"تانک ذوالفقار" در سپاه هم عملیاتی است/ سپاه در هیچ کشوری پایگاه آموزشی ندارد - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه امنیتی- دفاعیخبرگزاری تسنیم - حسین دلیریان و سید محمد طاهری: دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) در سال 1365 با مأموریت تربیت نیروهای کادر مورد نیاز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد و از آن زمان تاکنون نقش بارزی در تربیت نیرو برای یگان ها و ماموریت های مختلف سپاه داشته است.در حال حاضر این دانشگاه با 5 دانشکده تخصصی، مجری آموزش های بدو ورود و رسته های مشترک در سپاه است و توانسته با به روز کردن شیوه های آموزش بر مبنای تهدید محوری، پاسخگوی نیازهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون باشد.مهمترین محورهای سخنان سردار مهربان به شرح ذیل است:✅ تانک کرار پس از تولید توسط وزارت دفاع نمونه اولیه اش به مرکز زرهی ارتش داده می شود و آنها آموزش را شروع می کنند. ولی ما تانک ذوالفقار را در اختیار داریم و در دانشکده علوم و فنون زرهی آن را آموزش می دهیم. البته ما نفربر براق را هم که نفربر bmp- 1 روسی و دارای توپ 73 میلیمتری است را هم آموزش می دهیم و همچنین تانک ذوالفقار به صورت عملیاتی در اختیار سپاه قرار دارد.✅ درباره ادعای اخیر رسانه های اسرائیلی مبنی بر اینکه ایران در برخی کشورهای منطقه، پایگاه آموزشی دارد: نیروی قدس هم مراکز آموزشی در سایر کشورها ندارد و حتی در سوریه هم از پادگان های آنجا برای انجام امور مستشاری استفاده می کنند. بعضی ها فکر می کنند ما در سایر کشورها این شرایط را تولید می کنیم نه اینطور نیست.✅ موضوع مستشاری یک بحث تعریف شده است. مستشاران از یگان های مختلف و دانشگاه امام حسین(ع) هم هستند. مربیان ما، نیروهای داوطلب و مردمی آنها مانند حشدالشعبی را آموزش می دهند. البته یکی دیگر از مقاصد ما برای اعزام مربیان کسب تجربه آنان از محیط ماموریت های مستشاری و استفاده از آن در آموزش های دانشگاه افسری است.✅ مثلا اگر کسی می خواهد در زرهی خدمت کند باید تانک مرکاوای 4 اسرائیل، آبرامز آمریکایی و تی 90 روسی را بشناسد شاید روزی در مقابل این تانک ها قرار بگیرند. یا مثلا در مجموعه هوانیروز، خلبانان بالگردها باید آپاچی آمریکایی را به صورت جامع و کامل با تمام مقدوراتش بشناسند. بعد در تمرینات با این شرایط و مقدرات شیوه مقابله با دشمن فرضی را تمرین می کنند.✅نوع و محور تهدیدات را معاونت اطلاعات سپاه پس از بررسی به معاونت عملیات سپاه می دهد و کسی که تهدیدات و انواع آن را مشخص می کند معاونت عملیات سپاه است. ما در این زمینه نه صلاحیت داریم و نه نیازی است که حضور داشته باشیم. بر همین اساس در دوره های پایه ای جهت گیری به سمت دوره های عملی و میدانی است یعنی در این دوره ها غالب دروس به صورت کارگاهی و میدانی تدریس می شود.** متن کامل این مصاحبه را در ذیل بخوانید:** تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ برای اولین سوال بفرمایید که چگونه وارد سپاه شدید و تا به امروز در کدام قسمت های سپاه خدمت کرده اید؟- سردار مهربان: ما یک نسلی هستیم که به ماجراجویی نوجوانی که رسیدیم، انقلاب شد تا آمدیم خودمان را بیابیم جنگ شروع شد و اسباب بازی های مان واقعی شد. من یک بار بیشتر جبهه نرفتم و هم نشینی با دوستان آن قدر مؤثر بود که تا انتهای جنگ در جبهه ماندم. در دوران دفاع مقدس در اوایل که ما جوان بودیم، تخریب هم جلوه جوان پسندی داشت، پس تخریبچی شدم. از نیمه دوم سال 62 تا پایان جنگ در زرهی مشغول شدم و آخرین مسئولیتم فرماندهی گردان بوده است.بعد از جنگ به واسطه توصیه فرمانده شهیدمان وارد حوزه آموزش شدم و به عنوان مربی، مدرس، مدیر گروه، معاون آموزش و فرمانده دانشکده مشغول بودم و الان هم به عنوان معاون آموزش دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) در خدمت شما هستم.** تسنیم: منظور از آموزش در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری چیست و اصولا چه کارهایی در این زمینه انجام می شود؟- سردار مهربان: کلمه آموزش موقعی شکل می گیرد که برمبنای رفع یک نیاز باشد. در همه سازمان های دنیا افرادی را جذب می کنند و فرآیندی به نام گزینش وجود دارد که در آن، افراد برای یک سازمان با اهداف و انتظارات خاص جذب شده اند. یعنی این افراد باید یک سطح از دانش و آگاهی را در حوزه مدنظر، داشته باشند و این سطح به عنوان پایه در جذب افراد است. این سطح در سپاه نزدیک به 25 تا 30 درصد است که اگر فرد دارای این شرایط بود، وارد فرآیند گزینش می شود.فرآیندی که برمبنای آن مشخص شده که این فرد برای چه کاری و چه هدفی گزینش شده مبنای آموزش را مشخص می کند. برای ما بخصوص در دانشگاه افسری امام حسین (ع)، 5 حوزه عمده وجود دارد که افراد باید در آموزش ها و آمادگی قابل قبولی برای ایفای نقش در این حوزه های ماموریتی که شامل حوزه ماموریتی سخت، نیمه سخت، نرم، عمق بخشی داخلی و عمق بخشی خارجی است، برسند.پس از آن ما انتظارات مان را تعریف می کنیم و می گوییم افراد پس از گذراندن دوره آموزش بدو ورود باید چه قابلیت هایی داشته باشند و بر مبنای آن ما باید برنامه تفصیلی، شرح درس، روش اجرای این منابع و محتوا و اینکه توسط چه اساتیدی و در چه محیطی تدریس شود را بررسی می کنیم. پس از آنکه برنامه تفصیلی در دانشگاه مشخص شد، عنوان و سرفصل دروس و جزئیات آن را مشخص می کنیم و بعد می گوییم نحوه ارائه درس باید چگونه باشد که به 3 صورت نظری، عملی و صحرایی درمی آید.** تهدید محوری؛ مبنای کلی آموزش در دانشگاه امام حسین(ع)برمبنای محورهای کلی و انتظارات ما، اسناد بالادستی مشخص شده است در نظام جمهوری اسلامی اسناد رده یک ما منابع دینی هستند، پس از آن منابع قانونی و بعد از آن تدابیر ولایی قرار دارند. چون در رصدهایی که داریم یک مبانی ثابت و متغیر در اسناد بالادستی وجود دارد به شرایط محیطی می رسیم و همه اینها یک کلیدواژه دورنمایی هم دارد و آن تهدیدمحوری است.تهدیدمحوری یعنی در آینده وضعیت ماموریتی که ما ترسیم می کنیم، در هر مقطع زمانی نوع تهدیدات ما چگونه است و برهمین مبنا آموزش های ما باید تهدیدمحور باشد. البته ما نمی توانیم همه متغیرها را تعریف کنیم ولی محتمل ترین آنها را تعریف کرده و آموزش ها را برمبنای آن هدایت می کنیم. حال یک سوال پیش می آید که آیا این برنامه ها ثابت است یا خیر؟ این برنامه ها معمولا یک تا سه ساله برنامه ریزی شده و قطعا پس از گذشت 3 سال باید در آن بازنگری شود. این تعریف کلی از فرآیند آموزش پیش از رسیدن نیروها به دست ما است. بحث تهدید محور بودن تعیین کننده و موثر در حوزه فرآیند محتوا و برنامه ریزی تفصیلی است.در حوزه آموزش 5 موضوع مبنای آموزش است: 1- محیط آموزش، 2- محتوای آموزش، 3- مدرس و اساتید، 4- جامعه هدف ( فراگیران) ، 5- روش و فرآیند. این بسته کاری یک مجموعه آموزشی است که همه جای دنیا از آن تبعیت می شود و اصول تعریف شده برای هر مرکز آموزشی است. دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) متولی آموزش های بدو ورود سازمانی در همه حوزه ها در سطح 5 نیروی سپاه و تمام یگان هاست.آموزش های بدو ورود 3 مرحله دارد؛ ابتدا تمام افراد یکسری آموزش های عمومی را می گذرانند، یعنی اگر فرد می خواهد عنصر رزمی، نسبتا رزمی یا کادر اداری شود و... باید صرف اینکه عضو سازمان سپاه است این دوره های عمومی را به مدت یک سال که به آن دوره عمومی پاسداری می گوییم بگذراند. یعنی ما افراد را با دیپلم و از طریق آزمون ساختارمند و جهت دار(ما از طریق آزمون سراسری جذب نداریم) جذب می کنیم.یعنی اول گزینش افراد دارای صلاحیت و واجدین شرایط را جذب کرده و برای آزمون علمی تحویل دانشگاه می دهد. پس از اینکه فرد در آزمون علمی موفق شد وارد فرآیند تکمیلی گزینش می شود، یعنی می رود برای چک شدن ویژگی های عمومی. مثلا اگر کسی می خواهد در سپاه پزشک شود باید این دوره عمومی پاسداری را بگذراند، یعنی اگر امروز یک پزشک سپاه برای مأموریت به یک منطقه اعزام شود قابلیت دست گرفتن سلاح و توانمندی تاکتیکی به عنوان یک رزمنده تک ور را دارد.ما در سپاه یک جذب هدفمند تحت عنوان عضویابی داریم یعنی در هر رده عضویاب ها افرادی را معرفی می کنند و بعد از آنکه ویژگی های این فرد بررسی شد، مشخص می شود که برای چه کاری در نظر گرفته شود. در مرحله دوم افراد پس از گذراندن دوره عمومی پاسداری به مدت 2 تا 3 سال و نیم برای گذراندن آموزش های پایه و پایه تخصصی وارد دانشکده های علوم و فنون نیروها می شوند.**دانشگاه امام حسین با 5 دانشکده مجری آموزش رسته های مشترکهمه این دوره ها که تکمیل شد مرجع صدور مدارک علمی دانشگاه افسری امام حسین(ع) است و دانشکده نیروها از لحاظ علمی وابسته به دانشگاه افسری هستند. این مرحله که تمام شد افراد برای 6 ماه دوره ای تخصصی تحت عنوان دوره مقدماتی رسته ای را می گذرانند و پس آن فرد آماده ورود به سازمان سپاه است.بعضی تخصص ها و رسته ها مشترک هستند که متولی آموزش آنها خود دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ما یک دانشکده علوم انسانی با 7 گروه علمی داریم که متولی آموزش رسته های مشترک است. مثلا اگر فردی بعد از دوره عمومی می خواهد در برنامه و بودجه یک رده کار کند، در دانشکده علوم انسانی در گروه بودجه دفاعی تحصیل می کند و بعد با رسته دارایی وارد سازمان می شود.یکسری دیگر از رسته ها مثل جنگ الکترونیک، مهندسی و فاوا و... که مشترک است در دانشگاه فنی و مهندسی تدریس می شود. یک دانشکده اطلاعات هم داریم که متولی تربیت نیروهای سازمان و معاونت اطلاعات سپاه است. دانشگاه افسری امام حسین دارای 5 دانشکده علوم پایه جهادی، فرهنگی و تربیتی رسالت (علوم انسانی)، فنی و مهندسی، اطلاعات و دانشکده امنیت است.انتخاب هیئت علمی و نظارت بر فرآیند آموزش و برنامه ریزی تحصیلی دانشکده های علوم و فنون نیروها با دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ولی این دانشکده ها از نظر اداره کاملا تحت امر نیروهای خودشان هستند و بدین ترتیب کلیه دانشکده ها در حوزه معرفی دانشجو محتوا، متون و مدرسین وابستگی علمی به دانشگاه امام حسین(ع) دارند.** تسنیم: دانشگاه علوم پزشکی بقیةالله چگونه ادار ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » “تانک ذوالفقار” در سپاه هم عملیاتی است/ سپاه در هیچ کشوری پایگاه آموزشی ندارد  

درخواست حذف این مطلب
"تانک ذوالفقار" در سپاه هم عملیاتی است/ سپاه در هیچ کشوری پایگاه آموزشی نداردreviewed by on aug 1rating: گروه امنیتی- دفاعیخبرگزاری تسنیم – حسین دلیریان و سید محمد طاهری: دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) در سال ۱۳۶۵ با مأموریت تربیت نیروهای کادر مورد نیاز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد و از آن زمان تاکنون نقش بارزی در تربیت نیرو برای یگان ها و ماموریت های مختلف سپاه داشته است.در حال حاضر این دانشگاه با ۵ دانشکده تخصصی، مجری آموزش های بدو ورود و رسته های مشترک در سپاه است و توانسته با به روز کردن شیوه های آموزش بر مبنای تهدید محوری، پاسخگوی نیازهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون باشد.مهمترین محورهای سخنان سردار مهربان به شرح ذیل است:✅ تانک کرار پس از تولید توسط وزارت دفاع نمونه اولیه اش به مرکز زرهی ارتش داده می شود و آنها آموزش را شروع می کنند. ولی ما تانک ذوالفقار را در اختیار داریم و در دانشکده علوم و فنون زرهی آن را آموزش می دهیم. البته ما نفربر براق را هم که نفربر bmp- 1 روسی و دارای توپ ۳۰ میلیمتری است را هم آموزش می دهیم و همچنین تانک ذوالفقار به صورت عملیاتی در اختیار سپاه قرار دارد.✅ درباره ادعای اخیر رسانه های اسرائیلی مبنی بر اینکه ایران در برخی کشورهای منطقه، پایگاه آموزشی دارد: نیروی قدس هم مراکز آموزشی در سایر کشورها ندارد و حتی در سوریه هم از پادگان های آنجا برای انجام امور مستشاری استفاده می کنند. بعضی ها فکر می کنند ما در سایر کشورها این شرایط را تولید می کنیم نه اینطور نیست.✅ موضوع مستشاری یک بحث تعریف شده است. مستشاران از یگان های مختلف و دانشگاه امام حسین(ع) هم هستند. مربیان ما، نیروهای داوطلب و مردمی آنها مانند حشدالشعبی را آموزش می دهند. البته یکی دیگر از مقاصد ما برای اعزام مربیان کسب تجربه آنان از محیط ماموریت های مستشاری و استفاده از آن در آموزش های دانشگاه افسری است.✅ مثلا اگر کسی می خواهد در زرهی خدمت کند باید تانک مرکاوای ۴ اسرائیل، آبرامز آمریکایی و تی 90 روسی را بشناسد شاید روزی در مقابل این تانک ها قرار بگیرند. یا مثلا در مجموعه هوانیروز، خلبانان بالگردها باید آپاچی آمریکایی را به صورت جامع و کامل با تمام مقدوراتش بشناسند. بعد در تمرینات با این شرایط و مقدرات شیوه مقابله با دشمن فرضی را تمرین می کنند.✅نوع و محور تهدیدات را معاونت اطلاعات سپاه پس از بررسی به معاونت عملیات سپاه می دهد و کسی که تهدیدات و انواع آن را مشخص می کند معاونت عملیات سپاه است. ما در این زمینه نه صلاحیت داریم و نه نیازی است که حضور داشته باشیم. بر همین اساس در دوره های پایه ای جهت گیری به سمت دوره های عملی و میدانی است یعنی در این دوره ها غالب دروس به صورت کارگاهی و میدانی تدریس می شود.** متن کامل این مصاحبه را در ذیل بخوانید:** تسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ برای اولین سوال بفرمایید که چگونه وارد سپاه شدید و تا به امروز در کدام قسمت های سپاه خدمت کرده اید؟– سردار مهربان: ما یک نسلی هستیم که به ماجراجویی نوجوانی که رسیدیم، انقلاب شد تا آمدیم خودمان را بیابیم جنگ شروع شد و اسباب بازی های مان واقعی شد. من یک بار بیشتر جبهه نرفتم و هم نشینی با دوستان آن قدر مؤثر بود که تا انتهای جنگ در جبهه ماندم. در دوران دفاع مقدس در اوایل که ما جوان بودیم، تخریب هم جلوه جوان پسندی داشت، پس تخریبچی شدم. از نیمه دوم سال 62 تا پایان جنگ در زرهی مشغول شدم و آخرین مسئولیتم فرماندهی گردان بوده است.بعد از جنگ به واسطه توصیه فرمانده شهیدمان وارد حوزه آموزش شدم و به عنوان مربی، مدرس، مدیر گروه، معاون آموزش و فرمانده دانشکده مشغول بودم و الان هم به عنوان معاون آموزش دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) در خدمت شما هستم.** تسنیم: منظور از آموزش در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری چیست و اصولا چه کارهایی در این زمینه انجام می شود؟– سردار مهربان: کلمه آموزش موقعی شکل می گیرد که برمبنای رفع یک نیاز باشد. در همه سازمان های دنیا افرادی را جذب می کنند و فرآیندی به نام گزینش وجود دارد که در آن، افراد برای یک سازمان با اهداف و انتظارات خاص جذب شده اند. یعنی این افراد باید یک سطح از دانش و آگاهی را در حوزه مدنظر، داشته باشند و این سطح به عنوان پایه در جذب افراد است. این سطح در سپاه نزدیک به 25 تا 30 درصد است که اگر فرد دارای این شرایط بود، وارد فرآیند گزینش می شود.فرآیندی که برمبنای آن مشخص شده که این فرد برای چه کاری و چه هدفی گزینش شده مبنای آموزش را مشخص می کند. برای ما بخصوص در دانشگاه افسری امام حسین (ع)، ۵ حوزه عمده وجود دارد که افراد باید در آموزش ها و آمادگی قابل قبولی برای ایفای نقش در این حوزه های ماموریتی که شامل حوزه ماموریتی سخت، نیمه سخت، نرم، عمق بخشی داخلی و عمق بخشی خارجی است، برسند.پس از آن ما انتظارات مان را تعریف می کنیم و می گوییم افراد پس از گذراندن دوره آموزش بدو ورود باید چه قابلیت هایی داشته باشند و بر مبنای آن ما باید برنامه تفصیلی، شرح درس، روش اجرای این منابع و محتوا و اینکه توسط چه اساتیدی و در چه محیطی تدریس شود را بررسی می کنیم. پس از آنکه برنامه تفصیلی در دانشگاه مشخص شد، عنوان و سرفصل دروس و جزئیات آن را مشخص می کنیم و بعد می گوییم نحوه ارائه درس باید چگونه باشد که به ۳ صورت نظری، عملی و صحرایی درمی آید.** تهدید محوری؛ مبنای کلی آموزش در دانشگاه امام حسین(ع)برمبنای محورهای کلی و انتظارات ما، اسناد بالادستی مشخص شده است در نظام جمهوری اسلامی اسناد رده یک ما منابع دینی هستند، پس از آن منابع قانونی و بعد از آن تدابیر ولایی قرار دارند. چون در رصدهایی که داریم یک مبانی ثابت و متغیر در اسناد بالادستی وجود دارد به شرایط محیطی می رسیم و همه اینها یک کلیدواژه دورنمایی هم دارد و آن تهدیدمحوری است.تهدیدمحوری یعنی در آینده وضعیت ماموریتی که ما ترسیم می کنیم، در هر مقطع زمانی نوع تهدیدات ما چگونه است و برهمین مبنا آموزش های ما باید تهدیدمحور باشد. البته ما نمی توانیم همه متغیرها را تعریف کنیم ولی محتمل ترین آنها را تعریف کرده و آموزش ها را برمبنای آن هدایت می کنیم. حال یک سوال پیش می آید که آیا این برنامه ها ثابت است یا خیر؟ این برنامه ها معمولا یک تا سه ساله برنامه ریزی شده و قطعا پس از گذشت ۳ سال باید در آن بازنگری شود. این تعریف کلی از فرآیند آموزش پیش از رسیدن نیروها به دست ما است. بحث تهدید محور بودن تعیین کننده و موثر در حوزه فرآیند محتوا و برنامه ریزی تفصیلی است.در حوزه آموزش ۵ موضوع مبنای آموزش است: ۱- محیط آموزش، ۲- محتوای آموزش، ۳- مدرس و اساتید، ۴- جامعه هدف ( فراگیران) ، ۵- روش و فرآیند. این بسته کاری یک مجموعه آموزشی است که همه جای دنیا از آن تبعیت می شود و اصول تعریف شده برای هر مرکز آموزشی است. دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) متولی آموزش های بدو ورود سازمانی در همه حوزه ها در سطح ۵ نیروی سپاه و تمام یگان هاست.آموزش های بدو ورود ۳ مرحله دارد؛ ابتدا تمام افراد یکسری آموزش های عمومی را می گذرانند، یعنی اگر فرد می خواهد عنصر رزمی، نسبتا رزمی یا کادر اداری شود و… باید صرف اینکه عضو سازمان سپاه است این دوره های عمومی را به مدت یک سال که به آن دوره عمومی پاسداری می گوییم بگذراند. یعنی ما افراد را با دیپلم و از طریق آزمون ساختارمند و جهت دار(ما از طریق آزمون سراسری جذب نداریم) جذب می کنیم.یعنی اول گزینش افراد دارای صلاحیت و واجدین شرایط را جذب کرده و برای آزمون علمی تحویل دانشگاه می دهد. پس از اینکه فرد در آزمون علمی موفق شد وارد فرآیند تکمیلی گزینش می شود، یعنی می رود برای چک شدن ویژگی های عمومی. مثلا اگر کسی می خواهد در سپاه پزشک شود باید این دوره عمومی پاسداری را بگذراند، یعنی اگر امروز یک پزشک سپاه برای مأموریت به یک منطقه اعزام شود قابلیت دست گرفتن سلاح و توانمندی تاکتیکی به عنوان یک رزمنده تک ور را دارد.ما در سپاه یک جذب هدفمند تحت عنوان عضویابی داریم یعنی در هر رده عضویاب ها افرادی را معرفی می کنند و بعد از آنکه ویژگی های این فرد بررسی شد، مشخص می شود که برای چه کاری در نظر گرفته شود. در مرحله دوم افراد پس از گذراندن دوره عمومی پاسداری به مدت ۲ تا ۳ سال و نیم برای گذراندن آموزش های پایه و پایه تخصصی وارد دانشکده های علوم و فنون نیروها می شوند.**دانشگاه امام حسین با ۵ دانشکده مجری آموزش رسته های مشترکهمه این دوره ها که تکمیل شد مرجع صدور مدارک علمی دانشگاه افسری امام حسین(ع) است و دانشکده نیروها از لحاظ علمی وابسته به دانشگاه افسری هستند. این مرحله که تمام شد افراد برای ۶ ماه دوره ای تخصصی تحت عنوان دوره مقدماتی رسته ای را می گذرانند و پس آن فرد آماده ورود به سازمان سپاه است.بعضی تخصص ها و رسته ها مشترک هستند که متولی آموزش آنها خود دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ما یک دانشکده علوم انسانی با ۷ گروه علمی داریم که متولی آموزش رسته های مشترک است. مثلا اگر فردی بعد از دوره عمومی می خواهد در برنامه و بودجه یک رده کار کند، در دانشکده علوم انسانی در گروه بودجه دفاعی تحصیل می کند و بعد با رسته دارایی وارد سازمان می شود.یکسری دیگر از رسته ها مثل جنگ الکترونیک، مهندسی و فاوا و… که مشترک است در دانشگاه فنی و مهندسی تدریس می شود. یک دانشکده اطلاعات هم داریم که متولی تربیت نیروهای سازمان و معاونت اطلاعات سپاه است. دانشگاه افسری امام حسین دارای ۵ دانشکده علوم پایه جهادی، فرهنگی و تربیتی رسالت (علوم انسانی)، فنی و مهندسی، اطلاعات و دانشکده امنیت است.انتخاب هیئت علمی و نظارت بر فرآیند آموزش و برنامه ریزی تحصیلی دانشکده های علوم و فنون نیروها با دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ولی این دانشکده ها از نظر اداره کاملا تحت امر نیروهای خودشان هستند و بدین ترتیب کلیه دانشکده ها در حوزه معرفی دانشجو محتوا، متون و مدرسین وابستگی علمی به دانشگاه امام حسین(ع) دارند. ...

ادامه مطلب  

سپاه در هیچ کشوری پایگاه آموزشی ندارد  

درخواست حذف این مطلب
در حال حاضر این دانشگاه با 5 دانشکده تخصصی، مجری آموزش های بدو ورود و رسته های مشترک در سپاه است و توانسته با به روز کردن شیوه های آموزش بر مبنای تهدید محوری، پاسخگوی نیازهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون باشد. در ادامه متن مصاحبه با سردار مهربان معاون دانشگاه افسری سپاه آمده است.با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ برای اولین سوال بفرمایید که چگونه وارد سپاه شدید و تا به امروز در کدام قسمت های سپاه خدمت کرده اید؟- سردار مهربان: ما یک نسلی هستیم که به ماجراجویی نوجوانی که رسیدیم، انقلاب شد تا آمدیم خودمان را بیابیم جنگ شروع شد و اسباب بازی های مان واقعی شد. من یک بار بیشتر جبهه نرفتم و هم نشینی با دوستان آن قدر مؤثر بود که تا انتهای جنگ در جبهه ماندم. در دوران دفاع مقدس در اوایل که ما جوان بودیم، تخریب هم جلوه جوان پسندی داشت، پس تخریبچی شدم. از نیمه دوم سال 62 تا پایان جنگ در زرهی مشغول شدم و آخرین مسئولیتم فرماندهی گردان بوده استبعد از جنگ به واسطه توصیه فرمانده شهیدمان وارد حوزه آموزش شدم و به عنوان مربی، مدرس، مدیر گروه، معاون آموزش و فرمانده دانشکده مشغول بودم و الان هم به عنوان معاون آموزش دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) در خدمت شما هستم.منظور از آموزش در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری چیست و اصولا چه کارهایی در این زمینه انجام می شود؟- سردار مهربان: کلمه آموزش موقعی شکل می گیرد که برمبنای رفع یک نیاز باشد. در همه سازمان های دنیا افرادی را جذب می کنند و فرآیندی به نام گزینش وجود دارد که در آن، افراد برای یک سازمان با اهداف و انتظارات خاص جذب شده اند. یعنی این افراد باید یک سطح از دانش و آگاهی را در حوزه مدنظر، داشته باشند و این سطح به عنوان پایه در جذب افراد است. این سطح در سپاه نزدیک به 25 تا 30 درصد است که اگر فرد دارای این شرایط بود، وارد فرآیند گزینش می شود.فرآیندی که برمبنای آن مشخص شده که این فرد برای چه کاری و چه هدفی گزینش شده مبنای آموزش را مشخص می کند. برای ما بخصوص در دانشگاه افسری امام حسین (ع)، 5 حوزه عمده وجود دارد که افراد باید در آموزش ها و آمادگی قابل قبولی برای ایفای نقش در این حوزه های ماموریتی که شامل حوزه ماموریتی سخت، نیمه سخت، نرم، عمق بخشی داخلی و عمق بخشی خارجی است، برسند.پس از آن ما انتظارات مان را تعریف می کنیم و می گوییم افراد پس از گذراندن دوره آموزش بدو ورود باید چه قابلیت هایی داشته باشند و بر مبنای آن ما باید برنامه تفصیلی، شرح درس، روش اجرای این منابع و محتوا و اینکه توسط چه اساتیدی و در چه محیطی تدریس شود را بررسی می کنیم. پس از آنکه برنامه تفصیلی در دانشگاه مشخص شد، عنوان و سرفصل دروس و جزئیات آن را مشخص می کنیم و بعد می گوییم نحوه ارائه درس باید چگونه باشد که به 3 صورت نظری، عملی و صحرایی درمی آید.برمبنای محورهای کلی و انتظارات ما، اسناد بالادستی مشخص شده است در نظام جمهوری اسلامی اسناد رده یک ما منابع دینی هستند، پس از آن منابع قانونی و بعد از آن تدابیر ولایی قرار دارند. چون در رصدهایی که داریم یک مبانی ثابت و متغیر در اسناد بالادستی وجود دارد به شرایط محیطی می رسیم و همه اینها یک کلیدواژه دورنمایی هم دارد و آن تهدیدمحوری است.تهدیدمحوری یعنی در آینده وضعیت ماموریتی که ما ترسیم می کنیم، در هر مقطع زمانی نوع تهدیدات ما چگونه است و برهمین مبنا آموزش های ما باید تهدیدمحور باشد. البته ما نمی توانیم همه متغیرها را تعریف کنیم ولی محتمل ترین آنها را تعریف کرده و آموزش ها را برمبنای آن هدایت می کنیم. حال یک سوال پیش می آید که آیا این برنامه ها ثابت است یا خیر؟ این برنامه ها معمولا یک تا سه ساله برنامه ریزی شده و قطعا پس از گذشت 3 سال باید در آن بازنگری شود. این تعریف کلی از فرآیند آموزش پیش از رسیدن نیروها به دست ما است. بحث تهدیدمحور بودن تعیین کننده و موثر در حوزه فرآیند محتوا و برنامه ریزی تفصیلی است.در حوزه آموزش 5 موضوع مبنای آموزش است: 1- محیط آموزش، 2- محتوای آموزش، 3- مدرس و اساتید، 4- جامعه هدف ( فراگیران) ، 5- روش و فرآیند. این بسته کاری یک مجموعه آموزشی است که همه جای دنیا از آن تبعیت می شود و اصول تعریف شده برای هر مرکز آموزشی است. دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) متولی آموزش های بدو ورود سازمانی در همه حوزه ها در سطح 5 نیروی سپاه و تمام یگان هاست.آموزش های بدو ورود 3 مرحله دارد؛ ابتدا تمام افراد یکسری آموزش های عمومی را می گذرانند، یعنی اگر فرد می خواهد عنصر رزمی، نسبتا رزمی یا کادر اداری شود و... باید صرف اینکه عضو سازمان سپاه است این دوره های عمومی را به مدت یک سال که به آن دوره عمومی پاسداری می گوییم بگذراند. یعنی ما افراد را با دیپلم و از طریق آزمون ساختارمند و جهت دار(ما از طریق آزمون سراسری جذب نداریم) جذب می کنیم.یعنی اول گزینش افراد دارای صلاحیت و واجدین شرایط را جذب کرده و برای آزمون علمی تحویل دانشگاه می دهد. پس از اینکه فرد در آزمون علمی موفق شد وارد فرآیند تکمیلی گزینش می شود، یعنی می رود برای چک شدن ویژگی های عمومی. مثلا اگر کسی می خواهد در سپاه پزشک شود باید این دوره عمومی پاسداری را بگذراند، یعنی اگر امروز یک پزشک سپاه برای مأموریت به یک منطقه اعزام شود قابلیت دست گرفتن سلاح و توانمندی تاکتیکی به عنوان یک رزمنده تک ور را دارد.ما در سپاه یک جذب هدفمند تحت عنوان عضویابی داریم یعنی در هر رده عضویاب ها افرادی را معرفی می کنند و بعد از آنکه ویژگی های این فرد بررسی شد، مشخص می شود که برای چه کاری در نظر گرفته شود. در مرحله دوم افراد پس از گذراندن دوره عمومی پاسداری به مدت 2 تا 3 سال و نیم برای گذراندن آموزش های پایه و پایه تخصصی وارد دانشکده های علوم و فنون نیروها می شوند.همه این دوره ها که تکمیل شد مرجع صدور مدارک علمی دانشگاه افسری امام حسین(ع) است و دانشکده نیروها از لحاظ علمی وابسته به دانشگاه افسری هستند. این مرحله که تمام شد افراد برای 6 ماه دوره ای تخصصی تحت عنوان دوره مقدماتی رسته ای را می گذرانند و پس آن فرد آماده ورود به سازمان سپاه است.بعضی تخصص ها و رسته ها مشترک هستند که متولی آموزش آنها خود دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ما یک دانشکده علوم انسانی با 7 گروه علمی داریم که متولی آموزش رسته های مشترک است. مثلا اگر فردی بعد از دوره عمومی می خواهد در برنامه و بودجه یک رده کار کند، در دانشکده علوم انسانی در گروه بودجه دفاعی تحصیل می کند و بعد با رسته دارایی وارد سازمان می شود.یکسری دیگر از رسته ها مثل جنگ الکترونیک، مهندسی و فاوا و... که مشترک است در دانشگاه فنی و مهندسی تدریس می شود. یک دانشکده اطلاعات هم داریم که متولی تربیت نیروهای سازمان و معاونت اطلاعات سپاه است. دانشگاه افسری امام حسین دارای 5 دانشکده علوم پایه جهادی، فرهنگی و تربیتی رسالت (علوم انسانی)، فنی و مهندسی، اطلاعات و دانشکده امنیت است.انتخاب هیئت علمی و نظارت بر فرآیند آموزش و برنامه ریزی تحصیلی دانشکده های علوم و فنون نیروها با دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ولی این دانشکده ها از نظر اداره کاملا تحت امر نیروهای خودشان هستند و بدین ترتیب کلیه دانشکده ها در حوزه معرفی دانشجو محتوا، متون و مدرسین وابستگی علمی به دانشگاه امام حسین(ع) دارند. دانشگاه علوم پزشکی بقیةالله چگونه اداره می شود؟- سردار مهربان: این دانشگاه و دانشگاه جامع امام حسین(ع) مستقل بوده و از نظر اداره زیر نظر فرمانده کل سپاه هستند، اما از لحاظ قوانین و متون آموزشی از قوانین وزارت علوم و قوانین داخلی سپاه تبعیت می کنند. روند شناسایی تهدیدات در سپاه چگونه است؟- سردار مهربان: نوع و محور تهدیدات را معاونت اطلاعات سپاه پس از بررسی به معاونت عملیات سپاه می دهد و کسی که تهدیدات و انواع آن را مشخص می کند معاونت عملیات سپاه است. ما در این زمینه نه صلاحیت داریم و نه نیازی است که حضور داشته باشیم. بر همین اساس در دوره های پایه ای جهت گیری به سمت دوره های عملی و میدانی است یعنی در این دوره ها غالب دروس به صورت کارگاهی و میدانی تدریس می شود.چند سرفصل تهدیدمحور در آموزش دانشگاه دارید؟- سردار مهربان: همه سرفصل های آموزشی ما تهدیدمحور است. در یک مقطعی در سنوات گذشته تهدیدات نرم شدت بیشتری پیدا کرد پس این موضوع در عنوان و شیوه اجرای دروس ما خودش را نشان می دهد.امروز اولویت اول شما برای آموزش مسائل تهدیدمحور چیست؟- سردار مهربان: زمانی که ...

