیرنگ خائنان را به جایى نمى ‏رساند (۵۲)وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی ...

ادامه مطلب  

سوره ای برای آسان شدن روزی  

درخواست حذف این مطلب
در متن زیر به سوره مبارکه یوسف به عنوان سوره ای برای آسان شدن روزی می پردازیم.به گزارش رسانه های دیگر آنا، سوره ای برای آسان شدن روزیبه گزارش خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، سوره یوسف دوازدهمین سوره قرآن کریم است که دارای 111 آیه و مکی است.رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره سوره یوسف فرموده اند: «سوره یوسف را به زیردستان خود آموزش دهید زیرا هر مسلمانی که این سوره را تلاوت کند و به خانواده و زیردستان آموزش دهد خداوند سختی های هنگام مرگ را از او برداشته و نیرویی به او عطا می کند تا به دیگران حسد نورزد.»امام صادق علیه السلام فرموده اند: «هرکس این سوره را در شب ها یا روزها تلاوت کند خداوند در روز قیامت او را در حالی مبعوث می کند که جمالش مانند حضرت یوسف علیه السلام زیباست و ترس و بی تابی در قیامت به او نمی رسد و از بندگان شایسته و خوب خداوند خواهد بود.»همچنین ایشان فرموده اند: «کسی که این سوره را قرائت می کند در روز قیامت از آنچه که موجب بی تابی مردم می شود در امان است و همسایه بندگان صالح خدا خواهد بود و نیز از ارتکاب زنا و زشتگویی در امان خواهد بود.»آثار و برکات سوره1) آسان شدن روزیاگر سوره یوسف را بنویسد و آن راشسته و بنوشد، خداوند راه دستیابی به روزی اش را آسان می کند.2) رفع حس حسدامام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند سوره یوسف را همچون مثالی ذکر فرمودند تا مردم نسبت به هم حسد نورزند، آنگونه که برادران یوسف با او کردند.متن و ترجمه سوره مبارکه یوسف به شرح زیر است:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِبه نام خداوند رحمتگر مهربانالر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿۱﴾الف لام راء این است آیات کتاب روشنگر (۱)إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲﴾ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم باشد که بیندیشید (۲)نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ ﴿۳﴾ما نیکوترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحى کردیم بر تو حکایت مى ‏کنیم و تو قطعا پیش از آن از بى‏ خبران بودى (۳)إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ ﴿۴﴾[یاد کن] زمانى را که یوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم دیدم [آنها] براى من سجده مى کنند (۴)قَالَ یَا بُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ ﴿۵﴾[یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏ حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏ اندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است (۵)وَکَذَلِکَ یَجْتَبِیکَ رَبُّکَ وَیُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَیُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَعَلَى آلِ یَعْقُوبَ کَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَیْکَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّکَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿۶﴾و این چنین پروردگارت تو را برمى‏ گزیند و از تعبیر خوابها به تو مى ‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مى ‏کند همان گونه که قبلا بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرد در حقیقت پروردگار تو داناى حکیم است (۶)لَقَدْ کَانَ فِی یُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آیَاتٌ لِلسَّائِلِینَ ﴿۷﴾به راستى در [سرگذشت] یوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست (۷)إِذْ قَالُوا لَیُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۸﴾هنگامى که [برادران او] گفتند یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما که جمعى نیرومند هستیم دوست‏ داشتنى‏ ترند قطعا پدر ما در گمراهى آشکارى است (۸)اقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَتَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِینَ ﴿۹﴾[یکى گفت] یوسف را بکشید یا او را به سرزمینى بیندازید تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمى شایسته باشید (۹)قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا یُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ یَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّیَّارَةِ إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِینَ ﴿۱۰﴾گوینده‏ اى از میان آنان گفت‏ یوسف را مکشید اگر کارى مى ‏کنید او را در نهانخانه چاه بیفکنید تا برخى از مسافران او را برگیرند (۱۰)قَالُوا یَا أَبَانَا مَا لَکَ لَا تَأْمَنَّا عَلَى یُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ ﴿۱۱﴾گفتند اى پدر تو را چه شده است که ما را بر یوسف امین نمى‏ دانى در حالى که ما خیرخواه او هستیم (۱۱)أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا یَرْتَعْ وَیَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۱۲﴾فردا او را با ما بفرست تا [در چمن] بگردد و بازى کند و ما به خوبى نگهبان او خواهیم بود (۱۲)قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ ﴿۱۳﴾گفت اینکه او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى ‏کند و مى‏ ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد (۱۳)قَالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَخَاسِرُونَ ﴿۱۴﴾گفتند اگر گرگ او را بخورد با اینکه ما گروهى نیرومند هستیم در آن صورت ما قطعا [مردمى] بى‏ مقدار خواهیم بود (۱۴)فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۵﴾پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنین کردند] و به او وحى کردیم که قطعا آنان را از این کارشان در حالى که نمى‏ دانند با خبر خواهى کرد (۱۵)وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْکُونَ ﴿۱۶﴾و شامگاهان گریان نزد پدر خود [باز] آمدند (۱۶)قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ ﴿۱۷﴾گفتند اى پدر ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش کالاى خود نهادیم آنگاه گرگ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمى دارى (۱۷)وَجَاءُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ﴿۱۸﴾و پیراهنش را [آغشته] به خونى دروغین آوردند [یعقوب] گفت [نه] بلکه نفس شما کارى [بد] را براى شما آراسته است اینک صبرى نیکو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصیف مى ‏کنید خدا یارى ‏ده است (۱۸)وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَعْمَلُونَ ﴿۱۹﴾و کاروانى آمد پس آب ‏آور خود را فرستادند و دلوش را انداخت گفت مژده این یک پسر است و او را چون کالایى پنهان داشتند و خدا به آنچه میکردند دانا بود (۱۹)وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَکَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ ﴿۲۰﴾و او را به بهاى ناچیزى چند درهم فروختند و در آن بى‏ رغبت بودند (۲۰)وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوَاهُ عَسَى أَنْ یَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَکَذَلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۲۱﴾و آن کس که او را از مصر خریده بود به همسرش گفت نیکش بدار شاید به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین مکانت بخشیدیم تا به او تاویل خوابها را بیاموزیم و خدا بر کار خویش چیره است ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۲۱)وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿۲۲﴾و چون به حد رشد رسید او را حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را چنین پاداش مى‏ دهیم (۲۲)وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۳﴾و آن [بانو] که وى در خانه‏ اش بود خواست از او کام گیرد و درها را [پیاپى] چفت کرد و گفت بیا که از آن توام [یوسف] گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نیکو داده است قطعا ستمکاران رستگار نمى ‏شوند (۲۳)وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ ﴿۲۴﴾و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او میکرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود (۲۴)وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوءًا إِلَّا أَنْ یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۲۵﴾و آن دو به سوى در بر یکدیگر سبقت گرفتند و [آن زن] پیراهن او را از پشت بدرید و در آستانه در آقاى آن زن را یافتند آن گفت کیفر کسى که قصد بد به خانواده تو کرده چیست جز اینکه زندانى یا [دچار] عذابى دردناک شود (۲۵)قَالَ هِیَ رَاوَدَتْنِی عَنْ نَفْسِی وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا إِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ﴿۲۶﴾[یوسف] گفت او از من کام خواست و شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد اگر پیراهن او از جلو چاک خورده زن راست گفته و او از دروغگویان است (۲۶)وَإِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَکَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۲۷﴾و اگر پیراهن او از پشت دریده شده زن دروغ گفته و او از راستگویان است (۲۷)فَلَمَّا رَأَى قَمِیصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ﴿۲۸﴾پس چون [شوهرش] دید پیراهن او از پشت چاک خورده است گفت بی‏شک این از نیرنگ شما [زنان] است که نیرنگ شما [زنان] بزرگ است (۲۸)یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنْبِکِ إِنَّکِ کُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ﴿۲۹﴾اى یوسف از این [پیشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه که تو از خطاکاران بوده‏ اى (۲۹)وَقَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۳۰﴾و [دسته‏ اى از] زنان در شهر گفتند زن عزیز از غلام خود کام خواسته و سخت‏ خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشکارى مى ‏بینیم (۳۰)فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَآتَتْ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکِّینًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَذَا بَشَرًا إِنْ هَذَا إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ ﴿۳۱﴾پس چون [همسر عزیز] از مکرشان اطلاع یافت نزد آنان [کسى] فرستاد و محفلى برایشان آماده ساخت و به هر یک از آنان [میوه و] کاردى داد و [به یوسف] گفت بر آنان درآى پس چون [زنان] او را دیدند وى را بس شگرف یافتند و [از شدت هیجان] دستهاى خود را بریدند و گفتند منزه است‏ خدا این بشر نیست این جز فرشته‏ اى بزرگوار نیست (۳۱)قَالَتْ فَذَلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَکُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿۳۲﴾[زلیخا] گفت این همان است که در باره او سرزنشم میکردید آرى من از او کام خواستم و[لى] او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور مى‏ دهم نکند قطعا زندانى خواهد شد و حتما از خوارشدگان خواهد گردید (۳۲)قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ ﴿۳۳﴾[یوسف] گفت پروردگارا زندان براى من دوست‏ داشتنى‏ تر است از آنچه مرا به آن مى‏ خوانند و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله] نادانان خواهم شد (۳۳)فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۳۴﴾پس پروردگارش [دعاى] او را اجابت کرد و نیرنگ آنان را از او بگردانید آرى او شنواى داناست (۳۴)ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآیَاتِ لَیَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِینٍ ﴿۳۵﴾آنگاه پس از دیدن آن نشانه‏ ها به نظرشان آمد که او را تا چندى به زندان افکنند (۳۵)وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّی أَرَانِی أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّی أَرَانِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ ﴿۳۶﴾و دو جوان با او به زندان درآمدند [روزى] یکى از آن دو گفت من خویشتن را [به خواب] دیدم که [انگور براى] شراب مى‏ فشارم و دیگرى گفت من خود را [به خواب] دیدم که بر روى سرم نان مى برم و پرندگان از آن مى ‏خورند به ما از تعبیرش خبر ده که ما تو را از نیکوکاران مى ‏بینیم (۳۶)قَالَ لَا یَأْتِیکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَکُمَا ذَلِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ ﴿۳۷﴾گفت غذایى را که روزى شماست براى شما نمى ‏آورند مگر آنکه من از تعبیر آن به شما خبر مى‏ دهم پیش از آنکه [تعبیر آن] به شما برسد این از چیزهایى است که پروردگارم به من آموخته است من آیین قومى را که به خدا اعتقاد ندارند و منکر آخرتند رها کرده‏ ام (۳۷)وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ مَا کَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِکَ بِاللَّهِ مِنْ شَیْءٍ ذَلِکَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَیْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ ﴿۳۸﴾و آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروى نموده‏ ام براى ما سزاوار نیست که چیزى را شریک خدا کنیم این از عنایت‏ خدا بر ما و بر مردم است ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى کنند (۳۸)یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿۳۹﴾اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر (۳۹)مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۴۰﴾شما به جاى او جز نامهایى [چند] را نمى ‏پرستید که شما و پدرانتان آنها را نامگذارى کرده‏ اید و خدا دلیلى بر [حقانیت] آنها نازل نکرده است فرمان جز براى خدا نیست دستور داده که جز او را نپرستید این است دین درست ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۴۰)یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُکُمَا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیَانِ ﴿۴۱﴾اى دو رفیق زندانیم اما یکى از شما به آقاى خود باده مى ‏نوشاند و اما دیگرى به دار آویخته مى ‏شود و پرندگان از [مغز] سرش مى ‏خورند امرى که شما دو تن از من جویا شدید تحقق یافت (۴۱)وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ ﴿۴۲﴾و [یوسف] به آن کس از آن دو که گمان میکرد خلاص مى ‏شود گفت مرا نزد آقاى خود به یاد آور و[لى] شیطان یادآورى به آقایش را از یاد او برد در نتیجه چند سالى در زندان ماند (۴۲)وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِنْ کُنْتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ ﴿۴۳﴾و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] دیدم هفت گاو فربه است که هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر اى سران قوم اگر خواب تعبیر مى ‏کنید در باره خواب من به من نظر دهید (۴۳)قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِینَ ﴿۴۴﴾گفتند خوابهایى است پریشان و ما به تعبیر خوابهاى آشفته دانا نیستیم (۴۴)وَقَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ﴿۴۵﴾و آن کس از آن دو [زندانى] که نجات یافته و پس از چندى [یوسف را] به خاطر آورده بود گفت مرا به [زندان] بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم (۴۵)یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ﴿۴۶﴾اى یوسف اى مرد راستگوى در باره [این خواب که] هفت گاو فربه هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شاید آنان [تعبیرش را] بدانند (۴۶)قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْکُلُونَ ﴿۴۷﴾گفت هفت‏ سال پى در پى مى ‏کارید و آنچه را درویدید جز اندکى را که مى ‏خورید در خوشه‏ اش واگذارید (۴۷)ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸﴾آنگاه پس از آن هفت‏ سال سخت مى ‏آید که آنچه را براى آن [سالها] از پیش نهاده‏ اید جز اندکى را که ذخیره مى ‏کنید همه را خواهند خورد (۴۸)ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ ﴿۴۹﴾آنگاه پس از آن سالى فرا مى ‏رسد که به مردم در آن [سال] باران مى ‏رسد و در آن آب میوه مى‏ گیرند (۴۹)وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِکَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ ﴿۵۰﴾و پادشاه گفت او را نزد من آورید پس هنگامى که آن فرستاده نزد وى آمد [یوسف] گفت نزد آقاى خویش برگرد و از او بپرس که حال آن زنانى که دستهاى خود را بریدند چگونه است زیرا پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است (۵۰)قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۵۱﴾[پادشاه] گفت وقتى از یوسف کام [مى]خواستید چه منظور داشتید زنان گفتند منزه ست‏ خدا ما گناهى بر او نمى‏ دانیم همسر عزیز گفت اکنون حقیقت آشکار شد من [بودم که] از او کام خواستم و بی‏شک او از راستگویان است (۵۱)ذَلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ ﴿۵۲﴾[یوسف گفت] این [درخواست اعاده حیثیت] براى آن بود که [عزیز] بداند من در نهان به او خیانت نکردم و خد ...

