معرفت ­شناسی سیاست و حکومت در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)  

درخواست حذف این مطلب
چارچوب­ های درونی معرفت ­شناختی اندیشه سیاسی امام خمینی با نگرشی بومی، اسلامی و ایرانی راه ورود پیشنهادی به مسیر پیشرفت در حوزه سیاسی را ایجاد می ­کند و از این مسیر است که مبنای معرفت شناختی مورد نیاز سیاست را فراهم می­ کند.به گزارشصدخبر،هر تحولی جهت پیشرفت و احیاناً توسعه الزاماً نیازمند هماهنگی و تعین بخشی ­های حوزه رسمی سیاست است. اصولاً عرصه رسمی سیاست می ­تواند روندهای پیشرفت و یا احیاناً توسعه را تسریع و یا منتفی کند. سیاست به دلیل قرار گرفتن بر فراز جامعه و اعمال قدرت بر آن می­ تواند ورود به روندهای تحول و پیشرفت را حتی در حوزه درونی خودش نیز تعین بخشد. در ایران نیز این قضیه صادق است. با وقوع انقلاب اسلامی، مردم واجد توان تأثیرگذاریِ رسمی و مشروع بر حوزه رسمی سیاست و حکومت شدند. این امر قاعدتاً با وضعیت سیاسی جدید و استقرار جمهوری اسلامی ارتباط قطعی داشت. جمهوری اسلامی نیز برخاسته از اندیشه امام خمینی و معرفت ­شناسی آن نسبت به حکومت، سیاست، جایگاه مردم و در نتیجه تحول و پیشرفت در حیات سیاسی ایرانیان بود. از آن­جا که معرفت­ شناسی عامل ارتباط شخص با دنیای بیرون و محیط پیرامون است، ما نیز بر چارچوب معرفت ­شناسی اندیشه سیاسی امام خمینی و ویژگی و موضع آن در قبال تحول و پیشرفت در حیات سیاسی متمرکز می ­شویم. سید محمدوهاب نازاریان کارشناس سیاسی در مقاله ای با عنوان «معرفت ­شناسی سیاست و حکومت در اندیشه سیاسی امام خمینی و پیشرفت ایرانی- اسلامی» به این موضوع پرداخته است که پیش تر در ششمین کنفرانس الگوی اسلامی ایرانی اسلامی پیشرفت منتشر شده است.*معرفت ­شناسی سیاست و حکومت در اندیشه سیاسی امام خمینی(ره)-اصولاً یکی از وظایف ماهوی حکومت­ ها بهبود وضعیت زیست جمعی و فردی اعضای جامعه ­ای است که بر آن حکومت می­ کنند. اهمیت این موضوع تا بدان ­جاست که نقض عملی در این مفهوم سبب نقض غرض و زیر سوال رفتنِ موجودیت حکومت می­ شود. یکی از مهم­ترین ابعاد این امر در حوزه سیاست و حکومت است. حکومت و سیاست بالاترین، مهم­ترین و تعین­ بخش ­تربن ساحت زندگی اجتماعی انسان است زیرا با قدرت سروکار دارد. به همین دلیل شناخت مبانی و ابعاد رفتارها و کنش­ های حاکمان سیاسی ضروری است زیرا هرگونه تلاش جهت تغیر و پیشرفت در ابعاد مختلف زندگی اجتماعی _ سیاسی انسان را به­ طور مستقیم متأثر می ­کند.- از بهبود وضعیت زیست جمعی و فردی در نظریات قرن بیستم علم سیاست و جامعه­ شناسی با عنوان «توسعه» یاد شده است. توسعه نیز اصولاً از برخی قواعد عام و جهان­شمول و برخی چارچوب­ های تغییرپذیر برخوردار است. علاوه بر این، از آن­جا که وضعیت تجربی، شناختی، عینی و سیاسی هر جامعه و واحد سیاسی ­ای متفاوت از دیگران است؛ خواه ناخواه از مبانیِ داخلیِ متغیر و متفاوتی بهره می ­برند. به همین دلیل ممکن است در برخی موارد از واژه «توسعه» استفاده نشود. همچنین، تصمیم گیران اصلی برای ورود به روند توسعه تنها حکومت­ کنندگان عرصه سیاسی هستند. به همین دلیل هرگونه توسعه و پیشرفتی در گرو تعیین بخشیِ سیاست است. - به نظر می­ رسد که این امر در مورد ایران معاصر و به ­خصوص دوران جمهوری اسلامی مصداق پیدا می ­کند. با رسمیت قانونی سیاسی حکومت جمهوری اسلامی و حاکمیت نظریه ولایت فقیه، خواه ناخواه فضای شناختی _ ذهنی حاکم فقیه در تعین بخشی به وضعیت سیاسی و ورود به روندهای پیشرفت اولویت تام می ­یابد. امام خمینی بر کشوری حاکم شد که پیشینه نوسازی و توسعه و پیشرفت در آن به حدود یک قرن می ­رسید. به همین دلیل بود که هم وضعیت عینی کشور ناگزیر از این میراث بوده است و هم واقعیت ذهنی و شناختی حکمران سیاسی از آن غافل نمی ­شود. اما به دلیل این­که واقعیت ذهنی و معرفت شناختی حاکم سیاسی (در این­جا ولی فقیه) متفاوت از کلیت پیشینه ماجرای پیشرفت و توسعه بوده است، نیازمند نگاهی مجدانه در جهت واکاوی عناصر مشروعیت ­بخش و مبانی معرفت ­شناختی و سیاسی وضعیت و الگوی درون ­­زای پیشرفت است. این امر به­ طور مستقیم بر موضع و عملکرد ساخت سیاسی در قبال پیشرفت کشور اثر می­ گذارد. این نیز دلیل مهم دیگری جهت ارزیابی و واکاوی مواضع معرفت­ شناختی حاکم سیاسی در قبال پیشرفت و تحول است.-چارچوب های معرفت ­شناختی اندیشه سیاسی امام خمینی با نگرشی بومی، اسلامی و ایرانی راه ورود به مسیر تغییر و پیشرفت در حوزه سیاسی را ایجاد می­ کند. در این چارچوب، کیفیت معرفت­ شناختی مورد نیاز برای حکومت کردن در زمره وظایف و حقوق روحانیون قرار می­ گیر­د، زیرا آنهایند که از معرفت به قواعد حکومت دینی و اسلامی برخوردارند. از این مسیر است که ذخیره ذهنی معرفت و مبنای معرفت­ شناختی مورد نیاز حوزه سیاست جهت تعین ­بخشی به تصمیم­ های سیاسی کلیدی برای وقوع پیشرفت و تحول ایجاد می ­شوند.*معرفت سیاسی و پیشرفت در اندیشه امام خمینی(ره)-در قالب اندیشه سیاسی امام خمینی اساساًً ادراک واقعیت، از جمله واقعیت­ های نوسازی جامعه ایران و نیازهای گریزناپذیر آن جهت ورود به روندهای پیشرفت و تغییر، از کانال فقه و کلام شکل می ­گیرد. در این چارچوب است که ارجاعات متعددی از نقلیات تاریخ اسلام و سیره و توصیه­ های ائمه معصومین(ع) مبنا قرار می ­گیرند و قالبی شناختی برای تغییر و پیشرفت در حوزه رسمی سیاست در ایران و روندها و عملکردهای آن ارائه می­ شود. این قالب شناختی، واقعیت برآمده از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را کاملاً متأثر و حتی متعیِن می­ کرد و از این طریق ظرفیت پیشرفت را در حوزه رسمی و ساحت غیررسمیِ زندگی اجتماعی _ سیاسی ایرانیان متأثر می­ کرد. - یکی از مهم ­ترین موارد این قضیه در اندیشه سیاسی امام خمینی معطوف به امر حکومت است. در این چارچوب هم از اجتهاد و هم از نقلیات مهمی استفاده شده است. در مورد اجتهاد باید گفت فرایندی است که شروع آن با «فهم» و اختتام آن با «استنباط» حکم شرعی می­ باشد. این فرایند محصول جهد فقیهانه ­ای است که مجتهد در راه دستیابی به حکم شرعی انجام می­ دهد. -امام خمینی در طرح اندیشه­ های خویش، افزون بر توجه به اصول و مبانی دینی، الزامات و شرایط زمانه را نیز در نظر داشته و مطابق اقتضائات دوره ­ای که در آن به سر می ­برده، در آرای اجتماعی ـ سیاسی خود تغییراتی داده است. بخشی از این مطلب به پذیرش اجتهاد از جانب امام مربوط می ­شود، این اندیشه با هر دیدی که واکاوی شد، به دور از سیاست و وضعیت سیاسی ما نیست. این امر، آن­چنان اهمیت مبرمی دارد که به نظر می ­رسد اساساً بحث از فقه در چارچوب­ تفکر امام خمینی، خواه ناخواه، راه به مفهوم به نام «فقه حکومتی» می­ برد. این مبحث تقریباً از میانه­ زندگی سیاسی امام خمینی به طور جدی مطرح و به وضوح منجر به طرح بحث «حکومت اسلامی و ولایت فقیه» شد. طرح این مباحث، مرحله ­ای استعلایی نسبت به نظریات علمای گذشته در ارتباط با حکومت و نقش فقها و عالمان در همکاری با رژیم­ های موجود است.-بسیاری از عقاید امام خمینی در حوزه رسمی سیاست ناشی از اجتهاد او بودند. از این مسیر او به زمان و مکان معطوف شده و معتقد است: «یکی از مسائل بسیار مهم در دنیای پر آشوب کنونی، نقش زمان و مکان در اجتهاد و تصمیم گیری ها است. زمان و مکان، دو عنصر تعیین کننده در اجتهادند. مسائلی که در قدیم دارای حکمی بوده است، به ظاهر، همان مسأله در روابط حاکم بر سیاست، اجتماع و اقتصاد یک نظام، ممکن است حکم جدیدی پیدا کند، بر همین مبناست که ایشان فرمود: « دموکراسی اسلام کامل­ تر از دموکراسی غرب است». وی معتقد بود که «حکومت جمهوری اسلامی مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم(ص) و امام علی(ع) الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت می­باشد و نیز شکل حکومت با مراجعه به آرای ملت تعیین خواهد گردید؛ به پا داشتن حکومت جمهوری اسلامی مبتنی بر ضوابط اسلام، متکی به آرای ملت».*امام خمینی مشروعیت نظام سیاسی را مطابق حاکمیت قانون الهی می­ دانست-مهم ­ترین بحث در خصوص استفاده از اجتهاد و مفاهیم نقلی مربوط به حکومت اسلامی و ولایت فقیه است. حضرت امام این مبحث اساسی را پیش از انقلاب اسلامی و در متون کشف ­الاسرار، البیع و مکاسب پایه ­ریزی کرد. در کشف ­الاسرار بر حقانیت حکومت فقها استدلال شد که «آنها که روایت سنت و حدیث پیغمبر می­ کنند، جانشین پیغمبرند و هر چه برای پیغمبر از لازم بودن اطاعت و ولایت و حکومت ثابت است، برای آن ها هم ثابت است، زیرا اگر حاکمی کسی را جانشین خود معرفی کند، معنایش این است که کارهای او را در نبودنش او باید انجام دهد». او بر این باور بود که همان اختیارات ولایتی که حضرت رسول اکرم(ص) و دیگر ائمه (ع) داشته خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است. این اختیارات مربوط به وظایف و کارکردهای عام در حوزه رسمی سیاست و حکومت هستند که می­ بایست با استقرار حکومت اسلامی و توسط فقها اعمال شوند.-ایشان معتقدند که «حکومت یکی از احکام اول ...

ادامه مطلب  

آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟! / روایتی از ساعات پایانی زندگی پیر جماران  

درخواست حذف این مطلب
پرستار حضرت امام خمینی ضمن تشریح جزییات احوال ایشان در طول درمان و مراقبتهای پزشکی ایشان، از خون دل هایی که به پیر جماران روا داشته شد پرده برداشت. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دکتر احمد زرگر در مقدمه مصاحبه ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و قبولی طاعات خوانندگان روزنامه وزین جام جم، فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را به عموم هموطنان تسلیت گفت. وقتی صحبت از حضرت امام خمینی (ره) شد تو گویی که انگار تا چند روز پیش در بالین ایشان مشغول پرستاری بوده، معلوم بود همچنان درد فراغ دارد از برای کوچ ملکوتی پیر جماران. سر گپ و گفت را با آقای دکتر اینطور آغاز کردم که مهمترین عارضه ای که امام قبل از عروج ملکوتی خود از آن رنج می برد چه بود؟ رو به من کرد و گفت مجموعه اطلاعاتی که مردم از دوم خرداد سال 68 نسبت به بیماری امام داشتند بیشتر در خصوص ناراحتی گوارشی ایشان بوده و اینکه عموما مردم تصور می کنند جراجی معده ایشان تنها اقدام درمانی تیم پزشکی بود. اما واقعیت آن است که پیر خمین در طول عمر پر برکت خود از عارضه قلبی رنج می بردند. ایشان بعد از ورودشان دچار عارضه قلبی شدند، از این رو دوباره به تهران عزیمت کرده و در بیمارستان شهید رجایی بستری شدند. پزشک معالج امام آقای دکتر عارفی متخصص قلب و عروق بودند. بنابراین بعد از ترخیص از بیمارستان و به مرور یک تیم پزشکی تحت نظارت وی در منزل امام واقع در جماران مستقر شد که حقیر هم افتخار حضور در تیم پرستاری این مجموعه را داشتم. در روزهای اول با امکانات ابتدایی و در حدی که کنترل فشار و ضربان نبض و قلب حضرت امام کنترل شود در حسینیه جماران شروع بکار درمان نمودیم. زمانی که قلب امت ایستاد بعد از عملیات فاو در سال 65 بیماری قلبی امام خمینی جدی تر شد بگونه ای که ایشان در منزل دچار ایست قلبی شدند ولی خوشبختانه توسط کادر درمان احیای قلبی شدند. پس از این واقعه بنیانگذار جمهوری اسلامی در درمانگاهی جماران که برای سیر روال درمان ایشان پیش بینی شده بود بستری شدند. چرا بخاطر وخامت حال امام ایشان در بیمارستانی مثل شهید رجایی بستری نشدند؟ سوال خوبی بود. در مقطعی که امام خمینی(ره) در بیمارستان بستری شدند خیل عظیمی از مردم برای عیادت و دعا برای ایشان در محل بستری امام راحل تجمع کرده و عملا در روند درمان ایشان اخلال ایجاد می شد. از طرفی اگر یک بخشی مجزا برای امام اختصاص می دادیم یک تزاحمی در بیمارستان شهید رجایی اتفاق می افتاد. مجموعه این عوامل موجب شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ضمن حفاظت فیزیکی از امام یک چتر درمانی هم فراهم کند. نا گفته نماند اگر به ایشان گفته می شد یک بیمارستان اختصاصی برایشان احدث شود، قطعا ایشان با این امر مخالفت می کردند. لذا قرار شد برای مراجعات معمولی محافظان بیت یک درمانگاهی ایجاد گردد که عندالزوم در اختیار حضرت امام نیز قرار گیرد. این درمانگاه دارای چه ویژگیهایی بود؟ آیا از امکانات مطلوب برای مراقبت امام برخوردار بود؟ درمانگاه جمع و جور و کوچکی بود اما به لحاظ امکانات مشتمل بر آزمایشگاه، رادیولوژی و داروخانه بود و به سبب عارضه قلبی امام این درمانگاه مجهز به اتاق آنژیوگرافی و هم اتاق عمل بود.قلب فقرای اصفهانی در درمانگاه امام می تپید حسنی که مدیران درمانی حضرت امام داشتند این بود که درمانگاه را فقط برای درمان ایشان استفاده نمی کردند و در بین اعضای تیم پزشکی بنام دکتر پور مقدس، ضمن افتخار حضور در تیم پزشکی امام بیماران مستمند اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در مرکز درمانی جماران تحت آنژیوگرافی و معالجه هم قرار می دادند. البته این کار بصورت محرمانه صورت می گرفت و خود بیماران معمولا متوجه نمی شدند در کجا تحت درمان قرار می گیرند و فقط می دانستند در درمانگاه سپاه معالجه می شوند. با این کار دیگر درمانگاه منحصر به امام نبود و بعد از ایشان هم بلا استفاده نمی ماند. در حال حاضر بیش از 300 پرونده آنژیوگرافی بیماران بستری در درمانگاه جماران موجود است. اما در طول این مدت چند بار امام مراجعه به درمانگاه داشتند. مثلا ناخن شست پای امام را کشیدند و یا وقتی که دچار ایست قلبی شده بودند. در همین حال ایشان نسبت به اینکه مبادا رسانه های بیگانه متوجه موضوع بیماری شوند، نزد سید احمد آقا فرزند برومند خود تاکید کرده بودند. یادگار امام ضمن اطمینان بخشی به حضرت امام گفتند که این درمانگاه متعلق به سپاه است و الان هم در اختیار شما قرار داده اند. این مسایل گذشت و خرداد سال 68 بود که امام در این درمانگاه جراحی شدند.گلایه امام از مشکلات گوارشی چند روز قبل از این بنده شیفت بودم. حضرت امام با زنگ تیم پرستاری را احضار فرمودند که کارهای معمول پرستاری انجام شود که من به حضور ایشان مشرف شدم. بعد از اتمام کار ایشان نسبت به مشکلات گوارشی خودشان ابراز گلایه کردند و من هم موضوع را به کادر پزشکی اطلاع دادم. سپس یکسری آزمایش از امام گرفته شد و تصمیم بر آن شد که آندوسکوپی انجام شود و نتیجه آن حکایت از کانسر و وجود توده سرطانی در معده حضرت امام داشت. به خوبی یاد دارم امام برای دوم اجازه ندادند از ایشان آندوسکوپی انجام شود. کسی دلش نمی خواست که بر اساس پاسخ پاتولوژی علت بیماری امام سرطان باشد.چهره درهم دکتر عارفی پزشک امام دکتر عارفی از حضرت امام خواهش کردند که اجازه دهند برای بار دوم آندوسکوپی شوند که امام در پاسخ فرمودند مگر اینکه من بمیرم ما اجازه این کار را به شما نمی دهم. دکتر عارفی با چهره ای غم زده در کنار ایستادند که حضرت امام دکتر عارفی را صدا زدند و خطاب به وی فرمودند من شما را خیلی دوست دارم و به نوعی از آقای عارفی دلجویی نمودند و ایشان هم دست امام را بوسیدند.حیات پرستاران در گرو ریتم قلبی امام خوبان در طول بیماری حضرت امام ما از دستگاهی استفاده می کردیم بنام تکه متری که هر آن ضربان قبل ایشان را به ما مخابره و مانیتور می کرد. ریتم قلبی باید به صورت سینوسی، منظم و نرمال عمل می کرد و در صورت بی نظمی نشان از شرایط نامساعد قلبی داشت. در طول هفته دستگاه به امام وصل بود و در روزهای خاصی همچون سه شنبه و جمعه تعویض می شد و یک ساعت در هفته بین ساعت 8 تا 9 صبح چسب های دستگاه از بدن امام برداشته می شد تا ایشان بتوانند استحمام کنند. واقعیت این است که ما هم با این دستگاه زندگی می کردیم. دوشنبه ها سه شنبه ها و پنچ شنبه ها ساعاتی بود که ما با زنگ امام خدمت ایشان می رسیدیم تا جای چسب ها را عوض کنیم یا مثلا چون پوست امام خشک می شد به بدنشان پماد مرطوب کننده بمالیم. ولی باقی اوقات ما امام را ملاقات نمی کردیم و عملا با این دستگاه زندگی می کردیم. کادر پزشکی و پرستاری ابدا صبحانه و نهار خوردن ایشان را نمی دید چرا که همواره در کنار خانواده بودند. ولی باید بگویم آن موقع که حضرت امام یک ساعت قبل از نماز صبح برای شب زنده داری از خواب بیدار می شدند ما متوجه این موضوع می شدیم بخصوص اینکه جنگ شهرها و ما در زیر پله محل زندگی امام مستقر شده بودیم.امام منضبط و دقیق همچون ساعت یکی از مسائلی که مردم در ارتباط با حضرت امام (ره) شنیده اند، نظم ایشان است و ما این موضوع را به چشم، حین مراقبت از ایشان، مشاهده کردیم. برای استحمام سه دقیقه مانده به هشت صبح روز جمعه دستگاه مانیتور قطع و سه دقیقه مانده به ساعت 9 وصل می شد. همیشه به همین روال بود و امام نیز به صورت منظم یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بیدار می شدند و داروهایشان را هم به موقع و سر وقت مصرف می کردند.ریتم عاشقی هنگام نماز ظهر یک اتفاقی برای قلب حضرت امام می افتاد. ریتم طبیعی ایشان مشکلی پیدا می کرد و تا پایان نماز ضربان قلب پایین بود. در این خصوص دو نظریه مطرح است: یکی اینکه سطح سرمی دارویی امام کاهش پیدا کرده و دیگر اینکه مسایل معنوی موجب کاهش تپش قلب و آرامش ایشان می شود. معتقدم تئوری دوم یعنی موضوعات عرفانی هنگام نماز عامل این تغییر ریتم بود. آیا خانواده و نزدیکان اطلاع داشتند که شما پرستار حضرت امام هستید؟ خیر تنها همسر و برادرم در جریان بودند و بقیه وابستگان خبر نداشتند. چون احتمال داشت این خبر سینه به سینه به دیگران منتقل شود مردم تصور کنند که امام بیمار است و این به فضای منفی که دشمن دامن می زد کمک می کرد. بعضا شایعه می شد که امام شش ماه دیگر زنده هستند و اخباری از این دست توسط رسانه های بیگانه در فضای سیاسی می پیچید. از این رو بهتر بود موضوعات درمانی امام از اذهان مخفی می ماند. در سالهای پایانی حیات امام خمینی(ره) زمانی که مردم به دیدارشان می رفتند، دیگر از سخنرانی و نصایح پدرانه پیر خمین خبری نبود و صرفا یک دیداری صورت می گرفت. آیا این امر ناشی از بیماری ایشان بود؟ خیر. این تصور و تحلیل من است که عامل این موضوع بیماری نبود. شاید دلیل عدم سخنرانی امام در دیدار مردمی خود در جماران این بود که (خواص) حرف امام را گوش نمی کردند. اواخر عمر با برکت امام مجموعه اتفاقاتی افتاد که واقعا امام را رنجیده خاطر کرد و اگر در خصوص اینها انسان سخن به میان نیاورد در حق امام اجحاف نموده است. یکی از مواردی که در طول این مدت دایما رخ می داد صحبتهایی بود که در ارتباط با بحث ولایت فقیه مطرح می شد. برخی اوقات سوالات شرعی مطرح می شد که امام به آن پاسخ می دادند. از جمله بازی شطرنج بود که در آن مقطع عنوان شد بازی شطرنج از قالب قمار خارج شده و حضرت امام هم به این شرط بازی را مباح اعلام کردند. از دیگر مسایلی که در آن دوران مورد مناقشه بود این بود که مسجدی در وسط محل احداث اتوبان شهید محلاتی واقع شده بود که امام جماعت آن اجازه تخریب این مسجد را نمی داد. این مسئله هم از امام کسب تکلیف شد و ایشان در پاسخ فرمودند اگر عبور و مرور مسلمین و مسلمات آسان می شود مسجد را بردارید. آنچه مسئولین باید به عمل می کردند و نکردند از امام سوال کردند که بعد از جنگ رسیدگی به اقتصاد کشور مهم است یا فرهنگ، ایشان گفتند فرهنگ اما دیدیم که به فرهنگ عمل نشد. در زمینه توسعه صنعت و کشاورزی از حضرت امام کسب تکلیف شد که کدام حوزه نیازمند توجه و فعالیت بیشتر است، پاسخ دادند بخش کشاورزی که باز هم دیدیم به کشاورزی هم اهمیت داده نشد. اما وقتی به امام گفتند عکس شهدای هفتم تیر در حاشیه اتوبان تهران-قم نصب شده و این تصاویر باعث حواس پرتی رانندگان می شود و شما در این مورد چه دستور می فرمایید، حضرت امام فرمودند عکسها را بردارید و در نهایت مسئولین آنها را از اتوبان جمع آوری کردند. حالا... هدف از طرح این موضوعات چه بود؟! می خواهم به شما عرض کنم آن مواردی که به تخریب مسجد و برداشتن تصاویر شهدا ختم می شد بخوبی رسیدگی و انجام شد ولی توسعه کشاورزی، توجه به فرهنگ مغفول ماند. پس از مجموعه این عوامل نتیجه می گیریم گوش شنوایی نداریم و البته این بدان معنا نیست که امام با مردم قهر کردند. ایشان همواره دوستدار آحاد جامعه بودند و در وصیت نامه خود هم تاکید داشتند این مردم مردمی هستند که از جماعت صدر اسلام هم بهتر هستند.آن دو شبی که خواب را از چشمان امام گرفت حضرت امام برخی از اوقات شبها نمی خوابیدند. در چنین مواقعی پرسنلی که با امام ارتباط تنگاتنگی داشتند اینطور تصور می کردند که عملیات نظامی در شرف انجام است و در آن شبهایی ایشان نمی خوابند مشغول دعا برای رزمندگان اسلام هستند. بنابراین هر شبی که ضربان قلب امام افت نداشت و ریتم خواب نمی گرفت و داروی ساعت ده شب خودشان را میل می کردند، فردای آن روز ما منتظر بودیم که مارش عملیات از طریق رادیو و تلویزیون به صدا در آید که چنین هم می شد. اما ما دو شب را بخاطر داریم که حضرت امام به خواب نرفتند و هیچ عملیاتی هم رخ نداد. یکی از شبها امام مشغول تنظیم نسخه اول وصیت نامه سیاسی عبادی خودشان بودند و اعضا مجلس خبرگان مرحوم آیت الله مشگینی که رییس مجلس خبرگان بودند را صدا زدند و وصیت نامه به ایشان داده شد. وصیت نامه هم به آستان قدس رضوی منتقل و در آنجا نگهداری شد. ولی یک شب دیگری هم بود که امام تا صبح نخوابیدند. شبی که آقای منتظری را سمت قایم مقام رهبری عزل کرده بودند و ما ناراحتی امام را در این موضوع شهادت می دهیم. بعدازظهر همان روز هم امام دچار مشکل قلبی بودند یعنی نوع ضربان قلبی که از ابتدای نماز شروع و با پایان نماز تمام می شد در آن روز تمام نشد. فکر می کنم پنجم فروردین سال 68 بود که ضربان قلبشان آرام نگرفت. ما دکتر طباطبایی متخصص قلب و عروق که برادر خانم حاج احمد آقا هم بودند را در جریان قرار دایدم. آقای طباطبایی از امام سئوال کردند آیا شما حالتان خوب نیست؟ امام فرمودند خیر من قدری ناراحت هستم. آقای طباطبایی هم به ایشان گفتند که ما مراقب شما هستیم و امام هم برای او دعا کرد. آقای طباطبایی در جمع پرستاران ابراز کردند که امام ناراحت موضوعی هستند و ما باید مراقب باشیم. پس شبی که امام نخوابیدند و ما منتظر انجام عملیات بودیم، در اصل عملیاتی رخ نداد، بلکه نامه6/1/68 حضرت امام خوانده شد، با این مضم ...

ادامه مطلب  

آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟! / روایتی از ساعات پایانی زندگی پیر جماران  

درخواست حذف این مطلب
پرستار حضرت امام خمینی ضمن تشریح جزییات احوال ایشان در طول درمان و مراقبتهای پزشکی ایشان، از خون دل هایی که به پیر جماران روا داشته شد پرده برداشت.به گزارش سرویس سیاسی عصرهامون، دکتر احمد زرگر در مقدمه مصاحبه ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و قبولی طاعات خوانندگان روزنامه وزین جام جم، فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را به عموم هموطنان تسلیت گفت. وقتی صحبت از حضرت امام خمینی (ره) شد تو گویی که انگار تا چند روز پیش در بالین ایشان مشغول پرستاری بوده، معلوم بود همچنان درد فراغ دارد از برای کوچ ملکوتی پیر جماران. سر گپ و گفت را با آقای دکتر اینطور آغاز کردم که مهمترین عارضه ای که امام قبل از عروج ملکوتی خود از آن رنج می برد چه بود؟ رو به من کرد و گفت مجموعه اطلاعاتی که مردم از دوم خرداد سال 68 نسبت به بیماری امام داشتند بیشتر در خصوص ناراحتی گوارشی ایشان بوده و اینکه عموما مردم تصور می کنند جراجی معده ایشان تنها اقدام درمانی تیم پزشکی بود. اما واقعیت آن است که پیر خمین در طول عمر پر برکت خود از عارضه قلبی رنج می بردند. ایشان بعد از ورودشان دچار عارضه قلبی شدند، از این رو دوباره به تهران عزیمت کرده و در بیمارستان شهید رجایی بستری شدند. پزشک معالج امام آقای دکتر عارفی متخصص قلب و عروق بودند. بنابراین بعد از ترخیص از بیمارستان و به مرور یک تیم پزشکی تحت نظارت وی در منزل امام واقع در جماران مستقر شد که حقیر هم افتخار حضور در تیم پرستاری این مجموعه را داشتم. در روزهای اول با امکانات ابتدایی و در حدی که کنترل فشار و ضربان نبض و قلب حضرت امام کنترل شود در حسینیه جماران شروع بکار درمان نمودیم. زمانی که قلب امت ایستاد بعد از عملیات فاو در سال 65 بیماری قلبی امام خمینی جدی تر شد بگونه ای که ایشان در منزل دچار ایست قلبی شدند ولی خوشبختانه توسط کادر درمان احیای قلبی شدند. پس از این واقعه بنیانگذار جمهوری اسلامی در درمانگاهی جماران که برای سیر روال درمان ایشان پیش بینی شده بود بستری شدند. چرا بخاطر وخامت حال امام ایشان در بیمارستانی مثل شهید رجایی بستری نشدند؟ سوال خوبی بود. در مقطعی که امام خمینی(ره) در بیمارستان بستری شدند خیل عظیمی از مردم برای عیادت و دعا برای ایشان در محل بستری امام راحل تجمع کرده و عملا در روند درمان ایشان اخلال ایجاد می شد. از طرفی اگر یک بخشی مجزا برای امام اختصاص می دادیم یک تزاحمی در بیمارستان شهید رجایی اتفاق می افتاد. مجموعه این عوامل موجب شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ضمن حفاظت فیزیکی از امام یک چتر درمانی هم فراهم کند. نا گفته نماند اگر به ایشان گفته می شد یک بیمارستان اختصاصی برایشان احدث شود، قطعا ایشان با این امر مخالفت می کردند. لذا قرار شد برای مراجعات معمولی محافظان بیت یک درمانگاهی ایجاد گردد که عندالزوم در اختیار حضرت امام نیز قرار گیرد. این درمانگاه دارای چه ویژگیهایی بود؟ آیا از امکانات مطلوب برای مراقبت امام برخوردار بود؟ درمانگاه جمع و جور و کوچکی بود اما به لحاظ امکانات مشتمل بر آزمایشگاه، رادیولوژی و داروخانه بود و به سبب عارضه قلبی امام این درمانگاه مجهز به اتاق آنژیوگرافی و هم اتاق عمل بود.قلب فقرای اصفهانی در درمانگاه امام می تپید حسنی که مدیران درمانی حضرت امام داشتند این بود که درمانگاه را فقط برای درمان ایشان استفاده نمی کردند و در بین اعضای تیم پزشکی بنام دکتر پور مقدس، ضمن افتخار حضور در تیم پزشکی امام بیماران مستمند اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در مرکز درمانی جماران تحت آنژیوگرافی و معالجه هم قرار می دادند. البته این کار بصورت محرمانه صورت می گرفت و خود بیماران معمولا متوجه نمی شدند در کجا تحت درمان قرار می گیرند و فقط می دانستند در درمانگاه سپاه معالجه می شوند. با این کار دیگر درمانگاه منحصر به امام نبود و بعد از ایشان هم بلا استفاده نمی ماند. در حال حاضر بیش از 300 پرونده آنژیوگرافی بیماران بستری در درمانگاه جماران موجود است. اما در طول این مدت چند بار امام مراجعه به درمانگاه داشتند. مثلا ناخن شست پای امام را کشیدند و یا وقتی که دچار ایست قلبی شده بودند. در همین حال ایشان نسبت به اینکه مبادا رسانه های بیگانه متوجه موضوع بیماری شوند، نزد سید احمد آقا فرزند برومند خود تاکید کرده بودند. یادگار امام ضمن اطمینان بخشی به حضرت امام گفتند که این درمانگاه متعلق به سپاه است و الان هم در اختیار شما قرار داده اند. این مسایل گذشت و خرداد سال 68 بود که امام در این درمانگاه جراحی شدند.گلایه امام از مشکلات گوارشی چند روز قبل از این بنده شیفت بودم. حضرت امام با زنگ تیم پرستاری را احضار فرمودند که کارهای معمول پرستاری انجام شود که من به حضور ایشان مشرف شدم. بعد از اتمام کار ایشان نسبت به مشکلات گوارشی خودشان ابراز گلایه کردند و من هم موضوع را به کادر پزشکی اطلاع دادم. سپس یکسری آزمایش از امام گرفته شد و تصمیم بر آن شد که آندوسکوپی انجام شود و نتیجه آن حکایت از کانسر و وجود توده سرطانی در معده حضرت امام داشت. به خوبی یاد دارم امام برای دوم اجازه ندادند از ایشان آندوسکوپی انجام شود. کسی دلش نمی خواست که بر اساس پاسخ پاتولوژی علت بیماری امام سرطان باشد.چهره درهم دکتر عارفی پزشک امام دکتر عارفی از حضرت امام خواهش کردند که اجازه دهند برای بار دوم آندوسکوپی شوند که امام در پاسخ فرمودند مگر اینکه من بمیرم ما اجازه این کار را به شما نمی دهم. دکتر عارفی با چهره ای غم زده در کنار ایستادند که حضرت امام دکتر عارفی را صدا زدند و خطاب به وی فرمودند من شما را خیلی دوست دارم و به نوعی از آقای عارفی دلجویی نمودند و ایشان هم دست امام را بوسیدند.حیات پرستاران در گرو ریتم قلبی امام خوبان در طول بیماری حضرت امام ما از دستگاهی استفاده می کردیم بنام تکه متری که هر آن ضربان قبل ایشان را به ما مخابره و مانیتور می کرد. ریتم قلبی باید به صورت سینوسی، منظم و نرمال عمل می کرد و در صورت بی نظمی نشان از شرایط نامساعد قلبی داشت. در طول هفته دستگاه به امام وصل بود و در روزهای خاصی همچون سه شنبه و جمعه تعویض می شد و یک ساعت در هفته بین ساعت 8 تا 9 صبح چسب های دستگاه از بدن امام برداشته می شد تا ایشان بتوانند استحمام کنند. واقعیت این است که ما هم با این دستگاه زندگی می کردیم. دوشنبه ها سه شنبه ها و پنچ شنبه ها ساعاتی بود که ما با زنگ امام خدمت ایشان می رسیدیم تا جای چسب ها را عوض کنیم یا مثلا چون پوست امام خشک می شد به بدنشان پماد مرطوب کننده بمالیم. ولی باقی اوقات ما امام را ملاقات نمی کردیم و عملا با این دستگاه زندگی می کردیم. کادر پزشکی و پرستاری ابدا صبحانه و نهار خوردن ایشان را نمی دید چرا که همواره در کنار خانواده بودند. ولی باید بگویم آن موقع که حضرت امام یک ساعت قبل از نماز صبح برای شب زنده داری از خواب بیدار می شدند ما متوجه این موضوع می شدیم بخصوص اینکه جنگ شهرها و ما در زیر پله محل زندگی امام مستقر شده بودیم.امام منضبط و دقیق همچون ساعت یکی از مسائلی که مردم در ارتباط با حضرت امام (ره) شنیده اند، نظم ایشان است و ما این موضوع را به چشم، حین مراقبت از ایشان، مشاهده کردیم. برای استحمام سه دقیقه مانده به هشت صبح روز جمعه دستگاه مانیتور قطع و سه دقیقه مانده به ساعت 9 وصل می شد. همیشه به همین روال بود و امام نیز به صورت منظم یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بیدار می شدند و داروهایشان را هم به موقع و سر وقت مصرف می کردند.ریتم عاشقی هنگام نماز ظهر یک اتفاقی برای قلب حضرت امام می افتاد. ریتم طبیعی ایشان مشکلی پیدا می کرد و تا پایان نماز ضربان قلب پایین بود. در این خصوص دو نظریه مطرح است: یکی اینکه سطح سرمی دارویی امام کاهش پیدا کرده و دیگر اینکه مسایل معنوی موجب کاهش تپش قلب و آرامش ایشان می شود. معتقدم تئوری دوم یعنی موضوعات عرفانی هنگام نماز عامل این تغییر ریتم بود. آیا خانواده و نزدیکان اطلاع داشتند که شما پرستار حضرت امام هستید؟ خیر تنها همسر و برادرم در جریان بودند و بقیه وابستگان خبر نداشتند. چون احتمال داشت این خبر سینه به سینه به دیگران منتقل شود مردم تصور کنند که امام بیمار است و این به فضای منفی که دشمن دامن می زد کمک می کرد. بعضا شایعه می شد که امام شش ماه دیگر زنده هستند و اخباری از این دست توسط رسانه های بیگانه در فضای سیاسی می پیچید. از این رو بهتر بود موضوعات درمانی امام از اذهان مخفی می ماند. در سالهای پایانی حیات امام خمینی(ره) زمانی که مردم به دیدارشان می رفتند، دیگر از سخنرانی و نصایح پدرانه پیر خمین خبری نبود و صرفا یک دیداری صورت می گرفت. آیا این امر ناشی از بیماری ایشان بود؟ خیر. این تصور و تحلیل من است که عامل این موضوع بیماری نبود. شاید دلیل عدم سخنرانی امام در دیدار مردمی خود در جماران این بود که (خواص) حرف امام را گوش نمی کردند. اواخر عمر با برکت امام مجموعه اتفاقاتی افتاد که واقعا امام را رنجیده خاطر کرد و اگر در خصوص اینها انسان سخن به میان نیاورد در حق امام اجحاف نموده است. یکی از مواردی که در طول این مدت دایما رخ می داد صحبتهایی بود که در ارتباط با بحث ولایت فقیه مطرح می شد. برخی اوقات سوالات شرعی مطرح می شد که امام به آن پاسخ می دادند. از جمله بازی شطرنج بود که در آن مقطع عنوان شد بازی شطرنج از قالب قمار خارج شده و حضرت امام هم به این شرط بازی را مباح اعلام کردند. از دیگر مسایلی که در آن دوران مورد مناقشه بود این بود که مسجدی در وسط محل احداث اتوبان شهید محلاتی واقع شده بود که امام جماعت آن اجازه تخریب این مسجد را نمی داد. این مسئله هم از امام کسب تکلیف شد و ایشان در پاسخ فرمودند اگر عبور و مرور مسلمین و مسلمات آسان می شود مسجد را بردارید. آنچه مسئولین باید به عمل می کردند و نکردند از امام سوال کردند که بعد از جنگ رسیدگی به اقتصاد کشور مهم است یا فرهنگ، ایشان گفتند فرهنگ اما دیدیم که به فرهنگ عمل نشد. در زمینه توسعه صنعت و کشاورزی از حضرت امام کسب تکلیف شد که کدام حوزه نیازمند توجه و فعالیت بیشتر است، پاسخ دادند بخش کشاورزی که باز هم دیدیم به کشاورزی هم اهمیت داده نشد. اما وقتی به امام گفتند عکس شهدای هفتم تیر در حاشیه اتوبان تهران-قم نصب شده و این تصاویر باعث حواس پرتی رانندگان می شود و شما در این مورد چه دستور می فرمایید، حضرت امام فرمودند عکسها را بردارید و در نهایت مسئولین آنها را از اتوبان جمع آوری کردند. حالا... هدف از طرح این موضوعات چه بود؟! می خواهم به شما عرض کنم آن مواردی که به تخریب مسجد و برداشتن تصاویر شهدا ختم می شد بخوبی رسیدگی و انجام شد ولی توسعه کشاورزی، توجه به فرهنگ مغفول ماند. پس از مجموعه این عوامل نتیجه می گیریم گوش شنوایی نداریم و البته این بدان معنا نیست که امام با مردم قهر کردند. ایشان همواره دوستدار آحاد جامعه بودند و در وصیت نامه خود هم تاکید داشتند این مردم مردمی هستند که از جماعت صدر اسلام هم بهتر هستند.آن دو شبی که خواب را از چشمان امام گرفت حضرت امام برخی از اوقات شبها نمی خوابیدند. در چنین مواقعی پرسنلی که با امام ارتباط تنگاتنگی داشتند اینطور تصور می کردند که عملیات نظامی در شرف انجام است و در آن شبهایی ایشان نمی خوابند مشغول دعا برای رزمندگان اسلام هستند. بنابراین هر شبی که ضربان قلب امام افت نداشت و ریتم خواب نمی گرفت و داروی ساعت ده شب خودشان را میل می کردند، فردای آن روز ما منتظر بودیم که مارش عملیات از طریق رادیو و تلویزیون به صدا در آید که چنین هم می شد. اما ما دو شب را بخاطر داریم که حضرت امام به خواب نرفتند و هیچ عملیاتی هم رخ نداد. یکی از شبها امام مشغول تنظیم نسخه اول وصیت نامه سیاسی عبادی خودشان بودند و اعضا مجلس خبرگان مرحوم آیت الله مشگینی که رییس مجلس خبرگان بودند را صدا زدند و وصیت نامه به ایشان داده شد. وصیت نامه هم به آستان قدس رضوی منتقل و در آنجا نگهداری شد. ولی یک شب دیگری هم بود که امام تا صبح نخوابیدند. شبی که آقای منتظری را سمت قایم مقام رهبری عزل کرده بودند و ما ناراحتی امام را در این موضوع شهادت می دهیم. بعدازظهر همان روز هم امام دچار مشکل قلبی بودند یعنی نوع ضربان قلبی که از ابتدای نماز شروع و با پایان نماز تمام می شد در آن روز تمام نشد. فکر می کنم پنجم فروردین سال 68 بود که ضربان قلبشان آرام نگرفت. ما دکتر طباطبایی متخصص قلب و عروق که برادر خانم حاج احمد آقا هم بودند را در جریان قرار دایدم. آقای طباطبایی از امام سئوال کردند آیا شما حالتان خوب نیست؟ امام فرمودند خیر من قدری ناراحت هستم. آقای طباطبایی هم به ایشان گفتند که ما مراقب شما هستیم و امام هم برای او دعا کرد. آقای طباطبایی در جمع پرستاران ابراز کردند که امام ناراحت موضوعی هستند و ما باید مراقب باشیم. پس شبی که امام نخوابیدند و ما منتظر انجام عملیات بودیم، در اصل عملیاتی رخ نداد، بلکه نامه6/1/68 حضرت امام خوانده شد، با این مضمو ...

