موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

پل های خراب شده پشت سر کاپیتان تیم ملی جودو/ محجوب، لیمویی که دیگر عصاره ندارد!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه ورزشی خبرگزاری میزان، جواد محجوب، قهرمان سابق جودوی آسیا که همیشه و در همه حال به مسائل مختلف معترض بود و علاقه شدیدی به ایجاد حواشی داشت، سرانجام تصمیم به جدایی از این رشته المپیکی گرفت تا آینده ورزشی خود را در رشته mma دنبال کند. این ورزشکار پرحاشیه از مدت ها قبل برای حضور در mma کارهایش را انجام داد و حتی با امیر علی اکبری هم مشورت کرد تا با یک مربی اختصاصی در این زمینه تمرین کند.کاری به اینکه محجوب در رشته جدید خود موفق می شود یا خیر نداریم اما نکته حائز اهمیت این است که چرا او نمی خواست کسی از تغییر چندباره رشته ورزشی اش مطلع شود؟ آیا بهتر نبود محجوب به صراحت اعلام می کرد قصد حضور در رقابت های mma را دارد تا دیگر کادر فنی و مسئولان فدراسیون جودو روی او حساب باز نمی کردند؟کمی به عقب برگردیم؛ زمانی که خبرنگار میزان، از تمرینات mma محجوب با خبر شد و در تماسی با کاپیتان سابق تیم ملی جودو از آخرین شرایط او سوال پرسید. اینکه محجوب چه صحبت هایی با خبرنگار ما انجام داد و نخواست در مصاحبه اش کار شود به رسم امانت پیش ما می ماند اما چرا او اصرار داشت که خبر حضورش در mma شایعه است؟ حالا که او برای حضور در این رقابت ها از ایران رفته و همه خبر جد ...

ادامه مطلب  

با کدخدایی؛از انتقاد رهبری به شورای نگهبان تا ردصلاحیت احمدی نژاد  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی:آن زمان که دوباره برگشت به مقام سخنگویی چندان مایل نبود به برگشتن؛ می گفت به اصرار دوستان بوده که به او لطف داشته اند.حالا هم همین را می گوید؛ عباسعلی کدخدایی حالا یک سالی می شود که دوباره ردای سخنگویی شورای نگهبان بر تن کرده؛ او که پیش از این از سال های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ در همین کسوت بود از تیرماه پارسال که دوباره پشت تریبون سخنگویی رفت تا همین امروز یکی از اعضای شورای نگهبان و یار قدیمی دبیر این شورا بوده؛ شاید به خاطر همین رفاقت قدیمی باشد که معتقد است جایگاه شخصی و وارستگی آیت الله جنتی همه اعضای شورای نگهبان را تحت الشعاع قرار می دهد اما اختلاف نظرهایی هم وجود دارد.قرارملاقات و مصاحبه با سخنگوی شورای نگهبان که تنظیم شد با رویِ گشاده پذیرایمان شد؛ «ما شما خبرنگارها را خیلی دوست داریم» شاید به خاطر همین هم بود که یک ساعت و نیم مصاحبه با او که با کار رسانه ای غریب نیست، چندان استرس آور نبود.با او از انتخابات گفتیم. انتخابات اردیبهشت ماه که حرف و حدیث کم نداشت؛ از ردصلاحیت محمود احمدی نژاد و حمیدرضا بقایی تا روز انتخابات که خیلی ها موفق نشدند رای هایشان را به صندوق بیندازند.او هم از روزی که ردصلاحیت احمدی نژاد و بقایی را به وسیله غلامحسین الهام به گوش آن ها رساند گفت و تاکید کرد که رای گیری در رو انتخابات مطابق با قانون اساسی انجام شده و آنگونه هم نبوده که طبق شنیده ها 5 میلیون نفر نتوانسته باشند رای بدهند. کدخدایی سخت ترین دوران عضویتش در شورای نگهبان را انتخابات سال 88 می داند و می گوید با توجه به خساراتی که آن سال به کشور وارد شد احمدی نژاد، میرحسین موسوی و مهدی کروبی دیگر هرگز تاییدصلاحیت نخواهند شد.او از رابطه اش با اصلاح طلبان هم می گوید؛ می گوید ابا ندارد که همه بدانند او رابطه اش با بعضی چهره های اصلاح طلب خوب است و محمدرضا عارف را فردی متدین و با انصاف می داند.از او درباره اصلاح قانون انتخابات، ردصلاحیت آیت الله هاشمی، رابطه اعضای شورای نگهبان با آیت الله جنتی، تفاوت نظر رهبری با شورای نگهبان، احتمال حضور زنان در جایگاه نامزدی ریاست جمهوری، رابطه شخصی او با آیت الله جنتی و... پرسیدیم که مشروح آن را در زیر می خوانید؛****بحث را درباره ابلاغ سیاست های کلی انتخابات که از طرف رهبر انقلاب ابلاغ شد شروع کنیم. مجلس هم نظرش را در این باره داده و حتی آقای لاریجانی هم در نطقی گفتند شورای نگهبان در این زمینه دو بار با اصلاحات مجلس مخالفت کرده و منتظر سیاست های کلی است. در این زمینه اصلاحات چه زمانی قرار است انجام شود؟ چه زمانی قرار است نظر شورای نگهبان به مجلس برود و کلا چه زمانی شاهد اجرایی شدن این سیاست ها باشیم؟ چون همانطور که می دانید مناقشات در این زمینه در چند سال اخیر زیاد بوده است...سیاست های کلی انتخابات که از سوی مقام معظم رهبری درخصوص انتخابات ابلاغ شد تکالیفی را برای نهادهای مختلف دارد. طبیعتا بخش عمده ای قانونگذاری است که در همکاری دولت و مجلس باید انجام شود. یک بخش هم جزو بند 10 است، تعیین معیارهای رجل سیاسی مذهبی و مدیر و مدبر بودن را به شورای نگهبان واگذار کرده است. البته قبلا کارهایی را در دوره قبل انجام داده بودیم. شبه آیین نامه ای را در داخل شورا تنظیم کرده بودیم که قبل از تعیین سیاست های کلی بود و نیازمند بازنگری است و انشاءالله به زودی بتوانیم در دستور کارمان داشته باشیم. در بخشی که دولت و مجلس قرار است همکاری کنند ما هم همکاری خوبی را داشتیم و با رئیس محترم مجلس رایزنی هایی را داشتیم و در چند هفته گذشته در این خصوص دو جلسه داشتیم. رئیس محترم مجلس هم استقبال خوبی کرد و بین وزیر محترم کشور، بنده، رئیس مرکز پژوهش های مجلس و برخی معاونان و رئیس کمیسیون شوراها جلسه ای یک ساعت و نیمه را گذاشتند و در مورد محورهایی بحث شد، نظرات گرفته شد و نهایتا قرار شد کارگروهی بین سه نهاد دولت، مجلس و شورای نگهبان تشکیل شود، کارهای کارشناسی را انجام دهند و در جلسات کار را به جمع بندی برسانیم و نهایتا در قالب لایحه جامع به مجلس ارائه شود. کارهایی نهایی لایحه جامع را مجلس انجام داده و نسخه ای هم برای ما فرستاده اند. امیدواریم زودتر در دستور کار قرار گیرد. همه اینها مستلزم همکاری دولت، مجلس و تصویب این لایحه است که طبیعتا چون لایحه بزرگی است زمان زیادی نیاز دارد و ممکن است نقدهایی به آن وارد باشد که باید پاسخ داده شود.بیشترین اختلافی که در این زمینه بر سر این قانون بین شورای نگهبان، وزیر کشور و مجلس وجود دارد چیست؟ آیا اختلافاتی در این زمینه بین فقهای شورای نگهبان وجود دارد که کار را سخت تر می کند؟ اختلاف به مفهوم خاصی که بگویم بین مجلس، شورای نگهبان و دولت است وجود ندارد و بحث ها کارشناسی است. دولت، مجلس و شورای نگهبان مصمم هستند قانون جدیدی را داشته باشند که اشکالات کار برطرف شود. قوانین موجود در شأن و منزلت مردم و جمهوری اسلامی نیست. باید تلاش کنیم قانون خوبی را تدوین کنیم که مشکلاتمان را برطرف کند. مشکلات هم گریبان همه دستگاه ها را گرفته است. فرقی نمی کند دولت، مجلس، شورای نگهبان. در بحث بررسی صلاحیت ها، شرایط کیفی را قانونگذار گذاشته و ما هم در شورای نگهبان نسبت به اینها اختلاف داریم زمانی که بررسی می کنیم. طبیعتا اگر این شرایط عینی و ملموس باشد می توانیم بهتر پاسخگو باشیم و سریع تر رسیدگی کنیم. زمان بررسی صلاحیت ها یکی از مشکلات ما مخصوصا در حوزه مجلس است که با تعداد زیادی از ثبت نام کنندگان مواجه هستیم. اگرچه من در ارتباط با ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری امسال از وزارت کشور بازدید داشتم و آنجا را به جشنواره ثبت نام تشبیه کردم. ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هرکسی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم. می توانیم بگوییم در تبلیغات قانونی حاکم نیست به جز یکی دو ممنوعیت که داریم بقیه موارد ساکت است و بسیار نیازمند هستیم که قانون را در حوزه تبلیغات ساماندهی کنیم. مناظره ها را ملاحظه کردید، اینکه کلا باید مناظره باشد یا نه همه سلیقه ای شده و اینکه چه مباحثی در مناظره ها گفته شود. طبیعتا اختیارات نهادهای مجری و ناظر باید دقیق تر مشخص باشد. اگر بتوانیم اینها را هماهنگ کنیم و نظراتی را به دست بیاوریم که قانون خوبی را به ما ارائه کند اختلاف دیگری باقی نمی ماند. بیشتر اختلافات به این خاطر است که قانون یا ساکت است یا ابهام دارد و به این خاطر ممکن است وزارت کشور و شورای نگهبان مسائلی داشته باشند. [span] [span] آقای کدخدایی! سال هاست بر سر رجل سیاسی بحث و تحلیل وجود دارد و هنوز اجماعی بر سر آن نیست و انتقادهای گسترده ای را هم به دنبال داشته اشت. آیا قرار است در بحث رجل سیاسی تغییری ایجاد شود و اگر اینطور است چه نوع تغییری است؟ [span] [span]ثبت نام نباید اینگونه بی رویه باشد که هرکسی فکر کند می تواند ثبت نام کند بلکه باید شرایطی را لحاظ کنیم که افرادی که توانمند هستند و شایستگی دارند ثبت نام کنند و مردم از بین شایستگان انتخاب کنند و این وضعیت نیست. همچنین ما در بحث تبلیغات بسیار مشکل داریم.ما دو بعد را در بحث رجل سیاسی مذهبی داریم. اول اینکه در بین آقایان اصطلاحا رجل مذهبی سیاسی کیست و چه کسی را می توانیم رجل بدانیم.. در این حوزه هم که فقط در بین آقایان باشد ابهام های زیادی وجود دارد. آیا رجل مذهبی باید فقط عبادات یومیه اش را انجام دهد مثلا از محرمات پرهیز کند و واجبات را انجام دهد یا کسی فراتر از این باشد؟ مثلا کسی باشد که الزاما در حوزه درس خوانده باشد تا بتوانیم بگوییم رجل مذهبی است یا کسی که در دانشگاه الهیات خوانده باشد هم رجل مذهبی است؟ آیا اصولا فقط درس خواندن در این جهت ملاک است، یا باید برجستگی هایی در حوزه مذهب داشته باشد کارهای بزرگی کرده باشد و نظریه هایی داده باشد؟ همه اینها مراحل مختلفی است که هنوز برای ما هم روشن نیست.در آینده می توانیم شاهد حضور زنان در سطح نامزدی ریاست جمهوری و نه صرفا کاندیداتوری باشیم؟شورای نگهبان هنوز در هیچ کدام از اینها به جمع بندی نرسیده است. چیزی که از شورای نگهبان داریم رویه ای است که از ابتدای انقلاب تاکنون داشته و این رویه گاهی با هم حسب ظاهر تعارضاتی هم داشته است. مثلا در تأیید یا رد بعضی از افراد. ولی هنوز به جمع بندی نرسیده ایم که قاطعانه عرض کنم خانم ها می توانند یا نمی توانند، یا ممنوعیت نسبت به آنها وجود دارد. آنچه جاری است این است که خانم ها ثبت نام کنند و آقایان نسبت به آنها نظر دهند. چیز دیگری را هنوز نمی توانیم اعلام کنیم. اما اگر براساس جز 5 بند 10 سیاست ها شورای نگهبان ورود کرد و به نقطه نظرهایی رسیدیم طبیعتا اعلام خواهیم کرد اگر نظر شورا این باشد که فقط آقایان باشند و خانم ها نباشند. نگرانی از این بابت وجود ندارد. یا اینکه رجل مذهبی سیاسی چه معیارها و استانداردهایی داشته باشد. اجازه دهید پاسخ نهایی را به مباحثی که خوشبختانه شروع شده موکول کنم و امیدوارم به جمع بندی برسیم. تا به حال شده نظر مثبتی از سوی بعضی شورای نگهبان در مورد حضور زنان وجود داشته باشد یا همه متفق القول هستند که زنان نباید در عرصه های سیاسی حضور داشته باشند؟نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به خانم ها منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم و خانم مجلس آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح کردند. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد. وقتی موضوع فقهی یا حقوقی دارید و اختلاف نظر بین علما هست، نمی توانید بگویید نگاه منفی یا مثبت. نظرها متفاوت است. نگاه مثبت و منفی را تعقیب نفرمایید. یک نظر فقهی این است که خانم ها در یک چارچوب نمی توانند حضور داشته باشند، نظر فقهی دیگر این است که منعی نیست اما بستگی به شرایط دارد. همه اینها در جای خود نظر علمی و فقهی معتبر است. مثلا اگر فقیهی به شما گفت نماز جمعه واجب است و فقیهی گفت نماز جمعه اختیاری است و شما مخیر بین نماز ظهر و نماز جمعه هستید، نگاه منفی یا مثبت به نماز جمعه نیست و هر کدام ادله ای دارند. مطلبی که اشاره می کنید با توجه به اختلاف نظرهای علمی که به بخش علمی آن تأکید می کنم، طبیعتا همیشه مورد بحث بوده است. در خبرگان قانون اساسی چرا نتوانستند تصمیم بگیرند که در زمان حضرت امام بود؟ افرادی که بودند با امام ارتباط داشتند و می توانستند نظر ایشان را بگیرند اما در همان مجلس هم اگر مطالعه بفرمایید اختلاف نظر بوده که این اختلاف نظر علمی است و باید دید کدام نظر می تواند خودش را در جامعه مستدل تر توجیه کند و غلبه کرده و نظر اجماعی قانونگذار و تصمیم گیرنده شود.در هر انتخابات در کنار تمام بحث ها یک بحث مطرح می شود که کمیته ناظر بر انتخابات وجود داشته باشد. بعضی ها حتی از نظارت یک کمیته به شورای نگهبان سخن می گویند به این دلیل که در بعضی انتخابات ها رفتارهای شورای نگهبان گاهی محل شائبه بوده. آیا شورای نگهبان از بودن چنین کمیته ای که ناظر بر رفتار و حرکات و تصمیمات شورای نگهبان در مقطع انتخابات باشد استقبال می کند؟ اگر خیر چرا و اگر بله چرا تا به حال صورت نگرفته است؟ [span] [span]نظر اعضای شورای نگهبان نسبت به حضور خانم ها به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری منفی نیست و درمجموع همیشه نظرشان مثبت بوده اما مسئله ساده ای هم نیست. چندی قبل یکی از نمایندگان محترم مجلس از خانم ها آمدند اینجا و همین مباحث را مطرح کردند. در مورد این مسئله نمی توان به راحتی تصمیم گیری کرد. شورای نگهبان که خالق جهان نیست که تصمیمی بگیرد و کن فیکون شود. شورای نگهبان در قانون اساسی نهادی است با اختیارات و وظایفی که قانون اساسی برایش تعریف کرده است. نه فراتر از آن اختیارات عمل می کند و نه می تواند کمتر از آن را انجام دهد. اصل 99 قانون اساسی به شورای نگهبان می گوید شما ناظر بر انتخابات هستید. در موضوع انتخابات هم نظارت شورای نگهبان در انتخابات خبرگان رهبری، ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی وجود دارد اما شوراها را نگفته است و سال هاست که به ما فشار می آورند بر انتخابات شوراها نظارت کنید و ما هم قبول نمی کنیم. پس شورای نگهبان دنبال توسعه طلبی نیست، اختیاری هم از این جهت ندارد که بخواهد حیطه وظایف و مسئولیتش را توسعه دهد یا کمتر کند. باید در همان چارچوب حرکت کند. قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست عدول کند و قانون اساسی و کسی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپارید. مثلا اگر از مجلس سؤال کنید، مجلس طبق اصل 71 وظیفه قانونگذاری دارد. مجلس نمی تواند بگوید بخشی از قانونگذاری را به دانشکده های حقوق و علوم سیاسی واگذار می کنم. شاید اگر این کار انجام شود قوانین بهتری تصویب شود اما نمی تواند وظیفه اش را به نهاد دیگری واگذار کند. پس شورای نگهبان هم در این حیطه اختیاری ندارد که بخواهد وظایفش را به نهاد دیگری واگذار کند. اما اگر فردا قانون اساسی اصلاح شد و قرار شد شورای نگهبان نباشد و نهاد جدیدی تشکیل شود اشکالی ندارد. وقتی اصطلاحا درون قانون اساسی بحث می کنیم ناچاریم اصل 99 را رعایت کنیم. ولی وقتی می خواهیم از خارج نگاه کنیم ممکن است بگوییم شورای نگهبان تعطیل باشد، پنج نهاد دیگر تشکیل می دهیم برای نظارت بر قانون اساسی. اما در وضعیت فعلی سخن گفتن از کمیته یا کمیسیونی که بخواهد وظایف شورای نگهبان را انجام دهد، غیر از شورای نگهبان خلاف اصل 99 قانون اساسی است.آقای کدخدایی! یکی از بحث های مهم به وجود آمده در روز انتخابات امسال که چهره های مختلف سیاسی هم در موردش صحبت کردند طول زمان رای گیری در انتخابات بود. اینکه چرا بعد از ساعت 12 از کسانی که در شعب بودند رای گرفته نشد، اینکه حتی از سوی بعضی از نامزدها گفته شد چهار، پنج میلیون رای گرفته نشد و مردم در صف های طویل ماندند. نگاه شما به این اتفاق چیست؟در بحث انتخابات گذشته چند مشکل داشتیم که باید با دوستانمان در وزارت کشور تلاش کنیم این مشکلات را حل کنیم. اگرچه همکاری خوبی با وزارت کشور داشتیم و همینجا مجددا تشکر می کنم از همکاری وزیر محترم کشور و همکارانشان. قانون روز جمعه را روز انتخابات تعیین کرده و گفته شده میزانش کمتر از 10 ساعت نباشد اما بیشترش اشکالی ندارد. از طرف دیگر محدودیتی است که گفته اند روز جمعه. وقتی می گویید روز پنجشنبه، وقتی مغرب می شود و به ساعات پایانی روز می رویم و به انتهای شب می رسیم نمی گویید روز پنجشنبه. از جهت قانونی تفکیک قائل شده اند که از ساعت 12 به مدت 24 ساعت یک 24 ساعت می شود. روز و شبش با هم می شود. 24 ساعت سر کار هستیم عرفا این است. پس هرجور هم روز را تفسیر کنیم یا روز فاصله طلوع خورشید تا غروب خورشید است یا روز و شب را با هم یک روز می گوییم یعنی 24 ساعت. هر شکلی که تفسیر کنیم هیچگاه بعد از ساعت 12 شب روز قبل خوانده نمی شود. اخبار رادیو در 12 و یک دقیقه اعلام می کند یک دقیقه بامداد روز شنبه و نمی گوید جمعه. از قدیم در این مورد با دوستان وزارت کشور بحث داشتیم که ساعات رای گیری را به گونه ای تنظیم کنیم که مردم به ساعات پایانی موکول نکنند. ضمن اینکه 10 ساعت رعایت می شود اگر زمان باقی باشد یک ساعت، یک ساعت تمدید کنیم و بعد قطع کنیم که 12 شب در حوزه ها بسته شود. هر بار دوستان وزارت کشور ایرادی می گرفتند و مشکلی درست می کردند. در دولت های قبل هم این مشکل را داشتیم و تلاش می کردیم تا ساعت 12 رای گیری تمام شود. این بار با آقای وزیر تصمیم گرفتیم که ساعت 12 رای گیری تمام شود. به برخی از حوزه ها که اصرار داشتند بیشتر کار کنند اعلام شده بود که خلاف قانون است با این حال با توافقی که با وزیر کشور شد اعلام کردیم ساعت 12 و ساعت 12 هم اعلام کردیم آرایی که ممکن است بعد از آن گرفته شود مخدوش باشد اما آرا تا ساعت 12 مشکلی ندارد ضمن اینکه باوجود اعلامی هم که شد برخی از استان ها و حوزه ها در جریان بودیم از مردمی که در آن حوزه رای گیری بودند بعد از ساعت 12 رای گرفته شد. اینطور نبود که بعد از ساعت 12 شب تعداد زیادی نتوانند رای دهند. تعداد بسیار اندکی بود و به میلیون هم نمی رسد و آماری را هم نامزدهای ریاست جمهوری در این زمینه اعلام کردند به هیچ وجه تأیید نمی کنم. اما از این طرف هم مشکلات دیگری داشتیم. بحث احراز هویت را که این بار قرار شد مکانیزه انجام شود و ما هم موافقت کردیم مشکلات زیادی داشت. سامانه کار نمی کرد، نرم افزار، سخت افزار، کاربر بلد نبود کار کند و میانگینی که گرفتیم بالای 10 صبح رای گیری ها آغاز شده است. همین تهران برخی از آقایان اعضای شورای نگهبان ساعت 8 که می خواستند رای دهند دستگاه ها آماده نبودند. در طول رای گیری بیشتر طرف صبح این کاهش رای گیری را داشتیم به دلیل خرابی سامانه ولی در ساعات پایانی شب تقریبا عملا رای ها گرفته شده بود و غالب مردم رفته بودند، تعداد اندکی بودند که رای بخشی از اینها هم گرفته شد. اما به نظرم مبنای خوبی شد برای آینده که هیچوقت از ساعت 12 عبور نکنیم.قبلا هم گفتید دو نفر از نامزدها گفته بودند تخلفاتی صورت گرفته است. حتی خاطرم هست که از ظهر صحبت از تخلف ها شروع شده بود. اینکه می گفتند پنج میلیون از رای ما را نشمرده اند یا تعرفه ها تمام شده است. ناظران نامزدها از تخلفات گسترده صحبت می کردند. این صحبت ها چقدر قابل تأیید بود و آیا در روز انتخابات چه خبرهایی در این زمینه به شما می رسید؟ [span] [span]قانون اساسی گفته شورای نگهبان ناظر باشد و چیز دیگری نگفته است. نمی توانیم اختیار نظارت را به نهاد دیگری تفویض کنیم. سال 88 چنین پیشنهادی به صورت موقت شد. یکی از نامزدهایی که نمایندگانش به شورای نگهبان آمده بودند گفتند هیئتی متشکل از قضات دیوان عالی کشور، تشکیل دهیم که این هیات به خودی خود نمی توانست هیات بدی باشد اما شورای نگهبان از جایگاه قانونی اش نمی توانست عدول کند و قانون اساسی و کسی دیگر نمی تواند بگوید خلاف قانون اساسی وظایفتان را انجام ندهید و به عهده دیگری بسپاریدناظران ما به این دلیل سر صندوق هستند که تخلفات را ثبت کرده و به ما اطلاع دهند. از طرف دیگر نهادهای دیگری که حضور دارند ممکن است گزارش دهند. مردم هم گزارش می دهند. فراتر از این، کاری که چند دوره است بنده در شورای نگهبان شروع کرده ام، نمایندگان نامزدها را دعوت می کنیم، همه امکانات هم در اختیارشان است و با ستادشان در ارتباط هستند، هر تخلفی صورت بگیرد به ما گزارش می دهند. وقتی از تخلفات صحبت می کنیم، تخلفی است که می بینید صورت می گیرد اما روند کار هم ادامه دارد. مثلا شما در زمان رانندگی کمربند نمی بندید، با اینکه مرتکب تخلف می شوید اما به این معنی نیست که رانندگی نمی کنید. یا با تلفن همراه صحبت کردن و غذا خوردن در زمان رانندگی که تخلف است. به مقصد می رسید اما با تخلف. گاهی تخلفی مرتکب می شوید که مانع رسیدن شما به مقصد می شود. مثلا تصادف منجر به جرح یا خسارت که ناچار هستید منتظر کارشناس بمانید و به مقصد نمی رسید. در انتخابات هم چنین وضعیتی داریم. تخلفاتی را داریم که با وجود اینکه آن تخلف صورت می گیرد اما انتخابات ادامه دارد و حتی خللی به روند انتخابات وارد نمی کند، اما تخلف است. مثلا خرید و فروش جزئی آرا یا تعرفه را مهر نکردن. یا مثلا اگر عمدا تعرفه ای به کسی نداده باشند یا تبلیغات روز رای گیری. اگر امکان داشته باشد همان زمان با تخلف برخورد می شود، به شخص تذکر داده می شود یا از محیط تخلف دور می کنند، در قانون لحاظ شده تعرفه بدون مهر جزو آرای باطله حساب می شود. نتیجه تعرفه بدون مهر این است که از تعداد تعرفه های دیگر خارج شود اما با وجود این تخلفات انتخابات صحیح برگزار شده. در این انتخابات همین وضعیت را داشتیم. تعدادی تخلفات داشتیم که به قوه قضاییه فرستاده شد. قوه قضاییه این بار سریع رسیدگی کرد.دسته ای از تخلفات هم هست که در سرنوشت انتخابات تاثیرگذار است مثل تصادفی مهمی که راننده می کند. اینجا اگر برای شورای نگهبان احراز شود که تخلف عمده صورت گرفته مکلف است انتخابات را متوقف کند و نهایتا ممکن است به ابطال انتخابات بینجامد. حرفمان این بود که در این انتخابات تخلفاتی صورت گرفته که در جریان و سرنوشت انتخابات تاثیرگذار نبوده و در جای خودش باید توسط قوه قضاییه رسیدگی شود و اصل انتخابات هم صحیح است. شورای نگهبان به این دلیل صحت انتخابات را اعلام کرد چون تخلف عمده ای صورت نگرفته بود که شورای نگهبان انتخابات را ابطال کند. انتخابات این دوره هم مثل بقیه انتخابات دارای تخلفاتی بود که به قوه قضاییه فرستاده شد، بقیه هم تأیید شد و صحتش اعلام شد.در سال 88 این صحبت ها خیلی تبعات داشت. آن زمان نظر رئیس و فقهای شورای نگهبان در این زمینه چطور بود؟ آیا همه متفق القول بودند که باید صحت انتخابات تأیید شود یا نظراتی بود که بهتر است بازنگری در آرا صورت بگیرد که صندوق ها را ابطال کنیم یا بازشماری شود.نظرات مختلف همیشه هست. در سال 88 هم عده ای معتقد بودند کار دیگری انجام دهیم. اما نظر اکثریت تعیین کننده است. اگر اکثریت گفتند انتخابات صحیح است تمام است. مثل تأیید صلاحیت که با رای اکثریت است. اقلیتی همچنان اعتراض دا ...

