جامعه شناختی هنر نوین / نگرشی نو بر هنر معاصر (6)  

درخواست حذف این مطلب
سرویس تجسمی هنرآنلاین: قبل از هر چیز باید اشاره کنم که سهروردی در رساله ی منطق هنر، نظریات خود درباره ی فلسفه ی هستی، هنر و قابلیت های انتقال معنی در هنر را با این عقیده پیوند می دهد که چیزی که نام اصل هنری یا معنی مابعدالطبیعه را از وجود خویش ارائه دهد یک معنی و یک بوم هنری است، اما آنچه به جز این باشد و نافی حقیقت، تنها چیزی است که برای اثبات موجودیت فیزیکی خویش خلق شده است، اما در هنر معاصر و در نظریه ی احساس یگانه و یا رمزآفرینی هنر که این احساس خود برخاسته از حیات نامفهوم است، متأثر از همین احساس متمایل به غیر مابعدالطبیعه است و سهروردی کوشیده است نا نشان دهد که میان جوهر هنر و فیزیک در یک ارتباط هنری تنها یک ذات فلسفی است که می تواند پیام رسان باشد. اما چگونه پرسش های فلسفی هنر که هر یک از آغاز یک پیدایشی نظری و منطبق با مفاهیم زبان در سیر تاریخ حیات بشری ریشه دوانده اند قابل بررسی و پاسخگویی اند، مبحثی است که مطابق با زبان به صورت جاری در زمان شکل و ارائه تازه ای از خود بروز می دهند، و لذا این رساله در توجیه مسایل وجودی و هستی شناسی ذات هنر هرگز به بن بست و دیوار بی پاسخی برنمی خورد و تا مسئله کشف و شهود و تا مسئله رمز حیات ابهام و حیرت معنایی دارد، کنکاش در هستی شناسی و پی بردن به ذات و جوهر هنر یک عمق بی انتهایی است که جای بازبینی، طرح سئوال و بررسی معنای تازه ی انسانی را حکم می کند.منطق ذات در هنر در درجه اول خود ذات هستی و امور مداخله گر در شناخت شناسی بشری است و هیچ کدام از سه وجه ذاتی، معارفی و اندیشه ای آن خالی از پرسش نمی ماند، هرچند توضیح بشر از آنها یک توضیح علمی است و یا هر چند که نیروی بازیافت اندیشه یک نیروی متافیزیکی و یا اسطوره ای است، اما توضیحی که سهروردی از امور در معنی می دهد، خارج از قسم اول است، یعنی این توضیح جزء حاکم بر پوسته ی ظاهری ادراک ها نمی باشد و پرسش های فلسفی طرح شده از نظر سهروردی متمایز از توضیح علمی است و عمده اش مبتنی بر ذات است که هیچگاه نمی توان به طور جدی به این پرسش ها نزدیک شد و یا پاسخی درخور برای چرایی هر یک مطرح ساخت.به همین دلیل، درمی یابیم که توضیحات و یا اظهارات و یا ادراکات فلسفی هنر از جمله آنچه خود شیخ اشراق به زبان فلسفی هنر و خارج از محدوده ی ادراکات معمول زبان در زمان توانسته است طرح نماید از جهت صورت به مثابه یک تحلیل از استعاره ی معنی در هنر است و آوردگاه آن برخاسته از چرایی آن چون ذاتی است که در شکل بیرون اندیشه متجلی می گردد.آیا از نظر شیخ اشراق اعتبار مابعدالطبیعه در اندیشه هنرمندانه و فراتر از آن اعتبار فلسفه ی هنر با توجه به بازی معمولی ادراک از هستی هنر صرفاً یک شیوه ی سلبی توجیه پذیر است؟ در پاسخ به این پرسش می توان گفت: شیخ اشراق پاره ای از راه های اثباتی را برای ملاحظه فیزیک و مبنای آن پیشنهاد کرده است. ازجمله، او معتقد است که، گرچه تصاویر غیرمتافیزیکی خالی از تصویرند، یعنی بار کلامی ندارند، اما از طرفی، تفکری که با این تصاویر عرضه می گردند، فوق العاده مهم هستند و این بدان معنی است که توصیف های تأکیدی را بر این اهمیت از حیث نتایج تاریخی در برابر ادعای دیگری از شیخ اشراق بیاوریم. و آنجاست که او در عرصه ی عمل از اعتقاد به طرح فرم و فلسفه در ارائه یک اندیشه پرهیز می کند، شیخ اشراق فلسفه را بیشتر یک شوخی فلسفی می خواند و فلسفه ی هنر را یک اعتبار بیانی در برابر تاریخ، فلسفه و هنر می داند و معتقد است که نخستین علم و یا اصیل ترین پرسش، فلسفه ی چرایی ذات است و ذات نیز خاستگاه اجتماعی اش را در قالب و ارائه های هنری عرضه می کند و از این رو برای اثبات حقیقت در هنر می رود تا به یک باور همگانی برسد و این امر چنانچه خارج از عالم وجود و خارج از بازی های قراردادی با زبان معمول یا عالم گفتار به کار گرفته شود، دیگر، آن زبان نیست انگاری را که صرفاً. و به کمک آن اظهارات مابعدالطبیعه را ساخته اند درباره ی وجود موجودات سخنی سخت گفته اند و از این رو درباره ی هستی که مبحث هستی سنتی از نگاه هنرمند است و فلسفه ای است سنتی، سخنی نمی توان راند و در این طریق باید خاموشی گزید. و همه ی معانی آن را در خاموشی رها کرد. و درباره ی وجود اندیشه ی هنری نه ایجابی و سلبی نه باید دید، پس، بوم و هستی رنگ و آنچه از خامه ی قلم نقاش و تصویرگر ارائه می گردد با آن توصیف از هستی و تفکر، آن گونه که شیخ اشراق ارائه می نماید یک حقیقت نیست! بلکه، یک مجزا است.و این عملی است که در محدوده ی علوم طبیعی است و اشکالی ایجاد نمی کند، اما مشکـل بسیـار بزرگ ایـن است که ایـن درک خود به مثابه بازی نیمه کاره ای است که پایان نپذیرفته باشد.اگر چنانچه معنای هنر را چونان موضوعی که در آن به بیان آورده می شود تعریف کنیم، موضوعی از تعریف هنر تلقی می شود که هنرمند همواره سعی کرده است تا در پیدایش راهی هنری برای آنکه به موضوعیت متن بپردازد از ایفای آنچه در گفتار به آن رسیده است پرهیز کرده است و به ایجاد متن های بدیع و بی سابقه دست یافته است، این مبنای تفاوت فردیت متن با جوهر هنر است.«واگنر» بر آن شده است تا متن های موسیقی را نسبت به متن های تابع شنیداری خویش تعریف کند و این به ادراک و فهم انسانی از موسیقی معطوف می شود به پیدایش نظریه ی واگنر، و این همان متنی است که از معنای اجرای اُپرا و موسیقی به دست می آید و بدان معنی است که هر یک از متن های موسیقی و اُپرایی یک معنای مستقـلی را در متـن خویش نهفتـه دارد و ایـن از نقطه نظر مفهومی به همـان متـن های ناخـوانای موسیـقی شبیـه است که از سیستم های موسیقایی است و هر از چندگاه، نیز هر یک از متون هنری در متن خویش تکثیر می شوند و این تکثیر نماهاست که در تداوم زمان متن ها را که به دنبال یکدیگر می آیند به ثبوت متن، مقیّد به سبک می رسانند و از ترکیب این دو رخداد جدید، پیشاپیش مُفَسرها و منتقدان هنری، اقتضائات متن اثر را تحلیل می کنند و به قضاوت می کشانند و همواره ممکن است این پرسش بشود که چگونه می شود که ممکن است در اثر تلاش و تحرکی در متن و پیدایش یک اثر هنری شکل می پذیرد و همه ی استنباط ها را نفی کند و اگر هیچ متن هنری مسبوق به ارائه استقلال هنری متکی نباشد و این دو یعنی هنر شنیداری و هنر اصیل تجسمی و حتی هنرهای نمایشی نیز هیچ کدام متکی به متن هنری خویش نباشند. بدان معنی است که هنر موسیقی و هنر درام بازگوینده ی معنای متفاوت هستند؟!در هنرهای تجسمی که اجسام به عنوان روان و روح معنی رشدپذیر و شکل یافته می شوند، هر کدام از عناوین و نشانه های رفتاری معنی در خویش به شکل زیبا و دلپسندانه ای که خاستگاه واقعی پیدا کرده باشد برای ملاحظه ی مخاطب به شیئی مبدل می شود که هم دارای حجم است و هم دارای پرده های چشم نواز نور و رنگ، یعنی برخوردار از ویژگی های شناخت روانی صاحب اثر است، در هر شکل و بهر صورتی که تصویر ارائه گردد برای هنرمند تجسمی هیچ تفاوتی ندارد که وجه عظیم هنر را مجزا از نمادهای هنری و بصری خویش بخواهد.در اینجا وظیفه ی هنرمند ایجاد رابطه صحیح فردی از طریق شناخت های فکری است و این رابطه ای است بین انسان، محیط و اشیاء که در این حالت برای هر یک از مضمون های فکری می شود شکل، نماد و یا مأخذ ترسیم کرد.و در این حـال سطـح معیـن هـر شیئـی در نمایـاندن ارزش خودکامگی ها تأثیر اجمالی بر کارها صورت مثبت می یابد و همچنان که زمین می بیند، پی به موجود بودن در اشیاء خواهد برد. و اجمالاً باید اظهار داشت که آنچه می بینیم، هرگونه دلیلی که ارائه گردد معنای غلبه ی احسـاس است بر خصـوصیات بیـرونی هر یک از آثار هنری و خود دلیلی قانع کننده است بر دلالت وجود وضع اولیه در بیان هنری، یعنی اظهار این نظریه که هنر امری غیرشخصی و خصوصی است و این خود به تنهایی نفی رمانتیسم است و همواره هنر همین تأثیر چنـد کثرت گرایی را به همراه دارد. یعنی التزام به امری ورای احساس و دریافت های احساسات های روانی بی شمار و این، راه را برای کشف اهمیت ذهن باز می گذارد. برای اثبات استدلال درباره ی نیروی عظیم حکم حاوی اصل اعتباری پیشینی و مستقل از تجربه ی خاص هنـری خویش بر انسـان. و، چنین بیان شـده است که جز نقد خرد ناب یا اثبات توانایی وجودی تفکر در ظهور خلاقیت ها هرگز بر حکم کردن اثباتی بر حسب اصول، داوری ناقض نداشته باشد، و اگر نتوانست روش حکمی در هنر را در مقام بخش ویژه ای از حضور تفکر دربرگیرنده باشد، چون قدرتی که مربوط به شناخت انسان است و همچنین مدعی است که دارای ارزش و قوه ی بیانی مستقل است، بخشی از قدرتی را که همواره و بیشتر مرتبط است به حکم اثباتی اصل و بلکه در چنین مقامی در والاترین مرتبه ی موضوع تفکر وجود عینی دارد و در باب بحث اثبات حضور در این باب از لحاظ معنی نباید اصول حاکم را آنگونه که نیستند در آنجا مورد نیاز قرار داد.یک نظام فلسفی هستی از باب آنکه زیر عنوان نظام متافیزیک عام قرار دارد و بنظر می رسد که اگر قرار است در آینده به یک نظام نقداندیش تعریف و تفسیر گردد، بنای تقویت چنین اندیشه ای را برای اثبات ظهور قوه ی اجرایی اندیشه در هنر بر یک محور وجودی تفکر باید جستجو کرد. و آن ناحیه ای است که ژرفای خلاقیت بنام اکنون و حاصل تجربه های گذشته، حال و آینده ی فردیست شکل می پذیرد و از این رو شالوده ی قدرت شکل دهنده ی تملک اصلی هریک از اقتدارها تقدم دارد بر این حضور و ظهور اندیشه ای و این طور است که هیچ گاه از بنای نادیده انگاشتن شالوده ی حیات اندیشه نوگرایی وقوع و واقع نمی شود.در همین فضا و بوم اندیشه ای هنرمندانه است که مفهوم زیبایی شناسی و چگونگی های مفهوم و شاخص های اثباتی آن پرسش های بسیاری را برانگیزد، اما هر پرسش از هر متن هنری لاجرم و الزاماً پاسخ هر پرسش را بصورت جواب به دنبال نخواهد داشت و مقام خلقت و خلاقیت های هنری در چگونگی شکل گیری مخلوق هنری در هر صورت پرسش زیبایی شناختی متصور است و منوط به دانستن اثری است که چیزی اثبات و حیاتش را به خود مرتبط نماید و در این اصل، هر اندازه پرسش زیبایی شناسی جدی تر و عمیق تر بیان شود مفهوم اندیشه حضور در مبحث زیبایی شناسی گاهی به مرجعیت تفکر زیبایی شناسی نزدیک تر است. به نحوی که کانون شناخت مفهوم زیبایی از نقطه نظر اهمیت متن در زیبایی شناسی همان معنای کلاسیک حضور متن در اصل رخدادهای هنری مجالی وسیع را برای اتکاء مفهوم به غایت هستی و همان یگانه پرستی در شکل دوم زیبایی معنا بخشد و طبیعت و هنر در حکم غایی مبتنی باشد بر همان اصول ذوق شناسی و زیبایی شناختی در منشاء و ارجاع داده شود به همان متن اصلی هرمنوتیک، یعنی همان جایی که هنر متصور می شود که ظهور و بروزش از حکمیت زیبایی شناختی مفهوم می یابد. و این زیباترین انتقال حکمیت و انعکاس خصوصیت ناخواسته بودن مفاهیمی است که به صورت ظهور شوق و ظهور ذوق به تو ارائه می شود. و صرفاً در مقام مرجعی تو که همان مقام حکم اجرایی نسبت به امکان اصل و نفی اصل بی طرفی باشد، می تواند مشاهده گردد. و، در نتیجه بینهایت ذهن زیبایی نسبت به اجزای اصلی هر رخداد هنری باشد.و در نهایت بر حسب تکیه به چنین مفاهیم و معنایی است که اصول و اصل حاکمیت و مشاهده ی معنی واژه ی «زیبا» مفهومی ورای معنای مرجعی و تفسیری می یابد و غایت شناسانه ی آن بر اصولی استوار می گردد که به تولید بالفعل استحکام بخشد و این بدون اشاره به مفهوم شکلی است که مشکل معنای تولید را برای بالفعل شدن در آثار هنری به وجود می آورد. و نحوه ای است برای بیان مفاهیم بالفعل شدن و مشکلی است برای تعیین شیوه های اجرایی آثار هنری در محدوده ی تولید یک محصول هنری و در اینجا به اختصار با اشاره به تکیه بر مرجعیت مفهومی متن اثر می توان در معنایی راستین از نگاشتن و یا زمان بندی بهره ای تازه یافت و به تفصیل خواهیم گفت که زبان متناظر است بر فهم های بشری و فاهمه بخودی خود هیچگاه شایستگی آن را ندراد تا برای تفسیر متن های هنری یگانگی و انضمام معنایی به وجود آورد. و یا ارمغانی را از زبان ذاتی خود با وجود کلماتی در شکل و ارائه عالی ترین معنای آن از نوخاستگی به مثابه مرجع ارائه دهد. ساختمان اصلی زبان و یا به عبارتی نشانه رفتن در بیان مفاهیم از یگانگی خواهد گفت و آنچه در ذهن بر اثر ادراک از معنای هستی ارائه و اثبات وجود می یابد، راهی است که بر تفسیر هنری از باب شناخت زیبـایی صورت می بخشـد. و از این باب زبـان در هنر چون مؤلفه ای است که هیچ گاه مؤلفه ی تازه ای را از واژه های منظومی و اثباتی دربر نخواهد گرفت و علائم مرتبط با خویشتن را هرگاه که با لفظی مکتوب و اثباتی به خویش باز می خوانیم مرتبط خواهیم شد به یک اصل پیشین که تفسیر هنری را به عالم وجود ارائه داده است.در این ظهور، پیش از آنکه موضوع اندیشه را با ارائه ای نو از آفرینش و تفسیر وجودی زیبایی باز گفته باشیم وارد خواهیم شد بر استواری متن که همان بوم و سطح اندیشه ی هنری است و از اینجا اشاره ای خواهیم داشت که معادل متن آن در پهنه ی وسیع فرهنگ جهانی منهای مفاهیم بین مرزی آن درهم یافتن همان سطحی است که القائات شعوری به دیواره و کف آن به صورت افقی و عمودی نقش حیات می پذیرند و این مفهوم مرز خاص و مستلزم بودن را هیچ گاه با خویش ندارد. و متن، مطلقاً به آنچه تفسیر از آن آغاز شده است ارتباط پیدا نمی کند. و متن، متناظر است به عناوین شناختی اندیشه از ظهور و اثرات مثبت و در عین حال اثبات حیات هنری را القاء می کند و نزدیکی ارتباط معنوی دو واژه را برای ظهور حاکمیت خاص لغوی و در بازشناسی قابلیت های وجود خویش از اثبات و بازگو کردن دیدگاه های خویشتن منشأپذیر است و همین دیدگاه هرمنوتیکی و یا ساختگرایانه که در آثار هنری دریدا مشاهده شده است مفهوم اصلی حیات را به گونه ای که اثبات نگاه و نظر در متن هنری مطرح کرده است را به دنبال دارد و باید گفت: متعالی ترین واژه ی فهم رفیع انسانی از هنر وجودی خویش، همان واقعیت اثباتی نو از همین عقیده است، و تا مشکلی جدی از مفاهیم آن ادراک نداشته باشیم پی به گفته ی وجودی عمیقش نخواهیم برد.این یک تمایز و این یک شاخص و این یک تعریف و این یک ترسیم، و یک طریق و یک مسیر برای ادراکی نو از جوهر حیات ذاتی است که آثار هنری متبلور از قوه و قریحه ذاتی آن است و بر ادراک خواننده و یا بیننده چنان می نشیند که متن اصلی و عنوان نهایی این ظهور هنری منشأیی پیشین دارد، این منشأ پیشین همان ادراکی است که صاحب قلم با استواری اندیشه ی ادراکی از مراجعه به مرجعیت غایی و از دریچه ی زیبایی شناختی خویش با اشاره به اصول مسلم ادراکی و از طرف کشف حجاب از خویش که به معنای نظاره ی شهودی است در تقارن و تقابل بیرون شکل تازه ای می گیرد و در قالب و اثر هنری بروز می کند.و در این مباحث می توان گفت که منشأ بروزدهی ارائه آثار هنری که جنبه ی اصیل و مآخذی ادراکی و ذهنی دارد، نیست، الا به غایت هستی و کشف از نهایت ضمیر و وجود ارتباطی با هیچ منشأ دیگری ندارد و جز اتکا به عقل ضمیری و ارجاع تفکر صاحب هنر به نهایت وجودی خویش که همان مبدأ ذات خویش یعنی فطرت انسانی که برگرفته از غایت ذات الهی انسانی آسمانی یعنی همان پرتو وجود ذات خالق است هیچ مبنا و غایت دیگری ندارد و اوست که اندیشه ی ادراکی شهودی خردمندانه ی عقل ستیر، عاشقی را برای ادراک زیبایی در جوهره ی خلقت تو، انسان الهی، آسمانی و زمینی شده به رعایت و امانت و به مثابه نشانه ای از وجود فطرت تو که برگرفته از جوهر وجودی اوست به ارمغان می آورد. و جلوه های بارز درک هستی از معنای وجودی خویش را به تو در شکل کشف رمز و راز در قـالب و تفسیر و نظرهای هنرمندانه از خویش بروز می دهی و این در نهایت، شکل برمی گردد به انتهای ادراک شهودی که خود را با منظری شهودی ادراک کنی و معنی تازه ای ببخشی و با این درک نفی دوگانگی در متن خویش را بازشناسی.اما مسئله اصلی، یک تمایز است که در ارائه آثار هنری، بخصوص در زمان معاصر آنچه متن اندیشه را تفکیک می دهد از متن اجرا و ارائه اثر، تفاوتی است که تفکر صاحب هنر را به سمت ارائه متن سوق داده است و اثر از چنین معنایی، به خودی خود بروز کرده و شکل حقیقتی خود را به نشانه ی مصداق در آن بارور کرده است و این مصداق به آن چیزی اطلاق می شود که وجود مسایل غیرذهنی را سبب شده است و در برابر این اثر و یا به عبارتی در طرف دیگر این ساخت اندیشه، یک اندیشه برداشت کننده، منتقد، یک برداشت کننده ی پذیرنده و یا یک برداشت کننده ی ناپذیر اما بی تفاوت قرار دارد.همان گونه کـه بین دریافتگر متن اثر هنری به صورت تفسیرهای گوناگون اشاعه هایی صورت می پذیرد. بین هر یک از مضامین و الگوهای مرتبه ای اخلاقی نیز بر همین اساس یک رابطه مؤلف، خلاق و مصنف به عبارت یک پدیده تاریخی شکل می پذیرد. و این شکل پذیری از بعد تاریخی ریشه در خاستگاه تاریخی قرون وسطی و قبل از آن نیز دارد.از طرفی دیگر هیچ نقطه ی ثابت و تعیین کننده ای برای منشأ سخن که ابهام تاریخی معنا را شفاف و روشن ارائه دهد، وجود ندارد تا آنجایی که صاحب هنر که تعیین کننده مفاهیم هنر در تکوین تاریخی هنر بوده است نیز به متن هنری تاریخ برسد. و از سویی دیگر خالق اثر که خاستگاهش بیان مفاهیم تکوین یافته ی جدای از تاریخ است، از نظر ذیل مفهوم، ربط است به اتکا و ادعای تاریخی و همان نقطه مفهومی و تحقیقی است که عقیده و اندیشه را به معنای تازه ای یعنی محصول حقیقی اندیشه در هنر که محور شعور و ادراک را محصول هنر و انسان محسوب دانسته اند به آزادی برخاسته از مفهوم کار روی آورده است و استقلال رأی را در بازبینی به تعبیری هنرمندانه حتی اگر کار هنری نیز سراسر گویای اندیشه و نظریه و شخصیت صاحب هنر باشد، باز نشان دهنده ی همان متن اثر خواهد بود و موضوع استقلال در پهنه ی بوم و سطح اثر اتفاق می افتد.لارنس می گوید: هرگاه به احساس بیان حقیقت در یک اثر هنری بپردازیم، احساس حقیقت شناسی میل به سمت تعالی در هنر را از دیدگاه انسان برمی انگیزد و این همان نگرش حقیقت خواهانه است و یک برداشت ضد رمانتیک و ضد امپرسیونیستی ست. و این نگاه تازه و دوباره و نویی است بر شخصیت ارائه شده براساس حضور دوباره ی هنر در انسان و مطلبی است غیرشخصی و موضوعی است که از خاستگاه جامعه شناسی در هنر قابل بررسی، مطالعه و تحقیق است. منظور از ارائه یک نظر تازه، برداشت های منابع خیال در ارائه آثار هنری است، آنگونه که بُعد اندیشه و هنر در مسیر و بستر پدیدارشناسی خیال، رشد یابد، تأکید به قصد قربت و نزدیکی به مفاهیم انسان الهی را می رویم تا در مقایسه با یک اثر تازه خلق شده ی دیگر موضوع بندی نماییم و آنگاه، خود خیال در وسعت پدیدارشناسی حامل تصدی تازه می گردد و اینجا نقطه ی ابتدایی ظهور شخصیت و بازنگری تفسیر راستین هنر معنی می پذیرد، اما متنی که مورد تفسیر و توجیه است، بی آنکه در تفسیرهای تازه درباره ی تقلیل رمانتیسم به متن صرفاً تقابلی تبدیل می شود بر امور غیرواقع و در معنی تخیلی می پردازد و یا به عبارتی، خیال، نقش اول را در تعیین محتوی به عهده می گیرد.برای «دریدا» به واقع این یک تصویر ارائه شده از متن خاستگاه و فلسفه هنر در بقیه تاریخ است و تشکیلی در متن از آئینه شفاف تر و بازیافتنی است از قطب حقیقت اندیشی انسان که ادبیات و هنر را پهنه ای برای بروز آراء و داستان زندگی خویش نهاد.اما، اصل زیبـایی شنـاسی که خود پرسش هـای بی شماری را برمی انگیزد، پرسش از هنر در تاریخ، پرسش از خلق وخوی هنری و چگونگی هر یک از زوایای معنایی در مفهوم آنها و بررسی مقام معنایی هنر و یا اینکه خلاقیت و مخلوق و خالق هرکدام در نگاه و نظر نقادانه جا و شأنی معین دارند یا خیر.در هر صورت اصل پرسش زیبایی شناسی منوط به آن است که اتفاقی رخ دهد و تفسیر و معنایی صورت پذیرد و هر اندازه که پرسش زیبایی شناسی جدی تر باشد، اصل دانستن مفهوم نیز جدی تر خواهد شد. و این به آن معناست که موجودیت و مرجعیت تفسیر متن و خالق اثر هنری هر یک از اصل مفهومی خویش را به یک مورد، تفسیر هنری تلقی کند. و متنی را بیافریند که قابلیت خلاقیت را در کانون نهانی خویش بازشناسد، بنحوی که اصول متکی به خلاقیت اثر را به مبنای مبانی آن حفظ کند و نخستین کانون تفسیر هنر را شکل می دهد و در مجالی وسیع تر که طول زمان را به عنوان بعد چهارم برای تکمیل آن قائل می شویم مجالی وسیع تر داشته باشد که در نهایت برای نگاه به این آثار که در زمان حال با خلاقیت هنر و اندیشه و زیبایی شناسی توسط صاحب قلم خلق شده اند، این تاریخ است که مفهوم اصلی آن را شکلی نوین می دهد و از همینجاست که کلمه ی کلاسیک در هنر همیشه بار اعتباری و بار اعتنایی و بار هرمنوتیک دارد. و هرمنوتیک نیز اعتباری خواهد بود و حکم آن حُکمی است مبتنی بر حکم ذوق آفرینی و زیبایی شناسی که این اصل با ارجاع به اصل تعینات در حکم هنری. که، پس از تعینات، حکم مرجعی است. یعنی بررسی ارزش محتوایی در هنر، سایر تعینات حکم از تعینات مفهومی و شناختی برخوردار می گردد. حکم زیبایی شناسی بر مبنای مفهوم شادمانه زیستن یک ملاک دائم ارزش تفکر است که انعکاس خلاقیت را برای ارائه مفهومی بی طرف به معانی مکانی می برد.آنچه تاکنون به عنوان یک نگاه تازه قابل بررسی است از نظـر «امبرتواکو» هرمنوتیسین ایتـالیایی که در دهه ی 60 می زیست و تلاش داشت برای آنکه در تبیین آنچه وی آن را «حق متن» و «حق مفّسر» می نامید، بپردازد، انگیزه اش از طرح چنین نظری، مبالغه ای بود آسان گرایانه که برگرفته از مفهوم تفسیری اثـر هنری باشد در حدود یک نگاه از بعد هرمنوتیک آنچه صورت پذیر است تفسیر رساله ای عالم هرمنوتیک هنر می باشد و این رساله ی نظری در علم نشانه ها و در علم رموز، خود نقش زندگی عالمانه را بازبینی می نماید و تلاش در شاخص بازنمایی اکو بُعدها، خود عقیده ی «پیرس» درباره ی اهمیت ارزش زیبایی در ابعاد زندگی است. و رمز و نشانه های نامحدود آن تا به این نتیجه منجر شود. و، خود رهیافتی است برای درک همه ی معیارها، بدان مفهوم که هر کُنش برای تفسیر هنری خویش می تواند یک پایان خوشی بر همه ی مفاهیم ارائه دهد.به زعم ترجیح بر مبنای اکو برای متن باید تفسیری معادل معنا قائل شد. که، براساس آن بنیادهای وجود معنا را در آن عالم و از خود آن ...

ادامه مطلب  

سیدعباس صالحی برای وزارت ارشاد چه برنامه ای دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش هنرآنلاین به نقل از ایسنا، سیدعباس صالحی، وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی، اهداف این وزارتخانه را در سه بخش یعنی "صیانت و تعالی هویت و سبک زندگی اسلامی - ایرانی"، "حمایت و تقویت آفرینش های فرهنگی و هنری" و "ارائه نقش پیشتاز و الهام بخش فرهنگی ایران در منطقه و جهان" دسته بندی کرده و به تبیین دیدگاه هایش در هریک از این بخش ها پرداخته است.صالحی همچنین به تنوع و تکثر دستگاه های فرهنگی اشاره کرده و معتقد است که این امر سبب شده تا "بازیابی نقش وزارتخانه مهمی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مهم ترین رکن دستگاه اجرایی کشور در حوزه فرهنگ، مبهم و دشوار شود. تنوع دستگاه های کلان فرهنگی کشور، بر این مسئله گواهی می دهد:شورای عالی انقلاب فرهنگی و شوراهای اقماری متعدد آنسازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامیسازمان تبلیغات اسلامیسازمان های فرهنگی حوزوینهادهای فرهنگی - دینی از قبیل آستا نهای مقدسه، مساجد و ...معاونت ها و سازمان های فرهنگی و اجتماعی شهرداری هاسازمان ها و موسسات فرهنگی وابسته به نهادهای اجتماعی، اقتصادی و نظامیرسانه ها و خبرگزاری های حاکمیتی و عمومیدر چنین فضایی از تکثر دستگاه های فرهنگی، و در این مجال اندک تلاش شده است تا ضمن تبیین وضعیت موجود حوزهفرهنگ و هنر، حدود و ثغور تحلیل نقش حاکمیتی این وزارتخانه در قالب نظام اهداف و عرصه ها، اصول و رویکردها و اهمبرنامه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم معرفی شود."وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی در مطلب یادشده آورده است:بنا بر مبانی، اصول و ارزش ها، نظام اهداف اعمال حاکمیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به شرح زیر می توان احصاء کرد:1- صیانت و تعالی هویت و سبک زندگی اسلامی - ایرانی2- حمایت و تقویت آفرینش های فرهنگی و هنری3- ارائه نقش پیشتاز و الهام بخش فرهنگی ایران در منطقه و جهاندر ادامه، ناظر بر هریک از این اهداف، مروری گذرا بر وضعیت موجود خواهیم داشت.صیانت و تعالی هویت و سبک زندگی اسلامی - ایرانیقوت ها و فرصت ها1. پیشنیه غنی میراث فرهنگی مادی و معنوری ایران اسلامی2. ظرفیت باورها، ارزش ها و آیین های اسلامی ایرانی برای گسترش اخلاق اجتماعی انسانی3. فرصت سازی گفتمان انقلاب اسلامی برای صیانت از هویت ملی4. ظرفیت فرهنگ و هنر اقوام ایرانی در هویت سازی بومی در چارچوب وحدت ملی5. حضور فعال تر تشکل های مردم نهاد حوزه های فرهنگ و هنر در موضوعات هویتی6. ظرفیت منابع انسانی، نهادها (حوزوی و دانشگاهی) و منابع دینی، وقف، مساجد و... (برای تقویت هویت اسلامی - ایرانی)ضعف ها و تهدیدها1. الگوسازی و ترویج سبک های زندگی ناهمساز با هویت اسلامی ایرانی2. گسست های اجتماعی (نسلی، جنسیتی، قومیتی و ...) و تأثیر آن بر هویت یکپارچه ایرانی3. ضعف محصولات فرهنگی، هنری و رسانه ای در اعتلای اخلاقی و صیانت هویتی4. کم توجهی لازم به زبان فارسی به عنوان رکن هویت ملی5. کمرنگ شدن نقش و تأثیر نهادها و آیین های هویت سازی دینی و ملی6. سطحی نگری، تحجر و ترویج خرافات و بهره برداری ابزاری از عواطف دینی و ملی7. کمرنگ شدن احساس مسئولیت و منافع ملی بویژه در میان نخبگانحمایت و تقویت آفرینش های فرهنگی و هنریقوت ها و فرصت ها1. وجود صنوف، نهادها و آیین های ریشه دار سنتی در حوزه فرهنگ و هنر2. وجود سرمایه انسانی جوان، خلاق، پویا و با استعداد3. وجود نهادهای عمومی در عرصه فرهنگ و هنر مانند شهرداری ها، وقف و... و امکان بهره مندی از ظرفیت های این نهادها4. تولیدات قابل اعتنا در برخی حوزه های فرهنگی و هنری مانند سینما و هنرهای تجسمی و کتاب5. ظرفیت بالقوه سرمایه گذاری در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه6. ظرفیت تکنولوژیک برای تولیدات فرهنگی و هنری و رسانه ای7. وجود ابزارهای حمایتی برای تولید و مصرف آثار و کالاهای فرهنگی و هنری و رسانه ای8. وجود نهادهای غیردولتی و صنفی در برخی از حوزه های فرهنگ و هنر مانند کتاب، سینما، هنرهای تجسمی، موسیقی و ...9. مشارکت نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی در فعالیت های فرهنگی و هنری رسانه ای ملی10 . امکان شکل گیری اشتغال زودبازده در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه11 . وجود فضاها و زیرساخت های فرهنگی مناسب در برخی از شهرها و مناطق کشور12 . اشتیاق مردمی به فعالیت های فرهنگی و هنری در روستاها و مناطق محرومضعف ها و تهدیدها1. استقبال پایین از آثار و کالاهای فرهنگی و هنری داخلی در قیاس با خارجی در برخی از حوزه های فرهنگی و هنری و رسانه ای2. فقدان گفت وگوی همگانی، موثر و مستمر همه کنشگران میدان فرهنگ و هنر و رسانه برای حل مسایل و مشکلات3. پایین بودن تقاضا و سهم آثار، خدمات و کالاهای فرهنگی در سبد خرید خانوار4. کم توجهی جامعه فرهنگی و هنری به شکل گیری بازارهای جدید براساس تحولات تکنولوژیک5. کم رغبتی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در حوزه فرهنگ و هنر و رسانه6. سرعت و تنوع تقاضاهای فرهنگی و عدم تطابق تولید و مصرف فرهنگی در ایران با آن7. وجود موانع قانونی و اجرایی در تولید و مصرف فرهنگی و عدم حمایت کافی از تولیدات فرهنگی و هنری و رسانه ای8. عدم حضور موثر و مستمر در بازارهای جهانی به دلایل مختلف از جمله مشکلات ناشی از نپیوستن به کنوانسیون برن و عدم تخصص کافی در نهادهای غیردولتی و دولتی و ...9. بالا بودن هزینه فعالیت، خدمات و تولید فرهنگی و هنری و رسانه ای10. تعدد دستگاه ها و نهادهای تصمیم گیر در حوزه فرهنگ و هنر و اختلال در تولید و مصرف فرهنگی11. پایین بودن امنیت شغلی و حرفه ای برای هنرمندان، سینماگران، نویسندگان و شاعران و اصحاب هنر و فرهنگ و رسانه12 . فقدان نظام جامع آماری حوزه فرهنگ و هنر و رسانه13. عدم شفافیت کافی در نظارت بر محصولات و آثار و خدمات فرهنگی و هنری و رسانه ای14. عدم شفافیت کافی در توزیع و مصرف بودجه ها و یارانه های حمایتی حوزه فرهنگ، هنر و رسانه15. کمبود پژوهش و آموزش و نگاه آینده نگرانه در تولید و مصرف آثار، خدمات و کالاهای فرهنگی و هنری و رسانه ای16. نگاهی ابزاری و سیاسی به حوزه فرهنگ و هنر و در نتیجه آسیب دیدن اصحاب فرهنگ و هنر و سرمایه گذاران این حوزه در مجادلات سیاسی17. بی رغبیتی اصحاب فرهنگ و هنر برای مشارکت فعالانه در سیاستگذاری و تصمیم گیری های ملی و وجود مقاومت در بدنه دولت و حاکمیت برای این مشارکت18 . عدم دسترسی مناطق محروم و روستاها به آثار، خدمات و کالاهای فرهنگی و هنری و رسانه ای19 . عدم تعادل و نابرابری توسعه فرهنگی در پهنه سرزمینی با توجه به استقرار جمعیت20 . مهاجرت سرمایه های انسانی حوزه فرهنگ و هنر و رسانه به بیرون از ایران و کاهش مرجعیت فرهنگی و هنری و رسانه ای داخلی21 . ضعف پشتوانه اندیشگی و فکری نظام تولید و مصرف فرهنگی، هنری و رسانه ایارائه نقش پیشتاز و الهام بخش فرهنگی ایران در منطقه و جهانقوت ها و فرصت ها1. جغرافیای سیاسی و سابقه تاریخی کم نظیر کشور در جهان2. شرایط مناسب برای حضور فرهنگی - تمدنی (اسلامی - ایرانی) در منطقه و جهان3. ظرفیت بالقوه بخش فرهنگ برای تعاملات و افزایش قدرت حضور ایران در عرصه جهانی4. امکان جذب سرمایه گذاران ایرانی خارج از کشور در بخش فرهنگ5. امکان برقراری روابط فرهنگی و رسانه ای با کشورهای اسلامی6. امکان بهره مندی از فناوری های نوین برای بهبود روند تولید، توزیع و مصرف آثار هنری و سینمایی ایران در جهان7. ظرفیت محصولات فرهنگی هنری (سینما، هنرهای تجسمی، تصویرگری و ...) کشور در سطح جهانی8. حضور موفقیت آمیز برخی از محصولات فرهنگ، هنر و سینمای ایران در جشنواره ها، نمایشگاه ها و حراج های بین المللی9. امکان تعاملات سازنده با دیگر کشورهای دارای سابقه فرهنگی و تمدنی درخشان در دوران پساتحریم10 . امکان همکاری، ائتلاف و ایجاد اتحادیه های رسانه ای با خبرگزاری های منطقه ای و بین المللی11 . تنوع قومیتی، دینی و فرهنگی و اشتراکات فرهنگی با کشورهای منطقه و همسایه12 . آماده شدن زمینه فعالیت های فکری و فرهنگی پس از شکست نظامی جریان های تندور فرق های در منطقه13 . گسترش توجه به دین، معنویت و اخلاق در جهان برای گفتگوها و مناسبات بین الادیانی14 . امکان ایجاد تعاملات دوستانه و بهبود چهره بین المللی در میان دیگر ملل جهان از طریق ارتباطات هنری15 .توان همکاری و تعامل مناسب با بازیگران غیردولتی در حوزه دیپلماسی عمومی و فرهنگیضعف ها و تهدیدها1. نبود استرا ...

ادامه مطلب  

رقابت 68 نفر برای هر صندلی شورای شهر پایتخت با کارنامه خالی!  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: کبری فرشچیطیف بندی های سیاسی ارائه لیست های انتخاباتی و درگیری های زودهنگام جناح ها با یکدیگر از جمله ویژگی هایی است که در کنار صف کشیدن هزار و 418 نفر از چهره های سرشناس هنری ورزشی و تعداد زیادی از آقازاده ها انتخابات پنجمین دوره شورای شهر را مورد توجه قرار داده است فضایی که یادآور دوره نخست شورای شهر تهران و انحلال این شورا به دلیل بالا گرفتن درگیری های جناحی است و نشان می دهد صف کشیدن این تعداد از چهره های سرشناس هنری و ورزشی و آقازاده برای نشستن روی 21 کرسی شورای شهر پنجم حکایت خدمت نیست. امروز آخرین فرصت برای ثبت نام داوطلبان ا ...

