میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر میادین فوتبال در اقصی نقاط جهان‎تصاویر ...

ادامه مطلب  

نقطه ضعف چیست؟ چرا دانستن آنها برای موفقیت مهم است؟  

درخواست حذف این مطلب
بسیاری از افراد تمایل دارند که فقط بر نقاط قوت خود تمرکز کنند و بهترین کارها را برای به حداکثر رساندن ویژگی های مثبتشان انجام دهند.در واقع افرادی که می ترسند با نقاط ضعف و نقص های خود مواجه شوند کم نیستند، بنابراین بسیاری از آن ها به سادگی تصمیم می گیرند که این نقطه ضعف ها را در یک جعبه ریخته، آن ها را مدفون کرده و در باقی عمر خویش ضعف هایشان را نادیده بگیرند.لکن هنگامی که این موضوع به ارتقای شخصیت فرد مربوط باشد، لازم است که افراد در صورت تمایل به رشد و پیشرفت شخصی، نقطه ضعف های خود را پیدا کرده، آن ها را درک کنند و در جهت بر طرف نمودن این نقطه ضعف ها اقداماتی را اتخاذ نمایند.نکته ی حائز اهمیتی که حتما باید از آن اطلاع داشته باشید این است که دانستن نقاط ضعفتان به اندازه اطلاع از نقاط قوت شما مهم می باشد. در واقع نقطه ضعف هایی که اغلب سعی در کنار گذاشتن و یا نادیده انگاشتن آن ها دارید، می توانند رویاهای شما را سرکوب نموده و شما را از انجام بسیاری از کارهای بزرگ در زندگی تان باز دارند. با این وجود، نکته ی مثبتی که در رابطه با نقاط ضعف وجود دارد این است که ضعف های شما قابل اصلاح و بهبود هستند. بهترین راه برای پیدا کردن نقاط ضعف ، برداشتند یک قلم و کاغذ و نوشتن تمام چیزهایی است که شما را می ترسانند و یا به عقب باز می گردانند. قبل از پرداختن به جزئیات و تشریح نقاط ضعف خاص، ابتدا باید اطمینان حاصل کنید که همه ی چیزهایی را که باعث ایجاد مشکل و ترس در زندگی روزمره تان می شوند نوشته اید.به عنوان مثال، می توانید درمورد نگرانی های تان در مورد تعامل با افراد جدید یا این که گاهی اوقات از انجام کارهای تکراری روزانه خسته می شوید و نمی توانید همه چیز را سر وقت انجام دهید بنویسید. گام بعدی شما این است که آن چه را که نوشته اید به نقاط ضعف واقعی خود ، مانند خجالتی بودن یا تنبل بودن مرتبط کنید.پس از اتمام کار نوشتن نقاظ ضعف خود، یک گام جلوتر بروید و پنج مورد را که فکر می کنید شخصیتتان را بیشتر نشان می دهد انتخاب نمایید. این پنج نقطه ضعف، احتمالا همان نقطه ضعف هایی هستند که شما را در زندگی روزمره عقب انداخته اند و قطعا به بهبود بیشتری نیاز خواهند داشت. در اینجا 4 روش که بهبود نقاط ضعف شما کمک می کنند ذکر شده انداین نقطه ضعف ها می توانند شما را قوی تر کنندنقطه ضعف ها می توانند ما را از رسیدن به موفقیت باز دارند و سبب می شوند که ما تصور کنیم بسیار آسیب پذیر و ضعیف هستیم. اکثر اوقات، چیزی که تصور می کنیم با خود واقعی ما از زمین تا آسمان فرق دارد و اگر به خودمان اعتقاد داشته باشیم می توانیم چیزهای زیادی را در زندگی مان تغییر دهیم.پیدا کردن نقطه ضعف ها و تلاش برای بهبود آن ها واقعا می تواند به شما کمک کند تا قدرت لازم را در بسیاری از جنبه های زندگی خود کسب کرده و به موفقیت های بزرگی دست یابید.با درک نقطه ضعف هایتان شما می توانید مشکلاتتان را به نحو بسیار ساده تری حل کنید و با توجه به مسیری که می دانید باید در پیش بگیرید به سرعت پله های موفقیت را یکی پس از دیگری در هم می نوردید.علاوه بر این، شما با دانستن ضعف هایتان می توانید رو به سوی به جلو گام بردارید و ترس ها و دلهره هایتان را کنار بگذارید. این امر باعث می شود بتوانید کارهایی را انجام دهید که هیچ وقت جراتش را نداشتید مثل درخواست شغلی که همیشه می خواستید و یا صحبت کردن با فرد خاصی که هرگز شجاعت آن را نداشته اید، با او صحبت کنید. پیدا کردن ضعف های خود و تبدیل آن ها به نقاط قوت می تواند چشم انداز جدیدی را در زندگی فرد به وجود آورد و به او کمک کند تا چیزهایی را که معمولا باعث عقب ماندنش از زندگی می شوند کنار بگذارد و فقط به موفقیت فکر کند.دکتر چیا در این خصوص می گوید: با تسلیم شدن در برابر نقطه ضعف هایت ، خود را تضعیف نکن و یاد بگیر که چگونه با آن ها مبارزه کنی.این نقطه ضعف ها می توانند به شما در بهبود شخصت منحصر ...

ادامه مطلب  

چگونه توانایی های خارق العاده ی خود را کشف کنیم  

درخواست حذف این مطلب
شناخت نقاط قوت می تواند عملکرد فرد را در زندگی و کار افزایش دهد. چهار سوال مهم از خود بپرسید تا نقاط قوت اصلی خود را بشناسید.شناخت نقاط قوت و ضعف، بخشی جدانشدنی از پیشرفت شخصی حرفه ای ها است. اگر نقاط قوت خود را ندانید، ممکن است نتوانید کارتان را با بهترین مهارت هایتان تطبیق دهید و حتی موفق به توسعه ی مهارت های خود در آینده نشوید. برای کمک به شناخت این نقاط قوت، مجموعه ای از ابزارهای ارزیابی به وجود آمده است.همیشه یک نقطه ی قوت برجسته در میان دیگر نقاط قوت و ضعف افراد وجود دارد؛ شاید یک ویژگی، مهارت یا توانایی باشد که معمولا قوی تر از بقیه عمل می کند. دریک لواسور، یک سرهنگ پلیس دارای نشان های افتخار، نویسنده و ستاره ی شوهای تلویزیونی است؛ او به این نقاط قوت، قدرت های خارق العاده می گوید.همیشه یک نقطه ی قوت برجسته در میان دیگر نقاط قوت و ضعف افراد وجود داردلواسور که از طرفداران داستان های دنباله دار ابرقهرمانی مانند انتقام جویان است، می گوید که تفاوت میان شما و همکارتان قابل مقایسه با تفاوت میان سوپرمن و مرد عنکبوتی است. هر دو دارای اهداف مشابهی هستند اما توانایی های استثنائی و مختص به آن ها کاملا متفاوت است. او در کتاب خود به نام «گوشه ی مخفی: نقاط قوت پنهانی خود را بیابید، تطبیق پیدا کردن را بیاموزید و اطمینان به پیروزی در بازی زندگی را به دست آورید» به این موضوع اشاره کرده است. او می گوید:ما اغلب سعی می کنیم در جامعه مانند دیگران اقدام کنیم تا به موفقیت برسیم. اما حقیقت این است که باید کاری را انجام دهیم که برای خود ما موفقیت به بار آورده است.ممکن است پیدا کردن این قدرت خارق العاده بیهوده به نظر برسد اما مشخص کردن نقاط قوت برتر به این طریق، می تواند به شناخت مزیت های حقیقی شما در دنبال کردن اهدافتان کمک کند. در ادامه به ذکر چهار سوال می پردازیم که در کشف قدرت های فوق العاده به کمک ما می آیند.انجام چه کاری برای شما به نظر بی زحمت و آسان می رسد؟به فعالیت هایی فکر کنید که روی انجام آن ها، تمرکز کامل دارید و بسیار ساده می توانید بهترین عملکرد را در آن نشان دهید. برخی در ارائه دادن و برخی در حل مسائل بسیار مشکل محاسباتی عالی باشند. ول نلسون، مشاور شغلی می گوید:به دنبال یافتن زمینه هایی باشید که در آن ها بدون اعمال تلاش خاصی، می درخشید؛ این زمینه ها، شاخص های احتمالی برترین توانایی های شما هستند. زمینه ای که شما را در جریان انجام کاری می اندازد، زمینه ای است که احتمالا در آن مهارت بسیار بالایی حین انجام کار نشان می دهید؛ بهترین عملکرد در زمینه ای بروز پیدا می کند که در آن، زمان را از یاد می برید، احساس خوبی پیدا می کنید و نسبت به پروژه نیز نظر مساعدی دارید.چگونه دیگران را شگفت زده می کنید؟آیا پیش آمده که مرتبا اعلام کنید در زمینه ای، عملکرد خوبی دارید؟ آیا مردم برای مشاوره در مورد خاصی یا وارد شدن یا همکاری به پروژه ای از شما کمک می گیرند؟ به گفته ی لواسور این نوع بازخورد و درخواست کمک، نشان دهنده ی توانایی های خارق العاده ی شما هستند. او می گوید:باید به گفته های دیگران در مورد خود اهمیت دهید. این شامل تمام صحبت ها از جمله نظرات و همین طور بررسی عملکردتان می شود. به دنبال الگوهایی در نظرات باشید که به شما سرنخ هایی از موارد تاثیرگذار و پنهان از نظر خودتان بدهد.نلسون می گوید:همواره مواردی از نقاط قوت ویژه وجود دارند که از چشم خود فرد پنهان می مانند؛ یا ممکن است که آن ویژگی ها را دست کم بگیرد چرا که این مهارت ها یا استعدادها به نظر آن ها بسیار بدیهی هستند. برخی اوقات، پرسیدن نظر همکاران یا مربیان در مورد نقاط قوت برجسته ی خود بسیار مفید است.برای چه موردی حاضر به فداکاری هستید؟دنی گوتنچت، مدیر عامل و موسس شرکت مشاوره ای استخدام و مدیریتی pathwaysاست؛ او همچنین یکی از نویسندگان کتاب «معنا در کار و زبان مخفی آن» است. دنی می گوید:قدرت های خارق العاده ی ما، ترکیبی از اشتیاق و تسلط هستند. اشتیاق، فرد را خوشحال می کند، به او انگیزه می دهد و او را مایل به انجام کار بیشتر می کند؛ حتی اگر نیاز به سخت کار کردن و فداک ...

ادامه مطلب  

دلایل ضعف بدن و سرگیجه چیست و چطور آن را درمان کنیم ؟  

درخواست حذف این مطلب
دلایل ضعف بدن و سرگیجهارسال شده توسط: طاهره تکش 03 فروردین 97 ساعت 16:06دلایل ضعف بدن و سرگیجه در افراد کم نیست طوری که برای شما هم حتما اتفاق افتاده است که احساس ضعف بدن و سرگیجه داشته باشید. طوری که حس کنید بدنتان سبک و بی حال است و نمی توانید تعادل خود را حفظ کنید. این حالت بر اندام های حساس به خصوص چشم و گوش تأثیر گذاشته و باعث ضعف شما می شود. بنابراین ضعف بدن و سرگیجه بیماری نیست اما می تواند نشان دهنده بیماری های مختلف باشد. با ما همراه باشید.توضیح بیشتر این که دلایل ضعف بدن و سرگیجهزیاد است و می تواند علائم بیماری های مختلفی باشد اما این دو حالت علائم متفاوت دارند. در سرگیجه احساس می کنید سرتان می چرخد یا فضای اطرافتان در حال چرخش است. همچنین کمی شبیه بیماری حرکت است و تصور می کنید در حال افتادن به یک طرف هستید. عدم تعادل به معنای از دست دادن تعادل است. اما گیجی به معنای بی حالی و ضعف است.گیجی و ضعف یکی از مشکلات رایج است که اغلب دلیل جدی ندارد. اگر گاه به گاه دچار گیجی می شوید نباید نگران باشید. اما اگر به طور مکرر به گیجی و ضعف بی دلیل مبتلا می شوید باید به پزشک مراجعه کنید.دلایل ضعف بدن و سرگیجهدلایل اصلی گیجی و ضعف عبارت اند از میگرن، دارو و الکل. همچنین ممکن است به دلیل ایجاد مشکل در گوش داخلی که مسئول تعادل است نیز ایجاد شود. همچنین گیجی می تواند درنتیجه سرگیجه ایجاد شود. اصلی ترین دلیل سرگیجه و بیماری های وابسته به گیجی و سرگیجه وضعیتی حمله ای خوش خیم است. در این شرایط زمانی که فرد به سرعت وضعیت خود را تغییر می دهد، برای مثال پس از بیدار شدن سریع می نشیند، گیجی موقت ایجاد می شود. گیجی و سرگیجه به دلیل بیماری منییر هم ایجاد می شوند. در این صورت مایعات در کوش جمع شده و فرد احساس پر بودن گوش، کاهش شنوایی و وزوز گوش خواهد داشت. دلیل دیگر گیجی و سرگیجه نوروم آکوستیک است که طی آن در عصب های متصل کننده گوش داخلی به مغز تومور غیر سرطانی ایجاد می شود.دلایل دیر گیجی عبارت است از:کاهش ناگهانی فشارخونکاهش حجم خوناختلالات اضطرابیآنمی (کمبود آهن)هیپوگلیسمی (کمبود قند خون)عفونت گوشکم آبی بدنحمله قلبیورزش بیش ازحدبیماری حرکتدر موارد نادر گیجی و ضعف می تواند نشان دهنده ام اس، سکته، تومور بدخیم یا مشکلات مغزی دیگر باشد.علائم ضعف بدن و سرگیجهافراد مبتلا به گیجی می توانند علائم مختلف داشته باشند:احساس ضعف و بی حالیاحساس چرخیدنعدم تعادلبی ثباتیاحساس شناور بودن یا شناگاهش اوقات گیجی و ضعف با تهوع، استفراغ یا بی حالی همراه است. اگر این علائم را برای مدت زمان طولانی دارید بهتر است به پزشک مراجعه کنید.چه زمانی به پزشک مراجعه کنیداگر احساس ضعف و گیجی شما مکرر است باید به پزشک مراجعه کنید. اگر گیجی با این علائم همراه باشد باید سریعاً به پزشک مراجعه نمایید:آسیب به سرسردرددرد گردنتب بالااختلال در بیناییکاهش شنواییاختلال در تکلمبی حسیفلج شدن عضلات دهان با چشمکاهش هشیاریدرد قفسه سینهاستفراغ مکرراین علائم می توانند نشان دهنده مشکلات جدی باشند بنابراین باید سریع تر به پزشک مراجعه کنید.پزشک موردنظر چه سؤالاتی از شما می پرسدپزشک می تواند درباره علائم گیجی سؤالاتی پرسیده و با معاینه فیزیکی دلیل آن را مشخص کند. همچنین درباره این موارد از شما سؤال می شود:زمان وقوع گیجیشرایطی که ...

ادامه مطلب  

دلایل ضعف بدن و سرگیجه چیست و چطور آن را درمان کنیم ؟  

درخواست حذف این مطلب
دلایل ضعف بدن و سرگیجهارسال شده توسط: طاهره تکش 12 تیر 97 ساعت 11:09دلایل ضعف بدن و سرگیجه در افراد کم نیست طوری که برای شما هم حتما اتفاق افتاده است که احساس ضعف بدن و سرگیجه داشته باشید. طوری که حس کنید بدنتان سبک و بی حال است و نمی توانید تعادل خود را حفظ کنید. این حالت بر اندام های حساس به خصوص چشم و گوش تأثیر گذاشته و باعث ضعف شما می شود. بنابراین ضعف بدن و سرگیجه بیماری نیست اما می تواند نشان دهنده بیماری های مختلف باشد. با ما همراه باشید.توضیح بیشتر این که دلایل ضعف بدن و سرگیجهزیاد است و می تواند علائم بیماری های مختلفی باشد اما این دو حالت علائم متفاوت دارند. در سرگیجه احساس می کنید سرتان می چرخد یا فضای اطرافتان در حال چرخش است. همچنین کمی شبیه بیماری حرکت است و تصور می کنید در حال افتادن به یک طرف هستید. عدم تعادل به معنای از دست دادن تعادل است. اما گیجی به معنای بی حالی و ضعف است.گیجی و ضعف یکی از مشکلات رایج است که اغلب دلیل جدی ندارد. اگر گاه به گاه دچار گیجی می شوید نباید نگران باشید. اما اگر به طور مکرر به گیجی و ضعف بی دلیل مبتلا می شوید باید به پزشک مراجعه کنید.دلایل ضعف بدن و سرگیجهدلایل اصلی گیجی و ضعف عبارت اند از میگرن، دارو و الکل. همچنین ممکن است به دلیل ایجاد مشکل در گوش داخلی که مسئول تعادل است نیز ایجاد شود. همچنین گیجی می تواند درنتیجه سرگیجه ایجاد شود. اصلی ترین دلیل سرگیجه و بیماری های وابسته به گیجی و سرگیجه وضعیتی حمله ای خوش خیم است. در این شرایط زمانی که فرد به سرعت وضعیت خود را تغییر می دهد، برای مثال پس از بیدار شدن سریع می نشیند، گیجی موقت ایجاد می شود. گیجی و سرگیجه به دلیل بیماری منییر هم ایجاد می شوند. در این صورت مایعات در کوش جمع شده و فرد احساس پر بودن گوش، کاهش شنوایی و وزوز گوش خواهد داشت. دلیل دیگر گیجی و سرگیجه نوروم آکوستیک است که طی آن در عصب های متصل کننده گوش داخلی به مغز تومور غیر سرطانی ایجاد می شود.دلایل دیر گیجی عبارت است از:کاهش ناگهانی فشارخونکاهش حجم خوناختلالات اضطرابیآنمی (کمبود آهن)هیپوگلیسمی (کمبود قند خون)عفونت گوشکم آبی بدنحمله قلبیورزش بیش ازحدبیماری حرکتدر موارد نادر گیجی و ضعف می تواند نشان دهنده ام اس، سکته، تومور بدخیم یا مشکلات مغزی دیگر باشد.علائم ضعف بدن و سرگیجهافراد مبتلا به گیجی می توانند علائم مختلف داشته باشند:احساس ضعف و بی حالیاحساس چرخیدنعدم تعادلبی ثباتیاحساس شناور بودن یا شناگاهش اوقات گیجی و ضعف با تهوع، استفراغ یا بی حالی همراه است. اگر این علائم را برای مدت زمان طولانی دارید بهتر است به پزشک مراجعه کنید.چه زمانی به پزشک مراجعه کنیداگر احساس ضعف و گیجی شما مکرر است باید به پزشک مراجعه کنید. اگر گیجی با این علائم همراه باشد باید سریعاً به پزشک مراجعه نمایید:آسیب به سرسردرددرد گردنتب بالااختلال در بیناییکاهش شنواییاختلال در تکلمبی حسیفلج شدن عضلات دهان با چشمکاهش هشیاریدرد قفسه سینهاستفراغ مکرراین علائم می توانند نشان دهنده مشکلات جدی باشند بنابراین باید سریع تر به پزشک مراجعه کنید.پزشک موردنظر چه سؤالاتی از شما می پرسدپزشک می تواند درباره علائم گیجی سؤالاتی پرسیده و با معاینه فیزیکی دلیل آن را مشخص کند. همچنین درباره این موارد از شما سؤال می شود:زمان وقوع گیجیشرایطی که ا ...

ادامه مطلب  

گزارش تصویری دیدار تیم های سپاهان اصفهان و شهرداری بم در لیگ برتر فوتبال زنان  

درخواست حذف این مطلب
تاریخ: ۱۳۹۶-۱۱-۱۳شناسه خبر: 58395از دریچه دوربین ؛ آریا جعفریبه گزارش پایگاه خبری ورزش بانوان ؛ سپاهان در دیدا ...

ادامه مطلب  

برترین لپ تاپ های ۱۳ اینچی ۲۰۱۷  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها - ترجمه از سینا اشتری: لپ تاپ های 13 اینچی پر فروش ترین نوع لپ تاپ ها به لحاظ ابعادی هستند؛ اگر قصد خرید یک لپ تاپ 13 اینچی را داشته باشید می دانید که نمونه های متعددی از آنها در بازار وجود دارند؛ در ادامه قصد داریم تا شما را با برترین لپ تاپ های 13 اینچی سال 2017 آشنا کنیم.لپ تاپ ها گجت هایی فوق العاده هستند که می توانند کارایی یک کامپیوتر رومیزی را داشته باشند و به دلیل حمل و نقل آسان تر همواره مورد توجه کاربران قرار گرفته اند؛ به لحاظ ابعادی نمونه های مختلفی از لپ تاپ ها در بازار وجود دارند. لپ تاپ های 13 اینچی تعادلی منطقی را میان حمل و نقل پذیری و قدرت سخت افزاری نشان می دهند؛ آنها با برخورداری از قدرت و توانایی های لپ تاپ های بزرگ تر، حجم و وزن کمتری دارند و در مقایسه با لپ تاپ های کوچکتر نیز چشم های کاربر را خسته نخواهند کرد. لپ تاپ های 13 اینچی خود در دسته بندی های مختلفی قرار دارند؛ برخی از آنان در دسته بندی اولترابوک ها جای گرفته و برخی دیگر در دسته بندی لپ تاپ های هیبریدی قرار دارند و این نوع استفاده و نیاز های کاربر است که انتخاب نهایی را مشخص خواهد کرد.1- dell xps 13پردازنده:dual core intel core i3 – quad core intel core i7کارت گرافیک: intel hd graphics 620 – intel uhd graphics 620حافظه رم: 4gb – 16gbصفحه نمایش: 13.3-inch fhd (1,920 x 1,080) – qhd+ (3,200 x 1,800)حافظه داخلی: 128gb – 1tb ssd نقاط قوتعملکرد بی نقصعمر طولانی باترینقاط ضعف محل نامناسب برای جاگذاری وبکممحل نا مناسب برای جاگذاری بلندگو هالپ تاپ dell xps 13 سال 2017 در مقایسه با نمونه سال گذشته میلادی پیشرفت های زیادی را نشان می دهد؛ طراحی زیبا، عمر باتری طولانی و پشتیبانی از درگاه کارت حافظه sd از جمله ویژگی های کلیدی این گجت هستند. این لپ تاپ در بحث قدرت سخت افزاری هم ضعفی را نشان نداده و سطح قدرت و عملکرد سخت افزاری بالای آن باعث شده تا بتوان آن را با لپ تاپ های سر شناسی مانند خانواده macbook ها و hp spectre مقایسه کرد.2- razer blade stealthپردازنده: dual-core – quad-core intel core i7کارت گرافیک: intel hd graphics 620 – intel uhd graphics 620حافظه رم: 16gbصفحه نمایش: 13.3-inch qhd+ (3,200 x 1,800) led-backlit igzo touchscreenحافظه داخلی: 256gb – 1tb ssd نقاط قوتدرخشندگی بالای صفحه نمایشزیبایی فوق العاده در نمونه gunmetalنقاط ضعفعمر کم باتریعدم پشتیبانی گجت از صفحه نمایش با کیفیت 4kهیچ کاربری از شرکتی مانند razer که در تولید کامپیوتر های gaming تخصص دارد، انتظار تولید لپ تاپی به نازکی یک macbook را ندارد؛ اما واقعیت این است که شرکت razer موفق به انجام این امر شده است. razer blade stealth لپ تاپی فوق العاده زیبا است که از ویژگی های جالبی مانند صفحه نمایشی با درخشندگی 400 نیت و درگاه usb با سایز کامل بهره می برد. وجود پردازنده نسل هشتم شرکت اینتل در این لپ تاپ، آن را به یکی از قدرتمند ترین نمونه های موجود در بازار تبدیل کرده است؛ گرچه نباید انتظار زیادی از طول عمر باتری آن داشته باشید.3- asus zenbook flip ux360پردازنده: dual-core intel core m3 – core i7کارت گرافیک: intel hd graphics 515 – 620حافظه رم: 4gb – 8gbصفحه نمایش: 13.3-inch fhd (1,920 x 1,080) – qhd+ (3,200x1,800)حافظه داخلی: 128gb – 512gb ssd نقاط قوتطراحی نازک و سبکعمر باتری 1 روزهنقاط ضعفعملکرد نامطلوب در مولتی تسکینگانتظار بیشتری از کیفیت ساخت آن داشتیمux360 عضو جدیدی از خانواده لپ تاپ های zenbook شرکت asus است که علاوه بر مشخصات و ویژگی های لپ تاپ های پیشین این خانواده ویژگی جدیدی را به کاربرا ارائه می دهد و آن امکان تبدیل شدن به یک تبلت است. عمر باتری 1 روزه zenbook flip ux360 باعث می شود تا کاربران روی کارایی آن حساب کرده و همیشه این گجت را به همراه خود داشته باشند و به لطف گستردگی طیف سخت افزاری آن می توانید بسته به نیاز های خود مطلوب ترین نمونه این لپ تاپ را برای خود انتخاب کنید.4- hp spectre x360پردازنده: dual-core intel core i3 – core i7کارت گرافیک: intel hd graphics 620 – nvidia geforce 940mx 2gbحافظه رم: 8gb – 16gbصفحه نمایش: 13.3-inch, fhd (1,920 x 1,080) – uhd (3,840 x 2,160) ips uwva led-backlit multi-touch displayحافظه داخلی: 256gb – 1tb ssd نقاط قوتطراحی نازک و سبکشارژ سریع و عمر طولانی باترینقاط ضعفعدم پشتیبانی از درگاه کارت حافظه sdحاشیه تحتانی صفحه نمایش زیاد استhp spectre x360 یکی از زیبا ترین لپ تاپ های 13 اینچی تولید شده تا به امروز است؛ نو آوری فقط به بحث طراحی ظاهری این لپ تاپ محدود نمی شود و با نگاهی به مجموعه سخت افزاری آن متوجه خواهید شد که داخل این لپ تاپ هم به همان مدرنی ظاهرش است. پشتیبانی این گجت از طیف سخت افزاری گسترده کاربر را قادر ساخته تا بسته به نیاز هایش نمونه ای مناسب از این لپ تاپ را انتخاب کند و عمر باتری طولانی آن رضایت شما را به دنبال خواهد داشت. اصلی ترین نقطه ضعف موجود در این لپ تاپ مربوط به عدم پشت ...

ادامه مطلب  

بهترین شاسی بلندهای لوکس با قیمت زیر 320 میلیون تومان  

درخواست حذف این مطلب
در چند ماه اخیر با بالا رفتن قیمت ارز و کاهش ارزش پول ملی و همچنین بسته شدن موقتی سایت ثبت سفارش و افزایش تعرفه های واردات، خودروهای وارداتی غوغایی به پا کردند و قیمت آن ها سر به فلک گذاشت. هم اکنون قیمت هیوندای سانتافه از نیم میلیارد تومان عبور کرده درحالی که سانتافه یک شاسی بلند سطح میانی معمولی در بازارهای جهانی می باشد!با در نظر گرفتن این موضوع ما لیستی از 12 شاسی بلند لوکس را گردآوری کره ایم که قیمت پایه آن ها حدود 35 هزار دلار می باشد. اگرچه قیمت این خودروها با سفارش تجهیزات جانبی افزایش می یابد اما می خواهیم ببینیم بدون رد شدن از مرز قیمتی 40 هزار دلار (با در نظر گرفتن دلار هشت هزار تومانی به قیمت حدود 320 میلیون تومان می رسیم) چه شاسی بلندهای لوکسی را می توان خریداری کرد؛ اما با نزدیک شدن به این مرز قیمتی سؤالات جالبی ایجاد می شوند: آیا باید سیستم چهار چرخ محرک را انتخاب کرد یا اینکه سیستم صوتی را ارتقا داد؟ سیستم ناوبری یا صندلی های چرمی؟ اپل کارپلی ارزش خرج کردن پول بیشتر را دارد؟ همین سؤالات و مقایسه هاست که کلاس شاسی بلندها را رقابتی و جالب نگه می دارد.همه چیز به فضای کابین، تجهیزات و البته علائق شخصی بستگی دارد. ما برخی از محبوب ترین تریم ها و پکیج را برای مقایسه انتخاب کرده ایم.آکورا rdx 2019با قیمت پایه 38295 دلاری این خودرو برای سال 2019 کاملاً نونوار شده است. سیستم های ایمنی کامل به صورت استاندارد در rdx وجود داشته و از دیگر تجهیزات می توان به صندلی های گرم شونده، مونروف پانورامیک و اپل کارپلی اشاره کرد. یک پیشرانه 4 سیلندر 2 لیتری توربوی جدید با قدرت 272 اسب بخار چرخ های جلو را به حرکت وا می دارد. سیستم ناوبری یا چهار چرخ محرک را می خواهید؟ هر دو آپشن باعث می شوند قیمت خودرو از مرز 320 میلیون تومان رد شود.نقاط قوت: پیشرانه پرقدرت، ایمنی درجه یک، توانایی هات اسپات موبایل استانداردنقاط ضعف: رد شدن قیمت خودرو از مرز 40 دلار به خاطر سفارش سیستم ناوبری یا چهار چرخ محرکنظر موتورترند درباره این خودرو: با توجه به روی گردانی مشتریان از سدان های اسپورت و توجه بیشتر به شاسی بلندها، آکورا rdx جدید از این مزیت نهایت سود را می برد. نتیجه اولین بررسی فنی ما این بوده است: “خریداران rdx پاسخ تیز حالت اسپورت این خودرو را ستایش خواهند کرد. این خودرو در جاده با رضایت فنی و اطمینان خاطر بالایی می تازد. سیستم اطلاعات سرگرمی اندرویدی این خودرو دارای صفحه نمایش با سفارشی سازی ای در حد یک اسمارت فون می باشد.”آئودی q3 2018با قیمت پایه 33875 دلار که یکی از کمترین قیمت ها در این لیست است فضای زیادی برای اضافه کردن آپشن ها به آئودی q3 وجود دارد. سیستم ناوبری قیمت 2100 دلاری داشته و برای سیستم صوتی bose باید 850 دلار بپردازید اما اپل کارپلی و اندروید اتو کلاً در دسترس نیستند. با 2100 دلار نیز صاحب سیستم چهار چرخ محرک کواترو خواهید شد.نقاط قوت: سیستم های چهار چرخ محرک و ناوبری یک آپشن مستقل مناسب هستندنقاط ضعف: تکنولوژی و قوای محرکه از مد افتاده، کابین تنگنظر موتورترند درباره این خودرو: آئودی q3 در سال 2015 معرفی شده و چند روز قبل نسل جدید آن برای سال 2019 رونمایی شد. در اولین بررسی متوجه شدیم این خودرو اگرچه ارگونومی بی نقصی دارد اما کابین کمی از مد افتاده می باشد. این خودرو از نظر قدرت، راندمان و دینامیک رانندگی هم سن بالای خود را نشان می دهد.ب ام و x1 2019اگر خواهان یک شاسی بلند لوکس استخوان دار هستید ب ام و x1 با قیمت پایه 34895 دلار را انتخاب کنید که از صندلی های برقی و چرمی با تنظیم در 8 جهت، سیستم صوتی با هفت بلندگو، رینگ های 18 اینچی و سیستم تهویه مطبوع خودکار سود می برد. پکیج لاکچری کابین این خودرو قیمت 1550 دلاری داشته و شامل پوشش چرم بیشتر و عناصر تزئینی جدید است. از جمله آپشن های برجسته این خودرو می توان به سیستم صوتی هارمن کاردون با 12 بلندگو (875 دلار)، ارتباط اپل کارپلی (300 دلار) و سیستم ناوبری (950 دلار) اشاره کرد. سیستم چهار چرخ محرک نیز با 2 هزار دلار در دسترس است.نقاط قوت: بسته ایمنی آپشنال وسیع، آپشن های مجزا که باعث پایین نگه داشته شدن قیمت می شوندنقاط ضعف: کابین کم تجهیزات در نسخه های پایه، درخواست پول بیشتر برای اپل کارپلینظر موتورترند درباره این خودرو: x1 دیفرانسیل جلو از فلسفه دیفرانسیل عقب ب ام و فاصله زیادی گرفته است. شاید برخی افراد این خودرو را به خاطر پلتفرم مشترک با مینی زیر سؤال ببرند اما در اولین تست دیدیم که قوای محرکه خاص ب ام و نرم و خطی بوده و یکی از نقاط قوت این خودرو هستند. در واقع بهترین موضوع درباره x1 به قوای محرکه آن مربوط می شود. x1 به عنوان یک کراس اوور لوکس پایه بهترین عملکرد را ارائه می کند.بیوک انویژن 2019شاید انویژن با قیمت 32990 کم ترین قیمت پایه را در این لیست داشته باشد اما به صورت استاندارد با صندلی های جلو و آینه های برقی، اپل کارپلی و اندروید اتو، استارت ریموتی و درب پشتی برقی عرضه می شود. شما می تواند مدل essence را با سیستم چهار چرخ محرک و صندلی های چرمی بخرید. این نسخه 38940 دلار قیمت داشته و البته 495 دلار هم می توانید برای سیستم ناوبری کنار بگذارید.نقاط قوت: تجهیزات زیادی در مقایسه با مبلغ پرداختی، فضای پای مناسب در صندلی عقبنقاط ضعف: سیستم چهار چرخ محرک در مدل های پایه عرضه نمی شود، سیستم های ایمنی پیشرفته تنها در تریم های فول تر وجود دارند، کیفیت نه چندان مناسب متریال بکار رفته در کابیننظر موتورترند درباره این خودرو: بیوک به ستاره ی شانس خود رسیده اما از نظر دینامیک رانندگی هنوز لنگ می زند. انویژن خودروی خیلی هیجان انگیزی نیست. این خودرو بیشتر روی نرمی و رفاه تمرکز داشته اما خب از نظر سر و صدا، لرزش و ناهنجاری نمره ی بالایی دریافت نمی کند؛ و اگرچه پیشرانه 4 سیلندر 2.5 لیتری انویژن قدرت زیادی دارد اما در زمان تخت گاز رفتن صدای زیادی ایجاد کرده و لرزش هایی را به صندلی راننده وارد می کند.کادیلاک xt4 2019این خودرو که به تازگی معرفی شده در جایگاهی پایین تر از xt5 قرار می گیرد و قیمت پایه 35790 دلاری دارد. این قیمت برای کادیلاک کاملاً مناسب بوده اما آپشن ها باعث افزایش سریع قیمت می شوند. سیستم چهار چرخ محرک 2500 دلار قیمت داشته و سیستم ناوبری و سیستم صوتی bose نیز آپشن های 1500 دلاری هستند. پکیج آب وهوای سرد با صندلی ها و فرمان گرم شونده 850 دلار قیمت داشته و برای سفارش سانروف برقی باید 1500 دلار بپردازید. خوشبختانه اپل کارپلی و اندروید اتو به صورت استاندارد وجود دارند.نقاط قوت: پیشرانه 2 لیتری توربوی قوی، چهار پورت usbنقاط ضعف: بسته ایمنی پیشرفته در مدل های پایه وجود ن ...

ادامه مطلب  

جشن عید فطر در نقاط مختلف جهان  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نقاط مختلف جهانتصاویر جشن عید فطر در نق ...

ادامه مطلب  

نشان های رشد پایه پولی در سال 95 و تداوم آن در سال 96  

درخواست حذف این مطلب
هرچند بسیاری از صاحب نظران معتقدند که مبنای رشد نقدینگی در 3 سال اخیر متاثر از رشد ضریب فزاینده و تکاثر پولی بوده و به خاطر رشد کمتر پایه پولی نسبت به ضریب فزاینده نباید نگران رشد تورم باشیم اما در عین حال برخی کارشناسان نسبت به رشد نقدینگی به 1200 هزار میلیارد تومان و افزایش تورم در سال 96 هشدار داده اند.اقتصادگردان- به گزارش«تعادل» ضریب فزایند اکنون به عدد 7 نزدیک شده و از عدد 4 در سال 91 به عدد 6.95 رسیده و حدود 3واحد رشد کرده است. بر این اساس رشد نقدینگی با توجه به کم شدن رشد پایه پولی نمی تواند نگران کننده و عامل رشد تورم باشد و دلیل ای ...

ادامه مطلب  

تمامی سوالات امتحانی پایه دهم برعهده مدارس است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پانا شهر تهران رئیس مرکزسنجش آموزش وپرورش با اشاره به انتشار مطلبی در برخی شبکه های اجتماعی با این عنوان که سوالات امتحانات پایه دهم به صورت هماهنگ کشوری برگزار خواهد شد گفت: طراحی و تصحیح سوالات امتحان پایه دهم در خردادماه 96 برعهده مدارس است . عبدالرسول عمادی اظه ...

ادامه مطلب  

لیگ برتر فوتبال؛ دیدار پرسپولیس و فولاد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری میزان: در دومین هفته لیگ برتر فوتبال پرسپول ...

ادامه مطلب  

قوانین دست وپاگیر فوتبال ایران/ نیاز به افراد نخبع داریم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری آنا، در حالی که نزدیک به 10 روز از جام جهانی 2018 روسیه به پایان رسیده است، در خصوص اینکه این رقابت ها چه دستاوردی برای فوتبال ایران و جهان داشت و این موضوع که تیم ملی ایران در این دوره از رقابت ها توانست از لحاظ کسب نتیجه بهترین کارنامه اش را ثبت کند، نشستی را با حضور کارشناسان فوتبال ایران برگزار کردیم تا نقاط ضعف و قوت فوتبال کشورمان را به دقت بررسی کنیم و راهکارهای جبران فاصله ای که از گذشته با کشورهای برتر این رشته ورزشی ایجاد شده است، مطرح شد.در این نشست میرشاد ماجدی رئیس کمیته آموزش فدراسیون فوتبال، اکبر محمدی سرمربی اسبق تیم ملی جوانان و اصغر مازیار مربی پیشین ذوب آهن و جوانان استقلال حضور داشتند که به مدت 150 دقیقه نظرات خود را مطرح کردند. به دلیل مفصل بودن صحبت های کارشناسان فوتبال ایران این نشست در 3 بخش در اختیار خوانندگان قرار می گیرد.هوادار فرق دفاع سیستماتیک و ضدفوتبال را نمی داندمازیار در خصوص واکنش های مختلفی که پس از حذف تیم های ملی پرتغال و اسپانیا از جام جهانی در خصوص عملکرد دفاعی تیم ملی ایران صورت گرفت، گفت: سوالی که به وجود می آید این است که آن فوتبال دفاعی که روسیه برابر اسپانیا ارائه کرد خوب بود و فوتبال دفاعی که ما برابر این حریف اروپایی از خود نشان دادیم خوب نبود؟ آن کسی که در برنامه تلویزیونی پیش بینی مسابقات 300 میلیون تومان جایزه نقدی گرفت می تواند سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شود؟ چرا او را سرمربی تیم ملی نمی کنیم. ما باید روی این فرهنگ سازی کار کنیم که خیلی از طرفداران فوتبال نمی توانند بین دفاع سیستماتیک و ضد فوتبال تفکیکی قائل شوند. هیچ کدام فرق این دوتا را نمی دانند. شما وقتی سیستماتیک دفاع می کنید یعنی هدفمند این کار را انجام می دهید ولی چون تفاوت ها را نمی دانیم در تعریف دفاع سیستماتیک هم ضد فوتبال را بیان می کنیم. بحث فرهنگ سازی در جامعه ما بسیار مهم است.روی نتیجه پافشاری نکنیموی افزود: مردم الان وقت ندارند خودشان دنبال همه چیز بروند در نتیجه به یکسری نوشته ها و گفته ها اعتماد می کنند. پس ما خوراکی که به مردم می دهیم و انتظاراتی که در مردم ایجاد می کنیم باید منطقی باشد. ما به هر دلیلی متاسفانه نتیجه محور شده ایم. به خاطر این همیشه ورزشکاران مان هم نتیجه محوری صحبت می کنند. هر زمانی که با مدال برمی گردند نتیجه تلاش و کوشش شان بوده و هر گاه دست خالی می آیند یا آماده سازی شان مناسب نبوده و یا اینکه داوران به ضررشان قضاوت کردند. ما نباید روی نتیجه پافشاری کنیم. مگر برزیل که مهد فوتبال است در کشور خودش در جام جهانی 2014 هفت گل از آلمان نخورد؟ وقتی صحبت از نتایج می کنیم باید اطلاعات درست به مردم بدهیم. باید بگوییم شکست خوردن پایان همه چیز نیست ولی جوری القا کرده ایم که یعنی شکست باید پایان همه چیز باشد.دادن خوراک غلط به مردمکارشناس فوتبال ادامه داد: بارها اشاره شده که تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی 1998 بهترین نمایش خود را ارائه کرد. در دیدار اول برابر یوگسلاوی یک بر صفر بازنده شدیم در آن مسابقه ما پنج بار فرصت ورود به محوطه جریمه این حریف اروپایی را داشتیم و البته که به گلی نرسیدیم. تمام بازی در اختیار تیم یوگسلاوی بوده ولی در رسانه ما یک کلیپ چهار دقیقه ای آماده و برای مردم پخش می شود که در آن پنج حمله تیم ملی وجود دارد و به مردم این گونه القا می شود که ایران در دیدار با یوگسلاوی تیم برتر زمین بوده است. در بازی ایران و آلمان ایران بیش از دو یا سه مرتبه بیشتر نتوانست روی دروازه حریف ایجاد موقعیت کند ولی باز هم به مردم این خوراک داده می شود که ایران مقابل آلمان بازی بسیار خوبی را انجام داده است. متاسفانه با دادن اطلاعات غلط مردم را دچار تصمیم اشتباه می کنند. ما برابر یوگسلاوی و اسپانیا یک بر صفر بازنده شدیم با این تفاوت که مقابل یوگسلاوی دفاع غریزی انجام دادیم و در برابر اسپانیا دفاع سیستماتیک داشتیم مسلماً هم دیدار برابر اسپانیا نمایش بهتری بود و ما فوتبال قشنگ تری ارائه کردیم.باخت یک سر فوتبال استوی افزود: مدیرعاملان باشگاه های ما فقط گل می خواهند چرا که هواداران فقط خواسته شان برنده شدن است، در حالی که در موقع لزوم این نقص دیده نمی شود. زمانی که رویانیان مدیرعامل باشگاه پرسپولیس بود اعلام کرد هر کسی که فکر می کند طرفدار تیم است 10 هزار تومان به صندوق باشگاه واریز کند. ولی اکثریت هواداران پرسپولیس حاضر نشدند این هزینه را پرداخت و کارت هواداری باشگاه پرسپولیس را دریافت کنند. ما اول باید جامعه فوتبال مان را آگاه کنیم که فوتبال یک سرش باخت است و آن وقت کار را برای درآمدزایی آغاز کنیم.بالا بردن سطح آگاهی مردمکارشناس فوتبال ایران افزود: ما می آییم برای تیم نونهالان مسابقات لیگ برگزار می کنیم. بازیکن 12 و 13 ساله ما به قصد بُرد و باخت وارد زمین می شود این غلط است. ما باید برای نونهالان فستیوال برگزار کنیم. ما از رده نوجوانان که 14 سالگی به بالا است باید به شکل منطقی مسابقات لیگ را برگزار کنیم باید به آنها راه صحیح را بیاموزیم که سطح دانش فوتبالی شان بالاتر برود. در چنین شرایطی فردی مثل آقای کی روش هدایت تیم ملی فوتبال کشورمان را برعهده می گیرد و سعی در کسب نتایج آبرومند دارد وقتی می بینیم به دنبال فوتبال هجومی نمی رود به خاطر آن است که ملت ما وقتی تیم کشورشان دو بر صفر می بازد مهم ترین اتفاق برایشان باخت تیم ملی شان بوده است حتی اگر فوتبال منطقی و هدفمندی را برگزار کرده باشیم. اگر یک بر صفر برنده شویم و 90 دقیقه هم دفاع کنیم باز هم برای ملت ایران بُرد اهمیت بیشتری دارد و اصلاً توجهی به کیفیت مسابقه نمی شود.وی افزود: وقتی سطح آگاهی عمومی بالا برود سطح توقعات مردم هم منطقی خواهد شد با ایجاد سلسله مراتب بین تیم های پایه، بزرگسالان از امیدها، امیدها از جوانان و الی آخر تا نونهالان مطالبه بازیکن خوب می کنند و در مقابل از پایین ترین رده سنی به بالا هم آنها درخواست امکانات برای رشد و توسعه خواهند کرد. ما اول باید نتایج را تعریف کنیم و محدوده کارایی آن را مشخص نماییم تا کیفیت کاری تیم را بررسی کنیم. ممکن است یک تیم در پایان فصل سوم شود ولی وقتی بازی هایی که ارائه کرده را مشاهده می کنیم متوجه می شویم که در سال های بعد این تیم با همین وضعیت می تواند تبدیل به قهرمان بلامنازع مسابقات شود.تحمیل نگاه افراد نخبه به جامعهمیرشاد ماجدی با اشاره به اینکه وقت تغییر فرارسیده است، گفت: باید برای رسیدن به موفقیت از نخبه ها استفاده کنیم. با دانش افزایی باید نخبه ها را جذب کنیم. ما باید به جامعه نگاه این افراد را تحمیل کنیم. مهم ترین مسئله اینکه نخبه کیست؟ فردی است که سواد و زبان فوتبال را به طور کامل می فهمد و آماده است تا آن را به مردم علاقه مند انتقال دهد. چطور می شود کسی که تا دیروز فوتبالیست بوده در پایان فوتبالش تبدیل به نخبه شود و به عنوان کارشناس فوتبال در برنامه تلویزیونی حاضر می شود. چرا ما اسم افراد را نخبه می گذاریم. سابقه این ها کجاست؟ دانش فوتبالی شان را از کجا به دست آورده اند؟ صرفا بازی کردن که فردی را کارشناس نخبه فوتبال نمی کند. چون این افراد شهرت دارند هر چه می گویند مردم می پذیرند. اگر مثلا خبری در جامعه پخش شود که تولید زعفران در سال گذشته 50 تن بوده است اکثریت آن را می پذیرند و تعداد انگشت شماری می روند تحقیق می کنند که چنین عددی اصلاً وجود ندارد در حالی که کسی تحلیل نمی کند اصلاً میسر نیست در یک سال 50 تن زعفران را در جهان هم نمی توان تولید کرد.اجبار نیاز فوتبال ایران برای تغییروی ادامه داد: ما دو بحث مهم دیگر در بخش مدیریت فوتبال مان داریم که اگر حل شود فکر می کنم 50 درصد کارهای مان حل می شود. اول آنکه یک کاریش بکن دومی اینکه حل می شود. هر جا در مدیریت به مشکل برمی خوریم می گوییم ولش کن و مسئله حل می شود. یک جایی هم می رسیم که مشکل را نمی توانیم حل کنیم می گوییم یک کاریش بکن. این ولش کن و یک کاریش بکن در مدیریت فوتبال ما در باشگاه داری و در همه جا دیده می شود. حذف تیم ملی جوانان ما، عدم صعود تیم ملی مان به مرحله حذفی جام جهانی و مسائلی از این دست به خاطر همین دو کلمه ای است که استفاده می کنیم. ما باید به سراغ شایسته سالاری و نخبه پروری برویم اگر این کار را نکنیم 15 سال دیگر هم همین جایی که نشسته ایم خواهیم ماند. ما هنوز تکه کلام هایمان را تغییر نداده ایم. اگر می خواهیم تغییر کنیم باید تکانی به خودمان دهیم. این موضوع هم نیاز به تغییر نسل دارد و باید اجبار در کار باشد تا پیشرفت در فوتبال ما ایجاد شود. مادامی که شنونده از صحبت هایمان لذت می برد کسی به خودش تحرکی برای تغییر نمی دهد. چطور فوتبالیست های ما هر ساله دستمزد آنها افزایش پیدا می کند ولی کیفیت فوتبال ما دچار تغییر نمی شود. ما باید تخصصی و شایسته سالاری کار را جلو ببریم تا به پیشرفت برسیم.سیستم های کنترل و نظارتمحمدی در خصوص اینکه یکی از مهم ترین مشکلات فوتبال ما وجود آدم هایی هستند که با غرض ورزی نظرات خود را بیان و حتی تصمیم گیری می کنند، اظهار کرد: دو چیز می گویند صدا دارد. اولی خرده عقل و دومی خرده پول. متاسفانه این دانش کم و سواد ناکافی در بسیاری جهات در آدم هایی که ما فکر می کنیم نخبه هستند و دارای تخصص دیده می شود. در فدراسیون فوتبال نبود مرجعیت به طور کامل حس می شود. فردی که حداقل در تصمیم گیری ها اثر داشته باشد. ما یک سیستم داریم به نام کنترل و یک سیستم به نام نظارت داریم. کنترل کاملاً عملیاتی است و نظارت غیر عملیاتی، کنترل قبل از اشتباه و نظارت بعد از اشتباه انجام می شود. در زمان کنترل هم آدم ها را کنترل می کنیم نه سیستم را.کی روش به جای برندسازی حیثیت مان را به خطر انداختوی ادامه داد: زمانی که من مربی تیم ملی جوانان بودم و در مرحله یک چهارم نهایی حذف شدیم به جای آنکه سیستم را مورد ارزیابی و نظارت قرار دهند من را برکنار کردند. حتی اگر تمام تقصیرات باخت هم بر گردن من بود آیا این تصمیم درستی بود؟ من رفتم بعد از آن چه اتفاقی افتاد چه تعداد بازیکن می توانستند در پروسه بازیکن سازی به فوتبال کشورمان کمک کنند. از آن تیم جوانانی که من سرمربی اش بودم 11 بازیکن در جام جهانی در تیم کی روش حضور داشتند. متاسفانه چرخه را برهم زدند و ما نتوانستیم افتخارات قبلی را تکرار کنیم. متاسفانه هیچ کس از من نپرسید که دستاورد شما از مسابقات جوانان آسیا چه بود. اگر چنین پرسشی از من می شد یعنی مدیریت دانش در کشور ما در حال انجام است. امروزه دیگر نیاز نیست هر کسی خودش یک مسئله ای را تجربه کند ما اگر فرهنگ تیمی داشتیم باید کی روش را در سال 2014 اخراج می کردیم چون او را آورده بودیم برای فوتبال ملی کشورمان برندسازی کند. او از لباس های تیم ملی انتقاد کرد و در حقیقت کسی که آورده بودیم تا برای ما برندسازی کند حیثیت فوتبال ما را به خطر انداخته بود.وی تاکید کرد: ما اگر فرهنگ فوتبالی داشتیم باید پس از انتقادات کی روش او را برکنار می کردیم اما این کار صورت نگرفت مگر ژاپنی ها دو ماه مانده به جام جهانی سرمربی تیم ملی کشورشان را که فرهنگ کشورشان را زیر سوال برده بود برکنار نکردند؟ مگر تیم ملی اسپانیا 48 ساعت مانده به شروع بازی های جام جهانی و اولین دیدار تیم شان خولین لوپتگی را اخراج نکردند و به جای او فرناندو هیرو را سرمربی نکردند؟ آنها بر اساس ویژن خود جلو رفتند و اولویت شان حفظ فرهنگ فوتبال شان بود.ندیدن حقیقت برای حفظ صندلیمحمدی خاطرنشان کرد: من با وجود آنکه مشکلات زیادی داشتم ولی همواره تلاش کردم در آخرین کلاس های دانش افزایی مربی گری فدراسیون فوتبال شرکت کنم. چون هدفم به روز بودن بوده است آنقدر نگوییم فوتبال برای ما چه کرده است بگوییم ما برای فوتبال چه کرده ایم. در این بازی یک عده درون بازی و یک عده بیرون بازی هستند. دور از جان آقای ماجدی و بقیه دوستان برخی افراد برای حفظ صندلی شان در فدراسیون فوتبال به رغم آنکه خیلی مسائل با میل باطنی شان یکی نیست اما چشم شان را به روی حقیقت بسته اند. آنهایی که بیرون بازی اند همه اش در تلاش اند تا کمک کنند جریان ها را به هم بریزد. متاسفانه فرهنگ سازی در فوتبال ما صورت نگرفته است. کمیته آموزش باید تمامی آنهایی که مورد اعتمادش است را جمع آوری کند و با نظرخواهی از آنها تلاش کند تا اهداف عالی را تعریف کنیم. سرمربی تیم ملی هم نباید فکر کند خودش فقط فوتبال را می فهمد و کس دیگری نمی تواند از این ورزش سر در بیاورد. وقتی تصمیمی منعقد می شود همه باید پشت آن تصمیم قرار بگیریم به نظر من جام جهانی روسیه یکی از دستاوردهایی که داشت این بود که حمایت بی چون و چرایی را از تیم ملی فوتبال کشورمان شاهد بودیم.وی افزود: بعد از جام های جهانی اتفاق های زیادی برای تیم های مختلف رخ می دهد زمانی که اسپانیا در 2010 قهرمان جام جهانی شد به میزان 15 درصد زاد و ولد در این کشور بیشتر شد در برزیل 2002 و ایسلندی که در 2008 میزبان جام ملت ها بود هم این اتفاقات را شاهد بودیم. این تاثیر مثبت فوتبال بر جامعه است. کسانی که آکادمی فوتبال دارند این را می دانند که با توجه به عملکرد خوب بیرانوند در جام جهانی و علیرضا فغانی تقاضا برای دروازه بانی و قضاوت بیشتر شده است. ما از این چه استفاده ای می کنیم چگونه می توانیم این را هندل کنیم.شخصیت دادن کی روش به فوتبال ملیسرمربی سابق تیم ملی جوانان در واکنش به این موضوع که کارلوس کی روش به این دلیل پس از جام جهانی 2014 سرمربی تیم ملی فوتبال ایران باقی ماند که مردم اصرار زیادی بر حفظ او داشتند، تصریح کرد: جمله چو گفتی هنرش را هم بگو. کارلوس کی روش شخصیت و هویت جدیدی به فوتبال ما داد. بدون شک با تزریق دیسیبلین و نظم به تیم ملی فوتبال ایران کارنامه موفقی را از خودش به جای گذاشته است صرف نظر از استایل، سبک و روش بازی که ما داشتیم. ما قبل از کی روش چنین نظمی در فوتبال ملی مان نداشتیم آن زمانی که من سرمربی تیم ملی جوانان بودم با علی دایی و افشین قطبی و حتی خود آقای کی روش هم دوره بودم تا قبل از آمدن این مربی پرتغالی ما یک برند درست و حسابی در زمینه البسه ورزشی نداشتیم. جایی که بازیکنان تیم ملی در آن اسکان داشتند نامناسب بود. زمین های تمرینی مان و پاداش ها چنگی به دل نمی زد این شخصیت را آقای کی روش ایجاد کرد.کارشناس فوتبال ایران افزود: متاسفانه بحث نتیجه گرایی در فوتبال ما کی روش را به سمت اهدافی که خواسته ما بود، برد. بعد از باخت ما به لبنان و ازبکستان انتقادها به کی روش زیاد شد و او تلاش کرد فقط به دنبال کسب نتیجه باشد و موفق شد تیم ایران را دو دوره متوالی به جام جهانی برساند. چون او یک تیم منیجر بود و قبلاً در انگلستان این کار را انجام داده بود، پس با موفقیت خواسته ما را عملی کرد. پایین آوردن میانگین سنی در تیم ملی کار هر کسی نیست. کی روش با شناخت از فوتبال ایران و تورنومنت های پیش رو این کار را به خوبی انجام داد.کی روش برای کاهش فاصله ها آمده استوی ادامه داد: زمانی می گفتند بهترین دفاع حمله است گواردیولا می گوید بهترین دفاع مالکیت توپ است وقتی شما توپ را دارید گل نمی خورید اگر در دفاع ما هدف حفظ توپ بود که فرمول فوتبال موفق روز دنیاست آن زمان می توانستیم در مورد داشتن فلسفه روشن فوتبال ادعاهایی داشته باشیم. کارلوس کی روش ما را از لحاظ نتیجه به آن چیزی که می خواستیم رسانده است ولی وقتی می خواهیم خود را با فوتبال ژاپن، کره جنوبی و استرالیا مقایسه کنیم فاصله زیادی با فوتبال روز دنیا داریم. ما چون مرجعیت فوتبال نداشتیم هیچ وقت نتوانستیم به آقای کی روش بگوییم نظراتش در سطح جهانی چه ارزش هایی دارد. ما از لحاظ المان ها و نمودارهای فنی خیلی جای کار داریم تا به نتیجه خوبی برسیم. ما در جام ملت های آسیا با این روش شاید نتیجه نگیریم خود آقای کی روش هم که دست پیش را گرفته و گفته ما با 15 روز تمرین نمی توانیم خودمان را به ژاپن برسانیم ولی به نظر من این مربی پرتغالی به ایران آمده تا این فواصل را از بین ببرد به نظرم هیچ سرمربی تیم ملی امکانات و ابزاری که در اختیار کی روش بوده را نداشته است. بر اساس چنین ابزاری که در اختیار کی روش است انتظار می رود او بتواند بهترین نتیجه را به دست آورد.نمی توانیم با ژاپن مقایسه شویماصغر مازیار در ادامه صحبت های محمدی خاطرنشان کرد: ما خودمان را نمی خواهیم گول بزنیم. ما باید به داشته هایمان اتکا کنیم ما نمی توانیم خودمان را با ژاپن مقایسه کنیم چون داشته هایمان با آنها برابری نمی کند ما باید خودمان را با خودمان مقایسه کنیم یا یک استاندارد داشته باشیم برای نمره دهی و ببینیم که مثلاً آیا نمره فوتبال ما به نمره ژاپن نزدیک است مثلاً اگر آنها 90 باشند و ما 80 آن وقت می توان یک مقایسه هایی را انجام داد ولی اگر یکی 30 و دیگری 100 باشد مقایسه این دو با هم قیاس درستی نیست.وی اضافه کرد: من با نظرات اکثر کارشناسان در خصوص تیم ملی فوتبال موافقم ولی با برخی از آنها موافق نیستم و نباید روی واقعیت ها چشم مان را ببندیم من قبول دارم که فوتبال کشورمان شخصیت پیدا کرده است. ما در تمام پارامترهای فوتبال تعریف داریم ما می گوییم در حمله یا دفاع فاز حمله یا فاز دفاع داریم زمانی که مالکیت داریم یعنی صاحب بازی هستیم و حمله می کنیم و در زمانی که توپ را از دست می دهیم بدون مالکیت هستیم و داریم دفاع می کنیم. وقتی یک تعبیری داریم که می گوییم بهترین دفاع حمله است به منزله آن نیست که ما باید در تمام طول بازی در محوطه جریمه حریف باشیم. صحبت گواردیولا که می گوید بهترین دفاع مالکیت توپ است همان حرف 40 سال پیش است که می گفت بهترین دفاع حمله است. فقط تعریف آن عوض شده است.تعریف سازی برای استانداردکارشناس فوتبال ایران افزود: حشمت ...

ادامه مطلب  

راهنمای خرید گوشی پایین رده با دوربین قدرتمند (با بودجه کم تر از یک میلیون تومان)  

درخواست حذف این مطلب
بسیاری از کاربران عادی تصور می کنند که هر چه مقدار مگاپیکسل یک دوربین بیشتر باشد، آن دوربین کیفیت بهتری دارد اما تجربه به ما نشان داده که کیفیت تصاویر به موارد بسیار زیاد دیگری وابسته است و مگاپیکسل بالاتر نشان دهنده کیفیت یک دوربین نیست. یکی از موارد سخت افزاری مهم، میزان گشودگی دریچه دیافراگم دوربین است که با نمادf نمایش داده می شود. دریچه دیافراگم نور را از طریق لنز دوربین عبور می دهد. هر چه میزان گشادگی دریچه دیافراگم بیشتر باشد، دوربین قادر است تا عکس های باکیفیت تری را در شب و نور کم به ثبت برساند. علاوه بر این، در سال های اخیر با افزایش چشمگیر دوربین های دوگانه قابلیت هایی مانند حالت پرتره یا زوم اپتیکال به دوربین گوشی ها افزوده شده است.برای مثال دوربین گوشی گلکسیs8 به دیافراگمf/1.7 مجهز شده و به دلیل باز بودن دریچه دیافراگم این گوشی نسبت به گوشی های دیگر، عکس های بهتری را در شب به ثبت می رساند. البته نرم افزار مربوط به دوربین نیز در کیفیت عکس ها بسیار تاثیرگذار است، زیرا پردازش های نهایی عکس به وسیله ی نرم افزار دوربین انجام می شود. دوربین گوشی های امروزی در بخش سخت افزاری و نرم افزاری پیشرفت های قابل توجهی را داشته اند. با توجه به این که یکی از ملاک های اصلی کاربران برای خرید گوشی کیفیت دوربین آن ها است، در ادامه مقاله بهترین گوشی های هوشمند میان رده با دوربین با کیفیت بالا را معرفی خواهیم کرد. (با بودجه کم تر از یک میلیون تومان)* نکته :1 قیمت های در ج شده برای هر گوشی، میانگینی از قیمت های مدل های مختلف آن محصول است و ممکن است گوشی مورد نظر، در منطقه شما با قیمت متفاوتی عرضه شود.* نکته :2 در این مقاله سعی شده که جدیدترین مدل های هر کمپانی معرفی شوند و از معرفی مدل های قدیمی موجود در بازار، تا حد ممکن خودداری شده است.* نکته :3 پیشنهاد می کنیم که همواره گوشی مورد نظر خود را با گارانتی معتبر و از مراکز رسمی خرید کنید تا در صورت ایجاد هر گونه مشکل، راهی برای برطرف کردن آن وجود داشته باشد.*نکته 4 :هر چه میزان گشادگی دیافراگم دوربین کم تر باشد، آن دوربین عکس های بهتری را در شب و شرایط نوری نامناسب به ثبت می رساند. برای مثال یک دوربین با دیافراگم f/1.7 بسیار بهتر از دوربینی با دیافراگم f/2.2 است.ذن فون مکس 3گوشی های ذن فون با این که طرفداران زیادی ندارند اما مشخصات و طراحی بسیار خوبی دارند و در بازار ایران نیز قیمت بسیار مناسبی دارند. ذن فون max 3 نیز یکی از بهترین گوشی های عرضه شده توسط ایسوس است که با باتری قدرتمند و نمایشگر بزرگ یکی از گزینه های بسیار خوب موجود در بازار است. این گوشی در بخش دوربین نیز مشخصات بسیار خوبی دارد و دوربین قدرتمند16 مگاپیکسلی آن بسیار با کیفیت است.مشخصات این گوشی عبارت است از: • پردازنده : snapdragon 430 • پردازنده گرافیکی: adreno 505 • نمایشگر:5.5 اینچ (نسبت سطح صفحه نمایش به بدنه در حدود 72.3 درصد) • رزولوشن نمایشگر:1080x1920 پیکسل (در حدود 401 پیکسل در هر اینچ) • دوربین : اصلی16 مگاپیکسل و ثانویه 8 مگاپیکسل• دیافراگم دوربین: اصلیf/2.0 و ثانویه f/2.2 • باتری :4100 mah • قیمت : از 848,000 تا 895,000 تومان •• نقاط قوت : دوربین قدرتمند و باکیفیتباتری قدرتمندقیمت مناسب •• نقاط ضعف : از نظر پشتیبانی، گوشی های ذن فون نسبت به سایر رقبا پشتیبانی ضعیف تری دارندالجی stylus 3الجی stylus 3 یکی از جدید ترین گوشی های عرضه شده توسط این شرکت است که با نمایشگر بزرگ و رابط کاربری ساده گزینه ی بسیار مناسبی برای علاقه مندان به فبلت ها است. در بخش دوربین نیز این گوشی کیفیت متوسطی دارد و نباید انتظار کیفیت خیره کننده ای از دوربین این گوشی داشته باشید. رزولوشن پایین نمایشگر و باتری متوسط نیز از نقاط ضعف دیگر این گوشی هستند. اگر طرفدار گوشی های شرکت الجی هستید، این گوشی نیاز های شما را برطرف خواهد کرد.مشخصات این گوشی عبارت است از: • پردازنده :snapdragon 435 • پردازنده گرافیکی: anderno 505 • نمایشگر: 5.7 اینچ (نسبت سطح صفحه نمایش به بدنه در حدود 72.1 درصد) • رزولوشن نمایشگر: 720x1280 پیکسل (در حدود 258 پیکسل در هر اینچ) • دوربین : اصلی 13 مگاپیکسل و ثانویه 5 مگاپیکسل• دیافراگم دوربین: اصلی f/2.2 و ثانویه f/2.2 • باتری :3200 mah • قیمت : از 785,000 تا 829,000 تومان •• نقاط قوت : رابط کاربری ساده و کاربردیقیمت مناسب •• نقاط ضعف :رزولوشن پایین نمایشگردوربین متوسطاکسپریا xa ultra اکسپریاxa ultra یک گوشی پایینرده است و سخت افزار متوسطی دارد. دوربین این گوشی یک دوربین 23 مگاپیکسلی است که در گذشته در پرچمداران سری z مورد استفاده قرار گرفته بود و از لحاظ کیفیت در سطح بسیار خوبی قرار دارد. البته اگر به عکاسی در شب علاقه مند هستید، این گوشی در عکس برداری در شب عملکرد ضعیفی دارد. سخت افزار این گوشی برای انجام کار های روزانه بسیار مناسب است و اگر به گوشی های سونی علاقه دارید و نمی خواهید هزینه زیادی را در قبال آن بپردازید، این مدل می تواند انتخاب مناسبی باشد.مشخصات این گوشی عبارت است از:• پردازنده : helio p10 •پردازنده گرافیکی: mali-t860mp2• صفحه نمایش : 6.0 اینچ (نسبت سطح صفحه نمایش به بدنه در حدود 76.6 درصد)• رزولوشن نمایشگر: 1080x1920 پیکسل (در حدود 367 پیکسل در هر اینچ)• دوربین : اصلی 21.5 مگاپیکسل و ثانویه16 مگاپیکسل• دیافراگم دوربین: اصلی f/2.2 و ثانویه f/2.0• باتری : 2700 mah• قیمت : از 934,000 تا 1,000,000 تومان •• نقاط قوت : کیفیت ساخت بالای محصولات سونیدوربین باکیفیت •• نقاط ضعف : قیمت بالا نسبت به سایر رقباباتری ضعیفهواوی نوا پلاس شرکت هواوی همواره در بازار گوشی های پایین رده حضور فعالی داشته است. سری گوشی های نوا نیز یکی از جدیدترین پایین رده های این کمپانی هستند. این گوشی با دوربین قدرتمند دوگانه، نمایشگر باکیفیت و دوربین سلفی با رزولوشن بالا یکی از برترین پایین رده های موجود در بازار است و با توجه به ظاهر گوشی و دوربین سلفی باکیفی ...