ادامه مطلب  

مشکل ویزا مانع حضور حسین محجوب در کارلووی واری شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش فیلم نت نیوز، جشنواره فیلم کارلووی واری،در پنجاه و دومین دوره برگزاری خود، برخلاف سال گذشته که تنها فیلم لانتوری رضا درمیشیان از ایران در آن حضور داشت، امسال هرچند شرایط به همان گونه است اما در زمینه اسم ها، حضور به نسبت پررنگ تری از سینمای ایران یا سینماگران ایرانی دارد؛ هرچند این بار هم عموما حضور در بخش های غیررقابتی است. تنها حضور یک سینماگر ایرانی در بخش رقابتی هم به محصولی از سینمای گرجستان تعلق دارد.درواقع علاوه بر فیلم مستند ٧۶ دقیقه و 15 ثانیه با عباس کیارستمی و منو خونه ببر در برنامه بزرگداشت عباس کیارستمی با حضور سیف اله صمدیان و فیلم لرد ساخته محمد رسول اف، فیلم کوهستان اثر امیر نادری و مستند پیش از پایان تابستان ساخته مریم گورمان، در فیلم گرجستانی خیبولا نیز نقش اول را حسین محجوب، بازیگر ایرانی ایفا کرده است. این فیلم که در جمع محدود فیلم های رقابت کننده برای جایزه گوی بلورین بهترین فیلم قرار دارد، شاید برای محجوب هم جایزه گوی بلورین بهترین بازیگر مرد را به ارمغان بیاورد.جایزه های جشنواره کارلووی واری مانند سایر جشنواره های معتبر جهانی، بسیار محدود است. با این حال، پیش تر حمید فرخ نژاد و لیلا حاتمی، برگزیدگان جایزه بهترین بازیگر مرد و زن در دوره هایی از این جشنواره شده اند.فیلم سینمایی خیبولا، محصول 2017 ساخته جورج اوواشویلی، روایت روزهای پایانی عمر نخستین رییس جمهوری منتخب گرجستان است که در سال 1991 پس از مدت کوتاهی، در نتیجه یک کودتای نظامی، با تعداد محدودی از وفاداران خود، به کوهستان های سرد گرجستان گریخت اما حاضر نشد با حمایت روسیه هم کشور ر ...

ادامه مطلب  

حضور و غیاب حسین محجوب در کارلووی واری  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران اکونومیست؛ جشنواره فیلم کارلووی واری،در پنجاه و دومین دوره برگزاری خود، برخلاف سال گذشته که تنها فیلم لانتوری رضا درمیشیان از ایران در آن حضور داشت، امسال هرچند شرایط به همان گونه است اما در زمینه اسم ها، حضور به نسبت پررنگ تری از سینمای ایران یا سینماگران ایرانی دارد؛ هرچند این بار هم عموما حضور در بخش های غیررقابتی است. تنها حضور یک سینماگر ایرانی در بخش رقابتی هم به محصولی از سینمای گرجستان تعلق دارد.درواقع علاوه بر فیلم مستند «٧٦ دقیقه و 15 ثانیه با عباس کیارستمی» و «منو خونه ببر» در برنامه بزرگداشت عباس کیارستمی (با حضور سیف اله صمدیان) و فیلم «لرد» ساخته محمد رسول اف، فیلم «کوهستان» اثر امیر نادری و مستند «پیش از پایان تابستان» ساخته مریم گورمان،در فیلم گرجستانی "خیبولا" نیز نقش اول را حسین محجوب، بازیگر ایرانی ایفا کرده است.این فیلم که در جمع محدود فیلم های رقابت کننده برای جایزه گوی بلورین بهترین فیلم قرار دارد، شاید برای محجوب هم جایزه گوی بلورین بهترین بازیگر مرد را به ارمغان بیاورد.جایزه های جشنواره کارلووی واری مانند سایر جشنواره های معتبر جهانی،بسیار محدود است. با این حال، پیش تر حمید فرخ نژاد و لیلا حاتمی، برگزیدگان جایزه بهترین بازیگر مرد و زن در دوره هایی از این جشنواره شده اند.فیلم سینمایی خیبولا، محصول 2017 ساخته جورج اوواشویلی، روایت روزهای پایانی عمر نخستین رییس جمهوری منتخب گرجستان است که در سال 1991 پس از مدت کوتاهی، در نتیجه یک کودتای نظامی، با تعداد محدودی از وفاداران خود، به کوهستان های سرد گرجستان گریخت اما حاضر نشد با حمایت ...

ادامه مطلب  

درّه های رنگی عجیب در چین+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.به گزارش بولتن نیوز، درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.ویژگی خاص این درّ ه های رنگی موجب می شود، سالانه هزاران نفر گردشگر از سراسر دنیا برای دیدن آنها به این منطق ...

ادامه مطلب  

ایکس ری های کامیونی وارد کشور شدند/۴ فردی که بهشتی بودن آن ها حتمی است/مصرف یک قرص خواب برابر با استعمال یک پاکت سیگار است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگارگروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، رسانه ها در فضای خبری روزانه خود اخبار اختصاصی و عمومی مختلفی را منتشر می کنند که این اخبار بعضا فقط در یک رسانه منتشر شده است. گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان در نظر دارد هر روز اخبار منتخب فضای مجازی را از سایت ها و خبرگزاری ها و حتی کانال های تلگرامی مختلف جمع آوری کرده و در قالب یک بسته خبری منتشر کند. در این بسته همه خبر ها و آیتم ها با ذکر منبع منتشر می شوند و انتشار مطالب و اخبار تحلیلی سایر رسانه های داخلی و خارجی لزوما به معنای تایید محتوای آن نیست. وقتی خواننده سرشناس هوادارانش را غافلگیر می کندخبرآنلاین: خواننده جوان آمریکایی که برای برگزاری یک کنسرت خیریه به انگلستان بازگشته است پیش از برگزاری کنسرت در بیمارستان مدت زمانی را کنار هوادارن مصدومش گذراند.ماه پیش حرکت تروریستی سلمان عابدی در کنسرت آریانا گرنده در شهر منچستر موجب مرگ ۲۲ نفر شد.کنسرت خیریه آریانا گرانده در استادیوم کریکت اولدترافورد برگزار خواهد شد و خوانندگان سرشناسی، چون کلدپلی، کیتی پری، جاستین بیبر و مایلی سایروس در آن حضور خواهند داشت. عواید این کنسرت به قربانیان حادثه و خانواده های آن ها اهدا می شود.پیتر مان پدر یکی از مصدومان حادثه بمب گذاری منچستر پس از حضور گرانده در بیمارستان گفت: «این حرکت برای ما ارزش بسیار زیادی داشت. دخترم را هیچگاه تا این اندازه خوشحال ندیده بود.»عابدی به تنهایی بمب گذاری در منچستر را انجام داد، اما پلیس پس از آن عده زیادی را دستگیر و اعلام کرد که تحقیقات در این زمینه همچنان ادامه دارد.از میان بازداشت شدگان ۱۰ نفر همچنان مظنون هستند و شش نفر تبرئه و آزاد شده اند. «خطرناک ترین» آلاینده محیط زیست چیست؟ تسنیم: چگونه می توان تصور کرد که رنگ داخل ساختمان، جواهرآلات، لامپهای فلورسنت، مواد آرایشی و حتی ماده پرکننده داخل دندان های مان، می تواند ما را در معرض مهم ترین ماده خطرناک شیمیایی در جهان قرار دهد؟«جیوه» ماده ای است که توسط برنامه محیط زیست سازمان ملل به عنوان مهم ترین ماده از مواد شیمیایی ده گانه پرخطر که سلامت انسان و محیط زیست را تهدید می کند، مطرح شده است؛ هجدهم می ۲۰۱۷، هفت کشور اتحادیه اروپا خواستار الزامی تسریع کننده برای اهش آلودگی جیوه در محیط زیست و اجرای کنوانسیون مرتبط با جیوه (میناماتا) ظرف مدت ۹۰ روز شدند.تاریخچه شکل گیری این کنوانسیون که توسط ۱۲۸ کشور جهان امضا شده نیز، قابل تامل است؛ این پیمان بین المللی نامش را از غم انگیزترین واقعه ناشی از آلودگی جیوه در تاریخ به عاریت گرفته است؛ در واقعه میناماتا ژاپن در سال ۱۹۵۶، پس از آنکه تخلیه فاضلاب های صنعتی حاوی جیوه به خلیج میناماتا در دهه ۱۹۳۰ شروع شد، روستاهای اطراف با مصرف آبزیان از خلیج دچار تشنج، بیماری اعصاب مرکزی، از دست دادن هشیاری و کما شدند.بیش از ۲۲۰۰ نفر قربانیان تایید شده این واقعه هستند؛ در سال ۲۰۱۰ میلادی، «یوکیو ها تویاما» نخست وزیر وقت کشور ژاپن با شرکت در مراسم پنجاه و چهارمین سالگرد این بیماری، از همه قربانیان و رنج دیدگان آن، عذرخواهی کرد و اعلام کرد که هنوز مساله میناماتا پایان نیافته است!واقعیت نیز جز این نیست، وقتی در معادن ۷۰ کشور جهان، بیش از ۱۵ میلیون انسان که پنج میلیون نفر از آن ها زن و کودک هستند، هنوز در معرض بخارات جیوه قرار دارند، زمانی که اعلام می شود سالانه ۸۹۰۰ تن جیوه به محیط زیست منتشر می شود، با توجه به سمیت فوق العاده این فلز و اثر تجمعی آن در بافت های زنده و قابلیت انتشار آن تا دورترین نقاط کره زمین، می شود گفت: هنوز مساله میناماتا و حضور یک آلاینده به شدت خطرناک در پیرامون ما حل نشده است!متاسفانه حد ایمنی در مواجهه با جیوه وجود ندارد و هر فرد در مجاورت این ماده در معرض خطر است؛ در حال حاضر بیش از ۶۰۰ شغل در جهان وجود دارند که به نوعی با جیوه سر و کار دارند، این فلز سمی در صنایع شیمیایی، الکتریکی، الکترونیکی و باتری سازی، دستگاه های اندازه گیری، مصارف دارویی و کلینیک های دندان پزشکی کاربرد دارد.با توجه به ضرورت اجماع جهانی برای کاهش آلودگی جیوه در محیط زیست، متن پایانی کنوانسیون میناماتا در مورد جیوه در ژانویه ۲۰۱۳ نهایی شد؛ مفاد این کنوانسیون باتوجه به الزامات حقوقی آن، در مجموع متنی متوازن است که مانند سایر معاهدات حقوقی زیست محیطی، حاصل چانه زنی دو گروه از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه با عنایت به اصل مسئولیت مشترک، اما متفاوت آن هاست و اجرای اقدامات مهمی برای ممنوعیت و کنترل فعالیت ها در سطح ملی مانند ممنوعیت فعالیت معادن جدید، متوقف کردن معادن موجود، کنترل انتشار جیوه در اتمسفر و رهاسازی آن در آب و خاک، حذف پروسه های صنعتی نظیر کلر الکالیتا سال ۲۰۲۵ میلادی و حذف تدریجی کاربرد جیوه در دندانپزشکی را تا سال ۲۰۲۰ میلادی خواستار شده است.خوشبختانه در تاریخ ۱۸ / ۵ / ۱۳۹۴ قانون تصویب کنوانسیون میناماتا در مورد جیوه به تصویب مجلس شورای اسلامی ایران رسید و برخی اقدامات برای اجرای کنوانسیون همچون حذف واحدهای کلرآلکالی پتروشیمی ها در دستور کار قرار گرفت.با این حال هنوز منابع بالقوه بسیاری از انتشار آلاینده جیوه در اطراف ما است که می تواند برای سلامت همه ما مخاطره آمیز باشد؛ جیوه ناشی از آمال گام دندانی، محصولات آرایشی بهداشتی حاوی جیوه، تجهیزات پزشکی حاوی جیوه، رنگ های ساختمانی، لامپ های کم مصرف همچنین صنایع الکترونیک، واحدهای تولید خودرو، تولید سیمان، ذوب فلزات، مجتمع های تولید فولاد و صنایع چوب و کاغذ از مهم ترین واحدهایی هستند که به عنوان منابع انتشار جیوه شناسایی شده اند.در حال حاضر با تاکید تعدادی از کشورهای اتحادیه اروپا مبنی بر الزامات تسریع کننده، به نظر می رسد منافع زیست محیطی و بهداشتی ناشی از اجرای مفاد کنوانسیون جیوه، انگیزه ای باشد برای تمامی کشورهای متعهد تا در اجرای کامل آن همکاری و مشارکت کنند؛ توجه ملی به این موضوع مهم می تواند گامی موثر برای حفظ محیط زیست به طور اعم و حفظ سلامت انسان ها به طور خاص در برابر یکی از خطرناک ترین آلاینده های شیمیایی که به شکل های مختلف وارد زندگی بشر شده به شمار آید. شینا انصاری؛ مدیرکل دفترپایش سازمان محیط زیست ورود اولین دستگاه کاشف قاچاق به کشور صبحانه: مسعود کرباسیان با اشاره به افزایش و ارتقاء توانمندی دستگاه های کاشف کالای قاچاق، افزود: برای تسهیل تجارت و مقابله با کالای قاچاق در حال رایزنی با مجلس برای تجمیع عوارض و معافیت ها هستیم.کرباسیان با بیان این مطلب به خبرگزاری خانه ملت، با اشاره به تلاش گمرک برای بروز رسانی تجهیزات مقابله با قاچاق، گفت: بنا به فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی مبنی بر ضرورت تامین تجهیزاتی با سرعت بالا جهت کشف کالای قاچاق، گمرک نسبت به تامین تجهیزات کاشف اقدام کرده است.رییس کل گمرک ایران با بیان اینکه نخستین دستگاه پُرسرعت کاشف کالای قاچاق ۱۰ روز پیش به کشور وارد شده است، افزود: در راستای ارتقاء تجهیزات کاشف، سازمان انرژی اتمی و وزارت دفاع برای ساخت ایکس ری های کامیونی اعلام آمادگی کردند که قرارداد ساخت ۵ دستگاه ایکس ری کامیونی میان گمرک و وزارت دفاع منعقد شد.کرباسیان از تعامل گمرک با بخش خصوصی برای تامین تجهیزات کنترلی پیشرفته به صورت بی او تی خبر داد و تصریح کرد: وزارت راه و شهرسازی نیز نسبت به خرید دو دستگاه ایکس ری کامیونی جهت مقابله با کالای قاچاق اقدام کرده است.وی با بیان اینکه با نصب و بهره برداری از تجهیزات پیشرفته همچون ایکس ری می توان تا حد زیادی به مقابله با کالای قاچاق پرداخت، افزود: با توجه به اینکه امروزه بخشی از کالای قاچاق به ایران ترانزیت می شود، افزایش تجهیزات کاشف می تواند ابزار خوبی برای مقابله با این نوع قاچاق باشد.کرباسیان ادامه داد: تجهیزات دیگری همچون جی پی اس و ردیابی ماهواره ای نیز در گمرک ایران برای مقابله با ورود کالای قاچاق به کشور مورد استفاده قرار می گیرند و در حال حاضر بیش از ۹۰ هزار کامیون به جی پی اس مجهز شدند تا در نقشه مسیر تطبیق داده شوند.وی با اشاره به نوع دیگری از تجهیزات گمرک برای مقابله با کالای قاچاق، گفت: کار دیگری که در این زمینه انجام می شود پلمب الکترونیک است که هوشمند بوده و مجهز به آر اف آی دی (شناسایی با فرکانس رادیویی) است و می توانند مشخصات کامل نوع کالا و مسیر را ضبط کند.کرباسیان همچنین از همکاری خوب گمرک با ناجا خبر داد و افزود: گلوگاه ها و ایستگاه های ناجا مجهز بوده و دسترسی به تمام اطلاعات گمرک برای مقابله با ورود کالای قاچاق صورت می گیرد.رییس کل گمرک ایران با تاکید بر ضرورت اصلاح برخی از مقررات گمرکی، بیان داشت: تعامل گمرک با مجلس برای اصلاح برخی قوانین می تواند ریسک ورود کالای قاچاق را بیشتر کند.وی ادامه داد: در حال حاضر، در حدود ۳۳ نوع عوارض علاوه بر حقوق گمرکی، سود بازرگانی و مالیات ارزش افزوده از واردات اخذ می شود که این رقم زیادی است از اینرو باید برای به صرفه تر شدن واردات رسمی برای در مقابل کالای قاچاق اقداماتی صورت بگیرد.کرباسیان با بیان اینکه مقررات فعلی قیمت تمام شده کالای وارداتی را افزایش می دهد، تصریح کرد: قیمت تمام شده یک دلار برای هر کالای وارداتی با اخذ عوارض و تعرفه های بسیار بالغ بر ۹ هزار تومان می شود؛ در حالی که قاچاق ارزان تر تمام می شود.وی با تاکید بر اینکه باید روند مقابله با قاچاق باید به گونه ای باشد که ریسک قاچاق به مراتب بیشتر از واردات رسمی باشد، گفت: در حال حاضر جذابیت های قاچاق زیاد بوده از این رو ارز به سمت قاچاق هدایت شده و عایدی دولت از واردات رسمی نیز از بین می رود.رییس کل گمرک ایران با اشاره به ۶۵ نوع معافیت گمرکی، افزود: در بحث معافیت ها ما ۶۵ نوع معافیت داریم که این خود به هم زدن توازن قیمت ها منجر می شود. وی ادامه داد: ما باید به سمتی برویم که قیمت ها و تعرفه ها به حد واقعی خود رسیده و تعرفه نیز طبق قانون برنامه ششم توسعه با مکانیزم تعرفه لحاظ شود.کرباسیان همچنین از رایزنی با مجلس برای تجمیع عوارض و معافیت های گمرکی خبر داد و گفت: ما باید به صورت اولویت دار شده معافیت ها را تقسیم کنیم. چه کسانی «مخبت» هستند/ ۴ فردی که بهشتی بودن آن ها حتمی استفارس: استاد حسین انصاریان از اساتید اخلاق شهر تهران شب های ماه مبارک رمضان در حسینیه همدانی ها جلسات سخنرانی و موعظه دارد که از این پس هر یک از این جلسات تقدیم علاقه مندان می شود:این جلسه از درس اخلاق استاد انصاریان در مسجد حضرت امیر (ع) برگزار شده است: در جلد دوم کتاب شریف «اصول کافی» فصلی هست به نام فصل عبادت، یک روایت این فصل این است وجود مقدس رسول خدا (ص) می ­فرماید: «من عشق العباده» کسی که عاشق عبادت باشد عبادت به مجموعه ­ای از مسائل باطنی و ظاهری و مالی و رفتاری و کرداری است، اگر سؤال شود که چه راهی دارد انسان عاشق عبادت شود، درجا که نمی­ شود مردم را دعوت کرد عاشق عبادت بشوید نمی ­شوند، برای اینکه انسان عاشق عبادت شود باید هدف عبادت را فلسفه عبادت را، نتیجه عبادت را بشناسد، در دو سه دقیقه هم می شود شناخت «فإن الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکَارِهِ»، کلام امیرالمؤمنین است حضرت می ­فرماید: بهشت پیچیده به عبادات است، باید این پیچ بهشت را، پیچش بهشت را باز کرد تا بهشت به دست بیاید، «فإن الْجَنَّةُ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکَارِهِ» یعنی بهشت به همه عبادات پیچیده شده است.شما هفت روز است روزه گرفته اید و هفت شبانه روز است هر شبانه روزی هفده رکعت نماز خواندید، شما با روزه گرفتن این پوشش بهشت را از روی بهشت دارید باز می­ کنید، شما با نمازهای یومیه دارید این پوشش روی بهشت را باز می­ کنید، بهشت یک گوهری است که از ابتدا پروردگار عالم او را به مجموع عبادات پیچانده، یک عروسی است به ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب از طرف آقای روحانی را نداشتم/ دستگاه قضا بدون مماشات با متخلفان انتخابات برخورد کند  