ادامه مطلب  

عکس/منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امام خمینی(ره) پس از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و فروردین ۱۳۴۳ و بعد از آن، سرانجام در آبان آن سال به ترکیه و سپس به عراق تبعید شدند. ایشان پس از ورود به نجف اشرف، در منزلی کوچک در نزدیکی حرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام اقامت گزیدند.منزلی تاریخی ایشان هم اکنون در بخش غربی شارع الرسول(ص) و در نزدیکی کتابخانه و مقبره علامه امینی(ره) واقع شده است.ساختمان قدیمی آن تخریب گردیده بود که در سال ۱۳۸۷ توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی خریداری و بازسازی شد. هم اکنون در سرداب این منزل، نمایشگاهی از تصاویر روند انقلاب اسلامی برقرار شده است.سادگی و کوچکی این منزل، مورد توجه بازدیدکنندگان است. تصاویر اختصاصی از بیت پربرکت حضرت روح الله را ببینید.منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خ ...

ادامه مطلب  

حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند ، تهران نیوز پایتخت خبری ایران  

درخواست حذف این مطلب
ائمه جمعه استان تهران در خطبه های نماز جمعه امروز با تاکید بر این که آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند، در ارتباط با سند ۲۰۳۰ عنوان کردند: حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند.امام جمعه تهران: آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند/ امام خمینی(ره) بار دیگر اسلام را به دنیا ارائه کردآیت الله امامی کاشامی، خطیب این هفته نماز جمعه تهران در خطبه دوم با اشاره به سالگرد ارتحال امام خمیمی (ره) گفت: امام راحل، اسلام را به دنیا ارائه کرد. اسلامی که مرده بود، اسلامی که جز اسم و رسم از او چیزی نبود ولی اسلام را به دنیا ارائه کرد. البته چهره ای از حقیقت اسلام رونمایی شد اما اصل آن را شخص امام زمان ارائه خواهد کرد. حقیقتا امام اسلام را از حوزه های علمیه خارج و امروز در همه دنیا مطرح می شود، یا به عنوان تایید و یا به عنوان مخالفت. هر چه است پرچم محمد (ص) و علی (ع) در دنیا به اهتزاز درآمده است.وی انتخابات را مورد توجه قرار داد و افزود: ملت در این انتخابات حماسه بزرگی آفریدند. درود به مردمی که به ندای رهبری انقلاب لبیک گفتند و صف های طولانی شکل دادند و این جای تشکر و قدردانی است.امام جمعه موقت تهران با اشاره به بیانات رهبر انقلاب در محفل انس قرآن کریم ادامه داد: مقام معظم رهبری در آن مجلس فرمودند که قرآن تمام پاسخ های مشکلات بشر را داده است. عبادت خدا دعوت قرآن است، قرآن به همه دنیا راه زندگی را نشان می دهد، راه زندگی تکیه به خدا است، ایمان به خدا و راه را از خدا بگیریم.آیت الله امامی کاشانی تصریح کرد: پاسخ درست به قرآن این بود که دست از تفرقه برداریم و همه با هم باشیم، از اینکه دولت آمریکا جنایت می کند؛ آنها همه ملت نیستند، این که صهیونیست ها جنایت می کنند همه اشان که مردم نیستند، اینکه می بینیم در جامعه این همه ظالم و این همه جنایت رخ می دهد، تعداد کمی در برابر جمعیت میلیاردی دنیا هستند. قرآن می گوید همه باهم باشیم. علت این ناآرامی و ظلم ها وخون ها یک کلمه است که از خدا بریده اند و به دنیا توجه کرده اند. باید ملت مسلمان توجه کند. ملت ها باید قیام کنند، در برابر ظلم بایستند و این چه نظری است که انسان در دنیا ببیند ترامپ بیایید در خاورمیانه و از ریاض که برمی گردد بگوید ما رفتیم صدها ملیادرد دلار از خاورمیانه به آمریکا برگرداندیم. مگر مال آمریکا بود؟ تو غارت کردی؛ حاکم سعودی نوکر توست. شما مال ملت را دزدید.وی گفت: امت اسلام به هوش بیایید. دولت های اسلامی به هوش بیایند. آنها دنیا را ازبین می برند. این وضع سوریه، فلسطین، یمن، افغانستان و عراق است. این آتش را آمریکا را روشن کرده و هیزم آن را حاکمان سعودی آورده اند. دنیای اسلام باید به هوش بیایند و بیدار شود. حاکمان ظالم دست از همراهی با آمریکا بردارند و اینقدر بی آبرو نباشند.امام جمعه موقت تهران در ادامه تصریح کرد: آمریکا داعش را تربیت می کند و پولش را از سعودی می گیرد و بعد این، آدم های بی شرم پیام می دهند که این ماه مبارک است و باید صلح باشد و نباید تروریست و ترور باشد. شما خودتان تروریست درست کردید. بنابراین ملت ایران می داند در چه شرایطی هستند و در این شرایط فقط باید یک نفر سخن بگوید و یک نفر بنویسد و یک ندا بلند باشد و آن ندای شخص ولی امر باشد و بقیه باید پیروی کنند و نداهای مختلف غلط است.آیت الله امامی کاشانی اظهار داشت: آمریکا می گوید باید برای بی ثبانی ایران اقدام شود، البته ۴۰ سال است که این مزخرفات را می گویند اما خدا با دست این ملت به دهانشان زده است، اما دشمن چنین قصدی دارد، لذا باید کاملا مراقب بود. کشور باید آرام و اطمینان بخش و همراه با آرامش باشد و همه رفیق و برادر و خواهر و خدمت گذار باشند و این وظیفه همه ما است.به گزارش تسنیم، آیت الله امامی کاشانی در خطبه اول نماز جمعه تهران نیز با اشاره به نزدیک بودن شب های قدر گفت: شب قدر، سلام است، “سلامٌ هی حتی مطلع الفجر”. در تعبیری نقل شده است که در شب قدر شیطان زنجیر شده است، می توان چنین گفت گه قدرت نفوذ شیطان در شب های قدر به صفر می رسد و این بخاطر رحمت خدا در شب قدر است که گسترده شده تا همه موفق شوند به استغفار و راز و نیاز و گریه.وی افزود: در شب قدر، انسان دلش می خواهد اشک بریزد و توبه کند و خوب می توان فهمید که شب قدر با شب های دیگر متفاوت است و این عنایت و لطف و رحمت الهی است، بنابراین شب قدر شب مهمی است.امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: در این شب ها، توجه ما به امام عصر (عج) باشد، اهل توبه و استغفار باشیم.امام جمعه خیرآباد: حمایت کنندگان سند ۲۰۳۰ با امام خمینی(ره) و اصول معمار کبیر انقلاب بیگانه هستندحجت الاسلام طزری، امام جمعه خیرآباد در خطبه های نماز روحبخش جمعه خیرآباد اظهار داشت: ائمه اطهار علیهم السلام و بزرگان اهل ایمان از خداوند متعال خواسته اند که هم توان روزه گرفتن را به آن ها بدهد و هم این که معرفت آداب روزه گرفتن را به آن ها عطا کند.وی گفت: امام سجاد علیه السلام در دعاهای خود می فرماید خدایا گوش های ما را از شنیدن حرف های لغو، چشم های ما را از دیدن لهویات و مسائل بی فایده و دستان ما را از دراز شدن به سوی آنچه حرام است و پاهای ما را رفتن به جاهای ممنوع حفاظت فرما.حجت الاسلام طزری در خطبه دوم این هفته نماز جمعه خیرآباد ضمن تسلیت رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها گفت: حضرت خدیجه سلام الله علیها بانوی بزرگواری است که برای اسلام از همه چیز گذشت و تا آخرین لحظات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را یاری می کرد و آنقدر برای پیامبر عزیر بود که تا سال ها بعد پیامبر به یاد او بود و در غم او اشک می ریخت.وی بیان داشت: به شهادت رسیدن عده ای از مرزداران عزیر در ارومیه را که به دست گروه تروریستی پژاک به شهادت رسیدند را تسلیت عرض می کنم.امام جمعه خیرآباد با اشاره به رحلت امام خمینی (ره) اظهار داشت: امام خمینی (ره) بزرگ مردی است که توانست با ایمان به خدا و ایمانی که به هدف خود داشت و همچنین ایمانی که به مردم داشت انقلاب بزرگی را رقم بزند.حجت الاسلام طزری بیان کرد: این انقلاب سبب شد که خواب از چشم استکبار برود و امام خمینی (ره) با انقلاب خود زمینه از بین رفتن استکبار را نیز فراهم کند.امام جمعه خیرآباد افزود: انقلابی که امام خمینی (ره) برپا کرد دارای چند اصول بود که وقتی این اصول را مرور می کنیم نشان می دهد که آیا در مسیر انقلاب و در خط امام راحل قرار داریم یا خیر.وی خاطر نشان کرد: امروز عده ای هستند که دم ار امام و انقلاب می زنند اما راه آنان با اهداف و اصول امام راحل تفاوت بسیار دارد.حجت الاسلام طزری ادامه داد: یکی از اصول انقلاب مبارزه با ظالم و ظلم بود اما هرگز حاضر نبود که با ظالم معامله و سازش کند و اگر مذاکره با آمریکا را امام نپذیرفت برای این بود که منشأ تمام ظلم های عالم را از آمریکا می دانست.امام جمعه خیرآباد تصریح کرد: امروز اگر نگاهی به جهان اسلام بیندازیم دست آمریکا را در همه قتل ها و کشتارها می بینیم اما با این وجود متاسفانه عده ای در داخل کشور سعی دارند که با حیله ها و نیرنگ ها رابطه با آمریکا را محقق کنند.وی ادامه داد: این افراد امروز این شعار را می دهند که کلید حل مشکلات ما آمریکا و رابطه با اوست در حالی که امام (ره) آمریکا را کلید همه مشکلات مسلمانان می دانست.حجت الاسلام طزری افزود: اصل دیگر انقلاب امام راحل (ره) حمایت از ملت مظلوم فلسطین بود؛ امام خمینی(ره) فلسطین را پاره ای از دنیای اسلام می دانست که باید به اسلام برگردد و راه آن حذف اسرائیل از صحنه روزگار می دانست.وی تاکید کرد: امروز هم همه دنیای اسلام وظیفه دارند که از فلسطین و مردم آن در حالی که ائتلاف عربی _ غربی برای سازش با رژیم صهیونیستی برنامه ریزی می کنند، حمایت کنند.امام جمعه خیرآباد با بیان این که امام راحل به فرهنگ اسلامی بسیار توجه داشت و در خصوص نفوذ فرهنگ غرب بسیار تذکر می داد، اظهار داشت: امام خمینی (ره) انقلاب را صورت داد تا در کشور اسلامی ایران فرهنگ ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم رواج یابد.وی افزود: امام خمینی (ره) می فرمود فرهنگ غرب بسیار برنده تر از شیشه و حمله دشمن است؛ امروز نیز ما شاهد هستیم دشمن با سند ۲۰۳۰ قصد نفوذ در فرهنگ کشور را دارد.حجت الاسلام طرزی اظهار داشت: امروز کسانی که با تمام قوا از ۲۰۳۰ حمایت می کنند هر چند دم از امام خمینی (ره) می زنند اما از امام (ره) و اصول امام بیگانه هستند.وی در پایان گفت: امام خمینی (ره) هرگز بر سر اصول انقلاب با کسی مذاکره و معامله نکرد و حاضر نشد مصالح انقلاب را بخاطر خوشایندی دشمنان از بین ببرد و هیچ گاه در میان اصول و ارزش های انقلاب مصلحت اندیشی نکرد بلکه به طور صریح اصول خود را بیان می کرد.امام جمعه خیرآباد ادامه داد: امام راحل اعتقاد بر این داشت که اصول انقلاب برای تمام زمان هاست و قابل حذف و یا کمرنگ شدن نیست؛ بنابراین امروز هم از مسئولان انتظار می رود در بیان مواضع انقلاب کوتاهی نکنند بلکه آن را با صراحت بیان کنند.امام جمعه رباط کریم: علت اصلی طلاق سخت گیری و دخالت خانواده ها استحجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه شهر رباط کریم ظهر امروز در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که با حضور آحاد مردم خداجو در مصلی امام خمینی(ره) برپا شد، اظهار داشت: ازدواج موضوع مهمی است که امروزه در میان جوانان به عنوان یک دغدغه به شمار می آید، این که جوانان در سنین پیری ازدواج می کنند نشان از یک دغدغه دارد و باید برای آن ها تلاش کنیم تا مشکلی برای آن ها پیش نیاید.وی گفت: خانواده ها باید شرایط ازدواج را فراهم کنند و بر فرزندان خود سخت گیری نکنند، تقوا مهمترین اصل در ازدواج است و خانواده ها از شرط گذاشتن مهریه های سنگین خودداری کنند تا راه ازدواج بر جوانان هموار شود.امام جمعه رباط کریم با انتقاد از افزایش طلاق ها در میان مردم، به بررسی علل این موضوع پرداخت و گفت: دخالت های اقوام زن و شوهر، این ها علل اختلاف افکنی میان زن و شوهر است و والدین آنقدر در زندگی فرزندان دخالت می کنند که زندگی آن ها دچار مشکل می شود و به طلاق می کشد.وی به حضور میلیونی و باشکوه مردم در انتخابات امسال اشاره کرد و افزود: انتخابات سال ۹۶ نشان داد که ملت ایران هیچ وقت به آمریکا بله نمی گویند و نه محکمی به دهان آمریکا زدند که سر آغاز این نهضت عظیم ۱۵ خرداد بود که سر انجام این نهضت انقلاب بود.امام جمعه بخش گلستان: سند ۲۰۳۰ توجیه پذیر نیست / در مهدکودک ها مسائل جنسی آموزش داده می شودحجت الاسلام والمسلمین مرتضی صفایی، امام جمعه بخش گلستان در خطبه های نماز جمعه امروز این بخش ضمن بیان احادیث و روایاتی از پیامبر اکرم (ص)، بیان داشت: خالی ماندن خانه ها، انبار کردن برخی کالاها و مواردی از این نظیر به اقتصاد کشور ضربه می زند، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بارها به این نکات اشاره کرده اند.وی در ادامه با اشاره به این که در آستانه ارتحال امام خمینی (ره) معمار کبیر انقلاب هستیم، تصریح کرد: امام را در حدود ۱۰ میلیون نفر تشییع کردند، و مراسم باشکوهی برای وی برگزار شد، امام خمینی (ره) دائم الذکر بودند و تا آخرین لحظات عمرشان ذکر «لا اله الا الله» را زیر لب زمزمه می کردند.امام جمعه بخش گلستان در ارتباط با سخنان رهبر معظم انقلاب در وصف امام خمینی (ره)، گفت: بنیانگذار انقلاب اسلامی شب ها به دعا مشغول بودند و اشک می ریختند، اما روزها در سخنرانی های خود کوچک ترین ضعفی نشان نمی دادند و به هیچ وجه اهل مذاکره و مصالحه با دشمنان نبودند.وی همچنین با بیان سخن امام در ارتباط با لزوم حفظ ارزش های اسلامی، اظهار داشت: امروز متاسفانه شاهد آموزش مسائل جنسی در مهدکودک ها و پیش دبستانی ها با عنوان لک لک به کودکان هستیم، اما با این حال برخی در حال توجیه سند ۲۰۳۰ هستند، سندی که حذف آیات و روایات و ممنوعیت ایثار و آموزش آن در لابه لای آن امضا شده است.امام جمعه شهر گلستان با اشاره به خانه نشین شدن دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا، تشریح کرد: دشمنان اسلام و انقلاب هر چقدر دست و پا بزنند، و در مقابل جریان فمینیسم بایستند، بازهم شکست خواهند خورد، درست مثل رئیس جمهور آمریکا که میلیاردها پول از عربستان و جاهای دیگر به کشور خود برد، اما می بینیم که خانه نشین شده است.وی در پایان باتوجه به مراسم ارتحال امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد: روز سیزدهم، که مصادف با رحلت معمار کبیر انقلاب است، در سراسر کشور مراسم هایی برگزار می شود، و بخش گلستان هم در مسجد حضرت جواد الائمه علیه السلام برنامه محلی خواهیم داشت، که از شما می خواهم در آن شرکت کنید.امام جمعه دماوند: ۱۵ خرداد، ضدیت دستگاه سلطنت با اسلام را آشکار کرد / آمریکا روزی گاو شیرده سعودی را هم چون صدام و قذافی ذبح می کندحجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی در خطبه های نماز عبادی- سیاسی این هفته شهر دماوند که با حضور مردم مؤمن و روزه دار دیار دارالمؤمنین در مصلای این شهر برگزار شد، با اشاره به تأثیرات سیاسی و اجتماعی ۱۵ خرداد، اظهار داشت: جاذبه گروه های دیگر مانند ملی گراها و غرب گرایان در مبارزه با شاه کمتر شد و برخلاف آن که همه گروه های دیگر به کمتر از سرنگونی شاه راضی بودند، امام راضی نبودند و جاذبه را به این سمت کشاند.وی گفت: بعد از این ماجرا، ضدیت شاه با اسلام آشکارتر شد و دیگر شاه نتوانست ریاکارانه برخورد کند و بعد از این ماجرا، امام خمینی (ره) آشکار کرد که دستگاه سلطنت با اسلام مخالف است.امام جمعه دماوند با بیان این که مردم با جان و مال خود از امام امت دفاع کردند، خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد با قلبی آرام به لقاءالله پیوست و نظامی را از خود به یادگار گذاشت و همچنین فرزند خلفی را تربیت کرد که در طول این ۲۷ سال، با رهبری مدبرانه، از فتنه ها عبور کرد.حجت الاسلام فتاح دماوندی تاکید کرد: قدر رهبر معظم انقلاب را مردم مظلوم پاکستان، افغانستان، یمن، سوریه و عراق بیشتر می دانند و بیدار شدند.وی با بیان این که خبرهای بدی از جمله قحطی و وبا در یمن به گوش می رسد، تصریح کرد: طرح صهیونیست ها برای سرزمین های اشغالی، خرید سلاح و تسهیلات توسط عربستان و تشکیل ناتو عربی برای مبارزه با تندروی ها ازجمله مواردی است که به گوش می رسد.امام جمعه دماوند تصریح کرد: تنها راه مبارزه با چنین دشمنی، خط و راه مقاومت است و عربستان برای آمریکا همچون گاوی شیرده است که وقتی آمریکا بهره اش را از او برد، همچون صدام و قذافی، آن را ذبح خواهد کرد.امام جمعه شهرری: نظام اسلامی بزرگترین یادگار امام خمینی (ره) است / کسانی که نظام را قبول دارند، علیه آن قیام نمی کنندحجت الاسلام والمسلمین سید علی شاهچراغی ، امام جمعه شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته که با حضور پرشور مردم خداجوی در مصلی بزرگ آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، اظهار داشت: پرهیزگاری انسان را درمقابل معصیت و گناهان مصون می دارد.وی با بیان این که ماه رمضان بهترین فرصت برای ارتباط با خداست، گفت: از نمازهای مستحبی، دعا کردن و استغفار در این ماه غافل نشوید، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در این ماه بر نماز مستحبی، دعا و صلوات مداومت می کردند.امام جمعه شهرری تصریح کرد: روزه فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست، اگر اخلاق خود را نیکو کنید و با دیگران خوش رفتاری کنید در روز قیامت از پل صراط به راحتی عبور خواهید کرد.حجت الاسلام شاهچراغی با بیان این که امام خمینی (ره) یک شخصیت بی نظیر، عارف، مدیر و مرجع تقلید بود، بیان داشت: آنچه همه خوبان دارند امام (ره) به تنهایی داشت و چیزی که با جان ایشان اجیر شده بود نظام ولایی کشور بود که نظام اسلام را تسکیل داد و مدیریت کرد.وی با بیان این که یادگاری که از امام راحل داریم همین نظام اسلامی است، عنوان کرد: در گذشته امام خمینی (ره) و امروز امام خامنه ای مدظله العالی نائب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و بنابراین حرفی که رهبر ما می زند، سخن یک مرجع و عارف نیست بلکه بیانات نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.امام جمعه شهرری ادامه داد: حضرت امام (ره) نگفتند پشتیبان من باشید بلکه تاکید داشتند؛ پشتیبان ولایت فقیه باشید و با همین اندیشه و فرهنگ به خدا دلدادگی داشت و عاشق خدا بود.حجت الاسلام شاهچراغی بیان کرد: امام خمینی با اخلاصی که داشت نظام اسلامی را پی ریزی کرد و اگر دشمنان نمی توانند کاری بکنند به خاطر چراغی است که ایزد برافروخته است.وی در ادامه به حماسه حضور ۴۰ میلیونی در انتخابات اخیر اشاره کرد و افزود: شورای نگهبان صحت انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد و مردم نیز آن را پذیرفتند، این گونه نبود که مانند عده ای اعتراض بکنند. کسانی که امام و نظام را قبول دارند که علیه نظام قیام نمی کنند.امام جمعه شهرری با بیان این که حکم شورای نگهبان فصل الخطاب است، خاطرنشان کرد: تخلفاتی صورت گرفته بود که قوه قضائیه باید پیگیری و با متخلفان برخورد کند.حجت الاسلام شاهچراغی با تاکید بر این که فرهنگ امام استکبار ستیزی بود، اظهار داشت: امام راحل تا روزی که زنده بود با دشمنان آشتی نکرد، به دشمن لبخند نزد و به دشمن امید نداشت، امیدش به خدا و مردم بود؛ این موارد قابل تحریف نیست.وی با اشاره به وقایع ۱۵خرداد۱۳۴۲ و ۱۹دی ۱۳۵۶ گفت: هر دو در راستای دفاع از اسلام و ولایت بود. کمونیست ها، توده ای ها، ملی گراها و منافقان همه آمدند و رفتند ولی شما مردم مسلمان هنوز پای نظام ایستاده اید. آن روز حضزت امام خمینی (ره) سکان دار این نظام بود و امروز امام خامنه ای ولایت فقیه را عهده دار است.امام جمعه شهرری گفت: جشن گلریزان کار پسندیده ای است که برای کمک به زندانیان غیر عمد در ماه مبارک رمضان انجام می شود و روایت داریم که اگر کسی دلی را شاد کند آن شادی مانند نوری در قبر و آخرت کنار او خواهد بود.امام جمعه قدس: حوادث یمن و افغانستان از چشم مدعیان حقوق بشر غربی به دور نمانده و خودشان عاملان آن هستندحجت الاسلام والمسلمین سید ابوالقاسم میر احمدی در خطبه های نماز جمعه این هفته شهر قدس که با حضور پرشور نمازگزاران برگزار شد، اظهار داشت: خودم و همه شما را به رعایت تقوا الهی دعوت می کنم چراکه تقوا تنها ملاک انسان در پیشگاه حق تعالی است.وی در ادامه گفت: مردم و جوامع بشری در طول تاریخ عبرت های بسیاری از خود برای آیندگان به جا گذاشتند و خداوند نخواست به بسیاری از جوامع ...

ادامه مطلب  

چالش فیلسوفان در باب معرفت شناسی از دیدگاه رابرت مارتین  

درخواست حذف این مطلب
کتاب «معرفت شناسی در باب شک، شناخت و آگاهی» به بررسی مهمترین گرایش های فلسفی و ارزیابی دیدگاه های مختلف معرفت شناسی پرداخته است.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) بررسی و ارزیابی دیدگاه های مختلف معرفت شناسی، تلاش برای پاسخ دادن به سوالات فلسفی، با رویکردی انتقادی و به تفکر پرداختن از جمله مقوله هایی است که انسان درجستجوی حقیقت آنها است. رابرت مارتین، نویسنده کتاب «معرفت شناسی در باب شک، شناخت و آگاهی» مطالب مبنایی و مقدماتی در حوزه معرفت شناسی را در اختیار خوانندگان خود قرار داده که در آثار تخصصی به راحتی نمی توان یافت. این کتاب توسط دکتر رحیم کوشش ترجمه و از سوی انتشارات سبزان روانه بازار کتاب شد.آگاهی و معرفت از کجا حاصل می شود؟ یا منظور از دانستن، آگاهی و معرفت دقیقا چیست؟ سوالاتی است که از دوهزار سال پیش تا به امروز فیلسوفان را به فکر واداشته است و در اینکه پاسخ درست آنها چیست، با یکدیگر به بحث می پردازند. کتاب «معرفت شناسی در باب شک، شناخت و آگاهی» به مهمترین و جالب توجه ترین مطالبی پرداخته است که فیلسوفان در پاسخ به این سوال ها گفته اند.آغاز مطالعات فلسفی پایهرابرت مارتین نویسنده کتاب، تلاش کرده تا آنجا که ممکن است دیدگاه های خود را پنهان نگاه دارد تا خوانندگان نتوانند آنچه را که خود او بیشتر می پذیرد را بیابند و در حقیقت نیز به نظر نمی رسد که لازم باشد که آنها چنین تلاشی داشته باشند. خوانندگان می توانند مطالعات و تحقیقات فلسفی خود را در این زمینه از کتاب «معرفت شناسی در باب شک، شناخت و آگاهی» آغاز کنند. به عبارت دیگر، ا ...

ادامه مطلب  

بررسی جامعه شناسی معرفت در جدیدترین فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی  

درخواست حذف این مطلب
شماره سیزدهم فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی ویژه فصل بهار 1396 منتشر شد. در این شماره جامعه شناسی معرفت محور گفت وگوها و نوشته ها قرار گرفته است.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) نقد شفاهی، نقد پژوهی، نقد تألیف، نقد ترجمه، شایسته خواندن و ... عناوین بخش های اصلی فصلنامه نقد کتاب علوم اجتماعی را تشکیل می دهند.محمدرضا رسولی در سخن سردبیر این شماره از فصلمنامه در مطلبی با عنوان «دو نگاه به ادبیات جامعه شناسی معرفت» می نویسد: «جامعه شناسی معرفت یکی از حوزه های پراهمیت دانش اجتماعی است که برای اولین بار به وسیله مارکس شیلر اندیشمند سرشناس آلمانی با همین اصطلاح مطرح شد. شیلر جامعه شناسی معرفت را دانشی می داند که موضوع آن بررسی روابط و پیوندهای میان انواع زندگی اجتماعی و اقسام گوناگون معرفت هاست.جامعه شناسی معرفت دانش مطالعه رابطه بین اندیشه انسان و زمینه اجتماعی آن است و در معنای کلی رابطه تفکر و جامعه را مورد مطالعه قرار می دهد. بنابراین جامعه شناسی معرفت مجموعه یافته های فلسفی، مذهبی و زیباشناختی را در برمی گیرد و شماری از اندیشمندان، این حوزه با بسیاری از شاخه های جامعه شناسی امروز تعریف و قلمرو معینی ندارد.در دهه های اخیر در نتیجه وجوب زمینه های معرفتی و اجتماعی، جامعه شناسی معرفت در مرکز توجه نظریه های جامعه شناختی قرار گرفته و دانش جامعه شناسی را به پهنه انتقادی کشانده است تا جایگاه خود را محکم تر کند. جامعه شناسی معرفت در موقعیت جدید در موضع فلسفه علم قرار می گیرد. چرخش جامعه شناسی معرفت از یک حوزه محدود به یک عرصه جدی انتقادی به گسترش توجه به رویکرد معرفتی در جامعه علمی منجر شده است؛ بنابراین بحثی که در جامعه شناسی معرفت مطرح است و باید به آن پرداخت اینکه مباحث نظری نوین مرتبط با جامعه شناسی معرفت چگونه تعبیر و تفسیر می شوند و تغییر و تحولات معرفتی و اجتماعی ناشی از پارادایم های جدید اجتماعی از کدام زاویه مورد بحث و مداقه قرار می گیرند.اما بخش «نقد شفاهی» این شماره به مطلبی با عنوان «در دالان نیمه ...

ادامه مطلب  

امام(ره) انقلاب اسلامی را یک تصرف ربوبی می دانست  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: ایام رحلت بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) فرصتی تا هر چند اجمالی به بررسی ویژگی های شخصیتی این مرد بزرگ نگاه دوباره ای داشته باشیم. امام(ره) در فلسفه، کلام، عرفان، تفسیر، اصول و... از سرآمدان دوران خود بوده است و چه بسا بتوان وی را از منظر علمی با بسیاری از بزرگان علوم مختلف هم تراز دانست. برای بررسی بیشتر اندیشه های امام خمینی(ره) و ویژگی های شخصیتی ایشان با حجت الاسلام احمد عابدی از اساتید حوزه علمیه، حجت الاسلام حاجتی امام جمعه اهواز و علیرضا صدرا عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به گفتگو نشستیم که در ادامه می خوانید؛حجت الاسلام احمد عابدی در مورد ویژگی های امام خمینی گفت: امام خمینی ویژگی های بسیار زیادی دارد. امام یک مجتهد بزرگ بود و یک جامعیتی در علوم مختلف داشت. امام یک فقیه به تمام معناست.وی ادامه داد: زمانی امام خدمت آقای بروجردی بوده و به ایشان می گوید به دولت بگویید یک رادیو در اختیار ما قرار دهد که از طریق این رادیو احکام را به گوش مردم برسانیم. آقای بروجردی می گوید من احساس کردم الان ضرورت است که مسجد اعظم را بازسازی کنیم و مسئله رادیو ضرورتی ندارد. امام وقتی می بیند که مردم حرف او را گوش نمی دهند و حرف آقای بروجردی را گوش می دهند که الان او مرجع تقلید است و وقتی احساس می کند که مردم به دنبال حرف مرجع تقلید اند یک مرتبه فلسفه و کلام و عرفان و... کنار می گذارد و به فقه و اصول می پردازد که مرجع تقلید شود و مردم حرف او را گوش دهند و کاری که می خواهد انجام دهد. [cite]امام هنوز ازدواج نکرده بود که کتاب شرح دعای سحر را در ۲۷ سالگی نوشته است. این کتاب در دانشگاه ها در مقطع دکتری عرفان تدریس می شود و کمتر کسی است که ادعا کند این کتاب را می فهمد. این قدرت امام در عرفان نظری است. وی افزود: در اوایل عمر امام، ایشان یک متکلم و فیلسوف و عارف است. امام هنوز ازدواج نکرده بود که کتاب شرح دعای سحر را در ۲۷ سالگی نوشته است. این کتاب در دانشگاه ها در مقطع دکتری عرفان تدریس می شود و کمتر کسی است که ادعا کند این کتاب را می فهمد. این قدرت امام در عرفان نظری است.احمد عابدی گفت: امام در فلسفه بی نظیر بوده است. اگر کسی بخواهد اندیشه های فلسفی امام را با علامه طباطبایی قیاس کند با آن برابری می کند و بلکه بر آن ترجیح دارد. یعنی اندیشه های فلسفی امام با بزرگترین فیلسوف زمان خود برابری بلکه ترجیح دارد.وی افزود: امام ۸۶ کتاب به قلم خود تالیف کرده است و این در حالی است که ما بزرگانی مثل آیت الله خویی داریم که عمرشان در علم و کتاب و تالیف بوده است اما یک یا دو کتاب به قلم خود ایشان وجود دارد و آنچه از آیت الله خویی باقی مانده تقریرات درس های ایشان است.وی ادامه داد: کتابی که امام درباره سلفیت و وهابیون نوشته در ۲۸ سالگی بوده و اگر الان این کتاب را نگاه کنید با آنکه صد سال پیش نوشته شده است به شدت مورد نیاز و به روز است.این کارشناس دینی در مورد ویژگی های تفسیر قرآن امام گفت: الان تفسیری از امام چاپ شده که ۵ جلد است. این ۵ جلد با بسیاری از تفاسیری که ده ها جلد اند برابری می کند و بلکه ترجیح دارد. آن موقع که امام درس تفسیر می فرمود جنبه های عرفانی و بحث های فلسفی ذیل آیات قرآن را مطرح می کرد. امام بیش از ده جلسه در مورد تفسیر «بسم الله الرحمن الرحیم» صحبت کردند.وی افزود: امام در علوم مختلف صاحب نظر بود و وقتی می خواهید امام را در علوم مختلف با دیگر افراد مقایسه کنید باید ایشان با بالاترین اساتید آن علم مقایسه کنید. امام همواره می خواست بگوید که یک سیاست شیطانی داریم و یک سیاست الهی. عبارت «و ساسه العباد» در زیارت جامعه کبیره به این معنی است که سیاستمداران واقعی اهل بیت بودند ولی آنها سیاست الهی داشتند وی در پاسخ به این سوال که جنبه های اخلاقی و فلسفی و عرفانی و... امام با سیاست چگونه قابل جمع است گفت: ماکیاولی یکی از متفکرین غرب کتابی به نام شهریار نوشته است. اندیشه های ماکیاولی سمبل سیاست شیطانی است. کسی بخواهد بداند که در اندیشه سیاسی غرب چه می گویند این کتاب را بخواند. دغل و شیطنت در این کتاب موج می زند. او در این کتاب می گوید با هر گناهی که می توانید، هدف خود را پیش ببرید. این کتاب الان تعیین کننده سیاست غرب است. امام همواره می خواست بگوید که یک سیاست شیطانی داریم و یک سیاست الهی. عبارت «و ساسه العباد» در زیارت جامعه کبیره به این معنی است که سیاستمداران واقعی اهل بیت بودند ولی آنها سیاست الهی داشتند. امیرالمومنین اینطور سیاستی داشت و امام خمینی نیز در این مسیر قدم گذاشته بود. یکی از مهمترین کارهای امام این بود که می خواست بگوید دین ما از سیاست ما جدا نیست.وی در پایان اظهار داشت: بحث های سیاسی خیلی جای لغزش است. یکی از سیره های امام خمینی این بود که قبل از هر انتخاباتی به مردم سفارش می کرد مواظب باشید غیبت، تهمت نزنید و شایعه پراکنی نکنید. ما باید مواظب باشیم به نفع کسی، خود را جهنمی نکنیم. ما باید این را از امام یاد بگیریم که انسان باید خود را واکسینه کند و بعد وارد کار شود. امام اول خوب خود را ساخت و پس از اینکه یک مرد الهی شد وارد سیاست شد.علیرضا صدرا در مورد نسبت امام و انقلاب اسلامی با حکمت متعالیه گفت: امام(ره)، نظامی اسلامی را بنیان نهاد که آرزوی دیرین حکما و فلاسفه اسلامی بوده است.وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی بر بنیاد حکمت متعالیه استوار است، اظهار کرد: به عبارت دیگر می توان گفت علت موجبه انقلاب، حکمت متعالیه و امام و مردمی است که پیرو او بوده اند. [cite]حکمت صدرایی در دوره کنونی متکامل ترین وجه حکمت است که وارد اندیشه امام خمینی(ره) شده و در پیدایش انقلاب اسلامی نقش بنیادی داشته است صدرا با بیان این که رهبری امام از راهبردی منشأ می گیرد که هم حکمی و هم متعالی است، تصریح کرد: انقلاب اسلامی حکمت حکومت را به حاکمیت حکمت تبدیل کرده؛ کما اینکه در ظاهر آن شاخصه های آزادی، استقلال و … را دارد؛ ولی امام، حکومتی بر اساس حکمت بنیان نهاده است. حکمت صدرایی در دوره کنونی متکامل ترین وجه حکمت است که وارد اندیشه امام خمینی(ره) شده و در پیدایش انقلاب اسلامی نقش بنیادی داشته است.صدرا تصریح کرد: ممکن است بگوییم امام اسلام را آورده، ولی باید ببینیم کدام قرائت از اسلام مراد ما هست؟ زیرا الان وهابیت بیشتر از ما مدعی اسلام است و ما را تکفیر می‎کنند؛ اما توحیدی که تعقل و حکمت در بنیاد خود ندارد و در کنار آن حکمت و امام نباشد قرآن بر سر نیزه خواهد رفت؛ بنابراین قرائتی از اسلام معتبر است که امام خمینی نماد آن است و در نظام اسلامی ایران شکل گرفته است.او افزود: ایزوتسو از اندیشمندان ژاپنی و قرآن پژوه، حرف جالبی زده و می گوید که امام به عنوان نماینده شیعه، شأن اولش، عرفانی است؛ شأن دوم ایشان، علمی و شأن سومش مدیر اجرایی و خلیفه است؛ یعنی قرائت عرفانی صرف از امامت شیعه تمام شده و قرائت اجرایی در حال حاکمیت است پس بحث ما از اسلام، قرائتی است که نواندیشان شیعه در برابر اخباری گری بیان کرده و امام با این قرائت، توانسته انقلاب را ایجاد کند.این ...