ادامه مطلب  

سپاه در هیچ کشوری پایگاه آموزشی ندارد/ تانک ذوالفقار در سپاه هم عملیاتی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) در سال 1365 با مأموریت تربیت نیروهای کادر مورد نیاز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد و از آن زمان تاکنون نقش بارزی در تربیت نیرو برای یگان ها و ماموریت های مختلف سپاه داشته است.در حال حاضر این دانشگاه با 5 دانشکده تخصصی، مجری آموزش های بدو ورود و رسته های مشترک در سپاه است و توانسته با به روز کردن شیوه های آموزش بر مبنای تهدید محوری، پاسخگوی نیازهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون باشد. در ادامه متن مصاحبه با سردار مهربان معاون دانشگاه افسری سپاه آمده است.چگونه وارد سپاه شدید و تا به امروز در کدام قسمت های سپاه خدمت کرده اید؟- سردار مهربان: ما یک نسلی هستیم که به ماجراجویی نوجوانی که رسیدیم، انقلاب شد تا آمدیم خودمان را بیابیم جنگ شروع شد و اسباب بازی های مان واقعی شد. من یک بار بیشتر جبهه نرفتم و هم نشینی با دوستان آن قدر مؤثر بود که تا انتهای جنگ در جبهه ماندم. در دوران دفاع مقدس در اوایل که ما جوان بودیم، تخریب هم جلوه جوان پسندی داشت، پس تخریبچی شدم. از نیمه دوم سال 62 تا پایان جنگ در زرهی مشغول شدم و آخرین مسئولیتم فرماندهی گردان بوده است. بعد از جنگ به واسطه توصیه فرمانده شهیدمان وارد حوزه آموزش شدم و به عنوان مربی، مدرس، مدیر گروه، معاون آموزش و فرمانده دانشکده مشغول بودم و الان هم به عنوان معاون آموزش دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) در خدمت شما هستم.منظور از آموزش در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری چیست و اصولا چه کارهایی در این زمینه انجام می شود؟- سردار مهربان: کلمه آموزش موقعی شکل می گیرد که برمبنای رفع یک نیاز باشد. در همه سازمان های دنیا افرادی را جذب می کنند و فرآیندی به نام گزینش وجود دارد که در آن، افراد برای یک سازمان با اهداف و انتظارات خاص جذب شده اند. یعنی این افراد باید یک سطح از دانش و آگاهی را در حوزه مدنظر، داشته باشند و این سطح به عنوان پایه در جذب افراد است. این سطح در سپاه نزدیک به 25 تا 30 درصد است که اگر فرد دارای این شرایط بود، وارد فرآیند گزینش می شود.فرآیندی که برمبنای آن مشخص شده که این فرد برای چه کاری و چه هدفی گزینش شده مبنای آموزش را مشخص می کند. برای ما بخصوص در دانشگاه افسری امام حسین (ع)، 5 حوزه عمده وجود دارد که افراد باید در آموزش ها و آمادگی قابل قبولی برای ایفای نقش در این حوزه های ماموریتی که شامل حوزه ماموریتی سخت، نیمه سخت، نرم، عمق بخشی داخلی و عمق بخشی خارجی است، برسند.پس از آن ما انتظارات مان را تعریف می کنیم و می گوییم افراد پس از گذراندن دوره آموزش بدو ورود باید چه قابلیت هایی داشته باشند و بر مبنای آن ما باید برنامه تفصیلی، شرح درس، روش اجرای این منابع و محتوا و اینکه توسط چه اساتیدی و در چه محیطی تدریس شود را بررسی می کنیم. پس از آنکه برنامه تفصیلی در دانشگاه مشخص شد، عنوان و سرفصل دروس و جزئیات آن را مشخص می کنیم و بعد می گوییم نحوه ارائه درس باید چگونه باشد که به 3 صورت نظری، عملی و صحرایی درمی آید.برمبنای محورهای کلی و انتظارات ما، اسناد بالادستی مشخص شده است در نظام جمهوری اسلامی اسناد رده یک ما منابع دینی هستند، پس از آن منابع قانونی و بعد از آن تدابیر ولایی قرار دارند. چون در رصدهایی که داریم یک مبانی ثابت و متغیر در اسناد بالادستی وجود دارد به شرایط محیطی می رسیم و همه اینها یک کلیدواژه دورنمایی هم دارد و آن تهدیدمحوری است.تهدیدمحوری یعنی در آینده وضعیت ماموریتی که ما ترسیم می کنیم، در هر مقطع زمانی نوع تهدیدات ما چگونه است و برهمین مبنا آموزش های ما باید تهدیدمحور باشد. البته ما نمی توانیم همه متغیرها را تعریف کنیم ولی محتمل ترین آنها را تعریف کرده و آموزش ها را برمبنای آن هدایت می کنیم. حال یک سوال پیش می آید که آیا این برنامه ها ثابت است یا خیر؟ این برنامه ها معمولا یک تا سه ساله برنامه ریزی شده و قطعا پس از گذشت 3 سال باید در آن بازنگری شود. این تعریف کلی از فرآیند آموزش پیش از رسیدن نیروها به دست ما است. بحث تهدیدمحور بودن تعیین کننده و موثر در حوزه فرآیند محتوا و برنامه ریزی تفصیلی است.در حوزه آموزش 5 موضوع مبنای آموزش است: 1- محیط آموزش، 2- محتوای آموزش، 3- مدرس و اساتید، 4- جامعه هدف ( فراگیران) ، 5- روش و فرآیند. این بسته کاری یک مجموعه آموزشی است که همه جای دنیا از آن تبعیت می شود و اصول تعریف شده برای هر مرکز آموزشی است. دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) متولی آموزش های بدو ورود سازمانی در همه حوزه ها در سطح 5 نیروی سپاه و تمام یگان هاست.آموزش های بدو ورود 3 مرحله دارد؛ ابتدا تمام افراد یکسری آموزش های عمومی را می گذرانند، یعنی اگر فرد می خواهد عنصر رزمی، نسبتا رزمی یا کادر اداری شود و... باید صرف اینکه عضو سازمان سپاه است این دوره های عمومی را به مدت یک سال که به آن دوره عمومی پاسداری می گوییم بگذراند. یعنی ما افراد را با دیپلم و از طریق آزمون ساختارمند و جهت دار(ما از طریق آزمون سراسری جذب نداریم) جذب می کنیم.یعنی اول گزینش افراد دارای صلاحیت و واجدین شرایط را جذب کرده و برای آزمون علمی تحویل دانشگاه می دهد. پس از اینکه فرد در آزمون علمی موفق شد وارد فرآیند تکمیلی گزینش می شود، یعنی می رود برای چک شدن ویژگی های عمومی. مثلا اگر کسی می خواهد در سپاه پزشک شود باید این دوره عمومی پاسداری را بگذراند، یعنی اگر امروز یک پزشک سپاه برای مأموریت به یک منطقه اعزام شود قابلیت دست گرفتن سلاح و توانمندی تاکتیکی به عنوان یک رزمنده تک ور را دارد.ما در سپاه یک جذب هدفمند تحت عنوان عضویابی داریم یعنی در هر رده عضویاب ها افرادی را معرفی می کنند و بعد از آنکه ویژگی های این فرد بررسی شد، مشخص می شود که برای چه کاری در نظر گرفته شود. در مرحله دوم افراد پس از گذراندن دوره عمومی پاسداری به مدت 2 تا 3 سال و نیم برای گذراندن آموزش های پایه و پایه تخصصی وارد دانشکده های علوم و فنون نیروها می شوند.همه این دوره ها که تکمیل شد مرجع صدور مدارک علمی دانشگاه افسری امام حسین(ع) است و دانشکده نیروها از لحاظ علمی وابسته به دانشگاه افسری هستند. این مرحله که تمام شد افراد برای 6 ماه دوره ای تخصصی تحت عنوان دوره مقدماتی رسته ای را می گذرانند و پس آن فرد آماده ورود به سازمان سپاه است.بعضی تخصص ها و رسته ها مشترک هستند که متولی آموزش آنها خود دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ما یک دانشکده علوم انسانی با 7 گروه علمی داریم که متولی آموزش رسته های مشترک است. مثلا اگر فردی بعد از دوره عمومی می خواهد در برنامه و بودجه یک رده کار کند، در دانشکده علوم انسانی در گروه بودجه دفاعی تحصیل می کند و بعد با رسته دارایی وارد سازمان می شود.یکسری دیگر از رسته ها مثل جنگ الکترونیک، مهندسی و فاوا و... که مشترک است در دانشگاه فنی و مهندسی تدریس می شود. یک دانشکده اطلاعات هم داریم که متولی تربیت نیروهای سازمان و معاونت اطلاعات سپاه است. دانشگاه افسری امام حسین دارای 5 دانشکده علوم پایه جهادی، فرهنگی و تربیتی رسالت (علوم انسانی)، فنی و مهندسی، اطلاعات و دانشکده امنیت است.انتخاب هیئت علمی و نظارت بر فرآیند آموزش و برنامه ریزی تحصیلی دانشکده های علوم و فنون نیروها با دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ولی این دانشکده ها از نظر اداره کاملا تحت امر نیروهای خودشان هستند و بدین ترتیب کلیه دانشکده ها در حوزه معرفی دانشجو محتوا، متون و مدرسین وابستگی علمی به دانشگاه امام حسین(ع) دارند.دانشگاه علوم پزشکی بقیةالله چگونه اداره می شود؟- سردار مهربان: این دانشگاه و دانشگاه جامع امام حسین(ع) مستقل بوده و از نظر اداره زیر نظر فرمانده کل سپاه هستند، اما از لحاظ قوانین و متون آموزشی از قوانین وزارت علوم و قوانین داخلی سپاه تبعیت می کنند.روند شناسایی تهدیدات در سپاه چگونه است؟- سردار مهربان: نوع و محور تهدیدات را معاونت اطلاعات سپاه پس از بررسی به معاونت عملیات سپاه می دهد و کسی که تهدیدات و انواع آن را مشخص می کند معاونت عملیات سپاه است. ما در این زمینه نه صلاحیت داریم و نه نیازی است که حضور داشته باشیم. بر همین اساس در دوره های پایه ای جهت گیری به سمت دوره های عملی و میدانی است یعنی در این دوره ها غالب دروس به صورت کارگاهی و میدانی تدریس می شود.چند سرفصل تهدیدمحور در آموزش دانشگاه دارید؟- سردار مهربان: همه سرفصل های آموزشی ما تهدیدمحور است. در یک مقطعی در سنوات گذشته تهدیدات نرم شدت بیشتری پیدا کرد پس این موضوع در عنوان و شیوه اجرای دروس ما خودش را نشان می دهد.امروز اولوی ...

ادامه مطلب  

سپاه در هیچ کشوری پایگاه آموزشی ندارد  

درخواست حذف این مطلب
معاون دانشگاه افسری سپاه می گوید:در هیچ کشوری پایگاه آموزشی ندارد. دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) در سال ۱۳۶۵ با مأموریت تربیت نیروهای کادر مورد نیاز سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تأسیس شد و از آن زمان تاکنون نقش بارزی در تربیت نیرو برای یگان ها و ماموریت های مختلف سپاه داشته است.در حال حاضر این دانشگاه با ۵ دانشکده تخصصی، مجری آموزش های بدو ورود و رسته های مشترک در سپاه است و توانسته با به روز کردن شیوه های آموزش بر مبنای تهدید محوری، پاسخگوی نیازهای سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی در حوزه های گوناگون باشد. در ادامه متن مصاحبه با سردار مهربان معاون دانشگاه افسری سپاه آمده است.چگونه وارد سپاه شدید و تا به امروز در کدام قسمت های سپاه خدمت کرده اید؟- سردار مهربان: ما یک نسلی هستیم که به ماجراجویی نوجوانی که رسیدیم، انقلاب شد تا آمدیم خودمان را بیابیم جنگ شروع شد و اسباب بازی های مان واقعی شد. من یک بار بیشتر جبهه نرفتم و هم نشینی با دوستان آن قدر مؤثر بود که تا انتهای جنگ در جبهه ماندم. در دوران دفاع مقدس در اوایل که ما جوان بودیم، تخریب هم جلوه جوان پسندی داشت، پس تخریبچی شدم. از نیمه دوم سال ۶۲ تا پایان جنگ در زرهی مشغول شدم و آخرین مسئولیتم فرماندهی گردان بوده است. بعد از جنگ به واسطه توصیه فرمانده شهیدمان وارد حوزه آموزش شدم و به عنوان مربی، مدرس، مدیر گروه، معاون آموزش و فرمانده دانشکده مشغول بودم و الان هم به عنوان معاون آموزش دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) در خدمت شما هستم.منظور از آموزش در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری چیست و اصولا چه کارهایی در این زمینه انجام می شود؟- سردار مهربان: کلمه آموزش موقعی شکل می گیرد که برمبنای رفع یک نیاز باشد. در همه سازمان های دنیا افرادی را جذب می کنند و فرآیندی به نام گزینش وجود دارد که در آن، افراد برای یک سازمان با اهداف و انتظارات خاص جذب شده اند. یعنی این افراد باید یک سطح از دانش و آگاهی را در حوزه مدنظر، داشته باشند و این سطح به عنوان پایه در جذب افراد است. این سطح در سپاه نزدیک به ۲۵ تا ۳۰ درصد است که اگر فرد دارای این شرایط بود، وارد فرآیند گزینش می شود.فرآیندی که برمبنای آن مشخص شده که این فرد برای چه کاری و چه هدفی گزینش شده مبنای آموزش را مشخص می کند. برای ما بخصوص در دانشگاه افسری امام حسین (ع)، ۵ حوزه عمده وجود دارد که افراد باید در آموزش ها و آمادگی قابل قبولی برای ایفای نقش در این حوزه های ماموریتی که شامل حوزه ماموریتی سخت، نیمه سخت، نرم، عمق بخشی داخلی و عمق بخشی خارجی است، برسند.پس از آن ما انتظارات مان را تعریف می کنیم و می گوییم افراد پس از گذراندن دوره آموزش بدو ورود باید چه قابلیت هایی داشته باشند و بر مبنای آن ما باید برنامه تفصیلی، شرح درس، روش اجرای این منابع و محتوا و اینکه توسط چه اساتیدی و در چه محیطی تدریس شود را بررسی می کنیم. پس از آنکه برنامه تفصیلی در دانشگاه مشخص شد، عنوان و سرفصل دروس و جزئیات آن را مشخص می کنیم و بعد می گوییم نحوه ارائه درس باید چگونه باشد که به ۳ صورت نظری، عملی و صحرایی درمی آید.برمبنای محورهای کلی و انتظارات ما، اسناد بالادستی مشخص شده است در نظام جمهوری اسلامی اسناد رده یک ما منابع دینی هستند، پس از آن منابع قانونی و بعد از آن تدابیر ولایی قرار دارند. چون در رصدهایی که داریم یک مبانی ثابت و متغیر در اسناد بالادستی وجود دارد به شرایط محیطی می رسیم و همه اینها یک کلیدواژه دورنمایی هم دارد و آن تهدیدمحوری است.تهدیدمحوری یعنی در آینده وضعیت ماموریتی که ما ترسیم می کنیم، در هر مقطع زمانی نوع تهدیدات ما چگونه است و برهمین مبنا آموزش های ما باید تهدیدمحور باشد. البته ما نمی توانیم همه متغیرها را تعریف کنیم ولی محتمل ترین آنها را تعریف کرده و آموزش ها را برمبنای آن هدایت می کنیم. حال یک سوال پیش می آید که آیا این برنامه ها ثابت است یا خیر؟ این برنامه ها معمولا یک تا سه ساله برنامه ریزی شده و قطعا پس از گذشت ۳ سال باید در آن بازنگری شود. این تعریف کلی از فرآیند آموزش پیش از رسیدن نیروها به دست ما است. بحث تهدیدمحور بودن تعیین کننده و موثر در حوزه فرآیند محتوا و برنامه ریزی تفصیلی است.در حوزه آموزش ۵ موضوع مبنای آموزش است: ۱- محیط آموزش، ۲- محتوای آموزش، ۳- مدرس و اساتید، ۴- جامعه هدف ( فراگیران) ، ۵- روش و فرآیند. این بسته کاری یک مجموعه آموزشی است که همه جای دنیا از آن تبعیت می شود و اصول تعریف شده برای هر مرکز آموزشی است. دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) متولی آموزش های بدو ورود سازمانی در همه حوزه ها در سطح ۵ نیروی سپاه و تمام یگان هاست.آموزش های بدو ورود ۳ مرحله دارد؛ ابتدا تمام افراد یکسری آموزش های عمومی را می گذرانند، یعنی اگر فرد می خواهد عنصر رزمی، نسبتا رزمی یا کادر اداری شود و... باید صرف اینکه عضو سازمان سپاه است این دوره های عمومی را به مدت یک سال که به آن دوره عمومی پاسداری می گوییم بگذراند. یعنی ما افراد را با دیپلم و از طریق آزمون ساختارمند و جهت دار(ما از طریق آزمون سراسری جذب نداریم) جذب می کنیم.یعنی اول گزینش افراد دارای صلاحیت و واجدین شرایط را جذب کرده و برای آزمون علمی تحویل دانشگاه می دهد. پس از اینکه فرد در آزمون علمی موفق شد وارد فرآیند تکمیلی گزینش می شود، یعنی می رود برای چک شدن ویژگی های عمومی. مثلا اگر کسی می خواهد در سپاه پزشک شود باید این دوره عمومی پاسداری را بگذراند، یعنی اگر امروز یک پزشک سپاه برای مأموریت به یک منطقه اعزام شود قابلیت دست گرفتن سلاح و توانمندی تاکتیکی به عنوان یک رزمنده تک ور را دارد.ما در سپاه یک جذب هدفمند تحت عنوان عضویابی داریم یعنی در هر رده عضویاب ها افرادی را معرفی می کنند و بعد از آنکه ویژگی های این فرد بررسی شد، مشخص می شود که برای چه کاری در نظر گرفته شود. در مرحله دوم افراد پس از گذراندن دوره عمومی پاسداری به مدت ۲ تا ۳ سال و نیم برای گذراندن آموزش های پایه و پایه تخصصی وارد دانشکده های علوم و فنون نیروها می شوند.همه این دوره ها که تکمیل شد مرجع صدور مدارک علمی دانشگاه افسری امام حسین(ع) است و دانشکده نیروها از لحاظ علمی وابسته به دانشگاه افسری هستند. این مرحله که تمام شد افراد برای ۶ ماه دوره ای تخصصی تحت عنوان دوره مقدماتی رسته ای را می گذرانند و پس آن فرد آماده ورود به سازمان سپاه است.بعضی تخصص ها و رسته ها مشترک هستند که متولی آموزش آنها خود دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ما یک دانشکده علوم انسانی با ۷ گروه علمی داریم که متولی آموزش رسته های مشترک است. مثلا اگر فردی بعد از دوره عمومی می خواهد در برنامه و بودجه یک رده کار کند، در دانشکده علوم انسانی در گروه بودجه دفاعی تحصیل می کند و بعد با رسته دارایی وارد سازمان می شود.یکسری دیگر از رسته ها مثل جنگ الکترونیک، مهندسی و فاوا و... که مشترک است در دانشگاه فنی و مهندسی تدریس می شود. یک دانشکده اطلاعات هم داریم که متولی تربیت نیروهای سازمان و معاونت اطلاعات سپاه است. دانشگاه افسری امام حسین دارای ۵ دانشکده علوم پایه جهادی، فرهنگی و تربیتی رسالت (علوم انسانی)، فنی و مهندسی، اطلاعات و دانشکده امنیت است.انتخاب هیئت علمی و نظارت بر فرآیند آموزش و برنامه ریزی تحصیلی دانشکده های علوم و فنون نیروها با دانشگاه افسری امام حسین(ع) است ولی این دانشکده ها از نظر اداره کاملا تحت امر نیروهای خودشان هستند و بدین ترتیب کلیه دانشکده ها در حوزه معرفی دانشجو محتوا، متون و مدرسین وابستگی علمی به دانشگاه امام حسین(ع) دارند.دانشگاه علوم پزشکی بقیةالله چگونه اداره می شود؟- سردار مهربان: این دانشگاه و دانشگاه جامع امام حسین(ع) مستقل بوده و از نظر اداره زیر نظر فرمانده کل سپاه هستند، اما از لحاظ قوانین و متون آموزشی از قوانین وزارت علوم و قوانین داخلی سپاه تبعیت می کنند.روند شناسایی تهدیدات در سپاه چگونه است؟- سردار مهربان: نوع و محور تهدیدات را معاونت اطلاعات سپاه پس از بررسی به معاونت عملیات سپاه می دهد و کسی که تهدیدات و انواع آن را مشخص می کند معاونت عملیات سپاه است. ما در این زمینه نه صلاحیت داریم و نه نیازی است که حضور داشته باشیم. بر همین اساس در دوره های پایه ای جهت گیری به سمت دوره های عملی و میدانی است یعنی در این دوره ها غالب دروس به صورت کارگاهی و میدانی تدریس می شود.چند سرفصل تهدیدمحور در آموزش دانشگاه دارید؟- سردار مهربان: همه سرفصل های آموزشی ما تهدیدمحور است. در یک مقطعی در سنوات گذشته تهدیدات نرم شدت بیشتری پیدا کرد پس این موضوع در عنوان و ش ...

ادامه مطلب  

پرودگارا! روشنی بخش حقیقت معاد در دل مردم و دولت مردان ما باش  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش دفاع پرس از مشهد، انسان بالطبع به امور دنیایی و امور پست حیوانی تمایل دارد، اما وقتی بیشتر توجهات انسان معطوف به خداوند شد، خداوند لطف و عنایت خویش را شامل حال او می کند و لذت و طعم مناجات و گفت وگوی با خویش را به کام جانش می نشاند.بی شک بندگان مخلص خداوند که به عظمت حضرت باری تعالی واقف هستند و مقام رحمانیت و نعمت های پروردگار را می شناسند، لذت نجوا و گفت وگوی خصوصی با خدا را درک خواهند کرد.ماه مبارک رمضان فرصتی است تا به فرازهایی از مناجات شهدای خراسان رضوی که به حدیث دلدادگی آنان با حضرت حق اشاره داشته باشیم. خدایا!هر روز و هر دقیقه از عمر ما امتحان است، پس درخواست راهنمایی داریم. خدایا به ما دیدی بلند و همتی والا و اراده ای محکم بده تا امتحان این سرای گذرا که محل عبور همگان اعم از توانگر، درویش، عابد، زاهد و گناهکار است را با خوبی به پایان برسانیم. راه تو از مو باریک تر است و کمی غفلت به منزله کناره گرفتن از راه توست.شهید امین الله اصغریخداوندا!تو شاهدی که تمام هَّم و کوشش من جلب رضایت پدر و مادرم بود. خدایا! آنان را در زمره اولیاء خاص خود قرار ده و به آنان آن ببخش که در خور شأن خود توست.شهید سعید خسروجردی پروردگارا! تو را به فجر و عصر و شمس و قمر، به دلیل و ضحى، به سماء و المرسلات قسم مى‏ دهم که حقیقت معاد را در دل هاى مردم و دولت مردان ما بیفکن تا ایثار بیشترى از خود نشان دهند و تمامى سخنان امام را اجرا کنند، عقیده را فداى عقده‏ ها نکنند.شهید جواد دوراندیشخدایا! درکِمان از وجودت، عشق مان را به خودت، ایمان مان را به آخرت، صبرمان را در راه، شناختمان را به مکتب، عمل مان را به حرف ها، صداقت مان را در کنار مردم، تقوای مان را در عمل، ایثارمان را در زندگی، انفاق مان را در رزق، ارتباط مان را با قرآن، استقبال مان را از سختی، خضوع مان را در نماز، پذیرش مان را به انتقاد، شناخت مان را به خصلت های غلط و توانمان را در رفع آن خصلت­ ها، اندازه مان را در طعام و امکان هدایت مان را به صراط مستقیم بیفزا.شهید عباس سلیمی پرودگارا! سربازی هستیم از سربازان مکتب و هوای نصرت حسین (ع) آن سبز کربلای سرخ را در سر داریم و سرمایه جان یگانه پیشکشمان است... و این بار نسیم جان بخش رحمت خداوندی بود که بر چهره های عرق کرده و تن های زخم خورده می وزید و صبح صادق را نوید می داد در حالی که با خالق خویش زمزمه می کردیم «ربنا اغفر لی و لوالدی و للمومنین یوم و یقوم الحساب». «پس خداوندا! روز قارعه و یوم الحساب مرا سید و عبد الله و از طالبان رحمتت قرار ده»شهید سید عبدالله طالبیانخدایا! چنین فکر نمى کنم از آن حاجتى که به دنبال آن در راهت عمر باختم مرا بازگردانى. خدایا!عذرخواهى من از تو آن طور نیست که بى‏ نیاز به تو باشم. خدایا! رحم کن همان گونه که در این دنیا گناهانم را پوشاندى در آن دنیا نیز بپوشان. خدایا!طعم شیرین عبادت را که به من نچشاندى، طعم عفو و رحمتت را به من بچشان. تو خود مى دانى آنچه در دل دارم نمى ‏توانم بنویسم. تو خودت تمامى گناهان ریز و درشت و خطاهاى مرا ببخش، به حرمت محمد و آل محمد».سید محمد عرفانیان خداوندا! به جز این خون ناقابل که خود نیز امانتى است نزد ما، چیز دیگرى ندارم که تقدیم راهت سازم. بارالها! این خون را قبول درگاهت فرما و مرگ مرا شهادت در راهت قرار ده تا مانند جدم حسین (ع) در راه تو شهید شوم.خداوندا! بنده حقیر و ناچیزت را جزو بندگانى قرار ده که تو را شناختند و پس از شناخت، عاشقت شدند و سپس تو براى آن ها نواى (ارجعى الى ربک) سر دادى و آن ها را در صف بندگان و در بهشت داخل فرمودى.خدایا! از تو مى خواهم که مرا یارى کنى تا آن چه در توان دارم در راه اسلام عزیز بکار برم. به من اىخدا توانایى ده تا آنچه در توان دارم و تا آخرین قطره خونم را در راه دین نبى و فرستاده تو محمد (ص) فدا کنم.شهید سید حمیدرضا فراشباشیبارالها!، خالقا!، معبودا!، فریاد دردآلود بنده حقیر خویش را که دل جز به مهر تو نبسته و جز به پشتوانه کرم و عنایت تو به هیچ عروه ای معتصم نشده را بشنو و به عزت و کرامتت مرا در طریق خویش ثابت قدم دار. پروردگارا! تو می دانی که پیام ولی امر و پیشوایم هر بار ...

ادامه مطلب  

4 چالشی که مثبت شدن تراز تجاری کشور را زیر سوال می برد / ملموس نبودن آمارهای اقتصادی مثبت دولت +نمودار  

درخواست حذف این مطلب
پایگاه خبری اقتصادی تراز: یکی از عناصر اصلی توسعه اقتصادی هر کشور، سهم آن کشور از تجارت جهانی است. آمارها نشان می دهد برخلاف برخی از کشورهای همسایه و پیرامونی ما همانند امارات و ترکیه، ایران سهم زیادی در تجارت جهانی و تجارت منطقه ندارد.براساس گزارش سازمان تجارت جهانی (اینجا+) از سال 2008 تا 2015 میلادی، سهم ایران از صادرات کالا در دنیا کمتر از نیم درصد (0.34 درصد) بوده، که این میزان ایران را در رتبه 152 جهانی قرار می دهد، اما گزارش سال 2016 ، ایران با سقوط 22 پله ای به رتبه 170 جهان (سهم 0.27 درصدی) تنزل پیدا کرده است. همچنین در این سال سهم ما از صادرات کالا در خاورمیانه، 6.4 درصد می باشد.صرف نظر از آمارهای جهانی، آمارهای گمرک ایران حکایت از بهبود تراز تجاری کشور بعد از 37 سال(مثبت شدن تراز تجاری در سال 94 و 95) دارند. البته براساس اظهارات قاسم خورشیدی سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، میزان قاچاق کالا از 15.5 میلیارد دلار در سال 94 به حدود 12 الی 13 میلیارد دلار در سال 95 رسیده است. که این میزان حدود 30درصد کل واردات سال 95 است که در صورت واردات این کالاهای مصرفی از مبادی رسمی، از تراز تجاری مثبت خبری نبود.علی رغم تحرک رو به جلو و پیشرفت تجارت خارجی ایران در دوره روحانی، اما زوایای پنهانی مثبت شدن تراز تجاری ایران وجود دارد، که میزان رشد مورد ادعای دولت را مورد تردید قرار می دهد.1- کاهش واردات عامل مثبت شدن تراز تجارییکی از نقاط چالشی تراز مثبت تجاری در سال 94 و 95، مربوط به کاهش میزان واردات نسبت به سال 93 و 92 است.بر این اساس در سال 94 که تراز تجاری کشور مثبت شد، واردات کشور 41538 میلیون دلار است که نسبت به سال 93 حدود 10900 میلیون دلار (19.23 درصد) کاهش داشته است که این میزان واردات در سال 95 حدود 43684 میلیون دلار است که نسبت به سال قبل حدود 2146 میلیون دلار (4.91 درصد) رشد و نسبت به سال 93 حدود 8700 میلیون دلار (15.38درصد ) افت نشان می دهد.نمودار یک: کاهش واردات طی سال های 1395-1384میزان صادرات غیر نفتی ایران نیز در سال 94 حدود 42428 میلیون دلار است که نسبت به سال 93 حدود 5800 میلیون دلار کاهش یافته است. همچنین میزان صادرات غیرنفتی ایران در 95 حدود 43930 میلیون دلار است که نسبت به سال قبل 246 میلیون دلار (نیم درصد) افزایش یافته ولی نسبت به سال 93 حدود 10هزار میلیون دلار (20.40 درصد) کاهش داشته است.در این زمینه کاهش واردات کالاهای مصرفی و لوکس می تواند نوید عملکرد مثبت اقتصادی باشد اما بر اساس نمودار دو در سال 94 و 95 میزان واردات مواد اولیه (کالای واسطه ای) که نیاز صنایع را برطرف می کند، نسبت به سال 93 و سال های قبل کاهش یافته و به همین میزان، درصد ورود اقلام مصرفی افزایش یافته است.نمودار دو: اقلام عمده (بالای یک درصد از کل) وارداتی سال 95-932-نبود تنوع در بازار مراودات تجاری و سهم کم همسایگانتنوع بازار های بین المللی و تعداد زیاد شرکای تجاری از دیگر شاخص های مطلوب امنیت و تجارت پایدار خارجی است. بر این اساس در طول 4 ساله دولت روحانی، کشورهای چین، امارات ، کره جنوبی، ترکیه و هند مبادی اصلی واردات کالا به ایران بوده اند.جدول شماره یک نشان می دهد از مجموع کالاهای وارداتی به ایران، 10 کشور چین، امارات متحده عربی، کره جنوبی، ترکیه، آلمان، هند، روسیه، ایتالیا، برزیل، سوئیس، فرانسه و هلند حدود 79 درصد از کل واردات بازار ایران در سال 95 را به خود اختصاص داده اند.همچنین در زمینه صادرات نیز چین، امارات، عراق، ترکیه و کره جنوبی، هند، افغانستان، ژاپن، پاکستان، تایوان، ترکمنستان و عمان به ترتیب بزرگترین بازار صادراتی ایران هستند که آمار صادرات حدود 83 درصدی از کالاها به این 12 کشور، نشان از محدود بودن تجارت ایران با کشورهای خاص و عدم گستردگی آن و در نتیجه ناپایداری تجارت خارجی است.جدول یک: نبود تنوع در تجارت خارجی ایرانعلاوه براین یکی از نقاط قوت احتمالی تجارت خارجی هر کشوری، مراوده با دولت های همسایه است که علاوه بر ن ...

ادامه مطلب  

آغاز ویروس زدایی از نرم افزار تفکر ولایی/ بیست و پنج نکته در حاشیه "آتش به اختیار"  

