گفت وگوی تفصیلی فارس با کدخدایی درباره «قانون انتخابات» و «ردصلاحیت ها» برخی در انتخابات اخیر جای اپوزیسیون نظام نشستند/ شورای نگهبان اجازه  

درخواست حذف این مطلب
گروه پارلمانی خبرگزاری فارس- محمدامین میرزایی: ناکارآمدی ساز و کارهای امر انتخابات در کشور بارها از سوی کارشناسان و متخصصان حوزه نظام های سیاسی و حقوقی تطبیقی گوشزد و ضرورت بازنگری در بخشی از قوانین مربوط به آن مورد تأکید قرار گرفته است.سیاست های کلی انتخابات ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب با تلاش در جهت شناسایی خلاء های عمده ساز و کارهای موجود در این عرصه، می کوشد افق کلی را که با رفع این خلأها باید در عرصه انتخابات به آن رسید، نشان دهد.در این راستا بهره مندی داوطلبان در تبلیغات انتخاباتی با تقسیم برابر متناسب با امکانات در هر انتخابات حسب مورد از صدا و سیما و فضای مجازی و دیگر رسانه ها و امکانات دولتی و عمومی کشور، تعیین حدود و نوع هزینه ها و منابع مجاز و غیرمجاز انتخاباتی و شفاف سازی منابع و هزینه های انتخاباتی داوطلبان و تشکل های سیاسی و اعلام به مراجع ذی صلاح و اعمال نظارت دقیق بر آن و تعیین شیوه و چگونگی برخورد با تخلفات مالی، از جمله محورهای سیاست های کلی انتخابات و ایضاً دغدغه های عمومی درباره قانون فعلی انتخابات است که در گفت وگوی تفصیلی فارس با عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان مورد بحث قرار گرفته است.وی معتقد است، تبلیغات انتخاباتی در کشور ما لجام گسیخته است و چون قانون در این حوزه شفاف نبوده است با تغییر فضا و امکانات تبلیغات و انتخابات نمی دانیم بر چه اساسی باید عمل کنیم؟کدخدایی شیوه تبلیغات کنونی در کشور را دور از ارزش های انقلاب می داند و با اشاره به شفافیت قوانین انتخابات در بسیاری کشورها از جمله درباره منابع مالی مبارزات انتخاباتی نامزدها، عدم حضور پررنگ احزاب در انتخابات را موجب بی پاسخ ماندن پرسش ها درباره عملکرد منتخبان پس از اتمام دوره مسئولیتشان برمی شمارد.وی در این گفت وگو از جزییات چند محور دیگر این سیاست ها همچون تعیین چارچوب ها و قواعد لازم برای فعالیت قانونمند و مسئولانه احزاب و تشکل های سیاسی و اشخاص حقیقی در عرصه انتخابات و ارتقاء شایسته گزینی در انتخاب داوطلبان و دارای ویژگی هایی متناسب با جایگاه مربوط نیز سخن گفت.سخنگوی شورای نگهبان در توضیح بخشی از جزییات اصلاحات قانون انتخابات عنوان می دارد که رجل سیاسی شخصیتی تعریف می شود که هم از مسائل سیاسی درک روشنی دارد و هم در توسعه ایده سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران نقش مؤثری ایفا کرده باشد و رجل مذهبی هم صرفاً به کسی اطلاق نمی شود که عبادات یومیه خود را انجام دهد، بلکه شخصی است که در ترویج مذهب رسمی کشور نقش مؤثر داشته است.تعیین چارچوب ها برای فعالیت مسئولانه احزاب در انتخابات و ارتقاء شایسته گزینی در انتخاب داوطلبان بنابر ابلاغ مقام معظم رهبری قرار است از طریق تعیین دقیق معیارها و شاخص ها و شرایط عمومی و اختصاصی داوطلبان در چارچوب قانون اساسی با تأکید بر کارآمدی علمی، جسمی و شایستگی متناسب با مسئولیت های مربوط و سلامت اخلاقی ـ اقتصادی، شناسایی اولیه توانایی و شایستگی داوطلبان در مرحله ثبت نام صورت گیرد.هرچند که اصلاح قانون انتخابات، طلیعه و شاکله اصلی گفت وگوی ما با کدخدایی شد، اما در ادامه درباره برخی مباحث دیگر این روزها از جمله 2 تابعیتی ها و بودجه شورای نگهبان نیز با وی گفت وگو کردیم.مشروح گفت وگو با سخنگوی شورای نگهبان به شرح ذیل است:فارس: اجازه بدهید به عنوان سوال اول از قانون انتخابات شروع کنیم که حواشی زیادی دارد و هر ساله از زمان ثبت نام داوطلبان تا پس از اعلام صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان حجم بزرگی از اخبار را در کشور به خود اختصاص می دهد؛ ارزیابی شما از قانون فعلی انتخابات چیست؟کدخدایی: خوشبختانه ما امروز به یک وفاق درباره قانون انتخابات رسیده ایم قانون انتخابات چه در حوزه مجلس، چه در حوزه شوراها و یا ریاست جمهوری در یک فضای «دهه شصتی» تنظیم شده است و اگر به آن تاریخ برگردیم، درمی یابیم که فضای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی کشور تفاوت های زیادی با امروز دارد، ضمن اینکه فعالیت های سیاسی در آن دهه هم با فعالیت های سیاسی در دهه 90 تفاوت عمده دارد.فارس: منظور تفاوتی ماهوی است؟ یا صرفاً در روش ها ؟کدخدایی: آن زمان فعالیت سیاسی به مفهومی که امروزه وجود دارد، نبود.*فضای رقابتی امروز در انتخابات در برابر فضای تکلیف محور دهه 60در سال های اخیر فضای انتخاباتی ما کاملاً رقابتی و سنگین است و گروه ها، افراد و جناح های مختلف رقابت جدی با هم دارند، اما در دهه 60 انتخابات بیشتر با یک رویکرد تکلیف محور برگزار می شد و افرادی که در این حوزه ورود می کردند براساس تکلیفی بود که از سوی بزرگان محول می شد و یا خود احساس وظیفه می کردند.پس رقابت های انتخاباتی در آن زمان اقتضائات امروز را نداشته است.فارس: اگر بخواهیم از مهمترین نیازهای قانون فعلی انتخابات به تغییر صحبت کنیم، از کجا می توان آغاز کرد؟کدخدایی: ما اگر بخواهیم موارد مهم قانون انتخابات را که نیاز به تغییرات داشته است، برشماریم یکی از آنها بحث تبلیغات است.* تبلیغات انتخاباتی در کشور لجام گسیخته استتبلیغاتی که امروز برای انتخابات گوناگون در کشور می شود، تبلیغات لجام گسیخته است و هیچ سقفی وجود ندارد تا مشخص باشد، برای یک انتخابات در یک حوزه محدود جهت ورود به مجلس چقدر باید هزینه شود؟یا به عنوان مثال، تبلیغات ما برای انتخابات ریاست جمهور هیچ نظمی ندارد.فارس: منظور از نظم، نحوه، زمان و یا شیوه برگزاری انتخابات است؟کدخدایی: منظور، همه آنها است؛ یکی از مشکلات این است چون قانون شفاف نبوده و فضا و امکانات تغییر کرده است، نمی دانیم که برچه اساسی باید عمل کنیم.فارس: این ابهام دقیقاً در کجاست؟کدخدایی: در برخی کشورها برای میزان هزینه تبلیغات انتخابات، ملاک و معیار وجود دارد؛ به علاوه برای چگونگی هزینه تبلیغات هم قانون وضع کرده اند و یا برای اینکه تبلیغات باید از سوی چه کسانی باید انجام گیرد، اما ما در کشور خود همواره این مشکل را داریم چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری به هر حال نمایندگان فعلی از امکان نماینده بودن استفاده می کنند و همواره به واسط فعالیت های خود در کشور نمایندگی در اخبار دیده می شوند، اما از رقیبی که هم اکنون نماینده نیست این امکان سلب شده است.فارس: خب این اِشکال درباره رقابت های انتخابات ریاست جمهوری در پایان چهار ساله اول مسئولیت یک رئیس جمهور وجود دارد.کدخدایی: بله، کسی که در دور اول رئیس جمهور است و برای دور دوم هم نامزد شده است، طبیعی است که از امکاناتی برخوردار است که رقبایش که رئیس جمهور نیستند، از آن امکانات برخوردار نیستند.فارس: درباره نحوه تبلیغات در قانون فعلی ایرداتی وجود دارد؟کدخدایی: بله . نوع تبلیغاتی هم که ما امروز داریم تبلیغاتی نیست که متناسب با فرهنگ جامعه مان باشد؛ ما به هر حال یک معیارها و ملاک هایی داریم، اما گاهی احساس می شود که تبلیغات از آن گرایش ارزشی خود خارج شده است.فارس: درباره فاصله تبلیغات انتخاباتی در کشورمان با ارزش ها بیشتر توضیح دهید...* رویکرد تبلیغات انتخاباتی دهه 60 تقویت انقلاب بود، اما امروز ...کدخدایی: وقتی به تبلیغات انتخاباتی در کشور نگاه می کنیم، درمی یابیم که در دهه 60 نامزدهای انتخابات با هر میزان از حجم تبلیغات، همواره رویکردشان تقویت ارزش های انقلاب اسلامی بود، ولی امروز کمتر این را می بینیم و این نکته را درباره شیوه های تبلیغات نیز شاهدیم.فارس: روشنتر می فرمایید؟* در انتخابات اخیر، برخی نامزدها در جایگاه اپوزیسیون نشستندکدخدایی: در همین انتخابات اخیر شنیدیم و بسیار هم ناراحت شدیم که کاندیداهایی که تبلیغات می کنند گویی در جایگاه یک اپوزیسیون قرار گرفته بودند و نظام را مقابل خود می گذاشتند و از جایگاه یک مخالف نظام تبلیغات می کردند.فارس: در این باره چه کاری در اصلاح قانون انتخابات شد؟کدخدایی: به خاطر همین که عرض می کنم اساساً تبلیغات در انتخابات ما یک امر لجام گسیخته ای است؛ خوشبختانه در این باره فکرهایی شده است و در سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری هم به بحث تبلیغات اشاره شده است.به هر حال این نکته ضروری است که داوطلبان بدانند میزان هزینه ای که می خواهند در یک حوزه کوچک انتخاباتی انجام بدهند چقدر است، 500 میلیون تومان؟ یک میلیارد تومان؟ آیا کسی مجاز است که به عنوان مثال 10 میلیارد تومان در رقابت انتخاباتی هزینه کند؟ یا منابع درآمدی یک کاندیدا برای هزینه های انتخاباتی اش کجاست؟ یا میزان واریزی ها به حساب او جهت تبلیغات چه میزان است؟فارس: امکان دارد بگویید که دقیقاً چه اصلاحاتی قرار است در این زمینه حاکم صورت بگیرد؟کدخدایی: معایب قانون فعلی را که عرض کنم به اصلاحات مورد نظر هم اشاره خواهم کرد ... یک بخش قانون انتخابات هم به حوزه شورای نگهبان بازمی گردد ما در انتخابات گوناگون بین 50 تا 70 روز فرصت داریم یعنی از زمانی که اولین اقدامات اجرایی انتخابات صورت می گیرد تا اعلام صحت نتایج انتخابات.* بررسی صلاحیت 12هزار نفر در 20 روز ممکن نیستمثلاً در انتخابات مجلس 12 هزار نفر ثبت نام می کنند؛ آیا رسیدگی به صلاحیت آنها در یک فرصت 20 روزه امکانپذیر است؟ ما هرچقدر هم که توسعه تشکیلات داشته باشیم به هر حال نهایتاً این 12 عضو شورای نگهبان هستند که باید درباره صحت و سقم بررسی ها نظر بدهند، اما در قانون فعلی هیچ راهی جهت جلوگیری از ثبت نام این حجم داوطلب پیش بینی نشده است.فارس: بعضی از این حضور این همه داوطلب جهت ثبت نام برای انتخابات به عنوان نکته ای مثبت برای کشور یاد می کنند.کدخدایی: این خوب است که افراد برای کاندیداتوری در انتخابات داوطلب می شوند و حضور حداکثری دارند، اما آیا معیار و شاخصی برای داوطلب شدن مشخص شده است؟بعد به شورای نگهبان هجمه می شود که چرا تعداد زیادی از داوطلبان را ردصلاحیت کرده است؟ در حالی که ما بسیاری از داوطلبان را نمی شناسیم و نمی توانیم صلاحیت آنها را احراز کنیم.فارس: اکنون برای کاندیدا شدن در انتخابات و تأیید صلاحیت داوطلبان کاندیداتوری در قانون معیار داریم اما برای خود داوطلب شدن معیاری نداریم؛ آیا منظور شما این است که در قانون جدید قرار است برای داوطلب شدن و ثبت نام هم معیار قرار داده شود؟کدخدایی: البته ما نباید حق مردم را برای داوطلب شدن در انتخابات نادیده بگیریم، ولی کدام مردم؟ مردمی که صلاحیت داوطلب شدن دارند.باید با این تفکیک صورت گیرد، نه اینکه قانون را به گونه ای اصلاح کنیم که هیچ کس نتواند برای کاندیداتوری ثبت نام کند.خیلی افرادی که می آیند ثبت نام می کنند شرایط اولیه را ندارند، اما چون قانون هیچ منعی نکرده است می آیند و ثبت نام می کنند، پس باید این ثبت نام منظم و چارچوب مند شود تا شورای نگهبان نیز براساس وظایفی که دارد بتواند به صلاحیت ها رسیدگی کند.کدخدایی: البته اجازه بدهید نکته ای عرض کنم و آن بحث احزاب و جایگاهشان در نظام انتخاباتی کشور است.* کاندیداها به اندازه احزاب هزینه تحمیل می کنند، اما پاسخ گو نیستندواقعیت این است که کسانی که در انتخابات ثبت نام می کنند به میزان احزاب و یک جامعه حزبی به کشور هزینه تحمیل می کنند، اما به همان اندازه پاسخگو نیستند و این هم باید در قانون جدید انتخابات روشن شود که چه کسی باید پاسخگوی هزینه های سیاسی باشد؟فارس: چه هزینه ای تحمیل می کند و چگونه باید پاسخ گوی این هزینه ها را مشخص کرد؟کدخدایی: کسی که در یک دوره در انتخابات کاندیدا و انتخاب شده و مسئولیت به دست می گیرد، طبیعتاً اقدامات بسیاری در دوران مسئولیت انجام می دهد و پس از آن هم کنار می رود؛ اما قطعاً این آمدن و رفتن هزینه هایی را برای جامعه داشته است؛ چه کسی باید در این باره پاسخگو باشد؟فارس: در قانون فعلی چه کسی در این باره پاسخ گوست؟کدخدایی: در قانون فعلی هیچکس پاسخگو نیست.نظام حزبی در جهت ایجاد نظم در فعالیت سیاسی و ایجاد نظم و قاعده مانع ورود داوطلبانی می شود که صلاحیت های اولیه را ندارند؛ به علاوه ما در نهایت می فهمیم با چه کسی روبه رو هستیم و اگر یک روزی نیاز شد می توانیم از حزب بابت عملکرد کاندیداهایی که معرفی کرده است، پاسخ بخواهیم.همچنان که اگر در نتیجه معرفی کاندیدا از سوی آن حزب، هزینه ای به نظام تحمیل شد می توان برخورد لازم را انجام داد.اینها مسائل و مشکلاتی است که در قانون انتخابات فعلی وجود دارد و خوشبختانه این مسئله از چند سال قبل مطرح شده است و در سیاست های کلی از سوی مقام معظم رهبری مورد توجه قرار گرفته است و خوشبختانه مجلس و دولت هر دو در این زمینه فعال هستند؛ هم دولت در کمیسیون ها لایحه مربوطه را آماده می کند و هم رئیس مجلس کمیسیونی را از مرکب از کارشناسانی از شورای نگهبان، وزارت کشور و کمیسیون های مختلف مجلس تشکیل داده اند که قانون فعلی را کارشناسی کنند و هر جا نیاز به اصلاح دارد پیشنهاد شود.فارس: شما مرتب در جریان گزارش کمیسیون ها قرار می گیرید؟کدخدایی: اخیراً من گزارششان را دیده ام؛ گزارش خوبی بود و مواردی را که مدنظر ما بود در پیش نویس اصلاح کرده اند.فارس: به نظر شما گزارش نهایی به انتخابات آینده می رسد؟کدخدایی: امیدواریم؛ البته این در صورتی است که مجلس همت کند و پس از بررسی لایحه بودجه، قانون انتخابات را به عنوان یک دستاورد پس از سال ها در دستور کار خود قرار دهد و ما از این لجام گسیختگی انتخابات و بلبشوی موجود رها شویم.فارس: آیا این طرحی که در مجلس در حال بررسی است با طرح دولت دو طرح مجزا هستند؟کدخدایی: دولت قبلاً لایحه ای را تهیه کرده بود که سیاست های کلی انتخابات در آنها لحاظ نشده بود و وقتی این سیاست ها ابلاغ شد، تصمیم به بازبینی در آن لایحه گرفته شد.فارس: برای شورای شورای نگهبان تفاوتی نمی کند که در این باره لایحه از دولت بیاید یا طرح از مجلس؟* ترجیح شورای نگهبان دریافت لایحه از دولت است، نه طرح از مجلس کدخدایی: البته اگر به صورت لایحه از سمت دولت بیاید، دیگر ما اِشکال بار مالی نخواهیم داشت و اگر مطالبی را هم که مجلس پیش بینی کرده است لحاظ کند ترجیح می دهیم که به صورت لایحه از دولت دریافت کنیم، اما اگر دولت نتواند در بازه زمانی معین شده لایحه را ارائه دهد و مجلس ناچار به ارائه طرح شود، ممکن است که با اِشکالات بار مالی روبه رو شود ...فارس: پس اصلاحات در همه بخش هایی که فرمودید صورت می گیرد؟کدخدایی: مواردی که عرض کردم به نوعی در همه بندها در حال اصلاح است از جمله در عرصه ثبت نام ها، تأییدصلاحیت ها، تبلیغات و سایر فعالیت های انتخاباتی.فارس: جزئیات پیش نویس قانون را می توانید مطرح کنید؟کدخدایی: هنوز که به جمع بندی نهایی نرسیده است، ولی برآیند کمیته های تخصصی خوب بوده است.فارس: شما به دو موضوع اشاره کردید یکی اینکه برخی کاندیداها اپوزیسیون گونه در هنگام انتخابات تبلیغات می کنند.آیا در قانون جدید پیش بینی خواهد شد که اگر کسی در قامت اپوزیسیون در انتخابات ظاهر شد صلاحیتش مجدد بررسی شود؟همچنین آیا درباره منابع مالی، آیا پیش بینی شده است که اگر در حین مبارزات انتخاباتی متوجه شدید که کاندیدایی که صلاحیتش تأیید شده است، از منابع نامشروع و غیرقانونی برای تبلیغات خود هزینه کرده است، صلاحیتش مجدد بررسی شود؟* تخلفات کاندیداها و منتخبان هر زمان می تواند موضوع بررسی شورای نگهبان قرار گیردکدخدایی: شورای نگهبان براساس نظارت استصوابی بر این باور است که می تواند هر زمان که تخلفی از سوی کاندیداها و منتخبان صورت گرفت، ورود کند و تخلفات را در صلاحیت آنها مدنظر قرار دهد.فارس: «هر زمان» یعنی دقیقاً تا کِی؟کدخدایی: رویه جاری شورای نگهبان این است که تا قبل از تصویب اعتبارنامه ها معمولاً اعلام نظر می کرده است، که البته موارد خیلی اندکی بوده است و معمولاً شورا تا روز انتخابات درباره صلاحیت های کاندیداها نظر می دهد.در این مقاطع ممکن است شورای نگهبان بخواهد دوباره صلاحیت کاندیدا را بررسی کند، اما وقتی مجلس و رئیس جمهور شروع به کار می کنند، دیگر تعیین صلاحیت برای دور بعد می ماند و اگر شورا بعداً کشف کند که مشکلی در صلاحیت منتخب و یا تخلفی وجود داشته است مدنظر قرار دادن آن موکول به دور بعدی انتخابات می شود.فارس: از همین جا می خواهیم وارد مبحثی شویم که دستمایه برخی انتقادات نسبت به شورای نگهبان می شود.به هر حال تصور کنید که مشخص شود بخش اعظمی از ثروت کاندیدایی که در انتخابات ریاست جمهوری پیروز شده و قرار است چهار سال تصدی اجرای کشور را در دست داشته باشد، نامشروع است.کدخدایی: شورای نگهبان دیگر در این مقطع ورود نمی کند.فارس: آیا شورا اصلا هیچ ورودی نمی کند و رسیدگی برعهده قوه قضاییه است؟کدخدایی: ممکن است نهادهای دیگری که در صلاحیت شان است به این موضوع ورود کنند اما رویه این نبوده که شورای نگهبان در این مقطع به بحث صلاحیت منتخبان ورود کند.فارس: با این آیا حال نظارت شورای نگهبان بر روند انتخابات و صلاحیت منتخبان مستمر است؟کدخدایی: بله، آقایان شورای نگهبان همچنان نظارت استصوابی را تا پایان دوره می دانند، ولی رویه نبوده است که پس از آغاز به کار منتخب به موضوع صلاحیت وی ورود مجدد کنند.فارس: آیا این شامل همه انتخابات ها می شود؟کدخدایی: بله. به عنوان مثال، ما در انتخابات خبرگان یک نمونه ای داشتیم که داوطلبی پس از تأیید صلاحیت در روز انتخابات سخنانی خلاف واقع بر زبان آورد و اعضای شورای نگهبان با مشاهده فیلم ضبط شده از اظهارات او صلاحیتش را تأیید نکردند.فارس: خب اگر موافقید وارد موضوع دیگری بشویم ... شما در نشست آخر خبری خود در باب بحث رجل سیاسی فرمودید که شورای نگهبان مصادیق رجل سیاسی را تعریف کرده است. می خواهیم جزییات بیشتری نسبت به آنچه در نشست فرمودید از شما بشنویم.کدخدایی: در جز 5 بند 10 سیاست های کلی انتخابات، رهبر معظم انقلاب تکلیف کردند که تعاریف و معیارهای رجل سیاسی و مذهبی و مدیر و مدبر بودن معین شود.یعنی فقط در این حوزه ها خواستار تعاریف شدند و در بحث تقوا و ایرانی الاصل بودن ورود نکردند.* رجل سیاسی یعنی ایفاگر نقش مؤثر در توسعه ایده سیاسی جمهوری اسلامیدر این چهار بخش اعضای شورای نگهبان اعلام کردند که رجل سیاسی شخصیتی است که هم از مسائل سیاسی درک روشنی دارد و هم در توسعه ایده سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران نقش مؤثری ایفا کرده باشد.یعنی این گونه نباشد که صرفاً فردی درکی از سیاست داشته باشد، بلکه باید فرد فعالی در حوزه سیاسی باشد و نظریه داشته و حضور مؤثری هم در این عرصه داشته باشد.همچنین در مورد رجل مذهبی، باید پرسید آیا صرف اینکه داوطلبی عبادات یومیه خود را انجام دهد کفایت می کند؟ ممکن است از زمره افرادی باشد که هر روز هم در مسجد نماز بخواند و بسیار مذهبی باشد، اما آیا رجل مذهبی به چنین شخصی اطلاق می شود؟* رجل مذهبی یعنی ایفاگر نقش در ترویج مذهب رسمی کشورپیش بینی شورای نگهبان این است که مفهوم رجل مذهبی فراتر از این تعاریف عُرفی است و منظور کسانی هستند که بتوانند در ترویج مذهب رسمی کشور نقش مؤثری ایفا کنند.* داوطلب کاندیداتوری ریاست جمهوری باید مشاوران خود را هم معرفی کنددر حوزه مدیر و مدبر هم بودن نکاتی آورده ایم از جمله اینکه همکاران داوطلب هم هنگام ثبت نام در انتخابات معرفی شوند تا ببینیم شخصی که برای ریاست جمهوری داوطلب شده می تواند چند نفر را جهت اداره کشور به دور خود جمع کند؟ و آیا اساساً مدیرانی هستند که این داوطلب را قبول داشته باشند و بپذیرند که با وی همکاری کنند؟ البته این مطلب به این شکل رأی نیاورد و به جای همکار، بحث مشاوران پذیرفته شد.فارس: داوطلبان چگونه باید تیم کاری و یا مشاوران خود را معرفی کنند؟کدخدایی: راهکارهایی برای این منظور پیش بینی کرده ایم.اولاً نسبت به بندهای قانون جدید، مجلس می تواند قانون گذاری و ارائه راهکار کند، یعنی این قوانین، شاخصی برای مجلس است تا جزئیات ...

ادامه مطلب  

بار جودو همچنان بر شانه های ملایی و محجوب  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایسنا، هر چند نحوه عملکرد محمد درخشان رییس فدراسیون جودو در اعزام جودوکاران به رویدادهای بین المللی و اردوهای مشترک خارجی به مراتب بهتر از دوران ریاست رستگار در این فدراسیون بود،اما درخشان امسال نیز همچون سال گذشته نتوانست به مهمترین وعده انتخاباتی خود که جذب و استخدام سرمربی خارجی طراز اول برای تیم ملی بود جامه عمل بپوشاند تا با وجود حجم زیادی از انتقاد رسانه ها و کارشناسان، تیم ملی کماکان تحت هدایت محمد منصوری باشد.جودوی ایران طی سالی که گذشت به تورنمنت های زیادی اعزام شد اما در نهایت بدلیل ناتوانی کادر فنی تیم ملی در شناسایی و رفع نقاط ضعف و برجسته کردن نقاط قوت جودوکاران جوان چه به لحاظ روحی و یا بدنی، کار به جایی رسید که جودو باز هم همانند سال های گذشته متکی به ۲ اسم باشد؛ سعید ملایی و جواد محجوب!محجوب پس از ناکامی در المپیک ۲۰۱۶ ریو و چند ماهی دوری از فضای جودو، به سرش زد راه امیر علی اکبری را در mma دنبال کند. خردادماه در گفتگوی مفصلی که با ایسنا داشت اعلام کرد دیگر جودو برای او تمام شده و می خواهد آرزوهایش را نه بر روی تاتامی که اینبار بر روی رینگ mma دنبال کند.اما محجوب خیلی زود پشیمان شد و بهتر دید به جودو بازگردد و اینبار در سنگین وزن بدنبال رسیدن به آرزوهایش باشد؛ بازگشتی که اتفاقا برای او و فدراسیون خوش یمن بود و در چند تورنمنت به مدال های خوشرنگ رسید تا نیمی از فشارها را از دوش فدراسیون، کادر فنی تیم ملی و حتی سعید ملایی بردارد!ملایی نیز انقدر به مسابقات و رویدادهای مختلف اعزام شد که در آخر صدای خودش هم درآمد و بخاطر اعزام به هر رویدادی انتقادات تندی را علیه کادر فنی مطرح کرد.نفرات دیگر تیم ملی همچون نوری زاده، بریمانلو و ...نیز علی رغم حضور در مسابقات متعدد هیچگاه نتوانستند در مسیر پیشرفت قرار گیرند و ره آوردی جز حذف از مسابقات مختلف برای جودوی ایران نداشتند؛ موضوعی که نشان از ضعف کادر فنی است چرا که ملایی و محجوب در سال های قبل نیز مدال آور بودند و اعزام های متعدد نفرات جوان به رویدادهای مختلف که با صرف هزینه ای زیاد صورت گرفت برای پرورش مدال آورانی غیر از ملایی و محجوب بود.طی یک سال اخیر و با صرف هزینه های بسیار زیاد ، در مجموع ۱۲۰جودوکار ایران در ۱۹ رقابت بین المللی حاضر شدند که حاصل آن ۳ مدال طلا، ۶ نقره و ۱۵ برنز و حذف ۹۵ جودوکار ایران بود.جودوی ایران سال بسیار مهمی را پیش رو دارد و اینبار مسئولان و اهالی جودو انتظار دارند ناکامی دوره گذشته بازی های آسیایی را جبران کنند و برای ورزش ایران مدال آور شوند.اما جدا از بحث نتیجه گیری، برخی رفتارهای فدراسیون جودو همچون انتقاد ناپذیری در قبال نقد کارشناسان، حمایت همه جانبه رییس فدراسیون از سرمربیگری منصوری در تیم ملی علی رغم انتقادات زیاد، پناهنده شدن رشنونژاد به هلند که می توانست یکی از آینده سازان جودوی ایران باشد در کنار برخی حواشی دیگر که در ادامه می خوانید از جمله انتقادات وارد بر فدراسیون جودو طی سالی که گذشت بود.در ادامه نتایج جودوکاران ایران در رقابت های بین المللی و مهمترین اتفاقات یک سال اخیر جودوی ایران را در ادامه مشاهده می کنید:۶ فروردین۹۶ : حذف ۱۵ جودوکار و فقط یک برنز در تورنمنت آلمان۱۶جودوکار نوجوان و جوان ایران در تورنمنت برلین آلمان به روی تاتامی رفتند که حاصل آن تک مدال برنز مجید بریمانلو در وزن ۶۰- کیلوگرم نوجوانان بود.مهدی عباس زاده در وزن ۶۰-،علی یوسفی در وزن ۶۶-،علی صبوحی و علیرضا جعفرزاده در وزن ۷۳-،مهرداد پولادی در وزن ۸۱-،سپهر علی نژاد در وزن ۹۰-،علی امینی در وزن ۹۰+ هفت نماینده نوجوانان ایران در این رقابت ها بودند که از رسیدن به مدال بازماندند.تیم جوانان ایران نیز با کیوان مهدی زاده در ۵۵-،آرمین پندار در ۶۶-،سینا قمی و رضا پارساپور در ۷۳-،جواد مرادی در ۸۱-،قاسم باغچقی در ۹۰-،علی پرهیزکار در ۱۰۰- و فرزین شاهباز در ۱۰۰+ در این رقابت ها حاضر شد که حاصل آن کنار رفتن تمامی نمایندگان ایران بود.۱۳ فروردین: ۹ جودوکار و فقط یک برنز در گرندپری گرجستان۹ جودوکار ایران در این تورنمنت به روی تاتامی رفتند که اینبار نیز تنها سعید ملایی موفق به کسب مدال برنز شد و ۸ نماینده دیگر ایران از دور رقابت ها کنار رفتند.محمد عباس نژاد در وزن ۶۰-،قاسم نوری زاده در وزن ۶۶-،محمد بریمانلو در وزن ۷۳-،سبحان رسولی در وزن ۸۱-،حامد رشیدی و وحید نوری در وزن ۹۰-،رضا رضایی در وزن ۱۰۰- و جعفر پهلوانی در وزن ۱۰۰+ کیلوگرم ۸ جودوکار ایران بودند که از دور رقابت ها کنار رفتند.در این میان نوری زاده،بریمانلو و نوری هر کدام فقط یک برد داشتند و ۵ جودوکار دیگر ایران نیز بدون رسیدن به پیروزی از دور رقابت ها حذف شدند.۳۱ فروردین: اعزام تیم ۱۰ نفره جودو جوانان ایران به تورنمنت آذربایجان به بهانه نگرفتن ویزا لغو شد!۲۴ اردیبهشت: سعید ملایی و علیرضا خجسته ۲ نماینده جودوی ایران در بازی های کشورهای اسلامی به ترتیب موفق به کسب مدال طلا و برنز شدند.۶ خرداد: دو نقره و حذف ۷ جودوکار در رقابت های قهرمانی آسیارقابت های جودوی قهرمانی آسیا در هنگ کنگ با دو مدال نقره محمد رشنونژاد و سعید ملایی و حذف ۷ نماینده دیگر ایران شامل محمدبریمانلو،قاسم نوری زاده،علیرضا خجسته،وحید نوری و حمیدرضا ملک زاده در آقایان و طاهره آذرپیوند و دنیا آقایی در تیم بانوان همراه بود.۱۱ تیر: یک برنز و حذف ۴ جودوکار ایران در گرندپری چیندر رقابت های گرندپری چین محمد بریمانلو در وزن ۷۳- کیلوگرم به مدال برنز رسید.محمد رشنونژاد در ۶۰-،مهدی فتحی پور در ۷۳-،سعید ملایی در ۸۱- و وحید نوری در وزن ۹۰- کیلوگرم نیز با شکست مقابل رقبا از حذف شدند.۲۳ تیر: ۲ مدال برنز و حذف ۸ جودوکار ایران در نوجوانان آسیاحاصل کار تیم ۹ نفره نوجوانان پسر ایران و تنها نماینده دختر ایران در رقابت های قهرمانی آسیا در بیشکک قزاقستان، ۲ مدال برنز توسط علی یوسفی و علی امینی بود.۲۵ تیر: دو نقره و ۲ برنز آقایان و ۲ برنز بانوان و حذف ۷ جودوکار ایران در جوانان آسیاعلیرضا خجسته در ۶۶- کیلوگرم و جواد مرادی در وزن ۸۱- کیلوگرم به مدال نقره جوانان آسیا رسیدند.قاسم باغچقی در ۹۰-،علی پرهیزکار در ۱۰۰- برای آقایان و مریم بربط در ۷۰- و زهرا باقری در وزن ۷۸- کیلوگرم نیز برای تیم بانوان ایران در رقابت های جوانان آسیا در بیشکک قزاقستان به مدال برنز رسیدند.سهیل جمال آبادی در ۵۵-،محمدرضا صدیقی در ۶۰-،جعفر فیروزآبادی در ۶۶-،امین کامیابی در ۷۳-،حامد رشیدی در ۹۰- و حمیدرضا ملک زاده در ۱۰۰+ کیلوگرم برای تیم آقایان و لیلا سیاوشی نیز برای تیم بانوان از رسیدن به مدال بازماندند.۱۱ مرداد : لغو اعزام نوجوانان به رقابت های جهانی!یک هفته مانده به رقابت های نوجوانان جهان در شیلی، فدراسیون جودو اعزام تیم ایران به این رقابت ها را لغو کرد و این در حالی بود که اصلا ثبت نامی از سوی فدراسیون برای حضور ایران در این رقابت ها انجام نشده بود. محمد درخشان رییس فدراسیون جودو نداشتن فرصت و پتانسیل کافی و پی بردن به سطح فنی پایین جودوکاران ایران در کنار هزینه های ب ...

ادامه مطلب  

بار جودو بر شانه های ملایی و محجوب  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، هر چند نحوه عملکرد محمد درخشان رییس فدراسیون جودو در اعزام جودوکاران به رویدادهای بین المللی و اردوهای مشترک خارجی به مراتب بهتر از دوران ریاست رستگار در این فدراسیون بود،اما درخشان امسال نیز همچون سال گذشته نتوانست به مهمترین وعده انتخاباتی خود که جذب و استخدام سرمربی خارجی طراز اول برای تیم ملی بود جامه عمل بپوشاند تا با وجود حجم زیادی از انتقاد رسانه ها و کارشناسان، تیم ملی کماکان تحت هدایت محمد منصوری باشد.جودوی ایران طی سالی که گذشت به تورنمنت های زیادی اعزام شد اما در نهایت بدلیل ناتوانی کادر فنی تیم ملی در شناسایی و رفع نقاط ضعف و برجسته کردن نقاط قوت جودوکاران جوان چه به لحاظ روحی و یا بدنی، کار به جایی رسید که جودو باز هم همانند سال های گذشته متکی به ۲ اسم باشد؛ سعید ملایی و جواد محجوب!محجوب پس از ناکامی در المپیک ۲۰۱۶ ریو و چند ماهی دوری از فضای جودو، به سرش زد راه امیر علی اکبری را در mma دنبال کند. خردادماه در گفتگوی مفصلی که با ایسنا داشت اعلام کرد دیگر جودو برای او تمام شده و می خواهد آرزوهایش را نه بر روی تاتامی که اینبار بر روی رینگ mma دنبال کند.اما محجوب خیلی زود پشیمان شد و بهتر دید به جودو بازگردد و اینبار در سنگین وزن بدنبال رسیدن به آرزوهایش باشد؛ بازگشتی که اتفاقا برای او و فدراسیون خوش یمن بود و در چند تورنمنت به مدال های خوشرنگ رسید تا نیمی از فشارها را از دوش فدراسیون، کادر فنی تیم ملی و حتی سعید ملایی بردارد!ملایی نیز انقدر به مسابقات و رویدادهای مختلف اعزام شد که در آخر صدای خودش هم درآمد و بخاطر اعزام به هر رویدادی انتقادات تندی را علیه کادر فنی مطرح کرد.نفرات دیگر تیم ملی همچون نوری زاده، بریمانلو و ...نیز علی رغم حضور در مسابقات متعدد هیچگاه نتوانستند در مسیر پیشرفت قرار گیرند و ره آوردی جز حذف از مسابقات مختلف برای جودوی ایران نداشتند؛ موضوعی که نشان از ضعف کادر فنی است چرا که ملایی و محجوب در سال های قبل نیز مدال آور بودند و اعزام های متعدد نفرات جوان به رویدادهای مختلف که با صرف هزینه ای زیاد صورت گرفت برای پرورش مدال آورانی غیر از ملایی و محجوب بود.طی یک سال اخیر و با صرف هزینه های بسیار زیاد ، در مجموع ۱۲۰جودوکار ایران در ۱۹ رقابت بین المللی حاضر شدند که حاصل آن ۳ مدال طلا، ۶ نقره و ۱۵ برنز و حذف ۹۵ جودوکار ایران بود.جودوی ایران سال بسیار مهمی را پیش رو دارد و اینبار مسئولان و اهالی جودو انتظار دارند ناکامی دوره گذشته بازی های آسیایی را جبران کنند و برای ورزش ایران مدال آور شوند.اما جدا از بحث نتیجه گیری، برخی رفتارهای فدراسیون جودو همچون انتقاد ناپذیری در قبال نقد کارشناسان، حمایت همه جانبه رییس فدراسیون از سرمربیگری منصوری در تیم ملی علی رغم انتقادات زیاد، پناهنده شدن رشنونژاد به هلند که می توانست یکی از آینده سازان جودوی ایران باشد در کنار برخی حواشی دیگر که در ادامه می خوانید از جمله انتقادات وارد بر فدراسیون جودو طی سالی که گذشت بود.در ادامه نتایج جودوکاران ایران در رقابت های بین المللی و مهمترین اتفاقات یک سال اخیر جودوی ایران را در ادامه مشاهده می کنید:۶ فروردین۹۶ : حذف ۱۵ جودوکار و فقط یک برنز در تورنمنت آلمان۱۶جودوکار نوجوان و جوان ایران در تورنمنت برلین آلمان به روی تاتامی رفتند که حاصل آن تک مدال برنز مجید بریمانلو در وزن ۶۰- کیلوگرم نوجوانان بود.مهدی عباس زاده در وزن ۶۰-،علی یوسفی در وزن ۶۶-،علی صبوحی و علیرضا جعفرزاده در وزن ۷۳-،مهرداد پولادی در وزن ۸۱-،سپهر علی نژاد در وزن ۹۰-،علی امینی در وزن ۹۰+ هفت نماینده نوجوانان ایران در این رقابت ها بودند که از رسیدن به مدال بازماندند.تیم جوانان ایران نیز با کیوان مهدی زاده در ۵۵-،آرمین پندار در ۶۶-،سینا قمی و رضا پارساپور در ۷۳-،جواد مرادی در ۸۱-،قاسم باغچقی در ۹۰-،علی پرهیزکار در ۱۰۰- و فرزین شاهباز در ۱۰۰+ در این رقابت ها حاضر شد که حاصل آن کنار رفتن تمامی نمایندگان ایران بود.۱۳ فروردین: ۹ جودوکار و فقط یک برنز در گرندپری گرجستان۹ جودوکار ایران در این تورنمنت به روی تاتامی رفتند که اینبار نیز تنها سعید ملایی موفق به کسب مدال برنز شد و ۸ نماینده دیگر ایران از دور رقابت ها کنار رفتند.محمد عباس نژاد در وزن ۶۰-،قاسم نوری زاده در وزن ۶۶-،محمد بریمانلو در وزن ۷۳-،سبحان رسولی در وزن ۸۱-،حامد رشیدی و وحید نوری در وزن ۹۰-،رضا رضایی در وزن ۱۰۰- و جعفر پهلوانی در وزن ۱۰۰+ کیلوگرم ۸ جودوکار ایران بودند که از دور رقابت ها کنار رفتند.در این میان نوری زاده،بریمانلو و نوری هر کدام فقط یک برد داشتند و ۵ جودوکار دیگر ایران نیز بدون رسیدن به پیروزی از دور رقابت ها حذف شدند.۳۱ فروردین: اعزام تیم ۱۰ نفره جودو جوانان ایران به تورنمنت آذربایجان به بهانه نگرفتن ویزا لغو شد!۲۴ اردیبهشت: سعید ملایی و علیرضا خجسته ۲ نماینده جودوی ایران در بازی های کشورهای اسلامی به ترتیب موفق به کسب مدال طلا و برنز شدند.۶ خرداد: دو نقره و حذف ۷ جودوکار در رقابت های قهرمانی آسیارقابت های جودوی قهرمانی آسیا در هنگ کنگ با دو مدال نقره محمد رشنونژاد و سعید ملایی و حذف ۷ نماینده دیگر ایران شامل محمدبریمانلو،قاسم نوری زاده،علیرضا خجسته،وحید نوری و حمیدرضا ملک زاده در آقایان و طاهره آذرپیوند و دنیا آقایی در تیم بانوان همراه بود.۱۱ تیر: یک برنز و حذف ۴ جودوکار ایران در گرندپری چیندر رقابت های گرندپری چین محمد بریمانلو در وزن ۷۳- کیلوگرم به مدال برنز رسید.محمد رشنونژاد در ۶۰-،مهدی فتحی پور در ۷۳-،سعید ملایی در ۸۱- و وحید نوری در وزن ۹۰- کیلوگرم نیز با شکست مقابل رقبا از حذف شدند.۲۳ تیر: ۲ مدال برنز و حذف ۸ جودوکار ایران در نوجوانان آسیاحاصل کار تیم ۹ نفره نوجوانان پسر ایران و تنها نماینده دختر ایران در رقابت های قهرمانی آسیا در بیشکک قزاقستان، ۲ مدال برنز توسط علی یوسفی و علی امینی بود.۲۵ تیر: دو نقره و ۲ برنز آقایان و ۲ برنز بانوان و حذف ۷ جودوکار ایران در جوانان آسیاعلیرضا خجسته در ۶۶- کیلوگرم و جواد مرادی در وزن ۸۱- کیلوگرم به مدال نقره جوانان آسیا رسیدند.قاسم باغچقی در ۹۰-،علی پرهیزکار در ۱۰۰- برای آقایان و مریم بربط در ۷۰- و زهرا باقری در وزن ۷۸- کیلوگرم نیز برای تیم بانوان ایران در رقابت های جوانان آسیا در بیشکک قزاقستان به مدال برنز رسیدند.سهیل جمال آبادی در ۵۵-،محمدرضا صدیقی در ۶۰-،جعفر فیروزآبادی در ۶۶-،امین کامیابی در ۷۳-،حامد رشیدی در ۹۰- و حمیدرضا ملک زاده در ۱۰۰+ کیلوگرم برای تیم آقایان و لیلا سیاوشی نیز برای تیم بانوان از رسیدن به مدال بازماندند.۱۱ مرداد : لغو اعزام نوجوانان به رقابت های جهانی!یک هفته مانده به رقابت های نوجوانان جهان در شیلی، فدراسیون جودو اعزام تیم ایران به این رقابت ها را لغو کرد و این در حالی بود که اصلا ثبت نامی از سوی فدراسیون برای حضور ایران در این رقابت ها انجام نشده بود. محمد درخشان رییس فدراسیون جودو نداشتن فرصت و پتانسیل کافی و پی بردن به سطح فنی پایین جودوکاران ایران در کنار هزینه ...

ادامه مطلب  

ستاد موسوی در جلسه با رهبر انقلاب تقلب در انتخابات 88 را رد کرد/ صدا و سیما درخواست اولیه مرا برای اعلام شمارش آرا قبول نکرد/معترضان به انتخابا  

درخواست حذف این مطلب
به مناسبت فرارسیدن نهم دی، با کامران دانشجو رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به گفتگو نشستیم. به گزارش صدخبرچند سالی می شود نه دی در کشور ما معنای دیگری یافته و تبدیل به یک روز خاص شده، روزی که خاص شدنش را خود مردم رقم زده اند. نهم دی ماه 88 بود که مردم ایران تصمیم گرفتند با حضور در یک راهپیمایی عظیم به حدود هفت ماه آشوب در کشور پایان دهند. آشوبی که با اعلام نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری آغاز شد و خسارت های زیادی را برای مردم و کشور به همراه آورد. حالا هر سال که نه دی فرا می رسد مردم دوست دارند از ابعاد آن آشوب ها و فتنه انگیزی ها بیشتر بدانند. به همین خاطر در آستانه نهم دی ماه بر آن شدیم تا گفتگویی را با کامران دانشجو رئیس ستاد انتخابات وزارت کشور در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری درباره اتفاقات و حوادثی که در آن مقطع زمانی رخ داد، انجام دهیم. فردی که ناگفته های زیادی از آن روزها داشت. مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید:باشگاه خبرنگاران جوان: آقای دانشجو خیلی سپاسگزاریم که این فرصت را در اختیار ما گذاشتید. برای ورود به حوزه شما به عنوان رییس ستاد انتخابات می خواهیم از روزهایی قبل از انتخابات آغاز کنیم. روزهایی که دو نامزد انتخابات با ادعای تشکیل کمیته صیانت از آرا به نوعی اعلام می کردند به عملکرد ارکان حاضر در انتخابات را قبول ندارند.دانشجو:به نظر خود بنده هم ، وقایع بعد از انتخابات سال 88 را باید از همین جا شروع کرد. یعنی از جایی که اعلام شد می خواهند کمیته صیانت از آرا تشکیل دهند. یعنی یک کمیته ای که مکانیسم قانونی نداشت و معلوم نبود چرا می خواهد تشکیل شود. چون هنوز نه انتخاباتی صورت گرفته بود که کسی بخواهد کاری بکند و نه سابقه چنین چیزی وجود داشت. همین موضوع شروع حاشیه ها و فضاسازی هایی شد که بعدها از توی آن اتهام تقلب در آمد.باشگاه خبرنگاران جوان: در آن زمان شد فردی به نمایندگی از این دو نامزد ، قبل از تشکیل این کمیته بیاید پیش شما و از نگرانی های خودشان با شما یا وزیر کشور بگوید؟دانشجو:من که یادم نمی آید. یعنی یادم نمی آید آمده باشند و بگویند نسبت به چه نگرانند. وزیر کشور را هم بعید می دانم. آنچه ما متوجه می شدیم از حرفهای آقایان در رسانه ها بود. در رسانه ها مطرح می کردند که این کمیته تشکیل می شود .باشگاه خبرنگاران جوان: این دو نامزد انتخابات بعدا اعلام کردند که ستاد انتخابات کارت های ناظرانش را صادر نکرده بود و اجازه نداده بود ناظرانش حضور داشته باشند، نظر شما چیست؟دانشجو:اصلا اینطور نبود. اتفاقا آقای میرحسین موسوی بیشترین کارت را در بین چهار نامزد داشت و برای افرادی که معرفی کردند کارت گرفتند. نمی دانم منظورشان چه بود.فردی از ستاد موسوی اعلام کرد که چرا تعرفه در تبریز کم آمده، اما با استاندار تماس گرفته شد و او گفت کم نداریم!باشگاه خبرنگاران جوان:از حال و هوای روز انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ستاد انتخابات کشور برای ما بگویید. در آن روز نقدهایشان به شما چه بود؟دانشجو: در روز انتخابات کارها به صورت معمول انجام میشد. تعدادی از دوستان ساعت 4 از ستاد موسوی به ستاد انتخابات کشور آمدند و عنوان کردند در تبریز و اصفهان تعرفه کم است. ما هم توضیح دادیم که استانداری ها این موضوع را به ما اطلاع داده اند و تعرفه ارسال شده است.زمانی که دوستان در ستاد حاضر شدند، نمی دانستند حدود یک و نیم میلیون تعرفه ارسال شده است. یکی از عزیزان که در ستاد حضور داشت خیلی سر و صدا میکرد و الان هم وزیر است به نظر می رسید، می خواهد جو را به هم بریزد. در روز انتخابات از ستادی تماس می گرفتند که فلان کاندیدا در شهرری در حال سخنرانی است و برخلاف قانون عمل می کند. ما هم به ستاد وی اعلام کردیم نباید این کار را انجام دهید. به هر حال در این روز این طور موارد زیاد بود .استاندارها و فرمانداران هم گزارش های خود را از حوزه های مختلف می فرستادند. این را هم بگویم آن سال روسای ستاد نامزدها هم در ستاد انتخابات کشور حضور یافتند و بازدید کردند؛ قبلا این چنین موضوعی نبود.باشگاه خبرنگاران جوان:وقتی که آقای موسوی پیروزی خود را در انتخابات اعلام کرد، شما در ستاد انتخابات کشور چه کردید؟دانشجو: زمانی که آقای موسوی اعلام کرد من با اختلاف زیاد برنده هستم، این اعلام در حضور دو نفر انجام نشد بلکه با دعوت از خبرنگاران داخلی و خارجی صورت گرفت. وقتی این اتفاق افتاد براساس ذهنیتی که از قبل داشتم و تبلیغاتی که در برخی رسانه های داخلی و اکثر رسانه های خارجی دشمن می دیدم، مطمئن شدم آنها برنامه دارند. البته تا آن زمان این طور نبوده که انتخابات در حال برگزاری باشد و فردی اعلام کند من با تفاوت بسیار زیادی برنده شده ام! وقتی این موضوع را شنیدم نمی دانستم تا آن لحظه چقدر از آرا خوانده شده زیرا معمولا آرا از ساعت 6 صبح به بعد اعلام می شد.از مسئول سایت وزارت کشور سوال کردم چه تعداد صندوق آرا خوانده شده است؟ ایشان پاسخ داد حدود 3 میلیون. پرسیدم نسبت آرا چگونه است که گفت 74 درصد از آرا مربوط به آقای احمدی نژاد و مابقی هم به بقیه کاندیداها مربوط می شود. لذا از آنجا که اظهارات آقای موسوی برایم تعجب آور بود با صدا و سیما تماس گرفتم و گفتم که اجازه دهید من آرایی که تاکنون به دستم رسیده را از تلویزیون اعلام کنم. اما به من پاسخ دادند روال کار این گونه است که آرا از ساعت 6 صبح به بعد اعلام می شود؛ گفتم آقای موسوی اعلام کرده من برنده ام و اگر تا شش صبح نتایج آرا اعلام نشود، فضاسازی کاذبی صورت می گیرد و نمی دانم نتیجه آرا چه می شود، بنابراین اکنون طبق آرای شمارش شده آقای احمدی نژاد با 74 درصد آرا پیشتاز است و بهتر است که من این موضوع را اعلام کنم، اما به هر حال با درخواستم موافقت نشد.ساعت 1 بامداد خبرنگاران را به ستاد انتخابات وزارت کشور دعوت کردم تا نتیجه بدست آمده تا آن لحظه را اعلام کنم. تا زمان برگزاری نشست حدود 3 میلیون و 700 رای شمارش شده بود و آرای اولیه را اعلام کردم و گفتم که از این تعداد آرا، 74 درصد مربوط به آقای احمدی نژاد است. وقتی این موضوع را اعلام کردم خبرنگاری با صدای بلند گفت که موسوی اعلام کرده برنده است و شما می گویید این طور نیست؟! پاسخ دادم آقای موسوی اطلاعات را از کجا آورده که این طور می گوید؟ من با چیزی که وی مطرح کرده کاری ندارم و به عنوان مرجع رسمی آرایی را که تا این لحظه به دستم رسیده اعلام میکنم. با توجه به صحبت هایی که خبرنگاران کردند و با در نظر گرفتن شرایط، فکر کردم که آقای موسوی زمینه سازی می کند، بنابراین دوباره با صدا و سیما تماس گرفتم و گفتم اجازه دهید از همین الان، آرا را لحظه به لحظه اعلام کنم. شمارش تجمیع آرا کامپیوتری بود و می توانستم ساعت به ساعت آنها را اعلام کنیم. ساعت حدود ده دقیقه به دو بامداد بود که از صدا و سیما تماس گرفتند و گفتند اشکالی ندارد. شما می توانید از ساعت 2 نتایج را ساعت به ساعت اعلام کنید. از همین رو ساعت 2 در اتاقی که در وزارت کشور برای صدا و سیما دایر شده بود، حاضر شدم و آرا ساعت به ساعت اعلام کردم. آمار ساعت 9 را که اعلام می کردم خیلی خسته بودم و تصمیم گرفتم تا ساعت 10 استراحت کنم. 5 دقیقه مانده به ساعت10 آقای شریفی راد صدایم کرد که چند دقیقه دیگر برای اعلام آخرین نتایج بیایید. از او پرسیدم تعداد آرایی که اضافه شده چقدر است و پاسخ داد 700 هزار رای اضافه شده است. به او گفتم ساعت یک ربع به 11 صدایم کنید تا آخرین آمار تا ساعت 11 را اعلام کنم. دوستان ستاد ساعت 20 دقیقه به 11 صدایم کردند و صندوق ها را جمع زدند و من خواستم که حوزه ها را به دستم برسانند، چون تعدادی از حوزه ها تمام شده بود و از آن موقع به بعد می توانستم آرا را حوزه به حوزه اعلام کنم و صندوق را ملاک قرار ندادم. وقتی که حوزه ها ملاک قرار گرفت یک اختلاف آرا به وجود آمد چرا که وقتی صندوق می شمارید ممکن است حوزه تمام نشده باشد و صندوق آرا به کاندیدایی تعلق بگیرد. آقای محسن رضایی سوال کرد این اختلاف ها برای چیست؟ به ایشان توضیح داده شد آرا براساس صندوق اعلام شده بود و حالا که رای گیری در برخی حوزه های انتخابیه تمام شده حوزه ها ملاک قرار دادیم و وی قانع شد. به هر حال وقتی که موسوی اعلام کرد برنده است این موضوع برای من غیرمترقبه بود. او از کجا می دانست برنده شده و اگر کسی هم بداند منتظر میماند اعلام کنند.باشگاه خبرنگاران جوان: از سوی ستاد آقای موسوی و برخی رسانه های بیگانه همچون بی بی سی برخی شائبه های انتخاباتی مانند اینکه تعرفه های چاپ شده بیش از حد معمول بود، مطرح شد. آیا چنین چیزی وجود داشت؟دانشجو:اگر تعرفه زیاد هم چاپ شده بود برای این بود که کم نیاوریم. از ستاد آقای موسوی که اسم او را ذکر نمی کنم به ستاد انتخابات آمد و اعلام کرد تبریز تعرفه کم آمده چرا تعرفه کم فرستادید. استان ها ذخیره های تعرفه های خود را اعلام می کردند، ما با چاپخانه که آنلاین بود تماس می گرفتیم و تعرفه آماده می کردیم و آنها را با هلیکوپتر و هواپیما به حوزه هایی که درخواست داشتند ارسال می کردیم. در اصفهان یک تا یک و نیم میلیون تعرفه اضافه فرستادیم. برای تبریز 1 میلیون و 100 هزار تعرفه دوباره ارسال شد. ستادها به ما اعتراض می کردند تعرفه کم است و ما هم برایشان تعرفه شارژ می کردیم .آقای مهرعلیزاده که علی رغم نفر دیگری که در ستاد انتخابات وزارت کشور حضور داشت و داد و بیداد می کرد، خیلی با وقار و متانت به ما اعلام کرد می گویند تعرفه کم است ما هم توضیح دادیم که برای حوزه هایی مانند تبریز که اعلام شده تعرفه کم است ارسال کردیم. اکنون هم با استاندار تماس بگیرید اگر بگویند کم است مشکل را حل می کنیم. لذا با استاندار تماس گرفته شد و او هم گفت کم نداریم و مشکل خاصی وجود نداشت و در نتیجه تعرفه زیادتر از حد معمول چاپ نشد.تصور اینکه 83 الی 84 درصد مردم در انتخابات مشارکت می کنند وجود نداشت و ما هم تصور نمی کردیم تعرفه کم بیاید. بعد از انتخابات آری یا نه که مشارکت بالای 95 الی 98 درصد صورت گرفت در بقیه انتخابات مشارکت ها حدود 60 تا 70 درصد بودند بنابراین هیچ کس تصور مشارکت 83 الی 84 درصدی در این دوره از انتخابات را نداشت. ما هم به عنوان ستاد انتخابات تصوری نمی کردیم استقبال در این حد صورت گیرد و تعرفه به صورت موردی کم بیاید و نیاز باشد که دوباره ارسال کنیم.باشگاه خبرنگاران جوان: آیا حوزهای بود که از مردم رای گرفته نشود؟دانشجو:کسانی که این ها را می گفتند دنبال این بودند که مسئله درست کنند. تعداد صندوق ها بیشتر از 2 برابر نسبت به دوره گذشته افزایش پیدا کرده بود، علاوه بر این موضوع در همان ساعات نیز اعلام کرده بودیم که پایان رای گیری در استان ها راس ساعت 9 شب و در تهران و شهرهای بزرگ هم راس ساعت 10 خواهد بود.از ساعت 6 بعدازظهر به بعد، به تدریج زمان پایان رای گیری تمدید شد . هر کس که آمده بود برای رای دادن، وارد شد و سپس درب ها بسته شد. بر همین اساس رای گیری از افرادی که داخل بودند ادامه یافت. با عنایت به این مسئله بعید می دانم که فردی مانده باشد و قصد رای دادن داشته، اما رای از او اخذ نشده باشد.باشگاه خبرنگاران جوان: در زمان انتخابات معترضان به نتایج هیچ مصداقی برای اعتراضات خود به شما ندادند؟دانشجو: خیر؛ فقط اعتراض می کردند و در واقع برای اولین بار بود که تمامی آرا صندوق ها را روی سایت قرار دادیم، از آرا کوچکترین تا بزرگترین صندوق، همگی در سایت قرار گرفت و مشخص شد که به عنوان مثال در فلان صندوق چه تعداد آرایی متعلق به کاندیدای "الف" است.در مجموع حدود 36 هزار صندوق وجود داشت، بنابراین ما اعلام کرده بودیم که اگر مشکلی در خصوص شمارش وجود دارد، نماینده ای از طرف کاندیدای معترض به ما مراجعه کند، زیرا که آرا به شکل کاملا تفکیک شده است.معترضان به طور مداوم مصاحبه هایی درباره تقلب در انتخابات داشتند و این در حالی بود که از هیچ شعبه اخذ رایی، حتی یک عدد صندوق مشکل دار را هم به ما اعلام نکردند. زمانی که خدمت مقام معظم رهبری رفته بودم ایشان فرمودند 10 درصد از صندوق ها مجددا شمارش شود و اگر اختلاف آرایی وجود دارد اعلام شود، اما در آن هنگام نیز هیچ کس درباره وجود مشکل در آرای شمارش شده اظهار نظری نکرد. در آن زمان آقای محسن رضایی تنها کسی بود که اعلام کرد تا آرا تعدادی از صندوق ها را مجددا شمارش کنیم و به همین منظور نماینده خود را معرفی کرده بود.موسوی و کروبی به طور مداوم مصاحبه هایی درباره تقلب در انتخابات داشتند، اما هیچ گاه مصداقی برای ادعاهای خود ارائه نکردند!پس از شمارش آرا حدود 6 صندوق، آقای رضایی انصراف داده و نماینده وی با امضای این مطلب که صندوق ها رویت شده و مشکلی نیست، اعلام کرد که دیگر نیازی به شمارش نیست.اما ستاد آقایان موسوی و کروبی حتی یک صندوق را هم برای اعتراض خود و شمارش آرا اعلام نکردند و کوچکترین اعتراضی هم به صندوق های استان های لرستان و تبریز که پیش از آن همسر و فرزند آنها در آنجا سخنرانی کرده بود، نشان ندادند. آقایان موسوی و کروبی به طور مداوم با رسانه های خارجی و وابسته به دشمنان درباره اعتراض به نتیجه انتخابات مصاحبه می کردند و در داخل کشور نیز برخی از رسانه ها به این مسئله دامن می زدند، اما هیچ گاه مصداقی برای ادعاهای خود ارائه نکردند. حتی زمانی که خدمت حضرت آقا بودیم ستاد آقای موسوی تقلب را رد کرد و آقایان آخوندی، زنگنه و بهشتی نیز حضور داشتند و آقای آخوندی در همان جمع به نمایندگی از ستاد آقای موسوی اعلام کرد که از آنجایی که بنده در معاونت سیاسی وزارت کشور حضور داشتم، بنابراین انتخابات را می شناسم و در مکانیزم انتخابات امکان شکل گیری تقلب در رای گیری و شمارش آرا وجود ندارد. زنگنه و بهشتی نیز در این جلسه از طرف ستاد آقای موسوی حضور داشتند، علاوه بر این موضوع مطالبی که در آن جلسه از سوی این ستاد مطرح می شد در واقع تماما مربوط به دوران قبل از انتخابات و یا تعداد کارت ها برای ناظرین بود، مثلا می گفتند که چرا آقای احمدی نژاد در فلان مصاحبه، فلان موضوع را مطرح کرد.آنان مسائلی در خصوص برخی محصولات از جمله سیب زمینی را مطرح کردند در حالی که این مسائل به هیچ وجه ارتباطی با شمارش آرا در انتخابات نداشت. زمانی که خدمت حضرت آقا بودیم ستاد موسوی تقلب را رد کرد/ آخوندی در این جلسه اعلام کرد که هیچ تقلبی در مکانیزم انتخابات وجود نداردبنده در جلسه مذکور، در سمت راست حضرت آقا نشسته بودم؛ آقای آخوندی در این جلسه اعلام کرد که هیچ تقلبی در مکانیزم انتخابات وجود ندارد و شاید اشتباه های صورت گرفته در حدود 400 الی 500 هزار رای باشد ، زمانی که آقای آخوندی سخنرانی کرد، بنده از وی پرسیدم که چرا این مسائل را بیرون اعلام نمی کنید و نمی گویید که امکان تقلب در مکانیزم انتخابات وجود ندارد؟ اما حضرت آقا به بنده تذکر داده و فرمودند که شما چیزی نگویید. در ادامه بنده تا آخر جلسه حتی یک کلمه هم صحبت نکردم تا زمانی که مقام معظم رهبری خطاب به من فرمودند تا گزارشی را ارائه دهم؛ بنده نیز در این گزارش تعداد کارت ها، صندوق ها و آرا را اعلام کردم. البته در این روز برگزاری انتخابات آقای مهرعلیزاده برخورد بسیار با متانت و درخور شان وزارت کشور جمهوری اسلامی داشتند اما برخی از نمایندگان کاندیداها خیلی شلوغ می کردند. بنده در پاسخ به آنها سخنان اعلام کرده بودم که اگر شما می گویید کارت های ناظران مثلا برای تبریز کم ارسال شده، باید عرض کنم که ما آنها را ارسال کردیم و در ادامه هم اعلام کردیم که اگر تعداد کارت ها کم است، مجددا بفرستیم؛ اما آن ها مجاب نمی شدند و می گفتند که تعرفه ها ایراد دارد! به نظر بنده دلیلی برای برافروختگی آنان وجود نداشت و سخنانی در این خصوص مطرح شد، اما زمانی که من توضیحاتی در خصوص ستاد ارائه می دادم، آنان موضوع را به حاشیه کشانده و مسائل حاشیه ای بی ربطی را درباره انتخابات مطرح می کردند. باشگاه خبرنگاران جوان: در تجمیع آرای انتخابات چه کسانی حضور داشتند؟دانشجو: در زمان انتخابات اتاقی با تعدادی رایانه موجود بود که در آنجا جمعی از کارشناسان حضور داشتند، در این مکان از مجموع آرا پرینت گرفته و به ما تحویل داده می شد. شورای نگهبان مکانیزم مخصوص به خود را درباره تجمیع آرا دارد، لذا باید شمارش آرا را با آنان چک می کردیم که اختلاف آرا مشخص باشد.باشگاه خبرنگاران جوان: در مرکز تجمیع آرا آیا آقای محصولی (وزیر وقت کشور) هم حضور داشتند؟دانشجو:آقای محصولی در ستاد انتخابات نبود و تنها گاهی به آنجا سر می زد، اما هیچ وقت در آنجا مستقر نبود ولی بنده حضور داشتم و به گفته وزیر وقت کشور، درب اتاق شمارش و تجمیع آرا بسته بود و حتی من هم اجازه ورود به آن را نداشتم و تنها اطلاعات را از افراد دریافت می کردم. در داخل اتاق کامپیوتر کارشناسان برنامه ریزی و افرادی که آرا را می خواندند؛ حضور داشتند و شخص خاص دیگری در داخل اتاق نبود.باشگاه خبرنگاران جوان: آیا این شایعه که گفته می شود برخی افراد از جمله مسئول اتاق کامپیوتر کشته شدند، صحت دارد؟دانشجو: این شایعه را من نیز شنیده بودم، اما مسئول اتاق کامپیوتر هنوز زنده است و کار خود را می کند؛ وی حتی پس از انتخابات هم در وزارت کشور حضور داشت. مسئول اتاق کامپیوتر فردی مورد وثوق وزارت اطلاعات بود، یعنی تمامی مجموعه ها و دست اندرکاران انتخابات او را می شناختند، چرا که در امور برنامه ریزی و چک کردن فردی دقیق بود؛ از آنجایی که احتمال حمله به سایت وزارت کشور وجود داشت باید شخصی مورد اعتماد، مسئولیت اتاق کامپیوتر را به عهده می گرفت و چون این فرد مورد اعتماد بود این مسئولیت را پذیرفت و در تمام جلسات حضور داشتباشگاه خبرنگاران جوان:نحوه انتخاب 10 درصد صندوق هایی که قرار بود بازشماری شوند، به چه شکل بود؟دانشجو: موضوع بازشماری 10 درصد از صندوق ها در جلسه ای مطرح شد که مقام معظم رهبری در آن حضور داشتند و فرمودند که مدیریت جلسه را خودشان به عهده می گیرند. در آن جلسه از هر 4 ستاد انتخاباتی 3 یا 4 نفر حضور داشتند. از ستاد آقای کروبی، همسر وی و آقایان الویری، نجفی و خباز؛ از ستاد آقای موسوی آقایان زنگنه، آخوندی، بهشتی و یک فرد دیگر؛ از ستاد آقای محسن رضایی آقایان بیادی، دانش جعفری و دو شخص دیگر و از ستاد آقای احمدی نژاد نیز ثمره هاشمی، کلهر، زریبافان و یک فرد دیگر؛ از وزارت کشور بنده و حجت الاسلام موسی پور و از شورای نگهبان نیز آقایان کدخدایی، آیت الله آملی لاریجانی و یک شخص دیگر در جلسه بودند و توضیحاتی خدمت مقام معظم رهبری ارائه شد و ایشان پس از آنکه با حوصله به صحبت ها گوش کردند، فرمودند 10 درصد از صندوق های مدنظر آقایان بازشماری شود و اگر اختلاف معناداری در آن بود تصمیم گیری و بازشماری درباره همه صندوق ها انجام شود، اما هیچ یک از آقایان در مورد اینکه آن 10 درصد را چگونه انتخاب کنیم حرفی نزدند.کاندیداها یا نمایندگان آنها باید صندوق های مدنظر خود را اعلام می کردند تا برای بازشماری 10 درصد از آنها مکانیزم تعیین می کردیم، اما به غیر از آقای محسن رضایی که چند صندوق را اعلام کرد و پس از بازشماری تعدادی از آنها از موضع خود انصراف داد؛ هیچ یک از کاندیداها حرفی نزدند و مسئله تمام شد؛ البته ما نیز قبل از فرمان مقام معظم رهبری برای بازشماری 10 درصد از صندوق ها اعلام کرده بودیم هر صندوقی را که آقایان بخواهند بازشماری می کنیم.ما در وزارت کشور تعداد آرا هر کاندیدا را روی سایت قرار می دادیم تا هم کاندیداها و هم مردمی که به آنها رأی دا ...

ادامه مطلب  

فتح در بغداد پیشتاز است/ پیشتازی النصر و سائرون در نتایج کلی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: عراق امروز شاهد یکی از مهمترین انتخابات خود است. انتخابات پارلمانی ۲۰۱۸ دومین انتخابات در عراق از زمان عقب نشینی نیروهای آمریکایی از این کشور در سال ۲۰۱۱ و چهارمین انتخابات از زمان سقوط رژیم صدام در سال ۲۰۰۳ برای انتخاب اعضای پارلمان عراق است. در اهمیت این انتخابات همین بس که اولین انتخابات پس از غلبه بر داعش در این کشور محسوب می شود.یکی از رهبران ائتلاف «النصر»: دولت جدید عراق بعد از عید فطر تشکیل می شودعباس البیاتی، یکی از رهبران ائتلاف النصر به ریاست حیدر العبادی نخست وزیر این کشور گفت: تشکیل دولت جدید عراق بعد از تعطیلات عید فطر صورت خواهد گرفت.وی در ادامه افزود: نتایج نهایی طی هفته جاری اعلام خواهد شد. ائتلاف النصر هیچ خط قرمز یا مخالفتی با حزب یا شخصیت سیاسی خاصی در جریان مذاکرات آتی برای تشکیل دولت ندارد.البیاتی تاکید کرد: تمرکز دولت جدید بر شایسته سالاری سیاسی خواهد بود و در خصوص برنامه های عملی و اقتصادی رایزنی خواهد کرد. نباید دیگر شاهد درگیری ها و اختلافات میان دولت و پارلمان مانند دوره قبل باشیم. ائتلاف النصر با تمام گروه ها وارد مذاکره خواهد شد.قیس الخزعلی تاکید کرد: سفارت آمریکا یکی از دلایل ضعف مشارکت عراقیها در انتخاباتقیس الخزعلی، دبیر کل عصائب اهل الحق در پست توئیتری خود نوشت: یکی از دلایل کاهش میزان شرکت شهروندان عراقی در انتخابات پارلمانی، ترس و وحشتی بود که سفارت آمریکا در بغداد در میان مردم ایجاد کرد.وی در ادامه افزود: با وجود ضعف مشارکت در این انتخابات که یکی از دلایل آن ترس و وحشتی بود که سفارت آمریکا از حملات داعش علیه مراکز اخذ رأی در میان مردم به وجود آورده اما بازهم به تمام مردم این کشور به مناسبت برگزاری پیروزمندانه این انتخابات تبریک می گوییم و امیدواریم که یک دولت به دور از فساد و سهمیه بندی تشکیل شود.پیشتر سفارت آمریکا در بغداد نسبت به حملات احتمالی داعش علیه مراکز اخذ رأی هشدار داده بود.گفتگوی تلفنی عمار حکیم با رهبران سیاسی عراقعمار حکیم رئیس جریان حکمت ملی عراق امروز با رهبران سیاسی این کشور تلفنی گفتگو کرد. وی برگزاری موفقیت آمیز انتخابات پارلمانی ۲۰۱۸ عراق و تثبیت فرهنگ احترام به صندوق های رای را تبریک گفت.حکیم خاطرنشان کرد: عراق به جهانیان ثابت کرد که به نظام سیاسی دموکراتیک پایبند است.نتایج اولیه انتخابات عراق در بغداد و ۶ استان دیگرنتایج اولیه انتخابات پارلمانی عراق بیانگر آن است که لیست الفتح به رهبری هادی العامری در بغداد صدر نشین است و بعد از آن ائتلاف دولت قانون به ریاست نوری المالکی، النصر به ریاست حیدر العبادی، سائرون به ریاست مقتدا صدر در رده های بعدی قرار دارند.نتایج اولیه در بغداد، بصره، واسط، دیالی، صلاح الدین، بابل و ذی قار به شرح زیر است:بغداد – الکرخالفتح ۱۱۱۹دولت قانون ۹۳۶النصر ۷۲۵سائرون ۶۰۱الحکمة ۳۹۲الحوار ۳۷۵بغداد – الرصافةسائرون ۷۲۲الفتح ۲۲۸النصر ۲۰۸دولت قانون ۱۵۷الحکمة ۳۶البصرةالفتح ۳۷۹النصر ۱۸۳دولت قانون ۶۴سائرون ۴۳الحکمة ۴۱ذی قارسائرون ۱۷۷۶الفتح ۱۶۴۴دولت قانون ۱۱۹۰النصر ۸۷۰الحکمة ۷۱۶إرادة ۱۹۳واسطسائرون ۴۶۷الفتح ۲۷۴النصر ۱۸۲دولت قانون ۱۴۲الحکمة ۱۳۴بابلالفتح ۱۰۶سائرون ۸۰النصر ۶۰الحکمة ۳۲دولت قانون ۱۵دیالیالنصر ۴۵۱سائرون ۳۳۰الفتح ۳۱۹دولت قانون ۲۸الحکمة ۳صلاح الدینالفتح ۸۴۰النصر ۱۰۴حزب الجماهیر الوطنیة ۶۲الحکمة ۴۸سائرون ۳۱دولت قانون 10پیشتازی ائتلاف «النصر» العبادی و لیست «سائرون» مقتدا صدربر اساس نتایج اولیه غیر رسمی ائتلاف نصر به رهبری حیدر العبادی نخست وزیر عراق و لیست سائرون به رهبری مقتدا صدر در انتخابات پارلمانی این کشور پیشتاز هستند.بر اساس این نتایج اولیه و غیر رسمی ائتلاف العبادی در استانهای نینوا، صلاح الدین والانبار پیشتاز است و لیست سائرون نتایج مراکز اخذ رأی در شهرهای جنوب را در دست دارد. لیستهای ائتلاف دولت قانون به رهبری نوری المالکی و ائتلاف الفتح به رهبری هادی العامری نیز در رتبه های بعدی هستند.پیشتر شبکه العالم گزارش داده بود که شمارش اولیه آرای انتخابات پارلمانی عراق از پیشتازی به ترتیب ائتلاف های النصر (به ریاست حیدر العبادی)؛ الفتح (به ریاست هادی العامری)، سائرون (وابسته به مقتدی صدر) و دولت قانون (به ریاست نوری المالکی) در استان بصره خبر می دهند. در استان نینوی نیز ائتلاف «نینوی هویتنا» و «النصر» به ترتیب پیشتاز هستند.درخواست العبادی برای بررسی شکایتهای دریافتی واعلام نتایج انتخاباتحیدر العبادی نخست وزیر عراق تاکید کرد که کمیساریای عالی انتخابات باید اقدامات فوری برای بررسی صندوق های انتخاباتی و شکایات واصله در این خصوص و همچنین اعلام نتایج با هدف تضمین سلامت انتخابات انجام دهد.العبادی از کمیساریای انتخابات خواست تا اقدامات فوری را اتخاذ کرده و نتایج را به سمع و نظر افکار عمومی برساند.وی با صدور دستوری به نیروهای امنیتی این کشور در اقلیم کردستان و استان کرکوک نیز خواهان تقویت امنیت در این مناطق شد.نچیروان بارزانی خواهان توقف درگیری حزبی در سلیمانیه شدنچیروان بارزانی نخست وزیر اقلیم کردستان عراق تاکید کرد که نیروهای امنیتی این کشور باید اقدام به تأمین امنیت مقرهای حزبی در سلیمانیه کنند. وی همچنین نسبت به اوضاع امنیتی این منطقه ابراز نگرانی کرده و خواهان توقف تبادل آتش میان مقرهای حزبی در سلیمانیه و محافظت از امنیت اجتماعی ساکنان این استان شد.این درخواست بارزانی در حالی صورت می گیرد که درگیری های مسلحانه ای در نزدیکی مقر جنبش التغییر در شهر السلیمانیه انجام شد.۴ حزب کُرد خواهان برگزاری مجدد انتخابات در اقلیم و کرکوک شدنددر بیانیه مشترک صادره از سوی جنبش تغییر، ائتلاف دموکراسی و عدالت، جماعت اسلامی کردستان و اتحاد اسلامی کردستان آمده است که این گروه ها روند انتخابات پارلمانی در عراق و نتایج آن را رد کرده و خود را ملزم به این نتایج نمی دانند.در ادامه این بیانیه آمده است که انتخابات باید در اقلیم کردستان، کرکوک و مناطق مورد نزاع بار دیگر برگزار شود.پیشتر علی حمه صالح، عضو جنبش تغییر و از نمایندگان پارلمان اقلیم کردستان، حزب اتحادیه میهنی کردستان را به دستکاری سیستم الکترونیکی رأی گیری در اربیل متهم کرده بود.کوسرت رسول معاون دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان اعلام کرد که لیست این حزب در کردستان، در انتخابات پارلمانی پیروز شده است.این در حالی است که به دنبال اعلام پیروزی اتحادیه میهنی در اقلیم کردستان، دیگر احزاب کُرد به نتایج اولیه در این اقلیم معترض شدند.ائتلاف های النصر و الفتح در استان بصره پیشتاز هستندشمارش اولیه آرای انتخابات پارلمانی عراق از پیشتازی به ترتیب ائتلاف های النصر (به ریاست حیدر العبادی)؛ الفتح (به ریاست هادی العامری)، سائرون (وابسته به مقتدی صدر) و دولت قانون (به ریاست نوری المالکی) در استان بصره خبر می دهند. در استان نینوی نیز ائتلاف «نینوی هویتنا« و «النصر» به ترتیب پیشتاز هستند.همچنین نتایج شمارش اولیه آرای انتخابات پارلمانی عراق در منطقه کردستان از پیشتازی حزب اتحادیه میهنی کردستان در دو استان سلیمانیه و حلبچه و پیشتازی حزب دمکرات کردستان در دو استان اربیل و دهوک حکایت دارد.کمیته عالی انتخابات: ادعاها در مورد تخلفات، بی اساس استکمیته عالی انتخابات عراق به وجود اختلاف نظر ها و ادعاها در خصوص بروز تخلف انتخاباتی در رای گیری روز گذشته را نادرست خواند.این کمیته تاکید کرد در انتخایات پارلمانی روز شنبه از آخرین فناوری برای رای گیری استفاده شده و تا صبح یکشنبه شمارش الکترونیکی آرا به پایان خواهد رسید.کمیته عالی انتخابات همچنین با تاکید بر این که به تمامی شکایات رسمی و موجه رسیدگی و اقدام مناسب را انجام خواهد داد، بزرگنمایی و مخالفت ها با نتایج انتخابات را رد کرد.بر این اساس برخی طرف های سیاسی تلاش می کنند با اختلاف افکنی و طرح برخی ادعاها، دستاورد مردم عراق در این انتخابات را خدشه دار کنند.اتحادیه میهنی کردستان از پیروزی خود در انتخابات خبر داد«کوسرت رسول» معاون دبیرکل اتحادیه میهنی کردستان اعلام کرد که لیست این حزب در کردستان، در انتخابات پارلمانی پیروز شده است.وی پیروزی حزب اتحادیه میهنی را به شهروندان کُرد عراق تبریک گفته است. این در حالی است که به دنبال اعلام پیروزی اتحادیه میهنی در اقلیم کردستان، دیگر احزاب کُرد به نتایج اولیه در این اقلیم معترض شده اند.در همین ارتباط، حزب جماعت اسلامی با بیان اینکه این حزب در نتایج اولیه انتخابات در اقلیم کردستان تشکیک کرده است، تأکید کرد: آراء مردمی در اقلیم کردستان باید به صورت دستی مورد بازشماری قرار گیرد. کمیته امنیتی انتخابات: میزان مشارکت ۴۵ درصد بوده استکمیته امنیتی انتخابات عراق ساعاتی پس از پایان رای گیری در حوزه های سراسر این کشور نشستی خبری در بغداد برگزار کرد.بر این اساس میزان مشارکت مردمی در این دوره از انتخابات ۴۵ درصد بوده است.این کمیته همچنین اعلام کرد طی ساعات برگزاری این انتخابات که نخستین انتخابات سراسری عراق پس از شکست تروریست های داعش به شمار می رود، هیچ حمله تروریستی رخ نداده است.کمیته امنیتی انتخابات عراق همچنین از مردم این کشور به خاطر حضور در انتخابات و همکاری با نیروهای امنیتی برای برگزاری هر چه بهتر این رویداد مهم قدردانی کرد.تشکر وزیر کشور عراق از نیروهای امنیتی و مردمقاسم الاعرجی وزیر کشور عراق از موفق بودن طرح امنیتی ویژه انتخابات برای حمایت از رای دهندگان در عراق خبر داد و گفت: از نیروهای امنیتی و تلاشهایی که برای این جشن دموکراسی به کار بستند و شهروندان تشکر می کنم. همچنین از همکاری شهروندان و رای دهندگان با نیروهای امنیتی و مرجعیت و کمیساریای انتخابات و سازمانهای مدنی و اصحاب رساه و همه کسانی که در موفقیت روند انتخابات دخیل بودند تشکر می کنم.اعلام موفقیت طرح امنیتی ویژه انتخابات در بغدادجلیل الربیعی فرمانده عملیات بغداد اعلام کرد: با تلاش های همه دستگاهها، رای گیری خاص(ویژه نظامیان) و سراسری با موفقیت انجام شد. من به شکل مستقیم بر روند اجرای طرح امنیتی نظارت کردم و هیچ موردی در الکرخ و الرصافه و مناطق کمربندی بغداد رخ نداد.شمارش الکترونیکی آراءمنابع وابسته به کمیساریای عالی انتخابات عراق از شروع شمارش الکترونیکی آراء خبر دادند.پایان فرایند رای گیری در انتخابات عراقکمیساریای عالی مستقل انتخابات عراق از پایان رای گیری خبر داد. همزمان ناظران میزان مشارکت را پایین اعلام کردند.تمدیدی در کار نخواهد بود/سامانه راس ساعت ۶ متوقف می شودصفاء الجابری مدیر اداره عملیات کمیساریای انتخابات عراق گفت: سیستم الکترونیکی بکار رفته در روند رای گیری در ساعت ۶ عصر متوقف خواهد شد و تمدیدی در کار نخواهد بود.وی افزود: سامانه الکترونیکی از ساعت هفت صبح تا ۶ عصر برنامه ریزی شد است و راس ساعت ۶ متوقف خواهد شد و تمدیدی وجود نخواهد داشت.فوت یک رای دهنده عراقیشاهدان عینی از فوت یک رای دهنده در یکی از مراکز رای گیری در ناحیه خورمال از توابع حلبچه عراق خبر دادند و اعلام کردند: انور احمد ۵۵ ساله پس از انداختن رای خود بر اثر سکته قلبی فوت کرد.میزان مشارکت در انتخابات تا ساعت ۱۷ به وقت محلی ۴۴ درصد اعلام شدمنابع وابسته به کمیته عالی مستقل انتخابات عراق میزان مشارکت در استانهای این کشور تا ساعت ۱۷ به وقت محلی را ۴۴ درصد اعلام کردند.از سوی دیگر یک منبع آگاه اعلام کرد: حوزه های رای گیری در کرانه راست موصل شامل الوطن، العراقیه، موسی بن نصیر و الرافدین به علت برگه های رای گیری انتخابات پارلمانی بسته شده است.حوزه های رای گیری ساعت ۶ عصر بسته می شودمنابع وابسته به کمیساریای عالی انتخابات عراق اعلام کردند: حوزه های رای گیری در س ...

ادامه مطلب  

روز سخت وزیر بهداشت در مجلس؛ از عصبانیت تا عذرخواهی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگارمهر، حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت امروز برای پاسخ به سئوالات محجوب نماینده تهران و قاضی پور نماینده ارومیه در صحن علنی مجس حضور یافت.در ابتدای جلسه نادر قاضی پور با انتقاد ازعملکرد برخی مسئولان که موجب تضعیف روند صادرات شده اند،تصریح کرد: آقای وزیر گفته است که تولیدکنندگان داخلی این محصولات را با دوبرابر قیمت به ما می فروشند و این درحالی است که قیمت را همیشه وزارت بهداشت تعیین می کند. از سوی دیگر در کمیسیون بهداشت گفته است که تولیدکنندگان دزد هستند، بنابراین بنده به عنوان عضو فراکسیون کارگری اعلام می کنم که تولیدکنندگان داخلی و کارگران ناموس مان هستند، بنابراین اجازه نمی دهم آنها را نابود کنند و این حاشیه سازی ها بازار را برهم زند. قطعا حمایت از تولیدکنندگان داخلی در راستای فرمایش مقام معظم رهبری باید پیگیری شود.وی افزود: آیا وزارتخانه ای به این گستردگی وظیفه حمایت از تولیدکنندگان داخلی را ندارد و نباید برای تسریع روند صادرات اقدامی کند؟ چرا واردکنندگان کالاهای پزشکی عوارض گمرکی کمتری پرداخت می کنند؟ هیات امنای ارزی دراین میان چه وظیفه ای دارد؟چرا تولیدکنندگان باید ۹ درصد مالیات ارزش افزوده علاوه بر بیمه و مالیات بپردازند،ولی واردکنندگان از آن معاف باشند؟ اختلاف قیمت اینجا آشکار می شود.این نماینده مردم در مجلس دهم اظهار کرد: اگر به من اعتماد ندارید از آقای عارف که زمانی معاون اول رئیس جمهور بود بپرسید که چرا بخشنامه کرد که هیات امنا واردات نداشته باشند؟ و چرا بر خلاف آن واردات انجام شده است؟اگر وزارت بهداشت قصد حمایت از تولیدکنندگان داخلی را داشت، قوانین را نادیده نمی گرفت.وی خطاب به وزیر بهداشت گفت: شاید در این شرایط بگوییم که به دنبال خرید محصول ارزانتر هستید، اگر وزارت بهداشت قصد حمایت از تولیدکنندگان داخلی را داشت، قوانین را در جهت تسهیل روند واردات نادیده نمی گرفت.از سوی دیگر شما گفته اید قیمت تولید صافی دیالیز در داخل گران است، اما یک بار رفتید بپرسید چطور می خواهند با قیمت پایین تر صادرات داشته باشند و در عین حال با تولید محصولات باکیفیت بتوانند در بازار جهانی رقابت کنند آنهم درشرایطی که یارانه متعددی به واردات دارو و لوازم یک بار مصرف اختصاص یافته است؟قاضی زاده :به قوه قضائیه شکایت می کنمسید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی اظهارداشت: صافی دیالیز در داخل تولید نمی شود بلکه فقط سرهم می شود و مواد اولیه آن نیز از خارج وارد کشور می شود.وی تصریح کرد: آنچه مهم است قطعات داخلی صافی است که سم بدن بیمار کلیوی را تسویه می کند.وی با اشاره به اظهارات نمایندگان سوال کننده مبنی بر تولید ۱۰ میلیون صافی دیالیز در داخل کشور با رد این آمار گفت: کل چیزی که در داخل تولید می شود ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار عدد صافی دیالیز است که فقط توسط دو شرکت انجام می شود، در حالی که نیاز ما ۴.۵ میلیون صافی است و هیچ بحران و تنشی هم در این حوزه نداریم.وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی ادامه داد: نباید از شعار تولید داخلی سوء استفاده شود که عده ای منفعت طلب جنس کم کیفیت خودشان را به چند برابر قیمت بفروشند و قطعاً حرف مقام معظم رهبری هم این نیست.قاضی زاده هاشمی گفت: در این ۵ سال که ما در وزارت بهداشت بوده ایم، سهم تولید داخلی در حوزه تجهیزات پزشکی به ۴۰ درصد افزایش یافته است.وی تصریح کرد: در ۵ سال گذشته حدود ۲۰ میلیون از این صافی های دیالیز استفاده شده که فقط ۵۰۰ هزار عدد از آنها را از خارج وارد کرده ایم که این هم مطابق قانون بوده است.وزیر بهداشت با بیان اینکه تفاوت قیمت بهترین برند صافی دیالیز با آن چیزی که عده ای در داخل تولید می کنند ۲۵ میلیون دلار است، تاکید کرد: با این اختلاف قیمت سالانه چند ده هزار صافی دیالیز با کیفیت وارد کشور می شود.قاضی زاده هاشمی اظهارداشت: به اسم حمایت از تولید داخل، می خواهند چیزی شبیه ایران خودرو را راه بیندازند.وی در پاسخ به بخشی از صحبت های نادر قاضی پور نماینده ارومیه که گفته بود وزیر ثروت بالای هزار میلیارد تومان دارد و نماینده انحصاری واردات لنز چشم از آمریکا برای او است و به همین دلیل دغدغه تولید ایرانی ندارد، تصریح کرد: چرا تهمت می زنید، یا این حرفها راست است یا دروغ؛ اگر راست باشد که من وزیر، لیاقت این جایگاه را ندارم و باید پشت میله های زندان باشم و یا دروغ است که ایشان باید حد بخورد و پشت میله های زندان باشد. من از قوه قضائیه می خواهم که به این تهمت ها رسیدگی کند.قاضی پور: من را با شکایت در قوه قضائیه نترسانیدنماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی افزود: شما با استفاده از انواع یارانه ها،ارز مبادلاتی و معافیت از پرداخت عوارض گمرکی و بیمه ،صافی دیالیز را ارزانتر وارد می کنید و این در حالی است که در تمامی دنیا دولتها از تولیدکنندگان داخلی حمایت می کنند،اما در کشور ما خلاف این روند رفتار می شود که این در تضاد با سیاست های تصدی گری دولت و اصل ۱۴۴ قانون است.این نماینده مردم در مجلس دهم تاکید کرد: ما در مقابل اینگونه اقدامات می ایستیم و اجازه نمی دهیم تولیدی که با این زحمت به گفته آقای نوبخت سرپا ایستاده است، با اقدام سودجویان رانت خوار واردکننده نابود شود.عضو فراکسیون کارگری مجلس یادآور شد: ما از اینجا اعلام می کنیم امکان ندارد به راحتی از این موضوع بگذریم؛بنابراین با تمام قوا از هزاران کارگر شاغل در کارخانجات تولیدکننده صافی دیالیز مملکت حمایت می کنیم و اجازه نمی دهیم واردات افزایش یابد.قاضی پور خطاب به وزیر بهداشت افزود: من را با شکایت در قوه قضائیه نترسانید، چرا که پیش از این بارها از سوی دولت، معاون سیاسی وزیر کشور، رئیس سابق سازمان حفاظت محیط زیست و سایر مسئولان تهدید به شکایت شده بودم،بنابراین بدانید که حاضرم در جهت حمایت از تولید ملی و کارگران ایرانی اعدام شوم،اما نظام پایدار بماند.نهادهای پایین آسیب دیده جامعه حفظ شوند، اقتصاد پایدار بماند اما اجازه نمی دهم دلالان به کشور حاکم شوند.وزیر بهداشت: حقوق ما وزرا دو میلیون و ۹۰۰ هزار تومان تا ۳ میلیون تومان استوزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی تصریح کرد: حقوق ما وزرا دو میلیون و ۹۰۰ هزار تومان تا ۳ میلیون توما ...

