تشییع پیکر مطهر 20 شهید دفاع مقدس در اصفهان  

درخواست حذف این مطلب
گروه اجتماعی: مراسم تشییع پیکر مطهر 20 شهید تازه تفحص شده دفاع مقدس در سالروز شهادت امام صادق علیه السلام، با حضور گسترده و پرشور مردم شهید پرور اصفهان برگزار شد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) از اصفهان، مراسم تشییع پیکر مطهر 20 شهید تازه تفحص شده دفاع مق ...

ادامه مطلب  

تصاویر/ ۱۰۰ نما از ژنرال ایرانی که در عملیات آزادی «موصل» شهید شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق،«حاج شعبان نصیری» مطابق با مندرجات شناسنامه اش «اول فروردین ماه ۱۳۳۷ شمسی» متولد شد. خانواده ی وی در کودکی ساکن تهران (خیابان حسینی در محله ی نظام آباد)شد. او پس از پیروزی نهضت اسلامی، به «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» پیوست و در تشکیل «بسیج نوجوانان کرج» نقش بسزایی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، «شعبان نصیری» به مناطق عملیاتی شتافت و از آن روز تا آخرین لحظات حیاتش، از کسوت جهاد و مقاومت خارج نشد.حضور در «قرارگاه نصرت» در جوار شهید «علی هاشمی»، حضور درجمع فرماندهان «لشکر ۹ بدر» و حضور در جمع پاسداران «لشگر ۱۰ سیدالشهدا (صلوات الله علیه)» از جمله فعالیت های او در سال های دفاع مقدس یه شمار می رود. پس از پایان دفاع مقدس، سردار نصیری به «نیروی قدس» پیوست و تا زمان شهادت ، در این جایگاه باقی ماند. او در سال های فتنه ی «پیروان اسلام آمریکایی» و «مزدوران سعودی» در مناطق«شام و عراق»، ابتدا مدتی طولانی در جبهه ی «سوریه» به دفاع از حرمِ بانوی مقاومت، حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) مشغول بود و سپس با توجه به تجربیاتش در هم سنگری با مجاهدانِ عراقی، عازم جبهه ی عراق شد و سرانجام، مزد ۴ دهه «خوب زیستن» را در جریان عملیات آزادسازی «موصل» از خدای خویش گرفت و پس از تشییعی با شکوه در کرج و تهران، در قطعه ی ۲۹ بهشت زهرای تهران، تا روز ظهور مولایش، به امانت سپرده شد. گوارای وجود حیدری اش بادگروه جهاد و مقاومت مشرق مفتخر است که هم زمان با آزادسازی نهایی شهر «موصل»، ۱۰۰ تصویر برگزیده از «سردار شهید نصیری» را به کاربران تقدیم نماید. امید که شفاعتش در روز حشر روزی مان گردد.روحمان با یادش شادهدیه به روح بلندپروازش صلواتاللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید شعبان نصیریسردار شهید ...

ادامه مطلب  

قالیباف عمل گرا و واقع گراست/ این طرف هم دلواپسان کم نیستند/ از آیت الله هاشمی وصیت نامه مبسوطی ندار  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری فارس، مهمان این هفته برنامه «دست خط» چهره ای خاص است که می توان گفت بیشترین اعتبار خودش را از پدر بزرگوارشان به دست آورده که از استوانه های انقلاب اسلامی بودند و تا آخرین روزهای عمر در صدر اخبار و تحولات قرار داشتند. برخلاف خیلی از آقازاده ها جدای از این اعتباری که مدیون پدر هستند، بخش اعظمی از اعتبارشان هم به تخصص خودشون و تلاش های مختلفی که در دوره های مختلف مدیریت کلان در کشور داشتند و خاطراتی که مردم از خدمات ایشان در ذهن دارند، برمی گردد.ایشان در کنار تخصص و کارهایی که انجام دادند با اخلاقی که در فضای سیاسی از خود به جای گذاشتند به عنوان یک چهره سیاسی اخلاق مدار در میان دو جناح شناخته می شوند.مهندس محسن هاشمی رفسنجانی مهمان این هفته برنامه دست خط هستند. نفر اول انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در شهر تهران هستند.فکر می کردید در تهران نفر اول شوید؟هاشمی: البته در گذشته خیر، ولی بعد از اتفاقاتی که رخ داد و در یک ماه اخیر نظرسنجی ها چنین چیزی را نشان می داد.در مقدمه هم گفتم که بخشی از اعتبار شما متعلق به حاج آقا است. بخشی هم خدمات شماست. فکر می کنید نسبت این دو چطور است؟هاشمی: شما گفتید بخشی از اعتبار و من می گویم همه اعتبار من از تلاش ایشان است.آقای محسن هاشمی بیشتر شبیه پدر هستند یا مادر؟هاشمی: در عصبانیت و پیگیری کارها گهگاهی شبیه مادر هستیم. مادر در کارها جدی تر هستند. اگر کاری انجام نشود پیگیری می کنند و پیگیری ها مجدانه است و گهگاهی برای اجرای آن کار عصبانی می شوند و از این جهت به ایشان رفتیم. البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی ایشان بود را داریم. البته این امر را مردم یا نزدیکان بگویند.نخستین تبریک را بعد از اول شدن در شورای شهر چه کسی به شما گفت؟هاشمی: می توان گفت کسی به ما تبریک نگفت. تبریک ویژه ای که شاخص باشد مطرح نبود.واکنش برادران و خواهران چطور بود؟هاشمی: آنها از این جهت تبریک می گفتند که وقتی ابوی در انتخابات شرکت می کردند پیش آمده بود اول شده بودند یا معمولا شاخص بودند و انتخاباتی هم فائزه شرکت کرده بود و دوم شده بود... البته شایعه شده بود که اول شده است.پیش آقای بشارتی وزیر کشور دولت دوم آیت الله هاشمی، بودیم. ایشان به آیت الله خیلی ارادت داشتند و دارند. صحبت همان انتخابات مجلس شد و می گفتند خانم فائزه هاشمی دوم شد و آقای ناطق در تهران اول شد. می گفت هر زمانی نزد آقای هاشمی می رفتیم و حاج خانم هم بودند یکسره به من می گفتند شما درست عمل نکردید و در آرا دست بردند و فائزه دوم شد. تا اندازه ای به من می گفتند و من یک بار ناراحت شدم و گفتم حاج خانم اینطور نیست؛ به حاج آقا گله کردم و ایشان از ما دلجویی کرد.حاج خانم گهگاه این ذهنیت را داشت و افراد همیشه گمان می کنند اول هستند.من فکر می کنم حاج خانم روی فرزندان خود حساس هستند.هاشمی: بله. مادران اکثرا چنین هستند و برخی بروز بیرونی دارند و برخی ندارند. توقع از این بود که اینجا هم ما اول شویم.اگر شما اول نمی شدید ممکن بود این ماجرا اتفاق بیفتد؟هاشمی: توقع این بود که این رکورد را در خانواده از دست ندهیم. از ما این توقع وجود داشت. البته رکورد بدی نبود. چون نسبت به تهران عدد مناسبی بود.چه میزان بود؟هاشمی: یک میلیون و 756 هزار رای بود. رای قابل توجهی بود؛ به شما تبریک می گوییم. سراغ این روزها برویم. این روزها شما به شدت درباره شهرداری تهران زیر ذره بین هستید.هاشمی: موضوع شورای شهر بعد از انتخاب اعضا، تصمیم با اعضای شورای شهر است.جایی شنیدم که گفتید به این شرط استعفا می دهم که اول اجماع روی من باشد بعد استعفا بدهم؛هاشمی: بحث شخص من نیست. پست های سطح بالا پست هایی نیست که برای آن تلاش کنید.قطعا چنین است. تلاش شما را نمی گویم. فشارهایی را می گویم که از جاهای مختلف وارد می کنند تا شما حتما این را بپذیرید.هاشمی: معمولا این گونه پست ها واقعا زحمت زیادی می طلبد و نگاه ها روی شما است. باید به دلایلی که نسبت به من این لطف وجود داشت توجه داشت. در گذشته من نامزد شورای شهر شدم و با آقای قالیباف رقابت کردیم.دلیل این که ان زمان من انتخاب شدم فکر می کنم هنوز هم بتوان آن را مطرح کرد، این بود که وقتی از مردم تهران سوال می شود مشکل تهران چه است اولویت یک آلودگی هوا و ترافیک است، عمده این کار جزو تخصص های من بود، چون عمده این کار راه آهن شهری بود و جزو تخصصهای من بود، اگر شهرداری و شورای شهری باشد که برنامه هایش را بر اساس حل معضل ترافیک و مسائل مربوط به آلودگی هوا بگذارد من آلترناتیو مناسبی در دوره قبل بودم که وارد رقابت هم شدم. این دوره شاید بتوانند فرد دیگری را پیدا کنند که چنین خصوصیاتی شبیه به خصوصیات من داشته باشد یا اولویت شورای شهر برای این مسائل نباشد.مثلا ممکن است ذهن شورای شهر به این سمت برود که باید مسائل شهرسازی و بافت فرسوده را اولویت قرار دهیم و شهر را از نظر شهرسازی به سیستم مناسبی بازگردانیم.اینکه می گویند اختلاف نظرها در شورای شهر تهران قدری بین اعضای شورا زیاد است و یکسری سمت طیف کارگزاران رفتند و یکسری سمت حزب دیگری رفتند. چنین چیزی صحت دارد؟هاشمی: معمولا در مسائل سیاسی کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل وقتی افراد مختلف و احزاب مختلف وارد کار می شوند، ممکن است هماهنگی های اینها آنطور که گمان می کنند مناسب نباشد. لذا طبیعی است که احزاب مختلفی که عضو جبهه اصلاحات هستند نظرات متفاوتی نسبت به شهردار داشته باشند.شورای اصلی که اینها را چیده است ورود نمی کند؟هاشمی: شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری در مورد شهردار را جبهه ای ادامه دهد. این کار سختی است. زیرا تصمیم با شورا نیست و با افرادی است که در شورای شهر الان حضور یافتند و معمولا این گونه رای دادن ها رای مخفی است ولی من فکر می کنم اختلاف در آن حد نباشد.با توضیحاتی که شما می گویید الزاما تصمیمات اعضای منتخب شورای شهر نمی تواند آن جبهه ای که آمده این لیست را تنظیم کرده است راضی نگاه دارد.هاشمی: این هنر سیاسی افراد است. در سیاست مداری هنر شما در این کارها است. اینها اگر بتوانند مجددا جبهه ای عمل کنند و تصمیم را جبهه ای بگیرند این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود. ولی اگر نتوانند دور هم جمع شوند و تصمیم را بدون اختلاف بگیرند می تواند تبعات اختلافی از همین الان بروز کند و امیدواریم چنین نشود.تجربه تلخی در دوره اول شوراها داریم که در اختیار طیف اصلاح طلبان بود، انحلال شورا بود. مردم امیدوارند چنین نشود.هاشمی: تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات در آن شکل گیرد مردم و کشور ضرر خواهند کرد. دولت هم دچار مشکل می شود.چون مردم با یک امیدی به این طیف رای دادند.هاشمی: امیدواریم به سمتی برویم که بتوانیم تصمیمات با اتحاد بگیریم که در نتیجه مشکلات مردم را حل کنیم.آقای محسن هاشمی رفسنجانی میان احزاب مختلف موجود کشور که دو دسته مشخص اصولگرا و اصلاح طلب را داریم، به کدام طرف خود را متمایل می بیند؟هاشمی: اصولا خانوادگی از معتدلین سیاسی کشور هستیم و سعی ما بر این است که اعتباری که گفتید از ابوی به ما دادند، فراجناحی عمل کنیم ولی از نظر جایگاهی من به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم و سمت ریاست شورای مرکزی آنجا را دارم. در همین حزب هم سیاست اعتدالی داریم.عملا سیاست این حزب زیرمجموعه اصلاح طلبان محسوب می شود.هاشمی: بله. کارگزاران الان جزو جبهه اصلاحات قرار گرفتند. به نظرم عملکرد اصولگرایان و یا تبلیغات کاذب بوده که اینها را به آن سمت فشار می دهد. برخی از افراد نمی خواهند در یک جبهه ای قرار گیرند که بعدا... همه می خواهند در جبهه اعتدالی باشند. آقای محمد هاشمی عموی شما حالشان بهتر است؟هاشمی: بله. خیلی بهتر هستند، رفع شده است.از بنیانگذاران کارگزاران سازندگی بودند.هاشمی: بله. هیات موسسی داشتند که ایشان هم جزو آن بودند.ایشان جدا شدند. علت را می دانید؟هاشمی: مواردی مطرح شد و من هم دلایلی را می دانم ولی صلاح نمی دانم الان مطرح کنم.مهم ترین انتقادشان را هم نمی توانید بگویید؟هاشمی: خیر. اصلا نمی خواهم وارد این موضوع شوم.آقای قالیباف را می توان گفت شیخ الشهرداران است. 12 سال سابقه شهرداری دارند. عملکرد ایشان را چطور می بینید؟ نقاط قوت و ضعف ایشان چه بوده است؟هاشمی: آقای قالیباف نقطه مثبت اش در عمل گرایی است. این یک نقطه مثبت در یک مدیر است که خود را در اتاق در بسته حبس نکند و کارها را به دیگران واگذار نکند و تنها به خود توجه نداشته باشد. پای کار بیاید و این از حسن های آقای قالیباف است که مدیر عملگرا است. در برخی موارد واقع گرایی را می توان در او به وضوح دید و می توان گفت...مشاوره پذیر بود؟هاشمی: در موضوع مترو همیشه ایشان برنامه محور بود. وقتی برنامه ها را اعلام می کردیم ایشان سعی نمی کردند برنامه را برهم بزنند. مثلا آقای احمدی نژاد همان دو سالی که آمدند موضوع مونوریل و قطار هوایی را به گونه ای مطرح کردند که وضعیت مترو را به هم می ریخت و من مقاومت شدیدی کردم و اجازه ندادم.که آخر هم شورای شهر اصولگرا به نظر شما رای دادند.هاشمی: بله. در جلسه رفتم و محکم ایستادم. از نظر کارشناسی بحث زیادی شد و خوشبختانه طرح آقای احمدی نژاد رای نیاورد، در شورای شهری که آقای چمران رئیس بود. خود ایشان – احمدی نژاد – هم آمد و توضیح داد...همان موقع طرح مونوریل به قم رفت؟هاشمی: خیر. وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند از ابزار وزارت کشور استفاده کردند و شورای عالی شهرسازی و مونوریل را به قم تحمیل کردند.الان هم همین طور باقی مانده است؟هاشمی: بله. روی هوا مانده، البته مونوریل بر تهران هم تحمیل شد البته آقای قالیباف پایه را چیدند و جمع کردند ولی مونریل قم چون پیشرفته تر است نمی توان برید و دور انداخت و باید فکر اساسی درباره آن شود.همینجور افتاده است؟هاشمی: بله. روی آن کار نمی شود. البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است ولی خود مونوریل از نظر طراحی دچار مشکل است، چرا که وسط آن به هم وصل نشده است و هنوز اجازه عبور از جلوی حرم به آن نداده اند.و نقطه ضعفی که آقای قالیباف دارند یا انتقادی که می توانید به ایشان داشته باشید؟هاشمی: در مورد موارد منفی اگر بخواهم بگویم، البته ایشان در این 4 سال اخیر تاحدودی برطرف کرده است، ولی نکته این بود که من همیشه می گفتم در برنامه های حمل و نقل ترافیک تهران این طور بود که ما تا آن تاریخ باید مثلا حدود 400 کیلومتر مترو می داشتیم و از آن سو هم باید 500 کیلومتر اتوبان هم باید می داشتیم، اتوبان ها ساخته شد ولی مترو روی 120، 130 و نهایتا 200 کیلومتر باقی ماند.در صورتی که در شهر باید اولویت را به حمل و نقل عمومی بدهیم. باید شهر انسان محور شود و حمل و نقل عمومی محور شود؛ البته دولت ها نقش مهمی دارند چون مترو پدیده ای گران است و دولت ها باید به مترو کمک کنند. شاید آقای قالیباف بگویند سعی بر این بود که در بعد زیرساخت ها این کار را انجام دهم اما دولت آقای احمدی نژاد یا دولت آقای روحانی کمکی که باید به مترو کنند را نمی کردند و در نتیجه ما نتوانستیم پیشرفت کنیم.ولی فرض من بر این بود که باز از اعتبارات موجود شهرداری بیشتر می توانیم استفاده کنیم.نسبت به بدهی های شهرداری تهران ارقام مختلفی بیان می شود، شما آمار قطعی دارید؟هاشمی: فرض کنید می گویید بدهی به سیستم دولتی که معمولا به سازمان هایی همانند تامین اجتماعی و بیمه ها و مالیات و غیره گفته می شود که حجم وسیعی بدهی وجود دارد. یک بدهی هم به پیمانکارانی است که برای شهرداری کار می کنند وجود دارد و از این منظر هم پیمانکاران خود را مدعی می دانند و این عدد بالایی را مطرح می کند. یک بدهی هم در شهرداری معروف به بدهی هلوگرامی یا بدهی تراکم فروشی یا شهرفروشی است که این در اختیار یکسری افراد است یعنی به جای این که زمینی را تملک کرده اند پول به آن بدهند یک هلوگرامی به او دادند که هلوگرام یک پول در شهرداری است. یعنی پیش خور کردن شهر است. این هم جزو بدهی فرض می کنند.اگر اینها را با هم جمع کنیم بدهی هایی که می توان گفت بدهی فرض شود عددش حدود 20 هزار میلیارد تومان خواهد شد.بحث رشوه را در شهرداری تا چه اندازه واقعی می دانید و برنامه ای برای از بین بردن این امر دارید؟هاشمی: بله. می دانید که این گونه فسادها که در شهرداری بر اساس کارچاق کنی شکل می گیرد، ما دو نوع فساد داریم. یک نوع فساد این است که افراد پول می گیرند تا پیمانکاری را به ناحق برنده کنند. حق دیگران را می خورند یا پول می گیرند یک کارشناسی غیراصولی می کنند. زمینی را که 10 میلیارد است، 20 میلیارد قیمت می گذارند و یک بخشی از آن را می گیرند، اینها فسادهای سازمان دهی شده است که باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حراست ها با آنها به شدت برخورد شود.یکسری فسادها هم که خیلی بین مردم رایج شده است و شهرداری ها را از این جهت فاسد فرض می کنند بحث کارچاق کنی ها و زیرمیزی است که برای سرعت دادن به کار مردم است. اینجا از این منظر باید به این نگاه کنیم که مثلا قوانین و بخشنامه ها تا اینقدر زیاد شده است که مجریان برای اجرای اینها راهکارهای مختلفی را می توانند در نظر بگیرند. من فکر می کنم با شفاف کردن و مکانیزه کردن و هوشمندسازی شهرداری و با از بین بردن تمام این تفسیرهایی که نسبت به بخش نامه ها عمل می شود،اینها را هرچه کمتر کنیم، این گونه فسادها کمتر می شود.یک امیدواری نسبت به این شورای شهر و شهرداری وجود دارد که با دولت همسویی دارند. چون همیشه در 12 سال اخیر به خصوص این مشکل را داشتیم که شهرداران تهران با دولت ها مشکل داشتند. آقای احمدی نژاد آمد و حضورش در هیات دولت اصلاحات منتفی شد و بعدش هم مشکلات مالی، بعد ایشان وقتی رئیس جمهور شد چون گزینه اش برای شهرداری رای نیاورد، پول هم نداد، آقای قالیباف هم امد با دولت روحانی این مشکلات را داشت. فکر می کنید با این همسویی این مشکلات حل شود؟هاشمی: نخیر، این گونه حل نمی شود. تنها دوره ای که می توان گفت شهرداری با دولت خیلی همگن و خوب عمل کرد دوره آقای کرباسچی و ریاست جمهوری آقای هاشمی بود. حتی طوری شد که ایشان اجازه داد شهردار عضو هیات دولت شود. این هماهنگی تا اندازه ای زیاد بود که برخی جاها نسبت به این هماهنگی اعتراض می کردند. اعتراض از کجاها بود؟هاشمی: نمی توان نام برد، ولی می توان گفت این هماهنگی طوری شد که برخی می گفتند حق مردم ضایع می شود یا اتفاقاتی در شهرداری رخ می دهد که دولت بیش از حد از شهرداری حمایت می کند. بعد از این دوره اتفاقی که افتاد این بود که شورای شهر نتوانست یک شهردار قاطع و خوبی برای درازمدت انتخاب کند. همان دوره شورای اول که مشکلات شهر به دلیل تعدد شهرداران خیلی تنظیم شده پیش نرفت، در نهایت به تشکیل شورای شهر جدید و شهردار شدن آقای احمدی نژاد منتهی شد.از همان دوره این اتفاق افتاد که افراد به این فکر افتادند که اینها به فکر ریاست جمهوری هستند. اگر این فکر در دولت شکل گیرد که شهردار هر حرکتش برای ریاست جمهوری است این اختلافات همواره تشدید می شود. پس من اولین نکته ای که می گویم این است که شهردار باید این را از گوش خود بیرون کند و نباید فعالیت های خود را برای رشد خودش در نظر گیرد. برای رشد شهر خدمت می کند.هر ایکسی که خوب کار کند این را به او می بندند!هاشمی: خیر. شهرداری که تصمیم می گیرد فورا می فهمید آیا تصمیمات او خدمت رسانی است یا تصمیمات برای رئیس جمهور شدن است.ممکن است در تعاملاتی که دارید دوباره شهردار را عضو هیات دولت کنید؟هاشمی: یکی از خواسته های شورای شهر همین است. در بحث هایی که در شورای شهر داشتیم و خدمت برخی بزرگان رسیدیم این را مطرح کردیم که شهرداری که انتخاب می کنیم بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در جلسات شرکت کند.این که این اتفاق بیفتد یا خیر را من نمی دانم. من خودم نظرم این است که این اتفاق رخ می دهد.با 6 شهردار کار کردید؛ آقایان کرباسچی، الویری، ملک مدنی، مقیمی، احمدی نژاد و قالیباف. کدام را قوی تر دیدید؟هاشمی: اجازه دهید قضاوتی بین اینها نکنم ولی همانطور که گفتم چون سال های زیادی با آقای قالیباف کار کردم و همانطور سال های زیادی هم با آقای کرباسچی به دلیل حضورم در دولت آقای هاشمی کار کردم احساسم این است که این دو بزرگوار در مورد عمل گرایی برای مسائل شهر تهران مثبت عمل کردند.مترو را در زمان وزارت کشور آقای عبدالله نوری جدا کردید و برای شهرداری بردید. درست است؟هاشمی: قانون مترو این گونه است که به شهرداری تهران اجازه داده شد.قبل از انقلاب؟هاشمی: بله. بعد از انقلاب می خواستند مترو را بخوابانند، آمدند کلمه را عوض کردند و گفتند به دولت اجازه داده می شود و بعد هم مترو را خواباندند.از شما خوانده بودم که اول انقلاب خیلی ها با مترو مخالف بودند ولی شخص آیت الله هاشمی خیلی پیگیری کرد و برخی گفتند این مترو با اولویت های انقلابی ما تداخل دارد. آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس در دولت مصوبه گرفت و کار را شروع کرد. چه کسانی مخالف بودند؟هاشمی: آن زمان دلواپسان همان زمان بودند.اسم آنها را بگویید.هاشمی: نمی خواهم اسم بگویم. فرقی نمی کند، اینطرفی ها هم دلواپس دارند، حالا بعدا هم می بینید که چه دلواپسی هایی اینطرف پیش می آید. این هم نکته مهمی هست که سربسته گفتید؛ حالا من می گذرم! (می خندد)هاشمی: بله، این طرف هم دلواپس زیاد استنکته این است که یک عده می گفتند برای مترو، چرا پول برای تهران خرج کنیم و مردم از شهرستان به تهران بیایند. ما همین پول را در شهرستان خرج کنیم تا مردم در شهرستان بمانند. جلوی هجرت مردم به تهران را بگیریم.عده ای می گفتند از نظر فنی نمی توانیم مترو بسازیم و اینهمه خاک را از تهران چطور بیرون ببریم. عده ای می گفتند چون تهران فاضلاب ندارد نمی توانیم مترو بسازیم. در فاضلاب گیر می کنیم. هر کسی به یک موضوعی اشاره می کرد و کسانی که این مسائل را مطرح می کردند، قدرت عملی و اجرایی بیشتری داشتند و در نتیجه مترو را خواباندند.در آن تاریخ ابوی نماینده تهران و رئیس مجلس بود. در مجمع نمایندگان تهران این موضوع بحث شد و اینها رای دادند که مترو تهران می خواهیم و فاضلاب شهری هم می خواهیم. با دولت همان زمان صحبت کردند ولی نتوانستند در دولت آن زمان بقبولانند که مترو را فعال کنند و به همین دلیل ابوی مجبور شدند خطبه ای در نماز جمعه بخوانند که معروف به «خطبه مترو» شد و پخش هم شد.گفتند همه شهرهای بزرگ ما مترو می خواهد.هاشمی: این جمله دوراندیشانه ایشان بود که گفتند من اینجا به تهران می گویم و به تمام کلان شهرها می گویم که نه تنها تهران که بقیه کلان شهرها هم می خواهند و انها هم باید به فکر ساخت مترو باشند. سال 89 از مترو استعفا دادید. دلیل استعفا آقای احمدی نژاد بود؟هاشمی: خیر. اسم این را دلیل استعفا نمی گذارم.قبلش این را بپرسم، رویه شما با این شهرداران این بود که هر کدام می آمدند استعفا می دادید که دست انها باز باشد. برای آقای احمدی نژاد هم استعفا دادید. موافقت نکردند؟هاشمی: خیر.چه گفتند؟هاشمی: ایشان خیلی رفتار مثبتی با من داشتند. در تمام مدت شهرداری خود چنین بود فقط اواخر که کاندید شدند قدری بداخلاقی می کردند ولی هیچوقت نظرش در مورد من منفی نشد. آن زمان هم با استعفا مخالفت کردند؟هاشمی: بله. آقای قالیباف هم آمدند من استعفا دادم و بعد از 15-10 روز گفتند به کار خود ادامه دهید. در مورد شهرداران قبلی هم چنین پیش می امد. من نزد آنها می رفتم و الزاما کتبا استعفا ندادم. می گفتم من حاضرم چنین کنم و برای برخی کتبی هم استعفا دادم تا دست شان باز باشد. درباره آن استعفا (سال 89) بگویید.هاشمی: آن استعفا آن زمان این گونه بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که هیچگاه علنی گفته نشد و من هم علنی نفهمیدم ولی این احساس ایجاد شد که اگر من مدیر عامل مترو نباشم شاید دولت کمک کند. ولی نظرم آن زمان همین بود. آن زمان می گفتم مشکل اصلی آقای احمدی نژاد من نیستم مشکل خود آقای قالیباف است. من همیشه به شوخی به آقای قالیباف می گفتم مشکل من نیستم و مشکل اصلی خود شما هستید.نظر آقای قالیباف چه بود؟هاشمی: ولی اینجور وانمود شد که ما برای گرفتن اعتبارات از دولت... البته یک اتفاقی هم رخ داد که موقعی که من عضو هیات مدیره شدم همان اعتبار اسنادی خط چهار باز شد که تا قبل آن باز نمی شد. این نشانه مثبتی بود.ولی ادامه پیدا نکرد. می گویند آقای محسن هاشمی رفسنجانی خیلی محافظه کار است و خیلی در مسائل سیاسی جسارت ندارد. قبول دارید؟هاشمی: خیر. اتفاقا من به نظرم چون با عقلانیت حرف می زنم این احساس دست می دهد. یعنی فرض من بر این است که اولا مسائلی که مطرح می شود همیشه آن طوری که مطرح می شود نیست. آدم باید همیشه پشت پرده مسائل را دقیق بررسی کند و دلایل طرح این مسائل را به خوبی بفهمد، اگر می خواهد خود را در معرض این موضوع قرار دهد روی آن نظر دهد.لذا در همه زمینه ها اعلام نظر نمی کنم. سعی دارم در زمینه هایی که تخصص دارم و در آن زمینه حرفی بزنم این اثرگذاری را دارم. مثلا بحث خط 7 که شد طبیعی است مردم انتظار دارند من یک کلمه در این باره بگویم. در حد یک جمله و دو جمله گفتم و اثرگذاری آن را دیدم. در همان حدی که لازم بود گفتم.شما دومین فرزند آیت الله هاشمی هستید؟هاشمی: بله. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متولد 1313 هستند و در 14 سالگی به قم آمدند که سال 1327 بود. سال 1338 ازدواج کردند و من در سال 1340 در ایام فاطمیه به دنیا آمدم. برای همین اسمم محسن شده است. فرزند دوم هستم. ایشان 1339 فاطمه را به دنیا آوردند و بعد من بودم.فاطمه خانم یک سال از شما بزرگ تر هستند؟هاشمی: بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی 8 سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد. از میان خصلت های پدر صبر به شما رسیده است. نخستین خاطره ای که از پدر در کودکی دارید چیست؟هاشمی: اولین خاطره این است که حدود 4 سال داشتیم که قدری در گوشه ذهن من است و به درستی به یاد ندارم، از بس مادر تعریف کردند این خاطره ذهن من شده است، ...

