برای تنظیم وصیت نامه قانونی باید به چه نکاتی توجه کرد!  

درخواست حذف این مطلب
مطمئنا در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «تنظیم وصیتنامه» را بررسی کنیم.وصیت نامه سندی است که به موجب آن، فرد برای امور شرعی، شخصی و مالی خود پس از فوت تعیین تکلیف می کند. اگرچه نوشتن وصیت نامه در بین مسلمانان مستحب به شمار می رود اما اگر فرد بخواهد برای امور پس از مرگش وصیت نامه تنظیم کند، لازم است تا از شرایط قانونی تنظیم وصیت نامه آگاه باشد تا وصیت وی مطابق با قانون، قابل اجرا باشد.وصیت نامه به 3 شکل خودنوشت، سری و رسمی نوشته می شود.انواع وصیت نامهوصیت نامه رسمی در دفتر اسناد رسمی نوشته می شود. وصیت نامه خودنوشت نیز به وصیت نامه ای گفته می شود که دارای تاریخ روز و ماه و سال است، موصی (وصیت کننده) آن را با خط خود نوشته باشد و به امضا برساند و در غیر این صورت وصیت نامه فاقد اعتبار است.وصیت نامه سری را می توان به خط فرد یا دیگری نوشت اما در هر صورت باید امضای موصی را داشته باشد و فرد می تواند پس از نوشتن وصیت نامه آن را در صندوق امانات به امانت قرار دهد.کسی که سواد ندارد، نمی تواند وصیت نامه خودنوشت و سری را بنویسد، البته کسانی که قادر به صحبت نیستند نیز از تنظیم وصیت نامه سری معذور هستند.محرومیت از ارث؟گاهی وراث وصیت نامه خودنوشت را انکار می کنند که برای رسیدگی به این ادعا باید به دادگاه حقوقی مراجعه کنند و رسیدگی به آن باید با تشریفات صورت گیرد. این در حالی است که اگر افراد وصیت نامه رسمی را قبول نداشته باشند باید با ادعای جعل آن به دادگاه مراجعه کنند.در وصیت نامه موصی نمی تواند کسی را از ارث محروم کند اما نکته مهم این است که ابتدا باید بدهی موصی تسویه شود و مابقی اموال در بین وراث تقسیم می شود.وصیت تملیکیوصیت تملیکی و عهدی از اقسام وصیت نامه است. وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از ف ...

ادامه مطلب  

آیا «پدر» این حق را دارد که«فرزند» خود را از ارث محروم کند؟  

درخواست حذف این مطلب
مطمئنا در دنیای پرتلاطم امروزی، یکی از موضوعاتی که می تواند جوامع بشری را از اختلافات شخصی و جمعی در امان بدارد، «آشنایی با حقوق متقابل افراد با یکدیگر و قانون» است که مهمترین اثر این آشنایی و آگاهی را می توان در پیشگیری از وقوع بسیاری از مشکلات حقوقی دانست؛ بنابراین، امروز تلاش داریم تا موضوع «محروم کردن فرزند از ارث» را بررسی کنیم.این جمله که «از ارث محرومت می کنم» برای بسیاری از افراد آشنا است و ممکن است بارها و بارها آن را شنیده باشند. در بیشتر مواقع، این عبارت توسط پدرانی به کار می رود که با برخی رفتارهای فرزندان خود مخالفند و با استفاده از این حربه می خواهند آنها را به انجام رفتارهایی مطابق میل خود مجبور کنند.شنیدن این جمله ممکن است موجب نگرانی برخی فرزندان شده و حتی در مواردی همین افراد، با این جمله از قصد و نیت اصلی خود منصرف شوند.اما در میان افرادی نیز وجود دارند که به دلیل داشتن دانش حقوقی، به این عبارت وقعی نگذاشته و به آن اعتنا نمی کنند چرا که می دانند این موضوع پایه و اساس حقوقی و قانونی ندارد و هیچ کس نمی تواند دیگری را از چنین حقی محروم کند.حال باید بررسی کرد که آیا در عالم واقع و از لحاظ قانونی و شرع، پدر این حق را دارد که فرزند خود را از ارث محروم کند یا خیر؟به این منظور ابتدا باید برخی مفاهیم مرتبط با وصیت را توضیح داد.وصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از فوتش به دیگری مجانی تملیک کند. با این نوع وصیت، شخص می تواند تا حدودی تکلیف اموال خود را معین کند مانند صرف آن در امور خیریه. در وصیت تملیکی، شخصی که وصیت می کند «موصی» و کسی که به نفع او وصیت تملیکی شده «موصی له» و مورد وصیت را «موصی به» می گویند. در وصیت تملیکی، تملیک با قبول موصی له پس از فوت موصی محقق می شود؛ بنابراین قبول آن قبل از فوت موصی موثر نیست. موصی می تواند از وصیت خود رجوع کند.وصیت عهدی نیز عبارت است از اینکه شخصی یک یا چند نفر را برای انجام امر یا اموری یا تصرفات دیگری مأمور کند. مثل این که شخصی را وصی کند تا بعد از مرگش، بدهی های او را پرداخت کند. در وصیت عهدی شخصی را که به موجب وصیت، به عنوان ولی بر صغیر یا بر کارهای دیگر انتخاب شده است، وصی می گویند. در وصیت عهدی، وصیت کننده فرد یا افرادی را برای اداره بخشی از اموال خود و نیز سرپرستی فرزندانش پس از مرگ تعیین می کند و مسئولیت را به آنها می سپارد. این در حالی است که در وصیت تملیکی، شخص بخشی از اموال خود را پس از مرگ به فرد یا افرادی تملیک می کند که این فرد یا افراد می توانند فردی از خانواده یا هر فرد دیگری باشد. نافذ نبودن وصیتقانونگذار در ماده 837 قانون مدنی ایران، اعلام کرده است که «اگر کسی به موجب وصیّت، یک یا چند نفر از ورثه خود را از ارث محروم کند، وصیت مزبور نافذ نیست.»در حقیقت وصیت کننده حق دارد به میزان یک سوم از اموال خود را وصیت کند و وصیت او نیز برای این میزان، صحیح و نافذ است و چنانچه نسبت به بیشتر از این میزان وصیت کند، صحیح بودن چنین وصیتی به اجازه سایر ورثه بستگی دارد. زیرا به استثنای یک سوم اموال، بقیه ترکه متعلق به ورثه است و شخص صاحب این اموال که همان وصیت کننده است، حق دخالت در آنها را ندارد و اموال مزبور به طور طبیعی در ...

ادامه مطلب  

زندگینامه کامل امام حسین (ع)  

درخواست حذف این مطلب
دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص) رسید، به خانه حضرت علی (ع) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسین) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی . و به این ترتیب نام پرعظمت “حسین ” از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای کشت ، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.حسین (ع) و پیامبر (ص)از ولادت حسین بن علی (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفی که پیامبر راستین اسلام (ص) درباره حسین (ع) ابراز می داشت ، به بزرگواری و مقام شامخ پیشوای سوم آگاه شدند. سلمان فارسی می گوید: دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوی خویش نهاده او را می بوسید و می فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانی ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستی ، تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهای خدایی که نه نفرند و خاتم ایشان ، (8) قائم ایشان (امام زمان “عج “) می باشد. انس بن مالک روایت می کند: وقتی از پیامبر پرسیدند کدام یک از اهل بیت خود را بیشتر دوست می داری ، فرمود:بارها رسول گرامی حسن (ع) و حسین (ع) را به سینه می فشرد و (9) حسن و حسین را، (10) آنان را می بویید و می بوسید. ابوهریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است ، در عین حال اعتراف می کند که : “رسول اکرم را دیدم که حسن و حسین را بر شانه های خویش نشانده بود و به سوی ما می آمد، وقتی به ما رسید فرمود هر کس این دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11) داشته ، و هر که با آنان دشمنی ورزد با من دشمنی نموده است . عالی ترین ، صمیمی ترین و گویاترین رابطه معنوی و ملکوتی بین پیامبر و حسین را می توان در این جمله رسول گرامی اسلام (ص) خواند که فرمود: “حسین از من و من از (12) حسینمامام حسین (ع) با پدرشش سال از عمرش با پیامبر بزرگوار سپری شد، و آن گاه که رسول خدا (ص) چشم ازجهان فروبست و به لقای پروردگار شتافت ، مدت سی سال با پدر زیست . پدری که جز به انصاف حکم نکرد، و جز به طهارت و بندگی نگذرانید، جز خدا ندید و جز خدا نخواست و جز خدا نیافت . پدری که در زمان حکومتش لحظه ای او را آرام نگذاشتند،همچنان که به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند. در تمام این مدت ، با دل و جان از اوامر پدر اطاعت می کرد، و در چند سالی که حضرت علی (ع) متصدی خلافت ظاهری شد، حضرت حسین (ع) در راه پیشبرد اهداف اسلامی ، مانند یک سرباز فداکار همچون برادر بزرگوارش می کوشید، و در جنگهای “جمل “، “صفین ” و “نهروان ” شرکت و به این ترتیب ، از پدرش امیرالمؤمنین (ع) و دین خدا حمایت کرد و (13) داشت . حتی گاهی در حضور جمعیت به غاصبین خلافت اعتراض می کرد.در زمان حکومت عمر، امام حسین (ع) وارد مسجد شد، خلیفه دوم را بر منبر رسول الله (ص) مشاهده کرد که سخن می گفت . بلادرنگ از منبر بالا رفت و فریاد زد: “از منبر (14) پدرم فرود آی ….امام حسین (ع) با برادرپس از شهادت حضرت علی (ع)، به فرموده رسول خدا (ص) و وصیت امیرالمؤمنین (ع)مامت و رهبری شیعیان به حسن بن علی (ع)، فرزند بزرگ امیرالمؤمنین (ع)، منتقل گشت و بر همه مردم واجب و لازم آمد که به فرامین پیشوایشان امام حسن (ع) گوش فرادارند. امام حسین (ع) که دست پرورد وحی محمدی و ولایت علوی بود، همراه و همکار و همفکر برادرش بود. چنان که وقتی بنا بر مصالح اسلام و جامعه مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ ، امام حسن (ع) مجبور شد که با معاویه صلح کند و آن همه ناراحتیها را تحمل نماید، امام حسین (ع) شریک رنجهای برادر بود و چون می دانست که این صلح به صلاح اسلام و مسلمین معاویه ، در حضور امام حسن (ع) وامام حسین (ع) دهان آلوده اش را به بدگویی نسبت به امام حسن (ع) و پدر بزرگوارشان امیرمؤمنان (ع) گشود، امام حسین (ع) به دفاع برخاست تا سخن در گلوی معاویه بشکند و سزای ناهنجاریش را به کنارش بگذارد، ولی امام حسن (ع) او را به سکوت و خاموشی فراخواند، امام حسین (ع) پذیرا شد و به جایش بازگشت ، آن گاه امام حسن (ع) خود به پاسخ معاویه (15) برآمد، و با بیانی رسا و کوبنده خاموشش ساخت .امام حسین (ع) در زمان معاویهچون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) از دنیا رحلت فرمود، به گفته رسول خدا (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و وصیت حسن بن علی (ع) امامت و رهبری شیعیان به امام حسین (ع) منتقل شد و از طرف خدا مأمور رهبری جامعه گردید. امام حسین (ع) می دید که معاویه با اتکا به قدرت اسلام ، بر اریکه حکومت اسلام به ناحق تکیه زده ، سخت مشغول تخریب اساس جامعه اسلامی و قوانین خداوند است ، و از این حکومت پوشالی مخرب به سختی رنج می برد، ولی نمی توانست دستی فراز آورد و قدرتی فراهم کند تا او را از جایگاه حکومت اسلامی پایین بکشد، چنانچه برادرش امام حسن (ع) نیز وضعی مشابه او داشت .امام حسین (ع) می دانست اگر تصمیمش را آشکار سازد و به سازندگی قدرت بپردازد، پیش از هر جنبش و حرکت مفیدی به قتلش می رساند، ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پیشه ساخت که اگر برمی خاست ، پیش از اقدام به دسیسه کشته می شد، و از این کشته شدن هیچ نتیجه ای گرفته نمی شد.بنابراین تا معاویه زنده بود، چون برادر زیست و علم مخالفتهای بزرگ نیفراخت ، جز آن که گاهی محیط و حرکات و اعمال معاویه را به باد انتقاد می گرفت و مردم را به آینده نزدیک امیدوار می ساخت که اقدام مؤثری خواهد نمود. و در تمام طول مدتی که معاویه از مردم برای ولایت عهدی یزید، بیعت می گرفت ، حسین به شدت با او مخالفت کرد، و هرگز تن به بیعت یزید نداد و ولی عهدی او را نپذیرفت و حتی گاهی (16) سخنانی تند به معاویه گفت و یا نامه ای کوبنده برای او نوشت .معاویه هم در بیعت گرفتن برای یزید، به او اصراری نکرد و امام (ع) همچنین بود و ماند تا معاویه درگذشت …قیام حسینییزید پس از معاویه بر تخت حکومت اسلامی تکیه زد و خود را امیرالمؤمنین خواند،و برای این که سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبیت کند، مصمم شد برای نامداران و شخصیتهای اسلامی پیامی بفرستد و آنان را به بیعت با خویش بخواند. به همین منظور، نامه ای به حاکم مدینه نوشت و در آن یادآور شد که برای من از حسین (ع) بیعت بگیر و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان . حاکم این خبر را به امام حسین (ع) رسانید و جواب مطالبه نمود. امام حسین (ع) چنین فرمود:“انا لله و انا الیه راجعون و علی الاسلام السلام اذا بلیت الامة براع مثل (17) یزید آن گاه که افرادی چون یزید، (شراب خوار و قمارباز و بی ایمان و ناپاک که حتی ظاهر اسلام را هم مراعات نمی کند) بر مسند حکومت اسلامی بنشیند، باید فاتحه اسلام را خواند. (زیرا این گونه زمامدارها با نیروی اسلام و به نام اسلام ، اسلام را از بین می برند.)امام حسین (ع) می دانست اینک که حکومت یزید را به رسمیت نشناخته است ، اگر در مدینه بماند به قتلش می رسانند، لذا به امر پروردگار، شبانه و مخفی از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. آمدن آن حضرت به مکه ، همراه با سرباز زدن او از بیعت یزید، در بین مردم مکه و مدینه انتشار یافت ، و این خبر تا به کوفه هم رسید. کوفیان از امام حسین (ع) که در مکه بسر می برد دعوت کردند تا به سوی آنان آید و زمامدار امورشان باشد. امام (ع) مسلم بن عقیل ، پسر عموی خویش را به کوفه فرستاد تا حرکت و واکنش اجتماع کوفی را از نزدیک ببیند و برایش بنویسد. مسلم به کوفه رسید و با استقبال گرم و بی سابقه ای روبرو شد، هزاران نفر به عنوان نایب امام (ع) با او بیعت کردند، و مسلم هم نامه ای به امام حسین (ع) نگاشت و حرکت فوری امام (ع) را لازم گزارش داد.هر چند امام حسین (ع) کوفیان را به خوبی می شناخت ، و بی وفایی و بی دینی شان را در زمان حکومت پدر و برادر دیده بود و می دانست به گفته ها و بیعتشان با مسلم نمی توان اعتماد کرد، و لیکن برای اتمام حجت و اجرای اوامر پروردگار تصمیم گرفت که به سوی کوفه حرکت کند.با این حال تا هشتم ذی حجه ، یعنی روزی که همه مردم مکه عازم رفتن به “منی ” بودند و هر کس در راه مکه جا مانده بود با عجله تمام می خواست خود را به مکه (18) برساند، آن حضرت در مکه ماند و در چنین روزی با اهل بیت و یاران خود، از مکه به طرف عراق خارج شد و با این کار هم به وظیفه خویش عمل کرد و هم به مسلمانان جهان فهماند که پسر پیغمبر امت ، یزید را به رسمیت نشناخته و با او بیعت نکرده ، بلکه علیه او قیام کرده است .یزید که حرکت مسلم را به سوی کوفه دریافته و از بیعت کوفیان با او آگاه شده بود، ابن زیاد را (که از پلیدترین یاران یزید و از کثیفترین طرفداران حکومت بنی امیه بود) به کوفه فرستاد. ابن زیاد از ضعف ایمان و دورویی و ترس مردم کوفه استفاده نمود و با تهدید ارعاب ، آنان را از دور و بر مسلم پراکنده ساخت ، و مسلم به تنهایی با عمال ابن زیاد به نبرد پرداخت ، و پس از جنگی دلاورانه و شگفت ، با شجاعت شهید شد.(سلام خدا بر او باد). و ابن زیاد جامعه دورو و خیانتکار و بی ایمان کوفه را علیه امام حسین (ع) برانگیخت ، و کار به جایی رسید که عده ای از همان کسانی که برای امام (ع) دعوت نامه نوشته بودند، سلاح جنگ پوشیدند و منتظر ماندند تا امام حسین (ع) از راه برسد و به قتلش برسانند.امام حسین (ع) از همان شبی که از مدینه بیرون آمد، و در تمام مدتی که در مکه اقامت گزید، و در طول راه مکه به کربلا، تا هنگام شهادت ، گاهی به اشاره ، گاهی به اعلان می داشت که : “مقصود من از حرکت ، رسوا ساختن حکومت ضد اسلامی یزید و صراحت ، برپاداشتن امر به معروف و نهی از منکر و ایستادگی در برابر ظلم و ستمگری است و جز حمایت قرآن و زنده داشتن دین محمدی هدفی ندارم . و این مأموریتی بود که خداوند به او واگذار نموده بود، حتی اگر به کشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسیری خانواده اش اتمام پذیرد. رسول گرامی (ص) و امیرمؤمنان (ع) و حسن بن علی (ع) پیشوایان پیشین اسلام ، شهادت امام حسین (ع) را بارها بیان فرموده بودند. حتی در هنگام ولادت امام حسین (ع)، و خود امام حسین (ع) به (19) رسول گرانمایه اسلام (ص) شهادتش را تذکر داده بود.علم امامت می دانست که آخر این سفر به شهادتش می انجامد، ولی او کسی نبود که در برابر دستور آسمانی و فرمان خدا برای جان خود ارزشی قائل باشد، یا از اسارت خانواده اش واهمه ای به دل راه دهد. او آن کس بود که بلا را کرامت و شهادت را سعادت می پنداشت . (سلام ابدی خدا بر او باد) .خبر “شهادت حسین (ع) در کربلا” به قدری در اجتماع اسلامی مورد گفتگو واقع شده بود که عامه مردم از پایان این سفر مطلع بودند. چون جسته و گریخته ، از رسول الله (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و امام حسن بن علی (ع) و دیگر بزرگان صدر اسلام شنیده بودند. بدینسان حرکت امام حسین (ع) با آن درگیریها ...

ادامه مطلب  

آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟! / روایتی از ساعات پایانی زندگی پیر جماران  

درخواست حذف این مطلب
پرستار حضرت امام خمینی ضمن تشریح جزییات احوال ایشان در طول درمان و مراقبتهای پزشکی ایشان، از خون دل هایی که به پیر جماران روا داشته شد پرده برداشت. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دکتر احمد زرگر در مقدمه مصاحبه ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و قبولی طاعات خوانندگان روزنامه وزین جام جم، فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را به عموم هموطنان تسلیت گفت. وقتی صحبت از حضرت امام خمینی (ره) شد تو گویی که انگار تا چند روز پیش در بالین ایشان مشغول پرستاری بوده، معلوم بود همچنان درد فراغ دارد از برای کوچ ملکوتی پیر جماران. سر گپ و گفت را با آقای دکتر اینطور آغاز کردم که مهمترین عارضه ای که امام قبل از عروج ملکوتی خود از آن رنج می برد چه بود؟ رو به من کرد و گفت مجموعه اطلاعاتی که مردم از دوم خرداد سال 68 نسبت به بیماری امام داشتند بیشتر در خصوص ناراحتی گوارشی ایشان بوده و اینکه عموما مردم تصور می کنند جراجی معده ایشان تنها اقدام درمانی تیم پزشکی بود. اما واقعیت آن است که پیر خمین در طول عمر پر برکت خود از عارضه قلبی رنج می بردند. ایشان بعد از ورودشان دچار عارضه قلبی شدند، از این رو دوباره به تهران عزیمت کرده و در بیمارستان شهید رجایی بستری شدند. پزشک معالج امام آقای دکتر عارفی متخصص قلب و عروق بودند. بنابراین بعد از ترخیص از بیمارستان و به مرور یک تیم پزشکی تحت نظارت وی در منزل امام واقع در جماران مستقر شد که حقیر هم افتخار حضور در تیم پرستاری این مجموعه را داشتم. در روزهای اول با امکانات ابتدایی و در حدی که کنترل فشار و ضربان نبض و قلب حضرت امام کنترل شود در حسینیه جماران شروع بکار درمان نمودیم. زمانی که قلب امت ایستاد بعد از عملیات فاو در سال 65 بیماری قلبی امام خمینی جدی تر شد بگونه ای که ایشان در منزل دچار ایست قلبی شدند ولی خوشبختانه توسط کادر درمان احیای قلبی شدند. پس از این واقعه بنیانگذار جمهوری اسلامی در درمانگاهی جماران که برای سیر روال درمان ایشان پیش بینی شده بود بستری شدند. چرا بخاطر وخامت حال امام ایشان در بیمارستانی مثل شهید رجایی بستری نشدند؟ سوال خوبی بود. در مقطعی که امام خمینی(ره) در بیمارستان بستری شدند خیل عظیمی از مردم برای عیادت و دعا برای ایشان در محل بستری امام راحل تجمع کرده و عملا در روند درمان ایشان اخلال ایجاد می شد. از طرفی اگر یک بخشی مجزا برای امام اختصاص می دادیم یک تزاحمی در بیمارستان شهید رجایی اتفاق می افتاد. مجموعه این عوامل موجب شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ضمن حفاظت فیزیکی از امام یک چتر درمانی هم فراهم کند. نا گفته نماند اگر به ایشان گفته می شد یک بیمارستان اختصاصی برایشان احدث شود، قطعا ایشان با این امر مخالفت می کردند. لذا قرار شد برای مراجعات معمولی محافظان بیت یک درمانگاهی ایجاد گردد که عندالزوم در اختیار حضرت امام نیز قرار گیرد. این درمانگاه دارای چه ویژگیهایی بود؟ آیا از امکانات مطلوب برای مراقبت امام برخوردار بود؟ درمانگاه جمع و جور و کوچکی بود اما به لحاظ امکانات مشتمل بر آزمایشگاه، رادیولوژی و داروخانه بود و به سبب عارضه قلبی امام این درمانگاه مجهز به اتاق آنژیوگرافی و هم اتاق عمل بود.قلب فقرای اصفهانی در درمانگاه امام می تپید حسنی که مدیران درمانی حضرت امام داشتند این بود که درمانگاه را فقط برای درمان ایشان استفاده نمی کردند و در بین اعضای تیم پزشکی بنام دکتر پور مقدس، ضمن افتخار حضور در تیم پزشکی امام بیماران مستمند اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در مرکز درمانی جماران تحت آنژیوگرافی و معالجه هم قرار می دادند. البته این کار بصورت محرمانه صورت می گرفت و خود بیماران معمولا متوجه نمی شدند در کجا تحت درمان قرار می گیرند و فقط می دانستند در درمانگاه سپاه معالجه می شوند. با این کار دیگر درمانگاه منحصر به امام نبود و بعد از ایشان هم بلا استفاده نمی ماند. در حال حاضر بیش از 300 پرونده آنژیوگرافی بیماران بستری در درمانگاه جماران موجود است. اما در طول این مدت چند بار امام مراجعه به درمانگاه داشتند. مثلا ناخن شست پای امام را کشیدند و یا وقتی که دچار ایست قلبی شده بودند. در همین حال ایشان نسبت به اینکه مبادا رسانه های بیگانه متوجه موضوع بیماری شوند، نزد سید احمد آقا فرزند برومند خود تاکید کرده بودند. یادگار امام ضمن اطمینان بخشی به حضرت امام گفتند که این درمانگاه متعلق به سپاه است و الان هم در اختیار شما قرار داده اند. این مسایل گذشت و خرداد سال 68 بود که امام در این درمانگاه جراحی شدند.گلایه امام از مشکلات گوارشی چند روز قبل از این بنده شیفت بودم. حضرت امام با زنگ تیم پرستاری را احضار فرمودند که کارهای معمول پرستاری انجام شود که من به حضور ایشان مشرف شدم. بعد از اتمام کار ایشان نسبت به مشکلات گوارشی خودشان ابراز گلایه کردند و من هم موضوع را به کادر پزشکی اطلاع دادم. سپس یکسری آزمایش از امام گرفته شد و تصمیم بر آن شد که آندوسکوپی انجام شود و نتیجه آن حکایت از کانسر و وجود توده سرطانی در معده حضرت امام داشت. به خوبی یاد دارم امام برای دوم اجازه ندادند از ایشان آندوسکوپی انجام شود. کسی دلش نمی خواست که بر اساس پاسخ پاتولوژی علت بیماری امام سرطان باشد.چهره درهم دکتر عارفی پزشک امام دکتر عارفی از حضرت امام خواهش کردند که اجازه دهند برای بار دوم آندوسکوپی شوند که امام در پاسخ فرمودند مگر اینکه من بمیرم ما اجازه این کار را به شما نمی دهم. دکتر عارفی با چهره ای غم زده در کنار ایستادند که حضرت امام دکتر عارفی را صدا زدند و خطاب به وی فرمودند من شما را خیلی دوست دارم و به نوعی از آقای عارفی دلجویی نمودند و ایشان هم دست امام را بوسیدند.حیات پرستاران در گرو ریتم قلبی امام خوبان در طول بیماری حضرت امام ما از دستگاهی استفاده می کردیم بنام تکه متری که هر آن ضربان قبل ایشان را به ما مخابره و مانیتور می کرد. ریتم قلبی باید به صورت سینوسی، منظم و نرمال عمل می کرد و در صورت بی نظمی نشان از شرایط نامساعد قلبی داشت. در طول هفته دستگاه به امام وصل بود و در روزهای خاصی همچون سه شنبه و جمعه تعویض می شد و یک ساعت در هفته بین ساعت 8 تا 9 صبح چسب های دستگاه از بدن امام برداشته می شد تا ایشان بتوانند استحمام کنند. واقعیت این است که ما هم با این دستگاه زندگی می کردیم. دوشنبه ها سه شنبه ها و پنچ شنبه ها ساعاتی بود که ما با زنگ امام خدمت ایشان می رسیدیم تا جای چسب ها را عوض کنیم یا مثلا چون پوست امام خشک می شد به بدنشان پماد مرطوب کننده بمالیم. ولی باقی اوقات ما امام را ملاقات نمی کردیم و عملا با این دستگاه زندگی می کردیم. کادر پزشکی و پرستاری ابدا صبحانه و نهار خوردن ایشان را نمی دید چرا که همواره در کنار خانواده بودند. ولی باید بگویم آن موقع که حضرت امام یک ساعت قبل از نماز صبح برای شب زنده داری از خواب بیدار می شدند ما متوجه این موضوع می شدیم بخصوص اینکه جنگ شهرها و ما در زیر پله محل زندگی امام مستقر شده بودیم.امام منضبط و دقیق همچون ساعت یکی از مسائلی که مردم در ارتباط با حضرت امام (ره) شنیده اند، نظم ایشان است و ما این موضوع را به چشم، حین مراقبت از ایشان، مشاهده کردیم. برای استحمام سه دقیقه مانده به هشت صبح روز جمعه دستگاه مانیتور قطع و سه دقیقه مانده به ساعت 9 وصل می شد. همیشه به همین روال بود و امام نیز به صورت منظم یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بیدار می شدند و داروهایشان را هم به موقع و سر وقت مصرف می کردند.ریتم عاشقی هنگام نماز ظهر یک اتفاقی برای قلب حضرت امام می افتاد. ریتم طبیعی ایشان مشکلی پیدا می کرد و تا پایان نماز ضربان قلب پایین بود. در این خصوص دو نظریه مطرح است: یکی اینکه سطح سرمی دارویی امام کاهش پیدا کرده و دیگر اینکه مسایل معنوی موجب کاهش تپش قلب و آرامش ایشان می شود. معتقدم تئوری دوم یعنی موضوعات عرفانی هنگام نماز عامل این تغییر ریتم بود. آیا خانواده و نزدیکان اطلاع داشتند که شما پرستار حضرت امام هستید؟ خیر تنها همسر و برادرم در جریان بودند و بقیه وابستگان خبر نداشتند. چون احتمال داشت این خبر سینه به سینه به دیگران منتقل شود مردم تصور کنند که امام بیمار است و این به فضای منفی که دشمن دامن می زد کمک می کرد. بعضا شایعه می شد که امام شش ماه دیگر زنده هستند و اخباری از این دست توسط رسانه های بیگانه در فضای سیاسی می پیچید. از این رو بهتر بود موضوعات درمانی امام از اذهان مخفی می ماند. در سالهای پایانی حیات امام خمینی(ره) زمانی که مردم به دیدارشان می رفتند، دیگر از سخنرانی و نصایح پدرانه پیر خمین خبری نبود و صرفا یک دیداری صورت می گرفت. آیا این امر ناشی از بیماری ایشان بود؟ خیر. این تصور و تحلیل من است که عامل این موضوع بیماری نبود. شاید دلیل عدم سخنرانی امام در دیدار مردمی خود در جماران این بود که (خواص) حرف امام را گوش نمی کردند. اواخر عمر با برکت امام مجموعه اتفاقاتی افتاد که واقعا امام را رنجیده خاطر کرد و اگر در خصوص اینها انسان سخن به میان نیاورد در حق امام اجحاف نموده است. یکی از مواردی که در طول این مدت دایما رخ می داد صحبتهایی بود که در ارتباط با بحث ولایت فقیه مطرح می شد. برخی اوقات سوالات شرعی مطرح می شد که امام به آن پاسخ می دادند. از جمله بازی شطرنج بود که در آن مقطع عنوان شد بازی شطرنج از قالب قمار خارج شده و حضرت امام هم به این شرط بازی را مباح اعلام کردند. از دیگر مسایلی که در آن دوران مورد مناقشه بود این بود که مسجدی در وسط محل احداث اتوبان شهید محلاتی واقع شده بود که امام جماعت آن اجازه تخریب این مسجد را نمی داد. این مسئله هم از امام کسب تکلیف شد و ایشان در پاسخ فرمودند اگر عبور و مرور مسلمین و مسلمات آسان می شود مسجد را بردارید. آنچه مسئولین باید به عمل می کردند و نکردند از امام سوال کردند که بعد از جنگ رسیدگی به اقتصاد کشور مهم است یا فرهنگ، ایشان گفتند فرهنگ اما دیدیم که به فرهنگ عمل نشد. در زمینه توسعه صنعت و کشاورزی از حضرت امام کسب تکلیف شد که کدام حوزه نیازمند توجه و فعالیت بیشتر است، پاسخ دادند بخش کشاورزی که باز هم دیدیم به کشاورزی هم اهمیت داده نشد. اما وقتی به امام گفتند عکس شهدای هفتم تیر در حاشیه اتوبان تهران-قم نصب شده و این تصاویر باعث حواس پرتی رانندگان می شود و شما در این مورد چه دستور می فرمایید، حضرت امام فرمودند عکسها را بردارید و در نهایت مسئولین آنها را از اتوبان جمع آوری کردند. حالا... هدف از طرح این موضوعات چه بود؟! می خواهم به شما عرض کنم آن مواردی که به تخریب مسجد و برداشتن تصاویر شهدا ختم می شد بخوبی رسیدگی و انجام شد ولی توسعه کشاورزی، توجه به فرهنگ مغفول ماند. پس از مجموعه این عوامل نتیجه می گیریم گوش شنوایی نداریم و البته این بدان معنا نیست که امام با مردم قهر کردند. ایشان همواره دوستدار آحاد جامعه بودند و در وصیت نامه خود هم تاکید داشتند این مردم مردمی هستند که از جماعت صدر اسلام هم بهتر هستند.آن دو شبی که خواب را از چشمان امام گرفت حضرت امام برخی از اوقات شبها نمی خوابیدند. در چنین مواقعی پرسنلی که با امام ارتباط تنگاتنگی داشتند اینطور تصور می کردند که عملیات نظامی در شرف انجام است و در آن شبهایی ایشان نمی خوابند مشغول دعا برای رزمندگان اسلام هستند. بنابراین هر شبی که ضربان قلب امام افت نداشت و ریتم خواب نمی گرفت و داروی ساعت ده شب خودشان را میل می کردند، فردای آن روز ما منتظر بودیم که مارش عملیات از طریق رادیو و تلویزیون به صدا در آید که چنین هم می شد. اما ما دو شب را بخاطر داریم که حضرت امام به خواب نرفتند و هیچ عملیاتی هم رخ نداد. یکی از شبها امام مشغول تنظیم نسخه اول وصیت نامه سیاسی عبادی خودشان بودند و اعضا مجلس خبرگان مرحوم آیت الله مشگینی که رییس مجلس خبرگان بودند را صدا زدند و وصیت نامه به ایشان داده شد. وصیت نامه هم به آستان قدس رضوی منتقل و در آنجا نگهداری شد. ولی یک شب دیگری هم بود که امام تا صبح نخوابیدند. شبی که آقای منتظری را سمت قایم مقام رهبری عزل کرده بودند و ما ناراحتی امام را در این موضوع شهادت می دهیم. بعدازظهر همان روز هم امام دچار مشکل قلبی بودند یعنی نوع ضربان قلبی که از ابتدای نماز شروع و با پایان نماز تمام می شد در آن روز تمام نشد. فکر می کنم پنجم فروردین سال 68 بود که ضربان قلبشان آرام نگرفت. ما دکتر طباطبایی متخصص قلب و عروق که برادر خانم حاج احمد آقا هم بودند را در جریان قرار دایدم. آقای طباطبایی از امام سئوال کردند آیا شما حالتان خوب نیست؟ امام فرمودند خیر من قدری ناراحت هستم. آقای طباطبایی هم به ایشان گفتند که ما مراقب شما هستیم و امام هم برای او دعا کرد. آقای طباطبایی در جمع پرستاران ابراز کردند که امام ناراحت موضوعی هستند و ما باید مراقب باشیم. پس شبی که امام نخوابیدند و ما منتظر انجام عملیات بودیم، در اصل عملیاتی رخ نداد، بلکه نامه6/1/68 حضرت امام خوانده شد، با این مضم ...