ادامه مطلب  

سرمایه های "حوزه هنری" چگونه در معاونت سینمایی اش به کار گرفته نمی شود؟ / خرید رایت «گشت ۲» و «هزار پا» بیشتر جنبه حمایتی از فیلمسازان دارد  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: اولین سئوالی که در مقابل مدیران سازمان سینمایی حوزه هنری می توانیم مطرح کنیم این است چرا این سازمان در سبک و روش کُند عمل می کند؟ اگر قرار است که در حوزه شبکه نمایش خانگی فعال باشد چرا vod یا iptv حوزه هنری راه اندازی نمی کند؟ به گزارش سینماپرس، پیش از این گزارشی با عنوان "هزارپا" در حوزه هنری چه می کند؟!" به نحوه عملکرد حوزه در خصوص خرید رایت ویدئویی فیلم هزارپا منتشر شد. در این گزارش خندق آبادی به بیان توضیحاتی پرداخت و گفت: اولاً درست است که ما اولویت مان خرید آثار ارزشی است که اشاره شد، اما گاهی اوقات بخاطر کنترل مسائل مالی، پای قرارداد با فیلم هایی که مضامین دیگر هم دارند می نشینیم. البته که نه هر فیلمی!نکته مهمی که باید اشاره کنیم اکتفا به اظهارات اخیر خندق آبادی است که ایشان بخشی از بدنه مدیریت شده سینمایی حوزه هنری به شمار می رود و ادعای مهم ایشان این است که به خاطر کنترل مسائل مالی پای فیلم هایی با مضامین دیگر می نشینیم. اگر بنا به کنترل مسائل مالی است، حوزه هنری می تواند از طریق خرید رایت ارزشی و نحوه عرضه فیزیکی و مجازی سود واقعی بدست آورد.* اولین سئوال از سازمان سینمایی سورهاولین سئوالی که در مقابل مدیران حوزه هنری می توانیم مطرح کنیم این است چرا حوزه هنری در سبک و روش کُند عمل می کند؟ اگر قرار است که در حوزه شبکه نمایش خانگی فعال باشد چرا vod یا iptv حوزه هنری راه اندازی نمی کند؟ مگر حوزه هنری خود را در صف اول تولید و حمایت از آثار سینمایی نمی داند؟شرایط عرضه در اوضاع کنونی کاملا متفاوت است. آثار سینمایی به دو صورت dvd و عرضه فایل در فضای مجازی صورت می پذیرد و حوزه هنری عملا به دلیل عدم مدیریت فنی در حوزه سینما، امکان عرضه فایل های تصویری اش را با لینک های قانونی و درگاه های خودش ندارد.یعنی حوزه هنری اگر فیلم ها را به صورت dvd عرضه کند، عملا با وجود بازار قاچاق در فضای مجازی سود حاصله از فروش در این فضا را از دست می دهد. با این حساب بنگاه عرضه موسسه رسانه های سوره، عملا کارزار اقتصادی توزیع در فضای مجازی را از دست داده است و عرضه یک سویه به صورت dvd سودآور نیست.آیا شبکه ویدئویی حوزه هنری با توجه به عدم فعالیت چندین ساله اش توانایی خرید رایت ویدئویی فیلم های ایرانی برایش سودآور است؟با استدلال های مطرح شده، وقتی نحوه عرضه این سازمان با اشکال در فضای مجازی همراه است، خرید رایت فیلم هزارپا با قیمت های نامتعارف میلیاردی برای این سازمان ضررده خواهد بود و قراردادهای میلیونی و میلیاردی نامتناسب با ارزش واقعی رایت فیلم های ایرانی، زمینه ای برای استدلال های هنری و اقتصادی باقی نمی گذارد.ورای عدم تطابق مضمون فیلم «گشت ۲» و «هزارپا» با ماموریت حوزه هنری، خرید رایت فیلم ایرانی با مبالغ چند صد میلیونی و توزیع آن به صورت dvd مگر ضررده نیست؟در شرایط کنونی، علاوه بر توزیع فیزیکال، توزیع مجازی با ثبت قانونی برای هر فیلم ایرانی ضرورت است. کنشی که حوزه هنری توان آن را ندارد. خرید کپی رایت فیلم ها از جانب معاونت سینمایی حوزه هنری تنها کارت بلانشی است که بخش دولتی بدون هیچ انتظاری به بخش خصوصی واگذار می کند.در شرایط کنونی اگر فیلمی قرار است در شبکه نمایش خانگی توزیع شده و سودآور باشد باید توسط vod ها و یا تلویزیون های اینترنتی iptv در ابتدا آن را توزیع کنند. با این پیش فرض می توان نتیجه گرفت که خرید رایت فیلم «گشت ۲ » و «هزار پا» بیشتر جنبه حمایتی از فیلمسازان دارد تا جنبه سودآوری برای معاونت سینمایی حوزه هنری.معاونت سینمایی حوزه هنری اصلی ترین ماموریت هایش پخش و توزیع فیلم نیست، همانطور که سودآوری در حیطه این سازمان نیست. همانطور که اشاره شد برای مدرن شدن نحوه توزیع هم همچنان تمهیدی برای راه اندازی vod و iptv در دست ندارد. در شرایطی که مدیران این مجموعه ادعا می کنند که بودجه کمی در اختیار دارند، اما این سازمان نقش موسسه های رسانه های تصویری سازمان سینمایی ارشاد را بر عهده گرفته است.به همین دلیل خرید رایت سینمایی هزارپا که محتوای آن تناسبی با ماموریت های این سازمان ندارد، یک سوء مدیریت فنی کلان است. خرید رایت ویدئویی آثاری که با ماموریت حمایتی حوزه تطابق دارند، چندی قبل با خرید قسمت دوم فیلم «گشت ۲» توسط معاونت سینمایی حوزه هنری تکرار شد. این تعارضات فنی و عدم نظارت محتوایی همچنان در این سازمان ادامه دارد.خرید رایت ویدئویی آثاری مثل «گشت ۲» و«هزارپا» از منظر مضمونی و محتوایی هیچ ارتباطی به ماموریت حوزه هنری ندارد. سازمان توسعه سینمایی سوره که خود را پاسدار ارزش های دینی و انقلابی در حوزه پخش و تولید فیلم می داند، آثار ملتهب را در مجموعه سینماهای خود اکران نمی کند اما از سوی دیگر اقدام به خرید رایت چنین آثاری که دارای درجه پایینی از حیث ارزش هنری و محتوایی است، می کند!نکته جالب اینجاست که موسسه های رسانه های تصویری سازمان سینمایی وزارت ارشاد، آثاری سینمایی کم مخاطب را در شبکه نمایش خانگی حمایت می کند و خرید رایت فیلم های تجربی نوعی کمک بلاعوض به فیلمسازان محسوب می شود، اما معاونت سینمایی حوزه هنری با کدام توجیه سیاسی، فرهنگی و یا اقتصادی اقدام به خرید قسمت دوم گشت و هزارپا می کند و حتی تلاش می کرد با همین دست فرمان رایت نهنگ عنبر ۲ را شکار کند؟آثار حوزه هنری و رایت فیلم هایی که این سازمان خریداری می کند، در فضای مجازی به صورت قاچاق و غیر مجاز ارائه می شود. در صورتی که تمام آثار موسسه تصویر گستر پاسارگاد (یکی از موسسات خصوصی) در فضای مجازی و حتی در سایت های غیر قانونی با لینک مجاز ارائه می شود و قیاس یک نهاد خصوصی با دولتی، گویای ناتوانی سازمان پخش حوزه هنری در حوزه شبکه نمایش خانگی است.چرا با وجود اضمحلال ۲۸ شرکت شبکه نمایش خانگی، حوزه هنری به عنوان تنها نهادی که می تواند رایت ویدئویی آثار سینمایی را تهیه کند، در فضای مجازی سازو کار عرضه کلان را راه نمی اندازد؟!سریال های نازل و بحث برانگیزی مثل "ممنوعه" تا زمانی امکان عرضه توسط بخش خصوصی را دارند که در مقابل آن محل عرضه آلترناتیو دولتی مناسب وجود ندارد.سازمان سینمایی حوزه هنری (علی الخصوص بخش مستند) با وجود بودجه های کلانی که در اختیار دارد به جای رفع این نقصیه در حوزه سینما متمایل به سمت تولید تلویزیونی شده است که به هیچ عنوان در چهارچوب ماموریت های این نهاد نیست.یعنی به جای رفع نقصان های سینمایی، این نهاد بزرگ و ارزشمند، تالک شوء تلویزیونی تولید می کند که مخاطب چندانی ندارد. برای سازمان سینمایی حوزه که ماموریتش فعالیت در حوزه سینماست، تولید برنامه تلویزیونی در حوزه فلسفه بسیار عجیب و غریب است. چرا بخش سازمان سینمایی سوره مسئول تولید آثار تلویزیون شده است؟ مگر این نهاد چارت سازمانی ندارد؟جناب خندق آبادی سخن از توازن مالی و درآمدزایی سخن به زبان آورده اند، در صورتی که با توجه به اعطای بودجه به این سازمان، این نهاد باید به ماموریت اصلی خود یعنی تولید سینمایی با کیفیت بازگردد نه اینکه پارامترهای ارزشی خود را با سنجش فروش هزارپا نادیده بگیرد. از سوی دیگر تولیدات این سازمان به شدت نازل است. تولید فیلم «سرو زیر آب» نشان از تحلیل رفتن روز به روز توانایی های سینمایی این نهاد است.*سرمایه هایی که با مدیریت غلط هدر می رودهمین مقدمه فرصت خوبی را فراهم می کند که عملکرد معاونت سینمای حوزه هنری را در کلیت بررسی کنیم. این نهاد بسیار بزرگ حدود ۹۰ سالن سینمایی در اختیار دارد و در حوزه پخش احاطه قابل اعتنایی دارد.در ادامه سیاست سالن داری، مدیران حوزه هنری ادعای سالن سازی دارند. اما مهمترین انتقاد به معاونت سینمایی حوزه هنری این است در حوزه پخش، به عنوان سازمان عمل نمی کنند. یعنی با وجود داشتن ۹۰ سالن سینمایی، پخش حوزه هنری به عنوان یک نهاد مستقل، قدرت عمل گرایی ندارد و در حوزه پخش فیلم، تابع پخش کنندگان بخش خصوصی است.به صورت مصداقی اگر این موضوع را بخواهیم ارزیابی کنیم باید به این نکته بپردازیم که مثلا نهنگ عنبر ۲ پس از کسب پروانه نمایش و ثبت قراردادهای پخش در شورای صنفی نمایش، توسط پخش کننده های خصوصی توزیع می شود و حوزه هنری صرفا تابعی از شرکت های پخش خصوصی است و متاسفانه طی سال های متمادی، با عدم برنامه ریزی سازمانی نتوانسته خود را به عنوان یک پخش کننده مستقل معرفی کند تا بتواند آثاری مثل اشنوگل و ویلایی ها و آثار ارزشمند انقلا ...

ادامه مطلب  

ویژه برنامه های فرهنگی مترو در آستانه بهار  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از مدیریت ارتباطات وامور بین الملل شرکت بهره برداری راه آهن شهری تهران و حومه محمد بنی حسن با بیان این خبر افزود: با توجه به نزدیک شدن آغاز سال جدید و به منظور ایجاد فضایی با نشاط برای مسافران مترو برنامه های متنوعی در قالب های مختلف هنری و فرهن ...

ادامه مطلب  

آزادگان روحانی مدافع حرم در روز بزرگداشت سید آزادگان تجلیل می شوند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش «جوان» فریبرز خوب نژاد جانشین مدیرعامل مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان ضمن اعلام خبر فوق گفت: این مراسم در 31 استان کشور و در تهران با حضور مسئولان کشوری و لشکری از ساعت 18 الی 20 در حوزه هنری برگزار می شود. در این مراسم از آزادگان روحانی مدافع حرم و تعدادی از خانواده خلبانان آزاده شهید که در دفاع از خرمشهر نقش داشتند تجلیل به عمل خواهد آمد. همچنین رونمایی از هفت عنوان کتاب و کتاب شناسی درباره سید آزادگان از دیگر برنامه های این مراسم است. جانشین مدیرعامل مؤسسه فرهنگی هنری پیام آزادگان بیان کرد: بعضی از شهدا و شخصیت های برجسته می توان ...

ادامه مطلب  

ثبت 62 میلیون بازدید از مراکز تاریخی فرهنگی و گردشگری در نوروز  

درخواست حذف این مطلب
معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری با اشاره به افزایش بازدیدها از مراکز تاریخی فرهنگی و گردشگری از ثبت بیش از 62 میلیون بازدید از مراکز تاریخی فرهنگی و گردشگری در ایام تعطیلات نوروز خبر داد. مرتضی رحمانی موحد اظهار کرد: با اجرای طرح نوروزی از 25 اسفند تا 10 فروردین در مجموع 46میلیون و 600هزار نفر شب اقامت به ثبت رسیده است. رحمانی موحد با اشاره به میزان بازدید از مراکز ...

ادامه مطلب  

الزامات تفکیک بیمه های زندگی و تخصصی شدن شرکتهای بیمه  

درخواست حذف این مطلب
کارشناسان صنعت بیمه معتقدند آنچه تفکیک حساب بیمه های زندگی و غیر زندگی را بیش از هر چیز ضرورت می بخشد شفافیت صورت های مالی بیمه گران است که امروزه به چالشی عمده برای صنعت بیمه بدل شده و کارشناسان معتقدند با جدا سازی بیمه های زندگی و غیر زندگی و تخصصی کردن فعالیت شرکت های بیمه می توان تخصص و تمرکز کافی در شرکت های بیمه برای بازاریابی رضایت مشتری افزایش کیفیت خدمات و فروش بیشتر ایجاد کرد.اقتصادگردان- این چالش بدون شک در حساب بیمه گران بزرگ با تعداد سهامدار بالا بیشتر نمایان شده و مسلما انجام این امر در این شرکت های بیمه با دغدغه ها ...

ادامه مطلب  

گفتگو با رضا کیانیان به بهانه اجرای نمایش «حرفه ای»  

درخواست حذف این مطلب
رضا کیانیان برای نخستین بار در عمر حرفه ای خود تصمیم به کارگردانی تئاتر گرفت. تجربه ای که حتی در دوران دانشجویی اش رخ نداد و چنان که در اظهاراتش بیان می کند «هر زمان به آن سوی ماجرا - جایی که کارگردان قرار داشت- می رفتم همه فکرم روی صحنه بود.» پس باید کارگردانی نمایش را به فهرست فعالیت های هنری متعدد کیانیان از جمله عکاسی مجسمه سازی طراحی صحنه و بازیگری افزود. متولد میدان خراسان تهران بعدها همراه خانواده به خراسان ایران رفت و همانجا بود که علاوه بر پایان تحصیلات دوره دبیرستان در حوزه علمیه مشهد به تحصیل دروس فقهی و اسلا ...

ادامه مطلب  

مدیران مسجدمحور مازندران تجلیل می شوند  

درخواست حذف این مطلب
محمدفوقی مسئول ستاد هماهنگی و نظارت برکانون های فرهنگی و هنری مساجداستان مازندران امروز(10اسفند) با بیان اینکه در آستانه بیست و چهارمین سالروز تشکیل کانون های فرهنگی و هنری مساجد قرار داریم به خبرنگار خبرگزاری شبستان در ساری گفت: کانون های مساجد از سال 72با تعداد محدود در است ...

ادامه مطلب  

برگزیدگان دومین دوره جایزه کتاب «مرآت» معرفی شدند  

درخواست حذف این مطلب
دومین دوره جایزه و نمایشگاه کتاب «مرآت» ویژه کتاب های مردم سالاری دینی در باغ کتاب تهران برگزار شد و برگزیدگان آن طی مراسمی تجلیل شدند. در این آیین با حضور حجت الاسلام والمسلمین رضا غلامی دبیر شورای فرهنگی دفتر مقام معظم رهبری و میثم نیلی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی از نشر «معارف» و نشر «عروج» به دلیل تنوع و تکثر آثار در حوزه مردم سالاری دینی و منصور میراحمدی نویسنده کتاب «نظریه مردم سالاری دینی» تجلیل شد. مجید صحاف دبیر دومین دوره جایزه و نمایشگاه کتاب «مرآت» در این آیین گفت: اگر به این باور عمیق برسیم که انسان هیچ وقت از کتاب ...

ادامه مطلب  

متخصص تشخیص صلاحیت مدرسان آموزشگاه ها نیستیم/ رصد عملکرد آموزشی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-آزاده فضلی:محمد اللهیاری فومنی یکی از جوان ترین مدیران حال حاضر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که سابقه قبلی او در حوزه کتاب و نشر با عناوینی چون مدیرکل اداره کتاب و کتابخوانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیر چند دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی، دبیر شورای سیاست گذاری چندین دوره نمایشگاه کتاب تهران و معاون توسعه کتابخانه ها و کتابخوانی نهاد کتابخانه های عمومی کشور است.وی از دوم اردیبهشت سال جاری از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری منصوب شد. به بهانه حضور در معاونت هنری و برگزاری دومین آزمون جامع و بیست و پنجمین آزمون ادواری مهارت آموزی هنر که ۱۵ تیرماه برگزار شد، با اللهیاری به گفتگو نشستیم که مشروح آن را در زیر می خوانید.* چطور شد از نهاد کتابخانه های عمومی کشور و سال ها فعالیت در حوزه نشر، کتاب و ادبیات به حوزه هنر و آموزش هنری ورود پیدا کردید؟ - من چهار سال پرکار و پرنشاط را در نهاد کتابخانه های عمومی کشور سپری کردم و نقطه ای که الان در سال ۹۷ نهاد کتابخانه های عمومی کشور در آن قرار دارد با نقطه ای که در سال ۹۳ در آن ایستاده بود، قابل مقایسه نیست و پیشرفت های قابل توجهی در افزایش اعتبارات، ارتقای جایگاه کتابخانه ها و وضعیت معیشتی کتابداران داشته است. سال گذشته گفتگویی در سطح عالی بین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهاد کتابخانه های عمومی کشور صورت گرفت مبنی بر اینکه وزارتخانه بنا دارد به حوزه آموزش توجه ویژه ای کند و به صورت ویژه به آموزش های فرهنگی و هنری فرهنگیان و هنرمندان خارج از وزارتخانه توجه نشان داد و در این راستا قرار شد کاری نو انجام دهد و اظهار لطف نسبت به حضور من نشان داده شد و توافق صورت گرفت و جابجایی بعد از 2 ماه گفتگو اتفاق افتاد.* از آنجایی که آموزشگاه ها و هنرستان های دولتی کشور تحت نظر دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری فعالیت می کنند، آیا از مشورت و کمک استادان هنری و گفتگو با آنها برای بهبود وضعیت آموزش بهره می گیرید؟علاوه بر هنرستان ها و مسایل آموزشی آنها، ۴ هزار و ۴۲۶ آموزشگاه آزاد هنری در حوزه موسیقی، نمایش، تجسمی و هنرهای سنتی را تحت نظر داریم - شرح وظیفه اصلی دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کمک به توسعه آموزش هنر است و بر این اساس، فعالیت ۳۹ هنرستان دولتی را که تحت عنوان هنرستان هنرهای زیبا در تهران و شهرستان ها مشغول به فعالیت هستند تحت نظر داریم. علاوه بر هنرستان ها و مسایل آموزشی آنها، ۴ هزار و ۴۲۶ آموزشگاه آزاد هنری در حوزه موسیقی، نمایش، تجسمی و هنرهای سنتی را تحت نظر داریم و طبیعی است رسیدگی به مسایل آموزشی این دو و تدوین فرآیندهای آموزشی آنها نیازمند گفتگو با استادان هنرمند است و روزانه هم در سطح دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری و هم در دفتر معاونت هنری، بخش قابل توجهی از زمان به گفتگو با این افراد در رشته های مختلف و مدرسان هنری می گذرد تا فرآیند آموزش هنر مدوّن شود.* آیا این روند کمکی به ارتقای سطح دانش هنری استادها و مدرسان هنری می کند؟- به هر حال ظرفیت ۴ هزار و ۴۲۶ آموزشگاه آزاد هنری و هنرستان های هنری ذیل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیازمند تدوین برنامه هایی از بعد کیفی برای استادان است. از زمانی که به عنوان مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری منصوب شده ام، مراجعاتی به استان ها داشته ام و سوال مدیران آموزشگاه ها و خانواده ها این بوده که آیا مدرسان صلاحیت علمی لازم را برای حضور در آموزشگاه ها و هنرستان های هنری دارند یا خیر.لازم است افرادی که مدرس هستند از مرجعی صلاحیت تدریس را اخذ کرده باشند تا هم آموزشگاه با آرامش خیال با او وارد قرارداد شود و هم خانواده ها اعتماد بیشتری به آموزشگاه داشته باشد و ما هم درصدد هستیم تا سامانه ای برای این منظور آماده کنیم، اما طبیعی است ما متخصص تشخیص صلاحیت مدرسان نیستیم و حتما بدنه صنفی و استادان این حوزه باید خودشان کمک کنند تا پس از شبه آزمونی، تایید کنند آیا افراد صلاحیت لازم را برای تدریس دارند یا خیر. البته ما هم در حال آماده سازی بسترها و زیرساخت ها به کمک نهادهای وابسته و استادان این حوزه هستیم تا بتوانیم فرآیند تایید صلاحیت مدرسان آموزشگاه ها را برای اطمینان خاطر مردم لحاظ کنیم.* آیا در ارتباط با موضوع کیفیت مدرسان آموزشگاه ها گزارش های مثبتی از آموزشگاه ها دریافت کرده اید؟- یک بار در سال ۱۳۹۱ آزمونی برای تعیین صلاحیت مدرسان آموزشگاه های هنری برگزار شد که بر اساس آن مدرسان، کارت صلاحیت دریافت کردند و بعد از آن این فرآیند متوقف شد. با توجه به اینکه این موضوع مطالبه و خواست عمومی است، ما خودمان را در دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری مکلف می دانیم تا بستر را برای این تشخیص آماده کنیم. علاوه بر این، برگزاری دوره های حرفه ای برای مدرسان آموزشگاه ها خواهیم داشت، یعنی الان فرض کنید در یکی از استان ها تعدادی مدرس که عمدتاً جوان هستند در رشته موسیقی تدریس می کنند و این افراد نیاز به ارتقای سطح آموزشی و برگزاری دوره های مسترکلاس دارند که با برنامه ریزی های آموزشی برای آموزشگاه های آزاد هنری، این اتفاق برای مدرسان خواهد افتاد.* استادان کارشناسی که قرار است صلاحیت مدرسان را تایید کنند، چه کسانی هستند؟- در ارتباط با تعیین صلاحیت مدرسان آموزشگاه ها، شورای مرکزی نظارت بر آموزشگاه های آزاد هنری داریم که اعتبار فعالیت اعضای این شورا در دوره مسئولیت قبلی به پایان رسیده است و الان در حال رایزنی برای فعالیت شورای جدید و تعیین اعضای آن هستیم. در حوزه هنرستان ها نیز شورایی راهبردی آموزش هنرستان ها وجود دارد که معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان رییس شورا، مدیرکل دفتر آموزش و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری به عنوان قائم مقام شورا و تعدادی از استادان در آن حضور دارند. استادان اعضای شورای راهبردی آموزش ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - جهاد فرهنگی و سرنوشت یک تمدن!  

درخواست حذف این مطلب
گروه فرهنگی-اجتماعی اندیشکده برهان/محمد اسماعیل زاده؛ نام گذاری امسال به نام سال «جهاد اقتصادی» از سوی مقام معظم رهبری بیانگر جهت گیری در راه تحقق حرکتی جهاد گونه در موضوع اقتصاد است. ولی باید توجه داشت که واژه ی مقدس جهاد فقط منوط و محدود به عرصه های اقتصادی نیست، بلکه در قالب وسیع تر تمام عرصه های جامعه و از جمله فرهنگ و سیاست را نیز در بر می گیرد. این مقاله در پی آن است که مفهوم «جهاد فرهنگی» را مورد واکاوی قرار داده و ابزار تحقق آن را بیان نماید.نگاهی به ضرورت تحقق جهاد فرهنگی در جامعه:فرهنگ هر چند ضلعى از نظام اجتماعى است، اما تأثیرگذارترین عنصر در پویایى و پایایى تمدن ها و تاریخ هاى بشرى بوده است. پیچیده تر و دشوارتر از خود فرهنگ، مقوله ی جهاد فرهنگى است. زیرا پدیده ی فرهنگ حقیقت ظریف، دقیق و لطیفى است که قابلیت رشد، تکامل، انعطاف، زوال، فرسایش و انحطاط را در شرایط و وضعیت هاى مختلف داراست. لذا مقوله ی جهاد فرهنگى با این توصیف، امر حساس و خطیرى خواهد بود که کوچک ترین اشتباه و خطا مسیر و سرنوشت یک تمدن و جامعه و نظام فرهنگى (اعم از فرهنگ انسانى، فرهنگ اجتماعى، فرهنگ تاریخى) در بستر انحطاط قرار مى دهد. در کل باید توجه داشت که برای ادامه ی حیات یک جامعه، فرهنگ باید کارکردهای مهم خود را ایفا نماید، تا نیازهای مادی، معنوی و اجتماعی مردم تأمین گردد. چرا وقتی که عواملی موجب می‏شود تا یک روش زندگی نتواند انتظاراتی را که به وجود آورده است، تأمین نماید، افراد وادار می‏شوند تا راه‏های امیدوار کننده‏تری را جست وجو کنند. به همین ترتیب، اگر یک نظام فرهنگی قادر به تأمین نیازهای انسانی نباشد، انسان‏ها در پی ابداع عناصر فرهنگی جدید و یا پذیرفتن عناصر فرهنگ‏های دیگر بر می‏آیند تا نیازهای اساسی خود را تأمین نمایند و این فرآیند منجر به دگرگونی فرهنگی می‏گردد. بنا بر این هر چه میزان ناتوانی یک نظام فرهنگی در تأمین نیازهای مردم جامعه بیش تر باشد، زمینه ی مساعدتری برای پذیرفتن عناصر، اجزا و مجموعه‏های فرهنگی فرهنگ‏های بیگانه فراهم خواهد بود. لذا می توان پی به اهمیت و چرایی تحقق جهاد فرهنگی در سطح جامعه برد. چرا که تنها با جهاد فرهنگی است که می توان امیدوار بود که شادابی و طراوت فرهنگ اسلامی به طور کامل و عینی در جامعه مشهود گردد. به طور خلاصه جهاد فرهنگی را می توان رویکردى به برنامه ریزى و مدیریت توسعه ی فرهنگى دانست که با توجه به طبیعت متغیر فرهنگ، به طراحى راهبردهاى عملى براى حل مسایل و مشکلات ناشى از تعامل فرهنگ و توسعه مى پردازد در جهاد فرهنگی اساساً تلاش مى شود میان تمامی ابعاد فرهنگى و سطوح و حوزه ها به سیاسى و اقتصادى ... مورد توجه قرار گیرد. اگر یک نظام فرهنگی قادر به تأمین نیازهای انسانی نباشد، انسان‏ها در پی ابداع عناصر فرهنگی جدید و یا پذیرفتن عناصر فرهنگ‏های دیگر بر می‏آیند تا نیازهای اساسی خود را تأمین نمایند و این فرآیند منجر به دگرگونی فرهنگی می‏گردد.رابطه ی جهاد فرهنگی و جهاد اقتصادی جهاد اقتصادی حرکتی جهادگونه در موضوع امور اقتصادی است و جهاد فرهنگی حرکتی جهاد گونه در امور فرهنگی است. این دو ممکن است در وهله ی اول هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند ولی وقتی که دقیق می شویم، می بینیم که بین این دو مفهوم به ظاهر متضاد با هم رابطه ی ظریفی وجود دارد. جهاد اقتصادی در عرصه ی فرهنگ می تواند با تأمین ابزار و زیر ساخت های فرهنگی و بودجه از حیث سخت افزاری به تحقق جهاد اقتصادی کمک کند در حالی که جهاد فرهنگی می تواند از راه ارایه ی قالب و محتوای صحیح در خصوص جهاد اقتصادی در قالبی نرم افزاری به تحقق آن در جامعه کمک کند. لذا می بینیم که بین این دو چه ارتباط ظریف و دقیقی وجود دارد.جستار شناسی مفهوم جهاد فرهنگیجهاد فرهنگی از دو واژه ی جهاد و فرهنگ تشکیل شده است که این دو با همراهى یک دیگر، مفهم ارزشی را در جامعه، تحت پوشش قرار مى‏دهند. اهمیت آن تا بدان جاست که توجه نکردن به جهاد فرهنگى مى‏تواند یکى از مشکلات اساسى در امر توسعه را فراهم آورد. تجربه ی تاریخى جامعه ی ایران بیانگر این امر است که جامعه قبل از هر چیز نیازمند آمادگی هاى فکرى، پى بردن به ضرورت توسعه و خلاصه، تصمیم‏گیرى قاطع پیرامون آن است. این امر خود به تنهایی مستلزم جهاد فرهنگى و همراهى آن با ابعاد دیگر توسعه است. جهاد اقتصادی در عرصه ی فرهنگ می تواند با تأمین ابزار و زیر ساخت های فرهنگی و بودجه از حیث سخت افزاری به تحقق جهاد اقتصادی کمک کند در حالی که جهاد فرهنگی می تواند از راه ارایه ی قالب و محتوای صحیح در خصوص جهاد اقتصادی در قالبی نرم افزاری به تحقق آن در جامعه کمک کند. لذا می بینیم که بین این دو چه ارتباط ظریف و دقیقی وجود دارد. در تعریف جهاد فرهنگى می توان گفت که فرآیندی است که به معناى ایجاد تحول و خلق ارزش ها، روابط اخلاقى و هنجارهاى مناسب با دیدی اسلامی و مقدس است که براى ارضاى نیازهاى آدمى، زمینه‏هاى لازم را در قالب اجتماع فراهم مى‏کند. از این منظر می توان از جهاد فرهنگى، به معناى پویایى و رشد فرهنگى نیز یاد کرد. هدف کلان جهاد فرهنگى را می توان در مواردی چون انبساط فکرى جامعه در جهت جانشین کردن مراتب عقلى، به جاى مراتب پیش فرضى در قواعد تصمیم‏گیرى، تضمین تربیت و تعلیم و پرورش صحیح و ارتقای سطح کارآمدى مردم، براى تحقق جامعه‏اى سالم و بهره‏مند از امکانات مفید بیان و تبیین کرد. از سوی دیگر جهاد فرهنگی خود در بر گیرنده ی ارکانی از قبیل همگانى ساختن فرهنگ و ضرورت سیاست گذارى فرهنگ و... است که این اهداف و ارکان، توسعه ی فرهنگى جامعه را در کسب رشد خلاقیت ها و فضیلت هاى اجتماعى؛ به مدد بازشناسى و بازآفرینى فرهنگ متعدد و مساعد خودى، یارى مى‏رساند. هم چنین از کارکردهای دیگر جهاد فرهنگی در جامعه این است که در مواجهه با دگرگونی هاى سریع اجتماعى، اقتصادى، کیفیت زندگى را ارتقا مى‏بخشد و جامعه را از بهره‏مندى توسعه ی مادى اقناع مى‏نماید. جهاد فرهنگی قادر است که در یک فرآیند کلی از سویى با مشارکت دادن تمامى افراد جامعه و گروه هاى اجتماعى در راستای مقوله ی فرهنگ‏آفرینى، تقویت و گسترش رقابت هاى سازنده گام های مفیدی بردارد. بی تردید توسعه به عنوان یک مفهوم متعالی، دست آورد بشری و پدیده‏ای چند بعدی است وفی نفسه یک مسلک به حساب می‏آید. هدف کلان جهاد فرهنگى را می توان در مواردی چون انبساط فکرى جامعه در جهت جانشین کردن مراتب عقلى، به جاى مراتب پیش فرضى در قواعد تصمیم‏گیرى، تضمین تربیت و تعلیم و پرورش صحیح و ارتقای سطح کارآمدى مردم، براى تحقق جامعه‏اى سالم و بهره‏مند از امکانات مفید بیان و تبیین کرد. مبانی و بایسته های جهاد فرهنگی مطلوب در اسلام با توجه به ابعاد غنی فرهنگ اسلامی و با عنایت به ویژگی هاى فرهنگى پویا، فرصت هاى بى‏شمارى در روند توسعه ی فرهنگی در جامعه فراهم است که می توان با توجه به مأنوس بودن مردم با مؤلفه‏هاى فرهنگ دینى و احیاى آن ها، گام های مفیدی و مؤثری به منظور بهره گیری از این مؤلفه ها در تدوین الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت برداشت. برخى از این مؤلفه ها که از آن ها می توان با نام مؤلفه های جهاد فرهنگی در جامعه یاد کرد، به شرح زیر هستند. اهدافی که می بایست فرآیند جهاد فرهنگی دنبال کند:1- مبنا قرار گرفتن ارزش های اسلامی یکی از ابعادی که در فرآیند توسعه ی فرهنگی مطلوب نظر اسلام است و در فرآیند جهاد فرهنگی می بایست مورد توجه قرار گیرد، توسعه ی فرهنگی بر مبنای ارزش های اسلامی است. ارزش ها سنگ بناى هر نظام سیاسى و اجتماعى را تشکیل مى دهند و آن ها را قوام و استمرار مى بخشند. از این رو هرگونه تحول و جابه جایى درارزش ها، تزلزل در بنیان هاى نظام حاکم، بروز آسیب هاى اجتماعى و گسترش ضدارزش ها به خصوص در حوزه ی فرهنگ را به دنبال خواهد داشت و سرانجام سبب جابه جایى ارزش ها با ضدارزش ها، هنجارها با ناهنجاری ها شده، بحران اجتماعى - فرهنگی را پدیدار مى سازد. بحرانى که طومار هر نظامى را در هم مى پیچید. پس به طور منطقى حکومت ها باید تمام همت خود را صرف پاس داشت آن ها نمایند و به تحولاتى که درارزش هاى بنیادین آن ها مؤثرند حساسیت نشان دهند؛ طبیعى ترین وضعیت براى یک نظام، مقابله با خطراتى است که تهدید کننده ی ارزشهایش است.2- نفی پلورالیسم فرهنگی و جایگزینی فرهنگ اسلامی ناب به جای آن بعد دیگری که در فرآیند جهاد فرهنگی مطلوب نظر اسلام است، نفی پلورالیسیم فرهنگی و توجه به فرهنگ اسلامی ناب است. پلورالیسم فرهنگى یکى از چالش هاى اصلى در مسیر تحقق توسعه ی فرهنگى است. واژه ی (plural) به معناى کثرت و تعدّد و واژه ی پلورالیسم (pluralism) به معناى کثرت گرایى یاگرایش به کثرت به کار مى رود.انواع پلورالیسم عبارت است از: «معرفتى، دینى، اخلاقى، نجات،فرهنگى و سیاسى»اگرچه پلورالیسم یکی از مباحث مهم فلسفه ی دین و کلام جدید می باشد که دردهه های اخیر، در عرصه ی دین پژوهی مطرح شده و تکثر و تنوع ادیان را به عنوان یک امر مهم و سرنوشت ساز تبیین می کند و تعیین می نماید که انسان ها در قبال سایر ادیان، چه واکنشی داشته باشند؛ ولی همان طوری که اشاره شد در ابعاد فرهنگی نیز قابل تعمیم است. بحث پلورالیسم گرچه ابتدا در اروپا مطرح شد، ولی دیری نپایید که به سایر کشورها ریشه دوانید و واکنش هایی را برانگیخت. برخی ازنو اندیشان دینی هم در کشور ما به تقلید از فرهنگ غرب به طرح و ترویج این تفکر پرداخته و سعی دربومی سازی پلورالیسم داشتند. اینان با استفاده از آن چه از غرب گرفته بودند و نیز با توسل به برخی آیات و روایات، در صدد این برآمدند که به آن رنگ دینی بزنند.تنوع قومى که در ایران اسلامى وجود دارد، حکایت از تنوع زیستى- فرهنگی مى‏کند که همجوارى مسالمت‏آمیز میان آن ها، در قالب دولت ـ ملت ایران است. رمز جهاد فرهنگی مطلوب، پذیرش آزادی هاى مشروع و نیز میدان دادن به رشد و توسعه ی فرهنگی بر مبنای نفی پلورالیسم فرهنگی و جایگزینی فرهنگ اسلامی ناب به جای آن است، که بیانگر ارایه ی نوعى تجربه ی فرهنگى در ایران است. بحث پلورالیسم گرچه ابتدا در اروپا مطرح شد، ولی دیری نپایید که به سایر کشورها ریشه دوانید و واکنش هایی را برانگیخت. برخی ازنو اندیشان دینی هم در کشور ما به تقلید از فرهنگ غرب به طرح و ترویج این تفکر پرداخته و سعی دربومی سازی پلورالیسم داشتند.3- توجه به گسترش و همگانی کردن فریضه ی امر به معروف و نهى از منکر بعدی که در فرآیند جهاد فرهنگی مطلوب نظر اسلام است و می بایست مورد توجه قرار گیرد، گسترش و همگانی کردن فریضه ی عظیمه ی امر به معروف و نهى از منکر است. امربه معروف و نهی از منکر از آموزه های بنیادین اسلامی است که درساحت فرهنگی نقشی مؤثر دارد. این اصل شیوه ی رفتاری انسان مسلمان را مشخص می سازد و بر نفی بی طرفی او در مناسبات اجتماعی و سیاسی تأکید می ورزد. امر به معروف و نهی منکر از فروع دین اسلام و اجرای آن باعث برپا شدن واجبات و از بین رفتن منکرات و برقراری امنیت و آسایش در جامعه می شود. جهاد فرهنگى نیازمند نظارت عمومى و احساس مسؤولیت همگانی در قبال تحولات و اهداف متعالى اجتماعى است. 4- نفی مادی گری و توجه به معنویت بعد دیگری که در فرآیند جهاد فرهنگی مطلوب نظر اسلام است، جهاد فرهنگی بر مبنای نفی مادی گری و توجه به معنویت است. معنویت، یکی از فضایل و ارزش های عالی و والای انسانی به شمار می رود، که زمینه ی اصلاح برون و گسترش ارزش های انسانی در محیط زندگی و جوامع بشری را فراهم می سازد. معنویت هر چند محسوس نیست و نمی شود آن را به وسیله ی حواس ادراک کرد و یا مانند کالا و اشیا آن ها را مبادله نمود و یا حتی با ابزارهای علمی اندازه گیری کرد امّا از چنان قداست و ارزشی برخوردارست که انسان معناگرا به مفهوم واقعی کلمه حاضر است که زندگی فردی و شخصی خود را فدای آن کند و در راستای تحقق آن، انواع بلاها و سختی ها را با آغوش باز پذیرا گردد. معنویت در لغت منسوب به معنوى از معنى مقابل لفظى یعنى حقیقى، راست، اصلى، ذاتى، مطلق، بـاطـنـى و روحـانـى مـقـابـل مـادى مـقـابـل صـورى، مـقابل ظاهرى، معنایى که فقط به قلب شناخته مى گردد و زبان را در آن بهره اى نیست.5- گسترش فرهنگ شهادت و ایثار ترویج فرهنگ شهادت و ایثار بعد دیگری است که در فرآیند جهاد فرهنگی مطلوب نظر اسلام است و در فرآیند جهاد فرهنگی می بایست مورد توجه قرار گیرد. تحول فرهنگى مطلوب از دیدگاه اسلام مبتنی بر جهد و کوشش در راه آن است. بی شک بزرگ ترین جهد در این زمینه گستردن فلسفه و رسالت ایثار و گذشت در جامعه است که بالاترین وجه ی این نگرش، جان باختن در راه ارزش ها و احکام اسلامى است. توجه به فلسفه ی شهادت و بزرگ داشت آن در اسلام به منظور تبیین الگوی توسعه ی فرهنگی است. 6- دنبال کردن عدالت اجتماعی علت بسیاری ازانقلاب ها، فقدان عدالت اجتماعی در جامعه بوده است و به همین رو تمام مصلحان بشری و انسان های آزاده ی تاریخ با اندیشه ی عدالت، حرکت های اصلاحی راآغاز نموده و یکی از اهداف اصلی انقلاب و تحرکات اجتماعی خود را رفع تبعیض و برقراری عدالت اجتماعی قرار داده‏اند. از این رو این بحث در اسلام واجد ارزش و اهمیت فراوانی است و در فرآیند توسعه ی فرهنگی در الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت می توان برای آن ارزش جداگانه ای در نظر گرفت.7- تحقق انسجام و وحدت در جامعه بعد دیگری که در فرآیند جهاد فرهنگی مطلوب مد نظر است، توسعه ی فرهنگی بر مبنای وحدت است. یکى از مهم ترین عوامل نشاط، هماهنگى و پوپایى جوامع انسانى،تحقق این بوده است. تاکنون هم گرایى و همکارى صاحب نظران درعرصه هاى فرهنگ، سیاست و دانش، دست آوردهاى ارزشمندى داشته است. این هم گرایى و همکارى، در دو دهه ی آغاز جمهورى اسلامى، بیش تر به حوزه هاى سیاست و فرهنگ معطوف بوده و در نهادهاى حکومتى تجلى یافته است.چنین انسجام درونی، از توجه کردن، اهمیت و اولویت دادن به عوامل داخلی توسعه ی فرهنگی نشأت می‏گیرد. چنین انسجامی علاوه بر فرآیند توسعه ی فرهنگی باید در تمامی ساختارهای یک واحد سیاسی، اعم ازفرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، اجتماعی و علمی ایجاد شود؛ چرا که عدم سنخیت عناصر این ساختارها، زمینه ی توسعه ‏نیافتگی را فراهم می‏کند. انسجامی که در جهت قوام بخشیدن به درون باشد، آماده‏سازی داخلی و افزایش قوای درونی در مقابل هجوم خارجی را موجب می‏شود. از این دیدگاه، کشوری که علاقه‏مند به توسعه است، باید در حوزه ی اندیشه خود به نوعی انسجام درونی دست، یابد؛ زیرا این انسجام نتیجه ی انسجامی فرهنگی است.مرکز ثقل انسجام فکری، نخبگان هستند که باید میان خود به اشتراک استنباطی دست یابند. زوال انسان‏ها، مجموعه‏ها و تمدن‏ها، ابتدا از درون آغاز می‏گردد. به همین نسبت، شکوفایی و شوکت انسان‏ها، مجموعه‏ها وتمدن‏ها نیز از درون شروع می‏شود. آن چه در جوهر و ذات پدیده‏ها می‏گذرد، مهم تر از نیروی خارجی است که قصد اثرگذاری و نفوذ دارد. لذا چه درتوسعه‏یافتگی و چه در توسعه‏نیافتگی، چه در پیشرفت، بالندگی و تمدن‏سازی و چه در عقب‏ماندگی، سقوط، اضمحلال و زوال، درون مهم تر از برون است. (2) انسجام علاوه بر فرآیند توسعه ی فرهنگی، باید در تمامی ساختارهای یک واحد سیاسی، اعم ازفرهنگی، سیاس ...