ادامه مطلب  

برترین اولترابوک های سال ۲۰۱۷  

درخواست حذف این مطلب
با اینکه اکثر کاربران به خرید لپ تاپی قدرتمند و بهره مند از آخرین سطح قدرت سخت افزاری علاقه دارند، برخی از ما استفاده از لپ تاپ های سبک و ظریف را ترجیح می دهیم.به گزارش صدخبر با اینکه اکثر کاربران به خرید لپ تاپی قدرتمند و بهره مند از آخرین سطح قدرت سخت افزاری علاقه دارند، برخی از ما استفاده از لپ تاپ های سبک و ظریف را ترجیح می دهیم، در این مطلب 10 مدل از برترین اولترابوک های سال 2017 موجود در بازار را به شما معرفی خواهیم کرد. تا همین چند سال پیش، قدرت سخت افزاری تنها عامل تعیین کننده برتری یک لپ تاپ به حساب می آمد و به همین دلیل لپ تاپ های آخرین مدل و قدرتمند در میان سایر مدل ها، بیشترین فروش را به خود اختصاص می دادند.در چند سال اخیر و پس از الهام گرفتن شرکت های مختلف از لپ تاپ macbook air شرکت اپل، شاهد به وجود آمدن دسته بندی جدیدی به نام اولترابوک در میان لپ تاپ ها بوده ایم؛ نیاز کاربران به در اختیار داشتن لپ تاپی سبک و نازک با عمر باتری طولانی و نیز بهره مندی از سطح مطلوب قدرت سخت افزاری و نه آخرین سطح، شرکت های فعال در حوزه طراحی و تولید لپ تاپ ها را وارد رقابتی تنگاتنگ کرده است؛ شرکت های مختلف سعی دارند تا با کاهش وزن و ابعاد و نیز افزایش طول عمر باتری محصولات خود بتوانند اولترابوک هایی پر فروش را به بازار عرضه کنند.1- dell xps 13 پردازنده: intel core i5- i7 | کارت گرافیک: intel hd graphics 620 | حافظه رم: 4gb- 16gb | صفحه نمایش: 13.3 اینچی با دقت full hd و صفحه نمایش قابل سفارش با دقت quad hd | حافظه داخلی: 128- 512 گیگابایت از نوع ssdنقاط قوتعمر باتری طولانیتنوع قیمتی بالانقاط ضعفمحل قرار گیری وبکم خیلی مناسب نیستعدم پشتیبانی از windows helloکارشناسان dell xps 13 را از لحاظ قیمت، مشخصات و زیبایی ظاهری به یک معجزه تشبیه می کنند؛ شرکت سازنده بار دیگر موفق به کاهش ابعاد این اولترابوک شده و ظرافت ساخت این لپ تاپ به مرحله ای رسیده که صفحه نمایش 13.3 اینچی آن به لطف کاهش حد اکثری حاشیه تصویر، با ابعاد یک صفحه نمایش 11 اینچی برابری می کند؛ ابعاد کوچک در کنار وزن 1.29 کیلوگرمی، این لپ تاپ را به گجتی تبدیل می کند که می توانید آن را در هر شرایط و محیطی به همراه خود حمل کنید. عمر باتری طولانی و تنوع مدل ها از دیگر ویژگی های این گجت هستند و پردازنده core i7- 7700 u قابل سفارش بر روی بعضی مدل ها می تواند از پس انجام امور پیچیده و پردازش های سنگین کاربر بر آید.2- razer blade stealth پردازنده: intel core i5- i7 | کارت گرافیک: intel hd graphics 620 | حافظه رم: 8gb- 16gb | صفحه نمایش: 12.5 اینچی با دقت quad hd و صفحه نمایش قابل سفارش با دقت 4k | حافظه داخلی: 128 gb- 1 tb از نوع pcie ssdنقاط قوتکیفیت بالای صفحه نمایشعمر باتری طولانینقاط ضعفشارژ بزرگ و دست و پا گیر استکورس حرکتی دکمه های صفحه کلید کم استهمه شرکت razer blade را به خاطر محصولات و گجت های مخصوص gaming می شناسیم و در ابتدا کمی از تولید یک اولترابوک توسط این شرکت شوکه شدیم؛ صفحه نمایش 12 اینچی این محصول کیفیت خارق العاده ای دارد و شاهد عمر باتری طولانی razer blade stealth هستیم.به علاوه، این اولترابوک از جمله معدود مدل های موجود در بازار است که پردازنده های نسل هشتم شرکت اینتل در تولید آنها استفاده شده و درست است که سطح قدرت گرافیکی آن با اجرای بازی های سنگین این روز ها تطابق ندارد اما شرکت سازنده مجموعه سخت افزاری گرافیکی جدایی را برای آن طراحی و روانه بازار کرده که با خرید و اتصال آن به این اولترابوک، می توانید به اجرای آخرین بازی های کامپیوتری بپردازید.3- hp spectre x360 پردازنده: intel core i5- i7 | کارت گرافیک: intel hd graphics 620 | حافظه رم: 4gb- 16gb | صفحه نمایش: 13.3 اینچی با دقت full hd و صفحه نمایش قابل سفارش با دقت ultra hd | حافظه داخلی: 256 gb- 1 tb از نوع ssdنقاط قوتبدنه فوق العاده نازک و سبکباتری عمر طولانی ای دارد و از فناوری شارژ سریع پشتیبانی می کندنقاط ضعفعدم استفاده از درگاه کارت حافظه sdحاشیه پایینی صفحه نمایش ظرافت ظاهری این اولترابوک را کاهش داده استspectre x360 یکی از اولین اولترابوک های بازار بود که از پردازنده های نسل هفتم شرکت اینتل استفاده می کرد؛ البته پیشرفت این گجت نسبت به نسل قبلی فقط در بحث پردازنده آن خلاصه نمی شود و می توانیم پیشرفت هایی را در بحث طراحی داک صفحه کلید و کاهش ضخامت و وزن را در آن مشاهده کنیم؛ یکی از اصلی ترین انتقادات وارده به این اولترابوک مربوط به تنوع پایین درگاه های آن است.4- asus zenbook 3 پردازنده: intel core i5- i7 | کارت گرافیک: intel hd graphics 620 | حافظه رم: 16gb | صفحه نمایش: 12.5 اینچی با دقت full hd | حافظه داخلی: 512 گیگابایت از نوع ssdنقاط قوتصفحه نمایش شفافیت بالایی داردوزن کم و قابلیت حمل آسان نقاط ضعفسنسور اسکن اثر انگشت در محل نا مناسبی تعبیه شده استفقط یک درگاه usb-c در آن تعبیه شده استهر کسی که اطلاعات نسبی ای در مورد اولترابوک های موجود در بازار داشته باشد می داند که zenbook 3 اصلی ترین رقیب macbook 12 اینچی شرکت اپل است؛ البته با نگاهی سریع به مشخصات سخت افزاری این دو الترابوک متوجه برتری قاطع zenbook 3 خواهید شد. قدرت سخت افزاری این اولترابوک با وجود ضخامت 1 سانتی متری بدنه و وزن کلی 900 گرمی اش قابل توجیه نیست و به نظر می رسد اصلی ترین نقطه ضعف آن مروبط به محدودیت در تنوع درگاه های آن باشد.5- asus zenbook ux310 پردازنده: intel core i3- i7 | کارت گرافیک: intel hd graphics 620 | حافظه رم: 4gb- 16gb | صفحه نمایش: 13.3 اینچی با دقت full hd و صفحه نمایش قابل سفارش با دقت quad hd | حافظه داخلی: 512gb- 1tb از نوع ssd و یا hddنقاط قوتطراحی ظریف و سبکصفحه نمایش با کیفیت و ماتنقاط ضعفقدرت گرافیکی پایینبلندگو های ضعیفاپل چند سالی است که در مورد طراحی اولترابوک macbook air خود غفلت کرده و عدم تغییر در ...

ادامه مطلب  

آیا باید تمام نقاط ضعف خود را به نقاط قوت تبدیل کنیم؟  

درخواست حذف این مطلب
وسواس ما برای رفع سریع مشکلات، فرهنگی را ایجاد کرده که به نظر می رسد هر نقطه ضعفی نیاز به یک راه حل فوری دارد. غرق در بدهکاری هستید؟ مشکل خواب دارید؟ تلاش می کنید تا هدف زندگی خود را پیدا کنید؟علاه بر دوره ها و خدمات، محصولاتی هم وجود دارند که با استفاده از آن ها می توانید ضعف های خود را برطرف کنید و اما فروشندگان ماهری هم هستند که محصولات خود را در بوق و کرنا می کنند تا عملاً به شما بگویند که اگر می خواهید موفق باشید باید بلافاصله اقدام کنید.مطلب پیشنهادیرفتارهایی که کنترل شان در اختیار ما است!تعجبی هم ندارد که تقریباً 48 درصد جوانان آمریکایی می گویند استرس، تاثیر منفی روی زندگی شخصی و حرفه ای آنان دارد. ما در فرهنگ کاری خود خیلی راحت می توانیم در این دام بیافتیم که ضعف ما یک چالش است و باید برآن غلبه کنیم ( حتی اگر رفع آن به عینه امکان پذیر نباشد).به گفته روانشناس الکس لینلی " نتیجه تحقیقاتی که روی هزاران نفر صورت گرفته نشان می دهد که تبدیل نقطه ضعف به نقطه ی قوت واقعی، کار غیرمعمولی است." اما مشکل این نیست که اکثر نقاط ضعف ما قابل حل یا تبدیل شدن به نقاط قوت نیستند. بلکه مشکل اینجاست که نباید روی هر ضعفی که داریم سرمایه گذاری کنیم. ما نمی توانیم در تمام حوزه ها قوی باشیم؛ پس چرا باید زمان و انرژی خود را صرف رفع تمام مشکلات و ضعف های خود کنیم؟کدام یک از این ها ارزش توجه کردن دارند؟ قبل از آن که تصمیم بگیرید برای رفع مشکلی سرمایه گذاری کنید، این سه سوال را از خودتان بپرسید.1- هزینه تبدیل نقطه ضعف به نقطه قوت چقدر خواهد بود؟اولین موردی که باید در سرمایه گذاری روی نقاط ضعف در نظر بگیرید، منابع است. در اینجا به 4 عامل زمان، پول، دامنه انرژی و هزینه از دست دادن فرصت ها اشاره می کنیم.زمان و پول موضوع پول و زمان که مشخص است.اگر قرار باشد رفع نقطه ضعف و تبدیل آن به نقطه قوت سال ها طول بکشد و میلیون ها تومان هزینه داشته باشد، از خودتان بپرسید که آیا این سرمایه گذاری ارزشمند است؟ البته نقطه ضعفی که ظرف چند هفته برطرف شود و هزینه اندکی هم داشته باشد، داستان متفاوتی دارد. دامنه انرژی و فعالیتدامنه انرژی به معنای سرمایه گذاری در زمان و پول برای انجام کاری است که در سایه فعالیت های دیگر زندگی صورت می گیرد. حتی اگر مایل به انجام یک پروژه بلند مدت باشید و سرمایه این کار را هم در اختیار داشته باشید، چگونه این تعهد می تواند در کنار کارهای دیگری که انجام می دهید، عملی شود؟ کدام یک از کارهای فعلی شما در رفع نقطه ضعف شما موثرند؟هزینه فرصت های از دست رفتهشما نمی توانید همه کارها را به یکباره انجام دهید. تمرکز روی یک ضعف به مفهوم کنار گذاشتن فرصت های دیگر( یا کاهش سرمایه در پروژه های دیگر در مقیاس وسیع تر) است. سرمایه گذاری برای رفع یک نقطه ضعف، باید ارزش از دست رفتن فرصت های دیگر را داشته باشد. وقتی اولین بار دفتر نمایندگی خود را راه اندازی کردم، آنقدر غرق در کار شدم که سلامتی خود را به کلی فراموش ...

ادامه مطلب  

آموزش بازی سازی: مقدمه ای بر اهمیت روابط کاراکتر ها در بازی ها  

درخواست حذف این مطلب
در این قسمت از سری مقالات آموزش بازی سازی، از اهمیت روابط بین کاراکتر های بازی های ویدیویی خواهیم گفت.همیشه صحبت از عناصر جداگانه راحت تر از گفت وگو پیرامون مجموعه ای به هم پیوسته از شرایط است. مثلا اگر چهار مقاله ی قبلی آموزش بازی سازی ما پیرامون طراحی کاراکتر ها را مطالعه کرده باشید، دیده اید که ما در هر مقاله صرفا تحت عنوان هایی از قبیل «اصول اولیه» و ... سعی کردیم نکاتی را تنها پیرامون هر یک از موضوعات مورد بحث بیان کنیم و معمولا تاثیر محیطی شرایط دیگر را در نظر نگرفته ایم. حال وقت آن رسیده است که کمی موضوع را جلو برده و وارد روابط متقابل کاراکتر های درون بازی شویم و سعی کنیم از چگونگی تاثیر این کاراکتر ها بر یکدیگر صحبت کنیم. اما قبل از شروع مقاله و صرفا برای درک بهتر مسئله بیان مقدمه ای کوتاه لازم است.مقاله ی مرتبطآیا تا به حال و در طی مقاله های قبلی به این موضوع فکر کرده اید که چگونه باید تمام ویژگی های رفتاری و همچنین توانایی های کاراکتر اصلی بازی را به کاربر نشان دهید؟ مثلا در حالت اولیه در نظر گرفته اید که کاراکتر اصلی بازی یک انسان شوخ، بی تفاوت، بدون حوصله و به شدت چالش پذیر باشد که هیچ چیز و هیچ کسی نمی تواند جلودار او باشد. شما چگونه چنین چیزی را درون بازی نشان می دهید؟ آیا صرفا به میان پرده های سینمایی اکتفا می کنید یا روش های دیگری هم برای نشان دادن این مسئله وجود دارد؟ دقت کنید که رفتارها و ویژگی های انسانی به خودی خود معنی ندارند و معمولا در روابط یا کنش های محیطی چنین مواردی بروز پیدا می کند. مثلا چگونه می فهمید که یک شخص آدمی بداخلاق، پرخاشگر و بدون حوصله است؟ بدون شک در روابطی که شخصا با او داشتید یا روابطی که از او مشاهده کرده اید، بروز چنین مواردی را مشاهده کرده اید و بر اساس آن ها به این نتیجه رسیده اید که او چنین ویژگی های اخلاقی دارد.در یک بازی ویدیویی هم همین گونه است و شما باید با مدیریت روابط و کنش های درون بازی بتوانید ویژگی های تک تک کاراکتر ها، به خصوص کاراکتر اصلی را به مخاطب نشان دهید. برای همین برای اولین مقاله در این مبحث تمرکز ما روی کاراکتر اصلی بازی خواهد بود و از این جنبه به موضوع می پردازیم که هر یک از انواع کاراکتر های دیگر معمولا چه نقشی در تکمیل ویژگی های شخصیتی کاراکتر اصلی بازی دارند.کاراکتر اصلی و npcهامعمولا پرتکرارترین کنش درون بازی را برخورد های پی درپی کاراکتر اصلی با npcهای درون بازی تشکیل می دهد. npcهایی که گاهی اوقات در بازی های نقش آفرینی در قالب مردم عادی سرزمین بازی خودشان را نشان می دهند یا گاهی همانند سری بازی های god of war در بیشتر مواقع سربازان و موجوداتی هستند که صرفا برای کشتن شما به سمتتان حمله ور می شوند. اما آیا تنها ظرفیت چنین عنصری درون بازی مواردی از همین قبیل است؟npcها ذاتا چالش برانگیز نیستند و هر چقدر هم سعی کنید نمی توانید ارائه جالبی در معرفی ویژگی های شاخص کاراکتر اصلی در برخورد با آن ها داشته باشیدباید توجه داشته باشید که یکی از نقاطی که برای نشان دادن ویژگی های کلی کاراکتر اصلی ما بسیار مناسب است، کنش هایی است که او با npcهای دنیای بازی دارد. مثلا در برخورد با npcها جملاتی را به زبان می آورد یا با مشاهده ی فلان رفتار از آن ها واکنش مشخصی را از خودش بروز می دهد. دقت کنید که اگر چه در این زمینه میان پرده های سینمایی مکان مناسبی برای به تصویر کشیدن روابط و نشان دادن ویژگی های فردی و اخلاقی کاراکتر مورد نظر ما هستند، اما باید به یاد داشته باشیم که این میان پرده ها تنها گزینه های پیش روی ما نیستند و همچنین نباید باشند.مثلا اگر بازی devil may cry 3 را انجام داده باشید دیده اید که جدای از میان پرده های اولیه بازی که بیشتر روی برخورد دانته با npcهای ساده بازی متمرکز بوده و حس شوخ طبعی و چالش پذیری او را به خوبی به ما معرفی می کنند، دانته در کنش های خودش با آن ها در طول بازی نیز می تواند کار هایی انجام دهد که به هیچ وجه روی باس ها یا شخصیت های منفی انجام پذیر نیست. مثلا می تواند این npcهای نگون بخت را به شیوه های تحقیرآمیز یا به شدت هیجان انگیز از بین ببرد و به این طریق آن ذات شوخ طبعی خودش و همچنین توانایی های نامحدودش را به خوبی به ما نشان دهد. این گونه می شود که شما به راحتی می توانید در تک تک دقایق و در برخورد با npcها تعدادی از ویژگی های ترسیم شده برای دانته را به خوبی و آن هم بدون هیچ میان پرده ای مشاهده کنید.البته معمولا نتیجه ی کنش های میان کاراکتر اصلی و npcهای بازی فراتر از بیان چند ویژگی کلی در رابطه با کاراکتر اصلی نیست، چرا که npcها ذاتا چالش برانگیز نیستند و هر چقدر هم سعی کنید نمی توانید ارائه جالبی در معرفی ویژگی های شاخص کاراکتر اصلی در برخورد با آن ها داشته باشید که البته توصیه می کنیم چنین کاری را هم انجام ندهید.کاراکتر اصلی و باس هاوقتی صحبت از باس های درون بازی می شود باید به این نکته توجه داشته باشیم که در حال گفت وگو پیرامون عناصری از بازی هستیم که در تعداد محدود درون بازی وجود دارند و هر کدام از آن ها شخصیت و ویژگی های ویژه ی خود را دارند. حتی در بسیاری از موارد، حال و هوای کلی مرحله را هم متناسب با باسی که در انتها به او می ر ...

ادامه مطلب  

معرفی بهترین بازی های ps4 در سال ۲۰۱۸  

درخواست حذف این مطلب
فصل تابستان فرا رسیده و قطعا جوانان و نوجوانان نسبت به ماه های قبل فرصت بیشتری برای گذران اوقات فراغت دارند. طبق آن چه که تا کنون در تابستان ها تجربه کرده ایم، این روزها افراد به دنبال این هستند که بتوانند جدید ترین بازی ها برای کنسول های بازی خود انتخاب کنند تا اوقات فراغت شان لذت بخش تر باشد. به همین منظور در ادامه به معرفی جدیدترین بازی های ps4 و به عبارتی بهترین بازی های ps4 برای سال ۲۰۱۸ می پردازیم.۱- معرفی بازی خدای جنگ ( god of war ) برای ps4نقاط قوت بازی خدای جنگتبلیغاتدارای گرافیک عالیحجم زیاد و بالای ۵۰ ساعت برای گیم پلیافزایش مبارزه و ارتقا شخصیت هابازی داستانی با تمرکز پدر و پسرسیستم مبارزاتی رضایت بخشعدم یکنواختی در بازینقاط ضعف بازی خدای جنگثابت بودن نرخ فریم بر روی عدد ۳۰بازی خدای جنگ ( god of war ) برای ps4 یکی از جدید ترین بازی های ترسناکیکی از بهترین پدیده های روز دنیا برای سونی، تا کنون بازی جذاب خدای جنگ می باشد. این بازی که در حال حاضر امتیازهای خوبی به خود اختصاص داده، سومین بازی پر بازدید در یوتیوب تا کنون بوده است.اگر قصد داشته باشید تا این بازی جذاب را برای کنسول ps4 خود تجربه کنید باید بگوییم که نیاز دارید تا حداقل ۵۰ ساعت برای تجربه گیم پلی آن وقت بگذارید.داستان این بازی یک داستان ماجراجویی و بعضا اکشنی است که یک پدر و پسر آن را به تصویر کشیده اند و کاراکترهای مهم و اصلی آن نیز همین پدر و پسر می باشند.خدای جنگ god of war داستان مبارزات پدر و پسری است که می خواهند در شرایط مختلف اسطوره باشندبازی دارای گرافیک جذابی است به طوری که گاهی برای این که بتوانید، متوجه گرافیک برجسته آن باشید با صداهایی نظیر ” واو ” مواجه می شوید.به نظر می رسد که هر دارنده ps4 لازم است که یک بار هم که شده این بازی را تجربه کند چرا که استقبالی ناگهانی ۶ میلیون نفره از این بازی، نشان از این دارد که با یک گیم جذاب روبرو خواهید بود.۲- کالکشن ۳۰ ساله ی جنگجوی خیابانینقاط قوت مجموعه ۱۲ تایی از بازی جنگجوی خیابانیبازی آفلاین برای مجموعه ۱۲ تاییامکان برگزاری مسابقه آنلاین۴ بازی آنلاینپرت های تکمیل شده بازیآموزش و راهنمای انلایننقاط ضعف مجموعه ۱۲ تایی از بازی جنگجوی خیابانیبرخی از پرت های تکمیل شده و بهبود یافته حذف شده اندjoy-cons برای بازی های جنگی ایده آل نیستمجموعه ۱۲ تایی از بهترین بازی های سی سال گذشته برای جنگجوی خیابانیجنگجوی خیابانی مجموعه ای است که سال ها همراه با علاقمندان به بازی و کنسول های بازی بوده است. این بازی که با داستان های متفاوت طی دوره های متفاوت بروز رسانی شده است، هم اکنون به عنوان یک مجموعه سی ساله، در اختیار بازیکنان ps4 قرار گرفته است.در مجموعه ای که با نام کالکشن ۳۰ ساله جنگجوی خیابانی منتشر شده، تلاش شده تا ۱۲ مجموعه ای که از ابتدای روی کار آمدن این بازی، نشر شده، گرد هم آوری شود و فرصت انتخاب به کاربران داده شود.این ۱۲ گزینه به صورت زیر می باشند:بازی street fighterبازی street fighter 2بازی street fighter 2: champion editionبازی street fighter 2: hyper fightingبازی super street fighter 2: the new challengersبازی super street fighter 2 turboبازی street fighter alphaبازی street fighter alpha 2بازی street fighter alpha 3بازی street fighter 3بازی street fighter 3: second impactبازی street fighter 3: third strike12 بازی جذاب با هنرمندی جنگجوی خیابانی همراه ۳۰ ساله ی گیمرهادر کنار امکان بازی آفلاین ۱۲ مورد بالا، گفته شده که ۴ بازی به نام های بازی street fighter 2، بازی street fighter 2 turbo، بازی street fighter alpha 3 و بازی street fighter 3: third strike به صورت آنلاین نیز امکان پیگیری و بازی با آن ها نیز فراهم است. همچنین می توان برای این گزینه ها مسابقات آنلاین نیز برگزار کرد.۳- معرفی بازی جدید phoenix pointنقاط قوت بازی phoenix point برای ps4وجود تاکتیک های مختلفامکان طراحی استراتژیانواع دشمنانگرافیک قابل قبولگیم پلی برنامه ریزی شده و مورد پسندبازی phoenix point برای ps4 است که شما را به جنگ های آینده می بردphoenix point یکی از بازی هایی است که در سال ۲۰۱۸ روانه بازار شده تا بتواند نسل جدیدی از بازی های آینده را رقم بزند. در حقیقت شما در این بازی، به چند دهه آینده سفر می کنید، ان جا که سال ۲۰۵۷ است و نیروهایی به مردم حمله کرده اند تا آن ها را از میان ببرند. در عین حال، مردم توانسته اند به پناهگاه هایی پناه ببرند تا از شر و گزند دشمنان راحت باشند.بازیکنان باید تاکتیک های خاص خود را اجرا کنند تا بتوانند بر انواع دشمنان فائق آیند. این بازی اکشن که برای ps4 ساخته شده است، در امتداد بازی، شما را به عنوان قهرمان پیش برده تا بتوانید دیگران را نجات دهید.بازی جدید phoenix point2 محصول ۲۰۱۸ برای گیمرهای ps4یکی از ویژگی های مهم این بازی این است که می توان نقاط مهم و خاصی از بدن دشمن را مورد هدف قرار داد تا بدین صورت، جنگنده موفق عمل کند.۴- بازی the wolf among us قسمت دومنقاط قوت بازی the wolf among us برای ps4داستانی بودنهیجان انگیز بودنثابت ماندن قهرمان داستان در دو فصلگیم پلی انگیزشی برای ادامه بازیبازی the wolf among us برای ps4 برای علاقمندان به بازی های داستانیقسمت اول بازی the wolf among us، حدود سه سال پیش ارائه شد و توانست توجه بسیاری از گیمر های سخت پسند را به خود جلب کند. بر خلاف سایر گیم ها که سریع، بروز رسانی می شوند، این بازی با تاخیر سه ساله بالاخره برای سال ۲۰۱۸ بروز رسانی شد.هر چند انتظار داریم که the wolf among us2 نسخه بعدی و ادامه the wolf among us 1 باشد اما گفته شده که با ثابت نگه داشتن شخصیت اصلی داستان، هم اکنون، قرار است یک دنیای دیگر را تجربه کند و به واکاوی و کشفیاتی پیرامون برخی اتفاقات و جنایات بپردازد.۵- بازی ps4 با نام uncharted: the lost legacyنقاط قوت بازی lost legacy:حفظ گیم پلی قوی بازی های قبلیکلوئی و نادین پروتاگونیست های خوبی در کار درآمده اندجلوه های بصری خیره کنندهصحنه های عظیم و طراحی جهان مبتکرانهخاصیت اعتیادآور بازی که باعث می شود مدام پیگیر دنباله ی آن باشیدنقاط ضعف بازی lost legacy:رویه ی تکراری (البته بیشتر از جنبه های مثبت)بازی lost legacy جدیدترین بازی برای ps4این عنوان ماجراجویانه از آنچارتد به داستان کلوئی فریزر و نادین راس می پردازد و برای یافتن گنجینه های باستانی با آن ها در سفرشان به نفاط مختلف دنیا همسفر می شود. با وجود این که این عنوان خارج از داستان های اصلی اتفاق می افتد، اما زیبایی و تب و تاب عناوین قبلی را حفظ کرده است. این بازی که بعد از آنچارتد ۴ روانه ی بازار شده، تجربه ای است که نمی توانید آن را از دست بدهید.استوارت اندروز این بازی را تحسین کرده و به آن امتیاز ۱۰/۱۰ را داده است. وی می گوید: «به عقیده ی من، این بازی نه فقط یکی از بازی های برتر تابستان، بلکه یکی از بهترین بلک باسترهای همه ی مدیاها در این فصل است. اگر ناتی داگ این سری را همین جا رها کند، نمی توان به این تصمیم خرده گرفت، اما بیایید امیدوار باشیم این کار را نکنند. در حال حاضر، ادامه دادن این مجموعه اصلاً ایده ی بدی به نظر نمی رسد.»اگر به دنبال یک بازی ماجراجویانه جذاب برای ps4 هستید uncharted: the lost legacy را امتحان کنیداین بازی که به طور انحصاری برای پلی استیشن طراحی شده از تمام توان ps4 pro با همه ی جلوه های بصری ۴k و hdr آن استفاده می کند.همین حالا uncharted: the lost legacy را به قیمت ۳۲.۹۹ دلار از آمازون بخرید.۶- بازی جدید ps4 با نام the witcher 3: wild hunt نقاط قوت بازی wild huntجهانی عظیم، منطقی، یکپارچه و همه جانبهخط داستانی و سیستم بازی درگیرکنندهرندر فوق العاده زیبای شخصیت ها و صحنه هاپر از ماموریت های جذاب، ماموریت های فرعی و فعالیت های متنوعگرالت به شخصیتی بالغ تر و انسانی تر تبدیل شدهنقاط ضعف بازی wild huntطولانی بودن زمان لودینگافت فریم گاه و بیگاهبازی جدید ps4 با نام the witcher 3: wild hunt برای علاقمندان به بازی های داستانی و سرگرم کنندهویچر ۳ خانه ی آخر بازی های rpg و عنوانی است که می توانید بقیه ی بازی ها را با توجه به آن بسنجید. این بازی بزرگترین و متقاعدکننده ترین بازی جهان باز است که تا به حال دیده ایم. اما در کنار این، خط داستان بازی، ماموریت ها و سیستم بازی به گونه ای طراحی شده که جهان ویچر را کاملاً باورپذیر می سازد.wild hunt یک بازی جدید با سبکی متفاوت و سرگرم کنندهویچر نسخه ی شمشیری و جادویی gta 5 است، پس آماده باشید چون قرار است ساعت ها در آن غرق شوید.همین حالا the witcher 3: wild hunt را به قیمت ۳۵.۷۸ دلار از آمازون بخرید.۷- بازی جدید the last of us remastered برای ps4نقاط قوت بازی the last of us remasteredروایت داستانی فوق العاده زیبا و گیم پلی درگیرکنندهگرافیک بهبودیافته و فریم ریت روان و پایامشتمل بر بسته ی الحاقی جذاب left behindعملکرد بهتر در بخش چند نفرهنقاط ضعف بازی the last of us remasteredبهبودهای بصری شاید به آن اندازه ای که انتظار داشتید خوب نباشدهیچ دلیل قانع کننده ای برای خرید مجدد بازی وجود نداردبازی جدید the last of us remastered برای ps4 یک بازی به سبک های چند نفره و تک نفرهthe last of us به جرأت بهترین بازی ps3 بود، و نسخه ی ریمستر آن هم به عنوان یکی از بهترین بازی های ps4 شناخته می شود. انتشار مجدد این عنوان شامل به روز رسانی گرافیک از جمله پشتیبانی از hdr و ۴k می باشد. علاوه بر این بهبودهای گرافیکی نظیر افزایش فاصله ی رندر شده، مکانیک بهتر مبارزات و فریم ریت بهتر دیده می شود. به علاوه، یک حالت تصویری چشم نواز هم اضافه شده که معتقدیم می تواند به بهتر شدن هر بازی ای کمک کند.این نسخه شامل بسته ی الحاقی left behind نیز می باشد که به داستان شخصی کودکی الی می پردازد.the last of us remastered بازی داستانی و جذاب با گیم پلی سرگرم کنندهبا توجه به این که the last of us 2 در راه است، اکنون از هر زمان دیگری برای شروع این بازی و آشنا شدن با عنوانی که همه ی این سر و صداها را به پا کرد بهتر است.همین حالا the last of us remastered را به قیمت ۳۱.۴۹ دلار از آمازون بخرید.۸- معرفی بازی horizon zero dawn برای ps4نقاط قوت بازی horizon zero dawnزیباترین و جذاب ترین بازی کنسولی تاریخامکانات فوق العاده زیاد و ماموریت های متنوعداستان درگیرکنندهنقاط ضعف بازی horizon zero dawnسیستم هدایت مسیر می تواند کمی آزاردهنده باشدجذاب ترین گرافیک بازی را در بازی horizon zero dawn تجربه کنیدhorizon zero daw ...

ادامه مطلب  

دشت های نمک در نقاط مختلف جهان  

درخواست حذف این مطلب
در این گزارش نگاهی داریم به برخی از این دشت های نمک در نقاط مختلف جهان که به دلیل وجود میکرو ارگان هایی که به نمک ها واکنش نشان می دهند، به رنگ های مختلف در می آیند.به گزارش شفاف، دشت های نمک، منابع عظیم نمک و سایر م ...

ادامه مطلب  

ملی پوشی که لژیونرزندان شد ؟!  

درخواست حذف این مطلب
من نوجوان 15ساله فیکس باشگاه سپیدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلی. همه فوتبالیها میدونن که کسی که تمرین بهمن صالح نیا رو 120دقیقه انجام بده بیاد خونه دیگه نایه راه رفتن نداره،لطفا خودتون رو معرفی کنیدو از سوابق ورزشی تان در سطح ملی و باشگاهی برامون بگوئید؟با سلام بنده مهرداد زهری متولد 30.6.56 هستم فوتبالم در زادگاهم در شهر فومن از تیم کشاوز فومن زیر نظر بهروز قبادی شروع کردم ، تقریبا میشه گفت در سنین نوجوانی بودم که در تیم جوانان کشاورز بازی میکردم بعد از یک سال بازی درتیم کشاورز در سال دوم به تیم جوانان هلال احمر رفتم که در آن مقطع همزمان در تیم بزرگسالان هلال احمر هم زیر نظر مربی و استادم مرحوم عطاالله صلاحی وحاج هادی خوش سعادت بازی میکردم بعد از حضور در تیم هلال احمر که تیم اول فومن بود پله های ترقی و پیشرفت را یکی پس از دیگری راطی کردم به تیم منتخب گیلان دعوت شدم ،تیم منتخب گیلان سکوی پرتاب من شد از آنجا بود که من به فوتبال ایران معرفی شدم در تیم منتخب گیلان که زیر نظر اردشیر پور نعمت که در حال حاضر مدرس afcوfifiaهستند بازیهای درخشانی انجام دادم با تیم منتخب گیلان به مسابقات کشوری در اهواز رفتم که در آن بازی ها توسط سرمربی تیم ملی نوجوانان ایران پرویز خان ابوطالب در یکی از بازی های منتخب گیلان که من در آن بازی دو تا گل زدم من رو انتخاب کردن برای حضور در اردوی تیم ملی نوجوانان ایران.در اردوی انتخابی تیم نوجوانان که تقریبا در حدود 140نفری از سراسر ایران دعوت شده بودند من در لیست نهایی 22نفره نوجوانان ایران انتخاب شدم ،بعد از نوجوانان ایران به تیم ملی جوانان ایران دعوت شدم و در مسابقات انتخابی مقدماتی جوانان جهان در کشور عربستان اول شدیم و آن گل معروف من را به عربستان زدم ، که بعد از زدن گل سجده شکر بجای آوردم و دست به دعا شدم بسوی پروردگار این صحنه شکرگزاری از سوی برنامه های ورزشی تلویزیون سالها در آیتم اول و آخر برنامه های ورزشی پخش میشد و ماندگار شد.بعد از تیم ملی جوانان به تیم ملی امید المپیک ایران دعوت شدم و در اولین دوره بازیهای المپیک غرب آسیا باتیم ملی امید ایران زیر نظر ابراهیم قاسمپور وامیرخان قلعه نوعی قهرمان اولین دوره بازیهای المپیک غرب آسیا شدیم .امافوتبال باشگاهی خودم را بعد از هلال احمر فومن در تیم سپیدرود رشت زیر نظر سرمربی تیم فریدون عسکر زاده ادامه دادم،در آن زمان در فومن تیم سپیدرود دو تا طرفدار داشت ،اولی دوست عزیزم علی فومنی بود که از طرفداران قدیمی و از ورزشی نویسان قدیمی استان و کشور بود،دومی، مرحوم رحیم نیک بین بود، این دو سپیدرودی همیشه به من روحیه میدادند و از من حمایت میکردن.بعد از یک سال بازی کردن در سپیدرود توسط فیروز کریمی سرمربی وقت بهمن تهران در سال 71 ، 72 بود که رفتم تهران و در بهمن بازی کردم که زیر نظر فیروز کریمی فرهادکاظمی مربیان من بودن در اون زمان همبازیان من در تیم بهمن تهران:محمد خاکپور، مارکار آقاجانیان،اصغر مدیر روستا ،حمیداستیلی ،نادر محمدخانی و فرهاد مجیدی و احمدسجادی (که یکی از قدیمی های باشگاه همای تهران بود) واکبر ابسالان و حسن خان محمدی و محمدرضا مهدوی بودند مربیان ما در رده پایه در رده امید مرحوم ناصراحمدی پور (سردبیرخبر ورزشی) بود، درتیم جوانان بهمن تهران صادق درود گر بود،بنده در هر سه رده بازی میکردم بعد توسط یه رفیق قدیمی من که از طرفداران و عاشقان ملوان بود آقای عظیم محمود نژاد با بهمن خان صالح نیا رفیق بودند بهمن خان با ایشان هماهنگی کردن و بنده به ملوان رفتم بعد از رفتن به باشگاه ملوان امکاناتی که ما در باشگاه بهمن داشتیم در ملوان نبود چیزی که وجود داشت عشق علاقه بود بعد از ملوان به تیم ملی جوانان رفتیم که محمد احمدزاده (مربی) و بهمن خان صالح نیا ی مربیان من بودند،بعد از 6سال بازی کردن در ملوان با اسطوره های این باشگاه مثل فرهاد پورغلامی،محمد حبیبی ،نادر عزت الهی بیژن شجاعی و مهدی حسنی مقدم همبازی بودمبعد از ملوان درسال 77که توسط ناصر خان حجازی بنده به استقلال رفتم چون سرباز بودم از سهمیه قهرمانان ملی استفاده کردم تا برای ادامه تحصیل دانشگاه بروم و هم برای تیم محبوبم استقلال بازی کنم که متاسفانه بخاطر خدمت سربازی بعد از چند ماه تمرین کردن با تیم استقلال توسط سردار عزیز محمدی رفتم فجرسپاسی در آن دوران من سردار عزیز محمدی را نمیشناختم یک شب در خانه محمد نوازی در نازی اباد بودیم که شخصی به نام سردار عزیز محمدی با منزل محمد نوازی تماس گرفتن و گفتند من سردار عزیز محمدی هستم مدیر عامل فجر سپاه ایران که بعدها رئیس سازمان لیگ شدن که بعد بنده رو به تیم فجر سپاسی بردن که در اونجا با مربی تیم حسن اقا سالمی کار کردیم که بهترین امکانات را به من دادن بعد از چند بازی که من بازیکن فیکس و یکی از بهترین گل زن های فجر بودم ،تغییراتی در کادرفنی تیم فجر انجام شد، مرحوم منصورخان پورحیدری و پرویز مظلومی سکان تیم فجر رو بر عهده گرفتند،من دوسال خدمت سربازی خودم رو در فجر بودم بعد از خدمت دوباره به تیم استقلال برگشتم که ربات صلیبی پای راستم اسیب دید اواخر سال 80دچار مصدومیت شدم که بعدش زانوی پای راستم رو عمل کردم در دوران نقاهت و ریکاوری بعد از عمل بودم که تصادف کردم و اون ماجرا ها اتفاق افتاد که چهار سال به خاطر دیه به زندان افتادم که بعد از چهار سال دوستایی صمیمی و رفیق های قدیمی من که سکان دار آنها حاج حبیب کاشانی مدیرعامل وقت پرسپولیس تهران و همبازیانی که در بهمن همبازی و مربیان من بودن مثل :مرحوم ناصرخان احمد پور(سردبیر خبرورزشی) صادق درودگر(نائب رئیس اتحادیه باشگاههای ایران) فیروز کریمی و حمید استیلی و محمدخاکپور و نادرمحمدخانی وعلی منصوریان واحمدرضاعابدزاده و یحیی گل محمدی و اسطوره پرسپولیسیها علی آقا پروین و مهدی مهدوی کیا و افشین پیروانی و جواد نکونام و رسول خطیبی اینها همه دست به دست هم دادن تیم ملی منتخب جام فرانسه 98 را که در بین مردم خیلی محبوب بودند را تشکیل دادند و در روز 7دی سال 87که در رشت بازی انجام شد و حتی ناصر خان حجازی که جزوه کادر فنی تیم ملی ایران در 98فرانسه نبود ولی به صورت (افتخاری) چون مربی بنده در تیم استقلال تهران بودند روی نمیکت تیم ملی 98نشست و حتی کمک مالی کردند تا آن بازی در رشت به داوری سعید مظفری زاده برگزار شد خواست خدا بود که مشکلات من پایان یابدو مراحل سخت زندگی ام رو بگذرونم .در ان بحران که در زندگی ام اتفاق افتاد بنده به اتفاق ی سری بازیکنان بومی و به لطف شهرداری وقت احمد آقا قدیمی شهردار وقت تیم شهرداری رو تشکیل دادیم ،در زمانی که من در زندان بودم با آقای دکتر احمد قدیمی شهردار وقت اون دوران و توسط اقا محسن منیرزاد رایزنی هایی رو انجام دادیم که ما امتیاز شرکت در مسابقات لیگ استانی رو بدون شرکت در مسابقات زیرگروه ومقدماتی میگیریم تا شهرداری و شورا هم راغب شود و هزینه کند برای تیم داری تا من بتوانم از زندان مرخصی ورزشی رای باز بگیرم و از زندان خارج شوم وبه فعالیت ورزشی (مربیگری)بپردازم، با اتحادیه باشگاه های ایران توسط صادق خان دروگر نایب ریس اتحادیه و سردار آجورلو رئیس اتحادیه باشگاههای ایران و رئیس وقت هیات فوتبال استان گیلان سیروس خان شاملی و آقا جمشید محمدی دبیر هئیت فوتبال که خیلی برای تشکیل اولیه تیم شهردای زحمت کشیدندهماهنگ کردیم ، همه بسیج شدند تا تیم شهرداری رو بدون حضور در مسابقات زیر گروه لیگ استانی ،بطور مستقیم در مسابقات لیگ دسته اول گیلان شرکت کند.در اولین سال حضور ما با کمک اقا محسن منیرزاد ، آقا رضا شکوری و سیدمحمد تقوی و شهردار وقت جناب دکتر احمد قدیمی تیم رو تشکیل دادیم. بازیکنان و کادر فنی که در مجموعه تیم قرار گرفتند یک ریال دستمزد و حقوق نگرفتند رفاقتی آمدند برای تیم زحمت کشیدند بدون چشمداشت مالی.ما توانستیم امکانات اولیه از قبیل البسه و توپ و یک مینی بوس اجاره ای برای ایاب و ذوهاب و رفتن در سر تمرینات و مسابقات را برای تیم شهرداری فراهم کنیم در دوره و زمانه ای که هیچکس مجانی فوتبال نمیکند هیچکدام از کادرفنی و بازیکنان درتیم حقوق ماهیانه ای دریافت نمیکردند و کسانی که در تشکیل اولیه تیم شهرداری دراون زمان همراه ما بودن همه با عشق علاقه کار انجام میدادن که این تیم تشکیل شود در اولین سال کل هزینه تیم شهرداری فومن 16ملیون تومان شد و حتی یادمه نیم فصل تیم شهرداری قهرمان شد شهردار وقت احمد اقای قدیمی اومدن در استادیوم برای دیدن بازی و گفتند من نفری 50 هزارتومان به همه اعضای تیم پاداش میدم ، دو بازی از نیم فصل دوم گذشت، به شهردار گفتیم قولی که به بازیکنان داده بودید برای پرداخت پاداش رو پرداخت نکردید، اقای قدیمی در جواب گفتن پول نداریم ، بنده بعنوان سرمربی تیم به ایشان یک پشنهاد دادم گفتم من پاداش بازیکنان و کادرفنی را از جیب خودم بدهم که بعدا"شما به من پرداخت کنید اقای شهردار قبول کردند و من در حدود 2ملیون به بازیکنان و کادر فنی پاداش دادم که بعد از شیش ماه پولم رو از شهرداری گرفتم . در همان سال اول تیم شهرداری رو قهرمان گیلان کردیم بهترینها از آن تیم شهرداری شدبهترین گل زن مسابقات بهترین بازیکن بهترین و با اخلاق ترین تماشاگران بهترین مربی استاندر سال دوم بنده که تیم رو قهرمان کرده بودم را از تیم کنار گذاشتند چون تیم شهرداری تازه برای خیلی ها انگیزه ایجاد کرده بود که ورود کنند و خودی نشان بدهند هئیت مدیر تشکیل شد و افراد جدید کادر جدید اومدن و گفتن شما رو نمیخوایم از جایی که فوتبال حرفه ای هستش بنده هم قبول کردم و گوشه رینگ نشستم و رفتم روی سکوها چون از جنس فوتبال بودیم نتوانستم بیکار بشینم و آکادمی فوتبالی بنام آکادمی فوتبال (ملی پوشان مهردادزهری فومن )را راه انداختم و در حال حاضر در مدرسه فوتبالم باعشق به کار آموزش نونهالان شهرم از 6سال الی 16سال مشغول هستم و تجربیات خودم را در سطوح مختلف ملی و باشگاهی را در اختیار نونهالان قرار میدهم واز این بعد هم ادامه خواهم دادپشتکارتون چطور بود که به این سطح از فوتبال رسید یه مقدار برای جوانان ما توضیح بدید ؟ از شانس خوب من در تیم منتخب گیلان استاد اردشیر خان پورنعمت مربی ام بودند،در تیم ملی نوجوانان افتخار پیدا کردم با پرویز خان ابوطالب به عنوان شاکرد کار کنم ، ایشون به عنوان مربی ومشاور و یک مدیر برنامه ایده آلی برای من بودند. یک دوره 15 روزه مربیگری رو گذراندم زیرنظر یک مربی برزیلی بنام الکساندره باروسو که ایشان استعداد یاب فدراسیون فوتبال برزیل بودن این مربی را باشگاه ملوان اورده بود زمان اقای درود گر و هدایتی که سکان ملوان رو داشتند،این دروه مربیگری برای فوتبال پایه بود، این مربی برزیلی تعریف میکرد که خیلی استعداد های که در فوتبال کشورمون یا تو فوتبال برزیل استعدادهایشان به هدر میرود وبه احسن تبدیل نمیشوند به دلیل عدم نداشتن برنامه ریزی درست و نداشتن مدیر برنامه خوب بوده است ، حالا شما قضاوت کنید که در فوتبال شما فومن چنین پتانسیلی وجود دارد؟ به جرات میتوان گفت که خیلی از استعدادهای ناب فوتبالی شهرمان به هرز رفتند چون برنامه ریزی و مدیر برنامه برایشان تعریف نشده بود به نظر من سطح فوتبالی که برای خود من تصور میکردم این نبود خیلی بالا بود بود،پستی و بلندی های زندگی و نداشتن مدیر برنامه و انتخاب درست تاثیر گذار بود، من تمرین میکردم ،تمرین میکردم، تمرین، با ممارست بعد از تمرینات تیم تمرینات اختصاصی برای خودم انجام میدادم و استراحت و تمرین و تغذیه و خواب استراحت به دور از همه حواشی فقط به فکر این بودم که باید فوتبالم رو ارتقاء بدم باید ببینم که من روزی که هلال احمر فومن بازی میکردم اون جا به نقطه ای رسیده بودم که تصورم این بود که باید برای پیشرفت هجرت کنم و باید دنبال تغییر باشم رفتم تیم مردمی سپیدرود، یکی از بهترین مهاجمان تیم سپیدرود بودم من یاد روز اولی که رفتم سپیدرور سید رضا بهشتی دوست و رفیقم به من گفت ،اینجا چهار تا مهاجم داریم، من هستم ،ایرج عملی و علی ناصح چهار تا مهاجم هست سر یک ماه نشد من نوجوان 15ساله فیکس باشگاه سپیدرود شدم همان سال به بهمن تهران رفتم ،بعد سال بعد برگشتم ملوان انزلی. همه فوتبالیها میدونن که کسی که تمرین بهمن صالح نیا رو 120دقیقه انجام بده بیاد خونه دیگه نایه راه رفتن نداره،بعد از تمرین باشگاه، تمرینات اختصاصی ام تازه شروع میشد، تمرین بسکتبال میرفتم برای پرش سه گام، چون سانترفوروارد بودم، تمرین والیبال میرفتم برای درجا پریدن، تمرین بدن سازی برای تقویت چهار سر ران و دور مچ پا پیش استاد بهرام خان سلجوقی عزیز میرفتم، خوب تمرین میکردم و روز های هم که تمرین نداشتم تمرینات هوازی انجام می دادم و تمام روستا های فومن رو می دویدم یعنی فقط به تمرین تیم اتکا نمی کردم و فقط و فقط تمرین میکردمدر تیم رهپویان رضوانشهر در لیگ دو کشور با بودن سرمربی ای مثل آقا نصرت ایراندوست شما مدیر فنی تیم رهپویان بودید؟بله در سال 94 در تیم رهپویان رضوانشهر بنده مدیر فنی تیم رهپویان رضوانشهر بودم و سرمربی تیم رهپویان اقا نصرت ایراندوست بودند مالک باشگاه اقای رجاء بودند،بعلت مشکلات مالی تیم رهپویان نتوانست به لیگ دسته اول صعود کند،متاسفانه در سال گذشته تیم رهپویان امتیازش را به تیم داماش شهر باران کنونی واگذار کرداقای زهری شما استقلالی در آن تیم بازی کرده اید،آیا با بازیکنان وپیشکسوتان و کادر فنی استقلال ارتباط دارید؟ اول اینکه بنده عضو تیم پیشکسوتان استقلال هستم که سرمربی آن علی آقا شوری و حسن آقا روشن و بهتاش فریبا هستند و در کنار بازیکنان قدیمی مثل: محمد نوازی مهدی فنونی زاده و محسن گروسی و بیژن طاهری و مرتضی یکه در بازیهای دوستانه و خیر خواهانه در شهرهای مختلف ایران شرکت میکنیم و اما در کادر فنی تیم استقلال با علی چینی در تیم ملی امید همبازی بودیم و علی منصوریان زمانی که تیم ملی 98بخاطر بنده به رشت آمده بودن در آن بازی گل زد و توپ رو برداشت آمد بسمت من و با منش پهلوانانه از من رخصت گرفت و من رو شرمنده خودش کرد، یادم است وقتی ما اردوهای تیم ملی جوانان و امید ایران بودیم بیشتر اردوها با بازیکنان تیم ملی بزرگسالان مشترک بودیم در خوابگاه تیمهای ملی در استادیوم آزادی تهران اوقات فراغت رو بیشتر با بچه های تیم ملی بزرگسال بودیم علی آقا منصوریان در آن زمان هم به جوانان علاقه مند بودند و ماها رو راهنمایی میکردند ارتباط من با داش علی منصوریان از آن زمان شروع شد و بطور کل ایشان رفیق باز و عند مرام است اقای زهری نظرتان در مورد فوتبال فومن چیست؟به نظر من آینده فوتبال فومن خوب است ،ولی در حال حاظر هیچ تعریفی ندارد، چون اگر بخواهیم آنتن فوتبال شهرمان را تیم شهرداری فومن فرض کنیم باید خدمتتان عرض کنم تیم شهرداری فومن بیشتر بازیکنان آن غیر بومی است و کادر فنی تیم شهرداری در چند سال گذشته از زمانی که ما رفتیم دیگر توجه ای به بازیکنان فومنی نداشتند، کادر فنی تیم شهرداری فومن در چند سال گذشته نگاه شان به بازیکنان فومنی از بالای سر بوده و بازیکن های فومنی را اصلا" بحساب نمی آوردند و نمیدیدند.،فقط بازیکنانی رو انتخاب میکردند که در تیمهای قبلی شان در باند خودشان جای داشتند مثال دو فرزند سرمربی تیمی که خودش در آن تیم کمک مربی بودو خیلی های دیگر که بعضی از بازیکنان فومنی که از تیم کنار گذاشته بودند از آنها بهتر بودند،حتی کاری کردند که بازیکنی مثل سهیل علیزاده که یک چپ پای کلاسیک بود فوتبال را کنار گذاشت و رفت دنبال امرا معاش زندگی اش. آنقدر آنها بازیکنان فومنی را تحقیر کردند که همان پنج بازی معروف که فرق فوتبالیستهای ایرانی نسبت به هم است برایشان اتفاق افتاد در صورتیکه اگر چشم بصیرت داشتند و نقاب را از رخ خودشان بر میداشتند حداقل چهار تا پنج بازیکن فومنی بودند که میتونستن در تیم شهرداری جای داشته باشند بجای بازیکنانی که فقط برای تیم هزینه بر بودند و تماشاگر، متاسفانه این یک نکته تاریک کادر فنی تیم شهرداری فومن بود.در تیم بهمن که بودم فیروز کریمی مثال زیبایی میزد فیروز خان میگفت فرق فوتبالیستهای ایرانی باهم در پنج تا بازی است یک بازیکنی پنج تا بازی میکنه و روحیه و اعتماد بنفس آن بازیکن بالا میرود و برعکس آن : یک بازیکنی پنج تا بازی رو بازی نمیکند ذخیره میشود پنج بازی روحیه اش میآید پایین و داغون میشود، فرق فوتبالیستهای ایرانی تو 5 تا بازی است یعنی این که به یکی روحیه بدی میشه مثل نیما پاکدل در یکی رو هم این که زیر سوال ببری مثل سهیل علیزاده و روحیه اش را از دست بده و فوتبال رو کنار بزاره بازیکنان فومنی مانندسجاد اخباری ،سهیل علیزادهتارخ نظری سیامک رحمانی و توکل نظری که پارسال در تیم رهپویان رضوانشهر که من مدیر فنی تیم بودم 15بازی فیکس برای تیم ما بازی کرد اما امسال در شهرداری بازی نکرد جوانان با استعدادی هم بودن که میتونستند به تیم شهرداری کمک کنند و کادر فنی میتونست به آنها میدان بدهد چون آینده فوتبال فومن بودند ،مانند:شایان عاشورپور و رضاآداک جوانان آینده دار فوتبال فومن که متاسفانه به آنها میدان ندادند چون کادرفنی جرات بازی گرفتنشان را نداشت اگر این جوانان 5 تا بازی در تیم بازی میکردند روحیه و تجربه شان بالا میرفت و اعتماد بنفس پیدا میکردند برای آینده فوتبال شهرمان،سرمایه گذاری میکردیم،نه سرمایه سوزی!؟فوتبال فومن در گذشته نشان داده که سرشار از استعداد است بخصوص این استعدادها بیشترشان روستا زاده هستندتک ستاره های فوتبال فومن در گذشته: اسماعیل شاد، رضا احدی ،رضا اکبرزاده ،حسن جماعتی ،کریم سرپرست ،علی فلاح ،حسن اشجاری ،مهردادزهری ،مجتبی قربانی بودندو در حال حاضر حسام سلطان پور و سهیل رحمانی است که بعنوان نماد فوتبال شهرمان هستنداقای زهری نگاه شما به باشگاه شهرداری فومن از نظر ساختار اداری باشگاه و چارت سازمانی باشگاه به عنوان یه منتقد و یک فوتبالی چطور ارزیابی میکنید؟ اول باید از تمامی کسانی که بعد از رفتن ما از مجموعه تیم شهرداری،برای تیم شهرداری فومن تلاش کردند و زحمت کشیدند تشکر و قدردانی کنم نگاه کنید اول من ی مثال برای شما میزنم زمانی داریوش مصطفوی رئیس فدراسیون فوتبال ایران بود داریوش خان تو فوتبال ایران حرف اول اخر فوتبال رو میزد در آن زمان ساختار فوتبال ما برپایه خودمحوری میچرخید، داریوش مصطفوی رفت، صفاهی فراهانی شد رئیس فدراسیون فوتبال ایران فراهانی ساختار فوتبالمان را تغییر داد برای اولین بار یه چارت سازمانی رو برای فوتبال ایران تعریف کر ...

ادامه مطلب  

گزارش نشست نقدوبررسی کتاب فوتبال و فلسفه  

درخواست حذف این مطلب
گزارش نشست نقدوبررسی کتاب فوتبال و فلسفه فرهنگ > ادبیات - هادی مشهدی:چرا فوتبال تا این حد جذاب است؟ چرا همیشه تیم بهتر بازی را نمی برد؟ نیچه اگر امروز زنده بود، چرا باید هوادار آرسنال می شد؟ بکن بائر و زیدان چگونه چهار فضیلت اصلی فلسفه یونان باستان را آموختند؟ شانس چه قدر در فوتبال نقش دارد؟ چرا زیبا بازی کردن، اخلاقا بهتر است؟ آیا دروازه بان ها فیلسوفند؟ زشتی های فوتبال کدامند؟ آیا فوتبال...پاسخ برخی از پرسش های پیشین را شاید بتوان در کتاب «فوتبال و فلسفه» نوشته تد ریچاردز یافت؛ این کتاب به تازگی به همت عیسی عظیمی ترجمه شده و نشر مرکز آن را چاپ و منتشر کرده است.نشست هفتگی شهرکتاب، سه شنبه هجدهم مهرماه به نقدوبررسی کتاب یادشده اختصاص یافت؛ در این نشست، حمید علیدوستی، حمیدرضا ابک، عیسی عظیمی و حسین شیخ رضایی حضور داشتند.فوتبال، یک درام تاریخی استپیش تر بنا بر این بود که دکتر رضا داوری اردکانی، رئیس فرهنگستان علوم نیز در این نشست حاضر شود که مقدور نشد؛ او در یادداشتی نظرات خود درباره کتاب فوتبال و فلسفه را بیان کرده است؛ این یادداشت را آیدین فرنگی در ابتدای نشست خواند:دوست عزیز گرانمایه: جناب آقای علی اصغر محمدخانیبا عرض سلام و درود، تشکر می کنم که کتاب خواندنی فوتبال و فلسفه را برایم فرستاده اید. از دو روز پیش که آن را دریافت کرده ام، در حدود صد صفحه ای از آن را خوانده ام و امیدوارم هر چه زودتر تا پایان بخوانم. می دانید که خیلی پیر شده ام. شغل دیوانی و توابع و لوازم آن هم هست. شب ها که خسته به خانه می روم حداکثر یکی دو ساعت می توانم کتاب بخوانم و مگر با چشم و گوش آهو گرفته هر شب چند صفحه می توان خواند. این یادداشت را می نویسم تا بگویم بسیار خوشحالم که این کتاب خوب را برای نقد و معرفی برگزیده اید. جمع خوبی مرکب از فوتبالیست فلسفه دان و فلسفه دان های فوتبال شناس هم با حضور مترجم، کتاب را نقد و معرفی می کنند. کتاب فوتبال و فلسفه نوشته یک شخص نیست بلکه یک تیم چهل و یک نفره فوتبالیست اهل فلسفه آن را نوشته است. نام کتاب را به درستی فوتبال و فلسفه گذاشته اند و نه مثلاً فلسفه فوتبال. البته در مواردی اشاراتی به فلسفه فوتبال هم در صفحات کتاب می توان یافت اما قصد نویسندگان نوشتن کتابی در فلسفه فوتبال نبوده است. آنها می خواسته اند ببینند آیا میان شغل سابق و شغل فعلیشان یعنی فوتبال بازی کردن و فلسفه آموزی مناسبتی وجود دارد؟ اگر به رسم و سنت نگاه کنیم، متوجه می شویم که فلسفه دانان حتی اگر فوتبال را دوست بدارند چه بسا که در عمرشان در باب آن یک کلمه هم نگویند و ضرورتی برای گفتن از فوتبال حس نکنند. فوتبالیست ها باید تا حدودی بلندنظر و بافرهنگ باشند که در کنار فوتبال برای فلسفه هم در دل و جانشان جایی باز شده باشد ولی راستی فوتبال که در قرن نوزدهم به وجود آمده است در اندیشه ارسطو و افلاطون و دکارت و نیوتون و لاپلاس و هگل و مارکس چه جایی می توانسته است داشته باشد و چگونه آنها می توانسته اند به چیزی که نبوده است و به جهان آنان تعلق نداشته است، فکر کنند. حتی به نظر می رسد که فیلسوفان آخر قرن نوزدهم و قرن بیستمی ها هم که اسمشان در کتاب آمده و به بعضی آراءشان اشاره شده است هرگز فکر نمی کرده اند که با اندیشه ها و آراء آنان بتوان مسائل فوتبال را توضیح داد ولی نویسندگان کتاب که فلسفه می دانند و ذوق بازی هم دارند در فلسفه هایی که بیشتر با آن آشنا بوده اند مناسبتی با فوتبال یافته اند و اتفاقاً ذوق بسیار باید باشدکه بتوان علت غایی ارسطو را با «گل» قیاس کرد (من اصطلاح علت غایی را به کار بردم. مترجم زبانی ساده دارد و کتاب را ساده و بی تکلف و روان ترجمه کرده است. به مناسبت بگویم که این کتاب پرخواننده خواهد بود و بارها چاپ خواهد شد.پس اگر یکی ازعزیزان حاضر در مجلس نقد، کتاب را بخواند و اصطلاحات فلسفی را به زبان متداول اهل فلسفه برگرداند آسیبی به ترجمه خوب آقای عظیمی نخواهد رسید) و اتفاقاً این قیاس یا تناظر صرفاً ظاهری هم نیست بلکه نظام ارسطویی با نظم فوتبال از جهات مختلف قابل قیاس است. گل در فوتبال، هدف نیست ولی آن را از فوتبال حذف نمی توان کرد. زیرا فوتبال با گل به کمال خود می رسد. علت غایی هم در فلسفه ارسطو کمال وجود است و نه مقصد و غایتی که آدمیان بخواهند به آن برسند. البته همه نویسندگان از فلسفه ها به یک نحو استفاده نکرده اند. یکی از آنها نظر جان دیویی در باب هنر را به صورتی روشن بیان کرده است تا بتواند نتیجه بگیرد که فوتبال هنر است یا می تواند هنر باشد. این دو نمونه را به عنوان مثال ذکر کردم تا بگویم که نویسندگان کوشیده اند نظر خود درباره فوتبال را که البته نظر تحسین است، در زمینه فلسفه و با رجوع به آراء فیلسوفان بزرگ بیان کنند. پس قصد آنان فلسفه گویی نیست بلکه نظرشان بیشتر بیان اهمیت و مقام فوتبال و عرضی دانستن آلودگی های احتمالی آنست. با این همه کتاب را می توان متضمن گزیده ای از آراء مهم و اساسی بعضی فیلسوفان دانست. خواننده ای که کتاب را با علاقه و دقت بخواند چه بسا در پایان کار بی آنکه ملتفت باشد اطلاعات خوبی از فلسفه به دست آورده است. از من و همکارانم بسیار پرسیده اند و باز هم می پرسند که آموختن فلسفه را از کجا باید آغاز کرد و کدام کتاب را باید خواند. شاید این کتاب بخصوص برای کسانی که علاقه بیشتر به فوتبال دارند برای آغاز فلسفه آموزی مناسب باشد. مع هذا چنانکه گفتم کتاب، کتاب فلسفه فوتبال نیست بلکه نویسندگان سربسته به خواننده می گویند اگر ما همزمان به فلسفه و فوتبال پرداختیم یا از فوتبال به فلسفه رفتیم بلهوسی نکرده ایم. فوتبال چیز کوچکی نیست و نظام و ترتیبی دارد که می توان آن را با نظام فکری فیلسوفان سنجید.البته گهگاه جسته گریخته چیزی از فلسفه فوتبال هم در آن می توان یافت. چنانکه یکی از نویسندگان فوتبال را با نظام جهان ارسطویی سنجیده است. در این صورت فوتبال کم و بیش به صورت یک نظام کیهانی تلقی می شود اما اگر با رجوع به فلسفه های هگل و مارکس و نیچه و جان دیویی و هوسرل و گادامر و سارتر بخواهند ماهیت فوتبال را درک کنند آن را یک درام تاریخی که مهر و کین و شادی و غم و علم و جهل و مهربانی و خشونت و ... را در خود دارد می یابند. پس فوتبال صورتی از سرگذشت آدمی و زندگی و کوشش آزاد او در زمان و مکان محدود و معین با رعایت قواعد و قوانین خاص می شود. با این تلقی فوتبال را از تماشاگرانش نمی توان جدا کرد. اصلاً فوتبال با تماشاگرانش این همه اهمیت پیدا کرده است. تماشاچی را نباید صرفاً در اقتصاد فوتبال دید. من هم کاری به شأن اقتصادی قضیه ندارم زیرا شور و شادی و غم و اشک و ... حتی تشویق ها و ناسزاگویی های تماشاگران هم جزئی از فوتبال است. همه اینها کم و بیش به فلسفه فوتبال نزدیک است اما در جایی هم نویسنده قصد داشته است در فلسفه فوتبال وارد شود. در این باب مجال تفصیل نیست. اجازه بفرمایید که عبارتی از کتاب را نقل کنم و به این همه مجمل گویی پایان دهم و بیش از این تصدیع ندهم. در صفحه ۳۳ چنین می خوانیم:«کلیسا امروز جای خود را به ورزشگاه داده است. جوامع از راه ورزش است که داستان های مشترک می سازند و در زمین بازی است که قهرمانان معاصر به وجود می آیند و پرستش می شوند ...»این نظر هر چه باشد مطبوع و مقبول یا نامقبول و نامطبوع، حکمی در فلسفه فوتبال است و سخن آخر اینکه این کتاب مثل همه کتاب های نظیرش مطالب قابل چون و چرا دارد اما در مجموع کتاب خوبی است و مترجم محترم کار شایسته ای کرده است. امیدوارم و حدس می زنم که مجلس خوبی داشته باشید. توفیق همیشگی جنابعالی و همکاران محترمتان را از خداوند مسئلت دارم.علیدوستی در ابتدا از علاقه دیرین خود به دو مقوله کتاب و فوتبال گفت و از آن پس شکل رویارویی خود با کتاب مورد نقد را تشریح کرد؛ وی گفت: در بخش های ابتدایی کتاب بر این معنا تاکید شده است که «فوتبال یک ورزش ساده است»؛ زمین فوتبال یک مستطیل است که اجزای مختلف آن بر اساس نوعی عدالت تعریف شده است؛ یک زمین فوتبال به دو قسمت تقسیم شده است؛ دو تیم یازده نفره در آن بازی می کنند؛ یک داور کار قضاوت را بر عهده دارد؛ بازی در دو نیمه چهل وپنج دقیقه ای انجام می شود؛ یک توپ هم وجود دارد. این ساده ترین ورزشی است که هر کسی می تواند به آن بپردازد. آن چه فوتبال را برای من به امری عجیب و پرسش برانگیز تبدیل می کند، نقش سکه است در تصاحب توپ و شروع بازی؛ چرخش سکه یعنی قرعه. قرعه مفهوم شانس را به فوتبال پیوند می زند؛ وقتی یک امر پنهان و مرموز وارد بازی می شود، یک سری عوامل متافیزیکی را هم به آن وارد می کند.وی افزود: این مبحثی جالب توجه است و من همواره در پی این بوده ام که دریابم شانس چقدر در رشد و توسعه یک بازی فوتبال دخیل است؛ از دیگرسو چقدر توانایی و پتانسیل مهم است. من در این باره چیزهایی را دریافته ام و چیزهایی هم برایم بی پاسخ مانده است. مبحث جالب توجه دیگر سیر تکوین فوتبال است؛ فوتبال در طول تاریخ خود از سادگی به پیچیدگی گراییده است. فوتبال فرایندی است که هم بستر با مولفه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی پیش رفته است. امروز یک تیم برای دست یافتن به هدف باید مسیر پیچیده و دشواری را طی کند. از آن پس بحث علم مطرح می شود؛ فوتبال با علوم مختلفی مثل روان شناسی و پزشکی عجین شده است. امروز مفهوم «فوتبال علمی» مصطلح شده است؛ این نادرست است؛ فوتبال می تواند برای طی کردن مسیر پیشرفت از تمام علوم بهره بجوید. بنابراین وقتی بازی فوتبال به سیستم ها و تاکتیک های تازه مجهز شد، نوعی تفکر و اندیشه نیز به آن ورود یافت و فوتبال صاحب اندیشه شد.علیدوستی شکل گیری وضعیت یادشده را مبنایی برای ورود فلسفه به گستره فوتبال دانست و تصریح کرد: اندیشه همواره پرسش را به دنبال خود را دارد. بکت بر این عقیده است که وقتی پرسش وجود داشته باشد، گفت وگو شکل می گیرد؛ لکان نیز می گوید، سوءتفاهم است که گفت وگو را آغاز می کند. بنابراین وقتی فوتبال صاحب اندیشه شد، فلسفه نیز به آن ورود یافت. فوتبال برای من یک تراژدی است؛ من بیش از چهل سال با فوتبال زیسته ام و دوست دارم در فرصتی مناسب شرح دهم، چرا فوتبال برای من یک تراژدی است.فوتبال هنر است، هنری کارکردیعظیمی در ابتدای سخنان خود، ضرورت ترجمه این دست آثار را تشریح کرد؛ وی گفت: من به عنوان یک خبرنگار غیرحرفه ای سال هاست که درباره فوتبال می نویسم. در این روند همواره خلل هایی وجود دارد؛ اگر بنا بر صورت دادن کاری جدی باشد، منبع نیاز است و متاسفانه هیچ گاه در دسترس نبوده است. این تنها بخشی از ضرورتی است که من را به ترجمه این اثر واداشت. پیش و بیش از آن، من از این متن لذت بردم؛ این متن گویا گمشده سالیان من بود؛ به محض مواجهه با آن دریافتم پاسخ انبوه پرسش هایی را در خود دارد که سال ها با من بوده اند. «هیاهوی بسیار برای هیچ»، مفهومی است که اساسا در فوتبال با آن مواجهیم؛ از دیگرسو در نگاه به فوتبال همواره یک نگاه از بالا به پایین حاکم است. من همواره با این نوع نگاه مخالف بوده ام و با این کتاب دریافتم که می توان در مسیر خلاف آن پیش رفت.وی تاکید کرد: فوتبال سرمایه های بکری در خود دارد؛ مثلا حضور فراگیر مردم در این زمینه بسیار جالب توجه و حائز اهمیت است؛ از دیگرسو این به معنای دردسترس بودن و سطحی بودن آن نیست؛ ...