ادامه مطلب  

خواندن سوره یوسف برای شما چه آثار و برکاتی دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
در متن زیر به سوره مبارکه یوسف به عنوان سوره ای برای آسان شدن روزی می پردازیم.گروه گوناگون «تیتریک»، سوره یوسف دوازدهمین سوره قرآن کریم است که دارای 111 آیه و مکی است.رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم درباره سوره یوسف فرموده اند: «سوره یوسف را به زیردستان خود آموزش دهید زیرا هر مسلمانی که این سوره را تلاوت کند و به خانواده و زیردستان آموزش دهد خداوند سختی های هنگام مرگ را از او برداشته و نیرویی به او عطا می کند تا به دیگران حسد نورزد.»امام صادق علیه السلام فرموده اند: «هرکس این سوره را در شب ها یا روزها تلاوت کند خداوند در روز قیامت او را در حالی مبعوث می کند که جمالش مانند حضرت یوسف علیه السلام زیباست و ترس و بی تابی در قیامت به او نمی رسد و از بندگان شایسته و خوب خداوند خواهد بود.»همچنین ایشان فرموده اند: «کسی که این سوره را قرائت می کند در روز قیامت از آنچه که موجب بی تابی مردم می شود در امان است و همسایه بندگان صالح خدا خواهد بود و نیز از ارتکاب زنا و زشتگویی در امان خواهد بود.»آثار و برکات سوره1) آسان شدن روزیاگر سوره یوسف را بنویسد و آن راشسته و بنوشد، خداوند راه دستیابی به روزی اش را آسان می کند.2) رفع حس حسدامام باقر علیه السلام فرمودند: خداوند سوره یوسف را همچون مثالی ذکر فرمودند تا مردم نسبت به هم حسد نورزند، آنگونه که برادران یوسف با او کردند.متن و ترجمه سوره مبارکه یوسف به شرح زیر است:بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِبه نام خداوند رحمتگر مهربانالر تِلْکَ آیَاتُ الْکِتَابِ الْمُبِینِ ﴿۱﴾الف لام راء این است آیات کتاب روشنگر (۱)إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲﴾ما آن را قرآنى عربى نازل کردیم باشد که بیندیشید (۲)نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِینَ ﴿۳﴾ما نیکوترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحى کردیم بر تو حکایت مى ‏کنیم و تو قطعا پیش از آن از بى‏ خبران بودى (۳)إِذْ قَالَ یُوسُفُ لِأَبِیهِ یَا أَبَتِ إِنِّی رَأَیْتُ أَحَدَ عَشَرَ کَوْکَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیْتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ ﴿۴﴾[یاد کن] زمانى را که یوسف به پدرش گفت اى پدر من [در خواب] یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم دیدم [آنها] براى من سجده مى کنند (۴)قَالَ یَا بُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَى إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ ﴿۵﴾[یعقوب] گفت اى پسرک من خوابت را براى برادرانت‏ حکایت مکن که براى تو نیرنگى مى‏ اندیشند زیرا شیطان براى آدمى دشمنى آشکار است (۵)وَکَذَلِکَ یَجْتَبِیکَ رَبُّکَ وَیُعَلِّمُکَ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَیُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَعَلَى آلِ یَعْقُوبَ کَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَیْکَ مِنْ قَبْلُ إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّکَ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ﴿۶﴾و این چنین پروردگارت تو را برمى‏ گزیند و از تعبیر خوابها به تو مى ‏آموزد و نعمتش را بر تو و بر خاندان یعقوب تمام مى ‏کند همان گونه که قبلا بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرد در حقیقت پروردگار تو داناى حکیم است (۶)لَقَدْ کَانَ فِی یُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آیَاتٌ لِلسَّائِلِینَ ﴿۷﴾به راستى در [سرگذشت] یوسف و برادرانش براى پرسندگان عبرتهاست (۷)إِذْ قَالُوا لَیُوسُفُ وَأَخُوهُ أَحَبُّ إِلَى أَبِینَا مِنَّا وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّ أَبَانَا لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۸﴾هنگامى که [برادران او] گفتند یوسف و برادرش نزد پدرمان از ما که جمعى نیرومند هستیم دوست‏ داشتنى‏ ترند قطعا پدر ما در گمراهى آشکارى است (۸)اقْتُلُوا یُوسُفَ أَوِ اطْرَحُوهُ أَرْضًا یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبِیکُمْ وَتَکُونُوا مِنْ بَعْدِهِ قَوْمًا صَالِحِینَ ﴿۹﴾[یکى گفت] یوسف را بکشید یا او را به سرزمینى بیندازید تا توجه پدرتان معطوف شما گردد و پس از او مردمى شایسته باشید (۹)قَالَ قَائِلٌ مِنْهُمْ لَا تَقْتُلُوا یُوسُفَ وَأَلْقُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ یَلْتَقِطْهُ بَعْضُ السَّیَّارَةِ إِنْ کُنْتُمْ فَاعِلِینَ ﴿۱۰﴾گوینده‏ اى از میان آنان گفت‏ یوسف را مکشید اگر کارى مى ‏کنید او را در نهانخانه چاه بیفکنید تا برخى از مسافران او را برگیرند (۱۰)قَالُوا یَا أَبَانَا مَا لَکَ لَا تَأْمَنَّا عَلَى یُوسُفَ وَإِنَّا لَهُ لَنَاصِحُونَ ﴿۱۱﴾گفتند اى پدر تو را چه شده است که ما را بر یوسف امین نمى‏ دانى در حالى که ما خیرخواه او هستیم (۱۱)أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا یَرْتَعْ وَیَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ ﴿۱۲﴾فردا او را با ما بفرست تا [در چمن] بگردد و بازى کند و ما به خوبى نگهبان او خواهیم بود (۱۲)قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ ﴿۱۳﴾گفت اینکه او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى ‏کند و مى‏ ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد (۱۳)قَالُوا لَئِنْ أَکَلَهُ الذِّئْبُ وَنَحْنُ عُصْبَةٌ إِنَّا إِذًا لَخَاسِرُونَ ﴿۱۴﴾گفتند اگر گرگ او را بخورد با اینکه ما گروهى نیرومند هستیم در آن صورت ما قطعا [مردمى] بى‏ مقدار خواهیم بود (۱۴)فَلَمَّا ذَهَبُوا بِهِ وَأَجْمَعُوا أَنْ یَجْعَلُوهُ فِی غَیَابَتِ الْجُبِّ وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِ لَتُنَبِّئَنَّهُمْ بِأَمْرِهِمْ هَذَا وَهُمْ لَا یَشْعُرُونَ ﴿۱۵﴾پس وقتى او را بردند و همداستان شدند تا او را در نهانخانه چاه بگذارند [چنین کردند] و به او وحى کردیم که قطعا آنان را از این کارشان در حالى که نمى‏ دانند با خبر خواهى کرد (۱۵)وَجَاءُوا أَبَاهُمْ عِشَاءً یَبْکُونَ ﴿۱۶﴾و شامگاهان گریان نزد پدر خود [باز] آمدند (۱۶)قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ ﴿۱۷﴾گفتند اى پدر ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش کالاى خود نهادیم آنگاه گرگ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمى دارى (۱۷)وَجَاءُوا عَلَى قَمِیصِهِ بِدَمٍ کَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِیلٌ وَاللَّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ ﴿۱۸﴾و پیراهنش را [آغشته] به خونى دروغین آوردند [یعقوب] گفت [نه] بلکه نفس شما کارى [بد] را براى شما آراسته است اینک صبرى نیکو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصیف مى ‏کنید خدا یارى ‏ده است (۱۸)وَجَاءَتْ سَیَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِمَا یَعْمَلُونَ ﴿۱۹﴾و کاروانى آمد پس آب ‏آور خود را فرستادند و دلوش را انداخت گفت مژده این یک پسر است و او را چون کالایى پنهان داشتند و خدا به آنچه میکردند دانا بود (۱۹)وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَکَانُوا فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ ﴿۲۰﴾و او را به بهاى ناچیزى چند درهم فروختند و در آن بى‏ رغبت بودند (۲۰)وَقَالَ الَّذِی اشْتَرَاهُ مِنْ مِصْرَ لِامْرَأَتِهِ أَکْرِمِی مَثْوَاهُ عَسَى أَنْ یَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَکَذَلِکَ مَکَّنَّا لِیُوسُفَ فِی الْأَرْضِ وَلِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِیلِ الْأَحَادِیثِ وَاللَّهُ غَالِبٌ عَلَى أَمْرِهِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۲۱﴾و آن کس که او را از مصر خریده بود به همسرش گفت نیکش بدار شاید به حال ما سود بخشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم و بدین گونه ما یوسف را در آن سرزمین مکانت بخشیدیم تا به او تاویل خوابها را بیاموزیم و خدا بر کار خویش چیره است ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۲۱)وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ ﴿۲۲﴾و چون به حد رشد رسید او را حکمت و دانش عطا کردیم و نیکوکاران را چنین پاداش مى‏ دهیم (۲۲)وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَنْ نَفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿۲۳﴾و آن [بانو] که وى در خانه‏ اش بود خواست از او کام گیرد و درها را [پیاپى] چفت کرد و گفت بیا که از آن توام [یوسف] گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نیکو داده است قطعا ستمکاران رستگار نمى ‏شوند (۲۳)وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ ﴿۲۴﴾و در حقیقت [آن زن] آهنگ وى کرد و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود آهنگ او میکرد چنین [کردیم] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود (۲۴)وَاسْتَبَقَا الْبَابَ وَقَدَّتْ قَمِیصَهُ مِنْ دُبُرٍ وَأَلْفَیَا سَیِّدَهَا لَدَى الْبَابِ قَالَتْ مَا جَزَاءُ مَنْ أَرَادَ بِأَهْلِکَ سُوءًا إِلَّا أَنْ یُسْجَنَ أَوْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿۲۵﴾و آن دو به سوى در بر یکدیگر سبقت گرفتند و [آن زن] پیراهن او را از پشت بدرید و در آستانه در آقاى آن زن را یافتند آن گفت کیفر کسى که قصد بد به خانواده تو کرده چیست جز اینکه زندانى یا [دچار] عذابى دردناک شود (۲۵)قَالَ هِیَ رَاوَدَتْنِی عَنْ نَفْسِی وَشَهِدَ شَاهِدٌ مِنْ أَهْلِهَا إِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَهُوَ مِنَ الْکَاذِبِینَ ﴿۲۶﴾[یوسف] گفت او از من کام خواست و شاهدى از خانواده آن زن شهادت داد اگر پیراهن او از جلو چاک خورده زن راست گفته و او از دروغگویان است (۲۶)وَإِنْ کَانَ قَمِیصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَکَذَبَتْ وَهُوَ مِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۲۷﴾و اگر پیراهن او از پشت دریده شده زن دروغ گفته و او از راستگویان است (۲۷)فَلَمَّا رَأَى قَمِیصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قَالَ إِنَّهُ مِنْ کَیْدِکُنَّ إِنَّ کَیْدَکُنَّ عَظِیمٌ﴿۲۸﴾پس چون [شوهرش] دید پیراهن او از پشت چاک خورده است گفت بی‏شک این از نیرنگ شما [زنان] است که نیرنگ شما [زنان] بزرگ است (۲۸)یُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا وَاسْتَغْفِرِی لِذَنْبِکِ إِنَّکِ کُنْتِ مِنَ الْخَاطِئِینَ﴿۲۹﴾اى یوسف از این [پیشامد] روى بگردان و تو [اى زن] براى گناه خود آمرزش بخواه که تو از خطاکاران بوده‏ اى (۲۹)وَقَالَ نِسْوَةٌ فِی الْمَدِینَةِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ تُرَاوِدُ فَتَاهَا عَنْ نَفْسِهِ قَدْ شَغَفَهَا حُبًّا إِنَّا لَنَرَاهَا فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ ﴿۳۰﴾و [دسته‏ اى از] زنان در شهر گفتند زن عزیز از غلام خود کام خواسته و سخت‏ خاطرخواه او شده است به راستى ما او را در گمراهى آشکارى مى ‏بینیم (۳۰)فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَکْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِنَّ وَأَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّکَأً وَآتَتْ کُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِکِّینًا وَقَالَتِ اخْرُجْ عَلَیْهِنَّ فَلَمَّا رَأَیْنَهُ أَکْبَرْنَهُ وَقَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ وَقُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا هَذَا بَشَرًا إِنْ هَذَا إِلَّا مَلَکٌ کَرِیمٌ ﴿۳۱﴾پس چون [همسر عزیز] از مکرشان اطلاع یافت نزد آنان [کسى] فرستاد و محفلى برایشان آماده ساخت و به هر یک از آنان [میوه و] کاردى داد و [به یوسف] گفت بر آنان درآى پس چون [زنان] او را دیدند وى را بس شگرف یافتند و [از شدت هیجان] دستهاى خود را بریدند و گفتند منزه است‏ خدا این بشر نیست این جز فرشته‏ اى بزرگوار نیست (۳۱)قَالَتْ فَذَلِکُنَّ الَّذِی لُمْتُنَّنِی فِیهِ وَلَقَدْ رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَلَئِنْ لَمْ یَفْعَلْ مَا آمُرُهُ لَیُسْجَنَنَّ وَلَیَکُونًا مِنَ الصَّاغِرِینَ ﴿۳۲﴾[زلیخا] گفت این همان است که در باره او سرزنشم میکردید آرى من از او کام خواستم و[لى] او خود را نگاه داشت و اگر آنچه را به او دستور مى‏ دهم نکند قطعا زندانى خواهد شد و حتما از خوارشدگان خواهد گردید (۳۲)قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ ﴿۳۳﴾[یوسف] گفت پروردگارا زندان براى من دوست‏ داشتنى‏ تر است از آنچه مرا به آن مى‏ خوانند و اگر نیرنگ آنان را از من بازنگردانى به سوى آنان خواهم گرایید و از [جمله] نادانان خواهم شد (۳۳)فَاسْتَجَابَ لَهُ رَبُّهُ فَصَرَفَ عَنْهُ کَیْدَهُنَّ إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۳۴﴾پس پروردگارش [دعاى] او را اجابت کرد و نیرنگ آنان را از او بگردانید آرى او شنواى داناست (۳۴)ثُمَّ بَدَا لَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا رَأَوُا الْآیَاتِ لَیَسْجُنُنَّهُ حَتَّى حِینٍ ﴿۳۵﴾آنگاه پس از دیدن آن نشانه‏ ها به نظرشان آمد که او را تا چندى به زندان افکنند (۳۵)وَدَخَلَ مَعَهُ السِّجْنَ فَتَیَانِ قَالَ أَحَدُهُمَا إِنِّی أَرَانِی أَعْصِرُ خَمْرًا وَقَالَ الْآخَرُ إِنِّی أَرَانِی أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِی خُبْزًا تَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْهُ نَبِّئْنَا بِتَأْوِیلِهِ إِنَّا نَرَاکَ مِنَ الْمُحْسِنِینَ ﴿۳۶﴾و دو جوان با او به زندان درآمدند [روزى] یکى از آن دو گفت من خویشتن را [به خواب] دیدم که [انگور براى] شراب مى‏ فشارم و دیگرى گفت من خود را [به خواب] دیدم که بر روى سرم نان مى برم و پرندگان از آن مى ‏خورند به ما از تعبیرش خبر ده که ما تو را از نیکوکاران مى ‏بینیم (۳۶)قَالَ لَا یَأْتِیکُمَا طَعَامٌ تُرْزَقَانِهِ إِلَّا نَبَّأْتُکُمَا بِتَأْوِیلِهِ قَبْلَ أَنْ یَأْتِیَکُمَا ذَلِکُمَا مِمَّا عَلَّمَنِی رَبِّی إِنِّی تَرَکْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لَا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کَافِرُونَ ﴿۳۷﴾گفت غذایى را که روزى شماست براى شما نمى ‏آورند مگر آنکه من از تعبیر آن به شما خبر مى‏ دهم پیش از آنکه [تعبیر آن] به شما برسد این از چیزهایى است که پروردگارم به من آموخته است من آیین قومى را که به خدا اعتقاد ندارند و منکر آخرتند رها کرده‏ ام (۳۷)وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبَائِی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ مَا کَانَ لَنَا أَنْ نُشْرِکَ بِاللَّهِ مِنْ شَیْءٍ ذَلِکَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَیْنَا وَعَلَى النَّاسِ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ ﴿۳۸﴾و آیین پدرانم ابراهیم و اسحاق و یعقوب را پیروى نموده‏ ام براى ما سزاوار نیست که چیزى را شریک خدا کنیم این از عنایت‏ خدا بر ما و بر مردم است ولى بیشتر مردم سپاسگزارى نمى کنند (۳۸)یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَیْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ ﴿۳۹﴾اى دو رفیق زندانیم آیا خدایان پراکنده بهترند یا خداى یگانه مقتدر (۳۹)مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿۴۰﴾شما به جاى او جز نامهایى [چند] را نمى ‏پرستید که شما و پدرانتان آنها را نامگذارى کرده‏ اید و خدا دلیلى بر [حقانیت] آنها نازل نکرده است فرمان جز براى خدا نیست دستور داده که جز او را نپرستید این است دین درست ولى بیشتر مردم نمى‏ دانند (۴۰)یَا صَاحِبَیِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُکُمَا فَیَسْقِی رَبَّهُ خَمْرًا وَأَمَّا الْآخَرُ فَیُصْلَبُ فَتَأْکُلُ الطَّیْرُ مِنْ رَأْسِهِ قُضِیَ الْأَمْرُ الَّذِی فِیهِ تَسْتَفْتِیَانِ ﴿۴۱﴾اى دو رفیق زندانیم اما یکى از شما به آقاى خود باده مى ‏نوشاند و اما دیگرى به دار آویخته مى ‏شود و پرندگان از [مغز] سرش مى ‏خورند امرى که شما دو تن از من جویا شدید تحقق یافت (۴۱)وَقَالَ لِلَّذِی ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ فَأَنْسَاهُ الشَّیْطَانُ ذِکْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِی السِّجْنِ بِضْعَ سِنِینَ ﴿۴۲﴾و [یوسف] به آن کس از آن دو که گمان میکرد خلاص مى ‏شود گفت مرا نزد آقاى خود به یاد آور و[لى] شیطان یادآورى به آقایش را از یاد او برد در نتیجه چند سالى در زندان ماند (۴۲)وَقَالَ الْمَلِکُ إِنِّی أَرَى سَبْعَ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعَ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ یَا أَیُّهَا الْمَلَأُ أَفْتُونِی فِی رُؤْیَایَ إِنْ کُنْتُمْ لِلرُّؤْیَا تَعْبُرُونَ ﴿۴۳﴾و پادشاه [مصر] گفت من [در خواب] دیدم هفت گاو فربه است که هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر اى سران قوم اگر خواب تعبیر مى ‏کنید در باره خواب من به من نظر دهید (۴۳)قَالُوا أَضْغَاثُ أَحْلَامٍ وَمَا نَحْنُ بِتَأْوِیلِ الْأَحْلَامِ بِعَالِمِینَ ﴿۴۴﴾گفتند خوابهایى است پریشان و ما به تعبیر خوابهاى آشفته دانا نیستیم (۴۴)وَقَالَ الَّذِی نَجَا مِنْهُمَا وَادَّکَرَ بَعْدَ أُمَّةٍ أَنَا أُنَبِّئُکُمْ بِتَأْوِیلِهِ فَأَرْسِلُونِ﴿۴۵﴾و آن کس از آن دو [زندانى] که نجات یافته و پس از چندى [یوسف را] به خاطر آورده بود گفت مرا به [زندان] بفرستید تا شما را از تعبیر آن خبر دهم (۴۵)یُوسُفُ أَیُّهَا الصِّدِّیقُ أَفْتِنَا فِی سَبْعِ بَقَرَاتٍ سِمَانٍ یَأْکُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌ وَسَبْعِ سُنْبُلَاتٍ خُضْرٍ وَأُخَرَ یَابِسَاتٍ لَعَلِّی أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَعْلَمُونَ﴿۴۶﴾اى یوسف اى مرد راستگوى در باره [این خواب که] هفت گاو فربه هفت [گاو] لاغر آنها را مى ‏خورند و هفت‏ خوشه سبز و [هفت‏ خوشه] خشگیده دیگر به ما نظر ده تا به سوى مردم برگردم شاید آنان [تعبیرش را] بدانند (۴۶)قَالَ تَزْرَعُونَ سَبْعَ سِنِینَ دَأَبًا فَمَا حَصَدْتُمْ فَذَرُوهُ فِی سُنْبُلِهِ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تَأْکُلُونَ ﴿۴۷﴾گفت هفت‏ سال پى در پى مى ‏کارید و آنچه را درویدید جز اندکى را که مى ‏خورید در خوشه‏ اش واگذارید (۴۷)ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ سَبْعٌ شِدَادٌ یَأْکُلْنَ مَا قَدَّمْتُمْ لَهُنَّ إِلَّا قَلِیلًا مِمَّا تُحْصِنُونَ ﴿۴۸﴾آنگاه پس از آن هفت‏ سال سخت مى ‏آید که آنچه را براى آن [سالها] از پیش نهاده‏ اید جز اندکى را که ذخیره مى ‏کنید همه را خواهند خورد (۴۸)ثُمَّ یَأْتِی مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ عَامٌ فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ وَفِیهِ یَعْصِرُونَ ﴿۴۹﴾آنگاه پس از آن سالى فرا مى ‏رسد که به مردم در آن [سال] باران مى ‏رسد و در آن آب میوه مى‏ گیرند (۴۹)وَقَالَ الْمَلِکُ ائْتُونِی بِهِ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّکَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِی قَطَّعْنَ أَیْدِیَهُنَّ إِنَّ رَبِّی بِکَیْدِهِنَّ عَلِیمٌ ﴿۵۰﴾و پادشاه گفت او را نزد من آورید پس هنگامى که آن فرستاده نزد وى آمد [یوسف] گفت نزد آقاى خویش برگرد و از او بپرس که حال آن زنانى که دستهاى خود را بریدند چگونه است زیرا پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است (۵۰)قَالَ مَا خَطْبُکُنَّ إِذْ رَاوَدْتُنَّ یُوسُفَ عَنْ نَفْسِهِ قُلْنَ حَاشَ لِلَّهِ مَا عَلِمْنَا عَلَیْهِ مِنْ سُوءٍ قَالَتِ امْرَأَتُ الْعَزِیزِ الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ أَنَا رَاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ وَإِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِینَ ﴿۵۱﴾[پادشاه] گفت وقتى از یوسف کام [مى]خواستید چه منظور داشتید زنان گفتند منزه ست‏ خدا ما گناهى بر او نمى‏ دانیم همسر عزیز گفت اکنون حقیقت آشکار شد من [بودم که] از او کام خواستم و بی‏شک او از راستگویان است (۵۱)ذَلِکَ لِیَعْلَمَ أَنِّی لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَیْبِ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی کَیْدَ الْخَائِنِینَ ﴿۵۲﴾[یوسف گفت] این [درخواست اعاده حیثیت] براى آن بود که [عزیز] بداند من در نهان به او خیانت نکردم و خدا نیرنگ خائنان را به جایى نمى ‏رساند (۵۲)وَم ...