ادامه مطلب  

آخرین التماس دعای امام از مردم چه بود؟! / روایتی از ساعات پایانی زندگی پیر جماران  

درخواست حذف این مطلب
پرستار حضرت امام خمینی ضمن تشریح جزییات احوال ایشان در طول درمان و مراقبتهای پزشکی ایشان، از خون دل هایی که به پیر جماران روا داشته شد پرده برداشت.به گزارش سرویس سیاسی عصرهامون، دکتر احمد زرگر در مقدمه مصاحبه ضمن تبریک حلول ماه مبارک رمضان و قبولی طاعات خوانندگان روزنامه وزین جام جم، فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را به عموم هموطنان تسلیت گفت. وقتی صحبت از حضرت امام خمینی (ره) شد تو گویی که انگار تا چند روز پیش در بالین ایشان مشغول پرستاری بوده، معلوم بود همچنان درد فراغ دارد از برای کوچ ملکوتی پیر جماران. سر گپ و گفت را با آقای دکتر اینطور آغاز کردم که مهمترین عارضه ای که امام قبل از عروج ملکوتی خود از آن رنج می برد چه بود؟ رو به من کرد و گفت مجموعه اطلاعاتی که مردم از دوم خرداد سال 68 نسبت به بیماری امام داشتند بیشتر در خصوص ناراحتی گوارشی ایشان بوده و اینکه عموما مردم تصور می کنند جراجی معده ایشان تنها اقدام درمانی تیم پزشکی بود. اما واقعیت آن است که پیر خمین در طول عمر پر برکت خود از عارضه قلبی رنج می بردند. ایشان بعد از ورودشان دچار عارضه قلبی شدند، از این رو دوباره به تهران عزیمت کرده و در بیمارستان شهید رجایی بستری شدند. پزشک معالج امام آقای دکتر عارفی متخصص قلب و عروق بودند. بنابراین بعد از ترخیص از بیمارستان و به مرور یک تیم پزشکی تحت نظارت وی در منزل امام واقع در جماران مستقر شد که حقیر هم افتخار حضور در تیم پرستاری این مجموعه را داشتم. در روزهای اول با امکانات ابتدایی و در حدی که کنترل فشار و ضربان نبض و قلب حضرت امام کنترل شود در حسینیه جماران شروع بکار درمان نمودیم. زمانی که قلب امت ایستاد بعد از عملیات فاو در سال 65 بیماری قلبی امام خمینی جدی تر شد بگونه ای که ایشان در منزل دچار ایست قلبی شدند ولی خوشبختانه توسط کادر درمان احیای قلبی شدند. پس از این واقعه بنیانگذار جمهوری اسلامی در درمانگاهی جماران که برای سیر روال درمان ایشان پیش بینی شده بود بستری شدند. چرا بخاطر وخامت حال امام ایشان در بیمارستانی مثل شهید رجایی بستری نشدند؟ سوال خوبی بود. در مقطعی که امام خمینی(ره) در بیمارستان بستری شدند خیل عظیمی از مردم برای عیادت و دعا برای ایشان در محل بستری امام راحل تجمع کرده و عملا در روند درمان ایشان اخلال ایجاد می شد. از طرفی اگر یک بخشی مجزا برای امام اختصاص می دادیم یک تزاحمی در بیمارستان شهید رجایی اتفاق می افتاد. مجموعه این عوامل موجب شد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ضمن حفاظت فیزیکی از امام یک چتر درمانی هم فراهم کند. نا گفته نماند اگر به ایشان گفته می شد یک بیمارستان اختصاصی برایشان احدث شود، قطعا ایشان با این امر مخالفت می کردند. لذا قرار شد برای مراجعات معمولی محافظان بیت یک درمانگاهی ایجاد گردد که عندالزوم در اختیار حضرت امام نیز قرار گیرد. این درمانگاه دارای چه ویژگیهایی بود؟ آیا از امکانات مطلوب برای مراقبت امام برخوردار بود؟ درمانگاه جمع و جور و کوچکی بود اما به لحاظ امکانات مشتمل بر آزمایشگاه، رادیولوژی و داروخانه بود و به سبب عارضه قلبی امام این درمانگاه مجهز به اتاق آنژیوگرافی و هم اتاق عمل بود.قلب فقرای اصفهانی در درمانگاه امام می تپید حسنی که مدیران درمانی حضرت امام داشتند این بود که درمانگاه را فقط برای درمان ایشان استفاده نمی کردند و در بین اعضای تیم پزشکی بنام دکتر پور مقدس، ضمن افتخار حضور در تیم پزشکی امام بیماران مستمند اصفهانی را به تهران منتقل کرده و در مرکز درمانی جماران تحت آنژیوگرافی و معالجه هم قرار می دادند. البته این کار بصورت محرمانه صورت می گرفت و خود بیماران معمولا متوجه نمی شدند در کجا تحت درمان قرار می گیرند و فقط می دانستند در درمانگاه سپاه معالجه می شوند. با این کار دیگر درمانگاه منحصر به امام نبود و بعد از ایشان هم بلا استفاده نمی ماند. در حال حاضر بیش از 300 پرونده آنژیوگرافی بیماران بستری در درمانگاه جماران موجود است. اما در طول این مدت چند بار امام مراجعه به درمانگاه داشتند. مثلا ناخن شست پای امام را کشیدند و یا وقتی که دچار ایست قلبی شده بودند. در همین حال ایشان نسبت به اینکه مبادا رسانه های بیگانه متوجه موضوع بیماری شوند، نزد سید احمد آقا فرزند برومند خود تاکید کرده بودند. یادگار امام ضمن اطمینان بخشی به حضرت امام گفتند که این درمانگاه متعلق به سپاه است و الان هم در اختیار شما قرار داده اند. این مسایل گذشت و خرداد سال 68 بود که امام در این درمانگاه جراحی شدند.گلایه امام از مشکلات گوارشی چند روز قبل از این بنده شیفت بودم. حضرت امام با زنگ تیم پرستاری را احضار فرمودند که کارهای معمول پرستاری انجام شود که من به حضور ایشان مشرف شدم. بعد از اتمام کار ایشان نسبت به مشکلات گوارشی خودشان ابراز گلایه کردند و من هم موضوع را به کادر پزشکی اطلاع دادم. سپس یکسری آزمایش از امام گرفته شد و تصمیم بر آن شد که آندوسکوپی انجام شود و نتیجه آن حکایت از کانسر و وجود توده سرطانی در معده حضرت امام داشت. به خوبی یاد دارم امام برای دوم اجازه ندادند از ایشان آندوسکوپی انجام شود. کسی دلش نمی خواست که بر اساس پاسخ پاتولوژی علت بیماری امام سرطان باشد.چهره درهم دکتر عارفی پزشک امام دکتر عارفی از حضرت امام خواهش کردند که اجازه دهند برای بار دوم آندوسکوپی شوند که امام در پاسخ فرمودند مگر اینکه من بمیرم ما اجازه این کار را به شما نمی دهم. دکتر عارفی با چهره ای غم زده در کنار ایستادند که حضرت امام دکتر عارفی را صدا زدند و خطاب به وی فرمودند من شما را خیلی دوست دارم و به نوعی از آقای عارفی دلجویی نمودند و ایشان هم دست امام را بوسیدند.حیات پرستاران در گرو ریتم قلبی امام خوبان در طول بیماری حضرت امام ما از دستگاهی استفاده می کردیم بنام تکه متری که هر آن ضربان قبل ایشان را به ما مخابره و مانیتور می کرد. ریتم قلبی باید به صورت سینوسی، منظم و نرمال عمل می کرد و در صورت بی نظمی نشان از شرایط نامساعد قلبی داشت. در طول هفته دستگاه به امام وصل بود و در روزهای خاصی همچون سه شنبه و جمعه تعویض می شد و یک ساعت در هفته بین ساعت 8 تا 9 صبح چسب های دستگاه از بدن امام برداشته می شد تا ایشان بتوانند استحمام کنند. واقعیت این است که ما هم با این دستگاه زندگی می کردیم. دوشنبه ها سه شنبه ها و پنچ شنبه ها ساعاتی بود که ما با زنگ امام خدمت ایشان می رسیدیم تا جای چسب ها را عوض کنیم یا مثلا چون پوست امام خشک می شد به بدنشان پماد مرطوب کننده بمالیم. ولی باقی اوقات ما امام را ملاقات نمی کردیم و عملا با این دستگاه زندگی می کردیم. کادر پزشکی و پرستاری ابدا صبحانه و نهار خوردن ایشان را نمی دید چرا که همواره در کنار خانواده بودند. ولی باید بگویم آن موقع که حضرت امام یک ساعت قبل از نماز صبح برای شب زنده داری از خواب بیدار می شدند ما متوجه این موضوع می شدیم بخصوص اینکه جنگ شهرها و ما در زیر پله محل زندگی امام مستقر شده بودیم.امام منضبط و دقیق همچون ساعت یکی از مسائلی که مردم در ارتباط با حضرت امام (ره) شنیده اند، نظم ایشان است و ما این موضوع را به چشم، حین مراقبت از ایشان، مشاهده کردیم. برای استحمام سه دقیقه مانده به هشت صبح روز جمعه دستگاه مانیتور قطع و سه دقیقه مانده به ساعت 9 وصل می شد. همیشه به همین روال بود و امام نیز به صورت منظم یک ساعت قبل از اذان صبح از خواب بیدار می شدند و داروهایشان را هم به موقع و سر وقت مصرف می کردند.ریتم عاشقی هنگام نماز ظهر یک اتفاقی برای قلب حضرت امام می افتاد. ریتم طبیعی ایشان مشکلی پیدا می کرد و تا پایان نماز ضربان قلب پایین بود. در این خصوص دو نظریه مطرح است: یکی اینکه سطح سرمی دارویی امام کاهش پیدا کرده و دیگر اینکه مسایل معنوی موجب کاهش تپش قلب و آرامش ایشان می شود. معتقدم تئوری دوم یعنی موضوعات عرفانی هنگام نماز عامل این تغییر ریتم بود. آیا خانواده و نزدیکان اطلاع داشتند که شما پرستار حضرت امام هستید؟ خیر تنها همسر و برادرم در جریان بودند و بقیه وابستگان خبر نداشتند. چون احتمال داشت این خبر سینه به سینه به دیگران منتقل شود مردم تصور کنند که امام بیمار است و این به فضای منفی که دشمن دامن می زد کمک می کرد. بعضا شایعه می شد که امام شش ماه دیگر زنده هستند و اخباری از این دست توسط رسانه های بیگانه در فضای سیاسی می پیچید. از این رو بهتر بود موضوعات درمانی امام از اذهان مخفی می ماند. در سالهای پایانی حیات امام خمینی(ره) زمانی که مردم به دیدارشان می رفتند، دیگر از سخنرانی و نصایح پدرانه پیر خمین خبری نبود و صرفا یک دیداری صورت می گرفت. آیا این امر ناشی از بیماری ایشان بود؟ خیر. این تصور و تحلیل من است که عامل این موضوع بیماری نبود. شاید دلیل عدم سخنرانی امام در دیدار مردمی خود در جماران این بود که (خواص) حرف امام را گوش نمی کردند. اواخر عمر با برکت امام مجموعه اتفاقاتی افتاد که واقعا امام را رنجیده خاطر کرد و اگر در خصوص اینها انسان سخن به میان نیاورد در حق امام اجحاف نموده است. یکی از مواردی که در طول این مدت دایما رخ می داد صحبتهایی بود که در ارتباط با بحث ولایت فقیه مطرح می شد. برخی اوقات سوالات شرعی مطرح می شد که امام به آن پاسخ می دادند. از جمله بازی شطرنج بود که در آن مقطع عنوان شد بازی شطرنج از قالب قمار خارج شده و حضرت امام هم به این شرط بازی را مباح اعلام کردند. از دیگر مسایلی که در آن دوران مورد مناقشه بود این بود که مسجدی در وسط محل احداث اتوبان شهید محلاتی واقع شده بود که امام جماعت آن اجازه تخریب این مسجد را نمی داد. این مسئله هم از امام کسب تکلیف شد و ایشان در پاسخ فرمودند اگر عبور و مرور مسلمین و مسلمات آسان می شود مسجد را بردارید. آنچه مسئولین باید به عمل می کردند و نکردند از امام سوال کردند که بعد از جنگ رسیدگی به اقتصاد کشور مهم است یا فرهنگ، ایشان گفتند فرهنگ اما دیدیم که به فرهنگ عمل نشد. در زمینه توسعه صنعت و کشاورزی از حضرت امام کسب تکلیف شد که کدام حوزه نیازمند توجه و فعالیت بیشتر است، پاسخ دادند بخش کشاورزی که باز هم دیدیم به کشاورزی هم اهمیت داده نشد. اما وقتی به امام گفتند عکس شهدای هفتم تیر در حاشیه اتوبان تهران-قم نصب شده و این تصاویر باعث حواس پرتی رانندگان می شود و شما در این مورد چه دستور می فرمایید، حضرت امام فرمودند عکسها را بردارید و در نهایت مسئولین آنها را از اتوبان جمع آوری کردند. حالا... هدف از طرح این موضوعات چه بود؟! می خواهم به شما عرض کنم آن مواردی که به تخریب مسجد و برداشتن تصاویر شهدا ختم می شد بخوبی رسیدگی و انجام شد ولی توسعه کشاورزی، توجه به فرهنگ مغفول ماند. پس از مجموعه این عوامل نتیجه می گیریم گوش شنوایی نداریم و البته این بدان معنا نیست که امام با مردم قهر کردند. ایشان همواره دوستدار آحاد جامعه بودند و در وصیت نامه خود هم تاکید داشتند این مردم مردمی هستند که از جماعت صدر اسلام هم بهتر هستند.آن دو شبی که خواب را از چشمان امام گرفت حضرت امام برخی از اوقات شبها نمی خوابیدند. در چنین مواقعی پرسنلی که با امام ارتباط تنگاتنگی داشتند اینطور تصور می کردند که عملیات نظامی در شرف انجام است و در آن شبهایی ایشان نمی خوابند مشغول دعا برای رزمندگان اسلام هستند. بنابراین هر شبی که ضربان قلب امام افت نداشت و ریتم خواب نمی گرفت و داروی ساعت ده شب خودشان را میل می کردند، فردای آن روز ما منتظر بودیم که مارش عملیات از طریق رادیو و تلویزیون به صدا در آید که چنین هم می شد. اما ما دو شب را بخاطر داریم که حضرت امام به خواب نرفتند و هیچ عملیاتی هم رخ نداد. یکی از شبها امام مشغول تنظیم نسخه اول وصیت نامه سیاسی عبادی خودشان بودند و اعضا مجلس خبرگان مرحوم آیت الله مشگینی که رییس مجلس خبرگان بودند را صدا زدند و وصیت نامه به ایشان داده شد. وصیت نامه هم به آستان قدس رضوی منتقل و در آنجا نگهداری شد. ولی یک شب دیگری هم بود که امام تا صبح نخوابیدند. شبی که آقای منتظری را سمت قایم مقام رهبری عزل کرده بودند و ما ناراحتی امام را در این موضوع شهادت می دهیم. بعدازظهر همان روز هم امام دچار مشکل قلبی بودند یعنی نوع ضربان قلبی که از ابتدای نماز شروع و با پایان نماز تمام می شد در آن روز تمام نشد. فکر می کنم پنجم فروردین سال 68 بود که ضربان قلبشان آرام نگرفت. ما دکتر طباطبایی متخصص قلب و عروق که برادر خانم حاج احمد آقا هم بودند را در جریان قرار دایدم. آقای طباطبایی از امام سئوال کردند آیا شما حالتان خوب نیست؟ امام فرمودند خیر من قدری ناراحت هستم. آقای طباطبایی هم به ایشان گفتند که ما مراقب شما هستیم و امام هم برای او دعا کرد. آقای طباطبایی در جمع پرستاران ابراز کردند که امام ناراحت موضوعی هستند و ما باید مراقب باشیم. پس شبی که امام نخوابیدند و ما منتظر انجام عملیات بودیم، در اصل عملیاتی رخ نداد، بلکه نامه6/1/68 حضرت امام خوانده شد، با این مضمو ...

ادامه مطلب  

اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) 96  

درخواست حذف این مطلب
گروه: اخبار استانخبر: 100515/تاریخ انتشار : 1396/5/12 ساعت : 23:40مجموعه اس ام اس تبریک ولادت امام رضا (ع) را به مناسبت فرارسیدن سالروز میلاد امام هشتم، برای شما کاربران گرامی جمع آوری کرده ایم. به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ماه ذی القعده با سالروز ولادت حضرت معصومه علیها سلام آغاز و پس از ده روز به ولادت باسعادت خورشید هشتم امامت، حضرت شمس الشموس ، هدیه خدا به ما ایرانیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام میرسد؛ دهه ای که به ابتکار رهبر معظم انقلاب اسلامی، دهه کرامت نامگذاری شد. یازده ذی القعده روز ولادت امامی است که ایران خود را متبرک به قدوم منورش میداند و از برکات حضور بارگاهش ارتزاق میکند. به این مناسب مجموعه ای از اس ام اس تبریک ولادت امام رضا علیه السلام ، آماده کرده ایم که در ادامه میتوانید مشاهده کنید. ذکر است تکلم کبوترهایتقربان تبسم کبوترهایتای کاش جوی نوک زده می بودم مندر کاسه گندم کبوترهایتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد برسر ایوان طلا نوشته با خط خداجدا ز نار و دوزخ است هرکه بر این در آمدهمست خوش بوی توام مولانا ابالحسنخاک در کوی توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد شب است و منادى ندا مى کندمریدان حق را صدا مى کندکه امشب در رحمت خویش راخدا بر رخ خلق وا مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خاک کف زائر تو سرمه ی چشم حوریانای شه بی قرینه و ملجا جمله بی کسانکبوتر بام تو ام مولانا ابالحسنتشنه ی یک جام توام مولانا ابالحسنمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد یک جلوه از نگاه تو اى شمس مشرقینهر صبح و شام طعنه به شمس و قمر زنداى گل به روى ماه تو یا ثامن الحججماییم در پناه تو یا ثامن الحججمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بهر زیارتت رضا فرشته پرگشوده استنگاه دلربای تو از همه دل ربوده استچه گویم از خصال تو لسان شیعه قاصر استوصف خصال تو رضا حضرت حق نموده استمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد امام مشرق و مغرب ملاذ آل پیمبروفور علم و علو مکان اوست به حدى‏که شرح آن نتوان نمود کلک سخنورقلم اگر همگى وصف ذات او بنویسدحدیث او نشود در هزار سال مکررمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بوسه زدن به قبر تو به نیت تبرک استچون که زده بوسه به آن مهدی صاحب الزمانمنبر صحن گوهر و ضریح با صفای تودل از همه ربوده است، شبیه قم و جمکرانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد عطر خوش نسیم تو شبیه عطر کربلاستمست شمیم کوی تو جامعه پیمبراندر بارگاه تو زهیبت و جلال تودست به سینه می نهند فرشتگان آسمانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اى شه طوس که سرچشمه الطاف خدایىجان ما باد فدایت که ولی ‎نعمت مایىمیوه باغ رسالت، شه اقلیم ولایتبحر مواج علوم و کرم و لطف و رضایى لحظه های شادی دلهای ما آغاز شدباز ذکرِ حمد حقِ با سینه ها دمساز شدامشب از یومن قدومت یا علی موسی الرضاغنچه ای از گلشن آل محمد باز شد ساقى که خود تجلى مستانه مى‏کندما را خمار وارد میخانه مى‏کندبنیانگذار شیوه لیلائیان رضاستکز دل جنون بسازد و دیوانه مى ‏کند ما دولت تسلیم و رضا می طلبیمراهی سوی اقلیم بقا می طلبیماندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجاتاز فیض ولایت رضا می طلبیم دل داده ام زدست که دلداده ام کنیافتاده ام به پات که افتاده ام کنیسالک که بی تو راه به جایی نمی بردباید خودت مسافر این جاده ام کنیولادت امام رضا (ع) خجسته باد هشتمین حجت خدا اینجاستقبله هفتمین رضا اینجاستهر چه خواهى بخواه از این درگاهمنبع رحمت خدا اینجاستمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اگر اژدها کرد موسى عصا رارضا این عمل بى عصا مى کندکند زنده در پرده تصویر شیرانببین پور موسى چه ها مى کندمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد در قطره جود و کرمت بحر چه باشددر تابش وجهِ قمرت بدر چه باشددر جلوه نور نظرت فجر چه باشددر شمّه بخشش ز کَفَت اَبر چه باشدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد بر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همهبفرست بر این روح کرامت صلوات صلواتمیلاد امام رضا مبارک باد ز آستان رضا سرخط امان دارم٬ رخ نیاز بر این پاک آستان دارماگر چه کم ز غبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارمز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم در باغ ولایت گل خوشبوست رضاسروچمن گلشن مینوست رضانومید مشو زدرگه احسانشزیرا به جهان ضامن اهوست رضا میلاد هشتمن نور ولایت، تبریک و تهنیتای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد خدایا پناهم باش که جز پناه تو پناهی نمی خواهمبر روی رضا شمس امامت صلواتبر شافع ما روز قیامت صلواتدر شام ولادتش که شادند همه ************************************************* ای آستان قدس تو تنها پناه منای چلچراغ چشم تو، خورشید راه منای مظهر عنایت حق هشتمین امامای خاک پاک مرقد تو بوسه گاه منمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم دادهدر حلقه ی عشق خویش راهم دادهاینها همه علتش فقط یک چیز استایرانی ام و رضا پناهم دادهمیلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضاای کلید ساده مشکل گشاآن گل زیبا گل خوشبو توییای رضا جان، ضامن آهو توییبا نگاهت چون کبوتر کن، مراتا بگیرم اوج، خوشحال و رها میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) از این همه انزوا مردد شده ام،دیوانه رنگ زرد گنبد شده ام،امروز دلم حال کبوتر دارد،انگار که بی قرار مشهد شده ام. میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس تولد امام رضا (ع) پلک خورشید به فرمان تو بر می خیزد / صبح ، از سمت خراسان تو بر می خیزد نور ، هر صبح می افتد به در خانه ی تو / بعد از گوشه ی چشمان تو برمی خیزدمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ولادت امام رضا (ع) ای پسر فاطمه، نور هدیسبزترین باغ بهار خدابا تو دل از غصه رها می شودپاکتر از آینه ها می شودای گل گلزار خدا، یا رضاآینه ی قبله نما یا رضا میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) السلام ای حضرت سلطان عشقیا علی موسی الرضا ای جان عشقالسلام ای بهر عاشق سرنوشتالسلام ای تربتت باغ بهشتمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک جدید تولد امام رضا (ع) حق، معرفت به هر نگاهم داده / در حلقه ی عشق خویش راهم داده اینها همه علتش فقط یک چیز است / ایرانی ام و رضا پناهم داده میلاد مسعود ولی نعمت ما، آقا امام رضا مبارک متن تبریک ولادت امام رضا (ع) کسی قدم به حرم بی مدد نخواهد زدبدون واسطه دم از احد نخواهد زدگدای کوی رضا شو که آن امام رئوفبه سینه ی احدی دست رد نخواهد زد بهترین شادباش ها تقدیم به شما،بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا (ع) شعر ولادت امام رضا (ع) شمع جمع شاپرکهایی رضا ای کلید ساده مشکل گشا آن گل زیبا گل خوشبو تویی ای رضا جان، ضامن آهو تویی با نگاهت چون کبوتر کن، مرا تا بگیرم اوج، خوشحال و رهامیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد پیامک ویژه ولادت امام رضا (ع) مهر تو ز لوح دل سپردن نتوانحاجت برکس به جز تو بردن نتواناز هجر تو مرگ بهر من آسان تردل بر کس دیگری سپردن نتوانمیلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد اس ام اس ولادت امام رضا(ع) به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمدبه درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضا(ع) آمدخدا داد آنچه را وعده، بشد در ماه ذیقعدهکه آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمدمیلاد امام رضا (ع) مبارک اس ام اس میلاد امام رضا (ع) میدونم شفاعت بی منتت زبون زدهبه همین امید دلم به مشهد تو اومده میلاد امام رضا علیه السلام مبارک باد متن تبریک ولادت امام رضا (ع) ایـــن راه اگـــر خــــاره و خــــارا، بطلــــب!گــــر قابـــل آبلــــه اســت ایـن پــا، بطلــب!«دســت از طـلب...» آه، فــــال خــــوبی آمــــدیعنـــــی تـه مطـــلب ایـــــن که: آقـــــا! بطـــلبایشاله بزودی قسمت همه مشهدالرضا.. پیامک ولادت امام رضا (ع) نقاره ها ز اوج مناره وزیده اندمردم صدای آمدنت را شنیده اندزیباتر از همیشه شده آستان توآقا! چقدر ریسه برایت کشیده اندولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا (علیه السلام) مبارکباد. اس ام اس تولد امام رضا (ع) آن شب شب میلاد سبز هشتمین لاله / دل را پر از عطر و صفاى یاس‎ها کردندباران مهر و رحمت و نور و صفا بارید / دل را بـه عـشق پاک "آقا" آشنا کردند ********************************************************* بر روی رضـا شمـس امامت صلـوات بر شافع ما روز قیامـت صـلوات در شـام ولادتـش که شادنـد همـه بفرست بر این روح کرامت صلوات صلوات * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * گفتی که بلا بلا بلا ، گفتم چشم ،از روز الست با رضا گفتم چشممن آمده ام تا به ولایت برسم،گفتی انا من شروطها گفتم چشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بلیط ماندن است مانده روی دستهای مندر این همه مسافر حرم نبود جای من؟رفیق عازم سفر، فقط «سلام» را ببرسفارش مریض حضرت امام را ببر * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زآستان رضا سرخط امان دارم رخ نیاز بر این پاک آستان دارم اگر چه کم زغبارم، به شوق نکهت گل همیشه جای، در این طرفه بوستان دارم ز تیر حادثه مرغی شکسته بال و پرم درین چمن به صد امید آشیان دارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش من یک بچه آهو می شدم می دویدم روز و شب در دشتها توی کوه و دشت و صحرا روز و شب می دویدم تا که می دیدم تو را ... بهترین شادباش ها تقدیم به شما، بمناسبت میلاد امام علی بن موسی الرضا(ع) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *نقاره ها ز اوج مناره وزیده اند مردم صدای آمدنت را شنیده اند زیباتر از همیشه شده آستان تو آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند ... ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *امام رضا-ع: خداوند، پر حرفی و تلف کردن ثروت و اظهار نیاز کردن زیاد از همنوعان را دشمن می دارد. ... میلاد شمس الشموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النفوس، برشما و خانواده ی گرامیتان، تبریک و تهنیت.* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *السلام ای حضرت سلطان عشق یا علی موسی الرضا ای جان عشق السلام ای بهر عاشق سرنوشت السلام ای تربتت باغ بهشت --- ولادت باسعادت سلطان، امیر و ولی نعمت تمام ایرانیان، حضرت رضا-ع مبارک. * * * * * * * * * * * * * * * * * * ** * * * میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد،نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(ع)مبارک باد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ای پسر فاطمه، نور هدی سبزترین باغ بهار خدا با تو دل از غصه رها می شود پاکتر از آینه ها می شود ای گل گلزار خدا، یا ...