درخواست حذف این مطلب
تولیت آستان قدس رضوی گفت: یک برکت و نعمت این انتخابات، جمع شدن بخش عظیمی از نیروهای دلسوز کشور دور هم و کنار گذاشتن کدورت ها بود.به گزارش ایسکانیوز ؛ چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.**** آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب از طرف آقای روحانی را نداشتم / دولت وادار شد صدای مردم را بشنود / دستگاه قضا بدون مماشات با متخلفان انتخابات برخورد کن?  

درخواست حذف این مطلب
تولیت آستان قدس رضوی گفت: یک برکت و نعمت این انتخابات، جمع شدن بخش عظیمی از نیروهای دلسوز کشور دور هم و کنار گذاشتن کدورت ها بود.به گزارش شفاف، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.**** آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نم ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب از طرف آقای روحانی را نداشتم/ جمع شدن بخش عظیمی از نیروهای دلسوز انقلاب برکت این انتخابات بود/ دولت وادار شد صدای مردم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزای فارس- چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید. در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید. آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.**** آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذ ...

ادامه مطلب  

تتلو تاوان داد/ حجم تخریب روحانی بالا بود، انتظار نداشتم/ تصور می کردم روحانی، به واسطه لباس روحانیت حد نگه دارد  

درخواست حذف این مطلب
کاری که با این خواننده کردند «حرام بیّن» بود.سید ابراهیم رئیسی گفت: تصور می کردیم آقای روحانی در انتخابات حداقل به واسطه لباس روحانیتش، در تخریب و تهمت حدّ نگه دارد.به گزارش عصرایران به نقل از تسنیم، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سعید فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی(ع) فراهم گردید. در این دیدار، سؤالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید. آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیسی در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجدداً نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خوب، این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد به نفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده بانشاط به نام انقلاب، نگاه «ما نمی توانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ بانشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمی شود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متأسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند، منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلأهایی دارد که باید پوشانده شود، همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مؤمن و فداکار ما برای انقلابشان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الّا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که "شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست"، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مؤمن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم، من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد؛ یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه می دهد بیندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان می داند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما می دانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رأی می دهند، اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رأی مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از آمریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند، چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد، می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی، اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند، به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم؛ چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، به خاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89، این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلطشان امید مردم و به خصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذنشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که بر اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و باکرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که بر اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود، یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است. اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب توسط آقای روحانی را نداشتم/رأی ۱۶میلیونی علی رغم باران تهمت و تخریب، نشانه مهمی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سعید فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی(ع) فراهم گردید. در این دیدار، سؤالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید. آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیسی در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.س: آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجدداً نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خوب، این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد به نفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده بانشاط به نام انقلاب، نگاه «ما نمی توانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ بانشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمی شود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متأسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند، منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلأهایی دارد که باید پوشانده شود، همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مؤمن و فداکار ما برای انقلابشان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الّا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که "شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست"، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مؤمن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم، من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد؛ یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه می دهد بیندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان می داند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.س: با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما می دانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رأی می دهند، اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رأی مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از آمریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند، چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد، می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی، اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند، به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم؛ چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، به خاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89، این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلطشان امید مردم و به خصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذنشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که بر اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و باکرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که بر اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود، یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است. اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست. این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.س: یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است. س : یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هن ...

ادامه مطلب  

حجم تخریب روحانی بالا بود ، انتظار نداشتم/ مردم را ترساندند تا فضای روانی کشور تحت تأثیر قرار گیرد/ تصور می کردم روحانی، به واسطه لباس روحانی?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارشسرویس سیاسی پایگاه 598، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.به گزارش فارس، در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.* آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هن ...

ادامه مطلب  

متأسف شدم وقتی شنیدم که تصاویر نامناسبی از گذشته او پخش شد/ این کار خیلی زشت و اشاعه فحشاء از جوانیست که توبه کرده / انتظار این حجم از تخریب تو?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر، سید ابراهیم رئیسی گفت:تصور می کردیم آقای روحانی در انتخابات حداقل به واسطه لباس روحانیتش، در تخریب و تهمت حدّ نگه دارد. وی از دیدارش با تتلو نیز توضیحاتی ارائه داده است: خیلی متأسف شدم وقتی شنیدم که تصاویر نامناسبی از گذشته که او از آنها اعلام برائت کرده با طراحی همان اتاق عملیات روانی به طور گسترده در فضای مجازی پخش شد./ این کار خیلی زشت و حرام بیّن و اشاعه فحشاء از جوانی است که اظهار میکند من توبه کرده ام متن کامل مصاحبه فارس و تسنیم با رییسی در ادامه می آید:آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟ من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسوولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد. جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد. خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است. واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود. حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر میکنم. اساسا برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمیگردد. یک نگاه که میگوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است. س: با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟ تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای میدهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است. در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟ برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید. البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد. در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟ رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است. اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست. این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.س: یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟ من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد. مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود. نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است. س : یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید. بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟ قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند! یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذشته چنین تحریم ...

ادامه مطلب  

مشارکت حداکثری در انتخابات معادلات بین المللی را به نفع ایران تغییر داد  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور در ارائه گزارشی از روند برگزاری سه انتخابات ریاست جمهوری، شوراها و میان دوره ای مجلس گفت که مشارکت حداکثری مردم در انتخابات معادلات منطقه ای و جهانی را به نفع ایران تغییر داد.به گزارش ایسنا، عبدالرضا رحمانی فضلی در جلسه علنی امروز (سه شنبه) مجلس در ارائه گزارشی از چگونگی برگزاری دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و میان دوره ای مجلس شورای اسلامی گفت: انتخابات در ۲۹ اردیبهشت در امنیت کامل برگزار شد آن هم در شرایطی که تامین امنیت در این انتخابات در منطقه ای بود که با جنگ و بحران مواجه است، لذا برگزاری آن بدون مشکل امنیتی نشان دهنده یکی دیگر از تلاش های موفق نیروهای امنیتی و انتظامی کشور است.وی با بیان اینکه این گزارش در قالب چند بخش تهیه شده است گفت که بخش اول تبیین اصول حاکم بر اجرای انتخابات است. وزارت کشور به عنوان متولی انتخابات به تأسی از رهنمودهای مقام معظم رهبری و در چارچوب قوانین و مقررات با اصول مهمی همچون قانونمداری و رعایت مر قانون، برگزاری انتخاباتی سالم آن هم در فضایی کاملا امن، رعایت کامل بی طرفی، صیانت از آراء مردم به عنوان حق الناس، فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای نگهبان و هیأت نظارت منتخب مجلس شورای اسلامی توانست با تلاش صادقانه همکارانم در ستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها و همچنین همکاری تمامی دستگاه های نظامی و اطلاعاتی و قضایی و انتظامی، صدا و سیما و همدلی آحاد مردم و همراهی رسانه ها و مشارکت سازنده احزاب و گروه های سیاسی و وحدت و انسجام مثال زدنی تمامی اقوام و مذاهب، برنامه ها و اقدامات خود را به انجام رساند.وزیر کشور ادامه داد: این انتخابات در شرایطی برگزار شد که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی و امنیت ملی و مسائل داخلی در وضعیتی قرار داشت که حضور گسترده مردم ایران را در صحنه مشارکت بیش از هر دوره دیگر ضروری ساخته بود. در این میان بزرگترین و مهمترین پیام حضور پرشور بیش از ۴۱ میلیون نفر از هموطنان عزیز در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمان های انقلاب و اشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود. بدون شک این مشارکت حداکثری توانست تحولات منطقه ای و بین المللی را به نفع نظام و کشورمان تغییر دهد.به گفته رحمانی فضلی ایجاد هماهنگی در سطوح مختلف اجرا و نظارت زیر نظر هیأت اجرایی مرکزی، تشکیل ۱۰۶۰ هیأت اجرایی انتخابات ریاست جمهوری در شهرستان ها و بخش ها، متشکل از ۱۳ عضو و ۱۴۸۶ هیأت اجرایی، همچنین انتخابات شوراهای شهر و روستا با ۱۱ عضو که ترکیبی از نمایندگان دستگاه قضا، اجرایی اعم از ثبت احوال، آموزش و پرورش، جهاد کشاورزی و معتمدین مردمی هستند با هیأت های نظارت شورای محترم نگهبان و هیأت های نظارت منتخب مجلس شورای اسلامی در ۳۱ استان، ۴۲۹ شهرستان، ۱۰۵۷ بخش و بکارگیری قریب به ۱۷۰ هزار عوامل انتظامی به منظور تأمین امنیت مستقیم انتخابات در شعب اخذ رأی و استقرار بیش از ۷۱ هزار بازرس با هدف حسن اجرای قانون تنها گوشه ای از اقدامات انجام شده است.وی با برگزاری سه انتخابات مجزا و مبتنی بر سه قانون متفاوت را از دیگر ویژگی های انتخابات این دوره عنوان و اظهار کرد: هر کدام از این انتخابات به لحاظ شیوه اجرا، نحوه نظارت و زمان بندی اقدامات از الزامات خاص خود برخوردار بود.وزیرکشور تاکید کرد: تامین امنیت انتخابات آن هم در شرایطی که کشورهای منطقه با جنگ های داخلی و بحران مواجه هستند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی از هیچ اقدامی برای بر هم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند موضوع دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی و امنیتی کشورمان مانع از تحقق اهداف پلید آن ها گشت.وی تاکید کرد: در راستای تحقق اصول اعلامی از مرداد ۹۵ سازمان و تشکیلات اجرایی منظمی متناسب با چهار مولفه اساسی ایمن بودن، سالم بودن، قانونمند بودن و مشارکت حداکثری مردم در قالب ستاد انتخابات کشور و کمیته های زیرمجموعه آن ایجاد شد. برای امن بودن انتخابات ستاد امنیت انتخابات با حضور نمایندگان کلیه دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی برای تضمین سلامت انتخابات هیات های بازرسی انتخابات، کمیته حراست و استعلامات، کمیته پشتیبانی و مالی، سازمان ثبت احوال و کمیته فناوری اطلاعات برای اطمینان از رعایت مر قانون در فرآیند برگزاری انتخابات، کمیته حقوقی، هیات های بازرسی و کمیته های فناوری اطلاعات و برای مشارکت حداکثری کمیته پایش در قالب ستاد انتخابات کشور سازماندهی و هماهنگ انجام وظیفه کرد.رحمانی فضلی مهم ترین اقدامات ستاد مرکزی انتخابات را تعیین روز انتخابات با هماهنگی شورای نگهبان عنوان کرد و افزود: تعیین تعداد شعب اخذ رأی به ۶۲ هزار و ۳۸۱ شعبه ثابت و سیار در سراسر کشور و در ۱۰۳ نمایندگی خارج از کشور، فراهم نمودن امکانات و تدوین فرآیند الکترونیکی شدن انتخابات و تهیه الزامات و توزیع آن ها، تشکیل کمیته ها و کمیسیون های اجرایی انتخابات از این موارد است.وی تاکید کرد: برای کلیه افراد دخیل در برگزاری انتخابات اقدامات آموزشی صورت گرفت؛ برخی از اقدامات ستاد امنیت کشور اشراف کامل و تهیه برآورد امنیت کشور در کلیه مراحل شامل تهدیدها، فرصت ها و راهبردها، تعیین وضعیت امنیتی استان ها بر مبنای شاخص های معین و تهیه اطلس امنیتی انتخابات، تشکیل کمیته های سه گانه زیرمجموعه ستاد انتخابات به عنوان کمیته اطلاعات و رصد، کمیته عملیات و انتظامات انتخابات، کمیته امنیت انتخابات در فضای مجازی و از مهم ترین ویژگی های این دوره برگزاری ۱۷۸۸ همایش و گردهمایی مهم سیاسی و تبلیغی در دوره تبلیغات ریاست جمهوری بود که در کمال آرامش و نشاط برگزار شد. کلیه عوامل برگزاری انتخابات نهایت تلاش خود را برای صیانت در آراء ماخوذه کردند.وزیر کشور در ادامه درباره بازرسی تشکیل هیات های بازرسی انتخابات گفت: هیات های بازرسی انتخابات در سطح ملی، استانی و شهرستانی در سطوح سه گانه در ۹ مرحله با شرکت ۶۲ هزار و ۳۸۱ بازرس، ۴۲۱۰ سربازرس و ۵۵۰ بازرس ویژه در سراسر کشور امر بازرسی را برعهده داشتند. ثبت احوال با تشکیل ستاد ویژه برای انتخابات و استقرار کارکنان ثبت احوال در فرمانداری ها هماهنگی با مرکز آمار ایران جهت تعیین دقیق تعداد واجدین شرایط، پاسخگویی به موقع به استعلامات و ایجاد پایگاه های از اطلاعات هویتی تمام ایرانیان برای نصب در رایانه های موجود و مرکز داده های وزارت کشور از اقدامات این دوره از انتخابات بود.رحمانی فضلی همچنین درباره مهم ترین اقدامات کمیته فناوری اطلاعات گفت که انجام اقدامات لازم برای آماده سازی فرآیندهای انتخابات، سامانه جامع انتخابات و اتخاذ تمهیدات لازم برای برگزاری انتخابات مکانیزه در ۱۴۰ شهر و انجام اقدامات مناسب در حوزه زیرساخت و امنیت اطلاعات انتخاباتی و راه اندازی بستر یکپارچه تبلیغات انتخابات کشور از موارد مورد توجه در این دوره از انتخابات بود.وی تکمیل مراحل برگزاری تمام الکترونیک انتخابات شوراهای اسلامی در برخی از شهرها را یکی از اقدامات برجسته انتخابات در این دوره عنوان و اظهار کرد: همانگونه که نمایندگان اطلاع دارند تا قبل از برگزاری انتخابات از مجموع ۲۵ فرآیند موجود صرفا تعداد ۲۳ مرحله به صورت الکترونیکی انجام ...

ادامه مطلب  

آرزوی دشمن قهر مردم با نظام است/این حجم تخریب راپیش بینی نمی کردم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام رئیسی،چندی پیش در ایام تعطیلات عید سعید فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح شد که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد.*اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد خدمت بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاءهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه انتخابات چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم ۴۱ میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال ۸۹. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از ۸۸ دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از ۶۰ درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ ۸۸ را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود ۱۵ میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار اینگونه رای دادند؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی۹۵۵ هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش ۳ برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا ۵ برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذشته چنین تحریم پیچیده و چندلایه ای علیه ملت ایران طراحی و تصویب شد؟ اینها شماتت نیست، بلکه تبیین واقعیت است.کار دشمن دشمنی است. برای دشمن فرقی بین دولت ها نیست. او می ...

