چرا حجم صادرات گاز ایران تا این حد پایین است؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه اقتصادی برهان/ محمد نوروزی؛ با توجه به غنای منابع نفتی در کشور و حساسیت های خاصی که در حوزه ی نفت خام در جامعه ی جهانی وجود دارد، توجه ویژه ای به «نفت خام» می گردد در حالی که متأسفانه «منابع گازی» مغفول می مانند و به این مهم که به عنوان یکی از مهم ترین منابع انرژی در جهان است، توجه نمی شود به ویژه اینکه جمهوری اسلامی ایران، از نظر منابع گازی نیز وضعیت بسیار مساعد –حتی نسبت به نفت- دارد و توجه جدّی و نگاه راهبردی به این منابع، می تواند زمینه ساز بهره گیری بسیار مناسب از این ابزار قدرتمند در مذاکره های بین المللی و افزایش قدرت چانه زنی در سایر حوزه ها اعم از انرژی هسته ای، امنیت ملی و ... به حساب آید. در حالی که بسیاری از کارشناسان بر این باورند که بخش گاز در 2 دهه ی آینده، نقطه ی اصلی جذب سرمایه گذاری خواهد بود، هم اکنون نیاز کشورها به گاز با توجه به مزیت های آن طبیعی و ذخائر جهانی گاز بسیار زیاد است و می توان آن را به وسیله ی خط لوله و یا به صورت خط لوله و یا مایع به کشورهای مصرف کننده منتقل کرد. سازگارتر بودن آن با محیط زیست که نسبت به سایر سوخت های فسیلی، کم ترین آلودگی را ایجاد می کند و ارزان تر بودن قیمت آن نسبت به مصرف آن در آینده، موجب علاقه ی بیشتر کشورها به این منبع انرژی است. (نوروزی، 1391: 80)این نوشتار در پی آن است که به بیان «ملاحظه هایی پیرامون مسائل گاز جمهوری اسلامی ایران» پرداخته و به واکاوی «جایگاه این منبع ارزشمند» بپردازد.امنیت انرژی و صنعت گاز تأمین امنیت در تمامی ابعاد آن، از مهم ترین دغدغه های حکومت ها می باشد. نکته ی اساسی این است که امنیت بسان پازلی است که تأمین آن در یک بعد، نیازمند تکمیل سایر اجزاست. از سوی دیگر انرژی به عنوان موتور محرکه ی دولت ها، به عنوان مؤلفه ای اثرگذار در این راستا محسوب می شود.امنیت انرژی مفهوم بسیار پیچیده ای به شمار می آید، چرا که از یک سو تحت تأثیر روندهای اقتصادی و تجاری یکپارچه کننده ی جهانی شدن قرار دارد که مایل است انرژی و امنیت آن را مانند سایر کالاها و خدمات اقتصادی در چارچوب بازار جهانی قرار دهد تا از حساسیت ژئوپلتیک آن بکاهد.از سوی دیگر، انرژی در بازی جهانی قدرت، معادلات امنیتی- ژئوپلتیک و رقابت قدرت های بزرگ نقشی اساسی دارد که بر خلاف روندهای همگرا کننده ی جهانی شدن، با تأکید بر نگرش های ملی امنیتی، انرژی را به عنصری ورای یک کالای اقتصادی صِرف مبدل می سازد. پیچیدگی مفهوم امنیت انرژی ناشی از آن است که انرژی در جایی میان ژئوپلتیک و اقتصاد قرار گرفته است و بر این اساس، سیاست گذاران پاسخ های متنوعی به مسائل آن می دهند. (پوراحمدی، 1390: 36)اکنون که انرژی گازی به یکی از بزرگ ترین کالاهای استراتژیک در جهان تبدیل شده است، دارندگان این منبع انرژی نیز بر آنند که، از این پتانسیل برای تأثیرگذاری بر معادلات جهانی به نفع خود استفاده کنند، چراکه با توجه به اهمیت فزآینده ی گاز در آینده، هر کشور یا گروهی از کشورها که بتواند کنترل بازار گاز را در دست گیرد، در عرصه ی بین المللی نیز تأثیرگذار خواهد بود. از سوی دیگر، از آنجا که در حال حاضر مهم ترین کارتل فعال انرژی، سازمان کشورهای صادر کننده ی نفت اوپک است.بنابراین، طبیعی است که فکر ایجاد هر اتحادیه ی دیگری در زمینه ی انرژی، با مسائل این سازمان مقایسه و ارزیابی شود؛ همچنان که از ابتدا نیز نظریه ی برپایی یک تشکل گازی، به جای سازمان کشورهای صادر کننده ی گاز(اوجک)[1]به اوپک گازی معروف بوده است. در واقع، از دیدگاه مصرف کنندگان بزرگ انرژی، قدرت یابی اوپک و افزایش قیمت های نفت، موجب پدید آمدن پتانسیل و انگیزه ی کافی در تولید کنندگان گاز طبیعی جهان برای ایجاد یک کارتل گازی طبق الگوی اوپک بوده است. (یزدانی و دیگران: 79)وضعیت گاز در جهانهر چند که گاز طبیعی در بسیاری از نقاط دنیا قابل دست یابی است ولی باز هم خاورمیانه و کشورهای آسیای میانه و روسیه، بالاترین حجم موجودی گاز را در اختیار دارند به گونه ای که روسیه با 23.4درصد، ایران با 15 درصد و قطر با 13.8درصد به ترتیب دارای بیشترین سهم از ذخایر گاز طبیعی جهان هستند[2]و در کل، حدود 66درصد از کل ذخایر گاز جهان در کشورهای خاورمیانه و اتحاد جماهیر شوروی سابق است.سهم گاز در سبد انرژی جهان در سال 2005م.، 25درصد بوده و این رقم تا پایان سال 2025م. به بیش از 40درصد خواهد رسید که زمینه را برای افزایش متقاضیان و ایجاد تغییرات در مبادله ی آن فراهم می آورد. (سلطانی فر، 1389: 107) پیش بینی شده است که رشد مصرف گاز در سبد مصرف انرژی جهان در فاصله ی سال های 2010 تا 2020م. به سالی 3.1 و در سال های 2020 تا 2050م. به 3.2 درصد خواهد رسید که بالاترین رشد را در میان منابع انرژی جهان نشان می دهد.(ابراهیمی، 1386: 13-14)نگاهی به روند مصرف انرژی در سطح جهان به ویژه استفاده از منابع گاز، حاکی از آن است که صنعت مربوط به گاز به سرعت در حال پیشرفت است و کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه در حال جایگزینی و تأمین بخشی از انرژی مورد نیاز خود از راه گاز هستند که این امر خود ناشی از دلایل فراوانی نظیر ارزانی و سهولت مصرف گاز نسبت به نفت به ویژه در مصارف خانگی، آسیب های کمتر محیط زیستی، تأمین امنیت انرژی برای دوران اتمام نفت، پیشرفت ها در حوزه ی فناوری های گازی و جایگزینی آن ها به جای فناوری های نفتی و ... است. (ابراهیمی، 1386: 5-6)جایگاه گاز ایران در جهانایران با در اختیار داشتن حدود 15 درصد از کل ذخائر اثبات شده ی گاز طبیعی جهان (معادل 26.74 تریلیون مترمکعب)، پس از روسیه در جایگاه دوم کشورهای بزرگ دارنده ی گاز قرار دارد. (ابراهیمی، 1386: 56) با توجه به جایگاه ایران در برخورداری از منابع گازی و قرار داشتن در همسایگی 2 حوزه ی مهم مصرف کننده ی گاز یعنی هند و چین در شرق و اروپا در غرب، ضرورت توجه جدّی به این کالای فوق استراتژیک را دوچندان می کند.هر چند که ایران از نظر حجم ذخائر گازی در جایگاه دوم جهان قرار دارد ولی از نظر تولید، جایگاه چهارم را در اختیار دارد و البته از نظر مصرف گاز طبیعی نیز جایگاه هفتم جهان را به خود اختصاص داده است. (استفاده از گزارش bp statistical review: 2009 به نقل از سلطانی فر، 1389: 38-50) که نیازمند بررسی های دقیق برای جلوگیری از حجم انبوه مصرف گاز برای مصارف غیرتجاری است.تولید گاز کشور در سال 1387 به 151 میلیارد مترمکعب رسیده است که پس از روسیه، آمریکا و کانادا در رتبه ی چهارم قرار دارد. ظرفیت پالایشی کشور نیز در سال های اخیر رشد مطلوبی داشته و از 189 میلیون مترمکعب در روز از سال 1999م. به 240 میلیون مترمکعب در سال 2006م. رسیده است. (سلطانی فر، 1389: 106)منابع تولید گاز غنی در کشور، متشکل از گازهای همراه با نفت، گاز کلاهک و گاز مستقل است. از آنجا که تولید گاز همراه به تولید نفت خام و نسبت گاز به نفت میادین نفتی بستگی دارد، بنابراین با توجه به اینکه تولید نفت خام از چه میدان هایی صورت پذیرد مقدار آن متفاوت خواهد بود. با توجه به نوسانات تولید نفت خام مناطق خشکی طی سال های 1375- 87 در نتیجه، تولید گاز همراه میادین خشکی نیز طی این دوره به دنبال آن کاهش یا افزایش نشان می دهد به طوری که 69.65 میلیون مترمکعب در روز در سال 1375 به 77.53 میلیون مترمکعب در روز در سال 1387، رسیده است. بخش اعظم تولید گاز همراه از مناطق نفت خیز جنوب است که 69.41 میلیون مترمکعب در روز بوده است و 2.79 میلیون مترمکعب در روز از میادین شرکت نفت مناطق مرکزی و 2.07 میلیون مترمکعب در روز از میادین شرکت اروندان، تولید شده است. (سلطانی فر، 1389: 109- 111 )تولید گاز همراه میادین دریایی با توجه به افزایش تولید نفت خام از این میادین، طی سال های یاد شده از 13.51 میلیون مترمکعب در روز در سال 1375 به 23.41 میلیون مکعب در روز در سال 1387 رسیده است. جمع کل تولید گاز همراه در سال 1387 برابر با 100.94 میلیون مترمکعب در روز بوده است که 18.3 درصد تولید گاز غنی کشور را شامل می شود.تولید گاز کلاهک در کشور از 2 میدان پازنان و نفت سفید لب سفید و سازندهای گازی مارون خاص در مناطق خشکی صورت می پذیرد و عمدتاً برای تزریق یا بازگردانی پس از استحصال میعانات گازی به کار می رود و در نتیجه تولید آن بر اساس برنامه ی تزریق گاز میادین نفتی، خواهد بود. با بهره برداری از میادین آغاز و دالان و سازند گازی مارون خاص که جایگزین گاز کلاهک پازنان برای تزریق به میدان مارون شده است، تولید این گاز کاهش یافته است و از 53.42 میلیون مترمکعب در روز در سال 1375 به 35.96 میلیون مترمکعب در روز در سال 1387، رسیده است. سهم گاز کلاهک، در تولید گاز غنی 6.5 درصد است.جمهوری اسلامی ایران در صنعت گاز خود با چالش های اساسی مواجه است که عدم توجه به برخی از آن ها می تواند در آینده نه چندان دور، این صنعت راهبردی را نه تنها با مشکل بلکه با بحران مواجه سازد. برخی از این چالش ها در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.تولید گاز میادین مستقل گازی در سال 1387، شامل تولید از سازند گازی ژوراسیک مسجد سلیمان، سازند بنگستان لب سفید و تولید گاز از میادین نار، کنگان، آغاز، دالان، خانگیران (سازندهای مزدوران و شوریجه)، گنبدلی، سراجه، سرخون، گورزین و تابناک در منطقه ی خشکی و میدان پارس جنوبی در منطقه ی دریایی بوده است. تولید گاز میادین مستقل گازی با رشد قابل توجهی از 97.43 میلیون مترمکعب در روز در سال 1375 به 414.99 میلیون مترمکعب در روز در سال 1387 رسیده است که 2.04 میلیون مترمکعب در روز در سال 1387 تولید سازندهای گازی بوده است. از این میزان، 144.30 میلیون مترمکعب در روز از میدان پارس جنوبی در منطقه ی دریایی و 264.14 میلیون مترمکعب در روز از میدان پارس جنوبی در منطقه ی دریایی و 262.14 میلیون مترمکعب در روز از میادین مستقل گازی خشکی بوده است. تولید گاز غنی مستقل، بیش از 71 درصد تولید گاز غنی را شامل می شود. جدول زیر تولید گاز غنی میادین مستقل گازی در سال 1387 را نشان می دهد. کل تولید گاز غنی در سال 1387 اعم از همراه، کلاهک و میادین مستقل گازی 551.89 میلیون مترمکعب در روز بوده است.نام میدانمیزان تولید (میلیون متر مکعب در روز)شرکت نفت مناطق مرکزیخانگیران43.59آغاز و دالان36.7نارو کنگان94.52قشم و سرخون14.57تابناک39.35هما، شانول، وراوی32.54سراجه0.15تنگ بیجار0.74جمع262.14شرکت نفت و گاز پارسفاز 116.6فاز 2و 354.86فاز 4و556.02فاز 6و7و816.82جمع144.30جمع میادین مستقل406.44گازهای گنبدی- سازند گازی (مناطق نفت خیز جنوب)6.5شرکت نفت فلات قاره2.04جمع کل تولید گاز غنی (سازندی، گنبدی، مستقل)414.98 تولید گاز غنی میادین مستقل گازی در سال 1387 (برگرفته از سلطانی فر، 1389: 111)وضعیت رقبای اصلی ایران در حوزه ی گازهر چند که زمزمه ها و زمینه های همکاری بسیاری بین کشورهای دارای منابع گازی یعنی روسیه، ایران و قطر و سایر کشورهای دارنده ی منابع گازی وجود دارد ولی نباید از قدرت این کشورها در به دست گرفتن سیاست های کلی بازار گاز غافل شد به ویژه اینکه روسیه و قطر با سیاست های دقیق، در پی کنترل نبض بازار گاز جهان می باشند که لزوم توجه دقیق تر و عمیق تر سیاست گذاران حوزه های نفت و گاز کشور را می طلبد. کشورهایی چون روسیه و قطر، به عنوان دارندگان ذخائر عمده ی گاز طبیعی جهان، پایه ی اقتصاد خویش را به سمت گاز طبیعی تغییر جهت داده و با صادرات آن توانسته اند نقش عمده ای در بازار جهان ایفا کنند.ضمن آنکه به کمک آن، بحران های مختلفی را پشت سر گذارده اند. روسیه، از گاز به عنوان ابزار بازسازی اقتصاد رو به افول پس از سقوط شوروی استفاده نمود و توانست به کمک این ماده، اقتصاد خود را نجات دهد؛ به گونه ای که با بسط و توسعه ی صنعت گاز، خونی تازه در رگ های اقتصاد فرسوده ی این کشور جاری شد؛ همچنین با بهره گیری از صادرات آن، اقتدار روسیه را به عنوان کشوری تأثیرگذار در اروپا بازسازی نمود. قطر نیز با بهره گیری از این موقعیت، توانست خود را در منطقه ی خلیج فارس به عنوان قطب عمده ی اقتصادی مطرح نماید و با بهره گیری از درآمدهای حاصل از آن، به عنوان یکی از وزنه های گاز معرفی شد که با بسط و توسعه ی صنعت گاز خویش توانست جایگاه پنجم را در بازار گاز کسب کند.(ترکان، 1389: 67)در سال 2008م. بنا به گزارش «بی.پی»، سهم روسیه از صادرات گاز جهان 18.97 درصد، سهم قطر 6.98 درصد و ایران حدود 0.71 درصد بوده است که نشان از اختلاف فاحش ایران با 2 کشور دیگر دارد که البته یکی از دلایل کمبود صادرات ایران، مصرف بیش از حد منابع گازی در ایران است که نیازمند اصلاحات جدّی در حوزه ی فرهنگ مصرف و زیرساخت های فناوری است.چالش های اساسی ایران در حوزه ی صنعت گازجمهوری اسلامی ایران در صنعت گاز خود با چالش های اساسی مواجه است که توجه نکردن به برخی از آن ها می تواند در آینده ی نه چندان دور، این صنعت راهبردی را نه تنها با مشکل بلکه با بحران مواجه سازد. برخی از این چالش ها در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد.چالش اول: لزوم تزریق گاز به میادین نفتییکی از نکاتی که همواره مورد دغدغه ی کارشناسان حوزه های نفت و گاز بوده است، تزریق دوباره ی گاز به میادین و حوزه های نفتی به عنوان افزایش بازیابی نفت از یک سو و حفظ منابع گازی برای آینده است که می بایست مورد بررسی قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از مرز آبی گسترده و دسترسی به آب های بین المللی، قابلیت صادرات فراوان منابع گازی با هزینه ی بسیار مناسب را دارد از سوی دیگر موقعیت خاص جغرافیایی ایران که به نوعی حلقه ی واسط بازارهای تولید و مصرف است آن را به کشوری تأثیرگذار تبدیل کرده است ولی متأسفانه شدت انرژی بالا (حدود 1.7) در ایران و مصرف رو به فزاینده ی گاز طبیعی در داخل کشور – که البته پس از هدفمندی یارانه ها اندکی اصلاح شده است- به عنوان یک نقطه ضعف جدّی برای صنعت گاز کشور محسوب می شود.عدم توجه جدّی مسئولین به صنعت گاز و فقدان یک برنامه ی استراتژیک و جامع برای توسعه ی این صنعت فوق استراتژیک نیز بیانگر مشکلات جدّی در چند سال آینده برای این صنعت در کشور است. در حالی که پیدایش بازارهای مصرف جدید و نیاز روز افزون جامعه ی جهانی به انرژی می تواند فرصتی جدّی برای سرمایه گذاری و توسعه ی این صنعت باشد که نیازمند بازشناسی دقیق منابع، وضعیت انرژی جهان، رایزنی های مناسب و برخورداری از دیپلماسی انرژی قدرتمند است. (ترکان، 1389: 114- 116)جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از مرز آبی گسترده و دسترسی به آب های بین المللی، قابلیت صادرات فراوان منابع گازی با هزینه ی بسیار مناسب را دارد از سوی دیگر موقعیت خاص جغرافیایی ایران که به نوعی حلقه ی واسط بازارهای تولید و مصرف است آن را به کشوری تأثیرگذار تبدیل کرده است.چالش دوم: لزوم توجه به میدان های مشترک گازی کشوربا توجه به اینکه برخی از میدان های گازی کشور، با سایر کشورها مشترک می باشد، می بایست استخراج از این میادین در اولویت اصلی مسئولین قرار گرفته و از به یغما رفتن ثروت ملی جلوگیری شود. در ادامه به طور خلاصه به وضعیت میادین مشترک کشور اشاره می شود.میدان های مشترک گازمیلیارد متر مکعبپارس جنوبیقطر13130سلمانعربستان183٫5مبارکشارجه14٫6هنگامعمان22٫4بی فارسعربستان249٫2گنبدلیترکمنستان13٫25میدان های مشترک گازی کشور ایران[3](سال 1385)- میدان گازی مشترک با قطر- پارس جنوبی؛میدان گازی پارس جنوبی در حال حاضر بزرگ ترین و حساس ترین میدان مشترک ایران به حساب می آید که رقیب قطری با سرعت زائدالوصفی مشغول سرمایه گذاری و توسعه ی زیرساخت های خود در آن است. این میدان یکی از بزرگ ترین میدان های گازی مستقل دنیا با 1800 تریلیون فوت مکعب گاز است که در 1971م. کشف شد. مساحت این میدان 9700 کیلومتر مربع است که 3700 کیلومتر مربع آن در آب های ایران و 6000 کیلومتر مربع آن در آب های سرزمینی قطر قرار دارد. ذخیره ی بخش ایرانی میدان 500 تریلیون فوت مکعب گاز در جا و 360 تریلیون فوت مکعب گاز قابل برداشت است که حدود یک سوم (36 درصد) ذخایر گازی ایران و 5.5درصد از ذخایر گازی جهان است. ذخیره ی بخش قطری میدان 1300 تریلیون فوت مکعب گاز در جا و 910 تریلیون فوت مکعب گاز قابل برداشت است که معادل 9.99 درصد ذخایر گازی قطر و 14 درصد ذخایر گازی جهان است.برداشت قطر از میدان شمالی با فاز 1 در سال 1989م. (800mmcf/d) شروع شد که جهت تقاضاهای محلی و تزریق به میدان نفتی دخان مصرف می شد و اکنون چشم انداز قطر تولید بیش از حد از این میدان است. در سال 2006م. قطر از اندونزی در صادرات نفت به پشتوانه ی گنبد شمال ...

ادامه مطلب  

پیشنهادهای شورای آتلانتیک به ترامپ برای مقابله با ایران + عکس و فیلم  

درخواست حذف این مطلب
سرویس جنگ نرم مشرق - دونالد ترامپ روز جمعه (۲۱ مهر ۹۶) بالأخره بعد از ماه ها «بررسی سیاست هایش مقابل ایران» استراتژی جدید دولت آمریکا در قبال تهران را با جهان در میان گذاشت. البته این بررسی ها صرفاً منحصر به کاخ سفید نبوده و نیست، بلکه اندیشکده های آمریکایی نیز چه طی این چند ماه بررسی تا پیش از اعلام رسمی استراتژی جدید ترامپ، و چه طی این چند روزی که از سخنرانی روز جمعه وی می گذرد، به کمک واشینگتن شتافته اند تا زمینه های مختلفی را شناسایی و معرفی کنند که دولت جمهوری خواه آمریکا می تواند در آن ها با ایران مقابله کند.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4سخنرانی کامل روز جمعه ترامپ و معرفی استراتژی جدید دولت وی علیه ایرانیکی از تأثیرگذارترین اندیشکده های آمریکایی که طی چند ماه گذشته و به خصوص در ماه سپتامبر و در آستانه اعلام رسمی استراتژی ضدایرانی ترامپ، روی این موضوع تمرکز ویژه ای داشته، اندیشکده «شورای آتلانتیک» است. این اندیشکده در کنار برگزاری نشستی سطح بالا میان سفرای سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان و همین طور سفیر اتحادیه اروپا در آمریکا برای بررسی موضع اروپایی ها در قبال خروج احتمالی واشینگتن از توافق هسته ای با ایران (گزارش مشرق را از این جا بخوانید)، تا کنون گزارش های متعددی را با محوریت «مقابله با نفوذ منطقه ای و نقش بین المللی ایران» نوشته و در آن ها پیشنهاداتی را برای گنجاندن در استراتژی جدید آمریکا علیه تهران مطرح کرده است (گزارش مشرق را از این جا بخوانید).یکی از آخرین گزارش های شورای آتلانتیک در همین موضوع، روز چهارشنبه ۱۰ اکتبر و به فاصله تنها دو روز از سخنرانی ضدایرانی ترامپ منتشر شد و تحت عنوان «گزینه های استراتژی آمریکا برای [مقابله با] چالش منطقه ای ایران[۱]» و در قالب پروژه «پس راندن: افشا و مقابله با [اقدامات و نفوذ] ایران» (pushback: exposing and countering iran) در این اندیشکده به قلم «کنث پولاک» کارشناس اندیشکده «مؤسسه امریکن اینترپرایز» و «بلال صعب» مدیر برنامه دفاع و امنیت اندیشکده «مؤسسه خاورمیانه» به بررسی استراتژی های احتمالی آمریکا مقابل ایران پرداخت.برای خواندن متن کامل گزارش شورای آتلانتیک روی تصویر بالا یا همین نوشته کلیک کنیدآن چه در ادامه این گزارش می خوانید گزیده ای از مهم ترین نکات گزارش شورای آتلانتیک است. لازم به ذکر است که مشرق صرفاً جهت اطلاع نخبگان و تصمیم گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه های اندیشکده های غربی این گزارش را منتشر می کند و دیدگاه ها، ادعاها و القائات این گزارش لزوماً مورد تأیید مشرق نیست.استراتژی های پنج گانه برای مقابله دولت ترامپ با ایرانشورای آتلانتیک در گزارش خود ابتدا ادعاهای رایج غربی علیه ایران را تکرار می کند و مشکلات غرب آسیا (خاورمیانه) را به گردن تهران می اندازد و سپس توضیح می دهد که بدون شک ترامپ نسبت به اوباما سیاست خصمانه تری در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد. این گزارش پس از اشاره به «تهدیدات ایران» از نظر آمریکا و کشورهای منطقه غرب آسیا (خاورمیانه)، به موضوع اصلی یعنی گزینه های پیش روی آمریکا برای تدوین استراتژی جدید ضدایرانی خود می پردازد.نویسندگان گزارش شورای آتلانتیک، پنج گزینه را همراه با ملزومات، نقاط قوت و نقاط ضعف آن ها مقابل دولت ترامپ ترسیم می کنند که به ترتیب ریسک و نتیجه، یا به عبارت دیگر، هزینه و فایده به شرح زیر هستند:۱- مهار حداقلی (minimalist containment):این گزینه عملاً «وضعیت موجود»، یعنی حداقلی ترین نوع سیاست آمریکا مقابل ایران از انقلاب سال ۱۹۷۹ در این کشور تا کنون و همان رویکرد دولت اوباما، به ویژه از زمان امضای برجام در سال ۲۰۱۵ به این طرف است. تعجبی ندارد که مهار حداقلی بدترین گزینه از نظر متحدان منطقه ای واشینگتن است، زیرا آن ها معتقدند این رویکرد مطلقاً در متقاعد کردن ایران به دست برداشتن از رفتارهای تهاجمی در غرب آسیا (خاورمیانه) شکست خورده است.به طور کلی، مهار حداقلی به معنای حفظ حجم کنونی حضور نظامی آمریکا در منطقه برای جلوگیری از نفوذ آشکار از سوی ایران، محدود کردن تحریم های ضدایرانی به میزان حداقلی برای جلوگیری از درگیری بر سر برجام، ارائه صرفاً پشتیبانی نظامی لازم برای شکست دادن داعش در سوریه و عراق، و کمک حداقلی به عربستان مقابل یمن. این گزینه به معنای فرو رفتن در موضعی انفعالی مقابل بسیاری از اقدامات ایران در منطقه، از جمله تحرکات خطرناک نیروی دریایی این کشور در خلیج فارس است.رویکرد مهار حداقلی هم چنین لزوماً به معنای تشویق شرکای منطقه ای آمریکا به انجام اقدامات بیش تر برای حل و فصل مشکلات خودشان با ایران و تمایل به تحمل عواقب اقدامات آن هاست. در صورت اتخاذ این رویکرد، توصیه مشهور اوباما به شرکای عربی آمریکا در حوزه خلیج [فارس] مبنی بر این که راه حل مؤثر و بلندمدت برای مقابله با اقدامات بی ثبات کننده ایران، انجام اصلاحات داخلی جدی [در کشورهای عربی] است، هم چنان پابرجا باقی خواهد ماند. به طور خلاصه، مهار حداقلی عملاً بیش ترین بار یا مسئولیت وادار کردن ایران به توقف دخالت هایش در امور داخلی کشورهای منطقه را بر دوش آن دسته از کشورهایی در منطقه می گذارد که احساس می کنند بیش ترین تهدید از جانب ایران متوجه آن هاست.نقاط قوت:هم خوانی با هدف استراتژیک آمریکا مبنی بر کاهش دخالت نظامی در غرب آسیا (خاورمیانه)، به حداقل رساندن تخصیص منابع به سیاست خاورمیانه ای، و آزادسازی منابع برای رسیدگی به سایر مناطق جهان در صورتی که واشینگتن احساس کند این مناطق بیش تر تحت تهدید هستندهم خوانی با تلاش های آمریکا در جهت تشویق بیش تر متحدان منطقه ای خود به پذیرش مسئولیت های امنیتی بیش تر و ایجاد ثبات در منطقه.تصریح شرایط افزایش دخالت نظامی و امنیتی آمریکا علیه ایران برای شرکای منطقه ای.عدم ورود به درگیری های فرقه ای و کاهش ریسک گرفتار شدن آمریکا در یک جنگ داخلی دیگر در غرب آسیا (خاورمیانه).نقاط ضعف:تشدید معضل موجود، یعنی چالش روبه رشد منطقه ای و گسترش و تعمیق نفوذ تهران در غرب آسیا (خاورمیانه) در صورت دست روی دست گذاشتن آمریکا.ریسک بالای بی تأثیر بودن اقدامات متحدان منطقه ای آمریکا یا حتی تأثیر منفی آن ها بر ثبات منطقه در صورت دست برداشتن واشینگتن از مقابله با ایران و سپردن این کار به شرکای منطقه ای، مانند دخالت سعودی در یمن که نتیجه روی آوردن اوباما به استراتژی مهار حداقلی بود.تأثیر منفی بر روند کاهش تنش های سیاسی میان آمریکا و شرکای کلیدی اش و کاهش احتمال مقابله این شرکا با القاعده و داعش و بلکه افزایش تمایل آن ها به همکاری بیش تر با روسیه و چین در صورت ادامه انفعال آمریکا در مقابله با فعالیت های روبه رشد ایران.مرورگر شما از ویدئو پشتیبانی نمی کند.فایل آن را از اینجا دانلود کنید: video/mp4توضیحات صدای آمریکا درباره سیاست مهار آمریکا علیه ایران (زبان فارسی)۲- مهار تقویت شده (enhanced containment): چنان که از نام این استراتژی نیز برمی آید، این گزینه به معنای اتخاذ رویکردی قوی تر از مهار حداقلی است، اما هم چنان بر جلوگیری از حمله متعارف نظامی توسط ایران علیه شرکای منطقه ای آمریکا تمرکز دارد و مهار یا مقابله با نفوذ منطقه ای ایران را به عهده متحدان واشینگتن می گذارد. با این وجود، تفاوت این استراتژی با گزینه قبلی در این است که در قالب این گزینه، آمریکا تلاش جدی تری را برای کمک به شرکای خود در مقابله شان با ایران خواهد کرد، نه تنها با فروش بیش تر سلاح، بلکه هم چنین با افزایش چشم گیر روابط امنیتی و سازوکارهای مشورتی در سطح تاکتیکی، عملیاتی و، در حالت ایده آل، استراتژیک.این گزینه شامل اقدام آمریکا در زمینه های زیر می شود:○ برگزاری تمرین های دوره ای نظامی (هوایی، زمینی و دریایی) با شرکای منطقه ای که مستقیماً روی مقابله عملی و آموزش مقابله با جنگ ترکیبی ایران تمرکز دارند.○ اشتراک سریع تر و مؤثرتر اطلاعات درباره ایران با شرکای منطقه ای.○ بهبود همکاری ها در زمینه امنیت سایبری و کمک به شرکای منطقه ای با هدف ایجاد صلاحیت و ظرفیت منطقه ای در حوزه سایبری.○ مشاوره به شرکای منطقه ای در زمینه چگونگی ایجاد درک مشترک و مؤثر درباره اهداف عملیاتی.○ اشتراک مؤثرترین روش ها در زمینه برقراری روابط نظامی مدنی-نظامی و برنامه ریزی و سازمان دهی دفاعی با شرکای منطقه ای.○ ارائه آموزش و برگزاری سمینار برای مقامات نظامی شرکای منطقه ای با هدف کمک به ایجاد یک جامعه بزرگ تر از متفکران استراتژیک با تخصص در زمینه عملیات های ویژه و اقدام ضدشورش، و تقویت فرهنگ مسئولیت پذیری و رویکرد «تیم قرمز[۲]» (یا نگاه به یک مشکل از دیدگاه دشمن).○ پیاده کردن بسیاری از این فعالیت ها که طی نشست های قبلی میان آمریکا و کشورهای شورای همکاری خلیج [فارس] در کمپ دیوید و ریاض مورد بحث و توافق قرار گرفته اند.نقاط قوت:باز شدن فصلی جدید در روابط سیاسی و امنیتی و کمک به ایجاد اشتیاق بیشتر در برخی شرکای منطقه ای برای انجام برخی اقدامات درخواستی واشینگتن از آن ها که تا پیش از این همیشه با مقاومت این کشورها مواجه شده است، از جمله افزایش اصلاحات داخلی؛ همکاری بهتر علیه تروریسم؛ کمک به حل وفصل بحران پناهندگان سوری؛ و ایفای نقشی فعال تر در مناقشه اسرائیل و فلسطین.ریسک پایین کشیده شدن آمریکا به درگیری های فرقه ای و درگیری های منطقه ای بر سر قدرت و زمینه سازی برای کمک واشینگتن به شرکایش با هدف رفع نگرانی های امنیتی به دست خودشان و تبدیل شدن آن ها به بازیگران مسئولیت پذیر در منطقه.بهبود نسبی اعتبار و وجهه آمریکا در میان سایر شرکای جهانی به عنوان متحدی جدی و حساس نسبت به نگرانی های امنیتی دوستانش، حتی در صورت عدم موافقت صددرصدی با آن ها.وادار شدن ایران به کاهش اقدامات بی ثبات کننده اش به دلیل افزایش هزینه پی گیری این اقدامات.نقاط ضعف:احتمال نگاه شرکای منطقه ای آمریکا به استراتژی مهار تقویت شده به عنوان «هیچ + کمی» در سایه نگاه کنونی آن ها به استراتژی مهار حداقلی به عنوان «هیچ»، و تکرار ریسک خطرناک توسل شرکای منطقه ای واشینگتن به روش سنتی و بیش از حد خصمانه خود برای حل وفصل مشکل بر اساس این تصور که خودشان باید با تهدیدات ایران مقابله کنند، و نهایتاً شکست اقدامات آن ها به دلیل عدم برخورداری از توانایی و ظرفیت کافی و تحمیل عواقب ناگوار این اقدامات به خودشان و آمریکا.احتمال ناکافی بودن کمک های محدود آمریکا برای ایجاد برتری شرکای منطقه ای نسبت به ایران با توجه به برتری چشم گیر کنونی ایران در حوزه جنگ نامتقارن، و حتی احتمال نتیجه عکس دادن این اقدامات و تشویق شدن ایران به تشدید درگیری ها و اقدامات خود با استفاده از (یا برای حفظ) همین برتری.احتمال این که ایران و روسیه، صرف نظر از اصرار واشینگتن بر ایفای نقش صرفاً حمایتی، آمریکا را عامل اصلی تحولات جدید منطقه ای بدانند، در نتیجه اقدامات خود و متحدانشان علیه منافع منطقه ای آمریکا را تشدید کنند.فرصت سوزی به معنای تخصیص منابع و مدیریت سیاسی هنگفت برای بهبود روابط امنیتی با شرکای منطقه ای به قیمت محروم شدن احتمالی اهداف دیگر و احتمالاً اضطراری تر یا مهم تر آمریکا از این منابع.تقویت احتمالی تصور (نادرست) شرکای منطقه ای آمریکا مبنی بر خنثی شدن تهدید ایران تنها در صورت افزایش اقدامات کاخ سفید و بنابراین افتادن دوباره مسئولیت مقابله با تهران به دوش واشینگتن.به اعتقاد شورای آتلانتیک، تقویت همکاری ها با دشمنان منطقه ای ایران، باید یکی از عناصر مهم استراتژی ضدایرانی ترامپ باشد۳- هزینه سازی (sandbagging):این گزینه برای تقویت مقابله با ایران (هرچند در ابعاد کوچک) از طریق جلوگیری از دست یابی این کشور به پیروزی های بزرگ و به دردسر انداختن تهران با نبردهای فرسایشی در سراسر منطقه طراحی شده است و هدف از آن تضعیف تدریجی اراده، قدرت اقتصادی و کنترل سیاسی ایران است. این استراتژی می تواند در قالب افزایش حمایت آمریکا از معارضان در سوریه و دولت های عراق، یمن، ترکیه و حتی بحرین ظهور پیدا کند. هزینه سازی احتمالاً مستلزم جنگ سایبری سطح پایین اما مداوم با ایران است و مطمئناً اِعمال تحریم های بیش تر علیه ایران با هدف کاهش درآمدهای این کشور را نیز شامل خواهد شد.هدف اصلی این استراتژی، تحمیل هزینه به ایران از تمام روش های ممکن با این انگیزه است که نهایتاً تهران، مانند اتحاد جماهیر شوروی، به علت عدم برخورداری از منابع کافی برای عمل به تعهدات خارجی خود، مجبور شود این تعهدات را کاهش دهد یا حتی رها کند. بهترین راه برای تقویت این استراتژی، اجرای یک کمپین بی امان و خلاقانه با هدف یافتن راه های جدید برای تحمیل هزینه های سیاسی، اقتصادی و نظامی بیش تر به تهران است.نقاط قوت:هزینه بسیار کم تر نسبت به استراتژی های «پس راندن» و «تغییر رژیم»، با وجود نیاز بیش تر به تخصیص منابع نسبت به استراتژی های مهار حداقلی و مهار تقویت شده.احتمال موفقیت در بلندمدت به دلیل تأثیر پیشاپیش قیمت پایین نفت بر بودجه ایران و شانس منتهی شدن کمپین های طولانی مدت جنگ های فرسایشی به نتایج واقعی، مانند کمک آمریکا به مجاهدین در افغانستان علیه شوروی در دهه ۱۹۸۰.نیاز به افزایش تعهد آمریکا به مقابله با ایران (نسبت به دولت اوباما و یا حتی جورج بوش پسر) و در نتیجه جلب نظر شرکای منطقه ای کاخ سفید تا جایی که چه بسا برای متقاعد کردن آن ها به خودداری از انجام اقدامات عجولانه و به جای آن، دنباله روی از واشینگتن کافی باشد.ظرفیت بالقوه بیش تر واشینگتن نسبت به تهران برای ادامه جنگ فرسایشی، به دلیل ثروت به مراتب بیش تر آمریکا نسبت به تهران، البته در صورتی که آمریکا پیشاپیش، زمان و هزینه ای را بررسی کند که حاضر است در این مسیر بپردازد.نقاط ضعف:لزوم تخصیص منابع بیش تر به جنگی که احتمالاً طولانی مدت خواهد بود و چه بسا مردم آمریکا زودتر از مقامات ایران از آن خسته شوند.احتمال جبران هزینه ها از سوی ایران به کمک ایدئولوژی و غیرت، و در نتیجه طولانی تر شدن مقاومت ایران از آن چه آمریکا انتظار دارد، که در بدترین سناریو ممکن است کفه ترازوی هزینه و فایده را به سود ایران سنگین کند.احتمال قریب به یقین واکنش غیرمتعارف ایران به استراتژی تقابلی هزینه سازی و باز بودن دست تهران برای ضربه زدن به منافع آمریکا در جاهایی که واشینگتن در آن ها دچار ضعف است، که در این صورت آمریکا برای ادامه این اس ...

ادامه مطلب  

بازی امریکا با برجام به متن رسید  

درخواست حذف این مطلب
وزارت خارجه ایران در مقابل تحریم های یک طرفه اخیر امریکا 15 شرکت امریکایی ناقض حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین المللی را از تاریخ اول فروردین در فهرست تحریم جمهوری اسلامی ایران قرار داد و اعلام کرد تحریم های اخیر امریکا مغایر با متن و روح برجام است. هنوز معلوم نیست که شرکت های امریکایی تحریم شده از سوی وزارت خارجه ایران چه زیانی از این تحریم ها می بینند اما به نظر می رسد وزارت خارجه دیگر مایل نیست به عبارت «مغایر با روح برجام» اکتفا کند و این بار از عبارت «مغایر با متن و روح برجام» استفاده کرده است هرچند این اقدام ها و عبارت ها چه با متن ...