ادامه مطلب  

متن کامل بیانات اخیر رهبری در دیدار هیات دولت  

درخواست حذف این مطلب
هم زمان با هفته دولت و در آستانه سالروز شهادت شهیدان رجائی و باهنر، رئیس جمهور و اعضای هیات دولت، پیش از ظهر روز چهارشنبه هفتم شهریور با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند که ایشان در این دیدار توصیه ها و راهکارهای مهمی را به دولتمردان ارائه دادند. آفتاب نیوز : متن کامل بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار اخیر هیات دولت با ایشان به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیموالحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین. عید غدیر را تبریک عرض میکنم به رئیس جمهور محترم، به آقایان وزرا، به خانمها و بقیّه ی آحاد افراد حاضر در جلسه و امیدواریم که ان شاءالله این عید منشأ خیرات و برکاتی باشد که خدای متعال در ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قرار داده و ما را از این نعمت بزرگ برخوردار کرده. حقیقتاً غدیر و معرّفی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به عنوان ولیّ امر امّت اسلامی و جانشین پیغمبر، یکی از نعمتهای بزرگ خدای متعال بود؛ یعنی همچنان که خود اصل نبوّت و رسالت، منّت الهی و نعمت بزرگ الهی است که «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم»،(۲) در مورد ولایت امیرالمؤمنین هم حقیقتاً یک نعمت بزرگ و یک منّت بزرگی بود: «خَلَقَکُمُ اللهُ اَنوَاراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقینَ حَتّی مَنَّ اللهُ عَلَینا بِکُم فَجَعَلَکُم فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَع »(۳) تا آخر؛ حقیقتاً نعمت بزرگی است. خب ولایت امیرالمؤمنین و مسئله ی ولایت، یک جا در قرآن -در سوره ی مائده- مایه ی یأس کفّار است: اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم؛(۴) آن روزی که مسئله ی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نصّ قرآن «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»، مایه ی یأس کّفار است که مرحوم علّامه ی طباطبائی یک تفصیل خیلی زیبایی در این زمینه دارند در تفسیر المیزان که این یأس چگونه است و با چه منطقی این یأس وجود دارد؛ یک جای دیگر در همین سوره ی شریفه، این آیه ی مبارکه است که «وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَه وَ الَّذینَ ءامَنوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغّْلِبون»،(۵) که مراد از این «الَّذینَ ءامَنوا» که در این آیه است و آیه ی قبلش که «وَهُم راکِعون»(۶) [است] -آیه ی رکوع [که میگوید] در حال رکوع، انفاق میکنند- امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) است؛ «ءامَنوا» در این آیه هم اشاره ی به همان است؛ [یعنی] آیه ی بعد از «اِنَّما وَلِیُّکُمُ الله».(۷) آن وقت اینجا «حِزبَ الله» را که همان کسانی هستند که دنباله رو این ایمان و این حرکتند، «غالبون» معرّفی میکند؛ یعنی یک جا مسئله ی یأس کفّار است، یک جا مسئله ی غلبه ی اهل حق. زمینه های حرکت امّت اسلامی و جامعه ی اسلامی، بخصوص جامعه ی شیعه اینها است که مایه ی غلبه و مایه ی یأس کفّار و مایه ی توانایی و قدرت و در اختیار ما است. آنچه ما به عنوان دولت اسلامی و حکومت اسلامی بایستی به طور دائم در نظر داشته باشیم این است که باید حکومت علوی را معیار خودمان قرار بدهیم، خودمان را با حکومت علوی بسنجیم؛ هر مقداری که بین ما و آن حکومت فاصله است، آن را عقب ماندگی به حساب بیاوریم. اگر چنانچه کارهای خوب انجام میدهیم، از لحاظ معنوی پیشرفت میکنیم یا کارهایی که مایه ی افتخارِ به حسب ارزشهای اسلامی است انجام میدهیم، مبالغه نکنیم در اهمّیّت آن؛ مقایسه کنیم با حکومت علوی و ببینیم چقدر فاصله است بین ما و او. شاخص عمده در حکومت علوی، یکی عدالت است، یکی پارسایی و پاک دامنی است، یکی مردمی بودن و با مردم بودن است؛ حکومت علوی اینها است دیگر؛ زندگی امیرالمؤمنین مظهر عدل است، مظهر زهد است، مظهر مردمی بودن و پاک زیستن است. باید اینها را معیار قرار بدهیم، واقعاً باید در این جهت حرکت کنیم. نمیگویم مثل امیرالمؤمنین بشویم که خب این امکان پذیر نیست؛ امّا قلّه را در نظر بگیریم و به سمت قلّه حرکت بکنیم؛ حالا گیرم که کسی به قلّه نرسد امّا در این جهت حرکت بکنیم؛ این وظیفه ی ما است؛ واقعاً در حکومت اسلامی برای امثال ماها که عضو و جزو این حکومت و دولت هستیم، وظیفه این است که در فکر عدالت باشیم، در فکر زهد و پارسایی خودمان باشیم، در فکر کمک به مردم باشیم، در فکر پاک زندگی کردن باشیم؛ اصلاً باید جهت گیری مان این باشد. ان شاءالله این عید بر همه ی شماها و برخانواده هایتان مبارک باشد. هفته ی دولت را هم تبریک عرض میکنم. هفته ی دولت به جز اینکه نام شریف و ماندگار آن دو شهید عزیز -شهید رجائی و شهید باهنر- را تداعی میکند و آنها را که حقّاً و انصافاً دو شخصیّت برجسته و ممتاز بودند در مقابل چشم ما قرار میدهد، علاوه بر این خود هفته ی دولت، برکاتی دارد؛ یکی از برکاتش این است که شاخص و نشانه ی عبور یک مقطع از مهلت چهارساله است؛ هر دولتی چهار سال فرصت دارد، چهار سال مهلت دارد؛ این نشان میدهد که یک دوره از این چهار سال سپری شد و به خودِ مأمور دولتی، مسئول دولتی -بخصوص مسئولین عالی رتبه، مثل آقایان که تشریف دارید- این فرصت را میدهد که یک ارزیابی ای از کار خودش بکند؛ چون ارزیابی ما، وقتی در درونِ خودمان ارزیابی میکنیم، گاهی متفاوت است با آن ارزیابی ای که انسان میخواهد در مقام بیانِ به دیگران ارزیابی کند. گاهی اوقات این ارزیابی واقعاً ما را خرسند میکند، گاهی هم ممکن است که ما ببینیم این ارزیابی جوری است که ما را متنبّه میکند و موجب میشود که به فکر بیفتیم که یک کاری را انجام بدهیم یا یک حرکتی را انجام ندهیم، جبران کنیم. بالاخره هفته ی دولت یک فرصت این چنینی است. یک جهت دیگر هم در هفته ی دولت هست و آن، این است که یک مقطعی است برای خداقوّت گفتن به مسئولین دولتی؛ واقعاً جا دارد که هرکسی که به یک نحوی از انحاء با دولت مواجه است، به مسئولین دولتی خداقوّت بگوید. کار، کار بزرگی است؛ کار، کار سنگینی است -کاری که بر عهده ی دولت است- و دولت، یعنی قوّه ی مجریّه به طور مجموع از صدر تا ذیل، یک پهنه ی عظیمی از مسئولیّت و کار را بر عهده دارد؛ از مسائل سیاسی و مسائل اقتصادی بگیرید، تا مسائل علم و فرهنگ، تا مسائل اجتماعی، تا مسائل امور زیربنائی مثل حمل و نقل و انرژی و مانند اینها، تا خدمات و امثال اینها؛ یک مجموعه ی عظیمی از کار، بر عهده ی دولت است و خب از صدر تا ذیل، چند هزار نفر مشغول کار و تلاشند و در بین این مجموعه بسیارند کسانی که حقیقتاً از همه ی نیروی خودشان استفاده میکنند و بلکه بیشتر از اندازه ای که متوقَّع و منتظَر هست کار میکنند برای اینکه کار را بتوانند خوب تحویل بدهند. انصافاً بایستی خداقوّتی گفت. در یک کشور بزرگ و پهناوری مثل کشور ما با یک جمعیّت هشتاد میلیونی، مدیریّت این مجموعه ی کار، کار بزرگی است، کار آسانی نیست و کار بسیار دشوار و مهمّی است؛ و کسانی که دست اندرکارند، خودشان بیشتر از همه میفهمند. حالا یک کسی بیرون گود ایستاده، ممکن است جور دیگری فکر کند و قضاوت کند امّا انسان وقتی وسط گود باشد، حالا بنده که دستم به کار اجرائی سالهایی بند بوده، کاملاً میفهمم که چقدر مشکلات هست، چقدر دشواری ها هست؛ حتّی اگر چنانچه این مشکلاتی که عارض بر ما است -[مثلاً] دشمنهای خبیثی که هستند- هم نباشند، بالاخره کار، بسیار دشوار و مشکل است. خب، حالا ما به سهم خودمان به همه ی شما برادران عزیز و خواهران عزیز، خداقوّت میگوییم؛ ان شاءالله که موفّق باشید و خداوند کمکتان کند تا آنچه میخواهید تحقّق پیدا کند، ان شاءالله به آسانی تحقّق پیدا کند. در هفته ی دولت باید نقاط قوّت و ضعف -عمدتاً هم به وسیله ی خود مسئولین- دیده بشود. نقاط قوّت و ضعف را با هم باید دید؛ بعضی هستند نقاط ضعف را می بینند، نقاط قوّت را نمی بینند. این، خطرش این است که انسان را به بدبینی و ناامیدی میکشاند. اینکه [همواره] فقط نگاه کنند نقاط ضعف را ببینند و آن نقاط قوّتی که وجود دارد مورد توجّه قرار نگیرد، عیب است؛ هم برای خود مسئول اگر چنانچه این جور حرکت بکند عیب است که موجب ناامیدی و دلسردی اش میشود، و هم برای کسی که از بیرون دارد نگاه میکند. عکسش هم همین جور است؛ اگر فقط نقاط قوّت را ببینیم و نقاط ضعف را نبینیم، اشکالات دیگری را به وجود می آورد؛ موجب میشود که نقاط ضعف متراکم بشود، راهِ درست پیموده نشود و انسان به اهداف نرسد؛ لذا باید هم نقاط قوّت را دید، هم نقاط ضعف را دید؛ نقاط قوّت را تقویت کرد، بیشتر کرد، افزایش داد؛ و نقاط ضعف را تا آنجایی که ممکن است انسان بنویسد، یکی یکی کم کند. در همه ی مسائل این جوری است؛ در مسائل شخصی هم همین جور است. خوشبختانه در این دولت -دولت دوازدهم- حقّاً و انصافاً نقاط قوّتی وجود دارد که قابل ذکر است. خب در این یک سالی که از عمر این دولت دوازدهم گذشته، با اینکه مدّتی از این یک ساله هم مصروف انتخاب کابینه و تعیین وزرا و مشکلاتی که در این راه هست شد، درعین حال کارهای خوبی انجام گرفته، اتّفاقات خوبی افتاده که آقای رئیس جمهور بخش مهمّی از آنها را در بیاناتشان گفتند. در زمینه ی اقتصاد، رشد ۴.۶ درصدی چیز خوبی است و اتّفاق خوبی است که افتاده؛ اگرچه با آنچه ما در سیاستها آورده ایم -۸ درصد- فاصله اش زیاد است لکن به هرحال در این شرایط، ۴.۶ درصد خوب است؛ رشد بسیار قابل قبول برای دولت است. در برخی از بخشها مثل کشاورزی و انرژی تولیدات خوبی انجام گرفته. در همین سه ماهه ی امسال، صادرات کشور قریب ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده، واردات کشور ۵ درصد کاهش پیدا کرده؛ اینها اتّفاقات خوبی است که افتاده؛ اینها قابل توجّه است، قابل ارائه ی به مردم، به سؤال کنندگان، و به افکار عمومی است که واقعاً باید اینها را شکر کرد از خدا؛ امیدواریم ان شاءالله این روند افزایش صادرات غیر نفتی و کاهش واردات، تا آخر سال ادامه پیدا کند؛ یعنی این را دنبال کنید که ان شاءالله [بشود]. در بخشهای دیگر هم کارهای خوبی شده که حالا در همین هفته، آقایان مشغول اطّلاع رسانی هستید و من هم که بعضاً مشاهده میکنم، میبینم خوب است. البتّه باید اعتراف کنیم، قبول کنیم که ماها در تبلیغات، خیلی آدمهای مسلّطی نیستیم، یعنی واقعاً -هم دولت، هم ماها، همه مان- تبلیغاتمان، تبلیغات خیلی خوب و خبررسانی هایمان حرفه ای نیست؛ امّا حالا به همان مقداری که دارد کار انجام میگیرد، خوب است به اطّلاع مردم برسد. من تذکّراتی را امروز عرض میکنم درباره ی سه مطلب: یکی راجع به همین مسائل اقتصادی که مسئله ی اساسی امروز ما است؛ یکی درباره ی مسائل خارجی یا سیاست خارجی؛ یکی هم درباره ی اتّحاد و انسجام داخلی که آقای رئیس جمهور هم اشاره کردند. درباره ی اقتصاد، ما از اوّلِ امسال و قبل از امسال چند بار جلسه داشتیم با دوستان، مسائلی را، مطالبی را بنده گفتم که روی آنها تکیه میکنم، تأکید میکنم، نمیخواهم تکرار بکنم آنها را. جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم که با هدف کار اقتصادی و کمک اقتصادی تشکیل شده، برکاتی داشته، فوایدی داشته؛ یعنی آن جلسه، آثاری در وضع عمومی داشته و میتواند بهتر و بیشتر هم داشته باشد، باید هم ادامه پیدا کند. آقایان! به طور معمول و متعارف وقتی که دو نفر انسان پهلوی هم می نشینند، نقاط مشترکی دارند، نقاط تفارقی هم دارند؛ نمیشود به استناد نقاط تفارق، انسان مشترکات را فراموش کند. بالاخره بحث مذاکره در دنیا مطرح میشود، میگویند با فلان دولت، با فلان کشور مذاکره کنیم؛ خب وقتی مذاکره با دشمنها و با مخالفین و با امثال اینها مطرح میشود، با دوستان و خودی ها به طریق اولیٰ مذاکره باید انجام بگیرد. مذاکره بشود؛ یک چیزی مورد اختلاف است، مذاکره میشود، یک کلمه ای شما میگویید، یک کلمه ای او میگوید، بالاخره به یک نقطه ای میرسید. بایستی این کار ادامه پیدا کند و لازم است. در مورد اقتصاد، باید قوی و پُرحجم کار کرد. ببینید دوستان! دشمن متمرکز شده روی مسئله ی اقتصاد، علّتش هم این است که در زمینه ی مسائل اقتصاد یک به اصطلاح خلأهایی وجود داشته، یک ضعفهایی وجود داشته، به تعبیر نظامی ها یک نقاط کور راداری وجود داشته که دشمن از آنجاها توانسته نفوذ بکند و وارد بشود؛ ما باید این نقاط کور راداری را ببندیم، ما باید نقطه ضعف ها را درست بشناسیم و اینها را برطرف کنیم؛ میتوانیم. همه ی این کارهایی را که باید انجام بگیرد -حالا من اشاره میکنم به بعضی از اینها- ما میتوانیم. در اداره ی اقتصادی کشور راه وجود دارد؛ این جور نیست که ما دچار بُن بست باشیم؛ نه، راه هایی وجود دارد و میشود این راه ها را باقدرت پیمود و رفت ان شاءالله. بایستی بکنید؛ بایستی وارد بشوید؛ بایستی پرحجم و باکیفیّت کار کنید؛ مسئولین اقتصادی کشور باید شب و روز نشناسند. بحث اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی که گفته شد، اساس سیاستهای [اقتصاد] مقاومتی، آن لُبّش عبارت است از تکیه بر تولید داخلی؛ اساسِ آن، این است. سیاستهای اقتصاد مقاومتی، هم به معنای سنگرسازی دفاعی در مقابل دشمن است -یعنی واقعاً این سیاستها اگر به طور کامل و دقیق اجرا بشود، سنگرسازی میکند؛ سنگرسازی دفاعی است- هم توانمندسازی برای حرکت به جلو است؛ یعنی سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم جنبه ی پدافندی دارد، هم جنبه ی آفندی دارد، محورش هم تولید است. لذا من حتّی از همین جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم انتظار دارم که یکی از جهاتی که روی آنها تکیه میکنند در بحثها و مسائلی که در آنجا آورده میشود و کارشناس هایی که با آن جلسه ارتباط پیدا میکنند، این است که روی مسئله ی تولید تکیه کنند. ببینیم مشکلات تولید داخلی کشور چه چیزهایی است، به انحاء مختلف دنبال راهِ حلّ این مشکلات باشیم. بنده اقتصاددان نیستم امّا حرفهای اقتصاددان ها را میخوانم؛ اقتصاددان های کشور که شما هم خیلی هایشان را قبول دارید، راه ارائه میکنند. این جور نیست که راه وجود نداشته باشد؛ راه هایی وجود دارد برای اینکه بتوانیم تولید کشور را نجات بدهیم. یک مسئله هم مسئله ی معیشت مردم است که باز به همین تولید ارتباط پیدا میکند؛ یعنی یکی از بهترین راه ها برای اینکه ما بخواهیم معیشت مردم را ترمیم کنیم و اصلاح کنیم -که الان مردم دچار مشکلات هستند در امر معیشت، بخش مهمّی از مردم دچار مشکلاتند- واقعاً باید تکیه کنیم روی مسئله ی تولید داخلی. خب، یک تلاش همه جانبه ای باید بشود برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها یا زیرِ ظرفیّت کار کردن کارخانه ها. یک مسئله ی مهم در زمینه ی مسائل اقتصادی که مناسب است بنده تذکّر بدهم، بحث مدیریّت اقتصادی است؛ دولت باید مدیریّت کند اقتصاد کشور را. مدیریّت را با تصدّیگری نباید اشتباه کرد؛ تصدّیگری دولت در امر اقتصاد به ضرر کشور تمام میشود؛ این را ما عملاً در انقلاب تجربه کردیم و میدانیم که تصدّیگری دولت خوب نیست. اصلاً سیاستهای اصل ۴۴ برای این بود که این تصدّیگری انجام نگیرد؛ [پس] آن را بکلّی از حوزه ی فکر خارج کنیم، یعنی این مدیریّتی که من میگویم، مطلقاً اشتباه نشود با تصدّیگری در مسئله ی اقتصاد. مدیریّت اقتصادی دو رکن مهم دارد؛ یکی این است که ما میدان را باز کنیم برای فعّالیّت فعّالان سالم اقتصادی؛ میدان باز بشود برای اینها و کمکشان بکنیم؛ افرادِ صاحبِ فکرِ اقتصادی بنشینند ببینند راه های کمک کردن به فعّال اقتصادی چیست -راه هایی وجود دارد- و موانعی که بر سرِ راهِ کارِ درستِ اینها و پیشرفتِ اینها وجود دارد چیست؟ آن موانع را بردارند؛ من حالا یکی دو مثال عرض خواهم کرد؛ یک رکن مدیریّت این است. یک رکن دیگر هم این است که دستگاه دولتی، هوشمندانه، هوشیارانه، با چشم باز، مراقب فعّالیّت مضرّ اقتصادی باشد؛ یعنی یک فعّال اقتصادی ای که حرکت مضر میکند، مورد توجّه قرار بگیرد، جلویش گرفته بشود، جلوی منافذ فساد بسته بشود و گرفته بشود. مدیریّت اقتصادی یعنی این، هیچ ربطی به تصدّیگری ندارد. حالا مثلاً در مورد آن بخش اوّل یعنی کمک به [فعّال اقتصادی]، من یک مثالِ همین روزها را بزنم، البتّه مثالهای فراوانی وجود دارد؛ کسانی در داخل کشور هستند که یک حرکت اقتصادی را شروع میکنند؛ باید به اینها کمک بشود. حالا اینکه گفتم مال این روزها است، همین مسئله ی نوشت افزار است؛ چند جوان باهمّت پیدا شده اند و نوشت افزار داخلی دارند تولید میکنند؛ نوشت افزار یک رقم مهمّی است؛ شما ببینید مصرف نوشت افزار -مداد و کاغذ و دفتر و بقیّه ی وسایل- چه حجم عظیمی دارد که ما در بسیاری از اینها داریم از واردات استفاده میکنیم که هم بارِ فرهنگی دارد، هم بارِ اقتصادی دارد. یک مشت جوان پیدا شده اند که از دو سه سال قبل از این، از چند وقت قبل -حالا من دقیقاً الان یادم نیست- همّت گماشتند برای اینکه نوشت افزار داخلی [تولید کنند]؛ خب اینها احتیاج به کمک دارند؛ باید به اینها کمک بشود؛ [امّا] کمک نمیشود؛ حتّی در مقابل حرکت اینها، احیاناً سنگ اندازی هم انجام میگیرد. لازم نیست سنگ اندازی را مسئول دولتی یا وزیر دولتی انجام بدهد؛ نه، ممکن است وزیر دولتی اصلاً خبر هم نداشته باشد امّا دیگرانی هستند که سنگ اندازی میکنند؛ باید جلوی این گرفته بشود. چند وقت قبل یک تعدادی از همین جوانها آمدند پیش من؛ خب آدم میبیند اینها سرتاپا شوقند، سرتاپا آمادگی و قوّه و توانِ کارند، ابتکار هم دارند، [امّا] توانایی مالی شان ضعیف است؛ باید کمک بشوند؛ کمک [به اینها] هم کمکهای چند هزار میلیاردی مثل این معوّقات بانکی ما نیست که یک نفری چند هزار میلیارد مدیون [است]؛ این جوری نیست، کمکهای خیلی خیلی کمتری است؛ با یک مختصر کمکی، با دست گذاشتن پشت اینها و حرکت دادن به جلو، به اینها کمک میشود. از این قبیل هم ما زیاد داریم. ببینید؛ بنده به عنوان مسئولی که به کارهای اقتصادی و مسائل اجرائی کشور هم کاری ندارم، مورد مراجعه ی زیادی قرار میگیرم، میدانم که بسیاری از مسئولین و وزرا و مانند اینها، مورد مراجعه قرار میگیرند. از این قبیل فراوانند؛ باید به اینها کمک بشود. برای ما خیلی پیش آمده -حالا «خیلی» که میگویم، یعنی متعدّد- که آمده اند شکایت کرده اند، بنده هم بعضی اوقات سفارش کرده ام. این یکی از کارها است که بایستی انجام بشود و از این قبیل زیاد است. یکی مسئله ی میدان را باز کردن، یعنی بهبود فضای کسب وکار [است]. یک گزارشی همین اخیراً به دست ما رسید -که حالا دقیقاً جزئیّاتش یادم نیست؛ آنچه در ذهنم مانده که خیلی برجسته بود این بود- که در یک موضوع مشخّصی در طول مدّت کوتاهی، مثلاً شاید دو سه ماه، سی بخشنامه صادر شده از طرف مسئولین! خب این فعّال اقتصادی چه جوری میتواند برنامه ریزی کند برای آینده ی خودش؟ کسی که میخواهد در این بخش و مربوط به این قضیّه کار کند، چطور میتواند برنامه ریزی کند؟ دائماً بخشنامه پشت سرِ بخشنامه، تصمیم گیری های متعارض و گاهی متناقض درباره ی یک موضوع! اینها باید برداشته بشود؛ یعنی اینها چیزهایی است که مانع کار است؛ این ثبات و آرامشی را که فعّال اقتصادی احتیاج دارد این را [ایجاد کنید]. بنابراین، یک رکن مدیریّت عرض کردیم این است که ما بتوانیم به کسانی که فعّال هستند از گروه های مردمی کمک کنیم، میدان را برای آنها باز کنیم، موانع را از سرِ راه آنها برداریم. من یک وقتی اینجا در یکی از دیدارهایی که داشتیم -مال دو سه سال پیش است؛ من آنجا تصریح کردم، [امّا] الان درست یادم نیست؛ برای اینکه مثلاً در یک مرغداری یک چیزی درست کنند؛ حالا یادم نیست؛ آن وقتی که اینجا گفتم، تفصیلاً گفتم آنها را- اشاره کردم که گزارشی چند نفر از این فعّالان بخش خصوصی به ما داده بودند که برای یک کار کوچکی، شاید حدود چند ماه لازم بوده که این آدم دوندگی کند که بتواند یک کار کوچکی را در کنار یک کار اقتصادی ای که دارد، مثلاً فرض کنید که انجام بدهد. اینها را بایست کم کرد؛ باید راه را باز کرد برای اینکه مردم بتوانند فعّالیّت کنند. این بخش اوّل است. بخش دوّم هم مبارزه ی با مفسد و بستن منافذ فساد است؛ چشمِ باز مدیران؛ آنچه نیاز است این است. ببینید، همین تازه یک گزارشی وزارت اطّلاعات برای ما فرستاد، من نگاه کردم این گزارش را دیدم از آبان ۹۶ تا تیر ۹۷، ۵۶ اخطار در مورد مسائل مربوط به فساد اقتصادی، به دستگاه های مختلف دولت از طرف وزارت اطّلاعات داده شده! خب این کار اطّلاعات، کار خوبی است؛ من نمیدانم چقدرش دنبال شده چقدرش دنبال نشده، [امّا] این مهم است که نگاه کنیم ببینیم در طول مثلاً چند ماه، وزارت اطّلاعات برخورد کرده با یک رقمِ به این بزرگی؛ یعنی ۵۶ مورد را وزارت اطّلاعات مطرح کرده و ذکر کرده. [در خصوص] همین حوادثی هم که اخیراً پیش آمد، حالا آقای دکتر روحانی اشاره کردند و بیان کردند توجیهاتی را که درست است توجیهات ایشان، منتها واقع قضیّه این است که در کنار این توجیهات، یک مقداری غفلت و بی توجّهی مدیریّتی انجام گرفته. وقتی که ما میخواهیم ارز را به هر دلیلی وارد بازار کنیم -[چون] این را لازم میدانیم، این را وسیله ای برای پایین آوردن قیمت ارز میدانیم- باید این کار را با چشمِ باز انجام بدهیم تا این جور نشود که در این شرایطِ سختِ ما، چند میلیارد دلار بیفتد دست یک عدّه ی معدودی که یا قاچاق کنند، یا ببرند در کردستان عراق بفروشند، یا در بازار داخلی آن را نقد کنند، یا به عنوان گردشگری بگیرند جور دیگر عمل کنند -که خب این را همه میدانند- و یا به عنوان آوردنِ یک کالایی ثبت سفارش کنند [ولی] یک کالای دیگر را بیاورند؛ اینها خب چیزهایی است که مدیریّتها میتوانند اینها را [مراقبت] کنند که این را من با آقای رئیس جمهور هم قبلاً در میان گذاشتم. این جور هم نیست که ما لازم باشد بالای سرِ هر یک نفری یک پلیس بگذاریم که ببینیم چه کار میکند؛ نه، امروز خب شیوه هایی وجود دارد، روشهایی وجود دارد، روشهای پیشرفته ای وجود دارد؛ میشود اینها را کنترل کرد. باید کنترل کرد یعنی باید با چشمِ باز مراقبت کرد. این مدیریّت اقتصادی است.من به نظرم می آید شما میتوانید این کار را بکنید، دولت ما میتواند این کار را بکند؛ این کاری نیست که جزو محالات باشد یا جزو مشکلات فوق العاده باشد؛ نه؛ اهتمام لازم است، ورود مجاهدانه ی در وسط میدان لازم است و این کارها را میتوانید انجام بدهی ...

ادامه مطلب  

چشمِ باز مدیران؛ نیاز امروز است  

درخواست حذف این مطلب
چشمِ باز مدیران؛ نیاز امروز است | متن کامل بیانات اخیر رهبری در دیدار هیات دولت ایران > رهبری - همشهری آنلاین:هم زمان با هفته دولت و در آستانه سالروز شهادت شهیدان رجائی و باهنر، رئیس جمهور و اعضای هیات دولت، پیش از ظهر روز چهارشنبه هفتم شهریور با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند که ایشان در این دیدار توصیه ها و راهکارهای مهمی را به دولتمردان ارائه دادند. متن کامل بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار اخیر هیات دولت با ایشان به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیموالحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.عید غدیر را تبریک عرض میکنم به رئیس جمهور محترم، به آقایان وزرا، به خانمها و بقیّه ی آحاد افراد حاضر در جلسه و امیدواریم که ان شاءالله این عید منشأ خیرات و برکاتی باشد که خدای متعال در ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قرار داده و ما را از این نعمت بزرگ برخوردار کرده.حقیقتاً غدیر و معرّفی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به عنوان ولیّ امر امّت اسلامی و جانشین پیغمبر، یکی از نعمتهای بزرگ خدای متعال بود؛ یعنی همچنان که خود اصل نبوّت و رسالت، منّت الهی و نعمت بزرگ الهی است که «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم»،(۲) در مورد ولایت امیرالمؤمنین هم حقیقتاً یک نعمت بزرگ و یک منّت بزرگی بود: «خَلَقَکُمُ اللهُ اَنوَاراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقینَ حَتّی مَنَّ اللهُ عَلَینا بِکُم فَجَعَلَکُم فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَع »(۳) تا آخر؛ حقیقتاً نعمت بزرگی است. خب ولایت امیرالمؤمنین و مسئله ی ولایت، یک جا در قرآن -در سوره ی مائده- مایه ی یأس کفّار است: اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم؛(۴) آن روزی که مسئله ی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نصّ قرآن «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»، مایه ی یأس کّفار است که مرحوم علّامه ی طباطبائی یک تفصیل خیلی زیبایی در این زمینه دارند در تفسیر المیزان که این یأس چگونه است و با چه منطقی این یأس وجود دارد؛ یک جای دیگر در همین سوره ی شریفه، این آیه ی مبارکه است که «وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَه وَ الَّذینَ ءامَنوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغّْلِبون»،(۵) که مراد از این «الَّذینَ ءامَنوا» که در این آیه است و آیه ی قبلش که «وَهُم راکِعون»(۶) [است] -آیه ی رکوع [که میگوید] در حال رکوع، انفاق میکنند- امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) است؛ «ءامَنوا» در این آیه هم اشاره ی به همان است؛ [یعنی] آیه ی بعد از «اِنَّما وَلِیُّکُمُ الله».(۷) آن وقت اینجا «حِزبَ الله» را که همان کسانی هستند که دنباله رو این ایمان و این حرکتند، «غالبون» معرّفی میکند؛ یعنی یک جا مسئله ی یأس کفّار است، یک جا مسئله ی غلبه ی اهل حق. زمینه های حرکت امّت اسلامی و جامعه ی اسلامی، بخصوص جامعه ی شیعه اینها است که مایه ی غلبه و مایه ی یأس کفّار و مایه ی توانایی و قدرت و در اختیار ما است.آنچه ما به عنوان دولت اسلامی و حکومت اسلامی بایستی به طور دائم در نظر داشته باشیم این است که باید حکومت علوی را معیار خودمان قرار بدهیم، خودمان را با حکومت علوی بسنجیم؛ هر مقداری که بین ما و آن حکومت فاصله است، آن را عقب ماندگی به حساب بیاوریم. اگر چنانچه کارهای خوب انجام میدهیم، از لحاظ معنوی پیشرفت میکنیم یا کارهایی که مایه ی افتخارِ به حسب ارزشهای اسلامی است انجام میدهیم، مبالغه نکنیم در اهمّیّت آن؛ مقایسه کنیم با حکومت علوی و ببینیم چقدر فاصله است بین ما و او. شاخص عمده در حکومت علوی، یکی عدالت است، یکی پارسایی و پاک دامنی است، یکی مردمی بودن و با مردم بودن است؛ حکومت علوی اینها است دیگر؛ زندگی امیرالمؤمنین مظهر عدل است، مظهر زهد است، مظهر مردمی بودن و پاک زیستن است. باید اینها را معیار قرار بدهیم، واقعاً باید در این جهت حرکت کنیم. نمیگویم مثل امیرالمؤمنین بشویم که خب این امکان پذیر نیست؛ امّا قلّه را در نظر بگیریم و به سمت قلّه حرکت بکنیم؛ حالا گیرم که کسی به قلّه نرسد امّا در این جهت حرکت بکنیم؛ این وظیفه ی ما است؛ واقعاً در حکومت اسلامی برای امثال ماها که عضو و جزو این حکومت و دولت هستیم، وظیفه این است که در فکر عدالت باشیم، در فکر زهد و پارسایی خودمان باشیم، در فکر کمک به مردم باشیم، در فکر پاک زندگی کردن باشیم؛ اصلاً باید جهت گیری مان این باشد. ان شاءالله این عید بر همه ی شماها و برخانواده هایتان مبارک باشد.هفته ی دولت را هم تبریک عرض میکنم. هفته ی دولت به جز اینکه نام شریف و ماندگار آن دو شهید عزیز -شهید رجائی و شهید باهنر- را تداعی میکند و آنها را که حقّاً و انصافاً دو شخصیّت برجسته و ممتاز بودند در مقابل چشم ما قرار میدهد، علاوه بر این خود هفته ی دولت، برکاتی دارد؛ یکی از برکاتش این است که شاخص و نشانه ی عبور یک مقطع از مهلت چهارساله است؛ هر دولتی چهار سال فرصت دارد، چهار سال مهلت دارد؛ این نشان میدهد که یک دوره از این چهار سال سپری شد و به خودِ مأمور دولتی، مسئول دولتی -بخصوص مسئولین عالی رتبه، مثل آقایان که تشریف دارید- این فرصت را میدهد که یک ارزیابی ای از کار خودش بکند؛ چون ارزیابی ما، وقتی در درونِ خودمان ارزیابی میکنیم، گاهی متفاوت است با آن ارزیابی ای که انسان میخواهد در مقام بیانِ به دیگران ارزیابی کند. گاهی اوقات این ارزیابی واقعاً ما را خرسند میکند، گاهی هم ممکن است که ما ببینیم این ارزیابی جوری است که ما را متنبّه میکند و موجب میشود که به فکر بیفتیم که یک کاری را انجام بدهیم یا یک حرکتی را انجام ندهیم، جبران کنیم. بالاخره هفته ی دولت یک فرصت این چنینی است.یک جهت دیگر هم در هفته ی دولت هست و آن، این است که یک مقطعی است برای خداقوّت گفتن به مسئولین دولتی؛ واقعاً جا دارد که هرکسی که به یک نحوی از انحاء با دولت مواجه است، به مسئولین دولتی خداقوّت بگوید. کار، کار بزرگی است؛ کار، کار سنگینی است -کاری که بر عهده ی دولت است- و دولت، یعنی قوّه ی مجریّه به طور مجموع از صدر تا ذیل، یک پهنه ی عظیمی از مسئولیّت و کار را بر عهده دارد؛ از مسائل سیاسی و مسائل اقتصادی بگیرید، تا مسائل علم و فرهنگ، تا مسائل اجتماعی، تا مسائل امور زیربنائی مثل حمل و نقل و انرژی و مانند اینها، تا خدمات و امثال اینها؛ یک مجموعه ی عظیمی از کار، بر عهده ی دولت است و خب از صدر تا ذیل، چند هزار نفر مشغول کار و تلاشند و در بین این مجموعه بسیارند کسانی که حقیقتاً از همه ی نیروی خودشان استفاده میکنند و بلکه بیشتر از اندازه ای که متوقَّع و منتظَر هست کار میکنند برای اینکه کار را بتوانند خوب تحویل بدهند. انصافاً بایستی خداقوّتی گفت. در یک کشور بزرگ و پهناوری مثل کشور ما با یک جمعیّت هشتاد میلیونی، مدیریّت این مجموعه ی کار، کار بزرگی است، کار آسانی نیست و کار بسیار دشوار و مهمّی است؛ و کسانی که دست اندرکارند، خودشان بیشتر از همه میفهمند. حالا یک کسی بیرون گود ایستاده، ممکن است جور دیگری فکر کند و قضاوت کند امّا انسان وقتی وسط گود باشد، حالا بنده که دستم به کار اجرائی سالهایی بند بوده، کاملاً میفهمم که چقدر مشکلات هست، چقدر دشواری ها هست؛ حتّی اگر چنانچه این مشکلاتی که عارض بر ما است -[مثلاً] دشمنهای خبیثی که هستند- هم نباشند، بالاخره کار، بسیار دشوار و مشکل است. خب، حالا ما به سهم خودمان به همه ی شما برادران عزیز و خواهران عزیز، خداقوّت میگوییم؛ ان شاءالله که موفّق باشید و خداوند کمکتان کند تا آنچه میخواهید تحقّق پیدا کند، ان شاءالله به آسانی تحقّق پیدا کند.در هفته ی دولت باید نقاط قوّت و ضعف -عمدتاً هم به وسیله ی خود مسئولین- دیده بشود. نقاط قوّت و ضعف را با هم باید دید؛ بعضی هستند نقاط ضعف را می بینند، نقاط قوّت را نمی بینند. این، خطرش این است که انسان را به بدبینی و ناامیدی میکشاند. اینکه [همواره] فقط نگاه کنند نقاط ضعف را ببینند و آن نقاط قوّتی که وجود دارد مورد توجّه قرار نگیرد، عیب است؛ هم برای خود مسئول اگر چنانچه این جور حرکت بکند عیب است که موجب ناامیدی و دلسردی اش میشود، و هم برای کسی که از بیرون دارد نگاه میکند. عکسش هم همین جور است؛ اگر فقط نقاط قوّت را ببینیم و نقاط ضعف را نبینیم، اشکالات دیگری را به وجود می آورد؛ موجب میشود که نقاط ضعف متراکم بشود، راهِ درست پیموده نشود و انسان به اهداف نرسد؛ لذا باید هم نقاط قوّت را دید، هم نقاط ضعف را دید؛ نقاط قوّت را تقویت کرد، بیشتر کرد، افزایش داد؛ و نقاط ضعف را تا آنجایی که ممکن است انسان بنویسد، یکی یکی کم کند. در همه ی مسائل این جوری است؛ در مسائل شخصی هم همین جور است.خوشبختانه در این دولت -دولت دوازدهم- حقّاً و انصافاً نقاط قوّتی وجود دارد که قابل ذکر است. خب در این یک سالی که از عمر این دولت دوازدهم گذشته، با اینکه مدّتی از این یک ساله هم مصروف انتخاب کابینه و تعیین وزرا و مشکلاتی که در این راه هست شد، درعین حال کارهای خوبی انجام گرفته، اتّفاقات خوبی افتاده که آقای رئیس جمهور بخش مهمّی از آنها را در بیاناتشان گفتند. در زمینه ی اقتصاد، رشد ۴.۶ درصدی چیز خوبی است و اتّفاق خوبی است که افتاده؛ اگرچه با آنچه ما در سیاستها آورده ایم -۸ درصد- فاصله اش زیاد است لکن به هرحال در این شرایط، ۴.۶ درصد خوب است؛ رشد بسیار قابل قبول برای دولت است. در برخی از بخشها مثل کشاورزی و انرژی تولیدات خوبی انجام گرفته. در همین سه ماهه ی امسال، صادرات کشور قریب ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده، واردات کشور ۵ درصد کاهش پیدا کرده؛ اینها اتّفاقات خوبی است که افتاده؛ اینها قابل توجّه است، قابل ارائه ی به مردم، به سؤال کنندگان، و به افکار عمومی است که واقعاً باید اینها را شکر کرد از خدا؛ امیدواریم ان شاءالله این روند افزایش صادرات غیر نفتی و کاهش واردات، تا آخر سال ادامه پیدا کند؛ یعنی این را دنبال کنید که ان شاءالله [بشود]. در بخشهای دیگر هم کارهای خوبی شده که حالا در همین هفته، آقایان مشغول اطّلاع رسانی هستید و من هم که بعضاً مشاهده میکنم، میبینم خوب است. البتّه باید اعتراف کنیم، قبول کنیم که ماها در تبلیغات، خیلی آدمهای مسلّطی نیستیم، یعنی واقعاً -هم دولت، هم ماها، همه مان- تبلیغاتمان، تبلیغات خیلی خوب و خبررسانی هایمان حرفه ای نیست؛ امّا حالا به همان مقداری که دارد کار انجام میگیرد، خوب است به اطّلاع مردم برسد.من تذکّراتی را امروز عرض میکنم درباره ی سه مطلب: یکی راجع به همین مسائل اقتصادی که مسئله ی اساسی امروز ما است؛ یکی درباره ی مسائل خارجی یا سیاست خارجی؛ یکی هم درباره ی اتّحاد و انسجام داخلی که آقای رئیس جمهور هم اشاره کردند.درباره ی اقتصاد، ما از اوّلِ امسال و قبل از امسال چند بار جلسه داشتیم با دوستان، مسائلی را، مطالبی را بنده گفتم که روی آنها تکیه میکنم، تأکید میکنم، نمیخواهم تکرار بکنم آنها را. جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم که با هدف کار اقتصادی و کمک اقتصادی تشکیل شده، برکاتی داشته، فوایدی داشته؛ یعنی آن جلسه، آثاری در وضع عمومی داشته و میتواند بهتر و بیشتر هم داشته باشد، باید هم ادامه پیدا کند. آقایان! به طور معمول و متعارف وقتی که دو نفر انسان پهلوی هم می نشینند، نقاط مشترکی دارند، نقاط تفارقی هم دارند؛ نمیشود به استناد نقاط تفارق، انسان مشترکات را فراموش کند. بالاخره بحث مذاکره در دنیا مطرح میشود، میگویند با فلان دولت، با فلان کشور مذاکره کنیم؛ خب وقتی مذاکره با دشمنها و با مخالفین و با امثال اینها مطرح میشود، با دوستان و خودی ها به طریق اولیٰ مذاکره باید انجام بگیرد. مذاکره بشود؛ یک چیزی مورد اختلاف است، مذاکره میشود، یک کلمه ای شما میگویید، یک کلمه ای او میگوید، بالاخره به یک نقطه ای میرسید. بایستی این کار ادامه پیدا کند و لازم است.در مورد اقتصاد، باید قوی و پُرحجم کار کرد. ببینید دوستان! دشمن متمرکز شده روی مسئله ی اقتصاد، علّتش هم این است که در زمینه ی مسائل اقتصاد یک به اصطلاح خلأهایی وجود داشته، یک ضعفهایی وجود داشته، به تعبیر نظامی ها یک نقاط کور راداری وجود داشته که دشمن از آنجاها توانسته نفوذ بکند و وارد بشود؛ ما باید این نقاط کور راداری را ببندیم، ما باید نقطه ضعف ها را درست بشناسیم و اینها را برطرف کنیم؛ میتوانیم. همه ی این کارهایی را که باید انجام بگیرد -حالا من اشاره میکنم به بعضی از اینها- ما میتوانیم. در اداره ی اقتصادی کشور راه وجود دارد؛ این جور نیست که ما دچار بُن بست باشیم؛ نه، راه هایی وجود دارد و میشود این راه ها را باقدرت پیمود و رفت ان شاءالله. بایستی بکنید؛ بایستی وارد بشوید؛ بایستی پرحجم و باکیفیّت کار کنید؛ مسئولین اقتصادی کشور باید شب و روز نشناسند.بحث اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی که گفته شد، اساس سیاستهای [اقتصاد] مقاومتی، آن لُبّش عبارت است از تکیه بر تولید داخلی؛ اساسِ آن، این است. سیاستهای اقتصاد مقاومتی، هم به معنای سنگرسازی دفاعی در مقابل دشمن است -یعنی واقعاً این سیاستها اگر به طور کامل و دقیق اجرا بشود، سنگرسازی میکند؛ سنگرسازی دفاعی است- هم توانمندسازی برای حرکت به جلو است؛ یعنی سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم جنبه ی پدافندی دارد، هم جنبه ی آفندی دارد، محورش هم تولید است. لذا من حتّی از همین جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم انتظار دارم که یکی از جهاتی که روی آنها تکیه میکنند در بحثها و مسائلی که در آنجا آورده میشود و کارشناس هایی که با آن جلسه ارتباط پیدا میکنند، این است که روی مسئله ی تولید تکیه کنند. ببینیم مشکلات تولید داخلی کشور چه چیزهایی است، به انحاء مختلف دنبال راهِ حلّ این مشکلات باشیم. بنده اقتصاددان نیستم امّا حرفهای اقتصاددان ها را میخوانم؛ اقتصاددان های کشور که شما هم خیلی هایشان را قبول دارید، راه ارائه میکنند. این جور نیست که راه وجود نداشته باشد؛ راه هایی وجود دارد برای اینکه بتوانیم تولید کشور را نجات بدهیم.یک مسئله هم مسئله ی معیشت مردم است که باز به همین تولید ارتباط پیدا میکند؛ یعنی یکی از بهترین راه ها برای اینکه ما بخواهیم معیشت مردم را ترمیم کنیم و اصلاح کنیم -که الان مردم دچار مشکلات هستند در امر معیشت، بخش مهمّی از مردم دچار مشکلاتند- واقعاً باید تکیه کنیم روی مسئله ی تولید داخلی. خب، یک تلاش همه جانبه ای باید بشود برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها یا زیرِ ظرفیّت کار کردن کارخانه ها.یک مسئله ی مهم در زمینه ی مسائل اقتصادی که مناسب است بنده تذکّر بدهم، بحث مدیریّت اقتصادی است؛ دولت باید مدیریّت کند اقتصاد کشور را. مدیریّت را با تصدّیگری نباید اشتباه کرد؛ تصدّیگری دولت در امر اقتصاد به ضرر کشور تمام میشود؛ این را ما عملاً در انقلاب تجربه کردیم و میدانیم که تصدّیگری دولت خوب نیست. اصلاً سیاستهای اصل ۴۴ برای این بود که این تصدّیگری انجام نگیرد؛ [پس] آن را بکلّی از حوزه ی فکر خارج کنیم، یعنی این مدیریّتی که من میگویم، مطلقاً اشتباه نشود با تصدّیگری در مسئله ی اقتصاد.مدیریّت اقتصادی دو رکن مهم دارد؛ یکی این است که ما میدان را باز کنیم برای فعّالیّت فعّالان سالم اقتصادی؛ میدان باز بشود برای اینها و کمکشان بکنیم؛ افرادِ صاحبِ فکرِ اقتصادی بنشینند ببینند راه های کمک کردن به فعّال اقتصادی چیست -راه هایی وجود دارد- و موانعی که بر سرِ راهِ کارِ درستِ اینها و پیشرفتِ اینها وجود دارد چیست؟ آن موانع را بردارند؛ من حالا یکی دو مثال عرض خواهم کرد؛ یک رکن مدیریّت این است. یک رکن دیگر هم این است که دستگاه دولتی، هوشمندانه، هوشیارانه، با چشم باز، مراقب فعّالیّت مضرّ اقتصادی باشد؛ یعنی یک فعّال اقتصادی ای که حرکت مضر میکند، مورد توجّه قرار بگیرد، جلویش گرفته بشود، جلوی منافذ فساد بسته بشود و گرفته بشود. مدیریّت اقتصادی یعنی این، هیچ ربطی به تصدّیگری ندارد.حالا مثلاً در مورد آن بخش اوّل یعنی کمک به [فعّال اقتصادی]، من یک مثالِ همین روزها را بزنم، البتّه مثالهای فراوانی وجود دارد؛ کسانی در داخل کشور هستند که یک حرکت اقتصادی را شروع میکنند؛ باید به اینها کمک بشود. حالا اینکه گفتم مال این روزها است، همین مسئله ی نوشت افزار است؛ چند جوان باهمّت پیدا شده اند و نوشت افزار داخلی دارند تولید میکنند؛ نوشت افزار یک رقم مهمّی است؛ شما ببینید مصرف نوشت افزار -مداد و کاغذ و دفتر و بقیّه ی وسایل- چه حجم عظیمی دارد که ما در بسیاری از اینها داریم از واردات استفاده میکنیم که هم بارِ فرهنگی دارد، هم بارِ اقتصادی دارد. یک مشت جوان پیدا شده اند که از دو سه سال قبل از این، از چند وقت قبل -حالا من دقیقاً الان یادم نیست- همّت گماشتند برای اینکه نوشت افزار داخلی [تولید کنند]؛ خب اینها احتیاج به کمک دارند؛ باید به اینها کمک بشود؛ [امّا] کمک نمیشود؛ حتّی در مقابل حرکت اینها، احیاناً سنگ اندازی هم انجام میگیرد. لازم نیست سنگ اندازی را مسئول دولتی یا وزیر دولتی انجام بدهد؛ نه، ممکن است وزیر دولتی اصلاً خبر هم نداشته باشد امّا دیگرانی هستند که سنگ اندازی میکنند؛ باید جلوی این گرفته بشود. چند وقت قبل یک تعدادی از همین جوانها آمدند پیش من؛ خب آدم میبیند اینها سرتاپا شوقند، سرتاپا آمادگی و قوّه و توانِ کارند، ابتکار هم دارند، [امّا] توانایی مالی شان ضعیف است؛ باید کمک بشوند؛ کمک [به اینها] هم کمکهای چند هزار میلیاردی مثل این معوّقات بانکی ما نیست که یک نفری چند هزار میلیارد مدیون [است]؛ این جوری نیست، کمکهای خیلی خیلی کمتری است؛ با یک مختصر کمکی، با دست گذاشتن پشت اینها و حرکت دادن به جلو، به اینها کمک میشود. از این قبیل هم ما زیاد داریم. ببینید؛ بنده به عنوان مسئولی که به کارهای اقتصادی و مسائل اجرائی کشور هم کاری ندارم، مورد مراجعه ی زیادی قرار میگیرم، میدانم که بسیاری از مسئولین و وزرا و مانند اینها، مورد مراجعه قرار میگیرند. از این قبیل فراوانند؛ باید به اینها کمک بشود. برای ما خیلی پیش آمده -حالا «خیلی» که میگویم، یعنی متعدّد- که آمده اند شکایت کرده اند، بنده هم بعضی اوقات سفارش کرده ام. این یکی از کارها است که بایستی انجام بشود و از این قبیل زیاد است.یکی مسئله ی میدان را باز کردن، یعنی بهبود فضای کسب وکار [است]. یک گزارشی همین اخیراً به دست ما رسید -که حالا دقیقاً جزئیّاتش یادم نیست؛ آنچه در ذهنم مانده که خیلی برجسته بود این بود- که در یک موضوع مشخّصی در طول مدّت کوتاهی، مثلاً شاید دو سه ماه، سی بخشنامه صادر شده از طرف مسئولین! خب این فعّال اقتصادی چه جوری میتواند برنامه ریزی کند برای آینده ی خودش؟ کسی که میخواهد در این بخش و مربوط به این قضیّه کار کند، چطور میتواند برنامه ریزی کند؟ دائماً بخشنامه پشت سرِ بخشنامه، تصمیم گیری های متعارض و گاهی متناقض درباره ی یک موضوع! اینها باید برداشته بشود؛ یعنی اینها چیزهایی است که مانع کار است؛ این ثبات و آرامشی را که فعّال اقتصادی احتیاج دارد این را [ایجاد کنید]. بنابراین، یک رکن مدیریّت عرض کردیم این است که ما بتوانیم به کسانی که فعّال هستند از گروه های مردمی کمک کنیم، میدان را برای آنها باز کنیم، موانع را از سرِ راه آنها برداریم. من یک وقتی اینجا در یکی از دیدارهایی که داشتیم -مال دو سه سال پیش است؛ من آنجا تصریح کردم، [امّا] الان درست یادم نیست؛ برای اینکه مثلاً در یک مرغداری یک چیزی درست کنند؛ حالا یادم نیست؛ آن وقتی که اینجا گفتم، تفصیلاً گفتم آنها را- اشاره کردم که گزارشی چند نفر از این فعّالان بخش خصوصی به ما داده بودند که برای یک کار کوچکی، شاید حدود چند ماه لازم بوده که این آدم دوندگی کند که بتواند یک کار کوچکی را در کنار یک کار اقتصادی ای که دارد، مثلاً فرض کنید که انجام بدهد. اینها را بایست کم کرد؛ باید راه را باز کرد برای اینکه مردم بتوانند فعّالیّت کنند. این بخش اوّل است.بخش دوّم هم مبارزه ی با مفسد و بستن منافذ فساد است؛ چشمِ باز مدیران؛ آنچه نیاز است این است. ببینید، همین تازه یک گزارشی وزارت اطّلاعات برای ما فرستاد، من نگاه کردم این گزارش را دیدم از آبان ۹۶ تا تیر ۹۷، ۵۶ اخطار در مورد مسائل مربوط به فساد اقتصادی، به دستگاه های مختلف دولت از طرف وزارت اطّلاعات داده شده! خب این کار اطّلاعات، کار خوبی است؛ من نمیدانم چقدرش دنبال شده چقدرش دنبال نشده، [امّا] این مهم است که نگاه کنیم ببینیم در طول مثلاً چند ماه، وزارت اطّلاعات برخورد کرده با یک رقمِ به این بزرگی؛ یعنی ۵۶ مورد را وزارت اطّلاعات مطرح کرده و ذکر کرده. [در خصوص] همین حوادثی هم که اخیراً پیش آمد، حالا آقای دکتر روحانی اشاره کردند و بیان کردند توجیهاتی را که درست است توجیهات ایشان، منتها واقع قضیّه این است که در کنار این توجیهات، یک مقداری غفلت و بی توجّهی مدیریّتی انجام گرفته. وقتی که ما میخواهیم ارز را به هر دلیلی وارد بازار کنیم -[چون] این را لازم میدانیم، این را وسیله ای برای پایین آوردن قیمت ارز میدانیم- باید این کار را با چشمِ باز انجام بدهیم تا این جور نشود که در این شرایطِ سختِ ما، چند میلیارد دلار بیفتد دست یک عدّه ی معدودی که یا قاچاق کنند، یا ببرند در کردستان عراق بفروشند، یا در بازار داخلی آن را نقد کنند، یا به عنوان گردشگری بگیرند جور دیگر عمل کنند -که خب این را همه میدانند- و یا به عنوان آوردنِ یک کالایی ثبت سفارش کنند [ولی] یک کالای دیگر را بیاورند؛ اینها خب چیزهایی است که مدیریّتها میتوانند اینها را [مراقبت] کنند که این را من با آقای رئیس جمهور هم قبلاً در میان گذاشتم. این جور هم نیست که ما لازم باشد بالای سرِ هر یک نفری یک پلیس بگذاریم که ببینیم چه کار میکند؛ نه، امروز خب شیوه هایی وجود دارد، روشهایی وجود دارد، روشهای پیشرفته ای وجود دارد؛ میشود اینها را کنترل کرد. باید کنترل کرد یعنی باید با چشمِ باز مراقبت کرد. این مدیریّت اقتصادی است.من به نظرم می آید شما میتوانید این کار را بکنید، دولت ما میتواند این کار را بکند؛ این کاری نیست که جزو محالات ...

ادامه مطلب  

اینکه حالا باز بعضی زمزمه شروع کرده اند که «در حاشیه ی اجلاسِ مجمعِ عمومی، ممکن است مذاکره انجام بگیرد»، این به طور قطع منتفی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۷ در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت بیاناتی را ایراد فرمودند.بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به نقل از khamenei.ir، به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیموالحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.عید غدیر را تبریک عرض میکنم به رئیس جمهور محترم، به آقایان وزرا، به خانمها و بقیّه ی آحاد افراد حاضر در جلسه و امیدواریم که ان شاءالله این عید منشأ خیرات و برکاتی باشد که خدای متعال در ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قرار داده و ما را از این نعمت بزرگ برخوردار کرده.حقیقتاً غدیر و معرّفی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به عنوان ولیّ امر امّت اسلامی و جانشین پیغمبر، یکی از نعمتهای بزرگ خدای متعال بود؛ یعنی همچنان که خود اصل نبوّت و رسالت، منّت الهی و نعمت بزرگ الهی است که «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم»،(۲) در مورد ولایت امیرالمؤمنین هم حقیقتاً یک نعمت بزرگ و یک منّت بزرگی بود: «خَلَقَکُمُ اللهُ اَنوَاراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقینَ حَتّى مَنَّ اللهُ عَلَینا بِکُم فَجَعَلَکُم فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَع »(۳) تا آخر؛ حقیقتاً نعمت بزرگی است. خب ولایت امیرالمؤمنین و مسئله ی ولایت، یک جا در قرآن -در سوره ی مائده- مایه ی یأس کفّار است: اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم؛(۴) آن روزی که مسئله ی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نصّ قرآن «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»، مایه ی یأس کّفار است که مرحوم علّامه ی طباطبائی یک تفصیل خیلی زیبایی در این زمینه دارند در تفسیر المیزان که این یأس چگونه است و با چه منطقی این یأس وجود دارد؛ یک جای دیگر در همین سوره ی شریفه، این آیه ی مبارکه است که «وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَه وَ الَّذینَ ءامَنوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغّْلِبون»،(۵) که مراد از این «الَّذینَ ءامَنوا» که در این آیه است و آیه ی قبلش که «وَهُم راکِعون»(۶) [است] -آیه ی رکوع [که میگوید] در حال رکوع، انفاق میکنند- امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) است؛ «ءامَنوا» در این آیه هم اشاره ی به همان است؛ [یعنی] آیه ی بعد از «اِنَّما وَلِیُّکُمُ الله».(۷) آن وقت اینجا «حِزبَ الله» را که همان کسانی هستند که دنباله رو این ایمان و این حرکتند، «غالبون» معرّفی میکند؛ یعنی یک جا مسئله ی یأس کفّار است، یک جا مسئله ی غلبه ی اهل حق. زمینه های حرکت امّت اسلامی و جامعه ی اسلامی، بخصوص جامعه ی شیعه اینها است که مایه ی غلبه و مایه ی یأس کفّار و مایه ی توانایی و قدرت و در اختیار ما است.آنچه ما به عنوان دولت اسلامی و حکومت اسلامی بایستی به طور دائم در نظر داشته باشیم این است که باید حکومت علوی را معیار خودمان قرار بدهیم، خودمان را با حکومت علوی بسنجیم؛ هر مقداری که بین ما و آن حکومت فاصله است، آن را عقب ماندگی به حساب بیاوریم. اگر چنانچه کارهای خوب انجام میدهیم، از لحاظ معنوی پیشرفت میکنیم یا کارهایی که مایه ی افتخارِ به حسب ارزشهای اسلامی است انجام میدهیم، مبالغه نکنیم در اهمّیّت آن؛ مقایسه کنیم با حکومت علوی و ببینیم چقدر فاصله است بین ما و او. شاخص عمده در حکومت علوی، یکی عدالت است، یکی پارسایی و پاک دامنی است، یکی مردمی بودن و با مردم بودن است؛ حکومت علوی اینها است دیگر؛ زندگی امیرالمؤمنین مظهر عدل است، مظهر زهد است، مظهر مردمی بودن و پاک زیستن است. باید اینها را معیار قرار بدهیم، واقعاً باید در این جهت حرکت کنیم. نمیگویم مثل امیرالمؤمنین بشویم که خب این امکان پذیر نیست؛ امّا قلّه را در نظر بگیریم و به سمت قلّه حرکت بکنیم؛ حالا گیرم که کسی به قلّه نرسد امّا در این جهت حرکت بکنیم؛ این وظیفه ی ما است؛ واقعاً در حکومت اسلامی برای امثال ماها که عضو و جزو این حکومت و دولت هستیم، وظیفه این است که در فکر عدالت باشیم، در فکر زهد و پارسایی خودمان باشیم، در فکر کمک به مردم باشیم، در فکر پاک زندگی کردن باشیم؛ اصلاً باید جهت گیری مان این باشد. ان شاءالله این عید بر همه ی شماها و برخانواده هایتان مبارک باشد.هفته ی دولت را هم تبریک عرض میکنم. هفته ی دولت به جز اینکه نام شریف و ماندگار آن دو شهید عزیز -شهید رجائی و شهید باهنر- را تداعی میکند و آنها را که حقّاً و انصافاً دو شخصیّت برجسته و ممتاز بودند در مقابل چشم ما قرار میدهد، علاوه بر این خود هفته ی دولت، برکاتی دارد؛ یکی از برکاتش این است که شاخص و نشانه ی عبور یک مقطع از مهلت چهارساله است؛ هر دولتی چهار سال فرصت دارد، چهار سال مهلت دارد؛ این نشان میدهد که یک دوره از این چهار سال سپری شد و به خودِ مأمور دولتی، مسئول دولتی -بخصوص مسئولین عالی رتبه، مثل آقایان که تشریف دارید- این فرصت را میدهد که یک ارزیابی ای از کار خودش بکند؛ چون ارزیابی ما، وقتی در درونِ خودمان ارزیابی میکنیم، گاهی متفاوت است با آن ارزیابی ای که انسان میخواهد در مقام بیانِ به دیگران ارزیابی کند. گاهی اوقات این ارزیابی واقعاً ما را خرسند میکند، گاهی هم ممکن است که ما ببینیم این ارزیابی جوری است که ما را متنبّه میکند و موجب میشود که به فکر بیفتیم که یک کاری را انجام بدهیم یا یک حرکتی را انجام ندهیم، جبران کنیم. بالاخره هفته ی دولت یک فرصت این چنینی است.یک جهت دیگر هم در هفته ی دولت هست و آن، این است که یک مقطعی است برای خداقوّت گفتن به مسئولین دولتی؛ واقعاً جا دارد که هرکسی که به یک نحوی از انحاء با دولت مواجه است، به مسئولین دولتی خداقوّت بگوید. کار، کار بزرگی است؛ کار، کار سنگینی است -کاری که بر عهده ی دولت است- و دولت، یعنی قوّه ی مجریّه به طور مجموع از صدر تا ذیل، یک پهنه ی عظیمی از مسئولیّت و کار را بر عهده دارد؛ از مسائل سیاسی و مسائل اقتصادی بگیرید، تا مسائل علم و فرهنگ، تا مسائل اجتماعی، تا مسائل امور زیربنائی مثل حمل و نقل و انرژی و مانند اینها، تا خدمات و امثال اینها؛ یک مجموعه ی عظیمی از کار، بر عهده ی دولت است و خب از صدر تا ذیل، چند هزار نفر مشغول کار و تلاشند و در بین این مجموعه بسیارند کسانی که حقیقتاً از همه ی نیروی خودشان استفاده میکنند و بلکه بیشتر از اندازه ای که متوقَّع و منتظَر هست کار میکنند برای اینکه کار را بتوانند خوب تحویل بدهند. انصافاً بایستی خداقوّتی گفت. در یک کشور بزرگ و پهناوری مثل کشور ما با یک جمعیّت هشتاد میلیونی، مدیریّت این مجموعه ی کار، کار بزرگی است، کار آسانی نیست و کار بسیار دشوار و مهمّی است؛ و کسانی که دست اندرکارند، خودشان بیشتر از همه میفهمند. حالا یک کسی بیرون گود ایستاده، ممکن است جور دیگری فکر کند و قضاوت کند امّا انسان وقتی وسط گود باشد، حالا بنده که دستم به کار اجرائی سالهایی بند بوده، کاملاً میفهمم که چقدر مشکلات هست، چقدر دشواری ها هست؛ حتّی اگر چنانچه این مشکلاتی که عارض بر ما است -[مثلاً] دشمنهای خبیثی که هستند- هم نباشند، بالاخره کار، بسیار دشوار و مشکل است. خب، حالا ما به سهم خودمان به همه ی شما برادران عزیز و خواهران عزیز، خداقوّت میگوییم؛ ان شاءالله که موفّق باشید و خداوند کمکتان کند تا آنچه میخواهید تحقّق پیدا کند، ان شاءالله به آسانی تحقّق پیدا کند.در هفته ی دولت باید نقاط قوّت و ضعف -عمدتاً هم به وسیله ی خود مسئولین- دیده بشود. نقاط قوّت و ضعف را با هم باید دید؛ بعضی هستند نقاط ضعف را می بینند، نقاط قوّت را نمی بینند. این، خطرش این است که انسان را به بدبینی و ناامیدی میکشاند. اینکه [همواره] فقط نگاه کنند نقاط ضعف را ببینند و آن نقاط قوّتی که وجود دارد مورد توجّه قرار نگیرد، عیب است؛ هم برای خود مسئول اگر چنانچه این جور حرکت بکند عیب است که موجب ناامیدی و دلسردی اش میشود، و هم برای کسی که از بیرون دارد نگاه میکند. عکسش هم همین جور است؛ اگر فقط نقاط قوّت را ببینیم و نقاط ضعف را نبینیم، اشکالات دیگری را به وجود می آورد؛ موجب میشود که نقاط ضعف متراکم بشود، راهِ درست پیموده نشود و انسان به اهداف نرسد؛ لذا باید هم نقاط قوّت را دید، هم نقاط ضعف را دید؛ نقاط قوّت را تقویت کرد، بیشتر کرد، افزایش داد؛ و نقاط ضعف را تا آنجایی که ممکن است انسان بنویسد، یکی یکی کم کند. در همه ی مسائل این جوری است؛ در مسائل شخصی هم همین جور است.خوشبختانه در این دولت -دولت دوازدهم- حقّاً و انصافاً نقاط قوّتی وجود دارد که قابل ذکر است. خب در این یک سالی که از عمر این دولت دوازدهم گذشته، با اینکه مدّتی از این یک ساله هم مصروف انتخاب کابینه و تعیین وزرا و مشکلاتی که در این راه هست شد، درعین حال کارهای خوبی انجام گرفته، اتّفاقات خوبی افتاده که آقای رئیس جمهور بخش مهمّی از آنها را در بیاناتشان گفتند. در زمینه ی اقتصاد، رشد ۴.۶ درصدی چیز خوبی است و اتّفاق خوبی است که افتاده؛ اگرچه با آنچه ما در سیاستها آورده ایم -۸ درصد- فاصله اش زیاد است لکن به هرحال در این شرایط، ۴.۶ درصد خوب است؛ رشد بسیار قابل قبول برای دولت است. در برخی از بخشها مثل کشاورزی و انرژی تولیدات خوبی انجام گرفته. در همین سه ماهه ی امسال، صادرات کشور قریب ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده، واردات کشور ۵ درصد کاهش پیدا کرده؛ اینها اتّفاقات خوبی است که افتاده؛ اینها قابل توجّه است، قابل ارائه ی به مردم، به سؤال کنندگان، و به افکار عمومی است که واقعاً باید اینها را شکر کرد از خدا؛ امیدواریم ان شاءالله این روند افزایش صادرات غیر نفتی و کاهش واردات، تا آخر سال ادامه پیدا کند؛ یعنی این را دنبال کنید که ان شاءالله [بشود]. در بخشهای دیگر هم کارهای خوبی شده که حالا در همین هفته، آقایان مشغول اطّلاع رسانی هستید و من هم که بعضاً مشاهده میکنم، میبینم خوب است. البتّه باید اعتراف کنیم، قبول کنیم که ماها در تبلیغات، خیلی آدمهای مسلّطی نیستیم، یعنی واقعاً -هم دولت، هم ماها، همه مان- تبلیغاتمان، تبلیغات خیلی خوب و خبررسانی هایمان حرفه ای نیست؛ امّا حالا به همان مقداری که دارد کار انجام میگیرد، خوب است به اطّلاع مردم برسد.من تذکّراتی را امروز عرض میکنم درباره ی سه مطلب: یکی راجع به همین مسائل اقتصادی که مسئله ی اساسی امروز ما است؛ یکی درباره ی مسائل خارجی یا سیاست خارجی؛ یکی هم درباره ی اتّحاد و انسجام داخلی که آقای رئیس جمهور هم اشاره کردند.درباره ی اقتصاد، ما از اوّلِ امسال و قبل از امسال چند بار جلسه داشتیم با دوستان، مسائلی را، مطالبی را بنده گفتم که روی آنها تکیه میکنم، تأکید میکنم، نمیخواهم تکرار بکنم آنها را. جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم که با هدف کار اقتصادی و کمک اقتصادی تشکیل شده، برکاتی داشته، فوایدی داشته؛ یعنی آن جلسه، آثاری در وضع عمومی داشته و میتواند بهتر و بیشتر هم داشته باشد، باید هم ادامه پیدا کند. آقایان! به طور معمول و متعارف وقتی که دو نفر انسان پهلوی هم می نشینند، نقاط مشترکی دارند، نقاط تفارقی هم دارند؛ نمیشود به استناد نقاط تفارق، انسان مشترکات را فراموش کند. بالاخره بحث مذاکره در دنیا مطرح میشود، میگویند با فلان دولت، با فلان کشور مذاکره کنیم؛ خب وقتی مذاکره با دشمنها و با مخالفین و با امثال اینها مطرح میشود، با دوستان و خودی ها به طریق اولیٰ مذاکره باید انجام بگیرد. مذاکره بشود؛ یک چیزی مورد اختلاف است، مذاکره میشود، یک کلمه ای شما میگویید، یک کلمه ای او میگوید، بالاخره به یک نقطه ای میرسید. بایستی این کار ادامه پیدا کند و لازم است.در مورد اقتصاد، باید قوی و پُرحجم کار کرد. ببینید دوستان! دشمن متمرکز شده روی مسئله ی اقتصاد، علّتش هم این است که در زمینه ی مسائل اقتصاد یک به اصطلاح خلأهایی وجود داشته، یک ضعفهایی وجود داشته، به تعبیر نظامی ها یک نقاط کور راداری وجود داشته که دشمن از آنجاها توانسته نفوذ بکند و وارد بشود؛ ما باید این نقاط کور راداری را ببندیم، ما باید نقطه ضعف ها را درست بشناسیم و اینها را برطرف کنیم؛ میتوانیم. همه ی این کارهایی را که باید انجام بگیرد -حالا من اشاره میکنم به بعضی از اینها- ما میتوانیم. در اداره ی اقتصادی کشور راه وجود دارد؛ این جور نیست که ما دچار بُن بست باشیم؛ نه، راه هایی وجود دارد و میشود این راه ها را باقدرت پیمود و رفت ان شاءالله. بایستی بکنید؛ بایستی وارد بشوید؛ بایستی پرحجم و باکیفیّت کار کنید؛ مسئولین اقتصادی کشور باید شب و روز نشناسند.بحث اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی که گفته شد، اساس سیاستهای [اقتصاد] مقاومتی، آن لُبّش عبارت است از تکیه بر تولید داخلی؛ اساسِ آن، این است. سیاستهای اقتصاد مقاومتی، هم به معنای سنگرسازی دفاعی در مقابل دشمن است -یعنی واقعاً این سیاستها اگر به طور کامل و دقیق اجرا بشود، سنگرسازی میکند؛ سنگرسازی دفاعی است- هم توانمندسازی برای حرکت به جلو است؛ یعنی سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم جنبه ی پدافندی دارد، هم جنبه ی آفندی دارد، محورش هم تولید است. لذا من حتّی از همین جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم انتظار دارم که یکی از جهاتی که روی آنها تکیه میکنند در بحثها و مسائلی که در آنجا آورده میشود و کارشناس هایی که با آن جلسه ارتباط پیدا میکنند، این است که روی مسئله ی تولید تکیه کنند. ببینیم مشکلات تولید داخلی کشور چه چیزهایی است، به انحاء مختلف دنبال راهِ حلّ این مشکلات باشیم. بنده اقتصاددان نیستم امّا حرفهای اقتصاددان ها را میخوانم؛ اقتصاددان های کشور که شما هم خیلی هایشان را قبول دارید، راه ارائه میکنند. این جور نیست که راه وجود نداشته باشد؛ راه هایی وجود دارد برای اینکه بتوانیم تولید کشور را نجات بدهیم.یک مسئله هم مسئله ی معیشت مردم است که باز به همین تولید ارتباط پیدا میکند؛ یعنی یکی از بهترین راه ها برای اینکه ما بخواهیم معیشت مردم را ترمیم کنیم و اصلاح کنیم -که الان مردم دچار مشکلات هستند در امر معیشت، بخش مهمّی از مردم دچار مشکلاتند- واقعاً باید تکیه کنیم روی مسئله ی تولید داخلی. خب، یک تلاش همه جانبه ای باید بشود برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها یا زیرِ ظرفیّت کار کردن کارخانه ها.یک مسئله ی مهم در زمینه ی مسائل اقتصادی که مناسب است بنده تذکّر بدهم، بحث مدیریّت اقتصادی است؛ دولت باید مدیریّت کند اقتصاد کشور را. مدیریّت را با تصدّیگری نباید اشتباه کرد؛ تصدّیگری دولت در امر اقتصاد به ضرر کشور تمام میشود؛ این را ما عملاً در انقلاب تجربه کردیم و میدانیم که تصدّیگری دولت خوب نیست. اصلاً سیاستهای اصل ۴۴ برای این بود که این تصدّیگری انجام نگیرد؛ [پس] آن را بکلّی از حوزه ی فکر خارج کنیم، یعنی این مدیریّتی که من میگویم، مطلقاً اشتباه نشود با تصدّیگری در مسئله ی اقتصاد.مدیریّت اقتصادی دو رکن مهم دارد؛ یکی این است که ما میدان را باز کنیم برای فعّالیّت فعّالان سالم اقتصادی؛ میدان باز بشود برای اینها و کمکشان بکنیم؛ افرادِ صاحبِ فکرِ اقتصادی بنشینند ببینند راه های کمک کردن به فعّال اقتصادی چیست -راه هایی وجود دارد- و موانعی که بر سرِ راهِ کارِ درستِ اینها و پیشرفتِ اینها وجود دارد چیست؟ آن موانع را بردارند؛ من حالا یکی دو مثال عرض خواهم کرد؛ یک رکن مدیریّت این است. یک رکن دیگر هم این است که دستگاه دولتی، هوشمندانه، هوشیارانه، با چشم باز، مراقب فعّالیّت مضرّ اقتصادی باشد؛ یعنی یک فعّال اقتصادی ای که حرکت مضر میکند، مورد توجّه قرار بگیرد، جلویش گرفته بشود، جلوی منافذ فساد بسته بشود و گرفته بشود. مدیریّت اقتصادی یعنی این، هیچ ربطی به تصدّیگری ندارد.حالا مثلاً در مورد آن بخش اوّل یعنی کمک به [فعّال اقتصادی]، من یک مثالِ همین روزها را بزنم، البتّه مثالهای فراوانی وجود دارد؛ کسانی در داخل کشور هستند که یک حرکت اقتصادی را شروع میکنند؛ باید به اینها کمک بشود. حالا اینکه گفتم مال این روزها است، همین مسئله ی نوشت افزار است؛ چند جوان باهمّت پیدا شده اند و نوشت افزار داخلی دارند تولید میکنند؛ نوشت افزار یک رقم مهمّی است؛ شما ببینید مصرف نوشت افزار -مداد و کاغذ و دفتر و بقیّه ی وسایل- چه حجم عظیمی دارد که ما در بسیاری از اینها داریم از واردات استفاده میکنیم که هم بارِ فرهنگی دارد، هم بارِ اقتصادی دارد. یک مشت جوان پیدا شده اند که از دو سه سال قبل از این، از چند وقت قبل -حالا من دقیقاً الان یادم نیست- همّت گماشتند برای اینکه نوشت افزار داخلی [تولید کنند]؛ خب اینها احتیاج به کمک دارند؛ باید به اینها کمک بشود؛ [امّا] کمک نمیشود؛ حتّی در مقابل حرکت اینها، احیاناً سنگ اندازی هم انجام میگیرد. لازم نیست سنگ اندازی را مسئول دولتی یا وزیر دولتی انجام بدهد؛ نه، ممکن است وزیر دولتی اصلاً خبر هم نداشته باشد امّا دیگرانی هستند که سنگ اندازی میکنند؛ باید جلوی این گرفته بشود. چند وقت قبل یک تعدادی از همین جوانها آمدند پیش من؛ خب آدم میبیند اینها سرتاپا شوقند، سرتاپا آمادگی و قوّه و توانِ کارند، ابتکار هم دارند، [امّا] توانایی مالی شان ضعیف است؛ باید کمک بشوند؛ کمک [به اینها] هم کمکهای چند هزار میلیاردی مثل این معوّقات بانکی ما نیست که یک نفری چند هزار میلیارد مدیون [است]؛ این جوری نیست، کمکهای خیلی خیلی کمتری است؛ با یک مختصر کمکی، با دست گذاشتن پشت اینها و حرکت دادن به جلو، به اینها کمک میشود. از این قبیل هم ما زیاد داریم. ببینید؛ بنده به عنوان مسئولی که به کارهای اقتصادی و مسائل اجرائی کشور هم کاری ندارم، مورد مراجعه ی زیادی قرار میگیرم، میدانم که بسیاری از مسئولین و وزرا و مانند اینها، مورد مراجعه قرار میگیرند. از این قبیل فراوانند؛ باید به اینها کمک بشود. برای ما خیلی پیش آمده -حالا «خیلی» که میگویم، یعنی متعدّد- که آمده اند شکایت کرده اند، بنده هم بعضی اوقات سفارش کرده ام. این یکی از کارها است که بایستی انجام بشود و از این قبیل زیاد است.یکی مسئله ی میدان را باز کردن، یعنی بهبود فضای کسب وکار [است]. یک گزارشی همین اخیراً به دست ما رسید -که حالا دقیقاً جزئیّاتش یادم نیست؛ آنچه در ذهنم مانده که خیلی برجسته بود این بود- که در یک موضوع مشخّصی در طول مدّت کوتاهی، مثلاً شاید دو سه ماه، سی بخشنامه صادر شده از طرف مسئولین! خب این فعّال اقتصادی چه جوری میتواند برنامه ریزی کند برای آینده ی خودش؟ کسی که میخواهد در این بخش و مربوط به این قضیّه کار کند، چطور میتواند برنامه ریزی کند؟ دائماً بخشنامه پشت سرِ بخشنامه، تصمیم گیری های متعارض و گاهی متناقض درباره ی یک موضوع! اینها باید برداشته بشود؛ یعنی اینها چیزهایی است که مانع کار است؛ این ثبات و آرامشی را که فعّال اقتصادی احتیاج دارد این را [ایجاد کنید]. بنابراین، یک رکن مدیریّت عرض کردیم این است که ما بتوانیم به کسانی که فعّال هستند از گروه های مردمی کمک کنیم، میدان را برای آنها باز کنیم، موانع را از سرِ راه آنها برداریم. من یک وقتی اینجا در یکی از دیدارهایی که داشتیم -مال دو سه سال پیش است؛ من آنجا تصریح کردم، [امّا] الان درست یادم نیست؛ برای اینکه مثلاً در یک مرغداری یک چیزی درست کنند؛ حالا یادم نیست؛ آن وقتی که اینجا گفتم، تفصیلاً گفتم آنها را- اشاره کردم که گزارشی چند نفر از این فعّالان بخش خصوصی به ما داده بودند که برای یک کار کوچکی، شاید حدود چند ماه لازم بوده که این آدم دوندگی کند که بتواند یک کار کوچکی را در کنار یک کار اقتصادی ای که دارد، مثلاً فرض کنید که انجام بدهد. اینها را بایست کم کرد؛ باید راه را باز کرد برای اینکه مردم بتوانند فعّالیّت کنند. این بخش اوّل است.بخش دوّم هم مبارزه ی با مفسد و بستن منافذ فساد است؛ چشمِ باز مدیران؛ آنچه نیاز است این است. ببینید، همین تازه یک گزارشی وزارت اطّلاعات برای ما فرستاد، من نگاه کردم این گزارش را دیدم از آبان ۹۶ تا تیر ۹۷، ۵۶ اخطار در مورد مسائل مربوط به فساد اقتصادی، به دستگاه های مختلف دولت از طرف وزارت اطّلاعات داده شده! خب این کار اطّلاعات، کار خوبی است؛ من نمیدانم چقدرش دنبال شده چقدرش دنبال نشده، [امّا] این مهم است که نگاه کنیم ببینیم در طول مثلاً چند ماه، وزارت اطّلاعات برخورد کرده با یک رقمِ به این بزرگی؛ یعنی ۵۶ مورد را وزارت اطّلاعات مطرح کرده و ذکر کرده. [در خصوص] همین حوادثی هم که اخیراً پیش آمد، حالا آقای دکتر روحانی اشاره کردند و بیان کردند توجیهاتی را که درست است توجیهات ایشان، منتها واقع قضیّه این است که در کنار این توجیهات، یک مقداری غفلت و بی توجّهی مدیریّتی انجام گرفته. وقتی که ما میخواهیم ارز را به هر دلیلی وارد بازار کنیم -[چون] این را لازم میدانیم، این را وسیله ای برای پایین آوردن قیمت ارز میدانیم- باید این کار را با چشمِ باز انجام بدهیم تا این جور نشود که در این شرایطِ سختِ ما، چند میلیارد دلار بیفتد دست یک عدّه ی معدودی که یا قاچاق کنند، یا ببرند در کردستان عراق بفروشند، یا در بازار داخلی آن را نقد کنند، یا به عنوان گردشگری بگیرند جور دیگر عمل کنند -که خب این را همه میدانند- و یا به عنوان آوردنِ یک کالایی ثبت سفارش کنند [ولی] یک کالای دیگر را بیاورند؛ اینها خب چیزهایی است که مدیریّتها میتوانند اینها را [مراقبت] کنند که این را من با آقای رئیس جمهور هم قبلاً در میان گذاشتم. این جور هم نیست که ما لازم باشد بالای سرِ هر یک نفری یک پلیس بگذاریم که ببینیم چه کار میکند؛ نه، امروز خب شیوه هایی وجود دارد، روشهایی وجود دارد، روشهای پیشرفته ای وجود دارد؛ میشود اینها را کنترل کرد. باید کنترل کرد یعنی باید با چشمِ باز مراقبت کرد. این مدیریّت اقتصادی است.من به نظرم می آید شما میتوانید این کار را بکنید، دولت ما میتواند این کار را بکند؛ این کاری نیست که جزو محالات باشد یا جزو مشکلات فوق العاده باشد؛ نه؛ اهتمام لازم است، ورود مجاهدانه ی در وسط میدان لازم است و این کارها را میتوانید انجام بدهید.[کسی] پول را میگیرد که مثلاً فرض کنید که فلان جنس لازم را، کالای لازم را، کالای واسطه ای را -که شما به او اجازه میدهید- ...