ادامه مطلب  

قالیباف عمل گرا و واقع گراست/ این طرف هم دلواپسان کم نیستند/ از آیت الله هاشمی وصیت نامه مبسوطی نداریم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری فارس، مهمان این هفته برنامه «دست خط» چهره ای خاص است که می توان گفت بیشترین اعتبار خودش را از پدر بزرگوارشان به دست آورده که از استوانه های انقلاب اسلامی بودند و تا آخرین روزهای عمر در صدر اخبار و تحولات قرار داشتند. برخلاف خیلی از آقازاده ها جدای از این اعتباری که مدیون پدر هستند، بخش اعظمی از اعتبارشان هم به تخصص خودشون و تلاش های مختلفی که در دوره های مختلف مدیریت کلان در کشور داشتند و خاطراتی که مردم از خدمات ایشان در ذهن دارند، برمی گردد.ایشان در کنار تخصص و کارهایی که انجام دادند با اخلاقی که در فضای سیاسی از خود به جای گذاشتند به عنوان یک چهره سیاسی اخلاق مدار در میان دو جناح شناخته می شوند.مهندس محسن هاشمی رفسنجانی مهمان این هفته برنامه دست خط هستند. نفر اول انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در شهر تهران هستند.فکر می کردید در تهران نفر اول شوید؟هاشمی: البته در گذشته خیر، ولی بعد از اتفاقاتی که رخ داد و در یک ماه اخیر نظرسنجی ها چنین چیزی را نشان می داد.در مقدمه هم گفتم که بخشی از اعتبار شما متعلق به حاج آقا است. بخشی هم خدمات شماست. فکر می کنید نسبت این دو چطور است؟هاشمی: شما گفتید بخشی از اعتبار و من می گویم همه اعتبار من از تلاش ایشان است.آقای محسن هاشمی بیشتر شبیه پدر هستند یا مادر؟هاشمی: در عصبانیت و پیگیری کارها گهگاهی شبیه مادر هستیم. مادر در کارها جدی تر هستند. اگر کاری انجام نشود پیگیری می کنند و پیگیری ها مجدانه است و گهگاهی برای اجرای آن کار عصبانی می شوند و از این جهت به ایشان رفتیم. البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی ایشان بود را داریم. البته این امر را مردم یا نزدیکان بگویند.نخستین تبریک را بعد از اول شدن در شورای شهر چه کسی به شما گفت؟هاشمی: می توان گفت کسی به ما تبریک نگفت. تبریک ویژه ای که شاخص باشد مطرح نبود.واکنش برادران و خواهران چطور بود؟هاشمی: آنها از این جهت تبریک می گفتند که وقتی ابوی در انتخابات شرکت می کردند پیش آمده بود اول شده بودند یا معمولا شاخص بودند و انتخاباتی هم فائزه شرکت کرده بود و دوم شده بود... البته شایعه شده بود که اول شده است.پیش آقای بشارتی وزیر کشور دولت دوم آیت الله هاشمی، بودیم. ایشان به آیت الله خیلی ارادت داشتند و دارند. صحبت همان انتخابات مجلس شد و می گفتند خانم فائزه هاشمی دوم شد و آقای ناطق در تهران اول شد. می گفت هر زمانی نزد آقای هاشمی می رفتیم و حاج خانم هم بودند یکسره به من می گفتند شما درست عمل نکردید و در آرا دست بردند و فائزه دوم شد. تا اندازه ای به من می گفتند و من یک بار ناراحت شدم و گفتم حاج خانم اینطور نیست؛ به حاج آقا گله کردم و ایشان از ما دلجویی کرد.حاج خانم گهگاه این ذهنیت را داشت و افراد همیشه گمان می کنند اول هستند.من فکر می کنم حاج خانم روی فرزندان خود حساس هستند.هاشمی: بله. مادران اکثرا چنین هستند و برخی بروز بیرونی دارند و برخی ندارند. توقع از این بود که اینجا هم ما اول شویم.اگر شما اول نمی شدید ممکن بود این ماجرا اتفاق بیفتد؟هاشمی: توقع این بود که این رکورد را در خانواده از دست ندهیم. از ما این توقع وجود داشت. البته رکورد بدی نبود. چون نسبت به تهران عدد مناسبی بود.چه میزان بود؟هاشمی: یک میلیون و 756 هزار رای بود. رای قابل توجهی بود؛ به شما تبریک می گوییم. سراغ این روزها برویم. این روزها شما به شدت درباره شهرداری تهران زیر ذره بین هستید.هاشمی: موضوع شورای شهر بعد از انتخاب اعضا، تصمیم با اعضای شورای شهر است.جایی شنیدم که گفتید به این شرط استعفا می دهم که اول اجماع روی من باشد بعد استعفا بدهم؛هاشمی: بحث شخص من نیست. پست های سطح بالا پست هایی نیست که برای آن تلاش کنید.قطعا چنین است. تلاش شما را نمی گویم. فشارهایی را می گویم که از جاهای مختلف وارد می کنند تا شما حتما این را بپذیرید.هاشمی: معمولا این گونه پست ها واقعا زحمت زیادی می طلبد و نگاه ها روی شما است. باید به دلایلی که نسبت به من این لطف وجود داشت توجه داشت. در گذشته من نامزد شورای شهر شدم و با آقای قالیباف رقابت کردیم.دلیل این که ان زمان من انتخاب شدم فکر می کنم هنوز هم بتوان آن را مطرح کرد، این بود که وقتی از مردم تهران سوال می شود مشکل تهران چه است اولویت یک آلودگی هوا و ترافیک است، عمده این کار جزو تخصص های من بود، چون عمده این کار راه آهن شهری بود و جزو تخصصهای من بود، اگر شهرداری و شورای شهری باشد که برنامه هایش را بر اساس حل معضل ترافیک و مسائل مربوط به آلودگی هوا بگذارد من آلترناتیو مناسبی در دوره قبل بودم که وارد رقابت هم شدم. این دوره شاید بتوانند فرد دیگری را پیدا کنند که چنین خصوصیاتی شبیه به خصوصیات من داشته باشد یا اولویت شورای شهر برای این مسائل نباشد.مثلا ممکن است ذهن شورای شهر به این سمت برود که باید مسائل شهرسازی و بافت فرسوده را اولویت قرار دهیم و شهر را از نظر شهرسازی به سیستم مناسبی بازگردانیم.اینکه می گویند اختلاف نظرها در شورای شهر تهران قدری بین اعضای شورا زیاد است و یکسری سمت طیف کارگزاران رفتند و یکسری سمت حزب دیگری رفتند. چنین چیزی صحت دارد؟هاشمی: معمولا در مسائل سیاسی کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل وقتی افراد مختلف و احزاب مختلف وارد کار می شوند، ممکن است هماهنگی های اینها آنطور که گمان می کنند مناسب نباشد. لذا طبیعی است که احزاب مختلفی که عضو جبهه اصلاحات هستند نظرات متفاوتی نسبت به شهردار داشته باشند.شورای اصلی که اینها را چیده است ورود نمی کند؟هاشمی: شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری در مورد شهردار را جبهه ای ادامه دهد. این کار سختی است. زیرا تصمیم با شورا نیست و با افرادی است که در شورای شهر الان حضور یافتند و معمولا این گونه رای دادن ها رای مخفی است ولی من فکر می کنم اختلاف در آن حد نباشد.با توضیحاتی که شما می گویید الزاما تصمیمات اعضای منتخب شورای شهر نمی تواند آن جبهه ای که آمده این لیست را تنظیم کرده است راضی نگاه دارد.هاشمی: این هنر سیاسی افراد است. در سیاست مداری هنر شما در این کارها است. اینها اگر بتوانند مجددا جبهه ای عمل کنند و تصمیم را جبهه ای بگیرند این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود. ولی اگر نتوانند دور هم جمع شوند و تصمیم را بدون اختلاف بگیرند می تواند تبعات اختلافی از همین الان بروز کند و امیدواریم چنین نشود.تجربه تلخی در دوره اول شوراها داریم که در اختیار طیف اصلاح طلبان بود، انحلال شورا بود. مردم امیدوارند چنین نشود.هاشمی: تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات در آن شکل گیرد مردم و کشور ضرر خواهند کرد. دولت هم دچار مشکل می شود.چون مردم با یک امیدی به این طیف رای دادند.هاشمی: امیدواریم به سمتی برویم که بتوانیم تصمیمات با اتحاد بگیریم که در نتیجه مشکلات مردم را حل کنیم.آقای محسن هاشمی رفسنجانی میان احزاب مختلف موجود کشور که دو دسته مشخص اصولگرا و اصلاح طلب را داریم، به کدام طرف خود را متمایل می بیند؟هاشمی: اصولا خانوادگی از معتدلین سیاسی کشور هستیم و سعی ما بر این است که اعتباری که گفتید از ابوی به ما دادند، فراجناحی عمل کنیم ولی از نظر جایگاهی من به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم و سمت ریاست شورای مرکزی آنجا را دارم. در همین حزب هم سیاست اعتدالی داریم.عملا سیاست این حزب زیرمجموعه اصلاح طلبان محسوب می شود.هاشمی: بله. کارگزاران الان جزو جبهه اصلاحات قرار گرفتند. به نظرم عملکرد اصولگرایان و یا تبلیغات کاذب بوده که اینها را به آن سمت فشار می دهد. برخی از افراد نمی خواهند در یک جبهه ای قرار گیرند که بعدا... همه می خواهند در جبهه اعتدالی باشند. آقای محمد هاشمی عموی شما حالشان بهتر است؟هاشمی: بله. خیلی بهتر هستند، رفع شده است.از بنیانگذاران کارگزاران سازندگی بودند.هاشمی: بله. هیات موسسی داشتند که ایشان هم جزو آن بودند.ایشان جدا شدند. علت را می دانید؟هاشمی: مواردی مطرح شد و من هم دلایلی را می دانم ولی صلاح نمی دانم الان مطرح کنم.مهم ترین انتقادشان را هم نمی توانید بگویید؟هاشمی: خیر. اصلا نمی خواهم وارد این موضوع شوم.آقای قالیباف را می توان گفت شیخ الشهرداران است. 12 سال سابقه شهرداری دارند. عملکرد ایشان را چطور می بینید؟ نقاط قوت و ضعف ایشان چه بوده است؟هاشمی: آقای قالیباف نقطه مثبت اش در عمل گرایی است. این یک نقطه مثبت در یک مدیر است که خود را در اتاق در بسته حبس نکند و کارها را به دیگران واگذار نکند و تنها به خود توجه نداشته باشد. پای کار بیاید و این از حسن های آقای قالیباف است که مدیر عملگرا است. در برخی موارد واقع گرایی را می توان در او به وضوح دید و می توان گفت...مشاوره پذیر بود؟هاشمی: در موضوع مترو همیشه ایشان برنامه محور بود. وقتی برنامه ها را اعلام می کردیم ایشان سعی نمی کردند برنامه را برهم بزنند. مثلا آقای احمدی نژاد همان دو سالی که آمدند موضوع مونوریل و قطار هوایی را به گونه ای مطرح کردند که وضعیت مترو را به هم می ریخت و من مقاومت شدیدی کردم و اجازه ندادم.که آخر هم شورای شهر اصولگرا به نظر شما رای دادند.هاشمی: بله. در جلسه رفتم و محکم ایستادم. از نظر کارشناسی بحث زیادی شد و خوشبختانه طرح آقای احمدی نژاد رای نیاورد، در شورای شهری که آقای چمران رئیس بود. خود ایشان – احمدی نژاد – هم آمد و توضیح داد...همان موقع طرح مونوریل به قم رفت؟هاشمی: خیر. وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند از ابزار وزارت کشور استفاده کردند و شورای عالی شهرسازی و مونوریل را به قم تحمیل کردند.الان هم همین طور باقی مانده است؟هاشمی: بله. روی هوا مانده، البته مونوریل بر تهران هم تحمیل شد البته آقای قالیباف پایه را چیدند و جمع کردند ولی مونریل قم چون پیشرفته تر است نمی توان برید و دور انداخت و باید فکر اساسی درباره آن شود.همینجور افتاده است؟هاشمی: بله. روی آن کار نمی شود. البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است ولی خود مونوریل از نظر طراحی دچار مشکل است، چرا که وسط آن به هم وصل نشده است و هنوز اجازه عبور از جلوی حرم به آن نداده اند.و نقطه ضعفی که آقای قالیباف دارند یا انتقادی که می توانید به ایشان داشته باشید؟هاشمی: در مورد موارد منفی اگر بخواهم بگویم، البته ایشان در این 4 سال اخیر تاحدودی برطرف کرده است، ولی نکته این بود که من همیشه می گفتم در برنامه های حمل و نقل ترافیک تهران این طور بود که ما تا آن تاریخ باید مثلا حدود 400 کیلومتر مترو می داشتیم و از آن سو هم باید 500 کیلومتر اتوبان هم باید می داشتیم، اتوبان ها ساخته شد ولی مترو روی 120، 130 و نهایتا 200 کیلومتر باقی ماند.در صورتی که در شهر باید اولویت را به حمل و نقل عمومی بدهیم. باید شهر انسان محور شود و حمل و نقل عمومی محور شود؛ البته دولت ها نقش مهمی دارند چون مترو پدیده ای گران است و دولت ها باید به مترو کمک کنند. شاید آقای قالیباف بگویند سعی بر این بود که در بعد زیرساخت ها این کار را انجام دهم اما دولت آقای احمدی نژاد یا دولت آقای روحانی کمکی که باید به مترو کنند را نمی کردند و در نتیجه ما نتوانستیم پیشرفت کنیم.ولی فرض من بر این بود که باز از اعتبارات موجود شهرداری بیشتر می توانیم استفاده کنیم.نسبت به بدهی های شهرداری تهران ارقام مختلفی بیان می شود، شما آمار قطعی دارید؟هاشمی: فرض کنید می گویید بدهی به سیستم دولتی که معمولا به سازمان هایی همانند تامین اجتماعی و بیمه ها و مالیات و غیره گفته می شود که حجم وسیعی بدهی وجود دارد. یک بدهی هم به پیمانکارانی است که برای شهرداری کار می کنند وجود دارد و از این منظر هم پیمانکاران خود را مدعی می دانند و این عدد بالایی را مطرح می کند. یک بدهی هم در شهرداری معروف به بدهی هلوگرامی یا بدهی تراکم فروشی یا شهرفروشی است که این در اختیار یکسری افراد است یعنی به جای این که زمینی را تملک کرده اند پول به آن بدهند یک هلوگرامی به او دادند که هلوگرام یک پول در شهرداری است. یعنی پیش خور کردن شهر است. این هم جزو بدهی فرض می کنند.اگر اینها را با هم جمع کنیم بدهی هایی که می توان گفت بدهی فرض شود عددش حدود 20 هزار میلیارد تومان خواهد شد.بحث رشوه را در شهرداری تا چه اندازه واقعی می دانید و برنامه ای برای از بین بردن این امر دارید؟هاشمی: بله. می دانید که این گونه فسادها که در شهرداری بر اساس کارچاق کنی شکل می گیرد، ما دو نوع فساد داریم. یک نوع فساد این است که افراد پول می گیرند تا پیمانکاری را به ناحق برنده کنند. حق دیگران را می خورند یا پول می گیرند یک کارشناسی غیراصولی می کنند. زمینی را که 10 میلیارد است، 20 میلیارد قیمت می گذارند و یک بخشی از آن را می گیرند، اینها فسادهای سازمان دهی شده است که باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حراست ها با آنها به شدت برخورد شود.یکسری فسادها هم که خیلی بین مردم رایج شده است و شهرداری ها را از این جهت فاسد فرض می کنند بحث کارچاق کنی ها و زیرمیزی است که برای سرعت دادن به کار مردم است. اینجا از این منظر باید به این نگاه کنیم که مثلا قوانین و بخشنامه ها تا اینقدر زیاد شده است که مجریان برای اجرای اینها راهکارهای مختلفی را می توانند در نظر بگیرند. من فکر می کنم با شفاف کردن و مکانیزه کردن و هوشمندسازی شهرداری و با از بین بردن تمام این تفسیرهایی که نسبت به بخش نامه ها عمل می شود،اینها را هرچه کمتر کنیم، این گونه فسادها کمتر می شود.یک امیدواری نسبت به این شورای شهر و شهرداری وجود دارد که با دولت همسویی دارند. چون همیشه در 12 سال اخیر به خصوص این مشکل را داشتیم که شهرداران تهران با دولت ها مشکل داشتند. آقای احمدی نژاد آمد و حضورش در هیات دولت اصلاحات منتفی شد و بعدش هم مشکلات مالی، بعد ایشان وقتی رئیس جمهور شد چون گزینه اش برای شهرداری رای نیاورد، پول هم نداد، آقای قالیباف هم امد با دولت روحانی این مشکلات را داشت. فکر می کنید با این همسویی این مشکلات حل شود؟هاشمی: نخیر، این گونه حل نمی شود. تنها دوره ای که می توان گفت شهرداری با دولت خیلی همگن و خوب عمل کرد دوره آقای کرباسچی و ریاست جمهوری آقای هاشمی بود. حتی طوری شد که ایشان اجازه داد شهردار عضو هیات دولت شود. این هماهنگی تا اندازه ای زیاد بود که برخی جاها نسبت به این هماهنگی اعتراض می کردند. اعتراض از کجاها بود؟هاشمی: نمی توان نام برد، ولی می توان گفت این هماهنگی طوری شد که برخی می گفتند حق مردم ضایع می شود یا اتفاقاتی در شهرداری رخ می دهد که دولت بیش از حد از شهرداری حمایت می کند. بعد از این دوره اتفاقی که افتاد این بود که شورای شهر نتوانست یک شهردار قاطع و خوبی برای درازمدت انتخاب کند. همان دوره شورای اول که مشکلات شهر به دلیل تعدد شهرداران خیلی تنظیم شده پیش نرفت، در نهایت به تشکیل شورای شهر جدید و شهردار شدن آقای احمدی نژاد منتهی شد.از همان دوره این اتفاق افتاد که افراد به این فکر افتادند که اینها به فکر ریاست جمهوری هستند. اگر این فکر در دولت شکل گیرد که شهردار هر حرکتش برای ریاست جمهوری است این اختلافات همواره تشدید می شود. پس من اولین نکته ای که می گویم این است که شهردار باید این را از گوش خود بیرون کند و نباید فعالیت های خود را برای رشد خودش در نظر گیرد. برای رشد شهر خدمت می کند.هر ایکسی که خوب کار کند این را به او می بندند!هاشمی: خیر. شهرداری که تصمیم می گیرد فورا می فهمید آیا تصمیمات او خدمت رسانی است یا تصمیمات برای رئیس جمهور شدن است.ممکن است در تعاملاتی که دارید دوباره شهردار را عضو هیات دولت کنید؟هاشمی: یکی از خواسته های شورای شهر همین است. در بحث هایی که در شورای شهر داشتیم و خدمت برخی بزرگان رسیدیم این را مطرح کردیم که شهرداری که انتخاب می کنیم بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در جلسات شرکت کند.این که این اتفاق بیفتد یا خیر را من نمی دانم. من خودم نظرم این است که این اتفاق رخ می دهد.با 6 شهردار کار کردید؛ آقایان کرباسچی، الویری، ملک مدنی، مقیمی، احمدی نژاد و قالیباف. کدام را قوی تر دیدید؟هاشمی: اجازه دهید قضاوتی بین اینها نکنم ولی همانطور که گفتم چون سال های زیادی با آقای قالیباف کار کردم و همانطور سال های زیادی هم با آقای کرباسچی به دلیل حضورم در دولت آقای هاشمی کار کردم احساسم این است که این دو بزرگوار در مورد عمل گرایی برای مسائل شهر تهران مثبت عمل کردند.مترو را در زمان وزارت کشور آقای عبدالله نوری جدا کردید و برای شهرداری بردید. درست است؟هاشمی: قانون مترو این گونه است که به شهرداری تهران اجازه داده شد.قبل از انقلاب؟هاشمی: بله. بعد از انقلاب می خواستند مترو را بخوابانند، آمدند کلمه را عوض کردند و گفتند به دولت اجازه داده می شود و بعد هم مترو را خواباندند.از شما خوانده بودم که اول انقلاب خیلی ها با مترو مخالف بودند ولی شخص آیت الله هاشمی خیلی پیگیری کرد و برخی گفتند این مترو با اولویت های انقلابی ما تداخل دارد. آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس در دولت مصوبه گرفت و کار را شروع کرد. چه کسانی مخالف بودند؟هاشمی: آن زمان دلواپسان همان زمان بودند.اسم آنها را بگویید.هاشمی: نمی خواهم اسم بگویم. فرقی نمی کند، اینطرفی ها هم دلواپس دارند، حالا بعدا هم می بینید که چه دلواپسی هایی اینطرف پیش می آید. این هم نکته مهمی هست که سربسته گفتید؛ حالا من می گذرم! (می خندد)هاشمی: بله، این طرف هم دلواپس زیاد استنکته این است که یک عده می گفتند برای مترو، چرا پول برای تهران خرج کنیم و مردم از شهرستان به تهران بیایند. ما همین پول را در شهرستان خرج کنیم تا مردم در شهرستان بمانند. جلوی هجرت مردم به تهران را بگیریم.عده ای می گفتند از نظر فنی نمی توانیم مترو بسازیم و اینهمه خاک را از تهران چطور بیرون ببریم. عده ای می گفتند چون تهران فاضلاب ندارد نمی توانیم مترو بسازیم. در فاضلاب گیر می کنیم. هر کسی به یک موضوعی اشاره می کرد و کسانی که این مسائل را مطرح می کردند، قدرت عملی و اجرایی بیشتری داشتند و در نتیجه مترو را خواباندند.در آن تاریخ ابوی نماینده تهران و رئیس مجلس بود. در مجمع نمایندگان تهران این موضوع بحث شد و اینها رای دادند که مترو تهران می خواهیم و فاضلاب شهری هم می خواهیم. با دولت همان زمان صحبت کردند ولی نتوانستند در دولت آن زمان بقبولانند که مترو را فعال کنند و به همین دلیل ابوی مجبور شدند خطبه ای در نماز جمعه بخوانند که معروف به «خطبه مترو» شد و پخش هم شد.گفتند همه شهرهای بزرگ ما مترو می خواهد.هاشمی: این جمله دوراندیشانه ایشان بود که گفتند من اینجا به تهران می گویم و به تمام کلان شهرها می گویم که نه تنها تهران که بقیه کلان شهرها هم می خواهند و انها هم باید به فکر ساخت مترو باشند. سال 89 از مترو استعفا دادید. دلیل استعفا آقای احمدی نژاد بود؟هاشمی: خیر. اسم این را دلیل استعفا نمی گذارم.قبلش این را بپرسم، رویه شما با این شهرداران این بود که هر کدام می آمدند استعفا می دادید که دست انها باز باشد. برای آقای احمدی نژاد هم استعفا دادید. موافقت نکردند؟هاشمی: خیر.چه گفتند؟هاشمی: ایشان خیلی رفتار مثبتی با من داشتند. در تمام مدت شهرداری خود چنین بود فقط اواخر که کاندید شدند قدری بداخلاقی می کردند ولی هیچوقت نظرش در مورد من منفی نشد. آن زمان هم با استعفا مخالفت کردند؟هاشمی: بله. آقای قالیباف هم آمدند من استعفا دادم و بعد از 15-10 روز گفتند به کار خود ادامه دهید. در مورد شهرداران قبلی هم چنین پیش می امد. من نزد آنها می رفتم و الزاما کتبا استعفا ندادم. می گفتم من حاضرم چنین کنم و برای برخی کتبی هم استعفا دادم تا دست شان باز باشد. درباره آن استعفا (سال 89) بگویید.هاشمی: آن استعفا آن زمان این گونه بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که هیچگاه علنی گفته نشد و من هم علنی نفهمیدم ولی این احساس ایجاد شد که اگر من مدیر عامل مترو نباشم شاید دولت کمک کند. ولی نظرم آن زمان همین بود. آن زمان می گفتم مشکل اصلی آقای احمدی نژاد من نیستم مشکل خود آقای قالیباف است. من همیشه به شوخی به آقای قالیباف می گفتم مشکل من نیستم و مشکل اصلی خود شما هستید.نظر آقای قالیباف چه بود؟هاشمی: ولی اینجور وانمود شد که ما برای گرفتن اعتبارات از دولت... البته یک اتفاقی هم رخ داد که موقعی که من عضو هیات مدیره شدم همان اعتبار اسنادی خط چهار باز شد که تا قبل آن باز نمی شد. این نشانه مثبتی بود.ولی ادامه پیدا نکرد. می گویند آقای محسن هاشمی رفسنجانی خیلی محافظه کار است و خیلی در مسائل سیاسی جسارت ندارد. قبول دارید؟هاشمی: خیر. اتفاقا من به نظرم چون با عقلانیت حرف می زنم این احساس دست می دهد. یعنی فرض من بر این است که اولا مسائلی که مطرح می شود همیشه آن طوری که مطرح می شود نیست. آدم باید همیشه پشت پرده مسائل را دقیق بررسی کند و دلایل طرح این مسائل را به خوبی بفهمد، اگر می خواهد خود را در معرض این موضوع قرار دهد روی آن نظر دهد.لذا در همه زمینه ها اعلام نظر نمی کنم. سعی دارم در زمینه هایی که تخصص دارم و در آن زمینه حرفی بزنم این اثرگذاری را دارم. مثلا بحث خط 7 که شد طبیعی است مردم انتظار دارند من یک کلمه در این باره بگویم. در حد یک جمله و دو جمله گفتم و اثرگذاری آن را دیدم. در همان حدی که لازم بود گفتم.شما دومین فرزند آیت الله هاشمی هستید؟هاشمی: بله. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متولد 1313 هستند و در 14 سالگی به قم آمدند که سال 1327 بود. سال 1338 ازدواج کردند و من در سال 1340 در ایام فاطمیه به دنیا آمدم. برای همین اسمم محسن شده است. فرزند دوم هستم. ایشان 1339 فاطمه را به دنیا آوردند و بعد من بودم.فاطمه خانم یک سال از شما بزرگ تر هستند؟هاشمی: بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی 8 سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد. از میان خصلت های پدر صبر به شما رس ...