ادامه مطلب  

فتنه و تحریم دو لبه الگوی مقراضی مهار  

درخواست حذف این مطلب
درست در شرایطی که ناکارامدی سیاست های غرب آشکار گردیده بود، فتنه سال 88 با ایجاد یک انقلاب رنگی منجر به کاهش اقتدار نظام گردید. تحریم های اقتصادی نیز اساساً پس از فتنه و در راستای ایجاد فشار بیشتر به کشور و احیای جریان فتنه در دستور کار قرار گرفت.به گزارش پایداری ملی، انقلاب اسلامی به مثابه یک گفتمان، در طول سه دهه تجربه خود صورت بندی جدیدی را تعریف کرده و با پایبندی به آن مسیر 30 ساله را پیموده است. این گفتمان بر مبنای جهان نگری اسلامی و براساس عناصر ایجابی و سلبی خود دارای دگر می باشد که این دگر، نظام سلطه غرب با محوریت آمریکا و صهیونیسم جهانی است. رهبر معظم انقلاب این مسئله را به خوبی تبیین کرده اند. «مسئله این است که جمهوری اسلامی یک «نفی» با خود دارد و یک «اثبات». نفی استثمار، نفی سلطه پذیری، نفی تحقیر ملت به وسیله ی قدرتهای سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلط دنیا درکشور، نفی سکولاریزم اخلاقی؛ اباحی گری. این ها را جمهوری اسلامی قاطع نفی می کند. یک چیزهایی را هم اثبات می کند: اثبات هویت ملی، هویت ایرانی، اثبات ارزشهای اسلامی، دفاع از مظلومان جهان، تلاش برای دست پیدا کردن به قله های دانش؛ نه فقط دنباله روی درمسئله دانش، و فتح قله های دانش؛ این ها جزو چیزهایی است که جمهوری اسلامی بر آنها پافشاری می کند. این نفی و این اثبات؛ این ها دلیل دشمنی آمریکا و دشمنی شبکه ی صهیونیستی دنیاست.» (بیانات در دانشگاه علم و صنعت، 24/9/1387). انقلاب اسلامی از آغاز با تاکید بر روابط ناعادلانه بین المللی و نوید یک طرح جدید مطابق فطرت برای زندگی و اداره حیات اجتماعی انسانها با این جبهه معارض جهانی روبرو بوده است. بنابراین از همان ابتدا، دو رویکرد از سوی غرب و در رأس آن ایالات متحده آمریکا برای واپایش، مهار و نهایتاً براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. رویکرد نخست مبتنی بر بکارگیری قدرت سخت بود و در اشکال اعمال تحریم اقتصادی و بعدها با تحمیل جنگ عراق علیه ایران پیگیری شد. رویکرد دوم که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به خصوص پس از 11 سپتامبر 2001 با جدیت بیشتری دنبال شد، به استفاده از قدرت نرم و توسل به شیوه های" براندازی نرم" باز می گردد. لذا در این مقاله تلاش می گردد تا ابعاد و روند واپایش سیاسی اقتصادی جمهوری اسلامی توسط نظام سلطه مورد بررسی قرار گیرد. این امر از آن جهت اهمیت دارد که به نظر می رسد، فتنه 88 به لحاظ دامنه عملیاتی، جامعه مخاطب، گستردگی، و سطح هماهنگی واجد ابعادی عمیق بوده است که نشانگر ارتقای تفکر راهبردی نظام سلطه در برخورد با نظام جمهوری اسلامی دارد.سطوح گوناگون طراحی فتنه که در آن ساختار رسمی و دیپلماتیک غرب در کنار نظام رسانه ای و شبکه های اجتماعی فعالیت نمودند و در این میان از میان نخبگان سیاسی و نیروهای انقلابی یارکشی شده و از ظرفیت سرویس های اطلاعاتی و گروههای تروریستی برای پروژه موسوم به کشته سازی نیز استفاده گردید، با اعتراضات خیابانی، همگی نشانگر یک سناریوی کلان و پیچیده برای به چالش کشیدن مشروعیت نظام دارد. درست به همین جهت اهمیت و عظمت صبر و بصیرت ملی و رهبری خردمند نظام که در 9 دی ماه تجلی یافت، آشکار می گردد. اما علیرغم نمایش اقتدار ملی در این روز و برگزاری شکوهمند انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که مهر تائیدی بر امانت داری نظام و دروغ پردازی ها درباره تقلب بود، بایستی همچنان نسبت به طراحی های نظام سلطه هوشیار بود. در واقع امروز گذاری از تهدیدات سخت به تهدیدات نرم را شاهد هستیم، که می تواند مستمراً در برخورد با ایران مورد استفاده قرار گیرد. و مادامی که جمهوری اسلامی بر آرمان ها و اهداف خود پافشاری داشته باشد، همواره باید مراقب سناریوهای براندازی باشد. چرا که تعریف امنیت ملی جمهوری اسلامی، مبتنی بر باورهای هستی شناختی مردم قرار دارد، بنابراین جمهوری اسلامی درست در مواضع اقتدار آمیز خود، در برابر حملاتی که باورها و اعتقادات مردم را هدف می گیرد، آسیب پذیر خواهد بود.در این مقاله تلاش می گردد در عین بررسی آثار و نتایج عملکردی فتنه بر سیاست خارجی کشور به این پرسش پرداخته شود که؛ نظام سلطه چگونه از موضوع فتنه برای واپایش جمهوری اسلامی بهره گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش و بر اساس مقدمه پیشین دو مفروض حائز اهمیت است: اولاً اینکه؛ وقایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تلاشی از سوی نظام سلطه برای واپایش، بازدارندگی و تغیر رفتار جمهوری اسلامی بوده است.ثانیاً؛ سیاست های خصمانه امریکا علیه منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی تداوم داشته و همچنان نظام سلطه به دنبال بحران سازی و فتنه انگیزی در برابر انقلاب اسلامی است. بر همین اساس تلاش می گردد تا ضمن تشریح ابعاد فتنه 88 در واپایش جمهوری اسلامی توسط نظام سلطه و اثرات آن بر حوزه سیاست خارجی، الگویی از واپایش سیاسی-اقتصادی جمهوری اسلامی با محوریت موضوعی تحریم و فتنه ارائه گردد.1. نظام سلطه و مهار جمهوری اسلامیایالات متحده امریکا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران برای مقابله با اندیشه سیاسی انقلاب و تحول در نظم منطقه ای خاورمیانه و گسترش هژمونی لیبرالی غرب وارد عمل گردید. هرچند امریکایی ها از الگوهای گوناگونی برای محدود کردن اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بهره گرفته اند، اما واقعیت آنست که فشارها بر ایران به شکل تصادی افزایش یافته است. کنت پولاک در زمینه پارادایم اصلی حاکم بر سیاست امریکا در قبال ایران اینچنین توضیح می دهد طی سی سال گذشته سیاست غالب نسبت به ایران مهار بوده است و اگر در مواردی تعامل یا برعکس درگیری نظامی وجود داشته است صرفاً یک استثنا به حساب می آید. مثال ریگان لبنان و مک فارلین اما اکنون با آشکار شدن تأسیسات هسته ای ایران در سال 2002 امریکا نگران این شد که پیشرفت هسته ی ایران و در نهایت منجر به شکست سیاست مهار و حتی به درگیری انجامد.این امر بیان گر استراتژی جنگ علیه ایران می باشد[1] این استراتژی از نمادهای سیاسی، اقتصادی، نظامی، عملیات پنهان، جنگ تبلیغاتی وحقوقی برخوردار بوده است. البته گروه ها و جناح های مختلفی در روند برنامه ریزی استراتژیک امریکا نقش داشته اند. هر یک از این مجموعه ها بر اجرای رویکردهای خاصی تاکید دارند. بنابراین، در میان نخبگان امریکایی، جلوه هایی از اختلاف نظر درارتباط با الگوهای رفتاری آن کشور در برخورد با جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده است. هر گروه بر استراتژی و رویکرد خاصی تاکید داشته است و آن را مؤثرترین راه برای تأمین حداکثر منافع ملی امریکا تلقی می کند (متقی، 1388)الف) برخورد سخت و مهار نظامیاولین تحریم های ایران به دلیل ماجرای لانه جاسوسی آمریکا در ایران تصویب گردید. این تحریم قرارداد فروش صدها میلیون دلار تجهیزات نظامی را که در زمان محمدرضا پهلوی به امضا رسیده بود، لغو و فروش تجهیزات نظامی به ج.ا.ا را غیر قانونی نمود، 12 میلیارد دلار دارایی های دولت ایران در آمریکا را مصادره نمود و کلیه مبادلات تجاری بین ایران و آمریکا را ممنوع کرد. همچنین دولت ایالات متحده کلیه مناسبات دیپلماتیک خود با ایران را قطع نمود. متعاقباً چندین کشور دیگر، از جمله اتحادیه اروپا و ژاپن به آمریکا پیوستند و فروش تجهیزات نظامی و اعطای وام به جمهوری اسلامی را ممنوع کردند و خرید نفت از ایران را متوقف ساختند. با وجودی که این تحریم ها پس از آزاد سازی گروگان های آمریکایی در 30 دی 1359، به ظاهر لغو و دولت های اروپایی از ادامه تحریم ایران دست کشیدند، اما ایالات متحده برخلاف تعهدات خود در بیانیه های الجزایر، مبنی بر لغو تحریم و مداخله نکردن در امور داخلی ایران، با مسدود کردن گسترده دارایی های ایران به بهانه مطالبات شرکت های آمریکایی و امتناع از تحویل تجهیزات نظامی خریداری شده ایران، هم چنان به اعمال تحریم ها علیه جمهوری اسلامی در مقیاسی گسترده تر ادامه داد. اما اقدام امریکا در جهت حمایت از گروههای تجزیه طلب و عوامل کودتا و نیز تشویق عراق برای حمله نظامی به ایران از جایگاه مؤثری در اعمال فشار به ایران برخوردار بود. در طول جنگ، دولت ریگان حرکت بین المللی گسترده ای را برای جلوگیری از فروش تجهیزات نظامی به ایران سازمان داد تا مانع از پیروزی ایران در جنگ علیه عراق گردد. به هر روی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که بزرگترین واکنش ایالات متحده در قبال انقلاب اسلای ایران بود، علی رغم حمایت های بی شائبه غرب و در صدر آن آمریکا از رژیم بعثی عراق، در اهداف از پیش تعیین شده ی خود ناکام ماند. در این شرایط حضور آمریکا در خلیج فارس و تقابل مستقیم با جمهوری اسلامی نیز اوج سیاست های تقابل با ایران را آشکار ساخت. لذا با پایان جنگ ایران و عراق، امریکا و متحدین غربی آن کشور پذیرش قطعنامه را نوعی پیروزی برای خود و نشان دهنده کارآمدی سیاست های ضد ایرانی خود محسوب می کردند، چرا که امریکایی ها توانسته بودند با ایجاد ائتلاف ضد ایرانی در خیلج فارس، ایران را در انجام روندهای جدید رفتار منطقه ای متقاعد نمایند. اما واقعیت این بود که طی هشت سال جنگ تحمیلی به ملت ایران، ناکارآمدی راه کارهای نظامی در تقابل با انقلاب اسلامی آشکار گردیده بود. بنابراین با اتمام جنگ و عدم نتیجه گیری ایالات متحده از آن، سیاست های نوینی جهت تقابل با جمهوری اسلامی ایران طرح ریزی شد.بی تردید از دهه دوم انقلاب، با معطوف آمریکا به موضوعاتی مانند حمایت ایران از تروریسم، مخالفت ایران با روند صلح خاورمیانه، نقض حقوق بشر و تلاش برای دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی، به مرور طراحی راهبردهای امنیتی تقابل با جمهوری اسلامی به عنوان یک واقعیت موجود جهانی که البته نظم جهانی موجود را انکار می کند، در دستور کار مراکز مطالعات استراتژیک، وزارتخانه های خارجی و سازمان های اطلاعاتی غربی قرار گرفت. که همگی تغییر رفتار ایران و انزاوای بین المللی آن را دنبال می کردند.ب) مهار دوگانه و انزوای دیپلماتیکدر دوران بعد از جنگ ایران و عراق، سطح تضادهای ناشی از رفتار و ادراک ایدئولوژیک ایران نسبت به ایالات متحده تاحدی کاهش یافت. اما در شرایط جدید نیزالگوهای مربوط به تحریم علیه ایران تداوم پیدا کرد. علت این مساله را باید در بقا و تداوم آرمان های جمهوری اسلامی ایران دانست. متعاقب آن و پس از شکست عراق در جنگ 1991 (حمله آمریکا به عراق برای بیرون راندن آن از کویت)، به منظور جلوگیری از برتری یافتن ج.ا.ا بر عراق و برهم خوردن توازن قوا در منطقه، دولت آمریکا با تصویب قانون «منع گسترش تجهیزات نظامی ایران و عراق» در سال 1992 مجدداً اقدام به تنگ کردن حلقه تحریم اقتصادی ایران نمود.این آغاز سیاست جدیدی بود که آنتونی لیک و مارتین ایندایک در آغاز دوره ریاست جمهوری کلینتون و در 1993 ارائه گردید. آنان موفق گردیدند تا استراتژی جدید امریکا در برخورد با جمهوری اسلامی ایران را بر اساس مؤلفه های اعمال سیاست مهار تنظیم نمایند. هدف سیاست مهار دو جانبه که دور جدیدی از تحریم های گسترده علیه ایران را آغاز کرد، عمدتاً مهار اقتصادی و نظامی ج.ا.ا و جلوگیری از برتری یافتن آن بر منطقه بود؛ زیرا تحریم اقتصادی عراق و تضعیف روز افزون اقتصادی و نظامی آن توازن بین ایران وعراق را به نفع ایران بر هم زده بود.حدود دو سال بعد از اجرای این قانون، برداشت بیشتر هیأت حاکمه آمریکا این بود که سیاست مهار ایران آن چنان که در ابتدا انتظار می رفت کارساز نبوده، از طرف دیگر با روی کار آمدن دولت سازندگی در جمهوری اسلامی، آقای هاشمی رفسنجانی تلاش نموده بود تا شرایط لازم برای عادی سازی روابط با بازیگران منطقه ای و بازیگران بین المللی فراهم آورند. لذا در عرصه بین المللی ادغام مجدد ایران در نظام اقتصاد جهانی از رهگذر پذیرش رهنمون های صندوق بین المللی پول صورت گرفت (دهشیری، 1380: 383). لذا علیرغم تاکید بر سیاست مهار، مراودات اقتصادی ایران و آمریکا افزایش چشمگیری یافت به گونه ای که میزان واردات ایران از آمریکا تا سقف یک میلیارد دلار در سال افزایش یافته و آمریکا خریدار یک سوم نفت تولیدی ایران شد (mearsheimer & walt، 2008: 285). بر همین اساس ایران در اقدامی مبتنی بر بهبود روابط، شرکت نفتی امریکایی کنکو را به عنوان برنده مزایده میدان نفتی سیری اعلام نمود. بسیاری بر این باور بودند که ایران به عمد شرکت آمریکایی را بر رقیب فرانسوی ترجیح داده است که خود را آماده برقراری روابط سیاسی نشان دهد (سیک، 1377: 89). لذا در حالی که می رفت سیاست مهار در همین ابتدای کار به شکست بیانجامد و رویکرد مذاکره جایگزین شود، اسحاق رابین در تل آویو بر این ادعا بود که؛ عدم موفقیت سیاست مهار دوجانبه به دلیل عدم برخورداری این سیاست از ابزارهای تحریم های اقتصادی بوده است که می تواند در تکمیل سیاست مهار، ایران را متوقف کند. لذا «بیل کلینتون» رییس جمهوری وقت آمریکا در سال 1374 (مارس 1995 میلادی)، به دلیل آنچه که حمایت ج.ا.ا از تروریسم بین المللی و مخالفت با صلح خاورمیانه می نامید، هرگونه مشارکت شرکت های آمریکایی در توسعه صنعت نفت ایران را منع کرد و در مه 1996 کلیه مبادلات اقتصادی با ج.ا.ا را تحریم نمود. از سوی دیگر برنامه ای که رسماً در «لابی اسرائیل آیپک» تحت عنوان «برنامه عمل تحریم های همه جانبه ایالات متحده علیه ایران» ارائه شده بود را برای تصویب در کنگره به سناتور جمهوری خواه «آلفونی داماتو» ارسال می گردد، تحریم هایی که بعدها به تحریم های داماتو علیه ایران معروف شد. بنابراین سیاست مهار دوگانه ایندیاک با قانون داماتو تکمیل می شود و علاوه بر آن تحریم های دیگری نیز درباره سرمایه گذاری خارجی در جمهوری اسلامی ایران وضع شد.از همه تعجب آورتر اینکه علیرغم سیاست تنش زدایی ایران، خصمانه ترین موضع آمریکا در قبال ایران توسط وارن کریستوفر وزیر خارجه آمریکا در همین مقطع اتخاذ شد. کریستوفر که به میانه روی و دقت در کاربرد کلمات مشهور بود، در مورد ایران حدی را رعایت نمی کرد؛ او اولین بار از واژه یاغی برای ایران استفاده کرد (سیک، 1377: 90). در این هنگام طرح ادعاهایی نظیر تلاش جهت دستیابی به سلاح های کشتار جمعی، حمایت از تروریسم بین المللی، نقض حقوق بشر و مخالفت با روند صلح خاورمیانه، جهت مهار و سد نفوذ انقلاب های اسلامی و منزوی کردن ایران در عرصه ی بین المللی و منطقه ای تدوین شد. در واقع روند مخاصمات ایران و امریکا از ابتدای انقلاب تا پایان دولت سازندگی در ایران و دولت کلینتون در امریکا بر رویکرد مهار و نیز فشارهای اقتصادی، روانی و سیاسی برای تغییر رفتار استوار بود.ج) تهدید به حمله نظامیپس از یازدهم سپتامبر استراتژی ایالات متحده بر اساس رویکرد نظری و عملی نومحافظه کاران بر مبانی امحای استراتژیک آسیب پذیری های ایالات متحده و تحقق "امنیت مطلق” برای آمریکا بازتولید شد. در امنیت مطلق تضمین بقای مطلق یک طرف در امحاء مطلق طرف مقابل جستجو می شود. در دورة اول دولت بوش برای تغییر وضعیت در منطقه خاورمیانه طرح های اشغال عراق و افغانستان در صدر اولویت های سیاست خارجی ایالات متحده دنبال شد. لذا در دوره بوش صحبت از جنگ عنصر اصلی در شکل دادن به سیاست وی در مورد ایران بود. سیاست سخن از جنگ در سال 2002 با آشکار سازی اینکه ایران بسمت توانمندی هسته ای پیش می رود فوریت بیشتری پیدا کرد حتی معماران جنگ در عراق نیز جنگ علیه صدام را مقدمه ای برای حمله به ایران برای تغییر رژیم عنوان ساختند که این همزمان با نفوذ فزاینده ایران در منطقه بود. برخی دیگر از جنگ طلبان در امریکا پس از یازدهم سپتامبر حتی جنگ علیه ایران را مقدم بر جنگ علیه صدام می دانستند. با این همهآنچه واضح بود اینکه نسبت به سیاست جنگ در دوره بوش اجماع نظر وجود داشت. و اهداف جنگ فرضی علیه ایران مشتمل بود بر: فرونشاندن برنامه هسته ای ایران و برقراری ثبات در عراق براساس دیدگاه گزینه جنگ نظامی، افرادی نظیر جوزف لیبرمن (سناتور یهودی دموکرات)، جیمز ولسی (رئیس سابق سیا)، مارک پالمر (سفیر سابق آمریکا در مجارستان)، دیوید فروم (اندیشمند نومحافظه کار) جان بولتن (رئیس بانک جهانی)، دونالد رامسفلد (وزیر سابق دفاع) و ریچارد پرل و پل ولفوویتز (معاونان وزیر دفاع) و پایگاههای اصلی مطالعاتی نومحافظه کاران آمریکا یعنی "موسسه سیاست خارجی جان هاپکینز" و "موسسه آمریکن اینترپرایز"، معتقد بودند که؛ باید ایران را به انزوا کشاند و برای ایجاد تصویر یک بازیگر مخل از آن در سطح جهانی، فعالیت نمود زیرا تنها در این صورت است که امکان تحریک افکار عمومی بین المللی برای اعمال فشارهای هرچه بیشتر بر آن دولت مهیا خواهد شد. و در ادامه این مسیر با یک تهاجم نظامی می توان به تغییر رژیم در ایران اندیشند. این گروه بر ضرورت تسریع در تغییر رژیم ایران با حمله ی نظامی گسترده ی پیش دستانه، همانند الگوی عراق تأکید می ورزند و حضور نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان به همراه تکرار زمامداری جرج بوش را فرصتی طلایی برای براندازی حکومت ایران تلقی می کردند (پورسعید، 1387: 59). رویه بسیار متداول در دکترین جنگ طلبانه بوش، مقایسه حمله نظامی به تأسیات هسته ای ایران با حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای سوریه در سپتامبر سال 2007 و حمله رژیم صهیونیستی به نیروگاه اوسیراک عراق در سال 1981 بود.البته در همین دوران ایران برای اثبات همکاری خود با آژانس پروتکل الحاقی به npt و همچنین تعلیق غنی سازی اورانیوم را امضاء کرد. ایران همچنین همکاری هایی را با ایالات متحده جهت سرنگونی طالبان در افغانستان انجام داد و در جریان عملیات ائتلاف علیه طالبان، شرکت در اجلاس امنیتی بن 2001 و تشکیل دولت موقت افغانستان نقش موثری ایفا کرد که مورد توجه آمریکا قرار گرفت (شفیعی فر، 1381). اما به رغم تمامی همکاری های بین المللی و ارسال پیام های مثبت به جهان غرب، ایران از سوی کاخ سفید در فهرست "محور شرارت" به همراه عراق و کره شمالی قرار گرفت. ایران در لیست کشورهای محور شرارت قرار گرفت و استراتژی محدود سازی ایران و کاهش نقش امنیتی آن در حوزه خاورمیانه، در اولویت قرار گرفت. چنین روندی در دور دوم ریاست جمهوری بوش نیز ادامه یافت اما به مرور که جنگ طلبان نومحافظه کار در عراق و افغانستان زمین گیر شدند و دریافتند که مقابله به جمهوری اسلامی از مسیر نظامی امکان ندارد. این دیدگاه در میان سیاستمداران آمریکایی رایج گردید که؛ انجام عملیات گسترده نظامی برای تغییر رژیم ایران، مؤثر و معطوف به نتیجه نخواهد بود، چرا که بمباران مراکز هسته ای ایران حداکثر می تواند این کشور را دو سال از رسیدن به بمب دور نماید. و از سوی دیگر نیز نمی توان به خاطر پرهیز از رویارویی نظامی با ایران، نظام جمهوری اسلامی را به حال خود رها ساخت. بنابراین در اواخر حکومت نومحافظه کاران و در یک چرخش راهبردی، الگوی مهار مبتنی بر تهدید و حمله نظامی، جای خود را به الگوی برخورد نرم با جمهوری اسلامی داد. در واقع تا پیش از این عمده روند تقابل غرب با ایران در قالب الگوهای سنتی مهار نظامی و اقتصادی قرار داشت اما روند تحولات منطقه ای و قدرت یابی جمهوری اسلامی باعث گردید دیدگاه مبتنی بر روش های سخت، در اقلیت قرار گرفته و دیدگاه مبتنی بر استفاده از قدرت نرم و اتخاذ شیوه براندازی نرم توجه بیشتری را به خود معطوف می کرد. رایس وزیر خارجه سابق آمریکا به همین موضوع اشاره می کرد: ما توانستیم با یک براندازی نرم از لهستان و با جنبش همبستگی تا پشت مرزهای روسیه، انقلاب های رنگین را سامان دهیم و رژیم های حاکم را ساقط و رژیم های دمکراتیک مورد نظر آمریکا را به قدرت برسانیم. تنها راه برای تغییر نظام در ایران، استفاده از همین تجربه است مطابق با این دیدگاه که با اتکاء بر راهبرد "فشار از بیرون و تغییر از درون" و همچنین "منازعات غیرخشونت آمیز" سامان یافته، حمایت از حرکت های داخلی در ایران برای تغییرات آرام، مدنظر ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است. در این راستا همچنین موسسه آمریکایی اینترپرایز در همایشی در سال 2005، برای اولین بار به طرح راهبرد انقلاب رنگی در ایران پرداخت. در این همایش، برخی از سناتورهای آمریکایی از طرحی با عنوان "دموکراسی برای ایران" در راستای انقلاب آرام در ایران پرده برداشتند (قهرمان پور، 1385) دولت آمریکا نیز از سال 2005، به صورت علنی شروع به اختصاص بودجه های کلانی جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران نمود. در سال 2005، 3 میلیون دلار تحت عنوان "حمایت از دموکراسی در ایران" و در سال 2007 نیز حدود 66 میلیون دلار در راستای "توسعه دموکراسی در ایران"، بودجه اختصاص یافت که بخش اعظمی از این مبالغ در بخش برنامه های رادیوتلویزیونی و ارائه خدمات اینترنتی به زبان فارسی مصرف شد. درست در همین بحبوحه انتخابات سال 2008 ریاست جمهوری امریکا برگزار گردید، انتخاباتی که از آن انتظار می رفت تا استراتژی مشخص امریکا در برخورد با ایران را روشن سازد 2. فتنه و براندازی از درونبا آشکار شدن رویکرد تهدید محور و جنگ طلبانه نومحافظه کاران، الگوی جنگ نرم در برخورد باجمهوری اسلامی بر اساس مکانیزم انقلاب رنگی به عرصه عملیاتی تقابل با جمهوری اسلامی اضافه گردید. البته لازم به ذکر است الگوی تقابل نرم با جمهوری اسلامی اساساً به این جهت انتخاب گردید که ناتوانی و استیصال غرب در قبال انقلاب اسلامی به اوج خود رسیده بود. شواهد این امر را در مواضع انتخاباتی باراک اوباما می توان جستجو نمود. به گونه ای که او اعلام کرد بدون هیچ قید و شرطی با ایران مذاکره کند. مواضع سیاسی و دیپلماتیک اوباما و به ویژه نامه نگاری های او با رهبری انقلاب اسلامی نشان می داد که ایالات متحده در شرایطی قرار گرفته است که ناتوان از حربه های نظامی و اقتصادی، بسوی تعامل با واقعیت انکارناپذیر ایران حرکت می کند. در واقع اتاق های فکر و اندیشمندان حزب دموکرات به این نتیجه رسیده بودند که، ایران یک قدرت منطقه ای است که تلاش برای تقابل با آن، منافع ملی آمریکا را تأمین نمی کند. به عنوان مثال در سال 2004 شورای روابط خارجی آمریکا کتابی را با مشارکت زبیگنیو برژنسیکی و رابرت گیتس با عن ...

ادامه مطلب  

فتنه و تحریم دو لبه الگوی مقراضی مهار  

درخواست حذف این مطلب
انقلاب اسلامی به مثابه یک گفتمان، در طول سه دهه تجربه خود صورت بندی جدیدی را تعریف کرده و با پایبندی به آن مسیر 30 ساله را پیموده است. این گفتمان بر مبنای جهان نگری اسلامی و براساس عناصر ایجابی و سلبی خود دارای دگر می باشد که این دگر، نظام سلطه غرب با محوریت آمریکا و صهیونیسم جهانی است. رهبر معظم انقلاب این مسئله را به خوبی تبیین کرده اند. «مسئله این است که جمهوری اسلامی یک «نفی» با خود دارد و یک «اثبات». نفی استثمار، نفی سلطه پذیری، نفی تحقیر ملت به وسیله ی قدرتهای سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلط دنیا درکشور، نفی سکولاریزم اخلاقی؛ اباحی گری. این ها را جمهوری اسلامی قاطع نفی می کند. یک چیزهایی را هم اثبات می کند: اثبات هویت ملی، هویت ایرانی، اثبات ارزشهای اسلامی، دفاع از مظلومان جهان، تلاش برای دست پیدا کردن به قله های دانش؛ نه فقط دنباله روی درمسئله دانش، و فتح قله های دانش؛ این ها جزو چیزهایی است که جمهوری اسلامی بر آنها پافشاری می کند. این نفی و این اثبات؛ این ها دلیل دشمنی آمریکا و دشمنی شبکه ی صهیونیستی دنیاست.» (بیانات در دانشگاه علم و صنعت، 24/9/1387). انقلاب اسلامی از آغاز با تاکید بر روابط ناعادلانه بین المللی و نوید یک طرح جدید مطابق فطرت برای زندگی و اداره حیات اجتماعی انسانها با این جبهه معارض جهانی روبرو بوده است. بنابراین از همان ابتدا، دو رویکرد از سوی غرب و در رأس آن ایالات متحده آمریکا برای واپایش، مهار و نهایتاً براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت. رویکرد نخست مبتنی بر بکارگیری قدرت سخت بود و در اشکال اعمال تحریم اقتصادی و بعدها با تحمیل جنگ عراق علیه ایران پیگیری شد. رویکرد دوم که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و به خصوص پس از 11 سپتامبر 2001 با جدیت بیشتری دنبال شد، به استفاده از قدرت نرم و توسل به شیوه های" براندازی نرم" باز می گردد. لذا در این مقاله تلاش می گردد تا ابعاد و روند واپایش سیاسی اقتصادی جمهوری اسلامی توسط نظام سلطه مورد بررسی قرار گیرد. این امر از آن جهت اهمیت دارد که به نظر می رسد، فتنه 88 به لحاظ دامنه عملیاتی، جامعه مخاطب، گستردگی، و سطح هماهنگی واجد ابعادی عمیق بوده است که نشانگر ارتقای تفکر راهبردی نظام سلطه در برخورد با نظام جمهوری اسلامی دارد.سطوح گوناگون طراحی فتنه که در آن ساختار رسمی و دیپلماتیک غرب در کنار نظام رسانه ای و شبکه های اجتماعی فعالیت نمودند و در این میان از میان نخبگان سیاسی و نیروهای انقلابی یارکشی شده و از ظرفیت سرویس های اطلاعاتی و گروههای تروریستی برای پروژه موسوم به کشته سازی نیز استفاده گردید، با اعتراضات خیابانی، همگی نشانگر یک سناریوی کلان و پیچیده برای به چالش کشیدن مشروعیت نظام دارد. درست به همین جهت اهمیت و عظمت صبر و بصیرت ملی و رهبری خردمند نظام که در 9 دی ماه تجلی یافت، آشکار می گردد. اما علیرغم نمایش اقتدار ملی در این روز و برگزاری شکوهمند انتخابات ریاست جمهوری یازدهم که مهر تائیدی بر امانت داری نظام و دروغ پردازی ها درباره تقلب بود، بایستی همچنان نسبت به طراحی های نظام سلطه هوشیار بود. در واقع امروز گذاری از تهدیدات سخت به تهدیدات نرم را شاهد هستیم، که می تواند مستمراً در برخورد با ایران مورد استفاده قرار گیرد. و مادامی که جمهوری اسلامی بر آرمان ها و اهداف خود پافشاری داشته باشد، همواره باید مراقب سناریوهای براندازی باشد. چرا که تعریف امنیت ملی جمهوری اسلامی، مبتنی بر باورهای هستی شناختی مردم قرار دارد، بنابراین جمهوری اسلامی درست در مواضع اقتدار آمیز خود، در برابر حملاتی که باورها و اعتقادات مردم را هدف می گیرد، آسیب پذیر خواهد بود.در این مقاله تلاش می گردد در عین بررسی آثار و نتایج عملکردی فتنه بر سیاست خارجی کشور به این پرسش پرداخته شود که؛ نظام سلطه چگونه از موضوع فتنه برای واپایش جمهوری اسلامی بهره گرفته است؟ برای پاسخ به این پرسش و بر اساس مقدمه پیشین دو مفروض حائز اهمیت است: اولاً اینکه؛ وقایع پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری تلاشی از سوی نظام سلطه برای واپایش، بازدارندگی و تغیر رفتار جمهوری اسلامی بوده است.ثانیاً؛ سیاست های خصمانه امریکا علیه منافع و امنیت ملی جمهوری اسلامی تداوم داشته و همچنان نظام سلطه به دنبال بحران سازی و فتنه انگیزی در برابر انقلاب اسلامی است. بر همین اساس تلاش می گردد تا ضمن تشریح ابعاد فتنه 88 در واپایش جمهوری اسلامی توسط نظام سلطه و اثرات آن بر حوزه سیاست خارجی، الگویی از واپایش سیاسی-اقتصادی جمهوری اسلامی با محوریت موضوعی تحریم و فتنه ارائه گردد.1. نظام سلطه و مهار جمهوری اسلامیایالات متحده امریکا از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی در ایران برای مقابله با اندیشه سیاسی انقلاب و تحول در نظم منطقه ای خاورمیانه و گسترش هژمونی لیبرالی غرب وارد عمل گردید. هرچند امریکایی ها از الگوهای گوناگونی برای محدود کردن اهداف سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بهره گرفته اند، اما واقعیت آنست که فشارها بر ایران به شکل تصادی افزایش یافته است. کنت پولاک در زمینه پارادایم اصلی حاکم بر سیاست امریکا در قبال ایران اینچنین توضیح می دهد طی سی سال گذشته سیاست غالب نسبت به ایران مهار بوده است و اگر در مواردی تعامل یا برعکس درگیری نظامی وجود داشته است صرفاً یک استثنا به حساب می آید. مثال ریگان لبنان و مک فارلین اما اکنون با آشکار شدن تأسیسات هسته ای ایران در سال 2002 امریکا نگران این شد که پیشرفت هسته ی ایران و در نهایت منجر به شکست سیاست مهار و حتی به درگیری انجامد.این امر بیان گر استراتژی جنگ علیه ایران می باشد[1] این استراتژی از نمادهای سیاسی، اقتصادی، نظامی، عملیات پنهان، جنگ تبلیغاتی وحقوقی برخوردار بوده است. البته گروه ها و جناح های مختلفی در روند برنامه ریزی استراتژیک امریکا نقش داشته اند. هر یک از این مجموعه ها بر اجرای رویکردهای خاصی تاکید دارند. بنابراین، در میان نخبگان امریکایی، جلوه هایی از اختلاف نظر درارتباط با الگوهای رفتاری آن کشور در برخورد با جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده است. هر گروه بر استراتژی و رویکرد خاصی تاکید داشته است و آن را مؤثرترین راه برای تأمین حداکثر منافع ملی امریکا تلقی می کند (متقی، 1388)الف) برخورد سخت و مهار نظامیاولین تحریم های ایران به دلیل ماجرای لانه جاسوسی آمریکا در ایران تصویب گردید. این تحریم قرارداد فروش صدها میلیون دلار تجهیزات نظامی را که در زمان محمدرضا پهلوی به امضا رسیده بود، لغو و فروش تجهیزات نظامی به ج.ا.ا را غیر قانونی نمود، 12 میلیارد دلار دارایی های دولت ایران در آمریکا را مصادره نمود و کلیه مبادلات تجاری بین ایران و آمریکا را ممنوع کرد. همچنین دولت ایالات متحده کلیه مناسبات دیپلماتیک خود با ایران را قطع نمود. متعاقباً چندین کشور دیگر، از جمله اتحادیه اروپا و ژاپن به آمریکا پیوستند و فروش تجهیزات نظامی و اعطای وام به جمهوری اسلامی را ممنوع کردند و خرید نفت از ایران را متوقف ساختند. با وجودی که این تحریم ها پس از آزاد سازی گروگان های آمریکایی در 30 دی 1359، به ظاهر لغو و دولت های اروپایی از ادامه تحریم ایران دست کشیدند، اما ایالات متحده برخلاف تعهدات خود در بیانیه های الجزایر، مبنی بر لغو تحریم و مداخله نکردن در امور داخلی ایران، با مسدود کردن گسترده دارایی های ایران به بهانه مطالبات شرکت های آمریکایی و امتناع از تحویل تجهیزات نظامی خریداری شده ایران، هم چنان به اعمال تحریم ها علیه جمهوری اسلامی در مقیاسی گسترده تر ادامه داد. اما اقدام امریکا در جهت حمایت از گروههای تجزیه طلب و عوامل کودتا و نیز تشویق عراق برای حمله نظامی به ایران از جایگاه مؤثری در اعمال فشار به ایران برخوردار بود. در طول جنگ، دولت ریگان حرکت بین المللی گسترده ای را برای جلوگیری از فروش تجهیزات نظامی به ایران سازمان داد تا مانع از پیروزی ایران در جنگ علیه عراق گردد. به هر روی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران که بزرگترین واکنش ایالات متحده در قبال انقلاب اسلای ایران بود، علی رغم حمایت های بی شائبه غرب و در صدر آن آمریکا از رژیم بعثی عراق، در اهداف از پیش تعیین شده ی خود ناکام ماند. در این شرایط حضور آمریکا در خلیج فارس و تقابل مستقیم با جمهوری اسلامی نیز اوج سیاست های تقابل با ایران را آشکار ساخت. لذا با پایان جنگ ایران و عراق، امریکا و متحدین غربی آن کشور پذیرش قطعنامه را نوعی پیروزی برای خود و نشان دهنده کارآمدی سیاست های ضد ایرانی خود محسوب می کردند، چرا که امریکایی ها توانسته بودند با ایجاد ائتلاف ضد ایرانی در خیلج فارس، ایران را در انجام روندهای جدید رفتار منطقه ای متقاعد نمایند. اما واقعیت این بود که طی هشت سال جنگ تحمیلی به ملت ایران، ناکارآمدی راه کارهای نظامی در تقابل با انقلاب اسلامی آشکار گردیده بود. بنابراین با اتمام جنگ و عدم نتیجه گیری ایالات متحده از آن، سیاست های نوینی جهت تقابل با جمهوری اسلامی ایران طرح ریزی شد.بی تردید از دهه دوم انقلاب، با معطوف آمریکا به موضوعاتی مانند حمایت ایران از تروریسم، مخالفت ایران با روند صلح خاورمیانه، نقض حقوق بشر و تلاش برای دستیابی به تسلیحات کشتار جمعی، به مرور طراحی راهبردهای امنیتی تقابل با جمهوری اسلامی به عنوان یک واقعیت موجود جهانی که البته نظم جهانی موجود را انکار می کند، در دستور کار مراکز مطالعات استراتژیک، وزارتخانه های خارجی و سازمان های اطلاعاتی غربی قرار گرفت. که همگی تغییر رفتار ایران و انزاوای بین المللی آن را دنبال می کردند.ب) مهار دوگانه و انزوای دیپلماتیکدر دوران بعد از جنگ ایران و عراق، سطح تضادهای ناشی از رفتار و ادراک ایدئولوژیک ایران نسبت به ایالات متحده تاحدی کاهش یافت. اما در شرایط جدید نیزالگوهای مربوط به تحریم علیه ایران تداوم پیدا کرد. علت این مساله را باید در بقا و تداوم آرمان های جمهوری اسلامی ایران دانست. متعاقب آن و پس از شکست عراق در جنگ 1991 (حمله آمریکا به عراق برای بیرون راندن آن از کویت)، به منظور جلوگیری از برتری یافتن ج.ا.ا بر عراق و برهم خوردن توازن قوا در منطقه، دولت آمریکا با تصویب قانون «منع گسترش تجهیزات نظامی ایران و عراق» در سال 1992 مجدداً اقدام به تنگ کردن حلقه تحریم اقتصادی ایران نمود.این آغاز سیاست جدیدی بود که آنتونی لیک و مارتین ایندایک در آغاز دوره ریاست جمهوری کلینتون و در 1993 ارائه گردید. آنان موفق گردیدند تا استراتژی جدید امریکا در برخورد با جمهوری اسلامی ایران را بر اساس مؤلفه های اعمال سیاست مهار تنظیم نمایند. هدف سیاست مهار دو جانبه که دور جدیدی از تحریم های گسترده علیه ایران را آغاز کرد، عمدتاً مهار اقتصادی و نظامی ج.ا.ا و جلوگیری از برتری یافتن آن بر منطقه بود؛ زیرا تحریم اقتصادی عراق و تضعیف روز افزون اقتصادی و نظامی آن توازن بین ایران وعراق را به نفع ایران بر هم زده بود.حدود دو سال بعد از اجرای این قانون، برداشت بیشتر هیأت حاکمه آمریکا این بود که سیاست مهار ایران آن چنان که در ابتدا انتظار می رفت کارساز نبوده، از طرف دیگر با روی کار آمدن دولت سازندگی در جمهوری اسلامی، آقای هاشمی رفسنجانی تلاش نموده بود تا شرایط لازم برای عادی سازی روابط با بازیگران منطقه ای و بازیگران بین المللی فراهم آورند. لذا در عرصه بین المللی ادغام مجدد ایران در نظام اقتصاد جهانی از رهگذر پذیرش رهنمون های صندوق بین المللی پول صورت گرفت (دهشیری، 1380: 383). لذا علیرغم تاکید بر سیاست مهار، مراودات اقتصادی ایران و آمریکا افزایش چشمگیری یافت به گونه ای که میزان واردات ایران از آمریکا تا سقف یک میلیارد دلار در سال افزایش یافته و آمریکا خریدار یک سوم نفت تولیدی ایران شد (mearsheimer & walt، 2008: 285). بر همین اساس ایران در اقدامی مبتنی بر بهبود روابط، شرکت نفتی امریکایی کنکو را به عنوان برنده مزایده میدان نفتی سیری اعلام نمود. بسیاری بر این باور بودند که ایران به عمد شرکت آمریکایی را بر رقیب فرانسوی ترجیح داده است که خود را آماده برقراری روابط سیاسی نشان دهد (سیک، 1377: 89). لذا در حالی که می رفت سیاست مهار در همین ابتدای کار به شکست بیانجامد و رویکرد مذاکره جایگزین شود، اسحاق رابین در تل آویو بر این ادعا بود که؛ عدم موفقیت سیاست مهار دوجانبه به دلیل عدم برخورداری این سیاست از ابزارهای تحریم های اقتصادی بوده است که می تواند در تکمیل سیاست مهار، ایران را متوقف کند. لذا «بیل کلینتون» رییس جمهوری وقت آمریکا در سال 1374 (مارس 1995 میلادی)، به دلیل آنچه که حمایت ج.ا.ا از تروریسم بین المللی و مخالفت با صلح خاورمیانه می نامید، هرگونه مشارکت شرکت های آمریکایی در توسعه صنعت نفت ایران را منع کرد و در مه 1996 کلیه مبادلات اقتصادی با ج.ا.ا را تحریم نمود. از سوی دیگر برنامه ای که رسماً در «لابی اسرائیل آیپک» تحت عنوان «برنامه عمل تحریم های همه جانبه ایالات متحده علیه ایران» ارائه شده بود را برای تصویب در کنگره به سناتور جمهوری خواه «آلفونی داماتو» ارسال می گردد، تحریم هایی که بعدها به تحریم های داماتو علیه ایران معروف شد. بنابراین سیاست مهار دوگانه ایندیاک با قانون داماتو تکمیل می شود و علاوه بر آن تحریم های دیگری نیز درباره سرمایه گذاری خارجی در جمهوری اسلامی ایران وضع شد.از همه تعجب آورتر اینکه علیرغم سیاست تنش زدایی ایران، خصمانه ترین موضع آمریکا در قبال ایران توسط وارن کریستوفر وزیر خارجه آمریکا در همین مقطع اتخاذ شد. کریستوفر که به میانه روی و دقت در کاربرد کلمات مشهور بود، در مورد ایران حدی را رعایت نمی کرد؛ او اولین بار از واژه یاغی برای ایران استفاده کرد (سیک، 1377: 90). در این هنگام طرح ادعاهایی نظیر تلاش جهت دستیابی به سلاح های کشتار جمعی، حمایت از تروریسم بین المللی، نقض حقوق بشر و مخالفت با روند صلح خاورمیانه، جهت مهار و سد نفوذ انقلاب های اسلامی و منزوی کردن ایران در عرصه ی بین المللی و منطقه ای تدوین شد. در واقع روند مخاصمات ایران و امریکا از ابتدای انقلاب تا پایان دولت سازندگی در ایران و دولت کلینتون در امریکا بر رویکرد مهار و نیز فشارهای اقتصادی، روانی و سیاسی برای تغییر رفتار استوار بود.ج) تهدید به حمله نظامیپس از یازدهم سپتامبر استراتژی ایالات متحده بر اساس رویکرد نظری و عملی نومحافظه کاران بر مبانی امحای استراتژیک آسیب پذیری های ایالات متحده و تحقق “امنیت مطلق” برای آمریکا بازتولید شد. در امنیت مطلق تضمین بقای مطلق یک طرف در امحاء مطلق طرف مقابل جستجو می شود. در دورة اول دولت بوش برای تغییر وضعیت در منطقه خاورمیانه طرح های اشغال عراق و افغانستان در صدر اولویت های سیاست خارجی ایالات متحده دنبال شد. لذا در دوره بوش صحبت از جنگ عنصر اصلی در شکل دادن به سیاست وی در مورد ایران بود. سیاست سخن از جنگ در سال 2002 با آشکار سازی اینکه ایران بسمت توانمندی هسته ای پیش می رود فوریت بیشتری پیدا کرد حتی معماران جنگ در عراق نیز جنگ علیه صدام را مقدمه ای برای حمله به ایران برای تغییر رژیم عنوان ساختند که این همزمان با نفوذ فزاینده ایران در منطقه بود. برخی دیگر از جنگ طلبان در امریکا پس از یازدهم سپتامبر حتی جنگ علیه ایران را مقدم بر جنگ علیه صدام می دانستند. با این همهآنچه واضح بود اینکه نسبت به سیاست جنگ در دوره بوش اجماع نظر وجود داشت. و اهداف جنگ فرضی علیه ایران مشتمل بود بر: فرونشاندن برنامه هسته ای ایران و برقراری ثبات در عراق (زهرانی، 1389: 54).براساس دیدگاه گزینه جنگ نظامی، افرادی نظیر جوزف لیبرمن (سناتور یهودی دموکرات)، جیمز ولسی (رئیس سابق سیا)، مارک پالمر (سفیر سابق آمریکا در مجارستان)، دیوید فروم (اندیشمند نومحافظه کار) جان بولتن (رئیس بانک جهانی)، دونالد رامسفلد (وزیر سابق دفاع) و ریچارد پرل و پل ولفوویتز (معاونان وزیر دفاع) و پایگاههای اصلی مطالعاتی نومحافظه کاران آمریکا یعنی "موسسه سیاست خارجی جان هاپکینز" و "موسسه آمریکن اینترپرایز"، معتقد بودند که؛ باید ایران را به انزوا کشاند و برای ایجاد تصویر یک بازیگر مخل از آن در سطح جهانی، فعالیت نمود زیرا تنها در این صورت است که امکان تحریک افکار عمومی بین المللی برای اعمال فشارهای هرچه بیشتر بر آن دولت مهیا خواهد شد. و در ادامه این مسیر با یک تهاجم نظامی می توان به تغییر رژیم در ایران اندیشند. این گروه بر ضرورت تسریع در تغییر رژیم ایران با حمله ی نظامی گسترده ی پیش دستانه، همانند الگوی عراق تأکید می ورزند و حضور نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان به همراه تکرار زمامداری جرج بوش را فرصتی طلایی برای براندازی حکومت ایران تلقی می کردند (پورسعید، 1387: 59). رویه بسیار متداول در دکترین جنگ طلبانه بوش، مقایسه حمله نظامی به تأسیات هسته ای ایران با حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای سوریه در سپتامبر سال 2007 و حمله رژیم صهیونیستی به نیروگاه اوسیراک عراق در سال 1981 بود.البته در همین دوران ایران برای اثبات همکاری خود با آژانس پروتکل الحاقی به npt و همچنین تعلیق غنی سازی اورانیوم را امضاء کرد. ایران همچنین همکاری هایی را با ایالات متحده جهت سرنگونی طالبان در افغانستان انجام داد و در جریان عملیات ائتلاف علیه طالبان، شرکت در اجلاس امنیتی بن 2001 و تشکیل دولت موقت افغانستان نقش موثری ایفا کرد که مورد توجه آمریکا قرار گرفت (شفیعی فر، 1381). اما به رغم تمامی همکاری های بین المللی و ارسال پیام های مثبت به جهان غرب، ایران از سوی کاخ سفید در فهرست "محور شرارت" به همراه عراق و کره شمالی قرار گرفت. ایران در لیست کشورهای محور شرارت قرار گرفت و استراتژی محدود سازی ایران و کاهش نقش امنیتی آن در حوزه خاورمیانه، در اولویت قرار گرفت. چنین روندی در دور دوم ریاست جمهوری بوش نیز ادامه یافت (pollac and other، 2009: 4).اما به مرور که جنگ طلبان نومحافظه کار در عراق و افغانستان زمین گیر شدند و دریافتند که مقابله به جمهوری اسلامی از مسیر نظامی امکان ندارد. این دیدگاه در میان سیاستمداران آمریکایی رایج گردید که؛ انجام عملیات گسترده نظامی برای تغییر رژیم ایران، مؤثر و معطوف به نتیجه نخواهد بود، چرا که بمباران مراکز هسته ای ایران حداکثر می تواند این کشور را دو سال از رسیدن به بمب دور نماید. و از سوی دیگر نیز نمی توان به خاطر پرهیز از رویارویی نظامی با ایران، نظام جمهوری اسلامی را به حال خود رها ساخت. بنابراین در اواخر حکومت نومحافظه کاران و در یک چرخش راهبردی، الگوی مهار مبتنی بر تهدید و حمله نظامی، جای خود را به الگوی برخورد نرم با جمهوری اسلامی داد. در واقع تا پیش از این عمده روند تقابل غرب با ایران در قالب الگوهای سنتی مهار نظامی و اقتصادی قرار داشت اما روند تحولات منطقه ای و قدرت یابی جمهوری اسلامی باعث گردید دیدگاه مبتنی بر روش های سخت، در اقلیت قرار گرفته و دیدگاه مبتنی بر استفاده از قدرت نرم و اتخاذ شیوه براندازی نرم توجه بیشتری را به خود معطوف می کرد. رایس وزیر خارجه سابق آمریکا به همین موضوع اشاره می کرد: ما توانستیم با یک براندازی نرم از لهستان و با جنبش همبستگی تا پشت مرزهای روسیه، انقلاب های رنگین را سامان دهیم و رژیم های حاکم را ساقط و رژیم های دمکراتیک مورد نظر آمریکا را به قدرت برسانیم. تنها راه برای تغییر نظام در ایران، استفاده از همین تجربه است (به نقل از مرادی، 1390: 121).مطابق با این دیدگاه که با اتکاء بر راهبرد "فشار از بیرون و تغییر از درون" و همچنین "منازعات غیرخشونت آمیز" سامان یافته، حمایت از حرکت های داخلی در ایران برای تغییرات آرام، مدنظر ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است. در این راستا همچنین موسسه آمریکایی اینترپرایز در همایشی در سال 2005، برای اولین بار به طرح راهبرد انقلاب رنگی در ایران پرداخت. در این همایش، برخی از سناتورهای آمریکایی از طرحی با عنوان "دموکراسی برای ایران" در راستای انقلاب آرام در ایران پرده برداشتند (قهرمان پور، 1385) دولت آمریکا نیز از سال 2005، به صورت علنی شروع به اختصاص بودجه های کلانی جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران نمود. در سال 2005، 3 میلیون دلار تحت عنوان "حمایت از دموکراسی در ایران" و در سال 2007 نیز حدود 66 میلیون دلار در راستای "توسعه دموکراسی در ایران"، بودجه اختصاص یافت که بخش اعظمی از این مبالغ در بخش برنامه های رادیوتلویزیونی و ارائه خدمات اینترنتی به زبان فارسی مصرف شد. درست در همین بحبوحه انتخابات سال 2008 ریاست جمهوری امریکا برگزار گردید، انتخاباتی که از آن انتظار می رفت تا استراتژی مشخص امریکا در برخورد با ایران را روشن سازد (zakheim، 2010).2. فتنه و براندازی از درونبا آشکار شدن رویکرد تهدید محور و جنگ طلبانه نومحافظه کاران، الگوی جنگ نرم در برخورد باجمهوری اسلامی بر اساس مکانیزم انقلاب رنگی به عرصه عملیاتی تقابل با جمهوری اسلامی اضافه گردید. البته لازم به ذکر است الگوی تقابل نرم با جمهوری اسلامی اساساً به این جهت انتخاب گردید که ناتوانی و استیصال غرب در قبال انقلاب اسلامی به اوج خود رسیده بود. شواهد این امر را در مواضع انتخاباتی باراک اوباما می توان جستجو نمود. به گونه ای که او اعلام کرد بدون هیچ قید و شرطی با ایران مذاکره کند. مواضع سیاسی و دیپلماتیک اوباما و به ویژه نامه نگاری های او با رهبری انقلاب اسلامی نشان می داد که ایالات متحده در شرایطی قرار گرفته است که ناتوان از حربه های نظامی و اقتصادی، بسوی تعامل با واقعیت انکارناپذیر ایران حرکت می کند. در واقع اتاق های فکر و اندیشمندان حزب دموکرات به این نتیجه رسیده بودند که، ایران یک قدرت منطقه ای است که تلاش برای تقابل با آن، منافع ملی آمریکا را تأمین نمی کند. به عنوان مثال در سال 2004 شورای روابط خارجی آمریکا کتابی را با مشارکت زبیگنیو برژنسیکی و رابرت گیتس با عنوان "ایران: زمانی برای ارائه رهیافت جدید" منتشر نمود. در این اثر الگوی تهاجمی در رفتار سیاست خارجی آمریکا به این دلیل مورد انتقا ...

ادامه مطلب  

نگاهی واقع گرایانه به سند راهبرد امنیت ملی آمریکا  

درخواست حذف این مطلب
۱- خلاصه مدیریتی دولت ایالات متحده آمریکا، اواخر سال گذشته میلادی اقدام به انتشار سندی تحت عنوان «استراتژی امنیت ملی» کرد که مهم ترین اولویت ها و چالش های اساسی این کشور در نقاط مختلف جهان را معرفی می کند. به جهت اهمیت موضوع و شناخت سیاست خارجی دولت ایالات متحده آمریکا، «اندیشکده راهبردی تبیین» تصمیم به تحلیل استراتژی اعلام شده دولت آمریکا به روش گروه متمرکز و با بهره گیری از کارشناسان حوزه های مختلف خود گرفت. در این راستا بعد از ارزیابی بخش های مختلف سند، بخش چهارم آن- که به افزایش نفوذ آمریکا، شامل راهبرد منطقه ای این کشور مربوط می شود- واجد بیشترین اهمیت تشخیص داده و برای بررسی و تحلیل بیشتر انتخاب شد. گزارش پیش رو، مربوط به جلسه گروه متمرکزی می شود که بدین منظور تشکیل شده و حاوی یک مقدمه با تمرکز بر پیشینه و چیستی سند استراتژی امنیت ملی، یک معرفی از سند استراتژی امنیت ملی، تحلیل کلیات سند، تحلیل بخش های مختلف سند و جمع بندی می شود. در تحلیل بخش های مختلف سند، به برنامه های ایالات متحده آمریکا در نقاط مختلف جهان پرداخته شده است. به صورت کلی سعی شده است تمرکز اصلی روی نقاطی قرار گیرد که در سند، مورد توجه جدی و اساسی بوده اند. ۲- مقدمهاستراتژی امنیت ملی سندی است که طبق قانون ایالات متحده آمریکا، روسای جمهور این کشور ملزم به ارائه آن هستند. در این سند مهم ترین تهدیدات و اولویت های راهبردی ایالات متحده آمریکا مشخص و راه های مواجهه با آنها تعیین می شود. در واقع این سند، ارائه دهنده استراتژی کلان و اهداف کلی آمریکا در رابطه با امنیت ملی این کشور است. دسامبر۲۰۱۷ «دونالد ترامپ» رئیس جمهور آمریکا، اقدام به انتشار سند استراتژی امنیت ملی دولت خود کرد. این سند از یک مقدمه و ۴ رکن تشکیل شده است. «محافظت از مردم آمریکا، سرزمین مادری و سبک زندگی آمریکایی»، «گسترش رفاه و رونق اقتصادی در آمریکا»، «حفظ صلح از طریق قدرت» و «افزایش نفوذ آمریکا» ارکان این سند هستند. ارکان سوم و چهارم به صورت مستقیم تری ناظر بر نگاه و راهبرد آمریکا در جهان است. ۳- معرفی سند استراتژی امنیت ملی آمریکااستراتژی امنیت ملی، مجموعه ای از استراتژی های امنیتی، اقتصادی و سیاسی در حوزه های داخلی و خارجی راجع به روش های بهینه تأمین امنیت ملی ایالات متحده آمریکاست. الزام دولت آمریکا به ارائه سند استراتژی امنیت ملی به تصویب قانون «گلدواتر- نیکلز» در سال ۱۹۸۶ بازمی گردد. گفته می شود برداشت کنگره آمریکا مبنی بر ضعف این کشور در حصول به اهداف نظامی خود و نیز محیط بین المللی در حال تغییر آن دوران، علت تصویب قانون گلدواتر- نیکلز و الزام رئیس جمهور آمریکا به ارائه استراتژی امنیت ملی است. سند استراتژی امنیت ملی دولت آمریکا در هر دوره ای، تلفیقی از مؤلفه های ثابت سیستم امنیت ملی ایالات متحده و برنامه ها و اولویت های رئیس جمهور و کابینه این کشور است. حفاظت از خاک، مردم و سبک زندگی آمریکایی، رهبری و برتری آمریکا در جهان خارج، تحکیم ائتلاف با دوستان و تقابل با دشمنان آمریکا از جمله مؤلفه های ثابتی است که تقریباً می توان در تمام اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا مشاهده کرد. در مقابل، اولویت های رئیس جمهور و دولت این کشور مانند آنچه در دوران تبلیغات انتخاباتی مطرح شده است نیز بخش مهمی از اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا را تشکیل می دهد. طبق قانون، اسناد استراتژی امنیت ملی آمریکا باید به صورت سالانه و در تاریخی که رئیس جمهور لایحه بودجه سال بعد را ارائه می دهد، به کنگره تحویل شود. «رونالد ریگان» نخستین رئیس جمهوری بود که طبق قانون گلدواتر- نیکلز، سند استراتژی امنیت ملی دولت خود را ارائه داد. ریگان این سند را تلاش مشترک از سوی دولت، کنگره و مردم آمریکا جهت ترسیم طرحی برای آینده معرفی کرد. «جرج بوش» پدر نیز بعد از ریگان، سند استراتژی امنیت ملی آمریکا را منتشر کرد که تأکید اساسی آن بر تعدیل سیاست ها با چالش های یک عصر جدید در دوران پس از جنگ سرد و انجام اقداماتی برای ایجاد نظم نوین جهانی با محوریت آمریکا بود. «بیل کلینتون» نیز در استراتژی امنیت ملی دولت خود تعامل و گسترش نفوذ آمریکا و «جرج بوش» پسر بحث قدرت و پیش دستی را مورد توجه قرار دادند. «باراک اوباما» محور اصلی استراتژی امنیت ملی دولت خود را «وداع با گذشته، توجه به تهدیدات جدید» اعلام کرد. در حقیقت استراتژی اوباما از دکترین جنگ پیشدستانه دوران بوش فاصله گرفته و بر همکاری جهانی و دیپلماسی قوی برای بهره گیری کمتر از نیروی نظامی تأکید داشت. دونالد ترامپ نیز در ادامه این روند به ارائه استراتژی امنیت ملی دولت خود با محوریت «اول آمریکا» پرداخته است. علاوه بر مؤلفه های ثابت سیستم امنیت ملی ایالات متحده آمریکا، اولویت های دونالد ترامپ که در شعارهای انتخاباتی خود عنوان کرده بود، به صورت برجسته ای در این سند نمایان شده است. از جمله بحث «اول آمریکا» و بازگرداندن آمریکا به دوران اوج شکوه و عظمت خود از نظر اقتصادی و نظامی، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است.۴- تحلیل کلیات سند استراتژی امنیت ملی آمریکااین سند، یک مدرک در دسترس از اولویت های ایالات متحده آمریکاست که سیاست ها و استراتژی های آمریکا را نظام مند و قانون مند می کند. در این سند اعمال سلطه و نفوذ ایالات متحده آمریکا به صورت یک امر لازم و موجه، به نمایش درآمده است. به علاوه این سند حاوی «ابزارهایی» که آمریکا به وسیله آنها استراتژی امنیت ملی خود را دنبال می کند نیز هست. روح حاکم بر کل سند یک روح تجارت و اقتصادمحور است و ارزش های آمریکایی از محوریت اساسی برخوردار است. دسته بندی ای که این سند از متحدان و شرکای آمریکا ارائه می دهد، این امکان را فراهم می کند تا مبنایی برای تحلیل نقش آمریکا در کشورهایی مانند عراق، به دست آورد. آمریکا در این سند ۳ نوع قدرت سخت، نیمه سخت و نرم را برای پیگیری اهداف خود پیش بینی کرده است. سند استراتژی امنیت ملی که دونالد ترامپ ارائه کرده است، تا حدود بسیار بالایی بر مبنای واقع گرایی و واقع نگری به جهان بنا شده است، این بدان معنی است که منافع و علایق ایالات متحده در جهانی که رقبا تلاش دارند موقعیت این کشور را متزلزل کنند، در صدر اولویت ها قرار گرفته است. یکی از ضمائم دید واقع گرایانه به جهان، «رقابتی» دیدن آن است که به صورت ملموسی در سند استراتژی امنیت ملی ترامپ وجود دارد. در کنار رقابتی دیدن جهان، به متحدان و شرکای آمریکا بهای زیادی داده شده و بر ائتلاف جهانی به رهبری آمریکا تأکید و تمرکز شده است. به نوعی دولت آمریکا در این سند پیش بینی کرده است از طریق شکل دهی به یک ائتلاف قدرتمند متشکل از متحدان و شرکای آمریکا، نقش رهبری این کشور در جهان را احیا، تقویت و استمرار بخشد. به صورت کلی این سند با توجه به مشکلات و چالش های فراروی ایالات متحده آمریکا، برنامه ها و راهکارهایی را برای حفظ منافع و امنیت ملی ایالات متحده آمریکا ارائه می دهد. ۵- تحلیل بخش های گزارشهرچند استراتژی امنیت ملی آمریکا از ۴ رکن تشکیل شده است اما از آنجا که رکن چهارم به صورت مستقیم با سیاست خارجی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در ارتباط است، کلیات و رکن چهارم سند مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بعد از تحلیل کلیات سند در بخش قبل، در ادامه، رکن چهارم سند، در ۲ بخش «افزایش نفوذ آمریکا» و «راهبرد منطقه ای» مورد بررسی و تحلیل قرار خواهد گرفت. ۱–۵- افزایش نفوذ آمریکابرای افزایش نفوذ ایالات متحده آمریکا، سعی شده از راهبرد تقویت ائتلاف و تشویق کشورها برای ورود به ائتلاف با آمریکا استفاده شود. این سند جهان را به گونه ای ترسیم کرده است که رقابت بین الگوها وجود دارد، به عنوان مثال در منطقه هند- آرام، بین الگوی چین به عنوان یک الگوی بسته و الگوی آمریکا به عنوان یک الگوی باز، رقابت وجود دارد. از این جهت نقشی که آمریکا برای خود تعریف می کند، خیلی جدید نیست؛ آمریکا خود را رهبر جهان آزاد و دمکراتیک در برابر جهان بسته و استبدادی می داند، شبیه همان نقشی که در سال های دوران جنگ سرد برای خود قائل بود. همچنین از منظر سند استراتژی امنیت ملی آمریکا، امکان ندارد غلبه خود به خودی جهان آزاد بر جهان استبدادی انجام شود، لذا لازم است این کشور برای غلبه الگوی خود در جهان، برنامه ریزی و اقدام کند. در جهت سیاست افزایش نفوذ ایالات متحده آمریکا، در سند پیش بینی شده است به جای اعطای امتیاز به دولت ها، کمک ها از طریق شرکت ها و بخش خصوصی انجام شود. از این طریق، ایالات متحده آمریکا می کوشد نوع پیچیده تری از وابستگی را بر دیگر کشورها تحمیل و آنها را نسبت به سیاست ها و جهت گیری های خود مطیع تر کند. همچنین این رویکرد در اعطای کمک، زمینه بازگشت پذیری سرمایه های بیشتری را به آمریکا فراهم می کند و به شرکت های خصوصی آمریکایی انگیزه بیشتری را برای شراکت با متحدان آمریکا در نقاط مختلف جهان می دهد. در استراتژی امنیت ملی دولت ترامپ، جهت افزایش نفوذ آمریکا در جهان ۲ مؤلفه «محل نفوذ» و «ابزار نفوذ» دارای محوریت اساسی است. در این سند پیش بینی شده است دولت آمریکا از ابزارهای دولت، شرکت های خصوصی و سازمان های بین المللی در افزایش نفوذ ایالات متحده آمریکا بهره برداری کند. در سطح منطقه ای، به توازن قدرت منطقه ای درجهان- آنطور که مطلوب آمریکا باشد- توجه شده است. در این سند پیش بینی شده است از متحدان و شرکای منطقه ای آمریکا در مناطق مختلف حمایت های لازم به وجود آید تا توازن قدرت منطقه ای مطلوب آمریکا شکل گرفته و حفظ شود. نکته دیگری که وجود دارد این است که روحیه انحصارطلبی آمریکا در این سند کاملاً مشهود است. هرچند بحث تجارت و اقتصاد به صورت محوری مطرح شده اما استراتژی امنیت ملی آمریکا از توجه به شبکه سازی برای گسترش ارزش های آمریکایی غافل نبوده است. در این سند به صورت تقریباً آشکاری، بحث نفوذ اقتصادی و سیاسی در کشورهای مختلف از طریق صندوق های توسعه ای مطرح شده است. از این طریق ایالات متحده آمریکا برنامه ریزی می کند تا وابستگی سیاسی و اقتصادی کشورها به خود را افزایش دهد. به عنوان نمونه از شرکت «میلینیوم چلنج کورپوریشن» به عنوان شرکتی یاد شده است که کشورهایی را انتخاب می کند که متعهد به اصلاحات موردنظر آمریکا هستند تا پروژه های اصلاحی آنان را نظارت و ارزیابی کند. نکته دیگر اینکه تعهد آمریکا برای حمایت از کشورها یک تعهد انتخابی است و می تواند معیارهای متعدد دیگری برای ارائه کمک های آمریکایی ملاک قرار گیرد و کشورهایی در اولویت قرار دارند که ضعف و شکست دولت در آنها می تواند تهدیدا ...