ادامه مطلب  

زنگ خطر برای والیبال پایه  

درخواست حذف این مطلب
عملکرد تیم ملی نوجوانان در والیبال قهرمانی آسیا واقعیتی بود که تا پیش از این از سوی فدراسیون نادیده گرفته می شد اما چهارمی نوجوانان کشورمان در آسیا در حالی که در هفت دوره گذشته فینالیست بود و شش بار قهرمان شده بود ثابت کرد که مسیری که برای والیبال پایه انتخاب شده است نیاز به تغییر دارد. در حالی نوجوانان ایران به عنوان مدافع عنوان قهرمانی روی سکو نرفتند که این مسئله برای سایر کشورهای آسیایی هم قابل تأمل بود به خصوص اینکه با توجه به جایگاهی که کشورمان در والیبال دنیا و آسیا دارد همواره یک سکو برای ایران بود اما با این حال در مسابقاتی که حتی ک ...

ادامه مطلب  

چگونه نقاط ضعف خود را برطرف کنیم؟ 7 روش بهبود نقطه ضعف  

درخواست حذف این مطلب
بعد از یافتن پاسخ این سوال که نقطه ضعف چیست و چگونه مانع پیشرفت شما میشود وقت آن است که نقاط ضعف خود را بهبود دهید.هیچکس بی عیب نیست؛ حتی عاقل ترین و موفق ترین مردم نیز نقطه ضعف هایی دارند لکن ما به کناری نشسته ایم و فرض می کنیم که افراد موفق به آسانی به اینجا رسیده اند ، اما این امر به هیچ وجه حقیقت ندارد، در واقع این گونه افراد موفق خیلی بیشتر از ما تلاش کرده اند و تا زمانی که به موفقیت دست نیافتند دست از تلاش بر نداشتند.آن چه که در مورد این افراد متفاوت است خصوصیات و پول و فرصت های بیشتر آن ها نیست، بلکه تنها تمایز آن ها با ما نحوه ی زندگی کردن و چگونگی انجام کارهایشان است.بهبود نقاط ضعف و تمرکز بر نقاط قوتافراد موفق از نقطه ضعف های خود آگاهی دارند، اما به جای تمرکز بر این نقطه ضعف ها بر نقاط قوت خود تمرکز می کنند و در جهت بهبود نقاط ضعف خود گام بر می دارند.اگر هنوز هم حرف های من را باور نمی کنید بهتر است کمی جست و جو کنید و به کنکاش در مورد زندگی موفق ترین افرادی که می شناسید بپردازید و در مورد آن ها فکر کنید. شما همواره این افراد را برای داشتن مهارت ها و استعدادهای خوبشان می ستایید، نه ضعف های آن ها درست است؟ خوب، بهتر است بدانید که این افراد عاری از نقاط ضعف نیستند لکن طرز تفکری دارند که باید برای همه ی ما عادی شود.در قسمت زیر 7 روشی که بر اساس آن افراد موفق با نقطه ضعف های خود مقابله می کنند ارائه شده است:تمرکز بر اینکه به چه چیزهایی علاقه مند هستیداگر شما مشغول به کاری هستید که بدان علاقه ای ندارید و فقط کار خود را برای کسب درآمد انجام می دهید نه چیز دیگر، باید بدانید که هرگز عملکرد و بهره وری شما از حد متوسط فراتر نخواهد رفت. این امر قطعا به عنوان یکی از نقطه ضعف های شما منعکس می شود، زیرا ذهن شما هرگز نمی تواند در این کار به خوبی عمل کند. در عوض، باید بدین امر بیاندیشید که در چه کاری می توانید عملکرد بهتری داشته باشید. هنگامی که شما با سختی و تلاش فراوان بالاخره کاری را پیدا می کنید که در آن از هر جهت استعداد بیشتری دارید قطعا بازده کاری شما نیز بالاتر خواهد بود و در مدت کوتاهی می توانید به موفقیت چشمگیری دست یابید.“بهتر است که یک نسخه ی اصلی شکست خورده باشیم تا یک نسخه ی تقلیدی موفق ” – هرمان ملویلزمان را مدیریت کنیدمدیریت زماناغلب افراد سعی می کنند تعداد زیادی از کارها را در یک بازه ی زمانی اندک انجام دهند و یا هیچ کاری انجام ندهند. خب این روش به هیچ وجه روش خوبی نیست چرا که شما باید برنامه ریزی داشته باشید و ببینید چه کارهایی را می توانید در بازه ی زمانی مشخصی به بهترین وجه ممکن انجام دهید.اگر می خواهید همواره در کارهایتان چه مسائل کاری باشد چه زندگی شخصی،موفق شوید، سازمان دهی و مدیریت زمان دو مهارت مهم هستند که شما باید در آن ها به مهارت فوق العاده ای دست یابید. مردم می توانند فقط با مهارت یافتن در مدیریت در زمان، در زمان کمتری کار بیشتری را انجام دهند.تقویت مهارت های کلیدیهمه ی ما انسان ها مهارت های خاصی داریم که اگر بدان ها بپردازیم می توانیم بازده فوق العاده بالایی داشته باشیم پس چرا راه آسان تر را انتخاب نکنیم و با گام برداشتن در مسیر مورد علاقه مان به موفقیت های چشمگیری دست نیابیم؟. همانطور که در بالا توضیح داده شد، افراد هوشمند ، وقت و انرژی خود را برای بهبود کاری صرف می کنند که در آن استعداد دارند، اینگونه افراد بر امور مورد علاقه ی خود تمرکز می کنند تا نقاط قوت خود را افزایش دهند. ه ...

ادامه مطلب  

ریشه یابی آسیب های اجتماعی در جامعه اسلامی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه اندیشه خبرگزاری شبستان به نقل از طلیعه، درسگفتار «اسلام و آسیب های اجتماعی» با تدریس حجت الاسلام والمسلمین دکتر رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش های علوم انسانی اسلامی صدرا از نیمه اردیبهشت ماه تا پایان شهریورماه در ۱۲جلسه برگزار می شود.در ادامه، گزارش چهارمین درسگفتار با موضوع «ریشه یابی آسیب های اجتماعی در جامعه اسلامی» آمده است:خلاصه جلسه قبل:جلسه پیش، بحث ما حول مؤلفه های جامعه اسلامی مطلوب بود اما ابتدا به عنوان مقدمه به چند نکته کلیدی درباره نوع نگاهی که به جامعه اسلامی وجود دارد، اشاره شد. جامع نگری و کلان نگری، زنجیره ای دیدن مؤلفه ها، ارتباط طبیعی و ارگانیک مؤلفه های اجتماعی، تکیه مفاهیم اعتباری به حقایق تکوینی و هم عرض نبودن مؤلفه های جامعه اسلامی مطلوب، عناوین اصلی نکاتی بود که در بخش اول جلسه قبل مطرح شد.در ادامه، وارد مؤلفه های جامعه اسلامی شدیم و برای ورود در این بحث به سمت طبقه بندی ساده مؤلفه ها حرکت کردیم. در این طبقه بندی، مؤلفه ها به چهار بخش یعنی مؤلفه های بینشی و نگرشی، مؤلفه های ارزشی و گرایشی، مؤلفه های زیرساختی و نیز مؤلفه های کنشی تقسیم شد و سپس در ذیل این طبقه بندی، چهل و سه مؤلفه اصلی و مهم به نحو مختصر توضیح داده شد.در پایان مباحث جلسه قبل، به یک سئوال مهم طرح شد که آن را مختصراً پاسخ دادیم؛ سئوال این بود که مزیّت جامعه اسلامی نسبت به جامعه سکولار چیست، این در حالی است که بعضی از جوامع سکولار نیز از برخی مؤلفه های جامعه اسلامی مطلوب برخوردارند؟ در پاسخ به این سئوال، سه مطلب بیان شد که گرایش انسان به حُسن فعلی و حمایت نظام احسن خلقت از حُسن فعلی، کافی نبودن حُسن فعلی برای سعادت ابدی و توجه به گرفتاری های ریشه دار جوامع سکولار، عناوین اصلی این سه مطلب را تشکیل می دادند.تفاوت تلقی جوامع از آسیب اجتماعیموضوع این جلسه، «ریشه یابی آسیب های اجتماعی در جامعه اسلامی» است. البته تأکید می کنم که ما به دنبال ریشه یابی آسیب ها در جامعه اسلامی هستیم نه هر جامعه ای چراکه ممکن است بر اساس نظام ارزش های اسلامی، چیزی در جامعه اسلامی آسیب تلقی شود که در جامعه غیر اسلامی یا سکولار آسیب تلقی نشود. برای شروع، مایلم در ادامه مباحث جلسه پیش، مختصراً به چند اصل اجتماعی دیگر اشاره کنم :گرایش، اراده و عملیکم اینکه، تقویت میل و گرایش، به شکل گیری اراده و سپس عمل منجر می شود. البته این دیدگاه یا دیدگاه رایج متفاوت است لکن من نظر خودم را عرض می کنم که هر نوع میل و گرایشی به طبیعت و غرایز انسان تعلق ندارد و می توان میل و گرایش را به دو بخش طبیعی و فطری تقسیم کرد. از طرف دیگر، اراده مربوط به عرصه عقل عملی است و فوق و مسلط بر میل و گرایش است اما میل و گرایش چه غریزی باشد و چه فطری در خلق اراده نقش آفرین است. برای مثال، گرایشات اخلاقی که از جمله گرایشات فطری در انسان محسوب می شود، موّلد اراده و سپس عمل اخلاقی است اما از آنجا که حضور اراده در منطقه عقل عملی مانع از خطا و شکل گیری اراده های نامعقول نمی شود، اراده به دو بخش اراده مثبت و اراده منفی یا اراده خیر و اراده شرّ قابل تقسیم است که ملاک خیر و شرّ بودن یک اراده به انطباق آن با فطرت و عقل فطری است که در عقل نظری بروز و ظهور می یابد. با این وصف، میل و گرایش طبیعی و غریزی آنگاه به اراده منفی تبدیل می شود که آن میل و گرایش توسط فطرت و عقل فطری تعدیل نشده باشد ضمن اینکه میل و گرایش فطری نیز وقتی به اراده مثبت منجر می شود که فطری بودن آن اراده مبتنی بر منطق فلسفی و یا عرفانی تایید شده باشد. ممکن است سئوال شود که نقش انگیزه در این بین چیست؟ در پاسخ عرض می کنم که انگیزه موجه کننده و قوه محرکه میل و گرایش است.در واقع، کار انگیزه، جدای از معقول کردن میل و گرایش (اعم از عمل ابزاری و عقل کلی )، به جلو راندن میل و گرایش برای تبدیل شدن به اراده و سپس عمل است. صرف نظر از این بحث و جزئیات آن، همانطور که قبلاً نیز اشاره کرده بودم، بینش ها و نگرش های انسان در شکل گیری نوع امیال و گرایش های او مؤثرند لذا میل و گرایش انسان مسلمان با انسان غیر مسلمان و یا کافر حتی در عرصه غرایز یکسان نیست. البته ممکن است گفته شود که میل و گرایشی که ما از آن صحبت می کنیم، میل و گرایش ثانویه است لکن آنچه مسلم است میل و گرایش از بینش و نگرش متأثر است به طوری که باید گفت انسان محصول بینش ها و نگرش های خویش است و هر قدر بینش و نگرش انسان قوی تر و به یقین نزدیک شود، اراده انسان برای خلق عمل راسخ تر است.جوامع مانند افراد دارای میل و گرایش هستنددوم اینکه، ما قبلاً درباره رویکرد اسلام به جامعه صحبت کردیم و گفته شد که جامعه از نظر اسلام ذی شعور و دارای هویتی مستقل است؛ با این وصف، جامعه هم مانند فرد می تواند مبتنی بر باورهای اجتماعی، صاحب میل و گرایش و سپس اراده و عمل شود. از این جهت است که مدیریت میل و گرایش در جامعه جزو بحث های مهم در جامعه شناسی اسلامی است که در جلسات بعدی درباره آن به تفصیل صحبت خواهیم داشت.ایمان مولّد ولایت اجتماعی استسوم اینکه، در جامعه اسلامی برخلاف جامعه سکولار، اعضاء جامعه بوسیله ایمان به یکدیگر ولایت پیدا می کنند. قرآن کریم در سوره توبه آیه ۷۱ می فرماید : وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلَاهَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاهَ وَیُطِیعُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ؛ یعنی مردان و زنان باایمان، ولیّ (و یار و یاور) یکدیگرند؛ امر به معروف، و نهی از منکر می کنند؛ نماز را برپا می دارند؛ و زکات را می پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت می کنند.در اینجا منظور از ولایت سطحی از مسئولیت و سرپرستی است که ما در مباحث قبلی از آن به عنوان مسئولیت اجتماعی صحبت کردیم. بر این اساس، مؤمن نمی تواند نسبت به سرنوشت برادر یا خواهر مؤمن خود و تبعات اجتماعی آن بی تفاوت باشد و به همین دلیل برای خود در قبال دیگران ( بر اساس شرایطی که در فقه آمده است ) نقش اصلاحی قائل است. البته این نقش اصلاحی فراتر از نصیحت و موعظه، در قالب امر به معروف و نهی از منکر ظهور و بروز پیدا می کند. توجه داشته باشید که اگر مؤمنین نسبت به یکدیگر ولایت پیدا نکنند، امر به معروف و نهی از منکر اصولاً منتفی است چرا که «امر» به معنای واداشتن و «نهی» به معنای بازداشتن، زمانی اقتضای تحقق دارد که آمر و ناهی نسبت به مخاطب خود از ولایت برخوردار باشد و الا تحت عنوان دخالت بی جا در امور دیگران مورد مذمت و حتی برخورد قرار می گیرد.مناشی گوناگون آسیب های اجتماعیاز این سه اصل که عبور کنیم، همانطور که از عنوان این جلسه پیداست، بحث ما حول ریشه ها و مناشی آسیب های اجتماعی در جامعه اسلامی است. جلسه پیش به مؤلفه های جامعه اسلامی مطلوب پرداختیم و الآن تمرکز ما بر روی این پرسش است که چه عناصر ریشه ای، مؤلفه های جامعه اسلامی مطلوب را خنثی یا به ضعف می کشاند؟ به نظر می رسد آسیب های اجتماعی از حیث منشأ به دو بخش عمده «درون زا» و «برون زا» قابل تقسیم اند. از طرف دیگر، خود آسیب های درون زا را می توان به سه قسم : نفسی و روانی، جمعی یا مدنی و نیز طبیعی تقسیم نمود. همچنین آسیب های برون زا را می توان به دو بخش عمده: خصمانه و غیرخصمانه و طبیعی تقسیم کرد که ادامه، هر یک از این موارد را جداگانه مورد بررسی قرار خواهیم داد.یکم. آسیب های درون زاالف. آسیب های نفسی و روانی:پیش از شرح آسیب های نفسی و روانی یک نکته کلی و در عین حال مهم را باید عرض کنم و آن، به سیر حرکت انسان و همه موجودات عالم به سمت کمال خود برمی گردد. همانطور که می دانید، جمادات، نباتات، حیوانات و انسان در زندگی خود بی وقفه و به سرعت در حال حرکت هستند و مقصد این حرکت، کمالات وجودی اعم از مادی و معنوی و به اصطلاح، «شدن» می باشد. در این بین، در حرکت به سمت کمالات مادی، شکل گیری تزاحمات و به تبع آن، تصادفات امری طبیعی است. البته در حرکت به سمت کمالات معنوی که «و جنه عرضها کعرض السموات و الارض» به دلیل وسعت بی انتهایی که میدان حرکت دارد، و تغییر پاردایمی در شاکله رقابت، ایجاد تزاحم و تصادف امری بی معناست لکن این موضوع در عرصه مادی کاملاً قابل فهم است. با این حال، تصادفاتی که در مسیر حرکت به سمت کمال مادی رخ می دهد، بعضاً آشکار و بعضاً پنهان است؛ همچنین بخشی از تصادفات محصول کنش شخصی است و بخشی محصول کنش سیستم یا جامعه است. من در اینجا بنا ندارم به این بحث ورود تفصیلی داشته باشم و فقط هدفم از طرح این بحث این بود که مجدداً تاکید کنم که در دنیای مادی، جامعۀ بدون آسیب وجود عینی ندارد و هر جامعه ای لااقل به خاطر همین نوع تصادفات با یکسری آسیب ها روبروست.و اما منظور از آسیب های نفسی و روانی در ساده ترین بیان، آسیب هایی است که متوجه نفس و جان انسان است که البته در اینجا فقط شامل جنبه طبیعی آن می شود نه فطری و روحانی که توضیح آن را در انتهای همین بخش عرض خواهم کرد. روشن است که برای شناخت آسیب های نفسی و روانی باید وارد حوزه انسان شناسی شد. از آنجا که بحث ما از پایگاه حکمت اسلامی است، تلاش ما مصروف این خواهد شد که اهمّ نقاط ضعف یا بیماری و آسیب های بالقوه و بالفعل انسان را از منظر قرآن کریم مورد بررسی قرار دهیم و هر جا که نیاز بود در تفسیر آیات از روایات نیز استفاده نماییم. در قرآن کریم، نقاط ضعف و بیماری های انسان که به شکل صریح و نیمه صریح بیان شده است به این شرح است :۱ – انسان، طبعاً جاهل استقرآن کریم در سوره نحل آیه ۷۸ می فرماید: وَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ یعنی و خداوند شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالی که هیچ چیز نمی دانستید؛ و برای شما، گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شکر نعمت او را بجا آورید! همانطور که ملاحظه می کنید، هیچ انسانی عالم متولد نمی شود و گرایشات فطری هم در اینجا به منزله علم تلقی نشده است. انسان ها با یک لوح سفید متولد می شوند و خداوند بوسیله نعمت گوش و چشم و دل، زمینه دریافت و فهم وقایع و عالم شدن را در انسان فراهم می کند. با این ملاحظه، کسانی که در عمل شکرگذار نعمت الهی هستند و از گوش و چشم و دلشان برای عالم شدن بهره لازم را می برند، در این دنیا به حیات معقول و الهی که بر محور تعادل قرار دارد، دست پیدا می کنند و الا ثمره جهل چیزی جز افراط و تفریط نیست. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرمایند: لا تری الجاهل الا مفرِطا او مُفَرِّطا؛ یعنی همیشه جاهل را یا افراط گر می بینی و یا تفریط کار و همین افراط و تفریط منشأ انواع فراوانی از آسیب های اجتماعی است.۲– انسان، طبعاً بسیار ظالم و جاهل استقرآن کریم در سوره احزاب آیه ۷۲ می فرماید: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَهَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُومًا جَهُولًا؛ یعنی ما امانت ( تعهّد، تکلیف، و ولایت الهیّه ) را بر آسمانها و زمین و کوه ها عرضه داشتیم، آنها از حمل آن سر برتافتند، و از آن هراسیدند؛ امّا انسان آن را بر دوش کشید؛ او بسیار ظالم و جاهل بود، ( چون قدر این مقام عظیم را نشناخت و به خود ستم کرد. ) در این آیه شریفه، از صیغه مبالغه استفاده شده و انسان به خاطر عدم درک موقعیت بی نظیر خود و پذیرش دعوت شیطان، بسیار ظالم و بسیار جاهل خوانده شد است. توجه بفرمایید که این بسیار ظالم و جاهل بودن انسان که قرآن از آن پرده برداری کرده است، و به چرخش از مسیر حق منتهی می شود، منشأ بسیاری از آسیب های اجتماعی می باشد.۳– انسان، طبعاً ضعیف استقرآن کریم در سوره نساء آیه ۲۸ می فرماید : یُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُخَفِّفَ عَنْکُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِیفًا؛ یعنی خدا میخواهد ( با احکام خود) کار را بر شما سبک کند؛ و انسان، ضعیف آفریده شده؛ ( و در برابر طوفان غرایز، مقاومت او کم است ) در واقع، این آیه شریفه به تاب نیاوردن عموم انسان ها در برابر هجمه غرایز و شهوات تاکید دارد که می تواند منبع بخش مهمی از آسیب های اجتماعی قلمداد گردد.۴– انسان، طبعاً احساس بی نیازی می کندقرآن کریم در سوره علق آیات ۶ و ۷ می فرماید : کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَی؛ یعنی چنین نیست ( که شما می پندارید ) به یقین انسان طغیان می کند، از اینکه خود را بی نیاز ببیند! گرچه احساس بی نیازی در این آیه نسبت به خدای تعالی است؛ قرآن کریم در سوره یس آیه ۷۷ می فرماید : أَوَلَمْ یَرَ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ نُطْفَهٍ فَإِذَا هُوَ خَصِیمٌ مُبِینٌ؛ یعنی آیا انسان نمی داند که ما او را از نطفه ای بی ارزش آفریدیم؟! و او ( چنان صاحب قدرت و شعور و نطق شد که ) به مخاصمه آشکار (با ما) برخاست! در عین حال توجه کنید، انسانی که در برابر خالق هستی متصف به این صفت شد، به طریق اولی نسبت به موجودات عالم احساس بی نیازی می کند و با آنها مستکبرانه رفتار می کند و این استکبار خود منشأ عظیم ترین گرفتاری های بشر محسوب می شود.۵– انسان، طبعاً عجول استقرآن کریم در سوره انبیا آیه ۳۷ می فرماید : خُلِقَ الْإِنْسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِیکُمْ آیَاتِی فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ؛ یعنی آری، انسان از عجله آفریده شده؛ ولی عجله نکنید؛ بزودی آیاتم را به شما نشان خواهم داد! در این آیه شریفه، در عین حال که بر حسب شأن نزول، مخاطب به عدم عجله برای مشاهده آیات الهی دعوت شده است، از یک قاعده کلی در نظام خلقت نیز پرده برداشته است و آن قاعده این است که انسان طبعاً موجودی عجول است. البته سرعت فی نفسه چیز بدی نیست و حتی در مواردی برای سبقت گرفتن امری لازم است ( کما اینکه قرآن می فرماید : فاستبقوا الخیرات ) اما عجله که معنای آن سرعت نامعقول و متهورانه است، حتماً می توان انسان را به شکست بکشاند.۶– انسان، طبعاً دوستدار مادیات استقرآن کریم در سوره عادیات آیه ۸ می فرماید: وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ؛ یعنی و او ( انسان ) علاقه شدید به مال دارد! شاید معنای روشن تر آیه این باشد که انسان مادیات را به معنویات ترجیح می دهد و پرواضح است که این نقطه ضعف در انسان می تواند مولّد آسیب های پرخطر اجتماعی باشد.۷– انسان، طبعاً حریص استقرآن کریم در سوره معارج آیه ۱۹ می فرماید: إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا؛ یعنی به یقین انسان حریص و کم طاقت آفریده شده است. در مورد قبلی بیان شد که انسان دوستدار مادیات است و در اینجا می فرماید : نه تنها انسان دوستدار مادیات است، بلکه حریص و طمع کار هم هست. قرآن کریم در سوره فجر آیه ۲۰ می فرماید : وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا؛ یعنی و جمع کردن مال و ثروت را بسیار دوست دارید و البته روشن است که انسان به همین خاطر گناهان زیادی مرتکب می شود. در سوره تکاثر آیات ۱ و ۲ قرآن می فرماید : کار این افزون طلبان به جایی می رسد که حتی عدد قبور همکیشان خود را هم در محاسباتشان در نظر می گیرند و به آن افتخار می کنند. أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ.۸– انسان، طبعاً تنگ نظر استقرآن کریم در سوره اسراء آیه ۱۰۰ می فرماید: قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزَائِنَ رَحْمَهِ رَبِّی إِذًا لَأَمْسَکْتُمْ خَشْیَهَ الْإِنْفَاقِ وَکَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا؛ یعنی بگو: «اگر شما مالک خزائن رحمت پروردگار من بودید. در آن صورت، ( بخاطر تنگ نظری ) امساک می کردید، مبادا انفاق، مایه تنگدستی شما شود» و انسان تنگ نظر است! این تنگ نظری نوعی بخل است لکن بنده در اینجا آن را جداگانه ذکر کردم و روشن است که با وجود این نوع از تنگ نظری ها، جامعه اسلامی دچار چه مصیبتی خواهد شد.۹– انسان، طبعاً بخیل استقرآن کریم در سوره نساء آیه ۱۲۸ می فرماید: وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ؛ یعنی بخل نزد آدمیان حاضر است. بخیل کسی است که از به مصرف رساندن آن چیزی که در اختیار اوست اعم از مادی و معنوی امساک می کند خواه از حقوق الهی باشد و خواه از حقوق مردم که از نظر قرآن جزو رذائل اخلاقی بزرگ و دامنه دار محسوب می شود. قرآن کریم در سوره نساء آیه ۳۷ به نحو شدید الحنی به کسانی که بخل می ورزند، و دیگران را هم به بخل تشویق می کنند کافر می خواند و به آنها هشدار می دهد : الَّذِینَ یَبْخَلُونَ وَیَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَیَکْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ عَذَابًا مُهِینًا؛ یعنی آنها کسانی هستند که بخل می ورزند، و مردم را به بخل دعوت می کنند، و آنچه را که خداوند از فضل (و رحمت) خود به آنها داده، کتمان می نمایند. (این عمل، در حقیقت از کفرشان سرچشمه گرفته) و ما برای کافران، عذاب خوارکننده ای آماده کرده ایم.قرآن کریم در سوره محمد آیه ۳۸ می فرماید : هَا أَنْتُمْ هَؤُلَاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ وَمَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّمَا یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَاللَّهُ الْغَنِیُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ وَإِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیْرَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُونُوا أَمْثَالَکُمْ؛ یعنی آری، شما همان گروهی هستید که برای انفاق در راه خدا دعوت می شوید، بعضی از شما بخل می ورزند؛ و هر کس بخل ورزد، نسبت به خود بخل کرده است؛ و خداوند بی نیاز است و شما همه نیازمندید؛ و هرگاه سرپیچی کنید، خداوند گروه دیگری را جای شما می آورد پس آنها مانند شما نخواهند بود ( و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق می کنند.)در واقع، این آیه شریفه تاکید دارد که بخیل به خودش ظلم می کند. در نهایت، قرآن کریم در سوره حشر آیه ۹ به کسانی که این رذیله را کنار می گذارند بشارت می دهد و سرنوشت آنها را مشخص می کند : وَالَّذِینَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَهً مِمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَهٌ وَمَنْ یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ یعنی و برای کسانی است که در این سرا [= سرزمین مدینه ] و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست می دارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمی کنند و آنها را بر خود مقدّم می دارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند؛ کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شده اند رستگارانند!۱۰– انسان، طبعاً متکبر و خودستاستقرآن کریم در سوره لقمان آیه ۱۸ از زبان لقم ...

ادامه مطلب  

دشمن می داند که اگر یکی بزند، ده تا می خورَد/ موشک، مایه ی امنیّت و نقطه ی قوّت است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۷ در مراسم بیست و نهمین سالگرد رحلت امام خمینی (رحمه الله) بیاناتی را ایراد فرمودند.بیانات مقام معظم رهبری در این مراسم به نقل از khamenei.ir، به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیمالحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فى الارضین. قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: هُوَ الَّذىِّ اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادُوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ لله جُنودُ السَّماواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا. (۲)یاد عظمتها و قلّه های بلند و پروازهای معنویِ انسانهای بزرگ، به دلها آرامش و اطمینان و اعتمادبه نفس میبخشد. آیه ی شریفه، سکینه و آرامش را در دلهای مسلمانان ناشی از فتح و نصرت الهی میداند و آرامش را و اطمینان را و سکینه ی قلبی را مایه ی تقویت ایمان و ازدیاد ایمان معرّفی میکند؛ دشمن عکس این را و ضدّ این را برای امّت اسلامی و برای جامعه ی مؤمن و متحرّک و پویای ما دنبال میکند.سی سال است از امام بزرگوار، در مثل چنین روزی سخن میگوییم؛ امام یکی از قلّه های بلند است و بعد از این هم ملّت ما، امّت ما همواره از امام سخن خواهد گفت و شایسته هم همین است؛ زیرا امام، نماد انقلاب است و این کشور بدون موتور پُرقدرت انقلاب به هدفهای خود، به آرزوهای بزرگ خود دست نخواهد یافت.امسال این هم زمانی با ایّام شهادت امیرالمؤمنین، شباهتهایی را به ذهن می آورد میان این پیرو صادق، این پیرو حقیقی امیرالمؤمنین و آن پیشوای والا و بزرگ؛ شباهتهایی وجود دارد که مایه ی افتخار ملّت ایران و امّت اسلامی است؛ توجّه به این شباهتها مهم و مفید است برای پیدا کردن راه درست و همچنین برای آشنایی بیشتر با امام بزرگوارمان. من سه سرفصل را در مورد این شباهتها آماده کرده ام که مطرح کنم.یک سرفصل این است که در امیرالمؤمنین دو خصوصیّتِ ظاهراً متضاد جمع شده بود؛ یکی صلابت و ایستادگی و شدّت، و یکی لطافت و صفا و رقّت؛ این هر دو در امیرالمؤمنین -در اوج و در کمال خود- وجود داشت. صلابت و شدّت در برابر هر حرکت نابه حق: در برابر ظلم، در برابر ظالم، در برابر انحراف از راه خدا، در برابر طغیانگری، در برابر اغواگری؛ در مقابل اینها امیرالمؤمنین با منتهای صلابت و استحکام می ایستاد که نظیر آن تا امروز دیده نشده است. در مقام مواجهه ی با ذکر الهی و یاد الهی از سویی، و در برخورد با مظلومین و محرومان و ضعفا و مستضعفان از سوی دیگر، در نهایت لطافت و رقّت عمل میکرد. امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) در برابر معاویه، با آن صلابت برخورد کرد؛ مشورت به امیرالمؤمنین دادند که مدّتی صبر کنید و معاویه را از استانداری شام عزل نکنید؛ زیر بار نرفت. صلابت امیر المؤمنین در مقابل آن دو صحابی قدیمی و موجّه و بسیار آبرومند که توقّعاتی داشتند و چیزهایی میخواستند که به نظر امیرالمؤمنین نا به حق بود؛ زیر بار توقّعات آنها نرفت و با کمال صلابت و ایستادگی، مقاومت کرد. در برابر خوارج که مدّعی اسلام بودند و در مقابل امیرالمؤمنین که میزان حقیقی اسلام بود، ایستاده بودند، در مقابل اینها و کج روی های اینها و کج فهمی های اینها، امیرالمؤمنین در نهایت استحکام و صلابت ایستاد. از یک طرف، یک چنین صلابتی را انسان از این انسان والا و ولیّ بزرگ خدا مشاهده میکند.امّا از طرفی هم در مقابل ضعفا، در مقابل مستضعفان آن چنان رقّتی، آن چنان لطافتی، آن چنان صفائی از امیرالمؤمنین دیده میشود که انسان متحیّر میماند. داستان رفتن به خانه ی آن همسر شهیدی که یتیمانی دارد -به صورت ناشناس- و رفتن کنار تنور و نان پختن برای آنها و سرگرم کردن کودکان آنها، داستان معروفی است و شنیده اید؛ انسان حیرت میکند از این همه لطافت! یا در ماجرای حمله ی به استان انبار عراق که اشرارِ سپاهیان شام حمله کردند و استاندار امیرالمؤمنین را به قتل رساندند و به خانه های مردم حمله کردند، کودکان را کشتند، زنها را تهدید کردند، امیرالمؤمنین میفرماید که «فَلَو اَنَّ امرَأً مُسلِماً ماتَ مِن بَعدِ هٰذا اَسَفاً ما کانَ بِهِ مَلوما»؛(۳) انسان مسلمان از اینکه بشنود بیگانگان به خانه ی مردمِ بی دفاع حمله کرده اند و زیورها و زینتهای زنان را از آنها گرفته اند، اگر از غصّه و از تأسّف بمیرد، او را ملامت و سرزنش نباید کرد؛ یعنی شایسته است. ببینید؛ نسبت به دفاع از حقوق ضعفا یک چنین احساس عجیب و شگفت آوری را انسان از امیرالمؤمنین مشاهده میکند! این دو خصوصیّت متضاد در امیرالمؤمنین.در امام راحل ما، عیناً همین دو خصوصیّت مشاهده میشود. از یک سو صلابت، استحکام، ایستادگیِ محکم در مقابل ستمگران، در مقابل بدی ها. در مقابل رژیم منحط و طاغوتی و فاسد پهلوی مثل صخره ی مستحکمی ایستاد؛ در مقابل آمریکا مثل کوه ایستاد؛ در برابر تهدیدها، در برابر صدّام متجاوز در جنگ تحمیلی و دفاع هشت ساله، در برابر فتنه های داخلی، حتّی در برابر شاگرد قدیمی و صحابی قدیمی خود به خاطر اینکه رفتار او را برخلاف حق مشاهده میکرد، بدون هیچ ملاحظه ای ایستاد؛ این صلابت امام.از طرف دیگر، رقّت و لطافت امام بزرگوار را انسان مشاهده میکند. پیغامی از مادر شهید به آن بزرگوار میرسد، بنده خودم پیامی را از یک مادر شهیدی برای امام بزرگوار بردم، آن مرد باصلابت، چشمانش پُر از اشک شد! تأثّر در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید؛ و دفاعش از مستضعفان، از پابرهنگان که در کلمات امام بزرگوار فراوان است. این یک سرفصل و شباهت عجیب امام بزرگوار به پیشوای متّقیان.سرفصل دوّم. در امیرالمؤمنین یک پدیده ی شگفت آوری وجود دارد؛ سه خصوصیّتِ بظاهر ناسازگار در امیرالمؤمنین جمع شده است. امیرالمؤمنین، هم انسان قوی و مقتدری است، انسان قدرتمندی است، هم درعین حال مظلوم است، و هم درعین حال در حوادث گوناگون پیروزِ نهایی است؛ این سه خصوصیّت در امیرالمؤمنین و در حالات آن بزرگوار مشهود است.اقتدار و قوّت امیرالمؤمنین را اگر بخواهیم درست بفهمیم، باید نگاه کنیم به گستره ی وسیع محلّ حکومت امیرالمؤمنین؛ آن کشور باعظمتی که تحت مدیریّت امیرالمؤمنین اداره میشد؛ از منتهای شرق افغانستان کنونی تا کنار دریای مدیترانه و مصر -همه ی این منطقه ی وسیع- تحت مدیریّت امیرالمؤمنین اداره میشد؛ با کمال قدرت و استحکام. اراده ی پولادین او، شجاعت و هنر نظامیگری او، زبان قوی و منطق جذّاب او -که کلمات امیرالمؤمنین و خطبه های پُرشور و سرشار از حکمت او تا امروز درسهای نورانی برای دلهای آحاد بشر است- نشانه های اقتدار است؛ بازوی قوی، فکر قوی، اراده ی قوی، مدیریّت قوی، زبان قوی؛ یک انسان قوی و مقتدر.درعین حال، همین انسان قوی، مظلوم است؛ نشانه های مظلومیّت او در رفتار دشمنان، در رفتار حسودان، در تهمتهای ناجوانمردانه ای که عواملِ دشمنانش به امیرالمؤمنین در زمان حیات او وارد آوردند، در خواصّ دل به دنیا سپرده ی او -که بعضی از نزدیکانش و خواصّش به خاطر دنیاطلبی از او جدا شدند- است. اینها نشانه ی مظلومیّت آن بزرگوار است. این فشارِ واردآمده ی از جوانب مختلف بر این انسان بزرگ تا حدّی است که گاهی این انسان صبور و دریادل و شکیبا، آن طوری که معروف است با چاه درددل میکند، با چاه حرف میزند؛ این نشان دهنده ی مظلومیّت امیرالمؤمنین است. بعد از رحلت او و شهادت او هم تا سالهای متمادی، دشمنان او که بر اریکه ی حکومت، بر سلطنت مسلّط شده بودند، در سرتاسر کشور اسلامی وسیع بر سر منابر به او اهانت میکردند و [نسبت] به امیرالمؤمنین -مجسّمه ی تقوا و عدالت و دادگری- بدگویی میکردند.درعین حال انسان وقتی مجموع قضایا را نگاه میکند، میبیند در این مصاف طولانی، پیروز نهایی، امیرالمؤمنین است. امروز شما ملاحظه کنید نام امیرالمؤمنین، شخصیّت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؛ در اوج است و از دشمنان او خبری نیست. نهج البلاغه ی او درس انسانهای والا است؛ سیره ی او برجسته ترین و درخشان ترین سیره ی یک انسان بعد از نبیّ مکرّم اسلام است؛ عدالت او، عبادت او و شخصیّت عظیم او امروز در دنیا برجسته است؛ راه او بر راه دشمنانش پیروز شده است و پیروز نهایی، امیرالمؤمنین بود.همین سه خصوصیّت در امام بزرگوار ما، در امام راحل نیز جمع شده بود. امام بزرگوار یک انسان قوی و مقتدر بود؛ انسانی که توانست حکومت طاغوتیِ دیکتاتوریِ وراثتی را بعد از دو هزار سال، در این کشور وسیع و بزرگ از اریکه ی قدرت به زیر بکشد؛ این خیلی قدرت میطلبد؛ نشانه ی قوّت فوق العاده ی امام بزرگوار است. توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود، شکست بدهد و به عقب نشینی وادار کند؛ توطئه ها را خنثی کند؛ و طرّاحان جنگ تحمیلی را ناکام بگذارد. آن کسانی که جنگ تحمیلی را طرّاحی کرده بودند، غرضشان نابود کردن انقلاب و ریشه کن کردن نظام اسلامی بود؛ امام بزرگوار از این تهدید، یک فرصت به وجود آورد؛ اینها نشانه ی قوّت و قدرت و اقتدار امام بزرگوار است.درعین حال امام بزرگوار ما مظلوم بود، به خاطر تبلیغات گسترده ی دشمنان علیه او؛ تبلیغات اهانت بار به طور مداوم در زمان حیاتش و تا مدّتها بعد از رحلتش ادامه داشت؛ رفتارهایی از کسانی که آن رفتارها از آنها توقّع نمیرفت، نسبت به امام بزرگوار انجام گرفت که این نشانه ی مظلومیّت امام بزرگوار بود و دل تنگی های امام را انسان میتواند از لابه لای سخنان مستحکم و پُرصلابت او در مجموعه ی بیاناتش پیدا کند که نشان میدهد این مرد بزرگ، دل تنگی های بسیاری هم داشته است؛ این هم مظلومیّت او است.و پیروزی نهاییِ امام بزرگوار هم آن نقطه ی بعدی است؛ آن اقتدار، آن مظلومیّت، آن پیروزی. مثل امیرالمؤمنین، امام بزرگوار هم پیروز شد. پیروزیِ او، در استحکام نظام اسلامی، در بقای نظام اسلامی و در رشد و توسعه و پیشرفت نظام اسلامی خودش را نشان میدهد؛ بسیاری از آرزوهای امام، بعد از رحلت امام تحقّق پیدا کرد؛ خودباوری کشور، خودکفائی کشور، پیشرفت علمی و فنّاوری کشور، پیشرفت سیاسی کشور، توسعه ی صفحه ی نفوذ کشور و جمهوری اسلامی در منطقه ی وسیع غرب آسیا و شمال آفریقا؛ اینها چیزهایی بود که اتّفاق افتاد و این پیروزیِ گفتمان امام و راه امام و روش امام بود. بسیاری از این آرزوها تحقّق پیدا کرده است و بسیاری دیگر از آرزوهای امام باذن الله تحقّق پیدا خواهد کرد و جمهوری اسلامیِ امام بزرگوار ما روز به روز اعتلاء و عظمت بیشتری خواهد یافت و همین است که دشمنان را دستپاچه و عصبی کرده است. عزیزان من، جوانان عزیز، ملّت بزرگ ایران! حرکاتی که شما از دشمن مشاهده میکنید، نشانه ی دستپاچگی و آشفتگی دشمن است، نشانه ی عصبی شدن دشمن است، نشانه ی اقتدار او نیست. آنچه از دشمن امروز علیه جمهوری اسلامی سر میزند، از سرِ اقتدار نیست؛ به خاطر این است که از پیشرفت جمهوری اسلامی، از عظمت جمهوری اسلامی، از ایستادگی ملّت ایران آشفته است، عصبی است، دستپاچه است؛ این حرکات، ناشی از آن است.سرفصل سوّم. نشانه شناسی دشمنان امیرالمؤمنین، این هم درس آموز است. جبهه ی مقابلِ امیرالمؤمنین را شما ملاحظه کنید که در تاریخ مشخّص شده است: قاسطین، ناکثین، مارقین. قاسطین یعنی دشمنان بنیانی حکومتِ امیرالمؤمنین؛ ناکثین یعنی همراهان سست نهاد و سست بنیادی که بیعت را زیر پا گذاشتند به خاطر زخارف(۴) دنیوی، به خاطر هوسها و آلودگی های دنیایی؛ و مارقین [یعنی] کج فهم ها و نادانها و جاهلهایی که به خیال اسلام، به خیال تبعیّت از قرآن، در مقابل قرآن مجسّم که امیرالمؤمنین است ایستادند؛ این جبهه ی مقابلِ امیرالمؤمنین است. قاسطین که دشمنان بنیانی بودند، با اصل حکومت امیرالمؤمنین مخالف بودند و بعدها تاریخ نشان داد که بدیلی که اینها برای حکومت امیرالمؤمنین میتوانستند ارائه کنند چه بود: حجّاج بن یوسف ها و عبیدالله زیادها و یوسف بن عمر ثقفی ها کسانی بودند که از طرف آن قاسطین، از طرف آن دشمنان بنیادین، جایگزین حکومت عدل علوی شدند. سهم خواهان و دنیاطلبان هم به نحو دیگری و کج فهم ها هم به نحو دیگری. البتّه کج فهمی مربوط به توده های مارقین بود و رؤسای آنها احتمالاً با دشمنان بی زدوبند نبودند کمااینکه در تاریخ چنین چیزی را در مورد خوارج میگویند و ادّعا میشود.در مورد امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتند، یعنی جبهه ی مخالفین امام راحل هم از این سه بخش ترکیب شده است. آمریکا، رژیم صهیونیستی و وابستگان آنها در داخل، قاسطینِ در مقابلِ امام بزرگوار ما بودند. اینها کسانی بودند که با اصل حکومت جمهوری اسلامی و نظام اسلامی و حاکمیّتِ انسانی مثل امام بزرگوار مخالف بودند؛ آنها هم دنبال جایگزین برای این حکومت بودند و هستند؛ جایگزینهای آنها هم حجّاج بن یوسف های امروزند؛ آنها هم معلوم است که چه کسانی [هستند]. در جبهه ی مخالفین امام، ناکثین یعنی بیعت شکنان، همان همرهان سست کمربندند. وای از آن همرهان سست کمربند که در مقابل خواسته های دنیایی نتوانستند مقاومت کنند! میدان تسابُق الی الخیرات(۵) را تبدیل کردند به میدان جنگ برای قدرت و جنگ برای دستیابی به حطام(۶) دنیوی! در بین آنها هم همه جور [بودند]؛ در زمان امیرالمؤمنین، هم امثال طلحه و زبیر بودند، هم افراد کوچکی در این جمع ناکثین وجود داشتند. در زمان امام هم قضیّه همین بود و امام بزرگوار در مقابل این جبهه ی گسترده ی وسیعِ متنوّع ایستاد. مارقین -ناآگاه ها- آن کسانی بودند که در مقابل امام بزرگوار ما، موقعیّت کشور را، موقعیّت انقلاب را، موقعیّت ملّت ایران را نفهمیدند، جبهه بندی دشمنان را نشناختند، شیوه های دشمنیِ دشمنان را درک نکردند، به چیزهای کوچک سرگرم شدند، عظمت حرکت امام را نتوانستند تشخیص بدهند. اگر نمونه هایی را بخواهیم مشاهده کنیم، در این دورانِ ما امثال گروه های داعش و مانند اینها، و در اوّل انقلاب، گروه های منافقین و اشباه آنها [بودند] که رؤسایشان خائن و زیردست هایشان -طبقات پایینشان- جاهل و فریب خورده بودند.این سه گروه و دشمنی این سه گروه، مخصوص زمان امام هم نبود، بعد از امام هم استمرار پیدا کرده است. امروز هم همین سه گروه در مقابل نظام اسلامی و میراث بزرگ امام که جمهوری اسلامی است، صف آرایی کرده اند و مبارزه و مقاومت و ایستادگی جمهوری اسلامی از تعرّض آنها جلوگیری کرده است. البتّه این جبهه ی مختلط، با همه ی توانشان سعی میکنند در مقابل جمهوری اسلامی اخلا لگری کنند؛ مشکلاتی درست میکنند، حرکت ملّت ایران را دشوار میکنند، کُند میکنند، امّا نمیتوانند جلوی پیشرفت ملّت ایران را بگیرند.خدا را سپاسگزاریم که در دورانی زندگی میکنیم که یک انسان بزرگی را دیدیم که با مولای متّقیان و رهبر آزادگان تاریخ، امیرالمؤمنین، این شباهتها را داشت و توانست محصولِ این عظمتِ خود را برای ملّت ایران باقی بگذارد.خب، حالا دلها آماده است، ذهنها آماده است؛ امام (رضوان الله علیه) چگونه با این وضعیّت مواجه میشد؟ الگوی امام چگونه است؟ این را من خیلی کوتاه و مختصر عرض کنم؛ اینها برای ما درس است. من چند خصوصیّت را در الگوی رفتاری امام بزرگوار، با این وضعیّت ذکر میکنم.اوّلاً امام در مواجهه ی با این دشمنی ها و دشمنان، برخورد شجاعانه و فعّال داشت، برخوردِ از روی ضعف و انفعال نداشت؛ امام هرگز منفعل نشد؛ نه احساس ضعف کرد و نه از خود ضعف نشان داد؛ در مقابل دشمنان، قدرتمندانه و به صورت فعّال ایستاد.دوّم: امام از هیجان زدگی پرهیز میکرد؛ امام در مقابل حوادث، هیجان زده نمیشد و تکیه به احساسات خالی از عقلانیّت نمیکرد؛ تصمیم های امام، تصمیم های شجاعانه و همراه با احساسات محکم بود امّا مبتنی بر محاسبات عقلانی.سوّم: امام اولویّتها را رعایت میکرد؛ تمرکز بر اولویّتها میکرد. فرض بفرمایید در دوران مبارزات، اولویّت امام مقابله ی با رژیم سلطنت بود و مسائل حاشیه ای را وار ...

ادامه مطلب  

دشمن می داند که یکی بزند ده تا می خورد/ سازمان انرژی اتمی سریعاً مقدمات رسیدن به 190هزار سو را آماده کند  

درخواست حذف این مطلب
رهبر معظّم انقلاب در بیست و نهمین سالگرد ارتحال امام(ره) تصریح کردند: امام، نماد انقلاب است و این کشور بدون موتور پرقدرت انقلاب به هدف های خود و آرزوهای بزرگ خود دست نخواهد یافت.حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی عصر امروز در مراسم بیست و نهمین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب در آغاز سخنان خود با اشاره به آیه چهارم سوره فتح «هُوَ الَّذى اَنزَلَ السَّکینَةَ فى قُلوبِ المُؤمِنینَ...» فرمودند: یاد عظمت ها و قله های بلند و پروازهای معنوی انسان های بزرگ به دل ها آرامش و اطمینان و اعتماد به نفس می بخشد. آیه شریفه، سکینه و آرامش را در دل های مسلمانان، ناشی از فتح و نصرت الهی می داند. و آرامش و اطمینان و سکینه قلبی را، مایه ی تقویت ایمان و ازدیاد ایمان معرفی می کند.ایشان با بیان اینکه دشمن، عکس و ضدّ این را برای امّت اسلامی و برای جامعه مومن و متحرک و پویای ما دنبال می کند تصریح کردند: سی سال است از امام بزرگوار در چنین روزی سخن می گوییم. امام، یکی از قله های بلند است. بعد از این هم، ملّت و امّت ما همواره از امام سخن خواهد گفت و شایسته هم همین است؛ زیرا امام، نماد انقلاب است و این کشور بدون موتور پرقدرت انقلاب به هدف های خود و آرزوهای بزرگ خود دست نخواهد یافت.شباهت های امام و حضرت امیرالمومنینرهبر انقلاب ادامه دادند: امسال، این همزمانی با ایّام شهادت امیرالمومنین، شباهت هایی را به ذهن می آورد میان این پیرو صادق و این پیرو حقیقی امیر المومنین و آن پیشوای بزرگ.ایشان در ادامه افزودند: توجه به این شباهت ها مهم و مفید است. برای پیدا کردن راه درست و همچنین آشنایی بیشتر با امام بزرگوارمان.رهبر معظم انقلاب همچنین خاطرنشان کردند: من سه سرفصل را درباره این شباهت ها آماده کرده ام که مطرح کنم که یکی از این سرفصل ها این است که در امیرالمومنین دو خصوصیت به ظاهر متضاد جمع شده بود، یکی صلابت، ایستادگی و شدت و یکی لطافت، صفا و رقت هر دو در امیرالمومنینی (ع) در اوج و کمال خود وجود داشت.ایشان ادامه دادند: صلابت و شدت در برابر هر حرکت نابحق در برابر ظلم و ظالم در برابر انحراف از راه خدا و طغیان گری و اغواگری امیرالمومنین با منتهی صلابت و استحکام می ایستاد که نظیر آن تا امروز دیده نشده است.حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: لطافت و رقت در مقام مواجه با ذکر و یاد الهی از سویی و در برخورد با مظلومین و محرومان و ضعفا و مستضعفان از سوی دیگر در نهایت لطافت و رقت عمل می کرد.رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان عنوان کردند: امیرالمومنین (ع) در برابر معاویه با آن صلابت برخورد کرد. به امیرالمومنین (ع) مشورت دادند که مدتی صبر کنید و معاویه را از استانداری شام عزل نکنید اما او زیر بار نرفت.صلابت امیرالمومنین (ع) در مقابل آن دو صحابی قدیمیایشان با اشاره به اینکه صلابت امیرالمومنین (ع) در مقابل آن دو صحابی قدیمی و موجه و بسیار آبرومند که توقعاتی داشتند که به نظر امیرالمومنین (ع) نابحق بود زیر بار توقعات آنها نرفت، افزودند: این امام همام با کمال ایستادگی و صلابت مقاومت کرد در برابر خوارج هم که مدعی اسلام بودند و در مقابل امیرالمومنین (ع) که میزان حقیقی اسلام بود، ایستاده بودند. در مقابل کج فهمی و کج روی این ها در نهایت استحکام و صلابت ایستاد.ایشان ادامه دادند: از یک طرف چنین صلابتی را انسان از این انسان والا و ولی بزرگ خدا مشاهده می کند اما از طرفی هم در مقابل ضعفا، مستضعفان آنچنان رقت، لطافتی و صفایی از امیرالمومنین (ع) دیده می شود که انسان متحیر می ماند.حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان عنوان کردند: داستان رفتن به خانه همسر شهیدی که یتیمانی دارد به صورت ناشناس و رفتن کنار تنور و نان پختن برای آنها، سرگرم کودکان آنها داستان معروفی است که انسان از آن حیرت می کند از این همه لطافت متحیر می ماند و یا در ماجرای حمله به استان الانبار عراق که اشرار سپاهیان شام حمله کردند و استاندار امیرالمومنین (ع) را به قتل رساندند و به خانه های مردم حمله کردند کودکان را کشتند، زنان را تهدید کردند امیرالمومنین (ع) می فرمایند، اگر انسان مسلمان از اینکه بشنود که بیگانگان به خانه مردم بی دفاع حمله کردند و زیورها و زینت های زنان را از آنها گرفتند اگر از غصه و تأسف بمیرد انسان مسلمان او را ملامت و سرزنش نباید کرد.دو خصوصیت متضاد در امیرالمومنین (ع)رهبر معظم انقلاب اضافه کردند: امیرالمومنین (ع) نسبت به حقوق ضعفا چنین رفتار عجیبی انسان مشاهده می کند این دو خصوصیت متضاد در امیرالمومنین (ع) بود، در امام راحل ما هم عیناً همین دو خصوصیت مشاهده می شود از یک سو صلابت، استحکام، ایستادگی محکم در مقابل ستمگران و بدی ها و همچنین در مقابل رژیم منحط و طاغوتی و فاسد پهلوی مانند صخره مستحکمی ایستاد در مقابل آمریکا مثل کوه ایستادگی کرد، در برابر تهدیدها و صدام متجاوز در جنگ تحمیلی و دفاع 8 ساله همچنین در برابر فتنه های داخلی حتی در برابر شاگرد قدیمی و صحابه خود به خاطر اینکه رفتار او را بر خلاف حق مشاهده می کرد بدون هیچ ملاحظه ای ایستاد این صلابت امام را نشان می داد.رهبر معظم انقلاب در ادامه با تشریح دیگر ویژگی های بارز حضرت امام (ره) خاطرنشان کردند: لطافت امام بزرگوار را انسان مشاهده می کند. پیغامی از مادر شهید به آن بزرگوار می رسد، بنده پیامی را از مادر شهیدی برای امام بزرگوار بردم، آن مرد با صلابت چشمانش پر از اشک شد.تأثر امام در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید ایشان ادامه دادند: تأثر در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید و دفاعش از مستضعفان و پابرهنگان که در کلمات امام بزرگوار فراوان است مشاهده می شود؛ بنابراین شباهت عجیب امام بزرگوار به پیشوای متقیان کاملاً مشهود است.حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در سرفصل دوم در امیرالمومنین (ع) پدیده شگفت آوری وجود دارد؛ در واقع سه خصوصیت به ظاهر ناسازگار در امیرالمومنین (ع) جمع شده است. امیرالمومنین (ع) هم انسان قوی و مقتدر و انسان قدرتمندی است و هم در عین حال مظلوم است و هم در عین در حوادث گوناگون پیروز نهایی است. این سه خصوصیت در امیرالمومنین (ع) در حالت آن بزرگوار مشهود است.آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر بخواهیم اقتدار و قوت امیرالمؤمنین را درست بفهمیم باید به گستره وسیع محل حکومت امیرالمؤمنین نگاه کنیم. آن کشور با عظمتی که تحت مدیریت امیرالمؤمنین اداره می شد از منتهای شرق افغانستان کنونی تا کنار دریای مدیترانه و مصر همه این منطقه وسیع تحت مدیریت امیرالمؤمنین اداره می شد. ایشان افزودند: در اراده پولادین او، در شجاعت و هنر نظامی گری او، در زبان قوی و منطق جذاب او، در خطبه های پرشور امیرالمؤمنین و سرشار از حکمت او تا امروز درس های نورانی برای دل های آحاد بشر است و اینها نشانه های اقتدار است. بازوی قوی، فکر قوی، اراده قوی، مدیریت قوی، زبان قوی و یک انسان قوی مقتدر.رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: در عین حال همین انسان قوی مظلوم است. مظلومیت او در رفتار دشمنان و حسودان، در تهمت های ناجوانمردانه ای که به امیرالمؤمنین در زمان حیات او عوامل دشمنانش وارد آوردند در خواص دل به دنیا سپرده او که بعضی از نزدیکانش و خواصش به خاطر دنیاطلبی از او جدا شدند را می توان یافت. اینها نشانه ای مظلومیت آن بزرگوار است تا حدی گاهی این فشار وارد آمده از جوانب مختلف بر این انسان بزرگ تا حدی است که گاهی این انسان صبور و دریادل و شکیبا آن طور که معروف است با چاه درد دل می کند و با چاه حرف می زدند.آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: بعد هم پس از رحلت او و شهادت او تا سال های متمادی دشمنان او که بر اریکه حکومت و سلطنت مسلط شده بودند در سرتاسر کشور اسلامی وسیع بر سر منابر به او اهانت می کردند و به امیرالمؤمنین (مجسمه تقوا و عدالت و دادگری) بدگویی می کردند.شخصیت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؟ایشان افزودند: در عین حال انسان وقتی مجموع قضایا را نگاه می کند می بیند در این مصاف طولانی پیروز نهایی امیرالمؤمنین است. امروز ملاحظه کنید نام امیرالمؤمنین، شخصیت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؟ در اوج است و از دشمنان او خبری نیست. نهج البلاغه او درس انسان های والا است، سیره او برجسته ترین و درخشان ترین سیره یک انسان بعد از نبی مکرم اسلام است. عدالت او، عبادت او و شخصیت عظیم او امروز در دنیا برجسته است. راه او بر راه دشمنانش پیروز شده است و پیروز نهایی امیرالمؤمنین بود.رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: همین سه خصوصیت در امام بزرگوار ما امام راحل نیز جمع شده بود. امام بزرگوار یک انسان قوی و مقتدر بود انسانی که توانست حکومت طاغوتی دیکتاوری وراثتی را بعد از 2 هزار سال در این کشور بزرگ از اریکه قدرت به زیر بکشد که این خیلی قدرت می طلبد و نشانه قدرت فوق العاده امام بزرگوار است.امام توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود شکست دهدآیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: امام توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود شکست دهد و به عقب نشینی وادار کند، توطئه ها را خنثی کند، طراحان جنگ تحمیلی را ناکام بگذارد، آن کسانی که جنگ تحمیلی را طراحی کرده بودند غرض شان نابود کردن انقلاب و ریشه کن کردن نظام اسلامی بود. امام بزرگوار از این تهدید یک فرصت به وجود آورد و اینها نشانه قدرت و قوت و اقتدار امام بزرگوار است.ایشان افزودند: در عین حال امام بزرگوار ما مظلوم بود به خاطر تبلیغات گسترده دشمنان علیه او تبلیغات اهانت بار به طور مداوم در زمان حیاتش و مدت ها بعد از رحلتش این تبلیغات ادامه داشت. رفتارهایی از کسانی که آن رفتارها از آنها توقع نمی رفت نسبت به امام بزرگوار انجام گرفت و این نشانه مظلومیت امام بزرگوار بود و دلتنگی های امام را انسان می تواند از لابه لای سخنان مستحکم و پرصلابت او در مجموعه بیاناتش پیدا کند و این نشان می دهد که این مرد بزرگ دلتنگی های بسیاری هم داشته است.رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: پیروزی نهایی امام بزرگوار هم آن نقطه بعدی است، آن اقتدار، آن مظلومیت، آن پیروزی مثل امیرالمؤمنین، امام بزرگوار هم پیروز شد پیروزی او در استحکام نظام اسلامی و بقای نظام اسلامی در رشد و توسعه و پیشرفت نظام اسلامی خودش را نشان می دهد. بسیاری از آرزوهای امام تحقق پیدا کردآیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: بسیاری از آرزوهای امام تحقق پیدا کرد بعد از رحلت امام خودباوری کشور، خودکفایی کشور، پیشرفت علمی و فناوری کشور، پیشرفت سیاسی کشور، توسعه صفحه نفوذ کشور و جمهوری اسلامی در منطقه وسیع غرب آسیا و شمال آفریقا مواردی بود که اتفاق افتاد و پیروزی گفتمان امام و راه امام و روش امام بود. بسیاری از این آرزوها تحقق پیدا کرده است و بسیاری دیگر از آرزوهای امام به اذن الله تحقق پیدا خواهد کرد.رهبر معظّم انقلاب، در ادامه فرمودند: حرکاتی که شما از دشمن مشاهده می کنید، نشانه دستپاچگی و آشفتگی و عصبی شدن آن ها است؛ نشانه اقتدار او نیست.آنچه که امروز از دشمن، علیه ملّت ایران سر می زند از سر اقتدار نیستایشان ادامه دادند: آنچه که امروز از دشمن، علیه ملّت ایران سر می زند از سر اقتدار نیست؛ به خاطر این است که از عظمت و پیشرفت جمهوری اسلام و ایستادگی ملت ایران آشفته و عصبی و دستپاچه است.رهبر انقلاب در بیان سرفصل سوم از بررسی خود از زندگی امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: نشانه شناسی دشمنان امیرالمؤمنین هم درس آموز است. جبهه مقابل امیرالمؤمنین را شما ملاحظه کنید که در تاریخ مشخص شده است؛ قاسطین، ناکثین، مارقین؛ یعنی قاسطین دشمنان بنیادین حکومت امیرالمومنین، ناکثین یعنی همراهان سست نهاد و سست بنیادی که بیعت را زیر پا گذاشتند به خاطر زخارف دنیوی و هوس ها و آلودگی های دنیایی، و مارقین، کج فهم ها و نادان ها و جاهل هایی که به خیال اسلام، به خیال تبعیت از قرآن، در مقابل قرآن مجسم که امیرالمؤمنین است ایستادند. این جبهه مقابل امیرالمومنین است.ایشان با بیان اینکه قاسطین که دشمنان بنیادی بودند با اصل حکومت امیرالمؤمنین مخالف بودند تصریح کردند: بعدها تاریخ نشان داد که بدیلی که این ها برای حکومت امام می توانستند ارائه کنند چه بود؛حجاج بن یوسف ها، و عبیدالله زیادها و یوسف بن عمر سقفی ها، کسانی بودند که از طرف آن قاسطین و آن دشمنان بنیادین،جایگزین حکومت عدل علوی شدند. سهم خواهان و دنیاطلبان هم به نحو دیگری، و کج فهم ها هم به نحو دیگری. البته کج فهمی، مربوط به توده های مارقین بود؛ رؤسای آن ها، احتمالاً با دشمنان، بی زد و بند نبودند؛ کما اینکه در تاریخ چنین چیزی را درباره خوارج می گویند و ادعا می شود.درباره امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتندرهبر انقلاب ادامه دادند: درباره امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتند؛ یعنی جبهه مخالفین امام، از این سه بخش در مورد امام راحل هم ترکیب شده است؛ آمریکا، رژیم صهیونیستی و وابستگان آن ها در داخل، قاسطین در مقابل امام بزرگوار ما بودند. اینها، کسانی بودند که با اصل حکومت جمهوری اسلامی و نظام اسلامی و حاکمیت انسانی مثل امام بزرگوار مخالف بودند.ایشان با بیان اینکه آن ها هم به دنبال حکومت بوده و هستند تصریح کردند: جایگزین آن ها هم حجاج بن یوسف های امروز هستند. آن ها هم معلوم است که چه کسانی در جبهه مخالفین امام هستند.رهبر انقلاب ادامه دادند: ناکثین؛ یعنی بیعت شکنان، همان همراهان سست کمربند هستند؛ وای از آن همرهان سست کمربند که در مقابل خواسته های دنیایی، نتوانستند مقاومت کنند. میدان تسابق الی الخیرات را تبدیل به میدان جنگ برای قدرت و جنگ برای دست یابی به مطامع دنیوی کردند. در بین آن ها هم همه جور، هم در زمان امیرالمؤمنین امثال طلحه و زبیر بودند و هم افراد کوچکی در این جمع ناکثین وجود داشتند. در زمان امام هم، قضیه همین بود.ایشان با بیان اینکه امام بزرگوار در مقابل این جبهه ی گسترده ی وسیع و متنوع ایستاد، ادامه دادند: مارقین ناآگاه ها در مقابل امام بزرگوار ما، آن کسانی بودند که موقعیت کشور و انقلاب و ملّت ایران را نفهمیدند و جبهه بندی دش ...