ادامه مطلب  

اعتراف محسن هاشمی به توانمندی های قالیباف  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز، محسن هاشمی رفسنجانی مهمان این هفته برنامه دست خط بود. نفر اول انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا در شهر تهران. وی به سوالات این برنامه به شرح زیر پاسخ گفت.فکر می کردید در تهران نفر اول شوید؟البته در گذشته خیر، ولی بعد از اتفاقاتی که رخ داد و در یک ماه اخیر نظرسنجی ها چنین چیزی را نشان می داد.اشاره کردیم که بخشی از اعتبار شما متعلق به حاج آقا است. بخشی هم خدمات شماست. فکر می کنید نسبت این دو چطور است؟شما گفتید بخشی از اعتبار و من می گویم همه اعتبار من از تلاش ایشان است.آقای محسن هاشمی بیشتر شبیه پدر هستند یا مادر؟در عصبانیت و پیگیری کارها گهگاهی شبیه مادر هستیم. مادر در کارها جدی تر هستند. اگر کاری انجام نشود پیگیری می کنند و پیگیری ها مجدانه است و گهگاهی برای اجرای آن کار عصبانی می شوند و از این جهت به ایشان رفتیم. البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی ایشان بود را داریم. البته این امر را مردم یا نزدیکان بگویند.نخستین تبریک را بعد از اول شدن در شورای شهر چه کسی به شما گفت؟می توان گفت کسی به ما تبریک نگفت. تبریک ویژه ای که شاخص باشد مطرح نبود.واکنش برادران و خواهران چطور بود؟آنها از این جهت تبریک می گفتند که وقتی ابوی در انتخابات شرکت می کردند پیش آمده بود اول شده بودند یا معمولا شاخص بودند و انتخاباتی هم فائزه شرکت کرده بود و دوم شده بود... البته شایعه شده بود که اول شده است.پیش آقای بشارتی وزیر کشور دولت دوم آیت الله هاشمی، بودیم. ایشان به آیت الله خیلی ارادت داشتند و دارند. صحبت همان انتخابات مجلس شد و می گفتند خانم فائزه هاشمی دوم شد و آقای ناطق در تهران اول شد. می گفت هر زمانی نزد آقای هاشمی می رفتیم و حاج خانم هم بودند یکسره به من می گفتند شما درست عمل نکردید و در آرا دست بردند و فائزه دوم شد. تا اندازه ای به من می گفتند و من یک بار ناراحت شدم و گفتم حاج خانم اینطور نیست؛ به حاج آقا گله کردم و ایشان از ما دلجویی کرد.حاج خانم گهگاه این ذهنیت را داشت و افراد همیشه گمان می کنند اول هستند.من فکر می کنم حاج خانم روی فرزندان خود حساس هستند.بله. مادران اکثرا چنین هستند و برخی بروز بیرونی دارند و برخی ندارند. توقع از این بود که اینجا هم ما اول شویم.اگر شما اول نمی شدید ممکن بود این ماجرا اتفاق بیفتد؟توقع این بود که این رکورد را در خانواده از دست ندهیم. از ما این توقع وجود داشت. البته رکورد بدی نبود. چون نسبت به تهران عدد مناسبی بود.چه میزان بود؟یک میلیون و 756 هزار رای بود.رای قابل توجهی بود؛ به شما تبریک می گوییم. سراغ این روزها برویم. این روزها شما به شدت درباره شهرداری تهران زیر ذره بین هستید.موضوع شورای شهر بعد از انتخاب اعضا، تصمیم با اعضای شورای شهر است.جایی شنیدم که گفتید به این شرط استعفا می دهم که اول اجماع روی من باشد بعد استعفا بدهم؛بحث شخص من نیست. پست های سطح بالا پست هایی نیست که برای آن تلاش کنید.قطعا چنین است. تلاش شما را نمی گویم. فشارهایی را می گویم که از جاهای مختلف وارد می کنند تا شما حتما این را بپذیرید.معمولا این گونه پست ها واقعا زحمت زیادی می طلبد و نگاه ها روی شما است. باید به دلایلی که نسبت به من این لطف وجود داشت توجه داشت. در گذشته من نامزد شورای شهر شدم و با آقای قالیباف رقابت کردیم.دلیل این که آن زمان من انتخاب شدم فکر می کنم هنوز هم بتوان آن را مطرح کرد، این بود که وقتی از مردم تهران سوال می شود مشکل تهران چه است اولویت یک آلودگی هوا و ترافیک است، عمده این کار جزو تخصص های من بود، چون عمده این کار راه آهن شهری بود و جزو تخصصهای من بود، اگر شهرداری و شورای شهری باشد که برنامه هایش را بر اساس حل معضل ترافیک و مسائل مربوط به آلودگی هوا بگذارد من آلترناتیو مناسبی در دوره قبل بودم که وارد رقابت هم شدم. این دوره شاید بتوانند فرد دیگری را پیدا کنند که چنین خصوصیاتی شبیه به خصوصیات من داشته باشد یا اولویت شورای شهر برای این مسائل نباشد.مثلا ممکن است ذهن شورای شهر به این سمت برود که باید مسائل شهرسازی و بافت فرسوده را اولویت قرار دهیم و شهر را از نظر شهرسازی به سیستم مناسبی بازگردانیم.اینکه می گویند اختلاف نظرها در شورای شهر تهران قدری بین اعضای شورا زیاد است و یکسری سمت طیف کارگزاران رفتند و یکسری سمت حزب دیگری رفتند. چنین چیزی صحت دارد؟معمولا در مسائل سیاسی کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل وقتی افراد مختلف و احزاب مختلف وارد کار می شوند، ممکن است هماهنگی های اینها آنطور که گمان می کنند مناسب نباشد. لذا طبیعی است که احزاب مختلفی که عضو جبهه اصلاحات هستند نظرات متفاوتی نسبت به شهردار داشته باشند.شورای اصلی که اینها را چیده است ورود نمی کند؟شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری در مورد شهردار را جبهه ای ادامه دهد. این کار سختی است. زیرا تصمیم با شورا نیست و با افرادی است که در شورای شهر الان حضور یافتند و معمولا این گونه رای دادن ها رای مخفی است ولی من فکر می کنم اختلاف در آن حد نباشد.با توضیحاتی که شما می گویید الزاما تصمیمات اعضای منتخب شورای شهر نمی تواند آن جبهه ای که آمده این لیست را تنظیم کرده است راضی نگاه دارد.این هنر سیاسی افراد است. در سیاست مداری هنر شما در این کارها است. اینها اگر بتوانند مجددا جبهه ای عمل کنند و تصمیم را جبهه ای بگیرند این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود. ولی اگر نتوانند دور هم جمع شوند و تصمیم را بدون اختلاف بگیرند می تواند تبعات اختلافی از همین الان بروز کند و امیدواریم چنین نشود.تجربه تلخی در دوره اول شوراها داریم که در اختیار طیف اصلاح طلبان بود، انحلال شورا بود. مردم امیدوارند چنین نشود.تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات در آن شکل گیرد مردم و کشور ضرر خواهند کرد. دولت هم دچار مشکل می شود.چون مردم با یک امیدی به این طیف رای دادند.امیدواریم به سمتی برویم که بتوانیم تصمیمات با اتحاد بگیریم که در نتیجه مشکلات مردم را حل کنیم.آقای محسن هاشمی رفسنجانی میان احزاب مختلف موجود کشور که دو دسته مشخص اصولگرا و اصلاح طلب را داریم، به کدام طرف خود را متمایل می بیند؟اصولا خانوادگی از معتدلین سیاسی کشور هستیم و سعی ما بر این است که اعتباری که گفتید از ابوی به ما دادند، فراجناحی عمل کنیم ولی از نظر جایگاهی من به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم و سمت ریاست شورای مرکزی آنجا را دارم. در همین حزب هم سیاست اعتدالی داریم.عملا سیاست این حزب زیرمجموعه اصلاح طلبان محسوب می شود.بله. کارگزاران الان جزو جبهه اصلاحات قرار گرفتند. به نظرم عملکرد اصولگرایان و یا تبلیغات کاذب بوده که اینها را به آن سمت فشار می دهد. برخی از افراد نمی خواهند در یک جبهه ای قرار گیرند که بعدا... همه می خواهند در جبهه اعتدالی باشند.آقای محمد هاشمی عموی شما حالشان بهتر است؟بله. خیلی بهتر هستند، رفع شده است.از بنیانگذاران کارگزاران سازندگی بودند.بله. هیات موسسی داشتند که ایشان هم جزو آن بودند.ایشان جدا شدند. علت را می دانید؟مواردی مطرح شد و من هم دلایلی را می دانم ولی صلاح نمی دانم الان مطرح کنم.مهم ترین انتقادشان را هم نمی توانید بگویید؟خیر. اصلا نمی خواهم وارد این موضوع شوم.آقای قالیباف را می توان گفت شیخ الشهرداران است. 12 سال سابقه شهرداری دارند. عملکرد ایشان را چطور می بینید؟ نقاط قوت و ضعف ایشان چه بوده است؟آقای قالیباف نقطه مثبت اش در عمل گرایی است. این یک نقطه مثبت در یک مدیر است که خود را در اتاق در بسته حبس نکند و کارها را به دیگران واگذار نکند و تنها به خود توجه نداشته باشد. پای کار بیاید و این از حسن های آقای قالیباف است که مدیر عملگرا است. در برخی موارد واقع گرایی را می توان در او به وضوح دید و می توان گفت...مشاوره پذیر بود؟در موضوع مترو همیشه ایشان برنامه محور بود. وقتی برنامه ها را اعلام می کردیم ایشان سعی نمی کردند برنامه را برهم بزنند. مثلا آقای احمدی نژاد همان دو سالی که آمدند موضوع مونوریل و قطار هوایی را به گونه ای مطرح کردند که وضعیت مترو را به هم می ریخت و من مقاومت شدیدی کردم و اجازه ندادم.که آخر هم شورای شهر اصولگرا به نظر شما رای دادند.بله. در جلسه رفتم و محکم ایستادم. از نظر کارشناسی بحث زیادی شد و خوشبختانه طرح آقای احمدی نژاد رای نیاورد، در شورای شهری که آقای چمران رئیس بود. خود ایشان - احمدی نژاد - هم آمد و توضیح داد...همان موقع طرح مونوریل به قم رفت؟خیر. وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند از ابزار وزارت کشور استفاده کردند و شورای عالی شهرسازی و مونوریل را به قم تحمیل کردند.الان هم همین طور باقی مانده است؟بله. روی هوا مانده، البته مونوریل بر تهران هم تحمیل شد البته آقای قالیباف پایه را چیدند و جمع کردند ولی مونریل قم چون پیشرفته تر است نمی توان برید و دور انداخت و باید فکر اساسی درباره آن شود.همینجور افتاده است؟روی آن کار نمی شود. البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است ولی خود مونوریل از نظر طراحی دچار مشکل است، چرا که وسط آن به هم وصل نشده است و هنوز اجازه عبور از جلوی حرم به آن نداده اند.و نقطه ضعفی که آقای قالیباف دارند یا انتقادی که می توانید به ایشان داشته باشید؟در مورد موارد منفی اگر بخواهم بگویم، البته ایشان در این 4 سال اخیر تاحدودی برطرف کرده است، ولی نکته این بود که من همیشه می گفتم در برنامه های حمل و نقل ترافیک تهران این طور بود که ما تا آن تاریخ باید مثلا حدود 400 کیلومتر مترو می داشتیم و از آن سو هم باید 500 کیلومتر اتوبان هم باید می داشتیم، اتوبان ها ساخته شد ولی مترو روی ۱۲۰، 130 و نهایتا 200 کیلومتر باقی ماند.در صورتی که در شهر باید اولویت را به حمل و نقل عمومی بدهیم. باید شهر انسان محور شود و حمل و نقل عمومی محور شود؛ البته دولت ها نقش مهمی دارند چون مترو پدیده ای گران است و دولت ها باید به مترو کمک کنند. شاید آقای قالیباف بگویند سعی بر این بود که در بعد زیرساخت ها این کار را انجام دهم اما دولت آقای احمدی نژاد یا دولت آقای روحانی کمکی که باید به مترو کنند را نمی کردند و در نتیجه ما نتوانستیم پیشرفت کنیم. ولی فرض من بر این بود که باز از اعتبارات موجود شهرداری بیشتر می توانیم استفاده کنیم.نسبت به بدهی های شهرداری تهران ارقام مختلفی بیان می شود، شما آمار قطعی دارید؟فرض کنید می گویید بدهی به سیستم دولتی که معمولا به سازمان هایی همانند تامین اجتماعی و بیمه ها و مالیات و غیره گفته می شود که حجم وسیعی بدهی وجود دارد. یک بدهی هم به پیمانکارانی است که برای شهرداری کار می کنند وجود دارد و از این منظر هم پیمانکاران خود را مدعی می دانند و این عدد بالایی را مطرح می کند. یک بدهی هم در شهرداری معروف به بدهی هلوگرامی یا بدهی تراکم فروشی یا شهرفروشی است که این در اختیار یکسری افراد است یعنی به جای این که زمینی را تملک کرده اند پول به آن بدهند یک هلوگرامی به او دادند که هلوگرام یک پول در شهرداری است. یعنی پیش خور کردن شهر است. این هم جزو بدهی فرض می کنند. اگر اینها را با هم جمع کنیم بدهی هایی که می توان گفت بدهی فرض شود عددش حدود 20 هزار میلیارد تومان خواهد شد.بحث رشوه را در شهرداری تا چه اندازه واقعی می دانید و برنامه ای برای از بین بردن این امر دارید؟بله. می دانید که این گونه فسادها که در شهرداری بر اساس کارچاق کنی شکل می گیرد، ما دو نوع فساد داریم. یک نوع فساد این است که افراد پول می گیرند تا پیمانکاری را به ناحق برنده کنند. حق دیگران را می خورند یا پول می گیرند یک کارشناسی غیراصولی می کنند. زمینی را که 10 میلیارد است، 20 میلیارد قیمت می گذارند و یک بخشی از آن را می گیرند، اینها فسادهای سازمان دهی شده است که باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حراست ها با آنها به شدت برخورد شود.یکسری فسادها هم که خیلی بین مردم رایج شده است و شهرداری ها را از این جهت فاسد فرض می کنند بحث کارچاق کنی ها و زیرمیزی است که برای سرعت دادن به کار مردم است. اینجا از این منظر باید به این نگاه کنیم که مثلا قوانین و بخشنامه ها تا اینقدر زیاد شده است که مجریان برای اجرای اینها راهکارهای مختلفی را می توانند در نظر بگیرند. من فکر می کنم با شفاف کردن و مکانیزه کردن و هوشمندسازی شهرداری و با از بین بردن تمام این تفسیرهایی که نسبت به بخش نامه ها عمل می شود،اینها را هرچه کمتر کنیم، این گونه فسادها کمتر می شود.یک امیدواری نسبت به این شورای شهر و شهرداری وجود دارد که با دولت همسویی دارند. چون همیشه در 12 سال اخیر به خصوص این مشکل را داشتیم که شهرداران تهران با دولت ها مشکل داشتند. آقای احمدی نژاد آمد و حضورش در هیات دولت اصلاحات منتفی شد و بعدش هم مشکلات مالی، بعد ایشان وقتی رئیس جمهور شد چون گزینه اش برای شهرداری رای نیاورد، پول هم نداد، آقای قالیباف هم امد با دولت روحانی این مشکلات را داشت. فکر می کنید با این همسویی این مشکلات حل شود؟نخیر، این گونه حل نمی شود. تنها دوره ای که می توان گفت شهرداری با دولت خیلی همگن و خوب عمل کرد دوره آقای کرباسچی و ریاست جمهوری آقای هاشمی بود. حتی طوری شد که ایشان اجازه داد شهردار عضو هیات دولت شود. این هماهنگی تا اندازه ای زیاد بود که برخی جاها نسبت به این هماهنگی اعتراض می کردند.اعتراض از کجاها بود؟نمی توان نام برد، ولی می توان گفت این هماهنگی طوری شد که برخی می گفتند حق مردم ضایع می شود یا اتفاقاتی در شهرداری رخ می دهد که دولت بیش از حد از شهرداری حمایت می کند.بعد از این دوره اتفاقی که افتاد این بود که شورای شهر نتوانست یک شهردار قاطع و خوبی برای درازمدت انتخاب کند. همان دوره شورای اول که مشکلات شهر به دلیل تعدد شهرداران خیلی تنظیم شده پیش نرفت، در نهایت به تشکیل شورای شهر جدید و شهردار شدن آقای احمدی نژاد منتهی شد.از همان دوره این اتفاق افتاد که افراد به این فکر افتادند که اینها به فکر ریاست جمهوری هستند. اگر این فکر در دولت شکل گیرد که شهردار هر حرکتش برای ریاست جمهوری است این اختلافات همواره تشدید می شود. پس من اولین نکته ای که می گویم این است که شهردار باید این را از گوش خود بیرون کند و نباید فعالیت های خود را برای رشد خودش در نظر گیرد. برای رشد شهر خدمت می کند.هر ایکسی که خوب کار کند این را به او می بندند!هاشمی: خیر. شهرداری که تصمیم می گیرد فورا می فهمید آیا تصمیمات او خدمت رسانی است یا تصمیمات برای رئیس جمهور شدن است.ممکن است در تعاملاتی که دارید دوباره شهردار را عضو هیات دولت کنید؟هاشمی: یکی از خواسته های شورای شهر همین است. در بحث هایی که در شورای شهر داشتیم و خدمت برخی بزرگان رسیدیم این را مطرح کردیم که شهرداری که انتخاب می کنیم بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در جلسات شرکت کند.این که این اتفاق بیفتد یا خیر را من نمی دانم. من خودم نظرم این است که این اتفاق رخ می دهد.با 6 شهردار کار کردید؛ آقایان کرباسچی، الویری، ملک مدنی، مقیمی، احمدی نژاد و قالیباف. کدام را قوی تر دیدید؟هاشمی: اجازه دهید قضاوتی بین اینها نکنم ولی همانطور که گفتم چون سال های زیادی با آقای قالیباف کار کردم و همانطور سال های زیادی هم با آقای کرباسچی به دلیل حضورم در دولت آقای هاشمی کار کردم احساسم این است که این دو بزرگوار در مورد عمل گرایی برای مسائل شهر تهران مثبت عمل کردند.مترو را در زمان وزارت کشور آقای عبدالله نوری جدا کردید و برای شهرداری بردید. درست است؟هاشمی: قانون مترو این گونه است که به شهرداری تهران اجازه داده شد.قبل از انقلاب؟هاشمی: بله. بعد از انقلاب می خواستند مترو را بخوابانند، آمدند کلمه را عوض کردند و گفتند به دولت اجازه داده می شود و بعد هم مترو را خواباندند.از شما خوانده بودم که اول انقلاب خیلی ها با مترو مخالف بودند ولی شخص آیت الله هاشمی خیلی پیگیری کرد و برخی گفتند این مترو با اولویت های انقلابی ما تداخل دارد. آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس در دولت مصوبه گرفت و کار را شروع کرد. چه کسانی مخالف بودند؟هاشمی: آن زمان دلواپسان همان زمان بودند.اسم آنها را بگویید.هاشمی: نمی خواهم اسم بگویم. فرقی نمی کند، اینطرفی ها هم دلواپس دارند، حالا بعدا هم می بینید که چه دلواپسی هایی اینطرف پیش می آید.این هم نکته مهمی هست که سربسته گفتید؛ حالا من می گذرم! (می خندد)هاشمی: بله، این طرف هم دلواپس زیاد استنکته این است که یک عده می گفتند برای مترو، چرا پول برای تهران خرج کنیم و مردم از شهرستان به تهران بیایند. ما همین پول را در شهرستان خرج کنیم تا مردم در شهرستان بمانند. جلوی هجرت مردم به تهران را بگیریم.عده ای می گفتند از نظر فنی نمی توانیم مترو بسازیم و اینهمه خاک را از تهران چطور بیرون ببریم. عده ای می گفتند چون تهران فاضلاب ندارد نمی توانیم مترو بسازیم. در فاضلاب گیر می کنیم. هر کسی به یک موضوعی اشاره می کرد و کسانی که این مسائل را مطرح می کردند، قدرت عملی و اجرایی بیشتری داشتند و در نتیجه مترو را خواباندند.در آن تاریخ ابوی نماینده تهران و رئیس مجلس بود. در مجمع نمایندگان تهران این موضوع بحث شد و اینها رای دادند که مترو تهران می خواهیم و فاضلاب شهری هم می خواهیم. با دولت همان زمان صحبت کردند ولی نتوانستند در دولت آن زمان بقبولانند که مترو را فعال کنند و به همین دلیل ابوی مجبور شدند خطبه ای در نماز جمعه بخوانند که معروف به «خطبه مترو» شد و پخش هم شد.گفتند همه شهرهای بزرگ ما مترو می خواهد.هاشمی: این جمله دوراندیشانه ایشان بود که گفتند من اینجا به تهران می گویم و به تمام کلان شهرها می گویم که نه تنها تهران که بقیه کلان شهرها هم می خواهند و انها هم باید به فکر ساخت مترو باشند.سال 89 از مترو استعفا دادید. دلیل استعفا آقای احمدی نژاد بود؟هاشمی: خیر. اسم این را دلیل استعفا نمی گذارم.قبلش این را بپرسم، رویه شما با این شهرداران این بود که هر کدام می آمدند استعفا می دادید که دست انها باز باشد. برای آقای احمدی نژاد هم استعفا دادید. موافقت نکردند؟هاشمی: خیر.چه گفتند؟هاشمی: ایشان خیلی رفتار مثبتی با من داشتند. در تمام مدت شهرداری خود چنین بود فقط اواخر که کاندید شدند قدری بداخلاقی می کردند ولی هیچوقت نظرش در مورد من منفی نشد.آن زمان هم با استعفا مخالفت کردند؟هاشمی: بله. آقای قالیباف هم آمدند من استعفا دادم و بعد از ۱۵-۱۰ روز گفتند به کار خود ادامه دهید. در مورد شهرداران قبلی هم چنین پیش می امد. من نزد آنها می رفتم و الزاما کتبا استعفا ندادم. می گفتم من حاضرم چنین کنم و برای برخی کتبی هم استعفا دادم تا دست شان باز باشد.درباره آن استعفا (سال ۸۹) بگویید.هاشمی: آن استعفا آن زمان این گونه بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که هیچگاه علنی گفته نشد و من هم علنی نفهمیدم ولی این احساس ایجاد شد که اگر من مدیر عامل مترو نباشم شاید دولت کمک کند. ولی نظرم آن زمان همین بود. آن زمان می گفتم مشکل اصلی آقای احمدی نژاد من نیستم مشکل خود آقای قالیباف است. من همیشه به شوخی به آقای قالیباف می گفتم مشکل من نیستم و مشکل اصلی خود شما هستید.نظر آقای قالیباف چه بود؟هاشمی: ولی اینجور وانمود شد که ما برای گرفتن اعتبارات از دولت... البته یک اتفاقی هم رخ داد که موقعی که من عضو هیات مدیره شدم همان اعتبار اسنادی خط چهار باز شد که تا قبل آن باز نمی شد. این نشانه مثبتی بود.ولی ادامه پیدا نکرد. می گویند آقای محسن هاشمی رفسنجانی خیلی محافظه کار است و خیلی در مسائل سیاسی جسارت ندارد. قبول دارید؟هاشمی: خیر. اتفاقا من به نظرم چون با عقلانیت حرف می زنم این احساس دست می دهد. یعنی فرض من بر این است که اولا مسائلی که مطرح می شود همیشه آن طوری که مطرح می شود نیست. آدم باید همیشه پشت پرده مسائل را دقیق بررسی کند و دلایل طرح این مسائل را به خوبی بفهمد، اگر می خواهد خود را در معرض این موضوع قرار دهد روی آن نظر دهد.لذا در همه زمینه ها اعلام نظر نمی کنم. سعی دارم در زمینه هایی که تخصص دارم و در آن زمینه حرفی بزنم این اثرگذاری را دارم. مثلا بحث خط 7 که شد طبیعی است مردم انتظار دارند من یک کلمه در این باره بگویم. در حد یک جمله و دو جمله گفتم و اثرگذاری آن را دیدم. در همان حدی که لازم بود گفتم.شما دومین فرزند آیت الله هاشمی هستید؟هاشمی: بله. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متولد 1313 هستند و در 14 سالگی به قم آمدند که سال 1327 بود. سال 1338 ازدواج کردند و من در سال 1340 در ایام فاطمیه به دنیا آمدم. برای همین اسمم محسن شده است. فرزند دوم هستم. ایشان 1339 فاطمه را به دنیا آوردند و بعد من بودم.فاطمه خانم یک سال از شما بزرگ تر هستند؟هاشمی: بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی 8 سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد.از میان خصلت های پدر صبر به شما رسیده است. نخستین خاطره ای که از پدر در کودکی دارید چیست؟هاشمی: اولین خاطره این است که حدود 4 سال داشتیم که قدری در گوشه ذهن من است و به درستی به یاد ندارم، از بس مادر تعریف کردند این خاطره ذهن من شده است، ابوی را زندان کرده بودند و مورد شکنجه بودند و ملاقات نمی دادند. روزی که ملاقات دادند برای ملاقات رفتیم و من همراه مادر بودم و پدر وقتی آمد من دویدم به بغل پدر و دیگر از بغل ایشان پائین نمی آمدم. ...