ادامه مطلب  

مسیر مبارزه با مفاسد را قاطعانه ادامه می دهیم  

درخواست حذف این مطلب
رئیس قوه قضائیه با تقدیر از تلاش های قضات کارکنان مدیران و مسئولان قضایی از تشدید حملات دشمنان به قوه قضائیه در سال 95 خبر داد و تأکید کرد: این حجم از حملات به دستگاه قضایی نشان می دهد که ما در برخورد با مفاسد اجتماعی و اقتصادی و جریان نفوذ راه درستی را پیموده ایم و قطعاً این مسیر را با قاطعیت بیشتر ادامه خواهیم داد. به گزارش اداره کل روابط عمومی قوه قضائیه آیت الله آملی لاریجانی در جلسه مسئولان عالی قضایی با اشاره به فرمایش های اخیر مقام معظم رهبری در جمع مسئولان اردوهای راهیان نور و همچنین اعضای مجلس خبرگان دو نکته را مورد توجه قرار داد و ت ...

ادامه مطلب  

آثار هنری که با آجر های لِگو ساخته شدند  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها: آجرهای خانه سازی لگو یکی از نوستالژیک ترین وسایلی هستند که بازی کردن با آن ها سن و سال نمی شناسد. اما لگو ها دیگر فقط اسباب بازی نیستند، بلکه با کمی خلاقیت می توان آن ها را به آثار هنری تبدیل کرد. آجرهای لِگو توسط گروه لگو در شهر بیلوند دانمارک تولید می شوند. ماکت شهر ممنوعه در نمایشگاه پکنمجسمه ای اثر «ناتان ساوایا» در نمایشگاه پاریسمجسمه ای اثر «ناتان ساوایا» در نمایشگاه پاریسمجسمه سوپرمن اثر ساواناتصویر موزاییکی شاهزاده هری و مگان مرکل در انگلستانمیدان اصلی کراکوف در نمایشگاه تعاملی لهستانمجسمه راننده رالی لهستانی «رافائل سونیک» در نمایشگاه لهستانوناتور جنگ ستارگان در نمایشگاه وروکلاوماکت ق ...

ادامه مطلب  

فرید سجادی حسینی شهرت در 68 سالگی!  

درخواست حذف این مطلب
فرید سجادی حسینی پیش از آنکه با حضور در فیلم سینمایی «فروشنده» به چهره ای آشنا بدل شود به واسطه فعالیت های تئاتری اش بین قدیمی های نمایش شناخته شده بود و علاوه بر آن سال ها در کسوت کارگردان و دستیار کارگردان آثار سینمایی و تلویزیونی به فعالیت پرداخت. کارنامه کاری او نیز نشان از پیوند با هنر تئاتر و هنرمندانی مثل مهین اسکویی و داوود میرباقری دارد. و لی قبل از همکاری با میرباقری که آن سال ها در تئاتر خوش می د رخشید به واسطه حضور در تئاتر آناهیتا و آشنایی با آموزه های استانیسلاوسکی در کلاس های مهین اسکویی بیشتر با این هنر ...

ادامه مطلب  

وقتی پای موش های سکه خوار به حوزه باز می شود  

درخواست حذف این مطلب
: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز متاثر از مدیریت مرموز دهه شصت و بالاخص جریان فرهنگی معلوم الحال آن دوران قرار گرفت و به مرور با آرمان های نهادی خود در طراز هنر انقلاب اسلامی زاویه پیدا کرد و در این میان جدا شدن و در مواردی اخراج تعدادی از هنرمندان انقلابی و سوق یافتن بخشی از بازماندگان از ایشان به سمت سرمایه داری دو موضوع مهمی است که حوزه هنری در دهه نخست عمر خود با آنها مواجه شد. سید وصال مهدوی/تمرکز اصلی و محوری نهاد انقلابی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در ابتدای فعالیت خود بر تولید و حمایت از آثار هنرمندان حول محور انقلاب، دفاع مقدس، نمایش فدارکاری های شهدا، بزرگداشت ایام الله و روزهایی چون ۱۵ خرداد و ۱۷ شهریور، بیانات بزرگان انقلاب به ویژه رهبر کبیر انقلاب اسلامی و در جهت حفظ و پاسداشت آرمان های انقلاب اسلامی ملت مسلمان ایران می بود و در مقابل هنرمندان انقلابی آن دوران نیز به مسائل اجتماعی توجه کامل داشته و فهم واقعی از شرابط و موضوعات پیرامونی خود را ظهور و بروز می دادند و از این جهت به عنوان مثال در دوران جنگ تحمیلی که عده ای سودجو دست به احتکار مایحتاج مردم می زدند، هنرمندان نقاشی همچون کاظم چلیپا با حمایت حوزه هنری اقدام به خلق آثاری همجون تابلوی موش های سکه خوار نموده و در این اثر نقاشی، موش های سکه خواری را به تصویر کشیده است که در دهلیزی پر از خون نشسته اند و سکه های طلا را با همدیگر مبادله می کنند. از آن طرف بر روی این دهلیز مادر شهید نیز در کنار پیکر مطهر فرزند شهید خود مویه می زند و در عین حال مشت محکم انقلابی خود را بلند کرده است.هنرمندان ارزشی و انقلابی حوزه هنری با خلق آثاری این چُنینی درواقع روشن بینی و هوشمندی خود را به اثبات رسانیده و به مخاطبان مسلمان ایرانی را با خطراتی که انقلاب را تهدید می کند آشنا نمودند و به وضوح بیان داشتند در حالی که مادر شهید برای آینده فریاد می زند، عده ای فرصت طلب با ظاهری بعضا انقلابی، به فکر منافع مادی و ارتزاق خود و اطرافیانشان از سفره انقلاب هستند.هنرمند باید اهل درد باشد و این درد نه تنها سرچشمه زیبایی و صفای هنری، بلکه معیار انسانیت است. آدم بی درد هنرمند نیست که هیچ، اصلاً انسان نیست. کاظم چلیپا نتوانسته است به آن موش های سکه پرستی که منافقانه در جنگ نیز به دنبال گنج هستند و کاخ های رفاه و تجمل خویش را بر حقوق تضییع شده فقرا و دردمندان بنا کرده اند بی اعتنا بماند… و چگونه می توان بی اعتنا گذشت از کنار یکی از اساسی ترین عللی که جنگٍ شرف و عزت اسلام را به سرنوشتی اینچنین کشاند؟ تحلیل شهید آوینی بر تابلوی موش های سکه خوار کاظم چلیپا در سال ۱۳۶۳ هجری شمسی البته دیری نپایید که حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز متاثر از مدیریت مرموز دهه شصت و بالاخص جریان فرهنگی معلوم الحال آن دوران قرار گرفت و به مرور با آرمان های نهادی خود در طراز هنر انقلاب اسلامی زاویه پیدا کرد. اگرچه دهه شصت سخت ترین دهه عمر انقلاب اسلامی به ویژه از لحاظ امنیتی و دفاعی است اما نظام نوپای جمهوری اسلامی این دهه را با تمام سختی ها و دشواری های آن پشت سر گذاشت، لکن آنچه که از مصیبت های دهه شصت به دهه های بعدی منتقل شد و تا امروز نیز ادامه یافته و تبعات آن تمام شدنی نیست، مصدرنشینی مدیران فرهنگی عموما ناکارآمد و بعضا با افکار التقاطی در این دوره حساس از انقلاب اسلامی است.متأسفانه پیچیده ترین و حساس ترین بخشی که از دهه ۱۳۶۰ هجری شمسی، در سیطره مدیران ِفاقد نگاه کلان انقلابی و بعضا دارای التقاط فکری قرار گرفت و بخش عمده ای از آن از دست نیروهای متعهد به انقلاب اسلامی خارج شد، عرصه فرهنگ بود. سیطره این مدیران در کنار نفوذ و قدرت جریان روشنفکری غربگرای حاکم بر فضای رشته های گوناگون هنری بیشترین خسارت ها را برای نظام اسلامی و مردم ایران به همراه داشته است که ولنگاری فرهنگی امروز بارزترین گواه و سند برای آن است. در هشتاد درصد زمان سپری شده از انقلاب اسلامی، مدیریت کلان فرهنگ در دست تفکرات غیرانقلابی و التقاطی چپی، راستی، اصلاحاتی، اعتدالی و ... بوده است. تفکراتی که بعدها به شکل گیری جریان رفُرمیست گروید و در جبهه موسوم به اصلاحات هضم شدند و تا به آنجا گسترش پیدا نمود که حتی از درون ایشان وزیر و نماینده مجلس و روزنامه نگار و تئورسین رسمی ضدانقلاب پدیدار گردید.بیش از سی سال مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی از زمانی که رهبر ظاهری جریان رفُرمیست، وزیر فرهنگ دولت سوم شد، در سیطره مدیرانی معلوم الحال و بعضا زاویه دار با تفکرات انقلاب اسلامی درآمد که اگرچه در آن زمان این زاویه داری علنی نبود اما در سال ها و دهه های بعد بر عمق و ابعاد آن اضافه و آشکارتر شد. عملکرد برخی مدیران فرهنگی در حالی به ضرر جامعه و تضاد با منافع فرهنگی ختم شد که آنها فاقد دکترین فرهنگی بوده و قدرت جریان سازی فرهنگی در راستای تحقق اهداف انقلاب اسلامی را نداشته اند. افرادی که گرچه تلاش داشته و زحماتی در دهه های گذشته کشیده اند اما عدم تناسب توانایی آنها با صندلی هایی که اشغال کرده بودند، سبب وارد شدن هزینه های فراوانی به نظام و ملت شد که تاکنون نیز ادامه دارد.اما ابعاد طرح خزنده استحاله نظام اسلامی در آن هنگام هویدا گردید که مدیران فرهنگی دهه شصتی که شرایط قرنطینه ایجاد کردند و با مشی رفتاری سوسیالیستی خود و بالاخص اعمال سانسورهای سلیقه ای، بسیاری از هنرمندان متعهد را نسبت به نظام نوپا بدبین نمودند و حتی هنرمندان انقلابی را با انگ های مختلف از میدان فعالیت خارج می نمودند و ... پس از فروپاشی نظام سوسیالیست در دهه هفتاد هجری شمسی، به یکباره وجهه ای لیبرال مسلک به خود گرفتند و این بار صورت التقاطی دیگری از خود را بر بستر تفمرات لیبرالی بروز داده و از آن طرف بام افتاده و در اغلب حوزه های فرهنگی ضمن به انزوا کشاندن کامل جریان هنری اصیل انقلاب اسلامی، با میدان دادن به روشنفکران و هنرمندان غربگرا عرصه فرهنگ را عملا به محل تاخت و تاز اندیشه های غربی و لیبرالی تبدیل نمودند.مرور تاریخ نشان می دهد که مدیران التقاطی، نه در دهه ۱۳۶۰ هجری شمسی، حجت و برهان کافی برای سیاست هایشان داشتند و نه در دهه ۱۳۷۰ هجری شمسی و این نه شاهدی برای تکامل اندیشه و باورها و پختگی آن مدیران که گواهی است از افکار التقاطی و باورهای ناخالص آنها که ملغمه ای بود از آموزه های اسلامی، چَپی سوسیالیستی، راست لیبرالی و ... همین مدیران از همان دهه های اول انقلاب با هنرمندان متعهد و ارزشی سر ناسازگاری برداشته و ایشان را با محدودیت های مختلف روبرو کردند. این گونه بود که حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز متاثر از مدیریت مرموز دهه شصت، از اعمال سلیقه های دهه شصتی بی نصیب نبود و در این میان جدا شدن و در مواردی اخراج تعدادی از هنرمندان انقلابی و سوق یافتن بخشی از بازماندگان از ایشان به سمت سرمایه داری دو موضوع مهمی است که حوزه هنری در دهه نخست عمر خود با آنها مواجه شد.در سال ۱۳۶۶هجری شمسی، جـمعی از هـنرمندان حوزه از قبیل قیصر امین پور، سـید حـسن حـسینی، سلمان هراتی و ... در اعتراض به تغییراتی کـه در سـیاست های مدیریتی حوزه رخ داده بود، از حوزه خارج شدند. جدا شدن افرادی چون قیصر امین پور و سیدحسن حسینی دو ع ...

ادامه مطلب  

وقتی پای موش های سکه خوار به حوزه باز می شود  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز متاثر از مدیریت مرموز دهه شصت و بالاخص جریان فرهنگی معلوم الحال آن دوران قرار گرفت و به مرور با آرمان های نهادی خود در طراز هنر انقلاب اسلامی زاویه پیدا کرد و در این میان جدا شدن و در مواردی اخراج تعدادی از هنرمندان انقلابی و سوق یافتن بخشی از بازماندگان از ایشان به سمت سرمایه داری دو موضوع مهمی است که حوزه هنری در دهه نخست عمر خود با آنها مواجه شد. سید وصال مهدوی/تمرکز اصلی و محوری نهاد انقلابی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در ابتدای فعالیت خود بر تولید و حمایت از آثار هنرمندان حول محور انقلاب، دفاع مقدس، نمایش فدارکاری های شهدا، بزرگداشت ایام الله و روزهایی چون ۱۵ خرداد و ۱۷ شهریور، بیانات بزرگان انقلاب به ویژه رهبر کبیر انقلاب اسلامی و در جهت حفظ و پاسداشت آرمان های انقلاب اسلامی ملت مسلمان ایران می بود و در مقابل هنرمندان انقلابی آن دوران نیز به مسائل اجتماعی توجه کامل داشته و فهم واقعی از شرابط و موضوعات پیرامونی خود را ظهور و بروز می دادند و از این جهت به عنوان مثال در دوران جنگ تحمیلی که عده ای سودجو دست به احتکار مایحتاج مردم می زدند، هنرمندان نقاشی همچون کاظم چلیپا با حمایت حوزه هنری اقدام به خلق آثاری همجون تابلوی موش های سکه خوار نموده و در این اثر نقاشی، موش های سکه خواری را به تصویر کشیده است که در دهلیزی پر از خون نشسته اند و سکه های طلا را با همدیگر مبادله می کنند. از آن طرف بر روی این دهلیز مادر شهید نیز در کنار پیکر مطهر فرزند شهید خود مویه می زند و در عین حال مشت محکم انقلابی خود را بلند کرده است.هنرمندان ارزشی و انقلابی حوزه هنری با خلق آثاری این چُنینی درواقع روشن بینی و هوشمندی خود را به اثبات رسانیده و به مخاطبان مسلمان ایرانی را با خطراتی که انقلاب را تهدید می کند آشنا نمودند و به وضوح بیان داشتند در حالی که مادر شهید برای آینده فریاد می زند، عده ای فرصت طلب با ظاهری بعضا انقلابی، به فکر منافع مادی و ارتزاق خود و اطرافیانشان از سفره انقلاب هستند.هنرمند باید اهل درد باشد و این درد نه تنها سرچشمه زیبایی و صفای هنری، بلکه معیار انسانیت است. آدم بی درد هنرمند نیست که هیچ، اصلاً انسان نیست. کاظم چلیپا نتوانسته است به آن موش های سکه پرستی که منافقانه در جنگ نیز به دنبال گنج هستند و کاخ های رفاه و تجمل خویش را بر حقوق تضییع شده فقرا و دردمندان بنا کرده اند بی اعتنا بماند… و چگونه می توان بی اعتنا گذشت از کنار یکی از اساسی ترین عللی که جنگٍ شرف و عزت اسلام را به سرنوشتی اینچنین کشاند؟ تحلیل شهید آوینی بر تابلوی موش های سکه خوار کاظم چلیپا در سال ۱۳۶۳ هجری شمسیالبته دیری نپایید که حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز متاثر از مدیریت مرموز دهه شصت و بالاخص جریان فرهنگی معلوم الحال آن دوران قرار گرفت و به مرور با آرمان های نهادی خود در طراز هنر انقلاب اسلامی زاویه پیدا کرد. اگرچه دهه شصت سخت ترین دهه عمر انقلاب اسلامی به ویژه از لحاظ امنیتی و دفاعی است اما نظام نوپای جمهوری اسلامی این دهه را با تمام سختی ها و دشواری های آن پشت سر گذاشت، لکن آنچه که از مصیبت های دهه شصت به دهه های بعدی منتقل شد و تا امروز نیز ادامه یافته و تبعات آن تمام شدنی نیست، مصدرنشینی مدیران فرهنگی عموما ناکارآمد و بعضا با افکار التقاطی در این دوره حساس از انقلاب اسلامی است.متأسفانه پیچیده ترین و حساس ترین بخشی که از دهه ۱۳۶۰ هجری شمسی، در سیطره مدیران ِفاقد نگاه کلان انقلابی و بعضا دارای التقاط فکری قرار گرفت و بخش عمده ای از آن از دست نیروهای متعهد به انقلاب اسلامی خارج شد، عرصه فرهنگ بود. سیطره این مدیران در کنار نفوذ و قدرت جریان روشنفکری غربگرای حاکم بر فضای رشته های گوناگون هنری بیشترین خسارت ها را برای نظام اسلامی و مردم ایران به همراه داشته است که ولنگاری فرهنگی امروز بارزترین گواه و سند برای آن است. در هشتاد درصد زمان سپری شده از انقلاب اسلامی، مدیریت کلان فرهنگ در دست تفکرات غیرانقلابی و التقاطی چپی، راستی، اصلاحاتی، اعتدالی و ... بوده است. تفکراتی که بعدها به شکل گیری جریان رفُرمیست گروید و در جبهه موسوم به اصلاحات هضم شدند و تا به آنجا گسترش پیدا نمود که حتی از درون ایشان وزیر و نماینده مجلس و روزنامه نگار و تئورسین رسمی ضدانقلاب پدیدار گردید.بیش از سی سال مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی از زمانی که رهبر ظاهری جریان رفُرمیست، وزیر فرهنگ دولت سوم شد، در سیطره مدیرانی معلوم الحال و بعضا زاویه دار با تفکرات انقلاب اسلامی درآمد که اگرچه در آن زمان این زاویه داری علنی نبود اما در سال ها و دهه های بعد بر عمق و ابعاد آن اضافه و آشکارتر شد. عملکرد برخی مدیران فرهنگی در حالی به ضرر جامعه و تضاد با منافع فرهنگی ختم شد که آنها فاقد دکترین فرهنگی بوده و قدرت جریان سازی فرهنگی در راستای تحقق اهداف انقلاب اسلامی را نداشته اند. افرادی که گرچه تلاش داشته و زحماتی در دهه های گذشته کشیده اند اما عدم تناسب توانایی آنها با صندلی هایی که اشغال کرده بودند، سبب وارد شدن هزینه های فراوانی به نظام و ملت شد که تاکنون نیز ادامه دارد.اما ابعاد طرح خزنده استحاله نظام اسلامی در آن هنگام هویدا گردید که مدیران فرهنگی دهه شصتی که شرایط قرنطینه ایجاد کردند و با مشی رفتاری سوسیالیستی خود و بالاخص اعمال سانسورهای سلیقه ای، بسیاری از هنرمندان متعهد را نسبت به نظام نوپا بدبین نمودند و حتی هنرمندان انقلابی را با انگ های مختلف از میدان فعالیت خارج می نمودند و ... پس از فروپاشی نظام سوسیالیست در دهه هفتاد هجری شمسی، به یکباره وجهه ای لیبرال مسلک به خود گرفتند و این بار صورت التقاطی دیگری از خود را بر بستر تفمرات لیبرالی بروز داده و از آن طرف بام افتاده و در اغلب حوزه های فرهنگی ضمن به انزوا کشاندن کامل جریان هنری اصیل انقلاب اسلامی، با میدان دادن به روشنفکران و هنرمندان غربگرا عرصه فرهنگ را عملا به محل تاخت و تاز اندیشه های غربی و لیبرالی تبدیل نمودند.مرور تاریخ نشان می دهد که مدیران التقاطی، نه در دهه ۱۳۶۰ هجری شمسی، حجت و برهان کافی برای سیاست هایشان داشتند و نه در دهه ۱۳۷۰ هجری شمسی و این نه شاهدی برای تکامل اندیشه و باورها و پختگی آن مدیران که گواهی است از افکار التقاطی و باورهای ناخالص آنها که ملغمه ای بود از آموزه های اسلامی، چَپی سوسیالیستی، راست لیبرالی و ... همین مدیران از همان دهه های اول انقلاب با هنرمندان متعهد و ارزشی سر ناسازگاری برداشته و ایشان را با محدودیت های مختلف روبرو کردند. این گونه بود که حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی نیز متاثر از مدیریت مرموز دهه شصت، از اعمال سلیقه های دهه شصتی بی نصیب نبود و در این میان جدا شدن و در مواردی اخراج تعدادی از هنرمندان انقلابی و سوق یافتن بخشی از بازماندگان از ایشان به سمت سرمایه داری دو موضوع مهمی است که حوزه هنری در دهه نخست عمر خود با آنها مواجه شد.در سال ۱۳۶۶هجری شمسی، جـمعی از هـنرمن ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - در سودای یک مکتب پوسیده  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی اندیشکده برهان/ حسین حسینی؛ بازخوانی پرونده ی چپ دانش جویی در ایران (فاصله ی سال های 1379 تا 1390)اوایل دهه ی 80 خورشیدی فضای سیاسی اجتماعی دانشگاه ها شاهد بروز مجدد پدیده ا ی به نام چپ مارکسیستی بود. باز تولید و حضور مجدد پدیده ی چپ مارکسیستی در پهنه ی سیاست اجتماعی ایران به خصوص در دانشگاه ها و سازماندهی اولیّه ی آن در دانشگاه ها، به دنبال برخوردهای سهمگین صورت گرفته با این گروه های ملحد در دهه ی 60 و متواری شدن و گریختن اکثر بازماندگان آن به خارج از مرزهای جغرافیایی ایران اسلامی، در شرایطی که فروپاشی بلوک شرق، پوچ بودن اندیشه های مارکسیستی را بیش از پیش بر ملا ساخته بود عملاً این تفکر را به زباله دان تاریخ سوق داده بود و هویدا شدن جنایت های بی شرمانه و ضد انسانی حاملان این ایدئولوژی در جای جای نقاط عالم، تعجب همگان را برانگیخت.عده ای ریشه های شکل گیری آن را در فضای تضاد طبقاتی حاصل از سیاست های دوران عصر سازندگی و برخی دیگر این پدیده را حاصل سیاست های دوران اصلاحات و بهره برداری برخی سردمدارن این عصر از دانش جویان در راستای منافع خود دانسته و شکست این سیاست در 18 تیر 1378 و سرخوردگی حاصل در بین تعدادی از دانش جویان را پیش زمینه ی سوق آنان به سمت اندیشه های مارکسیستی می دانند؛ اما ریشه های شکل گیری این پدیده در دانشگاه ها را می بایست در تلفیقی از شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی این دوران جست وجو کرد. نویسنده بر این باور است که در فضای سیاست گفتمان عصر اصلاحات برخی بازماندگان گروهک های الحادی چپ مارکسیستی دهه ی 60 با هدایت تشکیلاتی و مالی گروهک های ضد انقلاب که تا آن موقع فعالیت های آن ها صرفاً در فضای سایبری و صدور هر از چندگاه بیانیّه های محکومیّت خلاصه می گردید، هسته های اولیّه در سایه ی برخی کمبودهای ناشی از سوءِ مدیریت و مدیریت سوء در دانشگاه ها، در قالب گروه های مطالعاتی شکل گرفت.شکل گیری جریان های مارکسیستی در این عصر تنها به فضای دانشگاه ها محدود نشده است، بلکه شواهدی دال بر سازماندهی های اولیّه در محیط های کار بر محوریّت اندیشه های مارکسیستی با دخالت چند حزب و جریان مارکسیستی غیرقانونی در قالب کمیته های دفاع از سازماندهی های آزاد و مستقل کارگری و نیز در قالب جریان های دفاع از حقوق زنان و هم سویی پنهان این جریان ها با جریان های مطالعاتی دانش جویی در فاصله ی سال های 1379 تا 1381 وجود دارد و نشان دهنده ی سازماندهی و هدایت از سوی یک کمیته ی خاص می باشد. هر چند ظهور این پدیده در دانشگاه ها واکنش های متعدی را به همراه داشته و عده ای با مراجعه به سابقه ی فعالیت این گروه ها در ایران اسلامی و شکست های پی در پی آنان در همراه ساختن مردم بنا به دلایل گوناگون سازماندهی این گروه ها را امری جدّی تلقی نکردند، اما در این بین خوشحالی سردمداران احزاب چپ از این سازماندهی امری غیر قابل کتمان و بی شک مثال زدنی است.گروه های مارکسیست این سازماندهی های اولیّه را یک پیروزی بزرگ برای خود دانسته، به طور علنی در بازتولید و ظهور مجدد آن سخن رانده و بدون در نظر گرفتن وزن این عده ی قلیل، نسبت به کل فضای دانش جویی کشور و برخی دیگر از واقعیت های موجود در کشور، از آن به عنوان جریانی یاد کردند که به باور خود با هدف چالش زایی برای تمامی حوزه های قدرت و مشروعیّت نظام جمهوری اسلامی سازماندهی شده است. به عنوان نمونه «علی صمد» از تئوریسین های سازمان «چریک های فدایی خلق» در خصوص بازتولید چپ مارکسیستی در ایران به ویژه در حوزه ی دانش جویی در فاصله ی سال های 1381-82 می گوید: «به طور مشخص از سال های 81 تا 82 دانش جویان و تشکل هایآن ها به عرصه های فکری دیگر کشیده شدند و گرایش ها و تمایلات چپ دموکرات، چپ رادیکال و یا کلاً سوسیال دموکراسی در میان دانش جویان تقویت شد. دانش جو یان با این گرایش ها بر فعالیت های سیاسی، مطبوعاتی خود افزودند. در واقع انتشار چند هزار نشریّه ی علنی و گاه نیمه علنی با تیراژهای متفاوت در عرصه های سیاسی، اجتماعی، صنفی، علمی و... توسط دانش جویان با گرایش های سیاسی و تعلقات اجتماعی مختلف در سراسر دانشگاه های ایران باعث تقویت سکولاریسم و جمهوریّت و نیز گسترش رابطه و نزدیکی جناح های مختلف دانش جویی در عرصه یفعالیت هایدانش جویی شد.» این گروه ها با بیان این که این جریان نوپای مارکسیستی خواهان ایجاد رفرم در قوانین موجود نبوده، اعمال تغییرات ساختاری و اساسی در نظام جمهوری اسلامی ایران را هدف اصلی آن قرار دادند. این اظهارنظر گروه های مختلف چپ مارکسیستی در این خصوص تنها به بیان خرسندی معطوف نگردیده بلکه سعی نمودند با بهره گیری از تجارب گروه های مختلف چپ در طول عمر نظام جمهوری اسلامی ایران به ارایه ی طریق در مقابل برخوردهای احتمالی نظام بپردازند و عنوان نمودند این جریان نوپا پس از گسترش دامنه ی هم فکران خود، با بهره گیری از الگوی تاکتیکی به کار گرفته شده از جانب تمامی گروه ها و جریان اجتماعی نوپا سازماندهی تشکیلاتی خود را در سطح جامعه با هدف ایجاد تشکیلات در دانشگاه، مدرسه و یا در کل جامعه در رأس برنامه های خود قرار دهد و برای مقابله با ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران با سازماندهی و فکر عمل کند. بررسی های صورت گرفته در خصوص نحوه ی شکل گیری و هدایت این گروه های نوپای مارکسیستی نشان می دهد که برخی دشمنان قسم خورده ی این مرز و بوم و مردم مسلمان ایران که در قالب گروه های مختلف چپ مارکسیستی در خارج از کشور به فعالیت های خود ادامه می دهند افزون بر نقش آن ها در شکل گیری و هدایت این گروه های نوپا سعی نموده اند با سازماندهی فعالیت این گروه های دانش جویی در دو سطح فعالیت های تشکیلاتی علنی و مخفی، هدایت آن ها برای استفاده از پایگاه قانونی سایر تشکل ها، برنامه ریزی برای مراسم ها و تجمع های مختلف به منظور بهره برداری از فضای موجود برای گستره ی تشکیلاتی و در فاز دوم آرایش سیاسی آن ها در قالب حزب یا احزاب وابسته، مقدمات ورود آنان را به فاز مقابله ی سخت و مسلحانه فراهم سازند.این نوشتار بر خلاف آن دسته از افرادی که این جریان های مارکسیستی را محصول تضاد طبقاتی می دانند، این جریان را به همراه جریان های مارکسیستی که چندی است در حوزه های کارگری و زنان با هدایت جریان ضد انقلاب سازمان یافته است را ابزاری می داند که دشمنان قسم خورده ی این نظام اسلامی در فضای سیاسی پس از دوم خرداد و 18 تیر 1378 و شرایط روانی ناشی از تبلیغات گسترده مبنی بر اوج گرفتن تضاد طبقاتی در ایران و وابسته ساختن نظام سیاسی اجتماعی در آن را به اردوگاه سرمایه داری غرب، کودکانه سعی نمود با بهره گیری از آن پایه های نظام اسلامی را با چالش های جدّی مواجه سازد.این بازخوانی بر فعالیت های چپ مارکسیستی در فاصله ی سال های 1379 تا 1390 با استناد به اسناد تشکیلاتی برخی احزاب و گروه های چپ غیرقانونی و برانداز و نیز با بررسی اسناد و نشریات مکتوب و برخی مطالب منتشر شده در حوزه ی سایبری تمرکز دارد.بازخوانی سیر فعالیت ها و چارچوب های تشکیلاتی در دوره های مشخص زمانیدر این قسمت برآنیم سیر فعالیت های دانش جویان چپ مارکسیستی را در بازه های زمانی مشخص به تفکیک بیان کنیم و به همین منظور این دوره های زمانی را در قالب زیر تقسیم بندی می نماییم. - دوره ی زمانی 1379 تا 1381 دوره ی شکل گیری هسته ی اولیه و سازماندهی هسته های مطالعاتی- دوره ی زمانی 1381 تا 1383، در این دوره مقدمات سازماندهی های تشکیلاتی نخستین، پایه ریزی می شود.- دوره ی زمانی 1383 تا ابتدای1385، در این دوره سازمان های اولیه در قالب کانون های دانش جویی شکل می گیرد.در دوره های زمانی بعدی گروه های سازمانی، شکل نهایی خود را پیدا نمودند اما به تناسب شرایط اجتماعی و سیاسی غالب آن دوره فعالیت گروهی چهره ی غالب فعالیت هر دوره را رقم می زند.دوره ی زمانی 1385 تاکنون: این دوره ی زمانی به چند زیر گروه تقسیم می شود و در هر زیر گروه یکی از جریان های چپ مارکسیستی بسته به شرایط محیطی به عنوان گروه اصلی فعال، مطرح می گردد.- زیر گروه زمانی 1385 تا ابتدای سال 1386: در این دوره ی زمانی جریان چپ رادیکال به دلیل پیوستن برخی فعالین گروه «رستا» حجیم شده در قالب جبهه ی چپ رادیکال به فعالیت خود ادامه می دهد. گروهک های سایبری «میلیتانت» در قالب نشریه ی «میلیتانت» و سوسیال دموکراسی در قالب گروه «سلام دموکراسی» فعالیت های خود را آغاز می نمایند.در فضای سیاست گفتمان عصر اصلاحات هسته های اولیّه گروه‏های چپ در سایه ی برخی کمبودهای ناشی از مدیریت سوء در دانشگاه ها، در قالب گروه های مطالعاتی شکل گرفت.- زیر گروه زمانی ابتدای سال1386 تا ابتدای سال 1388: در این دوره ی زمانی به دلیل ضربات پی در پی بر بدنه ی گروهک دانش جویی چپ رادیکال (بعد از 16 آذر 1386 عنوان دانش جویان آزادی خواه و برابری طلب را برای خود برگزید) و نیز به سبب برخی اختلافات درونی در گروهک سلام دموکراسی، فعالیت های این گروه ها متوقف می گردد. در این دوره ی زمانی گروهک های دانش جویی هم سو با عنوان دانش جویان سوسیالیست دانشگاه های ایران و دانشگاه امیر کبیر فعالیت خود را آغاز می نمایند.- زیر گروه زمانی بین سال های آغازین 1388 تا اوایل1390: در این دوره ی زمانی فعالیت گروهک دانش جویی سوسیالیست ایران علی رغم تلاش های ظاهری مبنی بر سازماندهی تشکیلات های خرد در قالب دانش جویان سوسیالیست دانشگاه های تهران، امیرکبیر فعالیت های خود را به سبب خروج رهبران آن از کشور و برخی اختلاف های موجود، پایان می دهند. گروهک دانش جویی «چپ نو» در قالب یک سازمان مطالعاتی فعالیت خود را آغاز و در اوایل سال 1390 پایان می دهد.نمود عینی این گروهک، سازماندهی یک آکادمی و انتشار تعدادی نشریات تحلیلی با کمک برخی فعالین سابق گروهک چپ رادیکال در فضای سایبری است. در این دوره تلاش هایی برای سازماندهی مجدد گروهک چپ رادیکال طی سه مرحله به انجام می رسد که در هر سه حالت ناموفق بوده و متوقف می گردد. بدنه ی فعال هسته ی دانش جویی «بذر» از کشور خارج و در بلژیک در قالب کمیته ی بلژیک به فعالیت خود ادامه می دهد و نیز رابط اصلی هسته ی دانش جویی میلیتانت با احزاب ضد انقلاب در این دوره از کشور خارج در نروژ ساکن می گردد. در اواخر خرداد ماه سال 1390 گروهی با عنوان شورای دانش جویان و جوانان چپ ایران با انتشار بیانیّه ای فعالیت خود را آغاز می نمایند. گروه های چپ دانش جویی را از حیث نحوه ی فعالیت های خود به صورت زیر دسته بندی می نماییم.- گروه های سایبری: گروه هایی هستند که عمده ی فعالیت خود را در فضای سایبری به انجام می رسانند. گروه هایی چون میلیتانت، بذر در زمره ی این گروه ها هستند. علی رغم این که برخی از فعالین این گروه در محیط های دانش جویی و برخی برنامه های دانش جویی و غیردانش جویی حضور دارند، اما بنا به دلایلی همواره سعی می نمایند، نمود عینی فعالیت خود، از جمله انتشار نشریات دانش جویی، صدور بیانیّه و ... را تنها در فضای سایبری به نمایش بگذارند. لازم به ذکر است که این گروه ها معمولاً گروه هایی هستند که در بدو سازماندهی و اعلام عمومی فعالیت های خود وابستگی شان را به برخی گروه های ضدانقلاب کتمان نمی کنند و برخی عناصر قدیمی و فعال سابق احزاب ضدانقلاب در بدنه ی فعال این گروه های نو ظهور حضور فعال و چشم گیر دارند. این گروه ها در مطالب منتشر شده ی خود از نام های مستعار بهره می گیرند و به دلیل عدم تمایل این گروه ها به نیروگیری و عملکرد کاملاً بسته، سیر فعالیت های آن ها حالت یکنواخت دارد.- گروه های دوم: گروه هایی هستند که افزون بر حضور فعال در فضای سایبری، نمود عینی فعالیت های خود را در سطح دانش جویی در قالب سازمان های نیمه رسمی و نشریات قانونی و غیرقانونی داشته و دارند. در مطالب منتشر شده ی خود از نام های مستعار بهره نبرده و در فعالیت های خود اشاره ای به نام سازمان های وابسته نمی کنند. به دلیل تمایل این گروه ها به نیروگیری در سطح علنی و عملکرد نیمه باز، فعالیت هایشان فراز و نشیب های مختلفی را تجربه می کند. انتشار نشریات دانش جویی با محوریّت ایدئولوژی مارکسیستی بعد از سازماندهی پنهان گروه های دانش جویی در قالب گروه های مطالعاتی در دانشگاه ها زمینه ی فعالیت های علنی چپ را فراهم نموده و گروه های چپ مارکسیستی با بهره گیری از پتانسیل های موجود در دانشگاه ها و اصول تشکیلاتی حاکم بر فعالیت های خود به گستره ی فعالیت هایشان در خصوص نشریات دانش جویی می افزایند. بررسی های صورت گرفته در حوزه ی عملکرد جریان چپ در دانشگاه ها نشانگر این واقعیّت است که محور عمده ی فعالیت جریان چپ مارکسیستی در نشریات دانش جویی موارد زیر را شامل می گردد:* تبلیغ مبانی نظری، فلسفی و اقتصادی مارکسیست و چهره ها و اندیشمندان آن در دانشگاه ها با هدف جذب دانش جویان در قالب تشکیلات مخفی. با توجه به گرایش فکری لنین به سازماندهی و قبضه کردن قدرت از راه گروه انقلابی منضبط و سازمان یافته و با تأکید بر این نکته که به باور لنین آگاهی سیاسی طبقاتی تنها با تزریق نظریّه ی انقلاب توسط سازمان انقلاب در توده ها ایجاد می گردد، گروه های مختلف چپ مارکسیستی در دانشگاه ها تقریباً نیمی از مطالب منتشر شده در نشریات دانش جویی خود را با هدف شناسایی و جذب فعالین در قالب تشکیلات پنهان یا سازمانی انقلابی و نیز گسترش آگاهی طبقاتی به این امر اختصاص داده اند.* در حوزه ی نظام سیاسی حاکم، گروه های مختلف چپ مارکسیستی محور عمده ی فعالیت های خود را در توصیف آن به عنوان یک نظام سیاسی وابسته به سرمایه داری توصیف نموده و ضمن القای ناکارآمدی دین در حوزه ی سیاست و اداره ی کشور، به بیان ناتوانی نظام جمهوری اسلامی در زمینه سازی عدالت در تمامی حوزه ها به سیاه نمایی در عملکرد نظام جمهوری اسلامی در حوزه ی اقتصاد در قالب متهم ساختن آن به استثمار طبقات کارگری پرداخته و در حوزه ی سیاسی، نظام جمهوری اسلامی ایران را به دیکتاتوری و ایجاد فضای خفقان در جامعه متهم می نماید و نحوه ی برخورد آن را با مخالفان مارکسیست در طی دوران حاکم به ویژه در فاصله ی سال های 1357 الی 1360 را مورد حمله قرار می دهند و ضمن تجلیل از فعالان مارکسیستی و نیز گذشته ی چپ مارکسیستی در ایران، بر ضرورت تغییر بنیادین ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حاکم بر ایران تأکید می نمایند و تاکتیک مورد اشاره برای این تغییر بنیادین در نشریات دانش جویی بسته به نحوه ی نگرش و شدت بدبینی آنان نسبت به عملکرد نظام جمهوری اسلامی ایران، سازماندهی فعالیت های چریکی مسلحانه و یا سازماندهی و هدایت جریان های چپ در حوزه های کارگری و نیز جریان های زنان در قالب انقلاب توده ای قهرآمیز، عنوان شده است.* در حوزه ی انقلاب گروه های مختلف چپ مارکسیستی در دانشگاه ها محور عمده ی فعالیت های خود را در توصیف قالب انقلاب پرولتاریایی قرار داده و نظام جمهوری اسلامی را وابسته به جبهه ی بورژوایی توصیف می نماید و رهبران انقلاب را به نظام سرمایه داری وابسته نموده و از انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 1357 در قالب انقلاب پرولتاریایی ربوده شده، یاد می کنند.* در حوزه ی کارگری، گروه های مختلف چپ مارکسیستی در نشریات خود در دانشگاه ها با استثماری دانستن سیاست ها و عملکرد نظام در برخورد با کارگران و افراد حقوق بگیر، بر ضرورت سازماندهی و گسترش گروه های مختلف پرولتاریایی تأکید می ورزند.* در حوزه ی زنان، گروه های مختلف چپ مارکسیستی در دانشگاه ها تضییع حقوق زنان در جامعه و عدم برابری زنان و مردان در تمامی حوزه ها را در سطوح مختلف قوانین مذهبی، سیاست های نظام جمهوری اسلامی ایران در خصوص زنان و نیز مناسبات اجتماعی مردسالاری دانسته و از فعالیت های سیاسی اجتماعی زنان با هدف دست یابی به حقوق به اصطلاح از دست رفته، حمایت می کند.انتشار نشریات دانش جویی با محوریّت ایدئولوژی مارکسیستی بعد از سازماندهی پنهان گروه های دانش جویی در قالب گروه های مطالعاتی در دانشگاه ها زمینه ی فعالیت های علنی چپ را فراهم نمود.در کنار انتشار نشریات دانش جویی این دوره که شکل غالب فعالیت گروه های مختلف چپ را تشکیل می داده است، عرصه ی وبلاگ نویسی، به دلیل امکانی که در اختیار نویسنده قرار می دهد، مورد توجه گروه های مختلف قرار داشته است زیرا در فضای مجازی نویسنده می تواند تمام افکار و عقاید خویش را به هر ترتیبی که می خواهد در آن به رشته ی تحریر در آورده و این فضای مجازی نیازمند صرف هزینه و زمان اندک می باشد. این وبلاگ ها از قالب و شمایل مشابهی نیز برخوردارند که نشانگر ارتباط ارگانیکی این افراد با هم می باشد. وبلاگ هایی چون «دانش سرخ»، «فردای سرخ»، «ندای سرخ»، «19 بهمن» و «انفرادی» در زمره ی وبلاگ های چپ دانش جویی می باشند که محور فعالیت های آن ها طرح مباحث فلسفی و ارایه ی دیدگاه های ماتریالیستی و مارکسیستی می باشد.در این دوره استفاده ی این گروه ها تنها به سازماندهی وبلاگ های دانش جویی معطوف نگردیده بلکه سازماندهی و انتشار رادیوهای اینترنتی چون «آشوب»، «آوای دیگر» و نیز انتشار نشریات دانش جویی در فضای سایبری از اقدام های دیگر این گروه های مارکسیستی در بهره برداری از این فضای مجازی بوده است هم چنین باید خاطر نشان ساخت به دلیل امکاناتی که برخی از سایت های ارتباطی و اجتماعی چون «یاهو» در اختیار آن ها قرار می دهد این گروه ها برای سازماندهی بیش تر و بهتر به این گونه سایت ها نگاه ویژه ای دارند.الف) دوره ی زمانی 1379 تا 1381 : دوره ی شکل گیری هسته ی اولیه و سازماندهی هسته های مطالعاتیبررسی های صورت گرفته نشانگر این مدعاست که جریان چپ مارکسیستی در دانشگاه ها در فاز فرهنگی و اجتماعی وارد فضای دانشگاه ها شده و شکل گیری حلقه های مطالعاتی و انتشار نشریات دانش جویی، عمده فعالیت این گروه ها در این دوره می باشد. گروه های مطالعاتی در برخی موارد در قالب تشکل های مجوز دار فعال در دانشگاه ها شکل می گرفته است و از راه برگزاری برنامه هایی چون بررسی دسته جمعی آثار «صمد بهرنگی»، «صادق هدایت» و دیگر نویسندگان این نحله ی فکری به بازسازی حلقه ی گمشده ی بین نسل جوان امروز با تاریخ گذشته ی جنبش چپ در ایران پرداختند. انتشار نشریات دانش جویی گام دیگری بر گسترش ادبیات مارکسیستی در دانشگاه ها بود و کمک مالی دانشگاه ها به این نشریات نشان از ضعف مسؤولان در نظارت به ویژه هیأت نظارت بر نشریات دانش جویی و کمیته های انضباطی بر مطالب منتشر شده در آثار دانش جویی، می باشد.ب) دوره ی زمانی 1381 تا ابتدای سال 1383: در این دوره مقدمات سازماندهی های تشکیلاتی نخستین پایه ریزی می شود.در این دوره، محفل های انتشار نشریات دانش جویی قانونی و یا غیر قانونی، مقدمات سازماندهی های اولیه را پایه ریزی می کند هم چنین افزون بر تلاش برخی از این گروه های دانش جویی برای اخذ مجوزهای قانونی از نهادهایی چون سازمان ملی جوانان، در داخل دانشگاه برخی فعالین دانشجویی چپ مارکسیستی نیز تلاش می نمایند با نفوذ در برخی تشکل های دانش جویی (چون شوراهای صنفی دانش جویی، انجمن اسلامی دانش جویان دانشگاه ها و جامعه ی فرهنگی دانش جویی دانشگاه تهران)، محمل مناسبی را برای برنامه های آینده ی خود به دست آورند. کانون هایی چون «اشتراک»، «چیا» و «کانون امروز» در این دوره در سازمان ملی جوانان به ثبت رسیده و محملی برای برگزاری کلاس های تئوریک و برخی جلسات هماهنگی با گروه ها و سندیکاهای کارگری را مهیّا ساخت.ج) دوره ی زمانی ابتدای سال 1383 تا ابتدای سال 1385 : در این دوره سازمان های اولیه در قالب نشریات و در برخی موارد کانون هایدانش جویی شکل می گیرددر این دوره گروه های مختلف چپ مارکسیستی شکل می گیرد. عمده ترین این گروه ها در دانشگاه های تهران را در بین گروه های سایبری هسته ی بذر می توان یافت و شق دوم را گروه هایی در قالب نشریات دانش جویی «خاک»، «دانشگاه و مردم» و سایت «سلام دموکرات» تشکیل می دهند. فعالیت های این دوره در قالب چند مرحله ی زیر قابل تقسیم بندی است.مرحله ی نخست: سازماندهی ابتدایی در قالب نشریات دانش جوییگروه دانش جویی دانشگاه و مردم:نشریه ی دانش جویی دانشگاه و مردم ابتدا با نام دانشگاه و دانش جو در سال 79 آغاز به فعالیت کرد و از اردیبهشت 80 با نام دانشگاه و مردم به فعالیت خود ادامه داد. می توان انتشار این نشریه را به نوعی آغازگر حضور علنی چپ در دانشگاه ها بر شمرد.دو دوره ی زمانی ویژه در انتشار این نشریه وجود دارد، این دو دوره عبارت اند از:1- دوره ی نخست انتشار این نشریه از سال 1379 تا سال 1382انتشار این نشریه ی دانش جویی در این دوره را به نوعی می توان آغاز حضور چپ در فاز فرهنگی و هنری در دانشگاه تهران بر شمرد. گردانندگان ماهنامه در این دوره جمعی از دانش جویان دانشکده ی فنی با محوریّت فرزند یکی از اعضای کادر حزب توده بود که در سال 1384 از کشور خارج شد. گروه های جامع مطالعاتی نخستین بار در دانشگاه ها با محوریّت این نشریه حول محورهای تاریخی، ادبی، فلسفی و سیاسی شکل گرفت. این نشریه در این دوران تمرکز خود را بر محور عدالت اجتماعی و نفی نظام طبقاتی قرار داده بود.2- دوره ی دوم انتشار این نشریه از خرداد سال 1383پس از خرداد ماه 1383، سمت مدیر مسؤولی ماهنامه به یک دانش جوی حقوق دانشگاه تهران انتقال داده شد. در این دوره تمرکز نشریه بر ادبیات چپ انقلابی معطوف گشت و محورهایی چون مبارزه با جریان سرمایه داری و جهانی شدن، ضرورت پایه ریزی جامعه بر مبنای دموکراسی واقعی نه لیبرالیستی، حمایت از مبارزات طبقاتی و حمایت از جریان های ضد جنگ در منطقه، معطوف گردید.این دو دوره از این جهت بسیار مهم اند که دوره ی نخست، اولین گروه های مطالعاتی را برای پایه ریزی چپ در دانشگاه ها سازماندهی می نماید و در دوره ی دوم محوریّت این نشریه به همراه جمعی از دانش جویان هم سو در سال 1385 جریان چپ کارگری و در سال 1386 دانش جویان سوسیالیست دانشگاه های ایران را پایه ریزی می نماید. باید خاطر نشان ساخت که دانش جویانی از دانشگاه علامه طباطبایی نیز در انتشار این نشریه به ویژه در دور دوم، مشارکت داشته اند.گروه دانش جویی انتشار دهنده ی نشریات گون در دانشگاه ...