ادامه مطلب  

آموزش انواع استراتژی های رشد کسب وکار  

درخواست حذف این مطلب
پیش از تنظیم برنامه های آینده ی کسب وکار، محدودیت های محصولات و بازار هدف را شناسایی کنید و با انتخاب بهترین راهکار عملی، نرخ رشد بلندمدت شرکت را افزایش دهید.طبق آمار تنها یک دهم از یک درصد (به عبارتی یک هزارم) شرکت ها ، از مرحله ی آغازین راه اندازی سرانجام به یک کسب وکار بزرگ تبدیل می شوند. حتی درصد بسیار کمتری می توانند به درآمدزایی استاندارد جهانی دست پیدا کنند. این بدان معنی است که اکثر شرکت ها، کار خود را با قدم های کوچک شروع می کنند و در همین مرحله باقی می مانند. نکته ی قابل توجه این است که عدم رشد شرکت هرگز متضمن بقای آن نیست، بلکه برعکس، رشد آرام یا کاهش رشد یکی از اصلی ترین عوامل ورشکستگی کسب وکارها است.رشد یک کسب وکار خرد، علاوه بر پروسه های مناسب اجرایی، به استراتژی های رشد بستگی دارد. بنگاه های کوچک بسته به شرایط، با استفاده از تاکتیک های مختلفی می توانند دامنه ی عملیات خود را گسترش داده و به فروش و درآمد بیشتری دست پیدا کنند. در ادامه ی این مطلب، مهم ترین استراتژی های رشد را توضیح می دهیم:افزایش نفوذ بازارنفوذ بازار یا market penetration، به طور پیش فرض اولین راه توسعه ی عملیات یک شرکت محسوب می شود. طبق این سناریو، زمانی که هیچ محصول جدیدی تولید نمی شود و هیچ بازار جدیدی برای ورود، وجود ندارد، شرکت باید با تمرکز روی محصولات یا خدمات فعلی خود تلاش کند سهم خود را از بازارهای موجود افزایش دهد.افزایش نفوذ در بازار، یک راهکار رقابتی است. بی تردید کسب وکارهای کوچک در این راه با رقبای متعددی روبرو می شوند و برنامه های مختلفی را برای پیروزی در این رقابت طراحی می کنند. برخی از استراتژی های نفوذ بازار عبارت اند از:۱- کاهش قیمت نهایی محصولات یا خدمات به منظور جذب مشتریان بیشتر: این روش زمانی که تمایزات کمی در بازار وجود دارد، خوب جواب می دهد. یکی از بهترین مثال های موفق این استراتژی، تاسیس اولین شعبه ی والمارت توسط والتون بود. نقطه ی قوتی که در آن زمان والمارت را در بازار شدیداً رقابتی خرده فروشان متمایز کرد، عرضه ی محصولات به قیمتی پایین تر از سایرین بود.۲- افزایش تبلیغات محصول به منظور بهبود استراتژی کششی آن ها: کسب وکارهای کوچک به جز انواع فرم های سنتی و غیر سنتی تبلیغات، می توانند از روش های دیگری نیز برای جذب مشتریان استفاده کنند. برنامه هایی نظیر پیشنهادات ویژه، رویدادهای خاص تبلیغاتی، تخفبفات تجاری و فروش یا استرداد هزینه در صورت عدم رضایت مشتریان، نمونه هایی از این استراتژی به شمار می آیند. چنین برنامه هایی نه تنها نظر مشتریان فعلی شما را جلب می کند، بلکه به سایر کاربرانی که پیش ازاین از وجود برند شما مطلع نبودند نیز آگاهی می بخشد.۳- گسترش کانال های توزیع به منظور افزایش دسترسی: برای اجرای این استراتژی غالباً باید به دنبال توزیع کنندگان، خرده فروشی ها، نمایندگی های فروش و واسطه های بیشتری بگردید. به عنوان یک کسب وکار کوچک، شراکت با کانال های توزیع گستره تر و باثبات تر، به نفع شما است چراکه شانس شما را برای دسترسی به مشتریان واقعی افزایش می دهد و به افزایش تقاضای محصول در بازار منجر می شود.۴- بهبود و پیشرفت مؤثر محصول: اگر بتوانید ویژگی های محصولات فعلی را بهبود بدهید یا استفاده های آلترناتیو دیگری را برای آن ها پیشنهاد کنید، افراد بیشتری را به مصرف کالاها یا خدمات خود تشویق می کنید. برای اجرای این استراتژی غالباً نیازی نیست که اصل محصول را تغییر دهید، بلکه کافی است با خلاقیت، جذابیت بیشتری به ویژگی های ظاهری محصولات (نظیر بسته بندی) ببخشید.۵- هدف قرار دادن مشتریان و کانال های توزیع رقبا: به طور طبیعی اگر کسب وکارهای کوچک بتوانند مشتریان رقبای خود را جذب کنند، سهم خود را از بازار افزایش می دهند. با به کارگیری این استراتژی درواقع با یک تیر دو هدف را نشانه می گیرید. گرچه تلاش های شما روی مشتریان شرکت های رقیب متمرکز می شود، ولی پیرو این امر کانال های توزیع و خرده فروشانی را هم که با رقیب کار می کنند، از آن خود می کنید. اگر بتوانید مزایای بهتری نسبت به پیشنهاد فعلی رقیب ارائه کنید، قدم بسیار مؤثری برداشته اید. توجه کنید که در استراتژی های نفوذ بازار، ما از بازاری صحبت می کنیم که سایز آن ثابت و بدون تغییر است. جریان فوق در استراتژی توسعه ی بازار به شدت متفاوت خواهد بود.توسعه ی بازارهمان طور که گفتیم، یک شرکت می تواند بدون تغییر بازار هدف، رشد خود را افزایش دهد. اما گاهی اوقات می توان محدوده ی بازار هدف را گسترش داد، که این استراتژی رشد، توسعه ی بازار یا market development خوانده می شود. توسعه ی بازار راهکاری فوق العاده مؤثر برای بنگاه هایی به شمار می رود که نتوانسته اند جای پای ثابتی در بازار فعلی به دست آوردند. در شرایطی که رقابت بسیار شدیدی در بازار حاکم است، کسب وکارهای کوچک باید به دنبال «مراتع سرسبزتر» بگردند.از طرف دیگر ممکن است یک محصول، استفاده های جدیدی پیدا کند که در بازار فعلی تعریف نشده باشند. به عنوان مثال محصولی که از ابتدا برای مصارف بهداشتی و پزشکی طراحی شده، در زیبایی پوست نیز کاربرد خواهد داشت. بنابراین حالا تولیدکننده مجبور نیست خود را به بازار مراقبت های بهداشتی محدود کند، بلکه می تواند بازار محصولات پوست و زیبایی را نیز هدف قرار دهد.در این سناریو، محصول جدیدی وجود ندارد، اما شرکت به بازار جدیدی قدم می گذارد و بدین وسیله فروش و سود خود را افزایش می دهد. بازارهای بالقوه ی محصول از طریق شناسایی کاربران جدید یا استفاده های جدید برای محصول، توسعه می یابند.استراتژی توسعه ی بازار، غالباً برای گسترش تجارت به نواحی جدید جغرافیایی مانند ایالت ها و استان ها، کشورها و قاره های دیگر مورد استفاده قرار می گیرد. خرید فرانشیز، یکی از قابل توجه ترین نمونه های این استراتژی به شمار می رود. به عنوان مثال شرکت بادی شاپ که در اصل یک یرند بریتانیایی بود، با همین روش قلمرو فعالیت خود را به ۶۰ کشور جهان توسعه داد.بااین حال کسب وکارهای کوچک باید در استفاده از این استراتژی نهایت هوشیاری را به خرج دهند. ازآنجاکه این راهکار با ورود به یک بازار کاملاً جدید شکل می گیرد، شرکت ها باید تحقیقات بازار خود را با دقت تکمیل کنند و درک واقع بینانه ای از مشتریان پایه به دست آورند. ممکن است آنچه که در بازار فعلی جواب می دهد، به دلیل تفاوت های ذاتی فرهنگی و دیگر فاکتورها، در بازار جدید کارایی خوبی نداشته باشد.استفاده از کانال های جایگزینامروزه اینترنت باب کانال های توزیع جدیدی را برای دسترسی به مشتریان و فروش محصولات بازکرده است. در واقع این روند به یکی از فرصت های بسیار سودمند کسب وکارهای کوچک تبدیل شده، زیرا آن ها می توانند با فراهم کردن یک پلتفرم خوب، حتی با برندهای بنام نیز وارد رقابت شوند. گزینه های جدیدی که به لطف اینترنت پیش روی شرکت ها قرارگرفته عبارت اند از:فروش آنلاین: شرکت ها می توانند وب سایتی راه اندازی کنند و محصولات خود را از طریق آن مستقیماً به مشتریان عرضه کنند، یا می توانند با سایت های خرده فروشی شریک شوند.فروش اشتراکی: شرکت های کوچک می توانند امکان عضویت آنلاین و اشتراک مشتریان را فراهم کنند و به این ترتیب، محصولات خود را به مخاطبین بیشتری معرفی کنند.فروش از طریق اپلیکیشن های همراه: امروزه مردم اپلیکیشن های تلفن همراه را به عنوان یک ابزار تسهیل کننده ی معاملات پذیرفته اند و شرکت ها نیز تلاش می کنند روش های بهتری برای ادغام این ابزار با استراتژی های بازاریابی خود بیابند.توسعه محصولدر این استراتژی بازار جدیدی وجود ندارد، اما یک شرکت محصولات جدیدی تولید کرده که با معرفی آن ها، سهم بیشتری از بازار فعلی به دست می آورد.این استراتژی در صنایعی که با رشد سریع تکنولوژی همراه هستند (نظیر تلفن همراه یا صنایع الکترونیک)، بیشتر مورداستفاده قرار می گیرد. همان طور که می بینیم تولیدکننده های گوشی همراه مدام محصولات جدیدی به بازار عرضه می کنند تا خود را با پیشرفت های تکنولوژی به روز نگه دارند. البته کسب وکارهای کوچک نیز در بسیاری از شرایط می توانند از مزایای این استراتژی به خوبی بهره مند شوند. به عنوان مثال آن ها می توانند:با توسعه و معرفی محصولات جدید، خط تولی ...

ادامه مطلب  

استراتژی های رقابتی و انواع آن  

درخواست حذف این مطلب
بدون استراتژی های رقابتی، حضور دائم در بازار رقابت برای کسب و کار امکان پذیر نیست. به ویژه در بازاری که محصولات جایگزین و مشابه فراوانی وجود دارد. استراتژی رقابتی چیست؟ انواع مختلف آن چیست؟ و چطور می توان آن را در شرکت توسعه داد؟ برای یافتن پاسخ این سؤال ها، با ما تا انتهای مقاله همراه باشید.مقاله مرتبط: آشنایی با انواع استراتژی قیمت گذاریاستراتژی رقابتی چیست؟استراتژی رقابتی، یک برنامه ی عملکرد بلندمدت است که یک شرکت برای دستیابی به اهداف رقابتی، مد نظر قرار می دهد. شرکت، بعد از بررسی نقاط قوت و ضعف رقبا و مقایسه ی آنها با نقاط قوت و ضعف خود، از استراتژی رقابتی برای پیروزی در رقابت با دیگران، بهره می برد. این استراتژی برای پاسخ گویی و تحمل فشارهای وارده از طرف بازار رقابتی، عملکردهای مختلف شرکت را ترکیب می کند، مشتریان را جذب و جایگاه شرکت را در بازار رقابت، تثبیت می کند.انواع استراتژی های رقابتیدسته بندی «مایکل پورتر» (michael porter)«مایکل پورتر»، اقتصاددان آمریکایی، یکی از چهره های توانمند در عرصه ی استراتژی رقابتی، توسعه ی اقتصادی و رقابت پذیری است. دسته بندی «پورتر» برای انواع استراتژی های رقابتی عبارت است از: متمایزسازی، رهبری هزینه، تمرکز بر متمایزسازی و تمرکز بر هزینه.تمایز یا متمایزسازیهدف از این استراتژی رقابتی این است که یک محصول یا سرویس خاص و منحصربه فرد را به بازار عرضه کنیم؛ محصول یا خدماتی که از سایر موارد مشابه که سایر رقبا در بازار عرضه می کنند، متمایز باشد. برای رسیدن به این هدف، شما به عنوان مدیر یک کسب و کار باید در زمینه ی تحقیق و توسعه، هزینه ی زیادی را متقبل شوید. کاری که برای کسب وکارهای کوچک با بودجه ی محدود، به راحتی مقدور نیست. یک استراتژی تمایز موفق، پتانسیل کاهش حساسیت به قیمت و افزایش وفاداری برند از طرف مشتریان را دارد.رهبری هزینههدف از استراتژی مدیریت هزینه این است که در مقایسه با سایر رقبا، قیمت محصولات خود را کاهش دهیم و در واقع محصولی تولید کنیم که بتواند از نظر قیمت با موارد مشابه رقابت کند. دو گزینه ی سنتی برای کسب و کارها به منظور افزایش سود از طریق کاهش قیمت و افزایش فروش وجود دارد. در استراتژی رهبری هزینه، تمرکز شرکت بر به دست آوردن مواد اولیه ی با کیفیت با کمترین قیمت است. علاوه بر این، صاحبان مشاغل باید بتوانند از بهترین کارگران و متخصصان استفاده کنند تا این مواد اولیه را به محصولات باکیفیت و ارزشمند برای مشتریان تبدیل کنند. بنابراین، این استراتژی به خصوص در شرایطی سودمند است که در بازار مورد نظر، قیمت فاکتور بسیار مهمی برای انتخاب محصول توسط مشتریان باشد.تمرکز بر متمایزسازی و تمرکز بر هزینهاگر در کسب و کار به این نتیجه برسید که بازاریابی برای همه ی گروه های مشتریان، برای یک محصول یا سرویس خاص، مؤثر و کارآمد نیست، باید استراتژی تمرکز را به کار گیرید. این استراتژی به این معناست که شرکت باید گروه خاصی از مشتریان را در نظر گیرد و سایر گروه ها را از بازار خود حذف کند.استراتژی تمرکز، دو نوعِ متفاوت دارد. در استراتژی تمرکز بر قیمت، هدف یک شرکت یا کسب و کار این است که در بخش هدف خود، از نظر قیمت بتواند با سایر رقیبان رقابت کند و گوی سبقت را از آنها برباید. برای مثال یک فروشگاه لوازم الکترونیکی را در نظر بگیرید که قصد دارد ارزان ترین فروشگاه یک شهر باشد؛ نه لزوما ارزان ترین فروشگاه در یک منطقه ی بزرگ تر.استراتژی تمرکز بر تمایز، از نیازهای خاص مشتریان در یک زیرمجموعه ی خاص بهره می برد و با تولید محصولات خاص، خود را از دیگران متمایز می کند. به طور نمونه شرکتی را فرض کنید که به تولید محصولات مخصوص چپ دست ها تمرکز می کند. در نتیجه محصول این شرکت در بازار، منحصربه فرد و متمایز خواهد بود.دسته بندی بر اساس نظریه ی michael treacy و fred wiersmaنویسنده های کتاب «نظمِ رهبران بازار»، کتابی که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. در این کتاب می آموزند که چطور می توان به یک رهبر موفق در کسب وکار تبدیل شد و چطور یک رهبر موفق باقی ماند. آنها در کتاب شان سه استراتژی رقابتی را مطرح می کنند که عبارتند از برتری عملیاتی، رهبری محصول و صمیمیت مشتری.تئوری و بحث اصلی نویسندگان این است که شرکت ها باید یکی از این سه استراتژی را انتخاب و بر آن تمرکز کنند و در دو مورد دیگر، عملکرد قابل قبولی داشته باشند.برتری عملیاتیهدف این استراتژی، دستیابی به رهبری هزینه است. این استراتژی بر خودکار ی مراحل انجام کار و فرایندهای تولید تمرکز دارد؛ به نحوی که این مراحل، ساده تر شوند و هزینه ی تولید کاهش پیدا کند. شرکت های مشهوری مانند ایکیا، مک دونالد، ساوت وست ایرلاینز (southwest airlines)، والمارت و fedex از این استراتژی بهره برده اند و خود را با استانداردسازی و حجم بالای تولید وفق داده اند.برتری عملیاتی، یک استراتژی ایده آل برای بازارهایی است که مشتریان آن، هنگام انتخاب، به قیمت محصول توجه زیادی می کنند. کسب و کارهایی که در این استراتژی به موفقیت می رسند، انضباط سازمانی مستحکم و فرایندهای استاندارد و قانونمند دارند و البته متمرکز هستند. فرایندهایی مانند مدیریت زنجیره ی تأمین (scm)، مدیریت کیفیت جامع (tqm) و شش سیگما (six sigma) در مدل های کسب و کار حجم گرا مورد توجه قرار می گیرند. رهبری محصولهدف از این استراتژی این است که رویکردی را در شرکت جا بیندازند که به تولید و معرفی محصولات برتر در بازار منجر شود. مدیران تولید، از این مطلب آگاهند که خلاقیت، کارِگروهی و توانایی حل مسئله، برای موفقیت آنها ضروری است. این مدیران با توجه به تجارب خود می توانند محصولاتی درجه یک برای مشتریان تولید کنند. از میان ویژگی ها و مهارت هایی که باید این مدیران در خود پرورش دهند، می توان به این موارد اشاره کرد: مدیریت محصول، مدیریت استعداد، کارِگروهی، بازاریابی، مدیریت سبد پروژه و… .مدیران محصول، تخصص خود را در محدوده ی مرزهای جغرافیایی و سازمانی یک شرکت به کار می برند و با به دست آوردن مهارت و تخصص هایی از جمله مدیریت دانش و همکاری، نقش خود را در مدیریت محصول ایفا می کنند. شرکت های بزرگی مثل اپل، bmw ،fidelity investments ،pfizer و بسیاری از شرکت های دیگر که در زمینه ی محصولات الکترونیکی، خودروسازی، مدیریت سرمایه گذاری و صنایع دارویی فعالیت می کنند، از استراتژی رهبری محصول بهره می برند.صمیمیت با مشتریهمان طور که از عنوان این استراتژی برمی آید، صمیمیمت با مشتری به معنای نزدیک شدن و ایجاد رابطه ی صمیمانه با مشتریان است. این استراتژی عبارت است از تقسیم بندی و هدف گذاری بازار و ارائه ی پیشنهادات سفارشی برای گروه های مشخص شده ی مشتریان به منظور پاسخگویی به نیازها و درخواست های آنها.شرکت هایی که این استراتژی را مد نظر قرار می دهند، دانش مشتری را با انعطاف پذیری عملیاتی ترکیب می کنند تا به سرعت بتوانند به تغییر نیاز مشتریان پاسخ دهند؛ از تولید محصولات اختصاصی گرفته تا پاسخگویی به درخواست های خاص. بنابراین، مواردی چون توسعه ی محصول، ت ...

ادامه مطلب  

چرا پپسی و کوکاکولا را تحریم نکردید؟!  

درخواست حذف این مطلب
تحریم 15 شرکت امریکایی تولید کننده و صادر کننده سلاح به رژیم صهیونیستی که دیروز وزارت خارجه ایران در تقابل با تحریم های اخیر امریکا آنها را در فهرست تحریمی جمهوری اسلامی ایران قرار داد با واکنش مردم و کاربران شبکه های اجتماعی روبه رو شد. مردم می پرسند به راستی چه زیانی به این شرکت ها از تحریم ایران می رسد و اگر وزارت خارجه مایل بود به راستی اقدام تاثیر گذاری در قبال آنچه خود نقض متن برجام می نامد انجام دهد چرا برای مثال کوکا کولا و پپسی را از حضور و رفت و آمد در ایران محروم نکرد؟!اقدام وزارت خارجه البته با استقبال برخی وابستگان و جیره خواران ام ...

ادامه مطلب  

منتظر مناظره سوم باشید ورق بر می گردد »  

درخواست حذف این مطلب
حمید ابوطالبی معاون سیاسی دفتر رییس جمهور در یادداشتی درباره مناظره دوم انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم نوشت:مفروضات اصلی:١)سه مناظره وجود دارد و تصمیم گیری مردم عموما پس از مناظره سوم اخذ می شود ٢)مناظره ها دو استراتژی می خواهد: استراتژی ترکیبی و استراتژی فردی ٣)دکترروحا ...

ادامه مطلب  

چه تحریم هایی مجدد اعمال می شوند؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، شب گذشته و پس از اعلام خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران توسط دونالد ترامپ، وزارت خزانه داری آمریکا دستور العمل خروج از برجام را منتشر کرد و طی آن اعلام کرد که تحریم ها علیه ایران طی بازه 90 روزه و 180 روزه علیه ایران باز می گردد.بیشتر بخوانید:متن کامل بیانیه وزارت خزانه داری آمریکا درباره بازگشت تحریم ها علیه ایران به شرح زیر می باشد:صادر شده در 8 می، 2018این سند فقط جنبه توضیحی داشته و الزام قانونی ندارد. لطفا به طور ویژه تدارکات الزام قانونی بیان شده در زیر قوانین تحریم را ملاحظه کنید. این سند مقامات قانونی، دستورات اجرایی یا آئین نامه ها را تکمیل یا تغییر نمی دهد.سوالات مکرر پرسیده شده در ارتباط با اعمال مجدد تحریم ها بر اساس یادداشت امنیت ملی ریاست جمهوری در 8 می 2018 در مورد برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)سوالات کلیقابل اجرا در 8 می 2018، چه تحریم هایی مجدد اعمال می شوند؟در 8 می 2018 رئیس جمهور تصمیم خود مبنی بر توقف مشارکت آمریکا در برنامه جامع اقدام مشترک (خروج آمریکا از برجام)، شروع اعمال مجدد تحریم ها بعد از یک دوره محدود ساختن فعالیت ها، و تحریم های مرتبط با برنامه هسته ای که به منظور تحقق تحریم های رفع شده در چارچوب برجام، متوقف شده بود، را اعلام نمود. براساس این اعلام، رئیس جمهور "دستور امنیت ملی ریاست جمهوری" را صادر کرد که وزارت خارجه و وزارت خزانه داری امریکا را ملزم می ساخت برای اعمال مجدد تمامی تحریم های آمریکا که در برجام رفع یا تعلیق شده بود آماده شوند، در اسرع وقت اجرایی گردد و تحت هیچ شرایطی بیش از 180 روز از تاریخ صدور دستور امنیت ملی ریاست جمهوری به درازا کشیده نشود.برای اجرای دستور رئیس جمهور، وزارت های خارجه و خزانه داری آمریکا اقدامات لازم برای تعیین یک دوره 90 و 180 روزه محدود ساختن فعالیت ها برای فعالیت های مرتبط با ایران که تحت برنامه جامع اقدام مشترک رفع یا تعلیق شده بود، را انجام دهد. سوالات مکرر پرسیده شده 1.2 و 1.3 در زیر جزئیات اینکه چه تحریم هایی و در چه چارچوب زمانی مجدد اعمال می شوند را نشان می دهد.بر اساس دستور امنیت ملی ریاست جمهوری، وزارت خارجه امریکا می بایست اقدامات قانونی که برای تطبیق رفع یا تعلیق تحریم های ناشی از برجام صادر شده بود را لغو کند، اقدامات قانونی لازم برای شروع دوره محدود سازی فعالیت ها را روی دست بگیرد و برای تطبیق موارد فسخ شده در طول دوره محدود سازی مربوطه تلاش های مناسب را انجام دهد. بعد از 4 نوامبر 2018، اداره کنترل دارایی های خارجی امریکا انتظار دارد تمام تحریم های مرتبط با برنامه های هسته ای که در برجام رفع شده بود مجدد با تاثرات کامل اعمال شود.اشخاصی که بر اساس رفع تحریم های آمریکا در چارچوب برجام وارد فعالیت شده بودند می بایست اقدامات لازم برای کاهش فعالیت هایشان تا 6 آگوست 2018 یا 4 نوامبر 2018 را انجام دهند تا بر اساس قانون آمریکا در معرض تحریم یا اقدامامات قانونی قرار نگیرند. (5/8/2018).بعد از اتمام دوره 90 روزه محدود ساختن فعالیت ها که در 6 آگوست 2018 به پایان می رسد، چه تحریم هایی مجدد اعمال می شوند؟بعد از اتمام دوره 90 روزه محدود سازی فعالیت ها که در 6 آگوست 2018 به پایان می رسد، دولت آمریکا تحریم های زیر شامل تحریم های مرتبط با خدمات در زمینه های زیر که بر در برجام متوقف شده بود را مجدد اعمال می کند:تحریم های مربوط به خرید و تهیه دلار آمریکایی توسط دولت ایران;تحریم های مرتبط با تجارت ایران در زمینه طلا و فلزات گرانبهاتحریم های مرتبط با خرید، ذخیره یا انتقال مستقیم یا غیر مستقیم گرافیت، مواد خامٰ یا فلزات نیمه تمام شامل آلومینیوم و آهن، زغال و نرم افزار برای یکپارچه سازی پروسه های صنعتی.تحریم های مرتبط با انتقال عمده خرید یا فروش ریال ایرانی، نگهداری کمک های مالی عمده یا حساب های بانکی بیرون از خاک ایران که تحت نفوذ ریال ایرانی است.تحریم های مرتبط با خرید، اشتراک یا تسهیلات بدهی های دولتی ایران.تحریم های مرتبط با صنعت ماشین ایران.به علاوه بعد از دوره 90 روزه محدود سازی فعالیت های که در 6 آگوست 2018 به پایان می رسد، آمریکا توافقات قانونی زیر در برجام در چارچوب تحریم های عمده آمریکا را لغو می کند:واردات قالی اصیل ایرانی و اقلام غذایی و معاملات پولی خاص بر اساس مدارک عمومی در چارچوب معاملات ایرانی و قوانین تحریم ها، 31 c.f.r بخش 560 (itsr)فعالیت های انجام شده بر اساس "مدرک عمومی i مرتبط با قرار دادهای مشروط برای فعالیت های واجد شرایط مجوز در چارچوب برجاماشخاصی که در فعالیت های لیست شده در بالا و بر اساس رفع تحریم های آمریکا در چارچوب برجام دخیل بوده اند، می بایست تا 6 آگوست 2018 اقدامات لازم برای محدود ساختن فعالیت های خود را انجام دهند تا بر اساس قانون امریکا درمعرض تحریم یا اقدامات قانونی دیگر قرار نگیرند. (سوالات مکرر پرسیده شده 2.1 در زیر را برای آگاهی از فعالیت های مجاز یا فعالیت هایی که در طول دوره محدود سازی شامل تحریم نمی شوند، ملاحظه کنید). {5/8/2018}چه تحریم هایی بعد از دوره محدود سازی 180 روزه فعالیت ها که در 4 نوامبر 2018 به پایان می رسد مجدد اعمال می شوند؟بعد از اتمام دوره 180 روزه محدود سازی فعالیت های که در 4 نوامبر 2018 به پایان می رسد، آمریکا تحریم های زیر شامل تحریم های مرتبط با خدمات در زمینه فعالیت های زیر که در برجام رفع شده بود را مجدد اِعمال می کند:تحریم های مرتبط با اپراتورهای بندری، ناوگان دریایی و بخش های کشتی سازی شامل خطوط ناوگان دریایی جمهوری اسلامی ایران و خط ناوگان جنوبی ایران و وابسته های آنهاتحریم های مرتبط با معاملات نفتی با شرکت ملی نفت ایران (nioc)، شرکت بین المللی نفت ایران (nico) و شرکت ملی نفتکش ایران (nitc) شامل خرید نفت، محصولات نفتی یا محصولات پتروشیمی از ایرانتحریم های مرتبط با معاملات اقتصادی موسسات مالی خارجی با بانک مرکزی ایران و موسسات مشخص مالی ایرانی تحت ماده 1245 لایحه اختیارات دفاع ملی برای سال مالی 2012 (ndaa).تحریم های مرتبط با خدمات تهیه پیامهای مالی خاص برای بانک مرکزی ایران و موسسات مالی ایرانی لیس شده در ماده 104 (c)(2)(e)(ii) تحریم جامع ایران و اقدام محروم سازی 2010 (cisada)تحریم های مرتبط با تهیه خدمات بیمه نامه، بیمه یا بیمه اتکاییتحریم های مرتبط با بخش انرژی ایرانبه علاوه، قابل اجرا در 5 نوامبر 2018، آمریکا اختیارات نهاد های وابسته یا تحت کنترل امریکا را لغو می کند تا فعالیت های خاص با دولت ایران یا اشخاص مورد صلاحیت قضایی دولت ایران را محدود کند که قبلا بر اساس مدرک عمومی h مجاز شمرده می شد. (سوالات مکرر پرسیده شده 4.4 در زیر را ملاحظه کنید).همچنین قبل از 5 نوامبر 2018، دولت آمریکا طوریکه مناسب باشد تحریم های مربوط به افرادی که از لیست "اشخاص بلاک شده و ملیت های تعیین شده خاص" (لیست sdn) یا دیگر لیست هایی که توسط دولت آمریکا در 16 ژانویه 2016 نگهداری می شد را مجدد اِعمال می کند.اشخاصی که در فعالیت های لیست شده در بالا و بر اساس رفع تحریم های آمریکا در چارچوب برجام دخیل بوده اند، می بایست تا 6 آگوست 2018 اقدامات لازم برای محدود ساختن فعالیت های خود را انجام دهند تا بر اساس قانون امریکا درمعرض تحریم یا اقدامات قانونی دیگر قرار نگیرند. (سوالات مکرر پرسیده شده 2.1 در زیر را برای آگاهی از فعالیت های مجاز یا فعالیت هایی که در طول دوره محدود سازی شامل تحریم نمی شوند ملاحظه کنید). {5/8/2018}1.4. آیا تحریم هایی که از طریق دستور اجرایی 13716 رفع شده بود در 8 می 2018 مجدد اعمال می شود؟اداره کنترل دارایی های خارجی انتظار دارد دولت آمریکا برای اِعمال مجدد مقررات دستورات اجرایی 13574، 13622 و 13645 تا پایان دوره محدود سازی فعالیت ها مثلا 6 آگوست 2018 یا 4 نوامبر 2018 بسته به فعالیت های لازم، اقدام کند.( سوالات مکرر پرسیده شده 1.2 و 1.3 را ببینید). مقررات دستورات اجرایی 13574، 13590، 13622، 13628 و 13645 که توسط دستور اجرایی 13716 لغو شده بود هنوز در 8 می 2018 مجدد اِعمال نشده است.اشخاصی که در فعالیت های لیست شده فوق و بر اساس رفع تحریم های آمریکا در چارچوب برجام دخیل بوده اند، می بایست تا 6 آگوست 2018 یا 4 نوامبر 2018 اقدامات لازم برای محدود ساختن فعالیت های خود را انجام دهند تا بر اساس قانون امریکا درمعرض تحریم یا اقدامات قانونی دیگر قرار نگیرند. {5/8/2018}آیا سوالات مکرر پرسیده شده و راهنمای قرار گرفته در وب سایت اداره کنترل دارایی های خارجی مرتبط با رفع تحریم های برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) موثر باقی می مانند؟همان طور که در بالا ذکر شده، رئیس جمهور به وزارت های خارجه و خزانه داری دستور داده تا تحریم هایی که در برجام و با هدف تطبیق مفاد برجام تعیین شده در بخش های ii، iii، iv وv سند راهنما در پایان دوره قابل اجرای محدود سازی فعالیت ها رفع یا تعلیق شده بود را مجدد اِعمال کند. علاوه بر این اگرچه مقررات تحریم ها ذکر شده در بخش vi سند راهنما دیگر اجرا نمی شود اما قوانینی جایگزین شده اند که همان طور که در بالا توضیح داده شد، اجازه دارند فعالیت ها را مطابق دستور محدود سازند. اشخاصی دخیل در فعالیت های انجام شده بر اساس رفع تحریم های آمریکا در برجام می بایست بین 8 می 2018 و 6 آگوست 2018 یا بین 8 می 2018 و 4 نوامبر 2018 همان طور که قابل تطبیق می باشد، اقدامات لازم برای محدود ساختن فعالیت های خود را انجام دهد تا از تحریم های و اقدامات قانونی دیگر در قانون امریکا در امان بمانند. راهنمای برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) و سوالات مکرر پرسیده شده برجام، صادر شده در 16 ژانویه 2018 به صورت اصلاح شده در وب سایت اداره کنترل دارایی های خارجی باقی می مانند تا به اشخاص در تشخیص فعالیت های تحریم یا منع نشده بین 16 ژانویه 2016 و 8 می 2018 کمک کند و اشخاص به بهترین نحو چنین فعالیت ها را محدود سازند. بین سوالات مکرر پرسیده شده برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) از جمله راهنمای محدود سازی و دیگر راهنمایی های داده شده توسط وزارت خارجه یا وزارت خزانه داری در 8 می 1018 تناقض هایی وجود دارد، راهنمایی هایی که بعدا منتشر شده می بایست اجرا شوند.محدود سازیدوره محدود سازی چه مدت طول می کشد و به چه نوع فعالیت هایی اجازه داده شده است؟دولت آمریکا تجربه گذشته کار با شرکت های آمریکایی با کشور سوم برای کاهش تاثیر تحریم ها بر فعالیت های مجاز کسانیکه قبل از اِعمال تحریم ها اقدام کرده اند، را دارد. برای تطبیق دستور 8 می 2018 امنیت ملی ریاست جمهوری، وزارت های خارجه و خزانه داری یک دوره محدود سازی 90 و 180 روزه قابل اجرا را برای فعالیت های مربوط به ایران که در برجام رفع شده بود را تعیین می کنند. ( سوالات مکرر پرسیده شده 1.2 و 1.3 بالا را برای لیست فعالیت های مد نظر دوره محدود سازی 90 و 180 روزه ملاحظه کنید.)مطابق این دستور رئیس جمهور، وزارت خارجه قوانین خاصی که برای رفع تحریم ها در برجام صادر شده بود را لغو و قوانین تحریم های لازم برای دوره محدود سازی مناسب را صادر و برای حفظ این قوانین در طول دوره محدود سازی اقدامات مناسب را انجام داده است مثلا تا 6 آگوست 218 یا 4 نوامبر 2018 بسته به فعالیت. اشخاص غیر ایرانی می بایست برای محدود سازی فعالیت هایشان با ایران که در پایان دوره محدود سازی تحریم می شود، از این دوره های زمانی استفاده کنند.در صورتیکه اشخاص غیر آمریکایی غیر ایرانی بعد از اتمام دوره محدود سازی در 6 ٱگوست 2018 یا 4 نوامبر 2018 بابت کالاها یا خدماتی که به طور کامل تهیه یا قبل از 6 آگوست 2018 یا 4 نوامبر 2018 تحویل شریک ایرانی شده، پرداختی معوقه دارد، بر اساس قرار داد امضا شده یا توافق نوشته شده قبل از 8 می 2018 ودر صورتیکه چنین فعالیت هایی مطابق با تحریم های آمریکا مجاز باشند، بنابر اعلام دولت آمریکا شخص غیر آمریکایی و غیر ایرانی اجازه دارد پول آن کالاها یا خدمات را بر اساس مفاد قرار داد یا توافق نوشته شده دریافت کنند. به همین ترتیب اگر شخص غیر آمریکایی غیر ایرانی بعد از 6 آگوست 2018 یا 4 نوامبر 2018 وام یا اعتباری به شریک ایرانی قبل از اتمام دوره محدود سازی 90 یا 180 روزه بدهی دارد، چنین وام یا اعتباری را براساس قرار داد یا توافق نوشته شده می تواند قبل از 8 می 2018 پرداخت کند و اگر چنین فعالیت هایی حین دریافت وام یا اعتبار مطابق با تحریم های آمریکا باشد، دولت آمریکا به شخص غیر آمریکایی غیر ایرانی اجازه می دهد بر اساس مفاد قرار داد یا توافق نوشته شده پول قرض مربوطه را دریافت کند. این اجازه به طرف های غیر آمریکایی و غیر ایرانی امکان پرداخت بدهکاری یا انجام تعهد برای کالاها یا خدماتی که به طور کامل تهیه یا تحویل داده شده یا وام ها و اعتباری که به طرف ایرانی تا پایان دوره 90 یا 180 روزه پرداخت شده را فراهم می کند. هرگونه پرداختی می بایست مطابق با تحریم های آمریکا صورت گیرد، از جمله پرداختی نباید اشخاص آمریکایی یا سیستم مالی آمریکا را دربر گیرد مگر اینکه معاملات از قوانین و صلاحیت های اداره کنترل دارایی های خارجی معاف شده باشد.بر اساس شرایط توضیح داده شده فوق، اداره کنترل دارایی های خارجی گام های لازم را بر می دارد تا به اشخاص آمریکایی و نهاد های تحت مالکیت یا کنترل آمریکا اجازه دهد تا 6 آگوست 2018 یا 4 نوامبر 2018 اقدامات یا تجارت با ایران همان طور که توسط صلاحیت های ادراه کنترل دارایی های خارجی اجازه داده شده را محدود کند و بر اساس مفاد قرارداد یا توافق نوشته شده قبل از 8 می 2018 در مورد کالاها ی ...

ادامه مطلب  

معاون اول رییس جمهور :آمریکا با تحریم های جدید اعتبار خود را در فضای بین المللی از بین می برد  

درخواست حذف این مطلب
معاون اول رییس جمهور گفت: اینکه آمریکایی ها بر رفتار غلط خود اصرار دارند به طبیعت و ویژگی آنها بر می گردد و دولت و وزارت امور خارجه تحریم های جدید آمریکا را بررسی خواهد کرد و عکس العمل مناسب نشان خواهیم داد. به گزاش پایگاه اطلاع رسانی دولت دکتر اسحاق جهانگیری ظهر امروز (یکشنبه) در حاشیه بازدید از مجموعه تاریخی و فرهنگی کاخ گلستان در گفتگو با خبرنگاران در پاسخ به این سوال که واکنش ایران به تحریم های جدید آمریکا چه خواهد بود اظهار داشت: چنانچه تحریم های جدید نقض برجام باشد دولت جمهوری اسلامی ایران عکس العمل مناسب نشان خواهد داد و اگر این تحریم ها نقض ...

ادامه مطلب  

دلیل ایجاد انگل های گوارشی چیست و چگونه درمان می شود؟  

درخواست حذف این مطلب
آنچه که در این مقاله به آن می پردازیم «انگل های گوارشی» از دیدگاه طبّ قدیم هستند؛ در واقع منظور ما از انگل، کرم های گوارشی قابل مشاهده(مثل کرم کدو، آسکاریس، کرمک و …) بوده سایر بیماری های انگلی دستگاه گوارش که ناشی از عوامل میکروسکوپی هستند(مثل ژیاردیا، آمیب، شیگلا و …) موضوع بحث ما نیستند. در طبّ قدیم، معمولاً مشکلات ناشی از انگل های میکروسکوپی در حیطه درمان انواع اسهال ها و مانند آن مورد بحث قرار می گیرند.چرا این روزها مردم بیشتر دچار بیماری های انگلی می شوند؟دلیل این امر واضح است، به همان دلیل که ما در این دوره و زمانه بیشتر سرما می خوریم بیشتر هم دچار انگل های گوارشی می شویم. در واقع سیستم ایمنی و ارتش دفاعی بدن ما نسبت به نسل های قبلی ضعیف تر شده است و به همین دلیل، همان طور که توان مقابله با ویروس ها را ندارد و مکرّرا سرما می خورد، توان کشتن انگل ها را نیز ندارد و به همین جهت شاهد آن هستیم که این روزها – و علیرغم ارتقای ظاهری سطح بهداشت – شیوع انگل های گوارشی بسیار زیاد شده است به نحوی که دیگر نمی توان آن را یک بیماری دانست که در کودکان شایع تر است؛ بلکه بسیاری از ما بزرگترها نیز – چه بدانیم و چه ندانیم – دچار این مشکل هستیم.نکته جالب این جاست که اطبّای قدیم – مثلاً جناب ابن سینا در کتاب قانون – اعتقاد دارند که اصلی ترین دلیل وجود کرم های گوارشی، افزایش بلغم در معده و روده هاست. دقّت در خوراکی های مصرفی مردم این دوره و زمانه نشان می دهد که مصرف غذاهای سرد و رطوبتی(یعنی همان غذاهای بلغم زا) بسیار گسترش یافته است(مثل گوشت های سفید، انواع لبنیات، برنج، افراط در مصرف میوه ها و سالادها و …) و این افزایش مصرف غذاهای بلغمی، هم بنابر نظر طبّ قدیم و هم بنابر عقیده طبّ جدید(چون مصرف زیاد غذاهای بلغم زا باعث کاهش توان سیستم ایمنی بدن است) می تواند باعث گسترش انگل های گوارشی شود.علایم و نشانه هایی که می توانند دلالت بر وجود انگل های گوارشی کنند:– آبریزش از دهان به ویژه به هنگام خواب.– لب های بیمار در شب ها، تر و رطوبتی و در روزها خشک است؛ به نحوی که بیمار ممکن است با زبان خود لب هایش را به تناوب تر کند.– اختلالات عصبی از جمله پرخاشگری و عصبانیت یا حالات شبیه به افسردگی.– سایش دندان ها بر روی هم(دندان قروچّه)، به ویژه در هنگام خواب.– خمیازه کشیدن، حرف زدن و یا فریاد کشیدن در خواب.– اگر بیمار را از خواب بیدار کنید آزرده خاطر می شود(در حدّ غیر معمول).– حالت تهوّع به ویژه به هنگام غذاخوردن.– بعضی بیماران اشتهای بسیار کمی دارند و بعضی به عکس پرخور می شوند. دسته دوّم معمولا گرسنگی زودرس و مکرّر دارند.– لاغری بدون دلیل حتّی علیرغم پرخوری ظاهری.– تشنگی و عطش بدون دلیل.– دردهای شکمی.– وجود عرق سرد و بدبو.– سیاهی متغیّر و کم و زیاد شونده دور چشم.– خارش مقعد: این علامت معمولاً ویژه کرم های مقعدی ریز(اکسیور) است. حرکت و تخمگذاری کرم اکسیور مادّه در اطراف خروجی مقعد، باعث خارش می شود. نکته مهم در مورد این علامت آن است که بزرگسالانی که دچار اکسیور هستند به علّت کاهش حسّاسیت گیرنده های مقعدی معمولاً خارش را احساس نمی کنند. بنابراین نبود خارش دلیل بر عدم ابتلا به این نوع انگل نیست.– گاهی به دلیل تغذیه انگل از مواد غذایی موجود در روده، بیمار مبتلا به کم خونی می شود.– به همان دلیل فوق، ممکن است بیماری که دچار انگل های گوارشی است، مشکلاتی مانند ضعف و خستگی و کمبود انرژی را نیز تجربه کند.– علامت هایی مثل اسهال غیرقابل توجیه و مزمن و یا دفع سریع موادّ غذایی از دستگاه گوارش بعد از تغذیه هم می توانند ناشی از وجود انگل های گوارشی باشند.تذکّر مهم: این نشانه ها تنها راهنماهایی برای هدایت پزشک به تشخیص صحیح هستند و نه نبودن آنها، ابتلا به انگل را به طور کامل منتفی می کند و نه حضور آنها لزوما به معنای ابتلا به انگل گوارشی است. بنابراین تشخیص نهایی به عهده پزشک مجرّب است. نکته دیگر این که معمولا تمام این علایم با هم دیده نمی شوند و در هر شخصی ممکن است یک یا چند علامت دیده شود.نکات درمانی و داروهادرمان انگل های گوارشی، هم در طبّ جدید و هم در طبّ قدیم معمولاً به صورت موردی و تخصّصی(بر اساس نوع انگل) صورت می گیرد. طبیعتاً این روش های درمانی قابل طرح در مقاله ای که برای عموم نگاشته می شود نیست و در صورت طرح هم اجرای آن برای عموم مردم سخت است؛ لذا سعی می کنیم راهکارهایی را به شما ارایه کنیم که ساده و قابل اجرا و در عین حال کارآمد و موثّر باشند.– مهم ترین نکته در پیشگیری و درمان بیماری های انگلی، افزایش توان سیستم ایمنی بدن است.– کاهش میزان مصرف غذاهای بلغم زا(یعنی غذاهایی که طبع سرد و رطوبتی دارند یا در بدن باعث این مساله می شوند) از راه های مهم جهت کاهش بار انگلی روده هاست. برخی از این غذاها عبارتند از:اکثر لبنیات به ویژه ماست، بسیاری از غذاهای مصنوعی و کارخانه ای، برنج، ماکارونی، بسیاری از میوه ها(میوه های سرد و رطوبتی مثل خیار و کاهو و هندوانه و … اگر به صورت افراطی و غیراصولی مصرف شوند) و …– سیر: سیر یک ابرقدرت در مقابله با انگل هاست. بهترین روش برای انگل کشی، مصرف سیر خام است. این کار را به هر نحوی که می خواهید انجام دهید و از نتیجه کار مطمین باشید. البته در مورد بچّه های کوچکتر پیشنهاد ما این است که دو حبه سیر را در یک لیوان شیر، خوب بجوشانید و با عسل شیرین کنید و این جوشانده خوش طعم را قبل از خواب به طفل بدهید تا کرم دفع شود.– سرکه: سرکه نیز در توان انگل کشی، هماورد سیر است. پیشنهاد می کنیم که روزی 3-2 بار و هر بار 3 تا 4 قاشق غذاخوری یا مربّاخوری(بسته به سنّ و سال و جثّه بیمار) سرکه بخورید. بهتر است از سرکه انگور خانگی برای درمان استفاده کنید. در صورتی که به دلایلی مثل مشکلات گوارشی قادر به استفاده از سرکه به این شکل نیستند، آن را با کمی آب مخلوط کنید. اولویت در مصرف سرکه، ناشتا خوردن آن است.یک راه ساده برای درمان انگل های گوارشی آن است که هر شب بیست عدد نخود آبگوشتی را در سرکه، خیسانده صبح ناشتا نخودها و سرکه باقیمانده را بخورید و تا ظهر چیز دیگری نخورید.– پیاز: می توانید هر شب یک پیاز متوسّط را رنده کرده در یک لیوان آب، خیسانده صبح ناشتا صاف کرده و عصاره حاصل را میل کنید.– هسته مرکّبات: اگر مشکل انگل های گوارشی اذیتتان می کند از این به بعد هسته پرتقال های مصرفی را دور نیندازید. آنها را جمع و خشک و آسیاب کنید و داخل کپسول ریخته شبی یک کپسول تا درمان کامل مصرف کنید.– تخم کدو: تخم کدو، دافع کرم کدوست. بزرگسالان می توانند ۵۰ تا ۱۰۰ گرم تخم کدو را آسیاب کرده با ۲۰۰ گرم عسل مخلوط و صبح ناشتا یک قاشق غذاخوری میل کنند. راه ساده تر این است که روزی یک قاشق غذاخوری تخم کدوی خا ...

ادامه مطلب  

تحریم های باقی مانده ارتباطی با موضوع مذاکرات هسته ای ندارد  

درخواست حذف این مطلب
تحریم های سازمان ملل اتحادیه اروپا و تحریم های ثانویه ایالات متحده آمریکا طبق سند برنامه جامع اقدام مشترک (برجام ) لغوشد و تحریم های باقی مانده ارتباطی با موضوع مذاکرات هسته ای ندارد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از بانک مرکزی معاون اداره تامین اعتبارات ارزی این بانک در نشست تخصصی اقتصاد مقاومتی و برجام با محوریت بازار پول با بیان اینکه قبل از برجام با سه دسته تحریم سازمان ملل اتحادیه اروپا و تحریم های امریکا مواجه بودیم اظهار داشت: البته تحریم های امریکا دارای دو بخش اولیه و ثانویه برای روابط با ایران بود.حمید قنبری درخصوص لغو تح ...

ادامه مطلب  

دیدار فرماندهان سپاه با رئیس جمهوری حرکتی وحدت آفرین/دولتمردان و دستگاه دیپلماسی پاسخ دندان شکنی به اقدامات آمریکا دهند/نمازجمعه قرارگاه ف?  