ادامه مطلب  

مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه ساز  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم تشییع پیکر مرحوم حبیب الله کاسه سازتصاویر مراسم ت ...

ادامه مطلب  

تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریان  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وحید نصیریانتصاویر تشییع پیکر زنده یاد وح ...

ادامه مطلب  

تشییع پیکر حبیب الله کاسه ساز  

درخواست حذف این مطلب
پیکر زنده یاد حبیب الله کاسه ساز تهیه کننده و کارگردان سینمای ایران صبح امروز جمعه با حضور محمدمهدی حیدریان رییس ساز ...

ادامه مطلب  

خاطرات ناگفته احمد هاشمی رفسنجانی از آیت الله  

درخواست حذف این مطلب
احمد هاشمی بهرمان برادر کمتر شناخته شده آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی است. در یک روز فروردین ۱۳۹۶ و تنها یکی دو ماه پس از درگذشت آن شخصیت اثرگذار و به یادماندنی خدمت ایشان می رسیم. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از شفقنا متن این گفت و گو به شرح زیر است:خود را لطفا معرفی فرمایید؟احمد هاشمی بهرمان، متولد در قریه بهرمان هستم، قریه بهرمان که اکنون به نام شهر خوانده می شود، در ۶۰ کیلومتری استان رفسنجان است. پدرم مرحوم حاج میرزا علی هاشمی بهرمان و مادرم ماه بی بی هستند که از معتمدین بهرمان در زمان خودشان بودند. پدرم ۹ فرزند داشت، ۴ دختر و ۵ پسر که پسر دوم آقای شیخ علی اکبر هاشمی بهرمانی معروف به رفسنجانی بودند؛ ایشان به واقع از نخبه های دوران خود در قریه بهرمان بودند و همیشه در تمام کارهایی که در بهرمان انجام می شد، در راس بودند، مثلا در مکتب که قرآن یاد می گرفتند، همیشه شاگرد اول بود، در بازی های محلی همیشه برنده بود، مثلا وقتی به باغی می رفتیم بر سر میزان محصول پسته درختی با سایرین شرط بندی می کردند و همیشه با اختلاف زیادی پیروز می شدند. در آن زمان کشتی های محلی رواج داشت و ایشان با هر کسی که کشتی می گرفت، حریف را مغلوب می کرد. در بهرمان پرش بازی می کردند و یادم هست که یک بار پرشی کرده بود که رکورد را ثبت کرد. در حقیقت از ابتدا مشخص بود که در شیخ علی اکبر استعدادهای خاصی نهفته است.زمانی که جنگ جهانی دوم رخ داد، وضع مالی مردم بهرمان خیلی مناسب نبود و ماشینی نبود که به وسیله آن گندم و سایر امکانات از شهرستان ها به قریه ها برسد و تقریبا اوضاع به حالت نیمه قحطی در آمده بود، ۴ درخت بزرگ توت به بلندی ۲۰ متر در بهرمان وجود داشت که در فصل توت، شیخ اکبر بلندترین درخت را انتخاب می کرد و به بالای آن می رفت و برای دیگران توت می چید. ایشان شیطنت هایی کودکانه ای هم داشتند به همین دلیل هم سن و سال های ایشان مجبور بودند نظرات ایشان را قبول کنند .آن زمان در بهرمان مدرسه نبود لذا ابوی ما به شیخ اکبر گفتند که بهتر است به قم بروید و طلبه شوید، ایشان از ۱۳ سالگی به منزل آقای مرعشی یکی از اقوام نسبتا دور ما در قم رفتند، خانه آقای مرعشی نزدیک منزل امام خمینی بود و از زمان طلبگی آشنایی شیخ اکبر با امام خمینی شروع شد . شیخ اکبر پس از ۳ سال و در واقع در سن ۱۵ سالگی در سفری به بهرمان آمدند، عمامه بر سر گذاشته بودند و صورتی نورانی داشتند، از ابتدایی که وارد بهرمان شدند با گروهی که قبلا کارشان در بهرمان بزن و برقص بود و در عروسی ها می رقصیدند و می خواندند، مقابله کردند و گفتند که کار آنها خلاف شرع است و بالاخره موفق شد این ها را از بهرمان بیرون کند، آنها هم به قریه مجاور رفتند و زندگی خود را ادامه دادند.یا آن زمان جوانانی بودند که سیگار می کشیدند یا ریششان را می تراشیدند، شیخ اکبر با آنها هم مبارزه می کرد و می گفت جوانان باید محاسن و ادب داشته باشند. سال سوم درس طلبگی شیخ اکبر که تمام شد، دوباره در سفری به بهرمان برگشت، این بار ابوی گفت چون در مدارس رفسنجان فساد زیاد است، دوست ندارم که فرزندم در آن محیط درس بخواند لذا پسر سوم، محمود را نیز به قم فرستادند، شیخ اکبر، محمود را با خود به قم برد و دو سال بعد به بهرمان برگشتند.پسر اول چه کسی بودند؟حاج قاسم ۴۳ سالش بود که در سال ۵۵ در اثر سانحه ای در راه قم تصادف کردند و فوت شدند.ایشان به چه کار مشغول بودند؟بیشتر کشاورزی و کار تجارت پسته و کود می کردند.پسر پنجم چه کسی بود؟محمد آقابعد از ایشان فرزند دیگری به دنیا نیامد؟یک دختر بود که فوت شد.در سال هایی که آقای هاشمی و آقا محمود در قم بودند، ارتباطی از طرق مختلف مثلا ارسال نامه یا تماس تلفنی بین شما وجود نداشت؟خیر! اصلا تلفن در بهرمان نبود.از حال هم هیچ خبری نداشتید؟خیر! اصلا خبری نداشتیم، چند ماه یک بار که کسی به زیارت حضرت معصومه(س) می رفت، نامه ای می نوشتند و به دست ما می رساندند، ولی به طور کلی رابطه ها خیلی کم بود.من ۱۵ سالم بود که مدرسه در بهرمان تاسیس شد، چون به مکتب رفتیم و قرآن خواندیم، سال اول توانستیم امتحان دهیم و در کلاس سوم ادامه تحصیل دهیم، کلاس چهارم را نیز در بهرمان خواندیم، کلاس های بالاتر در بهرمان نبود به همین دلیل به رفسنجان رفتیم و ادامه تحصیل دادیم؛ ابوی ما راضی نبود که ما به رفسنجان برویم و درس بخوانیم و گفت که با شیخ اکبر به قم بروم.چرا آقای هاشمی به قم رفتند؟آقای مرعشی به رفسنجان آمده بودند و ابوی، ایشان را دیدند، مرعشی ها که معمم بودند، گفتند که اکبر را برای تحصیل با ما به قم بفرست، ما مراقبش هستیم، ابوی هم اکبر را برای کسب دروس علمی راهی قم کرد.این در حالی است که در فامیل روحانی نداشتید؟اصلا در منطقه بهرمان روحانی نداشتیم!ابوی به چه شغلی مشغول بودند؟باغی داشتیم که کارگران بر روی آن کار می کردند، ابوی بر کار کارگران نظارت می کردند.ابوی در سیاست هم سررشته ای داشتند یا فعال بودند؟خیر! علاقه چندانی به سیاست نداشت، ولی چون معتمد محل بود مردم برای مشورت پیش ایشان می آمدند. والده ما هم با وجود اینکه با سواد نبود، اما پزشک بهرمان محسوب می شد.ابوی منعی نداشت از اینکه آقای اکبر هاشمی وارد سیاست می شوند؟ایشان در بهرمان بود و به گوشش نمی رسید که شیخ اکبر در قم مبارزات را شروع کرده است البته اوایل هم مبارزات مخفی بود.آقای اکبر هاشمی چند سالشان بود که مبارزات را شروع کردند؟از ۲۰ سالگی.عملا ابوی انسان متدینی بود؟بله! ایشان همیشه نماز شب می خواند و در انجام کارها بسیار منظم بود.مادر چطور، ایشان هم عملا انسان متدینی بود؟بله! ایشان هم همینطور؛ طبعا با پدرم حشر و نشر داشت. فرزندان عمو و خاله به دلیل معیشت سختی که آن زمان بود به منزل ما می آمدند که وضعیت معیشتمان بهتر بود.پدر یک همسر داشتند؟بله!با مادر محشور بودید؟مادرمان بسیار مقتدر بود و فرزندان را به خوبی تحت کنترل داشت و همیشه می گفت بعد از نماز صبح باید دو ساعت قرآن با صدای بلند بخوانید. می گفت به هر کسی که قرآن نمی خواند، صبحانه نمی دهم.چند فرزند ایشان به قم رفته بودند؟احمد، محمود و اکبر؛ شیخ اکبر فرد اجتماعی بود و اخوان مرعشی ایشان را در خانه خودشان نگاه داشتند و بین افتخار سادات خواهر آقای مرعشی و شیخ اکبر صیغه محرمیت جاری کردند تا اکبر بتوانند در خانه آنها رفت و آمد کند، آن زمان در قم رسم بود که دختری را صیغه می کردند تا محرمیت به وجود بیاید و مرد بتواند به راحتی در خانه رفت و آمد کند.محمود هم با یکی از پسر عموها به قم رفت و من نیز کلاس ۶ را گرفتم و ابوی گفت به بهرمان بیا و کشاورزی کن یا به قم پیش برادرانت برو؛ پس از آن تصمیم گرفتم که من نیز به قم سفر کنم. من، اکبر، محمود و آقای باهنر، مهدوی کرمانی و صالحی کرمانی، دو حجره در مدرسه حجتی قم کنار هم گذاشتیم و خرج های آنها با هم بود، یادم هست که ماهی پنجاه تومان، هرکدام در یک قوطی می گذشتند و مثلا صندوق مخارج بود، یکی مامور خرید بود و دیگری آشپزی و نظافت می کرد؛ این با هم زندگی کردن ۵ سال به طول انجامید و به طور کلی زندگی شیرینی بود.وضع مالی آقای هاشمی مناسب بود و به کسی کمک هم می کرد؟شیخ اکبر از ابتدا به همه کمک می کرد.مثلا وقتی شروع به انتشار کتاب «مکتب تشیع» کرد، به او پیشنهاد دادم که قبض چاپ کند و به کتابفروشی های شهرهای مختلف بفرستد، لذا نام رییس کتابفروشی هر شهر را از طلبه ها می پرسیدیم و خطاب به رییس کتابفروشی نامه می نوشتیم که اگر قبض های کتاب مکتب تشیع را بفروشید کتاب با ۲۰ درصد زیر قیمت برای شما فرستاده خواهد شد؛ هفته ای ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومان پول برای پیش خرید کتاب ها از شهرستان ها می آمد و شیخ این پول را برای چاپ کتاب مصرف می کرد؛ ساواک از چاپ این کتاب مطلع شد و جلوی آن را گرفت.کتاب مکتب تشیع چه کتابی بود؟در حقیقت در یک مجله، اخبار حوزه را منتشر می کرد.محتوای این مجله یا کتاب را چه کسانی می نوشتند؟شیخ اکبر از هر دانشمند و آیت الله ای می خواست که مقاله بنویسند و خودش هم مقدمه آن را می نوشت؛ این کتاب ۴ تا ۵ سال منتشر شد، ابتدا سالی یک بار و سپس سه ماه یک بار منتشر می شد و هزینه چاپ کتاب از پیش فروش آنها تامین می شد.پس از توقیف چاپ کتاب مکتب تشیع، آقای مکارم شیرازی با جمعی جلسه گذاشتند ماهنامه «مکتب اسلام» را منتشر کردند، گمان می کنم که هنوز هم منتشر می شود، ساواک در آن زمان مانع چاپ مکتب اسلام نشد ولی مکتب تشیع را به خاطر شیخ اکبر بستند و چاپ آن ممنوع شد.کتاب مکتب تشیع مطالب سیاسی هم داشت؟بله!زمانی که کتاب مکتب تشیع منتشر می شد، آقای اکبر هاشمی چند سال داشتند؟۲۵ سالش بود.ایشان از ۳۵ و ۳۶ سالگی مدام به زندان می رفت؛ چون نام خانوادگی او هاشمی بود، ساواک نمی توانست تشخیص دهد که سید نیست لذا خیلی وقت ها از جلوی ساواک رد می شد و با اینکه دنبالش بودند، او را نمی شناختند؛ گاهی نامه های امام خمینی را در دست داشت و از جلوی ساواک رد می شد و می گفت که من ساواک را می شناختم ولی آنها من را نمی شناختند. شیخ اکبر از همان شروع مبارزاتش بسیار با سیاست عمل می کرد. من و محمود کنکور قبول شدیم و به دانشگاه رفتیم، محمود در وزارت کشور استخدام شد، چند ماهی عمامه گذاشت، اما خوشش نیامد و عمامه اش را برداشت و به کار پرداخت.چرا از عمامه خوششان نیامد؟محمود بسیار کم رو و محجوب بود و به درد آخوندی نمی خورد. در مجالسی که طلبه ها تمرین سخنرانی می کردند، هیچ وقت صحبت نمی کرد و می گفت که نمی توانم.شما چه کار کردید؟من در حوزه تا مکاسب درس خواندم و به دانشگاه رفتم و رشته زبان انگلیسی خواندم.چرا از حوزه بیرون آمدید؟من هیچ وقت در حوزه به طور رسمی نبودم فقط درس می خواندم. به دلیل اینکه سن بالایی داشتیم به ما اجازه حضور در مدرسه روزانه نمی دادند و شبانه به دبیرستان می رفتیم، به همین خاطر روزها بیکار بودیم و من در این ایام درس مکاسب را در حوزه خواندم و شبانه هم تا کلاس ۱۱ درسم را ادامه دادم.از اول انگیزه روحانی شدن را نداشتید؟نه برنامه ای نداشتم؛ ابوی علاقه مند بود و می گفت که همه پسران من روحانی شوند، ولی من که روحانی نشدم.در این زمان آقای هاشمی چند ساله بودند؟۲۷ یا ۲۸ سالش بود.آقای اکبر هاشمی چه زمانی ازدواج کردند؟۲۵ سالگی ازدواج کردند و آن زمان طلبه قم بودند و دختر آقای مرعشی را به عنوان همسر برگزیدند.پدرتان تا چه سالی در قید حیات بودند؟تا سال ۴۰ زنده بودند.یعنی در زمان ازدواج آقای هاشمی زنده بودند؟بله!مراسم ازدواج آقای اکبر هاشمی در رفسنجان انجام شد؟آن زمان مراسم ها عادی بود، مهمانی مختصری در منزل با حضور اقوام و آشنایان برگزار می شد. البته فرزندان شیخ اکبر هم بسیار ساده ازدواج کردند، مثلا لاهوتی بعد از انقلاب به منزل شیخ اکبر می آید و می گوید که من دو پسر برای دامادی دارم و شما هم دو دختر. یک جلد قرآن و یک سکه طلا مهریه دختران شیخ اکبر بود و در منزل، آقای طالقانی را دعوت کردند و دو دختر و دو پسر را هم زمان به عقد هم در آوردند.آقای اکبر هاشمی با آن روشنفکری که داشتند، قائل نبود که دختران خودشان همسرشان را انتخاب کنند و تصمیم گیرنده اصلی و نهایی باشند؟آن زمان دخترها خیلی برای ازدواج تصمیم نمی گرفتند.در ازدواج شیخ اکبر تصمیم گیرنده خود حاج آقا بودند یا پدر و مادرتان برای ایشان تصمیم گرفتند؟اکبر خودش دختر آقای مرعشی را خواست و پدر و مادر هم با ازدواج آنها موافقت کردند.طبیعتا از زمانی که آقای اکبر هاشمی ازدواج کردند از هم جدا شدید؟خیر! چون مدرسه علمیه برای طلبه ها بود و دیگر ما را راه نمی دادند، شیخ اکبر خانه ای گرفت و ما را به خانه خودش برد، ساختمانی که حاج آقا گرفت، دو اتاق اندرونی و بیرونی برای مهمان ها داشت، شیخ اکبر و همسرشان در اندرونی زندگی می کردند و من و محمد و محمود هم در اتاق بیرونی بودیم.در این برهه زمانی آقای اکبر هاشمی گرم فعالیت های سیاسی شد؟بله! حتی به زندان هم رفتند.چرا حاج آقا این چنین گرم مسایل سیاسی شد ولی شما و برادرانتان وارد این مسایل نشدید، آقای اکبر هاشمی برای ورود به سیاست از شما دعوت نکرد؟ما خودمان علاقه ای به سیاست نداشتیم، البته محمد تا حدی علاقه داشت، اما من و محمود اصلا به سیاست علاقه ای نداشتیم، محمود در خرم آباد و لرستان بخشدار شد، و سپس در اوج انقلاب فرماندار قم شد و سپس به وزارت خارجه رفت و در حقیقت کارمند دولت شد. من هم چون رشته زبان انلگیسی در دانشگاه تهران خوانده بودم، در قم کلاس تدریس زبان انگلیسی گذاشته بودم، حتی آقای خامنه ای به کلاس ما می آمدند و همچنین آقای خزعلی و نوری همدانی، به کلاس ما می آمدند و زبان انگلیسی یاد می گرفتند.آقای خامنه ای در چه سالی با آقای هاشمی دوست شدند؟سال ۴۲ یا ۴۳ بود، این دو بسیار با هم مانوس شدند.آن زمان ایشان (آقای خامنه ای) با شما رفت و آمد داشتند؟آقای خامنه ای در آن زمان طلبه بود.شما شاهد این رفاقت ها بودید؟خیر! من قم نبودم، به تهران آمدم، پدرم که فوت شد محمود و محمد هم به تهران آمدند و ما سه نفر، خانه ای گرفتیم و با هم زندگی می کردیم؛ و قاسم که بزرگترین برادرم بود، برای کارهای تجاری به تهران می آمد؛ شیخ اکبر هم در قم زندگی می کردند و همیشه فراری یا زندانی بود!پدر شما هیچ منعی به ایشان نداشت؟خیر! ایشان آن زمان فوت کرده بودند.از چه زمانی آقای اکبر هاشمی مشهور و نام شان مطرح شد؟آقای هاشمی از سال ۴۲ مبارزات را شروع کرده بود و کم کم با آیات عظام مانوس بود و علاوه بر انتشار کتاب مکتب تشیع، کتابی در مورد مبارزه با استعمار تحت عنوان «سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار» را ترجمه کرد و مقدمه تندی برای آن نوشت؛ در این کتاب اسرائیل را با خانواده سلطنتی ایران مقایسه کرده بود و گفته بود که خانواده سلطنتی بسیار به ایران ظلم می کنند؛ شیخ اکبر از همان زمان زیر نظر ساواک رفت، انتشار کتابش را ممنوع کردند و خودش هم دیگر زیر نظر بود، گاهی از زندان آزادش می کردند و بعد از چند ماه دوباره بازداشت می شد. یک دوره ۴ ساله هم به طور کامل در زندان بودند.در مدتی که ایشان زندان بودند، شما تلاش یا پیگیری نداشتید که ایشان را از زندان آزاد کنید؟خیر! اما اقوام و آشنایان تلاش می کردند.ساواک فشاری روی شما وارد نمی کرد؟خیر! چون ما در سیاست نبودیم، با ما کاری نداشتند، ولی محمد جزو مبارزین بود و می خواستند او را بازداشت کنند که به آمریکا فرار کرد.آقای محمد هاشمی را به دلیل عملکرد شخصی خودش می خواستند بازداشت کنند یا به واسطه اینکه به اکبر هاشمی وابسته بود؟محمد با دوستانش در دانشگاه فعالیت های سیاسی انجام می دادند به همین دلیل دنبال بازداشت او بودند.از همان ابتدا مبارزات آقای هاشمی در چارچوب نظر امام خمینی(ره) بود؟از قدیم امام(ره) در همان کوچه ای زندگی می کردند که منزل آیت الله مرعشی بود، آشنایی شیخ اکبر و امام(ره) از همان زمان شروع شد؛ از طرف دیگر شیخ اکبر از شاگردان خوب امام(ره) بودند. از سال ۴۲ هم که امام تبعید شد.آقای اکبر هاشمی به نجف نرفتند؟مخفیانه به نجف پیش امام(ره) می رفتند. چهره حاج آقا مانند جوان ۲۰ ساله بود و هیچ کسی نمی توانست تشخیص دهد فعالیت های فاسدی که انجام می شود (البته به قول ساواک)، کار آقای اکبر رفسنجانی است. در گزارشی که ساواک علیه حاج آقا داده بود گفته شد که بعد از خمینی، شیخ رفسنجانی، مرکز فساد قم است.ارتباط آقای اکبر هاشمی با شهید بهشتی از چه زمانی شروع شد؟شهید بهشتی به تهران آمدند و شیخ اکبر هم بعد از مدتی به تهران تبعید شدند و اجازه نداشتند به قم بروند.حاج آقا در تهران شرکتی تشکیل داده بود و ساخت و ساز می کرد و آقای بهشتی و باهنر هم شریک ایشان شدند، و سه خانه در تهران کنار هم ساختند و عصرها و شب ها با هم بودند، آقای بهشتی از ابتدا در کارهای فرهنگی بود و مدرسه ای به نام دین و دانش داشت، اکنون بسیاری از شاگردان ایشان در رأس کار هستند.یادم هست که ۲ سال خبر نداشتیم که شیخ اکبر در کدام زندان است، هر چه دنبال ایشان می گشتیم، نمی یافتیم، گاهی شایعه می کردند که شهید شده است؛ یک بار آقای جعفری گیلانی از زندان آزاده شده بودند، ما گفتیم که شاید آقای جعفری از شیخ اکبر ما خبری داشته باشد، من ماشین گرفتم و به رودسر رفتم، نشستم تا اطرافش خلوت شد سپس پرسیدم که از آقای رفسنجانی خبری ندارید، اول کمی جا خورد، بعد گفت با ایشان چه کاری دارید؟ گفتم من برادرش هستم، بسیار تعظیم کرد و به من به خاطر برادری مانند اکبر تبریک گفت، پرسیدم برای اکبر اتفاقی افتاده؟ گفت: خیر، آقای رفسنجانی در انفرادی همان زندانی بودند که ما در آن زندانی بودیم، روزی گفتند که امروز رفسنجانی به زندان عمومی می آید، ایشان را شب قبل ۶ ساعت شکنجه داده بودند و پاهایش زخمی بود، برف آمده بود و هوا بسیار سرد بود، رفسنجانی عبا را روی سرش کشید و همه احوالش را پرسیدیم و گفت که خوبم، ۱۰ دقیقه ای نشست و سپس برای ما ۷۲ نفر که در بند عمومی بودیم، شروع به صحبت کرد و گفت که آقایان، ما نباید فکر کنیم که اینجا زندان است، باید فکر کنیم که اینجا خانه دوم ماست، ممکن است که برخی تا آخر عمر اینجا باشیم و برخی فردا آزاد شویم، نباید دست روی دست بگذاریم و وقتمان را تلف کنیم، برخی پرسیدند ما در زندان چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ آقای رفسنجانی گفت: کارهای بسیاری می توانید انجام دهید، سپس پرسید از بین شما چه کسی خوب انگلیسی می داند؟ افرادی که انگلیسی می دانستند خود را معرفی کردند، سپس آقای رفسنجانی پرسید چه کسانی می خواهند انگلیسی یاد بگیرند؟ از بین ۷۲ نفر، ۳۰ نفر دوست داشتند انگلیسی یاد بگیرند، سپس آقای هاشمی یک نفر را مامور کرد که نام اساتید و کسانی که می خواهند انگلیسی یاد بگیرند را بنویسند.تاکید می کرد هر یک از اساتید، ۵ دانشجو را انتخاب کند و که پس از صبحانه کلاس ها را شروع کنید، عده ای بر سر کلاس ریاضیات، فقه یا اصول بنشینند و کلاس ها مانند دانشگاه تشکیل و برگزار شود، حتی عنوان می کرد که حضور و غیاب شود تا افراد به موقع بر سر کلاس حاضر شوند و همچنین از آنها درس پرسش شود تا مبادا مبحثی را فراموش کنند. آقای جعفری گفت، ناراحت هستم که از زندان آزاد شدم چون در زندان برنامه ها داشتم ولی اکنون هیچ برنامه ای ندارم.چرا آقای اکبر هاشمی می خواستند شاه را ساقط کنند؟ایشان نظر خاصی روی شاه نداشت و می گفت که این رژیم مناسب ایران نیست، چون آمریکا ایران را مانند ایالت خود می دانستند؛ مثلا آمریکا پرواز مستقیمی از لس آنجلس به کرمان گذاشته بود و آمریکایی ها مرتب در آنجا رفت و آمد می کردند و بزرگترین معدن مس دنیا را به تسلط خودشان در آورده بودند و می خواستند از آن برای خودشان بهره برداری کنند؛ همه شرایط برای بهره برداری را آماده کرده بودند که انقلاب شد.آقای رفسنجانی می خواستند رژیم شاه اصلاح شود یا ساقط گردد؟بیشتر هدف ایشان ساقط شدن رژیم شاهنشاهی بود.برنامه ای داشتند که رژیم دیگری به جای رژیم شاهنشاهی بیاورند؟خیر! فقط می دانستند که حکومت کشور باید اسلامی شود.آن زمان اقدامات ضد اسلامی بسیار انجام می شد. البته آزادی های مردم بسیار بود، اگر کسی فعالیت سیاسی انجام نمی داد، با او کاری نداشتند، نمونه آن خود ما، با اینکه شیخ اکبر مرتب زندان می رفت و فراری بود اما حتی یکبار هم ساواک ما را فرا نخواند.شما فرمودید آقای اکبر هاشمی از زندان که بیرون آمد به ساخت و ساز پرداخت، ساواک مزاحم فعالیت اقتصادی او نمی شد؟خیر! کار اقتصادی آزاد بود فقط ساواک با کار سیاسی مخالف بود.یعنی علی رغم اینکه رژیم شاهنشاهی می دانست که آقای هاشمی خواهان ساقط شدن رژیم است باز هم در مسایل اقتصادی سخت گیری نسبت به ایشان نداشت؟امام خمینی(ره) قصد داشت که شاه را ساقط کند، آقای هاشمی زیر لوای امام خمینی(ره) این دست از فعالیت ها را انجام می داد.از دکتر شریعتی نکته ای به یاد دارید؟آن زمان ایشان در ایران نبود، در فرانسه زندگی می کرد و در لندن چنانچه نقل است، کشته شدند.نظر آقای اکبر هاشمی راجع به دکتر شریعتی چه بود؟ارتباط و رفت و آمد وجلسات بحث جدی سیاسی اجتماعی داشتند. طبیعتا در مواردی هم طبیعتا تفاوت نظر داشتند.از زمانی که انقلاب پیروز شد، نقش آقای اکبر هاشمی تغییر کرد، به واسطه این تغییر، شرایط شما بهتر شد؟ چه اتفاقی افتاد که ایشان تا این حد به امام(ره) نزدیک شدند؟ایشان به دلیل رفت و آمدهایی که وجود داشت با امام(ره) آشنایی سابق داشتند و از شاگردان خوب ایشان بودند، اما انقلاب که شد، شیخ اکبر در زندان بود، البته آن زمان من هم در تهران نبودم و در سرچشمه کرمان بر سر همان معدنی که آمریکایی ها قصد بهره برداری از آن را داشتند، به عنوان مترجم فعالیت می کردم، سرهنگی به نام تاج فر، از طرف ساواک مامور حفاظت معادن آمریکایی بود، او وقتی متوجه شد که من برادر اکبر هستم، مقداری روی ما حساس شد، آمد و رفت ما را همیشه زیر نظر داشت و به انتظامات گفته بود که به محل کار وارد می شوم و با کسانی که رفت و آمد دارد را به او اطلاع دهد.من سنگ کلیه گرفتم و برای معالجه سنگ کلیه به تهران آمدم، آن زمان برادرم محمد آمریکا بود، به او گفتم سنگ کلیه دارم و تصمیم گرفتیم که به آمریکا بروم؛ ساعت ۸ شب تصمیم گرفتم به آمریکا سفر کنم و ساعت ۱۰ شب به لس آنجلس رسیدم و تحت عمل جراحی قرار گرفتم، در آمریکا دیدم که انجمن اسلامی در هر ایالتی وجود دارد و همگی برای سقوط رژیم شاه تلاش می کنند.همه اینها مسایلی بود که در بحبوحه انقلاب پیش آمد، شب اولی که از آمریکا برگشتم و به تهران رسیدم، خبر دار شدم که در رفسنجان راهپیمایی شده و مردم در قم و تبریز شهید شدند و مبارزات اوج گرفته و انقلاب پیروز شده است.پس از انقلاب، شیخ اکبر، بهشتی و باهنر به شهرستان ها می رفتند و به مردم خط می دادند، مثلا به پالایشگاه آبادان که اعتصاب بود، رفتند و گفتند که دست از اعتصاب بردارید و کارها را شروع کنید چرا که دولت اسلامی به کار شما احتیاج دارد. پس از انقلاب اولین پستی که شیخ اکبر برعهده گرفت، وزیر کشور بود، آقای میرسلیم هم معاون ایشان شد؛ شیخ اکبر به عنوان وزیر کشور به همه ایران سفر و سخنرانی کرد و مردم را برای پذیرش رژیم جدید ...