ادامه مطلب  

امام(ره) انقلاب اسلامی را یک تصرف ربوبی می دانست  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: ایام رحلت بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) فرصتی تا هر چند اجمالی به بررسی ویژگی های شخصیتی این مرد بزرگ نگاه دوباره ای داشته باشیم. امام(ره) در فلسفه، کلام، عرفان، تفسیر، اصول و... از سرآمدان دوران خود بوده است و چه بسا بتوان وی را از منظر علمی با بسیاری از بزرگان علوم مختلف هم تراز دانست. برای بررسی بیشتر اندیشه های امام خمینی(ره) و ویژگی های شخصیتی ایشان با حجت الاسلام احمد عابدی از اساتید حوزه علمیه، حجت الاسلام حاجتی امام جمعه اهواز و علیرضا صدرا عضو هیئت علمی دانشگاه تهران به گفتگو نشستیم که در ادامه می خوانید؛حجت الاسلام احمد عابدی در مورد ویژگی های امام خمینی گفت: امام خمینی ویژگی های بسیار زیادی دارد. امام یک مجتهد بزرگ بود و یک جامعیتی در علوم مختلف داشت. امام یک فقیه به تمام معناست.وی ادامه داد: زمانی امام خدمت آقای بروجردی بوده و به ایشان می گوید به دولت بگویید یک رادیو در اختیار ما قرار دهد که از طریق این رادیو احکام را به گوش مردم برسانیم. آقای بروجردی می گوید من احساس کردم الان ضرورت است که مسجد اعظم را بازسازی کنیم و مسئله رادیو ضرورتی ندارد. امام وقتی می بیند که مردم حرف او را گوش نمی دهند و حرف آقای بروجردی را گوش می دهند که الان او مرجع تقلید است و وقتی احساس می کند که مردم به دنبال حرف مرجع تقلید اند یک مرتبه فلسفه و کلام و عرفان و... کنار می گذارد و به فقه و اصول می پردازد که مرجع تقلید شود و مردم حرف او را گوش دهند و کاری که می خواهد انجام دهد.امام هنوز ازدواج نکرده بود که کتاب شرح دعای سحر را در ۲۷ سالگی نوشته است. این کتاب در دانشگاه ها در مقطع دکتری عرفان تدریس می شود و کمتر کسی است که ادعا کند این کتاب را می فهمد. این قدرت امام در عرفان نظری است.وی افزود: در اوایل عمر امام، ایشان یک متکلم و فیلسوف و عارف است. امام هنوز ازدواج نکرده بود که کتاب شرح دعای سحر را در ۲۷ سالگی نوشته است. این کتاب در دانشگاه ها در مقطع دکتری عرفان تدریس می شود و کمتر کسی است که ادعا کند این کتاب را می فهمد. این قدرت امام در عرفان نظری است.احمد عابدی گفت: امام در فلسفه بی نظیر بوده است. اگر کسی بخواهد اندیشه های فلسفی امام را با علامه طباطبایی قیاس کند با آن برابری می کند و بلکه بر آن ترجیح دارد. یعنی اندیشه های فلسفی امام با بزرگترین فیلسوف زمان خود برابری بلکه ترجیح دارد.وی افزود: امام ۸۶ کتاب به قلم خود تالیف کرده است و این در حالی است که ما بزرگانی مثل آیت الله خویی داریم که عمرشان در علم و کتاب و تالیف بوده است اما یک یا دو کتاب به قلم خود ایشان وجود دارد و آنچه از آیت الله خویی باقی مانده تقریرات درس های ایشان است.وی ادامه داد: کتابی که امام درباره سلفیت و وهابیون نوشته در ۲۸ سالگی بوده و اگر الان این کتاب را نگاه کنید با آنکه صد سال پیش نوشته شده است به شدت مورد نیاز و به روز است.این کارشناس دینی در مورد ویژگی های تفسیر قرآن امام گفت: الان تفسیری از امام چاپ شده که ۵ جلد است. این ۵ جلد با بسیاری از تفاسیری که ده ها جلد اند برابری می کند و بلکه ترجیح دارد. آن موقع که امام درس تفسیر می فرمود جنبه های عرفانی و بحث های فلسفی ذیل آیات قرآن را مطرح می کرد. امام بیش از ده جلسه در مورد تفسیر «بسم الله الرحمن الرحیم» صحبت کردند.وی افزود: امام در علوم مختلف صاحب نظر بود و وقتی می خواهید امام را در علوم مختلف با دیگر افراد مقایسه کنید باید ایشان با بالاترین اساتید آن علم مقایسه کنید.امام همواره می خواست بگوید که یک سیاست شیطانی داریم و یک سیاست الهی. عبارت «و ساسه العباد» در زیارت جامعه کبیره به این معنی است که سیاستمداران واقعی اهل بیت بودند ولی آنها سیاست الهی داشتندوی در پاسخ به این سوال که جنبه های اخلاقی و فلسفی و عرفانی و... امام با سیاست چگونه قابل جمع است گفت: ماکیاولی یکی از متفکرین غرب کتابی به نام شهریار نوشته است. اندیشه های ماکیاولی سمبل سیاست شیطانی است. کسی بخواهد بداند که در اندیشه سیاسی غرب چه می گویند این کتاب را بخواند. دغل و شیطنت در این کتاب موج می زند. او در این کتاب می گوید با هر گناهی که می توانید، هدف خود را پیش ببرید. این کتاب الان تعیین کننده سیاست غرب است. امام همواره می خواست بگوید که یک سیاست شیطانی داریم و یک سیاست الهی. عبارت «و ساسه العباد» در زیارت جامعه کبیره به این معنی است که سیاستمداران واقعی اهل بیت بودند ولی آنها سیاست الهی داشتند. امیرالمومنین اینطور سیاستی داشت و امام خمینی نیز در این مسیر قدم گذاشته بود. یکی از مهمترین کارهای امام این بود که می خواست بگوید دین ما از سیاست ما جدا نیست.وی در پایان اظهار داشت: بحث های سیاسی خیلی جای لغزش است. یکی از سیره های امام خمینی این بود که قبل از هر انتخاباتی به مردم سفارش می کرد مواظب باشید غیبت، تهمت نزنید و شایعه پراکنی نکنید. ما باید مواظب باشیم به نفع کسی، خود را جهنمی نکنیم. ما باید این را از امام یاد بگیریم که انسان باید خود را واکسینه کند و بعد وارد کار شود. امام اول خوب خود را ساخت و پس از اینکه یک مرد الهی شد وارد سیاست شد.علیرضا صدرا در مورد نسبت امام و انقلاب اسلامی با حکمت متعالیه گفت: امام(ره)، نظامی اسلامی را بنیان نهاد که آرزوی دیرین حکما و فلاسفه اسلامی بوده است.وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی بر بنیاد حکمت متعالیه استوار است، اظهار کرد: به عبارت دیگر می توان گفت علت موجبه انقلاب، حکمت متعالیه و امام و مردمی است که پیرو او بوده اند.حکمت صدرایی در دوره کنونی متکامل ترین وجه حکمت است که وارد اندیشه امام خمینی(ره) شده و در پیدایش انقلاب اسلامی نقش بنیادی داشته استصدرا با بیان این که رهبری امام از راهبردی منشأ می گیرد که هم حکمی و هم متعالی است، تصریح کرد: انقلاب اسلامی حکمت حکومت را به حاکمیت حکمت تبدیل کرده؛ کما اینکه در ظاهر آن شاخصه های آزادی، استقلال و … را دارد؛ ولی امام، حکومتی بر اساس حکمت بنیان نهاده است. حکمت صدرایی در دوره کنونی متکامل ترین وجه حکمت است که وارد اندیشه امام خمینی(ره) شده و در پیدایش انقلاب اسلامی نقش بنیادی داشته است.صدرا تصریح کرد: ممکن است بگوییم امام اسلام را آورده، ولی باید ببینیم کدام قرائت از اسلام مراد ما هست؟ زیرا الان وهابیت بیشتر از ما مدعی اسلام است و ما را تکفیر می‎کنند؛ اما توحیدی که تعقل و حکمت در بنیاد خود ندارد و در کنار آن حکمت و امام نباشد قرآن بر سر نیزه خواهد رفت؛ بنابراین قرائتی از اسلام معتبر است که امام خمینی نماد آن است و در نظام اسلامی ایران شکل گرفته است.او افزود: ایزوتسو از اندیشمندان ژاپنی و قرآن پژوه، حرف جالبی زده و می گوید که امام به عنوان نماینده شیعه، شأن اولش، عرفانی است؛ شأن دوم ایشان، علمی و شأن سومش مدیر اجرایی و خلیفه است؛ یعنی قرائت عرفانی صرف از امامت شیعه تمام شده و قرائت اجرایی در حال حاکمیت است پس بحث ما از اسلام، قرائتی است که نواندیشان شیعه در برابر اخباری گری بیان کرده و امام با این قرائت، توانسته انقلاب را ایجاد کند.این ا ...

ادامه مطلب  

بزرگترین عبرت از ماجرای بن?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران، برنامه دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران و با حضور آِیت الله موحدی کرمانی رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران اجرا و سوالاتی از ایشان پرسیده شد.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت میگویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت. مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد.مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؟بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود. مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند.مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام.بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید. مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبلهمجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.مجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید. مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.مجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛مجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث تمام شد الان می خواهیم رای بگیریم که رهبری شورایی باشد یا فردی باشد، آقایانی که با رهبری فردی موافق هستند رای بدهند؛ اکثراً بلند شدند یعنی نشان دادند نمی خواهند شورایی باشند، ایشان گفت حالا که رای دادید تک رهبری، چه کسی باشد؟ آقای آذری ...

ادامه مطلب  

آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد/کار «جبهه مردمی» تمام نشده است  

درخواست حذف این مطلب
رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد.گروه سیاسی «تیتریک»؛برنامه تلویزیونی دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ امام خمینی(ره) این هفته به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی، کسی که از مسئولان جمهوری اسلامی و الآن هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه، آیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم، این رحلت جانسوز را به مردم خوب مان تسلیت می ­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمت ها را به قرآن و اسلام کرد، با رسول الله مأنوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید، آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال، به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مأنوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه، گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور، خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بودم، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله، در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام، من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تأمین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود، یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند، من با آقای باهنر که در قم بودیم، رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله، من کرمان بودم، آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است، مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم، 14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان است؛مجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همین طور است، من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مأمور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سؤال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سال ها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم، بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سؤال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الآن در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم، شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً، گفتم البته الآن حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیام های خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود، من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همین طور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم، امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود، اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یأس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الآن تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند، ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهم ترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند، مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند، مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند، آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رأی دادند، گفت 11 میلیون نفر به من رأی دادند.**هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در رأس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسئلۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الآن حس می کنم اینها با من هستند، مسئله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند، فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مأمور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه میشدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دست شان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مسئله می چرخید، مسئلۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، مأموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرئت داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الآن مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تأسف خوردند حیف که در رفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیتالله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟در خصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گه گاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کند آیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مسئله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متأثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیت نامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیت نامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیت نامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیت نامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحث های زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث ...

ادامه مطلب  

موحدی کرمانی: برای بازگشت «ناطق » با او صحبت کرده ام  

درخواست حذف این مطلب
عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش ایران خبر، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی م ...

ادامه مطلب  

بعد از اینکه خبرگان رای قوی به آیت الله خامنه ای داد آقای هاشمی خاطره شان را گفت/ خط سیاسی من و آقای هاشمی در اواخر به هم نمی خورد  

درخواست حذف این مطلب
بعد از اینکه خبرگان رای قوی به آیت الله خامنه ای داد آقای هاشمی خاطره شان را گفت/ خط سیاسی من و آقای هاشمی در اواخر به هم نمی خورد عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به انتخاب جانشین امام در مجلس خبرگان رهبری گفت: آقای آذری گفت «آقای گلپایگانی» ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ای.به گزارش آناج به نقل از فارس، برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.* با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان استمجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.*خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که ...

ادامه مطلب  

خاطره آیت الله موحدی کرمانی از جلسه تعیین رهبری  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش بی باک نیوز؛ برنامه تلویزیونی دستخط به مناسب سالگرد ارتحالِ پیرِ جماران امروز به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی کسی که از مسئولان عزیز جمهوری اسلامی و الان هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند. در این برنامه آِیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید. بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم این رحلت جانسوز را به مردم خوبمان تسلیت می­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمتها را به قرآن و اسلام کرد با رسول الله مانوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیم مجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟ بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مانوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم. مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟ نه گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بود، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟ بله در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تامین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند من با آقای باهنر که در قم بودیم رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛ بله من کرمان بودم آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟ جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟ بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجف مجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید. شما بهتر از من یادتان استومجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟ همینطور است من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مامور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سوال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم. با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سالها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سوال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛ بله احسنت آن.. و گفت چطور او الان در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟ قطعاً گفتم البته الان حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیامهای خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همینطور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟ نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یاس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الان تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟ من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟ از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟ بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟ البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند. بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهمترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟ بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟ البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتی بله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟ مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رای دادند گفت 11 میلیون نفر به من رای دادند.** هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟ بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در راس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟ بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسالۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الان حس می کنم اینها با من هستند مساله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟ خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مامور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه می شدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دستشان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟ مدیریت امام بر محوریت چند مساله می چرخید، مسالۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، ماموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرات داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند. هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الان مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تاسف خوردند حیف که دررفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟ من نه آن زمان من کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیت الله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟ درخصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟ کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گهگاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کندآیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مساله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟ حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟ امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متاثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟ نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیتنامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیتنامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیتنامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیتنامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحثهای زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث تمام شد الان می خواهیم رای بگیریم که رهبری شورایی باشد یا فردی باشد، آقایانی که با رهبری فردی موافق هستند رای بدهند؛ اکثراً بلند شدند یعنی نشان دادند نمی خواهند شورایی باشند، ایشان گفت حالا که رای دادید تک رهبری، چه کسی باشد؟ آقای آذری گفت آقای گلپایگانی ولی از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد که آقای هاشمی مشخص است چه کسی ...

ادامه مطلب  

احیای حرم امام خمینی (ره) ، تهران نیوز پایتخت خبری ایران ، شب بیست و یکم  

درخواست حذف این مطلب
آیین پرفیض احیای شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان با حضور پرشور مردم روزه دار در حرم مطهر امام خمینی (ره) برگزار شد.به گزارش تهران نیوز ؛ مراسم پرفیض شب قدر بیست و یکم ماه مبارک رمضان در حرم مطهر امام خمینی (ره) و با حضور پرشور عاش ...

ادامه مطلب  

دنیاطلبی مسئولان عامل عدم رشدکشور/افزایش مشکلات با حضور آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه سیاست- هادی رضائی: امام خمینی نامی ماندگار در تاریخ ایران و جهان است. آثار وجودی دوران زندگانی امام، به گونه ای است که او را به حقیقتی زنده و پویا برای عصرها و نسل های پس از خود تبدیل کرده است. عشق و علاقۀ وافر امت اسلامی و حتی غیر مسلمانان به این مرد الهی و تجدید خاطرۀ با آن امام راحل، حکایت از استمرار حیات پویا و تأثیر علمی ژرف ایشان دارد. بزرگداشت امام، ابعاد گوناگونی را می طلبد اما مهم ترین آن ها بازخوانی اندیشه های نورانی و استوار امام راحل و معرفی آن ها به نسل جوان و طالب حقیقت است. در میان اندیشه ها و دیدگاه های امام، بازشناسی اندیشه های حکومتی ایشان اهمیتی خاص و جایگاهی ویژه دارد که خود برخاسته از دو دلیل است: اول آن که بزرگ ترین دست آورد عملی امام، بنیان نهادن جمهوری اسلامی ایران بر ویرانه های رژیم سلطنتی است که از رهیافت ایشان به تعامل دین و حکومت و نگرش ایشان به حکومت اسلامی در عصر غیبت سرچشمه گرفته است. در استمرار این راه نیز، مبانی نظری جمهوری اسلامی ایران بیش از هر چیز ازنظریه پردازی ایشان در باب حکومت تأثیر پذیرفته است. روشن است که اندیشه هایی که علت محدثه و مبقیۀ انقلاب بوده، شایسته تأمل، بازشناسی و ترویج است. دوم آن که اندیشه های امام در این عرصه، در حجمی وسیع و در دوران های مختلفِ قبل از شروع مبارزات، دوران مبارزه و پس از پیروزی انقلاب و به گونه های مختلفِ کتاب، مصاحبه، سخنرانی و اعلامیه ارائه شده است. بی تردید تدوین، تبیین و ارائه به روزِ این مجموعۀ ارزشمند، کاری بایسته و شایسته است؛ به ویژه آن که نظام جمهوری اسلامی ایران برای پویایی و پایایی خود سخت بدان نیازمند است. برای آشنایی بیشتر با سیره و اندیشه های الهی امام خمینی (ره) با «حجت الاسلام عبدالعلی گواهی» نماینده ولی فقیه در سپاه محمد رسول الله(ص) تهران و تولیت آستان مقدس امامزاده صالح به گفتگو نشستیم.وی در این رابطه گفت: جایگاه امام برای نسل دیروز، امروز و فردای جامعه ما هنوز ناشناخته و هنوز اندیشه های ایشان برای همگان تبیین نشده است. ایشان یک شخصیت بسیار ممتازی بودند که شاید نسل های آینده بتوانند به جایگاه و بزرگی ایشان پی ببرند، ما هنوز حضور امام را در میان خود حس می کنیم و هیچ گاه احساس نکردیم که ایشان از میان ما رفته، ایشان بنیانی را در جامعه ما بنا نهادند و بعد از آن حضرت نیز فرد بسیار لایقی در این جایگاه قرار گرفت، که خلا ایشان را حس نکردیم. آینده گان می توانند پی ببرند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران چه ویژگی هایی داشته است.متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:در ایام سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) قرار داریم، به نظر شما دلیل اهمیت بزرگداشت این مرد بزرگ برای جوانان و نسل امروز چیست؟ مسئله بزرگداشت حضرت امام(ره) موضوعی بسیار حائز اهمیت است. همانطور که می دانید خرداد، ماه بسیار سرنوشت سازی در نهضت امام خمینی(ره) بوده است. آغاز نهضت امام در خرداد شروع شد و رحلت ایشان نیز در همین ماه. امام(ره) نیز همواره می فرمودند «من همه چیز را از نیمه خرداد طلب می کنم».امام (ره) برای نسل دیروز، امروز و فردای جامعه ما هنوز ناشناخته استجایگاه امام برای نسل دیروز، امروز و فردای جامعه ما هنوز ناشناخته و هنوز اندیشه های ایشان برای همگان تبیین نشده است. ایشان یک شخصیت بسیار ممتازی بودند که شاید نسل های آینده بتوانند به جایگاه و بزرگی ایشان پی ببرند، ما هنوز حضور امام را در میان خود حس می کنیم و هیچ گاه احساس نکردیم که ایشان از میان ما رفته، ایشان بنیانی را در جامعه ما بنا نهادند و بعد از آن حضرت نیز فرد بسیار لایقی در این جایگاه قرار گرفت، که خلا ایشان را حس نکردیم. آیندگان می توانند پی ببرند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران چه ویژگی هایی داشته است.امام(ره) به همه مردم به ویژه جوانان و کوخ نشینان اعتقاد داشت و همگان در اندیشه ایشان جایگاه ویژه ای داشتند. ایشان معتقد بودند در جامعه اسلامی همواره کوخ نشینان مدافعان انقلاب هستند و آنها هستند که از انقلاب نگهداری و حراست می کنند. این مستضعفان و ضعفا هستند که در موقع مشکلات و جنگ به دفاع از میهن اسلامی و آرمان های انقلاب می پردازند. این ضعفا هستند که در مقابل تحریم ها، دشمنی ها و همه سختی ها ایستادگی می کنند.جوانان در اندیشه امام(ره) جایگاه خاص و ویژه ای داشتندجوانان در اندیشه امام(ره) جایگاه خاص و ویژه ای داشتند، ایشان در نجف به زنان فرمودند: «شما بروید و از کودکانتان مراقبت ونگهداری و تربیت کنید، زیرا ما به این کودکان نیازمندیم»؛ این جمله را امام(ره) سال ۱۳۴۲ گفتند «سربازان من هنوز در گهواره هستند» و در سال ۱۳۵۷ همین کودکان بودند که در صحنه انقلاب نقش آفرینی کردند. در جنگ تحمیلی نیز شاهد بودیم که ۹۹ درصد از فرماندهان جنگ جوانان بودند و شما می بینید مسئولینی که امروز در کشور دارای جایگاه و مقامی هستند در ابتدای انقلاب نیز مسئول بودند. رهبر معظم انقلاب ۲۹ سال پیش رئیس جمهور این کشور بود. اینها مشخص می کند که امام(ره) اعتقاد ویژه ای به جوانان داشتند و می دانستند که جوانان مدافعان انقلاب و میهن اسلامی هستند.ماه گذشته شاهد برگزاری دو انتخابات مهم به صورت همزمان بودیم و مشاهده کردیم که ملت ایران حضور گسترده ای پای صندوق های رای داشتند؛ به نظر شما اهمیت حضور مردم در صحنه ها در دیدگاه امام چه جایگاهی داشت؟ یکی از بزرگان می فرمودند وقتی به نجف برای دیدار امام(ره) رفتم، چهار ویژگی بارز را در ایشان دیدم، آمن به ربه، آمن به قوله، آمن به سبیله و آمن به رسوله، حضرت امام به این چهار ویژگی اعتقاد اساسی داشتند. ایشان اعتقاد کامل به خداوند داشتند و می دانستند که در لحظات سخت این خداوند است که به دادمان می رسد. ایمان به رسول الله(ص) و ائمه اطهار(ع) داشتند و از طرفی معتقد به هدف شان بودند، شما اگر به سخنرانی های این بزرگوار از سال ۴۲ تا ۶۸ نگاه کنید هیچ تغییری در هدفش ایجاد نشده بود و مشکلات و سختی ها نتوانست تغییری در هدف امام(ره) ایجاد کند. از طرفی دیگر ایشان به قول و حرفش اعتقاد داشت و همواره بر حضور مردم تاکید داشت و شما مشاهده می کنید که در وصیت نامه سیاسی و الهی اش آورده اند که مردم ما از مردم زمان رسول الله(ص) و حضرت علی (ع) در عراق بالاتر هستند این جمله جایگاه بالای مردم نزد امام(ره) را نشان می دهد.مشکلات و سختی ها نتوانست تغییری در اهدف امام ایجاد کندایشان جایگاه مردم زمان ما را از مردم زمان رسول الله(ص) بالاتر می دانستند و به مردم اعتماد کردند؛ البته مردم نیز حقیقتا جواب درستی به این اعتماد امام(ره) دادند و حق را نسبت به امام(ره) ادا کردند. شما در هیچ جای دنیا مشاهده نکردید که یک رهبر وقتی به قدرت می رسد با آن اجتماع عظیم روبرو و در زمان رحلتش نیز یک جمعیت چندین برابری او را بدرقه کنند. این نشان دهنده الفت میان ملت و امام شان است و لفظی که برای این ارتباط بین مردم و امام به کار برده شد که در دیگر انقلاب ها شاهد آن نیستیم، لفظ امت و امام و یا امام امت است که تنها در انقلاب اسلامی و قاموس امام(ره) به کار رفته و در هیچ جای دیگر شاهد آن نیستیم. برخورد امام(ره) با مردم بحث مرید و مراد و پدر و فرزندی بود. ایشان همان گونه که پیامبر(ص) نسبت به امتش دلسوز بود نسبت به مردم دلسوز و خیرخواه بود و به دنبال احقاق حق و حقوق مردم بود. او انواع تهمت های خشک مقدسان و متحجرین را شنید اما ذره ای خم به ابرو نیاورد و چیزی از اراده او کاسته نشد. یکی از مسئولین می گفتند هرگاه امام(ره) را می دیدیم اعتقاد و امیدمان به آینده و انقلاب مستحکم تر می شد.به نظر شما اساسی ترین اصول اندیشه امام راحل چه بوده است؟ برای شناخت بهتر اندیشه امام(ره) باید تمام مکتوبات و سخنرانی های حضرت امام را یک دوره بازخوانی کرد و این موضوعات را به معرض دید مردم گذاشت. ایشان گفتارشان همان بود که کردارشان بود و آن چیزی را می گفت که خود عمل می کرد؛ این برخلاف سایر سیاستمداران و رهبران انقلاب های جهان است. قول و فعل امام یکی بود و باید اندیشه امام(ره) برای جوانان بازخوانی شود. توصیه می کنم به جوانان که برای شناخت بهتر امام به سخنرانی های مقام معظم رهبری در ۲۸ سال گذشته و در مراسم ارتحال ایشان رجوع کنند، سپاه تهران مجموع این سخنرانی رهبری را تبدیل به یک کتاب با عنوان «امام بزرگوار ما» کرده، جوانان برای شناخت بهتر امام راحل می توانند از این کتاب استفاده کنند. سخنرانی های رهبری شناخت درست و جامعی از حضرت امام(ره) به جوانان می دهد.حضرت امام در مقابل استکبار جهانی به ویژه آمریکا رویکرد و نگاه ویژه ای داشتند، دستاورد این نگاه برای نظام جمهوری اسلامی چیست؟ امام معتقد بود مشکلات کشور با ارتباط و حضور آمریکایی ها بیشتر می شودامام حقیقتا استکبار را برخلاف بسیاری از سیاستمداران و رهبران جهان ضعیف ترین موجود می دانست. امروز شما شاهدید پادشاه عربستان در مقابل رئیس جمهور امریکا چگونه برخورد می کند و او را مقتدرترین حاکم جهان می داند و دولتمردان امریکا همانند یک گاو شیرده در حال دوشیدن آل سعود هستند. اما امام بزرگ ما می فرمودند «امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» و همواره به آن معتقد بودند. ایشان معتقد بودند که مشکلات کشور با ارتباط و حضور آمریکایی ها نه تنها کم نمی شود بلکه بیشتر می شود. در عمل نیز دیدیم که در این سالهای بعد از انقلاب مسائل و مشکلات کشور به خاطر دشمنی های آمریکا بوده و هست. دولت مردان آمریکایی هیچگاه خیرخواه ملت ما نبوده و همواره در حال توطئه علیه نظام و ملت ما هستند. این خیلی ساده لوحانه است که مسئولین جمهوری اسلامی توقع داشته باشند، امریکا به آنها کمکی بکند. هرگز امریکا به ما کمک نمی کند و این حس مسئولیت به امریکا و غرب برای حل مشکلات کشور بسیار بد و مخرب است. مسئولین باید توجه داشته باشند که امام(ره) امریکا را به درستی شناخته بود و همواره در دشمنی امریکا با ملت ما تاکید داشتند و نگاه مسئولین برای حل مشکلات و امید به امریکا داشتن برای کشور بیچارگی است.وقتی به روزهای اول انقلاب نگاه می کنیم شاهد بحران ها و مسائل بزرگی از قبیل ترور شهیدان بهشتی، رجایی، مطهری و جنگ تحمیلی هستیم؛ اما همواره امام(ره) از اطمینان خاطر ویژه ای برخوردار بودند و هیچ گاه از پیروزی ناامید نشدند. به نظر شما این اطمینان خاطر و آرامش از کجا نشات می گیرد؟ کسی که خود و هدفش را بر حق بداند، هیچ توفانی نمی تواند او را حرکت دهد. امام(ره) به مسیری که انتخاب کرد اعتقاد داشت و کمک پروردگار را در این راه مشاهده می کرد. در قرآن نیز آمده است که: «إن تنصروا الله ینصرکم»، «اگر شما خدا را یاری کنید خدا نیز شما را یاری می کند» امام چون به این موضوع معتقد بود، هیچ گاه از هدفش کوتاه نیامد و نگران هیچ موضوعی نبود. امام چون به خدا ایمان داشت از همان روز اول در مسیر خود راسخ بود و زمانی که شب ۲۲ بهمن آیت الله طالقانی به او می گوید حکومت نظامی است و مردم نباید در خیابان ها حضور پیدا کنند، می فرمایند: «اگر کسی دیگری گفته که مردم باید در خیابان ها حضور پیدا کنند چه؟» این نشان می دهد که انقلاب ما به جایی وصل است و ما امروز معتقدیم که انقلاب ما یک انقلاب الهی است و از سوی خداوند هدایت می شود. وگرنه بعد از رحلت امام انقلاب باید با مشکلات بسیاری روبرو می شد، اما مشاهده می کنیم که انقلاب با یک شکوفایی بیشتری راه خود را ادامه می دهد.شاید رهبر کبیر انقلاب در ۱۰ سال زمان حکومتشان فرصت تدوین و پیاده کردن مبانی انقلاب اسلامی را نداشتند، اما شخصی بعد از ایشان در جایگاه رهبری قرارمی گیرد که اهداف و قواعد اصول امام را به بهترین شکل پیاده کرده است.یکی از اصول اساسی زندگی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری ساده زیستی است و ما شاهد آن بودیم روزی که امام آمد و روزی که دعوت حق را لبیک گفت بر دارایی های مادی ایشان افزوده نشد، بعد از امام(ره) نیز مقام معظم رهبری بنا بر اعتراف همگان ساده زیست هستند و همواره مسئولان را به ساده زیستی و دوری از اشرافی گیری سفارش می کنند. به نظر شما دلیلی که حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری بر ساده زیستی مسئولین تاکید داشتند چیست؟ آیا مسئولین توانسته اند در اجرای این توصیه موفق باشند؟ دنیا طلبی مسئولین یکی از عوامل پیاده نشدن قوانین الهی استاگر به فرمایشات مقام معظم رهبری در مراسم ارتحال سال گذشته توجه کنید یکی از اصولی که ایشان بر آن تاکید کردند اصل ساده زیستی امام(ره) و دوری از تجملات و اشرافی گری بود. یکی از عوامل مهم موفقیت یک مسئول به ویژه در جایگاه رهبر ...

ادامه مطلب  

درایت سیاسی رهبرانقلاب، نشأت گرفته از اندیشه امام راحل است/ امام خمینی(ره) منادی اسلام ناب محمدی(ص) بود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار عصرهامون همزمان با سالگرد ارتحال امام راحل علمای اهل سنت سیستان و بلوچستان مطرح کردند: در راستای تداوم انقلاب باید ضمن داشتن اتحاد و انسجام، به توصیه ها و نصایح امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب عمل کنیم.باید به توصیه های امام خمینی (ره) عمل کنیممولوی نذیر احمد سلامی در گفت و گو با خبرنگار عصر هامون ضمن تسلیت فرا رسیدن سالروز وفات امام راحل(ره)، افزود: امروز اگر نگاهی به کشورهای جهان سوم بیندازیم، از دهه چهارم میلادی به بعد انقلاب های زیادی در کشورهای اسلامی و غیر اسلامی رخ داده است که برخی از آنها با یک جریان انحرافی دوباره به دوران قبل از انقلاب بازگشتند و افرادی که قبل از انقلاب بر مسند حکومت بودند به حکومت داری رسیدند.وی ادامه داد: بعد از انقلاب اسلامی، برخی درحال شکل دادن جریان های انحرافی بودند که امام راحل(ره) علاوه بر پیروزی انقلاب، در این جریانات نیز ورود داشته و نگذاشت انقلاب مصادره شود.وی با بیان اینکه درایت سیاسی رهبر انقلاب، نشأت گرفته از اندیشه امام راحل است، گفت: امام خمینی(ره) یک شخصیت استثنایی در جهان اسلام و در دوران خودش شخصیتی بی نظیر و دارای ابعاد گوناگونی از جمله ایمان به خدا، شجاعت و قاطعیت در برابر دشمنان بودند.این عالم اهل سنت خاطر نشان کرد: امام خمینی (ره) یک پیشوای مذهبی و رجال دینی بود و وظیفه داشتند انحراف دینی و سیاسی که در کشور وجود داشت، بیگانگان و حکامی که ثروت ما را مصادره کرده بودند را رفع کنند، در آن زمان مردم تنها نقش مصرف کننده را داشتند و بیگانگان و حکام سعی در منحرف کردن مردم داشتند که امام رسالت خود را به خوبی انجام داد.وی تاکید کرد: باید توصیه های امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب را مد نظر قرار داده و آنها را نسل به نسل انتقال دهیم.امام خمینی (ره) پرچمدار گسترش افکار انقلابی اسلامی در دنیاستمولوی عبدالرحمن ترنجزر در گفت و گو با خبرنگار چهاربهاران، ضمن تسلیت فرارسیدن سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) اظهار کرد: امام خمینی (ره) با اندیشه ­های دوراندیشانه­ اش، مسیر سعادت و رستگاری را بر مبنای آموزه­ های اسلام ناب محمدی (ص) قرار داد.وی افزود: امام راحل با تربیت نسلی ممتاز، ملتی مقتدر و شکست ناپذیر ایران را الگوی آزادگی، حق طلبی در عصر سلطه­ گر و استبداد معرفی کرد.مولوی اهل سنت بیان کرد: امروز ترس قدرتمندان و زورگویان عالم، فقط از اسلام و قرآن و مسلمانان واقعی است.وی ادامه داد: امروز واهمه پیروان اسلام امریکایی، از اسلام ناب محمّدی - صلّی اللَّه علیه واله – است.مولوی ترنجزر تاکید کرد: تمام احکام و تکالیفی که حضرت امام خمینی (ره) انجام می دادند در چارچوب قوانین و احکام اسلامی بود.وی گفت: حضور میلیونی مردم در مراسمات ارتحال حضرت امام(ره) تمام توطئه های دشمن را خنثی کرد و دشمن جرات نکرد که دست به اقدامی بزند.امام جمعه اهل سنت چابهار خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) انقلابی را مدیریت کرد که رسالت اتحاد شیعه و سنی، مبارزه با استکبار و حمایت از مظلومین جزء ارکان اساسی آن است.افکار و اندیشه های والای امام خمینی (ره) مخصوص یک ملت و مذهب نیستمولوی بلال مقدسیان امام جمعه اهل سنت اسفند دلگان در گفتگو با دلگان پرس با اشاره به سالروز رحلت حضرت امام خمینی (ره) اظهار کرد: رحلت امام خمینی (ره) برای همه آزادی خواهان دنیا بسیار سخت و ناراحت کننده بود.وی با اشاره به اینکه امام خمینی (ره) در دورانی حکومت دست نشانده غربی ها را شکست داد که خیلی ها حکومت پهلوی را ژاندارم منطقه می نامیدند، تصریح کرد: اما امام (ره) با رهبری حکیمانه خود و با کمک از خداوند متعال و همراهی ملت مسلمان ایران توانست حکومت دست نشانده ابرقدرتها را شکست دهد.امام جمعه اهل سنت اسفند دلگان با تاکید بر اینکه شناخت امام خمینی (ره) از اسلام ناب محمدی باعث پیروزی انقلاب شد، گفت: بنیان گذار انقلاب اسلامی در همان سال اول انقلاب جمعه آخر ماه رمضان را به نام روز قدس نامگذاری کرد و این حرکت تاریخی و کم نظیری بود.مولوی بلال مقدسیان با بیان اینکه امام خمینی (ره) در نزد اهل سنت از شخصیت بسیار والایی برخوردار است، اضافه کرد: افکار و اندیشه های امام راحل مختص یک ملت و یا مذهب نبوده است بلکه برای همه ملت ها و راهگشای امور همه ملل اسلامی است.وی با اشاره به اینکه امام خمینی (ره) در مقابل ظلم و ستم استکبار هرگز عقب نشینی نمیکرد، تصریح کرد: همین باعث جایگاه ویژه بنیان گذار انقلاب اسلامی در نزد تمامی مسلمانان دنیا شده است.امام جمعه اهل سنت اسفند دلگان با تاکید بر اینکه گرچه رحلت امام خمینی (ره) غم انگیز ترین حادثه تاریخ ایران بوده است، خاطرنشان کرد: اما انتخاب مقام معظم رهبری توسط خبرگان رهبری دشمنان انقلاب را نا امید و مایوس کرد.رهبری مهم ترین نقش امام خمینی در پیروزی انقلاب اسلامیمولوی مجیب الرحمن رئیسی امام جمعه موقت اهل سنت بخش جالق شهرستان سراوان معمار کبیر انقلاب اسلامی را شخصیت برجسته و معروف جهان دانست و اذعان داشت: ساده ترین نقش امام خمینی (ره) در پیروزی انقلاب اسلامی ایران اخلاص، خستگی ناپذیری و تحمل کردن مشکلات بود.وی افزود: مهم ترین نقش امام راحل در انقلاب اسلامی نقش رهبری بود چرا که در دنیا انقلاب های مختلفی شکل گرفته است اما به دلیل فاقد رهبر بودن و یا عدم اهداف تعالی به سرانجام نرسیده اند.امام جمعه موقت اهل سنت بخش جالق شهرستان سراوان گفت: انقلاب اسلامی ایران انقلابی است که صرفا برای تحقق بخشیدن حاکمیت الهی، دین اسلام و تمامی آرمان های اسلامی و موضوعات فرهنگی، اجتماعی، مادی و معنوی شکل گرفت.مولوی رئیسی با بیان اینکه نهضت امام خمینی (ره) دارای ریشه ای مستحکم و استوار است، خاطر نشان کرد: مسئولیت ما در این برهه از زمان ایجاب می کنند تا با برگزاری همایش های مختلف، اهداف انقلاب و اندیشه معمار کبیر انقلاب را به نسل جوان که آشنایی چندانی با امام راحل و انقلاب ندارند، نشر و گسترش دهیم.وی ادامه داد: امام (ره) دارای شخصیتی عظیم با ایمانی راسخ و قدرت آهنین بود که توانست ابر قدرت جهان که با دنیای غرب و شرق ادغام بود را تار و مار کند تا جایی که یکی از نویسندگان تاریخ معاصر راه یافتن به کره ماه را اعجاب انگیز تر از پیروزی انقلاب اسلامی توسط بنیانگذار انقلاب را ندانست.امام جمعه موقت اهل سنت جالق با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی موجب اتحاد میان فرق مختلف اسلامی و همبستگی میان اقوام ایرانی شد، تصریح کرد: رهایی یافتن از سلطه استعمار و استثمار قدرت های شرقی و غربی و خود کفا شدن در زمینه اداره کشور از دیگر مزیت های پیروزی انقلاب اسلامی ایران است.اندیشه های امام خمینی(ره) راهگشای بسیاری از ملت ها استمولوی عبدالرحیم ریگیان پور در گفت و گو با خبرنگار لادیز، اظهار کرد: امام خمینی عمر خویش در راه عزت اسلام و مبارزه با کفر سپری کرد و خداوند به ایشان توفیق داد که منجی ستمدیدگان و منادی اسلام در جهان باشند،انقلابی بودن و شجاعت ازمهمترین شاخصه های امام خمینی(ره) بودکه ازهیچ قدرتی درجهان ترس نداشت، حرکت ایشان در پیروزی انقلاب باعث بیداری اسلامی در جهان اسلام شد و بیداری اسلامی شکل گرفته در برخی از کشورها نشأت گرفته از انقلاب اسلامی ایران است.وی با بیان اینکه امام راحل در راه مبارزه با ظلم، بت طاغوت را شکست ،افزود: امام خمینی(ره) ساده زیست و با خدا و از تجمل گرایی و دنیا طلبی به دور بود و با همین روحیه خدایی توانست انقلاب اسلامی ایران را به پیروزی یرساند و امروز مقام معظم رهبری ادامه دهنده راه حضرت امام خمینی هستند که باید پیرو محض ایشان باشیم چراکه تبعیت از ولایت فقیه ضامن ادامه انقلاب است مرور وصیتنامه امام راحل و رهنمودهای رهبری نقشه راه در مقابله با دشمنان نظام و انقلاب است و باید زیر چتر ولایت با روحیه دین داری و فرهنگ برای تداوم انقلاب حرکت می کنیم.وی با اشاره به روحیه استکبارستیزی امام راحل،خاطرنشان کرد: شخصیت امام راحل درجهان بی نظیر بود و امروز در دنیا اندیشه های امام خمینی(ره) راهگشای بسیاری از ملت ها است و دشمنان ازاهداف واندیشه های بنیانگذارکبیرانقلاب واهمه داشته و دارند، حفاظت و حراست از ارزش های انقلاب وظیفه هر ایرانی است و مطالعه و پیاده کردن وصیت نامه امام راحل،مسیر درست را به مردم و مسئولین نشان می دهد و راهنمای انها در اداره کشور است.مولوی ریگیان پور با اشاره به لزوم تبیین اندیشه های امام خمینی(ره) ...