ادامه مطلب  

گلایه های انتخاباتی رئیسی  

درخواست حذف این مطلب
س: آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجدداً نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خوب، این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد به نفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده بانشاط به نام انقلاب، نگاه «ما نمی توانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ بانشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمی شود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متأسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند، منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلأهایی دارد که باید پوشانده شود، همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مؤمن و فداکار ما برای انقلابشان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الّا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که "شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست"، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مؤمن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم، من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد؛ یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه می دهد بیندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان می داند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.س: با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما می دانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رأی می دهند، اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رأی مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از آمریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند، چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد، می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی، اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند، به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم؛ چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، به خاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند. حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند. این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند. شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89، این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلطشان امید مردم و به خصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود. در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذنشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که بر اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و باکرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که بر اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود، یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است. من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم به ویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است، اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید "سالی 955 هزار شغل ایجاد می کنیم"، وعده افزایش 3برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الآن شنیده می شود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، "می خواهیم وصل کنیم"، الآن پیامک داده اند که "نه، باید بررسی کنیم"! امیدوارم اینها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بود که دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود، همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.س: یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم. اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم، مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یک ماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساساً مرا نمی شناختند، به خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد، حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند، این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فراانتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست، مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خوب، تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند. جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب به خلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر به وضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین مأموریت های آینده است.س: یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعاً وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکشها هم باشید.بله، این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خوب، در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما به هم خورد.س: یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار مؤثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زودهنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند "اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟" (خنده) اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعاً اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خوب، اخیراً مردم خبرها را می بینند، در آمریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است. قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خوب، چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذشته چنین تحریم پیچیده و چندلایه ای علیه ملت ایران طراحی و تصویب شد؟ اینها شماتت نیست، بلکه تبیین واقعیت است. کار دشمن دشمنی است. برای دشمن فرقی بین دولت ها نیست. او می خواهد ریشه ملت مسلمان ایران و اسلام و اصل انقلاب را بزند. اتفاقاً آمریکا بیش از هر کس با ...

ادامه مطلب  

روایتی از آخرین روزهای نخستین رئیس جمهور گرجستان  

درخواست حذف این مطلب
روایتی از آخرین روزهای نخستین رئیس جمهور گرجستان سینما و تلویزیون > سینمای جهان - حسین محجوب با ایفای نقش نخستین رئیس جمهور کشور مستقل گرجستان به جمع معدود بازیگران ایرانی پیوسته است که تجربه بازی در خارج از مرزها را در کارنامه خود ثبت کرده اند. به گزارش همشهری، بازیگر محجوب سینما و تلویزیون ایران که جزو گروه گزیده کارهاست، در فرایندی شگرف به گروه تولید پروژه سینمایی «خیبولا» در گرجستان پیوست و ستاره اصلی فیلم لقب گرفت. جای او البته این روزها در شهر زیبای کارلووی واری در جمهوری چک خالی است؛ جایی که تصاویرش را می توان بر و دیوارش دید. خیبولا با هنرنمایی محجوب در بخش مسابقه رسمی جشنواره معتبر کارلووی واری حضور دارد و بدون بازیگر اصلی در کاخ اصلی روی پرده رفته است.گیورگی اواشویلی که پیش از این با «مزرعه ذرت» گوی طلایی بهترین فیلم را از کارلووی واری ربوده، امسال با پنجمین تجربه کارگردانی خود در پنجاه و دومین دوره این رویداد مهم حضور یافته است. فیلمساز نام آشنای گرجستانی درباره فرایندی که به بازی بازیگر ایرانی در خیبولا ختم شد، به اسکرین دیلی می گوید: «در گرجستان هر چه کردیم به گزینه مناسب نرسیدیم و رفتیم سراغ خارجی ها. کلی عکس به دستمان رسید که هیچ کدام به درد نقش نمی خورد. سرانجام دوستی خوب از ایران عکس محجوب را فرستاد. عاشق عمق نگاهش شدم و خیلی زود تأ ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

بسیج "خانه کارگر" برای رای آوری روحانی!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران نیوز علیرضا محجوب دبیر کل مادام العمر خانه کارگر این روزها کمتر در اذهان عمومی دیده می شود و دیگر کلام و سخن تندی از او نمی شنویم. محجوب که سال است برای دفاع از حقوق کارگران با حمایت مرحوم هاشمی رفسنجانی به عنوان دبیرکل خانه کارگر برگزیده شده در چهار سال گذشته با اتخاذ یک رویکرد کاملا سیاسی در برابر رکود گسترده اقتصادی در دولت حسن روحانی و تعطیلی کارخانه ها سکوت کرده و دیگر مانند گذشته صحبتی نمی کند.این در حالی است که در دولت گذشته که مسئولان قوه مجریه رویکرد سیاسی متقاومتی با محجوب داشتند دبیرکل خانه کارگر معمولا هفته ای یک ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