ادامه مطلب  

6 نامزد انتخابات ریاست جمهوری ترکیه چه کسانی هستند؟  

درخواست حذف این مطلب
انتخابات همزمان ریاست جمهوری و مجلس ترکیه فردا برگزار می شود و نتیجه صف آرایی دو ماهه احزاب و چهره های سیاسی این کشور در انتخابات زودهنگام فردا با حضور مردم در پای صندوق های رای رقم می خورد. ۵۵آنلاین : انتخابات همزمان ریاست جمهوری و مجلس ترکیه فردا برگزار می شود و نتیجه صف آرایی دو ماهه احزاب و چهره های سیاسی این کشور در انتخابات زودهنگام فردا با حضور مردم در پای صندوق های رای رقم می خورد.هر چند که در این دوره از انتخابات همچون دوره های گذشته نقش و حضور احزاب پررنگ تر بوده، ولی ویژگی های شخصیتی نامزد ها هم گره تام و تمامی با جایگاه حزبی آن ها خورده و در میزان اقبال مردمی موثر بوده است.بر این اساس، ۶ نامزد انتخابات ریاست جمهوری ترکیه در واقع نامزد ۶ حزب مطرح در سپهر سیاسی ترکیه هستند و هر کدام طیفی از جامعه متکثر ترکیه را نمایندگی می کنند و طی حداقل یک دهه اخیر در فضای سیاسی این کشور حضور داشته اند و چهره هایی آشنا برای مردم هستند.رجب طیب اردوغان رییس جمهوری کنونی و رهبر حزب عدالت و توسعه، تمل کاراملااوغلو رهبر حزب سعادت، محرم اینجه نامزد حزب جمهوری خواه خلق، دوغو پرینچک رهبر حزب وطن، مرال آکشنر رهبر حزب نیک و صلاح الدین دمیرتاش رهبر سابق و زندانی حزب دموکراتیک خلق ها ۶ نامزد حاضر در انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری ۲۴ ژوئن سال جاری میلادی (۳ تیرماه ۱۳۹۷) ترکیه هستند.این ۶ نامزد طی دو ماه گذشته و پس از اعلام برگزاری انتخابات زودهنگام توسط اردوغان در روز ۲۹ فروردین ماه (۱۸ آوریل ۲۰۱۸) از سوی حزب خود به عنوان نامزد معرفی شده و برخی از آن ها برای طی مسیر قانونی به عنوان نامزد نهایی مجبور به طی مراحلی شدند.هر کدام از این نامزد ها برای پیروزی در انتخابات نیاز به کسب ۵۰ درصد به علاوه یک رای مجموع آرا دارند و اگر نامزد ها نتوانند به تنهایی این میزان رای را کسب کنند، انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد که در این صورت دور دوم انتخابات دو هفته بعد و در تاریخ هشتم جولای ۲۰۱۸ (۱۷ تیرماه) برگزار می شود.معرفی سوابق سیاسی و جایگاه کنونی این نامزد ها به شناخت وضعیت فضای سیاسی ترکیه کمک خواهد کرد و بر این اساس هر کدام از این نامزد ها معرفی می شوند:*****رجب طیب اردوغانرجب طیب اردوغان ۶۴ ساله در سال ۱۹۵۴ در شهر استانبول از یک خانواده مهاجر از شهر ریزه در شمال شرقی ترکیه به دنیا آمد و در مدرسه مذهبی امام خطیب و مدرسه عالی اقتصادی و تجاری آکسارای که بعدا به دانشکده علوم اقتصادی و اداری دانشگاه مرمره تغییر نام یافت، تحصیل کرد.وی پیش از مشغول شدن به امر سیاست مدتی نیز در یک باشگاه فوتبال محلی به شکل نیمه حرفه ای بازی کرده است.اردوغان در اواخر دهه ۱۹۷۰ در شرکت حمل و نقل استانبول شروع به کار کرد و در آن زمان به حزب رستگاری ملی به رهبری نجم الدین اربکان نخست وزیر فقید و اسلامگرای ترکیه پیوست.اردوغان پس از کودتای سال ۱۹۸۰، از شرکت حمل و نقل استانبول خارج و در یک شرکت خصوصی مشغول به کار شد.پس از آن که سیستم حزبی دوباره در سال ۱۹۸۳ در ترکیه احیا شد، اعضای حزب رستگاری، حزب جدیدی به نام 'رفاه' را تاسیس کردند که اردوغان نیز به این حزب پیوست و در اواخر دهه ۱۹۸۰ چندین بار از سوی این حزب نامزد انتخابات پارلمانی شد، ولی تا سال ۱۹۹۱ در هیچ کدام آرای کافی را به دست نیاورد.حزب رفاه در سال ۱۹۹۱ با کسب ۱۰ درصد آراء توانست حداقل آرای لازم را برای حضور در پارلمان ترکیه به دست آورد و اردوغان نیز از شهر استانبول به عنوان نماینده این حزب انتخاب شد.در سال ۱۹۹۴ اردوغان شهردار استانبول شد و در هنگام شهرداری و با اجرای طرح های بهبود سیستم حمل و نقل استانبول به محبوبیت رسید.اردوغان در سال ۱۹۹۸ به علت خواندن یک شعر اسلامی که مقامات قضایی ترکیه آن را توهین به آتاتورک و اصول سکولار ترکیه دانستند، به حبس محکوم شد.هر چند بیش از چهار ماه (در اواسط سال ۱۹۹۹) در زندان نماند، اما همین محکومیت سبب شد تا از سمت شهرداری عزل و از شرکت در انتخابات پارلمانی نیز محروم شود، اما اردوغان بیش از سه سال از صحنه سیاست دور نماند.وی در سال ۲۰۰۱ حزب عدالت و توسعه را تأسیس کرد و یک سال بعد هم در انتخابات پارلمانی، به پیروزی چشمگیری دست یافت، اما به دلیل همان محکومیت قبلی، امکان نخست وزیری نداشت و بر این اساس عبدالله گل نخست وزیر ترکیه شد.یک سال بعد هم به دلیل تخلفات انتخاباتی، هیات عالی انتخابات ترکیه، ضمن ابطال انتخابات قبلی، انتخابات دوباره برگزار کرد و آن زمان بود که با اصلاح قانون، پس از پیروزی دوباره حزب عدالت و توسعه، اردوغان به نخست وزیری رسید و تا ۱۱ سال در همین پست ماند.از آن جایی که نظام حزب عدالت و توسعه به او اجازه نمی داد بیش از سه دوره در قدرت بماند، اردوغان تصمیم گرفت تا به عنوان رئیس جمهوری در عرصه سیاسی به حضور خود ادامه دهد و حزب عدالت و توسعه وی را نامزد این سمت کرد.نخستین انتخابات ریاست جمهوری ترکیه در ۱۹ مرداد ۱۳۹۳ برابر با ۱۰ اوت ۲۰۱۴ میلادی برگزار شد چرا که تا پیش از این تاریخ رئیس جمهوری را مجلس انتخاب می کرد و در این انتخابات رجب طیب اردوغان به عنوان نخستین رییس جمهوری ترکیه، با اکثریت آرای مستقیم مردم پیروز شد که دوره ریاست جمهوری او همچنان ادامه دارد.کودتای نافرجام ۱۵ جولای ۲۰۱۶ مهمترین دوره حیات سیاسی اردوغان بود چرا که اگر به نتیجه می رسید، سرنوشت وی و ترکیه نامشخص می شد، ولی این کودتا با مقاومت مردم به نتیجه نرسید و همه عوامل آن دستگیر شدند و پس از آن دوره جدیدی برای یکه تازی اردوغان شروع شد.اردوغان این کودتا را کار فتح الله گولن روحانی ترک ساکن آمریکا دانسته و وی را متهم نخست این کودتا اعلام کرد و در پی آن با تصویب و اجرای هشت دوره سه ماهه وضعیت فوق العاده که همچنان ادامه دارد، بیش از ۱۷۰ هزار نفر از اتباع ترکیه به اتهام عضویت در گروه گولن (فتو) دستگیر شدند و بیش از ۱۱۰ هزار نفر از کار برکنار شدند و بیش از ۵۰ هزار نفر به زندان افتادند.اردوغان برای ادامه حیات سیاسی خود که قصد برگزاری جشن یکصد سالگی تاسیس جمهوری ترکیه در سال ۲۰۲۳ را دارد، اقدام به رایزنی هایی برای تغییرات قانون اساسی کرد و بر این اساس، همه پرسی تغییرات ۱۸ ماده قانون اساسی ترکیه برای گذر از نظام پارلمانی به نظام ریاستی در تاریخ ۱۶ آوریل ۲۰۱۷ (۲۷ فروردین ماه ۱۳۹۶) در داخل و خارج ترکیه برگزار شد و با وجود مشارکت ۸۶ درصدی مردم، با رای شکننده ۵۱.۴ درصد رای مثبت و 'آری' در مقابل ۴۸.۶ درصد رای منفی و 'نه' به تایید مردم رسید.در این همه پرسی به جز حزب حاکم عدالت و توسعه و حزب حرکت ملی که هم اکنون نیز متفق هم هستند، بقیه احزاب و شخصیت های سیاسی در مقابل این تغییرات و اصلاحات قرار داشتند و آن را زمینه ساز ایجاد محدودیت برای دموکراسی و آزادی در ترکیه عنوان کردند، ولی اردوغان به این طریق، راه را برای برگزاری انتخابات زودهنگام نیز باز کرد. از زمان برگزاری این همه پرسی، موضوع چگونگی گذر از نظام پارلمانی به موضوع تنش احزاب مخالف با حزب و دولت حاکم ترکیه تبدیل شد چرا که به ادعای مخالفان، این تغییرات با بسط اختیارات رییس جمهوری، حذف پست نخست وزیری و امکان تشکیل دولت ائتلافی و کاهش نقش احزاب در اداره کشور، زمینه تصمیم گیری های فردی را فراهم می کند.اردوغان به رغم وعده های قبلی خود مبنی بر برگزاری انتخابات در موعد مقرر، در روز ۲۹ فروردین ماه (۱۸ آوریل ۲۰۱۸) اعلام کرد که انتخابات زودهنگام مجلس و ریاست جمهوری در تاریخ ۲۴ ژوئن سال جاری میلادی (۳ تیرماه ۱۳۹۷) و ۱۷ ماه زودتر از موعد پیش بینی شده برگزار می شود.بر اساس اصلاحیه تغییرات قانون اساسی ترکیه که در همه پرسی یکسال پیش به تایید مردم این کشور رسید، قرار بود که انتخابات بعدی ریاست جمهوری و مجلس در ۳ نوامبر ۲۰۱۹ (۱۲ آبان ۱۳۹۸) برگزار شود.اکنون نیز احزاب مخالف حزب حاکم ترکیه، این انتخابات را به منزله گام دوم برای فردی کردن حکومت در ترکیه عنوان کرده و با اتحادی که شکل داده اند، در صدد شکست رقیب سرسخت خود یعنی حزب عدالت و توسعه در انتخابات مجلس و رجب طیب اردوغان در انتخابات ریاست جمهوری هستند.*****محرم اینجهبرای شناخت اینجه باید پایگاه حزبی او را که متعلق به حزب جمهوری خواه خلق ترکیه (ج. ح. پ) است، بررسی کرد.حزب جمهوری خواه خلق ترکیه اولین و قدیمی ترین حزب سیاسی ترکیه به شمار می رود که در ۹ سپتامبر ۱۹۲۳ توسط مصطفی کمال آتاترک بنیانگذار جمهوری ترکیه تاسیس شده و همواره در عرصه سیاسی ترکیه حضور فعال و موثری داشته است.این تشکیلات سیاسی در ۱۹۲۳ تحت عنوان 'فرقه خلق' تاسیس شد، ولی در ۱۹۲۴ با افزوده شدن کلمه جمهوریت نام 'فرقه جمهوریت خلق' به خود گرفت و در نهایت در چهارمین کنگره این حزب در سال ۱۹۳۵ تحت عنوان 'حزب جمهوری خواه خلق ترکیه' نام گرفت.ریاست حزب جمهوری خواه خلق ترکیه از ۱۹۲۳ تا ۱۹۳۸ بر عهده مصطفی کمال آتاتورک بود و بعد از مرگ او به عصمت اینونو رسید.اساسنامه حزب بر پایه های سوسیالیسم و سوسیال دموکراسی بنا شده و از ۱۹۲۳ تا ۱۹۵۰ به تنهایی حکومت را در ترکیه در دست داشته و تا ۱۹۴۶ کشور را بر اساس سیستم تک حزبی اداره کرده است.پس از کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰، فعالیت حزب جمهوری خواه خلق ترکیه و در دوره ریاست بولنت اجویت تعلیق شد و در ۹ سپتامبر ۱۹۹۲ بار دیگر فعالیت های حزب از سر گرفته شد.حزب جمهوری خواه خلق از زمان تشکیل مجلس ترکیه به جز دوران ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۲ و در دوره ریاست بولنت اجویت که به خاطر کودتا فعالیت حزب به حالت تعلیق درآمده بود، در تمام ادوار انتخابات در پارلمان ترکیه حضور داشته است. بولنت اجویت و دنیز بایکال رهبری این حزب را در سال های گذشته بر عهده داشته اند و از سال ۲۰۱۰ میلادی نیز به کمال قیلیچدار اوغلو رئیس فعلی حزب رسیده است.حزب جمهوری خواه خلق ترکیه هم اکنون در مجلس ۵۵۰ نفری ترکیه ۱۳۳ کرسی در اختیار دارد و در پارلمان ترکیه، هم از نظر تعداد نمایندگان و هم از نظر نفوذ اجتماعی بعد از حزب حاکم عدالت و توسعه به رهبری اردوغان با ۳۱۷ نماینده، دومین حزب بزرگ این کشور به شمار می رود و رقیب و مخالف اصلی حزب حاکم ترکیه است.زمانی که در اواخر فروردین ماه امسال انتخابات زودهنگام در ترکیه اعلام شد، کمال قلیچدار اوغلو و محرم اینجه گزینه های این حزب برای نامزدی معرفی شدند، ولی ارزیابی های حزبی نشان داد که قلیچدار اوغلو در رقابت شانس کمتری خواهد داشت.با توجه به این که نامزد ریاست جمهوری نمی تواند، نامزد مجلس ترکیه هم باشد، قلیچداراوغلو از نامزدی انتخابات ریاست جمهوری کنار کشید و وارد رقابت انتخاباتی مجلس شده و محرم اینجه نیز به عنوان نامزد نهایی این حزب معرفی شد.اینجه نامزد حزب جمهوری خواه خلق ترکیه در انتخابات ریاست جمهوری جدی ترین رقیب رجب طیب اردوغان نامزد حزب حاکم عدالت و توسعه و رییس جمهوری کنونی این کشور به شمار می رود.این نامزد انتخابات ترکیه در شهر یالووای ترکیه به دنیا آمده و پس از تحصیل در موطن خود در دانشگاه اولوداغ بورسا در دانشکده 'نجاتی بی' موفق به کسب مدرک لیسانس از رشته معلمی فیزیک ـ. شیمی شده است.وی به عنوان معلم فیزیک و سپس مدیر مدرسه در دبیرستان های مختلف ترکیه مشغول به کار شده و مدتی هم به عنوان سخنگوی باشگاه ورزشی 'یالووا اسپور' بوده است.اینجه فعالیت سیاسی خود از سال ۲۰۰۲ میلادی با ورود به فهرست بیست و دومین دوره انتخابات مجلس ترکیه از حزب جمهوری خواه خلق از حوزه انتخاباتی یالووا آغاز کرده و به عنوان منتخب مردم به پارلمان ترکیه راه پیدا کرد.وی همچنین در دوره ۲۳ در سال ۲۰۰۷ میلادی و در دوره ۲۴ در سوم ژوئن ۲۰۱۱ میلادی از حوزه انتخاباتی یالووا از سوی حزب جمهوری خواه خلق به مجلس راه یافت و در این دوره عضو انجمن پارلمانتار های کشور های تورک (türkpa) شد.محرم اینجه در حزب جمهوری خواه خلق ترکیه نیز یکی از رقبای جدی کمال کیلیچدار اوغلو رهبر کنونی این حزب برای تصدی ریاست این تشکیلات سیاسی بود.وی تا کنون دو بار در مقابل کمال قیلیچدار اوغلو در کنگره های مختلف برای رهبری حزب جمهوری خواه خلق ترکیه صف آرایی کرده که هر دو بار نیز ناموفق بوده و قیلیچدار اوغلو که سکان این تشکیلات را بعد از دنیز بایکال به دست گرفته، رهبر حزب باقی مانده است.اینجه در انتخابات ریاست جمهوری جاری ترکیه جدی ترین رقیب رجب طیب اردوغان محسوب می شود، ولی همه تحلیل گران و نتایج نظرسنجی های انجام شده توسط موسسات و شرکت های مختلف نشان می دهد که وی رای لازم را برای پیروزی در دور نخست انتخابات ندارد و تنها شانس موفقیت در دور دوم احتمالی انتخابات را در صورت اجماع و حمایت سایر احزاب و نامزد ها را دارد.وی در فرایند تبلیغات انتخابات، با سخنان تند و تیز علیه اردوغان رییس جمهوری کنونی و رقیب خود و با انتقاد از سیاست های حزب حاکم عدالت و توسعه فراتر از انتظار درخشید و اکنون به چهره ای شناخته شده در فضای انتخاباتی تبدیل شده است.اغلب حامیان او جزو لایه های به نسبت بالای جامعه به لحاظ سطح زندگی و درآمد، تحول خواهان و نیز طیف های لائیک و سکولار جامعه ترکیه هستند، ولی وی سیاست مشخصی برای تقسیم بندی اجتماعی ندارد و حتی با بیان دیدگاه های دموکراسی خواهانه در خصوص حقوق کرد ها و اقشار مختلف جامعه، در میان همه لایه های جامعه نیز هوادار دارد.اینجه در شهر ازمیر به عنوان پایگاه اصلی و سنتی حزب جمهوری خواه خلق و نیز در استانبول و آنکارا از اقبال بیشتر مردمی برخوردار است. *****صلاح الدین دمیرتاششناخت دمیرتاش و بررسی وضعیت او بدون اطلاع از پایگاه تشکیلاتی اش یعنی حزب دموکراتیک خلق ها ممکن نیست.حزب کُردی دموکراتیک خلق های ترکیه (ح. د. پ) که در سال ۲۰۱۲ تاسیس شده، در انتخابات ۷ ژوئن ۲۰۱۵ با کسب ۱۳.۱۲ درصد آرا، ۸۰ کرسی نمایندگی از ۵۵۰ کرسی کل مجلس ترکیه را به دست آورد و در انتخابات زود هنگامی که در یکم نوامبر ۲۰۱۵ برگزار شد، بار دیگر به رغم فشار ها با کسب ۱۰.۵۷ درصد آراء و ۵۹ کرسی، به عنوان سومین حزب بزرگ وارد پارلمان ترکیه شد.حزب دموکراتیک خلق های ترکیه که دمیرتاش را نامزد نهایی خود برای انتخابات ریاست جمهوری ترکیه معرفی کرده، در دو سال گذشته و از زمان کودتای نافرجام ترکیه دچار محدودیت های زیادی شده است چرا که با لغو مصونیت قضایی نمایندگان مجلس ترکیه در پی تصویب قانون وضعیت فوق العاده، تعدادی از نمایندگان این حزب دستگیر و زندانی شده اند که دمیرتاش و یوکسک داغ رهبران پیشین این حزب هم جزو آن ها هستند.محدودیت برای این حزب در دو سال گذشته ادامه یافته و علاوه بر دستگیری نمایندگان و رهبران حزبی، تعداد ۱۱ نفر از ۵۹ نماینده آن نیز با رای سایر نمایندگان از مجلس ترکیه اخراج شده اند و عضویت آن ها در مجلس ترکیه نیز لغو و سلب شده است.این حزب برای انتخابات مجلس بدون قرار گرفتن در ائتلاف های انتخاباتی، در همه حوزه های انتخابیه و برای ۶۰۰ کرسی انتخابات مجلس نامزد معرفی کرده و اقلیت های قومی و دینی و مذهبی نیز در قالب این حزب به معرفی نامزد خود پرداخته اند.این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری نیز صلاح الدین دمیرتاش رهبر سابق و زندانی خود را به عنوان نامزد معرفی کرده است، ولی نامزد این تشکیلات سیاسی در وضعیتی کم نظیر در تاریخ سیاسی جهان، هم اکنون در بازداشت موقت و در زندان به سر می برد.دمیرتاش که اکنون با اتهامات متعدد در زندان ادیرنه در غرب ترکیه در بازداشت موقت به سر می برد، با توجه به قطعی نشدن محکومیت خود، به عنوان نامزد حزب خود در انتخابات ریاست جمهوری حضور دارد و یکی از ۶ نامزد این انتخابات است.صلاح الدین دمیرتاش در ۱۰ آوریل ۱۹۷۳ در شهرستان پالو استان الازیغ ترکیه و در خانواده کُرد زازا به دنیا آمده است.وی پس از پایان دوره دبیرستان در ۱۹۹۰ در ۱۹۹۳ در رشته حقوق از دانشگاه آنکارا پذیرفته شد و پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه در انجمن حقوق بشر شعبه دیاربکر ترکیه مشغول به فعالیت شد و به عنوان وکیل آزاد به وکالت پرداخت.دمیرتاش از سال ۲۰۰۶ میلادی وارد عرصه سیاست در ترکیه شد و در همان سال در یک برنامه تلویزیونی از شبکه کُردی روژ. تی. وی شرکت کرده و پس از بیان اظهاراتی در حمایت از عبدالله اوجالان رهبر زندانی گروه پ. ک. ک. و موضوعات قومی، به جرم تبلیغ برای گروه های تروریستی در سال ۲۰۱۰ محکوم به یک سال زندان شد.وی ...

ادامه مطلب  

ناگفته های حدادعادل از فتنه ۸۸  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر: معاونت تاریخ شفاهی مرکز اسناد انقلاب اسلامی همزمان با سالگرد حماسه ۹ دی گفتگویی باغلامعلی حدادعادل منتشر که به در آن به برخی ناگفته ها و خاطرات این چهره سیاسی اصولگرا از حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ و آنچه به عنوان فتنه در تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار شد پرداخته است.حداد عادل را به میانه روی و انصاف می شناختند. در روز های بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، اما او فعال تر و جسورتر در میدان حاضر بود. سه شنبه بعد از انتخابات، سخنران تجمع چند ده هزار نفری در میدان، ولی عصر شد و پس از آن بود که این مرد آرام عرصه سیاست به سیبل فتنه گران سبز تبدیل شد. در ادامه مشروح این گفتگو که در تاریخ دوم آبان ۱۳۸۸ و در زمانی که هنوز آتش فتنه زبانه می کشید، انجام شده است از نظرتان می گذرد.آقای دکتر! انتخابات دهم انتخاباتی بود که بسیارمورد مطلوب نظام بود. ۸۵ درصد از مردم مشارکت کردند که در تاریخ انقلاب بی نظیر است. خیلی ها می گویند هرچه انقلاب جلوتر می آید میزان مشارکت مردم کم می شود و قس علی هذا...، اما انتخابات بعد از ۳۰ سال نشان داد که مردم هنوز نشاط دارند و امیدوارند به انقلاب، و نتیجه اش هم ۸۵ درصد است. اما حوادثی اتفاق افتاد که در واقع کام مردم را به جای اینکه شیرین کند تلخ کرد. متأسفانه حالا جناب عالی که در این جریان از طرف شورای محترم نگهبان به عنوان ناظر بر جهت ده درصد آرا تعیین شدید. جناب عالی و شش نفر دیگر از آقایان، خواهش می کنم نظر خودتان را درباره انتخابات، برگزاری آن و بعد از انتخابات بیان بفرمایید.بسم الله الرحمن الرحیم انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نقطه عطفی محسوب می شود، هم در تاریخ انتخابات های بعد از پیروزی انقلاب، هم به عقیده بنده در تاریخ سیاسی بعد از انقلاب. بنده از فردای بعد از ۲۲ خرداد ۸۸ گفتم که نقشه سیاسی ایران عوض می شود و حوادث بعدی هم این نظر را تأیید کرد؛ یعنی خیلی افراد و جریانات جایگاه و پایگاه خودشان را از دست خواهند داد یا جایگاه و پایگاهشان تضعیف خواهد شد و احتمالاً افراد و جریاناتی هم ظهور بکنند و جدید باشند و یک جایگاه تازه ای پیدا بکنند.قطب بندی جدید در تاریخ سیاسی ایران بعد از انقلاببله حالا.چون همیشه ما چپ و راست داشتیم. چپ، راست، امّا این ترکیب جدیدی است.بله، یک آرایش جدید از نیرو ها را بنده پیش بینی کردم که با این انتخابات در عرصه سیاسی ایران به ظهور خواهد رسید و به این جهت است که این انتخابات را نقطه عطفی در تاریخ سیاسی انقلاب می دانم. انتخابات از چند جهت قابل بررسی است: یکی حوادثی که قبل از رأی گیری رخ داد و دیگر حوادثی که بعد از رأی گیری اتفاق افتاد. از نظر خود بنده هم حوادثی است که ناظر آن ها بودم؛ اموری است که من دخالت داشته ام در آنها... این هم یک نوع تقسیم بندی است. من سعی می کنم لااقل راجع به این چهار جنبه ای که تفکیک کرده ام توضیحاتی برای شما عرض کنم. حوادث قبل از انتخابات قبل از روز ۲۲ خرداد ۸۸ حوادث منحصر به فردی بود یعنی ما هیچ وقت در انتخابات های گذشته این شور و هیجان و صف بندی و حرارت و حرکت را نداشتیم و التهاب عجیب بر جامعه حکمفرما بود. دو طرف خصوصاً طرفداران آقای موسوی با تمام قوا به میدان آمده بودند؛ چه از نظر ستادها، چه از نظر شعار های تبلیغاتی، ابزار های تبلیغاتی، گستردگی در سطح ایران. یک پدیده نوینی هم که امسال اضافه شد که در انتخابات های گذشته سابقه نداشت، مناظره های تلویزیونی بود. نتیجه این شده بود که قبل از روز رأی گیری فضای انتخاباتی به اسبی شبیه بود که تا آنجایی که جا داشت به آن تازیانه زده بودند و این اسب با نهایت سرعت در حال حرکت بود.در انتخابات سال ۸۸ یک پدیده نوینی که در انتخابات های گذشته سابقه نداشت، مناظره های تلویزیونی بود. نتیجه این شده بود که قبل از روز رأی گیری فضای انتخاباتی به اسبی شبیه بود که تا آنجایی که جا داشت به آن تازیانه زده بودند و این اسب با نهایت سرعت در حال حرکت بود.به هرحال این مناظره ها تنور انتخابات را به شدّت داغ کرد و انفجاری در تبلیغات ایجاد کرد. ذهن خیلی از مردم را به هم ریخت و در این مناظره ها حرف هایی زده شد که از نظر سیاسی و از نظر حقوقی خلاف انتظار بود و بر التهاب ها افزود. بنده قبل از روز رأی گیری احتمال دادم که بعد از رأی گیری ما فضای آرامی نداشته باشیم و این پیش بینی خودم را به بعضی از افراد نزدیک به خودم گفتم. گفتم تجربه سیاسی من به من می گوید که این جمعیتی که این اندازه داغ و ملتهب هستند به نتیجه انتخابات به آسانی تمکین نمی کنند؛ این استنباط من بود، چون واقعاً وضع قبل از انتخابات عادی نبود! در آن یک هفته منتهی به ۲۲ خرداد، بعدازظهر ها اصلاً ادارات و جلسات تعطیل بود؛ سمینارها، سخنرانی ها، دعوت ها همه ملغی شده بود و اشخاص ترجیح می دادند که از منزل بیرون نیایند؛ حتی کسی اگر می خواست برای عیادت کسی به بیمارستان برود ترجیح می داد یا صبح برود اگر ممکن بود یا اصلاً نرود؛ برای اینکه راه ها در بخش هایی از شمال شهر و شمال غربی شهر بسته بود و این غوغای خیابانی تا نزدیک صبح ادامه داشت.این حالت هیچ وقت دیده نشده بود. درست است که به خونریزی و درگیری مهمی نینجامید، اما دو طرف پر بودند، لبریز و سرشار بودند از خشم و هیجان و بیم و امید؛ و معلوم بود که مهار این هیجانات کار آسانی نیست و دیدیم که بعد از روز رأی گیری همین هیجانات را جهت دادند و مبدّل کردند به حوادثی که به آن ها حالا خواهیم پرداخت. این یک واقعیت است. درباره حوادث قبل از رأی گیری، من چند نکته را توضیح بدهم. یکی این است که از فضای مجازی به شدت استفاده می شد و بیش از آنچه افکار توسط روزنامه ها یا مجامع رسمی سیاسی هدایت بشود، از طریق سایت ها هدایت می شد و معلوم بود که یک مراکزی اصولاً ایجاد شده برای تولید پیامک های انتخاباتی. این را می شد حدس زد، یعنی حجم انبوهی از پیامک های انتخاباتی علیه آقای احمدی نژاد عمدتاً روی تلفن های همراه سرازیر بود؛ به طوری که اگر کسی بخواهد همه واقعیت های مربوط به این انتخابات را گردآوری و مستند بکند، یک بخشش همین پیامک ها است، جوک هایی که می ساختند، شعار هایی که القا می کردند و داستان هایی که سر هم می کردند؛ حتی شعر می ساختند. این طریق پیامک پدیده تازه ای بود.مطلب دیگر محتوای مناظره ها بود که به نظر من مهم ترین عنصر در این بررسی قبل از انتخابات است. محتوای مناظره ها مخصوصاً مناظره های آقای احمدی نژاد و مهندس موسوی خوب نبود و یک اشکالات عمده داشت و آن اینکه یکی از دو طرف مثلاً آقای موسوی و آقای کروبی سعی شان این بود که هرچه در این دوران ۴ ساله آقای احمدی نژاد شده آن را زیر سؤال ببرند و منفی جلوه بدهند و هیچ نقطه روشن و مثبتی را اعتراف نمی کردند. از آن طرف هم آقای احمدی نژاد سعی داشت ـ، چون قبل از ایشان یا دوران آقای خاتمی بود یا دوران آقای هاشمی بود یا دوران آقای مهندس موسوی بود ـ. آقای احمدی نژاد سعی می کرد که هم در مقام دفاع از خود و هم حمله به رقبای خود عملکرد دوران آقای خاتمی و هاشمی و موسوی را زیر سؤال ببرد. این یعنی از اول انقلاب تا زمان آقای احمدی نژاد و مال آن ها هم از زمان آقای احمدی نژاد تا دور دوم.هیچ نقطه مثبتی نبود؟بله، در نتیجه دو طرف شروع کردند به بیان عیب ها و ایراد ها در این ۳۰ سال گذشته و هر کسی به هر کسی انتقاد می کرد، او از دوره دیگر یک نظیر می آورد که تو هم این کار را کردی و برای غلبه به یکدیگر ملاحظه آبروی نظام را نکردند، ملاحظه افکار عمومی جوان ها را نکردند، حتی ملاحظه های اطلاعاتی و امنیتی را نکردند. چیز هایی را که کسی به آن تصریح نکرده بود، در هیچ جایگاه رسمی اعلام نشده بود، آن ها بی محابا به زبان آوردند و همه این ها هنجارشکنی بود. بنده وقتی این مطلب را دارم خدمتتان عرض می کنم موارد و مصادیق را یادم است از این مناظره ها، منتها فرصت نیست که بگویم.آقای دکتر بگویید!بله، دیگر فرض بفرمایید به عنوان نمونه یکی می گفت که شما مثلاً متحّجر هستید، با خانم ها بدرفتاری کردید در مسئله حجاب؛ یکی دیگر هم می گفت که من بدرفتاری کردم یا شما که بخشنامه کردید مانتو باید این ابعادش باشد، روسری باید این رنگ باشد، چه چیزی باید آن رنگ باشد و چیز هایی که هرکدام در زمان خودش حُسن شمرده می شد و انتظارات مردم تلقی می شد، حالا شده بود اسناد پرونده یا مثلاً یکی به یکی می گفت که شما در سیاست خارجی ایجاد تنش کردید.حاجی ها را مثلاً بردید کشتید؟بله، مثلاً با کشور های اطراف و همسایه ها و... یکی دیگر می گفت که در زمان من بود یا در زمان شما بود که بمب و مواد منفجره بردند به فلان کشور تا مثلاً آن ها در آنجا انفجار ایجاد بکنند. یک حرف هایی که خیلی عجیب و غریب بود و این حرف ها فقط برای غلبه بر رقیب ممکن است خوب باشد، امّا برای یک نظام به هیچ وجه درست نبود؛ یعنی از عقل و حکمت به دور بود. از این قبیل حرف ها زیاد زده شد، اما این نسبت هایی هم که به هم دادند، به نظر من با موازین حقوقی و منطقی جور در نمی آمد. مقام معظم رهبری هم در نماز جمعه ۲۹ خرداد نقد کردند مناظره ها را و گفتند دو طرف به هم نسبت هایی دادند که جایش در دادگاه بود نه در مناظره تلویزیونی.یک پدیده دیگر هم که خیلی عجیب بود، زیر سؤال بردن سیاست خارجی نظام بود در مسئله فلسطین و اسرائیل و لبنان و غزه که از طرف مخالفین آقای احمدی نژاد مطرح می شد. به اموری ایراد می گرفتند که اتفاقاً محاسن آقای احمدی نژاد بود، شجاعت ایشان را نشان می داد، صراحت ایشان را نشان می داد.اینکه آقای احمدی نژاد بیاید راجع به فرزندان آقای هاشمی و فرزندان آقای ناطق نوری صحبت بکند، بدون اینکه سندی عرضه بکند و بدون اینکه طرف مقابل فرصت دفاع داشته باشد، خلاف موازین بود و به فرض که این اتفاق هم افتاده باشد این ها باید در محکمه مطرح بشود و طرف حق دفاع داشته باشد، وکیل داشته باشد، رسیدگی کارشناسی بشود؛ بعد محکمه نظر بدهد...، اما اینکه مقامات بالای کشور بیایند راجع به دیگر مقامات بالای کشور این حرف ها را همین طور گذرا در افکار عمومی ـ. سه چهار روز مانده به انتخابات، یک هفته مانده به انتخابات ـ. مطرح بکنند و بر شعله های مخالف و موافق نفت بریزند، کار صحیحی نبود و همین طور نسبت هایی که از طرف مقابل داده شد به آقای احمدی نژاد، آن ها هم در واقع جایش در تلویزیون نبود؛ و خوب یکی از سؤالاتی که به ذهن بعضی ها خطور کرد این بود که آقای احمدی نژاد چهار سال رئیس جمهور بود. مردم سؤال می کردند که اگر شما واقعاً در این چهار سال اسناد و مدارکی داشتید که دالّ بر فساد این اشخاص بود چرا این ها را به قوه قضائیه ندادید؟ چرا از طریق مقامات عالیه کشور اقدام نکردید؟ چرا این ها را گذاشتید در دقیقه ۹۰ ـ. حتی در وقت اضافی ـ. آمدید در تلویزیون قبل از انتخابات مطرح کردید؟! این ها همه سؤالات مهمی بود.یک پدیده دیگر هم که خیلی عجیب بود، زیر سؤال بردن سیاست خارجی نظام بود در مسئله فلسطین و اسرائیل و لبنان و غزه که از طرف مخالفین آقای احمدی نژاد مطرح می شد. به اموری ایراد می گرفتند که اتفاقاً محاسن آقای احمدی نژاد بود، شجاعت ایشان را نشان می داد، صراحت ایشان را نشان می داد. حالا ممکن است بنده یا کس دیگری طرز بیان آقای احمدی نژاد را یک جایی نپسندیم، ولی نه اینکه ما بیاییم به عنوان یک کسی که متعلق به انقلاب است، به عنوان یک کسی که مرتباً از امام دم می زند، بیاییم و بگوییم که ما نباید قبل از اینکه مشکلات داخلی خودمان را حل کنیم و مسائل داخل ایران را حل کنیم به غزّه و فلسطین و لبنان کمک بکنیم.این برخلاف باور دینی ماست که فرمود: ه اند: «اَلْجارُ ثُمَّ الّدارُ»بله، اصلاً از هر جهتی این حرف غلط است و این حرفی است که از اول انقلاب تا حالا غیر از این حرف زدیم و اگر یک کسی در مقام کاندیدای ریاست جمهوری بیاید و به سیاست های نظام نسبت به لبنان و فلسطین انتقاد بکند، این در واقع دانسته و ندانسته یک نوع چراغ سبزی است به آمریکا و اسرائیل و به طرفداران آمریکا و اسرائیل در داخل کشور... که بالاخره یک عده ای هستند ولو اینکه قلیل اند، ولی هستند؛ چراغ سبز می دهد که من اگر رئیس جمهور بشوم دیگر به لبنان کمک نمی کنم، دیگر به فلسطین کمک نمی کنم! این حرف خیلی عجیب بود به نظر بنده، اصلاً حیرت آور بود؛ بدی این حرف به مراتب بدتر از بدی آن صحبت های توی مناظره و صحبت راجع به اینکه بچه فلانی یا بچه فلانی بد کرده بود هست؛ برای اینکه آن ها یک بد اخلاقی بود، یک به فرض حدّاکثر ظلم به یک فرد بود، ولی اینکه یک کسی بیاید و بگوید که آقای احمدی نژاد که به ژنو رفته سخنرانی کرده و از حقوق فلسطینی ها دفاع کرده، بعد نمایندگان کشور های اروپایی بلند شدند و جلسه را ترک کردند، این باعث خجالت است، باعث خفت است! من می خواهم بیایم که دیگر از این خفّت ها و خجالت ها تکرار نشود.این حرف ها مال این انقلاب نیست؛ این حرف ها حرف های امام نیست و ما اصلاً از کشور های غربی که خودشان اسرائیل را ایجاد کردند و پشتیبانی کردند و نوعاً هم سیاست هایشان تحت تأثیر صهیونیست هاست، غیر از این انتظار نداریم و ما این را پیروزی باید بدانیم برای نظام خودمان که داریم مسئله فلسطین را این طور صریح در بالاترین منبر های جهانی، در تریبون های مهم داریم عنوان می کنیم. این چه حرفی است که شما می آیید می زنید؟ این نشان می داد که ما با آقای موسوی جدیدی روبه رو هستیم؛ یعنی آقای موسوی که آمد در مناظره ها شرکت کرد، آن آقای موسوی که ما در دوران هشت ساله زمان امام دیده بودیم به عنوان نخست وزیر، دیگر نبود... برای اینکه ما انتظار نداشتیم آقای موسوی بیاید بگوید که ما چرا به لبنان کمک کردیم! همه دنیا افتخار می کنند به آن پیروزیی که در لبنان حاصل شد و ما هم به وظیفه خودمان عمل کردیم.آقای موسوی که آمد در مناظره ها شرکت کرد، آن آقای موسوی که ما در دوران هشت ساله زمان امام دیده بودیم به عنوان نخست وزیر، دیگر نبود... برای اینکه ما انتظار نداشتیم آقای موسوی بیاید بگوید که ما چرا به لبنان کمک کردیم! همه دنیا افتخار می کنند به آن پیروزیی که در لبنان حاصل شد و ما هم به وظیفه خودمان عمل کردیم.اگر کاری کردیم، تازه کار اصلی را هم خود آن بیچاره ها کردند که کشته دادند و سینه شان را سپر کردند؛ کاری که دیگران نکردند و ما کردیم و باید تحسین بشویم این را که نباید خودمان بیاییم سند محکومیت خودمان قرار دهیم! آقای موسوی هم متوجه شد که یک گاف بزرگی داده و من دقت داشتم در جلسه دوم سعی کرد یک قدری رفع و رجوع بکند، ولی دیگر دیر بود. به نظر من هر کس به آقای موسوی این مشورت را داده بود، از این انقلاب نبود ولو اینکه هر کس بوده باشد. حالا ممکن است که یک دست های پنهانی ـ. مثلاً با چند واسطه ـ. چنین توصیه هایی کرده باشند. به هرحال از یک مرد پخته ای مثل آقای موسوی انتظار نبود که بیاید در مناظره های انتخاباتی به جای اینکه راجع به مسائل کارشناسی و داخلی کشور و مشکلات صحبت بکند که خیلی هم می شد صحبت کرد، برود مطالبی را مطرح بکند که اصلاً فراتر از آقای احمدی نژاد و فراتر از این دولت و آن دولت است و مواضع رهبری و امام بوده است و انقلاب بود. به هر حال هر کدام از این نکته هایی که من عرض می کنم، یک سرفصل تجزیه و تحلیل است که مربوط به قبل از انتخابات است.به هرحال از حوادث قبل از انتخابات یک نکته قابل توجه هم آرامشی است که روز پنجشنبه ۲۱ خرداد حاکم بود که روز پنجشنبه مردم تمکین خوبی نسبت به قانون انتخابات نشان دادند. من آن روز در شهر رفت و آمد داشتم و دیدم که برخلاف روز های پیش که همه پر بودند از شور و هیجان، یک آرامشی بر سطح شهر حاکم است و قانون رعایت می شود. در روز جمعه روز بسیار آرام و شیرینی بود؛ یعنی همه جا حضور مردم بود و نظم بود. ما در این انتخابات شاهد خرابکاری نبودیم، شاهد به هم خوردن حوزه های انتخاباتی نبودیم. خوب، البته وزارت اطلاعات هم زحمت کشیده بود و دیدیم که گروه هایی آمده بودند که در حسینیه ارشاد، در مسجد النّبی نارمک، در مسجد لرزاده، در جا هایی که از تلویزیون اخبارش مستقیم پخش می شد و نقاط پر جمعت رأی گیری بود، قصد بمب گذاری داشتند؛ همان گروه هایی که در شیراز بمب گذاری کرده بودند و جا های دیگر. خوب، وزارت اطلاعات موفق شده بود این ها را شناسایی و دستگیر کند.به هرحال انتخابات بسیار خوبی برگزار شد و همه جا حضور جمعیت چشمگیر بود و شکایت هایی هم که در این دوره از حوزه های انتخاباتی به شورای نگهبان رسیده بود، خیلی کم بود؛ به طوری که من از آقای کدخدایی سؤال کردم که میزان شکایت ها در روز انتخابات چه قدر بوده؟ ایشان گفتند در انتخابات مجلس ما حدود ۲۸۰۰ شکایت داشتیم. اگر حالا من دقیق به یادم مانده باشد در حالی که در انتخابات ریاست جمهوری از سراسر کشور حدود ۷۱۰ تا ۷۶۰ تا یعنی زیر ۸۰۰ بوده تا آن وقت این هفتصد و خرده ای شکایت هم مربوط به هر چهار نامزد بود، یعنی به هر نامزدی شاید حدود ۱۷۰- ۱۸۰ تا شکایت بیشتر نرسد. حالا شما ملاحظه بکنید ۴۵ و اندی هزار صندوق انتخابات، از هر نامزدی حدود مثلاً ۲۰۰ تا حداکثر. این یعنی از نیم درصد هم کمتر می شود؛ چون یک درصد چهل هزارتا می شود چهارصدتا نیم درصدش می شود ۲۰۰ تا یعنی شاید چهار دهم درصد شکایت از موارد بوده و احساس ملت این نبود که انتخابات خراب برگزار شده است.این تا روز انتخابات...، اما یک ماجرا هایی هم بعد از انتخابات اتفاق افتاد. از همان روز جمعه یک اتفاق عجیبی که افتاد این بود که آقای مهندس موسوی دعوت کردند از خبرنگار ها و مخصوصاً خارجی ها و قبل از اینکه شمارش آرا شروع شود، این دعوت شروع شده بود و هیچ نتیجه ای هنوز اعلام نشده بود که آقای موسوی رفتند و خودشان را با اطمینان خاطر به صورت صریح پیروز انتخابات معرفی کردند و خودشان را رئیس جمهور خطاب کردند و این حیرت آور بود. این که گفته بشود که فلان خبرگزاری هم قبل از شمارش آرا از پیروزی آقای احمدی نژاد خبر داده، درست است.خبرگزاری فارس، ساعت ۱ شب؟بله، این ملاک نمی شود که یک کاندیدا خودش برود و خودش را رسماً پیروز اعلام بکند، برای اینکه خبرگزاری ممکن است حدس زده باشد، ممکن است بخواهد فضاسازی بکند و حتی ممکن است تخلّف بکند! بالاخره فرستاده خبرگزاری هم آدمی است، ولی یک کسی که می خواهد رئیس جمهور یک کشور شود و باید صد در صد قانون را رعایت کند. آن هم آقای مهندس موسوی که ترجیع بند صحبت هایش در مناظره ها این بود که آقای احمدی نژاد را قانون شکن معرفی می کرد و می گفت: شما به قانون تمکین نمی کنید، خودش مطابق چه ضابطه قانونی آمده و خودش را رئیس جمهور اعلام کرده و این خبر را به مردم دنیا اعلام کرده، به جهان اعلام کرده که من رئیس جمهور هستم. واقعاً این چه توجیهی دارد.باید سؤال کرد که آقای مهندس موسوی چه اطلاعی به شما رسیده بود که قبل از ساعت ۱۱ شب خودت را پیروز اعلام کردی؟ چه اطلاعی از ساعت ۱۱ شب تا صبح به شما رسید که نظام را و وزارت کشور را و مجریان انتخابات و شورای نگهبان را متّهم به تقلب کردی؟ مسئله این است که در این فاصله از این ۴۵ هزار صندوق به شما چه اطلاعاتی رسید که مطمئن شدی تقلب شده، در حالی که پای صورت جلسات امضای نمایندگان شما و ناظران شما هست.قبل از شروع رأی گیری هر کاندیدایی می گوید من پیروز هستم؛ منتها همه می فهمند که این مثل بازی فوتبال می ماند که دو تیم هر کدام صحبت می کنند می گویند ما برنده می شویم، ما محاسباتی داریم که فکر می کنیم ما برنده ایم. ولی هر کس که گوش می کند می فهمد که این یک نوع آرزو است که به صورت جمله خبری بیان می شود، ولی بعد که انتخابات انجام شده دیگر همه باید منتظر باشند تا مراجع رسمی اعلام کنند نه اینکه خود طرف بیاید و خودش را پیروز معرفی بکند.این پدیده عجیبی بود. بعد که نتایج اعلام شد، فردا صبح ما می بینیم که ورق برمی گردد یعنی آقای مهندس موسوی که ساعت یازده شب خودش را پیروز انتخابات می داند، صبح روز شنبه مدّعی می شود که حقوق مردم ضایع شده، یک تقلّب عظیم صورت گرفته و بعد هم از رهبری مطالبه می کند که انتخابات را باطل اعلام بکنند؛ چون تقلب صورت گرفته است.این حرف خیلی عجیبی است؛ این را باید کاملاً تجزیه و تحلیل کرد. باید سؤال کرد که آقای مهندس موسوی چه اطلاعی به شما رسیده بود که قبل از ساعت ۱۱ شب خودت را پیروز اعلام کردی؟ چه اطلاعی از ساعت ۱۱ شب تا صبح به شما رسید که نظام را و وزارت کشور را و مجریان انتخابات و شورای نگهبان را متّهم به تقلب کردی؟ مسئله این است که در این فاصله از این ۴۵ هزار صندوق به شما چه اطلاعاتی رسید که مطمئن شدی تقلب شده، در حالی که پای صورت جلسات امضای نمایندگان شما و ناظران شما هست، شما از این ۴۵ هزار صندوق، ۴۲ هزار صندوق را ناظر داشتید.حالا گیرم که دو هزارتا از این ۴۲ هزارتا را هم به هر علتی یا از اول راه نداده باشند یا در ضمن رأی گیری از حوزه بیرون کرده باشند... دیگر بیشتر از این که نیست؟ چون واقعاً این عدد هم من همین طوری از خودم می گویم والّا این تعداد هم نیست. حالا به هر علت بالاخره ۴۰ هزارتا ناظر داشتی و وقتی که آرا را خواندند، هر کاری کردند، آن ها علی القاعده بودند و تمام آن هیئت های نظارت و هیئت های اجرایی که در طول سال های گذشته سر صندوق بودند، این دفعه هم بودند و این ها همان هیئت هستند، همان آدم هایی هستند که نوعاً زمان آقای احمدی نژاد هم بودند؛ و این انتخابات را این ها برگزار می کردند!بله. زمان آقای خاتمی هم بودند، زمان آقای هاشمی هم بودند؛ معمولاً این ها در این ده بیست سی سال اخیر حفظ شدند؛ یعنی آدم هایی هستند که از همه پرسی جمهوری اسلامی در فروردین سال ۵۸ پای صندوق بودند، هنوز هم هستند و همین طور نسل به نسل این ها کارشان را ادامه می دهند و هیچ وقت کسی نگفته که توی انتخابات ها تقلب سازمان یافته گسترده ای انجام شده؛ یعنی خود آقای خاتمی قبل از رأی گیری اعلام کردند که در ایران در انتخابات تقلّب صورت نمی گیرد و این حرفی بود که همه قبول داشتند؛ یعنی کسی نظام را به تقلب متهم نکرده بود.بله، ممکن بود یک کسی در یک جایی صدتا رأی را بالا و پایین بکند، ولی این را که تقلب نظام نباید نامید، آن مورد را باید رفت رسیدگی کرد و اگر یک صندوق، ده تا صن ...

ادامه مطلب  

شمابنده را به چاه انداختید/می دانستم حمایت نمی کنید، وارد نمی شدم  

درخواست حذف این مطلب
وزیر بهداشت در واکنش به انتقادات نماینده تهران در خصوص افزایش هزینه های درمان گفت: شما من را به این چاه انداختید. اگر می دانستم حمایت نمی کنید وارد این میدان نمی شدم.به گزارش آناج به نقل از مهر، در جلسه علنی روز سه شنبه مجلس شورای اسلامی بررسی سوال علیرضا محجوب نماینده مردم تهران از وزیر بهداشت در دستور کار صحن علنی مجلس قرار گرفت. این سوال در مورد علت مطالبه ۹ درصد حق بیمه جهت واریز به وزارت بهداشت و درمان بود.علیرضا محجوب گفت: با وجود اینکه فقط ۷ درصد از حق بیمه برای درمان، قابل هزینه است مصادره اموال بیمه شدگان با چه مجوزی صورت می گیرد. آیا مطالبه ۹ درصد محل سود سپرده ها و سرمایه و اعتبارات بانکی صحیح است؟ چرا دولت از پرداخت سه درصد از سهم مشارکت دولت، مطابق اصل ۲۹ قانون اساسی خودداری می کند؟وی افزود: چرا وزارت بهداشت از پرداخت سرانه درمان بیمه شدگان تأمین اجتماعی خودداری می کند؟سیدحسن قاضی زاده هاشمی عنوان کرد: در ابتدا به خاطر عصبانیت از این تریبون عذر می خواهم، تاکنون نه شرکت داشتم و نه دنبال واردات و تجیهزات بودم، صرفاً به دنبال تحصیل رفتم و به دنبال این بودم که یک کار را درست انجام دهم بهتر از ۱۰ کار غلط است. اگر لحنم در امر به معروف و نهی از منکر، تند بود عذرخواهی می کنم.وی افزود: این سوال به من ربطی ندارد. کسی اموال بیمه شدگان را مصادره نکرده است.قاضی زاده هاشمی با اشاره به مصوبه اخیر مجلس اظهار داشت: مجلس تصمیم گرفت که سازمان تأمین اجتماعی موظف شود هزینه های درمان را به حسابی واریز کند که فقط برای بخش سلامت هزینه کند.وزیر بهداشت ادامه داد: سازمان تأمین اجتماعی سال های ابتدایی انقلاب به عنوان سازمانی موفق زیر نظر وزارت بهداشت بود اما به وزارت تعاون واگذار شد و امروز کارنامه اش نزد ملت است.وی یادآور شد: ما بسیار خوشحال می شویم اگر دولت بدهی هایش را به حوزه سلامت بدهد. در روستاها با این که حق بیمه را سازمان تأمین اجتماعی می گیرد، وزارت بهداشت خدمات می دهد.قاضی زاده هاشمی تصریح کرد: مجلس در قانون بودجه سازمان تأمین اجتماعی را مکلف کرد تمامی سهم درمان را از حق بیمه در حسابی نزد خزانه داری کل کشور به عنوان بیمه درمان تأمین اجتماعی متمرکز کند و مجددا به سازمان تأمین اجتماعی دستور داده شد این منابع را تأمین کند. لذا این منابع و چگونگی هزینه کرد آن به وزارت بهداشت ارتباطی ندارد.در ادامه علیرضا محجوب نماینده مردم تهران خاطرنشان کرد: قصد شما وصول مطالباتتان است. البته کسی شما را به خاطر این موضوع تقبیح نمی کند. اما هزینه های درمان طی سال های گذشته به شدت افزایش یافته است. در سال ۹۱، منابع درمانی ۵۴ هزار میلیارد و هزینه ها ۲۳ هزار میلیارد تومان بود.وی افزود: امسال ۵۰۰ درصد هزینه های درمان افزایش یافته است. منابع بیمه تأمین اجتماعی ۷ درصد در اختیار درم ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - فتنه ای که گسل های اجتماعی را فعال کرد  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی اندیشکده برهان / سعید طلوعیان؛ جامعه و سیاست همواره در پیوند و ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر بوده اند. تحولات اجتماعی بر روندهای سیاسی تأثیر گذاشته اند و متقابلا می توان از تأثیر روندها و حوادث سیاسی بر ساختارها و صورت بندی اجتماعی صحبت کرد. از نگاهی دیگر می توان چنین اظهار نظر کرد که سیاست در بستر اجتماعی جریان می یابد و سیاست شناسی در بستر جامعه شناسی ممکن می گردد. در این میان جامعه شناسی سیاسی به عنوان برساخته ای میان رشته ای، ریشه های اجتماعی مسائل سیاسی را مطالعه می کند. آرتور بنتلی اولین سیاست شناسی است که در چنین بستری به پدیده های سیاسی توجه کرده است.شکاف های اجتماعی یکی از مهم ترین مباحث جامعه شناسی سیاسی در طول عمر این رشته بوده است. شکاف های اجتماعی در حقیقت به نقاط امتیاز، افتراق و تفاوت هایی گفته می شود که صورت بندی های گوناگونی از تقسیم بندی های اجتماعی و جناح بندی های سیاسی بر مبنای آنها شکل گرفته اند. فتنه 88 از سویی به عنوان یک حادثه اجتماعی قابل تحلیل است که بر آرایش نیروهای سیاسی و اجتماعی تاثیر گذاشته و از سوی دیگر به عنوان پدیده ای سیاسی موجب تغییراتی در صورت بندی اجتماعی شده است. در این مقاله گرچه هر دو وجه این رابطه مدنظر بوده است اما تاکید اساسی بر روی تأثیر فتنه 88 بر جامعه ایران، علی الخصوص ایجاد و تعمیق شکاف های اجتماعی صورت گرفته است.مقدمه؛فتنه سال 88 را می توان حادثه ای مهم در تاریخ انقلاب اسلامی ایران به شمار آورد که می توان از منظر مباحث عمیق علم سیاست و جامعه شناسی پرتوی بر آن افکند. از این جهت که معرفت علمی به این حادثه علاوه بر این که نوعی معرفت تاریخی است شامل شناخت و تبیین عمیقی از جامعه و سیاست ایران از منظر آن نیز می تواند باشد. سیاستگذاری در حوزه اجتماعی و سیاسی نیازمند چنین شناخت عمیقی از تاثیر حوادث سیاسی بر پیکره اجتماع است. درباره فتنه 88 مباحث گسترده ای طی سال های گذشته مطرح شده است که هر کدام از منظر خاص خود این پدیده را تحلیل کرده اند.فتنه 88 به عنوان یک امر سیاسی، تأثیراتی بر جامعه ایران داشته است. یکی از این تأثیرات را می توان اثرگذاری بر شکاف های اجتماعی به شمار آورد. جامعه ایران قبل از سال 88 دارای انواعی از شکاف ها در درون خود بوده است. این حادثه برخی از این شکاف ها را از بین برد، برخی از شکاف ها را تضعیف و برخی را تقویت کرد و در مواقعی حتی شکاف های جدیدی هم ایجاد کرد، به گونه ای که می توان رابطه علی و معلولی بین آنها برقرار کرد. مقاله به بررسی تاثیر این حادثه بر مقوله شکاف های اجتماعی خواهد پرداخت.مبانی نظری بحث؛بحث درباره شکاف های اجتماعی را ناگزیر باید از تعریف و توضیح مفهوم "جامعه شناسی سیاسی" آغاز کرد. چرا که شکاف های اجتماعی به عنوان پدیده ای قابل تحلیل، در بستر جامعه شکل گرفته اند و شناخت هر چیزی جز با شناخت زمینه های شکل گیری آن چیز غیر عملی و غیر منطقی می نماید. شکاف های اجتماعی را از یک سو می توان حاصل تغییرات اجتماعی قلمداد کرد که بر اساس ورود مولفه های جدید در فرهنگ، سیاست و...هر جامعه ای به وجود می آیند و از سوی دیگر می تواناز شکاف های اجتماعی به عنوان متغیری مستقل صحبت کرد که خود یکی از عوامل ایجاد تغییرات در جامعه می شوند. این هر دو جنبه ذیل موضوع تغییر اجتماعی قابل بررسی هستند و «اینکه جوامع چگونه و چرا تغییر می کنند برای جامعه شناسی سیاسی اهمیت اساسی دارد.» (1) به جهت وجود چنین اقتضائاتی است که بحث درباره شکاف های اجتماعی یکی از موضوعات اساسی و مهم در جامعه شناسی سیاسی به شمار می رود.جامعه شناسی سیاسی برساخته ای میان رشته ای است که از قواعد، یافته ها و محتوای هر دو علم جامعه شناسی و علوم سیاسی بهره می برد. جامعه شناسی سیاسی از ترکیب دو واژه جامعه شناسی و سیاست شکل گرفته است بنابراین تعریف این عبارت منوط به تعریف تک تک این واژگان است؛ «جامعه شناسی مطالعه رفتار انسان در زمینه اجتماعی است. بنابراین جامعه واحد اساسی تحلیل است.» (2) در تعریف دیگری چنین آورده اند: «جامعه شناس موضوع مطالعه خود را مطالعه رفتار اجتماعی انسان، تعامل ها و سازمان های اجتماعی قرار می دهد.» (3) تعاریف متعددی از علم سیاست ارائه شده است اما به طور کلی می توان گفت «علم سیاست به تحلیل و بررسی جنبه های سیاسی پدیده های اجتماعی نظر دارد.»(4)بدین ترتیب می توان به تعریف جامعه شناسی سیاسی پرداخت، جامعه و سیاست همواره در پیوند و ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر بوده اند. تحولات اجتماعی بر روندهای سیاسی تأثیر گذاشته اند و متقابلا می توان از تأثیر روندها و حوادث سیاسی بر ساختارها و صورت بندی اجتماعی صحبت کرد. از نگاهی دیگر می توان چنین اظهار نظر کرد که سیاست در بستر اجتماعی جریان می یابد و سیاست شناسی در بستر جامعه شناسی ممکن می گردد. در این میان جامعه شناسی سیاسی به عنوان برساخته ای میان رشته ای، ریشه های اجتماعی مسائل سیاسی را مطالعه می کند. «سیاست خود به خود در دل جامعه و سیاست شناسی در درون جامعه شناسی قرار می گیرد. این گزاره خود دارای یک گرایش روش شناختی است به ایی معنا که برداشت و تعریف خاصی از جامعه را می طلبد که بر اساس آن سیاست نوعی روابط اجتماعی محسوب می شود.»(5) می توان چنین اظهار نظر کرد که جامعه شناسی سیاسی می کوشد تا پیوندهای میان سیاست و جامعه را مورد مطالعه قرار دهد. «جامعه شناسی سیاسی به بررسی محیط اجتماعی سیاست می پردازد از این رو در جامعه شناسی سیاسی شناخت جامعه و پیچیدگی های آن، نقطه عزیمت شناخت زندگی سیاسی به شمار می رود. در جامعه شناسی سیاسی مبدأ، بررسی جامعه و مقصد، توضیح زندگی سیاسی است.»(6)با این توضیحات ما وقتی از تأثیر فتنه 88 بر ایجاد و تعمیق شکاف های اجتماعی صحبت می کنیم در حال بررسی موضوعی از منظر جامعه شناسی سیاسی هستیم که مورد مطالعه را از دو جنبه اجتماعی و سیاسی محل بحث و مداقه قرار می دهد.شکاف های اجتماعی؛موضوع شکاف های اجتماعی یکی از مهم ترین مباحث جامعه شناسی سیاسی به حساب می آید که نقش مهمی در تبیین و بررسی مسائل مربوط به موضوعات اجتماعی دارد. شکاف های اجتماعی جزء مباحث اولیه و اساسی جامعه شناسی سیاسی دسته بندی شده اند به طوری که برخی ذکر کرده اند که «نخستین وظیفه جامعه شناسی سیاسی شناخت تعارضات و شکاف های جامعه است. بررسی تأثیر نیروهای اجتماعی بر روند زندگی سیاسی در درجه اول، نیازمند شناخت مبانی تکوین آن هاست. نیروها و گروه های اجتماعی به صورت تصادفی پیدا نمی شوند بلکه مبتنی بر علائق گوناگونی در درون ساخت جامعه هستند. چنین علائقی معمولا در حول شکاف های اجتماعی شکل می گیرند. شکاف اجتماعی عملا موجب تقسیم و تجزیه جمعیت و تکوین گروه بندی هایی می گردد و این گروه بندی ها ممکن است تشکل ها و سازمان های سیاسی پیدا کنند قاعده کلی جامعه شناسی سیاسی این است که زندگی سیاسی در هر کشوری به شیوه های گوناگون تحت تأثیر شکاف های اجتماعی خاص آن کشور و نحوه صورت بندی آن شکاف ها قرار می گیرد.»(7)در حقیقت ما وقتی از شکاف های اجتماعی صحبت می کنیم به نوعی از تضاد و تفاوت اجتماعی نیز صحبت کرده ایم. چرا که شکاف های اجتماعی بر اساس نقاط افتراق و تفاوت شکل گرفته است: «شکاف های اجتماعی در واقع تعریف کننده نقاط تفاوت و افتراقِ افراد و گروها های گوناگون یک جامعه درباره ارزش ها، ایدئولوژی ها، دیدگاه های سیاسی، خواسته ها و مطالبات، طبقه اجتماعی و جایگاهی که افراد در قشربندی اجتماعی دارند می باشد.»(8)روابط و تعامل اجتماعی به میزان وسیعی تحت تأثیر شکاف ها هستند و افراد و گروه ها در رفتار خود از نتایج شکاف های موجود متأثرند. برای مثال شکاف جنسیت، جامعه را به دو بخش زن و مرد تقسیم می کند. گرایش های فمینیستی اساسا بر روی چنین شکافی موج سواری می کنند. یا شکاف مذهبی می تواند جامعه را به دو بخش شیعه و سنی تقسیم کند. شکاف اقتصادی منجر به ایجاد دو طبقه پایین و بالا می شود. همچنین نمونه شکاف سیاسی، شکاف اصول گرا-اصلاح طلب در کشور و جامعه ماست.به منظور استفاده دقیق تر از مبحث شکاف ها برای تحلیل آثار فتنه 88 لازم است درباره تقسیم بندی شکاف ها هم مباحثی را مطرح کنیم:-شکاف ها را در یک تقسیم بندی به شکاف های فعال و غیر فعال تقسیم می کنند. شکاف های غیرفعال به آن دسته از شکاف ها اطلاق می شود که گرچه موجود است اما به جهت در حاشیه بودن و عدم تأثیر بر زندگی سیاسی غیرفعال قلمداد می شوند. برای مثال در جامعه اروپایی شکاف مذهبی کاتولیک-پروتستان تاثیر چندانی بر زندگی سیاسی ندارد و تقریبا غیر فعال است.-بر اساس یک تقسیم بندی دیگر شکاف ها را به ساختاری و تاریخی یا تصادفی تقسیم بندی کرده اند: شکاف های ساختاری آن دسته از شکاف ها را شامل می شوند که جوامع به مقتضای برخی ویزگی های دگرگونی ناپذیر و پایدار خود دچار چنین شکافی هستند. برای مثال تقسیم کار همواره نوعی از شکاف های اجتماعی را ایجاد می کند که مربوط به ساختار یک جامعه است و امر تصادفی و ساختاری به حساب نمی آید.شکاف های تاریخی اما حاصل فرآیندهای تاریخی یک کشور محسوب می شوند. و تحولات و تصادف های تاریخی در فرآیند شکل گیری آن ها نقش دارند. مانند شکاف های قومی، مذهبی یا شکاف های زبانی.-همچنین از نظر نحوه ترکیب و صورت بندی شکاف های اجتماعی در جامعه، ما می توانیم از شکاف های متراکم و شکاف های متقاطع نام ببریم. «در برخی مواقع شکاف ها یکدیگر را تقویت می کنند و اثر هم افزایی بر یکدیگر دارند که به آن ها شکاف های متراکم می گویند. به طور مثال در جامعه ما شکاف چپ و راست یا اصلاح طلب و اصول گرا به لحاظ سیاسی فعال است، اگر شکافی دیگر مانند طرفداری از غرب هم راستا با اصلاح طلبان و یا مخالفت با غرب هم راستا با اصول گرایان فعال شود، به دلیل آنکه شکاف قبلی را تشدید می کند، شکاف متراکم شکل می گیرد و سطح تضاد ها و تعارض ها افزایش می یابد.برخی مواقع نیز شکاف ها آثار تضعیف کنندگی در ارتباط با یکدیگر دارند که به آن ها شکاف های متقاطع می گویند. به طور مثال در انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم که شکاف اصلی شکاف اصول گرایان و اصلاح طلبان بود، با شکل گیری شکاف های فعال دیگری در درون خود اصول گرایان (قالیباف، لاریجانی و احمدی نژاد) و درون خود اصلاح طلبان(معین، کروبی و رفسنجانی) شکاف اصلی تضعیف شد و سطح منازعه کاهش یافت.»(9)مروری بر شکاف های جامعه ایران بعد از انقلاب اسلامی؛برای بحث پیرامون تأثیر فتنه 88 بر وضعیت شکاف ها بهتر است مروری کوتاه بر شکاف های جامعه ایران و انواع آن داشته باشیم تا بتوانیم وضعیت را با دید وسیع تری تحلیل کنیم. با پیروزی انقلاب اسلامی و نزدیک شدن به مراحل قانونی تعیین نوع حکومت، یعنی برگزاری رفراندوم برای این امر، یک شکاف فعال و تاریخی پیرامون انتخاب «جمهوری اسلامی» به عنوان نوع حکومت شکل می گیرد که مبتنی بر موافقت یا مخالفت با آن است.با استعفای دولت موقت شکاف دیگری در جامعه ایران، با عنوان خط امام و غیر آن شکل می گیرد که شامل لیبرال ها، چپ ها و سایرین می شود.شکاف چپ و راست سیاسی که به طور مشخص با جدایی مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز در سال 67 پایه های شکل گیری آن به وجود می آید و پس از آن تا سال 76 ادامه پیدا می کند.با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات دور هفتم ریاست جمهوری دو گانه چپ و راست منسوخ می شود و به تدریج از اوائل دهه 1380، خشت های اولیه شکاف اصول گرا- اصلاح طلب گذاشته می شود. انتخابات دور هشتم ریاست جمهوری به پیروزی دوباره اصلاح طلبان ختم می شود. اصول گرایان موفقیت های سیاسی خود را از انتخابات دور دوم شورا ها و مجلس هفتم به تدریج آغاز می کنند تا اینکه در سال 1384 ، با کاندیداتوری دکتر محمود احمدی نژاد، پیروز انتخابات ریاست جمهوری می شوند.انتخابات دور دهم ریاست جمهوری تقریبا در بستر شکاف اصول گرا-اصلاح طلب برگزار می شود. اما به تدریج این فرآیند حالت دگرگونی به خود می گیرد و مخصوصا حوادث پس از انتخابات و عدم تمکین عده ای از سیاسیون از رای مردم و نتیجه انتخابات، باعث بروز فتنه سال 88 می شود. این حادثه به عنوان پدیده ای سیاسی، موجب شکل گیری پیامدهای اجتماعی فراوانی می شود که برخی از آنها عبارت اند از؛ برهم زدن ثبات سیاسی، تبدیل رقابت در نظام به رقابت با نظام، عبور از خطوط قرمز در رقابت های سیاسی، در نوردیدن همه قاعده ها و ارزش های دینی و قانونی کشور و... یکی از مهم ترین پیامدهای چنین وضعیتی ایجاد تغییراتی در آرایش نیروهای اجتماعی و سیاسی و همچنین تغییر در ترکیب و صورت بندی شکاف های اجتماعی است که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت:نحوه شکل گیری صف آرایی انتخابات دور دهم ریاست جمهوری؛-تعمیق شکاف اصول گرا-اصلاح طلب-ایجاد و تعمیق شکاف بین مردم با مردم-ایجاد و تعمیق شکاف بین نخبگان با نخبگان-ایجاد و تعمیق شکاف بین نخبگان با مردم- ایجاد و تعمیق شکاف دولت – ملت در لایه هایی از جامعهفرآیند برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی همواره به نحوی بوده است که شکاف فکری، ایدئولوژیک و سیاسی در آن جریان داشته است. و مردم بر اساس توانایی ها و کارنامه ها جریان ها رای داده اند. مثلا درانتخابات مجلس هفتم شکاف اصول گرا-اصلاح طلب حاکم بود یا در انتخابات نهم ریاست جمهوری نیز همین شکاف تداوم داشت. در انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز همین شکاف به تدریج به آمد. البته یک طرف انتخابات یعنی میرحسین موسوی در طول انتخابات چهره های مختلفی به خود گرفت. وی در آغاز به عنوان چهره ای «نه اصول گرا نه اصلاح طلب» و «هم اصولگرا و هم اصلاح طلب» ظاهر شد. اما تغییر ادبیات او در روزهای منتهی به انتخابات از او شخصیتی اصلاح طلب به نمایش گذاشت و حتی در مواقعی او به گفتمان ساختارشکنی نزدیک شد. همین تغییر مداوم گفتمان موسوی، باعث می شود تا نتوانیم از حاکمیت شکاف اصول گرا-اصلاح طلب در طول انتخابات و پس از آن سخن بگوییم. انتخابات در این دوره به علت های مختلفی به مسئله هویتی برای جریان های مختلف تبدیل شد. همین نکته باعث تعمیق شکاف اصلاح طلب-اصولگرا به طرز عجیبی شد. با پیش روی در روند انتخابات و انباشته شدن شکاف های متعدد بر روی هم، تفاوت موضع دو طرف رقابت به در همه عرصه های داخلی و خارجی نمایان شد. «تعدد و تراکم شکاف ها به انتخابات دهم جنبه هویتی داده بود و هر کس احساس می کرد باید از هویتش در برابر دیگری دفاع کند. این هویتی شدن، فضای دوقطبی ساخته بود که عده زیادی می خواستند احمدی نژاد نباشد و عده زیادی نیز طرفدار بودن احمدی نژاد بودند.» متعاقب این میل یک فضای احساسی و هیجانی به وجود آمد که پتانسیل بالایی از جامعه را درگیر خود کرده بود. این فضا در دوقطبی سازی جامعه نقش فعالی داشت. متعاقب این فضا دو قطبی «تنفر-تقدس» در جامعه شکل گرفت.»(10)در هر انتخابات طبیعی است که جناح های سیاسی و مردم از کاندیدای مورد نظر خود حمایت کنند و این در انتخابات سال 88 هم وجود داشت اما با لحاظ این نکته که جنبه هویتی به خود گرفت و هرکس در پس دفاع از کاندیدای مدنظرش احساس می کرد که به نوعی از هویت خودش دفاع می کند. این وضعیت هم برای جناح های سیاسی قابل لحاظ بود و هم برای آحاد مردم. «گروه هاف اقشار و طبقات مختلف مخالف احمدی نژاد و دولت نهم که در طول چهارسال عمر این دولت و تا حدودی در انتخابات نهم ریاست جمهوری بر طبل تنفر از احمدی نژاد کوبیده بودند، این بار هم سیل هجمه هایی از تهمت و تخریب را علیه رییس جمهور و دولت او روانه کردند. تا جایی که این دولت را نکبت نامیدند و پایان دادن به عمر این دولت و پیروزی موسوی، برای آنها مانند یک امر مقدس درآمده بود. در مقابل گروهها، اقشار و طبقات اجتماعی دولت نهم با شکل دادن یک فضای مقدس برای مقاومت در برابر این هجمه ها نوعی دیگر از فضای هیجانی و احساسی را رقم زدند. این دو گانه «تنفر-تقدس» در هریک از گروه های شکل گرفته در اطراف این شکاف ها نسبت به کاندیدای خود و کاندیدای مقابل شکل گرفته بود.»(11)برای مثال می توان به ذکر نمونه های زیر در بین سیاسیون اصلاح طلب و طرفدار موسوی اشاره کرد:فائزه هاشمی؛ در این چهار سال، نکبت و خواری نصیب ملت ایران شدو ما نمی خواهیم این دوران تلخ را دوباره تکرار کنیم.(2 خرداد 88، میتینگ انتخاباتی استادیوم آزادی)کامبوزیا پرتوی؛ 4 سال احساس حقارت کردم. 4 سال با هر سفر رییس جمهور از روستا گرفته تا سفرهای خارجی احساس حقارت کردم.(همان)محمد خاتمی؛ مسأله فوری لزوم تغییر مضع موجود است که اگر تغییر نکند همه زیان می کنند.(مصاحبه روزنامه اعتماد، به نقل سایت نواندیش 21 اردیبهشت 88)محمدرضا خاتمی؛ اگر حمله مغول توانست این ملت را از پای درآورد شرایط فعلی هم می تواند این ملت را تسلیم خود کند. امروز ملت اصلاح طلب ایران رییس دولتی می خواهد که از شنیدن نام دموکراسی دچار تهوع نشود.(خبرگزاری ایرنا، 26 اردیبهشت 88)میر حسین موسوی؛ من اگر در این بیست سال سکوت کرده بودم به این دلیل بود که احساس خطر نکرده و وارد مسائل سیاسی نمی شدم، اما اکنون و به خاطر وقایعی که در این چهارسال اخیر اتفاق افتاده، و هزینه های نظام را زیاد کرده احساس خطر کرده و آمده ام به شکلی که تا آخر ایستاده ام و دیگر سکوت نخواهم کرد.(خبرگزاری ایرنا، 21 اردیبهشت 88)مهدی کروبی؛ در طول این 4 سال حرف های نسنجیده، ماجراجویانه و بی خاصیت زدیم و دشمن تراشی کردیم. ما باید یک سیاست معقول مترقی پیش گیریم و در هر سه بعد جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت کشور را به جایگاه خوبی که ایران و مردم آن دارند بدون هیچ تسلیمی برسانیم.(اولین نطق تلویزیونی)میرحسین موسوی؛ اولین سبک مدیدریت به سبک ماجراجویی و رفتارهای نمایشی، خیال بافی، خرافه گرایی، قاون گریزی، پنهان کاری و سطحی نگری است اما روش دوم این است که بر اساس متانت و روش کارشناسی، شفافیت، صداقت، قانونگرایی، دوراندیشی و اعتدال گرایی کار کنیم. اگر می خواهیم ایران نیرومند و پیشرفته داشته باشیم، مدیریت نوع دوم بسیار بهتر است.(مناظره احمدی نزاد-موسوی)این ها تنها گوشه های از تهمت ها، تخریب ها و توهین ها علیه احمدی نژاد و دولت نهم بو ...

ادامه مطلب  

موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

مشارکت حداکثری در انتخابات معادلات بین المللی را به نفع ایران تغییر داد  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور در ارائه گزارشی از روند برگزاری سه انتخابات ریاست جمهوری، شوراها و میان دوره ای مجلس گفت که مشارکت حداکثری مردم در انتخابات معادلات منطقه ای و جهانی را به نفع ایران تغییر داد.به گزارش ایسنا، عبدالرضا رحمانی فضلی در جلسه علنی امروز (سه شنبه) مجلس در ارائه گزارشی از چگونگی برگزاری دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستا و میان دوره ای مجلس شورای اسلامی گفت: انتخابات در ۲۹ اردیبهشت در امنیت کامل برگزار شد آن هم در شرایطی که تامین امنیت در این انتخابات در منطقه ای بود که با جنگ و بحران مواجه است، لذا برگزاری آن بدون مشکل امنیتی نشان دهنده یکی دیگر از تلاش های موفق نیروهای امنیتی و انتظامی کشور است.وی با بیان اینکه این گزارش در قالب چند بخش تهیه شده است گفت که بخش اول تبیین اصول حاکم بر اجرای انتخابات است. وزارت کشور به عنوان متولی انتخابات به تأسی از رهنمودهای مقام معظم رهبری و در چارچوب قوانین و مقررات با اصول مهمی همچون قانونمداری و رعایت مر قانون، برگزاری انتخاباتی سالم آن هم در فضایی کاملا امن، رعایت کامل بی طرفی، صیانت از آراء مردم به عنوان حق الناس، فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای نگهبان و هیأت نظارت منتخب مجلس شورای اسلامی توانست با تلاش صادقانه همکارانم در ستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها و همچنین همکاری تمامی دستگاه های نظامی و اطلاعاتی و قضایی و انتظامی، صدا و سیما و همدلی آحاد مردم و همراهی رسانه ها و مشارکت سازنده احزاب و گروه های سیاسی و وحدت و انسجام مثال زدنی تمامی اقوام و مذاهب، برنامه ها و اقدامات خود را به انجام رساند.وزیر کشور ادامه داد: این انتخابات در شرایطی برگزار شد که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی و امنیت ملی و مسائل داخلی در وضعیتی قرار داشت که حضور گسترده مردم ایران را در صحنه مشارکت بیش از هر دوره دیگر ضروری ساخته بود. در این میان بزرگترین و مهمترین پیام حضور پرشور بیش از ۴۱ میلیون نفر از هموطنان عزیز در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمان های انقلاب و اشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود. بدون شک این مشارکت حداکثری توانست تحولات منطقه ای و بین المللی را به نفع نظام و کشورمان تغییر دهد.به گفته رحمانی فضلی ایجاد هماهنگی در سطوح مختلف اجرا و نظارت زیر نظر هیأت اجرایی مرکزی، تشکیل ۱۰۶۰ هیأت اجرایی انتخابات ریاست جمهوری در شهرستان ها و بخش ها، متشکل از ۱۳ عضو و ۱۴۸۶ هیأت اجرایی، همچنین انتخابات شوراهای شهر و روستا با ۱۱ عضو که ترکیبی از نمایندگان دستگاه قضا، اجرایی اعم از ثبت احوال، آموزش و پرورش، جهاد کشاورزی و معتمدین مردمی هستند با هیأت های نظارت شورای محترم نگهبان و هیأت های نظارت منتخب مجلس شورای اسلامی در ۳۱ استان، ۴۲۹ شهرستان، ۱۰۵۷ بخش و بکارگیری قریب به ۱۷۰ هزار عوامل انتظامی به منظور تأمین امنیت مستقیم انتخابات در شعب اخذ رأی و استقرار بیش از ۷۱ هزار بازرس با هدف حسن اجرای قانون تنها گوشه ای از اقدامات انجام شده است.وی با برگزاری سه انتخابات مجزا و مبتنی بر سه قانون متفاوت را از دیگر ویژگی های انتخابات این دوره عنوان و اظهار کرد: هر کدام از این انتخابات به لحاظ شیوه اجرا، نحوه نظارت و زمان بندی اقدامات از الزامات خاص خود برخوردار بود.وزیرکشور تاکید کرد: تامین امنیت انتخابات آن هم در شرایطی که کشورهای منطقه با جنگ های داخلی و بحران مواجه هستند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی از هیچ اقدامی برای بر هم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند موضوع دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی و امنیتی کشورمان مانع از تحقق اهداف پلید آن ها گشت.وی تاکید کرد: در راستای تحقق اصول اعلامی از مرداد ۹۵ سازمان و تشکیلات اجرایی منظمی متناسب با چهار مولفه اساسی ایمن بودن، سالم بودن، قانونمند بودن و مشارکت حداکثری مردم در قالب ستاد انتخابات کشور و کمیته های زیرمجموعه آن ایجاد شد. برای امن بودن انتخابات ستاد امنیت انتخابات با حضور نمایندگان کلیه دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی و انتظامی برای تضمین سلامت انتخابات هیات های بازرسی انتخابات، کمیته حراست و استعلامات، کمیته پشتیبانی و مالی، سازمان ثبت احوال و کمیته فناوری اطلاعات برای اطمینان از رعایت مر قانون در فرآیند برگزاری انتخابات، کمیته حقوقی، هیات های بازرسی و کمیته های فناوری اطلاعات و برای مشارکت حداکثری کمیته پایش در قالب ستاد انتخابات کشور سازماندهی و هماهنگ انجام وظیفه کرد.رحمانی فضلی مهم ترین اقدامات ستاد مرکزی انتخابات را تعیین روز انتخابات با هماهنگی شورای نگهبان عنوان کرد و افزود: تعیین تعداد شعب اخذ رأی به ۶۲ هزار و ۳۸۱ شعبه ثابت و سیار در سراسر کشور و در ۱۰۳ نمایندگی خارج از کشور، فراهم نمودن امکانات و تدوین فرآیند الکترونیکی شدن انتخابات و تهیه الزامات و توزیع آن ها، تشکیل کمیته ها و کمیسیون های اجرایی انتخابات از این موارد است.وی تاکید کرد: برای کلیه افراد دخیل در برگزاری انتخابات اقدامات آموزشی صورت گرفت؛ برخی از اقدامات ستاد امنیت کشور اشراف کامل و تهیه برآورد امنیت کشور در کلیه مراحل شامل تهدیدها، فرصت ها و راهبردها، تعیین وضعیت امنیتی استان ها بر مبنای شاخص های معین و تهیه اطلس امنیتی انتخابات، تشکیل کمیته های سه گانه زیرمجموعه ستاد انتخابات به عنوان کمیته اطلاعات و رصد، کمیته عملیات و انتظامات انتخابات، کمیته امنیت انتخابات در فضای مجازی و از مهم ترین ویژگی های این دوره برگزاری ۱۷۸۸ همایش و گردهمایی مهم سیاسی و تبلیغی در دوره تبلیغات ریاست جمهوری بود که در کمال آرامش و نشاط برگزار شد. کلیه عوامل برگزاری انتخابات نهایت تلاش خود را برای صیانت در آراء ماخوذه کردند.وزیر کشور در ادامه درباره بازرسی تشکیل هیات های بازرسی انتخابات گفت: هیات های بازرسی انتخابات در سطح ملی، استانی و شهرستانی در سطوح سه گانه در ۹ مرحله با شرکت ۶۲ هزار و ۳۸۱ بازرس، ۴۲۱۰ سربازرس و ۵۵۰ بازرس ویژه در سراسر کشور امر بازرسی را برعهده داشتند. ثبت احوال با تشکیل ستاد ویژه برای انتخابات و استقرار کارکنان ثبت احوال در فرمانداری ها هماهنگی با مرکز آمار ایران جهت تعیین دقیق تعداد واجدین شرایط، پاسخگویی به موقع به استعلامات و ایجاد پایگاه های از اطلاعات هویتی تمام ایرانیان برای نصب در رایانه های موجود و مرکز داده های وزارت کشور از اقدامات این دوره از انتخابات بود.رحمانی فضلی همچنین درباره مهم ترین اقدامات کمیته فناوری اطلاعات گفت که انجام اقدامات لازم برای آماده سازی فرآیندهای انتخابات، سامانه جامع انتخابات و اتخاذ تمهیدات لازم برای برگزاری انتخابات مکانیزه در ۱۴۰ شهر و انجام اقدامات مناسب در حوزه زیرساخت و امنیت اطلاعات انتخاباتی و راه اندازی بستر یکپارچه تبلیغات انتخابات کشور از موارد مورد توجه در این دوره از انتخابات بود.وی تکمیل مراحل برگزاری تمام الکترونیک انتخابات شوراهای اسلامی در برخی از شهرها را یکی از اقدامات برجسته انتخابات در این دوره عنوان و اظهار کرد: همانگونه که نمایندگان اطلاع دارند تا قبل از برگزاری انتخابات از مجموع ۲۵ فرآیند موجود صرفا تعداد ۲۳ مرحله به صورت الکترونیکی انجام ...

ادامه مطلب  

انتظار این حجم از تخریب از طرف آقای روحانی را نداشتم / دولت وادار شد صدای مردم را بشنود / دستگاه قضا بدون مماشات با متخلفان انتخابات برخورد کن?  

درخواست حذف این مطلب
تولیت آستان قدس رضوی گفت: یک برکت و نعمت این انتخابات، جمع شدن بخش عظیمی از نیروهای دلسوز کشور دور هم و کنار گذاشتن کدورت ها بود.به گزارش شفاف، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.**** آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نم ...

ادامه مطلب  

حجم تخریب روحانی بالا بود ، انتظار نداشتم/ مردم را ترساندند تا فضای روانی کشور تحت تأثیر قرار گیرد/ تصور می کردم روحانی، به واسطه لباس روحانی?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارشسرویس سیاسی پایگاه 598، چندی پیش در ایام تعطیلات عید سیعد فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.به گزارش فارس، در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح گردید.آنچه در پی می آید متن کامل این گفتگوی رسانه ای است که از سوی دفتر حجت الاسلام رئیس در اختیار رسانه ها قرار گرفته است.* آقای رئیسی، اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام میشود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.* با این توصیف شما، نتیجه انتخابات یعنی مردم به الگویی که شما معتقدید نادرست است، اعتماد کردند و مسیری را که شما نماینده اش بودید و می گویید مسیر بهتری بوده، رد کردند؟تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم 41 میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال 89. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری 88 بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از 88 دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از 60 درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ 88 را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود 15 میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار به شما رأی ندادند و برنده انتخابات نشدید؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی955 هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش 3 برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا 5 برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.* یعنی شما که وارد انتخابات شدید مسائل را از قبل نمی دانستید؛ طبعا وقتی که وارد چنین عرصه ای می شوید باید آماده این تیر و ترکش ها هم باشید.بله این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هن ...