درخواست حذف این مطلب
وحید جلیلی با حضور در برنامه جهان آرای شبکه افق ، به تفصیل نکات و شبهات مربوط به کلید واژه "آتش به اختیار "، که در دیدار دانشجویی ماه رمضان امسال رهبر انقلاب مطرح شد، را مورد بررسی قرار داد.1.فرصتی برای مرور مبانی جمهوری اسلامی کلیدواژه " آتش به اختیار" ؛ که آقا در این دیدار پرطراوت دانشجویی استفاده کردند بازتاب های زیادی داشت و دوست و دشمن راجع به آن حرف های متفاوتی زدند. خیلی مبارک و مغتنم است که ما همین را فرصت تلقی بکنیم، برای این که مبانی جمهوری اسلامی و تعاریف نظام را مرور بکنیم. بعضی از واکنش هایی که صورت گرفت، واقعاً مغرضانه بود. یعنی کاملاً مشخص بود که از روی غرض سعی کردند معنایی که آقا از این واژه مراد کرده بودند را تحریف بکنند. یکی از وظایف رهبری این است که معایب و نقایص نظام را ترمیم بکند. یعنی اگر یک جایی، یک ساز و کاری، یک سیستمی، یک دستگاهی دچار عیبی شد که آن عیب هم مزمن شد و علاج آن طولانی شد، این افتخار رهبر یک نظام نیست که در مقابل آن عیب سکوت بکند و پاسخ هایی که چندان قانع کننده هم نیست را بپذیرد و اجازه بدهد رویه ها و استانداردهای غلط جلوی آزاد شدن ظرفیت ها را بگیرد. 2.ولایت "مطلقه" ابزار مقابله با دیکتاتوری اصلاً وقتی که ما می گوییم ولایت "مطلقه" فقیه یعنی چه؟ چون دیدم بعضی ها دارند می گویند که:" این خلاف قانون است، می خواهند خارج از چارچوب ها عمل بکنند و ..." . اولاً که این نیست ولی حتی اگر این هم باشد. نظریه مترقی ولایت فقیه، طبق آن چیزی که حضرت امام تبیین کردند، حتی در چارچوب احکام اولیه و ثانویه هم محدود و محصور نمی شود. یعنی با حکم حکومتی حتی می تواند اینها را هم نقض بکند. یکی از دعواهای عمده ای که در طول حیات حضرت امام هم در جریان بود، همین بود که امام می فرمودند ولی فقیه حتی می تواند حج را هم تعطیل بکند. اگر ببیند که مصلحت جامعه دینی این است. حالا این چیزی که چند روز پیش در کلام رهبری بیان شده، این که اصلاً نه نفی قانون است، نه نفی یک اصلی است. حالا توضیح خواهم داد که معنای آن چیست. یکی از مهم ترین کارهای ولایت فقیه جلوگیری از دیکتاتوری است. وقتی که می گوییم ولایت مطلقه فقیه، نه تنها دیکتاتوری نیست بلکه یعنی دست ولی فقیه، (ولی فقیه کسی است که صلاحیت های حقیقی دارد و یک جمع بزرگی صلاحیت های حقیقی او را احراز کرده اند و به آن گواهی داده اند. ) باز باشد.3.آتش به اختیار در برابر دیکتاتوری ستادهای گیج ! ولایت مطلقه فقیه یعنی دست ولی فقیه باز باشد برای این که با دیکتاتوری مبارزه بکند، در هر شکل آن. خب. ما الان می بینیم. یک شیوه ای از دیکتاتوری که ما الان با آن مواجه هستیم، دیکتاتوری ستادها است. یعنی یک سری ستادهای ناکارآمد، سرگردان، بی برنامه و گیج، اینها در یک جایگاه هایی قرار گرفته اند. با آنها هم خیلی مماشات شده که شما طبق قانون این وظیفه تان را انجام بدهید. این جا این مشکلات را حل کنید. زمینه و بستر را فراهم بکنید، برای این که ظرفیت های انسانی جامعه و قابلیت های نرم افزاری کشور بتواند بیاید و در جهت پیشرفت حوزه های مختلف فرهنگی، هنری، رسانه ای و ... و... و نقش آفرینی بکند. خب اگر اینها سالیان سال این کار را نکردند بلکه بعضاً بر معایب شان افزوده شد و بر سرگشتگی خود اینها افزوده شد. خب باید چه کار بکنیم؟ باید بگوییم که ده ها هزار و بلکه صدها هزار فعال فرهنگی و اجتماعی که در این کشور هستند، بسوزند و بسازند؟ یا نه. اصلاً وظیفه رهبری این است که وقتی می بیند یک اختلال سیستمی وجود دارد، بیاید راهکار خودش را برای رفع آن ارائه بدهد. آن چیزی که آقا بیان کردند این بود که وقتی شما با اختلال سیستمی مواجه هستید، شما آتش به اختیار هستید. من تعجب می کنم بعضی ها با یک سری مواضع تند سعی کردند این را تحریف بکنند و یک حرف خیلی منطقی و بدیهی را زیر سؤال ببرند. 4.نفی آتش به اختیار و تلقی مضحک از سیستم من یک مثال بزنم. به نظرم قضیه را خیلی روشن بکند. فکر می کنم همه فیلم عصر جدید آقای چارلی چاپلین را دیده باشند. آن جا چه اتفاقی می افتد؟ آن جا اختلال سیستمی به وجود می آید ولی به آقای چارلی چاپلین القا شده که شما باید یک سری استانداردهایی را رعایت بکنی. یک آچاری دست شما هست. باید با آن آچار از سمت راست به سمت چپ، مثلاً چهل و پنج درجه هی این را بچرخانید. می بیند سیستم مختل شده ولی چون آتش به اختیار نیست، می گوید نه! من باید همان کلیشه ها، همان ضوابط، همان استانداردهایی که از بالا اعلام شده را پیگیری بکنم. بعد می بینید که نتیجه چقدر مضحک می شود. می شود یکی از کمدی ترین فیلم های تاریخ سینما را بر اساس یک چنین تلقی ای از سیستم ساخت.آنهایی که کلمه آتش به اختیار را نفهمیدند، معلوم است که یک چنین تلقی مضحکی از مسأله سیستم و کارکردهای سیستمی دارند. در هر سیستمی ممکن است اختلالاتی به وجود بیاید. به خصوص وقتی که شما با یک مجموعه انسانی طرف هستید. انسان یک موجودی است که عقل دارد و می تواند در جایگاه خودش آن اختلال را تشخیص بدهد و متناسب با آن اختلال و به اقتضای شرایط ، عکس العمل بهتری نشان بدهد که شما بتوانید آن خروجی اصلی را از سیستم بگیرید. اینها می گویند نه. اگر سیستم خروجی هم نداشت، نداشت. آن چیزی که موضوعیت دارد و آن چیزی که اصل است، آن فرایند است. به اصطلاح آن ضوابط اعلام شده و آن بخشنامه ها و ... و ... و است. بله. این تلقی غلط و غیر منطقی موجب می شود که شما به کسانی که با این سیستم سر و کار دارند توصیه بکنید که شما هم به اختلال سیستمی کمک بکنید! با اطاعت تان، با سکوت تان، با پذیرش اشتباهات خیلی خیلی واضح و خلاءهای خیلی خیلی واضح. این یک تعبیر راجع به این کلیدواژه ای است که مقام معظم رهبری به کار بردند. حالا مسائل دیگری هم می شود در مورد آن صحبت کرد. 5. فاصله صف و ستاد زیاد شده است این را نمی شود انکار کرد که به خصوص در حوزه فرهنگ، بین صف و ستاد یک فاصله غیر منطقی ایجاد شده و ستادها کمتر صف و اقتضائات آن را می فهمند و بسیاری از امکانات و اختیارات هم در اختیار آنها است. خب همین خیلی اختلال ایجاد می کند. من چند سال پیش یادداشتی به نام صف های خسته، ستادهای چاق و پادشاهان لخت نوشتم. آن زمان به خیلی ها بر خورد در آن جا همین را تبیین کرده بودیم که ستادها بد جور آماس کرده. بد جور فربه شده و چاق شده. ستادهای بی خاصیتی که خروجی هم ندارد. روز به زور هم هی دارد پر طمطراق تر می شود و عرض و طول آن بیشتر می شود. 6.تحریف ولایت پذیری بگذارید یک مقدار راحت تر صحبت بکنیم. ببینید، ما یک مفهومی به نام ولایت پذیری داریم. یکی از افتخارات تشیع و یکی از افتخارات جمهوری اسلامی است ولی هر مفهومی اگر درست تلقی نشود و به اندازه فهم نشود و به آن التزام نباشد، کم کم ممکن است تحریف بشود. من می خواهم آتش به اختیار را یک مقدار هم از این زاویه توضیح بدهم. ببینید، اگر در مورد مفهوم ولایت پذیری افراط بشود. کار به جایی برسد که فلان دهدار در فلان روستا هم بگوید اگر در برابر فلان کار غلط من، کاری که واضح غلط است، کسی بخواهد حرف بزند، این ضد ولایت فقیه است. خب این به ضد خودش تبدیل شده.7.ولایتی های ضد ولایت! اصلاً مفهوم ولایت در کنار مفهوم جمهوریت است، نه در برابر آن. نظام ما هم نظام ولایت فقیه است و هم نظام جمهوری اسلامی است. این دوتا دو روی یک سکه هستند. یعنی چی. همان طور که در بخش اول صحبتم عرض کردم. یکی از مهم ترین کارهای ولایت فقیه فضا باز کردن برای مردم است. جلوگیری از دیکتاتوری است. یعنی نظام ما اصلاً نظام مستضعفین است. مستضعفین یعنی چی. واژه مستضعف در قرآن یعنی چی. مستضعف کسی است که ضعیف نگه داشته می شود. جلوی شکوفایی ظرفیت ها و قابلیت هایش گرفته می شود. یعنی اجازه نمی دهد که ظرفیت های انسانی شکوفا بشود. اصلاً نظام دینی به وجود می آید و ولایت فقیه به صحنه می آید برای چی. برای این که تبعیض شکل نگیرد. برای این که همه بتوانند به طور یکسان به آن میزانی که خدا به آنها استعداد و قابلیت داده رشد بکنند. نظام رشد است. اگر یک عده آمدند در مقابل شکوفایی خیلی از ظرفیت ها ایستادند و بعد کسی خواست به آنها اعتراض بکند، گفتند که این کار شما خلاف ولایت پذیری است در حالی که کار خودشان خلاف ولایت پذیری است. 8.ولایت، باید حس گشایش ایجاد کند وقتی که می گوییم ولایت، باید حس گشایش دست بدهد. فضا باز بشود. نه این که این واژه را جوری به کار ببرند که فضا را ببندند. متأسفانه ما در حوزه های مختلف نمونه هایی را از این داریم که کسانی با قیافه های ظاهرالصلاح به صحنه می آیند و حتی بسیاری از بچه حزب اللهی ها را ساکت می کنند. منزوی می کنند. به انزوا می رانند و جلوی فعالیت آنها را می گیرند. به همین بهانه که این کار شما خلاف ولایت است. کجای آن خلاف ولایت است. تو باید از من اطاعت بکنی. چون من در سلسله مراتب به او مرتبط هستم. آقا، این کاری که تو داری می کنی و مهم تر از آن کارهای زیادی را که نمی کنی، اینها چه نسبتی دارد با آن صحبت هایی که ما داریم هر شب از آقا می شنویم. مثلاً آقا در حوزه فرهنگ این همه بحث کردند. این همه نکته گفتند. این همه رهنمود دادند. راهکار دادند. (مجری: ممکن است بین کسی که دارد عمل می کند و آن آدمی که یک مسؤولیتی آن جا به عهده اش هست، این اختلاف به وجود بیاید که این بگوید آن که من می گویم به این حرفی که آقای جلیلی دارد می گوید نزدیک تر است. آن یکی بگوید نه. این کاری که من دارم می کنم نزدیک تر است.... )نه این گونه نیست. اصلاً فرصت گفتگو پیش نمی آید. بحث نمی کنند. اتفاقاً این خیلی خوب است. مثلاً بگویند نظر ما این است و نظر شما این است. اصلاً خیلی از اوقات این گفتگو شکل نمی گیرد. اجازه گفتگو داده نمی شود. اتفاقاً اگر فضایی برای گفتگو باشد. آقا در همین سخنرانی هم باز اشاره کردند. گفتند میزگردها را راه بیندازید. گفتگوهای چهره به چهره را فعال بکنید. این یعنی چی. یعنی خیلی خب، نظر شما این است. یک نفر دیگر هم یک نظر دیگر دارد. یک نفر دیگر هم یک نظر دیگر دارد. اینها را بیاییم اضربوا بعض رأی ببعض تَولََّدَ منه الصواب. بگذارید فضا باز باشد. اتفاقاً اینها جوری از ولایت حرف می زنند کانه از ولایت خودشان حرف می زنند. از ولایت شخصی خودشان. من گفتم و تمام شد! 9.ولایت با مبنای کمونیستی و سکولار؟! باید یک سری تعارفات را کنار بگذاریم. ببینید، در مشهد ما یک تشکیلاتی هست. مثلاً برای انتخابات. حالا این در حوزه های مختلف است و این یک مَنِش است. حالا یک بار در فرهنگ بروز می کند و یک بار در سیاست. مثلاً در انتخابات می آید می گوید هیچ کس حق ندارد خودش فکر بکند. تفکر تعطیل. تحلیل تعطیل. مثلاً انتخابات می خواهد مجلس باشد، شوراها باشد یا چیز دیگری باشد. ما صبح جمعه یک لیست به شما می دهیم. بالای آن نوشته هو المطلوب. می روید به این لیست رأی می دهید. اگر چه اسامی را نشناسید. اگر چه هیچ اطلاعی راجع به منش و تفکر و برنامه اینها نداشته باشید. اسم آن را هم تفکر ولایی می گذارند. این صد درصد تفکر ضد ولایی است. ولایت فقیه از شما خواسته که فکر بکنید. آگاه باشید. تحلیل داشته باشید. بصیرت داشته باشید. اگر آمدید سوءاستفاده کردید و مبانی غربی و مبانی سکولار و مبنای کمونیستی را آوردید که همه اینها با مبانی دینی فاصله دارد، شما ضد ولایت فقیه هستید. اگر چه ظاهرالصلاح هم باشید. اگر چه دیگران را متهم بکنید. 10.آغاز ویروس زدایی از نرم افزار تفکر ولایی ما در سال های گذشته از این سنخ رفتارها کم نداشتیم. من فکر می کنم این جلسه مبارک در حضور دانشجویان آغاز یک ویرایشی در نظام ولایی است. یعنی آن رسوباتی که موجب شده این قنات نتواند به آن میزانی که قابلیتش را دارد، جامعه را اشراب و سیراب بکند، این باید لایروبی بشود. باید یک سری تفکرات غلط، یک سری تفکرات اشتباه که آمده و نرم افزار تفکر ولایی را در کشور آلوده و ویروسی کرده، اینها باید ویروس زدایی بشود. مسبوق به سابقه هم هست. مربوط به امروز و دیروز نیست. سیزده آبان هزار و سیصد و هفتاد و دو. آقا آن جا هم فرمودند که آن بحث شان هم خیلی جنجال به پا کرد و یک عده با قیافه های ظاهرالصلاح و در ظاهر دلسوز به آقا ایراد گرفتند که این چه جمله ای بود که شما گفتید. آقا آن جا به دانشجویان فرمودند. گفتند دانشجو، تحلیل گر باش. خودت اهل تحلیل باش. خودت فکر کن. تحلیل کنید، هر چند غلط. این عین جمله آقا بود یا مضمون همین است که تحلیل کنید، هر چند غلط. یک عده می گفتند ما ولایی هستیم. شعارشان چی بود. تحلیل نکن، هر چند درست. می گفتند شما چرا به ذهن خودتان فشار می آورید. بالاخره ممکن است اشتباه بکنید. اینها اصلاً انسان شناسی اسلام را قبول ندارند. مبنائاً با فلسفه وجودی جمهوری اسلامی مخالف هستند. هر چقدر هم که بخواهند خودشان حزب اللهی و ولایی جا بزنند. 11.اشتباه فقط حق خواص است!یعنی این که کانه فرد اجازه اشتباه کردن ندارد. آقا، من یک دانشجوی معمولی هستم. مثلاً بنده عضو فلان پایگاه بسیج در فلان روستا هستم. از من چه انتظاری دارید که من اشتباه نکنم. مرجع تقلیدش در این کشور اشتباه کرده. قائم مقام رهبری بوده. اشتباه کرده. اشتباهی به چه عظمت. بعد شما به مردم که می رسید، به توده که می رسید، به آحاد مردم که می رسید، می گویید ما باید اینها را آن چنان ببندیم که اینها اجازه و امکان هیچ اشتباهی را نداشته باشند. این را از کجا آوردید؟ با چه مبنایی این حرف را می زنید. اگر مبنای شما مبنای جمهوری اسلامی است، آن که حضرت امام بود گفت جمهوری. جمهوری یعنی چه؟ جمهوری یعنی این که مردم حق انتخاب دارند و حق اشتباه کردن دارند. چه اشکالی دارد. مردم حق دارند بنی صدر را انتخاب بکنند. در یک دوره ای تجربه بکنند. بعد آن تجربه شان به این جا بیانجامد که نظام یک گام به جلو بگذارد. (مجری: ولو این که هزینه هم می دهد. )جلیلی: بله. باید هزینه اش را داد. اصلاً مگر می شود بدون هزینه دادن فایده ای را به دست آورد؟ اگر امام حکیم ما مبنای نظام را جمهوری اسلامی گذاشت و گفت جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، بعضی ها فقط روی اسلامش تاکید می کنند.می گویند بله. امام نگذاشت دمکراتیک را به آن اضافه بکنند. نه. آن طرفش هم هست. امام اجازه نداد کسی جمهوری را هم حذف بکند. جمهوریت برای امام موضوعیت داشت. چرا؟ چون جمهوریت ،مبنای نظام دینی است. به این معنا که انسان ها تا اختیار نداشته باشند که نمی توانند رشد بکنند. آدم آهنی و چوب خشک که رشد نمی کند. انسان به ما هو انسان باید یک سری اختیاراتی داشته باشد. کما این که خدا تکویناً هم به او داده. در نظام اسلامی هم همین است. چارچوبی دارد ولی شما حق دارید در آن چارچوب تجربه بکنید. آزمون کنید. خطا کنید و به پیش بروید. نظام ولایت فقیه یعنی این. یعنی فضایی فراهم می شود که شما بتوانید تجربه بکنید. حتی اگر آن تجربه اشتباه هم بود ،تدارک می شود. جبران می شود و برآیند آن یک گام به پیش است. حالا متأسفانه این بحث ها کمتر درگرفته. متأسفانه ما در تبیین جمهوریت نظام خیلی کم کار کردیم و این واقعاً یک ایراد عمده ای است. باید یک کار مضاعفی در مورد این بشود. باید به تفصیل راجع به مبانی دینی جمهوریت حرف زده بشود. اگر این گونه بود، آن موقع شما فرد مختاری هستید. اختیار دارید و به تناسب اختیارتان تکلیف دارید. 12.اختیار و مسولیت حالا می خواهم این را عرض بکنم که آن دوستانی هم مثل ما که از این جمله آقا خوشحال شدند، خیلی هم خوشحال نباشند. چون این بار مسؤولیت آنها را مضاعف می کند. وقتی که شما آتش به اختیار هستی یعنی این که اختیار داری. پس وقتی اختیار داری، مسؤولیت آن هم با تو است. اتفاقاً یکی از اشتباهات بزرگی که صورت گرفته این است که ما فکر می کنیم همه کارها را باید رهبری انجام بدهند. نه آقا. آحاد مردم مسؤولیت دارند. به تناسب وسعی که دارند، مسؤولیت دارند. 13.آتش به اختیار بیشتر در ماموریت های ایجابی است تا سلبی یک تحلیل غلط دیگری که ممکن است از قصه آتش به اختیار به دست بیاید، این است که این تعبیری که آقا به کار بردند. درست است که از ادبیات نظامی گرته برداری کردند و به نظرم برای تبیین آن چیزی که می خواستند بفرمایند، کلیدواژه رسایی هم هست اما در مثل مناقشه نیست. نباید کل مفهومی که می خواست منتقل بشود، در حوزه های سلبی معنا بشود. اتفاقاً آن قدری که به ذهن من می رسد، باز در مصادیقی هم که خود حضرت آقا فرمودند بود. آتش به اختیار بیشتر در حوزه ایجاب است. یعنی چی. حالا بخواهیم از آن واژه آتشش هم استفاده بکنیم. یعنی این که شما یک مشعل هایی را روشن بکنید. خیلی از زوایای کشور تاریک است. خیلی از انوار به خیلی از مخاطبین نمی رسد. خیلی از آثار خوب به آنها نمی رسد. شما اینها را برسانید. 14.مشکل مضاعف: صف های گریزان از اختیار ! یک وقت هست که آن ستادها و آن قرارگاه ها با آتش به اختیار مخالف هستند. مشکل مضاعف آن جا پیش می آید که حتی خود صف و خود افسران هم با آتش به اختیار مخالف هستند! چرا؟ به خاطر این که اگر آتش به اختیار باشند، به دنبال آن مسؤولیت دارند و باید پاسخگو باشند . یک تنبلی نهادینه شده ای را می پسندند که " بله آقا، ما هر چه ابلاغ شد و بخشنامه شد را عمل کردیم. بقیه اش را شما خودتان در سلسله مراتب به ما بخشنامه نکردید "! چه کسی جلوی شما را گرفته که بسیاری از کارها را انجام بدهید؟ در فلان مدرسه، در فلان دانشگاه، در فلان مسجد، چه کسی جلوی شما را گرفته که مثلاً فیلم ماجرای نیمروز که روی پرده می آید و آخری اش هم فیلم ویلایی ها آمده یا یتیم خانه ایران یا آن یکی دیگر. چه کسی جلوی شما را گرفته که بروید برای این تبلیغ بکنید. مگر شما به آقا نگاه نمی کنید؟ مگر آقا این همه آثار خوب را خودشان نمی آیند به عنوان یک مبلّغ و به عنوان یک مروّج آثار فرهنگی، مگر نمی آیند برای آن تبلیغ می کنند. آقا فلان کتاب را می خوانند. برای آن تقریظ می نویسند. خانواده آن نویسنده را دعوت می کنند و شخصاً از آنها تشکر می کنند و ... و ... و.... .خب اگر شما خودت را سرباز جنگ نرم می دانی، اگر خودت را افسر جنگ نرم می دانی، به ستادها چه کار داری. به قرارگاه های ناکارآمد و مختل چه کار داری. وقتی که می بینی رهبرت، وقتی که می بینی امام و الگوی تو دارد یک چنین راهکاری را به تو ارائه می کند، کی جلوی تو را گرفته که این را انجام بدهی؟ آتش به اختیاری که آقا می گویند یعنی من الگو را دادم. خیلی خوب، بروید این الگو را پیاده بکنید!" نه آقا. این طبق بخشنامه شماره فلان باید از طریق سلسله مراتب به ما ابلاغ بشود"!! حرف آقا این است که فعال باشید. چرا این قدر منفعل هستید؟ آتش به اختیار بودن یعنی فعال بودن. یعنی این همه فرصت هایی را که در اطراف ما هست کشف کردن، دیدن و از آنها استفاده کردن. این همه اتفاقات خوبی که دارد می افتد، این ...

ادامه مطلب  

کدام موبایل با خریداران مهربان تر است؟  

درخواست حذف این مطلب
بعد از عید بازار گوشی های موبایل با یک تکان قیمتی ناگهانی رو به رو شد. تکانی که قسمتی از آن به خاطر افزایش قیمت دلار قبل از عید بود و قسمتی دیگر به دلیل ورود گوشی های جدید. گوشی های پرچمداری که امسال با پیشنهادهای رنگارنگ سر از فروشگاه های آنلاین درآوردند و با ویژگی های خاص و ظاهر خاص خودشان نظر بسیاری را جلب کردند؛ از آیفون قرمز رنگ گرفته تا گوشی بدون حاشیه سامسونگ و گوش مقاوم ال جی. در ابتدای عرضه این گوشی ها اگر قیمت دلاری آنها را با قیمت عرضه شده مقایسه می کردید تقریبا هیچ تفاوتی نمی دیدید. از طرفی بسیاری طبق عادت هر سال منتظر بودند که قیمت این گوشی ها بعد از دو تا سه ماه کاهش پیدا کند. آن هم کاهشی 20 درصدی که نه در ایران بلکه در کل دنیا مرسوم است ولی امسال این اتفاق کمی زودتر افتاد و تقریبا بعد از گذشت یک ماه شاهد این کاهش قیمت بودیم. گوشی شرکت htc در بررسی ما بیشترین میزان کاهش را تجربه کرده است. به نظر می رسد اکنون بهترین زمان برای خرید گوشی فرا رسیده باشد. اگر قصد خرید پرچمدار دارید تخفیف های خوبی در انتظارتان است.ال جی g6گوشی ال جی g6 از اولین گوشی های پرچمدار امسال بود که در کنفرانس جهانی موبایل معرفی شده و علاقه مندان به برند الی جی را دوباره خوشحال کرده بود. بعد از ناامیدی lg از ساخت گوشی های ماژولار g6 توانسته اعتماد مشتریان ال جی را جلب کند؛ اقدامی که تا به اینجای کار به نظر می رسد موفقیت آمیز بوده است. به خصوص به خاطر اینکه نسبت به دیگر پرچمدارهای معرفی شده این گوشی قیمت متعادل تری داشته و از لحاظ نوآوری امکانات جالبی در اختیار کاربرانش می گذارد. این گوشی در اردیبهشت ماه در ایران عرضه شد و در بدو ورودش قیمتی حدود دو میلیون و 135 هزار تومان داشت. اکنون قیمت این گوشی به حدود یک میلیون و 890 هزار تومان رسیده است. لازم به ذکر است که گوشی جدید سری g6 یعنی g6+ نیز به مشخصات سخت افزاری و نرم افزاری بهتر به زودی به بازار ایران خواهدآمد.میزان کاهش قیمت: 245 هزار تومانآیفون 7 پلاس 128برای اولین بار شرکت اپل تصمیم گرفته تا آیفونی با رنگی خارج از چارچوب تعریف شده ابتدای راه روانه بازار کند. آن هم رنگ قرمز که به خاطر همکاری این شرکت با بنیاد red است. این بنیاد در راستای مبارزه با ایدز، سل و مالاریا فعالیت می کند و قصد دارد بخشی از درآمد حاصل از فروش آیفون های قرمز رنگ را در جهت پیشبرد اهدافش استفاده کند. بسیاری فکر می کنند این گوشی خارج از رنگ خاص خود مشخصات متفاوت یا قیمت متفاوتی دارد ولی در اصل این گوشی نه تنها مشخصاتش با گوشی های 7 دیگر این شرکت فرقی نمی کند، بلکه قیمت آن نیز تفاوتی با نسخه های دیگر ندارد. این گوشی در ابتدای عرضه خود قیمتی حدود سه میلیون و 280 هزار تومان داشت ولی اکنون قیمت آن به دیگر رنگ های آیفون پلاس نزدیک شده و حدود سه میلیون و 150 هزار تومان فروخته می شود.هزینه تمان شده آن چقدر است: جالب است بدانید که هزینه تولید آیفون 7 نسخه 32gb با در نظر گرفتن هزینه های کارگر 224 دلار است. گویا هزینه کارگر به ازای هر آیفون با مشخصات پایه رقم باورنکردنی پنج دلار است که با حذف این عدد مبلغ فاکتوری برای اجزا و قطعات مختلف این گوشی دقیقا 219 دلار می شود یعنی حدود 820 هزار تومان.میزان کاهش قیمت: 130 هزار تومانسامسونگ pluss8سامسونگ با اختلاف زمانی کمی بعد از معرفی و عرضه جهانی گوشی s8 آن را در ایران عرضه کرد. آن هم در دو نسخه متفاوت. سامسونگ تصمیم گرفت رویه همیشگی خود را در تولید پرچمدارانش تغییر داده و پرچمدار جدیدش را در نسخه ساده و پلاس معرفی کند. نسخه پلاس پرچمدار سامسونگ تنها با چند تفاوت کوچک نسبت به نسخه ساده عرضه خواهدشد که این تغییرات مربوط به اندازه نمایشگر و ظرفیت باتری است. در ابتدای عرضه این گوشی در ایران هدایای ویژه ای برای فروش آن در نظر گرفته شده بود که شامل شارژر بی سیم و کابل اضافه می شد. قیمت این گوشی در آن زمان حدود سه میلیون و 260 هزار تومان بود که اکنون به حدود دو میلیون و 925 هزار تومان رسیده است.میزان کاهش قیمت: 335 هزار تومانسامسونگ s8سامسونگ پس از عرضه پرچمدار سال 2016 خود یعنی نوت ...

ادامه مطلب  

حال اقتصاد کشور با این آمارها خوب نمی شود/ 4 ابهام بزرگ در خصوص تراز تجاری مثبت +نمودار  

درخواست حذف این مطلب
گروه اقتصادی - رجانیوز، یکی از عناصر اصلی توسعه اقتصادی هر کشور، سهم آن کشور از تجارت جهانی است. آمارها نشان می دهد برخلاف برخی از کشورهای همسایه و پیرامونی ما همانند امارات و ترکیه، ایران سهم زیادی در تجارت جهانی و تجارت منطقه ندارد.براساس گزارش سازمان تجارت جهانی از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۵ میلادی، سهم ایران از صادرات کالا در دنیا کمتر از نیم درصد (۰.۳۴ درصد) بوده، که این میزان ایران را در رتبه ۱۵۲ جهانی قرار می دهد، اما گزارش سال ۲۰۱۶ ، ایران با سقوط ۲۲ پله ای به رتبه ۱۷۰ جهان (سهم ۰.۲۷ درصدی) تنزل پیدا کرده است. همچنین در این سال سهم ما از صادرات کالا در خاورمیانه، ۶.۴ درصد می باشد.صرف نظر از آمارهای جهانی، آمارهای گمرک ایران حکایت از بهبود تراز تجاری کشور بعد از ۳۷ سال(مثبت شدن تراز تجاری در سال ۹۴ و ۹۵) دارند. البته براساس اظهارات قاسم خورشیدی سخنگوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، میزان قاچاق کالا از ۱۵.۵ میلیارد دلار در سال ۹۴ به حدود ۱۲ الی ۱۳ میلیارد دلار در سال ۹۵ رسیده است. که این میزان حدود ۳۰درصد کل واردات سال ۹۵ است که در صورت واردات این کالاهای مصرفی از مبادی رسمی، از تراز تجاری مثبت خبری نبود.علی رغم تحرک رو به جلو و پیشرفت تجارت خارجی ایران در دوره روحانی، اما زوایای پنهانی مثبت شدن تراز تجاری ایران وجود دارد، که میزان رشد مورد ادعای دولت را مورد تردید قرار می دهد.۱- کاهش واردات عامل مثبت شدن تراز تجارییکی از نقاط چالشی تراز مثبت تجاری در سال ۹۴ و ۹۵، مربوط به کاهش میزان واردات نسبت به سال ۹۳ و ۹۲ است.بر این اساس در سال ۹۴ که تراز تجاری کشور مثبت شد، واردات کشور ۴۱۵۳۸ میلیون دلار است که نسبت به سال ۹۳ حدود ۱۰۹۰۰ میلیون دلار (۱۹.۲۳ درصد) کاهش داشته است که این میزان واردات در سال ۹۵ حدود ۴۳۶۸۴ میلیون دلار است که نسبت به سال قبل حدود ۲۱۴۶ میلیون دلار (۴.۹۱ درصد) رشد و نسبت به سال ۹۳ حدود ۸۷۰۰ میلیون دلار (۱۵.۳۸درصد ) افت نشان می دهد.نمودار یک: کاهش واردات طی سال های ۱۳۹۵-۱۳۸۴میزان صادرات غیر نفتی ایران نیز در سال ۹۴ حدود ۴۲۴۲۸ میلیون دلار است که نسبت به سال ۹۳ حدود ۵۸۰۰ میلیون دلار کاهش یافته است. همچنین میزان صادرات غیرنفتی ایران در ۹۵ حدود ۴۳۹۳۰ میلیون دلار است که نسبت به سال قبل ۲۴۶ میلیون دلار (نیم درصد) افزایش یافته ولی نسبت به سال ۹۳ حدود ۱۰هزار میلیون دلار (۲۰.۴۰ درصد) کاهش داشته است.در این زمینه کاهش واردات کالاهای مصرفی و لوکس می تواند نوید عملکرد مثبت اقتصادی باشد اما بر اساس نمودار دو در سال ۹۴ و ۹۵ میزان واردات مواد اولیه (کالای واسطه ای) که نیاز صنایع را برطرف می کند، نسبت به سال ۹۳ و سال های قبل کاهش یافته و به همین میزان، درصد ورود اقلام مصرفی افزایش یافته است.نمودار دو: اقلام عمده (بالای یک درصد از کل) وارداتی سال ۹۵-۹۳۲-نبود تنوع در بازار مراودات تجاری و سهم کم همسایگانتنوع بازار های بین المللی و تعداد زیاد شرکای تجاری از دیگر شاخص های مطلوب امنیت و تجارت پایدار خارجی است. بر این اساس در طول ۴ ساله دولت روحانی، کشورهای چین، امارات ، کره جنوبی، ترکیه و هند مبادی اصلی واردات کالا به ایران بوده اند.جدول شماره یک نشان می دهد از مجموع کالاهای وارداتی به ایران، ۱۰ کشور چین، امارات متحده عربی، کره جنوبی، ترکیه، آلمان، هند، روسیه، ایتالیا، برزیل، سوئیس، فرانسه و هلند حدود ۷۹ درصد از کل واردات بازار ایران در سال ۹۵ را به خود اختصاص داده اند.همچنین در زمینه صادرات نیز چین، امارات، عراق، ترکیه و کره جنوبی، هند، افغانستان، ژاپن، پاکستان، تایوان، ترکمنستان و عمان به ترتیب بزرگترین بازار صادراتی ایران هستند که آمار صادرات حدود ۸۳ درصدی از کالاها به این ۱۲ کشور، نشان از محدود بودن تجارت ایران با کشورهای خاص و عدم گستردگی آن و در نتیجه ناپایداری تجارت خارجی است.جدول یک: نبود تنوع در تجارت خارجی ایرانعلاوه براین یکی از نقاط قوت احتمالی تجارت خارجی هر کشوری، مراو ...

ادامه مطلب  

پازل باند حمید هیراد معشوقه دانلود آهنگ پازل باند و حمید هیراد بنام معشوقه  

درخواست حذف این مطلب
دانلود جدیدترین موزیک پازل باند و حمید هیراد به نام معشوقه به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ در بخش موسیقی تاپ نازdownload new music puzzle band & hamid hirad – mashogheفرمت : mp3 / کیفیت : 320kbpsdownloadپخش آنلاین آهنگ معشوقه پازل باندhttp://media.topnaz.com/music/2017/7/puzzle%20band%20-%20mashooghe%20(ft%20hamid%20hiraad).mp3متن آهنگ جدید پازل باند و حمید هیراد بنام معشوقهچشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنیهم نظری هم خبری هم قرمان را قمری هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکریتو معشوقه دیوانه پر شور و شرم باش فقط یار منو یار منو یار خودم باشتو لیلای دل آرام منو بال و پرم باش فقط یار منو یار منو یار خودم باشتو معشوقه دیوانه پر شور و شرم ...

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ پازل باند و حمید هیراد بنام معشوقه  

درخواست حذف این مطلب
دانلود آهنگ جدید پازل باند و حمید هیراد بنام معشوقه با بالاترین کیفیت download new music puzzle band & hamid hirad – mashoghe متن آهنگ جدید پازل باند و حمید هیراد بنام معشوقه : چشم تو خواب میرود یا که تو ناز میکنیهم نظری هم خبری هم قرمان را قمری هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکریتو معشوقه دیوانه پر شور و شرم باش فقط یار منو یار منو یار خودم باشتو لیلای دل آرام منو بال و پرم باش فقط یار منو یار منو یار خودم باشتو معشوقه دیوانه پر شور و شرم باش فقط یار منو یار منو یار خودم باشتو لیلای دل آرام منو بال و پرم باش فقط یار منو یار منو یار خودم باش آهنگ جدید پازل باند و حمید هیراد بنام معشوقه یار من دل شیدای منو بگیر ببر آسمون یار من دل مجنون منو کنار لیلی نشونیار من دل شیدای منو بگیر ببر آسمون یار من دل مجنون منو کنار لیلی نشونتو معشوقه دیوانه پر شور و ش ...

ادامه مطلب  

با اپلیکیشن چشم من باش،بینایی خود را با افراد نابینا به اشتراک بگذارید !  

درخواست حذف این مطلب
با اپلیکیشن چشم من باش در حالی می توان بینایی خود را با افراد نابینا به اشتراک بگذارید که یک تیم برنامه نویس دانمارکی اپلیکیشنی طراحی کرده اند که کاربران موبایل می توانند با کمک آن به طور موقت، بینایی خود را به افراد نابینا وام دهند. در ادامه با میهن پست همراه شوید.اساس اپلیکیشن چشم من باش که با نام بی مای آیز be my eyes مشعرفی شده است بر اساس دوربین ضبط و پخش هم زمان تصویر ساخته شده توسط تلفن همراه است و سازندگان دانمارکی آن می گویند اپلیکیشن به نابینایان کمک می کند کارهایی انجام دهند که تاکنون قادر به انجام آن نبوده اند.اپلیکیشن چشم من باش در حالی کاربرد پیدا کرده است که آن هنسن، در ۱۰ سالگی دچار اختلال در بینایی شد و پزشکان به او گفتند بینایی خود را کاملا از دست خواهد داد. هنسن حالا ۵۰ سال دارد و روان درمانگر است. او از خانه با بیماران خود در ارتباط است. وی از نرم افزار «بی مای آیز» استفاده می کند که برای جبران فقدان بینایی، او را به شبکه ای از امدادگران داوطلب آنلاین وصل می کند.be my eyesآن هنسن در خصوص اپلیکیشن چشم من باش می گوید:این امکانی برای مستقل شدن است. موقع آشپزی مخصوصا اگر مهمان دعوت کرده باشم دوست دارم همه چیز خوب در بیاید. پس یک نفر را صدا ...

ادامه مطلب  

تشنگی بیشتر خلیج گرگان با افزایش اثرات تغییر اقلیم/راهکارهای حیات بخشی میانکاله  

درخواست حذف این مطلب
خلیج گرگان که حیات خود را از رود ولگا می گیرد تا مامنی برای پرندگان مهاجر باشد، امروز حال خوبی ندارد؛ چراکه به دلیل اثرات تغییرات اقلیم تراز آب رود ولگا کاهش یافته و این امر منجر به کاهش سطح آب دریای خزر و در نتیجه تراز آب خلیج گرگان شده است و محققان راهکار حیات بخشی به این منطقه را در کاهش دخالت انسان در آن می دانند. به گزارش خبرنگار ایسنا، خلیج گرگان بخشی از شبه جزیره میانکاله و اولین تالاب بین المللی ثبت شده در فهرست تالاب های کنوانسیون رامسر است. در این خلیج که ۱۰۰ هزار هکتار مساحت دارد، ۴۰ گونه پرنده زندگی می کنند و زمین های اطراف آن نیز پوشیده از شنزارهای ساحلی، زمین های باتلاقی، آبگیرها، مرداب جنگلی با پوشش درختچه های گز، جنگل انارستان، بوته های تمشک و زمین های پست است.این منطقه یکی از ذخیره گاه های هشت گانه بیوسفری است که در ۱۲ کیلومتری ضلع شمالی شهرستان بهشهر واقع شده است. این تالاب به دلیل داشتن شرایط منحصر به فرد اکولوژیکی مأمن بسیار مناسبی برای زمستان گذرانی پرندگان مهاجر به شمار می رود و از این نظر به عنوان یکی از ذخایر با ارزش کره زمین لقب یافته و توسط سازمان یونسکو برای این منطقه شناسنامه ای که خصوصیات آن را به صورت کامل تشریح و آن را به عنوان محلی که باید جهت انجام مقاصد علمی و تحقیقاتی و پژوهشی به دقت مورد حفاظت قرار گیرد، تهیه شده است.موقعیت جغرافیایی خلیج گرگانحیات این خلیج از یک سو در اختیار دریای خزر است و از سوی دیگر از طریق رود ولگا تامین می شود؛ ولی در سال های اخیر به دلیل برخی پدیده های اقلیمی نظیر خشکسالی، کاهش بارندگی و پس روی دریای خزر حیات این خلیج دستخوش تغییراتی شده و به سمت خشکی در حال حرکت است.در حالی تراز آب خلیج گرگان در حال کاهش است که این منطقه در زمره پناهگاه های حیات وحش کشور است که به علت اهمیت زیاد آن به عنوان ذخیره گاه «زیست کره» در جهان به ثبت رسیده است؛ چراکه همه ساله ده ها هزار نوع پرندگان مهاجر آبزی و کنار آبزی وارد این منطقه می شوند و تولید مثل و زمستان گذرانی می کنند.خوتکا، فلامینگو (مرغ آتشین)، باکلان، پلیکان (مرغ سقا)، حواصیل، اکرت، انواع آب چلیک و انواع مرغابی نظیر قو و غاز خاکستری در مسیر مهاجرت خود از سیبری به این پناهگاه حیات وحش ایران وارد می شوند و این روند تا اواخر آبان ماه که کوچ آخرین گروه از پرندگان نظیر غازها و قوها است، ادامه دارد. خلیج گرگان زیستگاه پرندگان مهاجرعلاوه بر پرندگان آبزی انواعی از پرندگان خشکی زی و گونه هایی از حیواناتی چون خرس، خوک، شغال، روباه، گرگ، انواع گربه های وحشی، خرگوش، جوجه تیغی، سنجاب و سمور در این منطقه زندگی می کنند.تراز آب تالاب گرگان به دلیل تغییرات اقلیمی در حال کاهش است که به گفته دکتر علیزاده، محقق حوزه دریای خزر این امر بیشتر متاثر از اثرات تغییر اقلیم بر روی ولگا است و اقدامات زیادی برای حیات بخشی این تالاب نمی توان انجام داد، مگر آنکه انسان فشار زیادی به این محیط وارد نکند.وضعیت خلیج گرگان به عنوان بزرگترین زیست کرهدکتر حمید علیزاده، عضو هیات علمی پژوهشگاه اقیانوس شناسی و علوم جوی در گفت وگو با خبرنگار ایسنا، خلیج گرگان را بزرگترین ساحل جنوبی خزر در ایران دانست و گفت: تراز آب این خلیج دستخوش تغییرات زیادی شده که این امر ناشی از یک فرآیند طبیعی است.وی خاطرنشان کرد: ۱۰ تا ۱۲ سال قبل تراز آب این خلیج در حال افزایش بوده؛ ولی در سال های اخیر تراز آن رو به کاهش رفته است.علیزاده اوج افزایش تراز آب این خلیج را در سال ۱۹۹۵ میلادی ذکر کرد و یادآور شد: از این سال به بعد سطح آب در خلیج گرگان دائما در حال افزایش و یا کاهش بوده است.«ولگا»؛ رود حیات بخش خزر و خلیج گرگانعضو هیات علمی پژوهشگاه اقیانوس شناسی ...

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ امین حبیبی بنام خودت بگو  

درخواست حذف این مطلب
خانه/آخرین پست ها/دانلود آهنگ امین حبیبی بنام خودت بگوگل رز 8 ساعت agoآخرین پست ها آهنگ امین حبیبی6 بازدید دانلود آهنگ جدید امین حبیبی بنام خودت بگو download new music amin habibi khodet bego ترانه آهنگ و تنظیم : امین حبیبی متن آهنگ جدید امین حبیبی بنام خودت بگو : اگه تو جای ...

ادامه مطلب  

میثم اراهیمی خودت بگو | دانلود آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام خودت بگو  

درخواست حذف این مطلب
دانلود جدیدترین موزیک میثم ابراهیمی به نام خودت بگو به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ در بخش موسیقی تاپ نازdownload new music meysam ebrahimi – khodet begooفرمت : mp3 / کیفیت : 320kbpsdownloadپخش آنلاین آهنگ خودت بگو میثم ابراهیمیhttp://media.topnaz.com/music/2017/6/meysam%20ebrahimi%20-%20khodet%20begoo.mp3متن آهنگ جدید میثم ابراهیمی بنام خودت بگو :تو یه حس عمیقی با دردام رفیقی هنوزممن یه شمعم که می خوام همش با خیالت بسوزمتو یه عمره غریبی تو این شهر بی عشق صد رنگمن سکوت میکنم بی تو با خاطراتت چه دلتنگخودت بگو با کی درد و دل کنم میون این غریبه هاخودت بگو جز تو کی شده دلیل بغض و زخم این صدامخودت بگو خودت بگوخ ...