ادامه مطلب  

همه نمایندگان با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار کنند  

درخواست حذف این مطلب
اهمیت پرداختن به دیدگاه ها و آرمان های بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران و ضرورت بازگشت به اندیشه های ایشان که ممکن است به دلیل گذشت زمان مشمول بی توجهی یا فراموشی شده باشد، بازخوانی وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره) را بیش از پیش به مردم و مسوولان و مخاطبان این وصیت نامه گوشزد می کند.خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در ایام فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) در بخش های مختلف وصیت نامه ایشان را برای یادآوری و بهره برداری مخاطبان بار دیگر منتشر می کند.بخش اول وصیت نامه سیاسی-الهی امام خمینی(ره) را در زیر می خوانید.« ... و - از توطئه های بزرگ آنان ، چنانچه اشاره شد و کرارا تذکر داده ام ، به دست گرفتن مراکز تعلیم و تربیت خصوصا دانشگاهها است که مقدرات کشورها دردست محصولات آنها است . روش آنان با روحانیون و مدارس علوم اسلامی فرق دارد با روشی که در دانشگاهها و دبیرستانها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانیون از سر راه و منزوی کردن آنان است ؛ یا با سرکوبی و خشونت و هتاکی که در زمان رضاخان عمل شد ولی نتیجه معکوس گرفته شد؛ یا با تبلیغات وتهمتها و نقشه های شیطانی برای جدا کردن قشر تحصیلکرده و به اصطلاح روشنفکر که این هم در زمان رضاخان عمل می شد و در ردیف فشار و سرکوبی بود؛ و در زمان محمدرضا ادامه یافت بدون خشونت ولی موذیانه .و اما در دانشگاه نقشه آن است که جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کنند و به سوی شرق یا غرب بکشانند و دولتمردان را از بین اینان انتخاب و بر سرنوشت کشورها حکومت دهند تا به دست آنها هرچه می خواهند انجام دهند. اینان کشور را به غارتزدگی و غربزدگی بکشانند و قشرروحانی با انزوا و منفوریت و شکست قادر بر جلوگیری نباشد. و این بهترین راه است برای عقب نگهداشتن و غارت کردن کشورهای تحت سلطه ، زیرا برای ابرقدرتها بی زحمت و بی خرج و در جوامع ملی بی سر و صدا، هر چه هست به جیب آنان می ریزد.پس اکنون که دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاکسازی است ، برهمه ما لازم است با متصدیان کمک کنیم و برای همیشه نگذاریم دانشگاهها به انحراف کشیده شود؛ و هر جا انحرافی به چشم خورد با اقدام سریع به رفع آن کوشیم . و این امر حیاتی باید در مرحله اول با دست پرتوان خود جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گیرد که نجات دانشگاه از انحراف ، نجات کشور وملت است .و اینجانب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول ، و پدران و مادران ودوستان آنها در مرحله دوم ، و به دولتمردان و روشنفکران دلسوز برای کشور درمرحله بعد وصیت می کنم که در این امر مهم که کشورتان را از آسیب نگه می دارد، با جان و دل کوشش کنید و دانشگاهها را به نسل بعد بسپرید. و به همه نسلهای مسلسل توصیه می کنم که برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدم ساز، دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرقزدگی حفظ و پاسداری کنید و بااین عمل انسانی - اسلامی خود دست قدرتهای بزرگ را از کشور قطع و آنان راناامید نمایید. خدایتان پشتیبان و نگهدار باد.ز - از مهمات امور، تعهد وکلای مجلس شورای اسلامی است . ما دیدیم که اسلام و کشور ایران چه صدمات بسیار غم انگیزی از مجلس شورای غیرصالح ومنحرف ، از بعد از مشروطه تا عصر رژیم جنایتکار پهلوی و از هر زمان بدتر وخطرناکتر در این رژیم تحمیلی فاسد خورد؛ و چه مصیبتها و خسارتهای جانفرسا از این جنایتکاران بی ارزش و نوکرماب به کشور و ملت وارد شد. دراین پنجاه سال یک اکثریت قلابی منحرف در مقابل یک اقلیت مظلوم موجب شد که هرچه انگلستان و شوروی و اخیرا امریکا خواستند، با دست همین منحرفان از خدا بیخبر انجام دهند و کشور را به تباهی و نیستی کشانند. از بعد ازمشروطه ، هیچ گاه تقریبا به مواد مهم قانون اساسی عمل نشد - قبل از رضاخان باتصدی غربزدگان و مشتی خان و زمینخواران ؛ و در زمان رژیم پهلوی به دست آن رژیم سفاک و وابستگان و حلقه به گوشان آن .اکنون که با عنایت پروردگار و همت ملت عظیم الشان سرنوشت کشور به دست مردم افتاد و وکلا از خود مردم و با انتخاب خودشان ، بدون دخالت دولت و خانهای ولایات به مجلس شورای اسلامی راه یافتند، و امید است که با تعهدآنان به اسلام و مصالح کشور جلوگیری از هر انحراف بشود. وصیت اینجانب به ملت در حال و آتیه آن است که با اراده مصمم خود و تعهد خود به احکام اسلام و مصالح کشور در هر دوره از انتخابات وکلای دارای تعهد به اسلام وجمهوری اسلامی که غالبا بین متوسطین جامعه و محرومین می باشند و غیرمنحرف از صراط مستقیم - به سوی غرب یا شرق - و بدون گرایش به مکتبهای انحرافی و اشخاص تحصیلکرده و مطلع بر مسائل روز و سیاستهای اسلامی ، به مجلس بفرستند.و به جامعه محترم روحانیت خصوصا مراجع معظم ، وصیت می کنم که خودرا از مسائل جامعه خصوصا مثل انتخاب رئیس جمهور و وکلای مجلس ، کنارنکشند و بی تفاوت نباشند. همه دیدید و نسل آتیه خواهد شنید که دست سیاست بازان پیرو شرق و غرب ، روحانیون را که اساس مشروطیت را با زحمات و رنجها بنیان گذاشتند از صحنه خارج کردند و روحانیون نیز بازی سیاست بازان را خورده و دخالت در امور کشور و مسلمین را خارج از مقام خود انگاشتند وصحنه را به دست غربزدگان سپردند؛ و به سر مشروطیت و قانون اساسی و کشورو اسلام آن آوردند که جبرانش احتیاج به زمان طولانی دارد.اکنون که بحمدالله تعالی موانع رفع گردیده و فضای آزاد برای دخالت همه طبقات پیش آمده است ، هیچ عذری باقی نمانده و از گناهان بزرگ نابخشودنی ،مسامحه در امر مسلمین است . هرکس به مقدار توانش و حیطه نفوذش لازم است در خدمت اسلام و میهن باشد؛ و با جدیت از نفوذ وابستگان به دو قطب استعمارگر و غرب یا شرقزدگان و منحرفان از مکتب بزرگ اسلام جلوگیری نمایند، و بدانند که مخالفین اسلام و کشورهای اسلامی که همان ابرقدرتان چپاولگر بین المللی هستند، با تدریج و ظرافت در کشور ما و کشورهای اسلامی دیگر رخنه ، و با دست افراد خود ملتها، کشورها را به دام استثمار می کشانند. بایدبا هوشیاری مراقب باشید و با احساس اولین قدم نفوذی به مقابله برخیزید و به آنان مهلت ندهید. خدایتان یار و نگهدار باشد.و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در این عصر و عصرهای آینده می خواهم که اگر خدای نخواسته عناصر منحرفی با دسیسه و بازی سیاسی وکالت خود را به مردم تحمیل نمودند، مجلس اعتبارنامه آنان را رد کنند ونگذارند حتی یک عنصر خرابکار وابسته به مجلس راه یابد.و به اقلیتهای مذهبی رسمی وصیت می کنم که از دوره های رژیم پهلوی عبرت بگیرند و وکلای خود را از اشخاص متعهد به مذهب خود و جمهوری اسلامی و غیروابسته به قدرتهای جهانخوار و بدون گرایش به مکتبهای الحادی وانحرافی و التقاطی انتخاب نمایند.و از همه نمایندگان خواستارم که با کمال حسن نیت و برادری با هم مجلسان خود رفتار، و همه کوشا باشند که قوانین خدای نخواسته از اسلام منحرف نباشدو همه به اسلام و احکام آسمانی آن وفادار باشید تا به سعادت دنیا و آخرت نایل آیید.و از شورای محترم نگهبان می خواهم و توصیه می کنم ، چه در نسل حاضر وچه در نسلهای آینده ، که با کمال دقت و قدرت وظایف اسلامی و ملی خود راایفا و تحت تاثیر هیچ قدرتی واقع نشوند و از قوانین مخالف با شرع مطهر وقانون اساسی بدون هیچ ملاحظه جلوگیری نمایند و با ملاحظه ضرورات کشورکه گاهی با احکام ثانویه و گاهی به ولایت فقیه باید اجرا شود توجه نمایند.و وصیت من به ملت شریف آن است که در تمام انتخابات ، چه انتخاب رئیس جمهور و چه نمایندگان مجلس شورای اسلامی و چه انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصی که انتخاب می کنند روی ضوابطی باشد که اعتبار می شود مثلا در انتخاب خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر، توجه کنند که اگر مسامحه نمایند و خبرگان راروی موازین شرعیه و قانون انتخاب نکنند، چه بسا که خساراتی به اسلام و کشوروارد شود که جبران پذیر نباشد. و در این صورت همه در پیشگاه خداوند متعال مسئول ...

ادامه مطلب  

حسین منزوی، شاعری که درباره اش حرف نمی زنند  

درخواست حذف این مطلب
هفته نامه کرگدن - حورا نژاد صداقت: گفت و گو با بهرور رضوی، دوست قدیمی و همیشگی حسین منزوی، از روز آشنایی شان تا امروز که خیلی ها او را نادیده گرفته اند و حرفی درباه اش نمی زنند.حسین منزوی حالت غریبانه ای دارد، شهرت شعرش زیاد است و شیفتگانش زیادتر؛ اما همین که بخواهیم درباره اش با کسی هم صحبت شویم، مدام این دایره آشنایان و طرفداران منصف تنگ و تنگ تر می شود. در این میان، یکی از کسانی که سال های طولانی همراه او بوده، بهروز رضوی است؛ صداپیشه ای که شاعر نیست ولی در جوانی سراغ شعر رفت و در تمام سال های کاری اش با افرادی مثل اخوان ثالث و نادر نادرپور و حسین منزوی و... در ارتباط مستقیم بود. غیر از این همکاری ها رابطه دوستی و او با منزوی زبانزد عام و خاص است. ریشه این دوستی به سال های دوری بر می گردد که منزوی به تهران آمده بود و بهروز رضوی جوان با شنیدن شعرش باب دوستی با او را باز کرد و این دوستی ادامه پیدا کرد تا روزی که خبر درگذشتش را به رضوی دادند. خبری که برایش خیلی عجیب بود چون به قول خودش هیچ وقت فکر نمی کرد که حسین منزوی هم روزی از دنیا برود.همین شد که سراغ او رفتم و هم موری کردم بر خاطراتش و هم دنیایی که منزوی از شعر باری او تصویر می کرد؛ در همان شب بیداری ها و قدم زدن های طولانی و گپ و گفت های کاری. رضوی خیلی از شعرهای منزوی را حفظ است و در میان حرف هایش به آن ها استناد می کند. او از صحبت درباره یار غارش خوشحال می شود، اما دلتنگی اش را به خاطر دوری از او و مهم تر از همه به خاطر کم مهری هایی که در تمام این سال ها به منزوی شده، نمی تواند پنهان کند. بهرور رضوی به همی خاطر است که ناراحت ولی مطمئن با کلی مثال اثبات می کند که حسین منزوی دچار توطئه سکوت شده و خیلی ها خودخواسته کمتر حرفی درباره نقش مهم او در ادبیات معاصر گفته اند. آقای منزوی در خاطراتشان از سال های دور، از پسر جوان لاغراندامی حرف می زنند که یک بار بعد از شعرخوانی اش آمده بود پیش او و گفته بود: «شما که شعرتان را خواندید، من نوشتم ولی چند کلمه اش را جا ماندم...» و بعد با همین خاطره باب صحبت درباره شما را آغاز می کنند. حالا می خواهم ماجرا را از زبان شما بشنوم که دوست قدیمی شان هستید.انجمن ادبی سعد در خیابان ژاله (شهدای فعلی)، سر چهارراه آبسردار، در خانه ای قدیمی که متعلق به خانم فخیمه ای به نام سعد بود، برگزار می شد. خانه هم خانه عجیب و غریب بود. از آن خانه های قاجاری که تمام در و دیوارش پر بود از عکس های مختلف و اشیای عتیقه و روشنایی اش با نور شمع بود و ما هم اغلب شیطنت هایی با همین شمع ها داشتیم. دبیر آن انجمن، پرویز والی زاده (خدا رحمتش کند) برادر منوچهر والی زاده بود که یک بار اعلام کرد: امشب در جمع ما شاعر جوانی از زنجان حضور دارد و... آن زمان خود من هم شعرک هایی می گفتم و همیشه گوشم را تیز می کردم تا شعر شاعران تازه را اگر خوب بود، بنویسم.آن وقت ها من ویژگی عجیبی داشتم؛ اگر شعری را یک بار می شنیدم و یک بار می نوشتم و یک بار دیگر از روی آن می خواندم، حفظ می شدم. وقتی نوبت به حسین منزوی رسید، به محض این که مصرع اولش را خواند، فهمیدم که شعر خوبی است. من مصرع اول را جا افتادم و بعد از تمام شدن برنامه سراغش رفتم و سلام و علیکی کردم و خوشامدی گفتم و همان یک مصرع را هم پرسیدم. مسلما این رفتار و برخورد برای حسین که تازه از زنجان به تهران آمده بود، جالب بود و خلاصه با صمیمیت شعرش را کامل کرد و از همان جا پیاده راه افتادیم به سمت منزل ما در خیابان شهباز (هفده شهریور فعلی) و در راه درباره شعر حرف زدیم و شعرهایمان را برای یکدیگر خواندیم. البته ما معمولا این مسیر را با افرادی مثل جواد طالعی و جلال سرفراز و محمدعلی بهمنی و... پیاده می رفتیم.خلاصه، همین آشنایی باعث شد از ان روز به بعد، حسین برنامه هایش را جوری تنظیم کند که با قرار جمعه شب های این جلسه هماهنگ شود و بعد از انجمن به منزل ما بیاید و به شعرخوانی و گپ و گفت بنشینیم. بنابراین، شاید بتوان گفت من اولین کسی بودم که با حسنی منزوی در اولین سفرش به تهران ارتباط دوستانه برقرار کرد و این ارتباط تا آخر عمر آن خدابیامرز ادامه داشت. دوستی ما حال و هوای دیگری داشت.چطور؟ از همان حال و هوای خاصش برایمان بگویید.شاید یکی از دلایلش راحتی یا بی شیله پیلگی و بی تعارف بودن من بود، آن هم در برابر شاعر جوان شهرستانی. بیشتر از این که بخواهم به این موضوع بپردازم، مایلم از خود حسین بگویم.حسین اخلاق های ویژه ای داشت؛ مثلا خیلی صریح و بی پروا بود. بعضی ها حتی گاهی او را به خاطر بی پروایی هایش بی تربیت می دانستند، اما واقعا این طور نبود. چون من ذات خوب را می شناختم و می دانستم که حرف هایش از روی صداقتی است که دارد.به همین خاطر، بارها و بارها پیش آمد که اگر کسی از او دلخور می شد، سراغش می رفتم و از دلش در می آوردم و خلاصه، میانه را می گرفتم تا کسی با حسین دشمن نشود. در کل، حسنی رفتارهای دشمن تراشانه ای داشت که گهگداری باعث رنجش دیگران می شد اما مجموعا آدم باصفا و بسیار صریح و صادقی بود. همین صداقت در شعرهایش هم کاملا مشخصا است. او حتی در شعرهایش به ضعف های خودش اقرار کرده.این دوستی مسیر شاعری خودتان را به کدام سمت برد؟من بعد از دوستی با حسین دیگر دست و دلم به شعرگفتن نرفت و فعالیت جدی ام را صرفا به ترانه سرایی محدود کردم. همیشه با خنده به حسین می گفتم: همه تا دوست شاعر پیدا می کنند، طبعشان گل می کند و شعر می گویند اما من از وقتی با تو رفیق شده ام، شعرم هم تعطیل شده است. حسین هم می خندید. او کلا با همه شاعران همعصرش کل کل داشت. خصوصا با محمدعلی بهمنی کل کل و حتی تفاخرهای شاعرانه داشتند. البته خیلی وقت ها بهمنی نجیبانه کوتاه می آمد و دور را به حسین منزوی می داد و حسین هم به ترک تازی های خودش می پرداخت.در آن دیدارهای شبانه و قدم زدن ها و جمع هایتان درباره شعر و عالم شاعری چه صحبت هایی می کردید؟منزوی از شاعران معاصر خیلی ها را قبول داشت و مراتب شاعرانه شان را هم پذیرفته بود. مثلا یکی از شاعران محبوبش شهریار بود. او از بعضی اشعار یا مضامین شهریار استفاده و تضمین می کرد یا حتی بر همان وزن و قافیه شعر می گفت.شعر آقای هوشنگ ابتهاج را هم می پسندید و قبول داشت. اخوان ثالث و فروغ و سهراب سپهری و شاملو را هم قبول داشت و درباره شان فراوان صحبت می کرد. البته همیشه یکسری ان قلت هایی هم نسبت به همین شاعران محبوبش داشت.مثلا چه ان قلت هایی؟گاهی در جمع خودمان می گفت که شاملو خیلی از مضامین شعرهایش را از شاعران خارجی می گیرد. می دانید که شاملو اهل ترجمه کردن بود و ادبیات خارج از ایران را هم می شناخت. حسین هم گاهی با مقایسه شعرهای لورکا و شاملو به سادگی حرفش را اثبات می کرد. البته، درست هم می گفت. اما در آن روزگار نه شاملو اقرار می کرد که شعرش اقتباسی است و نه اشخاص دیگر از این ماجرا اطلاع داشتند، چون به منابعش دسترسی نداشتند. منزوی از نوع به کارگیری مضامین و نگاهی که شاملو به موضوعات داشت، چنین حدس هایی را می زد که همه نشان دهنده تیزهوشی اش بود. بارقه های عجیبی از استعداد در منزوی وجود داشت.پس همین صحبت ها موجب می شد دیگران از او رنجیده خاطر شوند؟البته این نظرات حسین به گوش شاملو نمی رسید، چون در جمع های خودمانی مان مطرح می شد و اصراری هم نداشت که حرف هایش به شاملو برسد. اما در مقابل، اخوان ثالث و زبان شاعرانه اش را دربست قبول داشت. حسین معتقد بود که سهراب سپهری با شعر بیدل آشنایی دارد. دلیلش ار که از او می پرسیدیم، میگفت: چون سهراب قرار بود برای بینالی به ژاپن برود. در این مسیر، توقفی در هند داشت ولی آن قدر این کشور برایش جذاب بود که قید سفر ژاپن را می زند و دو سال در هند می ماند .حرف حسین پر بیراه نبود. چه بسا سهراب سپهری در همان دو سال با شعر بیدل آشنا شده باشد. قاعدتا می دانید که آن زمان دیوانی از بیدل در دسترس ما نبود. در مجموع، از گفتن حرف هایش هیچ ابایی نداشت ولی نظرات تخصصی اش موجب ناراحتی دیگران نمی شد. چون در هر صورت او شاعر سخن سنجی بود و خیلی ها با او همراه می شدند و حتی شاعران سعی می کردند که ضعف هایی را که او مطرح می کند، در آثارشان از بین ببرند. حسین چنان به شان و جایگاه خودش واقف بود که اصلا سر چنین مسائلی با دیگران بحثی نمی کرد و چانه نمی زد.آن نکته ای که گفتم بیشتر به برخوردهای اجتماعی او برمی گردد. به او می گفتم: آخر حسین چرا این طور با مردم حرف می زنی؟ می گفت: فلانی راست نمی گوید، دروغ می گوید، بازی در می آورد. البته معمولا حق با او بود. ببینید، من حیث المجموع، حسین یک شاعر تمام و کمال بود، با تمام پریشان خیالی ها و حساسیت ها و دغدغه های خاصش. تمام این ها دست به دست هم می داد تا از حسین منزوی شاعری بسازد که برای بعضی ها دل آزار بود.به اخوان ثالث اشاره کردید. آقای منزوی در خاطراتشان در کتاب «از عشق تا عشق» بارها از او صحبت کرده اند و حتی هنوز هم می شو ...

ادامه مطلب  

تجلی قرآن در وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره)  

درخواست حذف این مطلب
حضرت امام خمینی(ره) با اشاره به آیه "وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَلا تَفَرَّقُوا"، بر وحدت و دوری از تفرقه تاکید کرده اند و در وصیت نامه خود آورده اند: اینجانب به همه نسل های حاضر و آینده وصیت می کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است از دست ندهید.خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در آستانه فرارسیدن بیست وهشتمین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، در بخش های مختلف وصیت نامه ایشان را برای یادآوری و بهره برداری مخاطبان بازنشر می کند.در این بخش سعی شده است که تجلی قرآن، وحدت امت اسلامی، دینداری و دین زدایی، عدالت خواهی و... در وصیت نامه امام (ره) مورد توجه قرار بگیرد. وصیت نامه معمار کبیر انقلاب با یک مقدمه که اشاره به معارف شیعه است آغاز می شود که در آن به معرفی نمونه های عینی و واقعی اسلام ناب محمدی(ص) و مدعیان و پیروان دروغین اسلام آمریکایی پرداخته شده است. قرآن کتاب جامع بین تمام اعصار و ازمنه است و حاوی تمام علوم و برنامه های زندگانی انسان ها و عامل موفقیت و پیشرفت آن در دنیا و خلود ابدی در بهشت برین است. جلوه های قرآنی در وصیت نامه امام؛ کراراً مورد عنایت و تایید ایشان قرار گرفته است.پذیرش و هدف نزول قرآنالف. هدف نزول قرآن برای جهانیانقرآن، کلام خداوند متعال است که انسان ها بدون واسطه استعداد و توان گرفتن کلام او را ندارند، بلکه به واسطه تنزل کلام الهی از آن مقام ربوبی و تبلور آن در وجود اقدس حضرت محمد بن عبدالله(ص) و جاری شدن کلمات بر زبان آن حضرت بوده که از آن تعبیر به کشف تامه شده است.حضرت امام(ره) با توجه به تنزل قرآن از آسمان بر زمین و با استناد صریح به آیه «کریمهوَعَلّمَ ءَادَمَ الاْسْمَاءَ کلّهَا» که همه ما از فرزندان حضرت آدم(ع) هستیم، هدف نزول قرآن را برای رهایی این انسان ها دانسته و می فرمایند: و هر چه این بنیان کج به جلو آمد، کجی ها و انحراف ها افزون شد تا آن جا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطة جمع همة مسلمانان بلکه عائله بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند برساند و این ولیده «عَلَّمَ الاَسْمَاء» را از شرّ شیاطین و طاغوت ها رها سازد. ب. پذیرش دعوت قرآنمسأله تبلیغ، وظیفه مسئولین یک جامعه است، تا اسلام جهانشمول گردد و چهره نورانی و واقعی اسلام در پرتو دعوت قرآن مجید، سنّت و سیره اهل بیت (ع) نمایان گردد و جهان زمانی نورانی تر می گردد که پذیرش نیز در این دعوت صورت گیرد. حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرماید:«و مساله تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه همه دانشمندان و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان است. باید وزارت خارجه کوشش کند تا سفارت خانه ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی های دوستان خودنمایی نماید، اسلام جهانگیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. »ج. اهل بیت مفسران قرآنحضرت امام (ره) در حدیث متواتر ثقلین از قرآن مجید به ثقل اکبر و اهل بیت(ع) به ثقل کبیر تعبیر می کند و این که حقیقت این دو دارای عظمت و ارزش بالایی است که یکی بدون دیگری، باعث مهجوریت هر دو خواهد شد.در واقع اهل بیت(ع) مفسر و مبین قرآنند که اگر اینان نباشند قرآن معنای واقعی خودش را نمی رساند و اگر قرآن نباشد چیزی نخواهد بود تا بدان تفسیر و تبیین صورت گیرد یعنی این دو، یک حقیقت می باشند.بنیانگذار انقلاب اسلامی می فرمایند: «هر چه بر یکی از این دو گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یک، مهجوریت دیگری است، تا آن گاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند. »انسان های ضد قرآنیالف. خودخواهان و قرآنبعضی از انسان ها به وسیله قرآن مجید بر علیه قرآن استدلال می کنند تا قرآن را از صحنه جامعه و زندگی انسانی خارج نمایند. حضرت امام خمینی(س) در این باره می فرماید: خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضد قرآنی؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ دریافت کرده بودند و ندای إنّی تارک فیکم الثقلان در گوششان بود با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقیقت قرآن را ـ که برای بشریت تا ورود به حوض بزرگ ترین دستور زندگانی مادی و معنوی بود و است ـ از صحنه خارج کردند.ب. حکومت های جائر و قرآنحضرت امام خمینی(ره) در ادامه راجع به این که معاندان و توطئه گران این نفاق و دشمنی را تا حدی بالا برده اند که قلم از ثبت و ضبط آن شرمگین است می فرماید: «کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد. »ج. مجالس ترحیم و قرآنامام راحل به این نکته اشاره دارد که قرآن در قبرستان ها باید به نسخه روان بخش مسلمانان تبدیل شود و فرمودند: «ما مفتخریم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین، بلکه بشریت دم می زند، از مقبره ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگ ترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می کشاند نجات دهد. »د. پهلوی و فهد و قرآندر بعضی کشورهای به ظاهر اسلامی برای مقابله کردن با اسلام ناب محمدی (ص) قرآن مجید را با تیراژ بالا و طبع زیبا به چاپ می رسانند؛ تا هم به جوامع اسلامی و جهان القا کنند که ما فقط موافق قرآن هستیم و هم به اهداف پلید و شوم خود برسند.حضرت امام خمینی(ره) در این مورد می فرمایند: «ما همه دیدیم قرآنی را که محمدرضاخان پهلوی طبع کرد و عده ای را اغفال کرد و بعض آخوندهای بی خبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند و می بینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادی از ثروت های بی پایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و محال تبلیغات مذهب ضد قرآنی می کند و وهابیت، این مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی را ترویج می کند؛ و مردم و ملت های غافل را سوق به سوی ابرقدرت ها می دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم اسلام و قرآن بهره برداری می کند. »دینداری و دین زداییالف. سیاست و دینحضرت امام خمینی(ره) درباره منادیان جدایی دین از سیاست که در قرن اخیر خصوصاً دهه های معاصر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا توطئه ها و دشمنی ها را ابراز می کنند اعلام نموده «که این توطئه آن قدر جدی بوده که بعضی از روحانیون و متدینان بی خبر از اسلام دخالت در حکومت و سیاست را گناه و فسق می دانستند و شاید بدانند، البته حضرت امام(ره)؛ اشاره دارند که این فاجعه بزرگی است که اسلام دچارش شده است و در توضیح آن می فرماید، اینان دو گروه اند:گروه اول که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرض مندانه خود را به بی اطلاعی می زنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد... و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود.ایشان در ادامه می فرمایند: و اما طایفه دوم که نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می دانند. باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی ـ سیاسی است که غفلت از آن ها این مصیبت ها را به بار آورده.ب. نوآوری و دینایشان درباره این که اسلام با نوآوری ها مخالف نیست و قرآن در تمام اعصار و زمان ها جایگاه واقعی و حقیقی اش را حفظ می کند، می فرماید: و ادعای آن که اسلام با نوآوردها مخالف است ـ همان سان که محمدرضا پهلوی مخلوع می گفت که اینان می خواهند با چهارپایان در این عصر سفر کنند ـ یک اتهام ابلهانه بیش نیست. زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات و ابتکارات و صنعت های پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم و صنعت مورد تاکید اسلام و قرآن مجید است.ج. تمدن حقیقی و دینتجدد و تمدن، هنگامی روشن فکری است که هر نوع آزادی موافق با قرآن و عدم مخالفت با آن را سر لوحه امور زندگی انسان های غربی و شرقی قرار دهد؟ که البته این چنین تمدنی در عالم کمتر وجود دارد؛ لذا حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: اگر مراد از تجدّد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه ای می گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرق زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می کنند.د. روحانی نماها و انقلاب و دینروحانیون در جامعه نقش اساسی را ایفا می کنند و طایفه ای از آنان با انگیزه های مختلف با لباس روحانی به عنوان روحانی نمایان مدافع دین و قرآن با حکومت اسلامی مخالفت می کنند و عمداً و غیر عمد دچار بعضی اشتباهات بزرگ می شوند و بسیار سریع تحت تأثیر شایعات قرار می گیرند و در مجالس و محافل مختلف به راحتی با التفات عیب های حکومت دینی مردم را مایوس از دین و قرآن و حکومت اسلامی کرده، می گویند: همان حکومت طاغوتی اگر بهتر نباشد بدتر نیست. و باور دارند که این حکومت اسلامی که مبنایش قرآن محوری و عنایت بر مفسریت اهل بیت(ع) است، باید تماماً همه قوانین و فرامین آنان مطابق با اسلام و احکام جاری آن باشد؛ لذا حضرت امام(س) در مورد عناد عمدی یا جهلی روحانی نمایان به دین و قرآن می فرماید: اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان شاء الله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح شود؛ بلک ...

ادامه مطلب  

حسین منزوی، شاعری که درباره اش حرف نمی زنند  

درخواست حذف این مطلب
گفت و گو با بهرور رضوی، دوست قدیمی و همیشگی حسین منزوی، از روز آشنایی شان تا امروز که خیلی ها او را نادیده گرفته اند و حرفی درباه اش نمی زنند.حسین منزوی حالت غریبانه ای دارد، شهرت شعرش زیاد است و شیفتگانش زیادتر؛ اما همین که بخواهیم درباره اش با کسی هم صحبت شویم، مدام این دایره آشنایان و طرفداران منصف تنگ و تنگ تر می شود. در این میان، یکی از کسانی که سال های طولانی همراه او بوده، بهروز رضوی است؛ صداپیشه ای که شاعر نیست ولی در جوانی سراغ شعر رفت و در تمام سال های کاری اش با افرادی مثل اخوان ثالث و نادر نادرپور و حسین منزوی و... در ارتباط مستقیم بود. غیر از این همکاری ها رابطه دوستی و او با منزوی زبانزد عام و خاص است. ریشه این دوستی به سال های دوری بر می گردد که منزوی به تهران آمده بود و بهروز رضوی جوان با شنیدن شعرش باب دوستی با او را باز کرد و این دوستی ادامه پیدا کرد تا روزی که خبر درگذشتش را به رضوی دادند. خبری که برایش خیلی عجیب بود چون به قول خودش هیچ وقت فکر نمی کرد که حسین منزوی هم روزی از دنیا برود.همین شد که سراغ او رفتم و هم موری کردم بر خاطراتش و هم دنیایی که منزوی از شعر باری او تصویر می کرد؛ در همان شب بیداری ها و قدم زدن های طولانی و گپ و گفت های کاری. رضوی خیلی از شعرهای منزوی را حفظ است و در میان حرف هایش به آن ها استناد می کند. او از صحبت درباره یار غارش خوشحال می شود، اما دلتنگی اش را به خاطر دوری از او و مهم تر از همه به خاطر کم مهری هایی که در تمام این سال ها به منزوی شده، نمی تواند پنهان کند. بهرور رضوی به همی خاطر است که ناراحت ولی مطمئن با کلی مثال اثبات می کند که حسین منزوی دچار توطئه سکوت شده و خیلی ها خودخواسته کمتر حرفی درباره نقش مهم او در ادبیات معاصر گفته اند. آقای منزوی در خاطراتشان از سال های دور، از پسر جوان لاغراندامی حرف می زنند که یک بار بعد از شعرخوانی اش آمده بود پیش او و گفته بود: «شما که شعرتان را خواندید، من نوشتم ولی چند کلمه اش را جا ماندم...» و بعد با همین خاطره باب صحبت درباره شما را آغاز می کنند. حالا می خواهم ماجرا را از زبان شما بشنوم که دوست قدیمی شان هستید.انجمن ادبی سعد در خیابان ژاله (شهدای فعلی)، سر چهارراه آبسردار، در خانه ای قدیمی که متعلق به خانم فخیمه ای به نام سعد بود، برگزار می شد. خانه هم خانه عجیب و غریب بود. از آن خانه های قاجاری که تمام در و دیوارش پر بود از عکس های مختلف و اشیای عتیقه و روشنایی اش با نور شمع بود و ما هم اغلب شیطنت هایی با همین شمع ها داشتیم. دبیر آن انجمن، پرویز والی زاده (خدا رحمتش کند) برادر منوچهر والی زاده بود که یک بار اعلام کرد: امشب در جمع ما شاعر جوانی از زنجان حضور دارد و... آن زمان خود من هم شعرک هایی می گفتم و همیشه گوشم را تیز می کردم تا شعر شاعران تازه را اگر خوب بود، بنویسم.آن وقت ها من ویژگی عجیبی داشتم؛ اگر شعری را یک بار می شنیدم و یک بار می نوشتم و یک بار دیگر از روی آن می خواندم، حفظ می شدم. وقتی نوبت به حسین منزوی رسید، به محض این که مصرع اولش را خواند، فهمیدم که شعر خوبی است. من مصرع اول را جا افتادم و بعد از تمام شدن برنامه سراغش رفتم و سلام و علیکی کردم و خوشامدی گفتم و همان یک مصرع را هم پرسیدم. مسلما این رفتار و برخورد برای حسین که تازه از زنجان به تهران آمده بود، جالب بود و خلاصه با صمیمیت شعرش را کامل کرد و از همان جا پیاده راه افتادیم به سمت منزل ما در خیابان شهباز (هفده شهریور فعلی) و در راه درباره شعر حرف زدیم و شعرهایمان را برای یکدیگر خواندیم. البته ما معمولا این مسیر را با افرادی مثل جواد طالعی و جلال سرفراز و محمدعلی بهمنی و... پیاده می رفتیم.خلاصه، همین آشنایی باعث شد از ان روز به بعد، حسین برنامه هایش را جوری تنظیم کند که با قرار جمعه شب های این جلسه هماهنگ شود و بعد از انجمن به منزل ما بیاید و به شعرخوانی و گپ و گفت بنشینیم. بنابراین، شاید بتوان گفت من اولین کسی بودم که با حسنی منزوی در اولین سفرش به تهران ارتباط دوستانه برقرار کرد و این ارتباط تا آخر عمر آن خدابیامرز ادامه داشت. دوستی ما حال و هوای دیگری داشت.چطور؟ از همان حال و هوای خاصش برایمان بگویید.شاید یکی از دلایلش راحتی یا بی شیله پیلگی و بی تعارف بودن من بود، آن هم در برابر شاعر جوان شهرستانی. بیشتر از این که بخواهم به این موضوع بپردازم، مایلم از خود حسین بگویم.حسین اخلاق های ویژه ای داشت؛ مثلا خیلی صریح و بی پروا بود. بعضی ها حتی گاهی او را به خاطر بی پروایی هایش بی تربیت می دانستند، اما واقعا این طور نبود. چون من ذات خوب را می شناختم و می دانستم که حرف هایش از روی صداقتی است که دارد.به همین خاطر، بارها و بارها پیش آمد که اگر کسی از او دلخور می شد، سراغش می رفتم و از دلش در می آوردم و خلاصه، میانه را می گرفتم تا کسی با حسین دشمن نشود. در کل، حسنی رفتارهای دشمن تراشانه ای داشت که گهگداری باعث رنجش دیگران می شد اما مجموعا آدم باصفا و بسیار صریح و صادقی بود. همین صداقت در شعرهایش هم کاملا مشخصا است. او حتی در شعرهایش به ضعف های خودش اقرار کرده.این دوستی مسیر شاعری خودتان را به کدام سمت برد؟من بعد از دوستی با حسین دیگر دست و دلم به شعرگفتن نرفت و فعالیت جدی ام را صرفا به ترانه سرایی محدود کردم. همیشه با خنده به حسین می گفتم: همه تا دوست شاعر پیدا می کنند، طبعشان گل می کند و شعر می گویند اما من از وقتی با تو رفیق شده ام، شعرم هم تعطیل شده است. حسین هم می خندید. او کلا با همه شاعران همعصرش کل کل داشت. خصوصا با محمدعلی بهمنی کل کل و حتی تفاخرهای شاعرانه داشتند. البته خیلی وقت ها بهمنی نجیبانه کوتاه می آمد و دور را به حسین منزوی می داد و حسین هم به ترک تازی های خودش می پرداخت.در آن دیدارهای شبانه و قدم زدن ها و جمع هایتان درباره شعر و عالم شاعری چه صحبت هایی می کردید؟منزوی از شاعران معاصر خیلی ها را قبول داشت و مراتب شاعرانه شان را هم پذیرفته بود. مثلا یکی از شاعران محبوبش شهریار بود. او از بعضی اشعار یا مضامین شهریار استفاده و تضمین می کرد یا حتی بر همان وزن و قافیه شعر می گفت.شعر آقای هوشنگ ابتهاج را هم می پسندید و قبول داشت. اخوان ثالث و فروغ و سهراب سپهری و شاملو را هم قبول داشت و درباره شان فراوان صحبت می کرد. البته همیشه یکسری ان قلت هایی هم نسبت به همین شاعران محبوبش داشت.مثلا چه ان قلت هایی؟گاهی در جمع خودمان می گفت که شاملو خیلی از مضامین شعرهایش را از شاعران خارجی می گیرد. می دانید که شاملو اهل ترجمه کردن بود و ادبیات خارج از ایران را هم می شناخت. حسین هم گاهی با مقایسه شعرهای لورکا و شاملو به سادگی حرفش را اثبات می کرد. البته، درست هم می گفت. اما در آن روزگار نه شاملو اقرار می کرد که شعرش اقتباسی است و نه اشخاص دیگر از این ماجرا اطلاع داشتند، چون به منابعش دسترسی نداشتند. منزوی از نوع به کارگیری مضامین و نگاهی که شاملو به موضوعات داشت، چنین حدس هایی را می زد که همه نشان دهنده تیزهوشی اش بود. بارقه های عجیبی از استعداد در منزوی وجود داشت.پس همین صحبت ها موجب می شد دیگران از او رنجیده خاطر شوند؟البته این نظرات حسین به گوش شاملو نمی رسید، چون در جمع های خودمانی مان مطرح می شد و اصراری هم نداشت که حرف هایش به شاملو برسد. اما در مقابل، اخوان ثالث و زبان شاعرانه اش را دربست قبول داشت. حسین معتقد بود که سهراب سپهری با شعر بیدل آشنایی دارد. دلیلش ار که از او می پرسیدیم، میگفت: چون سهراب قرار بود برای بینالی به ژاپن برود. در این مسیر، توقفی در هند داشت ولی آن قدر این کشور برایش جذاب بود که قید سفر ژاپن را می زند و دو سال در هند می ماند .حرف حسین پر بیراه نبود. چه بسا سهراب سپهری در همان دو سال با شعر بیدل آشنا شده باشد. قاعدتا می دانید که آن زمان دیوانی از بیدل در دسترس ما نبود. در مجموع، از گفتن حرف هایش هیچ ابایی نداشت ولی نظرات تخصصی اش موجب ناراحتی دیگران نمی شد. چون در هر صورت او شاعر سخن سنجی بود و خیلی ها با او همراه می شدند و حتی شاعران سعی می کردند که ضعف هایی را که او مطرح می کند، در آثارشان از بین ببرند. حسین چنان به شان و جایگاه خودش واقف بود که اصلا سر چنین مسائلی با دیگران بحثی نمی کرد و چانه نمی زد.آن نکته ای که گفتم بیشتر به برخوردهای اجتماعی او برمی گردد. به او می گفتم: آخر حسین چرا این طور با مردم حرف می زنی؟ می گفت: فلانی راست نمی گوید، دروغ می گوید، بازی در می آورد. البته معمولا حق با او بود. ببینید، من حیث المجموع، حسین یک شاعر تمام و کمال بود، با تمام پریشان خیالی ها و حساسیت ها و دغدغه های خاصش. تمام این ها دست به دست هم می داد تا از حسین منزوی شاعری بسازد که برای بعضی ها دل آزار بود.به اخوان ثالث اشاره کردید. آقای منزوی در خاطراتشان در کتاب «از عشق تا عشق» بارها از او صحبت کرده اند و حتی هنوز هم می شود هیجان ایشان را ...