ادامه مطلب  

آرزوی دشمن قهر مردم با نظام است/این حجم تخریب راپیش بینی نمی کردم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر و به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام رئیسی،چندی پیش در ایام تعطیلات عید سعید فطر مدیران عامل برخی خبرگزاری های کشور سفری به مشهد مقدس داشتند که طی این سفر، دیداری صمیمانه نیز با حجت الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی تولیت آستان قدس رضوی فراهم گردید.در این دیدار، سئوالات مختلفی درباره چرایی ورود حجت الاسلام رئیسی به انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری و نیز تحلیل وی از متن، حاشیه و نتیجه این انتخابات مطرح شد که در ادامه مورد اشاره قرار می گیرد.*اگر امروز می خواستید برای ورود به انتخابات تصمیم بگیرید مجددا نامزد می شدید؟من در دوران تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم چندین بار گفتم که بهترین شغل یعنی خادمی علی بن موسی الرضا(ع) و زوار بزرگوارشان را دارم و هیچ کاری برایم از این بالاتر و شیرین تر نیست؛ اما واقعاً با وضعیتی مواجه بودیم و هستیم که یک مسئولیت مضاعفی را برای حضور در انتخابات ایجاب می کرد.جمهوری اسلامی در دهه چهارم حیاتش، باید از خود در حل مسائل پیچیده اقتصادی و بین المللی کارآمدی بیشتری نشان دهد؛ مردم را روز به روز به انقلاب و اهداف بلند آن امیدوارتر کند؛ نفوذ بین المللی و منطقه ای و گفتمانی اش را افزایش دهد؛ در یک کلمه نظام اسلامی باید نشان دهد که همچنان «می تواند» و باید کارآمد و الهام بخش و پیشرو باشد.خب این تفکر «ما می توانیم» در چند سال اخیر به طور واضح در سطوحی از قوه مجریه کشور افول کرد، یعنی روحیه اعتماد بنفس و تلاش برای باز کردن راهها و گره از کار مردم و پیشرفت، در میان مدیران جای خودش را به «ناامیدی و نمی شود» داد. برای یک حرکت پیش رونده و یک موجود زنده با نشاط به نام انقلاب، «نگاه ما نمیتوانیم» یک تهدید اساسی است. این واضح است که نسخه دشمن برای مقابله با انقلاب در دوره کنونی القاء پشیمانی از گذشته به مسئولان و مردم است تا جایی که مداوم دستور عقب نشینی صادر شود، یعنی بنا دارند تفکر و روحیۀ با نشاط مدیریت انقلابی را به یأس و نمیشود مبتلا کنند و بالطبع انقلاب اسلامی را به موجودی حاشیه ای و هضم شده در مناسبات نظام سلطه و نظم نوین جهانی تبدیل کنند. متاسفانه این یک رویکرد غلط در اندیشۀ برخی از مدیریتهای کلان اجرایی هم نفوذ کرده است.واقع مطلب این است که انقلاب اسلامی در عرصۀ مدیریت کشور پس از سالها هنوز نتوانسته است طرح خود را به صورت کامل ارائه دهد. الگوهایی از مدیریت انقلابی وجود دارد و آثار خوبی خلق کرده است ولی به عنوان یک جریان غالب نه خود را کاملاً شناسانده است و نه بر فرهنگ مدیریتی و اجرائی کشور حاکم شده است. ریشه های مشکلات کشور شناخته شده نبودن این نوع از مدیریت عقلانی و انقلابی و جاری نشدن آن در ساختارهای مدیریتی کشور است. من عقیده دارم انقلاب اسلامی حتی به کسانی که به این انقلاب اعتقاد ندارند بیشترین خدمت را کرده است و وظیفه هم دارد خدمت بکند. منتها این پروژه هنوز کامل نیست و خلاءهایی دارد که باید پوشانده شود. همین موجب ناکارآمد نشان دادن انقلاب و نظام می شود.حالا در مقابل این مسیر، تکلیف نیروهای دلسوز و دغدغه مند چیست؟ نشستن و تماشا کردن؟ نگرانی از هزینه شدن و هزینه دادن؟ مردم مومن و فداکار ما برای انقلاب شان این همه هزینه مالی و جانی را پذیرفته اند تا به یک الگوی مستقل تبدیل شود؛ یعنی بتواند واقعاً در همه ابعاد پیشرفت کند و در عین حال، عزت و عظمت داشته باشد و مردمش، شرمنده و کوچک شده و وابسته به قدرتهای زورگو نباشند؛ حالا در مقابل جریانی که می خواهد بگوید پیشرفت الا و لابد از راه وابستگی به غرب یا شرق می گذرد و در واقع می خواهد به مردم بگوید که شعارهای استقلال و آزادی را که در انقلاب خواسته اید، در حد یک شعار بوده است و تحقق یافتنی نیست، چه باید کرد؟ آیا نباید حرف منطقی و عقلانی انقلاب را سر دست گرفت؟ این یک وظیفه و یک مطالبه عمومی بود. بسیاری از مردم مومن و نخبگان دانشگاهی و علمای بزرگوار و طلاب و دانشجویان و اقشار مختلف اتمام حجت کردند و خواستند که در صحنه این مبارزه و امتحان حاضر شوم من هم سعی کردم وظیفه ام را انجام دهم و از این بابت خدا را شکر می کنم.اساساً برخی از منازعات سیاسی در کشور به تقابل دو نوع نگاه برمی گردد. یک نگاه که می گوید انقلاب اسلامی الگویی برای ادارۀ کشور دارد که متفاوت از نظام سرمایه داری است و یک نگاه که نه از خلاقیتی برخوردار است و نه حاضر است دربارۀ نوع مدیریتی که تفکر انقلابی ارائه میدهد بیاندیشد و تنها راه بقاء را توجه به اراده بیگانگان میداند. من به این انتخابات قدم گذاشتم که بگویم رفتار و مدیریت انقلابی آن تصویری نیست که دشمنان آن ساخته اند و گام اول برای اینکه وضعیت کشور اصلاح شود اصلاح این تصویر است.تحلیل نتیجه انتخابات با این ساده سازی ها به نظرم خطائیست که نباید در دام آن بیفتیم. ما میدانیم مردم به دلائل مختلف به یک فرد یا یک جریان رای می دهند اگر این انگیزه ها را دقیق نشناسیم خودمان را به اشتباه خواهیم انداخت و موجبات سوء استفاده از رای مردم را فراهم خواهیم کرد. بله، یک جریان تبلیغی خاصی که طیف هم هستند از باندهای بلندگوی تبلیغاتی دشمنان از امریکا و انگلیس گرفته تا برخی رسانه های داخلی می خواهند نتیجه انتخابات را همین طور تفسیر کنند. چرا؟ چون با این تفسیر کار دارد. می داند که اگر بتواند این تفسیر را جا بیندازد، پله ای هست برای مقاصد بعدی و تضعیف هویت و استقلال ملی. اما واضح است که این تفسیر، معیوب است.در تحلیل های علمی از یک انتخابات هم اندیشمندان علوم سیاسی مطالب مهمی دربارۀ دور دوم انتخابات ذکر کرده اند. به خصوص در کشور ما که اقتضائات خاصی وجود دارد که ساده اندیشی دربارۀ تحلیل یک انتخابات را رد می کند.* تفسیر خود شما از نتیجه انتخابات چیست؟برای تفسیر، اول باید چارچوب داشته باشیم. چارچوب اول و اصلی برای ما در انتخابات، حضور گسترده مردم بود، چون لازمه حفظ اصل نظام، حضور و انسجام مردم است. اگر امروز ما نگرانیم که برخی در دنبال کردن اهداف پیشرفت و تعالی کشور، لَنگ می زنند، بخاطر این است که این ضعفها و ناکارآمدی ها، ممکن است مردم را نسبت به اصل نظام و کارآمدی آن بدبین کند.حالا اگر در همین شرایط یک جمعیت عظیم ۴۱ میلیونی پای صندوق بیایند، این یعنی موفقیت نظام؛ این یعنی با وجود همه بدخواهی ها و بددلی ها مردم به اصل نظام اعتماد دارند، مردم به صندوق رأیی که نظام برایشان گذاشته، اعتماد دارند.این یک شکست واضح برای دشمنان کشور است؛ اینها آرزویشان قهر مردم با نظام بوده و هست؛ نگاه نکنید که در این انتخابات از تحریم صحبت نکردند یا ظرفیت عظیم تبلیغی شان را برای یک جریان بسیج کردند، ته دلشان و آرزوی اصلی شان این است که مردم ناامید شوند و با نظام قهر کنند، وقتی دیدند این نقشه قدیمی شان هنوز نمی گیرد، تاکتیک را عوض کردند.شما انتخابات مجلس نهم را ببینید در بهمن سال ۸۹. این اولین انتخابات بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ بود، همه توان شان را گذاشتند که بگویند مردم به نظام اعتماد ندارند و بعد از ۸۸ دیگر پای صندوق نمی آیند. مردم چه کردند؟ بیش از ۶۰ درصد پای صندوق آمدند؛ یعنی معادل انتخابات مجلس در دور قبل آن.در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دوازدهم هم ثبت رکورد حضور بالای مردمی شد یک پیروزی برای ملت و نظام. این انتخابات بسیاری از ته مانده های آثار بد فتنۀ ۸۸ را هم از بین برد و منطق و صداقت انقلاب در موضوع انتخابات به طور کامل به اثبات رسید.البته این نکته را هم باید بگویم که اگر رأی مناطق مختلف را تحلیل کنید، متوجه می شوید که مشارکت قشر ضعیف و محروم، در انتخابات کاهش پیدا کرده است و این نقطه ضعف دولت ها است که گاهی با سیاستهای غلط شان امید مردم و بخصوص طبقه محروم را کم کرده اند. ببینید تا امید نباشد، حرکت ایجاد نمی شود.در انتخابات اخیر حدود ۱۵ میلیون نفر رأی ندادند، بررسی های ما نشان می دهد بخشی از آن، آرای اخذ نشده در روستاها و شهرهای کوچک است اما سهم زیادی از این جمعیت کسانی هستند که نسبت به رفت وآمد دولتها بی تفاوت شده اند، چون احساس می کنند در این رفت وآمد دولتها سود و نفعی برای آنان وجود ندارد؛ یا کسانی هستند که در اثر عمل نکردن دولت ها به شعارها و وعده هایشان، احساس ناامیدی و تردید می کنند. در واقع در این انتخابات ناکارآمدیها بخش هایی از جامعه را از مشارکت جویی سیاسی ناامید کرد.در این انتخابات، یک نقطه مرکزی سخنان بنده در توجه به همین اقشار بود تا مردم مستضعف و با کرامت ما احساس نکنند که حرف آنها زده نمی شود و بدانند که در میان هیاهوهای سیاسی احزاب و جناح ها، کسی هم هست که درد آنها را بشناسد و با صدای بلند بگوید.* پس چرا همین اقشار اینگونه رای دادند؟رأی دادن یا ندادن، مسئله دوم است، مسئله اول این است که آیا بخشی از جامعه که در اثر سیاستهای غلط ضعیف و ضعیف تر شده و امیدی برای حرکت ندارد، بداند که در صحنه انتخابات که اوج شلوغ کاری هاست، کسانی هستند که حرف دل او را بزنند؛ این خودش امیدآفرین است ولو آنکه به اندازه ای تولید امید نکند که منجر به رأی غالب بشود. یعنی همین که یک حلقه وصل و یک زبان مشترک، با افرادی که به تعبیر امام راحل ولی نعمتان انقلاب هستند ایجاد کنیم، خودش پیروزی و موفقیت است.من فکر می کنم این کار تا حدی انجام شد، یعنی اگر چنین صدایی در انتخابات وجود نداشت، بلاشک، مشارکت مردم در انتخابات به مراتب کمتر از این بود. این رویکرد، حتی در مسیر رقیب هم اثر گذاشت. اصلاً شما رسانه ای هستید و یکی از کارهای رایج در ارتباطات، تحلیل محتواست؛ بیایید تبلیغات جریان رقیب ما در انتخابات را تحلیل محتوا کنید. اینها ابتدا وجود مشکلات جدی را انکار می کردند؛ پیام نوروزی امسال رئیس جمهور محترم را نگاه کنید؛ آمارهایی که آنجا گفته می شود، یعنی تقریباً هیچ مشکلی در کشور وجود ندارد، و مسائلی نظیر بیکاری، رکود، فقر و کاهش قدرت خرید مردم بویژه اقشار ضعیف یک مشت حرف بیخود از جانب منتقدان است.اما چه می شود که در ایام منتهی به انتخابات ناگهان مستمری مددجویان افزایش قابل توجه پیدا می کند، سایت کارورزی راه می افتد، برای وصل یارانه افرادی که یارانه شان را قطع کرده بودند، پیامک و حرکت تبلیغاتی می زنند، وعده یک میلیون شغل در سال را که ما داده بودیم، اول مسخره می کنند اما سخنگوی دولت را پشت تریبون می فرستند تا بگوید سالی۹۵۵ هزار شغل ایجاد می کنیم، وعده افزایش ۳ برابری یارانه ضعیفان را که ما داده بودیم، اول هجو می کنند بعد خودشان می گویند حتی تا ۵ برابر امکان افزایش وجود دارد؟ البته الان شنیده میشود که بعد از انتخابات دارند زیر برخی از همان وعده ها می زنند مثلاً همان یارانه را که به قطع شده ها پیامک داده بودند، می خواهیم وصل کنیم، الان پیامک داده اند که نه، باید بررسی کنیم! امیدوارم این ها درست نباشد. این نشان می دهد این انتخابات حداقل خاصیتی که داشت این بودکه دولت را وادار کرد صدای مردم را بشنود. همین موفقیت کمی نیست.این را می خواهم بگویم که فکر می کنم یک فایده حضور بنده، قدرت دادن به صدای ضعیف محرومین و امیدوار کردن آنها به اهداف و پرچم و شعارهای اصلی انقلاب بود. ما از بن دندان معتقدیم که تنها راه حل مشکلات و احقاق حق مردم ایران، تحول در مدیریت و استقرار یک عقلانیت انقلابی برای اداره کشور است، سایر مسیرها لاجرم و دیر یا زود به اراده دشمنان ایران وابسته می شود و اراده دشمنان مردم هم که معلوم است چیزی جز ضعیف کردن کشور در همه زمینه ها نیست.* یعنی شما به اینکه دل محرومین را شاد و بخشی از آنها را با خودتان هموار کردید، راضی و قانع هستید؟من از اینکه حرف دل بخشی از مردم را در انتخابات گفتم، راضی و خدا را شاکر هستم، چون این مردم عموماً رنج دیده ها و هزینه داده های برای انقلاب هستند و وظیفه ما که در این نظام مسئولیت داریم در توجه به آنها مضاعف است. اما این که گفتید، قانع هستید، نه؛ قانع نیستم.اولاً ما در این انتخابات اشکالهایی داشتیم. مثلاً زمان دوره تبلیغات زمان کوتاهی برای معرفی ایده ها و برنامه های من بود و من کار تبلیغاتی را به علت رعایت قانون شروع نکرده بودم. نظرسنجی های یکماه مانده به انتخابات نشان می داد بسیاری از مردم اساسا مرا نمی شناختند. بر خلاف طرف مقابل که چهار سال در قدرت بود و انواع و اقسام ابزارهای تبلیغاتی را هم در اختیار داشت؛ حتی صداوسیما که باید ملی و فراجناحی باشد، به دلایلی از جمله گروکشی ها در خصوص بودجه و گاهی گرایش های خاص تحلیلی، در مقاطع نزدیک به انتخابات متأسفانه به روابط عمومی و ستاد تبلیغی دولت تبدیل شده بود که این وضع در شأن سازمانی با مأموریتهای ملی نیست؛ دولت خودش روابط عمومی و ابزار دارد، انتظار مردم از صداوسیما این است که روابط عمومی و سخنگو و بلندگوی حق و حقوق ملت باشد. حالا نمی خواهم باب این موضوع را در اینجا باز کنم، این قضیه به آسیب شناسی نیاز دارد.مهمتر از اینکه خود بنده را مردم خوب آشنایی نداشتند این بود که ما نتوانستیم طرز تفکر خود در موضوع تحول در مدیریت کشور را به مردم انتقال بدهیم. البته این یک موضوع فرا انتخاباتی است و باید روی آن کار بشود. مشکل ما چند مورد ضعف و ناکارآمدی و یا چند مورد اختلاس و تخلف نیست بلکه مشکل اساسی تر از این حرفهاست.مختصات این تغییر باید برای مردم تبیین شود.نکته دیگر اینکه «تبلیغ منفی» در کارهای انتخاباتی دنیا به یک امر رایج، تبدیل شده است؛ یعنی کاندیداها نگاه می کنند به وضع خودشان و محاسبه می کنند با رأی پایه ای که دارند به طور طبیعی نمی توانند برنده شوند؛ خب تدبیر رایج در این شرایط چیست؟ این است که رأی دهندگان مردد را بترسانند و طرف مقابل را خطرناک نشان دهند.جلب رأی از مسیر اثبات کارآمدی، کار یک ماه و دو ماه نیست. مجموعه ای که به هر علتی احساس کند نتوانسته در طول چند سال در عرصه اجرا، کارآمدی ایده و عمل خود را اثبات کند به رسانه و عملیات روانی تکیه می کند، چون ترساندن مردم از رقیب برخلاف مورد قبلی، نیاز به فرصت ندارد و ظرف چند روز محقق می شود. شما این را در انتخابات اخیر بوضوح دیدید. هراس زدایی از جامعه نسبت به جریان انقلابی یکی از مهم ترین ماموریت های آینده است.این وضع، قابل پیش بینی بود اما حقیقتاً خود بنده این حجم از تخریب و ترساندن مردم را پیش بینی نمی کردم؛ چرا؟ چون پیش خود می گفتم که اولاً طرفِ رقابت، فردی است که لباس دین و روحانیت را به تن دارد و لااقل در این قضیه حد نگه می دارد؛ نه اینکه کاری نمی کند، بلکه بالأخره تا یک جایی جلو می رود، ثانیاً ایشان از اول انقلاب مسئولیت داشته، بنابراین لااقل حریم نظام و اصول اخلاقی انتخابات را نگه می دارد؛ ثالثاً اکنون رئیس جمهور است و شئونات رئیس جمهور را حفظ خواهد نمود؛ خب در انتخابات و خصوصاً ده روز آخر هر سه محاسبه ما بهم خورد.* یعنی معتقدید اگر رقیب این کارها را نمی کرد، مردم به شما رأی می دادند؟قرار نیست بنده جای مردم تصمیم بگیرم، من دارم عرض می کنم که در انتخابات این اتفاقات افتاد و بسیار موثر هم بود؛ البته به دلیل همان وقت کمی که داشتیم و پرهیزی که از ورود زود هنگام و غیرقانونی به انتخابات داشتم، و همچنین برخی ضعفهای تبلیغاتی ما، در مواردی باید خیلی بهتر عمل می کردیم؛ مثلاً در اینکه بتوانیم علاوه بر محرومان و اقشار ضعیف، صدایمان را به طبقه متوسط هم برسانیم؛ منتهی حرف من این است که رقیب، با مجموعه تبلیغات تخریبی بی سابقه ای، چنان فضای رعب و ترس آلودی ایجاد کرد که صدای ما به بخشی از جامعه نرسید. به نظر شما سخیف تر و خنده دارتر از این ادعا وجود دارد که می گفتند اگر فلانی بیاید در خیابانها و پیاده روها دیوار می کشد؟ (خنده)اما با تبلیغات و تخریبها کاری کردند که متأسفانه بخشی از جامعه ترسیده بود که نکند واقعا اینها رأی بیاورند و آزادیهای مردم را سلب کنند!یا مثلاً گفتند اگر اینها رأی بیاورند، جنگ و ناامنی می شود، یا دوباره تحریم می شود. خب اخیراً مردم خبرها را می بینند، در امریکا یکی از بی سابقه ترین تحریمها علیه ما در حال تصویب است.قصدشان این است که با این تحریمها جنگ داخلی درست کنند و مردم را به جان هم و به جان نظام بیندازند؛ خب چرا آقایان جوابگو نیستند؟ مگر شبکه های رسانه ای و تبلیغاتی شان نمی گفت اگر فلانی رأی بیاورد جنگ و تحریم است، چرا هنوز چند هفته نگذشته چنین تحریم پیچیده و چندلایه ای علیه ملت ایران طراحی و تصویب شد؟ اینها شماتت نیست، بلکه تبیین واقعیت است.کار دشمن دشمنی است. برای دشمن فرقی بین دولت ها نیست. او می ...

ادامه مطلب  

وزیر کشور: در این دوره از انتخابات با کمبود تعرفه مواجه نشدیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، عبدالرضا رحمانی فضلی در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور منتخب ملت ایران در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گزارشی از روند انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به شرح زیر ارائه کرد:«بسم اله الرحمن الرحیمإِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَسلام برنبی مکرم اسلام وخاندان پاک و معصومش؛با درود بی پایان به روح پرفتوح و ملکوتی بنیانگذارفقید جمهوری اسلامی ایران و شهیدان سرافراز میهن، افتخارآفرینان عرصه جهاد، ایثار ومقاومت، شهدای دفاع مقدس ومدافعان ازحرم؛با درود وسلام به محضرمقام معظم رهبری(مدظله العالی)؛خالصانه ترین درودها تقدیم به ملت شریف وعزیز، شجاع وهوشیار، مقاوم، صبور و بصیرِ ایران اسلامی؛و با سلام وعرض احترام خدمت حضارمحترم؛میلاد با سعادت هشتمین اخترآسمان امامت و ولایت، ولی نعمتِ مان، حضرت علی بن موسی الرضا(علیه سلام) را خدمت ملت شریف ایران وحضارمحترم تبریک و تهنیت عرض می نمایم.بسیار خرسندم که این توفیق الهی نصیب اینجانب گردید که در ایام دهه کرامت و مراسمِ تنفیذِ حکم رئیس جمهور منتخب، گزارشی از فرآیند برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی را به استحضار برسانم.در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، اداره حکومت و قانونگذاری درچارچوب اصول قانون اساسی، با اراده و نظرملت تعیین می گردد و برگزاری انتخابات، تبلور این اراده وخواست مردم می باشد.یکی از بزرگترین دستاوردها و افتخارات نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، که در ادبیات سیاسی، دریچه تازه ای بر روی جهانیان گشود و در عمقِ باورِ ملت هایِ آزاده، به زیبایی نقش بست، حاکمیت مردم سالاری دینی در کشور عزیزمان است که با آموزه های اسلام ناب و آرمان های امام راحل(رحمت اله علیه) و هدایت های مقام معظم رهبری، مستمراً به شکوفایی و بالندگی آن با تکیه بر آرای عمومی از طریق برگزاری انتخابات افزوده می شود.انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری را، می توان بعنوان یکی ازمهمترین حماسه های سیاسی کشور قلمداد نمود. این انتخابات در شرایطی برگزارگردید که کشور به لحاظ مؤلفه های سیاست خارجی، امنیت ملی و مسائل داخلی، در وضعیتی قرار داشت که حضور مردم ایران را درصحنه مشارکت، بیش از هر زمان دیگری ضروری ساخته بود.در این میان؛ بزرگترین و مهمترین پیام؛ حضور پر شور حدوداً (۴۲) میلیون نفر از هموطنان عزیز، در پای صندوق های رأی، اعتقاد مردم به آرمانهای انقلاب واشتیاق آنان برای مشارکت در تعیین سرنوشت میهن اسلامی خود بود.بدون شک این مشارکت حداکثری مردم در انتخابات اخیر؛ تاثیر مهمی در تغییر رویکرد وتعامل جامعه بین الملل، با جمهوری اسلامی ایران داشته است.وزارت کشور به عنوان متولی برگزاری انتخابات، به تأسی از رهنمودهای داهیانه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) ودرچارچوب قوانین ومقررات واصول مهمی چون: قانونمداری و رعایت مُرقانون، برگزاری انتخاباتی سالم، آنهم درفضائی کاملاً امن، رعایت کامل بی طرفی، صیانت از آرای مردم بعنوان حق الناس، فراهم نمودن بستر لازم برای مشارکت حداکثری مردم در انتخابات، همکاری و هماهنگی کامل و تعامل سازنده با شورای محترم نگهبان؛ توانست؛ با تلاش صادقانه همکاران عزیزم درستاد انتخابات کشور، استانداری ها، فرمانداری ها، بخشداری ها وهمچنین همکاری دستگاههای انتظامی، نظامی، اطلاعاتی وقضائی، همدلی آحاد مردم، همراهی رسانه ها، مشارکت سازنده احزاب وگروه های سیاسی و وحدت وانسجام مثال زدنی کلیه اقوام ومذاهب، برنامه ها واقدامات خود را به انجام رساند.در راستای تحقق اصول اعلامی، از مرداد ماه سال ۱۳۹۵، سازمان وتشکیلات اجراییِ منظمی، متناسب با چهارمؤلفه ی اساسی؛ امن بودن، سالم بودن، قانون مند بودنومشارکت حداکثری مردم، درقالب ستاد انتخابات کشور وکمیته های زیرمجموعه آن ایجاد گردید. برای امن بودن انتخابات؛ ستاد امنیت انتخابات، با حضور نمایندگان کلیه دستگاههای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی و انتظامی وقضائی، برای تضمین سلامت انتخابات؛ هیأتهای بازرسی انتخابات، کمیته ی حراست واستعلامات، کمیته ی پشتیبانی ومالی، سازمان ثبت احوال کشور وکمیته ی فن آوری اطلاعات، برای اطمینان از رعایت مُرقانون درفرآیند برگزاری انتخابات؛ کمیته ی حقوقی، هیأت های بازرسی وکمیته ی فن آوری اطلاعات و نهایتاً برای مشارکت حداکثری؛ کمیته ی اطلاع رسانی وکمیته ی پایش و بسترسازی مشارکت حداکثری درانتخابات، در قالب ستاد انتخابات کشور، سازماندهی وبصورت هماهنگ انجام وظیفه نمودند. تامین امنیت کامل انتخابات، آنهم درشرایطی که برخی از کشورهای منطقه با جنگ های داخلی، نا امنی و بحران مواجه بودند و دشمنان قسم خورده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، از هیچ اقدامی برای برهم زدن امنیت داخلی کشور و اخلال در امر برگزاری انتخابات فروگذار نبودند، واقعیتِ مهمِ دیگری است که تلاش های شبانه روزی و اشراف اطلاعاتی نیروهای ارزشمند نظامی، انتظامی، قضائی و امنیتیِ کشورمان، مانع از تحقق اهداف پلید وشوم آنان شد.ملت شریف ایران اسلامی با حضور پرافتخار و با شور و شعور و درکی صحیح و ژرف از شرایطِ حساسِ کشور، دشمنان و بد خواهان نظام را مأیوس و نا امید ساخت و با لبیک به ندای رهبر و ولی امرخود، برگِ زرینِ دیگری را به دفترِ افتخاراتِ این نظام جاودانه اضافه نمود. که درهمین جا لازم می دانم؛ به نمایندگی ازتمامی دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات، از ملت بزرگ وموقعیت شناس کشورمان، برای خلقِ این حماسه تاریخی، بطور ویژه تشکر و قدردانی نمایم.در این دوره، (۳) انتخاباتِدوازدهمین دوره ریاست جمهوری، پنجمین دوره شوراهای اسلامی شهر و روستاو میاندوره ای مجلس شورای اسلامی، به صورت همزمان برگزار شد. با توجه به اینکه هریک از این انتخابات، می بایستی مطابق با قانون خاص خود، آنهم با تفاوت های زیادی در شیوه های اجراء ونظارت برگزار می شد، لذا تدارک، برنامه ریزی دقیق و انجام هماهنگی کامل، از ضروریات این کار بود. که با اتخاذ تمهیدات مناسب و احصاء تفاوت های قانونی، تلاش شد تا تمامی احکام و فرآیندهای مربوطه، در زمان خود، به نحو شایسته ای اجراء و رعایت گردند. با این مقدمه کوتاه، برخی ازاهم اقدامات و فعالیت های انجام شده برای برگزاری انتخابات را به استحضار می رسانم :در نخستین گام؛ با برنامه ریزی لازم وهماهنگی با شورای محترم نگهبان، زمان برگزاری انتخابات تعیین و برهمان اساس، برنامه زمان بندیِ مناسبی، درجهت تدارک تمهیدات وترتیباتِ لازم برای برگزاری هرچه بهترانتخابات صورت پذیرفت.نظر به ضرورت آشنائی مجریان برگزاری انتخابات با فرآیندکار، تعداد (۹) دوره آموزشی عمومی وتخصصی، (۱۰) همایش آموزشی منطقه ای وهمچنین (۳۱)جلسه توجیهی استانی، برای یک میلیون و۱۵۰ هزار نفر از دست اندرکاران برگزاری انتخابات، ازجمله معاونین سیاسی استانداری ها، اعضای ستاد انتخابات استانها، فرمانداران، بخشداران وکلیه کارشناسان مرتبط با حوزه برگزاری انتخابات در استانداریها وفرمانداریها و نیزاعضای شعب اخذ رای درسراسرکشور برگزار گردید.برگزاری دوره ی (۵) روزه تربیت مربی انتخابات، با حضور(۴۵۰) نفر از مدیران و کارشناسان خبره و با تجربه از سراسرکشور درتهران، به منظور بهره گیری ازتجربیات آنها درامرآموزشِ عواملِ انتخابات، در سطح شهرستانها و بخشهای سراسرکشور، از دیگر اقدامات وزارت کشور درحوزه آموزش و توجیه دست اندرکارانِ برگزاریِ انتخابات محسوب می گردد.به منظور اطمینان بخشیِ حداکثری به مردم عزیزِکشورمان، در راستای تحقق فرمان مقام عظمای ولایت وتاکیدات ریاست محترم جمهوری، مبنی برضرورت صیانت کامل از آرای مردم، درتمامی تعرفه های اخذ رایِ مربوط به هر(۳) انتخابات، که با احتساب تعرفه های پیش بینی شده برای مرحله دوم، به بیش از ۲۰۰ میلیون برگه می رسید، بیش از (۱۰) شاخص امنیتی وحفاظتی طراحی و لحاظ گردید که (۵) شاخص آن، برای اولین بار درطول ۳۵ انتخابات گذشته پیش بینی و در نوع خود بی نظیر بود و بدین ترتیب از انجام هرگونه جعل و سوء استفاده از تعرفه ها ممانعت به عمل آمد.سپس تعرفه های چاپ شده، براساس زمانبندی مشخص و با حضور نمایندگان مرکزحراستِ وزارت کشور، شورای محترم نگهبان وهیات نظارت مجلس شورای اسلامی، به استانها ومتعاقبِ آن، به حوزه های انتخابیه سراسرکشور ارسال شد.با توجه به تمهیداتِ اتخاذ شده، ازجمله برآورد جمعیتِ واجدینِ شرایط درکل کشور وهمچنین هر استان و نهایتاً چاپ وتخصیص مناسب تعرفه ه ...

ادامه مطلب  

موضوع قراردادهای موقت صدای همه را در آورده/ سال 97، سال کوشش برای غلبه بر قراردادهای موقت کار  

درخواست حذف این مطلب
دبیر کل خانه کارگر سال 97 را سال کوشش برای غلبه بر قراردادهای موقت کار خواند. به گزارش خبرنگار ایلنا، مراسم گردهمایی کارگران قراردادی و پیمانی با حضور علیرضا محجوب دبیرکل خانه کارگر، فتح الله بیات رییس اتحادیه کارگران قراردادی و پیمانی و جمعی از کارگران در محل دانشگاه علمی و کاربردی خانه کارگر برگزار شد.علیرضا محجوب در این مراسم با اشاره به تبصره یک ماده 7 قانون کار تشریح کرد: این تبصره به این معناست که حداکثر مدت قرارداد موقت برای کارهایی که طبیعت آنها جنبه غیر مستمر دارد باید به تصویب هیات وزیران برسد. در نتیجه آنهایی که می گویند در قانون کار اصل بر قرارداد موقت است و حتی در رابطه با کارهای غیر مستمر برای جلوگیری از سوء استفاده باید بگویند چه مدت می خواهند این قرارداد موقت را ببندند. در تلاش هستیم تا این آیین نامه را آماده کرده و به تدوین برسانیم.محجوب خاطرنشان کرد: اگر امسال این آیین نامه به تصویب برسد یکی از آروزهای ما یعنی امنیت شغلی محقق می شود یا دست کم مقدمه اش می تواند شکل بگیرد.نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به اینکه سال گذشته در مجلس شورای اسلامی سه موضوع را پیش برده ایم، گفت: یکی از این مسایل موضوع کارگران قراردادی شرکت مخابرات و شرکت های وابسته به آن بود که سال 95 هم سه روز مقابل مجلس اجتماع کرده بودند که تحت شرایطی برگشتند. در این زمینه در مجلس اقداماتی انجام شده که هنوز هم ادامه دارد و از ناحیه مدیران و دیگران در حال پیگیری است.محجوب یادآور شد: موضوع دیگر مساله کارگرانی است که قرارداد معین دارند و به شکل اپراتور یا نگهبان در صنعت توزیع برق فعال هستند. در مجلس مصوبه ای از قبل برای فراهم کردن مزایایی برای آنها و اعطای امنیت شغلی برای آنها در دستور کار قرار داشت تا به منتفی کردن قرارداد موقت برای این دسته از کارگران منجر شود. این مساله در تئوری پذیرفته شده یعنی وزارت نیرو سال گذشته جلسه ای برای رسیدگی به این مصوبه تشکیل داد.محجوب با تاکید بر اینکه نباید بعضی ها فکر کنند جلسات و پیگیری ها پیرامون مسایل کارگران بی فایده است، گفت: البته باید این نکته را بگوییم که فقط به امید جلسه نیستیم بلکه آن زمان کارهای دیگری را هم پیگیری می کنیم.عضو شورای عالی تامین اجتم ...

ادامه مطلب  

در همه ی این سال ها بنده ایستادم و گفتم نتیجه ی انتخابات مردم هرچه هست باید تحقّق پیدا کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ اول فروردین ۹۶ در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح سخنان مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است.بسم الله الرّحمن الرّحیمو الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین. اللّهمّ صلّ على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک، اللّهمّ صلّ على ولیّک علىّ بن موسى الرّضا عدد ما احاط به علمک، صلاةً دائمةً بدوام ملکک و سلطانک، اللّهمّ سلّم على ولیّک علىّ بن موسى الرّضا عدد ما احاط به علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک. اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و على آبائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّى تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلا.یک سال دیگر و یک بار دیگر خدای متعال این توفیق را به ما داد که در زیر سایه ی بقعه ی مبارکه ی علیّ بن موسی الرّضا (علیه السّلام) در جمع شما برادران و خواهران حضور پیدا کنیم و ضمن همدلی و هم زبانی با این آحاد جمعیّت عظیم و مؤمن و پُرشور، مطالبی را در زمینه­ ی مسائل کشور، مسائل انقلاب، مسائل اصلی و اساسی در میان بگذاریم. خدای متعال را بر این توفیق سپاسگزارم. جمع پُرشور متراکمی که در این رواق مطهّر(۲) و در اطراف این محل، اعم از مجاوران مشهد مقدّس و زوّار محترمی که به جاذبه ی [این] امام بزرگوار، به این منطقه و به این استان و به این شهر تشریف آورده اند، همه مایلند و همه مشتاقند که سخن دل انقلاب و نظام را در زمینه­ ی مسائل گوناگون بشنوند. بنده در فرصتی که امروز هست، قهراً به بخشی از آنچه لازم است گفته بشود، میتوانم بپردازم و امیدوارم مورد هدایت الهی و رضای الهی و مقبول درگاه الهی باشد.برادران و خواهران عزیز! امسال سال مهمّی برای کشور است؛ هم به جهت نیاز کشور به یک تحرّک مهمّ اقتصادی که ان شاءالله مسئولین کشور به آن بیندیشند و بپردازند، و هم از جهت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای شهر و روستا که آن­ هم در جای خود بسیار مهم است.در سال ۹۵ -سال گذشته- با وجود اینکه کشور دچار مشکلات اقتصادی بود ولی ملّت ایران از دو جهت خوش درخشید؛ هم از جهت پایبندی به مسائل انقلاب و ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی که مظهر آن پُرشور بودن راه پیمایی عظیم بیست ودوّم بهمن و اجتماعات مردم در مورد مسائل مربوط به انقلاب بود که نشان­دهنده­ی پایبندی و شور و هیجان و دل بستگی ملّت ایران به مسائل انقلاب بود؛ جهت دوّم، پایبندی مردم به مسائل ایمانی و دینی بود. امسال به گزارش مورد اطمینانی که از سراسر کشور در ماه مبارک رمضان، در ماه محرّم و ماه صفر و بقیّه­ی مراسم دینی داده شد، شور و حضور و دل بستگی مردم به مسائل ایمانی، از همیشه بیشتر بود. هم در قضایای مربوط به انقلاب، هم در قضایای مربوط به مسائل دینی و ایمانی، حضور مردم و بُروز همّتهای بلند مردم از همیشه بیشتر بود. این خیلی مهم است از این جهت که اوّلاً سمت و سوی حرکت ملّت ایران را و هویّت ملّت ایران را به رخ دوست و دشمن میکشد. نه راهپیمایی بیست ودوّم بهمن مربوط به یک سلیقه ی سیاسی است و نه جلسات محرّم و ماه رمضان و اعتکاف و راه پیمایی اربعین مربوط به یک سلیقه ی سیاسی است، [بلکه] مربوط به همه ی ملّت ایران و مربوط به همه ی سلایق گوناگون کشور است. پس این نشان میدهد که سمت و سوی حرکت ملّت ایران، سمت و سوی انقلابی و دینی است؛ مربوط به هر سلیقه ی سیاسی که باشند. [پس] هویّت ملّت ایران را به رخ دوست و دشمن کشید. این یک. دوّم اینکه اجتماع عمومی مردم و وحدت ملّی را هم به همه نشان داد. وقتی شما این سال ۹۵ را از آغاز تا انجام نگاه کنید، همه ی قضایا این دو نشانه ی مهم را نشان میدهد: هم همبستگی مردم را در مسائل اساسی زندگی با وجود اختلاف نظرها در مسائل فرعی و سیاسی گوناگون نشان میدهد -امّا در جهت اصلی که جهت نظام و جهت انقلاب است، مردم همسو و هم جهتند- این یک، و بعد دل بستگی مردم را نشان میدهد به انقلاب و به نظام و به مسائل دین و ایمان؛ این در دنیا خود را نشان داده است، این به رخ دشمن و دوست کشیده شده است؛ این [مربوط به] سال ۹۵.البتّه حوادث تلخ در طول سال وجود داشت که آخرینِ آن، قضیّه ی همین آتش نشانان جان باخته ی عزیز بود که فداکاری کردند و حادثه ی تلخی بود. حوادث تلخ همیشه هست، عمده این است که همّت مردم و اراده ی مردم و جهت حرکت مردم، مژده بخش و نشانه ی پیشرفت باشد که این بحمدالله وجود داشت.من عرض میکنم که این نیاز ملّی، امسال هم به قوّت خود باقی است. امسال هم ملّت ایران، هم باید اتّحاد ملّی خود را نشان بدهند، هم باید پایبندی خود به انقلاب و نظام و مباحث و مسائل دینی را نشان بدهند و اثبات کنند، هم باید سمت و سوی حرکت خود را به رخ دشمنان ایران و دشمنان جمهوری اسلامی و دشمنان ملّت ایران بکشند؛ به این مناسبت بحث امروز را بنده انتخاب کرده ام.بحث امروز درباره ی دو موضوع است: یک مسئله راجع به مسائل اقتصادی کشور است که البتّه دور از اصطلاحات اهل فن، آنچه را به نظر میرسد مردم عزیزمان خوب است بدانند و به آن توجّه کنند و در آن جهت حرکت کنند و مطالبه ی آنها از ما مسئولین باشد، در بحث اقتصادی عرض میکنم؛ ان شاءالله در بحث مربوط به انتخابات هم -که موضوع دوّم بحث امروز من است- مطالبی را به عرض خواهم رساند.برادران و خواهران عزیز! مسئله ی اقتصاد، مسئله ی اولویّت دار کشور است؛ نه­ فقط امسال، که چند سال است این مسئله در رأس اولویّتهای فوری کشور قرار دارد و نیاز به تحرّک اقتصادی به شکل صحیح و با برنامه ریزی صحیح، در این چند سال محسوس بوده است و کارهایی هم شده است که من اشاره خواهم کرد. اولویّت امروز ملّت ایران، مسئله ی اقتصادی است و توجّه کنید که اولویّت دشمن هم مسئله ی اقتصادی است؛ یعنی امروز دشمنان جمهوری اسلامی برای اینکه بتوانند اهداف خودشان را در مورد ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی محقّق کنند، دنبال راهکارهای اقتصادی، و یا به تعبیر درست تر، دنبال ضربه زدن اقتصادی به ملّت ایرانند. هدف دشمن این است که بتواند با فشار اقتصادی، ملّت ایران را نسبت به نظام اسلامی و جمهوری اسلامی دلسرد و دلزده کند و بین ملّت ایران و نظام اسلامی فاصله بیندازد و هدفهای خودش را از این راه دنبال کند. البتّه من به شما عرض کنم دشمنِ نادانِ بی ایمان ما سالها است که این تلاش را میکند برای جدا کردن ملّت از نظام [ولی] موفّق نشده است؛ بعد از این هم به حول و قوّه ی الهی موفّق نخواهد شد. خب، دشمن توفیق پیدا نمیکند امّا ما موظّفیم این بحث را طرح کنیم؛ برای اهمّیّت آن، برای توجّه مسئولان به آن، برای ایجاد پیوندها و ارتباطات همکاری میان مردم و مسئولان در زمینه ی اقتصاد؛ چون مسئله ی اقتصاد، مسئله ی معیشت مردم، مسئله ی بسیار مهمّی است و من مقداری در این زمینه ها عرایضی خواهم کرد؛ [البتّه] به­ طور اجمال در پیام اوّل سال، دیروز به عرض ملّت ایران رساندیم، امروز یک مقداری مسئله را باز میکنم. امام سجّاد (علیه الصّلاةوالسّلام) در دعا به خدای متعال عرض میکنند: وَ نَعوذُ بِکَ مِن تَناوُلِ الاِسرافِ وَ مِن فِقدانِ الکَفاف؛(۳) این نشان دهنده ی اهمّیّت مسئله ی اقتصادی است که امام سجّاد از خدای متعال درخواست میکند و به خدای متعال پناه میبرد. از اسراف و از اینکه منابع معیشتی، به قدر کافی در اختیار مردم وجود نداشته باشد، این نشان دهنده ی اهمّیّت مسئله ی اقتصاد است. پس باید در این زمینه بحث کنیم.ولیکن قبل از آنکه وارد بحث اصلی بشوم، دو نکته را مایلم حتماً مورد تأکید قرار بدهم و به شما عزیزانی که تشریف دارید و کسانی که این صحبت را بعداً می شنوند، این دو نکته را یادآوری کنم:نکته ی اوّل؛ دشمن در تبلیغات وسیع خود تلاش میکند که کمبود های معیشتی و اقتصادی کشور را به نظام اسلامی و به جمهوری اسلامی نسبت بدهد؛ این نقشه ی دشمن است. آنها میخواهند این جور وانمود بکنند که نظام اسلامی قادر نبوده است و قادر نیست مشکل اقتصادی ملّت ایران را و مشکلات اساسی ملّت ایران را حل کند و گره ها را باز کند؛ یک سوءاستفاده ی این جوری میخواهند بکنند برای کوبیدن نظام اسلامی. این حرف ناشی از بغض و عداوت و کینه ی آنها به نظام اسلامی است. این یک حرف خلاف واقع است، خدماتی که نظام اسلامی و جمهوری اسلامی به ایران و ملّت ایران در این مدّت کرده است، یک خدمات برجسته و فوق العاده است. اگر وضع ملّت را و وضع کشور را مقایسه کنیم با قبل از دوران اسلامی یعنی در دوران طاغوت، آن وقت معلوم میشود که چه خدمات بزرگ و ارزشمندی را نظام اسلامی تقدیم کرده است. بله، ضعفهایی وجود دارد؛ این ضعفها مربوط به مدیریّت ماها است، این مربوط به کمبود ها و ناتوانایی های مدیرانی است که در بخشهای مختلف مشغول کار بوده اند؛ امّا نظام اسلامی توانایی هایی را در خود پرورش داده و مدیرانی را تربیت کرده است که توانسته اند کارهای بسیار بزرگی را در طول این سی و چند سال برای کشور انجام بدهند؛ آن هم درحالی که در این سی و چند سال، ملّت از همه طرف در فشار تحریم و فشار اقتصادی دشمنان بوده است.من چند نمونه را عرض میکنم. البتّه اینها فقط نمونه هایی است که من میگویم وَالّا آن فهرست خدمات نظام جمهوری اسلامی، یک فهرست بسیار طولانی تر از این حرفها است. ببینید! جمعیّت کشور از اوّل انقلاب تا امروز دو برابر شده است. یعنی از حدود چهل میلیون به نزدیک به هشتاد میلیون رسیده است، امّا آنچه اتّفاق افتاده و آن کارهایی که در زمینه های مختلف انجام گرفته است، بحث دو برابر و سه برابر نیست، [بلکه] ارقام فوق العاده و بسیار چشمگیری است.در زمینه های زیرساختی، کارهایی در کشور شده است که حقیقتاً از نظر معیار و مقیاسی، [که] انسان با کشورهای دیگر می سنجد، بسیار بزرگ و عظیم است. از باب مثال: راه های کشور در این مدّت، شش برابر شده است؛ ظرفیّت بنادر کشور در این مدّت، بیست برابر شده است؛ سدهای مخزنی کشور -که آب شُرب و آب کشاورزی را تأمین میکنند- سی برابر شده است؛ تولید برق کشور، چهارده برابر شده است؛ صادرات غیر نفتی کشور، ۵۷ برابر شده است -قبل از انقلاب، [یعنی] در دوران طاغوت، صادرات کشور تقریباً منحصر بود به نفت و یک مختصری اشیاء تولیدی دیگر که در جنب صادرات نفتی، تقریباً هیچ بود؛ امروز صادرات غیر نفتی ۵۷ برابر افزایش پیدا کرده است- تولید محصولات پتروشیمی سی برابر و تولید محصولات فولادی پانزده برابر [شده است]؛ اینها کارهای زیرساختی است؛ هر کشوری بخواهد تحرّک پیدا کند، پیشرفت اقتصادی پیدا کند، به این چیزها احتیاج دارد؛ این کارها در دوران انقلاب انجام گرفته است.در زمینه ی علم و فنّاوری، از اوّل انقلاب [تاکنون]، تعداد دانشجویان ۲۵ برابر شده است؛ اوّل انقلاب، همه ی دانشجویان کشور دویست و خرده ای هزار [نفر] بود، امروز نزدیک پنج میلیون دانشجو در کشور مشغول تحصیل هستند؛ مقالات علمی شانزده برابر [شده]؛ و فعّالیّتهای علمی و فنّاوری فراوان دیگر.در زمینه ی توسعه ی اجتماعی و انسانی، شاخصها بسیار بالا است. در زمینه ی خدمات -خدمت رسانی- به مردم -مثل برق و گاز و تلفن و آبادی روستاها- آمارها بسیار خوب و مژده بخش است. در زمینه ی فعّالیّتهای نظامی، آمارها فوق العاده است؛ کشوری که قبل از پیروزی انقلاب، از لحاظ نظامی وابسته ی محض به خارج از کشور بود -آن هم به دشمنانی مثل آمریکا- امروز از لحاظ پیشرفتهای نظامی، آن چنان چشمگیر است که چشم دشمن را هم میزند، او را هم خشمگین و نگران و عصبانی میکند.اینها همه اش هنر نظام اسلامی است؛ اینها کارهایی است که نظام اسلامی کرده است. عرض کردم که اگر این فهرست را بخواهم بگویم، یک فهرست بسیار طولانی است و کار از اینها برتر و بالاتر است. البتّه انقلاب متوقّف نمیشود، پیشرفت متوقّف نمیشود؛ کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام بگیرد و به حول و قوّه ی الهی انجام خواهد گرفت و در سیاستهای کلّی نظام اسلامی [هم] به آن کارهایی که باید در آینده انجام بگیرد، تصریح شده است و ذکر شده است که چه کارهایی باید انجام بگیرد.خب، ضعفهایی هم داشته ایم که کم نبوده؛ بنده از ضعفهای فعّالیّتهای مسئولین کشور -از جمله خودِ این حقیر- در سطح عموم ملّت ایران و در طول سالها، آگاهم؛ ضعفهای زیادی وجود داشته که این مربوط به مدیریّتهای ما است، مربوط به حرکت عمومی نظام اسلامی نیست. ما هرجا یک مدیریّت انقلابیِ فعّالِ پُرتحرّک داشتیم، کار پیش رفته است؛ هرجا مدیریّتهای ضعیف، بی حال، ناامید، غیرانقلابی، و بی تحرّک داشتیم؛ کارها یا متوقّف مانده است، یا انحراف پیدا کرده است. این مسئله ای است که وجود دارد؛ یک اشکالی و یک ضعفی است که وجود دارد؛ باید مدیرانمان ان شاءالله پُرانگیزه تر باشند، کارآمدتر باشند، تلاش بیشتری را انجام بدهند، و به حول و قوّه ی الهی همین جور هم خواهد شد. من به­ طور قاطع عرض میکنم که اگر مدیریّت در بخشهای مختلف کشور، متدیّن باشد، انقلابی باشد و کارآمد باشد، همه ی مشکلات کشور حل خواهد شد؛ ما مشکل غیرقابل حلّی در کشور نداریم. یک نکته این بود که عرض شد.نکته ی دوّم این است که ظرفیّتهای کشور بسیار بالا است؛ ما توانایی هایمان، استعدادمان در کشور خیلی زیاد است؛ یعنی اگر ما امیدواری هایی را به آینده ابراز میکنیم و میگوییم که این کارها باید انجام بگیرد یا میگوییم این کارها انجام خواهد گرفت، این با تکیه ی بر ظرفیّتها و توانایی های بالقوّه ی کشور است. ما کشورمان، هم از لحاظ نیروی انسانی، هم از لحاظ نیروهای طبیعی -نیروهای زیرزمینی، روی زمینی و امکانات گوناگون- جزو کشورهای ثروتمند محسوب میشود. از لحاظ نیروی انسانی -همین طور که عرض کردیم- پنج میلیون دانشجو، یک ثروت عظیمی برای کشور است؛ علاوه ی بر این، ما حدود ده میلیون فارغ التّحصیل دانشگاهی داریم که اینها میتوانند کارهای مختلف را انجام بدهند. ما ۳۳ میلیون جوانی که در سنّ کار باشد -یعنی بین پانزده سال و چهل سال سن داشته باشد- در کشور داریم؛ یعنی یک کشور جوان [هستیم] که دارای این توانایی است که بتواند کار کند. برطبق [عقیده­ ی] اهل نظر و اهل فن، بهترین زمان [کارایی] انسانِ دارای توان کار -مرد و زن- بین پانزده سال و چهل سال است و ما از این جهت، در کشور وضعمان بحمدالله بسیار خوب است و ۳۳ میلیون از جمعیّت کشور در این سنین قرار دارند، که میتوانند کار کنند، میتوانند بارهای سنگین را بر دوش خودشان حمل کنند. در منابع زیرزمینی [هم] در دنیا پیشرفته هستیم. من یک وقتی عرض کردم(۴) که جمعیّت کشور در حدود یک صدم جمعیّت دنیا است امّا تقریباً همه­ ی منابع اصلی ما از یک صدم بیشتر است؛ بعضی دو صدم است، بعضی سه صدم است، بعضی پنج صدم است؛ یعنی ما از لحاظ منابع، دستمان باز است. در همین جلسه ی اوّل سال -یکی دو سال قبل-(۵) گفتم که ما از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی بهترین کشور و ثروتمندترین کشور در همه ی دنیا از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم [ما هستیم]، گفتم که ما در درجه ی اوّل قرار داریم. اخیراً آماری به بنده دادند و معلوم شد که ما از لحاظ تنها گاز هم در دنیا اوّلیم، یعنی هیچ کشوری به قدر کشور ما نفت و گاز ندارد، و درخصوص گاز، هیچ کشوری در دنیا به قدر ما گاز ندارد که امروز یکی از منابع مهمّ انرژی است. خب این کشور، کشور ثروتمندی است؛ بیخود نیست که دشمنان ما -[یعنی] قدرتهای سلطه گر، آمریکا و امثال آن- چشم طمع دوخته­ اند به این کشور و میخواهند این کشور را زیر سلطه دربیاورند. البتّه این آروزی همیشگی آنها است و این آرزو برآورده نخواهد شد و این آرزو را قطعاً به گور خواهند برد.خب، وارد بحث مربوط به اقتصاد بشویم، وقت محدود است و من باید بتوانم همه ی آنچه را که میخواهم عرض بکنم، ولو کوتاه، عرض بکنم.ببینید، ما برای کشورمان و برای ملّتمان چه میخواهیم؟ ما میخواهیم ملّت و کشور به کجا برسد؟ ما برای ملّت ایران امنیّت ملّی میخواهیم، عزّت ملّی میخواهیم، سلامت عمومی میخواهیم، رفاه عمومی میخواهیم؛ پیشرفت همه جانبه میخواهیم، استقلال از قدرتهای سلطه گر جهانی میخواهیم، شکوفایی استعدادها میخواهیم، رها شدن و نجات یافتن از آسیب های اجتماعی -مثل اعتیاد و فساد و امثال اینها- میخواهیم؛ اینها را برای کشور میخواهیم؛ اینها چیزهایی است که ما در زمینه ی مسائل مادّی برای کشورمان دنبال میکنیم و میخواهیم. آن وقتی ملّت به آسایش خواهد رسید که این مواد برای او در داخل کشور تأمین بشود. خب چگونه میشود اینها را به دست آورد ؟ عزّت ملّی، امنیّت ملّی، اقتدار ملّی، پیشرفت همه جانبه چه جور به دست می آید؟ من عرض میکنم بدون اینکه کشور یک اقتصاد قوی داشته باشد، اینها به دست نمی آید. نیاز ما اقتصاد قوی، تولید قوی، همراه با مدیریّت قوی است؛ نیازمان این است: یک اقتصاد قوی و مطمئن و متّکی به خود که دستمان به سمت دیگران دراز نباشد، بتوانیم انتخاب کنیم، بتوانیم حرکت کنیم، بتوانیم اقدام کنیم، بتوانیم روی قیمت نفت اثر بگذاریم، پول ملّی را ارزشمند کنیم، قدرت خرید مردم را بالا ببریم؛ بدون یک اقتصاد قویِ این جوری، نه به یک عزّت مستمرّی خواهیم رسید، نه به یک امنیّت مستمرّی خواهیم رسید؛ این چیزها را باید تأمین کنیم. اهمّیّت اقتصاد این است. و البتّه بدون اتّحاد ملّی هم به دست نمی آید؛ بدون پیوند عمومی ملّت با نظام هم این خواسته ها به دست نمی آید؛ بدون فرهنگ انقلابی هم به دست نمی آید؛ بدون مسئولان شجاع و فعّال و پُرکار هم این خواسته ها تأمین نخواهد شد. همه ی اینها را لازم داریم و باید تأمین کنیم و میتوانیم تأمین کنیم. [پس] یکی از مشکلات عمده ی کنونی ما مسئله ی اقتصاد است.خب، اقتصاد مقاومتی را مطرح کردیم و گفتیم؛ دوستان و فعّالان مسئول در قوّه ی مجریّه و بقیّه ی دستگاه های کشور، با علاقه این مسئله را دنبال کردند و برنامه ریزی هایی کردند، کارهایی را انجام دادند. خب این کارها خوب است و من به بعضی [از آنها] هم اشاره خواهم کرد لکن آنچه امروز برای ما مشهود است و مقابل چشممان می­بینیم، [این است که] خلأهای اقتصادی ما خلأهای بزرگی است. یکی­ مسئله­ ی بیکاری است؛ بخصوص بیکاری جوانان و بخصوص بیکاری جوانان تحصیل­ کرده. این یک خلأ است، یک حفره است. این را باید تأمین کرد. مسئله­ ی معیشت طبقات ضعیف [مهم است]؛ ما اطّلاعات را دائماً دنبال میکنیم و از وضع مردم در بخشهای مختلف کشور مطّلع میشویم؛ مردم از لحاظ معیشت دچار مشکلند. مسئله ی بیکاری هست، مسئله ی سختی معیشت هست؛ و مشکلات گوناگونی که در زمینه ی فرهنگی و اجتماعی به دنبال اینها می آید.خب، عرض کردیم که دشمن هم بر روی همینها تمرکز میکند و روی اینها تبلیغات میکند. صاحب نظران اقتصادی، آن کسانی که در زمینه ی مسائل اقتصادی صاحب نظرند، مشکل عمده را در رکود و بیکاری می بینند؛ حق هم با آنها است. یکی مسئله ی بیکاری است، یکی مسئله ی رکود تولید و کمبود تولید در داخل کشور است. خب اینها در اقتصاد مقاومتی هست منتها اقتصاد مقاومتی یک مجموعه است. اگر ما بتوانیم این مجموعه را تجزیه کنیم و در هر فرصتِ زمانی، بر روی بخشی از مسائل مهمّ آن تکیه ی بیشتری در کشور انجام بگیرد، مطمئنّاً خواهیم توانست نتایج خوبی از آن بگیریم.در سال ۹۵ کارهای خوبی انجام گرفت. حق این است که به تلاشهایی که مسئولان محترم انجام داده اند بپردازیم و از آنها قدردانی بکنیم. در اوائل سال گذشته که بنده در همین جلسه ی اوّل سال تأکید زیادی بر روی کارگاه های کوچک و متوسّط کرده بودم، مسئولین تصمیم گرفتند که به کارگاه های کوچک و متوسّط کمک کنند؛ پانزده هزار میلیارد تومان بودجه گذاشتند برای اینکه مثلاً حدود بیست هزار کارگاه کوچک را تحرّک ببخشند و فعّال کنند و از رکود خارج کنند؛ اقدام هم کردند، البتّه یک قدری دیر شد لکن بالاخره اقدام شروع شد و انجام گرفت. خب این اقدام، اقدام خوبی بود منتها در هر کار خوبی، آنچه لازم است، نظارت و استمرار است. اگر چنانچه نظارت لازم و توجّه و دقّت لازم در ادامه ی کار انجام نگیرد، کار به سرانجام نمیرسد؛ یا به سرانجامِ مطلوب نمیرسد. من توضیح خواستم از کسانی که دست اندرکار این قضیّه بودند و از طُرق مختلف، از لحاظ میدانی تفحّص کردم، ]فهمیدم] خب کار پیش رفته است منتها نه به آن اندازه ای که هزینه شده. کار پیشرفت هایی داشته است منتها آن جوری که مورد نظر است و باید پیش میرفت و انجام میگرفت، انجام نگرفته است. باید کاری کنیم که تدابیر مسئولان و سیاستهای اجراییِ مسئولان بتواند به نتایج نهایی برسد.امروز مشکلات ما در زمینه ی بخشی از شاخصها، مشکلات زیادی است. بعضی از شاخصها خوب است؛ فرض بفرمایید که شاخص تورّم کاهش نشان میدهد که این خوب است، امّا شاخص بیکاری افزایش نشان میدهد یعنی بیکاری بیشتر شده است. اینها آمارهای رسمی خود مسئولین است. یا رشد اقتصادی، مثبت نشان میدهد امّا رشد سرمایه گذاری، منفی است؛ که این یکی از عیوب اساسی و بزرگ است. یا مثلاً در بعضی از بخشها -مثل بخش نفت- پیشرفت داریم، [امّا] در بعضی از بخشهای دیگر -مثل بخش معدن، مثل مسکن- عقب رفت داریم. یعنی آمارهای رسمی انسان را قانع نمیکند به اینکه حرکت عمومی به سمت رفع مشکلات اقتصادی است.خب، حالا از گذشته عبور کنیم، به آینده نگاه کنیم. آنچه بنده در مورد آینده به عنوان نقطه ی اولویّت دار و کلیدی به آن نگاه میکنم، عبارت است از تولید؛ تولید ملّی، تولید داخلی. توصیه ی بنده، خواسته ی بنده، مطالبه ی بنده، تکیه ی بر روی تولید داخلی است. تولید داخلی یک کلید واژه است. اینها را عرض میکنیم تا اوّلاً چون در محضر ملّت ایران این حرفها دارد گفته میشود، مسئولین محترم به این توجّه کنند و روی آن تکیه کنند، ثانیاً افکار عمومی مردم هم در همین جهت مطالبه گر باشد؛ مطالبات مردم هدایت بشود به این سمتی که مورد توجّه و مورد تعرّضِ(۶) امروز ما است. من این جور اح ...

ادامه مطلب  

گزارش تصویری انتخابات مجمع بانوان فرهیخته لرستان  

درخواست حذف این مطلب
گروه اجتماعی ـ انتخابات جمعیت بانوان فرهیخته لرستان امروز سه شنبه، ۲۱ فروردین در خرم آباد برگزار شد.به گزارش ایکنا از لرستان، د ...

ادامه مطلب  

پاسخ به ایراد روحانی از نمایش«بدحجابی»/روزنامه و خبرگزاری نمی زنم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مجله اینترنتیملکانه؛ پدرش چون اعتقادات خاصی داشت، اجازه داشتن تلویزیون در منزل شان را نمی داد اما بعدها در نیمه نخست دهه هشتاد سکاندار رادیو و تلویزیون ایران شد. متولد سال ۳۸ در تهران است؛ میدان گمرک، خیابان انبار نفت. پدر و مادرش هر دو از دیار دزفول هستند. پدرش کارگر شرکت نفت، مسئول بخش تایپ بود. این ها شرحی از زندگی سیدعزت الله ضرغامی است. کسی پیش از به ثمررسیدن انقلاب در بهمن ماه سال ۵۷، همزمان با فعالیت های انقلابی در محله جمادی الحق تهران، لباس دانشجویی رشته عمران در دانشگاه امیرکبیر را به تن کرد. وقوع انقلاب، تسخیر لانه جاسوسی آمریکا و پس از همه این ها، وقوع انقلاب فرهنگی در تیرماه سال ۵۹، باعث شد تا اخذ مدرک کارشناسی اش، ۸ سال زمان ببرد.از همان اوان جوانی، هر چند به شریعتی هم علاقه داشت ولی «مطهری» خوان بود. تسلطش به زیر و بم آثارِ تئوریسین شهیر انقلاب اسلامی، تا حدی بود که وقتی اکبر گنجی در سال های پس از دوم خرداد، یادداشتی درباره شهید مطهری نوشت، قلم را برداشت و در مقاله ای با عنوان «خویش را تاویل کن، نِی ذکر را»، در مقام دفاع از شهید، پاسخ پدیدآورنده «عالیجناب سرخ پوش» را محکم داد.همکاری با سپاه پاسداران از جمله مسئولیت های مهم ضرغامی در دهه شصت بود. ضرغامی در دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و در زمان صدارت علی لاریجانی بر ارشاد، معاون امور سینمایی شد.وی در زمان حضور علی شمخانی در وزارت دفاع در مقام معاون پارلمانی بار مسئولیت را به دوش می کشید اما در حالی که یک سال به پایان عصر دولت اصلاحات مانده بود، ضرغامی در نیمه نخست سال ۸۳ جانشین علی لاریجانی در ساختمان شیشه ای جام جم شد. ضرغامی تا نیمه دوم سال ۹۳ در این سمت باقی ماند.ضرغامی هم اکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو شورای عالی فضای مجازی است.برای گفتگو با سیدعزت الله ضرغامی به خیابان پاستور رفتیم. حیاتی دلپذیر با باغچه نسبتا بزرگ که در دو طرف ساختمان قرار دارد، حس خوبی به محیط داده است. پس از وقفه ای کوتاه که ناشی از پذیرایی عوامل دفتر بود، به دفتر ضرغامی وارد شدیم.با ورود به دفتر، اولین سوژه ای که نگاه را به سمت خود جلب می کند، تخته وایت برد سفید رنگی است که روی آن قرارهای صبحانه گزارش شده است! نظر خودش درباره صبحانه ها جالب است؛ می گوید ۹۹ درصد مطالبی که در این صبحانه ها زده می شود، غیرقابل انتشار است. البته در مورد قرارها هم می گوید به جز دو مورد «اسکویی» و «زم» بقیه دیدارها بنا به درخواست طرف مقابل است.ضرغامی در همین باره گفت: برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار دارم و در وسط حاکمیت هستم، مهم است که چرا فرزند آقای زم چنین مسیری را طی کرده. برای من مهم است وقتی آقای ابطحی در جریان فتنه بازداشت شد و پس از آن، در جریان اعتراف های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را طی کرده است. شما این مسائل را به حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من با خانم «طاهره قیومی» که موضوع «آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند و آنقدر شجاعت داشته باشد که صریحا اعلام کند:خانم قیومی کاری نکرده است. از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این جلسات(صبحانه ها) مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!وی با اشاره به رویکرد سیاسی این روزهایش که عده ای آن را به اعتدال تعبیر می کنند،اظهار داشت: اصلا در پی این نیستم که من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند. اشکال ما این است که یک کلیدواژه ای را انتخاب می کنیم و همه پشت آن سنگر می گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت کنیم. همین امروز با خانم «الهام چرخنده» دیدار داشتم و با تمام وجودم از وی دفاع کردم و اعلام کردم سطح ایشان بالاتر از تمام کسانی است که امروز دارند حرف می زنند. هنوز بسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه باشد.بیشتر بخوانید: روحانی از نظر سیاسی برای 4 سال کافی بود/ مسئولان از اخلاق سال 57 فاصله گرفته اند/ نمی خواهم شاهد جشن و پایکوبی منتقدان احمدی نژاد 84 باشمضرغامی در پاسخ به این سوال که آیا قصد ندارید جریان جبهه مانندی در میان نیروهای انقلاب با محوریت خودتان ایجاد کنید؟ گفت: این مساله، رسالت امروز من نیست. من فکر می کنم باید از راهکارهای کلیشه ای بیرون بیاییم و بگوییم چه چیزی در جامعه کم داریم. در فضای سیاسی کشور، نگاه ها به مسائل، جناحی و قبیله ای است. من احساس می کنم یک مشی دیگری که نگاهش به پدیده ها مقداری جامع تر و منشوری تر باشد و همه ابعاد را ببیند و در پی تحقیر و مچ گیری از آدم ها نباشد را نیاز داریم.وی با اشاره به ایراد حسن روحانی به سیاست صداوسیما نسبت به بدحجابی به ویژه در ایام انتخابات گفت: یک بار آقای روحانی به من اشکال گرفت و گفت آقای ضرغامی! شما در ایام انتخابات، یک تیپ خاصی از زنان را نشان می دهید، در ایام دیگر یک تیپ دیگر! من گفتم شما کاملا درست می گویید اما می دانی دلیلش چیست؟ دلیلش این است که سازمان صداوسیما باید نسبت به حجاب الگو معرفی کند. ما نمی توانیم به طور مرتب «بد لباسی» و «بد حجابی» نشان دهیم.ضرغامی در پاسخ به اینکه آیا قصد ایجاد روزنامه یا خبرگزاری دارد؟ گفت: نباید اینگونه صحبت کنم اما حالش را ندارم(خنده) چون احساس می کنم بعضی حرف ها را خودم به تنهایی، می توانم دقیق تر مطرح و بیان کنم. اگر بخواهم خبرگزاری راه بیاندازم، همیشه باید پاسخگوی حرف های همکارانم باشم. الان فقط پاسخگوی خودم هستم.وی با اشاره به روند ایجاد مناظره ها در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ گفت: در انتخابات ۹۲، با توجه به سابقه مناظره ها در سال ۸۸، یک نظر این بود که مناظره ها از تلویزیون پخش نشود تا جامعه دچار التهاب نشود. من در این زمینه با دو گروه مشورت کردم؛ یکی خود نامزدها بودند؛ با ۱۴ نفر از نامزدها که هنوز ثبت نام نکرده بودند اما معلوم بود که نامزد می شوند، جلسه ای گذاشتم؛ همه آقایان در این جلسه حضور داشتند، از آقای روحانی و محسن رضایی گرفته تا حدادعادل و قالیباف. من در آن جلسه برای آقایان تبیین کردم که شما احتمالا قصد حضور در انتخابات را دارید و اگر به انتخابات ورود کردید، ما برنامه هایی برای شما خواهیم داشت. از آنان خواستم نظر مشورتی شان را هم درباره مناظره ها با من مطرح کنند.رئیس اسبق رسانه ملی با اشاره به نقش فضای مجازی در کشور تاکید کرد: به نظرم فضای مجازی، امروز آمده تا انقلاب اسلامی را نجات بدهد؛ این حرف سنگینی است؛ من به عنوان عضو شورای عالی فضای مجازی که آسیب های این فضا را هم می دانم، دارم این حرف را می زنم. در کلان موضوع وقتی نگاه می کنم، می بینم انقلاب اسلامی به توانمندی فضای مجازی نیاز داشت تا مردم یک نفسی بکشند؛ یعنی یک سری حرف ها زده شود و از انحصار عده ای دربیاید.ضرغامی درباره چرایی گسترش تلگرام در ایران گفت: چند سال قبل، در یک مقطعی بی توجهی شد و یک پیام رسان خارجی(اشاره به تلگرام) حمایت و دوپینگ فنی و سیاسی شد. اگر این امکانات داده نمی شد، یک پیام رسان خارجی نمی توانست اینقدر گسترده شود.وی با اشاره به اقدامات انجام شده توسط وزارت ارتباطات برای بومی سازی فضای مجازی اظهار داشت: ساختار وزارت ارتباطات بر اساس وصل کردن دوتا سیم به یکدیگر است! البته آقای جهرمی دارد کارهای خوبی انجام می دهد؛ این اقدامات را به من هم گفته است. من هم به طور دائم به ایشان می گویم چه کاری از من برمی آید؛ به من بگو تا انجام دهم. اگر من جای آقای جهرمی بودم، کاری می کردم که پیام رسان های داخلی به ثمر بنشیند؛ به گونه ای که مزیت نسبی شان به لحاظ سرعت، قیمت و کارکردهای مختلف آنقدر خوب باشد که دیگر کسی سراغ پیام رسان های خارجی نرود.ضرغامی تصریح کرد: من اگر جای وزیر بودم، خود را مسئول این کار می دیدم که «تازیانه» بردارم و قسمت هایی که ظرفیت دارند اما کم کاری می کنند برخورد می کردم تا این موضوع به ثمر بنشیند. امروز آقای وزیر ارتباطات باید خودش را در این جایگاه ببیند ولو اینکه در شرح وظایف اش وجود نداشته باشد.در ادامه مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با سیدعزت الله ضرغامی را می خوانید:جلسات صبحانه های شما با شخصیت های مختلف و پست هایی که در این زمینه در فضای مجازی به اشتراک می گذارید، معروف شده است! اندکی از این جلسات برای ما بگویید؟ درخواست جلسات از سوی شما مطرح می شود یا میهمانان؟من در طول روز جلسات متعددی دارم و هدفم در این جلسات – با توجه به ارتباطات و ماموریتی که در شورای عالی فضای مجازی یا شورای عالی انقلاب فرهنگی دارم – کمک به حل بعضی از مشکلات کشور است. بعد از مدتی متوجه شدم در نشست هایی که با افراد مختلف دارم، حرف های خوبی رد و بدل می شود و خوب است که در حد محدودی، افکار عمومی از آن ها مطلع شوند.با توجه به سابقه کاری ام در فضای رسانه، احساس کردم برخی موضوعات وقتی خبری می شود، به نوبه خود می تواند در رسانه ها «پیام» داشته باشد. بیشتر این جلسات، صبح برگزار می شد و واقعا برنامه خاصی تحت عنوان «برنامه صبحانه سیاسی» نداشتم. احساس کردم، فضای صبحانه ها صمیمی است و اگر تصویری از آن ها منتشر شود، می تواند تاثیر خبری خود را داشته باشد لذا آرام آرام این جلسات تبدیل به «هشتگ» شد و صبحانه های ما موضوعیت پیدا کرد. به جز دو، سه مورد که استثنا بود، بقیه صبحانه ها با درخواست طرف مقابل برگزار شده است.دیدار با «رابعه اسکویی» درخواست شما بود؟محمدعلی زم و رابعه اسکویی را خودم تماس گرفتم که بیایند. برایم مهم بود در کنار برخی مسائلی که حول و حوش آقای زم مطرح است، قرائت خود آقای زم را هم بدانم.درباره پسرشان هم صحبت کردید؟بله صحبت کردیم. آقای زم که در بخشِ هنریِ نظام، چهره شاخصی است و در مقطعی، کارهای بزرگی برای کشور انجام داده، برایم مهم بود که چه مکانیزمی باعث شده تا فرزند ایشان مسیر دیگری را طی کند.تاکنون که ظاهراً آقای زم از پسرشان اعلام برائت نکردند…حتما مسیر آقای زم، مسیر پسرش نیست و حتما منتقد شدید وی است. برایم مهم است که فرایند چهره هایی مانند آقای زم را بدانم. من در پی این هستم که فارغ از هیاهوها و زنده بادها و مرده بادها، ببینم واقعا چه فعل و انفعلاتی در جامعه رخ می دهد.برای من که الان در آستانه ۶۰ سالگی قرار دارم و در وسط حاکمیت هستم، مهم است که چرا فرزند آقای زم چنین مسیری را طی کرده. برای من مهم است وقتی آقای ابطحی در جریان فتنه بازداشت شد و پس از آن، در جریان اعتراف های تلویزیونی قرار گرفت، چه فرآیندی را طی کرده است. شما این مسائل را به حساب کنجکاوی شخصی ام بگذارید! وقتی من با خانم «طاهره قیومی» که موضوع «آمدنیوز» آن بلاها را سرش آورد، صحبت می کنم، باید یک نفر حرفش را گوش کند و آنقدر شجاعت داشته باشد که صریحا اعلام کند:خانم قیومی کاری نکرده است. از طرف دیگر، ۹۹ درصد حرف هایی که در این جلسات(صبحانه ها) مطرح می شود، قابلیت انتشار ندارند!وقتی جلسات صبحانه های خود را در صفحه اینستاگرام تان منتشر می کنید، تا چه اندازه بازتاب های سیاسی اش برایتان اهمیت دارد؟ می خواهید چه چهره ای از عزت الله ضرغامی در رسانه ها برای خودتان بسازید؟اصلا در پی این نیستم که من را به عنوان شخصی معتدل بشناسند. اشکال ما این است که یک کلیدواژه ای را انتخاب می کنیم و همه پشت آن سنگر می گیریم و فکر می کنیم باید متناسب با آن کلمه صحبت کنیم. همین امروز با خانم «الهام چرخنده» دیدار داشتم و با تمام وجودم از وی دفاع کردم و اعلام کردم سطح ایشان بالاتر از تمام کسانی است که امروز دارند حرف می زنند. هنوز نمی خواهم من را به عنوان شخصی معتدل بشناسندبسیاری نمی دانند که موضع شان نسبت به خانم چرخنده باید چه باشد.یک عده کاملا مخالف خانم چرخنده اند چون می گویند ایشان، این وَری! تحول پیدا کرده؛ اگر آن وَری! تحول پیدا کرده بود، همه برایش سینه می زدند. حاضرند فردی در لجن زار ابتذال سقوط کند و سر تا پا برهنه شود اما به اسم «حق انتخاب» و «آزادی» و «حقوق شهروندی» آن را توجیه کنند. یک خانمی متحول شده و با این تحول، چادر سرش کرده؛ ببینید چه کار که با وی در فضای مجازی نکردند. برخی نیروهای مذهبی و انقلابی هم چون اصولا نگاه های امنیتی و اطلاعاتی دارند، به چنین موضوعاتی ورود نمی کنند؛ می گویند ببینیم داستان چیست؛ بی خود حمایت نکنیم!اصلا من به راست و چپ و اصولگرا و اصلاح طلب و اعتدال به معنای رایج آن تعلقی ندارم. وقتی می خواهیم حقیقت را اندکی بدون روتوش و آنطور که هست، مطرح کنیم، فکر می کنند ما اعتدالی هستیم؛ حالا امکان دارد در هر دوره ای، یک چیزی به شما بچسبد! من معتقدم اسلام، شیرین است؛ شیرین تر از آن چیزی که فکرش را کنید. اسلام، گمشده ماست. نیازهای ما در اسلام برطرف می شود. اسلام، ارمغان های زیادی برای ما به همراه دارد که یکی از آن ها آرامش و طمأنینه است. آیا پس از گذشت ۴۰ سال از انقلاب به این ها دست یافته ایم؟ دست نیافته ایم. آیا اشکال از اسلام است؟ خیر؛ اشکال از اسلام شناسان و اسلام شناس نماهاست.یک نفر که اسلام را به طور شیرین توضیح می دهد، به جان آدم می نشیند. من بارها گفته ام که عده ای فقط به «جلال» اهمیت می دهند تا به «جمال». درباره رهبری معظم انقلاب هم چنین است؛ جمال رهبر انقلاب وسیع تر و گسترده تر از جلال ایشان است؛ البته در مقابله با استکبار و در حوزه های سیاسی، از جلالیت رهبری بیشتر استفاده می شود که البته نیاز هم هست اما جمال رهبری در محاق قرار گرفته است. بسیاری از جمال رهبری آگاهی دارند اما به رهبری جفا می کنند و بُعد دیگری از ایشان را مطرح می کنند. از طرف دیگر، عده ای هنر طرح آن جمال را ندارند.وقتی مواضع رهبر انقلاب را با تجربه شخصی خودم در جلسه یا محفلی مطرح می کنم، همه تعجب می کنند. اگر در جایی ابعاد مختلف موضوعی را مطرح می کنم، اصلا بحثم، بحث اعتدال نیست. اعتدال به معنای رایج و سیاسی آن را اصلا قبول ندارم. به نظرم، اصولگرایی و اصلاح طلبی از همان ابتدا «پوست خربزه» بوده اند؛ چه بسا چهره های مطرح اصولگرا که اصلا شاخصه های اصولگرایی را در زندگی شخصی و رفتارو کلام شان ندارند و وقتی با آن ها سلام و علیک می کنید، انگار از آسمان به کف زمین افتاده اند!بسیاری از اصلاح طلبان هم خیال می کنند که مترقی اند و نگاه اصلاح گرایانه به معنایی که من هم آن را قبول دارم، دارند اما اصلا حرفی برای گفتن ندارند و سخنانشان کلیشه ای و نخ نماست و اصلا مترقی نیستند و بیشتر گروهی و محفلی هستند و دارند نان اصلاح طلبی و نان رفتارهای بد اصولگرایان را می خورند؛ به این معنی که مردم به طور سلبی وقتی سمت اصولگرایان نمی روند، بنابراین سمت اصلاح طلبان می روند!برخی اصلاح طلبان امروز عنوان کرده اند که اصلاحات، نیازمند اصلاحات است؛ این حرف درستی است. اصلاح طلبان به روحانی رای دادند اما آیا روحانی واقعا اصلاح طلب است؟ کدام رفتار روحانی به اصلاح طلبی می خورد؟ ایشان کدام کار اساسی را انجام داده که بگوییم به معنای واقعی کلمه اصلاح طلب است؟ اعتدال هم به همین صورت است. من به طور کلی این کلمات را بیشتر یک جور «دکان» می دانم. به نظر من، صداقت، صراحت و شجاعت در برخورد با پدیده ها شخصیت انسان را می پروراند.من که در فضای رسانه حضور دارم – با پیشینه عبارت «خس و خاشاک» – می بینم که لفظ «آشغال» می تواند به همه کسانی که در اعتراضات اخیر به خیابان ها آمدند، اطلاق شود؛ البته حتما منظور امام جمعه محترم تهران، همه کسانی که به خیابان ها آمدند، نبود. در مورد عبارت «خس و خاشاک» هم مصاحبه هایی با آقای احمدی نژاد ترتیب دادیم و ایشان گفت که منظورش همه مردم نبوده اما این عبارت خس و خاشاک، اثر خود را گذاشت و در این میان، دشمن هم کار خود را انجام داد.یکی از نمایندگان سابق مجلس که تکنوکرات است و از قدیم با ایشان دوست بودم، به من می گفت که رئیس جمهور به ما گفته خس و خاشاک! من به این نماینده توضیح دادم که منظور رئیس جمهور شما نبودید بلکه کسانی بودند که شیشه ها را شکستند و اغتشاش به پا کردند اما این نماینده حرف من را قبول نکرد. وقتی چنین فرد نخبه ای نمی تواند به راحتی موضوعات را از یکدیگر تمیز دهد، من مجبورم بعدا بگویم که کاربرد کلمه آشغال هم خوب نیست.آقای وحید حقانیان، فرد مهمی در دفتر مقام معظم رهبری است اما در داستان زلزله کرمانشاه، خطاب به معاون اول رئیس جمهور لفظی را به کار برد که اصلا سنخیتی با رفتار شخصی مقام معظم رهبری ندارد. «آقا» همواره مسئولین را دعا می کنند؛ اصلا همه مسئولین محتاج دعای ایشان هستند و من مطمئن هستم که آقا به طور مرتب دولتمردان را دعا می کنند. با این وجود، وقتی گفته شد که «خدا معاون اول رئیس جمهور را لعنت کند که این تخم لق را گذاشت»، من مجبور شدم در پُستی، بدون نام بردن از فرد خاصی، بگویم که مشی رهبری اصلا چنین نیست. به نظر شما کجای این «اعتدال» است؟ اتفاقا این صداقت و کمک به رهبری است. البته این موضوع، نیازمند شجاعت و نگاه فراحزبی است.در صبحانه ای که با آقای «آل هاشم» نماینده ولی فقیه در تبریز داشتم، به ایشان گفتم آقای آل هاشم! کار بسیار خوبی می کنید سوار تاکسی و مترو می شوید و استادیوم می روید و بازی های تراکتور را تماشا می کنید اما خیال نکنید که «شاخ غول» شکسته اید! اصلاً شما کار مهمی را انجام نداده اید. از بس خلاف این رویه انجام شده و از بس سبک زندگی و رفتار تغییر کرده، خیال می کنند اگر شما در خیابان راه رفتید، اتفاق بسیار عجیبی رخ داده است. آقای آل هاشم در پاسخ به حرف های من گفت که کاملاً حرف های شما درست است. در خیابان راه رفتن یا برداشتن نرده های میان مردم و مسئولین در نمازجمعه، واقعاً کار خاصی نیست، در واقع کاری نکرده ایم!یک روز در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطلبی گفتم که آقای عارف در واکنش به این حرف خندید و گفت «آقای ضرغامی چند وقتی است که اصلاح طلب شدید!» در جواب گفتم، خیر؛ نشدم! با وجود همه این صحبت ها، چرا اقدامات آقای آل هاشم بازتاب داشت؟ چون از سال ۵۷ فاصله گرفته ایم. وقتی صحبت می کنیم، می گویند که شما در سال ۵۷ مانده اید، در حالی که شرایط عوض شده. اتفاقا من می گویم ما باید به رفتار سال ۵۷ بازگردیم. ما از وقتی آسیب پذیر شدیم که از رفتارهای سال ۵۷ فاصله گرفتیم.شهید مطهری ایدئولوگ بزرگ انقلاب اسلامی، در سال ۵۷ مجری مراسم ورود امام به بهشت زهرا شد. حال اگر الان باشد می گویند، با این شخصیت نباید این کارها را بکنید و اصلا مجری گری و این طرز رفتار در شأن شما نیست.یک روز در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مطلبی گفتم که آقای عارف در واکنش به این حرف خندید و گفت «آقای ضرغامی چند وقتی است که اصلاح طلب شدید!» در جواب گفتم، من اصلاح طلب آنطور که شما می شناسید، خیر؛ نشدم! من حرف حق را می گویم. خیال می کنند اگر در قبال جریانات سیاسی کلیشه، حرف متفاوتی بزنیم، پس حتما خط عوض کرده ایم. اصلا این طور نیست.برخی در مورد من اشتباه فکر می کنند؛ به من می گویند فلان حرف جایگاه تان را تنزل داد. من در پاسخ به آن ها می گویم که اصلا برای چنین اهدافی حرف نمی زنم. من وقتی در مورد مسئله ای به جمع بندی برسم، اعلام موضع می کنم.یعنی نظر مردم برای اقداماتی که انجام می دهید، مهم نیست؟این مسئله ملاک اصلی من نیست؛ معتقدم وقتی مردم حس کنند فردی دارد صادقانه با آن ها حرف حق را می زند، نسبت به آن فرد نظر منفی پیدا نمی کنند چون صداقت را دوست دارند.بالاخره مردم شما را به عنوان یک فعال اصولگرا می شناسند و مواضع تان هم از دایره اصولگرایی خارج نبوده ولی چرا اعلام می کنید که اصولگرا نیستید؟اصولگرایی و اصلاح طلبی از نظر مصطلح سیاسی بر ما تحمیل شده است. اگر اصولگرایی به معنای قبول اصول انقلاب و ارزش های پاک و فطری بود که روزهای ابتدایی انقلاب داشتیم، اگر منظور از اصولگرایی، منش امام و رهبری است، من حتما دوست دارم یک اصولگرا باشم. نمی توانیم باشیم اما آرزو می کنیم چنین باشد.خود را در چارچوب احزاب اصولگرا نمی بینید؟خیر؛ من نسبتی با این احزاب ندارم.اخیرا در جلسات برخی احزاب اصولگرا برای سخنرانی حضور پیدا کردید؛ اگر احزاب اصلاح طلب از شما دعوت کنند، در جلسات آن ها حضور پیدا می کنید؟اگر دعوت کنند، با اولویت حتماً در جلسات احزاب اصلاح طلب هم حضور پیدا می کنم.تاکنون دعوتی از سوی احزاب اصلاح طلب نشده است؟خیر؛ تاکنون دعوتی صورت نگرفته است.مراسم های دانشگاهی هم می روید…بله؛ اتفاقا در یک سخنرانی در دانشگاه شیراز دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه از آقای مصطفی معین هم دعوت کرده بودند و پس از آن، بسیج دانشجویی همان دانشگاه از من به عنوان سخنران بعدی دعوت کرده بود.من به بچه های دانشگاه شیراز اصرار کردم ابتدا به همان جلسه سخنرانی برویم که آقای معین حضور دارد تا سخنرانی ایشان را گوش کنم. تا خواستیم به سخنرانی برویم، دیدیم که برنامه آقای معین به اتمام رسیده. اگر اصلاح طلبان در هر جایی برای سخنرانی از من دعوت کنند، حتماً با اولویت خواهم رفت.با توجه به اینکه می گویید قصد ندارید در ذیل هیچ حزبی قرار بگیرید، ورود شما به جبهه مردمی نیروهای انقلاب چگونه بود؟جمنا(جبهه مردمی نیروهای انقلاب) حزب سیاسی نبود. جمنا چون جبهه مردمی و انقلابی بود و من اکثر افراد حاضر در آن جمع را قبول داشتم، وقتی از من برای حضور در انتخابات اصرار کردند…آقای رحیمیان از شما دعوت کرد؟اعضای برجسته جمنا به صورت فردی یا گروهی تشریف می آوردند و با من صحبت می کردند. حتی بعد از انتخابات جمنا آقایان رحیمیان، حداد عادل و فدایی هر سه اینجا آمدند و با من جلسه ای گذاشتند. این بزرگواران به ادامه حضور من در جبهه مردمی علاقه مند بودند. من هم در جواب گفتم هر گونه کمکی باشد و بتوانم انجام دهم، انجام خواهم داد.حتی من در روزهای پایانی منتهی به انتخابات به اصفهان رفتم تا برای آقای رئیسی سخنر ...

ادامه مطلب  

«می دانیم تقلب نشده» ولی همچنان مردم را به خیابان می کشاندند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان امشب (شنبه) در برنامه «نگاه یک» که از شبکه یک سیما پخش شد، با اشاره به مجموع انتخابات برگزار شده در کشورمان، گفت: انتخابات از ابتدای انقلاب تاکنون به عنوان افتخار نظام مطرح بوده است.وی با بیان اینکه هیچگاه جمهوری اسلامی ایران درباره برگزاری انتخابات عقب نشینی نکرده است، گفت: از زمان برگزاری انتخابات مربوط به نظام مردم تا امروز به صحنه آمدند و همواره انتخاب ها با قوت برگزار شده و مردم در صحنه حضور داشتند چون نظام جمهوری اسلامی نظامی مردمی است.کدخدایی با بیان اینکه مردم همیشه در صحنه انتخابات حضور داشته و انتخابات مظهر حضور همیشگی مردم بوده است، یادآور شد: در ایام جنگ تحمیلی که معمولاً کشورها انتخابات را تعطیل می کنند اما کسی مصلحت ندید انتخابات در کشورمان برگزار نشود.سخنگوی شورای نگهبان با اشاره به انتخابات سال 88 و با بیان اینکه دشمن خارجی پس از آن سال ها اعتراف کرد که در پس پرده مسائل آن روزها بوده است، اظهار داشت: در واقع دشمن خارجی چشم طمع به انتخابات 88 دوخته بود.کدخدایی خاطرنشان کرد: اینکه دشمن برای انتخابات برنامه ریزی شده جلو بیاید و عده ای نیز در داخل فریب شعارهای اظهارات و شبهات دشمن را بخورند و ساماندهی برخی افراد و بحث انتخابات درصدد بودند با تلفیق این عوامل و خدشه وارد کردن به انتخابات ضربه ای به چهره مردم نظام جمهوری اسلامی وارد کنند که اگرچه زحمتی را برای مردم ایجاد کردند اما در 9 دی 88 خود مردم در حفاظت و پاسداری از جمهوری اسلامی ایران آمدند و آن روز ملی پرشور را در 9 دی خلق کردند.* «عدم سلامت انتخابات» از چند ماه قبل توسط برخی مطرح شدوی افزود: اگر ما به چند ماه قبل از انتخابات 88 بازگردیم واژه ای در ادبیات رسانه ای برخی افراد نسبت به انتخابات مطرح شد، همچون عدم سلامت انتخابات و برخی افراد ابراز نگرانی کردند که انتخابات ممکن است سالم نباشد و ما نگران هستیم.سخنگوی شورای نگهبان اظهار داشت: ما در آن موقع در شورای نگهبان این مسئله را حس کردیم که این موضوع می تواند آسیب زا باشد و اینکه افرادی از الان این مطالب را مطرح کنند که انتخابات ممکن است سالم نباشد و نسبت به سلامت انتخابات نگران هستند این حرف ها براساس چه مدارک و مستنداتی مطرح می شود؟کدخدایی خاطرنشان کرد: من در آن زمان با برخی از بزرگان شورای نگهبان صحبت کردم و گفتم که این اظهارنگرانی نسبت به سلامت انتخابات می تواند با یک طراحی و برنامه ریزی مطرح شده باشد.وی افزود: رهبر معظم انقلاب در سخنرانی خود در فروردین 88 مطلبی را با این مضمون عنوان کردند که افرادی سلامت انتخابات را الان مورد تردید قرار می دهند و بعد از آن در آستانه انتخابات با برخی افرادی که می خواستند در حوزه انتخابات نامزد داشته باشند و یا فعالیت داشتند مواجه بودیم که مطالبی را مطرح می کردند که با عنوان مثال ما باید یک نهاد جدیدی را ایجاد کنیم.سخنگوی شورای نگهبان اظهار داشت: امروز که ما به حکم قانون اساسی شورای نگهبان و سازوکار انتخابات را داریم چطور اظهار می شود که یک نهاد دیگری مثلاً کمیته صیانت از آرا شکل بگیرد و اینها همه ایجاد شبهه در ذهن مردم بود که مردم را نسبت به سلامت یک کنش اجتماعی که به عنوان افتخار برای مردم و جمهوری اسلامی است مردد کنند.کدخدایی خاطرنشان کرد: من در آن زمان اعلام موضع کردم و گفتم که هیچ نهادی به جز شورای نگهبان نمی تواند وظیفه نظارتی را داشته باشد و اگر بنا است نهاد نظارتی دیگری باشد نیازمند مصوبه و قانون خاص خود است.* تمرین مناظرات نداشتیموی افزود: در سال 88 تبلیغات انتخاباتی هویت جدیدی پیدا کرد و من فکر می کنم ما تمرین این مناظرات را نداشتیم.سخنگوی شورای نگهبان اظهار داشت: در مناظرات دوره بعدی ریاست جمهوری ما شاهد بالا رفتن آستانه تحمل در جامعه بودیم و خود نامزدها هم تلاش داشتند که مشکلی ایجاد نشود و البته فکر می کنم تذکراتی هم به دوستان در صداوسیما داده شد تا مدیریت منطقی تری را داشته باشند و با نامزدها صحبت کردند و تفاهم نامه هایی را با نامزدهای انتخاباتی داشتند.کدخدایی در پاسخ به سؤالی در مورد علت عدم اعلام موضع شورای نگهبان و ردصلاحیت نامزدهایی که سلامت انتخابات را زیر سؤال می بردند، خاطرنشان کرد: بحث ردصلاحیت موضوع سنگینی است که نیازمند پایه های حقوقی و قانونی خود است.وی افزود: اما نکته اینجا است که کمیته صیانت از آرا وقتی که از سوی شورای نگهبان اعلام شد که این کمیته مرجعیتی ندارد و قانونی نیست در حوزه نظارت نسبت به شورای نگهبان کنار گذاشته شد و هیچ گاه کمیته صیانت از آرا در ارتباط با انتخابات مرجعیت قانونی پیدا نکرد.سخنگوی شورای نگهبان اظهار داشت: پس از این اعلام موضع من در مورد کمیته صیانت از آرا کسانی که این موضوع را مطرح می کردند به موضع گیری بنده پاسخ داده و گفته بودند ما این کمیته را از جهت امر به معروف و نهی از منکر ایجاد می کنیم و در یک قالب جدید موضوع را مطرح کردند و ما هم گفتیم اگر در قالب امر به معروف و نهی از منکر است برای خودتان معتبر است و در حوزه نظارتی شورای نگهبان نمی تواند دخالتی داشته باشد.* یکی از نامزدها زمانی که انتخابات در جریان بود اعلام پیروزی کردکدخدایی خاطرنشان کرد: یکی از عوامل مسائلی که در 88 رخ داد مصاحبه معروفی بود که توسط یکی از نامزدها اتفاق افتاد و در شبی که انتخابات هنوز در جریان بود اعلام کرد که ما با یک فاصله زیاد برنده انتخابات هستیم و اینگونه مسائل همگی به مسائل قبل از انتخابات پیوند می خورد که شبهاتی نسبت به سلامت انتخابات وارد می کردند و می گفتند که باید نهادی غیر از شورای نگهبان ایجاد شود.* برای شورای نگهبان فرقی نداشت که کدامیک از چهار نامزد رأی می آوردند وی افزود: برای شورای نگهبان فرقی نداشت که کدامیک از چهار نامزد رأی می آوردند چراکه صلاحیت هر چهار نامزد را شورای نگهبان تأیید کرده بود و هر یک از این چهار نامزد که رأی می آوردند برای شورای نگهبان علی السویه بود و ما نگرانی از این موضوع نداشتیم.سخنگوی شورای نگهبان اظهار داشت: در سال 88 در آن شرایط که جامعه ملتهب شده بود و شورای نگهبان نیز وقتی اعضای ستاد انتخاباتی هر چهار نامزد خدمت مقام معظم رهبری حضور داشتند و مطالب خود را آزادانه بیان می کردند یکی از اعضای ستاد همین نامزد اعلام کرد که ما می دانیم که تقلب در انتخابات ایران امکانپذیر نیست اما در مورد مثلاً صلاحیت یکی از افراد حرف داریم که حضرت آقا فرمودند بحث صلاحیت امر دیگری است.* می گفتند: «می دانیم تقلب نشده» ولی همچنان مردم را به خیابان می کشاندندکدخدایی خاطرنشان کرد: بعد از این جلسه هم بحث تقلب ادامه پیدا کرد و این در حالی است که عضو ستاد همان نامزد می داند که امکان تقلب وجود ندارد و حتی من وقتی با مسئولین سابق به عنوان مثال صحبت می کردم می گفتند که ما می دانیم تقلب صورت نگرفته است و سؤال ما اینجا است که چرا شما می دانستید تقلب امکانپذیر نیست همچنان این شعار را ادامه دادید و مردم را به خیابان ها کشاندید.وی افزود: شورای نگهبان در انتخابات 88 اقدام جدیدی را انجام داد و آن این بود که وقتی شنیده می شد اظهار تردید از سوی برخی از افراد نسبت به انتخابات می شود و من پیشنهاد کردم و به تمام نامزدها نامه نوشتم که نامزدها می توانند در شورای نگهبان هم در روز انتخابات یک نماینده داشته باشند و این در حالی است که نمایندگان نامزدها فقط می توانند فقط بر سر صندوق ها حاضر باشند که این موضوع مورد استقبال واقع شد و هر چهار نامزد نمایندگان خودشان را معرفی کردند و از همان صبح روز جمعه در شورا مستقر شدند و همه امکانات در اختیارشان بود و مرتب با ما در تماس بودند و گزارشات و شکایات را برای ما ارسال می کردند و ما نیز بلافاصله بررسی و به آنها اعلام نتیجه می کردیم.سخنگوی شورای نگهبان اظهار داشت: در پایان روز جمعه و نیمه های شب برخی از اینها اعلام کردند که مشکلی وجود نداشته و رفتند و یک نفر از اینها تا صبح در شورای نگهبان باقی ماند و نماز صبح را در آنجا خواند و بعد رفت ما از وی پرسیدیم که مشکلی نبود گفت نه.عضو حقوقدانان شورای نگهبان در ادامه گفت: نمایندگان هر چهار نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ که روز انتخابات در شورا مستقر بودند صبح روز شنبه فردای انتخابات و هنگامی که هنوز نتایج بخش اعظمی از آرا اعلام نشده بود به ما اعلام کردند که هیچ مشکل ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تبلیغات انتخابات 96/ نگران تضعیف جایگاه مجلس هستیم  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست - حامد حسین عسکری و فهیمه رضیان: انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟ من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟ بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟ به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید. از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟ یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق ب ...