ادامه مطلب  

تراز تجاری کشور منفی شد + جداول  

درخواست حذف این مطلب
آمار تجارت خارجی در 4 ماه ابتدایی سال جاری نشان از افزایش چشمگیر واردات و کاهش صادرات کشور دارد. به این ترتیب میزان تراز تجاری کشور در این مدت منفی 2٫3 میلیارد دلار بوده است که نشان از کاهش 4٫4 میلیارد دلاری تراز تجاری 4 ماهه در مقایسه با سال گذشته دارد.در زمینه آمار تفکیکی بخش های صادراتی، از صادرات 13٫5 میلیارد دلاری در چهار ماه ابتدایی سال جاری، 2٫3 میلیارد دلار سهم صادرات میعانات گازی، 4٫7 میلیارد دلار سهم محصولات پتروشیمی و 6٫5 میلیارد دلار سهم سایر کالاها بوده است. در جدول زیر آمار صادرات کشور در 4 ماه ابتدایی سال جاری به تفکیک بخش های صادراتی نشان داده شده است.همانطور که از جدول بالا مشخص است میزان صادرات میعانات گازی چه از نظر وزنی و چه از نظر قیمت دلاری با کاهش همراه بوده است. صادرات میعانات گازی در مقایسه با سال گذشته از نظر وزنی 2٫7 درصد و از نظر قیمت دلاری 4٫2 درصد کاهش یافته است. همچنین میزان صادرات محصولات پتروشیمی نیز از نظر وزنی 3٫7 درصد و از نظر قیمت دلاری 3٫7 درصد کاهش یافته است.در بخش سایر کالاها نیز میزان صادرات به مراتب بیشتر از دو بخش دیگر کاهش یافته است. میزان صادرات سایرکالاها از نظر وزنی 16 درصد و از نظر قیمت دلاری 15 درصد افزایش یافته است.به طور کلی در بخش صادرات کالا در تمامی بخش ها میزان صادرات کشور در 4 ماه ابتدایی سال جاری کاهش یافته است.همچنین مقاصد اصلی میعانات گازی صادراتی ایران در 4 ماه ابتدایی سال جاری کشورهای کره جنوبی، امارات، ژاپن و هند بوده اند. در جداول زیر مقاصد صادراتی میعانات گازی ایران در 4 ماه ابتدایی سال جاری نشان داده شده است.کالاهای عمده ی صادراتیچنانچه تقسیم بندی تعرفه های 8 رقمی، که کالاها را به کوچک ترین دسته ها تفکیک می کند در نظر بگیریم، در 4 ماه ابتدایی سال جاری، «میعانات گازی» با 2315 میلیون دلار، «سایر روغن های سبک و فرآورده ها به جز بنزین» با 512 میلیون دلار، «پلی اتیلن گرید فیلم با چگالی کمتر از 94 درصد» با 485 میلیون دلار، «پروپان مایع شده» با 446 میلیون دلار و «متانول» با 426 میلیون دلار در بین کالاهای صادراتی غیرنفتی رتبه های اول تا پنجم را داشته اند. در جدول زیر ده کالای اول در صادرات غیر نفتی ایران در 4 ماه ابتدایی سال 1396 نشان داده شده است.در تقسیم بندی کلی تر محصولات عمده ی صادراتی نیز «میعانات گازی» با 2315 میلیون دلار، «انواع پلی اتیلن» با 1113 میلیون دلار، «گازهای نفتی مایع شده» با 1067 میلیون دلار، «فرآورده های با حداقل 70 درصد نفت و روغن های نفتی» با 719 میلیون دلار و «منو و پلی الکل های اشباع شده» با 702 میلیون دلار در صدر کالاهای صادراتی قرار دارند. در جدول زیر تقسیم بندی کلی تر محصولات صادراتی در 4 ماه ابتدایی سال 1396 نشان داده شده است.همانطور که در جداول بالا مشخص است طبق ...

ادامه مطلب  

400 جلد نشریه به «سرای یار مهربان» پایانه شهید دستغیب اهدا شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش لیزنا بر اساس اعلام پایگاه اطلاع رسانی اداره کل کتابخانه های عمومی استان فارس، روح الله منوچهری با اشاره به اهمیت ایجاد سرای یار مهربان در مکان های پرتردد شیراز، ایده تأسیس چنین مکان های در سطح شهر را نگاهی مثبت دانست و اظهار داشت: ایجاد سرای یارمهربان در پایانه های اتوبوسرانی شیراز و امانت کتاب به شیوه رایگان به مردم، به یقین در ترویج فرهنگ مطالعه تأثیر بسزایی دارد.سرپرست اداره کل کتابخانه های عمومی فارس دسترسی راحت عموم مردم به این مکان های فرهنگی را نقطه قوت «سرای یار مهربان» دانست و افزود: اداره کل کتابخانه های عمومی استان فارس نیز در زمینه اهدای نشریه و منابع به این مکان های مردمی همکاری های لازم را خواهد داشت.محمدحسن متانت مسئول «سرای یار مهربان» پایانه شهید دستغیب شیراز در ادامه با تصریح اینکه این مکان فرهنگی به همت مجمع خیرین شهرساز و فرهنگ ساز استان فارس تأسیس شده است، افزود: مجمع خیرین شهرساز و فرهنگ ساز فارس علاوه بر این نیز تاکنون چهار سرای فرهنگ مهربانی در سه راه دارالرحمه، بلوار چمران، پل غدیر و گلدشت حافظ ایجاد کرده است که وظیفه آن ها جلب کمک های مردمی همچون لباس، موادغذایی، کتاب و ... و توزیع در میان نیازمندان است.او با اشاره به اینکه هدف مجمع این است که شش «سرای یار مهربان» در پایانه های اتوبوسرانی شیراز ایج ...

ادامه مطلب  

رستاک حلاج: بهترین آثارم را در زمان شکست عاطفی ساخته ام!  

درخواست حذف این مطلب
در میان طیف های مختلف شنوندگان موسیقی پاپ، معروف است. در میان طرفداران بعضی خواننده ها نظیر «مهدی یراحی» با آهنگسازی ها و ترانه هایش مشهور است و در میان آنها که کمی پاپ خاص تر گوش می کنند، با صدا و قطعات شخصی اش مخاطب دارد. از «رستاک حلاج» حرف می زنیم. خواننده، ترانه سرا و آهنگسازی که با وجود سبک و سیاق متفاوت سروده هایش نسبت به کارهای مرسوم بازار، چند کار شنیده شده در کارنامه اش دارد و از سال ۹۴ به شکل رسمی فعالیت اش را در موسیقی ایران دنبال کرد.رستاک اولین کنسرتش را در آخرین روز پاییز سال ۹۵ با قطعات آلبوم «پاییز سال بعد» روی صحنه برد و تا کنون یک اجرای رسمی دیگر تهران و بندرعباس داشته است. او در آستانه ۱۳ تیرماه و مصادف با سالروز تولدش مهمان دفتر سایت «موسیقی ما» بود و برای اولین بار درباره ابعاد دیگری از فعالیت های حرفه ای خود صحبت کرد که تا کنون کمتر به آنها پرداخته بود.همچنین او دیدگاه های جالبی هم درباره خوانندگانی نظیر محسن چاوشی، محسن یگانه، سیروان خسروی، سیامک عباسی، سینا حجازی و محمد علیزاده داشت. با رستاک درباره کاراکتر خودش، جدی بودن و اخم هایش هم گپ زدیم! این گفت وگو را حتماً تا پایان بخوانید: ***از «رستاک» روی استیج شروع کنیم. چه طور است که رستاک روی استیج آن قدر جنب وجوش و انرژی دارد و برون گرا است ولی رستاک همیشگی، به شدت خجالتی و درون گرا است؟این سؤالى بود که برای خانواده ام هم پیش آمد! هیچ یک از نزدیکانم گمان نمى کرد که رستاک روی صحنه آن طور راحت و رها باشد و تنها پاسخ من به این پرسش، این است که رستاک از همان کودکى، زمانى که با ساز و آواز آشنا شد تا روزى که به رویاى روى صحنه رفتنش دست یافت، یک عمر خودش را روى استیج تصور کرده بود؛ صحنه را سال هاى سال زندگى کرده بود و در ٣۴ سالگى با این رفیق دیرینه دیگر احساس غریبى نمى کرد؛ اعتماد به نفس من روى صحنه چندین برابر مى شود. احساس خوشایندى است این که هزاران نفر فقط و فقط به خاطر موسیقى و صداى تو آمده و زیر یک سقف جمع شده اند. آن جا است که با تمام وجود و بدون ترس برایشان مى خوانم و از هم آواز شدن مان آن قدر مست مى شوم که دیگر جایى براى استرس و نگرانى باقى نمى ماند. و همین به تو یک حس قدرت می دهد.روی استیج بیشتر احساس صمیمیت دارم تا حس قدرت. چرا در ۹۹ درصد عکس هایت اخم می کنی؟یکی از سایت ها چند وقت پیش عکس کودکی من را با لبخند منتشر کرده و نوشته بود این عکس نشان می دهد که پس رستاک در کودکی خندیدن را بلد بوده! حقیقتاً احساس مى کنم لبخند در عکس زیاد به من نمی آید وگرنه آن قدرها هم اخمو نیستم. کاراکتر من براى اشخاصى که براى اولین بار از نزدیک با من روبه رو مى شوند، معمولاً زیاد صمیمى و دلپذیر نیست و گاهى این سوءتفاهم به وجود مى آید که رستاک خودش را مى گیرد. اما واقعیت این است که من بسیار خجالتی هستم. این خجالتى بودن، گاهى آن قدر بالا مى گیرد که ترجیح مى دهم براى خرید از سوپرمارکت هم دوستانم را به جاى خودم بفرستم! البته تازگی ها در معاشرت با مردم بهتر شده ام. بیشتر لبخند مى زنم و به اصطلاح خونگرم تر رفتار مى کنم. ولى در هر صورت به قول شاعر «من خیلى وقتا ساکتم سردم…» آن اولین لحظه ای که در سالن میلاد برای نخستین بار روی صحنه رفتی را توصیف کن.لحظه فوق العاده ای بود و البته در وجودم استرس هم داشتم. اما آن قدر انرژی در سالن وجود داشت که این استرس، تأثیر منفی روی اجرا نگذاشت. کلاً اولین جوابی که از مخاطب پس از سال ها انتظار می گیری، بی نظیر است و دوست داری آن لحظات هرگز تمام نشود. بُعد مالی کاری که در موسیقی انجام می دهی، چه قدر برایت مهم است؟حتماً برایم مهم است؛ چون تنها کاری است که بلدم و به صورت حرفه ای انجام می دهم. الان در سنی هستم که باید به آینده فکر کنم و اگر بُعد مالی نباشد، نمی دانم چه آینده ای در انتظارم است. همیشه برای آدم ها سؤال است که درآمد خواننده ها، آهنگسازان و تنظیم کننده های زیرزمینی از کجا است و آیا شوق آنها برای کسب مجوز، بیشتر به دلیل مسائل مالی است؟درآمد هنرمندان زیرزمینی خیلی متغیر است و اصلاً ثابت نیست. گاهی اوقات یک کارت جواب می دهد و تا مدتی، درآمد خوبی داری. یا ممکن است کارهایت موفق نشود و تا چند وقت اصلاً درآمدی نداشته باشید. امید به مجاز شدن، اول از همه به خاطر لذت استیج و برخورد مستقیم با مخاطب است و در کنار این هم بحث درآمد مطرح می شود تا بتوانى با انرژى بیشتر و خیال راحت تر به کارت ادامه بدهى و همین طور زندگى ات را اداره کنی. وقتی دو دهه اخیر موسیقی پاپ را بررسی کنیم، می بینیم که یک دسته خواننده هایی بوده اند که طیف گسترده مخاطب داشته اند که دائماً کم و زیاد می شده و دسته دیگر، خواننده هایی بوده اند که مخاطب کمتر، خاص ولی وفادار داشته اند. تو خودت کدام مخاطب را ترجیح می دهی؟من مخاطب کمتر ولی وفادارتر را ترجیح می دهم. گمان مى کنم رستاک و موسیقى اش آن چنان فراگیر و همه پسند نیستند و مخاطب کم اما باکیفیت را بیشتر دوست دارم. افزایش تعداد مخاطب خوب است؛ ولی برای بزرگ شدن این عدد، حاضر نیستم از کیفیت مخاطبانم کاسته شود. من عاشق اینم که در یک سالن ۷۰۰ نفره کنسرت برگزار کنم، ولی مخاطبانم با تمام وجودشان در سالن باشند و دوست ندارم صرفاً برخی آدم ها بلیت بخرند تا ببینند آن جا چه خبر است. این را ترجیح می دهم به برگزاری کنسرت در یک سالن ۲۵۰۰ نفره که نصف آنها برای سرگرمی آمده اند. تجربه هم نشان داده که آن مخاطب خاص می تواند شما را سال های سال حمایت کند. مثلاً علیرضا عصار نمونه بارز این طیف خواننده ها بود که چند ماه قبل، پس از سال ها کنسرت برگزار کرد و هواداران اش ۱۳ سانس از او حمایت کردند. حتی برای من که طرفدار سرسخت علیرضا عصار هستم، باور چنین حمایتی سخت بود و البته فکر می کنم خودش هم از این استقبال شوکه شده باشد! رستاک حلاج به عنوان یک آفریننده شعر و ملودی، در چه حالات روحی بهتر و بیشتر توان خلق دارد؟ شکست عاطفی، بی پولی و… تأثیری روی پروسه خَلق تو دارند؟حالات روحی که رابطه مستقیمی بر خلق اثر دارد اما من در زمان ناخوشی است که می توانم بهترین ترانه ها و ملودی هایم را بسازم! وقتی حالم خوب است، دستم به ساز نمی رود و اگر هم چیزی بنویسم و بسازم، نزدیک به خودم نیست. تجربه های شکست عاطفی برای من باعث خلق آثار بهتر و ماندگارتر می شود. اما بی پولی هم حس و حال خلق کردن باقی نمی گذارد، چون یأس مطلق است! اصولاً هر وقت روابط عاطفی و حال من خوب است، معمولاً خروجی خاصی ندارم! پس فکر می کنم مخاطبانت همیشه آرزو داشته باشند شکست عاطفی بخوری تا کار خوب برایشان بسازی!احتمالاً! (خنده) ما خواننده هایی داریم که «singer/songwriter»اند و خودشان ترانه و آهنگ هایشان را می نویسند. ولی در مورد تو به نظر می رسد که شاعری هستی که می خوانی. این شاعرانگی در تو چگونه شکل گرفته است؟نه، من کارم را ابتدا با موسیقی شروع کردم و گیتار نواختن و آهنگسازی را یاد گرفتم. روی کارهای شاعران دیگر مثل حافظ و فروغ آهنگ می ساختم و می خواندم و حس کردم کارهای به روزتری باید بخوانم و به دلیل اقتضای موسیقی ام، به سراغ ترانه رفتم. خدا را شکر این بُعد ترانه به جایی رسید که من امضای خودم را در میان ترانه سراها دارم و این بد نیست که من را به عنوان شاعر می شناسند. ترانه ات روی کاغذ کاملاً ترانه است.خدا را شکر قلم رستاک در میان ترانه سرایان و مخاطبین ترانه، قلمى است که امضا و خط فکرى خودش را دارد. من خودم را موزیسین، ترانه سرا و خواننده می دانم؛ یک مثلث موسیقایى. من اصولاً کارى را که احساس کنم به بهترین شکل نمى توانم انجام دهم، انجام نمى دهم. هیچ بُعد خاصی را برای خودم بزرگ نمی کنم. خوشحال می شوم اگر کسی مخاطب موسیقی و صداى من نیست، مخاطب ادبیات من باشد. کتاب ترانه هایم «پاییز سال بعد» در اغلب کتاب فروشی های تهران پرفروش بوده و مخاطب ادبیات هم توانسته با من ارتباط برقرار کند. حضور در کتابخانه مردم برای من بسیار ارزشمند است. کارهایی که برای دیگران می نویسی را از همان ابتدا با ذهنیت همان فرد تولید می کنی یا پس از خلق اثر، فکر می کنی که برای چه هنرمندی مناسب است؟ همچنین برخی اعتقاد دارند کارهایی که برای دیگران می سازی، عامه پسندتر از کارهای خودت است.واقعیت این است که من خیلی علاقه ندارم برای دیگران کار بسازم و بیشترین همکارى ام با «مهدی یراحی» بوده که به دلیل رفاقت مان و علاقه مهدى به این سبک و سیاق بوده است. به نظرم شاخص ترین همکارى ما قطعه «زمستون» بوده. یا قطعه «داشتم زندگیمو می کردم» روی کاغذ یکی از بهترین ترانه هاى من است و شاید به دلیل نوع ملودی مهدی و تنظیمش عامه پسند به نظر بیاید. قطعه «اشک و بارون» را هم برای مهدی ساختم و خیلی رستاکی نبود؛ اما آن هم یکی از بهترین آثارم است. یا قطعه «از خودت خبر بیار» و «داره گریه می کنه» را کار کردیم که کاملاً در فضای خودم هستند. ترانه این کارها روی کاغذ عامه پسند نیستند، ولی شاید چون مهدی مخاطبان عام تری دارد، به نظر می آید کارهای من با او عامه پسند بوده اند. خودت روی کاری که قرار است دیگران بخوانند، اعمال نظر نمی کنی؟من قطعه «داشتم زندگیمو می کردم» را با ملودی قبلی به مهدی دادم و گفت که اصلاً در فضای او نیست. به او گفتم این کار یک مرتبه به دلایلی اجرا شده و به هر شکلی که دوست داری، می توانی آن را بسازی. یک شب با من تماس گرفت و پشت تلفن برایم خواند و از این کار بدم نیامد و دیدم که جالب شده است. چون برخی از مخاطبان، ورژن قبلی را شنیده اند، نسبت به ورژن جدید واکنش نشان دادند؛ اما من اجرای جدید این کار را دوست داشتم و براى مهدى هم بازتاب خوبى داشت. من همیشه در مورد کارها نظر می دهم و وقتی که کارى دلپذیر باشد -حتی اگر در ژانر من نباشد- آن را تأیید می کنم. همیشه از تنظیم هایی که روی کارهای من با صدای مهدی انجام می شود، راضی ام و «هومن نامداری» واقعاً سنگ تمام می گذارد. پس چرا هیچ وقت با «هومن نامداری» در کارهای خودت همکاری نکرده ای؟ چون به نظر می رسد در تمام اجزای کار تو، بخش تنظیم کمترین اهمیت را برایت دارد و انرژی کمتری روی آن می گذاری. تنظیم ها گاهی مونوتون است و خارج از بازار صدا می دهد. در حالی که مثلاً «هومن» می تواند کار مدنظر خودت را با جنس صدای روز تنظیم کند.من اعتقاد دارم کارهایم تنظیم محور نیستند. پکیج من، از وکال و ترانه و ملودی تشکیل شده و حتی اگر با یک گیتار بخوانم، شاید تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد. اشکان دباغ، آبان حبیبی و سعید زمانی معمولاً کارهای من را تنظیم می کنند و دقیقاً همان کاری را انجام می دهند که در ذهن من مى گذرد. خدا را شکر هر سه نفرشان به خوبى ترانه را مى شناسند و از احساس من نسبت به موسیقى و ترانه آگاه اند و نتیجه همکارى مان براى من و مخاطبانم تا امروز دلپذیر بوده.«هومن نامداری» هم یکی از باشعورترین تنظیم کننده ها است و همیشه می داند که روی شعر و ملودی، دقیقاً چه اتفاقاتی رخ می دهد. کارهایش را واقعاً دوست دارم و تا کنون قسمت نشده که با هم مستقیماً همکاری کنیم. سعید زمانی هم از جمله تنظیم کننده های خوب و باشعوری است که مدتى است با هم ارتباط خوبی برقرار کرده ایم. این مونوتون بودن که می گویی در همکاری من با آبان و اشکان حس می شد و سعید زمانی که وارد شد، کارهایم یک مقدار متفاوت تر شد. ما ترنس هم کار کردیم و برای من چندان مناسب نبود و فهمیدم که نباید سراغ این فضا بروم. چرا خودت در بخش تنظیم فعال نیستی و کارهایت را تنظیم نمی کنی؟راستش من علاقه ای به یاد گرفتن چیزهای جدید ندارم! (خنده) کا ...

ادامه مطلب  

بهترین آثارم را در زمان شکست عاطفی ساخته ام!  

درخواست حذف این مطلب
در میان طیف های مختلف شنوندگان موسیقی پاپ، معروف است. در میان طرفداران بعضی خواننده ها نظیر «مهدی یراحی» با آهنگسازی ها و ترانه هایش مشهور است و در میان آنها که کمی پاپ خاص تر گوش می کنند، با صدا و قطعات شخصی اش مخاطب دارد. از «رستاک حلاج» حرف می زنیم. خواننده، ترانه سرا و آهنگسازی که با وجود سبک و سیاق متفاوت سروده هایش نسبت به کارهای مرسوم بازار، چند کار شنیده شده در کارنامه اش دارد و از سال 94 به شکل رسمی فعالیت اش را در موسیقی ایران دنبال کرد. رستاک اولین کنسرتش را در آخرین روز پاییز سال 95 با قطعات آلبوم «پاییز سال بعد» روی صحنه برد و تا کنون یک اجرای رسمی دیگر تهران و بندرعباس داشته است. همچنین او دیدگاه های جالبی هم درباره خوانندگانی نظیر محسن چاوشی، محسن یگانه، سیروان خسروی، سیامک عباسی، سینا حجازی و محمد علیزاده داشت. با رستاک درباره کاراکتر خودش، جدی بودن و اخم هایش هم گپ زدیم! این گفت وگو را حتماً تا پایان بخوانید:از «رستاک» روی استیج شروع کنیم. چه طور است که رستاک روی استیج آن قدر جنب وجوش و انرژی دارد و برون گرا است ولی رستاک همیشگی، به شدت خجالتی و درون گرا است؟این سؤالى بود که برای خانواده ام هم پیش آمد! هیچ یک از نزدیکانم گمان نمى کرد که رستاک روی صحنه آن طور راحت و رها باشد و تنها پاسخ من به این پرسش، این است که رستاک از همان کودکى، زمانى که با ساز و آواز آشنا شد تا روزى که به رویاى روى صحنه رفتنش دست یافت، یک عمر خودش را روى استیج تصور کرده بود؛ صحنه را سال هاى سال زندگى کرده بود و در ٣٤ سالگى با این رفیق دیرینه دیگر احساس غریبى نمى کرد؛ اعتماد به نفس من روى صحنه چندین برابر مى شود. احساس خوشایندى است این که هزاران نفر فقط و فقط به خاطر موسیقى و صداى تو آمده و زیر یک سقف جمع شده اند. آن جا است که با تمام وجود و بدون ترس برایشان مى خوانم و از هم آواز شدن مان آن قدر مست مى شوم که دیگر جایى براى استرس و نگرانى باقى نمى ماند. و همین به تو یک حس قدرت می دهد.روی استیج بیشتر احساس صمیمیت دارم تا حس قدرت.چرا در 99 درصد عکس هایت اخم می کنی؟یکی از سایت ها چند وقت پیش عکس کودکی من را با لبخند منتشر کرده و نوشته بود این عکس نشان می دهد که پس رستاک در کودکی خندیدن را بلد بوده! حقیقتاً احساس مى کنم لبخند در عکس زیاد به من نمی آید وگرنه آن قدرها هم اخمو نیستم. کاراکتر من براى اشخاصى که براى اولین بار از نزدیک با من روبه رو مى شوند، معمولاً زیاد صمیمى و دلپذیر نیست و گاهى این سوءتفاهم به وجود مى آید که رستاک خودش را مى گیرد. اما واقعیت این است که من بسیار خجالتی هستم. این خجالتى بودن، گاهى آن قدر بالا مى گیرد که ترجیح مى دهم براى خرید از سوپرمارکت هم دوستانم را به جاى خودم بفرستم! البته تازگی ها در معاشرت با مردم بهتر شده ام. بیشتر لبخند مى زنم و به اصطلاح خونگرم تر رفتار مى کنم. ولى در هر صورت به قول شاعر «من خیلى وقتا ساکتم سردم...» آن اولین لحظه ای که در سالن میلاد برای نخستین بار روی صحنه رفتی را توصیف کن.لحظه فوق العاده ای بود و البته در وجودم استرس هم داشتم. اما آن قدر انرژی در سالن وجود داشت که این استرس، تأثیر منفی روی اجرا نگذاشت. کلاً اولین جوابی که از مخاطب پس از سال ها انتظار می گیری، بی نظیر است و دوست داری آن لحظات هرگز تمام نشود. بُعد مالی کاری که در موسیقی انجام می دهی، چه قدر برایت مهم است؟حتماً برایم مهم است؛ چون تنها کاری است که بلدم و به صورت حرفه ای انجام می دهم. الان در سنی هستم که باید به آینده فکر کنم و اگر بُعد مالی نباشد، نمی دانم چه آینده ای در انتظارم است.همیشه برای آدم ها سؤال است که درآمد خواننده ها، آهنگسازان و تنظیم کننده های زیرزمینی از کجا است و آیا شوق آنها برای کسب مجوز، بیشتر به دلیل مسائل مالی است؟درآمد هنرمندان زیرزمینی خیلی متغیر است و اصلاً ثابت نیست. گاهی اوقات یک کارت جواب می دهد و تا مدتی، درآمد خوبی داری. یا ممکن است کارهایت موفق نشود و تا چند وقت اصلاً درآمدی نداشته باشید. امید به مجاز شدن، اول از همه به خاطر لذت استیج و برخورد مستقیم با مخاطب است و در کنار این هم بحث درآمد مطرح می شود تا بتوانى با انرژى بیشتر و خیال راحت تر به کارت ادامه بدهى و همین طور زندگى ات را اداره کنی.وقتی دو دهه اخیر موسیقی پاپ را بررسی کنیم، می بینیم که یک دسته خواننده هایی بوده اند که طیف گسترده مخاطب داشته اند که دائماً کم و زیاد می شده و دسته دیگر، خواننده هایی بوده اند که مخاطب کمتر، خاص ولی وفادار داشته اند. تو خودت کدام مخاطب را ترجیح می دهی؟من مخاطب کمتر ولی وفادارتر را ترجیح می دهم. گمان مى کنم رستاک و موسیقى اش آن چنان فراگیر و همه پسند نیستند و مخاطب کم اما باکیفیت را بیشتر دوست دارم. افزایش تعداد مخاطب خوب است؛ ولی برای بزرگ شدن این عدد، حاضر نیستم از کیفیت مخاطبانم کاسته شود. من عاشق اینم که در یک سالن 700 نفره کنسرت برگزار کنم، ولی مخاطبانم با تمام وجودشان در سالن باشند و دوست ندارم صرفاً برخی آدم ها بلیت بخرند تا ببینند آن جا چه خبر است. این را ترجیح می دهم به برگزاری کنسرت در یک سالن 2500 نفره که نصف آنها برای سرگرمی آمده اند. تجربه هم نشان داده که آن مخاطب خاص می تواند شما را سال های سال حمایت کند. مثلاً علیرضا عصار نمونه بارز این طیف خواننده ها بود که چند ماه قبل، پس از سال ها کنسرت برگزار کرد و هواداران اش 13 سانس از او حمایت کردند. حتی برای من که طرفدار سرسخت علیرضا عصار هستم، باور چنین حمایتی سخت بود و البته فکر می کنم خودش هم از این استقبال شوکه شده باشد! رستاک حلاج به عنوان یک آفریننده شعر و ملودی، در چه حالات روحی بهتر و بیشتر توان خلق دارد؟ شکست عاطفی، بی پولی و... تأثیری روی پروسه خَلق تو دارند؟حالات روحی که رابطه مستقیمی بر خلق اثر دارد اما من در زمان ناخوشی است که می توانم بهترین ترانه ها و ملودی هایم را بسازم! وقتی حالم خوب است، دستم به ساز نمی رود و اگر هم چیزی بنویسم و بسازم، نزدیک به خودم نیست. تجربه های شکست عاطفی برای من باعث خلق آثار بهتر و ماندگارتر می شود. اما بی پولی هم حس و حال خلق کردن باقی نمی گذارد، چون یأس مطلق است! اصولاً هر وقت روابط عاطفی و حال من خوب است، معمولاً خروجی خاصی ندارم!پس فکر می کنم مخاطبانت همیشه آرزو داشته باشند شکست عاطفی بخوری تا کار خوب برایشان بسازی!احتمالاً! (خنده) ما خواننده هایی داریم که «singer/songwriter»اند و خودشان ترانه و آهنگ هایشان را می نویسند. ولی در مورد تو به نظر می رسد که شاعری هستی که می خوانی. این شاعرانگی در تو چگونه شکل گرفته است؟نه، من کارم را ابتدا با موسیقی شروع کردم و گیتار نواختن و آهنگسازی را یاد گرفتم. روی کارهای شاعران دیگر مثل حافظ و فروغ آهنگ می ساختم و می خواندم و حس کردم کارهای به روزتری باید بخوانم و به دلیل اقتضای موسیقی ام، به سراغ ترانه رفتم. خدا را شکر این بُعد ترانه به جایی رسید که من امضای خودم را در میان ترانه سراها دارم و این بد نیست که من را به عنوان شاعر می شناسند. ترانه ات روی کاغذ کاملاً ترانه است.خدا را شکر قلم رستاک در میان ترانه سرایان و مخاطبین ترانه، قلمى است که امضا و خط فکرى خودش را دارد. من خودم را موزیسین، ترانه سرا و خواننده می دانم؛ یک مثلث موسیقایى. من اصولاً کارى را که احساس کنم به بهترین شکل نمى توانم انجام دهم، انجام نمى دهم. هیچ بُعد خاصی را برای خودم بزرگ نمی کنم. خوشحال می شوم اگر کسی مخاطب موسیقی و صداى من نیست، مخاطب ادبیات من باشد. کتاب ترانه هایم «پاییز سال بعد» در اغلب کتاب فروشی های تهران پرفروش بوده و مخاطب ادبیات هم توانسته با من ارتباط برقرار کند. حضور در کتابخانه مردم برای من بسیار ارزشمند است.کارهایی که برای دیگران می نویسی را از همان ابتدا با ذهنیت همان فرد تولید می کنی یا پس از خلق اثر، فکر می کنی که برای چه هنرمندی مناسب است؟ همچنین برخی اعتقاد دارند کارهایی که برای دیگران می سازی، عامه پسندتر از کارهای خودت است.واقعیت این است که من خیلی علاقه ندارم برای دیگران کار بسازم و بیشترین همکارى ام با «مهدی یراحی» بوده که به دلیل رفاقت مان و علاقه مهدى به این سبک و سیاق بوده است. به نظرم شاخص ترین همکارى ما قطعه «زمستون» بوده. یا قطعه «داشتم زندگیمو می کردم» روی کاغذ یکی از بهترین ترانه هاى من است و شاید به دلیل نوع ملودی مهدی و تنظیمش عامه پسند به نظر بیاید. قطعه «اشک و بارون» را هم برای مهدی ساختم و خیلی رستاکی نبود؛ اما آن هم یکی از بهترین آثارم است. یا قطعه «از خودت خبر بیار» و «داره گریه می کنه» را کار کردیم که کاملاً در فضای خودم هستند. ترانه این کارها روی کاغذ عامه پسند نیستند، ولی شاید چون مهدی مخاطبان عام تری دارد، به نظر می آید کارهای من با او عامه پسند بوده اند.خودت روی کاری که قرار است دیگران بخوانند، اعمال نظر نمی کنی؟من قطعه «داشتم زندگیمو می کردم» را با ملودی قبلی به مهدی دادم و گفت که اصلاً در فضای او نیست. به او گفتم این کار یک مرتبه به دلایلی اجرا شده و به هر شکلی که دوست داری، می توانی آن را بسازی. یک شب با من تماس گرفت و پشت تلفن برایم خواند و از این کار بدم نیامد و دیدم که جالب شده است. چون برخی از مخاطبان، ورژن قبلی را شنیده اند، نسبت به ورژن جدید واکنش نشان دادند؛ اما من اجرای جدید این کار را دوست داشتم و براى مهدى هم بازتاب خوبى داشت. من همیشه در مورد کارها نظر می دهم و وقتی که کارى دلپذیر باشد -حتی اگر در ژانر من نباشد- آن را تأیید می کنم. همیشه از تنظیم هایی که روی کارهای من با صدای مهدی انجام می شود، راضی ام و «هومن نامداری» واقعاً سنگ تمام می گذارد. پس چرا هیچ وقت با «هومن نامداری» در کارهای خودت همکاری نکرده ای؟ چون به نظر می رسد در تمام اجزای کار تو، بخش تنظیم کمترین اهمیت را برایت دارد و انرژی کمتری روی آن می گذاری. تنظیم ها گاهی مونوتون است و خارج از بازار صدا می دهد. در حالی که مثلاً «هومن» می تواند کار مدنظر خودت را با جنس صدای روز تنظیم کند.من اعتقاد دارم کارهایم تنظیم محور نیستند. پکیج من، از وکال و ترانه و ملودی تشکیل شده و حتی اگر با یک گیتار بخوانم، شاید تأثیرگذاری بیشتری داشته باشد. اشکان دباغ، آبان حبیبی و سعید زمانی معمولاً کارهای من را تنظیم می کنند و دقیقاً همان کاری را انجام می دهند که در ذهن من مى گذرد. خدا را شکر هر سه نفرشان به خوبى ترانه را مى شناسند و از احساس من نسبت به موسیقى و ترانه آگاه اند و نتیجه همکارى مان براى من و مخاطبانم تا امروز دلپذیر بوده.«هومن نامداری» هم یکی از باشعورترین تنظیم کننده ها است و همیشه می داند که روی شعر و ملودی، دقیقاً چه اتفاقاتی رخ می دهد. کارهایش را واقعاً دوست دارم و تا کنون قسمت نشده که با هم مستقیماً همکاری کنیم. سعید زمانی هم از جمله تنظیم کننده های خوب و باشعوری است که مدتى است با هم ارتباط خوبی برقرار کرده ایم. این مونوتون بودن که می گویی در همکاری من با آبان و اشکان حس می شد و سعید زمانی که وارد شد، کارهایم یک مقدار متفاوت تر شد. ما ترنس هم کار کردیم و برای من چندان مناسب نبود و فهمیدم که نباید سراغ این فضا بروم. چرا خودت در بخش تنظیم فعال نیستی و کارهایت را تنظیم نمی کنی؟راستش من علاقه ای به یاد گرفتن چیزهای جدید ندارم! (خنده) کار تنظیم واقعاً سخت و تکنیکى است و باید خیلی دقیق باشد. در میان خوانندگانی که به سراغ تنظیم رفتن ...