ادامه مطلب  

آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد/کار «جبهه مردمی» تمام نشده است  

درخواست حذف این مطلب
رئیس موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت:آقای روحانی روحیه پذیرش انتقاد داشته باشد.گروه سیاسی «تیتریک»؛برنامه تلویزیونی دست خط به مناسب سالگرد ارتحالِ امام خمینی(ره) این هفته به سراغ یکی از شاگردان این یار سفر کرده رفته است، یکی از شاگردانی که از پای درس ایشان در حوزه حضور داشتند تا مبارزات انقلاب و بعد از انقلاب اسلامی، کسی که از مسئولان جمهوری اسلامی و الآن هم خدمتگزار مردم حتی در سن 86 سالگی هستند.در این برنامه، آیت الله موحدی کرمانی ریاست موقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران حضور داشت.مجری: از نقطۀ آشنایی شما با حضرت امام شروع بکنیم؛ شما از شاگردان حضرت امام بودید و از حوزه و کلاس با حضرت امام آشنا شدید، بفرمایید.بنده از اینکه در آستانۀ سالروز رحلت امام بزرگوار هستیم، این رحلت جانسوز را به مردم خوب مان تسلیت می ­گویم، خداوند انشاءالله این شخصیت عزیز را و کسی که یکی از بزرگترین خدمت ها را به قرآن و اسلام کرد، با رسول الله مأنوس و محشور بفرماید. همانطور که اشاره کردید، آشنایی بنده با امام(ره) از حوزۀ قم شروع می شود، ما در حوزه بودیم و هنوز هم به دروس عالیه خارج هم نرسیده بودیم ولی می شنیدیم که این بزرگوار استاد اخلاق هستند، در فلسفه تبحر دارند، در فقه و اصول تبحر دارند، ایشان درس می گفتند، درس خارج را ولی ما هنوز به آن سطح نرسیده بودیم و بالاخره بعد از یکی دو سال، به درس خارج رسیدیم در محضر این بزرگوار شرکت می کردیم و از محضر این بزرگوار استفاده می کردیم گاهی در خلال درس یک هشدارهای اخلاقی می دادند که ما کاملاً استفاده می کردیم. در هر حال شروع آشنایی بنده با ایشان از حوزه قم بود و بعداً ادامه داشت.** با مرحوم هاشمی رفسنجانی به درس امام می رفتیممجری: سر کلاس های امام با چه کسانی هم کلاس بودید؟بنده با مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله ربانی املشی بیشتر مأنوس بودم و با هم درس امام را می رفتیم و با هم بحث و صحبت می کردیم.مجری: چطور شد که در مسیر مبارزۀ امام پیوستید؟ در همان کلاس ها جذب شخصیت و منش و رفتار و تفکرات امام قرار گرفتید؟نه، گذشته از این جهت که ما استفاده از درس ایشان را می کردیم ولی کلاً بنده در گروهی بودم که آن گروه پیشگام بودند در مبارزه و در اطاعت از امام و پیروی از امام و بیشتر همین آقای هاشمی بود و ایشان خیلی فعال بود، مرحوم آقای ربانی املشی هم همینطور، خیلی مبارز بود و بنده هم با این آقایان بودم، دیگر بعداً تمام برنامه های ما با این آقایان ادامه پیدا می کرد؛مجری: که شما می روید کرمان منبرهای ویژه ای می روید و توسط ساواک ممنوع المنبر می شوید؟بله، در کرمان و رفسنجان و منبر من از رفسنجان شروع شد که زمان دستگیری امام، من رفسنجان بودم و خداوند توفیق داد منابر داغی می رفتم، به نتیجه اینها شورای تأمین تشکیل شد و ما را از منبر منع کردند، در خود کرمان در یک مقطعی فضای کرمان آرام بود، یعنی فضای مبارزه نبود، خدا رحمت کند، من با آقای باهنر که در قم بودیم، رفتیم کرمان و در آنجا ملاقات هایی که با علمای آنجا داشتیم، صحبت هایی که با آنها کردیم بالاخره این به نظر من مقدمه ای بود و نقطۀ شروع کرمان بود به برنامه های مبارزاتی و الحمدلله آقایان هم با ما همراه شدند و تعدادی از مساجد کرمان چهره مبارزه گرفت و شهر توانست این مبارزات را ادامه بدهد.مجری: شما سال 48 به پیشنهاد شهید باهنر آمدید تهران و با جمعی جامعه روحانیت را تشکیل دادید؛بله، من کرمان بودم، آقای باهنر تماس گرفت گفت یک مسجدی در تهران ساخته شده که سازنده آن هم کرمانی است، مسجد باشکوهی است دوست داریم شما بیایید آن را اداره کنید گفتم حرفی نیست، مسجد مسلم بن عقیل بود که ما آمدیم اینجا و مشغول بودیم و مسجد بابرکتی بود و توفیقی داشتم که انقلابیون را آنجا جمع می کردیم و برای آنها صحبت می کردیم البته آشکارا نمی شد این کار را انجام داد، جلسات سری داشتیم، خوب بود جلسه تفسیر می گفتم یادم است تمام مسجد پر می شد و بعداً در مبارزات خداوند توفیق داد یکی از مساجد فعال بود، نیروهای مسلح شاه قبل از غروب می آمدند آنجا آماده بودند تا من یا یکی از سخنرانان دعوت شده سخنرانی بکند و بعداً مردم می ریختند داخل صحن و شعار شروع می شد و از مسجد بیرون می ریختند و آنها هم حمله ور می شدند به مردم و مردم هم به طور طبیعی متفرق می شدند، این کار ما در مسجد بود.مجری: جامعه روحانیت را چگونه در تهران شکل دادید؟جامعه روحانیت در تهران تقسیم شد به مناطق متعددی فکر می کنم، 14 منطقه بود که یک منطقه، منطقۀ شرق تهران بود که بنده آنجا بودم و در هر منطقه ای یک نفر به عنوان محور فعالیت بود که بنده آنجا بودم و این 14 نفر در یک جا جمع می شدند به عنوان شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز و نطفه و نقطۀ شروع این جامعه از آنجا بود؛مجری: 14 نفر را یادتان است چه کسانی بودند؟بعضی اسامی را یادم می آید، آیت الله مهدوی کنی بودند، آقای انواری بودند، آقای شبستری، شهید محلاتی، آقای باهنر، آقا بودند تاج سر همۀ ما، آقای بهشتی بودند، آقای مطهری بودند؛**ماجرای ارتباط با امام در زمان تبعید به نجفمجری: شما رابط این 14 نفر بودید زمان تبعید امام در نجف، هم عملکرد این جمع را می بردید و هم از امام توصیه می آوردید.شما بهتر از من یادتان است؛مجری: مطالعه کردم، امام چه توصیه ای به شما می دادند؟همین طور است، من در سال 57، اوایل سال اردیبهشت بود عازم شدم که به عتبات عالیات مشرف شوم، کربلا و نجف و ملاقات خصوصی داشتم با شهید آیت الله مطهری، آیت الله مطهری گفتند خوب است یک برنامه های خوبی در این سفر داشته باشید و ملاقات با امام داشته باشی و مطالبی که لازم است به عرض امام برسانی و مخصوصاً خطر فرقانی ها را یادم است آن زمان به من تذکر دادند، آن زمانی که فرقانی ها با یک چهره مذهبی تجلی کردند، خودشان را نشان دادند، خیلی مذهبی، اهل تفسیر قرآن، اهل نهج البلاغه و مبارزه و چنین و چنان و داشتند جوانان خوب خوب ما را گول می زدند و آنها را جذب می کردند این خطر فرقانی ها، در نهایت یکی از آنها شهید مطهری را ترور کرد و بالاخره ما موظف شدیم و مأمور شدیم مطالبی از طرف شخص آقای مطهری و جامعه روحانیت خدمت امام بیان کنیم و من هم خدمت امام رفتم و یادم است وقتی وارد کربلا شدم شبِ اول ماه رجب بود و امام هم کربلا مشرف می شدند من سؤال هم کردم گفتند امام کربلا هستند، گفتم خوب است من دیداری با امام در کربلا داشته باشم.با حاج احمد آقا تماسی گرفتم و صحبتی کردم و ایشان ملاقات را ترتیب دادند، فکر کنم روز اول ماه رجب بود که من خدمت امام شرفیاب شدم، یک خانه محقری بود و یک موکتی در صحن پهن کرده بودند، امام هم نشسته بودند بنده هم وارد شدم، حالا من امامی را دیدم که سال ها به عشق امام ناله زدیم و فریاد زدیم و شعار دادیم وارد شدم نمی دانم توانستم سلام بکنم یا نه از شدت گریه، نگاهم که به امام افتاد سلام کردم و مدام گریه می کردم و نشستم از شدت گریه نمی توانستم حرف بزنم، امام هم نشسته بودند و من را تماشا می کردند و چیزی هم نمی گفتند و من هم از شدت گریه نمی توانستم صحبت کنم، بالاخره آرام آرام عقده های من تمام شد و گریه های من پایان افتاد و بعد هم امام سؤال کردند از وضع ایران و روحانیت مبارز و اینکه برنامه های شما چیست و چه می کنید؟ چیز عجیبی بعد از آن حاج احمدآقا به من گفت، گفت آقا فرمودند فلانی همین دیروز، امروز اعلامیه ای که جامعه روحانیت داد امضای او هم بود، او باید قاعدتاً در تهران باشد چطور در کربلا و نجف است؟مجری: در مورد محاصرۀ بیت امام به وسیله صدام؛بله احسنت آن.. و گفت چطور او الآن در کربلاست؟! و من به حاج احمدآقا گفتم به امام عرض کنید ما وکالت تامه دادیم و گفتیم اگر نبودیم، شما امضای ما را در هر اعلامیه ای که می دهید بزنید؛مجری: بعد شما در آن دیدار با امام درباره فرقان صحبت کردید؟قطعاً، گفتم البته الآن حافظه ام یاری نمی کند، مطالب زیادی مطرح شد، پیام های خوبی هم امام به من دادند که من بیایم به جامعه روحانیت این پیام را ابلاغ بکنم و بگویم، البته من علاوه بر کربلا وقتی امام نجف رفتند باز خدمت ایشان رسیدم، شاید دو سه بار خدمت امام رسیدم که دو نفری من بودم و ایشان و خیلی لطف داشتند به ما و در همان جلسه که کربلا بود، من راضی نمی شدم از امام جدا شوم و همین طور نشسته بودم و صحبت می کردم، امام هم نگاه می کردند، امام دیدند من ول کن نیستم، امام فرمودند ما یک ملاقاتی داریم [می خندد] یعنی بلند شوید بروید، من هم بلند شدم و خداحافظی کردم.مجری: شما در اوج مبارزه فکر می کردید انقلابی که امام کرده است پیروز شود؟نمی دانم خداوند حالت خوبی به ما داده بود، ما خیلی امیدوار بودیم با اینکه شرایط بسیار شرایطِ سختی بود، اما نمی دانم خدا به ما روحیه داد، امام ما را تشویق کرد، اصلاً چهرۀ امام آدم را شجاع می کردند وقتی آدم امام را می دید و صحبت های او را می شنید از هر نوع یأس و ناامیدی و ترسی، خداوند آدم را نجات می داد و ما خیلی امیدوار بودیم، راهپیمایی که می شد یادم است ما همراه روحانیت منطقه بودیم، در ماشین بلندگو گذاشته بودند و من پشت میکروفون شعار می دادم و مردم هم شعار می دادند ما اصلاً فکر نمی کردیم این شعارهای مرگ بر شاه خطرناک است ما را می گیرند، اصلاً خیلی روحیه قوی بود، من الآن تعجب می کنم این روحیه را چطور خدا به ما داد؟! در مجموع ما خیلی امیدوار بودیم.مجری: امام 12 بهمن که وارد شدند شما کجا بودید؟من فرودگاه بودم.مجری: خاطره ای از روز 12 بهمن دارید؟ آنجا امام را زیارت کردید؟از نزدیک نه خیلی شلوغ بود ما قدری با امام فاصله داشتیم.مجری: شما در کمیته استقبال بودید؟بله.مجری: اصلاً فکر این جمعیت را می کردید؟البته این مردمی که اینطوری تشنۀ دیدار امام بودند، ما انتظار آن را داشتیم اما عجیب جمعیتی بود و خیلی عجیب بود، اگر عنایت الهی نبود در همین جمعیت ممکن بود امام آسیب ببیند و به امام آسیب برسانند، بله خدا امام را حفظ کرد.مجری: شما نماینده دور اول مجلس شدید از کرمان؛ ویژگی های مجلس اول یادتان است؟ از قشرهای مختلف بودند از ملی مذهبی ها بودند، از جمهوری اسلامی ها بودند.بله، از طرفین دانه درشت ها بودند [می خندد] هم از تیپِ گروه انقلابی مانند آقا در مجلس بودند، آقای هاشمی بود، دوستان عزیز ما بودند، آقای ولایتی بود، آقای باهنر بود، آقای انواری بود، طرفداران بنی صدر، سلامتیان بود، جبهه ملی بود، بازرگان بود، صحابی بود.مجری: فکر می کنم مهم ترین کاری که مجلس اول انجام داد عزل بنی صدر بود؟بله همان مجلس اول بود.مجری: فکر می کردید با این شرایط بشود بنی صدر را عزل کرد؟البته کار، کارِ سختی بود ولی مردم کاملاً بیدار بودند، مخصوصاً بعد از اینکه امام بنی صدر را پایین کشیدند و فرماندهی کل قوا را از او گرفتند، مردم جلوی مجلس ریختند و شعار می دادند خمینی بت شکن بت جدید را بشکن و مقام معظم رهبری را خدا حفظ کند، آمدند پشت تریبون گفتند خوب شد فرصتی پیدا شد که ما دردودل هایمان را بکنیم، عقده هایمان را باز کنیم که چه ضربات و جنایاتی این آقای بنی صدر کرد در حالی که او هنوز رئیس جمهور بود دیگر، مردم بیدار بودند و آماده بودند البته او هم انتقام را گرفت و حادثه 7 تیر.مجری: شهید بهشتیبله.مجری: رفتار امام با بنی صدر چطور شکل گرفت؟مدارا بود، نصیحت و تذکر بود، ولی او مغرور بود به آرای مردم، به نظرم 11 میلیون به او رأی دادند، گفت 11 میلیون نفر به من رأی دادند.**هرکس به انقلاب و نظام پشت کرد و شعار بیجا داد نابود شدمجری: به نظر شما ماجرای بنی صدر چه عبرتی برای تاریخ جمهوری اسلامی دارد؟بهترین عبرت این است که این نظام و این انقلاب آنقدر مقدس است، اینقدر پاک است و پشتوانۀ خدایی دارد هر کس به این انقلاب و به این نظام پشت کرد، بی وفایی کرد، دروغ گفت، شعار بیجا داد نابود شد، هر کس بود و در هر مرحله ای بود سقوط کرد و در رأس انقلاب که امام بودند هر کس با امام ذره ای رابطه اش تیره می شد دنبالش سقوط بود، بهترین درس همین است که همۀ مردم و مسئولین بدانند و خود ما هم بدانیم که اگر خدایی نکرده بی وفایی به انقلاب کنیم، خودمان ساقط می شویم و این انقلاب باصطلاح ریزش خیلی داشت و این ریزش ها هم از همین جا بود هر کس یک مقدار فاصله می گرفت ساقط می شد که من نمی خواهم یکی یکی نام ببرم خودتان بهتر می دانید.مجری: شما جایگزین شهید محراب اشرفی اصفهانی شدید در امام جمعه باختران سابق و کرمانشاه، از امام حکم گرفتید از حکمی که از امام گرفتید خاطره ای دارید؟بله چطور می شود خاطره نداشته باشم! البته آن زمان مسئلۀ صدام بود و کرمانشاه هم نزدیک عراق بود و مورد حملۀ صدام بود و صدام مرتب بمباران می کرد و موشک می زد و وقتی من بعد از شهید آیت الله اشرفی رفتم و بعد هم برگشتم آمدم خدمت امام گزارش دادم چون روحانیت آنجا یک مقدار با هم اختلاف داشتند و امام براساس همین اختلافی که آنجا بود نگران بودند که آیا روحانیت همراه من است در آنجا یا نیست، لذا یادم است جمله ای که به من گفتند فرمودند اگر لازم می دانی من یک چیزی بنویسم یا پیامی بدهم به روحانیت آنجا که خلاصه با تو باشند، البته خیلی خوب بود و من هم اشتباه کردم کاش می گفتم لطف کنید ولی وقتی وارد شدم روحانیت آنجا بالاتفاق همه آمدند استقبال من و همراه من بودند و البته یک نفر در بین آنها بود که یک مقداری کم لطفی داشت ولی همه دیگر با من بودند، من به امام گفتم من الآن حس می کنم اینها با من هستند، مسئله ای نیست اگر احیاناً لازم بود من خدمت شما عرض می کنم البته خوب بود چیزی از آقا می گرفتم و اشتباه کردم و بعد هم آنها با من بودند، فقط یک نفر یک مقداری کم لطفی داشت.مجری: شما از افرادی بودید که بین رزمنده ها و در جبهه ها زیاد حضور داشتید، از جبهه ها چه خاطراتی دارید؟خاطره های جالبی دارم، خیلی خاطره های عجیبی دارم قبل از آنکه بروم کرمانشاه و هم بعد از آن،؛ قبل از اینکه کرمانشاه بروم من مأمور بودم در تهران که مبلغین را به جبهه اعزام کنم و بیشتر هم از طریق اهواز و خرمشهر می رفتیم خود من هم می رفتم و ملاقات با رزمنده ها داشتم، عجیب بود آنها متوجه میشدند موحدی می خواهد یک ساعت دیگر بیاید به ملاقات شما، همه داخل سنگرهایشان بودند وقتی من می رفتم همه می ریختند بیرون و مانند پروانه دور من جمع می شدند، من کسی نبودم فقط به عنوان اینکه نماینده امام بودم برای آنها خیلی جالب بود، دور من جمع می شدند می بوسیدند و خیلی اظهار علاقۀ شدیدی می کردند البته من هم به شدت از خودم خجالت می کشیدم که من کاری نکردم ولی اینطور به من لطف دارند، محبت باید متوجه کسانی باشد که داخل جبهه ها هستند. یادم است شب که می خواستم آنجا بخوابم اواخر شب که من بیدار می شدم می دیدم اینها بیدار شدند و مشغول نماز شب هستند و صدای زمزمۀ عاشقانۀ آنها به گوش می رسید من خوب یادم است که در دعای دست شان می گفتند اللهم رزقنی شهاده، در همان حال در دل شب وقت سحر در نماز دعا می کردند خدایا شهادت را نصیب ما بکن، خیلی روحیۀ قوی ای داشتند خیلی شاد و خوشحال بودند، ذره ای ناامیدی و ترس در بین آنها نبود، مقاوم بودند، اگر دستور داده می شد حمله بکنید مانند شیر می رفتند به طرف دشمن، خیلی بچه های عزیزی بودند خدا ان شاءالله شهدای آنها را با امام حسین محشور کند و کسانی هم که زنده هستند عمر بابرکتی داشته باشند.مجری: نوع مدیریت امام را در زمان جنگ چگونه دیدید؟ مدیریت امام چه ویژگی خاصی داشت در زمان جنگ؟مدیریت امام بر محوریت چند مسئله می چرخید، مسئلۀ اول این بود که خیلی از مردم ناامید بودند، وقتی امام انقلاب را شروع کردند خیلی از مردم ناامید بودند، می گفتند امام دست به یک کار بزرگی زده است، امام با آمریکا درگیر شده است، طرفدار شاه آمریکاست و آمریکاست که دارد در این کشور حاکمیت می کند، آمریکا قدرت بزرگی است مگر می شود یک تعداد دستِ خالی به مبارزه با آمریکا بروند؟ [می خندد] اینطور بود دیگر و خود شاه را می دیدند که خدا عذابش را زیاد کند کم جنایت نکرد، مأموران سری فراوانی داشت، ساواکی ها، آنها به ریزِ مسائل آشنا بودند، می فهمیدند دستِ چه کسی رساله امام است به محض اینکه متوجه می شدند طرف را می گرفتند و می بردند زندان و شکنجه می کردند، مگر مسجدی جرئت داشت نام امام را ببرد، فتوای امام را نقل بکند! ابدا! یعنی ایران به کلی وحشت و ترس بود! یکدفعه امام در آن فضای خفقان و ترس و وحشت قیام کرد و آن سخنرانی در مدرسۀ فیضیه و بعد آنها هم امام را دستگیر کردند.هنرِ امام این بود که در مردم ایجاد امید کرد، به مردم گفت مطمئن باشید، شما پیروز هستید، خیلی حرف بزرگی است در آن شرایط خفقان و وحشت و ترس و آمریکا و غیره امام می فرمود مطمئن باشید، شما پیروز هستید، این خیلی مهم است، الآن مشکلات امروز ما برای بعضی ها همین است که ترامپ "علیه ما علیه" آمده و اینطور کار می کند بعضی ها از او می ترسند که نکند چنین و چنان کند؟ نه بابا نترسید او نمی تواند غلطی بکند، امام در آن شرایط فرمود آمریکا نمی تواند هیچ غلطی بکند، نترسید شما پیروز هستید، فرمود شاه رفتنی است شاه نمی تواند بماند، وقتی هم فرار کرد امام تأسف خوردند حیف که در رفت[می خندد]مجری: شما 15 خرداد 42 هم در فیضیه حضور داشتید؟من نه آن زمان کرمان بودم، معمولاً رفسنجان من را دعوت می کردند و من می رفتم خدا رحمت کند آیتالله خزعلی را هم دعوت می کردند، آشیخ عباس پورمحمدی خدا رحمتش کند فوق العاده فعال بود، کسانی که حرارتی داشتند را دعوت می کرد، آیت الله خزعلی که مجسمۀ مبارزه بود، من را هم دعوت می کرد و من هم می رفتم.**خیلی از مرحوم هاشمی رفسنجانی خاطره دارممجری: با آقای هاشمی رفسنجانی رفاقت دیرینه ای داشتید از فرماندهی جنگ ایشان هم خاطره ای دارید؟در خصوص فرماندهی نمی دانم ولی از ایشان خیلی خاطره دارم.مجری: پس خاطرات را هم از شما بپرسیم. فکر می کردید جنگ تمام شود و قطعنامه را بپذیریم؟کم کم مطرح بود که کف گیر به ته دیگ خورده و ما دیگر امکانات نداریم، بنیه دفاعی مادی ما ضعیف است، گه گاهی می رفتند به امام می گفتند و امام در عین حال آنها را تشجیع می کرد می فرمود نگران نباشید ادامه بدهید خدا شما را یاری می کند هر چقدر امکانات کمتری هم داشته باشید چیزی نیست، خدا رحمت کند آیت الله طالقانی، ایشان می گفت من هر وقت یک مقدار اضطراب و نگرانی برایم پیش می آید می روم خدمت امام آرامش پیدا می کنم، امام من را آرام می کند و به من آرامش و اطمینان می دهد. رویۀ امام همین بود وقتی فرماندهان نزد امام می رفتند امام به آنها روحیه می داد می فرمود بروید نگران نباشد. اما آرام آرام کار به جایی رسید که فرماندهان دیدند جدی جدی دیگر امکانات مادی را ندارند و خدمت امام مسئله را مطرح کردند که دیگر امام اضطراراً این قطعنامه را پذیرفتند.مجری: 14 خرداد 68 روز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) کجا بودید؟ منتظر شنیدن چنین خبری بودید؟حادثه خیلی خیلی تلخ بود واقعاً همه به شدت مصیب زده بودیم چون امام عمودِ خیمۀ انقلاب بود؛مجری: فکر می کردید خلاء نبود امام پر شود؟امام عمودِ خیمه بود مانند اینکه انسان بفهمد این عمود را کشیدند، خیمه پایین می آید وقتی خبرِ رحلت را شنیدیم همه نگران بودیم، متأثر و ناراحت بودیم می گفتیم چه می شود؟! کشور و انقلاب به کجا می رسد؟ امام محور بود چه می شود؟! دشمن طمع کرده بود، یادم است آن زمان خبرنگاران از خارج آمده بودند ایران می گفتند خبرهایی در ایران خواهد شد، ملاها به جان هم می افتند و بالاخره این انقلاب آسیب خواهد دید، روی یک نفر نمی توانند اتفاق بکنند که او بتواند کشور را اداره بکند، کسی را ندارد مانند امام باشد و جای او را بگیرد؛ خدا معجزه کرد، اعلام کردند خبرگان جمع شوند؛مجری: شما نماینده خبرگان کرمان بودید؟نه نماینده تهران بودم فقط سال اول نماینده خبرگان در کرمان بودم بعد از آن تهران بودم، اعلام کردند همه ما جمع شدیم و یک روز از صبح تا ظهر وصیت نامه امام خوانده شد، مقام معظم رهبری وصیت نامه را خواندند البته بنا بود حاج احمدآقا بخواند گفتند حال حاج احمدآقا مساعد نیست و نمی تواند آقا وصیت نامه را آوردند لاک و مهر بود باز کردند و خواندند، بالاخره گوش کردیم که ببینیم امام راجع به جانشین خودشان چیزی، اشاره ای دارند یا ندارند، تمام وصیت نامه را خواندیم دیدیم امام هیچی راجع به اینکه جانشین من چه کسی باشد ندارند، تا ظهر طول کشید بعدازظهر مجلس وارد بحث شد که چه کسی باشد؟ بحث های زیادی شد یادم است تنها کسی که نام غیر از مقام معظم رهبری را برد آقای آذری بود که ایشان گفت آقای گلپایگانی باشد و بعضی بحث شورا را مطرح می کردند؛** از راست و چپ خبرگان فریاد بلند شد آقای هاشمی مشخص است چه کسی باشد؛ آقای خامنه ایمجری: چه کسانی طرفدار شورایی بودند؟ می آمدند صحبت می کردند مثلا آنهایی را که یادم هست، آشیخ محمد هاشمیان رفسنجانی بحث شورا را مطرح می کرد و می گفت خوب است در شورا حاج احمدآقا هم باشد، آقای مشکینی می فرمود من نیستم من را در شورا قرار نده، خیلی بحث شد 3 نفر باشند، 5 نفر باشند، چه کسانی باشند، مدتی بحث در این مورد بود که شورا باشد و شورا چه کسانی باشند؟ الان جزئیات یادم نیست ولی سخنرانی می کردند تا بالاخره آقای هاشمی رفسنجانی گفت این بحث ...

ادامه مطلب  

عکس/منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امام خمینی(ره) پس از حوادث ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و فروردین ۱۳۴۳ و بعد از آن، سرانجام در آبان آن سال به ترکیه و سپس به عراق تبعید شدند. ایشان پس از ورود به نجف اشرف، در منزلی کوچک در نزدیکی حرم امیرالمؤمنین علی علیه السلام اقامت گزیدند.منزلی تاریخی ایشان هم اکنون در بخش غربی شارع الرسول(ص) و در نزدیکی کتابخانه و مقبره علامه امینی(ره) واقع شده است.ساختمان قدیمی آن تخریب گردیده بود که در سال ۱۳۸۷ توسط مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی خریداری و بازسازی شد. هم اکنون در سرداب این منزل، نمایشگاهی از تصاویر روند انقلاب اسلامی برقرار شده است.سادگی و کوچکی این منزل، مورد توجه بازدیدکنندگان است. تصاویر اختصاصی از بیت پربرکت حضرت روح الله را ببینید.منزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خمینی(ره) در نجف اشرفمنزل امام خ ...