ادامه مطلب  

سوء استفاده دشمن از غفلت شیعیان در دوران امام صادق(ع) / مهمترین چالش در دوران امام صادق(ع) - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا میزگرد تخصصی «ظرفیت علمی امام صادق(ع)» و «الگوگیری از رفتار امام صادق(ع) در مواجهه با جریانات سیاسی و انحرافی» با حضور حجت الاسلام صادق گلزاده، رئیس کمیسیون طرح وبرنامه مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه و دکتر حجت ترشیزی، دکترای علوم قرآن و حدیث در باشگاه خبرنگاران پویا برگزار شد. در این میزگرد عناوینی همچون فلسفه شکل گیری مذاهب و فرقه های مختلف مذهبی در دوران امام صادق(ع)، معرفی ویژگی های امامان اهل سنت، بهره علمی امامان اهل سنت از امام صادق(ع)، فلسفه مناظرات ادیان و فرق مختلف با امام صادق(ع)، منجی گرایی در دهه دوم هجری قمری، بدلسازی دشمنان فعلی از جریانات دهه دوم هجری قمری، انواع فتنه های دوران امام صادق(ع) و رفتار حضرت با این جریانات و ... مورد بحث و گفت وگو قرار گرفت. مشروح این میزگرد را در ادامه بخوانید. تسنیم: قبل از ورود به بحث ظرفیت علمی امام صادق(ع)، ابتدا می خواستیم درباره علم و یا محدوده دانش اهل بیت(ع) مطالبی بفرمایید. حجت الاسلام گلزاده: اهل بیت(ع) از جهات علمی، معرفتی، اجتماعی، اخلاقی و نیز در تمام ابعاد انسانی، در نهایت کمال هستند. جهت دیگر اگر به اهل بیت(ع) نگاه کنیم، ایشان حجت خدا بر روی زمین هستند. حجت یعنی نشانه، سند و چیزی که شما با او به خدا پی می برید و به خدا می رسید. از سوی دیگر به تعبیر قرآن راسخان در علم هستند. راسخ در علم یعنی ستون علم هستند نه به این معنا که علم و دانشی دارند؛ تکیه گاه علمند نه اینکه به علم تکیه زده باشند؛ سکوی علمند نه اینکه از سکوی علم بخواهند پرش داشته باشند. علم و فرآیند علم دستان اهل بیت(ع) است و مابقی ریزه خوار آنهاپیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز در حدیثی فرمودند «أَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ‏ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا؛ من شهر علم هستم و علی دروازه آن»؛ لذا اهل بیت (علیهم السلام) در هر صورت باب علم خداوندی هستند و پذیرش یا عدم پذیرش گروهی از مردم باعث نمی شود نعوذاً بالله از مقام آنها کاسته شود بلکه هرکس می خواهد به حکمت و عقلانیت و معرفت برسد، راهی جز رفتن به در خانه اهل بیت (علیهم السلام) ندارد. اصلاً فرآیند علم الهی دست پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) است مابقی ریزه خوار خان این نعمت هستند.حجت الاسلام و المسلمین صادق گلزاده در میزگرد تخصصی «ظرفیت علمی امام صادق(ع)» و «الگوگیری از رفتار امام صادق(ع)»این را از این جهت عرض کردم خطای فاحشی که برخی در فهم امامت مرتکب شدند، این است که ظرفیت جامعه برای پذیرش امامت را با مشروعیت اشتباه گرفتند. به عنوان مثال درجه دکتری من با مراجعه کم و زیاد نمی شود. امام معصوم (علیه السلام) مقامش الهی و ربوبی است. هر اندازه جامعه ظرفیت بهره مندی از این مقام را پیدا کند، از این نعمت برخوردار می شود نه اینکه امام بر اثر پذیرش یا عدم پذیرش مردم بهره مند یا محروم شود. این خطاست که با خط کش و معیار علم بشر سراغ اهل بیت (علیهم السلام) برویم و با این روش بخواهیم عملشان را بشناسیم لذا این کار از مبنا اشتباه است همچنان که با انتخاب بازیِ دیپلماسی بشر یک عده به خودشان اجازه می دهند با همین مبنا امیرالمؤمنین (ع) یا هر یک از اهل بیت (علیهم السلام) را ارزیابی کنند.رفتار اهل بیت(ع) محدود در زمان و مکان خاص نیستحجت ترشیزی: در تکمله بحث حاج آقای گلزاده عرض کنم این را باید توجه داشته باشیم امامت اهل بیت(ع) محدود در زمان و مکان نیست. ابتدا باید بدانیم ما چه تعریفی از امام داریم؟ آیا امام فردی در میان افراد است که علمش بالاتر است؟ آیا امام فردی است که اخبار غیبی دارد؟ ما می توانیم ورودهای مختلفی به مفهوم امام داشته باشیم. ما در واقع می گوییم امامِ من، یعنی امام عالم؛ یعنی برای یک زمان و مکان محدود نیست. امامتِ امام در یک بازه 60 ـ 70 ساله نیست. با این تعریف رفتار اهل بیت(ع) هم مبتنی بر یک نگاه آینده نگرانه و آینده سازانه است. ما نباید رفتار و منش ایشان را منحصر در زمان خودشان بدانیم؛ لذا با شناخت رفتار اهل بیت(ع) در هر دوران، می توان الگوهای مناسب رفتاری در زمان کنونی به دست آورد.لزوم درک رفتار امام، آشنایی با درجات بالاتر مفهوم امام استحال در این فضا، رفتارشناسی امام صادق(ع) چگونه است؟ ایشان چه رفتارهایی را از خود بروز دادند که من باید از آنها تبعیت کنم و در قبال آنها مأموم باشم. بنابراین باید وارد ساحت ها و درجات بالاتر مفهوم امام شویم تا بتوانیم خودمان را با امام(ع) هماهنگ کنیم. اگر این کار را نکنیم، ما در امامِ سال 83 هجری باقی می مانیم و نمی توانیم بهره بایسته و شایسته را ببریم. پس تا اینجا اینطور شد که باید با درجات بالاتر مفهوم امام آشنا شویم، خودمان را با آن درجات تطبیق دهیم، رفتار و برنامه کلی امام را بشناسیم و خود را با این برنامه ها در سیر زمان هماهنگ و همراستا کنیم؛ بنابراین رفتارشناسی ائمه(ع) ورود خوبی برای کسب معرفت است. این را هم عرض کنم فهم برنامه خداوند هم تنها از طریق قرآن قابل درک و فهم است؛ لذا خود اهل بیت(ع) با فهم و علم نسبت به برنامه های خداوند، خود را قویاً با قرآن هماهنگ می کردند و ذره ای به چپ و راست گرایش نمی یافتند.دکتر حجت ترشیزی در میزگرد تخصصی «ظرفیت علمی امام صادق(ع)» و «الگوگیری از رفتار امام صادق(ع)»تسنیم: با توجه به گستره علوم مختلف در دوران صادقین(ع)، موضوع را با ظرفیت علمی امام صادق(ع) آغاز کنیم؛ خب در این رابطه نحوه عملکرد حضرت با این جریانات مختلف علمی و مذهبی به چه شکلی بود؟ حجت الاسلام گلزاده: باید ابتدا عرض کنم فرقه های مختلفی که در دوران امام صادق(ع) و سایر اهل بیت(ع) صورت گرفت، تماماً به خاطر این بود که در مقابل قله علمی و معرفتی و خورشید نورانی اهل عترت(ع) تقابل کنند؛ دشمنان در این تقابل هر بار مغلوب علم و معرفت امام(ع) می شدند که ما اوج این تقابل را در دوران امام صادق(ع) با ظهور بسیاری از فرقه های انحرافی می بینیم که نوع برخورد حضرت با این فرقه ها نیز جای بحث و بررسی دارد.طرح مناظرات با امام صادق(ع) برای تقابل با حضرت بودبنابراین از دسته جات مختلف علمی و کلامی از سراسر دنیا نزد امام صادق (علیه السلام) برای مناظره می آمدند تا جایی که عده ای قصد داشتند با این مناظرات به شخصیت علمی و معرفتی امام (علیه السلام) آسیب وارد کنند که هر بار در مناظرات منکوب می شدند. حتی در تاریخ داریم امام صادق (علیه السلام) را هنگام طواف رها نمی کردند؛ شخصی مثل «ابن ابی العوجاء» کسی بود که با این عمل می خواست در انظار عمومی علم امام (علیه السلام) را خدشه دار کند که هر بار منکوب و مقهور علم امام(ع) می شد. اصلاً قدرت نمایی اسلام این است که وجود مقدسی مانند پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) را به زمین آورده است و با خشن ترین افراد، دارد یک دین منعطف را پیاده می کند. حال که فرقه های مختلف از کنار آن سر در آوردند به این دلیل است که معارف آن فهم نشده و به خوبی انتقال داده نشده است. در هر صورت جامعه بشری آن روز از ادیان و فرقه های مختلف با هر منطقی که وارد صحنه مناظره و مبارزه سیاسی و معرفتی با امام صادق (علیه السلام) شد، با شکست مواجه شد.تسنیم: موضوع بعدی که در خدمت شما هستیم «الگوگیری از رفتار امام صادق(ع) در مواجهه با جریانات سیاسی و انحرافی» است؛ همان طور که مستحضرید، بیشترین جریانات انحرافی و فرقه ای در این زمان شکل گرفت؛ عمده ترین جریانات و فرقه های عقیدتی و سیاسی در دوران امام صادق(ع) در بین انبوه جریانات و فته ها کدام موارد بودند؟حجت ترشیری: با کسب اجازه از حاج آقای گلزاده ابتدا عرض کنم بعضی از موضوعاتی که در دوران امام صادق(ع) رخ داده است، باید بازگو شود، زیرا تاریخ ما بر اساس الگو و برنامه های ائمه(ع) نیست بلکه تاریخمان بر اساس تاریخ نویسان و یا برخی روایات است. بر این اساس باید گفت امام باقر و امام صادق(ع) چه برنامه ای داشتند که مبانی فقه را در زمان خود رواج دادند؟ آیا برای این بود که شیعیان را برای دوران ظهور آماده کنند؟ امام صادق(ع) چه برنامه ای داشت که دعای عهد و ندبه را جریان داد؟ اگر اینگونه تفکر نکنیم، تشیع ما زیر سؤال خواهد رفت. بنابراین ما باید به گونه ای الگو بگیریم که هدفمان به سوی آینده باشد و برای آن آینده، مأموم امام صادق(ع) باشیم، زیرا امام، عامل و خلیفه برنامه های خدا روی زمین است. لذا بنده با این تعریف، مهم ترین و مخرب ترین جریانات فکری را در موضوع «مهدویت دروغین» می دانم که در پایان نامه ای به این موضوع پرداختم. حجت الاسلام گلزاده: بله درست است؛ یک برنامه حرکتی نیازمند یک اشراف کامل و تمام عیار و احتیاج به مبانی قابل فهم و اندازه گیری برای دیگران است. خداوند یک قله نمایی برای انسان در نظر دارد که همان عبودیت است که برای رسیدن به آن نیاز به دو عنصر هدایت و رهبری یک راهبر است. مرحوم ملاصدرا در چرایی توحید، یک مبدأ و معاد را معرفی می کند که مبدأ همان توحید است و برای هدایت و رهبری به سوی معاد، عقل می گوید باید کسی بیاید که مشرف به این راه باشد. حال در ادوار مختلف هادیانی در قالب های مختلف بودند که انبیاء و اوصیا واهل عترت(ع) از جمله آنهاست. از سوی دیگر مسیر مقصد و معاد در قرآن تبیین شده است لذا قرآن، هم باید مرتب فهمیده شود و هم تبیین شود. اما چگونه ممکن است؟ مفسر و تبیین گر این کتاب الهی، هادی و هدایت گرِ به سوی معاد است. از این جهت قرآن بدون امام امکان پذیر نیست. اینکه انبیاء و اهل بیت(ع) در مقاطع مختلف آمدند، به این دلیل است که بشر در هر مقطعی بسته حرکتی و بسته توسعه ای خاص آن زمان را نیاز دارد که جز این هادیان کسب نمی شد. تسنیم: بله تشکر؛ دکتر ترشیزی جریان «مهدویت دروغین» در دوران امام صادق(ع) را مهم ترین جریان انحرافی آن زمان معرفی کردید؛ در این باره بیشتر توضیح می دهید. حجت ترشیری: در قرآن ماجرایی به نام «هزار ماهه» داریم. این ماجرا برای خداوند خیلی اهمیت دارد. خداوند در سوره قدر می فرماید شب قدر از ماه بهتر است؛ «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر» که بر اساس روایات خداوند آن را در مقابل هزار ماه فساد بنی امیه قرار داد. امام صادق(ع) ضمن روایت مفصلی در این باره از قول امیرالمؤمنین(ع) فرمود: روزی پیامبر(ص) بر منبرش یک مقدار خواب آلود می شود و در این هنگام می بیند یک تعداد بوزینه از منبرش بالا می روند و مردم را به عقب باز می گردانند؛ پیامبر(ص) بر می خیزد و آثار حزن در چهره اش مشخص می شود؛ در این هنگام جبرئیل تشریف می آورد و این آیه را می خواند: «وَ ما جَعَلْنَا الرُّؤْیَا الَّتِی أَرَیْناکَ إِلَّا فِتْنَةً لِلنَّاسِ وَ الشَّجَرَةَ الْمَلْعُونَةَ فِی الْقُرْآنِ وَ نُخَوِّفُهُمْ فَما یَزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْی ...

ادامه مطلب  

دنیاطلبی مسئولان عامل عدم رشدکشور/افزایش مشکلات با حضور آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه سیاست-هادی رضائی:امام خمینی نامی ماندگار در تاریخ ایران و جهان است. آثار وجودی دوران زندگانی امام، به گونه ای است که او را به حقیقتی زنده و پویا برای عصرها و نسل های پس از خود تبدیل کرده است. عشق و علاقۀ وافر امت اسلامی و حتی غیر مسلمانان به این مرد الهی و تجدید خاطرۀ با آن امام راحل، حکایت از استمرار حیات پویا و تأثیر علمی ژرف ایشان دارد. بزرگداشت امام، ابعاد گوناگونی را می طلبد اما مهم ترین آن ها بازخوانی اندیشه های نورانی و استوار امام راحل و معرفی آن ها به نسل جوان و طالب حقیقت است. در میان اندیشه ها و دیدگاه های امام، بازشناسی اندیشه های حکومتی ایشان اهمیتی خاص و جایگاهی ویژه دارد که خود برخاسته از دو دلیل است: اول آن که بزرگ ترین دست آورد عملی امام، بنیان نهادن جمهوری اسلامی ایران بر ویرانه های رژیم سلطنتی است که از رهیافت ایشان به تعامل دین و حکومت و نگرش ایشان به حکومت اسلامی در عصر غیبت سرچشمه گرفته است. در استمرار این راه نیز، مبانی نظری جمهوری اسلامی ایران بیش از هر چیز ازنظریه پردازی ایشان در باب حکومت تأثیر پذیرفته است. روشن است که اندیشه هایی که علت محدثه و مبقیۀ انقلاب بوده، شایسته تأمل، بازشناسی و ترویج است. دوم آن که اندیشه های امام در این عرصه، در حجمی وسیع و در دوران های مختلفِ قبل از شروع مبارزات، دوران مبارزه و پس از پیروزی انقلاب و به گونه های مختلفِ کتاب، مصاحبه، سخنرانی و اعلامیه ارائه شده است. بی تردید تدوین، تبیین و ارائه به روزِ این مجموعۀ ارزشمند، کاری بایسته و شایسته است؛ به ویژه آن که نظام جمهوری اسلامی ایران برای پویایی و پایایی خود سخت بدان نیازمند است. برای آشنایی بیشتربا سیره و اندیشه های الهی امام خمینی (ره) با «حجت الاسلام عبدالعلی گواهی» نماینده ولی فقیه در سپاه محمد رسول الله(ص) تهران و تولیت آستان مقدس امامزاده صالح به گفتگو نشستیم.وی در این رابطه گفت:جایگاه امام برای نسل دیروز، امروز و فردای جامعه ما هنوز ناشناخته و هنوز اندیشه های ایشان برای همگان تبیین نشده است. ایشان یک شخصیت بسیار ممتازی بودند که شاید نسل های آینده بتوانند به جایگاه و بزرگی ایشان پی ببرند، ما هنوز حضور امامرا در میان خود حس می کنیم و هیچ گاه احساس نکردیم که ایشان از میان ما رفته، ایشان بنیانی را در جامعه ما بنا نهادند و بعد از آن حضرت نیز فرد بسیار لایقی در این جایگاه قرار گرفت، که خلا ایشان را حس نکردیم. آینده گانمی توانند پی ببرندبنیانگذار جمهوری اسلامی ایران چه ویژگی هایی داشته است.متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:در ایام سالگرد ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) قرار داریم، به نظر شما دلیل اهمیت بزرگداشت این مرد بزرگ برای جوانان و نسل امروز چیست؟ مسئله بزرگداشت حضرت امام(ره) موضوعی بسیار حائز اهمیت است. همانطور که می دانید خرداد، ماه بسیار سرنوشت سازی در نهضت امام خمینی(ره) بوده است. آغاز نهضت امام در خرداد شروع شد و رحلت ایشان نیز در همین ماه. امام(ره) نیز همواره می فرمودند «من همه چیز را از نیمه خرداد طلب می کنم».امام (ره) برای نسل دیروز، امروز و فردای جامعه ما هنوز ناشناخته استجایگاه امام برای نسل دیروز، امروز و فردای جامعه ما هنوز ناشناخته و هنوز اندیشه های ایشان برای همگان تبیین نشده است. ایشان یک شخصیت بسیار ممتازی بودند که شاید نسل های آینده بتوانند به جایگاه و بزرگی ایشان پی ببرند، ما هنوز حضور امامرا در میان خود حس می کنیم و هیچ گاه احساس نکردیم که ایشان از میان ما رفته، ایشان بنیانی را در جامعه ما بنا نهادند و بعد از آن حضرت نیز فرد بسیار لایقی در این جایگاه قرار گرفت، که خلا ایشان را حس نکردیم. آیندگانمی توانند پی ببرندبنیانگذار جمهوری اسلامی ایران چه ویژگی هایی داشته است.امام(ره) به همه مردمبه ویژه جوانان و کوخ نشینان اعتقاد داشت و همگان در اندیشه ایشان جایگاه ویژه ای داشتند. ایشان معتقد بودند در جامعه اسلامی همواره کوخ نشینان مدافعان انقلاب هستند و آنها هستند که از انقلاب نگهداری و حراست می کنند. این مستضعفان و ضعفا هستند که در موقع مشکلات و جنگ به دفاع از میهن اسلامی و آرمان های انقلاب می پردازند. این ضعفا هستند که در مقابل تحریم ها، دشمنی ها و همه سختی ها ایستادگی می کنند.جوانان در اندیشه امام(ره) جایگاه خاص و ویژه ای داشتندجوانان در اندیشه امام(ره) جایگاه خاص و ویژه ای داشتند، ایشان در نجف به زنان فرمودند: «شما بروید و از کودکانتان مراقبت ونگهداری و تربیت کنید، زیرا ما به این کودکان نیازمندیم»؛ این جمله را امام(ره) سال ۱۳۴۲ گفتند «سربازان من هنوز در گهواره هستند» و در سال ۱۳۵۷ همین کودکان بودند که در صحنه انقلاب نقش آفرینی کردند. در جنگ تحمیلی نیز شاهد بودیم که ۹۹ درصد از فرماندهان جنگ جوانان بودند و شما می بینید مسئولینی که امروز در کشور دارای جایگاه و مقامی هستند در ابتدای انقلاب نیز مسئول بودند. رهبر معظم انقلاب ۲۹ سال پیش رئیس جمهور این کشور بود. اینها مشخص می کند که امام(ره) اعتقاد ویژه ای به جوانان داشتند و می دانستند که جوانان مدافعان انقلاب و میهن اسلامی هستند.ماه گذشته شاهد برگزاری دو انتخابات مهمبه صورت همزمان بودیم و مشاهده کردیم که ملت ایران حضور گسترده ای پای صندوق های رای داشتند؛ به نظر شما اهمیت حضور مردم در صحنه ها در دیدگاه امام چه جایگاهی داشت؟ یکی از بزرگان می فرمودند وقتی به نجف برای دیدار امام(ره) رفتم، چهار ویژگی بارز را در ایشان دیدم، آمن به ربه، آمن به قوله، آمن به سبیله و آمن به رسوله، حضرت امام به این چهار ویژگی اعتقاد اساسی داشتند. ایشان اعتقاد کامل به خداوند داشتند و می دانستند که در لحظات سخت این خداوند است که به دادمان می رسد. ایمان به رسول الله(ص) و ائمه اطهار(ع) داشتند و از طرفی معتقد به هدف شان بودند، شما اگر به سخنرانی های این بزرگوار از سال ۴۲ تا ۶۸ نگاه کنید هیچ تغییری در هدفش ایجاد نشده بود و مشکلات و سختی ها نتوانست تغییری در هدف امام(ره) ایجاد کند. از طرفی دیگر ایشان به قول و حرفش اعتقاد داشت و همواره بر حضور مردم تاکید داشت و شما مشاهده می کنید که در وصیت نامه سیاسی و الهی اش آورده اند که مردم ما از مردم زمان رسول الله(ص) و حضرت علی (ع) در عراق بالاتر هستند این جمله جایگاه بالای مردم نزد امام(ره) را نشان می دهد.مشکلات و سختی ها نتوانست تغییری در اهدف امام ایجاد کندایشان جایگاه مردم زمان ما را از مردم زمان رسول الله(ص) بالاتر می دانستند و به مردم اعتماد کردند؛ البته مردم نیز حقیقتا جواب درستی به این اعتماد امام(ره) دادند و حق را نسبت به امام(ره) ادا کردند. شما در هیچ جای دنیا مشاهده نکردید که یک رهبر وقتی به قدرت می رسد با آن اجتماع عظیم روبرو و در زمان رحلتش نیز یک جمعیت چندین برابری او را بدرقه کنند. این نشان دهنده الفت میان ملت و امام شان است و لفظی که برای این ارتباط بین مردم و امام به کار برده شد که در دیگر انقلاب ها شاهد آن نیستیم، لفظ امت و امام و یا امام امت است که تنها در انقلاب اسلامی و قاموس امام(ره) به کار رفته و در هیچ جای دیگر شاهد آن نیستیم. برخورد امام(ره) با مردم بحث مرید و مراد و پدر و فرزندی بود. ایشان همان گونه که پیامبر(ص) نسبت به امتش دلسوز بود نسبت به مردم دلسوز و خیرخواه بود و به دنبال احقاق حق و حقوق مردم بود. او انواع تهمت های خشک مقدسان و متحجرین را شنید اما ذره ای خم به ابرو نیاورد و چیزی از اراده او کاسته نشد. یکی از مسئولین می گفتند هرگاه امام(ره) را می دیدیم اعتقاد و امیدمان به آینده و انقلاب مستحکم تر می شد.به نظر شما اساسی ترین اصول اندیشه امام راحل چه بوده است؟ برای شناخت بهتر اندیشه امام(ره) باید تمام مکتوبات و سخنرانی های حضرت امام را یک دوره بازخوانی کرد و این موضوعات را به معرض دید مردم گذاشت. ایشان گفتارشان همان بود که کردارشان بود و آن چیزی را می گفت که خود عمل می کرد؛ این برخلاف سایر سیاستمداران و رهبران انقلاب های جهان است. قول و فعل امام یکی بود و باید اندیشه امام(ره) برای جوانان بازخوانی شود. توصیه می کنم به جوانان که برای شناخت بهتر امام به سخنرانی های مقام معظم رهبری در ۲۸ سال گذشته و در مراسم ارتحال ایشان رجوع کنند، سپاه تهران مجموع اینسخنرانی رهبری را تبدیل به یک کتاب با عنوان «امام بزرگوار ما» کرده، جوانانبرای شناخت بهتر امام راحل می توانند از این کتاب استفاده کنند. سخنرانی های رهبری شناخت درست و جامعی از حضرت امام(ره) به جوانان می دهد.حضرت امام در مقابل استکبار جهانی به ویژه آمریکا رویکرد و نگاه ویژه ای داشتند، دستاورد این نگاه برای نظام جمهوری اسلامی چیست؟ امام معتقد بودمشکلات کشور با ارتباط و حضور آمریکایی ها بیشتر می شودامام حقیقتا استکبار را برخلاف بسیاری از سیاستمداران و رهبران جهان ضعیف ترین موجود می دانست. امروز شما شاهدید پادشاه عربستان در مقابل رئیس جمهور امریکا چگونه برخورد می کند و او را مقتدرترین حاکم جهان می داند و دولتمردان امریکا همانند یک گاو شیرده در حال دوشیدن آل سعود هستند. اما امام بزرگ ما می فرمودند «امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند» و همواره به آن معتقد بودند. ایشان معتقد بودند که مشکلات کشور با ارتباط و حضور آمریکایی ها نه تنها کم نمی شود بلکه بیشتر می شود. در عمل نیز دیدیم که در این سالهای بعد از انقلاب مسائل و مشکلات کشور به خاطر دشمنی های آمریکا بوده و هست. دولت مردان آمریکاییهیچگاه خیرخواه ملت ما نبوده و همواره در حال توطئه علیه نظام و ملت ما هستند. این خیلی ساده لوحانه است که مسئولین جمهوری اسلامی توقع داشته باشند، امریکا به آنها کمکی بکند. هرگز امریکا به ما کمک نمی کند و این حس مسئولیت به امریکا و غرب برای حل مشکلات کشور بسیار بد و مخرب است. مسئولین باید توجه داشته باشند که امام(ره) امریکا را به درستی شناخته بود و همواره در دشمنی امریکا با ملت ما تاکید داشتند و نگاه مسئولین برای حل مشکلات و امید به امریکا داشتن برای کشور بیچارگی است.وقتی به روزهای اول انقلاب نگاه می کنیم شاهد بحران ها و مسائل بزرگی از قبیل ترور شهیدان بهشتی، رجایی، مطهری و جنگ تحمیلی هستیم؛ اما همواره امام(ره) از اطمینان خاطر ویژه ای برخوردار بودند و هیچ گاه از پیروزی ناامید نشدند. به نظر شما این اطمینان خاطر و آرامش از کجا نشات می گیرد؟ کسی که خود و هدفش را بر حق بداند، هیچ توفانی نمی تواند او را حرکت دهد. امام(ره) به مسیری که انتخاب کرد اعتقاد داشت و کمک پروردگار را در این راه مشاهده می کرد. در قرآن نیز آمده است که: «إن تنصروا الله ینصرکم»، «اگر شما خدا را یاری کنید خدا نیز شما را یاری می کند» امام چون به این موضوع معتقد بود، هیچ گاه از هدفش کوتاه نیامد و نگران هیچ موضوعی نبود. امام چون به خدا ایمان داشت از همان روز اول در مسیر خود راسخ بود و زمانی که شب ۲۲ بهمن آیت الله طالقانی به او می گوید حکومت نظامی است و مردم نباید در خیابان ها حضور پیدا کنند، می فرمایند: «اگر کسی دیگری گفته که مردم باید در خیابان ها حضور پیدا کنند چه؟» این نشان می دهد که انقلاب ما به جایی وصل است و ما امروز معتقدیم که انقلاب ما یک انقلاب الهی است و از سوی خداوند هدایت می شود. وگرنه بعد از رحلت امام انقلاب باید با مشکلات بسیاری روبرو می شد، اما مشاهده می کنیم که انقلاب با یک شکوفاییبیشتری راه خود را ادامه می دهد.شاید رهبر کبیر انقلاب در ۱۰ سال زمان حکومتشان فرصت تدوین و پیاده کردن مبانی انقلاب اسلامی را نداشتند، اما شخصی بعد از ایشان در جایگاه رهبری قرارمی گیرد که اهداف و قواعد اصول امام را به بهترین شکل پیاده کرده است.یکی از اصول اساسی زندگی امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری ساده زیستی است و ما شاهد آن بودیم روزی که امام آمد و روزی که دعوت حق را لبیک گفت بر دارایی های مادی ایشان افزوده نشد، بعد از امام(ره) نیز مقام معظم رهبری بنا بر اعتراف همگان ساده زیست هستند و همواره مسئولان را به ساده زیستی و دوری از اشرافی گیری سفارش می کنند. به نظر شما دلیلی که حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری بر ساده زیستی مسئولین تاکید داشتند چیست؟ آیا مسئولین توانسته اند در اجرای این توصیه موفق باشند؟ دنیا طلبیمسئولین یکی از عوامل پیاده نشدن قوانین الهیاستاگر به فرمایشات مقام معظم رهبری در مراسم ارتحال سال گذشته توجه کنید یکی از اصولی که ایشان بر آن تاکید کردند اصل ساده زیستی امام(ره) و دوری از تجملات و اشرافی گری بود. یکی از عوامل مهم موفقیت یک مسئول به ویژه درجایگاه رهبری آن ...

ادامه مطلب  

وظایف کمیسیون «پاسداری از ولایت فقیه» در خبرگان چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، یک روز پیش از اجلاسیه دوم مجلس خبرگان بود که تهران را به مقصد قم ترک کردیم تا با امام جمعه و نماینده ولی فقیه در اصفهان گفت وگو کنیم. شاگرد پا به سن گذاشته امام راحل در قم میزبان ما شد و با صبر و حوصله سوالات ما را از سالهای دور نهضت و همراهی اش با امام راحل پاسخ گفت. جواب هایی که با طمانینه داده می شد و مشخص بود یاد کردن از آن دوران برای وی لذت بخش است. آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد در شهریور ۱۳۲۳ شمسی در روستای ظفرقند اردستان به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۳۷ با مشورت پدر جهت تحصیل و فراگیری علوم دینی راهی شهر مقدس قم شد و تا سال ۴۳ دروس مقدماتی و قسمت عمده کتب سطح حوزه را در محضر اساتید حوزه علمیه قم فرا گرفت و در اواخر سال ۴۳ تقریبا همزمان با تبعید امام خمینی (ره) به ترکیه برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف شد و در محضر علمای آن بلاد تلمذ کرد. وی در مدت اقامت در نجف از نزدیک شاهد زندگی شخصی و نحوه مبارزات امام بود و روایت ها و کمتر گفته شده هایی از آن دوران دارد. آیت الله طباطبایی نژاد در اواخر سال ۴۸ از شهر نجف به ایران مراجعت کرد و مشغول به تحصیل و تدریس و فعالیت انقلابی شد. از جمله مسئولیت های آیت الله طباطبایی نژاد می توان به مسئولیت های ذیل اشاره کرد:عضویت در دیوان عالی کشورنماینده مردم اردستان در دوره سوم و جهارم مجلس شورای اسلامینماینده مقام معظم رهبری در کشور سوریه منصوب گردیدندنماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهانعضویت در مجلس خبرگان رهبریمتن پیش رو نیز گفت وگوی دوساعته با آیت الله طباطبایی نژاد است که از منظرتان می گذرد: با تشکر از وقتی که در اختیارمان قرار دادید، حضرتعالی از چه زمانی برای تحصیل به قم مشرف شدید و مبدأ آشنایی شما با حضرت امام خمینی(ره) در چه تاریخی بود؟ بسم الله الرحمن الرحیم. بنده از سال ۱۳۳۷ وارد قم شده و در سن ۱۴ سالگی مشغول تحصیل شدم. زمان مرحوم آیت الله بروجردی بود و از همان زمان که قم آمدیم و نوجوان بودیم با امام آشنایی پیدا کردیم. وقتی درس امام در مسجد سلماسی تعطیل می شد تقریباً خیابان ارم پر از طلبه می شد و می گفتند درس حاج آقا روح الله تمام شده است. درس خارجش تقریباً بعد از درس مرحوم آیت الله بروجردی بیشترین جمعیت را داشت. با مرحوم حاح آقا مصطفی هم در مدرسه حجتیه که درس اسفار ملاصدرا را می گفت آشنا شدیم و به ایشان علاقه مند بودیم. آن زمان صحبت نهضت و قیام نبود و بعد که مرحوم بروجردی از دنیا رفتند، صحبت نهضت شروع شد و ما هم بیشتر با امام آشنا شدیم.مطالعه مخفیانه «کشف الاسرار» امام خمینی(ره) امام البته قبل از آن هم کتاب «کشف الاسرار» را نوشت که این کتاب پیش یکی از دامادهای ما در تهران موجود و البته ممنوع بود و آن موقع وی کتاب را در مغازه اش مخفی کرده بود و در کارتونی گذاشته بود. من آن زمان کتاب کشف الاسرار امام را می خواندم. به خصوص جواب هایی که به کسروی داده بود. وقتی این کتاب را می خوانیم متوجه می شویم حرف های امام از نوجوانی با حرف زمان پیریش یکی بوده و حقیقت را درک کرده بوده و کتاب بسیار خوبی است. در واقعه مدرسه فیضیه هم حضور داشتید؟ بعد از وفات مرحوم آقای بروجردی جلسه ای ۲۵ شوال مصادف با شهادت حضرت امام صادق (ع) بود که به واقعه فیضیه معروف است و من خودم آنجا بودم. جلسه را مرحوم آقای گلپایگانی گرفته بودند و بعضی به امام گفته بودند شما هم شرکت کنید و بعضی گفته بودند شرکت نکنید. مرحوم آقای انصاری قمی منبری بود و بسیار هم آن زمان مشتری داشت. خیلی شیرین حرف می زد. ایشان منبر رفته بود و ما هم کنار ایستاده بودیم. دیدیم وسط جمعیت هر چه آقا می خواهد صحبت کند یکی صلوات می فرستاد و بقیه می فرستادند. آقای انصاری می گفت هر که می خواهد صلوات بفرستد اجازه دهد خودم بگویم.پسر همشیره ما حاج آقا رضا موسوی که ۴، ۵ سال قبل فوت کردند و از من ۵، ۶ ماه کوچک تر بود با این آقای حمید روحانی که ما به او زیارتی می گفتیم، این دو نفر خیلی داغ بودند. پسر همشیره ما عصبانی شده بود و از پشت سر زده بود توی گوش آن شخص که صلوات می فرستاد. یک دفعه دیدیم ریختند سر کسی و او را می زنند. خیلی هم کتک خورد.حمله کنندگان به فیضیه «بهایی» بودند/ درخواست شنیع از طلبه هاخلاصه مجلس بهم خورد و آقای انصاری هم از منبر آمد پایین. یک دفعه ریختند داخل مدرسه و چوب های درختان انار دستشان بود. شیشه ها را می شکستند و به سر طلبه ها می زدند. ما و یک تعدادی از دیوار مدرسه فیضیه رفتیم مدرسه دارالشفا و فرار کردیم. اخوی ما که در انفجار حزب جمهوری اسلامی شهید شدند، داخل فیضیه مانده بود و جزو کسانی بود که داخل حجره ها رفته بودند. این ها آمده بودند در حجره ها را باز می کردند و می گفتند بیایید بیرون و هر طلبه ای که می خواست بیاید بیرون با چوب به سرش می زدند. افرادی که هجوم آوردند عوامل ساواک بودند؟ بله؛ اما بنظر می رسید بهایی ها هستند چون اخوی به من می گفت که ما را در ایوان جمع کردند و گفته بودند که باید به امام زمانتان لعن کنید! متأسفانه طلبه ها خیلی بابت این مسئله گریه کرده بودند.بین «فیضیه» و «دارالشفا» جوی خون جاری شد گویا یک طلبه را هم از بالای بام به پایین انداختند. یک طلبه را انداخته بودند که شهید شد و بعد امام خیلی به وی پرداخت. بین مدرسه فیضیه و مدرسه دارالشفا اگر رفته باشید یک راهروی آب بود که خیلی خون در آن ریخته شده بود یعنی معلوم نبود چه کرده بودند و انگار کسی را سر بریده باشند خون جاری شده بود. زمانی که با نهضت امام آشنا شدیم قبل و بعد ۱۵ خرداد همواره در تظاهرات شرکت می کردیم که البته کسی غیر از طلبه ها شرکت نمی کردند حتی می توانم بگویم یک غیرطلبه هم شرکت نمی کرد. یعنی نهضت هنوز جنبه عمومی پیدا نکرده بود؟ بله، مردم باورشان هم نمی شد شاید ما هم باور نمی کردیم اما به حساب حمایت از روحانیت و دین بالاخره راه می افتادیم اما اینکه شاه بتواند با این کارهای ما بیرون برود، تصورش نبود و خیلی جاها واقعاً آن نقش روحانیون و نقش حوزه را مردم متاسفانه خبر ندارند. یک زمانی اصلاً غیر روحانی در کار نبودند. من خودم یادم هست که وقتی در تظاهرات رد می شدیم، یکی از این کاسبان بلند می گفت مگر با این بچه بازی ها می شود شاه را بیرون کرد؟ نه این که نخواهند ولی باورشان نمی شد.برای مثال در تشییع جنازه مرحوم آیت الله سعیدی که در زندان شاه شکنجه و به شهادت رسیده بود، در قبرستان جدیدی که الان دیگر کهنه شده دفنش کردند و کسی جرات نمی کرد تشییع جنازه برود و فقط طلبه ها بودند. بعد هم زمانی که به نزدیک قبرستان رسیدیم، یک دفعه کماندوها ریختند و با باتوم مردم را زدند که در کوچه ها فرار کردیم. واقعا به این سادگی نهضت نشد. مردم ساخته نبودند منتهی کم کم با بیانیه ها و اعلامیه هایی که امام می داد، مردم روشن شدند.روش های جالب پخش اعلامیه امام؛ از روش زیر آستری تا جادادن در رساله آیت الله حکیمرابط امام که این اعلامیه ها را به مردم برساند تنها طلبه ها بودند. مثلا فرض کنید می خواستند اعلامیه آقا را از قم ببرند بندرعباس. باید اعلامیه را بگذارد لای آستر قبا و رویش پنبه بگذارد که دست می زنند صدای کاغذ ندهد و اگر می گرفتند حکمش اعدام بود. بعد هم بروند در زیرزمین و جاهای دیگر تکثیر کنند و بفرستند که من همین جا خوب است بگویم در نجف هم یکی از کارهایی که می کردند این بود که کتاب های رساله مرحوم حکیم یا کسانی که مشکلی نداشتند را می گرفتند. در صحافی جلد زرکوب می کردند و لابه لای این جلد اعلامیه امام را می گذاشتند و به هیچ وجه معلوم نبود. مانند زمان امام صادق(ع) که کسی جرات نداشت از شیعه صحبت کند، از امام خمینی هم کسی جرات نداشت حرف بزند. شما چه زمانی برای تحصیل به نجف تشریف بردید؟ امام بعد از آزادی از زندان بخاطر سخنرانی در مدرسه مسجد اعظم قم، به ترکیه تبعید شد. وقتی به ترکیه تبعید شد همان موقع تقریبا سال ۴۳ بود به صورت قاچاق رفتم نجف و پنج سال نجف بودم البته در این میان یک سفر آمدم ده بیست روزی ایران و دو مرتبه رفتم. تا سال ۴۸ من نجف اشرف بودم. دو سال اولش را درس خارج نمی رفتم چون دروس سطح را هنوز تمام نکرده بودم. در نجف درس کدام یک از حضرات آیات شرکت می کردید؟ درس سطح را عمدتاً نزد آقای راستی کاشانی می رفتم. یک قسمتی از مکاسب را پیش مرحوم ملکوتی خواندم و همین طور آقای زنجانی. با آیت الله راستی هم که -خدا شفایش بدهد- خیلی مانوس بودیم چون من پای درسش اشکال می کردم و ایشان به من علاقه مند شده بود و می دید مطالعه می کنم. هر جا می رفتیم من را هم دعوت می کرد و فکر می کردند من کاشی(اهل کاشان) هستم.بعد هم که سطح تمام شد، درس فقه امام و درس اصول آقای خویی می رفتم. بعضی از درس ها هم آقای راستی سفارش می فرمود. می گفت دو تا درس ثابت داشته باش اما درس بقیه علما را هر چند شده هفت هشت ماهی برو که بالاخره بعدا به دردت می خورد تا حدود کار علما و مراجع را بدانی. من درس آقای بجنوردی می رفتم که خیلی مهم بود. درس آشیخ باقر زنجانی را خود آقای راستی هم می آمد و با هم می رفتیم. ایشان سفارش کرده بود که بیایم و من می رفتم ولی درس عمده ام درس اصول آقای خویی و درس فقه امام(ره) بود.تلفنی که خبر ورود امام را به عراق اعلام کرد/ اولین مقصد امام در عراق کدام شهر بود؟ زمانی که حضرت امام به عراق آمدند چگونه مطلع شدید؟ فضای عمومی شهرهای شیعه نشین نسبت به ورود حضرت امام(ره) چگونه بود و از ایشان چطور استقبال کردند؟ زمان ورود امام(ره) نزد مرحوم آیت الله رضوانی که در شورای نگهبان بودند، شرح منظومه می خواندیم. نزدیک غروب بود که وسط درس خبر دادند که یک تلفنی از بغداد زدند به منزل آیت الله خویی و حاج آقا مصطفی گفته ما آمدیم عراق. همین که این را گفتند بلند شدیم و گفتیم نمی شود صحبت کرد و درس خواند. رفتیم مدرسه آیت الله بروجردی و آنجا که بودیم، دیدیم مدرسه پر از جمعیت است. گفتند آقای خویی خواب بوده و خادمش می گوید که زنگ زدند.ما زنگ زدیم به آقای شیخ نصرالله خلخالی نماینده آقای بروجردی در عراق که مدرسه را ایشان ساخته بود. روحانی بسیار خوبی بود و وضع مالیش هم خوب بود یعنی کارهای تجارتی هم می کرد. شیخ نصرالله گفت من تازه از سوریه آمده ام و می روم بررسی می کنم و تماس می گیرم. حاج آقا مصطفی آدرس مسافرخانه ای را داده بود و از طریق آن آدرس می خواست پیگیری کند. بالاخره همه منتظر بودیم که زنگ بخورد که بالاخره زنگ به صدا درآمد و آقای خلخالی گفت با حاج آقا مصطفی در مسافرخانه نزدیک حرم حضرت موسی بن جعفر(ع) است.من یادم هست اولین کسی بودم که پیشنهاد دادم به کاظمین برویم. غروب بود ۵، ۶ نفری راه افتادیم آمدیم ساحة الامام علی یعنی میدان امام علی که مینی بوس ها برای سوار شدن می ایستادند. یکی دو ساعت در راه بودیم تا رسیدیم کاظمین و رفتیم در همان مسافرخانه. پسر مسافرخانه چی گفت آقا را بردند منزل و من ایستاده ام که افراد را راهنمایی کنم. وارد خانه شدیم، شیخ نصرالله خلخالی و حاج آقا مصطفی نشسته بودند و آقا خوابیده بود. آقا مصطفی گفتند بروم آقا را صدا بزنم که البته تعارف بود و ما گفتیم راضی به این کار نیستیم و با حاج آقا مصطفی نشستیم به صحبت کردن.روایت حاج آقا مصطفی از ورود جالب امام به عراقحاج آقا مصطفی می گفت ما را از ترکیه که سوار هواپیما کردند، نمی دانستیم کجا می برند تا اینکه یک جا هواپیما نشست. راه افتادیم و فکر کردیم کسی دنبالمان می آید. دیدیم نه کسی هم نیامد. همین طور با آقا راه افتادیم از فرودگاه بیاییم بیرون دیدیم هیچ کس پشت سرمان هم نیست. بعد حاج آقا مصطفی فرمودند وقتی تابلوها را که دیدم شناختم چون قبلا بغداد آمده بودم و فهمیدم بغداد هستیم. بعد همین مسافرخانه را که قبلاً آمده بودم می شناختم. اسم مسافرخانه جمیل بود و برخی قصه های در راه را فرمود.ساعت ۱۲ شده بود که آمدیم در همین مسافرخانه و پشت بام تخت خواب گذاشته بودند. بیرون آمدیم، دیدیم دو تا مینی بوس و یک اتوبوس آمده همه از نجف آمده بودند. صبح حرم موسی بن جعفر(ع) حضرت امام را دیدیم و یکی دو روز کاظمین بودند که دیگر فوج فوج جمعیت می آمدند. ما همراه امام رفتیم سامرا و تقریباً شاید ۵۰ تا ماشین جمعاً پشت سر هم بودند.استقبال شیخ اهل سنت سامرا از امام/"شما غریب نیستید"نزدیک سامرا که رسیدیم شیخ اهل سنت و رئیس حوزه شان به استقبال آمد و جمله قشنگی گفت. همه ایستادند و امام از ماشین پایین آمد. ایشان هم مقابل امام ایستاد و گفت که "شما فکر نکنید که غریب هستید. شما چون برای اسلام قیام کردید هر کجا بروید، هر کشور اسلامی بروید آن کشور برای خودتان است! " خیلی تعبیر قشنگی بود و جمله خوبی گفت. سامرا یکی دو روز بودیم بعد رفتیم برای کربلا، کربلا هم خیلی خطرناک بود یعنی اصلا اینقدر جمعیت جمع شده بودند که باور کردنی برای ما نبود. از بیرون کربلا ماشین های ما را نگذاشتند داخل بیاید و فقط ماشین امام وسط جمعیت پیدا بود. به استقبال امام می رفتند؟ بله، ریخته بودند دم «باب القبله» حرم امام حسین(ع). امام پیاده شد که به حرم بروند و آنجا واقعا وحشت کردم که اتفاقی برای امام بیفتد. این شرطه ها با ضرب باتومشان می زدند که مردم کنار بروند و نمی رفتند. بالاخره امام مشرف شدند به حرم حضرت اباعبدالله و نماز هم در صحن خواندند. بعد هم منزلی گرفته بودند برایشان و ما هم آنجا رفتیم. منزل علمای کربلا ساکن بودند؟ خیر؛ منزلی بود که اجاره کرده بودند، بعد هم آنجا شام دادند و ما شام خوردیم. شب شنبه بود و نصف هفته درس هایمان را تعطیل کرده بودیم تا اینکه امام به نجف آمدند و استقبال شدیدی از ایشان در نجف انجام شد. دو سه روز در خانه آقا بودیم و می رفتیم و می آمدیم. یک حیاط ۳۰ متری بود که چند اتاق هم داشت. من در اتاق پشت سر امام بودم که یک دریچه هم باز بود و حرف امام را گوش می دادم لذا راوی خیلی خبرها خود من بودم.همان شب اولین نفرمرحوم آیت الله سید محمود شاهرودی آمدند. بعد مرحوم آقای خویی و آقای ...