ادامه مطلب  

دولت، افتتاح همه پروژه های عمرانی را برای مدت تبلیغات انتخابات برنامه ریزی کرده بود  

درخواست حذف این مطلب
انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم از آن جهت نسبت به دوره های قبل جذابیت بیشتری – مخصوصا در حوزه رسانه و تبلیغات – پیدا کرد که یک دولت با شعارهای خاص، یک آزمون چهارساله را پشت سر گذاشته و در مقابل رقبای تازه نفس قرار گرفت. حالا چنین دولتی نیاز و انتظار داشت تا همه داشته ها و نداشته هایش را در رسانه ملی و فضای مجازی به رخ مخاطب بکشد و تمام عیار از آنتن صدا و سیما استفاده کند.در این فضا و با روحیات خاص دولت، مدیریت کردن جریان تبلیغات انتخاباتی رسانه ملی، تبدیل به یک پازل می شود تا هم عدالت رسانه ای رعایت شود و هم بهانه ها گرفته شود.سید احسان قاضی زاده هاشمی نماینده مجلس شوری اسلامی و عضو ناظر مجلس در شورای نظارت بر سازمان صدا و سیماست که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، از طرف شورای نظارت به عضویت در کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات رسانه ملی انتخاب و سخنگویی این کمیسیون را عهده دار شد.وی با حضور در خبرگزاری مهر و در گفتگو با خبرنگاران گروه سیاسی این رسانه، به بیان سیاست کاری کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات در مدت ۲۷ روز تبلیغات قانونی نامزدها پرداخت و از پیچیدگی ها و ظرافت های کاری این کمیسیون و نحوه مواجهه آن با رفتار نامزدها گفت.بخش دیگر این گفتگو نیز، اشاره ای گذرا به ترکیب سیاسی و کارایی مجلس دهم بود. قاضی زاده هاشمی در این بخش نیز از انفعال مجلس و عدم انسجام درونی آن برای ایفای نقش نظارتی در برابر دولت انتقاد کرد؛ انفعالی که به گفته وی، باعث می شود گاهی یک مدیرکل پارلمانی برای نمایندگان مردم تعیین تکلیف کند!مشروح این گفتگو در ادامه می آید؛به نظر شما مهمترین تفاوت انتخابات ریاست جمهوری این دوره با دوره های قبل در حوزه رسانه و تبلیغات چه بود؟من در گزارشی که در مجلس دادم، به صورت آماری به نقش و تأثیرگذاری رسانه ها در انتخابات اشاره کردم. انتخابات این دوره ریاست جمهوری از جهات مختلف تفاوت های زیادی با انتخابات های گذشته از جمله انتخابات چهار سال پیش داشت.اول اینکه این انتخابات با مشارکت بالاتر و به صورت کاملاً رقابتی و جدی انجام شد؛ به گونه ای که به نظر من شاید رقابتی ترین انتخابات بعد از انقلاب اسلامی بود، جریانات رقیب خیلی جدی شدند و یک رقابت نفس به نفس اتفاق افتاد؛ طوری که در روزهای آخر هم به طور دقیق معلوم نبود چه اتفاقی می افتد. اما آنچه که من راجع به موضوع رسانه در انتخابات اخیر می توانم بگویم این است که این انتخابات مرجعیت و نقش رسانه ها را نسبت به چهار سال قبل بیشتر کرد و ما این را برجسته تر دیدیم.مسئولیت برگزاری تبلیغات انتخابات، بر عهده کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است؛ برخی دوستان اصرار داشتند که مدام مسئله تبلیغات انتخابات را به اسم صدا و سیما جا بزنند، در حالی که در ایام تبلیغات که این بار به دلیل اعلام زودتر اسامی از سوی شورای نگهبان حدود پنج روز بیشتر شد و به ۲۷ روز رسید، مثل همیشه مسئولیت تبلیغات بر عهده کمیسیون بود؛ نظارت بر برنامه ها، تولیدات نامزدها، مناظره ها، گفتگوی با دوربین، گفتگو با کارشناسان و برنامه های رادیو بر عهده کمیسیون بود؛ البته صدا و سیما شاید از حدود ۶ ماه قبل از انتخابات، برنامه ریزی های کلی را انجام داده باشد، اما این برنامه ریزی ها در نهایت باید به تائید کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات برسد و راجع به محتوای صحبت های نامزدها در نهایت کمیسیون نظر می دهد.ترکیب اعضای این کمیسیون هم طبق قانون معلوم است و در تمام قوانینی هم تنها جایی که نظارت پیش از پخش بر روی سازمان صدا و سیما وجود دارد، همین دوره تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است. من عضو شورای نظارت بر سازمان صدا و سیما هم هستم، اما در این شورا هم نظارت پیش از پخش نداریم. فیلم ها، سریال ها، اخبار، برنامه ها و موضوعات مالی و عمومی صدا و سیما در این شورا مطرح می شود و ما گزارش می گیریم و در نهایت گزارشمان را راجع به عملکرد سازمان به مقام معظم رهبری و سران سه قوه می دهیم؛ یعنی یک پروسه نظارت پس از پخش را اعمال می کنیم.بنابراین جایگاه «نظارت پیش از پخش» فقط مخصوص کمیسیون بررسی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری است که این هم بر اساس قانون انجام می شود. در این کمیسیون ما هم مسئول تنظیم برنامه های نامزدها و هم مسئول تضمین عدالت و برابری هستیم؛ همچنین اعضای این شورا مسئول بررسی محتوای صحبت ها هستند که هتک حیثیت افراد یا نقض قوانین وجود نداشته باشد و این در ماده ۶۴ قانون انتخابات ریاست جمهوری نیز آمده است؛ کار این کمیسیون نیز با شروع تبلیغات انتخابات آغاز می شود و با تائید صحت انتخابات از سوی شورای نگهبان تمام می شود.در این انتخابات مناظره ها مخاطب بیشتری داشت و اصولاً مرجعیت رسانه ملی را نسبت به سال ۹۲ بیشتر کرد؛ یعنی متوسط مرجعیت صدا و سیما در سال ۹۲ حدود ۶۸.۱ درصد بود که این دوره با حدود ۹ درصد افزایش، به ۷۷.۳ درصد رسید. البته معنای این افزایش مرجعیت این نیست که مردم تنها از رادیو و تلویزیون برای انتخابات استفاده می کنند، ممکن است از فضای مجازی هم استفاده کنند، اما منظور این است که منبع خبر ۷۷ درصد آنها رادیو و تلویزیون بوده است.درباره فضای مجازی که بخش اصلی آن هم تلگرام است، این رقم به حدود ۲۸ درصد رسید که البته این آمارها با همدیگر همپوشانی هم دارد. منظور از مرجعیت هم این است که محور اصلی کسب خبر برای انتخابات در بین مردم کجاست. شبکه های ماهواره ای هم حدود ۱۰ درصد مرجعیت رسانه ای را در بین مردم داشته و مطبوعات هم حدود ۶ درصد!از این ۷۷.۳ درصدی که مرجعیت رسانه ملی برای آنها مطرح بوده، سؤال شده است که شما چقدر به اخبار صدا و سیما اعتماد دارید؛ یعنی مطالبش را می پذیرید؛ ۵۵ درصد میزان اعتماد خود را اعلام کرده اند. جالب است که این میزان اعتماد به اخبار صدا و سیما در این پژوهش، بیش از اعتمادی بوده است که به فضای مجازی وجود دارد.زنده بودن مناظرات هم در این افزایش اعتماد تأثیر داشته است؟بله، درباره همین زنده یا ضبطی بودن مناظرات هم جالب است بدانیم که همین سه مناظره انتخاباتی، پایه مشارکت مردمی در انتخابات را ۱۰ درصد بالا برد. برآوردی که از میزان مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری در هنگام ثبت نام نامزدها صورت گرفته بود، ۵۲ درصد بود و ۱۸ درصد هم گفته بودند که ما فعلاً مردّد هستیم که وقتی می گویند مردّد هستیم یعنی باید ۵۰ درصد آن را حساب کنیم؛ بنابراین در آن مقطع برآورد و پیش بینی ما این بود که آمار مشارکت در انتخابات با احتساب نیمی از افراد مردّد، در مجموع به حدود ۶۱ درصد برسد.بعد از مناظره سوم، این پایه مشارکتی یکباره جهش کرد؛ رشدی که در مشارکت انتخابات این دوره داشتیم که از حدود ۳۷ میلیون نفر سال ۹۲ به ۴۲ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر رسید که به اذعان مسئولان اجرایی انتخابات، از بخشی از مردم هم رأی گرفته نشد که عدد آن هم تا چهار میلیون نفر اعلام می شود، یک توفیق بود که در نتیجه مناظره های انتخاباتی اتفاق افتاد.مناظره های این دوره نسبت به دوره قبل تفاوت هایی داشت؛ از جمله اینکه زمان آنها از پنج ساعت به حدود سه ساعت رسید و رفت و برگشت ها تهاجمی تر شد و جذابیت آنها افزایش یافت.با وجود این تأثیرگذاری مناظره ها، چرا یک عده یا بخش عمده اعضای کمیسیون بررسی تبلیغات مخالف پخش زنده مناظره ها بودند؟به نظر من وزارت کشور در اعلام ضبطی بودن مناظره ها قدری تعجیل کرد! ای کاش صبر می کردند تا نتیجه بررسی صلاحیت ها به طور کامل اعلام شود و بحث و بررسی کافی هم صورت بگیرد، اما در نهایت کمیسیون به این جمع بندی رسید که مناظره ها به صورت زنده پخش شود که آن را هم ما جمع بندی کردیم، در حالی که پیشنهاددهندگان اصلی هنوز بر سر ضبطی بودن مناظره ها اصرار داشتند. اما در نهایت زنده بودن مناظره ها با سه رأی از مجموع پنج رأی تصویب شد.موضع آقای لاریجانی به عنوان رئیس مجلس درباره زنده یا ضبطی بودن مناظرات چه بود؟ با توجه به اینکه شما منتخب مجلس در شورای نظارت بر سازمان و منتخب این شورا در کمیسیون بررسی تبلیغات بودید.از ابتدای اینکه موضوع احتمال ضبطی بودن مناظرات مطرح شد، آقای لاریجانی به شدت پیگیر این بود که من را پیدا کند که ساعت حدود ۲۳:۱۵ شب بود که من متوجه شدم ایشان به دنبال من است و این در شرایطی بود که ما در حال تنظیم جدول پخش ها بودیم. حدود ساعت ۱۲ شب بود که با ایشان تماس گرفتم و حدود ۲۵ دقیقه با هم صحبت کردیم و ایشان هم نکاتی را گفت و تأکید کرد که مناظره ها زنده باید برگزار شود.من در طی این مدت تبلیغات علاوه بر یکی دو جلسه ای که در حاشیه صحن مجلس با هم داشتیم، چند جلسه مفصل هم در حد دو ساعت داشتیم و ایشان بیشتر کسب اطلاع می کرد تا اینکه بخواهد نکته ای را بگوید.پس هیچ گونه اعمال فشاری از جایی وجود نداشت؟نه، نماینده مجلس مستقل است و نظر خودش را دارد؛ طی این مدت حتی اعضای فراکسیون امید هم با من تماس می گرفتند و دیدگاه هایشان را می گفتند، آقای لاریجانی هم نکات مد نظرش را می گفت که عمدتاً جنبه اطلاعی داشت اما نظر فنی و کارشناسی ایشان با توجه به اینکه قبلاً رئیس رادیو و تلویزیون بوده، به طور خاص این بود که مناظره ها به طور زنده پخش شود.مناظره نمایندگان نامزدها چرا برگزار نشد؟ چون در ابتدای کار، خود شما اعلام کردید که این مناظره انجام می شود اما بعداً خبری نشد، آیا فقط عدم اجماع نامزدها علت این مسئله بود یا فشاری هم از بیرون وجود داشت؟یکی از مباحثی که درباره مناظره ها مطرح بود، این بود که مناظره چهارمی برای خود نامزدها برگزار شود که در این رابطه نظرات کارشناسی داده شد و کمیسیون هم مخالفت کرد؛ علتش هم این بود که ما تعیین کردیم که سه مناظره در سه جمعه برگزار شود تا مردم در فاصله هر مناظره، فرصت تفکر، بحث و تصمیم گیری داشته باشند و علت تعیین روز جمعه برای مناظره ها هم این بود که در این روز مردم به همراه خانواده تعطیل هستند و در خانه حضور دارند و زمان کافی برای دیدن مناظره وجود دارد؛ این وضعیت خیلی بهتر بود تا اینکه مثلاً مناظره را به دوشنبه شب انتقال دهیم. در واقع ما به دنبال آن بودیم که اثرگذاری مناظره در سطح جامعه در بالاترین حد ممکن باشد.استدلال برخی دستگاه ها این بود که فضای انتخابات باید گرم تر شود و لذا درخواست مناظره چهارم میان خود نامزدها را داشتند که ما پاسخ می دادیم که طبق برآوردهای ما، فضای انتخابات گرم است. ما به طور روزانه از مراکز معتبر نظرسنجی در کشور آمار دریافت می کردیم و مانیتورینگ ما آنقدر فعال بود که در معاونت سیما و از طریق شبکه نودال سخنرانی های نامزدها در سراسر کشور به طور زنده می دیدیم و رصد می کردیم؛ بنابراین تسلط داشتیم که اثرگذاری مناظره ها چقدر است و به همین دلیل اعتقادی به مناظره چهارم میان نامزدها نداشتیم.پیشنهاد دیگر برای مناظره میان نمایندگان نامزدها بود که این ابتدا مطرح شد اما بعد از آن برخی نامزدها به جمع بندی نرسیدند؛ بحث بر سر این بود که آیا مناظره نمایندگان نامزدها بعد از مناظره سوم نامزدها باشد یا قبل از آن؟ برخی از نامزدها می گفتند که اگر مناظره نمایندگان بعد از مناظره سوم و پایانی باشد، ممکن است نماینده ما حرفی بزند و موضعی مطرح کند که حرف ما نباشد و فرصت اصلاح آن توسط خود ما نباشد؛ به همین دلیل باید قبل از مناظره سوم باشد که اگر نکته ای بود، خودمان در مناظره سوم آن را جمع کنیم.از طرف دیگر ما دیدیم که بعد از مناظره دوم و سوم نامزدها، آنقدر اینها درباره همدیگر حرف زدند و به دنبال آن بودند که جواب همدیگر را بدهند که مناظره نمایندگان نامزدها نه تنها کمکی به فضای انتخابات نمی کند بلکه ممکن است خودش به یک مسئله علیحده تبدیل شود، درست مانند شکایت های نامزدها که می توانست ما را به یک دور و تسلسل بیندازد. مسئله بعدی هم این بود که چه کنداکتوری برای مناظره نمایندگان نامزدها تعیین شود؛ به گونه ای که برخی نمایندگان نامزدها می گفتند ما می آییم و فقط تبیین مواضع می کنیم. پاسخ ما هم این بود که خود نامزد این قدر فرصت دارد که می تواند مواضعش را مطرح و تبیین کند و حتی برخی صحبت های نامزدهای در هفته سوم به ورطه تکرار افتاده بود.ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیمهر نامزد به طور متوسط در صدا و سیما بیش از ۳۰ ساعت برنامه داشت؛ این یعنی فرد باید بتواند برای ۳۰ ساعت حرف داشته باشد. در انتخابات چهار سال پیش در مناظره سوم یک دیالوگ خاص رد و بدل شد و تأثیرگذار شد اما در این دوره، از مناظره اول فضا تند شد و همه به دنبال این بودند که به هم جواب بدهند. جالب است که ما به نامزدها می گفتیم که مثلاً شما جواب رقیبتان را در برنامه ۴۵ دقیقه ای ضبطی بدهید؛ اما آنها می گفتند که نه، ما حاضریم شما آن برنامه ۴۵ دقیقه ای را پخش نکنید، اما اینجا یک دقیقه در مناظره زمان بدهید که جواب بدهیم.بعد از مناظره اول، دامنه ای از شکایت ها مطرح شد؛ از سوی شخصیت های حقیقی و حقوقی. حال اگر ما می خواستیم برای نمایندگان نامزدها هم مناظره بگذاریم، این می شد یک برنامه، از سوی دیگر پاسخ دادن به جواب شخصیت های حقیقی و حقوقی هم می شد یک برنامه دیگر و کم کم کار به جایی می رسید که خود این ۶ نامزد می شدند فرع انتخابات و جواب دادن دیگران به آنها می شد اصل و در یک دور و تسلسل قرار می گرفت.پدیده عجیب و جدیدی هم که در این دوره از انتخابات با آن مواجه بودیم، این بود که مناظره برگزار می شد و بعد تا شب ۵۰ تا اعلام بیانیه، جوابیه و اعتراض منتشر می شد.این مسئله از لحاظ قانونی منعی نداشت!؟ حتی یکی از نمایندگان هم در صحن مجلس تذکر داد که روابط عمومی وزارتخانه ها پای کار آمده اند و بعد از مناظره جوابیه می دهند!بله، در قانون انتخابات داریم که هیچ مقام دولتی و اجرایی نمی تواند له یا علیه نامزدی تبلیغ کند یا بیانیه و اعلامیه بدهد و یا اعلام موضع کند. در ماده ۶۸ قانون انتخابات ریاست جمهوری آمده است که انجام هرگونه فعالیت تبلیغاتی از تاریخ اعلام رسمی اسامی نامزدها توسط دستگاه هایی که جنبه رسمی و دولتی دارند، وزارتخانه ها، ادارات، مؤسسات وابسته به دولت و نهادها و مؤسساتی که از بودجه عمومی به هر مقدار استفاده می کنند، ممنوع است. این فقط شامل دولت نیست و شامل دیگر دستگاه هایی که از بودجه عمومی استفاده می کنند نیز می شود.تبصره ۱ این ماده هم گفته است که نهادهایی که از اموال عمومی استفاده می کنند از جمله بنیاد مستضعفان مشمول این ماده هستند، در تبصره ۲ نیز آمده است که ادارات، سازمان ها، وزارتخانه ها و نهادهای دولتی و اعضای آنها با ذکر سمت و عنوان خود حق ندارند له یا علیه هیچ کدام از نامزدهای انتخاباتی اعلامیه، اطلاعیه یا پلاکارد بدهند.این دستگاه ها و وزارتخانه ها اگر می خواستند اعلام موضع بکنند، باید آن را به کمیسیون بررسی تبلیغات می دادند و درخواست می کردند که به آنها زمان بدهیم تا جواب بدهند. اما اعلام موضع در شب مناظره چون له یا علیه نامزدی بوده است، این خودش نقض قانون انتخابات بود.حتی روزنامه هایی مانند ایران و همشهری در آن ایام حق نداشتند از امکانات خود استفاده تبلیغاتی کنند. من خبر دارم که حتی قبل از شروع ایام تبلیغات مقام قضایی این روزنامه ها را به جلسه ای دعوت کرده و تذکرات لازم را داده بود.پس نقض قانون توسط دستگاه های دولتی بعد از مناظره ها زیاد اتفاق افتاد! چون عملاً همه روابط عمومی ها به دنبال جواب دادن بودند.نامزد دولت هم با سایر نامزدها برابر است و همه نامزدها در انتخابات حق برابر دارند؛ بنابراین اگر اطلا ...

ادامه مطلب  

ناگفته های جهانگیری از کاندیداتوری خود  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری هنگام گفت و گو همان است که در مناظره ها بود؛ صریح، صمیمی و البته شفاف. به همین دلیل بود که در پایان مصاحبه گفت «چقدر امروز حرف های جدی زدیم!» «ایران» در ادامه نوشت: آنچه جهانگیری گفت، از این رو جدی است که او نه تنها ۴ سال مرد اول اجرایی کابینه بوده است، بلکه فراتر از انتخابات، در این سال ها مسئولیت مهم دیگری را نیز دنبال کرده است؛ کاستن از فاصله اصلاح طلبان و نظام. در این گفت و گو روشن شد که مهارت جهانگیری در سیاست ورزی، فقط آن چیزی نیست که در مناظره ها دیده شد. او گفت و گوهای جدی با سران اصولگرا و اصلاح طلب داشته است تا بتواند سوء تفاهم های بجا مانده از گذشته را رفع و دیدگاه ها را به یکدیگر نزدیک کند.جهانگیری از پیگیری نتایج دیدار خود با رهبر معظم انقلاب گفت و تأکید کرد که گفت و گوی ملی را تا خانه آخر و رسیدن به نتیجه دنبال خواهد کرد.دامنه پرسش های ما از معاون اول رئیس جمهوری، از ماه ها پیش از انتخابات تا رایزنی ها برای شکل گیری کابینه دوازدهم و دشواری ها و دستاوردهای دولت یازدهم را شامل می شود. او گفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی بوده است که دغدغه ردصلاحیت رئیس جمهوری مستقر را داشته است و ایده نامزد امدادی (تعبیری که جهانگیری آن را بیشتر از عنوان نامزد پوششی می پسندد) نیز از آیت الله بوده است.جهانگیری تصریح کرد که نه روحانی و نه حلقه نخست اطرافیان رئیس جمهوری هیچ گاه دغدغه ردصلاحیت او را نداشته اند. درباره کابینه دوازدهم نیز ضمن رد شایعه استعفای خود، تأکید کرد که تیم هماهنگ با افراد کمتر شاخص، بهتر است تا یک تیم ناهماهنگ اما با افراد شاخص.آنچه در ادامه می خوانید، حاصل گفت و گویی صریح با پدیده انتخابات ریاست جمهوری است؛ مردی که می داند هنوز نقل قول های او در محاوره های مردم کوچه و بازار رواج دارد.رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته، اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت. برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه ۹۵ آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات ۹۲ هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال ۹۲ رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، به ویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنابراین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند به خوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز به خوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید ...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتما می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه، حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دو بار در عین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت ۴ عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم؛ لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. در نتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و ...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت ۸ و ۹ شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره ۱۵-۲۰ روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم (باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالا در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی؟ پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعا من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها فضا چگونه بود؟ آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال ۹۲ یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال ۹۶ هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساسا ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در ۴ سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. به ویژه اینکه در ۴ سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال ۹۲ هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در ۴ سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست»؛ واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آن که مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت ۱۰ صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، به ویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه، دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود زیرا در این توافق ما در مقابل ۶ کشور قدرتمن ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - رئیس جمهوری که به دنبال مجلس مطیع خود بود!  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی اندیشکده برهان/ روح الله امین آبادی؛ با برگزاری اولین انتخابات ریاست جمهوری ایران در 5 بهمن ماه 1358، ابوالحسن بنی صدر، با کسب 10،709،330 رأی، به کرسی ریاست جمهوری دست یافت و در این شرایط بایستی نخستین مجلس شورای اسلامی، که در آن زمان مجلس شورای ملی خوانده می شد، نیز تشکیل شود تا رئیس جمهور به صورتی رسمی بتوانند کار خود را با سوگند مقابل نمایندگان ملت آغاز کنند. از آنجایی که بر اساس قانون اساسی، رئیس جمهور مقامی تشریفاتی محسوب می شد و مجلس باید به نخست وزیر رأی اعتماد می داد، انتخاب نمایندگان مجلس از اهمیتی زایدالوصف برخوردار بود. از این رو بسیاری بر آن بودند که مجلس را همسو با خود سازند.بنی صدر که اینک اولین رئیس جمهور ایران شده بود، با علم به اینکه مجلس آینده در صورتی که موافق وی نباشد مصائب زیادی بر وی تحمیل خواهد شد و همچنین برنامه های دور و درازش نقش بر آب خواهد شد، از همان روز اول از این سخن می گفت که مجلس باید با رئیس جمهور منطبق باشد.بنی صدر در یکی از سخنرانی های خود در این راستا می گوید: مجلسی که در آینده تشکیل می شود باید متناسب با برنامه ها و نظرهایی باشد که بر اساس آن انتخابات ریاست جمهوری انجام شده است. وی در این سخنرانی از کسانی که فکر می کنند در ایران هر کسی سوار شد تا آخر سوار می ماند انتقاد کرد.(1)بنی صدر با این سخنان اولین سنگ دیکتاتوری را بنا می نهد، در حالی که نمایندگان مجلس شورای ملی بایستی از سوی مردم انتخاب شوند و طبیعی است جهت گیری مجلس نیز منوط به رأی مردم است، بنی صدر می گوید مجلس بایستی با رئیس جمهور هم جهت باشد و در راستای برنامه های دولت حرکت کند! البته بنی صدر در بخش دیگری از سخنان خود به درستی می گوید بعضی فکر می کنند زمان شاه است و هر کسی سوار شد تا آخر سوار می ماند! اما او به این علم خود جامه ی عمل نمی پوشاند و بعدها زمانی که طغیان می کند و توسط مجلس و با حکم امام برکنار می شود همچنان خود را رئیس جمهور می نامد و می داند و گویی که هر کس در ایران رئیس جمهور شد تا آخر نیز رئیس جمهور می ماند... او می داند، ولی نمی خواهد باور کند که دیگر زمان شاه نیست.با این حال، روز به روز به انتخابات مجلس شورای ملی نزدیک تر می شویم، در اولین دوره ی انتخابات مجلس چندین مسئله مورد اختلاف وجود داشت که در ادامه به اختصار به آن ها اشاره می شود:منطقه ای کردن انتخابات در تهران در جلسه ی 7 بهمن 1358 شورای انقلاب، این شورا تصمیم گرفت که انتخابات در تهران به صورت منطقه ای برگزار شود. معین فر، سخن گوی شورای انقلاب، در این زمینه گفت: در این جلسه قرار شد که تهران برای انتخابات مجلس به مناطق مختلف تقسیم شود تا هر منطقه یک نماینده در مجلس داشته باشد.(2)این تصمیم شورای انقلاب باعث نگرانی بسیاری از گروه های سیاسی و حتی مردم شد. روز بعد نیز معین فر در توضیح تصمیم شورای انقلاب گفت: روزنامه ها نوشته اند که انتخابات مجلس شورای ملی منطقه ای خواهد شد و هر منطقه یک نماینده خواهد داشت، در صورتی که این طور نیست و ما گفتیم انتخابات تهران منطقه ای خواهد بود و هر منطقه چند نماینده خواهد داشت. وی ادامه داد: به این منظور کارت های انتخاباتی برای هر منطقه توزیع خواهد شد.(3)شهید باهنر نیز که آن زمان عضو شورای انقلاب بود، در توضیح این تصمیم شورا، گفت: نماینده ی مجلس شورای ملی نماینده ی یک منطقه است، نماینده ی یک محل است؛ بنابراین مردم آن محل بایستی او را بپذیرند. اینکه صلاحیت نامزدها را معتمدین تأیید کنند حداقل شرطی است که در این زمینه گذاشته شده است، این تصمیم برای جلوگیری از همان وضع مبتذلی بود که در کاندیداتوری ریاست جمهوری پیش آمد که یک عده ای به هیچ وجه شناخته شده نبودند، فقط برای هوس، خودشان را به عنوان کاندیدا معرفی کرده بودند.دکتر باهنر ادامه داد: اصطلاح معتمد محل اصطلاحی است که همیشه در شوراها مطرح است و چیزی نیست که مسئله ی تازه ای باشد؛ یعنی از افراد معروف و سرشناس محل، که بتوانند افراد محل را بشناسند و میزان شناخته شدن یک فرد را در یک محل صحه بگذارند، می آیند و امضا می کنند و معرفی می کنند، بنا بر این هر حزبی و هر گروهی می خواهد نماینده ای در یک منطقه معرفی کند، اگر معتقد است که مردم آن منطقه او را می توانند انتخاب کنند و به او رأی بدهند، چه اشکالی دارد 20 نفر از افراد معتمد و سرشناس محل او را تأیید کنند. باهنر ادامه داد: مردم و گروه ها نباید واهمه داشته باشند، فقط باید کسانی نگران باشند که در یک محل معروف نیستند و می خواهند خودشان را تحمیل کنند.(4)مصطفی میرسلیم، معاون سیاسی اجتماعی وزارت کشور، در گفت و گویی اعلام کرد: طرح تقسیم بندی مناطق تهران در دست تهیه است و جزئیات آن به زودی اعلام می شود. به گفته ی وی، بر اساس این طرح در هر منطقه هیئت هایی از مردم تشکیل می شود و با همکاری نماینده ی ثبت احوال و وزارت کشور با تحقیق و بررسی، ورقه ی اقامت برای اهالی هر منطقه صادر می کنند. وی ادامه داد: پس از انجام این مقدمات هر شهروند تهرانی فقط می تواند به کاندیدای منطقه ی خود رأی بدهد.(5)جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران (جاما) با صدور اطلاعیه ای نسبت به منطقه ای شدن انتخابات اعتراض کرد. در بخشی از اطلاعیه ی جاما آمده است: منطقه ای کردن انتخابات سبب خواهد شد که ساکنین یک منطقه کاندیدای مورد اعتماد خود را در منطقه ی دیگر انتخاب کنند و از سوی دیگر شخصیت های سیاسی ومذهبی و مبارز، که شهرت عام دارند و مورد وثوق اکثریت مردم یک شهر هستند، از حق انتخاب شدن محروم شوند.(6) آیت الله پسندیده نیز در نامه ای تأکید کرد امام خمینی با برگزاری انتخابات منطقه ای در تهران موافق نیستند.(7)با گسترده شدن اعتراضات گروه ها، احزاب و نیز جمعی از مردم که نگران بودند، شورای انقلاب در تصمیم خود تجدید نظر کرد.حسن حبیبی، سخن گوی شورای انقلاب، در پایان جلسه ی 15 بهمن شورای انقلاب گفت: انتخابات تهران برای مجلس شورای ملی به صورت منطقه ای برگزار نخواهد شد. در این جلسه، که با حضور سید احمد خمینی فرزند امام تشکیل شد، تصمیم قبلی مبنی بر برگزاری منطقه ای انتخابات در تهران لغو شد.(8)انتخاب نمایندگان با اکثریت مطلق شورای انقلاب در این برهه تصمیم گرفته بود که نمایندگان مردم با اکثریت مطلق رأی دهندگان انتخاب شوند، گروهی از نامزدها که از میزان مقبولیت خود در میان مردم آگاه بودند، به این مصوبه به شدت اعتراض داشتند.آیت الله هاشمی رفسنجانی، که در این برهه سرپرست وزارت کشور بود، در پاسخ به این اعتراضات در یک گفت و گوی مطبوعاتی اظهار داشت: بر خلاف آنکه این روزها از سوی گروه هایی نسبت به دو مرحله ای بودن انتخابات اعتراض می شود و ادعا می کنند که در قانون اساسی این مسئله تصریح نشده است، در قانون اساسی کیفیت انتخابات به عهده ی مجلس شورای ملی گذاشته شده است که در حال حاضر شورای انقلاب به فرموده ی امام جایگزین مجلس شورا می باشد.(9)آیت الله بهشتی، در مورد دو مرحله ای بودن انتخابات و مخالفت ها با این طرح، گفت: برای این کار دلایل منطقی وجود داشت که ارائه شده بود، به هر حال شورای انقلاب با آزاداندیشی به دلایل ارائه شده از سوی گروه ها رسیدگی کرد و مجدداً به این نتیجه رسید که همان طرح دومرحله ای صحیح است و باید اجرا شود. وی ادامه داد: این طرح از نظر اینکه مجلس قانون گذاری باید تجمع اکثریت ملت باشد، مفیدتر و بهتر است.آیت الله مهدوی کنی نیز درباره ی امکان مطرح شدن مجدد دومرحله ای بودن انتخابات در شورای انقلاب گفت: در مسائل جمعی، نظر فردی مطرح نیست و من ابا ندارم که بگویم از اول طرفدار دومرحله ای بودن انتخابات بودم و نظرم این بود که نظر اکثریت مردم جلب شود، نظر شورای انقلاب نیز بر نمی گردد؛ زیرا دلیل ندارد که شورا هر روز در این مورد بحث کند.(10)در شرایطی که مخالفان این طرح تلاش داشتند که پای امام را به میان بکشند و از اعتبار ایشان برای لغو این قانون بهره گیرند، سید احمد خمینی در پاسخ به این سؤال که نظر امام خمینی درباره ی دومرحله ای بودن انتخابات چیست نیز گفت: امام در این مورد ساکت هستند و من هنوز نتوانسته ام نظر ایشان را بدانم، ایشان کار را به شورای انقلاب واگذاشته اند و هنوز هیچ گونه نظری در این باره نداده اند و فرموده اند من نظری نمی دهم.(11)اما مخالفان این قانون چه گروه هایی بودند و از چه می ترسیدند؟! اعضای کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق ایران با حضور در دانشگاه تهران و در میان هواداران این سازمان به سخنرانی پرداختند؛ مسعود رجوی، در بخشی از سخنان خود، در این مراسم از بنی صدر، رئیس جمهور، خواست آزادی کامل انتخابات و آزادی شرکت عام صفوف خلق را تأمین و مسئولیت انتخابات را شخصاً بر عهده گیرد و با قاطعیت تمام طرح دومرحله ای کردن انتخابات را ملغی اعلام کند.در پایان سخنرانی رجوی، قطعنامه ای در شش بند قرائت شد، در این قطعنامه با تکرار سخنان رجوی لغو دومرحله ای کردن انتخابات خواسته شد.(12)از سوی دیگر بنی صدر نیز تلاش داشت تا با لغو این قانون فضا برای ورود حامیانش به مجلس باز شود، از این رو بود که چندین بار تلاش کرد تا قانون دو مرحله ای بودن انتخابات مجلس در شورای انقلاب بررسی شود تا شاید چون قانون قبلی لغو گردد.بنی صدر در یکی از مصاحبه های خود در این زمینه گفت: اگر من با این طرح موافق بودم، دلیلی برای طرح مجدد آن در شورای انقلاب وجود نداشت.(13) در پی ابقای طرح دومرحله ای انتخابات مجلس شورای ملی از سوی شورای انقلاب شیخ علی تهرانی، طی اعلامیه ای، به این تصمیم شورای انقلاب اعتراض کرد. وی در این اعلامیه اظهار داشت: تصمیم گیری شورای انقلاب مغایر با خواست های بسیاری از صاحب نظران و دلسوز ...

ادامه مطلب  

انتخابات ۹۶ شبیه ۸۸ بود اما طرفین به قانون تمکین کردند/به احمدی نژاد پیغام دادیم که انصراف دهد  

درخواست حذف این مطلب
سخنگوی شورای نگهبان گفت: انتخابات ۹۶ از جهت نگرش ها و نگرانی ها شبیه ۸۸ بود، اما طرفین به قانون تمکین کردند.به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری سلامت مهمان این هفته برنامه «دست خط» عباسعلی کدخدائی، سخنگو و عضو حقوقدان شورای نگهبان قانون اساسی بود.مشروح گفت وگوی تلویزیونی عباسعلی کدخدایی را در ذیل می خوانید:سوال: تقریبا دو الی سه ماهی از فشار انتخابات می گذرد. انتخابات اردیبهشت را شروع کنیم؛ فضاهای انتخاباتی زیادی را تجربه کردید. انتخابات اردیبهشت که گذشت با چه انتخاباتی شبیه بود؟کدخدایی: انتخابات در جمهوری اسلامی ایران، یک کنش اجتماعی و سیاسی است که مردم با شور و اشتیاق خود پای صندوق های رای می آیند. شور و احساساتی که در ایران داریم به جرات می توان گفت در جای دیگر نداریم. به همین خاطر مشارکت را همواره در جمهوری اسلامی ایران بیشتر از کشورهای دیگر داریم.انتخابات این بار را هم اگر از زاویه حقوقی نگاه کنیم فرقی با بقیه انتخاباتی که قبلا داشتیم، در سال های ۸۴، ۸۸ و ۹۲ فرقی ندارد اما از زوایای اجتماعی و سیاسی قابل بررسی است. صاحبنظران در حوزه های مختلف ورود کردند و بحث هایی داشتند. شاید نتوان گفت انتخابات در هر مرحله ای شبیه کدام مرحله است. هر انتخاباتی یک ویژگی های خاصی دارد که مخصوص همان دوره است و تشابه سازی انتخابات یک مرحله با مرحله دیگر سخت است. از جهت حقوقی مشکل خاصی را نداشتیم، از جهت نگرش هایی که بود و نگرانی هایی که داشتیم چیزی شبیه انتخابات ۸۸ بود. به هر حال احساسات خیلی برانگیخته شد و هر طرفی صحبت هایی را داشت و طرفداران آنها بحث هایی را داشتند.سوال: حالت دوقطبی پیدا کرده بود.کدخدایی: بله. حالت دوقطبی پیدا کرده بود. این وضعیت شبیه سال ۸۸ بود ولی نمی توان گفت به طور کامل چنین بود.سوال: برخی از سیاسیون که بیشتر در اصولگرایان هستند، از احراز و تایید صلاحیتها نقدهایی را به شورای نگهبان دارند. می گویند حساسیت فضای سیاسی باعث شد حتما دو طیف سه نفره را انتخاب کنند و حتی می شد طیف های گسترده تر را داشت تا از دوقطبی خارج شویم و هم تنوع و تکثر بیشتر شود. چنین چیزی را قبول دارید؟کدخدایی: خیر. یکی دو بار این را پاسخ دادم. شورای نگهبان اصولا نگاهش سیاسی نیست. یعنی هیچگاه نگاه نمی کند چه طیفی حضور دارد و چه طیفی حضور ندارد و یا سهمی را برای این طیف قرار دهد و سهمی را برای طیف دیگر در نظر بگیرد. ملاک شورای نگهبان در بررسی صلاحیتها، قانون است و آن شرایطی که در قانون وجود دارد و مستنداتی در پرونده افراد وجود دارد و نهایتا رای گیری می شود.عرض کردم یکی الی دو نفر از افرادی که از محترمین بودند و ثبت نام کردند شاید تنها یک رای برای احراز صلاحیت نیاز داشتند، ولی نشد.سوال: اسم نمی برید؟کدخدایی: خیر. اگر آنها هم احراز صلاحیت شده بودند مردم می دیدند که چنین دسته بندی و سهم بندی برای جناح ها وجود ندارد.سوال: در این انتخابات فرد یا افرادی بودند که صلاحیت آنها احراز نشده باشد و رایزنی هایی شود و در نهایت احراز شود؟کدخدایی: اصل رایزنی ها بود. برخی افراد صحبت می کردند و خود را مکلف می دانستند که بر توانائی های افراد گواهی دهند، اما اعضای شورای نگهبان هم با قانون مواجه هستند؛ آن چه در قانون است و در پرونده ها هست و در نهایت باید رای گیری کنند. اینکه کسی در احراز صلاحیت ها تاثیرگذار بوده باشد، نبوده است.سوال: در این ۶ نفر کسی نبود که احراز صلاحیت نشده باشد و بعد از رایزنی دوباره صلاحیت تائید شود؟کدخدایی: خیر.سوال: شورای نگهبان هم بعد از احراز صلاحیت ها افراد را تا دوره تبلیغات و بعد آن زیرنظر دارد. به نامزدی در این دوره بخاطر برخی حرفها تذکر داده شد؟کدخدایی: بله. تذکر دادیم. البته بعد از آن دستگاه های دیگر هم مسئولیت دارند و دستگاه های دیگر هم این کار را انجام می دهند. از طریق دستگاه های مختلف این کار انجام می شد. برخی افراد به هر حال، وابستگانشان دعوت شدند و تذکر نسبت به مطالبی که وجود داشت داده شد.در شورای نکهبان چنین امری متعارف است. اگر چنین احساسی شود که نکته خلافی رخ می دهد مرحله اول تذکر است. در این نوبت هم داشتیم که به افرادی تذکر داده شوند.سوال: حل شد؟کدخدایی: به مراحل بعدی نرسید. بارها این را عرض کردیم شورای نگهبان این اختیار را دارد تا زمان رای گیری بتواند اعلام نظر کند و بعدا در خصوص صحت انتخابات می تواند ورود پیدا کند. مثل انتخابات مجلس تا زمانی که اعتبارنامه تصویب نشده است رویه این است که شورای نگهبان می تواند ورود کند و ابطال کند و این اختیارات را دارد.سوال: در ریاست جمهوری هم این اختیارات را دارد؟کدخدایی: بله. حتی در ریاست جمهوری قانون خیلی تصریح کرده است که بعد از بررسی صلاحیت ها اگر به شورای نگهبان مدارکی درباره صلاحیت فرد برسد، می تواند تجدید نظر کرد. این را تصریح کرده است و در مجلس این صراحت را نداریم ولی در قانون انتخابات ریاست جمهوری این وجود دارد.سوال: تخلفات به گفته خود شما، تعدادش زیاد بود، اما نه به اندازه ای که به کل انتخابات خدشه وارد کند. می توانید بگویید تخلفات در چه حوزه ای بود؟کدخدایی: در حوزه تبلیغات، معمولا حوزه پررنگ تخلفات انتخاباتی در تبلیغات است. افراد یا خلاف واقع مطلبی را بیان می کنند و یا ممکن است صحبت هایشان متضمن توهین و افترا باشد یا مطالب غیرواقعی را مطرح می کنند. بخشی از تخلفات به روز رای گیری مربوط می شود.آنجا عناوین متعددی را در قانون انتخابات داریم مانند تعرفه ندادن و خرید و فروش رای و مخدوش بودن تعرفه ها یا دخالت عوامل اجرایی و عوامل نظارت در امر انتخابات یا تبلیغات بر سر صندوق ها و در شعب. اینها عناوین متعددی است که در قانون لحاظ شده است و در هر دوره ای اینها را داریم که شدت و ضعف دارد.هم سال ۸۸ و هم الان چنین وضعیتی را داشتیم.سوال: کدام پررنگ تر بود؟کدخدایی: در سال ۸۸ و ۹۶ را نگوییم پررنگ بود، ولی در ۸۸ یک طرف قضیه نظر را قبول نداشت و آن فتنه ای که نباید شروع می شد، شروع شد. خوشبختانه در ۹۶ چنین مسئله ای را نداشتیم و طرفین نظر مراجع قانونی را تمکین کردند و پذیرفتند اما خب تخلفات وجود دارد. بخشی از این تخلفات هم اگر تاثیرگذار بر انتخابات نباشد، دیگر در مسئولیت شورای نگهبان نیست. برای قوه قضائیه و محاکم دادگستری می رود و زمان هم ندارد. هر زمانی که رسیدگی شد می توانند اعمال نظر کنند.سوال: الان پیگیر هستید که به کجا رسیده است؟کدخدایی: ما طبق قانون نباید پیگیری کنیم. طبق قانون باید فقط گزارش دهیم. مثلا بگوییم این گزارش ها در حوزه خرید و فروش رای یا در حوزه تبلیغات غیرواقع یا در روز رأی گیری آمده است. اینها را گزارش کرده ایم و چیزی که برای ما ارسال شد برای قوه قضائیه ارسال کردیم.آن چیزی که مربوط به ما هست تخلف یا جرم انتخاباتی صورت گرفته که می تواند سرنوشت انتخابات را تغییر بدهد نبوده است. نهایتا هم شورای نگهبان صحت انتخابات را اعلام کرد به این معنا است که تخلف عمده که تاثیرگذار باشد را نداشتند.سوال: سقف زمانی مشخصی برای رسیدگی وجود دارد؟کدخدایی: خیر. مثلا در دوره هفتم مجلس گزارش هایی را برای قوه قضائیه فرستادیم که در مجلس نهم دعوتنامه آمد که بیایید نسبت به آن گزارشی که در مجلس هفتم دادید، رسیدگی کنیم. این متاسفانه در ادوار گذشته بود و زمان ندارد. این دوره با تدبیری که رئیس قوه قضائیه داشتند، ستادی را تشکیل دادند و این ستاد فعال برخورد کرد و جای شکر دارد.سوال: این نگرانی ایجاد می شود که اگر زمان دار شود، همان کسانی که تخلف کردند، دوباره سمت بگیرند و در جایگاه مورد نظر بنشینند.کدخدایی: بله این مشکلات وجود دارد. ان شاالله برخورد قوه قضائیه این گونه باشد که بتوان در مراحل آینده کسانی که متخلف بودند بازداشته شوند.سوال: دو دوره از انتخابات ریاست جمهوری است که سختی های خاص خود را دارد. به خصوص این دو دوره آمدن رئیس جمهورهای سابق به عرصه انتخابات بود. خودتان پیش بینی می کردید که بیایند؟کدخدایی: پیش بینی که می شد. زمزمه هایی که در رسانه ها و شایعاتی که وجود داشت، با شدت و ضعف، ولی این پیش بینی می شد.سوال: تلاش شد همانند آقای هاشمی که ایشان (احمدی نژاد) هم انصراف دهند؟کدخدایی: انصراف را بله؛ چون در جایی کسی را دیدم که صحبتی کرده بود و خلاف واقعیت بود، من هم درصدد پاسخ نیستم اما این دوره زمانی که به نتیجه رسیدیم قبل از این که اسامی را به وزارت کشور اعلام کنیم به برخی از آقایان قرار شد اطلاع دهیم از جمله ایشان که اگر می خواهند انصراف دهند. اصلا اصراری نیست.من به آقای دکتر الهام اطلاع دادم و گفتم چنین وضعیتی هست و ممکن است تا ساعات آینده نتایج را اعلام کنیم و نظر به ایشان مثبت نبود و می توانید اعلام کنید و ما می توانیم همانند بقیه در لیست انصرافی ها قرار دهیم. ایشان تردید داشتند و گفتند بعید است قبول کنند و دیگر پاسخی تا ساعتی که ما قرار بود اعلام کنیم، نیامد.سوال: در رابطه با آقای هاشمی، واسطه پیغام آقای لاریجانی بودند؟کدخدایی: بله، آقایان لاریجانی و روحانی.سوال: در تایید صلاحیت ها فشارخاصی به شورا وارد نشد؟کدخدایی: فشار اگر به مفهوم فضای رسانه ای و عمومی باشد مطرح می شود. ولی این که کسی اصرار کند یا توصیه خاصی داشته باشد نبود، چون می دانند شورای نگهبان فشارپذیر نیست. تحت تاثیر این فشارها قرار نمی کیرد.سوال: یکی از تصمیماتی که در زمان انتخابات اردیبهشت انجام شد زمان مناظرات تلویزیونی بود که ابتدا تصمیم گرفتند غیر زنده باشد. شورای نگهبان در این زمینه نظری داشت؟کدخدایی: نظر خاصی نبود چون خیلی مرتبط با ما نبود البته دوستان صداوسیما مشورت هایی داشتند. ما هم نظرات اولیه داشتیم ولی در نهایت نظر خودشان اعمال شد.سوال: نظر شما زنده بود؟کدخدایی: فرقی نمی کرد. آن چه برای ما مهم است این که مناظرات منجر به ایجاد کدورت بیشتر نشود و منجر به شقاق جدید نشود. فضای انتخابات را ملکوک نکند. آنچه برای ما مهم است همین بود. این که زنده یا غیرزنده باشد مهم نبود.سوال: مناظرات را دیدید؟کدخدایی: همه را ندیدم ولی برخی را دیدم. چون نماینده در صداوسیما داشتیم. خودم همه را ندیدم چون درگیر انتخابات بودیم.سوال: چطور بود؟ چقدر چارچوب های اخلاقی و سیاسی رعایت شد؟کدخدایی: این دوره کمتر بود نسبت به ۸۸ کمتر بود ولی می توان گفت در مایه های سال ۸۸ بود. فضا را ما هم به عنوان شهروند نپسندیدیم. این که حیثیت ها را بی جهت لکه دار کنیم یا حرف هایی را بزنیم که در دقایق حضور در مناظرات اثبات و نفی آن خیلی آسان نیست و یک ادعا است.به نظر من، اگر قرار است مناظره باشد باید روی برنامه ها و نگاه به آینده باشد و اثبات توانمندی در حوزه ای که ریاست جمهوری است باید باشد. اگر بتوان اینها را سازماندهی کرد برای آینده شاید بتوان در این جهت هم بهتر برنامه ریزی کنیم.سوال: تذکری در بین مناظرات به کسی داده نشد؟کدخدایی: خیر. در مناظرات تذکری داده نشد.سوال: چون همه در یک چارچوب اخلاقی بودند. در مرحله برگزاری انتخابات گله ای رئیس جمهور داشتند که در باره رای گیری ساعات آخر بود که اگر بیش از ۱۲ شب ادامه پیدا می کرد ما حتی ۳-۲ میلیون رای مان اضافه می شد. این صحت داشت؟کدخدایی: همیشه یک مشکلی را داشتیم و داریم که با دوستان وزارت کشور است و این که ساعت رای گیری تا چه زمانی است. قانون گفته است روز جمعه است و یک روز باید باشد. تعریف یک روز در عرف و طبیعی چیست؟ در گذشته این طور بود اگر تابستان هست به خاطر این که هوا در برخی استان ها هوا گرم است و ممکن است مردم نباشند و شاید برخی مشغول کشاورزی هستند ساعاتی را تمدید می کردند.ساعت رای گیری ۸ صبح تا ۶ بعد از ظهر است. ساعات تمدید را یک تا دو ساعت در نظر می گیرند. چند دوره ای این را حالت جهشی گذاشته بودند و وزیر کشور دو الی سه ساعت تمدید می کرد و این به ساعت ۱۲ می رسید. ۱۲ هم روز جمعه تلقی نمی شد. هر بار هم این بحث را داشتیم که به هر حال از روز جمعه بگذرد روز جمعه نیست. باید تعیین تکلیف شود.گفتند قبل از ۱۲ افراد را داخل می کنیم و در را می بندیم. همه اینها یک وجه شبهه ناکی را در این جهت داشت. در این دوره به دوستان وزارت کشور اعلام کردیم تمدیدها به طوری باشد که ۱۲ تمام شود. تمدید را می توانستند یک ساعت یک ساعت بگذارند و ۱۰ درها را ببندند و تا ۱۲ رای گیری شود. اعتراضاتی هم آن زمان و هم بعد از آن شد که خوشبختانه وزیر کشور همکاری کردند و پذیرفتند.یک بار برای همیشه بایداین مسئله به پایان برسد. امیدواریم هم در قانون تصریح شود و هم در آینده وزارت کشور به گونه ای پیش بینی کند که به این سقف زمانی برخورد نکنیم.سوال: در آن شب صندوق های سیار پیش بینی شد؟کدخدایی: صندوق های سیار برای جاهایی بود که امکان رای گیری نداشتند.سوال: برای آخر شب منظورم است؟کدخدایی: خیر. این هم که گفتید، هیچ رایی گرفته نشد به هر حال رای گرفته شد. آنهایی که در داخل شعبه بودند رای را دادند. این طور نبود که ارقامی که آقایان می فرمایند صحیح باشد.سوال: دو الی سه میلیون؟کدخدایی: خیر، این قدری اغراق است. گله دیگری دارید دوستان وزارت کشور و اقای رئیس جمهور خوب بود آن را هم ذکر می کردند که به دلیل سیستم های جدید و سامانه ی که ایجاد کردند و اینکه انتخابات با شوراها همزمان شد و در شوراها هم مشکلاتی پیش آمد، خیلی جاها تا ساعت ۹ یا ده صبح رای گیری انجام نشد. رئیس جمهور باید هر دو را ببینند.سوال: به این قصه برسیم که همیشه مسئولین انتخابات در زمینه خلا قوانین انتخابت تصریح داشتند. پارسال اواخر سال آقا سیاست های کلی را اعلام کردند و به گفته خیلی ها حجت تمام شد که این مسائل سروسامان گیرد. به این انتخابات نرسید. برای انتخابات مجلس این خلأها پر می شود؟کدخدایی: باید بگوییم امیدواریم. من خیلی پیگیر این مسئله بودم. قرار شد جلسه هماهنگی بین مجلس و دولت و شورای نگهبان باشد که امیدواریم در این هفته یا هفته بعد انجام شود و یک راهکاری را برای جمع بندی جلسات هر سه بخش داشته باشیم.سوال: اگر کمیته قوی تشکیل شود به نظر قانون محکمی خواهد شد.کدخدایی: بله. وزارت کشور یک لایحه جامعی را به صورت پیش نویس آماده کرده است. مجلس هم نظراتی دارد و ما هم نظرات کارشناسی را خواهیم داد و خیلی دخالتی نخواهیم کرد، مگر به اصل مصوبه باشد که برای شورای نگهبان بیاد و اعلام نظر کند.سوال: در سیاست های کلی چندین مورد مهم دارد ولی دو مورد که در ذهن همه مردم باقی ماند یکی درباره ثبت نام هایی است که بی رویه می آید و آبروی کشور در بیرون مرزها تحت تاثیر است. فشارهایی روی شورا می آید و وقت از شورا می گیرد. یکی هم در زمینه شفا بودن منابع مالی است.کدخدایی: هر دو هم در سیاست های کلی مقام معظم رهبری آمده است و این به عنوان یک برنامه کلان هم مجلس و هم دولت مورد استناد قرار گیرد تا این مشکل برای همیشه حل شود.سوال: یک چیزی هم که به خود شورا بر می گردد در مورد تعریف رجل سیاسی است که اگر تبیین شود خیلی از فشارها از روی شورا برداشته می شود.کدخدایی: بله. در جایی عرض کردم ولی امکان دارد تکرار این امر خالی از لطف نباشد که در سال ۹۲ یک آئین نامه اجرایی برای این اصل را تدوین کردیم. خیلی بحث شد. یک سالی در شورای نگهبان بحث شد. نظراتی وجود داشت ولی بعد به دلیل این که خیلی الزامی را احساس نمی کردیم هم علنی نشد و هم در شورا مدنظر قرار نگرفت.اخیرا هم بعد از ابلاغ سیاست های کلی، دو جلسه در شورای نگهبان بحث شد. اما به انتخابات اخیر نرسید که بتوان برای انتخابات این دوره به طور نهایی بکار بگیریم ولی امیدواریم به زودی دوباره در دستور ما قرار گیرد تا ما هر چه زودتر اعلام نظر کنیم.سوال: ابعادی از آن پیش نویس را بیان نمی کنید؟کدخدایی: خیر. شرایطی که در اصل ۱۱۵ وجود دارد خیلی جزئی تر و عینی تر در آئین نامه آوردند. رجل سیاسی یا مذهبی را ملاک های عینی تر لحاظ کردند. در حوزه تقوا و مدیریت و مدبر بودن هم به همین صورت است. من فکر می کنم اگر آن مبنای کار قرار گیرد بتواند شاخص های عینی تری را ارائه کند که مجلس بر اساس آن بتواند قانونگذاری شفافی داشته باشد.سوال: چند جا تاکید کردید که در بررسی صلاحیت ها، افرادی که الان نماینده یا رئیس جمهور هستند، صلاحیت هایشان دوباره بررسی می شود.کدخدایی: بله. قانون است.سوال: یعنی در این ۴ سال مسئولیت اینها به نوعی حرکات و رفتارهایشان زیرنظر است.کدخدایی: بله. طبیعی است. فرضی وجود دارد که اگر کسی تائید صلاحیت شده، عقلا این مطلب استصحاب می شود ولی در دوره ۴ ساله اتفاقاتی رخ داده که باید آنها بررسی شود. آن اتفاقات مورد بررسی قرار می گیرد.سوال: پرونده خانمی که در اصفهان رای آورد (خالقی) و بعد بر اساس مستنداتی رد صلاحیت شد الان به مجمع تشخیص رفته است؟کدخدایی: پرونده نرفته است چون بحث کاری است، اختلافی نیست. پرونده بسته شد ولی بعد از آن مجلس مصوبه ای گذراند که اختیارات شورای نگهبان را محدود به زمان مقرر در قانون در حوزه بررسی صلاحیت کنند. یعنی شورای نگهبان در ۲۰ یا ۵۰ روزی که فرصت دارد اعلام نظر کند و بعد از آن شورای نگهبان به این بحث ها ورود نکند.این را از قدیم اعضای شورای نگهبان دارای ایراد می دانستند. فرقی هم نمی کند و مربوط به دوره اخیر و خانم خالقی نیست. از قدیم معتقد بودند نظارت شورای نگهبان یک نظارت عام و جاری است و در همه مراحل و همه دوره ای که فرد هست جاری و ساری است. برای همین مغایر با آن اصل می دانند، این مصوبه به مجمع تشخیص مصلحت رفته است. یکی دو نوبت دیگر هم داشتیم که مجمع نظر شورا را تائید کرده است.سوال: از آقای ابراهیمان چه خبر؟ هنوز شورای نگهبان می آیند؟کدخدایی: بله. هر چهارشنبه ایشان را می بینیم و از همکاران خوب ما هستند. در جلساتی که مربوط به شورای نگهبان هست حضور دارند.سوال: در دوره سخنگویی اختلاف نظراتی با آقای جنتی داشتند. درست است؟کدخدایی: اختلاف نظر به مفهوم وجود کدورت نبود ولی این اختلاف نظری است که من و شما هم داریم. هر عضو شورایی ممکن است با دیگری داشته باشد. تعبیر ما این است که این اختلافات طلبگی است و خیلی مهم نیست.سوال: در جایی گفته بودند اختیارات دبیر شورای نگهبان زیاد است و باید تجدید نظر شود. الان هم همین اعتقاد را دارند؟کدخدایی: نمی دانم الان هم به این صورت هست یا خیر. اختیارات دبیر براساس آئین نامه داخلی است و مسئولیتهای اجرایی است که از سوی اعضا کارهایی را انجام می دهند، اختیار دبیر غیر از اداره جلسات، در بخش های دیگر در حوزه انتخابات و اجرایی است و خیلی فکر نمی کنم زیاد باشد.سوال: آیت الله جنتی می گفتند برخی ها فکر می کنند شورای نگهبان آن ۱۲ نفری هستند که می نشینند و من حرف آخر را می زنم و همه چشم می گویند. آن قدر بحث طلبگی داریم که برخی مواقع به داد و بیداد می رسد.کدخدایی: بله. گاهی اوقات ایشان نظری به من دارند و می گویند در این زمینه رای نمی دهید و می گویم خیر. می گویند مگر نظر مخالف دارید و می گویم بله و هم نظر با شما نیستم. این بحث طبیعی است. من نظری مخالف با آقای جنتی در حوزه علمی داشته باشم.سوال: الان هم رای گیری شد و ایشان دبیری شورای نگهبان را برعهده گرفتند. شما هم سخنگو هستید.کدخدایی: بله.سوال: آقای علیزاده قبلا هم پست قائم مقام داشتند؟کدخدایی: بله. پست قائم مقامی دبیر را داریم.سوال: قبلا هم بود؟ شاید به این پررنگی اعلام نمی شد.کدخدایی: خیر. از قدیم بود. یک دوره هایی هم مرحوم زواره ای بودند و یک دوره ای من بودم و یک دوره ای اقای علیزاده بودند. ۵-۴ سالی می شود که آقای علیزاده هستند.سوال: با دانشجویان خود صمیمی هستید؟کدخدایی: فکر میکنم وظیفه ما این باشد و منتی بر سر کسی نیست. دانشجو قشر جوان و آینده ساز ما در کشور هستند و باید احساس راحتی نسبت به مسائل علمی داشته باشند و گاهی هم مسئله شخصی دارند و بیان می کنند و اگر بتوانیم حل کنیم توفیقی برای ما است.سوال: آن کتری را هنوز دارید؟کدخدایی: (می خندد) کتری را خودشان جمع کردند. بخاری آن هست.سوال: آسان یا سخت نمره می دهید؟کدخدایی: شاید سهل ممتنع هستیم. در کلاس سختگیری می کنم. نسبت به حضور دانشجو سختگیر هستیم. تکالیف را درست انجام دهند و تحقیق هایی که دارند را به درستی انجام دهند. اگر این برای ما احراز شود گاهی اوقات نمره را می دهیم. دانشجویان الان طفل گریزپا هستند. گرفتاری های مختلف دارند و شرمنده می شویم بتوانیم نمره خوب بدهیم.سوال: بهترین دانشجویی که تاکنون داشتید، بود؟کدخدایی: اسم نیاوریم و اگر اسم بیاوریم دعوا می شود و همه دم دانشکده می گویند چرا نام ما را نگفتید. دانشجویان خوبی داشتیم که برخی از آنها به خارج از کشور رفتند و الان استاد هستند. برخی رفتند تحصیل کردند و به ایران بازگشتند و جذب هیات ها ...

ادامه مطلب  

اگر خط امامی هستید، پس به تئوری ولایت فقیه ایشان احترام بگذارید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، مسعود رضایی، پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر ایران در نامه ای که در اختیار رسانه ها قرار داده، به شبهات مطرح شده در نامه اخیر مهدی کروبی خطاب به رهبری انقلاب پاسخ داده است. مشروح نامه به شرح زیر است:بسمه تعالیجناب آقای کروبیبا سلام و احترام. اخیرا نامه ای به تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۹ با امضای جنابعالی برای مقام معظم رهبری ارسال گردیده است که در آن به طرح مسائل و موضوعات مختلفی پرداخته اید. از نظر بنده این کار شما، همچون اقدام برخی دیگر در خارج کشور در زمینه انتشار بخش هایی از جلسه مجلس خبرگان در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، این حسن را دارد که زمینه را برای بیان و آشکار شدن برخی حقایق تاریخی فراهم می سازد. لذا از این بابت خداوند را شاکرم.شما طلیعه سخن خود را با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ و ۸۸ آغاز کرده اید و از گلایه و اعتراض خود نسبت به دخالت های انجام گرفته در روند انتخابات به نفع یک «کاندیدای خاص» سخن گفته اید. این موضوع، اتفاقاً برای شروع بحث بسیار مناسب است و بنده هم قصد داشتم تا سخن خود را از همین نقطه شروع کنم اما دیدم در واقع آغاز سخن جنابعالی را باید از آنجا بدانم که با اشاره به فعالیت های انقلابی تان از سال ۴۲، خود را در گرویدن به خط امام، مقدم بر آیت الله خامنه ای دانسته اید. لذا انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ و ۸۸ را به عنوان موضوع پایانی بحث در نظر گرفتم و با اجازه شما سخن خود را از همین نقطه آغاز می کنم.فرموده اید: «اگر خاطرتان باشد در فروردین سال ۱۳۴۰ پس از درگذشت مرجع مطلق شیعه آیت الله العظمی بروجردی من در کنار تعدادی دیگری از شاگردان امام مقلد و مروج او بودیم. در آن زمان شما مقلد آیت الله حکیم بودید و بعدها به زمره مقلدان امام در آمدید و به گفته مرحوم آیت الله منتظری در موارد احتیاطات به ایشان رجوع می کردید.»البته من چون به مقتضای سنی خویش از نزدیک در جریان آنچه شما می فرمایید نبوده ام و همچنین در مکتوبات و سندهای تاریخی نیز چیزی در این باره ندیده ام، نمی توانم قضاوتی درباره این گفته شما داشته باشم. اما این نحو بیان مطلب توسط جنابعالی، در همین ابتدای نامه، راه و روش شما را در طرح ادعاهایتان بخوبی مشخص می سازد. گفت: قبول نداری متر کن! بالاخره این هم برای خود نوعی روش بحث است! بله، حالا هم هر کس قبول ندارد متر کند!اما به فرض آنچه شما می گویید صددرصد هم درست باشد. می خواهید چه نتیجه ای از آن بگیرید؟ آیا می خواهید بگویید چون زودتر از آیت الله خامنه ای به صف هواداران و مقلدان امام پیوسته اید، پس در هر حال و شرایطی، بر ایشان مقدم هستید؟برای پی بردن به میزان منطقی بودن این نحو استدلال و استنتاج، به یک واقعه تاریخی اشاره می کنم. در ۲۹ بهمن ۱۳۶۷، جنابعالی به همراه آقایان سیدحمید روحانی و مهدی امام جمارانی، نامه ای گلایه مندانه و بلکه عتاب آلود به آیت الله منتظری – که در آن موقع هنوز رسماً قائم مقام رهبری بود – نوشتید و در آن انتقادات تند و تیزی را نسبت به اظهارات، عملکردها و رفتارهای ایشان بیان کردید که البته کاملا درست و بحق بود. حال اگر آیت الله منتظری در پاسخ به شما این طور می گفت که بنده قبل از این که شما لباس روحانیت را به تن کنید، شاگرد امام و محشور با ایشان بودم و بعدها هم چطور و چگونه به زندان افتاده ام و با چه کسانی هم بند بوده ام و کذا و کذا و سپس نتیجه می گرفت که پس شما حق ندارید به من انتقاد کنید یا مرا خارج از خط امام و انقلاب بدانید و همیشه باید مرا همان منتظری سال های قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب بدانید، اولا شما این استدلال را چگونه ارزیابی می کردید و ثانیا پاسخ شما به ایشان چه بود؟بنده حرف دیگری در این زمینه ندارم.در نامه خود نوشته اید: «حضور شما در جایگاه رهبری همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب.» اجازه دهید ببینیم این سخن شما تا چه حد بهره از حقیقت دارد.* انتصابات رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۸آیت الله خامنه ای پس از رهبری در نیمه خرداد ۱۳۶۸، انتصابات متعددی را با توجه به مسئولیت خود داشتند. ازجمله مهمترین آنها، انتصاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که نقش بسیار مهم بازوی مشورتی رهبری را در تدوین سیاست های کلان کشور برعهده داشت. البته شما بهتر از بنده می دانید که اعضای مجمع تشخیص به دو دسته حقوقی و حقیقی تقسیم می شدند که رهبری فقط حق انتصاب اعضای حقیقی مجمع را داشتند و شخصیت های حقوقی، خود بخود به عضویت این مجمع درمی آمدند. اعضای منتخب از سوی آیت الله خامنه ای برای عضویت در مجمع طبق حکم مورخه ۱۳۶۸/۷/۱۲ ایشان بدین قرار است: «حضرات آیات و حجج اسلام آقای مهدوی کنی، آقای حاج شیخ یوسف صانعی، آقای حاج سیداحمد خمینی، آقای حاج سیدمحمد موسوی خوئینی ها، آقای حاج شیخ محمدعلی موحدی کرمانی، آقای حاج شیخ حسن صانعی، آقای حاج شیخ محمدرضا توسلی، آقای حاج شیخ عبدالله نوری و جناب آقای میرحسین موسوی»لابد بزرگوارانی که در این حکم نام آنها به چشم می خورد معرف حضور هستند و نیازی به توضیح اضافه نیست. همچنین مستحضرید که در روز پانزدهم دی ماه ۶۸ نیز دو حکم از سوی آیت الله خامنه ای صادر شد. یکی برای انتصاب آقای موسوی خوئینی ها به «مشاورت سیاسی» رهبری و دیگری برای آقای ناطق نوری به عنوان مسئول بازرسی دفتر رهبری. حتما این نکته را هم می دانید که آقای موسوی خوئینی ها بعد از انتصاب به این مسئولیت دفتری را در اختیار گرفتند و جمعی از همفکران خود را برای حضور در این دفتر فراخواندند که مدتها نیز دایر بود.جنابعالی هم که در مسئولیت ریاست بنیاد شهید باقی ماندید تا زمانی که خودتان دیگر مایل به ادامه مسئولیت نبودید و استعفا دادید.همچنین این نکته را هم حتما می دانید که آیت الله خامنه ای قصد داشتند حکم ریاست بنیاد مستضعفان را برای آقای مهندس موسوی صادر کنند که آقای مهندس از آنجا که این حکم مدت دار بود (سه ساله) آن را نپذیرفتند.ائمه جمعه منصوب حضرت امام نیز فارغ از خط و خطوط سیاسی آنها، همگی توسط آیت الله خامنه ای تأیید و تثبیت شدند.ریاست دفتر رهبری نیز علی رغم برخی گمانه زنی ها و حتی برخی انتظارات از سوی بعضی ها، به حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی سپرده شد که همگان در عدم تعلق ایشان به این یا آن جناح سیاسی متفق القول بودند.و باز بهترین کسی که می تواند شهادت دهد خود شمایید که آیت الله خامنه ای بعد از رهبری ابتدا با مجمع روحانیون مبارز ملاقات کردند و بعد با جامعه روحانیت مبارز. تقاضای من این است که شما خود بفرمایید در آن دیدار چه گفتید و چه شنیدید.همچنین مکانی نیز از سوی دفتر رهبری در اختیار مجمع روحانیون مبارز برای برگزاری جلسات آن قرار گرفت و البته کمک هزینه مختصر و مستمری نیز به صورت مساوی به مجمع و جامعه داده شد که باز شما بهتر از من از این موضوع مطلعید.حال با توجه به این مستندات و بدیهیات تاریخی که بخوبی رویکرد آیت الله خامنه ای را در ابتدای رهبری به اشخاص و جناح های سیاسی نشان می دهد، لطفا بفرمایید منظورتان از این که گفته اید حضور آیت الله خامنه ای همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب، چیست؟موضوع دیگری که مطرح کرده اید، تغییر و تحولی است که در آستانه برگزاری دومین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری، در آیین نامه داخلی این مجلس به وجود آمد و طبق آن نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان به تصویب رسید. اینک به بررسی این مسأله می پردازیم.نخستین نکته ای که در این زمینه باید به آن توجه کنیم این است که طبق قانون، کلیه قوانین و آیین نامه های مرتبط با مجلس خبرگان صرفا توسط خود اعضای این مجلس تدوین و یا اصلاح می گردد.*آیین نامه داخلی مجلس خبرگاننکته دیگر این که بازنگری در آیین نامه داخلی مجلس خبرگان توسط اعضای اولین دوره این مجلس که در سال ۶۲ آغاز به کار کرد، صورت گرفت. یعنی همان شخصیت هایی که توسط مراجع و علمای قم برای حضور در انتخابات این مجلس مورد تأیید واقع شده بودند.براساس آنچه گفته شد، نتیجه می گیریم تغییر در آیین نامه مجلس خبرگان کاری کاملا قانونی بود که توسط اعضایی که در زمان حیات حضرت امام انتخاب شده بودند، صورت گرفت. اسامی تعدادی از اعضای دوره اول مجلس خبرگان را یادآور می شوم: حضرات آیات عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی مشکینی، اکبر هاشمی رفسنجانی، ابراهیم امینی، یوسف صانعی، محمد مؤمن، حسن طاهری خرم آبادی، محمد موسوی خوئینی ها، احمد آذری قمی، کاظم نورمفیدی، علی احمدی میانجی، عبدالله جوادی آملی، صادق خلخالی، جلال الدین طاهری اصفهانی، غلامحسین جمی، محمد هاشمیان، ابوالفضل موسوی تبریزی، عباس ایزدی، محی الدین انواری، محمد فاضل لنکرانی، محمد محمدی گیلانی، تقی مروارید، مهدی روحانی، محمد عبایی خراسانی، محمدعلی موسوی جزایری و دهها عالم و مجتهد دینی دیگر. جنابعالی گفته اید: «در حقیقت خبرگانی که وظیفه آن بر طبق قانون اساسی نصب، عزل و نظارت بر شخص رهبر و نهادهای زیر نظر اوست را به بیت شما آوردند و این رکن رکین قانون اساسی را در عمل به زیر مجموعه دفتر تبدیل کردند.»آقای کروبی! ملاحظه می فرمایید که چه اشخاصی را از دم تیغ تهمت و توهین خود گذرانده اید. آیا بهتر نیست به جای این گونه تهمت زنی به چنین شخصیت هایی که قطعا از پس پاسخگویی آن در دنیا و آخرت برنمی آیید، کمی دست از حب نفس و جاه بردارید و به نحو منطقی تری در پی یافتن علت این کار برآیید. وقتی حدود ۸۰ عالم دینی که جنابعالی تک تک آنها را می شناسید، چنین تصمیمی را اتخاذ می کنند، لابد اشکالات و ایراداتی را در رویه قبلی دیده اند و حتما دلایل منطقی و مهمی برای سپردن این مسئولیت به شورای نگهبان داشته اند. من از شما سؤال می کنم آیا حضور در محل مجلس شورای اسلامی و یا در حسینیه امام خمینی، تفاوتی در تصمیم گیری چنین شخصیت هایی، می گذارد؟ آیا اگر این شخصیت ها مثلا در مجلس بودند چنین طرحی را تصویب نمی کردند و چون در حسینیه حضور یافتند، آن را تصویب کردند!؟ می بینید چه منطق سستی را برای توجیه یک مسأله برگزیده اید؟ و می بینید با این منطق سست چگونه این شخصیت ها را مورد توهین و تهمت قرار داده اید!* نظارت استصوابیپس از این، به موضوع حذف برخی شخصیت ها توسط شورای نگهبان در دوره های بعدی مجلس خبرگان پرداخته اید و ادعاهایی را مطرح ساخته اید. البته جا داشت که در همین جا به این مدعای شما می پرداختم اما از آنجا که شما در زمینه «نظارت استصوابی» باز هم سخن گفته اید، اجازه می خواهم در جای دیگری به صورت یکجا به این مطلب برگردم.شما در ادامه، به «پرده دوم» حذف نیروهای انقلاب در سال ۷۱ اشاره کرده اید. البته در مورد پرده اول، همانطور که مستنداً به عرض رسید، ادعای جنابعالی بهره ای از حقیقت نداشت. حال ببنیم تکلیفمان با پرده دوم به کجا می انجامد.مدعای شما در این پرده آن است که «در سال ۱۳۷۱ تهاجم سازمان یافته ای علیه مجلس ساماندهی شد و در همین راستا جنابعالی در نماز جمعه آن زمان نیروهای خدوم و صادق مجلس را فتنه گر خواندید و از مردم خواستید به فتنه گرها رأی ندهند. در آن انتخابات اشخاصی که نباید دخالت می کردند در امر انتخابات دخالت کردند و برای اولین بار نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان بدون هیچگونه لفظ یا عبارت قانونی و تنها به اتکای حمایت صریح شما اعمال و اجرا شد و تعداد ۴۱ نماینده مجلس در کنار خیل دیگر نامزدها به ساتور شورای نگهبان حذف شدند. دبیر وقت شورای نگهبان پس از این قلع و قمع در مصاحبه ای رأی دادن به جریانی که شما آن را فتنه گر خوانده بودید در زمره تیر زدن به خیمه اباعبدالله الحسین (ع) دانست. در آن زمان صدا و سیما و منصوبان شما آنچنان بر این جریان تاختند و عرصه را تنگ کردند که لیست مجمع و نیروهای خط امام یکپارچه حذف شدند.»ابتدا ببینیم سخنان رهبری که شما به آن اشاره دارید چه بود. آیت الله خامنه ای در تاریخ ۱۳۷۱/۱/۷ یعنی هنگامی که بیش از دو سال از آغاز به کار دولت آقای اکبر هاشمی رفسنجانی می گذشت و در آستانه برگزاری انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی قرار داشتیم، با اشاره به وظیفه سنگین دولت در آن شرایط حساس بعد از جنگ و تلاش شبانه روزی آنها برای جبران خرابی ها و عقب ماندگی های دوران جنگ، ابتدا به طرح این سؤال پرداختند: «حال اگر نماینده ای انتخاب کردیم با این هدف که در مجلس قوانین لازم را به تصویب برساند تا مسئولین کشور و دولت منتخب مردم بتوانند کار خودشان را انجام بدهند، اما برخلاف هدف و نظر ما، از تریبون مجلس برای فحش دادن به دولت و کارشکنی علیه آن استفاده کرد، به نظر شما چگونه نماینده ای است؟ آیا مردم چنین نماینده ای خواستند و می خواهند!؟ آیا روح امام این را می خواست!؟»ایشان سپس اظهار داشتند: «بنده بسیاری از فتنه گری ها را در این مجلس دیدم و به مردم نگفتم؛ چون نخواستم خاطر عزیز مردممان را آزرده کنم. گفتم، این دوران، می گذرد و تمام می شود و می رود. مردم چگونه حاضرند به کسانی که فتنه گری کردند و حقایق را در نظر آن ها باژگونه جلوه دادند، رأی بدهند که دوباره وارد مجلس شوند!؟ البته تعداد فتنه گرها، معدود بود. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس، از هرجای کشور که بودند چه از تهران و چه از شهرهای دیگر مردمانی شریف، دلسوز و علاقه مند بودند. من می خواهم این مطلب را به عنوان یک «معیار» به شما مردم عرض کنم: کسانی که چوب لای چرخ مسئولین کشور می گذارند، در حرف زدن تقوا را رعایت نمی کنند، پایبندی ندارند و برای اینکه چهار نفر به آن ها علاقه مند و طرف دارشان شوند، هرچه به دهانشان می آید می گویند، شایسته آمدن به مجلس نیستند. این، همان مطلبی است که من در یک سخنرانی دیگر، از آن به «فتنه گرها» تعبیر کردم. باید فتنه گرها شناسایی شوند و مردم به آن ها رأی ندهند.»به نظر شما رهبری که اشراف کامل بر امور کشور و مسئولیت های سنگین دولت و نیز عمق و پهنای توطئه های دشمنان برای ناکام گذاردن دولت در بهبود اوضاع و احوال کشور دارد، آیا حق و بلکه تکلیف و مسئولیت دارد در جهت بهبود اوضاع و شرایط برای پیشرفت امور کشور نظر خود را به صورت یک «رهنمود کلی» برای جامعه بیان کند یا خیر؟ و آیا این کار برخلاف خط و رویه حضرت امام بود یا دقیقا منطبق بر آن؟قبل از این که به این سؤال پاسخ گویید، از آنجا که شما بسیار تلاش دارید تا خود را پیرو خط امام و روهرو راستین آن بزرک مرد نشان دهید و حتی در ابتدای نامه خود نیز به نوعی مدعی فضل تقدم در گرویدن به امام خمینی شده اید، به یک مورد تاریخی اشاره می کنم.می دانید که در سال ۶۵، تنی چند از مقامات آمریکایی بدون هماهنگی قبلی و مجوز قانونی، برای انجام برخی مذاکرات و معاملات به ایران آمدند که این واقعه در تاریخ سیاسی بعد از انقلاب به ماجرای مک فارلین معروف شد. پس از آن، هشت تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرح سؤالی از آقای دکتر ولایتی وزیر امور خارجه، خواستار ارائه توضیحاتی در این باره شدند. در پی آن، حضرت امام طی سخنانی در روز ۲۹ آبان ۶۵ در جمع خانواده های شهدا که جنابعالی هم به عنوان سرپرست بنیاد شهید حضور داشتید، سخنانی را خطاب به آن «افراد مشخص» بیان فرمودند که اتفاقا خیلی به مذاق جناح چپ مجلس به زعامت حضرتعالی خوش آمد و تا مدت ها و بلکه تاکنون، شیرینی آن در ذائقه تان باقی مانده است و هرچند گاه، به مناسبتی از آن یاد می کنید.سخنان امام چنین بود: «من نمی خواهم در این روز مبارک اسباب افسردگی اشخاص بشوم، لکن می خواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی اعتنایی ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچ اند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر آمریکا، فریاد می زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجی واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمی که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزی که هفته وحدت است چرا شماها می خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید دو دستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می روید؟ این تذهبون؟»آقای کروبی، شما بهتر از بنده می دانید که پس از این سخنان، وضعیت آن نمایندگان به چه صورتی درآمد علی الخصوص که جنابعالی و دوستانتان در هر چه تندتر شدن فضا علیه آنان، نقش آفرینی چشمگیری داشتید. حال لطفا مقایسه کنید میان «رهنمود کلی» آیت الله خامنه ای به مردم و سخنان عتاب آلود حضرت امام خطاب به تعداد مشخصی از نمایندگان. وجدانا بفرمایید، اگر حضرت امام در سال های بین ۶۸ تا ۷۱ در قید حیات بودند و آن گونه اظهارات و اقدامات برخی از نمایندگان مجلس را در مقابل دولت می دیدند، با توجه به سابقه ای که ذکر شد، با این نمایندگان چگونه برخوردی داشتند؟و اما آنچه شما به عنوان «تهاجم سازمان یافته» یاد کرده اید، اگرچه خواسته اید آن را بر سخنرانی رهبری بار کنید، اما واقع امر، داستان دیگری است. اتفاقا این داستان بسیار هم شنیدنی و جذاب و خاطره انگیز است. چرا مردم ما و بخصوص جوانان را از شنیدن آن محروم کرده اید؟ البته شما با استفاده از فن شریف «هواشناسی سیاسی» تلاش کرده اید تا این ماجرای جالب را در شرایط و فضای سیاسی امروز، کاملا مکتوم نگه دارید ولی مگر می شود حقایق تاریخی را بسته به جهت وزش باد، مخفی کرد!آن داستان جالب این است که پس از ریاست جمهوری آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، مجمع روحانیون مبارز و جناح چپ به زعامت حضرتعالی، تضاد اصلی خود را با «شیخ اکبر» قرار دادید و شمشیر را از رو برای ایشان بستید. اصلا فلسفه تأسیس روزنامه سلام و برخی نشریات همسوی دیگر برای این بود که توپخانه قدرتمندی برای آتشباری روی شخص آقای هاشمی رفسنجانی و دولت و سیاست های ایشان داشته باشید. الحق والانصاف حجم آتشی هم که روی ایشان می ریختید، سنگین و طاقت فرسا بود. از طرفی مجلس سوم هم که در اختیار جناح چپ قرار داشت، از تمام توان قانونی و سیاسی و تبلیغاتی خود برای هجمه به دولت آقای هاشمی رفسنجانی بهره می برد و این همه در حالی بود که در شرایط حساس بعد از جنگ، لزوم همیاری و همکاری و وحدت ملی برای جبران خرابی های جنگ و ایستادگی در برابر دشمنان، اظهرمن الشمس بود.بله، من نباید از جاده انصاف خارج شوم و این نکته را باید بگویم که ایشان هم در مقابله با جناح شما، کم نگذاشت، علی الخصوص که سکان صدا و سیما هم در دست برادرشان قرار داشت و در پاسخ به آتشباری رسانه های شما، دست به آتشباری متقابل زده بود. پر واضح است که جناح راست هم در این هنگامه، پشتیبان صددرصدی آقای هاشمی رفسنجانی بود و تمامی امکانات خود را برای حمایت از ایشان و حمله به جناح چپ به کار گرفته بود. به این ترتیب، جنگ شدید سیاسی و تبلیغاتی میان شما و آنها، فضای سیاسی کشور را بکلی تحت تأثیر خود قرار داده بود. این که ریشه ها و دلایل این جنگ جناحی چه بود، اگر مایل بودید خودتان درباره آن توضیح دهید یا اگر بفرمایید بنده هم حاضرم انجام وظیفه کنم، اما واقعیت این ماجرا، چیزی نیست که قابل کتمان باشد. به قول معروف: دزد حاضر و بز حاضر. کافی است متن سخنرانی ها، بیانیه ها و اطلاعیه های طرفین و مطبوعات آن دوره و برنامه های صدا و سیما در آن هنگام را مرور کنیم تا واقعیت مثل خورشید در آسمان آبی خودش را به همگان نشان دهد.اصلا چرا راه دور برویم و زحمت بیخود بر خود تحمیل کنیم. اجازه دهید نگاهی به نامه مورخه ۲۸ اردیبهشت ۸۴ جنابعالی به آقای هاشمی رفسنجانی بیاندازیم که یک دنیا حرف دارد و «شاهد» مدعای بنده در این بحث است. حتما فراموش نکرده اید که مدتی بعد از کاندیداتوری جنابعالی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴، آقای هاشمی رفسنجانی اعلام کرد به دلیل فقدان «کاندیدای توانمند و مقبول»، تصمیم به حضور در این انتخابات گرفته است. از آنجا که این سخن را توهینی به خود محسوب کردید، پاسخی مکتوب و سرگشاده خدمت ایشان ارسال کردید که بنده بخش هایی از آن را در اینجا ذکر می کنم و خوانندگان گرامی می توانند خود به متن کامل آن مراجعه فرمایند.در آن نامه نوشته بودید: «من معتقدم بلندترین گام در زمینه حذف و طرد نیروها دقیقا در زمانی برداشته شد که شورای نگهبان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زیادی از اصلی ترین نیروهای انقلاب و خدمتگزاران مردم را به بهانه های واهی رد صلاحیت کرد. آیا جنابعالی به خاطر ندارید که تعداد زیادی از این نیروها به استناد گزارشات غیرواقعی وزارت اطلاعات تحت مدیریت شما رد صلاحیت شدند؟ آیا در جریان هستید که بر اساس اخبار موجود، جرم اصلی همسر شهید رجایی که منجر به رد صلاحیت او شد، ادعای اهانت به جنابعالی و خانواده محترمتان بود؟ البته قبل از آن و بخصوص از نخستین روزهای انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور نیز مقدمات حذف و طرد نیروها ایجاد شده بود که اینجانب در اکثر آن موارد شخصا موضوع را به شما منتقل و خواستار همکاری شما برای جلوگیری از آنها شدم.»شما در جای دیگری از این نامه نیز خاطرنشان ساخته اید: «آیا اقدامات تخریبی صدا و سیمای تحت مدیریت اخوی مکرم جنابعالی، برادر عزیز مهندس محمد هاشمی علیه یکی از جناح های سیاسی در جریان انتخابات بی سابقه مجلس چهارم، هیچ سهمی در حذف و طرد نیروها نداشت؟» در بخش های پایانی نامه خود نیز این گونه به آقای هاشمی رفسنجانی طعنه زدید که «جنابعالی پس از برگزاری انتخابات بی سابقه مجلس چهارم که نخستین تجربه حذف گسترده نیروهای انقلاب تحت عنوان غیرقانونی نظارت استصوابی بود، با لبخندی رضایت آمیز روند برگزاری آن انتخابات را «بسیار بسیار خوب» دانستید.»ملاحظه می فرمایید که آنچه بنده عرض کردم با استناد به نامه خود شما در سال ۸۴، عین واقعیت است. هرچند آنچه تا ...