ادامه مطلب  

وزیر نفت استعفا کرد/ پسرفت تراز تجاری ایران در پسابرجام! /لابی نجومی دیوان محاسبات مجلس و دولت/ محکومیت برخی وزرای دولت یازدهم در دیوان محاسب?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، گلابی هم پس از برجام با افزایش 120 درصدی قیمت پرچمدار میوه ها در گرانی هاست، این در حالی است که قرار بود بعد از آن تورم کمرشکن سال 92 قدرت خرید مردم بازسازی شود اما اکنون در حالی دکتر روحانی دولت دوم خود را به زودی تحویل خواهد گرفت که قیمت کالاهای اساسی از این رویه پیروی نکرده و همچنان در مسیر صعودی قرار دارند* همشهری- نرخ سود در هر بانک اختصاصی می شود؟همشهری درباره سود بانکی نوشته است: تعیین نرخ سود بانکی در حالی این روزها به چالش جدی بین سپرده گذاران و بانک ها تبدیل شده که مشخص نیست آیا شورای پول و اعتبار در آخرین نشست خود در دولت دوازدهم تصمیم به کاهش نرخ سود خواهد گرفت یا نه؟گزینه تعیین نرخ سود متفاوت برای بانک ها به جای اعمال نرخ سود یکسان برای همه تازه ترین گزینه پیشنهادشده است. در حالی که به نظر اجرای آن بدون دردسر نخواهد بود.به گزارش همشهری، درحالی که یکی از مدیران عامل بانک های خصوصی از برنامه بانک مرکزی برای متنوع سازی نرخ سود سپرده های بانکی خبر داده، دبیرکل بانک های خصوصی کشور می گوید:بانک ها این بار تصمیمی برای کاهش سود بانکی ندارند. 2اظهارنظر کاملا متفاوت که نشان از اختلاف نظر و ابهام بانکداران بر سر تعیین سازوکار تعیین نرخ سود دارد. دیروز غلامحسین تقی نتاج، مدیرعامل بانک قوامین اظهار کرد: بانک مرکزی به دنبال آن است که هر بانکی با توجه به ساختار مالی و سود و زیان خودش، نرخ سود علی الحساب خاص خود را تعیین کند. هرچند هنوز هیچ مقام بانک مرکزی این ادعای مطرح شده را تأیید نکرده، اما نتاج در گفت وگو با فارس، توضیح داد: ممکن است یک بانکی سود علی الحساب 12درصد تعیین کند و یک بانک دیگر به دلیل هزینه های مالی بیشتر، نرخ سود 10یا 11درصد تعیین کند اما در پایان سال هر سودی حاصل شد، مابه التفاوت آن را به سپرده گذاران بدهد. به گفته این مدیر بانکی این روش باید به صورت تدریجی و مرحله ای اجرا شود تا خلل و چالشی برای شبکه بانکی به وجود نیاید.در واکنشی دیگر به ماجرای کاهش نرخ سود بانکی، محمد رضا جمشیدی، دبیرکل کانون بانک های خصوصی با تأکید بر اینکه بانک ها این بار تصمیمی به تغییر نرخ سود ندارند، گفت: دفعات قبل هم بانک ها به درخواست بانک مرکزی نظرات شان را اعلام می کردند.وی با بیان اینکه هرگونه تصمیم برای تغییر سود بانکی با شورای پول و اعتبار است، افزود: قصد بانک ها هم اکنون عدم تغییر و مداخله در نرخ سود بانکی است.نسخه نجات 3تعاونی غیرمجازدستور دیگر نشست سه شنبه جاری شورای پول و اعتبار به احتمال زیاد تصمیم گیری درباره پایان دادن به فعالیت 3تعاونی اعتبار بحران زده وحدت، البرز ایرانیان و افضل توس است، هرچند برخی گمانه زنی ها درباره احتمال تصمیم این شورا برای سرعت دادن به فرایند صدور مجوز برای 2مؤسسه اعتباری ثامن و مهر اقتصاد هم مطرح شده است.به گزارش ایرنا، تنها 3تعاونی غیرمجاز باقی مانده که شامل 2تعاونی «وحدت» و «البرز ایرانیان» که تحت تابلو آرمان فعالند و نیز تعاونی «افضل توس» است. ولی الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی هفته گذشته از تصمیم گیری نهایی برای 3تعاونی غیرمجاز در روزهای آینده خبر داد و تأکید کرد: ظرف چند روز آینده می توانیم اعلام کنیم که هیچ مؤسسه غیرمجازی نداریم.تعیین سود متفاوت برای سپرده های هر بانک شدنی نیستسیدبهاء الدین حسینی هاشمی از مدیران باسابقه شبکه بانکی درباره احتمال تعیین نرخ سود علی الحساب متفاوت متناسب با ساختار مالی بانک ها به همشهری می گوید: تاکنون که چنین روشی در بانک های ایران اجرا نشده؛ هرچند از حیث بانکداری اسلامی امکان پیش بینی سود و پرداخت سود علی الحساب وجود دارد.وی چالش اصلی درخصوص تعیین سازوکار سود بانکی را رویه رقابتی بانک ها اعلام و تأکید می کند: در شرایطی که بانک ها با کسری شدید نقدینگی مواجه هستند، تعیین نرخ سود متفاوت ممکن است روی کاغذ شدنی باشد، اما در عمل به رقابت ناسالم بانک ها برای جذب سپرده ها دامن خواهد زد. این کارشناس ارشد پولی و بانکی با اشاره به تنگنای نقدینگی و اعتباری بانک ها، زیان ده بودن و هزینه عملیاتی بالای آنها به عنوان چالش های پیش روی شبکه بانکی، می افزاید:بانک های ایران هنوز رتبه بندی دقیقی نشده اند و شرکت قوی و قابل اعتماد نظیر مؤسسات بین المللی برای رتبه بندی بانک های کشور نداریم به همین دلیل صرف اتکا به کلیات ساختار مالی بانک ها نمی تواند ملاکی برای تعیین نرخ سود علی الحساب هر بانک باشد. حسینی هاشمی با بیان اینکه هم اکنون نه بانک مرکزی و نه بانک ها تعیین کننده واقعی نرخ سود سپرده های بانکی نیستند، می گوید: تعیین کننده واقعی نرخ، سپرده گذاران کلان هستند و درصورت تعیین سود متفاوت برای هر بانک، ممکن است سپرده های کوچک تغییری نکند، اما با پدیده مهاجرت سپرده های متوسط و کلان بین بانک ها مواجه خواهیم شد.* وطن امروز- پسرفت تراز تجاری ایران در پسابرجام!وطن امروز درباره تراز تجاری کشور گزارش داده است: آمارها و شواهد نشان می دهد در دوران پسابرجام وضعیت تجارت ایران در رکود عمیقی فرو رفته و دولت در احیای اقتصاد برخلاف آمارهای رنگارنگ ناکام بوده است. به گزارش «وطن امروز»، دولتی ها بعد از توافق هسته ای و برجام اینگونه القا کردند که وضعیت تجاری کشور بهبود می یابد اما آمارها نشان می دهد هیات های اقتصادی به ایران می آیند اما اتفاق خاصی نمی افتد و تفاهمنامه قابل توجهی امضا نشده است. به عبارت بهتر با برجام، فروش کالا به ایران راحت تر شد و ایران بیشتر خریدار شد تا فروشنده. شاهد این مدعا منفی شدن تراز تجاری ایران است. براساس آمارهای گمرک جمهوری اسلامی ایران از تجارت خارجی کشور در 4 ماه ابتدایی سال جاری، صادرات در تمام گروه های کالایی کاهش و از طرفی واردات افزایش داشته که زنگ هشداری برای تراز تجاری و بازرگانی کشور بوده زیرا تراز دوباره منفی شده است. برخی کارشناسان معتقدند نرخ ارز مهم ترین متغیر اثرگذار بر تراز تجاری است و از آنجا که نرخ واقعی ارز، منفی شده تاثیر خود را بر کاهش صادرات و تراز بازرگانی گذاشته اما از طرف دیگر به نظر می رسد مثبت شدن تراز تجاری ایران در سال 94 و پس از تقریبا 4 دهه، به دلیل آثار روانی برجام بوده و چون در این مدت اصلاح نرخ ارز صورت نگرفته عملا یک فرصت مناسب برای ادامه روند رشد از دست رفته است. میزان صادرات در 4 ماه منتهی به تیر 1396 در مقایسه با مدت زمان مشابه سال قبل افت ارزشی 54/9 درصدی داشته و در مقابل، میزان واردات در این مدت، رشد ارزشی معادل 97/23 درصدی را تجربه کرده است. از طرفی حجم تجارت خارجی در همین مدت، 29 میلیارد و 272 میلیون دلار بوده و با سبقت گرفتن واردات از صادرات طی این مدت، تراز تجاری کشور هم در 4 ماه منتهی به تیرماه منفی 2 میلیارد و 354 میلیون دلار شده است و برخی کارشناسان بر این باورند که در حال حاضر مهم ترین متغیر اثرگذار در تراز تجاری، نرخ ارز بوده و با عنایت به اینکه در 4 سال گذشته نرخ واقعی ارز منفی شده، صادرات با کاهش مواجه شده و در نتیجه تراز بازرگانی را منفی کرده است. به نظر می رسد حال تجارت ایران در سال های گذشته تغییر چندانی نداشته است، اگر چه در سال 95 ما شاهد مثبت شدن تراز تجاری بودیم که علت این امر هم جو روانی ای بود که بر اثر توافق برجام و انتظار تجار و فعالان بازرگانی از تغییر روند تجارت با ایران شکل گرفته بود و نه لزوما تغییر جدی رویکرد و روند تجارت ایران با جهان. این قضیه زمانی مشخص می شود که به آمارهای تجارت ایران در چند سال گذشته نگاه کنیم که در سال 94 تراز تجاری کشور منفی 387 میلیون دلار بود اما به یک باره در 4 ماهه ابتدایی سال 95 این رقم به مثبت 2 میلیارد و 123 میلیون می رسد و تا انتهای سال روند مثبت بودن تراز ادامه دارد و حالا با فروکش کردن هیجانات بازار جهانی، دوباره به تراز منفی عقبگرد کرده ایم. تراز تجاری با فاصله گرفتن چشمگیر واردات از صادرات در سال 96 معادل 2 میلیارد و 354 میلیون دلار به نفع واردات شده که با اینکه برخی شرایط اجتماعی و سیاسی و برگزاری انتخابات را دلیل آن تاکنون می دانند اما تنش های منطقه ای و از دست دادن بازارهای آن، حجم بالای خام فروشی و نامساعد بودن محیط کسب وکار از دلایلی است که موجب شده تجارت حال خوبی نداشته باشد و روند نامناسب، افسوس ها را برای اصلاح نرخ ارز بیشتر کرده است. براساس آمار گمرک، در طول 4 ماه اخیر یکی از کالاهای اساسی که بیشترین آمار صادرات را به خود اختصاص داده پتروشیمی است که صادرات قطعی نشان از آن دارد که صادرکنندگان توانسته اند در این بخش، 9 میلیون و 555 هزار تن به ارزش 4 میلیارد و 689 میلیون دلار، به بازارهای جهانی صادر کنند. سهم وزنی کالاهای پتروشیمی از کل صادرات در مدت زمان مذکور 39/25 درصد و سهم ارزشی آن 84/34 درصد است که صادرات این کالا در 4 ماه منتهی به تیرماه سال جاری در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته به لحاظ ارزشی افت 72/3 درصدی را تجربه کرده است. عمده صادرات کشور در 4 ماه منتهی به تیرماه سال 96 به کشورهای چین، عراق، امارات، کره جنوبی و هند است و اقلام عمده وارداتی شامل برنج به ارزش 603 میلیون دلار، ذرت دامی به ارزش 484 میلیون دلار، وسایل نقلیه موتوری با حجم سیلندر 1500 سی سی تا 2000 سی سی به جز آمبولانس و هیبریدی به ارزش 426 میلیون دلار و قطعات منفصله برای تولید اتومبیل سواری ردیف 8703 بنزینی با حجم سیلندر 2000 سی سی با ساخت داخل 14درصد تا کمتر از 30 درصد به استثنای لاستیک به ارزش 311 میلیون دلار است.طبق آمار گمرک تا تیرماه سال جاری، قطعات منفصله تولید خودرو یا ساخت 14 درصد، 7/36 درصد افزایش را نسبت به مدت مشابه سال گذشته داشته است. نکته قابل توجه واردات قطعات منفصله تولید خودرو با ساخت داخل 50 درصد است که رشد 102 درصدی داشته اما 2 بخش موثر دیگر بر آمار تجارت خارجی کشور، واردات خودروهای سواری است به طوری که واردات خودروهای هیبریدی 1500 تا 2000 سی سی به کشور با رشد 1855 درصدی مواجه شده؛ پس از آن واردات وسایل نقلیه موتوری با حجم 1500 تا 2000 سی سی نیز رشد 9/ 129 درصدی را به خود دیده است. مجموع این موارد موجب شده بخش خودرو اثر بسیاری در آمار تجارت خارجی به کشور داشته باشد؛ موضوعی که به نظر می رسد نیازمند بررسی جزئیات بیشتر آمار توسط کارشناسان است. به دنبال روند صعودی واردات، برخی کارشناسان دلیل بسته شدن ثبت سفارش واردات خودرو از 20 روز گذشته را بی ارتباط با این موضع نمی دانند و تاکید دارند در شرایط فعلی، مسؤولان صنعتی کشور برای توقف بی رویه واردات خودرو ظاهرا چاره ای جز این اقدام نداشته اند. به رغم آنکه به نظر می رسد هدف سیاست گذار صنعتی و تجاری کشور از توقف ثبت سفارش واردات خودرو به صورت مقطعی اثرگذاری بر آمار تجارت خارجی کشور در ماه های آینده است اما آنگونه که مشخص است این اقدام راهکاری بنیادی و اصولی به منظور کنترل واردات خودرو به کشور نمی تواند باشد. بر این اساس بسته شدن سایت ثبت سفارش در شرایطی صورت می گیرد که وزارت صنعت از اواسط سال گذشته بحث «دستورالعمل و ضوابط واردات خودرو و نحوه همکاری با شرکت های خودروساز خارجی» را تهیه کرد. براساس این دستورالعمل، واردات خودرو منوط به تولید و سرمایه گذاری خودروسازان خارجی در کشور می شود، بنابراین در صورتی که هر خودروساز خارجی تمایل دارد محصولات خود را به بازار ایران صادر کند باید در ایران نیز سرمایه گذاری کند. کارشناسان معتقدند بررسی آمار تجارت خارجی و بالا بودن واردات قطعه نشان می دهد برخی قطعه سازان ما درگیر تولید نیستند و این آمار بیانگر آن است که بالا بودن هزینه تولید برای شرکت های قطعه ساز موجب شده آنها به جای تولید روند واردات را در پیش بگیرند، بنابراین شاهد افزایش واردات قطعات منفصله به دنبال افزایش تیراژ تولید خودرو در کشور خواهیم بود. هر چه تیراژ تولید خودرو افزایش پیدا کند، بنابراین در فرآیند تولید حجم بیشتری از ارزش افزوده جذب صنعت خودروی داخل می شود. موضوع مهم آن است که اولویت جذب این ارزش افزوده با مجموعه هایی است که زیر نظر شرکت های خودروساز کار می کنند و بعد به قطعه سازان گسترش داده می شود.* فرهیختگان- لابی نجومی دیوان محاسبات مجلس و دولتفرهیختگان نوشته است: نماینده مردم شاهین شهر از وجود لابی بین دیوان محاسبات و دولت برای سرپوش گذاشتن موضوع نجومی بگیران خبر داد.به گزارش «فرهیختگان» حسین علی حاجی دلیگانی، نماینده مجلس دهم شورای اسلامی درباره لابی بین دولت و دیوان محاسبات مجلس بیان کرد: «متاسفانه دیوان محاسبات علی رغم اینکه یک دستگاه نظارتی است و باید برابر قانون به این نوع پرونده ها رسیدگی می کرد و کسانی را که برداشت های نجومی انجام داده اند، معرفی می کرد با دولت لابی کرد.»حاجی دلیگانی با توجه به ماده هفتاد و پنجم و هشتاد و چهارم مصوبه مجلس نهم درباره قانون تنظیم مقررات مالی دولت بیان کرد: «در مجلس گذشته سقف ۱۰ برابری برای پرداختی حقوق مقامات، مدیران و کسانی که این محدودیت برای آنان اعمال می شود، تعیین شد.»نماینده مجلس شورای اسلامی با انتقاد از برداشت ناصحیح دولت از قانون تصریح کرد: «اخیرا دولت با یک برداشت ناصحیح از تمدید قانون مدیریت خدمات کشوری آن را به منزله نسخ قانون نمایندگان مجلس دانست و مصوبه ای را به اجرا گذاشت که بر اساس آن مجددا محدودیت سقف پرداخت حقوق های نجومی برای برخی گروه های مدیران و مقامات برداشته می شود.»نماینده مردم شاهین شهر با توجه به تذکر داده شده در مجلس درباره مصوبه اخیر دولت در برداشته شدن محدودیت دریافتی حقوق مدیران و مقامات، ادامه داد: «رئیس مجلس دستور داده هیات تطبیق، مصوبات دولت را با قوانین رسیدگی کند تا تصمیم مقتضی را برای ابطال مصوبات دولت بگیرد.»وی درباره تصمیم دولت در برداشتن محدودیت دریافتی مدیران با توجه به تجربه فساد و غارت بیت المال گفت: «دولت با پرداخت های نجومی موافق است و متاسفانه دولت فقط با قوانینی که خود دنبال آن است که به تصویب مجلس برسد یا لایحه آن را داده مایل به اجرای آن است، اما مقررات بازدارنده مجلس برای دولت و برخی وزیران خوشایند نیست و آنها را اجرا نمی کنند.»حاجی دلیگانی درباره عملکرد نامناسب دولت در برخورد با نجومی بگیران افزود: «عملا دولت برخوردی نکرده بلکه آنان به رغم تذکرات موکد مقام معظم رهبری فقط یک سری تبلیغات انجام دادند و حال که احساس می کند آب ها از آسیاب افتاده مجددا آن محدودیت ها را برداشتند.»وی در ادامه افزود: «این جرم اتفاق افتاده و باید بعد از طی فرآیندهایی در دیوان این افراد به دستگاه قضایی معرفی می شدند تا مجازات تعیین و اموال بر اساس قانون به بیت المال برگردد که چنین اتفاقی نیفتاد.»نماینده مجلس دهم با انتقاد از سازمان بازرسی و دیگر نهادهای نظارتی بیان کرد: «آنها هم گزارشی تهیه کرده اند، ولی نهایتا ریشه این موضوع خشک نشد و مدتی سرپوش روی آن گذاشتند، ولی در حال حاضر دوباره در حال راه اندازی این موضوع هستند.»حاجی دلیگانی در پاسخ به این سوال که تعیین سقف برای دریافتی مدیران می تواند جلوی آنها را بگیرد، تصریح کرد: «به هر حال یکی از راه های مبارزه محدودیت تعیین سقف دریافتی است و در آینده اگر مدیری دستور پرداخت های نجومی را داد می توان از وی سوال کرد که بر چه اساسی اقدام به این کار کرده است.»نماینده مجلس دهم درباره تناسب پرداخت 10 برابری حقوق به مدیران با عدالت اجتماعی، گفت: «در آن زمان آخرین پیشنهادی که رای آورد 10 برابر حقوق پایه شورای عالی کار بود که هر ساله تعیین و هر ماه حداکثر نزدیک به هفت میلیون تومان می شود و کمتر از این رای نیاورد.»حاجی دلیگانی درباره شفاف سازی حقوق مدیران در برنامه ششم، بیان کرد: «ما خواستار شفاف سازی دریافتی کارکنان دولت و دستگاه ها بودیم که روی سایت قرار گیرد، برخی ها با تلاش زیاد به حد مقامات و مدیران کاهش دادند که این موضوع نیز اجرایی نشد.»حاجی دلیگانی با اظهار اینکه ایرادی برای اجرای برخی مواد قانون برنامه ششم وجود ندارد، ادامه داد: «بعضی ها شعار شفاف سازی می دهند اما با یک سری ظرافت ها و ایرادها به نوعی به دنبال اجرایی نکردن این قانون هستند و با شفاف سازی مخالفت می کند.»* شرق- انتقاد عضو اتاق بازرگانی از اغراق رسانه های دولتی درباره آثار برجاممحمد بحرینیان عضو اتاق بازرگانی از اغراق رسانه های دولتی درباره آثار برجام انتقاد کرده است: اکنون که فرصت یگانه ای برای کشور به وجود آمده، و درعین حال اکثریت بزرگ مردم ما این درد جانکاه را حس کرده اند، لازم است از این واقعیت نیز آگاه باشند که به دور از اغراق گویی ها، اقتصاد کشور در چه شرایطی به سر می برد. این آگاهی به شدت ضروری است، زیرا پس از برجام هم متأسفانه بار دیگر مواجه با مبالغه گویی های مخربی هستیم که ممکن است سیاست های اقتصادی کشور را به کج راه های دیگر بکشاند. به برخی از این مبالغه گویی ها توجه کنید:- کُرنش جهان به ظهور مجدد ایران در اقتصاد جهانی (٢٩/ ٤/ ٩٤)- صف بلند دیدار رهبران جهان (٤/٧/٩٤)- تشکیل صف خریداران نفت (٢٦/٦/٩٤)- سرمایه داران اروپایی در تهران به صف شده اند (١٢/٧/٩٤)- هجوم شرکت های بین المللی سرمایه گذاری املاک به تهران (١٥/٧/٩٤)- بزرگان دنیا در صف نوسازی ماشین آلات ایران (٢٩/٧/ ٩٥)- تعظیم جهان به ایران (٣/٩/٩٤)- صف برای فروش هواپیما به ایران (٢٧/١٠/٩٤)- سئول تشنه بازار ایران (٢٧/١٢/٩٤)- لشکرکشی آریایی های اروپا به ایران (٢٩/٤/٩٥)- بازگشت غول ها به مذاکره (٢١/٦/ ٩٥)- ترافیک غول های نفتی جهان در ایران (٢٩/٨/٩٥)- تشکیل صف فروشندگان هواپیما (١٢/٧/٩٥) و ده ها مورد و مصادیق دیگر.مسئله این است که این خودبزرگ بینی ها و ادعاهای گزاف اقتصادی، مبنایی برای دلربایی از مقامات شده و زمینه ای برای مطالبه هرچه بیشتر همان رویه های مخرب و ضدتوسعه ای می شود. مطالباتی از قبیل «آزادسازی هرچه بیشتر»، خصوصی سازی هرچه بی بندوبارتر، شوک درمانی و بی ثبات سازی های هرچه شدیدتر که همه آنها طی دودهه ونیم گذشته آزموده شده و نتایج مخرب آن همچنان باقی است. بسیاری از اقتصاددانان صاحب نام نشان داده اند که کشورهای عقب مانده با این رویه ها به توسعه و پیشرفت دست نیافته اند. این گونه مبالغه گویی های بی پایه و استوار بر باد درباره اقتصاد کشور ما، در عموم بازه های زمانی به ویژه در شش ونیم دهه گذشته باعث انحراف اذهان از شرایط و قدرت واقعی اقتصادی کشور شده است.برای روشن شدن واقعیت های امروز اقتصاد کشورمان، بی فایده نیست که نگاهی به برخی از آمارها بیفکنیم و قدرت واقعی اقتصاد و نیز میزان اثرگذاری و سهم کشورمان از تجارت جهانی را دریابیم. با استفاده از آمارهای رسمی کشور و تلفیق آن با آمارهای منتشرشده از سوی سازمان تجارت جهانی (wto) می توان به برخی از این واقعیت ها پی برد.براساس آمارهای ارائه شده، ملاحظه می شود که سهم کشور ما از تجارت جهانی کالا (واردات و صادرات کالا) در سال ٢٠١٥، فقط ٣٥صدم درصد بوده است که اگر نفت خدادادی را نیز از آن کسر کنیم، وضعیت به مراتب تأسف بارتر می شود و سهم کشورمان به ٢٤صدم درصد کاهش خواهد یافت. در همین حال، چنانچه تجارت کامل کالاها و خدمات را به همراه هم مدنظر قرار دهیم، باز هم تغییری در سهم اقتصاد ما داده نمی شود و این سهم به ٣٣صدم درصد می رسد و بدیهی است که در اینجا نیز نفت را باید از عدد حاصل شده کسر کرد.حال باید از خود پرسید که به چه دلیل در زمینه اقتصاد، جهان باید به ایران کُرنِش کند؟ یا چرا باید جهان از ظهور مجدد ایران در اقتصاد جهانی نگران شود و سر تعظیم فرود آورد؟ اگر مؤلفه های قدرت سیاسی و همچنین امنیت کشورمان را از مؤلفه های اهمیت در جهان کنار بگذاریم، براساس کدام شاخص اقتصادی تصور می کنیم که اقتصادی شگفتی آفرین داریم و اقتصادهای توانمند جهان باید بر شرایط ما غِبطه بخورند و در برابر ما کُرنش کنند؟بی اعتنایی و پشت کردن کشورها در زمینه همکاری اقتصاد با ایران، بر اثر فشارهای ظالمانه قدرت های جهانی، نشان از همین بی اهمیتی و بی پشتوانه بودن چنین مبالغه گویی ها دارد.«این آمارهای رقمی و عددی در ذهن متعارف مردم باقی نمی ماند، خواص و اهل فن بیشتر از این آمارها استفاده می کنند و روی آنها محاسبه و نتیجه گیری می کنند. خب سراغ اینها بروید، اینها را در میان بگذارید و مطرح کنید اکنون در کشور ما، آن هم در شرایطی که نفت هرروز بی ارزش تر می شود و بازگشت نفت ١٤٠دلاری رؤیایی بیش نیست، دیگر نمی توان همچون گذشته به سعی و خطا روی آورد. توهم را کنار بگذاریم، از مبالغه گویی دست برداریم و این واقعیت را بپذیریم که اهمیت اقتصاد ما در جهان به هیچ وجه چشمگیر نیست. شرکت هایی که برای ورود به کشور ما صف کشیده اند به بازار مصرف ما یا پروژه های عمرانی بی کران کم حاصل در اقتصاد ما چشم دوخته اند و با پروبال دادن به مبالغه گویی ها و توجیهات فراهم شده آن، قصد ارائه آدرس غلط در تصیم گیری ها دارند. یقینا راه برون رفت از این دام روی ما بسته نیست. اکنون زمان شروع دولت جدیدی است که به آن رأی داده ایم. دایره محدود متولیان تکراری، ولی اثرگذار در عملکرد ناکارآمد موجود، را باز کنید. خبرگانی را که آمادگی گفتمان و ارائه تحلیل روند توسعه صنعتی جهان و ریشه های عقب ماندگی صنعت ایران را دارند، به میدان بیاورید. مشارکت مؤثر این خبرگان نه با سخنرانی های یک طرفه، بلکه با گفت وگوی چندطرفه و معنادار محقق می شود. شایسته سالاری را جدی بگیرید و تعریف و تمجیدهای اغراق آمیز را به دیده تردید بنگرید. مسئولیت ها را به کسانی واگذار کنید که مشغله ذهنی شان بالابردن آمارهای بی معنا نباشد و بر این واقعیت حکیمانه واقف باشند که یک روستای آباد بیش از صد روستای خراب ارزش دارد. - وزیر نفت استعفا کردروزنامه اصلاح طلب شرق ادعای استعفای وزیر نفت را مطرح کرده است: حرف وحدیث های غیررسمی حکایت از استعفای وزیر نفت دارد. هرچند «شرق» نمی تواند مستقلا این خبر را تأیید کند، اما شنیده ها حاکی از آن است که بیژن نامدارزنگنه، استعفا داده و نمی خواهد در دولت دوازدهم بماند. از حدود یک ماه پیش هم اخباری غیررسمی منتشر شده بود که زنگنه تصمیمی برای ماندن در دولت دوازدهم ندارد؛ حال ...

ادامه مطلب  

گزارش حساب سرمایه در ایران غلط است  

درخواست حذف این مطلب
خبراقتصادی - اقتصاد کشور در سه سال گذشته شاهد روند صعودی رشد حجم نقدینگی بوده؛ رشد بی سابقه یی که با افزایش 27درصد حجم نقدینگی را به هزار و دویست هزارمیلیارد تومان رساند. این شاخص در قوانین علم اقتصاد همبستگی مثبتی با نرخ تورم دارد، اما با این حال در یکی، دو سال گذشته همسان با افزایش نقدینگی شاهد کاهش نرخ تورم بوده ایم؛ موضوعی که از آن به عنوان معمای نقدینگی یاد می کنند. همپای این اتفاق در سطح بیرونی و به طور غیرمعمولی نوعی تشنگی و خشکی اعتباری در میان فعالان اقتصادی دیده می شود که پازل پولی کشور را پیچیده تر نمایانده است. بیژن بیدآباد، اقتصاددان حوزه پولی و بانکی بسیاری از مسائل این حوزه خصوصا آمارهای بانک مرکزی از تراز بازرگانی و حساب سرمایه را واکاوی کرد. براساس گزارش بانک مرکزی با اینکه تراز بازرگانی کشور به میزان 20میلیارد و 843 میلیون دلار بوده اما دو شاخص خالص حساب سرمایه و تغییر دارایی های خارجی بانک مرکزی منفی بوده اند و به ترتیب به 18میلیارد و 288 میلیون دلار و 7 میلیارد و 666 میلیون دلار رسیدند.بیژن بیدآباد می گوید: «وقتی اقتصاد کشور دچار کسری تراز پرداخت ها می شود، تغییرات خالص دارایی های خارجی منفی شده و زمانی که حساب تراز پرداخت ها مثبت است، بدین معنی است که خالص دارایی های خارجی در سیستم بانکی افزایش می یابد. » اما این در حالی است که آمارهای ذکر شده نشان می دهد، تراز پرداخت های کشور مازادی 20 میلیارد دلاری دارد و به طور مشخص معلوم نیست که کاهش دارایی های بانک مرکزی به چه دلیل بوده است. بیدآباد معتقد است که «گزارش های حساب سرمایه در ایران غلط است.» به گفته وی «گزارش حساب جاری در تراز پرداخت ها تا حدودی مستند بر آمار صادرات و واردات هست، اما در حساب سرمایه هیچ گونه گزارش دقیق و صحیحی وجود ندارد چون این حساب عملا برای سال های سال مسدود است و عده یی نمی خواستند جریان حرکت پول بین ایران و جهان خارج وجود داشته باشد.» جریان حرکت پول (ورود یا خروج) به صورت سرمایه گذاری مستقیم و سرمایه گذاری غیرمستقیم در حساب سرمایه تراز پرداخت ها منعکس می شود که به گفته این اقتصاددان این حساب شفاف نیست. بیژن بیدآباد در سال 74 معاون وزارت اقتصاد و پس از آن تا سال 84 از کارشناسان پژوهشکده پولی و بانکی بوده است.مهم ترین عوامل رشد نقدینگی در چند سال گذشته را چه می دانید؟اگر در آمارهای پولی منتشر شده توسط بانک مرکزی ارقام نقدینگی یک باره بالا رفت، دلیل آن تنها ایجاد نقدینگی جدید نبود بلکه آمار نقدینگی پنهان قبلا در جداول خلاصه دارایی ها و بدهی های سیستم بانکی درج نمی شد و در چند سال اخیر به صورت دارایی ها و بدهی های موسسات مالی و اعتباری در حساب اخیر درج می شود. لذا در گذشته بخشی از این نقدینگی به صورت پنهان وجود داشته است و حالا فقط ثبت می شود. همچنین فعالیت موسسه های مالی و اعتباری موجب ایجاد نقدینگی در اقتصاد می شود تا چند سال گذشته آمارهای مربوط به فعالیت موسسه های قرض الحسنه و مالی و اعتباری در حساب ترازنامه سیستم بانکی ثبت نمی شد، در نتیجه در حالی که در این موسسات نقدینگی تولید می شد اما آمارهای آن در محاسبات بانک مرکزی وارد نمی شد.زمانی که بانک مرکزی ارقام این موسسه ها را وارد حساب بدهی ها و دارایی های سیستم بانکی کرد، ارقام مربوط به نقدینگی با افزایش شدید و یک باره ظاهر شد، این در حالی است که این ارقام پیش از این هم به صورت پنهان وجود داشته است.سازوکار رشد نقدینگی در موسسات غیرمجاز چگونه است؟ و این موسسات تا چه اندازه بر ساختار پولی اقتصاد و رشد نقدینگی تاثیرگذارند؟نقدینگی با دو روش تعریف می شود: از سمت بدهی ها نقدینگی شامل سه جزو اسکناس و مسکوک نزد اشخاص+ سپرده های دیداری + سپرده های غیردیداری می شود. در روش دوم از سمت بدهی های سیستم بانکی نقدینگی برابر است با خالص بدهی های بخش دولتی+ خالص بدهی های بخش خصوصی + خالص دارایی های خارجی + خالص حساب سرمایه بانک ها.وقتی یک موسسه مالی و اعتباری شروع به فعالیت و اقدام به اعطای تسهیلات و وام می کند، خالص دارایی های این موسسه یا خالص مطالبات داخلی آن افزایش می یابد، به این عمل در علم اقتصاد به اصطلاح مکانیسم بسط پولی گفته می شود که باعث خلق نقدینگی می شود. حجم نقدینگی خلق شده به تعداد دفعاتی وابسته است که پول بین موسسه مالی و اشخاص جابه جا می شود. چون با سپرده گذاری توان وام دهی بالا می رود و به ازای هر ریال اعطای وام به همان مقدار مطالبات آن موسسه از اشخاص بیشتر می شود که این مطالبات طبق تعریف فوق یکی از اجزای نقدینگی محسوب می شود. اما نکته اصلی این مبحث اینجاست که افراد اگر پول خود را در یک موسسه مالی و اعتباری سپرده گذاری کنند یا اینکه آن را در یک بانک بگذارند، آثار پولی متفاوتی خواهد داشت؛ بانک ها طبق قانون مکلفند بخشی از سپرده های نزد خود را تحت عنوان ذخیره قانونی و احتیاطی نزد بانک مرکزی مسدود کنند که نتیجه آن کاهش سرعت افزایش حجم نقدینگی در مکانیسم بسط پولی است، ولی در موسسات اعتباری غیرمجاز این گونه نیست. برای نمونه اگر فرض کنیم نرخ ذخیره قانونی در یک کشور 20 درصد باشد، به ازای هر 100ریال پول پرقدرت که به اقتصاد تزریق شود، نهایتا به میزان 500 ریال نقدینگی ایجاد می شود اما همین مقدار پول وقتی در یک موسسه اعتباری غیرمجاز سپرده گذاری می شود به دلیل اینکه تحت قوانین و نظارت بانک مرکزی و مکلف به سپردن ذخایر قانونی و احتیاطی یعنی همان 20 درصد مثال ما نیست، به تعداد دفعاتی که پول بین افراد و این موسسات جابه جا می شود، نقدینگی خلق می شود. به تعبیر دیگر اگر این 100 ریال در طول یکسال 20 مرتبه گردش کند به میزان 2 هزار ریال نقدینگی ایجاد می کند. تعداد این صندوق ها و موسسه ها بنابر آمارهای رسمی مرکز آمار در دهه 70 و 80 بین 6 تا 8 هزار صندوق بوده است.در چند سال گذشته بیشتر نقدینگی از سمت ضریب فزاینده بوده است. برخی معتقدند که نقدینگی از این سمت سالم و به اصطلاح غیرتورم زاست. آیا به نظر شما این استدلال درست است؟این یک بیان نارسا از سازوکار فعالیت های اقتصادی در ارتباط با بخش پولی است. وقتی پول پرقدرت از سوی بانک مرکزی منتشر می شود، این پول از طریق بانک ها بسط می یابد و تبدیل به نقدینگی می شود.ضریب به هم فزاینده یک شاخص آماری است که از تقسیم نقدینگی به پول قدرت به دست می آید و نشان می دهد که پول پرقدرت چند برابر شده است بنابراین ضریب فزاینده یک مکانیسم نیست و نقدینگی از طریق مکانیسم بسط پولی ایجاد می شود که همان عملیات سپرده گیری و وام دهی سیستم بانکی است.ضریب به هم فزاینده به این مفهوم است که وقتی پول از سوی بانک مرکزی وارد اقتصاد می شود، از طریق مکانیسم بسط پولی توسط بانک شروع به تولید نقدینگی می کند. در تبدیل این پول پرقدرت به نقدینگی تکثیری اتفاق می افتد که معادل درصدی است که از پول پرقدرت نقدینگی ایجاد می شود. این ضریب در تاریخ 3 دهه ساختار پولی اقتصاد ایران حدود 3 تا 6 بوده است، یعنی با هر ریال پول پرقدرت در مجموع 6 ریال نقدینگی کشور افزایش می یابد.چرا با وجود افزایش نقدینگی در اقتصاد شاهد تشنگی اعتباری در کشور و افزایش تقاضای پول هستیم؟آنچه در اقتصاد ایران اتفاق افتاده است این است که نرخ های بهره و تورم نرخ های متعادلی نیستند و این امر باعث شده که تقاضا برای منابع همواره افزایش یابد. دلیل نیاز اقتصاد به منابع پولی که مبتنی بر تقاضای منابع است سالم بودن اقتصاد ایران نیست بلکه برعکس دلیل آن عدم سلامتی آن است. یکی از دلایل این وضعیت سیاست های پولی در خصوص نرخ های بهره و تورم است که این تقاضا را ایجاد کرده است. اگر جریان حساب سرمایه در تراز پرداخت ها و حرکت منابع به سمت داخل و به طور کلی ورود و خروج سرمایه را آزاد کنیم، نرخ بهره در ایران پایین می آید. مسلما اگر نرخ پایین بیاید تقاضا برای پول افزایش می یابد ولی به شرطی که مدیریت نقدینگی در کشور عملا نرخ تورم را به سمت ارقام متداول در جهان پایین بیاورد. در این صورت است که شرایط تعادل عرضه و تقاضای منابع برقرار خواهد شد، چیزی که اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد بر آن تاکید می کنند. اما مساله این است که در اقتصاد ایران منافع گروه های ذی نفوذ اجازه نمی دهد که سیاست های اقتصاد آزاد در ایران اجرا شود؛ موضوعی که نمایش ...

ادامه مطلب  

آماده باش علی کریمی برای پرسپولیس  

درخواست حذف این مطلب
ورزش سه: علی کریمی در اولین تجربه مربیگری خود می تواند افتخاری بزرگ در کارنامه خود ثبت کند و این روزها در تلاش برای آماده سازی تیمش قرار دارد.نفت تهران به عنوان قهرمان فصل گذشته جام حذفی، در آستانه شروع فصل هفدهم فوتبال ایران باید به مصاف پرسپولیس به عنوان قهرمان لیگ گذشته برود. نفتی ها که هدایت خود را در لیگ هفدهم به علی کریمی سپرده اند امیدوارند بازیکن سابق پرسپولیسی ها در اولین گام موفق به کسب جام برای این تیم شود.کریمی که روز گذشته وعده داده بود در صورت عدم همکاری مسئولان باشگاه برای برطرف کردن مشکلات مالی و امکانات این باشگاه تصمیم د ...

ادامه مطلب  

تراز تجاری ۴ ماهه منفی شد +سند  

درخواست حذف این مطلب
آمار تجارت خارجی از ۲۰ کشور عمده وارداتی نشان می دهد، علی رغم مثبت بودن تراز تجاری ایران در سال ۹۵، در حال حاضر این تراز ۳.۶ میلیارد دلار کسری دارد و میزان واردات ۱۹ درصد رشد کرده است.به گزارش صبحانه، بیش از 65 روز از حبس و دستور توقف انتشار آمار ماهانه تجارت خارجی کشور در گمرک ایران می گذرد و هیچ مقام مسئول دولتی نسبت به این موضوع خارج از عرف که با مبانی انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات دارد، واکنش نشان نمی دهد.جدای از این مسئله نیز شواهد از مهندسی و دسترسی مدیریت شده به آمار از سال گذشته حکایت دارد که با وظایف گمرک به عنوان متولی بخش تجارت فرامرزی هم خوان نیست.بر اساس آمار منتشره از 20 کشور عمده طرف معامله طی 4 ماه نخست سال جاری حجم تجارت خارجی بالغ بر 24 میلیارد 53 میلیون و 769 هزار دلار است.در سال اقتصاد مقاومتی که مزین به تولید و اشتغال است، در چهار ماه امسال 13 میلیارد و 847 میلیون دلار کالا وارد کشور شده است که نسبت به مدت مشابه سال قبل (95) حدود 19 درصد رشد دارد.وارداتطبق جزئیات به دست آمده میزان واردات از چین در این مدت نسبت به مدت مشابه سال ق ...