ادامه مطلب  

زندان اوین حوزه علمیه شده بود/آیت الله بهاءالدینی فرمودند منتظری به درد رهبری نمی خورد  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: یک شب بارانی در اواخر سال گذشته بود که بعد از چند ماه هماهنگی به بیت عالمی شریف در قم رفتیم. هنگام ورود بساط درس اخلاق برپا بود. درس اخلاق هایی که شب های تهران چندسالی است سراغی از آن ندارد یا کمتر دارد. دقایقی پای صحبت های عالمانه اش نشستیم و سپس باب مصاحبه آغاز شد.«آیت الله شیخ خلیل مبشر کاشانی» متولد 1330 در کاشان است. ایشان در سال 1346 برای تحصیل علوم حوزوی به شهر مقدس قم مشرف شد. وی درباره اساتیدش می گوید: "کفایه را نزد آیت ­الله ستوده خواندیم، قوانین را نزد مدرس افغانی و نزد مرحوم آیت­ الله نبوی مکاسب هم سطحش و هم خارجش را خواندم ... 10 سال نزد آیت­ الله گلپایگانی درس خارج ایشان شرکت کردم، مقداری اصول را در خدمت آیت­ الله شیخ ابوالفضل خوانساری که از علمای بزرگ بود تلمذ کردم" آیات­ عظام مرعشی، شیخ­ کاظم تبریزی و میرزا جواد تبریزی از دیگر اساتید وی هستند.آنچه موجب شده تا آیت الله مبشر کاشانی با سایر علما قدری تفاوت داشته باشد، هم نشینی طولانی مدت وی با عرفای نامدار معاصر از جمله آیت الله بهاءالدینی، آیت الله کشمیری و مرحوم آقا فخر تهرانی است..." یکی از عنایات حضرت حق به من این بود که من روز اول ورودم به حوزه، با آیت­ الله بهاءالدینی آشنا شدم یعنی فاصله یک ماه بعد هم نه، همان روز بعد از چند ساعت با ایشان آشنا شدم." و در طول مصاحبه خاطرات بسیاری از اساتیدش نقل کرد.آیت الله مبشر کاشانی در زمان تحصیل از مبارزه غافل نبود. وی از جوانی و آغاز طلبگی، بر علیه رژیم منحوس پهلوی سخنرانی می کرد و تا پیروزی انقلاب مبارزات پیوسته ایشان ادامه داشت. از همان سنین جوانی به تشکیل جلسات محرمانه و سازماندهی جوانان مبارز و انقلابی پرداخت و در پایان یکی از سخنرانی های افشاگرانه خود که در آن عباراتی چون "دودمان ننگین پهلوی" بکار برده بود، به دنبال محاصره مسجد توسط نیروهای شهربانی، ژاندارمری و ساواک در کاشان دستگیرشد و بلافاصله به زندان کمیته مشترک(مرکز شکنجه ساواک) در تهران منتقل و پس از چند ماه شکنجه و حبس در سلول انفرادی به زندان قصر انتقال یافت.شهید محمد مبشر کوچکترین برادر ایشان در سن 16 سالگی توفیق حضور در جبهه یافت و در 21 سالگی در عملیات کربلای 5 به مقام رفیع شهادت نائل شد.وی بعد از رحلت مرحوم امام (ره) ،از سال 1368 به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و اکنون تدریس خارج فقه ایشان در حسینیه آیت الله مرعشی نجفی ادامه دارد.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگوهایی با شاگردان مرحوم بروجردی و امام خمینی(ره) و علمای اعلام کاوشی نو در نهضت بنیان گذار انقلاب اسلامی خواهند داشت و در این بین به بیان ناگفته ها و کمترگفته شده هایی از تاریخ انقلاب اسلامی می پردازند. تاکنون 8 بخش از این گفت وگوها شامل مصاحبه با آیات سید جواد علم الهدی، فیض گیلانی، علوی گرگانی، قافی یزدی، سیدجعفر کریمی، مرحوم صابری همدانی، سیدرضا بنی طبا و یوسف طباطبایی نژاد منتشر شده و در آینده نیز ادامه دارد.متن پیش ِرو نیز گفت وگوی دوساعته خبرنگاران سیاسی تسنیم با آیت الله شیخ خلیل مبشر کاشانی است که از منظرتان می گذرد:تسنیم: باتشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، حضرت عالی از چه زمانی برای تحصیل به شهر مقدس قم مشرف شدید و مبدأ آشنایی شما با نهضت حضرت امام و ورودتان به مسائل سیاسی از چه تاریخی بود؟بسم الله الرحمن الرحیم. بنده حدود 10 سالم بود که برای زیارتِ حضرت معصومه(ص) با خانواده به قم آمدیم و چون در خانوادۀ مذهبی متولد شده بودم، مذهبی­ ها ابتدا پیش از همه چیز به نماز جماعت اهمیت می­ دهند. در نماز جماعت آیت­ الله بروجردی با پدر شرکت کردم، هنوز بالغ و مکلف نشده بودم و مسجد اعظم تازه تکمیل شده بود. (اینها را تقریبی می­ گویم ممکن است 8 سالم بوده باشد که پشت سر آیت­ الله بروجردی نماز خواندم) در آن زمان آیت­ الله بروجردی آنجا نماز می­ خواند. یک علاقۀ خاصی برای ورود به حوزه در وجود من از همان زمان که پشت سر ایشان نماز خواندم ایجاد شد.عامل دومی که علاقۀ ورود من به حوزه را زیاد کرد این بود که یک شخصی در کاشان بود به نام آیت­ الله شیخ­ علی نجفی که از بزرگان قم در علم و مفسر قرآن بود. یک دوره کامل تفسیر قرآن را هر شب در طول 30 سال گفت. بسیار زاهد بود. من به ایشان خیلی ارادت داشتم و پای تفسیر ایشان سعی می کردم شرکت کنم. در همان دوران جوانی این مسئله باعث شد به درس­ های حوزوی علاقه مند شوم. حدود 16 سالگی یک مقداری درس ادبیات خواندم به صورت متفرقه در کاشان، بعد در 17 سالگی آمدم قم و الان هم حدود 50 سال است در قم هستم.چگونه به امام عشق و محبت پیدا کردم؟حدود 12 سالم بود که مرحوم امام قیام کرد. سال 41 و 42 که حرکت صغری و کبریِ امام شروع شد و من خیلی علاقه مند به مرحوم امام شدم بدون اینکه در مورد امام شخصی با من صحبت کرده باشد.یک دعایی است که «اللهم اقذف محبتی فی قلوب عبادک» خدایا محبت من را در قلوب بندگان خودت قرار بده و گویا امام این دعا را خوانده بود و داشت مستجاب می­ شد، بدون اینکه امام مبلغ خاصی داشته باشد. مردم در قلوب­شان عشق و حب امام بود. در همان جوانی ما عاشق امام شدیم، بدون اینکه از جایی تعلیم ببینیم و این تعلیم، تعلیمِ آسمانی بود و القای حب خمینی در قلوب از ناحیۀ خود حق تعالی و این هم به خاطر عرفان و معنویت مرحوم امام بود.نسل پیرمردهای آن زمان نسل جوان را همراهی نمی کردندنسلِ پیرمردهای آن زمان نه تنها با نسل جوان همراهی نمی­ کردند بلکه گاهی مانع پیشرفت و حرکت جوان­ها بودند. در عین حال نسل جوان عاشق امام و دنباله­ رو امام بودند و دنبال این بودند که فرمایشات امام را بشنوند. نواری یا عکسی از امام پیدا کنند لذا من از همان سن 12 سالگی در تمام حرکت­هایی که ضد شاه انجام می­ شد شرکت می­ کردم با اینکه سن من هم کم بود. بعد بالغ شدم و از امام تقلید کردم و وارد حوزه شدم و فعالیت من در خط امام از آن زمان آغاز شد.تسنیم: از زمان آشنایی با مرحوم امام تا هنگامی که حضرت عالی دستگیر شدید، فعالیت های سیاسی شما به چه شکل بود و در چه قالبی در قم مبارزه می کردید؟وقتی آمدم قم حقوق و شهریه خیلی کمی داشتم. اول خیابان چهارمردان یک عکاسی بود که صاحبش فوت کرده است. من شب ها می­ رفتم آنجا و ساعت 10 شب که مغازه­ ها تعطیل می شدند، در را از داخل می­ بست و عکس­های امام و آقا مصطفی خمینی را با هزینه اندک چاپ می­ کردیم. او به ما گفته بود فقط پول فیلم و کاغذش را به من بدهید چون می­ دانست ما پول کافی نداریم و من پول کاغذ و فیلم را به ایشان می دادم و انواع و اقسام عکس های امام را تکثیر می­ کردیم. بعد دسته دسته، در مساجد مثل مسجد آیت­ الله بهجت نماز که جماعت برگزار می شد پخش می کردیم یا طلبه هایی که می ­خواستند بروند شهرستان­ها برای تبلیغ محرمانه به آنها می­ دادند و می­ گفتند به شهرستان­ها برسانند یعنی مردم ایران باید خمینی را بشناسند.نسل جوان عاشق امام و دنباله­ رو امام بودند و دنبال این بودند که فرمایشات امام را بشنوند. نواری یا عکسی از امام پیدا کنند لذا من از همان سن 12 سالگی در تمام حرکتهایی که ضد شاه انجام می­ شد شرکت می­ کردمهمینطور با بعضی از اداری­ ها که در اداره شان اعلامیه­ ها و فرمایشات امام را تایپ و تکثیر می کردند، ارتباط داشتیم. در زمان تعطیلات با کسی که کلیددار اداره بود رفاقت برقرار می­ کردیم و اعلامیه­ های امام را محرمانه تکثیر می­ کردیم، باز همین روند را ادامه دادیم که آمدیم در مساجد معروف قم یا کاشان در بین علاقه مندان به مرحوم امام پخش می­ کردیم. این فعالیت­ها را داشتم و به کسی هم نمی­ گفتم.همکاری با پدر شهید زین الدین برای چاپ رساله آیت الله موسوی!در مورد چاپ رساله مرحوم امام پدر شهید سردار زین ­الدین در صفاییه یک زیرزمینی را گرفت برای نشر کتاب و با ایشان صحبت کردیم و قرار شد رساله­ های مرحوم امام را به نام آیت­ الله موسوی -نه به نام آیت­ الله خمینی چون ممنوع بود- چاپ کند و ایشان هم قاعدتاً مجانی انجام می­ داد و بعضی وقت­ ها یک پول کمی می­ گرفت و یا اصلاً مجانی بود. ما با پدر ایشان در ارتباط بودیم. ایشان چاپ می­ کرد و من می­ گرفتم و رساله­ های مرحوم امام را به نام آیت­ الله موسوی می­ بردم در شهرها پخش می­ کردم و نظرمان این بود که باید امام شناخته شود.تسنیم: برخی تحلیلگران معتقدند نهضت سرچشمه گرفته از فقه جواهری بوده و حاصل کاوش امام در فقه و به فعلیت رساندن نظریه «ولایت فقیه» است. برخی دیگر معتقدند امام چون فیلسوف بودند، آن فلسفه­ ای که خوانده بودند در نهضت موثر بود ولی به آن وجوه عرفانی حضرت امام کمتر پرداخته شده است. امام سالها در محضر آیت الله شاه­ آبادی عرفان تلمذ کرده بودند. شما به عنوان شاگرد برجسته عرفای معاصر مانند مرحوم آیات بهاءالدینی و کشمیری فکر می کنید آموزه های عرفانی چقدر در اینکه بخواهند یک نهضتی را به وجود بیاورند، تأثیر داشت؟ چون عرفان در افکار مردم شاید به گوشه­ نشینی و منزوی بودن تعبیر شود.سوال خوبی است؛ مرحوم آیت­ الله شیخ یحیی انصاری­ شیرازی{از اساتید برجسته اخلاق و عرفان و شاگرد مرحوم امام} به فین کاشان تبعید شده بود و ما هفته­ ای یکی دو بار می­ رفتیم دیدار ایشان. در یکی از دیدارها ایشان فرمودند که ما سه وزنۀ علمی و معنوی در حوزه داریم که جامع بین علم و تقوا هستند، این 3 شخصیت در ایران عبارت اند از آیت ­الله بهاءالدینی، علامه طباطبایی، آیت­ الله بهجت و یک شخصیت در نجف که آیت­ الله خمینی است. (زمان شاه امام نمی­ گفتند، آیت­ الله خمینی می­ گفتند) گفت نفی دیگران را نمی­ کنم ولی این سه شخصیت جامع علم و معنا هستند و در عرفان و در فقه در مرحلۀ عالی و اوج قرار دارند. بعد ایشان گفتند در راس همه آیت­ الله خمینی -روحی­ فدا- در نجف هستند که جامعِ علم و معناست.امام(ره) با دو بال فقاهت و عرفان حرکت الی الله کردنظر بزرگان در آن زمان این بود که مرحوم امام علاوه بر فقاهت و اجتهاد و مرجعیت از نظر معنویت بالاست. با اینکه فیلسوف بود اما از دیدگاه بزرگان کسی به فلسفه ایشان اعتنا نمی­ کرد و بیشتر به معنویت و عرفان ایشان اعتقاد داشتند که خمینی یک فقیه عارف است و با دو بال فقاهت و عرفان دارد حرکت الی­ الله می­ کند. نهضت او مبتنی بر فقاهت و عرفان است و این دیدگاه بسیاری از بزرگان نسبت به ایشان بود. من با آیت­ الله بهاءالدینی و با آیت­ الله بهجت خیلی مانوس بودم. با آیت­ الله کشمیری هم بعداً که از نجف آمدند ایران تا آخر عمر با ایشان مرتبط بودم که خوشبختانه یکی از عنایات حضرت حق به من این بود که من روز اول ورودم به حوزه، با آیت­ الله بهاءالدینی آشنا شدم یعنی فاصله یک ماه بعد هم نه، همان روز بعد از چند ساعت با ایشان آشنا شدم. من ساعت 9 صبح با ماشین­ های قدیم رسیدم قم، رفتم حجره برای اسکان پیدا کنم و ظهر رفتم برای نماز. آیت ­الله بهاءالدینی در کوی سفیدآب نماز می­ خواندند، رفتم آنجا گفتند دو سه نفر پیشنماز هستند ولی آیت­ الله بهاءالدینی اهل معناست، من هم عشق داشتم و در ضمن ذهنیت هم داشتم و نام آیت­ الله بهاءالدینی را از زبان آشیخ یحیی انصاری شنیده بودم.آیت الله مبشر کاشانی در کنار مرحوم آیت الله بهاءالدینیمن ظهر رفتم خدمت ایشان، نماز جماعت ظهر را به ایشان اقتدا کردم و بعد از نماز همه رفتند، خلوت هم بود شاید ده نفر بیشتر نبودند، من نشستم خدمت ایشان آنقدر بی­ تکلف بود مانند اینکه یک طلبه عادی دارد با یک طلبه عادی دیگر ملاقات می­ کند، آنقدر عمداً تنزل شخصیت می­ کرد که طرف در دیدار راحت باشد مانند یک پدر و پسر، با من نشست صحبت کرد و گفت از کجا آمدی؟ خلاصه در حق من دعا کرد و من همان زمان شیفته ایشان شدم و روابط ما برقرار شد به طوری که از اول ورودم به قم تا زمانی که ایشان فوت کرد -که حدود 30 سال طول کشید- با هم مسافرت می­ رفتیم و من هیچگاه از ایشان جدا نمی­ شدم و البته اواخر عمر ایشان بیمار شد و باعث شد دیدارها کمتر شود.زمانی که برادر خانم من داماد شد، آیت الله بهاءالدینی هم آمد. شب آنجا(کاشان) بیتوته کردیم و شب تا صبح با هم بودیم و صحبت کردیم. مرحوم بهاءالدینی با مرحوم امام غیر از رفاقت، در مباحث فقهی، سالها هم­ مباحثه بودند. اخوی آیت­ الله بهاءالدینی -حاج آقا محمد- برای من نقل کرد ایشان حدود 16، 17 سال با امام، هم­ مباحثه بودند(اگر 17 سال نباشد، 7،8 سال را حداقل باهم هم مباحثه بودند) و به هم شدیداً علاقه مند بودند، عارفِ به حق هم بودند یعنی هم مرحوم امام عارفِ به حق آیت­ الله بهاءالدینی بود و هم مرحوم آیت­ الله بهاءالدینی عارف به حق حضرت امام بود. من دو سوال مهم آن شب از ایشان پرسیدم.آیت الله بهاءالدینی امام خمینی را «افقه» و « اعلم» می دانستاولین سوالم درباره علمیت امام بود که ایشان فرمود "به نظر من آقای خمینی اَعلم است و به نسبت دیگر آقایان اَفقه است". من هم دنبال کسی بودم که بگوید امام افقه است. آیت­ الله بهاءالدینی کلامی را به خاطر غیرخدا نمی ­گفت یعنی به خاطر رفاقت و این حرفها صحبت نمی کرد. بعد فرمود علما حرف علما را می­ فهمند یعنی مثلاً یک فرع فقهی که عنوان می­ شود می ­گویند شیخ اینطور گفته است، فلانی اینطور گفته است، آیا این درست می­ گوید یا این درست نمی­ گوید؟ امام خمینی سعی می­ کند ببیند امام صادق و امام باقر چه فرمودند. عمیق شدن در روایاتش بیش از دیگران است و لذا عمق فهم خودش را می­ خواهد با ارادۀ امام و آن چیزی را که امام اراده کرده است نزدیک کند و لذا فهم او به فقه از همه بیشتر است.مرحوم بهاءالدینی با مرحوم امام غیر از رفاقت، در مباحث فقهی، سالها هم­ مباحثه بودند. اخوی آیت­ الله بهاءالدینی برای من نقل کرد ایشان حدود 16، 17 سال با امام، هم­ مباحثه بودند، به هم شدیداً علاقه مند و عارفِ به حق هم بودندسوال دومم این بود که از نظر عرفان و معنویت شما راجع به امام چه می­ فرمایید؟ آیت الله بهاءالدینی فرمود وقتی که آقا را دستگیر کردند علما به دیدن ایشان رفتند. روزی که من رفتم دیدن ایشان، گفتم "آقا؛ حرکت شما خوب است اما به نظر می­ رسد سریع است یعنی باید آهسته­ تر بروید، جامعه این کشش را ندارد که با شما همراهی کند." این تفکر آیت­ الله بهاءالدینی هم تفکر درستی بود و لذا 14 سال هم طول کشید تا جامعه آمادۀ این حرکت شود و فرمایش آیت­ الله بهاءالدینی هم یک فرمایش عقلانی بود.ناگفته ای از تعبیر آیت الله بهاءالدینی درباره عنایت اهل بیت به امام خمینیمرحوم امام چه جواب داده بود؟ جواب داده بودند "همه چیز در یدِ قدرت من است، اما من در یدِ قدرت خودم نیستم"! بعد آیت­ الله بهاءالدینی جمله اول را چنین تفسیر کرد و فرمود ائمه­ هدی(ع) از ولایت تکوینی خودشان شمه­ ای و جزیی به امام دادند و لذا اگر ایشان اراده کند باران ببارد می­ بارد حالا اینها مطالبی بود که آیت­ الله بهاءالدینی راجع به معنویت امام می­ فرمود. ولایت تکوینی همین است مثلاً به ابر بگوید ببارد می بارد. این به ولایت او بود و فرمود آقای خمینی در پاسخ به من گفت همه چیز تا قدری در ید قدرت من است و مراد این است که یعنی مقداری از ولایت کلی را جزئاً به ایشان عنایت کردند.البته شاید اگر این حرف را بخواهید الان پخش کنید حوزه پذیرای این مطلب نباشد ولی این واقعیت، فرمایشی بود که ایشان فرمودند که امام این مقام و منزلت را از نظر معنوی دارد که همه چیز به قدری در اختیار من است. جمله دوم که "من در ید قدرت خودم نیست" یعنی من به امر الله حرکت می کنم، یعنی دیگری دارد من را حرکت می­ دهد. در روایات داریم اگر انسان از نفس خودش عبور کند هیچ حرکت نفسانی ندارد، در مقام تفویض امر الی الله است.در ادعیه مناجات شعبانیه و بعضی از دعاها هم هست که خدای مرا با تدبیرت از تدبیر خودم بی­ نیاز کن. من در کارها تدبیر نکنم و با اختیار خودت من را از اختیار خودم خارج کن. این عرفان است که انسان را از نفس عبور می­ دهد و به مقام سِلم و تسلیم امر الی­ الله می­ ر ساند. این مقام و منزلت سلم و تسلیم و تفویض امر الی­ الله که در منازل سلوکیه عرفان گفته می شود، رسیدن به این منازل به سادگی نیست یعنی باید سالها انسان روی نفس خودش کار بکند تا به یکی از این منازل برسد. در روایات هم داریم "المومن کالمیت بین یدی الغسال" مومن مانند جسدی بین دست غسال است و از خودش اراده ای ندارد.اینکه همه چیز به قدری در اختیار من است اما خودم در اختیار خودم نیستم یعنی نمی­ توانم کُندش کنم یا تندش کنم! من می­ روم هر چه خدا بخواهد و لذا برای بعضی از اصحاب یا یاران خودش مرحوم امام فرموده بودند ما مامور به تکلیفیم، نه به مامور به نتیجه که چه خواهد شد، این که مامور به تکلیفیم یعنی تکلیف را این می ­بینم نه از نظرِ فقهیِ تنها بلکه از دید باطن هم تکلیف خودش را این می­ دیده است که باید اینگونه سخن بگوید و این مطالب را بگوید و لذا تمام کلمات و عباراتی که از زبان مرحوم امام خارج شده است می­ بینید یک نورانیت خاصی دارد. می­ گویند حافظ وقتی شعر می­ گفت استادش به وی می­ گفت آنچه روح­ القدس در دهانت دیشب نهاد چه بود؟ یعنی روح­ القدس کلمات را بر زبان تو جاری کرد. انسان در بحث سیر و سلوک به جایی می­ رسد که کلمات را روح­ القدس به زبانش جاری می­ کند البته این مقام، مقامِ کمی نیست و هر کسی هم به این مقام نمی­ رسد و لذا ما در سلوک الی­ الله دیدیم مرحوم امام(ره) به مقام و منزلت خاصی رسیده بود که مرحوم آیت­ الله بهاءالدینی هم تاییدش می­ کرد.پیش بینی آیت الله کشمیری از پیروزی انقلاب به درخواست امامخاطره ای هم از مرحوم آیت­ الله کشمیری نقل کنم. ایشان در نجف با آیت­­ الله خمینی مرتبط شده بود و خود امام از ایشان راجع به آینده سوال کرده بود که درباره آینده چه و پیش­ بینی می­ کنید؟ ایشان فرموده بود شما در آینده شاه را سرنگون خواهید کرد و حکومت تشکیل خواهید داد. گفته بود دعا کنید با هم باشیم و آنجا همدیگر را بینیم که اتفاقاً همدیگر را دیدند. مرحوم امام اعتقاد به آیت­ الله بهاءالدینی و آیت­ الله کشمیری داشت به اینکه آنها دید باطن دارند و اینها یک عارف کاملی هستند که می­ توانند حقایق و آینده را ببینند.تسنیم: شما در سال 57 بر اثر مبارزات تان دستگیر شدید. علت اینکه فعالیت هایتان را علیه شاه شدت بخشیدید چه بود و بعد از دستگیری به کجا منتقل شدید؟من وقتی مرحوم آیت­ الله آقا مصطفی خمینی شهید شد و علمای قم و حوزویان قم حرکت را شروع کردند، من هم دنبال آنها رفتم و از جمله جاهایی که رفتیم منزل آیت­ الله آشیخ میرزا عاملی، منزل آیت­ الله مرعشی و این دو جا را یادم است و بعد رفتم کاشان. امام یک بیانیه و فرمایشی کرد که مضمونش این بود که افشاگری مفاسد رژیم شاهنشاهی بر نسل جوان و روحانیت واجب است. قبلش هم من خیلی روی منبر سخنرانی داشتم و در گوشه و کنار برای نسل جوان سخنرانی داشتم و وقتی گفتند واجب است که ما دیگر سریع تر حرکت کردیم.من عاشق امام بودم و هر هفته کاشان می­ رفتم و در گوشه و کنار جلساتی داشتم و نسل جوان را جمع می­ کردم و راجع به مرحوم امام صحبت می­ کردم و هر شهری که می­ رفتم همین کار را می­ کردم تقریباً به عنوان اینکه می­ خواهم شرح نهج­ البلاغه بگویم. به عنوان اینکه می­ خواهم اخلاق بگویم و به عناوین مختلف هر شهری می­ رفتم مخصوصاً در کاشان برای نسل جوان، عنوان چیز دیگری بود ولی لابه­ لای حرفهایم راجع به شخصیت امام، راجع به حرکت و هدف امام صحبت می­ کردم و همینطور بالملازمه که باید درباره فساد شاه صحبت کنیم، راجع به تشکیلات دولت هویدا و دولت­های قبلی او صحبت می کردیم، آن زمان خیلی سخنرانی ­های ما را می­ شنیدند و الان شهید شدند تا اینکه امام فرمودند واجب است.همان سالی که آقا مصطفی شهید شد اول سال 57 صریحاً شروع کردیم به سخنرانی علیه شاه، آنقدر صریح بود که بعد ساواکی­ های کاشان پیغام دادند اینطور که شما صحبت می­ کنید ما مجبور هستیم شما را دستگیر کنیم، سخنرانی نکن و من گفتم من به وظیفه خودم عمل می­ کنم شما به وظیفۀ خودتان عمل کنید. 7 روز من صحبت کردم در یکی از مساجد کاشان. مسجد بزرگی بود طبقه بالا خانم­ ها بودند و طبقه پایین آقایان بودند. در کنار قبر مرحوم آیت­­ الله رضوی کاشان یک مسجدی وجود دارد که نامش را فراموش کردم، امام جماعت آن آیت­ الله خراسانی بود. ظهرها نماز می­ خواند و بعد از نماز من صحبت را آغاز می­ کردم تا حدود ساعت 2 و سر ساعت هم تمام می ­شد. 5 دقیقه به پایان­ صحبت­هایم در روز هفتم مانده بود که یکی از مامورین حالا یا چادر سرش می­ کند می­ آید بین زن­ها می­ شنود و با بیسیم پیام می­ دهد محاصره کنند. زمانی که دعا می­ کردم تمام ماشین­ها مسجد و خیابان­ها را محاصره کردند و مسجد در یک فلکه کوچکی قرار داشت.در فلکه تقریباً 8 ماشین جیپ شهربانی بود، 4 ماشین ژاندارمری بود دو طرفش نیروهای ژاندارمری بودند که گفتم چه خبر است؟! مگر می­ خواهید لشکر ببرید؟ خودشان خیلی می­ ترسیدند، ماه رمضان بود من هم روزه بودم، جرئت اینکه با من صحبت کنند نداشتم همینطور نگاه می­ کردند و مسلح بودند، آخر خودم صحبت کردم گفتم شما برای دستگیری من آمدید؟ یکی از آنها گفت بله، گفتم پس دنبال من بیایید. من رفتم ماشین­ شهربانی سوار شدم و آنها دنبال من آمدند البته من یک شب در شهربانی ماندم و مستقیم روز بعد فرستادند ساواک تهران زندان کمیته مشترک.تصویری از سخنرانی آیت الله مبشرکاشانی پیش از انقلاب در کاشانروز هفتم یا هشتم ماه رمضان من را بردند کمیته مشترک در انفرادی. در انفرادی بودم تا عیدفطر یعنی حدود یک ماه من انفرادی بودم و انفرادی کمیته مشترک از هر جهتی سخت است اصلاً خود انفرادی موضوعیت داشت مثلاً روی موکت می­ خوابیدیم، موکت­های ارتشی­ ها در قدیم سیاه رنگ و نازک بود و آنقدر نازک شده بود که برآمدگی­ های موزاییک­ها ا ...

ادامه مطلب  

اگر صحیفه امام را بخوانیم متوجه می شویم که امام قرآن را برای ما معنا کرده اند/ بزرگ ترین حرکت امام تغییر ماهوی بشر بود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، شصتمین قسمت از مجموعه برنامه تلویزیونی گفت وگو محور «جهان آرا» یک شنبه 14 خرداد از شبکه افق سیما پخش شد.به گزارش روابط عمومی این شبکه، برنامه با حضور حجت الاسلام میراحمدرضا حاجتی نویسنده کتاب «عصر امام خمینی(ره)» و امام جمعه موقت اهواز و محمدحسین بدری به عنوان مجری و کارشناس با موضوع «عصر امام خمینی» روی آنتن شبکه افق سیما رفت.در ابتدای این برنامه حاجتی در پاسخ به این سئوال که «اصلاً امام خمینی(ره) کیست که این گونه بر تاریخ معاصر دنیا تأثیر گذاشته است؟» گفت این پرسش برای بخش معتنابهی از مردم کره زمین هر روز و هر ساعت و برای بخش عظیمی هر دقیقه در حال تکرار است که این مرد کیست؟ قیام امام(ره) پاییز سال 1341 آغاز شد. این شخصیت با گذشت بیش از نیم قرن از آغاز قیامشان قریب به 30 سال پس از رحلتشان و نزدیک به 40 سال بعد از پیروزی انقلابی که معمارش بودند هنوز هم موضوع روز، شفاف و جذاب است.وی افزود: سئوال را این گونه دقیق تر می کنم که چگونه مردی با این فاصله طولانی از زمان رحلتشان این چنین مورد علاقه و اهتمام هستند و کانّه صدایشان را می شنویم و آثار عظیم او را به عینه می بینیم. باید امام(ره) را مطالعه و بازخوانی کرد. متأسفانه دچار فقر مفرط امام پژوهی و امام شناسی هستیم. بارها گفته ام که اگر نقطه قوتی داریم و توانسته ایم ارکان قدرت یعنی حوزه های سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی را تکمیل کنیم جایی بوده است که امام(ره)، خط و افکار ایشان را باور و آنها را پیگیری و پی جویی کرده ایم. هر جا در باورهایمان دچار تزلزل شدیم و امام(ره) را فراموش کردیم در تکمیل این اضلاع قدرت مثل بُعد اقتصادی لنگ زدیم و نتوانستیم کاری را که وظیفه مان بود انجام بدهیم و دچار نقص شدیم.امام جمعه موقت اهواز خاطرنشان ساخت: مهم ترین نقیصه آنهایی که امام(ره) را باور نکردند و لذا از ایشان فاصله گرفتند و بعضاً استحاله شدند، عدم شناخت امام(ره) بود. از این رو در جلسات مختلف تأکید می کنم باید فصل جدیدی را برای امام پژوهی باز کنیم که این مرد کیست، آرمان ها، مکتب و راه او چیست؟ آنها را بشناسیم و به جامعه و جهانیان معرفی کنیم.وی به تأکید حضرت آقا در مرقد امام اشاره کرد که باید یاد امام(ره) را زنده کنیم، زیرا امام(ره)، خط و مکتبش زنده است.مؤلف کتاب عصر امام خمینی(ره) اظهار کرد: زمان رحلت حضرت امام(ره) قریب به 300 خبرنگار خارجی برای پوشش خبری تشییع جنازه ایشان به ایران آمدند. آیا از روی علاقه آمده بودند؟ مگر بخشی از این جماعت از کسانی نبودند که نه تنها به امام ابراز علاقه نمی کردند، بلکه امام را با برنامه از پیش ساماندهی شده سانسور می کردند؟ اینها آمده بودند خبر تشییع نه شخص امام(ره) که شخصیت ایشان و نه خبر مرگ امام(ره) بلکه خبر مرگ مکتب ایشان را به جهانیان مخابره کنند. آنها در بدو ورودشان با صحنه عجیب یک کشور ماتم زده که کاملاً در حالت عزا قرار گرفته است روبرو شدند. ضمن اینکه بنا بر شهادت تاریخ جمعیت حدود 10 میلیون و 200 هزار نفر در مراسم تشییع حضور یافتند. این رقم به عنوان بزرگ ترین تشییع جنازه طول تاریخ گینس ثبت شده است. اینها با این واقعیت مواجه شدند.وی در ادامه یادآور شد: در موزه هنر مدرن (modern art) نشریه امریکایی نیویورک تایمز به مناسبت یکصدمین سالگرد انتشارش عکس های برگزیده منتشرشده در این نشریه را در طول 100 سال در انظار عموم قرار داد. از ایران دو تصویر قرار داده شد: یکی مربوط به استقبال از حضرت امام(ره) و دیگری تشییع جنازه ایشان. زیر این دو تصویر نوشته شده است: من همان تصویربردار و عکاسی هستم که صحنه های ورود آیت الله خمینی به ایران را ثبت و در تشییع جنازه ایشان هم شرکت کرده و از صحنه آن تشییع جنازه میلیونی عکس گرفته ام.این استاد حوزه تصریح کرد: عجیب است این خبرنگار و عکاس نمی گوید در وجود این مرد سرّی است و باید در این باره کند و کاو و بررسی کرد که چه اتفاقی می افتد ایشان با 5 میلیون نفر استقبال و پس از ده سال با 10 میلیون و 200 هزار نفر بدرقه می شود. واقعاً این مرد کیست که جانشین بحق ایشان در چند سال اخیر در مورد ایشان می فرماید هر کس با خمینی بیعت کند با پیامبر اسلام بیعت کرده است، لذا جا دارد حضرت امام(ره) را بازشناسی کنیم.وی تصریح کرد: مهم این است که چه شد مردم نظریات عظیم امام(ره) را باور کردند و برایش جان و خون دادند. امام(ره) در جایی فرمود امروز تمام کفر در مقابل تمام اسلام و ایمان ایستاده است. در صحیفه نور دو بار این جمله آمده است که ما در حساس ترین نقطه تاریخ هستیم. یا در جای دیگری می فرماید امتی مانند امت ما حتی تا صدر اسلام نبوده است. به ویژه نسل جوانمان به این جملات دقت کنند.نویسنده کتاب «عصر امام خمینی(ره)» به مصادیقی از عدم مبالغه و گزافه گویی حضرت امام(ره) در گفتار و رفتار اشاره کرد و گفت گاهی وقت ها که شاگردان ایشان را از مسجد سلماسی تا خانه شان در یخچال قاضی همراهی می کردند آنها نقلشان این بود که به در خانه که می رسیدیم یک تعارف خشک و خالی هم نمی کردند و وقتی می گفتیم مگر یک بفرما هزینه ای دارد؟ امام(ره) می فرمود اگر وضعیت داخل خانه مناسب نباشد و قلباً نخواهم شما وارد منزل شوید، این تعارف یک دروغ است. یا مورد دیگر اینکه پیام را به رادیو فرستادند، ولی قبل از پخش اعضای بیت دستور دادند آن را برگردانند و در رادیو خوانده نشود. علت چه بود؟ در جایی نوشته بودند من تمام وقت شما رزمندگان را دعا می کنم. «تمام وقت» را حذف کردند و به جایش عبارت «اغلب اوقات» را گذاشتند.وی با طرح این پرسش که اساساً چطور مردم امام(ره) را باور کردند، عنوان کرد شهید مطهری در این باره می گوید مردمی که حماسه پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، زینب کبری(س)، حسنین(ع)، حضرت سیدالشهدا(ع)، چهارده معصوم و دوازده امام را شنیده بودند یکباره همه آنها را در آئینه امام خمینی مشاهده کردند و دغدغه های معنویشان را در رخساره امام دیدند.این پژوهشگر تبیین کرد: امام(ره) بزرگ ترین اسلام شناس و در هشت رشته علوم انسانی متخصص و فیلسوف و مفسر بزرگی بودند و قریب به 50 مجلد تألیف داشتند. قبل از 30 سالگی مهم ترین اثر عرفانی خود «شرح دعای سحر» را به رشته تحریر در آوردند. شیخ عباس خاتم یزدی می گفت امام(ره) در بعضی از بخش های کتاب مکاسب در بحث محرم و مباحث فقهی و اصولی غوغا کرده اند.وی اظهار داشت مردم صداقت، تخصص و اشراف امام را باور داشتند و به خوبی می دانستند وقتی این بزرگ مرد حرف می زند «وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى» از روی هوا سخن نمی گوید. گزارشی که می دهد صادقانه است. نه تنها به این صحبت ها ایمان داشتند، بلکه جانشان را هم فدا می کردند. در عرصه عمل متوجه می شدند وقتی تصمیم به همراهی با این مرد بزرگ گرفته اند دقیقاً آنچه که اتفاق افتاد مطابق با وعده هایش بود. هرچه امام(ره) از ابتدای پیروزی نهضت به مردم وعده داد به وقوع پیوست. این واقعیتی غیر قابل انکار است.حاجتی ادامه داد: بعضی از آقایان از معاریف در خاطراتشان گفته اند حدوداً سال 1341 قبل از وقایع 15 خرداد در مدرسه فیضیه ایشان در انتهای درس جملات عجیبی را فرمودند که حرکتی که ما آغاز کرده ایم در قم نمی گنجد و چه بسا در ایران هم نگنجد. کسانی که امام(ره) را در این حرکت عظیم یاری کرده اند پله پله صدق وعده ها و گزارش های صادقانه ایشان را دیدند.وی با بیان این مطلب که حضرت امام در ادوار بعدی خبر از پیروزی انقلاب اسلامی داد افزود: مستحکم ترین بازوان امام(ره) در انقلاب اسلامی مثل استاد شهید مرتضی مطهری و مرحوم آیت الله طالقانی وقتی شرایط صعب و دشوار شد به ایشان مراجعه کردند و از ایشان خواستند بهتر نیست کمی آرام تر حرکت کنیم. حتی بعضی از افراد لیبرال مسلک به امام مراجعه کردند که در سخنرانی های علنیتان صحبت از اسقاط رژیمی می کنید که مستظهر به پشتیبانی امریکاست و پس از امریکا ارتش بسیار قوی ای دارد. در آنجا حضرت امام خیلی محکم فرمودند ما پیروز هستیم.حاجتی عنوان داشت: شهید مطهری با توجه به اطمینان امام(ره) مبنی بر پیروزی انقلاب اسلامی گفت من دریافتم امام(ره) ایمان بسیار عجیب و قوی ای دارد و برای ایشان پیروزی متیقّن است. همچنین استاد شهید مطهری اذعان کرد در مقاطعی نه با تردید بلکه با سئوال محضر امام(ره) رفتم و از محضرشان خارج شدم، احساس کردم ایمانم به آنچه که ایشان وعده اش را می دهد یعنی پیروزی قاطع بر رژیم پهلوی بیشتر شده است. وی در پاسخ اینکه امثال امام خمینی(ره) متصل به غیب هستند و کم کم بر قواعد عالم و سنت های الهی مسلط می شوند تصریح کرد اینها تقابلی با هم ندارند و ایمان به غیب بر اساس قواعد الهی است و در قرآن بیان شده و جزو صفات اصلی مؤمنین است. «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَاه».پژوهشگر انقلاب اسلامی با بیان اینکه تحلیل انقلاب اسلامی، چرایی، چیستی، مبدأ و مقصد انقلاب اسلامی بدون ایمان به غیب ممکن نیست و اساساً در دایره محاسبات نمی توانید انقلاب اسلامی و پیروزی آن را محاسبه کنید، مثال زد یک زمانی بوش پدر از رئیس وقت سازمان سیا، ترنر به کنایه می پرسد چطور رایانه ها و ابررایانه های شما نتوانستند پیروزی انقلاب را به خلاف آنچه که رخ داد پیش بینی کنند؟ ترنر جوابی داد که به نظرم نهایت پاسخی بود که می توانست به رئیس جمهور بدهد که رایانه های ما با یک بی تعریف مواجه بودند.وی تأکید کرد: اساساً امام و انقلاب اسلامی واقعیت هایی هستند که چهارچوب شخصیت حضرت امام(ره) به عنوان یک رهبر و کسی که آینده را ترسیم کرده و بخشی از آن امروز رقم خورده است قابل محاسبه در چهارچوب های علمی رایج ـ پوزیتیویستی، مادی و ماتریالیستی ـ نیست. مشکل اصلی کسانی که همان طور که از پساخمینی صحبت می کردند، امروز با سیاه انگاری از پساخامنه ای می گویند این است که در دامی گرفتار شد ...