قاب قطع نامه 598 و زبان تفسیر ما  

درخواست حذف این مطلب
قطعنامه 598 سازمان ملل در 30 تیرماه 1366 به تصویب رسید و ایران در 27 تیرماه 1367 رسماً آن را پذیرفت. مدتی بعد، آتش بس بین ایران و عراق برقرار شد و سرانجام در 18 آذر 1371 عراق بعنوان کشور متجاوز شناخته شد.فاصله زمانی بین تصویب این قطع نامه و پذیرش آن از طرف جمهوری اسلامی ایران این پرسش را مطرح می کند که چه دلایل و عواملی در این تأخیر دخالت داشته اند.سؤال مهم این است که اگر در پذیرش قطع نامه 598 بیش از این تأخیر می شد، چه اتفاقی رخ می داد؟در 22 مرداد ماه 1367، محمدجواد لاریجانی، معاون وقت بین الملل وزارت امور خارجه، در گفت وگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی با اشاره به همین موضوع گفت: «ما باید دو مطلب را از هم جدا کنیم. نخست تصمیم ما در زمینه پایان هر چه سریع تر درگیری ها» از این سخن معلوم می شود که در آن هنگام ختم تشنج اولویت پیدا کرده بود و در مقطعی به این نکته رسیدیم که ختم تشنج حقیقتاً ضروری است.به نظر می آمد قطع نامه 598 می تواند یکی از معقول ترین وسیله های ختم تشنج باشد. به علاوه در آن زمان مسیر دیگری آماده نبود. اگر دنبال راهکار های دیگری می گشتیم، باید منتظر می ماندیم تا زمینه هایی آماده شود. اما راهکار قطع نامه آماده بود؛ طرح اجرایی آن حاضر بود؛ از نظر بین المللی مقبول به شمار می آمد و طبیعی بود که قطع نامه 598 وسیله ختم تشنج انتخاب شود.زمان پذیرش قطع نامه 598 در کالبد شکافی دلایل قبول آن می تواند راهگشا باشد. حجه الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، امام جمعه موقت تهران و جانشین وقت فرماندهی کل قوا، در خطبه های نماز جمعه تهران در 28 مردادماه 1367 با بجا ارزیابی کردن زمان پذیرش قطع نامه دلیل آن را غرور ملی دانسته و می گوید: «از دیدگاه دیگر، ما به مسائلی رسیدیم که آن موقع (چند ماه زودتر از پذیرش قطع نامه) نمی رسیدیم. رفع ادعای جنگ طلبی ما و صلح طلبی عراق، از جمله دستاوردهایی بود که پس از پذیرش قطع نامه 598 در زمان فعلی به دست آمد». صرف نظر از زمان پذیرش قطع نامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، دلایل مختلف پذیرش آن از جمله دلایل سیاسی بسیار با اهمیت هستند. البته، دلایل اقتصادی و نظامی و ملاحظات دیگر نیز در پذیرش قطع نامه مزبور نقش داشتند، اما به نظر می رسد دلایل سیاسی وجه غالب این روند محسوب می شوند. هرچند تاکنون مسئولان رسمی کشور دلایل سیاسی آن را به صورت رسمی و روشن اعلام نکرده اند، اما از محتوای اظهارات آنها می توان استنباط کرد که تحولات بین المللی و منطقه ای نیز از جمله دلایل پذیرش این قطع نامه بوده اند.در 21 مردادماه 1367، آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور وقت کشور، در خطبه های نماز جمعه تهران عنوان کردند: «اعلام قبول قطع نامه از طرف جمهوری اسلامی ایران دو فایده اساسی داشت: اول این که، آتش بس را به صلاح انقلاب و کشور دانستیم و دوم این که، با اعلام قبول قطع نامه، ماهیت رژیم عراق علی رغم ادعاهای صلح طلبی، آشکار شد و تحولات بعدی اصالت هر دو مصلحت را مشخص ساخت... رژیم عراق در مقابل این حرکت غیرمنتظره جمهوری اسلامی ایران درماند. اگر طالب پوشاندن چهره جنگ طلب خود بود، باید آتش بس را قبول می کرد. اگر می خواست زیربار نرود، چهره منافقانه این رژیم افشا می شد و این هر دو به نفع کشور ما بود». به دنبال پذیرش قطع نامه 598 از سوی جمهوری اسلامی ایران، نظامیان عراقی حملات خود را به مناطق تحت اختیار ایران متوقف نکردند. این امر گویای آن است که مسئولان جمهوری اسلامی در برآوردهای خود مبنی بر جنگ طلب بودن عراق در نزد افکار عمومی جهان موفق عمل کردند و در واقع، یکی از دلایل سیاسی پذیرش قطع نامه نیز ناظر بر همین موضوع است.در روزهای پایانی جنگ، پیروزی های نسبی محدود ارتش عراق در مناطق جنگی این موضوع را در ذهن برخی از تحلیلگران سیاسی و نظامی ایجاد کرده بود که جمهوری اسلامی قطع نامه مزبور را از سر استیصال و ضعف پذیرفته است، اما حجه الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی، جانشین وقت فرمانده کل قوا، یک روز پس از پذیرش قطع نامه 598 گفت: «در روزهای آینده، در حدی که دشمن نتواند سوء استفاده کند، مردم عزیز ایران در جریان امور قرار خواهند گرفت... این تصمیم تحقیقاً در جهت مصالح اسلام و امت برداشته شده و هیچ گونه شبهه ای از ضعف و ناتوانی در آن نیست». رفسنجانی شرایط جدیدی را که به پذیرش قطع نامه 598 و قبول آتش بس منجر شد این چنین بیان می کند: «مسائل فراوانی وجود دارد و مهم ترین آن این است که کفر جهانی و استکبار در این مقطع تصمیم گرفته اند که به طور جدی، از پیروزی سریع ما جلوگیری کنند و پافشاری ما در این مقطع ممکن است منجر به خسارات فوق العاده ای برای مردم ما و مردم عراق شود که در محاسبه مان آن چیزها را فعلاً مصلحت ندیدیم». به دنبال پذیرش قطع نامه 598، آیت الله خامنه ای نیز به آن دسته از مردم و رزمندگانی که قبول قطع نامه را به معنی عقب نشینی یا عدول از مواضع قبلی قلمداد کردند، چنین پاسخ دادند: «... آنچه امروز لازم است گفته شود این است که پذیرفتن این نقطع نامه به معنای برگشت از شعارهای انقلاب اسلامی نیست و انشاءالله نه چند سال بعد، بلکه به همین زودی ها دلایل واقعی پذیرش قطع نامه به اطلاع مردم خواهد رسید». درباره دیگر دلایل سیاسی پذیرش قطع نامه برخی از کارشناسان خارجی اظهاراتی مطرح کرده اند که به دلیل عدم شناخت کافی از واقعیت های سیاسی و تصمیم گیران جمهوری اسلامی چندان با واقعیت مطابقت ندارد.دیدگاه رابین رایت، کارشناس مسائل منطقه، در گفت و گو با رادیو آمریکا از جمله این اظهار نظرهاست. این گفت وگو یک روز پس از پذیرش قطع نامه، انجام شد. به اعتقاد وی نا امیدی ایران از راه حل نظامی و نیز وضعیت اقتصادی و تحولات اخیر جبهه های جنگ در این تصمیم گیری مؤثر بودند. نتیجه گیری از چنین اظهارنظری آن است که ایران با توجه به حمایت های گسترده بین المللی از عراق، راه حل نظامی برای پایان جنگ را منتفی دانسته و وضعیت اقتصادی کشور نیز در این تصمیم مؤثر بوده است. البته، به دلیل آن که هنوز پس از پانزده سال از پایان جنگ، چنین اظهاراتی به صورت رسمی تأیید یا تکذیب نشده اند، نمی توانند مبنای درستی داشته باشند.اما به رغم این اظهارنظر، آیت الله خامنه ای، رئیس جمهور و رئیس شورای عالی دفاع در زمان جنگ، چنین استدلال کرده اند: «اگر تا به حال آتش بس را قبول نکرده ایم، علت آن این بود که مهاجم هنوز تأدیب نشده بود. باید تمامی همفکران صدام در می یافتند که چنین تجاوزی چه پیامدی دارد و دنیا اکنون فهمیده است و ملت ایران بدون تردید یک قدرت نظامی و سیاسی است.» از طرف دیگر، علی اکبر ولایتی، وزیر امور خارجه، ضمن اشاره به توهم عراقی ها درباره قطع نامه 598 می نویسد: «پذیرش قطع نامه از سوی ایران این توهم را در عراقی ها پدید آورد که ایران ضعیف شده است؛ لذا دوباره رجز خوانی های ابتدای جنگ را آغاز کردند. پس دو هفته تلاش کردیم و در برابر باج خواهی های عراق پایداری کردیم تا توانستیم آتش بس را بگیریم. وقتی به تهران برگشتم بعضی از دولت مردان به من گفتند تو که آتش بس را به دست آوردی، موضوع عقب نشینی را هم یکباره حل می کردی. این نشان می داد که بعضی از همکاران ما در دولت راجع به ماهیت حکومت عراق هم چنان دچار خوش باوری بودند». در هر حال، هرچند هنوز بین عراق و ایران آتش بس و صلح کامل برقرار نشده است، اینک، همان طور که مسئولان کشور عنوان کرده اند، ثابت شده است که تأخیر بیش از اندازه در پذیرش قطع نامه، لطمه های جبران ناپذیری به کشور وارد می کرد. ارتش عراق همانطور که در هنگام جنگ و نیز در جنگ خلیج فارس مشخص شد، در آستانه دست یافتن به سلاح های اتمی تاکتیکی قرار داشت و در استفاده از سلاح های شیمیایی نیز هیچگونه تردیدی نداشت. تهدید عراق در بیانیه ای که در تاریخ 23 مرداد 1367 منتشر کرد به خوبی نمایانگر این نکته است که در صورت تأخیر در پذیرش قطعنامه، پیامدهای بسیار تلخی در انتظار مردم ایران بود . مردمی که کیلومترها از مناطق جنگی دور بودند و حقوق بین الملل عدم تعرض به آنان را به رسمیت شناخته بود.در هر صورت، قطعنامه 598 با تدبیر حضرت امام(ره) پذیرفته شد. با این تصمیم هرچند مردم و رزمندگان شگفت زده شدند اما امام خمینی(ره )، بنیانگذار جمهوری اسلامی، به آنها سفارش کردند: «این روزها ممکن است بسیاری از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بایدها و نبایدها کنند که هرچند این مسئله به خودی خود یک ارزش بسیار زیباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نیست». در نهایت هم پس از برقراری آتش بس رسمی بین ایران و عراق در مرداد 1367 پس از گذشت بیش از چهارسال از 27 تیر 1367 در تاریخ 18 آذر 1371 سازمان ملل متحد رژیم عراق را بعنوان تجاوزگر به خاک جمهوری اسلامی به جهانیان معرفی کرد، اقدامی که بسیار می توانست سالها پیش از این و در همان آغاز جنگ تحمیلی صورت بگیرد که متاسفانه بنا به دلایلی که چندان هم نامعلوم نیست این اقدام در نهایت بسیار دیر انجام شد.در آن برهه از زمان مردم، مسئولان و رسانههای گروهی از پرداختن به جزئیات دلایل سیاسی پذیرش قطع نامه 598 خودداری کردند، اما به نظر می رسد در حال حاضر، در صورتی که مصلحت کشور اجازه دهد، مسئولان خواهند توانست به طور شفاف، شرایط آن روز کشور، فشارهای بین المللی برای در انزوا قرار دادن جمهوری اسلامی و نیز در تنگنا قرار دادن ایران از نظر اقتصادی، سیاسی و نظامی را برای مردم و افکار عمومی تبیین کنند تا از هر گونه قضاوت شتاب زده و نارسا اجتناب شود.مجموعه ای که در مقابل شما قرار دارد، حاصل تحلیل قطعنامه 598 از زوایای مختلف است که شاید بخشی از دلایل پذیرش را بیان نماید.در تحلیل پذیرش قطعنامه از سوی امام خمینی ضروری است قبل از طرح قبول و پذیرش موضوعی دردناک به نام «جام زهر» به بسترها و زمینه های پیشین آن اشاره گردد.اینک پس از گذشت دو دهه از پذیرش قطعنامه 598 باید تبیین شود که براستی چه عواملی به وجود آمد که امام خمینی راهی غیر از پذیرش در مقابل خود ندید و به حکمیت رقیب تن داد؟ برای پاسخ صحیح این سؤال بایستی به دور از حب و بغض ها و مصلحت نگری ها در رفتارهای مدیران سیاسی و فرماندهان نظامی در عرصه دفاع مقدس دقت نمود تا حقیقت مطلب بر ملا گردد.مسلماً این تحلیل در صدد بیان حلقه های مفقودة تحلیل از چرایی قبول قطعنامه توسط امام خمینی می باشد. براین اساس برای تبیین موضوع باید به یک بعد از ابعاد امام تنها اشاره ننمود بلکه منظومه فکری امام می تواند به حل این معما کمک نماید.با نگاهی به تاریخ جنگ تحمیلی هشت ساله در می یابیم که اولین دستاورد فرهنگی دفاع مقدس، «توسعه اندیشه ولایت فقیه در جهان» و تأثیر آن در هدایت جنگ و مدیریت درگیری با کفر است، اصل اندیشه ولایت فقیه را می‏توان از مدخل مباحث فقهی مورد گفتگو قرارداد و بدنبال ارزیابی ادله نقلی برای اثبات ولایت فقیه بود آنهم در چارچوبه‏ای که در پیشفرضهای مسایل فقهی، فرض بل تعریف شده است. هرچند از این زاویه می‏توانیم بحث مطلوبی را مورد بررسی قرار دهیم ولی فعلاً این موضوع، مورد نظر ما نیست.همچنین می‏توان اندیشه ولایت فقیه را از مدخل «مبانی کلامی و سیاسی» بررسی نمود. این نیز یک بحث بسیار گسترده و طولانی را طلب می‏کند که در اینجا ضرورتاً به زاویه‏ای از آن اشاره می‏کنم:اصولاً اصل مدیریت و مهندسی اجتماعی در هیچ شأنی از شئون حیات اجتماعی تعطیل‏پذیر نیست؛ یعنی نه اینگونه است که حیات جامعه نسبت به شأنی از شئون آن قابل تعطیل شدن باشد و نه بگونه‏ای است که بتوان این امر را بدون یک مدیریت و مهندسی اجتماعی سامان داد. لذا هم جامعه رو به تکامل دارد و دائماً روابط آن در حال پیچیده‏تر شدن است و هم این تکامل بر اساس یک هماهنگی واقع میشود که می‏تواند ارکان مختلف جامعه را در مسیر این تکامل با هم هماهنگ نماید.حال با توجه به همین دو نکته کافی است که ما ضرورت مدیریت اجتماعی را در تمامی شئون حیات اجتماعی بپذیریم؛ یعنی «ولایت» و سرپرستی که شئون مختلف را بر یک محور تنظیم و بین آنها تناسب ایجاد میکند باید بگونه‏ای عمل کند تا پرورش اجتماعی در هیچ مرتبه‏ای تعطیل نشود و یا همچون اشکال کاریکاتوری، صورت ناهماهنگی بخود نگیرد. این هماهنگی تکامل اجتماعی برپایه یک «مدیریت تاریخی و اجتماعی» واقع میشود. بنابراین این نوع مدیریت، ضرورت بقاء جوامع انسانی است.نکته دوم این است که این مدیریت یا بر پایه عبودیت و بندگی خدای متعال است و هماهنگی شئون اجتماعی را برای توسعه تقرب بندگی و پرستش حضرت حق سامان میدهد یا اینکه مدیریتی است که بر مبنای عبودیت و پرستش نیست و این هماهنگ‏سازی را بر پایه توسعه پرستش دنیا سازماندهی میکند. با این وصف فرض سومی وجود ندارد چون مبنای این اداره و مهندسی اجتماعی یا عبودیت است و یا این عنصر حیاتبخش در آن ملحوظ نیست. اگر این اداره بر مبنای عبودیت الهی شکل نگرفت حتماً انگیزه حاکم بر چنین توسعه‏ای، انگیزه میل به دنیا خواهد بود. پس مقدمه دوم این است که چون مدیریت اجتماعی نمی‏تواند بدون یک هدف یک انگیزه مطرح شود لاجرم یا بایست آن انگیزه را به توسعه تعبد و بندگی تعریف نمائیم یا آنکه انگیزه حاکم بر آن حتماً نیل بدنیا از همین‏جاست که می‏توان کلیه نظامهای حکومتی و مدیریتی را که حاکم بر تاریخ بشریتند به دو دسته تقسیم نمود: 1 - نظامهای «مدیریت الهی» که تحت مدیریت، اشراف و تعالیم انبیاء الهی و اوصیاء معصوم(س) آنها هستند و بدنبال ایجاد یک بستر اجتماعی برای توسعه کلمه توحید و عبودیت خدای متعال می‏باشند. 2 - نظامهای «مدیریت مادی» و ضد دینی که تجلّی مدیریت فراعنه تاریخند و قطب مخالف انبیاء الهی(ع) محسوب می‏شوند.تا بدین جا به دو مقدمه «ضرورت حکومت» و «ضرورت جهتگیری حکومت» اشاره نمودم که ضرورت حکومت برای ایجاد هماهنگی در توسعه تاریخی زندگی بشر است و ضرورت جهتگیری برای تعیین هدف این توسعه. بر پایه این دو ضرورت است که می‏توان حکومتها را به دو قسم تقسیم نمود. حال اگر پذیرفتیم جوامع انسانی دارای حکومتند و این حکومت هم یا مادی است و یا الهی و معلوم شد که هماهنگی همه شئون زندگی هم بر عهده حکومت و حاکمیت است، آنگاه می‏توان نتیجه‏گیری کرد که هر زاویه از زوایای زندگی اجتماعی که تحت مدیریت و ولایت دینی واقع میشود - یعنی مدیریتی که میخواهد این زاویه را بستر تقرب و بندگی خدای متعال و توسعه کلمه توحید قرار بدهد - حتماً مورد تاخت‏وتاز و هجوم قدرتهای مادی و توسعه دنیاپرستی قرار می‏گیرد تا بتواند وجود خود را بر چنین جوامعی تحمل کند. از این مدخل، حکومت و مدیریت دینی برای ایجاد هماهنگی اجتماعی در مسیر قرب الهی، ضرورت و قطعیت می‏یابد چون اصولاً هدایت تکامل اجتماعی برای تکامل کلمه توحید و پرستش خدای متعال در زندگی اجتماعی بشر، رسالت حکومت دینی است و تعطیل شدن آن بمعنای توسعه حکومت مادی و پذیرش سلطه حکومت غیر الهی بر روابط «سیاسی، فرهنگی و اقتصادی» جامعه است. از دیگر سو چون نمی‏توان مدیریت کفر را بر توسعه حیات انسانی پذیرفت، ضرورتاً نقطه مقابل آن، باید «حکومت دینی» پذیرفته شود.بر این اساس می‏توان مدعی شد اندیشه «ولایت فقیه» بر پایه دو اندیشه استوار است: 1 - ضرورت حکومت 2 - درگیری دو نوع حاکمیت در طول تاریخ که توسعه هریک موجب تضییق دیگری است. بر اساس این اندیشه، بنیان ولایت فقیه بر بنیان حکومت دینی است که این حکومت هم در عصر غیبت، قهراً در شکل حکومت عالم آگاه و متعهد نسبت به دین، تفسیر میشود. به دیگر بیان اگر ضرورت حکومت دینی در عصر غیبت پذیرفته شد آنگاه نظام قدرتی که برای حکومت دینی تعریف میشود، ساختاری خواهد بود که بر محور «عدالت» و «فقاهت» شکل می‏گیرد. در این حال این دو امر جزء ضوابط مناصب اجتماعی بشمار می‏رود چون بنابراین که این حکومت، دینی باشد.با بیان مطلب اخیر، سه اصل مورد دقت قرار گرفت: اصل اول پیرامون ضرورت حکومت اجتماعی و لزوم مهندسی و مدیریت توسعه بود چون این توسعه تعطیل‏پذیر نیست و اصولاً بدون هماهنگی واقع نمیشود.اصل دوم از ضرورت حکومت دینی از زاویه ضرورت جهتگیری در حکومت و مدیریت سخن می‏گفت به اینکه جهتگیری یا بسوی توسعه قرب است و یا در جهت توسعه پرستش دنیا؛ و البته هیچیک از این دو روند هم تعطیل‏پذیر نیست.وبالاخره اصل سوم به این مطلب اشعار داشت که چون اصل توسعه ضرورت دارد و اصل جهتگیری هم بر آن حاکم است لذا هرجا که پای مدیریت دینی در کار نباشد عملاً حضور مدیریت کفر غیرقابل اجتناب می‏باشد. پس مدیریت دینی برای مهندسی اجتماعی در جهت توسعه تقرب، یک ضرورت محسوب می‏شود. این مدیریت دینی در عصر غیبت رسول اکرم(ص) و اوصیاء معصومش(س) بر مدار فقاهت و عدالت شکل میگیرد؛ یعنی ساختار نظام قدرت، مقیّد به «آگاهی» و «تعهد» دینی است.حال بر اساس این تفسیر از ولایت فقیه، اولین امری که حکومت دینی بایست در سایه ولایت فقیه انجام دهد، «توسعه کلمه توحید» در عالم است چون اساساً ولایت فقیه بعنوان یک تئوری قدرت در سطح جهانی مطرح است نه یک تئوری قدرت در سطح منطقه‏ای یا ملّی؛ تا آنگاه سخن از مرزهای جغرافیای سیاسی بمیان آید! این چیزی نیست جز تئوری توسعه کلمه توحید در سراسر دنیا که عهده‏دار گسترش بندگی خدا در تمامی کره خاک و منزوی کردن دولت کفر در تمامی اشکال آن است. این تفسیر از ضرورت حکومت، در متن خود تفسیری از رسالت حکومت دینی را ارائه می‏دهد. تمامی این معانی براحتی از کلمات حضرت امام(ره) نیز مشهود است. اصولاً تئوری ولایت فقیه که توسط امام راحل(ره) ارائه گردید تئوری توسعه قدرت دینی در دنیاست که آنرا برای هدایت بشریت یک ضرورت میدانند بگونه‏ای که هرگاه این نوع مدیریت، توسعه پیدا نکند، نقطه مقابل آن که توسعه کفر است حتماً واقع میشود. کاملاً از کلمات معظم‏لّه می‏توان چنین تفسیری را از بنیان ولایت فقیه استفاده کرد.نقش «دفاع مقدس» در توسعه قدرت جهانی اسلامبنابراین درگیری دو قطب قدرت در عالم و رابطه متقابل بین توسعه هریک و انزوای دیگری، مبنای اندیشه ولایت فقیه امام(ره) است. برپایه این اندیشه بود که حضرت امام(ره) انقلاب اسلامی را در ایران به پیروزی رساندند و در قدم بعد و پس از تسخیر قدرت در ایران، هجوم به کفر جهانی را آغاز کردند و شرق و غرب را مورد تاخت و تاز قرار دادند؛ بویژه ایشان پس از تسخیر لانه جاسوسی، درگیری با کفر بین‏المللی را آشکار کردند. ایشان این اندیشه را در مقام عمل یک گام فراتر از درگیری استبداد منطقه‏ای به درگیری با کفر بین‏المللی کشاندند. این حرکت رفته‏رفته موجب شد تا انقلاب اسلامی به مرحله‏ای از توسعه سیاسی در دنیا نائل شود و از مرزهای جغرافیای ایران فراتر رود. طبیعی است که دشمن نیز آرام نگیرد و راهکار جنگ تمام عیار نظامی را از طریق یکی از کشورهای همسایه گزینش کند. از این منظر، جنگ هشت‏ساله، نبرد دو کشور بر سر خاک یا مرز جغرافیایی نیست بلکه به اعتقاد ما انقلاب اسلامی ایران توانست یک تئوری بر پایه ضرورت توسعه حکومت دینی به تمامی اقطاب عالم ارائه دهد و با تعقیب این تئوری در عمل، گام اول را در نفی استبداد شاهنشاهی در ایران و گام دوم را در هجوم همه‏جانبه به قدرتهای کفرآلود در سطح بین‏المللی - بخصوص هجوم به «سازمان ملل» که سازمان مرکز مدیریت قدرتهای استکباری در عالم پس از جنگ دوم جهانی است - بردارد. حضرت امام(ره) هجوم انقلاب را پس از تسخیر دولت و تأمین قدرت در ایران، به این کانونهای قدرت بین‏المللی سرایت دادند که همگی برپایه تئوری ولایت فقیه ایشان بود، البته امام راحل(ره) تمامی این مواضع را در قدم اول بیان نکردند بلکه گام‏به‏گام پیش رفتند و تدریجاً در جای خود تک‏تک آنها را مطرح نمودند.مبنای این نظریه صرفاً در احتیاج جامعه اسلامی به حاکمیت دولت دینی خلاصه نمی‏شد بلکه در آن، اندیشه تقابل دو قطب قدرت در عالم و ضرورت توسعه یکی برای محو دیگری دائماً گوشزد می‏گردید. این نگاه امام(ره) به ولایت فقیه بود و همین را هم در عمل دنبال میکردند و در عین حال بعنوان یک تکلیف الهی حق حاکمیت، مدیریت و مشروعیت تصمیم‏گیری فقیه جامع‏الشرایط عادل نسبت به توسعه اسلام در عصر غیبت را هم برای خود قائل و معتقد بودند. این مشروعیتی است که خدای متعال به چنین مدیریتی عطا فرموده است.طبیعی است اگر ما ضرورت قدرت و توسعه حکومت را بپذیریم و اگر بناست دین، اداره بشر را در امور اجتماعی برعهده بگیرد باید تنفیذ تصمیم‏گیریهای نظام مدیریتی که برپایه فقاهت و عدالت شکل می‏گیرد نیز از جانب خداوند متعال باشد. اما نکته مهم این است که مدیریت ولی‏فقیه بر پایه اهواء نیست؛ چون شرط اول اعمال ولایت از سوی فقیه، عدالت و شرط دوم آن، فقاهت است لذا این امر مقیّد به تعهد به دین برپایه «فقه حکومت» است. همین فقه است که می‏بایست جامعه را اداره کند. بالطبع تصمیماتی که برای توسعه قدرت بر پایه فقه حکومت گرفته می‏شود معتبر خواهد بود. البته اساسی‏ترین اصل فقه حکومت هم اصل توسعه قدرت اسلام در عالم است. یعنی اولین اصلی که در فقه حکومت مطرح است اصل توسعه ضرورت است. این توسعه بایست به ساختار قدرت تبدیل شود تا عملاً قالب حکومتی ایجاد شود. با این وصف اصل توسعه قدرت اسلام، عزت مسلمین، آبرومندی اسلام در نظر مردم، عزت روزافزون آن در دنیا همگی جلوه‏هائی از مهمترین اصل فقه حکومت است.حضرت امام(ره) صاحب این اندیشه هستند؛ اندیشه‏ای که ریشه در بنیان «کلامی» دارد، اصولاً از این منظر هم می‏توان یک نگاه اعتقادی به مسئله داشت و هم تحلیل جامعه‏شناسانه دقیق از تکامل اجتماعی و توسعه تحول قدرت. ایشان بر پایه همین اندیشه با کفر بین‏المللی درگیر شدند و در عین حال قدرت را در یک محدوده خلاصه نکردند، این واقعیت به جوهره تئوری مزبور بازگشت دارد که از ولایت فقیه تفسیر جدیدی در سایه حکومت دینی ارائه می‏دهد. به تعبیر بهتر تئوری حکومت دینی، هم بر پایه یک جامعه‏شناسی و هم یک فلسفه تاریخ خاص استوار شده است. لذا هم مبنای کلامی دارد هم مبنای فلسفه تاریخ و هم مبانی جامعه‏شناختی که همگی اینها ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » مسئولیت عملکرد روحانی با خودش است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران ویج به نقل از گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی فردی بود که دوم خرداد ۷۶ را رقم زد. در دولت اول اصلاحات وی عهده دار وزارت تعاون و در دولت دوم وزیر آموزش و پرورش بود. برخی منتقدان او می گویند نگاه منفعت طلبانه و اقتصادی او در وزارتخانه اقتصادی «معدن» باعث شد که او در دوره وزارتش بر آموزش و پرورش نظام آموزشی را بر پایه «پول» و «سرمایه» ببندد. پس از اتمام دوره ریاست جمهوری خاتمی وی به همراه چند تن از وزرای کابینه خود بنیاد باران را پایه گذاشت. مرتضی حاجی یکی از آن وزرا بود. حاجی یکی از اعضای هیات امنای صندوق ذخیره فرهنگیان نیز هست. در یک ظهر گرم تابستانی به خیابان «آزادی» می رویم. او هم اکنون مدیرعامل «کانون جهانگردی و اتومبیلرانی جمهوری اسلامی ایران» است. در نزدیکی او به دولت روحانی همین بس که او مسئول ستاد انتخاباتی سال ۹۶ حسن روحانی در «تهران» بود. میزش رنگارنگ است و روی آن کلاه کاسکتی قرار داده است. البته حاجی شخصیتی چند وجهی دارد. هم ورزشکار است هم اقتصاددان. هم وزیر آموزش و پرورش بوده و هم فردی سیاسی که چند دهه ای در عرصه انتخابات در جبهه اصلاحات فعال بوده است. برایمان دمنوش می آورد و چای. مقابل او ظرفی از «خرما» قرار گرفته.از دوران وزارتش بر آموزش و پرورش می گوید. از تلاشش برای تغییر نگاه به کودکان و خردسالان این کشور می گوید و موانعی که باعث می شود بچه ها در مدرسه مدیر نشوند و صرفا وقت بگذرانند. او از سفر سال های ابتدایی وزارتش در آموزش و پرورش به آرژانتین می گوید. از «جمهوری کودکان»؛ محلی که برای بچه های خردسال از همان ایام دولت تشکیل داده بودند و در آن جمهوری بچه ها برای خود رئیس جمهور و قوه مقننه و قضائیه تشکیل داده بودند. تحلیل او این بود که در آن سیستم بچه ها از همان کودکی «مدیر» می شوند و یاد می گیرند که در امور کشور باید چگونه برخورد کنند. مرتضی حاجی معتقد است که اصلاح طلبان با حمایت خود موجب شدند روحانی بر سر کار بیاید. البته او مسئولیت کارهای روحانی را قبول نمی کند و معتقد است: «اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست. بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است.» رئیس ستاد انتخاباتی روحانی در تهران با خنده می گوید روحانی در مراسم تحلیف یادش رفته بود که نامی از آیت ا…هاشمی و سیدمحمد خاتمی ببرد. او از اینکه باز هم رحمانی فضلی بر مسند وزیر کشوری نشسته ناراحت است و می گوید این یکی از بزرگ ترین انتقادات ما به کابینه است. وی همچنین نبود وزیر زن در کابینه را اشتباهی بزرگ می داند. عضو بنیاد باران، شانس جهانگیری را برای انتخابات ۱۴۰۰ بالا می داند و معتقد است ظریف به علت اینکه فردی اقتصادی نیست به درد نامزدی در انتخابات ۱۴۰۰ نمی خورد البته اگرچه محبوبیت بالایی نزد مردم دارد. وی احتمال اینکه اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات ۹۶ می شد، تا آخر می ماند را کم نمی داند. حاجی همچنین بر این باور است که مهرعلیزاده و افشانی برای شهرداری تهران بسیار مناسب تر از سایر گزینه ها بودند اگرچه همه حدس می زدند که نجفی شهردار تهران خواهد بود. در ادامه متن کامل گفت وگوی «فرهیختگان» را با مرتضی حاجی بخوانید.ابتدا بحث را با رقابت های انتخابات ۹۶ آغاز کنیم. با آن انتقادهایی که به تیم اقتصادی دولت و کهنسال بودن کابینه مطرح شد، روحانی توانست برای بار دوم اعتماد مردم را جلب کند. تحلیل شما از انتخابات ۹۶ چیست؟ چه عواملی باعث موفقیت روحانی شد؟انتخابات طبیعتا فرصتی است برای اینکه فعالان مختلف حوزه های سیاسی و اجتماعی بتوانند نقد جدی خود را نسبت به آنچه در گذشته انجام شده، داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی را برای آنچه در آینده باید اتفاق بیفتد، مطرح کنند. این فرصت هم در اختیار خود نامزدها و هم در اختیار هواداران آنها اعم از تشکل های سیاسی شناسنامه دار و بعضا بی شناسنامه و خلق الساعه قرار گرفت. من با افشاگری رابطه خوبی ندارمدر انتخابات ریاست جمهوری به دلیل اهمیت نقش رئیس جمهور در اداره کشور طبیعتا فضا داغ تر و بحث ها جدی تر می شود. مخصوصا فرصت مناظره وجود دارد و رقبا پشت پرده های یکدیگر را افشا می کنند. من البته با بخش افشاگری خیلی میانه خوبی ندارم.فکر کنم از سال ۸۴ و دولت احمدی نژاد این افشاگری ها شروع شد.بله. آن صحبت ها که اتهام آمیز و البته افشاگری درست و حسابی هم نبود و روی کارهای غیرواقعی هم صحبت شد. به هر صورت این فرصت ها وجود دارد و این مطالب بیان می شود. نقد برنامه ها و نقد عملکردها وجود دارد. در مقایسه بین نامزدهایی که مطرح بودند مردم نقشی ندارند. خیلی از افراد هستند که مردم به شدت به آنها ایمان دارند و علاقه مند هستند آنها را در بستر کار ببینند اما فرصت برای آنها فراهم نمی شود.بین کسانی که از فیلترها عبور می کنند و به صحنه می آیند، ۶ نفر انتخاب شدند که مردم باید انتخاب می کردند از چه کسانی باید حمایت کنند و در مراحل انتخابات چه چیزی را باید نقد کنند و به چه کسی باید رای دهند و چه آینده ای می تواند در انتظار آنها باشد. به عملکرد روحانی انتقاد وارد بوده و هستانتقادهایی به عملکرد دولت روحانی بود و هنوز هم هست اما اگر معدل کار را ملاک قضاوت قرار دهیم نمره قابل قبولی از نظر مردم بود. تیم اقتصادی به خصوص در بخش تولید ضعف های زیادی داشت یا در حوزه مالی و بانکداری ایرادات جدی به آن وارد بود، اما در عین حال محصول کار این بود که رشد اقتصادی بنا به آمارهای رسمی که اعلام می شد رشد خوبی است. رشد حدود هشت درصدی رشد قابل قبولی بود. مهار تورم و کاهش تورم خیلی جالب و تاثیرگذاری آن بر سرعت گران شدن کالاها چشمگیر بود.ایرادهایی هم در جاهایی بود که باید با تدبیر حل و فصل می شد و مردم امیدوار هستند که در دوره جدید دولت روحانی به همان ترتیب و با سرعت بیشتر شاهد رشد اقتصادی و رونق در تولید و خدمات مورد نیاز مردم باشند. از این جهت روحانی نمره قبولی دریافت کرد. برنامه ها هم نسبتا روشن بود، وعده هایی که دلخوشی بی دلیل ایجاد کند داده نشد. وعده یارانه در انتخابات می توانست برای خیلی ها دلچسب باشد و جاذبه ایجاد کند. مخصوصا برای طبقات کم درآمد اما اکثریت مردم نپذیرفتند و حتی جمع کثیری که مشکل معیشتی دارند و داشتند و در مناطق محروم و روستاها زندگی می کنند، این را باور کردند که پول تقسیم کردن حل این مشکل اساسی نیست و باید روش های بهتری برای حل مشکل و ایجاد درآمد مناسب برای مردم طراحی و اجرا کرد.کاندیداتوری تکی روحانی ریسک بزرگی بودفکر می کنم این رای پیام روشنی دارد و آن اعلام نمره قبولی برای روحانی است و انتظار تداوم این حرکت است. رقبا هم حرف جدی برای گفتن نداشتند. مسئولان مربوطه هم اعلام کردند که تخلف قانونی اتفاق نیفتاده است. ولی اینها پشت دوربین صداوسیما مطرح کردند در حالی که قبل از آن اعلام شد اگر خلافی صورت نگرفته است هم اخلاقی نبود و هم نشان می داد دست آنها خالی است و برای ایراد گرفتن به چیزی اشاره می کنند که قابل دفاع هم نیست.یکی از مباحثی که کنشگران مطرح می کنند بحث نامزد پوششی به نام جهانگیری بود. خود جهانگیری هم مطرح کرد که نامزد اصلاحات است. اما شاهد این بودیم که با فشار یا هر چیز دیگر وی به نفع روحانی کنار رفت. علت آن چه بود؟ آیا او نامزد پوششی بود؟آن روزها بحث این بود که همه تخم مرغ ها را عاقلانه نیست در یک سبد قرار دهیم. کشور ما کشوری است که افت پیش بینی نشده در آن زیاد رخ می دهد. این که تنها روحانی کاندیدا باشد ریسک بزرگی بود به دلیل اینکه نمی دانستیم چه اتفاقی قرار است رخ دهد بنابراین از جهانگیری خواهش شد که او هم نامزد انتخابات ریاست جمهوری باشد. وی هم به سختی پذیرفت. جهانگیری بعد از احراز صلاحیت تمایل به کناره گیری داشتکار زیادی شد تا این اتفاق رخ دهد. خوشبختانه اینها مکمل و متمم هم در فعالیت انتخاباتی بودند. روزهای آخر که احساس شد مشکلی وجود ندارد و بودن دو کاندیدا ممکن است باعث تقسیم رای شود، جهانگیری تشخیص داد برای اینکه آرا نشکند از صحنه رقابت ها کنار بکشد. خودش تصمیم به کناره گیری گرفت یا اینکه فردی دیگر به او فشار آورد؟بله. زمانی که مساله صلاحیت ها تمام شد و نامزدها قطعی شدند وی اظهار تمایل کرد که کنار برود اما جلسه مشورتی گذاشتند و همه به اتفاق اظهار داشتند کناره گیری در ابتدای کار صورت نگیرد و وی تا روز آخر بماند و آن روز تصمیم بگیرند و با مقایسه شرایط کاندیداها در آن زمان منطقی تر می توان تصمیم گرفت. جهانگیری پوششی نبود و برای حضور در عرصه جدی بوداگر جهانگیری ابتدای کار کنار می رفت معنای کاندیدای پوششی بیشتر خود را نشان می داد. او کاندیدای پوششی نبود و کاملا برای حضور در عرصه جدی بود. کسی مقابل عارف برای کنار کشیدن توپ و تفنگ قرار ندادهمچنان که در دوره قبل عارف کاندیدای جدی و رقیب واقعی روحانی بود اما در روزهای آخر با تدبیر مدبرانه کنار رفت تا از تقسیم آرا جلوگیری کند و روحانی تنها کاندیدای مطرح باقی مانده در عرصه شد و آرا به سمت او جمع شد. مشابه آن اتفاق این دوره هم رخ داد.عارف آن روز ناراحتی بسیاری از فشارهایی که برای کنار رفتن از عرصه انتخابات به او می آمد، داشت. آن نامه خاتمی وی را ناراحت کرده بود و اوایل اذعان داشت با فشار کنار رفته است.کسی توپ و تفنگ را در مقابل او قرار نداد. تحلیل شرایط و اینکه اگر هر دو باشند ممکن است هر دو بازنده باشند، این تصمیم را رقم زد. چرا جبهه اصلاحات پشت کاندیدای خود نرفت؟ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی هم گفتند روحانی ۳درصد رأی داشت و بعد از حمایت من بود که آرای او به بالای ۵۰ درصد رسید.نمی خواهم وارد این بحث شوم. در تحلیل شرایط و اینکه کسی که انتخاب خواهد شد چقدر شانس موفقیت نسبت به دیگری خواهد داشت و چقدر شانس و توانایی انجام وظایف قانونی را در آینده برعهده دارد و کدام بستر برای انجام وظایف او فراهم تر است، پارامترهای مختلفی وجود دارد که روی آنها ارزش گذاری شده و درنهایت تصمیم گیری می شود. در این دو دوره که جبهه اصلاحات کاندیدا داشت، آیا نامزدهای اصلاح طلب توانایی اداره وضع موجود را نداشتند؟من این را نگفتم. چه بسا شاید توانایی آنها بیشتر بود ولی در بخش های دیگری کمتر بود. جهانگیری به آنچه کرد اعتقاد داشتبرخی انتقادات از سوی احزاب اصلاحات وارد می شود و می گویند که چرا در حالی که نماینده این جبهه از فیلتر شورای نگهبان تایید شده باید به عنوان کاندیدای پوششی باشد. یا همانند عارف و جهانگیری قربانی شوند تا فرد دیگری که اصلاح طلب نیست به قدرت برسد؟جهانگیری قربانی نشد. جهانگیری همکاری برای تحقق چیزی کرد که خودش به آن اعتقاد داشت. نامزد شدن جهانگیری بهنگام بود ولی او فرصت رفتن به استان ها و دیدار با مردم و سخنرانی و تبلیغات نداشت. در حالی که انتخابات ریاست جمهوری عملا از چند ماه قبل از فعالیت رسمی آغاز می شود. اگر جهانگیری زودتر وارد انتخابات می شد امکان داشت که تا آخر بمانددیدارها، سفرها و نشست های تخصصی و بحث های رسانه ای مواردی است که آن کسی که نامزد است از قبل اینها را تدارک می بیند. جهانگیری خیلی دیر شروع کرد و از قبل هم آمادگی نداشت. امکان داشت اگر زودتر به این نتیجه می رسید که باید برای انتخابات بیاید تا آخرین مراحل در انتخابات حضور می داشت؟ممکن بود بماند. اگر او زودتر اقدام می کرد و کارهای تبلیغاتی و سفرهای استانی را جدی می گرفت و بعد مقایسه کفه آرا را انجام می دادیم شاید نتیجه چیز دیگری می شد. در آن وضعیت، بهترین کار اقدام جهانگیری بود. اشتباه بزرگ آیت ا… هاشمی در انتخابات ۸۴ این بود که گفت به استان ها سفر نمی کنمباتوجه به اینکه در مناظرات توجه مردم به جهانگیری جلب شد و آرای او بالا رفته بود و او هم در مناظرات خیلی موفق ظاهر شد، می توان گفت جهانگیری پدیده انتخابات بود. اگر وی آرای بالاتری داشت روحانی به نفع او کناره گیری می کرد؟نمی دانم. تجربه نکردم. در انتخابات حضور چهره به چهره کاندیدا با مردم امر واجبی است و از طریق تلویزیون در شناخت مردم اتفاق جدی رخ نمی دهد. باید به نزد مردم رفت و از مردم رأی درخواست کرد. اگر به یاد داشته باشید در انتخابات سال ۸۴ مرحوم آیت ا… هاشمی رفسنجانی گفتند مردم من را می شناسند و اگر سفر بروم مردم به زحمت می افتند و نیاز نیست به سفر بروم.البته همان زمان به دوستان نزدیک او عرض کردم که سفر رفتن بخشی برای شناخت است و بخش دیگر برای احترام به مردم است و اینکه از مردم درخواست حمایت کنیم. این غیر از این کار اتفاق نمی افتد. مردم او را می شناختند اما اینکه وی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری می خواهد حضور در بین مردم استان داشته باشد عملا نوعی تواضع در برابر مردم است. اگر این سفرها انجام نشود آن شناخت به تنهایی برای رای کفایت نمی کند. شناخت می تواند مکمل باشد اما تعیین کننده رای نیست. این انتقاد وارد است که جهانگیری بین مردم نبود.فرصت نداشت. حتی در طول این ۴ سال فرصت نبود و برای مردم شناختی از وی حاصل نشد؟منظورم حضور در عرصه به عنوان کاندیدای انتخاباتی است. حضور به عنوان مقام رسمی نیست که می خواهد واحدی را افتتاح کند. بحث آن جداست و کار اداری مقام مسئول است. حضور به عنوان کاندیدا در بین مردم و اعلام برنامه ها و درخواست رای از مردم باید انجام می شد. علت اصلی پیروزی روحانی در انتخابات حمایت «اصلاحات» از او بودنقش اصلاح طلبان را در پیروزی روحانی چقدر می دانید؟فکر می کنم عامل اصلی در اقبال مردم به روحانی چه در دوره اول و چه در دوره دوم اصلاح طلبان بودند. فعالیت های انتخاباتی او در سراسر کشور عملا در دست اصلاح طلبان بود. در نهایت حمایت بی بدیلی که خاتمی انجام داد و علاقه و احترامی که مردم برای به نظر خاتمی قائل شدند عامل تاثیرگذاری در این پیروزی بوده است. اگر حمایت اصلاح طلبان نبود، مطمئنم روحانی رئیس جمهور نمی شدپس نقش اول را اصلاح طلبان در پیروزی روحانی داشتند؟بله. اگر این حمایت نبود من مطمئنم این اتفاق نمی افتاد. اصلاح طلبان از روحانی «سهم خواهی حکومتی» نکردنداگر همین اصلاح طلبان در انتخابات ۹۲ پشت عارف بودند چطور؟ پس عارف هم می توانست پیروز شود ولی نامزد اصلی خود را کنار گذاشتند و روحانی را که حتی اذعان داشتند به اصولگرایان نزدیک تر است حمایت کردند؟اصلاح طلبان نخواستند سهم خواهی حکومتی کنند. گفتند امروز چیزی که به مصلحت کشور است باید در برابر وضعیت بدتر و غیرقابل قبول اتفاق نظر ایجاد کرد. اتفاق مبارکی که در انتخابات ۹۶ در حمایت از روحانی رخ داد و جمعی از کسانی که زیر تیتر اصولگرایی قرار می گرفتند اما از اصولگرایان تندرو جدا شدند و به عنوان نیروهای معتدل همراه با اصلاح طلبان شدند. جهانگیری را بیشتر از عارف می توانیم کاندیدای اصلاح طلبان معرفی کنیماین امر اتفاق خوبی است و در حد خود ارزش بالایی دارد که در انتخابات پیش آمد و در انتخابات دوره اول و هم در انتخابات دوره دوم تکمیل شد. لذا این هم به عنوان دستاورد باید مدنظر قرار گیرد. نه اینکه تنها فردی که از ماست انتخاب شود. برای ما انتخاب فردی که امتیازش از نظر اصلاح طلبی با خود کاندیدای اصلاح طلبان برابری نکند مهم نبود. اما دستاوردهای دیگری که این حمایت می توانست داشته باشد مهم بود و نباید نادیده گرفته شود.برای ۱۴۰۰ ممکن است شاهد این باشیم که اصلاح طلبان باز هم نامزدهای خود را کنار بگذارند و از نامزدی حمایت کنند که از اصولگرایان جدا شده است؟معلوم نیست و باید شرایط آن روز را دید. عارف شخصا کاندیدا شد ولی جهانگیری با اصراردر حالی که نامزد اصلاح طلبان وجود دارد و دو دوره از فیلتر شورای نگهبان رد می شود باز هم اصلاح طلبان کاندیدای خود را کنار می کشند.شاید این دوره بیشتر می توانستیم به جهانگیری بگوییم که وی کاندیدای اصلاح طلبان است. چون به خواست و اصرار اصلاح طلبان ثبت نام کردند. عارف شخصا تصمیم گرفت که کاندیدای انتخابات ۹۲ شودیعنی عارف کاندیدای جریان اصلاحات در انتخابات سال ۹۲ نبود؟عارف شخصا برای نامزدی تصمیم گرفت. البته اصلاح طلب هستند و بودند. این گونه نبود که اصلاح طلبان از قبل اجماع کنند که او بیاید. او کاندیدا شد و چون اصلاح طلب است قاعدتا باید مورد حمایت قرار می گرفت اما در مقایسه شرایط و کارشناسی ای که انجام شد این طور واقع شد.طبیعتا اگر اصلاح طلبان سراغ کسی بروند و از قبل خودشان آن را تعیین کنند که کاندیدا شوند باید پای آن بایستند اما اگر کسی خود تشخیص داد که کاندیدا شود و اصلاح طلبان دنبال او باید بروند، شدنی نیست. عارف انتخاب اصلاح طلبان برای انتخابات ۹۲ نبوددر انتخابات سال ۸۴ اصلاح طلبان متعددی ثبت نام کردند. اصلاح طلبان باید چه می کردند؟ اگر اصلاح طلبان از قبل باهم هماهنگی می کردند که کاندیدای ما الف خواهد بود قاعدتا متعهد می شدند تا انتها پشت او بایستند و حمایت کنند اما وقتی کسانی آمدند خودشان یا حزب شان کاندیدای متعدد را معرفی کردند، اصلاح طلبان مکلف نیستند از همه حمایت کنند. زمانی باید انتظار حمایت یکپارچه را داشت که از قبل این هماهنگی شده باشد و کاندیدای اصلاح طلبان مشخص شده باشد.همانند لیستی که برای شورا دادند. اصلاح طلبان لیستی را برای شورا دادند و پای آن ایستادند و نتیجه آن را گرفتند. خیلی ها اصلاح طلب بودند ولی در لیست نبودند و تصمیم شخصی گرفته بودند. در انتخابات ریاست جمهوری هم اگر کسی قبل از اقدام بنا به احساس تکلیف شخصی خودش بیاید لازم نیست همه پشت او بایستند اما اگر اجماع صورت گیرد که برای دوره بعدی انتخابات روی الف متمرکز می شویم در همه مراحل طبیعتا باید حمایت کنند.اما عارف می گفت به درخواست خاتمی ثبت نام کرده استاین حرفی که من می گویم قاعده است و باید این قاعده را قبول داشت و طبق این قاعده عمل کرد. این که عارف آیا غیررسمی یا با کدام دسته از اصلاح طلبان بالا رفت را نمی دانم. جبهه اصلاحات از مجموع ۴۰ الی ۳۰ حزب تشکیل می شود و تعداد زیادی شخصیت های مطرح هستند که حزبی هم نیستند و با کدام یک هماهنگی کرد که سخنگوی همه باشد؟ به این هم لزومی ندارد پرداخته شود ولی قاعده این است کسی که کاندیدای یک جناح است آن جناح باید او را کاندیدا کرده باشد نه اینکه خود ثبت نام کند و بعد بگوید از من حمایت کنید. شاید این توقع قابل برآورده شدن نباشد. غفوری فرد گفته بود به عارف قول داده است معاون اول شود. اما بعدها روحانی پست های دیگری معرفی کرد که او قبول نکرد.چنین چیزی نیست. هیچ شرطی در آن زمان نبود؛ البته تا آنجا که من خبر دارم. روحانی حتی برای ریاست مجلس از عارف حمایت نکرددر مجلس هم از وی حمایت نشد که رئیس مجلس شود. حتی روحانی هم از او حمایت نکرد و بعضا عارف مطرح کرد که برخی از وزرای اصلاح طلب روحانی به دنبال ریاست لاریجانی هستند.بله. همین طور است. علت خاصی داشت؟این را باید از خودشان پرسید. آیا خود اصلاح طلبان دنبال ریاست عارف بودند؟بله، باید از وزیری که به گونه دیگر عمل کرده پرسید چرا چنین کاری کرده است. دولت در انتخاب ریاست مجلس تک روی کردمی گویند روحانی هم علاقه داشته است لاریجانی رئیس مجلس باشد. شما هم معتقد هستید که لاریجانی مجلس را خوب اداره می کند و توقعات دولت را بهتر برآورده کرده است؟چنین چیزی نیست. به چه دلیلی لاریجانی بهتر اداره می کند؟ مگر عارف قبلا رئیس مجلس بوده که بتوان عملکردها را مقایسه کرد؟ چنین چیزی نیست. به نظرم قدری اینجا تک روی شده و دولتی ها کار خوبی نکرده اند. شاید روحانی می ترسید اتفاقی که برای هاشمی رخ داده برای او هم رخ دهد؛ اینکه مجلس علیه دولت شود و موضع دست اصلاح طلبان بیفتد.به چه دلیل باید اصلاح طلبان چنین کنند؟ اصلاح طلبان از روحانی حمایت کردند که رئیس جمهور شود؛ چرا مجلس باید مخالف او شود؟ لاریجانی در موفقیت روحانی هیچ نقشی نداشتبالاخره انتخابات ۹۶ در پیش بود و این ترس وجود داشت که اصلاح طلبان بحث عبور از روحانی را مطرح کنند.مگر لاریجانی و تیم وی چند درصد در موفقیت روحانی نقش داشتند؟ چنین نبود. شاید پشت صحنه چنین فکری کرده اند اما من از این موضوع خبر ندارم. این را باید از خودشان پرسید. مسئولیت عملکرد روحانــی با خــودش استقبل تر گفتید جبهه اصلاحات مهم ترین علت پیروزی روحانی بود. جبهه اصلاحات مسئولیت کارهای روحانی را قبول می کند؟اینکه شما کسی را مورد حمایت قرار دهید لزوما به معنای پذیرش مسئولیت کارهای او نیست؛ بلکه در هر موقعیتی مسئولیت کار برعهده خود فرد است. اینکه اصلاح طلبان پیگیر باشند که وعده های رئیس جمهور محقق شود تعهد و مسئولیتی است که اصلاح طلبان باید دنبال کنند.دست رئیس جمهور هم در صحنه عمل خیلی باز نیست و محدودیت هایی دارد. مسئولیت عملکرد روحانی برعهده خودش است. اصلاح طلبان هم بین کاندیداهایی که مطرح بودند روحانی را مناسب تر دیدند و از وی حمایت کردند. وارد بحث کابینه شویم. در تحلیف شاهد بودیم که روحانی در صحبت های خود از خاتمی و مرحوم هاشمی رفسنجانی یاد نکرد. محمد هاشمی، برادر هاشمی یا فاطمه هاشمی، فرزند ارشد هاشمی، گلایه کردند و گفتند در زمان انتخابات روحانی در تمام جلسات و دیدارها اسم او را می بردند و حتی «یا حسین میر حسین» می گفتند یا «خاتمی زنده باد» می گفتند اما الان به تمامی این سخنان پشت کرده و حرف های خود را فراموش کرده اند.مردم می گفتند؛ او که نمی گفت. او در صحبت های خود از آنها یاد می کرد اما الان فراموش کرده است. موافق هستید؟ علت این کار چه بوده است؟نمی دانم، علت را باید خودشان بگویند. ولی فکر نمی کنم لازم باشد در مراسم تنفیذ یا مراسم تحلیف از یکی از این شخصیت ها یاد کند. اینکه روحانی اسم برخی مقامات را در مراسم تحلیف نیاورده است به حساب «غفلت» بگذاریداما از بیت امام تشکر کرد.بیت امام فرق می کند. موقعیت حضرت امام با بقیه متفاوت است. سلیقه ها متفاوت است و برخی معتقدند باید آنجا ذکر می شد ولی خود او صلاح ندان ...