ادامه مطلب  

حماقت یا حمایت فرهنگی؛ مساله این است!/ وقتی بی عرضگی و ناتوانی مدیران، امنیت و استقلال فرهنگی جامعه  

درخواست حذف این مطلب
: نهادینه سازی مولفه های غربگرایی، زندگی سکولار و اباحی گرایی از یکسو و بی توجهی به استقلال فرهنگی، اقتصادی و نظامی کشور، ارتقای فرهنگ عمومی جامعه و آرمان های انقلاب مردم ایران از سوی دیگر توصیف بهتری از فرهنگسازی سینمای جمهوری اسلامی است، در نسبت با تعاریف رویایی، اغراق آمیز و خلاف واقعی که مدیران سینمایی از تاثیرگذاری های این سینما ارائه می دهند. محمدعلی سلیمانی /نهادینه سازی مولفه های غربگرایی، زندگی سکولار و اباحی گرایی از یکسو و بی توجهی به استقلال فرهنگی، اقتصادی و نظامی کشور، ارتقای فرهنگ عمومی جامعه و آرمان های انقلاب مردم ایران از سوی دیگر توصیف بهتری از فرهنگسازی سینمای جمهوری اسلامی است، در نسبت با تعاریف رویایی، اغراق آمیز و خلاف واقعی که مدیران سینمایی از تاثیرگذاری های این سینما ارائه می دهند. در نگاه مدیران فرهنگی همواره رویدادهای هنری و فرهنگی در راستای اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی قرار دارد! از جمله در بیان دبیران حال حاضر جشنواره های دو زیستی فجر که از یکسو جشنواره سی و ششم را همسو با انقلاب اسلامی ترسیم نموده و همه را مدیون سینمایی می دانند که با برگزاری جشنواره فیلم فجر، به جشن های انقلاب اسلامی شکوه مرحمت فرموده اند! و از سوی دیگر برگزاری این جشنواره را به صورتی متوهمانه ترسیم و مدعی می شوند که یک قدرت نمایی برای دیپلماسی عمومی کشور به ارمغان می آورد!البته متولیان فرهنگی و سینمایی حال حاضر کشور چندان تقصیری ندارد، چرا که شکل فعلی جشنواره فیلم فجر و مُدل دو زیستی آن، از اساس قادر به صیانت از حقوق فرهنگی مردم نیست و مدیران چاره ای جز ارائه تعاریف رویایی و تصویرسازی مثبت از آن ندارند.بر این اساس یکی از موانع جدی نادیده گرفته شدن حقوق فرهنگی ملت در جشنواره های فیلم فجر که میراث به جا مانده از ادوار گذشته آن است، عدم تبیین اصول راهبردی برای آن می باشد؛ به نحوی که جشنواره فیلم فجر پس از سی و شش دوره، هنوز نمی داند جشن سینمای انقلاب اسلامی است یا فستیوال سینمای ایران؟ جشنواره ای محلی است یا بین المللی؟ محل نمایش بهترین های هنر انقلاب است یا مکان تجلیل از نورچشمی های دولت های گوناگون؟ محل انتخاب آثار برتر و حرفه ای است یا دورهمی سالانه سینماگران و سینمادوستان؟ ابزار جنگ فرهنگی است یا محل تبلیغ فیلم ها برای اکران عمومی؟واضح است که جشنواره ای دو زیست همچون جشنواره فجر که تکلیفش با خودش مشخص نیست نه می تواند حقوق مردم را در نظر بگیرد، نه ظرفیت های هنری و تکنیکی را، نه به سینما بپردازد و نه به ارزش های الهی و اسلامی. نتیجه آنکه هر سال به جزء مسئولان برگزارکننده اغلب از جشنواره ناراضی اند، علماء، سینماگران، اصحاب رسانه، منتقدان، مردم، جوانان هنرمند، پیشکسوتان سینما و ...جشنواره فیلم فجر چه در بخش ملی آن و چه در بخش بین الملل و جهانی، از اجرا تا محتوا و نحوه تخصیص جوایز و ... از وجود سیاستی جامع و کلان جهت تأمین منافع و مصالح فرهنگی ملت و نظام اسلامی بی بهره است. عدم تدوین سیاست ها و اصول حاکم بر جشنواره فیلم فجر چه در بخش ملی آن و چه در بخش بین الملل، باعث شده تا ضوابط تمجید، حمایت و تقدیر از دولتی به دولت دیگر تغییر کنند، دولتی فیلمی را توقیف می کند، دولت بعدی نمایش می دهد، سیاست های دولتی در دولت بعدی به کل کان لم یکن تلقی شده و سیاست های نوینی اتخاذ می شوند و ...قطعا به همین علت است که سینماگران مستقل نیز از وضعیت سینما و جشنواره فیلم فجر رضایت ندارند، چرا که در ادوار گوناگون تعدادی از مدیران و متولیان امر، جشنواره و جوایز آن را ابزاری برای خشنودسازی هنرمندان وابسته به جناح خویش و افزایش قدرت باندها قرار داده اند و این همه در حالی است که اصول انقلاب اسلامی، ارزش های الهی و اسلامی، مؤلفه های سبک زندگی اسلامی و امثالهم ثابت بوده و تغییر نمی کند.به بیان دیگر سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر به عنوان بخش مهمی از آن، از هیچ قاعده و اصول مشخصی در چارچوب ارزش های فرهنگ زندگی اسلامی و اصول، آرمان ها و اهداف انقلاب اسلامی پیروی نمی کنند که اگر چنین بود، سیاست فرهنگی دولت ها، از دولتی به دولت دیگر تغییرات ۱۸۰ درجه ای پیدا نمی کرد.البته در برخی اسناد بالا دستی، هدف گذاری ها و اولویت هایی برای بخش های مختلف فرهنگ و هنر تدوین شده است، اما از آنجا که این اسناد ضمانت اجرایی نداشته و هیچ نهادی دولت ها را برای نادیده گرفتن آنها بازخواست نمی نماید، دولت ها به سادگی تمام این اسناد را نادیده گرفته و خود را ملزم به حرکت در چارچوب آنها و یا پاسخگویی در قبال نادیده گرفتنشان نمی دانند.بعید است هیچ یک از مدیران فرهنگی به ویژه مدیران سینمایی کشور که فضای گل و بلبلی از سینما ترسیم می کنند، بتوانند تولیدات صورت گرفته در دوران تصدی گری خویش را مبتنی بر اولویت های فرهنگی نقشه مهندسی فرهنگی کشور دسته بندی کرده یا حتی یک نمونه از جریانسازی های فرهنگی در دوران مدیریت خود را منطبق بر این اولویت ها ارایه دهند، دریغ از یک نمونه از مدیران فرهنگی مسلمان و دلسوز اما بی خاصیت!اولویت های فرهنگی مد نظر سند نقشه مهندسی فرهنگی کشوراولویت های فرهنگی شامل موضوعات، مسائل و چالش های اساسی است که ناظر به ارزش ها، الگوهای رفتاری، محصولات و نمادهای فرهنگی کشور در سطوح فرهنگ ملی (اسلامی ایرانی)، عمومی و حرفه ای می باشند. اولویت ها معیار و مبنای تخصیص منابع و امکانات کشور برای تحقق اهداف و چشم انداز فرهنگی کشور محسوب می شوند.۱- هویت اسلامی، ایرانی و انقلابی؛ انتظار منجی، قرآن و عترت، نماز و مسجد، ولایت فقیه، فرهنگ بسیجی، ایثار و جهاد و شهادت، زبان، ادبیات و خط فارسی.۲- نهاد خانواده و جمعیت؛ الگوسازی خانواده اسلامی ایرانی، تسهیل ازدواج، تحکیم خانواده و کاهش طلاق، جمعیت مطلوب (کیفی و کمی).۳- سبک زندگی اسلامی - ایرانی؛ معماری و شهرسازی اسلامی ایرانی؛ عفاف، پوشش و آرایش بر اساس فرهنگ اسلامی ایرانی؛ صله رحم و الگوهای تعاملات اجتماعی، خانوادگی و فردی با اولویت کودکان، نوجوانان و زنان.۴- اخلاق و فرهنگ عمومی جامعه:۱- فرهنگی؛ صداقت، راستگویی و درستکاری، تعاون و کارجمعی.۲- اجتماعی؛ اعتماد اجتماعی، امر به معروف و نهی از منکر، شایسته سالاری، انضباط اجتماعی، قانون گرایی و رعایت حقوق دیگران، فرهنگ حفظ محیط زیست.۳- اقتصادی؛ فرهنگ پیشرفت، اخلاق و فرهنگ کار و کارآفرینی، وجدان کار و اتقان در عمل، فرهنگ مصرف صحیح و پرهیز از اسراف، تجمل گرایی و اشرافی گری و رعایت حلال و حرام بویژه رباخواری.۴- سیاسی؛ وحدت، امنیت و اقتدار ملی حول ولایت فقیه، سلامت اداری، مردم سالاری دینی، مشارکت عمومی و عدالت اجتماعی، استقلال خواهی و آزادی مشروع و قانونمند.۵- هنر؛ ساماندهی سینما، تئاتر، موسیقی و هنرهای سنتی و محصولات چندرسانه ای و تربیت هنرمندان متعهد.۶- قدرت نرم؛ بسیج و هم افزایی نیروها، تقویت سرمایه ها و قدرت نرم.۷- اطلاعات، ارتباطات و رسانه؛ تقویت محتوا، مصونیت بخشی و توسعه زیرساخت ها، نظام های جامع اطلاعاتی، ارتباطاتی و رسانه ای کشور.۸- تعامل منطقه ای و جهانی؛ گفتمان سازی برای تمدن نوین اسلامی و بیداری اسلامی؛ حمایت از مستضعفین و مقابله با نظام سلطه جهانی.۹- نظام فرهنگی فراگیر و کارآمد؛ ساماندهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، استقرار نظام جامع راهبری و مدیریت فرهنگی کشور، مهندسی نظام های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... کشور با رویکرد فرهنگی و تربیت نیروی انسانی کارآمد بخش فرهنگی.۱۰- محصولات و صنایع فرهنگی؛ توسعه صنایع و محصولات فرهنگی، هنری و چندرسانه ای.البته نباید فراموش کرد که اولویت های نقشه مهندسی فرهنگی بر اساس قانون برنامه پنج ساله کشور که بخشی از آن در دولت یازدهم بوده، باید پایه و اساس تدوین طرح های پیوست فرهنگی توسط قوه مجریه قرار می گرفته است.به وضوح مشاهده می شود که این اولویت ها در عرصه فعلی فرهنگ و هنر، به ویژه سینما و به تبع آن، جشنواره فیلم فجر و یا جشنواره جهانی فیلم فجر و ... جایگاهی ندارد، چرا که در غیر این صورت می باید جشنواره سی و ششم، چه در موعد برگزاری ملی آن در بهمن ماه ۱۳۹۶ هجری شمسی و چه در صورت وضعیت برگزاری جهانی آن در اردیبهشت ۱۳۹۷ هجری شمسی، جوایزش را بر اساس اولویت های فرهنگی کشور و یا اولویت های فرهنگی ویژه در شرایط جنگ فرهنگی تقسیم می نمود.حقوق فرهنگی مردم در تخصیص جوایز جشنواره فیلم فجر از جمله جشنواره سی و ششم جایگاه ندارد چرا که اساساً این حقوق تعریف و تبیین نشده اند و مدیران و سینماگران به وظایفشان در زمان جنگ فرهنگی همه جانبه مسلط نیستند. همچنین نباید فراموش کرد این وظیفه مسئولان و مدیران بوده که در دهه های گذشته هنرمندان جوان را با رسالت اجتماعی شان در دوران جنگ فرهنگی آشنا کرده و از نیروهای متعهدی که برای منافع و مصالح فرهنگی ارزش قائل اند، حمایت نمایند. کم نیستند هنرمندانی که اگر متوجه شوند فعالیت شان به واقع کمک به دشمنان مردم و کشور، مُخل روند توسعه و پیشرفت، برهم زننده آرامش روانی جامعه، تهدیدکننده مؤلفه های فرهنگ خودی و مواردی از این دست می باشد، در آنها تجدیدنظر کرده و ترجیح می دهند فعالیت هایی داشته باشند که به مصلحت جامعه باشد. اما متأسفانه در غیاب مدیریتی شایسته در حوزه فرهنگ، جریان روشنفکری از طریق رسانه ها، اساتید و پیشکسوتان رشته های هنری گوناگون و اتخاذ رویکردی دیکتاتورمآبانه، نسل های جوان هنرمند را به سمت و سوی مدنظر خود سوق داده است. باید پس از چهل سال مشخص شود مدیران به سراغ سینماگران نرفته اند یا سینماگران نخواسته اند آثاری در جهت ایجاد جریانسازی های مثبت فرهنگی بسازند؟ آیا مدیران سینمایی ادوار مختلف به سراغ سینماگران رفته و از آنها دعوت کرده اند که در کنار یکدیگر برای ارتقای فرهنگ جامعه تلاش کنند و آنها قبول نکرده اند؟ آیا برای سینماگران توضیح داده و شفاف کرده اند که در کنار یکدیگر می توان ازدواج جوانان را تسهیل کرد، می توان رغبت به تولید ملی و اصلاح ساختار اقتصادی کشور را افزایش داد، می توان عدالت اجتماعی را نهادینه کرد و ... و آنها قبول نکرده اند؟ آیا به سمت سینماگران دست یاری دراز کرده اند برای افق دادن به مردم برای ساختن جامعه ای با نشاط، سازنده، علاقمند به علم، دانش و مطالعه و آنها قبول نکرده اند؟ آیا از آنها برای تقویت اتحاد ملی و ایجاد همدلی و همبستگی بیشتر در مردم دعوت کرده اند، به گونه ای که در اثر شدت محبت مردم نسبت به هم، هیچ دعوای خیابانی یا پایمال کردن حقی صورت نگیرد و سینماگران قبول نکرده اند؟ آیا مدیران حقیقتا خواستار جریانسازی های عمیق و کلان فرهنگی بوده و اهداف و آرمان هایشان را به وضوح برای سینماگران بیان کرده اند اما آنها از کمک استنکاف کرده اند؟پس اگر مدیران نخواسته و یا نکرده اند که اُف بر آنها که با بی عرضگی و ناتوانی های خویش امنیت فرهنگی و استقلال فرهنگی جامعه را مخدوش کرده و صدمات جبران ناپذیری به فرهنگ عمومی جامعه زده اند و اگر سینماگران چنین دعوت های به حقی را قبول نکرده اند که حتی صرف ریالی از بیت المال برای چنین افرادی ظلم به تمام مردم ایران است و فیلم های چنین افرادی شایسته اسپانسری سفارتخانه ها، آقازاده ها، مفسدان اقتصادی، هیأت مدیره برخی بانک ها و شرکت ها و ... است نه بودجه عمومی و ...کاش به این گونه از مدیران گفته می شد به جای آنکه خود را مدیون سینما بدانند، دِین خود به خون شهدا را باور کرده و خود را بدهکار بیت المال مسلمین نمی کردند، چرا که مدیری که دستش از پیاده سازی سیاست های نظام و منویات امام جامعه خالی است و به جز تَکرار معدود فیلم های افراد دغدغه مند و ارزشی گزارشی در جهت فرهنگسازی، اعتلای فرهنگی و صیانت از فرهنگ برای ارائه ندارد، قطعا به خون شهدا و بیت المال خیانت کرده است. کاش مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی به جای فرافکنی سهم خود را از صدمات و ضربات وارده به فرهنگ جامعه می پذیرفتند. اما چرا باید به این سوالات پاسخ شفاف و صریح داد؟ برای اینکه به هیچ ترتیبی نمی توان پذیرفت مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی سیاستگذاری فرهنگی را در چهل سال گذشته به کار برده باشند اما نتیجه آن به فیلمفارسی و طنزهای سخیف و گیشه ای و یا فیلم های روشنفکری سیاه نما ختم شده باشد؛ نمی توان قبول کرد مدیران فرهنگی جمهوری اسلامی، مدیریت فرهنگی طراز انقلاب اسلامی را رقم زده باشند اما ماحصل آن مافیای حاکم بر سینما، فقدان انگاره های فرهنگ اسلامی، عدم حضور خدا و دین باوری بر پرده سینماها باشد؛ امکان پذیر نیست مدیران فرهنگی مجاهده خالصانه ای برای صیانت از فرهنگ انقلابی و اسلامی از خود نشان داده باشند اما امروز ولنگاری فرهنگی، مصرف گرایی، ضعف اقتصادی، نابسامانی های اخلاقی و ... در جامعه قابل انکار نباشد. بر این اساس اگر پنج سال قبل فیلمی مانند ۵۰ کیلو آلبالو اکران می شد اعتراضات بسیار گسترده تری از گشت ارشاد، من مادر هستم و یک خانواده محترم و ... نسبت به آن صورت می گرفت اما متاسفانه روند افزایش نابسامانی و ولنگاری فرهنگی و نیز عادی سازی و قبح شکنی برخی هنرمندان و اهالی فرهنگ و رسانه در کنار گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی در این سال ها، باعث شده تا نه تنها سطح اعتراضات عمومی کاهش یابد؛ بلکه موجب شود تا اساسا دیگر نه تنها اعتراضی به فیلم های سخیفی حال حاضر صورت نگیرد و عموم این آثار در فضای شبه روشنفکری اکران های نیمه خصوصی هُنر و تجربه، جامعه ی اسلامی را مورد هجوم خود قرار داده و روزانه بر عمق و ابعاد ولنگاری فرهنگی بیافزایند. بر این اساس بزرگترین خیانت سینمای جمهوری اسلامی زدودن آرمان از زندگی مردم و بزرگترین خیانت مدیران فرهنگی، سکوت در برابر این خیانت و باج دادن به طیف رو ...

ادامه مطلب  

«بدخواه تئاتر نبودم»  