ادامه مطلب  

اگر خط امامی هستید، پس به تئوری ولایت فقیه ایشان احترام بگذارید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شفاف، مسعود رضایی، پژوهشگر برجسته تاریخ معاصر ایران در نامه ای که در اختیار رسانه ها قرار داده، به شبهات مطرح شده در نامه اخیر مهدی کروبی خطاب به رهبری انقلاب پاسخ داده است. مشروح نامه به شرح زیر است:بسمه تعالیجناب آقای کروبیبا سلام و احترام. اخیرا نامه ای به تاریخ ۱۳۹۶/۱۱/۹ با امضای جنابعالی برای مقام معظم رهبری ارسال گردیده است که در آن به طرح مسائل و موضوعات مختلفی پرداخته اید. از نظر بنده این کار شما، همچون اقدام برخی دیگر در خارج کشور در زمینه انتشار بخش هایی از جلسه مجلس خبرگان در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، این حسن را دارد که زمینه را برای بیان و آشکار شدن برخی حقایق تاریخی فراهم می سازد. لذا از این بابت خداوند را شاکرم.شما طلیعه سخن خود را با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ و ۸۸ آغاز کرده اید و از گلایه و اعتراض خود نسبت به دخالت های انجام گرفته در روند انتخابات به نفع یک «کاندیدای خاص» سخن گفته اید. این موضوع، اتفاقاً برای شروع بحث بسیار مناسب است و بنده هم قصد داشتم تا سخن خود را از همین نقطه شروع کنم اما دیدم در واقع آغاز سخن جنابعالی را باید از آنجا بدانم که با اشاره به فعالیت های انقلابی تان از سال ۴۲، خود را در گرویدن به خط امام، مقدم بر آیت الله خامنه ای دانسته اید. لذا انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ و ۸۸ را به عنوان موضوع پایانی بحث در نظر گرفتم و با اجازه شما سخن خود را از همین نقطه آغاز می کنم.فرموده اید: «اگر خاطرتان باشد در فروردین سال ۱۳۴۰ پس از درگذشت مرجع مطلق شیعه آیت الله العظمی بروجردی من در کنار تعدادی دیگری از شاگردان امام مقلد و مروج او بودیم. در آن زمان شما مقلد آیت الله حکیم بودید و بعدها به زمره مقلدان امام در آمدید و به گفته مرحوم آیت الله منتظری در موارد احتیاطات به ایشان رجوع می کردید.»البته من چون به مقتضای سنی خویش از نزدیک در جریان آنچه شما می فرمایید نبوده ام و همچنین در مکتوبات و سندهای تاریخی نیز چیزی در این باره ندیده ام، نمی توانم قضاوتی درباره این گفته شما داشته باشم. اما این نحو بیان مطلب توسط جنابعالی، در همین ابتدای نامه، راه و روش شما را در طرح ادعاهایتان بخوبی مشخص می سازد. گفت: قبول نداری متر کن! بالاخره این هم برای خود نوعی روش بحث است! بله، حالا هم هر کس قبول ندارد متر کند!اما به فرض آنچه شما می گویید صددرصد هم درست باشد. می خواهید چه نتیجه ای از آن بگیرید؟ آیا می خواهید بگویید چون زودتر از آیت الله خامنه ای به صف هواداران و مقلدان امام پیوسته اید، پس در هر حال و شرایطی، بر ایشان مقدم هستید؟برای پی بردن به میزان منطقی بودن این نحو استدلال و استنتاج، به یک واقعه تاریخی اشاره می کنم. در ۲۹ بهمن ۱۳۶۷، جنابعالی به همراه آقایان سیدحمید روحانی و مهدی امام جمارانی، نامه ای گلایه مندانه و بلکه عتاب آلود به آیت الله منتظری – که در آن موقع هنوز رسماً قائم مقام رهبری بود – نوشتید و در آن انتقادات تند و تیزی را نسبت به اظهارات، عملکردها و رفتارهای ایشان بیان کردید که البته کاملا درست و بحق بود. حال اگر آیت الله منتظری در پاسخ به شما این طور می گفت که بنده قبل از این که شما لباس روحانیت را به تن کنید، شاگرد امام و محشور با ایشان بودم و بعدها هم چطور و چگونه به زندان افتاده ام و با چه کسانی هم بند بوده ام و کذا و کذا و سپس نتیجه می گرفت که پس شما حق ندارید به من انتقاد کنید یا مرا خارج از خط امام و انقلاب بدانید و همیشه باید مرا همان منتظری سال های قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب بدانید، اولا شما این استدلال را چگونه ارزیابی می کردید و ثانیا پاسخ شما به ایشان چه بود؟بنده حرف دیگری در این زمینه ندارم.در نامه خود نوشته اید: «حضور شما در جایگاه رهبری همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب.» اجازه دهید ببینیم این سخن شما تا چه حد بهره از حقیقت دارد.* انتصابات رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۶۸آیت الله خامنه ای پس از رهبری در نیمه خرداد ۱۳۶۸، انتصابات متعددی را با توجه به مسئولیت خود داشتند. ازجمله مهمترین آنها، انتصاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که نقش بسیار مهم بازوی مشورتی رهبری را در تدوین سیاست های کلان کشور برعهده داشت. البته شما بهتر از بنده می دانید که اعضای مجمع تشخیص به دو دسته حقوقی و حقیقی تقسیم می شدند که رهبری فقط حق انتصاب اعضای حقیقی مجمع را داشتند و شخصیت های حقوقی، خود بخود به عضویت این مجمع درمی آمدند. اعضای منتخب از سوی آیت الله خامنه ای برای عضویت در مجمع طبق حکم مورخه ۱۳۶۸/۷/۱۲ ایشان بدین قرار است: «حضرات آیات و حجج اسلام آقای مهدوی کنی، آقای حاج شیخ یوسف صانعی، آقای حاج سیداحمد خمینی، آقای حاج سیدمحمد موسوی خوئینی ها، آقای حاج شیخ محمدعلی موحدی کرمانی، آقای حاج شیخ حسن صانعی، آقای حاج شیخ محمدرضا توسلی، آقای حاج شیخ عبدالله نوری و جناب آقای میرحسین موسوی»لابد بزرگوارانی که در این حکم نام آنها به چشم می خورد معرف حضور هستند و نیازی به توضیح اضافه نیست. همچنین مستحضرید که در روز پانزدهم دی ماه ۶۸ نیز دو حکم از سوی آیت الله خامنه ای صادر شد. یکی برای انتصاب آقای موسوی خوئینی ها به «مشاورت سیاسی» رهبری و دیگری برای آقای ناطق نوری به عنوان مسئول بازرسی دفتر رهبری. حتما این نکته را هم می دانید که آقای موسوی خوئینی ها بعد از انتصاب به این مسئولیت دفتری را در اختیار گرفتند و جمعی از همفکران خود را برای حضور در این دفتر فراخواندند که مدتها نیز دایر بود.جنابعالی هم که در مسئولیت ریاست بنیاد شهید باقی ماندید تا زمانی که خودتان دیگر مایل به ادامه مسئولیت نبودید و استعفا دادید.همچنین این نکته را هم حتما می دانید که آیت الله خامنه ای قصد داشتند حکم ریاست بنیاد مستضعفان را برای آقای مهندس موسوی صادر کنند که آقای مهندس از آنجا که این حکم مدت دار بود (سه ساله) آن را نپذیرفتند.ائمه جمعه منصوب حضرت امام نیز فارغ از خط و خطوط سیاسی آنها، همگی توسط آیت الله خامنه ای تأیید و تثبیت شدند.ریاست دفتر رهبری نیز علی رغم برخی گمانه زنی ها و حتی برخی انتظارات از سوی بعضی ها، به حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی سپرده شد که همگان در عدم تعلق ایشان به این یا آن جناح سیاسی متفق القول بودند.و باز بهترین کسی که می تواند شهادت دهد خود شمایید که آیت الله خامنه ای بعد از رهبری ابتدا با مجمع روحانیون مبارز ملاقات کردند و بعد با جامعه روحانیت مبارز. تقاضای من این است که شما خود بفرمایید در آن دیدار چه گفتید و چه شنیدید.همچنین مکانی نیز از سوی دفتر رهبری در اختیار مجمع روحانیون مبارز برای برگزاری جلسات آن قرار گرفت و البته کمک هزینه مختصر و مستمری نیز به صورت مساوی به مجمع و جامعه داده شد که باز شما بهتر از من از این موضوع مطلعید.حال با توجه به این مستندات و بدیهیات تاریخی که بخوبی رویکرد آیت الله خامنه ای را در ابتدای رهبری به اشخاص و جناح های سیاسی نشان می دهد، لطفا بفرمایید منظورتان از این که گفته اید حضور آیت الله خامنه ای همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب، چیست؟موضوع دیگری که مطرح کرده اید، تغییر و تحولی است که در آستانه برگزاری دومین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری، در آیین نامه داخلی این مجلس به وجود آمد و طبق آن نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان به تصویب رسید. اینک به بررسی این مسأله می پردازیم.نخستین نکته ای که در این زمینه باید به آن توجه کنیم این است که طبق قانون، کلیه قوانین و آیین نامه های مرتبط با مجلس خبرگان صرفا توسط خود اعضای این مجلس تدوین و یا اصلاح می گردد.*آیین نامه داخلی مجلس خبرگاننکته دیگر این که بازنگری در آیین نامه داخلی مجلس خبرگان توسط اعضای اولین دوره این مجلس که در سال ۶۲ آغاز به کار کرد، صورت گرفت. یعنی همان شخصیت هایی که توسط مراجع و علمای قم برای حضور در انتخابات این مجلس مورد تأیید واقع شده بودند.براساس آنچه گفته شد، نتیجه می گیریم تغییر در آیین نامه مجلس خبرگان کاری کاملا قانونی بود که توسط اعضایی که در زمان حیات حضرت امام انتخاب شده بودند، صورت گرفت. اسامی تعدادی از اعضای دوره اول مجلس خبرگان را یادآور می شوم: حضرات آیات عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی مشکینی، اکبر هاشمی رفسنجانی، ابراهیم امینی، یوسف صانعی، محمد مؤمن، حسن طاهری خرم آبادی، محمد موسوی خوئینی ها، احمد آذری قمی، کاظم نورمفیدی، علی احمدی میانجی، عبدالله جوادی آملی، صادق خلخالی، جلال الدین طاهری اصفهانی، غلامحسین جمی، محمد هاشمیان، ابوالفضل موسوی تبریزی، عباس ایزدی، محی الدین انواری، محمد فاضل لنکرانی، محمد محمدی گیلانی، تقی مروارید، مهدی روحانی، محمد عبایی خراسانی، محمدعلی موسوی جزایری و دهها عالم و مجتهد دینی دیگر. جنابعالی گفته اید: «در حقیقت خبرگانی که وظیفه آن بر طبق قانون اساسی نصب، عزل و نظارت بر شخص رهبر و نهادهای زیر نظر اوست را به بیت شما آوردند و این رکن رکین قانون اساسی را در عمل به زیر مجموعه دفتر تبدیل کردند.»آقای کروبی! ملاحظه می فرمایید که چه اشخاصی را از دم تیغ تهمت و توهین خود گذرانده اید. آیا بهتر نیست به جای این گونه تهمت زنی به چنین شخصیت هایی که قطعا از پس پاسخگویی آن در دنیا و آخرت برنمی آیید، کمی دست از حب نفس و جاه بردارید و به نحو منطقی تری در پی یافتن علت این کار برآیید. وقتی حدود ۸۰ عالم دینی که جنابعالی تک تک آنها را می شناسید، چنین تصمیمی را اتخاذ می کنند، لابد اشکالات و ایراداتی را در رویه قبلی دیده اند و حتما دلایل منطقی و مهمی برای سپردن این مسئولیت به شورای نگهبان داشته اند. من از شما سؤال می کنم آیا حضور در محل مجلس شورای اسلامی و یا در حسینیه امام خمینی، تفاوتی در تصمیم گیری چنین شخصیت هایی، می گذارد؟ آیا اگر این شخصیت ها مثلا در مجلس بودند چنین طرحی را تصویب نمی کردند و چون در حسینیه حضور یافتند، آن را تصویب کردند!؟ می بینید چه منطق سستی را برای توجیه یک مسأله برگزیده اید؟ و می بینید با این منطق سست چگونه این شخصیت ها را مورد توهین و تهمت قرار داده اید!* نظارت استصوابیپس از این، به موضوع حذف برخی شخصیت ها توسط شورای نگهبان در دوره های بعدی مجلس خبرگان پرداخته اید و ادعاهایی را مطرح ساخته اید. البته جا داشت که در همین جا به این مدعای شما می پرداختم اما از آنجا که شما در زمینه «نظارت استصوابی» باز هم سخن گفته اید، اجازه می خواهم در جای دیگری به صورت یکجا به این مطلب برگردم.شما در ادامه، به «پرده دوم» حذف نیروهای انقلاب در سال ۷۱ اشاره کرده اید. البته در مورد پرده اول، همانطور که مستنداً به عرض رسید، ادعای جنابعالی بهره ای از حقیقت نداشت. حال ببنیم تکلیفمان با پرده دوم به کجا می انجامد.مدعای شما در این پرده آن است که «در سال ۱۳۷۱ تهاجم سازمان یافته ای علیه مجلس ساماندهی شد و در همین راستا جنابعالی در نماز جمعه آن زمان نیروهای خدوم و صادق مجلس را فتنه گر خواندید و از مردم خواستید به فتنه گرها رأی ندهند. در آن انتخابات اشخاصی که نباید دخالت می کردند در امر انتخابات دخالت کردند و برای اولین بار نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان بدون هیچگونه لفظ یا عبارت قانونی و تنها به اتکای حمایت صریح شما اعمال و اجرا شد و تعداد ۴۱ نماینده مجلس در کنار خیل دیگر نامزدها به ساتور شورای نگهبان حذف شدند. دبیر وقت شورای نگهبان پس از این قلع و قمع در مصاحبه ای رأی دادن به جریانی که شما آن را فتنه گر خوانده بودید در زمره تیر زدن به خیمه اباعبدالله الحسین (ع) دانست. در آن زمان صدا و سیما و منصوبان شما آنچنان بر این جریان تاختند و عرصه را تنگ کردند که لیست مجمع و نیروهای خط امام یکپارچه حذف شدند.»ابتدا ببینیم سخنان رهبری که شما به آن اشاره دارید چه بود. آیت الله خامنه ای در تاریخ ۱۳۷۱/۱/۷ یعنی هنگامی که بیش از دو سال از آغاز به کار دولت آقای اکبر هاشمی رفسنجانی می گذشت و در آستانه برگزاری انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی قرار داشتیم، با اشاره به وظیفه سنگین دولت در آن شرایط حساس بعد از جنگ و تلاش شبانه روزی آنها برای جبران خرابی ها و عقب ماندگی های دوران جنگ، ابتدا به طرح این سؤال پرداختند: «حال اگر نماینده ای انتخاب کردیم با این هدف که در مجلس قوانین لازم را به تصویب برساند تا مسئولین کشور و دولت منتخب مردم بتوانند کار خودشان را انجام بدهند، اما برخلاف هدف و نظر ما، از تریبون مجلس برای فحش دادن به دولت و کارشکنی علیه آن استفاده کرد، به نظر شما چگونه نماینده ای است؟ آیا مردم چنین نماینده ای خواستند و می خواهند!؟ آیا روح امام این را می خواست!؟»ایشان سپس اظهار داشتند: «بنده بسیاری از فتنه گری ها را در این مجلس دیدم و به مردم نگفتم؛ چون نخواستم خاطر عزیز مردممان را آزرده کنم. گفتم، این دوران، می گذرد و تمام می شود و می رود. مردم چگونه حاضرند به کسانی که فتنه گری کردند و حقایق را در نظر آن ها باژگونه جلوه دادند، رأی بدهند که دوباره وارد مجلس شوند!؟ البته تعداد فتنه گرها، معدود بود. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس، از هرجای کشور که بودند چه از تهران و چه از شهرهای دیگر مردمانی شریف، دلسوز و علاقه مند بودند. من می خواهم این مطلب را به عنوان یک «معیار» به شما مردم عرض کنم: کسانی که چوب لای چرخ مسئولین کشور می گذارند، در حرف زدن تقوا را رعایت نمی کنند، پایبندی ندارند و برای اینکه چهار نفر به آن ها علاقه مند و طرف دارشان شوند، هرچه به دهانشان می آید می گویند، شایسته آمدن به مجلس نیستند. این، همان مطلبی است که من در یک سخنرانی دیگر، از آن به «فتنه گرها» تعبیر کردم. باید فتنه گرها شناسایی شوند و مردم به آن ها رأی ندهند.»به نظر شما رهبری که اشراف کامل بر امور کشور و مسئولیت های سنگین دولت و نیز عمق و پهنای توطئه های دشمنان برای ناکام گذاردن دولت در بهبود اوضاع و احوال کشور دارد، آیا حق و بلکه تکلیف و مسئولیت دارد در جهت بهبود اوضاع و شرایط برای پیشرفت امور کشور نظر خود را به صورت یک «رهنمود کلی» برای جامعه بیان کند یا خیر؟ و آیا این کار برخلاف خط و رویه حضرت امام بود یا دقیقا منطبق بر آن؟قبل از این که به این سؤال پاسخ گویید، از آنجا که شما بسیار تلاش دارید تا خود را پیرو خط امام و روهرو راستین آن بزرک مرد نشان دهید و حتی در ابتدای نامه خود نیز به نوعی مدعی فضل تقدم در گرویدن به امام خمینی شده اید، به یک مورد تاریخی اشاره می کنم.می دانید که در سال ۶۵، تنی چند از مقامات آمریکایی بدون هماهنگی قبلی و مجوز قانونی، برای انجام برخی مذاکرات و معاملات به ایران آمدند که این واقعه در تاریخ سیاسی بعد از انقلاب به ماجرای مک فارلین معروف شد. پس از آن، هشت تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرح سؤالی از آقای دکتر ولایتی وزیر امور خارجه، خواستار ارائه توضیحاتی در این باره شدند. در پی آن، حضرت امام طی سخنانی در روز ۲۹ آبان ۶۵ در جمع خانواده های شهدا که جنابعالی هم به عنوان سرپرست بنیاد شهید حضور داشتید، سخنانی را خطاب به آن «افراد مشخص» بیان فرمودند که اتفاقا خیلی به مذاق جناح چپ مجلس به زعامت حضرتعالی خوش آمد و تا مدت ها و بلکه تاکنون، شیرینی آن در ذائقه تان باقی مانده است و هرچند گاه، به مناسبتی از آن یاد می کنید.سخنان امام چنین بود: «من نمی خواهم در این روز مبارک اسباب افسردگی اشخاص بشوم، لکن می خواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی اعتنایی ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچ اند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر آمریکا، فریاد می زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجی واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمی که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزی که هفته وحدت است چرا شماها می خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید دو دستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می روید؟ این تذهبون؟»آقای کروبی، شما بهتر از بنده می دانید که پس از این سخنان، وضعیت آن نمایندگان به چه صورتی درآمد علی الخصوص که جنابعالی و دوستانتان در هر چه تندتر شدن فضا علیه آنان، نقش آفرینی چشمگیری داشتید. حال لطفا مقایسه کنید میان «رهنمود کلی» آیت الله خامنه ای به مردم و سخنان عتاب آلود حضرت امام خطاب به تعداد مشخصی از نمایندگان. وجدانا بفرمایید، اگر حضرت امام در سال های بین ۶۸ تا ۷۱ در قید حیات بودند و آن گونه اظهارات و اقدامات برخی از نمایندگان مجلس را در مقابل دولت می دیدند، با توجه به سابقه ای که ذکر شد، با این نمایندگان چگونه برخوردی داشتند؟و اما آنچه شما به عنوان «تهاجم سازمان یافته» یاد کرده اید، اگرچه خواسته اید آن را بر سخنرانی رهبری بار کنید، اما واقع امر، داستان دیگری است. اتفاقا این داستان بسیار هم شنیدنی و جذاب و خاطره انگیز است. چرا مردم ما و بخصوص جوانان را از شنیدن آن محروم کرده اید؟ البته شما با استفاده از فن شریف «هواشناسی سیاسی» تلاش کرده اید تا این ماجرای جالب را در شرایط و فضای سیاسی امروز، کاملا مکتوم نگه دارید ولی مگر می شود حقایق تاریخی را بسته به جهت وزش باد، مخفی کرد!آن داستان جالب این است که پس از ریاست جمهوری آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، مجمع روحانیون مبارز و جناح چپ به زعامت حضرتعالی، تضاد اصلی خود را با «شیخ اکبر» قرار دادید و شمشیر را از رو برای ایشان بستید. اصلا فلسفه تأسیس روزنامه سلام و برخی نشریات همسوی دیگر برای این بود که توپخانه قدرتمندی برای آتشباری روی شخص آقای هاشمی رفسنجانی و دولت و سیاست های ایشان داشته باشید. الحق والانصاف حجم آتشی هم که روی ایشان می ریختید، سنگین و طاقت فرسا بود. از طرفی مجلس سوم هم که در اختیار جناح چپ قرار داشت، از تمام توان قانونی و سیاسی و تبلیغاتی خود برای هجمه به دولت آقای هاشمی رفسنجانی بهره می برد و این همه در حالی بود که در شرایط حساس بعد از جنگ، لزوم همیاری و همکاری و وحدت ملی برای جبران خرابی های جنگ و ایستادگی در برابر دشمنان، اظهرمن الشمس بود.بله، من نباید از جاده انصاف خارج شوم و این نکته را باید بگویم که ایشان هم در مقابله با جناح شما، کم نگذاشت، علی الخصوص که سکان صدا و سیما هم در دست برادرشان قرار داشت و در پاسخ به آتشباری رسانه های شما، دست به آتشباری متقابل زده بود. پر واضح است که جناح راست هم در این هنگامه، پشتیبان صددرصدی آقای هاشمی رفسنجانی بود و تمامی امکانات خود را برای حمایت از ایشان و حمله به جناح چپ به کار گرفته بود. به این ترتیب، جنگ شدید سیاسی و تبلیغاتی میان شما و آنها، فضای سیاسی کشور را بکلی تحت تأثیر خود قرار داده بود. این که ریشه ها و دلایل این جنگ جناحی چه بود، اگر مایل بودید خودتان درباره آن توضیح دهید یا اگر بفرمایید بنده هم حاضرم انجام وظیفه کنم، اما واقعیت این ماجرا، چیزی نیست که قابل کتمان باشد. به قول معروف: دزد حاضر و بز حاضر. کافی است متن سخنرانی ها، بیانیه ها و اطلاعیه های طرفین و مطبوعات آن دوره و برنامه های صدا و سیما در آن هنگام را مرور کنیم تا واقعیت مثل خورشید در آسمان آبی خودش را به همگان نشان دهد.اصلا چرا راه دور برویم و زحمت بیخود بر خود تحمیل کنیم. اجازه دهید نگاهی به نامه مورخه ۲۸ اردیبهشت ۸۴ جنابعالی به آقای هاشمی رفسنجانی بیاندازیم که یک دنیا حرف دارد و «شاهد» مدعای بنده در این بحث است. حتما فراموش نکرده اید که مدتی بعد از کاندیداتوری جنابعالی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴، آقای هاشمی رفسنجانی اعلام کرد به دلیل فقدان «کاندیدای توانمند و مقبول»، تصمیم به حضور در این انتخابات گرفته است. از آنجا که این سخن را توهینی به خود محسوب کردید، پاسخی مکتوب و سرگشاده خدمت ایشان ارسال کردید که بنده بخش هایی از آن را در اینجا ذکر می کنم و خوانندگان گرامی می توانند خود به متن کامل آن مراجعه فرمایند.در آن نامه نوشته بودید: «من معتقدم بلندترین گام در زمینه حذف و طرد نیروها دقیقا در زمانی برداشته شد که شورای نگهبان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زیادی از اصلی ترین نیروهای انقلاب و خدمتگزاران مردم را به بهانه های واهی رد صلاحیت کرد. آیا جنابعالی به خاطر ندارید که تعداد زیادی از این نیروها به استناد گزارشات غیرواقعی وزارت اطلاعات تحت مدیریت شما رد صلاحیت شدند؟ آیا در جریان هستید که بر اساس اخبار موجود، جرم اصلی همسر شهید رجایی که منجر به رد صلاحیت او شد، ادعای اهانت به جنابعالی و خانواده محترمتان بود؟ البته قبل از آن و بخصوص از نخستین روزهای انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور نیز مقدمات حذف و طرد نیروها ایجاد شده بود که اینجانب در اکثر آن موارد شخصا موضوع را به شما منتقل و خواستار همکاری شما برای جلوگیری از آنها شدم.»شما در جای دیگری از این نامه نیز خاطرنشان ساخته اید: «آیا اقدامات تخریبی صدا و سیمای تحت مدیریت اخوی مکرم جنابعالی، برادر عزیز مهندس محمد هاشمی علیه یکی از جناح های سیاسی در جریان انتخابات بی سابقه مجلس چهارم، هیچ سهمی در حذف و طرد نیروها نداشت؟» در بخش های پایانی نامه خود نیز این گونه به آقای هاشمی رفسنجانی طعنه زدید که «جنابعالی پس از برگزاری انتخابات بی سابقه مجلس چهارم که نخستین تجربه حذف گسترده نیروهای انقلاب تحت عنوان غیرقانونی نظارت استصوابی بود، با لبخندی رضایت آمیز روند برگزاری آن انتخابات را «بسیار بسیار خوب» دانستید.»ملاحظه می فرمایید که آنچه بنده عرض کردم با استناد به نامه خود شما در سال ۸۴، عین واقعیت است. هرچند آنچه تا اینجا گ ...

ادامه مطلب  

اگر برخی از برخوردها نمی بود، در مناظره ها آن طور ظاهر نمی شدم / گفت و گوی ملی را تا آخر پیش می برم »  

درخواست حذف این مطلب
اسحاق جهانگیری می گوید گفتگوهای ملی را به منظور رفع سوء تفاهم ها تا آخر پیش می برد.متن کامل گفتگوی ایران با جهانگیری در زیر می آید: رقابت های انتخاباتی اخیر یکی از وقایع سرنوشت ساز کشور بود و از شما هم به عنوان یکی از پدیده های آن یاد می شود. در این میان، نکاتی وجود دارد که شفاف سازی آنها می تواند به فهم دقیق تر این برهه تاریخی یاری رساند. با توجه به حضور فعال شما و اطلاع از برخی زوایای ناگفته؛ اگر موافقید به برخی از این نکات بپردازیم. از جمله اینکه گفته می شد آقای روحانی برای ثبت نام مردد بودند و این تردید تا مدت ها ادامه داشت، برخی هم می گفتند ایشان مصمم به نامزدی بودند و تأکید داشتند بعد از ملاقات ایشان با آقای هاشمی رفسنجانی در دی ماه 95 آقای روحانی به این جمع بندی رسیدند که در انتخابات شرکت کنند. شما به عنوان کسی که ارتباط نزدیکی با آقای روحانی دارید، کدام روایت را واقع بینانه تر می دانید؟ این امری طبیعی و پذیرفته شده است که رئیس جمهوری مستقر در دور دوم وارد رقابت انتخابات شود. روال و تجربه گذشته ایران این گونه بوده است که رئیس جمهوری حتماً نامزد می شود. به همین دلیل در سال آخر دولت، یاران و نزدیکان رئیس جمهوری درباره شرایط انتخابات و مشکلات احتمالی پیش رو بحث می کنند تا چگونه مشارکت مردم افزایش یابد و رأی خوبی حاصل شود. طبیعتاً من نیز به دلیل نزدیکی کاری با آقای رئیس جمهور، یکی از کسانی بودم که در جلسات خصوصی درباره این موضوع با ایشان صحبت می کردم. نکته این بود که آقای رئیس جمهوری برنامه ها و طرح هایی داشتند که باید تکمیل می شد؛ نمی شد به دلیل وجود مشکلات، کارها را نیمه کاره رها کرد. به شخصه هیچ گاه در ایشان تردید جدی ندیدم مبنی بر اینکه در انتخابات شرکت نمی کنند و هیچ گاه نگفتند که در انتخابات حاضر نمی شوند.هیچ وقت؟هیچ وقت، البته گاهی که درباره مشکلات بحث می کردیم، می دیدیم که مشکلات جدی پیش روی ما قرار دارد، اما گفته می شد باید تدبیری اتخاذ کرد که از این شرایط عبور کنیم.با توجه به ردصلاحیت آیت الله هاشمی رفسنجانی، این دغدغه ایجاد شده بود که عده ای تلاش خواهند کرد آقای روحانی هم رد صلاحیت شود. آیا در آن برهه چنین احتمالی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت؟تردیدی نیست که آقای دکتر روحانی نیز همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی مخالفان جدی و پای کاری داشته و دارد. این مخالفت ها تا حدی در دوره اول ریاست جمهوری ایشان بروز داده شد. قبل از تصدی مقام ریاست جمهوری مخالفت ها به این جدیت نبود، حتی در انتخابات 92 هم مخالفت ها به این اندازه نبود که البته این موضوع دلایل خاص خود را دارد، اما در این دوره مخالفت ها قدری آشکار بود.شما درباره احتمال ردصلاحیت آقای روحانی با ایشان صحبتی کردید؟هیچ گاه با ایشان درباره این موضوع صحبت نکردم. با آیت الله هاشمی رفسنجانی دو بار در این باره گفت و گو شد، ایشان به دلیل تجربه انتخابات خود نگرانی هایی داشت. باید پذیرفت که آیت الله هاشمی رفسنجانی در همه دوران انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران، رکن مهم نظام بود. من هم در سال 92 رئیس ستاد انتخاباتی ایشان بودم. در جلسه بعد از رد صلاحیت که قرار شد کار ستادها تعطیل شود، جمله ای گفتیم که ما در این انتخابات به وقوع هر چیزی فکر می کردیم، الا اینکه شما را ردصلاحیت کنند. به باور من، آیت الله هاشمی رفسنجانی به دلیل شناختی که از دستگاه های رسمی و غیررسمی داشت، قدری نگران بود و این نگرانی را در جلسات خصوصی مطرح می کرد. اما ایشان بسیار مصمم بود که آقای روحانی حتماً باید نامزد شود و نباید در این باره به خود تردیدی راه بدهد و اصلاً نباید به این موضوع فکر کرد.احتمال ردصلاحیت آقای روحانی در حلقه اول اطرافیان ایشان مطرح شد؟خیر. البته ایشان جلسات مختلفی دارند، اما در جلساتی که من حضور داشتم، هیچ گاه در این باره بحث نشد.خب؛ اگر احتمال ردصلاحیت ایشان فرضیه ای جدی نبود، ایده ورود نامزد پوششی به صحنه انتخابات در چه استدلالی ریشه داشت؟با تعابیر نامزد پوششی یا امثال آن چندان موافق نیستم و درست نمی دانم. اما اگر منظور شما این است که چرا من در انتخابات ثبت نام کردم، این دغدغه، میان دوستان اصلاح طلب بسیار پررنگ شده بود و آیت الله هاشمی رفسنجانی هم جزو کسانی بود که بسیار به این موضوع باور داشت که افراد دیگری هم به عنوان نامزد در انتخابات حضور داشته باشند. دغدغه هم این بود که در انتخابات شاهد یک تهاجم جدی به دولت خواهیم بود، بویژه که نشانه های چنین هجمه ای، در ماه های پیش از انتخابات، به وضوح دیده می شد. فشار رسانه ای زیادی علیه دولت بود؛ رسانه های مخالف دولت؛ قدرت مالی و سیاسی بسیار زیادی داشتند و از مصونیت بالایی هم برخوردار بودند. ضمن اینکه تریبون های رسمی و عمومی نیز به کمک این رسانه ها می آمدند. دولت برای گزارش دستاوردها و موفقیت های خود به مردم در شرایط سختی قرار داشت. بنا براین پیش بینی می شد در صحنه انتخابات، با وضعیت نامتوازن و دشواری رو به رو خواهیم بود. همچنین پیش بینی می شد نامزدهای پرشماری از جریان مخالف حضور یابند و بخواهند به طور گسترده دستاوردهای دولت را زیر سؤال ببرند. من، شخصاً معتقد بودم در چنین شرایطی، کسی که می تواند بخوبی از دولت دفاع کند، اشکالات دولت قبل را نیز بخوبی می شناسد و می تواند بدون مشکل آنها را بیان کند و نمی توانند علیه او مطلبی بیان کنند، خودم هستم. بنابراین همواره مسئولیت سنگینی را بر دوش خود احساس می کردم و همواره آماده بودم اگر چنین وضعیتی شکل گرفت، باید در صحنه حاضر شوم و بنا به مسئولیت خود حقایق را به مردم بگویم تا آنان بدانند کشور تا پیش از دولت یازدهم در چه شرایطی قرار داشت و در دولت یازدهم چه وضعیتی پیدا کرده است. شاید این شرایط باعث شد وقتی از نامزدی صحبت می شد که باید در صحنه حضور یابد و از دولت دفاع کند، نخستین اسمی که مطرح می شد، من بودم. هرچند شاید برخی ملاحظات دیگری هم داشتند، اما آنچه برای من مهم بود و احساس وظیفه می کردم تا در نهایت، ثبت نام در انتخابات را بپذیرم، همین مسأله بود.اما گفته می شد شما در ابتدا موافق این ایده نبودید...من با این موضوع که چند نامزد هم جهت در انتخابات باشند مخالفت چندانی نداشتم، حتی می گفتم تعدادی نامزد شوند. اما پیش شرط این موضوع این بود که این نامزدها حتماً می بایست از میان کسانی باشند که با آقای دکتر روحانی هماهنگ و ایشان به آنان اعتماد کامل داشته باشند.روایت شده که شما ابتدا ثبت نام در انتخابات را نپذیرفته اید. این روایت درست است؟هیچ وقت موافق نبودم شخص خودم به صحنه انتخابات بیایم. نه تنها انتخابات بلکه اساساً رویکرد من این گونه است که هیچ گاه در فضای مبهم حرکت نمی کنم.منظور تان از فضای مبهم چیست؟کسی که نامزد می شود و پا به میدان رقابت انتخاباتی می گذارد، می خواهد پیروز انتخابات باشد. معتقد بودم در بیرون از دولت هم می توانم نقش خود را در دفاع از دولت یازدهم به خوبی ایفا کنم و شاید نیازی نباشد برای دفاع از کارنامه و دستاوردهای کابینه؛ حتماً نامزد شوم.اما تریبون هایی که در اختیار نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد، مؤثرتر است و دامنه نفوذ بیشتری دارد؟مجموعه چنین استدلال هایی که اشاره کردید، باعث شد نهایتاً به مشورت و نظر دوستان تمکین کنم. اما در مراحل اولیه، هرقدر به من گفته شد، قبول نکردم. سران اصلاح طلبان و دوستان زیادی از جریان اصلاحات، جلسات مختلفی با من برگزار کردند، آقای روحانی هم چندان موافق این موضوع نبودند.در واپسین روزهای ثبت نام انتخاباتی این خبر شنیده شد که آقای جهانگیری در جلسه ای با رئیس دولت اصلاحات حضور یافته اند تا به نامزدی در انتخابات مجاب شوند.من با آقای خاتمی، آیت الله موسوی خوئینی ها و شورای اصلاح طلبان جلسات متعدد و مشورت های بسیاری داشتم. آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این خصوص، دو بار با من صحبت کردند. من به صراحت به ایشان گفتم این حرف ها را نزنید. اما مشورت ها و بحث ها همین طور ادامه داشت تا اینکه روز آخر ثبت نام نامزدها، دوستان با آقای روحانی صحبت کردند. البته پیش از آن هم آقای روحانی دو بار با من صحبت کرده بودند.آقای روحانی ابتدا با نامزدی شما موافق نبودند؟ایشان موافق نبودند. دوبار با من صحبت کردند و گفتند که بیشتر روی این موضوع فکر کن و با هم صحبت کنیم.اگر موافق نبودند، چرا از شما خواستند که درباره ثبت نام در انتخابات فکر کنید؟این موضوع از سوی دوستان اصلاح طلب با ایشان مطرح می شد و ایشان هم نمی خواستند نظری برخلاف نظر دوستان اصلاح طلب مطرح کنند.روند و محتوای مذاکره شما با آقای روحانی درباره بحث ثبت نام انتخاباتی تان، از ابتدا تا جلسه آخر چگونه بود؟روند این گونه بود که آقای روحانی پیش از فرارسیدن روز آخر ثبت نام نامزدها، دوبار با من صحبت کردند و هر دوبار درعین اینکه موافق نبودند، از من خواستند ثبت نام کنم اما من قبول نمی کردم، ایشان هم تأکید داشت این طور با قطعیت نفی و رد نکن و بیشتر روی موضوع تأمل کن تا بعد با هم صحبت کنیم. در چند جلسه بعدی که داشتیم، این موضع هم مجدد، مطرح می شد. تا در نهایت شنبه، یعنی روز پایانی مهلت ثبت نام نامزدها فرارسید. ساعت 4 عصر آن روز در این باره با هم صحبت کردیم. ایشان در خاتمه این گفت و گو از من خواستند با آقای خاتمی صحبت کنم و ایشان را برای ثبت نام نکردن خودم، قانع کنم. این فرایند، آنقدر طول کشید که نیم ساعت آخر زمان قانونی ثبت نام ها فرا رسید. در این هنگام، حس کردم اگر خدایی نکرده نتیجه انتخابات به گونه دیگری رقم بخورد، ممکن است مورد انتقاد قرار بگیرم و دیگران بگویند به شما گفتیم و از شما خواستیم، ثبت نام کنید اما شما استبداد رأی داشتید و با ترجیح منافع شخصی، در انتخابات ثبت نام نکردید و در ناکامی انتخابات تأثیرگذار بودید. به این جمع بندی که رسیدم، دیگر درنگ نکردم، در همان نیم ساعت پایانی مهلت قانونی ثبت نام نامزدها، با خدای خود معامله کردم و برای حضور رسمی در عرصه رقابت های انتخاباتی، راهی ساختمان وزارت کشور شدم.آقای روحانی با رئیس دولت اصلاحات هم مشورت کردند؟می دانم که با ایشان مذاکره داشتند.شما هم با رئیس دولت اصلاحات مذاکره کردید؟مفصل با ایشان صحبت کردم. به هر حال ایشان به این موضوع اصرار داشتند.گویا، رئیس دولت اصلاحات در آخرین مکالمه، خطاب به شما گفته اند خودتان نامزد شوید و پس از اعلام نظرمنفی شما، تأکید کرده اند که اگر نمی آیید، آقای ظریف را مجاب کنید در انتخابات ثبت نام کند. این نقل قول را تأیید می کنید؟در آخرین ساعت های مهلت قانونی ثبت نام ها، دیگر فرصت نبود تا به جماران بروم و به صورت حضوری با آقای خاتمی گفت و گو کنم. لذا تلفنی با ایشان صحبت کرده و همه مسائل را مفصل با ایشان مطرح کردم. ایشان در این تماس گفتند مسئولیت حضور نیافتن با خود شماست، اما باید آقای ظریف را مجاب کنید که در انتخابات ثبت نام کند. در فرصت باقی مانده، نه می شد آقای ظریف را پیدا کرد و نه حتی در صورت پیداکردن، مجالی باقی مانده بود که بتوانم ایشان را مجاب کنم. درنتیجه، برخی مشورت های دیگر هم انجام شد و در نهایت در انتخابات ثبت نام کردم.آیا شما و آقای روحانی درباره نحوه استفاده از تریبون مناظره، مشورت و گفت و گویی با هم داشتید؟ مثلاً تقسیم کار و...ما با هم مذاکره و همفکری می کردیم اما تقسیم کاری نمی شد.اکنون که از زمان مناظره فاصله گرفته ایم، فکر می کنید حضور شما در انتخابات چه تأثیری بر روند انتخابات داشت؟در زمان انتخابات، شاید به علت درگیر بودن با فضای انتخابات، فکر نمی کردم حضورم تأثیر مثبتی داشته باشد، اما اکنون که به گذشته نگاه می کنم، می بینم تأثیر حضورم مثبت بوده است. بالاخره از طریق رسانه های مجازی، برنامه های صدا و سیما (ویژه نامزدها) و مناظره ها، هم فرصت خوبی شد تا از دولت دفاع کنم و هم توانستم بخشی از دیدگاه های جریان اصلاحات را مطرح کنم. این را هم بگویم که آقای روحانی اصرار داشتند که من سفرهای استانی هم بروم. شخصاً معتقد بودم نیازی به این سفرها نیست و فقط در تهران باشم زیرا نمی خواستم کارهای دولت و کشور زمین بماند که الحمدلله این هدف هم محقق شد. یعنی حتی وقتی که برای آماده کردن متن ها یا آمادگی برای مناظره ها صرف می شد، یا بعد از ساعت 8 و 9 شب بود که کارهای دولت تمام شده بود، یا بعدازظهرهای پنجشنبه که دیگر تعطیل می شدیم، با دوستان درباره مباحث انتخابات جلسه می گذاشتیم و بحث می کردیم. بنابراین در این زمینه نیز توفیق داشتیم که خدمت رسانی دولت با مسائل انتخاباتی گره نخورد و زمین نماند. واقعاً هیچ اخلالی در کارهای دولت به وجود نیامد، نه تنها اخلالی به وجود نیامد، بلکه به دلیل حساسیتی که وجود داشت، کارها با جدیت و عزم بیشتری پیگیری می شد تا هم خسارتی متوجه کشور نشود و هم این حساسیت ها فرصت بروز پیدا نکند. طبیعی بود که آقای روحانی به عنوان نامزد انتخابات وقت کاملی برای این کار اختصاص دهند، یعنی باید در نقاط مختلف سخنرانی کنند، برنامه های مختلف تهیه شود. از این رو باید وقت ایشان آزاد می شد. به این ترتیب اگر در شرایط عادی بابت کاری وزیران را به ایشان ارجاع می دادم، در دوره 15-20 روزه انتخابات که فکر می کردم همه چیز به من ختم می شود، نگذاشتم هیچ کاری از کارهای دولت زمین بماند.جمع بندی تان از حضور در مناظره ها چیست؟اگر بعد از مناظره ها کسی از من می پرسید خوب بود یا بد، پاسخ می دادم که یادم نیست چه گفتم. اما اکنون که گاهی در فرصت هایی بار دیگر مناظره ها را مرور می کنم، می بینم که خوب ظاهر شدم(باخنده).جمع بندی تان از فضای مناظره ها چیست؟شفافیت و صراحت یکی از ویژگی های انتخابات است. به هر رو، در ایام انتخابات برخی از حدود متعارف قانونی خارج شده و دست به افشاگری زده بودند. ظاهراً این امر در انتخابات مرسوم شده است، اما مسأله مهم این است که افراد بتوانند خویشتن دار باشند و از حدود تجاوز نکنند. شاید اگر برخی از برخوردها نمی بود، من هم این طور ظاهر نمی شدم. در مناظره اول که پشت تریبون رفتم و پاسخ آقای قالیباف درباره نامزد پوششی را دادم، یادم هست که بعد از پایان صحبت (احتمالاً در فیلم هم باشد) آقای رئیسی که کنار من نشسته بود، به طور خصوصی به من گفت که چرا این طور صحبت کردی. پاسخ من به ایشان این بود که اصلاً بنا نداشتم این طور صحبت کنم یا این طور بشود، اما وقتی در این جلسه و به این ترتیب به من گفته می شود نامزد پوششی، طبعاً من هم از خودم دفاع می کنم.زمان استراحت نامزدها در مناظره ها؛ فضا چگونه بود آیا نامزدها با هم گفت و گو یا گلایه ای هم داشتند؟پیش از برگزاری مناظره ها، در اتاقی که نامزدها حضور داشتند و فیلم آن را هم مردم می دیدند، فضای موجود فضای رفاقت بود و با هم گفت و گو هم می کردیم. اما در زمان استراحت هر کس دنبال کار خود می رفت. اما پیش از آغاز مناظره ها در آن جلسه، فضا بسیار دوستانه و صمیمانه بود.اگر بخواهید عوامل پیروزی آقای روحانی را اولویت بندی کنید، به چه نکاتی اشاره می کنید؟معتقدم مردم ایران در سال 92 یک تصمیم معنادار گرفتند و در سال 96 هم روی تصمیم خود ایستادگی کردند. گذشته از این موضوع، اساساً ریاست جمهوری در ایران دو دوره ای است، تاکنون که این طور بوده است و رئیس جمهوری در دور دوم نیز انتخاب شده است. به نظر می رسد مردم ایران دریافته اند که رئیس جمهوری نمی تواند در 4 سال کارهای مهمی برای کشور انجام دهد، بلکه باید یک دوره هشت ساله در مسئولیت باشد تا بتواند کارهای خود برای کشور را تکمیل کند. بویژه اینکه در 4 سال نخست دولت، زمان زیادی صرف حل مشکلات شد. از سوی دیگر، آقای روحانی نیز به شخصه سخنور هستند و بیان بسیار قوی و محکمی دارند و در طرح موضوعات نیز از شجاعت خاصی برخوردارند؛ چنانکه دیدیم ایشان می توانند کلیدواژه های تأثیرگذاری انتخاب کنند. کلیدواژه ایشان در سال 92 هنوز سر زبان هاست. اینها واقعیت هایی است که سبب پیروزی آقای روحانی شد. گذشته از همه اینها، همان طور که اشاره کردم، شخصیت آقای روحانی در طرح مباحث بسیار تأثیرگذار بود. ایشان در گفت و گو با نخبگان و مردم و سخنرانی ها بسیار موفق ظاهر شدند. ضمن اینکه برخلاف فضای رسانه ای که علیه دولت ایجاد شده بود، دولت در 4 سال گذشته دستاوردهای بسیار خوبی داشت. جمله ای از من همچنان میان مردم تکرار می شود که «مردم یادتان هست.» واقعاً مردم یادشان بود که وضع کشور تا پیش از دولت یازدهم بسیار بد بود. نباید بگذاریم آن شرایط را فراموش کنند؛ تلاطم و به هم ریختگی اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی. معتقدم شرایط کشور تا پیش از دولت یازدهم استثنایی بود.فضای مجازی چقدر در پیروزی انتخاباتی آقای روحانی نقش داشت؟عالی بود. به قول معروف این بار فضای مجازی ترکاند (با خنده). فضای مجازی بود که توانست برخی از کمبودهای ما در رساندن پیام دولت به مردم را جبران کند. به همین دلیل در انتخابات، اگر همه تریبون ها مخالف آقای روحانی بودند، فضای مجازی به تنهایی این کمبودها را جبران کرد. چند نکته در این انتخابات برای من عجیب بود. یکی حضور مردم بود. در فاصله دو روز آخر مانده به انتخابات به هفت استان سفر کردم. گاهی در این سفرها زمان هایی برای سخنرانی اعلام می شد که انتظار نمی رفت کسی حاضر شود. قبل از آنکه مقام اداری بودیم، به طور طبیعی سالن پر می شد و مخاطبان ما مشخص بودند. اما در یک سفر به دوستان گفتم مگر می شود ساعت 10 صبح کسی بیاید و به سخنرانی انتخاباتی ما گوش دهد؟ اما دیدیم، واقعاً همراهی مردم بی نظیر بود. یا در یکی از سفرها یک مجری مراسم که زن هم بود، شعارهایی را مطرح می کرد، از او خواستم این شعارها را مطرح نکند. او در پاسخ گفت که دانشجو هست و دو ماه است که کلاس و درس و همه چیز را رها کردیم و به روستاها می رویم تا مردم را تشویق کنیم تا در انتخابات رأی بدهند. اینها شرایطی است که نه تنها نباید به سادگی از کنار آن گذشت، بلکه مسئولیت ما را در قبال مردم سنگین تر می کند. علاوه بر این، نباید تأثیر شخصیت های مؤثر و نخبگان کشور را نادیده گرفت، بویژه شخصیت هایی که محدودیت هایی هم برایشان ایجاد شده است، اما در این انتخابات معلوم شد که سخن این شخصیت ها چقدر در میان مردم مؤثر است.با توجه به جایگاه معاون اولی و اشراف شما بر کارنامه کابینه؛ دو دستاورد از برجسته ترین دستاوردهای دولت از نظر شما کدام ها هستند؟دولت یازدهم موفقیت های بسیاری داشته است. مهم ترین موفقیت در حوزه بین الملل توافق برجام بود. زیرا در این توافق ما در مقابل 6 کشور قدرتمند که عضو شورای امنیت بودند و نیز در کنار دشمنی امریکا، توانستیم به آنچه می خواستیم دست یابیم. دومین دستاورد بزرگ دولت این بود که کشور به طور کامل از مسیر خود خارج شده بود و این می توانست کشور را به بحران بکشاند، اما ما با کمترین هزینه کشور را به مسیر صحیح خود بازگرداندیم. نمود این وضع در اقتصاد این است که یک فضای متلاطم، به یک فضای باثبات تبدیل شد. همچنین رابطه متدینین و مراجع با دولت متشنج بود که این امر به یک رابطه مثبت تبدیل شد. در حوزه سیاسی نیز جریان های درون نظام که با هم این نظام را مستقر کرده بودند، به یکدیگر به دید دشمن نگاه کرده و رو در روی هم قرار گرفته بودند. ما سعی کردیم این جریان ها را در مسیر دوستی قرار بدهیم. تفاهم قوای سه گانه از میان رفته و حتی به افشاگری علیه یکدیگر در جلسات رسمی رسی ...

ادامه مطلب  

پاسخی برای آقای کروبی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری بسیج، مسعود رضایی پژوهشگر تاریخ، در پاسخ به نامه مهدی کروبی به رهبر انقلاب و ادعاهای مطرح شده در آن که در برخی رسانه ها منتشر شد، نامه ای نوشته و در اختیار ما قرار داده اند که در ادامه از نظرتان می گذرد:جناب آقای کروبیبا سلام و احترام. اخیرا نامه ای به تاریخ ۹/۱۱/۱۳۹۶ با امضای جنابعالی برای مقام معظم رهبری ارسال گردیده است که در آن به طرح مسائل و موضوعات مختلفی پرداخته اید. از نظر بنده این کار شما، همچون اقدام برخی دیگر در خارج کشور در زمینه انتشار بخش هایی از جلسه مجلس خبرگان در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، این حسن را دارد که زمینه را برای بیان و آشکار شدن برخی حقایق تاریخی فراهم می سازد. لذا از این بابت خداوند را شاکرم.شما طلیعه سخن خود را با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ و ۸۸ آغاز کرده اید و از گلایه و اعتراض خود نسبت به دخالت های انجام گرفته در روند انتخابات به نفع یک «کاندیدای خاص» سخن گفته اید. این موضوع، اتفاقاً برای شروع بحث بسیار مناسب است و بنده هم قصد داشتم تا سخن خود را از همین نقطه شروع کنم اما دیدم در واقع آغاز سخن جنابعالی را باید از آنجا بدانم که با اشاره به فعالیت های انقلابی تان از سال ۴۲، خود را در گرویدن به خط امام، مقدم بر آیت الله خامنه ای دانسته اید. لذا انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۴ و ۸۸ را به عنوان موضوع پایانی بحث در نظر گرفتم و با اجازه شما سخن خود را از همین نقطه آغاز می کنم.فرموده اید: «اگر خاطرتان باشد در فروردین سال ۱۳۴۰ پس از درگذشت مرجع مطلق شیعه آیت الله العظمی بروجردی من در کنار تعدادی دیگری از شاگردان امام مقلد و مروج او بودیم. در آن زمان شما مقلد آیت الله حکیم بودید و بعدها به زمره مقلدان امام در آمدید و به گفته مرحوم آیت الله منتظری در موارد احتیاطات به ایشان رجوع می کردید.»البته من چون به مقتضای سنی خویش از نزدیک در جریان آنچه شما می فرمایید نبوده ام و همچنین در مکتوبات و سندهای تاریخی نیز چیزی در این باره ندیده ام، نمی توانم قضاوتی درباره این گفته شما داشته باشم. اما این نحو بیان مطلب توسط جنابعالی، در همین ابتدای نامه، راه و روش شما را در طرح ادعاهایتان بخوبی مشخص می سازد. گفت: قبول نداری متر کن! بالاخره این هم برای خود نوعی روش بحث است! بله، حالا هم هر کس قبول ندارد متر کند!اما به فرض آنچه شما می گویید صددرصد هم درست باشد. می خواهید چه نتیجه ای از آن بگیرید؟ آیا می خواهید بگویید چون زودتر از آیت الله خامنه ای به صف هواداران و مقلدان امام پیوسته اید، پس در هر حال و شرایطی، بر ایشان مقدم هستید؟برای پی بردن به میزان منطقی بودن این نحو استدلال و استنتاج، به یک واقعه تاریخی اشاره می کنم.در ۲۹ بهمن ۱۳۶۷، جنابعالی به همراه آقایان سیدحمید روحانی و مهدی امام جمارانی، نامه ای گلایه مندانه و بلکه عتاب آلود به آیت الله منتظری – که در آن موقع هنوز رسماً قائم مقام رهبری بود – نوشتید و در آن انتقادات تند و تیزی را نسبت به اظهارات، عملکردها و رفتارهای ایشان بیان کردید که البته کاملا درست و بحق بود. حال اگر آیت الله منتظری در پاسخ به شما این طور می گفت که بنده قبل از این که شما لباس روحانیت را به تن کنید، شاگرد امام و محشور با ایشان بودم و بعدها هم چطور و چگونه به زندان افتاده ام و با چه کسانی هم بند بوده ام و کذا و کذا و سپس نتیجه می گرفت که پس شما حق ندارید به من انتقاد کنید یا مرا خارج از خط امام و انقلاب بدانید و همیشه باید مرا همان منتظری سال های قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب بدانید، اولا شما این استدلال را چگونه ارزیابی می کردید و ثانیا پاسخ شما به ایشان چه بود؟بنده حرف دیگری در این زمینه ندارم.در نامه خود نوشته اید: «حضور شما در جایگاه رهبری همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب.» اجازه دهید ببینیم این سخن شما تا چه حد بهره از حقیقت دارد.آیت الله خامنه ای پس از رهبری در نیمه خرداد ۱۳۶۸، انتصابات متعددی را با توجه به مسئولیت خود داشتند. ازجمله مهمترین آنها، انتصاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که نقش بسیار مهم بازوی مشورتی رهبری را در تدوین سیاست های کلان کشور برعهده داشت. البته شما بهتر از بنده می دانید که اعضای مجمع تشخیص به دو دسته حقوقی و حقیقی تقسیم می شدند که رهبری فقط حق انتصاب اعضای حقیقی مجمع را داشتند و شخصیتهای حقوقی، خود به خود به عضویت این مجمع درمی آمدند. اعضای منتخب از سوی آیت الله خامنه ای برای عضویت در مجمع طبق حکم مورخه ۱۲/۷/۶۸ ایشان بدین قرار است: «حضرات آیات و حجج اسلام آقای مهدوی کنی، آقای حاج شیخ یوسف صانعی، آقای حاج سیداحمد خمینی، آقای حاج سیدمحمد موسوی خوئینی ها، آقای حاج شیخ محمدعلی موحدی کرمانی، آقای حاج شیخ حسن صانعی، آقای حاج شیخ محمدرضا توسلی، آقای حاج شیخ عبدالله نوری و جناب آقای میرحسین موسوی»لابد بزرگوارانی که در این حکم نام آنها به چشم می خورد معرف حضور هستند و نیازی به توضیح اضافه نیست. همچنین مستحضرید که در روز پانزدهم دی ماه ۶۸ نیز دو حکم از سوی آیت الله خامنه ای صادر شد. یکی برای انتصاب آقای موسوی خوئینی ها به «مشاورت سیاسی» رهبری و دیگری برای آقای ناطق نوری به عنوان مسئول بازرسی دفتر رهبری. حتما این نکته را هم می دانید که آقای موسوی خوئینی ها بعد از انتصاب به این مسئولیت دفتری را در اختیار گرفتند و جمعی از همفکران خود را برای حضور در این دفتر فراخواندند که مدتها نیز دایر بود.جنابعالی هم که در مسئولیت ریاست بنیاد شهید باقی ماندید تا زمانی که خودتان دیگر مایل به ادامه مسئولیت نبودید و استعفا دادید.همچنین این نکته را هم حتما می دانید که آیت الله خامنه ای قصد داشتند حکم ریاست بنیاد مستضعفان را برای آقای مهندس موسوی صادر کنند که آقای مهندس از آنجا که این حکم مدت دار بود (سه ساله) آن را نپذیرفتند.ائمه جمعه منصوب حضرت امام نیز فارغ از خط و خطوط سیاسی آنها، همگی توسط آیت الله خامنه ای تأیید و تثبیت شدند.ریاست دفتر رهبری نیز علی رغم برخی گمانه زنی ها و حتی برخی انتظارات از سوی بعضی ها، به حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی سپرده شد که همگان در عدم تعلق ایشان به این یا آن جناح سیاسی متفق القول بودند.و باز بهترین کسی که می تواند شهادت دهد خود شمایید که آیت الله خامنه ای بعد از رهبری ابتدا با مجمع روحانیون مبارز ملاقات کردند و بعد با جامعه روحانیت مبارز. تقاضای من این است که شما خود بفرمایید در آن دیدار چه گفتید و چه شنیدید.همچنین مکانی نیز از سوی دفتر رهبری در اختیار مجمع روحانیون مبارز برای برگزاری جلسات آن قرار گرفت و البته کمک هزینه مختصر و مستمری نیز به صورت مساوی به مجمع و جامعه داده شد که باز شما بهتر از من از این موضوع مطلعید.حال با توجه به این مستندات و بدیهیات تاریخی که بخوبی رویکرد آیت الله خامنه ای را در ابتدای رهبری به اشخاص و جناح های سیاسی نشان می دهد، لطفا بفرمایید منظورتان از این که گفته اید حضور آیت الله خامنه ای همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب، چیست؟موضوع دیگری که مطرح کرده اید، تغییر و تحولی است که در آستانه برگزاری دومین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری، در آیین نامه داخلی این مجلس به وجود آمد و طبق آن نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان به تصویب رسید. اینک به بررسی این مسأله می پردازیم.نخستین نکته ای که در این زمینه باید به آن توجه کنیم این است که طبق قانون، کلیه قوانین و آیین نامه های مرتبط با مجلس خبرگان صرفا توسط خود اعضای این مجلس تدوین و یا اصلاح می گردد.نکته دیگر این که بازنگری در آیین نامه داخلی مجلس خبرگان توسط اعضای اولین دوره این مجلس که در سال ۶۲ آغاز به کار کرد، صورت گرفت. یعنی همان شخصیت هایی که توسط مراجع و علمای قم برای حضور در انتخابات این مجلس مورد تأیید واقع شده بودند.براساس آنچه گفته شد، نتیجه می گیریم تغییر در آیین نامه مجلس خبرگان کاری کاملا قانونی بود که توسط اعضایی که در زمان حیات حضرت امام انتخاب شده بودند، صورت گرفت. اسامی تعدادی از اعضای دوره اول مجلس خبرگان را یادآور می شوم: حضرات آیات عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی مشکینی، اکبر هاشمی رفسنجانی، ابراهیم امینی، یوسف صانعی، محمد مؤمن، حسن طاهری خرم آبادی، محمد موسوی خوئینی ها، احمد آذری قمی، کاظم نورمفیدی، علی احمدی میانجی، عبدالله جوادی آملی، صادق خلخالی، جلال الدین طاهری اصفهانی، غلامحسین جمی، محمد هاشمیان، ابوالفضل موسوی تبریزی، عباس ایزدی، محی الدین انواری، محمد فاضل لنکرانی، محمد محمدی گیلانی، تقی مروارید، مهدی روحانی، محمد عبایی خراسانی، محمدعلی موسوی جزایری و دهها عالم و مجتهد دینی دیگر. جنابعالی گفته اید: «در حقیقت خبرگانی که وظیفه آن بر طبق قانون اساسی نصب، عزل و نظارت بر شخص رهبر و نهادهای زیر نظر اوست را به بیت شما آوردند و این رکن رکین قانون اساسی را در عمل به زیر مجموعه دفتر تبدیل کردند.»آقای کروبی! ملاحظه می فرمایید که چه اشخاصی را از دم تیغ تهمت و توهین خود گذرانده اید. آیا بهتر نیست به جای این گونه تهمت زنی به چنین شخصیت هایی که قطعا از پس پاسخگویی آن در دنیا و آخرت برنمی آیید، کمی دست از حب نفس و جاه بردارید و به نحو منطقی تری در پی یافتن علت این کار برآیید. وقتی حدود ۸۰ عالم دینی که جنابعالی تک تک آنها را می شناسید، چنین تصمیمی را اتخاذ می کنند، لابد اشکالات و ایراداتی را در رویه قبلی دیده اند و حتما دلایل منطقی و مهمی برای سپردن این مسئولیت به شورای نگهبان داشته اند. من از شما سؤال می کنم آیا حضور در محل مجلس شورای اسلامی و یا در حسینیه امام خمینی، تفاوتی در تصمیم گیری چنین شخصیت هایی، می گذارد؟ آیا اگر این شخصیت ها مثلا در مجلس بودند چنین طرحی را تصویب نمی کردند و چون در حسینیه حضور یافتند، آن را تصویب کردند!؟ می بینید چه منطق سستی را برای توجیه یک مسأله برگزیده اید؟ و می بینید با این منطق سست چگونه این شخصیت ها را مورد توهین و تهمت قرار داده اید!پس از این، به موضوع حذف برخی شخصیت ها توسط شورای نگهبان در دوره های بعدی مجلس خبرگان پرداخته اید و ادعاهایی را مطرح ساخته اید. البته جا داشت که در همین جا به این مدعای شما می پرداختم اما از آنجا که شما در زمینه «نظارت استصوابی» باز هم سخن گفته اید، اجازه می خواهم در جای دیگری به صورت یکجا به این مطلب برگردم.شما در ادامه، به «پرده دوم» حذف نیروهای انقلاب در سال ۷۱ اشاره کرده اید. البته در مورد پرده اول، همانطور که مستنداً به عرض رسید، ادعای جنابعالی بهره ای از حقیقت نداشت. حال ببنیم تکلیفمان با پرده دوم به کجا می انجامد.مدعای شما در این پرده آن است که «در سال ۱۳۷۱ تهاجم سازمان یافته ای علیه مجلس ساماندهی شد و در همین راستا جنابعالی در نماز جمعه آن زمان نیروهای خدوم و صادق مجلس را فتنه گر خواندید و از مردم خواستید به فتنه گرها رأی ندهند. در آن انتخابات اشخاصی که نباید دخالت می کردند در امر انتخابات دخالت کردند و برای اولین بار نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان بدون هیچگونه لفظ یا عبارت قانونی و تنها به اتکای حمایت صریح شما اعمال و اجرا شد و تعداد ۴۱ نماینده مجلس در کنار خیل دیگر نامزدها به ساتور شورای نگهبان حذف شدند. دبیر وقت شورای نگهبان پس از این قلع و قمع در مصاحبه ای رأی دادن به جریانی که شما آن را فتنه گر خوانده بودید در زمره تیر زدن به خیمه اباعبدالله الحسین (ع) دانست. در آن زمان صدا و سیما و منصوبان شما آنچنان بر این جریان تاختند و عرصه را تنگ کردند که لیست مجمع و نیروهای خط امام یکپارچه حذف شدند.»ابتدا ببینیم سخنان رهبری که شما به آن اشاره دارید چه بود.آیت الله خامنه ای در تاریخ ۷/۱/۱۳۷۱ یعنی هنگامی که بیش از دو سال از آغاز به کار دولت آقای اکبر هاشمی رفسنجانی می گذشت و در آستانه برگزاری انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی قرار داشتیم، با اشاره به وظیفه سنگین دولت در آن شرایط حساس بعد از جنگ و تلاش شبانه روزی آنها برای جبران خرابی ها و عقب ماندگی های دوران جنگ، ابتدا به طرح این سؤال پرداختند:«حال اگر نماینده ای انتخاب کردیم با این هدف که در مجلس قوانین لازم را به تصویب برساند تا مسئولین کشور و دولت منتخب مردم بتوانند کار خودشان را انجام بدهند، اما برخلاف هدف و نظر ما، از تریبون مجلس برای فحش دادن به دولت و کارشکنی علیه آن استفاده کرد، به نظر شما چگونه نماینده ای است؟ آیا مردم چنین نماینده ای خواستند و می خواهند!؟ آیا روح امام این را می خواست!؟»ایشان سپس اظهار داشتند:«بنده بسیاری از فتنه گری ها را در این مجلس دیدم و به مردم نگفتم؛ چون نخواستم خاطر عزیز مردممان را آزرده کنم. گفتم، این دوران، می گذرد و تمام می شود و می رود. مردم چگونه حاضرند به کسانی که فتنه گری کردند و حقایق را در نظر آن ها باژگونه جلوه دادند، رأی بدهند که دوباره وارد مجلس شوند!؟ البته تعداد فتنه گرها، معدود بود. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس، از هرجای کشور که بودند چه از تهران و چه از شهرهای دیگر مردمانی شریف، دلسوز و علاقه مند بودند. من می خواهم این مطلب را به عنوان یک «معیار» به شما مردم عرض کنم: کسانی که چوب لای چرخ مسئولین کشور می گذارند، در حرف زدن تقوا را رعایت نمی کنند، پایبندی ندارند و برای اینکه چهار نفر به آن ها علاقه مند و طرف دارشان شوند، هرچه به دهانشان می آید می گویند، شایسته آمدن به مجلس نیستند. این، همان مطلبی است که من در یک سخنرانی دیگر، از آن به «فتنه گرها» تعبیر کردم. باید فتنه گرها شناسایی شوند و مردم به آن ها رأی ندهند.»به نظر شما رهبری که اشراف کامل بر امور کشور و مسئولیت های سنگین دولت و نیز عمق و پهنای توطئه های دشمنان برای ناکام گذاردن دولت در بهبود اوضاع و احوال کشور دارد، آیا حق و بلکه تکلیف و مسئولیت دارد در جهت بهبود اوضاع و شرایط برای پیشرفت امور کشور نظر خود را به صورت یک «رهنمود کلی» برای جامعه بیان کند یا خیر؟ و آیا این کار برخلاف خط و رویه حضرت امام بود یا دقیقا منطبق بر آن؟قبل از این که به این سؤال پاسخ گویید، از آنجا که شما بسیار تلاش دارید تا خود را پیرو خط امام و روهرو راستین آن بزرگ مرد نشان دهید و حتی در ابتدای نامه خود نیز به نوعی مدعی فضل تقدم در گرویدن به امام خمینی شده اید، به یک مورد تاریخی اشاره می کنم.می دانید که در سال ۶۵، تنی چند از مقامات آمریکایی بدون هماهنگی قبلی و مجوز قانونی، برای انجام برخی مذاکرات و معاملات به ایران آمدند که این واقعه در تاریخ سیاسی بعد از انقلاب به ماجرای مک فارلین معروف شد. پس از آن، هشت تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرح سؤالی از آقای دکتر ولایتی وزیر امور خارجه، خواستار ارائه توضیحاتی در این باره شدند. در پی آن، حضرت امام طی سخنانی در روز ۲۹ آبان ۶۵ در جمع خانواده های شهدا که جنابعالی هم به عنوان سرپرست بنیاد شهید حضور داشتید، سخنانی را خطاب به آن «افراد مشخص» بیان فرمودند که اتفاقا خیلی به مذاق جناح چپ مجلس به زعامت حضرتعالی خوش آمد و تا مدتها و بلکه تاکنون، شیرینی آن در ذائقه تان باقی مانده است و هرچند گاه، به مناسبتی از آن یاد می کنید.سخنان امام چنین بود:«من نمی خواهم در این روز مبارک اسباب افسردگی اشخاص بشوم، لکن می خواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی اعتنایی ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچ اند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر آمریکا، فریاد می زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجی واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمی که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزی که هفته وحدت است چرا شماها می خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید دو دستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می روید؟ این تذهبون؟»آقای کروبی، شما بهتر از بنده می دانید که پس از این سخنان، وضعیت آن نمایندگان به چه صورتی درآمد علی الخصوص که جنابعالی و دوستانتان در هر چه تندتر شدن فضا علیه آنان، نقش آفرینی چشمگیری داشتید. حال لطفا مقایسه کنید میان «رهنمود کلی» آیت الله خامنه ای به مردم و سخنان عتاب آلود حضرت امام خطاب به تعداد مشخصی از نمایندگان. وجدانا بفرمایید، اگر حضرت امام در سال های بین ۶۸ تا ۷۱ در قید حیات بودند و آن گونه اظهارات و اقدامات برخی از نمایندگان مجلس را در مقابل دولت می دیدند، با توجه به سابقه ای که ذکر شد، با این نمایندگان چگونه برخوردی داشتند؟و اما آنچه شما به عنوان «تهاجم سازمان یافته» یاد کرده اید، اگرچه خواسته اید آن را بر سخنرانی رهبری بار کنید، اما واقع امر، داستان دیگری است. اتفاقا این داستان بسیار هم شنیدنی و جذاب و خاطره انگیز است. چرا مردم ما و بخصوص جوانان را از شنیدن آن محروم کرده اید؟ البته شما با استفاده از فن شریف «هواشناسی سیاسی» تلاش کرده اید تا این ماجرای جالب را در شرایط و فضای سیاسی امروز، کاملا مکتوم نگه دارید ولی مگر می شود حقایق تاریخی را بسته به جهت وزش باد، مخفی کرد!آن داستان جالب این است که پس از ریاست جمهوری آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، مجمع روحانیون مبارز و جناح چپ به زعامت حضرتعالی، تضاد اصلی خود را با «شیخ اکبر» قرار دادید و شمشیر را از رو برای ایشان بستید. اصلا فلسفه تأسیس روزنامه سلام و برخی نشریات همسوی دیگر برای این بود که توپخانه قدرتمندی برای آتشباری روی شخص آقای هاشمی رفسنجانی و دولت و سیاست های ایشان داشته باشید. الحق والانصاف حجم آتشی هم که روی ایشان می ریختید، سنگین و طاقت فرسا بود. از طرفی مجلس سوم هم که در اختیار جناح چپ قرار داشت، از تمام توان قانونی و سیاسی و تبلیغاتی خود برای هجمه به دولت آقای هاشمی رفسنجانی بهره می برد و این همه در حالی بود که در شرایط حساس بعد از جنگ، لزوم همیاری و همکاری و وحدت ملی برای جبران خرابی های جنگ و ایستادگی در برابر دشمنان، اظهرمن الشمس بود.بله، من نباید از جاده انصاف خارج شوم و این نکته را باید بگویم که ایشان هم در مقابله با جناح شما، کم نگذاشت، علی الخصوص که سکان صدا و سیما هم در دست برادرشان قرار داشت و در پاسخ به آتشباری رسانه های شما، دست به آتشباری متقابل زده بود. پر واضح است که جناح راست هم در این هنگامه، پشتیبان صددرصدی آقای هاشمی رفسنجانی بود و تمامی امکانات خود را برای حمایت از ایشان و حمله به جناح چپ به کار گرفته بود. به این ترتیب، جنگ شدید سیاسی و تبلیغاتی میان شما و آنها، فضای سیاسی کشور را بکلی تحت تأثیر خود قرار داده بود. این که ریشه ها و دلایل این جنگ جناحی چه بود، اگر مایل بودید خودتان درباره آن توضیح دهید یا اگر بفرمایید بنده هم حاضرم انجام وظیفه کنم، اما واقعیت این ماجرا، چیزی نیست که قابل کتمان باشد. به قول معروف: دزد حاضر و بز حاضر. کافی است متن سخنرانی ها، بیانیه ها و اطلاعیه های طرفین و مطبوعات آن دوره و برنامه های صدا و سیما در آن هنگام را مرور کنیم تا واقعیت مثل خورشید در آسمان آبی خودش را به همگان نشان دهد.اصلا چرا راه دور برویم و زحمت بیخود بر خود تحمیل کنیم. اجازه دهید نگاهی به نامه مورخه ۲۸ اردیبهشت ۸۴ جنابعالی به آقای هاشمی رفسنجانی بیاندازیم که یک دنیا حرف دارد و «شاهد» مدعای بنده در این بحث است. حتما فراموش نکرده اید که مدتی بعد از کاندیداتوری جنابعالی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴، آقای هاشمی رفسنجانی اعلام کرد به دلیل فقدان «کاندیدای توانمند و مقبول»، تصمیم به حضور در این انتخابات گرفته است. از آنجا که این سخن را توهینی به خود محسوب کردید، پاسخی مکتوب و سرگشاده خدمت ایشان ارسال کردید که بنده بخش هایی از آن را در اینجا ذکر می کنم و خوانندگان گرامی می توانند خود به متن کامل آن مراجعه فرمایند.در آن نامه نوشته بودید: «من معتقدم بلندترین گام در زمینه حذف و طرد نیروها دقیقا در زمانی برداشته شد که شورای نگهبان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زیادی از اصلی ترین نیروهای انقلاب و خدمتگزاران مردم را به بهانه های واهی رد صلاحیت کرد. آیا جنابعالی به خاطر ندارید که تعداد زیادی از این نیروها به استناد گزارشات غیرواقعی وزارت اطلاعات تحت مدیریت شما رد صلاحیت شدند؟ آیا در جریان هستید که بر اساس اخبار موجود، جرم اصلی همسر شهید رجایی که منجر به رد صلاحیت او شد، ادعای اهانت به جنابعالی و خانواده محترمتان بود؟ البته قبل از آن و بخصوص از نخستین روزهای انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور نیز مقدمات حذف و طرد نیروها ایجاد شده بود که اینجانب در اکثر آن موارد شخصا موضوع را به شما منتقل و خواستار همکاری شما برای جلوگیری از آنها شدم.»شما در جای دیگری از این نامه نیز خاطرنشان ساخته اید: «آیا اقدامات تخریبی صدا و سیمای تحت مدیریت اخوی مکرم جنابعالی، برادر عزیز مهندس محمد هاشمی علیه یکی از جناح های سیاسی در جریان انتخابات بی سابقه مجلس چهارم، هیچ سهمی در حذف و طرد نیروها نداشت؟» در بخش های پایانی نامه خود نیز این گونه به آقای هاشمی رفسنجانی طعنه زدید که «جنابعالی پس از برگزاری انتخابات بی سابقه مجلس چهارم که نخستین تجربه حذف گسترده نیروهای انقلاب تحت عنوان غیرقانونی نظارت استصوابی بود، با لبخندی رضایت آمیز روند برگزاری آن انتخابات را «بسیار بسیار خوب» دانستید.»ملاحظه می فرمایید که آنچه بنده عرض کردم با استناد به نامه خود شما در سال ۸۴، عین واقعیت است. هرچند آنچه تا اینجا گفته شد، هنوز هم تمام واقعیت نیست و یک بخش جذاب دیگر به نقش وزارت کشور و هیأت های اجرایی ...

ادامه مطلب  

پاسخی برای آقای کروبی  

درخواست حذف این مطلب
مسعود رضاییبه گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری فارس، مسعود رضایی در یادداشتی با عنوان پاسخی برای آقای کروبی نوشت: از نظر بنده این کار شما، همچون اقدام برخی دیگر در خارج کشور در زمینه انتشار بخش هایی از جلسه مجلس خبرگان در 14 خرداد 68، این حسن را دارد که زمینه را برای بیان و آشکار شدن برخی حقایق تاریخی فراهم می سازد. لذا از این بابت خداوند را شاکرم.متن مشروح این یادداشت به شرح زیر است:جناب آقای کروبیبا سلام و احترام. اخیرا نامه ای به تاریخ 9/11/1396 با امضای جنابعالی برای مقام معظم رهبری ارسال گردیده است که در آن به طرح مسائل و موضوعات مختلفی پرداخته اید. از نظر بنده این کار شما، همچون اقدام برخی دیگر در خارج کشور در زمینه انتشار بخش هایی از جلسه مجلس خبرگان در 14 خرداد 1368، این حسن را دارد که زمینه را برای بیان و آشکار شدن برخی حقایق تاریخی فراهم می سازد. لذا از این بابت خداوند را شاکرم.شما طلیعه سخن خود را با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 و 88 آغاز کرده اید و از گلایه و اعتراض خود نسبت به دخالت های انجام گرفته در روند انتخابات به نفع یک «کاندیدای خاص» سخن گفته اید. این موضوع، اتفاقاً برای شروع بحث بسیار مناسب است و بنده هم قصد داشتم تا سخن خود را از همین نقطه شروع کنم اما دیدم در واقع آغاز سخن جنابعالی را باید از آنجا بدانم که با اشاره به فعالیت های انقلابی تان از سال 42، خود را در گرویدن به خط امام، مقدم بر آیت الله خامنه ای دانسته اید. لذا انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 و 88 را به عنوان موضوع پایانی بحث در نظر گرفتم و با اجازه شما سخن خود را از همین نقطه آغاز می کنم.فرموده اید: «اگر خاطرتان باشد در فروردین سال 1340 پس از درگذشت مرجع مطلق شیعه آیت الله العظمی بروجردی من در کنار تعدادی دیگری از شاگردان امام مقلد و مروج او بودیم. در آن زمان شما مقلد آیت الله حکیم بودید و بعدها به زمره مقلدان امام در آمدید و به گفته مرحوم آیت الله منتظری در موارد احتیاطات به ایشان رجوع می کردید.»البته من چون به مقتضای سنی خویش از نزدیک در جریان آنچه شما می فرمایید نبوده ام و همچنین در مکتوبات و سندهای تاریخی نیز چیزی در این باره ندیده ام، نمی توانم قضاوتی درباره این گفته شما داشته باشم. اما این نحو بیان مطلب توسط جنابعالی، در همین ابتدای نامه، راه و روش شما را در طرح ادعاهایتان بخوبی مشخص می سازد. گفت: قبول نداری متر کن! بالاخره این هم برای خود نوعی روش بحث است! بله، حالا هم هر کس قبول ندارد متر کند!اما به فرض آنچه شما می گویید صددرصد هم درست باشد. می خواهید چه نتیجه ای از آن بگیرید؟ آیا می خواهید بگویید چون زودتر از آیت الله خامنه ای به صف هواداران و مقلدان امام پیوسته اید، پس در هر حال و شرایطی، بر ایشان مقدم هستید؟برای پی بردن به میزان منطقی بودن این نحو استدلال و استنتاج، به یک واقعه تاریخی اشاره می کنم. در 29 بهمن 1367، جنابعالی به همراه آقایان سیدحمید روحانی و مهدی امام جمارانی، نامه ای گلایه مندانه و بلکه عتاب آلود به آیت الله منتظری – که در آن موقع هنوز رسماً قائم مقام رهبری بود – نوشتید و در آن انتقادات تند و تیزی را نسبت به اظهارات، عملکردها و رفتارهای ایشان بیان کردید که البته کاملا درست و بحق بود. حال اگر آیت الله منتظری در پاسخ به شما این طور می گفت که بنده قبل از این که شما لباس روحانیت را به تن کنید، شاگرد امام و محشور با ایشان بودم و بعدها هم چطور و چگونه به زندان افتاده ام و با چه کسانی هم بند بوده ام و کذا و کذا و سپس نتیجه می گرفت که پس شما حق ندارید به من انتقاد کنید یا مرا خارج از خط امام و انقلاب بدانید و همیشه باید مرا همان منتظری سال های قبل از انقلاب یا اوایل انقلاب بدانید، اولا شما این استدلال را چگونه ارزیابی می کردید و ثانیا پاسخ شما به ایشان چه بود؟بنده حرف دیگری در این زمینه ندارم.در نامه خود نوشته اید: «حضور شما در جایگاه رهبری همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب.» اجازه دهید ببینیم این سخن شما تا چه حد بهره از حقیقت دارد.آیت الله خامنه ای پس از رهبری در نیمه خرداد 1368، انتصابات متعددی را با توجه به مسئولیت خود داشتند. ازجمله مهمترین آنها، انتصاب اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که نقش بسیار مهم بازوی مشورتی رهبری را در تدوین سیاست های کلان کشور برعهده داشت. البته شما بهتر از بنده می دانید که اعضای مجمع تشخیص به دو دسته حقوقی و حقیقی تقسیم می شدند که رهبری فقط حق انتصاب اعضای حقیقی مجمع را داشتند و شخصیتهای حقوقی، خود بخود به عضویت این مجمع درمی آمدند. اعضای منتخب از سوی آیت الله خامنه ای برای عضویت در مجمع طبق حکم مورخه 12/7/68 ایشان بدین قرار است: «حضرات آیات و حجج اسلام آقای مهدوی کنی، آقای حاج شیخ یوسف صانعی، آقای حاج سیداحمد خمینی، آقای حاج سیدمحمد موسوی خوئینی ها، آقای حاج شیخ محمدعلی موحدی کرمانی، آقای حاج شیخ حسن صانعی، آقای حاج شیخ محمدرضا توسلی، آقای حاج شیخ عبدالله نوری و جناب آقای میرحسین موسوی»لابد بزرگوارانی که در این حکم نام آنها به چشم می خورد معرف حضور هستند و نیازی به توضیح اضافه نیست. همچنین مستحضرید که در روز پانزدهم دی ماه 68 نیز دو حکم از سوی آیت الله خامنه ای صادر شد. یکی برای انتصاب آقای موسوی خوئینی ها به «مشاورت سیاسی» رهبری و دیگری برای آقای ناطق نوری به عنوان مسئول بازرسی دفتر رهبری. حتما این نکته را هم می دانید که آقای موسوی خوئینی ها بعد از انتصاب به این مسئولیت دفتری را در اختیار گرفتند و جمعی از همفکران خود را برای حضور در این دفتر فراخواندند که مدتها نیز دایر بود.جنابعالی هم که در مسئولیت ریاست بنیاد شهید باقی ماندید تا زمانی که خودتان دیگر مایل به ادامه مسئولیت نبودید و استعفا دادید.همچنین این نکته را هم حتما می دانید که آیت الله خامنه ای قصد داشتند حکم ریاست بنیاد مستضعفان را برای آقای مهندس موسوی صادر کنند که آقای مهندس از آنجا که این حکم مدت دار بود (سه ساله) آن را نپذیرفتند.ائمه جمعه منصوب حضرت امام نیز فارغ از خط و خطوط سیاسی آنها ، همگی توسط آیت الله خامنه ای تأیید و تثبیت شدند.ریاست دفتر رهبری نیز علی رغم برخی گمانه زنی ها و حتی برخی انتظارات از سوی بعضی ها، به حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی سپرده شد که همگان در عدم تعلق ایشان به این یا آن جناح سیاسی متفق القول بودند.و باز بهترین کسی که می تواند شهادت دهد خود شمایید که آیت الله خامنه ای بعد از رهبری ابتدا با مجمع روحانیون مبارز ملاقات کردند و بعد با جامعه روحانیت مبارز. تقاضای من این است که شما خود بفرمایید در آن دیدار چه گفتید و چه شنیدید.همچنین مکانی نیز از سوی دفتر رهبری در اختیار مجمع روحانیون مبارز برای برگزاری جلسات آن قرار گرفت و البته کمک هزینه مختصر و مستمری نیز به صورت مساوی به مجمع و جامعه داده شد که باز شما بهتر از من از این موضوع مطلعید.حال با توجه به این مستندات و بدیهیات تاریخی که بخوبی رویکرد آیت الله خامنه ای را در ابتدای رهبری به اشخاص و جناح های سیاسی نشان می دهد، لطفا بفرمایید منظورتان از این که گفته اید حضور آیت الله خامنه ای همراه شد با حذف بخش مهمی از نیروهای انقلاب، چیست؟موضوع دیگری که مطرح کرده اید، تغییر و تحولی است که در آستانه برگزاری دومین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری، در آیین نامه داخلی این مجلس به وجود آمد و طبق آن نظارت استصوابی شورای نگهبان بر انتخابات مجلس خبرگان به تصویب رسید. اینک به بررسی این مسأله می پردازیم.نخستین نکته ای که در این زمینه باید به آن توجه کنیم این است که طبق قانون، کلیه قوانین و آیین نامه های مرتبط با مجلس خبرگان صرفا توسط خود اعضای این مجلس تدوین و یا اصلاح می گردد.نکته دیگر این که بازنگری در آیین نامه داخلی مجلس خبرگان توسط اعضای اولین دوره این مجلس که در سال 62 آغاز به کار کرد، صورت گرفت. یعنی همان شخصیت هایی که توسط مراجع و علمای قم برای حضور در انتخابات این مجلس مورد تأیید واقع شده بودند.براساس آنچه گفته شد، نتیجه می گیریم تغییر در آیین نامه مجلس خبرگان کاری کاملا قانونی بود که توسط اعضایی که در زمان حیات حضرت امام انتخاب شده بودند، صورت گرفت. اسامی تعدادی از اعضای دوره اول مجلس خبرگان را یادآور می شوم: حضرات آیات عبدالکریم موسوی اردبیلی، علی مشکینی، اکبر هاشمی رفسنجانی، ابراهیم امینی، یوسف صانعی، محمد مؤمن، حسن طاهری خرم آبادی، محمد موسوی خوئینی ها، احمد آذری قمی، کاظم نورمفیدی، علی احمدی میانجی، عبدالله جوادی آملی، صادق خلخالی، جلال الدین طاهری اصفهانی، غلامحسین جمی، محمد هاشمیان، ابوالفضل موسوی تبریزی، عباس ایزدی، محی الدین انواری، محمد فاضل لنکرانی، محمد محمدی گیلانی، تقی مروارید، مهدی روحانی، محمد عبایی خراسانی، محمدعلی موسوی جزایری و دهها عالم و مجتهد دینی دیگر. جنابعالی گفته اید: «در حقیقت خبرگانی که وظیفه آن بر طبق قانون اساسی نصب، عزل و نظارت بر شخص رهبر و نهادهای زیر نظر اوست را به بیت شما آوردند و این رکن رکین قانون اساسی را در عمل به زیر مجموعه دفتر تبدیل کردند.»آقای کروبی! ملاحظه می فرمایید که چه اشخاصی را از دم تیغ تهمت و توهین خود گذرانده اید. آیا بهتر نیست به جای این گونه تهمت زنی به چنین شخصیت هایی که قطعا از پس پاسخگویی آن در دنیا و آخرت برنمی آیید، کمی دست از حب نفس و جاه بردارید و به نحو منطقی تری در پی یافتن علت این کار برآیید. وقتی حدود 80 عالم دینی که جنابعالی تک تک آنها را می شناسید، چنین تصمیمی را اتخاذ می کنند، لابد اشکالات و ایراداتی را در رویه قبلی دیده اند و حتما دلایل منطقی و مهمی برای سپردن این مسئولیت به شورای نگهبان داشته اند. من از شما سؤال می کنم آیا حضور در محل مجلس شورای اسلامی و یا در حسینیه امام خمینی، تفاوتی در تصمیم گیری چنین شخصیت هایی، می گذارد؟ آیا اگر این شخصیت ها مثلا در مجلس بودند چنین طرحی را تصویب نمی کردند و چون در حسینیه حضور یافتند، آن را تصویب کردند؟! می بینید چه منطق سستی را برای توجیه یک مسأله برگزیده اید؟ و می بینید با این منطق سست چگونه این شخصیت ها را مورد توهین و تهمت قرار داده اید!پس از این، به موضوع حذف برخی شخصیت ها توسط شورای نگهبان در دوره های بعدی مجلس خبرگان پرداخته اید و ادعاهایی را مطرح ساخته اید. البته جا داشت که در همین جا به این مدعای شما می پرداختم اما از آنجا که شما در زمینه «نظارت استصوابی» باز هم سخن گفته اید، اجازه می خواهم در جای دیگری به صورت یکجا به این مطلب برگردم.شما در ادامه، به «پرده دوم» حذف نیروهای انقلاب در سال 71 اشاره کرده اید. البته در مورد پرده اول، همانطور که مستنداً به عرض رسید، ادعای جنابعالی بهره ای از حقیقت نداشت. حال ببنیم تکلیفمان با پرده دوم به کجا می انجامد.مدعای شما در این پرده آن است که «در سال 1371 تهاجم سازمان یافته ای علیه مجلس ساماندهی شد و در همین راستا جنابعالی در نماز جمعه آن زمان نیروهای خدوم و صادق مجلس را فتنه گر خواندید و از مردم خواستید به فتنه گرها رأی ندهند. در آن انتخابات اشخاصی که نباید دخالت می کردند در امر انتخابات دخالت کردند و برای اولین بار نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان بدون هیچگونه لفظ یا عبارت قانونی و تنها به اتکای حمایت صریح شما اعمال و اجرا شد و تعداد 41 نماینده مجلس در کنار خیل دیگر نامزدها به ساتور شورای نگهبان حذف شدند. دبیر وقت شورای نگهبان پس از این قلع و قمع در مصاحبه ای رأی دادن به جریانی که شما آن را فتنه گر خوانده بودید در زمره تیر زدن به خیمه اباعبدالله الحسین (ع) دانست. در آن زمان صدا و سیما و منصوبان شما آنچنان بر این جریان تاختند و عرصه را تنگ کردند که لیست مجمع و نیروهای خط امام یکپارچه حذف شدند.»ابتدا ببینیم سخنان رهبری که شما به آن اشاره دارید چه بود. آیت الله خامنه ای در تاریخ 7/1/1371 یعنی هنگامی که بیش از دو سال از آغاز به کار دولت آقای اکبر هاشمی رفسنجانی می گذشت و در آستانه برگزاری انتخابات چهارمین دوره مجلس شورای اسلامی قرار داشتیم، با اشاره به وظیفه سنگین دولت در آن شرایط حساس بعد از جنگ و تلاش شبانه روزی آنها برای جبران خرابی ها و عقب ماندگی های دوران جنگ، ابتدا به طرح این سؤال پرداختند: «حال اگر نماینده‏اى انتخاب کردیم با این هدف که در مجلس قوانین لازم را به تصویب برساند تا مسئولین کشور و دولت منتخب مردم بتوانند کار خودشان را انجام بدهند، اما برخلاف هدف و نظر ما، از تریبون مجلس براى فحش دادن به دولت و کارشکنى علیه آن استفاده کرد، به نظر شما چگونه نماینده‏اى است؟ آیا مردم چنین نماینده‏اى خواستند و مى‏خواهند؟! آیا روح امام این را مى‏خواست؟!»ایشان سپس اظهار داشتند: «بنده بسیارى از فتنه‏گرى‏ها را در این مجلس دیدم و به مردم نگفتم؛ چون نخواستم خاطر عزیز مردممان را آزرده کنم. گفتم، این دوران، مى‏گذرد و تمام مى‏شود و مى‏رود. مردم چگونه حاضرند به کسانى که فتنه‏گرى کردند و حقایق را در نظر آن‏ها باژگونه جلوه دادند، رأى بدهند که دوباره وارد مجلس شوند؟! البته تعداد فتنه‏گرها، معدود بود. اکثریت قاطع نمایندگان مجلس، از هرجاى کشور که بودند چه از تهران و چه از شهرهاى دیگر مردمانى شریف، دلسوز و علاقه‏مند بودند. من مى‏خواهم این مطلب را به عنوان یک «معیار» به شما مردم عرض کنم: کسانى که چوب لاى چرخ مسئولین کشور مى‏گذارند، در حرف زدن تقوا را رعایت نمى‏کنند، پایبندى ندارند و براى اینکه چهار نفر به آن‏ها علاقه‏مند و طرف‏دارشان شوند، هرچه به دهانشان مى‏آید مى‏گویند، شایسته آمدن به مجلس نیستند. این، همان مطلبى است که من در یک سخنرانى دیگر، از آن به «فتنه‏گرها» تعبیر کردم. باید فتنه‏گرها شناسایى شوند و مردم به آن‏ها رأى ندهند.»به نظر شما رهبری که اشراف کامل بر امور کشور و مسئولیت های سنگین دولت و نیز عمق و پهنای توطئه های دشمنان برای ناکام گذاردن دولت در بهبود اوضاع و احوال کشور دارد، آیا حق و بلکه تکلیف و مسئولیت دارد در جهت بهبود اوضاع و شرایط برای پیشرفت امور کشور نظر خود را به صورت یک «رهنمود کلی» برای جامعه بیان کند یا خیر؟ و آیا این کار برخلاف خط و رویه حضرت امام بود یا دقیقا منطبق بر آن؟قبل از این که به این سؤال پاسخ گویید، از آنجا که شما بسیار تلاش دارید تا خود را پیرو خط امام و روهرو راستین آن بزرک مرد نشان دهید و حتی در ابتدای نامه خود نیز به نوعی مدعی فضل تقدم در گرویدن به امام خمینی شده اید، به یک مورد تاریخی اشاره می کنم.می دانید که در سال 65، تنی چند از مقامات آمریکایی بدون هماهنگی قبلی و مجوز قانونی، برای انجام برخی مذاکرات و معاملات به ایران آمدند که این واقعه در تاریخ سیاسی بعد از انقلاب به ماجرای مک فارلین معروف شد. پس از آن، هشت تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی با طرح سؤالی از آقای دکتر ولایتی وزیر امور خارجه، خواستار ارائه توضیحاتی در این باره شدند. در پی آن، حضرت امام طی سخنانی در روز 29 آبان 65 در جمع خانواده های شهدا که جنابعالی هم به عنوان سرپرست بنیاد شهید حضور داشتید، سخنانی را خطاب به آن «افراد مشخص» بیان فرمودند که اتفاقا خیلی به مذاق جناح چپ مجلس به زعامت حضرتعالی خوش آمد و تا مدتها و بلکه تاکنون، شیرینی آن در ذائقه تان باقی مانده است و هرچند گاه، به مناسبتی از آن یاد می کنید. سخنان امام چنین بود: «من نمی خواهم در این روز مبارک اسباب افسردگی اشخاص بشوم، لکن می خواهم عرض کنم چرا این قدر ما عقب افتاده هستیم؟ چرا ما باید به واسطه اغراض نفسانیه این قدر خودمان را ببازیم؟ چرا باید وقتی که دنیا به تزلزل درآمده است برای این بی اعتنایی ایران به کاخ سفید و سیاه، چرا ما باید توجیه کنیم مسائل آنها را؟ چرا ما باید این قدر غربزده باشیم یا شیطانزده؟ من هیچ توقع نداشتم از بعض این اشخاص، ولو بعضیشان در نظر من پوچ اند، لکن از بعضی از این اشخاص که سابقه دارند هیچ توقع نداشتم که در این زمان که باید فریاد بزنند سر آمریکا، فریاد می زنند سر مسئولین ما! چه شده است؟ شماها چه تان است؟ چه کردید شماها؟ شماها چرا باید تحت تأثیر تبلیغات خارجی واقع بشوید یا تحت تأثیرات نفسانیت خودتان؟ در یک همچون مسئله مهمی که باید همه شما دست به هم بدهید و ثابت کنید به دنیا که ما وحدت داریم، وحدت ما این طور شده است و در روزی که هفته وحدت است چرا شماها می خواهید تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید بین سران کشور تفرقه ایجاد کنید؟ چرا می خواهید دو دستگی ایجاد کنید؟ چه شده است شما را؟ کجا دارید می روید؟ این تذهبون؟»آقای کروبی، شما بهتر از بنده می دانید که پس از این سخنان، وضعیت آن نمایندگان به چه صورتی درآمد علی الخصوص که جنابعالی و دوستانتان در هر چه تندتر شدن فضا علیه آنان، نقش آفرینی چشمگیری داشتید. حال لطفا مقایسه کنید میان «رهنمود کلی» آیت الله خامنه ای به مردم و سخنان عتاب آلود حضرت امام خطاب به تعداد مشخصی از نمایندگان. وجدانا بفرمایید، اگر حضرت امام در سال های بین 68 تا 71 در قید حیات بودند و آن گونه اظهارات و اقدامات برخی از نمایندگان مجلس را در مقابل دولت می دیدند، با توجه به سابقه ای که ذکر شد، با این نمایندگان چگونه برخوردی داشتند؟و اما آنچه شما به عنوان «تهاجم سازمان یافته» یاد کرده اید، اگرچه خواسته اید آن را بر سخنرانی رهبری بار کنید، اما واقع امر، داستان دیگری است. اتفاقا این داستان بسیار هم شنیدنی و جذاب و خاطره انگیز است. چرا مردم ما و بخصوص جوانان را از شنیدن آن محروم کرده اید؟ البته شما با استفاده از فن شریف «هواشناسی سیاسی» تلاش کرده اید تا این ماجرای جالب را در شرایط و فضای سیاسی امروز، کاملا مکتوم نگه دارید ولی مگر می شود حقایق تاریخی را بسته به جهت وزش باد، مخفی کرد!آن داستان جالب این است که پس از ریاست جمهوری آقای اکبر هاشمی رفسنجانی، مجمع روحانیون مبارز و جناح چپ به زعامت حضرتعالی، تضاد اصلی خود را با «شیخ اکبر» قرار دادید و شمشیر را از رو برای ایشان بستید. اصلا فلسفه تأسیس روزنامه سلام و برخی نشریات همسوی دیگر برای این بود که توپخانه قدرتمندی برای آتشباری روی شخص آقای هاشمی رفسنجانی و دولت و سیاست های ایشان داشته باشید. الحق والانصاف حجم آتشی هم که روی ایشان می ریختید، سنگین و طاقت فرسا بود. از طرفی مجلس سوم هم که در اختیار جناح چپ قرار داشت، از تمام توان قانونی و سیاسی و تبلیغاتی خود برای هجمه به دولت آقای هاشمی رفسنجانی بهره می برد و این همه در حالی بود که در شرایط حساس بعد از جنگ، لزوم همیاری و همکاری و وحدت ملی برای جبران خرابی های جنگ و ایستادگی در برابر دشمنان، اظهرمن الشمس بود.بله، من نباید از جاده انصاف خارج شوم و این نکته را باید بگویم که ایشان هم در مقابله با جناح شما، کم نگذاشت، علی الخصوص که سکان صدا و سیما هم در دست برادرشان قرار داشت و در پاسخ به آتشباری رسانه های شما، دست به آتشباری متقابل زده بود. پر واضح است که جناح راست هم در این هنگامه، پشتیبان صددرصدی آقای هاشمی رفسنجانی بود و تمامی امکانات خود را برای حمایت از ایشان و حمله به جناح چپ به کار گرفته بود. به این ترتیب، جنگ شدید سیاسی و تبلیغاتی میان شما و آنها، فضای سیاسی کشور را بکلی تحت تأثیر خود قرار داده بود. این که ریشه ها و دلایل این جنگ جناحی چه بود، اگر مایل بودید خودتان درباره آن توضیح دهید یا اگر بفرمایید بنده هم حاضرم انجام وظیفه کنم، اما واقعیت این ماجرا، چیزی نیست که قابل کتمان باشد. به قول معروف: دزد حاضر و بز حاضر. کافی است متن سخنرانی ها، بیانیه ها و اطلاعیه های طرفین و مطبوعات آن دوره و برنامه های صدا و سیما در آن هنگام را مرور کنیم تا واقعیت مثل خورشید در آسمان آبی خودش را به همگان نشان دهد.اصلا چرا راه دور برویم و زحمت بیخود بر خود تحمیل کنیم. اجازه دهید نگاهی به نامه مورخه 28 اردیبهشت 84 جنابعالی به آقای هاشمی رفسنجانی بیاندازیم که یک دنیا حرف دارد و «شاهد» مدعای بنده در این بحث است. حتما فراموش نکرده اید که مدتی بعد از کاندیداتوری جنابعالی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 ، آقای هاشمی رفسنجانی اعلام کرد به دلیل فقدان «کاندیدای توانمند و مقبول»، تصمیم به حضور در این انتخابات گرفته است. از آنجا که این سخن را توهینی به خود محسوب کردید، پاسخی مکتوب و سرگشاده خدمت ایشان ارسال کردید که بنده بخش هایی از آن را در اینجا ذکر می کنم و خوانندگان گرامی می توانند خود به متن کامل آن مراجعه فرمایند.در آن نامه نوشته بودید: «من معتقدم بلندترین گام در زمینه حذف و طرد نیروها دقیقا در زمانی برداشته شد که شورای نگهبان در آستانه انتخابات مجلس چهارم، تعداد زیادی از اصلی ترین نیروهای انقلاب و خدمتگزاران مردم را به بهانه های واهی رد صلاحیت کرد. آیا جنابعالی به خاطر ندارید که تعداد زیادی از این نیروها به استناد گزارشات غیرواقعی وزارت اطلاعات تحت مدیریت شما رد صلاحیت شدند؟ آیا در جریان هستید که بر اساس اخبار موجود، جرم اصلی همسر شهید رجایی که منجر به رد صلاحیت او شد، ادعای اهانت به جنابعالی و خانواده محترمتان بود؟ البته قبل از آن و بخصوص از نخستین روزهای انتخاب شما به عنوان رئیس جمهور نیز مقدمات حذف و طرد نیروها ایجاد شده بود که اینجانب در اکثر آن موارد شخصا موضوع را به شما منتقل و خواستار همکاری شما برای جلوگیری از آنها شدم.»شما در جای دیگری از این نامه نیز خاطرنشان ساخته اید: «آیا اقدامات تخریبی صدا و سیمای تحت مدیریت اخوی مکرم جنابعالی، برادر عزیز مهندس محمد هاشمی علیه یکی از جناح های سیاسی در جریان انتخابات بی سابقه مجلس چهارم، هیچ سهمی در حذف و طرد نیروها نداشت؟» در بخش های پایانی نامه خود نیز این گونه به آقای هاشمی رفسنجانی طعنه زدید که «جنابعالی پس از برگزاری انتخابات بی سابقه مجلس چهارم که نخستین تجربه حذف گسترده نیروهای انقلاب تحت عنوان غیرقانونی نظارت استصوابی بود، با لبخندی رضایت آمیز روند برگزاری آن انتخابات را «بسیار بسیار خوب» دانستید.»مل ...