ادامه مطلب  

سخنرانی عجیب وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری / حتی یک تعرفه رای هم کم نیامد!  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی - رجانیوز: عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور که در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.به گزارش رجانیوز، وزیر کشور در گزارش خود که به مناسبت مراسم تنفیذ حکم رئیس جمهور توسط رهبر انقلاب تنظیم شده بود، مدعی شد حتی یک تعرفه برگ رای هم در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم کم نیامده و این انتخابات در کمال صحت برگزار شده است،این در حالی است که تاکنون چندین استاندار و فرماندار به دلیل تخلفات گسترده انتخاباتی توسط دستگاه قضائی احضار و پرونده آنها در دست اقدام و بررسی قرار گرفته است.در ادامه متن کامل گزارش وزیر کشور از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را می خوانید:بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ- سلام بر نبی مکرم اسلام و خاندان پاک و معصومش- با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس و مدافعان از حرم- با درود و سلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)- خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع و هوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی- و با سلام و عرض احترام خدمت حضارمحترم- میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‏ سلام) را خدمت ملت شریف ایران و حضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.- بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.- در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری در چارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظر ملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده و خواست مردم می باشد.- یکی از بزرگ ترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.- انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان به عنوان یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزار گردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.- در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام حضور پر شور حدوداً (42) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.- بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.- وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون:" قانونمداری و رعایت مُرقانون"،" برگزاری انتخاباتی سالم،آن هم درفضائی کاملاً امن"،"رعایت کامل بی طرفی"،"صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس"،"فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات"،"همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان"؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی،اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.- در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال 1395، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛"امن بودن"،"سالم بودن"، "قانون مند بودن" و"مشارکت حداکثری مردم"، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات،کمیته ی حراست واستعلامات،کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. - تامین امنیت کامل انتخابات،آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان ، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.- ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود.که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.- در این دوره، (3) انتخاباتِ"دوازدهمین دوره ریاست جمهوری"،"پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا"و" میاندوره ای مجلس شورای اسلامی"، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه ، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :- در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.- نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (9) دوره آموزشی عمومی وتخصصی،(10) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (31)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و150 هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.- برگزاری دوره ی (5) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(450) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد. - به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان ، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(3) انتخابات که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم ، به بیش از 200 میلیون برگه می رسید، بیش از (10) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (5) شاخص آن، برای اولین بار درطول 35 انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.- سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگه ...

ادامه مطلب  

وزیر کشور در مراسم تنفیذ : انتخابات دوازدهم یکی از مهمترین حماسه های سیاسی بود  

درخواست حذف این مطلب
رحمانی فضلی انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور دانست. ۵۵آنلاین : عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور که در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.متن کامل گزارش وزیر کشور از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شرح ذیل است:بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ- سلام بر نبی مکرم اسلام و خاندان پاک و معصومش- با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس و مدافعان از حرم- با درود و سلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)- خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع و هوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی- و با سلام و عرض احترام خدمت حضارمحترم- میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‏ سلام) را خدمت ملت شریف ایران و حضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.- بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.- در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری در چارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظر ملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده و خواست مردم می باشد.- یکی از بزرگ ترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.- انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان به عنوان یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزار گردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.- در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام حضور پر شور حدوداً (42) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.- بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.- وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون:" قانونمداری و رعایت مُرقانون"،" برگزاری انتخاباتی سالم،آن هم درفضائی کاملاً امن"،"رعایت کامل بی طرفی"،"صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس"،"فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات"،"همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان"؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی،اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.- در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال 1395، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛"امن بودن"،"سالم بودن"، "قانون مند بودن" و"مشارکت حداکثری مردم"، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات،کمیته ی حراست واستعلامات،کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. - تامین امنیت کامل انتخابات،آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان ، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.- ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود.که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.- در این دوره، (3) انتخاباتِ"دوازدهمین دوره ریاست جمهوری"،"پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا"و" میاندوره ای مجلس شورای اسلامی"، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه ، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :- در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.- نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (9) دوره آموزشی عمومی وتخصصی،(10) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (31)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و150 هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.- برگزاری دوره ی (5) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(450) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد. - به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان ، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(3) انتخابات که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم ، به بیش از 200 میلیون برگه می رسید، بیش از (10) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (5) شاخص آن، برای اولین بار درطول 35 انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.- سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگهبان وهیات نظارت مجلس شورای اسلامی،به استانها ومتعاقبِ آن،به حوزه های انتخابیه سراسرکشور ارسال شد.- با توجه به تمهیداتِ اتخاذ شده، ازجمله برآورد جمعیتِ واجدینِ ...