ادامه مطلب  

آزادی امام موسی صدر به مطالبه عمومی تبدیل شود/ سکوت مجامع جهانی مدعی حقوق بشر / کمیته پیگیری آزادی فعال تر عمل کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش به گزارش خبرگزاری «حوزه» از تهران، «تریبون آزادی امام موسی صدر» با حضور چهره ها و نخبگان فرهنگی و سیاسی در موسسه امام موسی صدر، در تهران برگزار شد و سخنرانان بر لزوم پیگری جدی این پرونده تا به نتیجه رسیدن آن، با استفاده از همه ظرفیت های داخلی و بین المللی تاکید کردند.دکتر محسن اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان و خبرگان رهبری:پرونده آزادی امام موسی صدر به مطالبه عمومی تبدیل شود- من اطلاعات کافی ندارم که مراجع مسئول و نهادهای اداری برای یافتن این گمشده انسانیت چه کرده اند؟- پیشنهاد من این است که پیگیری پرونده امام صدر را به یک مطالبه عمومی تبدیل کنیم. به گونه ای که هر روز با این سوال مواجه شویم که چه شد؟ در این راستا دو کار را باید انجام داد، نخست این که در مهمترین میدان شهر یک تابلوی روزشمار برای ربایش امام موسی صدر نصب شود تا همه با روزهایی که از ربودن ایشان می گذرد مواجه شده و بدانند که چند روز و چند سال از ربایش و دوری امام گذشته است؟- دوم اینکه مسئولان مربوطه ملزم شوند که هر ۶ ماه یک بار گزارش علنی در حضور رسانه ها نسبت به پیگیری های خود به مردم ارائه کنند. این کار باعث می شود که افکار عمومی همچنان با امام موسی صدر زندگی کند. بنابراین هم برای پیگیری پرونده مهم است و هم برای زنده نگه داشتن یاد امام موسی صدر در جامعه. محرومیتی که ما از ایشان برای خود ساخته ایم بسیار شدیدتر از محرومیتی است که دیگران با ربودنش بر ما روا داشته اند.- یکی از ویژگی های مهم امام صدر این است که درد شیعه و مسلمان نداشت. بلکه درد او درد انسان بوده و هست. امام صدر از موضع دین، درد بشریت داشت. او در دوران حضورش به نام خدا خدمتگذار خلق خدا با هر گرایش، دین و ملتی بود. بُعد دیگر اندیشه و عمل امام صدر در نگاه عرفانی اوست. نگاه او به دین، انسان، طبیعت، فقه و... نگاهی عرفانی بود و ما هنوز نتوانسته ایم در این بعد وجودی امام صدر تفکر کرده و آن را تحلیل کنیم. ای کاش فرصتی باشد که از این نگاه نیز امام صدر بازخوانی و بازگویی شود.- جهان امروزه بیش از پیش نیازمند این نگاه است. ما در دوران بحران ها زندگی می کنیم. بحران های متفاوت فکری که در مقابل آن بحران های سیاسی نظامی و اجتماعی هیچ هم نیستند. بدون تعارف امروز جوانان تحصیل کرده ای را می بینیم که قرابتی با اندیشه های دینی احساس نمی کنند و گناه این جریان به گردن ماست، چرا که ما نتوانستیم دین را آنگونه که هست معرفی کنیم. بلکه دین را آنگونه که خودمان می خواهیم معرفی کرده ایم.- بی تردید اگر معارف زلال دین با همان خوانشی که امثال امام موسی صدر داشته به بشریت امروز عرضه شود مورد اقبال و استقبال عمومی مردمان جهان قرار می گیرد. امام هشتم می فرمایند که خدا رحمت کند کسی که امر ما را احیا می کند. از امام پرسیدند که برای اینکار چه باید کرد، در جواب فرمودند که هیچ فقط آنچه را که ما گفتیم به مردم اعلام کنید. امام موسی صدر توان این کار را دارد و به اندازه خود این را برای ما به یادگار گذاشته. ضرورت است که امروزه هرکس بر مبنای تخصص خود اندیشه این مرد بزرگ را مورد مطالعه قرار دهد. - ما قاطعانه امیدواریم که امام صدر به میان ما برگردد. اما فراموش نکنید که امام موسی صدر فرد نیست. بیش از همه چیز، فکرش اثرگذار است. ربودن جسم او به این دلیل بود که فکرش گسترش پیدا نکند. اگر امام صدر دست از تفکراتش برمی داشت و سکوت می کرد که او را نمی رباییدند.- امام صدر یک فکر است و فکر قابل ربایش نیست. فکر گاهی با ربایش یا با شهادت بیشتر رشد می کند. بنابراین نباید اکنون که از فردی به نام امام موسی صدر که به ظاهر محروم هستیم، خود را به محرومیت بزرگتری که فکر امام صدر است دچار کنیم. این محرومیت خودخواسته است. چرا باید هنوز کسانی باشند که از آثار و افکار او مطلع نباشند؟- امام صدر یک متفکر جامع شرایط، یک مصلح اجتماعی، یک مبلغ دین و یک سیاستمدار برجسته است و باید در همه این حوزه ها مورد مطالعه قرار گیرد. ما این مطالعات را انجام نداده و در نتیجه به الگوسازی روی نیاورده ایم. امام صدر خودش الگوست و باید معرفی شود اما به نظر من او ظرفیت الگوسازی دارد و می توان در وجوه مختلف به تکثیرش اقدام کرد. این وظیفه هنرمندان است. زندگی امام صدر ظرفیت ساخت بهترین فیلم های سینمایی، ظرفیت نگارش رمان های خواندنی و... را دارد. باید از بخش های مختلف زندگی ایشان الگوسازی کرد.حسین جابری انصاری، معاون عربی، آفریقایی وزارت امور خارجه:نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد- امام موسی صدر یک شخصیت دینی برآمده از حوزه سنتی دینی علمیه قم است. در دوره ای که ایشان در قم تحصیل می کردند، با دوستان و همراهانش یک نسل طلایی را تشکیل دادند به قسمی که تعدادی از آنها از جمله آحضرات آیات سیدموسی شبیری زنجانی، مکارم شیرازی، شهید دکتر بهشتی، مرحوم عبدالکریم موسوی اردبیلی و... امروزه به عنوان بزرگان دینی و سیاسی ما مطرح هستند.- در میان این طیف اما زندگی امام موسی صدر رنگ و بوی دیگری دارد. امام صدر از بستر سنتی حوزه علمیه قم خارج شده و وارد بستر و فضای اجتماعی خاصی می شوند که تنوع مختلفی از فرهنگ ها و بینش ها و عقاید را دارد. لبنانی که امام صدر وارد آن می شوند، آزمایشگاه عملیات سیاسی و فرهنگی جریان های مختلف در منطقه و جهان بود. شرایط لبنان از امام صدر مردی مردستان ساخت که بدل به نیاز امروز و فردای همه ما شد.- با توجه به وضعیت امروز ما، به سه بُعد از زندگی و عمل اجتماعی امام موسی صدر نیاز مبرم داریم: نخستین بعد بحث همزیستی مسالمت آمیز میان اجزای طبیعی جامعه است. منطقه خاورمیانه غرق در درگیری هاست. این همزیستی که یکی از مهمترین ابعاد اندیشه امام صدر بود، نیاز امروز و فردای ماست. ما در منطقه هم با تروریسم تکفیری افراطی مواجه هستیم و هم با حکومت های کم تحملی که نماینده اصلی جامعه خود نیستند. این دو جریان باعث به وجود آمدن فضای درگیری، عدم تحمل، جنگ، خونریزی و... در منطقه شده است. بنابراین تا اطلاع ثانوی منطقه ما به امام موسی صدر و تفکرش نیاز مبرم دارد.- یکی دیگر از ابعاد مهم اندیشه و عمل امام موسی صدر، مسئله مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی است. بذر مقاومت در منطقه را امام موسی صدر پاشید. رژیم اسرائیل با اشغال فلسطین درصدد امنیتی کردن منطقه است تا بتواند فضا را برای رشد جریان های تروریستی آماده نگه دارد.- بعد سوم مهم اندیشه امام موسی صدر در تحولات جدید منطقه و قدرتمند شدن شیعه در آن است که پس از سقوط صدام و قدرت گرفتن شیعیان در عراق آغاز شد. فراموش نکنیم که این اضلاع سه گانه در اندیشه امام موسی صدر به هم پیوسته است و هیچ کدام دیگری را نفی نمی کند. یعنی اگر از قدرت گرفتن شیعه صحبت می کنیم، این مقوله اصل همزیستی مسالمت آمیز را نفی نمی کند. بلکه قدرت گرفتن شیعه به همراه قدرت گرفتن اهل سنت است.- مسئولیت ما در برابر امام موسی صدر دو بعد دارد: مسئولیت برای آزادی امام موسی صدر، که در این زمینه همه ما تقصیر کردیم و مسئولیت بزرگتر ما این است که در فضایی آزاد به انتشار، توزیع و بازتوزیع اندیشه امام صدر بپردازیم. امروزه باید مبنای حرکت ما هم اندیشه و عمل امام موسی صدر باشد.- برای آزادی امام صدر راه حل سحرآمیزی که سریعا به نتیجه برسد، نمی توان ارائه داد. نقشه راه آزادی امام صدر باید با همکاری همه ما شکل بگیرد. نقشه از پیش تعیین شده وجود ندارد. به نظر می رسد که جنبش ها بیشتر از دولت ها می توانند اثرگذار باشند. من در آخرین سفر به لبنان در دیداری که با خانواده داشتم، قرار شد دیداری بین ما و موسسات مختلف برای آزادی امام موسی صدر شکل بگیرد تا در آن به یک راه حل جدید با همفکری همه برسیم.- برای پیگیری پرونده در زمان حضور قذافی با یک مشکل مواجه بودیم و زمانی که حکومت او ساقط شد با هزاران مشکل مواجه شدیم. پس از سقوط او دیگر دولت به معنای واقعی کلمه در لیبی وجود ندارد که بتوان با آن مذاکره کرد. اکنون با چندین و چند دولت در لیبی مواجه هستیم و در واقع هر قبیله ای بر نقطه ای حکومت می کند و این کار پیگیری را بسیار سخت می کند.حجت الاسلام والمسلمین سید مهدی طباطبایی:کمیته پیگیری آزادی فعال تر عمل کندـ شیادان و مکاران مانع پیشرفت کار بنده خدا هستند و خداوند این بدی ها را از بندگان خوبش دور می کند. بنده اگر بندگی کرد، خداوند می گوید من چشم و گوش او می شوم. از ویژگی های امام موسی صدر این بود که یک بنده خوب به معنای عادل و حکیم بود و به دلیل همین روحیه به دنبال وحدت بود. ـ افکار انسان ها اگر نتواند جمع شود به مشکلات بزرگی بر می خورد. تنها کشوری که سه گروه نصرانی، سنی و شیعه در آن زندگی می کنند لبنان است و هیچ کس در آن دعوا نمی کند. روحیه امام موسی صدر باعث این همزیستی مسالمت آمیز شد.ـ چهره جذاب امام موسی صدر درکنار افکارش موجب شد که فقدان این حکیم عابد و عاقل دینی که افکار مشتت و متفرق را جمع و همه را به یک وحدت و یگانگی برای پیشبرد اهداف دین و سیاست آماده ساخت، به شدت به چشم بخورد.ـ امیدوارم ایشان را زنده ببنیم. افکار بلند ایشان هم اکنون پخته تر هم شده و اگر مجال طرح پیدا کند، قطعا تحول بزرگی در کشورهای اسلامی به وجود می آید که مخالفان را نیز اسلام جذب خواهد کرد. امیدوارم کمیته ای که برای پیگیری آزادی ایشان تشکیل شده زودتر به نتیجه برسد.علی اکبر اشعری، رئیس اسبق سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران:هیچ فریادی برای آزادی امام صدر در مجامع جهانی سر داده نمی شود؟ـ علی رغم همه شعارهایی که در دنیا درباره حقوق بشر و آزادی می دهند، معلوم نیست این شعارها تا چه حد عملی می شود؟ و کی قرار است این شعارها به احقاق حقوق انسان ها برسد؟ شخصیت بزرگی چون امام موسی صدر در قامت میهمان به لیبی رفته و دیوانه ای چون قذافی ایشان را ناجوانمردانه محبوس می کند، اما هیچ واکنشی در دنیا نسبت به این جریان رخ نداده و نمی دهد و هیچ فریادی مبنی بر آزادی ایشان در مجامع جهانی سر داده نمی شود.ـ به گمان من هرچند ما از طریق دیپلماسی رسمی و دستگاه های دولتی ممکن است نشانه هایی به دست بیاوریم اما به حقیقت نمی رسیم، چون محدودیت هایی در دنیای دیپلماتیک وجود دارد. به نظرم گروه ها و تشکل هایی هستند که منهای دستگاه های رسمی می توانند با اقوام و قبیله ها در لیبی ارتباط گرفته و کار را دنبال کنند. باید پا را فراتر از مرزهای ایران گذاشت و با شخصیت ها و چهره های جهانی ارتباط برقرار کرد.ـ در زمان پیروزی انقلاب شخصیت های اثرگذاری چون شهید مطهری، شهید بهشتی و... بودند، اما متاسفانه آنان به مرور از میان ما رفتند. ما امروز به شخصیت های بزرگی نیاز داریم تا در کوران حوادث مانند کشتی مطمئنی برای نجات باشند. بنابراین امروزه جامعه ما به امام صدر نیاز مبرم دارد. امیدوارم تلاش های خود را برای پیگیری این پرونده زیادتر کنیم.حسین محمودیان، مستندساز:رسانه ها آزادی امام صدر را جدی تر مطالبه کنندـ در سال 81 یا کمی زودتر سال 79 با امام موسی صدر از طریق یک مستند آشنا شدم و از آنجا که فیلم سازی برایم فقط صرف تامین معاش نبوده فکر می کردم اگر کار من قرار است روی مخاطب تاثیری داشته باشد باید خودش محتوای خوبی داشته باشد و ایشان را بشناسم. ـ در کشور سنگال با ماشین در سال 2006 حدود 2500 کیلومتر مسیری را که ایشان رفته بود، رفتم. سال 2005 سرعت ماشینم 10 کیلومتر بود، چون مسیر صعب العبور بود و نشان می داد که امام موسی صدر 30 سال پیش چگونه این مسیر را رفته است.ـ ما اگر نتوانیم دنیا را از چشم امام موسی صدر ببینیم صرفا یک ماکت می شویم. اگر بخواهیم اصل باشیم باید ببینیم ایشان دنیا را از چه زوایه ای می دید. در زمان ابتدای ربوده شدن ایشان هم حرکت های مردمی صورت گرفت و هم پیگیری ها بیشتر بود اما بعدها سیاستمداران مردم را به پیگیری های خودشان حواله کردند و به همین دلیل پیگیری های مردمی هم کمتر شد امیدوارم که این پیگیری ها با کمک رسانه های جمعی جدی تر دنبال شود.منیژه حکمت، کارگردان سینما:فیلم امام موسی صدر ساخته شودـ اعتراف می کنم که شناخت چندانی از امام موسی صدر نداشتم. متاسفانه ما چندان برای شناخت ایشان جست وجوگر نبودیم. فقط می دانستم که امام صدری در جامعه حضور داشت و در لیبی زندانی شد.ـ تا اینکه روزی مهندس مهدی فیروزان، دو کتاب برای مطالعه به من پیشنهاد داد. یکی خاطرات خانواده امام صدر از ایشان بود و دیگری سخنرانی های ایشان در کلیسا. ساعت 7 عصر کتاب نخست را شروع کردم و بی وقفه تا ساعت 2 بامداد مطالعه کردم. از تعاریف ایشان درباره دین شگفت زده شدم و مدام این افکار به من هجوم می آورد که در این بلبشویی که در جهان حاکم است، ایشان کجاست؟ـ حضور یک روحانی که تعریف جدیدی از دین داشته باشد، نیاز امروز بشریت است. این افکار بعد از مطالعه کتاب به ذهن من هجوم می آورد و البته تصاویری سینمایی، که آن چهره پرهیبت و زیبا 39 سال پشت درهای بسته زندان چه حسی دارد؟ امام صدر در این سال ها چه فکری می کرده آیا به گوشش می رسد که در جهان با زنان شیعه چه می کنند؟ آیا می داند که امروزه با نام خدا، محمد و علی، آدم می کشند؟ چقدر دردناک بود که من ایشان را نمی شناختم.ـ کتاب دوم پیشنهادی مهندس فیروزان را مطالعه کردم بازهم دچار حیرت و بی خوابی شدم. محتوای کتاب سخنرانی ایشان در کلیسا بود. نیاز امروز ما به حضور یک روحانی است که از دریچه دیگری به ادیان نگاه می کند و تفکراتش باعث وصل همه پیروان ادیان است.ـ فکر می کنم خالق امام صدر ایشان را بسیار دوست دارد، اما مرارت های فعلی بر وجود امام را درک نمی کنم. اما به نظرم درامی که در زندگی ایشان وجود دارد، اگر ساخته شود فیلمی شاهکار خواهد شد؟ ما باید بتوانیم تفکر امام صدر را اشاعه بدهیم و ساخت فیلم قدمی در این راستا خواهد بود. آرزوی هر فیلمسازی ساخت فیلم زندگی امام موسی صدر است.ـ آیا واقعا می توان فیلمی درباره امام صدر را ساخت و همه ابعاد وجودی ایشان را در آن لحاظ کرد؟ کار سختی است و به تبحر و دانش زیادی نیاز دارد.ـ ۳۹ سال اسارت سخت است و تحمل ایشان ستودنی است. کاش من آن قدر متبحر بودم که می توانستم روزی این فیلم را بسازم. قطعا اگر آن را می ساختم فیلم من، زندگی امام صدر از منظر یک زن بود، اما گمان نکنم توانایی آن را داشته باشم.فابیو تیدیا، مسلمان ایتالیایی:شاگرد ساده مکتب امام موسی صدر هستمـ چند ویژگی از امام صدر می توانم بیان کنم. اولین بار که درباره امام در ایتالیا شنیدم متوجه شدم ایشان مثل یک مرد برای شیعه در لبنان کارهای زیادی کرد، وقتی که شیعیان هیچ چیزی در لبنان نداشتند و فقیر بودند. بعدها درباره امام بیشتر خواندم و یاد گرفتم که ایشان فیلسوف هم هستند.ـ من هم فلسفه می خوانم. وقتی که اینجا آمدم یاد گرفتم او فیلسوف بزرگی است و نوشته ای برای کتاب هانری کربن در لبنان داشته است. او انسان بزرگی است و با مسیحیان و افراد دیگری که متفاوت با او فکر می کردند کار می کرد و این یک کلاس بزرگ برا ...

ادامه مطلب  

وصیت نامه مدافعان حرم در «آخرین نفس»  

درخواست حذف این مطلب
انتشارات تقدیر وصیت نامه 40 تن از شهدای مدافع حرم را در قالب کتابی با نام «آخرین نفس» چاپ و منتشر کرد.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، وصیت نامه 40 تن از شهدای مدافع حرم به همت مرتضی اسدی و گروه فرهنگی شهید حجت الله رحیمی در قالب کتابی با نام «آخرین نفس» گردآوری و تنظیم شده و توسط انتشارات تقدیر چاپ و منتشر شده است. نویسنده در مقدمه کتاب کلام رهبری در دیدار جمعی از خانواده های شهدای مدافح حرم را آورده است: «حقیقتا هم شهدای شما، هم خانداده ها، پدران، مادران و فرزندان آنان، حق بزرگی بر گردن همه ملت ایران دارند. این شهدا امتیازاتی دارند؛ یکی این است که اینها از حریم اهل بیت در عراق و سوریه دفاع کردند و در این راه به شهادت رسیدند.امتیاز دوم این شهدای شما این است که اینها رفتند با دشمنی مبارزه کردند که اگر اینها مبارزه می کردند، این دشمن می آمد داخل کشور... اگر جلویش گرفته نمی شد، ما باید اینجا در کرمانشاه و همدان و بقیه استان ها با این ها می جنگیدیم و جلوی این ها را می گرفتیم. در واقع این شهدای عزیز ما جان خودشان را در راه دفاع از کشور، ملت، دین، انقلاب اسلامی فدا کردند.امتیاز سوم هم این است که اینها در غربت به شهادت رسیدند. این هم ک امتیاز بزرگی است. این هم پیش خدای متعال فراموش نمی شود.»«آخرین نفس» حاوی وصیت نامه 40 تن از شهدای مدافع حرم است که با وصیت نامه سردار شهید حاج حسین همدانی شروع می شود. همدانی یکی از فرماندهان قدیمی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنگ تحمیلی و از بنیانگذاران سپاه همدان بود و مدتی نیز فرماندهی لشکر 27 محمدرسول الله را برعه ...

ادامه مطلب  

قوای مسلح مطلقا، خود را از بازی های سیاسی دور نگه دارند  

درخواست حذف این مطلب
اهمیت پرداختن به دیدگاه ها و آرمان های بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران و ضرورت بازگشت به اندیشه های ایشان که ممکن است به دلیل گذشت زمان مشمول بی توجهی یا فراموشی شده باشد، بازخوانی وصیت نامه سیاسی الهی حضرت امام خمینی (ره) را بیش از پیش به مردم و مسوولان و مخاطبان این وصیت نامه گوشزد می کند.خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا) در ایام فرا رسیدن بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) در بخش های مختلف وصیت نامه ایشان را برای یادآوری و بهره برداری مخاطبان بار دیگر منتشر می کند.بخش های اول، دوم، سوم، چهارم و پنجم وصیت نامه سیاسی-الهی امام خمینی(ره) در روزهای گذشته منتشر شده و بخش ششم آن را در زیر می خوانید.ی - از اموری که اصلاح و تصفیه و مراقبت از آن لازم است قوه اجراییه است . گاهی ممکن است که قوانین مترقی و مفید به حال جامعه از مجلس بگذردو شورای نگهبان آن را تنفیذ کند و وزیر مسئول هم ابلاغ نماید، لکن به دست مجریان غیر صالح که افتاد آن را مسخ کنند و برخلاف مقررات یا با کاغذبازیهایا پیچ و خمها که به آن عادت کرده اند یا عمدا برای نگران نمودن مردم عمل کنند، که بتدریج و مسامحه غائله ایجاد می کند.وصیت اینجانب به وزرای مسئول در عصر حاضر و در عصرهای دیگر آن است که علاوه بر آنکه شماها و کارمندان وزارتخانه ها بودجه ای که از آن ارتزاق می کنید مال ملت ، و باید همه خدمتگزار ملت و خصوصا مستضعفان باشید، و ایجاد زحمت برای مردم و مخالف وظیفه عمل کردن حرام و خدای نخواسته گاهی موجب غضب الهی می شود، همه شما به پشتیبانی ملت احتیاج دارید. با پشتیبانی مردم خصوصا طبقات محروم بود که پیروزی حاصل شد ودست ستمشاهی از کشور و ذخائر آن کوتاه گردید. و اگر روزی از پشتیبانی آنان محروم شوید، شماها کنار گذاشته می شوید و همچون رژیم شاهنشاهی ستمکاربه جای شما ستم پیشگان پستها را اشغال می نمایند. بنابر این حقیقت ملموس ،باید کوشش در جلب نظر ملت بنمایید و از رفتار غیر اسلامی - انسانی احتراز نمایید.و در همین انگیزه به وزرای کشور در طول تاریخ آینده توصیه می کنم که درانتخاب استاندارها دقت کنند اشخاص لایق ، متدین ، متعهد، عاقل و سازگار بامردم انتخاب نمایند، تا آرامش در کشور هرچه بیشتر حکمفرما باشد. و بایددانست که گرچه تمام وزیران وزارتخانه ها مسئولیت در اسلامی کردن و تنظیم امور محل مسئولیت خود دارند لکن بعضی از آنها ویژگی خاص دارند؛ مثل وزارت خارجه که مسئولیت سفارتخانه ها را در خارج از کشور دارند. اینجانب از ابتدای پیروزی به وزرای خارجه راجع به طاغوتزدگی سفارتخانه ها و تحول آنها به سفارتخانه های مناسب با جمهوری اسلامی توصیه هایی نمودم ، لکن بعض آنان یا نخواستند یا نتوانستند عمل مثبتی انجام دهند. و اکنون که سه سال ازپیروزی می گذرد اگرچه وزیر خارجه کنونی اقدام به این امر نموده است و امیداست با پشتکار و صرف وقت این امر مهم انجام گیرد.و وصیت من به وزرای خارجه در این زمان و زمانهای بعد آن است که مسئولیت شما بسیار زیاد است ، چه در اصلاح و تحول وزارتخانه وسفارتخانه ها؛ و چه در سیاست خارجی حفظ استقلال و منافع کشور و روابطحسنه با دولتهایی که قصد دخالت در امور کشور ما را ندارند. و از هر امری که شائبه وابستگی با همه ابعادی که دارد به طور قاطع احتراز نمایید. و باید بدانید که وابستگی در بعض امور هر چند ممکن است ظاهر فریبنده ای داشته باشد یامنفعت و فایده ای در حال داشته باشد، لکن در نتیجه ، ریشه کشور را به تباهی خواهد کشید. و کوشش داشته باشید در بهتر کردن روابط با کشورهای اسلامی ودر بیدار کردن دولتمردان و دعوت به وحدت و اتحاد کنید که خداوند باشماست .و وصیت من به ملتهای کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که ازخارج کسی به شما در رسیدن به هدف که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است کمک کند؛ خود باید به این امر حیاتی که آزادی و استقلال را تحقق می بخشد قیام کنید. و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولتها رادعوت کنند که از وابستگی به قدرتهای بزرگ خارجی خود را رها کنند و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید. و نیز ملتهارا دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستی که مخالف دستور اسلام است بپرهیزند؛ و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند دست برادری دهند که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده . و اگر این برادری ایمانی باهمت دولتها و ملتها و با تایید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل می دهند. به امید روزی که با خواست پروردگار عالم این برادری و برابری حاصل شود.و وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصا عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. ما اکنون ، در این زمان که دست ابرقدرتها را از کشور خود کوتاه کردیم ، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه های گروهی وابسته به قدرتهای بزرگ هستیم . چه دروغها و تهمتها که گویندگان ونویسندگان وابسته به ابرقدرتها به این جمهوری اسلامی نوپا نزده و نمی زنند.مع الاسف اکثر دولتهای منطقه اسلامی که به حکم اسلام باید دست اخوت به ما دهند، به عداوت با ما و اسلام برخاسته اند و همه در خدمت جهانخواران ازهر طرف به ما هجوم آورده اند. و قدرت تبلیغاتی ما بسیار ضعیف و ناتوان است و می دانید که امروز جهان روی تبلیغات می چرخد. و با کمال تاسف ، نویسندگان به اصطلاح روشنفکر که به سوی یکی از دو قطب گرایش دارند، به جای آنکه در فکر استقلال و آزادی کشور و ملت خود باشند، خودخواهیها و فرصت طلبیهاو انحصارجوییها به آنان مجال نمی دهد که لحظه ای تفکر نمایند و مصالح کشورو ملت خود را در نظر بگیرند، و مقایسه بین آزادی و استقلال را در این جمهوری با رژیم ستمگر سابق نمایند و زندگی شرافتمندانه ارزنده را توام با بعض آنچه را که از دست داده اند، که رفاه و عیشزدگی است ، با آنچه از رژیم ستمشاهی دریافت می کردند توام با وابستگی و نوکرمابی و ثناجویی و مداحی ازجرثومه های فساد و معادن ظلم و فحشا بسنجند؛ و از تهمتها و نارواها به این جمهوری تازه تولد یافته دست بکشند و با ملت و دولت در صف واحد بر ضدطاغوتیان و ستم پیشگان زبانها و قلمها را به کار بگیرند.و مسئله تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه همه دانشمندان وگویندگان و نویسندگان و هنرمندان است . باید وزارت خارجه کوشش کند تاسفارتخانه ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعادبه آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمیهای دوستان خودنمایی نماید، اسلام جهانگیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزازخواهد آمد. چه مصیبت بار و غم انگیز است که مسلمانان متاعی دارند که ازصدر عالم تا نهایت آن نظیر ندارد، نتوانسته اند این گوهر گرانبها را که هر انسانی به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه کنند؛ بلکه خود نیز از آن غافل و به آن جاهلند و گاهی از آن فراری اند!ک - از امور بسیار با اهمیت و سرنوشت ساز مسئله مراکز تعلیم و تربیت ازکودکستانها تا دانشگاهها است که به واسطه اهمیت فوق العاده اش تکرار نموده وبا اشاره می گذرم . باید ملت غارت شده بدانند که در نیم قرن اخیر آنچه به ایران و اسلام ضربه مهلک زده است قسمت عمده اش از دانشگاهها بوده است . اگردانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامه های اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند،هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن امریکا و شوروی فرو نمی رفت وهرگز قراردادهای خانه خراب کن بر ملت محروم غارتزده تحمیل نمی شد و هرگز پای مستشاران خارجی به ایران باز نمی شد و هرگز ذخائر ایران و طلای سیاه این ملت رنجدیده در جیب قدرتهای شیطانی ریخته نمی شد و هرگزدودمان پهلوی و وابسته های به آن اموال ملت را نمی توانستند به غارت ببرند ودر خارج و داخل پارکها و ویلاها بر روی اجساد مظلومان بنا کنند و بانکهای خارج را از دسترنج این مظلومان پر کنند و صر ...

ادامه مطلب  

تجلی قرآن در وصیت نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره)  