ادامه مطلب  

دشمن پروژه امام زدایی و نفوذ را از طریق مذاکره دنبال می کند/امام (ره) قطب نمای حرکت انقلابی ما است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از بیرجند، حجت الاسلام سید ابراهیم حسینی اراکی شب گذشته ( 13 خرداد) در مراسم سالروز ارتحال امام خمینی(ره) که در حسینیه جماران برگزار شد، اظهار کرد: سالگرد رحلت امامفرصت مناسبی است که انسان های مبارز و معتقد به راه و مکتب ایشان و مقام معظم رهبری تجدید میثاق و بیعت کنند.وی با بیان اینکه ما مرعوب و سست نمی شویم و تا آخرین لحظه جان خود بر اصول و مبانی مکتب امام خمینی(ره) پافشاری می کنیم، افزود: هیچ زمانی به اندازه اکنون ضرورت معرفت و شناخت راه و شاخص های و اصول مکتب امام راحل وجود نداشته است؛ باید همه نسبت به ایشان معرفت افزایی کنیم چرا که امام نقشه راه ملت ایران و نهضت و این انقلاب مقدس است و اگر بخواهیم به حرکت خود استمرار داده و به اهداف و آرمانهای امام و انقلاب برسیم یقیناً بدون این نقشه راه به جایی راه نخواهیم برد.امام خمینی (ره) قطب نمای حرکت انقلابی ما استاستاد سطح عالی حوزه علمیه با بیان اینکه باید تمام اندیشه، رفتار، اعمال، واکنش و کنش های خود را با امام راحل مقایسه کنیم چرا که امام یک مقیاس است، گفت: اگر عمداً یا سهواً امام را فراموش کنیم و مکتب و خط امام در بین ما گم شود منحرف خواهیم شد.حجت الاسلام حسینی اراکی با اشاره به اینکه امام خمینی (ره) قطب نمای حرکت انقلابی ما است، ادامه داد: قرآن وقتی می خواهد شخصیت های بزرگی تاریخی را معرفی کند گاهی جمله می گوید که با همان می توان تمام آن شخصیت را تبیین کرد به عنوان مثال خداوند در مورد شخصیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید« إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظیمٍ» که با همین جمله می توان شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را تبیین کرد.وی بیان کرد: امیرالمومنین علیه السلام در وصف اولیای الهی در نهج البلاغه می فرمایند« اولیای الهی کسانی هستند که در این دنیا با شما زندگی می کردند اما روح آنان دنیایی و زمینی نبود و متعلق به ملکوت بود.»امام خمینی (ره) هرگز از تشر امریکا و هیچ قدرتی نترسیداین کارشناس حوزوی با تاکید بر اینکه اگر بخواهیم امام خمینی (ره) را در یک جمله بشناسیم باید بگوییم امام راحل عبد صالح، مجاهد و مبارز انقلابی بود، گفت: عبد یعنی در مقابل خدا فقیر و پوچ باشی باید از امام به عنوان«عبدالله»؛ یعنی بنده خدا و تسلیم اراده پروردگار یاد کنیم.حجت الاسلام حسینی اراکی با بیان اینکه امام راحل اگر عبد خدا نبود که نمی توانست معادلات جهان را بهم بریزد، تاکید کرد: امام خمینی(ره) انسانی انقلابی و مبارزه بود که هرگز خسته نشد و کوهی از معرفت و ایمان اعتقاد داشت.وی تاکید کرد: امام می فرماید« والله من به عمرم از هیچ کسی و قدرتی نترسیدم» و هرگز از تشر امریکا نترسید و جا نزد چرا که امام از کوه استوارتر بود.بزرگترین هدف مستکبران از بین بردن مکتب شیعه و امام خمینی(ره) استسخنران و مبلغ حوزه علمیه با تاکید بر اینکه امام خمینی(ره) یک شخص نبود بلکه یک مکتب بود و و با انقلاب و مکتبش اسلام ولایی و علوی را بر گستره این کشور و دنیا حاکم کرد، گفت: وقتی دشمنان چنین حاکمیتی را دیدند با شخص امام راحل مشکل نداشتند امروز اگر دشمنان و استکبار با انقلاب اسلامی، خط و مکتب امام خمینی (ره) دشمنی می کنند بخاطر شخص نیست بلکه با مکتب استکبارسیتزی و دفاع از مظلوم مشکل دارند لذا تمام تلاش خود را برای از بین بردن این مکتب کردند و بزرگترین هدف مستکبران و در رأس آن امریکا از بین بردن مکتب شیعه و امام خمینی(ره) است.حجت الاسلام حسینی اراکی افزود: چون امام خمینی(ره) یک مکتب بود برای از بین بردن آن جنگ نظامی، ترور شخصیت و تحریم و فشار اقتصادی کردند اما به این نتیحه رسیدند نمی توانند امام را از دل ها و اندیشه انسان های متدین انقلابی و ولایی بیرون کنند چون امام با تمام وجود ما عجین شده است لذا دسیسه و نیرنگ فوق العاده وحشتناکی رو آورده اند و به این نتیجه رسیدند که این امکان دارد برای اینکه یک مکتب را از بین ببرند شخص نمی تواند بنابراین جریانی در زمان امام راحل راه انداختند که بعد امام توسعه پیدا کرده و امروز به حد اعلای وسعت خود رسیده و اگر انقلابیون، دانشگاه، معلمان، علما، اهل قلم و روحانیون در مقابل این جریان ایستادگی نکنند یقیناً ممکن است دشمن به دسیسه شوم خود برسند.« تحریف» بزرگترین خطری که راه امام راحل و مکتب ما را تهدید می کندبه گفته وی امام را نمی شود از بین برد و از اندیشه ها جدا کرد اما می توان امام را تحریف کرد بنابراین جریانی به نام « تحریف» راه افتاد یعنی این جریان با رسانه، نهادها، سازمان ها و با تمام ابزاری که دارد برای جامعه امروزی و جوانان ما چهره واقعی امام را بسوزانند و برای امام چهره سازی کنند و مکتب و انقلاب قلابی بسازند و بگویند امام و مکتب امام و انقلاب این بود و این بزرگترین خطری است که راه امام و مکتب ما را تهدید می کند که باید تمام آحاد ملت هوشیار باشند.این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه معاویه نتوانیست امام علی علیه السلام را از دلها ببرد، گفت: اما موفق شد با نیرنگ و دسیسه چهره امام علی علیه السلام را بسوزاند به گونه ای که وقتی امام علی علیه السلام را در محراب مسجد شهید کردند، مردم گفتند مگر علی علیه السلام نماز می خواند؟! هفتاد سال در خطبه و نماز امام علی علیه السلام را لعن کردند و این را جزو واجبات نماز خود قرار دادند و با شعار و لباس دین داری امام علی علیه السلام را به زمین زدند.حجت الاسلام حسینی اراکی ادامه داد: امام حسین علیه السلام را نمی توانند از دل ها ببرند اما می توانند محرم و امام حسین علیه السلام قلابی به جامعه معرفی کنند و چهره امام را بسوزانند و کاری کنند که مردم بگویند این ها خارج از دین هستند! امام باقر علیه السلام می فرماید« من در کربلا بودم تمام کسانی که به امام شمشیر و نیزه و سنگ می زند به قصد تقرب این کار را می کردند» بعد از کشتن امام حسین علیه السلام 120 مسجد به این شکرانه ساختند و روزه گرفتند! حال آیا تحریف امکان ندارد؟ وی با تاکید بر اینکه شش طائفه به دنبال تحریف امام خمینی(ره) هستند، تصریح کرد: دشمنان و اپوزیسون خارجی، اپوزیسیون داخلی و ملی گرا و لیبرال ها، بعضی از کسانی که سردمدار ...

ادامه مطلب  

مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) ۱  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱تصاویر مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) -۱ ...

ادامه مطلب  

اندیشه ها و نظر?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی-رجانیوز: شصتمین قسمت از مجموعه برنامه تلویزیونی گفت وگو محور «جهان آرا» یک شنبه 14 خرداد از شبکه افق سیما پخش شد. به گزارش رجانیوز، برنامه با حضور حجت الاسلام میراحمدرضا حاجتی نویسنده کتاب «عصر امام خمینی(ره)» و امام جمعه موقت اهواز و محمدحسین بدری به عنوان مجری و کارشناس با موضوع «عصر امام خمینی» روی آنتن شبکه افق سیما رفت.در ابتدای این برنامه حاجتی در پاسخ به این سئوال که «اصلاً امام خمینی(ره) کیست که این گونه بر تاریخ معاصر دنیا تأثیر گذاشته است؟» گفت این پرسش برای بخش معتنابهی از مردم کره زمین هر روز و هر ساعت و برای بخش عظیمی هر دقیقه در حال تکرار است که این مرد کیست؟ قیام امام(ره) پاییز سال 1341 آغاز شد. این شخصیت با گذشت بیش از نیم قرن از آغاز قیامشان قریب به 30 سال پس از رحلتشان و نزدیک به 40 سال بعد از پیروزی انقلابی که معمارش بودند هنوز هم موضوع روز، شفاف و جذاب است. وی افزود: سئوال را این گونه دقیق تر می کنم که چگونه مردی با این فاصله طولانی از زمان رحلتشان این چنین مورد علاقه و اهتمام هستند و کانّه صدایشان را می شنویم و آثار عظیم او را به عینه می بینیم. باید امام(ره) را مطالعه و بازخوانی کرد. متأسفانه دچار فقر مفرط امام پژوهی و امام شناسی هستیم. بارها گفته ام که اگر نقطه قوتی داریم و توانسته ایم ارکان قدرت یعنی حوزه های سیاسی، اقتصادی، علمی و نظامی را تکمیل کنیم جایی بوده است که امام(ره)، خط و افکار ایشان را باور و آنها را پیگیری و پی جویی کرده ایم. هر جا در باورهایمان دچار تزلزل شدیم و امام(ره) را فراموش کردیم در تکمیل این اضلاع قدرت مثل بُعد اقتصادی لنگ زدیم و نتوانستیم کاری را که وظیفه مان بود انجام بدهیم و دچار نقص شدیم. امام جمعه موقت اهواز خاطرنشان ساخت مهم ترین نقیصه آنهایی که امام(ره) را باور نکردند و لذا از ایشان فاصله گرفتند و بعضاً استحاله شدند، عدم شناخت امام(ره) بود. از این رو در جلسات مختلف تأکید می کنم باید فصل جدیدی را برای امام پژوهی باز کنیم که این مرد کیست، آرمان ها، مکتب و راه او چیست؟ آنها را بشناسیم و به جامعه و جهانیان معرفی کنیم. وی به تأکید حضرت آقا در مرقد امام اشاره کرد که باید یاد امام(ره) را زنده کنیم، زیرا امام(ره)، خط و مکتبش زنده است. مؤلف کتاب عصر امام خمینی(ره) اظهار کرد: زمان رحلت حضرت امام(ره) قریب به 300 خبرنگار خارجی برای پوشش خبری تشییع جنازه ایشان به ایران آمدند. آیا از روی علاقه آمده بودند؟ مگر بخشی از این جماعت از کسانی نبودند که نه تنها به امام ابراز علاقه نمی کردند، بلکه امام را با برنامه از پیش ساماندهی شده سانسور می کردند؟ اینها آمده بودند خبر تشییع نه شخص امام(ره) که شخصیت ایشان و نه خبر مرگ امام(ره) بلکه خبر مرگ مکتب ایشان را به جهانیان مخابره کنند. آنها در بدو ورودشان با صحنه عجیب یک کشور ماتم زده که کاملاً در حالت عزا قرار گرفته است روبرو شدند. ضمن اینکه بنا بر شهادت تاریخ جمعیت حدود 10 میلیون و 200 هزار نفر در مراسم تشییع حضور یافتند. این رقم به عنوان بزرگ ترین تشییع جنازه طول تاریخ گینس ثبت شده است. اینها با این واقعیت مواجه شدند. وی در ادامه یادآور شد: در موزه هنر مدرن (modern art) نشریه امریکایی نیویورک تایمز به مناسبت یکصدمین سالگرد انتشارش عکس های برگزیده منتشرشده در این نشریه را در طول 100 سال در انظار عموم قرار داد. از ایران دو تصویر قرار داده شد: یکی مربوط به استقبال از حضرت امام(ره) و دیگری تشییع جنازه ایشان. زیر این دو تصویر نوشته شده است: من همان تصویربردار و عکاسی هستم که صحنه های ورود آیت الله خمینی به ایران را ثبت و در تشییع جنازه ایشان هم شرکت کرده و از صحنه آن تشییع جنازه میلیونی عکس گرفته ام. این استاد حوزه تصریح کرد: عجیب است این خبرنگار و عکاس نمی گوید در وجود این مرد سرّی است و باید در این باره کند و کاو و بررسی کرد که چه اتفاقی می افتد ایشان با 5 میلیون نفر استقبال و پس از ده سال با 10 میلیون و 200 هزار نفر بدرقه می شود. واقعاً این مرد کیست که جانشین بحق ایشان در چند سال اخیر در مورد ایشان می فرماید هر کس با خمینی بیعت کند با پیامبر اسلام بیعت کرده است، لذا جا دارد حضرت امام(ره) را بازشناسی کنیم. وی تصریح کرد: مهم این است که چه شد مردم نظریات عظیم امام(ره) را باور کردند و برایش جان و خون دادند. امام(ره) در جایی فرمود امروز تمام کفر در مقابل تمام اسلام و ایمان ایستاده است. در صحیفه نور دو بار این جمله آمده است که ما در حساس ترین نقطه تاریخ هستیم. یا در جای دیگری می فرماید امتی مانند امت ما حتی تا صدر اسلام نبوده است. به ویژه نسل جوانمان به این جملات دقت کنند. نویسنده کتاب «عصر امام خمینی(ره)» به مصادیقی از عدم مبالغه و گزافه گویی حضرت امام(ره) در گفتار و رفتار اشاره کرد و گفت گاهی وقت ها که شاگردان ایشان را از مسجد سلماسی تا خانه شان در یخچال قاضی همراهی می کردند آنها نقلشان این بود که به در خانه که می رسیدیم یک تعارف خشک و خالی هم نمی کردند و وقتی می گفتیم مگر یک بفرما هزینه ای دارد؟ امام(ره) می فرمود اگر وضعیت داخل خانه مناسب نباشد و قلباً نخواهم شما وارد منزل شوید، این تعارف یک دروغ است. یا مورد دیگر اینکه پیام را به رادیو فرستادند، ولی قبل از پخش اعضای بیت دستور دادند آن را برگردانند و در رادیو خوانده نشود. علت چه بود؟ در جایی نوشته بودند من تمام وقت شما رزمندگان را دعا می کنم. «تمام وقت» را حذف کردند و به جایش عبارت «اغلب اوقات» را گذاشتند. وی با طرح این پرسش که اساساً چطور مردم امام(ره) را باور کردند، عنوان کرد شهید مطهری در این باره می گوید مردمی که حماسه پیامبر(ص)، امیرالمؤمنین(ع)، زینب کبری(س)، حسنین(ع)، حضرت سیدالشهدا(ع)، چهارده معصوم و دوازده امام را شنیده بودند یکباره همه آنها را در آئینه امام خمینی مشاهده کردند و دغدغه های معنویشان را در رخساره امام دیدند. این پژوهشگر تبیین کرد: امام(ره) بزرگ ترین اسلام شناس و در هشت رشته علوم انسانی متخصص و فیلسوف و مفسر بزرگی بودند و قریب به 50 مجلد تألیف داشتند. قبل از 30 سالگی مهم ترین اثر عرفانی خود «شرح دعای سحر» را به رشته تحریر در آوردند. شیخ عباس خاتم یزدی می گفت امام(ره) در بعضی از بخش های کتاب مکاسب در بحث محرم و مباحث فقهی و اصولی غوغا کرده اند. وی اظهار داشت مردم صداقت، تخصص و اشراف امام را باور داشتند و به خوبی می دانستند وقتی این بزرگ مرد حرف می زند «وَ مَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى» از روی هوا سخن نمی گوید. گزارشی که می دهد صادقانه است. نه تنها به این صحبت ها ایمان داشتند، بلکه جانشان را هم فدا می کردند. در عرصه عمل متوجه می شدند وقتی تصمیم به همراهی با این مرد بزرگ گرفته اند دقیقاً آنچه که اتفاق افتاد مطابق با وعده هایش بود. هرچه امام(ره) از ابتدای پیروزی نهضت به مردم وعده داد به وقوع پیوست. این واقعیتی غیر قابل انکار است. حاجتی ادامه داد: بعضی از آقایان از معاریف در خاطراتشان گفته اند حدوداً سال 1341 قبل از وقایع 15 خرداد در مدرسه فیضیه ایشان در انتهای درس جملات عجیبی را فرمودند که حرکتی که ما آغاز کرده ایم در قم نمی گنجد و چه بسا در ایران هم نگنجد. کسانی که امام(ره) را در این حرکت عظیم یاری کرده اند پله پله صدق وعده ها و گزارش های صادقانه ایشان را دیدند. وی با بیان این مطلب که حضرت امام در ادوار بعدی خبر از پیروزی انقلاب اسلامی داد افزود: مستحکم ترین بازوان امام(ره) در انقلاب اسلامی مثل استاد شهید مرتضی مطهری و مرحوم آیت الله طالقانی وقتی شرایط صعب و دشوار شد به ایشان مراجعه کردند و از ایشان خواستند بهتر نیست کمی آرام تر حرکت کنیم. حتی بعضی از افراد لیبرال مسلک به امام مراجعه کردند که در سخنرانی های علنیتان صحبت از اسقاط رژیمی می کنید که مستظهر به پشتیبانی امریکاست و پس از امریکا ارتش بسیار قوی ای دارد. در آنجا حضرت امام خیلی محکم فرمودند ما پیروز هستیم. حاجتی عنوان داشت: شهید مطهری با توجه به اطمینان امام(ره) مبنی بر پیروزی انقلاب اسلامی گفت من دریافتم امام(ره) ایمان بسیار عجیب و قوی ای دارد و برای ایشان پیروزی متیقّن است. همچنین استاد شهید مطهری اذعان کرد در مقاطعی نه با تردید بلکه با سئوال محضر امام(ره) رفتم و از محضرشان خارج شدم، احساس کردم ایمانم به آنچه که ایشان وعده اش را می دهد یعنی پیروزی قاطع بر رژیم پهلوی بیشتر شده است. وی در پاسخ اینکه امثال امام خمینی(ره) متصل به غیب هستند و کم کم بر قواعد عالم و سنت های الهی مسلط می شوند تصریح کرد اینها تقابلی با هم ندارند و ایمان به غیب بر اساس قواعد الهی است و در قرآن بیان شده و جزو صفات اصلی مؤمنین است. «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَاه».پژوهشگر انقلاب اسلامی با بیان اینکه تحلیل انقلاب اسلامی، چرایی، چیستی، مبدأ و مقصد انقلاب اسلامی بدون ایمان به غیب ممکن نیست و اساساً در دایره محاسبات نمی توانید انقلاب اسلامی و پیروزی آن را محاسبه کنید، مثال زد یک زمانی بوش پدر از رئیس وقت سازمان سیا، ترنر به کنایه می پرسد چطور رایانه ها و ابررایانه های شما نتوانستند پیروزی انقلاب را به خلاف آنچه که رخ داد پیش بینی کنند؟ ترنر جوابی داد که به نظرم نهایت پاسخی بود که می توانست به رئیس جمهور بدهد که رایانه های ما با یک بی تعریف مواجه بودند. وی تأکید کرد: اساساً امام و انقلاب اسلامی واقعیت هایی هستند که چهارچوب شخصیت حضرت امام(ره) به عنوان یک رهبر و کسی که آینده را ترسیم کرده و بخشی از آن امروز رقم خورده است قابل محاسبه در چهارچوب های علمی رایج ـ پوزیتیویستی، مادی و ماتریالیستی ـ نیست. مشکل اصلی کسانی که همان طور که از پساخمینی صحبت می کردند، امروز با سیاه انگاری از پساخامنه ای می گویند این است که در دامی گرفتار شده اند که ا ...

ادامه مطلب  

تفسیری از راهکار امیرالمؤمنین(ع) در عبور از فتنه های آخرالزمان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا مسأله مهدویت و آخرالزمان یکی از مهم ترین مباحث قرآنی و روایی مسلمانان و حتی سایر ادیان الهی است؛ از نگاه شیعه درک ماجرای مهدویت و آخرالزمان وابسته به دو یادگار پیامبر(ص) یعنی قرآن و عترت(ع) است و در این راستا اهل بیت(ع) به ویژه امیرالمؤمنین و امام حسین(ع) نقش ویژه ای در این امر ایفا کرده اند که بخشی از آن به دوران حیاتشان و بخش عمده آن در زمان رجعت و ظهورشان به وقوع می پیوندد.به عبارت دیگر، با بررسی و مطالعه و تحقیق درباره نقش کلیدی این بزرگواران می توان برخی راهکارهای کاربردی فردی و اجتماعی را به دست آورد؛ بنابراین آنچه که تاکنون در سیره عترت(ع) مورد غفلت اندیشمندان قرار گرفته است، عدم پرداختن نقش هر کدام از اهل بیت(ع) در مهم ترین اصل شیعه، یعنی مهدویت و امر ظهور است.درباره این موضوع با حجت اسلام «محمدمهدی بنیانیان» گفت وگویی داشته ایم.در این گفت وگو شب های قدر بهترین موقعیت برای معرفت و درک امام زمان(عج) معرفی شد که شیعیان باید با تقویت همدلی و اتحاد قلوب، آن را موقعیتی برای مقدمه سازی ظهور حضرت قرار دهند؛ همچنین با مطالعه روی فرازهایی از کلام امیرالمؤمنین(ع) درباره مهدویت و امر ظهور الگویی مطرح شد تا بتوان با مطالعه روی سایر روایات، به راهکارها و راهبردهای مهمی در مسیر ظهور و آخرالزمان دست یافت. نقش کلیدی امام حسین(ع) در قالب ماجرای اربعین حسینی(ع) و حب و کشش حضرت برای ایجاد همدلی بیشتر امت ها و ملت ها در راستای زمینه سازی ظهور نیز مورد تاکید قرار گرفت؛ زیرا امت ها تا همدل نشوند ظهور واقع نخوهد شد. مشروح گفت وگو را در ادامه بخوانید.تسنیم: بحث «علویت» و «مهدویت» و یا نقش امیرالمؤمنین(ع) در آخرالزمان و ظهور یکی از مباحث کلیدی بوده که در این زمینه آیات و تفاسیر روایی و یا احادیثی مطرح شده است. در این بحث تاکید شده که هر کدام از اهل بیت(ع) نقش مهمی در راستای امر ظهور ایفا می­ کنند؛ مانند ماجرای اربعین حسینی(ع) که قرار است امت واحده اسلامی با محوریت حب حسینی صورت بگیرد.*حجت الاسلام بنیانیان: اول باید این نکته مورد توجه اجمالی قرار گیرد که چرا بحث آخرالزمان در جامعه ما این قدر جذاب است؟ پاسخ این است که این موضوع جزو مهمات جامعه ما باید محسوب شود و از سوی دیگر مردم هم پیگیر هستند. خود جامعۀ جوانِ پرسشگر ما خیلی پیگیر است که این آخرالزمان چیست و چه ویژگی ­­هایی دارد؟ یک تلفیق و یک اتفاقی باید برای ما تبیین شود که اول، وقتی صحبتِ از آخرالزمان در زبان پیغمبر و امیرالمؤمنین تا امام حسن عسگری و در کلام خود حجت­ ابن الحسن(عج) می­ شود، صحبت از این است که نگهداری دین در این دوره کارِ بسیار مشکلی است، زیرا تشبیه و تعبیر رسول گرامی اسلام(ص) نسبت به دینداری در مقطع آخرالزمان، گرفتن آتش به دست است. یعنی دینداری محال و ناممکن است. این ها هشدارهای خیلی جدی است که اهل ­بیت(ع) به ما دادند و نشان می دهد ما راهی جز قرآن و عترت(ع)برای نجات نداریم، . فردی آمد خدمت امام صادق گفت من آخرالزمان­ را می خواهم درک کردم چه کنم؟ فرمود به قرآن مراجعه کن. تسنیم: عبارتی را امیرالمؤمنین(ع) در نهج البلاغه درباره نوع رفتار در آخرالزمان به این ترتیب بیان می ­فرماید: «بدانید از ما آن کسى که فتنه ‏هاى آینده را درک کند با چراغى روشن در آن حرکت کند و به روش نیکان قدم بردارد». عبارت حضرت «یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیر؛ در آن فتنه ها با چراغ روشنی بخش» و «یَحْذُو فِیهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِین؛ حرکت بر مبنای صالحان‏» است. نظر شما راجع به این فرازها چیست؟اصل سراج منیر، اهل بیت(ع) هستند*حجت الاسلام بنیانیان:امام رضا (علیه السلام) در حدیثی می­ فرمایند ظلمتی که در آخرالزمان اتفاق می­ افتد همان ظلمتی است که در ابتدای خلقت انجام شد و به واسطۀ آن ظلمت ملائک خدا که خلقت­شان از نور بود در عبادت خدا متوقف شدند. می ­فرماید این قدر ظلمت در آخرالزمان زیاد می­ شود که شما هیچ راه نجاتی ندارید مگر اینکه سراغ اهل­ بیت بروید. «سراج ­منیر» اصلش همان اهل بیت (علیهم السلام) است. یعنی وقتی صحبت از خوبی در این عالم می­ شود، خدا در قرآن تقسیم بر دو می­کند، می­ گوید یا عمل را شما انجام می­دهید یا من انجام می­ دهم. اعمال در عالم دو دسته است و آدم ­ها هم دو دسته هستند: یا خوبند یا بد. یا خداپرستند یا هواپرست. اعمال هم یا خوب و یا بد است. پس ما باید دنبال اعمالی باشیم که او به ما اجازه بدهد تا عملِ خوب در زندگی مان انجام بدهیم؛ یعنی «اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا» خدا ولیّ مطلق شود؛ تا خدا ولیّ مطلق نشود شما وارد صراط نشدید بلکه در سبیل هستید. تا وارد صراط نشدیم، وارد دین هم نمی‎شویمالبته سُبل­ ها نیز مهم است، اما راه‎های فرعی‎اند و صراط، راه اصلی است و ما تا وارد صراط نشدیم وارد دین نشدیم، صراط با خود امام زمان(عج) محقق می­ شود؛ یعنی اگر می­ خواهید در آخرالزمان موفق شوید و نجات پیدا کنید، خودتان و زندگی و دین و آخرتان، باید همه چیزهایتان را از امام زمان(عج) بگیرید. حضرت فرمودند دوستان ما در کارهای بزرگشان ـ مثلاً می­ خواهد شغل انتخاب کند، ازدواج کند ـ سراغ ما می آیند، اما در کار کوچکش فکر می­ کند خودش می­ تواند انجام بدهد. نه، شما نمک سفره را هم می ­خواهید اضافه کنید، می­ دانید ظرف نمک کجاست، می ­دانید آش کجاست، می­ دانید این توانایی را دارید، اما بدانید لاحول و لا قوة الّا بالله العلی العظیم، اوست که نمک آش شما را می ­ریزد.اسناد آموزشی غربی آیا ما را به ظهور نزدیک می کند؟!اینها را گفتیم تا به اینجا برسیم که سراج منیر، مسیری است که روشنی­ بخش است، در آخرالزمان فقط اهل‎بیت(ع) است، در زیارت جامعه ­کبیره امام هادی فرمودند «هر جا که نامى از خیر و نیکویى باشد، شما(اهل بیت) اولِ خیر و ریشه آن و فرعِ آن و معدن آن و مبدأ آن هستید.» یعنی اگر عملی حتی اگر به ذهن ما خوب باشد و به واسطۀ اهل بیت(ع) به ما نرسیده باشد، ما در این مسأله دچار مشکل می­ شویم؛ همین کاری که ما داریم در آموزش و پرورش­مان می ­کنیم. فریاد آقا را در سند 2030 بلند کرده که می­ فرماید این غیر از این است، می ­گوید خیلی خوب است. متخصصان دنیا نشستند آن را طراحی کردند، فوق ­تخصص ها نشستند آن را طراحی کردند، بر چه اساسی طراحی کردند؟ بر اساس نظامِ غیر از نظام اهل ­بیت(ع). رهبر انقلاب هم فریاد می­ زند در این خیر نیست. وقتی جوانان و متخصصان دینی ما می ­توانند نظام آموزشی ما را باید منطبق بر نگرانی های ما برای ظهور یا دینداری یا بحث آخرالزمان بنویسند، چرا باید از کسی بگیریم که شک داریم؟صحنه گردان عالم، خداست نه صهیونیستمن الان بگویم این لیوان­ هایی که الان اینجاست احتمال دارد نجس باشد، آیا شما آب می ­خورید؟ پس چطور می ­روید از مطلبی استفاده می کنید که این همه احتمالِ انحراف و شبهه و دوری از خیر دارد؟ اینها را در عالم نفهمیدیم. وقتی گفتند آقا گناه می­ شود، باران کم می ­شود، بعضی­ ها روحانیون را مسخره کردند بله چه ربطی دارد؟ در آخرالزمان­ خدا می­ گوید من به خودتان وا می ­گذارم، ببینم خودتان زندگی را می­ چرخانید؟ یک دفعه می بینید یک سال خشکسالی می­­­ شود، یک سال سیل می ­آید، اینها همه کارهای خداست. در عالم صهیونیست و آمریکا و فراماسونر نمی توانند صحنه­ گردانی کنند بلکه صحنه­ گردان کسی دیگر است، اما ما بفهمیم بدونِ اِذن او یک برگی روی زمین نمی ­افتد، ترس از غیر خدا نشانۀ بی دینی است. صالحیت در گروی تبعیت از خلیفةالله استتسنیم: درباره فراز «یَحْذُو فِیهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِین؛ (در آخرالزمان عده ای) مانند صالحان گام می نهند» هم توضیح می فرمایید؟*حجت الاسلام بنیانیان:اینکه فرمودند «یحذو فیها علی مثال الصالحین» یعنی شما جای پای صالحین بگذارید، یعنی از آنها الگو بگیرید نه اینکه بروید الگوهای دیگران را استفاده کنید؛ با این صفاتی که خدا برای صالحین در قرآن قرار داده است. شما در نماز هم به «عبادالله الصالحین» سلام می­ دهید، در قرآن هم خدا در اوج صفاتشان ایشان را با مفهوم صالحین معرفی می کند.همچنین ما وقتی کربلا می رویم، برای زیارت قمر بنی­ هاشم این عبارت را مجدد آنجا می­ بینیم: «السلام علیک یا عبد الصالح» چه کسانی جزو صالحین قرار می ­گیرند؟ اینها یک ویژگی ای دارند، این کسانی که صالح قرار می­ گیرند و خد آنها را صالح قرار می­ دهد کسانی هستند که مطیع محضِ خلیفةالله هستند. خدا در قرآن می­ گوید بنده من، من خدای شما هستم و من شما را آفریدم، هر چه خلیفه من می­ گوید درست است. خلیفه من می گوید شنبه ها ماهی گیری حرام است، حق ندارید ماهی بگیرید، قرآن می­ گوید چون گوش نکردند، آنها را خوک و سگ کرد. در قرآن هم می­ گوید پیغمبر به اینها بگو اگر می­ خواهند من را بپرستند باید تو را دوست داشته باشند و از تو تبعیت کنند. چرا به امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمودند «امام الْمُمْتَحَن» زیرا شیعه در زمان ایشان دچار سخت­ ترین امتحان شد، چون خواص شیعه اشتباه کردند، چون فکر می ­کردند فهمی بالاتر از فهم امام جامعه در عالم وجود دارد. ابن­ عباس مگر کم کسی است؟ مفسر قرآن است، جابر عبدالله کم کسی است؟ بعد از آن از امام معذرت‎خواهی کردند و توبه کردند، اما چه چیزی را در دین نفهمیدند؟ لذا نمی­ داند امام یعنی فهمِ تمام عالم، دیگر بالاتر از آن در عالم فهمی نیست.تسنیم: اینکه فرمودید صالحیت در گروی تبعیت از خلیفه خداست، ماجرای نوح (علیه السلام) به ذهن متبادر می شود که خداوند در آیه46 سوره هود فرمود: «قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ؛ ای نوح فرزندت از اهل تو نیست، زیرا او عمل غیر صالح است؛» او چون در پرتو تبعیت اهلیت پیدا نکرده بود. *حجت الاسلام بنیانیان: بله، خداوند در آیه ای از قرآن از قول ابراهیم(ع) نسبت به نزدیکانش می فرماید «فَمَنْ تَبِعَنی‏ فَإِنَّهُ مِنِّی؛ اگر از من تبعیت کنی، از من هستی» یعنی نسبت به من اهلیت پیدا می کنی. لذا اینکه گفته می شود «سلمان ...

ادامه مطلب  

پیتر لودویگ برگر، جامعه شناس برجسته درگذشت  

درخواست حذف این مطلب
پیتر لودویگ برگر، جامعه شناس اتریشی الاصل آمریکایی در سن 88 سالگی در منزل خود درگذشت.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) پیتر لودویگ برگر، جامعه شناس اتریشی الاصل آمریکایی که برای کارهای خود درباره جامعه شناسی شناخت، جامعه شناسی دین، مطالعات نوسازی، و کمک های نظری به نظریه جامعه شناختی، شناخته شده است، در سن 88 سالگی در منزل خود درگذشت.پیتر لودویک برگر در سال 1929 در وین پایتخت اتریش متولد شد. در سال 1946، به همراه خانواده به آمریکا مهاجرت کرده و در نیویورک اقامت کرد. برگر در نیویورک برای ادامه تحصیل به دانشگاه واگنر وارد شد و در سال 1949 در مقطع کارشناسی از آنجا فارغ التحصیل شد، سپس به مدرسه جدید تحقیقات اجتماعی وارد شد. برگر مدرک دکترای خود را از دانشکده تحقیقات اجتماعی گرفت. وی از سال 1956 تا 1958 استادیار دانشگاه نورث کارولینا در ایالات متحده آمریکا و از سال 1958 تا 1963 استاد مدرسه الهیاتی هارتفود بود. در سال های بعد، در دانشکده تحقیقات اجتماعی راتجر و دانشگاه بوستون در کسوت استادی به تدریس پرداخت. برگر از سوی چند دانشگاه از جمله دانشگاه ژنو و مونیخ، دکترای افتخاری کسب کرد. وی از سال 1981 استاد جامعه شناسی و الهیات دانشگاه بوستون شد و از سال 1985 به این سو، در همان دانشگاه، مدیریت دانشکده مطالعات فرهنگ اقتصادی را برعهده دارد.برگر نگاه دیالکتیک به رابطه فرد و جامعه را از کارل مارکس گرفته است. همچنین در تبیین نقش دین در از خود بیگانه ساختن انسان نیز تحت تأثیر مارکس قرار داشته است. نگاه برگر به جهان و معناداری آن و نقش دین در نظم اجتماعی، نقش دین در عرفی شدن، نگاه او به مدرنیته تحت تأثیر اندیشه های ماکس وبر قرار داشته است.برگر تأکید بر واقعیت زندگی روزمره و جهان عقل سلیم، آگاهی نیت مند، واقعیت های چندبعدی، میان ذهنیت و استفاده از روش پدیدارشناختی را متأثر از نظریات ادموند هوسرل و آلفرد شوتس بوده است. برگر همچنین از دورکیم (واقعیت اجتماعی)، جورج هربرت مید (روان شناسی اجتماعی) و شلایر ماخر (پدیدارشناسی در خصوص دین) متأثر بوده است.مهمترین آثار برگر1- ساخت اجتماعی واقعیت (1967)؛ این کتاب تألیف پیتربرگر و توماس لاکمن است. برگر و لاکمن در این کتاب تلاش کردند تا علایق جامعه شناسی پدیده شناختی را به ساختارها و نهادهای اجتماعی گسترش دهند. آن ها دیدگاه جامعه شناسی معرفت را در این کتاب ارائه کردند.2- ذهن بی خانمان (1973)؛ این کتاب تألیف پیتر برگر، بریجیت برگر و هانسفرد کلنر است. مضمون کتاب مطالعه درباره نوگرایی و نوسازی و تأثیرات نهادهای مدرن بر آگاهی مدرن، به ویژه در جوامع جهان سومی است. همچنین، در این کتاب پیامدهای واکنشی در قبال فرایندهای نوگرایی و نوسازی، در اشکال نوسازی زدایی و نوسازی ستیزی مورد بررسی قرار گرفته است. به عبارتی واکنش های ناشی از ناخشنودی های زاییده نوگرایی و نوسازی و عوارض ناشی از آن در زندگی فردی به صورت های بی هنجاری، بیگانگی از خویشتن را بررسی کرده است.3- بررسی جامعه شناختی نظریه عرفی شدن (1967)؛ اولین اثری است که برگر به صورت جدی درباره نظریه عرفی شدن ارائه کرده است. برگر در این مقاله عرفی شدن را از منظر جامعه شناختی به ویژه جامعه شناسی معرفت مورد مطالعه قرار داده است. برگر بر این باور است که عرفی شدن پدیده ای چندعلیتی است و مهم ترین عامل آن تکثر گرایی است.4- افول سکولاریسم (1999)؛ مجموعه سخنرانی هایی است که با هدف بررسی نقش دین در زندگی سیاسی ارائه شده و بعداً به صورت کتاب چاپ شده است. ازدیگر آثار وی می توان به مواجهه با مدرنیته (1979)، ستیز بر سرخانواده (1983)، انقلاب سرمایه داری (1987) اشاره کرد.جامعه شناسی معرفتبرگر و لاکمن، وظیفه جامعه شناسی معرفت را بررسی هر آنچه به عنوان معرفت و شناخت تلقی می شود، می دانند. جامعه شناسی معرفت باید بیش از هر چیز، معرفت متعارف را کانون بررسی های خود قرار دهد، نه عقاید را، زیرا این معرفت متعارف است که تار و پود معناهایی را تشکیل می دهد که بدون آن ها، هیچ جامعه ای نمی تواند وجود داشته باشد. در نتیجه، جامعه شناسی معرفت باید به بررسی ساخت اجتماعی واقعیت بپردازد.فرض اصلی آن ها این است که آراء راجع به جامعه شامل مجموعه های عادی معرفتی (مانند ضرب المثل ها، کلیشه ها و توقعات دوجانبه)، همان جوهره و خمیرمایه جهان اجتماعی اند.بنابراین برگر و لاکمن با معرفتی که اساس زندگانی روزمره را شکل می دهد، سروکار دارند؛ یعنی همان معرفت عمومی یا متعارف. معرفت متعارف هم دارای واقعیت ذهنی است و هم دارای واقعیت عینی. دارای واقعیت ذهنی است، که افراد مجموعه ای از باورها، توقعات، تعاریف، معانی و ارزش ها را مطابق با جهان بینی متعلق به خود می پذیرند. تحقق عینی این معرفت ها نیز با اجتماعی شدن آن ها حاصل می شود. بنابراین دارای نوعی عینیت است. برگر و لاکمن به کمک این معرفت های عینی افراد جامعه را تیپ بندی می کنند. کسانی که دارای تیپ بندی متعارف مشترکی هستند، از لحاظ هستی اجتماعی نیز به نوعی مشترک اند. مقصود آن ها از تیپ بندی متعارف، ارزش گذاری های عمومی و متعارفی است که افراد در مورد اشخاص و موقعیت ها و رفتار متناسب با آن اشخاص و موقعیت ها انجام می دهند. به عقیده آن ها ساخت اجتماعی، حاصل جمع همه این تیپ بندی ها و الگوهای کنش متقابلی است که به وسیله این تیپ بندی ها نهادی شده است. نهاد اجتماعی را نیز مجموعه ای از تیب بندی های الگو شده و متقابل می دانند.نهادها نشانگر تاریخ مندی و کنتر ل هستند. نمونه سازی های متقابل کنش ها در جریان تاریخ مشترکی ساخته می شوند. نهادها همواره دارای تاریخ و محصول تاریخ اند. نهادها همچنین از طریق فراهم کردن الگوهای از پیش تعریف شده کنش، کنش انسانی را کنتر ل می کنند.برگر و لاکمن نهادهای اجتماعی یک جامعه را دارای همبستگی ذاتی و کارکردی نمی دانند، بلکه همبستگی و یکپارچگی را ناشی از روشی که در واکنش به این نهادها وجود دارد، قلمداد می کنند. منطقی که به نهادهای اجتماعی، همبستگی می دهد، مشروعیت است. اعطای اقتدار به نهادهای اجتماعی را صرفاً اراده انسانی صورت نمی دهد، بلکه مشیت الهی، قانون طبیعی و تقدیر تاریخی نیز در آن دخیل اند. دین، فلسف ...