ادامه مطلب  

راز بیانیه ضد ایرانی اتحادیه عرب  

درخواست حذف این مطلب
اتحادیه عرب در نشست اخیر سرانش در اردن در بیانیه پایانی باردیگر ادعاهایی را علیه جمهوری اسلامی ایران مطرح کرده است. آنلاین :این اقدام در حالی صورت گرفت که جمهوری اسلامی ایران همواره بر دوستی و همزیستی مسالمت امیز با کشورهای همسایه از جمله کشورهای عربی تاکید داشته و در این راه هزینه های مالی و انسانی بسیاری پرداخته است چنانکه جهانیان اذعان دارند که اگر حضور مستشاری ایران در عراق و سوریه و نیز حمایت های آن از مقاومت نبود رژیم صهیونیستی تروریست ها به عنوان مهره های آمریکا بر منطقه مسلط شده بودند. با توجه به این حقایق این سوال مطرح می شود که ری ...

ادامه مطلب  

چرا بانک سرمایه اسامی 21 بدهکار خود را اعلام نمی کند؟ / وقتی سهامداران از خود بانک وام می گیرند و آن را افزایش سرمایه بانک حساب می کنند!  

درخواست حذف این مطلب
بر اساس این گزارش چندی پیش بولتن نیوز از منابع خبری در بانک مرکزی مطلع شد که یکی از بانک هایی که عدم کفایت سرمایه آن محرز است و نماد این بانک همچنان در بورس بسته است قرار است در بانک ملت ادغام شود.گروه اقتصادی: محمدرضا خانی مدیرعامل بانک سرمایه گفته است که حدود 21 بدهکار بانک سرمایه نزدیک به 5500 میلیارد تومان بدهی دارند و از پرداخت آن همواره فرار می کنند.به گزارش بولتن نیوز بر اساس قانون حداقل سرمایه برای تأسیس بانک های غیردولتی میلیارد تومان است. اگرچه میزان سرمایه این بانک به طور دقیق مشخص نیست اما مدیرعامل این بانک امروز مدع ...

ادامه مطلب  

سند 2030 تثبیت نظام سلطه بر جهان است  

درخواست حذف این مطلب
آیت الله مکارم شیرازی دیروز در درس خارج در مسجد اعظم این سند را برای ملت ها و دولت هایی که آن را قبول کرده اند تعهدآور دانست و افزود: اگرچه در ظاهر این سند اهداف زیبا و انسانی نمایش داده شده اما در بطن آن تثبیت نظام سلطه بر جهان است. این مرجع تقلیدشیعیان ضمن تشریح برخی از اهداف هفده گانه و فصول 59گانه این سند گفت: رفع موانع حقوقی اجتماعی واقتصادی برای دستیابی به تساوی جنسیتی برای زنان و دختران تضمین آموزش با کیفیت و برابر و ترویج فرصت های یادگیری برای توانمندی همه زنان و دختران از اهداف فصل هشت این سند است که کاملاً مغایر با شرع و فرهنگ اسلامی ک ...

ادامه مطلب  

محمد موسوی:نمی فهمم چرا می گویند تیم ما «تیم ملی» است!  

درخواست حذف این مطلب
محمد موسوی و لذت قهرمانی با بانک سرمایه. خیلی ها بر این عقیده هستند که قهرمان شدن این تیم کار راحتی بوده چراکه ترکیب اصلی این تیم همگی ملی پوش هستند! وقتی این حرف را به محمد موسوی زدیم یک جورهایی عصبانی شد: «آخر من چه بگویم؟ زمین کج بود؟ کجای این کار اشکال دارد؟ متأسفم برای کسانی که فقط و فقط نشسته اند و می خواهند ارزش قهرمانی ما را پایین بیاورند.»*در اینکه تیم شما با شایستگی قهرمان شد شکی وجود ندارد اما این را هم باید قبول کنید که بیشتر بازیکنان تیم ملی را در اختیار دارید. خیلی ها می خواهند مسئله قهرمانی ما را کم رنگ کنند. سال ها ...

ادامه مطلب  

دانشگاه آزاد ستاد انتخاباتی هیچ فردی نیست  

درخواست حذف این مطلب
ولایتی با تأکید بر اینکه پول در دانشگاه آزاد باید با وسواس خرج شود گفت: دانشگاه آزاد ستاد انتخاباتی هیچ فردی نیست. علیمحمد نوریان در سوم اردیبهشت ماه با تصویب هیئت موسس دانشگاه به عنوان سرپرست این دانشگاه منصوب شد. پیش از این حمید میرزاده ریاست این دانشگاه را برعهده داشت. دکتر علی اکبر ولایتی در این مراسم گفت: پولی که در دانشگاه آزاد است باید مراقبت شود و با وسواس خرج شود. وی افزود: مقام معظم رهبری تأکید دارند که این دانشگاه علاوه بر توسعه کمی توسعه کیفی نیز بیابد. رئیس هیئت امنای دانشگاه گفت: دانشگاه پایگاه هیچ مجموعه انتخاباتی نیست اما جامعه ...

ادامه مطلب  

علی کریمی به تیر و تخته زد/کاپلو هم بود میرفتم  

درخواست حذف این مطلب
علی کریمی که خودش زمانی دستیار کارلوس کی روش در تیم ملی بود در واکنش به اتفاق های اخیر متنی را منتشر کرده است.این روزها حرف و حدیث هاى زیادى در مورد برکنارى دستیاران ایرانى سرمربى به گوش میرسدکه هر رسانه اى با تفکرات خاص خودش به این قضیه واکنش نشون میده اگر این خبر (برکناری مربیان به دلیل عدم مصاحبه علیه برانکو)درست است چرا این موضوع زودتر مطرح نشد از طریق رسانه ها یا خود مربیان!!؟؟من به شخصه فکر نمیکنم که جناب سرمربى چنین درخواست شرم آورى ازدستیارانش کرده باشد هر کدام از این مربیان بخشى از فوتبال ما هستن وبراى فوتبال زحمت کشیدن و باید احترامشون ...

ادامه مطلب  

گربه نگه ندارید!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس وکسوپلاسموز یک بیماری عفونی انگلی است که در سراسر جهان حتی در کشورهای پیشرفته یافت می شود.تماس با فضولات گربه مصرف گوشت آلوده که خوب پخته نشده باشد خوردن میوه و سبزی های آلوده نشُسته استفاده از لبنیات پاستوریزه نشده تخم مرغ خام و آب تصفیه نشده احتمال ابتلای افراد به این بیماری را افزایش می دهند.با توجه به افزایش روزافزون گرایش به نگهداری حیوانات خانگی به خصوص گربه و نقش مؤثر این حیوان در انتقال انگل بیماری و خطرات جدی ابتلای مادران باردار به این بیماری مطالعه این مطلب خالی از فایده نخواهد بود.به رغم این که عفونت ب ...