ادامه مطلب  

مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهر  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیکر دو شهید گمنام در هادیشهرتصاویر مراسم تشییع پیک ...

ادامه مطلب  

تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیراز  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشییع پیکر شهید ...

ادامه مطلب  

تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیراز  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیرازتصاویر تشیع پیکر شهید ...

ادامه مطلب  

«میراث آیت الله»/ تاکنون به حجم تخلفات دانشگاه آزاد رسیدگی نشده است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در کانال شخصی خود یادداشتی با عنوان «میراث آیت الله» خطاب به سردبیر نشریه صدا منتشر کرد که متن این یادداشت در ادامه می آید:جناب آقای قوچانیسردبیر محترم مجله صدابا سلام و عرض خسته نباشید بابت اداره چندین مجله که عمدتاً قشر فرهیخته را جامعه هدف خود قرار داده است، جسارتاً می خواستم گلایه ای از ادامه رویکرد انتخاباتی تان در این مجلات داشته باشم. در دوران رقابت برای دست یابی به سکوهای قدرت اجرایی و شوراها، نقدها و تخریب های اصولی و غیر اصولی را شاهد بودیم، اما ادامه حرکت با همان دست فرمان در نشریاتی که مدعی تغذیه قشر صاحب فکر جامعه اند چندان زیبنده نیست. مشاهده تیترهایی چون " میراث باقر؛ شهر سوخته"، " میراث آیت الله" و... بدون ارائه مطالبی مستند و اقناع کننده اهل اندیشه برای دوران تبلیغات شاید قابل اغماض بود، اما اکنون بعد از پایان دوران آن هنرنمایی های حرفه ای، انتظار می رود که پای بندی به مصالح جامعه مجدداً پررنگ شود. حتی اگر ارقام ادعا شده در مورد بدهی شهرداری صحت داشته باشد باید گفت "تهران شهری مدرن و زیبا، اما مقروض" است که دست کم بیگانگان نیز بر پیشرفت چشمگیر آن اذعان دارند، اما در این میان چون بر موضوع " میراث آیت الله" اشراف تاریخی دارم به نقد این مقاله مبادرت می نمایم تا شاید بتوانم به سهم خود همکاران عزیز آن مجله را به فضای اطلاع رسانی عادی نزدیک سازم .بررسی سابقه تاریخی دانشگاه آزاد در مجله شماره 117 صدا با جمله ای از مرحوم هاشمی رفسنجانی آغاز شده که به دلیل گزینشی عمل شدن، اهداف اولیه از اقدامی که همه شخصیت های نظام و در رأس آن امام با آن موافق بودند مشخص نمی شود. ایده" ضرورت مقابله با مدرک گرایی" به عنوان آفتی بنیان کن بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد؛ زیرا تا آن زمان بسیاری از دست اندر کاران اداره کشور به یمن خرید مدرک تحصیلات عالیه از مؤسسات غیر معتبر امریکایی یا اروپایی عنوان " دکترا" را با خود حمل می کردند که فاقد هرگونه پشتوانه علمی بود و موجب تحمیل حقارت های بسیاری به ملت ایران در حوزه های تخصصی می شد.در پاسخ به این مطالبه عمومی، آقای هاشمی در خطبه نماز جمعه 31 اردیبهشت 1361( به غلط در مقاله "میراث آیت الله"، 21 خرداد آمده است) می گوید:" مراکزی درست کنیم به نام دانشگاه آزاد، اما نه مانند دانشگاه آزاد در رژیم گذشته؛ دانشگاه آزاد واقعی که مواد تحصیلی دانشگاهی با آن روش تحصیل که در حوزه های علمیه می خوانند، خوانده شود... هرکس می خواهد بیاید. شرط دیپلم و مانند آن هم نگذاریم؛ یک آزمون برای کشف صلاحیتشان بگذاریم، وارد آن جا که شدند کلاس های محدود مثلاً 30 نفری با استاد معین، در ساعت معین نباشد، بلکه مثل شیوه آموزش طلبه ها باشد. آقایانی که طلبه بوده اند و این جا هستند می دانند وقتی که ما در قم درس می خواندیم بعد از سحر و نماز صبح می آمدیم در این مقبره، در آن مقبره، در مسجد؛ گوشه کناری می نشستیم، هر استادی یک شاگردی داشت. بنده که درس می خواندم مقید نبودم که چه کسی استاد باشد. کسی که یک سال از من جلوتر بود به من درس می داد. آن پایه را من می فهمیدم و به کسی که یک سال از من عقب تر بود درس می دادم... ما طالب علم می خواهیم، طالب مدرک نمی خواهیم... این جریان، راهی می شود برای این که در سراسر کشور دست کم در مراکز استان ها، ده ها مدرسه به سبک حوزه های علمیه داشته باشیم. " ( هاشمی رفسنجانی، خطبه های نماز جمعه سال 1361، جلد دوم، دفتر نشر معارف انقلاب، بهار 1376، صص 7-205)براساس همین اهداف، همگان به صحنه می آیند تا با بلیه مدرک گرایی مقابله شود و مؤسسه ای تأسیس گردد که نه مدرکی برای کسب علم مطالبه کند و نه مدرکی اعطا شود بلکه صرفاً مشتاقان کسب دانش بیشتر، جذب شوند؛ برای راه اندازی چنین طرحی به ثبت شرکت ها( و نه ستاد انقلاب فرهنگی) مراجعه شد و در تاریخ 27/11/61 تأسیس آن بر اساس ماده 584 قانون تجارت با شماره 2451 در اداره ثبت شرکت ها و مؤسسات غیرتجاری تهران ثبت گردید؛ به عبارت دیگر، دانشگاه آزاد به هیچ وجه تحت نظارت نظام آموزش عالی کشور قرار نگرفت. آقای هاشمی در این زمینه می گوید:" … عصر دکتر [عبدالله] جاسبی آمد و برای شروع کار دانشگاه آزاد مشاوره کردیم.از نخست وزیرخواستم که پولی به حساب بریزد و از بنیاد مستضعفان خواستم که محلی بدهد … احمدآقا آمد... از ایشان خواستم که از امام بخواهد، مبلغی برای بودجه دانشگاه آزاد بدهند... احمدآقا آمد و اطلاع داد که امام یک میلیون تومان برای دانشگاه آزاد داده اند." ( پس از بحران، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1361، دفتر نشر معارف انقلاب، صص 270-263) به این ترتیب دانشگاه آزاد فعالیت خود را در اردیبهشت 1362 کلید زد.اما به فاصله اندکی از آغاز به کار، بدون هیچ گونه هماهنگی با نظام آموزش عالی کشور، دانشگاه آزاد در مسیر صدور مدرک واقع می شود، آن هم در سطح دکتری:" چهارشنبه 31 مرداد 1363: ...ظهر، آقای دکتر [عبدالله] جاسبی آمد، گزارشی از وضع دانشگاه آزاد اسلامی داد. امسال بنا است پنج هزار دانشجو بگیرند و شاگردان تک درسی را به بیست هزار نفر برسانند و چند واحد جدید باز کنند و دوره دکترا داشته باشند." ( به سوی سرنوشت، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1363، دفتر نشر معارف انقلاب، ص252)طبعاً این قانون شکنی آشکار، با مخالفت صاحب نظران و دغدغه مندان تبعات نادیده گرفتن ساختارهای قانونی نظام آموزش عالی مواجه می شود و دولت وقت که به چپ تمایل دارد( اصلاح طلبان بعدی) بیشترین انتقاد را به انحراف دانشگاه آزاد از اهداف اولیه خود می کند؛ البته جریان راست و حتی تکنوکرات ها که بعدها کارگزاران نام گرفتند نیز با این میزان قانون شکنی مخالفت علنی داشتند: " دوشنبه 15 اسفند:... ظهر آقای ]محمدعلی[ نجفی ]وزیر فرهنگ و آموزش عالی[ آمد و انتقاداتی به سیستم اداره دانشگاه آزاد ]اسلامی[ داشت."(آرامش و چالش، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1362، نشر معارف اسلامی، ص527) چگونه ممکن است شرکتی که قرار بوده صرفاً واحدهای تک درسی ارائه نماید و به همین دلیل مجوزی از هیچ یک از مراجع نظام آموزشی کشور اخذ نکرده تنها یک سال پس از تأسیس، در قانون شکنی ای بی بدیل دوره دکتری دایر کند. در حالی که اگر مجوز هم داشت حتی یک دوره کاردانی(فوق دیپلم) را پشت سر نگذاشته بود به راه اندازی دوره دکتری مبادرت ورزد؟ آقای هاشمی در این ایام تمام تلاش خود را بر شکستن مقاومت طرفداران قانون قرار می دهد: " سه شنبه 25 اردیبهشت 1363: ...دکتر احمدی از ستاد انقلاب فرهنگی آمد... راجع به دانشجو شناخته شدن محصلان دانشگاه آزاد تأکید کردم... " (به سوی سرنوشت، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1363، دفتر نشر معارف انقلاب، صص8-107) چنین فشاری بر مراجع آموزش عالی کشور چه وجهی می توانست داشته باشد، در حالی که دانشگاه آزاد هیچ گونه مجوزی برای صدور مدرک نداشت: " سه شنبه 20 اسفند 1364: ... عصر در [جلسه] شورای انقلاب فرهنگی شرکت کردم. ..درباره دانشگاه آزاد اسلامی بحث شد. تندروها با توسعه آن مخالفند. ادامه بحث به جلسه بعد موکول گردید..." (امید و دلواپسی، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1364، دفتر نشر معارف انقلاب، صص5-444). ادبیات سیاسی به کار گرفته شده در برابر کسانی که به بدیهیات قانونی تأکید دارند قابل توجه است؛ این ادبیات تهاجمی ظاهراً از اوایل انقلاب برای شکستن مقاومت ها کارکرد داشته است.در جلسه بعد جناب آقای هاشمی کمی از خواسته های فراقانونی خود عدول می کند و راضی می شود که دست کم طبق اساس نامه خود دانشگاه آزاد مطالبه امتیاز نماید که البته آن نیز خلاف قوانین کلان آموزش عالی بود و رمز آن را باید در ادبیات تهاجمی یافت: " سه شنبه 27 اسفند 1364: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. بحث درباره دانشگاه آزاد اسلامی بود. جمعی با توسعه آن مخالفند. قرار شد فقط آن واحدهایی که شرایط اساسنامه را دارند، رسمی شوند و مدرک بدهیم... " ( همان، صص451-450) تفسیر این سخن آقای هاشمی آن است که حتی درمقام تشخیص درستی یا نادرستی فعالیت های مدیریت دانشگاه آزاد نباید اساس نامه آن مبنای قضاوت منتقدان قرار گیرد. زیرا در این جلسه بعد از مقاومت اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ایشان به این مطلب تن می دهد که صرفاً واحدهای تک درسی که شرایط اساس نامه را دارند رسمی شوند( که البته آن نیز خلاف قانون بود) اما آیا ایشان می پذیرد که فعالیت های غیر قانونی بارز این دانشگاه تا حد گرفتن دانشجوی دکتری متوقف شود؟ خیر، هرگز! به همین دلیل آقای هاشمی می کوشد برای شکستن مقاومت ها در برابر کارهای خلاف قانون از امام بهره گیرد :" شنبه 13 اردیبهشت 65 : ...احمدآقا آمد وضع جنگ و مسائل ارتش و سپاه را برای گزارش خدمت امام گفتم و از امام خواستم که در جهت تقویت دانشگاه آزاد اسلامی، پیغامی به افراطی های دانشگاه بدهند. آن ها اخیراً مشکل تراشی می کنند... "( اوج دفاع، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1365، دفتر نشر معارف انقلاب،ص 87) اما پاسخی از سوی امام دریافت نمی کند؛ لذا مجدداً به طور مستقیم درخواست را نزد امام مطرح می کند: " شنبه 10 خرداد65: صبح به زیارت امام رفتم... از امام خواستم دانشگاه آزاد اسلامی را در مقابل مخالفان تندرو تقویت کنند. فرمودند موارد اختلاف و نقاط نظر طرفین را بنویسم تا تصمیم بگیریم؛ نوشتم و فرستادم. " (همان، ص113) اما هرگز این درخواست علی رغم پیگیری های متعدد مورد اجابت واقع نمی شود: " جمعه16 خرداد65: احمدآقا آمد... در مورد دانشگاه آزاد اسلامی صحبت کردیم. گفت نامه ای که به امام در خصوص نقاط نظر مخالفان داده ام، جلوی امام است و هنوز نخوانده اند. " ( همان، ص120) آقای هاشمی بعد از مأیوس شدن از امام راهی جز این در پیش روی خود نمی بیند که اساس نامه دانشگاه آزاد را تغییر دهد. بنابراین برخلاف نقلی که از آقای ناطق نوری شده است بعد از مشاهده انحراف از اهداف اولیه، دیگر امام از دانشگاه آزاد حمایت نمی کنند. همچنین آیت الله خامنه ای در دیدار مدیران مسئول نشریات دانشجویی در تاریخ 4/12/77 با کنایه گفتند نام ایشان را تبرکاً در دانشگاه آزاد قرار داده اند و مجدداً تأکید نمودند که در سیاست گذاری این دانشگاه دخالتی نداشته اند. به این ترتیب رسماً اهداف این دانشگاه متفاوت می شود؛ هرچند از مدت ها قبل به صورت غیرقانونی تغییر کرده بود. این بار برای موجه ساختن فعالیت آموزشی رسمی آن با تسلیم اساس نامه به شورای عالی انقلاب فرهنگی بر حسب ظاهر راه قانون گرایی در پیش گرفته می شود: " چهارشنبه 4 تیر65: دکتر [عبدالله] جاسبی آمد. گزارش وضع دانشگاه آزاد اسلامی را داد و برای معافیت سربازی [دانشجویان مشمول] و تصویب اساس نامه کمک خواست. " (همان، ص146)اما به علت نارسا بودن اساس نامه جدید و شفاف نبودن وضعیت حقوقی دانشگاه آزاد بررسی آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی به درازا می کشد: " سه شنبه 7 بهمن65: عصر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. اساس نامه دانشگاه آزاد اسلامی مطرح بود؛ پیشرفت نداشت. "(همان، ص 442)آقای هاشمی اصرار فراوان دارد که علی رغم نارسایی ها، اساس نامه دانشگاه آزاد به تصویب رسد: " سه شنبه 19 خرداد 66: عصر به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتم. آیت الله خامنه ای نبودند. درباره لزوم تسریع در تصویب اساس نامه دانشگاه آزاد اسلامی صحبت شد. " (پایان دفاع؛ آغاز بازسازی، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1366، دفتر نشر معارف انقلاب، ص139)عاقبت با وجود گویا نبودن برخی مواد، اساس نامه دانشگاه آزاد به تصویب شورای انقلاب فرهنگی می رسد: " سه شنبه 21 مهر 66: آقای جاسبی آمد و درباره اساس نامه دانشگاه آزاد اسلامی تذکراتی داد. عصر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. اساس نامه های دانشگاه آزاد اسلامی و جذب نخبگان علمی تصویب شد. " (همان، ص309). ماده 4 این اساس نامه تأکید دارد که دانشگاه از زمان صدور مجوز از سوی شورای گسترش رسمیت می یابد؛ مقوله ای که حتی تا کنون به صورت کامل حل و فصل نشده است؛ با این وجود این ماده از اساس نامه به صراحت روشن می سازد که پیش از تصویب اساس نامه، این دانشگاه فاقد مجوز و صلاحیت قانونی برای کار در عرصه آموزش عالی کشور بوده است. جناب آقای هاشمی با استفاده از موقعیت خود در مجلس شورای اسلامی در تاریخ 14/2/67 ماده واحده ای را تحت عنوان " تأیید رشته های دانشگاه آزاد اسلامی" از تصویب می گذراند. بر اساس این ماده واحده به شورای عالی انقلاب فرهنگی اجازه داده می شود تا بر اساس ضوابط خاصی، مدارک تحصیلی فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد پیش از این تاریخ را ارزیابی نماید تا این افراد نیز بتوانند همانند فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی از دانشنامه( مدرک دانشگاهی) معتبر استفاده نمایند.تصویب این ماده واحده در مجلس در ابتدای سال 67 بعد از تصویب اساس نامه جدید دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 66، اذعان صریحی از جانب جناب آقای هاشمی رفسنجانی بود که دانشگاه آزاد تا این تاریخ دارای هیچ گونه مشروعیت قانونی برای فعالیت به مثابه یک مؤسسه آموزش عالی نبوده و به طریق اولی نمی توانسته دانشنامه معتبر صادر نماید؛ به همین دلیل نیز قانون گذار!! در صدد رفع و رجوع عملکردهای غیرقانونی چند ساله این دانشگاه برمی آید.اما آیا با این میزان استفاده از قدرت قوه مقننه پایانی بر بی قانونی ها رقم می خورد؟ نگاهی حتی گذرا بر تاریخچه " میراث آیت الله" خلاف آن را ثابت می کند. بعد از تصویب اساس نامه دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی طبق همین اساس نامه اولین اقدامی که سریعاً باید صورت می گرفت معرفی فردی به عنوان نامزد ریاست دانشگاه به شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. علی رغم تمامی تذکرها و پی گیری های انجام شده از سوی مراجع ذی صلاح امر آموزش عالی این اقدام توسط هیئت امنا صورت نمی گیرد. بررسی دستور جلسات و صورت جلسات آن ثابت می کند که هیچ گامی برای قانونی کردن ریاست این دانشگاه برداشته نمی شود. آیا نباید این سؤال مطرح شود که چرا می بایست از ریاست فردی به مدت 25 سال برخلاف اساس نامه این مجموعه حمایت شود؟ پاسخ روشن است؛ هرچند دانشگاه آزاد ناگزیر شد به دلیل مقاومت به حق اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد قانونی نبودن مدارک صادره توسط دانشگاه، اساس نامه آن را به تصویب این شورا برساند اما حاضر نبود فراتر از این گامی برداشته شود و رئیس دانشگاه تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآید؛ زیرا اگر به این میزان از قانون مندی تن می داد باید پذیرای سایر قوانین نیز می شد. برای نمونه، بعد از اخذ مجوز فعالیت به عنوان یک مؤسسه آموزش عالی از شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه آزاد برای همه رشته هایی که دایر کرده بود و آن چه می خواست در آینده راه اندازی کند باید از شورای گسترش مجوز اخذ می کرد؛ مقوله ای که حتی تا کنون" میراث آیت الله" به آن تن نداده است. در سال 94 دکتر مجتبی شریعتی نیاسر- معاون آموزشی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری- در حاشیه جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی درجمع خبرنگاران گفت: " از نظر وزارت علوم، دانشگاه آزاد هیچ فرقی با دانشگاه های دیگر ندارد و باید همه قوانین را رعایت کند. " وی با اشاره به بررسی رشته محل های دانشگاه آزاد افزود: " بالغ بر 6700 رشته محل فاقد مجوز دانشگاه آزاد اسلامی مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد تقریباً 33 درصد رشته ها مورد تأیید قطعی قرار گرفت. 40 درصد رشته ها نیاز به رفع نقص داشته و بقیه رشته ها به دلیل نداشتن شاخص های لازم مردود شدند. " وی ادامه داد: " به دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد که رشته محل هایی که دارای نقص هستند پس از رفع نقص مجدداً باید برای بررسی به وزارت علوم ارسال شوند و چنان چه رفع نقص صورت نگیرد این رشته ها به جمع رشته های مردودی اضافه می شود. " معاون آموزشی وزیر علوم با اشاره به غیر قانونی بودن کمیته سه نفره ای که دانشگاه آزاد مدعی است در داخل این دانشگاه به امر صدور مجوز!! مبادرت می کند، گفت: " بالغ بر 2850 مرکز آموزش عالی وجود دارد که همه این مراکز باید از یک جای واحد که همان شورای گسترش است مجوز بگیرند. " (ایسنا، چهارشنبه 18 آذر 1394)بر اساس این اظهارات صریح، آن هم از سوی وزارت علوم دولت یازدهم، تا سال 94 هنوز دانشگاه آزاد به قانون مندی در این زمینه تن نداده است و معلوم نیست پذیرش ساختارهای قانونی کی محقق گردد. در این سال از نظر این مرجع ذی صلاح صرفاً 33 درصد از رشته محل های این دانشگاه شاخص های لازم را دارند و صدور مدرک برای نزدیک به 70 درصد شاغلان به تحصیل در این دانشگاه فاقد اعتبار علمی و قانونی است.نکته قابل توجه تر این که در فصل دوم گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس تحت عنوان" بررسی سرفصل آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی" آمده است: "الف- مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی بدون مجوز کمیته سه نفره در بسیاری از موارد اقدام به تأسیس رشته و پذیرش دانشجو کرده اند. رشته ها پس از گذشت سال ها از زمان پذیرش دانشجو به تصویب کمیته ارزیابی رسیده اند.ب- تنها در 120 واحد دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی، 1597 رشته محل در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری تأسیس شده اند که در این میان 1442 رشته محل از کمیته ارزیابی( سه نفره) مجوز دریافت کرده( %91 از مجموع کل) و تنها 155 رشته( %9) که اکثر آن ها در مقطع کاردانی و کارشناسی هستند از دفتر( شورای) گسترش آموزش عالی مجوز دریافت داشته اند.ج- این آمار نشان می دهد که 91 درصد از 1597 رشته محل تأسیس شده در دانشگاه آزاد اسلامی یا برای اخذ مجوز به دفتر( شورای) گسترش آموزش عالی ارسال نشده...د- مستندات موجود نشان می دهد که بسیاری از رشته هایی که از سوی کمیته ارزیابی( سه نفره) مورد تایید قرار گرفته اند نه تنها دارای حداقل های ضوابط شورای گسترش نبوده اند بلکه شرایط حداقلی ضوابط غیرقانونی کمیته ارزیابی را نیز نداشته اند.ه-افزون بر موارد فوق، اسناد و مدارک نشان می دهد که برخی از رشته های تأسیس شده توسط کمیته ارزیابی( سه نفره) آن هم در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری... حتی پس از گذشت سال ها از تصویب آن ها و پذیرش دانشجو در آن رشته ها، از حداقل هیئت علمی لازم برخوردار نمی باشند( در بهار سال 1385)و- نکته بسیار جالب در مورد رشته های تحصیلات تکمیلی واحد علوم تحقیقات تهران این جاست که در بسیاری از رشته های تحصیلات تکمیلی، دوره کارشناسی ارشد یک رشته سال ها پس از تأسیس دوره دکتری تأسیس شده است، که این امر برخلاف قوانین آموزش عالی کشور است."گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص نشان می دهد اولاً دانشگاه آزاد حتی به کمیته سه نفره خودساخته توجه نمی کرده است و این کمیته صرفاً برای حفظ ظاهر بوده است در ثانی علت تعجیل در تأسیس دوره دکتری برخلاف قانون قبل از راه اندازی دوره های پایین دستی آن چه بوده است. همان طور که امروز همگان بر آن واقفند تأمین عنوان دکتری برای صاحبان منصب بحث گسترش علم نبود بلکه هدف گسترش نفوذ سیاسی و پیوندهای مفسده برانگیز در چارچوب دادوستدهای آلوده کننده مدیریت کشور بود. بنابراین این که چرا اصولاً دانشگاه آزاد در سنوات گذشته به قانون تن نمی داده بحثی مهم و حیاتی است. ابتدا باید تأکید شود که این تن ندادن به قانون و مراجع قانونی هیچ گونه ارتباطی به آمد و شد دولت ها و گرایش های سیاسی آن ها نداشته است؛ همچنین به تدابیر مدیریتی برای سرعت بخشیدن به امور اجرایی نیز مرتبط نبوده است، زیرا با پشتوانه ای چون آقای هاشمی همه نوع امکانات در اختیار این دانشگاه قرار می گرفته است. جالب است بدانیم در شرایطی که امام حتی تصرف دولت در اموال بنیاد مستضعفان را مجاز نمی دانستند آقای هاشمی استفاده از این اموال را برای دانشگاه آزاد مباح می شمردند: " شنبه 24 فروردین 1364: ... با نخست وزیر، تلفنی صحبت کردم و از او خواستم یک چاپخانه از بنیاد مستضعفان در اختیار دانشگاه آزاد اسلامی قرار گیرد. " ( امید و دلواپسی، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1364، دفتر نشر معارف انقلاب، ص 65) در حالی که امام به صراحت به آقای هاشمی ضرورت رعایت حریم اموال مربوط به محرومان را یادآور می شوند: " شنبه 30 آذر 1364 به زیارت امام رفتم... امام فرمودند به نمایندگان موافق دولت بگویم از حربه ای که به دستشان آمده در مورد مخالفت با نظر امام علیه مخالفان دولت استفاده نکنند و اموال بنیاد مستضعفان که مال فقراست به دولت منتقل نشود." (همان صص 8-365)بنابراین قرار گرفتن در مسیر غیرقانونی مطلق نمی تواند مربوط به محدودیت هایی باشد که بخش غیردولتی عموماً از آن رنج می برد بلکه دانشگاه آزاد به سرعت در مسیر تبدیل شدن به یک حیاط خلوت سیاسی قرار می گیرد؛ در این خلوتگاه داد و ستدهایی به انجام می رسد که هرگز با شفافیت و قانون مداری سازگاری ندارد.برای نمونه، اردیبهشت سال 1381 ریاست وقت دانشگاه آزاد در چهل و پنجمین اجلاس شورای مرکزی این دانشگاه که در واحد علوم و تحقیقات تهران برگزار می شود می گوید: " این همه به نمایندگان( مجلس شورای اسلامی) سرویس می دهیم، و متقابلاً باید ما از حمایت نمایندگان برخوردار باشیم... این طور نباشد که جاده یک طرفه باشد و ما سرویس بدهیم اما از آن طرف ما از آن چیزی نخواهیم. "در سال 1382 نیز ریاست وقت در چهل و هفتمین اجلاس شورای مرکزی می گوید: " همان طور که اعلام شده فردا دیدار با ریاست محترم قوه قضاییه است که ان شاءالله در خدمت هستیم؛ البته خود قوه قضاییه برای این دیدار اظهار تمایل کرده بود به خاطر خدمتی که دانشگاه آزاد اسلامی به قوه قضاییه کرده است... در مجموع تعداد زیادی از مسئولان قوه قضاییه را از قاضی گرفته تا... آموزش داده یا در حال آموزش دادن است." ( این اظهارات طی نامه ای به شماره 64336/80 به تاریخ 14/4/82 به همه رؤسای واحدها منعکس می شود.)اگر ارائه این خدمات آموزشی به نهادهای قدرت سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اجرایی، تقنینی و... بر اساس روال قانونی و شفاف باشد که یک طرف خدماتی آموزشی ارائه دهد و طرف دیگر طبق معمول، تحصیل کند و هزینه آن را بپردازد دیگر چرا باید ریاست دانشگاه طلب مابه ازا از نمایندگان و... نماید؟! اگر همه چیز در این دانشگاه وفق مقررات و تحت نظارت قانون بود هرگز یک حیاط خلوت سیاسی و اقتصادی قدرتمندی شکل نمی گرفت که بتواند مدرک گرایی فاجعه آمیزتری را بر کشور حاکم سازد.اگر دان ...