درخواست حذف این مطلب
خطیبان جمعه در شهرستانهای استان مرکزی تصویب تحریم های جدید علیه ایران را از سوی آمریکا نقض کامل برجام و نشانه اراده خصمانه آمریکا علیه ایران برشمردند و خواستار اقدام قاطعانه دولتمردان و دستگاه دیپلماسی به این اقدامات شدند. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ خطیبان جمعه در شهرستانهای استان مرکزی تصویب تحریم های جدید علیه ایران را از سوی آمریکا نقض کامل برجام و نشانه اراده خصمانه آمریکا علیه ایران برشمردند و خواستار اقدام قاطعانه دولتمردان و دستگاه دیپلماسی به این اقدامات شدند. همچنین خطیبان جمعه شهرستان های استان مرکزی فلسطین را مسئله اول جهان اسلام دانستند و از ملت مظلوم فلسطین حمایت کردند. در ادامه مشروح بیانات خطیبان جمعه در شهرستانهای استان مرکزی را می خوانید.امام جمعه موقت اراک: خوش بینی به آمریکا، ساده لوحی برخی مسئولان را نشان می دهد/نمازجمعه قرارگاه فرهنگی، مطالبه گری و روشنگری به گزارش دیار آفتاب؛ حجت الاسلام سید علی حسینی پور امام جمعه موقت اراک در خطبه های این هفته نماز جمعه اراک با اشاره به جایگاه کرامت در سطح جامعه یادآور شد: انسان در هر مقطعی از عمر باید همواره خود را ارزیابی کند و در مسیر رسیدن به قله های عزت و کرامت برنامه ریزی داشته باشد. وی افزود: انسانی که پیشگاه و راهنمای او هوای نفس باشد، زندگی با کرامتی نخواهد داشت و این انسان جایگاه مناسبی را در دنیا و آخرت کسب نخواهد کرد.حج کنگره بزرگ عالم اسلام است امام جمعه موقت اراک با اشاره به در پیش بودن کنگره عظیم و جهانی حج اظهار کرد: کم لطفی برخی از افراد جامعه برای وادار کردن مردم برای نرفتن به حج به هیچ وجه قابل قبول نیست چراکه ما در حج می توانیم اصول اساسی خود را به کل دنیای اسلام و عالم بشریت بفهمانیم. وی با یادآوری حدیثی از امام رضا(ع) پیرامون حج گفت: فواید حج فقط برای حج گزاران نیست. و برای همه انسان هایی که در شرق و غرب زندگی می کنند، حج موثر است. حسینی پور افزود: بنا به روایت و احادیث اگر محل حج خالی بماند، حاکم اسلامی باید عده ای را حاضر کند تا این عمل را به جا بیاورند و این مکان خالی نماند. وی با اشاره به فشارهای کشورهای مستکبر علیه جهان اسلام گفت: امروز در سراسر جهان، دشمنان شمشیر را از رو برای مقابله با اسلام بسته اند و تمام قدرت خود را برای تضعیف اسلام به کار برده اند. امام جمعه موقت شهر اراک با اشاره به محاصره مسجد الاقصی توسط اشغالگران رژیم صهیونیستی اظهار کرد: رزمندگان جبهه مقاومت با نثار جان خود در حال نبرد هستند و به خواست خداوند پیروزی های بزرگ برای جهان اسلام نزدیک است.نمازجمعه قرارگاه فرهنگی، مطالبه گری و روشنگری حسینی پور با اشاره به 5 مرداد، سالگرد اولین نمازجمعه کشور گفت: در سراسر کشور بیش از 900 میعادگاه نمازجمعه در شهرهای مختلف برقرار است و نمازجمعه قرارگاه فرهنگی ایمان و روشنگری محسوب می شود. وی با بیان اینکه نمازجمعه محل مبارزه با فتنه و فساد است، اظهار کرد: دشمنان ما نسبت به نمازجمعه کینه ورزی می کنند و اگر این نمازجمعه دارای اهمیت نبود هیچگاه دشمنان ما 5 نفر از عالمان جمهوری اسلامی را در محراب و تریبون نمازجمعه به شهادت نمی رساندند.تحریم های جدید علیه ایران بزرگترین و گسترده ترین تحریم ها در طول تاریخ امام جمعه موقت شهر اراک با اشاره به تحریم های جدید آمریکا علیه ایران گفت:خود آمریکایی ها صراحتاً اظهار کرده اند که تحریم های جدیدی که با اکثریت آرا تصویب شد، بزرگترین و گسترده ترین تحریم ها در طول تاریخ به شمار می رود. حسینی پور با ابراز تاسف از ساده لوحی برخی مسئولان داخلی گفت: جای تاسف دارد که هنوز هم برخی از مسئولان در داخل کشور اعتقاد دارند که ما باید به سراغ آمریکا برویم و مذاکره کنیم. وی در ادامه افزود: چرا با این حجم جنایت و بدعهدی آمریکا در حق ملت ایرا ، هنوز هم برخی مسئولان به آمریکا خوشبین هستند؟ در صورتی که آمریکا هدفی جز براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ندارد. امام جمعه موقت شهر اراک با بیان اینکه از مسئولین می خواهیم با قدرت، شجاعت و بصیرت در مقابل آمریکایی ها ایستادگی کنند، گفت: این حجم ظلم آمریکا در عدم اجرای برجام صورت گرفته و مسئولان باید قاطعانه در برابر آمریکا از خود مقاومت نشان بدهند. حسینی پور در پایان خاطرنشان کرد: با دلی مطمئن از ایمان و یاد خدا و با بصیرتی کامل در مسیر اسلام حرکت خواهیم کرد و پیروزی نهایی به خواست خداوند نزدیک است.امام جمعه شهر جاورسیان:اقتصاد مقاومتی، تنها راه مقابله با تحریم ها/تحریم های اخیر آمریکا نقض کامل برجام است به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از پایگاه خبری نسیم خنداب، حجت الاسلام احمدی، امام جمعه شهر جاورسیان در خطبه های نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته با اشاره به ماه پرفضیلت ذی القعده این ماه را فرصت مناسبی برای عبادت، بندگی و مناجات دانست و گفت: براساس روایات این ماه شریف زمان اجابت دعاها خصوصا دعای مظلوم بر علیه ظالم است. احمدی با اشاره به فضائل نماز روز یکشنبه ماه ذی القعده، بیان کرد: آمرزش گناهان، مرگ راحت، رضایت خُصّماء و طلبکاران در روز قیامت، وسعت و نورانیت قبر، وسعت رزق و روزی از جمله برکات این نماز است، همچنین روزه در سه روز پنجشنبه، جمعه و شنبه هر یک از ماه های حرام نیز معادل یک سال عبادت است.برگزاری نماز جمعه در 900 نقطه از کشور امام جمعه جاورسیان با اشاره به سالروز اقامه اولین نماز جمعه در نظام مقدس جمهوری اسلامی، گفت: اولین جمعه مردادماه را به برکت همین روز به نام «روز نمازجمعه» نامیده اند و در حال حاضر به پشتوانه نظامِ مبتنی بر ولایت فقیه بیش از 900 منطقه در گوشه و کنار مملکت، از برکات نماز جمعه بهره مند هستند، این آمار تنها مربوط به شیعیان است و اهل سنت نیز در برپایی این آیین مذهبی نهایت اهتمام و توجه را دارند.تحریم های جدید؛ گسترده ترین تحریم های آمریکا علیه ایران است/تحریم های اخیر آمریکا نقض کامل برجام است احمدی در ارتباط با تحریم های جدید آمریکا علیه ایران، بیان کرد: این تحریم ها که در صورت تصویب و اجرا، گسترده ترین تحریم علیه کشور ایران خواهد بود، شامل تحریم موشک های بالستیک، تحریم سپاه به بهانه حمایت از تروریسم، تحریم های تسلیحاتی و تحریم های حقوق بشری است. وی در ادامه افزود: در داخل آمریکا افراد و محافلی هستند که وضع تحریم های جدید علیه ایران را ناقض برجام دانسته و با آن مخالفند و نسبت به تصویب آن هشدار می دهند. امام جمعه جاورسیان با اشاره به اهداف آمریکا از وضع این تحریم های بی سابقه و ظالمانه گفت: هدف راهبردی آمریکا از وضع تحریم ها مقابله با ایران و ایجاد مانع در برابر انتفاع ایران از منافع برجام است. احمدی اظهار کرد: این گمان آمریکا نسبت به اینکه تحریم بهترین شیوه مبارزه با ایران است غلط است چراکه آن ها تصور می کنند ایران توان مقابله با این تحریم ها را نخواهد داشت. وی افزود: پیروزی های اخیر مقاومت در عراق و سوریه، گسترش حوزه نفوذ ایران در منطقه و ناکامی عربستان در یمن نشان از تصمیمات نابخردانه آمریکا دارد.تضعیف مولفه های قدرت ایران از اهداف تحریم های اخیر علیه ایران امام جمعه جاورسیان با اشاره به اهداف میدانی آمریکا در وضع تحریم های جدید عنوان کرد: تشدید دوقطبی کاذب داخلی، گسترش نارضایتی های اجتماعی و تضعیف مولفه های قدرت ایران از جمله سپاه، از اهداف میدانی این تحریم ها است.ناکامی دشمن با تحقق اقتصادمقاومتی وی درخصوص راهکار مقابله با موج تحریم ها گفت: حمایت همه جانبه از خط مقاومت اسلامی در منطقه، تکیه بر استعداد و توان داخلی در راستای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی می تواند همچون گذشته، دشمن را در رسیدن به اهداف شوم ناکام بگذارد. احمدی با اشاره به دیدار اخیر جمعی از فرماندهان سپاه پاسداران با رئیس جمهور، بیان کرد: این دیدار نقطه عطفی در راستای تقویت وحدت و انسجام حول محور ولایت و محکمات نظام به منظور مقاومت و مبارزه با سیاست های ضد ایرانی کاخ سفید است.حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی دغدغه سپاه وی خاطرنشان کرد: آنچه سران سپاه را به انجام این دیدار و مذاکرات صریح و رو دررو با رئیس دولت واداشت، دغدغه آن ها نسبت به دستاوردهای انقلاب و لزوم حفظ و صیانت از آنها بود نه مسائلی از قبیل پروژه های سپاه و کابینه آینده که اصولا سپاه نسبت به چینش کابینه دخالتی ندارد و نگران پروژه های اقتصادی خود نیست؛ زیرا این پروژه ها علاوه بر اینکه به دعوت خود دولت بوده، در بخش هایی است که بخش خصوصی توان یا انگیزه ای برای سرمایه گذاری در آنها را ندارد.امام جمعه فرمهین:دولتمردان و دستگاه دیپلماسی پاسخ دندان شکنی به اقدامات آمریکا دهند به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از فراهان خبر؛ حجت الاسلام محمدمهدی فیض کرمیان، امام جمعه شهر فرمهین در خطبه های این هفته نمازجمعه این شهرستان با اشاره به سالروز اقامه اولین نمازجمعه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران گفت: نماز جمعه از بزرگترین عنایت نظام جمهوری اسلامی و قرارگاه ایمان، بصیرت و اخلاق است.نماز جمعه پایگاه هدایتگری/نماز جمعه میعادگاه امور فرهنگی هر شهرستان وی افزود: نماز جمعه قرارگاه ایمان و تقوا و عامل وحدت بین آحاد مردم است. بایستی در نماز جمعه صدای وحدت شنیده شود و آحاد امت با هر سلیقه ای در این پایگاه هدایت حضور به هم رسانند. فیض کرمیان اظهار کرد: نماز جمعه قلب فرهنگی و مرکز فرهنگی هر شهری است و مکانی محسوب می شود که در آنجا هدایتگری انجام می گیرد. این هدایتگری تنها سیاسی نیست بلکه هدایتگری فرهنگی را نیز شامل می شود.آمریکا حامی رژیم صهیونیستی امام جمعه فرمهین ادامه داد: پس از پایان تاریخ مصرف داعش، استکبار با پروژه جدید آل سعود به دنبال اهداف خود در منطقه خاورمیانه است. وی با تاکید بر محکوم بودن ضرب و شتم مسلمانان در بیت المقدس، گفت: ادعای رئیس جمهور آمریکا برای انتقال سفارت از تل آیو به بیت المقدس نتیجه نشست لابی صهیونیستی در آمریکا است و نشان می دهد که آمریکا در کنار اسرائیل است. فیض کرمیان گفت: ملت ایران از مردم مظلوم فلسطین حمایت می کند و بر اساس آموزه های دینی همواره یاور مظلومان است.دولتمردان و دستگاه دیپلماسی پاسخ دندان شکنی به اقدامات آمریکا دهند امام جمعه فرمهین درباره تصویب تحریم های جدید علیه ایران در کنگره آمریکا گفت: پیش بینی ها در مورد بدعهدی آمریکا رنگ واقعیت به خود گرفت، این تحریم های جدید فراتر از برجام است و نوعی اعلان جنگ علیه نظام جمهوری اسلامی است. وی گفت: ملت همیشه در صحنه ایران اسلامی در مقابل این اقدامات آمریکا ایستادگی خود را نشان داده است و امروز می طلبد دولتمردان و دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران پاسخ دندان شکنی به اقدامات اخیر آمریکا بدهند. فیض کرمیان افزود: دیگر دیپلماسی خنده جوابگو نیست، حسن نیت هم اندازه دارد، قرآن هم می فرماید؛ «در مقابل کفر بجنگیم و مقابله به مثل کنیم». امام جمعه فرمهین تصریح کرد: برخی ها گمان می کنند برای اقدام در مقابل اقدامات آمریکا باید از آمریکا اجازه بگیرند، همه مسئولان از دولت و مجلس باید بنشینند فکر کنند و جواب این اقدامات آمریکا را بدهند. وی خاطرنشان کرد: آمریکا باید بداند که زمان قلدری و یکه تازی او به سر آمده است، اکنون نوبت ایران است که پاسخ این رفتار بی شرمانه را بدهد، آمریکا اقدام عملی انجام داده و مسئولان صرفا به محکوم کردن اکتفا نکنند. امام جمعه شازند:تحریم های جدید، نشانه اراده خصمانه آمریکا علیه ایران/کشور ما احتیاجی به قراردادهایی همچون توتال ندارد به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از پایگاه خبری شازند ما، حجت الاسلام موسوی امام جمعه شازند در خطبه های این هفته نماز جمعه این شهر به اهمیت سبک زندگی اسلامی اشاره کرد و گفت: سبک زندگی اسلامی راهکار مقابله با تهاجم فرهنگی دشمن است و خانواده ها در عملیاتی کردن این سبک زندگی وظایف سنگینی بر عهده دارند. وی افزود: در سیره و زندگی انبیا و امامان تا ظریف ترین مسائل می توان سبک زندگی جامع و کاملی را احصا کرده و با بهره گیری از آن سعادت دنیوی و اخروی را کسب کرد. امام جمعه شازند در ادامه به تحریم های آمریکا علیه ایران اشاره و بیان کرد: دولت آمریکا با وضع تحریم های جدید در عمل برجام را زیر پا گذاشت. دولت آمریکا قصد دارد با فلج کردن اقتصاد ایران، فشارهای اقتصادی را بر ملت ایران تحمیل کند. موسوی با بیان اینکه تحریم های جدید نشان می دهد آمریکا هیچ توجهی به تعهداتش ندارد و کاملا اراده خصمانه اش علیه ایران را هم نشان داده است، تصریح کرد: آمریکا خود یکی از بزرگترین ناقضان حقوق بشر بوده و هیچ گاه آن را رعایت نکرده و حتی بویی از حقوق بشر نبرده است.مترادف دانستن نمازجمعه با ذکر خدا، نشانه اهمیت این فریضه است وی در ادامه با اشاره به اهمیت و جایگاه نماز جمعه و با بیان اینکه در کتاب آسمانی مسلمانان تصریح شده که مومنان هنگام شنیدن صدای اذان نماز جمعه باید به سوی ذکر خدا بشتابند، اظهار کرد: مترادف دانستن نمازجمعه با ذکر خدا، نشانه اهمیت این فریضه است. اما برخی برای شرکت نکردن در نمازجمعه کار و مسائل روزمره را بهانه می کنند که با توجه به روشنگری و اشاره مستقیم قرآن کریم و روایات به این موضوع، هیچ بهانه ای پذیرفتنی نیست. امام جمعه شازند به مسئله فلسطین و اهمیت آن اشاره و تاکید کرد: تمام تلاش رژیم غاصب اسرائیل این است که با ایجاد توطئه های مختلف ذهن جهانیان را از مساله فلسطین منحرف کند و از سوی دیگر کشورهای عربی به جای دفاع از حقانیت مردم فلسطین اعلام می کنند که پس از 70 سال، به حتم این سرزمین از آن رژیم صهیونیستی است و باید این رژیم را به رسمیت شناخت.مسئولان با همت و تلاش اقتصاد کشور را فعال و پویا سازند موسوی همچنین به موضوع قرارداد توتال اشاره و یادآور شد: کشور ما احتیاجی به قراردادهایی همچون توتال ندارد و این خود مسئولان هستند که باید همت کرده و با وحدت و تلاش، اقتصاد کشور را فعال و پویا کنند.امام جمعه شهرستان کمیجان:تحریم های جدید نتیجه سیاست های تسلیم طلبانه دولت/هدف برجام رفع تحریم ها بود به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از سلام کمیجان؛ حجت الاسلام مقدسی پور امام جمعه کمیجان در خطبه های این هفته نمازجمعه کمیجان با اشاره به فلسفه ساده زیستی در سبک زندگی اسلامی گفت: از نظر اسلام ساده زیستی، یک ارزش معنوی است. ساده زیستی در اسلام تحمل محرومیت بی منطق نیست، بلکه باید براساس حکم عقل و نقل صورت گیرد. وی بیان کرد: فلسفه ساده زیستی، همدردی و شرکت عملی در غم مستمندان است. اگر افراد جامعه به خصوص مدیران و مسئولین جامعه زندگی ساده ای را برگزینند؛ هم درد و رنج محرومان را لمس کرده هم با آنان همدردی کرده اند. دیدار فرماندهان سپاه با رئیس جمهوری حرکتی وحدت آفرین امام جمعه کمیجان با اشاره به دیدار فرماندهان سپاه با رئیس جمهور گفت: دیدار رئیس جمهور با فرماندهان عالی رتبه سپاه، نشانگر ضرورت وحدت و همکاری همه جانبه نیروها و نهادها برای پیشبرد اهداف عالیه کشور است. وی در ادامه افزود: بی شک وحدت و وفاق ملی یکی از ضرورت های مهم و اصلی برای هر کشور به شمار می رود و هر جامعه ای برای رویارویی با تهدیدهای بیرونی و چالش های درونی، ناگزیر از حرکت به سوی انسجام و وحدت است. حجت الاسلام مقدسی پور تصریح کرد: برخلاف ادعای برخی رسانه ها، دو بحث پروژه های اقتصادی و دیگری بحث های مرتبط با شکل گیری کابینه جدید در این دیدار از سوی فرماندهان سپاه مطرح نشده است چراکه سپاه پاسداران ورود در این حوزه را مسئولیت خویش نمی داند و آن را بخشی از حوزه صلاحیت ها و اختیارات رئیس جمهور میداند.هدف برجام رفع تحریم ها بود امام جمعه کمیجان با اشاره به تحریم های جدید آمریکا علیه ملت ایران گفت: بالا بردن ریسک سرمایه گذاری خارجی در ایران، اعمال محدودیت های بیشتر علیه اقتصاد ایران، نشانه رفتن بخش دفاعی کشور، و.. از مهم ترین اهداف تحریم های جدید علیه ایران است. وی در ادامه اظهار کرد: هدف اصلی ایران از ورود به مذاکرات هسته ای و پذیرش توافقی به نام برجام که در برخی موارد برای ایران دلچسب نبوده است، کاهش تحریم هایی بود که مشکلات اقتصادی را برای کشور ایجاد کرده بود. امام جمعه کمیجان بیان کرد: امروز پس از گذشت دوسال پس از امضای قرارداد برجام این قرارداد به هدف اصلی خودش که لغو تحریم های هسته ای بود به هیچ وجه دست پیدا نکرده است. حجت الاسلام مقدسی پور گفت: در حال حاضر سیاست انفعالی حفظ برجام به هر قیمت در مقابل نقض مکرر برجام از سوی طرف مقابل موجب شده است تا فشار علیه ایران و افزایش تحریم ها و تهدید منافع ملی وارد فاز گسترده تری شود. خطیب نمازجمعه کمیجان خاطرنشان کرد: با گذشت دوسال از امضای برجام نه تنها آمریکایی ها پایبند تعهداتشان نبودند و مکررا هم جسم و روح برجام را به گفته مسئول امور خارجه کشورمان نقض کردند، بلکه استراتژی تغییر و سرنگونی جمهوری اسلامی را کنار نگذاشته اند.نماز جمعه پایگاه حمایت از نظام و رهبری است وی با اشاره به 5 مردادماه اقامه اولین نمازجمعه در کشور گفت: نماز جمعه در واقع کانون عبودیت الله، بصیرت افزایی عمومی، تجلی گاه اخوت، مهربانی، همدردی و تبادل نظر در بین آحاد مردم است.فلسطین درسی از مقاومت انقلابی/قدس خط قرمز جهان اسلام حجت الاسلام مقدسی پور با اشاره به عملیات استشهادی جوانان فلسطینی در روزهای اخیر گفت: عملیات استشهادی این جوانان نشان داد که رژیم صهیونیستی نفوذ پذیرتر از آن چیزی است که این رژیم تبلیغ می کند. همچنین نشان داد که «قدس» خط قرمز ملت فلسطین و جهان اسلام است و گروه های مبارز فلسطینی اجازه تعدی به این مکان و تغییر بافت سیاسی و جمعیتی آن را نخواهند داد.وزارت ارشاد دغدغه رفع مسائل فرهنگی را ندارد امام جمعه کمیجان از نبود امکانات فرهنگی در شهرستان گلایه کرد و افزود: یکی از گلایه هایی که هنرمندان شهرستان بارها اظهار داشته اند نداشتن سالن نمایش برای هنرمندان شهرستانی است. مجتمع فرهنگی نیمه کاره به ارث رسیده از دولت دهم را امید داشتیم که در دولت یازدهم تکمیل و به بهره برداری برسد اما متاسفانه همچنان نیمه کار مانده و در این دولت هم اقدامی برای تکمیل آن صورت نگرفت. وی در ادامه اظهار کرد: مدیران اداه کل ارشاد استان در طول این چهارسال هیچ عنایتی به این شهرستان نداشته اند حتی یکبار هم به این شهرستان سفر نکرده اند. جای تاسف دارد که وزارت ارشاد دغدغه برگزاری کنسرت های مختلط با وضعیت بسیار زشت و زننده را دارد اما دغدغه مسائل فرهنگی جوانان را نداشته باشد. حجت الاسلام مقدسی پور از فرماندار و مسئولین شهرستان خواست تا هرچه سریعتر موضوع بهسازی و تکمیل پروژه بلوار شهید عبدالنبی وفسی را پیگیری کنند.امام جمعه خمین: مسئولان پاسخ قاطعی به تحریم های اخیر آمریکا بدهند به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از پایگاه خبری خمین نیوز؛ حجت الاسلام سید علی حسینی امام جمعه شهرستان خمین با اشاره به تحریم های اخیر آمریکا علیه ایران گفت: همانطور که مقام معظم رهبری در سال های گذشته در مورد رفتار آمریکا تذکر داده بودند و امروزه مسئولین به آن پی برده اند آمریکا پایبند به وعده های خود نیست. وی اظهار کرد: تحریم های آمریکا نشان بدعهدی آنها است، با توجه به این موضوع همه باید دست به دست هم بدهند و مقابل این تح ...

ادامه مطلب  

پایه های معامله بوئینگ و ایران به لرزه افتاده است  

درخواست حذف این مطلب
شبکه خبری سی ان ان در گزارشی به بررسی تبعات احتمالی تحریم شرکت های امریکایی بر معامله بزرگ ایران و شرکت هواپیماسازی بوئینگ پرداخته است. وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران روز یک شنبه از تحریم 15 شرکت امریکایی به دلیل ارتباط با رژیم صهیونیستی و پشتیبانی از نقض حقوق بشر خبر داده بود. نگارنده خبر سی ان ان در اولین پاراگراف خبر به همین نکته اشاره می کند و بر اساس آن نوشته: «روابط ایران و ایالات متحده از بد به سمت بدتر شدن می رود.»در ادامه خبر گفته شده که هر چند بوئینگ در فهرست تحریمی وزارت خارجه ایران قرار ندارد ولی شرکت های تحریم شده هم هیچ معامله ...

ادامه مطلب  

خدمات گوگل به ایرانیان متوقف می شود؟  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: رئیس جمهور آمریکا گوگل را مجبور کرده تا ظرف سه روز دسترسی ایرانیان مستقر در خاک ایران را به خدمات گوگل از جمله جستجوی اینترنتی پست الکترونیک جیمیل سرویس دسترسی به بازار نرم افزارهای کاربردی (اپلیکیشن) آندرویدی پلی نرم افزارهای ارتباطی الو و دو و نقشه گوگل را مسدود سازد.ترامپ در حکم خود تصریح کرده گوگل میتواند همچنان به ایرانیان خارج از این کشور و غیر ایرانیان مستقر در ایران سرویس دهی کند. هنوز گوگل در خصوص این حکم رئیس جمهور جنجال برانگیز آمریکا واکنشی نشان نداده است.این نخستین باری نیست که گوگل در راستای سیاست های دولت آمریکا ایر ...

ادامه مطلب  

دین می تواند فرهنگ ساز باشد/ نسبت دین و فرهنگ از حیث مختلف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایکنا؛ مهر نوشت: سومین جلسه از «سلسله بحث هایی در باب فلسفه فرهنگ»، با ارائه آیت الله علی اکبر رشاد موسس و رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رییس شورای حوزه های علمیه استان تهران برگزار شد.متن کامل سخنان آیت الله علی اکبر رشاد در سومین جلسه از سلسله بحث هایی در باب فلسفه فرهنگ را در ادامه می خوانید؛بسمه تعالیبحثی که امروز می خواهیم عرض کنیم طبقه بندی بیست عنوان فرهنگ و جز فرهنگ هاست. ما جلسه گذشته بیست عنوان را عرض کردیم و تعریف کردیم اما مهم در بحث این است که نسبت این ها را باید با هم بسنجیم و بگوییم هر کدام از این ها با هم چه نسبتی دارند و چه ساختی را ایجاد می کنند. این می تواند مقدمه خوبی برای بحث دیگرمان باشد که بناست در ادامه به آن بپردازیم. در واقع ساختار و بافتار فرهنگ، چیدمان فرهنگ و نسبت و مناسبات و مؤلفه ها و چینش های آنان با همدیگر، مقدمه این بحث هم می شود.مقولاتی هستند که از حیث های مختلف می توانند در عنوان های متفاوتی قرار بگیرد. مثلاً «دین» از حیثی ماقبل فرهنگی است و فرهنگ ساز است، از حیثی می تواند پایه فرهنگ یا جزفرهنگ بشود، مؤلفه فرهنگ بشود. یا قانون را عرض کردیم گفتیم قانون راهنمایی و رانندگی سه حیث دارد. یک وقت قانون بماهو قانون است، آنجایی که به عنوان یک ضابطه است و پشتوانه آن جریمه و قوه اجراییه دیده می شود. ولی همین مقررات راهنمایی و رانندگی می تواند تبدیل به فرهنگ بشود به این معنا که همین تردد از سمت راست یک عادت اجتماعی بشود و مردم در پیاده روها هم این طوری راه بروند! این می تواند فرهنگ شود و در عین حال فرهنگ ساز هم می تواند بشود این ایجاد انضباط اجتماعی می کند. “انضباط”، یک مقوله فرهنگی است.چون «دین» خیلی چالشی است، می خواهم روی این مقداری بحث کنیم گرچه بعداً خود نسبت “دین” و “فرهنگ” را بحث خواهیم کرد، یکی از مقولاتی است که باید روی آن توقف کرد. «دین»، «تمدن»، «هنر»، «تکنولوژی»، «سبک زندگی» این ها مقولاتی هستند که خیلی ها آن را با فرهنگ اشتباه می گیرند که ما این ها را تفکیک کردیم. «دین» هم از جمله بحث هایی است که خیلی به آن می پردازیم. من برای این که نشان بدهم چگونه می شود یک مقوله، برغم این که ظاهراً یک مقوله است اما به اعتبارات مختلف و حیثیات گوناگون ذیل یکی از این عناوین قرار بگیرد.مشهورترین نظر این است که می گویند «دین» جز فرهنگ است. بعضی دیگر که می خواهند اعتبار بیشتری به دین داده باشند و احیاناً یک نوع تعصب دینی دارند می گویند «دین» فرهنگ ساز است. تنها چیزی که گفته می شود این است. در حالی که «دین» می تواند جایگاه های مختلفی داشته باشد چون گفتیم خیلی از این مقولات حیثی و نسبی جایگاه شان تعریف می شود، از حیثی در یک جایگاه و از حیثی در جایگاه دیگر قرار می گیرند از این باب مثال می زنیم.نسبت دین با فرهنگ از حیثیات مختلفمثلاً «دین» از حیثی نافرهنگ است، فرافرهنگ است، اصلاً فرهنگ نیست. زمانی که ما «دین» را بشرط لا اخذ کنیم، یعنی زمانی که ما دین را بماهو دین ببینیم و بشرط شیء اخذ نکنیم بشرط این که در ذهن و زبان و زندگی مردم رسوخ کرده باشد و رسوب کرده باشد، «دین» بله فرهنگ می شود.اما بشرط لا فرض کنیم، هنوز رسوخ و رسوب نکرده است، آنجا فقط دین است و فرهنگ نیست و هنوز سرشت و صفات فرهنگ در آن محقق نشده، یا اگر در مصداقی در جامعه ای محقق است ما دین را بدون لحاظ آن جهت، بلکه با عدم لحاظ آن حیث، بشرط لا، با عدم لحاظ آن حیث که الآن رسوبی است، دین را از رسوب اجتماعی و رسوخ در جامعه جدا کنیم و جداگانه مطالعه کنیم، این جا فرهنگ را مطالعه نمی کنیم، این جا داریم دین را مطالعه می کنیم. یعنی اگر «دین» را بشرط لا اخذ کنیم، لافرهنگ است، و فرافرهنگ است.مثال زدیم و قبلاً هم گفتیم مثل اسلام در اوان ظهور، اول ظهور در مکه، اسلام آمده بود، خود پیامبر(ص) هم حضور داشت، و وحی مستقیماً داشت بر آن جامعه نازل می شد که در تاریخ بی نظیر بود، با این حال فرهنگ نبود جزء فرهنگ نشده بود این است که «دین» می تواند لافرهنگ تلقی شود اگر بشرط لا اخذ بشود، نه جزء فرهنگ و نه حتی فرهنگ ساز.یا از حیثی دیگر، «دین» می تواند “فرهنگ پیوند” باشد. خیلی مواقع مقوله «دین» را که مشهورترین نظر این است که «دین» جزء فرهنگ است. کمتر مشهورتر از این، این است که «دین» فرهنگ ساز است. و تصور این است که «دین» همین دو نقش را دارد. ولی چون گفتیم خیلی از مقولات اگر حیثی دیده بشود می تواند در این بیست عنوان جابجا شود، اگر «دین» را حیثی نگاه کنیم ذیل هر کدام از این مقولات و عناوین قرار می گیرد.ما یک وقت «دین» را بشرط لا می بینیم و اخذ می کنیم، «دین» بشرط آن که یا در واقع و یا فرضاً فرهنگ نشده باشد یعنی سرشت فرهنگی پیدا نکرده باشد، صفات فرهنگ را احراز نکرده باشد به این معنا که در جامعه رسوخ نکرده باشد، در ذهن و زبان و زندگی مردم در معرفت مردم، در تظاهرات وجودی مردم، در عمل و معیشت مردم رسوخ نکرده باشد و رسوبی نشده باشد، اگر دین را این طور لحاظ بکنیم این فرهنگ نیست، نافرهنگ است و فرافرهنگ است و چیز دیگری نیست الّا دین! فقط دین است. حتی در این مقطع فرهنگ زا هم نیست. این یک حیث است. همان مثال در اوان ظهور در مکه را زدیم که برغم آنکه در مکه دین آمده بود، فراتر از آن، خود پیامبر(ص) حضور داشت، فراتر از آن، وحی داشت مستقیماً بر مردم نازل می شد هنوز «دین» فرهنگ نبود. پس بنابراین از حیثی «دین» می تواند نافرهنگ قلمداد شود؛ و دوتا حیث می توانیم فرض کنیم. یک حیث، حیث واقعی، که در یک جامعه ای هنوز نشده است. “لمّا”. مثل جامعه مکه مشرک.و می توانیم شرطی، یعنی ما اصلاً بشرط لا فرض کنیم ولی در عمل و در واقع اجتماعی ما، اسلام جزئی از فرهنگ ما شده است اما الّا و لابد لازم نیست که ما اینطور اسلام را مطالعه کنیم. چون یکی از لغزش ها یا شاید شیوه های عمداً مطالعه انحرافی دین همین است، مدام می خواهند «دین» را به آنچه که در خارج وجود دارد پیوند بزنند، آن چیزی که مردم در بیرون فهمیدند و عمل می کنند، می گویند دین همین است! بعضی ها هم از این پشتیبانی می کنند و می گویند ظرفیت «دین» همین است.ولی می خواهیم فرض کنیم که «دین» در یک جامعه ای محقق شده است و رسوخ و رسوب کرده ولی ما با فرض عدم رسوخ و رسوب و بشرط لا، دین را مطالعه کنیم، در این تلقی «دین» فرهنگ نیست با این که در آن جامعه ای که خود ما داریم مطالعه می کنیم این اتفاق افتاده باشد ولی ما می توانیم این را بشرط لا اخذ کنیم و لافرهنگ فرض کنیم و لافرهنگ خواهد بود یعنی بشرط لا فرض کنیم و نافرهنگ قلمداد خواهد شد و در نتیجه، این یک مبحث مهم «فلسفه دینی» می تواند قلمداد شود.از حیث دیگری که باز می شود فرض کرد این است که ما «دین» را فرهنگ پیوند قلمداد کنیم. ما این اصطلاح “فرهنگ پیوند” را در این نمودار آوردیم که ما در یک اعتباری سه جور در تقسیم بندی اولیه می توانیم با مقولات برخورد کنیم. یکی «ذات فرهنگ» است تمام فرهنگ و فرهنگ تمام. دیگری «فرهنگ پیوند»ها هستند یعنی آن چیزهایی که به نحوی از انحاء در پیوند با فرهنگ هستند یعنی آن ها را نسبت با فرهنگ بشرط شیء می بینیم. و فرض سوم، نافرهنگ ها و فرافرهنگ ها هستند. ما می خواهیم بگوییم «فرهنگ پیوند» یک نسبتی با «فرهنگ» پیدا کرده باشد. اگر ما بشرط شیء «دین» را ببینیم آن موقع یک جایگاه فرهنگی می تواند پیدا کند خود آن باز بر اساس فروض مختلف، عنوان های مختلفی پیدا می کند و ذیل عنوان های مختلفی قرار می گیرد.لهذا ما می توانیم «دین» را در زمره فرهنگ پیوندها نه نافرهنگ که جدای از فرهنگ و بشرط لا لحاظ نکنیم بلکه دین را به شرط شیء نسبت به فرهنگ لحاظ کنیم، به نحوی از انحاء یک شرطیتی داشته باشد می توانیم بگوییم «فرهنگ پیوند» است ولی در عین حال یک وقت ما «فرهنگ پیوند»ها را به دو دسته «پیرافرهنگ»ها و «پاره فرهنگ »ها تقسیم کردیم آن چیزهایی که جزء فرهنگ نیستند و درونی فرهنگ نیستند «پیرا فرهنگ»ها هستند. «پاره فرهنگ»ها هم به آنچه اطلاق کردیم که فرهنگ تمام نیستند مثل فرهنگ وش ها و فرهنگ سان ها مثل عرف. یا خرده فرهنگ ها، فرهنگ واره ها، یا فرهنگ وندها، اجزاء و مؤلفه های فرهنگ، بعضی از این اصطلاحات را از جلسه قبل تاکنون داریم می گوییم. می خواهیم بگوییم «فرهنگ وند»ها، مؤلفه ها و جزء فرهنگ و اجزاء فرهنگ هستند. در نتیجه فرهنگ پیوندها می توانند سه وضعیت کلان داشته باشند. در نتیجه با حیثیت های مختلف می شود «دین» را ملاحظه کنیم و یک قِسمی از فرهنگ پیوندها تلقی شود. به اعتباری فرهنگ پیوند باشد و پیرافرهنگ بشود، یعنی یک مسئله ای خارج از فرهنگ باشد و جزء فرهنگ به حساب نیاید. در عین این که پیرافرهنگ است باز پیرافرهنگ ها هم چون اقسامی دارند که یک قِسم آن فرهنگ گرها و فرهنگ آفرین ها و فرهنگ سازها هستند و فرهنگ سازها و فرهنگ گرها هم به دو دسته «کنشگر» و «ناکنشگر» تقسیم می شوند. فرهنگ گرهای کنشگر، یعنی آن عامل های انسانی فرهنگ زاست. ناکنشگرها عوامل دیگری که کنشگری آن ها تابع اراده نیست، «دین» از جمله آن هاست.در نتیجه، «دین» از حیثی «فرهنگ پیوندِ پیرافرهنگِ فرهنگ گر ناکنشگر» به حساب می آید. چه زمانی؟ آن زمانی که ما از نقطه نظر فرهنگ سازی به «دین» نگاه کنیم و بگوییم «دین» می تواند نقش فرهنگ ساز داشته باشد. در این صورت، باز جزء فرهنگ نیست، فرهنگ نیست، ولی لافرهنگ هم به این معنا که نسبتی با فرهنگ ندارد نیست بلکه فرهنگ پیوند شده است بلکه فرهنگ پیوندی که بیرون از فرهنگ است، مرتبط با فرهنگ است اما بیرونی فرهنگ است درونی فرهنگ نیست. بیرونی فرهنگ هم چون اقسام دارد از نوع فرهنگ گرها و فرهنگ سازهاست. این هم یک حیث است.حیث سومی که می شود تصور کرد این است که باز «دین» فرهنگ پیوند باشد و پیرافرهنگ هم باشد، برونی فرهنگ باشد، اما ماده فرهنگ باشد. گفتیم ماده فرهنگ را پایه فرهنگ تعبیر کنیم. پایه فرهنگ، یعنی آن چه که پایه ی فرهنگ است، ماده ساخت فرهنگ است. «دین» می تواند به مثابه ماده – هنوز فرهنگ نشده، بیرون فرهنگ است، پیرافرهنگ است – ولی خب چون نسبت آن را با فرهنگ ملاحظه می کنیم فرهنگ پیوند است. پیرافرهنگ بیرون فرهنگ است و درونی نیست. اما بالقوه می تواند به اجزاء فرهنگ تبدیل شود. پس پایه فرهنگ می شود. «دین» می تواند این موقع هم دیده شود. این چه زمانی است؟ آن زمانی است که ما تمام «دین» را بخواهیم به تمام «فرهنگ» تبدیل کنیم. فرض کنیم داریم یک جامعه ای ایجاد می کنیم که کل فرهنگ آن «دین» آن است. این یک فرض است.فرض دیگر آن است که نخیر، بخش کلانی از «دین» را به مثابه بخش کلانی از «فرهنگ» می خواهیم تبدیل کنیم، می خواهیم عقاید یک دین معیّن را، بخش بینشی یک دین معیّن را، بیاوریم رسوبی و رسوخی کنیم و تبدیل به مؤلفه بینش فرهنگی جامعه بشود. در واقع، آن فرهنگ وند بینشی مؤلفه بینشی فرهنگ را تماماً از دین اخذ کنیم و تمام بینش دین را به بخش بینشی فرهنگ یک جامعه تبدیل کنیم.یا ریزتر از آن، اجزاء یک مؤلفه، نه فرهنگ وند، زیروندها، اجزاء یک مؤلفه، مثل مقوله «توحید». یک وقت شما می گویید کل جهان بینی اسلام بشود بینش یک جامعه، یک وقت می گویید توحید جهان بینی اسلام جزئی از مؤلفه بینش اسلام بشود جزئی از مؤلفه یک فرهنگ. در هر صورت با این فرض های سه گانه، که «دین» به تمام فرهنگ بدل شود، البته در یک تلقی دیگر، آن وقت «دین» با «فرهنگ» معادل می شود، البته باز حیثی فرض می کنیم برای مثال اول، تبدیل شدن در واقع این طور می گوییم از حیث سوم پیرافرهنگ اما از نوع پای فرهنگ ها قلمداد شود آنگاه که در فرآیند تبدیل شدن به تمام فرهنگ یا فرهنگ وند یک مؤلفه کلان، مثلاً بینش، مثلاً منش، و یا یک ذیل یک بخشی از فرهنگ قرار بگیرد.حیث چهارمی که می شود برای «دین» فرض کرد که برغم آن که اطلاق «دین» به آن می کنیم ولی باز وضعیت دیگری پیدا کند باز «دین» را «پیرافرهنگ» قلمداد بکنیم به عنوان بیرون از فرهنگ، همچنان درونی فرهنگ نباشد و فرهنگ به حساب نیاید، ولی «پیرافرهنگ ها» به دو دسته تقسیم می شوند «پایه فرهنگ ها» یعنی آنچه که ماده فرهنگ است و بعداً خودش به فرهنگ بدل خواهد شد یا به جزئی از فرهنگ تبدیل خواهد شد. و «پی فرهنگ ها» یعنی این که رسم نقشه یک فرهنگی را فقط به ما خواهد داد و این خیلی فرق می کند که کل «دین» عیناً به «فرهنگ» بدل شود یا نه، تحت تأثیر دین مشخص، فرهنگی بوجود بیاید. مثلاً در یک جامعه ای که اسلام حضور دارد، اسلام دارد یک مؤلفه های بیشتری از مسیحیت است، مسیحیت به نام دین است، اسلام هم دین است، در اسلام، ما معتقدیم هندسه معرفتی اسلام شامل هم بینش و عقاید است، گزاره های حاکی از حقایق قدسی است به متعلَق ایمان. هم شامل گزاره های علمی است، یعنی گزاره های حاکی از واقع، اما رأساً متعلَق ایمان نیستند. و هم شامل قضایای بایدی و نبایدی است، احکام الزامی؛ و هم شامل گزاره های شایدی و نشایدی است «اخلاق». و حتی ممکن است معتقد شویم که روش هم هست، منش هم هست، تربیت و شیوه بارآوری و پروردن هم یک ضلعی از حیث معرفتی اسلام است.اگر در یک جامعه ای چنین دینی وجود داشته باشد و تحت تأثیر چنین دینی فرهنگ آن شکل بگیرد، ولو این که آن فرهنگ تماماً تابع این دین نباشد، یعنی این طور نباشد که دین در تمام گزاره های بینشی شان عین همان دین فرهنگ شده باشد، یک جاهایی تفاوت داشته باشد در م ...

ادامه مطلب  

انواع استراتژی رسوخ در بازار، مزایا و معایب آنها  

درخواست حذف این مطلب
شرکت ها به محض ورود در حیطه ی بازاری جدید، برای رسوخ در بازار تلاش می کنند. از اهداف اصلی استراتژی رسوخ در بازار می توان به عرضه ی یک محصول تازه، ورود سریع به بازار و به دست آوردن سهمی به نسبت زیاد در بازار اشاره کرد. گاهی اوقات از رسوخ در بازار به عنوان اقدامی برای شناسایی میزان محبوبیت یک کالا در بازار استفاده می کنند.تکنیک رسوخ در بازار معمولا بر استراتژی بازاریابی یک شرکت به طور کلی اثر نمی گذارد، اما همیشه زمینه ساز رشد و افزایش درآمدزایی می شود. شرکتی که می خواهد مفاهیم رسوخ در بازار را عملی کند، باید برای به چالش کشیدن رقبا و بالا بردن ارقام فروش، طرح ها و روش های خاصی را در نظر داشته باشد. بااین حال، این استراتژی خالی از عیب نیست و می تواند خطراتی را هم به همراه داشته باشد.هرزمان که کسب وکاری اقدام به فروش کالاهای رایج در بازار می کند، تکنیک رسوخ در بازار به کار می آید. بازاریاب ها برای تعیین روش مناسب برای انجام این کار، باید رشد بازار یا افزایش دادهای شبکه ای مربوطه را در نظر بگیرند. به عبارت دیگر، شاید بازار اشباع شده یا گرفتار یک سناریوی رقابتی پُرتنش باشد یا شاید کالاها زمان جهش کوتاهی داشته باشند. با درنظر گرفتن این سناریوهای مختلف، بهترین استراتژی چیست؟ پاسخ این پرسش به انتخاب شما از میان انواع استراتژی های رسوخ بازار بستگی دارد، پس بیایید بدون اتلاف وقت، به معرفی برخی از آنها بپردازیم.مقاله مرتبط: معرفی شاخص های کلیدی عملکرد در بازاریابی۱. تعدیل قیمتاستراتژی تعدیل قیمت یکی از پُرکاربردترین روش های رسوخ در بازار است. در این روش، قیمت یک محصول یا خدمت را باهدف افزایش فروش پایین می آورند. علاوه براین، تغییر قیمت یک محصول (افزایش یا کاهش آن) پس از بررسی محصولات رقبا، سناریوی دیگری برای تعدیل قیمت است. اما از این استراتژی بازاریابی، باید بسیار عاقلانه استفاده کرد، زیرا استفاده ی بیش ازحد از آن نتایج نامطلوبی خواهد داشت. همان طور که افزایش مداوم قیمت منجر به این باور در مشتریان می شود که محصولات گران برتر از محصولات دیگر هستند، کاهش مداوم قیمت نیز منجر به این باور می شود که کیفیت محصولات ارزان پایین است.مقاله مرتبط: آشنایی با انواع استراتژی قیمت گذاری۲. بالابردن تبلیغاتافزایش عمده ی تبلیغات یک محصول یا خدمت می تواند نتایج چشمگیری داشته باشد. برای مثال، تبلیغات می تواند ابزار قدرتمندی برای افزایش آگاهی از برند باشد. شرکت ها می توانند از کمپین های بلندمدت یا کوتاه مدت استفاده کنند که انتخاب هرکدام از آنها به نیازها و بودجه شان بستگی دارد. درهرصورت، نکته ی مهم در انتخاب کمپین این است که به خوبی برنامه ریزی شده باشد. در عصر امروز که رقابت ها بی امان شده است، یک کمپین تبلیغاتی ضعیف به راحتی توسط رقبا از میدان خارج می شود.مقاله مرتبط: تبلیغات خلاقانه؛ ۴۴ ایده بکر تبلیغاتی با تکنیک های منحصربه فرد۳. کانال های توزیع کالااستراتژی کانال های توزیع کالا یکی از سازنده ترین استراتژی های رسوخ در بازار است. این استراتژٰی معمولا شامل باز کردن کانال های جدید توزیع ازطریق تمرکز بر یک کانال توزیع خاص می شود. برای مثال، اگر کانال اصلی توزیع شما تک فروشی است، می توانید تک فروشی ازطریق بازاریابی آنلاین، بازاریابی ایمیلی و بازاریابی از راه دور را یاد بگیرید تا به کانال های جدیدی دست پیدا کنید. بازکردن کانال های جدید توزیع، مسیر را برای دستیابی به کانال های بیشتر هموار می کند و منجربه افزایش فضای حضور کالای شما در بازار و سودآوری کلی تان می شود.۴. بهبود محصولاتدرست است که برای جذب مشتریان باید کیفیت محصولات خود را بالا ببرید، اما گاهی اوقات اطلاع رسانی به مشتریان درباره ی استاندارد بهتر محصول شما در مقابل محصول رقبا می تواند ترفندی برای بالابردن فروش، بدون نیاز به بهبود اساسی کالا باشد. علت این است که بیشتر مصرف کنندگان صرفا به واسطه ی جذابیت یک کالا به خرید آن ترغیب می شوند و لزوما کیفیت آن را بررسی نمی کنند. بنابراین، تنها با اصلاحات جزئی یک کالا و بسته بندی آن می توانید بر میزان جذابیت کالا و درآمد فروش تان بیافزایید.مقاله مرتبط: راهکارهایی برای افزایش فروش محصولات و ارائه خدمات۵. بالا بردن میزان مصرفیک روش مؤثر رسوخ در بازار، بالا بردن میزان مصرف کالاها یا خدمات است. اگر کمپینی تبلیغاتی در یک مکان خاص به نحو مؤثری به تبلیغات بپردازد، میزان مصرف کالای مدنظر صعود ناگهانی پیدا می کند و درنتیجه ارقام فروش بالا می رود و افزایش ارقام فروش به رسوخ بهتر در بازار کمک می کند.۶. شناختن ریسک و رشدبرای بیشتر بازاریاب ها، عرضه ی یک محصول جدید راهی برای رشد است. این فکر فقط تاحدی درست است. درواقع، این کار ممکن است خطراتی را نیز داشته باشد. وقتی یک محصول جدید به بازار عرضه می شود، ریسک موفق نشدن آن وجود دارد، اما اگر عرضه ی محصول از کانال های مؤثر صورت گیرد و با یک فرآیند تحویل بی دردسر همراه باشد، می تواند انتظارات فروشنده را برآورده کند. ورود به بخش جدیدی از بازار نیز می تواند پرخطر باشد. بنابراین، شناختن بازار و محصول خودتان به منظور موفقیت و برآوردن انتظارات، قطعا ضروری است. یک راه مؤثر برای رسیدن به این هدف، ایجاد ارتباط درست با مشتریان و حساس بودن نسبت به خواسته های آنها است.مقاله مرتبط: مدیریت ریسک چیست؛ آشنایی با مراحل انجام و اهمیت آن۷. ایجاد مانع برای ورود رقباوقتی صحبت از اتخاذ گزینه های استراتژیک به میان می آید، بهره بردن از نقاط قوت کسب وکارتان به یک شیوه ی درست و منطقی، حیاتی است. برای مثال، شما می توانید با به حداقل رساندن هزینه های متغیر، میزان فروش تان را بالا ببرید و مانع ورود دیگران به بازار بشوید. به همین دلیل بسیاری از شرکت هایی که از فناوری های برتر و فرآیندهای متمایز برخوردار هستند، توانایی کاهش هزینه های متغیر و کسب سود ناخالص را به ازای فروشِ هر کالا دارند. شما می توانید با داشتن یک سهم قابل توجه در بازار و یک فرآیند بازاریابی مؤثر، مانع ورود رقبا به صنعت خود بشوید.۸. منحصربه فرد بودن و متفاوت اندیشیدنفرآیند رسوخ در بازار در کل ساده و یکنواخت به نظر می رسد، اما اگر به این فرآیند سطحی نگاه کنید، آن گاه به چالش بزرگی تبدیل خواهد شد. برای غلبه بر این چالش، باید بیش ازپیش منحصربه فرد باشید و در رویکرد خود نوآوری بالایی داشته باشید. یک استراتژی فروشِ تکراری مانع رشد شما می شود. بنابراین، بهتر است متفاوت بیندیشید و روش های رسوخ خود را متناسب با موقعیت و زمان، اصلاح کنید. شما می توانید با خلاقیت بیشتر و بالا بردن ارزش کالاهایتان، شانس موفقیت تان را بالا ببرید.برخی از اقداماتی که می توان برای منحصربه فرد بودن انجام داد:بالابردن آگاهی مشتریان: ازآنجاکه بسیاری اوقات، مردم از کیفیت محصول و کاربرد آن آگاهی ندارند، اطلاع رسانی در این حیطه اهمیت دارد.آسان کردن فرآیند خرید: بسیاری از مشاغل موفق، امکان خرید نسیه ای را در اختیار مشتریان قرار می دهند تا توانایی خرید آنها را بالا ببرند.گسترش شبکه ی توزیع: دردسترس قراردادن کالاهایتان در مکان های بیشتر و گزینه های ب ...