ادامه مطلب  

ترفند آیفون برای کاهش مصرف بسته اینترنت +آموزش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
در این نوشته روش را که از طریق آن ها می توانید مصرف اینترنت دیتای آیفون تان را کاهش دهید بررسی می کنیم. برای بررسی این روش با ما همراه باشید. به گزارش صبحانه در این نوشته روش را که از طریق آن ها می توانید مصرف اینترنت دیتای آیفون تان را کاهش دهید بررسی می کنیم. برای بررسی این روش با ما همراه باشید. - بروزرسانی اپ ها را از طریق دیتای سیم کارت غیرفعال کنیداگر اپلیکیشن های آیفون تان به شکل خودکار بروزرسانی می شوند مطمئن شوید که این اتفاق فقط در شرایطی می افتد که به اینترنت wi-fi وصل باشید. به این شکل مانع از بروزرسانی اپ ها به صورت خودکار ب ...

ادامه مطلب  

دلیل نامگذاری لیلة الرغائب  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش «شیعه نیوز» در دین مبین اسلام میان شب ها و روزهای سال ایام و اوقاتی وجود دارند که نسبت به آن ها توجّه و تأکید خاصی شده است و حتی برای آن ها اعمالی نیز آمده است و ارزشمندی بعضی از ایام و لیالی مورد اتفاق همه مسلمین است مانند شب و روز مبعث ولی بعضی از این زمان ها به عقیده گروه یا مذهبی خاصّ از مسلمانان دارای بار ارزشی هستند و لیلة الرغائب از جمله شب هایی است که از نظر شیعه یکی از شب های ارزشمند و پر فضیلتی است که برای آن اعمالی نیز برشمرده اند.علّت این که شب جمعه اول ماه رجب را لیلة الرغائب نامیده اند این است که این شب از اهمیت و فضیلت زیادی ب ...

ادامه مطلب  

در مصرف گوشت قرمز زیاده روی نکنید!  

درخواست حذف این مطلب
با توجه به مضرات مصرف بیش از اندازه این ماده غذایی به نظر می رسد که این هشدارها کاملا به جا است و مصرف کننده ها باید بیشتر نسبت به این اخطارها هوشیار باشند. چون زیاده روی در مصرف گوشت قرمز احتمال ابتلا به بیماری های قلبی و عروقی فشارخون بالا کلسترول خون و برخی از سرطان ها را افزایش می دهد. در نتیجه لازم است که با ترفندها و روش هایی اثرات منفی گوشت قرمز را کاهش دهید.میزان مورد نیاز بدندرست است که گوشت قرمز یک ماده غذایی مفید بوده و برای سلامتی بدن لازم و ضروری است اما باید بدانید که اکثر متخصصان بر این باور هستند که حداکثر ...

ادامه مطلب  

پسری که با تومور وخیم مانند هیولا شده است  

درخواست حذف این مطلب
برخی اوقات اختلال های ژنتیکی تغییرات و تومورهایی را در قسمت های مختلف بدن انسان ایجاد می کند که بسیار عجیب و شگفت انگیز است.تومور وخیم وحشتناک زندگی آمر استوور پسر 8 ساله اهل شهر دیکیتر ایالت آلابامای آمریکا را مختل کرده است . وی که از یک اختلال ژنتیکی با نام نوروفیبروماتوز تیپ 1 رنج می برد.این اختلال ژنتیکی از هر 2500 تولد در یک مورد دیده می شود و تومور آن می تواند در همه جای بدن بیمار گسترش یابد. در سن 4 سالگی تشخیص اولیه این تومور در ناحیه گردن این کودک باعث جراحی و بریدن دائمی لوله نای وی شد. پزشکان پیش بینی کرده بودند ممکن است گسترش این توم ...

ادامه مطلب  

تولید فیلم «پالمیرا» محصول مشترک سوریه و روسیه  

درخواست حذف این مطلب
آندره سیگل تولیدکننده اصلی این پروژه از امضای موافقتنامه ساخت فیلم «پالمیرا» بین دو شرکت روسی «پرولاین مدیا» و شرکت «شقف» سوریه خبر داد. به گفته وی علاوه بر روسیه و سوریه لبنان فرانسه مقدونیه ایتالیا و چند کشور دیگر نیز در ساخت این فیلم مشارکت دارند. قرار است این فیلم برای دریافت یارانه دولتی از وزارت فرهنگ روسیه در مناقصه شرکت کند. ولادیمیر مدینسکی وزیر فرهنگ روسیه در مراسم امضای این موافقتنامه گفت: ما خوشحالیم که شرکای سوری در فیلمبرداری شرکت دارند و مخاطبان این فیلم بین المللی هستند. وزیر فرهنگ روسیه ضمن اشاره به آخرین سفر خود به پال ...

ادامه مطلب  

راه جدید مقابله باسرطان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران اکونومیست سال 1924میلادی اوتو واربورگ بیوشیمیدان آلمانی به اشتهای خارق العاده سلول های سرطانی در بدن پی برد.تومورها میل به رشد سریع دارند و از این رو طبیعی است که اشتهای سیری ناپذیری داشته باشند. طبق مشاهدات واربورگ متابولیس این سلول ها نیز با سایر سلول ها متفاوت بود.او به این نتیجه رسید که این تفاوت ها نشان دهنده وجود سرطان هستند و با شناخت علت وقوع آن می توان این بیماری را شکست داد.مشاهدات و یافته های واربورگ رواج یافته و در قرن بیستم به عنوان مرجع شناخت و درمان سرطان تلقی می شد.در دهه 1970میلادی کشف این که جهش های ژنی ...

ادامه مطلب  

این انتقال بزرگ به پرسپولیس منتفی شد/ پای علی دایی در میان است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس ورزشی جام نیـوز یکی دو سالی هست که مهدی ترابی مد نظر باشگاه های بزرگ و از جمله پرسپولیس قرار گرفته با این حال تلاش ها برای جذب این بازیکن بی نتیجه بوده است چرا که ترابی با سایپا قرارداد طولانی مدت دارد و نارنجی ها هم به راحتی حاضر نیستند رضایتنامه او را صادر کنند. این اواخر اما تحول جدیدی در این زمینه به وجود آمد و مدیرعامل سایپا مدعی شد اگر ترابی قلبا خواهان جدایی باشد این مساله از نظر باشگاه بلامانع خواهد بود. بعد از اظهارنظر درویش در این مورد روزنه های امید باز شد که روابط خوب علی پروین با سطوح مدیریتی باشگاه سایپا منجر ب ...

ادامه مطلب  

3 میلیون درخت در 354 بوستان پایتخت از امروز کاشته می شود  

درخواست حذف این مطلب
شهروندان تهرانی می توانند با هشتک «یک عالمه درخت» در اینستاگرام 10 درخت به اسم خود بکارند. متین شریفی با اشاره به برگزاری طرح «یک عالمه درخت» همزمان با هفته منابع طبیعی و در آستانه روز درختکاری گفت: این طرح برای دومین سال است که به مرحله اجرا در می آید. سال گذشته اولین سال برگزاری این طرح بود و هدف از اجرای آن این بود که با کمک مردم درخت در شهر تهران بکاریم که در آن سال 5 میلیون نهال به مدت دو ماه کاشته شد که این طرح در کمربند شمالی شهر تهران و احیای درختان خیابان ولیعصر(عج) از تجریش تا میدان ونک به مرحله اجرا در آمد. دبیر طرح درختکاری در خصوص فاز دوم ...

ادامه مطلب  

انتفاع بانک مرکزی از محل رشد سپرده بلندمدت بانک ها  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: هادی غلامحسینی از آنجایی که بخش عمده ای از جهش حجم نقدینگی در اقتصاد ایران از محل شبه پول است بدین ترتیب بانک مرکزی نیز همراه با رشد سپرده بانک ها بخشی این منابع را به دلیل وجود قانون ذخیره در حساب های خود نگهداری می کند. در این بین از آنجایی که حجم ذخیره های سپرده در بانک مرکزی بیش از 100هزار میلیارد تومان است جا دارد مقامات بانکی در مورد چگونگی مدیریت این منابع و سودهای حاصله از این محل حداقل هر فصل یک گزارش مبسوط به افکار عمومی ارائه دهند. طبق قانون بخشی از سپرده های بانکی باید نزد بانک مرکزی ذخیره شود که بانک مرکزی با افزایش ی ...

ادامه مطلب  

اکثر بودجه کشور های غربی صرف آدم کشی می شود/ با سخنرانی و سفارش نه اقتصاد مقاومتی حاصل می شود نه با اختلاس می شود برخورد کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری«حوزه» حضرت آیت الله جوادی آملی در دیدار محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با تأکید بر برکات انقلاب و جمهوری اسلامی ایران به ضرورت قدردانی و حفظ این نظام تأکید کردند.این مرجع تقلید با بیان اینکه قدردانی از این نظام و انقلاب بر همگان واجب است و باید پشتیبان این نظام باشیم بیان داشتند: به لطف الهی این نظام برکات فراوانی داشته و دارد و ایران خیلی ترقّی کرده و این قابل انکار نیست. ما از زمین به آسمان رفتیم.ایشان ادامه دادند: مرحوم شیخ مفید نقل کرد که وجود مبارک پیغمبر در یکی از مسافرت ها وقت نماز که شد دیدند مرتب دارد پیغمبر آ ...

ادامه مطلب  

١٠ خودروى رویایى دهه ى ٩٠ میلادى با قیمتى باور نکردنى  

درخواست حذف این مطلب
بسیارى از خودروهاى رویایى دهه ٩٠ میلادى مانند پورشه ٩٩٣ اکیورا nsx و تویوتا supra در حال حاضر قیمت بسیار زیادى دارند به خصوص در چند سال گذشته افزایش قیمت بسیار زیادى داشته اند. در ادامه ١٠ ستاره دهه ى ٩٠ را معرفى خواهیم کرد که این روزها قیمت بسیار مناسبى در بازار های جهانی دارند.١-شورولت کوروت c5با مبلغى حدود ١٥ هزار دلار یا کمتر مى توانید یکى از این خودروها را خریدارى کنید. خودرویى که واقعا ارزشش دارد. قدرت موتور این خودرو ٣٥٠ اسب بخار و حداکثر سرعت آن ١٧٥ مایل بر ساعت (٢٨٠ کیلومتر بر ساعت) می رسد.از نکات برجسته ى این خودرو مى توان به هندلیگ عالى آن اشاره ک ...