ادامه مطلب  

آسیب شناسی و تحلیل عملکرد اصولگرایان در انتخابات ۹۶ در گفت وگو با سیدمحمد حسینی اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنند/ با متخل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، در آخرین روزهای تابستان به سراغ عضو شورای مرکزی جمنا و استاد دانشگاه ادبیات و الهیات دانشگاه تهران می رویم. سیدمحمد حسینی، وزیر کرمانی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوم محمود احمدی نژاد، حتما باید ناگفته های بسیاری از اتمام دوران آخرین دولت اصولگرایان و انتخابات های بعد از سال 92 داشته باشد. تابستان است و دانشگاه تعطیل. به محض اینکه وارد اتاق می شویم انگار منتظر ما بوده و خیلی گرم به استقبال ما می آید. بالاخره مشخص است وجه تمایز احمدی نژاد و وزرایش با سایر دولت ها همین مردم داری و نزدیکی با مردم بوده است. برای ما «کلمپه» یا همان شیرینی معروف کرمان را می آورد. البته به دلیل نداشتن پسته خندان رفسنجان از ما عذرخواهی می کند و می گوید چند وقتی است به شهرشان، رفسنجان نرفته تا سوغاتی بیاورد. وزیر محبوب دولت دهم از اولین دانشجویان دانشگاه امام صادق به شمار می رود و در سال ۱۳۶۸ در مقطع کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و تبلیغ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. حسینی سپس به دانشگاه تهران رفت و دکتری خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی اخذ کرد. او به مدت چهار سال رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود و پس از آن در انتخابات میان دوره ای مجلس پنجم از شهر رفسنجان به مجلس راه یافت. او در مجلس پنجم از استیضاح کنندگان عطاءا... مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود که هم اکنون به بی بی سی و انگلستان پناه برده است. سیدمحمد حسینی در سال ۱۳۸۸ و توسط محمود احمدی نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی و با کسب اکثریت آرا انتخاب شد. در ادامه گفت وگوی چهارساعته ما را با سیدمحمد حسینی می خوانید.چندین ماه از انتخابات 96 گذشته است، اگر موافق باشید با توجه به گذشت زمان و شرایط مساعد کنونی برای نقد و تحلیل عملکرد جریان های سیاسی بحث را از انتخابات شروع کنیم.جریان اصولگرایی متاسفانه در انتخابات ریاست جمهوری علی رغم اینکه گزینه واحدی داشتند، نتیجه را واگذار کردند. در این رخداد عوامل متعددی نقش داشتند ولی نقطه مثبت هماهنگی و انسجام بین نیروهای ارزشی بود. در این انتخابات به جای اینکه چند نفر با رای های پراکنده وارد میدان شوند، یک رای متمرکز 16 میلیونی شکل گرفت. رای 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر بی سابقه بودبسیاری از سیاسیون و احزاب معتقدند شرکت در رقابت با رئیس جمهور مستقر امری اشتباه است و نباید به این مساله ورود کرد. در سال 96 هم از ابتدا عده ای این ساز را کوک کردند که اصولگرایان بهتر است گزینه ای در انتخابات نداشته باشند یعنی از نگاه آنان رقابت «بی فایده» بود! اما امروز می توانیم ببینیم که رای آوری 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر هم «بی سابقه» بوده است. روحانی با برجسته کردن آزادی های فرهنگی و اجتماعی رای آوردعلت پیروزی روحانی و رای 24 میلیونی او را چه می دانید؟شواهد و قرائن متعدد نشان دهنده آن است که بیشتر رای ها به حجت الاسلام روحانی به دلیل برجسته شدن آزادی های فرهنگی و اجتماعی است نه به خاطر عملکرد اقتصادی دولت یازدهم. اقدامات نادرست قوه قضائیه و شورای نگهبان ربطی به اصولگرایان نداردیکی از نقدهایی که همواره درباره اصولگرایان مطرح بوده عدم عملکرد مناسب در برخی از مناصب و نهادهای زیرمجموعه خودشان است.نقش اصلی برای برطرف شدن مشکلات مردم بر دوش دولت خواهد بود. درست است که بسیج، سپاه، بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفان و کمیته امداد در این زمینه وارد می شوند و کمک می کنند ولی از باب ناگزیری و ضرورت حاد وارد این عرصه ها می شوند. البته شاید یکی از اشکالاتی که همواره به اصولگرایان نسبت داده شده، این است که بار ضعف نهادها بر دوش اصولگرایان بوده، در حالی که جریان اصولگرایی یک جریان سیاسی است یعنی در عین حال که موید نظام و در مسیر امام و رهبری گام برمی دارد و از ارکان نظام با صراحت حمایت می کند به این معنا نیست که مثلا هر مشکلی در قوه قضائیه یا شورای نگهبان باشد، جریان اصولگرایی باید هزینه آن را بپردازد. صداوسیما روابط عمومی دولت شده استجریان اصولگرایی تاکنون مرزبندی با عملکرد نامناسب قوه قضائیه داشته است؟به ندرت اتفاق افتاده که ایرادات را مطرح و به جد انتقاد نکند. مثلا صداوسیما در این چهار سال در دست جریان اصولگرایی بوده یا بیشتر با دولت همراهی داشته است؟ روند برنامه های صداوسیما به گونه ای بوده است که درمجموع نتیجه به نفع آقای روحانی رقم خورد و ایشان انتخاب شد.البته ما هیچ گاه نمی خواهیم مانند اصلاح طلبان افراطی نقش اپوزیسیون را ایفا کنیم. در عین حال که نقاط قوت نهادهای حاکمیتی را بیان می کنیم و حمایت لازم را دربرابر هجمه های ناجوانمردانه انجام می دهیم. اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنندآیا نقد مشخص و روشن از دستگاه ها جزء برنامه های آینده اصولگرایی است؟به عنوان فردی که سال های سال در جریان اصولگرایی بودم، فکر می کنم باید در مواردی تجدید نظر صورت گیرد و باید برخی از ملاحظات نادرست را کنار بگذاریم. به عنوان مثال اگر در جایی قوه قضائیه در برخورد با دانه درشت ها کوتاهی و مماشات می کند ما باید پیشگام مطالبه گری باشیم و طلایه دار امر به معروف و نهی ازمنکر شویم. مدل جمنا برای اولین بار در کشور شکل گرفتبه نظر شما مدل جمنا توانسته است پاسخگوی نیازها باشد؟ برخی نقدها به این مجموعه وارد بود که می گفتند در راس تشکیلات حلقه بسته ای وجود دارد.جبهه مردمی یک هیات موسس داشت که گام به گام به سمت فراگیری و مردمی شدن حرکت کرد و برای اولین بار این شیوه در کشور عملیاتی شد که حدود سه هزار نفر از سراسر کشور در یک تجمع ملی اتخاد تصمیم کنند. عملکرد جمنا خالی از اشکال نبودالبته انتخاب آن سه هزار نفر هم قدری سوال ایجاد کرد.ممکن است اشکالات، ضعف ها و نقدهایی وجود داشته باشد، به هر حال خالی از اشکال نبود اما در نوع خود این حرکت بی نظیر بود. مثلا در گذشته می گفتیم پنج نفر از شورای هماهنگی بنشینند و تصمیم گیری کنند یا ترکیب های گوناگونی مانند ۵+۶ پشت درهای بسته تصمیم گیر بودند.رای گیری ها درست بود؟بعد از شمارش آقای حاجی بابایی حرف و حدیث هایی مطرح بود که حتی با بازشماری آرا نیز ادامه پیدا کرد.براساس مکانیسم اعلام شده، سعی بر این بود که رای گیری به درستی انجام شود. بله، یک مورد بود که رسیدگی شد و ایشان در جمع پنج نفر اول قرار گرفت. برای نشست 17 فروردین با آقای رئیسی صحبت شدگفته شده که پنج فروردین اعضای جمنا نزد آقای رئیسی رفتند و موافقت ایشان را برای حضور در انتخابات گرفتند، یعنی دقیقا قبل از 17 فروردین و برگزاری انتخابات جمنا، آیا این صحت دارد؟بالاخره باید با کاندیداها صحبت می شد تا بدانیم جدی کاندیدا هستند یا خیر. از 22 نفر به 21 نفر رسیدیم و رای گیری بین 21 نفر انجام شد. درخصوص آقای رئیسی عده ای تردید می کردند و بعضی هم می گفتند قطعا حضور دارد لذا لازم بود با ایشان صحبت شود تا تعیین تکلیف شود.این امر باعث نارضایتی در اعضای مرکزی جمنا شد؟خیر. بحثی نبود. از ابتدا که نام آقای رئیسی مطرح شد هم در اولین مجمع ملی بیشترین رای را داشتند.بنا نبود قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی جمنا شودبرخی ها شبهه ایجاد کردند که در ابتدا هیات رئیسه تصمیم گیری کردند و بعدا اعلام شد.خیر. از همان ابتدا بعضی دوستان اصولگرا و احزاب جبهه مردمی را متهم می کردند که می خواهند آقای قالیباف را گزینه نهایی کنند و می گفتند گزینه شما معلوم است و همه این حرکات و اقدامات صوری و نمایشی است. در ادامه دیدند اصلا بنا نبود آقای قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی شود.طبق نظرسنجی ها اگر آقای رئیسی کناره گیری می کرد احتمال داشت آقای قالیباف به مرحله دوم برود.نه چنین نبود. نظرسنجی های صداوسیما، بسیج و دانشگاه تهران مبنای کار بود. یکشنبه قبل از انتخابات هرسه نظرسنجی آرای آقای رئیسی را با فاصله بیشتری از قالیباف نشان می داد. اگر استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودیم وضع بهتر بودالبته اوایل که حضور آقای رئیسی نامعلوم بود آرای آقای قالیباف با فاصله قابل توجهی از دیگر کاندیداهای اصولگرا بیشتر بود. ولی بعد که کاندیداتوری آقای رئیسی جدی و تبلیغات ایشان گسترش یافت به تدریج از بقیه پیشی گرفت و اواخر از آقای قالیباف هم بیشتر شد. لذا تصمیم شورای مرکزی جبهه مردمی همراه واقع نگری و شرایط میدانی و به دور از حب و بغض و اعمال نظر شخصی اعضای شورای مرکزی بود، چون مهم نتیجه گیری بهتر بود نه اینکه ملاحظه افراد اصل باشد. برخی افراد که اظهار دلخوری و گلایه می کنند خودشان چقدر فعال بودند و به جبهه کمک کردند؟ اگرآستین همت را بالازده و استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودند قطعا وضع بهتری داشتیم.برخی در حرف ادعا داشتند همراه هستند و اظهار محبت هم می کردند اما عملا اقدامی ندیدیم. البته اگر فعالیت های غیبی داشتند ما بی خبر هستیم. {خنده}منتقدانی که فعالیت نمی کردند جزء شورای مرکزی هم بودند؟در شورای مرکزی کسی را ندیدم که با اصل حرکت جبهه مخالف باشد و اگر انتقاداتی هم اعضا داشتند در جلسات بیان می کردند. وظیفه اعضای شورای مرکزی جمنا هدایت جبهه بودمثلا به آقای حداد و برخی افراد که در شورای مرکزی بودند انتقاد می شد که چرا زمان انتخابات خوب وارد میدان نشدند.آنها هدایت کار را در جبهه برعهده داشتند و این وظیفه سنگین و پرزحمتی بود. مرتب جلسه برگزار می شد. کار را کم نبینید.فعالیت هایی پشت صحنه صورت می گرفت و ارتباطی که با افراد و احزاب و گروه ها بود کار زمان بری بود.یکسری از افراد می گویند جمنا مدلی از پایگاه بسیج بود. برخی دوستان می گفتند برخی ها لابی می کردند تا کمیته ها را در اختیار گیرند. مثلا در کمیته دانشجویی دانشگاه ها از بسیج دانشجویی افرادی حضور داشتند یا در برخی استان ها اعضا فقط از پایگاه بسیج و فرهنگیان بودند؟در اینکه برخی انتقادات وارد است هیچ تردیدی وجود ندارد. کسی نمی گوید هیچ ضعفی وجود نداشته است. زمانی که جبهه مردمی کار خود را رسمی شروع کرد تا انتخابات فقط پنج ماه فرصت بود. شما حساب کنید حرکت گسترده ای قرار است در سراسر کشور انجام شود، یک عملیات سنگین برای انتخابات انجام دهد و از قبل هم نبوده است و طی مدت پنج ماه می خواهد این کار سترگ را انجام دهد.مدل جمنا چه تفاوتی در سال 96 با انتخابات های سال 92و94 داشت؟ در انتخابات سال ۹۲ تفرقه حاکم بود و بدنه نیروهای اصولگرا و برخی فعالان و چهره های سیاسی به خاطر گلایه هایی که نسبت به ترکیب لیست داشتند به طور جدی وارد صحنه نشدند. سازوکار جبهه مردمی هرچند از نظر عده ای ایده آل نیست ولی در مشارکت دادن جمع زیادی از عناصر تاثیرگذار توفیق زیادی داشت. تبلیغات داخلی کاندیداها و هواداران شان در جمنا غیرقابل اجتناب بودلابی بازی در جمنا بوده است؟کاندیداها و هواداران شان علی القاعده دوست داشتند در شمار۱۰ نفر و بعدا هم جزء پنج کاندیدا قرار گیرند. لذا تبلیغاتی هم قبل از مجمع و روز نشست به طور پراکنده انجام شد که غیرقابل اجتناب بود. مسلما در آینده نیازمند ضوابط دقیق و نظارت بر اجرا هستیم که مشکلی پیش نیاید و مستمسکی برای گلایه ها وجود نداشته باشد.در جبهه واقعا تصمیمات مردمی گرفته می شود یا دوباره 10 نفر برای مردم تصمیم می گیرند؟ساختار جبهه باید به گونه ای طراحی و اساسنامه به صورتی تدوین شود که جامع باشد و تا حد امکان از اشکالات پیشگیری شود و کسانی که تاکنون با جبهه همکاری نداشتند مثل جبهه پایداری و بعضی اشخاص موثر، همراه شوند تا نتیجه بهتری حاصل شود. منتقدان جمنا وارد گود شوندبرخی اذعان داشتند سهم خواهی در جمنا وجود دارد.بهتر است منتقدان وارد گود شوند و نظرات و پیشنهادهای خود را برای تصحیح و تکمیل ارائه دهند و اگر تصور می کنند اشکالاتی وجود دارد برطرف کنند. در ریاست جمهوری اصل بر رسیدن به کاندیدای مورد وفاق بود و سهم خواهی معنا نداشت. احتمال حضور برخی کاندیداها در شورای مرکزی جمنااحتمال تغییر اعضای شورای مرکزی جمنا وجود دارد؟پیشنهاد تغییر و ورود برخی شخصیت ها که قبلا به خاطر کاندیداتوری نمی توانستند عضو شورا باشند مطرح شده که باید مجمع ملی تصمیم بگیرد. 3 هزار نفر مجمع جمنا به 1200 نفر می رسدآیا سه هزار نفر اصلاح و مجمع عمومی به نخبگان اختصاص پیدا می کند یا همچنان به همین صورت باقی می ماند؟عدد سه هزار نفر احتمالا به 1200 نفر کاهش یابد و نحوه انتخاب آنان کاملا منقح شود که بازگو کننده نظرات بدنه اجتماعی نیروهای انقلاب باشند. امیدواریم تا دور بعد شاهد ارتقای کیفی فعالیت ها باشیم.دور بعد منظور انتخابات 98 است؟بله. وقتی ساختار و ساز وکار اجرایی درست طراحی و نظرات نخبگان و صاحب نظران لحاظ شود فعالیت ها با اتقان، تاثیرگذاری و فراگیری بیشتری انجام خواهد شد.وزن احزاب و جریانات در جمنا چطور است؟اکثر تشکل های ارزشی با وجود برخی سختی ها و مشکلات همراهی داشتند.در انتخابات 96 که قدری همراهی نشد اما در انتخابات آینده قرار است همراهی باشد؟بنابر این است که همه جریانات سیاسی، تشکل ها و فعالان و افراد موثر را مجدد دعوت کنیم و گروهی از لیست جا نماند. با جبهه پایداری گفت وگو می کنیم تا در جمنا حضور یابدبه عنوان مثال با جبهه پایداری صحبتی شده است؟بله، گفت وگوها در جریان است. روش کار جمنا با شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان متفاوت استاینکه احزاب نظر بدهند یعنی همانند شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان که 10 سهمیه به اعتماد ملی و... می دهد شما هم به احزاب و جریانات اصولگرا سهم بدهید؟خیر. روش کار ما با اصلاح طلبان متفاوت است. برای آنها اصل و محور احزاب و سهمیه بندی است ولی انتخاب شورای مرکزی جمنا با رای مجمع ملی است.با وجود آنکه می دانستید یکی از ضعف های دولت یازدهم بحث اقتصادی است چرا یکی از کاندیداها که می توانست در بحث های اقتصادی مسلط باشد و کمک حال در ایام مناظره جزء پنج نفر باشد همانند آقای نادران ورود نکرد؟ یا اگر بحث گفت وگو و تسلط گفتاری مطرح است چرا آقای ضرغامی حمایت نشد که جزء پنج نفر باشد؟ یا از آن پنج نفر که حداقل دو نفر جمنا را قبول نداشتند به عنوان مثال آقای رئیسی گفت من متعلق به همه هستم و هر کسی می خواهد از من حمایت کند یا آقای قالیباف متن جمنا را امضا نکرد، چرا از لیست پنج نفره خط نخوردند و جمنا باز هم روی آقای رئیسی و قالیباف تکیه داشت؟ما از حدود 50 نفر که برای کاندیداتوری پیشنهاد شده بودند شروع کردیم. به همه اقشار و استان ها و شهرستان ها اعلام شد کسانی را که فکر می کنید برای ریاست جمهوری مناسب هستند مطرح کنید.صریح بگویید که آیا چنین چیزی نبود؟ آقای قالیباف در برنامه جهان آرا اعلام کردند که به من فشار آوردند که من کاندیدا شوم و بعد با فشار کنار رفتم.به هرحال از 50 نفر پیشنهادی، هیات بررسی کننده 22 نفر را واجد حداقل شرایط دانستند که نسبتا شناخته شده باشند و احتمال تایید صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان باشد. این 22 نفر کسانی بودند که سابقه مدیریت ارشد داشتند یا نماینده مجلس بودند. بقیه هرچند افراد خوب و ارزشی بودند ولی تایید شدن آنها از سوی شورای نگهبان بلاشک منتفی بود. از ۲۲نفر تعدادی فعال تر وشناخته شده تر بودند و برای تبلیغ به استان ها و شهرستان ها سفر می کردند و برخی اصلا حاضر نبودند تلاشی کنند و می گفتند اگر قطعی شد و جزء پنج نفر قرار گرفتیم شروع می کنیم که جزء پنج نفر اول انتخاب نشدند و دلیل مهم آن کم کاری خودشان بود. پنج نفر که مشخص شد رئیسی و قالیباف گفتند سازوکار جمنا را قبول نداریم، عملا باید حذف می شدند. آقای ضرغامی هم نامه ای برای شورای مرکزی نوشت که اگر این دو نفر را قبول ندارند حذف شوند و افراد بعدی جایگزین شوند.وقتی رای گیری انجام شد و پنج نفر تعیین شدند بنا بر این بود که از پنج نفر به یک نفر برسیم نه اینکه اگر کسی انصراف داد فرد دیگری جایگزین شود و همین طور تا آخر پنج نفر باقی بمانند. قالیباف و رئیسی سازوکار جمنا را قبول داشتندآقای فتاح گفت من انصراف می دهم و من قرار نبود بیایم و اسم من را همین طور گذاشتند و بعد ایشان انصراف دادند و آقای حاجی بابایی آمدند. آقای حاجی بابایی گفتند رای گیری اشتباه بود و رای من بیشتر بود. اگر چنین بود چرا آقای قالیباف و رئیسی که قبول نداشتند حذف نشدند که دو نفر بالاتر قرار گیرند؟قبول داشتند و با هردو نفر جلسات متعددی برگزار شد.حتی نماینده به مجمع نفرستادند. آقای رئیسی نماینده نفرستادند.بله در مجمع عمومی شرکت نکردند ولی نمایندگان شان شرکت کردند.این طور که اعلام شده آقای فروزنده متن را برای آقای رئیسی می خواندند و ایشان می گویند آقای مرتضوی هم بخوانند. آقای مرتضوی هم می گویند اجازه دهید من بالا صحبت کنم و بعد آقای رئیسی شخصا خودشان تکذیب کردند.نشنیدم که شخصا تکذیب کنند. فتاح گفت با جمنا همکاری می کنمدر خبرگزاری فارس اعلام شد.بله از قول منبعی در دفتر ایشان،اعلام شد. علی ای حال مرتب با کاندیداها تماس داشتیم و در ارتباط بودیم و جلسه داشتیم و حتی با آقای فتاح صحبت شد و ایشان با صراحت اعلام کرد هر گونه همکاری که بتوانم انجام می دهم. تک تک آقایان به اهمیت و ضرورت کار جبهه اذعان داشتند و همکاری و تقویت جبهه را اصل می دانستند و درصدد تخطئه و تضعیف نبودند. البته اطرافیان گاهی اوقات مطالبی می گفتند که چندان مورد توجه قرار نمی گرفت.با توجه به اینکه دبیرکل حزب موتلفه جزء هیات مرکزی بود شاهد بودیم با اینکه آقای میرسلیم جزء پنج نفر نبود ثبت نام کرد.ظاهرا مستقل ثبت نام کرده بود.موتلفه حمایت کرد. عملا جمنا را زیر سوال بردند.آقای حبیبی و چند نفر از موتلفه بیانیه دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. موتلفه بیانیه داد و از رئیسی حمایت کرد نه از میرسلیمروز آخر بود که آقای میرسلیم هم تکذیب کرد.طبق گفته آقای حبیبی بیانیه ای دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. قصد ورود در مباحث داخلی موتلفه و اختلافات شان را ندارم اما اطلاعیه آقای حبیبی با باورها و مبانی موتلفه سازگاری بیشتری دارد. برای نمونه شعار همیشگی موتلفه به ویژه در انتخابات تبعیت از جامعتین(روحانیت مبارز و مدرسین) است که هردو جامعه از آقای رئیسی حمایت کردند. تصور بر این بود که میرسلیم هفته آخر انصراف می دهداین باعث نمی شود دیدگاه جمنا مثلا نسبت به حزبی تغییر کند مانند موتلفه؟تصور بر این بود که آقای میرسلیم هفته آخر انصراف می دهد باتوجه به پیوند این حزب با روحانیت. نسبت به ثبت نام میرسلیم در انتخابات گلایه هایی بودآقای میرسلیم در مجمع ملی جبهه جزء پنج نفر کاندیدای اول انتخاب نشد پس برچه مبنایی از اول ثبت نام کرد؟کسانی که خارج از روال جبهه ثبت نام کردند گلایه هایی را مطرح کردند که البته موجه به نظر نمی رسید. ولی از نظر قانونی نمی شد مانع ثبت نام کسی شد. نظام انتخابات که حزبی نیست بنا بر تفاهم و همدلی متقاعد شدن بود، همین مساله رسیدن به یک گزینه را مشکل می کند که لازم است راهکار مناسبی درنظر گرفته شود. اصلاح طلبان در چنین مواردی سازمانی عمل و فرد را طرد می کنند مثل برخوردی که با خانم الهه راستگو در شورای شهر کردند که این روش هم نوعی دیکتاتوری و سلب اختیار و اراده افراد است و نیروها ملزم به تبعیت چشم وگوش بسته از دستورات مرکزیت می شوند! میرسلیم می خواست رئیسی از او بخواهد که انصراف بدهدتذکری در شورای مرکزی جمنا به موتلفه داده نشد؟بله. در شورا این بحث ها همواره مطرح بود. طوری جلوه داده می شد که شما نگران نباشید و این قضیه حل و فصل می شود. همان طور که گفتم حزب موتلفه می گفت ما تابع جامعتین هستیم. در مورد عدم انصراف هم ظاهرا ایشان استدلال کرده بود در سفر مشهد با آقای رئیسی صحبت کرده ام و ایشان نگفته کنار بروم، طبیعی است که کمتر کسی حاضر می شود به کاندیدای دیگر بگوید کنار برود و بعد از انتخابات وامدار باشد!فکر می کردید آقای زاکانی ردصلاحیت شوند؟ سابقه ردصلاحیت هم داشت.باتوجه به سابقه موضوع این احتمال وجود داشت و مطرح هم شد که به خاطر نداشتن سابقه مدیریت اجرایی مثل دور قبل شورای نگهبان تایید نکند. پاسخ دوستان این بود که ایشان از جوانی درجنگ مسئولیت های خطیر و مهمی داشته و مدیریت در آن شرایط بحرانی به مراتب دشوارتر از وضع عادی است. مضافا اینکه در بسیج، مجلس و فعالیت های اجتماعی و سیاسی نقش موثر و ممتازی داشته ازجمله در هدایت و مدیریت طرح تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد اسلامی که در نوع خود بی بدیل است. درخصوص رجل سیاسی بودن ایشان هم باتوجه به چند دور نماینده مجلس بودن و حضور فعال در عرصه های سیاسی شائبه ردصلاحیت وجود نداشت.با توضیحاتی که به برخی اعضای شورای نگهبان داده شده بود انتظار می رفت وی تایید شود که درنهایت تصمیم شورا چیز دیگری شد.آقای بذرپاش و آقای حاجی بابایی چرا تایید نشدند؟در این خصوص هم بر عملکرد شورای نگهبان انتقاد جدی وجود دارد، انگار شورای نگهبان نقش مجمع تشخیص مصلحت را می خواست ایفا کند که آرایش سه به سه درست شود. در غیر این صورت تایید هاشمی طبا چه وجهی داشت یا انتخاب آقای جهانگیری که از اول معلوم بود نقشی جز تخطئه و تخریب رقیب و دفاع از گاف هایی چون حقوق های نجومی و فعالیت های انتفاعی اطرافیان وزرا همچون دختر وزیر آموزش و پرورش و نیز دستاوردتراشی برای دولت ندارد، بر چه مبنایی صورت گرفت و فردی چون دکترحاجی بابایی باسابقه پنج دوره نمایندگی و سابقه درخشان وزارت آموزش وپرورش چرا تایید نشد!این صحت داشت که آقای روحانی اول رد شده بود؟این را من نمی دانم و شورای نگهبان باید پاسخ دهد. ما در جمنا نگفتیم که بذرپاش ثبت نام نکندجمنا خواست آقای بذرپاش ثبت نام نکند؟خیر. ما هیچ تصمیمی در شورای مرکزی نگرفتیم. جوان بودن بذرپاش جرم نبوداحتمال رد صلاحیت بود؟تنها چیزی که مطرح می شد جوانی ایشان بودکه براساس آموزه های اسلامی و سنت پیامبر(ص)در نصب جوانان به مسئولیت های بسیار مهم، جوانی ...

ادامه مطلب  

ناگفته های میرسلیم از انتخابات  

درخواست حذف این مطلب
یکی از تفاوت های انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم با ادوار گذشته، حضور یک نامزد حزبی در صحنه رقابت ها بود؛ حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین تشکل های سیاسی کشور، سید مصطفی میرسلیم را به عنوان کاندیدای اختصاصی خود معرفی کرد. چندی بعد از معرفی او، شماری از اصولگرایان تشکلی به نام «جمنا» را پایه ریزی کردند که هدفش معرفی گزینه واحد از سوی این جریان بود. حزب مؤتلفه اسلامی هم با وجود داشتن یک نامزد حزبی در صحنه، اعلام کرد با «جمنا»یی که می خواست در نهایت به یک نامزد برسد، تعامل خواهد داشت. این در حالی بود که سید مصطفی میرسلیم از همان زمان اعلام موجودیت «جمنا» انتقاداتی را متوجه این نهاد کرد. او در گفت و گو با «ایران» از دلایل مخالفتش با «جمنا» می گوید؛ همچنین از تفاوت دیدگاهش با حزب مؤتلفه اسلامی که مقرر کرده بود او در مناظره ها درباره تخلفات منتسب به محمدباقر قالیباف شهردار اصولگرای تهران حرفی نزند. میرسلیم همچنین خبر داد پیش از تشکیل «جمنا» 50 نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری خواستار نامزدی سید ابراهیم رئیسی بودند و اصرار و پافشاری آنها بود که تولیت آستان قدس رضوی را به میدان رقابت آورد. ناگفته های مصطفی میرسلیم نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم را در زیر می خوانید...حزب مؤتلفه اسلامی بر خلاف ادوار گذشته، حضور فعال تری در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داشت و علاوه بر معرفی نامزد اختصاصی، جناب عالی که نامزد حزب بودید تا روز انتخابات در صحنه رقابت باقی ماندید. چه تحول و ضرورتی باعث شد تا مؤتلفه چنین رویکرد جدی ای به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوی داشته باشد؟ برآورد حزب مؤتلفه اسلامی ازشرایط عمومی کشور و وضعی که در آن به سر می بریم، این بود که قطعاً باید تحولی رخ دهد تا موجب بروز مشکلات اجتماعی نشود. بر مبنای اطلاعات دقیقی که از استان های کشور داشتیم، خسارت های مهمی احساس می کردیم. از نظرشرایط اقتصادی و اجتماعی نیز مشکلاتی وجود داشت که باید چاره جویی می شد. به نظرمان رسید که باید با حضور حزب هشدار لازم را در این زمینه بدهیم. چه خودمان برای ایفای تکلیف مسئولیت پیدا کنیم یا دیگران در قالبی که وجود دارد ایفای وظیفه نمایند، باید مشکلات گفته شود؛ زیرا نپرداختن به آنها مسائلی بغرنج تر در آینده می آفریند. هم اکنون نیز اگر دولت محترم به آن موارد نپردازد، نظام ما با مشکل مواجه خواهد شد. براین اساس اعتقاد ما این است که دولت دوازدهم باید موفق بشود؛ با اینکه رقیب ما بوده است. چون منافع ملی برتر از همه این رقابت هاست و باید به آن توجه کرد. بنابراین علت حضور ما این بود که احساس کردیم کفایت لازم در دولت یازدهم نبوده و باید به نحوی جبران شود. به همین دلیل در حد خودمان برای حضور در صحنه انتخابات اعلام آمادگی کردیم تا برای مسائل و مشکلات کشور چاره جویی کنیم. چه زمانی به «جمنا» دعوت شدید؟ما در حزب مؤتلفه از اردیبهشت ماه برای حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم گیری کردیم. هنوز تشکیلاتی تحت عنوان «جمنا» وجود نداشت، مگر در ذهن مؤسسان اصلی آن؛ ما خبر نداشتیم و اقدام مستقل خودمان را در حزب انجام دادیم. تشکیلات حزب شناخته شده است و معرفی نامزد فرایندی دارد که آن را طی کردیم. برای اصل حضور و مصداق نامزد، فرایندی چند ماهه طی شد و با نظرسنجی از استان ها، اعضای مجمع، دبیران و بعد هم در شورای مرکزی حزب تصمیم نهایی گرفته شد. در دی ماه سال ۹۵ به مشهد مشرف شدیم و آنجا تصمیم حزب اعلام شد. به موازات این، برخی از دوستان دیگر ما در جبهه اصولگرایان هم به فکر چاره جویی مسائل بودند و به سازماندهی جمعی به عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» مبادرت کردند. آنان مبنای خود را کار حزبی قرار ندادند، بنابراین از ابتدا به سراغ ما به عنوان حزب نیامدند؛ هر چند سراغ شخصیت های حزب آمدند. ما هم چون در نیت، آنان را با خود مشترک می دیدم، با این همکاری موافقت کردیم و گفتیم در استان ها هم این همکاری صورت بگیرد؛ زیرا نیت آنها را هم مثل خودمان اصلاح امور کشور می دیدیم؛ هر چند به لحاظ روش به آنان انتقاد داشتیم. همان طور که اشاره کردید، «جمنا»، متشکل از «افراد» بود اما مؤتلفه تأکید داشت به عنوان یک «حزب» وارد رقابت ها شود. با توجه به عدم تجانس فعالیت مشترک فرد و حزب که از همان ابتدا هویدا بود، مؤتلفه با چه استدلالی ورود به بحث امکان فعالیت مشترک انتخاباتی را با «جمنا» پذیرفت؟آیا چنین نکته ای در مذاکرات و رایزنی های درون حزبی مورد اشاره و بحث قرار گرفت؟بله؛ طبیعتاً همه مسائل در حزب قبل از تصمیم گیری بررسی می شود. در مجموع به این نتیجه رسیدیم که چون هدف مشترکی وجود دارد و نیت ما و آنان یکسان است، پس با این دوستان همکاری داشته باشیم و ضمناً به آنان بگوییم که پیشبرد صحیح این کار مستلزم طی کردن فرایند دقیق تشکیلاتی است؛ به آنان اعلام کردیم خوب است در سازماندهی خود از تجربه ما استفاده کنید که در بهترین وضع به نتیجه مطلوب برسید. شاید هم آنان عنایت کردند، اما این نقیصه تا آخر وجود داشت و اکنون هم هست و من خبر ندارم در آینده می خواهند چه کاری انجام دهند. به هر حال تفاوتی است که بین ما و «جمنا»جود دارد.«جمنا» از ابتدا اعلام کرده بود بنا دارد به«نامزد واحد» برسد؛ پیش بینی مؤتلفه این بود که مثلاً نامزد مؤتلفه می تواند نامزد نهایی باشد؟ و اگر نامزد دیگری معرفی می شد، قرار بود حزب چه واکنشی نشان دهد؟ما که نیازمند آن نبودیم در «جمنا» درباره ما تصمیم گیری شود.به هر حال یک جبهه شکل گرفته و اعلام شده بود که قرار است در فرایندی چند مرحله ای و با مکانیزم از پیش مشخص شده به «گزینه واحد» برسند؛ مؤتلفه هم از این هدف گذاری «جمنا» مطلع بود، پس طبیعتاً باید برای احتمالات مختلف، درون مؤتلفه بحث و پیش بینی لازم انجام می شد...بله، اعلام کردند ما هم به آنان پاسخ دادیم تصمیم گیری ای که در حزب انجام می دهیم، مستقل از نظراتی است که در جمنا اعلام می شود و در نهایت شورای مرکزی حزب باید تصمیم بگیرد. لذا ما از دادن تعهد شخصی خودداری کردیم. می دانید که آنان با تمام کسانی که نامزد می شدند یا نامزدشان می کردند این مذاکره را داشتند تا متعهد شوند اگر تصمیم گیری شد که کنار بروند، همراهی و تبعیت کنند.با توجه به اصرار حزب مؤتلفه به تصمیم گیری مستقل از سویی و تأکید «جمنا» برای معرفی نامزد واحد، تعامل مؤتلفه و «جمنا» برای کار مشترک انتخاباتی همچنان مبهم به نظر می رسد...درست است؛ مبهم است، بود و تا آخر هم مبهم ماند. چون تشخیص اینکه چه کسی باشد و چه کسی نباشد یا چه کسی بماند و نماند، سازوکار می خواهد. در مورد این ابهام در حزب مؤتلفه بحثی نشد؟بله. بحث شد.این بحث به نتیجه مشخصی هم رسید؟نه؛ تا آخرین لحظه به نتیجه مشخصی نرسیدیم. من خودم با نامزد نهایی جمنا که آقای رئیسی بود، صحبت کردم و هر دو به این نتیجه رسیدیم که بهتر است، هر دو در صحنه رقابت انتخاباتی باقی بمانیم.این جمع بندی شما و نامزد نهایی «جمنا»، قاعدتاً، مربوط به واپسین روزهای رقابت انتخاباتی است؛ سؤال مشخص من درباره ابتدای مذاکرات تعامل بود. بعد از اینکه نام شما به عنوان نامزد حزب مؤتلفه اسلامی اعلام شد، از طرف «جمنا» چه کسی وظیفه مذاکره کننده با شما را ایفا کرد؟شورای مرکزی «جمنا» هنوز تشکیل نشده و هیأت اولیه مشغول سازماندهی بودند. فکر می کنم اواسط دی ماه از بنده دعوت کردند که با آنها صحبت کنم.در آن جلسه چه افرادی حضور داشتند؟اکثرشان بودند. غیر از یکی دو نفر که در مسافرت بودند.محورهای بحث آن جلسه چه موضوعات و نکاتی بود؟آنان می خواستند ببینند برنامه و هدف ما برای انتخابات چیست و چگونه می خواهیم در انتخابات حاضر شویم؛ خب ما برای آنها برنامه، تدابیر و نحوه حضور خود را شرح دادیم. سپس پرسیدند:«آیا موفق به رأی آوری می شوید؟» و من پاسخ دادم: «شخصاً پانصدهزار رأی دارم. اگر در چارچوب حزب مؤتلفه باشد، آرای من می تواند به دو تا چهار میلیون رأی برسد و اگر همه شما دوستان همکاری کنید می توانیم تا به دست آوردن 40 درصد کل آراء را تضمین کنیم؛ باقی هم بستگی به شرایطی دارد که پیش می آید».با توجه به سخنان شما در آن جلسه، در واقع، پیشنهاد مشخص شما این بود که شما به عنوان نامزد مؤتلفه، گزینه نهایی «جمنا» برای انتخابات ریاست جمهوری باشید. این برداشت درست است؟بله؛ دعوتشان هم کردم؛ به آنها گفتم با توجه به نکاتی که تصمیم گیری کرده اید، خوب است که در شورای مرکزی حزب بیایید و با ما هم مذاکره کنیم و ان شاءالله به نتیجه برسیم. واکنش آنها چه بود؟ظاهراً استقبال کردند، اما در عمل، ترتیب اثر ندادند. قطعاً آنها هم برنامه شان را اعلام کردند...بله. برنامه شان مشخص بود و می خواستند بر همان مبنا از ما هم تعهدی بگیرند که اگر به این نتیجه رسیدند که ما هم کنار برویم، طبق تعهد داده شده، کنار برویم. من هم گفتم تصمیم گیری با شورای مرکزی حزب مؤتلفه است و من نمی توانم از طرف آنها قولی بدهم.وقتی محتوای مذاکره خود را با «جمنا» در شورای مرکزی مؤتلفه مطرح کردید، واکنش اعضا چه بود؟ چون در رسانه ها به نقل از اعضای حزب عنوان شد که تعهد نمی دهند... فرایند ما دوگانه نبود؛ وضعیت روشن بود.اگر شکاف، چنین عمیق بوده و هر دو طرف از مواضع خود کوتاه نمی آمدند، چرا مؤتلفه و «جمنا» روند و مذاکره انتخاباتی را ادامه دادند؟ شکاف به تشکیلات برمی گردد به مسائل سیاسی برنمی گردد.وقتی مؤتلفه از نظر تشکیلاتی و معرفی نامزد با «جمنا» نقطه اشتراکی نداشتند و این نکته از همان ابتدا هم واضح بود، ادامه مذاکره و تلاش برای رسیدن به تعامل، متکی به چه منطق و استدلالی بود؟ تعاملی شکل نگرفت.اما در اعلام نتایج رأی گیری اولیه «جمنا» برای معرفی نامزدها، اسم شما به عنوان نفر چهاردهم اعلام شد... خیر؛ هیچ وقت اسم من نبود. شایعات است. بعد از آن حتی از بنده دعوت هم نشد.ولی خبر نتایج این رأی گیری «جمنا» و قرار گرفتن نام شما در رده چهاردهم در رسانه های رسمی مثل خبرگزاری ها منتشر شد؛ نکته اینجاست که چرا مؤتلفه به این خبر که انتشار گسترده ای هم داشت، واکنش نشان نداد و آن را تکذیب نکرد؟ اصلاً قرار به ۱۴ نفر نبود و هدف رأی گیری معرفی ۱۰ نفر بود. من هم به همان جلسه ای که گفتم، رفتم.در آن برهه، شما در گفت و گویی درباره احتمال «مهندسی آرا» در انتخابات درونی «جمنا» هشدار دادید. این انتخابات را سالم و شفاف می دانید یا مهندسی شده و هدایت شده؟بحث اصلی ما همین بود؛ گفتیم اگر قرار است یک مجمع عمومی تشکیل شود، دعوت از اعضا برای شکل دادن مجمع عمومی قواعدی دارد. چگونه این ها از استان های مختلف جمع شدند؟ شما همین طوری حکم دادید؟گزینشی برخورد کردید؟ یا از میان حاضران انتخاب صورت گرفته است؟ تشکیل مجمع عمومی قواعدی دارد؛ اگر مراعات شود اعتبار رأی گیری بیشتر می شود. در غیر این صورت حالت خصوصی به خود می گیرد. این نکته ای بود که ما بحث داشتیم.آنها برای جلب اعتماد شما چه توضیحی دادند؟هیچگونه توضیحی ندادند و دنبال جلب اعتماد ما نبودند و برنامه شان را به روالی که تشخیص می دادند، ادامه دادند. الان، چه جمع بندی ای دارید؟ انتخابات «جمنا» برای تعیین مجمع عمومی و نامزدها قابل اعتماد بود؟ ما با توجه به شناختی که داریم، معتقدیم آن نحوه گردآوری افراد در مجمع عمومی اشکال داشت. با معیارهای ما سازگار نبود. ما اینگونه کار نمی کنیم. اعضای جمنا با وجود واگذاری نتیجه انتخابات می گویند این تشکل تجربه موفقی بود و باید این تشکیلات را ادامه دهیم. چنین برداشتی را می پذیرید؟ما از مبنا با این نوع اقدام تشکیلاتی موافق نیستیم.چرا موافق نیستید؟ وقتی تصمیم جمعی اصولگرایان این است که... تکلیف یک تشکیلات باید به شکل قانونی مشخص باشد؛ وقتی ما می گوییم حزب مؤتلفه اسلامی قانون آن را تعریف کرده است؛ وقتی می گوییم «جبهه پیروان خط امام» باز این متشکل از احزاب است. ولی یک جبهه ای به نام «جمنا» ایجاد شده که نه متشکل از احزاب است و نه هنوز تکلیف ثبت قانونی آن مشخص است؛ باید بنشینند و خیلی موارد را درست کنند تا به قول خودشان این تجربه موفق، موفق تر شود.«جمنا» و حامی آن کسب ۱۶ میلیون رأی در انتخابات اخیر را سند موفقیت خود می دانند. نظر شما چیست؟بله؛ این میزان رأی قابلیت خوبی است.«جمنا» ملاک ارزیابی فعالیت انتخاباتی را تعداد آرا می داند و با همین شاخص نتیجه می گیرد که روش هم درست بوده، شما تأیید می کنید که رأی آوری اصولگرایان خوب بوده اما منتقد روش «جمنا» هستید. چگونه می توان تعداد آرای کسب شده را موفقیت دانست اما روش گزینش نامزدی که آن تعداد آرا را جذب کرده، نادرست دانست؟ خیر، من بنا را به نتیجه نمی گذارم. اصلاً اعتقاد ندارم تعداد رأی ملاک حق است. حق چیز دیگری است.اما در انتخابات همواره تعداد آرای جذب شده از ملاک های اصلی ارزیابی است؟ بله ،عملاً ملاک است و چاره بهتری هم نداریم؛ اما به این معنا نیست که فرد انتخاب شده، حقانیت هم دارد. اجازه بدهید یک بار دیگر این نکته را تکرار کنم اما اگر «جمنا» بگویند ما با این روش نامزدی را انتخاب کردیم که این میزان رأی آورده، بنابراین روش ما درست است، این در تعارض با حرف شماست که تعداد آرای نامزد نهایی «جمنا» را خوب می دانید روش آنها را درست نمی دانید... ولو اینکه رأی هم بیاورد درست نیست؛ چون ما قبول نداریم به هر شکلی رأی آورده شود.یعنی معتقدید راه رأی آوری نامزد «جمنا»، درست نبوده؟بله، روش های رأی آوری که اتخاذ شده بود از نظر ما درست و مقبول نبوده است. در هیچ کدام از طرف ها. به اصولگرایان هم توصیه می کنیم این روش ها را تکرار نکنند.پیش بینی بسیاری از ناظران این بود که شما دقیقه 90 انصراف می دهید و گمانه زنی آنان این بود که مؤتلفه دنبال سهم از دولت آینده است. درباره حضور در دولت احتمالی نامزد نهایی «جمنا»، پیشنهاد مشخصی به شما شد؟ از طرف دوستان ما در «جمنا» پیشنهاد رسمی به ما نشد. اما غیررسمی روز بیست و هفتم اردیبهشت به ما اعلام شد که خوب است اتحادی پدید بیاید؛ نظر ما این بود که نه، اتفاقاً این مناسب نیست.چه کسانی این پیشنهاد را دادند؟دوستان ما در «جمنا» این پیشنهاد و خبر را به ما دادند. این پیشنهاد را به آقای قالیباف هم دادند که آقای قالیباف زیربار رفت و پذیرفت به نفع آقای رئیسی کنار برود.گفته شد به آقای قالیباف پیشنهاد شده کنار بروند و در صورت پیروزی آقای رئیسی، معاون اول شوند...من خبر ندارم.به شما هم پیشنهاد پست و مقامی در کابینه داده شد؟ اصلاً پیشنهادی به ما نشد.یعنی فقط گفتند بی قید و شرط کنار بروید؟ رسماً نگفتند کنار بروید ولی پیغام دادند؛ برخی از اعضای شورای مرکزی مؤتلفه که در شورای مرکزی «جمنا» هستند، تمایل آنها را به ما منعکس کردند. در شورای مرکزی بحث کردیم؛ چون تصمیم گیری شخصی نیست که دو یا سه نفر بگویند این کار را انجام دهید. وقتی شورای مرکزی حزب مؤتلفه، یک نفر را به عنوان نامزد ریاست جمهوری انتخاب می کند، همان شورا باید بگوید آیا به مصلحت است که آن نامزد انصراف دهد یا نه؟ شورای مرکزی همچنین چیزی را تصویب نکرد؛ تمایل «جمنا» این بود که ما کنار برویم اما شورای مرکزی حزب این تصمیم را نگرفت. با آقای قالیباف هم مذاکره ای داشتید؟من اصلاً با آقای قالیباف صحبت نکردم. چون آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. اما اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.چرا اعتقاد ندارید؟ به دلیل برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم. در مورد آقای رئیسی هم همین دیدگاه را داشتید؟خیر؛ وضع آقای رئیسی فرق می کند؛ او اهل خلاف نیست، اما او یک عنصر قضایی در کشور است. با وجود این، معمولاً کسی که در صحنه نظامی، قضایی و اطلاعاتی فعال بوده ، نباید وارد صحنه سیاسی شود. یک قاضی معمولاً به دلیل نوع کارش، پنجاه درصد موافق و پنجاه درصد مخالف دارد. قاضی رأی می دهد، نمی شود دل همه را به دست بیاورد؛ باید تصمیم گیری کند؛ طبیعی است. یک عنصر قضایی نباید خود را در معرض آرای عمومی قرار دهد. با آقای رئیسی در دوره رقابت انتخابات گفت و گویی داشتید؟در دوره انتخابات با ایشان صحبتی نداشتم؛ البته قرار بود ما بعد از اعلام نامزدی من در مشهد، با ایشان دیداری داشته باشیم که انجام نشد؛ اگر انجام می شد، صحبت می کردیم.چرا انجام نشد؟ ما وقت گرفته بودیم؛ ظاهراً ایشان گفته بودند که در سفرند و برنامه دیدار ما لغو شد. ایشان تولیت آستان قدس رضوی را داشتند و ما هم نمی دانستیم ایشان قصد نامزدی دارند؛ اما احتمالاً تصمیم را در دی ماه ۹۵ گرفته بودند. اگر تصمیم مشخص بوده که فراخوان «جمنا» ظاهرسازی می شود... ما خبرنداشتیم. بعداً فهمیدیم عده ای در مجلس خبرگان متمایل به آقای رئیسی بودند که به عنوان یک شخصیت روحانی، از خانواده سادات و معتمد می تواند نامزد موجهی باشد و در مقابل آقای روحانی جایگاه خوبی به دست آورد. تشخیص آنها با توجه به نتیجه آرا، ضعیف نبود. اما این تصمیم گیری در دی ماه رو نشده بود.یک ایرادی به اصولگرایان مطرح می شود این است که چطور جناحی با این قدمت و سابقه کار در نهایت به دو نامزدی می رسید که یکی مثل آقای رئیسی اصلاً در صحنه سیاسی نبوده و ناگهان نامزد نهایی می شود و دیگری، آقای قالیباف که در کارنامه خود شکست های متعدد انتخاباتی داشته.چرا باید یک جناح با سابقه و ریشه دار به نقطه ای برسد که در زمان انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری، ناگزیر شود با نامزدی ناشناخته یا با نامزدی که قبلاً دو بار از مردم جواب منفی گرفته، وارد صحنه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری شود؟اولاً یک نفر می تواند ۱۰ بار هم از ملت رأی نیاورد و دفعه یازدهم رأی بیاورد؛ به شرط آنکه پشتوانه حزبی داشته باشد. با نکته ای که درباره آقای قالیباف اشاره کردید موافقم. دو بار شکست خورده بود و پشتوا ...

ادامه مطلب  

دستورالعمل اقتصادی از امام صادق (ع)  

درخواست حذف این مطلب
شیعه نیوز: داستانی است که در کافی مرحوم کلینی در رابطه با امام صادق علیه السلام آمده است: یکی از اصحاب امام صادق شخصی به نام عبدالرحمان بن سیابه است.پدرش از اصحاب حضرت بود. می گوید: پدرم که از دنیا رفت، یک کسی از دوستان پدرم در خانه ما را زد. به من تسلیت گفت و سؤال کرد: آیا پدرت ارثی به جا گذاشته است؟ گفتم: نه، ما وضع مالی مان خوب نبود. هزار درهم به من داد و گفت: این را حفظ کن و با آن کاسبی کن و از سودش استفاده کن. نگذار سرمایه ات از دست برود.می گوید: نزد مادرم آمدم و گفتم و مادرم هم خوشحال شد. فردای آن روز رفتم یکی دیگر از دوستان پدرم را پیدا کردم. گفتم: یک چنین پولی به من رسیده است. او هم یک مقدار پارچه ابریشمی برایم خریداری کرد و یک مغازه ای برایم گرفت و روزی زیادی خدا نصیب ما کرد. پدر از دست رفته بود و این دو رفیق پدر یک کمکی کردند و وضع ما خیلی خوب شد.فصل حج که رسید به ذهنم رسید حج خانه خدا بروم. گفتم: حالا که اوضاع خوب است، پول حج هم داریم، به حج برویم. به مادر گفتم: تصمیم دارم حج بروم. گفت: پسرم اول هزار درهمی را که رفیق پدر داده تسویه کن و بعد به حج برو.سراغ رفیق پدرم آمدم، هزار درهم را دادم. نگاهی کرد و تعجب کرد. گفت: هزار درهم کم است؟ من بیشتر به تو بدهم؟ گفتم : نه پول با برکتی بود. وضع ما خوب شده است. می خواهم حج بیت الله بروم و آماده ام پول شما را پس بدهم. پول را دادم و با سود پول هایی که بدست آورده بودم به حج بیت الله الحرام رفتم.از حج که برگشتم به مدینه خانه امام صادق(علیه السلام) آمدم. جمعیتی نشسته بودند، من یک جوانی بودم و سن و سالی نداشتم. یک گوشه مجلس نشستم تا دیگران سؤالاتشان را از امام صادق(علیه السلام) بپرسند.جمعیت که رفتند و خلوت شد، حضرت به من اشاره کردند که سؤالی داری؟ خدمت حضرت رفتم و گفتم: من پسر فلانی هستم. پ ...

ادامه مطلب  

چرا شیعیان عراق قبل از انتخابات ائتلاف نکردند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مجله اینترنتیملکانه، انتخابات پارلمانی عراق در سال ۲۰۱۸ دومین انتخابات پارلمانی این کشور بعد از خروج کامل اشغالگران آمریکایی از عراق در سال ۲۰۱۱ و چهارمین انتخابات بعد از سقوط رژیم صدام حسین به شمار می رود. این انتخابات قرار است در ۱۲ می سال جاری میلادی برگزار شود تا تکلیف ۳۲۸ کرسی مجلس نمایندگان عراق با آراء مردمی مشخص شود. اهمیت مجلس نمایندگان عراق از آنجا مشخص می شود که این مجلس وظیفه انتخاب نخست وزیر و رئیس جمهور آینده را بر عهده دارد. در رابطه با زمان برگزاری انتخابات پارلمانی عراق، حرف و حدیث های زیادی مطرح شده است. برخی گروه های اهل تسنن که شرایط کنونی کشور را برای انجام انتخابات و تصدی تعداد کرسی های مناسب در مجلس نمایندگان به نفع خود نمی دانند، به بهانه های مختلف به دنبال تغییر زمان برگزاری انتخابات هستند. اما دادگاه عالی قانون اساسی عراق به همراه بیشتر شخصیت های مستقل عراقی اعلام کرده اند که زمان برگزاری انتخابات (اردیبهشت سال آینده) تغییر پیدا نخواهد کرد. انتخابات پارلمانی عراق اردیبهشت 97 برگزار می شودانتخابات مجلس نمایندگان عراق از طریق ارائه لیست های فراگیر با حضور احزاب مختلف برگزار می شود و استان های عراق به عنوان بخش های انتخابات مشخص می شود. علاوه بر این ها ۹ کرسی به اقلیت های موجود در داخل عراق اختصاص داده شده است که ۵ کرسی آن مختص مسیحیان بوده و صائبی ها، ایزدی ها و شبکی ها و کردهای فیلی نیز هر کدام یک کرسی در پارلمان عراق دارند. توزیع کرسی های پارلمان عراق برای استان های مختلف به شرح زیر است:نام استانتعداد کرسیاستان الانبار۱۵ کرسی استان بابل۱۷ کرسیاستان بغداد۶۹ کرسیاستان بصره۲۵ کرسیاستان دهوک۱۱ کرسی استان ذی قار۱۹ کرسیاستان دیاله۱۴ کرسیاستان اربیل۱۵ کرسیاستان کرکوک۱۲ کرسیاستان کربلا۱۱ کرسیاستان میسان۱۰ کرسیاستان المثنی۷ کرسی استان نجف۱۲کرسیاستان نینوا ۳۱ کرسیاستان قادسیه۱۱ کرسیاستان صلاح الدین۱۲ کرسیاستان سلیمانیه۱۸ کرسیاستان واسط۱۱ کرسیاقلیت ها۹ کرسیمجموع۳۲۹ کرسیانتخابات پارلمانی عراق پس از تحولات مهمی در این کشور برگزار می شود که تاثیرات قابل توجهی در روند چینش کرسی های پارلمانی خواهد داشت. مهمترین تحول در عرصه سیاسی و استراتژیک عراق را می توان ریشه کن کردن گروه تروریستی داعش در بخش های عمده این کشور در نتیجه فعالیت ارتش عراق و گروه های داوطلب مردمی دانست. این روند تغییراتی را در چینش های سیاسی احزاب مختلف حاضر در انتخابات ایجاد کرده و قطعا در اقبال مردم به برگزاری انتخابات و انتخاب افراد مورد نظر نیز تاثیر گذار خواهد بود. **جمعیت عراق در حال حاضر نزدیک به ۳۹ میلیون نفر است که طبق اعلام کمیسون عالی انتخابات،۲۴ میلیون عراقی در این دوره حق رای دارند**اتفاق دیگری که طی ماه های گذشته در این کشور شاهد آن بودیم، برگزاری همه پرسی خودخوانده جدایی اقلیم کردستان عراق و شکست روند آن در نتیجه اختلافات موجود میان جریان های کرد بود. این طرح با اقدام دولت عراق در ممنوع کردن پرواز در فرودگاه های اقلیم کردستان و ایجاد تدابیر امنیتی و نظامی در منطقه کرکوک و سایر مناطق مورد تنازع بین دو طرف با شکست مواجه شد، اما قطعاً تأثیرات قابل توجهی در انتخابات پارلمانی آینده خواهد داشت.**ائتلاف های انتخاباتی عراقبا پایان زمان ثبت نام گروه های مختلف برای نامزدی در انتخابات ، طبق اعلام کمیسیون انتخابات عراق، ۲۷ ائتلاف انتخاباتی به منظور مشارکت در صحنه انتخابات آینده عراق (پارلمانی و شوراهای استانی) ثبت نام کردند. این ائتلاف ها از ۱۴۳ حزب و جریان سیاسی تشکیل می شوند و ۶۱ حزب دیگر نیز به صورت مستقل در انتخابات مشارکت خواهند داشت که جمعا به ۲۰۴ حزب و تشکل سیاسی می رسد.یکی از مهم ترین ویژگی های ساختاربندی احزاب در عرصه انتخابات جاری، تکثر ائتلاف های انتخاباتی شیعیان است که در مقایسه با دوره های پیشین بی سابقه است. طی این دوره، ائتلاف های انتخاباتی شیعیان به ۵ گروه مهم رسیده است. البته اهل تسنن و کردهای عراق نیز اوضاع مساعدی در ماههای منتهی به انتخابات پارلمانی در عراق ندارند.انتخابات عراقجمعیت عراق در حال حاضر نزدیک به ۳۹ میلیون نفر است که طبق اعلام کمیسون عالی انتخابات،۲۴ میلیون عراقی در این دوره حق رای دارند و این آراء در ۱۸ حوزه انتخابی متناسب با تعداد استان های این کشور توزیع می شود و سهم هر یک از استان ها با توجه به جمعیت آن استان بین ۷ تا ۳۴ نماینده را شامل می شود.سیستم برگزاری انتخابات در عراق در این دوره بر اساس قانون سانت لیگوی طراحی شده و عدد ۱.۷ به عنوان عدد مبنا در نظر گرفته شده است. این امر تا حدی به نفع ائتلاف های بزرگ خواهد بود، لذا در انتخابات ۲۰۱۸ عراق، ائتلاف های بزرگ شانس بیشتری برای پیروزی و کسب آرای بیشتر در انتخابات خواهند داشت.ائتلاف های بزرگ انتخاباتی1- ائتلاف های انتخاباتی شیعیانالف) ائتلاف نصر و اصلاح: ریاست این ائتلاف بر عهده حیدرالعبادی نخست وزیر عراق می باشد. این ائتلاف بیش از ۲۰ حزب و تشکل سیاسی را در خود جای داده است. در حال حاضر برجسته ترین احزاب و جریان های سیاسی عضو ائتلاف نصر، شامل حزب “فضیلت”، جنبش “مستقلون” به ریاست “حسین شهرستانی” و جریان “اصلاح” به ریاست “ابراهیم جعفری” و فراکسیون “عطاء” به ریاست “فالح فیاض” و دیگر شخصیت ها و نیروهای سیاسی از جمله وزیر سابق دفاع “خالد العبیدی” که ریاست جنبش “بیارق الخیر” را بر عهده دارد و همچنین حزب “معاهدون” به ریاست رئیس دیوان وقف سنی “عبداللطیف الهمیم” و حزب “الوفاء” به ریاست “قاسم الفهداوی” می باشد.حیدرالعبادیاحزاب حاضر در ائتلاف نصر و اصلاح شامل ۲۰ حزب و گروه و تشکل است که عبارتند از: فراکسیون عراق النهضة و السلام به رهبری نواف سعود زید الجربا، حزب فصیلت اسلامی به رهبری عبدالحسین عزیز احمد الموسوی، فراکسیون المستقلون به ریاست حسین شهرستانی، حزب ترکمنی الحق المدنی به ریاست طورهان مظهر حسن المفتی، حزب اتحادیه اسلامی ترکمن های عراق به رهبری جاسم البیاتی، تجمع التنمیة به رهبری عادل عبدالسلام الصمیدعی، فراکسیون النصر و الاصلاح به رهبری حسام حسون الربیعی، فراکسیون الاستقرار به ریاست محمد حسن الجبوبی، جریان الاصلاح الوطنی به رهبری ابراهیم عبدالکریم الاشیقر، تجمع مقتدرون للسلم و البناء به ریاست بدر محمود الجبوری، حزب الثبات العراقی به رهبری عبدالرحیم جاسم الشمری، جنبش الوفاء العراقیة به رهبری عدنان عبد خضیر الزرفی، کنگره ملی عراق به ریاست اراس حبیب محمد الرحمانی، حزب انتفاضه شعبانیه به رهبری طالب عبدالوهاب الساعدی، جریان عدالت و توسعه به ریاست کریم عبدالرضا العلیاوی، جریان انتفاضیون به ریاست توفیق حمود الیاسری، جنبش عطاء به رهب ...

ادامه مطلب  

معاونت اقتصادی وزارتخارجه به «شوخی»شبیه است/اشتراکات«صدر»با ایران  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست؛ سید محمدمهدی توسلی، محمد مهدی ملکی: انتخابات پارلمانی در عراق و لبنان، تداوم بحران یمن، مساله آینده بحران بین المللی سوریه پس از هفت سال کشتار و ویرانی گسترده، پیشروی های جبهه مقاومت و پر رنگ شدن نقش آنها در دو بُعد سیاسی و عملیاتی و از طرفی شکست های جبهه استکبار و ایادی منطقه ای آنها به ویژه پس از دوران پاکسازی های انجام شده علیه تروریست ها، قطعاتی از پازل منطقه ای پر آشوب، حساس و راهبردی منطقه غرب آسیا است. به منظور بررسی بیشتر و تحلیل مناسب نسبت به وقایع اخیر منطقه ای و آشنایی هر چه بهتر با سیاست های جبهه استکبار و دشمنان جریان مقاومت در ابعاد بین المللی و منطقه ای، به سراغ سعدالله زارعی مدیر موسسه مطالعات اندیشه سازان نور و از کارشناسان ارشد مسائل غرب آسیا رفتیم و تلاش کردیم در قالب این گفتگو، شِمای دقیق و عمقی نسبت به مسائل جاری و آینده منطقه به طور خاص بدست آوریم. سعدالله زارعی کارشناس ارشد مسائل منطقه در ابتدای این گفتگو اظهارداشت: منظور حضرت امام از صدور انقلاب در واقع تکرار انقلاب در محیط منطقه ای و بین­ المللی بود، آنطور که ما با انقلاب اسلامی در ایران یکی از شعبه های بومی استکبار جهانی را ساقط کردیم، ملت های دیگر هم نمونه هایی از این دست را ساقط کنند و در واقع بستر بین المللی اصلاح شود و آماده تحول بزرگی باشد که ما با مسئله مهدویت و ظهور حضرت بقیه الله اعظم ممکن می دانیم.وی ادامه داد: کما اینکه حضرت امام در یکی از پیام هایی که در تاریخ سوم آذرماه سال ۱۳۶۷ خطاب به بسیج صادر فرمودند، در پیام خود از لزوم تشکیل هسته های مقاومت در سراسر جهان صحبت کردند و فرمودند مسلمانان باید به فکر تشکیل حکومت بزرگ اسلامی باشند، یعنی یک امت واحده براساس نگرش اسلام و نگرش های اصلاحی شکل بگیرد و در واقع ما دنیای دیگری در جنبه های مختلف داشته باشیم.زارعی با بیان اینکه امروز نمی توانیم در عراق صرفاً در مورد هسته یا هسته های مقاومت صحبت کنیم چرا که این هسته ها تبدیل به دولت و مجلس شده اند، بیان داشت: لذا ما یک گام جلوتر از تشکیل هسته های مقاومت هستیم.وی افزود: در سوریه هم به همین صورت، الان شما شاهد جبهه گسترده ای هستید که اسرائیلی ها به شدت نگران هستند و هر روز از اینکه سوریه بعد از تروریسم چه وضعیتی داشته باشد، صحبت می کنند، در لبنان نیز امروز شاهد هسته مقاومت نیستید، شاهد درخت تنومندی به نام حزب الله لبنان هستید که نه تنها تحولات امنیتی بلکه تحولات سیاسی را نیز رقم می زند.زارعی در خصوص انتخابات عراق به اشتراک مهم جریان مقتدی صدر با ایران اشاره کرد و اظهار داشت:صدر در موضوعاتی از دیگران به ما نزدیک تر بود و در موضوعاتی ممکن است دیگران از گروه صدر به ما نزدیک تر باشند. در چه مواردی صدری ها به نسبت دیگر طیف های عراقی به ما نزدیکترند؟ یکی از موارد مسئله نفوذ یا حضور آمریکا در عراق که ما به شدت حساسیت داریم و دخالت آمریکا در عراق را فاجعه بار می دانیم و هرگونه تسامح در این خصوص را هم برای عراق و هم منطقه و همچنین ایران خطرناک ارزیابی می کنیم.وی با اشاره به اینکه در بحث اینکه آمریکایی ها در عراق حضور نداشته باشند مقتدی صدر نزدیک ترین گروه به ایران است، گفت: این برداشت ما از حضور آمریکایی ها در عراق است که با تاریخ آمریکا و سرگذشت آمریکا تطبیق می کند، منتهی این برداشت ما را بعضی از طیف های عراقی ندارند. مقتدی صدر و گروه مقتدی صدر از جمله گروه هایی است که به شدت به این مسئله اعتقاد دارد، پس در بحث اینکه آمریکایی ها در عراق حضور نداشته باشند مقتدی صدر نزدیک ترین گروه به ایران است.کارشناس ارشد مسائل منطقه ادامه داد: همینطور در خصوص مسائل مرتبط با حوزه مرجعیت و روحانیت؛ ارتباط و اتصالی که صدری ها به مقوله مرجعیت دارند از بقیه بیشتر است، در مسائل مذهبی، صدری ها حساس تر از بقیه طیف ها هستند و این برای ما ارزشمند است و ما به عنوان یک موضوع مثبت به آن نگاه می کنیم.زارعی گفت: عکس العمل هایی که شیعه به طور طبیعی باید نسبت به رخدادهای بین الملل شیعه داشته باشد؛ به فرض ما در یمن، شاهد بمباران روزانه مردم مظلوم یمن از جمله زیدی های یمن که شیعه به حساب می آیند، هستیم، یا در بغداد شاهد فشار شدید رژیم آل خلیفه علیه شیعیان هستیم. در بین طیف های عراقی، گروهی که بیش از دیگران نسبت به این مسائل احساس مسئولیت می کند، موضع می گیرد، به خیابان می آید و موضوع را در سطح ملی پیگیری می کند، صدری ها هستند که به ما از این لحاظ نزدیک تر هستند.زارعی در بخش دیگری از گفتگو با مهر با بیان اینکه مدتهاست که شماتت از سعودی ها به خاطر جنگ علیه مردم یمن آغاز شده و در این مدت عربستان مرتب تحلیل رفته است، تصریح کرد: زمانی سعودی ها در کنار خود، قطر، کویت، سودان، جیبوتی و سومالی را داشتند اما الان این ها را ندارند، امروز صرفا اماراتی ها هستند که این ها هم گاه و بی گاه زمزمه مخالفتشان با سعودی ها بلند می شود.وی گفت: در رسانه ها می بینیم که یک مقام اماراتی به مقامات عربستانی کنایه می زند، تهدید می کند که ما از یمن می رویم، «بن دغر» را از عدن اخراج می کنند کسی که نخست وزیر منصوب سعودی ها و منصور هادی است که این ها نشان از آن دارد که اوضاع عربستان به مرور و مرتب و در حال فرسایش و به نوعی اضمحلال است. من فکر می کنم ممکن است جنگ ۵-۶ ماه دیگر هم طول بکشد ولی هرچه جلوتر می رویم توان سعودی ها برای حل مسئله کاهش پیدا می کند.کارشناس ارشد مسائل بین الملل در بخش دیگری از گفتگو با خبرگزاری مهر در مورد ساختار جدید وزارت خارجه و تشکیل معاونت اقتصادی در این وزارت خانه نیز گفت: ما کشوری هستیم که بایستی وزارت خارجه مان اساساً هویت اقتصادی داشته باشد، یعنی باید ۸۰ درصد وزارت خارجه مان، اقتصادی باشد و حداکثر ۲۰ درصد سیاسی و بقیه جنبه ها را داشته باشد. زیرا ما کشوری هستیم که به توسعه تجارت نیاز داریم و بایستی بتوانیم ایران را به وضعیتی که در یک زمانی در سطح بین المللی به عنوان یک کشور صادراتی مطرح بود، برگردانیم.زارعی افزود: کاری که در وزارت خارجه در جهت ایجاد یک معاونت اقتصادی صورت گرفته است، به نظر من بیشتر به یک «شوخی» شباهت دارد و تحت فشارها، معاونتی به نام «معاونت اقتصادی» ایجاد شده و هیچ مشاهده ای از کار هم در آن نداریم.متن کامل گفتگوی خبرگزاری مهر با سعدالله زارعی را در زیر می خوانید:* ابتدای بحث را با توجه به فرمایش حضرت امام شروع می کنیم که فرمودند ما باید انقلاب را صادر کنیم. امسال در چهلمین سال انقلاب هستیم و به نظر شما بعد از ۴۰ سال که از عمر انقلاب گذشته است، توانسته ایم انقلاب را صادر کنیم و تا الان چه نتایجی در منطقه و کشورهای اروپایی داشته ایم؟انقلاب اسلامی به عنوان یک پدیده بزرگ سیاسی و فرهنگی، خود به خود موقعیت انتقال به کشورهای دیگر و در بین ملت های دیگر را داشت. کما اینکه هر پدیده ای در این سطح و اندازه خود به خود انتقال پیدا می کند و گسترش می یابد.شما در طول این صد سال گذشته، می بینید که جنبش های به مراتب ضعیف تر از انقلاب اسلامی مثل جنبش ناسیونالیستی جمال عبدالناصر در سطح منطقه گسترش پیدا کرد و یا جنبش های مارکسیستی که اساسا فاصله بسیار زیادی از نظر عمق و معنابخشی و امیدآفرینی و بنیان های فکری با انقلاب اسلامی دارد، در یک دوره زمانی به سرعت گسترش پیدا کرده است؛ بنابراین این طبیعی است که اندیشه انقلاب اسلامی ایران در محیط بین المللی و به خصوص در محیط منطقه ای تلالو و درخشش داشته باشد و تعجب برانگیز باشد.منظور حضرت امام از صدور انقلاب در واقع تکرار انقلاب در محیط منطقه ای و بین­ المللی بود، آنطور که ما با انقلاب اسلامی در ایران یکی از شعبه های بومی استکبار جهانی را ساقط کردیم، ملت های دیگر هم نمونه هایی از این دست را ساقط کنندمنتهی آنچه که حضرت امام از صدور انقلاب اسلامی دنبال می کردند، یک صدور عام فرهنگی به مفهومی که پدیده هایی در تاریخ با این وضعیت می شناسیم، نبود. اینطور نبود که حضرت امام (ره) می خواستند ملت ها، انقلاب اسلامی ایران را بشناسند، همانطور که ده ها پدیده را می شناسند و احیانا آن هم مورد شناسایی ملت ها قرار بگیرد.منظور حضرت امام از صدور انقلاب در واقع تکرار انقلاب در محیط منطقه ای و بین­ المللی بود، آنطور که ما با انقلاب اسلامی در ایران یکی از شعبه های بومی استکبار جهانی را ساقط کردیم، ملت های دیگر هم نمونه هایی از این دست را ساقط کنند و در واقع بستر بین المللی اصلاح شود و آماده تحول بزرگی باشد که ما با مسئله مهدویت و ظهور حضرت بقیه الله اعظم ممکن می دانیم.کما اینکه حضرتامام در یکی از پیام هایی که در تاریخ سوم آذرماه سال ۱۳۶۷ خطاب به بسیج صادر فرمودند، در پیام خود از لزوم تشکیل هسته های مقاومت در سراسر جهان صحبت کردند و فرمودند مسلمانان باید به فکر تشکیل حکومت بزرگ اسلامی باشند. یعنی یک امت واحده براساس نگرش اسلام و نگرش های اصلاحی شکل بگیرد و در واقع ما دنیای دیگری در جنبه های مختلف داشته باشیم.امروز وقتی به وضع منطقه و بین الملل نگاه می کنیم و این وضعیت را با وضعیتی که حضرت امام در پیام آذر سال ۶۷ به آن اشاره کردند، مقایسه می کنیم، در می یابیم که حداقل در منطقه ما، تحولات بزرگی از آن نوع اتفاق افتاده است. وضع ترکیه، عراق، سوریه، لبنان، فلسطین را ملاحظه کنید که این مناطق عملاً از حیطه فرمانروایی استکبار جهانی خارج شده و امروز آمریکایی ها نمی توانند در این جغرافیا، فعال مایشاء باشند؛ این نشان می دهد که انقلاب و ایدئولوژی حضرت امام صادر شده و آن تشکیل هسته های مقاومت که حضرت امام اشاره فرمودند در حد بسیار زیادی گسترش پیدا کرده است. وقتی حضرت امام از هسته های مقاومت صحبت می فرمودند منظورشان این بود که در کشورها، پیشگامانی پیدا شوند، در جهت رفع ظلم و استکبار حرکت کنند و مردم از اینها تبعیت کنند، این معنای هسته های مقاومتی است.امروز نمی توانیم در عراق صرفاً در مورد هسته یا هسته های مقاومت صحبت کنیم، امروز این هسته ها تبدیل به دولت و مجلس شده اند و لذا ما یک گام جلوتر از تشکیل هسته های مقاومت هستیم. در سوریه هم به همین صورت، الان شما شاهد جبهه گسترده ای هستید که اسرائیلی ها به شدت نگران هستند و هر روز از اینکه سوریه بعد از تروریسم چه وضعیتی داشته باشد، صحبت می کنند. در لبنان نیز امروز شاهد هسته مقاومت نیستید، شاهد درخت تنومندی به نام حزب الله لبنان هستید که نه تنها تحولات امنیتی بلکه تحولات سیاسی را نیز رقم می زند.بنابراین می توانیم بگوییم انقلاب اسلامی صادر شده و البته هنوز انقلاب اسلامی در مرحله انقلابی خود باقی مانده و برخلاف انقلاب های دیگر تبدیل به یک خاطره در تاریخ نشده است. هنوز انقلاب اسلامی حرکت می کند، موج ایجاد می کند، ادبیات تولید می کند، پاسخ می دهد و پرسش می کند. بنابراین هنوز انقلاب زنده است و می توانیم بگوییم توانسته در چهلمین سالگرد خود، بخش وسیعی از منطقه غرب آسیا را از نفوذ استکبار جهانی پاک کند.* تحلیلگران مسائل منطقه معتقدند حضور جمهوری اسلامی در منطقه با توجه به مستشاران نظامی و فعالیت های سیاسی و دیپلماسی که صورت می گیرد، فرآیندی را طی کرده که این فرآیند باعث شده که صلح، ثبات و امنیت را در منطقه بیشتر کند و در واقع ایران «محور» می شود؛ به عنوان مثال همین نشست روسای جمهور ترکیه، روسیه برای موضوع سوریه است، یا اینکه داعش به وسیله ایران و نیروی قدس ما نابود می شود. تحلیلگران معتقدند این اتفاقات باعث شده که ائتلافی بین ایران برای موضوع منطقه ای تشکیل شود و هژمونی آمریکا و غرب شکسته شود. این بخش از حضور ایران در منطقه چقدر توانسته بحث ثبات و امنیت را به وجود آورد و مهمتر اینکه ایران چقدر توانست کشورهایی مثل روسیه، ترکیه و بقیه کشورها را برای مقابله با هژمونی آمریکا و رژیم صهیونیستی هم پیمان کند؟ با بررسی رخدادهای منطقه می توان دریافت که روسیه و ترکیه دغدغه ای را در رفع مسائل کشورهای منطقه به خصوص سوریه نداشته اند و تلاش های جمهوری اسلامی است که آنها را در این سطح دیپلماتیک در زمینه مسائل منطقه به خصوص سوریه فعال کرده است؟چهار نوع حضور منطقه ای را شاهد هستیم؛ یک نوع حضور، حضور هژمونی گرایانه است که آمریکایی ها مظهر چنین وضعیتی هستند. جنگ هایی که آنها به راه انداختند که نفوذشان را توسعه دهند و دشمنان خود را ضعیف کنند و موقعیت هایی برای خود در منطقه پدید آورند این یک نوع از حضور در منطقه ما است.حضور دیگر در منطقه، حضور گروه های تروریستی است که با استفاده از ظرفیت های منطقه ای و محلی و با سوءاستفاده از تمایلات بومی منطقه و البته با استفاده از زور و ترور تلاش می کند که بر منطقه سیطره داشته باشد. این سیطره علیرغم میل و خواسته ملت ها و دولت ها در منطقه است؛ کما اینکه وجه اول هم یعنی حضور هژمونی گرایانه آمریکا در حالی است که ملت ها و دولت های منطقه با آن مخالف هستند.یک حضور منطقه ای دیگر، حضور مداخله جویانه ای است که دولت هایی در منطقه ما انجام می دهند و کاری به ملت ها و دولت های حاکم ندارند؛ یعنی علیرغم اینکه حاکمیتی در جایی به رسمیت شناخته شده اما یک دولت به خود اجازه می دهد نیروی نظامی به آنجا برده و جایی را به اشغال درآورد که نمونه بارز آن را در مورد اقدام ترکیه در سوریه داریم که بخش هایی از سوریه که حدود تقریباً ۴-۵ هزار کیلومتر مربع از سوریه است را در تصرف خود دارند.امروز بعد از حدود ۲۵ سال از تأسیس حزب الله، ما شاهد هستیم اسرائیلی ها حتی جرئت تهدید کردن هم ندارند، چه رسد به اینکه بخواهند به کشور لبنان تجاوز کننددر حالی که دولت سوریه کاملاً مخالف این نوع ورود است یا مثلاً سعودی ها و قطری ها از طریق گروه های نیابتی تلاش کردند که بخش هایی از سوریه را در تصرف خود بگیرند. این هم یک نوع اقدام است که این اقدام ها توسط دولت های رسمی در جغرافیایی که مربوط به آنها نیست، صورت می گیرد و علیرغم نظر و میل دولت مستقر در آن جغرافیا است. این معلوم است که از نظر ملت ها و دولت ها مردود است و با هنجارهای اخلاقی، سیاسی هم ناسازگار است.حضور چهارم در این میان وجود دارد، بعضی ها در دنیا با تبلیغات زیاد تلاش کردند که این حضور را چیزی از نوع اول یا از نوع دوم و یا از نوع سوم معرفی کنند و آن هم حضور مبتنی بر خواست ملت ها و دولت ها و براساس رفع تهدید و توانمندسازی بومی صورت می گیرد؛ یعنی یک نیروی چهارم در منطقه وجود دارد که در چارچوب هنجارها حرکت می کند، حضورش در کشوری مبتنی است بر درخواست دولت میزبان، نوع فعالیت در آنجا کاملا واضح و آشکار و مسئولیت پذیرانه است و دولت میزبان نیز آن فعالیت را در راستای تقویت خودش، ارزیابی می کند و در حین عمل نیز هنجارهای اخلاقی، سیاسی و حقوقی را نیز رعایت می کند.این حضوری برادرانه با هدف رفع مشکل و توانمندسازی دوستان در منطقه است که البته امریکایی ها، سعودی ها و اسرائیلی ها تلاش می کنند که این حضور برادرانه را نیز چیزی از نوع حضور آمریکاییها و یا حضور گروه های تروریستی و یا دولت هایی نظیر عربستان و ترکیه معرفی کنند، درحالی که فاصله میان این ها، بسیار زیاد است.در اینجا جمهوری اسلامی ایران توانسته، ملت هایی را از سقوط و اضمحلال نجات دهد، در یک مقطعی در سال ۱۹۸۲، اسرائیلی ها آمدند و کشور لبنان را اشغال کردند و جمهوری اسلامی ایران به ملت لبنان کمک کرد و از دل این ملت، یک جنبش انقلابی مبارز به نام حزب الله پدید آمد و این حزب الله قوی شد و توانست اسرائیل را از کشور خود بیرون کند و امروز بعد از حدود ۲۵ سال از تأسیس حزب الله، ما شاهد هستیم اسرائیلی ها حتی جرئت تهدید کردن هم ندارند، چه رسد به اینکه بخواهند به کشور لبنان تجاوز کنند.اینها نمونه ای است و این مسئله را در جایی دیگر نیز می بینید که کمک جمهوری اسلامی، تأثیر بسیار تعیین کننده ای داشته و ما فقط یک گوشه بار را نگرفتیم، بلند کنیم بلکه اساساً صاحب آن بار را توانمند کردیم تا خودش بتواند بار را بلند کند و بر دوش بکشد.* در خصوص کشورهایی مثل روسیه و ترکیه چه حد توانستیم باعث شویم ائتلافی در بین آنها هم از لحاظ مقابله با هژمونی آمریکا و هم از نظر تثبیت موقعیت منطقه شکل بگیرد و اینکه با ایران همراه باشند؟ما از ظرفیت ها استفاده کرده ایم، اینکه روسیه ای که در پرونده سوریه حالت غیرفعال داشت با دعوت جمهوری اسلامی فعال شد و این فعالیت ادامه پیدا کرد و در فرآیند سیاسی امنیتی سوریه ایفای نقش کند، این نشان دهنده این است که ما در جغرافیایی مثل سوریه فقط به قدرت سلاح برای بسط امنیت و مقابله با ناامنی ها متکی نیستیم بلکه براساس یک سیاست حکیمانه تلاش می کنیم شرایط سوریه و منطقه را اصلاح کنیم.روسیه ای که در پرونده سوریه حالت غیرفعال داشت با دعوت جمهوری اسلامی فعال شد و این فعالیت ادامه پیدا کرد و در فرآیند سیاسی امنیتی سوریه ایفای نقش کنددر مورد ترکیه هم این مسئله است، منتها یک بحثی است که بعضی از دولت ها واقعاً دنبال سیطره و هژمونی مطلق در منطقه هستند، اینها در کاری که انجام می دهند سوءنیت دارند لذا نمی توانیم روی اراده آنها تأثیر بگذاریم اما در کنارش، دولت هایی هستند که واقعا تفکر هژمونی طلبانه در منطقه ما ندارند، مثلا روس ها به دنبال این نیستند که به هر صورت که شده بر آمریکا مسلط شوند، می خواهند روابط خوبی در منطقه داشته باشند.اما وقتی ترکیه، شهری را از سوریه اشغال می کند، برای آن شهر، فرماندار انتخاب می کند، در حالی که این یک دخالت آشکار در کشور همسایه به حساب می آید، پس با این دولت کمتر می توان به توافقی در خصوص امنیت منطقه رسید و بایستی در حوزه های دیگر وارد همکاری شد و مسائل را به شکلی دیگر سامان داد. در واقع ایران توانست ائتلاف ضدهژمونی غرب در منطقه ایجاد کند.* انتخابات عراق که چند وقت پیش اتفاق افتاد و جریان صدر درواقع توانست اکثریت آراء را به دست آورد و ائتلافی که شکلی گرفت و مواضعی که از جریان صدر بیرون آمد، مواضعی بود که به نوعی تعبیر ضد ایرانی از آن می شد و این جریان توانست به مجلس راه پیدا کند و در عراق قدرت بگیرد. وضعیت انتخابات عراق را چگونه ارزیابی می کنید و اینکه با بالاآمدن جریان صدر، فاصله ای بین ایران وعراق ایجاد می شود؟ یا اینکه پیوندی که بین ایران و عراق وجود داشته، کماکان ادامه خواهد داشت؟انتخابات عراق، چهارمین انتخابات مجلس این کشور بود که در فضای آرامی برگزار شد؛ در حالی که انتظار می رفت تحت تأثیر ناامنی هایی قرار بگیرد. اینکه کشوری بعد از آزادی از اشغال گروه تروریستی موفق می شود در موعد مقرر، انتخابات مجلس خود را برگزار کند، این یک اتفاق مهم از نظر سیاسی است و مهمترین پیام و پیامد مشارکت مردم در انتخابات، تأیید نظام سیاسی است. بنابراین نباید گمان کنیم که این رقابت ها صرفاً رقابت گروها با هم دیگر است، بلکه رقابت بر سر ساختن عراق هم هست، بنابراین انتخابات عراق را تقویت کرد.در اینجا ما به طور طبیعی با سه گروه بزرگ انتخاباتی مواجه هستیم، گروه کرد، گروه سنی و گروه شیعه و هرکدام از اینها هم جغرافیای خاص خود را دارند؛ یعنی گروه کرد در منطقه کردنشین هستند، سنی ها در منطقه سنی نشین و شیعه هم در استان های شیعه نشین عراق متمرکز هستند.بنابراین وقتی اینجا انتخابات برگزار می شود رقابت بین یک قوم با قوم دیگر نیست، رقابت درون قومی است، یعنی در نجف آقای حیدرالعبادی باید با آقای هادی عامری رقابت کند و در بصره طیف آقای مالکی باید با طیف آقای مقتدی صدر رقابت کند و همینطور در سماوه، ناصریه و جاهای دیگر، این رقابت ها و در واقع جلوزدن از همدیگر در درون یک قوم اتفاق می افتد.پس رقابت در درون شیعه است؛ وقتی رقابت درون شیعه باشد و فضای انتخابات هم در جلب آرای حداکثری باشد خود به خود یک مناقشاتی را درون یک قوم به وجود می آورد، این کاملاً طبیعی است چرا که وقتی بحث بر سر رقابت درون یک قوم باشد و قرار باشد کسی از کسی به اصطلاح امروز «امتیاز» بگیرد، به نقاط اختلافی وارد می شود و آنجا را مورد فشار قرار می دهد.یکی از موضوعاتی که در داخل شیعه همیشه مطرح بوده این است که چه کسی به جمهوری اسلامی نزدیک تر و چه کسی دورتر است، در شیعه همیشه این سوال مطرح بوده چرا فلان گروه نزدیک تر و فلان گروه دورتر است.پس رقابت بر سر موضوعی مثل ایران در انتخابات به طور طبیعی مطرح می شود، وقتی چنین چیزی مطرح می شود، طیف های عراقی به یک اندازه به ایران نزدیک نیستند و نزدیکی های این ها متفاوت می شود، در یک جایی گروه الف و در جای دیگر گروه ب ممکن است نزدیک تر باشد و لذا این بحث ها در انتخابات به عنوان یک مسئله مطرح می شود و فضای انتخاباتی را تحت تأثیر قرار می دهد.آنهایی که از داخل جامعه عراق به این مسئله نگاه می کنند متوجه می شوند این انتخابات است و انتخابات محل رقابت، محل بحث و جدال است و جدالی زودگذر است، آنهایی که از بیرون به مسئله نگاه می کنند ممکن است مسئله را به گونه دیگری ببینند. یعنی موضوع را تجزیه و تحلیل می کند، منهای مسئله مهمی به نام انتخابات و در نتیجه از آنچه رخ داده در داخل یک مجموعه، تعبیری ارائه می کند که این تعبیر الزاماً با واقعیت تطبیق نمی کند.در اینجا موضوعی داریم به نام آقای مقتدی صدر به صورت خاص؛ مقتدی صدر در موضوعاتی از دیگران به ما نزدیک تر بود و در موضوعاتی ممکن است دیگران از گروه صدر به ما نزدیک تر باشند. در چه مواردی صدری ها به نسبت دیگر طیف های عراقی به ما نزدیکترند؟ یکی از موارد مسئله نفوذ یا حضور آمریکا در عراق که ما به شدت حساسیت داریم و دخالت آمریکا در عراق را فاجعه بار می دانیم و هرگونه تسامح در این خصوص را هم برای عراق و هم منطقه و همچنین ایران خطرناک ارزیابی می کنیم.اشتراکات مهم جریان مقتدی صدر با ایران؛ اول بحث اینکه جریان صدر مانند ما معتقد است آمریکایی ها نباید در عراق حضور داشته باشند؛ دوم در خصوص مسائل مرتبط با مرجعیت و روحانیت است و سوم عکس العمل هایی که شیعه به طور طبیعی باید ن ...

ادامه مطلب  

درّه های رنگی عجیب در چین+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.به گزارش بولتن نیوز، درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.ویژگی خاص این درّ ه های رنگی موجب می شود، سالانه هزاران نفر گردشگر از سراسر دنیا برای دیدن آنها به این منطق ...