ادامه مطلب  

گزارش تصویری دیدار اول تیم های فوتسال زنان ایران و روسیه  

درخواست حذف این مطلب
تاریخ: ۱۳۹۶-۱۱-۲۹شناسه خبر: 58807سایت کمیته فوتسال روسیه، گزارش تصویری از دیدار فوتسال زنان ایران و روسیه که روز گذشته در تهران برگزار شد را منتشر کرد.به گزارش پایگاه خبری ورزش بانوان، روز گذشته (شنبه) تیم ملی فوتسال زنان ایران مقابل تیم ملی روسیه نایب قهرمان جهان قرار گرفت و با نتیجه دو بر یک پیروز این دیدار شد. در حالی که به عکاسان ایرانی اجازه فیلم برداری و عکاسی از دیدار اول ...

ادامه مطلب  

تحریم های وزارت خزانه داری امریکا علیه ایران  

درخواست حذف این مطلب
وزارت خزانه داری امریکا روز جمعه در بیانیه ای از تحریم سازمان زندان های تهران و سهراب سلیمانی مسئول بلندپایه سازمان زندان های ایران در ارتباط با آنچه نقض جدی حقوق بشر در ایران توصیف شده است خبر داد. جان اسمیت مدیر دفتر دارایی های خارجی وزارت خزانه داری امریکا مدعی شد: «تحریم ...

ادامه مطلب  

بررسی سیستم های کنترل لغزش بدنه در خودروهای مدرن  

درخواست حذف این مطلب
قوانین فیزیک در این جهان کاملاً مشخص هستند. وقتی نوبت به گردش اتومبیل در پیچ ها می رسد، فیزیک بیان می کند که اتومبیل به سمت داخل پیچ متمایل می شود؛ تایرها می چسبند، سیستم تعلیق خارجی فشرده می شود و بدنه به یک طرف منحرف می شود. وظیفه سیستم های پایداری در لغزش، کاهش همین انحراف است. در طول گردش در پیچ، محورهای ضدّ لغزش معمولی (میله های فولادی که به عنوان فنرهای پیچشی، اعضای چپ و راست تعلیق خارجی را به یکدیگر متصل می کنند) بخشی از نیروی فشردگی در اعضای تعلیق خارجی را به تعلق داخلی منتقل می کند؛ موضوعی که موجب محدودیت در انحراف و کاهش لغزش بدنه می شود. امّا با توجه به اینکه طرفین خودرو از نظر مکانیکی به یکدیگر مرتبط هستند، یک ناهمواری در زیر یکی از چرخ ها خودرو باعث می شود که از کیفیت سواری در مسیرهای مستقیم کاسته شود.نوآوری ها در سیستم های پایداری در لغزش سعی بر این داشته تا با توزیع دوباره بار بین تایرهای داخلی و خارجی در پیچ ها، بین گردشِ نرم و سواریِ راحت، تعادل ایجاد کند و در عین حال، در هنگام حرکت در مسیر مستقیم، اتصال بین دو طرف را آزاد کند. برخی از سازندگان این کار را با کاهش انرژی درون سیستم انجام داده اند و برخی دیگر نیز از قوانین فیزیک، برعلیه این «فیزیک» کمک گرفته اند.سیستم های هوشمند این سیستم ها به حسگرها و یک قطعه کنترل برای تعیین مسیر حرکت خودرو در مسیر مستقیم یا پیچ جاده متکی هستند و بر این اساس، به صورت هوشمند از ابزارهای الکترونیکی یا هیدرولیکی برای مقاومت در برابر لغزش استفاده می کنند.محورهای ضدّ لغزش دو تکه همراه با فعال سازیکی از محبوب ترین راه ها برای کنترل هوشمند لغزش بدنه، استفاده از محورهای رایج ضدّ لغزشی است که به دو تکه تقسیم شده اند. یک موتور الکتریکی یا فرمان هیدورلیکی بین این دو قطعه، در صورت نیاز، گشتاور را بین آنها به صورت جداگانه اِعمال می کند. سیستمی که بنتلی برای این منظور مورد استفاده قرار می دهد، قادر است که محورها را به صورت کامل از یکدیگر باز کند. در نتیجه، شرایط گردش چرخ فوق العاده ای در خارج از جاده فراهم می شود.کاربردها: بنتلی بنتیگا، ب ام و x5، x6 و سری های 5 ، 6 و 7، لکسس lc500 و ls500، مرسدس بنز gle، پورشه کاین و پانامرا[+] نصب راحت در شاسی های کنونی[−] سیستم های هیدرولیکی با پیچیدگی های زیادی در لوله کشی، پمپ ها و سوپاپ ها همراه هستند، جرم خودرو را اضافه می کنند و تنظیمات محدودی دارند.اتصالات دو سر هوشمندسیستم کنترل شاسی دینامیک پورشه (pdcc) که در 911 وجود دارد، از وجود اتصالات دوسر هیدرولیکی (در واقع، به عنوان فعال ساز) در محورهای ضدّ لغزش بهره می برد. کنترل لغزش بدنه توسط pdcc در 911 با استفاده از کوتاه و بلند شدن اتصالات دو سر در هنگام گردش در پیچ، صورت می گیرد.کاربردها: پورشه 911[+] جمع وجور، نصب راحت[−] پیچیدگی های سیستم هیدرولیکسیستم کنترل بدنه مجیک مرسدس بنزمرسدس در سیستم جادویی کنترل بدنه اش، از یک سیلندرهیدرولیک در بالای دامپر فنری در هر کدام از چرخ ها استفاده کرده است. وقتی وسیله نقلیه در پیچ ها گردش می کند، این سیلندر جمع و یا کشیده می شود و در نتیجه، با کاهش یا افزایش طول فنر فولادی، نسبت به لغزش بدنه واکنش نشان می دهد. «منحنی انحراف» می تواند موجب حذف لغزش بدنه شده و حتی 2.8 درجه دیگر، بدنه خودرو را به طرف داخل پیچ متمایل کند. سیستم ...

ادامه مطلب  

برنامه وزیر پیشنهادی نفت اعلام شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران اکونومیست به نقل از تارنمای وزارت نفت، آنچه در این مجموعه، از آن به عنوان برنامه وزیر نام برده می شود، در واقع راهکارها و راهبردهای عملیاتی مبتنی بر اسناد بالادستی است که برای اجرای سیاست های کلی نظام از جمله سیاست های اقتصاد مقاومتی و قوانین موضوع با تاکید بر قانون و الزامات حاکم بر برنامه ششم توسعه و ماموریت هایی تنظیم و ارایه شده که به موجب قوانین و مقررات بر عهده وزارت نفت است.« فصل اول: مقدمه؛ نگاهی به شرایط مرداد 1392صنعت نفت به عنوان پیشران اقتصاد ایران نقشی موثر در توسعه، اشتغال و رشد اقتصادی کشور داشته و دارد. در سال های گذشته نیز این اهمیت به صورت مضاعف در شرایط تحریم و بعد از آن در شئون مختلف اقتصاد و مدیریت کشور ظاهر شد.در سال 1392 کشور در بخش نفت با شرایط پیچیده و چالش های متعددی روبرو بود که به اقدامات فوری و تصمیم گیری های کلیدی نیاز داشت.در ادامه تلاش شده است تصویر خلاصه ولی جامعی از شرایط آن زمان صنعت نفت ترسیم شود.با مرور این تصویر، اقدامات انجام شده در چهار سال دولت یازدهم قابل ارزیابی مناسب است.•توسعه پارس جنوبی با انبوهی از طرح ها و توزیع نامتوازن منابع و تمرکز مدیریتی، (بدون توجه به تولید گاز) مواجه بود.•در تولید از میدان های مشترک غرب کارون طرح ها با سرعت بسیار اندک پیشرفت کرده و در طرف عراقی میزان برداشت بسیار بیشتر از ما بود. قراردادهای با شرکت های چینی در وضعیت نامناسبی قرار داشت و توسعه بسیار کند بود. در دیگر میدان های غرب کشور و لایه نفتی پارس جنوبی نیز تصمیمی روشن که منجر به اتمام طرح ها و دستیابی به تولید شود، اتخاذ نشده بود.•در سال 1392، 43 درصد سبد سوخت نیروگاه های کشور ، سوخت مایع بود که ارزش آن به حدود 18 میلیارد دلار می رسید. در آن شرایط ،کشور به واردکننده نفت گاز تبدیل شده بود.•به علت اعمال تحریم های ظالمانه، صادرات نفت خام و میعانات گازی به پایین ترین میزان خود در 2 دهه اخیر رسیده بود. میزان میعانات روی آب کشور اعداد بسیار غیرمتعارف و بالایی بود که هزینه های سنگینی را برای کرایه کشتی به شرکت ملی نفت ایران تحمیل می کرد. تنوع خریداران نفت و میعانات ایران به چند کشور محدود شده بود.•در اوپک متاسفانه با موافقت ایران نظام سهمیه بندی لغو و بدین ترتیب به دست خودمان، از نظر دیپلماسی انرژی، شرایط برای تحریم نفت ایران و جایگزینی آن در بازارها با تولیدات دیگر کشورهای رقیب فراهم شده بود.•در خصوص روستاها و شهرهای کوچک، تقاضای بسیاری برای گازرسانی به آنها وجود داشت.•خطوط اصلی انتقال گاز و شریان های ارتباطی بین خطوط اصلی که به پایداری شبکه منجر می شد ساخته نشده بود.•مجوزهای بسیاری در صنعت پتروشیمی بدون توجه به تقاضا و کشش بازار صادر شده بود و هیچ سیاست روشنی برای توسعه آتی صنعت پتروشیمی در نظر گرفته نشده بود.•با توجه به واگذاری های غیراصولی تمامی پتروشیمی ها، ماموریت ها و وظایف جدید شرکت ملی صنایع پتروشیمی تبیین نشده بود. وضعیت توزیع و تبادل خوراک بین مجتمع های مختلف پتروشیمی روشن نشده بود. در خصوصی سازی و تقسیم واحدها، توجهی به میزان سودآوری و تنظیم سبد مالکان مختلف از این لحاظ انجام نشده و ارزش گذاری واحدها به درستی صورت نگرفته بود.•وضعیت تولید و توزیع بنزین در شرایط نامناسبی قرار داشت .•در طرح ستاره خلیح فارس، علیرغم هزینه زیاد انجام شده، واحدهای فرآیندی، از پیشرفت کمی برخوردار بود.•بدون تدوین و ساختاردهی رگولاتوری و تنظیم روابط اداری، مالی، نظارتی از جمله موارد ایمنی بین دولت و بخش خصوصی، تمامی پتروشیمی ها و هشت پالایشگاه کشور به بخش های خصوصی و عمومی واگذار شده بود.•در سال 1384 با تولید حدود چهار میلیون بشکه در روز نفت و مالکیت دولتی تمامی پالایشگاه ها و پتروشیمی ها، تعداد نیروهای صنعت نفت اعم از رسمی، قراردادی و پیمانکاری حدود 130 هزار نفر بود که در سال 1392 بعد از گذشت هشت سال، علیرغم رسیدن تولید نفت به حدود 2.8 میلیون بشکه و واگذاری تمام پتروشیمی ها و هفت پالایشگاه از 9 پالایشگاه موجود، این تعداد به بیش از 230 هزار نفر رسیده بود.خوشبختانه بسیاری از این مسائل به طور کامل و برخی تا حدود زیادی به ریل انضباط، توسعه منطقی و متوازن و روال کارشناسی با بهره گیری از تجارب نزدیک به 40 ساله ساختار دولتی نظام جمهوری اسلامی بازگشته است. **فصل دوم: گزارش خلاصه از اقدامات شاخص و اصلی وزارت نفت در دولت یازدهم1-افزایش تولید و صادرات نفتبا بهره گیری از فرصت لغو تحریم ها، با تلاش شبانه¬ روزی همکاران شرکت ملی نفت ایران، تولید نفت خام که راهبردی ترین کالای تولیدی کشور محسوب می شود، با بیش از یک میلیون و دویست هزار بشکه در روز افزایش، از حدود 2.7 میلیون بشکه در روز در پنج ماهه اول سال 1392 به حدود 3.9 میلیون بشکه در روز در فروردین ماه 1395 رسیده و 1.44 برابر شده است.افزایش بیش از 2 برابری میزان صادرات نفت خام و میعانات گازی: از 1.2 میلیون بشکه در روز در پنج ماهه نخست سال 92 به حدود 2.86 میلیون بشکه در روز در چهار ماه پایانی سال 1395.صادرات نفت خام در پنج ماهه نخست سال 1392، 970 هزار بشکه در روز بوده است که در 10 ماهه نخست سال1394 (پیش از برداشته شدن تحریم ها) به 1.08 میلیون بشکه در روز رسیده بود و در پایان سال 1395 به حدود 2.2 میلیون بشکه در روز افزایش پیدا کرده است.2-افزایش جهشی تولید گاز از میدان مشترک پارس جنوبیافزایش 2 برابری ظرفیت تولید گاز از میدان مشترک پارس جنوبی در دولت یازدهم (از 280 میلیون مترمکعب در روز در سال 1392، در اسفندماه 1395 به حداقل 575 میلیون متر مکعب در روز رسید.)در دولت یازدهم 11 فاز پارس جنوبی تکمیل، راه اندازی شده و به مدار آمده است. به نحوی که در مجموع ظرفیت تولید میدان پارس¬جنوبی به حداقل 575 میلیون مترمکعب در روز رسیده است که موجب شده میزان برداشت روزانه ایران و قطر برابر شود.یادآور می شود از زمان شروع فعالیت های توسعه ای در پارس جنوبی در سال 1376، تا نیمه سال 1384 ، پنج فاز پارس جنوبی به مدار آمد و از آن زمان تا میانه سال 1392، پنج فاز دیگر و جمعاً 10 فاز از این میدان به مدار تولید وارد شده بود.3-اوپک و بازار جهانی نفتافزایش سریع تولید و صادرات نفت کشور به میزان حدود یک میلیون بشکه در روز پس از برجام به نحوی که این سرعت بازگشت به بازار، اعجاب همه ناظران جهانی را برانگیخت.این افزایش صادرات به نحوی بود که نه تنها به سقوط قیمت های نفت منجر نشد، بلکه با دیپلماسی موفق نفتی جمهوری اسلامی برای بازپس گرفتن سهم خود در بازارهای نفت، در نهایت منجر به پذیرش واقعیت انکارناپذیر نقش ایران در بازار نفت و موفقیت تاریخی و بزرگ ایران در اوپک و روند افزایشی قیمت های نفت شد.4-افزایش تولید نفت از میدآنهای مشترکافزایش بیش از چهار برابری تولید نفت خام از میدان های مشترک غرب کارون (از 70 هزار بشکه در روز در میانه سال 1392 به 280 هزار بشکه در روز در اسفند 1395).راه اندازی تاسیسات شناور فرآورش تولید نفت در خلیج فارس و آغاز تولید بیش از 25 هزاربشکه در روز از لایه نفتی میدان پارس جنوبی از آغاز سال 1396.آغاز تولید از میدان نفتی مشترک آذر به میزان 25 هزاربشکه در روز.5-توسعه شبکه گاز رسانی شهری و روستاییدر سه سال و نیم دولت یازدهم بیش از 9 هزار روستا و 78 شهر گازرسانی شد که با فعالیت های انجام شده، بهره مندی خانوار روستایی با 40 درصد رشد از 55 درصد در سال 1391 به 77 درصد در سال 1395 رسید.این دستاورد بدون استفاده از منابع بودجه عمومی و تامین مالی از طریق موضوع ماده 12 قانون رفع موانع تولید صورت گرفته است.گازرسانی به زاهدان در اسفند ماه سال 1395 با هزینه ای بالغ بر 750 میلیارد تومان به انجام رسید.6-گازرسانی به نیروگاه هاکاهش سهم سوخت مایع در سبد سوخت مصرفی نیروگاه‎ ها از 43 درصد در سال 1392 (27 میلیارد لیتر به ارزش روز 18 میلیارد دلار) به حدود 14 درصد در سال 1395 و هدف گذاری برای زیر 10 درصد برای سال 1396افزایش بیش از 1.7 برابری میزان گاز تحویلی به نیروگاه های کشور از 36.2 میلیارد مترمکعب در سال 1392 به نزدیک به 62 میلیارد مترمکعب در سال 13957-افزایش تولید و توسعه پتروشیمیافزایش میزان تولید محصولات پتروشیمی قریب 10 میلیون تن تا پایان دولت یازدهم ، با حدود 24 درصد رشد از 40.6 میلیون تن در سال 1392 به 50.5 میلیون تن در نیمه سال 1396 خواهد رسید.صادرات محصولات پتروشیمی از 12.8 میلیون تن در سال 1392 به بیش از 17 میلیون تن در سال 1395 افزایش یافته است که نشانگر افزایش 33 درصدی در این دوره است.آغاز به تولید 11 طرح پتروشیمی با سرمایه گذاری حدود 3093 میلیون دلار و با تولیدات سالانه به ارزش 3642 میلیون دلار (به قیمت های پایه سال 1390) تا اردیبهشت ماه 1396.افتتاح چهار طرح با سرمایه گذاری 2110 میلیون دلار و ارزش تولید سالانه حدود 2 میلیون و 375 میلیون دلار (به قیمت های پایه سال 1390) در سال 1396، شامل طرح های: اتیلن گلایکول مروارید - اوره و آمونیاک پردیس 3 - متانول کاوه- متانول مرجان8-تولید و صادرات فرآورده های نفتیشروع تولید بنزین از پالایشگاه ستاره خلیج فارس: شروع تولید فرآورده های نفتا و نفت گاز و راه اندازی مستمر تولید بنزین فاز 1 پالایشگاه ستاره خلیج فارس از اردیبهشت ماه امسالمیزان تولید بنزین اصلاح شده و سوپر در پالایشگاه های نفتی کشور در دولت یازدهم، 12 برابر شده است (از 2.1 میلیون لیتر در روز به 25 میلیون لیتر در روز).اکنون در هفت کلانشهر کشور این نوع بنزین توزیع می ‎شود که منجر به بهبود وضعیت محیط زیست در این شهرها شده است.در سال های 1357 تا 1377 ایران واردکننده نفت گاز بوده است. واردات نفت گاز در سال های 1377 تا 1384 به صادرات تبدیل شده و در سال های 1385 تا 1393 دوباره واردات نفت گاز صورت گرفته که بخشی از آن به صورت خرید از واحدهای پتروشیمی بوده است.ایران، در سال 1392 به میزان متوسط 6 میلیون لیتر در روز واردات نفت گاز داشته که خوشبختانه از سال 1394 دوباره ایران از یک کشور واردکننده نفت گاز به یک کشور صادرکننده تبدیل شد و در سال 1395 به صادرات حدود 13 میلیون لیتر در روز دست یافت. در سال 1396 نیز برای صادرات بیش از 16 میلیون لیتر در روز به طور متوسط برنامه ریزی شده است.صادرات نفت کوره درسال 1395 به حدود 50 میلیون لیتر در روز رسیده است که برای سال 1396 دستیابی به بیش از 56 میلیون لیتر در روز برنامه ریزی شده است.عقد قرارداد طرح توسعه و نوسازی پالایشگاه آبادان (که قرارداد آن با ارزش قریب 2.5 میلیارد یورو منعقد و بخش اول آن فعال شده است) .شروع عملیات طرح 480 هزار بشکه¬ای فراگیر پالایشی سیراف با خوراک میعانات گاز در منطقه عمومی پارس 2 در نزدیکی کنگان9-توسعه فناوری و پژوهشواگذاری مطالعه تعداد 20 میدان نفتی و گازی شامل 52 مخزن براساس موافقتنامه همکاری علمی - تحقیقاتی با 9 دانشگاه و مراکز تحقیقاتی داخلی منتخب کشورانعقاد 12 قرارداد با دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی برای بومی سازی دانش فنی 12 فرآیند اصلی پالایش نفت خام، پتروشیمی و پالایش و تصفیه گاز10-ساخت داخل تجهیزات صنعت نفتمهم ترین اقدام صورت گرفته در زمینه ساخت داخل در چهار سال گذشته، عقد قرارداد خرید همراه با 100 درصد ساخت داخل لوله های سی.آر.ای (cra)، بین شرکت ملی نفت ایران با مشارکت یکی از معتبرترین شرکت های سازنده این لوله ها (شرکت tubacex اسپانیایی) و شرکت فولاد اصفهان به مبلغ 556 میلیون یورو بود.این قرارداد ضمن تامین نیاز داخل، امکان صادرات این نوع از تجهیزات را برای ایران نیز فراهم می کند.این اقدام در تاریخ صنعت نفت ایران، پس از اقدامی که در سال 1378برای ساخت داخل توربین و کمپرسورهای مورد نیاز صنعت گاز (در قالب تجمیع تقاضاهای خرید و سپس تشکیل شرکت توربین و کمپرسور نفت otc، صورت گرفت و موجب شد که در دوران تحریم ها تا حدود زیادی کشور از مشکلات تامین توربین و کمپرسورمصون بماند)، بزرگ ترین گام برای خوداتکایی در تامین تجهیزات در این صنعت تلقی می شود.در اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی مرتبط با بخش نفت وگاز، با تجمیع تقاضاها، تا پایان سال 1395 برای پنج گروه از 10 قلم اصلی کالاهای مورد استفاده عمده در صنعت نفت، مناقصه برگزار شده است و در مجموع 55 فقره قرارداد با سازندگان داخلی در خصوص 5 گروه کالایی آنها منعقد شده است.این موارد عبارتند از: رشته تکمیلی درون چاهی با 14 قرارداد به ارزش 1320 میلیارد ریال، تجهیزات سرچاهی با 19 قرارداد به ارزش 680 میلیارد ریال، پمپ های سرچاهی srp با 2 قرارداد به ارزش 230 میلیارد ریال، پمپ های درون چاهی esp با یک قرارداد به ارزش 380 میلیارد ریال، مته های حفاری rock bit با 2 قرارداد به ارزش 1070 میلیارد ریال، مته های حفاری pdc با 2 قرارداد به ارزش 740 میلیارد ریال، لوله های حفاری با 2 قرارداد به ارزش 880 میلیارد ریال، لوله های مغزی cra با یک قرارداد به ارزش 556 میلیون یورو و ابزارهای اندازه گیری در حفاری با 12 قرارداد به ارزش 1400 میلیارد ریال.11-توجه به ملاحظات محیط زیستیافزایش تولید و توزیع بنزین اصلاح شده و سوپرافزایش تولید نفت گاز یورو 4 و توزیع در کلانشهرهاقطع دریافت هیدروکربور غیراستاندارد به عنوان بنزین از پتروشیمی هاراه اندازی آخرین مرحله طرح آماکتغییر سیاست نفت در منطقه عملیاتی غرب کارون با تاکید بر پیشگیری از خشکاندن هور هویزه که پیش از آن عملاً برای تسهیل فعالیت های توسعه نفت در منطقه ، چنین رویکردی پیگیری شده بود .افزایش سهم گاز در سبد سوخت نیروگاه هاتعیین تکلیف طرح های ngl و واگذاری آنها به بخش خصوصیکاهش گازهای سوزانده شده در پارس جنوبی: میزان گازهای سوزانده شده در پالایشگاه های فازهای 1 تا 10 پارس جنوبی از 17.1 میلیون مترمکعب در هفته که میزان طراحی شده این پالایشگاه ها است به 6.97 میلیون مترمکعب در هفته در سال 1394 کاهش یافته است و انتظار می رود با تکمیل برنامه های در دست اقدام برای کاهش گازسوزی این مجتمع ها، این میزان در سال 1396 به 2.6 میلیون مترمکعب در هفته کاهش یابد.12-قراردادهای جدید نفتی و تاکید بر افزایش ضریب برداشت نفت از مخازنتدوین شرایط عمومی، ساختار والگوی قراردادهای بالادستی نفت و گاز و دریافت چهار مصوبه از هیات وزیران در این خصوص (طبق ماده 7 قانون وظایف و اختیارت وزارت نفت) و در ادامه آن ها اخذ مصوبه مربوط به'شیوه نامه تشکیل شورای عالی مهندسی مخازن نفت و گاز' که عدم مغایرت همه این مصوبات به تایید رییس محترم مجلس نیز رسیده است .لازم به اشاره است که برای تدوین و جمعبندی موارد فوق، با نظرخواهی های گسترده از صاحب نظران طی جلسات متعدد ، نیل به یک اجماع ملی حاصل شد.عقد قرارداد توسعه فاز 11 همراه با تمهیدات ازدیاد برداشت با مشارکت شرکت ها توتال، شرکت ملی نفت چین ( cnpci) و پتروپارس .طبق مقررات قانونی ، قبل و بعد از نفوذ این قرارداد ، همه مجوزهای لازم از مراجع ذیربط اخذ شده که آخرین آن تایید قرارداد یاد شده توسط هیات عالی نظارت بر منابع نفتی به اتفاق آراست.عقد 26 یادداشت تفاهم و 2 چارچوب اصولی قرارداد برای توسعه میادین نفت و گاز در قالب قراردادهای جدید نفتیبرنامه ریزی و پیگیری برای ایجاد شرکت های اکتشاف و استخراج ایرانی**فصل سوم- اسناد بالادستی حاکم بر برنامه پیشنهادی در دولت دوازدهممهم ترین اسناد بالادستی حاکم بر برنامه پیشنهادی را می توان به ترتیب زیر برشمرد :3-1- سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری در بخش نفت و گازبر اساس بند یک اصل ١١٠ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به دنبال ابلاغ سیاست های کلی نظام در بخش نفت و گاز توسط مقام معظم رهبری در سال ١٣٧٩ و نیز ابلاغ سیاست های کلی برنامه پنجم توسعه در سال ١٣٨٧ توسط معظم له، موارد مرتبط با صنعت نفت و گاز که راهگشای برنامه های این صنعت خواهد بود، به ترتیب و شرح زیر در نظر گرفته است:اتخاذ تدابیر و راهکارهای مناسب برای گسترش اکتشاف نفت و گاز و شناخت کامل منابع کشورافزایش ظرفیت تولید صیانت شده نفت، متناسب با ذخایر موجود و برخورداری کشور از افزایش قدرت اقتصادی، امنیتی و سیاسیافزایش ظرفیت تولید گاز متناسب با حجم ذخایر کشور به منظور تأمین مصرف داخلی و حداکثر جایگزینی با فرآورده های نفتیگسترش تحقیقات بنیادی و توسعه ای و تربیت نیروی انسانی متخصص و تلاش برای ایجاد مرکز جذب و صدور دانش و خدمات فنی و مهندسی انرژی، در سطح بین المللی و ارتقای فناوری در زمینه های منابع و صنایع نفت، گاز و پتروشیمیتلاش لازم و ایجاد سازماندهی قانونمند برای جذب منابع مالی مورد نیاز داخلی و خارجی در امر نفت و گاز دربخش های مجاز قانونیبهره برداری از موقعیت منطقه ای و جغرافیایی کشور برای خرید و فروش، فرآوری و پالایش و معاوضه و انتقال نفت و گاز منطقه به بازارهای داخلی و جهانیبهینه سازی مصرف و کاهش شدت انرژیجایگزینی صادرات فرآورده های نفت،گاز و پتروشیمی به جای صدور نفت خام و گاز طبیعی3-2- سیاست های کلی اقتصاد مقاومتیرویکردهای اصلی اقتصاد مقاومتیرویکردهای مهم ابلاغی زیر در سیاست های اقتصاد مقاومتی که باید بر تمام برنامه ها حاکم باشد: درون زایی / برون گرایی / دانش بنیانی / عدالت محوری / مردمی بودنبندهای ناظر بر بخش نفت و گازبندهای زیر از سیاست های اقتصاد مقاومتی به طور مستقیم ناظر بر بخش نفت و گاز هستند که به عنوان خط مشی کلی در تعریف فعالیت ها و طرح های وزارت نفت ملاک برنامه ریزی و اجرا قرار گرفته و خواهد گرفت. بند13- مقابله با ضربه پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق: انتخاب مشتریان راهبردی. ایجاد تنوع در روش های فروش. مشارکت دادن بخش خصوصی در فروش. افزایش صادرات گاز. افزایش صادرات پتروشیمی. افزایش صادرات فرآورده های نفتی. بند 14- افزایش ذخایر راهبردی نفت وگاز کشور به منظور اثرگذاری در بازار جهانی نفت و گاز و تاکید بر حفظ و توسعه ظرفیت های تولید نفت و گاز، به ویژه در میادین مشترک. بند 15- افزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز، توسعه تولید کالاهای دارای بازدهی بهینه (براساس شاخص شدت مصرف انرژی) و بالا بردن صادرات برق، محصولات پتروشیمی و فرآورده های نفتی با تأکید بر برداشت صیانتی از منابع. از بند 4- کاهش شدت انرژی.3-3- بندهای مرتبط با صنعت نفت در سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری برای برنامه ششم توسعهبند 12 - حمایت از تاسیس شرکت های غیردولتی برای سرمایه گذاری در فعالیت های اکتشاف (نه مالکیت)، بهره برداری و توسعه میادیننفت و گاز کشور به ویژه میادین مشترک در چارچوب سیاست های کلی اصل 44.بند 15- واگذاری طرح های جمع آوری، مهار، کنترل و بهره برداری از گازهای همراه تولید در همه میادین نفت و تاسیسات صنعت نفت به مردم.بند 16- افزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز و توسعه تولید کالاهای دارای بازدهی بهینه (بر اساس شاخص شدت مصرف انرژی).بند 17- دانش بنیان کردن صنایع بالادستی و پایین دستی نفت و گاز با تاسیس و تقویت شرکت های دانش بنیان برای طراحی، مهندسی، ساخت، نصب تجهیزات و انتقال فناوری به منظور افزایش خودکفایی.بند 18- افزایش مستمر ضریب بازیافت و برداشت نهایی از مخازن و چاه های نفت و گاز.3-4- قانون وظایف و اختیارات وزارت نفتدر قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت به صورت گسترده وظایف، اختیارات و حتی اولویت های اجرایی آن تبیین شده است. بسیاری از موارد تعیین شده در این قانون در چهار سال اخیر به سرانجام رسیده و در دوره پیش رو نیز همچنان از تکالیف قانونی اولویت دار وزارت نفت خواهند بود.3-5- قان ...

ادامه مطلب  

پیروزی بر داعش زمینه الگوی تحقق اهداف مقاومتی ها؛ پیروزی با تکیه بر استراتژی مقاومت  

درخواست حذف این مطلب
می گویند استراتژی مقاومت باعث پیروزی می شود در هر کجا که استفاده شده بالاخره نتیجه داده است، نشانه این نتیجه دادن ها را در پیروزی های اخیر بر داعش و نابودی این شجره خبیثه عنوان می کنند اما استراتژی مقاومت چیست که باعث پیروزی می شود؟ ۵۵آنلاین :می گویند استراتژی مقاومت باعث پیروزی می شود در هر کجا که استفاده شده بالاخره نتیجه داده است، نشانه این نتیجه دادن ها را در پیروزی های اخیر بر داعش و نابودی این شجره خبیثه عنوان می کنند اما استراتژی مقاومت چیست که باعث پیروزی می شود؟! آیا این استراتژی نصر و پیروزی را به همراه دارد یا تصور ماست که باعث می شود هر پیروزی را به این استراتژی مربوط بدانیم؟! اصلا استراتژی مقاومت در چه حدود و صغوری تعریف می شود؟! آیا برای به کارگیری این استراتژی حد و مرز و خط قرمزی وجود دارد؟! اینها مهمترین سوالاتی است که سعی می کنیم در طول گزارش برای آنها پاسخی در خور یافته و در نهایت فرضیه پیروزی با تکیه بر مقاومت را رد یا تایید کنیم. استراتژی مقاومت ابتدا برای شناخت هر استراتژی و نظریه ای باید تعریف دقیقی از آن ارائه داد. استراتژی مقاومت را می توان در یک کلام معنی کرد، «خودباوری، ظلم ستیزی». این معنی کلان در خود هزاران مسیر و راه را برای رسیدن به موفقیت همراه دارد. خودباوری یعنی باور به توان و داشته های خودی و تلاش برای بالفعل کردن همه امکانات بالقوه به جای پناه به غیرخودی برای گرفتن امکانات و خدمات. شاید این ساده ترین تعریفی است که از این استراتژی می توان ارائه داد اما همین تعریف ساده در خود هزاران تعریف را جای دهدف همین خودباوری قابل تفسیر در حوزه ها و شرایط متفاوت است. اما این استراتژی آیا می تواند پیروزی به ارمغان آورد و به عنوان مسیری قابل اعتماد و اطمینان انتخاب شود؟! برای پاسخ به این پرسش بهتر است نمونه های عملیاتی آن را در کشورها و نقاط مهم جهان بررسی کنیم. پیروزی بین المللی مقاومت برای یافتن نمونه های عملیاتی از این استراتژی باید مرزها را نادیده گرفت و ردپای مقاومت را در کشورهای پیروز دنبال کرد. از همین ایران شروع می کنیم، شاید یکی از نمونه های مقاومت را بتوان لغو قرارداد تالبوت که انحصار توتون و تنباکو را به انگلستان می سپرد دانست؛ یکی دیگر از این راهکار مقاومتی در ایران به ملی شدن صنعت نفت باز می گردد اما شاخص ترین اتفاق مقاومتی و مردمی که جهان را هم تحت تاثیر خود قرار داد را می توان پیروزی انقلاب اسلامی نامید. این پیروزی یکی از شاهکارهای موفقیت استراتژی مقاومتی است که از بعد از دو دهه مقاومت به سرانجام می رسد. اما این استراتژی به داخل کشور محصور نشده و نمونه های موفقیت آن را به وضوح می توان در سوریه و عراق در پیروزی که مبارزه با تروریست ها صورت گرفت، مشاهده کرد، لبنان نیز در جنگ با صهیونیست ها و بیرون راندن این اشغالگران از خاکشان چنین استراتژی را به کار بسته و توانست پیروز شود. این استراتژی مذاکره را زمانی موفق می داند که شرایط برابری برای آن بین دو گروه برقرار باشد و زورگویی و تحمیل مذاکره را تحت تاثیر قرار ندهد. دستاوردهای مقاومت برای کشورهای غیراسلامی اما مقاومت محصور به کشور و مذهب و دینی نیست. نه فقط مقاومت با مسلمان بودن می تواند موفق شود و نه با شیعه و سنی بودن. مقاومت می تواند در کشورهای غیراسلامی چون کوبا، افریقای جنوبی، ویتنام و حتی هند حلول کند و پیروز شود. خواندن داستان هایی از زندگی گاندی، فیدل کاسترو، نلسون ماندلا و یا ویت گنگ ها نشان از پیاده سازی استراتژی مقاومت در زندگی و توسعه آن به کشور در مواجهه با عوامل استکبار و زورگو دارد. ویتنام در جنگ با امریکا تنها با تکیه بر استراتژی مقاومت توانست امریکا را از خاکش اخراج کند، گاندی همین تفکر را در بیرون راندن انگلیس داشته و افریقای جنوبی و کوبا نیز با همین استراتژی به ابرقدرت ها باج نداده و استعمار را شکسته اند. نام این استراتژی در آن مناطق می توانست ملی گرایی یا هر چیز دیگری باشد اما روش هایی که در آنجا پیاده شد با تکیه بر خودباوری و ظلم ستیزی بود که هما ...

ادامه مطلب  

اتساع معنوی حصر/ برجام یک توافق خوشبختی نبود/ مجلس می توانست فک شیت بگذارد/ ضرورت راه اندازی مرکز بزرگ علوم و فناوری هسته ای/ از سقوط خشن امپرا  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری میزان - وحید عظیم نیا؛ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، امروزه مهمترین بخش فکری نهاد قانونگذاری کشور است که ۲۹۰ نماینده با استناد به گزارش های تخصصی این مرکز به امور تقنین می پردازند. موسس چنین مرکزی -که اتفاقا اولین رئیس آن بود - دکتر محمد جواد لاریجانی است که امروزه یکی از مهمترین «استراتژیست» های نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود و نه تنها از عرصه خدمت کناره گیری نکرده است، بلکه علیرغم فعالیت در چندین حوزه کاری، ارتباط مستحکمی با عرصه تحقیق و پژوهش دارد و اداره یکی از مهمترین نهاد تحقیقاتی کشور یعنی «پژوهشگاه دانش های بنیادی» نیز برعهده اوست.این پژوهشگاه در حوزه علوم پایه فعالیت می کند، از ریاضیات و فیزیک نظری گرفته تا نجوم رصدی و علوم شناختی و فیزیک شتابگر ها و بایو انفورماتیک. این علوم بخشی از حوزه های علم مدرن است که این مرکز بدان می پردازد. براساس آخرین رده بندی مجله nature که معروف به nature-index است و مراکز علمی را از نظر تحقیقاتی ارزیابی و رده بندی می کند، پژوهشگاه دانش های بنیادی را در سطح جهانی در زمرة ۵۰۰ مرکز اول قرار داده است و در کشور در بالاترین رده –ردة اول- تشخیص داده است. پروژه های عمده علمی کشور که ابعاد ملی دارند مانند طرح رصدخانة ملی، طرح شتابگر ملی و اخیراً پروژه تاسیس مرکز ابررایانش ملی در این مرکز در حال پیگیری است.معاونت وزیر امور خارجه در دوران دفاع مقدس، نمایندگی سه دوره مجلس شورای اسلامی، عضویت در کمیته سه نفره حامل پیام تاریخی حضرت امام خمینی(ره) به گورباچف شخص نخست اتحاد جماهیر شوروی، عضو شورای نظارت بر صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران و دبیری ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران از جمله سوابق کاری و مسئولیت های کنونی این استراتژیست کشورمان است که اتفاقا اشراف کاملی نیز به پرونده هسته ای دارد و در دو سال اخیر به طور مداوم - بسته به چگونگی روند مذاکرات هسته ای-، راهکار هایی جهت کمک به سیر صحیح مذاکرات و نتایج آن ارائه کرده است.البته دکتر لاریجانی معتقد است انتقاد های او به «برجام» نه از سر مخالفت و مچ گیری بلکه برای دفاع از حقوق مردم و کمک به تامین تام منافع ملی است.عصر یک روز پاییزی، در ساختمان قدیمی و البته سرسبز پژوهشگاه دانش های بنیادی، مهمان رئیس این پژوهشگاه شدیم. هرچند دو ساعت، زمان کمی برای بحث در حوزه های مختلف سیاسی است، اما اولین بخش از این گفتوگو به چند حوزه، از جمله «برجام» محدود شد و انشاا... در سلسله گفتوگو های دیگر به سایر موضوعات خواهیم پرداخت.مشروح گفتوگوی تفصیلی تحریریه سیاسی خبرگزاری میزان با محمدجواد لاریجانی به قرار زیر است:رشد خوب خبرگزاری میزانمیزان: آقای دکتر قبل از ورود به بحث از حضرتعالی خیلی ممنونم که وقت خودتان را در اختیار تحریریه سیاسی خبرگزاری میزان قرار دادید. امیدوارم بحث خوبی با شما داشته باشیم.لاریجانی: من هم از شما و از همه همکارانتان تشکر می کنم. خبرگزاری میزان انصافا در این مدت کمی که متولد شده است رشد خوبی داشته و توانسته به اهداف شکل گیری آن نزدیک شود. امیدوارم بحث خوب و البته مفید برای مردم داشته باشیم.احتمالا روح «برجام» در رفته است.میزان: مصاحبه های اخیرتان را که مرور می کردم کلیدواژه های مهمی مانند «اتساع معنوی»، «همه یا هیچ»، «پیش فرض» و ... به چشم می خورد. البته جایی هم گفته بودید «برجام روح ندارد اگر هم داشته باشد روح کثیفی دارد»؛ اتفاقا امروز هم جان کری وزیر پیشین امور خارجه آمریکا گفت: برجام روح ندارد...لاریجانی: احتمالاً روحش در رفته است (میخندد).چرخ سانتیریفیوژ و پیش فرض نادرستمیزان: مایلم درباره همین «اتساع معنوی» بپرسم. اگر یادتان باشد در فروردین ۱۳۹۴ - دقیقا ۱۴ فرودین ۱۳۹۴ – «فکت شیت» آمریکایی ها درباره چارچوب توافقی که بعد ها به «برجام» مشهور شد، منتشر شد. پس از آن از رئیس سازمان انرژی اتمی در جلسه غیر علنی مجلس نقل شد که گفت رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت انتشار فکت شیت ایرانی از طرف تیم مذاکره کننده هسته ای سخن گفته اند. البته یکی از نمایندگان هم به نقل از وزیر خارجه گفت که رهبری خواستار ارائه فکت شیت است و ما نیز باید هر چه زودتر این کار را انجام دهیم؛ کاری که هرگز انجام نشد و البته رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۲۰ فروردین همان سال،هم به رفع مشکلات چارچوب اولیه اشاره داشتند. سوال اینجاست اگر آن زمان طبق نظر رهبر معظم انقلاب -که طبق قانون اساسی ریلگذار مسائل سیاست خارجی است- حرکت می شد آیا امروز شاهد این تفسیر های متفاوت از برجام و به قول شما «اتساع معنوی» برجام بودیم؟لاریجانی: «برجام» موضوعی است که با تفصیل زیاد و در نویت های متعدد به نقد و بررسی آن پرداخته ایم تا آنجا که برخی فکر می کنند من به طور مطلق با مذاکره درباره مسائل هسته ای مخالف هستم. من با مذاکره هسته ای مخالف نیستم. من منتقد هستم. اصلاً مذاکره هسته ای یعنی چه؟ اگر دولت ما می خواهد محدودیت هایی را که بناحق به اسم هسته ای و برخلاف معیار های ادعایی حقوق بشر برما تحمیل شده است، رفع کند و می خواهد از اهرم مذاکره نیز استفاده نماید، این مذاکره فی نفسه خوب است و من به هیچ وجه مخالف مذاکره هسته ای نبوده و نیستم. بحث من انتقاد از این مذاکرات در چندین قسمت است، یکی پیش فرض های مذاکره است، ببینید این اولین بخش مهم است. شما شعار معروف دکتر روحانی خاطرتان هست که گفتند باید چرخ سانتریفیوژ ها بچرخند و همچنین چرخ اقتصاد هم بچرخد، این یعنی چه؟ یعنی یک تناسب معکوس وجود دارد و اگر چرخ سانتریفیوژ ها زیاد بچرخد، چرخ اقتصاد کم می چرخد، خب این پیش فرض نادرستی است. چرخ اقتصاد ما مشکلش بخاطر سانتریفیوژ ها نبود این اشکالی است که من بار ها آن را گفته ام. این پیش فرض سبب شد آمریکایی ها بُل بگیرند و بگویند ایران به خاطر تحریم ها در آستانه زانو زدن است و همین موضوع استدلال آقای ترامپ نیز هست او گفت ایران در آستانه سقوط کامل بود ما رفتیم به دادش رسیدیم در حالیکه چنین نبود، این پیش فرض غلط بود که به دشمن ما نیز سیگنال غلط داد.استراتژی برد-برد با دزد جواب نمی دهدنقد دوم من راجع به اصطلاح استراتژی برد-برد است. این اصطلاح علی الاصول برای مذاکراتی است که دو طرف هرکدام خواسته های مشروعی دارند و به نحوی با کمی بالا و پایین کردن مسائل با هم کنار می آیند؛ ما اینجا یک دزدی داریم که به خانه درآمده اموال ما را جمع کرده تا ببرد، بعد ما می گوییم باید باهم همکاری کنیم، فریزر و یخچال برای تو و این صندلی هم برای من؛ این را برد- برد نمی نامند...اشتباه تکنیکی در برجاممیزان: شاید منظور این است برد که برد...لاریجانی: ما اگر «تئوری بازی» (game theory) را به کار ببریم اشکالی ندارد. شاید اولین کتابی که من در سیاست خارجی حدود ۲۵-۲۶ سال، پیش نوشتم کاربرد تئوری بازی ها در سیاست خارجی باشد، ولی این برد- برد برای اینجا نیست و این اشتباه کاملاً استراتژیک بود. این اشتباه سبب شد که باز ما به طرف مقابل سیگنال اشتباه بدهیم که احساس کند که مستأصل شده ایم و حاضر شده ا یم بخشی از حقوقمان را به آن ها واگذار کنیم و سوم تکنیک «همه یا هیچ» یا تکنیک «بیگ بنگ» است؛ یعنی ما یک دفعه کار را نهایی کنیم و قال قضیه را بکنیم. این تکنیک بعضی جا ها جواب میدهد، اما نه در این مورد، این شیوه در جایی کاربرد دارد که شما به هم اعتماد دارید و ضمناً دو طرف کارهایشان قابل اعمال دو طرفه است، این تئوری برای اینجا غلط است و من معتقدم باید کاملاً قدم به قدم کار میکردیم حتی قدم اول را نیز ما برمیداشتیم، ولی قدم های مهم ما باید زمانی باشد که اول آن ها قدم های مهم را برداشته باشند، این بیگ بنگ اشتباه بسیار مهم تکنیکی ما بود، ما کارمان را انجام دادیم و معلوم بود طرف مقابل کارش را انجام نمیدهد.هدف آمریکایی ها از انتشار پیشدستانه «فکت شیت»حالا اشکال چهارم مربوط می شود به آن «اتساع معنوی» که شما گفتید در واقع این موضوع مربوط به سند سازی (documentation) این مذاکرات است که خود بحث بسیار مهمی است. به خصوص اگر می خواستیم بیگ بنگ باشد، باید مستندات ما آنقدر سخت می بود که طرف مقابل نتواند حرکتی فراتوافق داشته باشد، اما متاسفانه یک متن بسیار گشادی است آن قسمتش که مربوط به ما هست نامتوازن است، توهین آمیز است لُب مطلب در ابتدای متن را می بینید که می گوید خلاصه ایران باید به دنیا نشان دهد که بچه بدی نیست. خب چرا متن اینطور شروع می شود؟ باید بگوییم هدف از این مذاکرات این است که طرفین هر دو باید به هم نشان دهند که بچه بدی نیستند و بعد اتساع معنوی وجود دارد که به آن (semantic elasticity) می گویند. شما مطالبی به کار بردید که بر اساس تفسیر های مختلف طرف مقابل می تواند تفسیر های خاصی از آن مطرح کند و اهداف خود را در آن جاسازی نماید. آمریکایی ها کاملاً می دانستند هنوز این تنور داغ بود که «فکت شیت» اول را دادند، می خواستند این سوراخ-سمبه ها را پر کنند ما در آن زمان بایستی بلافاصله «فکت شیت» خود را می دادیم و نکات خود را می گفتیم، اما به هر دلیلی نکردیم. خب حرف های آنان می ماسد. طرف مقابل فکت شیتش را می دهد و ما هم چیزی نگفتیم عملاً این شد که در این قضیه آن ها میدان داری بدی کردند و آن چیز هایی که شما گفتید به نظرم درست است، بزنگاه های مهمی وجود دارد که باید آن ها را درست کنیم، هدف این است که نقاط آسیب پذیرمان را کاهش دهیم. این اصل بحث است.مجلس می توانست فکت شیت بگذاردمیزان: من جوابم را نگرفتم، شما در مصاحبه دی ماه ۹۵ در آستانه یک سالگی برجام بحث هایی گفتید که خیلی هم جالب بود، اما من بحثم این بود که اگر به حرف های رهبر معظم انقلاب گوش می دادند و فکت شیت منتشر می شد- این یک مصداق است - آیا این اتفاق می افتاد؟لاریجانی: حتماً نقاط آسیب پذیر ما کمتر می شد، ببینید برجام سندی است که نقاط آسیب پذیر مختلفی دارد که دشمن می تواند از آن ها سوءاستفاده کند. ما هرچقدر نقاط آسیب پذیر را کاهش بدهیم به نفعمان است خصوصاً آنکه قسمت اصلیش را کاهش دهیم مثل برداشتن تحریم ها. حالا می خواهم یک نمونه به شما بگویم اولاً مجلس می توانست مصوبه های قوی داشته باشد، چون از مجلس در دنیا پذیرا هستند، همین بازی که ترامپ با کنگره می کند، حرف هایش را از زبان همین کنگره می زند و مقبول است در دنیا. مجلس می توانست یک فکت شیت دقیق بگذارد و از ب. بسما... تا ت. تمّت را تفسیر کند. این اقدام مشکلی ایجاد نمی کرد و همه دنیا نیز می پذیرفتند و می گفتند این مجلس است که گفته و همه هم می پذیرفتند. به علاوه این حرکت می توانست برخی اوقات قدرت مانور برای دولت هم ایجاد کند که بتواند عنداللزوم از آن ها استفاده کند. وزارت خارجه هم بایست دائماً این کار را بکند و ما باید مداوم نقاط آسیب پذیر را کاهش دهیم، مثلاً به عنوان نمونه مساله تحریم را در نظر بگیرید: می گویند از حیث هسته ای، اصلاً تحریم از این حیث معنا ندارد، چون ببینید کشتی ما می خواهد برود به رُتردام، تحریم است، نمی رود. بعد این را برمی دارند، حالا می رود رُتردام می گویند سلام علیکم، برچسب هسته ای تان را برداشتیم، برچسب حقوق بشری بهش زدیم، در حالیکه تحریم یک واقعیت خارجی است و برچسب نیست؛ مهم است که بگوییم تحریم به هیچ وجه نمی تواند حیثی باشد اگر تحریمی برداشته شود، این تحریم که آن واقعیت خارجی است با هیچ برچسب دیگری قابل تجدید نیست.قرار نبود برچسب ها را عوض کنیم ما میخواستیم تحریم ها را لغو کنیممیزان: به نکته خوبی اشاره کردید، این بحث را طرف مقابل ما مطرح می کند تا ما را تحت فشار بگذارد. اینکه در آستانه ورود به مذاکرات بگوییم همه تحریم ها رفع خواهدشد و یا اینکه روز توافق یعنی ۲۳ تیر از رفع بالمره تحریم ها حرف بزنیم، اما وقتی بعد از اجرای برجام میبینم تحریم ها نه تنها بالمره برداشته نشده بلکه حتی در حد انتظار هم برداشته نشده است و در چنین وضعی عد ه ای در داخل حرف همان طرف مقابل را می زنند و می گویند قرار نبود همه تحریم ها برداشته شود. یعنی به ماندن بخشی از تحریم ها مشروعیت می دهند. به نظر شما چنین پالس هایی چقدر می تواند در زیاده خواهی دشمن و زیر فشار بودن ایران تاثیر گذار باشد؟لاریجانی: من می خواهم بگویم تحریم هسته ای قبول، ولی تحریم هسته ای، نه برچسب تحریم. هر مورد تحریمی که ناشی از قطعنامه های هسته ای بوده آن تحریم باید به عنوان واقعیت خارجی بررسی شود و لغو گردد نه اینکه برچسب آن برداشته شود. یعنی وقتی می گوییم تحریم پولی ایران برداشته شد، این تحریم با هر برچسب دیگر بیاید تحریم است. متن می بایست این را روشن کند که ما برایمان تحریم واقعیت خارجی است نه برچسب آن. این یک چیزی بوده که می بایست در متن توضیح داده می شد.میزان: خب باید این فلسفه را بپذیریم و بعد در عمل اجرا کنیم.لاریجانی: بلهمصوبه ای که می تواند ترفندهای آمریکا را خنثی کندمیزان: در داخل کشور ذهنیت هایی هست که چنین موضوعاتی را قبول ندارد.لاریجانی: خب اشتباه می کنند، چون ما قرار نبود صرفاً این برچسب را عوض کنیم ما می خواستیم تحریم ها را عوض کنیم.یکی از مواردی که مجلس محترم می تواند مصوبه ای راهگشا و سدّ کنندة شیطنت های آمریکا داشته باشد، همین موضع است. یعنی مجلس می تواند تصویب کند که مقصود از «تحریم» واقعیت خارجی تحریم است و لغو تحریم هم ناظر به واقعیت خارجی است؛ لذا اگر گفته شود تحریمی برداشته شده یعنی دیگر آن واقعیت خارجی وجود ندارد. از این تفسیر بسیار معقول و مستدل، بلافاصله نتیجه می شود که آمریکا یا هیچ یک از دول ۱+۵ حق ندارند تحریم های مصرح در قطعنامه مربوطه و در سند برجام را حتی با برچسب دیگر اعمال کنند؛ و اگر کردند نقض عهد شفاف کرده اند و مجلس باید چنین مصوبه ای را به دولت برای اعمال ابلاغ نمایند. این بهترین پاسخ به مصوبات تحریمی جدید کنگرة آمریکا است و بسیاری از ترفند های آنان را خنثی می کند. این مصوبه مجلس ما که شاید حجمش را بتوان در کمتر از ۵ خط تمهید کرد می تواند از شدیدترین قطعنامه های عمدتاً خطابی و حماسی مجلس علیه آمریکا مؤثرتر باشد!آمریکا و اروپا میخواهند برجام به عنوان یک زنجیر بزرگ بر پای ما باشدمیزان: هم اکنون در آستانه دو سالگی اجرای برجام هستیم، آخرین مصاحبه تفضیلی شما هم شهریور ماه بوده است که در این مدت اتفاقات جدیدی رخ داده است. مثلاً چندی پیش بحث «آیسا» مطرح بود اما الان دیگر «آیسا» نیست بلکه «کاتسا» مطرح هست، یا موارد دیگری مثل تصویب قانون مقابله با آمریکا در مجلس و یا اظهارات مشوه رئیس جمهور سبک مغز آمریکا درقبال ایران و ... سوال مشخص من بر می گردد به نامه ۹ ماد ه ای رهبر انقلاب که در تاریخ ۲۹ مهر ۹۴ منتشر شد. آنجا گفته شده که «وضع هرگونه تحریم در هر سطح و هر بهان های نقض برجام است». خب الان هم مسئولان و دست اندرکاران برجام اعتراف می کنند که بله، نقض برجام صورت گرفته است شما به نقض فاحش و غیرفاحش گریزی زده و گفته اید که اصلاً چنین موضوعی را قبول ندارید. حالا با توجه به این اتفاق هایی که افتاده آیا شما معتقدید که نقض برجام صورت گرفته است و اگر شده چرا این راه را ادامه میدهیم؟لاریجانی: اینجا مجموعه ای از مسائل مهم وجود دارد: یکی اینکه اصلاً غربی ها شامل آمریکا و دول عمده اروپایی می خواهند با «برجام» چکار کنند؟ به نظرم نه آمریکا و نه اروپا هیچکدام نمی خواهند برجام را بردارند -که عمدتاً مهار توانمندی هسته ای ما و کاهش آن و از بین بردن آن است- آن ها می خواهند برجام به عنوان یک زنجیر بزرگ بر پای ما باشد و خودشان از منافعی که از برجام و تحریم ها دارند بهره مند گردند! پس ما با یک وضعیت قرمز روبرو هستیم و این وضعیت این است که تمام محدودیت های ما در امر هسته ای همه اعمال شود و در مقابل غربی ها در هرگونه تحریم علیه ما دستشان باز باشد، این شرایطی نیست که ما تحملش کنیم، به هیچوجه. حالا «برجام» هست و هرچند وقت یک اروپایی به ایران می آید و می رود، اما وقتی به شرکت ها می گویند تو چرا کارت را انجام نمی دهی می گوید از آمریکا می ترسیم. باید گفت اگر عوامل کاری –شرکت ها و بانکها- نمی توانستند با جمهوری اسلامی بدون اجازه واشنگتن تعامل داشته باشند، چرا دولت های آنان برجام را امضا کرده اند؟ چرا گفتند ۱+۵؟ خب، می گفتند: «ما تبع و حاشیه ای هستیم و در واقع ۰+۳ هستیم»؟! دولت های امضا کننده برجام می بایست تعهدات خود را با هر هزینه ای انجام دهند همانطور که ایران چنین کرده است. معنای اعتبار این است. اینکه تحت فشار آمریکا نقض عهد کنند، یک عمل رسوا است. هنگامی که دولت ها تعهد به رفع تحریم می دهند باید مقدمات آن را خود بعهده بگیرند؛ در غیر آنصورت نمی بایست تعهدی را بپذیرند.خیلی دغل کردید که امضا کردیدمیزان: اروپا که دولت نیست و شرکت ها هم تابع دولت نیستند.لاریجانی: به عنوان یک (state) این ها امضا کرده اند، حالا می گویند می ترسیم؛ خب خیلی دغل کردید که امضا کردید، از اول می توانستید بگویید ما امضا می کنیم مشروط به اینکه آمریکایی ها ما را اذیت نکنند. می خواهم بگویم این بهانه ها قابل قبول نیست. نکته دوم اینکه ترامپ اصلاً حرف حسابش راجع به «برجام» چیست؟ حرفش این است که ما می خواهیم تحریم ها را به ایران اضافه کنیم تا ایران تن به بقیه امور بدهد. بقیه امور کمترینش است یا ایران بخاطر وضع اقتصادیش سقوط می کند که ما دنبالش هستیم، سقوط هم نکند اسیر ما می شود بنابراین کل حرف ترامپ درباره «برجام» این است که ما تحریمهایمان مفید بود که «برجام» درآمد حالا یک خورده دیگر اضافه می کنیم به تحریم ها و بهتر از «برجام» درمی آید حال سوال مهم این است که ما در برخورد با این تحریم ها چه می توانیم بکنیم؟ الان دولتمردان ما مسابقه ای گذاشته اند در اینکه آمریکا را نقد کنند و بگویند ترامپ بد است اگرچه این کار خوبی است، اما این پاسخ عمل آمریکا نیست ما باید در مقابل تهدیدات آمریکا یک اقدام مؤثر عرضه کنیم.باید خیال سرمایه گذاری آمریکا روی تحریم ها را از سرشان بدر کنیممیزان: راهکار لازم است، چون الان «برجام» اجرا و نقض هم شده است، الان تکلیف چیست؟لاریجانی: می خواهم بگویم پاسخ این نیست که ما هی بگوییم ترامپ عقلش کم است و... این ها اصلاً برای ما مهم نیست، پاسخ عملی مهم است و ما باید دندان سرمایه گذاری آمریکا روی تحریم ها را بکشیم. به نظرم باید خودمان رزمایش یک تحریم بازسازی شده (stimulated) را اعمال کنیم، یعنی حتی می شود که آمریکایی و اروپایی بگویند ما میخواهیم این کار را با شما انجام دهیم، ما بگوییم نه! اگر چنین کاری را شروع کنیم خوب است و اعلام کنیم که ما برای سازماندهی اعمال تحریم ها به طور بازسازی شده کمیت های درست کرده ایم. نفس این کار غربی ها را به یک تفکر دوم وامیدارد. دو قدم که جلو برویم می فهمند ما تا آخر خط رفته ایم. چون اگر تحریم ها را عملیاتی کنند و اقتصاد ما با تحریم ها کامل سرزنده باشد، آنگاه ما نشانه های درستی به غرب داده ایم آنگاه ما برای بقیه خسارتی که از برجام دیدیم، فکر مناسب می کنیم. این جواب دقیقش است.اقتصادمان را براساس تحریم ببندیم نه به امید برداشته شدن تحریممیزان: حالا که ما می گوییم نقض برجام صورت گرفته است خب نامه رهبر معظم انقلاب هم هست که فرموده اند اگر تحریم صورت بگیرد، نقض برجام است. خب اگر نقض صورت گرفته ادامه برجام چه معنایی دارد؟لاریجانی: ببینید، یکی مساله نقض «برجام» است، یکی هم بحث انحلالش است، یعنی بعضی ها مباحث لغوی و تأویلی درست می کنند که باید دید مثلاً چقدر نقض بوده؟ یک درجه نقض بوده یا فاحش و غیرفاحش بوده است؟ «برجام» عملاً و عمدتاً از خاصیت افتاده است و البته هیچگاه خاصیتی پیدا نکرد؛ بنابراین غرب دارد «برجام» را برای ما کاملاً بی خاصیت می کند و برای خودش بسیار با خاصیت، همانطور که تا به حال چنین بوده است. ما باید خود را آماده کنیم تا با این وضعیت روبرو شویم، پاسخش خیلی روشن است اولین پاسخی که من گفتم این است که ما باید تصمیم بگیریم اقتصادمان را براساس تحریم ببندیم نه به امید برداشتن تحریم. خودمان تحریم بگذاریم تحریم های بازسازی شده و بعد تمام غل و زنجیری که مانع حقوق مسلم ما برای توسعه در علوم و فنون هسته ای است یکی یکی در چارچوب npt باز کنیم. البته من npt را به این شکل قبول ندارم و حالا به عنوان سندی است که امضاء کرده ایم و فعلاً سند نیمه جانی است.چشم انداز موجهی برای حل مشکلات اقتصادی توسط برجام نمی بینممیزان: شما در جایی درباره به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران صحبت کردید با این محور که آن ها در جایگاهی نیستند که بخواهند حق ما را به رسمیت بشناسند و بعد نقض کنند. خاطرم هست یکی از نکاتی که مسئولان پز می دادند این بود که می گفتند در برجام حق غنی سازی ایران به رسمیت شناخته شد؛ ما وقتی چنین چیزی را می گوییم یعنی پذیرفته ایم که آن ها آقابالاسر باشند و برای ما تصمیم بگیرند، پس هرچه بگویند درست است و یا بعد از گذشت دو سال و برگزاری انتخابات! میگویند «برجام» محکمات و متشابهات دارد خب اگر ...