ادامه مطلب  

همایش ملی بررسی آرای تفسیری آیت الله معرفت برگزار می شود  

درخواست حذف این مطلب
حجت الاسلام جلال عراقی در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری «حوزه»، از برگزاری «همایش ملی بررسی آرای تفسیری علامه محمد هادی معرفت» خبر داد و گفت: از راه های بالندگی افکار و حرکت در مرزهای دانش، بررسی و نقد افکار اندیشوران بزرگ در حوزه های مختلف علمی است و یکی از اندیشوران بزرگی که در دهه های اخیر خوش درخشیده و با تلاش فراوان، علاوه بر پاسخگویی به شبهات در زمینه علوم قرآن، آثار گرانسگی نیز از خود به یادگار گذاشته، علامه محمد هادی معرفت می باشد.وی ادامه داد: شخصیت برجسته ای که رهبر معظم انقلاب به عنوان سکان دار انقلاب اسلامی درباره ایشان بیان داشتند که این شخصیت، خدمات ارزشمندی در زمینه تحقیقات و تألیفات دینی؛ به خصوص در تفسیر و علوم قرآنی به جامعه علمی کشور عرضه داشته و تألیفات ایشان یادگارهای ماندنی به شمار می آیند.دبیر همایش ملی بررسی آرای تفسیر علامه معرفت ابراز داشت: ایشان نقش بی بدیلی در احیاء مباحث علوم قرآن به متن مباحث حوزوی داشته و در شیعی سازی علوم قرآن در دانشگاه ها، نقش پررنگی را ایفا نموده است.حجت الاسلام عراقی خاطرنشان ساخت: استاد فرزانه، علامه معرفت نزیک به چهار دهه مطالعه در مقدمات و مبانی تفسیر داشته و پس از آن، روشی منحصر به فرد و هوشمندانه را ابتکار کرده و بنیان تفسیر اثری جامع را بنا نهادند.*عرضه روایات تفسیری اهل بیت(ع) بدون ایجاد حساسیتوی تصریح کرد: علامه معرفت در این تفسیر بدون ایجاد حساسیت، توانستند تمامی روایات تفسیری اهل بیت(ع) را حتی فراتر از مرزهای اسلام عرضه نمایند؛ به همین دلیل تجلیل از مقام علمی ایشان، هم تکریمی از این شخصیت بوده و هم ایجاد انگیزه برای دیگر بزرگواران می باشد.*اهداف همایش ملی بررسی آرای تفسیری علامه معرفتدبیر همایش ملی بررسی آرای تفسیری علامه معرفت به اهداف این همایش اشاره کرد و گفت: «تجلیل از مقام شامخ علمی پژوهشی علامه معرفت»، «تبیین و معرفی نوآوری ها و روش های تفسیری ایشان»، «گشایش عرصه های نوین و ضروری در مطالعات تفسیری، تطبیقی و اثری» و «نقد دیدگاه ها و ارزیابی منهج تفسیر اثری و ارائه الگوهای نوین» از جمله اهداف این همایش می باشد.حجت الاسلام عرا ...

ادامه مطلب  

مسئله امام، انقلاب بود نه سنت وتجدد/ نظریه اجتماعی امام خمینی(ره)  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه: اندیشه بنیان گذار انقلاب اسلامی در حوزه های اجتماعی و سیاسی و نوع نگاه ایشان به مسئله انقلاب اسلامی نیاز به بازخوانی و بررسی مجدد دارد و چراکه در برهه های مختلف انقلاب اسلامی بازگشت به این اندیشه ها نجات بخش انقلاب از چالش ها و فتنه ها بوده است. از این رو برای بررسی بیشتر این موضوع به سراغ حجت الاسلام نامخواه پژوهشگر دانش اجتماعی مسلمین رفتیم. متن زیر مشروح گفتگوی ما وی است.*مولفه های اساسی نظریه اجتماعی امام خمینی چه مواردی است؟قبل از بررسی اندیشه امام خمینی و مولفه های آن لازم است مقدمتاً به دو نکته را اشاره کنیم. یک مقدمه درباب روش شناسی این اندیشه به معنای عام آن است. درباره ی خاستگاه و جایگاه و مسیری که این اندیشه از آن برآمده است. باید تأکید کرد که اندیشه اجتماعی امام خمینی ریشه های الاهیاتی دارد و یا به تعبیر دقیق تر ریشه در علوم الهی دارد؛ دستگاه نظری امام خمینی در تحلیل جامعه، ریشه های آشکاری در سنت فلسفی-عرفانی، اخلاقی و فقهی ما دارد. این حرف البته به این معنا نیست که بر حسب هنجارهای جهت مند حاکم بر فضای علوم اجتماعی، اندیشه اجتماعی، اندیشه الهیاتی و اندیشه فلسفی، ماقبل علم و یا غیرعلم هستند. مرور تاریخ معاصر ما به خوبی نشان می دهد این اندیشه اجتماعی امام خمینی است که قابلیت تحلیل و تغییر جامعه ی ما را دارد. مابقی حرف ها و نظریات که با مدعای علمی بودن و جامعه شناختی و با ادعاهای کلان، ابتدا توسط گروه های چپ و توده ای به جهان فکری ما وارد می شوند و بعدها توسط دیگر روشنفکران و منورالفکران دنبال می شوند، تنها به صورت شعرها و شعارهایی در حاشیه ی محافل حزبی و بعد آکادمیک باقی می مانند، اهل گفتگو نیستند و از درک جامعه ما عاجز نیز.مسئله دیگر کارآمدی و موثر بودن اندیشه اجتماعی امام خمینی است. اجمالاً می دانیم که اندیشه اجتماعی امام خمینی بر بستری از انسداد اجتماعی و تاریخی متولد می شود. در این دوره و به طور مشخص از مشروطه به بعد، کلیه کوشش ها برای تغییر وضع موجود به بن بست منتهی می شود: از مشروطه گرفته تا قیام جنگل تا نهضت آزادیستانِ شیخ محمد خیابانی تا ملی شدن صنعت نفت و حرکت مرحوم مدرس و فداییان اسلام و مانند آن. همه این تلاش ها یا در ایجاد تغییر اجتماعی موفق نمی شوند و یا حتی در برخی از موارد «از قضا سرکنگبین صفرا فزود» می شود؛ یعنی مسیر منتهی به مشروطه در نهایت به رضا میرپنج ختم می شود. به این ختم می شود که به تعبیر امام یک نفر سوادکوهی بی سواد، با کودتا دولت و سپس حکومت را به دست بگیرد. این قبیل حوادث، انسانِ ایرانی گرفتار در انسداد را به این نتیجه نتیجه می رساند که نمی شود و نمی توانیم تغییر ایجاد کنیم. اندیشه اجتماعی مسلمین در دوران معاصر، از سید جمال به بعد حول دوگانه ی سنت و تجدد سامان می یابد. مسئله اش سنت گرایی و تجددگرایی و یا تلفیق این دو و حدود و ثغور این تلفیق است. امام خمینی اما مرحله ی جدیدی در اندیشه اجتماعی می گشاید و اندیشه ای را سامان می-دهد که سنت/ تجدد برای ش «مسئله» نیستاین عدم امکان تغییر یا تغییرات قهقرایی، خود سبب تشدید مشکله ی تحجر و بسط اندیشه های متأثر از تجدد در جهان اجتماعی ما می شود. تحجر و تجدد به مثابه حجابی بر فهم انسان معاصر ایرانی، این بن بست های در مسیر تغییر اجتماعی را مضاعف می کند. حالا ما با انسانی مواجهیم که اولاً وضع خوبی ندارد؛ عزت او زیر سایه دولت مردان وابسته، زیر چکمه های اشغالگران و تکنیسین ها و مستشاران خارجی پایمال شده است. با انسانی مواجهیم که علاوه بر مشکله ی استعمار، با یک استبداد حاد مواجه است و با حد بالایی از استثمار و استحمار. سطح دوم مسئله این جاست که کلیه ی حرکت های که این انسان برای تغییر سامان داده به شکست انجامیده یا نتیجه ی معکوس داده است. و این دو سطح سبب پیدایش و یا تشدید سطح و لایه سومی از مشکل شده که عبارت است از تجددزدگی و تحجرزدگی. این وضع ایران است. آسمان عالم اسلامی در همه ی جوامع دیگر کم و بیش همین طور است. پس شرایط اجمالا امتناع تغییر اجتماعی است. در این چنین شرایطی اندیشه اجتماعی امام خمینی تکوین و تکون می یابد. به مثابه یک اندیشه معطوف به تغییر و به طور مشخص معطوف و متوجه انقلاب. اندیشه ی اجتماعی مسلمین در دوران معاصر، از سید جمال به بعد حول دوگانه ی سنت و تجدد سامان می یابد. مسئله اش سنت گرایی و تجددگرایی و یا تلفیق این دو و حدود و ثغور این تلفیق است. امام خمینی اما مرحله ی جدیدی در اندیشه اجتماعی می گشاید و اندیشه ای را سامان می-دهد که سنت/ تجدد برای ش «مسئله» نیست. مسئله بودن به این معنا که بنشیند و درباره امکان تلفیق و تصرف در تجدد و امثالهم حرف های مبنایی بزند و تئوری بسازد.اندیشه اجتماعی امام خمینی یک اندیشه معطوف به تغییر است. «انقلاب» مفهوم مرکزی این اندیشه است. به تعبیری و بر حسب اندیشه اجتماعی امام خمینی، انقلاب یک اتفاق اجتماعی و تاریخی رخ داده در دوره ای مشخص نیست. در اندیشه اجتماعی امام خمینی انقلاب همه چیز است. همان طور که انقلاب بی نام امام خمینی شناخته شده نیست؛ شناخت اندیشه امام خمینی هم بدون مرکزیت دال انقلاب امکان ندارند. در واقع ما با یک پدیده ی واحد مواجهیم که وجه کثرت آن انقلاب اسلامی و وجه وحدت آن امام خمینی است. شاید در اثر کثرت کاربردهای متداول، وقتی مفهوم انقلاب را به کار می بریم و می گوییم اندیشه امام خمینی برابر است با انقلاب، ذهن به معنای revolution منصرف شود. اما معنای آن انقلابی که از آن به عنوان دال محوری و دلالت تام اندیشه اجتماعی امام خمینی یاد می شود، چیز دیگری است. آن را می توان در اولین اشارت های امام خمینی به مفهوم «قیام لله» جستجو کرد.اندیشه اجتماعی امام خمینی یک اندیشه معطوف به تغییر است. «انقلاب» مفهوم مرکزی این اندیشه است. به تعبیری و بر حسب اندیشه اجتماعی امام خمینی، انقلاب یک اتفاق اجتماعی و تاریخی رخ داده در دوره ای مشخص نیست. شناخت اندیشه امام خمینی بدون مرکزیت دال انقلاب امکان ندارنداجمالا روشن است مفهوم قیام لله بر خلاف معنای اصطلاحی و تاریخی revolution، یک مفهوم عام و شامل است و وجوه و دلالت های انفسی و آفاقی متعددی دارد. همچنین مراد و معنای مختارِ امام خمینی از انقلاب را می توان در تعارضی و جدالی دنبال کرد که امام خمینی در سال آخر حیات شان میان اسلام ناب - اسلام آمریکایی بر قرار می کردند. به هر حال انقلاب به یک معنا مفهوم مرکزی و چارچوبه ی اصلی در اندیشه اجتماعی امام خمینی است. اندیشه اجتماعی امام خمینی در عین حالی که ریشه های نظری آشکاری در الهیات و فلسفه اسلامی دارد، در عین حال دقیقاً بر حسب یک تجربه ی متراکم اجتماعی ساماندهی شده است. از سوی دیگر کاملاً در پاسخ به ابرمسئله ی اجتماعی ایران معاصر صورت بندی شده است. مسئله بعدی نیز کفایت عینی و توانایی عملی این نظریه است برای نیل به هدفِ خود. تقریبا همه ی پرسش های مهم علم اجتماعی یا دست کم پرسش هایی که برای امام خمینی مهم و برای فرآیند انقلاب نیاز است، بر اساس اندیشه انقلاب مدارانه ی امام خمینی پاسخ یافته است. انسان، جامعه، فرهنگ، هویت، خانواده، معرفت، جهان انسانی، وجود اجتماعی انسان و دیگر مقولات مهم در اندیشه امام خمینی بر چنین بنیادی سامان می یابد. *چه نسبتی میان نظریه اجتماعی امام با نظریه سیاسی ایشان وجود دارد؟ نسبت امر اجتماعی و امر سیاسی در دیدگاه امام چیست؟این یک بحث مفصل است اما اجمالا می توان به وجوهی از رابطه ی همبستگی میان امر سیاسی و اجتماعی در اندیشه امام خمینی اشاره کرد. همه ما کم و بیش شنیده ایم که امام خمینی خواستار سیاسی شدن اجتماع بوده-اند. از نظر امام آحاد جامعه می توانند و می باید در امر سیاسی مشارکت داشته باشند. امام کاملا خوشوقت می-شدند وقتی می دیدند در اثر تحول و تکامل انقلاب همه مردم در «امور مملکتی» فکر می کنند و دخالت می کنند، و این خوشحالی و خوش وقتی شان را در تحلیل ...

ادامه مطلب  

حیات دوباره اسلام در عهد جاهلیت جدید به برکت امام خمینی (ره) است/ کسانی که با ولایت نیستند در تشییع جنازه ام حضور پیدا نکنند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش دفاع پرس از مشهد، وصیتنامه شهدا چشمه های جوشان و پرطراوت اند که تشنگان حقیقت و معرفت را سیراب می کنند و از آن رو است که رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) مطالعه و دقت در این وصیتنامه ها را سفارش می کردند. شهدا در این وصایا، جامعه را به پیروی از فرامین آن امام سفر کرده سفارش می کردند و عدم پیروی از ولی فقیه را عامل انحراف از مسیر مستقیم انقلاب اسلامی می دانستند.به مناسبت فرارسیدن بیست و هشتمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی (ره) اشاره ­ای به فرازهایی از وصایای 18 شهید دانشجوی خراسان رضوی که تأکید به پشتیبانی از ولایت فقیه داشتند خواهیم داشت. تسلیم در برابر ولایت فقیه، لازمه تسلیم در برابر خدا استولایت فقیه همان رسالت انبیاء و ائمه معصوم را بر دوش دارد و ما باید سعى کنیم در تمام اعمالمان تسلیم دستورات امام باشیم؛ چرا که اگر غیر از این باشد و تسلیم امام نباشیم به کمال نخواهیم رسید و هم اینکه انقلاب را به خوبى نمى توانیم درک کنیم، چون اولین مرحله براى رشد و کمال و تسلیم در برابر خداوند و رسول و امامان معصوم، امروز تسلیم در برابر ولایت فقیه است. و از طرف دیگر از آن جا که امام یک نعمتى است که خداوند به امت اسلام عطا کرده است، باید شکر این نعمت را به جا آوریم و تابع دستورات ایشان باشیم و اگر خداى ناکرده از این امر سرپیچى کنیم به عذاب الهى دچار خواهیم شد و خداوند هرگز ما را نخواهد بخشید و ما هم که به جبهه مى‏ رویم براى رضاى خدا و اطاعت از امام است و امیدوارم که بتوانیم این مسئولیت را به خوبى به پایان برسانیم.شهید سید جواد علوی مقدممصداق شکر نعمت ولایت، تداوم انقلاب است شکر خدایى را که بر ما منت نهاد و نعمت امام و انقلاب اسلامى را بر ما ارزانى داشت و باحیات دوباره اسلام در عهد جاهلیّت جدید، پرده‏ هاى غفلت و گناه را با توجه به میزان ظرفیت ما از مقابل دیده ها و لب هاى ما زدود و فطرتمان را بیدار ساخت تا با الهام از پرتو وحى و ولایت در جهت کمال و عبودیت خداوند حرکت کنیم تا ان‏ شاءاللَّه حسنه دنیا و آخرت تحقق پذیرد. البته این آرمان بستگى به شکر ما از نعمت الهى دارد و بهترین مصداق شکر نعمت در موقعیت کنونى حفظ و تداوم انقلاب در جهت رسیدن به نظام و جامعه عدل اسلامى مى باشد و طبعاً این امر احتیاج به آگاهى، ایثار و شهادت دارد.شهید ابراهیم کشوری دوغایی عذاب الهی، نتیجه ناله ولی فقیه از امت است کمبودها و ناملایمات، شما را دلسرد نکند که خدای نخواسته امام تنها بماند و مانند جدش علی (ع) شب ها سر در چاه، از دست امتش ناله کند که در آن موقع عذاب الهی نازل می شود و مطمئنم که به یاری خدا، شما امت مسلمان تا پیروزی نهایی اسلام همسنگر و همرزم ائمه علیه ستمکاران خواهید بود.شهید امین الله اصغریولی فقیه، مهارکننده افسار گسیختگان میدان های سیاست بازیخدایا به مقربین درگاهت قَسَمت مى دهیم این امام ما، این امید ما، این روحِ خودت خمینى را که هدایت گر ما در راه توست و شمعى در تاریکى جهات مختلف است و مهار کننده افسار گسیختگان میدان هاى سیاست بازى و غیر اسلامى و هشدار دهنده به طاغوت ها است، نگهدار.شهید عبدالرضا استیری لحظه ای از خط امام منحرف نشویدبه ملت عزیز ایران سفارش می کنم، که ای مردم در راه انقلاب بسیار خون ها ریخته شده، مبادا این خون ها را پایمال کنید. راه شهدا را ادامه دهید، مبادا مدیون خون شهدا باقی بمانید و با کارهایتان قلب امام را به درد آورید. روی دیگر سخنم با جوانان و دوستان عزیز است در مورد حفظ این انقلاب با تمام وجود. عزیزان این انقلاب دلسوز می خواهد. من این را بارها گفته ام باید در این راه واقعاً مایه گذاشت. به این انقلاب اعتقاد قلبی پیدا کنید و در راه او همه چیز را بدهید تا ان شاالله خدا عنایت کند و امام زمان (عج) را به فریاد ما برساند. لحظه ای از خط امام منحرف نشوید که گمراه می شوید.شهید ایرج مسعودیعظمت امام، عظمت اسلام استامروز وظیفه ما است که به حرف هاى رهبر عزیزمان گوش دهیم و براى نجات اسلام و مستضعفین بر علیه کفار بجنگیم. پیامى دارم به برادران و خواهران و تمام روحانیت خط امام و اسلام و برادران سپاه و امت حزب الله که تحت فرماندهى و رهبرى امام زمان (عج) و نائب برحقش مرجع بزرگوار و زعیم عالیقدر ولى فقیه امام خمینى باشند؛ گوش دادن به حرف هاى امام امت، گوش دادن به حرف خداست، چون امام امت هیچ حرفى از خود ندارد و هر چه دارد از اسلام عزیز است که خدا نازل فرموده و اگر به نصایح امام امت گوش ندهیم به عذاب سخت الهى دچار خواهیم شد. در امام بیشتر دقیق شوید و سعى کنید عظمت او را که عظمت اسلام است بیابید و خود را تسلیم او سازید.شهید صفر روحی ایثار و از جان گذشتگی، لازمه شکر نعمت ولایت استخداى را شکر که مفتخرمان کرد به رهبرى از سلاله حسین (ع) با هدف حسینى که در ظل آن فیض الهى، توانستیم در راه خدا هر چه بیشتر معرفت و تصدیق توحید و اخلاص پیدا کرده، در آن راه ایثار کنیم. مطمئناً در شکر این رهب ...

ادامه مطلب  

عده ای جای منافقان جلاد و قوه قضاییه در دهه ۶۰ را عوض کردند / جریان ۲۰۳۰ در شان نظام جمهوری اسلامی نیست  

درخواست حذف این مطلب
نماز عبادی سیاسی جمعه امروز با حضور پرشور مردم روزه دار و ولایت مدار شهر تهران و شهرستان های استان تهران برگزار شد.به گزارش تهران نیوز ، نماز عبادی سیاسی جمعه امروز با حضور پرشور مردم روزه دار و ولایت مدار شهر تهران و شهرستان های استان تهران برگزار شد.ائمه جمعه پایتخت پس از توصیه خود و نمازگزاران به تقوای الهی به مواردی همچون حادثه تروریستی تهران ، سند ۲۰۳۰ و … اشاره کردند.امام جمعه تهران: داعش عصاره همه شرارت هاست/ برخی در برابر دهه شصت تجاهل نکنندحجت الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی خطیب نماز جمعه این هفته تهران (۱۹ خرداد) با اشاره به این که میوه شجره طیبه روزه در ماه رمضان، نیل به درجه تقواست، گفت: از این مسئله غفلت نکنیم که روزه برای خودسازی است و برای راه یافتن به اکسیر اعظم اخلاص است.وی با بیان این که روزه تمرین اخلاص است، اظهار داشت: حقیقت روزه همان سیر باطنی است و بدون تظاهر و نمود و نمایش، ارتباط صد در صد خالص بین عبد و خداست که اگر کسی به این نکته توجه کند، پرودگار به او ملکه تقوا عنایت می کند.حجت الاسلام صدیقی افزود: انسان منافق برای خدا نماز نمی خواند و خدمت نمی کند و برای جلب توجه و جا انداختن خودش این کارها را انجام می دهد. باطن این افراد مطلقاً خدا ندارد و غیرخدا را عبادت می کند و ظاهر و باطنش ۱۸۰ درجه فاصله دارد.امام جمعه موقت تهران با اشاره به آیات پایانی سوره یوسف خاطرنشان کرد: اکثر کسانی که ایمان دارند و خدا را قبول دارند، بیماری شرک در وجودشان ریشه کن نشده و غیر خدا را حساب می آورند و به غیر خدا طمع دارند. انسانی که توکل به خدا ندارد و به وعده های خدا دل نبسته، آرام نیست و از نگرانی رو به سازش می آورد. انسانی که خدا را عبادت می کند، تنها از او کمک می گیرد.وی در ادامه خطبه های نمازجمعه این هفته تهران با تسلیت حادثه تروریستی تهران، گفت: بساط آنها در حرم امام زود برچیده شد، اما در مجلس به دلیل وجود جمعیت، تعدادی از عزیزان ما به لقاءالله پیوستند و خوشا به حال شان که میهمان خدا بودند و مظلومانه شهید شدند. این مظلومیت برای ما تزریق بیداری و هوشیاری بود. تروریست ها خودشان را به جهنم رساندند و خانواده هایی را داغدار کردند.حجت الاسلام صدیقی با بیان اینکه قتل برای ما عادت و شهادت کرامت است، گفت: شهادت ارث اولیاست و مردم ما با آن انس دارند و با این خون ها به خدا تقرب می جویند. حادثه تروریستی از ساخته های دنیای استکبار است و امام در وصیت شان رژیم آمریکا را «تروریسم بالذات» معرفی کرد و بنیان اینها بر شرارت و قتل و غارت است و از روز آغاز حرکت ننگین شان جز شر برای بشریت چیزی نداشتند. بعد هم غده سرطانی اسرائیل را به عنوان کانون ترور در منطقه کاشتند و تروریسم دولتی را دامن زدند. ماموریت رژیم صهیونیستی ترورهاست.امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: بعد از انقلاب اسلامی و در جریان جنگ تحمیلی، این روحیه جهادی بود که در جوان های ما و آحاد ملت ما عشق به شهادت را ایجاد و ما را پیروز کرد و پیروزی خون بر سلاح بود. دنیای کفر برای آنکه بدلی برای خودش درست کند، از طریق سلفی ها القاعده را درست کرد و در نهایت داعش که عصاره همه شرارت هاست.وی افزود: این جریان های منحط تحت عنوان گروهک هایی که اسم مختلف دارند، ایجاد شده که خط قرمز دینی و بینش درست جهانی و رحم و مروت ندارند. کشتن کودک و زن و مرد در مسجد و پایگاه های خدمتی اینها را درنده ساخته است. ما در سال ۶۰ فجایع عظیم را پشت سر گذاشتیم و بخشی از جوانان کشور ما را در وادی قتل و غارت قرار دادند. گروهی از اینها اوایل دم از نهج البلاغه و مقابله با آمریکا می زدند، اما عاقبت در خط آمریکا حرکت کردند و اولیاء الهی همچون شهید دستغیب، مدنی و اشرفی اصفهانی را به شهادت رساندند.حجت الاسلام صدیقی با بیان اینکه ملت ما همه داغ ها را هضم کرد، اما چرخ انقلاب راکد نشد و هر خونی ریخته شد ولایت مداری مردم ما افزون شد، گفت: این حادثه البته ترقه ای بیش نبود و مردم ما نمی ترسند، اما هشدار بود که برخی دهه شصت را فراموش و تجاهل نکنند. اِعمال قانون و اراده ولی فقیه علیه جلادان را مورد خدشه قرار می دهند. برخی چگونه روی شان می شود که آن زمان کنار این جریانات بودند، ولی از گذشته خود پشیمان شده اند. این حرکت ادامه آن حرکت است و ما آن دوران را پشت سر گذاشتیم. جوانان ما از بینش بیشتری برخوردارند و ما همچنان مقاوم ایستاده ایم و از مقابله عقب نشینی نخواهیم کرد.امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: در این حادثه باید از قوت روح و مقاومت آحاد مردم که خم به ابرو نیاوردند و مجالس شان را ادامه دادند، تشکر کنم. از نیروی انتظامی و سربازان گمنان امام زمان(عج)، سپاه پاسداران که حادثه حرم را در نطفه خفه کردند و حادثه مجلس را با کمترین تلفات توانستند مهار کنند، تشکر می کنم. این نظام، نظام علوی و حسینی و عاشورایی است و مردم زیر این پرچم، احساس حمایت غیبی می کنند و تزلزلی در مسیرشان پیش نمی آید.وی با اشاره به اینکه امروز ما به قدرت بسیج کننده شعارهای انقلابی بیشتر احتیاج داریم، گفت: انتخابات اخیر برای ما آبرو و بیعت دوباره با آرمان های امام و شهدا بود، چه آنهایی که نامزدشان رای آورد و چه آنها که رای نیاورد، لشگر انقلاب بودند و حضورشان اعلام اراده قطعی برای ادامه راه امام بود. اشخاصی که رای آوردند کسی را تحقیر نکنند. این آراء، رای به حقانیت خون شهداست.حجت الاسلام صدیقی تأکید کرد: رئیس جمهور و مسئولان باید هوای محرومان و پابرهنگان را داشته باشند و از اشرافیت دوری کنند.امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه باید حرف های ما در چارچوب های شرعی و اخلاقی باشد، تصریح کرد: جریان ۲۰۳۰ در شان نظام جمهوری اسلامی نیست و برای آموزش و پرروش نباید بیگانگان برنامه دهند. من از سران قوا توقع دارم حرمت نظام و ولایت را حفظ کنند که تاکنون اینگونه بوده و از این پس هم رمز وحدت ما همین ولایت است.امام جمعه خیرآباد: عقلانیت امنیت در انقلابگری است نه در عدم اعتماد به آمریکاحجت الاسلام والمسلمین جعفر طزری در خطبه های نماز عبادی _ سیاسی جمعه این هفته خیرآباد ضمن عرض تبریک امام حسن مجتبی (ع) گفت: ماه رمضان سر درب هم ماه های دیگر سال است و لیالی قدر سرور همه ایام دیگر ماه رمضان است، بیچاره کسی است که این شبهای با برکت را در غفلت به سر برد.وی اظهار داشت: این ماه و شب ها فرصت خوبی است تا با حضور در این مراسم با توجه و استغفار دل خود را از گناه و آلودگی ها پاک کنیم و رحمت الهی را بدست آوریم.امام جمعه خیرآّباد در خطبه دوم نمازجمعه این هفته خیرآباد ضمن بیان حملات تروریستی به مرقد امام (ره) و ساختمان دفتر نمایندگان مجلس گفت: عده ای به قصد برهم زدن امنیت کشور و ایجاد ترس و رعب ، عده ای از عزیزان را به شهادت و عده ای دیگر را نیز زخمی کردند ابتدا به خانواده های داغدار و مصبت دیده تسلیت عرض می کنم و برای آسیب دیدگان آرزوی سلامتی نیز داریم.حجت الاسلام طزری بیان داشت: آنچه راجع به این دو حمله می توان گفت این است که اولا هدف از این عملیات بر هم زدن امنیت کشور است و برای دشمنان بسیار سخت است که با تمام هزینه هایی که انجام می دهند ایران اسلامی همچنان سربلند باشد.وی ادامه داد: دشمنان گمان کرده اند که با ایجاد ترس و رعبت می توانند اتحاد و یکدلی ملت را بر هم زنند بلکه این حادثه سبب شود که همه ملت با اتحاد و یکدلی خواستار برخورد قاطع با این گروهگ های تروریستی شوند.امام جمعه خیرآباد بیان داشت: نباید جرئی نگر باشیم و این عملیات را توسط چند مزدور بدانیم بلکه باید بانیان اصلی عملیات ها را جستجو کرد و شکی نیست که عاملان اصلی این اقدامات جز آمریکا و عربستان سعودی نیست، همانها که دم از مبارزه با تروریسم می زنند و خود نیز حامیان اصلی تروریسم هستند.حجت الاسلام طزری تصریح کرد: امروز به وضوح نقش شهدای مدافع حرم برهمگان آشکار شد، آنانکه تا دیروز صحبت از آن می کردند که چه نیازی است فرزندان ایران اسلامی در سوریه و عراق بجنگند، اگر انصاف و وجدان داشته باشند، امروز فهمیدند که اگر شهدای مدافع حرم نبودند، باید در مجلس شورای اسلامی مان با آنان مقابله می کردیم.وی اظهار داشت: این اقدامات کوچک تر و حقیرتر از آن است که بتوانند در عزم ملت ایران خللی به وجود آورد چرا که مشکلات بسیار بزرگتر از این نتوانست مانع رسیدن ایران به اهداف والای خود شود.امام جمعه خیرآباد با بیان این که این گونه اقدامات به ما می فهماند که دشمن از مواجه با جمهوری اسلامی به تنگ آمده است و از دست ایران اسلامی عصبانی است، گفت: امروز دشمن تمام اهداف خود را در منطقه با وجود ایران اسلامی نقش بر آب می بیند بنابراین برای انتقام از ایران اسلامی توسط عده ای جاهل و مذدور دست به اینگونه تحرکات می زنند.وی با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب در جمع دانشجویان گفت: امروز عده ای به بهانه این که مقابله و مواجهه با استکبار هزینه دارد، راه سازش را در برگرفته اند غافل از آن که هزینه سازش بسیار بالاتر از هزینه مواجهه است.حجت الاسلام طزری با بیان این که سند ۲۰۳۰ استقلال فرهنگی کشور را در نظر گرفته است، گفت: ما انقلاب کردیم تا در عرصه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی مستقل شویم اما این مطلوب دشمن نیست بنابراین با هر وسیله ای قصد برهم زدن استقلال کشور را نیز دارند.امام جمعه خیرآباد ادامه داد: سند ۲۰۳۰ یکی از آن موارد است و معنا ندارد عده ای در خارج از کشور برنامه فرهنگی برای مدارس و خانواده ما تهیه کنند و ما مجبور به انجام آن شویم.وی گفت: عقلانیت امنیت این نیست که کشوری که سال ها تلاش کرد از سلطه استکبار خارج شود دوباره با هزینه های بسیار به سمت استکبار برود، عقلانیت امنیت در انقلاب گری است نه در عدم اعتماد به آمریکاست.امام جمعه رباط کریم: عربستان مهره گردان اصلی بازی تروریستی در ایران بود / سند ۲۰۳۰ دخالت آشکار دیگران در سیستم آموزشی کشور استحجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه رباط کریم در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که در مصلی شهر رباط کریم و با حضور آحاد مردم خداجو برگزار شد، اظهار کرد: یکی از وظایف زنان امروز جامعه شوهرداری و فرزندان اوری است و اگر احیانا در جایی هم اشتغال دارند باید از امنیت آن جا اطمینان حاصل نمایند تا مشکلی برای آنها ایجاد نشود.وی افزود: جامعه باید به سمتی برود که جوانان بتوانند به راحتی ازدواج کنند، خانواده ها باید در امر ازدواج دخترانشان سختی را کنار بگذارند.امام جمعه رباط کریم تأکید کرد: متاسفانه در جامعه شاهد افزایش سن ازدواج هستیم، اگر این روند به پیش برود شاهد سقوط اخلاق در جامعه خواهیم بود، دختران یک جامعه چون میوه ای نارس هستند که در زمان رسیدن باید ازدواج کنند وگرنه بر زمین سقوط خواهند کرد و از بین می روند.حجت الاسلام محمدی نژاد ادامه داد: خانواده ها با فرزندان اشان کمی گفت وگو کنند و از علایق آنها بپرسند، این امر سبب ایجاد رفاقت بین فرزندان و خانواده و عدم تکیه آن فرزند بر دیگری خواهد شد.امام جمعه رباط کریم با اشاره به سفر ترامپ به عربستان، اظهار کرد: سفر رییس جمهور آمریکا به عربستان سعودی و اسراییل حاوی پیام اختلاف افکنی در منطقه است، ناتوی عربی تشکیل شد تا قطر منزوی و ایران هم به تبع از قدرتش کاسته شود.وی عنوان کرد: داعش ترسویی بیش نیست، چون در مرز ها شکست خورده است می خواهد در اینجا ناامنی ایجاد کنند و به همین سبب در منطقه ایران ورود پیدا کرد و قصد تخریب داشت که کاری از پیش نخواهد برد.حجت الاسلام محمدی نژاد خاطرنشان کرد: پشت پرده ماجرای تروریستی و ترقه بازی ها در ایران به طور قطع اسراییل و عربستان هستند که به زودی نابود خواهند شد.خطیب جمعه رباط کریم با اشاره به سند ۲۰۳۰ ، این سند را دخالتی آشکار در سیستم آموزشی کشور دانست و گفت: رهبری فرمودند که مگر ما نمی توانیم سند اموزشی بنویسیم یعنی باید حتی درباره اموزش هم دیگران برای ما تصمیم بگیرند چرا باید ما بنشینیم و چهار نفر در یونسکو برای ما تصمیم بگیرند.امام جمعه دماوند: عده ای جای منافقان جلاد و قوه قضاییه در دهه ۶۰ را عوض کردندحجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی در خطبه های عبادی- سیاسی این هفته نماز جمعه شهر دماوند که با حضور پرشور مردن روزه دار در مصلای این شهر برگزار شد، اظهار کرد: در آستانه شب قدر هستیم و ان شاءالله با توکل به ائمه و تدبر در قرآن کریم، آماده ورود به شب قدر شویم.وی با اشاره به استقبال خوب و پیش بینی نشده ای از مراسم سالگرد ارتحال امام، افزود: بنا بر فرموده رهبری، عده ای به دنبال تحریف امام هستند و اگر امام و راه امام را بیان نکنیم، آن ها به تحریف راه امام دست می زنند.امام جمعه شهرستان دماوند بابیان اینکه جنگ، ترور و تحریم آزمون هایی بود که بعد از انقلاب در زمان امام ایجاد شد، خاطرنشان کرد: در این دهه عده ای از منافقان که جوانان، زنان و کودکان ما را می کشتند، وقتی دستگیر شدند، آیا مفسد فی الارض نیستند و نباید منافقان را اعدام کنند؟فتاح دماوندی ادامه داد: برخی در ایام انتخابات این منافقان را مظلوم و قوه قضاییه را ظالم جلوه دادند و حال آنکه ولی فقیه زمان خود حاضر و ناظر بر نابودی این درندگان بود.وی با اشاره به اینکه آمریکا، وقتی ساز مخالفی برایش زده شود، آن را لبه پرتگاه رها می کند، تأکید کرد: بلایی که عربستان و آمریکا بر سر قطر آوردند، نشان می دهد که مستکبران قابل اعتماد نیستند و امروز قطر از آسمان امن جمهوری اسلامی استفاده می کند و از ایران مایحتاج غذایی خویش را تأمین می کند.امام جمعه شهرستان دماوند بابیان اینکه اتفاقات تهران بیشتر جنبه تبلیغاتی داشت، تصریح کرد: امام خامنه ای، این رفتارها را ترقه بازی دانست که هر دزدی توان انجام آن را دارد و نشانی از قدرت و توان نیست؛ قدرت برای جمهوری اسلامی است که داعش را در سوریه و عراق زمین گیر کرده است.فتاح دماوندی با اشاره به اینکه مردم دماوند از مالیات های سنگین گله دارند، بیان کرد: گروه های مختلفی از اصناف آمدند و نسبت به مالیات سنگین گله کردند و از مسئولان استانی و شهرستانی می خواهم که پیگیری کنند و در بحث مالیات به مردم فشار نیاورند.امام جمعه بخش گلستان: ملت ایران از فشار اقتصادی و این ترقه بازی ها هراسی نداردحجت الاسلام والمسلمین مرتضی صفایی امام جمعه بخش گلستان در خطبه های نماز جمعه خود ضمن اشاره به وفات حضرت خدیجه (س) بیان داشت: وی تمام ثروت خود را در خدمت اسلام قرار داد و پیامبر اکرم (ص) توجه ویژه ای به این بانوی بزرگوار داشتند، به گونه ای که عایشه به ایشان غبطه می خورد.وی در ادامه با بیان اینکه زن می تواند منزل را به مرکز آرامش و مهربانی تبدیل کند، تصریح کرد: در برخی آیات قرآن کریم زن به برگ گل تشبیه شده است، که باید همان لطافت را در خانواده نیز داشته باشد.حجت الاسلام والمسلمین مرتضی صفایی در رابطه با مطرح شدن مسئله همجنس بازی توسط عده ای، گفت: مطئمناً نزدیکی دو مرد حاصلی نخواهد داشت، و این بحث حربه ای برای ایجاد پیری در کشور ها می باشد، که در حال تبلیغ نیز می باشد.وی با اشاره به میلاد امام حسن (ع) و تبریک به همه مردم، اظهار داشت: امام حسن (ع) عی زیادی کردند تا خلافت را به حکومت علوی برسانند، و امیرالمومنین (ع) به این امام بزرگوار فرمودند که با معاویه صلح کن، که این صلح زمینه ساز قیام امام حسین (ع) گردید.امام جمعه بخش گلستان در رابطه با آغاز ایام قدر از روز سه شنبه، شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، تبیین کرد: سه شب قدر در پیش خواهیم داشت، و توجه داشته باشید که میوه سه ماه پربرکت گذشته را می بایست در این چند شب بچینید.وی ضمن عرض تسلیت و تبریک به شهروندان بهارستانی بابت شهادت یکی از شهروندان شهرصالحیه در حادثه تروریستی حرم امام خمینی (ره)، بیان داشت: باتوجه به شهادت مازیار سبزعلی زاده، پنج شنبه شب مجلسی در مصلی شهر گلستان برگزار خواهیم کرد، و از مردم صالحیه برای شرکت در این مراسم دعوت می کنیم.مرتضی صفایی در پایان باتوجه به سخن مقام معظم رهبری در رابطه با تشبیه اتفاقات تروریستی اخیر به ترقه بازی، افزود: ملت ایران ملتی نیست که به سادگی جا بزند، و از فشار اقتصادی و این ترقه بازی ها هراسی ندارد.امام جمعه قرچک: اتحاد ناتوی غربی و عربی برای ایجاد ناامنی و تغییرعقیده مردم برنامه ریزی شده استحجت الاسلام و المسلمین حجت الله اسماعیلی امام جمعه شهرستان قرچک در خطبه های نماز جمعه این شهرستان اظهار داشت: امروز منشأ بیچارگی مسلمانان در کشورهای اسلامی حاکمیت کور و زور و ذلیل است که با نقشه استکبار وصهیونیست ها بوجود آمد.وی گفت: استکبار در جوامع اسلامی بدنبال اتحاد سکولاری است، با کتمان حق توسط خواص ذلیل ودنیا طلب اسلام را به مصیبت انحراف دچار کردند .اسماعیلی با اشاره به سخنانرهبر معظم انقلاب، بیان کرد: اگر کسانی فکرکنند ناتو فرهنگ اسلامی نظام وکشورما را به فرهنگ غربی تبدیل کنند، این آرزو را به گور خواهند برد، ولی بر همه ملت بویژه نخبگان بویژه حزب الله اهل جماعت وجمعه لازم است .وی تاکید کرد: باید مراقب باشند در زمین دشمن بازی نکنند وهدف از تشکیل ناتوی عربی چیست؟ با اتحاد ناتوی غربی وناتوی عربی می خواهند تفکراسلامی را جمع کنند، دو هدف کوتاه مدت، برای ایجاد ناامنی و بلند مدت برای تغییر عقیدتی دارند.امام جمعه شهرستان قرچک در گفت: تکلیف دلسوزان به نظام و انقلاب و ملت روشن شد، وقتی تشکیلات و دستگاهای قرارگاهی اختلاف پیدا کرد، شما آتش به اختیارید ومستقلاً عمل کنید، همه هسته های فکری فرهنگی عملی و جهادی کار کنند ، این بیانگر وجود یک توطئه وفتنه فرهنگی است .وی تصریح کرد: یکی اثر ازسند ۲۰۳۰ است که مقام معظم رهبری فرمودند: اولاً ما متوجهیم و می دانیم ثانیاً بفرض مشکل نداشته باشد چرا از بیرون باید برای متون آموش وپرورش تصمیم گرفته شود، چرا باید نظام آموزش وپرورش ما را چهار نفر بنشیند در یونیسکو بنویسد وشما هم متوسل به دروغ آشکار شوید، عذر بدتر از گناه می آورید، اگر هم امضاء نزدید ونپذیرفتید پس چرا دستور اجرا دادید، این که بدتر است ، این همان نفوذ است.اسماعیلی افزود: مسئولین وابسته وکج فهم و دیر فهم باید بیدار شوند، اگر واقعاً شما قصد ندارید در مراحل اولیه گوش بفرمان امام و رهبرتان باشید، چقدر آزمایش می کنید و رد می شوید چقدر نظام تا توان تفکر پوچ شما را بدهد.وی بیان کرد: رهبر عزیز پیرامون حوادث ترریستی در تهران فرمودند: این حوادث نشان داد اگر جمهوری اسلامی در آن نقطه ای که مرکز اصلی این فتنه ها است ایستادگی نمی کرد، ما تا حالا گرفتارهای یادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم .امام جمعه قرچک تاکید کرد: عقلانیت این نیست که انسان خودش را تحت سیطره وسلطه شیاتین قرار دهد، مثل آل سعود نفهم با شیطان بزرگ سازش کند و نابود شود، برای سازش تیمی از ذخایر مالیش را داد، بجای راضی کردن دشمن قسم خورده و دیوانه خداوند و مردم را راضی کنید، بفکر اقتصاد کشور باشید. وی در پایان خاطرنشان کرد: مسئولان به وعده هایی که داده اند عمل کنند، بلاخره به هر شکل ممکن موفق شدید ولی اگر بخواهید از این فرصت سوء استفاده کنید، بدنبال پیاده کردن نقشه های بیرون باشید وخطاهای گذشته را تکرار کنید، این ملت سکوت نخواهند کرد وجواب خواهند داد.امام جمعه ری: مسبب اصلی در این جنایات آمریکا و مجری کار عربستان استحجت الاسلام و المسلمین سید علی شاهچراغی امام جمعه شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته که با حضور پرشور مردم خداجوی ری در مصلی بزرگ حضرت عبدالعظیم (ع) برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، گفت: پرهیزگاری انسان را درمقابل معصیت و گناهان مصون می دارد.شاهچراغی ضمن تبریک به مناسبت سالروز میلاد امام حسن مجتبی (ع) گفت: این هفته به نام هفته اکرام ایتام نامگذاری شده است و بهترین فرصت برای رسیدگی به فقرا و مستمندان است.وی در فضیلت شب قدر بیان کرد: این شب بهتر از هزار شب است و سرنوشت یک ساله انسا ...