ادامه مطلب  

تشییع آلاله ها از حرم رضوی تا مشهدالشهدا؛ ایران بار دیگر بهشتی شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر – گروه استان ها: هنوز تا تابستانی ترین روزهای تابستان در مردادماه چند روزی باقی است، روزهایی که تب داغ دومین ماه تابستان سرکش تر از هرروز می شود و داغ بر تن و جان می نشاند؛ اما التهاب بیست و نهمین روز تیرماه خودش حکایت داغ و فراق دیگری است. قرار است در تب داغ تیرماه مهمان بیاورند، کف دست هایش یخ کرده اما از چهره اش عرق می ریزد، چشم هایش بارانی و دهانش خشک شده است؛ پاهایش تاب وتوان ندارد اما چشم هایش همچنان تا ورودی شهر می دود و برمی گردد؛ سن و سالش حالا ۷۵ را هم رد کرده، ۳۴ سال انتظار کم نیست که از او زنی بیشتر از ۷۵ ساله بسازد؛ زنی که سال ها روزهایش تکرار هجر و فراغ بوده و حالا تام و تمام انتظار است...بچه هایی در آغوش مادران خود به جمعیت منتظران آمده اند که هیچ گاه جنگ را درک نکرده اند اما مادربزرگ ها و پدربزرگ های همیشه چشم انتظار خود را دیده اند و سراغ از کسی گرفته اند که در میان قاب گوشه طاقچه جا خوش کرده و انگار حالا حالاها قصد آمدن ندارد.«زهرا» از وقتی مادر خبر آمدن دایی کوچک خانواده را داده شوق وذوق دارد، شوق دیدار و آغوش دایی که همیشه از مهربانی هایش حرف وحدیث ها بوده است. تعجب می کند که چطور همه گمشده مادر را می شناسند و برای دیدار او آمده اند.چشم از جمعیت می گیرد و به تابوتی خیره می شود که روی دست مردم به سوی اش می آید، حواسش جمع نوشته روی تابوت می شود؛ «شهید گمنام»...پر از سؤال به مادرش نگاه می کند و او با چشم هایی پر از اشک می گوید: به دایی سلام کن!نوای «شهید گمنام سلام خوش اومدی مسافر من...» از گوشه و کنار جمعیت به گوش می رسد و زمزمه مردان و زنان حاضر در جمعیت می شود؛ مردان بی مهابا اشک می ریزند و به دنبال تابوت ها راهی می شوند، زنان سینه زنان کاروان جوانانی را استقبال می کنند که روزی با گل و اسفند و صلوات راهی جبهه ای کرده بودند و می دانستند شاید این سفر بازگشتی نداشته باشد.حالا امروز بعد از سال ها دوری بازگشته اند، کاروان تازه از راه رسیده از خیابان های شهر عبور می کند و می رود تا در مقبره شهدا ابدی شود، حالا که به سرزمین خود رسیده اند آرام می گیرند، حالا که خیالشان از امنیت مردم و جغرافیای سرزمینشان راحت است می توانند خستگی سفر را به در کنند.ایران زمین میزبان پیکر ۲۰۰ شهیدبنابراین گزارش، هم زمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) ایران اسلامی میزبان پیکر پاک ۲۰۰ شهید است. هویت ۳۲ پیکر شهید از ۲۰۰ شهیدی که در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) تشییع شدند، شناسایی شده استرئیس ستاد معراج شهدای مرکز گفت: هویت ۳۲ پیکر شهید از ۲۰۰ شهیدی که در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) تشییع شدند، شناسایی شده است. سرهنگ ابراهیم رنگین با اشاره به تشییع سراسری پیکرهای مطهر شهدا در کشور، اظهار داشت: هم زمان با ایام سوگواری شهادت امام جعفر صادق(ع) در روز ۲۵ شوال مصادف با ۲۹ تیرماه ۹۶، پیکرهای مطهر ۲۰۰ شهید دوران دفاع مقدس در استان های مختلف کشور تشییع و به خاک سپرده شد. وی افزود: تاکنون هویت پیکر مطهر ۳۲ شهید از این ۲۰۰ شهید شناسایی شده است و مابقی آن ها به صورت گمنام در شهرهای مختلف کشور در این ایام دفن شدند. رنگین خاطرنشان کرد: اطلاع رسانی به خانواده ۲۵ تن از این شهدای تازه شناسایی شده در استان های اصفهان، کرمان، خوزستان، خراسان و مازندران انجام شده است و مشخصات مابقی شهدای شناسایی شده بعد از اطلاع به خانواده آنان اعلام خواهد شد. حرم رضوی میزبان آلاله های بهشتیهم زمان با سال روز شهادت امام جعفر صادق(ع) اجتماع بزرگ صادقیون، همراه با تشییع پیکر چهار شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) در مشهد برگزار شد. در سال روز شهادت امام صادق (ع) زائران و مجاوران بارگاه منور رضوی با حضور در اجتماع بزرگ صادقیون به عزاداری پرداختند. در این مراسم عزاداران پس از تجمع در میدان شهدا، برای عرض تسلیت به محضر حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) به حرم مطهر رضوی مشرف شدند. در این مراسم همچنین پیکر مطهر چهار شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) نیز تشییع شد. آیت الله سبحانی و آیت الله علم الهدی در این مراسم حضور داشتند. علاوه بر این هم زمان با سال روز شهادت امام صادق (ع) پیکر پاک شهید محمدجواد فهیمی از شهدای هشت سال دفاع مقدس در شهرستان قوچان تشییع شد. فرمانده سپاه ناحیه قوچان در گفت وگو با خبرنگار مهر، با اعلام این خبر اظهار کرد: هم زمان با سال روز شهادت امام صادق(ع)، مراسم تشییع پیکر پاک این شهید والامقام از ساعت ۹ و نیم صبح از محل بیمارستان شهدای قوچان تا میدان امام خمینی (ره) این شهر برگزار شد. علی اصغر صوفی افزود: پس از اقامه نماز توسط امام جمعه قوچان، پیکر شهید فهیمی در گلزار شهدای این شهر تدفین شد. طلبه شهید محمدجواد فهیمی فرزند مرحوم آیت الله شکرالله فهیمی سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر به شهادت رسید و پیکر پاک این شهید از شهدای جدید تفحص شده دفاع مقدس است که پس از ۳۴ سال به زادگاهش بازمی گردد. طواف شهدای زینبی گرد ضریح بانوی کرامتدر استان قم هم پیکر مطهر ۴ شهید مدافع حرم حضرت زینب عصر روز چهارشنبه با حضور اقشار مختلف مردم و خانواده های معظم شهدا از مسجد امام حسن عسکری(ع) به سمت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) تشییع شد. این شهدای مدافع حرم که به تازگی در مناطق عملیاتی کشور سوریه در برابر تکفیری های جنایتکار به درجه رفیع شهادت رسیدند پس از تشییع گرد ضریح مطهر بانوی کرامت طواف داده شدند. نماز میت توسط آیت الله سید محمد سعیدی تولیت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه بر پیکر این چهار شهید اقامه شد و سپس به سمت بهشت معصومه منتقل و در جوار سایر شهدای مدافع حرم در قطعه ای مخصوص این شهدای گران قدر به خاک سپرده شدند. علاوه بر خانواده های این شهدای تعدادی از رزمندگان و هم سنگران آنان از تیپ زینبیون و فاطمیون نیز در این مراسم حضور داشتند. مشهد الشهدای ایران میزبان شهداصبح امروز ۱۴ شهید گمنام و ۴ شهید با نام در استان خوزستان مشهد الشهدای ایران روی دست مردم شهیدپرور و ولایتمدار این استان تشییع شد.مردم خوزستان امروز در گرمای بی سابقه این روزها که حرارتش جان از کف می برد با خونگرمی جاری در رگ های معرفتشان بازهم حضوری باشکوه در مراسم تشییع شهدای گمنام و با نام داشتند تا برگ زرینی دیگر بر افتخار میزبانی شهدا در مشهد شهدای ایران در تاریخ ثبت و ضبط شود.امروز میعادگاه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس به عطر شهدا عطرآگین شده و زن، مرد، پیر، جوان، کودک و نوجوان آمده بودند تا از شهدا شفاعت بگیرند.مادران، همسران و خانواده شهدای خوزستانی و سایر مردم ولایتمدار این استان که در هشت سال جنگ تحمیلی میزبان رزمندگان غیور جای جای خاکی ایران اسلامی بودند امروز آمده بودند تا پیکر پاک و مطهر شهدای پرافتخار دوران دفاع مقدس را بدرقه کنند.در شهر اهواز مردم در منطقه کوی ملت میزبان تشییع شهید گمنام ۳۶ ساله ای بودند که در عملیات خیبر در محل جزیره مجنون به شهادت رسیده و در ۱۷ اسفند سال گذشته نیز تفحص شده است.در اهواز همچنین شهید گمنام ١٦ ساله ای که در عملیات کربلای چهار در محل جزیره سهیل به شهادت رسیده و ۱۷ فروردین امسال تفحص شده است نیز با استقبال باشکوه مردم تشییع شد.دزفول شهر مقاومت و موشک نیز امروز بهره ای از سعادت میزبانی شهدا نصیبش شده و بخش میانرود این شهرستان میزبان شهید گمنام ١٩ ساله ای بود که در عملیات کربلای چهار در محل جزیره سهیل به شهادت رسیده و ۱۵ فروردین امسال هم تفحص شده است.شهید گمنام ٢١ ساله دیگری که در عملیات خیبر در محل جزیره مجنون به شهادت رسیده و ۲۹ دی ماه سال گذشته هم تفحص شده روی دست مردم بخش میانرود دزفول تشییع شد.حوزه علمیه خواهران دزفول هم میزبان شهید گمنام ٢١ ساله ای بود که در عملیات خیبر در محل جزیره مجنون به شهادت رسیده و ۱۵ اسفند سال گذشته نیز تفحص شده است.تهران و البرز، میزبان شهدای مدافع حرمدر شهرستان بهارستان استان تهران هم زمان با تشییع پیکر شهدای تازه تفحص شده امروز دومین یادواره شهدای مدافع حرم این شهرستان برگزار شد. این مراسم هم زمان با نماز ظهر و در مسجد صاحب الزمان(عج) صالحیه، ابتدای بلوار سی متری برگزار و حجت الاسلام والمسلمین علی سعیدیان در آن به سخنرانی پرداخت. در شهرستان پیشوا نیز برخی هیئت های مذهبی در مقابل آستان مقدس امام زاده جعفر(ع) اجتماع کردند و به عزاداری پرداختند. حال و هوای عزاداری در این شهرستان مذهبی با تشییع پیکر شهید مدافع حرم «خداداد جعفری» پرشورتر شد. عزاداران پیشوایی، پیکر این شهید را از میدان امام خمینی(ره) به سوی آستان مقدس امام زاده جعفر(ع) تشییع کردند. همچنین پیکر مطهر شهید مدافع حرم مختار حسین زاده هم زمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) در نظرآباد تشییع شد. شهید مختار حسین زاده از لشکر فاطمیون استان البرز به سوریه اعزام شده بود که بیست و هشتم خردادماه جاری توسط گروه های تکفیری به شهادت رسید.در مراسم تشییع این شهید بزرگوار که صبح امروز انجام شد، جمعی از مسئولان شهرستان و خانواده های معزز شهدا حضور داشتند. مراسم تشییع شهید حسین زاده در مصلی امام خمینی (ره) نظرآباد برگزار شد و در روستای «دنگیزک» به خاک سپرده شد.هرمزگان معطر شددر استان هرمزگان نیز هم زمان با شهادت امام جعفر صادق شهرستان بشاگرد به عطر پیکر چهار شهید گمنام معطر شد. سرهنگ محمود سلیمانی فرمانده سپاه شهرستان بشاگرد در گفتگو با مهر با اشاره به تشیع پیکر شهدای دفاع مقدس در شهرستان بشاگرد بیان داشت: مردم ولایت مدار وانقلابی شهرستان بشاگرد همانند ...

ادامه مطلب  

تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیون  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر سه شهید مدافع حرم تیپ فاطمیونتصاویر تشییع پیکر ...