درخواست حذف این مطلب
مدیرکل هنرهای نمایشی با تاکید براینکه بدخواه تئاتر و خانه تئاتر نیست و مدعی است که در دوران مدیریتش ۲۴ ساعته کار کرده می گوید، خستگی ها و یأس هایی وجود دارد که او را از مدت ها قبل به رفتن از مدیریت تئاتر ترغیب کرده است.، مهدی شفیعی اواخر بهمن ماه سال ۱۳۹۳ با حکم علی جنتی ـ وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ مدیرکل هنرهای نمایشی این وزارتخانه شد تا اوضاع تئاتر را که پس از استعفای حسین طاهری از اداره کل هنرهای نمایشی با سرپرستی اردشیر صالح پور مدیریت می شد، سروسامان بخشد. او که به اذعان بسیاری از هنرمندان تئاتر توانست در این سه سال فضای آرامی را در تئاتر ایران حاکم کند، حالا با آمدن معاون هنری جدید زمزمه های رفتنش هر روز جدی تر می شود و البته خودش هم تاکید دارد که به ماندن تمایلی نداشته و ندارد.او در این روزهای آخر سالی که بیش از هر چیز به دنبال پول است تا مطالبات تئاتری ها در بخش کمک هزینه، حمایت ها و جشنواره فجر را پیش از رفتن پرداخت کند، در گفت وگویی با خبرنگاران ایسنا از دوران پرالتهاب شروع مدیریت خود، چالش ها با خانه تئاتر و حاشیه های چند ماه اخیر تئاتر سخن گفت که مشروح آن را می خوانید: زمانی که در ماه های پایانی سال ۹۳ حکم مدیریت در اداره کل هنرهای نمایشی را گرفتید، مطالباتی از سوی هنرمندان در مراسم معارفه شما مطرح شد که بخشی از آن بر تغییر فضای نامطلوب آن دوران تأکید داشت. از آن روز و در این سه سال و یک ماه گذشته به اذعان خیلی از هنرمندانی که با آن ها صحبت کرده ایم، آرامش و جو بی حاشیه تئاتر از نتایج حضور دوران مدیریت شما عنوان می شود، اما چه اتفاقی افتاد که چند ماه آخر سال ۹۶ پرحاشیه ترین روزهای تئاتر در زمان مدیریت مهدی شفیعی می شود در صورتی که قطعا برخی فشارها و همین طور طلبکاری ها در این سه سال هم بوده که شاید به نوعی مدیریت می شدند و خیلی رسانه ای نمی شدند. آیا تغییرات مدیریتی در معاونت هنری و شایعه جابه جا شدن مدیرکل هنرهای نمایشی باعث بروز این همه حاشیه و فشار و بولتن نویسی برای تئاتر شد یا دلایل دیگری وجود داشت؟چون به مراسم معارفه و زمان حضورم در این جایگاه اشاره شد بد نیست اول اشاره کنم که پیش از حضور در اداره کل هنرهای نمایشی، در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (در تهران و استان های دیگر) سابقه فعالیت داشتم و اصلا زمینه ورودم به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بخاطر تئاتری بودنم، بود. از قدیم با شرایط این حوزه آشنایی داشتم و مخصوصا در چند ماهی که در دولت دهم تا یازدهم در معاونت هنری بودم آشنایی بیشتری هم پیدا کردم و این ها سبب شده بود به مباحث و جزئیاتی که همیشه در حوزه تئاتر بود بیشتر آگاه شوم. زمانی که مشاور برنامه ریزی آقای مرادخانی (معاون سابق هنری) بودم و به من پیشنهاد شد که مدیریت اداره کل هنرهای نمایشی را برعهده بگیرم شرایط ملتهب بود، چه به لحاظ نارضایتی هنرمندان از مجموعه مدیریتی تئاتر و چه به لحاظ ساختاری و اداری؛ مثلا شورای مرکزی ارزشیابی و نظارت یک سالی بود که اصلا تشکیل نشده بود. خیلی از وعده های داده شده به هنرمندان عملی نشده بودند. بدهی به گروه ها زیاد بود و با خیلی از آن ها قرارداد منعقد نشده بود. بر این اساس اولویت هایی را در نظر گرفتیم و ظرف همان سال اول تلاش بر این بود که فضا را از التهاب خارج کنیم و بنیان هایی گذاشته شود که فاصله بین هنرمندان و حوزه مدیریتی و دولت کم شود. حاشیه های اخیر تئاتر بیشتر معطوف به جشنواره بودبه طور مثال در حوزه ارزشیابی و نظارت سعی شد مبنا قانون باشد و حرف هنرمندان بیشتر شنیده شود و تعامل با گروه ها افزایش یابد. در حوزه های حمایتی نیز به دنبال این بودیم با توجه به شرایط موجود، حمایت را با همه محدودیت های اعتباری بیشتر کرده و گروه های جوان بیشتر از حمایت ها برخوردار شوند. در حوزه های اجرایی انتظار هنرمندان این بود فرصتی برای اجرای کارهایشان فراهم شود که در این بخش با توجه به کمبود ظرفیت های زیرساختی و سالن ها کمک شد تا ظرفیت فعالان بخش خصوصی برای تأسیس تماشاخانه ها فعال شود و تمام این ها مقداری از نارضایتی ها و فاصله هنرمندان و دولت را کم کرد. با این حال فکر می کنم بیشتر حاشیه هایی که پیش آمد معطوف به جشنواره فجر باشد که از دو، سه ماه قبل از آن ایجاد شد. نگاه ما در اداره کل هنرهای نمایشی به جشنواره تئاتر فجر، کیفی و کاربردی بود و اعتقاد داشتم اگر بودجه ای برای جشنواره ای صرف می شود باید تأثیرات آن جشنواره در تئاتر قابل مشاهده باشد، یعنی معتقد بودم به دنبال برگزاری جشنواره هایی نرویم که کارکرد خود را از دست داده اند یا برگزاری آن ها به شیوه های قبلی در شرایط امروز تئاتر بازدهی ندارند بلکه باید متناسب با متقضیات به سمت ارتقا رویدادهایی که هنوز ضرورت دارند، برویم. در جشنواره فجر هم با حضور آقای اسدی (دبیر دوره های ۳۴ و ۳۵) سعی بر این بود که متناسب با نیاز تئاتر امروز برنامه ریزی شود و در دوره سی وششم هم آقای مهندس پور با همین نگاه پیش رفت. فکر می کنم برای آنچه شما اشاره می کنید چند دلیل می توان متصور شد. اول اینکه سال ۹۶ تغییر دولت و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را شاهد بودیم و این خود، انتظار برای تغییر بدنه را به دنبال دارد . آقای صالحی امیری (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی) در مدتی که حضور داشتند وعده هایی را مطرح کرده بودند و اتفاقاتی افتاد که ضرورت داشت اثر آن ها را ببینیم و نمونه مشخص آن مسئله صنف است که به موقع به آن اشاره می کنم. اما با این حال به نظرم بیشترین دلیل چالش های مورد اشاره شما به جشنواره تئاتر فجر مربوط بود که البته همیشه این قضایا درباره آن پیش می آید چون تقریبا همه هنرمندان می خواهند به نوعی در جشنواره فجر حضور داشته باشند و فرهاد مهندس پور با ساختار و نیز با شعاری که برای جشنواره به عنوان "گفت وگو" درنظر گرفت، به دنبال این بود که این امکان را فراهم کند، اما اینکه چرا حواشی فجر شکل گرفت در ادامه بحث می تواند بیشتر بررسی شود. پس می توان این سوال را هم پرسید که چقدر فرهاد مهندس پور را باعث بروز این حاشیه ها می دانید؟ آیا الان هم از انتخاب او به عنوان دبیر جشنواره دفاع می کنید یا فکر می کنید فرد دیگری مناسب تر بود؟ من اعتقاد دارم دوره سی وششم جشنواره تئاتر فجر با توجه به شرایط فعلی تئاتر یکی از دوره های خوب جشنواره بود و البته هر سه دوره ویژگی هایی دارند که قابل ارزیابی است. جشنواره سی وششم از منظرهایی خیلی قابل توجه است و هر چه از آن فاصله بگیریم بهتر می توانیم در موردش فارغ از حواشی صحبت کنیم. فرهاد مهندس پور در دو دوره ای که دبیر بوده همیشه ساختارشکن بوده و این ساختارشکنی اصولا در جامعه ما خیلی پذیرفتنی نیست، بویژه در تئاتر و شاید خیلی از حواشی ناشی از همین نگاه او بوده باشد. با این حال خواهش من از تمام منتقدان این است که دوره سی وششم جشنواره فجر را منصفانه و با توجه به منافع کلی تئاتر ارزیابی کنند. از همان اول شمشیر را از رو بسته بودنداما این دوره شرایطی را پیش آورد که به جز بولتن نویسی ها، حتی برخی هنرمندانی که در این سه سال بابت اجرای آثارشان مورد حمایت قرار گرفته بودند و نیز برخی همکاران سابق شما روی معترضانه ای از خود نشان دادند و این موضوع اتفاقا بیشتر مدیریت تئاتر را هدف قرار می داد.شما از همین مصداق می توانید به برخی قضایا ورود کنید. ما اول باید بپذیریم که برای انجام کارهای بزرگ در تئاتر از منافع شخصی خود عبور کنیم. خیلی از کسانی که به جشنواره دوره سی وششم فجر با دبیری فرهاد مهندس پور نقد داشتند شاید خودشان در برگزاری دوره هایی از این رویداد دخیل بوده اند. برگردید ببینید نقدهایی که به شکل برگزاری در دوره مسئولیت آن ها مطرح می شد به چه صورت بوده است . در دوران آن ها هم نقدهایی وجود داشت. متأسفانه در حوزه تئاتر بیشتر منافع شخصی ارجحیت دارد نه منافع جمعی. این نقدها را قبل از جشنواره هم می توان رصد کرد و می بینید که هنوز اتفاقی نیفتاده بود نقدها آغاز شدند. هنوز خروجی جشنواره دیده نشده، نقدها منتشر می شدند، یعنی از اول شمشیر از رو بسته شده بود. البته فرهاد مهندس پور علیرغم اینکه شعار گفت وگو را در نظر گرفته بود کمتر با رسانه ها در مورد تغییرات این دوره مرتبط بود. تمام این ها باعث شد که آن چالش ها را در ایام جشنواره فجر ببینیم و آن هایی هم که منتقد بودند نخواستند ویژگی های خوب جشنواره را ببینند. مثلا ما در عرصه بین الملل جشنواره امسال به ویژه در بخش خارج از صحنه شاهد اتفاقات بدیع و خوبی بودیم. هرچند شاید من هم به برخی بخش ها نقدهایی داشته باشم و شاید فشار بیشتری هم بر من به عنوان مدیر وارد باشد، ولی باید همه ابعاد جشنواره را ارزیابی کرد و اگر منافع جمعی تئاتر مدنظر قرار بگیرد ارزیابی منصفانه تری می دیدیم مثل حضور برجسته گروه های استانی که نتیجه اتفاق چند ساله ای است که در حوزه تئاتر استان ها به وجود آمده است. در صحبت های خود به دو نکته منافع جمعی و فردی در تئاتر اشاره کردید که این مسئله در تمام این سال ها از جمله همان جلسه معارفه شما هم مورد اشاره بود، اما با وجود تلاش هایی که در این سه سال کردید و به نظر می رسید در مقاطعی منافع جمعی در تئاتر غالب شده است، اما وقتی با یک اتفاق، باز به همان نقطه قبل بازگشتیم شاید بشود گفت در این باره آن طور که باید موفق نبودید. من به اندازه شما این ماجرا را منفی نمی بینم و شاید بخشی از این اتفاقات از جایی شروع شد که مباحث ما با خانه تئاتر جدی شد. من در این دوره جشنواره علاقه مند بودم خیلی از اتفاقات حوزه مدیریتی تئاتر واگذار شود ولی وقتی می خواهیم این جریان را شکل دهیم باید زیربناهای درست برای انجام آن مشاهده شود. من وقتی با آقای همت (مدیرعامل خانه تئاتر) گفت وگو در این باره را شروع کردم از همین منظر بود و شاید نکته شما هم معطوف به همین مسئله باشد. وجود خانه تئاتر ضروری است ولی به چه قیمتی؟! از همین جا سراغ صنف برویم که باز هم در همان جلسه معارفه برخی هنرمندان حاضر تاکید داشتند رابطه میان صنف و نماینده دولت باید بهبود یابد و خود شما هم در صحبت هایتان اذعان داشتید که همه امور نباید به مدیریت تئاتر منتهی شود، اما در این چند سال این اتفاق خیلی عملی نشد ضمن اینکه می بینیم خانه تئاتر نقشی در جریان روزانه تئاتر ندارد ولی مدعی است که باید امور به آن ها واگذار شود و اداره کل را به نوعی مانع از انجام اموری می داند که باید توسط آن ها انجام شود. چرا در این چند سال فضا برای واگذاری امور به صنف به درستی پیگیری نشد؟ اول این را بگویم که نگاه من در حوزه مدیریتی همواره این بوده که فرصت را برای ایفای نقش همه جریان ها و افراد فراهم کنم، یعنی حوزه مدیریت قرار نیست نگاه حذفی به هیچ جریانی داشته باشد و باید از همه ظرفیت ها استفاده کند. نکته بعدی اینکه حدود دو سه سال قبل یک جریان جوان تر توانست رأی اعضای خانه تئاتر را بدست آورد که برنامه های خوبی هم داشتند ولی فرصت و شرایط برای اجرای آن ها پیدا نشد. اگر صنف می خواهد که امور تئاتر به آن ها واگذار شود و نقش برجسته تری نسبت به آنچه در حال حاضر دارد داشته باشد، باید یک سری زیربناها را آماده کند و یکسری اطلاعات گسترده درباره جایگاه و توانمندی هایش داشته باشد. این را به جشنواره وصل کنید که اتفاقاً بخش اعظمی از آن سلیقه منتخب جوان تر در هیات مدیره قبلی خانه تئاتر وارد جشنواره سی وششم فجر شد و خواست تا بخشی از توانمندی خود را نشان دهد. ما باید آنقدر ظرفیت داشته باشیم تا اجازه دهیم یک جریان، توانمندی و ظرفیت خود را نشان دهد و بعد آن را نقد کنیم و بگوییم مزیت ها و نقاط ضعف آن چه بوده است. در حوزه اجرایی در این دو سه سال خیلی از هنرمندان فرصت حضور پیدا کردند و کسی را نداشتیم که خط قرمز بوده باشد. این درباره جریان ها هم مصداق دارد چون ایده آل من این بود که هر کس یا هر جریانی که فکر می کند توانمند است حتما باید شرایط برایش فراهم شود. چه از کسانی که در لایه های دوم و سوم مرکز بودند و سلیقه شان با من سازگار نبود و من همچنان به ماندن آن ها اصرار داشتم و چه جریان های خارج از مرکز که نوع نگاهشان با تشکیلات دولتی چندان نزدیک نیست. درواقع معتقدم آن ها این حق را دارند که در برهه ای آنچه مدعی آن هستند را نشان دهند و شاید خیلی از اختلافات در این باره از همان پیش زمینه هایی بود که در گذشته با هم داشتند و اینکه چون من یا ما نیستیم پس باید نشان دهیم که تجربه موفقی حاصل نمی شود و متاسفانه این دور باطل در حوزه هنر وجود داشته است. اما درباره صنف؛ به نظرم باید آنقدر گشوده باشیم، مخصوصاً در جایگاه های پیشکسوتی و مدیریتی در صنف و دولت، که منافع همه تئاتر مدنظر باشد و خیلی خودی و غیرخودی نکنیم. من با همین نگاه همیشه به فعالیت های صنفی و خانه تئاتر توجه کردم و منافع خانه تئاتر را به عنوان تشکیلاتی با کارکرد صنفی که حضورش در هر شرایطی بسیار موثر است مورد توجه قرار دادم. حتی در هر مصاحبه ای در مورد مسائلی که غیردقیق از طرف صنف و مشخصاً آقای همت مطرح شده بود هم، حد را تا یک جایی حفظ کردم که از بیرون تصور نشود نگاه به خانه تئاتر منفی است و الان هم می گویم که اعتقاد دارم وجود خانه تئاتر برای اعتلای تئاتر ضروری است ولی به چه قیمتی؟! بهتر است یک بار توانمندی های خودمان را بررسی کنیم ببینیم الان چه جایگاه و نقشی را در تئاتر ایفا می کنیم؟ مثلا یکی از بحث های مطرح شده در این سال ها همیشه این بوده که حقوق و شأن هنرمندان باید رعایت شود و رتبه بندی هنرمندان از منظر فرایندهای تولیدی مدنظر قرار گیرد. خوب، این کارکرد صنفی است اما چه کاری برای آن انجام داده ایم؟ اینکه بیاییم تمام نداشته ها و مشکلات مان را گردن دیگری بیاندازیم و یک دشمن تخیلی تصور کنیم و بگوییم هرآنچه را که نتوانستیم انجام دهیم باعث و بانی اش او (یک جریان یا دولت) بوده که یک حرکت رو به جلو نیست. سال هاست که استراتژی تقابل در رابطه صنف با دولت به شکل پنهان و آشکار وجود داشته و البته خوشحالم که اخیرا زمزمه هایی از صنف برای جایگزینی تعامل به جای تقابل شنیده می شود. در این سال ها حداقل می شد صنف شرایط رنکینگ (رتبه بندی) را برای هنرمندان ایجاد می کرد تا هر جایی که هنرمندی حضور داشت متناسب با جایگاه اش از او دفاع کند و اتفاقاً این همان پایه ای است که اگر ایجاد شود خانه تئاتر می تواند به دولت بگوید که خیلی از امور را به من واگذار کنید. با این حال من با صراحت می گویم که تمام علاقه ام این بود هر آن چه از اعتبارات تئاتر موجود است و هر آنچه از امکانات مدیریتی تئاتر در اختیار هست را اگر زمینه اش در صنف وجود داشته باشد کاملاً به آن ها منتقل کنم، اما در یک شرایط واقع گرایانه و با مسئولیت پذیری. شاید گفتن این حرف تبعات داشته باشد اما یکی از آرزوهای من این است که خانه تئاتر جشنواره تئاتر فجر را برگزار کند. هرچند امیدوارم آن زمان هر وقتی که باشد که بسیار مشتاقانه منتظر آن هستم، دلایلی ایجاد نشود که بگویند برخی مسائل باعث بروز کاستی هایی شده تا جریان به شکل دلخواه پیش نرود. آیا پیش از دوره مدیریت آقای همت در خانه تئاتر و در زمان مدیر عاملی ایرج راد هم درباره وضعیت زیربنایی و اداره خانه تئاتر گفت وگو کرده بودید تا مشکلات و موانع سریع تر برطرف شوند؟ در زمان آقای راد و زمانی که من معاون مرکز بودم جلسات خوبی درباره رتبه بندی هنرمندان در بخش های مختلف برگزار شد و به دنبال این بودیم تا این اتفاق مکانیزه و بعد منتقل شود که به دوره مدیریت آقای طاهری رسیدیم و من از مرکز هنرهای نمایشی خارج شدم. این پیگیری ها بعدا متوقف شد و پس از آن یکی از مباحث جدی هیات مدیره منتخب قبلی خانه تئاتر همین موضوع بود و برنامه ای نوشته شده که حدود ۳۰۰ میلیون تومان هزینه داشت تا این اتفاق در خانه تئاتر شکل بگیرد و معاونت هنری (علی مرادخانی) هم قول تامین مبلغ این کار را داد ولی متاسفانه به خروج دوستان از خانه تئاتر منجر شد در حالی که این از ضروریات خانه تئاتر است که باید به آن پرداخته شود. تقابل خانه تئاتر با انجمن های هنرهای نمایشی؟ولی الان خانه تئاتر و مدیرعامل آن گله دارد که اگر فعالیت موازی انجمن هنرهای نمایشی نباشد می توانند امور را به عهده بگیرند. ما در حوزه صنفی دو معضل داریم که اگر حل شوند خیلی از این اتفاقات هم برطرف می شود؛ یکی پذیرفتن واقعیت های بیرونی آن هم با همه مشخصاتش از جمله کمبودها است چون به هر حال در خلأ که کار نمی کنیم. مسئله دوم مسئولیت پذیری است و اینکه وقتی کاری را پذیرفتیم مسئولیت فراز و فرود آن را با هم بپذیریم. زمانی که به مرکز هنرهای نمایشی وارد شدم و همچنین هنوز، معتقد بودم و هستم که تئاتر ما با یک ساختار اداره کلی و اختیارات محدود نمی تواند برنامه ریزی کلان داشته باشد و حتماً باید سازمان شود. البته منظورم این نیست یک سازمان دولتی تشکیل شود تا دولت فربه شود و بیشتر از آنکه به تئاتر رسیدگی کند مجبور به رسیدگی به خودش باشد. به این ترتیب یکی از ایده ها برای بهتر شدن آن وضعیت، ارتقا جایگاه انجمن های هنرهای نمایشی در سراسر کشور بود. از آنجا که خیلی از گروه ها و هنرمندان در سراسر کشور فعال هستند اولین گام این بود که این ها در یک بستری که کاملاً به لحاظ تخصصی و تشکیلاتی عملی باشد شناسایی شوند و این اتفاق با تعاریف جدید و عملی از دو سال قبل شروع شد به طوری که تمام گروه های فعال نمایشی را شناسایی و برای آن ها پروانه صادر شد. سپس از بین خود اعضای گروه ها که همگی جز فعالان هستند در استان ها و شهرستان ها هیات مدیره هر انجمن در یک فرایند انتخاباتی تشکیل شد. من نمی دانم چرا این امر را کارکرد صنفی نباید بدانیم؟ مجموعه ای تشکیل شده است که تخصص هنرمندان شان تایید شده و کار خود را مدیریت و سیاست گذاری می کنند و باید حمایت شوند تا تئاتر در استان ها از چرخه مناسبتی و جشنواره ای خارج شود. این موضع گیری در مقابل این جریان را من اصلاً متوجه نمی شوم. اخیرا آقای همت این سوال را مطرح کرده اند که اساسنامه این انجمن هنرهای نمایشی کجاست؟ قبل از پاسخ به شما عرض کنم که ارتباط شخصی من با جناب آقای همت ارتباطی بسیار دوستانه است و شخص ایشان برای من بسیار عزیز است. اما همانطور که خود ایشان هم گفته در جایگاه حقوقی مان باید با صراحت به برخی قضایا بپردازیم و در پاسخ به این سوال باید بگویم آیا دسترسی به اساسنامه انجمن هنرهای نمایشی که موسسه ای است ثبت شده، کار دشواری است؟ آقای همت طوری از اساسنامه صحبت می کنند که انگار یک عملیات کارآگاهی برای دسترسی به آن نیاز است. ایشان اساسنامه انجمن را کی از انجمن خواسته اند که کسی آن را به ایشان نداده است؟ البته آقای همت صحبت دیگری هم درباره بودجه تئاتر داشته که انگار ردیف بودجه و جزئیاتش برای اولین بار رسمی منتشر شده است، در حالی که اگر یک جستجو کنند می بینند که سال هاست پیوست لایحه بودجه و بخش هایی که برای فعالیت تئاتری بودجه می گیرند مثل کانون پرورش فکری، حوزه هنری، وزارت ارشاد و بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس اعلام می شود و خوشحالم که امسال ایشان در جایگاه مدیریتی پیگیر این موضوع شده است. در حالی که مشکلات تئاتر اتفاقا بعد از این اعلام بودجه ها شروع می شود چرا که علیرغم اینکه در بودجه دولت هر سال رقم بودجه تئاتر شفاف اعلام می شود، اما اینکه چقدر تخصیص یابد مهم است. اصلا خانه تئاتر را کنار بگذاریم. یک پیش زمینه ذهنی وجود دارد که وقتی شما از سازمان تئاتر صحبت می کنید یعنی بدنه دولت افزایش پیدا کند. در برابر این هم بر اساس تجربه های ذهنی و هم اسناد که هر جا که فضای کارمندی وارد شده بازدهی مطلوب وجود نداشته است، نمی دانم چقدر این شنیده صحت دارد ولی گفته می شود انجمن های نمایشی در سراسر کشور ۴۰۰ نفر پرسنل دارند یعنی ۴۰۰ نفر حقوق بگیر. یک نگاه این است که وقتی حقوق بگیران افزایش پیدا می کنند الزاماً منفعتشان به صنف و گروه های تئاتری و اجرا نمی رسد، چقدر این شنیده و این نگاه درست است؟ خودتان فرمودید که «شنیده» است. امان از این شنیده ها. به هیچ وجه صحت ندارد. وقتی آیین نامه انجمن هنرهای نمایشی بازنگری شد با بررسی و نگاهی آسیب شناسانه بود. انجمن دو دوره جدی را تجربه کرده بود که یک دوره با همین نگاه در تهران بود و یکسری کارمند داشت؛ هم کادر اداری هم هنرمند. یعنی هنرمندانی بودند که ماهیانه از انجمن حقوق می گرفتند. در استان ها هم انجمن از طریق انتخابات بین افراد تشکیل می شد و همیشه هم آخرین گروهی که اجرایش را با افراد بیشتری روی صحنه برده بود فارغ از اینکه چقدر تخصص دارد یا تئاتری هستند، کارگردان یا سرپرست آن گروه پیروز انتخابات می شد. این همان انجمن نمایش سابق است که در اواخر آن قدر فربه شده بود که بیشترین اعتباری که دولت برای حمایت از تئاتر در نظر می گرفت هزینه حقوق پرسنل و هنرمندانی که رابطه استخدامی با آن داشتند می شد. نکته مهم در مورد انجمن نمایش سابق این بود که کل حقوق بگیران آن در غیر از شهر تهران به ۲۰ نفر نمی رسید. حالت دومی از انجمن هم که بیشتر در دولت های نهم و دهم شکل گرفت وجود داشت. انجمن انتصابی بود یعنی مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان فردی را انتخاب می کرد و انجمن در آن مقطع از جریان خلاقه خود و جامعه هنری فاصله گرفته بود و صرفاً امور مالی را پیگیری می کرد. اتفاقاً ساختار جدید انجمن هنرهای نمایشی با نگاه آسیب شناسانه به هر دو شیوه کار می کند که هیچ عضو حقوق بگیری در سراسر کشور ندارد. گروه های فعال هر استان که موفق به دریافت پروانه فعالیت شده اند و دارای یک کارگردان و نویسنده با سابقه مشخص هستند و تاییدیه را هم از خود هنرمندان در استان گرفته اند دور هم جمع شدند و هیئت مدیره این انجمن های نمایشی را تشکیل دادند. به هیچ وجه هم حقوق بگیر نیستند. و برای این هیات مدیره دو فعالیت اصلی در نظر گرفته شده، یکی پیگیری تأسیس سالن های بلک باکس با مشارکت استانداری ها و شهرداری ها و حمایت وزارتخانه که تجهیز شوند و در اختیار گروه ها قرار گیرد تا همچنان به دنبال ادارات کل است ...

ادامه مطلب  

فاصله های زیاد تا رسیدن به جامعه قرآنی  

درخواست حذف این مطلب
گروه فعالیت های قرآنی: ایجاد هماهنگی بین دستگاه های دولتی و غیردولتی برای ارتقای فعالیت های قرآنی تعمیق معرفت و تعمیم فهم و درک قرآن و تقویت و گسترش انس با قرآن و ترویج مفاهیم قرآن در اقشار مختلف و ارتقای التزام عملی به قرآن از جمله اهداف منشور توسعه فرهنگ قرآنی است. به گزارش از خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از همدان براساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی دستیابی به جامعه ای متمسک به قرآن و عترت و برخوردار از ایمان و عمل صالح ارتقای ایران به کشوری توسعه یافته با هویتی اسلامی- انقلابی و تحقق رهنمودهای مقام معظم رهبری در گسترش فرهنگ حیات بخش قرآن ک ...

ادامه مطلب  

روحانی چهره ای فرهنگی نیست چون روحیه و سوابقش امنیتی است / اظهارنظرها در مورد «به وقت شام» انتقام جویی بود  

درخواست حذف این مطلب
روحانی اظهار کرد که مردم خودشان نظارت و فیلتر می کنند! انگار که هیچ مسئولیتی متوجه دولت نیست.مدعی شد هنر ارزشی و غیر ارزشی نداریم، یعنی وظیفه ای در قبال هنرمندان متعهد نداریم. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ هرچند حواشی پر تنش دوران صدارت علی جنتی دیپلمات و صالحی امیری امنیتی با آمدن سید عباس صالحی به طور جدی فروکش کرد اما رکود فرهنگی کشور که از ابتدای دولت یازدهم آغاز شده کماکان ادامه دارد و این رکود در بسیاری از موارد با یک پسرفت جدی هم همراه بوده است. قطعا بهترین فرد برای ارزیابی حدود پنج سال عملکرد دولت تدبیر در زمینه فرهنگ، شخصی است که برای چهارسال عهده دار بالاترین مسئولیت در این زمینه یعنی وزارت ارشاد بوده است. جدای از این موضوع به دو دلیل حواشی فتنه و رفتار برخی هنرمندان و همچنین پیدایش سلیقه ها و زاویه های احمدی نژاد در دوران مسئولیت حسینی، بر اهمیت این گفت و گو می افزود. از دکتر حسینی درخواست کردیم تا فرصتی را در اختیار ما بگذارند تا میزبان ایشان باشیم. بخشی از ناگفته های شنیدنی ایشان به خواست خودشان و به رسم امانت پیش ما باقی ماند. سید محمد حسینی دانش آموخته دانشگاه امام صادق(ع)، نماینده مجلس پنجم و از مدیران صدا و سیما بوده است. در دولت نهم قائم مقام وزیر علوم و رئیس دانشگاه پیام نور بود که با آغاز دولت دهم و با قبول پیشنهادی وزارت ارشاد و رای اعتماد مجلس هشتم توانست بر صندلی مسئولیتی تکیه زند که روزی در مجلس پنجم به دنبال استیضاح وزیر همین وزارتخانه یعنی عطاءالله مهاجرانی بود. در ادامه مشروح گفت و گوی ما با وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی که این روزها با نام دبیر کانون دانشگاهیان ایران اسلامی فعالیت می کند را خواهید خواند: عملکرد پنج ساله دولت فعلی در زمینه فرهنگ که سه وزیر را هم تجربه کرد، چطور ارزیابی می کنید؟ حسینی: وزارت ارشاد سه وظیفه اصلی دارد حمایت، هدایت و نظارت. یعنی این سه وظیفه را باید انجام بدهد، در کارهای فرهنگی و هنری سرمایه گذاری و از تولیدات مناسب حمایت کند و آنها را در اختیار مردم قرار دهد. ما در یک حکومت لاییک زندگی نمی کنیم که بگوییم هیچ جهت گیری و اولویتی نداریم و شعارمان هنر برای هنر است! از نگاه ما هنر باید در خدمت اهداف متعالی نظام باشد. پس وظایفی که دولت و وزارت ارشاد دارد مساله جهت گیری ها و اولویت بندی ها است که باید مشخص شود. مثلا در فیلم های سینمایی، تحکیم خانواده برای ما اصل است؛ پرداختن به رویدادهای تاریخ صدر اسلام و تاریخ معاصر، مشاهیر، مفاخر، شهدا و موضوع مقاومت از اولویت برخورداراست.باید اولویت بندی ها و جهت دهی ها مشخص بشود و بعد هم نظارت جدی گرفته شود. به هر حال در همه جای دنیا نظارت مورد توجه هست، منحصر به ما نیست. همه جای دنیا حتی در کشورهای اروپایی دستگاه نظارتی حساب شده ای دارند. به طور مثال یک معیار و خط قرمز ترویج مواد مخدر است یا حتی برای خشونت یک حدی قائل هستند. پس نظارت در همه جای دنیا مهم است. اما در ابتدای دولت یازدهم بحث هایی که رییس جمهور مطرح کرد نشان می داد که اعتقاد راسخی به این مقوله وجود ندارد. آقای یا با قیافه حق به جانب، که به ظاهر حرف درستی است که نتیجه نادرستی از آن گرفته شد. یعنی ما مقدمات هدایت را فراهم نمی کنیم، کاری نداریم خود مردم انتخاب می کنند، یا مدعی شد هنر ارزشی و غیر ارزشی نداریم، یعنی وظیفه ای در قبال هنرمندان متعهد و حمایت از آثار هنری ارزشمدار نداریم! اینکه می فرمایید برای دولت فرهنگ اولویت ندارد، این تیپ مدیریتی دولت است. آدم های امنیتی آمدند، بیش از آنکه فرهنگ برایشان اولویت داشته باشد رویکردهای کلان دولت آنها را به سمتی برده که فرهنگ مشکل داشته است. فرهنگ در ملاحظات درگیر نمی شود؟ حسینی: خود آقای روحانی اصلا چهره فرهنگی نیست بلکه روحیه و سابقه کاری اش از وی چهره ای امنیتی سیاسی ساخته است. حلقه اول یاران و مشاورانش هم غالبا صبغه اطلاعاتی امنیتی دارند. یکی از دلایلی که در این دولت به فرهنگ اهمیت داده نمی شود همین نگاه است. به طور مثال شورای عالی سینما در دولت دهم شکل گرفت که مثل دیگر شوراهای عالی ریاستش با رئیس جمهور بود. اعضای شورا هم هنرمندان و سینماگران و مدیران ارشد فرهنگی بودند. این جلسات منظم با حضور رییس جمهور برگزار می شد. هر زمان که درخواست جلسه می کردیم ظرف یک هفته وقت داده می شد، یعنی رئیس جمهور به مقوله فرهنگ اهمیت می داد ولی در دولت یازدهم هرماه به ماه بعدی و بعد هر فصل به فصل بعدی موکول کردند و هرسال به سال بعد و پس از سه سال سه ماه اول که دیدند روحانی وقت نمی دهد برای تشکیل جلسه، صورت مسئله را پاک کردند و کلا شورای عالی سینما را منحل کردند تا در معرض سوال خبرنگاران و سینماگران قرار نگیرند! پس الان شورای عالی سینما نداریم؟ حسینی: نه، شورا را منحل کردند. حتی آقای روحانی یک جلسه هم شرکت نکرد؟ حسینی: نه حتی یک جلسه تشریفاتی هم تشکیل نداد، البته از رئیس جمهوری که به اعضای کابینه اش که مرتب نیاز دارند وقت ملاقات نمی دهد. تعطیل کردن چنین شوراهایی دور از انتظار نیست. به هرحال مصوبات شورای عالی سینما به منزله مصوبات دولت بود با این تفاوت اساسی که در دولت وزیر ارشاد یک نفر است و بقیه وزرا چه بسا با یشنهادات فرهنگی همراهی نکنند بلکه مخالفت هم بکنند و کار تصویب را با مشکل مواجه سازند اما در یک شورایعالی، رییس جمهور با یک نفر از معاونانش حضور داشتند و بقیه اعضاء مدیران فرهنگی و سینما گران بودند و با توضیحات آنان پیشنهادات سریعتر تصویب می شد، این یک فرصت مغتنم و نقطه قوت برای سینما بودکه به تاریخ و طاق نسیان سپرده شد! مثال دیگر نقشه مهندسی فرهنگی کشور است که با تاکید و اهتمام حضرت آقا تدوین و تصویب شد. در اواخر سال ۹۱ در شورای عالی انقلاب فرهنگی نهایی و درسال۹۲ یعنی اواخر دولت دهم ابلاغ شد. پس در آغاز کار دولت یازدهم همه چیز آماده و تدوین شده بود. در نقشه مهندسی ۱۳راهبرد کلان و ده ها اقدام ملی مشخص شده که بایستی به همه آنها عمل می شد اما حتی یک جلسه در طول دولت یازدهم و بعد هم در دولت دوازدهم به مدیریت رئیس جمهور یا معاون اول برای پیاده شدن نقشه مهندسی فرهنگی کشور تشکیل نشد و نقشه به بایگانی سپرده شد. این ها دلایل و شواهدی است که نشان می دهد فرهنگ وهنراصلا اهمیتی برایشان ندارد. درحالی که ما در دولت دهم در دور سوم سفرها کار گروه فرهنگ و هنر را در تمام استان ها با حضور شخص رییس جمهور برگزار کردیم ممکن بود جلسات دولت با معاون رییس جمهوری برگزار می شد ولی خود رییس جمهوری در همه جلسات کارگروه شرکت می کرد تصمیم گرفته می شد مثلا جشنواره خلیج فارس در بندرعباس برگزار بشود یا جایگاه جشنواره امام رضا(ع) ارتقا پیدا بکند نه اینکه دبیرخانه آن زیر مجموعه ارشاد خراسان رضوی باشد. براین مبنا جشنواره تبدیل به بنیاد بین المللی و هنری فرهنگی امام رضا(ع) شد. در سفرها توجه به هنرمندان استانی بود که در گذشته کمتر مورد حمایت قرارگرفته بودند. مثلا می گفتیم به جای این که به ۱۰ گروه تئاتر شناخته شده در تهران کمک کنیم ما به ۱۰۰ گروه در سطح کشور کمک بکنیم یعنی دایره کار را وسیع کنیم. در صندوق حمایت از هنرمندان به جای اینکه فقط افراد معروف عضو باشند هنرمندان شهرستانی هم عضو شوند و دامنه کار وسیع بشود. البته شهرستانی ها معمولا صدایشان به جایی نمی رسد اما چهره های مشهور ساکن در تهران همین که موضعی می گیرند بازتاب وسیعی پیدا می کند.موسسه هنرمندان پیشکسوت را راه اندازی کردیم الحمدالله نتوانستند آن را تعطیل کنند. درحوزه های مختلف اقدامات اساسی راپایه گذاری و ریل گذاری کردیم که البته بعضی از آنها تعطیل و یاکم فروغ شده است. در زیرساخت ها گامهای بلندی برداشته شد. در دولت یازدهم چقدر اینها کار کردند؟ حتی موردی داشیتم که ۸۵ درصد کار انجام شده بود ۱۵درصد مانده بود که به نتیجه نرساندند و رها کردند. می توانید مصداقی بفرمایید؟ حسینی: یک نمونه مجموعه تالارها در کرمان است. البته در هشت استان احداث تالار های ۱۰۰۰ نفره یا۵۰۰ نفره را شروع کرده بودیم که امکان برگزاری برنامه ها و جشنواره ها در در سطح ملی و بین المللی آنجا باشد، با ۱۴ هزار متر مربع فضا، با امکانات کامل که مع الاسف همه این پروژه ها کلا متوقف شد و نشان می دهد که اهمیتی به شهرستان و استان ها داده نمی شود. وقتی می خواستیم از یک شخصیتی تجلیل کنیم مثلا از استاد سبزواری در زمان حیاتش در دانشگاه حکیم سبزواری شهرستان سبزوار حداقل ۱۰۰تا ۲۰۰ میلیون تومان کمک می کردیم چند میلیارد به استان ها کمک می کردیم که در شهرستان ها برنامه داشته باشند، خودشان نمایشگاه و مراسم تجلیل و تکریم داشته باشند الان به یک شهرستانی می روم، رییس ارشاد شهرستان می گوید برای کل سال پنج میلیون تومان! به ما دادند با پنج میلیون تومان چه کاری می شود کرد در تهران توجهی نیست فقط اسمش هست یک حقوقی می گیرند و در آنجاحضور دارند. اینها نشان می دهد که فرهنگاولویت نیست پس بخش حمایت، هدایت و نظارت کمی تا قسمتی تعطیل است. مضمون برخی فیلم ها، تئاتر، موسیقی و کتاب موید این موضوع است. ضوابط نشر کتاب مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در فروردین سال ۸۹ است. در این مجموعه مرزهای اعتقادی، منافع ملی و... به روشنی معلوم شده است ولی در عمل بعضا رعایت نمی شود. یعنی کتاب منتشر می شود با محتوای تحریف تاریخ، تعریف و تمجید دربار رژیم پهلوی. معاندان و براندازان خارج از کشور در تهران کتابشان با وکیل مدافعی ارشاد منتشر می شود. در بحث حمایت، هدایت و نظارت نه اعتقادی وجود دارد و نه اقدام جدی صورت می گیرد هست. یک سری کارهای روزمره و کلیشه ای انجام می شود. دولت چهره فرهنگی قابل اتکایی در درون خودش دارد؟ حسینی: نه، وجه غالب آقای جنتی سیاسی و دیپلمات بودن ایشان بود. بعد هم یک مسئولیت اقتصادی در حوزه بین الملل پیداکرد. البته در دهه ۷۰ مدتی در بخش بین الملل ارشاد هم مسئولیت داشت. آقای صالحی امیری هم یک عنصر امنیتی بود که قبل از آشنایی با بخش های متنوع ارشاد کنار گذارده شد.لطفا به برخی اقدامات و خط مشی های دوران مسئولیت در ارشاد هم اشاره کنید. حسینی: هفته های فرهنگی که در خارج از کشور برپا می کردیم از جمله در قطر، ترکیه، آذربایجان و تاجیکستان سعی می کردیم فعالان فرهنگی و هنری استان های همجوار استفاده کنیم، مثلا اگر برنامه در قطر بود هنرمندان بوشهر را مشارکت می دادیم. برای جمهوری آذربایجان از استانهای اردبیل و آذربایجان شرکت می کردند یا برای هفته فرهنگی در ترکمنستان از ارباب فرهنگ و هنر خراسان شمالی کمک می گرفتیم، یعنی به هنرمندان شهرستانی بها می دادیم. این طور نبود که فقط هنرمندان تهرانی در هر برنامه مهم داخل و خارجی حضور داشته باشند. یک نمونه دیگر از اقدامات این بودکه هفته های فرهنگ و هنر استان های کشور در تهران را راه اندازی کردیم یک به یک استان ها می آمدند در فرهنگسرای نیاوران، خانه هنرمندان، برج آزادی و دیگر مراکز فرهنگی و برنامه های متنوع و جذابی ارائه می کردند، این برای تهرانی ها جالب بود و برای شهرستانی ها هم تشویق مناسبی تلقی می شد. از این نمونه ها بسیار داریم. افتتاح مجمتع های فرهنگی هنری در شهرستانها داشتیم. در دزفول برای احداث یک مجتمع می خواستیم کلنگ بزنیم یک نفر از بین جمعیت بلند گفت آقا چند بار این جا کلنگ می زنند بعد بچه های صدا و سیما میکروفن را جلو بنده گرفتند و گفتند قبلا کلنگ زده شده، پاسخم این بود من که اطلاع نداشتم، هر مدیری قبلا کلنگ زده و اقدام نکرده باید جوابگو باشد ولی بنده این اطمینان را می دهم کلنگی که می زنم ضمانت اجرایی دارد. یک سال و سه ماه بعد رفتیم همان مجموعه را افتتاح کردیم چقدر مردم خوشحال بودند! بیش از ۲۵۰ سفر شهرستانی و استانی داشتیم. در طی آن چهار سال هر هفته در شهرستان ها برنامه داشتیم به گونه ای که مصداق کثیرالسفر شده بودیم و در سفر هم نماز را کامل می خواندیم. می گفتیم مسئول کشوری هستیم نه صرفا تهران و ستاد وزارت خانه.نمونه دیگر از فعالیت های مفید تاسیس معاونت قرآنی بود به منظور اینکه هنرمندان با مضامین قرآنی آشنا شوند و با الهام از قرآن آثار هنری ارزشمند تولید کنند. بالغ بر۲۰جشنواره قرآنی درحوزه فیلم، مستند، پویانمایی و... تعریف کرده و مقدمات را فراهم کردیم. تعدادی هم برگزار کردیم. مع الاسف در دولت یازدهم یکی بعد از دیگری تعطیل شدند و به برگزاری نمایشگاه قرآن اکتفا کردند.به طور مثال جشنواره خلیج فارس را برای چه راه اندازی کردیم؟ اصلا سوژه خلیج فارس همه ایرانیان را در کنار هم قرار می داد حتی برای ایرانیان خلیج فارس اهمیت دارد ما سعی می کردیم در این جشنواره رییس جمهور و سایر مسئولان کشوری حضور پیداکنند و بهای کافی داده شود که آن هم درحال حاضر رونق گذشته را ندارد.در هر شهرستان بررسی می کردیم چه ظرفیتی وجود دارد با آن مزیت و ظرفیت یک کار ملی برایش تعریف می کردیم مثلا در استان قزوین خوشنویسی جایگاه خاصی داشت لذا به برنامه های خوشنویسی اهمیت بیشتری داده شد. شما می فرمایید دولت عملا به یک سری صحبت ها اعتقادی ندارد. از عمر این دولت هم حداقل سه سال باقی مانده است. بالاترین نهاد فرهنگی کشور هم شورای عالی انقلاب فرهنگی است رییسش هم آقای روحانی است. چه کار می توان کرد؟ حسینی: محورهایی که رهبر انقلاب مطرح کردند باید به عنوان مطالبه جدی مطرح شوند. مثلا فرض ایشان بارها فرمودند که از نیروهای مومن و متعهد در حوزه فرهنگ و هنر حمایت بشود این رهنمود باید یک مطالبه جدی شود که دستگاهها نیروهای متعهد را حمایت کنند، چه بسا مدیران دولتی علاقه ای نداشته باشند بلکه بخواهند از کسانی حمایت کنند که با مبانی اسلامی و انقلابی فاصله دارند. ما می توانیم فضایی ایجاد کنیم حتی اگر مطابق میلشان هم نیست ناچار باشند به نیروهای انقلابی و آثارشان توجه کنند. مانع میدان دادن به کسانی شویم که مروج فرهنگ و سبک زندگی غربی هستند. مثلا در ۹ دی امسال می خواستند فیلم"من عصبانی نیستم" را اکران کنند که اعتراضاتی صورت گرفت و مجبور به عقب نشینی شدند.یعنی تا پایان دولت در موضع پدافندی باید قرار بگیریم و هر کاری را با یک جو رسانه ای پیش بریم تا عقب نشینی کنند؟ حسینی: نه این می شود پدافند. اما حضرت آقا روی فعالیت های آفندی و ایجابی هم تاکید داشتند. یک سری نهادها مثل حوزه هنری و سازمان اوج از توان و امکانات قابل قبولی برخوردارند. باید تولیدات مناسب و جذاب را افزایش دهند. هنرمند کم نداریم باید از اینها استفاده بشود. به جایی که در سال سه یا چهار فیلم مطرح ساخته شود، حمایت شود که این تعداد حداقل به بالای ۱۰ فیلم ارزشمند برسد. وقتی بتوانیم آثار مناسب تولید بکنیم اینها فضا را در اختیار می گیرد و به فیلم های سطحی و نامناسب مجال مانور نمی دهد. در عین حال که از دولت مطالبه می کنیم، بپذیریم که برخی ضعف ها را داریم کم کاری هایی داریم. برخی دستگاه های عریض و طویل اقتصادی داریم که جزو نهادهای حاکمیتی هستند مثل بنیاد مستضعفان از تولید آثار فاخر حمایت کنند. یک بار بنیاد حمایت کرد فیلم ماندگار محمد رسول الله(ص) ساخته شد که آثار داخلی و خارجی داشت. یک بنگاه بزرگ اقتصادی در کنارش کارهای فرهنگی هم انجام دهد نه اینکه بگویند همان یک مورد بوده، تمام شد. الان سریال حضرت موسی چند سال است زمین مانده است ما توقع داریم که صدا و سیما فعال تر عمل کند اگر نمی تواند از لحاظ مالی مشکل دارد از جاهای دیگر کمک بخواهد آنها بیایند کمک کنند. بخشی از انتقاد شما به نیروهای ارزشی بر می گردد؟ حسینی: در مرحله اول باید از دولت مطالبه کنیم حال اگر دولت کم کاری کرد، توجه نکرد، دیگر نهادها، موسسات و اهالی فرهنگ فعالتر شوند مانند دیگر حوزه ها، مثلا در سر پل ذهاب زلزله شده، حالا اگر دولت کوتاهی می کند آیا سپاه و ارتش دست روی دست بگذارند یا ستاد اجرایی، بنیاد مسکن یا دیگران بگویند ما کاری نکنیم وظیفه دولت است! بله وظیفه دولت است باید هم از دولت بخواهیم اما اگر انجام نداد نباید که کار روی زمین بماند. فرض کنیم در حادثه هواپیمای یاسوج اگر فقط به امید دولت می نشستند ممکن بود تا مدتها لاشه هواپیما و جعبه سیاه پیدا نشود ولی وقتی همه مشارکت کنند کارها باشتاب بیشتر و به نحو بهترانجام می شود. با توجه به چهار سال مسئولیتان در وزارت ارشاد، جشنواره های فجر اعم از سینما و موسیقی را تا چه حد در مسیر انقلاب می دانید؟ حسینی: این سنت خوبی است که هر ساله فرصتی فراهم می شود که کارنامه فرهنگی و هنری در عرصه های مختلف مورد ارزیابی قرارگیرد. جشنواره ها ویترین یک ساله تولیدات در حوزه سینما، تئاتر، موسیقی و ... هستند. حال اگر برخی تولیدات با باورها و ارزش های اسلامی سازگار نیست باید اشکالات رابرطرف کنیم نه این که اسم جشنواره را عوض کنیم یا زمانش را تغییر دهیم و بعد عده ای خود را آزاد ببینند و هر اثری را که خواستند ارائه دهند!این ایده ها مطرح شده؟ حسینی: برخی مطرح می کنند که چون جشنواره ها در تراز و زیبنده انقلاب نیستند پس به عنوان فجر نباشند. این ایده در واقع پاک کردن صورت مساله است، نه اتفاقا باید جشنواره ها در مناسبت های اسلامی و انقلابی برپاشود، تا هم دست اندرکاران و هم هنرمندان احساس مسئولیت بیشتری بکنند و با نظارت همگانی شاهد جشنواره درخور نظام باشیم.مصداقا برای هدایت جشنواره در مسیر دلخواه انقلاب چه کار می توان کرد؟ حسینی: از اعتباراتی که در اختیار دستگاهها و نهادها هست اگر درست استفاده شود و شرط حمایت، تولید آثاری با مضامین مفید و موضوعات اولویت دار باشد می توان بر روند تولید اثرسازنده داشت. حمایت های دیگری هم وجود دارد مانند مجوزدادن، زمینه سازی برای معرفی فیلم، شرکت دادن درجشنواره ها که مع الاسف در مواردی نه تنها همکاری و حمایت لازم صورت نمی گیرد بلکه کارشکنی هم می شود. مثلا سال گدشته همکاری لازم برای حضور فیلم "امپراطور جهنم" که به موضوع مهم داعش پرداخته، دربخش اصلی جشنواره صورت نگرفت. در مورد فیلم "نفس" که مرتبط با دفاع مقدس بود هم مانع تراشی می کردند که با پیگیریهای فراوان سرانجام کوتاه آمدند.همین که وزیر ارشاد یا معاون سینمایی پشت صحنه یک فیلم هنگام تصویربرداری شرکت می کنند تاثیر تبلیغی خاص خود را دارد. یا وقتی ازیک اثر هنری و فرهنگی طی مراسمی باحضور مسئولان رونمایی می شود بازتاب تبلیغی دارد. حمایت دیگر خرید محصولات است مثل خرید کتاب که وظیفه ارشاد و نهاد کتابخانه هاست و دیگر نهادها هم می توانند در خرید و در نتیجه ترویج کتاب های ارزنده مساعدت کنند. بعضا مغلطه می کنند این همه دستگاه فرهنگی داریم چرا دولت باید پاسخگوی اشکالات باشد؟ آقای جنتی گفته بود وقت بودجه گرفتن همه ارگان ها به صف می شوند وقت گزارش دهی می گویند وزارت ارشاد بیاید گزارش بدهد؟ حسینی: بله ما نهادها و مراکز متعدد داریم اما گلوگاه ها دست وزارت ارشاد است. هر اجرای تئاتر و موسیقی، اعطای مجوز آلبوم موسیقی، ساخت و اکران فیلم و همچنین نظارتها در اختیار و وظیفه وزارت ارشاد است، لذا هرجا ایراد و اشکالی باشد نگاه ها متوجه ارشاد می شود. از جهت فعالیتهای ایجابی فرهنگی بله همه نهادها، سازمان ها و مراکز فرهنگی باید کار بکنند و هم باید بپذیرند که کم کاری کرده اند اما بعد نظارتی بر عهده ارشاد است که باید به درستی وظیفه خودرا انجام دهد. همه حوزه های فرهنگی و هنری از جمله مطبوعات، کتاب، موسیقی، تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی در حیطه دولت و ارشاد است. در خصوص نظارت، سازمان تبلیغات، حوزه هنری، شهرداری ها، حوزه های علمیه و... و. نقشی ندارند. اگر فیلم مسئله داری مانند ۵۰ کیلو آلبالو اکران می شود ارشاد باید جواب گو باشد. ارتباطی با دیگر نهادهای فرهنگی ندارد که آنها مواخذه شوند. بله در مورد فعالیت ها اگر فرض کنیم ۱۰یا۲۰ میلیارد در اختیار حوزه هنری است باید جواب بدهد بگوید این تولیدات را داشتیم. سراغ معاونت مطبوعاتی برویم. وضعیت آزادی بیان در دولت آقای احمدی نژاد خصوصا در زمان مسئولیت شما چطور بود؟ بعضا از آن دوران به فضای خفقان یاد می کنند. حسینی: به هیچ وجه این طور نبوده است. این ادعا مبنایی ندارد همه رسانه های چپ و راست کار خودشان را انجام می دادند و فعالیت می کردند. البته در یک مقطعی یعنی اول کار که در شرایط فتنه سال ۸۸ بودیم در آن دوره کوتاه اوضاع کشور اقتضا می کرد در بحث نظارت جدی تر باشیم. بقیه دستگاه ها هم در آن فضای ملتهب جدی تر برخورد می کردند تا شرایط به وضع عادی برگردد و کشور کمتر آسیب ببیند. بعضی نشریات، روزنامه ها و سایت ها در آن مقطع آتش بیار معرکه شده بودند و به آشوب و بلوا دامن می زدند. اصلا دولت را به رسمیت نمی شناختند، می گفتند دولت کودتا و کل نظام را زیر سوال می بردند. انتخابات را به عنوان اینکه تقلب شده به رسمیت نمی شناختند و خواهان برگزاری انتخابات مجدد بودند! به این رسانه ها تذکر داده می شد ولی معدودی از آنها تعمد داشتند و به استقبال برخورد می رفتند!خاطرم هست آن موقع به آقای احمدی نژاد رییس جمهور نمی گفتند؟ حسینی: بله، حتی به نمایندگان و منتخبان مردم در سال ۹۰ می گفتند راه یافتگان به مجلس، یعنی این گونه القا می کردند که قانونی نیستند. معلوم است که به اینها تذکر داده می شود یا برخورد می شود یا حداقل حمایت نمی شوند و برایشان هورا نمی کشند. برخی از اینها مواضعشان با بی بی سی، صدای آمریکا، منافقین و سلطنت طلب ها نداشت، عقل سلیم حکم می کرد که تذکر داده شود و در صورت اصرار به کارشان با آنها برخورد شود البته به نظر می رسید که تعدادی از آنها به هر دلیل دوست داشتند که فعالیتشان متوقف شود! متناسب با سوژه روز، فردی هم کاریکاتوری ارائه کرد که در فتنه بسیار فعال بود. ما تمام سوابق ایشان را داشتیم. این نبود که اتفاقی یک کاری شده یا بگوییم برداشت ما نادرست است، نه کاملا کارهای قبلیش معلوم بود که هدف دار بوده در مناسبت ها ...