ادامه مطلب  

مشروح سخنرانی دبیر کل حزب الله لبنان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما به نقل از شبکه تلویزیونی المنار، سید حسن نصر الله دبیر کل حزب الله لبنان در مراسم سالروز سرداران شهید گفت: به همه شما به خاطر مشارکت در این مراسم بزرگ و گرامی خوش آمد می گویم و از شما تشکر می کنم. امسال مراسم سرداران شهید را با این عنوان گرامی می داریم: «به وصیت شما پایبند بودیم». ما به وصیت سرداران شهید پایبند بودیم در حالی که بزرگترین جنگ جهانی و منطقه ای علیه محور مقاومت و مسأله اصلی و مرکزی مقاومت یعنی فلسطین و قدس پایان یافت و یا در حال پایان یافتن است.ما مقاومت را پس از آن که جنگ ژوئیه را با پیروزی به پایان رساندیم و پس از آن پایداری و مقاومت از خود نشان دادیم، حفظ کردیم. اکنون به فرماندهان شهید خود و به سرور، استاد، هدایتگر، رهبر و دوست خود و سرور شهدای مقاومت اسلامی یعنی سید عباس موسوی و همسر دانشمند، فاضل، گرامی و شهیدش سیده «ام یاسر» و کودک شهید آنان حسین و همچنین برادر نمونه و اسوه و شیخ شهدای مقاومت اسلامی شیخ راغب حرب و فرمانده جهادی، بزرگ و معلم خود حاج عماد مغنیه می گوییم: وصیت همیشگی همه شما، مقاومت و حفظ آن و ماندگاری، سرزندگی، کرامت، عزت و حفظ توانمندی در کسب پیروزی ها و دستآوردها بوده است.شما این مقاومت را با جهاد، شب زنده داری، تحمل مشکلات، فداکاری، اشک ها و در پایان با خون های پاک خود بنیان گذاشتید، پس از شما نسلی آمده است که این وصیت را حفظ کرد و فرماندهان شهیدی در عرصه حضور یافتند که راه شما را در همه میدان ها با فداکاری، جهاد، قبول سختی ها، اشک ها و خون هایشان ادامه دادند و خون های مقاومت پس از شماجاری شد و کاروان های شهدا پیاپی در مسیر شما به راه افتاد و این خون ها همچنان در رگها جریان دارد و همه عرصه ها را بدون هیچ گونه ترس، هراس، کوتاهی و ضعف حفظ می کنند. ای رهبران و سروران ما! مسیر و راه شما اکنون در سال 2018 بیشتر از هر زمان دیگری سرشار از سرزندگی، شادابی، اعتماد، آرزو، معنویات و توانمندی است و شاهد حضور مردان، زنان، کودکان و سالخوردگان و چشم انتظار آرزوها و رؤیاهای بزرگ است.در سالروز فرماندهان شهید خود یعنی سید عباس و شیخ راغب و حاج عماد مغنیه، تفکر و ذهن، مسیر، اهداف و اولولویت های آنان را گرامی می داریم و می گوییم این حزب متعلق به شما است و همچنان این فکر، ذهنیت، خط، اهداف و اولویت ها را همراه خود دارد. شما رهبران مقاومت و هدایتگران راه و مسیر بودید و هستید و باقی خواهید ماند. شما دشمن ما را که همچنان دشمن ما است مشخص کردید، شما راهی را که ما همچنان در آن حرکت می کنیم ترسیم کردید، شما اهدافی را که ما همچنان آن را به دوش می کشیم تعیین کردید، شما با نفس های پاک خود روح، اراده، عزم و توانی را که سینه های ما همچنان از آن سرشار است برانگیختید.در مسیر شما آنگونه که تا کنون وصیت شما را حفظ کرده ایم در آینده نیز آن را حفظ خواهیم کرد. ما اکنون بیشتر از هر زمان دیگری نیازمند راه و مسیر شما و میراث انسانی، ایمانی، جهادی و اخلاقی شما هستیم، چرا که چالش های پس از شما بزرگتر و دشوار شده است و هر روز بزرگتر و دشوارتر می شود. برادران و خواهران! ما این روز را در حالی گرامی می داریم که دستآوردهای بزرگ و مهمی کسب کرده ایم، من در بخش نخست سخنان خود به موضوع درگیری خود با دشمن اسرائیلی می پردازم. در بخش دوم برخی از مسائل منطقه ای را به صورت خلاصه و تا جائی که زمان فرصت دهد اشاره می کنم. در بخش سوم به موضوع داخلی لبنان یعنی انتخابات می پردازم و بحث را در این زمینه در روزهای بعد کامل خواهم رد.در ابتدا در خصوص درگیری کنونی با دشمن اسرائیلی و موضوعی که ذهن همه لبنانی ها را به خود مشغول کرده است یعنی موضوع مرزهای آبی، منطقه اقتصادی و منابع نفتی لبنان در آب های جنوبی، سخن می گویم. اجازه دهید محدوده سخنان خود را وسیع تر از مشکل منطقه اقتصادی لبنان و میدان نفتی بلوک9 که لیبرمن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به آن اشاره کرده است، ترسیم کنم. به نظر می رسد کل منطقه به صورت آشکار وارد مرحله جنگ بر سر نفت و گاز شده است، از این رو موضوع مورد بحث ما نیز موضوع جداگانه وبی ارتباطی نیست.عوامل و اهداف درگیری بر سر نفت و گاز در منطقه و طمع های موجود در این خصوص شناخته شده هستند و نیازی به توضیح بیشتری ندارد، اما آنچه باعث شده است این نزاع در چنین مرحله ای به اوج خود برسد وجود دولت ترامپ در آمریکا است، چرا که دولت او دارای ذهنیت اقتصادی و آزمندی و طمع ورزی است که بدون هیچ گونه شرمی آن را اعلام می کند.اکنون در محافل اراضی فلسطین اشغالی و روزنامه ها و رسانه ها و گزارش ها و تحقیقات مراکز پژوهشی اسرائیلی، به مقادیر انبوه نفت و گاز در منطقه اشغالی جولان سوریه می پردازند، از این رو اسرائیل تلاش می کند تا از حضور ترامپ و دولت کنونی آمریکا و ضعف موجود در میان کشورهای عربی و درگیری ها در سوریه استفاده کند و از طریق یک قطعنامه آمریکایی یا بین المللی منطقه اشغالی جولان را به محدوده رژیم صهیونیستی ملحق کند، چرا که جولان فقط به موضوع امنیت ملی و ذخایر آبی ارتباط ندارد بلکه به موضوع جنگ بر سر نفت و گاز نیز ارتباط دارد.به غیر از جولان اگر بخواهیم درباره تحولات سوریه سخن بگوییم، عوامل زیادی در شکل دادن این تحولات سهیم هستند، برخی از سران کشورهای عربی و خارجی و برخی از ژنرال های بلندپایه گزارش هایی منتشر کرده اند که از وجود منابع نفتی و گازی گسترده در خاک و آب سوریه خبر می دهند و همین موضوع یکی از دلایل درگیری بر سر سوریه است. هر چند دلیل اصلی، محور مقاومت وجود حکومتی در سوریه است که خارج از محور آمریکا قرار دارد و تسلیم اسرائیل نمی شود.اما موضوعی که منابع مذکور در گذشته به آن اشاره کرده اند و اکنون به آن اشاره می کنند و در مرحله آینده نیز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد، این است که یکی از دلایل نزاع در سوریه تسلط بر منابع نفتی و گازی در خاک و آب این کشور است. اشغالگری آمریکا در منطقه شرق سوریه و شرق فرات یعنی از منطقه بوکمال در مرزهای عراق تا حسکه و قامشلو و منبج در مناطق غربی حاکم شده است و اکنون پایگاه های آمریکایی در این مناطق برپا شده است، آمریکایی ها پیشتر گفتند پس از نابودی داعش منطقه خاورمیانه را ترک می کنند، ولی داعش نابود شد و آنان منطقه را ترک نکردند، این در حالی است که خودشان از باقی مانده های محافظت می کنند و مناطق امنی را برای آن ایجاد کرده اند و همه طرف ها از جمله محور مقاومت، ارتش سوریه و حتی نیروهای روسی را از آسیب رساندن به داعش منع می کنند و برخوردهای نظامی اخیر در چارچوب حفظ این راهبرد بوده است.اخیرا شاهد بودیم در بودجه پنتاگون بیش از 500 تا 750 میلیون دلار تحت عناوین مختلف به کمک به نیروهای سوریه دموکراتیک و یگانهای مدافع خلق در یک سال اختصاص داده شده است. این مبلغ به اسم حمایت از دموکراسی در سوریه و حمایت از کردها هزینه شده است. در اینجا باید به کردها توصیه کنم: از همه تجربه های گذشته پند بگیرید، آمریکا از شمه به عنوان ابزارهایی برای پیش بردن نبردها و اهداف خود علیه حکومت سوریه و ایران و روسیه و محور مقاومت و حتی مناطق دیگر از شما استفاده می کند ولی در پایان به مصلحت خود می اندیشد و شما را تنها می گذارند و شما را به ارزان ترین قیمت می فروشد. آمریکایی ها حتی در پایگاه التنف هم ماندگار شده اند این در حالی است که داعش به صورت کامل از منطقه بادیه سوریه خارج شده است، نیروهای آمریکایی در مناطق شرق فرات حضور دارند، چرا؟ به خاطر اینکه مهمترین ذخایر نفتی و گازی سوریه در مناطق شرق فرات قرار دارد.دولت ترامپ اکنون با دید نفتی به عراق نگاه می کند، عراق در ذهن ترامپ و دولت او چاه های نفت را تداعی می کند نه مردم و دولت و حکومت و آینده و امنیت عراق را، این در حالی است که جنگ مصیبت بار آثار ویرانگری را بر زیر ساخت ها و جامعه و مردم عراق به جا گذاشت و قربانی های بسیاری گرفت. ترامپ یک سال پیش در تبلیغات انتخاباتی خود مرتب لفط نفت را تکرار می کرد و می گفت باید بر ذخایر نفتی مسلط شویم! ترامپ به وعده های انتخاباتی خود عمل کرد و در مورد قدس نیز به حداقل دو میلیارد مسلمان و مسیحی اهانت کرد و کرامت آنان را مورد تعرض قرار داد. مورد دیگر از جنگ و جدال های نفتی در منطقه بین ترکیه و قبرس است و گفته می شود که دلیل اصلی بحران اخیر کشورهای حاشیه خلیجی، طمع برخی کشورها برای سیطره بر منابع گازی و نفتی قطر بوده است.از این رو جدال در منطقه بر سر نفت و گاز است و آمریکا این نبرد را در شرق فرات و عراق و خلیجی مدیریت می کند، در غیر این صورت همه جهانیان می دانند که اگر ترامپ بخواهد مشکل بین عربستان و امارات با قطر حل شود در طول دو ساعت حل خواهد شد. اکنون نیز در مورد اسرائیل موضوع اصلی همان موضوع نفت است. خواستم با ذکر این مقدمه به همه لبنانی ها در مرحله نخست بگویم: هنگامی که رژیم اشغالگر اسرائیل جنوب لبنان را اشغال کرده بود و سپس تا سال 2000 میلادی که به نوار مرزی جنوبی عقب نشینی کرد، برخی از لبنانی ها گمان می کردند که نبرد با اسرائیل ربطی به آنها ندارد و مشکل ساکنان جنوبی است، برای برخی ها اهمیت نداشت که مناطق بنت جبیل یا مرجعیون و سایر مناطق از اشغالگران پس گرفته می شود یا نمی شود! اما این موضوع مربوط به گذشته است و قصد نداریم گذشته ها را مرور کنیم، ولی اکنون منبع نفتی موجود در جنوب لبنان مانند همه منابع نفتی به همه لبنانی ها تعلق دارد و بخشی از دارایی آنها محسوب می شود و درآمد آن به صندوق مالی لبنای ها وارد می شود.همه لبنانی ها به این منابع نفتی و گازی که در آبهای منطقه ای ما وجود دارد چشم دارند چرا که غیر از آن منبع درآمد دیگری نداریم. این منابع نفتی متعلق به همه لبنانی ها است و بخشی از امید و آروز و راه نجات لبنان به شمار می رود و ممکن است اقتصاد و زندگی و معیشت لبنانی ها را در مسیر مختلفی قرار دهد. آیا نبرد بر سر منبع نفتی بلوک9 و منطقه اقتصادی در مرزها با فلسطین اشغالی به جنوب لبنان اختصاص دارد؟ خیر، این نبرد به همه لبنانی ها تعلق دارد. دوم: باید بدانیم موضوع اصلی در جدال کنونی، مرزهای زمینی نیست بلکه مرزهای آبی و منطقه اقتصادی است زیرا راه حل مرزهای زمینی آسان است و آمریکایی ها و سایرین می خواهند حق آسان ما را به اسم مناطق مورد نزاع در مرزهای زمینی به ما بدهند تا حق دشوار ما را در دریا و آبهای منطقه ای و منابع نفتی از ما بگیرند.اکنون رژیم صهیونیستی در حال احداث دیوارهای حائل در اراضی اشغالی است و تا کنون به سوی اراضی لبنان دست دراز نکرده است، از این رو مردم نباید دچار اشتباه شوند و گفته شود دولت و شورای عالی دفاع تصمیماتی اتخاذ کرده اند و اسرائیل نیز همچنان در حال دیوار کشی است، چرا که اسرائیل همچنان به دیوار کشی در خارج از اراضی لبنان مشغول است. مشکل از جایی آغاز می شود که اسرائیل بخواهد در اراضی مرزی لبنان که به مناطق مورد نزاع معروف است شروع به دیوار کشی کند. دولت و شورای عالی دفاع و دیدار رؤسای سه قوه بر این تقطه توافق کردند که لبنان با این اقدام اشغالگران مقابله خواهد کرد. اما در حال حاضر مسأله مرزهای زمینی مطرح نیست بلکه مرزهای آبی و آبهابی منطقه ای در میان است. سوم: لبنانی ها تا کنون در نبرد مرزهای دریایی و منابع نفتی و گازی متحد بوده اند و همچنان به این اتحاد پایبند هستند.لبنانی ها در مورد محافظت از حق و حقوق و مرزهای لبنان و کوتاهی نکردن در مورد آن باید متحد باقی بمانند، چرا که وحدت لبنان در سطح رسمی و مردمی، مهمترین دلیل کسب پیروزی و دستآورد در این نبرد است. مسئولان و نیروهای سیاسی لبنان نباید به نیروهای شیطانی اجازه دهند بین لبنانی ها اختلاف بیاندازند و موضعگیری آنان را دچار چنددستگی کنند. منظورم از این نیروهای شیطانی، آمریکا است چرا که بیشتر از هر نیروی دیگری در این پرونده وسوسه افکنی می کند! چهارم: ما از سال 2000 تا کنون گفته ایم که مقاومت در ترسیم مرزهای زمینی و دریایی دخالت نمی کند چرا که این مسئولیت بر عهده دولت لبنان است و ما این موضع را به اطلاع مسئولان دولتی رسانده ایم. سال 2000 من در جشن شب پیروزی گفتم که مقاومت به محافظت از وجب به وجب خاک لبنان که دولت تعیین کند بخشی از خاک لبنان است پایبند می ماند.اکنون نیز که در بحبوبه نبردها در این زمینه قرار داریم دوباره اعلام می کنیم که ما خارج از نبرد تعیین مرزهای زمینی و دریایی قرار داریم و دولت و نهادهای دولتی حق و حقوق مردم لبنان را در این زمینه تعیین خواهند کرد. از این رو مسئولان دولتی و نهادهای دولتی باید در این پرونده اقتصادی، تاریخی، حساس و حیاتی در سطح اعتماد و امانتداری مورد انتظار ظاهر شوند و حداکثر شجاعت و مسئولیت پذیری را از خود نشان دهند. مسئولان باید بدانند که مردم لبنان اکنون چشم به راه آنان هستند و همه ما وظیفه داریم که از دولت و مواضعش حمایت و پشتیبانی کنیم و در هر آنچه که می خواهد و لازم دارد در کنارش بایستیم. پنجم: دولت و مردم لبنان باید در این پرونده از موضع قدرت وارد شوند چرا که ما ضعیف نیستیم! لبنانی ها اگر خود را ضعیف فرض کنند نبرد را خواهند باخت.اگر در روح و درون رهبران و مسئولان رسمی و دولتی لبنان احساس ترس و ضعف و سستی و سردرگمی و کوتاه امدن در برابر اعمال فشار جهانی وجود داشته باشد و در مقابل حقوق و مرزها و منابع ملی و حاکمیت ملی لبنان کوتاه بیایند، گام در راه باخت و زیانمندی گذاشته اند. می خواهم به همگان بگویم اگر ما لبنانی ها متحد باشیم و به توانمندی های خود پشت گرم باشیم، قدرتمند هستیم و باید از موضع قدرت مذاکره و این پرونده را پیگیری کنیم. باید به مسئولان بگویم شما نیز می توانید اسرائیلی را که تهدیدتان می کند تهدید کنید و اگر آمریکایی ها نزد شما آمدند و گفتند با ما همراهی و همکاری کنید تا تهدیدهای اسرائیل را از شما دور کنیم، به آنها بگویید شما نیز باید به خواسته های ما عمل کنید تا تهدید حزب الله را از سر اسرائیل دور کنیم.سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در ادامه سخنانش به مناسبت گرامیداشت یاد فرماندهان شهید، گفت، اسرائیل هم می داند، آمریکا هم می داند، همه آنها می دانند در کنار معادله طلایی، مقاومت تنها توانایی شما در این نبرد،یعنی نبرد نفت و گاز است زیرا ارتش لبنان از داشتن موشک زمین به زمین یا زمین به دریا، زمین به هوا و ... منع شده است، ارتش لبنان ارتش ضعیفی نیست، کادر ارتش اعم از فرماندهان، افسران و دیگر نظامیان در سطح بالای شجاعت و شهامت و مسئولیت پذیری قرار دارند اما دستشان از برخی تسلیحات خالیست، چه کسی مانع تجهیز ارتش لبنان به چنین سلاحی است؟ پاسخ آن آمریکاست، امروز لبنان و هر شهروند لبنانی می تواند بگوید ما را (از برخی چیزها) تحریم کنید ما نیز شما را تحریم می کنیم، ما را بمباران کنید ما نیز با شما چنین می کنیم، به ما حمله کنید ما نیز به شما حمله می کنیم، ما شجاعت و قدرت این کارها را داریم و دشمن هم به این توانایی ما آگاه است.این سخنان، سخنان دوران واپسگرایی عرب نیست، تهدیدات توخالی نیست و اسرائیل هم به این واقعیت آگاه است. این گوی و این میدان، می توانیم چنین میدانی را تجربه کنیم و بیازماییم. بر اساس تصمیم شورای عالی دفاع لبنان، میادین نفت و گاز فلان در سواحل دریایی فلسطین از منابعی است که اسرائیل آن را اشغال کرده و اجازه بهره برداری نمی دهد اما من به شما وعده می دهم طی چند ساعت می توان فعالیت در این میادین را آغاز کرد. باید اینگونه رفتار کرد که بهره برداری از این موارد حق ماست و در بهره برداری از این منابع کسی بر ما مقدم نیست، این منابع حق ماست و باید به این حقمان دست یابیم و قدرت دستیابی به این حقوق را هم داریم.نکته ششم در سخنان من این است که آمریکا واسطه بی طرفی نیست، به ویژه اینکه یکی از طرف های مجادله رژیم اسرائیل باشد، اگر برای این گفته دلیل می خواهید به سخنان مقامات تشکیلات خودگردان فلسطین، سازمان آزادیبخش فلسطین و تمامی فلسطینیان گوش فرا دهید. آنان بارها و بارها تاکید کردند آمریکا میانجی بی طرفی نیست. وقتی آمریکا میانجی می شود برخورد با این میانجی باید به گونه ای باشد که گویا با وکیل مدافع اسرائیل رودررو شده ایم. اصلا در این مسئله مورد سومی دیده نمی شد بلکه موضوع این است که مثلا لبنان با اسرائیلی وارد مذاکره می شود که تیلرسون یا ساترفیلد یا هر فرد دیگری از آمریکا نمایندگیش را بر عهده دارند پس با توجه به این نکته خیلی به چنین واسطه ای دل نبندید. آمریکا به یقین منفعت لبنان را نمی خواهد بلکه در پی منافع صهیونیست هاست.آمریکا در پی آن است تا حد امکان، آبها، منابع و سرمایه های ما را به سود صهیونیست ها تصاحب کند. با توجه به چنین پیشینه ای، وقتی با آمریکا وارد مذاکره می شویم باید هوشیار باشیم. حتی فراتر از این، اصلا موضوع وساطت آمریکا در میان نیست، بلکه آنان به اینجا( لبنان) آمده اند تا خواسته خود را بر ما دیکته و به ما ابلاغ کنند، آمدند تا تهدیدمان کنند یعنی ای لبنان اگر این موارد را نپذیرید خبری از مرز، نفت،آب و ... نیست. وساطت آمریکا حتی از نظر ظاهر هم شباهتی به میانجیگری و وساطت ندارد. در هر حال می خواهم بگویم ما با یک فرصت تاریخی مواجه شده ایم، کشور،اقتصاد و حاکمیت کشور در برابر فرصت خوبی قرار گرفته است در چنین شرایطی همه ما به عنوان هموطن لبنانی باید متحد، هوشیار، مسئولیت پذیر، شجاع و امانتدار باشیم، به حق خود و به توانایی خود ایمان داشته باشیم و در برابر تهدیدات دچار هراس نشویم و بدانیم به خواست خدا پیروزیم.نکته دوم درباره اسرائیل؛ البته در هر حال در قبال اسرائیل، چه موضوع آن به لبنان ارتباط داشته باشد یا به کل منطقه، بیدار و هوشیاری شرط لازم است و باید با احتیاط عمل کرد. موضوع مرزها یا موضوع جنگ از موضوعاتی است که قابلیت بررسی و مناقشه دارد، اصرار به ایجاد دیوار در بسیاری از مناطق مرزی لبنان برای خود مفاهیمی به دنبال دارد که در گذشته نیز بدانها اشاره شده ا، مثلا گواهی بر ترس و اضطراب آنان است، ساخت چنین دیواری به این معنی نیست که اسرائیل سیاست هجومی را رها کرده و به سیاست دفاعی متوسل شده است چرا که نگران شهرک ها، نگران الجلیل و نگران مناطق شمالی است.اما مسائل دیگری هم وجود دارد که بسیار خطرناکند، من در سخنان اخیری که داشتم به عملیات جاسوسی اسرائیل در لبنان اشاره کردم، آنچه که در صیدا رخ داد، یعنی تلاش نافرجام برای ترور یکی از کادرهای جنبش حماس، اتفاق خطرناکی است. من به عنوان عضوی از مقاومت نمی گویم زیرا در موضوع اسرائیل بنده متهم ( به دشمنی با آنان) هستم اما نهادهای رسمی امنیتی در لبنان در تحقیقاتشان دریافته اند اسرائیل در اجرای این عملیات نقش داشته است و جا دارد از دولت و نهادهای امنیتی لبنان تشکر کنیم. این کار تجاوز به امنیت، حاکمیت وحقوق مردم لبنان و تجاوز به حقوق فلسطینیان و سوری های است که مقیم لبنانند. کاری که انجام شد خطرناک است و نیازمند موضعگیری و برنامه ریزی است و نمی توان چشم ها را بر آن فرو بست، البته پس از این ترور نافرجام برخی سعی کردند موضوع را سبک جلوه دهند اما این کار آغازی بر تحریک های اسرائیل برای ترورهای بیشتر بود، این سخن من نیست بلکه نهادهای رسمی امنیتی هم به این موضوع اشاره کرده اند.قوه قضائیه لبنان هم به آن اشاره کرده است، کسانی که بازداشت و دستگیر شده اند نیز در اعترافاتشان به این نکته اشاره کرده اند. اگر این ترورها در لبنان اجرایی می شد با توجه به شرایطی که لبنان با آن مواجه است کشور با فتنه داخلی مواجه می شدیم، آیا با این حال نمی توان گفت این اتفاقات و سیاست ها، امنیتی است؟ این موارد به امنیت ملی، امنیت فردی و امنیت اجتماعی مرتبط است و باید پیگیری شود یا به طور خلاصه بگویم سکوت بر چنین اتفاقاتی یا چشم پوشی از آنها جایز نیست.در موضوع نقض حریم هوایی لبنان باید به این نکته اشاره کنم که در دو سه هفته ای که از این موضوع گذشته است در ادبیات رسمی لبنان شاهد اظهار نظرهایی درباره زمین و دریا بوده ایم، آیا ما در کشوری زندگی می کنیم که آسمان ندارد؟ یا آنکه حاکمیت بر آسمانمان را به عنوان امتیاز واگذار کرده ایم؟ نقض حریم هوایی لبنان، به اقدامی روزانه و حتی ساعتی تبدیل شده است، از آسمان لبنان به سوریه و کشورهای همسایه حمله می کنند.من به جنگ سوریه کاری ندارم زیرا این کشور، خودش از خودش دفاع می کند، آنچه که هفته گذشته در سوریه رخ داد(سرنگون شدن جنگنده صهیونیستی) دستاورد بسیار مهم نظامی بود. به یقین اوضاع در پس از این حادثه مثل قبل آن نخواهد بود. در پایین ترین حد ممکن دستاورد این اتفاق این است که حساب کار دست اسرائیل خواهد آمد. به یقین این اتفاق آثار مهمی بر روند فعالیت و تحرکات نیروی هوایی اسرائیل خواهد داشت. مقامات سوریه اگر چه از اوضاع داخلی این کشور خرسند نیستند اما از مدتها قبل به پدافند هوایی دستور داده بودند هر جنگنده اسرائیلی که در آسمان سوریه دیده می شود هدف قرار بگیرد، آنان دستور دادند حتی اگر موشک هایی را هم به خاک سوریه شلیک کردند پدافند هوایی مقابله کند.این دستور چند ماهی است که اجرایی شده است اما هفته گذشته روند مقابله شدیدتر بود و به خواست خدا شاهد مصداق آیه و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی بودیم. در مقابل پس از این اتفاق تلاشهای طرف مقابل برای انحراف افکار عمومی و سبک شمردن جایگاه ارتش سوریه شروع شد، آنان مدعی شدند این اتفاق ناشی از تصمیم ایران یا روسیه است حال آنکه تصمیم به مقابله با جنگنده ها و موشک های اسرائیلی در آسمان سوریه، فقط تصمیم بشار اسد رئیس جمهوری سوریه است و هم پیمانان سوریه کاملا به این موضوع آگاهند. طرف مقابل در اظهار نظرهایش در پی اهانت به ارتش سوریه و ارتش های عربی بوده است در نتیجه سعی کرد این حادثه را به ایران، روسیه وحتی حزب الله نسبت دهد در شرایطی که سرنگون کنندگان این جنگنده افسران و نظامیان ارتش عربی قهرمان سوریه بودند، یعنی نظامیانی که ما به مدت هفت سال با آنان در ارتباطیم و ارتباط ما ب ...

ادامه مطلب  

از درگیری تا افشاگری در مجلس/ موافقان و مخالفان ربیعی چه گفتند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598، جلسه علنی صبح امروز(چهارشنبه) نمایندگان مجلس شورای اسلامی به ریاست علی لاریجانی رئیس مجلس و با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز شد. در نشست علنی امروز مجلس ۲۰۱ نماینده حضور دارند و ۸۹ صندلی خالی در صحن به چشم می خورد.بررسی طرح استیضاح علی ربیعی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی دستور کار نشست علنی امروز پارلمان است.فراکسیون نمایندگان ولایی به استیضاح ربیعی رای مثبت می دهد اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس به استیضاح علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در جلسه علنی امروز مجلس (چهارشنبه 17 مرداد 97) رای مثبت می دهند.در جلسه امروز صبح این فراکسیون موضوع استیضاح وزیر کار مورد بحث و بررسی قرار گرفت و رای گیری در خصوص این موضوع انجام شد که در نهایت رای فراکسیون بر این شد تا به استیضاح وزیر در جلسه علنی مجلس رای مثبت دهند.اسامی تاخیرکنندگان آغاز جلسه علنی امروز مجلساسامی تاخیرکنندگان آغاز جلسه علنی امروز مجلس (چهارشنبه 17 مرداد 97) از سوی هیأت رئیسه اعلام شد که این اسامی عبارتند از:1- علی جلیلی نماینده مردم مراغه2-محمدصادق حسنی نماینده مردم رشت3- احمد حمزه نماینده مردم کهنوج4-محمد دهقان نماینده مردم چناارن5- احمد سالک نماینده مردم اصفهانخدری: نمایندگان درباره استیضاح ربیعی شبهه دارند/ برای حفظ شان مجلس استیضاح نباید انجام شودعبدالحمید خدری نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز که با دستور بررسی استیضاح علی ربیعی وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی برگزار شد، طی تذکری اظهار داشت: آقای لاریجانی ! شما متشرع، متعهد ودقیق در الفا ظ آئین نامه هستید.وی با استناد به ماده 223 قانون اساسی افزود: یک بدعتی در مجس در حال پایه گذاری است که این بسیار خطرناک است.وی عنوان کرد: همکاران ما در بحث استیضاح ربیعی شبهه دارند. در کمیسیون اجتماعی هم باید توضیح داده می شد که از وزیر کار در جلسه دعوت شده یا خیر چرا که بر اساس این ماده تصریح شده است بر پایه فکر موارد معین شده، درخواست استیضاح باید به صورت کتبی به هیأت رئیسه مجلس تقدیم می شد.خدری ادامه داد: به این موضوع عمل نشده است بنابراین کمیسیون اجتماعی موظف است طی یک جلسه با وزیر مورد استیضاح جلسه برگزار کنند.وی بر همین اساس خاطرنشان کرد: برای حفظ و حرمت و شان و جایگاه مجلس نباید اجازه دهید این استیضاح انجام شود.خدری خاطرنشان کرد: شما یک مورد ذکر کنید که وزیر بدون حضور در کمیسیون مربوطه برای استیضاح به صحن وارد شود.لاریجانی: استیضاح کنندگان یا باید همه انصراف دهند یا استیضاح برگزار شودعلی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه 17 مرداد 97) مجلس در پاسخ به تذکر عبدالحمید خدری مبنی بر دعوت نشدن وزیر کار در نشست کمیسیون اجتماعی اظهار داشت: مطابق اصل 89 قانون اساسی 10 نفر از نمایندگان که طرح استیضاحی را امضا کنند باید حتما این استیضاح مطرح شده و ظرف 10 روز وزیر در صحن مجلس حاضر شود.وی افزود: بر اساس ماده 223 قانون اینگونه آمده است که وزیر باید بر این اساس حتما باید در جلسه علنی حاضر شود. و از آنجا که برخی اعضای کمیسیون طی نامه ای درخواست استیضاح خود را به هیأت رئیسه مطرح کردند روز گذشته هم جلسه ای بر این اساس طی جلسه ای روز گذشته در هیأت رئیسه در این خصوص بحث و تبادل نظر شد.وی با اشاره به ماده 223 قانون اساسی عنوان کرد: چند هفته قبل این استیضاح مطرح شده و یک ماه گذشته هم به کمیسیون برای بررسی ارائه شده است.لاریجانی ادامه داد: روال این است که اگر کمیسیون این موضوع را در داخل جلسات خود حل کرد دیگر بحث استیضاح مطرح نشود. اما چنانچه استیضاح کنندگان پیگیری کنند ما به کمیسیون می گوییم این مسئله مطرح شود.وی همچنین خاطرنشان کرد: بنده مطابق آئین نامه موظفم این موضوع را اجرا کنم و استیضاح هم انجام شود.به گزارش فارس، در این هنگام و با بیان این جمله اعتراض نمایندگان با صدای بلند در صحن شروع شد و در واقع استیضاح کنندگان نسبت به برگزاری استیضاح به نوعی اعتراض کردند که لاریجانی در پاسخ گفت اگر استیضاح کنندگان همگی درخواست خود را پس بگیرند که عدم برگزاری استیضاح امکان پذیر است در غیر این صورت باید حتما استیضاح برگزار شود.استیضاح کنندگان ربیعی حاضر به صحبت نشدند/ تنفس برای تصمیم گیری درباره استیضاحصحن علنی امروز مجلس درباره استیضاح وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی با حواشی همراه بود.رسول خدری در جریان تذکرش در صحن علنی مجلس خطاب به لاریجانی گفت: شما متشرع و متعهد بر الفاظ آئین نامه هستید.وی با استناد به ماده 223 آئین نامه داخلی مجلس عنوان کرد: یک بدعتی در مجلس در حال پایه گذاری است که خطرناک است.خدری با اشاره به استیضاح وزیر کار گفت: همکاران ما در این رابطه شبهه دارند.باید توضیح داده شود که وزیر برای استیضاح در جلسه کمیسیون اجتماعی دعوت شده است یا خیر. اگر نشده در ماده 223 معین شده که درخواست استیضاح به صورت کتبی به هیأت رئیسه ارسال شود.وی ادامه داد: برای حرمت و شان جایگاه مجلس اجازه ندهید این استیضاح انجام شود. لاریجانی در پاسخ به این تذکر اظهار داشت: مطابق اصل 89 قانون اساسی 10 نماینده که طرح استیضاح را امضا کرده باشند باید حتما مطرح و ظرف 10 روز وزیر در مجلس حاضر شود.لاریجانی ادامه داد: بر اساس ماده 223 آئین نامه داخلی مجلس از آنجا که برخی اعضای کمیسیون طی نامه ای درخواست استیضاح را مطرح کردند روز گذشته هم این موضوع در هیأت رئیسه بررسی شد.وی عنوان کرد: یا باید کل نمایندگان استیضاح کننده رای خود را پس بگیرند و یا اینکه استیضاح به صورت کامل انجام شود.بر اساس این گزارش هیأت رئیسه اقدام به قرائت اسامی استیضاح کنندگان کرد تا بر این اساس به ارائه سخن بپردازند. افرادی همچون مسعود گودرزی، علیم یارمحمدی، شیخ قاسم جاسمی که پس از قرائت این اسامی هیچ کدام حاضر به ارائه سخن نشدند.سپس پس از قرائت اسامی و عدم حضور نمایندگان در پشت تریبون لاریجانی عنوان کرد: آقایان صحبت نمیکنند مگر استیضاح خود را پس گرفته اند؟سپس با اعلام علی لاریجانی رئیس مجلس، جلسه غیرعلنی شد و با اعلام تنفس قرار شد این موضوع در این نشست غیررسمی بدون حضور خبرنگاران بررسی شود.لاهوتی: رأی اعضای فراکسیون مستقلان برای استیضاح ربیعی فردی خواهد بودمهرداد باهوج لاهوتی سخنگوی فراکسیون مستقلان ولایی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، اظهار داشت: فراکسیون صبح امروز جلسه ای برای بررسی استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار نکرد.وی افزود: علت این عدم برگزاری جلسه موضوع فردی بودن آرای نمایندگان است.سخنگوی فراکسیون مستقلان ولایی مجلس ادامه داد: مقرر شده است که اعضای فراکسیون مستقلان مجلس به صورت فردی نظر و رأی خود را در خصوص استیضاح ربیعی ارائه کنند بنابراین آرا به صورت فراکسیونی نخواهد بود.کوهکن: مقرر شده بود هر سه فراکسیون مجلس به استیضاح ربیعی رای دهند محسن کوهکن نماینده مردم لنجان در مجلس شورای اسلامی در حاشیه جلسه علنی امروز پارلمان در جمع خبرنگاران در خصوص استیضاح علی ربیعی وزیرکار تعاون و رفاه اجتماعی اظهار داشت: با توجه به اینکه جلسه غیرعلنی و غیر رسمی شد قرار شد در این نشست استیضاح ربیعی بررسی شود.وی افزود: نمایندگان دولت و خبرنگاران به بیرون از جلسه هدایت شدند تا هر چه سریع تر بتوانیم در مورد موضوع ربیعی به جمع بندی برسیم.کوهکن ادامه داد: اتفاقی که امروز افتاد بنده در 10 سال اخیر مجلس شورای اسلامی سراغ ندارم.وی افزود: با توجه به جلسات فراکسیون مختلف در این رابطه مقرر شده بود هر سه فراکسیون مجلس به این استیضاح رای دهند.نماینده مردم لنجان در مجلس خاطرنشان کرد: اما متاسفانه با اعلام برگزاری استضاح ربیعی برخی فضای مجلس را متشنج کردند.«ما با دولت دشمنی نداریم اما مردم باید احساس کنند مجلس و دولت به وظیفه خود عمل می کنند و مستقلا کار را انجام می دهند.»کوهکن در بخشی از اظهارات خود به تشریح جزئیات روند استیضاح علی ربیعی پرداخت.آغاز استیضاح مجدد ربیعی بعد از تنفس 30 دقیقه ای مجلس شورای اسلامی از ابتدای جلسه علنی امروز (چهارشنبه) پارلمان وارد بررسی استیضاح علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی شد.در ابتدای استیضاح علیرغم اعلام اسامی متقاضیان استیضاح نماینده ای پشت تربیون برای بیان اظهاراتش حاضر نشد.همین مسئله باعث شد که رییس مجلس شورای اسلامی برای رسیدن به اجماع و تعیین تکلیف جمع بندی استیضاح کنندگان تنفس اعلام کند.هم اکنون بعد از تنفس 30 دقیقه ای جلسه علنی مجلس شورای اسلامی برای استیضاح ربیعی با صحبت های علی رستمیان یکی از متقاضیان استیضاح آغاز شده است.اسحاق جهانگیری وارد صحن مجلس شد اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور برای دفاع از علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی وارد مجلس شد.رستمیان(موافق استیضاح): آقای ربیعی! شما استاد مظلوم نمایی و جنگ روانی هستید علی رستمیان در نشست علنی امروز (چهارشنبه 17 مرداد) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی طرح استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در موافقت با این استیضاح گفت: اینجانب از طرف کمیسیون اجتماعی مجلس و با حکم آقای عزیزی رئیس وقت کمیسیون در سال گذشته مامور رسیدگی به برخی از مشکلات و مسائل در سازمان بهزیستی در برخی استان های کشور شدم.نماینده مردم سلسله و دلفان در مجلس شورای اسلامی افزود: استان هایی که به عنوان پایلوت برای این مسئله انتخاب شد، لرستان بود که متاسفانه برای سرکشی به این استان ها و بررسی مسائل مربوط به سازمان بهزیستی با مشکلاتی روبرو شدم. به عنوان مثال رئیس سازمان بهزیستی اجازه بررسی این مسائل را به بنده ندادند.وی تاکید کرد: توسط یکی از فرستادگان جناب آقای بندپی به بنده گفته شد 500 میلیون تومان به شما می دهیم به نام یک خیریه که هیچ حرفی درخصوص مشکلات بهزیستی مطرح نشود، یعنی 20 میلیون تومان به آن خیریه داده شود و 480 میلیون تومان را بنده برای توزیع بین فقرا و ایتام بردارم.این نماینده مردم در مجلس دهم تصریح کرد: این مسئله را بنده به رئیس مجلس و معاون وزیر اطلاعات گزارش دادم، متاسفانه رئیس سازمان بهزیستی از 500 میلیون تومان 20 میلیون آن را به خیریه پرداخت کرده و 480 میلیون آن را به خرید ماشین های شاسی بلند اختصاص دادند، یعنی پول خرید ویلچر برای معلولان را به مصارف دیگر اختصاص داده است، هر چند که وزیر مربوطه در پاسخ به این موارد تاکید کرد که چنین مسائلی در دوره قبل بهزیستی نیز دیده شده است.رستمیان خطاب به وزیر کار ادامه داد: این شوی تبلیغاتی نیست، جنابعالی با مسائل و مشکلات سازمان بهزیستی و اقدامات خلاف قانون ریاست این سازمان برخورد می کردید، شما حتی سرتان را نیز به نشانه تاسف تکان ندادید و خیلی خونسرد تاکید کردید که این مسائل در دوره قبل هم بوده است.وی گفت: رئیس سازمان بهزیستی به شهادت مجمع نمایندگان استان لرستان در دو نوبت مربوط به سفر کاری و بار دیگر شرکت در همایش مدیران کل بهزیستی در استان لرستان حضور پیدا می کند. رئیس سازمان بهزیستی دختران مظلوم بهزیستی را با لباس فاخر در یک سیاه چادر در یک منطقه خوش آب و هوا در نظر گرفته و از این افراد شاهانه پذیرایی می کند. این پول ها از کجا تامین می شود؟ 900 میلیون تومان صرف هزینه همایش و مهمانی شاهانه آقای بندپی شده است! آیا کارگری که بخاطر او اشک می ریزید و آیا معلولی که عصا و ویلچر ندارد، از این سفره شاهانه استفاده می کرد و شما نسبت به آن واکنش نشان دادید؟نماینده مردم سلسله و دلفان در مجلس شورای اسلامی افزود: آیا معلولین، کودکان بی سرپرست از چندین نوع غذایی که در مهمانی آقای بندپی توزیع شد، استفاده می کنند؟ شرم آورتر اینکه یک ماشین کامیون یخچال دار دارای لاشه های گوسفند به کوهدشت لرستان و درب منزل آقای بندپی برده و به معاونان ایشان تحویل می دهند. اشتغالی که برای معلولان بهزیستی باید پیگیری می کردید، ریاست سازمان بهزیستی اجازه بررسی این مسئله را در یک استان به بنده ندادند، اما در دو استان متاسفانه 80 درصد اعتبارات مربوط به این مسئله به موارد دیگر اختصاص یافته است.وی تاکید کرد: جناب آقای وزیر؛ سفرهای اروپایی آقای بندپی را رصد کرده اید؟ بندپی در سفرهای خارجی با یک تیر دو نشان زده و در راستای انجام ماموریت ملکه های زرد طلایی زنبور عسل را برای درمان ملکه های مریض دلفان به کشور آوردند. در تحقیقات به عمل آمده درخصوص انواع هدیه بررسی کنید و در صورت عدم تایید بنده حاضرم به عنوان نشر اکاذیب محاکمه شوم.عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: جناب آقای وزیر باید اذعان کنم شما استاد تمام مظلوم نمایی و جنگ های روانی هستید. آیا مهمانی های اخیر و ریخت و پاش های آن را باور کنیم که وجود ندارد، بنده به تنهایی هم حاضر بودم استیضاح وزیر کار را ادامه دهم و به شما بگویم به افرادی که به وظایف قانونی خود عمل نمی کنند، کاری ندارم.نعمتی: عدم صحبت استیضاح کنندگان اقدام زشتی بود بهروز نعمتی نماینده مردم تهران و سخنگوی هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی در حاشیه نشست علنی امروز خانه ملت، در جمع خبرنگاران، درباره استیضاح ربیعی وزیر کار اظهار داشت: اینکه استیضاح کنندگان در جلسه صبح امروز اقدام به سخنرانی نکردند کار زشتی مرتکب شدند.وی افزود: در قضیه استیضاح چند اتفاق افتاد ؛ اول اینکه در کمیسیون اجتماعی رسیدگی قرار بود این موضوع رسیدگی شود که باید باید جلساتی در این خصوص برگزار می کردند البته رئیس کمیسیون اعلام کرد کمسیون نتوانسته سر وقت جلسه برگزار شود. سخنگوی هیأت رئیسه مجلس بر هین اساس اضافه کرد: طبق مواد 212 و 213 آیین نامه داخلس مجلس، اگر ظرف مدت مقرر تعیین شده توسط هیأت رئیسه، کمیسیون مربوطه باید طی یک هفته جلسه استیضاح را برگزار کند که به دلیل برگزار نشدن این جلسه و اعتراض متقضیان استیضاح، جمعی از نمایندگان خواستار برگزاری این استیضاح در صحن شدند. نعمتی ادامه داد: حتی دیروز هم در جلسه هیأت رئیسه این موضوع بررسی شداما به دلیل شفافیت آیین نامه مجلس در جلسه استیضاح باید برگزار می شد که امروز در جریان قرار گرفت.وی عنوان کرد: صحبت نکردن هم اتفاق بدی است که درخواست کنندگان استیضاح باید در مخالفت و موافقت صحبت می کردند اما آقایان کار درستی نکردند. نعمتی عنوان کرد: زمانی که نماینده به حجت شرعی رسید باید استیضاح انجام شود که متاسفانه این اتفاق نیفتاد و بعد از آن هیأت رئسیه 15 دقیقه تنفس داد و بعد مجددا جلسه استیضاح مجددا آغاز شد و به این نتبجه رسیدیم استیضاح برگزار شود.وی خاطرنشان کرد: 24 نفر اعلام کردمد استییضاح انجام شود لذا اگر یک نفر هم بر استضاح باقی بماند جلسه برگزار می شود.سخنگوی هیأت رئیسه مجلس در خاتمه گفت: روند قانونی بسیار صریح و شفاف است و در قانون اساسی نیز مورد تاکید قرار گرفته است.سلیمانی(موافق استیضاح): عوامل پشت پرده برای اخلال در استیضاح وزیر کار معرفی شوندحسن سلیمانی نماینده کنگاور در جلسه علنی امروز (چهارشنبه) مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از متقاضیان استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: بنده از امضاء کنندگان استیضاح آقای ربیعی هستم ولی قرار نبود صحبت کنم. اکنون می خواهم برای صحن مجلس و دولت توضیح دهم که چه اتفاقی افتاد تا در نهایت صحبت درباره استیضاح با تاخیر مطرح شد.وی اضافه کرد: در فضای مجازی گفته شده که نمایندگان به دلیل نرسیدن به مطالباتشان درخواست استیضاح کردند که چنین چیزی درست نیست.«کسی که مسئولیت استیضاح را داشته امروز در مجلس شورای اسلامی مانع صحبت نمایندگان شد. این افراد سعی کردند وقت را بگیرند تا در مجلس شورای اسلامی صحبت نشود. باید مشخص شود چه عواملی باعث این افتضاح در مجلس شورای اسلامی شدند. باید روشن شود چه کسی وقت را گرفت تا ما صحبت نکنیم.»سلیمانی اضافه کرد: بنده به عنوان یک استیضاح کننده اعلام می کنم که از طرف وزیر و معاونانش برای صحبت نکردن مورد مراجعه قرار نگرفتم این برخی از نمایندگان بودند که آمدند و به ما گفتند که درباره استیضاح صحبت نکنید. باید روشن شود که آنها چه کسانی بودند که می خواستند قانون در مجلس شورای اسلامی اجرا نشود آن هم وقتی که رییس مجلس شورای اسلامی اصرار بر عمل به قانون را داشت. استیضاح کنندگان براساس تشخیص شان طرح را امضاء کرده و هر چیز دیگری غیر از این واقعیت ندارد.سلیمانی با اشاره به محورهای ۱۰گانه استیضاح گفت: آقای وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به جای پرداختن به حواشی درباره این محورها توضیح دهند. از جمله این که چرا مدیریت آقای ربیعی اینگونه شده است؟ چقدر برای اطمینان در ساختار ستادی این وزارتخانه تلاش شده است؟ چرا از جوانان استفاده نمی شود؟ چرا در این وزارتخانه سهم ۲۵ درصدی بخش تعاون در اقتصاد مورد توجه قرار نمی گیرد یا این که برای بهبود وضعیت معیشتی و رفاهی بازنشستگان چه کار کردید؟ درباره شستا هم توضیح دهید که چرا به این وضعیت رسیده است.اکبری (موافق استیضاح): عملیات اجرایی پروژه فاز 2 پتروشیمی خراسان شمالی پس از سه سال آغاز نشده استعلی اکبری نماینده مردم بجنورد در مجلس شورای اسلامی در نشست علنی صبح امروز (چهارشنبه) نمایندگان مجلس در سخنانی به عنوان موافق استیضاح ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اظهار داشت: نباید فراموش کنیم که مادر چه جایگاهی هستیم، ما نماینگان مجلس وکیل مردمیم و مردم به ما اعتماد کردند تا در این جایگاه حضور داشته باشیم، باید از خودمان بپرسیم تکلیف مان در قبال این اعتقاد چیست.وی افزود: امروز تعدادی از وکلای ملت برای انجام وظیفه خود رسیدگی به عملکرد ربیعی را در دستور کار قرار دادند. انتظار است بر پایه اعتقاد، حق و عدالت و در برابر چشمان نظاره گر 80 میلیون ایرانی تصمیمی منصفانه بگیریم.اکبری تصریح کرد: شرح وقایع دوره خدمت آقای ربیعی را بشنوید و آنگاه با در نظر گرفتن سوگندی که یاد کردید، ببینید چه حقی از مردم ضایع شده است.نماینده بجنورد در مجلس در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: آقای ربیعی! سه سال پیش کلنگ فاز 2 پتروشیمی خراسان شمالی را زدید اما در این سه سال هیچ اقدامی در راستای پیشبرد این پروژه انجام ندادید. آیا سه سال فرصت برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه که زمینه انجام آن حاضر بود، زمان زیادی نیست؟اکبری تصریح کرد: در دو سال اخیر بارها گفتید عملیات اجرایی این پروژه آغاز خواهد شد حتی قسم یاد کردید انجام خواهید داد اما باز هم انجام ندادید.وی در مجلس همچنین گفت: پس از رای اعتماد مجلس به شما، لحن کلام شما و همکاران تان با نمایندگان مجلس کلا تغییر کرد، در روزهای اخیر همکاران تان با بنده تماس گرفتند و گفتند که این پروژه را انجام خواهند داد، سؤال من این است چرا با روح و احساسات لطیف جوانان خراسان شمالی اینگونه رفتار کردید، مسئله اساسی زیر سؤال رفتن انتظاراتی است که از یک مقام عالیرتبه در این نظام مانند یک وزیر می رود.اکبری با بیان اینکه مگر نه این است که امروز اشتغال مهمترین دغدغه مسئولان نظام و مقام معظم رهبری است، گفت: شما جانشین فرمانده اقتصاد مقاومتی در خراسان شمالی بودید، انتظار می رفت کمک شایانی به اهداف اقتصاد مقاومتی بهعمل می آوردید اما هیچ گونه اقدامات رضایتبخشی در این راستا انجام نشد.درگیری دو نماینده بر سر استیضاح ربیعی/ فریادهای محجوب در اعتراض به استیضاح بدون حضور ربیعیپس از برگزاری جلسه علنی در پی این جلسه غیررسمی لاریجانی برای شروع نشست استیضاح و اعلام اسامی استیضاح کنندگان و موافقان استیضاح، محجوب نماینده تهران به علت اینکه علی ربیعی در جلسه حضور نداشت مقابل جایگاه هیأت رئیسه حاضر شد.وی با فریاد به ماده ۲۲۹ آیین نامه داخلی مجلس اشاره کرد و اظهار داشت: این ماده به صراحت می گوید که آغاز جلسه استیضاح باید همزمان با حضور وزیر استیضاح شونده باشد اما او هنوز به داخل صحن علنی نیامده است.محجوب ادامه داد: پس از اینکه جلسه غیررسمی شد و نمایندگان دولت و رسانه ها از صحن خارج شدند تا زمانی که وزیر به صحن بازنگشته نباید جلسه علنی بدون حضور وزیر آغاز شود.به گزارش فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس در پاسخ به اعتراض محجوب به ماده ۲۲۹ آیین نامه داخلی مجلس استناد کرد و گفت: هیچ کجای این آیین نامه صراحتی برای آغاز جلسه استیضاح با حضور وزیر استیضاح شونده ندارد.وی افزود: آیین نامه داخلی مجلس هیچ صراحت و اصراری بر این موضوع ندارد، لذا چه وزیر باشد و چه حضور نداشته باشد جلسه استیضاح باید آغاز شود، لذا بگذارید آقای رستمیان که موافق این استیضاح است سخنان خود را مطرح کند.این گزارش حاکی است محجوب همچنان اعتراضات خود را با فریاد بیان می کرد و در همین حال علی ربیعی وزیر کار به همراه انصاری معاون منابع انسانی رئیس جمهور و جمعی از نمایندگان دولت وارد صحن علنی شدند.البته حواشی جلسه استیضاح ربیعی به همین جا ختم نشد و صحن علنی مجلس شاهد درگیری دیگری بر سر این استیضاح بود.طبق این گزارش، یکی از موافقان استیضاح در مخالفت با عملکرد وزیر کار حسین مقصودی نماینده سبزوار بود که پس از ارائه سخنانش هنگامی که به سمت صندلی خود می رفت میرزایی نیکو عضو فراکسیون امید مجلس با فریاد اعتراضات خود را نسبت به سخنان مقصودی بیان کرد.در همین حال مقصودی به سمت صندلی میرزایی نیکو رفت و ضمن آن دچار درگیری لفظی شدند. این درگیری ها تا جایی ادامه پیدا کرد که مقصودی نماینده سبزوار اقدام به برخورد فیزیکی به سمت میرزایی نیکو کرد که در همین حال محمدرضا تابش عضو هیأت رئیسه فراکسیون امید با پادرمیانی در این برخورد سعی در آرام کردن این دو نماینده داشت که نهایتاً با حضور چند عضو هیأت رئیسه ازجمله امیرآبادی و قاضی زاده هاشمی نماینده مردم س ...

ادامه مطلب  

۳ راه برای حل حصر وجود دارد /احمدی نژاد را یک ضدانقلاب تمام عیار می دانم /باید پیش از شورای نگهبان، یک کمیته روانشناسی کاندیداها را بررسی کند  

درخواست حذف این مطلب
ببینید، قطعاً یک طرف مقصر است. اساساً دو طرف وجود ندارد. یک نظام و یک حکومت و یک قانون وجود دارد. یا افراد در چارچوب قانون حرکت می کنند یا خیر. اگر در چارچوب قانون حرکت کنند، مشکل حل می شود. اگر خروج از قانون داشت، بحث یک طرف و دو طرف نیست که بگویید چرا چنین شد. یک کسانی خروج از قانون داشته اند.جمهوریت؛ رییس فراکسیون روحانیت مجلس که اخیراً از ۱۴ ساعت مذاکره خود با حجت الاسلام کروبی درطول حصر سخن گفته، نظراتش درباره حصر و مسائل پس از انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ را تشریح کرد و ضمن تاکید بر این که احمدی نژاد هیچ تقصیری در وقوع آن حوادث نداشته است، معتقد است که احمدی نژاد را یک ضدانقلاب تمام عیار است. حجت الاسلام مجتبی ذوالنور یکی از ۳ نماینده قم در مجلس است و رییس فراکسیون روحانیت. اما نفوذ سیاسی او در بخش هایی خاص از حاکمیت، مربوط به امروز و دیروز نیست و اگر به دنبال ردِ کاریزما و تنفذ سیاسی این روحانی اصولگرا بگردیم، قطعاً باید به زمان هایی بسیار دورتر، مدت ها پیش از آن که او پس از احمد امیرآبادی فراهانی و علی لاریجانی، به عنوان سومین و آخرین نماینده قم راهی پارلمان شود، برگردیم. ذوالنور پیش از آن که وارد مجلس شود و ریاست کمیته هسته ای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی را برعهده بگیرد، از تیرماه سال ۷۸ در مقام جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران نقشی موثر در مسائل سیاسی-امنیتی کشور برعهده داشت، در سال ۹۰ و در آستانه انتخابات مجلس نهم، از این ارگان نظامی خارج شد و باوجود آزمودن شانس خود برای حضور در مجلس، در این راه ناکام ماند تا این که ۴ سال بعد، درحالی بالاخره نماینده مردم قم شد که اصالتاً اهل ملایر است و شاید همین ویژگی قومیتی باعث شد که وقتی قرار به دیدار ۳ چهره سیاسی با حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی ازجمله محصوران انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ شد، نام او نیز به عنوان یکی از این ۳ گزینه به میان آمد. دیداری که بنابر شواهد و قرائن چندی پیش انجام شده است، حال آن که ذوالنور هرگز به صراحت این مسئله را تایید نکرده، مگر در بخشی از همین گفت وگو که در ادامه می خوانیم. یکشنبه هفته جاری وقتی نمایندگان پس از یک هفته تعطیلات، بار دیگر جلسات علنی مجلس را از سر گرفتند، مجتبی ذوالنور بالاخره سکوت چندماهه خود درباره دیدار با کروبی را شکست و از دیدارهایی که طی سال های اخیر با دبیرکل حزب اعتماد ملی داشته است، سخن گفت. این نماینده اصولگرا که تاکید دارد، او را از جمله اعضای جبهه پایداری از احزاب تندروی اصولگرا معرفی نکنند، در پایان نشست علنی روز یکشنبه گفت که طی سال های که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد در حصر به سر می بردند، حدود ۱۴ ساعت با کروبی گفت وگو کرده و با وجود آن که برای مذاکره با میرحسین موسوی اقدامی انجام نداده، اما مشکلی برای گفت وگو با او نیز ندارد. ۳ راه حل پیشنهادی ذوالنور برای رفع حصر * شما یکی از کسانی بودید که با آقای کروبی دیدار کردید. مدتی است صحبت هایی درباره احتمال رفع حصر تا پیش از عید نوروز مطرح است. نظرتان در این رابطه چیست؟ فکر می کنم به طور کلی ۳ راه برای حل موضوع حصر وجود دارد. اول اینکه این افراد آزاد شوند. با این حال اگر نظام یک جانبه این افراد را آزاد کند، نمی تواند جواب مردم را بدهد. مردم سوال خواهند کرد که چطور کسی که ککتلی به سمت بانک انداخته، کسی که موتوری آتش زده، کسی که ماموری را مجروح کرده را مجازات کردید اما چطور کسانی که در راس این جریانات بوده و همه خسارات را به بار آوردند، یک جانبه آزاد کردید. بنابر این نظام به تخلف از عدالت و ضعیف کشی متهم خواهد شد و این شدنی نیست. دوم این است که نظام این افراد را محاکمه کند. باتوجه به استدلالات و مدارکی که در اختیار داریم، اگر بنابه محاکمه این افراد باشد ، چیزی کمتر از اعدام در انتظارشان نخواهد بود. * چه مدارکی؟ اعترافاتی از عاملیتی که آقایان در وقوع این حوادث داشتند. * این اعترافات از خود محصورین به دست آمده است؟ بله بله! * محصورین که در نامه شان حرف دیگری می زنند. خب آن ها چنین می کنند اما آن چه ما داریم، از چیز دیگری حکایت دارد. * یعنی اعترافات در شرایط خاصی صورت گرفته است؟ شرایط خاصی نبوده، محاکمه یا بازجویی خاصی نبوده است. ما اسناد مختلفی در اختیار داریم که البته این اسناد مخفی نبوده و مبتنی بر اظهارات آقایان است، نشان می دهد که آن ها خودشان مسبب این اتفاقات بوده اند. * با این حساب اسناد شما دال بر اظهارات میرحسین موسوی در فلان بیانیه یا سخنان آقای کروبی در بهمان نامه یا سخنرانی است. آیا تشخیص این که این اسناد مجرمانه است، نیاز به قاضی و تشکیل دادگاه ندارد؟ اگر قرار باشد، محاکمه ای صورت بگیرد، این اظهارات رو خواهد شد. * پس باید قاضی صدق و کذب اسناد را تعیین کند. قطعاً قاضی تشخیص می دهد. من صرفاً می گویم این نظر بنده است. من نگفتم حکم قضایی که قاضی صادر خواهد کرد یا صادر کرده، بر این اساس است. گفتم به نظر بنده این ۳ گزینه برای حل مشکل وجود دارد. * بله بفرمایید. ۳ گزینه را تشریح می فرمودید؟ من اعتقادم این است که اگر محاکمه ای اتفاق بیافتد، کمتر از اعدام در انتظار سران محترم فتنه نیست. و اگر چنین اتفاقی بیافتد، یقینناً به نفع آن ها نخواهد بود و چون رسانه های دنیا در اختیار ما نیست، رسانه ها و شریان اطلاع رسانی دنیا در اختیار غول فضای مجازی است که سرورهایش در اختیار بیگانگان است و همان ها هم در دوران فتنه، نهایت حمایت را از آن کرده و افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دادند و در جریان آشوب های اخیر نیز این آشوب ها را پوشش دادند که مردم دست رد بر سینه آن ها زدند. بنابر این در چنین فضای نابرابری که در فضای مجازی داریم، قاتل را جای قربانی خواهند نشاند. حصر با نظر شورای عالی امنیت ملی است بنابر این جمهوری اسلامی تدبیر و عقل دارد و در بین دو شرایط، شرایطی را انتخاب می کند که ضرری کمتر برای مردم به همراه داشته باشد. همین است که در حصر هستند و حصر این افراد نیز با نظر شورای عالی امنیت ملی است. * راه نخست آزادی محصورین بود که فرمودید به صورت یک جانبه امکان پذیر نبوده و نظام را متهم به نقض عدالت می کند. راه دوم اینکه محصورین محاکمه شوند و می فرمایید کمترین حکم، اعدام خواهد بود. و اما راه سوم؟ تداوم حصر؟ خیر. درباره سومین راه هم توضیح می دهم. سومین راه این است که این ها بیایند در پیشگاه مردم عذرخواهی کنند. اعتراف به اشتباهشان کرده، عذرخواهی کنند و در مسیر جبران حرکت کنند. طبیعتاً اگر این اتفاق بیافتد، حصری باقی نمی ماند اما اگر این اتفاق نیافتد، دو راه نخست هم که ممکن نیست و نمی توان راه چهارمی برایش تصور کرد. * با این حساب بگذارید درمورد همین راه سوم صحبت کنیم. آیا این راه سوم در راستای عذرخواهی محصوران، یک طرفه خواهد بود. درواقع در این شرایطی که به نظر قرار است مذاکره و تعاملی صورت گیرد، طرفین ماجرا نقشی برعهده نمی گیرند. تعاملی نیست. آنها عامل بروز این حوادث و خسارت به کشور بودند و حالا باید عذرخواهی کنند. * فقط محصوران مقصر بودند. بله! فقط آنها بودند. آنها بودند که فراخوان دادند، چارچوب قانون را شکستند، مسیر کج رفتند، به قانون تمکین نکردند و درنتیجه به کشور خسارت وارد شد. وقتی حرکت علیه نظام به راه انداخته، مرگ بر اصل ولایت فقیه گفتند و عکس حضرت امام و مساجد را آتش زدند، ماموران را کشتند و بانک ها را آتش زدند، طبیعتاً ماموران که نمی روند آن ها را ناز کنند و خشاب شان را پر کنند. طبیعتاً نظام از موجودیت خود، مردم و حق مردمی که رییس جمهور انتخاب کرده، دفاع خواهد کرد. قطعاً نظام نمی آید از نتیجه انتخابات بگذرد و به کسانی که رای دادند، خیانت کند. پس آن کسانی که به قانون تمکین نکرده و عامل این حوادث بودند، اگر گردن به قانون می گذاشتند، حادثه ای پیش نمی آمد؛ بنابراین آن ها مسبب این موضوع هستند و قرار نیست با آن ها تعامل شود. آن ها باید عذرخواهی کرده و خیانت هایی که کردند را جبران کنند. راه حل مشکل فقط این است و راه دیگری وجود ندارد. مگر این که مجازات شدیدی که انجام می شود. * آیا این ها را به آقای کروبی هم گفته اید؟ هر کس که از بنده بپرسد، آیا با آقای کروبی دیدار کرده یا نکرده اید، بنده نه تایید کرده ام، و نه تکذیب. * اما بعضاً گفته می شود شما مسئول پیگیری موضوع شده اید؟ چه کسی گفته من مسئول پیگیری موضوع شده ام. آن ها نظر خودشان را گفته و بنده هم نظر خودم را می گویم. * اما شورای عالی امنیت ملی نیز این مسئله را تایید کرده است؟ شورای عالی امنیت ملی چه گفته است؟ * از ۳ نفر نام برده شد و گفتند این ۳ نفر یا با محصوران دیدار کرده اند یا قرار است دیدار کنند که نام شما هم یکی از این ۳ گزینه بود. پس باید از شورای عالی امنیت ملی بپرسید. * نکته دیگر این است که شما ۳ راه مطرح کرده و معتقدید تمام تقصیرها برعهده یک طرف ماجرا است؛ سوالی که پیش می آید این است که با این حساب چرا با این افراد دیدار کردید؟! ببینید، قطعاً یک طرف مقصر است. اساساً دو طرف وجود ندارد. یک نظام و یک حکومت و یک قانون وجود دارد. یا افراد در چارچوب قانون حرکت می کنند یا خیر. اگر در چارچوب قانون حرکت کنند، مشکل حل می شود. اگر خروج از قانون داشت، بحث یک طرف و دو طرف نیست که بگویید چرا چنین شد. یک کسانی خروج از قانون داشته اند. لذا ما این را درگیری دو جریان و دو جناح نمی دانیم. ما این را درگیری قانون و نظام قانونی با یک جریانی که قانون شکنی کرده و از قانون تمکین نکرده، می دانیم. البته خیلی ها هم بودند که اصلاح طلب بودند اما پشت سر این ها حرکت نکردند. خیلی ها مستقل بودند اما در این جریان گرفتار نشدند. ممکن بود، کسانی باشند، به ظاهر اصولگرا باشند و در همین جریان غلتیدند. ما این را دو جبهه کشور تلقی نمی کنیم. احمدی نژاد درگیر مسائل پس از انتخابات ۸۸ نبود * بحث لزوماً درباره دو جبهه نیست. بحث درمورد درگیری و اختلاف نظر دو کاندیدای یک انتخابات است. نه! اساساً در جریان این درگیری ها آقای احمدی نژاد درگیر نبود. یک انتخاباتی برگزار شد، یک محصول و خروجی داشت. * به هر حال بخشی از این محصول و خروجی این بود که کاندیدای پیروز، باقی رای دهندگان را «خس و خاشاک» نامید. این طور نبود. من از منتقدان کاندیدای پیروز هستم و همه جا هم صحبت هایم ثبت شده است. * از چه زمانی؟ از سال سوم دوره نخست ریاست جمهوری ایشان. * پس زمان انتخابات هم منتقد احمدی نژاد بودید؟ بله بله. من انتقاداتم را مطرح هم کرده ام. هیچ گاه به احمدی نژاد رای ندادم * احیاناً به احمدی نژاد رای هم ندادید؟ خیر. رایم در انتخابات دور دوم احمدی نژاد به ایشان نبوده است؛ کما اینکه دور اول هم به ایشان رای ندادم. اما چون خروجی یک انتخابات قانونی بوده، بحث متفاوت است. مشروعیت انتخابات بر ۲ اصل است. یک رای مردم، دوم تنفیذ رهبری. در ادوار قبل از آن نیز همین طور بوده است. وقتی آقای خاتمی رییس جمهور شدند، بنده از ایشان به عنوان رییس جمهور حمایت کردم. البته نقد هم به کارهایش داشتم. نه به خاتمی رای دادم، نه احمدی نژاد من نه به خاتمی رای دادم، نه به احمدی نژاد، اما وقتی احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسید، از رییس جمهوری حمایت کردم و هرجا هم که نقد داشتم، با صدای بلند و بدون روتوش نقدم را گفته ام. الان آقای روحانی خروجی صندوق رای و تنفیذ رهبری هستند، بنده نیز ایشان را رییس جمهوری قانونی کشور دانسته و می دانم و هرجا خوب کار کردند، حمایت کرده و هرجا هم که خطا دیدم، نقد کرده ام. بنابر این حرف ما در قصه انتخابات این است که یک طرف برنده انتخابات است و یک طرف هم بازنده انتخابات. فصل الخطاب قانون و مجاری قانونی است. این ها به قانون و مجاری قانونی تمکین نکرده و گفتند انتخابات ابطال شود. ما سوال می کنیم هر کسی سر سوزنی عقل داشته باشد، می تواند بدون سند، مدرک و دلیل بگوید انتخابات باطل بوده و نتیجه رای مردم را باطل کند؟ اگر چنین اتفاقی بیافتد، طبیعتاً همیشه در هر انتخاباتی یک پیروز داریم و یک بازنده و همیشه طرف بازنده، می گوید انتخابات ابطال شود. مسئله این است که چرا نفر بازنده، نباید بگوید انتخابات ابطال شود. آیا در این صورت انتخاباتی شکل می گیرد. وقوع تقلب در انتخابات نه محال عقلی است، نه محال عملی * آیا امکان دارد به هر حال در یک انتخابات هم تقلب شود. در واقع آیا شما امکان و ...

ادامه مطلب  

مصاحبه با اسحاق جهانگیری؛ «۱۴۰۰»، خیلی دور خیلی نزدیک  

درخواست حذف این مطلب
سالنامه شرق - مازیار خسروی و علی ایوبی: سنت انتخاب چهره سال در ویژه نامه های آخر سال نشریات ایران انتخابی متداول و مداوم نیست. در پایان سال 95 بیشتر روزنامه های سیاسی که ویژه نامه ای برای سال نو داشتند، در نهایت یک انتخاب برای عکس روی جلد داشتند و آن تصویر مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی بود که در دی ماه همان سال از دنیا رفته بود. برای سال 96 که سال انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری بود نیز در دسترس ترین چهره برای انتخاب عکس روی جلد، برنده انتخابات یعنی «حسن روحانی» است که مردم برای دومین بار به تکرار دولت او رأی دادند اما اگر دقیق تر به انتخابات و فرایند پیروزی دوباره دولت تدبیر و امید نگاهی بیندازیم، نقش فرد دیگری پررنگ تر احساس می شود: «اسحاق جهانگیری».معاون اول هر دو دولت روحانی، در سال 96 مهم ترین سال سیاسی خود را گذراند و البته فراز و فرودهای زیادی را پشت سر گذاشت. او در فروردین به عنوان رقیب رئیس خود وارد کارزار داغ انتخابات شد و ثبت نام کرد اما در اردیبهشت و در سه مناظره تلویزیونی رقبای انتخاباتی چنان محکم در حمایت از «حسن روحانی» و دولتش ایستاد که به چهره شاخص آن انتخابات بدل شد چنان که می توان گفت «ابراهیم رئیسی» و «محمدباقر قالیباف» که کاندیدای اصولگرایان بودند، قافیه را در همان مناظره ها به «اسحاق جهانگیری» باختند.انتقادات تند او به شهردار سابق تهران و جمله معروف «آقای قالیباف به خودتان بیایید»، در تاریخ انتخاباتی ایران ماندگار شد. جهانگیری که خود را نماینده اصلاح طلبان در انتخابات می دانست، در نهایت به نفع رئیس خود کنار رفت و حسن روحانی پیروز کارزار «29 اردیبهشت 96» شد. او دوباره به همان جایگاه معاون اولی بازگشت اما این طور به نظر می رسید که نقش او در کابینه جدید کمرنگ شده است.تحلیلگران سیاسی، بدبینانه این موضوع را به انتخابات 1400 مرتبط می دانند که قرار نیست اسحاق جهانگیری به عنوان یک یاز کاندیداهای شاخص اصلاح طلبان تحمل شود و درصدد تخریب او هستند؛ برای مثال نیز دستگیری برادرش مهدی و همچنین صحبت های سردار وحید در زلزله کرمانشاه درباره «مسکن مهر» را یادآور می شود. جهانگیری در آخرین روزهای زمستان 96 در دفترش میزبان ما شد و در حالی که صدای کلاغ های حیاط پاستور نوید آمدن سال جدید را می داد، درباره مسائل سال طی شده سخن گفت. از مناظره تا چگونگی انتخاب اعضای کابینه. از مشکلات اقتصادی مردم تا نقش او به عنوان رابط اصلاح طلبان با رهبری. مصاحبه ما با اسحاق جهانگیری، تنها کاندیدای جلد ویژه سال 96 روزنامه «شرق» را در ادامه می خوانید.شاید بهتر باشد مصاحبه را از اتفاقات ابتدای سال 96 شروع کنیم. شما در ابتدای امسال، توفانی و جنجالی ظاهر شدید و مردم با یک اسحاق جهانگیری جدید مواجه شدند و شما را کشف کردند اما بعد از انتخابات کمی حضور رسانه ای شما کمرنگ شد؛ حتی می گفتند نقش شما در دولت نیز کمرنگ شده است. آیا واقعا چنین اتفاقی افتاد؟ در واقع سال 96 برای شما بسیار متفاوت آغاز شد. کمی درباره آن صحبت کنید.اتفاقی که در ابتدای سال 96 افتاد، بسیار متفاوت بود. این نخستین بار بود که من به صحنه جدیدی از فعالیت های سیاسی ورود کردم و طبیعی است که باید متناسب با آن جایگاه موضع گیری می کردم. این که چرا به صحنه انتخابات آدم، سوالی جدی است. البته در سال های مختلف در زمان ثبت نام انتخابات ریاست جمهوری همواره پیشنهادهایی برای حضور داشتم. مثلا در سال 84 که وزیر صنایع بودم دوستان از من پرسیدند شایعه ورود شما به انتخابات چیست و آن زمان قاطع تکذیب کردم اما می دانستم که یک عده دنبال این هستند که من به این صحنه وارد شوم. حالا کاری ندارم که با چه انگیزه ای می خواستند من وارد صحنه انتخابات بشوم.سال 92 در حدی این اتفاق جدی شد که با مقام معظم رهبری هم مذاکره کردم. آقایان هاشمی و خاتمی هر دو من را تشویق کردند که کاندید شوم. با مقام معظم رهبری مذاکره خوبی داشتم. مطالبی جدی مطرح شد و ایشان هم تایید کردند اما همان جا هم گفتم که پیش شرطی دارم که شاید ممکن نشود. گفتم همیشه در زندگی ام سعی کرده ام وقتی بزرگ ترهای خودم و کسانی که پیشکسوت و تواناتر هستند به صحنه می آیند، من نیایم. مثلا اگر آقای هاشمی کاندیدا شود، من کاندیدا نخواهم شد، چون آن زمان بحث کاندیداتوری آقای هاشمی مطرح بود، روز آخر هم همین طور شد. به سمت وزارت کشور رفتم و می خواستم اگر آقای هاشمی نیامدند، لحظات آخر برای انتخابات ثبت نام کنم و اگر آقای هاشمی نمی آمدند، من سال 92 ثبت نام می کردم.البته این که بعد چه کار می کردم، بحث دیگری است اما مصمم شده بودم که ثبت نام کنم. آقای هاشمی از مجمع تشخیص که حرکت کرد، دوستان به من گفتند ایشان به سمت وزارت کشور حرکت کرده اند و من هم منصرف شدم و به سمت منزل رفتم. این نکته مهم است که هر یک از دوره های انتخابات در ایران به جریانات سیاسی و اشخاص داد که در انتخابات بعدی سعی کردند متناسب با آن تجربه تصمیم گیری کنند. مثلا ما از انتخابات سال 84 این درس را گرفتیم که تفاهم بعد از ثبت نام و تبلیغات، چندان کار راحتی نیست که بگوییم بقیه کنار بروند و یک نفر بماند و تعدد کاندیداهای جریان اصلاح طلب در آن دوره عامل شکست شد؛بنابراین در سال 92 بنا شد تعداد کاندیداها به حداقل برسد تا آن اتفاق تکرار نشود. در انتخابات سال 92 با پدیده دیگری روبرو شدیم و دیدیم که حتی شخصیتی مانند آقای هاشمی رفسنجانی هم می تواند رد صلاحیت شود. من آن زمان که به عنوان رئیس ستاد ایشان انتخاب شده بودم، به ایشان گفتم به هر مسئله ای درباره شما فکر می کردم، جز این که شما رد صلاحیت شوید. فکر می کردم به خاطر فشارها یا تخریب ها رئیس جمهور نشوید اما هرگز فکر نمی کردم ممکن است رد صلاحیت شوید. بالاخره ایشان همیشه به عنوان نفر دوم کشور مطرح بودند و سابقه ای روشن و طولانی در انقلاب داشتند اما به هر حال رد صلاحیت شدند و موضوع جدیدی مطرح شد و بر ما معلوم شد که در انتخابات بعدی به هر میزان که کاندیدا مهم باشد، باید به این موضوع هم فکر کنیم.یعنی تصور می کردید این احتمال وجود دارد که آقای روحانی هم رد صلاحیت شود؟البته رد صلاحیت ایشان همیشه در حد صفر مطرح می شد. در جاهایی این مسئله را می گفتند اما تا به حال اتفاق نیفتاده بود که کسی در دور اول رئیس جمهوری باشد اما برای مرحله دوم رد صلاحیت شود. این دیگر اتفاق نادری بود.اما این نگرانی وجود داشت...به هر حال در جاهایی مطرح می شد. من جزو کسانی بودم که باور نداشتم چنین اتفاقی بیفتد. دولت آقای روحانی یک ویژگی در دور اول داشت و آن این بود که جریان مخالف ایشان و سیاست هایش از همان ماه ها اول برای مخالفت جدی با ایشان با تمام توان به صحنه آمدند که بی سابقه بود. من در زمان آقای خاتمی دو دوره در دولت بودم. هجمه به رئیس جمهور تا به این حد نبود اما اتفاقی که درباره آقای روحانی در دور اول افتاد، سابقه نداشت. یعنی تا آخر دو دوره آقای خاتمی چنین اتفاقی را ندیدم. پیش بینی می شد موج تخریب و تهاجم در انتخابات به پیکِ آن برسد. حتی ممکن بود چند نفر از جبهه های مختلف به ایشان حمله کنند.شاید این بخش خیلی به من مختص می شد؛ به عنوان کسی که می تواند از دولت دفاع کند و حرفی برای گفتن دارد و در جریان مسائل کشور است. در مرحله اول اگر کسی می آید باید درصدی از اطمینان وجود داشته باشد که اولا هم از طرف شورای نگهبان تایید شود و هم در ادامه تصمیم به ماندن نداشته باشد و کنار برود. اولین کسی هم که باب این موضوع را باز کرد، مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی بود.یعنی شش ماه قبل از انتخابات.بله. من در خاطراتم صحبت های ایشان را با تاریخش نوشته ام. بار اول که ایشان در این باره صحبت کرد، من به شوخی گذراندم. اما در دیدارهای بعدی متوجه شدم که ایشان خیلی جدی هستند.ایشان نگران رد صلاحیت آقای روحانی بودند؟از این نظر نگران بودند که حمله به دولت زیاد می شود و باید کسی برای دفاع از آقای روحانی باشد. گفتم اگر این طور هم باشد بهتر است کس دیگری از ایشان دفاع کند چون من معاون اول آقای روحانی هستم و نمی شود که کاندیدا شوم. گفتند ایشان از شما می خواهد دفعه دوم - دو سه ماه بعد روز قبل از درگذشت شان - به من گفتند که شما به طور جدی آماده باشید. آقای هاشمی گفتند من با جمعی صحبت کردم و تاکیدشان این بود که ما به صورت جمعی این تصمیم را گرفته ایم. آقای روحانی حتما باید کاندید شود و در کنار ایشان هم باید افرادی باشند.منظورشان از جمعی که می گفتند چه کسانی بودند؟استنباط من این بود که با آقای خاتمی یا آقای ناطق نوری و حسن آقای خمینی صحبت کردند. البته ایشان نام نبردند. بعد از درگذشت ایشان تقریبا کسی پیگیر نبود و دوستان اصلاح طلب به این تحلیل رسیدند که باید این اتفاق بیفتد. آقای خاتمی با من صحبت کردند. آقای عبدالله نوری خیلی اصرار داشتند و بعد شورای اصلاح طلب ها آمدند و پیگیری می کردند. آن اواخر به دلایل مختلفی گفتم چرا با من صحبت می کنید. با آقای روحانی صحبت کنید. آقای روحانی هم سه بار با من در این مورد صحبت کردند. دو دفعه اول خیلی موافق نبودند و فکر و تصمیم را به من واگذار کردند. من گفتم تصمیم گرفته ام و نیازی به فکر کردن نیست.از نظر من منتفی است اما بار سوم گفتند حتما باید این کار را بکنید. گفتم یک ساعت بیشتر وقت نیست با آقای خاتمی تلفنی مفصل صحبت کردم و متوجه شدم ایشان هم تاکید دارند که ثبت نام کنم و من هم ثبت نام کردم. طبیعت کاری من این است که یا در عرصه ای واردم نشوم یا با تمام ظرفیت و استعدادم وارد شوم. بعد از انتخابات طبیعی است من در حوزه کارهایی که به عهده می گیریم، سعی می کنم مسائل سیاسی را به حداقل برسانم و اجازه ندهم کاری که به عهده ام گذاشته شده، تحت تاثیر مسائل سیاسی قرار بگیرد و اصل کار کمرنگ شود. شاید به همین دلیل است که عده ای تصور می کنند نقش من کمرنگ شده است.برای ماندن در انتخابات وسوسه نشدید؟خیر، به هیچ وجه.توصیه ای هم نشد؟برخی دوستانی که مشورت می دادند، بعضا توصیه هایی می کردند. واقعیت این است که من تمام وقتم را برای اداره کشور گذاشتم. به آقای روحانی هم گفته بودم شما تمام وقت تان را برای انتخابات بگذارید، من هم اجازه نمی دهم در اداره کشور ضعف و کوتاهی به وجود بیاید. حداکثر هم برنامه های تبلیغاتی تلویزیونی در تهران را داشتم و گاهی می گفتم نمی خواهم در تبلیغات هم باشم چون قرار نیست که بمانم اما آقای روحانی بیشتر از بقیه اصرار داشتند که حتما باید از این فرصت استفاده کنید و کمک کنید. مناظره اول را هم که همه دیدند.در مناظره ها بین سه نفر کاندیدای دیگر در مقابل خودتان و آقای روحانی، هماهنگی مشاهده می کردید؟ به نظرتان می آمد که آقایان رئیسی و قالیباف با هم هماهنگ کرده اند؟ این طور نبود که با هم پاسکاری کنند؟خیر، به نظرم آنها هم می خواستند از همان ابتدا با تمام ظرفیت بیایند. درست است که برای آقای رئیسی از قبل تصمیم گیری شده بود و ایشان آمده بود که به هیچ وجه کنار نرود اما عده ای که در آن جریان بیشتر واقع گرا بودند احتمال می دادند زمینه آقای قالیباف قوی تر باشد. به نظرم آقای قالیباف با همین نیت آمد که نشان دهد زمینه اش قوی تر است اما از جایی به بعد متوجه شد که این طور نیست. در مناظره ها متوجه هماهنگی نشدم. ما هم هماهنگی نداشتیم.آنچه در انتخابات بارز شد این بود که شما به عنوان نماد اصلاح طلبان در دولت بسیار برجسته شدید و پیش از این تا این حد برجسته نبودید. از این رو انتظار می رفت با توجه به تاثیر شما در انتخابات، نقش تان کمرنگ نشود. شما رئیس ستاد اقتصاد مقاومتی هستید و گفته می شد باید وزرای اقتصاد دست کم با مشورت و نظر شما انتخاب شوند اما گویا چنین اتفاقی نیفتاده، درست است؟دیگر قرار نیست که اسرار ما را بپرسید (با خنده). در انتخابات اصرار داشتم جریان اصلاحات را نمایندگی کنم. این طور هم نبود که از قبل تصمیم گرفته باشم. همانجا در حین مناظره ها یک لحظه به افراد دور میز نگاه کردم. با خودم فکر کردم یک یاز مهم ترین و بزرگ ترین جریانات سیاسی را چه کسی باید نمایندگی کند و حرف این جریان را بزند؟ در میان آن افراد دیدم جز من کسی نمی تواند این کار را بکند و همان لحظه تصمیم گرفتم صرفا از موضع جریان اصلاح طلبی و نمایندگی این جریان ورود پیدا کنم که احساس نشود این جریان در صحنه اداره کشور غایب است و این شد که آن حرف ها را زدم.قبلا به جمله «مردم یادتان هست؟» یا آن جمله که به یکی از کاندیداها گفتید «به خودتان بیایید»، فکر کرده بودید؟نه واقعا. البته دوستانی بودند که به من قبل از جلسات مشورت می دادند و کمک می کردند و من از نظرات شان استفاده می کردم.لطیفه هایی را که آن زمان گفته می شد، شنیده بودید؟در دنیای مجازی بعضی ها را شنیده بودم.کدام را؟فوتبالیست ها را. (با خنده)در مورد اختیارات معاون اول رئیس جمهوری و انتظاراتی که اتفاق نیفتاد، بگویید؟برای معاونت در هر مجموعه ای اختیارات خاصی تعریف نمی شود. به میزانی که رئیس در حوزه وظایفش به معاونش اعتماد دارد، کارهایی را واگذار می کند و آن کارها انجام می شود. معاون اول تنها پست غیروزارتی است که در قانون اساسی از آن نام برده شده است. معاون اول در غیاب رئیس جمهور دولت را اداره می کند و کارهای محدود دیگری را هم انجام می دهد. بقیه تقسیم کار است که بین رئیس جمهور و معاون اول برای اداره کشور انجام می شود. در مورد کابینه (حتی من هم به عنوان معاون اول) کسی نباید توقعِ خاصی داشته باشد. کابینه حق شخص رئیس جمهور است.مردم به یک فرد اعتماد کرده و رأی داده اند. ایشان باید همکاران اصلی خودش را انتخاب کند و در این مسیر از خیلی ها مشورت می گیرد و طبیعی است که باید از جریانات سیاسی و گروه هایی که حامی اش بودند مشورت بگیرد. مخصوصا در دور دوم، رئیس جمهور حتما از وزرای قبلی اش مشورت می گیرد که نظر آنها درباره وزرا و اعضای دولت چیست. پس طبیعی است که ایشان با من درباره کابینه صحبت کردند و من هم نظراتی به ایشان دادم. حتی ایشان گفتند فرض کنید خودتان رئیس جمهور شده اید، کابینه ای را که مطلوب تان است پیشنهاد کنید. من گفتم این شدنی نیست. من اگر رئیس جمهور می شدم عقبه مشخص اصلاح طلبی داشتم و غالب انتخاب های من متعلق به جریان اصلاحات می شد اما این کار برای شما به مصلحت نیست.البته به ایشان پیشنهادهایی دادم و چند بار در این زمینه با هم صحبت کردیم. از طرف دیگر باید محدودیت های رئیس جمهور را هم در نظر بگیریم. این طور نیست که رئیس جمهور مشورت بگیرد و یک فهرست تهیه کند و این فهرست را به مجلس ببرد و کار تمام شود. باید ببیند داخل مجلس چه ترکیبی است و نیروهای متنفذ مجلس چه کسانی هستند و گروه های متنفذ دیگر در خارج از ارکان مجلس چه کسانی هستند، چون نظرشان در ادامه کار دولت مهم است. رئیس جمهور با این محدودیت ها کابینه خودش را انتخاب کرد.در دوران انتخابات مطالباتی مطرح شد که هیچ کدام برآورده نشده است. مثلا گفته شده بود ممکن است در میان وزرا از زنان یا از اهل سنت استفاده شود. نه تنها در کابینه بلکه حتی در سطح استانداران هم این اتفاق نیفتاد و این امر باعث سرخوردگی در بدنه حامی آقای روحانی شد. برای نیروی انسانی واقعا فکری شده است؟ زیرا در حلقه اولیه انقلابیون این مدیریت می چرخد. جوانان به معنای واقعی خیلی جدی گرفته نمی شوند و هیچ نیروی جدیدی تزریق نمی شود.این یک مسئله جدی است. باید بپذیریم نیروهایی که از ابتدای انقلاب مسئولیت اداره کشور را داشتند، باید امور حرا به نسل های بعدی واگذار کنند که آنها هم در اداره کشور سهیم باشند. این به این معنا نیست که اگر به فردی فکر می کنیم، حتما وزیر شود. اما بالاخره بدنه و رأس مدیریت کشور باید تغییر کند. به لحاظ مدیریتی این که مدیران پله پله بالا بیایند، از نظر من بهترین راهکار است. مدیر نباید آسانسوری بالا برود، مثلا چون به من وصل است و می شناسمش، یکباره بگویم در رأس جایگاهی قرار بگیرد که کمترین آشنایی را با آن ندارد.در گذشته به خاطر این گونه چیدمان مدیریتی هزینه های زیادی به کشور تحمیل شد. به نظرم غالب کسانی که در این دوره بر سر کار هستند، معتقدند وزیر و معاون رئیس جمهور و استاندار و معاون وزیر باید از رده های سنی پایین تری انتخاب شوند تا تحریک قابل توجهی داشته و در عین حال نوآوری و خلاقیت داشته باشند. این موضوعی است که روی آن کار می شود. حتما این دغدغه از مدیریت کشور برطرف خواهد شد و از زنان و جوانان در سطوح مختلف مدیریتی در بدنه دولت حضور پیدا خواهند کرد. الان هم دیدیم که به راحتی یک جوان زیر 40 سال وزیر شده است.اتفاقا به حضور ایشان در کابینه خیلی انتقاد وارد شد.اماد فکر می کنم دوستانی که از نظر کاری از ایشان انتقاد می کنند، الان باید از ایشان راضی باشند. مگر از وزیر ارتباطات نمی خواستند که در مقابل فشارهایی که در مورد مسدود کردن و محدود کردن فضای مجازی ایجاد می کنند، بایستد؟ آقای جهرمی هم که انصافا ایستادگی خوبی کرده است و شاید خیلی از دوستان مسن تر اگر بودند این شجاعت را نداشتند. در جریان هستم ایشان در چه جلساتی، در چه جمع هایی جوانمردانه از این موضوع دفاع کرد و استدلال آورد که به مصلحت است و این فضا باید باز باشد.این درست که قرار نیست مدیران، آسانسوری بالا بیایندت اما وقتی در سطح استاندار هم از اهل سنت و زنان استفاده نکردید، این سوال پیش می آید که آیا واقعا در جامعه اهل سنت و در میان زنان ایرانی هیچ فرد شایسته ای نداشتیم؟موضوع زنان متفاوت است. در مورد زنان، آقای روحانی با من صحبت کردند که وزیر خانم معرفی کنند.چه وزارتخانه هایی؟نمی توانم نام ببرم چون الان وزیر دارند (با خنده). در ذهنِ ایشان سه وزیر خانم مطرح بود. به هر حال واقعیت های جامعه از طرف دولت نمی تواند نادیده گرفته شود. باید محدودیت های دولت را هم در بخشی از مسائل اجتماعی لحاظ کرد.اما آقای احمدی نژاد این کار را کرد و اتفاقی هم نیفتاد.توصیه من هم این بود کاری کنیم که حداقل یک وزیر زن داشته باشیم اما به هر حال نشد. اراده آقای روحانی بود اما این اراده در نهایت با موانعی برخورد کرد و بنا بر مصلحت اندیشی ایشان این طور شد که در بخش های دیگر دولت این کار را انجام دهد و برای همین هم اصرار داشتند معاون حقوقی دولت حتما خانم باشد که برای اولین بار هم این اتفاق افتاد.در مورد اهل سنت چطور؟در مورد اهل سنت، محدودیت ها جدی تر و حساسیت ها بالاتر بود. در این دوره قرار بود با اصرار در وزارتخانه هایی در حدِ معاون وزیر از اهل سنت استفاده کنیم و در تعدادی از وزارتخانه های اجرایی از اهل سنت بهره برده ایم. ورد اهل سنت در مدیریت کشور حتما جواب خواهد داد. در گذشته، سفیرِ اهل سنت داشتیم و این دوره تعدادی معاون وزیرِ اهل سنت انتخاب کرده ایم.علامت سوالی که در کابینه بوده که پاسخ صریحی هم به آن داده نشد، مسئولان اذعان دارند اقتصاد کشور بیمار است و این بیماری حادی هم هست. اما ما نه تنها این بیمار را نزد متخصص نبردیم، نزد پزشک عمومی هم نبرده ایم و به یک مهندس داده ایم تا شفا دهد.آقای کرباسیان اقتصاد خوانده و مهندس نیست، پس مصداق تان درست نیست. آقای طیب نیا مدیر توانایی بودند. ایشان در همان دور اول هم چند بار گفتند نمی خواهند ادامه بدهند. به هر حال در این دوره آقای رئیس جمهور به توافقی رسیدند و من در جریان جزئیات توافق ایشان نیستم. به هر حال آقای طیب نیا کنار گذاشته شدند. ایشان تا لحظات آخر به افراد دیگری فکر می کردند و قرار بود اقتصاددان دیگری معرفی شود، لحظه آخر بود که با من تماس گرفتند و گفتند فرد دیگری انتخاب شده است و من هم گفتم مبارک باشد.ظاهرا آقای نهاوندیان بود؟اگر می دانید چرا دیگر از من می پرسید! (با خنده)محمد نهاوندیانبه نظر می آمد انتخاب آقای کرباسیان سیاستی بود که برای مدیریت نهایی آقای نهاوندیان در اقتصاد کشور اتخاذ شد.در حوزه وزارتخانه ها اختیارات وزیر را کسی نمی تواند محدود کند. قانون به وزیر اختیاراتی می دهد و وزیر هم باید پاسخگوی مجلس و رئیس جمهور باشد. یعنی مجلس می تواند از وزیر سوال کند و بگوید چرا با اختیاراتی که داشتید فلان کار را انجام ندادید و او نمی تواند بگوید کسی در جایی دیگر نگذاشت من وظیفه ام را انجام دهم. اصلا پذیرفته نیست کسی وزیر شود و بگوید اختیاراتم خارج از حوزه وزارتخانه خودم ق ...

ادامه مطلب  

انتخابات هیئت مدیره اتحادیه مؤسسات فرهنگی قرآن و عترت چهارمحال و بختیاری/گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
نخستین دوره انتخابات هیئت مدیره و بازرسی هیئت مدیره اتحادیه مؤسسات فرهنگی قرآن و عترت چهارمحال و بختیاری با حضور نمایندگان کشوری ...

ادامه مطلب  

حضور و غیاب حسین محجوب در کارلووی واری  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران اکونومیست؛ جشنواره فیلم کارلووی واری،در پنجاه و دومین دوره برگزاری خود، برخلاف سال گذشته که تنها فیلم لانتوری رضا درمیشیان از ایران در آن حضور داشت، امسال هرچند شرایط به همان گونه است اما در زمینه اسم ها، حضور به نسبت پررنگ تری از سینمای ایران یا سینماگران ایرانی دارد؛ هرچند این بار هم عموما حضور در بخش های غیررقابتی است. تنها حضور یک سینماگر ایرانی در بخش رقابتی هم به محصولی از سینمای گرجستان تعلق دارد.درواقع علاوه بر فیلم مستند «٧٦ دقیقه و 15 ثانیه با عباس کیارستمی» و «منو خونه ببر» در برنامه بزرگداشت عباس کیارستمی (با حضور سیف اله صمدیان) و فیلم «لرد» ساخته محمد رسول اف، فیلم «کوهستان» اثر امیر نادری و مستند «پیش از پایان تابستان» ساخته مریم گورمان،در فیلم گرجستانی "خیبولا" نیز نقش اول را حسین محجوب، بازیگر ایرانی ایفا کرده است.این فیلم که در جمع محدود فیلم های رقابت کننده برای جایزه گوی بلورین بهترین فیلم قرار دارد، شاید برای محجوب هم جایزه گوی بلورین بهترین بازیگر مرد را به ارمغان بیاورد.جایزه های جشنواره کارلووی واری مانند سایر جشنواره های معتبر جهانی،بسیار محدود است. با این حال، پیش تر حمید فرخ نژاد و لیلا حاتمی، برگزیدگان جایزه بهترین بازیگر مرد و زن در دوره هایی از این جشنواره شده اند.فیلم سینمایی خیبولا، محصول 2017 ساخته جورج اوواشویلی، روایت روزهای پایانی عمر نخستین رییس جمهوری منتخب گرجستان است که در سال 1991 پس از مدت کوتاهی، در نتیجه یک کودتای نظامی، با تعداد محدودی از وفاداران خود، به کوهستان های سرد گرجستان گریخت اما حاضر نشد با حمایت ...