ادامه مطلب  

لزوم ورود نمایندگان مجلس به موضوع صادرات گاز رایگان به ترکیه/ سند ۲۰۳۰ به دنبال پیاده سازی اسلام آمریکایی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز؛ امام جمعه مبارکه در خطبه های این هفته نماز جمعه این شهر با اشاره به صادرات گاز رایگان کشورمان به ترکیه اظهار کرد: این کوتاهی دولتمردان پذیرفته نیست و نمایندگان وظیفه دارند قاطعانه و جدی به این موضوع ورود کنند.حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد محمدی با انتقاد از برخی قراردادها و برنامه های دولت خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی ضمن اشاره به درخواست رسیدگی از آنان تأکید کرد: چرا باید روزانه ۳۰میلیون مترمکعب گاز رایگان آن هم به مدت چهارده ماه به خاطر سستی برخی دولتی ها به ترکیه صادر شود.وی با یادآوری قرارداد کرسنت و امضای آن در دوران دولت سابقی که همین وزیر فعلی آن زمان وزیر نفت بوده تصریح کرد: سؤال دیگری که ما از دولت و مجلس داریم اینکه چرا وزیری که این قرارداد ننگین را امضا کرده دوباره در دولت یازدهم رأی می گیرد و وزیر می شود.خطیب جمعه مبارکه ضرر کرسنت را ۵۶ هزار میلیارد اعلام کرد و گفت: همه آن هایی که رسانه و بلندگویی دارند صدای حق مردم را به گوش مسئولان برسانند و از حق الناس دفاع کنند.وی بابیان اینکه نمایندگان و شخصیت ها در مجلس به منش و راه امام راحل آشنا هستند و باید باهمان روش عمل انقلابی انجام دهند تا امروز شاهد این وضعیت اسفبار نباشیم که وزیری که تخلف ملی کرده بازهم وزیر شود و هان راه غلط را ادامه دهد.امام جمعه مبارکه در بخش دیگر خطبه ها با تسلیت وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیه اظهار کرد: آن حضرت همسر رسول گرامی اسلام بود و ۲۵ سال پیامبر را همراهی کرد و ۱۰سال بعد از بعثت رحلت کردند.حجت الاسلام محمدی بابیان فضیلت های ماه مبارک رمضان افزود: اصلاح زمانی صورت می گیرد که انسان درد و درمان را باهم بشناسد.وی بابیان اینکه، وقتی رابطه با خودمان اصلاح شد رابطه باخدا نیز اصلاح می شود ادامه داد: باور توحیدی اصلاح بیرونی و درونی بشر را به دنبال دارد.امام جمعه مبارکه با اشاره به اینکه قیامت محل حدوث نیست بلکه محل ظهور است اضافه کرد: باور توحیدی همان است که انسان وجود خداوند را حس کند که همین باور ریشه فساد را در درون آدمی می خشکاند و نابود می کند.مهم ترین انتظار مردم از مجلس، دولت و قوه قضاییه عدالت استحجت الاسلام والمسلمین مرتضی صانعی در خطبه های این هفته نماز جمعه دیزیچه با اشاره به سالروز ارتحال امام خمینی (ره) است و انتخاب امام خامنه ای به رهبری نظام و حکومت اسلامی ایران تصریح کرد: شرکت در مراسم ارتحال یک وظیفه ای است که بر دوش همه ما است.امام جمعه شهر دیزیچه بابیان اینکه مکتب سیاسی انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران یادگار امام(ره) در بین ما است، گفت: بنیان گذار انقلاب اسلامی یک مکتب سیاسی را به دنیا، علما، خواص و عموم معرفی کرد که موردپذیرش در عرصه داخلی و خارجی قرار گرفت.وی با تأکید بر اینکه در مکتب سیاسی امام راحل معنویت از سیاست جدا نیست، افزود: اگر ما مکتب سیاسی بنیان گذار انقلاب اسلامی را مرور کنیم می بینیم که خود امام(ره) سیاست را با معنویت همراه می کرد.حجت الاسلام صانعی ادامه داد: در کانون مبارزات سیاسی بنیان گذار انقلاب، منبر اصلی رفتار معنویتی امام بود و همه رفتارها و مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور می زد.وی بابیان اینکه این سیاستی که برخی از ما ارائه می دهیم بدون معنویت است، خاطرنشان کرد: این مکتب امام خمینی نیست، اینکه ما سکان دار مسئولیت هایی در نظام جمهوری اسلامی ایران باشیم ولی مسائل شرعی و معنوی را رعایت نکنیم، این سزاوار نیست.امام جمعه دیزیچه با اشاره به اینکه اعتقاد و اعتماد به نقش مردم، شاخص دوم مکتب سیاسی امام راحل است، اظهار کرد: امام عزیز اعتقاد راسخ و صادقانه به مردم و نقش مردم داشت و معتقد بود که بااراده پولادین مردم می شود در برابر همه قدرت های متجاوز جهانی ایستاد.وی اضافه کرد: مردمی که با این اراده هشت سال جنگ را اداره کردند به بسیاری از سیاست های استکباری نه گفتند و ثمرات این نه گفتن ها را می بینیم.حجت الاسلام صانعی افزود: مردم پای انقلاب هستند مهم این است که ما مسئولان پای کشور و انقلاب باشیم.وی بابیان اینکه دیگر شاخصه مهم مکتب سیاسی امام پاسداری از ارزش ها است که مظهر آن در تبین مسئله ولایت فقیه است،خاطرنشان کرد: ولایت فقیه جایگاه مهندسی نظام، حفظ خط و جهت دهی نظام و جلوگیری از انحراف به سمت راست و چپ است.امام جمعه دیزیچه گفت: نقش ولایت فقیه این است که در مجموعه پیچیده، روش های گوناگون که برخی از مسئولان برای اداره کشور در نظر دارند، مسیر حرکت نظام را رصد می کند که دچار انحراف از اهداف و ارزش های اسلامی نشوند.وی با تأکید بر اینکه یکی دیگر از شاخصه های مهم مکتب سیاسی بنیان گذار انقلاب مسئله عدالت اجتماعی است، گفت: مهم ترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام راحل، عدالت اجتماعی است.حجت الاسلام صانعی ادامه داد: این عدالت اجتماعی در همه برنامه های حکومت هم از قانون گذار، اجرا و قضا باید باشد.وی بابیان اینکه عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف های اجتماعی باید موردنظر و هدف باشد، افزود: پر کردن شکاف اقتصادی در بین مردم، رفع تبعیض در استفاده از منابع گوناگون ملی در میان طبقات مختلف مردم مهم ترین وظیفه های مسئولان است.امام جمعه دیزیچه با اشاره به اینکه مهم ترین انتظار مردم از مجلس، دولت و قوه قضاییه، همین شاخصه مهم مکتب سیاسی امام راحل یعنی عدالت است، تصریح کرد: اگر این عدالت اجتماعی باشد، اقتدار ملت تأمین می شود، اصلاح مسائل اقتصادی شکل می گیرد و اگر این عدالت مدنظر مسئولان نه در شعار بلکه در عمل باشد مبارزه با فساد هم به وجود می آید.سند ۲۰۳۰ به دنبال پیاده سازی اسلام آمریکایی استامام جمعه شهر سمیرم در اولین خطبه ماه مبارک رمضان با اشاره به کرامات این ماه پرفیض اظهار کرد: رمضان ماه میهمانی خدا و تطهیر سرشت انسانیت است.حجت الاسلام حسین رجائی پور با اشاره به ارتحال بنیان گذار انقلاب اسلامی افزود: امیدواریم دولتمردان در بزرگداشت این روز بزرگ بیشتر از گذشته تلاش کنند.وی از سوال مردم از سند ۲۰۳۰ در ملاقات ها و تماس های تلفنی ستاد نماز جمعه خبرداد و گفت: این سند طرحی آمریکایی با پشتوانه صدها کارشناس برای دستیابی به خواسته های خودشان است.خطیب نماز جمعه سمیرم تصریح کرد: سند ۲۰۳۰ سندی برای جایگزینی نظام آموزشی کشور بوده و یک قانون بین المللی برای جامعه جهانی است که خود فرانسه، کشورهای اروپائی و امریکا که تصویب کننده آن بوده آن را امضا نکرده و ایران به عنوان سومین کشور پس از لبنان و عربستان متعهد به اجرای آن شده است.وی خاطرنشان کرد: سند ۲۰۳۰ تنها به مقوله فرهنگی نپرداخته و زمینه های مختلف را در بر دارد که اگر چنین اتفاقی برای نظام آموزش و پرورش ما رخ دهد خطر ما را تهدید خواهد کرد.حجت الاسلام رجائی پور گفت: سند ۲۰۳۰ که دولتمردان بدون تصویب مجلس شورای اسلامی تصویب کردند به دنبال قرار دادن اسلام آمریکایی در برابر اسلام ناب محمد است.وی با انتقاد از رئیس مجلس در برابر اظهار اخیر وی پیرامون سند ۲۰۳۰ اظهار کرد: این سند از لحاظ قانونی و شرعی ایراد داشته و خلاف اصل دوم و چهارم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران است.امام جمعه سمیرم افزود: یک قانون گذار چگونه این سند را بدون ایراد خوانده، در حالی که خلاف قانون ما بوده است، من پیشنهاد می کنم قانون اساسی را یک بار به طور دقیق مطالعه کنند.وی سند ۲۰۳۰ را ناقض اصل ۷۷ قانون اساسی برشمرد و تصریح کرد: امروز باید قانون گذاران مجلس باید پس از منویات مقام معظم رهبریریال از خود دفاع کرده و اجازه ندهند عهدنامه ای بدون تصویب نمایندگان مردم در مجلس، به اجرا برسد.کنترل زبان از ریاضت های سخت ماه رمضاننماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان در خطبه های نماز جمعه این شهرستان در مصلای حضرت بقیه الله الاعظم اظهار کرد: روزه ماه رمضان، سه سطح عام، خاص و خاص الخاص دارد که اجتناب از خوردن و آشامیدن، اولین سطح آن و روزه عوام است.آیت الله عبدالنبی نمازی، رسیدن به مقام روزه خاص را مستلزم حفظ چشم و گوش و زبان و سایر اعضا و جوارح از گناه عنوان کرد و افزود: کنترل زبان، از ریاضت های بسیار سخت است.وی تصریح کرد: آن روزه ای که مد نظر قرآن است، روزه خاص الخاص بوده که در آن مقام، روزه دار حتی فکر گناه را هم نمی کند.عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به نامگذاری اول تا هفتم خرداد ماه به عنوان هفته بهره وری در کشور اظهار کرد: بهره وری همان اقتصاد مقاومتی مدنظر رهبر انقلاب است.امام جمعه کاشان بیان کرد: بهره وری، سیاستگذاری برای بهره برداری از سرمایه های مادی و معنوی بالقوه و بالفعل است و بالابردن قدرت سیاستگذاری، لازمه پیشرفت در مسیر تحقق تمدن اسلامی ایرانی است.به گفته وی، آمار رسمی مجامع علمی، ساعات کار مفید در صنایع ما را حدود یک دهم کشورهایی مانند ژاپن اعلام می کنند.عضو ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بخش دیگری از خطبه ها، سالروز تاسیس مجلس شورای اسلامی در سال 1359 را گرامی داشته و به بازخوانی بخشی از پیام امام خمینی(ره) به مناسبت افتتاح مجلس پرداخت.وی همچنین به 11 خرداد، روز جهانی کودک اشاره کرد و گفت: سازمان ملل در سال 1945 میلادی این روز را نامگذاری کرد که اولین اقدام آنها در این زمینه تشکیل صندوق حمایت از کودکان بود.امام جمعه کاشان ادامه داد: امروزه بشریت شاهد بیشترین جنایت ها علیه کودکان مظلوم و بی دفاع در کشورهایی چون یمن، سوریه، عراق و فلسطین است که در آتش خشم مدعیان حقوق بشر جان داده و جهان تنها نظاره گر این ماجرا است.شخصیت امام خمینی سلسله جنبان نهضت های انقلابی استامام جمعه خور در خطبه های نماز جمعه این شهر با تسلیت سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) با اشاره به ابعاد شخصیتی ایشان گفت: شخصیت والای بنیان گذار جمهوری اسلامی آن چنان با عظمت، تابنده و درخشنده شد که تمام انقلابیون عالم فارغ از هر دین و آئین و مذهب و عقیده ایشان را به عنوان سلسله جنبان نهضت های انقلابی تاریخ معاصر می شناسند.حجت الاسلام و المسلمین سید احمد مهدی نژاد افزود: انقلاب اسلامی باعث تجدید قوای اسلامی و قوت مسلمانان شد، امام با کمک مردم و شهدا اسلام را تجدید کرده و مانع پیاده سازی تفکرات لائیک شدند.وی افزود: هر کس بخواهد انقلابی باشد باید اعتقاد به امام و راه امام را سرلوحه کار خود را قرار دهد، همه سخنان امام (ره) در صحیفه نور موجود بوده و مواضع ایشان در مورد آمریکا و منافقین موجود است، مطالعه آن باعث شناخت آرمان های امام(ره) خواهد شد.خطیب جمعه خور افزود: رهبر معظم انقلاب مسأله تحریف آرمان های امام (ره) را مطرح کردند، عده ای ادعای امام دوستی داشته اما فکر و ذکر و خیالشان با غرب است، مردم با این افراد سازش نخواهند کرد.مهدی نژاد با اشاره به بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جلسه انس با قرآن گفت: عده ای انسان های نالایق سرنوشت مجامع اسلامی را به دست گرفته که به ظاهر معتقد به قرآن بوده اما به محتوای آن عقیده ندارند.وی افزود: این افراد با کفار مأنوس بوده و خیال می کنند با پول می توانند صمیمیت دشمنان را جلب کنند اما نمی دانند زمانی که سودی برای آن ها نداشته باشند دور انداخته خواهند شد.حجت الاسلام و المسلمین مهدی نژاد تصریح کرد: باید در اعلام دین داری صراحت داشت، مسئولان در زمینه ذکر مبانی اسلامی صریح باشند و با صراحت بر آرمان ها و عقاید تاکید کنند.بی اعتمادی به قدرت های مستکبر جهانی از ویژگی های امام خمینی بودامام جمعه شهر محمدآباد در خطبه های امروز نماز جمعه این شهر به سالگرد رحلت حضرت امام و قیام ۱۵ خرداد اشاره کرد و گفت: امام راحل حق بزرگی بر ملت ایران دارد، او برای کشور ما، استقلال،آزادی، عزت، رشد و شکوفایی را به ارمغان آورد.حجت الاسلام سید جسین هاشمی ادامه داد: زمانی که ملت ما در خط امام حرکت کند و پایبند به مکتب امام باشند هیچگاه شکست نخواهند خورد و در غیر این صورت از دشمنان سیلی خواهند خورد.وی با بیان این که برای پایبند بودن به مکتب امام باید به اصول مکتب ایشان آشنا بود؛ افزود: یکی از این اصول اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی است.خطیب جمعه محمد آباد تصریح کرد: اسلام امام خمینی ...

ادامه مطلب  

ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد  

درخواست حذف این مطلب
بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) بهانه ای است برای بازخوانی اتفاقات رخ داده در چند روز رحلت، تشییع و انتخاب جانشین بنیان گذار کبیر انقلاب؛ روزهایی که ایران سوگوار روح خدا بود.به گزارش شفاف، صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.» این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم. حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند. ایران غرق در اندوه و ماتم دراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند. « اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد. روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید. تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد. خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.» در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد. ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختم یکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود. وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد. فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود. سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند. بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آید مردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند. سام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود،شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت. وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند. محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند. اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف عرفانی « من به خال لبت ای دوست گر ...

ادامه مطلب  

"ر" مثل روح الله /از ولادت تا رحلت  

درخواست حذف این مطلب
در حـالیکه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت، طاغوتیان نداى حق طلبـى پـدر را که در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد.بدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید.....گروه سیاسی «تیتریک»؛ در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى در روز بیستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهریـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 میلادى) در شهرستان خمین از توابع استان مرکزى ایران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله علیها، روح الـلـه المـوسـوى الخمینـى پـاى بـر خـاکدان طبیعت نهاد .او وارث سجایاى آباء و اجدادى بـود که نسل در نسل در کار هـدایـت مردم وکسب مـعارف الهى کـوشیـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمینـى مرحوم آیه الـله سید مصطفى مـوسـوى از معاصریـن مرحـوم آیه الـلـه العظمـى میرزاى شیـرازى (رض)، پـس از آنکه سالیانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نایل آمـده بـود بـه ایـران بازگشت و در خمیـن ملجاء مردم و هادى آنان در امـور دینـى بـود. در حـالیکه بیـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه نمى گذشت، طاغوتیان و خوانین تحت حمایت عمال حکومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را که در برابر زورگـوئیهایشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود، با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسیر خمیـن به اراک وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهیـد بـراى اجراى حکـم الهى قصاص به .تهران (دار الحکـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزیدند تا قاتل قصاص گردیدبدیـن ترتبیب امام خـمیـنى از اوان کـودکى با رنج یـتیـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گردید. وى دوران کـودکـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) که خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آیـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانیف ) بوده است. همچنیـن نزد عمه مـکـرمه اش ( صاحبـه خانم ) که بانـویى شجاع و حقجـو بـود سپرى کرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت وجـود آن دو عزیز نیز محـروم گـردید.هجرت به قـم، تحصیل دروس تکمیلى وتدریس علوم اسلامىاندکـى پـس از هجرت آیه الله العظمـى حاج شیخ عبد الکریـم حایرى یزدى ـ رحـمه الله علیه ـ ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى، مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمینى نیز رهـسپار حـوزه علمیه قـم گردید و به سرعت مراحل تحصیلات تکمیلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتید حـوزه قـم طـى کرد. که مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه مباحث کـتاب مطـول ( در علـم معانى و بیان ) نزد مرحوم آقا میـرزا محمـد علـى ادیب تهرانـى و تکمیل دروس سطح نزد مرحـوم آیه الـله سید محمد تقـى خـوانسارى، و بیشتر نزد مرحـوم آیه الـله سیـد عـلى یثربى کاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعیـم حـوزه قـم آیـه الـله العظمى حاج شیخ عبدالکریـم حایرى یزدى ـ رضـوان الـلـه علیهـم نام برد .پـس از رحلت آیه الله العظمـى حـایـرى یزدى تلاش امـام خمینـى به همراه جمعى دیگر از مجتهدیـن حـوزه علمیه قـم به نـتیچـه رسیـد و آیه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعیـم حـوزه عـلمیـه عازم قـــم گـردیـد. در این زمان، امام خمینـى به عـنـوان یـکـى از مـدرسیـن و مجتهدیـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علمیه قـم به تدریـس چندیـن دوره فقه، اصـول، فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فیضیه، مسجـد اعظم، مسجـد محمـدیه، مـدرسه حـاج ملاصـادق، مسجد سلماسى، و ... همت گماشت و در حـوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال در مسجـد شیخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بیت و فـقـه را در عالیترین سطـوح تدریـس نمود و در نجف بـود که بـراى نخـستیـن بار .مبانـى نظرى حکـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولایت فـقیه بازگـو نمود.امـام خمینـى در سنگـر مبـارزه و قیــامروحیه مبارزه و جهاد در راه خـدا ریـشـه در بینـش اعـتـقـادى و تربیت و محیط خانـوادگى و شرایط سیـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ایـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سیـر تکاملى آن به مـوازات تکـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ایـشان از یکـسـو و اوضاع و احـوال سیاسـى و اجتماعى ایـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى دیگـر در اشکـال مخـتـلف ادامـه یـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ایالـتى و ولایـتى فرصـتـى پـدیـد آورد تا ایـشان در رهبـریت قیام و روحـانیـت ایـفاى نقـش کنـد و بـدیـن تـرتیـب قیـام سراسرى روحانیت و ملت ایـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ویـژگـى برجستـه یعنى رهـبرى واحد امام خمیـنى و اسلامـى بـودن انگیـزه ها، و شعارها و هدفهـاى قیام، سرآغـازى شـد بر فـصـل نـویـن مـبارزات مـلـت ایران که بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمیـنـى خاطـره خـویـش از جنـگ بیـن المـلل اول را در حالیکه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنین یاد مـى کند : مـن هـر دو جـنـگ بیـن المللـى را یادم هست ... مـن کـوچـک بـودم لکـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مرکزى که ما داشـتیـم در خـمیـن، مـن آنجا آنهـا را مى دیـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـدیـم در جـنـگ بیـن المـلـل اول. حضـرت امام در جایى دیگر با یاد آورى اسامى بـرخى از خوانیـن واشـرار سـتمگر که در پناه حکـومت مـرکـزى بـه غـارت اموال و نوامیـس مردم مى پرداختند مى فـرماید : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـودیـم، مـورد هـجـوم رجـبعلیـهـا بــودیـم و خـودمان تفنگ داشتیـم و مـن در عیـن حالى که تـقـریـبا شـایـد اوایـل بلوغم بود، بـچـه بودم، دور ایـن سنگـرهایى که بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اینها مى خـواسـتند هجـوم کـنند و غـارت کـنند، آنجا مى رفـتیــم سنگرها را سرکشـى مى کردیـم کـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى که بنابر گـواهـى اسـناد و مدارک تاریخـى و غیر قابـل خـدشـه بـوسیله انگلیـسها حـمایت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد کـه بـه سلطنت قاجاریه پایان بخشید و تا حـدودى حکـومت مـلوک الطـوایـفـى خـوانیـن و اشـرار پـارکنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان دیکتاتـورى پدید آورد که در سایـه آن هـزار فامیـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ایـران حاکـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهایى عهـده دار نقـش سابق خوانین و اشرار گردید .در چنینـى شرایطـى روحانیت ایران که پـس از وقایع نهـضـت مشروطیت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگلیسى از یکـسو و دشمـنیهاى غرب باختگان روشنفـکر مـآب از سـوى دیگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـودیت خـویـش بـه تکاپـو افـتاد. آیه الـلـه العظمى حاج شیخ عـبدالـکریـم حایرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراک به ایـن شهـر هجرت کرد واندکـى پـس از آن امـام خـمیـنى که با بـهـره گیرى از استعداد فـوق العاده خـویـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علمیه را در خـمیـن و ارا ک با سـرعـت طى کرده بود به قـم هجرت کـرد و عملا در تـحکیـم موقعیت حـوزه نـو تاسیـس قـم مـشارکـتى فعال داشت.زمان چندانـى نگذشت که آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته این حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.پـس از رحلت آیـه اللـه العظمى حایرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علمیه قـم را خطر انحلال تهـدید مى کرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جویى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمیـه قـم را آیات عـظـام :سید محمد حجت، سید صدر الدیـن صدر و سیـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه علیهـم ـ بر عهده گرفتند. در ایـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان، شرایط براى تحقق مرجعیت عظمى فراهـم گردید. آیه الله العظمى بروجردى شخصیت علمى برجسته اى بـود کـه مـى تـوانست جانشین مناسبـى براى مـرحوم حایرى و حفـظ کیان حـوزه بـاشـد. ایـن پیشنهاد از سـوى شاگردان آیـه الـلـه حایرى و از جمله امام خـمیـنـى به سرعت تعقیب شـد. شخص امام در دعـوت از آیـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذیرش مسئولیت خطیر زعامت حـوزه مجدانه تلاش کرد.امام خمینـى که با دقـت شـرایط سیاسـى جامعه و وضعیـت حـوزه ها را زیر نظر داشت و اطـلاعات خـویش را از طریق مطالـعه مـستمر کتب تاریخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درک محضر بزرگانى همچون آیـه الـلـه مـدرس تکـمیل مى کرد دریافـته بـود که تـنها نقـطـه امیـد بـه رهـایـى و نجات از شـرایط ذلت بارى که پـس از شکست مشروطیت و بخصـوص پـس از روى کار آوردن رضا خان پدید آمده است، بیدارى حوزه هاى عـلمیـه و پیش از آن تضـمیـن حیات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانیت مـى بـاشـد.امام خمینى در تعقیب هدفهاى ارزشمند خویش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علمیه را با هـمـکارى آیـه الـلـه مـرتضـى حایـرى تهیـه کرد و بـه آیـه الـلـه بـروجردى ( ره) پیشـنهاد داد. ایـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمیر حـوزه مـورد اسـتقبال و حمایت قرار گرفت .اما رژیـم در محاسباتـش اشـتـبـاه کرده بـود. لایحه انجـمـنـهاى ایالتى و ولایتى کـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن، سوگـند به قرآن کریـم و مرد بـودن انـتخاب کـنـنـدگان و کاندیـداها تغییر مـى یافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـویب کـابیـنـه امیـر اسـد الـلـه علـم رسیـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى دیگر بـود.حذف و تغییر دو شـرط نخـست دقیـقا بـه منظور قانـونـى کـردن حضـور عناصر بهایـى در مصـادر کـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانکه قـبـلا نیـز اشاره شد پـشتیـبـانى شـاه از رژیـم صهیـونیـستـى در تـوسعه مناسبات ایران و اسرائیل شرط حمایـتهاى آمـریـکـا از شـاه بـود. نـفـوذ پیـروان مـسـلک استعـمـارى بهـائیت در قـواى سه گانه ایران ایـن شرط را تحقق مـى بخشید. امام خمیـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژیـم شـاه و گوشـزد کـردن رسالت خطیر علما و حـوزه هاى علمیـه در ایـن شـرایـط بـسیـار مـوثـر وکارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمیز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمایـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگیخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمیـنـى به شاه و نخست وزیر تند و هشـدار دهنده بود. در یکـى از ایـن تلگرافها آمده بـود :اینجانب مجددا به شما نصیحت مى کنـم که بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهید واز عواقب وخیـمـه تخلف از قـرآن و احـکام علماى ملت و زعماى مسلمیـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسید وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلکت را به خطـر نیـنـدازید و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقیـده خـوددارى نخـواهنـد کـرد .بدیـن ترتیـب ماجراى انجـمنهاى ایـالـتى و ولایـتـى تجربـه اى پیروز و گرانقدر براى ملت ایران بـویژه از آنجهـت بـود کـه طى آن ویـژگیـهـاى شخصیتـى را شناخـتـنـد که از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شایسته بـود. باو جـود شکست شـاه در ماجـراى انجـمـنها، فـشـار آمریکـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه یافت. شـاه در دیـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خویـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمینى بار دیگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جویى دوباره فراخواند .با پیشنهاد امام خمینى عیـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژیم تحریـم شد. در اعلامیه حضـرت امام از انـقـلاب سـفیـد شاه بـه انقـلاب سیـاه تعـبیـر و هـمـسـویـى شـاه بـا اهـداف آمریکا و اسرائیل افـشا شده بود . از سـوى دیگـر، شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ایـران بـراى انجام اصلاحات آمـریکا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمیـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفیـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسیار گران مىآمد .امام خمیـنى در اجـتماع مردم، بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنایات و هـمـپیـمان بـا اسـرائیـل یاد مـى کـرد و مـردم را بـه قیام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـروردیـن 1342 شدیـدا از سـکـوت عـلماى قـم و نجف و دیگر بلاد اسلامى در مقابل جنایات تازه رژیـم انـتـقـاد کرد و فـرمـود : امـروز سکـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فروردیـن 42 ) اعلامیـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى یعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .راز تاءثیر شگـفت پیـام امام و کـلام امـام در روان مخاطـبیـنـش که تا مرز جانـبازى پیـش مـى رفت را بایـد در هـمیـن اصـالت انـدیشه، صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو کـرد .سال 1342 با تحریـم مراسـم عیـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـومیـن فیضیه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـریکـا اصـرار مـى ورزیـد و امام خـمیـنى بر آگاه کردن مردم و قیـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـریکـا و خیـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فروردیـن 1342 آیـه الله العظمـى حکیـم از نجف طـى تلگـرافـهـایى بـه علما و مراجع ایران خـواستار آن شد کـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت کنند. این پیشنهاد براى حفـظ جان عـلما و کیان حـوزه ها مطرح شده بود .حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ایـن تهـدیـدها، پاسخ تلگـراف آیـه الـلـه العـظـمى حکیـم را ارسال نمـوده و در آن تاکیـد کرده بـود کـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى کـردن حـوزه علمیه قـم به مصلحت نیست .امام خمیـنـى در پیامـى( بـه تایخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فیـضیـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ایران در رویارویـى سـران ممـالک اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائیل غاصب تـاکید ورزید وپیمانهاى شـاه و اسـرائیل را محکـوم کرد .قیام 15 خردادماه محرم 1342 که مـصادف با خرداد بـود فـرا رسید. امام خمینى از ایـن فـرصت نهـایت اسـتفاده را در تحـریک مردم بـه قیام عـلیـه رژیـم مستبد شاه بعمل آورد .امام خمینى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فیضیـه نطق تاریخـى خـویـش را که آغازى بر قیام 15 خرداد بود ایراد کرد .در همیـن سخنرانى بـود که امام خمیـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصیحت مـى کنـم، اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نیصحت مى کـنم دسـت بـردار از این کارها، آقا اغـفـال مى کنند تو را. مـن میل ندارم کـه یـک روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى، همه شکر کـنند ... اگر دیکـته مى دهند دسـتت و مى گـویند بخـوان، در اطـرافـش فکـر کـن .... نصیحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بیـن شـاه و اسرائیل چیست که سازمان امنیت مـى گـوید از اسرائیـل حرف نزنیـد ... مگر شاه اسـرائیلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش کـردن قیـام را صادر کـرد. نخست جمع زیادى از یاران امام خمینـى در شـامگاه 14 خرداد دستگیـر و ساعت سه نیمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها کماندوى اعـزامـى از مرکز، منزل حضرت امـام را محاصره کردند و ایشان را در حالیکه مشغول نماز شب بـود دستگیـر و سـراسیـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى کـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگیرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران، مـشهـد، شیـراز ودیگـر شهرها رسیـد و وضعیتـى مشـابه قـم پـدید آورد .نزدیکترین ندیم همیشگى شاه، تیمـسار حسیـن فردوست در خاطراتش از بکارگیرى تجربیات و همکارى زبـده ترین ماموریـن سیاسى و امـنیـتى آمریکا براى سرکـوب قیام و هـمچنیـن از سراسیمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواک در ایـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضیح داده است که چگـونه شـاه و ژنـرالهـایـش دیـوانه وار فرمان سرکـوب صادر مى کردند .امام خمینـى، پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .با دستگیرى رهبـر نهـضـت و کـشتار وحشیانه مـردم در روز 15 خـرداد 42، قیام ظاهرا سرکوب شد. امـام خمینى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـویان، با شهـامت و اعلام ایـنکه هیـئـت حاکمه در ایـران و قـوه قضائیه آنرا غیر قـانـونـى وفـاقـد صلاحیت مـى داند، اجتـناب ورزیـد. در شامگاه 18 فـروردیـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى، امام خمینى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم، شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گیرد وجشنهاى باشکـوهى در مـدرسه فیـضیـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اولیـن سالگـرد قیام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بیانیه مـشتـرک امام خمیـنـى و دیگر مراجع تقلید و بیانیه هاى جداگانه حـوزه هاى علمیه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.امـام خمینـى در هـمیـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بیانیـه اى انقلابـى صادر کرد و درآن نـوشـت : دنیا بـدانـد که هر گرفـتارى اى کـه ملـت ایـران و مـلـل مسلمیـن دارنـد از اجـانب اسـت، از آمـریکاست، ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـریکـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـریکـاست که از اسـرائیل و هـواداران آن پشتیبـانـى مـى کنـد. آمریکاست که به اسرائیل قـدرت مـى دهـد که اعراب مسلـم را آواره کند. افشاگرى امام علیه تصـویب لایحه کاپیتـولاسیون، ایران را در آبان سـال 43 در آستـانه قیـامـى دوبـاره قرار داد .سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره کماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران، مـنزل امام خمیـنى در قـم را محاصره کـردنـد. شگـفـت آنـکه وقـت باز داشت، هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نیایـش شبـانه امام خمینـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نیروهاى امـنیـتى مـستقیما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا یک فـرونـد هـواپیـماى نظامى کـه از قبل آماده شـده بـود، تحت الحـفـظ مامـوریـن امـنیـتى و نظامى بـه آنکارا پـرواز کـر ...

ادامه مطلب  

ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.» این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم. حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند. ایران غرق در اندوه و ماتم دراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند. « اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد. روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید. تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد. خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.» در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد. ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختم یکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود. وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد. فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود. سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند. بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آید مردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند. سام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود،شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت. وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند. محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند. اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف عرفانی « من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم، چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم» بود. این شعر را سیداحمد خمینی یادگار ا ...

ادامه مطلب  

از کودکی تا رحلت امام خمینی (ره) به روایت تصویر  

درخواست حذف این مطلب
14 خرداد ماه امسال 28 سال از ارتحال جانگداز امام خمینی(ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی می گذرد اما خاطرات ایشان برای شیفتگانش همچنان زنده و ماندنی است.به گزارش عصرهامون به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان؛ 14 خردادماه امسال 28 سال از ارتحال جانگداز امام خمینی(ره) بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران می گذرد اما خاطرات ایشان برای شیفتگانش همچنان زنده و ماندنی است. به مناسبت سالگرد درگذشت امام خمینی(ره) نگاهی گذرا می اندازیم به تصاویر و عکس های خاطره انگیز به جا مانده از ایشان؛ این عکس ها مربوط یه دوران کودکی، نوجوانی، مبارزه و تبعید، انقلاب اسلامی و رحلت ایشان است.امام خمینی (ره) در دوران کودکی نفر سمت راست امام خمینی(ره) در دوران نوجوانی نفر سمت چپ امام خمینی(ره) در دوران نوجوانی نفر دوم سمت راست امام(ره) در دوران جوانی بنیان گذار جمهوری اسلامی در دوران جوانی نشسته از راست نفر اول امام (ره) خ ...

ادامه مطلب  

خودروهای غیرقانونی! که تولیدشان افزایش هم می یابد  

درخواست حذف این مطلب
تولید پراید و پژو در حالی در سال جاری افزایش یافته که طبق قانون ادامه تولید این دو خودرو از ابتدای امسال ( ) ممنوع بوده و تولید آنها باید متوقف شود. چندی پیش ایسنا گزارش داده بود که براساس آیین نامه مصوب وزارت صنایع و معادن در سال ادامه تولید دو خودروی پراید ...

ادامه مطلب