ادامه مطلب  

آمریکا از برجام خارج شد؛ روند بازگشت تحریم ها علیه ایران چگونه خواهد بود؟  

درخواست حذف این مطلب
این گزارش تحقیقی به بررسی ساز و کارهای بازگشت تحریم های آمریکا علیه ایران پس از تصمیم ترامپ برای خروج از توافق هسته ای می پردازد. ۵۵آنلاین :«دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا سه شنبه شب در کنفرانسی خبری از خروج کشور از «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) یا توافق هسته ای ایران و گروه 1+5 خبر داد. او دی ماه سال پیش هنگام تمدید معافیت های تحریمی علیه ایران طبق تعهدات آمریکا در برجام، به شریکان اروپایی و نمایندگان کنگره هشدار داد در صورتی که تا 120 روز بعد که موعد دوباره تمدید این تحریم ها فرا می رسد توافق هسته ای را طبق میل او اصلاح نکنند با عدم تعلیق دوباره تحریم ها به مشارکت آمریکا در این توافق پایان خواهد داد.بر این اساس و با تصمیم ترامپ برای خروج از توافق هسته ای برجام، تحریم های معلق شده به موجب این توافق که اصلی ترین امتیاز داده شده به ایران است، بازگردانده می شوند. با وجود این، ساز و کار بازگرداندن این تحریم ها، به ویژه با توجه به اینکه آمریکا تنها عضوی است که خروج خود از این توافق را اعلام کرده است، به صورت آنی و خودکار نیست و لازم است ترامپ از میان گزینه هایی که پیش رو دارد، یک مسیر را برای احیای تحریم ها انتخاب کند.در این گزارش تحقیقی قصد داریم به بررسی ساز و کارها بازگشت تحریم های آمریکا پس از تصمیم ترامپ برای خروج از توافق هسته ای بپردازیم. لازم به یادآوری است که برجام، علاوه بر تحریم های یکجانبه کشورها، تحریم های اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد علیه ایران را هم رفع کرده؛ اما ما در این گزارش، با توجه به اینکه واکنش سایر طرف های گروه 1+5 به تصمیم سه شنبه شب ترامپ برای خروج از برجام مشخص نیست، اشاره ای به آنها نخواهیم کرد.پیش از پرداختن به هر یک از گزینه های ترامپ، لازم است درباره در هم تنیدگی های سند «برجام» با چندین قانون آمریکا توضیح داده و آنها را از هم تفکیک کنیم، زیرا گزینه های ترامپ در واقع، علاوه بر متن برجام در دل این قانون ها جای گرفته اند. توجه به این نکته لازم است که تحریم های آمریکا بعد از برجام با ساز و کارهای مختلفی رفع شده اند و ترامپ بایستی با یک مهندسی معکوس آنها را بازگرداند.از چپ به راست: فدریکا موگرینی، محمد جواد ظریف، علی اکبر صالحی، سرگئی لاوروف، فیلیپ هاموند و جان کری بعد از نهایی شدن برجام در مقر سازمان ملل در وینقوانین آمریکا، تحریم ها و برجامهمان طور که می دانیم حدود یک ماه قبل از نهایی شدن توافق هسته ای برجام میان دولت های ایران، آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، روسیه و چین1 نمایندگان کنگره آمریکا که شمار زیادی از آنها منتقد توافق دولت «باراک اوباما» با ایران بودند قانونی با عنوان «قانون بررسی توافق هسته ای ایران، 2015» (اینارا) به تصویب رساندند که به نهاد قانونگذار آمریکا اختیاراتی را برای نظارت بر نحوه اجرای توافق هسته ای توسط دولت آمریکا اعطا می کرد. همان طور که انتظار می رود، در این قانون ساز و کارهایی برای توقف اجرای برجام تعبیه شده که ترامپ می تواند از آنها به عنوان گزینه ای برای کلید زدن فرایند خروج استفاده کند.جدا از این، می دانیم که رئیس جمهور آمریکا بعد از اجرایی شدن برجام با استفاده از اختیارتش اجرای برخی از تحریم های مرتبط با برنامه هسته ای ایران مندرج در چهار قانون مختلف آمریکا را متوقف کرد. رئیس جمهور آمریکا برای اجرای برجام بایستی طبق مفاد آن قانون ها در دوره های 120 و 180 روزه (بسته به مفاد مندرج در آن قانون) تعلیق این تحریم ها را تمدید کند.بعد از به پایان رسیدن دوران ریاست جمهوری اوباما، ترامپ فعلاً به تعهدات آمریکا در برجام پایبند مانده و در ضرب الاجل های مختلف تحریم ها را تعلیق کرده، اما مشخص است که در صورتی که او از انجام این کار خودداری کند، آمریکا از توافق هسته ای خارج خواهد شد. این دومین گزینه ای است که ترامپ در اختیار دارد، و او دی ماه سال گذشته هنگام تمدید معافیت های تحریمی مربوط به یکی از قانون ها تهدید کرد که در ضرب الاجل 120 روز بعدی مربوط به این قانون، تحریم ها را تعلیق نخواهد کرد.برخی از تحریم هایی که همزمان با اجرایی شدن برجام رفع شدند، قوانین کنگره ای نبودند بلکه تحریم هایی بودند که با فرامین اجرایی روسای جمهور آمریکا اعمال شده بودند. چنانکه می دانیم اوباما در روز اجرای برجام با صدور یک فرمان اجرایی چند فرمان اجرایی قبلی به شماره های 13574، 13590، 13622 و 13645 و بخش های 5-7 و 15 فرمان اجرایی شماره 13628 را لغو کرد. به دنبال صدور این دستور، وزارت خزانه داری آمریکا نام حدود 400 فرد و شرکت را از فهرست افراد ویژه مشخص شده و بلوک شده (sdn) خارج کرد.سومین گزینه پیش روی ترامپ در واقع همین است که با صدور یک فرمان اجرایی دیگر، این فرامین لغوشده را مجدداً احیا کند.غیر از اینها، در متن خود «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) ساز و کارهایی برای حل اختلافات در نظر گرفته شده اند که دولت ترامپ می تواند با کلید زدن آنها تحریم های شورای امنیت سازمان ملل را بازگردانده و برجام را به کل لغو نماید. با آنکه در توافق، مکانیسم خروج هر یک از طرف ها پیش بینی نشده «ساز و کارهای حل اختلاف» مندرج در بند 36 مسیری را ترسیم می کند که ترامپ می تواند در صورت داشتن استدلال های لازم برای پیمودن آن، برجام را به کل باطل کند.بنابراین، الف) قانون «اینارا»؛ ب)معافیت های تحریمی مندرج در سایر قوانین آمریکا؛ ج) فرامین اجرایی و د)متن خود برجام چهار چارچوبی هستند که ترامپ با استفاده از شرایط هر کدام از آنها می تواند آمریکا را از برجام خارج کند. ما در زیر، هر یک از این روش ها را به طور مفصل تر توضیح خواهیم داد.ذکر این توضیح لازم است که استفاده از یک گزینه، نافی امکان استفاده از گزینه های دیگر نیست و رئیس جمهور آمریکا می تواند از چند روش، یا همه آنها با هم استفاده کند.قانون اینارا«قانون بررسی توافق هسته ای ایران، 2015» (اینارا)، گزینه های لازم برای توقف اجرای برجام و بازگرداندن تحریم ها را در اختیار رئیس جمهور آمریکا قرار می دهد. طبق متن این قانون، در صورتی که رئیس جمهور با ارائه «اطلاعات موثق و دقیق» کنگره را از یک رویداد مربوط به عدم پایبندی ایران به برجام یا نقض آن آگاه کند، خود او بایستی تا 30 روز بعد درباره اینکه آیا رویداد مورد نظر مصداق «نقض فاحش» محسوب می شود یا خیر، نظرش را اعلام کند. در صورتی که او اعلام کند که ایران مرتکب نقض فاحش برجام شده، کنگره با قید فوریت، بررسی طرحی برای احیای تحریم های تعلیق شده به موجب برجام علیه ایران و جلوگیری از تعلیق مجدد آن تحریم ها در آینده را آغاز خواهد کرد.همین قانون، رئیس جمهور آمریکا را ملزم می کند هر 90 روز یکبار نظرش را درباره پایبندی یا عدم پایبندی ایران به مفاد توافق هسته ای برجام و اینکه آیا ادامه رفع تحریم ها در راستای منافع امنیت ملی آمریکا است یا نه، اعلام کند. ترامپ آخرین بار وفق همین الزام، 21 مهرماه سال گذشته مدعی شد که ایران برجام را نقض کرده است.طبق مفاد «اینارا»، بعد از این اعلانیه ترامپ هر دو شاخه قانونگذاری کنگره (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) 60 روز فرصت داشتند تا طرحی را برای بازگرداندن تحریم ها معرفی کرده و به صورت «فوری» روند بررسی و تصویب آن را آغاز کنند. بررسی فوری با حذف برخی از مراحل قانونی برای رسیدگی به یک طرح، زمان بررسی و تصویب آن را کوتاه می کند. به علاوه، بعد از آن اعلانیه، خود ترامپ هم می توانست 5 فرمان اجرایی که اوباما برای اجرای برجام و تعلیق برخی تحریم ها لغو کرده بود را برگرداند.با وجود این، به جهت آنکه ترامپ در بیانیه 21 مهرماه خود اعلام کرد قصد دارد به کنگره فرصت «اصلاح» برجام را بدهد در آن زمان نه خود ترامپ و نه کنگره اقدامی برای برگرداندن تحریم ها و تغییر مشارکت آمریکا در برجام انجام ندادند؛ اما در صورتی که این بار، تصمیم دولت آمریکا استفاده از مفاد این قانون برای خروج از برجام باشد، روندی که در بالا ذکر شد، می تواند به عنوان یکی از گزینه ها طی شود.معافیت های تحریمیهمان طور که می دانیم دولت آمریکا در مذاکرات هسته ای همواره اصرار داشت که در هر گونه توافق هسته ای با ایران زیرساخت های تحریم ها پابرجا بمانند و تنها اجرای آنها تعلیق یا متوقف شود. پابرجایی این زیرساخت ها در نهایت به این نحو محقق شد که برجام قوانین تحریم ها را لغو نکرد، اما مقرر شد اجرای تحریم ها طبق شرایط و دوره های زمانی که در هر یک از قوانین در بر دارنده آن تحریم ها مشخص شده اند با حکم رئیس جمهوری آمریکا معلق شوند.به همین دلیل، بعد از روز اجرای برجام، بندهای تحریم های هسته ای که در چهار قانون مختلف کنگره آمده اند با دستور باراک اوباما تعلیق شدند. از آن زمان به بعد، هم اوباما و هم ترامپ در ضرب الاجل هایی که در هر یک از این قوانین تعیین شده اند، اجرای تحریم ها را متوقف کرده اند. آخرین موعدی که رئیس جمهور آمریکا درباره تعلیق این تحریم ها تصمیم گیری کرد 12 ژانویه 2018 (22 دی ماه 1396) بود.ترامپ در آن تاریخ، علی رغم تعلیق تحریم ها اعلام کرد در ضرب الاجل بعدی در صورتی که توافق مطابق میل او اصلاح نشود، از تعلیق تحریم ها خودداری کرده و کشورش را از توافق هسته ای با ایران خارج خواهد کرد. 12 می (22 اردیبهشت ماه) ضرب الاجلی است که او باید تصمیمش را درباره تمدید یا عدم تمدید معافیت های تحریمی ماده 1245 «قانون اختیارات دفاع ملی، سال مالی 2012» اعلام کند. او دیشب در حساب کاربری اش در توئیتر نوشت که امروز (سه شنبه) تصمیم خود را در این باره اعلام خواهد کرد.چه تحریم هایی در چه تاریخ هایی برمی گردند؟در زیر به تفصیل درباره هر یک از قانون هایی که تحریم های هسته ای مندرج در آنها بعد از اجرای برجام تعلیق شده اند توضیح داده شده است. در صورتی که ترامپ آمریکا را از برجام خارج کند، تحریم های زیر در تاریخ هایی که در توضیحات آمده اند بازخواهند گشت، هر چند اجرایی شدن آنها پیچیدگی های بیشتری دارد.قانون اختیارات دفاع ملی، 2012.بند 1245 (د) این قانون بعد از اجرای برجام تعلیق شد. این بند، وزیر خزانه داری آمریکا را ملزم می کرد علیه آن دسته از موسسات مالی خارجی که با بانک مرکزی ایران یا هر یک از دیگر موسسات مالی تحت تحریم ایران معامله انجا ...

ادامه مطلب  

تکرار / گزارش تحقیقی تسنیم| آمریکا از برجام خارج شد؛ روند بازگشت تحریم ها علیه ایران چگونه خواهد بود؟ - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، «دونالد ترامپ»، رئیس جمهور آمریکا سه شنبه شب در کنفرانسی خبری از خروج کشور از «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) یا توافق هسته ای ایران و گروه 1+5 خبر داد. او دی ماه سال پیش هنگام تمدید معافیت های تحریمی علیه ایران طبق تعهدات آمریکا در برجام، به شریکان اروپایی و نمایندگان کنگره هشدار داد در صورتی که تا 120 روز بعد که موعد دوباره تمدید این تحریم ها فرا می رسد توافق هسته ای را طبق میل او اصلاح نکنند با عدم تعلیق دوباره تحریم ها به مشارکت آمریکا در این توافق پایان خواهد داد.بر این اساس و با تصمیم ترامپ برای خروج از توافق هسته ای برجام، تحریم های معلق شده به موجب این توافق که اصلی ترین امتیاز داده شده به ایران است، بازگردانده می شوند. با وجود این، ساز و کار بازگرداندن این تحریم ها، به ویژه با توجه به اینکه آمریکا تنها عضوی است که خروج خود از این توافق را اعلام کرده است، به صورت آنی و خودکار نیست و لازم است ترامپ از میان گزینه هایی که پیش رو دارد، یک مسیر را برای احیای تحریم ها انتخاب کند.در این گزارش تحقیقی قصد داریم به بررسی ساز و کارها بازگشت تحریم های آمریکا پس از تصمیم ترامپ برای خروج از توافق هسته ای بپردازیم. لازم به یادآوری است که برجام، علاوه بر تحریم های یکجانبه کشورها، تحریم های اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد علیه ایران را هم رفع کرده؛ اما ما در این گزارش، با توجه به اینکه واکنش سایر طرف های گروه 1+5 به تصمیم سه شنبه شب ترامپ برای خروج از برجام مشخص نیست، اشاره ای به آنها نخواهیم کرد.پیش از پرداختن به هر یک از گزینه های ترامپ، لازم است درباره در هم تنیدگی های سند «برجام» با چندین قانون آمریکا توضیح داده و آنها را از هم تفکیک کنیم، زیرا گزینه های ترامپ در واقع، علاوه بر متن برجام در دل این قانون ها جای گرفته اند. توجه به این نکته لازم است که تحریم های آمریکا بعد از برجام با ساز و کارهای مختلفی رفع شده اند و ترامپ بایستی با یک مهندسی معکوس آنها را بازگرداند.از چپ به راست: فدریکا موگرینی، محمد جواد ظریف، علی اکبر صالحی، سرگئی لاوروف، فیلیپ هاموند و جان کری بعد از نهایی شدن برجام در مقر سازمان ملل در وینقوانین آمریکا، تحریم ها و برجامهمان طور که می دانیم حدود یک ماه قبل از نهایی شدن توافق هسته ای برجام میان دولت های ایران، آمریکا، انگلیس، آلمان، فرانسه، روسیه و چین1 نمایندگان کنگره آمریکا که شمار زیادی از آنها منتقد توافق دولت «باراک اوباما» با ایران بودند قانونی با عنوان «قانون بررسی توافق هسته ای ایران، 2015» (اینارا) به تصویب رساندند که به نهاد قانونگذار آمریکا اختیاراتی را برای نظارت بر نحوه اجرای توافق هسته ای توسط دولت آمریکا اعطا می کرد. همان طور که انتظار می رود، در این قانون ساز و کارهایی برای توقف اجرای برجام تعبیه شده که ترامپ می تواند از آنها به عنوان گزینه ای برای کلید زدن فرایند خروج استفاده کند.جدا از این، می دانیم که رئیس جمهور آمریکا بعد از اجرایی شدن برجام با استفاده از اختیارتش اجرای برخی از تحریم های مرتبط با برنامه هسته ای ایران مندرج در چهار قانون مختلف آمریکا را متوقف کرد. رئیس جمهور آمریکا برای اجرای برجام بایستی طبق مفاد آن قانون ها در دوره های 120 و 180 روزه (بسته به مفاد مندرج در آن قانون) تعلیق این تحریم ها را تمدید کند.بعد از به پایان رسیدن دوران ریاست جمهوری اوباما، ترامپ فعلاً به تعهدات آمریکا در برجام پایبند مانده و در ضرب الاجل های مختلف تحریم ها را تعلیق کرده، اما مشخص است که در صورتی که او از انجام این کار خودداری کند، آمریکا از توافق هسته ای خارج خواهد شد. این دومین گزینه ای است که ترامپ در اختیار دارد، و او دی ماه سال گذشته هنگام تمدید معافیت های تحریمی مربوط به یکی از قانون ها تهدید کرد که در ضرب الاجل 120 روز بعدی مربوط به این قانون، تحریم ها را تعلیق نخواهد کرد.برخی از تحریم هایی که همزمان با اجرایی شدن برجام رفع شدند، قوانین کنگره ای نبودند بلکه تحریم هایی بودند که با فرامین اجرایی روسای جمهور آمریکا اعمال شده بودند. چنانکه می دانیم اوباما در روز اجرای برجام با صدور یک فرمان اجرایی چند فرمان اجرایی قبلی به شماره های 13574، 13590، 13622 و 13645 و بخش های 5-7 و 15 فرمان اجرایی شماره 13628 را لغو کرد. به دنبال صدور این دستور، وزارت خزانه داری آمریکا نام حدود 400 فرد و شرکت را از فهرست افراد ویژه مشخص شده و بلوک شده (sdn) خارج کرد. سومین گزینه پیش روی ترامپ در واقع همین است که با صدور یک فرمان اجرایی دیگر، این فرامین لغوشده را مجدداً احیا کند.غیر از اینها، در متن خود «برنامه جامع اقدام مشترک» (برجام) ساز و کارهایی برای حل اختلافات در نظر گرفته شده اند که دولت ترامپ می تواند با کلید زدن آنها تحریم های شورای امنیت سازمان ملل را بازگردانده و برجام را به کل لغو نماید. با آنکه در توافق، مکانیسم خروج هر یک از طرف ها پیش بینی نشده «ساز و کارهای حل اختلاف» مندرج در بند 36 مسیری را ترسیم می کند که ترامپ می تواند در صورت داشتن استدلال های لازم برای پیمودن آن، برجام را به کل باطل کند.بنابراین، الف) قانون «اینارا»؛ ب)معافیت های تحریمی مندرج در سایر قوانین آمریکا؛ ج) فرامین اجرایی و د) متن خود برجام چهار چارچوبی هستند که ترامپ با استفاده از شرایط هر کدام از آنها می تواند آمریکا را از برجام خارج کند. ما در زیر، هر یک از این روش ها را به طور مفصل تر توضیح خواهیم داد.ذکر این توضیح لازم است که استفاده از یک گزینه، نافی امکان استفاده از گزینه های دیگر نیست و رئیس جمهور آمریکا می تواند از چند روش، یا همه آنها با هم استفاده کند.قانون اینارا «قانون بررسی توافق هسته ای ایران، 2015» (اینارا)، گزینه های لازم برای توقف اجرای برجام و بازگرداندن تحریم ها را در اختیار رئیس جمهور آمریکا قرار می دهد. طبق متن این قانون، در صورتی که رئیس جمهور با ارائه «اطلاعات موثق و دقیق» کنگره را از یک رویداد مربوط به عدم پایبندی ایران به برجام یا نقض آن آگاه کند، خود او بایستی تا 30 روز بعد درباره اینکه آیا رویداد مورد نظر مصداق «نقض فاحش» محسوب می شود یا خیر، نظرش را اعلام کند. در صورتی که او اعلام کند که ایران مرتکب نقض فاحش برجام شده، کنگره با قید فوریت، بررسی طرحی برای احیای تحریم های تعلیق شده به موجب برجام علیه ایران و جلوگیری از تعلیق مجدد آن تحریم ها در آینده را آغاز خواهد کرد.همین قانون، رئیس جمهور آمریکا را ملزم می کند هر 90 روز یکبار نظرش را درباره پایبندی یا عدم پایبندی ایران به مفاد توافق هسته ای برجام و اینکه آیا ادامه رفع تحریم ها در راستای منافع امنیت ملی آمریکا است یا نه، اعلام کند. ترامپ آخرین بار وفق همین الزام، 21 مهرماه سال گذشته مدعی شد که ایران برجام را نقض کرده است.طبق مفاد «اینارا»، بعد از این اعلانیه ترامپ هر دو شاخه قانونگذاری کنگره (مجلس نمایندگان و مجلس سنا) 60 روز فرصت داشتند تا طرحی را برای بازگرداندن تحریم ها معرفی کرده و به صورت «فوری» روند بررسی و تصویب آن را آغاز کنند. بررسی فوری با حذف برخی از مراحل قانونی برای رسیدگی به یک طرح، زمان بررسی و تصویب آن را کوتاه می کند. به علاوه، بعد از آن اعلانیه، خود ترامپ هم می توانست 5 فرمان اجرایی که اوباما برای اجرای برجام و تعلیق برخی تحریم ها لغو کرده بود را برگرداند.با وجود این، به جهت آنکه ترامپ در بیانیه 21 مهرماه خود اعلام کرد قصد دارد به کنگره فرصت «اصلاح» برجام را بدهد در آن زمان نه خود ترامپ و نه کنگره اقدامی برای برگرداندن تحریم ها و تغییر مشارکت آمریکا در برجام انجام ندادند؛ اما در صورتی که این بار، تصمیم دولت آمریکا استفاده از مفاد این قانون برای خروج از برجام باشد، روندی که در بالا ذکر شد، می تواند به عنوان یکی از گزینه ها طی شود.معافیت های تحریمیهمان طور که می دانیم دولت آمریکا در مذاکرات هسته ای همواره اصرار داشت که در هر گونه توافق هسته ای با ایران زیرساخت های تحریم ها پابرجا بمانند و تنها اجرای آنها تعلیق یا متوقف شود. پابرجایی این زیرساخت ها در نهایت به این نحو محقق شد که برجام قوانین تحریم ها را لغو نکرد، اما مقرر شد اجرای تحریم ها طبق شرایط و دوره های زمانی که در هر یک از قوانین در بر دارنده آن تحریم ها مشخص شده اند با حکم رئیس جمهوری آمریکا معلق شوند.به همین دلیل، بعد از روز اجرای برجام، بندهای تحریم های هسته ای که در چهار قانون مختلف کنگره آمده اند با دستور باراک اوباما تعلیق شدند. از آن زمان به بعد، هم اوباما و هم ترامپ در ضرب الاجل هایی که در هر یک از این قوانین تعیین شده اند، اجرای تحریم ها را متوقف کرده اند. آخرین موعدی که رئیس جمهور آمریکا درباره تعلیق این تحریم ها تصمیم گیری کرد 12 ژانویه 2018 (22 دی ماه 1396) بود.ترامپ در آن تاریخ، علی رغم تعلیق تحریم ها اعلام کرد در ضرب الاجل بعدی در صورتی که توافق مطابق میل او اصلاح نشود، از تعلیق تحریم ها خودداری کرده و کشورش را از توافق هسته ای با ایران خارج خواهد کرد. 12 می (22 اردیبهشت ماه) ضرب الاجلی است که او باید تصمیمش را درباره تمدید یا عدم تمدید معافیت های تحریمی ماده 1245 «قانون اختیارات دفاع ملی، سال مالی 2012» اعلام کند. او دیشب در حساب کاربری اش در توئیتر نوشت که امروز (سه شنبه) تصمیم خود را در این باره اعلام خواهد کرد.چه تحریم هایی در چه تاریخ هایی برمی گردند؟در زیر به تفصیل درباره هر یک از قانون هایی که تحریم های هسته ای مندرج در آنها بعد از اجرای برجام تعلیق شده اند توضیح داده شده است. در صورتی که ترامپ آمریکا را از برجام خارج کند، تحریم های زیر در تاریخ هایی که در توضیحات آمده اند بازخواهند گشت، هر چند اجرایی شدن آنها پیچیدگی های بیشتری دارد.قانون اختیارات دفاع ملی، 2012.بند 1245 (د) این قانون بعد از اجرای برجام تعلیق شد. این بند، وزیر خزانه داری آمریکا را ملزم می کرد علیه آن دسته از موسسات مالی خارجی که با بانک مرکزی ایران یا هر یک از دیگر موسسات مالی تحت تحریم ایران معامله انجام می دهند تحریم هایی اعمال کند، مگرآنکه کشورهایِ میزبانِ آن ...

ادامه مطلب  

بررسی تحریم های صنعت آی تی ایران از ابتدا تا اکنون  

درخواست حذف این مطلب
در این مطلب به بررسی سرگذشتِ تحریم های فناوری ارتباطیِ کاربران ایرانی و وضعیت کنونیِ آن از زوایای مختلف می پردازیم. تحریم های فناوری و مخصوصا تحریم های صنعت کامپیوتر در ایران قدمتی به بلندای چندین دهه دارد و به اندکی پس از آغازِ عصر کامپیوترهای شخصی (pc) بازمی گردد. زمانی که اپل و ibm اولین کامپیوترهای شخصی به معنای امروزیِ آن را تولید کرده بودند و دنیا در آستانه ی تحولی بزرگ بود. همان سال ها هم نشانه های محدودیت در دسترسی به فناوری های روز در ایران وقتی آشکارتر شد که شرکتی مانند اینترنشنال بیزینس مَشینز یا همان ibm که برای همه ی فعالان این صنعت در ایران کاملا شناخته شده و پرخاطره بود و مین فریم های آن در بانک ها و سازمان های دولتی مشهور و پراستفاده بود، عزمِ خداحافظی را جزم کرد و پس از دو دهه فعالیت به طور رسمی از ایران خارج شد.نمونه ای از مین فریم ibm system 370 /145 که در بانک مرکزی ایران استفاده می شدالبته خروجِ ibm از ایران نه به دلیل تحریم و نه مشکلات مالی، بلکه به علت تنش ها و فشارهای سیاسی در آن دوران اتفاق افتاد و چاره ای به جز ترک ایران برای مدیرانِ این شرکت باقی نگذاشت. آن ها پس از مذاکره با ایرانی ها حاضر شدند شرکت را با همه ی دارایی های باقیمانده ترک کنند و در عوض درخواستِ ۳ میلیون دلار کردند، به علاوه ی اینکه شرکتِ برجای مانده هم از برندِ ibm استفاده نکند. به این ترتیب بود که شرکتِ دولتی داده پردازی ایران (dpi) تأسیس شد. سال ها بعد گفته شد که آن سه میلیون دلار در ایران بلوکه شده و به دست ibm نرسیده است. یکی از مدیرانِ سابقِ انفورماتیک بانک مرکزی هم اظهار کرد که شنیده است ibm همان ۳ میلیون دلاری را که خواسته بود به دولت ایران پس داده تا خرجِ چاپ کتاب های درسی برای دانش آموزان شود. در سال های بعد بیشتر متخصصینِ ایرانی تربیت شده در این شرکت به خارج مهاجرت کردند. شرکت ibm اکنون یکی از برترین شرکت های فناوری با مدیریت بی رقیب در دنیا است که کسب و کار خود را به حوز ه های جدید و آینده نگرانه گسترش داده است.تاریخچه ی تحریم هاوضع تحریم های سیاسی و اقتصادی در برابرِ ایران از سابقه ای طولانی برخوردار است و به سال ۱۹۸۰ میلادی بازمی گردد. تحریم های عمده بعد از ۱۳ آبان ۱۳۵۸ شمسی و قطع رابطه ی دیپلماتیک ایران و ایالات متحده برای اولین بار توسط جیمی کارتر، رئیس جمهور وقتِ آمریکا، تصویب و اعلام شد. تحریم ها در سال های بعد هم به تدریج از طرف دولت و کنگره ی این کشور در مقاطع متعددی تصویب شد. اما تحریم های اساسی پس از پایان جنگ تحمیلی و در سال های دهه ی ۷۰ شمسی آغاز شد. برخی از مشهورترینِ این قوانین ابتدا در سال ۱۹۹۲ (توسط بیل کلینتون) و سپس در آگوست سال ۱۹۹۵ میلادی (قانون داماتو در کنگره) بر ضدِ ایران وضع شد.اولین بار در اینجا جیمی کارتر تحریم ها بر ضد ایران را اعلام کردموج بعدی تحریم ها پس از واقعه ی سپتامبر ۲۰۰۱ پایه گذاری شد و سپس به فعالیت های هسته ای ایران تسری پیدا کرد و به قطعنامه های متعددی در شورای امنیتِ سازمان ملل در سال های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ ( ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ شمسی) منجر شد و به مرور کشورهای اروپایی هم به جمع تحریم کنندگان پیوستند. در همین سال ها بود که تحریم های مرتبط با کالاها و خدماتِ علمی و فناوری نمودِ جدیدی پیدا کرد و برخی شرکت های بزرگ فناوری مثل یاهو و مایکروسافت حتی از ارائه ی برخی خدمات عمومی و رایگان به کاربران ایرانی امتناع ورزیدند و موجی از مسدودسازیِ آدرس اینترنتی یا ip کاربران ایرانی در سایت ها و سامانه ی شرکت های بزرگِ نرم افزاری و اینترنتی شکل گرفت. استنادِ این محدودسازی ها هم قانون ممنوعیت صدور هر گونه خدمات و تجهیزات از جانب اشخاص یا شرکت های آمریکایی به ایران یا حکومت ایران بود که تقریبا به تمام زمینه ها گسترش یافته بود.در تاریخ ۱۰ دسامبر ۲۰۰۹، وزارت خارجه ی آمریکا صدورِ به اصطلاح برخی خدمات و نرم افزارهای ضروری برای ارتباطات یا اشتراک گذاری اطلاعات در اینترنت را که عمومی و غیر پولی باشند، برای شهروندان ایرانی مجاز کرد.در تاریخِ ۱۰ مارس ۲۰۱۰، دفتر کنترلِ دارایی های خارجی وزارت خزانه داری آمریکا (ofac) فهرستی از تحریم های وضع شده در مورد ایران را منتشر کرد که در بخشی از آن یادآوری شده بود:section 560.204 of the the iranian transactions regulations, itr provides that the exportation, reexportation, sale, or supply, directly or indirectly, from the united states or by a u.s. person, wherever located, of any goods, technology, or services to iran or the government of iran is prohibited.با ترجمه ی: « قسمت ۵۶۰.۲۰۴ از مقرراتِ معاملات ایران (itr) تصریح می کند که صدور، بازصدور، فروش یا عرضه، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم، از ایالات متحده یا شهروند آمریکایی در هر کجا که باشد، از هر کالا، فناوری یا خدماتی که باشد به ایران یا دولتِ ایران ممنوع است.»این مورد در واقع عطف به قانون تصویب شده در ۷ ماه می سالِ ۱۹۹۵ بود که البته در این سند جدیدِ منتشرشده توسط دفتر کنترل دارایی های خارجیِ وزارت خزانه داری، صدور برخی خدمات و نرم افزارهای خاص مورد استفاده در تبادل اطلاعات شخصی روی اینترنت مجاز شده بود.مقاله مرتبطاما در اوجِ تحریم ها و سخت گیری در معامله با شهروندان ایرانی و مقابله با ارائه ی خدمات مالی به آن ها، در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری در ایران و در تاریخ ۳۰ می (۹ خرداد ۱۳۹۲) وندى شرمن، معاون وزیر امور خارجه ی آمریکا از لغو تحریم ِ فروش تلفن همراه و کامپیوتر به ایران خبر داد. هر چند در همان زمان هم به نظر نمی رسید که این رفع تحریم ها حتی در صورت اجرایی شدن تأثیر چندانی بر مبادلات تجاری ایران در زمینه ی قطعات رایانه ای و موبایل یا دسترسی به نرم افزارهای مربوط به آن داشته باشد.در ۲۸ دی ماه ۱۳۹۴ هم رسانه های داخلی پس از بازگشتِ نام ایران به سایت های گوگل، یاهو و مایکروسافت خبر از رفع تحریم های نرم افزاری دادند که البته در آن روزها موعدِ رسمی اجرای برجام فرا رسیده بود. اما با گذشت زمان مشخص شد که این اقدام فراتر از مواردِ ذکرشده نرفته است و در واقع رفع تحریم های نرم افزاری به معنای عام نبود و تنها به عنوانِ حرکتی مقطعی و محدود بایگانی شد.با عبور از تمام این فراز و فرودها، فصل جدیدی در زمینه ی رویکردِ تحریم ها در سال ۱۳۹۲ شمسی و با روی کار آمدن دولت جدید در ایران رقم خورد.برجام و مفاد مرتبط با نرم افزاربا انتخاب حسن روحانی در ایران، دولت یازدهم مصمم بود که از طریق مذاکره بر سر برنامه ی هسته ای، تحریم های بین المللی و سنگینِ ایران را رفع کند. این مهم طی ماه های متمادی و در چند مرحله از طریق مذاکره با اروپا و ایالات متحده تحت نام کشورهای ۱+۵ پیگیری شد تا ابتدا به یک توافق موقت و سپس توافقی نهایی در تیرماه ۱۳۹۴ (جولای ۲۰۱۵) تحتِ نامِ سند برنامه ی جامع اقدام مشترک (برجام) منجر شد. مدتی قبل و پس از اعلام این توافق، بارها از سوی مسئولان ایرانی اعلام شد که تمام تحریم ها لغو و محدودیت ها برداشته خواهد شد و این شرایط، امید به رفع محدودیت های نرم افزاری و سخت افزاری را هم در بین کاربرانِ ایرانی بالا برده بود.این سند در شکل نهایی از یک متن اصلی و ۵ ضمیمه تشکیل شده است و مجموعا ۱۵۹ صفحه را در بر می گیرد. از عبارت «نرم افزار» در این سند بارها استفاده شده که در تمامِ موارد لزوما به معنی نرم افزارهای کاربردی رایج در بین کاربران و اینترنت نیست و در برخی موارد به نرم افزارهای خاصِ صنعتی دلالت دارد. اما در مواردی (از بخش منتشرشده ی این سند) که به معنای عامِ کلمه و به صورت کلی استفاده شده است، شامل موارد زیر می شود:تحریم های اتحادیه اروپا:بند ۱.۷: نرم افزار۱.۷.۱. تحریم های مرتبط با نرم افزار۱.۷.۲. تحریم ها در زمینه خدمات تبعی.لغو تحریم های اتحادیه اروپا:بند ۳.۷. نرم افزار (مراجعه کنید به بخش های ۱.۷.۱ تا ۱.۷.۲)۳.۷.۱. فروش، عرضه، انتقال یا صادرات مستقیم یا غیر مستقیم هرگونه نرم افزار از جمله به روزرسانی، به هر شخص حقیقی، حقوقی یا نهاد ایرانی یا برای استفاده در ایران در رابطه با عملیات و فعالیت های منطبق با این برجام.مقاله مرتبطدر بخش تحریم های ایالات متحده در بند ۴.۶ و ۷.۶، بخشی با نام «فلزات و نرم افزار» وجود دارد که تنها به رفع تحریم ِ نرم افزارهای تنظیم فرآیندهای صنعتی و تأمین نرم افزارها و کدهای محاسباتی و شبیه سازیِ هسته ای اشاره می کند و به جز این موارد در جای دیگر به نرم افزارهای کاربردی و مورد استفاده در اینترنت ارجاعی ندارد.با توجه به اینکه تقریبا تمامِ نرم افزارهای تحریمی و خدمات ممنوع شده ی کاربران ایرانی را شرکت های آمریکایی عرضه می کنند، سؤال بزرگی ایجاد می شود که چرا بحث رفع تحریم های نرم افزاری و اینترنتی از سوی ایالات متحده در برجام پیش بینی نشده است. یا اگر این مورد جزئی از برجام بوده، در چه بندها یا قوانینی ذکر شده است که احیانا به صورت عمومی هم منتشر نشده است. اگر هم جزئی از برجام نبوده، آیا سازوکارِ رسمی لغوِ کامل و نه موردیِ این گونه تحریم ها پس از توافق هسته ای از طرف آمریکا پذیرفته شده است یا اینکه کلا این موارد فقط مختص به اتحادیه اروپا بوده و آمریکا به لغو تحریم های نرم افزاری متعهد نشده است؟فهرستی فزاینده از شرکت های تحریم کنندهاز آغاز روند تصویب قانون تحریم های ایران تا اجرایی شدن آن توسط شرکت های بزرگ فناوریِ اطلاعات در دنیا به طور خاص، فاصله ی زمانی زیادی وجود دارد. در زمانی که قانون تحریم ها در دهه ی ۹۰ میلادی تصویب شد، نه خدمات اینترنتی مانند اکنون بود و نه شبکه های اجتماعی و پیام رسان ها تا این حد کاربردی و فراگیر بودند و نه شرکت های فناوری تا این حد بزرگ و ارزشمند. اما روندِ پیشرفت در این حوزه در دهه ی اول قرن ۲۱ شتابِ دوچندانی داشت و شرایط را در عرض یک دهه در دنیای فناوری های ارتباطی و رایانه ای به کلی دگرگون کرد. برخی شرکت ها از میدان رقابت خارج شدند و برخی نیز به غول های صنعت فناوری اطلاعاتی و ارتباطی تبدیل شدند.برخی از غول های فناوری و آی تی دنیا که ایران را تحریم کرده انددر چنین وضعیتی بود که تخطی کردن از قوانین حقوقی و ابلاغ شده توسط دولت فدرال و دولت های محلی در آمریکا ریسک بزرگ تری نسبت به گذشته در بر داشت و این شرکت ها توسط وکلای حقوقی باید به طور متناوب قوانین وضع شده را در سرویس ها، محصولات و خدمات خود لحاظ می کردند. سهل انگاری در رعایت این قوانین هم طبعا می توانست پیامدهایی در بر داشته باشد. یک نمونه از این قضیه، انتشارِ اخباری مبنی بر احتمال جریمه شدنِ شرکت آمازون تنها به علت فروشِ برخی از اقلام به اشخاصِ حاضر در فهرست تحریم ها بود که البته در مردادماه ۱۳۹۶ رسانه ای شد و سرنوشت آن تاکنون مشخص نشده است.اولین نشانه ها از تحریم های نرم افزاری و سرویس های اینترنتی ایرانیان ابتدا در ماه نوامبر سال ۲۰۰۷ (آبان ۱۳۸۶ شمسی) با حذفِ نام ایران از سرویس ایمیل شرکت یاهو پدیدار شد و با فاصله ی کوتاهی شرکت ِ مایکروسافت هم نام ایران را از فهرست کشورهای قابل انتخاب در ساخت حساب کاربری خود در سرویس hotmail حذف کرد.یک سخنگوی شرکت یاهو در این مورد چنین اظهار کرده بود:یاهو به طور پیوسته فعالیت های تجاریِ خود را مورد بازنگری قرار می دهد تا از میزان مطابقت آن ها با محدودیت های اعمال شده مطمئن شود. در راستای این سیاست ما اجازه نداریم به اتباع کشو ...