ادامه مطلب  

تشییع آلاله ها از حرم رضوی تا مشهدالشهدا؛ ایران بار دیگر بهشتی شد  

درخواست حذف این مطلب
مسافرانی از جزیره «مجنون» و عملیات «خیبر» و «کربلای چهار» هوای شهرهای ایران را بهشتی کردند تا دل بی تاب مادرانی که سال ها انتظار کشیده اند آرام و قرار گیرد. به گزارش شفاف به نقل از مهر، هنوز تا تابستانی ترین روزهای تابستان در مردادماه چند روزی باقی است، روزهایی که تب داغ دومین ماه تابستان سرکش تر از هرروز می شود و داغ بر تن و جان می نشاند؛ اما التهاب بیست و نهمین روز تیرماه خودش حکایت داغ و فراق دیگری است.قرار است در تب داغ تیرماه مهمان بیاورند، کف دست هایش یخ کرده اما از چهره اش عرق می ریزد، چشم هایش بارانی و دهانش خشک شده است؛ پاهایش تاب وتوان ندارد اما چشم هایش همچنان تا ورودی شهر می دود و برمی گردد؛ سن و سالش حالا ۷۵ را هم رد کرده، ۳۴ سال انتظار کم نیست که از او زنی بیشتر از ۷۵ ساله بسازد؛ زنی که سال ها روزهایش تکرار هجر و فراغ بوده و حالا تام و تمام انتظار است...بچه هایی در آغوش مادران خود به جمعیت منتظران آمده اند که هیچ گاه جنگ را درک نکرده اند اما مادربزرگ ها و پدربزرگ های همیشه چشم انتظار خود را دیده اند و سراغ از کسی گرفته اند که در میان قاب گوشه طاقچه جا خوش کرده و انگار حالا حالاها قصد آمدن ندارد.«زهرا» از وقتی مادر خبر آمدن دایی کوچک خانواده را داده شوق وذوق دارد، شوق دیدار و آغوش دایی که همیشه از مهربانی هایش حرف وحدیث ها بوده است. تعجب می کند که چطور همه گمشده مادر را می شناسند و برای دیدار او آمده اند.چشم از جمعیت می گیرد و به تابوتی خیره می شود که روی دست مردم به سوی اش می آید، حواسش جمع نوشته روی تابوت می شود؛ «شهید گمنام»...پر از سؤال به مادرش نگاه می کند و او با چشم هایی پر از اشک می گوید: به دایی سلام کن!نوای «شهید گمنام سلام خوش اومدی مسافر من...» از گوشه و کنار جمعیت به گوش می رسد و زمزمه مردان و زنان حاضر در جمعیت می شود؛ مردان بی مهابا اشک می ریزند و به دنبال تابوت ها راهی می شوند، زنان سینه زنان کاروان جوانانی را استقبال می کنند که روزی با گل و اسفند و صلوات راهی جبهه ای کرده بودند و می دانستند شاید این سفر بازگشتی نداشته باشد.حالا امروز بعد از سال ها دوری بازگشته اند، کاروان تازه از راه رسیده از خیابان های شهر عبور می کند و می رود تا در مقبره شهدا ابدی شود، حالا که به سرزمین خود رسیده اند آرام می گیرند، حالا که خیالشان از امنیت مردم و جغرافیای سرزمینشان راحت است می توانند خستگی سفر را به در کنند.ایران زمین میزبان پیکر ۲۰۰ شهیدبنابراین گزارش، هم زمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) ایران اسلامی میزبان پیکر پاک ۲۰۰ شهید است.هویت ۳۲ پیکر شهید از ۲۰۰ شهیدی که در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) تشییع شدند، شناسایی شده استرئیس ستاد معراج شهدای مرکز گفت: هویت ۳۲ پیکر شهید از ۲۰۰ شهیدی که در سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) تشییع شدند، شناسایی شده است.سرهنگ ابراهیم رنگین با اشاره به تشییع سراسری پیکرهای مطهر شهدا در کشور، اظهار داشت: هم زمان با ایام سوگواری شهادت امام جعفر صادق(ع) در روز ۲۵ شوال مصادف با ۲۹ تیرماه ۹۶، پیکرهای مطهر ۲۰۰ شهید دوران دفاع مقدس در استان های مختلف کشور تشییع و به خاک سپرده شد.وی افزود: تاکنون هویت پیکر مطهر ۳۲ شهید از این ۲۰۰ شهید شناسایی شده است و مابقی آن ها به صورت گمنام در شهرهای مختلف کشور در این ایام دفن شدند.رنگین خاطرنشان کرد: اطلاع رسانی به خانواده ۲۵ تن از این شهدای تازه شناسایی شده در استان های اصفهان، کرمان، خوزستان، خراسان و مازندران انجام شده است و مشخصات مابقی شهدای شناسایی شده بعد از اطلاع به خانواده آنان اعلام خواهد شد.حرم رضوی میزبان آلاله های بهشتیهم زمان با سال روز شهادت امام جعفر صادق(ع) اجتماع بزرگ صادقیون، همراه با تشییع پیکر چهار شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) در مشهد برگزار شد.در سال روز شهادت امام صادق (ع) زائران و مجاوران بارگاه منور رضوی با حضور در اجتماع بزرگ صادقیون به عزاداری پرداختند. در این مراسم عزاداران پس از تجمع در میدان شهدا، برای عرض تسلیت به محضر حضرت علی ابن موسی الرضا(ع) به حرم مطهر رضوی مشرف شدند.در این مراسم همچنین پیکر مطهر چهار شهید مدافع حرم حضرت زینب (س) نیز تشییع شد. آیت الله سبحانی و آیت الله علم الهدی در این مراسم حضور داشتند.علاوه بر این هم زمان با سال روز شهادت امام صادق (ع) پیکر پاک شهید محمدجواد فهیمی از شهدای هشت سال دفاع مقدس در شهرستان قوچان تشییع شد.فرمانده سپاه ناحیه قوچان در گفت وگو با خبرنگار مهر، با اعلام این خبر اظهار کرد: هم زمان با سال روز شهادت امام صادق(ع)، مراسم تشییع پیکر پاک این شهید والامقام از ساعت ۹ و نیم صبح از محل بیمارستان شهدای قوچان تا میدان امام خمینی (ره) این شهر برگزار شد.علی اصغر صوفی افزود: پس از اقامه نماز توسط امام جمعه قوچان، پیکر شهید فهیمی در گلزار شهدای این شهر تدفین شد.طلبه شهید محمدجواد فهیمی فرزند مرحوم آیت الله شکرالله فهیمی سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر به شهادت رسید و پیکر پاک این شهید از شهدای جدید تفحص شده دفاع مقدس است که پس از ۳۴ سال به زادگاهش بازمی گردد. طواف شهدای زینبی گرد ضریح بانوی کرامتدر استان قم هم پیکر مطهر ۴ شهید مدافع حرم حضرت زینب عصر روز چهارشنبه با حضور اقشار مختلف مردم و خانواده های معظم شهدا از مسجد امام حسن عسکری(ع) به سمت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) تشییع شد.این شهدای مدافع حرم که به تازگی در مناطق عملیاتی کشور سوریه در برابر تکفیری های جنایتکار به درجه رفیع شهادت رسیدند پس از تشییع گرد ضریح مطهر بانوی کرامت طواف داده شدند.نماز میت توسط آیت الله سید محمد سعیدی تولیت حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه بر پیکر این چهار شهید اقامه شد و سپس به سمت بهشت معصومه منتقل و در جوار سایر شهدای مدافع حرم در قطعه ای مخصوص این شهدای گران قدر به خاک سپرده شدند.علاوه بر خانواده های این شهدای تعدادی از رزمندگان و هم سنگران آنان از تیپ زینبیون و فاطمیون نیز در این مراسم حضور داشتند.مشهد الشهدای ایران میزبان شهداصبح امروز ۱۴ شهید گمنام و ۴ شهید با نام در استان خوزستان مشهد الشهدای ایران روی دست مردم شهیدپرور و ولایتمدار این استان تشییع شد.مردم خوزستان امروز در گرمای بی سابقه این روزها که حرارتش جان از کف می برد با خونگرمی جاری در رگ های معرفتشان بازهم حضوری باشکوه در مراسم تشییع شهدای گمنام و با نام داشتند تا برگ زرینی دیگر بر افتخار میزبانی شهدا در مشهد شهدای ایران در تاریخ ثبت و ضبط شود.امروز میعادگاه رزمندگان هشت سال دفاع مقدس به عطر شهدا عطرآگین شده و زن، مرد، پیر، جوان، کودک و نوجوان آمده بودند تا از شهدا شفاعت بگیرند.مادران، همسران و خانواده شهدای خوزستانی و سایر مردم ولایتمدار این استان که در هشت سال جنگ تحمیلی میزبان رزمندگان غیور جای جای خاکی ایران اسلامی بودند امروز آمده بودند تا پیکر پاک و مطهر شهدای پرافتخار دوران دفاع مقدس را بدرقه کنند.در شهر اهواز مردم در منطقه کوی ملت میزبان تشییع شهید گمنام ۳۶ ساله ای بودند که در عملیات خیبر در محل جزیره مجنون به شهادت رسیده و در ۱۷ اسفند سال گذشته نیز تفحص شده است.در اهواز همچنین شهید گمنام ١٦ ساله ای که در عملیات کربلای چهار در محل جزیره سهیل به شهادت رسیده و ۱۷ فروردین امسال تفحص شده است نیز با استقبال باشکوه مردم تشییع شد.دزفول شهر مقاومت و موشک نیز امروز بهره ای از سعادت میزبانی شهدا نصیبش شده و بخش میانرود این شهرستان میزبان شهید گمنام ١٩ ساله ای بود که در عملیات کربلای چهار در محل جزیره سهیل به شهادت رسیده و ۱۵ فروردین امسال هم تفحص شده است.شهید گمنام ٢١ ساله دیگری که در عملیات خیبر در محل جزیره مجنون به شهادت رسیده و ۲۹ دی ماه سال گذشته هم تفحص شده روی دست مردم بخش میانرود دزفول تشییع شد.حوزه علمیه خواهران دزفول هم میزبان شهید گمنام ٢١ ساله ای بود که در عملیات خیبر در محل جزیره مجنون به شهادت رسیده و ۱۵ اسفند سال گذشته نیز تفحص شده است.تهران و البرز، میزبان شهدای مدافع حرمدر شهرستان بهارستان استان تهران هم زمان با تشییع پیکر شهدای تازه تفحص شده امروز دومین یادواره شهدای مدافع حرم این شهرستان برگزار شد. این مراسم هم زمان با نماز ظهر و در مسجد صاحب الزمان(عج) صالحیه، ابتدای بلوار سی متری برگزار و حجت الاسلام والمسلمین علی سعیدیان در آن به سخنرانی پرداخت.در شهرستان پیشوا نیز برخی هیئت های مذهبی در مقابل آستان مقدس امام زاده جعفر(ع) اجتماع کردند و به عزاداری پرداختند.حال و هوای عزاداری در این شهرستان مذهبی با تشییع پیکر شهید مدافع حرم «خداداد جعفری» پرشورتر شد. عزاداران پیشوایی، پیکر این شهید را از میدان امام خمینی(ره) به سوی آستان مقدس امام زاده جعفر(ع) تشییع کردند.همچنین پیکر مطهر شهید مدافع حرم مختار حسین زاده هم زمان با سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع) در نظرآباد تشییع شد. شهید مختار حسین زاده از لشکر فاطمیون استان البرز به سوریه اعزام شده بود که بیست و هشتم خردادماه جاری توسط گروه های تکفیری به شهادت رسید.در مراسم تشییع این شهید بزرگوار که صبح امروز انجام شد، جمعی از مسئولان شهرستان و خانواده های معزز شهدا حضور داشتند. مراسم تشییع شهید حسین زاده در مصلی امام خمینی (ره) نظرآباد برگزار شد و در روستای «دنگیزک» به خاک سپرده شد.هرمزگان معطر شددر استان هرمزگان نیز هم زمان با شهادت امام جعفر صادق شهرستان ...

ادامه مطلب  

چرا خوئینی ها، خاطرات هاشمی رفسنجانی را زیر سوال برد؟  

درخواست حذف این مطلب
ماجرا از این قرار است که پایگاه خبری «جماران» به نقل از کانال تلگرامی «سید محمد موسوی خوئینی ها» از شبهه ناک خواندن خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی توسط او خبر داد. خوئینی ها چنین نوشت:” خوانندۀ محترمی پرسیده اند: «آیا پس از رحلت امام خمینی (ره) شما خواهان ریاست بر قوۀ قضائیه بوده اید؟» خدا رحمت کند مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی را؛ با همۀ زحمت هایی که برای پیروزی انقلاب و پس از آن برای کشور و نظام کشید، و با همۀ رنج هایی که در این راه متحمل شد، یک چیزهایی هم داشت که البته منحصر به او هم نبود، همه کم وبیش دارند که گفته اند گل بی خار خداست.”اشاره موسوی خوئینی ها به طور ویژه به دو قطعه از خاطرات هاشمی است که به شخص او(خوئینی ها) مربوط می شود:«… به جلسۀ رسمی برای تحلیف رفتیم. آقای موسوی اردبیلی و موسوی خوئینی ها هم بودند. به نظر می رسد از جایگزینیِ آقای یزدی ناراحت اند…» (هاشمی رفسنجانی: کارنامه و خاطرات ۱۳۶۸: بازسازی و سازندگی، به اهتمام علی لاهوتی، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، ۱۳۹۱. ص ۲۷۱)«آقای موسوی خوئینی ها آمد؛ خودم ایشان را خواستم … از رهبری رنجیده، به خاطر اینکه ایشان را رئیس قوۀ قضائیه نکرده است» (همان، ص ۲۸۰)خوئینی ها مدعی است که در آن مقطع، یعنی سال ۶۸، بعد از رحلت حضرت امام(ره) و شروع زعامت رهبر معظم انقلاب آیت الله خامنه ای، هیچ چشم داشتی به منصب ریاست قوه قضاییه نداشته که از نرسیدن به آن دلخور بوده باشد. او از همین رو، با ذکر این دو نمونه، به تلویح، موثق بودن کل خاطرات هاشمی را محل احتیاط می داند:” در هر دو مورد، ایشان را تخطئه می کنم. اگرچه توصیه شده است که «أُذکروا موتاکم بالخیر» (از مرده هایتان به نیکی یاد کنید)، همین اندازه می گویم که اگر دیگر خاطرات ایشان تا این اندازه بی دقت باشد، در استفاده از آن ها همواره باید جانب احتیاط را در پیش گرفت.”آن چه که این اظهار نظر موسوی خوئینی ها را متمایز از انتقادات تاکنونی نسبت به خاطرات هاشمی می کند این است که تاکنون، عمدتا انتقادات به صحت برخی از روایات و خاطرات هاشمی مربوط به شخصیت هایی از جریان اصولگرا بوده است. البته انتقادات این چهره ها هم بیشتر مربوط به اصطلاحا «خاطرات شفاهی» و «مناسبتی» هاشمی می شد و نه خاطرات مکتوب و «روزنوشت». از شاخص ترین این نمونه انتقادات هم به خاطره هاشمی درباره “مخالفت حضرت امام با شعار «مرگ بر آمریکا»” و “ذکر خاطره از بانوی محترمه امام درباره تکلیف به مرحوم هاشمی برای حضور در انتخابات ۸۴ بود.اما سید محمد موسوی خوئینی ها از سران جریان اصلاحات است و در برخی منابع، از او با عناوینی چون «مرشد سیاسی اصلاحات»، «پدر معنوی اصلاحات»، «مرد خاکستری اصلاحات» و…. نام برده اند. این که در این برهه از زمان، که فعالان جریان اصلاحات در کنار جریان موسوم به اعتدال، قصد «اسطوره سازی» از هاشمی رفسنجانی را دارند و مرتب در مطبوعات و رسانه های خود از ایشان به عنوان «فیلسوف بزرگ سیاسی»، «معلم بزرگ سیاست و اخلاق» و یک «سیاستمدار الگو» یاد می کنند، یکی از لیدرهای اصلی جریان اصلاحات چنین صحت خاطرات ایشان را زیر سوال می برد، حائز اهمیت و قابل تامل است.البته نباید فراموش کرد که اختلاف و حتی عداوت جریان اصلاحات (چپ سابق) نسبت به مرحوم هاشمی امری قدیمی و ریشه دار است و آگاهان فن، نیک می دانند که در پس به به و چه چه هایی که امروز این جریان نثار هاشمی می کند، عمق و اخلاص چندانی وجود ندارد. به بیان دیگر، بخش عمده جریان اصلاحات (به ویژه جریان های رادیکالی چون مشارکتی ها و سازمان مجاهدین انقلاب) هیچ گاه دلشان با هاشمی به اصطلاح صاف نشد و در باطن خود هرگز دوستدار هاشمی نشدند، چرا که این جریان، مرحوم هاشمی را مسبّب و بانی اصلی به حاشیه رفتن خود در عرصه سیاست ایران در سال های پس از رحلت حضرت امام می دانند.دیر زمانی از آن دوران نگذشته که در آستانه انتخابات مجلس ششم (سال ۷۸)، مطبوعات «دوم خردادی» سیل ویرانگری از انتقاد، هجو، ناسزا و اتهامات سنگین را نثار هاشمی می کردند تا جلوی ورود او را به مجلس بگیرند و در این مسیر به صراحت به ان مرحوم انگ «فساد» و «آدمکشی» هم زدند (کتاب «عالیجناب سرخپوش» اکبر گنجی نماد این جریان بود).در سال های ۶۸ تا ۷۶، در فضای سنگینی که در حوزه فرهنگ در باب نقد هاشمی وجود داشت و نقد هاشمی تبعات سنگینی می توانست به دنبال داشته باشد، روزنامه «سلام»، متعلق به موسوی خوئینی ها مهم ترین صدای منتقد هاشمی (آن هم بیشتر در حوزه مسایل اقتصادی) بود. لازم به یادآوری است که سردبیر وقت سلام، عباس عبدی، به دلیل ستونی که در روزنامه به نقد عملکرد اقتصادی دولت هاشمی اختصاص می داد، توسط وزارت اطلاعات هاشمی بازداشت و چند ماه را در سلول انفرادی به سر برد! البته این در حالی بود که همزمان، «مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری» به ریاست موسوی خوئینی ها، تحت حمایت مادی و معنوی هاشمی رفسنجانی بود و خوئینی ها تمامی نیروهای مرکز را از چپی ها ...

ادامه مطلب  

تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضا  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه شهید دوران دفاع مقدس در شهرضاتصاویر تشییع پیکر نه ش ...

ادامه مطلب  

تصاویر/ مراسم تشییع شهدای ترور در مجلس  

درخواست حذف این مطلب
مراسم تشییع پیکر شهدای حادثه تروریستی تهران صبح امروز جمعه ۱۹ خرداد ماه با حضور حجت الاسلام حسن روحانی رئیس جمهور، علی ...

ادامه مطلب  

عکس: شب قدر در تهران/ عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: شب قدر در تهران| دیشب مراسم شب قدر در امامزاده ها، مساجد، حسینیه ها و اماکن متبرکه تهران برگزار شد. مردم تهران همزمان و هماهنگ با سایر مردم کشور، مراسم احیای شب قدر را به جا آوردند. عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر را در ادامه مشاهده کنید... عکس: شب قدر در تهران| دیشب مراسم شب قدر در امامزاده ها، مساجد، حسینیه ها و اماکن متبرکه تهران برگزار شد. مردم تهران همزمان و هماهنگ با سایر مردم کشور، مراسم احیای شب قدر را به جا آوردند. عکس های راز و نیاز مردم تهران در شب قدر را در ادامه مشاهده کنید... عکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهران| مراسم احیا شب قدرعکس: شب قدر در تهر ...

ادامه مطلب  

شوخی جالب رهبر انقلاب با فرزندان هاشمی »  

درخواست حذف این مطلب
پسر ارشد آیت الله هاشمی رفسنجانی مهمان برنامه دست خط شبکه پنجم سیما بود و گفت وگوی مفصل و جالبی با مجری این برنامه داشت. به گزارش ایلنا، محسن هاشمی رفسنجانی در برنامه دست خط شبکه پنجم سیما در پاسخ به این پزسش که شما نفر اول انتخابات شورای شهر تهران بودید؛ این اعتبار به فعالیت شما در مترو باز می گردد یا به اعتبار آیت الله هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: همه اعتبار ما از آیت الله هاشمی است. در پیگیری کارها شبیه مادر هستم او در پاسخ به این سوال که آقا محسن شبیه پدر است یا مادر، گفت: در پیگیری کارها شبیه مادر هستم. مادر در کارها بسیار جدی هستند و مجدانه پیگیرند البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی آن بود را هم کمی به ارث برده ام. کسی تبریک شاخصی به ما نگفت هاشمی با بیان اینکه بعد از پیروزی در انتخابات تبریک شاخصی به ما گفته نشد، گفت: خواهران و برادران همیشه در انتخابات شرکت می کردند اما توقع اینجا بود که ما اول بودیم و این رکورد را از دست ندهیم و البته رکورد بدی هم نبود که یک میلیون و 756 هزار رای داشتیم. آیتم مناسبی بودم عضو شورای شهر تهران در پاسخ به این سوال که این روزها به شدت درباره شهرداری زیره ذربین هستید، گفت: درباره موضوع شهرداری انتخاب آن تصمیم با اعضای شورای شهر است. پست های سطح بالا پست هایی نیست که شما برای آن تلاش کنید. این پست ها زحمت زیادی می طلبد و باید به دلایل انتخاب بررسی شود. دلیل اینکه در 4 سال گذشته من انتخاب شدم و با رای کمی از آقای قالیباف عقب ماندم این بود که مردم ترافیک و آلودگی هوا را عمده ترین معضل شهر تهران می دانند. من آیتم مناسبی بودم. در حال حاضر هم ممکن است اولویت شورای شهر به این موضوعات نباشد. اختلاف نظر بین شورای شهر و شورای اصلاح طلبان زیاد نیست هاشمی در پاسخ به این سوال که گفته می شود اختلاف نظرها در شورای شهر تهران زیاد است، گفت: معمولا در مسائل سیاسی این گونه است، کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل هماهنگی های مناسبی نداشته باشند. طبیعی است نظرات متعددی وجود دارد. شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری را جبهه ای ادامه دهد. البته کار سختی است چراکه تصمیم با شورای شهر است و این رای ها رای مخفی است. البته معتقدم اختلاف نظر بین شورای شهر و شورای اصلاح طلبان زیاد نباشد. شورای شهر و دولت از اختلافات ضرر می بیند او ادامه داد: این هنر سیاسی افراد است که بتوانند جبهه ای عمل کنند. این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود و اگر این گونه نشود قطعا می تواند تبعات اختلافی از همین الان ایجاد شود. بالاخره تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات شکل بگیرد شورای شهر و حتی دولت ضرر می بیند و امیدوارم بتواینم تصمیمات با اتحاد بگیریم و مشکلات مردم را حل کنیم. خانوادگی معتدل سیاسی هستیم عضو پنجمین شورای شهر تهران در پاسخ به این سوال که شما به جناح اصولگرا یا اصلاح طلب گرایش دارید، گفت: ما خانوادگی معتدل سیاسی هستیم و سعی داریم براساس اعتبار پدر همیشه فراجناحی عمل کنیم اما از نظر جایگاهی الان به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم ما در این حزب سیاست اعتدالی داریم. کارگزاران در حال حاضر از جبهه اصلاحات است اما این عملکرد اصولگرایان است که آنها را به آن سمت فشار می دهد. احمدی نژاد سعی داشت مترو را بهم بریزد هاشمی درباره عملکرد قالیباف در طول مدیریت شان در شهرداری تهران گفت: نکته مثبت قالیباف در عملگرایی است. او مدیری نیست که خود را در اتاق حبس کند و پای کار نیاید و این از حسن های قالیباف است که مدیر عمل گرایی بودند و البته در بعضی موارد واقع گرا بودند. در موضوع مترو برنامه محور بودند اما احمدی نژاد سعی داشت وضعیت مترو را بهم بریزد که شورای شهر به ما رای داد. احمدی نژاد منوریل را به قم تحمیل کرداو با بیان اینکه وقتی احمدی نژاد رییس جمهور شد منوریل را به قم تحمیل کرد، اظهارکرد: متاسفانه این پروژه همچنان مانده و کار نمی شود البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است اما بیشتر دلیل مشکلات برنامه ریزی است. مدیریت شهر تهران باید انسان محور باشد عضو حزب کارگزاران درباره انتقادش به قالیباف گفت: قالیباف همیشه در برنامه های حمل و نقل ترافیک برنامه ریزی شده عمل می کرد. معتقدم در مدیریت شهر تهران باید اولویت حمل ونقل به عمومی بوده و شهر انسان محور باشد چون پدیده مترو پدیده گرانی است و دولت باید به ساخت مترو کمک کند. متاسفانه درباره مترو دولت ها کمکی نمی کردند، در نتیجه نمی شد پیشرفت کرد. البته معقتدم از اعتبارات شهرداری بیشتر باید استفاده کنیم. یک سری افراد تهران را پیش خور کردند هاشمی درباره بدهی شهرداری تهران نیز توضیح داد: بدهی شهرداری تهران چند صورت است. یک سری از این بدهی ها به پیمانکاران است و یک سری دیگر بدهی به موسسات دولتی مانند بیمه ها است. یک سری بدهی نیز داریم که در شهرداری معروف به هلوگرامی یا تراکم فروشی است و در اختیار یک سری افراد است که در حقیقت پیش خور کردن شهر است. در کل بدهی شهرداری تهران بیش از 20 هزار میلیارد تومان است. فساد سازمان دهی شده در شهرداری تهران! او درباره مبارزه با فساد و رشوه خواری در شهرداری تهران نیز تصریح کرد: یک سری از فسادها در شهرداری تهران اقدامات برخی افراد برای پیروزی برخی پیمانکاری در مناقصات است یا کارشناسی های غیراصولی که متاسفانه این اقدامات سازمان دهی شده است و باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی برخورد شود. یک سری فسادها نیز رایج شده بحث زیرمیزی است و این کار برای سرعت دادن به کار مردم است. می توانیم جلوی فسادها را بگیریم عضو شورای شهر تهران با بیان اینکه قوانین و بخشنامه های شهرداری بسیار زیاد است، گفت: ازدیاد این بخشنامه ها باعث شده مجریان برای اجرای آنها راهکارهای زیادی داشته باشند. با هوشمند کردن شهرداری و مکانیزه کردن آن و کم کردن بخشنامه ها می توانیم جلوی این فسادها را بگیریم. هماهنگی دولت هاشمی و شهرداری کرباسچی هاشمی در پاسخ به این سوال که شورای شهر و شهرداری در این دوره با دولت همسویی دارند، به نظر شما این همسویی می تواند مشکلات را کمتر کند، اظهارکرد: تنها دوره ای که دولت با شهرداری رویه مثبتی داشت دوره کرباسچی و ریاست جمهوری آیت الله هاشمی بود که هماهنگی بسیار زیادی بین دولت و شهرداری تهران وجود داشت و در برخی مواقع باعث اعتراض برخی افراد می شد. بعد از آن دوره شورای شهر نتوانست شهردار خوب و قاطع را پیدا معرفی کند و در ادامه نیز منجر به تشکیل شورای هر جدید و شهردار شدن احمدی نژاد شد. احمدی نژاد از همان ابتدا برای ریاست جمهوری فعالیت می کرد او ادامه داد: احمدی نژاد از همان ابتدا برای ریاست جمهوری فعالیت می کرد و این فعالیت ها در شهرداری باعث اختلاف بین شهرداری و دولت می شود. شهردار نباید فعالیت هایش را برای رشد خود انجام دهد. او باید به شهر خدمت می کند و یکی از خواسته های شورای شهر این است که شهرداری که انتخاب می شود برای ریاست جمهوری اقدام نکند و بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در دولت شرکت کند. من نظرم این است که این اتفاق بیفتد. قرائت خطبه مترو توسط آیت الله هاشمی در نماز جمعه عضو شورای شهر تهران با بیان اینکه سال های زیادی با قالیباف کار کردم و با کرباسچی کار کردم و هر دوی این افراد عملگرا بودند، گفت: قبل از انقلاب مترو زیر نظر شهرداری بود اما پس از انقلاب به دلیل اینکه قرار بود مترو ادامه نداشته باشد به دولت واگذار شد چراکه افرادی که در آن موقع دلواپس بودند با عدم فعالیت مترو موافق بودند و می گفتند چرا باید پول خرج کنیم و با عدم فعالیت مترو جلوی هجرت مردم به تهران را می گیریم. عده ای نیز می گفتند چرا باید مترو بسازیم در حالیکه تهران فاضلاب ندارد و البته کسانی هم معتقد بودند ما قدرت اجرایی و عملی مترو را نداریم. آن زمان آیت الله هاشمی رییس مجلس بود و تصویب شد تهران هم مترو می خواهد و هم فاضلاب و چون با این لایحه مجلس مخالفت شد ابوی در نماز جمعه خطبه ای خواندند که به خطبه مترو معروف شد و گفتند نه تنها تهران مترو می خواهد بلکه همه کلانشهرهای کشور مترو می خواهند. مشکل قالیباف بود، نه من! هاشمی درباره موضوع استعفایش در سال 89 گفت: هر شهرداری که به شهرداری می آمد من ابتدا استعفا می دادم تا دست شهردار برای مدیریت مترو باز باشد. احمدی نژاد اواخر کارش در شهرداری بداخلاقی می کرد اما تا قبل از آن همیشه رفتار خوبی داشت. قالیباف هم که آمد من استعفا دادم تا دستش باز باشد. ماجرای استعفای سال 89 این بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که اگر من مدیرعامل نباشم شاید دولت کمک کند این طور وانمود شده بود که دولت به دلیل حضور من در هیات مدیره اعتبارات مترو را پرداخت نمی کند. البته من گفتم مشکل من نیستم مشکل خود قالیباف است که احمدی نژاد اعتبارات را پرداخت نمی کند. عقلانی ام تا محافظه کار او در پاسخ به این سوال که آیا می گویند محسن هاشمی در مواضع سیاسی محافظه کار است، گفت: این موضوع را قبول ندارم. من با عقلانیت حرف می زنم و ممکن است برای اطرافیان این حس ایجاد شود که من محافظه کار هستم. معتقدم همیشه باید پشت پرده مسائل بررسی شود، از همین رو در همه زمینه ها اظهارنظر نمی کنم و فقط در زمینه هایی که تخصص دارم صحبت می کنم؛ مثلا درباره خط 7 مترو که در تخصص من است فقط دو جمله گفتم. گریه ماموران ساواک در زندان پسر ارشد آیت الله هاشمی درباره نخستین خاطره از پدرش گفت: من سه یا چهار ساله بودم که ابوی را زندان برده بودند. روزی برای ملاقات رفتیم. من به سمت پدر رفتم و ایشان را بغل کردم و دوست نداشتم ایشان را رها کنم و این با مخالفت ماموران مواجه شد ...