ادامه مطلب  

چگونه یک نامه و ایمیل به زبان انگلیسى بنویسیم؟  

درخواست حذف این مطلب
راهنمایی برای افرادی که به تازگی شروع به یادگیری زبان انگلیسی کرده اند.زمانی که شما در حال فراگیری زبان هستید احتمالا نگران یادگیری اصول اولیه ی آن مانند یادگیری لغات و گرامر جدید و تلاش برای کسب مهارت در بازگردانی جملات به زبان جدیدخواهید بود. همچنین اگردر حال آماده شدن برای تحصیل در مدارس یا دانشگاه های انگلیسی زبان هستید به استفاده از انگلیسی در متون علمی فکر خواهید کرد. ولی یکی از جنبه های یادگیری زبان انگلیسی که احتمالا تاکنون به آن فکر نکرده اید چگونگی مکاتبه در نوشته های رسمی مانند نامه هاست. اگر در حال آمادگی برای اخذ پذیرش در مدارس یا دانشگاه های انگلستان هستید مطمئنا به این مهارت نیاز خواهید داشت. بنابراین ما تصمیم گرفتیم تا این راهنمای آسان را درباره ی چگونگی نوشتن نامه و ایمیل به زبان انگلیسی در اختیار شما قرار دهیم.حتی اگر شما یک انگلیسی زبان باشید کسب این مهارت به منظور اخذ پذیرش دانشگاهی و زندگی پس از دوران دانشجویی برایتان الزامی است. به ویژه زمانی که شما نیازمند نوشتن نامه های توضیحی از قبیل درخواست های شغلی , نامه های بانکی, ایمیل های ویژ ه ی دپارتمان خدمات مشتری شرکت ها و سایر امور مشابه باشید. بنابراین اگر کاملا مطمئن نیستید که چگونه نوشتن یک نامه یا ایمیل رسمی را شروع کنید, به توصیه های موجود در این مقاله توجه کنید و به زودی شاهد مکاتبات نوشتاری حرفه ای از خود خواهید شد.چگونه یک نامه و ایمیل حرفه ای بنویسیم؟اصول درست نامه نوشتن:زمانی که صحبت از نوشتن یک نامه ی رسمی می شود, روش های درست و غلط بسیاری برای شروع به میان می آید. به منظور نشان دادن روش درست نوشتن یک نامه ی رسمی بیاید شرایطی مشابه را در نظر بگیریم و وانمود کنیم که در حال نوشتن یک نامه به دانشگاهی که موفق به اخذ پذیرش از آن شده اید هستید و از آن درباره ی احتمال موکول کردن دروس خود به سال آینده پرسش به عمل می آورید. ما در زیر این نامه را به صورت کامل نوشته ایم به طوری که میتوانید با خواندن نکات زیر به آن مراجعه کنید.آدرس فرستنده: اولین چیزی که می بایست بنویسد آدرس خودتان است که در بالای گوشه ی سمت راست نامه نوشته میشود.تاریخ: تاریخ نامه را زیر آدرس بنویسید. توجه کنید که ما در مثال موجود چگونه تاریخ را نوشته ایم,به خاطر داشته باشید که بین قسمت زیری آدرس فرستنده و تاریخ فاصله بگذارید.آدرس گیرنده: قدم بعدی نوشتن آدرس گیرنده است که درست در سمت چپ نامه و زیر آدرس فرستنده وتاریخ قرار میگیرد.عبارات درود آمیز: در قسمت بعدی در این باره با جزئیات بیشتری توضیح خواهیم داد. برای اهدافی از این قبیل شخص گیرنده را با استفاده از عباراتی مانند” و اسم فامیل” مورد خطاب قرا میدهیم.عنوان موضوعی: این بخش تقریبا کمی شبیه به یک ایمیل است, نامه ی های رسمی نیز یک خلاصه ی یک خطی دارند که بعد از قسمت عبارات درود آمیز قرار می گیرد به گونه ای که محتوای نامه را تنها در یک خط خلاصه میکند.متن اصلی: این بخش اصلی ترین قسمت نامه است به خاطر داشته باشید که برای اشاره به شروع یک پاراگراف جدید فاصله بگذارید و جملات را دقیق و به درستی بنویسید. مطمئن شوید آنچه را که میخواهد شخص گیرنده در جواب نامه ی شما انجام دهد کاملا مشخص و واضح است. ما در مثال موجود درخطی جداگانه از شخص گیرنده مستقیما یک سوال پرسیده ایم تا مطمئن شویم به خوبی متوجه ی منظور ما شده است.پایان : ما در قسمت های بعدی این مقاله راهنمایی های بیشتری در خصوص نحوه ی به پایان رساندن یک نامه در اختیارتان قرار خواهیم داد. در مثال موجود به دلایلی که بعدا خواهیم گفت از عبارت ” با تقدیم احترام” یا ” yours sincerely” استفاده کرده ایم.امضا: ما در این قسمت یک فضای خالی میگذاریم تا شما بتوانید امضای خود را پس از چاپ و آماده شدن نامه برای ارسال بزنید.نوشتن نام: زیر امضا نام و نام خانوادگی شما به صورت کامل قرار میگیرد.مثالی از یک نامه ی رسمی:همیشه به خاطر داشته باشید که در یک نامه ی رسمی به جای استفاده از “hello” و سایر واژگان احوال پرسی غیر رسمی از واژه ی”dear”استفاده کنید. چناچه قصد دارید نامه ی شما خیلی رسمی باشید بهتر است از اسامی کوچک اجتناب کنید, اما انجام این کار میتواند در شرایط خاص قابل قبول باشد برای مثال زمانی که برای شخصی نامه مینویسید که قبلا او را ملاقات کرده اید و شما را تشویق کرده تا او را با اسم کوچک مورد خطاب قرار دهید . در خصوص “عبارا ت درود آمیز” رسمی تر گزینه های زیر پیش روی شماست.sir/madam: زمانی که نمیدانید چه کسی را در نامه ی خود مورد خطاب قرار میدهید, آن را با عباراتی مانند “dear sir/madam”شروع کنید. برای نمونه زمانی که در حال نوشتن یک نامه برای بخش پذیرش یک دانشگاه دولتی هستید و نمیدانید که دقیقا چه کسی مسئول پاسخگویی به پرسش شما خواهد بود.mr/mrs/dr etcزمانی که دقیقا میدانید برای چه کسی نامه مینویسید او را با استفاده از اسم فامیل و عناوین بالا مورد خطاب قرار دهید. برای مثال برای آقایان میتوان از mr. smith استفاده کرد ( مگر اینکه بدانید این شخص عنوان دیگری مانند dr. or capitan smith دارد).و برای خانم ها “ms smith” (در صورتی که بدون شک بدانید این شخص عنوان دیگری دارد ویا ترجیح میدهد از خانم یا دوشیزه استفاده کند.)پایان دادن یک نامه: راه های مختلفی به منظور پایان دادن یک نامه ی رسمی وجود دارد مانند:ارادتمند, yours faithfully: این عبارت زمانی استفاده میشود که شما نامه ی خود را با “آقا یا خانم عزیز” شروع کنید.با تقدیم احترام yours sincerely,: این عبارت زمانی استفاده می شود که شما شخص مشخصی را در نامه ی خود مورد خطاب قرار میدهید.ارادتمند شما yours truly,: این عبارت میتواند زمانی استفاده شود که شما شخص مورد نظر خود را تا حدودی می شناسید, استفاده از این عبارت در آمریکا مرسوم تر است. تمامی این عبارات میبایست مانند مثال های بالا یک کاما در انتها داشته باشند.ایمیلبه طور کلی ایمیل در مقایسه با نامه غیر رسمی تر در نظر گرفته میشود.اما این به این معنا نیست که شما میتوانید به هنگام مکاتبه با یک شخص مهم مانند مسئول پذیرش دانشگاه (که در صورت عدم توانایی شما در مکاتبه ی حرفه ای مورد تاثیر قرار خواهد گرفت) از عبارات بسیار خودمانی یا عامیانه استفاده کنید.حتی اگر این شرایط غیر رسمی ترهم باشد شما میبایست همچنان مودب و حرفه ای باقی بمانید. مجبور نیستید که حتما ایمیل خود را مانند نامه ی موجود در مثال بالا بنویسید زیرا ایمیل در مقایسه با نامه نکات بسیار متفاوت دیگری دارد.آدرس ایمیلی که استفاده میکنید.برای اهدافی از جمله نوشتن ایمیل به اشخاص مهم مانند مسئولین دانشگاه یا کارفرمایان معتبر بهترین راه داشتن یک آدرس ایمیل حرفه ای است. بهتر است از درگاه های ایمیلی رایگان و کم کیفیت مانند hotmail و yahoo اجتناب کنید.( با این وجود gmail قابل قبول تر است). به خاطر داشته باشید که با داشتن آدرس ایمیل های بچه گانه با عناوین احمقانه ای مانند shopgirl1990 که سال ها پیش آن ها را ساخته اید تاثیر خوبی روی شخص گیرنده نخواهید گذاشت.به عنوان یک قانون کلی نام کوچک, نام فامیل, درگاه ایمیل.comفرمتی مناسب برای ایمیل آدرس شماست.field to/fromمعادل آدرس گیرنده و نویسنده در نامه همان field to/from در ایمیل می باشد. ممکن است ا ...

ادامه مطلب  

تخت های بیمارستان آیت الله خویی آب می رود  

درخواست حذف این مطلب
محمدرضا سوری اردیبهشت ماه سال 71 بود که اساسنامه بیمارستان تخت خوابی آیت الله العظمی خویی(ره) در زمینی به وسعت هکتار به ثبت رسید و اردیبهشت ماه یک سال بعد مجوز ساخت این مرکزدرمانی توسط وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی صادر شد.درحالی که قرار بود این مرکزدرمانی در کوتاهترین ممکن ساخته وبه بهره برداری برسد اما برخی کاستی ها وبی توجهی به این موضوع مهم وحیاتی سببب شد تااین پروژه درمانی نتواند ساخته شود.نماینده مردم خوی در مجلس شورای اسلامی دراین خصوص به" جوان" می گوید:«با وجود اینکه طبق وصیت آیت الله خویی قرار بود این مرکز درمانی با ...

ادامه مطلب  

قصور پزشک «بی مبالات» در مرگ زن جوان / صحنه ای دردناک و اشک آور + عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس حوادث جام نیـوز شامگاه هفتم اسفند94 زن جوانی به دلیل بدحالی به بیمارستانی در پایتخت منتقل شد اما پزشکان بعد از معاینه گفتند که او دچار گرفتگی عضله شده و وی را مرخص کردند. با گذشت چند ساعت این زن 36ساله بار دیگر همراه شوهرش راهی بیمارستان شد و این بار پزشکان گفتند که او دچار افت فشار شده و وی را بستری کردند اما چند ساعت بعد و در کمال ناباوری زن جوان روی تخت بیمارستان جان باخت.شوهر این زن که شوکه شده بود پس از این حادثه با حضور در دادسرای جرایم پزشکی علیه کادر درمان بیمارستان شکایت کرد و به این ترتیب پرونده در دادسرا به جریان افتاد. به د ...