درخواست حذف این مطلب
در آستانه فرارسیدن بیست وهشتمین سالگرد ارتحال بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، در بخش های مختلف وصیت نامه ایشان را برای یادآوری و بهره برداری مخاطبان بازنشر می کنیم.در این بخش سعی شده است که تجلی قرآن، وحدت امت اسلامی، دینداری و دین زدایی، عدالت خواهی و... در وصیت نامه امام (ره) مورد توجه قرار بگیرد.وصیت نامه معمار کبیر انقلاب با یک مقدمه که اشاره به معارف شیعه است آغاز می شود که در آن به معرفی نمونه های عینی و واقعی اسلام ناب محمدی(ص) و مدعیان و پیروان دروغین اسلام آمریکایی پرداخته شده است. قرآن کتاب جامع بین تمام اعصار و ازمنه است و حاوی تمام علوم و برنامه های زندگانی انسان ها و عامل موفقیت و پیشرفت آن در دنیا و خلود ابدی در بهشت برین است. جلوه های قرآنی در وصیت نامه امام؛ کراراً مورد عنایت و تایید ایشان قرار گرفته است.پذیرش و هدف نزول قرآنالف. هدف نزول قرآن برای جهانیانقرآن، کلام خداوند متعال است که انسان ها بدون واسطه استعداد و توان گرفتن کلام او را ندارند، بلکه به واسطه تنزل کلام الهی از آن مقام ربوبی و تبلور آن در وجود اقدس حضرت محمد بن عبدالله(ص) و جاری شدن کلمات بر زبان آن حضرت بوده که از آن تعبیر به کشف تامه شده است.حضرت امام(ره) با توجه به تنزل قرآن از آسمان بر زمین و با استناد صریح به آیه «کریمهوَعَلّمَ ءَادَمَ الاْسْمَاءَ کلّهَا» که همه ما از فرزندان حضرت آدم(ع) هستیم، هدف نزول قرآن را برای رهایی این انسان ها دانسته و می فرمایند: و هر چه این بنیان کج به جلو آمد، کجی ها و انحراف ها افزون شد تا آن جا که قرآن کریم را که برای رشد جهانیان و نقطة جمع همة مسلمانان بلکه عائله بشری، از مقام شامخ احدیت به کشف تام محمدی(ص) تنزل کرد که بشریت را به آنچه باید برسند برساند و این ولیده «عَلَّمَ الاَسْمَاء» را از شرّ شیاطین و طاغوت ها رها سازد. ب. پذیرش دعوت قرآنمسأله تبلیغ، وظیفه مسئولین یک جامعه است، تا اسلام جهانشمول گردد و چهره نورانی و واقعی اسلام در پرتو دعوت قرآن مجید، سنّت و سیره اهل بیت (ع) نمایان گردد و جهان زمانی نورانی تر می گردد که پذیرش نیز در این دعوت صورت گیرد. حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرماید:«و مساله تبلیغ تنها به عهده وزارت ارشاد نیست بلکه وظیفه همه دانشمندان و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان است. باید وزارت خارجه کوشش کند تا سفارت خانه ها نشریات تبلیغی داشته باشند و چهره نورانی اسلام را برای جهانیان روشن نمایند؛ که اگر این چهره با آن جمال جمیل که قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت کرده از زیر نقاب مخالفان اسلام و کج فهمی های دوستان خودنمایی نماید، اسلام جهانگیر خواهد شد و پرچم پرافتخار آن در همه جا به اهتزاز خواهد آمد. »ج. اهل بیت مفسران قرآنحضرت امام (ره) در حدیث متواتر ثقلین از قرآن مجید به ثقل اکبر و اهل بیت(ع) به ثقل کبیر تعبیر می کند و این که حقیقت این دو دارای عظمت و ارزش بالایی است که یکی بدون دیگری، باعث مهجوریت هر دو خواهد شد.در واقع اهل بیت(ع) مفسر و مبین قرآنند که اگر اینان نباشند قرآن معنای واقعی خودش را نمی رساند و اگر قرآن نباشد چیزی نخواهد بود تا بدان تفسیر و تبیین صورت گیرد یعنی این دو، یک حقیقت می باشند.بنیانگذار انقلاب اسلامی می فرمایند: «هر چه بر یکی از این دو گذشته است بر دیگری گذشته است و مهجوریت هر یک، مهجوریت دیگری است، تا آن گاه که این دو مهجور بر رسول خدا در «حوض» وارد شوند. »انسان های ضد قرآنیالف. خودخواهان و قرآنبعضی از انسان ها به وسیله قرآن مجید بر علیه قرآن استدلال می کنند تا قرآن را از صحنه جامعه و زندگی انسانی خارج نمایند. حضرت امام خمینی(س) در این باره می فرماید: خودخواهان و طاغوتیان، قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضد قرآنی؛ و مفسران حقیقی قرآن و آشنایان به حقایق را که سراسر قرآن را از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله وسلم ـ دریافت کرده بودند و ندای إنّی تارک فیکم الثقلان در گوششان بود با بهانه های مختلف و توطئه های از پیش تهیه شده، آنان را عقب زده و با قرآن، در حقیقت قرآن را ـ که برای بشریت تا ورود به حوض بزرگ ترین دستور زندگانی مادی و معنوی بود و است ـ از صحنه خارج کردند.ب. حکومت های جائر و قرآنحضرت امام خمینی(ره) در ادامه راجع به این که معاندان و توطئه گران این نفاق و دشمنی را تا حدی بالا برده اند که قلم از ثبت و ضبط آن شرمگین است می فرماید: «کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد. »ج. مجالس ترحیم و قرآنامام راحل به این نکته اشاره دارد که قرآن در قبرستان ها باید به نسخه روان بخش مسلمانان تبدیل شود و فرمودند: «ما مفتخریم و ملت عزیز سر تا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است که پیرو مذهبی است که می خواهد حقایق قرآنی، که سراسر آن از وحدت بین مسلمین، بلکه بشریت دم می زند، از مقبره ها و گورستان ها نجات داده و به عنوان بزرگ ترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی و بندگی طاغوتیان می کشاند نجات دهد. »د. پهلوی و فهد و قرآندر بعضی کشورهای به ظاهر اسلامی برای مقابله کردن با اسلام ناب محمدی (ص) قرآن مجید را با تیراژ بالا و طبع زیبا به چاپ می رسانند؛ تا هم به جوامع اسلامی و جهان القا کنند که ما فقط موافق قرآن هستیم و هم به اهداف پلید و شوم خود برسند.حضرت امام خمینی(ره) در این مورد می فرمایند: «ما همه دیدیم قرآنی را که محمدرضاخان پهلوی طبع کرد و عده ای را اغفال کرد و بعض آخوندهای بی خبر از مقاصد اسلامی هم مداح او بودند و می بینیم که ملک فهد هر سال مقدار زیادی از ثروت های بی پایان مردم را صرف طبع قرآن کریم و محال تبلیغات مذهب ضد قرآنی می کند و وهابیت، این مذهب سراپا بی اساس و خرافاتی را ترویج می کند؛ و مردم و ملت های غافل را سوق به سوی ابرقدرت ها می دهد و از اسلام عزیز و قرآن کریم برای هدم اسلام و قرآن بهره برداری می کند. »دینداری و دین زداییالف. سیاست و دینحضرت امام خمینی(ره) درباره منادیان جدایی دین از سیاست که در قرن اخیر خصوصاً دهه های معاصر و به ویژه پس از پیروزی انقلاب آشکارا توطئه ها و دشمنی ها را ابراز می کنند اعلام نموده «که این توطئه آن قدر جدی بوده که بعضی از روحانیون و متدینان بی خبر از اسلام دخالت در حکومت و سیاست را گناه و فسق می دانستند و شاید بدانند، البته حضرت امام(ره)؛ اشاره دارند که این فاجعه بزرگی است که اسلام دچارش شده است و در توضیح آن می فرماید، اینان دو گروه اند:گروه اول که باید گفت از حکومت و قانون و سیاست یا اطلاع ندارند یا غرض مندانه خود را به بی اطلاعی می زنند. زیرا اجرای قوانین بر معیار قسط و عدل و جلوگیری از ستمگری و حکومت جائرانه و بسط عدالت فردی و اجتماعی و منع از فساد... و صدها از این قبیل، چیزهایی نیست که با مرور زمان در طول تاریخ بشر و زندگی اجتماعی کهنه شود.ایشان در ادامه می فرمایند: و اما طایفه دوم که نقشه موذیانه دارند و اسلام را از حکومت و سیاست جدا می دانند. باید به این نادانان گفت که قرآن کریم و سنت رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر چیزها ندارند؛ بلکه بسیار از احکام عبادی اسلام، عبادی ـ سیاسی است که غفلت از آن ها این مصیبت ها را به بار آورده.ب. نوآوری و دینایشان درباره این که اسلام با نوآوری ها مخالف نیست و قرآن در تمام اعصار و زمان ها جایگاه واقعی و حقیقی اش را حفظ می کند، می فرماید: و ادعای آن که اسلام با نوآوردها مخالف است ـ همان سان که محمدرضا پهلوی مخلوع می گفت که اینان می خواهند با چهارپایان در این عصر سفر کنند ـ یک اتهام ابلهانه بیش نیست. زیرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوردها، اختراعات و ابتکارات و صنعت های پیشرفته که در پیشرفت و تمدن بشر دخالت دارد، هیچ گاه اسلام و هیچ مذهب توحیدی با آن مخالفت نکرده و نخواهد کرد بلکه علم و صنعت مورد تاکید اسلام و قرآن مجید است.ج. تمدن حقیقی و دینتجدد و تمدن، هنگامی روشن فکری است که هر نوع آزادی موافق با قرآن و عدم مخالفت با آن را سر لوحه امور زندگی انسان های غربی و شرقی قرار دهد؟ که البته این چنین تمدنی در عالم کمتر وجود دارد؛ لذا حضرت امام خمینی(ره) در این باره می فرمایند: اگر مراد از تجدّد و تمدن به آن معنی است که بعضی روشنفکران حرفه ای می گویند که آزادی در تمام منکرات و فحشا حتی همجنس بازی و از این قبیل، تمام ادیان آسمانی و دانشمندان و عقلا با آن مخالفند گرچه غرب و شرق زدگان به تقلید کورکورانه آن را ترویج می کنند.د. روحانی نماها و انقلاب و دینروحانیون در جامعه نقش اساسی را ایفا می کنند و طایفه ای از آنان با انگیزه های مختلف با لباس روحانی به عنوان روحانی نمایان مدافع دین و قرآن با حکومت اسلامی مخالفت می کنند و عمداً و غیر عمد دچار بعضی اشتباهات بزرگ می شوند و بسیار سریع تحت تأثیر شایعات قرار می گیرند و در مجالس و محافل مختلف به راحتی با التفات عیب های حکومت دینی مردم را مایوس از دین و قرآن و حکومت اسلامی کرده، می گویند: همان حکومت طاغوتی اگر بهتر نباشد بدتر نیست. و باور دارند که این حکومت اسلامی که مبنایش قرآن محوری و عنایت بر مفسریت اهل بیت(ع) است، باید تماماً همه قوانین و فرامین آنان مطابق با اسلام و احکام جاری آن باشد؛ لذا حضرت امام(س) در مورد عناد عمدی یا جهلی روحانی نمایان به دین و قرآن می فرماید: اگر توقع دارید که در یک شب همه امور بر طبق اسلام و احکام خداوند تعالی متحول شود یک اشتباه است، و در تمام طول تاریخ بشر چنین معجزه ای روی نداده است و نخواهد داد. و آن روزی که ان شاء الله تعالی مصلح کل ظهور نماید، گمان نکنید که یک معجزه شود و یک روزه عالم اصلاح شود؛ بلکه با کوشش ها و فداکاری ها ستمکاران سرکوب و منزوی می شوند. و اگر نظر شماها مثل نظر بعض عامی های منحرف، آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، ...

ادامه مطلب  

ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد  

درخواست حذف این مطلب
بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) بهانه ای است برای بازخوانی اتفاقات رخ داده در چند روز رحلت، تشییع و انتخاب جانشین بنیان گذار کبیر انقلاب؛ روزهایی که ایران سوگوار روح خدا بود.به گزارش شفاف، صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.» این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم. حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند. ایران غرق در اندوه و ماتم دراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند. « اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد. روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید. تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد. خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.» در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد. ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختم یکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود. وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد. فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود. سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند. بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آید مردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند. سام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود،شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت. وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند. محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند. اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف عرفانی « من به خال لبت ای دوست گر ...

ادامه مطلب  

ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.» این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم. حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند. ایران غرق در اندوه و ماتم دراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند. « اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد. روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید. تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد. خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.» در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد. ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختم یکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود. وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد. فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود. سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند. بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آید مردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند. سام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود،شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت. وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند. محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند. اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف عرفانی « من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم، چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم» بود. این شعر را سیداحمد خمینی یادگار ا ...

ادامه مطلب  

والپیپر و پوستر ولادت امام رضا(ع) 96  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغگروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان؛ ماه ذی القعده با سالروز ولادت حضرت معصومه علیها سلام آغاز و پس از ده روز به ولادت باسعادت خورشید هشتم امامت، حضرت شمس الشموس ، هدیه خدا به ما ایرانیان حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام می رسد؛دهه ای که به ابتکار رهبر معظم انقلاب اسلامی ، دهه کرامت نامگذاری شد.یازده ذی القعده روز ولادت امامی است که ایران اسلامی خود را متبرک به قدوم منورش می داند و از برکات حضور بارگاهش ارتزاق می کند.به این مناسب مجموعه ای از تصاویر پس زمینه با کیفیت را تحت عنوان والپیپر و پوستر روز ولادت حضرت امام رضا علیه السلام ، آماده کرده ایم که در ادامه می توانید مشاهده و دانلود کنید.والپیپر و پوستر ولادت امام رضا(ع) 96والپیپر و پوستر ولادت امام رضا ...

ادامه مطلب  

حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند ، تهران نیوز پایتخت خبری ایران  

درخواست حذف این مطلب
ائمه جمعه استان تهران در خطبه های نماز جمعه امروز با تاکید بر این که آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند، در ارتباط با سند ۲۰۳۰ عنوان کردند: حامیان سند ۲۰۳۰ ، با امام (ره) و اصولش بیگانه هستند.امام جمعه تهران: آتش منطقه را آمریکا روشن کرده و هیزم آن را سعود ی ها آورده اند/ امام خمینی(ره) بار دیگر اسلام را به دنیا ارائه کردآیت الله امامی کاشامی، خطیب این هفته نماز جمعه تهران در خطبه دوم با اشاره به سالگرد ارتحال امام خمیمی (ره) گفت: امام راحل، اسلام را به دنیا ارائه کرد. اسلامی که مرده بود، اسلامی که جز اسم و رسم از او چیزی نبود ولی اسلام را به دنیا ارائه کرد. البته چهره ای از حقیقت اسلام رونمایی شد اما اصل آن را شخص امام زمان ارائه خواهد کرد. حقیقتا امام اسلام را از حوزه های علمیه خارج و امروز در همه دنیا مطرح می شود، یا به عنوان تایید و یا به عنوان مخالفت. هر چه است پرچم محمد (ص) و علی (ع) در دنیا به اهتزاز درآمده است.وی انتخابات را مورد توجه قرار داد و افزود: ملت در این انتخابات حماسه بزرگی آفریدند. درود به مردمی که به ندای رهبری انقلاب لبیک گفتند و صف های طولانی شکل دادند و این جای تشکر و قدردانی است.امام جمعه موقت تهران با اشاره به بیانات رهبر انقلاب در محفل انس قرآن کریم ادامه داد: مقام معظم رهبری در آن مجلس فرمودند که قرآن تمام پاسخ های مشکلات بشر را داده است. عبادت خدا دعوت قرآن است، قرآن به همه دنیا راه زندگی را نشان می دهد، راه زندگی تکیه به خدا است، ایمان به خدا و راه را از خدا بگیریم.آیت الله امامی کاشانی تصریح کرد: پاسخ درست به قرآن این بود که دست از تفرقه برداریم و همه با هم باشیم، از اینکه دولت آمریکا جنایت می کند؛ آنها همه ملت نیستند، این که صهیونیست ها جنایت می کنند همه اشان که مردم نیستند، اینکه می بینیم در جامعه این همه ظالم و این همه جنایت رخ می دهد، تعداد کمی در برابر جمعیت میلیاردی دنیا هستند. قرآن می گوید همه باهم باشیم. علت این ناآرامی و ظلم ها وخون ها یک کلمه است که از خدا بریده اند و به دنیا توجه کرده اند. باید ملت مسلمان توجه کند. ملت ها باید قیام کنند، در برابر ظلم بایستند و این چه نظری است که انسان در دنیا ببیند ترامپ بیایید در خاورمیانه و از ریاض که برمی گردد بگوید ما رفتیم صدها ملیادرد دلار از خاورمیانه به آمریکا برگرداندیم. مگر مال آمریکا بود؟ تو غارت کردی؛ حاکم سعودی نوکر توست. شما مال ملت را دزدید.وی گفت: امت اسلام به هوش بیایید. دولت های اسلامی به هوش بیایند. آنها دنیا را ازبین می برند. این وضع سوریه، فلسطین، یمن، افغانستان و عراق است. این آتش را آمریکا را روشن کرده و هیزم آن را حاکمان سعودی آورده اند. دنیای اسلام باید به هوش بیایند و بیدار شود. حاکمان ظالم دست از همراهی با آمریکا بردارند و اینقدر بی آبرو نباشند.امام جمعه موقت تهران در ادامه تصریح کرد: آمریکا داعش را تربیت می کند و پولش را از سعودی می گیرد و بعد این، آدم های بی شرم پیام می دهند که این ماه مبارک است و باید صلح باشد و نباید تروریست و ترور باشد. شما خودتان تروریست درست کردید. بنابراین ملت ایران می داند در چه شرایطی هستند و در این شرایط فقط باید یک نفر سخن بگوید و یک نفر بنویسد و یک ندا بلند باشد و آن ندای شخص ولی امر باشد و بقیه باید پیروی کنند و نداهای مختلف غلط است.آیت الله امامی کاشانی اظهار داشت: آمریکا می گوید باید برای بی ثبانی ایران اقدام شود، البته ۴۰ سال است که این مزخرفات را می گویند اما خدا با دست این ملت به دهانشان زده است، اما دشمن چنین قصدی دارد، لذا باید کاملا مراقب بود. کشور باید آرام و اطمینان بخش و همراه با آرامش باشد و همه رفیق و برادر و خواهر و خدمت گذار باشند و این وظیفه همه ما است.به گزارش تسنیم، آیت الله امامی کاشانی در خطبه اول نماز جمعه تهران نیز با اشاره به نزدیک بودن شب های قدر گفت: شب قدر، سلام است، “سلامٌ هی حتی مطلع الفجر”. در تعبیری نقل شده است که در شب قدر شیطان زنجیر شده است، می توان چنین گفت گه قدرت نفوذ شیطان در شب های قدر به صفر می رسد و این بخاطر رحمت خدا در شب قدر است که گسترده شده تا همه موفق شوند به استغفار و راز و نیاز و گریه.وی افزود: در شب قدر، انسان دلش می خواهد اشک بریزد و توبه کند و خوب می توان فهمید که شب قدر با شب های دیگر متفاوت است و این عنایت و لطف و رحمت الهی است، بنابراین شب قدر شب مهمی است.امام جمعه موقت تهران خاطرنشان کرد: در این شب ها، توجه ما به امام عصر (عج) باشد، اهل توبه و استغفار باشیم.امام جمعه خیرآباد: حمایت کنندگان سند ۲۰۳۰ با امام خمینی(ره) و اصول معمار کبیر انقلاب بیگانه هستندحجت الاسلام طزری، امام جمعه خیرآباد در خطبه های نماز روحبخش جمعه خیرآباد اظهار داشت: ائمه اطهار علیهم السلام و بزرگان اهل ایمان از خداوند متعال خواسته اند که هم توان روزه گرفتن را به آن ها بدهد و هم این که معرفت آداب روزه گرفتن را به آن ها عطا کند.وی گفت: امام سجاد علیه السلام در دعاهای خود می فرماید خدایا گوش های ما را از شنیدن حرف های لغو، چشم های ما را از دیدن لهویات و مسائل بی فایده و دستان ما را از دراز شدن به سوی آنچه حرام است و پاهای ما را رفتن به جاهای ممنوع حفاظت فرما.حجت الاسلام طزری در خطبه دوم این هفته نماز جمعه خیرآباد ضمن تسلیت رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها گفت: حضرت خدیجه سلام الله علیها بانوی بزرگواری است که برای اسلام از همه چیز گذشت و تا آخرین لحظات پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را یاری می کرد و آنقدر برای پیامبر عزیر بود که تا سال ها بعد پیامبر به یاد او بود و در غم او اشک می ریخت.وی بیان داشت: به شهادت رسیدن عده ای از مرزداران عزیر در ارومیه را که به دست گروه تروریستی پژاک به شهادت رسیدند را تسلیت عرض می کنم.امام جمعه خیرآباد با اشاره به رحلت امام خمینی (ره) اظهار داشت: امام خمینی (ره) بزرگ مردی است که توانست با ایمان به خدا و ایمانی که به هدف خود داشت و همچنین ایمانی که به مردم داشت انقلاب بزرگی را رقم بزند.حجت الاسلام طزری بیان کرد: این انقلاب سبب شد که خواب از چشم استکبار برود و امام خمینی (ره) با انقلاب خود زمینه از بین رفتن استکبار را نیز فراهم کند.امام جمعه خیرآباد افزود: انقلابی که امام خمینی (ره) برپا کرد دارای چند اصول بود که وقتی این اصول را مرور می کنیم نشان می دهد که آیا در مسیر انقلاب و در خط امام راحل قرار داریم یا خیر.وی خاطر نشان کرد: امروز عده ای هستند که دم ار امام و انقلاب می زنند اما راه آنان با اهداف و اصول امام راحل تفاوت بسیار دارد.حجت الاسلام طزری ادامه داد: یکی از اصول انقلاب مبارزه با ظالم و ظلم بود اما هرگز حاضر نبود که با ظالم معامله و سازش کند و اگر مذاکره با آمریکا را امام نپذیرفت برای این بود که منشأ تمام ظلم های عالم را از آمریکا می دانست.امام جمعه خیرآباد تصریح کرد: امروز اگر نگاهی به جهان اسلام بیندازیم دست آمریکا را در همه قتل ها و کشتارها می بینیم اما با این وجود متاسفانه عده ای در داخل کشور سعی دارند که با حیله ها و نیرنگ ها رابطه با آمریکا را محقق کنند.وی ادامه داد: این افراد امروز این شعار را می دهند که کلید حل مشکلات ما آمریکا و رابطه با اوست در حالی که امام (ره) آمریکا را کلید همه مشکلات مسلمانان می دانست.حجت الاسلام طزری افزود: اصل دیگر انقلاب امام راحل (ره) حمایت از ملت مظلوم فلسطین بود؛ امام خمینی(ره) فلسطین را پاره ای از دنیای اسلام می دانست که باید به اسلام برگردد و راه آن حذف اسرائیل از صحنه روزگار می دانست.وی تاکید کرد: امروز هم همه دنیای اسلام وظیفه دارند که از فلسطین و مردم آن در حالی که ائتلاف عربی _ غربی برای سازش با رژیم صهیونیستی برنامه ریزی می کنند، حمایت کنند.امام جمعه خیرآباد با بیان این که امام راحل به فرهنگ اسلامی بسیار توجه داشت و در خصوص نفوذ فرهنگ غرب بسیار تذکر می داد، اظهار داشت: امام خمینی (ره) انقلاب را صورت داد تا در کشور اسلامی ایران فرهنگ ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم رواج یابد.وی افزود: امام خمینی (ره) می فرمود فرهنگ غرب بسیار برنده تر از شیشه و حمله دشمن است؛ امروز نیز ما شاهد هستیم دشمن با سند ۲۰۳۰ قصد نفوذ در فرهنگ کشور را دارد.حجت الاسلام طرزی اظهار داشت: امروز کسانی که با تمام قوا از ۲۰۳۰ حمایت می کنند هر چند دم از امام خمینی (ره) می زنند اما از امام (ره) و اصول امام بیگانه هستند.وی در پایان گفت: امام خمینی (ره) هرگز بر سر اصول انقلاب با کسی مذاکره و معامله نکرد و حاضر نشد مصالح انقلاب را بخاطر خوشایندی دشمنان از بین ببرد و هیچ گاه در میان اصول و ارزش های انقلاب مصلحت اندیشی نکرد بلکه به طور صریح اصول خود را بیان می کرد.امام جمعه خیرآباد ادامه داد: امام راحل اعتقاد بر این داشت که اصول انقلاب برای تمام زمان هاست و قابل حذف و یا کمرنگ شدن نیست؛ بنابراین امروز هم از مسئولان انتظار می رود در بیان مواضع انقلاب کوتاهی نکنند بلکه آن را با صراحت بیان کنند.امام جمعه رباط کریم: علت اصلی طلاق سخت گیری و دخالت خانواده ها استحجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه شهر رباط کریم ظهر امروز در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که با حضور آحاد مردم خداجو در مصلی امام خمینی(ره) برپا شد، اظهار داشت: ازدواج موضوع مهمی است که امروزه در میان جوانان به عنوان یک دغدغه به شمار می آید، این که جوانان در سنین پیری ازدواج می کنند نشان از یک دغدغه دارد و باید برای آن ها تلاش کنیم تا مشکلی برای آن ها پیش نیاید.وی گفت: خانواده ها باید شرایط ازدواج را فراهم کنند و بر فرزندان خود سخت گیری نکنند، تقوا مهمترین اصل در ازدواج است و خانواده ها از شرط گذاشتن مهریه های سنگین خودداری کنند تا راه ازدواج بر جوانان هموار شود.امام جمعه رباط کریم با انتقاد از افزایش طلاق ها در میان مردم، به بررسی علل این موضوع پرداخت و گفت: دخالت های اقوام زن و شوهر، این ها علل اختلاف افکنی میان زن و شوهر است و والدین آنقدر در زندگی فرزندان دخالت می کنند که زندگی آن ها دچار مشکل می شود و به طلاق می کشد.وی به حضور میلیونی و باشکوه مردم در انتخابات امسال اشاره کرد و افزود: انتخابات سال ۹۶ نشان داد که ملت ایران هیچ وقت به آمریکا بله نمی گویند و نه محکمی به دهان آمریکا زدند که سر آغاز این نهضت عظیم ۱۵ خرداد بود که سر انجام این نهضت انقلاب بود.امام جمعه بخش گلستان: سند ۲۰۳۰ توجیه پذیر نیست / در مهدکودک ها مسائل جنسی آموزش داده می شودحجت الاسلام والمسلمین مرتضی صفایی، امام جمعه بخش گلستان در خطبه های نماز جمعه امروز این بخش ضمن بیان احادیث و روایاتی از پیامبر اکرم (ص)، بیان داشت: خالی ماندن خانه ها، انبار کردن برخی کالاها و مواردی از این نظیر به اقتصاد کشور ضربه می زند، و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بارها به این نکات اشاره کرده اند.وی در ادامه با اشاره به این که در آستانه ارتحال امام خمینی (ره) معمار کبیر انقلاب هستیم، تصریح کرد: امام را در حدود ۱۰ میلیون نفر تشییع کردند، و مراسم باشکوهی برای وی برگزار شد، امام خمینی (ره) دائم الذکر بودند و تا آخرین لحظات عمرشان ذکر «لا اله الا الله» را زیر لب زمزمه می کردند.امام جمعه بخش گلستان در ارتباط با سخنان رهبر معظم انقلاب در وصف امام خمینی (ره)، گفت: بنیانگذار انقلاب اسلامی شب ها به دعا مشغول بودند و اشک می ریختند، اما روزها در سخنرانی های خود کوچک ترین ضعفی نشان نمی دادند و به هیچ وجه اهل مذاکره و مصالحه با دشمنان نبودند.وی همچنین با بیان سخن امام در ارتباط با لزوم حفظ ارزش های اسلامی، اظهار داشت: امروز متاسفانه شاهد آموزش مسائل جنسی در مهدکودک ها و پیش دبستانی ها با عنوان لک لک به کودکان هستیم، اما با این حال برخی در حال توجیه سند ۲۰۳۰ هستند، سندی که حذف آیات و روایات و ممنوعیت ایثار و آموزش آن در لابه لای آن امضا شده است.امام جمعه شهر گلستان با اشاره به خانه نشین شدن دونالد ترامپ رئیس جمهور وقت آمریکا، تشریح کرد: دشمنان اسلام و انقلاب هر چقدر دست و پا بزنند، و در مقابل جریان فمینیسم بایستند، بازهم شکست خواهند خورد، درست مثل رئیس جمهور آمریکا که میلیاردها پول از عربستان و جاهای دیگر به کشور خود برد، اما می بینیم که خانه نشین شده است.وی در پایان باتوجه به مراسم ارتحال امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد: روز سیزدهم، که مصادف با رحلت معمار کبیر انقلاب است، در سراسر کشور مراسم هایی برگزار می شود، و بخش گلستان هم در مسجد حضرت جواد الائمه علیه السلام برنامه محلی خواهیم داشت، که از شما می خواهم در آن شرکت کنید.امام جمعه دماوند: ۱۵ خرداد، ضدیت دستگاه سلطنت با اسلام را آشکار کرد / آمریکا روزی گاو شیرده سعودی را هم چون صدام و قذافی ذبح می کندحجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی در خطبه های نماز عبادی- سیاسی این هفته شهر دماوند که با حضور مردم مؤمن و روزه دار دیار دارالمؤمنین در مصلای این شهر برگزار شد، با اشاره به تأثیرات سیاسی و اجتماعی ۱۵ خرداد، اظهار داشت: جاذبه گروه های دیگر مانند ملی گراها و غرب گرایان در مبارزه با شاه کمتر شد و برخلاف آن که همه گروه های دیگر به کمتر از سرنگونی شاه راضی بودند، امام راضی نبودند و جاذبه را به این سمت کشاند.وی گفت: بعد از این ماجرا، ضدیت شاه با اسلام آشکارتر شد و دیگر شاه نتوانست ریاکارانه برخورد کند و بعد از این ماجرا، امام خمینی (ره) آشکار کرد که دستگاه سلطنت با اسلام مخالف است.امام جمعه دماوند با بیان این که مردم با جان و مال خود از امام امت دفاع کردند، خاطرنشان کرد: امام خمینی (ره) در ۱۴ خرداد با قلبی آرام به لقاءالله پیوست و نظامی را از خود به یادگار گذاشت و همچنین فرزند خلفی را تربیت کرد که در طول این ۲۷ سال، با رهبری مدبرانه، از فتنه ها عبور کرد.حجت الاسلام فتاح دماوندی تاکید کرد: قدر رهبر معظم انقلاب را مردم مظلوم پاکستان، افغانستان، یمن، سوریه و عراق بیشتر می دانند و بیدار شدند.وی با بیان این که خبرهای بدی از جمله قحطی و وبا در یمن به گوش می رسد، تصریح کرد: طرح صهیونیست ها برای سرزمین های اشغالی، خرید سلاح و تسهیلات توسط عربستان و تشکیل ناتو عربی برای مبارزه با تندروی ها ازجمله مواردی است که به گوش می رسد.امام جمعه دماوند تصریح کرد: تنها راه مبارزه با چنین دشمنی، خط و راه مقاومت است و عربستان برای آمریکا همچون گاوی شیرده است که وقتی آمریکا بهره اش را از او برد، همچون صدام و قذافی، آن را ذبح خواهد کرد.امام جمعه شهرری: نظام اسلامی بزرگترین یادگار امام خمینی (ره) است / کسانی که نظام را قبول دارند، علیه آن قیام نمی کنندحجت الاسلام والمسلمین سید علی شاهچراغی ، امام جمعه شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته که با حضور پرشور مردم خداجوی در مصلی بزرگ آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، اظهار داشت: پرهیزگاری انسان را درمقابل معصیت و گناهان مصون می دارد.وی با بیان این که ماه رمضان بهترین فرصت برای ارتباط با خداست، گفت: از نمازهای مستحبی، دعا کردن و استغفار در این ماه غافل نشوید، پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در این ماه بر نماز مستحبی، دعا و صلوات مداومت می کردند.امام جمعه شهرری تصریح کرد: روزه فقط نخوردن و نیاشامیدن نیست، اگر اخلاق خود را نیکو کنید و با دیگران خوش رفتاری کنید در روز قیامت از پل صراط به راحتی عبور خواهید کرد.حجت الاسلام شاهچراغی با بیان این که امام خمینی (ره) یک شخصیت بی نظیر، عارف، مدیر و مرجع تقلید بود، بیان داشت: آنچه همه خوبان دارند امام (ره) به تنهایی داشت و چیزی که با جان ایشان اجیر شده بود نظام ولایی کشور بود که نظام اسلام را تسکیل داد و مدیریت کرد.وی با بیان این که یادگاری که از امام راحل داریم همین نظام اسلامی است، عنوان کرد: در گذشته امام خمینی (ره) و امروز امام خامنه ای مدظله العالی نائب حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و بنابراین حرفی که رهبر ما می زند، سخن یک مرجع و عارف نیست بلکه بیانات نائب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.امام جمعه شهرری ادامه داد: حضرت امام (ره) نگفتند پشتیبان من باشید بلکه تاکید داشتند؛ پشتیبان ولایت فقیه باشید و با همین اندیشه و فرهنگ به خدا دلدادگی داشت و عاشق خدا بود.حجت الاسلام شاهچراغی بیان کرد: امام خمینی با اخلاصی که داشت نظام اسلامی را پی ریزی کرد و اگر دشمنان نمی توانند کاری بکنند به خاطر چراغی است که ایزد برافروخته است.وی در ادامه به حماسه حضور ۴۰ میلیونی در انتخابات اخیر اشاره کرد و افزود: شورای نگهبان صحت انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد و مردم نیز آن را پذیرفتند، این گونه نبود که مانند عده ای اعتراض بکنند. کسانی که امام و نظام را قبول دارند که علیه نظام قیام نمی کنند.امام جمعه شهرری با بیان این که حکم شورای نگهبان فصل الخطاب است، خاطرنشان کرد: تخلفاتی صورت گرفته بود که قوه قضائیه باید پیگیری و با متخلفان برخورد کند.حجت الاسلام شاهچراغی با تاکید بر این که فرهنگ امام استکبار ستیزی بود، اظهار داشت: امام راحل تا روزی که زنده بود با دشمنان آشتی نکرد، به دشمن لبخند نزد و به دشمن امید نداشت، امیدش به خدا و مردم بود؛ این موارد قابل تحریف نیست.وی با اشاره به وقایع ۱۵خرداد۱۳۴۲ و ۱۹دی ۱۳۵۶ گفت: هر دو در راستای دفاع از اسلام و ولایت بود. کمونیست ها، توده ای ها، ملی گراها و منافقان همه آمدند و رفتند ولی شما مردم مسلمان هنوز پای نظام ایستاده اید. آن روز حضزت امام خمینی (ره) سکان دار این نظام بود و امروز امام خامنه ای ولایت فقیه را عهده دار است.امام جمعه شهرری گفت: جشن گلریزان کار پسندیده ای است که برای کمک به زندانیان غیر عمد در ماه مبارک رمضان انجام می شود و روایت داریم که اگر کسی دلی را شاد کند آن شادی مانند نوری در قبر و آخرت کنار او خواهد بود.امام جمعه قدس: حوادث یمن و افغانستان از چشم مدعیان حقوق بشر غربی به دور نمانده و خودشان عاملان آن هستندحجت الاسلام والمسلمین سید ابوالقاسم میر احمدی در خطبه های نماز جمعه این هفته شهر قدس که با حضور پرشور نمازگزاران برگزار شد، اظهار داشت: خودم و همه شما را به رعایت تقوا الهی دعوت می کنم چراکه تقوا تنها ملاک انسان در پیشگاه حق تعالی است.وی در ادامه گفت: مردم و جوامع بشری در طول تاریخ عبرت های بسیاری از خود برای آیندگان به جا گذاشتند و خداوند نخواست به بسیاری از جوامع ...

ادامه مطلب  

آنچه در مورد وصیت و انواع آن باید بدانید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تراز یکی از مهم ترین موضوعات حقوقی که با ضمانت اجراهای قانونی نیز روبرو شده وصیت و انواع آن است که در این گزارش به بررسی آن می پردازیم.انواع وصیتوصیت به دو نوع تملیکی و عهدی تقسیم می شود:وصیت تملیکیوصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از فوتش به دیگری به طور مجانی تملیک کند. با این نوع وصیت شخص می تواند تا حدودی تکلیف اموال خود را معین کند. مانند صرف اموال برای ساخت مدرسه دانشگاه مکان ورزشی و مسجد. به شخصی که وصیت می کند موصی به کسی که به نفع او وصیت تملیکی شده است موصی له و به مورد وصی ...