ادامه مطلب  

شخصیت سیاسی استاد در حجاب  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: سید احسان جوانمردنهضت اسلامی ایران در اعتراض به سیاست های ضد اسلامی رژیم شاهنشاهی از سال 1341 آغاز شد. در روزهای آغازین این نهضت لحن اصلاح طلبانه ای داشت به طوری که حضرت امام در سخنرانی های اعتراض آمیز خود علیه شاه وی را نصیحت می کرد که از نگاه به بیگانگان ـ امریکا و اسرائیل ـ دست بردارد اما اصرار شاه بر سیاست های امریکایی خود باعث شد نهضت اسلامی وارد فاز براندازی شود و از سال 1343 تا سال 1356 مبارزات گسترده فرهنگی و سیاسی در جهت زمینه سازی فکری و فرهنگی براندازی رژیم شاهنشاهی صورت گرفت. از 19 دی 1356 تا 22 بهمن 1357 عملیات براندازی رژیم به شکل ...

ادامه مطلب  

راهنمای خرید گوشی هوشمند؛ برای خرید بهترین موبایل باید به چه نکاتی توجه کرد  

درخواست حذف این مطلب
گوشی های هوشمند این روزها، پرکاربردترین وسیله در زندگی رومزه ی هر شخصی محسوب می شوند. این مقاله، تمام دانش مورد نیاز را برای خرید یک گوشی هوشمند جدید را در اختیار خریداران قرار می دهد.اگر بخواهیم وسایل شخصی خود را به ترتیب میزان استفاده در روز طبقه بندی کنیم، احتمال زیادی وجود دارد که گوشی های هوشمند در صدر این فهرست قرار بگیرند. امروزه گوشی های موبایل تنها دستگاهی برای برقراری تماس یا ارسال پیام کوتاه نیستند؛ این دستگاه ها به قدری هوشمند شده اند که می توانند خاطرات روزانه ی ما را ثبت کنند، خلوت ترین مسیر را برای رفتن به محل کار مشخص کنند، برای ما غذا و تاکسی سفارش دهند و مثل دوستی صمیمی، به ما در انجام تصمیم های روزانه، کمک کنند. در حال حاضر حتی تصور یک روز زندگی بدون گوشی هوشمند، کار دشواری است. اهمیت این دستگاه های دوست داشتنی باعث شده است که به یکی از پرفروش ترین کالاهای جهان تبدیل شوند. صنعت گوشی های هوشمند به قدری بزرگ است که حتی شرکت های خودروسازی و شرکتی مثل پپسی هم به سمت تولید آن ها روی آورده اند. چنین رقابت شدیدی برای خریداران یک مزیت محسوب می شود؛ ولی در سمت دیگر، انتخاب و خرید گوشی هوشمند را دشوارتر می کند.راهنمای خرید هوشمند گوشی موبایلگوشی های هوشمند یکی از پیچیده ترین دستگاه های الکترونیکی محسوب می شوند؛ شرکت های سازنده ی این دستگاه ها، تمام تلاش خود را می کنند تا بتوانند از فضای محدود و کوچک موجود در دل آن ها، بیشترین استفاده را داشته باشند. گوشی های هوشمند امروزی می توانند قدرت یک کامپیوتر شخصی، عکاسی یک دوربین دیجیتال، صدای یک پخش کننده ی موسیقی و کیفیت تصویر یک تلویزیون را در کف دستتان قرار می دهند؛ بنابراین می توانید یک تصویر کلی از میزان پیچیدگی گوشی های هوشمند به دست آورید. این موضوع هر چقدر که هیجان انگیز است، مشکل زا هم محسوب می شود. مشکل زمانی رخ می دهد که می خواهید گوشی هوشمند جدیدی بخرید. در این لحظه با دنیایی از مدل های مختلف مواجه می شوید که اتفاقا تمامی آن ها جذاب به نظر می رسند! اگر هم به سراغ جدول مشخصاتشان بروید، دنیایی از اعداد و اصطلاحات پیچیده وجود دارد. پیچیدگی های موجود در حدی است که در نهایت ناچار می شوید به سخن آشنایان، دوستان یا حتی مغازه دارها اطمینان کنید و گوشی جدیدی بخرید. اینکه انتخاب شما چقدر درست و هوشمندانه باشد، نامشخص است؛ اما اگر یک دید کلی درباره ی دنیای گوشی هوشمند داشته باشید، می توانید بهترین و مناسب ترین مدل را با توجه به سلایق، نیازها و بودجه ی خود، خریداری کنید.به همین دلیل قصد داریم در زومیت، در قالب راهنمایی قدم به قدم، تمام نکات لازم در مورد خرید گوشی هوشمند را شرح بدهیم. پس اگر به دنبال خرید گوشی جدیدی هستید و اطلاعات زیادی در رابطه با دنیای موبایل، فناوری و مشخصات فنی آن ها ندارید، با زومیت همراه باشید.قدم اول: بودجه ی خود را مشخص کنیدگوشی های موبایل در زندگی هر شخصی، ارزش مشخصی دارد. حتی اگر جزو ثروتمندترین اقشار جامعه باشید، ممکن است نخواهید هزینه ی زیادی برای گوشی جدید خود پرداخت کنید؛ شاید هم آنقدر عاشق این دستگاه ها باشید که از سایر هزینه های زندگی تان برای خرید یک گوشی گران قیمت، کم کنید. مهم این است که در ابتدا و پیش از خرید گوشی جدید، حداکثر هزینه ای را که می خواهید برای آن بپردازید، مشخص کنید. این موضوع به شما کمک می کند تا بتوانید همین ابتدای کار، انتخاب های خود را به طرز چشمگیری محدود کنید. بازه ی قیمتی گوشی های هوشمند بسیار گسترده است و از گوشی هایی کمتر از ۲۰۰ هزار تومان تا گوشی های لوکسی هم قیمت با یک خودرو، در بازار وجود دارد؛ بنابراین مشخص کردن بازه ی قیمتی، پیش نیازی برای خرید هوشمندانه آن محسوب می شود.البته در نظر داشته باشید که برای خرید یک گوشی توانمند و مناسب نیازی به هزینه ی زیاد نیست. در حال حاضر و به دلیل رقابت فشرده ی بین شرکت های تولید کننده ی موبایل، شاهد حضور محصولات بسیار باکیفیت و قدرتمند با قیمت های رقابتی هستیم که توانایی انجام تمام امور مورد نیاز کاربران را دارند.قدم دوم: با انواع سیستم عامل آشنا شویدمقاله ی مرتبط:به زبان عامیانه و به طور خلاصه، سیستم عامل رابط بین کاربر و سخت افزار گوشی محسوب می شود؛ محیطی گرافیکی که توسط شرکت های مختلف، به پوسته های متفاوت مزین می شود تا بهترین تجربه ی کار با گوشی را در اختیارتان قرار دهد. در دنیای کامپیوتر رومیزی و لپ تاپ ، ویندوز محبوب ترین سیستم عامل محسوب می شود. تقریبا در هر خانه ای یک کامپیوتر وجود دارد که از ویندوز استفاده کند؛ اما در دنیای گوشی هوشمند این شرایط کاملا فرق می کند و هنگام نگارش این راهنمای خرید، سیستم عامل مایکروسافت پس از اینکه مورد استقبال خریداران و توسعه دهندگان قرار نگرفت، به صورت رسمی کنسل شد.اگر بخواهیم از سیستم های عامل پرطرفدار در گوشی های موبایل سخن بگوییم، باید آن ها را به دو دسته تقسیم کنیم:iosمقاله ی مرتبط:دومین سیستم عامل محبوب جهان، «آی اواس» (ios) است که به صورت انحصاری توسط شرکت اپل توسعه می یابد. این انحصاری بودن بدین معنی است که آی اواس را می توانید تنها در گوشی های آیفون بیابید. موضوع انحصاری بودن آی اواس، مزایایی برای کاربران آیفون دارد. اولین مورد این است که برنامه نویسان این سیستم عامل اقدام به بهینه سازی آن برای گوشی های آیفون می کنند؛ بنابراین گوشی هایی که از آی اواس استفاده می کنند، عملکردی بهینه ای و بدون نقصی دارند. برای مثال، اگر یک آیفون قدیمی داشته باشید که دو سه سالی از عمرش گذشته است، هنوز هم می تواند اکثر بازی ها و برنامه های آی او اس را به راحتی و بدون هیچ مشکلی اجرا کند. مورد دوم اینکه گوشی های آیفون، پشتیبانی نرم افزاری فوق العاده ای دارند؛ به عنوان مثال، آیفون ۵ که با نسخه ی ششم آی اواس منتشر شد، تا چهار سال پس از تولید، تمام به روزرسانی های این سیستم عامل را دریافت کرد. در خصوص سومین مزیت آی او اس نیز می توان به امنیت زیاد آن اشاره کرد که اپل نظارت دقیقی بر این بخش دارد.در سمت دیگر، یکی از ایرادهای آی اواس این است که تنها در گوشی های آیفون وجود دارد؛ بنابراین برای استفاده از آن، باید بهای زیادی برای خرید گوشی هوشمند اپل پرداخت کنید. در خصوص مورد دوم می توان به بسته بودن کد منبع آی او اس اشاره کرد که کاربران و توسعه دهندگان را برای شخصی سازی آن، کاملا محدود می کند. البته نباید از آزادی عمل کمتر آن نسبت به برخی سیستم عامل های دیگر غافل شد که مؤلفه ای اصلی و تأثیرگذار برای بسیاری از کاربران است. محدودیت های موجود در پلتفرم ios، برخی مواقع مشکل ساز خواهند شد. به عنوان مثال می توان به هزینه ی بیشتر اپلیکیشن های آیفون اشاره کرد که می توان برخی از آن ها را به صورت رایگان در پلتفرم های دیگر یافت.چه کسانی باید به سراغ آی اواس بروند؟آی اواس رابطی ساده و کاربرپسند دارد. این سیستم عامل برای کسانی که حوصله ی سر و کله زدن با تنظیمات مختلف ندارند و به دنبال یک تجربه ی روان، کامل و لذت بخش در محصولی با تجربه ی کاربری عالی برای دراز مدت هستند، بهترین انتخاب محسوب می شود.اندرویدمقاله ی مرتبط:اندروید محبوب ترین سیستم عامل دنیای گوشی هوشمند محسوب است و بیش از ۸۰ درصد از تمام موبایل های جهان، به این سیستم عامل مجهز شده اند. اندروید در گوشی های رده پایین چند صد هزار تومانی تا پرچم داران چند میلیون تومانی وجود دارد و سیستم عاملی کدباز محسوب می شود؛ این موضوع دست کاربر و توسعه دهندگان را برای شخصی سازی و ویرایش بخش های مختلف سیستم عامل باز می کند. همچنین برخلاف ios، اندروید نیازی به نرم افزاری جداگانه برای انتقال اطلاعات به گوشی ندارد و به محض اتصال آن به کامپیوتر می توانید به حافظه ی داخلی آن دسترسی داشته باشید. این در حالی است که در گوشی های آیفون پس از اتصال به کامپیوتر تنها به بخش تصاویر ثبت شده با دوربین گوشی دسترسی خواهید داشت.در ضمن برای نصب برنامه در گوشی های اندروید، هیچ محدودیتی وجود ندارد؛ بدین ترتیب قادر خواهید بود از برنامه های جانبی مثل بازار استفاده کنید و هم می توانید برنامه ی مورد نظر را از طریق کامپیوتر دانلود و فایل نصب مربوطه را به گوشی انتقال دهید. البته به تازگی قابلیت مشابهی در ios در دسترس کاربران قرار گرفته است که می توانند از فروشگاه متفرقه برای دانلود اپلیکیشن های خود بهره ببرند. این موضوع پس از حذف تعدادی از اپلیکیشن های ایرانی از اپ استور کمک زیادی به کاربران این پلتفرم در ایران کرد.اما در سمت دیگر، گوشی های اندروید پشتیبانی نرم افزاری کوتاه مدت تری در مقایسه با رقبای مبتنی بر آی اواس دارند؛ به علاوه به دلیل تنوع بسیار زیاد گوشی های اندروید، برنامه های این سیستم عامل برای تمام مدل ها بهینه نشده اند و برای تجربه ای به خوبی آی اواس، باید به سراغ محصولات اندرویدی با سخت افزار مناسب بروید.اندروید را می توان بهشت توسعه دهندگان ایرانی دانست و تعداد بسیار زیاد اپلیکیشن های ایرانی توسعه یافته برای این پلتفرم را می توان گواه این مدعی عنوان کرد. بدین ترتیب و با توجه به نیاز های خاص کاربران ایرانی، می توان اپلکیشین های مناسب تری در اندروید یافت. چه کسانی باید به سراغ اندروید بروند؟اندروید سیستم عامل منعطفی محسوب می شود. این سیستم عامل برای کسانی مناسب است که تمایل دارند به تمام بخش های گوشی دسترس کاملی داشته باشند و آن را هر طوری که می پسندند، مدیریت کنند. به علاوه، اندروید بهترین گزینه برای کسانی است که می خواهند با هزینه ای کم، استفاده از یک گوشی هوشمند را تجربه کنند. وجود اپلیکیشن های متنوع ایرانی از دیگر دلایل بزرگ برای استفاده از سیستم عامل اندروید است.مقالات مرتبط:در زمان نگارش این مقاله، حدود ۹۹.۷ درصد از بازار گوشی هوشمند در اختیار دو سیستم عامل اندروید و آی اواس بود. به جز این دو، حدود ۰.۱ درصد از کل گوشی های هوشمند از سیستم عامل ویندوز موبایل استفاده می کنند؛ ویندوز برخلاف موفقیت زیاد در دنیای کامپیوتر شخصی، با استقبال زیادی در میان کاربران گوشی هوشمند مواجه نشده است. دلیل این موضوع، نبود پشتیبانی کافی از طرف مایکروسافت، عدم تمایل تولیدکنندگان برای ساخت گوشی های ویندوزی و کم بودن تعداد برنامه ها در مقایسه با اندروید و آی اواس است. به همین دلیل در حال حاضر و با توجه به عدم عرضه ی محصولی جدید و توانمند در پلتفرم ویندوز موبایل، خرید آن توصیه نمی شود.قدم سوم: به طراحی و کیفیت ساخت گوشی اهمیت بدهیداین ضرب المثل که می گوید «از روی جلد کتاب نمی توان در مورد آن قضاوت کرد»، چندان در دنیای گوشی هوشمند کاربرد ندارد. طراحی، ظاهر و کیفیت ساخت دستگاهی که درصد قابل توجهی از روز در دستتان است، اهمیت زیادی دارد. اگر گوشی منتخب، از همه نظر مناسب باشد ولی ظاهر آن به مطابق با سلیقه شما نباشد، به احتمال زیاد از خرید آن خودداری خواهید کرد. شرکت های تولیدکننده ی گوشی هوشمند هم به این موضوع واقف هستند و سعی می کنند که دست کم برای گوشی های رده بالا و گران قیمت خود، بدنه ای زیبا و ارگونومیک انتخاب کنند. اگر می خواهید گوشی جدید خود را از فروشگاه های اینترنتی بخرید، پیش از خرید حتما چند ویدئو و بررسی از آن ببینید؛ در این مواقع بهتر است پیش از خرید به فروشگاه های موبایل بروید و چند دقیقه با گوشی مد نظر کار کنید. ممکن است هنگام در دست گرفتن گوشی، حتی جنس قاب پشت گوشی، احساس خوبی به شما منتقل نکند و تمام محاسبات را به هم بریزد. پیشنهاد می شود حتما پیش از خرید گوشی برای دقایقی با آن کار کنید تا حس کاربری آن را با سلیقه ی خود بسنجید. اما خارج از موارد احساسی و سلیقه ای، برخی موارد فنی هم در این بخش وجود دارد که باید مد نظر داشته باشید:ابعاد گوشییکی از مهم ترین شاخص های خرید گوشی، سایز آن محسوب می شود. ابعاد بدنه ی گوشی های هوشمند به سایز نمایشگر آن ها وابسته است؛ این موضوع می تواند تأثیر زیادی در تجربه ی کار کردن با گوشی داشته باشد. برای مثال، مدلی مانند آیفون se که نمایشگری چهار اینچی دارد، به راحتی در کف دست جای می گیرد و می توان تنها با یک دست با آن کار کرد؛ ولی برای گشت و گذار در اینترنت، تماشای ویدیو یا اجرای بازی های مختلف، نمایشگر کوچک آن چندان مناسب نیست. در سمت دیگر گوشی هایی که نمایشگری بزرگ تر از ۵ اینچ دارند، به هر دو دست برای کار با آن نیاز خواهند داشت؛ ولی کاملا مناسب بازی، گشت وگذار در اینترنت و تماشای ویدئو خواهند بود. البته برخی از گوشی های پرچم دار، ترکیب این دو را به صورت همزمان دارند؛ برای مثال گوشی سامسونگ گلکسی اس۸ پلاس، نمایشگری بدون حاشیه دارد و این موضوع به سامسونگ کمک کرده است که نمایشگری بزرگ را در بدنه ای کوچک جای دهد. البته این موضوع امکان استفاده از یک دست و دسترسی به تمام نقاط نمایشگر را فراهم نمی کند.جنس بدنه جنس بدنه ی گوشی شاخصی است که تأثیر مستقیم در طول عمر آن دارد. اکثر گوشی های رده پایین و رده میانی، بدنه های پلاستیکی دارند؛ پلاستیک ماده ی ارزان قیمتی است که هزینه ی نهایی تولید گوشی را کاهش می دهد؛ ولی در عوض، به راحتی آسیب می بیند و استحکام زیادی ندارد. در سمت دیگر، گوشی های رده بالا از بدنه هایی تمام فلزی یا ترکیب فلز و شیشه استفاده می کنند. برای این دسته از گوشی ها، معمولا از آلیاژهای آلومینیوم استفاده می شود؛ آلیاژی که در صنایع خودرو و هوا و فضا هم به کار می رود. بدنه ی فلزی باعث اعلا شدن گوشی و خوش دست تر شدن آن می شود. به علاوه این نوع بدنه ها مقاومت خوبی در برابر ضربه دارند. مورد بعدی این است که آلیاژ آلومینیوم، رسانای خوبی برای گرما محسوب می شود؛ این موضوع هم یک مزیت است و هم یک عیب؛ مزیت از این نظر که گرمای تولیدشده توسط قطعات داخلی، به سرعت از گوشی دفع می شود و از آسیب دیدن آن جلوگیری می کند. اما همین مورد سبب می شود که هنگام انجام محاسبات سنگین مثل اجرای بازی های سه بعدی، بدنه ی گوشی داغ و کمی آزاردهنده شود.اما بدنه ی فلزی برخی از گوشی ها روکشی از جنس شیشه دارد. شیشه زیبایی گوشی را دوچندان می کند ولی در ضربات به راحتی ترک می خورد و خرد می شود. شیشه همچنین اثر انگشت و چربی دست را کاملا نشان می دهد؛ این موضوع در مورد گوشی های فلزی و پلاستیکی که روکشی براق دارند هم صادق است. اگر وسواس زیادی برای تمیز بودن بدنه ی گوشی تان دارید، بهتر است به سراغ مدل هایی بروید که از روکش های فلزی برس خورده بهره می برند.استانداردهای مقاومتیبرخی از گوشی ها دارای گواهینامه های مخصوص مقاومت بدنه هستند. امروزه اکثر گوشی های هوشمند پرچم دار، استاندارد جهانی ip را دریافت می کنند. در جلوی این استاندارد، یک عدد دو رقمی نوشته می شود که عدد اول، میزان مقاومت گوشی را در برابر ذرات جامد و عدد دوم، مقاوت آن را در برابر مایعات نشان می دهد. برای مثال، گواهینامه ی ip68 به این معنا است که دستگاه به طور کامل در مقابل نفوذ ذرات جامد مقاوم است و می تواند بدون هیچ مشکلی تا عمق سه متری زیر آب قرار گیرد. برخی گوشی های دیگر مثل پرچم داران ال جی سری وی، گواهینامه های نظامی دارند؛ این گواهینامه ها به مقاومت دستگاه در مقابل ضربه اشاره می کنند. برای مثال، گواهینامه ی نظامی mil-std-810g مربوط به ال جی وی ۲۰، بدین معنی است که این گوشی می تواند ۲۶ بار از ارتفاع ۱.۲ متری روی تخته ای چوبی با ضخامت ۱۰۰ میلی متر رها شود و همچنان به عملکرد بدون مشکل خود ادامه دهد.قدم چهارم: نمایشگرهای مختلف را بشناسیدنمایشگر گوشی هوشمند، بخشی است که بیشترین تأثیر را در تجربه ی کاربری دارد. این قسمت، حداقل ۶۰ درصد از کل قاب جلوی گوشی را شامل می شود و می تواند دوست یا دشمنی برای چشمانتان محسوب شود. نمایشگر می تواند آنقدر خوب باشد که دیدن کیفیت تصاویر در اینستاگرام شما را هیجان زده کند؛ در طرف دیگر، یک نمایشگر بد حتی خواندن پیغام های کوتاه را دشوار خواهد کرد. شاخص های زیادی در تعیین کیفیت نمایشگر گوشی هوشمند دخیل است که در ادامه، مهم ترینشان را شرح می دهیم.تراکم پیکسلیتراکم پیکسلی را می توان یکی از مهم ترین شاخص های تعیین کننده در کیفیت یک نمایشگر دانست. این شاخص از یک فرمول ساده بین رزولوشن و سایز نمایشگر به دست می آید و با واحد «پیکسل بر اینچ» سنجیده می شود. همان طور که از واحد این شاخص مشخص است، تراکم پیکسلی، تعداد پیکسل های موجود در هر اینچ از نمایشگر را نشان می دهد؛ هر چقدر این عدد بیشتر باشد، تصاویر در نمایشگر گوشی، خواناتر و دقیق تر نشان داده می شود و خستگی چشم هم کاهش می یابد. تحقیقات نشان داده است که تراکم پیکسلی ایده آل برای چشم انسان، ۳۰۰ پیکسل بر اینچ است؛ بنابراین می توانید از این عدد به عنوان یک استاندارد، در مقایسه ی نمایشگر گوشی های مختلف استفاده کنید. البته در حال حاضر بسیاری از گوشی های موجود در بازار، حتی نمونه های میان رده و اقتصادی، تراکم بیشتر از ۳۰۰ پیکسل بر هر اینچ دارند و موبایل ها از این لحاظ پیشرفت قابل توجهی طی چند سال گذشته تجربه کرده اند.در نظر داشته باشید که دقت یا رزولوشن نمایشگر، نمی تواند به تنهایی فاکتور تعیین کننده ی شفافیت تصویر باشد. برای مثال، رزولوشن hd در یک نمایشگر ۶ اینچی، تراکم ۲۴۵ پیکسل بر اینچ را ارائه می دهد؛ درحالی که همین رزولوشن در نمایشگری ۵ اینچی، تراکم را به ۳۰۰ پیکسل بر اینچ می رساند. البته تراکم پیکسل بالاتر به معنای پردازش سنگین تر واحد گرافیکی گوشی است که منجر به کاهش عمر باتری می شود. پس در نظر داشته باشید که همواره پنل هایی با رزولوشن بالا نتیجه ی مثبتی به همراه نخواهند داشت.پنل و فناورینمایشگر گوشی هوشمند از پنل های مختلفی استفاده می کند و با فناوری های متفاوتی ساخته می شود. این موارد هر کدام نقاط قوت و ضعفی دارد.lcdاین پنل در نمایشگر اکثر گوشی های رده پایین و رده میانی استفاده می شود؛ دلیل این موضوع، هزینه ی پایین تولید نمایشگرهای tn lcd در مقایسه با انواع دیگر نمایشگر است. نمایشگرهای lcd دارای یک منبع نور در زیرصفحه نمایش هستند که این منبع نور همیشه روشن است و حتی برای نمایش رنگ مشکی از این منبع نور استفاده می شود. به همین دلیل است که رنگ مشکی در این نمایشگرها از تاریکی و غلظت کمتری بهره می برد. اما در عوض این نمایشگرها زوایای دید محدودی دارند و باتری زیادی مصرف می کنند. نمایشگرهای lcd در دونوع tn و ips بسیار پرکاربرد هستند:tnاین پنل در نمایشگر اکثر گوشی های رده پایین و رده میانی استفاده می شود؛ دلیل این موضوع، هزینه ی پایین تولید نمایشگرهای tn lcd در مقایسه با انواع دیگر نمایشگر است. زاویه ی دید محدود و مصرف انرژی بالا، بزرگ ترین نقاط ضعف این دسته از پنل ها هستند. با پیشرفت فناوری و کاهش هزینه ی تولید سایر پنل ها، انواع tn از دنیای گوشی هوشمند حذف شده اند و تنها محصولات بسیار اندکی از آن ها بهره می برند.ipsاین مدل نمایشگر که نوع پیشرفته ی tn lcd محسوب می شود، زوایای دید وسیع تر، نسبت کنتراست بیشتر و مصرف انرژی کم تر دارد و طیف رنگ وسیع تری را نشان می دهد؛ اما هزینه ی تولید آن بیشتر از نمایشگرهای tn lcd است.بهترین نوع tft ، نمایشگرهای ips هستند که در بیشتر گوشی های نسل جدید و پرچم دار مورد استفاده قرار می گیرند. این نمایشگر ها از مزایایی مانند زاویه دید مناسب و کیفیت و دقت رنگ بالا برخوردارند. اما همچنان در تولید رنگ مشکی کیفیت پایین تری نسبت به amoled دارند. همچنین نمایشگر های ips نسبت به انواع tn مصرف انرژی پایین تری دارند.در نظر داشته باشید که اصطلاح led به نوع نور پس زمینه در دو نمایشگر بالا باز می گردد و پنلی جداگانه محسوب نمی شود. امروزه تمام نور پس زمینه ی نمایشگر lcd تمام گوشی های هوشمند توسط لامپ های led تأمین می شود.شرکت اپل پیش از آیفون ۱۰ در گوشی های هوشمند خود از این نوع نمایشگر استفاده می کرد که آن را با نام رتینا معرفی کرده است. تراکم پیکسل در این نمایشگر به قدری بالا است که حتی از از فاصله نزدیک پیکسل ها قابل مشاهده نیستند. به عنوان مثال تراکم پیکسل در آیفون ۶ پلاس برابر ۴۰۱ است. تنها ایراد این نوع نمایشگر قیمت بالای آن است که البته با در نظر گرفتن کیفیت ساخت بالای آن ها می توان از این ایراد آن ها چشم پوشی کرد.oledمقاله ی مرتبط:نوع دیگر نمایشگرهای بسیار پرطرفدار، صفحه نمایش هایی از خانواده ی oled هستند. تکنولوژی ساخت این نمایشگرها متفاوت از lcd است. بدین ترتیب که تعداد زیادی led ارگانیک، در زیر صفحه نمایش تعبیه شده و بنا به نیاز برای رنگ های مختلف، روشن و خاموش می شوند. در حقیقت نیازی نیست که همیشه تمام این led-ها روشن باشند. بنابراین برای نمایش نور مشکی هیچ چراغ led روشن نیست و بدین شکل رنگ مشکی در این نمایشگرها بسیار عمیق و تاریک است. نمایشگرهای oled از کیفیت رنگ بسیار بالایی برخوردارند و رنگ ها در این نمایشگر بسیار شاد و اغراق آمیز هستند! oledها مشکلات زاویه دید و شفافیت تصویر در برخی نمایشگرهای lcd را ندارند. پنل های oled در حال حاضر در چند نمونه و با نام تجاری مختلف تولید و عرضه می شوند.amoledamoled در حقیقت همان oled است. تصویر در این نمایشگر از خطوط زیاد کنارهم تشکیل شده و فاصله بین این خطوط به قدری کم است که فقط با چشم مسلح مشاهده می شود. در حقیقت تنها تفاوت این دو نمایشگر در این است که amoled رزولوشن تصویر بالاتر و مصرف انرژی کمتری دارد. زم ...

ادامه مطلب  

افزایش آسیب ها با اقدامات نمایشی دولت  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: بیژن یانچشمهدولت و دستگاه های متولی رسیدگی و ساماندهی آسیب های اجتماعی در سال های گذشته فقط به برگزاری چندین جلسه آن هم در رأس چندین وزارتخانه و دستگاه اقدام کرده اند و به رغم تأکید رهبر معظم انقلاب بر این موضوع تاکنون به ساماندهی ریشه ای آسیب ورود نکرده اند. افزایش کمی کیفی آسیب ها نشان از بی توجهی یا حرکت های نمادین در این بخش دارد. تشکیل جلسات ساماندهی و برنامه ریزی تحت عنوان «قرارگاه آسیب های اجتماعی» فقط دهان پر کن بود و خروجی این جلسات به برنامه های راهبردی در این حوزه ختم نشد. ظهور آسیب های جدید همچون گور خوابی ماشین خ ...