ادامه مطلب  

وزیر کشور: در این دوره از انتخابات با کمبود تعرفه مواجه نشدیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، عبدالرضا رحمانی فضلی در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گزارشی از روند انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شرح زیر ارائه کرد:«بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَسلام برنبی مکرم اسلام وخاندان پاک و معصومش؛با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذارفقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس ومدافعان ازحرم؛با درود وسلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)؛خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع وهوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی؛و با سلام وعرض احترام خدمت حضارمحترم؛میلاد با سعادت هشتمین اخترآسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه سلام) را خدمت ملت شریف ایران وحضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری درچارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظرملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده وخواست مردم می باشد.یکی از بزرگترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل(رحمت اله علیه) و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان بعنوان یکی ازمهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزارگردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام؛ حضور پر شور حدوداً (۴۲) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون: قانونمداری و رعایت مُرقانون، برگزاری انتخاباتی سالم، آنهم درفضائی کاملاً امن، رعایت کامل بی طرفی، صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس، فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی، اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال ۱۳۹۵، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛ امن بودن، سالم بودن، قانون مند بودنومشارکت حداکثری مردم، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات، کمیته ی حراست واستعلامات، کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. تامین امنیت کامل انتخابات، آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود. که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.در این دوره، (۳) انتخاباتِدوازدهمین دوره ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستاو میاندوره ای مجلس شورای اسلامی، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (۹) دوره آموزشی عمومی وتخصصی، (۱۰) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (۳۱)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و۱۵۰ هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.برگزاری دوره ی (۵) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(۴۵۰) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد.به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(۳) انتخابات، که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم، به بیش از ۲۰۰ میلیون برگه می رسید، بیش از (۱۰) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (۵) شاخص آن، برای اولین بار درطول ۳۵ انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگهبان وهیات نظارت مجلس شورای اسلامی، به استانها ومتعاقبِ آن، به حوزه های انتخابیه سراسرکشور ارسال شد.با توجه به تمهیداتِ اتخاذ شده، ازجمله برآورد جمعیتِ واجدینِ شرایط درکل کشور وهمچنین هر استان و نهایتاً چاپ وتخصیص مناسب تعرفه ه ...

ادامه مطلب  

انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم یکی از مهمترین حماسه های سیاسی بود - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه دولت خبرگزاری تسنیم، عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور در مراسم تنفیذ حکم حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور که در محضر رهبر معظم انقلاب اسلامی برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.متن کامل گزارش وزیر کشور از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شرح ذیل است:بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ- سلام بر نبی مکرم اسلام و خاندان پاک و معصومش- با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس و مدافعان از حرم- با درود و سلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)- خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع و هوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی- و با سلام و عرض احترام خدمت حضارمحترم- میلاد با سعادت هشتمین اختر آسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه‏ سلام) را خدمت ملت شریف ایران و حضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.- بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.- در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری در چارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظر ملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده و خواست مردم می باشد.- یکی از بزرگ ترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.- انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان به عنوان یکی از مهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزار گردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.- در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام حضور پر شور حدوداً (42) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.- بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.- وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون:" قانونمداری و رعایت مُرقانون"،" برگزاری انتخاباتی سالم،آن هم درفضائی کاملاً امن"،"رعایت کامل بی طرفی"،"صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس"،"فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات"،"همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان"؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی،اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.- در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال 1395، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛"امن بودن"،"سالم بودن"، "قانون مند بودن" و"مشارکت حداکثری مردم"، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات،کمیته ی حراست واستعلامات،کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. - تامین امنیت کامل انتخابات،آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان ، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.- ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود.که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.- در این دوره، (3) انتخاباتِ"دوازدهمین دوره ریاست جمهوری"،"پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا"و" میاندوره ای مجلس شورای اسلامی"، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه ، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :- در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.- نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (9) دوره آموزشی عمومی وتخصصی،(10) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (31)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و150 هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.- برگزاری دوره ی (5) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(450) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد. - به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان ، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(3) انتخابات که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم ، به بیش از 200 میلیون برگه می رسید، بیش از (10) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (5) شاخص آن، برای اولین بار درطول 35 انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.- سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگهبان وهیات نظارت مجلس شورای اسلامی،به استانها ومتعاقبِ آن،به حوزه های انتخابیه سراسرکشور ارسال شد.- با توجه به تمهیداتِ اتخاذ شده، ازجمله برآورد جمعیتِ واجدینِ شرایط درکل کشور وهمچنین هر استا ...

ادامه مطلب  

ناگفته های جهانگیری از کاندیداتوری خود  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» به گزارش روزنامه ایران، آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی کابینه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام.در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتم ...

ادامه مطلب  

ناگفته های جهانگیری از کاندیداتوری خود  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» «ایران» در ادامه نوشت: آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی کابینه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام. در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتمن ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات ۹۶  

درخواست حذف این مطلب
سخنگوی کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گفت: دولت، افتتاح همه پروژه های عمرانی را برای مدت تبلیغات برنامه ریزی کرده بود و خواستار پخش زنده هم بود، اما جلوی این کار را گرفتیم. انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید.از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد د ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات ۹۶/ نگران تضعیف جایگاه مجلس هستیم  

درخواست حذف این مطلب
سخنگوی کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری گفت: دولت، افتتاح همه پروژه های عمرانی را برای مدت تبلیغات برنامه ریزی کرده بود و خواستار پخش زنده هم بود، اما جلوی این کار را گرفتیم. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند. در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود. سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد. وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت. بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند! مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت. اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم. مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد. ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم. بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود. در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است. درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد! از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد. بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد. مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود. من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟ نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد. استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم. پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم. از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم. بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت. پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند! بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود. تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند. این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود. حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب د ...

ادامه مطلب  

از طریق دکتر الهام به احمدی نژاد پیغام دادیم که انصراف دهد/ نظر شورای نگهبان درباره آیت الله هاشمی قبل از حضور وزیر اطلاعات وقت گرفته شده بود  

درخواست حذف این مطلب
سخنگوی شورای نگهبان اعلام کرد که در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، قبل از اعلام اسامی نامزدها از طریق غلامحسین الهام پیغام دادیم که احمدی نژاد از حضور در انتخابات انصراف دهد. به گزارش ایلنا، مهمان این هفته برنامه «دستخط» یکی از حقوقدانان برجسته کشور بود که سال ها در راس سخنگویی یکی از نهادهای قانونی کشور حضور دارد. به خصوص در فصول انتخابات وی را در عرصه رسانه ها بیشتر می بینیم و گفته ها و ناگفته های زیادی از ایام انتخابات دارد.مهمان این قسمت برنامه دستخط عباسعلی کدخدائی، سخنگو و عضو حقوقدان شورای نگهبان قانون اساسی بود.متن گفت و گوی کدخدایی با دستخط به شرح ذیل است:س: تقریبا دو الی سه ماهی از فشار انتخابات می گذرد. انتخابات اردیبهشت را شروع کنیم؛ فضاهای انتخاباتی زیادی را تجربه کردید. انتخابات اردیبهشت که گذشت با چه انتخاباتی شبیه بود؟کدخدایی: انتخابات در جمهوری اسلامی ایران، یک کنش اجتماعی و سیاسی است که مردم با شور و اشتیاق خود پای صندوق های رای می آیند. شور و احساساتی که در ایران داریم به جرات می توان گفت در جای دیگر نداریم. به همین خاطر مشارکت را همواره در جمهوری اسلامی ایران بیشتر از کشورهای دیگر داریم.انتخابات این بار را هم اگر از زاویه حقوقی نگاه کنیم فرقی با بقیه انتخاباتی که قبلا داشتیم، در سال های ۸۴، ۸۸ و ۹۲ فرقی ندارد اما از زوایای اجتماعی و سیاسی قابل بررسی است. صاحبنظران در حوزه های مختلف ورود کردند و بحث هایی داشتند. شاید نتوان گفت انتخابات در هر مرحله ای شبیه کدام مرحله است. هر انتخاباتی یک ویژگی های خاصی دارد که مخصوص همان دوره است و تشابه سازی انتخابات یک مرحله با مرحله دیگر سخت است. از جهت حقوقی مشکل خاصی را نداشتیم، از جهت نگرش هایی که بود و نگرانی هایی که داشتیم چیزی شبیه انتخابات ۸۸ بود. به هر حال احساسات خیلی برانگیخته شد و هر طرفی صحبت هایی را داشت و طرفداران آن ها بحث هایی را داشتند.س: حالت دوقطبی پیدا کرده بود.کدخدایی: بله. حالت دوقطبی پیدا کرده بود. این وضعیت شبیه سال ۸۸ بود ولی نمی توان گفت به طور کامل چنین بود.س: برخی از سیاسیون که بیشتر در اصولگرایان هستند، از احراز و تایید صلاحیتها نقدهایی را به شورای نگهبان دارند. می گویند حساسیت فضای سیاسی باعث شد حتما دو طیف سه نفره را انتخاب کنند و حتی می شد طیف های گسترده تر را داشت تا از دوقطبی خارج شویم و هم تنوع و تکثر بیشتر شود. چنین چیزی را قبول دارید؟کدخدایی: خیر. یکی دو بار این را پاسخ دادم. شورای نگهبان اصولا نگاهش سیاسی نیست. یعنی هیچگاه نگاه نمی کند چه طیفی حضور دارد و چه طیفی حضور ندارد و یا سهمی را برای این طیف قرار دهد و سهمی را برای طیف دیگر در نظر بگیرد. ملاک شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها، قانون است و آن شرایطی که در قانون وجود دارد و مستنداتی در پرونده افراد وجود دارد و نهایتا رای گیری می شود.عرض کردم یکی الی دو نفر از افرادی که از محترمین بودند و ثبت نام کردند شاید تنها یک رای برای احراز صلاحیت نیاز داشتند، ولی نشد.س: اسم نمی برید؟کدخدایی: خیر. اگر آنها هم احراز صلاحیت شده بودند مردم می دیدند که چنین دسته بندی و سهم بندی برای جناح ها وجود ندارد.س: در این انتخابات فرد یا افرادی بودند که صلاحیت آنها احراز نشده باشد و رایزنی هایی شود و در نهایت احراز شود؟کدخدایی: اصل رایزنی ها بود. برخی افراد صحبت می کردند و خود را مکلف می دانستند که بر توانائی های افراد گواهی دهند، اما اعضای شورای نگهبان هم با قانون مواجه هستند؛ آن چه در قانون است و در پرونده ها هست و در نهایت باید رای گیری کنند. اینکه کسی در احراز صلاحیت ها تاثیرگذار بوده باشد، نبوده است.س: در این 6 نفر کسی نبود که احراز صلاحیت نشده باشد و بعد از رایزنی دوباره صلاحیت تائید شود؟کدخدایی: خیر.س: شورای نگهبان هم بعد از احراز صلاحیت ها افراد را تا دوره تبلیغات و بعد آن زیرنظر دارد. به نامزدی در این دوره بخاطر برخی حرفها تذکر داده شد؟کدخدایی: بله. تذکر دادیم. البته بعد از آن دستگاه های دیگر هم مسئولیت دارند و دستگاه های دیگر هم این کار را انجام می دهند. از طریق دستگاه های مختلف این کار انجام می شد. برخی افراد به هر حال، وابستگانشان دعوت شدند و تذکر نسبت به مطالبی که وجود داشت داده شد.در شورای نکهبان چنین امری متعارف است. اگر چنین احساسی شود که نکته خلافی رخ می دهد مرحله اول تذکر است. در این نوبت هم داشتیم که به افرادی تذکر داده شوند. س: حل شد؟کدخدایی: به مراحل بعدی نرسید. بارها این را عرض کردیم شورای نگهبان این اختیار را دارد تا زمان رای گیری بتواند اعلام نظر کند و بعدا در خصوص صحت انتخابات می تواند ورود پیدا کند. مثل انتخابات مجلس تا زمانی که اعتبارنامه تصویب نشده است رویه این است که شورای نگهبان می تواند ورود کند و ابطال کند و این اختیارات را دارد.س: در ریاست جمهوری هم این اختیارات را دارد؟کدخدایی: بله. حتی در ریاست جمهوری قانون خیلی تصریح کرده است که بعد از بررسی صلاحیت ها اگر به شورای نگهبان مدارکی درباره صلاحیت فرد برسد، می تواند تجدید نظر کرد. این را تصریح کرده است و در مجلس این صراحت را نداریم ولی در قانون انتخابات ریاست جمهوری این وجود دارد.س: تخلفات به گفته خود شما، تعدادش زیاد بود، اما نه به اندازه ای که به کل انتخابات خدشه وارد کند. می توانید بگویید تخلفات در چه حوزه ای بود؟کدخدایی: در حوزه تبلیغات ... معمولا حوزه پررنگ تخلفات انتخاباتی در تبلیغات است. افراد یا خلاف واقع مطلبی را بیان می کنند و یا ممکن است صحبت هایشان متضمن توهین و افترا باشد یا مطالب غیرواقعی را مطرح می کنند. بخشی از تخلفات به روز رای گیری مربوط می شود.آنجا عناوین متعددی را در قانون انتخابات داریم مانند تعرفه ندادن و خرید و فروش رای و مخدوش بودن تعرفه ها یا دخالت عوامل اجرایی و عوامل نظارت در امر انتخابات یا تبلیغات بر سر صندوق ها و در شعب ... اینها عناوین متعددی است که در قانون لحاظ شده است و در هر دوره ای اینها را داریم که شدت و ضعف دارد.هم سال ۸۸ و هم الان چنین وضعیتی را داشتیم.س: کدام پررنگ تر بود؟کدخدایی: در سال ۸۸ و 96 را نگوییم پررنگ بود، ولی در ۸۸ یک طرف قضیه نظر را قبول نداشت و آن فتنه ای که نباید شروع می شد، شروع شد. خوشبختانه در 96 چنین مسئله ای را نداشتیم و طرفین نظر مراجع قانونی را تمکین کردند و پذیرفتند اما خب تخلفات وجود دارد. بخشی از این تخلفات هم اگر تاثیرگذار بر انتخابات نباشد، دیگر در مسئولیت شورای نگهبان نیست. برای قوه قضائیه و محاکم دادگستری می رود و زمان هم ندارد. هر زمانی که رسیدگی شد می توانند اعمال نظر کنند.س: الان پیگیر هستید که به کجا رسیده است؟کدخدایی: ما طبق قانون نباید پیگیری کنیم. طبق قانون باید فقط گزارش دهیم. مثلا بگوییم این گزارش ها در حوزه خرید و فروش رای یا در حوزه تبلیغات غیرواقع یا در روز رأی گیری آمده است. اینها را گزارش کرده ایم و چیزی که برای ما ارسال شد برای قوه قضائیه ارسال کردیم.آن چیزی که مربوط به ما هست تخلف یا جرم انتخاباتی صورت گرفته که می تواند سرنوشت انتخابات را تغییر بدهد نبوده است. نهایتا هم شورای نگهبان صحت انتخابات را اعلام کرد به این معنا است که تخلف عمده که تاثیرگذار باشد را نداشتند.س: سقف زمانی مشخصی برای رسیدگی وجود دارد؟کدخدایی: خیر. مثلا در دوره هفتم مجلس گزارش هایی را برای قوه قضائیه فرستادیم که در مجلس نهم دعوتنامه آمد که بیایید نسبت به آن گزارشی که در مجلس هفتم دادید، رسیدگی کنیم. این متاسفانه در ادوار گذشته بود و زمان ندارد. این دوره با تدبیری که رئیس قوه قضائیه داشتند، ستادی را تشکیل دادند و این ستاد فعال برخورد کرد و جای شکر دارد.س: این نگرانی ایجاد می شود که اگر زمان دار شود، همان کسانی که تخلف کردند، دوباره سمت بگیرند و در جایگاه مورد نظر بنشینند.کدخدایی: بله این مشکلات وجود دارد. ان شاالله برخورد قوه قضائیه این گونه باشد که بتوان در مراحل آینده کسانی که متخلف بودند بازداشته شوند.س: دو دوره از انتخابات ریاست جمهوری است که سختی های خاص خود را دارد. به خصوص این دو دوره آمدن رئیس جمهورهای سابق به عرصه انتخابات بود. خودتان پیش بینی می کردید که بیایند؟کدخدایی: پیش بینی که می شد. زمزمه هایی که در رسانه ها و شایعاتی که وجود داشت، با شدت و ضعف، ولی این پیش بینی می شد.س: تلاش شد همانند آقای هاشمی که ایشان (احمدی نژاد) هم انصراف دهند؟کدخدایی: انصراف را بله؛ چون در جایی کسی را دیدم که صحبتی کرده بود و خلاف واقعیت بود، من هم درصدد پاسخ نیستم اما این دوره زمانی که به نتیجه رسیدیم قبل از این که اسامی را به وزارت کشور اعلام کنیم به برخی از آقایان قرار شد اطلاع دهیم از جمله ایشان که اگر می خواهند انصراف دهند. اصلا اصراری نیست.من به آقای دکتر الهام اطلاع دادم و گفتم چنین وضعیتی هست و ممکن است تا ساعات آینده نتایج را اعلام کنیم و نظر به ایشان مثبت نبود و می توانید اعلام کنید و ما می توانیم همانند بقیه در لیست انصرافی ها قرار دهیم. ایشان تردید داشتند و گفتند بعید است قبول کنند و دیگر پاسخی تا ساعتی که ما قرار بود اعلام کنیم، نیامد.س: در رابطه با آقای هاشمی، واسطه پیغام آقای لاریجانی بودند؟کدخدایی: بله، آقایان لاریجانی و روحانی.س: در تایید صلاحیت ها فشارخاصی به شورا وارد نشد؟کدخدایی: فشار اگر به مفهوم فضای رسانه ای و عمومی باشد مطرح می شود. ولی این که کسی اصرار کند یا توصیه خاصی داشته باشد نبود، چون می دانند شورای نگهبان فشارپذیر نیست. تحت تاثیر این فشارها قرار نمی گیرد.س: یکی از تصمیماتی که در زمان انتخابات اردیبهشت انجام شد زمان مناظرات تلویزیونی بود که ابتدا تصمیم گرفتند غیر زنده باشد. شورای نگهبان در این زمینه نظری داشت؟کدخدایی: نظر خاصی نبود چون خیلی مرتبط با ما نبود البته دوستان صداوسیما مشورت هایی داشتند. ما هم نظرات اولیه داشتیم ولی در نهایت نظر خودشان اعمال شد.س: نظر شما زنده بود؟کدخدایی: فرقی نمی کرد. آن چه برای ما مهم است این که مناظرات منجر به ایجاد کدورت بیشتر نشود و منجر به شقاق جدید نشود. فضای انتخابات را ملکوک نکند. آنچه برای ما مهم است همین بود. این که زنده یا غیرزنده باشد مهم نبود.س: مناظرات را دیدید؟کدخدایی: همه را ندیدم ولی برخی را دیدم. چون نماینده در صداوسیما داشتیم. خودم همه را ندیدم چون درگیر انتخابات بودیم.س: چطور بود؟ چقدر چارچوب های اخلاقی و سیاسی رعایت شد؟کدخدایی: این دوره کمتر بود نسبت به ۸۸ کمتر بود ولی می توان گفت در مایه های سال ۸۸ بود. فضا را ما هم به عنوان شهروند نپسندیدیم. این که حیثیت ها را بی جهت لکه دار کنیم یا حرف هایی را بزنیم که در دقایق حضور در مناظرات اثبات و نفی آن خیلی آسان نیست و یک ادعا است.به نظر من، اگر قرار است مناظره باشد باید روی برنامه ها و نگاه به آینده باشد و اثبات توانمندی در حوزه ای که ریاست جمهوری است باید باشد. اگر بتوان اینها را سازماندهی کرد برای آینده شاید بتوان در این جهت هم بهتر برنامه ریزی کنیم.س: تذکری در بین مناظرات به کسی داده نشد؟کدخدایی: خیر. در مناظرات تذکری داده نشد.س: چون همه در یک چارچوب اخلاقی بودند. در مرحله برگزاری انتخابات گله ای رئیس جمهور داشتند که در باره رای گیری ساعات آخر بود که اگر بیش از 12 شب ادامه پیدا می کرد ما حتی 3-2 میلیون رای مان اضافه می شد. این صحت داشت؟کدخدایی: همیشه یک مشکلی را داشتیم و داریم که با دوستان وزارت کشور است و این که ساعت رای گیری تا چه زمانی است. قانون گفته است روز جمعه است و یک روز باید باشد. تعریف یک روز در عرف و طبیعی چیست؟ در گذشته این طور بود اگر تابستان هست به خاطر این که هوا در برخی استان ها هوا گرم است و ممکن است مردم نباشند و شاید برخی مشغول کشاورزی هستند ساعاتی را تمدید می کردند.ساعت رای گیری ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر است. ساعات تمدید را یک تا دو ساعت در نظر می گیرند. چند دوره ای این را حالت جهشی گذاشته بودند و وزیر کشور دو الی سه ساعت تمدید می کرد و این به ساعت ۱۲ می رسید. ۱۲ هم روز جمعه تلقی نمی شد. هر بار هم این بحث را داشتیم که به هر حال از روز جمعه بگذرد روز جمعه نیست. باید تعیین تکلیف شود.گفتند قبل از ۱۲ افراد را داخل می کنیم و در را می بندیم. همه این ها یک وجه شبهه ناکی را در این جهت داشت. در این دوره به دوستان وزارت کشور اعلام کردیم تمدید ها به طوری باشد که ۱۲ تمام شود. تمدید را می توانستند یک ساعت یک ساعت بگذارند و ۱۰ در ها را ببندند و تا ۱۲ رای گیری شود. اعتراضاتی هم آن زمان و هم بعد از آن شد که خوشبختانه وزیر کشور همکاری کردند و پذیرفتند.یک بار برای همیشه بایداین مسئله به پایان برسد. امیدواریم هم در قانون تصریح شود و هم در آینده وزارت کشور به گونه ای پیش بینی کند که به این سقف زمانی برخورد نکنیم.س: در آن شب صندوق های سیار پیش بینی شد؟کدخدایی: صندوق های سیار برای جاهایی بود که امکان رای گیری نداشتند.س: برای آخر شب منظورم است؟کدخدایی: خیر. این هم که گفتید، هیچ رایی گرفته نشد به هر حال رای گرفته شد. آنهایی که در داخل شعبه بودند رای را دادند. این طور نبود که ارقامی که آقایان می فرمایند صحیح باشد.س: دو الی سه میلیون ... ؟کدخدایی: خیر، این قدری اغراق است. گله دیگری دارید دوستان وزارت کشور و اقای رئیس جمهور خوب بود آن را هم ذکر می کردند که به دلیل سیستم های جدید و سامانه ی که ایجاد کردند و اینکه انتخابات با شوراها همزمان شد و در شوراها هم مشکلاتی پیش آمد، خیلی جاها تا ساعت 9 یا ده صبح رای گیری انجام نشد. رئیس جمهور باید هر دو را ببینند.س: به این قصه برسیم که همیشه مسئولین انتخابات در زمینه خلا قوانین انتخابت تصریح داشتند. پارسال اواخر سال آقا سیاست های کلی را اعلام کردند و به گفته خیلی ها حجت تمام شد که این مسائل سروسامان گیرد. به این انتخابات نرسید. برای انتخابات مجلس این خلأها پر می شود؟کدخدایی: باید بگوییم امیدواریم. من خیلی پیگیر این مسئله بودم. قرار شد جلسه هماهنگی بین مجلس و دولت و شورای نگهبان باشد که امیدواریم در این هفته یا هفته بعد انجام شود و یک راهکاری را برای جمع بندی جلسات هر سه بخش داشته باشیم.س: اگر کمیته قوی تشکیل شود به نظر قانون محکمی خواهد شد.کدخدایی: بله. وزارت کشور یک لایحه جامعی را به صورت پیش نویس آماده کرده است. مجلس هم نظراتی دارد و ما هم نظرات کارشناسی را خواهیم داد و خیلی دخالتی نخواهیم کرد، مگر به اصل مصوبه باشد که برای شورای نگهبان بیاد و اعلام نظر کند.س: در سیاست های کلی چندین مورد مهم دارد ولی دو مورد که در ذهن همه مردم باقی ماند یکی درباره ثبت نام هایی است که بی رویه می آید و آبروی کشور در بیرون مرزها تحت تاثیر است. فشارهایی روی شورا می آید و وقت از شورا می گیرد. یکی هم در زمینه شفا بودن منابع مالی است.کدخدایی: هر دو هم در سیاست های کلی مقام معظم رهبری آمده است و این به عنوان یک برنامه کلان هم مجلس و هم دولت مورد استناد قرار گیرد تا این مشکل برای همیشه حل شود.س: یک چیزی هم که به خود شورا برمی گردد در مورد تعریف رجل سیاسی است که اگر تبیین شود خیلی از فشارها از روی شورا برداشته می شود.کدخدایی: بله. در جایی عرض کردم ولی امکان دارد تکرار این امر خالی از لطف نباشد که در سال 92 یک آئین نامه اجرایی برای این اصل را تدوین کردیم. خیلی بحث شد. یک سالی در شورای نگهبان بحث شد. نظراتی وجود داشت ولی بعد به دلیل این که خیلی الزامی را احساس نمی کردیم هم علنی نشد و هم در شورا مدنظر قرار نگرفت.اخیرا هم بعد از ابلاغ سیاست های کلی، دو جلسه در شورای نگهبان بحث شد. اما به انتخابات اخیر نرسید که بتوان برای انتخابات این دوره به طور نهایی بکار بگیریم ولی امیدواریم به زودی دوباره در دستور ما قرار گیرد تا ما هر چه زودتر اعلام نظر کنیم.س: ابعادی از آن پیش نویس را بیان نمی کنید؟کدخدایی: خیر. شرایطی که در اصل 115 وجود دارد خیلی جزئی تر و عینی تر در آئین نامه آوردند. رجل سیاسی یا مذهبی را ملاک های عینی تر لحاظ کردند. در حوزه تقوا و مدیریت و مدبر بودن هم به همین صورت است. من فکر می کنم اگر آن مبنای کار قرار گیرد بتواند شاخص های عینی تری را ارائه کند که مجلس بر اساس آن بتواند قانونگذاری شفافی داشته باشد.س: چند جا تاکید کردید که در بررسی صلاحیت ها، افرادی که الان نماینده یا رئیس جمهور هستند، صلاحیت هایشان دوباره بررسی می شود.کدخدایی: بله. قانون است.س: یعنی در این 4 سال مسئولیت اینها به نوعی حرکات و رفتارهایشان زیرنظر است.کدخدایی: بله. طبیعی است. فرضی وجود دارد که اگر کسی تائید صلاحیت شده، عقلا این مطلب استصحاب می شود ولی در دوره 4 ساله اتفاقاتی رخ داده که باید آنها بررسی شود. آن اتفاقات مورد بررسی قرار می گیرد.س: پرونده خانمی که در اصفهان رای آورد (خالقی) و بعد بر اساس مستنداتی رد صلاحیت شد الان به مجمع تشخیص رفته است؟کدخدایی: پرونده نرفته است چون بحث کاری است، اختلافی نیست. پرونده بسته شد ولی بعد از آن مجلس مصوبه ای گذراند که اختیارات شورای نگهبان را محدود به زمان مقرر در قانون در حوزه بررسی صلاحیت کنند. یعنی شورای نگهبان در 20 یا 50 روزی که فرصت دارد اعلام نظر کند و بعد از آن شورای نگهبان به این بحث ها ورود نکند.این را از قدیم اعضای شورای نگهبان دارای ایراد می دانستند. فرقی هم نمی کند و مربوط به دوره اخیر و خانم خالقی نیست. از قدیم معتقد بودند نظارت شورای نگهبان یک نظارت عام و جاری است و در همه مراحل و همه دوره ای که فرد هست جاری و ساری است. برای همین مغایر با آن اصل می دانند، این مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت رفته است. یکی دو نوبت دیگر هم داشتیم که مجمع نظر شورا را تائید کرده است.س: از آقای ابراهیمان چه خبر؟ هنوز شورای نگهبان می آیند؟کدخدایی: بله. هر چهارشنبه ایشان را می بینیم و از همکاران خوب ما هستند. در جلساتی که مربوط به شورای نگهبان هست حضور دارند.س: در دوره سخنگویی اختلاف نظراتی با آقای جنتی داشتند. درست است؟کدخدایی: اختلاف نظر به مفهوم وجود کدورت نبود ولی این اختلاف نظری است که من و شما هم داریم. هر عضو شورایی ممکن است با دیگری داشته باشد. تعبیر ما این است که این اختلافات طلبگی است و خیلی مهم نیست.س: در جایی گفته بودند اختیارات دبیر شورای نگهبان زیاد است و باید تجدید نظر شود. الان هم همین اعتقاد را دارند؟کدخدایی: نمی دانم الان هم به این صورت هست یا خیر. اختیارات دبیر براساس آئین نامه داخلی است و مسئولیتهای اجرایی است که از سوی اعضا کارهایی را انجام می دهند، اختیار دبیر غیر از اداره جلسات، در بخش های دیگر در حوزه انتخابات و اجرایی است و خیلی فکر نمی کنم زیاد باشد.س: آیت الله جنتی می گفتند برخی ها فکر می کنند شورای نگهبان آن 12 نفری هستند که می نشینند و من حرف آخر را می زنم و همه چشم می گویند. آن قدر بحث طلبگی داریم که برخی مواقع به داد و بیداد می رسد.کدخدایی: بله. گاهی اوقات ایشان نظری به من دارند و می گویند در این زمینه رای نمی دهید و می گویم خیر. می گویند مگر نظر مخالف دارید و می گویم بله و هم نظر با شما نیستم. این بحث طبیعی است. من نظری مخالف با آقای جنتی در حوزه علمی داشته باشم.س: الان هم رای گیری شد و ایشان دبیری شورای نگهبان را برعهده گرفتند. شما هم سخنگو هستید.کدخدایی: بله.س: آقای علیزاده قبلا هم پست قائم مقام داشتند؟کدخدایی: بله. پست قائم مقامی دبیر را داریم.س: قبلا هم بود؟ شاید به این پررنگی اعلام نمی شد.کدخدایی: خیر. از قدیم بود. یک دوره هایی هم مرحوم زواره ای بودند و یک دوره ای من بودم و یک دوره ای اقای علیزاده بودند. 5-4 سالی می شود که آقای علیزاده هستند.س: با دانشجویان خود صمیمی هستید؟کدخدایی: فکر میکنم وظیفه ما این باشد و منتی بر سر کسی نیست. دانشجو قشر جوان و آینده ساز ما در کشور هستند و باید احساس راحتی نسبت به مسائل علمی داشته باشند و گاهی هم مسئله شخصی دارند و بیان می کنند و اگر بتوانیم حل کنیم توفیقی برای ما است.س: آن کتری را هنوز دارید؟کدخدایی: (می خندد) کتری را خودشان جمع کردند. بخاری آن هست.س: آسان یا سخت نمره می دهید؟کدخدایی: شاید سهل ممتنع هستیم. در کلاس سختگیری می کنم. نسبت به حضور دانشجو سختگیر هستیم. تکالیف را درست انجام دهند و تحقیق هایی که دارند را به درستی انجام دهند. اگر این برای ما احراز شود گاهی اوقات نمره را می دهیم. دانشجویان الان طفل گریزپا هستند. گرفتاری های مختلف دارند و شرمنده می شویم بتوانیم نمره خوب بدهیم.س: بهترین دانشجویی که تاکنون داشتید، بود؟کدخدایی: اسم نیاوریم و اگر اسم بیاوریم دعوا می شود و همه دم دانشکده می گویند چرا نام ما را نگ ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات 96/ نگران تضعیف جایگاه مجلس هستیم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حامد حسین عسکری و فهیمه رضیان: انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق ب ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات ۹۶/ نگران تضعیف جایگاه مجلس هستیم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حامد حسین عسکری و فهیمه رضیان: انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق ب ...