ادامه مطلب  

تفاوت های ماهوی فلسفه اسلامی وفلسفه یونانی/آشنایی با اندیشه عامری  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه_خداداد خادم: یکی از فلاسفه ای که ابهام های زیادی درباره آثار او وجود دارد، ابوالحسن عامری نیشابوری، فیلسوف قرن چهارم هجری است. عامری یکی از مهم ترین فیلسوفانی است که در فاصله زمانی میان دو فیلسوف بزرگ یعنی فارابی و ابن سینا می زیسته است. ابوالحسن در نیشابور زاده شد و در همانجا به تحصیل علوم دینی پرداخت و سپس در بلخ نزد ابوزید بلخی به تحصیل فلسفه پرداخت. پس از مرگ استادش به چاچ رفت و نزد ابوبکر قفال، فقه و کلام آموخت و سپس به بخارا بازگشت و کتاب معروف خود السعاده و الاسعاد را در همانجا به رشته تحریر درآورد و در فاصله سال های ۳۵۲ -۳۴۲ در نیشابور اقامت کرد و حدود ۵ سال ساکن ری شد و به تدریس و تصنیف مشغول بود. در نهایت وی در سال ۳۸۱ در نیشابور دارفانی را وداع گفت.دکتر نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی یکی از افرادی است که بر روی آثار عامری از دوران رساله دکتری تا کنون کارهای متعددی انجام داده است. وی معتقد است که کتاب السعاده و الاسعاد متعلق به عامری نیست. چرا که ادبیات این کتاب با دیگر آثار عامری متفاوت است. در گفتگویی که با وی داشته ایم زندگی و آثار عامری را بحث کرده و سعی کرده ایم، دیدگاه عامری را درباره مسائل مختلف از جمله سیاست، اخلاق و ... از زبان ایشان بشنویم. مشروح این گفتگو در آمده است؛*ابتدا بفرمائید که ویژگی اصلی ابوالحسن عامری چیست؟پیشنهاد می کنم قبل از اینکه به این بحث بپردازیم، یک مقدمه را درباره ابوالحسن عامری بگویم که فکر می کنم ضررورت دارد. مبحثی درباره یکی از کتاب های عامری چند سالی است که مطرح است. کتابی به نام «السعاده والاسعاد» وجود دارد. ماجرای این کتاب بسیار پیچیده و عجیب است. این کتاب منسوب به عامری است. اما بنده در تحقیقاتم به این نتیجه رسیدم که این کتاب از آن عامری نیست. در کتابی که نوشته ام این مسائل را آورده ام.*اما انتساب یک کتاب به عامری چه اهمیتی دارد؟ماجرای این کتاب بسیار متفاوت است و به همین خاطر است که من کتاب خودم را با این مبحث یعنی السعاده شروع کرده ام. چرا که اگر کتاب السعاده از آن عامری باشد، عامری کاملاً هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ شخصیت، متفاوت با شخصیتی که این کتاب را ندارد خواهد بود. اگر این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد قضیه بسیار متفاوت است.نخستین بار مرحوم مجتبی مینوی در سال ۱۳۳۶ این کتاب را به نام ابوالحسن عامری و توسط دانشگاه تهران چاپ کرده است. مرحوم مینویی در سفری که به آلمان می رود کتابی را به نام السعاده والاسعاد پیدا می کند که به نام فردی به نام ابوالحسن ابن ابی ذر بوده است. مرحوم مینوی اولاً از روی این نسخه استنساخ می کند، یعنی با خط خودش از روی آن یک نسخه برمی دارد و آن را به ایران می آورد. یک مقدمه کوتاه و یک فهرست اعلامی برآن افزوده است. البته نسخه ای که ایشان می نویسد چند صفحه ای را نداشته بعداً در ایران از روی نسخه ای که در اختیار آقای مهدوی بوده، آن را تکمیل می کند که آن نسخه هم خود داستانی دارد.ایشان در اسم این نویسنده یک تصرف می کند چون این نویسنده ناشناخته و مجهول است. ایشان به نحو استحسانی و اجتهادی و به خاطر شباهت اسمی حدس می زند که این کتاب باید از آن ابوالحسن عامری باشد. از لحظه ای که این کتاب یعنی حدود ۶۰ سال پیش به همت مرحوم مینوی منتشر شد، در واقع همه این کتاب را به نام ابوالحسن عامری تلقی کردند و هیچ کس خدشه ای در این کار نکرد و همه محققان هم در ایران و هم در خارج از ایران اعم از عرب و غربی این کتاب را از آن عامری دانستند. هیچ کس تردید نکرد، تا اینکه بنده در دوره دکتری و زمانی که رساله دکتری خودم را به راهنمایی استاد دکتر جهانگیری و در زمینه اخلاق و در سنت خودمان کار کردم و نوشتم. با اشاره ایشان و علاقه خودم قرار شد که برروی کتاب السعاده کار کنیم. اما نظر به اینکه کتاب السعاده علی الدوام از قول افلاطون و ارسطو اقوالی را نقل می کند؛ به این نتیجه رسیدیم که بررسی کنیم وببینیم که میزان تأثیر دیدگاه های اخلاقی ارسطو و افلاطون را در آثار ابولحسن عامری و به ویژه در این کتاب چه اندازه است. چرا که این کتاب درباره اخلاق و سیاست است، (السعاده بخش اخلاق و الاسعاد هم یعنی سعادت بخشیدن به دیگران است) یک سوم کتاب را اخلاق و دو سوم آن را سیاست اشغال کرده است.همین نکته سیاست هم بوده است که نظر سید جمال الدین را به خود جلب کرده بود. در حین مطالعه احساس کردم که بین کتاب السعاده و سایر آثار عامری فاصله و شکافی وجود دارد. هم به آدم [cite]آدم باید این جرائت را پیدا بکند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس استلحاظ نثر با نثر عامری سازگاری ندارد و آن متانت و استحکامی را که سایر آثار عامری دارد، ندارد و به هم ریخته است. به ویژه این نکته که نقاط اخلاقی مورد نظر عامری اصلاً در این کتاب دیده نمی شود. آرام آرام این فکر به ذهنم خطور کرد که می تواند این اثر از آن عامری نباشد. اما چه چیزی این حدس را تقویت کرد؟ از عمر انتساب این اثر به عامری حدود ۴۰ سال گذشته بود و اولین بار آن را مرحوم مینوی آورده بود و در سنت و تاریخ ما هیچ اثری و ردپایی نمی بینیم که این کتاب را به عنوان کتاب ابوالحسن عامری شناخته باشد.این مسائل حدس من را تقویت کرد؛ اما می دانید که یک زمان هایی آدم جرائت مخالفت با مشهور را ندارد و درواقع مخالفت با مشهور کمی دشوار است. درحالیکه آدم باید این جرائت را پیدا کند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس است. بنابراین ما نباید نتایج دقیق پژوهش هایمان را در آستانه مشهورات قربانی کنیم و آنها را ذبح کنیم. بلکه باید به نتایج توجه کنیم. در همان موقع من این را جدی گرفتم و در رساله دکتری ام موخره ای افزودم و انتساب این کتاب را به عامری مورد شک قرار دادم. بعداً مرحوم مجتبوی وقتی کتاب تاریخ فلسفه دکتر نصر را ترجمه کرد در بخش عامری در یادداشت های آن به این نکته اشاره کردند که یکی از دانشجویان گروه فلسفه انتصاب السعاده را به ابوالحسن عامری مورد شک قرار داده است.نکته دیگر اینکه در روز دفاع آقای دکتر دینانی وقتی که من گفتم تا کنون این اثر را از آن عامری دانستند و برای نخستین بار است که بنده این کتاب را از آن عامری نمی دانم، ایشان فرمودند که من قبل از شما این را فهمیده بودم اما به کسی نگفته ام و در دفتر گروه هم به بنده فرمودند که شاه بیت رساله شما این است که این اثر را به عنوان اثر عامری زیر سوال بردید. متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته است در مقاله ای دیگر که در مجله معارف به چاپ رسید، ادله خود را در این زمینه که این اثر می تواند از آن عامری نباشد آورده ام و اعلام کردم که ارجح می دانم که این اثر از آن عامری نباشد. متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته است. درباره فلسفه اسلامی اغلب یک دسته مشهورات را تکرار می کنند و به ویژه در فضای تاریخ فلسفه اسلامی پارادایمی بسیار قدرتمند وجود دارد که این پارادایم را مستشرقان پدید آورده اند و در اینجا بنده به ضرس قاطع می گویم که آنچه در تاریخ فلسفه های موجود درباره چهره های درخشان فلسفه اسلامی گفته شده علی الاغلب با چهره راستین این فلاسفه انطباق ندارد و مخدوش است. در این کتاب حدود ۱۵ دلیل بر این که کتاب السعاده از آن عامری نیست آورده ام.*اما چه اهمیتی دارد که این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد و چه تاثیری می تواند در روند ما داشته باشد؟ یعنی تفکر اصلی عامری چیست که با این کتاب تغییر بکند یا نکند.قبل از اینکه به این موضوع بپردازم، باید یک مسئله دیگری را مطرح کنم و آن این است که ما کتابی داریم که یک محقق اردنی به نام دکتر سحبان خلیفات استاد دانشگاه اردن نوشته است. اسم این کتاب رسائل ابوالحسن عامری است که در ایران دکتر مهدی تدین ترجمه و مرکز نشر دانشگاهی آن را منتشر کرده است. این کتاب مشتمل بر دو بخش است که بخش دوم آن مشتمل بر چند رساله از ابولحسن عامری است که ایشان آنها را تصحیح کرده و با یک مقدمه تکمیلی آورده است. بخش های پراکنده(شذرات) را گردآوری کرده و آنها را آورده است. کار ایشان در این بخش بسیار محکم و متین و قابل تقدیر است. بخش اول این کتاب بخشی بسیار خطرناک و از بیخ و بن ویران است. وی در بخش اول ابوالحسن عامری را معرفی کرده است، درواقع تاریخ اطلاعات قابل توجهی از ابوالحسن عامری به ما نداده است.آقای سحبان خلیفات هم می گوید که اطلاعات ما درباره عامری بسیار ناچیز است، اما وی در بخش اول اطلاعات بسیار زیادی درباره عامری به ما می دهد و از ابوالحسن عامری نیشابوری فارسی زبان، یک عامری دیگری ساخته است- عامری به احتمال خیلی قوی (هرچند که ما در بحث علمی توجه خاصی به مذهب نداریم اما با توجه به آثار عامری) شیعه مذهب است. عامری خودش می گوید که من فارسی زبانم. اما این نویسنده از این فیلسوف یک شخصیت جعلی درست کرده است. تمام تاریخ را شخم زده که از ابوالحسن عامری یک فیلسوف غیر ایرانی، غیر شیعی بسازد. یعنی اوج کینه و کدورت را با شیعه و ایران دارد. از او یک شخصیت عرب، سنی مذهب، حنفی و ماتریدی ساخته است. او را به یک قبیله به نام بنی عامر در اردن منتسب کرده است و به نحوی او را اردنی می داند.*اما او این کار را چگونه می کند؟ با یک کلمه و آن کلمه «ابن ابی ذر » است که در کتاب السعاده آمده است. درصورتی که «ابن ابی ذر» جزء اسم عامری نیست. قبل از کتاب السعاده محمد بن یوسف عامری داریم. این فرد با کلمه «ابن ابی ذر» در نیشابور یک «ابن ابی ذر» پیدا کرده است و بعد ابوذر که پدر او بوده است که ظاهراً در نیشابور قاضی بوده و ... . یعنی تمام تاریخ را شخم زده است که از این ابوالحسن عامری، به استناد و با تکیه بر «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی بسازدt اما متاسفانه امروز این کتاب منبع عامری شناسی ما در ایران است. در دائره المعارف درباره بلخی استاد وی مقاله ای با استناد به این کتاب نوشته شده است که بخش اول آن تماماً جعلی است در اینجاست که اهمیت السعاده مشخص می شود. یعنی اگر ما السعاده را از آن عامری بدانیم به استناد، «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی از ابوالحسن عامری درست می کنیم که اصلاً به ایشان ربطی ندارد. این از لحاظ شخصیتی بود. اما از لحاظ فکر معتقدم که اصلاً این، یک کتاب نیست بلکه یک جُنگ است که مولف آن هم مشخص نیست. به صورت نامرتب و نثر به هم ریخته و آشفته این کتاب را نوشته و در آن اینقدر قال و اقول آورده است که شما نمی توانید بفهمید که این سخن از آن ارسطو یا افلاطون یا کسی دیگر است. حرف های خودش را به دهان ارسطو و حرف های ارسطو را به دهان افلاطون گذاشته است و هکذا.*دکتر دینانی هم معتقد است که ابوالحسن عامری نثر بسیار زیبایی دارد؟بله، همین طور است نثر عامری هم به لحاظ ادبی و هم از نظر اندیشه نثر بسیار پخته ای است. یعنی وقتی که عامری می خواهد یک مطلب را بنویسد انگار که مجموعه آن اثر را در ذهنش دارد و بعد شروع به نگاشتن می کند.*استاد اگر ممکن است این مطلب را به صورت موردی در یکی از کتاب های عامری به مانشان بدهید؟وقتی می خواهد بنویسد بحث را خیلی دقیق و مرتب شروع می کند و یکی از تکیه کلام های عامری در نثرش این است که «فاذا تقرر هذا»، یعنی اگر این مطلب روشن شد، حالا ما به بحث بعدی می پردازیم. یعنی مانند حلقات یک سلسله مرتب بحث را پیش می برد. کاملا یک روال منطقی دارد و شما می توانید ارتباط مباحث را با هم درک کنید. درصورتی که در کتاب السعاده همه چیز در آن گفته شده است. یعنی مولف این کتاب که بنده نمی دانم کیست و قطعاً فیلسوف نیست همه چیز در آن گفته است.به فرض مثال ابوالحسن عامری یک اثر بسیار گرانقدری به نام «الامد علی الابد» دارد که آن را آقای روسون تصحیح و به انگلیسی ترجمه کرده است. در مقدمه این کتاب بحثی راجع به معنای فیلسوف دارد و می گوید که ما در طول تاریخ ۵ فیلسوف بیشتر نداشتیم. از قول ابوزید بلخی استاد خودش نقل می کند و می گوید که وای بر روزگاری که به منِ ناقص اطلاق حکیم می کنند. بعد افراد زیادی از جمله زکریای رازی را نام می برد و می گوید که اینها فیلسوف نیستند. اینچنین آدمی که برای حکیم منزلت خاصی قائل است و آن را برای هر کسی خرج نمی کند چگونه در کتاب السعاده بسیاری کسان از جمله معاویه را حکیم می خواند؟!از سوی دیگر در مبانی اخلاقی شکاف عمیقی بین آثار عامری و السعاده وجود دارد. یعنی شما در نزد مولف این کتاب دیدگاه مستقر معلومی درباره مباحث اخلاقی پیدا نمی کنید. حرف های زیادی از قول افلاطون و ارسطو گفته است و هیچ تمایزی بین این اقوال قائل نیست. درصورتی که عامری در سایر آثارش دیدگاه اخلاقی بسیار مستحکمی را مطرح کرده است و انسان را به نحو خاصی می شناسد یعنی انسان شناسی خاصی دارد که برمبنای آن سخن از اخلاق یا سایر جهات زندگی انسان ها می گوید که آن را در کتاب السعاده نمی بینید.بنابراین اگر بخواهیم بحثمان را درباره السعاده به پایان ببریم اولین نکته این است که این کتاب هیچ ربطی به عامری ندارد، اینکه مولفش مجهول است ما حق نداریم آن را جزء آثار عامری قلمداد کنیم. دوم اینکه کاری که دکتر سحبان خلیفات کرده است در حالیکه بخش دوم آن بسیار گران سنگ است. اما بخش اول آن احتیاج به نقادی جدی دارد که من بخش های از این قسمت را در کتاب خودم نقد کرده ام و نشان داده ام که ایشان تاریخ را تحریف کرده است. اما معتقدم که نقد این کتاب باید به طور وسیع انجام بشود و نه اینکه در ایران ترجمه و مورد قبول واقع شود.*استاد بحث انسان شناسی را در دیدگاه عامری اشاره کردید. پرسش بنده هم این است که جایگاه انسان در اندیشه عامری چیست؟نخست باید این نکته را بگویم که عامری در سنت کندی قرار دارد. ویژگی این خط فلسفی با خط فلسفی فارابی و ابن سینا در این است که مباحث وجودشناسی در سنت عامری یک رنگ کمتری دارد و در فارابی و ابن سینا خیلی مطرح است و به ویژه مهمترین بحثی که فارابی ابداع کرده بحث تمایز وجود و ماهیت است که پیشینه یونانی ندارد. این را در عامری نمی بینید یعنی سنت عامری و استادانش کمتر به حوزه وجودشناسی و مباحث انتزاعی می پردازند و این به معنای این نیست که اصلاً نپرداخته اند، بلکه کم پرداخته اند و بیشتر به انسان پرداخته اند. درواقع به گونه ای در آثار عامری شما مرکزیت انسان را می بینید و همه چیز با انسان معنی پیدا می کند. در حالی که در فارابی و ابن سینا وجودشناسی آنها در نهایت یک چرخشی از وجودشناسی به انسان شناسی است. اما در عامری این خیلی برجسته است.ویژگی دیگر این خط فکری این است که اینها ذوالفنون و جامع العلوم بوده اند. یعنی به همه علوم زمان خودشان توجه داشتند و انسان را یک مجموع می دیدند و از آنجایی که این علوم همه مربوط به انسان است، توجه به همه این علوم برایشان اهمیت داشته است. اما اگر بخواهیم به اختصار دیدگاه عامری را نسبت به انسان بگوئیم، همانطور که قبلا اشاره کردم ایشان کتابی به نام الامد علی الابد دارد که این کتاب بسیار عجیب و شگفت انگیز است و به نظرم مرکز این کتاب، انسان است. البته در بعضی از فصول بحث مرگ انسان را مطرح کرده است. اما برای اینکه بتواند مرگ انسان را مورد مطالعه قرار بدهد، انسان را در این حیات مورد مطالعه قرار داده است. [cite]عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکند روسون این کتاب را به «on the after life» ترجمه کرده است. به نظر من این ترجمه با عنوان کتاب یعنی «الامد علی الابد» تطابق ندارد. به هرصورت متن کتاب، به درستی ترجمه شده است اما نکته ظریفی در آن است که حال و هوای متن اصلی یعنی اثر عامری به ما می گوید که این متن در یک سنت نوشته شده است و عقبه ای دارد. همه متونی هم که در سنت غربی نوشته شده است وقتی که می خوانیدشان متوجه می شوید که در یک سنت نوشته شده است. این ترجمه یک ترجمه خنثی و معلق و بلاتکلیف است. یعنی اگر یک انگلیسی زبان آن را بخواند هیچ ارتباطی با آن متن اصلی برقرار نمی کند، چون نشانه های وقوع این کتاب در سنت را در این ترجمه نمی بینید. به عنوان نمونه در بسیاری از موارد در این متن انسان به عنوان عبد معرفی شده است، در صورتیکه در ترجمه«man» آمده است، این واژه نمی تواند معنای عبد را القا بکند. باید توجه داشت که واژه عبد و عبودیت در تفکر عامری از کلیدواژه های آن است. به عنوان کتاب اگر توجه کنیم می توانیم انسان شناسی عامری را به دست بیاوریم. الامد به لحاظ زبان عربی به معنای یک تکه از زمان است، منتها تکه زمانی که سوار بر مرکب ابدیت است.*یعنی طبیعت را در تسخیر خود دارد؟بله یعنی زمان و طبیعت و همه چیز مسخر این تکه از زمان است. عظمت انسان به این صورت مشخص است. یعنی انسان یک موجود ازلی- ابدی است. امثال ابوالحسن عامری برای یک موجود ابدی- ازلی فکر می کنند. یک موجود ابدی- ازلی را می خواهند مدیریت کنند. درحالیکه در بخش عمده ای از فلسفه غرب انسان موجودی ۶۰ یا ۷۰ ساله است. آنها دارند یک موجود ۶۰ یا ۷۰ ساله را مدیریت می کنند. جالب است که عامری اصرار بر «عَلی الابد» دارد که یک قید احترازی است، درصورتیکه «الی الابد» یک قید توضیحی است. همه انسان ها چه بخواهند و چه نخواهند به سمت ابدیت می روند. در واقع دارد موقعیت انسان را توصیف می کند که تو می توانی همه عالم را مسخر خودت بکنی. اما زمانی که به «on the after life» ترجمه می شود وا می رود. یعنی درباره پس از مرگ! آیا واقعاً اسم رساله عامری این است؟ چون عامری در این کتاب می خواهد درباره مرگ و انسان سخن بگوید، مترجم به ظرافت هایی که در انتخاب این اسم وجود دارد توجه ندارد.نکته دیگر درباره این ترجمه این است که معروف است که ۸ سال از وقت آقای روسون را گرفته اما سوال این است که چرا این فرد ۸ سال از عمرش را به این کتاب اختصاص داده است؟ به نظر من انگیزه اصلی او چیزی نیست جز اینکه اعلام بکند که ابوالحسن عامری هرچیزی که در این رساله گفته است از رساله فایدون افلاطون گرفته است. یعنی می خواهند شخصیتی برجسته و صاحب تفکر مستقل را که اسم انسان را «الامد علی الابد» که من آن را به «جامی از جاودانگی» ترجمه می کنم، می گذارد، متلاشی بکند و بگوید که این شخصیت صاحب تفکر نیست و هرچیزی که دارد از فایدون افلاطون گرفته است و به همین دلیل است که اصرار دارد که این کتاب را به «[span dir='ltr']on the after life» ترجمه کند. چرا که فایدون افلاطون هم راجع به بعد از زندگی است.به هر حال عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکند. بتواند در این عالم طبیعت خلیفه اللهی خود را که در قرآن گفته شده متحقق کند.*با توجه به اینکه عامری انسان را محور می داند، می خواهم به سیاست در اندیشه عامری بپردازید. هر چند در جایی خواندم که در بحث اجتماعیات، عامری سیاست را به سیاست کلی، سیاست ملکی، سیاست مدنی، سیاست منزل به نقل از افلاطون بیان می کند یا در جای دیگر اجتماعات را در تقسیم بندی دیگر به مدینه سعیده (خوشبختی)، مدینه شقیه (بدبختی و بی نوایی)، مدینه نجده (شجاعت و دلاوری)، مدینه شرهه (آزمندی.) و یا در جایی دیگر به مدینه سعیده، شقیه و... می پردازد.اینها همه برگرفته از کتاب السعاده است و هیچ کدام از این مباحث از آن عامری نیست. اگر کتاب «السعاده» را از آثار عامری حذف کنید، مباحث سیاسی مذکور را نخواهید داشت. درصوتی که در این ک ...