ادامه مطلب  

عراق به کدام سو می رود  

درخواست حذف این مطلب
19 روز قبل بود (بیست ودوم اردیبهشت ) که اولین انتخابات پارلمان عراق بعد از شکست داعش برگزار شد تا آینده سیاسی عراق برای چهار سال آینده رقم بخورد؛ انتخاباتی که در آن ائتلاف ها بیشترین رنگ را به خود گرفتند تا 328 نماینده پارلمانی انتخاب شوند. ۵۵آنلاین :19 روز قبل بود (بیست ودوم اردیبهشت ) که اولین انتخابات پارلمان عراق بعد از شکست داعش برگزار شد تا آینده سیاسی عراق برای چهار سال آینده رقم بخورد؛ انتخاباتی که در آن ائتلاف ها بیشترین رنگ را به خود گرفتند تا 328 نماینده پارلمانی انتخاب شوند. در این انتخابات، نوری المالکی، نخست وزیر پیشین عراق، با ائتلاف دولت قانون (25 کرسی)، حیدرالعبادی، نخست وزیر، با ائتلاف نصر (43 کرسی)، هادی عامری، رهبر حشدالشعبی، با ائتلاف فتح (47 کرسی)، ایاد علاوی، ائتلاف وطنیه (23 کرسی)، اسامه النجیفی، با ائتلاف قرارالعراقی (19 کرسی) مقتدی صدر با چپ گراها، کمونیست ها و سکولارها ائتلافی به نام سائرون للاصلاح (54 کرسی) و سیدعمار حکیم، حکمت ملی (20 کرسی) شرکت کردند؛ انتخاباتی که عده ای نتایج آن را به شگفتی های انتخاباتی تعبیر می کنند؛ شگفتی هایی از پیروزی جریان صدر تا آمار پایین مشارکت مردمی که به سرخوردگی اجتماعی یا اعتراض خاموش تعبیر می شود. حالا سیدضرغام حسینی، نماینده جریان «حکمت» در ایران، در گفت وگو با «شرق» جریان حکمت ملی را مهم ترین و تأثیرگذارترین حزب جوان عراق می داند و معتقد است که هرکسی بخواهد در عراق دولت تشکیل دهد باید با جریان حکمت ائتلاف کند. او همه ائتلاف ها را جبهه های متشکل از احزاب متعدد می داند و به نظر او تنها حکمت ملی است که به تنهایی توانسته این تعداد کرسی را به دست آورد. گفته های او نشان از این دارد که برای تشکیل دولت ممکن است حکمت ملی با جریان نصر و سائرون ائتلاف کند، ولی انتخابات عراق، معترضانی هم دارد؛ اخباری از مذاکرات و ائتلاف لیست های شیعی و کُردی منتشر می شود که دو ائتلاف بزرگ سنی، همچنان بر اعتراضات خود نسبت به نتایج نهایی اعلام شده از سوی وزارت کشور پافشاری می کنند. به گزارش روزنامه سعودی الشرق الاوسط، ایاد علاوی و اسامه النجیفی، رؤسای ائتلاف های الوطنیه و قرارالعراق نتایج فعلی را، به ویژه در استان های سنی نامعتبر می دانند. شاید این بار هم مانند چهار سال قبل، تشکیل پارلمان عراق به تأخیر بیفتد و تا زمان رسیدگی به شکایات این دو ائتلاف مهم ممکن نباشد. اگر اجازه دهید از انتخابات پارلمانی عراق شروع کنیم. وضعیت را چطور می بینید؛ آیا نتایج انتخابات برای شما قابل پیش بینی بود یا خیر؟یقینا برای خیلی ها نتایج انتخابات پارلمانی عراق غیرقابل پیش بینی بود؛ چه از لحاظ نتایج و چه از لحاظ ضریب مشارکت مردمی. دلیل این است که احزاب عراق؛ چه شیعیان، چه سنی ها و چه کُردها به صورت جداگانه وارد انتخابات شدند؛ یعنی با انتخابات سال های 2010 و 2014 که شیعیان در یک یا دو لیست وارد انتخابات شده بودند، فرق داشت. انتخابات عراق شبیه وزن کشی برای احزاب بود تا احزاب وزن خود را در جامعه عراق بدانند؛ بنابراین نمی شد نتایج را پیش بینی کرد، ولی پروسه انتخابات به خوبی به پایان رسید. امسال انتخابات برای اولین بار به صورت الکترونیکی برگزار شد. البته برخی ها اعتراضات و اشکالاتی را در شمارش و نتایج آرا دارند، ولی درمجموع انتخابات مثبتی را به پایان رساندیم. اما به نظر می آید که نوعی سرخوردگی در میان مردم عراق دیده می شود. پایین آمدن نرخ مشارکت، نوعی اعتراض خاموش به عملکرد سیاست مداران و فساد و ناکارآمدی بود.یقینا چندین مطلب را می توان در این راستا گفت. یکی از مشکلاتی که می شود به آن اشاره کرد، بی اعتمادی یا کم شدن اعتماد جامعه به قشر سیاسی عراق است؛ این چندین علت دارد. دلیل اول فسادی است که در برخی از سازمان های دولتی عراق وجود دارد. مشکل دیگر خدمات است و مردم توقع خدماتی مانند برق، راه های مواصلاتی، استخدام و کار برای جوانان دارند که به خاطر ضعف در این امور، مردم اعتماد خود را به دولت ها از دست داده اند. مطلب مهم تر اینکه همیشه در پارلمان های گذشته همان چهره ها تکرار می شدند و شاید یکی از دلایل عدم مشارکت مردم تکرار چهره های شرکت کننده در انتخابات بود. برای همین طبق نتایج اعلام شده، هیئت رئیسه پارلمان عراق در پارلمان جدید رأی نمی آورند. اسم ها و چهره های مطرح که گاهی صدای همسو با مردم دارند، رأی نمی آورند یا لیست هایی مثل «سائرون» آقای مقتدی صدر یا جریان «حکمت ملی» آقای حکیم مقداری از آرای خود را مرهون دادن لیست جدید و معرفی چهره های جدید هستند. جریان حکمت ملی 90 درصد چهره هایش جدید بود. اقبال به این لیست ها برای این بود که مردم انتظار خدمات از این چهره ها دارند. شاید مهم ترین چیزی که مردم به آن توجه ندارند این است که جامعه عراق امروز، دغدغه امنیت ندارند. چهار سال قبل داعش و قبل تر انتحاری ها و القاعده و تروریست ها در عراق بودند، ولی الان جامعه از این مشکل عبور کرده و مردم الان به دنبال دریافت خدمات هستند. دو یا سه ماه قبل از انتخابات یک نظرسنجی انجام شد که نتیجه آن نشان می داد 90 درصد دغدغه مردم دریافت خدمات بود و 10 درصد از امنیت نگرانی داشتند. جامعه دنبال افرادی است که به آنها خدمات ارائه دهد و عدالت اجتماعی را رعایت کند و اعتدال گرا باشد، نه رادیکال و تندرو. از اینجا به نکته مهمی می رسیم؛ کارنامه افرادی چون هادی عامری مبارزه با داعش است که درمقایسه با ائتلاف شما رأی بالایی هم آورده اند. درحالی که شما می گویید که بحث امنیت در اولویت نیست. حتی حیدرالعبادی هم که نخست وزیر است کارنامه برجسته اش پیروزی بر داعش بوده نه خدمات رسانی. چطور شما به این نتیجه رسیده اید که امنیت در اولویت مردم نیست؟مثال هایی که زدید دو مقوله مجزا از هم اند. آقای عبادی، نخست وزیر، فقط موضوع داعش را در کارنامه خود ندارد؛ حل موضوع کرکوک، موضوع تقسیم عراق و همه پرسی کردستان عراق هم در کارنامه ایشان هست که به صورت مسالمت آمیز و بدون هیچ تنشی یا با کمترین تنش حل شد و مردم احساس کردند که عراق انسجام و یکپارچگی خود را حفظ کرده است. البته اینها فقط دستاورد نخست وزیر نبود؛ حمایت احزاب و افرادی چون آقای حکیم و دیگران هم در این موفقیت تأثیرگذار بود، اما موضوع مهم این است که لیست «فتح» در حشدالشعبی و مبارزانی که با داعش بودند، متشکل از حدود 18 طرف و گروه مختلف است که اینها باهم این عدد کرسی را به دست آورده اند. لیست آقای عبادی از 20 گروه و طرف گوناگون تشکیل شده است که توانسته اند این کرسی را به دست آورند، اما جریان حکمت ملی به تنهایی وارد انتخابات شد، با هیچ لیستی هم ائتلاف نکرد و به تنهایی 20 کرسی آورد. ما اگر بخواهیم به صورت حزبی این انتخابات را بررسی کنیم، پیروز این انتخابات جریان «حکمت ملی» بود. اگر لیست فتح یا لیست نصر آقای عبادی یا لیست دولت قانون نوری مالکی و سائرون جریان صدر را واکاوی کنیم، می بینیم که اینها چند جبهه هستند که در آن تعدادی از احزاب حضور دارند. انتظار دارید که در پارلمان هرکدام از این ائتلاف ها تفکیک شوند؟دقیقا همین طور است. این ائتلاف ها توانایی گسیختگی را دارند و با اتفاقات آینده ممکن است از هم بپاشند یا تعدادی به لیست دیگری بپیوندند و مصالح موردنظر خود را در ائتلاف های دیگری جست وجو کنند. اگر بخواهیم دقیق درباره نتایج صحبت کنیم جریان حکمت ملی برنده انتخابات است؛ مثلا در جریان نصر 20 گروه جمع شده و در بین این 20 گروه آقای عبادی حدود 13 کرسی را به خود اختصاص داده و باقی کرسی های ائتلاف نصر میان همه این گروه ها تقسیم شده؛ یعنی 42 کرسی میان 20 طرف تقسیم شده است. در جریان فتح هم همین طور است. در لیست فتح «عصائب اهل الحق» حدود 15 کرسی آورده است و کسی بالاتر از این عدد در لیست فتح نیست. بقیه کرسی ها بین سایر گروه ها در ائتلاف فتح تقسیم شده است. همه اینها نشان از وضعیت خوب جریان حکمت است. این ائتلاف های داخل پارلمان است. خارج از پارلمان هیچ حزبی به 20 تا نرسیده است و این دستاورد خوبی برای جریان حکمت است؛ چراکه با هیچ گروهی پیش از انتخابات ائتلاف نکرده و اکنون تمام 20 کرسی ای که کسب کرده است، متعلق به خود جریان است. نوع ارتباط گروه های عراقی با ایران برای ما مهم است. بخش زیادی از دست اندرکاران عراقی متحدان نزدیک ایران هستند؛ چه در دوره های صدام و چه بعد از آن. مثلا آقای مقتدی صدر چنین است، اگرچه شاهد تغییر موضع های شدیدی از سمت ایشان هستیم. این اواخر به نظر می رسد چرخشی اساسی در انتخابات انجام داده است؛ طوری که از ایران فاصله گرفته و به عربستان نزدیک شده است. آیا شما هم چنین تحلیلی دارید؟نه این طور نیست. جمهوری اسلامی ایران در نظام جدید عراق و بعد از سقوط صدام از 2003 تا امروز بیشترین پشتیبانی از دولت و مردم عراق را داشتند و قبل از آن عراقی هایی که با نظام صدام مشکل داشتند، در ایران مستقر بودند و این ارتباط منطقی است. همسایگی و هم مرزی در این ارتباط تأثیرگذار است. نزدیکی میان دو کشور و ملت سبب شده که قومیت ها باهم در ارتباط باشند. به دلیل همین نزدیکی قومیتی، فکری و مذهبی احزاب عراقی هم سعی می کنند آن را حفظ کنند و بعید می دانم که برادران ما در گروه های مختلف عراق به این صورت چرخش کرده باشند. البته مصالح ممکن است گوناگون باشد، اما به خاطر آن ارتباط خوب با ایران، مشکلی را به وجود نمی آورد. شما بسیار دیپلماتیک پاسخ می دهید.{خنده}... سؤال شما هم خارج از آن چیزی بود که باید باشد. مواضع جریان صدر باید از سوی خود آن جریان بیان شود. معمولا در عراق بعد از انتخابات مسائل شروع می شود؛ یعنی تا تشکیل دولت چالش هایی جدی وجود دارد. این بار وضعیت را چگونه می بینید؟یقینا به عنوان جریان حکمت ملی و نماینده آقای سیدعمار حکیم ما ایده و طرز تفکری را در جریان حکمت پیگیری می کنیم که نشئت گرفته از تجربه 15 سال حکومت در عراق جدید است. درگذشته حکومت ها به صورت توافقی تشکیل می شدند؛ همه فراکسیون ها و طرف های پیروز در انتخابات پارلمانی حضور داشتند و باعث می شد که ما «سهمیه بندی سیاسی» داشته باشیم، اما طرحی که آقای حکیم دنبال می کنند «طرح اکثریت ملی» است که این طرح باعث می شود ما اکثریتی در پارلمان داشته باشیم و اپوزیسیون سیاسی هم در همان پارلمان باشد. در این 15 سال اپوزیسیونی نداشتیم. چون همه در دولت مشارکت داشتند.بله دقیقا؛ اما طرح آقای حکیم این است که اکثریت همه طیف ها و قومیت ها و مذاهب عراق در آن حضور داشته باشند و در مقابل هم اپوزیسیونی متشکل از همه قومیت ها و مذاهب باشد. این چقدر ممکن است. مثلا شیعیان دولت تشکیل دهند و سنی ها و کردها خارج از دولت، اپوزیسیونی تشکیل دهند؟ به نظر می رسد اتفاق دوران دولت آقای نوری مالکی تکرار می شود.این سؤال بجا و خوبی است. ما در اینجا دو مقوله اکثریت سیاسی و اکثریت ملی را داریم. در اکثریت سیاسی که برخی از سیاسیون به دنبال آن هستند، 165 کرسی پارلمان یعنی نصف به علاوه یک، نیاز تشکیل دولت است؛ یعنی این 165 کرسی همه از شیعیان باشند یا شیعه و کرد یا شیعه و سنی کافی است اما تشکیل دولت براساس اکثریت سیاسی پاسخ گوی دغدغه های همه اقشار جامعه سیاسی عراق نیست؛ اکثریت ملی که طرح و ایده آقای حکیم است، به دنبال اکثریتی است که نصف به علاوه یک یا بیشتر از کرسی های پارلمان عراق با درنظرگرفتن مشارکت قشرهای جامعه عراق (شیعه، کرد، سنی، اقلیت های مذهبی) است و در مقابل ایجاد یک اپوزیسیون سیاسی در داخل پارلمان برای نظارت و تصحیح بر عملکرد دولت تشکیل شده، شکل می گیرد. این اپوزیسیون نیز ملی و متشکل از همه قشر های سیاسی خواهد بود. کار سختی است؛ باید بلوک قومیتی را بشکنید.در این انتخابات بلوک قومیتی شکسته شد. با لیست های ملی که مطرح شد، این بلوک شکسته شد. همه لیست های حاضر در انتخابات، لیست ملی دادند. مثلا در سال 2014 نمی دیدید لیستی با اکثریت شیعی در مناطق کردی و سنی نماینده معرفی کند اما در انتخابات 2018 این مسئله را داشتیم. خروجی چیست؟عراق اکنون در مرحله گذار است و نتایج و خروجی اصلی این امر در آینده نمایان خواهد شد. مهم این است که اکنون این تابو شکسته شد. شما وقتی از جریان حکمت ملی صحبت می کنید؛ این یعنی جریان شیعی؟نه این طور نیست. لیست نصر هم تعداد کرسی بالایی را در مناطق سنی به دست آوردند. حتی لیست فتح هم در مناطق سنی کرسی به دست آورد. آقای حسینی این به دلیل جبهه ای بودن لیست ائتلاف هاست.لیستی به نام لیست شیعه نبود و لیست ملی بود. بله. احزاب سنی طرفدار آقای عبادی که در ائتلاف نصر بودند، به آقای عبادی رأی دادند.یعنی قومیتی و طایفه ای نیست و حالت ملی داشت. جریان حکمت هم در بخش سنی نشین لیست داشت و الان در موصل نماینده دارد. در منطقه کردستان هم جریان حکمت ملی لیست داشت. در لیست دوستان فتح که نماد مبارزه با داعش و جهاد هستند، از حشد سنی حضور داشتند تا مسیحی ها. این نشان می دهد که همه به سمت لیست ملی می روند. نتیجه را ...

ادامه مطلب  

دوران روحانی مانند دوران هاشمی امنیتی است/ رئیسی در جریان محدودیت های رئیس دولت اصلاحات نبود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، در روزهای برگ ریزان پاییزی به سراغ نزدیک ترین شخصیت فرهنگی و هنری سیدمحمد خاتمی می رویم. ابتدای صبح است که به دفتر دوبلکس او در محله ونک می رسیم. سید محمدعلی ابطحی در دولت خاتمی مسئول دفتر او بود. البته در دولت اصلاحات سمت های دیگری هم داشت. معاونت پارلمانی و حقوقی ریاست جمهوری و مشاور رئیس دولت اصلاحات، دیگر سمت های او بود. این روزها بیشتر در نمایشگاه های عکس و مجسمه حضور می یابد. شب ها به تئاتر می رود و در اینستاگرام و کانال تلگرامی اش پست می گذارد و در جلسات خاتمی را همراهی می کند. با این حال، در دوره دهم ریاست جمهوری، برخلاف خاتمی که از حامیان موسوی به شمار می آمد، از حامیان مهدی کروبی بود. ابطحی، رئیس موسسه گفت وگوی ادیان و از اعضای اصلی مجمع روحانیون مبارز، عضو بنیاد باران و شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان نیز به شمار می رود. رفاقت ابطحی با خاتمی دیرینه است. او پس از سال ها فعالیت و سمت های مختلف در رادیو و تلویزیون، در تاریخ 12 دی 1367 از طرف سیدمحمد خاتمی که آن روزها وزیر ارشاد بود، در حکمی به معاونت امور بین الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب شد و با استعفای خاتمی از ارشاد در 5 مرداد 1371 او هم استعفا داد. با کاندیدا شدن خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری، کارش را در نمایندگی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران رها کرده و به ستاد انتخاباتی رفت. در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی، در 11 شهریور 1380 معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور شد. پس از انتخابات مجلس هفتم او که رابط دولت و مجلس بود، سه بار استعفا داد تا بالاخره در 21 مهر 1383 استعفایش موردقبول خاتمی قرار گرفت و پس از آن به سمت مشاور رئیس جمهور انتخاب شد. در ادامه متن گفت وگوی دوساعته ما را با سید محمدعلی ابطحی می خوانید.نقش آیت ا... هاشمی رفسنجانی را در طول دوران حیات سیاسی شان در مدیریت کشور چگونه تحلیل می کنید؟ منظومه سیاسی ایشان را چگونه می بینید؟آیت ا... هاشمی چه قبل و چه بعد از انقلاب ستون همیشه ثابت انقلاب اسلامی بود. ستونی که تکیه گاه ایشان امام و مسیرشان مسیر امام بود. پیش از انقلاب به عنوان یکی از اصلی ترین چهره های مبارز سیاسی بودند که با انقلاب همراهی داشتند و در واقع انقلاب را مدیریت می کردند. بعد از انقلاب هم نقش و مدیریت ایشان از روزهای ابتدای نهضت وسیع بود. امام اعتماد بالایی به هاشمی داشتنداعتماد بی سابقه و درجه اول امام به ایشان بسیار بالا بود. روحیه کارآزمودگی و فعالیت ایشان در سطح مدیریت کلان انقلاب تاثیرگذار بود. به همین دلیل از روزهایی که طلیعه انقلاب اسلامی شروع شد، آیت ا... هاشمی رفسنجانی یکی از محورهای اساسی هدایت این انقلاب بود. تا لحظه مرگ ایشان نوسانات زیادی در زندگی ایشان بود، ولی همواره قدرت بزرگی در مدیریت انقلاب داشتند. بعد از فوت امام ایشان نقش بسیار مهمی در کشور داشتند. یکسری اختلاف نظرها ایجاد شد، ولی اقتداری در وجود ایشان بود که ایشان را سیاستمدار عملگرا معرفی می کرد. هاشمی مبانی نظری ثابتی نداشتاختلاف چه دهه ای منظور شماست؟اختلاف دهه آخر عمر ایشان که عمدتا بعد از انتخابات سال 88 شکل گرفت. آیت ا... هاشمی رفسنجانی شخصیتی عملگرا بودند. خیلی مبانی نظری ثابتی نداشتند، ولی مبانی سیاسی عملیاتی عملگرایانه ثابتی داشتند که به تناسب شرایط آن نیروی سیاسی فعالی که در وجودشان بود، به تناسب شرایط روز بهره مند می شدند و از آن استفاده می کردند. هاشمی، بحران در رفتار سیاسی خود را مدیریت می کردبرخی معتقدند رفتار آیت ا... هاشمی رفسنجانی دهه 60 با دهه 70 و هاشمی دهه 80 با دهه 90 متفاوت بود. شما هم اشاره کردید مبانی نظری ثابتی نداشتند. یکسری تغییر رویکرد در مواضع ایشان بود. تحلیل شما چیست؟همیشه به تناسب شرایط روز دیدگاه ها و جایگاه خود را در مدیریت سیاسی کشور تعریف می کردند. به همین دلیل وقتی بحرانی در رفتار سیاسی ایشان ایجاد می شد، ایشان خود را برای غلبه بر آن بحران مدیریت می کردند.عملگرا بودن آقای هاشمی یعنی اینکه ممکن است در یک دهه ایشان درون اصلاحات باشد و در یک دهه جزئی از اصلاحات و در یک دهه دیگر در قدرت بخشی به نظام و رهبری که در این موضوع بعد از دوران امام خیلی تلاش کردند.بین چه کسانی فاصله افتاد؟بین رهبری و آقای هاشمی رفسنجانی منظورم است. خدا از سر تقصیرات احمدی نژاد بگذردچه کسانی دنبال این مساله بودند که بین رهبری و آقای هاشمی اختلاف نظر ایجاد کنند؟دهه آخر عمر آقای هاشمی را می گویم. اختلاف نظرها پیش می آمد. رابطه آیت ا... هاشمی رفسنجانی و امام نزدیک تر بود. ایشان همیشه به عنوان شخصیت بعد از امام در دوران حیات امام شناخته می شد. تفاوت اندیشه ها با تفکرات موثر بود. به خصوص گمان می کنم در نحوه مدیریت حوادث سال 88 بود که بحران خیلی زیادی ایجاد شد. من همانند آقای وحید حقانیان نمی گویم که خدا آقای احمدی نژاد را چه کار کند، ولی می گویم خدا به عنوان نگاه تاریخی از تقصیرات احمدی نژاد بگذرد که این بحران را در مدیریت کشور ایجاد کرد. اختلاف نظرها را تشدید کرد. رویارویی خانواده انقلاب را با هم ایجاد کرد. در مدیریت 88 اختلافات رهبری و آیت ا... هاشمی رفسنجانی ایجاد شد.نامه بدون سلام آیت ا... هاشمی رفسنجانی باعث این اختلاف شد؟این تعبیر سیاسی است. معمولا اختلاف نظر وجود داشت که خود رهبری گفتند نظر من به آقای احمدی نژاد نزدیک تر است. هاشمی در یک دهه آخر عمرش محور اتحاد اصلاحات نبودجای خالی مرحوم هاشمی حس می شود و بحث جانشینی ایشان داغ است. برخی آقای خاتمی، روحانی یا ناطق نوری را برای جایگزینی ایشان به عنوان رهبر جریان اعتدال و اصلاح طلب پیشنهاد می کنند. تحلیل شما چیست؟ چه فردی می تواند جایگزین آیت ا... هاشمی شود؟در تعریف هایی که از آیت ا... هاشمی رفسنجانی دارید، با شما هم نظر نیستم. در دهه آخر عمر، آیت ا... هاشمی رفسنجانی قدرت اصلی ای که اصلاحات و رهبران اصلاحات را با هم متحد کند و با جریان مقابل هم حلقه وصل باشد، نبود. آیت ا... هاشمی رفسنجانی به عنوان محور جریان اصلاحات نبود که بخواهیم برای ایشان امروز جانشین اینچنینی انتخاب کنیم. هاشمی قدرت ذاتی داشت و این قدرت شخصی قابل انتقال نیستآیت ا... هاشمی رفسنجانی قدرت ذاتی داشت که به روحیه ایشان و سوابقی که از قبل انقلاب داشت، بازمی گشت. آن مجموعه وقتی در جایی جمع می شد، قدرت شخصی برای آیت ا... هاشمی رفسنجانی بود که این قدرت شخصی خیلی قابل انتقال نیست. برای این انتقال قدرت لازم است که سوابقی وجود داشته باشد. خلأ وجودی ایشان هم خلأ مهمی است. به طور مشخص یک خلأ مشخصی نیست که بگوییم فلان فرد یا فلان جریان جای او را پر می کند.بخشی از وجود ایشان لنگرگاهی برای انقلاب بود و این لنگرگاه وقتی تاثیرپذیر بود که دو جریان سیاسی در صحنه بودند و آیت ا... هاشمی رفسنجانی بالای این دو جریان قرار می گرفت و قدرت می یافت. ایشان بالانسی در جریانات سیاسی کشور بودند. دهه آخر عمر این بالانس از ایشان گرفته شده بود. هاشمی در دهه آخر عمر خود با اصلاحات یک مجموعه شده بودخود آیت ا... هاشمی رفسنجانی در سال 94 گفتند که پیروزی آقای روحانی به خاطر حمایت ما بود. حمایت ما باعث شد رای او به بالای 50 درصد برسد. پس یک چهره تاثیرگذار هستند که رای مثلا سه درصدی آقای روحانی را به حداکثر آرا افزایش دادند.من نمی دانم این نقل قول از سوی آیت ا... هاشمی رفسنجانی درست است یا خیر و فرقی هم ندارد. آیت ا... هاشمی رفسنجانی که در دهه آخر عمر خود با اصلاحات یک مجموعه شده بود، متفاوت از آیت ا... هاشمی رفسنجانی به عنوان شخصیت مستقل است که تا پیش از این بود. جریان اصلاحات در انتخابات 96 با وجود فشارها و قرار گرفتن آقای خاتمی پشت آقای روحانی بود که معادله ها را عوض کرد و آقای روحانی توانست پیروز انتخابات شود.پس امروز جایگزینی برای آقای هاشمی نیست.من می گویم آیت ا... هاشمی رفسنجانی شخصیت مستقلی داشتند. با امام بوده و روحیات شخصی داشتند که با هم مجموعه آیت ا... هاشمی رفسنجانی را ساخته بود. تشکیلات اعتدال پشتوانه نظری نداردحزب کارگزاران معتقد است که به جای آیت ا... هاشمی رفسنجانی، آقای ناطق نوری می تواند این نقش را برعهده گیرد. حتی اخیرا عکس ایشان به عنوان جایگزین بعدی مرحوم هاشمی در جلد یکی از رسانه های این جریان قرار گرفت. نظر شما در این باره چیست؟اظهارنظر درباره اعتدال را با پشتوانه ثابت و مشخص نمی بینم. جریان اصولگرا و اصلاح طلب به صورت ثابت در کشور وجود دارد. اصولگرا با حمله احمدی نژاد از هم پاشید. جریان اصلاح طلب از درون وجود دارد اما پس از وقایع 88 مخفی شد و قدرت ظهور و بروز ندارد. در انتخابات اخیر اگر اعتدال پشتوانه اصلاحات را نداشت، به رقیب باخته بودیعنی شما معتقدید که اصلاحات و اصولگرایی را می توان یک جریان دید، ولی اعتدال را جریان نمی دانید و حزب می دانید؟من پشتوانه نظری برای اعتدال نمی بینم. مفهوم اعتدال مدنظرم نیست. به معنای تشکیلات اعتدال است. در انتخابات اخیر اعتدال اگر پشتوانه اصلاحات را نداشت، به رقیب باخته بود و قدرتی نداشت که رای بیاورد. ناطق هوشمندی فوق العاده ای داردبرخی معتقدند آقای روحانی که امروز نمایندگی جریان اعتدال را برعهده دارد، می تواند رهبری این جریان را برعهده گیرد و جایگزین آقای هاشمی شود.همه این افراد نیروهای خوبی هستند و به درد کشور می خورند. آقای ناطق باهوش هستند و این هوشمندی فوق العاده است که بزرگ ترین رقابت سیاسی اول انقلاب تا سال 76 بین خاتمی و ناطق شکل گرفت، ولی امروز آنها در کنار هم قرار دارند. این هوشمندی است که جامعه را بشناسد. بیشتر هم به خاطر افراط جریانات پایداری و منسوبین به جریان اصولگراست که باعث شد ایشان این چرخش را داشته باشند. این مجموعه ها در اثر افراط ها به نقطه نظرات نزدیک به هم رسیدند. وقتی آزادی اجتماعی در جامعه رشد پیدا می کند، باید تبعات آن هم پذیرفته شوددر دورانی جریان اصلاحات با آیت ا... هاشمی رفسنجانی به مشکل برخورد و کدورت های بسیاری ایجاد شد. علت این حمله ها در آن زمان چه بود؟ چرا اصلاح طلبان در آن زمان به آیت ا... هاشمی رفسنجانی عنوان عالیجناب سرخ پوش را دادند و آقای خاتمی سکوت کردند؟جریان اصلاحات یک نقطه مثبتی داشت که آزادی های اجتماعی را در جامعه رشد داد. وقتی چنین شد، باید تبعات آن را هم پذیرفت. هر کسی ممکن است حرف بزند و روزنامه های مختلف داشته باشد. برای تحلیل جریان سیاسی نباید در آن فضای آزاد سراغ افراد مختلف برویم که آنها را معیار جریانات سیاسی بدانیم؛ مثلا بعد از انتخابات دوم خرداد 76. حملات اصلاح طلبان به هاشمی از طرف خاتمی نبوددر این مورد از سوی جریان اصلاحات سکوت شد.وقتی به عنوان جریان حرفی زده نشده، نباید موضع گیری شود. موضع گیری را باید درباره دیدگاه آقای خاتمی در آن دوران دید. آقای خاتمی از این تعابیر در آن دوران استفاده نکرد.در مقابل برخی اصلاح طلبان تندرو این لقب ها را به آقای هاشمی دادند و آقای خاتمی سکوت کردند.قبول ندارم که یک عده تندرو حرف بزنند و رهبر یک جریان هر روز بیاید این حرف ها را تکذیب کند. به اسم رهبری انقلاب چندین حزب ایجاد شد. موضع های تند گرفته می شود و کسی هم توقع ندارد که از سوی دفتر رهبری اینها تکذیب شود.قبول دارید رهبری یک جریان با رهبری یک جامعه متفاوت است؟به اسم رهبری جامعه کسی مواضعی بگیرد بدتر است.رهبر جریان اصلاحات وقتی می بیند به آیت ا... هاشمی رفسنجانی که استوانه نظام بود این القاب داده می شود، چرا سکوت می کند؟خیلی چیزها دیده می شود، ولی اگر چنین باشد، صبح به صبح باید همه کارها را کنار گذاشت و جواب اینها را داد. من معتقدم اگر می خواهیم مواضع یک جریان را نسبت به یک فرد بدانیم، باید مواضع رهبر آن جریان را بشنویم و براساس آن قضاوت کنیم نه اینکه به خاطر سر حرف یک عضو از آن جریان سیاسی اظهارنظر کنیم. اصلاحات هیچ دینی به هاشمی نداشته استآقای محمد هاشمی برادر مرحوم هاشمی رفسنجانی اذعان داشتند وقتی آقای خاتمی وزیر فرهنگ دولت آیت ا... هاشمی رفسنجانی بودند، انتظار می رفت یکسری مواضعی می گرفتند که در آن فضای رادیکال توهین ها کاهش می یافت.در مورد آیت ا... هاشمی رفسنجانی حرف زدن سخت است، چراکه ایشان فوت کرده اند. این مبنا که آقای خاتمی وزیر ایشان بودند و باید از ایشان حرف می زدند، مبانی درستی نیست. اینها را قبول ندارم. آیت ا... هاشمی رفسنجانی هم از یک سو هیچ حمایتی از جریان اصلاحات نداشتند و پشتوانه ای هم برای جریان اصلاحات نبودند. یعنی اصلاحات هیچ دینی به آیت ا... هاشمی رفسنجانی نداشته است. اصلاحات آسیب های مفصلی پیش از دوران هاشمی خورده بودایشان شخصیت محترمی در کشور بودند که بعدها اعلام کردند در آن روزها به آقای ناطق نوری رای دادند. جریان اصلاحات برای خود تلاش کرد و وارد انتخابات شد و رای آورد. اصلاحات آسیب های مفصلی هم از دوران پیش از آیت ا... هاشمی رفسنجانی خورده بود. دوران هاشمی بسیار امنیتی بودجریان اصلاحات از فضای بسته دوران آیت ا... هاشمی رفسنجانی رشد کرد.آن دوره بسیار امنیتی بود. مرحوم هاشمی توسعه سیاسی را متوازن با توسعه اقتصادی نمی دانستند. آن دوران شاهد توسعه سیاسی نبودیم. من با افراط هایی که نسبت به آیت ا... هاشمی رفسنجانی بود موافق نیستم، ولی نمی شد نقد آیت ا... هاشمی رفسنجانی در آن شرایط وجود نداشته باشد، چراکه ایشان هیچ زمانی در مقام حمایت از اصلاحات دیده نشده بودند و مشخصا باید نقدها را هم می شنیدند. مشکل اصلی جریان اصلاحات فشارهای شدید از بیرون استبه عنوان مشاور آقای خاتمی و تئوریسین های جبهه اصلاحات به زمان دوم خرداد بازگردید. چه تغییراتی در رفتار خود بروز می دهید؟مجموعه شرایط اتفاقی را رقم می زند. اگر اتفاقی خوب بود، به خاطر یک بخش نبود، آنها هم باید تغییراتی می داشتند. یکی از بحران های جریانات سیاسی این است که از رقبا می خواهند خود را نقد کنند و این را نقد علیه آنها می دانند. اگر قرار باشد جریانی آسیب شناسی شود، راه آن این است که دو جریان سیاسی هرکدام درون خود بدون بهانه گیری علیه خود، ارزیابی مجدد نسبت به خود داشته باشند و خود را نقد کنند. اینکه یک جریان بخواهد نقد کند، تعیین کننده نیست. مشکل اصلی جریان اصلاحات در آن دوران، درون جریان اصلاحات نبود. مشکل فشار شدیدی بود که از بیرون جبهه اصلاحات به این جریان وارد می شد و آقای خاتمی به آن اشاره کرده بود.در نشست ها با بزرگان اصلاحات و جلسات بنیاد باران واکاوی شما از علل آسیب های اصلاحات چیست؟من نظرات خود را دارم. عدم موفقیت ها در دوم خرداد ریشه در بحران آفرینی دیگر مراکز قدرت بودفکر می کنید چه کمبودها و ضعف هایی از دوم خرداد شکل گرفت که اگر آن زمان اصلاح می شد بهتر بود؟عمده ضعف هایی که اصلاحات داشت، درون جبهه اصلاحات نبود. عمده آنها اتفاقاتی بود که مجموعه قدرتمندی که جزئی از بدنه حاکمیت بودند و در مراکز دیگر قدرت حضور داشتند بحران هایی را ایجاد کردند که در نتیجه عدم موفقیت این جریان را موجب می شد. تفکر آقای خاتمی اگر حاکم بود خلاف تفکر رهبری نبودتفکر آقای خاتمی اگر حاکم بود، خلاف تفکر رهبری نبود. بی اتفاق ترین و کمترین رویارویی علنی را در دوران همه روسای جمهور در دوران آقای خاتمی شاهد بودیم. آقای خاتمی یک بار رهبری را پشت بلندگو نکشاند. اختلاف نظرات زیادی با هم داشتند، ولی درون خود حل می کردند، چون ایشان به رهبری اعتقاد داشتند. حرف شنوی خاتمی از رهبری اعتقادی بودحرف شنوی از طرف آقای خاتمی وجود داشت؟اعتقادی وجود داشت. اگر این اعتقاد آن زمان در چهره ای همانند آقای خاتمی باقی می ماند و بهانه های مختلف ایجاد نمی شد، گفت وگوی تمدن ها در دنیا شکل می گرفت و یک سازمان بین المللی می شد و رئیس این سازمان هم رئیس جمهور ایران بود. معتقدم الگوی اسلام متسامحی در دنیا شکل می گرفت که آقای خاتمی می توانست نقش بزرگی را در این کار داشته باشد. بسیاری از خشونت های داعشی به اعتقاد من می توانست شکل نگیرد. بسیاری از کشورهای عربی که در بهار عربی سقوط کردند دچار ترس نمی شدند. این گام های بزرگی بود. الگوی مهمی در دنیا ایجاد می کرد. در نگاه های تنگ داخلی هیچ دو شخصیتی در ایران از لحاظ مبانی نظری، ذهنی، فکری، روشنفکری و اعتقادی به هم نزدیک تر از آیت ا... خامنه ای و سیدمحمد خاتمی نیستند. رهبری و خاتمی اگر به هم برسند، ریزش های بسیاری رخ می دهدهمه تلاش ها برای این شد که این دو همفکر به هم نرسند. چون اگر به هم می رسیدند، ریزش زیادی در بین بدنه ها ایجاد می شد. این اتفاق مهمی است. اگر به جای رویارویی جریان حاکم و رویارویی اصلاحات سعی می کردیم تفکر آقای خاتمی و اسلامی که آقای خاتمی متناسب با دنیا می توانست ارائه دهد به هم نزدیک شود، ممکن بود نفوذ منطقه ای چند برابر را داشته باشیم.شما گفتید اعتماد آقای خاتمی به رهبری «بود». یعنی امروز این اعتماد وجود ندارد؟تعبیر من این است که آقای خاتمی و رهبری در طول هشت سال ریاست جمهوری کمترین اختلاف را بروز دادند. کمترین رویارویی بین آقای خاتمی و رهبری وجود داشت.یکی از اصول جبهه اصلاحات آزادی بیان و خودانتقادی است. درون جریان اصلاحات دیده می شود که برخی اذعان می کنند در جریان اصلاح طلب خودانتقادی وجود ندارد. به نظر شما درست است؟به جریان اصلاح طلبی هشت سال رادیو و تلویزیون هرگونه اتهامی را وصل می کند. حجم بد و بیراه و اهانت و تهمت بسیار است. اصلاحات درون جامعه رشد کرده نه با احزاببحث ما درون جبهه ای است نه جریان رقیب شما یا صدا و سیما و رسانه ها؛ انتقاداتی که برخی از دبیران احزاب اصلاح طلب به این جریان وارد می دانند و می گویند که توان و اجازه انتقاد را از ما گرفته اند. مثالش آقایان رهامی، کواکبیان، حق شناس، منتجب نیا و... . مثلا آقای رهامی می گوید به من در شورای عالی سیاستگذاری اجازه نمی دهند با آقایان مومن و یزدی دیدار کنم.رشد اصلاح طلبی در تاریخ متکی به احزاب خود نبوده است. جریانی است که در جامعه رشد کرده است.یعنی فردگرا نبود و یک فرد در این جریان حرف نمی زند که بعد از حرف او همه بگویند چشم؟خیر. تفکر اصلاحات چنین نیست و جمعی است.توسعه سیاسی یکی از اصولش توسعه احزاب است.احزاب وقتی است که کشور این را بپذیرد. امروزه قالب هایی به نام احزاب در کشور داریم، ولی آن به معنای احزابی نیست که در همه جای دنیا وجود دارد.به عنوان مثال آیا شورای عالی سیاستگذاری حزب اعتماد ملی را به عنوان حزب می شناسد؟می خواهم بگویم نگاه جریان اصلاح طلبی تفکری است که وارد جامعه شده است. همان رای جذب می کند. رای نظر بنده و حزب فلان نیست. جریان اصلاح طلب و اصولگرا یک صدم رای که ایجاد می شود توسط تشکیلات نیست. به همین دلیل من خود را متوقف در تشکیلات اصلاح طلب و اصولگرا نمی کنم و سعی دارم تفکر را در جامعه نفوذ دهم. اصلاح طلبان بدلی در شرایط امروز به خوبی رشد می کنندمن می خواهم بگویم عادلانه نیست در این شرایط جریان اصلاح طلب را چه در احزاب و چه درون جامعه همانند جریان مقابل بررسی کرد. چند سال است که امنیتی ترین شرایط را علیه اصلاح طلبی داریم. صحبت های من نظر خود من است. در شرایطی که این گونه فشار وجود دارد و این جریان حداقلی ایجاد شده، نمی توان با امکانات جریان اصولگرا مقایسه کرد.این موضوع اصلاح طلبی بدلی را رشد می دهد. وقتی اصلی ترین محور جریان اصلاح طلب جز دفتر و خانه خود جای دیگری نمی تواند برود. تصویر او و مطلب او ممنوع است. جامعه هم با یک تکرار می کنم آقای خاتمی شکل می گیرد. در چنین شرایطی اگر واقع بین باشیم، با این محدودیت ها نهایتا راه بسیار باز است که جریانات بدلی ایجاد شود، رهبران بدلی، احزاب بدلی، سخنگوهای بدلی و اختلافات بدلی. اینها همه دست به دست هم می دهد که اصلاحات را به زمین بزند.سخنگوهایی به نام اصلاح طلبی شکل می گیرد. حمایت ها و آتشی که بر فتنه اختلاف داخل جریان اصلاح طلبی دمیده می شود، همه دست به دست هم می دهد. اگر جریان اصلاح طلبی بخواهد به عنوان حزب مورد نقد قرار گیرد، باید امکان حضور و ارائه نظر وجود داشته باشد.در سال 92 شاهد بودیم که چهره ای اصلاح طلب به نام محمدرضا عارف و چهره ای اصولگرا به نام روحانی وجود داشت. اصلاح طلبان به جای حمایت از آقای عارف به آقای روحانی رسیدند.این نظر من نیست.چرا اصلاح طلبان در سال 92 از آقای عارف حمایت نکردند؟سال 92 هم کاندید کل جریان اصولگرا و پایداری آقای روحانی نبود. ائتلاف سال 92 بلوغ اصلاح طلبی بودچرا اصلاح طلبان بین آقای عارف و روحانی، به آقای روحانی رسیدند؟در آن شرایط سیاسی عمده ترین اتفاق بلوغی بود که در ائتلاف شکل گرفت. به این معنا که تمام جریان روبه روی اصلاح طلبی در قالب آقای قالیباف و آقای جلیلی فعالیت داشتند. آقای روحانی و آقای عارف دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند. هیچ تشکل اصولگرایی از آقای روحانی حمایت نکرد. دو کاندیدای اصلاح طلبان با هم رشد کردند و بزرگ ترین اتفاق این بود که اصلاح طلبی آنقدر قدرتمند رفتار کرد که با مدیریت آقای خاتمی یکی به نفع دیگری کنار رفت که رای بیاورد. در آن شرایط اصلاح طلبان می توانستند انتخابات را ببازند. در انتخابات 92 اصلاح طلبی در برابر اصولگرایی برد. عارف از لاریجانی اصلاح طلب تر استبین آقای عارف و آقای لاریجانی کدام را اصلاح طلب تر می دانید؟بین آقای لاریجانی و آقای عارف، قطعا آقای عارف را اصلاح طلب می دانم.بین آقای عارف و آقای روحانی کدام را اصلاح طلب تر می دانید؟بستگی به شرایط کشور و رای دارد. آن رای را مدیریت کردند.بین آقای جلیلی و آقای قالیباف کدام را انتخاب می کنید؟بین رای آقای عارف و آقای روحانی به این نتیجه رسیدیم که باید ائتلاف کنیم.با چه کسی ائتلاف کردید؟درون جریان اصلاحات ائتلاف شد. با ائتلاف سال 96 اصولگرایان رای قالیباف به رئیسی منتقل نشدآن روز شنیده شد که آقای عارف از نامه آقای خاتمی اعلام ناراحتی کردند و گفتند نامه رئیس جمهور اصلاحات استبدادی بود و از طرف آقای خاتمی به آقای عارف دیکته شد و ایشان با ناراحتی از انتخابات کناره گیری کردند.این بسیار تکرار شده است. اوج توسعه سیاسی بود که در این توسعه سیاسی یک فرد محوریت پیدا می ...

ادامه مطلب  

معاون وزیر کار ۲۷ سمت دارد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، جلسه علنی صبح امروز(چهارشنبه) نمایندگان مجلس شورای اسلامی به ریاست علی لاریجانی رئیس مجلس و با تلاوت آیاتی از کلام الله مجید آغاز شد. در نشست علنی امروز مجلس ۲۰۱ نماینده حضور دارند و ۸۹ صندلی خالی در صحن به چشم می خورد.بررسی طرح استیضاح علی ربیعی وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی دستور کار نشست علنی امروز پارلمان است.فراکسیون نمایندگان ولایی به استیضاح ربیعی رای مثبت می دهد اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس به استیضاح علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در جلسه علنی امروز مجلس (چهارشنبه 17 مرداد 97) رای مثبت می دهند.در جلسه امروز صبح این فراکسیون موضوع استیضاح وزیر کار مورد بحث و بررسی قرار گرفت و رای گیری در خصوص این موضوع انجام شد که در نهایت رای فراکسیون بر این شد تا به استیضاح وزیر در جلسه علنی مجلس رای مثبت دهند.اسامی تاخیرکنندگان آغاز جلسه علنی امروز مجلساسامی تاخیرکنندگان آغاز جلسه علنی امروز مجلس (چهارشنبه 17 مرداد 97) از سوی هیأت رئیسه اعلام شد که این اسامی عبارتند از:1- علی جلیلی نماینده مردم مراغه2-محمدصادق حسنی نماینده مردم رشت3- احمد حمزه نماینده مردم کهنوج4-محمد دهقان نماینده مردم چناارن5- احمد سالک نماینده مردم اصفهانخدری: نمایندگان درباره استیضاح ربیعی شبهه دارند/ برای حفظ شان مجلس استیضاح نباید انجام شودعبدالحمید خدری نماینده مردم بوشهر در مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز که با دستور بررسی استیضاح علی ربیعی وزیر تعاون کار و رفاه اجتماعی برگزار شد، طی تذکری اظهار داشت: آقای لاریجانی ! شما متشرع، متعهد ودقیق در الفا ظ آئین نامه هستید.وی با استناد به ماده 223 قانون اساسی افزود: یک بدعتی در مجس در حال پایه گذاری است که این بسیار خطرناک است.وی عنوان کرد: همکاران ما در بحث استیضاح ربیعی شبهه دارند. در کمیسیون اجتماعی هم باید توضیح داده می شد که از وزیر کار در جلسه دعوت شده یا خیر چرا که بر اساس این ماده تصریح شده است بر پایه فکر موارد معین شده، درخواست استیضاح باید به صورت کتبی به هیأت رئیسه مجلس تقدیم می شد.خدری ادامه داد: به این موضوع عمل نشده است بنابراین کمیسیون اجتماعی موظف است طی یک جلسه با وزیر مورد استیضاح جلسه برگزار کنند.وی بر همین اساس خاطرنشان کرد: برای حفظ و حرمت و شان و جایگاه مجلس نباید اجازه دهید این استیضاح انجام شود.خدری خاطرنشان کرد: شما یک مورد ذکر کنید که وزیر بدون حضور در کمیسیون مربوطه برای استیضاح به صحن وارد شود.لاریجانی: استیضاح کنندگان یا باید همه انصراف دهند یا استیضاح برگزار شودعلی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه 17 مرداد 97) مجلس در پاسخ به تذکر عبدالحمید خدری مبنی بر دعوت نشدن وزیر کار در نشست کمیسیون اجتماعی اظهار داشت: مطابق اصل 89 قانون اساسی 10 نفر از نمایندگان که طرح استیضاحی را امضا کنند باید حتما این استیضاح مطرح شده و ظرف 10 روز وزیر در صحن مجلس حاضر شود.وی افزود: بر اساس ماده 223 قانون اینگونه آمده است که وزیر باید بر این اساس حتما باید در جلسه علنی حاضر شود. و از آنجا که برخی اعضای کمیسیون طی نامه ای درخواست استیضاح خود را به هیأت رئیسه مطرح کردند روز گذشته هم جلسه ای بر این اساس طی جلسه ای روز گذشته در هیأت رئیسه در این خصوص بحث و تبادل نظر شد.وی با اشاره به ماده 223 قانون اساسی عنوان کرد: چند هفته قبل این استیضاح مطرح شده و یک ماه گذشته هم به کمیسیون برای بررسی ارائه شده است.لاریجانی ادامه داد: روال این است که اگر کمیسیون این موضوع را در داخل جلسات خود حل کرد دیگر بحث استیضاح مطرح نشود. اما چنانچه استیضاح کنندگان پیگیری کنند ما به کمیسیون می گوییم این مسئله مطرح شود.وی همچنین خاطرنشان کرد: بنده مطابق آئین نامه موظفم این موضوع را اجرا کنم و استیضاح هم انجام شود.به گزارش فارس، در این هنگام و با بیان این جمله اعتراض نمایندگان با صدای بلند در صحن شروع شد و در واقع استیضاح کنندگان نسبت به برگزاری استیضاح به نوعی اعتراض کردند که لاریجانی در پاسخ گفت اگر استیضاح کنندگان همگی درخواست خود را پس بگیرند که عدم برگزاری استیضاح امکان پذیر است در غیر این صورت باید حتما استیضاح برگزار شود.استیضاح کنندگان ربیعی حاضر به صحبت نشدند/ تنفس برای تصمیم گیری درباره استیضاحصحن علنی امروز مجلس درباره استیضاح وزیر کار، تعاون و رفاه اجتماعی با حواشی همراه بود.رسول خدری در جریان تذکرش در صحن علنی مجلس خطاب به لاریجانی گفت: شما متشرع و متعهد بر الفاظ آئین نامه هستید.وی با استناد به ماده 223 آئین نامه داخلی مجلس عنوان کرد: یک بدعتی در مجلس در حال پایه گذاری است که خطرناک است.خدری با اشاره به استیضاح وزیر کار گفت: همکاران ما در این رابطه شبهه دارند.باید توضیح داده شود که وزیر برای استیضاح در جلسه کمیسیون اجتماعی دعوت شده است یا خیر. اگر نشده در ماده 223 معین شده که درخواست استیضاح به صورت کتبی به هیأت رئیسه ارسال شود.وی ادامه داد: برای حرمت و شان جایگاه مجلس اجازه ندهید این استیضاح انجام شود. لاریجانی در پاسخ به این تذکر اظهار داشت: مطابق اصل 89 قانون اساسی 10 نماینده که طرح استیضاح را امضا کرده باشند باید حتما مطرح و ظرف 10 روز وزیر در مجلس حاضر شود.لاریجانی ادامه داد: بر اساس ماده 223 آئین نامه داخلی مجلس از آنجا که برخی اعضای کمیسیون طی نامه ای درخواست استیضاح را مطرح کردند روز گذشته هم این موضوع در هیأت رئیسه بررسی شد.وی عنوان کرد: یا باید کل نمایندگان استیضاح کننده رای خود را پس بگیرند و یا اینکه استیضاح به صورت کامل انجام شود.بر اساس این گزارش هیأت رئیسه اقدام به قرائت اسامی استیضاح کنندگان کرد تا بر این اساس به ارائه سخن بپردازند. افرادی همچون مسعود گودرزی، علیم یارمحمدی، شیخ قاسم جاسمی که پس از قرائت این اسامی هیچ کدام حاضر به ارائه سخن نشدند.سپس پس از قرائت اسامی و عدم حضور نمایندگان در پشت تریبون لاریجانی عنوان کرد: آقایان صحبت نمیکنند مگر استیضاح خود را پس گرفته اند؟سپس با اعلام علی لاریجانی رئیس مجلس، جلسه غیرعلنی شد و با اعلام تنفس قرار شد این موضوع در این نشست غیررسمی بدون حضور خبرنگاران بررسی شود.لاهوتی: رأی اعضای فراکسیون مستقلان برای استیضاح ربیعی فردی خواهد بودمهرداد باهوج لاهوتی سخنگوی فراکسیون مستقلان ولایی مجلس شورای اسلامی در گفت وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، اظهار داشت: فراکسیون صبح امروز جلسه ای برای بررسی استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی برگزار نکرد.وی افزود: علت این عدم برگزاری جلسه موضوع فردی بودن آرای نمایندگان است.سخنگوی فراکسیون مستقلان ولایی مجلس ادامه داد: مقرر شده است که اعضای فراکسیون مستقلان مجلس به صورت فردی نظر و رأی خود را در خصوص استیضاح ربیعی ارائه کنند بنابراین آرا به صورت فراکسیونی نخواهد بود.کوهکن: مقرر شده بود هر سه فراکسیون مجلس به استیضاح ربیعی رای دهند محسن کوهکن نماینده مردم لنجان در مجلس شورای اسلامی در حاشیه جلسه علنی امروز پارلمان در جمع خبرنگاران در خصوص استیضاح علی ربیعی وزیرکار تعاون و رفاه اجتماعی اظهار داشت: با توجه به اینکه جلسه غیرعلنی و غیر رسمی شد قرار شد در این نشست استیضاح ربیعی بررسی شود.وی افزود: نمایندگان دولت و خبرنگاران به بیرون از جلسه هدایت شدند تا هر چه سریع تر بتوانیم در مورد موضوع ربیعی به جمع بندی برسیم.کوهکن ادامه داد: اتفاقی که امروز افتاد بنده در 10 سال اخیر مجلس شورای اسلامی سراغ ندارم.وی افزود: با توجه به جلسات فراکسیون مختلف در این رابطه مقرر شده بود هر سه فراکسیون مجلس به این استیضاح رای دهند.نماینده مردم لنجان در مجلس خاطرنشان کرد: اما متاسفانه با اعلام برگزاری استضاح ربیعی برخی فضای مجلس را متشنج کردند.«ما با دولت دشمنی نداریم اما مردم باید احساس کنند مجلس و دولت به وظیفه خود عمل می کنند و مستقلا کار را انجام می دهند.»کوهکن در بخشی از اظهارات خود به تشریح جزئیات روند استیضاح علی ربیعی پرداخت.آغاز استیضاح مجدد ربیعی بعد از تنفس 30 دقیقه ای مجلس شورای اسلامی از ابتدای جلسه علنی امروز (چهارشنبه) پارلمان وارد بررسی استیضاح علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی شد.در ابتدای استیضاح علیرغم اعلام اسامی متقاضیان استیضاح نماینده ای پشت تربیون برای بیان اظهاراتش حاضر نشد.همین مسئله باعث شد که رییس مجلس شورای اسلامی برای رسیدن به اجماع و تعیین تکلیف جمع بندی استیضاح کنندگان تنفس اعلام کند.هم اکنون بعد از تنفس 30 دقیقه ای جلسه علنی مجلس شورای اسلامی برای استیضاح ربیعی با صحبت های علی رستمیان یکی از متقاضیان استیضاح آغاز شده است.اسحاق جهانگیری وارد صحن مجلس شد اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور برای دفاع از علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی وارد مجلس شد.رستمیان(موافق استیضاح): آقای ربیعی! شما استاد مظلوم نمایی و جنگ روانی هستید علی رستمیان در نشست علنی امروز (چهارشنبه 17 مرداد) مجلس شورای اسلامی در جریان بررسی طرح استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در موافقت با این استیضاح گفت: اینجانب از طرف کمیسیون اجتماعی مجلس و با حکم آقای عزیزی رئیس وقت کمیسیون در سال گذشته مامور رسیدگی به برخی از مشکلات و مسائل در سازمان بهزیستی در برخی استان های کشور شدم.نماینده مردم سلسله و دلفان در مجلس شورای اسلامی افزود: استان هایی که به عنوان پایلوت برای این مسئله انتخاب شد، لرستان بود که متاسفانه برای سرکشی به این استان ها و بررسی مسائل مربوط به سازمان بهزیستی با مشکلاتی روبرو شدم. به عنوان مثال رئیس سازمان بهزیستی اجازه بررسی این مسائل را به بنده ندادند.وی تاکید کرد: توسط یکی از فرستادگان جناب آقای بندپی به بنده گفته شد 500 میلیون تومان به شما می دهیم به نام یک خیریه که هیچ حرفی درخصوص مشکلات بهزیستی مطرح نشود، یعنی 20 میلیون تومان به آن خیریه داده شود و 480 میلیون تومان را بنده برای توزیع بین فقرا و ایتام بردارم.این نماینده مردم در مجلس دهم تصریح کرد: این مسئله را بنده به رئیس مجلس و معاون وزیر اطلاعات گزارش دادم، متاسفانه رئیس سازمان بهزیستی از 500 میلیون تومان 20 میلیون آن را به خیریه پرداخت کرده و 480 میلیون آن را به خرید ماشین های شاسی بلند اختصاص دادند، یعنی پول خرید ویلچر برای معلولان را به مصارف دیگر اختصاص داده است، هر چند که وزیر مربوطه در پاسخ به این موارد تاکید کرد که چنین مسائلی در دوره قبل بهزیستی نیز دیده شده است.رستمیان خطاب به وزیر کار ادامه داد: این شوی تبلیغاتی نیست، جنابعالی با مسائل و مشکلات سازمان بهزیستی و اقدامات خلاف قانون ریاست این سازمان برخورد می کردید، شما حتی سرتان را نیز به نشانه تاسف تکان ندادید و خیلی خونسرد تاکید کردید که این مسائل در دوره قبل هم بوده است.وی گفت: رئیس سازمان بهزیستی به شهادت مجمع نمایندگان استان لرستان در دو نوبت مربوط به سفر کاری و بار دیگر شرکت در همایش مدیران کل بهزیستی در استان لرستان حضور پیدا می کند. رئیس سازمان بهزیستی دختران مظلوم بهزیستی را با لباس فاخر در یک سیاه چادر در یک منطقه خوش آب و هوا در نظر گرفته و از این افراد شاهانه پذیرایی می کند. این پول ها از کجا تامین می شود؟ 900 میلیون تومان صرف هزینه همایش و مهمانی شاهانه آقای بندپی شده است! آیا کارگری که بخاطر او اشک می ریزید و آیا معلولی که عصا و ویلچر ندارد، از این سفره شاهانه استفاده می کرد و شما نسبت به آن واکنش نشان دادید؟نماینده مردم سلسله و دلفان در مجلس شورای اسلامی افزود: آیا معلولین، کودکان بی سرپرست از چندین نوع غذایی که در مهمانی آقای بندپی توزیع شد، استفاده می کنند؟ شرم آورتر اینکه یک ماشین کامیون یخچال دار دارای لاشه های گوسفند به کوهدشت لرستان و درب منزل آقای بندپی برده و به معاونان ایشان تحویل می دهند. اشتغالی که برای معلولان بهزیستی باید پیگیری می کردید، ریاست سازمان بهزیستی اجازه بررسی این مسئله را در یک استان به بنده ندادند، اما در دو استان متاسفانه 80 درصد اعتبارات مربوط به این مسئله به موارد دیگر اختصاص یافته است.وی تاکید کرد: جناب آقای وزیر؛ سفرهای اروپایی آقای بندپی را رصد کرده اید؟ بندپی در سفرهای خارجی با یک تیر دو نشان زده و در راستای انجام ماموریت ملکه های زرد طلایی زنبور عسل را برای درمان ملکه های مریض دلفان به کشور آوردند. در تحقیقات به عمل آمده درخصوص انواع هدیه بررسی کنید و در صورت عدم تایید بنده حاضرم به عنوان نشر اکاذیب محاکمه شوم.عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی گفت: جناب آقای وزیر باید اذعان کنم شما استاد تمام مظلوم نمایی و جنگ های روانی هستید. آیا مهمانی های اخیر و ریخت و پاش های آن را باور کنیم که وجود ندارد، بنده به تنهایی هم حاضر بودم استیضاح وزیر کار را ادامه دهم و به شما بگویم به افرادی که به وظایف قانونی خود عمل نمی کنند، کاری ندارم.نعمتی: عدم صحبت استیضاح کنندگان اقدام زشتی بود بهروز نعمتی نماینده مردم تهران و سخنگوی هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی در حاشیه نشست علنی امروز خانه ملت، در جمع خبرنگاران، درباره استیضاح ربیعی وزیر کار اظهار داشت: اینکه استیضاح کنندگان در جلسه صبح امروز اقدام به سخنرانی نکردند کار زشتی مرتکب شدند.وی افزود: در قضیه استیضاح چند اتفاق افتاد ؛ اول اینکه در کمیسیون اجتماعی رسیدگی قرار بود این موضوع رسیدگی شود که باید باید جلساتی در این خصوص برگزار می کردند البته رئیس کمیسیون اعلام کرد کمسیون نتوانسته سر وقت جلسه برگزار شود. سخنگوی هیأت رئیسه مجلس بر هین اساس اضافه کرد: طبق مواد 212 و 213 آیین نامه داخلس مجلس، اگر ظرف مدت مقرر تعیین شده توسط هیأت رئیسه، کمیسیون مربوطه باید طی یک هفته جلسه استیضاح را برگزار کند که به دلیل برگزار نشدن این جلسه و اعتراض متقضیان استیضاح، جمعی از نمایندگان خواستار برگزاری این استیضاح در صحن شدند. نعمتی ادامه داد: حتی دیروز هم در جلسه هیأت رئیسه این موضوع بررسی شداما به دلیل شفافیت آیین نامه مجلس در جلسه استیضاح باید برگزار می شد که امروز در جریان قرار گرفت.وی عنوان کرد: صحبت نکردن هم اتفاق بدی است که درخواست کنندگان استیضاح باید در مخالفت و موافقت صحبت می کردند اما آقایان کار درستی نکردند. نعمتی عنوان کرد: زمانی که نماینده به حجت شرعی رسید باید استیضاح انجام شود که متاسفانه این اتفاق نیفتاد و بعد از آن هیأت رئسیه 15 دقیقه تنفس داد و بعد مجددا جلسه استیضاح مجددا آغاز شد و به این نتبجه رسیدیم استیضاح برگزار شود.وی خاطرنشان کرد: 24 نفر اعلام کردمد استییضاح انجام شود لذا اگر یک نفر هم بر استضاح باقی بماند جلسه برگزار می شود.سخنگوی هیأت رئیسه مجلس در خاتمه گفت: روند قانونی بسیار صریح و شفاف است و در قانون اساسی نیز مورد تاکید قرار گرفته است.سلیمانی(موافق استیضاح):عوامل پشت پرده برای اخلال در استیضاح وزیر کار معرفی شوندحسن سلیمانی نماینده کنگاور در جلسه علنی امروز (چهارشنبه) مجلس شورای اسلامی به عنوان یکی از متقاضیان استیضاح وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: بنده از امضاء کنندگان استیضاح آقای ربیعی هستم ولی قرار نبود صحبت کنم. اکنون می خواهم برای صحن مجلس و دولت توضیح دهم که چه اتفاقی افتاد تا در نهایت صحبت درباره استیضاح با تاخیر مطرح شد.وی اضافه کرد: در فضای مجازی گفته شده که نمایندگان به دلیل نرسیدن به مطالباتشان درخواست استیضاح کردند که چنین چیزی درست نیست.«کسی که مسئولیت استیضاح را داشته امروز در مجلس شورای اسلامی مانع صحبت نمایندگان شد. این افراد سعی کردند وقت را بگیرند تا در مجلس شورای اسلامی صحبت نشود. باید مشخص شود چه عواملی باعث این افتضاح در مجلس شورای اسلامی شدند. باید روشن شود چه کسی وقت را گرفت تا ما صحبت نکنیم.»سلیمانی اضافه کرد: بنده به عنوان یک استیضاح کننده اعلام می کنم که از طرف وزیر و معاونانش برای صحبت نکردن مورد مراجعه قرار نگرفتم این برخی از نمایندگان بودند که آمدند و به ما گفتند که درباره استیضاح صحبت نکنید. باید روشن شود که آنها چه کسانی بودند که می خواستند قانون در مجلس شورای اسلامی اجرا نشود آن هم وقتی که رییس مجلس شورای اسلامی اصرار بر عمل به قانون را داشت. استیضاح کنندگان براساس تشخیص شان طرح را امضاء کرده و هر چیز دیگری غیر از این واقعیت ندارد.سلیمانی با اشاره به محورهای ۱۰گانه استیضاح گفت: آقای وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی به جای پرداختن به حواشی درباره این محورها توضیح دهند. از جمله این که چرا مدیریت آقای ربیعی اینگونه شده است؟ چقدر برای اطمینان در ساختار ستادی این وزارتخانه تلاش شده است؟ چرا از جوانان استفاده نمی شود؟ چرا در این وزارتخانه سهم ۲۵ درصدی بخش تعاون در اقتصاد مورد توجه قرار نمی گیرد یا این که برای بهبود وضعیت معیشتی و رفاهی بازنشستگان چه کار کردید؟ درباره شستا هم توضیح دهید که چرا به این وضعیت رسیده است.اکبری (موافق استیضاح): عملیات اجرایی پروژه فاز 2 پتروشیمی خراسان شمالی پس از سه سال آغاز نشده استعلی اکبری نماینده مردم بجنورد در مجلس شورای اسلامی در نشست علنی صبح امروز (چهارشنبه) نمایندگان مجلس در سخنانی به عنوان موافق استیضاح ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، اظهار داشت: نباید فراموش کنیم که مادر چه جایگاهی هستیم، ما نماینگان مجلس وکیل مردمیم و مردم به ما اعتماد کردند تا در این جایگاه حضور داشته باشیم، باید از خودمان بپرسیم تکلیف مان در قبال این اعتقاد چیست.وی افزود: امروز تعدادی از وکلای ملت برای انجام وظیفه خود رسیدگی به عملکرد ربیعی را در دستور کار قرار دادند. انتظار است بر پایه اعتقاد، حق و عدالت و در برابر چشمان نظاره گر 80 میلیون ایرانی تصمیمی منصفانه بگیریم.اکبری تصریح کرد: شرح وقایع دوره خدمت آقای ربیعی را بشنوید و آنگاه با در نظر گرفتن سوگندی که یاد کردید، ببینید چه حقی از مردم ضایع شده است.نماینده بجنورد در مجلس در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: آقای ربیعی! سه سال پیش کلنگ فاز 2 پتروشیمی خراسان شمالی را زدید اما در این سه سال هیچ اقدامی در راستای پیشبرد این پروژه انجام ندادید. آیا سه سال فرصت برای شروع عملیات اجرایی یک پروژه که زمینه انجام آن حاضر بود، زمان زیادی نیست؟اکبری تصریح کرد: در دو سال اخیر بارها گفتید عملیات اجرایی این پروژه آغاز خواهد شد حتی قسم یاد کردید انجام خواهید داد اما باز هم انجام ندادید.وی در مجلس همچنین گفت: پس از رای اعتماد مجلس به شما، لحن کلام شما و همکاران تان با نمایندگان مجلس کلا تغییر کرد، در روزهای اخیر همکاران تان با بنده تماس گرفتند و گفتند که این پروژه را انجام خواهند داد، سؤال من این است چرا با روح و احساسات لطیف جوانان خراسان شمالی اینگونه رفتار کردید، مسئله اساسی زیر سؤال رفتن انتظاراتی است که از یک مقام عالیرتبه در این نظام مانند یک وزیر می رود.اکبری با بیان اینکه مگر نه این است که امروز اشتغال مهمترین دغدغه مسئولان نظام و مقام معظم رهبری است، گفت: شما جانشین فرمانده اقتصاد مقاومتی در خراسان شمالی بودید، انتظار می رفت کمک شایانی به اهداف اقتصاد مقاومتی بهعمل می آوردید اما هیچ گونه اقدامات رضایتبخشی در این راستا انجام نشد.درگیری دو نماینده بر سر استیضاح ربیعی/ فریادهای محجوب در اعتراض به استیضاح بدون حضور ربیعیپس از برگزاری جلسه علنی در پی این جلسه غیررسمی لاریجانی برای شروع نشست استیضاح و اعلام اسامی استیضاح کنندگان و موافقان استیضاح، محجوب نماینده تهران به علت اینکه علی ربیعی در جلسه حضور نداشت مقابل جایگاه هیأت رئیسه حاضر شد.وی با فریاد به ماده ۲۲۹ آیین نامه داخلی مجلس اشاره کرد و اظهار داشت: این ماده به صراحت می گوید که آغاز جلسه استیضاح باید همزمان با حضور وزیر استیضاح شونده باشد اما او هنوز به داخل صحن علنی نیامده است.محجوب ادامه داد: پس از اینکه جلسه غیررسمی شد و نمایندگان دولت و رسانه ها از صحن خارج شدند تا زمانی که وزیر به صحن بازنگشته نباید جلسه علنی بدون حضور وزیر آغاز شود.به گزارش فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس در پاسخ به اعتراض محجوب به ماده ۲۲۹ آیین نامه داخلی مجلس استناد کرد و گفت: هیچ کجای این آیین نامه صراحتی بر ...

ادامه مطلب  

کنار رفتن قالیباف از انتخابات با تصمیم جمنا بود؟  

درخواست حذف این مطلب
دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران در گفت وگو با ایسنا ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیستجمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد. البته این نظر جمنا نیز براساس برخی نظرسنجی ها بود و هیچ بحث پشت پرده و یا تحل ...

ادامه مطلب  

جودو، سعید ملایی و دیگر هیچ/ از ناکامی تیم های پایه تا رفتن رشنو  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، جودو ایران در سال ۹۶ حضور در تورنمنت های مختلف و متعددی را تجربه کرد که تقریبا در تمامی آنها نمایندگان کشورمان جز در یک وزن، با شکست و ناکامی به کار خود پایان دادند. نوجوانان و جوانانی که باید پشتوانه های مستحکمی برای ملی پوشان باشند، در رقابتهای قهرمانی آسیا بازنده و حذف شدند و البته یک پناهنده هم به نام جودو نوشته شد. جودو ایران در سال گذشته ۱۳ تورنمنت را تجربه کرده است که حاصل آن کسب ۲۱ مدال شامل ۳ طلا، ۵ نقره و ۱۳ برنز بوده است. در این بین سعید ملایی با کسب بیش از نیمی از این تعداد مدال، بیشترین و مهمترین نقش را در موفقیت های جودو ایفا کرده است. عملکرد درخشان ملاییملایی سال ۹۶ را با رنکینگ ۱۰ جهان آغاز و سوم دنیا به پایان رساند. وی همان فروردین ماه در گرجستان به نشان برنز دست یافت، سپس به باکو اعزام شد و در بازیهای کشورهای اسلامی به نشان طلا دست یافت و در ادامه نقره انفرادی و برنز تیمی مسابقات قهرمانی آسیا در هنگ کنگ را به گردن آویخت. اوج کار ملایی و هنر نمایی او در مسابقات قهرمانی جهان بود که موفق شد به نشان برنز دست پیدا کند. جودو ایران بعد از ۱۰ سال، توسط این جودوکار موفق به کسب مدال جهانی شد. ملایی پس از آن در گرند اسلم ابوظبی، گرندپری هلند و گرنداسلم روسیه به نشان برنز دست یافت و در گرند اسلم دوسلدورف طلا گرفت.بازگشت محجوب با نشان برنزجواد محجوب نیز از امیدهای مدال ایران در میادین مختلف ابتدا ترجیح داد راه امیرعلی اکبری را رفته و به ورزش حرفه ای روی آورد. ولی خیلی زود پشیمان شد و از آبان ماه به اردوهای تیم ملی رفت و در وزن ۱۰۰+ کیلوگرم در همین چهار ماه پایانی سال موفق به کسب دو برنز رقابتهای گرندپری هلند و تونس را به همراه طلای کاپ آزاد جمهوری چک شد. محجوب باید در این وزن بیشتر تمرین کرده و مبارزه دهد. برتری مقابل«لوکاس کارپلاک» با طلای المپیک کار بزرگی بود که محجوب به سرانجامش رساند. ناکامی تیم های رده سنی پایهتیم های نوجوانان و جوانان ایران فروردین ماه به مسابقات بین المللی آلمان اعزام شده و از میان ۱۶ جودوکار تنها مجید بریمانلو موفق به کسب مدال برنز شد. کادر فنی این تیم ها با حذف ۱۵ جودوکار صدای زنگ خطر را نشنید، تا همین تیم ها در رقابتهای قهرمانی آسیا به میزبانی قزاقستان بازنده تمام عیار باشد. در رده نوجوانان از میان ۹ جودوکار اعزامی به بیشکک تنها علی یوسفی و علی امینی موفق به کسب مدال برنز شدند. در رده جوانان نیز ۱۴ جودوکار اعزام شده و حاصل آن دو نقره علیرضا خجسته و جواد مرادی و چهار برنز قاسم باغچقی، علی پرهیزکار، مریم بربط و زهرا باقری بود. با ثبت این نتایج ضعیف، فدراسیون تصمیم گرفت تیمی به مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان اعزام نکند و تیم شش نفره اعزامی به جوانان جهان در زاگرب هم توفیقی در کسب مدال نداشت. تغییر کادر فنیبعد از ناکامی تیم های رده سنی پایه، مسئولان فدراسیون در بدو بازگشت به تهران دست به تغییر در کادر فنی تیم های رده های سنی مختلف زده و مجید زارعیان که با حکم سرمربیگری تیم ملی خانه نشین شده بود، را رسما کنار گذاشته و محمد منصوری را از تیم ناکام جوانان به تیم بزرگسالان منتقل کردند. احمد کاظمی سرمربی جوانان شد و شاطرزاده هم جای کاظمی در تیم جوانان ...

ادامه مطلب  

نامه روحانی به آیت الله جنتی محرمانه است/پیوستن به fatf الزامی ندارد/نظر شورای نگهبان درباره سپنتا نیکنام، نظر فقهی فقهای شورای نگهبان و لازم ?  

درخواست حذف این مطلب
سخنگوی شورای نگهبان در گفتگویی درباره موضوعاتی همچون کارگروه ویژه اقدام مالی (fatf)، ماجرای «سپنتا نیکنام»، اظهارات یک نماینده علیه آیت الله جنتی، قانون انتخابات و... سخن گفت. آفتاب نیوز : عباسعلی کدخدایی سخنگو و عضو حقوقدان شورای نگهبان به تشریح آخرین مسائل روز و مرتبط با این شورا پرداخت. به گزارش آفتاب‎نیوز؛ عباسعلی کدخدایی عضو حقوقدان و سخنگوی شورای نگهبان است که در دوره جدید نیز از سال 95 در این سمت مشغول به کار است؛ سخنگوی فعلی شورای نگهبان پیشتر نیز از سال 1380 تا 1392 عضو شورای نگهبان، و از 1389 تا 1392 قائم مقام دبیر شورای نگهبان، معاون اجرایی و امور انتخابات شورای نگهبان و سخنگوی شورای نگهبان بود.کدخدایی دارای مدرک کارشناسی رشته حقوق از دانشگاه تهران و کارشناسی ارشد و دکتری در حقوق بین الملل از دانشگاه "هال" انگلستان است. وی هم اکنون عضو هیئت علمی و استادتمام گروه حقوق عمومی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران است.او مدتی نیز رئیس مرکز تحقیقات شورای نگهبان و پس از آن رئیس هیئت تطبیق مصوبات دولت با قوانین نیز بود.کدخدایی در تاریخ 29 خرداد ماه 95 طی حکمی از سوی آیت اللّه احمد جنتی دبیر شورای نگهبان به عنوان مشاور و رئیس حوزه ریاست مجلس خبرگان رهبری انتخاب شد.در گفت وگوی تسنیم با کدخدایی که در آستانه سالروز تأسیس شورای نگهبان انجام شد، مسائلی چون پیوستن و نپیوستن ایران به کارگروه ویژه اقدام مالی (fatf)، «سپنتا نیکنام»، منتخب زرتشتی شورای شهر یزد و ... مطرح شد که در ادامه آن را می خوانید: به عنوان اولین سؤال، اصولاً کارکرد شورای نگهبان در ساختار نظام سیاسی کشور چگونه است؟ این شورا چه جایگاهی در امور تقنینی و نظارتی دارد؟شورای نگهبان به عنوان یک نهاد اساسی و بنیادین در قانون اساسی پیش بینی شده است، نهادی که وظیفه اصلی اش پاسداری و صیانت از کیان نظام جمهوری اسلامی ایران است. وظیفه شورای نگهبان اگرچه در وظایف سه گانه ای که در قانون اساسی آمده ، تفکیک شده، اما هویت جمهوری اسلامی ایران منوط به انجام وظیفه و اِعمال اختیارات شورای نگهبان است. دلیل آن هم این است که در همه نظام های سیاسی، برای حفظ آن نظام و ارزش های آن در چارچوب قوانین و مقررات و ساختار سیاسی شان، مکانیزمی را تعریف می کنند که این مکانیزم، وظیفه پاسداری از قانون اساسی را به عنوان یک منشور و میثاق بنیادین بین مردم و نظام سیاسی خودشان تعیین می کند. دلیل آن هم این است که مصوبات و قوانین نقش مؤثری در کارکرد آن نظام و پاسداری از مصوبات با ارزش های آن جامعه می تواند داشته باشد. به عنوان مثال؛ وقتی دیوان عالی کشور آمریکا رأی می دهد که یک مصوبه ای خلاف قانون اساسی است، در واقع دارد از ارزش های قانون اساسی و آرمان های قانون آمریکا دفاع می کند. اگر جایی در یکی از اصول قانون اساسی و دیوان عالی کشور ابهامی وجود دارد، برای تفسیر آن ورود می کند که در واقع از ارزش ها و آرمان های اولیه پاسداری می کند. نهادهای دیگر در کشورهای دیگر نیز وجود دارد که شکل آن متفاوت است، بعضی کشورها مانند فرانسه دادگاه قانون اساسی و یا نهادهای غیرقضایی دارند.ما هم در ایران، این فکر بشری را که مبتنی بر مبانی عقلی و تجربه انسانی است، در قانون اساسی مشروطه داشتیم و این در حوزه انطباق مصوبات با موازین اسلامی بود، اما به دلیل اختلاف نظرهایی که وجود داشت هیچ گاه عملی نشد. در قانون اساسی ما هم، با همان تجربه ای که از قانون اساسی مشروطه وجود داشت و با همت حضرت امام(ره) که خیلی دقیق مراحل شکل گیری و تدوین قانون اساسی را تعقیب و رصد می کردند، این نکات اساسی لحاظ شد.**نظارت بر مصوبات مجلس، تفسیر قانون اساسی و نظارت بر انتخابات از وظایف شورای نگهبان استبه عنوان بحث اگر مروری بر اخبار داشته باشیم، می بینیم اصل مترقی ولایت فقیه با وجود همه مخالفت ها و موافقت ها و بحث های روزنامه ای و رسانه ای، با همت ستودنی حضرت امام(ره) و تجربه ای که از دوره مشروطه داشتند، در قانون اساسی گنجانده شد و ایشان جامعه و تدوین کنندگان را در مسیری سوق دادند که ما الآن نتیجه آن را می بینیم و حس می کنیم که اگر چنین اصلی در قانون اساسی نبود، چه وضعیتی می توانست در کشور ما حاکم باشد.شورای نگهبان هم در همین چارچوب، یعنی با همین هدف پاسداری از نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت، البته نظارت بر مصوبات مجلس، تفسیر قانون اساسی و نظارت بر انتخابات نیز در وظایف سه گانه شورای نگهبان تعریف شده است که همه اینها در منظومه پاسداری و صیانت از آرمان های انقلاب اسلامی، آرمان های مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران قابل تبیین و تحلیل است.موضوعی که اخیراً از سوی کارشناسان و نمایندگان مجلس در سطح رسانه ها و جامعه مطرح شده، fatf و پیوستن و یا نپیوستن دولت جمهوری اسلامی ایران به این کارگروه ویژه اقدام مالی است. این موضوع موافقان و مخالفانی دارد، بفرمایید fatf چیست؟ روند ورود شورای نگهبان به این مسئله چگونه است؟ fatf اصطلاحاً کارگروه اقدام مالی و یک سازمان و یا یک نهاد بین المللی به مفهومی که ما در تعریف سازمان های بین المللی داریم، نیست، بلکه تصمیمی است که اتخاذ و رصدخانه ای برای رصد وضعیت مالی کشورها درست کردند، طبیعتاً پیوستن و یا نپیوستن به آن الزامی ندارد اما گویا این کارگروه مالی، استانداردهایی از مبادلات را با لحاظ مبادلات مالی کشورها اعلام می کند، به عنوان مثال؛ درجه خفیف تر آن مانند استانداردهای ایزو است. این کارگروه اقدام مالی مرجعیتی در رنکینگ کشورها برای صحت معاملات، مبادلات پولی، بانکی و امثال آنهاست و دولت ها را رصد می کند. کارگروه اقدام مالی ویژه (fatf) براساس گزارش هایی که دریافت می کند، درجه اعتبار کشورها را اعلام می کند.**پیوستن به fatf الزامی نداردیکی از وزرای سابق با این گروه اقدام مالی ویژه برای اجرای مجموعه ای از اقدامات چهل و چندگانه توافق کرده بودند تا از این طریق کشور بتواند در رنکینگ fatf جایگاه مناسبی داشته باشد. موافقت نامه وزیر قبل با این کارگروه ویژه اقدام مالی شامل "کنوانسیون پالرمو"، "کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم"، "اصلاح قانون مبارزه با پولشویی" و "اصلاح قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم" بود. این چهار مصوبه به مجلس آمد و بحث های مختلفی پیرامون آن صورت گرفت.در رابطه با سابقه fatf باید عرض کنم که این کنوانسیون مبارزه با تأمین مالی تروریسم را در سال های 87 و 88، دولت وقت مصرّ بود که به آن بپیوندیم که بنده در جای دیگری سمت دیگری داشتم، موضوع را پیگیری کردیم و به دلیل همین اشکالاتی که الآن هم دارد، گفتیم به جای اینکه عضو کنوانسیون بشویم، قانون داخلی وضع کنیم و این قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم که در واقع در داخل تصویب شده، مربوط به همان موقع است که ما به جای پیوستن به کنوانسیون، قانون داخلی تصویب کردیم و نکاتی که به ضرر منافع ملی بود از آن خارج شد، الآن در این توافق این طور اعلام کرده اند که آن مواردی از قانون را که ما کنار گذاشتیم، در این قانون گنجانده شود، علاوه بر این به دو کنوانسیون هم ملحق شویم.کنوانسیون پالرمو نیز اصطلاحاً مربوط به مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی با اهداف مالی است، بنابراین در حوزه مباحث سیاسی و تروریسم اصولاً نباید ورود کند، اما در توافق با وزیر سابق این وضعیت وجود دارد.اختلاف نظرهای زیادی هم بود، محاسن و معایب آن را شما در رسانه ها تعقیب کردید و به آن پرداخته اید، بدی ها و خوبی هایش مطرح شد، نهایتاً در مجلس دو مصوبه از آنها به سرانجام نهایی رسید که یکی کنوانسیون پالرمو و دیگری اصلاح قانون مبارزه با پولشویی است که قانون آن پیشتر در مجلس تصویب شده است. پالرمو قبل از پایان سال گذشته (96) از سوی مجلس شورای اسلامی به شورای نگهبان ارسال شد که اشکالات ترجمه ای زیادی داشت و ما تلاش کردیم که فعلاً اشکالات ترجمه ای را مجلس رفع کند، بعد وارد محتوا شویم، این مصوبه به مجلس ارجاع شد و مجلس هم اشکالات آن را برطرف کرد.**شورای نگهبان سه ایراد به fatf وارد کردبالاخره در هفته گذشته، ما در دو جلسه این مصوبه را بررسی کردیم و 3 ایراد به آن وارد شد که دو ایراد آن قابل حل و جزئی است، یک ایراد هم همان ایرادات ترجمه ای در ماده (3) لایحه است، یک ایراد هم در ماده (15) آن است که ما به استناد اصل 15 قانون اساسی ایراد گرفتیم که مربوط به به کارگیری واژه پروتکل است، بنابراین این دو ایراد قابل حل است، یک ایراد هم آقایان فقها به یکی از مواد آن داشتند، به دلیل اینکه حکم مصادره اموال را داشت و آقایان فقها گفتند جایی که اموال شرعاً به درستی تحصیل شده است، اگر ما بخواهیم به طور مطلق بگوییم که این مصادره شود، اطلاق آن را خلاف شرع دانستند؛ در لایحه پالرمو وارد بررسی محتوا شدیم. ایراد اصل 15 هم از این جهت محتوایی است، اما چون قابل حل است، خیلی مشکلی نیست.ایرادات شورای نگهبان به لایحه پالرمو را برای مجلس ارسال کردیم که مجلس هم براساس اختیارات و نظراتی که دارد، باید ببینیم که چه اقدامی انجام می دهد، اشکالات پالرمو خیلی اساسی نیست که قابل حل نباشد، احتمالاً در یک رفت و برگشت بین مجلس و شورای نگهبان حل شود و یا اینکه با ارجاع به مجمع تشخیص مصلحت نظام حل وفصل شود.** اشکالات پالرمو احتمالاً در یک رفت و برگشت بین مجلس و شورای نگهبان حل شوددر لایحه اصلاح قانون مبارزه با پولشویی وارد محتوا نشدیم و ایرادی که داشتیم، شکلی بود، به دلیل اینکه آقایان این را جزو لوایح قضایی تلقی کردند، به طوری که مکانیزم لوایح قضایی این است که از طریق رئیس قوه به دولت برود و از دولت به شورای نگهبان بیاید، این لایحه، این مسیر را طی نکرده بود که آقایان به آن ایراد گرفتند، اگر این مسیر حل و دوباره به شورای نگهبان اعاده شود، ما وارد محتوا می شویم و اعلام نظر می کنیم، اما در این بین هم مجمع تشخیص مصلحت نظام، به دلیل انطباق با سیاست های کلی، پالرمو را مورد بررسی قرار داد، دو ایراد برای ما ارسال کردند که ما آنها را هم به مجلس ارسال کردیم، یکی مغایرت با سیاست های اقتصاد مقاومتی و دیگری هم مغایرت با سیاست های کلی و کلان امنیتی بوده است، این دو ایراد را هم ما طبق بند (2) اصل (110) برای مجلس ارسال کردیم، باید ببینیم که مجلس چه اقدامی انجام می دهد. شورای امنیت ملی یک نظر درباره fatf دارد و آقای شمخانی هم می گوید باید طبق قوانین خودمان عمل کنیم. اصولاً مبنای ما برای پیوستن به این کارگروه چیست؟ آیا شورای نگهبان نمی خواهد این مسئله را مطرح کند که ما بر چه مبنایی باید به این کنوانسیون ملحق شویم که خودتحریمی داخلی صورت نگیرد؟ اصلاً چه مبنایی وجود دارد که ما باید حتماً به این کارگروه بپیوندیم، پیوستن به هر کنوانسیونی قاعدتاً نکات مثبتی هم دارد، اما نکات منفی آن در این زمینه به دلیل سیاست های منطقه ای ما، قاعدتاً پوشش خاصی باید داشته باشد، شورای نگهبان اصلاً نمی خواهد به روی این مسئله تأکید داشته باشد؟شورای نگهبان براساس اختیارات قانون اساسی، وظایفش مشخص است، یعنی باید انطباق مصوبات با موازین شرع مقدس و قانون اساسی را در نظر بگیرد، مصلحت سنجی ها را در گام اول مجلس به عهده دارد و اگر لازم شد، مجمع تشخیص مصلحت هم می تواند وارد شود، بنابراین برای این کار، راه باز است، اینکه هزینه و فایده اش چه اندازه است، از عهده ما خارج است. باید کارشناسان سیاسی، اقتصادی و امنیتی نظر دهند، طبیعتاً جای آن هم در مجمع تشخیص مصلحت نظام است. در ضمن آن بحث مبارزه با تأمین مالی تروریسم یکی از آنها کنوانسیون و دیگری قانون است، در آن قانون ما می توانیم هرگونه که لازم شد، اصلاحات خود را انجام دهیم، بیشتر مشکل با کنوانسیون است که نمی توانیم آن را تغییر دهیم، البته برخی ها معتقدند که با پیش شرط هایی و این گونه مسائل می توانیم برخی از موارد پیوستن به fatf را اصلاح کنیم، این بستگی به این دارد که منافع کلان کشور چگونه ایجاب کند که آیا ما ملحق شویم یا خیر، اما راه کارهای عملی آن در هر دو صورت وجود دارد.اگر فرضاً این پیش شرط ها را بپذیریم، شما به عنوان شورای نگهبان نظری در این رابطه هم ندادید؟ خیر، شورای نگهبان اصلاً ورودی در این بحث نخواهد کرد و نمی کند. این از جهت شرع و قانون است؟بله، ما از زاویه قانون اساسی و شرع اعلام نظر می کنیم و دیگر موارد را دستگاه های دیگر باید اعلام نظر کنند. اخیراً برخی رسانه ها، نامه رئیس جمهور به آیت الله جنتی را منتشر کردند که در آن آقای روحانی در این نامه خواستار تأیید پذیرش fatf از سوی شورای نگهبان شده بود. از سوی دیگر برخی رسانه های حامی دولت این گونه القا می کنند که چون رهبر انقلاب به شورای عالی هماهنگی اقتصادی که متشکل از سران قواست، اختیار اجرایی شدن مصوبات را داده اند، شورای نگهبان نیز نباید fatf را رد کند، درباره جزئیات این نامه بفرمایید و تحلیل شما از این گونه القائات رسانه های دولتی چیست؟به دلیل اینکه بنده اطلاع دقیقی ندارم، به اختلاف و صلاحیت های شورای عالی هماهنگی اقتصادی و اینکه اصلاً نامه ای بوده یا نبوده، ورودی نمی کنم. اما آنچه شورای نگهبان انجام می دهد، در چارچوب اختیارات و صلاحیت های قانونی اش است، اگر مخالفتی هم می شود، مخالفت شخصی نیست، در واقع مغایرت ها با قانون اساسی و یا شرع مقدس است که اعلام می شود، از مجموع آن نامه و گفت وگوها و صحبت ها هم این طور استنباط نشد که فرمایشات مقام معظم رهبری نافی اِعمال اختیارات و صلاحیت های نهادهای ذی ربط باشد، مانند شورای نگهبان، مجمع تشخیص و یا مجلس، هرکدام از اینها وظایف و اختیاراتی دارند که بنده فکر می کنم در چارچوب اختیارات و وظایف شان مشکلی نخواهند داشت، ضمن اینکه راه کار هم باز است، اگر نهایتاً شورای نگهبان ایراداتش باقی ماند و مجلس اصرار کند، می تواند به مجمع ارجاع داده و حل شود. بنابراین، این مخالفت ها به مفهوم خدای ناکرده سیاسی و یا شخصی نیست، انجام وظیفه قانونی شورای نگهبان است که از این جهت هم ما نهی نشدیم که وظایف قانونی خود را انجام ندهیم. مفاد نامه را هم اعلام کردند که محرمانه است، ما هم سکوت می کنیم.اخیراً در مجلس موضوعی باب شده که گفته می شود مصوبه مجلس که مورد ایراد شورا قرار می گیرد، متن آن طرح یا لایحه به دلیل اینکه پس از ویرایش خط خوردگی داشته و اینکه از سوی تایپیست ها اشتباه تایپ شده است، به طوری که این موضوع را در تصویب پالرمو نیز شاهد بودیم، حتی دولت دو بار ترجمه اشتباه برجام را به مجلس ارسال کرد. آیا شورای نگهبان در این مورد تذکری به مجلس و مشخصاً به معاونت قوانین پارلمان داده است؟ البته ما دقت خودمان را انجام می دهیم، کارشناسان بحث می کنند، بعد در شورا هم مطرح می شود، ایرادها اگر واقعی باشد، ایرادات شکلی را اعلام می کنیم، گاهی اوقات هم در قالب تذکر ذیل نظریه مان برای مجلس ارسال می کنیم، به عنوان اشکالات عبارتی، املایی، معمولاً در این مصوبات داریم، همه آنها را اعلام می کنیم، اصلاح می شود. مگر اینها تنقیح نمی شود؟چرا، این گونه است. اما متأسفانه گاهی اوقات این طور است، در همین مصوبه اخیر در بحث پالرمو، (8) مورد تذکر به مجلس دا ...

ادامه مطلب  

دیدار تتلو با رییسی منجر به ریزش رای شد/ رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود  

درخواست حذف این مطلب
محمد دهقان: نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی؛ ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی بود.رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.به گزارش عصر ایران به نقل از ایسنا، دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بی