ادامه مطلب  

روایت معاون فرهنگی دانشگاه تهران از اتفاقات اخیر در دانشگاه/دستگیری دانشجویان در داخل دانشگاه افسانه پردازی است  

درخواست حذف این مطلب
دانشگاه تهران؛ دانشگاهی که همواره در کانون تحولات بوده است. وسعت دانشگاهی و تعداد قابل توجه دانشجو و هیات علمی بر اهمیت این دانشگاه افزوده است تا جایی که در برخی رویدادهای اجتماعی فرهنگی در چند ده سال اخیر ردپای دانشگاه تهران و دانشجویانش دیده می شود.جزئیات توزیع کارت آزمون تولیموآزمون استخدامی قراردادی دانشگاه ملایر در سال 1396دستگاه ثبت دقیق امواج مغزی در دانشگاه علوم پزشکی مشهد رونمایی شدابهامات جعبه سیاه سانچینقش دانشگاه آزاد اسلامی در رفع اشکالات ساختاری اقتصاد کشوردانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی خوی نفر اول المپیاد پرستاری شدرئیس دانشگاه آزاد اسلامی جان باختن پرسنل نفتکش ایرانی را تسلیت گفتراه کارهای بهبود روابط صنعت و دانشگاه منتشر شدنامه سرگشاده بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد کرج به رییس جمهوردانشگاه آزاد اسلامی گرگان با یک شرکت دارویی قرارداد امضا کردهمین موضوع بهانه ای شد تا سراغ یکی از مدیران دانشگاه تهران که البته در زمینه فرهنگی مسئولیت دارد، برویم و با او درباره این موضوع و اقداماتی که در این سال ها انجام شده، گفت وگو کنیم. مجید سر سنگی چند سالی است به عنوان معاون فرهنگی دانشگاه تهران مسئولیت دارد. او دانشیار دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی پردیس هنرهای زیباست. مشاور رئیس و مدیرکل روابط عمومی دانشگاه، مدیرعامل خانه هنرمندان ایران، قائم مقام سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران، اولین رئیس انجمن تئاتر انقلاب و دفاع مقدس، مدیر روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری و مشاور معاون اول رئیس جمهور از سوابق اجرایی اوست. سوال ها با فعالیت های فرهنگی در دانشگاه تهران شروع شد اما هنگامی که بحث به حد و مرز آزادی در دانشگاه رسید، از او درباره اتفاقات نیمه دی 96 در دانشگاه تهران هم پرسیدیم و او توضیحاتی درباره شنبه 9 دی بیان کرد. متن این گفت وگو را در زیر می خوانید:در ابتدا از فرصتی که برای این گفت وگو فراهم کردید، ممنونم.از زمان حضورتان در حوزه معاونت فرهنگی دانشگاه تهران، چه اقداماتی صورت گرفته و راهبرد این معاونت چیست؟در ابتدا از فرصتی که برای این گفت و گو فراهم کردید، ممنونم.«فرهیختگان» یکی از نشریات حرفه ای کشور است. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند رسانه های حرفه ای هستیم. متاسفانه برخی رسانه هایی که با موج فضای مجازی آمدند، نه تنها خیلی زود و خارج از قاعده شکل گرفتند، بلکه از وجوه یک رسانه حرفه ای هم برخوردار نبودند. تفاوت بین نشریات خوب و حرفه ای و نشریات غیرحرفه ای مانند تفاوت بین یک کوه واقعی با یک کوه یخی است؛ درست است که هر دو کوه هستند ولی کوه یخی همان طور که به سرعت شکل می گیرد، به سرعت هم از بین می رود؛ ولی کوه واقعی این گونه نیست. رسانه های حرفه ای باید در فضای رسانه ای کشور، براساس انصاف، حق و واقع بینی فعالیت و اعتماد مردم را بیش از پیش به خود جلب کنند.یکی از عادت های من این است که هرکسی از بنده سوال می پرسد در طول مسئولیتم چه کارهایی انجام داده ام، اول از همه از پیشینیان و مدیران ماقبل خود تشکر می کنم؛ چراکه معتقدم حوزه فرهنگی در دانشگاه ها دارای یک سابقه است و افرادی بودند که در این حوزه کار کرده اند و الان ما میراث دار آنها هستیم.یکی از خوبی های دانشگاه تهران برای من، این بود که در زمان قبول این مسئولیت با دانشگاه غریبه نبودم. سالیان متمادی در این دانشگاه در پست های مختلفی خدمتگزاری کرده ام و این مزیتی بود که دانشگاه برایم داشت؛ از حدود 30 سال قبل در این خانواده بزرگ شدم و با فضای آن آشنا بودم.دانشگاه تهران، دانشگاه بسیار بزرگی است و مانند یک دانشگاه چهار یا پنج هزار نفری نیست که تنها یک معاونت فرهنگی و یک اداره کل فرهنگی بتواند همه مسائل فرهنگی آن را حل کند؛ چراکه این دانشگاه بیش از 50 هزار دانشجو دارد و چندین هزار کارمند و هیات علمی در آن حضور دارند. همچنین وسعت جغرافیایی این دانشگاه قابل قیاس با هیچ دانشگاهی در کشور نیست؛ معتقدم دانشگاه تهران یک «ابردانشگاه» بوده و یک دانشگاه عادی نیست تا بتوان برای آن نسخه ای معمولی در حوزه فرهنگ پیچید. از ابتدای حضور در این مسئولیت با تلاش دیگر همکارانم چند کار مهم را در این حوزه دنبال کردیم. اول اینکه فعالیت های فرهنگی را بر مبنای الگوی ابردانشگاهی در این دانشگاه دنبال کردیم. نکته اصلی در این خصوص نیز استفاده از ظرفیت دانشجویان در الگوی توسعه فرهنگی دانشگاه بود؛ به این نتیجه رسیدیم که در این دانشگاه نمی توان کار فرهنگی کرد و انتظار به ثمر رسیدن آن را هم داشت، مگر اینکه از ظرفیت خود دانشجویان استفاده کنیم. الان اگر برخی برنامه های دانشجویی را نگاه کنید و اطلاعی درباره آن نداشته باشید، احساس می کنید که در برگزاری آن، همه مسئولان دانشگاه دخیل بوده اند؛ البته نه اینکه بنده این قابلیت را در دانشجویان ایجاد کرده باشم، خیر؛ بلکه سعی کردیم از این ظرفیت استفاده کنیم. دانشجویانی هم داریم که اگر کمی به آنها توجه و اعتماد شود، کارهای بزرگی انجام می دهند.نکته دوم استفاده از ظرفیت اساتید است؛ به نظرم ستون خیمه دانشگاه، اساتید هستند؛ این مساله نیز تنها در حوزه درسی نیست. معتقدیم وظیفه معلمان دانشگاهی تنها در رفتن به کلاس و گرفتن پایان نامه و انجام چند تحقیق خلاصه نمی شود. متاسفانه در نظام آموزش و پرورش ما این مساله نهادینه نشده که تمام معلمان در مدارس وظیفه تربیتی برعهده دارند و این مهم تنها برعهده معلم پرورشی نیست. در دانشگاه نیز متاسفانه اساتید وظیفه تربیت دانشجویان را برای خود قائل نیستند و تنها این مسئولیت را وظیفه همان استادی که دو واحد معارف را تدریس می کند، می دانند. به نظرم یکی از اشتباهات استراتژیک در این سال ها این بوده است که فکر کرده ایم عده خاصی باید به مسائل ارزشی بپردازند و دیگران مسئولیتی در این قبال ندارند.بنده اولین مدیرعامل انجمن تئاتر دفاع مقدس بودم و آن زمان بحث مان این بود که وزارت ارشاد نتوانسته در حوزه تئاتر اسلامی و دفاع مقدس فعالیت خاصی داشته باشد؛ پس ما باید مکانی را ایجاد می کردیم تا در آن بحث تئاتر اسلامی و دفاع مقدس را دنبال کنیم؛ بعد از مدتی این گونه تصور می شد که وزارت ارشاد و مرکز هنرهای نمایشی هیچ وظیفه ای در قبال تئاتر دفاع مقدس ندارند و تنها انجمن تئاتر دفاع مقدس باید در این حوزه فعالیت کند. این نگاه، نگاه غلطی است. متاسفانه در ارزشیابی های اساتید نیز توجه کمتری به این بعد شده است.از سوی دیگر نظام ارزشگذاری در دانشگاه، استادان را به سوی کار علمی صرف سوق می دهد. استاد ما برای ارتقا گرفتن فقط خود را نیازمند کار علمی می داند و مشارکتی در کار های فرهنگی و اجتماعی نمی کند، چون دانشگاه از او نخواسته است. سیستم ارزشیابی استادان باید به گونه ای باشد که اعضای هیات علمی در کنار کار علمی، موضوع تربیت دانشجویان را نیز در دستور کار خود قرار دهند.معتقدم اینکه عده ای اسم فرهنگ را از آموزش عالی برداشتند و آن را تبدیل به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری کردند، کار اشتباهی انجام دادند؛ مگر می توان آموزش عالی را از فرهنگ جدا کرد و هیچ اسمی از فرهنگ در آن نباشد؟ زمانی که می گوییم وزارت فرهنگ و آموزش عالی، یعنی این وزارتخانه انسان تربیت می کند؛ انسانی که یک بعد آن فرهنگ و اخلاق و بعد دیگر آن علم است. وقتی از همان اول می گوییم که اسم وزارت فرهنگ و آموزش عالی را تغییر دهیم، یعنی اعتقادی به ابعاد فرهنگی و تربیتی آن نداریم، درحالی که تنها یک بخش کار ما در دانشگاه، کار علمی است.الان غربی ها که خودشان نهاد دانشگاه را پایه گذاری کردند، به سمت بحث های اخلاقی حرکت می کنند؛ ماموریت سومی که در دانشگاه های برتر اروپا و آمریکا مطرح می شود، ماموریت اخلاقی و اجتماعی است.این صحبت شما مخالفان جدی دارد، از این جهت که می گویند اگر دانشگاه منفعتی نداشته باشد، حتی رشته ها نیز بی اهمیت تلقی شده و باید کنار گذاشته شوند؟در دنیا این گونه نیست؛ ما دانشگاه را از منظر کاربردهای علوم طبیعی و فنی نباید نگاه کنیم، بلکه دانشگاه محل تفکر، اندیشه و تضارب آراست. در دانشگاه، دانشجویان ساخته می شوند و تفاوت دانشگاه با آموزشگاه های بیرونی این است که ساحت آن بسیار ارزنده تر و بالاتر از آن است که فقط یک مدرک تحصیلی به دانشجو بدهد.بنابراین یکی از نکات دیگری که ما به آن توجه زیادی داشتیم، هیات علمی بود و اینکه چطور می توان از این ظرفیت استفاده کرد؛ خوشبختانه کارهای خوبی در این حوزه صورت گرفت. به طور مثال آیین نامه استادان مشاور انجمن های علمی را در دانشگاه تهران تصویب کردیم که به نظرم آیین نامه بی نظیری است و در هیچ دانشگاهی وجود ندارد.یکی از بخش های مهم دانشجویی ما در دانشگاه تهران، انجمن های علمی است و دانشجویان در این انجمن ها کار علمی-دانشجویی اعم از برگزاری سمینار، همایش، چاپ مجله و... انجام می دهند که کمک به آنها از وظایف معاونت فرهنگی است. البته در گذشته دانشجویان خودشان در این انجمن فعالیت می کردند و اساتید چندان درگیر آن نمی شدند ولی ما در دانشگاه تهران با تصویب این آیین نامه، این مهم را مشخص کردیم که هر انجمن علمی ما یک استاد مشاور خواهد داشت و استاد موظف است به دانشجویان کمک و مشکلات آنها را رفع کرده و ارتباط شان را با گروه برقرار کند.ما همچنین آیین نامه استاد مشاور فرهنگی را تصویب کردیم؛ بدان معنی که در هر دانشکده حداقل چند استاد حضور دارند که به مسائل فرهنگی دانشجویان رسیدگی می کنند، البته ایده آل ما این است که همه اساتید، استاد مشاور فرهنگی باشند، با این حال کار را با تصویب این آیین نامه قانونمند کردیم.آیین نامه های تصویب شده، وجهه تنبیهی برای اساتید ندارد؟این آیین نامه بیشتر جنبه تشویقی دارد و در آیین نامه ها اعلام کردیم اساتیدی که علاقه مند به انجام این کارها هستند، امتیازاتی برای آنها لحاظ شده است، نه اینکه اگر استادی، استاد مشاور انجمن علمی یا استاد فرهنگی نباشد، آن را توبیخ کنیم.استاد مشاور فرهنگی، محلی برای رجوع دانشجویان است تا با در میان گذاشتن مسائل خود، از استاد راهنمایی بگیرند، بسیاری از دانشجویان ما درگیر مسائل عاطفی می شوند و نیازمند هستند کسی آنها را راهنمایی کند.این آیین نامه، موازی کاری با مراکز مشاوره دانشگاهی نیست؟خیر، این مراکز کار خاصی را انجام می دهند و برای افرادی است که به این مراکز مراجعه می کنند؛ ولی اساتید مشاور این گونه نیستند که دانشجویان به آنها مراجعه کنند، بلکه توجه آنها به دانشجویان است؛ البته دانشجویان نیز می توانند به این اساتید مراجعه کنند اما این اساتید نیز مراقب دانشجویان هستند که به طور مثال کدام دانشجو مدتی است غمگین شده و دلیل این غمگینی چیست؟ در حقیقت ما به جای آنکه بنشینیم و منفعلانه عمل کنیم تا کسی بیاید و به ما بگوید که مشکلش را حل کنیم، خودمان به سراغ افراد می رویم، چراکه بسیاری از دانشجویان از اینکه مشکل شان را بگویند، خجالت می کشند؛ خصوصا دانشجویان شهرستانی که دور از خانواده های خود هستند. استاد به عنوان معلم می تواند درک کند که کدام دانشجو مشکل دارد. از سوی دیگر اساتید ما 17 جلسه با دانشجویان بر سر کلاس حاضر می شوند و این زمان کمی نیست؛ فرصت ممتازی است تا استاد مربوطه بتواند با دانشجو ارتباط برقرار کرده و در مواقع ضروری به او کمک کند.همچنین سعی کردیم ظرفیت شوراهای فرهنگی دانشکده های مختلف دانشگاه تهران را فعال کنیم، دانشگاه تهران یک شورای فرهنگی مرکزی دارد و تمام دانشکده ها و پردیس های آن نیز یک شورای فرهنگی فعال دارند. خوابگاه دانشگاه تهران نیز دارای شورای فرهنگی است. الان به صورت مرتب بر فعالیت آنها نظارت می کنیم و حتی دبیرخانه ای را برای این مهم ایجاد کردیم تا بر فعالیت شوراهای فرهنگی واحدهای مختلف دانشگاه نظارت داشته باشد. در حقیقت ما قائل به این مساله هستیم که رئیس دانشکده یا رئیس پردیس ما همان طور که برای مسائل آموزشی زمان می گذارد باید برای مسائل فرهنگی نیز زمان صرف کرده و دغدغه این کار را داشته باشد. در حقیقت مدیر باید در بحث های مختلف ازجمله اردوهای دانشجویی، سفرهای دانشجویی، برنامه های تشکل ها و... زمان بگذارد.تفاوت شورای فرهنگی با هیات نظارت بر تشکل های دانشجویی چیست؟ به عنوان مثال برنامه های تشکل های دانشجویی همانند روال معمول همه دانشگاه ها باید مجوزهای لازم را از هیات نظارت بگیرد، این مسیر از طریق شوراهای فرهنگی طی می شود. حتی این شبهه ایجاد شده که دانشکده ها در دانشگاه تهران برای خودشان مستقل عمل می کنند و این را نشانه عدم تمرکز می دانند. در این باره توضیح دهید؟در قانون وظایف شورای فرهنگی و شورای نظارت کاملا از یکدیگر تفکیک شده و در دانشگاه تهران نیز به همین شکل است. شورای نظارت بر تشکل های دانشجویی بیشتر به امور سیاسی پرداخته و با تشکل های سیاسی و تشکل های اسلامی در ارتباط است. در این شورا به مسائل مربوط به برگزاری برنامه علمی، سخنرانی یا یک جشنواره فرهنگی رسیدگی نمی شود. شورای نظارت سه عضو دارد که عبارتند از رئیس دانشگاه، رئیس نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه و نماینده وزارت علوم، تحقیقات و فناوری. وظیفه این شورا بررسی تقاضاهای تشکل های اسلامی در حوزه مسائل سیاسی است. البته در قانون آمده است که اگر فرد سخنران از داخل خود دانشگاه باشد یعنی عضو هیات علمی باشد، نیازی به تایید شورای نظارت ندارد؛ بلکه این شورا تنها درخواست هایی را بررسی می کند که میهمانان آن از خارج دانشگاه هستند. بنابراین اگر در دانشکده ای بخواهید سخنرانی ولو سیاسی هم برگزار کنید، ولی سخنران از هیات علمی خود دانشگاه باشد، آنها می توانند در شورای فرهنگی در این باره تصمیم گیری کرده و برنامه را اجرایی کنند.این مساله درباره تشکل های سیاسی نیز صدق می کند؟بله. اصلا نیازی نیست که تشکل ها به شورای فرهنگی بروند؛ چراکه شورا تنها برای هماهنگی است و تشکل ها آیین نامه مخصوص به خودشان را دارند. درباره مسائل داخل دانشکده نیز شورای فرهنگی دانشگاه تهران تفویض اختیار کرده است؛ چراکه ما دانشگاه بزرگی هستیم. البته شورای نظارت، تفویض اختیار ندارد و ما یک شورای نظارت و در کنار آن شورای معین داریم که اگر دسترسی به رئیس دانشگاه یا رئیس نهاد مقام معظم رهبری نداشتیم، طبق قانون شورای معین مساله را پیگیری می کند. کار شورای معین و شورای نظارت بر تشکل ها یکسان است و تنها اعضای آن متفاوت است. برخی پردیس های دانشگاه تهران نیز شورای معین دارند. قانون به ما اجازه داده تا در پردیس هایی که تا حدودی مستقل بوده و فضای فیزیکی آنها دور از پردیس مرکزی است، شورای معین تشکیل شود و آن شورا می تواند تصمیم بگیرد. با این حال اگر با مشکلی روبه رو شوند این موضوع به دانشگاه تهران ارجاع داده می شود. به طور مثال اخیرا در پردیس کشاورزی، تشکلی تصمیم داشت سخنرانی را دعوت کند که در شورای معین پردیس نتوانستند درباره آن به جمع بندی برسند و این موضوع به دانشگاه ارجاع داده شد. ولی به طور معمول شوراهای نظارت ما در پردیس ها، خودشان فعالیت می کنند و ما بر کار آنها نظارت می کنیم.البته مهم ترین وظیفه شورای فرهنگی سیاستگذاری فرهنگی در سطح کلان آن است. برای اینکه کارها در دانشکده ها با تاخیر روبه رو نشود، شوراهای دانشکده ها براساس آیین نامه موجود تشکیل جلسه داده و به مسائل مربوط به آن دانشکده تصمیم گیری می کنند. به طور مثال اگر پردیس هنرهای زیبا تصمیم داشته باشد دانشجویان خود را به اردویی علمی یا فرهنگی ببرد، این مساله باید در خود پردیس تعیین تکلیف و سپس موضوع به ما منعکس شود.مثال بسیار ساده ای را زدید؛ درباره برنامه های صنفی هم همین طور است؟ یا مثلا وقتی تشکلی بخواهد تجمع برگزار کند؟از مثال ساده شروع می کنم تا وظایف شوراهای فرهنگی تبیین شود؛ چراکه برخی فرق وظایف شورای نظارت و شورای فرهنگی را نمی دانند و اطلاع ندارند که مثلا برای برگزاری اردوها باید به کدام شورا مراجعه کنند. دوباره به مساله برگزاری اردوها برگردیم؛ باید بگویم که این مساله نیازی نیست به شورای فرهنگی دانشگاه بیاید؛ چراکه ممکن است در طول ماه 30 یا 40 درخواست از این دست داشته باشیم؛ از این رو آیین نامه شوراهای فرهنگی واحدهای دانشگاه را نوشتیم که در شورای فرهنگی دانشگاه تهران مصوب شد. برخی وظایف شورای فرهنگی را به شوراهای واحد دادیم و براساس آن، رئیس واحد به نیابت از رئیس دانشگاه، رئیس شورا خواهد بود و معاون فرهنگی واحد می تواند نایب رئیس و دبیر شورا باشد. همچنین در هر دانشکده و پردیس یک شورای فرهنگی داریم و همان اقداماتی که شورای فرهنگی دانشگاه تهران انجام می دهد، این شوراها نیز می توانند درباره آن تصمیم گیری کنند، با این حال اگر این شوراها با مشکلی روبه رو شوند می توانند آن را به شورای فرهنگی دانشگاه ارجاع دهند.یکی از وظایف شورای فرهنگی دانشگاه تهران، اجرای آیین نامه اردوهای دانشجویی است؛ ما دیدیم که عملا نمی توان این کار را در شورای فرهنگی دنبال کرد، از این رو وظایف این شورا تفویض شده و بخشی از آن به دانشکده و بخشی نیز به کمیته صدور مجوز اردوهای دانشجویی داده شد. البته درباره تشکل های صنفی باید بگویم که این تشکل ها براساس قانون، اصلا عضو شورای فرهنگی نیستند و براساس اساسنامه های موجود خود از دخالت در مواردی غیر از مسائل صنفی منع شده اند. به نظر می رسد در دانشگاه هر تشکل دانشجویی براساس قانون و اساسنامه خود باید فعالیت کند. بر مبنای قانون برخی از این تشکل ها صنفی هستند و باید پیگیر مطالبات قانونی دانشجویان باشند؛ برخی سیاسی هستند و در حوزه امور سیاسی باید فعالیت کنند و برخی دیگر نیز فرهنگی و اجتماعی بوده و در این زمینه ها باید به فعالیت بپردازند. ورود هر کدام از این تشکل ها به حوزه های دیگری که مغایر با اساسنامه های آنان است، کار را در دانشگاه سخت خواهد کرد و یک تداخل کاری جدی را بین تشکل ها به وجود خواهد آورد. دانشجو باید همان ابتدا بر مبنای علاقه و توان خود انتخاب کند که مایل است در چه نوع تشکلی فعالیت کند. به این صورت از ظرفیت دانشجویان هم بهتر استفاده خواهد شد.همان گونه که گفتم براساس آیین نامه، شورای صنفی جزء اعضای شورای فرهنگی نیست، با این حال قانون به رئیس شورای فرهنگی اجازه داده که بر حسب موضوع از افراد مختلف دعوت کند. به طور مثال ممکن است شورای صنفی بخواهد تجمعی را برگزار کند. در این حالت شورای فرهنگی از شورای صنفی درخواست می کند مجوز لازم را از شورا بگیرد تا بتواند تجمع را برگزار کند.مورد دیگر که در زمینه توسعه فرهنگی دانشگاه مورد توجه ما قرار گرفت، تلاش برای گسترش دامنه فعالیت ها به گونه ای بود که بخش بیشتری از دانشجویان جذب شوند؛ دانشگاه تهران، دانشگاه بزرگی است و در این دانشگاه برخی تمایل به کار سیاسی، مطبوعاتی، فرهنگی، هنری دارند و برخی نیز علاقه مند هستند که به جامعه کمک رسانی کنند و در حوزه اجتماعی کار کنند، از این رو به این نتیجه رسیدیم که هرچه فضای کاری خود را گسترش دهیم، طبیعتا تعداد بیشتری از دانشجویان جذب ما می شوند. به همین دلیل است که ما در طول دو یا سه سال گذشته سرمایه گذاری زیادی را در حوزه مسئولیت های اجتماعی که یکی از محورهای سه گانه برنامه توسعه سوم دانشگاه تهران به شمار می رود انجام دادیم؛ به این دلیل که دیدیم بسیاری از دانشجویان دوست دارند در این دوران دانشجویی، خدمات رسانی اجتماعی انجام دهند و در همین زلزله اخیر کرمانشاه هم این مهم دیده شد.درباره این تشکل های فعال در حوزه خدمات رسانی اجتماعی و حضور دانشجویان در آنها آماری دارید؟به طور میانگین بین 15 تا 20 درصد دانشجویان دانشگاه تهران از نظر ما فعال فرهنگی، سیاسی و اجتماعی محسوب می شوند؛ البته می دانید که فعالیت دانشجویی به خود دانشجویان بستگی دارد و به همین دلیل در برخی دوره ها دانشجویان در این حوزه فعالیت بیشتری دارند و در برخی دوره ها نیز دانشجویانی هستند که توجه شان بیشتر به درس و مباحث درسی است. اگر بخواهم میانگین بگویم، این آمار 17 درصد است؛ با این حال معتقدیم این آمار باید بیشتر شود.نکته ای که درباره دانشگاه تهران و تفویض اختیار به دانشکده ها مطرح است این که مرکز هیچ نظارتی در دانشکده ها ندارد؟برخی مسئولیت ها بر مبنای قانون امکان ندارد که تفویض شود.به عنوان مثال در برگزاری انتخابات تشکل ها برخی معتقدند روال مشخصی وجود ندارد.این گونه نیست. اولا ما در کنار همه فعالیت های خود، وظیفه نظارتی هم داریم و قانون مشخص کرده که اگر تشکل اسلامی یا سیاسی بخواهد انتخاباتی برگزار کند، می تواند این کار را انجام دهد؛ ولی نماینده دانشگاه که کارشناس ما محسوب می شود، باید در این انتخابات حضور داشته و آن را تایید کند. به عبارتی ما انتخابات را به رسمیت نمی شناسیم، مگر اینکه صورتجلسه تهیه شود و نمایندگان تشکل مربوطه و نیز نماینده ما آن را تایید کنند. تشکل های فرهنگی، علمی و اجتماعی نیز می توانند در دانشکده ها انتخابات برگزار کنند که در این مورد معاونت فرهنگی خود دانشکده نظارت لازم را انجام می دهد.اگر تشکلی مانند انجمن اسلامی یا جامعه اسلامی بخواهد انتخابات شورای مرکزی خود را برگزار کند، می تواند تنها این مساله را فقط در یک یا دو دانشکده اجرایی کند؟اساسنامه آنها متفاوت است و هیچ کدام را نیز ما ننوشته ایم؛ ممکن است تشکلی مانند جامعه اسلامی اعلام کند که تمام واحدهایی که وجود دارد باید در این باره گزارش دهند؛ ولی انجمن اسلامی، اساسنامه متفاوتی دارد و این گونه نیست که همه تشکل ها مدل یکسانی داشته باشند و ما تنها نظارت می کنیم که اساسنامه آنها به درستی اجرایی شود. به طور مثال در یکی از تشکل ها اساسنامه این گونه است که نیازی به حضور همه افراد نیست، ولی در تشکل دیگری به این صورت است که تنها افراد فعال می توانند به عنوان عضو شورای دبیران انتخاب شوند؛ از این رو در برخی انتخابات زمانی که ببینیم اساسنامه تشکل در مورد انتخابات رعایت نشده، موضوع را به آن ت ...

ادامه مطلب  

حمله سایبری به تأسیسات نفتی و گازی  

درخواست حذف این مطلب
مترجم: محسن داوریبا توسعه فناوری های میادین دیجیتال در دو دهه گذشته نگرانی های گسترده ای در مورد سامانه های کنترل تأسیسات صنعت نفت وجود دارد. نگرانی هایی که به اندازه خود منجر به خسارات فراوانی شده است: «حملات سایبری به تأسیسات نفتی.» با به کارگیری فناوری های میادین دیجیتال صنعت نفت توانسته است از پایش داده های برخط سود برده و بسیاری از عملیات تولید به ویژه در سکوهای فراساحلی به صورت خودکار و با نظارت مهندسان شاغل در اتاق های کنترل ساخته شده در صدها مایل دورتر انجام گردد. اما فراموش نکنید که سخت افزارهای این فناوری برای اتصال ب ...

ادامه مطلب  

تغییر شیوه نسخه پیچی پزشکان  

درخواست حذف این مطلب
رسانه ای شدن ماجرای نسخه های میلیاردی پزشکان از سوی مدیران تأمین اجتماعی برگ دیگری از جابه جایی پول های نجومی را رو کرد حکایتی که هم سازمان های بیمه گر بابت ناتوانی از پایش و بررسی و برخورد نکردن با پزشکانی که نسخه های میلیاردی می نویسند مورد انتقاد قرار گرفتند و هم وزارت بهداشت به دلیل نظارت نداشتن بر نسخه های تجویزی آن هم در شرایطی که کفگیر سلامت به ته دیگ خورده و دولت برای جبران بار مالی طرح تحول دست به عرضه اوراق مشارکت زده است. حالا و پس از آنکه نسخه های نجومی به تیتر یک رسانه های خبری تبدیل شد وزیر بهداشت هم به صرافت افتاده تا ب ...

ادامه مطلب  

گفتگو با مدیر جدید مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری  

درخواست حذف این مطلب
مدیر ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ۱:۴۹ ب.ظ 19 بازدید سید مسعود شجاعی طباطبایی مدیر جدید مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری با اشاره به پیگیری اهداف عملیاتی، بیان کرد شناسایی و تهیه بانک اطلاعاتی هنرمندان کشور در دستور کار است.به گزارش شیرین طنز، سیدمسعود شجاعی طباطبایی مدیر جدید مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری در اولین گفتگوی خبری خود به خبرنگار مهر گفت: بگذارید در ابتدا از آقای گودرزی دیباج که در این مدت در حوزه هنری بسیار زحمت کشیدند تشکر کنم. رفتن ایشان همراه با بازنشسته شدن شان بود و صحبت های مهربانه ای با یکدیگر داشتیم که بتوانیم از این پس هم از تجربیات ارزشمندشان استفاده کنیم.وی درباره این موضوع که در دوره مدیریت جدید شاهد چه تحولاتی در بخش تجسمی حوزه هنری خواهیم بود بیان کرد: به گمانم یک سری اتفاق ها باید در حوزه هنری به دلیل پتانسیل بالایی که دارد بیافتد. حوزه هنری در ۳۲ مرکز استان و در واقع در کل ایران شعبه دارد و این در واقع ظرفیت بالای حوزه هنری را در حوزه تجسمی نشان می دهد. برای همین در نظرم هست در وهله اول با توجه به این توانایی هنرمندان همه شاخه های هنری در همه استان ها شناسایی شوند و یک بانک اطلاعاتی جامع و دقیقی در این زمینه داشته باشیم.طباطبایی ادامه داد: بحث بعدی این است که تمرکز کنیم روی اتفاقات موازی که در حوزه هنرهای تجسمی کشور رخ می دهد و در نهایت باعث می شود اثرات یکدیگر را خنثی کنند یا آن اثر جریان ساز و قوی را نداشته باشد. بنا داریم این موضوع را به این شکل پیگیری کنیم که بتواینم از جریان های همسو و ظرفیت های آن استفاده کنیم و در زمینه های مشخص به یک هم افزایی برسیم. در واقع همکاری و تعامل با ارگان ها و نهادهایی با وظایف موازی می تواند یک هم افزایی را ایجاد کند و جای موازی کاری را بگیرد.هدف ما هم افزایی با دیگر ارگان ها در ایجاد حرکت های فرهنگی استچهره سال هنر انقلاب اسلامی گفت: در حال حاضر در انجمن هنرهای تجسمی انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد روایت فتح این اتفاق افتاده است که مسعود نجابتی مشغول به کار شده است که فرد بسیار توانمندی است و ما می توانیم با این انجمن همکاری های خوبی داشته باشیم و یا با موسساتی مانند موسسه اوج که زمینه های کاری مشترکی داریم.طباطبایی با بیان اینکه در همین چند روز برخی از شهرستان های محروم خواهان نگاه جدی تر حوزه هنری به این مناطق شدند بیان کرد: باید مشکلاتی اگر در مراکز استان هست مرتفع کنیم. با هدف گذاری مشخص همه مراکز استانی را در یک سطح فعال نگه داریم در این راه باید از فضای مجازی هم نهایت استفاده را ببریم. در حال حاضر سایت حوزه خوب عمل می کند اما باید بهتر از این فعال شود و حتی بانک اطلاعاتی هنرمندان را در آن قرار دهیم تا برای شان ایجاد انگیزه شود، خصوصا در شاخه هایی از هنرهای تجسمی که در این سال ها کمتر فعالیت شده است باید اهتمام بیشتری به خرج بدهیم. ضمن اینکه می توانیم با کمک نهادهای دیگر بولتن های هفتگی تهیه کنیم تا به دست هنرمندان شهرستان ها خصوصا شهرستان های محروم تر برسد.وی ادامه داد: وقتی یک هنرمندی از جهرم در یک مسابقه بین المللی حضور پیدا می کند و کارش یک سر و صدای بین المللی به پا می کند قطعا خوشحال می شود چنین بولتن هایی به دستش برسد و این کار یعنی ایجاد انگیزه برای هنرمندان.طباطبایی همچنین با اشاره به اینکه برپایی ورک شاپ استادان در شهرهای کشور می تواند به بالا بردن توانمندی هنرمندان شهرستان کمک شایانی بکند بر توجه دوره جدید مدریت مرکز تجسمی حوزه هنری بر این امر تاکید کرد.وی با اشاره به اینکه از سال ۱۳۶۰ به عنوان هنرجو با حوزه هنری در ارتباط بوده و از سال ۶۷ به شکل حرفه ای با این مرکز مرتبط شده است درباره گنجینه حوزه هنری که در این سال ها کمتر دیده شده است و تمهیدات مدیریت جدید برای بهتر دیده شدن این آثار اظهار کرد: واقعا این گنجینه بسیار ارزشمند است و حتی در آن نسخ خطی وجود دارد که بسیار کم دیده شده و قطعا مشتاقان زیادی دارد. برای نمایش این آثار باید راهکاری دائمی اندیشیده شود.به دنبال اهداف عملیاتی هستیم نه ایده آلیستیمدیر جدید مرکز تجسمی حوزه هنری با بیان اینکه نکات مدیریتی که در نظر دارد ایده آلیستی نیست بلکه به شکل عملیاتی به آن نگاه می کند گفت: حوزه فضای نمایشگاهی کافی در اختیار ندارد. حتی در برخی شهرها مثل مشهد، همدان و یا شیراز فضاهای نمایشگاهی حوزه هنری بسیار بهتر از تهران است اما در تهران فضاهای نمایشگاهی خوبی خارج از حوزه هنری مثل مرکز صبا و موزه هنرهای معاصر تهران وجود دارد که به طور مثال مرکز صبا برای برپایی نمایشگاه های بزرگ هزینه های بسیار سنگینی طلب می کند برای همین مثلا ما حتی دوسالانه کار ...

ادامه مطلب  

نگاهی به شکل گیری حوزه هنری و ضرورت توجه به هنر در انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
: حوزه هنری یکی از زیرمجموعه های سازمان تبلیغات اسلامی است که از سال ۱۳۶۰ هجری شمسی، فعالیت خود را به طور رسمی آغاز نموده و اکنون در این مجال به بهانه تغییر رییس سازمان تبلیغات اسلامی به بررسی کارنامه این نهاد هنری در سال های اخیر و نقاط قوت و ضعف آن می پردازیم. سید وصال مهدوی /چندی قبل با حکم مقام معظم رهبری، حجت الاسلام سید مهدی خاموشی ۵۶ ساله جای خود را به حجت الاسلام محمد قمی ۳۸ ساله داد و پس از ۱۷ سال از ریاست سازمان تبلیغات اسلامی کنار رفت؛ این تغیرات در حالی صورت پذیرفت که سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان نهادی برآمده از ساختار نظام اسلامی، در تیرماه ۱۳۶۰ هجری شمسی، تاسیس و در ابتدا اداره آن به صورت شورایی بود و از فروردین ماه ۱۳۶۸ هجری شمسی، با حکم امام خمینی رحمت الله علیه نامش از «شورای عالی تبلیغات» به «سازمان تبلیغات اسلامی» تغییر و آیت الله احمد جنتی عهده دار ریاست آن شد، از تیرماه ۱۳۷۱ هجری شمسی، حجت الاسلام محمود محمدی عراقی و پس از آن از مهرماه ۱۳۸۰ هجری شمسی، سیدمهدی خاموشی مسئول اداره این سازمان شدند.تبلیغات، که همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.ان شاءاللّه در محدودۀ توانتان نقاط کور و مجهول را برای مردم شریف ایران و جهان اسلام باز و روشن نمایید؛ و چهارچوب اسلام ناب محمدی، که ترسیم قهر و خشم و کینۀ مقدس و انقلابی علیه سرمایه داری غرب و کمونیسم متجاوز شرق است، و نیز راه مبارزه علیه ریا و حیله و خدعه را به مردم و بخصوص جوانان سلحشورمان نشان دهید.این مسئله که نظام در اهداف خود جدی است و با هیچ کس شوخی ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزش های اسلامی با هر کس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می نماید، بایدبه عنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران و مردم تبلیغ گردد.روح اللّه الموسوی الخمینی ۱۳۶۸/۰۱/۱۴ این تغییر مدیریتی قطعا در حوزه فرهنگ و هنر جمهوری اسلامی بی تاثیر نخواهد بود چرا که سازمان تبلیغات اسلامی زیرمجموعه های متنوعی را در بر می گیرد؛ مجموعه هایی نظیر پژوهشکده علمی- کاربردی باقرالعلوم علیه السلام، سازمان دارالقرآن کریم، موسسه عام المنفعه امیرکبیر، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، موسسه فرهنگی تسنیم نور، بنیاد دعبل خزاعی، شرکت کتاب شهر، دفتر ادبیات هلال، خبرگزاری مهر، تهران تایمز و ... موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی سوره و بالاخص حوزه هنری که از جمله زیرمجموعه های این نهاد هستند و به طور مستقیم با جامعه هنری و فرهنگی ارتباط دارند. باید توجه داشت که برخی از وظایف سازمان تبلیغات اسلامی که در حوزه فرهنگ و هنر قرار می گیرد عبارت است از:- شناسایی و معرفی آثار نمونه فرهنگی و هنری، افراد و شبکه های تبلیغی- مردمی جامعه اسلامی و تهیه و عرضه فرآورده ها و آثار نمونه فرهنگی- هنری، در جهت ارائه الگوهای مناسب هنرمندان متعهد و انقلابی و حمایت از آنان.- برنامه ریزی، زمینه سازی و انجام اقدامات لازم برای هرچه فعال تر شدن افراد تاثیرگذار مانند: روحانیون، دانشگاهیان، معلمان و هنرمندان در جهت رشد فرهنگ اسلامی و مقابله با آثار نامطلوب فرهنگ های بیگانه.- تأسیس و اداره موسسات آموزشی و مراکز دانشگاهی در جهت تربیت مبلغان کارآمد و هنرمندان متعهد و مربیان دینی.- برگزاری کنفرانس ها، جشنواره ها و نمایشگاه های بین المللی مردمی در کشور به منظور تعمیق و گسترش معارف اسلامی و فراهم کردن زمینه شرکت هنرمندان و شبکه های تبلیغی- مردمی در کنفرانس ها، نمایشگاه ها و جشنواره های فرهنگی.- انجام همکاری های فرهنگی- تبلیغی با مراکز اسلامی و فرهنگی داخل کشور در راستای اهداف سازمان و به منظور تامین ارتباط افراد و مراکز اسلامی و فرهنگی- مردمی برای تالیف قلوب آنان با هماهنگی سایر مراجع ذی صلاح.در این میان حوزه هنری یکی از زیرمجموعه های سازمان تبلیغات اسلامی است که از سال ۱۳۶۰ هجری شمسی، فعالیت خود را به طور رسمی آغاز نموده، این سازمان حاکمیتی در طول چهار دهه فعالیت خویش فراز و نشیب های فراوانی را تجربه کرده و البته مدیران متعددی را به خود دیده است؛ از محمد علی زم گرفته تا حسن بنیانیان و در نهایت محسن مومنی شریف که از سال ۱۳۸۹ هجری شمسی، بر مسند ریاست این سازمان تکیه زده است و اکنون در این مجال به بهانه تغییر رییس سازمان تبلیغات اسلامی که طبیعتا حوزه هنری را نیز دستخوش تغییراتی خواهد کرد، به بررسی کارنامه این نهاد هنری در سال های اخیر و نقاط قوت و ضعف آن می پردازیم به خصوص آنکه حجت الاسلام سید مهدی خاموشی، به عنوان رییس پیشین این سازمان در جلسه تودیع خود تاکید نموده اند که: «ما در حوزه هنری خط تراز هنر را تعریف کردیم. »اگرچه امروزه عموم مسئولان و مدیران ارشد در ایران علاقه ای به ارایه گزارش و پاسخ دهی به مردم ندارند؛ اما بهتر بود حجت الاسلام سید مهدی خاموشی به عنوان مدیری که قریب دو دهه عهده دار مسئولیت یکی از بزرگترین سازمان های فرهنگی جمهوری اسلامی بوده است، به مردم و نخبگان نیز گزارشی از فعالیت ها، دستاوردها، اشتباهات و کاستی های دوران مدیریتی خویش ارایه می دادند چه اینکه این گزارش دهی به آرمان های انقلاب اسلامی نزدیک تر است زیرا موجب تعمیق مردم سالاری دینی، نظارت مردم بر روند حرکت نهادهای حاکمیتی، افزایش مشارکت مردم در امور اجتماعی، ارتقای بصیرت سیاسی و اجتماعی افراد جامعه و ... می شود. به علت آنکه در حکومت دینی یک مسئول خود را در قبال خدا، ولی منتصب از سوی خدا و مردم که بندگان خدا هستند، متعهد دانسته و احساس تکلیف می کند در حالی که در سایر حکومت ها متولیان امر صرفاً خود را از لحاظ اخلاقی که آن هم به زعم شان امری نسبی است، در برابر مردم و جامعه مسئول می دانند، شایسته است مسئولانی که به حکم «کلکم مسؤول عن رعیته» در برابر مردم مسئول هستند و به تعبیر مقام معظم رهبری مسؤول وضع معیشت شان، وضع اقتصادشان، وضع سیاست شان، وضع فرهنگ شان، وضع تحصیلات شان، وضع بهداشت شان و مسؤول وضع ذهن شان هستند، به همان مردم نیز گزارش ارایه دهند و البته باید توجه داشت که این گزارش دهی و پاسخگویی به مردم، به خصوص در حوزه فرهنگ و هنر بخشی از حقوق فرهنگی مردم نیر محسوب می شود.عموماً زمانی که از مفهوم حق فرهنگی مردم صحبت می شود، امکان دسترسی به محصولات فرهنگی مبتنی بر گزاره های فرهنگی مورد توجه قرار گرفته و حقوق فرهنگی به زیرمجموعه ای از حقوق بشر و مبتنی بر انگاره های اُمانیستی تقلیل داده می شود، در حالی که حقوق فرهنگی دامنه گسترده تر اما ناپیدایی نیز دارد که همان بُعد محتوایی محصولات و آثار فرهنگی است.پس هنگامی که مردم با حسن ظن، قلب و مغز خود و خویشاوندانشان را در اختیار رسانه ها، محصولات فرهنگی و هنری و نظام آموزش رسمی می گذارند، در مقابل این حسن ظن، حق برخورداری از سلامت روان، قلبی آرام و مطمئن، امنیت اخلاقی، آرامش خانوادگی، امید به زندگی، نشاط و سرزندگی و به عبارت بهتر حیات طیبه ای مبتنی بر ارزش های الهی دارند. این موارد تنها گوشه ای کوچک از حقوق فرهنگی مردم است.علی ای حال گرچه یکی از متولیان اصلی حوزه فرهنگ جمهوری اسلامی در دهه گذشته بدون ارتباط گیری با مردم و تعامل و گفتگو با آنها به مسئولیت خویش در سازمان تبلیغات اسلامی پایان داد، اما می توان سخن ایشان در مراسم تودیع را مورد بررسی قرار داد و سنجید که آیا به راستی در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، خط تراز هنر تعریف شده است؟ ...