ادامه مطلب  

تفاوت های ماهوی فلسفه اسلامی وفلسفه یونانی/آشنایی با اندیشه عامری  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه_خداداد خادم: یکی از فلاسفه ای که ابهام های زیادی درباره آثار او وجود دارد، ابوالحسن عامری نیشابوری، فیلسوف قرن چهارم هجری است. عامری یکی از مهم ترین فیلسوفانی است که در فاصله زمانی میان دو فیلسوف بزرگ یعنی فارابی و ابن سینا می زیسته است. ابوالحسن در نیشابور زاده شد و در همانجا به تحصیل علوم دینی پرداخت و سپس در بلخ نزد ابوزید بلخی به تحصیل فلسفه پرداخت. پس از مرگ استادش به چاچ رفت و نزد ابوبکر قفال، فقه و کلام آموخت و سپس به بخارا بازگشت و کتاب معروف خود السعاده و الاسعاد را در همانجا به رشته تحریر درآورد و در فاصله سال های ۳۵۲ -۳۴۲ در نیشابور اقامت کرد و حدود ۵ سال ساکن ری شد و به تدریس و تصنیف مشغول بود. در نهایت وی در سال ۳۸۱ در نیشابور دارفانی را وداع گفت.دکتر نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی یکی از افرادی است که بر روی آثار عامری از دوران رساله دکتری تا کنون کارهای متعددی انجام داده است. وی معتقد است که کتاب السعاده و الاسعاد متعلق به عامری نیست. چرا که ادبیات این کتاب با دیگر آثار عامری متفاوت است. در گفتگویی که با وی داشته ایم زندگی و آثار عامری را بحث کرده و سعی کرده ایم، دیدگاه عامری را درباره مسائل مختلف از جمله سیاست، اخلاق و ... از زبان ایشان بشنویم. مشروح این گفتگو در آمده است؛*ابتدا بفرمائید که ویژگی اصلی ابوالحسن عامری چیست؟پیشنهاد می کنم قبل از اینکه به این بحث بپردازیم، یک مقدمه را درباره ابوالحسن عامری بگویم که فکر می کنم ضررورت دارد. مبحثی درباره یکی از کتاب های عامری چند سالی است که مطرح است. کتابی به نام «السعاده والاسعاد» وجود دارد. ماجرای این کتاب بسیار پیچیده و عجیب است. این کتاب منسوب به عامری است. اما بنده در تحقیقاتم به این نتیجه رسیدم که این کتاب از آن عامری نیست. در کتابی که نوشته ام این مسائل را آورده ام.*اما انتساب یک کتاب به عامری چه اهمیتی دارد؟ماجرای این کتاب بسیار متفاوت است و به همین خاطر است که من کتاب خودم را با این مبحث یعنی السعاده شروع کرده ام. چرا که اگر کتاب السعاده از آن عامری باشد، عامری کاملاً هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ شخصیت، متفاوت با شخصیتی که این کتاب را ندارد خواهد بود. اگر این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد قضیه بسیار متفاوت است.نخستین بار مرحوم مجتبی مینوی در سال ۱۳۳۶ این کتاب را به نام ابوالحسن عامری و توسط دانشگاه تهران چاپ کرده است. مرحوم مینویی در سفری که به آلمان می رود کتابی را به نام السعاده والاسعاد پیدا می کند که به نام فردی به نام ابوالحسن ابن ابی ذر بوده است. مرحوم مینوی اولاً از روی این نسخه استنساخ می کند، یعنی با خط خودش از روی آن یک نسخه برمی دارد و آن را به ایران می آورد. یک مقدمه کوتاه و یک فهرست اعلامی برآن افزوده است. البته نسخه ای که ایشان می نویسد چند صفحه ای را نداشته بعداً در ایران از روی نسخه ای که در اختیار آقای مهدوی بوده، آن را تکمیل می کند که آن نسخه هم خود داستانی دارد.ایشان در اسم این نویسنده یک تصرف می کند چون این نویسنده ناشناخته و مجهول است. ایشان به نحو استحسانی و اجتهادی و به خاطر شباهت اسمی حدس می زند که این کتاب باید از آن ابوالحسن عامری باشد. از لحظه ای که این کتاب یعنی حدود ۶۰ سال پیش به همت مرحوم مینوی منتشر شد، در واقع همه این کتاب را به نام ابوالحسن عامری تلقی کردند و هیچ کس خدشه ای در این کار نکرد و همه محققان هم در ایران و هم در خارج از ایران اعم از عرب و غربی این کتاب را از آن عامری دانستند. هیچ کس تردید نکرد، تا اینکه بنده در دوره دکتری و زمانی که رساله دکتری خودم را به راهنمایی استاد دکتر جهانگیری و در زمینه اخلاق و در سنت خودمان کار کردم و نوشتم. با اشاره ایشان و علاقه خودم قرار شد که برروی کتاب السعاده کار کنیم. اما نظر به اینکه کتاب السعاده علی الدوام از قول افلاطون و ارسطو اقوالی را نقل می کند؛ به این نتیجه رسیدیم که بررسی کنیم وببینیم که میزان تأثیر دیدگاه های اخلاقی ارسطو و افلاطون را در آثار ابولحسن عامری و به ویژه در این کتاب چه اندازه است. چرا که این کتاب درباره اخلاق و سیاست است، (السعاده بخش اخلاق و الاسعاد هم یعنی سعادت بخشیدن به دیگران است) یک سوم کتاب را اخلاق و دو سوم آن را سیاست اشغال کرده است.همین نکته سیاست هم بوده است که نظر سید جمال الدین را به خود جلب کرده بود. در حین مطالعه احساس کردم که بین کتاب السعاده و سایر آثار عامری فاصله و شکافی وجود دارد. هم به آدم آدم باید این جرائت را پیدا بکند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس استلحاظ نثر با نثر عامری سازگاری ندارد و آن متانت و استحکامی را که سایر آثار عامری دارد، ندارد و به هم ریخته است. به ویژه این نکته که نقاط اخلاقی مورد نظر عامری اصلاً در این کتاب دیده نمی شود. آرام آرام این فکر به ذهنم خطور کرد که می تواند این اثر از آن عامری نباشد. اما چه چیزی این حدس را تقویت کرد؟ از عمر انتساب این اثر به عامری حدود ۴۰ سال گذشته بود و اولین بار آن را مرحوم مینوی آورده بود و در سنت و تاریخ ما هیچ اثری و ردپایی نمی بینیم که این کتاب را به عنوان کتاب ابوالحسن عامری شناخته باشد.این مسائل حدس من را تقویت کرد؛ اما می دانید که یک زمان هایی آدم جرائت مخالفت با مشهور را ندارد و درواقع مخالفت با مشهور کمی دشوار است. درحالیکه آدم باید این جرائت را پیدا کند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس است. بنابراین ما نباید نتایج دقیق پژوهش هایمان را در آستانه مشهورات قربانی کنیم و آنها را ذبح کنیم. بلکه باید به نتایج توجه کنیم. در همان موقع من این را جدی گرفتم و در رساله دکتری ام موخره ای افزودم و انتساب این کتاب را به عامری مورد شک قرار دادم. بعداً مرحوم مجتبوی وقتی کتاب تاریخ فلسفه دکتر نصر را ترجمه کرد در بخش عامری در یادداشت های آن به این نکته اشاره کردند که یکی از دانشجویان گروه فلسفه انتصاب السعاده را به ابوالحسن عامری مورد شک قرار داده است.نکته دیگر اینکه در روز دفاع آقای دکتر دینانی وقتی که من گفتم تا کنون این اثر را از آن عامری دانستند و برای نخستین بار است که بنده این کتاب را از آن عامری نمی دانم، ایشان فرمودند که من قبل از شما این را فهمیده بودم اما به کسی نگفته ام و در دفتر گروه هم به بنده فرمودند که شاه بیت رساله شما این است که این اثر را به عنوان اثر عامری زیر سوال بردید.متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته استدر مقاله ای دیگر که در مجله معارف به چاپ رسید، ادله خود را در این زمینه که این اثر می تواند از آن عامری نباشد آورده ام و اعلام کردم که ارجح می دانم که این اثر از آن عامری نباشد. متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته است. درباره فلسفه اسلامی اغلب یک دسته مشهورات را تکرار می کنند و به ویژه در فضای تاریخ فلسفه اسلامی پارادایمی بسیار قدرتمند وجود دارد که این پارادایم را مستشرقان پدید آورده اند و در اینجا بنده به ضرس قاطع می گویم که آنچه در تاریخ فلسفه های موجود درباره چهره های درخشان فلسفه اسلامی گفته شده علی الاغلب با چهره راستین این فلاسفه انطباق ندارد و مخدوش است. در این کتاب حدود ۱۵ دلیل بر این که کتاب السعاده از آن عامری نیست آورده ام.*اما چه اهمیتی دارد که این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد و چه تاثیری می تواند در روند ما داشته باشد؟ یعنی تفکر اصلی عامری چیست که با این کتاب تغییر بکند یا نکند.قبل از اینکه به این موضوع بپردازم، باید یک مسئله دیگری را مطرح کنم و آن این است که ما کتابی داریم که یک محقق اردنی به نام دکتر سحبان خلیفات استاد دانشگاه اردن نوشته است. اسم این کتاب رسائل ابوالحسن عامری است که در ایران دکتر مهدی تدین ترجمه و مرکز نشر دانشگاهی آن را منتشر کرده است. این کتاب مشتمل بر دو بخش است که بخش دوم آن مشتمل بر چند رساله از ابولحسن عامری است که ایشان آنها را تصحیح کرده و با یک مقدمه تکمیلی آورده است. بخش های پراکنده(شذرات) را گردآوری کرده و آنها را آورده است. کار ایشان در این بخش بسیار محکم و متین و قابل تقدیر است. بخش اول این کتاب بخشی بسیار خطرناک و از بیخ و بن ویران است. وی در بخش اول ابوالحسن عامری را معرفی کرده است، درواقع تاریخ اطلاعات قابل توجهی از ابوالحسن عامری به ما نداده است.آقای سحبان خلیفات هم می گوید که اطلاعات ما درباره عامری بسیار ناچیز است، اما وی در بخش اول اطلاعات بسیار زیادی درباره عامری به ما می دهد و از ابوالحسن عامری نیشابوری فارسی زبان، یک عامری دیگری ساخته است- عامری به احتمال خیلی قوی (هرچند که ما در بحث علمی توجه خاصی به مذهب نداریم اما با توجه به آثار عامری) شیعه مذهب است. عامری خودش می گوید که من فارسی زبانم. اما این نویسنده از این فیلسوف یک شخصیت جعلی درست کرده است. تمام تاریخ را شخم زده که از ابوالحسن عامری یک فیلسوف غیر ایرانی، غیر شیعی بسازد. یعنی اوج کینه و کدورت را با شیعه و ایران دارد. از او یک شخصیت عرب، سنی مذهب، حنفی و ماتریدی ساخته است. او را به یک قبیله به نام بنی عامر در اردن منتسب کرده است و به نحوی او را اردنی می داند.*اما او این کار را چگونه می کند؟ با یک کلمه و آن کلمه «ابن ابی ذر » است که در کتاب السعاده آمده است. درصورتی که «ابن ابی ذر» جزء اسم عامری نیست. قبل از کتاب السعاده محمد بن یوسف عامری داریم. این فرد با کلمه «ابن ابی ذر» در نیشابور یک «ابن ابی ذر» پیدا کرده است و بعد ابوذر که پدر او بوده است که ظاهراً در نیشابور قاضی بوده و ... . یعنی تمام تاریخ را شخم زده است که از این ابوالحسن عامری، به استناد و با تکیه بر «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی بسازدt اما متاسفانه امروز این کتاب منبع عامری شناسی ما در ایران است. در دائره المعارف درباره بلخی استاد وی مقاله ای با استناد به این کتاب نوشته شده است که بخش اول آن تماماً جعلی است در اینجاست که اهمیت السعاده مشخص می شود. یعنی اگر ما السعاده را از آن عامری بدانیم به استناد، «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی از ابوالحسن عامری درست می کنیم که اصلاً به ایشان ربطی ندارد. این از لحاظ شخصیتی بود. اما از لحاظ فکر معتقدم که اصلاً این، یک کتاب نیست بلکه یک جُنگ است که مولف آن هم مشخص نیست. به صورت نامرتب و نثر به هم ریخته و آشفته این کتاب را نوشته و در آن اینقدر قال و اقول آورده است که شما نمی توانید بفهمید که این سخن از آن ارسطو یا افلاطون یا کسی دیگر است. حرف های خودش را به دهان ارسطو و حرف های ارسطو را به دهان افلاطون گذاشته است و هکذا.*دکتر دینانی هم معتقد است که ابوالحسن عامری نثر بسیار زیبایی دارد؟بله، همین طور است نثر عامری هم به لحاظ ادبی و هم از نظر اندیشه نثر بسیار پخته ای است. یعنی وقتی که عامری می خواهد یک مطلب را بنویسد انگار که مجموعه آن اثر را در ذهنش دارد و بعد شروع به نگاشتن می کند.*استاد اگر ممکن است این مطلب را به صورت موردی در یکی از کتاب های عامری به مانشان بدهید؟وقتی می خواهد بنویسد بحث را خیلی دقیق و مرتب شروع می کند و یکی از تکیه کلام های عامری در نثرش این است که «فاذا تقرر هذا»، یعنی اگر این مطلب روشن شد، حالا ما به بحث بعدی می پردازیم. یعنی مانند حلقات یک سلسله مرتب بحث را پیش می برد. کاملا یک روال منطقی دارد و شما می توانید ارتباط مباحث را با هم درک کنید. درصورتی که در کتاب السعاده همه چیز در آن گفته شده است. یعنی مولف این کتاب که بنده نمی دانم کیست و قطعاً فیلسوف نیست همه چیز در آن گفته است.به فرض مثال ابوالحسن عامری یک اثر بسیار گرانقدری به نام «الامد علی الابد» دارد که آن را آقای روسون تصحیح و به انگلیسی ترجمه کرده است. در مقدمه این کتاب بحثی راجع به معنای فیلسوف دارد و می گوید که ما در طول تاریخ ۵ فیلسوف بیشتر نداشتیم. از قول ابوزید بلخی استاد خودش نقل می کند و می گوید که وای بر روزگاری که به منِ ناقص اطلاق حکیم می کنند. بعد افراد زیادی از جمله زکریای رازی را نام می برد و می گوید که اینها فیلسوف نیستند. اینچنین آدمی که برای حکیم منزلت خاصی قائل است و آن را برای هر کسی خرج نمی کند چگونه در کتاب السعاده بسیاری کسان از جمله معاویه را حکیم می خواند؟!از سوی دیگر در مبانی اخلاقی شکاف عمیقی بین آثار عامری و السعاده وجود دارد. یعنی شما در نزد مولف این کتاب دیدگاه مستقر معلومی درباره مباحث اخلاقی پیدا نمی کنید. حرف های زیادی از قول افلاطون و ارسطو گفته است و هیچ تمایزی بین این اقوال قائل نیست. درصورتی که عامری در سایر آثارش دیدگاه اخلاقی بسیار مستحکمی را مطرح کرده است و انسان را به نحو خاصی می شناسد یعنی انسان شناسی خاصی دارد که برمبنای آن سخن از اخلاق یا سایر جهات زندگی انسان ها می گوید که آن را در کتاب السعاده نمی بینید.بنابراین اگر بخواهیم بحثمان را درباره السعاده به پایان ببریم اولین نکته این است که این کتاب هیچ ربطی به عامری ندارد، اینکه مولفش مجهول است ما حق نداریم آن را جزء آثار عامری قلمداد کنیم. دوم اینکه کاری که دکتر سحبان خلیفات کرده است در حالیکه بخش دوم آن بسیار گران سنگ است. اما بخش اول آن احتیاج به نقادی جدی دارد که من بخش های از این قسمت را در کتاب خودم نقد کرده ام و نشان داده ام که ایشان تاریخ را تحریف کرده است. اما معتقدم که نقد این کتاب باید به طور وسیع انجام بشود و نه اینکه در ایران ترجمه و مورد قبول واقع شود.*استاد بحث انسان شناسی را در دیدگاه عامری اشاره کردید. پرسش بنده هم این است که جایگاه انسان در اندیشه عامری چیست؟نخست باید این نکته را بگویم که عامری در سنت کندی قرار دارد. ویژگی این خط فلسفی با خط فلسفی فارابی و ابن سینا در این است که مباحث وجودشناسی در سنت عامری یک رنگ کمتری دارد و در فارابی و ابن سینا خیلی مطرح است و به ویژه مهمترین بحثی که فارابی ابداع کرده بحث تمایز وجود و ماهیت است که پیشینه یونانی ندارد. این را در عامری نمی بینید یعنی سنت عامری و استادانش کمتر به حوزه وجودشناسی و مباحث انتزاعی می پردازند و این به معنای این نیست که اصلاً نپرداخته اند، بلکه کم پرداخته اند و بیشتر به انسان پرداخته اند. درواقع به گونه ای در آثار عامری شما مرکزیت انسان را می بینید و همه چیز با انسان معنی پیدا می کند. در حالی که در فارابی و ابن سینا وجودشناسی آنها در نهایت یک چرخشی از وجودشناسی به انسان شناسی است. اما در عامری این خیلی برجسته است.ویژگی دیگر این خط فکری این است که اینها ذوالفنون و جامع العلوم بوده اند. یعنی به همه علوم زمان خودشان توجه داشتند و انسان را یک مجموع می دیدند و از آنجایی که این علوم همه مربوط به انسان است، توجه به همه این علوم برایشان اهمیت داشته است. اما اگر بخواهیم به اختصار دیدگاه عامری را نسبت به انسان بگوئیم، همانطور که قبلا اشاره کردم ایشان کتابی به نام الامد علی الابد دارد که این کتاب بسیار عجیب و شگفت انگیز است و به نظرم مرکز این کتاب، انسان است. البته در بعضی از فصول بحث مرگ انسان را مطرح کرده است. اما برای اینکه بتواند مرگ انسان را مورد مطالعه قرار بدهد، انسان را در این حیات مورد مطالعه قرار داده است.عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکندروسون این کتاب را به «on the after life» ترجمه کرده است. به نظر من این ترجمه با عنوان کتاب یعنی «الامد علی الابد» تطابق ندارد. به هرصورت متن کتاب، به درستی ترجمه شده است اما نکته ظریفی در آن است که حال و هوای متن اصلی یعنی اثر عامری به ما می گوید که این متن در یک سنت نوشته شده است و عقبه ای دارد. همه متونی هم که در سنت غربی نوشته شده است وقتی که می خوانیدشان متوجه می شوید که در یک سنت نوشته شده است. این ترجمه یک ترجمه خنثی و معلق و بلاتکلیف است. یعنی اگر یک انگلیسی زبان آن را بخواند هیچ ارتباطی با آن متن اصلی برقرار نمی کند، چون نشانه های وقوع این کتاب در سنت را در این ترجمه نمی بینید. به عنوان نمونه در بسیاری از موارد در این متن انسان به عنوان عبد معرفی شده است، در صورتیکه در ترجمه«man» آمده است، این واژه نمی تواند معنای عبد را القا بکند. باید توجه داشت که واژه عبد و عبودیت در تفکر عامری از کلیدواژه های آن است. به عنوان کتاب اگر توجه کنیم می توانیم انسان شناسی عامری را به دست بیاوریم. الامد به لحاظ زبان عربی به معنای یک تکه از زمان است، منتها تکه زمانی که سوار بر مرکب ابدیت است.*یعنی طبیعت را در تسخیر خود دارد؟بله یعنی زمان و طبیعت و همه چیز مسخر این تکه از زمان است. عظمت انسان به این صورت مشخص است. یعنی انسان یک موجود ازلی- ابدی است. امثال ابوالحسن عامری برای یک موجود ابدی- ازلی فکر می کنند. یک موجود ابدی- ازلی را می خواهند مدیریت کنند. درحالیکه در بخش عمده ای از فلسفه غرب انسان موجودی ۶۰ یا ۷۰ ساله است. آنها دارند یک موجود ۶۰ یا ۷۰ ساله را مدیریت می کنند. جالب است که عامری اصرار بر «عَلی الابد» دارد که یک قید احترازی است، درصورتیکه «الی الابد» یک قید توضیحی است. همه انسان ها چه بخواهند و چه نخواهند به سمت ابدیت می روند. در واقع دارد موقعیت انسان را توصیف می کند که تو می توانی همه عالم را مسخر خودت بکنی. اما زمانی که به «on the after life» ترجمه می شود وا می رود. یعنی درباره پس از مرگ! آیا واقعاً اسم رساله عامری این است؟ چون عامری در این کتاب می خواهد درباره مرگ و انسان سخن بگوید، مترجم به ظرافت هایی که در انتخاب این اسم وجود دارد توجه ندارد.نکته دیگر درباره این ترجمه این است که معروف است که ۸ سال از وقت آقای روسون را گرفته اما سوال این است که چرا این فرد ۸ سال از عمرش را به این کتاب اختصاص داده است؟ به نظر من انگیزه اصلی او چیزی نیست جز اینکه اعلام بکند که ابوالحسن عامری هرچیزی که در این رساله گفته است از رساله فایدون افلاطون گرفته است. یعنی می خواهند شخصیتی برجسته و صاحب تفکر مستقل را که اسم انسان را «الامد علی الابد» که من آن را به «جامی از جاودانگی» ترجمه می کنم، می گذارد، متلاشی بکند و بگوید که این شخصیت صاحب تفکر نیست و هرچیزی که دارد از فایدون افلاطون گرفته است و به همین دلیل است که اصرار دارد که این کتاب را به «on the after life» ترجمه کند. چرا که فایدون افلاطون هم راجع به بعد از زندگی است.به هر حال عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکند. بتواند در این عالم طبیعت خلیفه اللهی خود را که در قرآن گفته شده متحقق کند.*با توجه به اینکه عامری انسان را محور می داند، می خواهم به سیاست در اندیشه عامری بپردازید. هر چند در جایی خواندم که در بحث اجتماعیات، عامری سیاست را به سیاست کلی، سیاست ملکی، سیاست مدنی، سیاست منزل به نقل از افلاطون بیان می کند یا در جای دیگر اجتماعات را در تقسیم بندی دیگر به مدینه سعیده (خوشبختی)، مدینه شقیه (بدبختی و بی نوایی)، مدینه نجده (شجاعت و دلاوری)، مدینه شرهه (آزمندی.) و یا در جایی دیگر به مدینه سعیده، شقیه و... می پردازد.اینها همه برگرفته از کتاب السعاده است و هیچ کدام از این مباحث از آن عامری نیست. اگر کتاب «السعاده» را از آثار عامری حذف کنید، مباحث سیاسی مذکور را نخواهید داشت. درصوتی که در این کتاب شاهدید که نویسنده بین این مدین ...