ادامه مطلب  

دشمن میداند که یکی بزند ده تا می خورد/ دستور به سازمان انرژی اتمی برای شروع رسیدن به ۱۹۰هزار سو از فردا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز؛ حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی عصر امروز در مراسم بیست و نهمین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب در آغاز سخنان خود با اشاره به آیه چهارم سوره فتح «هُوَ الَّذى اَنزَلَ السَّکینَهَ فى قُلوبِ المُؤمِنینَ…» فرمودند: یاد عظمت ها و قله های بلند و پروازهای معنوی انسان های بزرگ به دل ها آرامش و اطمینان و اعتماد به نفس می بخشد. آیه شریفه، سکینه و آرامش را در دل های مسلمانان، ناشی از فتح و نصرت الهی می داند. و آرامش و اطمینان و سکینه قلبی را، مایه ی تقویت ایمان و ازدیاد ایمان معرفی می کند.ایشان با بیان اینکه دشمن، عکس و ضدّ این را برای امّت اسلامی و برای جامعه مومن و متحرک و پویای ما دنبال می کند تصریح کردند: سی سال است از امام بزرگوار در چنین روزی سخن می گوییم. امام، یکی از قله های بلند است. بعد از این هم، ملّت و امّت ما همواره از امام سخن خواهد گفت و شایسته هم همین است؛ زیرا امام، نماد انقلاب است و این کشور بدون موتور پرقدرت انقلاب به هدف های خود و آرزوهای بزرگ خود دست نخواهد یافت.شباهت های امام و حضرت امیرالمومنینرهبر انقلاب ادامه دادند: امسال، این همزمانی با ایّام شهادت امیرالمومنین، شباهت هایی را به ذهن می آورد میان این پیرو صادق و این پیرو حقیقی امیر المومنین و آن پیشوای بزرگ.ایشان در ادامه افزودند: توجه به این شباهت ها مهم و مفید است. برای پیدا کردن راه درست و همچنین آشنایی بیشتر با امام بزرگوارمان.رهبر معظم انقلاب همچنین خاطرنشان کردند: من سه سرفصل را درباره این شباهت ها آماده کرده ام که مطرح کنم که یکی از این سرفصل ها این است که در امیرالمومنین دو خصوصیت به ظاهر متضاد جمع شده بود، یکی صلابت، ایستادگی و شدت و یکی لطافت، صفا و رقت هر دو در امیرالمومنینی (ع) در اوج و کمال خود وجود داشت.ایشان ادامه دادند: صلابت و شدت در برابر هر حرکت نابحق در برابر ظلم و ظالم در برابر انحراف از راه خدا و طغیان گری و اغواگری امیرالمومنین با منتهی صلابت و استحکام می ایستاد که نظیر آن تا امروز دیده نشده است.حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: لطافت و رقت در مقام مواجه با ذکر و یاد الهی از سویی و در برخورد با مظلومین و محرومان و ضعفا و مستضعفان از سوی دیگر در نهایت لطافت و رقت عمل می کرد.رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان عنوان کردند: امیرالمومنین (ع) در برابر معاویه با آن صلابت برخورد کرد. به امیرالمومنین (ع) مشورت دادند که مدتی صبر کنید و معاویه را از استانداری شام عزل نکنید اما او زیر بار نرفت.صلابت امیرالمومنین (ع) در مقابل آن دو صحابی قدیمیایشان با اشاره به اینکه صلابت امیرالمومنین (ع) در مقابل آن دو صحابی قدیمی و موجه و بسیار آبرومند که توقعاتی داشتند که به نظر امیرالمومنین (ع) نابحق بود زیر بار توقعات آنها نرفت، افزودند: این امام همام با کمال ایستادگی و صلابت مقاومت کرد در برابر خوارج هم که مدعی اسلام بودند و در مقابل امیرالمومنین (ع) که میزان حقیقی اسلام بود، ایستاده بودند. در مقابل کج فهمی و کج روی این ها در نهایت استحکام و صلابت ایستاد.ایشان ادامه دادند: از یک طرف چنین صلابتی را انسان از این انسان والا و ولی بزرگ خدا مشاهده می کند اما از طرفی هم در مقابل ضعفا، مستضعفان آنچنان رقت، لطافتی و صفایی از امیرالمومنین (ع) دیده می شود که انسان متحیر می ماند.حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان عنوان کردند: داستان رفتن به خانه همسر شهیدی که یتیمانی دارد به صورت ناشناس و رفتن کنار تنور و نان پختن برای آنها، سرگرم کودکان آنها داستان معروفی است که انسان از آن حیرت می کند از این همه لطافت متحیر می ماند و یا در ماجرای حمله به استان الانبار عراق که اشرار سپاهیان شام حمله کردند و استاندار امیرالمومنین (ع) را به قتل رساندند و به خانه های مردم حمله کردند کودکان را کشتند، زنان را تهدید کردند امیرالمومنین (ع) می فرمایند، اگر انسان مسلمان از اینکه بشنود که بیگانگان به خانه مردم بی دفاع حمله کردند و زیورها و زینت های زنان را از آنها گرفتند اگر از غصه و تأسف بمیرد انسان مسلمان او را ملامت و سرزنش نباید کرد.دو خصوصیت متضاد در امیرالمومنین (ع)رهبر معظم انقلاب اضافه کردند: امیرالمومنین (ع) نسبت به حقوق ضعفا چنین رفتار عجیبی انسان مشاهده می کند این دو خصوصیت متضاد در امیرالمومنین (ع) بود، در امام راحل ما هم عیناً همین دو خصوصیت مشاهده می شود از یک سو صلابت، استحکام، ایستادگی محکم در مقابل ستمگران و بدی ها و همچنین در مقابل رژیم منحط و طاغوتی و فاسد پهلوی مانند صخره مستحکمی ایستاد در مقابل آمریکا مثل کوه ایستادگی کرد، در برابر تهدیدها و صدام متجاوز در جنگ تحمیلی و دفاع 8 ساله همچنین در برابر فتنه های داخلی حتی در برابر شاگرد قدیمی و صحابه خود به خاطر اینکه رفتار او را بر خلاف حق مشاهده می کرد بدون هیچ ملاحظه ای ایستاد این صلابت امام را نشان می داد.رهبر معظم انقلاب در ادامه با تشریح دیگر ویژگی های بارز حضرت امام (ره) خاطرنشان کردند: لطافت امام بزرگوار را انسان مشاهده می کند. پیغامی از مادر شهید به آن بزرگوار می رسد، بنده پیامی را از مادر شهیدی برای امام بزرگوار بردم، آن مرد با صلابت چشمانش پر از اشک شد.تأثر امام در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید ایشان ادامه دادند: تأثر در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید و دفاعش از مستضعفان و پابرهنگان که در کلمات امام بزرگوار فراوان است مشاهده می شود؛ بنابراین شباهت عجیب امام بزرگوار به پیشوای متقیان کاملاً مشهود است.حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در سرفصل دوم در امیرالمومنین (ع) پدیده شگفت آوری وجود دارد؛ در واقع سه خصوصیت به ظاهر ناسازگار در امیرالمومنین (ع) جمع شده است. امیرالمومنین (ع) هم انسان قوی و مقتدر و انسان قدرتمندی است و هم در عین حال مظلوم است و هم در عین در حوادث گوناگون پیروز نهایی است. این سه خصوصیت در امیرالمومنین (ع) در حالت آن بزرگوار مشهود است.آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر بخواهیم اقتدار و قوت امیرالمؤمنین را درست بفهمیم باید به گستره وسیع محل حکومت امیرالمؤمنین نگاه کنیم. آن کشور با عظمتی که تحت مدیریت امیرالمؤمنین اداره می شد از منتهای شرق افغانستان کنونی تا کنار دریای مدیترانه و مصر همه این منطقه وسیع تحت مدیریت امیرالمؤمنین اداره می شد.ایشان افزودند: در اراده پولادین او، در شجاعت و هنر نظامی گری او، در زبان قوی و منطق جذاب او، در خطبه های پرشور امیرالمؤمنین و سرشار از حکمت او تا امروز درس های نورانی برای دل های آحاد بشر است و اینها نشانه های اقتدار است. بازوی قوی، فکر قوی، اراده قوی، مدیریت قوی، زبان قوی و یک انسان قوی مقتدر.رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: در عین حال همین انسان قوی مظلوم است. مظلومیت او در رفتار دشمنان و حسودان، در تهمت های ناجوانمردانه ای که به امیرالمؤمنین در زمان حیات او عوامل دشمنانش وارد آوردند در خواص دل به دنیا سپرده او که بعضی از نزدیکانش و خواصش به خاطر دنیاطلبی از او جدا شدند را می توان یافت. اینها نشانه ای مظلومیت آن بزرگوار است تا حدی گاهی این فشار وارد آمده از جوانب مختلف بر این انسان بزرگ تا حدی است که گاهی این انسان صبور و دریادل و شکیبا آن طور که معروف است با چاه درد دل می کند و با چاه حرف می زدند.آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: بعد هم پس از رحلت او و شهادت او تا سال های متمادی دشمنان او که بر اریکه حکومت و سلطنت مسلط شده بودند در سرتاسر کشور اسلامی وسیع بر سر منابر به او اهانت می کردند و به امیرالمؤمنین (مجسمه تقوا و عدالت و دادگری) بدگویی می کردند.شخصیت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؟ایشان افزودند: در عین حال انسان وقتی مجموع قضایا را نگاه می کند می بیند در این مصاف طولانی پیروز نهایی امیرالمؤمنین است. امروز ملاحظه کنید نام امیرالمؤمنین، شخصیت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؟ در اوج است و از دشمنان او خبری نیست. نهج البلاغه او درس انسان های والا است، سیره او برجسته ترین و درخشان ترین سیره یک انسان بعد از نبی مکرم اسلام است. عدالت او، عبادت او و شخصیت عظیم او امروز در دنیا برجسته است. راه او بر راه دشمنانش پیروز شده است و پیروز نهایی امیرالمؤمنین بود.رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: همین سه خصوصیت در امام بزرگوار ما امام راحل نیز جمع شده بود. امام بزرگوار یک انسان قوی و مقتدر بود انسانی که توانست حکومت طاغوتی دیکتاوری وراثتی را بعد از 2 هزار سال در این کشور بزرگ از اریکه قدرت به زیر بکشد که این خیلی قدرت می طلبد و نشانه قدرت فوق العاده امام بزرگوار است.امام توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود شکست دهدآیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: امام توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود شکست دهد و به عقب نشینی وادار کند، توطئه ها را خنثی کند، طراحان جنگ تحمیلی را ناکام بگذارد، آن کسانی که جنگ تحمیلی را طراحی کرده بودند غرض شان نابود کردن انقلاب و ریشه کن کردن نظام اسلامی بود. امام بزرگوار از این تهدید یک فرصت به وجود آورد و اینها نشانه قدرت و قوت و اقتدار امام بزرگوار است.ایشان افزودند: در عین حال امام بزرگوار ما مظلوم بود به خاطر تبلیغات گسترده دشمنان علیه او تبلیغات اهانت بار به طور مداوم در زمان حیاتش و مدت ها بعد از رحلتش این تبلیغات ادامه داشت. رفتارهایی از کسانی که آن رفتارها از آنها توقع نمی رفت نسبت به امام بزرگوار انجام گرفت و این نشانه مظلومیت امام بزرگوار بود و دلتنگی های امام را انسان می تواند از لابه لای سخنان مستحکم و پرصلابت او در مجموعه بیاناتش پیدا کند و این نشان می دهد که این مرد بزرگ دلتنگی های بسیاری هم داشته است.رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: پیروزی نهایی امام بزرگوار هم آن نقطه بعدی است، آن اقتدار، آن مظلومیت، آن پیروزی مثل امیرالمؤمنین، امام بزرگوار هم پیروز شد پیروزی او در استحکام نظام اسلامی و بقای نظام اسلامی در رشد و توسعه و پیشرفت نظام اسلامی خودش را نشان می دهد.بسیاری از آرزوهای امام تحقق پیدا کردآیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: بسیاری از آرزوهای امام تحقق پیدا کرد بعد از رحلت امام خودباوری کشور، خودکفایی کشور، پیشرفت علمی و فناوری کشور، پیشرفت سیاسی کشور، توسعه صفحه نفوذ کشور و جمهوری اسلامی در منطقه وسیع غرب آسیا و شمال آفریقا مواردی بود که اتفاق افتاد و پیروزی گفتمان امام و راه امام و روش امام بود. بسیاری از این آرزوها تحقق پیدا کرده است و بسیاری دیگر از آرزوهای امام به اذن الله تحقق پیدا خواهد کرد.رهبر معظّم انقلاب، در ادامه فرمودند: حرکاتی که شما از دشمن مشاهده می کنید، نشانه دستپاچگی و آشفتگی و عصبی شدن آن ها است؛ نشانه اقتدار او نیست.آنچه که امروز از دشمن، علیه ملّت ایران سر می زند از سر اقتدار نیستایشان ادامه دادند: آنچه که امروز از دشمن، علیه ملّت ایران سر می زند از سر اقتدار نیست؛ به خاطر این است که از عظمت و پیشرفت جمهوری اسلام و ایستادگی ملت ایران آشفته و عصبی و دستپاچه است.رهبر انقلاب در بیان سرفصل سوم از بررسی خود از زندگی امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: نشانه شناسی دشمنان امیرالمؤمنین هم درس آموز است. جبهه مقابل امیرالمؤمنین را شما ملاحظه کنید که در تاریخ مشخص شده است؛ قاسطین، ناکثین، مارقین؛ یعنی قاسطین دشمنان بنیادین حکومت امیرالمومنین، ناکثین یعنی همراهان سست نهاد و سست بنیادی که بیعت را زیر پا گذاشتند به خاطر زخارف دنیوی و هوس ها و آلودگی های دنیایی، و مارقین، کج فهم ها و نادان ها و جاهل هایی که به خیال اسلام، به خیال تبعیت از قرآن، در مقابل قرآن مجسم که امیرالمؤمنین است ایستادند. این جبهه مقابل امیرالمومنین است.ایشان با بیان اینکه قاسطین که دشمنان بنیادی بودند با اصل حکومت امیرالمؤمنین مخالف بودند تصریح کردند: بعدها تاریخ نشان داد که بدیلی که این ها برای حکومت امام می توانستند ارائه کنند چه بود؛حجاج بن یوسف ها، و عبیدالله زیادها و یوسف بن عمر سقفی ها، کسانی بودند که از طرف آن قاسطین و آن دشمنان بنیادین،جایگزین حکومت عدل علوی شدند. سهم خواهان و دنیاطلبان هم به نحو دیگری، و کج فهم ها هم به نحو دیگری. البته کج فهمی، مربوط به توده های مارقین بود؛ رؤسای آن ها، احتمالاً با دشمنان، بی زد و بند نبودند؛ کما اینکه در تاریخ چنین چیزی را درباره خوارج می گویند و ادعا می شود.درباره امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتندرهبر انقلاب ادامه دادند: درباره امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتند؛ یعنی جبهه مخالفین امام، از این سه بخش در مورد امام راحل هم ترکیب شده است؛ آمریکا، رژیم صهیونیستی و وابستگان آن ها در داخل، قاسطین در مقابل امام بزرگوار ما بودند. اینها، کسانی بودند که با اصل حکومت جمهوری اسلامی و نظام اسلامی و حاکمیت انسانی مثل امام بزرگوار مخالف بودند.ایشان با بیان اینکه آن ها هم به دنبال حکومت بوده و هستند تصریح کردند: جایگزین آن ها هم حجاج بن یوسف های امروز هستند. آن ها هم معلوم است که چه کسانی در جبهه مخالفین امام هستند.رهبر انقلاب ادامه دادند: ناکثین؛ یعنی بیعت شکنان، همان همراهان سست کمربند هستند؛ وای از آن همرهان سست کمربند که در مقابل خواسته های دنیایی، نتوانستند مقاومت کنند. میدان تسابق الی الخیرات را تبدیل به میدان جنگ برای قدرت و جنگ برای دست یابی به مطامع دنیوی کردند. در بین آن ها هم همه جور، هم در زمان امیرالمؤمنین امثال طلحه و زبیر بودند و هم افراد کوچکی در این جمع ناکثین وجود داشتند. در زمان امام هم، قضیه همین بود.ایشان با بیان اینکه امام بزرگوار در مقابل این جبهه ی گسترده ی وسیع و متنوع ایستاد، ادامه دادند: مارقین ناآگاه ها در مقابل امام بزرگوار ما، آن کسانی بودند که موقعیت کشور و انقلاب و ملّت ایران را نفهمیدند و جبهه بندی دشمنان را نشناختند. شیوه های دشمنی دشمنان را درک نکردند و به چیزهای کوچک سرگرم شدند؛ عظمت حرکت امام را نتوانستند تشخی ...

ادامه مطلب  

به قدرت اول موشکی منطقه تبدیل شده ایم؛ دشمن می داند اگر یکی بزند، ده تا می خورد/ دستور رهبر انقلاب به سازمان انرژی هسته ای  

درخواست حذف این مطلب
رهبر معظم انقلاب با تشریح دیگر ویژگی های بارز حضرت امام (ره) خاطرنشان کردند: لطافت امام بزرگوار را انسان مشاهده می کند. پیغامی از مادر شهید به آن بزرگوار می رسد، بنده پیامی را از مادر شهیدی برای امام بزرگوار بردم، آن مرد با صلابت چشمانش پر از اشک شد.به گزارش عصرهامون به نقل از راه دانا؛ حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظّم انقلاب اسلامی عصر امروز در مراسم بیست و نهمین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب در آغاز سخنان خود با اشاره به آیه چهارم سوره فتح «هُوَ الَّذى اَنزَلَ السَّکینَةَ فى قُلوبِ المُؤمِنینَ...» فرمودند: یاد عظمت ها و قله های بلند و پروازهای معنوی انسان های بزرگ به دل ها آرامش و اطمینان و اعتماد به نفس می بخشد. آیه شریفه، سکینه و آرامش را در دل های مسلمانان، ناشی از فتح و نصرت الهی می داند. و آرامش و اطمینان و سکینه قلبی را، مایه ی تقویت ایمان و ازدیاد ایمان معرفی می کند. ایشان با بیان اینکه دشمن، عکس و ضدّ این را برای امّت اسلامی و برای جامعه مومن و متحرک و پویای ما دنبال می کند تصریح کردند: سی سال است از امام بزرگوار در چنین روزی سخن می گوییم. امام، یکی از قله های بلند است. بعد از این هم، ملّت و امّت ما همواره از امام سخن خواهد گفت و شایسته هم همین است؛ زیرا امام، نماد انقلاب است و این کشور بدون موتور پرقدرت انقلاب به هدف های خود و آرزوهای بزرگ خود دست نخواهد یافت.شباهت های امام و حضرت امیرالمومنین رهبر انقلاب ادامه دادند: امسال، این همزمانی با ایّام شهادت امیرالمومنین، شباهت هایی را به ذهن می آورد میان این پیرو صادق و این پیرو حقیقی امیر المومنین و آن پیشوای بزرگ. ایشان در ادامه افزودند: توجه به این شباهت ها مهم و مفید است. برای پیدا کردن راه درست و همچنین آشنایی بیشتر با امام بزرگوارمان. رهبر معظم انقلاب همچنین خاطرنشان کردند: من سه سرفصل را درباره این شباهت ها آماده کرده ام که مطرح کنم که یکی از این سرفصل ها این است که در امیرالمومنین دو خصوصیت به ظاهر متضاد جمع شده بود، یکی صلابت، ایستادگی و شدت و یکی لطافت، صفا و رقت هر دو در امیرالمومنینی (ع) در اوج و کمال خود وجود داشت. ایشان ادامه دادند: صلابت و شدت در برابر هر حرکت نابحق در برابر ظلم و ظالم در برابر انحراف از راه خدا و طغیان گری و اغواگری امیرالمومنین با منتهی صلابت و استحکام می ایستاد که نظیر آن تا امروز دیده نشده است. حضرت آیت الله خامنه ای ادامه دادند: لطافت و رقت در مقام مواجه با ذکر و یاد الهی از سویی و در برخورد با مظلومین و محرومان و ضعفا و مستضعفان از سوی دیگر در نهایت لطافت و رقت عمل می کرد. رهبر معظم انقلاب در بخش دیگری از سخنانشان عنوان کردند: امیرالمومنین (ع) در برابر معاویه با آن صلابت برخورد کرد. به امیرالمومنین (ع) مشورت دادند که مدتی صبر کنید و معاویه را از استانداری شام عزل نکنید اما او زیر بار نرفت.صلابت امیرالمومنین (ع) در مقابل آن دو صحابی قدیمی ایشان با اشاره به اینکه صلابت امیرالمومنین (ع) در مقابل آن دو صحابی قدیمی و موجه و بسیار آبرومند که توقعاتی داشتند که به نظر امیرالمومنین (ع) نابحق بود زیر بار توقعات آنها نرفت، افزودند: این امام همام با کمال ایستادگی و صلابت مقاومت کرد در برابر خوارج هم که مدعی اسلام بودند و در مقابل امیرالمومنین (ع) که میزان حقیقی اسلام بود، ایستاده بودند. در مقابل کج فهمی و کج روی این ها در نهایت استحکام و صلابت ایستاد. ایشان ادامه دادند: از یک طرف چنین صلابتی را انسان از این انسان والا و ولی بزرگ خدا مشاهده می کند اما از طرفی هم در مقابل ضعفا، مستضعفان آنچنان رقت، لطافتی و صفایی از امیرالمومنین (ع) دیده می شود که انسان متحیر می ماند. حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه سخنانشان عنوان کردند: داستان رفتن به خانه همسر شهیدی که یتیمانی دارد به صورت ناشناس و رفتن کنار تنور و نان پختن برای آنها، سرگرم کودکان آنها داستان معروفی است که انسان از آن حیرت می کند از این همه لطافت متحیر می ماند و یا در ماجرای حمله به استان الانبار عراق که اشرار سپاهیان شام حمله کردند و استاندار امیرالمومنین (ع) را به قتل رساندند و به خانه های مردم حمله کردند کودکان را کشتند، زنان را تهدید کردند امیرالمومنین (ع) می فرمایند، اگر انسان مسلمان از اینکه بشنود که بیگانگان به خانه مردم بی دفاع حمله کردند و زیورها و زینت های زنان را از آنها گرفتند اگر از غصه و تأسف بمیرد انسان مسلمان او را ملامت و سرزنش نباید کرد.دو خصوصیت متضاد در امیرالمومنین (ع) رهبر معظم انقلاب اضافه کردند: امیرالمومنین (ع) نسبت به حقوق ضعفا چنین رفتار عجیبی انسان مشاهده می کند این دو خصوصیت متضاد در امیرالمومنین (ع) بود، در امام راحل ما هم عیناً همین دو خصوصیت مشاهده می شود از یک سو صلابت، استحکام، ایستادگی محکم در مقابل ستمگران و بدی ها و همچنین در مقابل رژیم منحط و طاغوتی و فاسد پهلوی مانند صخره مستحکمی ایستاد در مقابل آمریکا مثل کوه ایستادگی کرد، در برابر تهدیدها و صدام متجاوز در جنگ تحمیلی و دفاع 8 ساله همچنین در برابر فتنه های داخلی حتی در برابر شاگرد قدیمی و صحابه خود به خاطر اینکه رفتار او را بر خلاف حق مشاهده می کرد بدون هیچ ملاحظه ای ایستاد این صلابت امام را نشان می داد. رهبر معظم انقلاب در ادامه با تشریح دیگر ویژگی های بارز حضرت امام (ره) خاطرنشان کردند: لطافت امام بزرگوار را انسان مشاهده می کند. پیغامی از مادر شهید به آن بزرگوار می رسد، بنده پیامی را از مادر شهیدی برای امام بزرگوار بردم، آن مرد با صلابت چشمانش پر از اشک شد.تأثر امام در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید ایشان ادامه دادند: تأثر در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید و دفاعش از مستضعفان و پابرهنگان که در کلمات امام بزرگوار فراوان است مشاهده می شود؛ بنابراین شباهت عجیب امام بزرگوار به پیشوای متقیان کاملاً مشهود است. حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: در سرفصل دوم در امیرالمومنین (ع) پدیده شگفت آوری وجود دارد؛ در واقع سه خصوصیت به ظاهر ناسازگار در امیرالمومنین (ع) جمع شده است. امیرالمومنین (ع) هم انسان قوی و مقتدر و انسان قدرتمندی است و هم در عین حال مظلوم است و هم در عین در حوادث گوناگون پیروز نهایی است. این سه خصوصیت در امیرالمومنین (ع) در حالت آن بزرگوار مشهود است. آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: اگر بخواهیم اقتدار و قوت امیرالمؤمنین را درست بفهمیم باید به گستره وسیع محل حکومت امیرالمؤمنین نگاه کنیم. آن کشور با عظمتی که تحت مدیریت امیرالمؤمنین اداره می شد از منتهای شرق افغانستان کنونی تا کنار دریای مدیترانه و مصر همه این منطقه وسیع تحت مدیریت امیرالمؤمنین اداره می شد. ایشان افزودند: در اراده پولادین او، در شجاعت و هنر نظامی گری او، در زبان قوی و منطق جذاب او، در خطبه های پرشور امیرالمؤمنین و سرشار از حکمت او تا امروز درس های نورانی برای دل های آحاد بشر است و اینها نشانه های اقتدار است. بازوی قوی، فکر قوی، اراده قوی، مدیریت قوی، زبان قوی و یک انسان قوی مقتدر. رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: در عین حال همین انسان قوی مظلوم است. مظلومیت او در رفتار دشمنان و حسودان، در تهمت های ناجوانمردانه ای که به امیرالمؤمنین در زمان حیات او عوامل دشمنانش وارد آوردند در خواص دل به دنیا سپرده او که بعضی از نزدیکانش و خواصش به خاطر دنیاطلبی از او جدا شدند را می توان یافت. اینها نشانه ای مظلومیت آن بزرگوار است تا حدی گاهی این فشار وارد آمده از جوانب مختلف بر این انسان بزرگ تا حدی است که گاهی این انسان صبور و دریادل و شکیبا آن طور که معروف است با چاه درد دل می کند و با چاه حرف می زدند. آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: بعد هم پس از رحلت او و شهادت او تا سال های متمادی دشمنان او که بر اریکه حکومت و سلطنت مسلط شده بودند در سرتاسر کشور اسلامی وسیع بر سر منابر به او اهانت می کردند و به امیرالمؤمنین (مجسمه تقوا و عدالت و دادگری) بدگویی می کردند.شخصیت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؟ ایشان افزودند: در عین حال انسان وقتی مجموع قضایا را نگاه می کند می بیند در این مصاف طولانی پیروز نهایی امیرالمؤمنین است. امروز ملاحظه کنید نام امیرالمؤمنین، شخصیت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؟ در اوج است و از دشمنان او خبری نیست. نهج البلاغه او درس انسان های والا است، سیره او برجسته ترین و درخشان ترین سیره یک انسان بعد از نبی مکرم اسلام است. عدالت او، عبادت او و شخصیت عظیم او امروز در دنیا برجسته است. راه او بر راه دشمنانش پیروز شده است و پیروز نهایی امیرالمؤمنین بود. رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: همین سه خصوصیت در امام بزرگوار ما امام راحل نیز جمع شده بود. امام بزرگوار یک انسان قوی و مقتدر بود انسانی که توانست حکومت طاغوتی دیکتاوری وراثتی را بعد از 2 هزار سال در این کشور بزرگ از اریکه قدرت به زیر بکشد که این خیلی قدرت می طلبد و نشانه قدرت فوق العاده امام بزرگوار است.امام توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود شکست دهد آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: امام توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود شکست دهد و به عقب نشینی وادار کند، توطئه ها را خنثی کند، طراحان جنگ تحمیلی را ناکام بگذارد، آن کسانی که جنگ تحمیلی را طراحی کرده بودند غرض شان نابود کردن انقلاب و ریشه کن کردن نظام اسلامی بود. امام بزرگوار از این تهدید یک فرصت به وجود آورد و اینها نشانه قدرت و قوت و اقتدار امام بزرگوار است. ایشان افزودند: در عین حال امام بزرگوار ما مظلوم بود به خاطر تبلیغات گسترده دشمنان علیه او تبلیغات اهانت بار به طور مداوم در زمان حیاتش و مدت ها بعد از رحلتش این تبلیغات ادامه داشت. رفتارهایی از کسانی که آن رفتارها از آنها توقع نمی رفت نسبت به امام بزرگوار انجام گرفت و این نشانه مظلومیت امام بزرگوار بود و دلتنگی های امام را انسان می تواند از لابه لای سخنان مستحکم و پرصلابت او در مجموعه بیاناتش پیدا کند و این نشان می دهد که این مرد بزرگ دلتنگی های بسیاری هم داشته است. رهبر معظم انقلاب اظهار داشتند: پیروزی نهایی امام بزرگوار هم آن نقطه بعدی است، آن اقتدار، آن مظلومیت، آن پیروزی مثل امیرالمؤمنین، امام بزرگوار هم پیروز شد پیروزی او در استحکام نظام اسلامی و بقای نظام اسلامی در رشد و توسعه و پیشرفت نظام اسلامی خودش را نشان می دهد. بسیاری از آرزوهای امام تحقق پیدا کرد آیت الله خامنه ای خاطرنشان کردند: بسیاری از آرزوهای امام تحقق پیدا کرد بعد از رحلت امام خودباوری کشور، خودکفایی کشور، پیشرفت علمی و فناوری کشور، پیشرفت سیاسی کشور، توسعه صفحه نفوذ کشور و جمهوری اسلامی در منطقه وسیع غرب آسیا و شمال آفریقا مواردی بود که اتفاق افتاد و پیروزی گفتمان امام و راه امام و روش امام بود. بسیاری از این آرزوها تحقق پیدا کرده است و بسیاری دیگر از آرزوهای امام به اذن الله تحقق پیدا خواهد کرد. رهبر معظّم انقلاب، در ادامه فرمودند: حرکاتی که شما از دشمن مشاهده می کنید، نشانه دستپاچگی و آشفتگی و عصبی شدن آن ها است؛ نشانه اقتدار او نیست.آنچه که امروز از دشمن، علیه ملّت ایران سر می زند از سر اقتدار نیست ایشان ادامه دادند: آنچه که امروز از دشمن، علیه ملّت ایران سر می زند از سر اقتدار نیست؛ به خاطر این است که از عظمت و پیشرفت جمهوری اسلام و ایستادگی ملت ایران آشفته و عصبی و دستپاچه است. رهبر انقلاب در بیان سرفصل سوم از بررسی خود از زندگی امیرالمؤمنین(ع) فرمودند: نشانه شناسی دشمنان امیرالمؤمنین هم درس آموز است. جبهه مقابل امیرالمؤمنین را شما ملاحظه کنید که در تاریخ مشخص شده است؛ قاسطین، ناکثین، مارقین؛ یعنی قاسطین دشمنان بنیادین حکومت امیرالمومنین، ناکثین یعنی همراهان سست نهاد و سست بنیادی که بیعت را زیر پا گذاشتند به خاطر زخارف دنیوی و هوس ها و آلودگی های دنیایی، و مارقین، کج فهم ها و نادان ها و جاهل هایی که به خیال اسلام، به خیال تبعیت از قرآن، در مقابل قرآن مجسم که امیرالمؤمنین است ایستادند. این جبهه مقابل امیرالمومنین است. ایشان با بیان اینکه قاسطین که دشمنان بنیادی بودند با اصل حکومت امیرالمؤمنین مخالف بودند تصریح کردند: بعدها تاریخ نشان داد که بدیلی که این ها برای حکومت امام می توانستند ارائه کنند چه بود؛حجاج بن یوسف ها، و عبیدالله زیادها و یوسف بن عمر سقفی ها، کسانی بودند که از طرف آن قاسطین و آن دشمنان بنیادین،جایگزین حکومت عدل علوی شدند. سهم خواهان و دنیاطلبان هم به نحو دیگری، و کج فهم ها هم به نحو دیگری. البته کج فهمی، مربوط به توده های مارقین بود؛ رؤسای آن ها، احتمالاً با دشمنان، بی زد و بند نبودند؛ کما اینکه در تاریخ چنین چیزی را درباره خوارج می گویند و ادعا می شود.درباره امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتند رهبر انقلاب ادامه دادند: درباره امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتند؛ یعنی جبهه مخالفین امام، از این سه بخش در مورد امام راحل هم ترکیب شده است؛ آمریکا، رژیم صهیونیستی و وابستگان آن ها در داخل، قاسطین در مقابل امام بزرگوار ما بودند. اینها، کسانی بودند که با اصل حکومت جمهوری اسلامی و نظام اسلامی و حاکمیت انسانی مثل امام بزرگوار مخالف بودند. ایشان با بیان اینکه آن ها هم به دنبال حکومت بوده و هستند تصریح کردند: جایگزین آن ها هم حجاج بن یوسف های امروز هستند. آن ها هم معلوم است که چه کسانی در جبهه مخالفین امام هستند. رهبر انقلاب ادامه دادند: ناکثین؛ یعنی بیعت شکنان، همان همراهان سست کمربند هستند؛ وای از آن همرهان سست کمربند که در مقابل خواسته های دنیایی، نتوانستند مقاومت کنند. میدان تسابق الی الخیرات را تبدیل به میدان جنگ برای قدرت و جنگ برای دست یابی به مطامع دنیوی کردند. در بین آن ها هم همه جور، هم در زمان امیرالمؤمنین امثال طلحه و زبیر بودند و هم افراد کوچکی در این جمع ناکثین وجود داشتند. در زمان امام هم، قضیه همین بود. ایشان با بیان اینکه امام بزرگوار در مقابل این جبهه ی گسترده ی وسیع و متنوع ایستاد، ادامه دادند: مارقین ناآگاه ها در مقابل امام بزرگوار ما، آن کسانی بودند که موقعیت کشور و ا ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان/ فرصت طلبی ضعف جریان اصلاحات است/ فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد  

درخواست حذف این مطلب
معتقدم که ماموریت شورای عالی اصلاح طلبان تمام شده و باید مجددا مورد بازنگری قرار بگیردبه گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از مهر، «احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟من می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟آقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ایجاد کند اما این بدان معنی نیست که مشکلات این حوزه ها به طور کامل برطرف شده باشد؛ چالش ها و تنش ها همچنان وجود دارد. در مجموع معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به س ...

ادامه مطلب  

شناسنامه بهترین دروازه بانان ایران و جهان + عکس  

درخواست حذف این مطلب
کد خبر: 137809 زمان انتشار: 18 تیر 1396 12:02:00 دروازه بانان فوتبال از کلیدی ترین بازیکنان در زمین محسوب می شوند ، بازیکنانی که نامشان در تاریخ ثبت خواهد شد.به گزارش فوتبال آنلایندر یک تیم 11 نفره فوتبال، دروازه بان یکی از کلیدی ترین مهره ها محسوب می شود.باشگاه های فوتبال ایران و گاهی تیم ملی بارها تاثیرات دروازه بانان خوب و بد را حس کرده اند و شاید اشتباهات دروازه بانان، لطمه های جبران ناپذیری را به آنها وارد کرده است اما داشتن یک دروازه بان خوب گاهی می تواند یک تیم را به موفقیت برساند.در ذیل گزارشی از بهترین گلرهای ایران و جهان که تاثیر زیادی در موفقیت های ملی و باشگاهی داشته اند را مرور خواهیم کرد.بهترین سنگربانان بازنشسته ایران و جهان *چیلاورت خوزه لوئیس فلیکس چیلاورت گونزالس، زاده ی 27 ژوئیه 1965 است. این دروازه بان بازنشسته پاراگوئه ای، 3 بار از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال های 1995، 1997 و 1998 ، بهترین دروازه بان جهان شناخته شده است.مهارت چیلاورت در ضربات آزاد بسیار معروف بود و معمولا پنالتی زن تیمش بود. اگر وی پست مهاجم را انتخاب می کرد، شاید خیلی بیشتر از این در دنیای فوتبال می درخشید!وی در دوران بازی حرفه ای خود 62 گل به ثمر رساند که 8 تای آن در بازی های ملی بود.چهار گل ملی او در مقدماتی جام جهانی 2002 به ثمر رسید.وی در جام جهانی 1998 در بازی با بلغارستان با دویدن به پشت محوطه جریمه حریف برای زدن ضربه ایستگاهی، تماشاگران را حیرت زده کرد و نخستین دروازه بان در تاریخ جام جهانی شد که ضربه آزاد و مستقیم به توپ زده است. او در سال 1996 بازیکن سال آرژانتین و فوتبالیست سال آمریکای جنوبی شد. چیلاورت در سال 1999 نخستین دروازه بان تاریخ فوتبال شد که در یک بازی هت تریک کرده است.وی همچنین یک گل به یاد ماندنی با ضربه ایستگاهی از نیمه زمین خودی به تیم "ریور پلاته" دارد.چیلاورت در سال های 1984 تا 1988 عضو تیم "سن لورنزو" آرژانتین بود که با پیراهن این تیم 341 بازی انجام داده و 48 گل به ثمر رسانده است!*کوپکهآندریاس کوپکه متولد 12 مارس 1962 در کیل، دروازه بان ملی پوش سابق اهل آلمان است که از سال 2004 تاکنون به عنوان مربی دروازه بانان در تیم ملی فوتبال آلمان مشغول به کار است. او به همراه تیم ملی آلمان موفق به کسب مقام قهرمانی در جام جهانی 1990 و جام ملت های اروپا 1996 شد. وی در سال 1996 توسط فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال، به عنوان بهترین دروازه بان دنیا انتخاب شد.*شوماخرهارالد آنتون شوماخر در جریان فعالیت ورزشی تقریبا 2 دهه ای خود، به جایگاه یکی از بهترین دروازه بانان فوتبال آلمان و جهان دست یافت. وی 76 بازی ملی در کارنامه خود دارد از جمله: جام جهانی 1982 و 1986. وی افتخارات زیادی برای خود ثبت کرد. ازجمله:سال 1973: نایب قهرمان بوندس لیگا و فینالیست جام حذفی آلمانسال 1977: قهرمان جام حذفی آلمانسال 1978: قهرمان بوندس لیگا و قهرمان جام حذفی آلمانسال 1980: قهرمان اروپا و فینالیست جام حذفی آلمانسال 1982: نایب قهرمان جهان و نایب قهرمان بوندس لیگاسال 1983: قهرمان جام حذفی آلمانسال 1984: فوتبالیست سال آلمانسال 1986: نایب قهرمان جهان، فوتبالیست سال آلمان، فینالیست جام یوفا و قهرمان لیگ ترکیهسال 1996: قهرمان بوندس لیگاشوماخر پس از دوران بازیگری اش، به مربی گری روی آورد و مربی دروازه بان تیم هایی چون شالکه 04، بایرن مونیخ، دورتموند، اس سی فورتوناکلن بایر 04 لورکوزن شد.*سپ مایرسپ مایر زاده ی 28 فوریه 1944، بازیکن فوتبال آلمانی است که سال ها محافظ دروازه تیم ملی فوتبال آلمان و باشگاه بایرن مونیخ بود، وی در دوره شانزده ساله فعالیت ورزشی حرفه ای خود، به تمامی افتخارهایی که یک بازیکن فوتبال می تواند به آن ها دست یابد، رسید.وی 95 دیدار ملی و 536 بازی با پیراهن بایرن مونیخ (بزرگسالان) در کارنامه خود دارد.سپ مایر همراه تیم بایرن مونیخ افتخارات زیر را به دست آورد:جام حذفی آلمان: قهرمان 1967 – 1969 – 1971لیگ قهرمانان اروپا: قهرمان 1974 – 1975 – 1976بوندس لیگا: قهرمان 1969 – 1972 – 1973 – 1974 – 1980 – 1981جام برندگان اروپا: قهرمان 1976جام باشگاه های جهان: قهرمان 1976همچنین وی با تیم ملی آلمان غربی قهرمان جام جهانی 1974 و قهرمان جام ملت های اروپا 1972 شده است.*الیور کانالیور رالف کان، متولد پانزدهم ژوئن 1969 در شهر "کارلسروهه" در جنوب آلمان و در نزدیکی شهر "اشتوتگارت"، کاپیتان و بازیکن پیشین تیم ملی آلمان و باشگاه فوتبال بایرن مونیخ است."کان" تنها دروازه بانی است که عنوان بهترین بازیکن جام جهانی را از آن خود کرده است.وی دارای افتخارات متعددی می باشد. او همراه تیم بایرن مونیخ به مقام های زیر دست یافت: بوندس لیگا: قهرمانی در سال های 1997 – 1999 – 2000- 2001 – 2003 – 2005 – 2006 – 2008جام حذفی فوتبال آلمان: قهرمانی در سال های 1998 – 2000 – 2003 – 2005 – 2006 – 2008لیگا پوکال: قهرمانی در سال های 1997 – 1998 – 2000 – 2004 – 2007 جام یوفا: قهرمان 1996لیگ قهرمانان اروپا: قهرمان سال 2001جام بین قاره ای: قهرمان سال 2001همچنین، الیورکان همراه تیم ملی آلمان، قهرمانی در جام ملت های اروپا 1996 را در کارنامه خود دارد و عنوان نایب قهرمانی در جام جهانی 2002 و سومی جام جهانی 2006 را یدک می کشد.وی افتخارات شخصی بسیاری دارد از جمله:_ بهترین بازیکن برای عملکرد فوق العاده در دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا در سال 2001_ بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال های 1999 – 2001 – 2002_ مقام دوم بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال 2000_ مقام سوم بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال 2003_ مقام چهارم بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال 2004_ بهترین دروازه بان اروپا در سال های 1999- 2000 -2001 – 2002_ مرد سال فوتبال آلمان در سال های 2000 و 2001_ مقام دوم مرد سال فوتبال جهان در سال 2002_ بهترین دروازه بان بوندس لیگا در سال های 1994 – 1997 – 1998 – 1999 – 2001_ کسب توپ طلای جام جهانی در سال 2002_ بهترین دروازه بان جام جهانی 2002_ جایزه بازی جوانمردانه یوفا در سال 2001_ جایزه ورزشی نشریه بیلد در سال 2006*ایلگنربودو ایلگنر زاده ی 7 آوریل 1967 در "کوبلنتس" بازیکن فوتبال و دروازه بان آلمانی است که نقش بسزایی در قهرمانی آلمان در جام جهانی 1990 داشت.وی اولین دروازه بان تاریخ فوتبال بود که در فینال جام جهانی گلی دریافت نکرد. ایلگنر به دفع و مهار کردن شوت معروف بود.در موقعیت های تک به تک تقریبا شکست ناپذیر بود و روی سانتر ها و شوت های از راه دور فوق العاده نشان می داد.وی به همراه رئال مادرید افتخارات خوبی به دست آورد که می توان به دو قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا در سال های 1998 و 2000 اشاره کرد.ایلگنر 326 بازی با پیراهن تیم فوتبال کلن آلمان انجام داد و همچنین 91 بازی به عنوان گلر رئال مادرید از سال 1996 تا سال 2001 دارد.بودو ایلگنر 91 دیدار ملی در کارنامه خود دارد.*دینوزوفدینوزوف زاده ی 28 فوریه 1942 در ایتالیا است و در دوران بازیگری اش در تیم های اودینزه، مونتووا ، ناپولی و یوونتوس بازی کرده است و 112 بازی ملی هم برای تیم ملی فوتبال ایتالیا انجام داده است. همچنین به عنوان مربی در تیم های یوونتوس، تیم ملی فوتبال ایتالیا، لاتزیو و فیورنتینا فعالیت کرده است. دینورزوف افتخارات زیادی را در کارنامه خود دارد. او با تیم یوونتوس به مقام های زیر دست یافت:سری آ: قهرمانی در فصل های 1973 – 1972 ، 1975 – 1974، 1977 – 1976، 1978-1977، 1981 – 1980، 1982 – 1981کوپا ایتالیا: قهرمانی در فصل های 1979 – 1978، 1983 – 1982جام یوفا: قهرمان فصل 1977 – 1976دینورزوف به همراه تیم ملی ایتالیا قهرمانی در جام جهانی 1982 و جام ملت های اروپا 1968 را کسب کرده است. وی همچنین، در دوران مربی گری اش نایل به کسب مقام شده است که از آن جمله است:قهرمانی به همراه تیم یوونتوس در کوپا ایتالیا و جام یوفا در فصل 1990 – 1989 و نایب قهرمانی تیم ملی ایتالیا در جام ملت های اروپا 2000.*والتر زنگاوالتر زنگا متولد 28 آوریل 1960 در میلان، فوتبالیست بازنشسته و مربی کنونی اهل ایتالیاست. او مدت ها دروازه بان تیم ملی ایتالیا و تیم اینتر میلان بوده است.وی 58 بازی ملی برای تیم ملی ایتالیا انجام داده است.والتر زنگا به همراه تیم فوتبال اینتر میلان قهرمانی در فصل 1989 – 1988 سری آ، قهرمانی در سوپر جام ایتالیا در سال 1989 و دوبار قهرمانی لیگ اروپا در سال های 1991 و 1994 را تجربه کرده است.همچنین وی به عناوین زیر نایل آمده است:_ بهترین دروازه بان جهان از سوی فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال در سال های 1989 – 1990 – 1991_ دروازه بان سال یوفا در سال 1990_ بازیکن سال سری آ در سال 1987والتر زنگا 58 بازی ملی در کارنامه خود دارد. او در تیم هایی چون سالرنیتانا، ساونا، سامبندتزه، اینتر میلان، سمپدوریا، پادوا و نیوانگلند رولوشن عضویت داشت و در مجموع 530 بازی برای این تیم ها انجام داده است. پس از پایان دوران بازیگری اش نتوانست از دنیای فوتبال دور شود و به مربی گری روی آورد. وی مربی تیم های نیوانگلند رولوشن، بدرا، ناسیونال بخارست، استوا بخارست، ستاره سرخ بلگراد، گازیانتسپور، العین امارات، دینامو بخارست، کاتانیا، پالرمو، النصر ریاض، النصر دوبی، الجزیره امارات و سمپدوریا بود و توانست به همراه تیم استوا بخارست در لیگ دسته اول رومانی قهرمان فصل 2005 – 2004 بشود و همچنین قهرمانی در سوپر لیگ و جام حذفی صربستان را همراه تیم فوتبال ستاره سرخ بلگراد در فصل 2006 – 2005 تجربه کند.*پیتر اشمایکلپیتر اشمایکل متولد 18 نوامبر 1963 در گلادساکس دانمارک است که در دهه ی نود یکی از بهترین دروازه بان های جهان محسوب می شد. اشمایکل به همراه تیم فوتبال منچستر یونایتد روزهایی طلایی را پشت سر گذاشت و یکی از مهره های تأثیر گذار در موفقیت های این تیم انگلیسی محسوب می شد.وی قهرمانی در لیگ برتر انگلیس در سال های 1993 ، 1994 ، 1996 ، 1997 و 1999 - قهرمانی در جام حذفی انگلیس در سال های 1994 ، 1996 و 1999 - و قهرمانی در جام باشگاه های اروپا را به همراه تیم منچستر یونایتد تجربه کرده است.پیتر اشمایکل در قهرمانی تیم فوتبال اسپورتینگ لیسبون پرتغال در لیگ پرتغال (سال 2000) نقش مهمی را ایفا کرد و یکی از مهر ه های کلیدی این تیم بود.اشمایکل که به همراه تیم دانمارک، قهرمان جام ملت های اروپا شد، توانست عنوان برترین دروازه بان این تورنمنت را به نام خود کند. همچنین در تیم های استون ویلا و منچستر سیتی سنگربان بوده است.*پیتر شیلتونپیتر شیلتون دروازه بان اهل کشور انگلستان، متولد 18 سپتامبر 1949 است. وی 1005 بازی باشگاهی در تیم های مختلف انجام داده است! تیم هایی همچون: لسترسیتی، استوک سیتی، ناتینگهام فارست، ساوتهمپتون، دربی کانتی، پلیموث آرگیل، وبمبلدون، بولتون واندررز، کاونتری سیتی، وستهام یونایتد و لیتون اوربنت. همچنین، 125 بازی ملی برای تیم انگلستان در کارنامه دارد.*گوردون بنکسیکی دیگر از دورازه بان های خوب دنیا که با جایگیری های تیزبینانه و واکنش های سریع همه را غافلگیر می کرد، گوردون بنکس بود. وی زاده ی 30 دسامبر 1937 و اهل کشور انگلستان بود که سابقه ی بازی در تیم ملی فوتبال انگلستان را در کارنامه خود دارد. او در تاریخ 6 آوریل 1963 نخستین بازی خود را مقابل تیم ملی اسکاتلند انجام داد و با حضور در 73 بازی ملی، در تاریخ 27 مه 1972 واپسین بازی ملی اش را در برابر تیم ملی فوتبال اسکاتلند برگزار کرد. وی همچنین در تیم هایی مثل لسترسیتی و استوک سیتی عضویت داشته است.*تافارل کلودیو آندره مرگن تافارل زاده ی 8 می 1966، گلر پیشین تیم ملی فوتبال برزیل بود. وی در باشگاه هایی مانند پارما، گالاتاسرای، اینتر ناسیونال و امپولی بازی کرده است. تافارل با شیرجه های شگفت انگیز و پرش های تماشایی خود نقش مهمی در قهرمانی برزیل در جام جهانی 1994 و نایب قهرمانی آن در جام جهانی 1998 ایفا کرد.*ژان – ماری فافژان – ماری فاف زاده ی 4 دسامبر 1953 در لبکه، دروازه بان پیشین فوتبال اهل بلژیک است.پله، اسطوره ی فوتبال برزیلی، ژان ماری فاف را در مارس 2004 از جمله فوتبالیست های برتر جهان نام برد.ژان – ماری فاف هم اکنون یکی از ستاره های تلویزیونی در بلژیک است و در برنامه ای به نام فاف ها، که زندگی او و خانواده اش را نشان می دهد، شرکت می کند. وی 64 بازی ملی در کارنامه خود دارد. ژان – ماری فاف ( از سال 1972 تا 1982 ، 305 بازی برای باشگاه بورن ) - ( از سال 1982 تا 1988 ، 156 بازی برای تیم بایرن مونیخ ) - ( در فصل 1989 – 1988 ، 23 بازی در باشگاه لیژر ) و ( در فصل 1989-1990 ، 22 بازی در تیم ترابوزان اسپور ) انجام داده است.*لو یاشینلو ایوانوویچ یاشین ( که در ایران با نام لئویاشین شناخته می شود ) زاده ی 22 اکتبر 1929 است که در تاریخ 20 مارس 1990 نیز در گذشت. وی دروازه بان نامدار تیم ملی فوتبال شوروی بود که اغلب او را بهترین دروازه بان تاریخ فوتبال می دانند. یاشین به دفع ضربات پنالتی معروف بود و در دوران بازیگری اش بیش از 150 پنالتی مهار کرد و نیز اولین دروازه بانی بود که عنوان فوتبالیست سال اروپا را کسب کرد.وی بین سال های 1954 تا 1967 اولین انتخاب برای ایستادن در دروازه اتحاد جماهیر شوروی بود. در این مدت او با تیم ملی کشورش در سه دوره جام جهانی یعنی سال های 1958 ، 1962 و 1966 شرکت کرد. بازی های فوق العاده او در جام آخر باعث شد تا اتحاد جماهیر شوروی در سال 1966 به نیمه نهایی راه یابد. همچنین در قهرمانی تیم اتحاد جماهیر شوروی در سال 1956 در بازی های المپیک ملبورن سهم بسزایی داشت. یاشین چهار سال بعد به همراه تیمش فاتح جام ملت های اروپا شد.از مهمترین موفقیت های او این بود که در سال 1963 به عنوان بهترین بازیکن اروپا شناخته شد. ( عنوانی که تنها یک بار به یک دروازه بان تعلق گرفته است.)وی تنها گلری است که این افتخار نصیبش شده است. در المپیک 1956 ملبورن، به لطف درخشش یاشین، تیم شوروی به مدال طلای فوتبال دست یافت و دو سال بعد در جام جهانی 1958 حضور پیدا کرد. اوج موفقیت های شوروی در این سال ها، اولین دوره جام ملت های اروپا به سال 1960 بود که با هنرنمایی یاشین، با فتح جام به پایان رسید.در جام جهانی 1966 انگلیس، تیم شوروی با رهبری دروازه بان خود تا مرحله ی نیمه نهایی پیش رفت و در نهایت به مقام چهارم رسید. لویاشین در ژانویه 1971، پس از انجام 812 بازی باشگاهی و ملی از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. این دروازه بان در 207 مسابقه از 438 دیدار رسمی خود گلی دریافت نکرد که رکوردی جالب توجه است!!!پس از مرگ وی در مارچ 1990، فیفا به احترام او از جام جهانی 1998 جایزه ای را تحت نام یاشین به بهترین دروازه بان هر جام جهانی اهدا می کند.*رینات داسایفرینات فیض رحمانوویچ داسایف زاده ی 13 ژوئن 1957 در آستاراخان، دروازه بان سابق اهل شوروی بود. او در 3 جام جهانی فوتبال 1982، 1986 و 1990 برای تیم ملی شوروی بازی کرد و پس از لویاشین بهترین دروازه بان تاریخ فوتبال این کشور و به واسطه ی حرکات ناگهانی و غیر قابل پیش بینی اش از بهترین گلر های دهه ی 1980 دنیا محسوب می شود.داسایف در سال 1982 بهترین فوتبالیست سال شوروی شد، در سال 1980 مدال برنز المپیک مسکو را به همراه تیم ملی شوروی به دست آورد، در نایب قهرمانی تیم ملی شوروی در یورو 88 شریک بود، همراه تیم اسپارتاک مسکو قهرمان شوروی در سال های 1979 و 1987 شد و در سال 1988 بهترین دروازه بان جهان به انتخاب فدراسیون بین المللی تاریخ و آمار فوتبال اعلام شد.وی در مجموع 91 بازی ملی برای شوروی انجام داد و دومین بازیکن از نظر تعداد بازی ملی برای شوروی است.*ادوین فن درسارادوین فن درسار زاده ی 29 اکتبر 1970، بازیکن فوتبال بازنشسته هلندی است که در دوران بازی اش در فوتبال حرفه ای در تیم های آژاکس، یوونتوس، فولهام و منچستر یونایتد بازی کرد.او از معدود بازیکنانی است که با دو تیم مختلف در لیگ قهرمانان اروپا به مقام قهرمانی دست یافته است: همراه تیم آژاکس در سال 1996 و با تیم منچستر یونایتد در سال 2008. همچنین فن درسار در سال 1992، همراه آژاکس در جام یوفا قهرمان شد.وی در طول دوران حرفه ای طولانی اش، با پرش های شگفت انگیز و حرکات دلیرانه اش، به رکوردها و موفقیت های زیادی رسید. او در سال 1995 و 2009، عنوان بهترین دروازه بان اروپا را به دست آورد. به گفته منتقدان و هم بازی هایش، فن درسار یکی از بهترین دروازبانان تاریخ فوتبال است.*فابیان بارتزفابیان بارتز متولد 28 ژوئن 1971، دروازه بان بازنشسته تیم ملی فوتبال فرانسه است. بارتز در جام جهانی 1998 نقش اساسی در قهرمانی تیم فرانسه داشت که در طی هفت بازی تنها دو گل از تیم مخالف دریافت کرد.وی 87 بازی ملی در کارنامه ی خود دارد و در تیم هایی چون تولوز، المپیک مارسی، موناکو، منچستر یونایتد و نانت بازی کرده است. بارتز بعد از زین الدین زیدان دومین فوتبالیست مورد علاقه مردم فرانسه است.*خورخه کامپوسخورخه فرانسیکو کامپوس ناوارته زاده ی 15 اکتبر 1966 در آکاپولکو بود. وی یکی از بهترین بازیکنان فوتبال اهل مکزیک در دهه ی 1990 بود و در مجموع، 130 بازی ملی برای تیم ملی فوتبال مکزیک انجام داد.پست اصلی کامپوس دروازه بانی بود اما در تیم های باشگاهی، گاهی در پست مهاجم بازی می کرد و حتی در برخی بازی ها ابتدا به عنوان دروازه بان در زمین قرار داشت و در ادامه ی بازی جای خود را با یکی از بایکنان داخل زمین عوض می کرد.کامپوس یکی از معدود بازیکنان تاریخ فوتبال است که در سطح حرفه ای در دو پست دروازه بان و مهاجم بازی کرده است و همچنین یکی از کوتاه قدترین گلرهای سطح اول دنیا به شمار می آید. او به جهت حرکات آکروباتیک در دروازه، بازی با توپ در محوطه جریمه و لباس ها و دستکش هایی که خودش طراحی می کرد، معروف شده بود. مهارت بالای او در شیرجه زدن باعث شده بود تا قد نسبتا کوتاهش برای این پست جبران شود.*دیوید سیمندیوید سیمن دروازه بان سابق تیم ملی انگلیس است. سیمن عمده افتخارات دوران ورزشی خود را همراه باشگاه آرسنال کسب کرد. به عبارت دیگر، طرفداران توپچی های لندن در ورزشگاه هایبوری، هر یکشنبه منتظر درخشش و رهبری تیمشان توسط این مرد بلند قد بودند. از جمله افتخارات سیمن، کسب دو جام لیگ برتر همراه آرسنال بود. واکنش های بی نظیر وی، همواره در یاد و خاطره علاقه مندانش باقی خواهد ماند اما دیوید سیمن از دو حضور در جام های جهانی به سال های 1998 فرانسه و 2002 کره و ژاپن، نتوانست به افتخاری با تیم ملی کشورش دست یابد به خصوص در جام جهانی 2002 و در مرحله یک چهام نهایی مسابقات، در بازی حساس و تعیین کننده مقابل برزیل، با اشتباه در جایگیری، یک گل باد آورده را تقدیم ط ...