ادامه مطلب  

توتال بدون هیچ هزینه ای ایران را ترک می کند/ مسکن مهر امسال هم تکمیل نمی شود/ لغو قرارداد همکاری شرکت های بزرگ اروپایی با ایران / دلار 4200 تومان?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس به نقل از مشرق، با وجود آن که قرار بود پروژه مسکن مهر در سال ۱۳۹۶ به اتمام برسد، پایین بودن سرعت ارایه خدمات و زیرساخت ها این طرح را به سال ۱۳۹۷ کشاند و بیم آن می رود که کار تعداد اندکی از واحدهای نیمه کاره به سال ۱۳۹۸ کشیده شود.* وطن امروز- پنهانکاری دولت «محرمانه نداریم!» وطن امروز از طرح تحقیق و تفحص از مذاکره پنهانی دولت با مدیران تلگرام خبر داده است: یک پنهانکاری دیگر دولتی که مدعی شفاف سازی است برملا شد تا نمایندگان را مجاب کند طرح تحقیق و تفحص از پنهانکاری تلگرامی را کلید بزنند. به گزارش «وطن امروز»، دولت بدون اطلاع اعضای شورای عالی امنیت ملی یا نمایندگان مجلس با مدیران تلگرام مذاکره کرده، مذاکره ای که در نهایت منجر به خیانت طرف مقابل شد تا مدیران تلگرام صراحتا حامی براندازان شوند و دشمنی خود را به اثبات برسانند. قطعا این بی تدبیری و پنهانکاری خسارات فراوانی را متوجه کشور کرده است. این در حالی است که روحانی همواره در نقش یک مدعی شفاف سازی ظاهر می شود و با هشتگ محرمانه نداریم در فضای مجازی خودنمایی می کند اما گویا قرار نیست آقای مدعی درباره پنهانکاری خود درباره تلگرام توضیحی دهد. به همین علت نمایندگان مجلس طرح تحقیق و تفحص از پنهانکاری تلگرامی دولت را کلید زده اند تا بسیاری از حقایق آشکار شود. در تشریح درخواست تحقیق و تفحص مجلس آمده است: اخیرا در رسانه های اخباری مبنی بر مذاکرات پنهانی دولت با مدیر تلگرام منتشر شده است. مطابق این اخبار مدیر تلگرام سال 94 به تهران سفر می کند و با دولت بر سر 4 بند به توافق می رسد. جزئیات این توافق به شرح ذیل است و اگر مدیر تلگرام آن را رعایت می کرد ظاهرا با مسدودسازی در ایران مواجه نمی شد: 1- تلگرام باید تضمین دهد اطلاعات کاربران ایرانی را به غیر که احتمالا در اینجا شرکت ها یا دولت های غربی است ندهد. 2- تلگرام تضمین دهد مقررات ایران را در مسائل فرهنگی رعایت کند. 3- تلگرام تضمین دهد منافع اقتصادی حاصل از ایران را با دولت تقسیم کند. 4- تلگرام باید تعهد دهد احکام دادگاه های ایران را به رسمیت می شناسد. توافقی که ابوالحسن فیروزآبادی، دبیر شورای عالی فضای مجازی نیز 20 فروردین در مجلس به آن اشاره کرد: «وزارت ارتباطات با تلگرام توافقاتی داشت که در این راستا همکاری های خوبی تا دی ماه 96 انجام شد اما در ماجرای دی ماه سال 96 تلگرام به توافقات عمل نکرد.» و پس از آن حسام الدین آشنا 6 اردیبهشت در توئیتر خود از آن خبر داد: «مجوز استقرار سرورهای شبکه توزیع محتوای پیام رسان تلگرام (cdn) در ایران لغو شده است و ترافیک این پیام رسان تنها از طریق ارتباطات بین المللی کشور راهیابی خواهد شد. این تسهیلات حاصل یک توافق مشروط بود، حالا که موسس تلگرام به تعهداتش عمل نکرده است دلیلی برای ادامه آن باقی نمی ماند». هنوز هیچ مقام دولتی در رابطه با این خبر واکنشی نشان نداده و نحوه «همکاری تلگرام» را توضیح نداده است که ابهامات زیادی را نشان می دهد. همچنین به جای پاسخگویی و عذرخواهی از ملت به خاطر توافق پنهانی و ضعیف خود در همین ایام که آمریکا تحریم های خود علیه ایران را تشدید کرده است، 6 وزیر دولت در نامه ای به شورای عالی امنیت ملی درخواست رفع مسدودیت برای شرکت های آمریکایی یوتیوب و توئیتر را نیز مطرح کرده اند. معلوم نیست این بار چه توافق پنهانی با طرف غربی انجام شده است. اما در رابطه با این توافقات سوالاتی مطرح است که باید به آن پاسخ داده شود، چرا که مسائلی از قبیل حمله داعش به مجلس شورای اسلامی و اغتشاشات دی ماه سال قبل بر بستر تلگرام انجام شد و شخص مدیر تلگرام در ایام دی ماه سال قبل صراحتا در توئیتر خود از اغتشاشگران حمایت و پشتیبانی نمود. هزینه های مادی و معنوی که این توافق بر کشور تحمیل کرد قابل کتمان نیست و تکرار این نوع توافقات به هیچ وجه قابل پذیرش نخواهد بود. از آنجا که طبق فرمایش رهبر معظم انقلاب تعرض به امنیت و حریم مردم در پیام رسان ها «حرام شرعی» است، مشخص نیست در این مذاکرات آیا حریم خصوصی مردم تضمین شده است یا خیر. اگر بخشی از سرورهای تلگرام به داخل کشور منتقل شده، منافع و نحوه بهره برداری و فروش دولت از ترافیک سرورهای تلگرام چگونه بوده و رقم های هنگفت دریافتی از مردم بابت فروش و تبادل ترافیک تلگرام به جای اینترنت بین الملل به حساب کدام شخص یا مجموعه واریز شده است؟ در این توافقنامه ذکر شده که تلگرام باید تضمین دهد منافع اقتصادی را با دولت ایران تقسیم کند؛ در این باره مشخص نیست این درآمد دولت ذیل کدام یک از ردیف های بودجه دولت قرار گرفته، درآمد کسب شده به حساب کدام شخص یا نهاد واریز شده و چگونه خرج شده است؟ مطابق قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب مجلس شورای اسلامی باید متن این توافقنامه منتشر شود تا مشخص شود چه تعهداتی و چگونه از طرف خارجی گرفته شده و چه میزان از آن رعایت شده است. آقای پاول دورف سال 2006 با حمایت مالی دوست یهودی اش «اسحاق لاشویلی» شبکه اجتماعی vk را در روسیه راه اندازی کرد و 2 بار در سال های 2011 و 2014 علیه دولت روسیه اقداماتی انجام داد که با برخورد شدید دولت روسیه مواجه شد و این اقدامات سرانجام منجر به خروج این فرد از این کشور شد. سوال اینجاست که این فرد معلوم الحال پس از مهاجرت به آمریکا در سال 93 با سوابق مشخص و اقدامات غربگرایانه چطور در سال 94 برای فعالیت در ایران مورد اعتماد قرار می گیرد؟ چه کسی دست وی را در دست شخص مذاکره کننده گذاشته است؟ آیا هیچ تحقیقی درباره سوابق این فرد نشده است؟ و چرا سرنوشت بیش از 40 میلیون ایرانی را در اختیار یک فرد بیگانه قرار داده است؟ به نظر می رسد بررسی و رسیدگی تخلفات صورت گرفته در این توافق ضروری بوده و می تواند باعث جلوگیری از تکرار چنین توافقات ذلت باری در حوزه فضای مجازی شود. سؤال اصلی تحقیق و تفحص این است: با توجه به اخبار منتشر شده اخیر درباره مذاکرات پنهانی دولت با مدیر تلگرام لطفا درباره صحت خبر و جزئیات توافقات احتمالی گزارش دهید. اظهارات روحانی در جلسات خصوصی و عمومی درباره تلگرام متناقض است عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و یکی از امضاکنندگان طرح تحقیق و تفحص درباره مذاکرات پنهانی دولت با مدیر تلگرام در گفت وگو با «وطن امروز»، گفت: درباره موضوع تلگرام ابهاماتی وجود دارد. فرهاد فلاحتی افزود: اظهارات حسن روحانی و جهرمی در برابر رسانه ها و جلسات خصوصی، متناقض و حتی در برخی مواقع می توان گفت متفاوت است که همین موضوع ابهامات موضوع تلگرام را پیچیده تر می کند. وی در ادامه با انتقاد از خدماتی که دولت در اختیار پیام رسان های داخلی قرار نداده است، اظهار داشت: انتظاراتی که از خدمات دولت به پیام رسان ها داشتیم هنوز عملی نشده است، حداقل همان خدماتی که دولت در اختیار تلگرام گذاشته بود در اختیار پیام رسان های داخلی قرار بدهد. فلاحتی تصریح کرد: زمانی که این مقاومت ها را در دولت برای کمک به پیام رسان های داخلی می بینیم به این نتیجه می رسیم که شاید رانتی اقتصادی پشت این موضوع باشد که این موضوع در تحقیق و تفحص مشخص می شود. نماینده مجلس در آخر اظهار داشت: باید مشخص شود چرا دولت فضایی را که در آن نفوذ، کذب و فساد رشد می کند حمایت می کند اما از پیام رسان های داخلی حمایت نمی کند.* کیهان- توتال بدون هیچ هزینه ای ایران را ترک می کند کیهان از ضعف وزارت نفت در تنظیم قرارداد با توتال انتقاد کرده است: طبق گفته های یک کارشناس ارشد حقوق نفت، به نظر می رسد بندی که بازگشت تحریم های اقتصادی ایران را به صورت مفهومی محتمل و قابل بازگشت بیان کند، در قرارداد نیامده است، بنابراین توتال می تواند بدون پرداخت جریمه قرارداد را ترک کند. به گزارش خبرگزاری مهر، در دوران عقد قرارداد 4/8 میلیارد دلاری با شرکت نفتی «توتال» فرانسه به عنوان نخستین قرارداد خارجی پسابرجامی در صنعت نفت، آن هم با استفاده از الگوی جدید قراردادهای نفتی، انتقادات و ابهامات زیادی در فضای کارشناسی نسبت به این قراردادها مطرح شد که یکی از این ابهامات، مربوط به رفتار توتال در صورت بازگشت تحریم ها بود. چرا که سابقه تاریخی ایران نشان می داد این شرکت در شرایط مشابه قبلی، بدون قبول هیچ هزینه ای، پروژه های ایران را ترک کرده است. در حاشیه مراسم عقد قرارداد توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی با شرکت توتال، امیرحسین زمانی نیا، معاون امور بین الملل و بازرگانی وزیر نفت گفته بود: یقین داشته باشید که توتال تمام جوانب حضور در ایران را بررسی کرده و کاملا بر اساس مقرراتی که برایش در نظرگرفته شده است، عمل می کند. شک نکنید که با آمریکایی ها نیز هماهنگ کرده اند. وی در همان دوران تأکید کرد: امضای قرارداد با شرکت های توتال و سی ان پی سی آی تاییدکننده این است که ما در شرایط عادی هستیم و بازگشت تحریم ها غیرمحتمل است. اما سرانجام چندی پیش توتال در بیانیه ای اعلام کرد که در صورتی که از آمریکا معافیت تحریمی خاص دریافت نکند، قادر به ادامه کار در پروژه پارس جنوبی نخواهد بود. روز گذشته هم تسنیم به نقل از آسوشیتدپرس خبر داد که این شرکت به دنبال گسترش فعالیت های اکتشاف گاز خود در نزدیکی سواحل جنوبی قبرس است، تا به این ترتیب قبرس را جایگزین ایران کند. عصر روزی که توتال این بیانیه را منتشر کرد، بیژن زنگنه وزیر نفت در واکنش به آن، گفت: در صورتی که توتال، کنسرسیوم توسعه بخش آبی فاز ١١ پارس جنوبی را ترک کند، شرکت سی ان پی سی چین را جایگزین خواهیم کرد.وی همچنین درباره پرداخت جریمه توتال به ایران گفته بود: جریمه ای برای توتال مطرح نیست اما سرمایه گذاری که تاکنون کرده تا زمان سررسید باز پرداخت پروژه در ایران باقی می ماند(!) تحریم ایران، ناگهانی یا غیرناگهانی؟ در زمان عقد قرارداد توتال به عنوان نخستین قرارداد در قالبipc، بود یا نبود یک بند در این قرارداد در هاله ای از ابهام قرار داشت؛ بندی که مقوله تحریم های اقتصادی برای ایران را یک فورس ماژور یا موقعیت ناگهانی غیر قابل پیش بینی تعریف کرده باشد. در توضیح این بند قراردادی گفته می شد مقوله تحریم های اقتصادی را می توان با آوردن این بند در قرارداد درباره ایران، به مقوله ای «قابل پیش بینی» تبدیل کرد. در این صورت، طرف قرارداد ایران (توتال) نمی تواند قرارداد را به بهانه تحریم ترک کند و حتی در صورت ترک قرارداد شامل جریمه می شود. هاتف ستاری، کارشناس ارشد حقوق نفت تصریح کرد: با توجه به اعلامیه توتال درباره ناممکن بودن ادامه فعالیتش در ایران به دلیل تحریم های آمریکا و همچنین با استناد به گفته وزیر نفت درباره اینکه جریمه ای برای توتال مطرح نیست، به نظر می رسد بندی که تحریم های اقتصادی ایران را به صورت مفهومی که بازگشت آن همواره محتمل می شد و نتوان آن را ناگهانی تلقی کرد، بیان کند، در قرارداد نیامده است. برای همین توتال می تواند بدون پرداخت جریمه قرارداد را ترک کند. ستاری در پاسخ به این پرسش درباره اینکه مبحث اعمال تصمیم حاکمیتی در چنین شرایطی و در این قرارداد چه می شود، توضیح داد: در این باره انتقادات کلی که به مدل قرارداد ipc وارد است همچنان پابرجاست. گفتنی است احتمال بازگشت تحریم های ایران و بدعهدی توتال، موضوع جدید و عجیبی نبود که از نگاه وزارت نفت دور مانده باشد، بنابراین وزارت نفت باید درباره علت نیامدن این بند در قرارداد توضیح بدهد.- مسکن مهر امسال هم تکمیل نمی شود کیهان درباره مسکن مهر نوشته است: با وجود آن که قرار بود پروژه مسکن مهر در سال ۱۳۹۶ به اتمام برسد، پایین بودن سرعت ارایه خدمات و زیرساخت ها این طرح را به سال ۱۳۹۷ کشاند و بیم آن می رود که کار تعداد اندکی از واحدهای نیمه کاره به سال ۱۳۹۸ کشیده شود. به گزارش خبرگزاری ایسنا، مسئولان دولتی وعده داده اند که مسکن مهر امسال به اتمام می رسد. این طرح در قالب استان ها به بیش از ۹۰ درصد پیشرفت فیزیکی رسیده است. با این حال هنوز پروژه مسکن مهر از نبود خدمات، زیرساخت ها و انشعابات رنج می برد. به گفته مسئولان شرکت عمران شهرهای جدید، بیش از ۳۰۰ برج بلند مرتبه در پرند وجود دارد اما آتش نشانی این شهر هنوز از امکانات لازم برخوردار نیست. نبود آب و برق و گاز هم به معضل اصلی این روزهای بسیاری از مسکن مهر آماده افتتاح تبدیل شده است. تجدید وعده های مکرر مسئولان وزارت راه و شهرسازی مبنی بر اتمام مسکن مهر باعث ایجاد نوعی بی اعتمادی شده و در همین راستا، محمدرضا رضایی کوچی، رئیس کمیسیون عمران مجلس درخصوص آخرین وضعیت مسکن مهر گفته است: حدود ۲۲ هزار واحد مسکن مهر آماده بهره برداری است که قسمت عمده ای از این واحدها یا مشکل برق دارند و یا درگیر مسائلی از قبیل آب هستند که عملاً بهره برداری را امکان پذیر نمی کند. بنا به گفته وزیر راه و شهرسازی تا کنون ۹۰ هزار میلیارد تومان خرج ابنیه و زیرسازهای مسکن مهر شده است. مسئولان می گویند این طرح ۱۰ هزار میلیارد تومان دیگر پول نیاز دارد؛ هرچند که کارشناسان معتقدند با ۱۰ هزار میلیارد تومان هم این پروژه بسته نمی شود. اخیرا هزار میلیارد تومان از محل فروش اراضی دولتی، ۲۵۰ میلیارد تومان از محل یارانه ها به وزارت نیرو و هزار میلیارد تومان اسناد خزانه با سهم ۸۰ درصد وزارت نیرو برای بهبود وضعیت زیرساختی این طرح، تنها بخشی از این کمک ها بوده است. با این وجود ۳۰۰ هزار واحد مسکونی ساخته شده به علت نبود خدمات زیربنایی، امکان تحویل ندارند. هم چنین ۱۰۰ هزار واحد، بدون متقاضی هستند. از همین رو این خبرگزاری حامی دولت اعلام کرد بیم آن می رود که کار تعداد اندکی از واحدهای نیمه کاره به سال ۱۳۹۸ کشیده شود. کشاکش بر سر افزایش قیمت واحدهای پردیس به گزارش خبرگزاری فارس، در حالی که شرکت عمران پردیس سال گذشته زمانبندی تحویل مسکن مهر فازهای مختلف به خصوص فاز پنجِ شهر پردیس را مشخص و اعلام کرده بود که این واحدها بدون هیچ افزایش قیمتی تحویل متقاضیان خواهد شد. در تازه ترین گزارش های رسیده مشخص شده است که انجمن انبوه سازان به صورت زیرپوستی و با گروکشی درصدد افزایش قیمت ها است. متقاضیان مسکن مهر فاز پنج پردیس می گویند انجمن انبوه سازان اعلام کرده است که باید هفت تا هشت میلیون تومان دیگر به مبلغ آورده خود اضافه کنید تا واحدها تحویل داده شود. به گفته متقاضیان مسکن مهر فاز پنج در حال حاضر در چند بلوک در حدود 100 واحد آماده تحویل است اما با قفل و زنجیر و گذاشتن نگهبان از واگذاری ها جلوگیری می شود. با این حال، ایرج رهبر نایب رئیس انجمن انبوه سازان استان تهران در گفت وگو با خبرگزاری تسنیم در واکنش به مباحث مطرح شده درخصوص درخواست افزایش قیمت مسکن مهر از سوی انبوه سازان اظهار کرد: هیچ افزایش قیمتی در کار نیست، شرکت عمران پردیس به عنوان کارفرما وانمود می کند که ما چنین درخواستی را داشته ایم. وی با تاکید بر این که آورده متقاضیان و وام فقط برای ساخت واحد مسکونی است، گفت: در حضور مردم اعلام کرده ایم که هیچ افزایش قیمتی در کار نیست، اگر عمران پردیس دو سال پیش به سازندگان پول می دادند هم واحدها سریع تر و هم ارزان تر ساخته می شد.* قانون- هراس تحریم در جان توتال! این روزنامه حامی دولت درباره خروج توتال از ایران گزارش داده است: قرارداد نفتی میان ایران و شرکت توتال از جمله مهم ترین قراردادهای پسابرجامی برای کشور ما بود که در حال حاضر با خروج آمریکا از برجام احتمال فسخ قرارداد از سوی شرکت توتال با ایران قوت گرفته است. آمریکا پس اعلام خروج از برجام تصمیم بر این گرفته که تحریم های نفتی و گازی را دوباره علیه ایران به جریان بیندازد و با وجود اینکه این تحریم ها به صورت یک جانبه از سوی آمریکا صورت خواهد گرفت اما به نظر می رسد برخی شرکت ها نتوانند در برابر تحریم های آمریکا بایستند و قصد خروج از ایران را داشته باشند. به همین دلیل چندی پیش مذاکراتی از سوی وزارت نفت کشورمان با یک شرکت نفتی چینی انجام شده که در صورت خروج توتال این شرکت در پارس جنوبی مستقر شود. در همین راستا چند روز پیش بیژن زنگنه، وزیر نفت کشورمان گفت: «شرکت توتال به استناد قرارداد اعلام کرده است که اگر آمریکا معافیت از تحریم ندهد، فرآیند خروج را آغاز می کند. اگر توتال نتواند معافیت از تحریم را از آمریکا دریافت کند، شرکت ملی نفت چین (cnpc) طبق قرارداد جایگزین این شرکت فرانسوی در پروژه توسعه و تولید فاز ۱۱ پارس جنوبی شده و سهامش به شرکت چینی منتقل می شود». با این اوصاف هیچ گونه نگرانی از بابت نیمه کاره ماندن پروژه های نفتی که در پارس جنوبی در حال اجراست، وجود نخواهد داشت اما از آنجایی که توتال یکی از بزرگ ترین و معتبرترین شرکت های نفتی در دنیاست، این پرسش وجود خواهد داشت که آیا شرکت چینی دانش فنی لازم و توانایی ای را که شرکت توتال در این حوزه دارد، برای انجام پروژه های نفتی کشور ما خواهد داشت؟ قبرس جایگزین ایران روز گذشته خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرد که در پی خروج آمریکا از برجام شرکت فرانسوی توتال اعلام کرد که نمی تواند تحت تحریم های آمریکا قرار بگیرد. این شرکت به دلیل اعمال مجدد تحریم ها از سوی آمریکا بر ایران، اعلام کرده که به دنبال توسعه اکتشافات و استخراج گاز طبیعی در سواحل قبرس جنوبی است و «استفان مایکل» مسئول بخش استخراج خاورمیانه در توتال نیز گفته است: «کمپانی برای دریافت مجوز اکتشاف هیدروکربن در بلوک هشت در منطقه قبرس جنوبی یعنی جایی که کمپانی ایتالیایی «ای ان آی» نیز هم اکنون مجوز اکتشاف و استخراج دارد، درخواست داده است». در همین خصوص وزیر انرژی قبرس، «یورگوس لاکتریپیس» حرکت توتال را تحول مهمی خوانده است. از آنجا که تحریم های آمریکا شامل تامین مالی از سوی بانک های آمریکایی نیز می شود، مسئولان این شرکت گفته اند به هیچ عنوان نمی توانند تحت تحریم های آمریکا قرار بگیرند. بر اساس شواهد آنچه باعث خروج توتال از پروژه چند میلیارد دلاری در ایران شده، تنها ترس از تحریم های آمریکاست. اعلام آمادگی شرکت چینی با این اوصاف ایران نیز با تصمیم بر جایگزینی شرکت چینی تدبیر لازم برای جلوگیری از توقف پروژه های نفتی را اندیشیده و شرکت چینی نیز به تازگی برای ورود به ایران و ادامه پروژه های پارس جنوبی اعلام آمادگی کرده است. طبق گزارش خبرگزاری رویترز: شرکت نفت cnpc چین اعلام کرده است: «در صورتی که شرکت نفتی فرانسوی توتال پروژه های خود را در میدان گازی پارس جنوبی به دلیل خروج آمریکا از برجام نیمه کاره رها کند، آمادگی داریم تا جایگزین این شرکت در پارس جنوبی شویم». میدان گازی پارس جنوبی بزرگ ترین میدان گازی جهان است. البته هنوز مشخص نیست که شرکت cnpc در پس پیشنهاد خود مجوز دولت خود را گرفته است یا خیر اما این مساله می تواند به شدت گرفتن اختلاف تجاری بین پکن و واشنگتن منجر شود. در دسامبر سال گذشته بود که در توافقی به ارزش یک میلیارد دلار برای شرکت cnpc چین، اجازه ای صادر شد مبنی بر اینکه اگر شرکت توتال از ایران خارج شود، کار را در کشور ما ادامه دهد. در همین خصوص به گفته برخی منابع آگاه این شرکت برنامه ریزی جامع و کاملی برای انجام پروژه های نیمه تمام توتال در صنعت گاز ایران انجام داده است. بر مبنای توافق انجام شده در فاز 11 پارس جنوبی شرکت cnpc می تواند در صورت خروج توتال، سهام 50.1 درصدی این شرکت را به دست گیرد. این شرکت هم اکنون در این میدان گازی 30درصد سهیم است. خودمان می توانیم جایگزین توتال شویم در خصوص ورود شرکت چینی به ایران و اینکه آیا این شرکت می تواند جایگزین خوبی برای توتال در ایران باشد یا خیر، سید حمید حسینی، سخنگوی اتحادیه صادرکنندگان نفت و گاز پتروشیمی به «قانون» می گوید: به نظر من تا پایان مهلت دو ماهه که ایران با اروپا مذاکره می کند، هیچ چیزی قطعی نیست. از طرفی نیز توتال در حال مذاکره با آمریکاست که شاید بتواند برای باقی ماندن در ایران از آمریکا مجوز بگیرد. مسائلی که در حال حاضر مطرح می شود، بیشتر بحث های رسانه ای است که نمی توان به طور مطلق بر آن ها استناد کرد. همان گونه که می دانید، توتال در همه جای دنیا فعالیت می کند و این طور نیست که بتوانیم بگوییم تنها یک پروژه در دست اجرا دارد و هر جایی بحث سرمایه گذاری باشد به طورحتم به دنبال آن خواهد بود. امادر مورد اینکه آیا شرکت چینی می تواند جایگزین توتال شود، باید گفت که خودمان نیز می توانیم جایگزین توتال شویم و مشکلی برای انجام کار در مرحله اول فازهای پارس جنوبی که حفاری، استخراج گاز و رساندن گاز به خشکی و نصب پالایشگاه است، وجود ندارد زیرا بالاخره باید در فازهای 15،16،17،18 خودمان پروژه ها را انجام دهیم. ویژگی های مهم توتال برای ایران حسینی ادامه می دهد: شرکت توتال دو ویژگی مهم برای کشور ما داشت؛ یکی اینکه در مرحله کمپرسورهای 25000، سکوهای بزرگی بسازد که با قدرت بسیار بالا کمپرس کند و این کاهش تولید میعاناتی را که ایجاد می شود، برطرف کند؛ این یک نکته مهم توتال بود و دیگر اینکه پس از آن خود این شرکت خریدار این گاز شود و آن را تبدیل به ال ان جی کند و در واقع سرمایه ای که برای این پروژه اختصاص می داد برای کشور ما حایز اهمیت بود. من فکر می کنم اگر توتال اطلاعات و طراحی مرحله دوم پروژه را به شرکت نفت داده باشد(یعنی طراحی بیسیک توتال در اختیارمان باشد) به طور حتم خودمان با شرکت های چینی می توانیم کار را انجام دهیم. ممکن است نتوانیم سکو را در ایران بسازیم ولی وقتی طراحی هایش را داشته باشیم، به یقین قابل استفاده است و امکان اینکه عملیاتی شود، وجود خواهد داشت. بنابراین به نظرم در اجرای پروژه نباید زیاد نگران باشیم. در واقع آنچه که از شرکت توتال برای ما مهم بوده، سرمایه و اجرای مرحله دوم پروژه بوده است که اگر آن میزان سرمایه گذاری از سوی چینی ها جایگزین شود و اطلاعات فنی یعنی طراحی پایه پروژه وجود داشته باشد، مشکلی نخواهد بود. به نظر می رسد توتال طراحی پایه پروژه را انجام داده زیرا وقتی کار را شروع می کند یعنی اطلاعات آن را در اختیار شرکت نفت ما قرار داده است. شرکت نفت در حال حاضر اطلاعات طرا ...

ادامه مطلب  

آینده برجام منهای آمریکا چگونه می شود؟  

درخواست حذف این مطلب
گرچه موضع رئیس جمهوری آمریکا درباره تایید پایبندی ایران به برجام هنوز مشخص نشده است، اما اخبار غیررسمی حکایت از آن دارد که رئیس جمهوری آمریکا قصد دارد به بهانه نقض روح برجام، پایبندی ایران به توافق هسته ای را تایید نکند و تصمیم گیری در مورد خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریم های هسته ای را به کنگره واگذار کند.به گزارش شفاف، در این صورت دو سناریو برای آینده برجام محتمل خواهد بود؛ بازگشت تحریم های هسته ای با خروج آمریکا از برجام و تصمیم کنگره مبنی بر حفظ توافق هسته ای. اگرچه تحلیلگران در میان دو سناریوی احتمالی موجود، تصمیم کنگره مبنی بر عدم خروج از برجام را محتمل تر می دانند، اما در صورت تحقق سناریوی خروج آمریکا از برجام، پیامدهای این تصمیم در دو دسته پیامدهای سیاسی و پیامدهای اقتصادی قابل تحلیل خواهد بود.در این بین عده ای به سبب اطلاعات نامتقارن تصور می کنند بازگشت احتمالی تحریم ها به معنای بازگشت دوران تنگنای تحریمی طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ است. این در حالی است که عده ای از کارشناسان عقیده دارند برخی از دلایل وضعیت ناگوار اقتصادی کشور طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ به عوامل داخلی از جمله واکنش مبتنی بر احساس و سیاست های نادرست اقتصادی در دوره یادشده مربوط می شده است. بنابراین حتی در صورت تحقق سناریوی بازگشت تحریم ها نیز احتمالات ممکن با تصویر در ذهن مانده از این دوره متفاوت خواهد بود.افزون بر این سیاست گذاران ایرانی در صورت اتخاذ سیاست های صحیح چه در سطح بین المللی و چه در سطح داخلی می توانند اثرات سوء بازگشت تحریم های بین المللی را به حداقل برسانند. از سوی دیگر در صورت تصمیم کنگره آمریکا به تداوم حضور در برجام، نیز مختصات وضعیت فعلی تغییر چندانی نخواهد کرد. «دنیای اقتصاد» در این گزارش با نگاه به تجربه داخلی و جهانی مقابله با تحریم، پیامدهای اقتصادی خروج آمریکا از برجام را در سه حوزه بررسی کرده است.پاتک به تحریمدر صورت تصمیم ترامپ مبنی بر عدم تایید پایبندی ایران به توافق هسته ای، آینده برجام در دو سناریوی احتمالی رقم خواهد خورد. در صورت تصمیم کنگره مبنی بر عدم خروج آمریکا از این توافق چندجانبه و استمرار حضور ایران در برجام، می توان انتظار داشت روند حاکم در مراودات و مبادلات بین المللی حفظ شود. با وجود انتظار تحلیلگران از خروج تصمیمی به جز بازگشت تحریم های هسته ای علیه ایران در کنگره، نمی توان احتمال بازگشت تحریم ها را صفر در نظر گرفت.با وجود فراخوانی تصویری نامطلوب به ذهن با شنیدن لغت تحریم، تحریم اقتصادی و سیاسی یکی از پرکاربردترین ابزارها برای دستیابی به مقاصد کشورهای مختلف بوده است. این تحریم ها اگرچه در بسیاری از موارد «ناموفق» بوده اند، اما شیوه تعامل کشورهای مقصد با تحریم، نقش زیادی در اثرگذاری تحریم بر کشورهای مختلف داشته است. سابقه تحریم تجاری به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح و تصمیم سیاستمداران آتن مبنی بر قطع همکاری با مناطق همجوار باز می گردد.بررسی تاریخچه تحریم ها در قرن اخیر نیز نشان می دهد که در یک قرن گذشته تنها آمریکا بیش از ۱۵۰ تحریم مختلف علیه کشورهای مختلفی چون ایران، لیبی، عراق، ژاپن، ایتالیا، مکزیک، کاستاریکا و کوبا اعمال کرده است. تحریم هایی که با توجه به پاسخ اقتصادی و دیپلماتیک کشورهای مختلف به تحریم، عمر متفاوت و شدت اثرگذاری متفاوتی بر فضای اقتصادی و روابط بین الملل کشورهای تحت تحریم داشته است. در این بین برخی از کشورها با اتخاذ سیاست های اقتصادی و دیپلماسی ضد تحریم، اثر و دوره تحریم را کوتاه کرده اند، این در حالی است که برخی دیگر از کشورها با استمرار سیاست های نادرست بازی باخت-باخت تحریم را در قالبی تشدیدیافته استمرار داده اند.پس از تحریم ۵ میلیارد دلاری صنایع خودرو ژاپن از سوی آمریکا، سیاست گذاران ژاپنی تصمیم گرفتند بخشی از سهم آمریکا در تجارت با این کشور را به چین واگذار کنند؛ سیاستی که به واسطه واهمه آمریکا از قدرت هرچه بیشتر اقتصاد چین باعث لغو این تحریم ها از سوی آمریکا شد. برخی از کشورها نیز مانند مکزیک از نهادهای بین المللی چون سازمان تجارت جهانی به عنوان ابزاری برای حل مساله تحریم استفاده کرده اند. اثرگذاری شیوه برخورد سیاست گذاران در تحریم را می توان در مقایسه وضعیت اقتصاد هندوستان و چین در دوره تحریم هسته ای در سال ۱۹۹۸ احساس کرد.روابط بین المللی سیاست گذاران هندی باعث شد تا پس از تحریم هسته ای هندوستان در سال ۱۹۹۸، به رغم تهدید آمریکا مبنی بر کاهش کمک مالی به صندوق بین المللی پول به میزان وام های تخصیص یافته به هندوستان، این کشور کماکان از کمک های این نهاد بین المللی در دوره تحریم که با سال های اصلاح اقتصادی در این کشور نیز همزمان شده بود، استفاده کند. فضای بهبود یافته اقتصاد این کشور نیز باعث شد تا اقتصاد هندوستان در شرایط تحریم نیز رشد اقتصادی ۶ درصدی در سال ۱۹۹۸ را به ثبت برساند. این در حالی است که همسایه غربی هندوستان که همزمان با هندوستان به بهانه آزمایش هسته ای تحریم شده بود، در سال ۱۹۹۸ رشد اقتصادی منفی ۵/ ۱ درصد را تجربه کرد.تاریخچه تحریم ایرانروابط ایران و آمریکا طی چهل سال گذشته بسیار پر نوسان بوده است. در این بین اولین تحریم اقتصادی آمریکا پس از انقلاب به سال ۱۹۸۰ در واکنش به گروگان گیری سفارت آمریکا در ایران انجام گرفت. این تحریم ها ضمن لغو قراردادهای تجاری پیشین با ایران، روابط اقتصادی و سیاسی آمریکا با ایران را به طور کامل قطع کرد. تحریم هایی که با پیوستن کشورهای اروپایی و ژاپن به آمریکا دامنه دار شد، اما پس از آزادسازی گروگان های آمریکایی این کشورها روابط اقتصادی خود با ایران را مجددا برقرار کردند.دومین مرحله از تحریم های گسترده آمریکا علیه ایران نیز به سال ۱۹۸۳ بازمی گردد، یعنی جایی که کنگره آمریکا با ادعای دخالت ایران در انفجار پایگاه نظامی آمریکا در بیروت هرگونه مبادله تجاری با ایران را برای شرکت های آمریکایی ممنوع کرد. در سال های پس از جنگ نیز آمریکا شماری از شدیدترین تحریم ها علیه ایران را در آغاز سال ۱۳۷۴ علیه ایران اعمال کرد. تحریمی که باعث شد روابط تجاری در حال رشد ایران و آمریکا پس از جنگ تحمیلی به یکباره به صفر کاهش یابد.در همین سال کنگره آمریکا با وضع تحریمی جدید، از محدود شدن روابط تجاری آمریکا با کشورهایی که در ایران سرمایه گذاری بیش از ۲۰ میلیون دلاری انجام دهند، خبر داد. تحریم هایی که در دوره اصلاحات زمزمه لغو آن از سوی کنگره به گوش می رسید، اما در نهایت جورج دبلیو بوش تمدید این تحریم ها را امضا کرد. با خروج ایران از توافق چهارجانبه تعلیق غنی سازی اورانیوم و گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر عدم پایبندی ایران به این توافق، دور جدیدی از تحریم ها علیه ایران آغاز شد. تحریم هایی که چه به واسطه احساس اثر و چه به واسطه اجماع جهانی صورت گرفت روی تحریم ایران شدید و بی سابقه بود. به این ترتیب در سال ۲۰۰۶ دوره جدیدی از تحریم علیه ایران آغاز شد تا اینکه توافقات صورت گرفته در قالب برجام موجب توقف روند تحریم های مجدد و برداشته شدن تحریم های هسته ای علیه ایران شد.تشدید اثر تحریم با دیاپازون داخلیاگرچه تحریم های اعمال شده بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ از لحاظ اجماع جهانی و شدت اثر بی سابقه بود، اما به نظر می رسد نحوه تعامل با مساله تحریم ها طی این بازه زمانی یکی از م ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » بررسی مشروعیت تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران طبق موازین حقوق بین الملل  

درخواست حذف این مطلب
استفاده غرب از ابزار تحریم علیه ایران، تاریخ نسبتاً طولانی دارد. نمونه های اولین تحریم ها، به دهه ۳۰ بازمی گردد، زمانی که انگلستان در تلافی ملی کردن صنعت نفت، برای خریداران نفت ایران تعقیب قضایی در نظر گرفت و درنتیجه ی این سیاست، بسیاری از کشورها تمایلی به خرید نفت ایران از خود نشان نمی دادند.[۱] بعد از انقلاب اسلامی نیز به غیراز بازه زمانی پیروزی انقلاب تا ۱۳آبان ۱۳۵۸ این حربه تا به امروز مکرراً علیه جمهوری اسلامی ایران مورداستفاده قرارگرفته است. در یک تقسیم بندی کلی و اولیه تحریم هایی که بعد از انقلاب اسلامی علیه ایران اعمال شده اند را می توان به تحریم های یک جانبه و تحریم های چندجانبه تقسیم کرد. تحریم های یک جانبه، تحریم هایی هستند که عموماً از جانب ایالات متحده آمریکا و به دلیل سیاست خصمانه این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده اند. تحریم های چندجانبه به تحریم هایی گفته می شود که بعد از سال ۱۳۸۵ و طرح موضوع هسته ای ایران در شورای امنیت، به موجب قطعنامه های این شورا علیه ایران طراحی و اعمال شده اند. درحالی که تحریم های چندجانبه با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت لغو شدند ولی ایالات متحده مشی خود را در حفظ و افزایش تحریم های یک جانبه حفظ کرده است. مسئله ای که به نظر می رسد با قواعد بین المللی انطباقی نداشته و نامشروع باشد. در این پژوهش ضمن بررسی مشروعیت تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران طبق موازین حقوق بین الملل، به اسنادی که با توسل به آن ها می توان علیه این تحریم ها اقامه دعوی کرد، پرداخته خواهد شد.۱-تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایرانهمان گونه که گفته شد، تحریم های یک جانبه تحریم هایی هستند که از سوی یک کشور به صورت منفرد علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده اند. انگلستان و ایالات متحده آمریکا سابقه اعمال بیشترین تحریم های یکجانبه را علیه ایران دارند. سایر تحریم ها یا به موجب قطعنامه های شورای امنیت مانند قطعنامه ۱۹۲۹ و یا توسط نهادهایی مانند اتحادیه اروپا اعمال شده اند. به هرروی در این نوشتار، تحریم های یک جانبه به تحریم هایی اطلاق می شود که از سوی یک کشور و به صورت مشخص ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده اند. در بررسی تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران باید به دو مشخصه «علت» و «اثر» تحریم ها توجه نمود. با توجه به این دو مشخصه، تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران از ویژگی هایی برخوردار است ازجمله:۱-علت و اثر تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران الزاماً از یک جنس نیستند. به عبارتی دیگر ممکن است علت تحریم نظامی اما دارای اثر تجاری و مالی باشد. مانند تحریم هایی که در حوزه تجاری و سرمایه گذاری به علت واردکردن نام ایران در لیست کشورهای حامی تروریسم به موجب دستور اجرایی رونالد ریگان اعمال شده اند.۲-تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران متصلب و تک بعدی نیستند. یک تحریم می تواند به علل گوناگون وضع شده باشد و درعین حال دارای اثرات گوناگون باشد. مانند تحریم هایی که بیل کلینتون در سال ۱۳۷۳ به علت آنچه تلاش ایران برای ساخت سلاح های کشتارجمعی و حمایت از تروریسم اعمال کرد که اثر آن، ممنوعیت مطلق تجارت و سرمایه گذاری آمریکایی ها با ایران بود. به عبارتی دیگر علل و اثرات تحریم ها از یک نوع درهم تنیدگی برخوردارند.۳-سومین ویژگی تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران این است که نسخ علت تحریم الزاماً موجب نسخ اثر آن نمی شود؛ این به دلیل ویژگی های پیش گفته تحریم ها است. چراکه یک تحریم با یک اثر مشخص می تواند علل گوناگون داشته باشد، در این حالت طبیعی است که از بین رفتن یک علت، به دلیل باقی ماندن سایر علل نمی تواند اثر یا اثرات تحریم ها را نیز از بین ببرد.۱-۱-تحریم های یک جانبه تجاری-صنعتیسرآغاز این تحریم ها به دستور جیمی کارتر، رئیس جمهور اسبق ایالات متحده آمریکا برمی گردد که طی دستور اجرایی ۱۲۱۷۰ در ۲۳آبان۱۳۵۸ اموال و دارایی های ایران در آمریکا را مصادره کرد. رونالد ریگان و بیل کلینتون نیز هرکدام تحریم هایی را علیه ایران وضع کرده اند که دارای اثرات مخرب تجاری و صنعتی است. بر اساس این تحریم ها، فروش هواپیماهای مسافربری و قطعات آن ها برای شرکت ها و نهادهایی که به طرق مستقیم یا غیرمستقیم به جمهوری اسلامی ایران ارتباط پیدا می کنند، ممنوع شد.۲-۱-تحریم های سیاسی-دیپلماتیکفاز اول تحریم های سیاسی-دیپلماتیک با رویه ی دولت آمریکا در ممنوع کردن صدور روادید برای اتباع و مسئولین ایرانی مربوط می شود. نمونه ی اخیر این تحریم ها، عدم صدور ویزا برای سفیر و نماینده دائم تعیین شده جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد در فروردین ۱۳۹۳ است. تحریم های سیاسی-دیپلماتیک آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران با حمله حزب الله لبنان به پایگاه آمریکایی ها در بیروت و کشته شدن ۲۴۱نفر از نیروهای آمریکایی به دستور رونالد ریگان تشدید شد. ریگان جمهوری اسلامی ایران را وارد لیست دولت های حامی تروریسم ]ازنظر ایالات متحده[ کرد. این اقدام موجد تحریم های دیگری در حوزه های تجاری-صنعتی و سیاسی-دیپلماتیک ازجمله محدودیت هایی در حوزه سرمایه گذاری، خریدوفروش شرکت های آمریکایی با ایران شد. علاوه بر این موارد دولت آمریکا در محافل سیاسی دیپلماتیک بین المللی مانند مجمع عمومی سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر، شورای امنیت و… به اتخاذ سیاست تهاجمی و خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران مبادرت می کند.۳-۱-تحریم های نظامی-دفاعیاتهام تلاش ایران برای ساخت سلاح های کشتارجمعی و حمایت از تروریسم، بهانه ای شد تا بیل کلینتون در سال ۱۳۷۳ به صورت مطلق تجارت و سرمایه گذاری آمریکایی ها با ایران را در قالب دستورات اجرایی ۱۲۹۵۷ و ۱۲۹۵۹ ممنوع اعلام کند.[۲] در چارچوب تحریم های نظامی-دفاعی، مهم ترین بخش که موردتوجه قرارگرفته است برنامه موشکی دفاعی جمهوری اسلامی ایران بوده است.۲-دلایل عدم مشروعیت تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایراناسناد متعدد بین المللی وجود دارند که می توان با استناد به آن ها عدم مشروعیت تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران را نشان داد. این اسناد می توانند در دودسته اسناد چندجانبه و اسناد دوجانبه بین المللی طبق بندی شوند.۱-۲-اسناد چندجانبه بین المللیاسناد چندجانبه ی بین المللی، حاوی تعهداتی هستند که کشورها به صورت جمعی وارد آن ها می شوند. برخی از این اسناد، از چنان ارزش و اعتباری برخوردار هستند که زمره ی قواعد آمره بین المللی قرارگرفته و تعهدات ناشی از آن ها حتی بر کشورهای غیر عضو نیز بار می شود. کنوانسیون های ۱۹۶۱ و ۱۹۶۳ راجع به حقوق دیپلماتیک و کنسولی و منشور ملل متحد، ازجمله این اسناد محسوب می شوند. تحریم های یک جانبه آمریکا علیه ایران با استناد به برخی از این اسناد ثابت می شوند، ازجمله این اسناد منشور ملل متحد، برنامه جامع اقدام مشترک به همراه قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد است.۱-۱-۲-منشور ملل متحدمنشور ملل متحد مهم ترین سند چندجانبه بین المللی است که عدم مشروعیت تحریم های آمریکا را نشان می دهد. این منشور در بین اسناد بین المللی از اعتبار بالایی برخوردار است تا جایی که در برخی متون از این تحت عناوینی مانند «قانون اساسی جامعه جهانی» یاد شده است.[۳] گذشته از آن منشور ملل متحد به دلیل فراگیری و جایگاه خاص جهانی در زمره اسناد و قواعد آمره بین المللی قرار می گیرند. به این اعتبار قواعد و مقررات آن حتی بر کشورهای غیر عضو سازمان ملل متحد نیز بار شده و لازم الاجرا است.بند دو ماده یک منشور ملل متحد اعضای این سازمان –و البته کشورهای غیرعضوی- را به توسعه روابط دوستانه بر مبنای احترام به اصل تساوی حقوق و خودمختاری ملل مکلف کرده است. ایالات متحده آمریکا با اتخاذ سیاستی خصمانه علیه ایران و با اعمال تحریم های متعدد در حوزه های مختلف، احترام به اصل تساوی حقوق به ویژه حقوق مسلم جمهوری اسلامی ایران را نادیده گرفته است. همچنین اقدام دولت این کشور در اعمال تحریم های یک جانبه، در تغایر صریح با بند هفت از ماده دو منشور قرار دارد که اعضا را از دخالت در اموری که ذاتاً در صلاحیت داخلی دولت ها هستند منع می کند. مواردی متعددی از دخالت مستقیم و غیرمستقیم آمریکایی ها در ایران وجود دارد که اتفاقاً توسط منابع غربی نوشته شده است،[۴] علاوه بر این دلیلی که آمریکا برای بسیاری از تحریم های یک جانبه علیه ایران اعلام کرده است، دخالت مستقیم در اموری محسوب می شود که ذاتاً در صلاحیت دولت جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. مانند برنامه ایران برای توسعه صنعت و استفاده از انرژی صلح آمیز هسته ای و گسترش برنامه موشکی دفاعی خود[۵]، ایالات متحده آمریکا با دخالت آشکار در مواردی که به صورت معمول و طبیعی جزو برنامه های هر کشوری محسوب شود، در راستای سیاست خصمانه خود علیه ایران اقدام به وضع و اعمال تحریم کرده است. ضمن اینکه منشور ملل متحد با پیش بینی حق دفاع مشروع در ماده ۵۱ خود، مبتنی بر قاعده «اذن در شیء، اذن در لوازم آن نیز است»، به صورت غیرمستقیم به اعضای خود اجازه می دهد تا لوازم دفاع مشروع که توسعه توان موشکی دفاعی از مصادیق آن است را در برنامه های کلان خود داشته باشند. با توجه به این مسئله که منشور ملل متحد یک سند عام الشمول بین المللی و هر دو دولت ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد به آن هستند، تحریم آمریکا علیه ایران هم ازنظ ...