ادامه مطلب  

وصیت شهید «صاحب هنر» به هنرمندان برای حفظ انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار ساجد، شهید «امیرحسین صاحب هنر» یکم فروردین 1346 در شهرستان کاشان چشم به جهان گشود. وی تحصیلاتش را تا پایان مقطع راهنمایی طی کرد. شهید صاحب هنر به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. وی 27 مرداد 1361، در شرق بصره عراق بر اثر اصابت ترکش شهید شد. مزار شهید صاحب هنر در گلزار شهدای دارالسلام کاشان واقع است. وصیت نامه شهید «امیرحسین صاحب هنر»این وصیت نامه هاست که انسان را می لرزاند و بیدار می کند (امام خمینی)«متن وصیت نامه شهید امیرحسین صاحب هنر» «بسمه تعالی»واعتصمو بحبل الله جمیعا و لاتفرقواسلام به روان پاک شهدای کربلای حسین (ع) که عاشقانه به دنبال معشوق خویش رفتند و سلام بر شهدای کربلای ایران که عاشورایی دوباره در این سرزمین آفریدند و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی که با زبان گویایش و با ایمان پر اخلاصش و با رهبری علی گونه اش و... به ما جانی تازه بخشید و ما ملت را از خواب غفلت بیدار کرد، حال در این میان وظیفع ما امت چیست، در میان دریایی از خون شهدا در مقابل آن دشمنان اسلام که مشاهده می کنیم. خون خواران را هم مشاهده می کنیم و... آیا یاران را بکشند سکوت کنیم، آیا بهشتی را بکشند سکوت کنیم، آیا رجایی و باهنر را بکشند سکوت کنیم، آیا... و یا حرکت نکنیم و آیا صدوقی و دستغیب و مدنی را در محراب بکشند سکوت کنیم... تا دشمنان خون این عزیزان را پایمال کنند و یا حرکت نکنیم و دشمنان را در این دریایی خروشان غرق کنیم ای برادر و ای خواهری که این وصیت نامه را می شنوی یا می خوانی نظر شما چیست؟ آیا سکوت کنیم تا دشمنان شهرهای ما را بمباران کنند. یاران امام را ترور کنند، قدس عزیز را از ما بگیرند، راه کربلا را ببندند و مردم بیگناه را قتل عام کنند و به نظر من تنها راه مبارزه با آنها طبق آیه (واعتصمو بحبل ا... جمیعا ولا تفرقو) است. شما در کجای جهان سراغ دارید که بچه های کوچک ما همچون علی اصغر در میدان نبرد حاضر شوند و برای شهادت از یکدیگر سبقت بگیرند و شما کجا سراغ دارید که کودک 13 ساله با نارنجک به زیر تانک دشمن برود و دشمن را نابود کند. آری تمام این ها از آیه (واعتصمو بحبل الله) سرچشمه می گیرد و آن وقت امام عزیزمان می فرماید: می بینم که ملت الهی شده و شما الهی شده اید و چون الهی هستید پس لحظه ای از خدا غافل نشوید که اگر غافل شدید شکستی سخت در پیش دارید. حال که در آخرین لحظات عمرم با چشمانی پر از عشق شهادت وصیت نامه می نویسم از شما ملت به عنوان یک فرزند کوچک خواسته هایی دارم که برادرم و خواهرم به بزرگواری خودت به آن عمل کن:1- در شهرهای اطراف که بودم و همچنین در شهر کاشان تبلیغات برای جمهوری اسلامی را کم می دیدم چرا هنوز دیوارهای شهر که هر جای آن خون شهیدی رنگین است خالی می باشد، چرا شماها سخنان امام را نمی نویسید. چرا کوچه ها از سخنان امام و از عکس شهدا خالی است، مسئولیت شما سنگین است و باید این مسئولیت را به نحو احسن انجام دهید و نگذارید که دشمنان ما سوء استفاده نمایند و از واحدهای فرهنگی سپاه و جهاد و ارگان های دیگر تقاضا می نمایم. به عنوان یک برادر کوچکتر سخنم را گوش بگیرند و در ماه یا در هفته همیشه یک روز را به عنوان تبلیغات در شهر اعلام کنید و از مردم تقاضا کنید که با رنگ زدن شهر، ح ...

ادامه مطلب  

ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام خمینی(ره) قیام کرد +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تهران پرس، صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.»این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم.حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند.ایران غرق در اندوه و ماتمدراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند.« اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد.روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید.تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد.خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.»در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد.ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختمیکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود.وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد.فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود.سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند.بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آیدمردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند.مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند سام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود، در گفتگو با خبرنگار مهر شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت.وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند.محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) به خبرنگار مهر گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند.اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف عرفانی « من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم، چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم» بود.این شعر را سیداحمد خمینی یاد ...

ادامه مطلب  

لزوم ورود نمایندگان مجلس به موضوع صادرات گاز رایگان به ترکیه/ سند ۲۰۳۰ به دنبال پیاده سازی اسلام آمریکایی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز؛ امام جمعه مبارکه در خطبه های این هفته نماز جمعه این شهر با اشاره به صادرات گاز رایگان کشورمان به ترکیه اظهار کرد: این کوتاهی دولتمردان پذیرفته نیست و نمایندگان وظیفه دارند قاطعانه و جدی به این موضوع ورود کنند.حجت الاسلام والمسلمین محمدجواد محمدی با انتقاد از برخی قراردادها و برنامه های دولت خطاب به نمایندگان مجلس شورای اسلامی ضمن اشاره به درخواست رسیدگی از آنان تأکید کرد: چرا باید روزانه ۳۰میلیون مترمکعب گاز رایگان آن هم به مدت چهارده ماه به خاطر سستی برخی دولتی ها به ترکیه صادر شود.وی با یادآوری قرارداد کرسنت و امضای آن در دوران دولت سابقی که همین وزیر فعلی آن زمان وزیر نفت بوده تصریح کرد: سؤال دیگری که ما از دولت و مجلس داریم اینکه چرا وزیری که این قرارداد ننگین را امضا کرده دوباره در دولت یازدهم رأی می گیرد و وزیر می شود.خطیب جمعه مبارکه ضرر کرسنت را ۵۶ هزار میلیارد اعلام کرد و گفت: همه آن هایی که رسانه و بلندگویی دارند صدای حق مردم را به گوش مسئولان برسانند و از حق الناس دفاع کنند.وی بابیان اینکه نمایندگان و شخصیت ها در مجلس به منش و راه امام راحل آشنا هستند و باید باهمان روش عمل انقلابی انجام دهند تا امروز شاهد این وضعیت اسفبار نباشیم که وزیری که تخلف ملی کرده بازهم وزیر شود و هان راه غلط را ادامه دهد.امام جمعه مبارکه در بخش دیگر خطبه ها با تسلیت وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیه اظهار کرد: آن حضرت همسر رسول گرامی اسلام بود و ۲۵ سال پیامبر را همراهی کرد و ۱۰سال بعد از بعثت رحلت کردند.حجت الاسلام محمدی بابیان فضیلت های ماه مبارک رمضان افزود: اصلاح زمانی صورت می گیرد که انسان درد و درمان را باهم بشناسد.وی بابیان اینکه، وقتی رابطه با خودمان اصلاح شد رابطه باخدا نیز اصلاح می شود ادامه داد: باور توحیدی اصلاح بیرونی و درونی بشر را به دنبال دارد.امام جمعه مبارکه با اشاره به اینکه قیامت محل حدوث نیست بلکه محل ظهور است اضافه کرد: باور توحیدی همان است که انسان وجود خداوند را حس کند که همین باور ریشه فساد را در درون آدمی می خشکاند و نابود می کند.مهم ترین انتظار مردم از مجلس، دولت و قوه قضاییه عدالت استحجت الاسلام والمسلمین مرتضی صانعی در خطبه های این هفته نماز جمعه دیزیچه با اشاره به سالروز ارتحال امام خمینی (ره) است و انتخاب امام خامنه ای به رهبری نظام و حکومت اسلامی ایران تصریح کرد: شرکت در مراسم ارتحال یک وظیفه ای است که بر دوش همه ما است.امام جمعه شهر دیزیچه بابیان اینکه مکتب سیاسی انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران یادگار امام(ره) در بین ما است، گفت: بنیان گذار انقلاب اسلامی یک مکتب سیاسی را به دنیا، علما، خواص و عموم معرفی کرد که موردپذیرش در عرصه داخلی و خارجی قرار گرفت.وی با تأکید بر اینکه در مکتب سیاسی امام راحل معنویت از سیاست جدا نیست، افزود: اگر ما مکتب سیاسی بنیان گذار انقلاب اسلامی را مرور کنیم می بینیم که خود امام(ره) سیاست را با معنویت همراه می کرد.حجت الاسلام صانعی ادامه داد: در کانون مبارزات سیاسی بنیان گذار انقلاب، منبر اصلی رفتار معنویتی امام بود و همه رفتارها و مواضع امام حول محور خدا و معنویت دور می زد.وی بابیان اینکه این سیاستی که برخی از ما ارائه می دهیم بدون معنویت است، خاطرنشان کرد: این مکتب امام خمینی نیست، اینکه ما سکان دار مسئولیت هایی در نظام جمهوری اسلامی ایران باشیم ولی مسائل شرعی و معنوی را رعایت نکنیم، این سزاوار نیست.امام جمعه دیزیچه با اشاره به اینکه اعتقاد و اعتماد به نقش مردم، شاخص دوم مکتب سیاسی امام راحل است، اظهار کرد: امام عزیز اعتقاد راسخ و صادقانه به مردم و نقش مردم داشت و معتقد بود که بااراده پولادین مردم می شود در برابر همه قدرت های متجاوز جهانی ایستاد.وی اضافه کرد: مردمی که با این اراده هشت سال جنگ را اداره کردند به بسیاری از سیاست های استکباری نه گفتند و ثمرات این نه گفتن ها را می بینیم.حجت الاسلام صانعی افزود: مردم پای انقلاب هستند مهم این است که ما مسئولان پای کشور و انقلاب باشیم.وی بابیان اینکه دیگر شاخصه مهم مکتب سیاسی امام پاسداری از ارزش ها است که مظهر آن در تبین مسئله ولایت فقیه است،خاطرنشان کرد: ولایت فقیه جایگاه مهندسی نظام، حفظ خط و جهت دهی نظام و جلوگیری از انحراف به سمت راست و چپ است.امام جمعه دیزیچه گفت: نقش ولایت فقیه این است که در مجموعه پیچیده، روش های گوناگون که برخی از مسئولان برای اداره کشور در نظر دارند، مسیر حرکت نظام را رصد می کند که دچار انحراف از اهداف و ارزش های اسلامی نشوند.وی با تأکید بر اینکه یکی دیگر از شاخصه های مهم مکتب سیاسی بنیان گذار انقلاب مسئله عدالت اجتماعی است، گفت: مهم ترین و اصلی ترین خطوط در مکتب سیاسی امام راحل، عدالت اجتماعی است.حجت الاسلام صانعی ادامه داد: این عدالت اجتماعی در همه برنامه های حکومت هم از قانون گذار، اجرا و قضا باید باشد.وی بابیان اینکه عدالت اجتماعی و پر کردن شکاف های اجتماعی باید موردنظر و هدف باشد، افزود: پر کردن شکاف اقتصادی در بین مردم، رفع تبعیض در استفاده از منابع گوناگون ملی در میان طبقات مختلف مردم مهم ترین وظیفه های مسئولان است.امام جمعه دیزیچه با اشاره به اینکه مهم ترین انتظار مردم از مجلس، دولت و قوه قضاییه، همین شاخصه مهم مکتب سیاسی امام راحل یعنی عدالت است، تصریح کرد: اگر این عدالت اجتماعی باشد، اقتدار ملت تأمین می شود، اصلاح مسائل اقتصادی شکل می گیرد و اگر این عدالت مدنظر مسئولان نه در شعار بلکه در عمل باشد مبارزه با فساد هم به وجود می آید.سند ۲۰۳۰ به دنبال پیاده سازی اسلام آمریکایی استامام جمعه شهر سمیرم در اولین خطبه ماه مبارک رمضان با اشاره به کرامات این ماه پرفیض اظهار کرد: رمضان ماه میهمانی خدا و تطهیر سرشت انسانیت است.حجت الاسلام حسین رجائی پور با اشاره به ارتحال بنیان گذار انقلاب اسلامی افزود: امیدواریم دولتمردان در بزرگداشت این روز بزرگ بیشتر از گذشته تلاش کنند.وی از سوال مردم از سند ۲۰۳۰ در ملاقات ها و تماس های تلفنی ستاد نماز جمعه خبرداد و گفت: این سند طرحی آمریکایی با پشتوانه صدها کارشناس برای دستیابی به خواسته های خودشان است.خطیب نماز جمعه سمیرم تصریح کرد: سند ۲۰۳۰ سندی برای جایگزینی نظام آموزشی کشور بوده و یک قانون بین المللی برای جامعه جهانی است که خود فرانسه، کشورهای اروپائی و امریکا که تصویب کننده آن بوده آن را امضا نکرده و ایران به عنوان سومین کشور پس از لبنان و عربستان متعهد به اجرای آن شده است.وی خاطرنشان کرد: سند ۲۰۳۰ تنها به مقوله فرهنگی نپرداخته و زمینه های مختلف را در بر دارد که اگر چنین اتفاقی برای نظام آموزش و پرورش ما رخ دهد خطر ما را تهدید خواهد کرد.حجت الاسلام رجائی پور گفت: سند ۲۰۳۰ که دولتمردان بدون تصویب مجلس شورای اسلامی تصویب کردند به دنبال قرار دادن اسلام آمریکایی در برابر اسلام ناب محمد است.وی با انتقاد از رئیس مجلس در برابر اظهار اخیر وی پیرامون سند ۲۰۳۰ اظهار کرد: این سند از لحاظ قانونی و شرعی ایراد داشته و خلاف اصل دوم و چهارم قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران است.امام جمعه سمیرم افزود: یک قانون گذار چگونه این سند را بدون ایراد خوانده، در حالی که خلاف قانون ما بوده است، من پیشنهاد می کنم قانون اساسی را یک بار به طور دقیق مطالعه کنند.وی سند ۲۰۳۰ را ناقض اصل ۷۷ قانون اساسی برشمرد و تصریح کرد: امروز باید قانون گذاران مجلس باید پس از منویات مقام معظم رهبریریال از خود دفاع کرده و اجازه ندهند عهدنامه ای بدون تصویب نمایندگان مردم در مجلس، به اجرا برسد.کنترل زبان از ریاضت های سخت ماه رمضاننماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان در خطبه های نماز جمعه این شهرستان در مصلای حضرت بقیه الله الاعظم اظهار کرد: روزه ماه رمضان، سه سطح عام، خاص و خاص الخاص دارد که اجتناب از خوردن و آشامیدن، اولین سطح آن و روزه عوام است.آیت الله عبدالنبی نمازی، رسیدن به مقام روزه خاص را مستلزم حفظ چشم و گوش و زبان و سایر اعضا و جوارح از گناه عنوان کرد و افزود: کنترل زبان، از ریاضت های بسیار سخت است.وی تصریح کرد: آن روزه ای که مد نظر قرآن است، روزه خاص الخاص بوده که در آن مقام، روزه دار حتی فکر گناه را هم نمی کند.عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به نامگذاری اول تا هفتم خرداد ماه به عنوان هفته بهره وری در کشور اظهار کرد: بهره وری همان اقتصاد مقاومتی مدنظر رهبر انقلاب است.امام جمعه کاشان بیان کرد: بهره وری، سیاستگذاری برای بهره برداری از سرمایه های مادی و معنوی بالقوه و بالفعل است و بالابردن قدرت سیاستگذاری، لازمه پیشرفت در مسیر تحقق تمدن اسلامی ایرانی است.به گفته وی، آمار رسمی مجامع علمی، ساعات کار مفید در صنایع ما را حدود یک دهم کشورهایی مانند ژاپن اعلام می کنند.عضو ارشد جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در بخش دیگری از خطبه ها، سالروز تاسیس مجلس شورای اسلامی در سال 1359 را گرامی داشته و به بازخوانی بخشی از پیام امام خمینی(ره) به مناسبت افتتاح مجلس پرداخت.وی همچنین به 11 خرداد، روز جهانی کودک اشاره کرد و گفت: سازمان ملل در سال 1945 میلادی این روز را نامگذاری کرد که اولین اقدام آنها در این زمینه تشکیل صندوق حمایت از کودکان بود.امام جمعه کاشان ادامه داد: امروزه بشریت شاهد بیشترین جنایت ها علیه کودکان مظلوم و بی دفاع در کشورهایی چون یمن، سوریه، عراق و فلسطین است که در آتش خشم مدعیان حقوق بشر جان داده و جهان تنها نظاره گر این ماجرا است.شخصیت امام خمینی سلسله جنبان نهضت های انقلابی استامام جمعه خور در خطبه های نماز جمعه این شهر با تسلیت سالروز ارتحال حضرت امام خمینی(ره) با اشاره به ابعاد شخصیتی ایشان گفت: شخصیت والای بنیان گذار جمهوری اسلامی آن چنان با عظمت، تابنده و درخشنده شد که تمام انقلابیون عالم فارغ از هر دین و آئین و مذهب و عقیده ایشان را به عنوان سلسله جنبان نهضت های انقلابی تاریخ معاصر می شناسند.حجت الاسلام و المسلمین سید احمد مهدی نژاد افزود: انقلاب اسلامی باعث تجدید قوای اسلامی و قوت مسلمانان شد، امام با کمک مردم و شهدا اسلام را تجدید کرده و مانع پیاده سازی تفکرات لائیک شدند.وی افزود: هر کس بخواهد انقلابی باشد باید اعتقاد به امام و راه امام را سرلوحه کار خود را قرار دهد، همه سخنان امام (ره) در صحیفه نور موجود بوده و مواضع ایشان در مورد آمریکا و منافقین موجود است، مطالعه آن باعث شناخت آرمان های امام(ره) خواهد شد.خطیب جمعه خور افزود: رهبر معظم انقلاب مسأله تحریف آرمان های امام (ره) را مطرح کردند، عده ای ادعای امام دوستی داشته اما فکر و ذکر و خیالشان با غرب است، مردم با این افراد سازش نخواهند کرد.مهدی نژاد با اشاره به بیانات رهبر فرزانه انقلاب در جلسه انس با قرآن گفت: عده ای انسان های نالایق سرنوشت مجامع اسلامی را به دست گرفته که به ظاهر معتقد به قرآن بوده اما به محتوای آن عقیده ندارند.وی افزود: این افراد با کفار مأنوس بوده و خیال می کنند با پول می توانند صمیمیت دشمنان را جلب کنند اما نمی دانند زمانی که سودی برای آن ها نداشته باشند دور انداخته خواهند شد.حجت الاسلام و المسلمین مهدی نژاد تصریح کرد: باید در اعلام دین داری صراحت داشت، مسئولان در زمینه ذکر مبانی اسلامی صریح باشند و با صراحت بر آرمان ها و عقاید تاکید کنند.بی اعتمادی به قدرت های مستکبر جهانی از ویژگی های امام خمینی بودامام جمعه شهر محمدآباد در خطبه های امروز نماز جمعه این شهر به سالگرد رحلت حضرت امام و قیام ۱۵ خرداد اشاره کرد و گفت: امام راحل حق بزرگی بر ملت ایران دارد، او برای کشور ما، استقلال،آزادی، عزت، رشد و شکوفایی را به ارمغان آورد.حجت الاسلام سید جسین هاشمی ادامه داد: زمانی که ملت ما در خط امام حرکت کند و پایبند به مکتب امام باشند هیچگاه شکست نخواهند خورد و در غیر این صورت از دشمنان سیلی خواهند خورد.وی با بیان این که برای پایبند بودن به مکتب امام باید به اصول مکتب ایشان آشنا بود؛ افزود: یکی از این اصول اثبات اسلام ناب محمدی و نفی اسلام آمریکایی است.خطیب جمعه محمد آباد تصریح کرد: اسلام امام خمینی ...

ادامه مطلب  

پسر شهیدم وصیت نامه نوشت تا نگویند برای پول رفت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع پرس، در طی تفحص های صورت گرفته از دوران دفاع مقدس تا به امروز، هزاران پدر و مادر شهید با گام گذاشتن در معراج الشهدا بر چشم انتظاری پایان دادند. این بار نوبت به مادر و پدر شهیدی رسیده است که پس از 33 سال انتظار به معراج الشهدا آمدند. مادر شهید «سید مهدی غلامی» که آرامش خاصی در نگاهش پیداست، می گوید: «افتخار می کنم که همسر، پسران و دامادم در جبهه حضور داشتند. مهدی و چند تن از پسرهای اقوام با وجود سن کم، به فرمان امام (ره) لبیک گفتند و عازم جبهه شدند. در میان آن ها 5 تن شهید شدند. مهدی 14 ساله بود که به جبهه رفت و در سن 18 سالگی پیکرش مفقود شد. در طی مدت حضورش در عملیات ها چندین مرتبه مجروح شد اما مجددا به جبهه بازگشت. پسرانم در دوران جنگ به خوبی یکدیگر را ندیدند. هر کدام که به مرخصی می آمد، آن یکی اعزام می شد. دو سالی می شد که فرزندانم دور هم جمع نشده بودند. وقتی پسر بزرگم به جبهه می رفت، همسر و فرزندش را به خانه خودمان می آوردم تا تنها نباشند. نمی خواستم نبود پسرم به خانواده اش فشار بیاورد. دامادم «منصور غلامی» هم که دو فرزند داشت، به جبهه رفت و شهید شد. سرنوشت جنگ اینگونه بود. اکثر خانواده ها نیز همچون ما طعم تنهایی و دلتنگی را چشیدند و روزهای تلخی را گذراندند اما حیف امروز برخی قدر نمی دانند و هر کاری که دوست دارند انجام می دهند. هر بار که می خواستم، مهدی را به ازدواج راضی کنم، برادرش به شوخی می گفت که گول نخور! می خواهند از خدا جدایت کنند. در نهایت هم قسمت نشد تا مهدی را در رخت دامادی ببینم.» در حین گفت و گو، تمام حواس و نگاه مادر شهید، به دخترانش بود که گوشه ای از حسینیه معراج نشسته و با صدای بلند گریه و شیون می کردند. نگاهش را از اطراف می گیرد و ادامه می دهد: «دوست ندارم دخترانم بلند گریه کنند. در طی این سال ها نیز هیچ کس اشک من را ندید. برخی گفتند که مادری بی تفاوت هستم اما من به وصیت فرزندم عمل کردم. من روزها با مهدی درد و دل می کنم و هیچ کس صدای من را نمی شنود. از سوی دیگر با خدا معامله کردم. مهدی در وصیت نامه اش از من خواسته بود که اگر دلتنگش شدم برای امام حسین (ع) گریه کنم. بعد از شهادتش، پسر بزرگم ساک و وسایلش را به خانه آورد. وصیت نامه ای که چند روز قبل از آغاز عملیات نوشته بود، داخل ساک قرار داشت. وصیت نامه بسیار زیبایی دارد. با خواندن وصیت اش، بی تابی هایم فروکش کرد. در وصیت نامه اش به شرایط امروز اشاره کرده که نمی خواهد برخی بگویند که او برای پول به جبهه رفته است. درست مثل شرایط امروز که برخی کنایه هایی را به خانواده های مدافع حرم می زنند. همچنین نوشته بود که می خواهد بدنش در میدان نبرد بماند و به خواسته اش رسید. از آنجایی که خط شکن بود، ابتدای عملیات در باتلاقی فرو می رود و حالا پس از 33 سال استخوان هایش برگشته است. در دوران مفقودی پیکر مهدی، چند مرتبه به خواب من و پدرش آمد. جالب است که خواب من و پدریش یکسان بود. هر دو مهدی را در رودخانه ای با لباس سفید دیدیم که در آب بازی می کند و از ما می خواهد که ما برویم و خودش در آب بماند. در سال های ابتدایی مفقودی پیکر مهدی، چند مرتبه به خواب من و اطرافیان آمد و گفت که از من نخواهید تا برگردم و صبر داشته باشید. با بازگشت اسرا یقین یافتم که مهدی شهید شده و حکمتی در مفقودی او وجود دارد. به همین خاطر اصراری بر بازگشت پیکرش نکردم و حالا پس از 33 سال خداوند پاداش صبرم را با بازگشت پیکر مهدی به من داد.» هر بار که مادر در میان صبحت هایش اشک در چشمش حلقه می زند، با کمی مکث بغض را می خورد و سخنانش را ادامه می داد. این بار به دخترهایش گوشزد می کند که با صدای بلند شیون نکنند. مادرشهید خطاب به ما می گوید: «موهایم از دوری و دلتنگی مهدی سفید شد اما از رفتنش به جبهه پشیمان نشدم. اگر امروز هم زنده بود، می دانم که برای دفاع از حرم آل الله عازم سوریه می شد». مادر شهید به شو ...

ادامه مطلب  

ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد  

درخواست حذف این مطلب
بیست و هشتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) بهانه ای است برای بازخوانی اتفاقات رخ داده در چند روز رحلت، تشییع و انتخاب جانشین بنیان گذار کبیر انقلاب؛ روزهایی که ایران سوگوار روح خدا بود.به گزارش سرویس سیاسی عصرهامون به نقل از مهر، صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.» این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم. حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند. ایران غرق در اندوه و ماتم دراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند. « اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد. روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید. تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد. خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.» در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد. ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختم یکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) به خبرنگار مهر گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود. وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد. فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود. سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند. بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آید مردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند. مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودندسام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود، در گفتگو باخبرنگار مهر شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت. وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند. محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) به خبرنگار مهر گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند. اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف ع ...

ادامه مطلب  

راز عدم ازدواج حضرت معصومه (س)  

درخواست حذف این مطلب
حضرت معصومه در یک نگاهحضرت فاطمه معصومه(س) در اول ذیقعده ۱۷۳ در مدینه منوره چشم به جهان گشود. پدر بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) و مادر گرامی اش نجمه خاتون است. او از کودکی تا جوانی تحت تربیت پدر بزرگوارش و برادر مکرّمش حضرت رضا(ع) قرار داشت و در علم و تقوا و پاسخ به پرسش های مراجعان به مقامی رسید که مدال افتخار فداها ابوه از پدر خود دریافت داشت. بعد از ورود حضرت رضا (ع) به مرو آن حضرت نامه ای را به وسیله یکی از غلامان خویش برای خواهرش فرستاد که با رسیدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه(س) آماده سفر گشت.[۱] آن حضرت در سال ۲۰۱ هجری به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادی، قاسم، زید) و تعدادی از برادرزادگان و کنیزان روانه خراسان شدند.[۲]هنگامی که موکب حضرت معصومه(س) به ساوه رسید، عده ای از دشمنان اهل بیت، به اشاره مأمون عباسی راه را بر آنان بستند و در یک درگیری نابرابر، تمام برادران و بیشتر همراهان او به شهادت رسیدند و حضرت معصومه(س) بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولی بر اثر مسمومیت[۳] بیمار گشت. در روز ۲۳ ربیع الاوّل ۲۰۱ هجری فاطمه معصومه(س) وارد قم شد و ناقه حضرت در محلی که امروز به نام میدان میر نامیده می شود، زانو به زمین زد و این افتخار نصیب موسی بن خزرج ، بزرگ اشعریان، شد تا هفده روز میزبان دختر، خواهر و عمه امام باشد.آن بانو سرانجام در روز دهم ربیع الثانی ۲۰۱ هجری از دنیا رحلت کرد و با تجلیل فراوان مردم قم، و به وسیله دو فرد ناشناس، به خاک سپرده شد.[۴]اهمیت ازدواج در اسلامپیش از ورود به مبحث اصلی این مقاله، باید یاد آورشویم که در اسلام بر امر ازدواج تأکید و سفارش فراوان شده است؛ تا آنجا که در قرآن، این معجزه ماندگار الهی، آیات متعددی در این باره وجود دارد؛ از جمله می فرماید: )وَأَنْکِحُوا اْلأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللّهُ واسِعٌ عَلیم([۵]؛ باید مردان بی زن و زنان بی شوهر و کنیزان و بندگان خود را به نکاح درآورید. اگر آنان فقیر باشند، خداوند آنان را از فضل خویش بی نیاز خواهد ساخت؛ زیرا خداوند وسعت دهنده و داناست.خداوند در آیه دیگری می فرماید: و از نشانه های او (خداوند) اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید و در میان شما مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر کنند.در روایات نیز تعبیرات تأمل برانگیزی درباره ازدواج آمده است که به راحتی نمی توان از کنار آن گذاشت. پیامبر اکرم(ص) فرمود:اَلنِّکاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلیس مِنّی[۶]؛ ازدواج سنت من است؛ هر کس از سنت من رو بگرداند، از من نیست. زنی به امام باقر(ع) عرض کرد: من زن تارک دنیا هستم. حضرت فرمود: منظورت از ترک دنیا چیست؟ عرض کرد: نمی خواهم هرگز ازدواج کنم. حضرت پرسید: چرا؟ عرض کرد: دنبال کسب فضیلت هستم. حضرت فرمود: از این کار دوری کن. اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه از تو به آن سزاوارتر بود. هیچ کس نیست که در فضیلت بر او سبقت گیرد.[۷]آن حضرت در جای دیگر فرمود: ما بُنیَ فِی الاِسلامِ بِناءً اََحَبُّ الِی اللهِ وَ اَعَزّ مِنَ التَّزویجِ[۸]؛ هیچ بنای در اسلام محبوب تر و عزیز تر از ازدواج در نزد خداوند نیست.از طرف دیگر، عزب بودن و مجرد زندگی کردن به شدّت نکوهش شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: شَرارُکُمْ عُزَّابُکُمْ، رَکْعَتانِ مِنْ مُتَأهِّلٍ خَیْرٌ مِنْ سَبعینَ رکْعَهً مِنْ غیْرِ مُتَأهِّلٍ؛[۹] بدترین شما، عزب ها (و بی همسران) هستند. دو رکعت نماز فرد متاهّل، بهتر است از هفتاد رکعت نمز غیر متأهل.حال این پرسش رخ می نماید که حضرت معصومه(س) با آن مقام علمی و آگاهی ای که از دستور های اسلام و سنّت پیامبر اکرم(ص) داشت، چرا ازدواج نکرد و تشکیل خانواده نداد؟ از طرف دیگر، بر اثر موقعیت علمی و معنوی و زیارتی آن حضرت، بسیاری از دختران امروز آن حضرت را به عنوان اسوه برای خود پذیرفته اند که روشن نشدن راز ازدواج آن حضرت، ممکن است بهانه ای برای فرار از ازدواج باشد.این نکته را هم اضافه کنیم که نه تنها حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد، بلکه هیچ یک از دختران موسی بن جعفر ازدواج نکردند. بررسی نظریات مختلفاحتمالات و نظریات مختلفی برای ازدواج نکردن آن حضرت بیان شده است که به برّرسی و صحت و سقم هر یک می پردازیم.۱. وصیّت موسی بن جعفر(ع)یکی از احتمالات که در واقع یکی از پاسخ ها به پرسش فوق است، این است که خود حضرت موسی بن جعفر به دخترانش وصیت کرده تا ازدواج نکنند!ابن واضح یعقوبی طرفدار این نظریه است. سخن او در این باب چنین است: موسی بن جعفر را هیجده پسر و ۲۳ دختر، پسران عبارت بودند از : علی رضا، ابراهیم، عباس، قاسم، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، عبیدالله، حمزه، زید، عبدالله، اسحاق، حسین، فضل و سلیمان.موسی بن جعفر وصیت کرد که دخترانش شوهر نکنند و هیچ کس از آنان شوهر نکرد، مگر ام سلمه که در مصر به ازدواج قاسم بن محمد بن جعفر بن محمد در آمد و در این باره میان قاسم و خویشاوندانش جریان سختی پیش آمد؛ تا آنجا که قاسم قسم خورد که جامه از وی دور نکرده است و جز آنکه عقد موقتی بسته شده برای محرمیّت در مسیر رفتن به حج رفتن منظوری نداشته است.[۱۰]در پاسخ به سخنان یعقوبی اولاً، باید گفت: چنین وصیّتی برخلاف سنت رسول الله(ص) و سیره امامان اهل بیت عصمت و طهارت است و هرگز چنین وصیتی از امام معصوم صادر نمی شود.ثانیاً، متن وصیت حضرت موسی بن جعفر غیر از آن چیزی است که یعقوبی ادّعا دارد. برای قضاوت در این زمینه، ابتدا متن وصیت حضرت را مرور می کنیم. ابراهیم بن عبدالله از موسی بن جعفر(ع) نقل کرده که آن حضرت جمعی را مانند اسحاق بن جعفر، ابراهیم بن محمد و جعفر بن صالح و … را بر وصیت خود شاهد گرفت و فرمود: اُشْهِدُ هُمْ اَنّ هَذِهِ وَصِیَّتی … اَوصَیْتُ بها اِلی عَلَیٍٍّ اِبْنی … و اِنْ اَرادَ رَجَلٌ مِنْهَم اَنْ یُزَوِّجَ أختَهُ فَلَیْسَ لَهُ اَنْ یُزَوِّجَها الاّ بِاِذْنِهِ وَ اَمْرِهِ … وَ لا یُزَوِّجَ بَناتی اَحَدٌ مِنْ اِخْوتِهِنَّ وَ مِنْ اُمّهاتِهِنَّ وَ لا سُلْطانٌ وَ لا عَمِلَ لَهُنّ اِلاّ بِرأیِهِ وَ مَشْوَرتهِ ، فَاِنْ فَعْلُوا ذلِکَ فَقَدْ خالَفُوا الله تَعالی وَ رَسُولَهُ (ص) وَ حادُّوهُ فی مُلْکِهِ وَ هُوَ اَعْرَفُ بِمنالحِ قَوْمِهِ اِنْ اَرادَ اَنْ یَزَوِّجَ زَوَّجَ، وَ اِنْ اَرادَ اَنْ یَتْرَکَ تَرَکَ…[۱۱]؛ شاهد می گیرم آنها را که این وصیّت من است که به فرزندم علی وصیت کرده ام… (از جمله وصیتم این است) اگر مردی از شما خواست خواهرش را شوهر دهد، این حق را ندارد، مگر با اجازه و فرمان او (علی) و نه دختران من (حق دارند) که یکی از خواهران خود را شوهر دهند و یا مادران آنها و نه سلطانی، و نه کاری برای آنها انجام دهد، مگر اینکه با نظر و مشورت او (علی) باشد. اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، به راستی با خدا و رسولش مخالفت و در سلطنت او منازعه کرده اند و او (حضرت رضا) به مصالح قومش در امر ازدواج آگاه تر است. اگر خواست به کسی شوهر دهد، شوهر می دهد و اگر خواست رد کند، رد می کند.در این وصیت نامه، حضرت موسی بن جعفر(ع) با صراحت به فرزندان اعلام می دارد که حجّت خدا بعد از او علی بن موسی(ع) است و خواهران باید در هر کاری از جمله مسئله ازدواج از او اطاعت کنند و هر فردی را که علی بن موسی مناسب دید، آنان با او ازدواج کنند؛ چرا که آن حضرت به مسائل ازدواج آگاه تر و به وضعیت بستگان آشنایان آشناتر است. در اینجا هرگز سخن از ترک ازدواج دخترا ...