ادامه مطلب  

آزمایش روبات غول پیکر توسط بنیانگذار آمازون  

درخواست حذف این مطلب
بر اساس گزارش لایو ساینس بزوس این روبات بزرگ را در کنفرانس خصوصی یادگیری ماشینی اتوماسیون خانگی روباتیک و اکتشافات فضایی شرکتش آمازون مورد آزمایش قرار داده است. این روبات بزرگ 4 متری توسط شرکتی کره ای به نام هنکاک میرا ساخته شده و اولین بار ویدیوی آن در ماه دسامبر منتشر شد اما کاربردی بودن آن همواره مورد ظن قرار داشد.اما اکنون در تصاویر جدیدی که از بزوس درحال کنترل این روبات منتشر شده واقعیت نمایان شده است. با این همه هنوز مشخص نیست این روبات از چه قابلیت هایی برخوردار است تنها مشخص است روبات نمی تواند راه برود و به سقف متصل است.روبات در فیل ...

ادامه مطلب  

روبات غول پیکری که بنیانگذار آمازون آزمایش کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش همشهری آنلاین بزوس این روبات بزرگ را در کنفرانس خصوصی یادگیری ماشینی اتوماسیون خانگی روباتیک و اکتشافات فضایی شرکتش آمازون مورد آزمایش قرار داده است. این روبات بزرگ 4 متری توسط شرکتی کره ای به نام هنکاک میرا ساخته شده و اولین بار ویدیوی آن در ماه دسامبر منتشر شد اما کاربردی بودن آن همواره مورد ظن قرار داشت.اما اکنون در تصاویر جدیدی که از بزوس درحال کنترل این روبات منتشر شده واقعیت نمایان شده است. با این همه هنوز مشخص نیست این روبات از چه قابلیت هایی برخوردار است تنها مشخص است روبات نمی تواند راه برود و به سقف متصل است.روبات در فیلم ...

ادامه مطلب  

بورس کالا ظرفیت مناسب برای پوشش ریسک ارز ندارد  

درخواست حذف این مطلب
بورس کالا بیشتر از یک سال است آمادگی خود را برای راه اندازی بازار آتی ارز برای پوشش نوسانات نرخ ارز در راستای کاهش ریسک ...بورس کالا بیشتر از یک سال است آمادگی خود را برای راه اندازی بازار آتی ارز برای پوشش نوسانات نرخ ارز در راستای کاهش ریسک سرمایه گذاران خارجی و همچنین واردکنندگان و صادرکنندگان ایرانی اعلام کرده است. در جلسات سازمان بورس و اوراق بهادار نیز در این باره گفتمان هایی انجام و نتیجه این گونه عنوان شد که لازمه راه اندازی این بازار موافقت بانک مرکزی و یکسان سازی نرخ ارز است.به گزارش ایران جیب به نقل از تعادل با این حال بانک مرکزی ...

ادامه مطلب  

100 سال پس از جعل جمجمه انسان در انگلیس حالا دایناسورها انگلیسی شدند!  

درخواست حذف این مطلب
بزرگ ترین رسوایی تاریخ علم به اعتقاد جمیع دانشمندان در انگلستان رقم خورد هنگامی که انگلیسی ها می خواستند به دنیا بگویند سرزمین فرگشت شامپانزه به انسان انگلستان بوده است نه آفریقا ! و برای این کار دست به جعل یک جمجمه زدند و آن را از تکه های مختلف برجامانده از شامپانزه اورانگوتان و انسان ساختند تا نشان دهند این جمجمه حلقه واسط شامپانزه و انسان است و در خاک انگلستان کشف شده است! حالا مخاطبان در برابر خبر جدید مجله «نیچر» قرار گرفته اند که ادعا می کند منشأ پیدایش دایناسورها ممکن است نیمکره شمالی زمین و منطقه ای باشد که حالا بریتانیا نامی ...

ادامه مطلب  

بحران عجیب مارها در جزیره گوآم +عکس  

درخواست حذف این مطلب
نکته دیگری که موجب شهرت این جزیره شده است وفور مارهای درختی قهوه ای در آن است. این گونه ها چندان برای انسان خطرناک نیستند اما روی جمعیت گروهی از حیوانات کوچک که شکار آنها محسوب می شوند اثرگذار است. از زمان آغاز شکل گیری حیات وحش در این جزیره این مارها از تخم حیوانات دیگر تغذیه کرده اند و اکنون جمعیت آنها دچار انفجار شده و به دو میلیون رسیده است یعنی در هر کیلومتر مربع از جزیره 5000 مار وجود دارد.جمعیت این مارها به اندازه ای زیاد است که طی هفت سال گذشته به دلیل ایجاد اتصالی در سیستم برق رسانی جزیره بیش از 4.5 میلیون دلار خسارت وارد آورده اند. ...

ادامه مطلب  

در رکود مسکن نقش دولت حداقل و نقش شهرها بیشتر است  

درخواست حذف این مطلب
این روزها در کارزار انتخاباتی این نکته مطرح می شود که رکود در بازار مسکن در نتیجه سیاست های دولت روی داده و در صورت رونق بخش ساخت وساز مشاغل زیادی ایجاد خواهد شد. پیش فرض های این باور رخ دادن رکود در این بازار به خاطر سیاست های دولت و ایجاد اشتغال هر دو در معرض نقد هستند. حال آنکه این طور نیست. در بازار مسکن مداخله دولت مرکزی حداقلی و مداخله و ابزار دولت های شهری حداکثری استاقتصاد گردان - واقعیت آماری بازار این است که در نیمه اول سال فعالیت های بخش مسکن درصد به گفته بانک مرکزی و 9.7درصد به گزارش مرکز آمار ایران از مدت مشابه سال گ ...

ادامه مطلب  

بی بی سی چرا این قدر حرص ما را می خورد؟!  

درخواست حذف این مطلب
چرا بی بی سی این قدر حرص دولت یازدهم را می خورد؟! این یک پرسش سیاسی یا فلسفی یا حتی اقتصادی نیست این صرفا یک «پرسش تأسف آور» است... چرا بی بی سی این قدر حرص دولت یازدهم را می خورد؟! این یک پرسش سیاسی یا فلسفی یا حتی اقتصادی نیست این صرفا یک «پرسش تأسف آور» است! چرا بی بی سی اخبار خدمات دولت یازدهم را پوشش می دهد و به رویکرد 40 سال گذشته خود پشت کرده است؟! مثلاً چرا خبر پر ابهام سهام عدالت را برخلاف واقعیت هایی که اقتصاددانان از این موضوع افشا کرده اند به عنوان یکی از عملکردهای مثبت دولت یازدهم منتشر می کند؟ بی بی سی فارسی از دولت یازدهم چه انت ...

ادامه مطلب  

ورود مجلس به پرونده رانت در شرکت بازرگانی دولتی/به وزیر هشدار دادیم/توصیه برکناری قنبری به حجتی  

درخواست حذف این مطلب
جلال محمودزاده در گفت وگو با خبرنگار بخش کشاورزی خبرگزاری تسنیم با اشاره به واردات بیش از اندازه محصولات کشاورزی اظهار کرد: در مقاطعی به جای واردات 200 هزار تن شکر مورد نیاز سالانه بیش از 3 میلیون تن وارد شده است که این امر باعث می شود محصولات کشاورزان روی دست آنها بماند.وی اف ...

ادامه مطلب