ادامه مطلب  

گفت و گو با «سروش صحت» و «جواد عزتی»، دوست داشتنی های کم پیدا  

درخواست حذف این مطلب
ماهنامه همشهری 24: این گفت و گو 24 ساعت مانده به تحویل سال جدید انجام شد. یک روز مانده به پایان سالی که جواد عزتی در نیمه های آن مشغول «ماجرای نیمروز» بود و اواخر سال، بعد از اکران فیلم در روزهای جشنواره و سینماها، برای بازی در نقش «صادق»، حسابی تحسین شد. دو روز قبل از این گفت و گو هم بازی عزتی در «اکسیدان» حامد محمدی به پایان رسیده بود و عزتی سرش را تراشیده بود تا دو ساعت بعد از این گفت و گو به دفتر ابوالحسن داوودی برود تا ایمان امیدواری مقدمات گریمش برای بازی در فیلم «هزارپا» را طراحی کند. این حضورهای متعدد در سینما و درخشیدن در «ماجرای نیمروز» بهانه ای شد که سروش صحت در روزهای شلوغ فیلمبرداری فصل دوم سریال «لیسانسه ها»، رو به روی او بنشیند و از فیلم مهدویان و کارنامه بازیگری عزتی بپرسد.شاید باور نکنید اما با این که هر دو سابقه سریال ها و فیلم های متعدد کمدی دارند و صحت هم چند سریال طنز ساخته است، اما هیچ وقت همکار نبوده اند. با این حال، در طول گفت و گوی جدی و دو ساعته آنها بارها صدای قهقهه شان بلند شد و حاصلش شد این گفت و گویی که می خوانید. گفت و گویی که عزتی جا به جا وسطش به صحت می گفت: «جواب اینو بعدا به خودت می گم». و باعث شد صحت بگوید: «اول مصاحبه باید بنویسم پنجاه تا چیز هست که جواد می گوید بعدا به خودت می گویم، اما اگر در مصاحبه می آمد خیلی جذاب تر می شد».تو متولد چه سالی هستی؟1360.یعنی وقایع «ماجرای نیمروز» در سالی اتفاق می افتد که تو تازه آن سال به دنیا آمدی. هیچ خاطره ای از آن سال ها داری؟ برای این که با فضای آن سال ها آشنا شوی، تو و گروه و آقای مهدویان چه کارهایی کردید؟ آنهایی که همسن من هستند، آن فضا و آن جنس آدم ها، نوع بیان، نگاهشان و... را حس کرده اند. ولی تو آن سال تازه به دنیا آمده ای.ولی به نظرم جنس آدم ها و روابطشان تا ده سال تکان نخورد.اصولا کاری کردی که سال های دهه 60 را بیشتر بشناسی؟مخصوص این کار نه، اما اصولا چون آن سال ها را خیلی دوست داشتم، هر مستندی که درباره آن موقع ساخته شده، همیشه دنبال کرده ام. من آن دوره را به خاطر جنس مردمش دوست دارم. همه چیز خیلی صادقانه بود.و فضای سیاسی آن سال ها را هم می شناختی؟نه. سر صحنه درباره این چیزها ساعت ها حرف می زدیم. دوستان و رفقایی در جمع بودند که آشنا بودند. خود مهدویان هم آشنا بود. خیلی تحقیق کرده بود و ما هم خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا درباره خیلی سوال هایی که شاید به ذهن مردم هم برسد، بحث کردیم.کتابی هم خواندی؟ فیلمی دیدی؟مخصوص این کار نه.اصولا کتاب می خوانی؟ فیلم می بینی؟ در زندگی جز بازیگری چه کار می کنی؟فیلم می بینم اما متاسفانه کتاب کم می خوانم. ولی خیلی اخباری ام، روزنامه ای ام.کمی دقیق تر بگو کدام اخبار و فیلم ها و روزنامه ها؟ هر کدام را که دوست داری بگو، چون بعد از این فیلم نمی شود با تو شوخی کرد. مجبورم با ترس و لرز بپرسم [می خندد]![می خندد] اولا که همه فیلم ها را می بینم. مخصوصا بدها را. بدها را حتی گاهی دوباره می بینم که آن کارها را نکنم. چون اصولا سینما برایم جدی است. پشت صحنه هم این جوری ام که حواسم به جایگیری صدابردار هم هست، چه برسد به صحنه و دکوپاژ و چیزهای دیگر. امکان ندارد که سوالی برایم پیش بیاید و نپرسم. حواسم به همه چیز هست.و فیلم های خارجی هم همین طور؟بله. درباره خارجی ها، مخصوصا سریال ها، الان یکی- دو سال متمرکز روی فرمول نوشتنشان هستم. دلم می خواهد بفهمم چرا آنها از ما جلوترند.به نظرت چرا جلوترند؟برای این که با تلویزیون ما برخورد نکرده اند [می خندد] و طرفشان تلویزیون ما نیست! مهم ترین نکته اش همین است که برخورد عجله ای ندارند. راحت از انتها شروع می کنند می آیند اول، بعد از ابتدا شروع می کنند می روند آخر. به نظرم خیلی کار جذابی است. البته آنها هم مثل ما سریال های روزپخش دارند ولی آنها حتی در کار کردن روزپخش ها هم جلوتر از ما هستند. شاید چون نقشه معلوم تری از ما دارند. شرایط دست ما را برای کار هنری باز نمی گذارد. اما در سینما برعکس است. به نظرم در سینما چیزی کمتر از دیگران نداریم. سینمای باشکوهی داریم که قدرش را هم نمی دانیم. اصولا زیادی می زنیم توی سر مال.تو «ایستاده در غبار» را هم دیده بودی قبل از شروع «ماجرای نیمروز»؟آره مستند «آخرین روزهای زمستان» را هم دیده بودم.پس آقای مهدویان را کاملا می شناختی.آره. البته به واسطه همین دو کار. کارهای قبلی اش و کاراکتر خودش را بعدها شناختم. با آقای رضوی کار کرده بودم اما با آقای مهدویان اصلا برخورد هم نداشتم.چطوری انتخاب شدی؟به من فیلمنامه را دادند، خواندم و نقشم را دوست نداشتم. کلی هم به آقای مهدویان غر زدم.مگر می شود این نقش را دوست نداشته باشی؟بعدها خیلی اتفاق های دیگر افتاد اما خودم اعتقاد داشتم برخوردشان با نقشی که من بازی کردم، در فیلمنامه اولیه که بعدا خیلی اصلاح شد، درست نبود. یعنی آدم ها هنوز رنگ نگرفته بودند.ولی در فیلم ادم ها به شدت رنگ دارند.برای این که بعدا خیلی درباره اش حرف زدیم. اتفاقا بیشترین چیزی که ما را به وجود آورده بود، این بود که آدم های فیلم با همدیگر فرق می کنند. پنج نفر آدم هستند که کارشان یکی است ولی همه شان با هم فرق می کنند. این اتفاق در روزهای فیلمبرداری ما را خیلی به وجد آورد. ولی روزهای اول که فیلمنامه را خواندم، حتی گفتم نمی آیم.یعنی فیلمنامه با اجرا فرق داشت؟نه، زیاد فرق نداشت چون کلیتش معلوم بود. خود سکانس ها دوباره جداجدا نوشته شد.و تو با وجود این که آن مستند و «ایستاده در غبار» را دیده بودی، باز هم گفتی نمی آیم. برایت مهم نبود که کارگردان کارها این فیلم را می سازد؟در اینجور چیزها نمی دانم چرا اینکار را با خودم می کنم ولی در دو- سه سال گذشته همه اش سعی کرده ام در آن مسیری بمانم که به نظرم باید بروم. سراغ این هم می رویم. الان بگو چطوری توانستند متقاعدت کنند که این کار را بکنی؟ گفتند پولش را می دهیم [می خندد]؟!آقای مهدویان حرفم را قبول کرد. ما دو تا کاراکتر داشتیم که من و آقای حجازی فر نقش هایشان را بازی می کردیم. احمد مهران فر به خاطر این کاراکترها می رفت جبهه و آنها را با خودش می آورد تهران. اولین چیزی که من گفتم دوستش ندارم این بود که شما دو نفر را از جبهه بر می دارید و می آورید اینجا و ما هیچ تفاوتی بین آنها نمی بینیم. یعنی آدم ها همان شکلی حرف می زنند و این دو نفر هم می آیند در جلسات. می نشینند و مثل بقیه هستند. پس چه تاثیری دارند؟ اما الان در فیلم متفاوت هستند.بله. الان شما سنگینی این ور را حس می کنید. یعنی حس می کنید که وجود اینها تلاطمی به وجود آورده است. ولی در فیلمنامه اولیه من این موضوع را حس نکردم و بیشترین ایرادم هم همین بود. گفتم به نظرم این آدم مثل بقیه است، بیخودی شما وسطش رفته اید یک نفر را از جبهه برداشته اید آورده اید. من کاری به واقعیت تاریخی ندارم- واقعیت تاریخی اش شاید همین جوری بوده است- ولی شما دارید درامی می نویسید که باید تاثیر بگذارد.اصولا فیلم خیلی بر واقعیت های تاریخی استوار است؟خیلی. تقریبا همان چیزی است که اتفاق افتاده، غیر از کاراکترها. مثلا شخصیتی که من بازی می کنم ممکن است آدم شوخ طبع و بگوبخندی بوده است ولی من کاراکترش را این طوری دیدم.جایی خواندم که مابازای واقعی اش را هم بعد از فیلم جایی دیده ای. چه حسی داشتی؟ایشان را در اکران جشنواره دیدم. خیلی جذاب بود که ببینم چه جور آدمی است و چه شکلی است ولی می دانستم که کاراکترش با کاراکتری که من بازی کرده ام، فرق دارد. ایشان آدم شوخ طبع و مهربانی بود. از نظر هیکلی چی؟نه، زیاد با من متفاوت نبود. البته از من لاغرتر بود.ولی چه آدم تیزهوشی بوده. الان هم که می دیدیش همین حس را داشتی؟آره، اصلا شب باحالی بود. چون ما هم نمی دانستیم که قرار است بیایند. یک دفعه دیدیم دو تا از کاراکترهایی که نقش هایشان را بازی کردیم، یعنی کاراکتر من و کاراکتر هادی حجازی فر، آنجا هستند.برای نزدیک شدن به نقش چه کارهایی کردید؟ روش کار آقای مهدویان چطوری است؟بزرگ ترین حسن و هوشمندی ای که آقای مهدویان دارد، این است که خوب گوش می کند. یعنی حرف ها را می شنود، جمع بندی می کند و نظر آخر را می دهد. خودم هم فکر نمی کردم حالا که دارم به ش این غرها را می زنم، گوش کند و فردایش دوباره به من زنگ بزند، درباره اش حرف بزند و قبول کند. چون این یک فیلمنامه کامل بود. موقعی که من به گروه پیوستم، بقیه انتخاب شده بودند. طبیعتا می توانست بگوید این آدم نه، یکی دیگر. ولی ایستاد، حرف های من را گوش داد و یک هفته بعد گفت با حرف هایت موافقم.با هم کار گروهی انجام می دادی؟خیلی درباره اش حرف می زدیم، سکانس به سکانس.و دورخوانی هم داشتید؟ پنج نفری با هم تمرین می کردید؟سیستم خودم شخصا این طوری است که هیچ وقت شب به شب سکانس ها را نمی خوانم. به دستیارها هم می گویم لطفا برایم اس ام اس نکنید. فیلمنامه را سر گریم هم نمی خوانم، تا وقتی که می آیم سر صحنه.همیشه این جوری هستی؟ که تر و تازه باشد؟همیشه، می گوید همان لحظه برخورد می کنم با سکانس. ولی وقتی می آمدیم سر سکانس، اول یک دورخوانی می کردیم و بعد شروع می کردیم به حرف زدن.ببین یک دور فیلمنامه را خوانده بودی ولی الان دیگر نمی خوانی.بله، اصولا این جوری است که یک بار می خوانم. خواندنم هم طول می کشد. مثلا یک فیلم سینمایی را در هفت- هشت ساعت می خوانم.چرا؟مکث می کنم رویش. گاهی هم یادداشت بر می دارم.خیلی شبیه شخصیتی هستی که بازی کرده ای. همه چیز یادت می ماند، سر صحنه هم که حواست به همه چیز هست. [می خندد] پروسه خواندن اولم طولانی است ولی دیگر تا آخر فیلم نمی خوانم. در «ماجرای نیمروز» خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا ابراهیم امینی عزیز [نویسنده و بازی گردان فیلم] هم سر صحنه بود و سکانس ها را تصحیح می کرد و دوباره می نوشت. خدا را شکر آن قدر انعطاف پذیر بودند که در دورخوانی ها دیالوگ های سکانس را عوض می کردند.نویسنده سر صحنه حاضر بود و حاضر به تغییر هم بود؟در همه سکانس ها حاضر بود. پلان به پلان. در پلان های عبوری هم نویسنده بود! خیلی اتفاق جذابی بود.چقدر پیش آمد که متن سکانس همان جا عوض شود؟من این جوری ام که اگر سکانسی موقع اجرا هیچ تغییری نسبت به فیلمنامه نکند، حس می کنم هیچ کاری نکرده ایم. حالم بد می شود. حتما باید یک بحثی بیندازم و یک کاری کنیم. اینجا در سکانس های تو این اتفاق بیشتر افتاد؟در همه سکانس ها این اتفاق می افتاد. در سکانس های من بیشتر. البته مهدویان می گوید غرغرو نیستی ولی خودم می دانم که هستم.کمی هم درباره روش کار آقای مهدویان با بازیگران برایمان بگو.ما بیشتر قبلش به یک نتیجه ای درباره بازی ها و نقش ها می رسیدیم.این سوال را از این جهت می پرسم، که حسین مهدویان نوع جدیدی از فیلمسازی را در سینمای ایران آورده. با آن مستند، «ایستاده در غبار» و همین فیلم. به خاطر همین خیلی جالب است که بدانیم روش کارش چطوری است؟ چطوری به شخصیت ها نزدیک می شود؟هرچه بود، از قبلش حرف می زدیم. قبلش به کاراکترها می رسیدیم و سر صحنه خیلی به ما اعتماد می کرد.سر صحنه با دکوپاژ کامل می آمد؟بله. سر صحنه هم تغییراتی می دهد. یک هندی کم بانمک دارد که با آن اتود می زند.خوش اخلاق است یا بداخلاق؟خیلی خوش اخلاق است.و بعد تمرین را انجام می دهید و فیکس می کنید و...بله. ما دکوپاژ را می دانستیم اما لنزها چون همه اش تله بود، خیلی وقت ها خیلی از ما بازیگرهای حاضر در صحنه که فکر می کردیم الان توی قاب هستیم، درواقع نبودیم! مثلا صحنه ای که الان در فیلم کلوزآپ است اما ما چهارنفر دورش داشتیم بازی می کردیم. این اتفاق خیلی می افتاد. یعنی ما سکانس را کلا بازی می کردیم ولی مهدویان انتخاب می کرد که چی را بگیرد.وقتی فیلم را دیدی، دوستش داشتی؟[مکث می کند] آره، دوست داشتم.ولی مثل این که مشکلاتی هم با آن داشتی...نه. یک سری بحث دراماتیکی قبل از فیلمبرداری با آقای مهدویان داشتم. وقتی اولین بار فیلم را در دفتر آقای رضوی دیدم، با آقای مهدویان بحث کردیم. به نظر من این اتفاقات علامت خوب بودن فیلم است. آدم یک کار خوب که می بیند هی دوست دارد دوباره سر و شکلش را سمباده بزند. خیلی کار شجاعانه و متهورانه ای است که ما وارد زندگی خصوصی این پنج تا نمی شویم. فقط با زندگی کاری شان سر و کار داریم. در زندگی کاری خیلی ریسکی است که آدم بتواند این پنج تا را دوست داشته باشد. اینها پنج تا آدمند که خشونت مستقیم یا غیرمستقیم جزئی از کارشان است و معمولا برای نمایش وجه دوست داشتنی یا انسانی این آدم ها می روند سراغ روابط خانوادگی شان. درحالی که «ماجرای نیمروز» این کار را نمی کند. شخصیت پردازی ای که فیلم می کند کار خیلی سختی است.ما خودمان خیلی از این به وجود آمدیم. هر روز می گفتیم چقدر جالب است که این قدر با هم متفاوتیم و این قدر شبیه هم نیستیم. این اتفاق خیلی به ندرت می افتد که شما سر صحنه حس کنید دیالوگی که من می توانم بگویم، تو نمی توانی بگویی. شغلمان یکی است و یک جا داریم درباره یک چیز حرف می زنیم اما دیالوگی که من دارم می گویم، کسی دیگری نمی تواند بگوید. خیلی جذاب است. زیاد تمرین می کردید؟نه. زیاد نبود ولی تمرین می کردیم. انگار زود به کاراکترها رسیدیم.اگر زیاد تمرین نمی کنید چطوری مهدویان به این نوع بازی گرفتن می رسد؟قبلش حرف می زدیم.آخر با حرف مگر می شود؟بله. آن چیزهایی که روزهای اول بازیگری به آدم می گویند اینجا ما واقعا باهاش سر و کار داشتیم و انجامش می دادیم. مثلا این که این کاراکتر در این اتفاق چطوری عکس العمل نشان می دهد؟تعداد برداشت ها زیاد بود یا کم؟کم بود.سر صحنه شما پنج تا ارتباطتان با هم چطوری بود؟ما خیلی رفیق بودیم. جزو معدود کارهایی است که تا این لحظه که کار تمام شده، تقریبا هر روز حداقل با یکی از بچه ها تماس داشتم و گپ و گفت کرده ایم.درباره شما پنج تا یک نکته دیگر هم وجود دارد؛ مهرداد صدیقیان کمی با آن چهار نفر دیگر متفاوت بود. تعمدی بود؟ و حواستان به این هم بود؟بله. متفاوت بود و چند دلیل داشت. یکی این که آدم های دیگر واقعی بودند و او واقعی نبود. او از ذهن نویسنده آمده بود. یکی دیگرش هم این بود که ماها آدم های کاربلدی بودیم که مهرداد آمده بود چیزی از آنها یادبگیرد. طبیعتا هنوز رفتارش مثل اینها نشده بود. حتی تیپ و قیافه اش هم کمی متفاوت بود. هنوز شبیه اینها نشده بود. داشت می آموخت.انگار دهه هفتادی باشد.شاید. قرار بود خام باشد.من در طول فیلم می گفتم این نکند یک جایی خرابکاری کند و از پس چیزی برنیاید.دقیقا. چیزی که برای من جالب بود این بود که به همه اینها از همان روز اول رسیدیم. یعنی گفتیم که خوب است در این سکانس این حس به تماشاچی منتقل شود. یا سر آن دختر بالاخره گافی می دهد. دقیقا این حس بود. خود مهدویان هم می خواست که همین حس منتقل شود.پس گریم و لباسش هم تعمدی بوده که این حس نگرانی را تقویت کند. جالب است که همه شماها به ش اعتماد داشتید. حتی کاراکتری که تو نقشش را بازی می کردی، اعتماد کرد بهش.آره. البته جاهایی قرار بود کمی از طرف صادق به ش ناملایماتی بشود اما چون کشدار می شد سمتش نرفتیم. حتی جایی که هادی حجازی فر به ش می گوید «به مشکل اخلاق خوردی که می خوای بیای عملیات؟» قرار بود از طرف من حرف هایی به او زده شود. چون اصولا کاراکتر من به همه شک داشت. در فیلم هم هست که می گوید من برای خودم هم بپا گذاشتم!تفاوت شخصیت پردازی این پنجه آدم خیلی جذاب است.خود فضای آن دوران هم خیلی کمک کرد. در فضای آن دوران، آدم ها پر از عقیده های مختلف بودند. یعنی خط های فکری مختلف داشتند. حتی اگر در یک جا کار می کردند و هدفشان یکی بود. شاید فضای آن دوران خیلی کمک کرد که ماها بتوانیم این آدم ها را این قدر از همدیگر تمیز بدهیم. رفقایی هم از آن دوره بودند که ما سر صحنه داشتیمشان.چقدر و چطوری راهنمایی می کردند؟آقای اصفهانی، مشاور فیلمنامه در همه سکانس ها بودند و درباره همه چیز حرف می زدیم. مثلا می گفتیم چرا پیشنهاد می کنید این جمله از دهان ما بیرون نیاید؟ چرا پیشنهاد می کنید این جوری باشد یا نه.روی چه چیزهایی ن ...

ادامه مطلب  

گفت و گو با «سروش صحت» و «جواد عزتی»، دوست داشتنی های کم پیدا  

درخواست حذف این مطلب
این گفت و گو 24 ساعت مانده به تحویل سال جدید انجام شد. یک روز مانده به پایان سالی که جواد عزتی در نیمه های آن مشغول «ماجرای نیمروز» بود و اواخر سال، بعد از اکران فیلم در روزهای جشنواره و سینماها، برای بازی در نقش «صادق»، حسابی تحسین شد. دو روز قبل از این گفت و گو هم بازی عزتی در «اکسیدان» حامد محمدی به پایان رسیده بود و عزتی سرش را تراشیده بود تا دو ساعت بعد از این گفت و گو به دفتر ابوالحسن داوودی برود تا ایمان امیدواری مقدمات گریمش برای بازی در فیلم «هزارپا» را طراحی کند. این حضورهای متعدد در سینما و درخشیدن در «ماجرای نیمروز» بهانه ای شد که سروش صحت در روزهای شلوغ فیلمبرداری فصل دوم سریال «لیسانسه ها»، رو به روی او بنشیند و از فیلم مهدویان و کارنامه بازیگری عزتی بپرسد.شاید باور نکنید اما با این که هر دو سابقه سریال ها و فیلم های متعدد کمدی دارند و صحت هم چند سریال طنز ساخته است، اما هیچ وقت همکار نبوده اند. با این حال، در طول گفت و گوی جدی و دو ساعته آنها بارها صدای قهقهه شان بلند شد و حاصلش شد این گفت و گویی که می خوانید. گفت و گویی که عزتی جا به جا وسطش به صحت می گفت: «جواب اینو بعدا به خودت می گم». و باعث شد صحت بگوید: «اول مصاحبه باید بنویسم پنجاه تا چیز هست که جواد می گوید بعدا به خودت می گویم، اما اگر در مصاحبه می آمد خیلی جذاب تر می شد».تو متولد چه سالی هستی؟1360.یعنی وقایع «ماجرای نیمروز» در سالی اتفاق می افتد که تو تازه آن سال به دنیا آمدی. هیچ خاطره ای از آن سال ها داری؟ برای این که با فضای آن سال ها آشنا شوی، تو و گروه و آقای مهدویان چه کارهایی کردید؟ آنهایی که همسن من هستند، آن فضا و آن جنس آدم ها، نوع بیان، نگاهشان و... را حس کرده اند. ولی تو آن سال تازه به دنیا آمده ای.ولی به نظرم جنس آدم ها و روابطشان تا ده سال تکان نخورد.اصولا کاری کردی که سال های دهه 60 را بیشتر بشناسی؟مخصوص این کار نه، اما اصولا چون آن سال ها را خیلی دوست داشتم، هر مستندی که درباره آن موقع ساخته شده، همیشه دنبال کرده ام. من آن دوره را به خاطر جنس مردمش دوست دارم. همه چیز خیلی صادقانه بود.و فضای سیاسی آن سال ها را هم می شناختی؟نه. سر صحنه درباره این چیزها ساعت ها حرف می زدیم. دوستان و رفقایی در جمع بودند که آشنا بودند. خود مهدویان هم آشنا بود. خیلی تحقیق کرده بود و ما هم خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا درباره خیلی سوال هایی که شاید به ذهن مردم هم برسد، بحث کردیم.کتابی هم خواندی؟ فیلمی دیدی؟مخصوص این کار نه.اصولا کتاب می خوانی؟ فیلم می بینی؟ در زندگی جز بازیگری چه کار می کنی؟فیلم می بینم اما متاسفانه کتاب کم می خوانم. ولی خیلی اخباری ام، روزنامه ای ام.کمی دقیق تر بگو کدام اخبار و فیلم ها و روزنامه ها؟ هر کدام را که دوست داری بگو، چون بعد از این فیلم نمی شود با تو شوخی کرد. مجبورم با ترس و لرز بپرسم [می خندد]![می خندد] اولا که همه فیلم ها را می بینم. مخصوصا بدها را. بدها را حتی گاهی دوباره می بینم که آن کارها را نکنم. چون اصولا سینما برایم جدی است. پشت صحنه هم این جوری ام که حواسم به جایگیری صدابردار هم هست، چه برسد به صحنه و دکوپاژ و چیزهای دیگر. امکان ندارد که سوالی برایم پیش بیاید و نپرسم. حواسم به همه چیز هست.و فیلم های خارجی هم همین طور؟بله. درباره خارجی ها، مخصوصا سریال ها، الان یکی- دو سال متمرکز روی فرمول نوشتنشان هستم. دلم می خواهد بفهمم چرا آنها از ما جلوترند.به نظرت چرا جلوترند؟برای این که با تلویزیون ما برخورد نکرده اند [می خندد] و طرفشان تلویزیون ما نیست! مهم ترین نکته اش همین است که برخورد عجله ای ندارند. راحت از انتها شروع می کنند می آیند اول، بعد از ابتدا شروع می کنند می روند آخر. به نظرم خیلی کار جذابی است. البته آنها هم مثل ما سریال های روزپخش دارند ولی آنها حتی در کار کردن روزپخش ها هم جلوتر از ما هستند. شاید چون نقشه معلوم تری از ما دارند. شرایط دست ما را برای کار هنری باز نمی گذارد. اما در سینما برعکس است. به نظرم در سینما چیزی کمتر از دیگران نداریم. سینمای باشکوهی داریم که قدرش را هم نمی دانیم. اصولا زیادی می زنیم توی سر مال.تو «ایستاده در غبار» را هم دیده بودی قبل از شروع «ماجرای نیمروز»؟آره مستند «آخرین روزهای زمستان» را هم دیده بودم.پس آقای مهدویان را کاملا می شناختی.آره. البته به واسطه همین دو کار. کارهای قبلی اش و کاراکتر خودش را بعدها شناختم. با آقای رضوی کار کرده بودم اما با آقای مهدویان اصلا برخورد هم نداشتم.چطوری انتخاب شدی؟به من فیلمنامه را دادند، خواندم و نقشم را دوست نداشتم. کلی هم به آقای مهدویان غر زدم.مگر می شود این نقش را دوست نداشته باشی؟بعدها خیلی اتفاق های دیگر افتاد اما خودم اعتقاد داشتم برخوردشان با نقشی که من بازی کردم، در فیلمنامه اولیه که بعدا خیلی اصلاح شد، درست نبود. یعنی آدم ها هنوز رنگ نگرفته بودند.ولی در فیلم ادم ها به شدت رنگ دارند.برای این که بعدا خیلی درباره اش حرف زدیم. اتفاقا بیشترین چیزی که ما را به وجود آورده بود، این بود که آدم های فیلم با همدیگر فرق می کنند. پنج نفر آدم هستند که کارشان یکی است ولی همه شان با هم فرق می کنند. این اتفاق در روزهای فیلمبرداری ما را خیلی به وجد آورد. ولی روزهای اول که فیلمنامه را خواندم، حتی گفتم نمی آیم.یعنی فیلمنامه با اجرا فرق داشت؟نه، زیاد فرق نداشت چون کلیتش معلوم بود. خود سکانس ها دوباره جداجدا نوشته شد.و تو با وجود این که آن مستند و «ایستاده در غبار» را دیده بودی، باز هم گفتی نمی آیم. برایت مهم نبود که کارگردان کارها این فیلم را می سازد؟در اینجور چیزها نمی دانم چرا اینکار را با خودم می کنم ولی در دو- سه سال گذشته همه اش سعی کرده ام در آن مسیری بمانم که به نظرم باید بروم. سراغ این هم می رویم. الان بگو چطوری توانستند متقاعدت کنند که این کار را بکنی؟ گفتند پولش را می دهیم [می خندد]؟!آقای مهدویان حرفم را قبول کرد. ما دو تا کاراکتر داشتیم که من و آقای حجازی فر نقش هایشان را بازی می کردیم. احمد مهران فر به خاطر این کاراکترها می رفت جبهه و آنها را با خودش می آورد تهران. اولین چیزی که من گفتم دوستش ندارم این بود که شما دو نفر را از جبهه بر می دارید و می آورید اینجا و ما هیچ تفاوتی بین آنها نمی بینیم. یعنی آدم ها همان شکلی حرف می زنند و این دو نفر هم می آیند در جلسات. می نشینند و مثل بقیه هستند. پس چه تاثیری دارند؟ اما الان در فیلم متفاوت هستند.بله. الان شما سنگینی این ور را حس می کنید. یعنی حس می کنید که وجود اینها تلاطمی به وجود آورده است. ولی در فیلمنامه اولیه من این موضوع را حس نکردم و بیشترین ایرادم هم همین بود. گفتم به نظرم این آدم مثل بقیه است، بیخودی شما وسطش رفته اید یک نفر را از جبهه برداشته اید آورده اید. من کاری به واقعیت تاریخی ندارم- واقعیت تاریخی اش شاید همین جوری بوده است- ولی شما دارید درامی می نویسید که باید تاثیر بگذارد.اصولا فیلم خیلی بر واقعیت های تاریخی استوار است؟خیلی. تقریبا همان چیزی است که اتفاق افتاده، غیر از کاراکترها. مثلا شخصیتی که من بازی می کنم ممکن است آدم شوخ طبع و بگوبخندی بوده است ولی من کاراکترش را این طوری دیدم.جایی خواندم که مابازای واقعی اش را هم بعد از فیلم جایی دیده ای. چه حسی داشتی؟ایشان را در اکران جشنواره دیدم. خیلی جذاب بود که ببینم چه جور آدمی است و چه شکلی است ولی می دانستم که کاراکترش با کاراکتری که من بازی کرده ام، فرق دارد. ایشان آدم شوخ طبع و مهربانی بود. از نظر هیکلی چی؟نه، زیاد با من متفاوت نبود. البته از من لاغرتر بود.ولی چه آدم تیزهوشی بوده. الان هم که می دیدیش همین حس را داشتی؟آره، اصلا شب باحالی بود. چون ما هم نمی دانستیم که قرار است بیایند. یک دفعه دیدیم دو تا از کاراکترهایی که نقش هایشان را بازی کردیم، یعنی کاراکتر من و کاراکتر هادی حجازی فر، آنجا هستند.برای نزدیک شدن به نقش چه کارهایی کردید؟ روش کار آقای مهدویان چطوری است؟بزرگ ترین حسن و هوشمندی ای که آقای مهدویان دارد، این است که خوب گوش می کند. یعنی حرف ها را می شنود، جمع بندی می کند و نظر آخر را می دهد. خودم هم فکر نمی کردم حالا که دارم به ش این غرها را می زنم، گوش کند و فردایش دوباره به من زنگ بزند، درباره اش حرف بزند و قبول کند. چون این یک فیلمنامه کامل بود. موقعی که من به گروه پیوستم، بقیه انتخاب شده بودند. طبیعتا می توانست بگوید این آدم نه، یکی دیگر. ولی ایستاد، حرف های من را گوش داد و یک هفته بعد گفت با حرف هایت موافقم.با هم کار گروهی انجام می دادی؟خیلی درباره اش حرف می زدیم، سکانس به سکانس.و دورخوانی هم داشتید؟ پنج نفری با هم تمرین می کردید؟سیستم خودم شخصا این طوری است که هیچ وقت شب به شب سکانس ها را نمی خوانم. به دستیارها هم می گویم لطفا برایم اس ام اس نکنید. فیلمنامه را سر گریم هم نمی خوانم، تا وقتی که می آیم سر صحنه.همیشه این جوری هستی؟ که تر و تازه باشد؟همیشه، می گوید همان لحظه برخورد می کنم با سکانس. ولی وقتی می آمدیم سر سکانس، اول یک دورخوانی می کردیم و بعد شروع می کردیم به حرف زدن.ببین یک دور فیلمنامه را خوانده بودی ولی الان دیگر نمی خوانی.بله، اصولا این جوری است که یک بار می خوانم. خواندنم هم طول می کشد. مثلا یک فیلم سینمایی را در هفت- هشت ساعت می خوانم.چرا؟مکث می کنم رویش. گاهی هم یادداشت بر می دارم.خیلی شبیه شخصیتی هستی که بازی کرده ای. همه چیز یادت می ماند، سر صحنه هم که حواست به همه چیز هست. [می خندد] پروسه خواندن اولم طولانی است ولی دیگر تا آخر فیلم نمی خوانم. در «ماجرای نیمروز» خیلی درباره اش حرف می زدیم. طبیعتا ابراهیم امینی عزیز [نویسنده و بازی گردان فیلم] هم سر صحنه بود و سکانس ها را تصحیح می کرد و دوباره می نوشت. خدا را شکر آن قدر انعطاف پذیر بودند که در دورخوانی ها دیالوگ های سکانس را عوض می کردند.نویسنده سر صحنه حاضر بود و حاضر به تغییر هم بود؟در همه سکانس ها حاضر بود. پلان به پلان. در پلان های عبوری هم نویسنده بود! خیلی اتفاق جذابی بود.چقدر پیش آمد که متن سکانس همان جا عوض شود؟من این جوری ام که اگر سکانسی موقع اجرا هیچ تغییری نسبت به فیلمنامه نکند، حس می کنم هیچ کاری نکرده ایم. حالم بد می شود. حتما باید یک بحثی بیندازم و یک کاری کنیم. اینجا در سکانس های تو این اتفاق بیشتر افتاد؟در همه سکانس ها این اتفاق می افتاد. در سکانس های من بیشتر. البته مهدویان می گوید غرغرو نیستی ولی خودم می دانم که هستم.کمی هم درباره روش کار آقای مهدویان با بازیگران برایمان بگو.ما بیشتر قبلش به یک نتیجه ای درباره بازی ها و نقش ها می رسیدیم.این سوال را از این جهت می پرسم، که حسین مهدویان نوع جدیدی از فیلمسازی را در سینمای ایران آورده. با آن مستند، «ایستاده در غبار» و همین فیلم. به خاطر همین خیلی جالب است که بدانیم روش کارش چطوری است؟ چطوری به شخصیت ها نزدیک می شود؟هرچه بود، از قبلش حرف می زدیم. قبلش به کاراکترها می رسیدیم و سر صحنه خیلی به ما اعتماد می کرد.سر صحنه با دکوپاژ کامل می آمد؟بله. سر صحنه هم تغییراتی می دهد. یک هندی کم بانمک دارد که با آن اتود می زند.خوش اخلاق است یا بداخلاق؟خیلی خوش اخلاق است.و بعد تمرین را انجام می دهید و فیکس می کنید و...بله. ما دکوپاژ را می دانستیم اما لنزها چون همه اش تله بود، خیلی وقت ها خیلی از ما بازیگرهای حاضر در صحنه که فکر می کردیم الان توی قاب هستیم، درواقع نبودیم! مثلا صحنه ای که الان در فیلم کلوزآپ است اما ما چهارنفر دورش داشتیم بازی می کردیم. این اتفاق خیلی می افتاد. یعنی ما سکانس را کلا بازی می کردیم ولی مهدویان انتخاب می کرد که چی را بگیرد.وقتی فیلم را دیدی، دوستش داشتی؟[مکث می کند] آره، دوست داشتم.ولی مثل این که مشکلاتی هم با آن داشتی...نه. یک سری بحث دراماتیکی قبل از فیلمبرداری با آقای مهدویان داشتم. وقتی اولین بار فیلم را در دفتر آقای رضوی دیدم، با آقای مهدویان بحث کردیم. به نظر من این اتفاقات علامت خوب بودن فیلم است. آدم یک کار خوب که می بیند هی دوست دارد دوباره سر و شکلش را سمباده بزند. خیلی کار شجاعانه و متهورانه ای است که ما وارد زندگی خصوصی این پنج تا نمی شویم. فقط با زندگی کاری شان سر و کار داریم. در زندگی کاری خیلی ریسکی است که آدم بتواند این پنج تا را دوست داشته باشد. اینها پنج تا آدمند که خشونت مستقیم یا غیرمستقیم جزئی از کارشان است و معمولا برای نمایش وجه دوست داشتنی یا انسانی این آدم ها می روند سراغ روابط خانوادگی شان. درحالی که «ماجرای نیمروز» این کار را نمی کند. شخصیت پردازی ای که فیلم می کند کار خیلی سختی است.ما خودمان خیلی از این به وجود آمدیم. هر روز می گفتیم چقدر جالب است که این قدر با هم متفاوتیم و این قدر شبیه هم نیستیم. این اتفاق خیلی به ندرت می افتد که شما سر صحنه حس کنید دیالوگی که من می توانم بگویم، تو نمی توانی بگویی. شغلمان یکی است و یک جا داریم درباره یک چیز حرف می زنیم اما دیالوگی که من دارم می گویم، کسی دیگری نمی تواند بگوید. خیلی جذاب است. زیاد تمرین می کردید؟نه. زیاد نبود ولی تمرین می کردیم. انگار زود به کاراکترها رسیدیم.اگر زیاد تمرین نمی کنید چطوری مهدویان به این نوع بازی گرفتن می رسد؟قبلش حرف می زدیم.آخر با حرف مگر می شود؟بله. آن چیزهایی که روزهای اول بازیگری به آدم می گویند اینجا ما واقعا باهاش سر و کار داشتیم و انجامش می دادیم. مثلا این که این کاراکتر در این اتفاق چطوری عکس العمل نشان می دهد؟تعداد برداشت ها زیاد بود یا کم؟کم بود.سر صحنه شما پنج تا ارتباطتان با هم چطوری بود؟ما خیلی رفیق بودیم. جزو معدود کارهایی است که تا این لحظه که کار تمام شده، تقریبا هر روز حداقل با یکی از بچه ها تماس داشتم و گپ و گفت کرده ایم.درباره شما پنج تا یک نکته دیگر هم وجود دارد؛ مهرداد صدیقیان کمی با آن چهار نفر دیگر متفاوت بود. تعمدی بود؟ و حواستان به این هم بود؟بله. متفاوت بود و چند دلیل داشت. یکی این که آدم های دیگر واقعی بودند و او واقعی نبود. او از ذهن نویسنده آمده بود. یکی دیگرش هم این بود که ماها آدم های کاربلدی بودیم که مهرداد آمده بود چیزی از آنها یادبگیرد. طبیعتا هنوز رفتارش مثل اینها نشده بود. حتی تیپ و قیافه اش هم کمی متفاوت بود. هنوز شبیه اینها نشده بود. داشت می آموخت.انگار دهه هفتادی باشد.شاید. قرار بود خام باشد.من در طول فیلم می گفتم این نکند یک جایی خرابکاری کند و از پس چیزی برنیاید.دقیقا. چیزی که برای من جالب بود این بود که به همه اینها از همان روز اول رسیدیم. یعنی گفتیم که خوب است در این سکانس این حس به تماشاچی منتقل شود. یا سر آن دختر بالاخره گافی می دهد. دقیقا این حس بود. خود مهدویان هم می خواست که همین حس منتقل شود.پس گریم و لباسش هم تعمدی بوده که این حس نگرانی را تقویت کند. جالب است که همه شماها به ش اعتماد داشتید. حتی کاراکتری که تو نقشش را بازی می کردی، اعتماد کرد بهش.آره. البته جاهایی قرار بود کمی از طرف صادق به ش ناملایماتی بشود اما چون کشدار می شد سمتش نرفتیم. حتی جایی که هادی حجازی فر به ش می گوید «به مشکل اخلاق خوردی که می خوای بیای عملیات؟» قرار بود از طرف من حرف هایی به او زده شود. چون اصولا کاراکتر من به همه شک داشت. در فیلم هم هست که می گوید من برای خودم هم بپا گذاشتم!تفاوت شخصیت پردازی این پنجه آدم خیلی جذاب است.خود فضای آن دوران هم خیلی کمک کرد. در فضای آن دوران، آدم ها پر از عقیده های مختلف بودند. یعنی خط های فکری مختلف داشتند. حتی اگر در یک جا کار می کردند و هدفشان یکی بود. شاید فضای آن دوران خیلی کمک کرد که ماها بتوانیم این آدم ها را این قدر از همدیگر تمیز بدهیم. رفقایی هم از آن دوره بودند که ما سر صحنه داشتیمشان.چقدر و چطوری راهنمایی می کردند؟آقای اصفهانی، مشاور فیلمنامه در همه سکانس ها بودند و درباره همه چیز حرف می زدیم. مثلا می گفتیم چرا پیشنهاد می کنید این جمله از دهان ما بیرون نیاید؟ چرا پیشنهاد می کنید این جوری باشد یا نه.روی چه چیزهایی نظر می داد ...