ادامه مطلب  

هنگام ضربت خوردن امام علی (ع) در نمار صبح، امام حسن و امام حسین کجا بودند؟  

درخواست حذف این مطلب
مداحان می خوانند که پس از شهادت علی (ع) ایشان پیش امام حسن و امام حسین رفتند. آیا در نماز صبح این بزرگواران در نماز پدر در مسجد حاضر نبودند؟ مستندات تاریخی چه می گویند؟پاسخ اجمالیروایاتی که در باره ضربت خوردن حضرت علی (ع) و حضور امام حسن و امام حسین (ع) وارد شده است،متعدد است. به همین جهت چند احتمال در این بحث تصور می شود:1.ضربت خوردن امام علی (ع) در خارج مسجد بوده است.که بنا بر این احتمال می توان گفت اگر امام حسن و امام حسین در آن لحظه در کنار پدر نبوده اند به این دلیل بوده است که امام علی (ع) قبل از امام حسن و امام حسین به سوی مسجد حرکت کرده بودند.2. ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد و در حین نماز بوده است که روایات متعددی در تأیید این احتمال و نظر وجود دارد. بنا بر صحت این دسته در باره حضور امام حسن و امام حسین دو احتمال وجود دارد:1. امام حسن و امام حسین (ع) در مسجد در هنگام نماز و ضربت خوردن پدر بزرگوارشان حضور داشتند.2. امام حسن و امام حسین در هنگام نماز و ضربت خوردن پدر بزرگوارشان حضور نداشتند.در باره احتمال دو م (عدم حضور در موقع نمار و ضربت خوردن ) باید بگوئیم:اولا: مستند معتبری ندارد تا ما به بحث در آن بپردازیم.ثانیاً: بسیاری از خطباء روایت می کنند که در موقع ضربت خوردن امام (ع)، حسنین (ع) در مسجد حضور داشتند و ایشان را به منزل آوردند و ام کلثوم با دیدن پدر در آن حالت، گریه و ناله سر داد!.ثالثاً: شیخ طوسی روایت می کند :” وقتی ابن ملجم می خواست به امام على (ع) ضربه بزند، شخص دیگری با او همدست بود که ضربه اش به دیوار برخورد کرد، امّا ضربه ابن ملجم به آن حضرت اصابت کرد. و در حالی که امام در سجده بود، بر سر آن حضرت فرود آمد. و حسن و حسین آمدند و ابن ملجم را گرفته و در بند کردند.”بنا بر این ادله باید گفت که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) در هنگام ضربت خوردن امام علی (ع) در مسجد بودند.اما بنا بر این احتمال که امام حسن و امام حسین در هنگام نماز و ضربت خوردن پدر بزرگوارشان حضور نداشتند. ممکن است به این دلیل بوده است که امام علی(ع) هنوز فریضه صبح را شروع نکرده بودند و مشغول نماز مستحبی بوده اند و فرزندان ایشان قصدشان حضور برای فریضه صبح بوده است ولی در همان نماز مستحبی ضربت ابن ملجم بر ایشان وارد شده است.پاسخ تفصیلیدر پیشینه شهادت امام علی (ع) قضیه ای که مسلم است و باید مورد توجه قرار گیرد این است که سه تن از خوارج ( ابن ملجم و همدستانش ) نقشه کشیده و تصمیم گرفتند امام علی(ع) ، معاویه و عمرو عاص را همزمان در شب نوزده ماه مبارک ترور کرده به قتل برسانند.وقتی به گزارشاتی که متعرض جریان ترور معاویه و عمرو عاص شده اند مراجعه می کنیم در آنها چنین آمده است:1. ترور معاویه: در حالی که معاویه در سجده بود برک ضربه ای به او وارد کرد و از آن به بعد بود که در هنگام نماز برای خلفاء محافظ می گذاشتند، بعد از این واقعه معاویه به منظور محافظت از خود از “المقصوره”(محراب) استفاده می کرد. ” [1] 2. عمرو بن بکیر (بکر) منتظر عمرو عاص ماند اما او به خاطر درد شکم ، در آن شب از منزلش خارج نشده بود و به جای او خارجة بن حذاقة العدوی با مردم نماز خواند، بکر به گمان اینکه او عمر عاص ایت ضربه را بر او وارد کرد و او را کشت. [2] 3. درباره ضربت خوردن حضرت علی (ع) و حضور امام حسن و امام حسین (ع) وارد شده است، چند احتمال وجود دارد:احتمال اول: این که ضربت خوردن امام علی (ع) درخارج مسجد بوده است.که بنا بر صحت این احتمال می توان گفت اگر امام حسن و امام حسین در آن لحظه در کنار پدر نبوده اند به این دلیل بوده است که امام علی (ع) قبل از آنان به سوی مسجد حرکت کرده بودند. آنان قصد داشته اند که بعداً برای شرکت در نماز جماعت صبح به مسجد بروند که ابن ملجم مهلت نداده است.احتمال دوم: ضربت خوردن امام علی (ع)در مسجد و در حین نماز بوده است دلائل و روایات متعددی بر این احتمال تأکید دارند از جمله:1. امام سجاد (ع) فرمودند: وقتی ابن ملجم می خواست به امام على (ع) ضربه بزند، شخص دیگری با او همدست بود که ضربه اش به دیوار برخورد کرد، امّا ضربه ابن ملجم به آن حضرت اصابت کرد. و در حالی که امام در سجده بود، بر سر آن حضرت (جایى که قبلاً نیز در جنگها زخم برداشته بود.) فرود آمد. در آن هنگام حسن و حسین آمدند و ابن ملجم را گرفتند و در بند کردند.”[3] 2. در کنزالعمال در باب فضائل علی (ع) آمده است: هنگامی که حضرت علی (ع) سر از رکوع برداشت، ابن ملجم (با شمشیر ) ضربه خود را وارد کرد. حضرت به کنار رفت و فرمود: نمازتان را تمام کنید و کسی را مقدم (امام جماعت) نکرد.[4] 3. تاریخ دمشق در شرح حال امام علی(ع)آورده است: عبدالرحمان بن ملجم در حالی که آشفته بود در نماز صبح علی (ع) را به وسیله شمشیری که سمّی بود ضربت زد …[5] و همچنین گفته است: عبدالرحمان بن ملجم، در نماز صبح علی (ع) را به وسیله شمشیری که سمّی بود، از روی آشفتگی ضربت زد و علی (ع) همان روز از دنیا رفت و در کوفه دفن شد. [6] 4. ابن ابی الدنیا در مقتل امیرالمؤمنین (ع) گفته است: علی (ع) بیرون آمد و تکبیرة الاحرام نماز را گفت، سپس یازده آیه از سوره انبیا را قرائت کرد، سپس ابن ملجم ضربتی را بر وسط سرش زد…[7] و همچنین می گوید: وقتی که ابن ملجم امام علی (ع) را در در نماز بود، ضربت زد، عقب رفت سپس جعده را به جلو فرستاد و با او (جعده) مردم نماز خواندند…[8] 5. ما روایتی پیدا نکرده ایم که به صراحت شهادت امام علی (ع) را در محراب نفی کند. بلکه نهایت چیری که در روایات آمده است این است که ابن ملجم متعرض امام شد، یا ...

ادامه مطلب  

مهم ترین توصیه های امام علی(ع) پس از ضربت خوردن چه بود؟/ پاسخ از رهبر معظم انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
مهم ترین توصیه های امام علی(ع) پس از ضربت خوردن چه بود؟/ پاسخ از رهبر معظم انقلاب امیرالمؤمنین (ع) بعد از ضربت خوردن در شب نوزدهم وصیت کوتاهی دارد. سال های آخر عمر را می گذراند و می خواهد به فرزندانش، به اهل کوفه و به مسلمانان سرگشته آن روزگار و به همه تاریخ پیامی را خلاصه کند و بدهد. آن پیام در یک صفحه می گنجد. به گزارش تسنیم، «آداب روزه داری، احوال روزه داران» شامل گزیده ای از مجموعه توصیه ها، نصایح، مواعظ و تحلیل های رهبر انقلاب، یکی از بهترین نمونه ها در تبیین دقایق و ظرائف معارف ماه رمضان است که در فرازهایی از بیانات معظّم ٌله در ماه های رمضان سال های 1369 تا 1390 ارائه شده است. در این اثر که به اهتمام علیرضا مختارپور قهرودی تدوین و از سوی انتشارات انقلاب اسلامی منتشرشده، ضمن حفظ ترتیب زمانی بیانات معظّمٌ له، برای دسترسی آسان تر علاقه مندان به محورهای مباحث، فهرستی جامع از کلیدها و موضوعات متعدد مندرج در این مجموعه ارائه شده است.«آداب روزه داری، احوال روزه داران» نکات مهم معرفتی از سیره علمی و عملی رهبر معظّم انقلاب را در زمینه های مختلف عبادی، اجتماعی و سیاسی از معارف ماه مبارک رمضان در اختیار علاقه مندان قرار می دهد. اگرچه ممکن است این مباحث برای برخی ها عادی و حتی تکراری به نظر بیاید که بارها در متون دینی خوانده اند و از لسان علما و مراجع شنیده اند. در همین کتاب و در فرازی از بیانات رهبر معظّم انقلاب، در قالب نکته ای دقیق و آموزنده به این موضوع پاسخ داده شده است:«از بس اینها را تکرار کرده ایم و شنیده ایم و گفته ایم، برایمان عادی شده است. انسانی به کمال راه پیدا می کند که از بین همین چیزهای تکراری، حقایق را پیدا کند. علم مادی نیز همین طور است. همه در مدت عمرشان دیده اند که وقتی سیب از درخت جدا می شود، به طرف زمین می افتد. دیگر از این کار عادی تر، چیزی در دنیا هست؟! اما یک نفر متوجه شد که این یک پدیده است: چرا سیب پایین می آید؟ چرا از درخت که جدا می شود بالا نمی رود؟ آن وقت نیروی جاذبه کشف شد. یک باب جدید در دانش بشری باز شد. همه این چیزهای عادی زندگی ما از این قبیل است.»در ادامه روزهای گذشته بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در این کتاب درباره مهم ترین توصیه های امام علی(ع) پس از ضربت خوردن ایشان منتشر می شود:امیرالمؤمنین (ع) بعد از ضربت خوردن در شب نوزدهم وصیت کوتاهی دارد که آن را ان شاءالله امروز برای شما ترجمه می کنم. علت هم این است که هر کس سعی می کند لُب افکار، روحیات و نظرات و منش خود را در لحظات آخر زندگی برای بهترین و امین ترین اشخاص بیان کند. امیرالمؤمنین (ع) اعجوبه خلقت، مسلمان درجه اول و تالی تلو نبی اکرم است، مقامات او در آسمان ها بیشترند تا در بین انسان ها، این انسان متصل به ملکوت، این عارف به همه معارف عالیه و راقیه الهی، این مجاهد درجه اول فی سبیل الله که جاهد فی الله حق جهاده همان طور که شایسته جهاد بود، در همه مراحل زندگی، جهاد کرد، آن زاهد، سیاست مدار و زمامدار درجه یک، انسانی با این خصوصیات والا از دنیا می رود. وقت او تنگ است و آن بزرگوار این ضیق وقت را پیش از ضربت خوردن هم می دانست، ضربت که زدند معلوم شد.سال های آخر عمر را می گذراند و می خواهد به فرزندانش، به اهل کوفه و به مسلمانان سرگشته آن روزگار و به همه تاریخ پیامی را خلاصه کند و بدهد. آن پیام در یک صفحه می گنجد و عباراتش خیلی دقیق انتخاب شده است. با چشم معمولی که نگاه کنیم جملات این وصیت گاهی ممکن است به نظر ناهمخوان بیاید. یک جا مطلب بسیار مهمی را از نظر دیدها و تحلیل های معمولی ما بیان می کند، بعد ناگهان مطلبی را که از نظر ما دارای اهمیت چندانی نیست، می گوید اما دید علی بن ابیطالب (ع)، دید الهی است؛ دید صائب است، مثل نگاه خداوند متعال به موجودات عالم است، کوچک و بزرگ در معیار خدایی و در دید علوی، با کوچک و بزرگ در دید ما فرق دارد، لذا اگر کسی با این دید نگاه کند که البته دست ما کوتاه است و از دور تحلیل می کنیم، با همین تحلیل، آن وقت عبارات همخوان است و مطالب، بسیار دقیق تنظیم ...

ادامه مطلب  

فرازهایی از وصیت نامه امام خمینی (ره) درحوزه فرهنگی  

درخواست حذف این مطلب
برگزاری مسابقه کتابخوانی از وصیت نامه امام خمینی (ره)رییس مرکز فرهنگی دانشگاهی امام خمینی (ره): ابلاغ بخش نامه های بهره مندی و کسب امتیازات ویژه ترفیع و ارتقا مدرسان وصیت نامه امام خمینی (ره)کارگاه رهیافت تحلیل به وصیت نامه سیاسی-الهی امام(ره) برگزار شدکتاب «رهیافت تحلیلی به وصیت نامه سیاسی الهی امام خمینی» در نمایشگاه کتاب عرضه می شودجلسه هم اندیشی مرکز فرهنگی دانشگاهی امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی دانشگاه آزاد اسلامیکتاب رهیافت تحلیلی به وصیت نامه سیاسی-الهی امام خمینی(ره) رونمایی شدبه گزارش ایسکانیوز، امام خمینی (ره) بارها در بیانات خود درباره مباحث فرهنگی و ضرورت توجه به این مقوله سخن گفته اند. وی در باره مهجوریت فرهنگ ایرانی و اسلامی در دوران ستمشاهی سخنانی در این رساله ذکر کرده اند و عمده نگرانی شان درباره تهاجم کشورهای غربی از وجه فرهنگی به کشور ماست. امام خمینی در فرازهایی از وصیت نامه خود درباره نفوذ جهان غرب به کشورهای اسلامی به ویژه ایران سخن می گوید و درباره جنگ نرم که امروزه به وسیله شبکه های مختلف و سایت های اینترنتی جایگزین سلاح سرد شده است تذکر می دهند.در بخشی از وصیت نامه ایشان می خوانیم:"و وصیت اینجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار خصوصا عصر حاضر که ویژگی خاصی دارد، آن است که برای تبلیغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقیقی جمهوری اسلامی کوشش کنند. ما اکنون ، در این زمان که دست ابرقدرتها را از کشور خود کوتاه کردیم ، مورد تهاجم تبلیغاتی تمام رسانه های گروهی وابسته به قدرتهای بزرگ هستیم . چه دروغها و تهمتها که گویندگان و نویسندگان وابسته به ابرقدرتها به این جمهوری اسلامی نوپا نزده و نمی زنند."***" ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنه های فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند، درآموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت و از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی دوستان از احکام اسلام و قرآن بر آنها بلکه بر اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند، شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود به دست نادانان و بعضی آخوندهای بی اطلاع از مصالح مسلمین به وجود آورده بودند، خارج نموده اند؛ و آنان که توان جنگ ندارند، در خدمت پشت جبهه به نحو ارزشمندی که دل ملت را از شوق و شعف به لرزه درمی آورد و دل دشمنان و جاهلان بدتر از دشمنان را از خشم و غضب می لرزاند، اشتغال دارند. و ما مکرر دیدیم که زنان بزرگواری زینب گونه - علیها سلام الله - فریاد می زنند که فرزندان خود را از دست داده و در راه خدای تعالی و اسلام عزیز از همه چیز خودگذشته و مفتخرند به این امر؛ و می دانند آنچه به دست آورده اند بالاتر از جنات نعیم است ، چه رسد به متاع ناچیز دنیا. "***" با کمال جد و عجز از ملتهای مسلمان می خواهم که از ائمه اطهار و فرهنگ سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی ، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. از آن جمله دست از فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتهااست ، چه احکام اولیه و چه ثانویه که هر دو مکتب فقه اسلامی است ، ذره ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند و بدانند قدمی انحرافی ، مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی و حکومت عدل الهی است و از آن جمله از نماز جمعه و جماعت که بیانگر سیاسی نماز است هرگز غفلت نکنند، که این نماز جمعه از بزرگترین عنایات حق تعالی برجمهوری اسلامی ایران است . و از آن جمله مراسم عزاداری ائمه اطهار و بویژه سید مظلومان و سرور شهیدان ، حضرت ابی عبدالله الحسین - صلوات وافر الهی و انبیا و ملائکه الله و صلحا بر روح بزرگ حماسی او باد - هیچ گاه غفلت نکنند.و بدانند آنچه دستور ائمه - علیهم السلام - برای بزرگداشت این حماسه تاریخی اسلام است و آنچه لعن و نفرین بر ستمگران آل بیت است ، تمام فریاد قهرمانانه ملتها است بر سردمداران ستم پیشه در طول تاریخ الی الابد. و می دانید که لعن ونفرین و فریاد از بیداد بنی امیه - لعنه الله علیهم - با آنکه آنان منقرض و به جهنم رهسپار شده اند، فریاد بر سر ستمگران جهان و زنده نگهداشتن این فریادستم شکن است . "***"از جمله نقشه ها که مع الاسف تاثیر بزرگی در کشورها و کشور عزیزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زیادی به جا مانده ، بیگانه نمودن کشورهای استعمارزده از خویش و غرب زده و شرق زده نمودن آنان است به طوریکه خود را وفرهنگ و قدرت خود را به هیچ گرفتند و غرب و شرق ، دو قطب قدرتمند را نژاد برتر و فرهنگ آنان را والاتر و آن دو قدرت را قبله گاه عالم دانستند و وابستگی به یکی از دو قطب را از فرائض غیرقابل اجتناب معرفی نمودند! وقصه این امر غم انگیز، طولانی و ضربه هایی که از آن خورده و اکنون نیزمی خوریم کشنده و کوبنده است . "***"و غم انگیزتر اینکه آنان ملتهای ستمدیده زیر سلطه را در همه چیز عقب نگه داشته و کشورهایی مصرفی بار آوردند و به قدری ما را از پیشرفتهای خود وقدرتهای شیطانی شان ترسانده اند که جرات دست زدن به هیچ ابتکاری نداریم وهمه چیز خود را تسلیم آنان کرده و سرنوشت خود و کشورهای خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطیع فرمان هستیم . و این پوچی و تهی مغزی مصنوعی موجب شده که در هیچ امری به فکر و دانش خود اتکا نکنیم و کورکورانه از شرق و غرب تقلید نماییم بلکه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتکار اگر داشتیم ، نویسندگان و گویندگان غرب و شرق زده بی فرهنگ ، آنها را به باد انتقاد و مسخره گرفته و فکر و قدرت بومی ما را سرکوب و مایوس نموده ومی نمایند و رسوم و آداب اجنبی را هر چند مبتذل و مفتضح باشد با عمل وگفتار و نوشتار ترویج کرده و با مداحی و ثناجویی آنها را به خورد ملتها داده ومی دهند. فی المثل ، اگر در کتاب یا نوشته یا گفتاری چند واژه فرنگی باشد، بدون توجه به محتوای آن با اعجاب پذیرفته ، و گوینده و نویسنده آن را دانشمند و روشنفکر به حساب می آورند. از گهواره تا قبر به هرچه بنگریم اگر با واژه غربی و شرقی اسم گذاری شود مرغوب و مورد توجه و از مظاهر تمدن وپیشرفتگی محسوب ، و اگر واژه های بومی خودی به کار رود مطرود و کهنه و واپس زده خواهد بود. کودکان ما اگر نام غربی داشته باشند مفتخر؛ و اگر نام خودی دارند سر به زیر و عقب افتاده اند. خیابانها، کوچه ها، مغازه ها، شرکتها،داروخانه ها، کتابخانه ها، پارچه ها، و دیگر متاعها، هرچند در داخل تهیه شده باید نام خارجی داشته باشد تا مردم از آن راضی و به آن اقبال کنند. فرنگی مابی از سر تا پا و در تمام نشست و برخاستها و در معاشرتها و تمام شئون زندگی موجب افتخار و سربلندی و تمدن و پیشرفت ، و در مقابل ، آداب و رسوم خودی ، کهنه پرستی و عقب افتادگی است . در هر مرض و کسالتی ولو جزئی وقابل علاج در داخل ، باید به خارج رفت و دکترها و اطبای دانشمند خود رامحکوم و مایوس کرد. رفتن به انگلستان و فرانسه و امریکا و مسکو ...

ادامه مطلب  

ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه استان ها- وحید محمدی یکتا: صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.»این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم.حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند.ایران غرق در اندوه و ماتمدراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند.« اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد.روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید.تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد.خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.»در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد.ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختمیکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) به خبرنگار مهر گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود.وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد.فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود.سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند.بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آیدمردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند.مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودندسام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود، در گفتگو با خبرنگار مهر شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت.وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند.محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) به خبرنگار مهر گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند.اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف عرفانی « من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم، چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم» بود.این شعر را سیداحمد خمی ...

ادامه مطلب  

بازخوانی یک مصیبت بزرگ؛ ایران سوگوارِ روح خدا؛ امت در تشییع امام قیام کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598به نقل از خبرگزاری مهر، گروه استان ها- وحید محمدی یکتا: صبح ۱۴ خرداد بود، همه مردم مضطرب و نگران پیر جماران، پیگیر اخبار امام امت از طریق رادیو، تلویزیون و روزنامه ها بودند و مثل همیشه اخبار رادیو را گوش می دادند، که محمدرضا حیاتی، گوینده رادیو و تلویزیون، ساعت ۷ صبح، با بغضی در گلو اعلام کرد: «بسم الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. روح بلند رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلا پیوست.»این گوینده رادیو و تلویزیون در گفتگویی در ۱۲ خرداد ۹۱ گفته بود: آن حادثه تأسف آور روز ۱۴ خرداد سال ۱۳۶۸ هرگز برای من فراموش شدنی نیست، رحلت امام حادثه بزرگی بود و من هم گوینده باسابقه و کهنه کاری نبودم، فردی بودم که به عنوان یک گوینده، زیاد به من بها نمی دادند، حدود ۶ سال سابقه کار در رادیو و تلویزیون داشتم، اگرچه اکثر خبرهای دوران جنگ و دفاع مقدس را من اعلام می کردم، اما گویندگان پیشکسوت دیگری هم برای اعلام خبرهای مهم بودند اما این خواست خدا بود که اعلام خبر ارتحال امام نصیب من بشود و گوینده آن خبر من باشم.حیاتی نمی دانست بغضی که در گلوی وی بود چگونه در عرض چند ثانیه به سراسر ایران منتقل شد، بغض از دست دادن پدری مهربان، امامی استوار، قدرتمند با روحی پرفتوح و عظیم سراسر کشور را فراگرفت، پدر و مادرها گریه و زاری سر دادند، بچه ها غم و اندوه را با تمام وجود لمس کردند، گویی ایران یتیم شده بود، روزنامه ها و رسانه ها نیز از این قاعده مستثنا نبودند و علاوه بر غم و اندوه، در بهت فرورفته بودند.ایران غرق در اندوه و ماتمدراین بین، روزنامه های ۱۴ خرداد تیترهای مختلف و سراسر غم و اندوهی داشتند، « کیهان» با تیتر «جهان اسلام در سوگ امام خمینی» سعی در بیان عمق غم و اندوه ملت مسلمان جهان در فراق یار داشت، آری، همه آزادیخواهان جهان و مبارزان با استکبار جهانی و مظلومان و محرومان و مستضعفین ماتم زده شدند.« اطلاعات» نیز تیتر «امام خمینی به ملکوت اعلی پیوست» را با خط درشت و یک تصویر از امام راحل در صفحه اول قرار داد.روزنامه «جمهوری اسلامی» نیز از تصویر غم و اندوه بازنماند و با تیتر «روح بلند امام به ملکوت اعلی پیوست» به تشریح این خبر حزن انگیز پرداخت، این عکس العمل ها محدود به داخل کشور نمی شد، ژاپن تایمز نیز در مقاله ای با عنوان « رحلت یک ابرمرد» امام خمینی را شخصی خواند که دنیای اسلام را به لرزه درآورد و هر دو ابرقدرت را به مبارزه طلبید.تلویزیون چکسلواکی سابق نیز در روز چهاردهم خردادماه ۶۸، خبر ضایعه جبران ناپذیر ارتحال حضرت امام خمینی را به عنوان «فاجعه ای عظیم» اعلام کرد.خبرگزاری آلمان نیز اعلام کرد: «امروز اکثر شیعیان جهان برای درگذشت مردی که او را مسیح قرن بیستم می دانند عزاداری می کنند.» ، رادیو مسکو نیز گفت: «انسانی چشم از جهان فروبست که مردم ایران را برای پیکار علیه حکومت سلطنتی برانگیخت و به سلطنت دو هزار و پانصدساله ایران خاتمه داد.»در کشور و کف خیابان ها، اما عاشورایی برپاشده بود، مردم بر سر و سینه می زدند، عده ای با شنیدن خبر رحلت امام، از شهرستان ها راهی تهران شدند، ایران سراسر مبهوت و ماتم زده رحلت مردی بود که مسلمین و آزادیخواهان جهان را رهبری می کرد.ساعت ها مقابل تلویزیون اشک می ریختمیکی از اساتید بازنشسته دانشگاه در مورد حال و هوای خود و مردم بعد از رحلت امام خمینی(ره) به خبرنگار مهر گفت: مردم برای شرکت در مراسم وداع با پیر جماران به سوی مصلای تهران حرکت کردند، چشم ها اشک بار و غم و غصه بر همه مستولی شده بود.وی ادامه داد: من ساعت ها مقابل تلویزیون نشسته بودم و اشک می ریختم، منتظر بودم تا کسی در تلویزیون و یا رادیو اعلام کند که خبر رحلت امام دروغ است، کسی تکذیب کند و یا بگویند امام جانی دوباره یافته است، اما این اتفاق هرگز نیفتد.فاطمه تاجیک اضافه کرد: قبل از اعلام خبر رحلت امام(ره) رادیو دائماً قرآن پخش می کرد و همین امر موجب نگرانی من شده بود، چرا این قدر قرآن، چه شده است، رحلت امام بدترین خبری بود که در شرایط آن روز به این ملت می توانست داده شود.سراسر کشور تا پایان هفته تعطیل شد و علاوه بر آن ۴۰ روز عزای عمومی در کشور اعلام شد، گویی گرد غم و اندوه بر کشور پاشیده بودند.بالگرد حامل پیکر امام نتوانست فرود آیدمردم در پی زمان تشییع و تدفین امام(ره) بودند، بالاخره زمان تشییع اعلام شد، همه به تهران آمده بودند، قرار بود وداع ملت صبور ایران با امام بزرگوار صورت بگیرد و سپس مراسم تدفین برگزار شود، همه مردم برای وداع به مصلا آمده بودند.مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودندسام توکلی جعفری که زمان ارتحال امام(ره) ۸ سال بیشتر نداشت و به همراه پدر و مادر خود برای وداع با بنیان گذار جمهوری اسلامی به مصلا رفته بود، در گفتگو با خبرنگار مهر شور و هیجان موجود در مراسم وداع را با دیدگاه بچه گانه خود توصیف کرد و افزود: مادرم مرتباً گریه می کرد، پدرم او را تسلی می داد، مصلا پر از جمعیت بود، مردم قصد بازگشت نداشتند، همه منتظر امام خود بودند، بالگرد حامل پیکر مطهر امام به قصد انتقال امام در جایگاه طراحی شده قصد فرود داشت.وی اضافه کرد: عزاداران با نزدیک شدن بالگرد جلو رفتند، بسیاری از مردم پایه های بالگرد را گرفتند، بالگرد با مشاهده این جمعیت عظیم و رعایت مسائل ایمنی از فرود پشیمان شد و قصد اوج گرفتن داشت ولی جمعیت زیادی که بالگرد را گرفته بودند این امکان را از آن سلب می کردند، بالاخره عزاداران به عقب هدایت شده و مکان فرود بالگرد مهیا شد و بالگرد حامل پیکر امام(ره) به زمین نشست و پیکر مطهر امام را به جایگاه وداع مردمی حمل کردند.محمد مهمان دوست، از شاهدان عینی مراسم وداع با پیکر امام خمینی(ره) به خبرنگار مهر گفت: به عقیده من، علی رغم این که رادیو، تلویزیون و چند روزنامه تنها منابع اطلاع رسانی رسمی در کشور بودند اما اطلاع رسانی بسیار خوبی انجام شد، در ایام تعطیلات رسمی کشور برای ارتحال امام، روزنامه های رسمی چاپ می شدند تا پاسخگوی سؤالات موجود در بین افکار عمومی و نیز روایت دقیق حضور پرشور و حماسی مردم در وداع با رهبر امت باشند.اما بعد از رحلت امام همچنان سرخط رسانه ها در اختیار اخبار روح خدا بود. روزنامه « ابرار» در شماره چهارشنبه ۱۹ خرداد از شعر عارفانه ای خبر داد و از آن به عنوان هدیه عارفانه به عاشقان امام خمینی نام برد که به میلیون ها عزادار هدیه شده است و این شعر، همان شعر معروف عرفانی « من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم، چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم» بود.این شعر ر ...

ادامه مطلب  

آنچه در مورد وصیت و انواع آن باید بدانید  

درخواست حذف این مطلب
وصیت و انواع آن یکی از مهم ترین موضوعات حقوقی است که در این گزارش به بررسی آن می پردازیم.به گزارش آناج به نقل از باشگاه خبرنگاران یکی از مهم ترین موضوعات حقوقی که با ضمانت اجراهای قانونی نیز روبرو شده وصیت و انواع آن است که در این گزارش به بررسی آن می پردازیم.انواع وصیتوصیت به دو نوع تملیکی و عهدی تقسیم می شود:* وصیت تملیکیوصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از فوتش به دیگری به طور مجانی تملیک کند. با این نوع وصیت شخص می تواند تا حدودی تکلیف اموال خود را معین کند. مانند صرف اموال برای ساخت مد ...

ادامه مطلب  

آنچه در مورد وصیت و انواع آن باید بدانید  

درخواست حذف این مطلب
وصیت و انواع آن یکی از مهم ترین موضوعات حقوقی است که در این گزارش به بررسی آن می پردازیم.به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان یکی از مهم ترین موضوعات حقوقی که با ضمانت اجراهای قانونی نیز روبرو شده وصیت و انواع آن است که در این گزارش به بررسی آن می پردازیم.انواع وصیتوصیت به دو نوع تملیکی و عهدی تقسیم می شود:* وصیت تملیکیوصیت تملیکی عبارت است از اینکه کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از فوتش به دیگری به طور مجانی تملیک کند. با این نوع وصیت شخص می تواند تا حدودی تکلیف اموال خود را معین کند. مانند صرف اموال برای ساخت مدرسه دانشگ ...

ادامه مطلب  

زینب جان! در دنیای دیگر زحمات تو را جبران خواهم کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان حضرت امام خمینی (ره) در مورد اهمیت مطالعه وصیت نامه های شهدا می فرماید: «این وصیت نامه هایی را که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید».وصیت نامه سردار شهید جواد رهبر دهقانتاریخ تولد: 1341.3.2تاریخ شهادت: 1365.4.17بسم الله الرحمن الرحیمبه نام خداوند صاحب جلال و بزرگی خداوند کریم و غفار خداوند محمود و خالق یکتا.خدایا! با نام تو این عبد فقیر و ذلیل و مسکین و بی چیز چند خط به عنوان وصیت نامه می نویسم اما چه وصیت کنم؟ ...

ادامه مطلب  

زینب جان! در دنیای دیگر زحمات تو را جبران خواهم کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان حضرت امام خمینی (ره) در مورد اهمیت مطالعه وصیت نامه های شهدا می فرماید: «این وصیت نامه هایی را که این عزیزان می نویسند مطالعه کنید. پنجاه سال عبادت کردید و خدا قبول کند یک روز هم یکی از این وصیت نامه ها را بگیرید و مطالعه کنید و تفکر کنید».وص ...

ادامه مطلب