ادامه مطلب  

سؤال عجیب رئیس جمهور دولت یازدهم از وزیر فرهنگ دولت دهم!  

درخواست حذف این مطلب
تسنیم: به دنبال انتقادات و حاشیه های اکران برخی فیلمها در حوزه هنری لزوم پرداخت به جهتگیری های فکری حوزه هنری بیشتر به چشم می آمد. قائم مقام رئیس حوزه هنری از ورود تصمیمات سیاسی به حوزه فرهنگ گفت. دغدغه اکران در سینماهای حوزه هنری و تحریم برخی فیلمها از طرف این سازمان محل مناقشه در سینما بوده است. حوزه هنری با استناد بر قوانین و رویکردهای خود تعداد محدودی از فیلمهای سینمایی را در سینماهای خود نمایش نمی دهد و همین موضوع با انتقاد برخی فیلمسازان روبه رو شده است.در راستای بررسی این موضوع محمد حمزه زاده قائم مقام رئیس و معاون سینمایی حوزه هنری انقلاب اسلامی و یزدان عشیری مدیر روابط عمومی حوزه هنری به این پرسشها و حواشی مرتبط با آن پاسخ گفتند. وی که در چندین برنامه مناظره ای و گفتمانی به بررسی موضوع اکران پرداخته معتقد است حوزه هنری در قامت یک سینمادار حق انتخاب دارد و موظف است به تعهدات اخلاقی خود در قبال عملکردش پاسخگو باشد. در ادامه گفتگوی محمد حمزه زاده را می خوانید.مدتی است درباره مواضع حوزه هنری انتقاداتی وجود دارد و در برنامه های مختلف سخن از موضع حوزه هنری در مقابل برخی فیلمها به میان می آید، هیچوقت نمی توان در برنامه های مناظره گونه به صورت صریح یک دیدگاه را بیان کرد، چون بخشی از گفت وگو بر پاسخگویی متمرکز می شود. حال بدون هیچ دغدغه ای حاکم بر فضای مناظره، نظر خودتان را درباره این انتقادات و موضع گیریها بیان کنید.ما مکرراً درباره تصمیماتی که حوزۀ هنری در بخش اکران می گیرد توضیح داده ایم. به طور کلی در این بخش ما با چند نوع توقع از سوی طرف های روبرو مواجه هستیم. یکی توقعاتِ دولتها از نهادهایی مانند حوزۀ هنری است که توقع دارند حوزه در چارچوب سیاستهای آنها همکاری و همراهی کند؛ برای اینکه بتوانند برنامه هایی را که در حیطه کارشان خصوصاً حوزه سینما دارند اجرا کنند. یعنی توقع دولت ها از حوزه به عنوان فعالِ بزرگِ صنعت سینما این است که کمک و همراهی کنند؛ چه در حوزۀ تولید، چه در حوزۀ نمایش و چه در حوزۀ پرورش نیروی انسانی.گروه دیگر، صنف سینماگران و فعالان حوزۀ سینماست که توقعات مشخصی از حوزه دارند. از جمله اینکه حوزه بتواند شرایطی را فراهم کند که آنها فعالیتشان را توسعه بدهند، فیلمهای بیشتری بسازند، کمکی به معیشت آنها شود و کمکی به فراهم آوردن فضایی که آزادانه موضوعات مورد نظرشان را مطرح کنند. گروه سوم، مخاطبان هستند. آنها هم مطالباتی دارند که به دلیل گستردگی جغرافیایی و پراکندگی جمعیت شان و به این سبب که معمولاً ارتباط با آنها دوطرفه و فعال نیست، ما هستیم که باید بعد از شنیدن مطالباتِ حوزۀ فعالان سینما و سیاستگذاران، برنامه ریزان و ناظران حوزۀ سینما، به هر طریق ممکن به نظرات مخاطبان دسترسی یابیم.باید ببینیم مخاطبان و مشتریانِ فعلی سینما -چه در بخش تولید و چه در بخش تماشا- چه توقعی از حوزۀ هنری دارند؟ به این منظور طرحهای مطالعاتی اجرا میکنیم؛ نظرخواهی میکنیم؛ نظرسنجی میکنیم-چه میدانی و چه به روشهای دیگر و چه با استفاده از رسانه های جدید- و حاصلِ این گفتگو با مخاطبان است که ما را متوجه توقعات آن ها می کند. این توقعات را گاهی در عمل نشان میدهند؛ با اقبال یا عدم اقبال از فیلمی. گاهی هم در همین مطالعات و نظرسنجیهایی که داریم از آراء آن ها مطلع می شویم.بین «مخاطب» و «مشتری» باید تفاوت قائل شد/ باید مخاطب را به مشتری تبدیل کرداول یک فرق بگذارم بین واژه ی "مخاطب" و واژه ی "مشتری". مخاطب در تعریف ما کسی است که فیلم ساز و هنرمند و تولیدکننده ی اثر، او را انتخاب کرده تا حرفش را با او در میان بگذارد. این مخاطب می تواند عضو جامعه ای و قشری و گروهی چند میلیون نفری باشد. همچنین می تواند عضو جامعه ای محدود باشد. مشتری در تعریف ما کسی است که آن اثر را برای دیدن یا شنیدن انتخاب می کند و برای آن پول پرداخت می کند. در این معنی، پرمخاطب بودن یک فیلم لزوماً به این معنی نیست که آن فیلم پرمشتری باشد. به یک معنی دیگر، مخاطب، همان مشتری بالقوه است و مشتری، همان مخاطب بالفعل.در تعامل با مخاطبان سینما، ما وظیفه داریم که از طریق شناخت توقعات و نیازها و خواسته های مخاطبان، آن ها را به مشتری تبدیل کنیم. به سهم خودمان، این نظرسنجی را در سه فرصتِ مهم و مناسبت مهمِ تقویمی انجام می دهیم. ویژگی این مناسبت های انتخاب شده این است که در آن ها مردم پا به جامعه می گذارند و نقشی اجتماعی را ایفا می کنند. یکی از آن مناسبتها، جشنواره فیلم فجر است که عمدۀ سینمادوستان و فعالان سینما و کسانی که سینما برای آنها اهمیت دارد؛ آنجا حاضر هستند. مناسبت دیگر، راهپیمایی 22 بهمن است. در این روز نیز با جامعه ای گسترده و متنوع از مردم مواجه هستیم که علاقه مندی خود را به یک کار اجتماعی نشان داده اند. مناسبت دیگر، حضور مردم در شبکه های مختلف اجتماعی است. در این فضا هم پژوهش و نظرسنجی داریم.حاصل این نظرسنجی ها و مطالعات میدانی دستمایۀ ما می شود برای اینکه بتوانیم برنامه ریزی کنیم و بر آن مبنا پیش برویم. علاوه بر این ها، سالیانه حدود پنج تا هشت میلیون بلیت هم در سالن های سینمای به فروش می رسد که جامعه ی مهمی برای نظرسنجی به شمار می روند. از این جامعه، بیش از نیمی شهرستانی هستند. نظر آن ها این است که فیلمها جذاب نیستند، اتفاق و حادثۀ خیلی قابلِ اعتنایی ندارند، فیلمها قهرمان ندارند، داستان فیلمها خیلی سطحی است، خیلی شهری و تهرانی است و ربطی به مسائل شهرستانها ندارد. هنوز در شهرستان های ما پوستر فیلم های حادثه ای و اکشن دهه ی شصت روی دیوارهاست. مثلاً هنوز پوستر فیلم افعی را می بینید، تاراج را می بینید. زینال بندری هنوز آنجا یک معنی و مفهومی دارد.جای صحبتهای زن و شوهری اتاق روانشناس است نه پرده سینمابخش مهمتری که به محتوا و جهتگیری و مضمونِ فیلمها مربوط می شود؛ موضوعاتی است که سینما به سمت آنها می رود. این موضوعات نه اینکه برگرفته از مسائل مهم جامعه نباشد، ولی بعضی از آنها اساساً قابل طرح در یک جامعه و فضای عمومی مانند سینما نیست. بالاخره سالهاست که راجع به آسیبهای اجتماعی ایران بحث می شود و فهرستی از این آسیب ها تهیه شده و در اختیارِ اصحاب رسانه، هنر و مسئولین مربوطه قرار گرفته است. بعضی از هنرمندان و نویسندگان احساس تکلیف میکنند تا براساس این آسیبها تولیداتی داشته باشند و فیلمهایی بسازند. گاهی دغدغۀ اصلی مردم را شناخته ایم اما نوعِ نگرش به آن مسائل، مصائب و آسیبها و نحوۀ طرح آنها با ملاحظاتی مواجه است. گاهی راه حلهایی که نشان داده می شود، در حوزه ی خط قرمزها است و نهایتاً موجب شکستن بعضی از حریمها می شود. مثلاً در موضوعات مربوط به خانواده، بعضی از صحبتها گاهی باید بین یک زن و شوهر و یک روانشناس در یک اتاق در بسته مطرح شود، نه روی پرده ی سینما. افرادی روی صندلی سینماها می نشینند که گزینش نشده اند؛ خانواده های مختلف هستند، دارای گرایشات و باورهای مختلفی هستند. گاهی فیلم برای بسیاری از آنها معنی دار است و گاهی برای خیلی از آنها «خطِ قرمزی» است و یا رعایت سنشان یا جایگاه اجتماعی شان نشده است. نه اینکه موضوعاتی که این ها می پردازند مسئله جامعه نیست، و باید چشم روی این ها بست؛ بلکه نحوۀ طرحش و پیشنهادی که فیلم به مخاطبان می دهد، در جامعه ی مشتری سینماها، یک چالش هایی ایجاد کرده است که در درازمدت منجر به ریزش مشتریان شده است. یک یا دو بار، شخص با خانواده اش به سینما می آید؛ وقتی ببیند فیلم رعایت حدود خانوادگی را نمی کند؛ ترجیح می دهد که تفریح دیگری را انتخاب کند. در حالی که براساس ارزیابیهایی که شده یکی از ارزانترین تفریحات خانواده ها، سینما رفتن است و با این روند، خانواده ها از همین تفریح هم محروم میشوند؛ اتفاقی که الان هم افتاده است.این دغدغه هاست که باعث شده ما در انتخاب و اکران فیلمها و در تعامل با فعالان سینما و مسئولین حرف هایی را بگوییم که بعضی وقت ها شنیده می شود و بعضی وقت ها شنیده نمی شود و به اختلاف نظر و حتی درگیری منجر می شود و اینکه بالاخره حوزۀ هنری تصمیم میگیرد که چند تا از فیلمها را اکران نکند. مخلص کلام این که اگر می خواهیم مخاطبان سینما به مشتری تبدیل شوند، مسیر درست را باید برویم.وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارتِ بهداشتِ محصولاتِ فرهنگی استانتقادی که به حوزه هنری وجود دارد این است که میگویند ما باید پیرو یک قانون باشیم. در رابطه با فیلمهای اخیر ما هم انتقاداتی داشتیم اما میگوییم اگر این قانون میخواهد در کشور یکی شود؛ بیاییم سرمنشأ آن را بررسی کنیم و بگوییم از کجا باید این یکنواختی برخورد با فیلمها شروع شود؟ وقتی دنبالش میرویم میرسیم به شورای پروانه ساخت و نمایش. درباره ترکیبی که برای پروانه ساخت و شورای پروانه نمایش شکل گرفته چه نظری دارید؟ آیا مشکل به این شورا باز می گردد که ترکیب درستی از اعضا را شامل نمی شود یا اساسا مشکل جای دیگری است؟بیایید مقداری به عقب تر برویم و اشاره کنیم به نقش و اهمیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارتِ بهداشتِ محصولاتِ فرهنگی کشور است. وزارت ارشاد نه وظایف حوزۀ صنعت را دارد؛ نه وظایف حوزۀ سرمایه را و نه حتی وظایف حوزه ی بیمه و تامین اجتماعی را دارد. به عنوان مثال اگر در جامعه یک محصول خوراکی مانند مرغ کم شود؛ کدام وزارتخانه ها باید پاسخگو باشند؟ دو وزارتخانه مشخصاً در این زمینه باید پاسخگو باشند: یکی وزارت جهاد کشاورزی است و یکی هم وزارت صنعت و معدن و تجارت است، که چرا مصرف بازار را پیشبینی نکرده و بازار را تنظیم نکرده است. حالا فرض کنید مرغ فاسد در بازار پیدا شود، اینجا کدام وزارتخانه است که مسئولِ مستقیم است؟ وزارت بهداشت. توقعی که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد یک توقعِ نظارتی است و بعداً هدایتی. اینکه یک سینما صندلی دارد یا ندارد، پروژکتورش خوب نمایش میدهد یا نه؟ این مسائل نباید دغدغۀ اول برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی باشد. اما اینکه روی پرده چه نمایش داده می شود و چه محتوایی و با چه نظارتی ارائه می شود، وظیفۀ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.حالا این وظیفۀ نظارتی که به واسطۀ قانون اساسی و قانونِ تاسیس وزارت ارشاد، تنظیم و ابلاغ شده است و در اصلهای اولیۀ تاسیس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وجود دارد؛ وزارت ارشاد را موظف به اعمال نظارتی هایی می کند که قابل واگذاری هم نیست. یعنی تصریح می شود که حتی در قوانینی که بعدها شورای عالی انقلاب فرهنگی هم تصویب و ابلاغ کرده است؛ وزارت ارشاد وظیفۀ نظارتی خودش را نمی تواند به نهاد دیگری مثل صنوف یا مجموعه های خصوصی یا مردم نهاد محول کند. چنین کاری را از نظر قانونی نمی تواند بکند. خود وزارت ارشاد باید در این زمینه شوراهایی تشکیل بدهد که می دهد و کارشناسانی را به استخدام بگیرد که می گیرد و شروع کند به انجام بررسیهایی که منجر به صدور پروانه ی ساخت یا نمایش می شود. در حوزۀ فیلم، سینما و کتاب بررسیها پیش از انتشار انجام می شود؛ اما در حوزۀ رسانه مانند مطبوعات به خاطر فوریتهایی که وجود دارد، بررسیها بعد از انتشار است که خیلی روشن است. شوراهای صدور پروانه ی ساخت و نمایش بسیار مهم هستند. این ها باید به وظایف خودشان به درستی عمل کنند. ترکیبِ کارشناسی و هویت کارشناسی کارشناسان مهم است. در ترکیب شوراها، لزوماً نباید افرادی باشند که متخصص سینما باشند، بلکه باید جامعه شناس باشد، روانشناس باشد مثلاً مطالعات تاریخی داشته باشد. اینها هستند که روندهای جامعه را و نبض جامعه را در دست دارند و یک وقتهایی می توانند در این زمینه کمک کنند یا مواردی را ببینند و اعلامِ خطر بکنند. احساس نگرانی از خروجی شورای پروانه نمایشمساله الان واقعاً سرِ ترکیبِ شورای پروانه ساخت یا شورای پروانه نمایش نیست. همیشه افرادی جزء این شوراها بودند که از معتمدین و افرادِ قابل اعتماد جامعه بودند. اما این ترکیب در عمل، متکی به یک نوع رای گیری اقلیت و اکثریت است. من در آن جلسات نبودم، شاید بحثهای خوبی آنجا صورت نمی گیرد، شاید محتوا به درستی آنجا تبیین نمی شود، شاید همۀ ا ...

ادامه مطلب  

نگاهی به شکل گیری حوزه هنری و ضرورت توجه به هنر در انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: حوزه هنری یکی از زیرمجموعه های سازمان تبلیغات اسلامی است که از سال ۱۳۶۰ هجری شمسی، فعالیت خود را به طور رسمی آغاز نموده و اکنون در این مجال به بهانه تغییر رییس سازمان تبلیغات اسلامی به بررسی کارنامه این نهاد هنری در سال های اخیر و نقاط قوت و ضعف آن می پردازیم. سید وصال مهدوی /چندی قبل با حکم مقام معظم رهبری، حجت الاسلام سید مهدی خاموشی ۵۶ ساله جای خود را به حجت الاسلام محمد قمی ۳۸ ساله داد و پس از ۱۷ سال از ریاست سازمان تبلیغات اسلامی کنار رفت؛ این تغیرات در حالی صورت پذیرفت که سازمان تبلیغات اسلامی به عنوان نهادی برآمده از ساختار نظام اسلامی، در تیرماه ۱۳۶۰ هجری شمسی، تاسیس و در ابتدا اداره آن به صورت شورایی بود و از فروردین ماه ۱۳۶۸ هجری شمسی، با حکم امام خمینی رحمت الله علیه نامش از «شورای عالی تبلیغات» به «سازمان تبلیغات اسلامی» تغییر و آیت الله احمد جنتی عهده دار ریاست آن شد، از تیرماه ۱۳۷۱ هجری شمسی، حجت الاسلام محمود محمدی عراقی و پس از آن از مهرماه ۱۳۸۰ هجری شمسی، سیدمهدی خاموشی مسئول اداره این سازمان شدند.تبلیغات، که همان شناساندن خوبی ها و تشویق به انجام آن و ترسیم بدی ها و نشان دادن راه گریز و منع از آن است، از اصول بسیار مهم اسلام عزیز است.ان شاءاللّه در محدودۀ توانتان نقاط کور و مجهول را برای مردم شریف ایران و جهان اسلام باز و روشن نمایید؛ و چهارچوب اسلام ناب محمدی، که ترسیم قهر و خشم و کینۀ مقدس و انقلابی علیه سرمایه داری غرب و کمونیسم متجاوز شرق است، و نیز راه مبارزه علیه ریا و حیله و خدعه را به مردم و بخصوص جوانان سلحشورمان نشان دهید.این مسئله که نظام در اهداف خود جدی است و با هیچ کس شوخی ندارد و در صورت به خطر افتادن ارزش های اسلامی با هر کس در هر موقعیت قاطعانه برخورد می نماید، بایدبه عنوان یک اصل خدشه ناپذیر برای تمامی دست اندرکاران و مردم تبلیغ گردد.روح اللّه الموسوی الخمینی ۱۳۶۸/۰۱/۱۴این تغییر مدیریتی قطعا در حوزه فرهنگ و هنر جمهوری اسلامی بی تاثیر نخواهد بود چرا که سازمان تبلیغات اسلامی زیرمجموعه های متنوعی را در بر می گیرد؛ مجموعه هایی نظیر پژوهشکده علمی- کاربردی باقرالعلوم علیه السلام، سازمان دارالقرآن کریم، موسسه عام المنفعه امیرکبیر، موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان، موسسه فرهنگی تسنیم نور، بنیاد دعبل خزاعی، شرکت کتاب شهر، دفتر ادبیات هلال، خبرگزاری مهر، تهران تایمز و ... موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی سوره و بالاخص حوزه هنری که از جمله زیرمجموعه های این نهاد هستند و به طور مستقیم با جامعه هنری و فرهنگی ارتباط دارند. باید توجه داشت که برخی از وظایف سازمان تبلیغات اسلامی که در حوزه فرهنگ و هنر قرار می گیرد عبارت است از:- شناسایی و معرفی آثار نمونه فرهنگی و هنری، افراد و شبکه های تبلیغی- مردمی جامعه اسلامی و تهیه و عرضه فرآورده ها و آثار نمونه فرهنگی- هنری، در جهت ارائه الگوهای مناسب هنرمندان متعهد و انقلابی و حمایت از آنان.- برنامه ریزی، زمینه سازی و انجام اقدامات لازم برای هرچه فعال تر شدن افراد تاثیرگذار مانند: روحانیون، دانشگاهیان، معلمان و هنرمندان در جهت رشد فرهنگ اسلامی و مقابله با آثار نامطلوب فرهنگ های بیگانه.- تأسیس و اداره موسسات آموزشی و مراکز دانشگاهی در جهت تربیت مبلغان کارآمد و هنرمندان متعهد و مربیان دینی.- برگزاری کنفرانس ها، جشنواره ها و نمایشگاه های بین المللی مردمی در کشور به منظور تعمیق و گسترش معارف اسلامی و فراهم کردن زمینه شرکت هنرمندان و شبکه های تبلیغی- مردمی در کنفرانس ها، نمایشگاه ها و جشنواره های فرهنگی.- انجام همکاری های فرهنگی- تبلیغی با مراکز اسلامی و فرهنگی داخل کشور در راستای اهداف سازمان و به منظور تامین ارتباط افراد و مراکز اسلامی و فرهنگی- مردمی برای تالیف قلوب آنان با هماهنگی سایر مراجع ذی صلاح.در این میان حوزه هنری یکی از زیرمجموعه های سازمان تبلیغات اسلامی است که از سال ۱۳۶۰ هجری شمسی، فعالیت خود را به طور رسمی آغاز نموده، این سازمان حاکمیتی در طول چهار دهه فعالیت خویش فراز و نشیب های فراوانی را تجربه کرده و البته مدیران متعددی را به خود دیده است؛ از محمد علی زم گرفته تا حسن بنیانیان و در نهایت محسن مومنی شریف که از سال ۱۳۸۹ هجری شمسی، بر مسند ریاست این سازمان تکیه زده است و اکنون در این مجال به بهانه تغییر رییس سازمان تبلیغات اسلامی که طبیعتا حوزه هنری را نیز دستخوش تغییراتی خواهد کرد، به بررسی کارنامه این نهاد هنری در سال های اخیر و نقاط قوت و ضعف آن می پردازیم به خصوص آنکه حجت الاسلام سید مهدی خاموشی، به عنوان رییس پیشین این سازمان در جلسه تودیع خود تاکید نموده اند که: «ما در حوزه هنری خط تراز هنر را تعریف کردیم. »اگرچه امروزه عموم مسئولان و مدیران ارشد در ایران علاقه ای به ارایه گزارش و پاسخ دهی به مردم ندارند؛ اما بهتر بود حجت الاسلام سید مهدی خاموشی به عنوان مدیری که قریب دو دهه عهده دار مسئولیت یکی از بزرگترین سازمان های فرهنگی جمهوری اسلامی بوده است، به مردم و نخبگان نیز گزارشی از فعالیت ها، دستاوردها، اشتباهات و کاستی های دوران مدیریتی خویش ارایه می دادند چه اینکه این گزارش دهی به آرمان های انقلاب اسلامی نزدیک تر است زیرا موجب تعمیق مردم سالاری دینی، نظارت مردم بر روند حرکت نهادهای حاکمیتی، افزایش مشارکت مردم در امور اجتماعی، ارتقای بصیرت سیاسی و اجتماعی افراد جامعه و ... می شود. به علت آنکه در حکومت دینی یک مسئول خود را در قبال خدا، ولی منتصب از سوی خدا و مردم که بندگان خدا هستند، متعهد دانسته و احساس تکلیف می کند در حالی که در سایر حکومت ها متولیان امر صرفاً خود را از لحاظ اخلاقی که آن هم به زعم شان امری نسبی است، در برابر مردم و جامعه مسئول می دانند، شایسته است مسئولانی که به حکم «کلکم مسؤول عن رعیته» در برابر مردم مسئول هستند و به تعبیر مقام معظم رهبری مسؤول وضع معیشت شان، وضع اقتصادشان، وضع سیاست شان، وضع فرهنگ شان، وضع تحصیلات شان، وضع بهداشت شان و مسؤول وضع ذهن شان هستند، به همان مردم نیز گزارش ارایه دهند و البته باید توجه داشت که این گزارش دهی و پاسخگویی به مردم، به خصوص در حوزه فرهنگ و هنر بخشی از حقوق فرهنگی مردم نیر محسوب می شود.عموماً زمانی که از مفهوم حق فرهنگی مردم صحبت می شود، امکان دسترسی به محصولات فرهنگی مبتنی بر گزاره های فرهنگی مورد توجه قرار گرفته و حقوق فرهنگی به زیرمجموعه ای از حقوق بشر و مبتنی بر انگاره های اُمانیستی تقلیل داده می شود، در حالی که حقوق فرهنگی دامنه گسترده تر اما ناپیدایی نیز دارد که همان بُعد محتوایی محصولات و آثار فرهنگی است.پس هنگامی که مردم با حسن ظن، قلب و مغز خود و خویشاوندانشان را در اختیار رسانه ها، محصولات فرهنگی و هنری و نظام آموزش رسمی می گذارند، در مقابل این حسن ظن، حق برخورداری از سلامت روان، قلبی آرام و مطمئن، امنیت اخلاقی، آرامش خانوادگی، امید به زندگی، نشاط و سرزندگی و به عبارت بهتر حیات طیبه ای مبتنی بر ارزش های الهی دارند. این موارد تنها گوشه ای کوچک از حقوق فرهنگی مردم است.علی ای حال گرچه یکی از متولیان اصلی حوزه فرهنگ جمهوری اسلامی در دهه گذشته بدون ارتباط گیری با مردم و تعامل و گفتگو با ...

ادامه مطلب  

دستاوردهای ربع قرن تلاش کانون های فرهنگی هنری در مساجد گیلان  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری شبستان- گیلان، مسجد از دیرباز تاکنون همواره به عنوان پایگاهی معنوی ـ اجتماعی، کارکردهای گسترده ای داشته که با هیچ نهاد مردمی دیگری در طول تاریخ قابل قیاس نیست.مسجد محل رشد است و این مهم، کار کانون فرهنگی هنری مساجد است در واقع کانون های مساجد از مردمی ترین پایگاه های فرهنگی کشور هستند.ویژگی خاص کانون های فرهنگی و هنری وابستگی آن به مسجد است که این امر از جهت تربیتی و فرهنگی محیط بسیار امنی برای حضور جوانان و خانواده ها فراهم می کند و موجب اعتلاء و تقویت خود مساجد و شکل گیری هسته های فرهنگی هنری و استمرار فعالیت کانون ها می شود.در طول 25 سالی که از تاسیس ستادعالی کانون های مساجد می گذرد، برنامه ها و اقدامات بسیار خوبی انجام شده است.تاثیرگذاری کانون های فرهنگی و هنری مساجد به حدی بود که در نوزدهم مهر سال ١٣٩١، مقام معظم رهبری طی سخنان مهمی در خصوص کانونهای فرهنگی هنری مساجد چنین فرمودند:«من سفارش می کنم که کانونهای فرهنگی هنری مساجد را فراموش نکنید، البته با همکاری بسیج... بنشینید فکر کنید، مطالعه کنید و سخنی که متناسب با نیازِ آن جوانی است که آن جا حضور پیدا می کند، فراهم کنید...خودتان را مجهز کنید . مسلح کنید به سلاح معرفت و استدلال .بعد به کانون های فرهنگی هنری بروید و پذیرای جوان ها باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید . با سماحت و مدارا»تاکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بر ضرورت همکاری بسیج و روحانیون مساجد جهت توسعه کانون های فرهنگی هنری نشان از جایگاه والای این کانون هاست و بیانات ایشان راهگشا و در واقع چشم انداز کانون های فرهنگی هنری مساجد است.حجت الاسلام سلیمان پورابراهیم، مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی و هنری مساجد گیلان با اشاره به فرا رسیدن 18 اسفند، سالروز تاسیس ستاد علی کانون های فرهنگی و هنری مساجد در گفتگوی اختصصای با خبرنگار خبرگزاری شبستان از رشت گفت: کانون های فرهنگی و هنری مساجد در راستای ترویج و اشاعهفرهنگ و معارف اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله )، مقابله اصولی و منطقی با تهاجم فرهنگی منحط و مبتذل بیگانگان با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد.وی با بیان اینکه هدف اصلی از تشکیل کانون های فرهنگی و هنری مساجد مقابله با شبیحخون فرهنگی بود اذعان کرد: تبلیغ، گسترش و تعمیق فرهنگ روح بخش اسلام و تاکید بر آرمان ها و ارزش ها معنوی و ترویج فرهنگ اسلامی، گسترش زمینه مشارکت و مباشرت مردم در امور فرهنگی، هنر ...

ادامه مطلب  

اندر احوال آفات و منفعت مدیران هنرمند و هنر مدیران حوزه هنری  

درخواست حذف این مطلب
ماحصل کلان فعالیت های حوزه هـنری سازمان تبلیغات اسلامی تا اوایل دهه ۱۳۸۰ هجری شمسی، تولیدات این نهاد را به وضوح از سطح طراز هنر انقلاب اسلامی دور کرد و در این میان اگرچه همچنان هنرمندانی متعهد با این نهاد همکاری کردند؛ اما قطعا نگاه مدیریتی غالب بر حوزه هنری چنین هدفی را دنبال نکرده و به همان مسیری می رفت که مدیران ارشد اجرایی کشور و بالاخص مدیران فرهنگی و متولیان رسمی، پیشتر بر عرصه فرهنگ و هنر کشور تحمیل کرده بودند. سید وصال مهدوی/ قطعا ماحصل کلان فعالیت های حوزه هـنری سازمان تبلیغات اسلامی تا اوایل دهه ۱۳۸۰ هجری شمسی، که البته پس از دوره مدیریت حجت الاسلام محمدعلی زم نیز تا حدودی ادامه یافت، تولیدات این نهاد را به وضوح از سطح طراز هنر انقلاب اسلامی دور کرد و در این میان اگرچه همچنان هنرمندانی متعهد با این نهاد همکاری کرده و در رشته های گوناگون آثاری ذیل مفاهیم و آرمان های انقلاب اسلامی در این مجموعه تولید گردید؛ اما قطعا نگاه مدیریتی غالب بر حوزه هنری چنین هدفی را دنبال نکرده و به همان مسیری می رفت که مدیران ارشد اجرایی کشور و بالاخص مدیران فرهنگی و متولیان رسمی این حوزه، پیشتر بر عرصه فرهنگ و هنر کشور تحمیل کرده بودند.در سال ۱۳۸۲ هجری شمسی، مهندس حسن بنیانیان به عنوان جاشین حجت الاسلام محمدعلی زم به حوزه هـنری سازمان تبلیغات اسلامی می رود تـا به بحران هایی که گریبان حوزه را گرفته بود، خاتمه دهد. در این زمان است که حسن بنیانیان مجموعه ای را از محمدعلی زم تحویل گرفت که تا آن روز نه تحویل داده شده و نه تحویل گرفته شده بود و این در حالی بود که حوزه هنری در ایـن سـال ها با مدیریت محمدعلی زم خو گرفته و به هر تقدیر به عنوان حامی و تبیین کننده هنر انـقلاب اسلامی شـمرده می شد و محمدعلی زم نیز با منش مدیریتی مشتری مدار خود، تـوانسته بود فعالیت های هنری جمع و گروه خاصی از هنرمندان عموما نزدیک و همسو به خود را در این مجموعه سـامان داده و ارتزاق ایشان را رقم زند.با رفتن محمدعلی زم ، حـسن بـنیانیان ضمن وعده تعطیل کردن فعالیت های اقـتصادی حوزه، معاونت خودکفایی حوزه هنری را از وارد شـدن بـه این اقدامات برحذر داشت. بـا ایـن حال تا اواخر دهه ۱۳۸۰ هجری شمسی، حوزه هـنری سازمان تبلیغات اسلامی اگرچه از فعالیت های دُخانیاتی کناره گرفت اما در زمینه تـولید و تـوزیع چای بالاخص برند و نشان چای نمونه، فعالیت مـی کرد، همچنین با شـرکت های سوره در ارتباط بود و نـمایندگی بـعضی از تجهیزات لوازم التحریر را هم در اختیار داشت.به عبارت بهتر غایت تفکر بسیاری از مدیران فرهنگی التقاط اندیش، بر مشتری مداری و تولید آثاری بود که مخاطب را جذب کرده و در بهترین حالت به ایشان محصولی ظاهراً سالم از لحاظ مظاهر هنری ارایه دهد، این مدیران عموما نه افق دید کلان و نه قدرت جریان سازی فرهنگی داشتند و حتی بعضا فاقد توانایی حرکت در مسیر آرمان های انقلاب اسلامی یا فهم تمدن سازی و یا تولید آثار هنری تمدن ساز بودند و از این جهت نه در طراز انقلاب اسلامی که حتی طراز جمهوری اسلامی برای مدیران التقاط اندیش، سطحی دست نیافتنی بود.در نگاه برخی مدیران فرهنگی، همین که محصولاتی تولید شود که از آثار مستهجن قابل دسترسی برای مردم بهتر باشد کافی بود، گویی هیچگاه چنین افرادی وظیفه و مسئولیت جریان سازی فرهنگی و اعتلای سبک زندگی، باورها و حتی سلیقه و ذائقه فرهنگی و هنری مردم نداشته اند. در این باره کافی است اظهارات یکی از مدیران فرهنگی حوزه هنری در دهه ۱۳۷۰ هجری شمسی، مرور شود تا از یکسو هم راستایی مدیران حوزه هنری با مدیران وقت وزارت ارشاد و سیستم اجرایی کشور در آن ایام و از سوی دیگر سطح افق دید آنها مشخص گردد.البته در همین ایام است که رئیس سازمان توسعه سینمایی سوره در مصاحبه ای با نشریه نقد سینما در زمستان ۱۳۷۸ هجری شمسی، می گوید: «یـک بـار یکی از دوستان راجع به فیلم مرد عوضی اظهار می کرد که فیلم بسیار مخربی است و موارد زیادی دارد و من به او گفتم که آیا شما می دانید کـه الان مـیلیون ها نفر در ایران در حال دیـدن چـه چیزهایی هستند و اگر بدانی که چه می بینید نتیجه می گیری که مرد عوضی خیلی بهتر از آن چیزهایی است که می بینید. در نتیجه تولید مرد عوضی با توجه به واقعیت می تواند بسیار مفید بـاشد، حـداقل آن که کنترل شده است و از یک سری فیلترها گذشته و مجوز گرفته و در اختیار مخاطب قرار گرفته است. ما می توانیم در صنعت ویدئو هم همین کار را بکنیم، یعنی فیلم های ویدئویی که مخاطب خوشش بـیاید بـسازیم. فیلم هایی کـه هم برای تفریح، آموزش و آگاهی مفید باشد. و اگر این کار را نکنیم آن مخاطب بیکار نمی نشیند و از راه های دیگر بـرای پرکردن اوقات فراعت و تفریح و آگاهی خودش استفاده می کند. »بنابراین با چنین نگاهی عجیب نیست که خروجی حوزه هنری پس از دو دهه تصدی گری محمدعلی زم بر آن، اگرچه بعضا حاصل تلاش هنرمندان متعهد انقلابی بود اما از هنر طراز انقلاب اسلامی به خصوص در عرصه هنرهای نمایشی و بویژه سینما فاصله زیادی داشت.البته بـعضی از اهالی فرهنگ و هنر، دوران مدیریت محمدعلی زم بـر حـوزه هنری را از دوران مدیریت حسن بنیانیان موفق تر می دانند و در همین حال عدم توجه کلان به فرهنگ، کارمندسازی، مدیریت نـابجا و عدم وقوف مدیران بخش های مختلف به کارهای هنری و ... از جمله نقدهایی است که ایشان به دوران مدیریت حسن بنیانیان و ...

ادامه مطلب  

طرح ویژه نظارت برمراکز عرضه روغن موتور/دستورالعمل نوروزی ابلاغ شد  

درخواست حذف این مطلب
محمدحسین مولاخواه در گفتگو با مهر با بیان اینکه انواع روغن موتور در گروه کالاهای اولویت دار و نظارتی این سازمان و سازمانهای صنعت معدن و تجارت استانها قرار دارد گفت: با توجه به فرارسیدن ایام پایانی سال و افزایش تقاضا برای انواع روغن موتور در این ایام سازمانهای صنعت معدن ...

ادامه مطلب