ادامه مطلب  

آغاز ساخت پنجمین مدرسه ی دست های مهربان  

درخواست حذف این مطلب
دکتر شهرام فرجی بنیان گذار و مدیرعامل بنیاد نیکوکاری دست های مهربان کلنگ ساخت مدرسه شش کلاسه ی هوشمند دست های مهربان در روستای محروم محمودآباد را به زمین زد.روز شنبه 21 مرداد ماه دکتر شهرام فرجی به همراه هیأتی از بنیاد دست های مهربان و جمعی از مسؤولان استان فارس، آیین کلنگ زنی مدرسه شش کلاسه ی بنیاد نیکوکاری دست های مهربان در محمودآباد فارس را برگزار کردند.هیأت همراه دکتر فرجی در این مراسم متشکل از خانم دکتر یوسفی قائم مقام بنیاد دست های مهربان، معاونت های دفتر مرکزی بنیاد، سرپرستان شعب، سرپرست و کارمندان بنیاد دست های مهربان شعبه ی شیراز بود.همچنین مهمانان دیگری از جمله دکتر کیانی مدیرکل ارزیابی استانداری فارس، دکتر امیدوار معاونت عمرانی فرمانداری شیراز، مهندس حیدری بخشدار مرکزی شیراز، جمشیدی معاون آموزش ابتدایی استان فارس، اسماعیل نژاد شیرازی دبیر شواری برنامه ریزی آموزش و پرورش فارس و مشا ...

ادامه مطلب  

زنان وسواسی و مشکلاتی که برای خانواده ها بوجود می آورند  

درخواست حذف این مطلب
بد نیست زن نسبت به شوهرش مختصر مراقبتى داشته باشد اما نه به حدى که به بدگمانى و وسواسی گرى منتهى شود، بدبینى یک بیمارى خانمانسوز و صعب العلاجى است، متاسفانه بعضى خانمها، بلکه بسیارى از آنها به این بیماری مبتلا هستند زن هاى وسواسى بخوانندیک زن وسواسى خیال مى کند شوهرش به طور مشروع یا غیرمشروع به او خیانت مى کند، فلان زن بیوه را گرفته یا مى خواهد بگیرد، با منشى خود سر و سرى دارد، به فلان دختر دل بسته است، چون دیر به منزل مى آید لابد دنبال عیاشى مى رود، چون با فلان زن صحبت کرد به او نظر دارد، چون فلان خانم به او احترام کرد، لابد با هم رابطه دارند، چون نسبت به فلان زن بیوه و کودکانش احسان مى کند مى خواهد او را بگیرد، چون در اتومبیلش یک سنجاق سر پیدا شد معلوم مى شود محبوبه اش را به گردش برده است، چون فلان زن برایش نامه نوشت معلوم مى شود زن اوست، چون فلان دختر از او تعریف کرد که مرد خوش تیپ و خوش اخلاقى است معلوم مى شود عاشق و معشوقند، چون فلان وقت به حمام رفت معلوم مى شود خیانت کرده است، چون اجازه نمى دهد نوشته ها و نامه هایش را بخوانم معلوم مى شود نامه هاى عاشقانه است، چون به من کم محبت شده معلوم مى شود معشوقه دیگرى دارد، چون به من دروغ گفت معلوم مى شود خیانتکار است، چون در فال شوهرم نوشته بود: با متولد خرداد ماه اوقات خوشى را خواهید گذراند معلوم مى شود زن دیگرى دارد، چون دوستم به من گفت: شوهرت به فلان خانه رفت حتماً در آنجا زنى دارد، چون فالگیرگفت:یک زن مو بور چشم سیاه قد بلند با تو دشمنى مى کند معلوم مى شود هووى من است.خانمهاى وسواسى با این قبیل شواهد پوچ خیانتکارى شوهرشان را به اثبات مى رسانند، حس بدبینى به تدریج در آنها تقویت شده به یقین تبدیل مى گردد، از بس در این باره فکر مى کنند از در و دیوار قرینه مى تراشند، شبانه روز فکر و ذکرشان همین مطلب است، با هر که مى نشینند دم از خیانت و بى وفایى مى زنند، با هر دوست و دشمنى مطلب را در میان مى گذراند، آنها هم فکر نکرده به عنوان دلسوزى گفتارش را تایید نموده صدها داستان و حکایت از خیانت مردها نقل مى کنند.ایراد و ناسازگارى شروع مى شود، اوقات تلخى و بد اخمى مى کند، به کارهاى خانه و فرزندانش نمى رسد، هر روز قهر و دعوا مى کند، به خانه پدر و مادرش مى رود، به شوهرش بى اعتنایى مى کند، مثل سایه او را تعقیب مى کند، جیب بغلش را مى گردد، نامه هایش را با حرص و ولع مى خواند، تمام اعمال و حرکاتش را کنترل مى کند، هر حادثه بى ربطى را دلیل محکمى بر خیانت شوهرش به حساب مى آورد.با اینگونه رفتار زندگى را به خودش و شوهر بیچاره و فرزندان بى گناهش تنگ مى کند، خانه را که باید محیط صفا و مودت و آسایش باشد به زندان سخت، بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى کند، در آتشى که روشن کرده خودش معذب است و شوهر و فرزندان بیگناهش را نیز مى سوزاند، هر چه مرد دلیل بیاورد، سوگند یاد کند، التماس و گریه کند و بخواهد عدم خیانت خویش را اثبات کند، ممکن نیست زن وسواسى قانع گردد. زن و مرد اگر با همین حال صبر کنند و به زندگى ادامه دهند تا آخرعمر معذب خواهند بود، و اگر در مقابل یکدیگر سر سختى و لجاجت نشان بدهند کارشان به طلاق و جدایى منتهى خواهد شد، در آنصورت نیز زن و مرد هر دو بدبخت مى شوند. مرد اگر فکر کند این زن وسواسى را طلاق مى دهم و از شرش نجات پیدا مى کنم، آنگاه با زن بى عیب و نقصى وصلت مى نمایم و با خاطرآسوده زندگى را آغاز میکنم باید بداند که این فکر خامى بیش نیست و چنین موفقیتى خیلى بعید است، بر فرض اینکه این را طلاق بدهى و با زن دیگرى ازدواج کنى باز هم با مشکلات تازه اى روبرو خواهى شد.طلاق گرفتن سبب آسایش و خوشبختى زن نیز نخواهد شد، زیرا گر چه از شوهرش به خیال خود انتقام گرفته لیکن خودش را بدبخت نموده است، معلوم نیست به این آسانیها شوهرى پیدا کند، شاید تا آخر عمر بیوه بماند و از نعمت انس و مودت و تربیت فرزند محروم گردد، بر فرض اینکه خواستگارى هم برایش پیدا شد معلوم نیست از شوهر سابقش بهتر باشد، شاید ناچار شود با مردى که همسرش مرده یا طلاق گرفته وصلت کند، آنوقت مجبور است در فراق فرزندان خودش بسوزد و بچه هاى دیگران رابزرگ کند، و دهها مشکل دیگر که برایش تولید خواهد شد، بنابراین نه قهر و دعوا مى تواند زن و مرد را از این بن بست خطرناک نجات دهد نه طلاق و جدایى، لیکن راه سومى نیز وجود دارد که بهترین راه است.راه سوم اینست که زن و مرد دست از لجاجت و سرسختى برداشته با عقل و تدبیر رفتار کنند، مخصوصا مرد مسئولیت بیشترى دارد، تقریبا مى توان گفت که کلید حل این مشکل در دست او قرار دارد، اوست که اگرقدرى بردبارى و از خود گذشتگى بخرج دهد هم خودش را بدرد سرنمى اندازد، هم همسر بیمارش را از این مهلکه نجات خواهد داد.اکنون روى سخن با مرد استآقاى محترم! اولا بدین نکته توجه داشته باش که همسر تو در عین وسواسیگرى ترا دوست دارد، به زندگى و فرزندانش علاقه مند است، ازجدایى وحشت دارد، از اوضاع اسفناک زندگى شما قالبا در عذاب وشکنجه است، اگر شما را دوست نمى داشت حسادت نمى کرد، نمى خواهد اوضاع چنین باشد لیکن چه کند بیمار است؟ بیمارى فقط دل درد و آپاندیس و زخم معده و رماتیسم و سرطان نیست، بلکه امراض عصبى نیز بخش مهمى از بیماریها بشمار مى روند، خانم شما گر چه دربیمارستان روانى بسترى نیست لیکن به طور تحقیق یک بیمار روانى است، اگر قبول ندارى به یک روانپزشک مراجعه کن، با یک چنین خانمى با دیده دلسوزى و ترحم باید نگاه کرد نه با دیده انتقام و کینه جویى، به حال زار و افکار پریشانش ترحم کن، کسى با بیمار دعوا و داد و قال و کشمکش نمى کند، در مقابل بى ادبیها و ناسازگارى هایش عکس العمل شدید نشان نده، دعوا و داد و فریاد راه نینداز، به کتک و دشنام متوسل مشو، به دادگاه حمایت خانواده مراجعه نکن، قهر و باد نکن، دم از طلاق و جدایى نزن، هیچیک از این کارها نمى تواند بیمارى این خانم را معالجه کند بلکه شدیدترش مى گرداند، رفتار تند و نامهربانیهاى ترا دلیل بر صدق عقیده اش مى گیرد.راه اول: اینست که تا مى توانى اظهار محبت کنى، ممکن است از وسواسی گریها و ناسازگاریهاى او بتنگ آمده، قلبا منزجر شده باشى لیکن چاره اى نیست، باید به طورى اظهار محبت کنى که یقین پیدا کند که شش دانگ دل تو مسخر اوست و شخص دیگرى در آنجا راه ندارد.دوم: سعى کن با هم تفاهم نمایید، چیزى را از او مخفى نکن، بگذار نامه هایت را حتى قبل از خودت بخواند، کلید کمد اختصاصى یا صندوق اسناد و مدارک را در اختیارش قرار بده اگر میل داشت بدانها مراجعه کند، بگذار جیب و بغلت را بررسى کند، اجازه بده تمام اعمال و حرکاتت را تحت نظر بگیرد، از این قبیل کارها نه تنها اظهار ناراحتى نکن بلکه آنرا یک امر عادى و از لوازم صفا و صداقت خانوادگى محسوب بدار، بعد از مشاغل روزانه اگر کارى ندارى زودتر به منزل بیا. و اگر کارى پیش آمد کرد قبلا به همسرت بگو: من به فلان جا مى روم و در فلان ساعت برمیگردم، سعى کن از موعد مقرر تخلف نشود، چنانچه اتفاقا نتوانستى سرموعد حاضر شوى هنگام مراجعت علت تاخیر را به صراحت بیان کن، مواظب باش در تمام این مراحل کوچکترین دروغى از تو صادر نشود، وگرنه بد گمانى او تشدید خواهد شد، در کارها با وى مشورت کن، هیچ عملى را از او مخفى نکن بلکه کارهاى روزانه ات را برایش شرح بده، صداقت و راستى را هیچگاه از دست نده، خواهش کن در هر جا نقطه ابهامى دارد که اسباب بدگمانى او مى شود بدون پروا توضیح بخواهد، و عقده ایرا در دل نگیرد.سوم: ممکن است جنابعالى شخص پاک و حتى از قصد خیانت هم منزه باشى لیکن بدگمانیهاى زنها نیز غالبا بى منشا نیست، لابد در اثرغفلت و صداقت، عملى از تو صادر شده که در روح او اثر گذاشته و رفته رفته تولید سوءظن نموده است، لازم است در اعمال و رفتار کنونى و گذشته ات دقت نمایى ...

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ جدید امین حبیبی بنام خودت بگو  

درخواست حذف این مطلب
download new music amin habibi khodet begoدانلود جدیدترین موزیک امین حبیبی به نام خودت بگو به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ در بخش موسیقی تاپ نازفرمت : mp3 / کیفیت : 320kbpsdownloadپخش آنلاین آهنگ خودت بگو امین حبیبیhttp://media.topnaz.com/music/2017/5/amin%20habibi%20-%20khodet%20begoo.mp3متن آهنگ جدید امین حبیبی بنام خودت بگو :اگه تو جای ...

ادامه مطلب  

مجید خراطها ادم باش | دانلود آهنگ مجید خراطها بنام آدم باش  

درخواست حذف این مطلب
دانلود جدیدترین موزیک مجید خراطها به نام آدم باش به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ در بخش موسیقی تاپ نازdownload new music majid kharatha – adam bashفرمت : mp3 / کیفیت : 320kbpsdownloadپخش آنلاین آهنگ آدم باش مجید خراطهاhttp://media.topnaz.com/music/2017/7/majid%20kharatha%20-%20adam%20bash.mp3متن آهنگ جدید مجید خراطها بنام آدم باشمیری از یاد من ولی چشمات بی تو بودن راحته وای دستاتمنم دیگه خسته ام از دستت پس فراموش میکنمت عطرتلعنتی بغضمو نشکن نرو هر بار از این کار دست بردارعکس تو یاد تو عطرت تو این خو ...

ادامه مطلب  

ویدیو: دعای جوشن کبیر  

درخواست حذف این مطلب
بِسم اللهِ الرَحمنِ الرَحیم به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانی‏اش همیشگی است(1) اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ یا اَللّهُ یا رَحْمنُ یا رَحیمُ یا کَریمُ یا مُقیمُ یا عَظیمُ یا قَدیمُ یا عَلیمُ یا حَلیمُ یا حَکیمُ سُبْحانَکَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النّارِ یا رَبِّ (1)خدایا از تو خواستارم به نامت،ای خدا،ای بخشنده،ای مهربان،ای گرامی،ای پایدار،ای بزرگ،ای دیرینه‏ ای دانا،ای شکیفا،ای فرزانه،منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست،فریاد رس فریاد رس،ما را از آتش برهان‏ ای پروردگار من.(2) یا سَیِّدَ السّاداتِ، یا مُجیبَ الدَّعَواتِ یا رافِعَ الدَّرَجاتِ یا وَلِیَّ الْحَسَناتِ یا غافِرَ الْخَطیئاَّتِ یا مُعْطِیَ الْمَسْئَلاتِ یا قابِلَ التَّوْباتِ یا سامِعَ الاْصْواتِ یا عالِمَ الْخَفِیّاتِ یا دافِعَ الْبَلِیّاتِ (2)ای سرور سروران،ای برآورنده دعاها،ای بلندی‏بخش جایگاهها،ای‏ سرچشمه نیکیها،ای درگذرنده از خطاها،ای عطابخش خواسته‏ها،ای پذیرنده توبه‏ها،ای شنونده‏ نداها،ای دانای رازها،ای دور کننده بلاها(3) یا خَیْرَالْغافِرینَ یا خَیْرَ الْفاتِحینَ یا خَیْرَ النّاصِرینَ یا خَیْرَ الْحاکِمینَ یا خَیْرَ الرّازِقینَ یا خَیْرَ الْوارِثینَ یا خَیْرَ الْحامِدینَ یا خَیْرَ الذّاکِرینَ یا خَیْرَ الْمُنْزِلینَ یا خَیْرَ الْمُحْسِنینَ (3)ای بهترین آمرزگاران،ای بهترین گشایشگران‏ ای بهترین یاوران،ای بهترین داوران،ای بهترین روزی دهان،ای بهترین وارثان،ای بهترین ستایشگران‏ ای بهترین یادآوران،ای بهترین عطابخشان،ای بهترین نیکوکاران،(4) یَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَ الْجَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَ الْکَمَالُ یَا مَنْ لَهُ الْمُلْکُ وَ الْجَلالُ یَا مَنْ هُوَ الْکَبِیرُ الْمُتَعَالِ یَا مُنْشِئَ السَّحَابِ الثِّقَالِ یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْمِحَالِ یَا مَنْ هُوَ سَرِیعُ الْحِسَابِ یَا مَنْ هُوَ شَدِیدُ الْعِقَابِ یَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ یَا مَنْ عِنْدَهُ أَمُّ الْکِتَابِ (4)ای آن‏که شکوه و زیبایی تنها از آن اوست‏ ای آن‏که توانایی و برازندگی تنها از آن اوست،ای آن‏که فرمانروایی و شوکت تنها از آن اوست،ای آنکه اوست بزرگ و برتر،ای‏ پدیدآورنده ابرهای پرباران،ای آن‏که نیرومند،و پرتوان است،ای آن‏که حسابرسی چالاک است،ای آن‏که‏ کیفرش سخت و شدید است،ای آن‏که پاداش نیک تنها نزد اوست،ای آن‏که دفرت هستی پیش روی اوست(5) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ یَا دَیَّانُ یَا بُرْهَانُ یَا سُلْطَانُ یَا رِضْوَانُ یَا غُفْرَانُ یَا سُبْحَانُ یَا مُسْتَعَانُ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْبَیَانِ (5) خدایا!از تو خواستارم به نامت ای پرمهر،ای بخشایشگر،ای جزادهنده،ای روشنی خرد،ای فرمانروا،ای‏ خشنودی،ای آمرزش،ای پاک،ای پشتوانه،ای صاحب نعمت و بیان(6) یَا مَنْ تَوَاضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعَظَمَتِهِ یَا مَنِ اسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ ذَلَّ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِعِزَّتِهِ یَا مَنْ خَضَعَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ لِهَیْبَتِهِ یَا مَنِ انْقَادَ کُلُّ شَیْ‏ءٍ مِنْ خَشْیَتِهِ یَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبَالُ مِنْ مَخَافَتِهِ یَا مَنْ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ بِأَمْرِهِ یَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِإِذْنِهِ یَا مَنْ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ یَا مَنْ لا یَعْتَدِی عَلَی أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ (6)ای آن‏که همه در برابر عظمتش فروتن،ای آن‏که همه در برابر قدرتش تسلیم،ای آن‏که همه در برابر عزّتش خوار، ای آن‏که همه در برابر هیبتش هراسان،ای آن‏که همه از ترسش فرمانبردار،ای آن‏که کوهها از بیمش شکافته،ای آن‏که آسمانها به امرش بر پا،ای آن‏که زمینها به اجازه‏اش‏ بر جا،ای آن‏که رعد به ستایشش تسبیح‏گو است،ای آن‏که بر اهل مملکتش ستم نمی‏کند(7) یَا غَافِرَ الْخَطَایَا یَا کَاشِفَ الْبَلایَا یَا مُنْتَهَی الرَّجَایَا یَا مُجْزِلَ الْعَطَایَا یَا وَاهِبَ الْهَدَایَا یَا رَازِقَ الْبَرَایَا یَا قَاضِیَ الْمَنَایَا یَا سَامِعَ الشَّکَایَا یَا بَاعِثَ الْبَرَایَا یَا مُطْلِقَ الْأُسَارَی(7)ای درگذرنده‏ از خطاها،ای برطرف کننده بلاها،ای اوج امیدواریها،ای بسیاردهنده عطاها،ای بخشنده هدایا، ای روزی‏رسان آفریده‏ها،ای برآورنده آرزوها،ای شنوای گلایه‏ها،ای برانگیزنده بندگان،ای بندگشای دربندان(8) یَا ذَا الْحَمْدِ وَ الثَّنَاءِ یَا ذَا الْفَخْرِ وَ الْبَهَاءِ یَا ذَا الْمَجْدِ وَ السَّنَاءِ یَا ذَا الْعَهْدِ وَ الْوَفَاءِ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضَاءِ یَا ذَا الْمَنِّ وَ الْعَطَاءِ یَا ذَا الْفَصْلِ وَ الْقَضَاءِ یَا ذَا الْعِزِّ وَ الْبَقَاءِ یَا ذَا الْجُودِ وَ السَّخَاءِ یَا ذَا الْآلاءِ وَ النَّعْمَاءِ (8) ای صاحب سپاس و ستایش،ای صاحب فخر و زیبایی،ای صاحب بزرگواری و والایی،ای صاحب پیمان و وفا، ای صاحب گذشت و رضا،ای صاحب بخشش و عطاء،ای صاحب دادرسی و داوری،ای صاحب عزّت‏ و بقا،ای صاحب کرم و بخشش،ای صاحب عطاها و نعمتها(9) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مَانِعُ یَا دَافِعُ یَا رَافِعُ یَا صَانِعُ یَا نَافِعُ یَا سَامِعُ یَا جَامِعُ یَا شَافِعُ یَا وَاسِعُ یَا مُوسِعُ (9)خدایا از تو خواستارم به نامت‏ ای بازدارنده،ای دور کننده،ای بردارنده،ای سازنده،ای سودبخش،ای شنوا،ای گرد آوردنده،ای یاریگر،ای مهرگستر،ای‏ وسعت‏بخش(10) یَا صَانِعَ کُلِّ مَصْنُوعٍ یَا خَالِقَ کُلِّ مَخْلُوقٍ یَا رَازِقَ کُلِّ مَرْزُوقٍ یَا مَالِکَ کُلِّ مَمْلُوکٍ یَا کَاشِفَ کُلِّ مَکْرُوبٍ یَا فَارِجَ کُلِّ مَهْمُومٍ یَا رَاحِمَ کُلِّ مَرْحُومٍ یَا نَاصِرَ کُلِّ مَخْذُولٍ یَا سَاتِرَ کُلِّ مَعْیُوبٍ یَا مَلْجَأَ کُلِّ مَطْرُودٍ (10)ای سازنده هر ساخته،ای آفریننده هر آفریده،ای روزی‏بخش هر روزی‏خوار، ای دارای هر دارایی،ای غمگسار هر غمزده،ای فرج‏بخش هر اندوهگین،ای مهرورز بر هر مهرجو ای یاور هر بی‏یاور،ای پرده‏پوش هر کاستی،ای پناه هر رانده.(11) یَا عُدَّتِی عِنْدَ شِدَّتِی یَا رَجَائِی عِنْدَ مُصِیبَتِی یَا مُونِسِی عِنْدَ وَحْشَتِی یَا صَاحِبِی عِنْدَ غُرْبَتِی یَا وَلِیِّی عِنْدَ نِعْمَتِی یَا غِیَاثِی عِنْدَ کُرْبَتِی یَا دَلِیلِی عِنْدَ حَیْرَتِی یَا غَنَائِی عِنْدَ افْتِقَارِی یَا مَلْجَئِی عِنْدَ ضْطِرَارِی یَا مُعِینِی عِنْدَ مَفْزَعِی (11)ای توشه‏ام در سختی،ای امیدم در ناگواری،ای همدم در وحشت،ای همرهم در غربت‏ ای سرپرستم در نعمت،ای فریادرسم در گرفتاری،ای رهنمایم در سرگردانی،ای توانگری‏ام در تنگدستی‏ ای پناهم در دماندگی،ای مددرسانم در پریشانی(12) یَا عَلامَ الْغُیُوبِ یَا غَفَّارَ الذُّنُوبِ یَا سَتَّارَ الْعُیُوبِ یَا کَاشِفَ الْکُرُوبِ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ یَا طَبِیبَ الْقُلُوبِ یَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ یَا أَنِیسَ الْقُلُوبِ یَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ یَا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ (12)ای دانای نهانها،ای آمرزنده‏ گناهان،ای پرده‏پوش عیبها،ای غمگسار غمها،ای دگرگون‏ساز دلها،ای پزشک‏ قلبها،ای روشنی‏بخش دلها،ای همدم جانها،ای گره گشای اندوهها،ای گشایشگر دلتنگیها(13) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا جَلِیلُ یَا جَمِیلُ یَا وَکِیلُ یَا کَفِیلُ یَا دَلِیلُ یَا قَبِیلُ یَا مُدِیلُ یَا مُنِیلُ یَا مُقِیلُ یَا مُحِیلُ (13)خدایا!از تو درخواست می‏کنم به نامت ای والا،ای زیبا،ای کارگشا،ای سرپرست،ای راهنما،ای‏ پذیرا،ای گرداننده،ای عطابخش،ای درگذرنده،ای حال گردان(14) یَا دَلِیلَ الْمُتَحَیِّرِینَ یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ یَا صَرِیخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ یَا جَارَ الْمُسْتَجِیرِینَ یَا أَمَانَ الْخَائِفِینَ یَا عَوْنَ الْمُؤْمِنِینَ یَا رَاحِمَ الْمَسَاکِینِ یَا مَلْجَأَ الْعَاصِینَ یَا غَافِرَ الْمُذْنِبِینَ یَا مُجِیبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّینَ (14)ای رهنمای رهجویان،ای مددرس‏ مددجویان،ای فریادرس فریادکنان،ای پناه پناهندگان،ای ایمنی‏بخش هراسندگان،ای یاور مؤمنان،ای مهرورز بر خاک نشستگان،ای پناه عصیانگران،ای آمرزنده گنهگاران،ای اجابت‏کننده دعای‏ بیچارگان.(15) یَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ یَا ذَا الْفَضْلِ وَ الامْتِنَانِ یَا ذَا الْأَمْنِ وَ الْأَمَانِ یَا ذَا الْقُدْسِ وَ السُّبْحَانِ یَا ذَا الْحِکْمَةِ وَ الْبَیَانِ یَا ذَا الرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ یَا ذَا الْحُجَّةِ وَ الْبُرْهَانِ یَا ذَا الْعَظَمَةِ وَ السُّلْطَانِ یَا ذَا الرَّأْفَةِ وَ الْمُسْتَعَانِ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الْغُفْرَانِ (15)ای صاحب جود و نیکی،ای صاحب بخش و عطا،ای صاحب امن و امان،ای صاحب قدس و پاکی،ای صاحب حکمت و بیان،ای صاحب رحمت و رضوان ای صاحب حجّت و برهان،ای صاحب عظمت و سلطان،ای صاحب مهر و ای پشتیبان،ای صاحب‏ گذشت و غفران(16)یَا مَنْ هُوَ رَبُّ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ إِلَهُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ صَانِعُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَبْلَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ بَعْدَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ فَوْقَ کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ عَالِمٌ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ قَادِرٌ عَلَی کُلِّ شَیْ‏ءٍ یَا مَنْ هُوَ یَبْقَی وَ یَفْنَی کُلُّ شَیْ‏ءٍ (16)ای آن‏که پروردگار همه اوست،ای آن‏که معبود همه،اوست،ای آن‏که آفریننده همه،اوست‏ ای آن‏که سازنده همه،اوست،ای آن‏که پیش از همه بود،ای آن‏که بعد از همه هست،ای آن‏که از هر چیز برتر است،ای آن‏که به همه‏چیز داناست،ای آن‏که بر هر چیز توانا است،ای آن‏که او همیشگی است و همه‏چیز رفتنی است.(17) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُؤْمِنُ یَا مُهَیْمِنُ یَا مُکَوِّنُ یَا مُلَقِّنُ یَا مُبَیِّنُ یَا مُهَوِّنُ یَا مُمَکِّنُ یَا مُزَیِّنُ یَا مُعْلِنُ یَا مُقَسِّمُ (17)خدایا!از تو می‏خواهم به نامت ای ایمنی‏بخش،ای چیره بر همه،ای هستی‏آفرین،ای دلبر،ای‏ خردربا،ای سادگی‏بخش،ای توان‏ده،ای زینت‏بخش،ای نمایانگر،ای پخش‏کن.(18)یَا مَنْ هُوَ فِی مُلْکِهِ مُقِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی سُلْطَانِهِ قَدِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی جَلالِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ عَلَی عِبَادِهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی صُنْعِهِ حَکِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ قَدِیمٌ (18)ای آن‏که در فرمانروایی‏اش پابرجاست‏ ای آن‏که در پادشاهی‏اش دیرینه است،ای آن‏که در شکوهش بزرگ است،ای آن‏که بر بندگانش مهربان است،ای‏ ای آن‏که به هرچیز داناست،ای آن‏که بر نافرمانان بردبار است،ای آن‏که بر امیدواران اکرام ورزد،ای آن‏که در آفرینش حکمت نماید،ای آن‏که در حکمتش مهر ورزد،ای آن‏که در مهرش دیرینه است.(19) یَا مَنْ لا یُرْجَی إِلا فَضْلُهُ یَا مَنْ لا یُسْأَلُ إِلا عَفْوُهُ یَا مَنْ لا یُنْظَرُ إِلا بِرُّهُ یَا مَنْ لا یُخَافُ إِلا عَدْلُهُ یَا مَنْ لا یَدُومُ إِلا مُلْکُهُ یَا مَنْ لا سُلْطَانَ إِلا سُلْطَانُهُ یَا مَنْ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ءٍ رَحْمَتُهُ یَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ یَا مَنْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عِلْمُهُ یَا مَنْ لَیْسَ أَحَدٌ مِثْلَهُ (19)ای آن‏که جز به فضلش امید نیست،ای آن‏که جز عفوش خواهش نشود،ای آن‏که جز به نیکی‏اش چشم ندوزند،ای آن‏که جز از دادش‏ نهراسند،ای آن‏که پایدار نماند جز فرمانروایی‏اش،ای آن‏که جز سلطنتش سلطنتی نیست،ای آن‏که رحمتش همه‏ را فرا گرفته،ای آن‏که رحمتش بر خشمش پیشی گرفته،ای آن‏که دانشش همه را فرو گرفته،ای آن‏ که هیچکس همانندش نیست.(20) یَا فَارِجَ الْهَمِّ یَا کَاشِفَ الْغَمِّ یَا غَافِرَ الذَّنْبِ یَا قَابِلَ التَّوْبِ یَاخَالِقَ الْخَلْقِ یَا صَادِقَ الْوَعْدِ یَا مُوفِیَ الْعَهْدِ یَا عَالِمَ السِّرِّ یَا فَالِقَ الْحَبِّ یَا رَازِقَ الْأَنَامِ (20)ای گشاینده اندوه،ای برطرف کننده غم،ای آمرزنده گناه،ای پذیرنده توبه،ای آفریننده آفریدگان،ای راست وعده،ای وفادار به پیمان،ای دانای راز نهان،ای شکافنده دانه،ای روزی‏ دهنده بندگان.(21)اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَلِیُّ یَا وَفِیُّ یَا غَنِیُّ یَا مَلِیُّ یَا حَفِیُّ یَا رَضِیُّ یَا زَکِیُّ یَا بَدِیُّ یَا قَوِیُّ یَا وَلِیُّ (21)خدایا!از تو خواستارم به نامت ای والا،ای وفادار،ای توانگر،ای امان‏ده،ای پرمهر،ای‏ خشنود،ای پاک،ای نمایان،ای پرتوان،ای فیض‏بخش.(22) یَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِیلَ یَا مَنْ سَتَرَ الْقَبِیحَ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْ بِالْجَرِیرَةِ یَا مَنْ لَمْ یَهْتِکِ السِّتْرَ یَا عَظِیمَ الْعَفْوِ یَا حَسَنَ التَّجَاوُزِ یَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ یَا بَاسِطَ الْیَدَیْنِ بِالرَّحْمَةِ یَا صَاحِبَ کُلِّ نَجْوَی یَا مُنْتَهَی کُلِّ شَکْوَی (22)ای آن‏که زیبایی را پدیدار نمودی،ای آن‏که زشتی را پوشاندی‏ ای آن‏که بر گناه سرزنش نکردی،ای آن‏که پرده‏دری ننمودی،ای که گذشتت بزرگ،ای که نیکو درگذری،ای‏ آمرزگانیت فراگیر،ای دستت به مهر گشوده،ای شنوای هر نجوی،ای سرانجام هر گلایه‏(23) یَا ذَا النِّعْمَةِ السَّابِغَةِ یَا ذَا الرَّحْمَةِ الْوَاسِعَةِ یَا ذَا الْمِنَّةِ السَّابِقَةِ یَا ذَا الْحِکْمَةِ الْبَالِغَةِ یَا ذَا الْقُدْرَةِ الْکَامِلَةِ یَا ذَا الْحُجَّةِ الْقَاطِعَةِ یَا ذَا الْکَرَامَةِ الظَّاهِرَةِ یَا ذَا الْعِزَّةِ الدَّائِمَةِ یَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِینَةِ یَا ذَا الْعَظَمَةِ الْمَنِیعَةِ (23)ای دارای نعمت فراوان،ای دارای رحمت فراگیر،ای دارای بخشش آغازین،ای دارای حکمت‏ رسا،ای دارای نیروی برازنده،ای دارای برهان قطعی،ای دارای کرامت هویدا، ای دارای عزّت پایدار،ای دارای توان استوار،ای دارای عظمت بلندپایه.(24) یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ یَا جَاعِلَ الظُّلُمَاتِ یَا رَاحِمَ الْعَبَرَاتِ یَا مُقِیلَ الْعَثَرَاتِ یَا سَاتِرَ الْعَوْرَاتِ یَا مُحْیِیَ الْأَمْوَاتِ یَا مُنْزِلَ الْآیَاتِ یَا مُضَعِّفَ الْحَسَنَاتِ یَا مَاحِیَ السَّیِّئَاتِ یَا شَدِیدَ النَّقِمَاتِ (24)ای پدیدآورنده آسمانها ای برنهنده تاریکیها،ای رحم کننده اشکهای ریزان،ای درگذرنده از لغزشها،ای پوشنده زشتیها،ای‏ زندگی‏بخش مردگان،ای فرودآور آیات،ای دوچندان کن خوبیها،ای ناپدید کننده بدیها، ای سخت شکنجه.(25)اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا مُصَوِّرُ یَا مُقَدِّرُ یَا مُدَبِّرُ یَا مُطَهِّرُ یَا مُنَوِّرُ یَا مُیَسِّرُ یَا مُبَشِّرُ یَا مُنْذِرُ یَا مُقَدِّمُ یَا مُؤَخِّرُ (25)خدایا!از تو درخواست می‏کنم به نامت ای صورتگر،ای سنجیده‏کار،ای گرداننده،ای‏ پاک کننده،ای روشنی‏بخش،ای ساده‏ساز،ای مژده‏ده،ای بیم‏ده،ای پیش‏آور،ای پس‏آور.(26) یَا رَبَّ الْبَیْتِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الشَّهْرِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ یَا رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ یَا رَبَّ الْحِلِّ وَ الْحَرَامِ یَا رَبَّ النُّورِ وَ الظَّلامِ یَا رَبَّ التَّحِیَّةِ وَ السَّلامِ یَا رَبَّ الْقُدْرَةِ فِی الْأَنَامِ (26)ای پروردگار خانه‏ محترم،ای پرودگار ماه محترم،ای پرودگار شهر محترم،ای پروردگار رکن و مقام،ای پروردگار مشعر الحرام،ای پروردگار مسجد الحرام،ای پروردگار حلال و حرام،ای پروردگار روشنی و تاریکی، ای پروردگار تحیّت و سلام،ای پرورنده نیرو در مردمان.(27)یَا أَحْکَمَ الْحَاکِمِینَ یَا أَعْدَلَ الْعَادِلِینَ یَا أَصْدَقَ الصَّادِقِینَ یَا أَطْهَرَ الطَّاهِرِینَ یَا أَحْسَنَ الْخَالِقِینَ یَا أَسْرَعَ الْحَاسِبِینَ یَا أَسْمَعَ السَّامِعِینَ یَا أَبْصَرَ النَّاظِرِینَ یَا أَشْفَعَ الشَّافِعِینَ یَا أَکْرَمَ الْأَکْرَمِینَ (27)ای داورترین داوران،ای دادگرترین‏ دادگران،ای راستگوترین راستگویان،ای پاکترین پاکان،ای بهترین آفرینندگان،ای چابکترین‏ حسابگران،ای شنواترین شنوندگان،ای بیناترین بینندگان،ای یاورترین یاوران،ای گرامی‏ترین‏ گرامیان.(28)یَا عِمَادَ مَنْ لا عِمَادَ لَهُ یَا سَنَدَ مَنْ لا سَنَدَ لَهُ یَا ذُخْرَ مَنْ لا ذُخْرَ لَهُ یَا حِرْزَ مَنْ لا حِرْزَ لَهُ یَا غِیَاثَ مَنْ لا غِیَاثَ لَهُ یَا فَخْرَ مَنْ لا فَخْرَ لَهُ یَا عِزَّ مَنْ لا عِزَّ لَهُ یَا مُعِینَ مَنْ لا مُعِینَ لَهُ یَا أَنِیسَ مَنْ لا أَنِیسَ لَهُ یَا أَمَانَ مَنْ لا أَمَانَ لَهُ (28)ای تکیه‏گاه آن‏که تکیه‏گاه ندارد،ای پشتیبان آن‏که پشتیبانی ندارد،ای اندوخته آن‏که اندوخته‏ای ندارد ای پناه آن‏که پناهی ندارد،ای فریادرس آن‏که فریادرسی ندارد،ای افتخار آن‏که افتخاری ندارد،ای عزّت آن‏که عزّتی ندارد ای مددرسان آن‏که مددی ندارد،ای همدم آن‏که همدمی ندارد،ای ایمنی‏بخش آن‏که ایمنی ندارد(29) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا عَاصِمُ یَا قَائِمُ یَا دَائِمُ یَا رَاحِمُ یَا سَالِمُ یَا حَاکِمُ یَا عَالِمُ یَا قَاسِمُ یَا قَابِضُ یَا بَاسِطُ (29)خدایا!از تو می‏خواهم به نامت ای نگهدار،ای پایدار،ای پاینده،ای مهرورز،ای سلامتی‏بخش،ای داور،ای دانا،ای بخش‏کن،ای‏ بازگیر،ای فراخی‏بخش.(30) یَا عَاصِمَ مَنِ اسْتَعْصَمَهُ یَا رَاحِمَ مَنِ اسْتَرْحَمَهُ یَا غَافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ یَا نَاصِرَ مَنِ اسْتَنْصَرَهُ یَا حَافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ یَا مُکْرِمَ مَنِ اسْتَکْرَمَهُ یَا مُرْشِدَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ یَا صَرِیخَ مَنِ اسْتَصْرَخَهُ یَا مُعِینَ مَنِ اسْتَعَانَهُ یَا مُغِیثَ مَنِ اسْتَغَاثَهُ (30)ای نگهدار آن‏که از او نگهداری جوید،ای مهربان بر آن‏که از او مهر جوید،ای آمرزنده آن‏که از او آمرزش خواهد ای یاور آن‏که از او یاری طلبد،ای حافظ آن‏که از او حفاظت خواهد،ای اکرام کننده آن‏که از او اکرام خواهد،ای راهنمای آن‏که از او راهنمایی جوید،ای دادرس آن‏که از او دادرسی خواهد،ای مددیار آن‏که از او مدد جوید،ای فریادرس آن‏که از او فریادرسی خواهد(31)یَا عَزِیزا لا یُضَامُ یَا لَطِیفا لا یُرَامُ یَا قَیُّوما لا یَنَامُ یَا دَائِما لا یَفُوتُ یَا حَیّا لا یَمُوتُ یَا مَلِکا لا یَزُولُ یَا بَاقِیا لا یَفْنَی یَا عَالِما لا یَجْهَلُ یَا صَمَدا لا یُطْعَمُ یَا قَوِیّا لا یَضْعُفُ (31) ای عزیزی که خوار نگردد،ای لطیفی که دست‏اندازی نشود،ای پایداری که خوا او را درنیابد،ای پاینده‏ای که فنا نپذیرد،ای زنده‏ای که نمی‏میرد، ای پادشاهی که از بین نمی‏رود،ای همیشگی که فانی نمی‏شود،ای دانایی که نادانی ندارد،ای بی‏نیازی که خوراک نخواهد،ای توانایی که ناتوان نمی‏گردد(32) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا أَحَدُ یَا وَاحِدُ یَا شَاهِدُ یَا مَاجِدُ یَا حَامِدُ یَا رَاشِدُ یَا بَاعِثُ یَا وَارِثُ یَا ضَارُّ یَا نَافِعُ خدایا!از تو درخواست می‏کنم به نامت ای یکتا،ای یگانه،ای گواه،ای بزرگوار،ای ستایش‏پذیر،ای راهنما ای برانگیزنده،ای میراث‏برنده،ای زیان‏رسان،ای سودبخش(33) یَا أَعْظَمَ مِنْ کُلِّ عَظِیمٍ یَا أَکْرَمَ مِنْ کُلِّ کَرِیمٍ یَا أَرْحَمَ مِنْ کُلِّ رَحِیمٍ یَا أَعْلَمَ مِنْ کُلِّ عَلِیمٍ یَا أَحْکَمَ مِنْ کُلِّ حَکِیمٍ یَا أَقْدَمَ مِنْ کُلِّ قَدِیمٍ یَا أَکْبَرَ مِنْ کُلِّ کَبِیرٍ یَا أَلْطَفَ مِنْ کُلِّ لَطِیفٍ یَا أَجَلَّ مِنْ کُلِّ جَلِیلٍ یَا أَعَزَّ مِنْ کُلِّ عَزِیزٍ (33)ای بزرگ‏تر از هر بزرگ،ای کریم‏تر از هر کریم، ای مهربان‏تر از هر مهربان،ای داناتر از هر دانا،ای فرزانه‏تر از هر فرزانه،ای دیرینه از هر دیرینه، ای بزرگ‏تر از هر بزرگ،ای لطیف‏تر از هر لطیف،ای باشکوه‏تر از هر باشکوه،ای عزیزتر از هر عزیز.(34) یَا کَرِیمَ الصَّفْحِ یَا عَظِیمَ الْمَنِّ یَا کَثِیرَ الْخَیْرِ یَا قَدِیمَ الْفَضْلِ یَا دَائِمَ اللُّطْفِ یَا لَطِیفَ الصُّنْعِ یَا مُنَفِّسَ الْکَرْبِ یَا کَاشِفَ الضُّرِّ یَا مَالِکَ الْمُلْکِ یَا قَاضِیَ الْحَقِّ (34)ای گذشت کریمانه،ای نعمتت بزرگ،ای خیرت بسیار،ای فضلت دیرینه،ای لطفت همیشگی، ای ضنعت چشم‏نواز،ای گره‏گشای گرفتاری،ای بردارنده زیان،ای پادشاه هستی،ای داور بر حق،(35)یَا مَنْ هُوَ فِی عَهْدِهِ وَفِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی وَفَائِهِ قَوِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی قُوَّتِهِ عَلِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی عُلُوِّهِ قَرِیبٌ یَا مَنْ هُوَ فِی قُرْبِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ شَرِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی شَرَفِهِ عَزِیزٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عِزِّهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ مَجِیدٌ یَا مَنْ هُوَ فِی مَجْدِهِ حَمِیدٌ (35)ای آن‏که در پیمانش وفادار است،ای آن‏که در وفاداری‏اش پایدار است،ای آن‏که در پایداری‏اش والاست،ای آن‏ که در والایی‏اش نزدیک است،ای آن‏که در نزدیکی‏اش با نرمی است،ای آن‏که در نرمی‏اش شریف است،ای آن‏که در شرفش با عزّت است،ای آن‏که در عزّتش بزرگ است،ای آن‏که در بزرگی‏اش شکوهمند است،ای آن‏که در شکوهش‏ ستوده است.(36) اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ یَا کَافِی یَا شَافِی یَا وَافِی یَا مُعَافِی یَا هَادِی یَا دَاعِی یَا قَاضِی یَا رَا ...