ادامه مطلب  

جهش ۳۱ پله ای جایگاه ایران در شاخص «نوآوری جهانی»  

درخواست حذف این مطلب
ارزیابی رتبه ایران در شاخص «نوآوری جهانی» طی سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ از بهبود رتبه و امتیاز ایران از سال ۲۰۱۴ به بعد و ارتقای ۲۸ و ۳۱ پله ای جایگاه این شاخص در سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ نسبت به سال ۲۰۱۵ حکایت دارد. آمارها نشان می دهد ایران از میان ۱۲۷ کشور جهان از نظر شاخص نوآوری جهانی در سال ۲۰۱۷ با امتیاز ۱/ ۳۲ در رتبه ۷۵ قرار گرفته است؛ این در حالی است که ایرانی در جمع ۲۰ کشور منطقه در شاخص نوآوری رتبه ۱۰ را از آن خود کرده است.واکاوی ها نشان می دهد بهبود امتیاز ارکان نوآوری و بهبود وضعیت ایران بیشتر ناشی از «فضای حمایتی از سرمایه گذاری»، «رقابت و اندازه بازار»، «فضای انگیزشی و حمایتی موسسات برای نوآوری» و «داشتن خروجی خلاقانه و خروجی دانش و فناوری» بوده است. به گزارش دنیای اقتصاد، براساس داده های وزارت صنعت، معدن و تجارت که با همکاری دانشگاه کورنل، موسسه insead و سازمان جهانی مالیکت معنوی سازمان ملل متحد منتشر شده، در ارتباط با ارکان نوآوری جهانی در سال ۲۰۱۷، ایران در مقایسه با کشورهای منطقه در ارکان «سرمایه انسانی و پژوهش»، «خروجی دانش و فناوری» و «خروجی خلاقانه» نسبت به سایر ارکان از امتیاز بالاتری برخوردار بوده است. از سوی دیگر با جهانی شدن اقتصاد و گسترش پیوندهای اقتصادی کشورها با یکدیگر، آمارها، داده ها و شاخص های مقایسه ای بین کشوری اهمیتی بیش از پیش یافته است.برهمین اساس برخی سازمان های معتبر بین المللی اقدام به گردآوری و انتشار آمارها و شاخص های بین کشوری می کنند. در این میان اطلاع از آخرین وضعیت ایران در این شاخص ها می تواند نقش بسزایی در تصمیم گیری های اقتصادی سرمایه گذاران و فعالان تجاری و دیگر ذی نفعان داشته باشد. شاخص نوآوری جهانی که یکی از مهم ترین شاخص های اندازه گیری اقتصادی محسوب می شود از طریق جمع آوری اطلاعات بیش از ۳۰ منبع، طیف وسیعی از عوامل محرکه نوآوری و نتایج آن را پوشش می دهد. اندازه این شاخص با امتیازی بین صفر تا ۱۰۰ تعیین می شود؛ هرچه این رقم به عدد ۱۰۰ نزدیک تر باشد، نشانگر وضعیت بهتر آن کشور در شاخص نوآوری است. یکی از الزامات ورود و حضور مستمر در بازارهای جهانی، عرضه کالاها و خدمات با کیفیت است که از حیث تنوع پذیری نیز در وضعیت مناسبی قرار داشته باشد. در این میان کشوری امکان عرضه اینگونه کالاها و خدمات را داراست که قادر باشد با استفاده از زنجیره ارزش تولید جهانی و ورود به آن، ضمن رفع تنگناها و محدودیت ها، در ارتقای سطح فناوری و دستیابی به تکنولوژی های به روز اقدام کند. از جمله عوامل موثر بر نوآوری که همواره از آن به عنوان یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی مستمر یاد می شود، سرمایه گذاری در فعالیت های تحقیق و توسعه است.فعالیت های تحقیق و توسعه زمینه را برای ایجاد «نوآوری و بهبود کیفیت»، «تنوع محصولات»، «کاهش هزینه های تولید»، «افزایش کارآیی»، «قدرت رقابت پذیری در بازارهای داخلی و بین المللی» و به تبع آن «رشد صادرات» فراهم می کند. اما شاخص نوآوری جهانی برای کشورها چه کارآیی می تواند داشته باشد؟ شاخص نوآوری جهانی، به عنوان یک مرجع پیشرو از طریق فراهم کردن ابزارهای لازم و تدوین سیاست ها، به بهبود وضعیت تولید، بهره وری و اشتغال کمک می کند. این شاخص، با ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی غنی از معیارهای دقیق، فاکتورهای نوآوری را برای کشورها به صورت مستمر ارزیابی می کند. شاخص نوآوری جهانی در دهمین ویرایش خود در سال ۲۰۱۷، تعداد ۱۲۷ کشور که حدود ۵/ ۹۲ درصد از جمعیت و ۶/ ۹۷ درصد از تولید ناخالص داخلی جهان را تشکیل می دهند، مورد ارزیابی قرار داده است. این شاخص به دو زیرشاخص «ورودی» و «خروجی» نوآوری تقسیم می شود. زیرشاخص ورودی شامل پنج رکن «نهادها»، «سرمایه انسانی و تحقیقات»، «زیرساخت»، «پیچیدگی بازار» و «پیچیدگی کسب وکار» است که عوامل موثر در گسترش فعالیت های ابتکاری را نشان می دهد. زیرشاخص خروجی نیز دو رکن «خروجی دانش و فناوری» و «خروجی خلاقانه» است که دلالت بر خروجی های نوآوری دارند. ردیابی نقاط ضعف و قوتدر تازه ترین ویرایش شاخص نوآوری جهانی، اطلاعاتی از متغیرهای کلیدی و شاخص نوآوری جهانی ایران منتشر شده است. در «متغیرهای کلیدی» این گزارش، ایران کشوری با «جمعیت» ۸۰ میلیونی، «تولید ناخالص داخلی» برابر با ۴۱۲ میلیارد دلاری و «سطح درآمد» متوسط بالا معرفی شده است. این در حالی است که در «شاخص نوآوری جهانی» ایران در رتبه ۷۵، در «زیرشاخص ورودی نوآوری» رتبه ۹۸، در «زیرشاخص خروجی نوآوری» رتبه ۵۷ و در «بهره وری نوآوری» رتبه ۱۶ را کسب کرده است.اما یکی از مجموعه اطلاعات مفیدی که در گزارش شاخص نوآوری جهانی ارائه شده است، وضعیت این شاخص به تفکیک سطح درآمدی کشورها از سطح کم تا بالا است. در شاخص نوآوری جهانی ایران به تفکیک میانگین سطح درآمد کشورها در سال ۲۰۱۷، هفت رکن اصلی مورد توجه قرار گرفته است. در رکن نخست که «نهادها» قرار دارند، سه زیررکن «فضای سیاسی»، «فضای نظارتی» و «محیط کسب وکار» ارزیابی شده است. اما نکته جالبی که در ارزیابی ها به چشم می خورد نقاط ضعف و قوتی است که در این اطلاعات به آن اشاره شده است. بررسی ها بیانگر این موضوع است که ایران در زیررکن «فضای نظارتی» با دو نقطه ضعف «کیفیت و نحوه نظارت» و «ضوابط قانونی» روبه روست؛ نقاط ضعفی که ایران را به ترتیب با رتبه های ۱۲۶ و ۱۱۶ در این زیررکن قرار داده است. در زیررکن «محیط کسب وکار» که سه شاخص «سهولت راه اندازی کسب وکار»، «سهولت در پرداخت دیون» و «سهولت در پرداخت مالیات» تعر ...

ادامه مطلب  

تصاویر: استقبال از تیم ملی فوتبال ایران  

درخواست حذف این مطلب
هواپیمای حامل کاروان اعضای تیم ملی فوتبال ایران ساعت ۳:۳۰ بامداد چهارشنبه ۶ تیر در فرودگاه امام خمینی(ره) به زمین نشست و همزمان با ورود ملی پوشان، به دلیل عملکرد مورد قبول در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه از آن ها تجلیل به عمل آمد و مورد استقبال جمعی از مسئولان و مردم قرار گرفتند. ه ...

ادامه مطلب  

نقطه ضعف بزرگ توسعه در کشور نامتوازن بودن آن است/ ایران یکی از سه قدرت موشکی جهان است  

درخواست حذف این مطلب
معاون سازمان بسیج اساتید کشور گفت: نقطه ضعف بزرگ توسعه در کشور نامتوازن بودن آن است که بحران آفرینی می کند و در جامعه بحران های اجتماعی و فرهنگی ایجاد می کند.به گزارش خبرگزاری بسیج از همدان، دکتر محمدرضا مرندی شامگاه یکشنبه در همایش روز بسیج اساتید که در دانشگاه بوعلی همدان برگزار شد با اشاره به فرا رسیدن چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به قضاوت و مقایسه های صورت گرفته نظام جمهوری ایران با نظام شاهنشاهی پرداخت و اظهار داشت: در این خصوص قضاوت ها صفر و صدی است به این صورت که نظامی را تایید و یا رد می کنند.وی با اشاره به اظهارات نیکی هیلی مبنی بر اینکه ایرانیان یا موضوعی را قبول و یا رد می کنند و حد وسط در کار آنها وجود ندارند، گفت: در ارزیابی دولت ها باید نقاط ضعف و قوت آنها مورد بررسی قرار گیرد که متاسفانه حتی این مهم در ارزیابی توسط نخبگان مد نظر قرار نمی گیرد و قضاوت آنها بر اساس حب و یا بغض ها و گلایه هایشان است.معاون سازمان بسیج اساتید کشور با تاکید بر ارزیابی دقیق و منصفانه دولت ها و نظام ها بر اساس نقاط ضعف و قوت آنها عنوان کرد: اگر کسی را قبول داریم تصورمان بر این است که اگر نقاط ضعف آن را عنوان کنیم خوب است و بالعکس، که نظام جمهوری اسلامی و حتی حکومت طاغوت از این قاعده مستثنی نیست به خصوص در سال های اول انقلاب که تصور انقلابیون این بوده که هر اقدامی که نظام شاهنشاه انجام داده بد بوده در صورتی که ممکن است در این نظام کارهای مطلوبی صورت گرفته باشد.وی با بیان اینکه در شرایط امروز این قضاوت نیز گریبان گیر نظام جمهوری اسلامی ایران شده است، افزود: در اوایل انقلاب با شور انقلابی ایجاد شده قضاوت ها در تایید نظام و کارگزارنش بود که در شرایط امروز این شور وجود ندارد و همه تصور می کنند واقع بینی در بدبینی است به این نحو که هرچه نقاط ضعف را بیان و منفی تر حرف بزنیم روشنفکرتر و واقع بین تر هستیم و در جایی که نقاط قوت و مثبت را عنوان کنیم سرسپرده هستیم.مرندی عدم قضاوت صحیح در مورد کارآمدی و یا ناکارآمدی نظام و بیان نقاط ضعف و قوت را یکی از مشکلات جامعه دانست و تاکید کرد: این مشکل در قشر جوان بیشتر ظهور یافته در صورتی که باید در بحث قضاوت از عملکرد نظام جمهوری باید این را بپذیریم که نقاط قوت و ضعفی وجود دارد و بیشتر بودن هر کدام مهم است به این نحو در صورت بیشتر بودن نقاط قوت نظام کارآمد و بیشتر بودن نقاط ضعف نظام ناکارآمد است.وی به ارائه روش هایی در راستای بررسی صحیح عملکرد نظام و کارگزاران نظام پرداخت و عنوان کرد: در این راستای عملکرد نظام باید با کشورهای هم تراز مقایسه شود.معاون سازمان بسیج اساتید کشور مقایسه کشور در رده بندی جهانی از نظر توسعه یافتگی در فواصل معین را روشی دیگر برای بررسی عملکرد نظام و کارگزاران نظام دانست و اضافه کرد: در این خصوص اگر نظامی در رده های بالاتر قرار گرفته نظام و انقلاب کارآمد بوه در غیر این صورت ناکارآمد است.وی با بیان اینکه کارآمدی یک مفهوم دانست که چهار عنصر عملکرد، امکانات، مبانع و اهداف در ان مورد بررسی قرار می گیرد، گفت: در ارزیابی کارآمدی یک سیسم باید این چهار عامل در نظر گرفته شود به طوری که در صورت وجود چهار پارامتر عنوان شده سیستم کارآمد خواهد بود.مرندی با ابراز تاسف از اینکه امروز نظام جمهوری اسلامی با نظام شاهنشاهی مقایسه و نظام شاهنشاهی را بهتر از آن می دانند، اضافه کرد: در جامعه ای قرار گرفتیم که به دلیل غفلت ها، فراموشی ها و برای نسل جوان که سنشان اقتضا نمی کند جم ...

ادامه مطلب  

از فردا مقدمات فعالیت هسته ای را آغاز کنید  

درخواست حذف این مطلب
بسم الله الرّحمن الرّحیمالحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّة الله فى الارضین. قال الله الحکیم فی کتابه الکریم: هُوَ الَّذىِّ اَنزَلَ السَّکینَةَ فی قُلوبِ المُؤمِنینَ لِیَزدادوا ایمانًا مَعَ ایمانِهِم وَ لله جُنودُ السَّماواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَلیمًا حَکیمًا. (۲) یاد عظمتها و قلّه های بلند و پروازهای معنویِ انسانهای بزرگ، به دلها آرامش و اطمینان و اعتمادبه نفس میبخشد. آیه ی شریفه، سکینه و آرامش را در دلهای مسلمانان ناشی از فتح و نصرت الهی میداند و آرامش را و اطمینان را و سکینه ی قلبی را مایه ی تقویت ایمان و ازدیاد ایمان معرّفی میکند؛ دشمن عکس این را و ضدّ این را برای امّت اسلامی و برای جامعه ی مؤمن و متحرّک و پویای ما دنبال میکند. سی سال است از امام بزرگوار، در مثل چنین روزی سخن میگوییم؛ امام یکی از قلّه های بلند است و بعد از این هم ملّت ما، امّت ما همواره از امام سخن خواهد گفت و شایسته هم همین است؛ زیرا امام، نماد انقلاب است و این کشور بدون موتور پُرقدرت انقلاب به هدفهای خود، به آرزوهای بزرگ خود دست نخواهد یافت. امسال این همزمانی با ایّام شهادت امیرالمؤمنین، شباهتهایی را به ذهن می آورد میان این پیرو صادق، این پیرو حقیقی امیرالمؤمنین و آن پیشوای والا و بزرگ؛ شباهتهایی وجود دارد که مایه ی افتخار ملّت ایران و امّت اسلامی است؛ توجّه به این شباهتها مهم و مفید است برای پیدا کردن راه درست و همچنین برای آشنایی بیشتر با امام بزرگوارمان. من سه سرفصل را در مورد این شباهتها آماده کرده ام که مطرح کنم. یک سرفصل این است که در امیرالمؤمنین دو خصوصیّتِ ظاهراً متضاد جمع شده بود؛ یکی صلابت و ایستادگی و شدّت، و یکی لطافت و صفا و رقّت؛ این هر دو در امیرالمؤمنین -در اوج و در کمال خود- وجود داشت. صلابت و شدّت در برابر هر حرکت نابه حق: در برابر ظلم، در برابر ظالم، در برابر انحراف از راه خدا، در برابر طغیانگری، در برابر اغواگری؛ در مقابل اینها امیرالمؤمنین با منتهای صلابت و استحکام می ایستاد که نظیر آن تا امروز دیده نشده است. در مقام مواجهه ی با ذکر الهی و یاد الهی از سویی، و در برخورد با مظلومین و محرومان و ضعفا و مستضعفان از سوی دیگر، در نهایت لطافت و رقّت عمل میکرد. امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) در برابر معاویه، با آن صلابت برخورد کرد؛ مشورت به امیرالمؤمنین دادند که مدّتی صبر کنید و معاویه را از استانداری شام عزل نکنید؛ زیرِ بار نرفت. صلابت امیر المؤمنین در مقابل آن دو صحابی قدیمی و موجّه و بسیار آبرومند که توقّعاتی داشتند و چیزهایی میخواستند که به نظر امیرالمؤمنین نا به حق بود؛ زیر بار توقّعات آنها نرفت و با کمال صلابت و ایستادگی، مقاومت کرد. در برابر خوارج که مدّعی اسلام بودند و در مقابل امیرالمؤمنین که میزان حقیقی اسلام بود، ایستاده بودند، در مقابل اینها و کج روی های اینها و کج فهمی های اینها، امیرالمؤمنین در نهایت استحکام و صلابت ایستاد. از یک طرف، یک چنین صلابتی را انسان از این انسان والا و ولیّ بزرگ خدا مشاهده میکند. امّا از طرفی هم در مقابل ضعفا، در مقابل مستضعفان آن چنان رقّتی، آن چنان لطافتی، آن چنان صفائی از امیرالمؤمنین دیده میشود که انسان متحیّر میماند. داستان رفتن به خانه ی آن همسر شهیدی که یتیمانی دارد -به صورت ناشناس- و رفتن کنار تنور و نان پختن برای آنها و سرگرم کردن کودکان آنها، داستان معروفی است و شنیده اید؛ انسان حیرت میکند از این همه لطافت! یا در ماجرای حمله ی به استان انبار عراق که اشرارِ سپاهیان شام حمله کردند و استاندار امیرالمٶمنین را به قتل رساندند و به خانه های مردم حمله کردند، کودکان را کشتند، زنها را تهدید کردند، امیرالمٶمنین میفرماید که «فَلَو اَنَّ امرَأً مُسلِماً ماتَ مِن بَعدِ هٰذا اَسَفاً ما کانَ بِهِ مَلوما»؛(۳) انسان مسلمان از اینکه بشنود بیگانان به خانه ی مردمِ بی دفاع حمله کرده اند و زیورها و زینتهای زنان را از آنها گرفته اند، اگر از غصّه و از تأسّف بمیرد، او را ملامت و سرزنش نباید کرد؛ یعنی شایسته است. ببینید؛ نسبت به دفاع از حقوق ضعفا یک چنین احساس عجیب و شگفت آوری را انسان از امیرالمٶمنین مشاهده میکند! این دو خصوصیّت متضاد در امیرالمٶمنین. در امام راحل ما، عیناً همین دو خصوصیّت مشاهده میشود. از یک سو صلابت، استحکام، ایستادگیِ محکم در مقابل ستمگران، در مقابل بدی ها. در مقابل رژیم منحط و طاغوتی و فاسد پهلوی مثل صخره ی مستحکمی ایستاد؛ در مقابل آمریکا مثل کوه ایستاد؛ در برابر تهدیدها، در برابر صدّام متجاوز در جنگ تحمیلی و دفاع هشت ساله، در برابر فتنه های داخلی، حتّی در برابر شاگرد قدیمی و صحابی قدیمی خود به خاطر اینکه رفتار او را برخلاف حق مشاهده میکرد، بدون هیچ ملاحظه ای ایستاد؛ این صلابت امام. از طرف دیگر، رقّت و لطافت امام بزرگوار را انسان مشاهده میکند. پیغامی از مادر شهید به آن بزرگوار میرسد، بنده خودم پیامی را از یک مادر شهیدی برای امام بزرگوار بردم، آن مرد باصلابت، چشمانش پُر از اشک شد! تأثّر در مقابل پیغام ارادت و فداکاری و گذشت مادر شهید؛ و دفاعش از مستضعفان، از پابرهنگان که در کلمات امام بزرگوار فراوان است. این یک سرفصل و شباهت عجیب امام بزرگوار به پیشوای متّقیان. سرفصل دوّم. در امیرالمؤمنین یک پدیده ی شگفت آوری وجود دارد؛ سه خصوصیّتِ بظاهر ناسازگار در امیرالمؤمنین جمع شده است. امیرالمؤمنین، هم انسان قوی و مقتدری است، انسان قدرتمندی است، هم درعین حال مظلوم است، و هم درعین حال در حوادث گوناگون پیروزِ نهایی است؛ این سه خصوصیّت در امیرالمؤمنین و در حالات آن بزرگوار مشهود است. اقتدار و قوّت امیرالمؤمنین را اگر بخواهیم درست بفهمیم، باید نگاه کنیم به گستره ی وسیع محلّ حکومت امیرالمؤمنین؛ آن کشور باعظمتی که تحت مدیریّت امیرالمؤمنین اداره میشد؛ از منتهای شرق افغانستان کنونی تا کنار دریای مدیترانه و مصر -همه ی این منطقه ی وسیع- تحت مدیریّت امیرالمؤمنین اداره میشد؛ با کمال قدرت و استحکام. اراده ی پولادین او، شجاعت و هنر نظامیگری او، زبان قوی و منطق جذّاب او -که کلمات امیرالمؤمنین و خطبه های پُرشور و سرشار از حکمت او تا امروز درسهای نورانی برای دلهای آحاد بشر است- نشانه های اقتدار است؛ بازوی قوی، فکر قوی، اراده ی قوی، مدیریّت قوی، زبان قوی؛ یک انسان قوی و مقتدر. درعین حال، همین انسان قوی، مظلوم است؛ نشانه های مظلومیّت او در رفتار دشمنان، در رفتار حسودان، در تهمتهای ناجوانمردانه ای که عواملِ دشمنانش به امیرالمؤمنین در زمان حیات او وارد آوردند، در خواصّ دل به دنیا سپرده ی او -که بعضی از نزدیکانش و خواصّش به خاطر دنیاطلبی از او جدا شدند- است. اینها نشانه ی مظلومیّت آن بزرگوار است. این فشارِ واردآمده ی از جوانب مختلف بر این انسان بزرگ تا حدّی است که گاهی این انسان صبور و دریادل و شکیبا، آن طوری که معروف است با چاه درددل میکند، با چاه حرف میزند؛ این نشان دهنده ی مظلومیّت امیرالمؤمنین است. بعد از رحلت او و شهادت او هم تا سالهای متمادی، دشمنان او که بر اریکه ی حکومت، بر سلطنت مسلّط شده بودند، در سرتاسر کشور اسلامی وسیع بر سر منابر به او اهانت میکردند و [نسبت] به امیرالمؤمنین -مجسّمه ی تقوا و عدالت و دادگری- بدگویی میکردند. درعین حال انسان وقتی مجموع قضایا را نگاه میکند، میبیند در این مصاف طولانی، پیروز نهایی، امیرالمؤمنین است. امروز شما ملاحظه کنید نام امیرالمؤمنین، شخصیّت امیرالمؤمنین در آفاق عظیم بشر و تاریخ انسان کجا است؛ در اوج است و از دشمنان او خبری نیست. نهج البلاغه ی او درس انسانهای والا است؛ سیره ی او برجسته ترین و درخشان ترین سیره ی یک انسان بعد از نبیّ مکرّم اسلام است؛ عدالت او، عبادت او و شخصیّت عظیم او امروز در دنیا برجسته است؛ راه او بر راه دشمنانش پیروز شده است و پیروز نهایی، امیرالمؤمنین بود. همین سه خصوصیّت در امام بزرگوار ما، در امام راحل نیز جمع شده بود. امام بزرگوار یک انسان قوی و مقتدر بود؛ انسانی که توانست حکومت طاغوتیِ دیکتاتوریِ وراثتی را بعد از دو هزار سال، در این کشور وسیع و بزرگ از اریکه ی قدرت به زیر بکشد؛ این خیلی قدرت میطلبد؛ نشانه ی قوّت فوق العاده ی امام بزرگوار است. توانست آمریکا را که منافع حیاتی برای خود در اینجا تعریف کرده بود، شکست بدهد و به عقب نشینی وادار کند؛ توطئه ها را خنثی کند؛ و طرّاحان جنگ تحمیلی را ناکام بگذارد. آن کسانی که جنگ تحمیلی را طرّاحی کرده بودند، غرضشان نابود کردن انقلاب و ریشه کن کردن نظام اسلامی بود؛ امام بزرگوار از این تهدید، یک فرصت به وجود آورد؛ اینها نشانه ی قوّت و قدرت و اقتدار امام بزرگوار است. درعین حال امام بزرگوار ما مظلوم بود، به خاطر تبلیغات گسترده ی دشمنان علیه او؛ تبلیغات اهانت بار به طور مداوم در زمان حیاتش و تا مدّتها بعد از رحلتش ادامه داشت؛ رفتارهایی از کسانی که آن رفتارها از آنها توقّع نمیرفت، نسبت به امام بزرگوار انجام گرفت که این نشانه ی مظلومیّت امام بزرگوار بود و دل تنگی های امام را انسان میتواند از لابه لای سخنان مستحکم و پُرصلابت او در مجموعه ی بیاناتش پیدا کند که نشان میدهد این مرد بزرگ، دل تنگی های بسیاری هم داشته است؛ این هم مظلومیّت او است. و پیروزی نهاییِ امام بزرگوار هم آن نقطه ی بعدی است؛ آن اقتدار، آن مظلومیّت، آن پیروزی. مثل امیرالمؤمنین، امام بزرگوار هم پیروز شد. پیروزیِ او، در استحکام نظام اسلامی، در بقای نظام اسلامی و در رشد و توسعه و پیشرفت نظام اسلامی خودش را نشان میدهد؛ بسیاری از آرزوهای امام، بعد از رحلت امام تحقّق پیدا کرد؛ خودباوری کشور، خودکفائی کشور، پیشرفت علمی و فنّاوری کشور، پیشرفت سیاسی کشور، توسعه ی صفحه ی نفوذ کشور و جمهوری اسلامی در منطقه ی وسیع غرب آسیا و شمال آفریقا؛ اینها چیزهایی بود که اتّفاق افتاد و این پیروزیِ گفتمان امام و راه امام و روش امام بود. بسیاری از این آرزوها تحقّق پیدا کرده است و بسیاری دیگر از آرزوهای امام باذن الله تحقّق پیدا خواهد کرد و جمهوری اسلامیِ امام بزرگوار ما روز به روز اعتلاء و عظمت بیشتری خواهد یافت و همین است که دشمنان را دستپاچه و عصبی کرده است. عزیزان من، جوانان عزیز، ملّت بزرگ ایران! حرکاتی که شما از دشمن مشاهده میکنید، نشانه ی دستپاچگی و آشفتگی دشمن است، نشانه ی عصبی شدن دشمن است، نشانه ی اقتدار او نیست. آنچه از دشمن امروز علیه جمهوری اسلامی سر میزند، از سرِ اقتدار نیست؛ به خاطر این است که از پیشرفت جمهوری اسلامی، از عظمت جمهوری اسلامی، از ایستادگی ملّت ایران آشفته است، عصبی است، دستپاچه است؛ این حرکات، ناشی از آن است. سرفصل سوّم. نشانه شناسی دشمنان امیرالمؤمنین، این هم درس آموز است. جبهه ی مقابلِ امیرالمؤمنین را شما ملاحظه کنید که در تاریخ مشخّص شده است: قاسطین، ناکثین، مارقین. قاسطین یعنی دشمنان بنیانی حکومتِ امیرالمؤمنین؛ ناکثین یعنی همراهان سست نهاد و سست بنیادی که بیعت را زیر پا گذاشتند به خاطر زخارف(۴) دنیوی، به خاطر هوسها و آلودگی های دنیایی؛ و مارقین [یعنی] کج فهم ها و نادانها و جاهلهایی که به خیال اسلام، به خیال تبعیّت از قرآن، در مقابل قرآن مجسّم که امیرالمؤمنین است ایستادند؛ این جبهه ی مقابلِ امیرالمؤمنین است. قاسطین که دشمنان بنیانی بودند، با اصل حکومت امیرالمؤمنین مخالف بودند و بعدها تاریخ نشان داد که بدیلی که اینها برای حکومت امیرالمؤمنین میتوانستند ارائه کنند چه بود: حجّاج بن یوسف ها و عبیدالله زیادها و یوسف بن عمر ثقفی ها کسانی بودند که از طرف آن قاسطین، از طرف آن دشمنان بنیادین، جایگزین حکومت عدل علوی شدند. سهم خواهان و دنیاطلبان هم به نحو دیگری و کج فهم ها هم به نحو دیگری. البتّه کج فهمی مربوط به توده های مارقین بود و رؤسای آنها احتمالاً با دشمنان بی زدوبند نبودند کمااینکه در تاریخ چنین چیزی را در مورد خوارج میگویند و ادّعا میشود. در مورد امام بزرگوار هم همین سه جبهه وجود داشتند، یعنی جبهه ی مخالفین امام راحل هم از این سه بخش ترکیب شده است. آمریکا، رژیم صهیونیستی و وابستگان آنها در داخل، قاسطینِ در مقابلِ امام بزرگوار ما بودند. اینها کسانی بودند که با اصل حکومت جمهوری اسلامی و نظام اسلامی و حاکمیّتِ انسانی مثل امام بزرگوار مخالف بودند؛ آنها هم دنبال جایگزین برای این حکومت بودند و هستند؛ جایگزینهای آنها هم حجّاج بن یوسف های امروزند؛ آنها هم معلوم است که چه کسانی [هستند]. در جبهه ی مخالفین امام، ناکثین یعنی بیعت شکنان، همان همرهان سست کمربندند. وای از آن همرهان سست کمربند که در مقابل خواسته های دنیایی نتوانستند مقاومت کنند! میدان تسابُق الی الخیرات(۵) را تبدیل کردند به میدان جنگ برای قدرت و جنگ برای دستیابی به حطام(۶) دنیوی! در بین آنها هم همه جور [بودند]؛ در زمان امیرالمؤمنین، هم امثال طلحه و زبیر بودند، هم افراد کوچکی در این جمع ناکثین وجود داشتند. در زمان امام هم قضیّه همین بود و امام بزرگوار در مقابل این جبهه ی گسترده ی وسیعِ متنوّع ایستاد. مارقین -ناآگاه ها- آن کسانی بودند که در مقابل امام بزرگوار ما، موقعیّت کشور را، موقعیّت انقلاب را، موقعیّت ملّت ایران را نفهمیدند، جبهه بندی دشمنان را نشناختند، شیوه های دشمنیِ دشمنان را درک نکردند، به چیزهای کوچک سرگرم شدند، عظمت حرکت امام را نتوانستند تشخیص بدهند. اگر نمونه هایی را بخواهیم مشاهده کنیم، در این دورانِ ما امثال گروه های داعش و مانند اینها، و در اوّل انقلاب، گروه های منافقین و اشباه آنها [بودند] که رؤسایشان خائن و زیردست هایشان -طبقات پایینشان- جاهل و فریب خورده بودند. این سه گروه و دشمنی این سه گروه، مخصوص زمان امام هم نبود، بعد از امام هم استمرار پیدا کرده است. امروز هم همین سه گروه در مقابل نظام اسلامی و میراث بزرگ امام که جمهوری اسلامی است، صف آرایی کرده اند و مبارزه و مقاومت و ایستادگی جمهوری اسلامی از تعرّض آنها جلوگیری کرده است. البتّه این جبهه ی مختلط، با همه ی توانشان سعی میکنند در مقابل جمهوری اسلامی اخلا لگری کنند؛ مشکلاتی درست میکنند، حرکت ملّت ایران را دشوار میکنند، کُند میکنند، امّا نمیتوانند جلوی پیشرفت ملّت ایران را بگیرند. خدا را سپاسگزاریم که در دورانی زندگی میکنیم که یک انسان بزرگی را دیدیم که با مولای متّقیان و رهبر آزادگان تاریخ، امیرالمؤمنین، این شباهتها را داشت و توانست محصولِ این عظمتِ خود را برای ملّت ایران باقی بگذارد. خب، حالا دلها آماده است، ذهنها آماده است؛ امام (رضوان الله علیه) چگونه با این وضعیّت مواجه میشد؟ الگوی امام چگونه است؟ این را من خیلی کوتاه و مختصر عرض کنم؛ اینها برای ما درس است. من چند خصوصیّت را در الگوی رفتاری امام بزرگوار، با این وضعیّت ذکر میکنم. اوّلاً امام در مواجهه ی با این دشمنی ها و دشمنان، برخورد شجاعانه و فعّال داشت، برخوردِ از روی ضعف و انفعال نداشت؛ امام هرگز منفعل نشد؛ نه احساس ضعف کرد و نه از خود ضعف نشان داد؛ در مقابل دشمنان، قدرتمندانه و به صورت فعّال ایستاد. دوّم: امام از هیجان زدگی پرهیز میکرد؛ امام در مقابل حوادث، هیجان زده نمیشد و تکیه به احساسات خالی از عقلانیّت نمیکرد؛ تصمیم های امام، تصمیم های شجاعانه و همراه با احساسات محکم بود امّا مبتنی بر محاسبات عقلانی. سوّم: امام اولویّتها را رعایت میکرد؛ تمرکز بر اولویّتها میکرد. فرض بفرمایید در دوران مبارزات، اولویّت امام مقابله ی با رژیم سلطنت بود و مسائل حاشیه ای را وارد میدانِ کار خود نمیکرد؛ در دوران جنگ تحمیلی، اولویّت امام مسئله ی جنگ بود؛ امام بارها این را فرموده بودند ک ...

ادامه مطلب  

«مهندسی» در لیست اصلاح طلبان  

درخواست حذف این مطلب
«احمد حکیمی پور» از فعالان سیاسی جریان اصلاح طلب است. وی ۵۴ سال سن دارد و هم اکنون دبیرکل حزب اراده ملت ایران و عضو شورای شهر تهران است. حکیمی پور در فاصله سال های ۷۰ تا ۷۴ نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی بود. وی سابقه عضویت در شورای شهر اول تهران را نیز در کارنامه دارد؛ همان شورایی که عاقبت به خیر نشد و در نهایت مُهر انحلال بر پیشانی اش خورد. حکیمی پور در سال ۷۷ به همراه «سیدهادی خامنه ای» و «رحمت الله خسروی» دست به تشکیل «مجمع نیروهای خط امام» زد.در بعدازظهر یکی از روزهای داغ تابستان تهران، حکیمی پور را به خبرگزاری مهر دعوت کردیم تا پیرامون عملکرد دولت یازدهم، رابطه اصلاح طلبان و حسن روحانی و لیست شورای شهر اصلاح طلبان که این روزها کم حاشیه از خود برجای نگذاشته، گفتگو کنیم. حکیمی پور معتقد است که اصلاح طلبان نسبت به گذشته جلو آمده اند اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارند. وی درباره ائتلاف اصلاح طلبان با جریان نزدیک به رئیس مجلس در انتخابات ۷ اسفند سال ۹۴ از عبارت «کم هزینه با عایدی بهتر» یاد می کند. دبیرکل حزب اراده ملت عدم انسجام فراکسیون امید در جریان تعیین ریاست مجلس در خرداد ۹۵ را نقد می کند اما در مجموع عملکرد این فراکسیون را خوب می داند. وی درباره رابطه اصلاح طلبی با اعتدالگرایی می گوید: کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. حکیمی پور باور دارد که شهردار آینده تهران نباید در فکر نامزدی برای ریاست جمهوری ۱۴۰۰ باشد. وی همچنین روایتی جالب از پشت پرده لیست شورای شهر اصلاح طلبان دارد؛ پشت پرده ای که به گفته حکیمی پور، «محمدعلی نجفی» به طور عجیبی از آن اظهار بی اطلاعی کرده است!مشروح این گفتگو به شرح ذیل است:به عنوان مطلع گفتگو، تحلیل کلی تان از وضعیت کنونی جبهه اصلاحات پس از انتخابات چیست؟جریان اصلاح طلب که یکی از جریانات اصلی نظام سیاسی ماست، از هر انتخاباتی تجربیاتی می اندوزد؛ حُسن جریان ما این است که بحث خرد جمعی و به نوعی ساز و کار تصمیم گیری از پایین به بالا بوده و در کنار آن همیشه نقد درون جریانی در کار بوده است و پس از هر دوره از انتخابات، بررسی نقاط قوت و ضعف خود را داریم.این دوره هم این طور است؛ با وجود اینکه جریان اصلاحات موفقیت خوبی در ریاست جمهوری و شوراها به دست آورد اما کماکان تحلیل از عملکرد خود را کنار نخواهیم گذاشت. معتقدیم نباید با پیروزی، دچار خاطرجمعی و غرور سیاسی شده و از نقاط ضعف و کاستی مان غافل شویم.باید تلاش شود که ضعف ها برطرف و نقاط قوت تقویت شود؛ باید سازوکاری که برای این دوره از انتخابات داشتیم، مجددا مورد ارزیابی و نقد کارشناسی قرار دهیم تا بتوانیم در انتخابات آینده با خطای کمتر و ضریب موفقیت بالاتری ظاهر شویم.اصلاح طلبان در سال های پس از ۸۸ از عرصه رسمی قدرت دور ماندند. استراتژی جریان اصلاحات از سال ۹۲ به این سو، مبتنی بر حضور مجدد در ساخت قدرت تعریف شد. در انتخابات ۹۲ و پس از آن انتخابات ۹۴ و ۹۶ این استراتژی اجرایی شد و اصلاح طلبان توانستند به موفقیت های نسبتا خوبی دست پیدا کنند. از امروز استراتژی اصلاح طلبان حول چه موضوعی تعریف خواهد شد؟نگاه جریان اصلاح طلبی صرفا به کسب کرسی های قدرت نیست و البته درست است که هدف در رقابت های سیاسی، پیروزی است اما جریان اصلاحات نگاهش به مسائل کشور اول معطوف به منافع ملی و پایداری و پویایی نظام جمهوری اسلامی است. دومین هدف، حفظ انسجام و یکپارچگی و کارآمدتر کردن جریان اصلاحات است. ما در رقابت های مختلف به تجربیات بیشتری دست پیدا می کنیم و به نوعی جریان از این راه صیقل می خورد.از همه این بحث ها مهم تر، بحث نهادسازی و تعمیق خواسته های اصلاح طلبانه برای بهبود شرایط و کارآمدتر کردن نظام است. مصلحان این جامعه چه قبل و چه بعد از انقلاب خواسته هایی را دنبال می کردند که عمدتا حول قانون گرایی، امنیت، عدالت، آزادی و استقلال کشور بوده است. بعد از انقلاب همه این موارد به نحو خوبی در قانون اساسی تجمیع و تجلی پیدا کرد. جریان اصلاحات دنبال همین هاست. البته همه سیاست درس اخلاق نیست و در آن کسب قدرت به عنوان یک اصل پذیرفته شده وجود دارد. اصلاح طلبان تا چه میزان توانسته اند در کسب قدرت موفق باشند؟این مساله نسبی است؛ ما نسبت به گذشته جلو آمدیم و در صدد رفع ضعف ها برآمدیم اما کماکان از وضعیت مطلوب فاصله داریم.این ضعف ها چه نقاطی را شامل می شد؟ضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبیضعف های جریان اصلاح طلبی را هر جریانی می تواند داشته باشد؛ از جمله برتری طلبی، فرصت طلبی و قدرت طلبی. این ها مسائلی است که هر جریانی را می تواند دچار آفت کند.معتقدید که این مسائل در جریان اصلاحات برطرف شده است؟اگر هم کماکان وجود داشته باشد، بالاخره باید برطرف شود و بروز و ظهور پیدا نکند؛ چون همگان در جریان اصلاح طلبی باید احساس کنند که در فرآیند تصمیم گیری و تصمیم سازی نقش و حضور دارند. صداقت، شفافیت، پاکدستی و پایبندی به قانون باید در جریان اصلاحات وجود داشته باشد.البته اینکه فرمودید فرصت طلبی در جریان اصلاحات برطرف شده است، من معتقدم که اصلاح طلبان در گذشته کمتر فرصت طلب بودند؛ به بیان بهتر ایدئالیست تر و آرمان گراتر بودند.من نمی گویم که جریان چنین است؛ در جریان ممکن است افراد و طیف هایی باشند که بخواهند چنین رویکردی را از خود نشان بدهند. باید سازوکار جریان طوری ایجاد شود که چنین مسائلی امکان ظهور و بروز نداشته باشد؛ ما دنبال همین هستیم؛ لازمه این مساله شفافیت در تصمیمات و رعایت اصل پاسخگویی است.ما جریانی هستیم که هیچ گاه ایستا نخواهیم بود؛ پویایی جریان اصلاحات به همین موضوع بازمی گردد. تقویت نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف، پاسخگوبودن و حفظ ارتباط با بدنه رای، چیزهایی است که اگر نباشد نام جریان اصلاحات چندان با مسما نخواهد بود.در سال ۹۲ ائتلافی میان جریان اصلاحات و جریان اعتدالی که عمدتا گروه های نزدیک به مرحوم هاشمی را شامل می شدند، شکل گرفت. اگر بخواهیم به عمر این ائتلاف یعنی از ۴ سال پیش تاکنون نگاهی بیندازیم، جریان اصلاحات در این ائتلاف چه هزینه هایی را صرف و در مقابل چه امتیازاتی کسب کرد؟من یک مساله ای را اینجا روشن کنم؛ آن هم اینکه هم اصلاح طلبی و هم اعتدالگرایی ایدئولوژی و مکتب سیاسی نیستند؛ این ها یک روش و کنشی برای مقابله با مسائل جامعه هستند. اصلاحات در برابر مشی رادیکالی تعریف می شود و اعتدالگرایی هم چنین است. اصلاح طلبی در دل خود اعتدال را دارد. اصلاح طلبی اگر می خواهد به اهداف خود برسد، باید معتدل باشد.من این تقسیم بندی ها را مطابق با واقعیات جامعه سیاسی خود نمی دانم. البته این ها اسم هایی است که در هر دوره ای گذاشته می شود؛ مثلا زمانی جناح های چپ و راست وجود داشت.البته ناگفته نماند که واژه اعتدال را نخستین مرتبه مرحوم هاشمی و جریان حزب کارگزاران در سال های پس از دوم خرداد ۷۶ در برابر جریانات رادیکال اصلاح طلب به کار بردند.بله؛ کسی که بخواهد رادیکالی عمل کند اصلا اصلاح طلب نیست؛ تندروی اصلا در اصلاح طلبی معنی ندارد.با این تفسیر، کسانی که در سال های پس از دوم خرداد رفتار رادیکالی داشتند، اصلاح طلب نبودند.مشی اصلاح طلبی مقابله با رادیکالیسم است. اصلاح طلبی حرکتی آهسته و پیوسته است. چون ما بیشتر بُعد سیاسی اصلاحات را می بینیم، درگیر این اصطلاحات هستیم. روش اصلاحات در مسائل اقتصادی و فرهنگی هم وجود دارد و چیزی هم نیست که از دوم خرداد آغاز شده باشد. خود رئیس دولت اصلاحات هم می گوید که اصلاحات در گذشته به ویژه از نیمه های دوره قاجار وجود داشته است.ائتلافی که در انتخابات مجلس دهم میان اصلاح طلبان و جریان نزدیک به رئیس مجلس اتفاق افتاد در قالب همین دیدگاه بود؟بله؛ هر چه جلوتر می رویم، روح حاکم بر جریانات سیاسی به بلوغ می رسد و روش هایی مدنظر قرار می گیرد که در عین هزینه کم، نتیجه بهتری عایدی شود.این هزینه کم و نتیجه بهتر، به نوعی اصلاح طلبان را فرصت طلب نکرده است؟ به این معنی که جریان اصلاحات فارغ از نوع گرایش های سیاسی، حتی حاضر می شود با رقیب خود پای یک سفره بنشیند.وقتی رفتار اپورتونیستی را تعریف می کنیم، در واقع منظورمان طیف و باندی در یک مجموعه است که نگاهش فقط معطوف به حفظ قدرت برای خود است. این دید در هر جریانی شکل می گیرد. در میان اصولگرایان هم می تواند این نگاه وجود داشته باشد.اما یک زمان هم هست که فرصتی برای کشور ایجاد می شود و اصلاح طلبان هم می توانند در فرآیند قدرت شرکت کنند؛ به گونه ای که می تواند در نهایت به نفع منافع ملی باشد، بله؛ در سال ۹۲ این فرصت طلبی شکل گرفت. اصلاح طلبان اگر فقط به خودشان نگاه می کردند، قطعا می گفتند ما پشت سر عارف باقی خواهیم ماند اما چون نگاه شان معطوف به منافع ملی بود، از خواسته جریانی خود گذشتند و پشت سر روحانی قرار گرفتند؛ این فرصت طلبی از نوع اپورتونیستی نیست بلکه فرصت طلبی برای کشور است که من اصلا آن را مذموم نمی دانم.بار دیگر به فرمایش شما مبنی بر «هزینه کم و نتیجه بهتر» برای جریان اصلاحات بازمی گردم. بله؛ شما هزینه کمی متقبل شدید اما آیا به همان نسبت نتیجه قابل قبولی هم گرفتید؟ مثلا آیا شما از عملکرد فراکسیون امید در مجلس دهم راضی هستید؟ آیا فراکسیون امید توانسته انتظارات شما را برآورده کند؟این مساله نسبی است؛ سیاست امر مطلق نیست.یعنی نمایندگان لیست امید توانسته اند عرض اندام خوبی در مجلس داشته باشند؟امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت نداردمن می گویم بله؛ نمایندگان لیست امید نسبت به مجلسی که قبلا داشتیم، توانستند فرصت بزرگی را برای قوه مقننه کشور ایجاد کنند و دارند کارهای خوبی هم انجام می دهند اما انتظار مطلوبی که از آن ها داشتیم، قطعا در جاهایی ضعف داشتند.این انتظار مطلوب چه بود؟بالاخره می توانستند در صورت حفظ انسجام فراکسیون امید، بیشتر از این در اداره مجلس و کمیسیون های آن نقش داشته باشند. امروز فراکسیون امید نسبت به وزنش در ساختار مجلس، قدرت ندارد.به نظر بنده وزن فراکسیون امید در پارلمان بیشتر متاثر از حضور اطرافیان رئیس مجلس در این فراکسیون بود. در انتخاب ریاست هم دیدیم که اغلب فراکسیون امید به آقای لاریجانی رای دادند.ما از عمد نام فراکسیون را اصلاح طلبان نگذاشتیم چراکه این فراکسیون، محصول یک لیست ائتلافی بود. این مساله باید به درستی تدبیر می شد؛ اگر این سیاق بخواهد در مجلس جلو برود، اصلاح طلبان سفره خود را جدا خواهند کرد. مرزبندی ها در فراکسیون امید چندان مشخص نشد و در نتیجه اختلافات بیشتر شد و در نهایت خروجی اش را دیدیم.انتظاری که مردم از این مجلس داشتند این بود که کم تنش، کم حرف و پُر کار باشد و به دولت در رسیدن به اهدافش کمک کند؛ به نظرم مجلس در این مسائل خوب پیش رفت اما اینکه بگوییم این مجلس ۱۰۰ درصد مطلوب اصلاح طلبان است، چنین نیست. ما با آن مجلس ایده آل خود فاصله داریم.به موضوع برجام بپردازیم؛ آقای روحانی و هواداران وی فضای پُر چگالی را حول برجام و ثمرات آن ایجاد کردند؛ حتی آب خوردن و نفس کشیدن ما به نوعی به برجام گره خورد. آیا عایدی کشور از برجام در مقایسه با آن تعابیر غلو آمیز، همخوانی داشت؟مساله برجام نه تنها در ایران بلکه در سطح بین الملل، فضایی را ایجاد کرده بود؛ چالش دیپلماتیکی بود که میان ایران و گروه ۱+۵ وجود داشت و کل دنیا داشت بسیار دقیق این موضوع را پیگیری می کرد اما اینکه برجام بتواند باطل السحر همه امور باشد، تصور غیرواقع بینانه ای بود. برجام به لحاظ تلطیف فضا، ایجاد فضا و شوک مثبت در جامعه و اینکه ایران را از مسیر پر تنش حاد در عرصه بین الملل - که می توانست از درونش رویارویی نظامی هم دربیاید- در مسیر حقوقی قرار بدهد، چیز خوبی بود.دولت چه قدر توانست از این شوک و فضای مثبت برای حل مشکلات بهره ببرد؟در این زمینه باید کارشناسان نظر بدهند که چه اتفاقاتی افتاد؛ اینکه در بیمه، بانک ها، سرمایه گذاری و رفع تحریم ها چه گشایش هایی برای ما حاصل شد. من احساس می کنم ایران پس از برجام وارد دوره ای شده که دیگر شاهد چالش های پر هزینه در کشور نخواهیم بود. ما می توانیم اهداف مان را در نظام بین الملل با هزینه کمتر به پیش ببریم.از طرف دیگر باید بگوییم اگر برجام نبود، چه می شد. الان روشن شده که کلیت نظام داشت آن را مدیریت می کرد. در واقع دولت و آقایان روحانی و ظریف پیشانی اجرایی و حقوقی بودند. هر وضعیتی را می توان به فرصت یا تهدید تبدیل کرد؛ این هنر ماست و اینکه چگونه می توانیم با موضوع برخورد کنیم.از داخل بسیار تلاش کردند که برجام را کم اهمیت جلوه بدهند. البته نمی خواهم بگویم که در برجام شق القمر شده بود اما اینطور هم نبود که بخواهیم آن را از چپ و راست زیر سوال ببریم. اشکال ما در نظام سیاسی این است که در مسائلی که حاکمیتی است و به کلیت نظام بازمی گردد، گاهی اوقات خَلط مبحث می کنیم و مرزها گُم می شود. آقای حکیمی پور! اصلاح طلبان همان طور که همه می دانیم تاکنون تمام و کمال از آقای روحانی حمایت کرده اند. فکر می کنید آقای روحانی چه قدر دغدغه اصلاح طلبی داشته باشد؟ چون بسیاری معتقدند روحانی صرفا پایگاه رای اصلاح طلبان را می خواهد نه چیزی بیشتر.وقتی امروز عملکرد و رویکرد آقای روحانی را می بینم، احساس می کنم اگر رئیس جمهوری با پیشینه کاملا روشن اصلاح طلبی به جای روحانی می آمد، معلوم نبود در فضای کلی کشور بتواند بهتر از این عمل کند. یکی از ویژگی های جریان اصلاح طلبی، نتیجه محوری است؛ ما به نتیجه می اندیشیم؛ یعنی اینکه در نهایت چه چیزی عاید مملکت و مردم می شود. اگر هر چیزی هم در پس ذهن آقای روحانی وجود داشته باشد، خروجی ها و رفتار وی کاملا با ویژگی های جریان اصلاح طلبی همخوانی دارد.آقای حسام الدین آشنا مشاور ویژه رئیس جمهور طی هفته های اخیر مطالبی را پیرامون اتفاقات سال ۸۸ و همچنین باج خواهی رسانه ای اصلاح طلبان از دولت منتشر کرد که چندان با روی خوش کنش گران اصلاح طلب مواجه نشد.ببینید این رقابت های درون جریانی وجود دارد؛ تا یک جایی هم خوب است اما اگر از حدی بگذرد و تبدیل به ویژگی اپورتونیستی شود، خطرناک خواهد شد و برای خودش آفت است. اجازه بدهید راحت تر صحبت کنم! یکی از وجوه افتراق جریان اصلاح طلبی با جریان اصولگرایی، تفاوت قرائت نسبت به حوادث سال ۸۸ است. آقای آشنا درباره این وجه افتراق طوری موضع گیری کرد که با تحلیل و نظر اصلاح طلبان کاملا متفاوت بود. آقای آشنا از لفظ «فتنه» برای سال ۸۸ استفاده کرد؛ لفظی که اصلاح طلبان اساسا آن را قبول ندارند.ببینید! تا زمانی که اعتراض ها مسالمت آمیز بود و کسی هم منع نکرده بود، مشکلی نبود اما بعد از موضع گیری بالاترین مسئول نظام در خطبه های نماز، دیگر موضوع قابل تفکیک است. از آن زمان به بعد، ادامه دادن جریان، مساله است؛ ما نمی پذیریم. جریان به سمت رادیکالی شدن رفت و جوری شد که جریانات بیرونی و برانداز طمع کردند. بنابراین اصلاح طلبان چون جریان قانون مندی هستند، به حوادث سال ۸۸ از دریچه قانون مندانه نگاه می کنند.عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟ به نظر شما دولت در چه حوزه هایی ضعف داشت؟معتقدم که روحانی باید در دولت آینده به سیاست داخلی مخصوصا در بُعد اقتصاد و اشتغال بیشتر توجه کند؛ ضمنا بقیه حوزه ها هم نباید تعطیل شودآقای روحانی کشور را در مسیری قرار داد که بازار کسب و کار یک آرامشی به خود گرفت و توانست فضای با ثباتی را در حوزه های مختلف از جمله سیاست خارجی، سیاست داخلی و اقتصاد و مسائل اجتماعی ایجاد کند اما این بدان معنی نیست که مشکلات این حوزه ها به طور کامل برط ...

ادامه مطلب  

چگونه توانایی های خارق العاده خود را بیاییم  

درخواست حذف این مطلب
اما در میان نقاط قوت و ضعفی که ممکن است هر انسانی داشته باشد، معمولاً یک استعداد غالب وجود دارد یعنی ویژگی، مهارت، یا توانایی که قویتر از بقیه است. و برخی افراد برجسته همچون دریک لواسور - سرهنگ پلیس با نشان های افتخار، نویسنده و ستاره برنامه های تلوزیونی- آن را " قدرت های خارق العاده" می نامند.مطلب پیشنهادیسرمایه گذاری روی نقاط ضعفلواسور که طرفدار داستان هایی همچون انتقام جویان (avengers) است می گوید: " تفاوت میان شما و همکارتان می تواند همانند تفاوت میان سوپرمن و مردعنکبوتی باشد. هر دو اهداف مشابهی دارند، اما توانایی های استثنایی آنان موجب می شود تا کاملاً متفاوت باشند". او می گوید: " گاهی اوقات، در جامعه سعی می کنیم برای رسیدن به موفقیت، کارهای را که دیگران انجام می دهند را انجام دهیم، اما حقیقت امر این است که باید به دنبال انجام کارهایی باشیم که برای خود ما موفقیت آمیز باشند."شاید یافتن این قدرت های خارق العاده کار نادرستی به نظر برسد، اما شناختن نقاط قوت به این طریق می تواند به شما کمک کند تا مزیت های واقعی خود را درک کنید و اهداف خود را دنبال نمایید. بنابراین، با توجه به حضور ابرقهرمان ها در فرهنگ امروز، مطرح کردن این 5 سوال به شما کمک می کند تا قدرت های خارق العاده خود را کشف کنید.چه کارهایی را می توانید راحت و بی دردسر انجام دهید؟به کارهایی فکر کنید که روی انجام آن ها تمرکز کامل دارید و می توانید به راحتی اوج عملکرد خود را نشان دهید. برای برخی ها این توانایی می تواند در ارائه دادن باشد و برای برخی دیگر در حل مسائل تحلیلی بسیار پیچیده. به دنبال زمینه هایی باشید که در انجام آن ها استعداد دارید و بدون تلاش زیادی می توانید در آن ها سرآمد باشید- این زمینه ها به احتمال زیاد نشانه قابلیت ها و نقاط قوت شما هستند. زمینه هایی که شما را وارد منطقه ای می کنند که در آن دیگر گذر زمان را حس نمی کنید، احساس خوبی دارید، از پروژه هم راضی هستید و احتمالاً در چنین موقعیتی بالاترین سطح مهارت های خود را بکار می گیرید.چگونه دیگران را شگفت زده می کنید؟آیا تا به حال پیش آمده که مکرر به شما بگویند که در فلان کار خوب هستید و استعداد دارید؟ آیا افراد برای مشاوره گرفتن در برخی زمینه های خاص به سراغ شما می آیند یا برای پروژه های خاص از شما کمک می خواهند؟ این نوع بازخوردها و درخواست های کمک، نشان دهنده ی قدرت های خارق العاده شما هستند. شما باید به حرف هایی که در مورد شما زده می شوند، خوب گوش کنید. این حرف ها می توانند شامل نظرات یا بررسی عملکرد شما باشند. به دنبال الگوهایی در تفسیر باشید تا سرنخ هایی را بدست بیاورید که به شما می گویند در چه زمینه هایی می توانید مفیدتر و کارآمدتر باشید.خیلی پیش می آید که افراد توجهی به نقاط قوت و قدرت های استثنایی خود ندارند و یا حتی آن ها را دست کم می گیرند چون این مهارت ها یا استعدادها از نظر آن ها بسیار عادی جلوه می کنند. گاهی اوقات، بهتر است از همکاران یا مربیان معتمد در مورد نقاط قوت خودتان سوال کنید.چه چیزی باعث می شود تا فداکاری کنید؟قدرت های خارق العاده ترکیبی از اشتیاق و مهارت هستند. " اشتیاق" فقط باعث خوشحال کرد فرد نمی شود بلکه به او انگیزه می دهد تا کار بیشتری انجام دهد و یا حتی سختر کار کند و به نوعی فداکاری نماید. از دیگران بپرسید که حین انجام چه کاری گذر زمان را حس نمی کنند؟ آیا ...

ادامه مطلب  

تصاویری از نقاط مرموز گوگل ارث که در نقشه ها سانسور شده اند  

درخواست حذف این مطلب
از زمان پیدایش گوگل ارث، افراد کنجکاو بسیاری در سراسر جهان به کشف اسرار تصاویر و نقشه های گوگل ارث پرداخته اند. در این مطلب تصاویری از نقاط مرموز گوگل ارث که در نقشه ها سانسور شده اند را برای شما گردآوری کرده ایم.ظهور تصاویر ماهواره ای و سهولت دسترسی به آن ها توسط سرویس های گوگل مپز (google maps) و گوگل ارث (google earth)، بسیاری از افراد و نهادها را تحت فشار قرار داد. قوانین محلی می توانند از نمایش عمومی، عکاسی هوایی و یا تصاویر ماهواره ای از مناطق حساس جلوگیری کنند. زمانی که این نماها توسط ماهواره های گوگل تهیه می شوند، تصاویر آنان در سرویس های مربوطه با سانسور و محدودیت هایی مواجه است که با استناد بر وبلاگ گوگل ارث (google earth blog)، این محدودیت ها از سمت کمپانی گوگل نیستند.با گذشت زمان این قوانین دستخوش تغییراتی شده و رفته رفته سانسور اعمال شده بر روی نقاط مرموز گوگل ارث رفع شده اند. در اینجا شما را به تماشای مجموعه ای از تصاویر مربوط به این مناطق و ساختمان ها دعوت می کنیم.تصاویری سانسور شده از نقاط مرموز گوگل ارث1- کاخ سفیداولین مورد از نقاط مرموز گوگل ارث، به کاخ سفید اختصاص دارد. زمانی که گوگل مپز و گوگل ارث برای اولین بار شروع به کار کردند، خیابان 1600 پنسیلوانیا در واشنگتن دست خوش این سانسورها شد. این یک تلاش کوتاه مدت برای حفاظت از امنیت ملی بود. نظرات موجود یکی از مطالب گوگل در سال 2005 نشان می دهد که محدودیت مذکور تا اوایل سال 2006 لغو شده است.سانسور کردن یا نکردن فرقی نمی کند؛ چرا که کاخ سفید با چندین پروتکل امنیتی مختلف محافظت می شود. بنای کاخ سفید دارای پنجره های ضدگلوله، سیستم های هشدار دهنده و سنسورهای مادون قرمز در امتداد حصارهای امنیتی است. علاوه بر این، تیم های امنیتی مسلح در زمین و گروه های تک تیرانداز بر روی سقف این بنا قادرند هرگونه تهدید امنیتی را شناسایی و خنثی سازند.با این حال، مردم بسیاری تاکنون سعی داشته اند که از حصار امنیتی کاخ سفید عبور کنند. در اکثر مواقع نیروهای امنیتی سریعا آنان را دستگیر کرده است. اما یکی از موارد جالب توجه، رویدادی بود که در مارس 2017 رخ داد. در طی این رخداد، مردی از ایالت کالیفرنیا توانست از این حصار عبور کرده و 17 دقیقه را بر روی زمین همراه با کوله پشتی حاوی اسپری فلفل خود بگذراند.2- دایره رصدخانه شماره یکهمانطور که گفته شد، امکان مشاهده کاخ سفید در اوایل سال 2006 توسط سرویس های گوگل فراهم آمد. اما این مسئله در مورد محل اقامت معاون مقام ریاست جمهوری وقت یعنی «دیک چینی» (dick cheney) صدق نمی کرد و این محل را به یکی از نقاط مرموز گوگل ارث تبدیل می کرد. محل اقامت معاون رئیس جمهور و همسر ایشان در ایالات متحده، دایره رصدخانه شماره یک (number one observatory circle) نامیده می شود. این ناحیه از نقشه های گوگل ارث تا 18 ژانویه 2009 به صورت سانسور شده باقی ماند. در حال حاضر نیز کاربران می توانند ساختار این بنا و محیط اطراف آن را بدون هیچ محدودیتی مشاهده کنند.همانند کاخ سفید، دایره رصدخانه شماره یک نیز شامل ملاحظات امنیتی بسیار زیادی است. جو بایدن (joe biden) به عنوان معاون اسبق رئیس جمهوری ایالات متحده، برخی از این موارد امنیتی را لغو کند. جو بایدن در مقطعی گفته بود که در زیر این محل، یک پناهگاه زیرزمینی امن وجود دارد. اما کارکنان او، بعدها بیانیه ای منتشر کردند مبنی بر اینکه اشاره معاون رئیس جمهور به محل یک پناهگاه محرمانه نبوده است و در واقع ایشان به وجود یک محل کار امن در طقه بالا اشاره داشته اند.3- کاخ کنگره آمریکاکاخ کنگره ایالات متحده آمریکا یکی دیگر از نقاط مرموز گوگل ارث بود که در سال 2001 و همزمان با آغاز به کار این سرویس، دست خوش سانسورهای امنیتی شد. بر اساس مقاله ای که در سال 2007 در واشنگتن پست منتشر شد، گوگل اولین نمای واشنگن را با استفاده از تصاویر ماهواره ای سازمان زمین شناسی آمریکا به نمایش گذاشت که در آنان نواحی مربوط به کاخ سفید و کاخ کنگره آمریکا ساسنور شده بودند. در ژوئن 2007، گوگل تصمیم گرفت که تصاویر را با نمونه ای سانسور نشده از آنان جایگزین کند. اینجا شرایط بدتر از قبل شد؛ چرا که برای این کار، گوگل از نسخه هایی قدیمی تر از این نقشه ها استفاده کرد. با آنکه در زمانی امکان مشاهده این مکان ها وجود نداشت، امروزه کاربران می توانند تصویری واضح از آنان را در سرویس های گوگل مشاهده کنند.4- هارپو باز هم هارپ (haarp)؛ یک برنامه تحقیقاتی که شایعات بسیاری پیرامون آن وجود دارد. برنامه پژوهشی یونسفر فعال با فرکانس بالا (high frequency active auroral research program) که مختصرا هارپ نامیده می شود، یک پروژه مطالعاتی است که در سال 1993 برای بررسی و پژوهش درباره لایه یونسفر با استفاده از امواج رادیویی فرکانس بالا تاسیس شد.این سیستم در حال حاضر از یک مجموعه آنتن مخصوص با ارتفاع 50 متری تشکیل شده که بر روی زمین پهناوری در آلاسکا نصب شده است. این آنتن ها قادرند امواج مذکور را به یونسفر زمین ارسال و امکان مطالعه در ناشناخته ترین بخش جو زمین را فراهم سازند. بر اساس اظهارات طرفداران نظریه توطئه، هارپ قادر است وضعیت آب وهوا و حتی اذهان مردم را کنترل کند!پست های موجود در وبلاگ ها و رسانه های خبری نشان می دهند که در یک مقطع، مرکز هارپ در آلاسکا توسط گوگل ارث سانسور شده و این محل را به یکی از نقاط مرموز گوگل ارث تبدیل کرده است. البته گفته می شود که اختلالات موجود در ماهواره ها، منجر به این ضعف شده و سانسورهای مذکور به صورت عمدی اعمال نشده اند. این مشکل تا سال 2013 ادامه داشت و بعد از آن مشکلات مذکور برطرف شدند.5- جزایر فاروجزایر فارو (the faroe islands) در بین نروژ و ایسلند واقع شده و در یک مقطع زمانی سانسور عجیبی بر روی آنان توسط گوگل ارث اعمال شد. در حال حاضر تماشای این جزایر از سرویس های گوگل در نهایت سهولت امکان پذیر است. اما این مسئله در مورد دو جزیره کوچک تر آن با نام های فوگلوی (fugloy) و اسوینوی (svínoy) صدق نمی کند. در آن زمان منابع خبری استرالیایی معتقد بودند که احتمالا این سانسور به علت قوانین ماهیگیری اعمال شده است. البته این احتمال نیز وجود دارد که این سانسور نیز عمدی نبوده و به علت مشکلات فنی در تصویربرداری از قسمت های مختلف این سیاره رخ داده باشد.بر اساس بیانیه رسمی گوگل، مشکلات مشاهده شده در تصاویر که شامل شطرنجی بودن و یا تار شدن آنان است، هیچ ارتباطی به سانسور عمدی نداشته و غالبا به علت مشکلات فنی در تهیه تصاویر هوایی رخ می دهد. گوگل وجود چنین مشکلاتی را رسما تایید کرده و می گوید که بسیاری از این نقاط با بروزرسانی های بعدی برطرف خواهند شد. اما تا آن زمان، این منطقه نیز به عنوان یکی از نقاط مرموز گوگل ارث شناخته می شود.6- پایگاه هوایی فولکلسانسور پایگاه هوایی فولکل (volkel air base) در هلند مطمئنا تصادفی نبود و این محل را به یکی از پررنگ ترین نقاط مرموز گوگل ارث تبدیل می کرد. این پایگاه هوایی که محلی برای نگهداری سلاح های اتمی ایالات متحده آمریکا است، در مقطعی با سانسور شطرنجی رنگ های سبز و سفید نمایش داده شد. وجود این پایگاه اتمی در سال 2010 و همزمان با انتشار کابل سیاسی محرمانه توسط ویکی لیکس در جهان سر و صدای بسیاری را به پا کرد. نخست وزیر سابق هلند در سال 2013 وجود این پایگاه را تایید کرد.وجود این سلاح های اتمی، علت سانسور چشم گیر پایگاه هوایی فولکل را توضیح می داد. سرانجام گوگل در 14 سپتامبر 2016 این سانسور را لغو کرد.7- کاخ نوردیندهلندی ها چندان علاقه ای به حضور در نقشه های گوگل نداشتند. این موضوع را در ساسنسورهای پی در پی آنان در تصاویر ماهواره ای گوگل می توان مشاهده کرد. در گوگل ارث، پایگاه های نظامی و ساختمان های دولتی و نواحی دیگری از این کشور سانسور شده بودند. بر اساس گزارشات سی ان ان (cnn)، قوانین هلند در سال 2013 تغییر کرد و این سانسورها برداشته شدند. از آن زمان به بعد بسیاری از این مناطق به خوبی قابل مشاهده هستند.سانسورهای اعمال شده بر روی بخش های وسیعی از کشور هلند همانند سانسور فعلی در قسمتی از منطقه نوردویک تحت عنوان (noordwijk aan zee) است که تا همین حالا نیز محدودیت های آن پابرجاست. اما موضوع در مورد کاخ نوردیند (noordeinde palace) با نمونه های قبل فرق می کرد؛ چرا که سانسورهای اعمال شده بر روی این ساختمان با پیکسل هایی درهم غیرقابل مشاهده بود. تا سال 2013 نمای مربوط به این کاخ در نقشه های ماهواره ای گوگل ارث، شکل و شمایلی همچون بازی های قدیمی آتاری داشت!8- زندان المایرازندان المایرا (elmira prison) واقع در شهر المایرای نیویورک، یک زندان فوق امنیتی است که تاریچه ای بسیار وحشیانه را در کارنامه خود دارد و در نقشه های گوگل نیز به عنوان یکی از نقاط مرموز گوگل ارث شناخته می شود. در سال 2003 دو زندان با نام های تیموتی مورگان (timothy morgan) و تیموتی وایل (timothy vail)، مدل هایی کاغذی را با استفاده از موهای خود ایجاد کردند و با قرار دادن آنان در تخت خواب های خویش، نقشه فرار خود را عملی ساختند. این دو زندانی با استفاده از حفره ای که در سقف ایجاد رده بودند، توانستند از این زندان فرار کنند. فرار آن ها تنها 2 روز دوام داشت؛ چرا که بعد از این مدت مجددا دستگیر شدند. اخیرا در تابستان سال 2017، مسئولان این زندان با شورش ها و نزاع هایی شامل سلاح های دست ساز درگیر بوده اند.در سال 2006، تصاویر زندان المایرا در گوگل ارث رزولوشن بسیار پایینی داشت و گفته می شد که این سانسور به علت جلوگیری از امکان شناسایی بنای این زندان جهت فرار به کمک هلیکوپتر اعمال شده بود. البته این احتمال نیز وجود دارد که این سانسور به صورت تصادفی رخ داده باشد؛ چرا که نواحی اطراف این زندان نیز دارای تصاویر با کیفیت پایین هستند. با این وجود تاریخ ثابت کرده ...