ادامه مطلب  

متن کامل هفتمین گزارش وزارت خارجه درباره برجام  

درخواست حذف این مطلب
وزارت خارجه هفتمین گزارش سه ماهه خود در اجرای برجام را در سه بخش به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تقدیم کرد.به گزارش شمانیوز: هفتمین گزارش سه ماهه وزارت خارجه در خصوص اجرای برجام در سه بخش شامل موانع و چالش ها در اجرای برجام، آخرین تحولات در حوزه رفع تحریم ها و آخرین تحولات در حوزه فعالیت های هسته ای است.متن کامل این گزارش به شرح زیر است:«بسم الله الرحمن الرحیمهفتمین گزارش سه ماهه وزارت امور خارجه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در خصوص اجرای برجام (۲۶ تیر الی ۲۶ مهر ۱۳۹۶)گزارش حاضر هفتمین گزارش وزارت امورخارجه است که در اجرای تبصره یک قانون «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» مصوب ۱۳۹۴/۰۷/۲۱ مجلس شورای اسلامی تهیه شده و به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تقدیم می ­گردد. این گزارش در سه بخش الف) موانع و چالش ها؛ ب) آخرین تحولات در حوزه رفع تحریم ها؛ و ج) آخرین تحولات در حوزه فعالیت های هسته ای، به تحولات مرتبط با اجرای برجام در دوره سه ماهه ۲۶ تیر لغایت ۲۶ مهر ۱۳۹۶ می پردازد.مهم ترین تحول در رابطه با برجام طی سه ماه اخیر و در سطح کلان، خودداری رئیس جمهور آمریکا از تائید پایبندی جمهوری اسلامی ایران به مفاد برجام می باشد که در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶، علیرغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر اجرای کامل تعهدات برجامی از سوی ایران، صورت گرفت. تائید یا عدم تائید پایبندی ایران به برجام از سوی رئیس جمهور آمریکا یک موضوع داخلی آمریکا است اما می تواند بر ادامه اجرای تعهدات آن کشور طبق برجام و اثربخشی نظام رفع تحریم های برجام تاثیر تعیین کننده داشته باشد. آقای ترامپ که از پیش از انتخاب به ریاست جمهوری مخالفت شدید خود با برجام را آشکار کرده بود، طی ۹ ماه گذشته به دلیل مبانی و ساختارهای برجام، رویکرد حکیمانه جمهوری اسلامی ایران، و عدم همراهی بین المللی با وی، قادر به فسخ یکجانبه این تفاهم نشد و نهایتا تصمیم گرفت با استفاده از یک سازوکار داخلی و عدم تایید پایبندی ایران به برجام، تصمیم گیری در مورد خروج از برجام و بازگشت تحریم های آمریکا را به کنگره محول نماید. در مورد نحوه رفتار کنگره احتمالاتی وجود دارد که هیچ کدام قطعیت ندارد، اما احتمال بازگرداندن تحریم های هسته ای توسط کنگره که به معنای نقض فاحش برجام از سوی این کشور خواهد بود، یکی از احتمالات است.آثار و تبعات این اقدامِ هیات حاکمه آمریکا بر استمرار ایفای تعهدات آن کشور در حوزه رفع تحریم ها، با دقت از سوی وزارت امور خارجه رصد می شود. چنانچه اقدام رئیس جمهور آمریکا در خودداری از تائید پایبندی ایران به برجام منجر به نقض عملی تعهدات این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران شود، یا کنگره اقدام به بازگرداندن تحریم های هسته ای نماید، مراتب بلافاصله به هیات عالی نظارت بر برجام و مجلس محترم شورای اسلامی جهت تصمیم مقتضی گزارش خواهد شد. در عین حال تردیدی نیست که صرف خودداری رئیس جمهور آمریکا از تایید پایبندی ایران به برجام به رغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی، و سخنان ضد برجامی رئیس جمهور آمریکا، به منزله بی اعتنایی مستکبرانه آمریکا نسبت به دیدگاه مرجع صالح بین المللی و صریح از بندهای ۲۶، ۲۸ و ۲۹ برجام و مغایر با اصل حسن نیت در ایفای تعهدات می باشد. بخش نخست: موانع و چالش ها در اجرای برجامهمانگونه که در گزارش های پیشین مورد تاکید قرار گرفت، از زمان اجرایی شدن برجام در تاریخ ۲۶ دی ماه ۱۳۹۴، علیرغم گشایش های عمده ای که صورت گرفته است، کوتاهی ها و بدعهدی های دولت آمریکا، تحریم های باقیمانده غیرهسته ای، به همراه دسته ای از موانع و مشکلات فنی در حوزه مراودات مالی و بانکی، موجب شده است تا سرعت تحقق گشایش های ناشی از برجام با وضعیت مطلوب فاصله داشته باشد.وزارت امور خارجه بنا بر وظایف محوله و ذاتی خود، تمامی تحولات مرتبط با اجرای برجام را رصد و هرگونه تاخیر، تعلل، بدعهدی و به ویژه نقض تعهدات برجامی از سوی آمریکا را ابتدا در قالب نامه رسمی از سوی وزیر امور خارجه به خانم موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و هماهنگ کننده برجام ثبت و ضبط نموده و سپس در کمیسیون مشترک برجام که هر سه ماه بین ایران و کشورهای ۱+۵ تشکیل می شود، مطرح و پیگیری کرده است. برخی از این موارد توسط طرف آمریکایی اصلاح شده، و نسبت به سایر موارد حسب نظر هیات نظارت بر اجرای برجام واکنش متناسب اتخاد گردیده است. لازم به توضیح است که در برجام دو گونه نقض عهد وجود دارد: عدم اجرای تعهدات (non-performance)، و عدم اجرای فاحش تعهدات (significant non-performance).تاکنون در گزارش های سه ماهه، به تفصیل موانع و چالش های پیشِ رویِ اجرای برجام تشریح شده اند. در گزارش حاضر، به چالش هایی که همچنان روند اجرای برجام را متاثر می سازند، پرداخته خواهد شد.۱- موارد نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی آمریکا از برجامدر طول یک سال و نه ماه که از اجرایی شدن برجام می گذرد، مجموعه ای از نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی از اجرای برجام توسط دولت آمریکا صورت گرفته است که از سوی جمهوری اسلامی ایران در قالب ۱۰ نامه از سوی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به خانم موگرینی به عنوان هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام، ثبت و ضبط شده است. این موارد هر بار در گزارش های سه ماهه وزارت امور خارجه به کمیسیون محترم امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز درج شده است. در این گزارش مجموعه ای از مهم ترین آنها یک بار دیگر به اطلاع مجلس محترم می رسد:تمدید "قانون تحریم های ایران" موسوم به آیسا از سوی کنگره آمریکا؛ایجاد محدودیت برای سفر اتباع کشورهایی که مشمول "برنامه لغو روادید آمریکا" هستند برای سفر به آمریکا، به دلیل سفر به ایران؛تلاش آمریکا برای ایجاد فضایی منفی علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، برخلاف تعهد جمعی کشورهای ۱+۵ برای تحقق "تغییر بنیادین" در رویکرد و تعامل شورا با جمهوری اسلامی ایران؛تعلل عمدی دولت آمریکا در رفع موثر تحریم های هسته ای، به نحوی که در موارد متعددی این تعهد صریح آمریکا به صورت مقطعی، کند و در برخی مواقع به نحو بازدارنده ای پیچیده بوده است؛تلاش برای جلوگیری از عادی سازی تجارت سایر کشورها با ایران و بهره مند شدن جمهوریاسلامی ایران از منافع اقتصادی برجام، از طریق دامن زدن و گسترش شک و تردید نسبت به آینده روابط اقتصادی و همکاری با ایران؛تاخیر غیرموجه از سوی وزارت خزانه داری آمریکا در صدور مجوزهای لازم برای فروش یا اجاره هواپیمای مسافربری به ایران؛ایجاد مقررات دست وپاگیر و موانع روانی در مسیر دسترسی آسان بانک مرکزی ایران به منابع مالی خود؛پیچیده نمودن و مشروط ساختن مقررات رفع تحریم ها از سوی وزارت خزانه داری آمریکا به منظور ایجاد تردید در بانک های غیرآمریکایی و اکراه آنها از همکاری با ایران؛طرح مکرر قوانین مختلف تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران در کنگره آمریکا با هدف تخریب فضا و جلوگیری از عادی سازی روابط تجاری سایر کشورها با ایران؛طراحی و تبلیغ گسترده در مورد سیاست غیرقانونی "بازنگری برجام" از سوی دولت جدید آمریکا و اشارات مکرر (مستقیم و غیرمستقیم) به امکان عدم تمدید اسقاط قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران، با هدف ایجاد تردید و نگرانی نامحدود در جامعه اقتصادی جهانی نسبت به آینده روابط اقتصادی با ایران؛تشدید و افزایش مقررات دست و پاگیر وزارت خزانه داری آمریکا جهت شرکت های غیرآمریکایی برای همکاری با ایران در تعارض با بند ۲۹ برجام مبنی بر تعهد این کشور بر عدم تضعیف اجرای موفقیت آمیز برجام و خودداری از هر سیاستی است که تاثیر مستقیم و نامطلوب بر عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران بگذارد؛افزایش چشمگیر اظهارات تحریک آمیز و خصمانه مقامات ارشد آمریکا علیه برجام، که علاوه بر بی اعتنایی به اصول حقوق بین الملل، نقضِ شروط مندرج در برجام - خصوصا بند ۲۸- محسوب می شود که صراحتا اشعار می دارد مقامات ارشد کشورهای طرف برجام همه ی تلاش خود را، از جمله در اظهارات عمومی خود، برای اجرای موفقیت آمیز برجام به کار خواهند بست؛اتخاذ مکرر مواضع منفی مقامات عالیرتبه آمریکا علیه برجام از جمله در سخنرانی رئیس جمهور این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۲۸ شهریور ۱۳۹۶) و نیز سخنرانی مورخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶ که به بهانه اعلام راهبرد جدید این کشور در قبال ایران صورت گرفت. این موضع گیری ها مغایر با تعهدات صریح آمریکا در برجام و یکی از اصول مهم حقوق بین الملل - که در برجام نیز صراحتا تکرار شده - یعنی اجرای با "حسن نیت تعهدات" است؛تمدید اسقاطیه های تحریم های ایران توسط دولت جدید آمریکا به شکلی که عامدانه و از حیث شکل، مفاد، زبان و اقدامات همزمان (از جمله افزودن همزمان شماری از اشخاص و نهادهای ایرانی به فهرست تحریمی) کمترین فضای مساعد را برای بهره مندی کامل ایران از لغو تحریم های مشخص شده در پیوست شماره ۲ برجام فراهم سازد؛اعلام عمومی اجرای تعهدات برجامی با منفی ترین تعابیر و با هدف کاهش یا عدم بهره مندی ایران از اثرات مثبت تداوم برجام؛اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا نزد سازمان ملل متحد در سفر به وین به منظور اعمال نفوذ بر فعالیت حرفه ای آژانس؛طرح اتهامات واهی و تبلیغات گسترده علیه ایران با هدف مقدمه چینی برای اعلام عدم پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، که در تعارض کامل با هشت گزارش رسمی آژانس بین المللی انرژی اتمی است و می تواند علاوه بر تاثیرات مخرب بر اعتبار کلی آژانس به عنوان نهاد صالح برای راستی آزمایی پایبندی ایران به برجام، اثرات غیرقابل پیش بینی بر حوزه عدم اشاعه داشته باشد؛مقدمه چینی برای شانه خالی کردن از مسئولیت و تعهدات برجامی دولت آمریکا با طرح مکرر اتهام عدم پایبندی ایران، ارجاع موضوع تصمیم گیری در مورد تمدید و تداوم اسقاطیه های تحریم های هسته ای به کنگره آمریکا، و ایجاد فضای ابهام در مورد برجام از طریق تحمیل احتمالی و مجدد تحریم ها از سوی کنگره.۲- مصوبه کنگره آمریکا در مورد تحریم علیه روسیه، ایران و کره شمالیدر تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۶، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه تحریم روسیه، ایران و کره شمالی را به تصویب رساند. این طرح در ۸ تیر ۱۳۹۶ با برخی تفاوت ها در مجلس سنای آمریکا به تصویب رسیده بود. هرچند در مصوبه جدید، تحریم موضوعی جدیدی علیه ایران وضع نشده است، ولیکن قوانین تحریمی پیشین و دستورات اجرایی صادره توسط روسای جمهور قبلی آمریکا، همچنین نظام تحریم افراد در تحریم های غیرهسته ای موجود علیه ایران (موشکی، تسلیحاتی، حقوق بشر، تروریسم) تجمیع و دامنه شمول آنها به مصداق های جدید تسری یافته است. معیارها و آستانه شمول این تحریم ها بر اشخاص (حقیقی و حقوقی) به نحوی طراحی شده است که اشخاص بیشتری در معرض ورود به فهرست های تحریمی آمریکا با آثار فرامرزی، قرار خواهند گرفت.یکی از بخش های مهم قانون جدید تحریمی کنگره آمریکا، تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بهانه و اتهامِ واهی حمایت از تروریسم می باشد. البته سپاه پاسداران پیش از این به بهانه های مختلف و بر اساس فرمان های اجرایی ۱۳۳۸۲، ۱۳۵۵۳ و ۱۳۶۰۶ رئیس جمهور آمریکا، همچنین بر اساس قوانین cisada و tra و نیز مقررات فدرال ۳۱ cfr ۵۶۱ و ۳۱ cfr۵۴۴ تحت تحریمهای غیرقانونی آمریکا قرار گرفته بود ولیکن بر اساس قانون جدید "کلیت" این نهاد مورد تحریم واقع شده و دامنه تحریم های آن نیز به نحوی گسترده تر شده است. قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست تحریم های مرتبط با تروریسم وزارت خزانه داری آمریکا بلافاصله پس از سخنرانی مورخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶ رئیس جمهور آمریکا، در راستای اجرای این بخش از قانون اخیر کنگره آمریکا بود.جمهوری اسلامی ایران تصویب قانون جدید در کنگره آمریکا را اقدامی خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران و در تعارض آشکار با تعهدات آمریکا طبق برجام (مقدمه و بندهای ۲۶ و ۲۹) و ناقض روح و هدف برجام و تعهد دولت های عضو به اجرای آن با حسن نیت و در فضای سازنده دانسته و اعتراض رسمی خود در این خصوص را به هماهنگ کننده برجام اعلام نموده است.مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ در واکنش به تداوم اقدامات خصمانه دولت آمریکا و تصویب قانون جدید کنگره آمریکا در خصوص تحریم ایران، قانون "مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه" را به تصویب رساند. در این قانون وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران با رعایت سلسله مراتب نیروهای مسلح و هماهنگی شورای عالی امنیت ملی، موظف شده اند ظرف مدت شش ماه پس از تصویب این قانون نسبت به تهیه و ارائه برنامه راهبرد جامع مقابله با تهدیدات آمریکا اقدام و سالانه نسبت به پیشبرد آن به مجلس شورای اسلامی گزارش دهند. همچنین وزارت امور خارجه موظف شده است ظرف مدت سه ماه با همکاری نیروی قدس سپاه پاسداران، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و بانک مرکزی نسبت به شناسایی اشخاص حقیقی و حقوقی آمریکایی که در فعالیت های نظامی و اطلاعاتی این کشور مشارکت موثر دارند اقدام و با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی نام آنها را در فهرست تحریم ثبت و منتشر نماید. در بخش دیگری از این قانون مقرر شده است به منظور تقویت بنیه دفاعی کشور و افزایش توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تروریسم و ....، دولت مبالغی را به ستاد کل نیروهای مسلح و سایر سازمان های ذیربط از جمله وزارت امور خارجه اختصاص دهد.۳- بازنگری سیاست دولت جدید آمریکا در قبال ایران و برجاماز ابتدای ریاست جمهوری آقای ترامپ، اعلام شده بود که دولت جدید آمریکا در حال بازنگری سیاست آن کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران است. این موضع عمدتا در ادامه تلاش های آمریکا برای کاهش بهره مندی ایران از ثمرات برجام و زمینه سازی برای اقدامات یکجانبه این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶ رئیس جمهور آمریکا، پس از ایراد اتهامات بی پایه و اساس و در سخنانی کاملا سخیف و بی ادبانه، راهبرد جدید آمریکا در خصوص جمهوری اسلامی ایران را اعلام نمود. این راهبرد در موضوع برجام شامل ادعاهای زیر بود:توافق هسته ای یکی از بدترین و یک طرفه ترین قراردادهایی است که آمریکا تاکنون امضاء کرده است؛ایران بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار دریافت کرده است که می تواند برای حمایت مالی از تروریسم به کار گرفته شود. ۷/۱ میلیارد دلار هم به صورت نقدی دریافت کرده است؛برجام به ایران اجازه می دهد بخش های کلیدی برنامه ی هسته ای خود را توسعه دهد، و از آن مهم تر، ظرف چند سال محدودیت های کلیدی این توافق پایان خواهد یافت و ایران می تواند به سرعت به سمت "نقطه گریز هسته ای" حرکت کند؛در برابر تاخیر کوتاه مدت و موقت در راه رسیدن ایران به سلاح هسته ای، آنچه آمریکا دریافت کرد فقط یک بازرسی ضعیف بود. بدترین قسمت توافق برای آمریکا این بود که ایران همه ی پول را در همان ابتدا دریافت کرد که چنین چیزی بی سابقه است؛ایران در چندین مورد توافق را نقض کرده است. مثلا دو بار از حد مجاز ۱۳۰ تن آب سنگین فراتر رفته است. ایران همچنین نتوانسته است انتظارات آمریکا را در مورد نحوه استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته برآورده سازد؛عده ای بر این باورند که ایران با کره شمالی همکاری و معامله می کند؛در متن برجام ذکر شده است که توافق هسته ای ایران قرار است به صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی کمک کند، حال آنکه در شرایطی که آمریکا به تعهدات خود پایبند است، ایران بر آتش منازعه و آشوب در سراسر خاورمیانه می دمد؛ایران به روح توافق پایبند نبوده و نیست؛از زمان امضای توافق هسته ای، تهاجمات خطرناک ایران بیشتر شده است. در عین حال، حجم زیادی از تحریم ها برداشته شده و ایران به توسعه برنامه موشکی خود ادامه می دهد. ایران قراردادهای بسیار سودآوری با طرف های دیگر این توافق منعقد ساخته است؛بر اساس قانون بازنگری توافق هسته ای کنگره، و بر اساس سابقه مستند و مشهودی که ارائه کردم، امروز اعلام می کنم که ما نه می خواهیم و نه می توانیم این توافق را تائید کنیم و از ادامه ی این مسیر خودداری می کنیم؛"دستور به دولت برای رفع نواقص جدی توافق در همکاری با کنگره،" از جملهبندهای مربوط به زمان پایان محدودیت ها (sunset clauses) که طی چند سال همه محدودیت های کلیدی بر برنامه هسته ای ایران را خاتمه می دهد؛سکوت در برابر برنامه موشکی ایران؛در صورتی که نتوانیم با کنگره و متحدین به راه حلی برای این مشکلات برسیم، به توافق خاتمه داده خواهد شد. برجام مستمرا تحت بازنگری است و من به عنوان رئیس جمهور می توانم در هر زمانی به آن پایان دهم." قبل و بعد از اظهارات رئیس جمهور آمریکا و در پاسخ به سخنان بی اساس وی، دو بیانیه از سوی جمهوری اسلامی صادر و در شورای امنیت ملل متحد رسما ثبت و سند گردید (ضمیمه می باشد). همچنین جناب آقای دکتر روحانی رئیس جمهور کشورمان بلافاصله پس از سخنان آقای ترامپ در یک صحبت تلویزیونی زنده حاضر شده و طی سخنانی نکات زیر را در مورد برجام اظهار داشتند:برجام یک توافق چندجانبه است و در سازمان ملل متحد و طبق قطعنامه تائید شده است، این یک سند دوجانبه بین ایران و آمریکا نیست؛کسی ادعا می کند می خواهد در برابر سلاح هسته ای ایستادگی کند که تنها کشوری است در تاریخ جهان که دو بار از سلاح هسته ای علیه یک ملت استفاده کرده است؛برجام مستحکم تر از آن چیزی است که این آقا در دوران رقابت انتخاباتی فکر می کرد. ماه ها از حکومت جدید آمریکا گذشته و مداوم علیه برجام شعار می دهد و تازه که می خواست در باره برجام تصمیمی بگیرد، می گوید من می خواهم با همکاری کنگره به برجام تبصره بزنم. نمی داند که به برجام نه ماده ای اضافه می شود، نه تبصره ای و نه بندی؛مردم بزرگ ایران دیدند که برای اولین بار، آمریکا در برابر یک تعهد چندجانبه بین المللی موضع گرفت و بلافاصله کشورهای بزرگ دنیا و اتحادیه اروپا، در برابر آمریکا موضع گرفتند. آمریکا امروز، تنهاتر از همیشه در برابر برجام و توطئه هایش علیه ملت ایران است؛ما تا زمانی که حقوق ما تامین می شود، تا زمانی که منافع ما اقتضاء می کند و تا زمانی که ما از منافع برجام برخوردار هستیم، در چارچوب منافع و مصالح ملی به برجام احترام می گذاریم؛ما با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کردیم و در چارچوب معاهدات بین المللی و برجام با آژانس همکاری خواهیم کرد، اما اگر روزی منافع ما تامین نشود و طرف های ما بخواهند تعهدات خودشان را زیر پا بگذارند، بدانند ایران لحظه ای درنگ نخواهد کرد و به آنها پاسخ خواهد داد؛آنچه امروز و امشب از مقامات آمریکا شنیده شد، جز تکرار حرف های نادرست، اتهامات واهی و فحاشی که در طول سال های گذشته و در طول ۴۰ سال گذشته تکرار می کردند، چیز جدیدی نبود؛هدف آمریکا این است که دنیا را نسبت به ایران و برجام متزلزل کند و در نهایت می خواهد جلوی سرمایه گذاری و رشد اقتصادی و رونق اقتصادی را بگیرد. علیرغم حرف های ترامپ و علیرغم اهداف شوم سیاستمداران آمریکایی، ملت ما برای رشد و رونق اقتصادی، بیش از پیش تلاش خواهد کرد و فرمان رهبری را برای اقتصاد مقاومتی اجرایی و عملیاتی خواهد کرد.همچنین خانم فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا نیز بلافاصله در رسانه ها حاضر شده و صریح و آشکار به سخنان آقای ترامپ واکنش نشان داد. اهم نکات مطروحه توسط ایشان عبارت است از:توافق هسته ای محدود به برنامه هسته ای ایران است؛برجام نه یک توافق داخلی بلکه یک قطعنامه شورای امنیت است. برجام توافق داخلی آمریکا یا یک توافق دو طرفه نیست و یک کشور نمی تواند یک طرفه برجام را رد کند؛آژانس هشت بار پایبندی ایران به برجام را تایید کرده است؛توافق هسته ای همچنان نتیجه بخش است و هیچ رییس جمهور کشوری نمی تواند برجام را لغو کند؛اتحادیه اروپا و جامعه جهانی متعهدند تا توافق هسته ای را حفظ کنند.۴- تلاش آمریکا برای اعمال فشار به مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمیدر تلاش برای اعمال فشار بر آژانس بین المللی انرژی اتمی و تحت تاثیر قرار دادن گزارش ها و فعالیت های این آژانس در حوزه راستی آزمایی اجرای تعهدات هسته ای جمهوری اسلامی ایران وفق برجام، خانم نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد با انجام سفری رسمی و پرحاشیه، تلاش نمود تا مقدمات مورد نیازِ دولت آمریکا برای زیر سئوال بردن پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات برجامی خود را فراهم نماید.قبل از انجام این سفر، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به این اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا، در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ نامه مشترکی را خطاب به خانم موگرینی و آقای آمانو ارسال نمود. همچنین معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی نامه جداگانه ای خطاب به آقای آمانو ارسال کرد. در این نامه ها با اشاره به اینکه اهداف اعلام شده برای سفر مزبور نگرانی های جدی نسبت به نقض بیشتر متن و روح برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ از سوی دولت آمریکا ایجاد می کند، خاطرنشان شده است اقدام اخیر می تواند ضربه ای به اعتبار آژانس بین المللی انرژی اتمی که نقشی حیاتی در رژیم عدم اشاعه به طور عام و در برجام بطور خاص دارد، وارد نماید. در این نامه ها تاکید شده است که این اقدام در مغایرت آشکار با روح و متن برجام، خصوصا بندهای ۲۶، ۲۸ و ۲۹ آن بوده و با مفاد برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ در خصوص نقش آژانس و ضرو ...

ادامه مطلب  

ایران می تواند با مهره گاز خود برنده بازی شود  

درخواست حذف این مطلب
نفت در ایران همواره در متن و گاز در حاشیه بوده است. درحالی که ذخایر حرف دیگری می زنند و با اینکه ایران دارنده بیشترین ذخایر گازی جهان است، اکثر ملت ها ایران را با نام نفت می شناسند؛ حال که سیاست مداران جهان مهره های خود را طوری چیده اند که نفت ایران را کیش و مات کنند، ایران می تواند با مهره گاز خود برنده این بازی شود.اقتصادگردان- در ذخایر گازی ایران ۳۴ تریلیون متر مکعب گاز طبیعی نهفته است و طبق تکلیف سند چشم انداز ۲۰ ساله باید در افق ۱۴۰۴ سهمی معادل هشت تا ۱۰ درصد تجارت جهانی گاز را به خود اختصاص دهد. این در حالی است که سهم فعلی ایران فقط دو درصد است. حمیدرضا عراقی - مدیرعامل شرکت ملی گاز ایران - بر اهمیت حضور ایران در بازارهای جهانی گاز تاکید کرده و گفته است هرچقدر که بتوانیم بیشتر خودمان را در تجارت جهانی گاز درگیر کنیم از نظر توان سیاسی و اقتصادی به نفع کشور است.حال در روزهایی که آمریکا باز هم با تحریم نفت ایران را اشاره گرفته است و پیش بینی می شود صادرات نفت ایران تا ۸۰۰ هزار بشکه هم کاهش یابد ایران می تواند با توسعه صادرات گاز جایگاه خود را در بازارهای جهانی حفظ کند؛ زیرا به گفته غلامرضا منوچهری - معاون مدیرعامل شرکت ملی نفت در امور مهندسی و توسعه - صادرات گاز شامل تحریم های نفتی نمی شود زیرا زیرا صادرات به صورت خط لوله است و ال ان جی نیست و فرآیند آن به روابط دو کشور بستگی دارد.البته ایران قدم هایی را در این زمینه برداشته است و میزان صادرات گاز ایران در سال ۱۳۹۶ نسبت به مدت مشابه سال ۱۳۹۵ حدود ۶۰ درصد رشد داشته و آنطور که مسئولان گفته اند خبرهای خوبی در بخش صادرات گاز ایران در سال جاری در راه بوده و قرار است صادرات روزانه گاز ایران به ۶۰ میلیون مترمکعب در روز برسد.مشتریان ثابت گاز ایراندر این میان ترکیه مشتری پر و پا قرص ایران بوده است و از سال ۱۳۸۱ صادرات گاز از ایران به ترکیه گاهی به ۳۲ میلیون متر مکعب در روز، گاهی به روزانه ۲۵ میلیون مترمکعب و حتی در زمان تعمیرات به ۱۵ میلیون مترمکعب نیز رسیده است، اما به طور میانگین روزانه ۲۶ میلیون مترمکعب گاز به ترکیه صادر می شود. این قرارداد تا هشت سال آینده ادامه دارد.عراق مشتری دیگر گاز ایران است که قرارداد آن به دو بخش بغداد و بصره تقسیم می شود. از آغاز قرارداد بغداد دقیقا یک سال گذشته است و میانگین صادرات گاز به بغداد روزانه ۸,۵ تا ۹ میلیون مترمکعب گاز بوده و حتی تا ۱۸ میلیون متر مکعب در روز نیز رسیده است، بر اساس این قرارداد مقدار صادرات روزانه گاز به بغداد به ۱۴ میلیون مترمکعب خواهد رسید.صادرات گاز به بصره هم به زودی آغاز خواهد شد.در این میان ارمنستان آمادگی خود را برای صادرات گاز ایران از خاک این کشور به سمت گرجستان اعلام کرده، اما با اتفاقات سیاسی اخیر ارمنستان این موضوع به تاخیر افتاده است.اکنون روزانه یک میلیون مترمکعب گاز به ارمنستان صادر می شود و بر اساس مذاکرات انجام شده امکان افزایش این مقدار صادرات وجود دارد. در ازای گازی که به ارمنستان صادر می شود دریافت کننده برق هستیم که می توانیم بخشی از این برق را به گرجستان بفروشیم و بخش دیگر را وارد کشور کنیم.پرونده های گازی خاک خوردهبا این حال صادرات گاز ایران چندین پرونده ناتمام و حتی خاک خورده دارد. در این راستا یکی از قدیمی ترین مذاکرات ایران برای صادرات گاز مذاکره با امارات متحده عربی بود که از سال ۱۳۷۶ آغاز و در نهایت این مذاکرات به امضای قرارداد کرسنت در سال ۱۳۸۱ منجر شد. طبق این قرارداد با ساخت خط لوله ای از میدان سلمان به امارات مقرر شد گازهای همراه میدان نفتی سلمان از مخزن مشترک با ابوظبی به میزان ۵۰۰ میلیون فوت مکعب در روز صادر شود که این قرارداد اجرایی نشد.البته ایران اخیرا بعد از گذشت حدود ۱۵ سال آمادگی خود را برای احیای این قرارداد اعلام کرده است و بیژن زنگنه - وزیر نفت کشورمان - در یکی از اظهارنظرهای خود در تابستان سال گذشته از اعلام رسمی ایران به شرکت کرسنت پترولیوم برای از سرگیری مجدد صادرات خبر داده است.پرونده دیگر، مذاکره با کشور کویت بوده که از سال ۱۳۸۱ آغاز شد. در این راستا دو تفاهم نامه تا ۹ آذرماه سال ۱۳۸۲ امضاء شد که طبق آن باید از سال ۲۰۰۵ سالانه حداقل سه میلیارد مترمکعب گاز به کویت صادر می شد. این تفاهم نامه تاکنون اجرایی نشده است و عراقی در اواسط زمستان سال ۱۳۹۶ در در آخرین نشست خبری خود دلیل تعویق صادرات گاز به کویت را مسائل سیاسی دانست و توضیح داد: ایران و کویت برای صادرات گاز از ایران به کویت در چند سال گذشته مذاکرات خوبی داشته اند. کویت به گاز ایران نیاز دارد اما زمانی که مذاکرات به خوبی پیش می رفت یک نفر از دیوار سفارت عربستان سعودی بالا رفت و پل ارتباطی قطع شد. هر وقت مسائل سیاسی رفع شد می توانیم گاز صادر کنیم.دو سال بعد از آغاز مذاکرات با کویت برای صادرات گاز توافق نامه صادرات گاز از ایران به عمان در ۲۵ اسفندماه سال ۱۳۸۳ امضاء شد. طبق این قرارداد ۲۵ ساله صادرات گاز به عمان باید تا سال ۲۰۰۸ با ۳۰ میلیون مترمکعب آغاز و در سال ۲۰۱۲ به ۷۰ میلیون مترمکعب می رسید، اما این قرارداد نیز تاکنون اجرا نشده است.این در حالی است که طبق گفته مسئولان قرار بود صادرات گاز به عمان از سال ۱۳۹۷ و با ۱۰ میلیون مترمکعب در روز آغ ...

ادامه مطلب  

متن کامل هفتمین گزارش وزارت خارجه به مجلس از اجرای برجام  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، گزارش حاضر هفتمین گزارش وزارت امورخارجه است که در اجرای تبصره یک قانون «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» مصوب 21/7/1394 مجلس شورای اسلامی تهیه شده و به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تقدیم می­گردد.[1] این گزارش در سه بخش الف) موانع و چالش ها؛ ب) آخرین تحولات در حوزه رفع تحریم ها؛ و ج) آخرین تحولات در حوزه فعالیت های هسته ای، به تحولات مرتبط با اجرای برجام در دوره سه ماهه 26 تیر لغایت 26 مهر 1396 می پردازد.مهم ترین تحول در رابطه با برجام طی سه ماه اخیر و در سطح کلان، خودداری رئیس جمهور آمریکا از تائید پایبندی جمهوری اسلامی ایران به مفاد برجام می باشد که در تاریخ 21 مهر 1396، علیرغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر اجرای کامل تعهدات برجامی از سوی ایران، صورت گرفت. تائید یا عدم تائید پایبندی ایران به برجام از سوی رئیس جمهور آمریکا یک موضوع داخلی آمریکا است اما می تواند بر ادامه اجرای تعهدات آن کشور طبق برجام و اثربخشی نظام رفع تحریم های برجام تاثیر تعیین کننده داشته باشد. آقای ترامپ که از پیش از انتخاب به ریاست جمهوری مخالفت شدید خود با برجام را آشکار کرده بود، طی 9 ماه گذشته به دلیل مبانی و ساختارهای برجام، رویکرد حکیمانه جمهوری اسلامی ایران، و عدم همراهی بین المللی با وی، قادر به فسخ یکجانبه این تفاهم نشد و نهایتا تصمیم گرفت با استفاده از یک سازوکار داخلی و عدم تایید پایبندی ایران به برجام، تصمیم گیری در مورد خروج از برجام و بازگشت تحریم های آمریکا را به کنگره محول نماید. در مورد نحوه رفتار کنگره احتمالاتی وجود دارد که هیچ کدام قطعیت ندارد، اما احتمال بازگرداندن تحریم های هسته ای توسط کنگره که به معنای نقض فاحش برجام از سوی این کشور خواهد بود، یکی از احتمالات است.آثار و تبعات این اقدامِ هیات حاکمه آمریکا بر استمرار ایفای تعهدات آن کشور در حوزه رفع تحریم ها، با دقت از سوی وزارت امور خارجه رصد می شود. چنانچه اقدام رئیس جمهور آمریکا در خودداری از تائید پایبندی ایران به برجام منجر به نقض عملی تعهدات این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران شود، یا کنگره اقدام به بازگرداندن تحریم های هسته ای نماید، مراتب بلافاصله به هیات عالی نظارت بر برجام و مجلس محترم شورای اسلامی جهت تصمیم مقتضی گزارش خواهد شد. در عین حال تردیدی نیست که صرف خودداری رئیس جمهور آمریکا از تایید پایبندی ایران به برجام به رغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی، و سخنان ضد برجامی رئیس جمهور آمریکا، به منزله بی اعتنایی مستکبرانه آمریکا نسبت به دیدگاه مرجع صالح بین المللی و صریح از بندهای 26، 28 و 29 برجام و مغایر با اصل حسن نیت در ایفای تعهدات می باشد.بخش نخستموانع و چالش ها در اجرای برجامهمانگونه که در گزارش های پیشین مورد تاکید قرار گرفت، از زمان اجرایی شدن برجام در تاریخ 26 دی ماه 1394، علیرغم گشایش های عمده ای که صورت گرفته است، کوتاهی ها و بدعهدی های دولت آمریکا، تحریم های باقیمانده غیرهسته ای، به همراه دسته ای از موانع و مشکلات فنی در حوزه مراودات مالی و بانکی، موجب شده است تا سرعت تحقق گشایش های ناشی از برجام با وضعیت مطلوب فاصله داشته باشد.وزارت امور خارجه بنا بر وظایف محوله و ذاتی خود، تمامی تحولات مرتبط با اجرای برجام را رصد و هرگونه تاخیر، تعلل، بدعهدی و به ویژه نقض تعهدات برجامی از سوی آمریکا را ابتدا در قالب نامه رسمی از سوی وزیر امور خارجه به خانم موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و هماهنگ کننده برجام ثبت و ضبط نموده و سپس در کمیسیون مشترک برجام که هر سه ماه بین ایران و کشورهای 1+5 تشکیل می شود، مطرح و پیگیری کرده است. برخی از این موارد توسط طرف آمریکایی اصلاح شده، و نسبت به سایر موارد حسب نظر هیات نظارت بر اجرای برجام واکنش متناسب اتخاد گردیده است. لازم به توضیح است که در برجام دو گونه نقض عهد وجود دارد: عدم اجرای تعهدات (non-performance)، و عدم اجرای فاحش تعهدات (significant non-performance).تاکنون در گزارش های سه ماهه، به تفصیل موانع و چالش های پیشِ رویِ اجرای برجام تشریح شده اند. در گزارش حاضر، به چالش هایی که همچنان روند اجرای برجام را متاثر می سازند، پرداخته خواهد شد.1- موارد نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی آمریکا از برجامدر طول یک سال و نه ماه که از اجرایی شدن برجام می گذرد، مجموعه ای از نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی از اجرای برجام توسط دولت آمریکا صورت گرفته است که از سوی جمهوری اسلامی ایران در قالب 10 نامه از سوی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به خانم موگرینی به عنوان هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام، ثبت و ضبط شده است. این موارد هر بار در گزارش های سه ماهه وزارت امور خارجه به کمیسیون محترم امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز درج شده است. در این گزارش مجموعه ای از مهم ترین آنها یک بار دیگر به اطلاع مجلس محترم می رسد:تمدید "قانون تحریم های ایران" موسوم به آیسا از سوی کنگره آمریکا؛ایجاد محدودیت برای سفر اتباع کشورهایی که مشمول "برنامه لغو روادید آمریکا" هستند برای سفر به آمریکا، به دلیل سفر به ایران؛تلاش آمریکا برای ایجاد فضایی منفی علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، برخلاف تعهد جمعی کشورهای 1+5 برای تحقق "تغییر بنیادین" در رویکرد و تعامل شورا با جمهوری اسلامی ایران؛تعلل عمدی دولت آمریکا در رفع موثر تحریم های هسته ای، به نحوی که در موارد متعددی این تعهد صریح آمریکا به صورت مقطعی، کند و در برخی مواقع به نحو بازدارنده ای پیچیده بوده است؛تلاش برای جلوگیری از عادی سازی تجارت سایر کشورها با ایران و بهره مند شدن جمهوری اسلامی ایران از منافع اقتصادی برجام، از طریق دامن زدن و گسترش شک و تردید نسبت به آینده روابط اقتصادی و همکاری با ایران؛تاخیر غیرموجه از سوی وزارت خزانه داری آمریکا در صدور مجوزهای لازم برای فروش یا اجاره هواپیمای مسافربری به ایران؛ایجاد مقررات دست وپاگیر و موانع روانی در مسیر دسترسی آسان بانک مرکزی ایران به منابع مالی خود؛پیچیده نمودن و مشروط ساختن مقررات رفع تحریم ها از سوی وزارت خزانه داری آمریکا به منظور ایجاد تردید در بانک های غیرآمریکایی و اکراه آنها از همکاری با ایران؛طرح مکرر قوانین مختلف تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران در کنگره آمریکا با هدف تخریب فضا و جلوگیری از عادی سازی روابط تجاری سایر کشورها با ایران؛طراحی و تبلیغ گسترده در مورد سیاست غیرقانونی "بازنگری برجام" از سوی دولت جدید آمریکا و اشارات مکرر (مستقیم و غیرمستقیم) به امکان عدم تمدید اسقاط قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران، با هدف ایجاد تردید و نگرانی نامحدود در جامعه اقتصادی جهانی نسبت به آینده روابط اقتصادی با ایران؛تشدید و افزایش مقررات دست و پاگیر وزارت خزانه داری آمریکا جهت شرکت های غیرآمریکایی برای همکاری با ایران در تعارض با بند 29 برجام مبنی بر تعهد این کشور بر عدم تضعیف اجرای موفقیت آمیز برجام و خودداری از هر سیاستی است که تاثیر مستقیم و نامطلوب بر عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران بگذارد؛افزایش چشمگیر اظهارات تحریک آمیز و خصمانه مقامات ارشد آمریکا علیه برجام، که علاوه بر بی اعتنایی به اصول حقوق بین الملل، نقضِ شروط مندرج در برجام - خصوصا بند 28- محسوب می شود که صراحتا اشعار می دارد مقامات ارشد کشورهای طرف برجام همه ی تلاش خود را، از جمله در اظهارات عمومی خود، برای اجرای موفقیت آمیز برجام به کار خواهند بست؛اتخاذ مکرر مواضع منفی مقامات عالیرتبه آمریکا علیه برجام از جمله در سخنرانی رئیس جمهور این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (28 شهریور 1396) و نیز سخنرانی مورخ 21 مهر 1396 که به بهانه اعلام راهبرد جدید این کشور در قبال ایران صورت گرفت. این موضع گیری ها مغایر با تعهدات صریح آمریکا در برجام و یکی از اصول مهم حقوق بین الملل - که در برجام نیز صراحتا تکرار شده - یعنی اجرای با "حسن نیت تعهدات" است؛تمدید اسقاطیه های تحریم های ایران توسط دولت جدید آمریکا به شکلی که عامدانه و از حیث شکل، مفاد، زبان و اقدامات همزمان (از جمله افزودن همزمان شماری از اشخاص و نهادهای ایرانی به فهرست تحریمی) کمترین فضای مساعد را برای بهره مندی کامل ایران از لغو تحریم های مشخص شده در پیوست شماره 2 برجام فراهم سازد؛اعلام عمومی اجرای تعهدات برجامی با منفی ترین تعابیر و با هدف کاهش یا عدم بهره مندی ایران از اثرات مثبت تداوم برجام؛اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا نزد سازمان ملل متحد در سفر به وین به منظور اعمال نفوذ بر فعالیت حرفه ای آژانس؛طرح اتهامات واهی و تبلیغات گسترده علیه ایران با هدف مقدمه چینی برای اعلام عدم پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، که در تعارض کامل با هشت گزارش رسمی آژانس بین المللی انرژی اتمی است و می تواند علاوه بر تاثیرات مخرب بر اعتبار کلی آژانس به عنوان نهاد صالح برای راستی آزمایی پایبندی ایران به برجام، اثرات غیرقابل پیش بینی بر حوزه عدم اشاعه داشته باشد؛مقدمه چینی برای شانه خالی کردن از مسئولیت و تعهدات برجامی دولت آمریکا با طرح مکرر اتهام عدم پایبندی ایران، ارجاع موضوع تصمیم گیری در مورد تمدید و تداوم اسقاطیه های تحریم های هسته ای به کنگره آمریکا، و ایجاد فضای ابهام در مورد برجام از طریق تحمیل احتمالی و مجدد تحریم ها از سوی کنگره.2- مصوبه کنگره آمریکا در مورد تحریم علیه روسیه، ایران و کره شمالیدر تاریخ 3 مرداد 1396، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه تحریم روسیه، ایران و کره شمالی را به تصویب رساند. این طرح در 8 تیر 1396 با برخی تفاوت ها در مجلس سنای آمریکا به تصویب رسیده بود. هرچند در مصوبه جدید، تحریم موضوعی جدیدی علیه ایران وضع نشده است، ولیکن قوانین تحریمی پیشین و دستورات اجرایی صادره توسط روسای جمهور قبلی آمریکا، همچنین نظام تحریم افراد در تحریم های غیرهسته ای موجود علیه ایران (موشکی، تسلیحاتی، حقوق بشر، تروریسم) تجمیع و دامنه شمول آنها به مصداق های جدید تسری یافته است. معیارها و آستانه شمول این تحریم ها بر اشخاص (حقیقی و حقوقی) به نحوی طراحی شده است که اشخاص بیشتری در معرض ورود به فهرست های تحریمی آمریکا با آثار فرامرزی، قرار خواهند گرفت.یکی از بخش های مهم قانون جدید تحریمی کنگره آمریکا، تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بهانه و اتهامِ واهی حمایت از تروریسم می باشد. البته سپاه پاسداران پیش از این به بهانه های مختلف و بر اساس فرمان های اجرایی 13382، 13553 و 13606 رئیس جمهور آمریکا، همچنین بر اساس قوانین cisada و tra و نیز مقررات فدرال 31 cfr 561 و 31 cfr544 تحت تحریمهای غیرقانونی آمریکا قرار گرفته بود ولیکن بر اساس قانون جدید "کلیت" این نهاد مورد تحریم واقع شده و دامنه تحریم های آن نیز به نحوی گسترده تر شده است. قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست تحریم های مرتبط با تروریسم وزارت خزانه داری آمریکا بلافاصله پس از سخنرانی مورخ 21 مهر 1396 رئیس جمهور آمریکا، در راستای اجرای این بخش از قانون اخیر کنگره آمریکا بود.جمهوری اسلامی ایران تصویب قانون جدید در کنگره آمریکا را اقدامی خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران و در تعارض آشکار با تعهدات آمریکا طبق برجام (مقدمه و بندهای 26 و 29) و ناقض روح و هدف برجام و تعهد دولت های عضو به اجرای آن با حسن نیت و در فضای سازنده دانسته و اعتراض رسمی خود در این خصوص را به هماهنگ کننده برجام اعلام نموده است.مجلس شورای اسلامی در تاریخ 22 مرداد 1396 در واکنش به تداوم اقدامات خصمانه دولت آمریکا و تصویب قانون جدید کنگره آمریکا در خصوص تحریم ایران، قانون "مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه" را به تصویب رساند. در این قانون وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران با رعایت سلسله مراتب نیروهای مسلح و هماهنگی شورای عالی امنیت ملی، موظف شده اند ظرف مدت شش ماه پس از تصویب این قانون نسبت به تهیه و ارائه برنامه راهبرد جامع مقابله با تهدیدات آمریکا اقدام و سالانه نسبت به پیشبرد آن به مجلس شورای اسلامی گزارش دهند. همچنین وزارت امور خارجه موظف شده است ظرف مدت سه ماه با همکاری نیروی قدس سپاه پاسداران، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و بانک مرکزی نسبت به شناسایی اشخاص حقیقی و حقوقی آمریکایی که در فعالیت های نظامی و اطلاعاتی این کشور مشارکت موثر دارند اقدام و با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی نام آنها را در فهرست تحریم ثبت و منتشر نماید. در بخش دیگری از این قانون مقرر شده است به منظور تقویت بنیه دفاعی کشور و افزایش توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تروریسم و ....، دولت مبالغی را به ستاد کل نیروهای مسلح و سایر سازمان های ذیربط از جمله وزارت امور خارجه اختصاص دهد.3- بازنگری سیاست دولت جدید آمریکا در قبال ایران و برجام از ابتدای ریاست جمهوری آقای ترامپ، اعلام شده بود که دولت جدید آمریکا در حال بازنگری سیاست آن کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران است. این موضع عمدتا در ادامه تلاش های آمریکا برای کاهش بهره مندی ایران از ثمرات برجام و زمینه سازی برای اقدامات یکجانبه این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. در تاریخ 21 مهر 1396 رئیس جمهور آمریکا، پس از ایراد اتهامات بی پایه و اساس و در سخنانی کاملا سخیف و بی ادبانه، راهبرد جدید آمریکا در خصوص جمهوری اسلامی ایران را اعلام نمود. این راهبرد در موضوع برجام شامل ادعاهای زیر بود:توافق هسته ای یکی از بدترین و یک طرفه ترین قراردادهایی است که آمریکا تاکنون امضاء کرده است؛ایران بیش از 100 میلیارد دلار دریافت کرده است که می تواند برای حمایت مالی از تروریسم به کار گرفته شود. 7/1 میلیارد دلار هم به صورت نقدی دریافت کرده است؛برجام به ایران اجازه می دهد بخش های کلیدی برنامه ی هسته ای خود را توسعه دهد، و از آن مهم تر، ظرف چند سال محدودیت های کلیدی این توافق پایان خواهد یافت و ایران می تواند به سرعت به سمت "نقطه گریز هسته ای" حرکت کند؛در برابر تاخیر کوتاه مدت و موقت در راه رسیدن ایران به سلاح هسته ای، آنچه آمریکا دریافت کرد فقط یک بازرسی ضعیف بود. بدترین قسمت توافق برای آمریکا این بود که ایران همه ی پول را در همان ابتدا دریافت کرد که چنین چیزی بی سابقه است؛ایران در چندین مورد توافق را نقض کرده است. مثلا دو بار از حد مجاز 130 تن آب سنگین فراتر رفته است. ایران همچنین نتوانسته است انتظارات آمریکا را در مورد نحوه استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته برآورده سازد؛عده ای بر این باورند که ایران با کره شمالی همکاری و معامله می کند؛در متن برجام ذکر شده است که توافق هسته ای ایران قرار است به صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی کمک کند، حال آنکه در شرایطی که آمریکا به تعهدات خود پایبند است، ایران بر آتش منازعه و آشوب در سراسر خاورمیانه می دمد؛ایران به روح توافق پایبند نبوده و نیست؛از زمان امضای توافق هسته ای، تهاجمات خطرناک ایران بیشتر شده است. در عین حال، حجم زیادی از تحریم ها برداشته شده و ایران به توسعه برنامه موشکی خود ادامه می دهد. ایران قراردادهای بسیار سودآوری با طرف های دیگر این توافق منعقد ساخته است؛"بر اساس قانون بازنگری توافق هسته ای کنگره، و بر اساس سابقه مستند و مشهودی که ارائه کردم، امروز اعلام می کنم که ما نه می خواهیم و نه می توانیم این توافق را تائید کنیم و از ادامه ی این مسیر خودداری می کنیم؛"دستور به دولت برای رفع نواقص جدی توافق در همکاری با کنگره،" از جمله بندهای مربوط به زمان پایان محدودیت ها (sunset clauses) که طی چند سال همه محدودیت های کلیدی بر برنامه هسته ای ایران را خاتمه می دهد؛سکوت در برابر برنامه موشکی ایران؛"در صورتی که نتوانیم با کنگره و متحدین به راه حلی برای این مشکلات برسیم، به توافق خاتمه داده خواهد شد. برجام مستمرا تحت بازنگری است و من به عنوان رئیس جمهور می توانم در هر زمانی به آن پایان دهم." قبل و بعد از اظهارات رئیس جمهور آمریکا و در پاسخ به سخنان بی اساس وی، دو بیانیه از سوی جمهوری اسلامی صادر و در شورای امنیت ملل متحد رسما ثبت و سند گردید (ضمیمه می باشد). همچنین جناب آقای دکتر روحانی رئیس جمهور کشورمان بلافاصله پس از سخنان آقای ترامپ در یک صحبت تلویزیونی زنده حاضر شده و طی سخنانی نکات زیر را در مورد برجام اظهار داشتند:برجام یک توافق چندجانبه است و در سازمان ملل متحد و طبق قطعنامه تائید شده است، این یک سند دوجانبه بین ایران و آمریکا نیست؛کسی ادعا می کند می خواهد در برابر سلاح هسته ای ایستادگی کند که تنها کشوری است در تاریخ جهان که دو بار از سلاح هسته ای علیه یک ملت استفاده کرده است؛برجام مستحکم تر از آن چیزی است که این آقا در دوران رقابت انتخاباتی فکر می کرد. ماه ها از حکومت جدید آمریکا گذشته و مداوم علیه برجام شعار می دهد و تازه که می خواست در باره برجام تصمیمی بگیرد، می گوید من می خواهم با همکاری کنگره به برجام تبصره بزنم. نمی داند که به برجام نه ماده ای اضافه می شود، نه تبصره ای و نه بندی؛مردم بزرگ ایران دیدند که برای اولین بار، آمریکا در برابر یک تعهد چندجانبه بین المللی موضع گرفت و بلافاصله کشورهای بزرگ دنیا و اتحادیه اروپا، در برابر آمریکا موضع گرفتند. آمریکا امروز، تنهاتر از همیشه در برابر برجام و توطئه هایش علیه ملت ایران است؛ما تا زمانی که حقوق ما تامین می شود، تا زمانی که منافع ما اقتضاء می کند و تا زمانی که ما از منافع برجام برخوردار هستیم، در چارچوب منافع و مصالح ملی به برجام احترام می گذاریم؛ما با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کردیم و در چارچوب معاهدات بین المللی و برجام با آژانس همکاری خواهیم کرد، اما اگر روزی منافع ما تامین نشود و طرف های ما بخواهند تعهدات خودشان را زیر پا بگذارند، بدانند ایران لحظه ای درنگ نخواهد کرد و به آنها پاسخ خواهد داد؛آنچه امروز و امشب از مقامات آمریکا شنیده شد، جز تکرار حرف های نادرست، اتهامات واهی و فحاشی که در طول سال های گذشته و در طول 40 سال گذشته تکرار می کردند، چیز جدیدی نبود؛هدف آمریکا این است که دنیا را نسبت به ایران و برجام متزلزل کند و در نهایت می خواهد جلوی سرمایه گذاری و رشد اقتصادی و رونق اقتصادی را بگیرد. علیرغم حرف های ترامپ و علیرغم اهداف شوم سیاستمداران آمریکایی، ملت ما برای رشد و رونق اقتصادی، بیش از پیش تلاش خواهد کرد و فرمان رهبری را برای اقتصاد مقاومتی اجرایی و عملیاتی خواهد کرد.همچنین خانم فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا نیز بلافاصله در رسانه ها حاضر شده و صریح و آشکار به سخنان آقای ترامپ واکنش نشان داد. اهم نکات مطروحه توسط ایشان عبارت است از:توافق هسته ای محدود به برنامه هسته ای ایران است؛برجام نه یک توافق داخلی بلکه یک قطعنامه شورای امنیت است. برجام توافق داخلی آمریکا یا یک توافق دو طرفه نیست و یک کشور نمی تواند یک طرفه برجام را رد کند؛آژانس هشت بار پایبندی ایران به برجام را تایید کرده است؛توافق هسته ای همچنان نتیجه بخش است و هیچ رییس جمهور کشوری نمی تواند برجام را لغو کند؛اتحادیه اروپا و جامعه جهانی متعهدند تا توافق هسته ای را حفظ کنند.4- تلاش آمریکا برای اعمال فشار به مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در تلاش برای اعمال فشار بر آژانس بین المللی انرژی اتمی و تحت تاثیر قرار دادن گزارش ها و فعالیت های این آژانس در حوزه راستی آزمایی اجرای تعهدات هسته ای جمهوری اسلامی ایران وفق برجام، خانم نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد با انجام سفری رسمی و پرحاشیه، تلاش نمود تا مقدمات مورد نیازِ دولت آمریکا برای زیر سئوال بردن پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات برجامی خود را فراهم نماید.قبل از انجام این سفر، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به این اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا، در تاریخ 28 مرداد 1396 نامه مشترکی را خطاب به خانم موگرینی و آقای آمانو ارسال نمود. همچنین معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی نامه جداگانه ای خطاب به آقای آمانو ارسال کرد. در این نامه ها با اشاره به اینکه اهداف اعلام شده برای سفر مزبور نگرانی های جدی نسبت به نقض بیشتر متن و روح برجام و قطعنامه 2231 از سوی دولت آمریکا ایجاد می کند، خاطرنشان شده است اقدام اخیر می تواند ضربه ای به اعتبار آژانس بین المللی انرژی اتمی که نقشی حیاتی در رژیم عدم اشاعه به طور عام و در برجام بطور خاص دارد، وارد نماید. در این نامه ها تاکید شده است که این اقدام در مغایرت آشکار با روح و متن برجام، خصوصا بندهای 26، 28 و 29 آن بوده و با مفاد برجام و قطعنامه 2231 در خصوص نقش آژانس و ضرورت صیانت از استقلال آن و حفاظت از اطلاعات حساسی که در اختیار آژانس قرار می گیرد، در مغایرت می باشد. در این نامه ها همچنین بر وظیفه حساس آژانس در پرهیز از اخلال در توسعه اقتصادی و فناوری ایران و احترام به مقررات امنیتی لازم الاجرا و حقوق اشخاص، و نیز احتیاط لازم برای حفاظت از اسرار صنعتی، فناوری و تجاری و سایر اطلاعات محرمانه ای که در اختیار این آژانس قرار می گیرد، اصرار شده است.بخش دومآخرین تحولات در حوزه رفع تحریم هاپس از اجرایی شدن برجام، تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای علیه ایران رفع و گشایش های قابل ملاحظه ای در مسیر بازگشت به شرایط عادی آغاز شده و این روند همچنان و به صورت مستمر ادامه داشته و دارد. در گزارش های سه ماهه ی قبلی، خصوصا چهار گزارش نخست، گشایش ها و دستاوردهای عمده در حوزه های مختلف با استناد به آمار و اطلاعات دریافتی از دستگاه هایِ مختلفِ اجرایی و اقتصادی، به تفصیل تشریح گردید. انعکاس آمار و اطلاعات واصله از دستگاه ها در گزارش های سه ماهه وزارت امور خارجه، عمدت ...

ادامه مطلب