ادامه مطلب  

دولت، افتتاح همه پروژه های عمرانی را برای مدت تبلیغات انتخابات برنامه ریزی کرده بود  

درخواست حذف این مطلب
انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید.از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق برابر دارند؛ بنابراین اگر اطلا ...

ادامه مطلب  

پورابراهیمی: لابی های سنگین در وزارت رفاه برای باقی ماندن ربیعی نشان دهنده تخلفات گسترده در این وزارتخانه است/ماجرای توزیع کارت هدیه در مراس  

درخواست حذف این مطلب
رجانیوز - گروه سیاسی: دعوا انگار حیثیتی شده؛ حامیان روحانی این روزها بدجوری به خاطر ربیعی بر سر هم می‎کوبند. این مجادله حتی قبل از معرفی کابینه جدید آغاز شد. آنجا که لیست امیدی‎های مجلس از رفوزه شدن 7 تن از اعضای کابینه سخن گفتند که یک نفر از آنها ربیعی بود. آنها معتقد بودند این 7 نفر عملکرد مناسبی در دولت قبل نداشته‎اند و نباید در دولت بعدی مجدداً معرفی شوند. رئیس‎جمهور البته 5 تن از این 7 نفر را جابه‎جا کرد اما دو تن از آنها ابقا شدند.به گزارش رجانیوز ماجرا با معرفی کابینه پیشنهادی از سوی رئیس‎جمهور و آغاز بررسی صلاحیت‎ها وارد فاز جدی‎تری شد. موضوع آنگاه حساسیت‎برانگیز شد که موافقان در مجلس، تریبون را از مخالفان گرفتند و با ثبت‎نام به عنوان مخالف، اجازه ندادند مخالفت جدی در مورد ربیعی صورت پذیرد. این ماجرا انتقادات بسیاری در خود مجلس و در رسانه‎ها در پی داشت.محمدرضا پورابراهیمی رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از جمله چهره‎هایی بود که در مجلس اعتراض خود را اعلام کرد و حتی گفت:«با وضعیت فعلی وزارت رفاه یک روز ماندن ربیعی هم به صلاح نیست.»پورابراهیمی: لابی های سنگین در وزارت رفاه برای باقی ماندن ربیعی نشان دهنده تخلفات گسترده در این وزارتخانه استماجرا اما در مجلس تمام نشد و بعد از آن نیز ادامه یافت. امروز نیز تنی از سوی پورابراهیمی در خصوص ربیعی منتشر شد. او در این متن با تأکید بر اینکه پای بررسی تخلفات ربیعی در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایستاده ایم، تصریح کرده بود:«بنده برای بیان دیدگاه های خود در مخالفت با آقای ربیعی در صحن علنی ثبت نام کردم. پس از انجام قرعه کشی، آقای پارسایی نماینده شیراز و رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات برای سخنرانی در مخالفت با وزیر پیشنهادی انتخاب شدند. بنده با آقای پارسایی صحبت کردم که بخشی از وقت خود را با بنده تقسیم کنند تا در مورد مشکلات وزارت رفاه صحبت کنم. به ایشان عرض کردم که بنده حدود چهار سال است که روی مشکلات وزارت رفاه کار کردم و نکات تخصصی را در این خصوص جمع آوری نمودم. آقای پارسایی اعلام کرد که من هم مطالب زیادی جمع کردم و توضیحاتی دارم. پاسخ صریحی به بنده نداد و گفت اجازه دهید که فکر کنم.»نماینده مردم کرمان افزود:«به رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مراجعه کردم، ایشان اعلام کرد که بنده بخشی از وقت خود را به شما اختصاص خواهم داد. نیم ساعتی از این صحبت ها گذشته بود که ایشان مجدد به بنده مراجعه کرد و گفت دو نفر دیگر هم درخواست کردند که از وقت من استفاده کنند. نمی‎دانم که وقتم را به شما بدهم یا به آنها؛ بنده درخواست کردم که این وقت را حتی ۵ دقیقه هم که شده است، به من بدهند. بنده گفتم من هر کسی را که به شما مراجعه کرده متقاعد می‎کنم که بخشی از وقت خود را به بنده بدهد.»رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی افزود:«اولین مخالف آقای ربیعی در رأی اعتماد دولت قبل که تخصصی صحبت کرد، بنده بودم و در طول چهار سال گذشته نیز تخلفات این وزارتخانه را بررسی کردم و بررسی های بنده موجب شد که بعد از یک سال ایشان کارت زرد دریافت کند.»وی تصریح کرد:«اما در کمال تعجب متوجه شدم که رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات از سخنرانی در مخالفت با وزیر پیشنهادی انصراف دادند و علاوه بر این آقای پارسایی نماینده شیراز نیز وقت خود را به آقای فرج الله ربیعی نماینده دیگر شیراز دادند و ایشان نیز به هیچ عنوان حاضر نبود که وقت خود را با بنده تقسیم کند.»پورابراهیمی تصریح کرد:«متوجه نشدم که چه اتفاقی افتاد که رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات از بیان مخالفتش انصراف داد. پس از انصراف ایشان، آقای خجسته نماینده همدان جایگزین ایشان شد. بلافاصله بنده نزد آقای خجسته رفتم نزدیک به نیم ساعت از ایشان خواهش کردم؛ با ایشان مفصل صحبت کردم، اعلام کردند که بنده در مخالفت با آقای ربیعی مطالب بسیار مهمی دارم. آقای خجسته گفت شما مطالب خود را به من بدهید و من بیان خواهم کرد. بنده تاکید کردم که این مطالب تخصصی است و باید خودم بیان کنم.»رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی اظهار داشت:«آقای خجسته اعلام کرد که بنده مطالب بسیار مهمی در مخالفت دارم. بنده حدود نیم ساعت از ایشان استدعا و خواهش کردم که پنج دقیقه از وقتش را به من اختصاص دهد. از ایشان خواستم تنها پنج دقیقه از وقت خود را به من اختصاص دهد. پس از اصرارهای پی در پی بنده، ایشان نامه‎ای را امضا کردند که پنج دقیقه از وقتشان را به من اختصاص دادند. بنده این کاغذ را به هیات رئیسه دادم و اسم خود را به عنوان نفر دوم مخالف ارائه دادم. پاورپوینت و اسلایدهایی را برای سخنانم ارائه کردم.»وی گفت:«قبل از اینکه ایشان به پشت تریبون برود، هیات رئیسه به من اعلام کرد که آقای خجسته یادداشت مجددی داده است که می خواهد از همه وقت خود استفاده کند.»پورابراهیمی ادامه داد:«هیچ فرد منصفی قبول نمی کند که مخالفانی که در مخالفت با آقای ربیعی صحبت کردند، درواقع مخالف ایشان بوده باشند؛ اظهارات مخالفان به حدی نامربوط بود که حتی صدای آقای لاریجانی را هم درآورد؛ این افراد آبروی مجلس را می برند.»نماینده مردم کرمان در مجلس شورای اسلامی افزود:«امروز باید از شهید مدرس یاد کنیم که با آن شجاعت، آن هم در زمان طاغوت مقابل آن انسان ها می ایستد، اما امروز در نظام جمهوری اسلامی ایران عده‎ای اجازه ندادند که بنده در مخالفت با یک وزیر صحبت کنم.»پورابراهیمی اظهار داشت:«بنده می خواستم درباره عملکرد ایشان در چهار سال گذشته صحبت کنم؛ مگر چه چیزی می خواستم بیان کنم که اینها اینقدر نگران بودند.»وی تأکید کرد:«در طول پنج روز گذشته افراد خاص و مهمی فشارهای بسیار سنگینی به بنده آوردند که در مخالفت با وزارت رفاه صحبت نکنیم. حتی برخی افراد از من خواستند که قول بدهم در مورد زندگی شخصی ایشان مطالبی را بیان نخواهم کرد.»رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی گفت:«بنده تأکید کردم که حرف های بنده تخصصی است. بنده ریز شرایط خانوادگی ایشان را هم دارم. در گزارشی که در صحن علنی منجر به کارت زرد ایشان شد، در مورد شرکت های فرزندان ایشان در امارات نیز صحبت کردم. در صحن علنی هم توضیح دادم، ولی در هر صورت قول دادم که در مورد زندگی شخصی ایشان چیزی را بیان نکنم. به ایشان اطمینان بدهید که نگران نباشد.»وی تصریح کرد:«من اعلام کردم که می خواهم تحلیلی از وضعیت اقتصادی وزارت رفاه اعلام کنم که نمایندگان بدانند که سرمایه های بازنشستگان، روستاییان و عشایر چطور در صندوق های بازنشستگی و صندوق های مربوطه به یغما می رود.»پورابراهیمی تأکید کرد:«البته اگر گزارش تحلیل های اقتصادی افاقه نکند، حتماً در مورد مسائل فردی آقایان هم ورود خواهیم کرد. ذره ای از مواضع انقلابی خود در مبارزه با فساد کوتاه نخواهم آمد.»وی با تأکید بر اینکه آقایان بدانند اگر مانع سخنرانی بنده در صحن علنی مجلس شوند، این پایان راه نیست، آغاز راه بزرگتری است، گفت:«اگر حتی یک درصد هم آقای ربیعی از صحن علنی رأی اعتماد دریافت ...

ادامه مطلب  

وضعیت نامطلوب تنها مرکز درمانی ابوزیدآباد/ وعده های دولت در حوزه سلامت محقق نشده است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز سیاست های کلی سلامت در تاریخ فروردین ماه توسط مقام معظم رهبری پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام به دستگاه های اجرایی ابلاغ شد. (برای دیدن این سیاست ها اینجا را کلیک کنید).پس از این ابلاغیه دولت یازدهم که حوزه ی سلامت را از ابتدا به عنوان یکی از مه ...

ادامه مطلب