ادامه مطلب  

ورود فاضلاب های صنعتی و شهری علت خشک نشدن دریاچه ارومیه است  

درخواست حذف این مطلب
گروه خبر:نماینده مردم ارومیه در مجلس گفت: اقدامات ستاد احیای دریاچه ارومیه نه تنها موجب کاهش سطح آب دریاچه شده بلکه سبب ورود فاضلاب های شهری و صنعتی به دریاچه شده است.نادر قاضی پور در توضیح وضعیت دریاچه ارومیه، گفت: در دولت دهم با وجود عدم ایجاد ستاد احیا دریاچه ارومیه، اقدامات عمرانی برای احیا انجام گرفت، از جمله سد کانی سیب و تونل انتقال آب حوضه جنوب استان به دریاچه ارومیه شروع شد اما با روی کار آمدن دولت یازدهم و ایجاد ستاد احیا دریاچه نه تنها کاری صورت نگرفت بلکه این ستاد بیشتر به ستاد مرگ دریاچه تبدیل شده است.نماینده مردم ارومیه درمجلس شورای اسلامی تصریح کرد: ستاد احیا دریاچه در گام نخست فعالیت سد سازی های اخیر را متوقف کرد، اما تراز سطح آب دریاچه در ۲۶ خرداد سال ۹۶ نسبت به وضعیت دریاچه در ۲۶ خرداد سال ۹۲ حدود ۱۸ سانتی متر کاهش یافته است.وی با بیان اینکه وضعیت اسف بار دریاچه را عکس های ماهواره ای به خوبی نشان می دهد، افزود: متاسفانه هزینه های هنگفتی در چهارسال گذشته جهت احیا دریاچه صرف شده که بیشتر جنبه تبلیغاتی داشته است، کاهش ۱۸ سانتی متری تراز سطح آب دریاچه نیز گواه اقدامات اشتباه صورت گرفته است.قاضی پور یادآور شد: در صورتی که سیلاب اخیر در آذربایجان جاری نمی شد، سطح آب از شرایط فعلی هم کمتر می بود، در واقع این سیلاب به وضعیت دریاچه ارومیه کمک کرده است.وی از مسدود کردن و پر کردن چاه های آب اطراف دریاچه انتقاد کرد و گفت: این اقدام سبب وارد آمدن آسیب بسیار به بیش از یک میلیون کشاورزان منطقه شده است، علاوه بر این با اقدامات انجام گرفته فاضلاب ها شهری و پساب های شهرک های صنعتی بدون تسویه نیز روانه دریاچه ارومیه شده است.عضو مجمع نمایندگان استان آذربایجان غربی در گفتگو با خانه ملت ، تصریح کرد: متاسفانه دریاچه ارومیه محل دفن فاضلاب های صنعتی و شهری شده، از سوی دیگر اخبار اشتباهی از افزایش تراز سطح آب دریاچه اعلام می کنند که نادرست است زیرا کاهش آب نه تنها ارتباطی با فصل گرما و تابستان ندارد بلکه ناشی از عملکرد و شیوه تامین اعتبارات ستاد احیا دریاچه ارومیه است.*سالانه ۴۰ میلیون مترمکعب پساب به دریاچه ارومیه وارد می شودهمچنین مدیرعامل آب و فاضلاب شهری آذربایجان غربی با اشاره به اینکه ورود پساب تصفیه شده به دریاچه ارومیه یکی از راهکارهای احیای نگین آبی آذربایجان، گفت: در سال های گذشته میزان پساب وارده به دریاچه ۳۰ میلیون مترمکعب بوده و این میزان در زمان حاضر به ۴۰ میلیون مترمکعب رسیده است.رسول اکبری افزود: از زمان آغاز به کار ستاد احیای دریاچه ارومیه تاکنون ۱۰۵میلیون مترمکعب پساب از ۱۴ شهر استان به پیکره این دریاچه وارد شده است.وی با بیان اینکه اعتبار مصوب برای اجرای برنامه های این شرکت در راستای احیای دریاچه پنج هزار میلیارد ریال بوده است، افزود: در سالهای ۹۳ و ۹۴ از این میزان اعتبار، ۴۴۰ میلیارد ریال دریافت شده اما این رقم در سال ۹۵ شمسی به بیش از ۷۰۰ میلیارد ریال رسیده است.مدیرعامل آب و فاضلاب شهری آذربایجان_غربی افزود: سامانه فاضلاب گلمان ارومیه نیز ۸۲ درصد پیشرفت فیزیکی دارد که بعد از اتمام این طرح سالانه ۲٫۵ میلیون مترمکعب پساب تصفیه شده وارد دریاچه ارومیه می شود. اکبری گفت: پساب تصفیه شده هیچ مشکل و آلودگی برای محیط زیست ندارد و خروجی پساب تصفیه شده هر روز توسط دستگاه های اجرایی کنترل می شود.وی اضافه کرد: ظرفیت تصفیه خانه های استان از سال ۷۰ تا ۹۲ حدود ۲۰۰ هزار مترمکعب بوده که در چهار سال گذشته به ۳۰۰ هزار مترمکعب رسیده است.مدیرعامل آب و فاضلاب شهری آذربایجان_غربی گفت: تصفیه خانه فاضلاب نقده با ظرفیت ۲۳ هزار مترمکعب نیز در راستای احیای دریاچه ارومیه به بهره برداری رسیده است.وی ادامه داد: تاکنون ۱۴۰ کیلومتر شبکه جمع آوری و خطوط انتقال فاضلاب اجرا شده و ۳۸ هزار و ۵۰۰ مترمکعب به ظرفیت تصفیه خانه استان اضافه شده است.اکبری با اشاره به تصفیه خانه های در دست احداث در آذربایجان غربی در راستای احیای دریاچه ارومیه، اظهار کرد: تصفیه خانه ۶۰ هزار مترمکعبی در ارومیه با پیشرفت فیزیکی ۴۲ درصد در دست احداث است که با اتمام این طرح سالانه ۵۲ میلیون مترمکعب آب به پیکره دریاچه منتقل می_شود.ارتفاع بارش های کشور از ابتدای مهر سال گذشته تا ۱۵ خرداد سال جاری (سال آبی ۹۶ – ۹۵) به ۲۲۲ میلی متر رسیده که این میزان بارندگی نسبت به دوره مشابه سال آبی گذشته ۲ درصد کاهش داشته است. حجم آب دریاچه ارومیه با تدبیر دولت روحانی از ۵۰۰ میلیون مترمعکب در دوران بحرانی و زمان آغاز به کار دولت یازدهم به ۲٫۵ میلیارد مترمکعب در ...

ادامه مطلب  

سلام بر سفیر امام حسین(ع)/ بیا و برایم از لحظه لحظه شیرینی های این سفر بگو  

درخواست حذف این مطلب
شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی 8 نجف اشرف و از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و 25 ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکرش در دست تروریسیت های داعش باقی ماند. از این شهید بزرگوار یک فرزند دو ساله به یادگار مانده است.حال پس از گذشت کمتر از یک ماه از شهادت شهید حججی, طبق توافق حزب الله لبنان با داعش, حزب الله لبنان پیکر مطهر شهید محسن حججی را از داعش پس گرفت. به همین مناسبت همسر شهید محسن حججی نامه ای را خطاب به همسر شهیدش نوشته است که متن این نامه در ادامه می آید:بسم رب الشهداء و الصدیقینسلام بر حسین و یارانش و سلام بر محسن عزیزم.میم، مثل حسین42روز پیش راهی سفرت کردم.سفری پر از خطر، اما پر از عشق.سفری که بازگشت از آن یا برگشتن بود یا ماندن.سفری که برگشتنش زندگی بود و ماندنش هم زندگی.اولی زندگی در دنیا و دومی زندگی هم در دنیا و هم در آخرت.هر چه بود عشق بود و عشق.خودم هم ساکت را بستم و وسایلت را جمع کردم.از زیر قرآن ردت کردم.آخرین نگاهت هنوز پیش چشمانم هست.ای کاش بیشتر نگاهت کرده بودم، هم چشمانت را، هم قد و بالایت را، هم سرت را.راستش را بخواهی فکر نمی کردم این قدر پر سر و صدا شود رفتنت. نه فقط رفتنت، حتی آمدنت.عزیز دلم؛ دروغ چرا؟ خیلی دلم برایت تنگ شده است.میدانم که تو هم همین حس و حال را داشته ای.شب قبل از عملیات زنگ زدی و گفتی:«دلتنگتان شده ام ».آمدم بی تابی کنم....اما باز کربلا نگذاشت. آخرین دیدار رباب و همسرش.آمدم بی قراری کنم...اما، به یاد روضه حضرت رباب افتادم.روضه رباب خداحافظی اش فرق می کند.وداع آخرش فرق میکند. خودت هم قبول داری، اصلا رباب جنس غمش فرق می کند. رباب سر، هم سرش را بریده دید. بالای نیزه دید. به دنبالش هم رفت. نمی دانم من هم سر، هم سرم را می بینم یا نه؟! اما ، می دانم به اسارت نمی روم.همسر خوبم؛ اگر عشق به تو نبود آرامش من هم نبود. قبل از رفتنت به من گفتی :«صبور باش، بی تابی نکن، محکم باش، قوی باش، شیر زن باش».من هم گوش کردم.عشق به تو مرا به این اطاعت رساند.محسن جان؛ سفیر امام حسین.خبر داری روز عرفه نزدیک است.نمی دانم امسال دعای عرفه را بیاد حاج احمد کاظمی بخوانم یا بیاد تو.چقدر زرنگ بودی و من تازه فهمیدم.عرفه، مسلم، حاج احمد، تو و شهادت.یک رازی پشت پرده هست که شما را بهم گره زده.می گفتی:« یک شهید را انتخاب کنید، باهم رفیق باشید و تا آخر هم با هم بمانید».گفتی :«زندگی ات را مدیون حاج احمد هستی»گفتی:«من سر این سفره نشسته ام و رزق شهادتم را هم از این سفره بر میدارم».تو حاج احمد را انتخاب کردی و حاج احمد هم تو را. مثل خودش هم رفتی؛ با عزت و سربلندی.همسر عزیز و پدر مهربان، این روزها حضورت را بیشتر از قبل احساس میکنم.به این باور رسیده ام که شهدا زنده اند.خودت که شاهد بودی.بعضی مواقع علی آقا، پسرمان گریه می کرد، خیلی بی تابی می کرد.خسته که می شدم با تو حرف می زدم و می گفتم:«محسنم، علی را چه کار کنم؟ خودت بیا».تو می آمدی، چون علی آرام آرام می شد.می دانم که همیشه هم قرار است پیشمان باشی.اصلا خودمانی تر بگویم، زندگی جدیدی را شروع کرده ایم. مثل همه زندگی ها سختی هایی دارد، مشکلاتی دارد.اما، مهم این است که من فقط تو را دارم.این زندگی هم تفاوت هایی دارد، چون زندگی مان با بقیه فرق می کن ...

ادامه مطلب  

اس ام اس شهید حججی در روز عرفه/ نامه دردناک همسر شهید + عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران نیوز ، در آستانه روز عرفه و سالگرد شهادت شهید کاظمی و همراهانشان بر اثر سقوط هواپیما در ماموریت کاری به شهدای عرفه مشهور شدند، تصویری از پیامک شهید مشهور این روزها ، شهید پاسدار مدافع حرم محسن حججیدر روز عرفه سال گذشته به یکی از همرزمانش در فراق شهید کاظمی منتشر شد.شهید حججی به گفته همرزمانش علاقه وافری به شهید احمد کاظمی داشت و در پیامک سال گذشته به همرزمش نوشته است:“خداوندا روزی از تو شهادت میخواهم که از همه چیز خبری هست الا شهادت… شهیدحاج احمد کاظمیسالگردی دیگر از پرواز فرمانده عزیزمان گذشت . هدیه به روح شریفشان صلوات “. همسر شهید حججی در نامه ای به همسرش می گوید: محسن جان؛مرد من.در این مدت که نبودی ولی بودی اتفاقات زیادی افتاد. چقدر برایت حرف دارم.ناگفته هایی به اندازه تمام سالهای با هم بودنمان.تو هم بیا و برایم بگو.از لحظه لحظه شیرینی های این سفر!به گزارش تسنیم شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی ۸ نجف اشرف و از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و ۲۵ ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکرش در دست تروریسیت های داعش باقی ماند. از این شهید بزرگوار یک فرزند دو ساله به یادگار مانده است.حال پس از گذشت کمتر از یک ماه از شهادت شهید حججی, طبق توافق حزب الله لبنان با داعش, حزب الله لبنان پیکر مطهر شهید محسن حججی را از داعش پس گرفت. به همین مناسبت همسر شهید محسن حججی نامه ای را خطاب به همسر شهیدش نوشته است که متن این نامه در ادامه می آید:بسم رب الشهداء و الصدیقینسلام بر حسین و یارانش و سلام بر محسن عزیزم.میم، مثل حسین۴۲روز پیش راهی سفرت کردم.سفری پر از خطر، اما پر از عشق.سفری که بازگشت از آن یا برگشتن بود یا ماندن.سفری که برگشتنش زندگی بود و ماندنش هم زندگی.اولی زندگی در دنیا و دومی زندگی هم در دنیا و هم در آخرت.هر چه بود عشق بود و عشق.خودم هم ساکت را بستم و وسایلت را جمع کردم.از زیر قرآن ردت کردم.آخرین نگاهت هنوز پیش چشمانم هست.ای کاش بیشتر نگاهت کرده بودم، هم چشمانت را، هم قد و بالایت را، هم سرت را.راستش را بخواهی فکر نمی کردم این قدر پر سر و صدا شود رفتنت. نه فقط رفتنت، حتی آمدنت.عزیز دلم؛ دروغ چرا؟ خیلی دلم برایت تنگ شده است.میدانم که تو هم همین حس و حال را داشته ای.شب قبل از عملیات زنگ زدی و گفتی:«دلتنگتان شده ام ».آمدم بی تابی کنم….اما باز کربلا نگذاشت. آخرین دیدار رباب و همسرش.آمدم بی قراری کنم…اما، به یاد روضه حضرت رباب افتادم.روضه رباب خداحافظی اش فرق می کند.وداع آخرش فرق میکند. خودت هم قبول داری، اصلا رباب جنس غمش فرق می کند. رباب سر، هم سرش را بریده دید. بالای نیزه دید. به دنبالش هم رفت. نمی دانم من هم سر، هم سرم را می بینم یا نه؟! اما ، می دانم به اسارت نمی روم.همسر خوبم؛ اگر عشق به تو نبود آرامش من هم نبود. قبل از رفتنت به من گفتی :«صبور باش، بی تابی نکن، محکم باش، قوی باش، شیر زن باش».من هم گوش کردم.عشق به تو مرا به این اطاعت رساند.محسن جان؛ سفیر امام حسین.خبر داری روز عرفه نزدیک است.نمی دانم امسال دعای عرفه را بیاد حاج احمد کاظمی بخوانم یا بیاد تو.چقدر زرنگ بودی و من تازه فهمیدم.عرفه، مسلم، حاج احمد، تو و شهادت.یک رازی پشت پرده هست که شما را بهم گره زده.می گفتی:« یک شهید را انتخاب کنید، باهم رفیق باشید و تا آخر هم با هم بمانید».گفتی :«زندگی ات را مدیون حاج احمد هستی»گفتی:«من سر این سفره نشسته ام و رزق شهادتم را هم از این سفره بر میدارم».تو حاج احمد را انتخاب کردی و حاج احمد هم تو را. مثل خودش هم رفتی؛ با عزت و سربلندی.همسر عزیز و پدر مهربان، این روزها حضورت را بیشتر از قبل احساس میکنم.به این باور رسیده ام که شهدا زنده اند.خودت که شاهد بودی.بعضی مواقع ...

ادامه مطلب  

نامه همسر شهید محسن حججی به همسرش  

درخواست حذف این مطلب
0نودیها:همسر شهید محسن حججی پس از اعلام بازگشت پیکر مطهر شهید به ایران، نامه ای به شهید نوشت.متن این نامه در زیر آمده است:بسم رب الشهداء و الصدیقینسلام بر حسین و یارانش و سلام بر محسن عزیزم.میم، مثل حسین۴۲ روز پیش راهی سفرت کردم. سفری پر از خطر، اما پر از عشق. سفری که بازگشت از آن یا برگشتن بود یا ماندن. سفری که برگشتنش زندگی بود و ماندنش هم زندگی. اولی زندگی در دنیا و دومی زندگی هم در دنیا و هم در آخرت. هر چه بود عشق بود و عشق.خودم هم ساکت را بستم و وسایلت را جمع کردم. از زیر قرآن ردت کردم. آخرین نگاهت هنوز پیش چشمانم هست. ای کاش بیشتر نگاهت کرده بودم، هم چشمانت را، هم قد و بالایت را، هم سرت را.راستش را بخواهی فکر نمی کردم این قدر پر سر و صدا شود رفتنت. نه فقط رفتنت، حتی آمدنت.عزیز دلم؛ دروغ چرا؟ خیلی دلم برایت تنگ شده است. می دانم که تو هم همین حس و حال را داشته ای. شب قبل از عملیات زنگ زدی و گفتی: «دلتنگتان شده ام».آمدم بی تابی کنم….اما باز کربلا نگذاشت. آخرین دیدار رباب و همسرش.آمدم بی قراری کنم… اما، به یاد روضه حضرت رباب افتادم. روضه رباب خداحافظی اش فرق می کند. وداع آخرش فرق می کند. خودت هم قبول داری، اصلاً رباب جنس غمش فرق می کند. رباب سر، همسرش را بریده دید. بالای نیزه دید. به دنبالش هم رفت. نمی دانم من هم سر، همسرم را می بینم یا نه؟! اما، می دانم به اسارت نمی روم.همسر خوبم؛ اگر عشق به تو نبود آرامش من هم نبود. قبل از رفتنت به من گفتی: «صبور باش، بی تابی نکن، محکم باش، قوی باش، شیر زن باش». من هم گوش کردم.عشق به تو مرا به این اطاعت رساند.محسن جان؛ سفیر امام حسین. خبر داری روز عرفه نزدیک است. نمی دانم امسال دعای عرفه را به یاد حاج احمد کاظمی بخوانم یا به یاد تو. چقدر زرنگ بودی و من تازه فهمیدم. عرفه، مسلم، حاج احمد، تو و شهادت. یک رازی پشت پرده هست که شما را به هم گره زده.می گفتی: «یک شهید را انتخاب کنید، با هم رفیق باشید و تا آخر هم با هم بمانید».گفتی: «زندگی ات را مدیون حاج احمد هستی».گفتی: «من سر این سفره نشسته ام و رزق شهادتم را هم از این سفره بر می دارم».تو حاج احمد را انتخاب کردی و حاج احمد هم تو را. مثل خودش هم رفتی؛ با عزت و سربلندی.همسر عزیز و پدر مهربان، این روزها حضورت را بیشتر از قبل احساس می کنم. به این باور رسیده ام که شهدا زنده اند. خودت که شاهد بودی. بعضی مواقع علی آقا، پسرمان گریه می کرد، خیلی بی تابی می کرد. خسته که می شدم با تو حرف می زدم و می گفتم: «محسنم، علی را چه کار کنم؟ خودت بیا». تو می آمدی، چون علی آرام آرام می شد.می دانم که همیشه هم قرار است پیشمان باشی. اصلاً خودمانی تر بگویم، زندگی جدیدی را شروع کرده ایم. مثل همه زندگی ها سختی هایی دارد، مشکلاتی دارد. اما مهم این است که من فقط تو را دارم. این زندگی هم تفاوت هایی دارد، چون زندگی مان با بقیه فرق می کند، مثل همان روزها. پیوند این زندگی آسمانی است.اما می دانم که باز برایم قرآن می خوانی، آن هم با ترجمه. کتاب خواندن هایمان ادامه دارد. گلستان شهدا هم که می رویم. مداحی هم برایم می کنی.یادت هست چقدر این شعر را دوست داشتی. منم باید برم…آره، برم سرم بره… . آن قدر گفتی و خواندی و گریه کردی و به سینه زدی که آخر هم رفتی. هم خودت و هم سرت.راستی برایت نگفته ام، علی دیگر مثل قبل نیست. آرام تر شده. انگار فهمیده که بابایش قرار است بیاید و هر روز باید سنگ مزار پدرش را ببوسد تا خود صورتت را. همین هم برایش کافی است.شب ...

ادامه مطلب  

زنگ خطر تراز تجاری ایران  

درخواست حذف این مطلب
پس از برجام به واسطه گشایش های ناشی از این اتفاق و اثر روانی آن در وضعیت اقتصادی کشور، پس از 37 سال شاهد تراز تجاری مثبت در کشور بودیم. اما به دلیل اینکه این موضوع با حمایت متغیرهای بنیادی (نرخ ارز) همراه نشد، عمر تراز تجاری مثبت هم کوتاه شد و امسال شاهد تداوم آن نبودیم. کارنامه صادرات در 4 ماه منتهی به تیر 1396 در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته از افت ارزشی 54/ 9 درصدی حکایت دارد و در مقابل، میزان واردات در این مدت، رشد ارزشی 97/ 23 درصدی داشته است. به گزارش دنیای اقتصاد ، البته آمارهای منتشر شده، تجمیع میزان تجارت در 4 ماه ابتدایی سال است. به همین دلیل جزئیات تجارت در ماه های گذشته در دسترس نیست. حجم تجارت خارجی در مدت زمان مذکور 29 میلیارد و 272 میلیون دلار بوده و با سبقت گرفتن واردات از صادرات طی این مدت، تراز تجاری کشور هم در 4 ماه منتهی به تیرماه منفی 2 میلیارد و 354 میلیون دلار رقم خورده است. کارشناسان اعتقاد دارند در حال حاضر مهم ترین متغیر اثرگذار در تراز تجاری، نرخ ارز است. اما به دلیل اینکه روند نرخ واقعی ارز در 4 سال اخیر منفی بوده، بر صادرات اثر کاهشی می گذارد که نتیجه آن نیز تراز تجاری منفی است.تحلیلگران اعتقاد دارند که روند تجارت در چند سال اخیر حاکی از بدتر شدن وضعیت تجارت خارجی است. اگر به آمارهای 4 ماه منتهی به تیرماه سال های 94، 95 و 96 نگاهی بیندازیم و تراز تجاری این سال ها را با یکدیگر مقایسه کنیم، پی به وخامت حال تجارت می بریم. تراز تجاری در سال 94 که هنوز سند برجام امضا نشده بود، منفی 387 میلیون دلار بوده است. در سال 95 با امضای برجام، جو روانی این رفع محدودیت ها تاثیر مثبت خود را در تجارت خارجی نیز نشان داد و تراز تجاری ایران در 4 ماه منتهی به تیر 1395، مثبت 2 میلیارد و 123 میلیون دلار بود. اما در طول سه سال اخیر، تنها در سال 95 تراز تجاری ایران مثبت بوده و امسال نیز به تراز تجاری منفی بازگشتیم و این بار فاصله واردات و صادرات حتی بیشتر از سال 94 است. تراز تجاری سال 96 معادل 2 میلیارد و 354 میلیون دلار به نفع واردات رقم خورده که نشان از فاصله گرفتن قابل توجه واردات از صادرات دارد. البته شاید بخشی از دلایل تراز منفی ایجاد شده در سال جاری را بتوان به انتخابات و ماه رمضان مربوط دانست. اما آنچه مشخص است، روند مناسبی در تجارت خارجی کشور طی نمی شود.البته پیش از این، هشدار کاهش صادرات از سوی وزیر صنعت، معدن و تجارت داده شده بود. محمدرضا نعمت زاده، تنش های منطقه ای و از دست دادن بازارهای منطقه را دلیل اصلی کاهش صادرات اعلام کرد. البته تحلیل کارشناسان در مورد کاهش صادرات در سال 96 با یکدیگر متفاوت است. برخی بر این باورند که محیط کسب و کار در کشور نامساعد است و تولید در این محیط، به سختی انجام می پذیرد. همچنین به میزان خام فروشی نیز اشاره دارند و آن را هم ناشی از کوتاهی در به وجود آوردن ساز و کار درونی کردن ارزش افزوده در اقتصاد می دانند.حجم تجارت خارجیآمارهای منتشر شده از سوی گمرک ایران نشان می دهد میزان واردات در 4 ماه منتهی به تیر سال 96 به لحاظ وزنی معادل 11 میلیون و 300 هزار تن است و به لحاظ ارزشی توانسته 15 میلیارد و 813 میلیون دلار را رقم بزند. این در حالی است که میزان واردات در مدت زمان مشابه سال گذشته به لحاظ وزنی 9 میلیون و 958 هزار تن و به لحاظ ارزشی 12 میلیارد و 756 میلیون دلار بوده است. در نتیجه، در این بخش از تجارت خارجی با افزایش 48/ 13 درصدی به لحاظ وزنی و افزایش 97/ 23 درصدی به لحاظ ارزشی مواجه بوده ایم.بخش دیگر تجارت خارجی که شامل صادرات بوده نیز حاکی از آن است که در 4 ماه منتهی به تیر 96 میزان صادرات، رقمی معادل 37 میلیون و 637 هزار تن را به لحاظ وزنی و 13 میلیارد و 459 میلیون دلار را به لحاظ ارزشی تجربه کرده است. این در حالی است که میزان صادرات در مدت زمان مشابه سال گذشته به لحاظ وزنی 42 میلیون و 523 هزار تن و به لحاظ ارزشی، 14 میلیارد و 879 میلیون دلار در کارنامه صادراتی 4 ماه منتهی به تیرماه سال گذشته ثبت کرده است. بر این اساس، میزان صادرات به لحاظ وزنی افت 49/ 11 درصدی و به لحاظ ارزشی افت 54/ 9 درصدی را نسبت به مدت زمان مشابه سال گذشته نشان می دهد.اقلام عمده و مقاصد صادراتی به گفته کارشناسان آنچه آمارهای تجارت خارجی کشور روایت می کنند، آن است که در افزایش صادرات با ارزش افزوده بیشتر توفیق نداشته ایم و متاسفانه کالاهای صنعتی، کشاورزی و معدنی کمترین سهم را داشته اند که این، جای تامل دارد و باید راهکاری برای خروج از این وضعیت پیدا کرد؛ این در حالی است که هر تن کالای صادراتی ایران، به رغم اینکه نسبت به چهارماهه ابتدایی سال قبل، 5/ 2 درصد به لحاظ ارزشی رشد داشته، ولی به 358 دلار رسیده که نشانگر خام فروشی در صادرات است.براساس این گزارش، آمار صادرات قطعی به تفکیک میعانات گازی، پتروشیمی و سایر کالاها حکایت از آن دارد که صادرکنندگان توانسته اند در بخش پتروشیمی، 9 میلیون و 555 هزار تن از این کالا را که ارزشی معادل 4 میلیارد و 689 میلیون دلار داشته، در طول 4 ماه منتهی به تیر امسال به بازارهای جهانی صادر کنند. سهم وزنی کالاهای پتروشیمی از کل صادرات در مدت زمان مذکور 39/ 25 درصد و سهم ارزشی آن 84/ 34 درصد است. میزان صادرات این کالا در مدت زمان مشابه سال گذشته، به لحاظ وزنی 9 میلیون و 919 هزار تن با سهم 33/ 23 درصدی از کل میزان صادرات و به لحاظ ارزشی، 4 میلیارد و 870 میلیون دلار با سهم 73/ 32 درصدی بوده است. بنابراین صادرات این کالا در 4 ماه منتهی به تیرماه سال جاری در مقایسه با مدت زمان مشابه سال گذشته به لحاظ ارزشی افت 72/ 3 درصدی و به لحاظ وزنی افت 67/ 3 درصدی را تجربه کرده است.همچنین در 4 ماه منتهی به تیر سال جاری، 5 میلیون و 903 هزار تن میعانات گازی به ارزش 2 میلیارد و 315 میلیون دلار صادر شده که دارای سهم وزنی 68/ 15 درصد و سهم ارزشی 20/ 17 درصد از کل صادرات است. صادرات این کالا در مدت زمان مشابه سال گذشته به لحاظ وزنی 6میلیون و 68 هزار تن و به لحاظ ارزشی 2 میلیارد و 416 میلیون دلار بوده که توانسته از کل صادرات در آن مدت، سهم وزنی 27/ 14 و سهم ارزشی 24/ 16 را از آن خود کند. بنابراین در این بخش نیز صادرات میعانات گازی با افت وزنی 72/ 2 درصدی و افت ارزشی 17/ 4 درصدی مواجه بوده اند.در سایر کالاها هم شاهد افت ارزشی و وزنی صادرات نسبت به مدت زمان سال گذشته هستیم. صادرات سایر کالاها در 4 ماه منتهی به تیر سال جاری، به لحاظ وزنی 22 میلیون و 179 هزار تن و به لحاظ ارزشی 6 میلیارد و 454 میلیون دلار بوده است. سهم وزنی این دست کالاها از کل صادرات در مدت زمان نام برده شده، 93/ 58 درصد و سهم ارزشی آنها، 96/ 47 درصد است. اما مقایسه حجم صادرات در این بخش با مدت زمان ...

ادامه مطلب  

برند سازی و شرکت تبلیغاتی در تهران  

درخواست حذف این مطلب
اگر دوست دارید برای همیشه انتخاب اول و اخر مشتریان خود باشید و در خواب و بیدار برند شما ذهن و قلب مخاطب را درگیر کند لطفا همراه ما باشید تا مسیر خروج از بن بست ها رو به شما اموزش دهیم .. ما برای یک شدن شما اماده هستیم هر چه زندگی بشر رو به جلو رفت بر هنرهای وی افزوده شد تا اینکه سین ...

ادامه مطلب