ادامه مطلب  

بهترین پردازنده های مناسب برای ماینینگ در سال 2018  

درخواست حذف این مطلب
ماینینگ (mining) در لغت به معنای استخراج کردن از معدن است اما این واژه در حوزه تجارت الکتریک به معنای استخراج ارز های دیجیتال به کار می رود که امروزه با رشد معاملات این ارز ها در بازار های جهانی، لغت ماینینگ هم بیش از پیش به کار می رود.اگر شما هم به دنبال خرید بهترین پردازنده جهت ماینینگ یا استخراج ارز دیجیتال در سال 2018 هستید، در ادامه مطلب حتماً با دیجی رو همراه باشید، زیرا قصد داریم بهترین پردازنده ها برای استخراج طیف وسیعی از ارزهای دیجیتالی را خدمت شما معرفی نماییم.در حالی که بسیاری از مردم فکر می کنند کارت های گرافیک مهمترین بخش در زمینه ماینینگ هستند، اما داشتن یک پردازنده مناسب نیز از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.اگر در زمینه ماینینگ تازه کار باشید ممکن است وسوسه شوید که به حداکثر رساندن سود خود، در هزینه ها صرفه جویی کرده و از ارزان ترین پردازنده برای کار خود استفاده کنید، اما باید بدانید که در حقیقت با این کار به روند ماینینگ لطمه زده و در آمد خود را کاهش خواهید داد. همان طور که یکی از مسئولان amd هم به تازگی در مصاحبه ای به این نکته اذعان نموده که ماینینگ با استفاده از پردازنده یا cpu می تواند سود قابل توجهی داشته باشد.در کل اگر بهترین پردازنده ماینینگ را با بهترین کارت گرافیک مناسب این کار و همچنین بهترین مادربرد، جفت کنید و بهترین نوع ارز دیجیتالی را برای نیازهای خود انتخاب کنید، به زودی می توانید یک نیروگاه ماینینگ در اختیار داشته باشید که شما را به سود خوبی رسانده و مطمئناً در دراز مدت هزینه های صرف شده برای سخت افزار را جبران خواهد کرد.بنابراین، اگر می خواهید بیشترین استفاده را از بحث ارزهای رمزنگاری شده داشته باشید، در اینجا می توانید با بهترین پردازنده های مناسب برای ماینینگ در سال 2018 آشنا شوید.بهترین پردازنده های مناسب برای ماینینگ در سال 20181. amd ryzen threadripper 1950xبهترین پردازنده برای ماینینگقیمت تقریبی: 950 تا 1000دلارcores: 16 | threads: 32 | base clock: 3.4ghz | boost clock: 4.0ghz | l3 cache: 32mb | tdp: 180wاستفاده از این پردازنده 16 هسته ای و 32 رشته ای برای ماینینگ، یک مزیت بزرگ محسوب می شود، اما مهم تر از همه، وجود 32 مگابایت حافظه کش l3 است، که باعث شده threadripper 1950x یک پردازنده باور نکردنی و شگفت انگیز برای ماینینگ بسیاری از ارزهای دیجیتالی معروف باشد. قیمت این پردازنده مسلماً گران است، اما با به کار گرفتن آن می توانید به زودی هزینه های اولیه صرف شده برای این پردازنده فوق العاده را جبران کنید. به علاوه، اگر زمانی از کار ماینینگ خسته شدید و آن را کنار گذاشتید، حداقل یک پردازنده فوق العاده قدرتمند برای شما باقی خواهد ماند!نقاط قوت:آماده برای سنگین ترین کارهای پردازشیراحت تر بودن نصب نسبت به محصولات اینتلنقاط ضعف:مصرف بیشتر انرژی نسبت به پردازنده های اینتلتعویض پروفایل مستلزم ریستارت کامل است2. amd ryzen 7 1800xیک پردازنده ماینینگ فوق العاده دیگر از amdقیمت تقریبی: 350 تا 400 دلارcores: 8 | threads: 16 | base clock: 3.6ghz | boost clock: 4ghz | l3 cache: 16mb | tdp: 95wپردازنده های سری رایزن (ryzen) کمپانی amd از زمان عرضه خود، موج جدیدی به راه انداخته اند و برخی از مدل های این تراشه های خوش قیمت را می توان جزو بهترین پردازنده های ماینینگ به شمار آورد. amd ryzen 7 1800x یکی از این موارد است: این پردازنده با قیمت بسیار مناسبی که دارد، امکان استفاده از 8 هسته و 16 رشته را فراهم می کند و در ضمن 16 مگابایت حافظه کش l3 هم در اختیار دارد.نقاط قوت:عملکرد فوق العاده در زمینه پردازش چند هسته ایقیمت بسیار مناسبنقاط ضعف:قابلیت اورکلاک کردن نه چندان مناسبدمای بالا3. intel pentium g4400یک پردازنده عالی برای به حداکثر رساندن سود ماینینگقیمت تقریبی: 50 تا 60 دلارcores: 2 | threads: 2 | base clock: 3.3ghz | boost clock: n/a | intel smart cache: 3mb | tdp: 54wدر حالی که پردازنده هایی که در بالا ذکر شد، پردازنده های عالی و قدرتمند برای استخراج ارز دیجیتالی هستند، اما اینتل پنتیوم g4400 یک پردازنده عالی برای راه اندازی یک کارگاه ماینینگ کم هزینه است. با اینکه هزینه اولیه برای خرید این cpu بسیار کم است اما با توجه به قدرت پردازشی پایینی که دارد نباید انتظار درآمد آنچنانی داشته باشید. البته اگر به درآمد کم قانع باشید، با استفاده از پردازنده اینتل پنتیوم g4400، در مدت زمانی بسیار کوتاه هزینه های اولیه خود را جبران کرده و به سود دهی خواهید رسید.نقاط قوت:قیمت بسیار پایینسرعت عملکر ...

ادامه مطلب  

جادوگر متهم مینماید/شوک عصیانگر به فوتبال ایران  

درخواست حذف این مطلب
۱۳۹۶/۹/۱۹ - ۸:۰۶ به گزارش دیلی خبر ایران توده مردم به او لقب «جادوگر» داده اند اما خواص او را با لقب «عصیانگر» می شناسند. فوتبالیست خوش ذوقی که حالا در دوران بازنشستگی اش هم هنوز تیتر یک مطبوعات است. چند هفته پیش مصاحبه او با برنامه «فوتبال یک» شبکه ورزش باعث شد فوتبال ایران با یک شوک جدید مواجه شود. علی کریمی دوباره با حرف هایش دل هواداران فوتبال را به دست آورده بود. او که به رک گویی شهره است، در این مصاحبه از مسوولان فدراسیون خواست که شفاف تر باشند. کریمی که به وضوح از خیلی مسائل گله داشت، بدون پرده نام روسای فوتبال ایران را آورد و از آنها جواب خواست. او همیشه به ایستادن در طرف مردم معروف بوده و حالا هم از همین جایگاه است که از مدیران شفافیت می خواهد. کریمی در مصاحبه بلندبالایی که با روزنامه اعتماد هم انجام داده، روی همین موضوع دست گذاشته؛ اینکه طالب شفافیت است و خواستار پاسخگویی. مصاحبه او را از دست ندهید. از قرعه ایران در جام جهانی شروع کنیم. قرار گرفتن در یک گروه سخت و آزمون جدی تیم ملی فوتبال ایران و فدراسیون فوتبال. مردم یک قدم جلوتر از این قرعه سخت، لطیفه هم ساختند. نظر شما درباره این گروه چیست؟بعد از چندین سال قرار داشتن در رتبه اول رنکینگ آسیا و حرف زدن و آمار دادن از رکوردهایی چون گل نخوردن و نباختن و... فکر نمی کنم که درست باشد منتظر شانس باشیم. البته در قرعه کشی شانس و اقبال هم تاثیر زیادی دارد و گروه ایران واقعا سخت است. منتها فراموش نکنیم که برای صعود به جام جهانی تیم ملی در یک گروه واقعا آسان قرار گرفته بود. کره جنوبی و ازبکستان یکی از ضعیف ترین تیم های ده سال اخیر خود را داشتند و چین و قطر هم با اینکه هزینه های زیادی داشتند اما در حد و اندازه های یک تیم واقعا قدرتمند نبودند. البته همین چین و قطر شک نکنید در آینده ای نزدیک جای فوتبال ایران را در آسیا می گیرند. فقط کافی است ببینید که چه سرمایه گذاری و برنامه ریزی بزرگی برای پیشرفت فوتبال خودشان دارند انجام می دهند و بعد با ایران مقایسه کنید.اگر ایران با استرالیا و عربستان و امارات هم گروه می شد امکان داشت با همین اقتدار به جام جهانی صعود کنیم؟تیم ملی واقعا در گروه خودش کار بزرگی انجام داد. ولی در گروه اول ژاپن، استرالیا، عربستان، امارات و حتی عراق حضور داشتند که همه تیم ها خوب بودند. به نظر من اگر در آن گروه قرار داشتیم به همین راحتی صعود نمی کردیم چون تدارکات و برنامه ریزی و حمایتی که باید از تیم ملی وجود داشته باشد مثل این کشورها نیست. فوتبال ایران استعدادهای زیادی دارد و و از یک کادر فنی حرفه ای هم برخوردار است. درست است که نتیجه گرفته ایم اما بسیاری از مشکلات پشت همین نتایج پنهان می شود. خدا را شکر در این فوتبال هم کسی وظیفه خودش نمی داند که درباره مشکلات پاسخ بدهد. همه فقط نتیجه را می بینند و انگار چون نتیجه گرفته شده همه کارها درست انجام شده است.اوج گیری اختلافات کارلوس کی روش با مدیران فدراسیون فوتبال این روزها سروصدای زیادی به راه انداخته است. همین اتفاق نشان می دهد که فوتبال ایران هنوز با بحران ها و مشکلات بسیار زیادی روبه رو است. به هر حال فدراسیون فوتبال در سال های گذشته بهترین امکانات و برنامه ریزی ای که در توانش بوده را در اختیار تیم ملی قرار داده است. در دوره های اخیر خبری از اردوهای متعدد خارجی، پاداش های نقدی به دلار ، لباس آدیداس ، اقامت در بهترین هتل ها، پرواز چارتر و امکانات دیگر نبود. هرچند به سختی و بعد از مسائل بسیار زیاد اما در نهایت این امکانات در اختیار تیم قرار گرفته است. البته سرمربی تیم ملی حق دارد بهترین ها را بخواهد و این چیزها ساده ترین و کمترین کاری است که فدراسیون برای تیم ملی باید انجام بدهد. همین حالا هم هنوز بسیاری از خواسته های سرمربی تیم ملی برآورده نشده است که از شرایط موجود انتقاد می کند. حالا من الان کاری به لحن صحبت ها و برخوردها و مسائل داخلی تیم ملی ندارم. اما هر فرد دیگری هم جای کی روش بود بعد از اینکه هفت سال از زمین تمرین حرف بزند و این خواسته اش اجرایی نشود همین طور واکنش نشان می داد.این بحث زمین تمرین چیزی است که اکثر باشگاه های فوتبال ایران هم با آن مواجه هستند. ما حتی برای برگزاری لیگ برتر هم در اکثر استادیوم ها با مشکل زمین صاف و هموار مواجه هستیم. ما که هر روز از سوی آقایان می شنویم که درباره بهترین فدراسیون آسیا بودن و پنج ستاره داشتن و عملکرد فوق العاده و نتایج درخشان و... صحبت می کنند ولی تیم ملی یک زمین تمرین ندارد. دو میلیون دلار پول هزینه کمپ تیم ملی در روسیه می کنند. اگر امکانات درست و حسابی در کشور ایجاد می کردند الان نیاز نبود کی روش بخواهد تیم را چندین هفته قبل از شروع جام جهانی به کمپ در روسیه ببرد. برای اینکه ببینیم در فوتبال ایران چه خبر است من فکرمی کنم کافی است خودمان را با ژاپن و کره و استرالیا که نه! با همین عربستان و قطر و امارات مقایسه کنیم! نیازی هم نیست هزینه و با سفر کردن تحقیق کنیم. الحمدلله به لطف فضای مجازی و اینترنت تمام برنامه ها و امکانات و تجهیزات آنها را با یک جست وجو ساده در اینترنت مشاهده خواهید کرد. همین الان استادیوم های شان را با استادیوم های خودمان مقایسه کنید تا متوجه شوید چقدر عقب هستیم. اینجا باید به یک نکته دیگر هم اشاره کنم.بفرمایید. اگر هر کسی در جای خودش قرار داشته باشد و برای کارها برنامه ریزی صورت بگیرد ما شاهد بسیاری از مشکلات نخواهیم بود. ما در جزیره کیش و شهرهای شمالی کشور که بهترین آب و هوا را دارند می توانیم کمپ های تمرینی مناسب بسازیم و از آنها استفاده کنیم. واقعا سخت است کمپی بسازیم که تیم های بزرگ اروپایی را دعوت کنیم در آنجا اردو بزنند. البته بعضی مشکلات فرهنگی و سیاسی هم در تمام این سال ها وجود داشته است اما اگر قرار بود کاری انجام شود حداقل برای فوتبال خودمان انجام می دادیم. در سال های اخیر چندین اردوی خارجی برگزار شد. با گرفتن اسپانسر و حمایت دولت و یک نگاه بلندمدت فدراسیون می توانست بودجه ساخت یک کمپ حرفه ای در کیش یا شمال ایران را فراهم کند تا الان مجبور نباشیم ٢ میلیون دلار اجاره کمپ برای آماده سازی جام جهانی بدهیم. مدیران اگر نمی توانند کاری انجام بدهند چه اصراری به ماندن دارند؟ چرا اکثر قراردادها با مشکل مواجه می شود؟ مدام می گویند حق پخش تلویزیونی نداریم! صدا و سیما پول نمی دهد! شما اول بیایید درباره قراردادهایی که بسته اید توضیح بدهید که پول آنها کجا رفته است بعد روال قانونی گرفتن حق پخش تلویزیونی که حق واقعی فوتبال است را هم دنبال کنید. این زشت است که بهترین فدراسیون فوتبال آسیا برای خریدن لباس آدیداس وقتی اسپانسر دارد برود از حسین هدایتی پول بگیرد! درست است که مردم در جریان بسیاری از مسائل نیستند ولی ما که متوجه می شویم چه خبر است!خیلی ها معتقد هستند سیستم اقتصادی فوتبال ایران به شدت بیمار است. آقایان خودشان در مصاحبه های شان می گویند ٤٠ تا ٤٥ میلیارد تومان بودجه فدراسیون است اما می روند نزدیک هفت تا هشت میلیارد تومان پول هزینه می کنند برای کمپ در روسیه! تازه این دوستان برای پرداخت حقوق کارمندان خود مشکل دارند و دیده ایم که سرمربی تیم ملی هم بارها حقوقش عقب افتاده است. به لطف این مدیریت و نداشتن برنامه ریزی از این مثال های ناراحت کننده زیاد است. همین ساختمان ساخته شده در کمپ تیم های ملی را شما ببینید. اول گفتند برای مرکز ریکاوری تیم ملی است. بعد آمدند ساختمان را دادند به مرکز ایفمارک. وقتی رییس فدراسیون عوض شد دوباره این مرکز را از ایفمارک گرفتند و داخلش را تخریب کردند تا دوباره بسازند و در اختیار تیم ملی قرار بدهند. این وسط هیچ کسی از مسوولان توضیح نخواست روزی که خواستید این ساختمان را با بودجه سنگین بسازید هدف گذاری های تان چه بود؟ این همه هم دعوا به وجود آمد. جالب اینجاست که فدراسیون آقای تاج تصمیم گرفت این ساختمان را به آقای کی روش بدهد و این مربی بعد از جام جهانی قراردادش با تیم ملی تمام می شود و تیم ملی هم عملا هیچ استفاده ای از این ساختمان نمی کند. اینجا برای یک ساختمان چند سال است افراد مختلف با هم درگیر هستند اما در کشورهای دیگر در این مدت چند استادیوم و کمپ و هتل برای فوتبال شان می سازند!یکی از انتقادهای جدی به مدیریت فدراسیون فوتبال این است که نتوانسته همکاری درست و اصولی با کارلوس کی روش داشته باشد و به عبارتی ساده تر او را مدیریت کند. آقای کی روش یک مربی بین المللی و حرفه ای است و یک قرارداد سنگین و محکم با فدراسیون فوتبال منعقد کرده است. ببینید وقتی فدراسیون تا به امروز نتوانسته یک زمین تمرین بعد از هفت سال در تهران به این مربی بدهد، وقتی حقوق او را با تاخیر پرداخت می کند طبیعی است که نمی تواند کنترلی روی رفتار مربی طرف قرارداد خود داشته باشد. به مربیان ایرانی تیم های پایه که چاره ای جز سکوت کردن ندارند نگاه نکنید. آقایان می گویند بهترین فدراسیون آسیا شدیم و کارها خوب است ولی هنوز سرمربی تیم ملی ایران به عنوان قدرت اول آسیا طبق چیزی که خودشان همیشه می گویند درباره بدیهی ترین مسائل اعتراض می کند. ببینید در فوتبال و هر جای دیگری که فکرش را بکنید یک بحثی وجود دارد به نام شرح وظایف! دوطرف آمده اند قراردادی امضا کرده اند و هر طرف وظایفی دارد. کی روش با تمام مشکلات و نقدهایی هم که وجود دارد جوانگرایی داشته و نتایج خوبی هم با تیم ملی گرفته و دو بار ایران را به جام جهانی برده است. منتها فدراسیون هنوز نتوانسته به وظایف خود عمل کند. بعد خیلی ها می گویند کی روش چرا انتقاد می کند! خب خواسته هایش را اجرا کنید و زمین تمرین به او بدهید تا اعتراض نکند! اگر وظیفه خودتان را درست انجام می دادید یا حتی از این به بعد بدهید هیچ وقت این حاشیه ها درست نمی شود. مردم از این بحث های تکراری و خنده دار خسته شده و تیم ملی برای آنها شده است اعصاب خردی! الان که ما هم داریم حرف می زنیم باز هم می خواهند تلاش کنند تا سکوت کنیم! بالاخره در این مسائل یک طرف فدراسیون است و طرف دیگر کی روش! واقعا کار سختی است که بررسی شود کدام طرف وظایف خود را به درستی انجام نداده که این مشکلات به وجود می آید؟ جالب اینجاست که آقایان مصاحبه می کنند و می گویند می خواهیم مفاد قرارداد با کی روش با دقت اجرایی شود! چرا تا چند ماه قبل این حرف ها را نمی زدند؟ الان که هفت ماه به پایان قرارداد باقی مانده یادشان افتاده باید قرارداد را درست اجرا کنند؟به نظر شما تیم ملی در جام جهانی قدرت نتیجه گرفتن مقابل پرتغال و اسپانیا را دارد؟تیمی که ادعا دارد مدت هاست باختی نداشته و به راحتی گل نمی خورد و سال ها رنکینگ اول آسیا را در اختیار دارد بالاخره یک جایی باید نشان بدهد که این نتایج و آمارها واقعی است! با چنین حرف ها و آمارهایی نباید ترس زیادی از رویارویی با پرتغال و اسپانیا وجود داشته باشد. به هر حال ما به جام جهانی صعود کردیم و از قبل هم مشخص بود کار راحتی نداریم ممکن است بر اساس قرعه با تیم های قدرتمند رو به رو شویم که این اتفاق هم افتاد. مربی تیم ملی هم بارها در این سال ها تاکید کرده برای حضور در جام جهانی نیاز به حمایت های بیشتر دارد. تاکنون این اتفاق رخ نداده است. با این حال در مصاحبه های دیگر هم گفته بودم که به نظر من ایران با قرعه خوبی در جام جهانی رو به رو شد.بازی کردن مقابل اسپانیا و پرتغال بدون پرداخت یک دلار به آنها در قالب یک دیدار رسمی یک اتفاق بزرگ به حساب می آید. اینکه به طور مثال در گروه روسیه قرار می گرفتیم و با تیم های ضعیف تر بازی می کردیم و از گروه مان صعود می کردیم یک بحث است. ما باید ببینیم در جام جهانی دنبال چه چیزی هستیم. برای نشان دادن استعدادها و قدرت فوتبال ایران گروه فرق زیادی نباید داشته باشد. بازی مقابل پرتغال و اسپانیا تازه فرصت بهتری است که بچه های تیم ملی بتوانند خودشان را نشان بدهند. چون نگاهی که از سوی جامعه فوتبالی و رسانه ای جهان به بازی های تیم هایی مثل پرتغال و اسپانیا وجود دارد با بازی مقابل تیم هایی چون اروگوئه و روسیه جدی تر و مهم تر است. قرار گرفتن مقابل تیم های پرستاره ای که قهرمانی اروپا و جهان را در کارنامه دارند انگیزه بیشتری برای بازیکنان و مربیان ایجاد می کند. تیم ملی ایران به عنوان تیم اول آسیا اگر بتواند مقابل چنین تیم هایی خوب فوتبال بازی کند و به هر سختی که شده نتیجه بگیرد ارزش بیشتری دارد تا اینکه مثلا روسیه را ببریم! مسوولان فوتبال ایران باید با حمایت بیشتر از تیم ملی از این فرصت به وجود آمده بهترین استفاده را برای فوتبال ایران داشته باشند.بعد از مشخص شدن قرعه مرگ برای ایران فشارها روی فدراسیون برای برگزاری بازی های دوستانه بزرگ بیشتر شده است.بازار بازی کردن با تیم هایی چون پاناما و توگو و ونزوئلا و مقدونیه و... باید تعطیل شود. ما الان باید با قهرمان فعلی و سابق اروپا بازی کنیم. تیم هایی از دروازه تا نوک حمله ستاره سرشناس دارند و نیمکت شان هم قدرتمند است. باید برای بچه های تیم ملی بازی های دوستانه به تیم های بزرگ دنیا بگذارند تا تجربه کسب کنند و ترس شان بریزد. فوتبال ایران پتانسیل ارایه یک فوتبال خوب و حتی شگفتی سازی دارد اما نباید خودمان را هم گول بزنیم. همین الان شما بروید ببینید عربستان و استرالیا و ژاپن و کره جنوبی با چه تیم هایی بازی دوستانه برگزار کرده اند و تا جام جهانی چه مسابقات بزرگی را پشت سر خواهند گذاشت. به نظر شما آنها که هزینه می کنند با تیم های بزرگ بازی کنند کار اشتباهی انجام می دهند و فوتبال ایران که می رود سراغ تیم های درجه چندم کار درست؟ همین الان آمار بازی های دوستانه چهار تیم دیگر آسیا را با ایران به همراه برنامه ریزی های اقتصادی که برای تیم شان دارند با فوتبال ایران مقایسه کنید آن وقت متوجه فاصله زیاد مدیریت فوتبال ایران با سایر کشورهای آسیایی می شوید. اینجا با تمام این حرف ها بیشترین هزینه ها برای تیم بزرگسالان است اما سرمربی تیم و بازیکنان و حتی مردم ناراضی هستند. حالا ببینید شرایط سایر تیم های ملی چه چیزی است. آقایان حتی نتوانستند کاری کنند تمام تیم های ملی از یک برند پوشاک ورزشی معتبر استفاده کنند و الان تیم بزرگسالان آدیداس می پوشد و سایر تیم ها لباس تولیدی های دیگر را استفاده می کنند. مشکلات سایر تیم های ملی از تیم بزرگسالان به مراتب بیشتر است اما نه خود مربیان و بازیکنان آنها به خاطر ترس می توانند اعتراضی کنند نه کسی خواسته های شان را دنبال می کند. شما حتی نگاه کنید که در فدراسیون پنج ستاره تیم های امید و جوانان حتی نتوانستند به جام ملت های آسیا صعود کنند و آقایان حتی یک عذرخواهی هم از مردم نکردند و گزارش شفافی ارایه ندادند! مگر می شود تیم های پایه این نتایج فاجعه را بگیرند و هیچ اتفاقی نیفتد؟ آخر سر هم که تمام کاسه و کوزه ها را سر مربی بیچاره خرد می کنند.فدراسیون درباره بسیاری از ابهاماتی که بر سر مسائل مالی و قراردادهای تجاری وجود دارد هم در این مدت شفاف سازی لازم را انجام نداده است. خود شما سوال های زیادی از مدیریت فدراسیون مطرح کردید که به هیچ کدام آنها پاسخی داده نشد!صاحب واقعی این فوتبال مردم هستند و حق دارند که بدانند در این فوتبال چه می گذرد. آقایان هم وظیفه دارند درباره همه چیز شفاف پاسخ بدهند. من از رسانه ها هم گلایه دارم. مدام دنبال این هستند که ببینند علی کریمی چه می گوید. مدام حرف های من را تیتر می کنند. می نویسند حمله کریمی به فدراسیون! من کجای این فوتبال هستم که بخواهم به کسی حمله کنم؟ من و خیلی از چهره هایی که بیشتر از من برای این فوتبال زحمت کشیده اند الان بیرون از گود نشسته اند و مثل یک هوادار اتفاقات را دنبال می کنند و مدیریت آقایان را می بینند. ما که کاره ای در این فوتبال نیستیم. ولی رسانه ها چقدر پیگیر پاسخ سوالات و ابهامات هستند؟ چرا نمی روند از مدیران فدراسیون سوال کنند که پول قرارداد اسپانسر قبلی سازمان لیگ را چرا بعد از دو سال هنوز نتوانسته اید بگیرید؟ چرا مدام دنبال حرف زدن امثال علی کریمی هستید؟ ما که داریم حرف های مان را می زنیم و مردم هم لطف دارند متوجه سوالات و حرف های ما شده اند. چرا هیچ کسی مدام سوالات را از فدراسیون فوتبال تکرار نمی کند تا مجبور به پاسخگویی شوند؟ اگر رسانه ها سوال نمی کنند که بیایید بگویید چرا؟ اگر سوال می کنند و جواب نمی دهند همین رسانه ها بیایند تیتر بزنند و به مردم بگویند که سوال پرسیدیم آقایان تاج، کفاشیان و ساکت جواب ندادند! من اگر بحث دروغی را مطرح کردم چرا از من شکایت نکردند؟ چرا مثل دفعه اول بیانیه ندادند؟ چرا دیگر نگفتند صحبت های کریمی کمکی به فوتبال نمی کند؟ بیایند بگویند خودشان چه کمکی به این فوتبال کرده اند. شاید کارهای بسیار بزرگی کرده اند که ما نمی دانیم. البته شنیده ام دارند زمین تمرین خوبی در کمپ تیم های ملی می سازند که هنوز معلوم نیست چه زمانی چمن آن را می گذارند و آماده بهره برداری می شود. اصلا چرا آنقدر دیر؟ چرا بعد از هفت سال هنوز این زمین در اختیار کی روش نیست؟فدراسیون همان طور که تاکنون پاسخی به سوالات شما نداده، هیچ شفاف سازی هم درباره مطالبی که رسانه ها پیرامون ابهامات مطرح کرده اند، نداشته است. مردم ایران از زمانی که بازیکن بودم تا الان همیشه به من لطف داشته اند و بارها هم گفته ام من علی کریمی از این فوتبال و لطف مردم به خیلی چیزها رسیدم. منتی هم بر سر این فوتبال بر خلاف آقایان ندارم! اما اگر حرفی می زنیم و بحثی را مطرح می کنیم به خاطر این است که دل مان می سوزد. الان اگر علی کریمی در کانال تلگرامی یا صفحه اینستاگرام خود از مدیران فدراسیون تعریف و تمجید و برای آنها به به و چه چه می کرد حرف هایش به درد این فوتبال می خورد؟ باز هم می گویم که ما بیرون از گود نشسته ایم و آقایان پشت میز خود نشسته اند و همه چیز را در اختیار دارند. این فوتبال اصلا جای ما نیست و جای همین آقایان است که دارند مدیریت می کنند! من اگر می خواستم به هر قیمتی در این فوتبال باشم که الان سوال نمی کردم! اگر اهل سیاسی کاری و ائتلاف و بودن به هر قیمتی بودم که تا الان رکورد بازی های ملی در اختیارم بود. با پیراهن پرسپولیس از این فوتبال خداحافظی می کردم! همه آدم ها ممکن است اشت ...

ادامه مطلب  

جادوگر متهم می کند  

درخواست حذف این مطلب
۵۵آنلاین :حسین قهار توده مردم به او لقب «جادوگر» داده اند اما خواص او را با لقب «عصیانگر» می شناسند. فوتبالیست خوش ذوقی که حالا در دوران بازنشستگی اش هم هنوز تیتر یک مطبوعات است. چند هفته پیش مصاحبه او با برنامه «فوتبال یک» شبکه ورزش باعث شد فوتبال ایران با یک شوک جدید مواجه شود. علی کریمی دوباره با حرف هایش دل هواداران فوتبال را به دست آورده بود. او که به رک گویی شهره است، در این مصاحبه از مسوولان فدراسیون خواست که شفاف تر باشند. کریمی که به وضوح از خیلی مسائل گله داشت، بدون پرده نام روسای فوتبال ایران را آورد و از آنها جواب خواست. او همیشه به ایستادن در طرف مردم معروف بوده و حالا هم از همین جایگاه است که از مدیران شفافیت می خواهد. کریمی در مصاحبه بلندبالایی که با روزنامه اعتماد هم انجام داده، روی همین موضوع دست گذاشته؛ اینکه طالب شفافیت است و خواستار پاسخگویی. مصاحبه او را از دست ندهید.از قرعه ایران در جام جهانی شروع کنیم. قرار گرفتن در یک گروه سخت و آزمون جدی تیم ملی فوتبال ایران و فدراسیون فوتبال. مردم یک قدم جلوتر از این قرعه سخت، لطیفه هم ساختند. نظر شما درباره این گروه چیست؟بعد از چندین سال قرار داشتن در رتبه اول رنکینگ آسیا و حرف زدن و آمار دادن از رکوردهایی چون گل نخوردن و نباختن و... فکر نمی کنم که درست باشد منتظر شانس باشیم. البته در قرعه کشی شانس و اقبال هم تاثیر زیادی دارد و گروه ایران واقعا سخت است. منتها فراموش نکنیم که برای صعود به جام جهانی تیم ملی در یک گروه واقعا آسان قرار گرفته بود. کره جنوبی و ازبکستان یکی از ضعیف ترین تیم های ده سال اخیر خود را داشتند و چین و قطر هم با اینکه هزینه های زیادی داشتند اما در حد و اندازه های یک تیم واقعا قدرتمند نبودند. البته همین چین و قطر شک نکنید در آینده ای نزدیک جای فوتبال ایران را در آسیا می گیرند. فقط کافی است ببینید که چه سرمایه گذاری و برنامه ریزی بزرگی برای پیشرفت فوتبال خودشان دارند انجام می دهند و بعد با ایران مقایسه کنید.اگر ایران با استرالیا و عربستان و امارات هم گروه می شد امکان داشت با همین اقتدار به جام جهانی صعود کنیم؟تیم ملی واقعا در گروه خودش کار بزرگی انجام داد. ولی در گروه اول ژاپن، استرالیا، عربستان، امارات و حتی عراق حضور داشتند که همه تیم ها خوب بودند. به نظر من اگر در آن گروه قرار داشتیم به همین راحتی صعود نمی کردیم چون تدارکات و برنامه ریزی و حمایتی که باید از تیم ملی وجود داشته باشد مثل این کشورها نیست. فوتبال ایران استعدادهای زیادی دارد و و از یک کادر فنی حرفه ای هم برخوردار است. درست است که نتیجه گرفته ایم اما بسیاری از مشکلات پشت همین نتایج پنهان می شود. خدا را شکر در این فوتبال هم کسی وظیفه خودش نمی داند که درباره مشکلات پاسخ بدهد. همه فقط نتیجه را می بینند و انگار چون نتیجه گرفته شده همه کارها درست انجام شده است.اوج گیری اختلافات کارلوس کی روش با مدیران فدراسیون فوتبال این روزها سروصدای زیادی به راه انداخته است. همین اتفاق نشان می دهد که فوتبال ایران هنوز با بحران ها و مشکلات بسیار زیادی روبه رو است.به هر حال فدراسیون فوتبال در سال های گذشته بهترین امکانات و برنامه ریزی ای که در توانش بوده را در اختیار تیم ملی قرار داده است. در دوره های اخیر خبری از اردوهای متعدد خارجی، پاداش های نقدی به دلار ، لباس آدیداس ، اقامت در بهترین هتل ها، پرواز چارتر و امکانات دیگر نبود. هرچند به سختی و بعد از مسائل بسیار زیاد اما در نهایت این امکانات در اختیار تیم قرار گرفته است. البته سرمربی تیم ملی حق دارد بهترین ها را بخواهد و این چیزها ساده ترین و کمترین کاری است که فدراسیون برای تیم ملی باید انجام بدهد. همین حالا هم هنوز بسیاری از خواسته های سرمربی تیم ملی برآورده نشده است که از شرایط موجود انتقاد می کند. حالا من الان کاری به لحن صحبت ها و برخوردها و مسائل داخلی تیم ملی ندارم. اما هر فرد دیگری هم جای کی روش بود بعد از اینکه هفت سال از زمین تمرین حرف بزند و این خواسته اش اجرایی نشود همین طور واکنش نشان می داد.این بحث زمین تمرین چیزی است که اکثر باشگاه های فوتبال ایران هم با آن مواجه هستند. ما حتی برای برگزاری لیگ برتر هم در اکثر استادیوم ها با مشکل زمین صاف و هموار مواجه هستیم.ما که هر روز از سوی آقایان می شنویم که درباره بهترین فدراسیون آسیا بودن و پنج ستاره داشتن و عملکرد فوق العاده و نتایج درخشان و... صحبت می کنند ولی تیم ملی یک زمین تمرین ندارد. دو میلیون دلار پول هزینه کمپ تیم ملی در روسیه می کنند. اگر امکانات درست و حسابی در کشور ایجاد می کردند الان نیاز نبود کی روش بخواهد تیم را چندین هفته قبل از شروع جام جهانی به کمپ در روسیه ببرد. برای اینکه ببینیم در فوتبال ایران چه خبر است من فکرمی کنم کافی است خودمان را با ژاپن و کره و استرالیا که نه! با همین عربستان و قطر و امارات مقایسه کنیم! نیازی هم نیست هزینه و با سفر کردن تحقیق کنیم. الحمدلله به لطف فضای مجازی و اینترنت تمام برنامه ها و امکانات و تجهیزات آنها را با یک جست وجو ساده در اینترنت مشاهده خواهید کرد. همین الان استادیوم های شان را با استادیوم های خودمان مقایسه کنید تا متوجه شوید چقدر عقب هستیم. اینجا باید به یک نکته دیگر هم اشاره کنم.بفرمایید.اگر هر کسی در جای خودش قرار داشته باشد و برای کارها برنامه ریزی صورت بگیرد ما شاهد بسیاری از مشکلات نخواهیم بود. ما در جزیره کیش و شهرهای شمالی کشور که بهترین آب و هوا را دارند می توانیم کمپ های تمرینی مناسب بسازیم و از آنها استفاده کنیم. واقعا سخت است کمپی بسازیم که تیم های بزرگ اروپایی را دعوت کنیم در آنجا اردو بزنند. البته بعضی مشکلات فرهنگی و سیاسی هم در تمام این سال ها وجود داشته است اما اگر قرار بود کاری انجام شود حداقل برای فوتبال خودمان انجام می دادیم. در سال های اخیر چندین اردوی خارجی برگزار شد. با گرفتن اسپانسر و حمایت دولت و یک نگاه بلندمدت فدراسیون می توانست بودجه ساخت یک کمپ حرفه ای در کیش یا شمال ایران را فراهم کند تا الان مجبور نباشیم ٢ میلیون دلار اجاره کمپ برای آماده سازی جام جهانی بدهیم. مدیران اگر نمی توانند کاری انجام بدهند چه اصراری به ماندن دارند؟ چرا اکثر قراردادها با مشکل مواجه می شود؟ مدام می گویند حق پخش تلویزیونی نداریم! صدا و سیما پول نمی دهد! شما اول بیایید درباره قراردادهایی که بسته اید توضیح بدهید که پول آنها کجا رفته است بعد روال قانونی گرفتن حق پخش تلویزیونی که حق واقعی فوتبال است را هم دنبال کنید. این زشت است که بهترین فدراسیون فوتبال آسیا برای خریدن لباس آدیداس وقتی اسپانسر دارد برود از حسین هدایتی پول بگیرد! درست است که مردم در جریان بسیاری از مسائل نیستند ولی ما که متوجه می شویم چه خبر است!خیلی ها معتقد هستند سیستم اقتصادی فوتبال ایران به شدت بیمار است.آقایان خودشان در مصاحبه های شان می گویند ٤٠ تا ٤٥ میلیارد تومان بودجه فدراسیون است اما می روند نزدیک هفت تا هشت میلیارد تومان پول هزینه می کنند برای کمپ در روسیه! تازه این دوستان برای پرداخت حقوق کارمندان خود مشکل دارند و دیده ایم که سرمربی تیم ملی هم بارها حقوقش عقب افتاده است. به لطف این مدیریت و نداشتن برنامه ریزی از این مثال های ناراحت کننده زیاد است. همین ساختمان ساخته شده در کمپ تیم های ملی را شما ببینید. اول گفتند برای مرکز ریکاوری تیم ملی است. بعد آمدند ساختمان را دادند به مرکز ایفمارک. وقتی رییس فدراسیون عوض شد دوباره این مرکز را از ایفمارک گرفتند و داخلش را تخریب کردند تا دوباره بسازند و در اختیار تیم ملی قرار بدهند. این وسط هیچ کسی از مسوولان توضیح نخواست روزی که خواستید این ساختمان را با بودجه سنگین بسازید هدف گذاری های تان چه بود؟ این همه هم دعوا به وجود آمد. جالب اینجاست که فدراسیون آقای تاج تصمیم گرفت این ساختمان را به آقای کی روش بدهد و این مربی بعد از جام جهانی قراردادش با تیم ملی تمام می شود و تیم ملی هم عملا هیچ استفاده ای از این ساختمان نمی کند. اینجا برای یک ساختمان چند سال است افراد مختلف با هم درگیر هستند اما در کشورهای دیگر در این مدت چند استادیوم و کمپ و هتل برای فوتبال شان می سازند!یکی از انتقادهای جدی به مدیریت فدراسیون فوتبال این است که نتوانسته همکاری درست و اصولی با کارلوس کی روش داشته باشد و به عبارتی ساده تر او را مدیریت کند.آقای کی روش یک مربی بین المللی و حرفه ای است و یک قرارداد سنگین و محکم با فدراسیون فوتبال منعقد کرده است. ببینید وقتی فدراسیون تا به امروز نتوانسته یک زمین تمرین بعد از هفت سال در تهران به این مربی بدهد، وقتی حقوق او را با تاخیر پرداخت می کند طبیعی است که نمی تواند کنترلی روی رفتار مربی طرف قرارداد خود داشته باشد. به مربیان ایرانی تیم های پایه که چاره ای جز سکوت کردن ندارند نگاه نکنید. آقایان می گویند بهترین فدراسیون آسیا شدیم و کارها خوب است ولی هنوز سرمربی تیم ملی ایران به عنوان قدرت اول آسیا طبق چیزی که خودشان همیشه می گویند درباره بدیهی ترین مسائل اعتراض می کند. ببینید در فوتبال و هر جای دیگری که فکرش را بکنید یک بحثی وجود دارد به نام شرح وظایف! دوطرف آمده اند قراردادی امضا کرده اند و هر طرف وظایفی دارد. کی روش با تمام مشکلات و نقدهایی هم که وجود دارد جوانگرایی داشته و نتایج خوبی هم با تیم ملی گرفته و دو بار ایران را به جام جهانی برده است. منتها فدراسیون هنوز نتوانسته به وظایف خود عمل کند. بعد خیلی ها می گویند کی روش چرا انتقاد می کند! خب خواسته هایش را اجرا کنید و زمین تمرین به او بدهید تا اعتراض نکند! اگر وظیفه خودتان را درست انجام می دادید یا حتی از این به بعد بدهید هیچ وقت این حاشیه ها درست نمی شود. مردم از این بحث های تکراری و خنده دار خسته شده و تیم ملی برای آنها شده است اعصاب خردی! الان که ما هم داریم حرف می زنیم باز هم می خواهند تلاش کنند تا سکوت کنیم! بالاخره در این مسائل یک طرف فدراسیون است و طرف دیگر کی روش! واقعا کار سختی است که بررسی شود کدام طرف وظایف خود را به درستی انجام نداده که این مشکلات به وجود می آید؟ جالب اینجاست که آقایان مصاحبه می کنند و می گویند می خواهیم مفاد قرارداد با کی روش با دقت اجرایی شود! چرا تا چند ماه قبل این حرف ها را نمی زدند؟ الان که هفت ماه به پایان قرارداد باقی مانده یادشان افتاده باید قرارداد را درست اجرا کنند؟به نظر شما تیم ملی در جام جهانی قدرت نتیجه گرفتن مقابل پرتغال و اسپانیا را دارد؟تیمی که ادعا دارد مدت هاست باختی نداشته و به راحتی گل نمی خورد و سال ها رنکینگ اول آسیا را در اختیار دارد بالاخره یک جایی باید نشان بدهد که این نتایج و آمارها واقعی است! با چنین حرف ها و آمارهایی نباید ترس زیادی از رویارویی با پرتغال و اسپانیا وجود داشته باشد. به هر حال ما به جام جهانی صعود کردیم و از قبل هم مشخص بود کار راحتی نداریم ممکن است بر اساس قرعه با تیم های قدرتمند رو به رو شویم که این اتفاق هم افتاد. مربی تیم ملی هم بارها در این سال ها تاکید کرده برای حضور در جام جهانی نیاز به حمایت های بیشتر دارد. تاکنون این اتفاق رخ نداده است. با این حال در مصاحبه های دیگر هم گفته بودم که به نظر من ایران با قرعه خوبی در جام جهانی رو به رو شد.بازی کردن مقابل اسپانیا و پرتغال بدون پرداخت یک دلار به آنها در قالب یک دیدار رسمی یک اتفاق بزرگ به حساب می آید.اینکه به طور مثال در گروه روسیه قرار می گرفتیم و با تیم های ضعیف تر بازی می کردیم و از گروه مان صعود می کردیم یک بحث است. ما باید ببینیم در جام جهانی دنبال چه چیزی هستیم. برای نشان دادن استعدادها و قدرت فوتبال ایران گروه فرق زیادی نباید داشته باشد. بازی مقابل پرتغال و اسپانیا تازه فرصت بهتری است که بچه های تیم ملی بتوانند خودشان را نشان بدهند. چون نگاهی که از سوی جامعه فوتبالی و رسانه ای جهان به بازی های تیم هایی مثل پرتغال و اسپانیا وجود دارد با بازی مقابل تیم هایی چون اروگوئه و روسیه جدی تر و مهم تر است. قرار گرفتن مقابل تیم های پرستاره ای که قهرمانی اروپا و جهان را در کارنامه دارند انگیزه بیشتری برای بازیکنان و مربیان ایجاد می کند. تیم ملی ایران به عنوان تیم اول آسیا اگر بتواند مقابل چنین تیم هایی خوب فوتبال بازی کند و به هر سختی که شده نتیجه بگیرد ارزش بیشتری دارد تا اینکه مثلا روسیه را ببریم! مسوولان فوتبال ایران باید با حمایت بیشتر از تیم ملی از این فرصت به وجود آمده بهترین استفاده را برای فوتبال ایران داشته باشند.بعد از مشخص شدن قرعه مرگ برای ایران فشارها روی فدراسیون برای برگزاری بازی های دوستانه بزرگ بیشتر شده است.بازار بازی کردن با تیم هایی چون پاناما و توگو و ونزوئلا و مقدونیه و... باید تعطیل شود. ما الان باید با قهرمان فعلی و سابق اروپا بازی کنیم. تیم هایی از دروازه تا نوک حمله ستاره سرشناس دارند و نیمکت شان هم قدرتمند است. باید برای بچه های تیم ملی بازی های دوستانه به تیم های بزرگ دنیا بگذارند تا تجربه کسب کنند و ترس شان بریزد. فوتبال ایران پتانسیل ارایه یک فوتبال خوب و حتی شگفتی سازی دارد اما نباید خودمان را هم گول بزنیم. همین الان شما بروید ببینید عربستان و استرالیا و ژاپن و کره جنوبی با چه تیم هایی بازی دوستانه برگزار کرده اند و تا جام جهانی چه مسابقات بزرگی را پشت سر خواهند گذاشت. به نظر شما آنها که هزینه می کنند با تیم های بزرگ بازی کنند کار اشتباهی انجام می دهند و فوتبال ایران که می رود سراغ تیم های درجه چندم کار درست؟ همین الان آمار بازی های دوستانه چهار تیم دیگر آسیا را با ایران به همراه برنامه ریزی های اقتصادی که برای تیم شان دارند با فوتبال ایران مقایسه کنید آن وقت متوجه فاصله زیاد مدیریت فوتبال ایران با سایر کشورهای آسیایی می شوید. اینجا با تمام این حرف ها بیشترین هزینه ها برای تیم بزرگسالان است اما سرمربی تیم و بازیکنان و حتی مردم ناراضی هستند. حالا ببینید شرایط سایر تیم های ملی چه چیزی است. آقایان حتی نتوانستند کاری کنند تمام تیم های ملی از یک برند پوشاک ورزشی معتبر استفاده کنند و الان تیم بزرگسالان آدیداس می پوشد و سایر تیم ها لباس تولیدی های دیگر را استفاده می کنند. مشکلات سایر تیم های ملی از تیم بزرگسالان به مراتب بیشتر است اما نه خود مربیان و بازیکنان آنها به خاطر ترس می توانند اعتراضی کنند نه کسی خواسته های شان را دنبال می کند. شما حتی نگاه کنید که در فدراسیون پنج ستاره تیم های امید و جوانان حتی نتوانستند به جام ملت های آسیا صعود کنند و آقایان حتی یک عذرخواهی هم از مردم نکردند و گزارش شفافی ارایه ندادند! مگر می شود تیم های پایه این نتایج فاجعه را بگیرند و هیچ اتفاقی نیفتد؟ آخر سر هم که تمام کاسه و کوزه ها را سر مربی بیچاره خرد می کنند.فدراسیون درباره بسیاری از ابهاماتی که بر سر مسائل مالی و قراردادهای تجاری وجود دارد هم در این مدت شفاف سازی لازم را انجام نداده است. خود شما سوال های زیادی از مدیریت فدراسیون مطرح کردید که به هیچ کدام آنها پاسخی داده نشد!صاحب واقعی این فوتبال مردم هستند و حق دارند که بدانند در این فوتبال چه می گذرد. آقایان هم وظیفه دارند درباره همه چیز شفاف پاسخ بدهند. من از رسانه ها هم گلایه دارم. مدام دنبال این هستند که ببینند علی کریمی چه می گوید. مدام حرف های من را تیتر می کنند. می نویسند حمله کریمی به فدراسیون! من کجای این فوتبال هستم که بخواهم به کسی حمله کنم؟ من و خیلی از چهره هایی که بیشتر از من برای این فوتبال زحمت کشیده اند الان بیرون از گود نشسته اند و مثل یک هوادار اتفاقات را دنبال می کنند و مدیریت آقایان را می بینند. ما که کاره ای در این فوتبال نیستیم. ولی رسانه ها چقدر پیگیر پاسخ سوالات و ابهامات هستند؟ چرا نمی روند از مدیران فدراسیون سوال کنند که پول قرارداد اسپانسر قبلی سازمان لیگ را چرا بعد از دو سال هنوز نتوانسته اید بگیرید؟ چرا مدام دنبال حرف زدن امثال علی کریمی هستید؟ ما که داریم حرف های مان را می زنیم و مردم هم لطف دارند متوجه سوالات و حرف های ما شده اند. چرا هیچ کسی مدام سوالات را از فدراسیون فوتبال تکرار نمی کند تا مجبور به پاسخگویی شوند؟ اگر رسانه ها سوال نمی کنند که بیایید بگویید چرا؟ اگر سوال می کنند و جواب نمی دهند همین رسانه ها بیایند تیتر بزنند و به مردم بگویند که سوال پرسیدیم آقایان تاج، کفاشیان و ساکت جواب ندادند! من اگر بحث دروغی را مطرح کردم چرا از من شکایت نکردند؟ چرا مثل دفعه اول بیانیه ندادند؟ چرا دیگر نگفتند صحبت های کریمی کمکی به فوتبال نمی کند؟ بیایند بگویند خودشان چه کمکی به این فوتبال کرده اند. شاید کارهای بسیار بزرگی کرده اند که ما نمی دانیم. البته شنیده ام دارند زمین تمرین خوبی در کمپ تیم های ملی می سازند که هنوز معلوم نیست چه زمانی چمن آن را می گذارند و آماده بهره برداری می شود. اصلا چرا آنقدر دیر؟ چرا بعد از هفت سال هنوز این زمین در اختیار کی روش نیست؟فدراسیون همان طور که تاکنون پاسخی به سوالات شما نداده، هیچ شفاف سازی هم درباره مطالبی که رسانه ها پیرامون ابهامات مطرح کرده اند، نداشته است.مردم ایران از زمانی که بازیکن بودم تا الان همیشه به من لطف داشته اند و بارها هم گفته ام من علی کریمی از این فوتبال و لطف مردم به خیلی چیزها رسیدم. منتی هم بر سر این فوتبال بر خلاف آقایان ندارم! اما اگر حرفی می زنیم و بحثی را مطرح می کنیم به خاطر این است که دل مان می سوزد. الان اگر علی کریمی در کانال تلگرامی یا صفحه اینستاگرام خود از مدیران فدراسیون تعریف و تمجید و برای آنها به به و چه چه می کرد حرف هایش به درد این فوتبال می خورد؟ باز هم می گویم که ما بیرون از گود نشسته ایم و آقایان پشت میز خود نشسته اند و همه چیز را در اختیار دارند. این فوتبال اصلا جای ما نیست و جای همین آقایان است که دارند مدیریت می کنند! من اگر می خواستم به هر قیمتی در این فوتبال باشم که الان سوال نمی کردم! اگر اهل سیاسی کاری و ائتلاف و بودن به هر قیمتی بودم که تا الان رکورد بازی های ملی در اختیارم بود. با پیراهن پرسپولیس از این فوتبال خداحافظی می کردم! همه ...

ادامه مطلب  

نگاهی به حملات تروریستی و خشونت آمیز در نقاط مختلف جهان و نحوه پوشش رسانه ها از این حوادث  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری میزان، به طور معمول شاهد حوادث خشونت بار شامل تیراندازی جمعی، حملات تروریستی، خشونت در اماکن عمومی در کشورهای مختلف هستیم اما یکی از نکات قابل توجه در این زمینه نحوه انعکاس این حوادث از سوی رسانه ها است. بررسی انجام شده درباره چند مورد از این حوادث نشان می دهد که اغلب رسانه های مطرح جهان در پوشش این حوادث معمولا از اصول یکسانی در مواردی مانند استفاده از منابع اخبار، تصاویر منتشره، نحوه تنظیم خبر و رعایت خطوط قرمز در انتشار جزئیات و حتی در بسیاری از موارد عدم پوشش بسیاری از ابعاد حادثه پیروی می کنند.به طور مثال در حوادثی مانند تیراندازی مرگ بار در دبیرستان پارکلند در ایالت فلوریدا، تیراندازی جمعی در لس آنجلس، حمله تروریستی در پاریس و ...رسانه ها به طور معمول از منبع خبری واحدی برای بیان جزئیات استفاده می کنند، در بیان اخبار مربوط به این نوع حوادث نیز تا حدود زیادی ساختار خبری یکسانی به کار می رود و پراکندگی زیادی در زمینه ارائه جزئیات و ساختار خبر وجود نداشته و در بسیاری از موارد، جزئیاتی که از سوی یک منبع رسمی درباره این حادثه منتشر می شود از سوی اغلب رسانه ها مورد استفاده قرار می گیرد.استفاده از منبع خبری یکسان و ساختار مشابه در تنظیم خبربه عنوان مثال هفته گذشته یک زن در «مریلند » آمریکا اقدام به تیراندازی کرده، 3 نفر را به قتل رساند و 3 نفر دیگر را مجروح کرده و در نهایت خودکشی کرد.اغلب رسانه های آمریکایی این خبر را به نقل از «مقامات مریلند» و «پلیس» گزارش کرده اند و برخی حتی متن یکسانی را در انعکاس این خبر استفاده کرده اند.سال ۲۰۱۷ در مرگ بارترین تیراندازی تاریخ آمریکا در «لاس وگاس» روی داد که در پی آن حدود ۶۰ نفر جان خود را از دست داده و حدود ۴۰۰ نفر نیز مجروح شدند.رسانه های آمریکا در انعکاس این خبر از نقل قول «جوزف لومباردو» رئیس پلیس ...

ادامه مطلب  

حق پخش ندهید شاید دیگر به ایران نیامدم  

درخواست حذف این مطلب
جشن خانواده فوتبال ایران با ورود جیانی اینفانتینو برگزار شد.جمهوریت؛ جشن خانواده فوتبال از ساعت ۱۰:۳۰ با ورود اینفانتینو به سالن مراسم شروع شد. در هنگام ورود رییس فیفا و همراهانش، حاضران در سالن برای او دست زدند و از جای خود بلند شدند. در این مراسم بسیاری از چهره های فوتبال، فوتسال، فوتبال ساحلی و داوران این رشته ها در دو بخش بانوان و مردان حضور دارند. همچنین تعدادی از مشوقان فوتبال ملی و اعضای وزارت ورزش نیز در این مراسم حضور دارند.در ابتدای این مراسم محمدرضا احمدی، مجری برنامه با اشاره به این که فدراسیون فوتبال ایران تنها فدراسیون پنج ستاره دنیا است، مهمانان را به تماشای کلیپی از موفقیت های این فدراسیون دعوت کرد.سپس مهدی تاج با عرض خوش آمد به ریاست فیفا و حاضران در سالن گفت: بسیار خرسندم که بهترین فدراسیون در بزرگ ترین قاره میزبان جیانی اینفانتینو است. کشوری که با همدلی و مساعدت همه اهالی فوتبال بنا بر تصدیق فیفا، تنها فدراسیون پنج ستاره دنیا است.تاج: به امن ترین کشور منطقه خوش آمدیداو افزود: امروز میزبانی مردی هستیم که بالاترین تصمیم گیر فوتبال دنیا است. آقای رییس یکی از توقعات این جمع اجرای عدالت در فوتبال است. شما در ابتدای حضورتان بر مسند ریاست فیفا تاکید کردید که فوتبال باید از سیاست جدا باشد. نگاه شما هم تاکنون در همین راستا بوده است. ما نیز از شما توقعی غیر از این نداشته و نخواهیم داشت. فوتبال فارغ از دعواهای سیاسی به حیات خود ادامه می دهد. می خواهیم تماشاگران به عنوان بزرگ ترین سرمایه فوتبال از کمترین سهم خود یعنی تماشای بازی و تشویق تیم خود در شهرشان بهره مند شوند. شما تا چند ساعت دیگر می بینید که چه امنیتی در ورزشگاه های ما وجود دارد. توقع ما این است که سیاست از فوتبال جدا باشد. فوتبال با دخالت سیاست آزار دهنده می شود. شما به دنبال فوتبال عاری از زورگویی و لابی گری هستید و ما نیز همین را می خواهیم. فوتبالی که منطق فوتبال در آن حرف بزند.تاج همچنین گفت: فوتبال ایران از شما می خواهد به آرمان های خود در فوتبال وفادار بمانید. از شما می خواهیم خاطره سفرتان به امن ترین کشور منطقه را به دنیای فوتبال مخابره کنید. آقای رییس به ایران امن ما خوش آمدید.اینفانتینو: در ایران احساس می کنم در خانه ام هستمدر ادامه برنامه جیانی اینفانتینو خطاب به مهمانان گفت: خانم ها و آقایان و مهمانان عزیز، امروز برای من افتخار بزرگری است که در ایران و تهران در خدمت شما باشم. خوشحالم در کشوری هستم که فوتبال را زندگی می کند. برای همین در کشوری که فوتبال را زندگی می کند، احساس می کنم که در خانه هستم.او افزود: اجازه بدهید این طور شروع کنم، از اعماق قلبم برای هر آن چه شما برای فوتبال انجام می دهید، قدردانی می کنم. تمام ساعت هایی که برای فوتبال صرف می کنید، برای این است که دخترها و پسران جامعه شما می توانند فوتبال بازی کنند. به من اجازه دهید از اسطوره های فوتبال ایران که در فوتبال این مملکت تاریخ ساز بودند، تشکر کنم. آنها در حقیقت نقش شایانی در ایجاد فدراسیون فوتبال پنج ستاره ایران داشتند.بیایید فوتبال را بیش از این توسعه بدهیمرییس فیفا اظهار کرد: ستاره ها کسانی هستند که در زمین نقش می آفرینند و ما کسانی هستیم که مقدمات را برای آنها فراهم می کنیم. پس از اسطوره ها تشکر می کنم. از تمام خانواده فوتبال و ملت بزرگ ایران تشکر می کنم. در ابتدا برای سرمایه گذاری در فوتبال بانوان تشکر می کنم. نمایندگانی از فوتبال بانوان داریم. می دانم ۲۳ هزار فوتبالیست خانم ثبت شده در ایران وجود دارد. در این کلیپی که پخش شد بخشی از موفقیت های آن را دیدیم. برای کشور بزرگی مانند ایران کارهای بزرگی می توان انجام داد پس درخواست من از همه شما خانم ها و آقایان این است که بیایید فوتبال را بیش از این توسعه بدهیم. به خاطر این که ما باید به ۵۰ درصد باقی مانده جمعیتمان اهمیت بدهیم. اجازه بدهید به فوتبال ایران به خاطر موفقیت های اخیرش تبریک بگویم؛ تنها کشوری که در دنیا پنج ستاره دارد.او افزود: این موضوع تصدیقی بر میزان موفقیت فوتبال در ایران است و نشان می دهد که چطور موفقیت ایران در دنیا به تصویر کشیده می شود. یادمان نرود که ایران برای پنج جام جهانی در دو سال اخیر با موفقیت صعود کرده است. این بار به عنوان سومین تیم دنیا به جام جهانی می رود. در حقیقت به عنوان دومین تیم می رود چرا که صعود روسیه از قبل قطعی بود. فکر می کنم نشانه خوبی برای جام جهانی است که در چند ماه آینده شروع می شود. شما قبل از جام جهانی با قرار گرفتن در سه تیم نخست، جام جهانی را شروع کردید. بار قبلی که به تهران آمدم، بیش از دو سال قبل بود و هنوز رییس فیفا نبودم و نامزد بودم. مایل بودم در انتخابات پیروز شوم. الان رییس فیفا هستم. دو سال و سه روز است که رییس هستم. در این دو سال و سه روز گذشته و پس از بازدید قبلی که از ایران داشتم، اولین چیز این بود که به عنوان رییس فیفا انتخاب شدم و پنج اتفاق قبلی این بود که پنج صعود موفق پنج تیم ایران به جام های جهانی فوتبال بود. پس می توانم بگویم از وقتی که به ایران آمدم همه چیز برای ایران خوب پیش رفته است. اگر همه چیز در فوتبال ایران خوب پیش برود، در حقیقت همه چیز در فوتبال خوب پیش خواهد رفت.دوست دارم فوتبال ایران قدرتمند باشداینفانتینو همچنین خاطرنشان کرد: به عنوان رییس فیفا دوست دارم فوتبال در ایران با قدرت باشد چرا که به بهتر شدن فوتبال در قاره خودتان و در دنیا ختم می شود. تلاش های بسیاری در فدراسیون و باشگاه های ایران انجام شده است. البته همیشه می توان کارهای بیشتری انجام داد. وقتی می شنوم حق پخش تلویزیونی به باشگاه های ایرانی نمی دهند، متعجب می شوم. شبکه های تلویزیونی نقش اجتماعی دارند که برای ما روشن است ولی فوتبال در همان ابعاد دارای مسئولیت های اجتماعی است. کافی است یک آمار اجمالی به آمار و ارقام فوتبال مثل داربی بیندازیم.حق پخش تلویزیونی باید به باشگاه ها داده شوداو افزود: اگر ایران نمی خواهد جایگاه و موقعیت خود را در فوتبال دنیا از دست بدهد، بسیار حیاتی و مهم است که حق پخش تلویزیونی به باشگاه های ایران پرداخت شود. این اتفاق در همه جای دنیا رخ می دهد و ایران نمی تواند از این مقوله جدا باشد. جنبش فوتبال در ایران آن قدر مهم است که حتما این امر باید تحقق پیدا کند. دوست دارم در این جا تقاضا کنم از مسئولان تصمیم ساز که در رابطه با حق پخش تلویزیونی تصمیم درستی بگیرند و این موضوع اصلاح شود چرا که در این صورت متاسفانه آخرین بار است که در جمع شما هستم و برای تشویق موفقیت های شما می آیم. ما نمی توانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد و باید سعی کنیم اتفاق درست رخ بدهد. اجازه دهید به یک موضوع حساس دیگر اشاره کنم.هر تیمی باید در شهر و کشور خود بازی کنداینفانتینو ادامه داد: در دنیایی زندگی می کنیم که برای همه ما درگیری ها و مناقشاتی در بر دارد. اجازه دهید یک بار دیگر در این جا به طور شفاف اعلام کنم که سیاست باید خارج از فوتبال باشد. فوتبال برای مردم است. فوتبال برای مردم در اقصی نقاط دنیا و در هر کشور جهان است. خیلی طبیعی است که در کشورهای مختلف، تیم محبوب و مورد علاقه مردم هر شهرو کشور در همان شهر و کشور بازی کند. همان طور که در ایران باید انتظار ای ...

ادامه مطلب  

حق پخش ندهید شاید دیگر به ایران نیامدم/ در داربی می فهمید طرفدار کدام تیم هستم  

درخواست حذف این مطلب
جشن خانواده فوتبال از ساعت ۱۰:۳۰ با ورود اینفانتینو به سالن مراسم شروع شد. در هنگام ورود رییس فیفا و همراهانش، حاضران در سالن برای او دست زدند و از جای خود بلند شدند.در این مراسم بسیاری از چهره های فوتبال، فوتسال، فوتبال ساحلی و داوران این رشته ها در دو بخش بانوان و مردان حضور دارند. همچنین تعدادی از مشوقان فوتبال ملی و اعضای وزارت ورزش نیز در این مراسم حضور دارند.در ابتدای این مراسم محمدرضا احمدی، مجری برنامه با اشاره به این که فدراسیون فوتبال ایران تنها فدراسیون پنج ستاره دنیا است، مهمانان را به تماشای کلیپی از موفقیت های این فدراسیون دعوت کرد.سپس مهدی تاج با عرض خوش آمد به ریاست فیفا و حاضران در سالن گفت: بسیار خرسندم که بهترین فدراسیون در بزرگ ترین قاره میزبان جیانی اینفانتینو است. کشوری که با همدلی و مساعدت همه اهالی فوتبال بنا بر تصدیق فیفا، تنها فدراسیون پنج ستاره دنیا است.تاج: به امن ترین کشور منطقه خوش آمدیداو افزود: امروز میزبانی مردی هستیم که بالاترین تصمیم گیر فوتبال دنیا است. آقای رییس یکی از توقعات این جمع اجرای عدالت در فوتبال است. شما در ابتدای حضورتان بر مسند ریاست فیفا تاکید کردید که فوتبال باید از سیاست جدا باشد. نگاه شما هم تاکنون در همین راستا بوده است. ما نیز از شما توقعی غیر از این نداشته و نخواهیم داشت. فوتبال فارغ از دعواهای سیاسی به حیات خود ادامه می دهد. می خواهیم تماشاگران به عنوان بزرگ ترین سرمایه فوتبال از کمترین سهم خود یعنی تماشای بازی و تشویق تیم خود در شهرشان بهره مند شوند. شما تا چند ساعت دیگر می بینید که چه امنیتی در ورزشگاه های ما وجود دارد. توقع ما این است که سیاست از فوتبال جدا باشد. فوتبال با دخالت سیاست آزار دهنده می شود. شما به دنبال فوتبال عاری از زورگویی و لابی گری هستید و ما نیز همین را می خواهیم. فوتبالی که منطق فوتبال در آن حرف بزند.تاج همچنین گفت: فوتبال ایران از شما می خواهد به آرمان های خود در فوتبال وفادار بمانید. از شما می خواهیم خاطره سفرتان به امن ترین کشور منطقه را به دنیای فوتبال مخابره کنید. آقای رییس به ایران امن ما خوش آمدید.اینفانتینو: در ایران احساس می کنم در خانه ام هستمدر ادامه برنامه جیانی اینفانتینو خطاب به مهمانان گفت: خانم ها و آقایان و مهمانان عزیز، امروز برای من افتخار بزرگری است که در ایران و تهران در خدمت شما باشم. خوشحالم در کشوری هستم که فوتبال را زندگی می کند. برای همین در کشوری که فوتبال را زندگی می کند، احساس می کنم که در خانه هستم.او افزود: اجازه بدهید این طور شروع کنم، از اعماق قلبم برای هر آن چه شما برای فوتبال انجام می دهید، قدردانی می کنم. تمام ساعت هایی که برای فوتبال صرف می کنید، برای این است که دخترها و پسران جامعه شما می توانند فوتبال بازی کنند. به من اجازه دهید از اسطوره های فوتبال ایران که در فوتبال این مملکت تاریخ ساز بودند، تشکر کنم. آنها در حقیقت نقش شایانی در ایجاد فدراسیون فوتبال پنج ستاره ایران داشتند.بیایید فوتبال را بیش از این توسعه بدهیمرییس فیفا اظهار کرد: ستاره ها کسانی هستند که در زمین نقش می آفرینند و ما کسانی هستیم که مقدمات را برای آنها فراهم می کنیم. پس از اسطوره ها تشکر می کنم. از تمام خانواده فوتبال و ملت بزرگ ایران تشکر می کنم. در ابتدا برای سرمایه گذاری در فوتبال بانوان تشکر می کنم. نمایندگانی از فوتبال بانوان داریم. می دانم ۲۳ هزار فوتبالیست خانم ثبت شده در ایران وجود دارد. در این کلیپی که پخش شد بخشی از موفقیت های آن را دیدیم. برای کشور بزرگی مانند ایران کارهای بزرگی می توان انجام داد پس درخواست من از همه شما خانم ها و آقایان این است که بیایید فوتبال را بیش از این توسعه بدهیم. به خاطر این که ما باید به ۵۰ درصد باقی مانده جمعیتمان اهمیت بدهیم. اجازه بدهید به فوتبال ایران به خاطر موفقیت های اخیرش تبریک بگویم؛ تنها کشوری که در دنیا پنج ستاره دارد.او افزود: این موضوع تصدیقی بر میزان موفقیت فوتبال در ایران است و نشان می دهد که چطور موفقیت ایران در دنیا به تصویر کشیده می شود. یادمان نرود که ایران برای پنج جام جهانی در دو سال اخیر با موفقیت صعود کرده است. این بار به عنوان سومین تیم دنیا به جام جهانی می رود. در حقیقت به عنوان دومین تیم می رود چرا که صعود روسیه از قبل قطعی بود. فکر می کنم نشانه خوبی برای جام جهانی است که در چند ماه آینده شروع می شود. شما قبل از جام جهانی با قرار گرفتن در سه تیم نخست، جام جهانی را شروع کردید. بار قبلی که به تهران آمدم، بیش از دو سال قبل بود و هنوز رییس فیفا نبودم و نامزد بودم. مایل بودم در انتخابات پیروز شوم. الان رییس فیفا هستم. دو سال و سه روز است که رییس هستم. در این دو سال و سه روز گذشته و پس از بازدید قبلی که از ایران داشتم، اولین چیز این بود که به عنوان رییس فیفا انتخاب شدم و پنج اتفاق قبلی این بود که پنج صعود موفق پنج تیم ایران به جام های جهانی فوتبال بود. پس می توانم بگویم از وقتی که به ایران آمدم همه چیز برای ایران خوب پیش رفته است. اگر همه چیز در فوتبال ایران خوب پیش برود، در حقیقت همه چیز در فوتبال خوب پیش خواهد رفت.دوست دارم فوتبال ایران قدرتمند باشداینفانتینو همچنین خاطرنشان کرد: به عنوان رییس فیفا دوست دارم فوتبال در ایران با قدرت باشد چرا که به بهتر شدن فوتبال در قاره خودتان و در دنیا ختم می شود. تلاش های بسیاری در فدراسیون و باشگاه های ایران انجام شده است. البته همیشه می توان کارهای بیشتری انجام داد. وقتی می شنوم حق پخش تلویزیونی به باشگاه های ایرانی نمی دهند، متعجب می شوم. شبکه های تلویزیونی نقش اجتماعی دارند که برای ما روشن است ولی فوتبال در همان ابعاد دارای مسئولیت های اجتماعی است. کافی است یک آمار اجمالی به آمار و ارقام فوتبال مثل داربی بیندازیم.حق پخش تلویزیونی باید به باشگاه ها داده شوداو افزود: اگر ایران نمی خواهد جایگاه و موقعیت خود را در فوتبال دنیا از دست بدهد، بسیار حیاتی و مهم است که حق پخش تلویزیونی به باشگاه های ایران پرداخت شود. این اتفاق در همه جای دنیا رخ می دهد و ایران نمی تواند از این مقوله جدا باشد. جنبش فوتبال در ایران آن قدر مهم است که حتما این امر باید تحقق پیدا کند. دوست دارم در این جا تقاضا کنم از مسئولان تصمیم ساز که در رابطه با حق پخش تلویزیونی تصمیم درستی بگیرند و این موضوع اصلاح شود چرا که در این صورت متاسفانه آخرین بار است که در جمع شما هستم و برای تشویق موفقیت های شما می آیم. ما نمی توانیم اجازه دهیم این اتفاق بیفتد و باید سعی کنیم اتفاق درست رخ بدهد. اجازه دهید به یک موضوع حساس دیگر اشاره کنم.هر تیمی باید در شهر و کشور خود بازی کنداینفانتینو ادامه داد: در دنیایی زندگی می کنیم که برای همه ما درگیری ها و مناقشاتی در بر دارد. اجازه دهید یک بار دیگر در این جا به طور شفاف اعلام کنم که سیاست باید خارج از فوتبال باشد. فوتبال برای مردم است. فوتبال برای مردم در اقصی نقاط دنیا و در هر کشور جهان است. خیلی طبیعی است که در کشورهای مختلف، تیم محبوب و مورد علاقه مردم هر شهرو کشور در همان شهر و کشور بازی کند. همان طور که در ایران باید انتظار این موضوع را داشته باشیم، در همه جای دنیا این ...

ادامه مطلب  

پیشنهادهای شورای آتلانتیک به ترامپ برای مقابله با ایران + عکس و فیلم  

درخواست حذف این مطلب
سرویس جنگ نرم مشرق - دونالد ترامپ روز جمعه (۲۱ مهر ۹۶) بالأخره بعد از ماه ها «بررسی سیاست هایش مقابل ایران» استراتژی جدید دولت آمریکا در قبال تهران را با جهان در میان گذاشت. البته این بررسی ها صرفاً منحصر به کاخ سفید نبوده و نیست، بلکه اندیشکده های آمریکایی نیز چه طی این چند ماه بررسی تا پیش از اعلام رسمی استراتژی جدید ترامپ، و چه طی این چند روزی که از سخنرانی روز جمعه وی می گذرد، به کمک واشینگتن شتافته اند تا زمینه های مختلفی را شناسایی و معرفی کنند که دولت جمهوری خواه آمریکا می تواند در آن ها با ایران مقابله کند.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4سخنرانی کامل روز جمعه ترامپ و معرفی استراتژی جدید دولت وی علیه ایرانیکی از تأثیرگذارترین اندیشکده های آمریکایی که طی چند ماه گذشته و به خصوص در ماه سپتامبر و در آستانه اعلام رسمی استراتژی ضدایرانی ترامپ، روی این موضوع تمرکز ویژه ای داشته، اندیشکده «شورای آتلانتیک» است. این اندیشکده در کنار برگزاری نشستی سطح بالا میان سفرای سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان و همین طور سفیر اتحادیه اروپا در آمریکا برای بررسی موضع اروپایی ها در قبال خروج احتمالی واشینگتن از توافق هسته ای با ایران (گزارش مشرق را از این جا بخوانید)، تا کنون گزارش های متعددی را با محوریت «مقابله با نفوذ منطقه ای و نقش بین المللی ایران» نوشته و در آن ها پیشنهاداتی را برای گنجاندن در استراتژی جدید آمریکا علیه تهران مطرح کرده است (گزارش مشرق را از این جا بخوانید).یکی از آخرین گزارش های شورای آتلانتیک در همین موضوع، روز چهارشنبه ۱۰ اکتبر و به فاصله تنها دو روز از سخنرانی ضدایرانی ترامپ منتشر شد و تحت عنوان «گزینه های استراتژی آمریکا برای [مقابله با] چالش منطقه ای ایران[۱]» و در قالب پروژه «پس راندن: افشا و مقابله با [اقدامات و نفوذ] ایران» (pushback: exposing and countering iran) در این اندیشکده به قلم «کنث پولاک» کارشناس اندیشکده «مؤسسه امریکن اینترپرایز» و «بلال صعب» مدیر برنامه دفاع و امنیت اندیشکده «مؤسسه خاورمیانه» به بررسی استراتژی های احتمالی آمریکا مقابل ایران پرداخت.برای خواندن متن کامل گزارش شورای آتلانتیک روی تصویر بالا یا همین نوشته کلیک کنیدآن چه در ادامه این گزارش می خوانید گزیده ای از مهم ترین نکات گزارش شورای آتلانتیک است. لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیم گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه های اندیشکده های غربی این گزارش را منتشر می کند و دیدگاه ها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست.استراتژی های پنج گانه برای مقابله دولت ترامپ با ایرانشورای آتلانتیک در گزارش خود ابتدا ادعاهای رایج غربی علیه ایران را تکرار می کند و مشکلات غرب آسیا (خاورمیانه) را به گردن تهران می اندازد و سپس توضیح می دهد که بدون شک ترامپ نسبت به اوباما سیاست خصمانه تری در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد. این گزارش پس از اشاره به «تهدیدات ایران» از نظر آمریکا و کشورهای منطقه غرب آسیا (خاورمیانه)، به موضوع اصلی یعنی گزینه های پیش روی آمریکا برای تدوین استراتژی جدید ضدایرانی خود می پردازد.نویسندگان گزارش شورای آتلانتیک، پنج گزینه را همراه با ملزومات، نقاط قوت و نقاط ضعف آن ها مقابل دولت ترامپ ترسیم می کنند که به ترتیب ریسک و نتیجه، یا به عبارت دیگر، هزینه و فایده به شرح زیر هستند:۱- مهار حداقلی (minimalist containment):این گزینه عملاً «وضعیت موجود»، یعنی حداقلی ترین نوع سیاست آمریکا مقابل ایران از انقلاب سال ۱۹۷۹ در این کشور تا کنون و همان رویکرد دولت اوباما، به ویژه از زمان امضای برجام در سال ۲۰۱۵ به این طرف است. تعجبی ندارد که مهار حداقلی بدترین گزینه از نظر متحدان منطقه ای واشینگتن است، زیرا آن ها معتقدند این رویکرد مطلقاً در متقاعد کردن ایران به دست برداشتن از رفتارهای تهاجمی در غرب آسیا (خاورمیانه) شکست خورده است.به طور کلی، مهار حداقلی به معنای حفظ حجم کنونی حضور نظامی آمریکا در منطقه برای جلوگیری از نفوذ آشکار از سوی ایران، محدود کردن تحریم های ضدایرانی به میزان حداقلی برای جلوگیری از درگیری بر سر برجام، ارائه صرفاً پشتیبانی نظامی لازم برای شکست دادن داعش در سوریه و عراق، و کمک حداقلی به عربستان مقابل یمن. این گزینه به معنای فرو رفتن در موضعی انفعالی مقابل بسیاری از اقدامات ایران در منطقه، از جمله تحرکات خطرناک نیروی دریایی این کشور در خلیج فارس است.رویکرد مهار حداقلی هم چنین لزوماً به معنای تشویق شرکای منطقه ای آمریکا به انجام اقدامات بیش تر برای حل و فصل مشکلات خودشان با ایران و تمایل به تحمل عواقب اقدامات آن هاست. در صورت اتخاذ این رویکرد، توصیه مشهور اوباما به شرکای عربی آمریکا در حوزه خلیج [فارس] مبنی بر این که راه حل مؤثر و بلندمدت برای مقابله با اقدامات بی ثبات کننده ایران، انجام اصلاحات داخلی جدی [در کشورهای عربی] است، هم چنان پابرجا باقی خواهد ماند. به طور خلاصه، مهار حداقلی عملاً بیش ترین بار یا مسئولیت وادار کردن ایران به توقف دخالت هایش در امور داخلی کشورهای منطقه را بر دوش آن دسته از کشورهایی در منطقه می گذارد که احساس می کنند بیش ترین تهدید از جانب ایران متوجه آن هاست.نقاط قوت:هم خوانی با هدف استراتژیک آمریکا مبنی بر کاهش دخالت نظامی در غرب آسیا (خاورمیانه)، به حداقل رساندن تخصیص منابع به سیاست خاورمیانه ای، و آزادسازی منابع برای رسیدگی به سایر مناطق جهان در صورتی که واشینگتن احساس کند این مناطق بیش تر تحت تهدید هستندهم خوانی با تلاش های آمریکا در جهت تشویق بیش تر متحدان منطقه ای خود به پذیرش مسئولیت های امنیتی بیش تر و ایجاد ثبات در منطقه.تصریح شرایط افزایش دخالت نظامی و امنیتی آمریکا علیه ایران برای شرکای منطقه ای.عدم ورود به درگیری های فرقه ای و کاهش ریسک گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ داخلی دیگر در غرب آسیا (خاورمیانه).نقاط ضعف:تشدید معضل موجود، یعنی چالش روبه رشد منطقه ای و گسترش و تعمیق نفوذ تهران در غرب آسیا (خاورمیانه) در صورت دست روی دست گذاشتن آمریکا.ریسک بالای بی تأثیر بودن اقدامات متحدان منطقه ای آمریکا یا حتی تأثیر منفی آن ها بر ثبات منطقه در صورت دست برداشتن واشینگتن از مقابله با ایران و سپردن این کار به شرکای منطقه ای، مانند دخالت سعودی در یمن که نتیجه روی آوردن اوباما به استراتژی مهار حداقلی بود.تأثیر منفی بر روند کاهش تنش های سیاسی میان آمریکا و شرکای کلیدی اش و کاهش احتمال مقابله این شرکا با القاعده و داعش و بلکه افزایش تمایل آن ها به همکاری بیش تر با روسیه و چین در صورت ادامه انفعال آمریکا در مقابله با فعالیت های روبه رشد ایران.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4توضیحات صدای آمریکا درباره سیاست مهار آمریکا علیه ایران (زبان فارسی)۲- مهار تقویت شده (enhanced containment): چنان که از نام این استراتژی نیز برمی آید، این گزینه به معنای اتخاذ رویکردی قوی تر از مهار حداقلی است، اما هم چنان بر جلوگیری از حمله متعارف نظامی توسط ایران علیه شرکای منطقه ای آمریکا تمرکز دارد و مهار یا مقابله با نفوذ منطقه ای ایران را به عهده متحدان واشینگتن می گذارد. با این وجود، تفاوت این استراتژی با گزینه قبلی در این است که در قالب این گزینه، آمریکا تلاش جدی تری را برای کمک به شرکای خود در مقابله شان با ایران خواهد کرد، نه تنها با فروش بیش تر سلاح، بلکه هم چنین با افزایش چشم گیر روابط امنیتی و سازوکارهای مشورتی در سطح تاکتیکی، عملیاتی و، در حالت ایده آل، استراتژیک.این گزینه شامل اقدام آمریکا در زمینه های زیر می شود:○ برگزاری تمرین های دوره ای نظامی (هوایی، زمینی و دریایی) با شرکای منطقه ای که مستقیماً روی مقابله عملی و آموزش مقابله با جنگ ترکیبی ایران تمرکز دارند.○ اشتراک سریع تر و مؤثرتر اطلاعات درباره ایران با شرکای منطقه ای.○ بهبود همکاری ها در زمینه امنیت سایبری و کمک به شرکای منطقه ای با هدف ایجاد صلاحیت و ظرفیت منطقه ای در حوزه سایبری.○ مشاوره به شرکای منطقه ای در زمینه چگونگی ایجاد درک مشترک و مؤثر درباره اهداف عملیاتی.○ اشتراک مؤثرترین روش ها در زمینه برقراری روابط نظامی مدنی-نظامی و برنامه ریزی و سازمان دهی دفاعی با شرکای منطقه ای.○ ارائه آموزش و برگزاری سمینار برای مقامات نظامی شرکای منطقه ای با هدف کمک به ایجاد یک جامعه بزرگ تر از متفکران استراتژیک با تخصص در زمینه عملیات های ویژه و اقدام ضدشورش، و تقویت فرهنگ مسئولیت پذیری و رویکرد «تیم قرمز[۲]» (یا نگاه به یک مشکل از دیدگاه دشمن).○ پیاده کردن بسیاری از این فعالیت ها که طی نشست های قبلی میان آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج [فارس] در کمپ دیوید و ریاض مورد بحث و توافق قرار گرفته اند.نقاط قوت:باز شدن فصلی جدید در روابط سیاسی و امنیتی و کمک به ایجاد اشتیاق بیشتر در برخی شرکای منطقه ای برای انجام برخی اقدامات درخواستی واشینگتن از آن ها که تا پیش از این همیشه با مقاومت این کشورها مواجه شده است، از جمله افزایش اصلاحات داخلی؛ همکاری بهتر علیه تروریسم؛ کمک به حل وفصل بحران پناهندگان سوری؛ و ایفای نقشی فعال تر در مناقشه اسرائیل و فلسطین.ریسک پایین کشیده شدن آمریکا به درگیری های فرقه ای و درگیری های منطقه ای بر سر قدرت و زمینه سازی برای کمک واشینگتن به شرکایش با هدف رفع نگرانی های امنیتی به دست خودشان و تبدیل شدن آن ها به بازیگران مسئولیت پذیر در منطقه.بهبود نسبی اعتبار و وجهه آمریکا در میان سایر شرکای جهانی به عنوان متحدی جدی و حساس نسبت به نگرانی های امنیتی دوستانش، حتی در صورت عدم موافقت صددرصدی با آن ها.وادار شدن ایران به کاهش اقدامات بی ثبات کننده اش به دلیل افزایش هزینه پی گیری این اقدامات.نقاط ضعف:احتمال نگاه شرکای منطقه ای آمریکا به استراتژی مهار تقویت شده به عنوان «هیچ + کمی» در سایه نگاه کنونی آن ها به استراتژی مهار حداقلی به عنوان «هیچ»، و تکرار ریسک خطرناک توسل شرکای منطقه ای واشینگتن به روش سنتی و بیش از حد خصمانه خود برای حل وفصل مشکل بر اساس این تصور که خودشان باید با تهدیدات ایران مقابله کنند، و نهایتاً شکست اقدامات آن ها به دلیل عدم برخورداری از توانایی و ظرفیت کافی و تحمیل عواقب ناگوار این اقدامات به خودشان و آمریکا.احتمال ناکافی بودن کمک های محدود آمریکا برای ایجاد برتری شرکای منطقه ای نسبت به ایران با توجه به برتری چشم گیر کنونی ایران در حوزه جنگ نامتقارن، و حتی احتمال نتیجه عکس دادن این اقدامات و تشویق شدن ایران به تشدید درگیری ها و اقدامات خود با استفاده از (یا برای حفظ) همین برتری.احتمال این که ایران و روسیه، صرف نظر از اصرار واشینگتن بر ایفای نقش صرفاً حمایتی، آمریکا را عامل اصلی تحولات جدید منطقه ای بدانند، در نتیجه اقدامات خود و متحدانشان علیه منافع منطقه ای آمریکا را تشدید کنند.فرصت سوزی به معنای تخصیص منابع و مدیریت سیاسی هنگفت برای بهبود روابط امنیتی با شرکای منطقه ای به قیمت محروم شدن احتمالی اهداف دیگر و احتمالاً اضطراری تر یا مهم تر آمریکا از این منابع.تقویت احتمالی تصور (نادرست) شرکای منطقه ای آمریکا مبنی بر خنثی شدن تهدید ایران تنها در صورت افزایش اقدامات کاخ سفید و بنابراین افتادن دوباره مسئولیت مقابله با تهران به دوش واشینگتن.به اعتقاد شورای آتلانتیک، تقویت همکاری ها با دشمنان منطقه ای ایران، باید یکی از عناصر مهم استراتژی ضدایرانی ترامپ باشد۳- هزینه سازی (sandbagging):این گزینه برای تقویت مقابله با ایران (هرچند در ابعاد کوچک) از طریق جلوگیری از دست یابی این کشور به پیروزی های بزرگ و به دردسر انداختن تهران با نبردهای فرسایشی در سراسر منطقه طراحی شده است و هدف از آن تضعیف تدریجی اراده، قدرت اقتصادی و کنترل سیاسی ایران است. این استراتژی می تواند در قالب افزایش حمایت آمریکا از معارضان در سوریه و دولت های عراق، یمن، ترکیه و حتی بحرین ظهور پیدا کند. هزینه سازی احتمالاً مستلزم جنگ سایبری سطح پایین اما مداوم با ایران است و مطمئناً اِعمال تحریم های بیش تر علیه ایران با هدف کاهش درآمدهای این کشور را نیز شامل خواهد شد.هدف اصلی این استراتژی، تحمیل هزینه به ایران از تمام روش های ممکن با این انگیزه است که نهایتاً تهران، مانند اتحاد جماهیر شوروی، به علت عدم برخورداری از منابع کافی برای عمل به تعهدات خارجی خود، مجبور شود این تعهدات را کاهش دهد یا حتی رها کند. بهترین راه برای تقویت این استراتژی، اجرای یک کمپین بی امان و خلاقانه با هدف یافتن راه های جدید برای تحمیل هزینه های سیاسی، اقتصادی و نظامی بیش تر به تهران است.نقاط قوت:هزینه بسیار کم تر نسبت به استراتژی های «پس راندن» و «تغییر رژیم»، با وجود نیاز بیش تر به تخصیص منابع نسبت به استراتژی های مهار حداقلی و مهار تقویت شده.احتمال موفقیت در بلندمدت به دلیل تأثیر پیشاپیش قیمت پایین نفت بر بودجه ایران و شانس منتهی شدن کمپین های طولانی مدت جنگ های فرسایشی به نتایج واقعی، مانند کمک آمریکا به مجاهدین در افغانستان علیه شوروی در دهه ۱۹۸۰.نیاز به افزایش تعهد آمریکا به مقابله با ایران (نسبت به دولت اوباما و یا حتی جورج بوش پسر) و در نتیجه جلب نظر شرکای منطقه ای کاخ سفید تا جایی که چه بسا برای متقاعد کردن آن ها به خودداری از انجام اقدامات عجولانه و به جای آن، دنباله روی از واشینگتن کافی باشد.ظرفیت بالقوه بیش تر واشینگتن نسبت به تهران برای ادامه جنگ فرسایشی، به دلیل ثروت به مراتب بیش تر آمریکا نسبت به تهران، البته در صورتی که آمریکا پیشاپیش، زمان و هزینه ای را بررسی کند که حاضر است در این مسیر بپردازد.نقاط ضعف:لزوم تخصیص منابع بیش تر به جنگی که احتمالاً طولانی مدت خواهد بود و چه بسا مردم آمریکا زودتر از مقامات ایران از آن خسته شوند.احتمال جبران هزینه ها از سوی ایران به کمک ایدئولوژی و غیرت، و در نتیجه طولانی تر شدن مقاومت ایران از آن چه آمریکا انتظار دارد، که در بدترین سناریو ممکن است کفه ترازوی هزینه و فایده را به سود ایران سنگین کند.احتمال قریب به یقین واکنش غیرمتعارف ایران به استراتژی تقابلی هزینه سازی و باز بودن دست تهران برای ضربه زدن به منافع آمریکا در جاهایی که واشینگتن در آن ها دچار ضعف است، که در این صورت آمریکا برای ادامه این اس ...

ادامه مطلب  

۱۰۰ نکته درباره جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ که از آن بی خبرید (+عکس)  

درخواست حذف این مطلب
موبنا –سال ۲۰۱۸ میلادی شاهد بیست ویکمین دور از مسابقات جام جهانی فوتبال است که فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا) آن را برگزار می کند. از زمان نخستین تورنومنت این مسابقات ۸۸ سال می گذرد. نخستین دور از مسابقات جام جهانی سال ۱۹۳۰ میلادی در کشور اروگوئه برگزار شد و این نخستین باری است که روسیه میزبانی این مسابقات را برعهده دارد.در مسابقه جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ روسیه ۳۲ کشور با یکدیگر به رقابت می پردازند و بین آنها ایسلند و پاناما نخستین حضور خود در این مسابقات را تجربه می کنند. اسلواکی آخرین تیمی بود که سال ۲۰۱۰ میلادی با پیروزی در مرحله گروهی خود موفق شد این عنوان را به دست بیاورد و اولین بازی در جام جهانی را تجربه کند.این تورنومنت در ۱۲ استادیوم در ۱۱ شهر روسیه برگزار می شود. مسکو تنها شهری است که دو ورزشگاه لوژنیکی و اسپارتاک آن به صورت همزمان دو بازی را میزبانی می کند.از سال ۱۹۸۶ میلادی به بعد مسابقات جام جهانی فوتبال به گونه ای ساماندهی شد تا تیم ها ابتدا در گروه های از پیش تعیین شده به رقابت بپردازند.به جز آفریقای جنوبی در سال ۲۰۱۰ میلادی، تیم فوتبال تمام میزبان ها موفق شده است خود را تا دور دوم مسابقات برساند. در ۳۰ درصد موارد کشور میزبان توانسته است عنوان قهرمانی مسابقات را هم از آن خود کند. آخرین بار این اتفاق در سال ۱۹۹۸ میلادی در کشور فرانسه صورت گرفت.برنده تمام جام های جهانی فوتبال یک کشور از اروپا یا آمریکای جنوبی بود. بر این اساس تاکنون ۱۱ بار اروپایی ها و ۹ بار تیم های آمریکای جنوبی در جام جهانی فوتبال به قهرمانی رسیده اند.برزیل بیش از دیگر تیم ها عنوان برنده جام جهانی فوتبال را از آن خود کرده است و از ۲۰ جام جهانی فوتبال که تا پیش از این برگزار شده بود، عنوان قهرمانی ۵ مورد به این کشور اختصاص دارد. برزیل همچنین تنها کشوری محسوب می شود که در تمامی جام های جهانی حضور داشته است.تنها چهار بار در تاریخ جام جهانی فوتبال اتفاق افتاده است که یک تیم همه بازی های خود را ببرد و حتی یک بازی را هم نبازد: اروگوئه چهار برد از چهار بازی در سال ۱۹۳۰ میلادی، ایتالیا چهار برد از چهار ازی در سال ۱۹۳۸ میلادی، برزیل شش برد از شش بازی در سال ۱۹۷۰ میلادی، و برزیل هفت برد از هفت بازی در سال ۲۰۰۲ میلادی.آلمان امیدوار است در این دور از مسابقات جهامی جهانی فوتبال برای نخستین بار عنوان قهرمانی دو دوره از بازی ها را به صورت متوالی از آن خود کند. پیش از این برزیل در سال ۱۹۶۲ میلادی موفق به کسب این عنوان شده بود. لازم به ذکر است در تاریخ جام جهانی فوتبال برزیل تاکنون پنج بار قهرمان شده است و تیم ملی آلمان چهار بار این عنوان را از آن خود کرده است.در سال های اخیر دو بار سرگروه ها موفق نشدند از مرحله گروهی عبور کنند: ایتالیا در سال ۲۰۱۰ میلادی و اسپانیا در سال ۲۰۱۴ میلادی.پرتغال امیدوار است چهارمین تیم پیروز در هر دو مسابقه قهرمانی اروپا و جام جهانی فوتبال باشد. پیش از این آلمان غربی در مسابقات «یورو ۷۲» و «ورلد کاپ ۷۴» این عنوان را کسب کرد، فرانسه در «ورلد کاپ ۹۸» و «یورو ۰۰» به این عنوان دست یافت، و اسپانیا در «یورو ۰۸»، «ورلد کاپ ۱۰» و «یورو ۱۲» چنین اتفاقی را رقم زد.از سال ۱۹۵۸ میلادی تاکنون این نخستین باری بود که ایتالیا نتوانست وارد جام جهانی فوتبال شود. ایتالیا تنها تیم از هشت سرگروه بود که نتوانست در مسابقات مقدماتی به پیروزی برسد و وارد جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه شود.مکزیک کشوری محسوب می شود که بیشترین تعداد بازی ها بدون برنده شدن را ثبت کرده است. تیم ملی این کشور تاکنون ۱۶ بار وارد جام جهانی شده است و هرگز به پیروزی نرسیده است.سوئیس تنها تیم ملی فوتبال جهان محسوب می شود که رقابت های بدون گل را دنبال کرده است. تیم ملی این کشور در سال ۲۰۰۶ میلادی در چهار بازی حتی یک گل هم نخورد.در بین ۶۲ بازی که تیم ملی فوتبال انگلستان در تمام جام های جهانی انجام داده است، در ۱۱ مورد این تیم بازی را با نتیجه ۰-۰ به اتمام رسانده است. این رکورد بیش از هر تیم دیگر برای انگلیسی ها ثبت شده است.برزیل بیشترین تعداد کارت قرمز در تاریخ جام جهانی فوتبال را دارد که گفته می شود مجموع کارت های قرمز داده شده به بازیکنان برزیلی در تمام این سال ها به ۱۱ مورد می رسد، پس از آن آرژانتین با ۱۰ مورد و اروگوئه با ۹ مورد قرار دارند.پرو که در نخستین جام جهانی فوتبال در سال ۱۹۳۰ میلادی حضور داشت، هم اکنون نخستین حضور در جام جهانی فوتبال را از سال ۱۹۸۲ به بعد تجربه می کند. این بزرگترین غیبت یک تیم فوتبال در جام جهانی محسوب می شود.بیشترین رکورد برای بالاترین تعداد گل های زده شده در یک دوره از مسابقات جام جهانی در سال های ۱۹۹۸ و ۲۰۱۴ میلادی ثبت شد که در هر یک از آنها تیم های فوتبال ۱۷۱ گل به یکدیگر زدند. این در حالی کمترین تعداد گل زده شده در سال ۲۰۱۰ میلادی با ۱۴۵ گل به ثبت رسید.آلمان در سه دوره قبلی جام جهانی بیشترین تعداد گل زده را به خود اختصاص داد. تیم ملی فوتبال این کشور در سال ۲۰۰۶ میلادی ۱۴ گل، در سال ۲۰۱۰ میلادی ۱۶ گل و در سال ۲۰۱۴ میلادی ۱۸ گل را به ثمر رساند.بیشترین تعداد گل زده شده در یکی از مسابقات جام جهانی فوتبال در تاریخ ۲۶ ژوئن ۱۹۵۴ ثبت شد. در این بازی دو تیم اتریش و سوئیس مقابل یکدیر قرار داشتند که بازی با نتیجه ۷-۵ به نفع اتریش به پایان رسید.«جاست فانتِین» فرانسوی همچنان رکورددار بیشترین گل زده در تاریخ جام جهانی فوتبال محسوب می شود. او در سال ۱۹۵۸ میلادی ۱۳ گل را به ثمر رساند و این در حالی بود که «الِگ سالِنکو» روسی در یکی از بازی های جام جهانی توانست این رکورد را از آن خود کند. این بازیکن روسی در ۲۸ ژوئن ۱۹۹۴ میلادی پنج گل به تیم ملی کامرون زد.از بین فوتبالیست های کنونی «توماس مولِر» بیشترین تعداد گل زده در مسابقات جام جهانی فوتبال را به خود اختصاص داده است. او طی ۵ بازی خود در دو تورنومنت اخیر موفق شد ۱۰ گل بزند. لازم به ذکر است پیش از او «میروسلاو کلوزه» با ۱۶ گل این عنوان را در تاریخ از آن خود کرده است.«توماس مولر» عنوان بیشترین تعداد پاس گل در مسابقات جام جهانی فوتبال را هم دارد و در مجموع ۶ پاس گل داده است. در کنار او از سال ۱۹۶۶ میلادی به بعد «دیگو مارادونا» با ۸ پاس گل، و «کرزگرز لاتو» و «پیِر لیتبارسکی» هر کدام با ۷ پاس گل نیز قرار دارند.آخرین فردی که در یک بازی موفق شد ۱۰ گل را به تیم مقابل به ثمر برساند «جرد مولر» در سال ۱۹۷۰ میلادی بود و پس از او رونالدو در سال ۲۰۰۲ میلادی با ۸ گل این عنوان را به خود اختصاص داد.«میروسلاو کلزوه»، «پِله» و «اوو سیلر» افرادی هستند که در چهار جام جهانی قبلی گل زده اند. تنها شخصی که در جام جهانی فوتبال روسیه می تواند به این عنوان دست پیدا کند «تیم کاهیل»، «رافائل مارکوئز»، «کریستین رونالدو» و «دیوید ویلا» هستند.«آنتونیو کارباخال» مکزیکی و «لوتار ماتئوس» آلمانی افرادی هستند که بیشترین تعداد حضور در تاریخ جام جهانی را دارند. هر کدام از این دو نفر در پنج دوره از مسابقات جام جهانی حضور داشتند و این بار «رافائل مارکوئز» در روسیه به این عنوان دست پیدا می کند.در هر جام جهانی تیم ملی فوتبالی که عنوان قهرمانی را از آن خود می کند توسط مربی هدایت شده است که ملیت مشابه همان تیم را دارد.«اسکار واشنگتن تابارز» اروگوئه ای در جام جهانی روسیه برای چهارمین جام جهانی متوالی هدایت تیم خود را برعهده دارد و از این نظر بین همه مربیان جهان رکورددار است.«هلموت شون» آلمانی تنها مربی در تاریخ جام جهانی فوتبال است که در بیشترین تعداد بازی ها حضور داشته است. او در مجموع در ۲۵ بازی آلمان در تاریخ جام جهانی فوتبال هدایت این تیم را برعهده گرفت و در تمام بازی ها پیروز شد.تیم ملی فوتبال روسیه که میزبانی این دوره از مسابقات را دارد در سال های ۱۹۹۴، ۲۰۰۲ و ۲۰۱۴ میلادی در این بازی ها حضور داشت و هرگز نتوانست از مرحله گروهی عبور کند. در هر سه دوره قبلی این تیم عنوان سوم گروه خود را به دست آورد.آلمان تنها تیم ملی یوفا محسوب می شود که در همه زمینه ها برنده شده است. این تنها با اختلاف گل مثبت ۳۹ عنوان بهترین تیم اروپا را دارد.انگلستان امسال پانزدهمین حضور خود در جام جهانی فوتبال را تجربه می کند و این ششمین جام جهانی متوالی است که تیم ملی انگلستان در آن حضور دارد. این تیم در سال های ۱۹۵۰ و ۱۹۷۰ میلادی موفق شد عنوان قهرمانی جام جهانی را از آن خود کند.فرانسه برای پانزدهمین بار وارد مسابقات جام جهان می شود و این ششمین دور از حضور پشت سرهم تیم ملی مذکور در جام جهانی فوتبال است.اسپانیا بر اساس استانداردهای سازمان یوفا کمترین تعداد گل زده در بین تیم های سرشناس این منطقه را دارد. این تیم در ۱۰ بازی ۳ گل به ثمر رسانده است که از این نظر می توان آن را مشابه انگلستان دانست.این نخستین حضور «روبرتو مارتینِز» در جام جهانی فوتبال محسوب می شود. او نخستین مربی خارجی است که هدایت تیم ملی بلژیک را در مسابقات جهانی برعهده دارد. پیش از او «دوگ لیوینگستون» در سال ۱۹۵۴ میلادی با مربی گری سوئیس این عنوان را در اختیار داشت.با بررسی رکوردهای یوگوسلاوی به همراه صربستان و مونتنگرو، این دوازدهمین حضور صرب ها در جام جهانی فوتبال محسوب می شود. ولی اگر آن را به عنوان یک کشور مجزا در نظر بگیریم، صربستان پیش از این فقط در جام جهانی ۲۰۱۰ حضور داشت.سوئد در این زمینه کارنامه بسیار خلوتی دارد و فقط در سه جام جهانی حضور داشته است.سوئیس برای نخستین بار در تاریخ خود در سال ۱۹۵۴ میلادی به مرحله یک چهارم نهایی جهام جهانی فوتبال رسید. در آن سال کشور سوئیس میزبان این بازی ها بود. تیم ملی سوئیس هرگز نتوانست خود را به مرحله نیمه نهایی برساند.از بین هشت بازی که تیم ملی لهستان در مسابقات جام جهانی اخیر انجام داد در شش بازی بدون گل زده بازنده شد. آنها در هر یک از این بازی ها دستکم یک گل خوردند.«کریستین رونالدو» تنها بازیکنی محسوب می شود که به تنهایی در بیشترین تعداد گل زده شده حضور دارد. اون به صورت مستقیم در ۱۸ گل ثبت شده در جام جهانی حضور داشته است. سازمان یوفا تعداد گل های زده شده رونالدو را ۱۵ عدد و تعداد پاس های گل او را ۳ عدد اعلام کرده است.کرواسی در هر سه دوره قبلی جام جهانی در نخستین بازی خود شکست خورد، دو بازی اخیر این تیم در سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۴ میلادی مقابل برزیل بود.از ۲۷ گلی که تیم ملی دانمارک در مسابقات جام جهانی فوتبال به ثمر رساند از داخل محوطه ۱۸ قدم بود.ایسلند کشوری است که با کمترین تعداد جمعیت در جام جهانی فوتبال حضور دارد. تعداد کل ساکنان کشور ایسلند ۳۳۴ هزار نفر است.برزیل تنها کشوری محسوب می شود که در تمام ۲۱ دور مسابقات جام جهانی فوتبال حضور داتشه است، با کسب ۲۵ درصد عنوان قهرمانی بازی ها پرافتخارترین تیم در این بازی ها است، و آخرین باری که دو دور متوالی قهرمان جام جهانی فوتبال شد به سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۶۲ میلادی برمی گردد.در کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی معروف به کونمبول (conmebol) آرژانتین ۱۹ گل در جام جهانی به ثمر رسانده است و پس از آن بولیوی با ۱۸ گل قرار دارد.«ادینسون کاوانی» در کنفدراسیون فوتبال آمریکای جنوبی با ۱۰ گل زده برای اروگوئه پرآوازه ترین بازیکن محسوب می شود.«جیمز رودرینگز» در جام جهانی فوتبال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ بهترین بازیکن تیم ملی کلمبیا محسوب می شود. تیم ملی این کشور تاکنون در ۱۰ دور از مسابقات جام جهانی فوتبال حضور داشته است که رودرینگز ۸ دور از آنها را همراهی کرده است، ۶ گل به ثمر رسانده است و ۲ پاس گل هم در این مسابقات داده است.«تئوفیلو کوبلیاس» در ۱۹ دور حضور تیم ملی پرو در جام جهانی فوتبال موفق شد ۱۰ گل به ثمر برساند و ۲ پاس گل بدهد.مکزیک در ۶ جام جهانی اخیر حضور داشت و در آنها ۱۶ بازی کرد و در نهایت بازنده شد. این تیم در ۱۷ بازی گر ...

ادامه مطلب  

مروری بر بازیکنان تاثیرگذار تاریخ باشگاه استقلال؛ پادشاهانِ فوتبال، سربازانِ تاج! (بخش پایانی)  

درخواست حذف این مطلب
اختصاصی طرفداری - در این یادداشت سعی داریم 70 نفر از بهترین بازیکنان تاریخ باشگاه استقلال تهران را بر اساس عملکرد فردی و تاثیرشان در افتخارات و عملکرد این تیم، بررسی کنیم. بدون شک نظرها و معیارها در خصوص بهترین ها متفاوت بوده و این مطلب نیز بر اساس سلیقه شخصی نویسنده و دوستانی که بنده را در این زمینه یاری داده اند، تهیه شده است.10. فرهاد مجیدی7 مقدس آبی ها. این لقب را تیفوسی ها و در اصطلاح هواداران چند آتیشه استقلال به فرهاد مجیدی که یکی از بهترین گلزنان تاریخ این باشگاه به شمار می رود، نسبت داده اند. فاکتورهای مهمی نظیر تعداد گل زده بالا در استقلال، اثرگذاری بالا در قهرمانی های این تیم و در آخر محبوبیت بیش از حد او در بین هواداران آبی، باعث شد تا فرهاد مجیدی به عنوان یکی از ده بازیکن برتر تاریخ استقلال انتخاب شود. فرهاد مجیدی علاوه بر گلزنی های بیشمار خود برای استقلال که او را پس از آرش برهانی در رده دوم برترین گلزنان تاریخ این باشگاه قرار داده، در آسیا هم در بین بازیکنان ایرانی رکوردار است. مجیدی با به ثمر رساندن 23 گل در ادوار مختلف مسابقات جام باشگاه های آسیا، هم اکنون رکورد دار بهترین گلزن ایرانی در این مسابقات است. مجیدی که هم اکنون 41 سال سن دارد، متولد تهران ولی اصالتی مازندرانی دارد. وی فوتبال حرفه ای خود را از سال 74 و تیم بهمن کرج شروع کرد و بعد از دو سال بازی در این تیم در سال 76 راهی استقلال تهران شد. پسر محبوب آبی ها، بعد از اولین قهرمانیش با استقلال در سال 76 و کسب عنوان نایب قهرمانی در جام باشگاه های آسیا، استقلال را به قصد اروپا و بازی در تیم راپیدوین اتریش ترک گفت. وی در 12 بازی برای این تیم 4 گل به ثمر رساند و در پایان فصل مجددا به استقلال برگشت. اما طولی نکشید که باز هوای رفتن به سر فرهاد مجیدی زد و راهی الوصل امارات شد. دوران نسبتا موفقی رو با الوصل تجربه کرد و درنهایت به صورت قرضی راهی العین شد تا در رقابت های آسیایی به این تیم کمک کند. گلزنی او در وقت های اضافه منجر به صعود العین به فینال جام باشگاه های آسیا شد و تونست با این تیم عنوان قهرمانی قاره کهن رو به دست بیاورد. مجیدی برای سومین بار و در سال 86 دوباره به استقلال برگشت که شروع موفقیت های او و تیم استقلال هم بود. فرهاد در همان سال توانست به قهرمانی جام حذفی با استقلال دست یابد و یک سال بعد هم عنوان قهرمانی لیگ برتر را به دست آورد. گویا دوران شیرین، فرهاد مجیدی از 30 سالگی تازه شروع شده بود. درخشش در دربی ها و گلزنی هایش به رقیب سنتی یعنی پرسپولیس، از فرهاد مجیدی چهره ای دوست داشتنی در بین هواداران آبی ساخته بود. او در نظرسنجی برنامه 90 در سال 94 به عنوان محبوب ترین بازیکن دو دهه باشگاه استقلال با 58 درصد آرا شناخته شد. مجیدی بالاتر از نفراتی چون علیرضا منصوریان، آرش برهانی، مجتبی جباری و جواد زرینچه در آن سال به عنوان محبوب ترین بازیکن دو دهه اخیر آبی ها شناخته شد. مجیدی در سال 90 و به صورت قرضی به مدت دو سال راهی فوتبال قطر و تیم الغرافه شد. مجیدی در رقابت های لیگ قهرمانان آسیا با پیراهن زردپوش الغرافه در تاریخ 29 فروردین 91 مقابل نماینده ایران پرسپولیس قرار گرفت. او در این بازی به دلیل تمارض کارت قرمز گرفت و اخراج شد. مجیدی در میان سوت کرکننده هواداران سرخپوش، پیراهن زرد رنگ الغرافه را از تن خود خارج کرد و لباس آبی (همرنگ پیراهن استقلال تهران) را نمایان کرد و پس از بوسیدن آن، به تماشاگران پرسپولیس عدد 4 را نشان داد. اتفاقی که باعث محبوبیت بیش از حد او باز هم در میان استقلالی ها شد. او باز هم به استقلال برگشت اما برگشتنی که بوی ماندن نمی داد. فرهاد مجیدی در تاریخ 7 آبان 92 در بازی استقلال مقابل مس کرمان در دقیقه 88 بازی بعد از تعویض با نیکبخت واحدی به آغوش امیر قلعه نویی رفت و پس از دور افتخار و بوسیدن چهار گوش مستطیل سبز رسما از دنیای بازیگری فوتبال وداع کرد و هواداران علاقه مند به خود را در بهت فرو برد. او در حال حاضر مشغول گذراندن مدارج مربیگری در فوتبال اروپا است.افتخارات فرهاد مجیدیدومین گلزن برتر تاریخ باشگاه استقلال تهران بعد از آرش برهانیبرترین گلزن در ادوار مختلف مسابقات باشگاهی آسیا در جمع بازیکنان ایرانی با زدن 23 گلتنها بازیکن فوتبال ایرانی دارای عنوان قهرمانی در لیگ قهرمانان آسیا 2003-2002 به همراه تیم العیننامزد دریافت جایزه بهترین بازیکن آسیا در سال 2010قهرمانی در لیگ آزادگان فصل 77–76 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در لیگ امارات 2007–2006 به همراه تیم الاهلی اماراتقهرمانی در جام حذفی 87–86 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران فصل 88–87 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در جام حذفی قطر 2012–2011 به همراه تیم الغرافه قطرقهرمانی در لیگ برتر فوتبال ایران فصل 92–91 به همراه تیم استقلال تهران9. جواد زرینچهجواد زرینچه دفاع راست تاریخی تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال در مرداد 45 در تهران متولد شد. فوتبال حرفه ای خود را در سال 57 در تیم جوانان لوکوموتیو تهران شروع کرد و بعد از چندسال بازی در لیگ جوانان، به منظور انجام خدمت سربازی، راهی تیم ژاندارمری در لیگ دسته سوم شد. سرمربی وقت تیم ملی در آن دوران یعنی پرویز دهداری متوجه استعداد درخشان زرینچه شده بود و درحالی که جواد فقط 20 سال سن داشت توسط مرحوم دهداری به تیم ملی دعوت شد. زرینچه کار بسیار سختی در شروع کار خود در تیم ملی داشت، چون باید جای خالی شاهین بیانی کاپیتان پرآوازه استقلالی ها و همچنین یکی از بهترین مدافعان تیم ملی را پر می کرد. بعد از حضور موفق در تیم ملی، پیشنهاد از استقلال رسید و درنتیجه در سال 66 جواد زرینچه به استقلال منتقل شد. جواد زرینچه 14 سال برای استقلال بازی کرد و با پیراهن این تیم عناوین و افتخارات مختلفی را به دست آورد که فتح جام لیگ آزادگان در فصل 80-79 ، فتح جام حذفی و قهرمانی در جام باشگاه های آسیا در سال 70 نمونه هایی از این عناوین هستند. گفتنی است که زرینچه یکی از وفادارترین بازیکنان استقلال است و زمانی که این تیم با رای فدراسیون وقت به دسته سوم سقوط کرد، زرینچه قرارداد خود را با تیم فوتبال کشاورز فسخ کرده و برای کمک به استقلال راهی دسته سوم شد. ستاره ی بی چون و چرای دهه ی 70 آبی ها، اسمش برای استقلالی ها خاطره ی دربی 73 را همیشه زنده می کند. در آن بازی پربرخورد، جنجالی و پرحاشیه پرسپولیس در نیمه ی اول 2-0 جلو افتاد. البته دقیقه ی 70 پرسپولیس با اخراج ستاره خود، مجتبی محرمی 10 نفره به بازی ادامه می داد. نصرالله عبدالهی سرمربی وقت استقلال یا یک تغییر کارآمد،جواد زرینچه را از پست دفاع مرکزی به دفاع راست منتقل کرد تا یکی از اصلی ترین زمینه سازان به تساوی رساندن بازی، زرینچه لقب بگیرد. وی در دوران حضور در تیم ملی نیز مهره ای موثر و کارآمد بود و در بازی دوستانه با دانمارک کاپیتان تیم ملی شد و همچنین توانست به همراه تیم ملی راهی جام جهانی 1998 فرانسه شود. در بازی مقابل آمریکا که از سوی فیفا بازی قرن بیستم نامیده شد، با سانتری تماشایی برای حمید استیلی زمینه ساز گل اول تیم ملی شد. گفتنی است که جواد زرینچه در سن 36 سالگی با پیراهن صباباتری از دنیای فوتبال حرفه ای خداحافظی کرد تا پرونده بازیگری بهترین مدافع راست تاریخ تیم ملی بسته شود. زرینچه پس از خداحافظی از فوتبال در تیم های استقلال تهران، صبای قم، صنایع اراک، آلومینیوم هرمزگان و شهرداری یاسوج مربیگری کرده است.افتخارات جواد زرینچهقهرمانی در جام باشگاه های آسیا در سال 70 به همراه تیم استقلال تهراننایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا در فصل 2002–2001 به همراه استقلال تهرانقهرمانی در لیگ آزادگان فصل 69–68 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در لیگ آزادگان فصل 77–76 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در لیگ آزادگان فصل 80–79 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در جام حذفی 75–74 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در جام حذفی 79–78 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در جام حذفی 81–80 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمان در جام باشگاه های تهران در سال 70 به همراه استقلال تهران8. امیر قلعه نوییعلی پروین تیکه کلام جالبی در مورد بازیکنان بزرگ و پرافتخار دارد و در وصف آن ها می گوید: بعضی از بازیکنان افتخاراتشان رو تریلی هم نمی کشه. یکی از آن بازیکن ها که چه در قامت بازیکن و بعدها سرمربی، افتخاراتش را تریلی هم نمی کشد، امیر قلعه نوعی ملقب به ژنرال استقلالی هاست. اردشیر قلعه نویی معروف به امیر قلعه نویی متولد آذر 42 در تهران است. وی که اصالتی نیشابوری دارد، پرافتخارترین سرمربی تاریخ لیگ برتر ایران تاکنون است، به طوری که تیم های تحت رهبری او موفق به پنج عنوان قهرمانی در لیگ برتر شده اند. امیر قلعه نوعی فوتبال حرفه ای خود را در سال 58 و با تیم راه آهن شروع کرد و دو سال در این تیم توپ زد. اردشیر لارودی و پرویز ابوطالب اولین کسانی بودند که او را برای تیم های پایه ای راه آهن انتخاب کردند و بعد ناصر ابراهیمی او را به تیم بزرگسالان راه آهن برد که توانست در سن 17 سالگی 3 گل در جام حذفی تهران در سال 59 بزند. در این فصل راه آهن هر دو تیم استقلال و پرسپولیس را در جام حذفی تهران شکست داد و تا فینال پیش رفت، اما با شکست در مقابل نیروی هوایی نایب قهرمان شد. او در سال 60 به تیم ملی جوانان دعوت شد که نمایش قابل قبولی هم از خود ارائه کرد. ابراهیمی از میان تمام بازیکنان نخبه راه آهن مثل فرشاد پیوس، مرتضی یکه و بیژن طاهری، تنها قلعه نویی 18 ساله را با خود به شاهین برد. شاهین ملی پوشان زیادی در آن روزها داشت که نادر فریادشیران، مهدی دینورزاده، نصرالله عبداللهی، محمد صادقی و حمید مجدتیموری از این جمع بودند. ابراهیمی در سال 63 از شاهین جدا شد و جای خود را به محراب شاهرخی و سپس به نصرالله عبداللهی داد. در سال 64 و پس از خداحافظی صادقی از فوتبال و جدا شدن دینورزاده از شاهین، قلعه نویی 22 ساله به عنوان کاپیتان تیم انتخاب شد. در حالی که در ترکیب اصلی شاهین تقریباً تمام بازیکنان از نظر سنی از او بزرگتر بودند. قلعه نوعی پس از 6 سال موفق در شاهین، به فوتبال قطر و تیم السد رفت. برای مدت حدود یک سال در این تیم بازی کرد و همراه با السد قهرمان لیگ و جام حذفی قطر شد. قلعه نویی در زمستان 67 به تهران بازگشت و به باشگاه استقلال تهران پیوست و تا پایان دوران بازی اش درسال 76 در این تیم ماند. در این 9 سال قلعه نوعی 153 بازی و 41 گل برای استقلال به ثمر رساند و قهرمانی های مختلفی با این تیم کسب کرد. امیر قلعه نوعی سابقه 20 بازی ملی و یک گل زده (در مقابل کویت) نیز در کارنامه خود دارد. وی اولین بار توسط ناصر ابراهیمی در سال 64 به تیم ملی «ب» ایران دعوت شد. یک سال بعد از سوی پرویز دهداری به تیم ملی دعوت شد و اولین بازی ملی خود را در اردیبهشت ماه سال 65 در مقابل چین انجام داد. البته او پس از آن تا سن 29 سالگی و به دعوت پروین به تیم ملی دعوت نشد. البته این دور ماندن او از تیم ملی دلایل مختلفی داشت. در زمان برگزاری جام ملتهای آسیای 1988 در تیم السد قطر بازی می کرد و چون در آن زمان بازیکنان شاغل در تیمهای خارجی به تیم ملی دعوت نمی شدند، امکان بازی در آن مسابقات را پیدا نکرد. در زمان بازی های آسیایی 1990 پکن عضو تیم استقلال بود، اما به دلیل ترافیک هافبک های برجسته و تکنیکی مثل نامجو مطلق، بیانی، ابطحی، قایقران و افتخاری در تیم ملی آن زمان در جمع 20 نفر اعزامی تیم فوتبال به بازی های آسیایی 1990 قرار نگرفت. در زمان جام ملتهای آسیای 1992 ژاپن هم دچار مصدومیت شدید بود و 11 ماه دور از میادین ماند. قلعه نویی چندین بار در دوران بازیگری مصدوم شد و دو مرتبه مصدومیت جدی را تجربه کرد. بار اول در سال 71 و بار دوم آن در اواخر سال 75 دچار مصدومیت شدید و طولانی شد که نهایتا به خداحافظی او از فوتبال انجامید. تبعات مصدومیت شدید زانو در دوران پس از بازی هم همراه وی بود و چندین بار ناچار به جراحی زانو شد. شاهکار امیر خان در دوران پس از فوتبال او هم ادامه داشت و در لباس سرمربی گری کارنامه موفقی از خود به جا گذاشته است. او به عنوان سرمربی همراه با تیم های مختلف توانسته 7 عنوان قهرمانی در مسابقات رسمی (5 لیگ برتر و 2 جام حذفی ایران) به دست آورد. پیش از اینکه نخستین تجربه سرمربیگری اش را در تیم کشاورز تهران به دست آورد، یک سال دستیار ناصر حجازی در استقلال و چند ماه دستیار ابراهیم قاسم پور در تیم ملی امید بود و همراه تیم امید قهرمان بازی های غرب آسیا در تهران شد. او به عنوان سرمربی در تیم های کشاورز، برق تهران، استقلال اهواز، استقلال تهران (4 دوره)، تیم ملی ایران، مس کرمان، سپاهان اصفهان، تراکتورسازی تبریز (2 دوره)، ملوان بندر انزلی (مدتی کوتاه) و سرانجام در مقطع کنونی ذوب آهن بود که در پایان لیگ هفدهم توانست این تیم را به مقام نایب قهرمانی لیگ برتر برساند.افتخارات امیر قلعه نوعی (دوران بازی)قهرمانی در جام باشگاه های آسیا در سال 70 به همراه تیم استقلال تهراننایب قهرمانی جام باشگاه های آسیا در فصل 1992–1991 به همراه استقلال تهرانقهرمانی در اولین دوره لیگ قدس در سال 64 به همراه تیم تهران الفقهرمانی در لیگ فوتبال قطر در سال 67 به همراه السد قطرقهرمانی در جام حذفی فوتبال قطر در سال 67 به همراه السد قطرقهرمانی در لیگ باشگاه های ایران (لیگ قدس) در سال 69 به همراه استقلال تهرانقهرمان در جام باشگاه های تهران در سال 70 به همراه استقلال تهرانقهرمانی در جام حذفی 75–74 به همراه تیم استقلال تهرانافتخارات امیر قلعه نوعی (دوران سرمربی گری)قهرمانی در جام حذفی 81–80 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در لیگ برتر فصل 85–84 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در بازی های قهرمانی غرب آسیا 2007 به همراه تیم ملی فوتبال ایرانقهرمانی در جام حذفی 87–86 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در لیگ برتر فصل 88–87 به همراه تیم استقلال تهرانقهرمانی در لیگ برتر فصل 89–88 به همراه تیم سپاهان اصفهانقهرمانی در لیگ برتر فصل 90–89 به همراه تیم سپاهان اصفهانقهرمانی در لیگ برتر فصل 92–91 به همراه تیم استقلال تهراننایب قهرمانی در لیگ برتر فصل 83–82 به همراه تیم استقلال تهراننایب قهرمانی در جام حذفی فصل 83–82 به همراه تیم استقلال تهراننایب قهرمانی در لیگ برتر فصل 91–90 به همراه تیم تراکتورسازی تبریزنایب قهرمانی در جام حذفی فصل 96–95 به همراه تیم تراکتورسازی تبریزنایب قهرمانی در لیگ برتر فصل 97–96 به همراه تیم ذوب آهن اصفهان7. حسن روشنمفسران مستطیل سبز او را پدیده دهه پنجاه فوتبال ایران می دانستند که بی تردید گل های کم نظیرش در رقابت های ملی و باشگاهی از ماندگارترین لحظات تاریخ فوتبال ایران به شمار می آید. حسن روشن متولد دی ماه سال 33 در تهران است. شروع فوتبال حرفه ایش از تیم تاج در سال 50 بود و تا هفت سال و انحلال این تیم در سال 57 ادامه داشت. مسابقات جام باشگاههای تهران در سال 51 و رقابت تنگاتنگ دو تیم تاج و عقاب که در آخر تاج به عنوان قهرمانی رسید، شروعی بر قهرمانی ها و افتخارات این مهاجم نامی کشورمان بود. حسن روشن جوان ترین گلزن تاریخ دربی نیز محسوب می شود. جوان اول استقلال در دهه پنجاه در دربی چهاردهم که 3 خرداد 53 انجام شد، زننده تک گل پیروزی بخش تاج مقابل پرسپولیس بود. روشن در این روز 18 سال و 357 روز سن داشت. وی پس از جدایی از تاج به تیم الاهلی پیوست و پس از 4 سال حضور در این تیم بار دیگر به ایران بازگشت و این بار درحالی که نام تاج به استقلال تغییر یافته بود بار دیگر پیراهن آبی را بر تن کرد. روشن پس از یک فصل حضور در استقلال در سال 62 دوباره به عضویت تیم الاهلی درآمد و پس از یک سال بازی در این تیم برای سومین بار پیراهن آبی پوشان را بر تن نمود. این حضور آخرین حضور حسن روشن در تیم استقلال بود و این مهاجم گلزن پس از چهار سال بازی در استقلال و در مجموع 12 سال بازی در سال 67 با پیراهن این تیم برای همیشه از فوتبال خداحافظی کرد.حسن روشن در تیم ملی نیز دوران خوبی را سپری کرد و موفق شد در 48 بازی 13 گل نیز برای تیم ملی فوتبال ایران به ثمر برساند. گل های حساس این مهاجم در بازی های بزرگ هیچ گاه از یاد فوتبال دوستان نمی رود. گلزنی در المپیک مونترال مقابل لهستان، گل زیبایی که به پرو در جام جهانی 1978 زد و دو گلی که با وجود مصدومیت به کره جنوبی زد از جمله گل های حساس و بیادماندنی این مهاجم نامدار فوتبال کشورمان در عرصه ملی می باشد که هیچ گاه آن ها را فراموش نخواهیم کرد. حسن روشن علاوه بر فوتبال یک دومیدانی کار کم نظیر و یک کشتی گیر خوب نیز بود. چنانچه در سال 50، در ماده 200 متر سرعت و 5000 متر استقامت (هر دو در فضای باز) دارای مقام دوم آموزشگاههای تهران شد و در دو 100×4 متر امدادی نیز به همراه سایرین، مقام نخست را کسب نمود. او در دو رشته تنیس روی میز و کشتی نیز، حائز عنوان آموزشگاهی شده و در مسابقات کشتی رده 62 کیلوگرم به مقام ششم دست یافت و سپس سال 51 در تنیس روی میز، رتبه دوم انفرادی و قهرمانی دوبل را کسب کرد. حسن روشن در تمامی تورنمنت های معتبر جهانی و آسیایی موفق به گلزنی شده است و از این حیث یکی از موفق ترین بازیکنان فوتبال ایران و آسیا به شمار می رود. المپیک آسیایی، جام ملت های آسیا، مقدماتی جام جهانی، جام جهانی، مقدماتی المپیک، المپیک، مقدماتی جوانان آسیا و قهرمانی جوانان آسیا تورنمنت هایی هستند که حسن روشن با گلزنی در آنها خود را جاودانه کرده است. وی در مقاطعی که در اوج دوران ورزشی خود قرار داشت، از تیم های پاری سن ژرمن و چلسی نیز پیشنهاداتی داشت که به گفته خودش به علت علاقه به حضور در ایران به این پیشنهادات پاسخ رد داد.افتخارات حسن روشنقهرمانی در جام ملت های آسیا در سال 1976 به همراه تیم ملی ایرانصعود به المپیک مونترال در سال 1976 به همراه تیم امید ایرانحضور در المپیک مونترال در سال 1976 و گلزنی به تیم لهستان در ترکیب تیم امید ایرانحضور در جام جهانی 1978 آرژانتین به همراه تیم ملی ایرانگلزنی به تیم ملی پرو در جام جهانی 1978 آرژانتین در ترکیب تیم ملی ایرانقهرمانی در رقابت های جوانان آسیا در سال 1973 تهران به همراه تیم جوانان ایرانقهرمانی در رقابت های جوانان آسیا در سال 1974 بانکوک به همراه تیم جوانان ایرانکسب مقام سوم جام باشگاه های آسیا 1971 به همراه تیم تاجقهرمان سه دوره جام باشگاههای تهران در سال های 1351، 1362 و 1364 به همراه تیم تاجقهرمانی در لیگ تخت جمشید در سال 1353 به همراه تیم تاجقهرمانی در جام حذفی در فصل 57–56 به همراه تیم تاج6. بیوک جدیکاردر دهه سی شمسی این شایعه در ورزشگاه امجدیه (شیرودی فعلی) شنیده شد که پای چپ او را خریده اند. جراید هم با آب و تاب در موردش نوشتند و حتی عده ای می گفتند دولت شوت زدن او با پای چپ را ممنوع کرده است. او با پای چپ سحرآمیز خود 143 گل در رقابت های ملی و باشگاهی به ثمر رساند. به جرات می توان گفت که وی اولین سوپراستار فوتبال ایران و آسیا و چپ پایی فوق العاده در زمان خودش بود که به او لقب «چپ طلایی» را داده بودند. صحبت از مرحوم بیوک جدیکار است، هافبک آذری تاج سابق که در زمره بنیانگذاران این باشگاه در دهه بیست بود. مردی که جزو اولین لژیونرهای فوتبال ایران به شمار می رفت و در دهه سی برای تیم ویکتوریا برلین آلمان غربی هم توپ زد. بیوک جدیکار متولد بهمن 1308 در شهر تبریز است. نخستسن لژیونر فوتبال ایران، فوتبال را از سال 1323 و در تیم تهرانجوان زیر نظر مرحوم فکری آغاز کرد. در سال 1324 در مسابقات قهرمانی باشگاه های تهران در تیم «جوان» بازی می کرد و به عنوان گلزن این تیم شناخته شده بود و در سال 1325 توسط مرحوم علی دانایی فرد به تیم «تور» پیوست. مرحوم جدیکار در سال 1328 وارد باشگاه دوچرخه سواران شد و از سال 1330 به عضویت تیم ملی فوتبال درآمد. آقا بیوک در ابتدا دروازه بان بود ولی با توجه به توانایی وی در استفاده از پای چپ خود، به توصیه علی دانایی فرد، به خط حمله منتقل گردید. جدیکار از جمله بازیکنان نسل اول دوچرخه سواران و بدون گفت و گو بی نظیرترین چپ پای تاریخ فوتبال ایران بود.وی در سال 1336 مورد توجه آلمانی ها قرار گرفت و با تیم ویکتوریای برلین که در آن زمان از بهترین تیم های آلمان بود قراردادی 2 ساله بست اما پس از 9 ماه به خاطر تشکیل تیم ملی فوتبال ایران و حضور در بازیهای آسیایی 1958 دوباره به وطن بازگشت و پیراهن تیم ملی را با افتخار و با عبور از پول و شهرت فوتبال آلمان غربی به تن کرد. بیوک جدیکار با 18 سال سابقه بازی در تاج، به عنوان یکی از مفاخر این باشگاه به شمار می رود که بیشترین بازی را در این تیم داشته است. نخستین بازی رسمی وی در سال 1328 با تیم ملی افغانستان بود.در سال 1325 بود که ایتالیایی ها خواستار او بودند و باشگاههای رم، لاتزیو و تورینو به وی پیشنهاد عقد قرارداد دادند که در نهایت جدیکار برای عقد قرارداد با تیم تورینو عازم ایتالیا شد. در نهایت با عدم ارسال موافقت نامه توسط سازمان تربیت بدنی وقت و سفر تیم ملی فوتبال به شوروی سابق این انتقال به سر انجام نرسید. جدیکار مرد پر افتخار تاریخ فوتبال ایران سرانجام در 26 آذر 1392 و در سن 84 سالگی در بستر بیماری جان به جان آفرین تسلیم کرد. به بهانه وفات این مرد بزرگ فوتبال کشورمان، سپ بلاتر رئیس سابق فیفا طی نامه ای به فدراسیون فوتبال کشورمان درگذشت اولین لژیونر تاریخ فوتبال ایران رو تسلیت گفت.افتخارات بیوک جدیکاراولین لژیونر تاریخ فوتبا ...

ادامه مطلب  

توجه به قدرت ایمان و صبر؛ اصل ثابت در شرایط ضعف و قوت نظام اسلامی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری ایکنا نوشت: رهبر معظم انقلاب در بخشی از بیانات شان در دیدار اعضای مجلس خبرگان برای تبیین شرایط مختلفی که در چهل سال اخیر انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی با آن مواجه بوده به سه آیه قرآن که اشاره به اوضاع متفاوت مسلمانان در مقابل دشمن داشته اشاره کردند؛ آیه ۶۵ و ۶۶ سوره انفال و آیه ۲۵ سوره توبه.آیات ۶۵ و ۶۶ سوره انفال اشاره به زمانی دارد که مسلمین به لحاظ کمیت نیرو نسبت کفار در شرایط ضعف و قلت نیرو قرار دارند، اما این دو آیه اشاره به دو شرایط مختلف دارد که در یکی مسلمانان با نیروی کمتر اما با روحیه ایمانی بالاتر قادر به مقابله با تعداد بیشتری از کفار بودند ولی در آیه دوم(آیه ۶۶) به دلیل ضعف در ایمان، این نسبت به هم می خورد و هر یک نیروی مسلمان قادر به مقابله با تعدادی کمتر از کفار نسبت به آیه پیشین است، اما آیه ۲۵ سوره توبه به جنگ حنین و زمانی که مسلمین نسبت به کفار برتری عددی داشتند اشاره می کند.این آیات به شرح ذیل است:ــ «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ ۚ وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفًا مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا یَفْقَهُونَ» (ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن! هرگاه بیست نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر غلبه می کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانی که کافر شدند، پیروز می گردند؛ چرا که آنها گروهی هستند که نمی فهمند!) (انفال، آیه ۶۵).ــ «الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفًا ۚ فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ صَابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ ۚ وَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ» (هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعفی است؛ بنابراین، هرگاه یکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دویست نفر پیروز می شوند؛ و اگر یکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است!) (انفال، آیه ۶۶)ــ «لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فِی مَوَاطِنَ کَثِیرَهٍ ۙ وَیَوْمَ حُنَیْنٍ ۙ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئًا وَضَاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرِینَ» (خداوند شما را در جاهای زیادی یاری کرد (و بر دشمن پیروز شدید)؛ و در روز حنین (نیز یاری نمود)؛ در آن هنگام که فزونی جمعیّتتان شما را مغرور ساخت، ولی (این فزونی جمعیّت) هیچ به دردتان نخورد و زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده؛ سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید!) (توبه، آیه ۲۵).در تفسیر المیزان در خصوص آیه ۶۵ سوره انفال آمده است که «این آیه برای تشویق و تحریض مؤمنان بر امرجهاد و کارزار در راه خدا است و می فرماید: بیست نفر افراد خویشتندار از شمابر دویست نفر از کفار غالب می شوند و صد نفر افراد صابر از شما بر هزار نفر ازکفار غلبه می یابند و علت این امر هم این است که کفار مردمی هستند که درک درستی ندارند و نمی فهمند.سر این مسئله که کفار نمی فهمند آن است که مؤمنان جان خود را در راه خدا می بخشند و ایمان به خدا نیرویی است که هیچ نیرویی معادل آن نیست و تاب مقاومت در برابر آن را ندارد، زیرا نیروی ایمان مبتنی برفهم صحیح است و همین امر مؤمن را به هر خلق و خوی پسندیده ای مثل شجاعت و جرئت و استقامت و آرامش قلب متصف می سازد و در عین حال به انسان توکل و اعتماد به خدا را می بخشد، مؤمن یقین دارد که چه کشته شود و چه بکشد، برد با اوست، زیرا در هر دو صورت پاداش او بهشت جاوید و رضوان الهی است و او در خود مصداقی برای مرگ به آن معنایی که کفار عقیده دارند ومرگ را نابودی می پندارند، نمی بیند.به خلاف کفار که اتکاء آنها به هواهای نفسانی و ظاهری است که شیطان درنظرشان زینت می دهد و معلوم است چنین کسانی هرگز به اتحاد و اتفاق حقیقی نایل نمی شوند و اگر موقتا به اتفاق برسند این امر تا جایی ادامه دارد که پای جان به میان نیاید و اصولا چون این گونه عقاید مادی مبتنی بر تمایلات نفسانی چیزی نیست که انسان را در حالت احساس خطر و حال مرگ مطمئن وثابت النفس نگاه دارد، همین امر باعث تفرقه و شکست آنهاست».در تفسیر نمونه نیز در رابطه با این ذکر شده که « منتظر برابری قوا نباشید: در این آیه و آیه بعد نیز دستورات نظامی و احکام جهاد اسلامی تعقیب می شود. نخست به رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله دستور می دهد که «ای پیامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشویق کن»! (یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَی الْقِتالِ). این آیه اهمیت تبلیغ و تقویت هر چه بیشتر روحیه سربازان را به عنوان یک دستور اسلامی روشن می سازد.به دنبال آن خداوند دستور دومی می دهد و می گوید: «اگر از شما بیست نفر سرباز با استقامت باشند بر دویست نفر غلبه خواهند کرد و اگر از شما صد نفر باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می کنند» (إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا).به این ترتیب مسلمانان نباید منتظر این باشند که از نظر نفرات جنگی با دشمن در یک سطح مساوی قرار گیرند بلکه حتی اگر عدد آنها یک دهم نفرات دشمن باشد باز وظیفه جهاد بر آنها فرض است. سپس اشاره به علت این حکم کرده، می گوید: «این به خاطر آن است که دشمنان بی ایمان شما جمعیتی هستند که نمی فهمند» (بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ).آیه بعد نیز همین مفهوم را با تغییر در کمیت با توجه به شرایط ان روز مسلمین بیان می فرماید که علامه طباطبایی در خصوص این تغییر در تفسیر المیزان آورده است که خداوند چون نسبت به ضعف در صفات روحی شما که ناشی از ضعف ایمان شماست آگاهی دارد، لذابه شما تخفیف داد و نسبت مؤمنان به کافران را که در آیه قبل یک به ده بود، دراین آیه به نسبت یک به دو تقلیل داد، آری یقین به حق سرچشمه همه صفات پسندیده موجب فتح و ظفر از قبیل شجاعت و صبر می باشد و لذا اگر ایمان ضعیف باشد امر به سرانجام نمی رسد، پس مراد از ضعف در اینجا ضعف قوا و تجهیزات جنگی نیست.چون بدیهی است که مؤمنین در زمان رسول خدا(ص) همواره رو به قوت و کثرت نفرات می رفتند نه رو به ضعف و کاستی. اینکه فرمود: (باذن الله) معنایش این است، خداوند چون شما مردمی صبور و با ایمان هستید خلاف این را نمی خواهد و به اذن و اراده خود شما را غلبه می بخشد و خدا با شماست که صابر هستید.از مقایسه این دو آیه معلوم می شود که با گسترش اسلام و افزون شدن تعداد مسلمانان، به عکس قوای روحی آنان نسبت به صدر اسلام که عده کمتری بودند، رو به ضعف نهاد و در ظاهر آیه حکم تکلیفی وجود دارد؛ یعنی ابتدا مسلمانان موظف بودند که یک به ده با کفار مقابله کنند، اما در اثر ظاهر شدن ضعف ایمان و روحیه که اثر مستقیمی در فتح و پیروزی دارد، این نسبت به یک به دو کاهش یافت. با آنکه زمان نزول ظاهرا یکسان است اما از حالت مؤمنان در دو زمان مختلف خبر می دهند و صبر باعث برتری یک نفر، در قوای روحی دربرابر دو نفر می گردد و فقه و درک صحیح باعث برتری او بر پنج نفر می شود وچون صبر و تفقه با هم در فردی جمع گردند، توانایی برابری با ده نفر مثل خود راخواهد داشت.البته هیچ گاه صبر بدون جدیت محقق نمی شود، به خلاف فقه و جدیت که ممکن است بدون صبر یافت شود و به هر صورت صبر در امر جهاد و قتال امری ضروری است و از مقایسه حالات مسلمانان در جنگ بدر با حالات آنان در جنگ حنین انسان دچار شگفتی می گردد (از اینکه مسلمانان چقدر ازجهت درجات ایمان نزول کرده اند).در تفسیر نمونه نیز در این باره آمده است که «اما به دنبال دستور سنگین فوق، خداوند آن را چند درجه تخفیف می دهد و می گوید: «هم اکنون خداوند به شما تخفیف داد و دانست در میان شما افرادی ضعیف و سست هستند» (الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً). پس می گوید: «در این حال اگر از شما صد نفر سرباز با استقامت باشند، بر دویست نفر غلبه می کنند و اگر هزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا پیروز می شوند» (فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ صابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ).ولی در هر حال فراموش نکنید که «خداوند با صابران است» (وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِ ...

ادامه مطلب