ادامه مطلب  

پیکر پاک ۱۷ شهید دفاع مقدس در خوزستان تشییع می شود + مشخصات و جزئیات تشییع - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیم از اهواز، همزمان با سالروز شهادت حضرت امام جعفرصادق(ع) ششمین ستاره تابناک آسمان امامت و ولایت پیکر پاک و مطهر 17 تن از شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس در نقاط مختلف استان خوزستان تشییع می شود.از این شهدای والامقام دوران هشت سال دفاع مقدس پیکر مطهر 4 تن از آنها پس از سال ها غربت و بی نشانی شناسایی شد و 13 تن دیگر نیز گمنام هستند.بازگشت غواص شهیدیکی از این شهدا شهید عبدالکریم کجبافی(کجباف) فرزند محمدمهدی از رزمندگان اهوازی است که در 4 دی ماه سال 1365 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسید و پیکر مطهرش تا کنون به وطن بازنگشته بود.پیکر مطهر این دلیرمرد خوزستانی که در 18 دی ماه سال 1346 در اهواز دیده به جهان گشود در منطقه عملیاتی ام الرصاص تفحص شد و از طریق فرودگاه بین المللی اهواز به زادگاهش انتقال یافت.پیکر پاک این شهید صبح روز پنج شنبه 29 تیر ماه از ساعت 8 از مقابل حسینیه ثارالله اهواز واقع در چهار راه آیت الله طالقانی تشییع می شود و در قطعه گلزار شهدای اهواز آرام می گیرد.رجعت شهید بهبهانی پس از 34 سالیکی از این شهدای والامقام شهید سید ماندنی موسوی فرزند سید حمدالله است که در تاریخ دهم خرداد ماه سال 1343 در شهرستان بهبهان و دیار سردار سرلشکر شهید اسماعیل دقایقی دیده به جهان گشود.این دلیرمرد خوزستانی در زمان هجوم دشمن به خاک ایران اسلامی پا به پای رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل حضور یافت و در روز پنجم اسفند ماه سال 1362 در عملیات خیبر به فیض شهادت نائل شد.شهید سید ماندنی موسوی در حالی که 19 بهار از زندگی بابرکتش سپری شده بود در منطقه عملیاتی جزیره مجنون آسمانی شد و نام خود را در زمره شهدای اسلام به ثبت رساند.این ثلاله زهرا(س) از زمان شهادت تا کنون جزو شهدای جاویدالاثر استان خوزستان بود و پیکر پاکش پس از 34 سال به خاک وطن بازگشت.بازگشت شهید عملیات خیبریکی دیگر از این شهدای والامقام شهید رضا شجاعی فرزند ماندنی نام دارد که در تاریخ 9 خرداد سال 1341 به دنیا آمد و در زمان تجاوز رژیم بعث عراق به خاک پاک ایران به جبهه اعزام شد.این جوان دلیر پس از حضور در جبهه در تاریخ هشتم اسفند سال 1362 در عملیات خیبر شربت شهادت را نوشید و آسمانی شد.شهید رضا شجاعی در سن 21 سالگی در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به فیض شهادت نائل شد و پیکر مطهرش از آن زمان تاکنون بی نشان بود.سرانجام پس از سال ها غربت و بی نشانی پیکر رزمنده دلیر اسلام شهید رضا شجاعی توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح تفحص شد و پس از 34 سال به خاک پاک وطن بازگشت.آئین تشییع پیکر پاک این 2 شهید والامقام در روز پنج شنبه 29 تیر ماه همزمان با سالروز شهادت رئیس مذهب جعفری با حضور اقشار مختلف مردم به ویژه خانواده های معظم شهدا از ساعت 9:30 صبح آغاز می شود.پیکر پاک شهدای دفاع مقدس از کنار مزار 5 شهید گمنام آرمیده در پارک شهید شریف نیای بهبهان تشییع می شود و تا گلزار شهدا ادامه دارد.شهیدی از پایتخت مقاومت ایرانشهید غلامحسین دیمی فرزند حسن نیز یکی دیگر از شهدای شناسایی شده خوزستان است که در تاریخ 15 مرداد ماه سال 1340 دیده به جهان گشود و در دوران دفاع مقدس به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد.این دلیرمرد خوزستانی پس از حضور در جبهه های نور علیه ظلمت در تاریخ 25 تیر ماه سال 1361 در عملیات رمضان به شهادت رسید و در زمره شهدای جاویدالاثر قرار گرفت.شهید غلامحسین دیمی در سن 21 سالگی در منطقه عملیاتی شرق بصره کتیبان به فیض شهادت نائل آمد که پیکر مطهرش پس از 35 سال شناسایی شد و به همراه دیگر شهدا از طریق فرودگاه بین المللی اهواز به خاک پاک خوزستان بازگشت.این شهید نیز صبح روز پنج شنبه 29 تیر ماه از آستانه متبرکه حضرت محمد بن موسی الکاظم(ع) معروف به سبزقبا در خیابان امام خمینی(ره) شمالی دزفول به طرف چهار راه آیت الله قاضی(ره) تشییع می شود.میزبانی ابوالعباس از سه لاله بی نشانهمزمان با سالروز شهادت صادق آل محمد(ع) باغملک زادگاه سردار شهید صحنعلی تاراس و سردار شهید تاج محمد پرویزی میزبان 3 شهید گمنام دوران دفاع مقدس می شود.یکی از این شهدای دفاع مقدس شهید 20 ساله ای است که در عملیات رمضان در تابستان سال 1361 در نبرد با دشمنان شهید شد.این جوان دلیر در منطقه عملیاتی پاسگاه زید شربت شهادت نوشید و پس از 35 سال پیکر پاکش میهمان مردم دیار ابوالعباس باغملک می شود.یکی دیگر از این شهدای والامقام شهید گمنامی است که در زمان شهادت 17 سال سن داشت و در اسفند ماه سال 1362 در عملیات خیبر آسمانی شد.این جوان ایرانی در منطقه عملیاتی جزایر مجنون به فیض شهادت نائل شد و پس از 34 سال پیکر پاکش توسط کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح تفحص شد و به خاک وطن بازگشت.لاله بی نشان دیگر نیز جوانی 20 ساله است که در اسفند ماه سال 1363 در عملیات بدر به شهادت رسید و نام خود را در زمره شهدای اسلام ثبت کرد.این رزمنده جوان در منطقه عملیاتی شرق دجله آسمانی شد و پیکر پاکش با گذشت 33 سال به وطن بازگشت تا در خاک شهیدپرور باغملک آرام گیرد.آئین نورانی تشییع پیکر پاک این 3 شهید گمنام روز پنج شنبه 29 تیرماه همزمان با 25 شوال سال 1438 هجری قمری و سالروز شهادت حضرت امام جعفرصادق(ع) از ساعت 17 از مرکز دهستان ابوالعباس آغاز می شود.میزبانی تیپ اما ...

ادامه مطلب  

پیکر پاک ۱۷ شهید دفاع مقدس در خوزستان تشییع می شود + مشخصات و جزئیات تشییع  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، همزمان با سالروز شهادت حضرت امام جعفرصادق(ع) ششمین ستاره تابناک آسمان امامت و ولایت پیکر پاک و مطهر 17 تن از شهدای دوران هشت سال دفاع مقدس در نقاط مختلف استان خوزستان تشییع می شود.از این شهدای والامقام دوران هشت سال دفاع مقدس پیکر مطهر 4 تن از آنها پس از سال ها غربت و بی نشانی شناسایی شد و 13 تن دیگر نیز گمنام هستند.بازگشت غواص شهیدیکی از این شهدا شهید عبدالکریم کجبافی(کجباف) فرزند محمدمهدی از رزمندگان اهوازی است که در 4 دی ماه سال 1365 در عملیات کربلای 4 به شهادت رسید و پیکر مطهرش تا کنون به وطن بازنگشته بود.پیکر مطهر این دلیرمرد خوزستانی که در 18 دی ماه سال 1346 در اهواز دیده به جهان گشود در منطقه عملیاتی ام الرصاص تفحص شد و از طریق فرودگاه بین المللی اهواز به زادگاهش انتقال یافت.پیکر پاک این شهید صبح روز پنج شنبه 29 تیر ماه از ساعت 8 از مقابل حسینیه ثارالله اهواز واقع در چهار راه آیت الله طالقانی تشییع می شود و در قطعه گلزار شهدای اهواز آرام می گیرد.رجعت شهید بهبهانی پس از 34 سالیکی از این شهدای والامقام شهید سید ماندنی موسوی فرزند سید حمدالله است که در تاریخ دهم خرداد ماه سال 1343 در شهرستان بهبهان و دیار سردار سرلشکر شهید اسماعیل دقایقی دیده به جهان گشود.این دلیرمرد خوزستانی در زمان هجوم دشمن به خاک ایران اسلامی پا به پای رزمندگان در جبهه های حق علیه باطل حضور یافت و در روز پنجم اسفند ماه سال 1362 در عملیات خیبر به فیض شهادت نائل شد.شهید سید ماندنی موسوی در حالی که 19 بهار از زندگی بابرکتش سپری شده بود در منطقه عملیاتی جزیره مجنون آسمانی شد و نام خود را در زمره شهدای اسلام به ثبت رساند.این ثلاله زهرا(س) از زمان شهادت تا کنون جزو شهدای جاویدالاثر استان خوزستان بود و پیکر پاکش پس از 34 سال به خاک وطن بازگشت.بازگشت شهید عملیات خیبریکی دیگر از این شهدای والامقام شهید رضا شجاعی فرزند ماندنی نام دارد که در تاریخ 9 خرداد سال 1341 به دنیا آمد و در زمان تجاوز رژیم بعث عراق به خاک پاک ایران به جبهه اعزام شد.این جوان دلیر پس از حضور در جبهه در تاریخ هشتم اسفند سال 1362 در عملیات خیبر شربت شهادت را نوشید و آسمانی شد.شهید رضا شجاعی در سن 21 سالگی در منطقه عملیاتی جزیره مجنون به فیض شهادت نائل شد و پیکر مطهرش از آن زمان تاکنون بی نشان بود.سرانجام پس از سال ها غربت و بی نشانی پیکر رزمنده دلیر اسلام شهید رضا شجاعی توسط کمیته جستجوی مفقودین ستاد کل نیروهای مسلح تفحص شد و پس از 34 سال به خاک پاک وطن بازگشت.آئین تشییع پیکر پاک این 2 شهید والامقام در روز پنج شنبه 29 تیر ماه همزمان با سالروز شهادت رئیس مذهب جعفری با حضور اقشار مختلف مردم به ویژه خانواده های معظم شهدا از ساعت 9:30 صبح آغاز می شود.پیکر پاک شهدای دفاع مقدس از کنار مزار 5 شهید گمنام آرمیده در پارک شهید شریف نیای بهبهان تشییع می شود و تا گلزار شهدا ادامه دارد.شهیدی از پایتخت مقاومت ایرانشهید غلامحسین دیمی فرزند حسن نیز یکی دیگر از شهدای شناسایی شده خوزستان است که در تاریخ 15 مرداد ماه سال 1340 دیده به جهان گشود و در دوران دفاع مقدس به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد.این دلیرمرد خوزستانی پس از حضور در جبهه های نور علیه ظلمت در تاریخ 25 تیر ماه سال 1361 در عملیات رمضان به شهادت رسید و در زمره شهدای جاویدالاثر قرار گرفت.شهید غلامحسین دیمی در سن 21 سالگی در منطقه عملیاتی شرق بصره کتیبان به فیض شهادت نائل آمد که پیکر مطهرش پس از 35 سال شناسایی شد و به همراه دیگر شهدا از طریق فرودگاه بین المللی اهواز به خاک پاک خوزستان بازگشت.این شهید نیز صبح روز پنج شنبه 29 تیر ماه از آستانه متبرکه حضرت محمد بن موسی الکاظم(ع) معروف به سبزقبا در خیابان امام خمینی(ره) شمالی دزفول به طرف چهار راه آیت الله قاضی(ره) تشییع می شود.میزبانی ابوالعباس از سه لاله بی نشانهمزمان با سالروز شهادت صادق آل محمد(ع) باغملک زادگاه سردار شهید صحنعلی تاراس و سردار شهید تاج محمد پرویزی میزبان 3 شهید گمنام دوران دفاع مقدس می شود.یکی از این شهدای دفاع مقدس شهید 20 ساله ای است که در عملیات رمضان در تابستان سال 1361 در نبرد با دشمنان شهید شد.این جوان دلیر در منطقه عملیاتی پاسگاه زید شربت شهادت نوشید و پس از 35 سال پیکر پاکش میهمان مردم دیار ابوالعباس باغملک می شود.یکی دیگر از این شهدای والامقام شهید گمنامی است که در زمان شهادت 17 سال سن داشت و در اسفند ماه سال 1362 در عملیات خیبر آسمانی شد.این جوان ایرانی در منطقه عملیاتی جزایر مجنون به فیض شهادت نائل شد و پس از 34 سال پیکر پاکش توسط کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح تفحص شد و به خاک وطن بازگشت.لاله بی نشان دیگر نیز جوانی 20 ساله است که در اسفند ماه سال 1363 در عملیات بدر به شهادت رسید و نام خود را در زمره شهدای اسلام ثبت کرد.این رزمنده جوان در منطقه عملیاتی شرق دجله آسمانی شد و پیکر پاکش با گذشت 33 سال به وطن بازگشت تا در خاک شهیدپرور باغملک آرام گیرد.آئین نورانی تشییع پیکر پاک این 3 شهید گمنام روز پنج شنبه 29 تیرماه همزمان با 25 شوال سال 1438 هجری قمری و سالروز شهادت حضرت امام جعفرصادق(ع) از ساعت 17 از مرکز دهستان ابوالعباس آغاز می شود.می ...

ادامه مطلب  

پروفایل شب قدر: عکس نوشته| پروفایل شب شهادت حضرت علی (ع) / جدید  

درخواست حذف این مطلب
پروفایل شب قدر| عکس نوشته ها برای پروفایل شب شهادت حضرت علی (ع) تصاویر مناسبی اند. در ادامه مجموعه عکس نوشته برای پروفایل شب قدر و عکس پروفایل شب شهادت حضرت علی (ع) را مشاهده کنید. پروفایل شب قدر| عکس نوشته های زیر را هنرمندان با استفاده از حدیث «فزتُ و ربِّ الکعبة» حضرت علی (ع) طراحی کرده اند.بیشتر بخوانید:متن ادبی شب قدرعکس پروفایل شب قدرعکس شب قدر در حرم امام رضاپروفایل شب قدر: عکس نوشته| پروفایل شب شهادت حضرت علی (ع)| عکس نوشته یاعلیپروفایل شب قدر: عکس نوشته| پروفایل شب شهادت حضرت علی (ع)| عکس نوشته فزت و رب الکعبهپروفایل شب قدر: عکس نوشته| پروفایل شب شهادت حضرت علی (ع)| عکس نوشته فزت و رب الکعبهپروفایل شب قدر: عکس نوشته| پروفایل شب شهادت حضرت علی (ع)| عکس نو ...

ادامه مطلب  

تشییع پیکرشهید گمنام در پارک کوهستانی دراک شیراز  

درخواست حذف این مطلب
مجلس دولت احزاب و تشکل ها دفاعی امنیتی تحولات منطقه سیاست خارجی برنامه های ویژه خبری سایر حوزه ها عناوین کل اخبار سیاسی بین الملل ایران خاورمیانه اروپا و آمریکا اقتصاد بین الملل داعش کافه بین الملل عناوین کل اخبار بین الملل شهری حوادث و انتظامی رفاه و تعاون باشگاه شبانه دنیای ارتباطات محیط زیست حقوقی قضایی ازدواج و خانواده نظام وظیفه جوانکـده ...

ادامه مطلب  

شهردار آینده تهران نباید به فکر ریاست جمهوری باشد/در قصه دانشگاه آزاد و وزارت علوم حق را به دانشگاه آزاد می دهم/قالیباف عمل گرا است  

درخواست حذف این مطلب
محسن هاشمی رفسنجانی مهمان برنامه دست خط شبکه پنجم سیما بود و گفت وگوی مفصل و جالبی با مجری این برنامه داشت.انتقاد محسن هاشمی رفسنجانی از گسترش لابی گری در شورای شهراحتمال استعفای محسن هاشمی از عضویت در شورای شهر تهران تکذیب شدبه گزارش ایسکانیوز محسن هاشمی رفسنجانی منتخب شورای پنجم شهر تهران مهمان این هفته برنامه دستخط بود. ماجرای کناره گیری احمدی نژاد به نفع هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ و نظر او در خصوص اختلافات وزارت علوم و دانشگاه آزاد از جمله موضوعات مطرح شده این برنامه بود.مشروح گفتگوهای این برنامه را در متن ذیل آمده است:فکر می کردید در تهران نفر اول شوید؟البته در گذشته خیر، ولی بعد از اتفاقاتی که رخ داد و در یک ماه اخیر نظرسنجی ها چنین چیزی را نشان می داد.در مقدمه هم گفتم که بخشی از اعتبار شما متعلق به حاج آقا است. بخشی هم خدمات شماست. فکر می کنید نسبت این دو چطور است؟هاشمی: شما گفتید بخشی از اعتبار و من می گویم همه اعتبار من از تلاش ایشان است.آقای محسن هاشمی بیشتر شبیه پدر هستند یا مادر؟در عصبانیت و پیگیری کارها گهگاهی شبیه مادر هستیم. مادر در کارها جدی تر هستند. اگر کاری انجام نشود پیگیری می کنند و پیگیری ها مجدانه است و گهگاهی برای اجرای آن کار عصبانی می شوند و از این جهت به ایشان رفتیم. البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی ایشان بود را داریم. البته این امر را مردم یا نزدیکان بگویند.نخستین تبریک را بعد از اول شدن در شورای شهر چه کسی به شما گفت؟می توان گفت کسی به ما تبریک نگفت. تبریک ویژه ای که شاخص باشد مطرح نبود.واکنش برادران و خواهران چطور بود؟آنها از این جهت تبریک می گفتند که وقتی ابوی در انتخابات شرکت می کردند پیش آمده بود اول شده بودند یا معمولا شاخص بودند و انتخاباتی هم فائزه شرکت کرده بود و دوم شده بود... البته شایعه شده بود که اول شده است.پیش آقای بشارتی وزیر کشور دولت دوم آیت الله هاشمی، بودیم. ایشان به آیت الله خیلی ارادت داشتند و دارند. صحبت همان انتخابات مجلس شد و می گفتند خانم فائزه هاشمی دوم شد و آقای ناطق در تهران اول شد. می گفت هر زمانی نزد آقای هاشمی می رفتیم و حاج خانم هم بودند یکسره به من می گفتند شما درست عمل نکردید و در آرا دست بردند و فائزه دوم شد. تا اندازه ای به من می گفتند و من یک بار ناراحت شدم و گفتم حاج خانم اینطور نیست؛ به حاج اقا گله کردم و ایشان از ما دلجویی کرد.حاج خانم گهگاه این ذهنیت را داشت و افراد همیشه گمان می کنند اول هستند.من فکر می کنم حاج خانم روی فرزندان خود حساس هستند.بله. مادران اکثرا چنین هستند و برخی بروز بیرونی دارند و برخی ندارند. توقع از این بود که اینجا هم ما اول شویم.اگر شما اول نمی شدید ممکن بود این ماجرا اتفاق بیفتد؟توقع این بود که این رکورد را در خانواده از دست ندهیم. از ما این توقع وجود داشت. البته رکورد بدی نبود. چون نسبت به تهران عدد مناسبی بود.چه میزان بود؟یک میلیون و ۷۵۶ هزار رای بود.رای قابل توجهی بود؛ به شما تبریک می گوییم. سراغ این روزها برویم. این روزها شما به شدت درباره شهرداری تهران زیر ذره بین هستید.موضوع شورای شهر بعد از انتخاب اعضا، تصمیم با اعضای شورای شهر است.جایی شنیدم که گفتید به این شرط استعفا می دهم که اول اجماع روی من باشد بعد استعفا بدهم؛بحث شخص من نیست. پست های سطح بالا پست هایی نیست که برای آن تلاش کنید.قطعا چنین است. تلاش شما را نمی گویم. فشارهایی را می گویم که از جاهای مختلف وارد می کنند تا شما حتما این را بپذیرید.معمولا این گونه پست ها واقعا زحمت زیادی می طلبد و نگاه ها روی شما است. باید به دلایلی که نسبت به من این لطف وجود داشت توجه داشت. در گذشته من نامزد شورای شهر شدم و با آقای قالیباف رقابت کردیم.دلیل این که ان زمان من انتخاب شدم فکر می کنم هنوز هم بتوان آن را مطرح کرد، این بود که وقتی از مردم تهران سوال می شود مشکل تهران چه است اولویت یک آلودگی هوا و ترافیک است، عمده این کار جزو تخصص های من بود، چون عمده این کار راه آهن شهری بود و جزو تخصصهای من بود، اگر شهرداری و شورای شهری باشد که برنامه هایش را بر اساس حل معضل ترافیک و مسائل مربوط به آلودگی هوا بگذارد من آلترناتیو مناسبی در دوره قبل بودم که وارد رقابت هم شدم. این دوره شاید بتوانند فرد دیگری را پیدا کنند که چنین خصوصیاتی شبیه به خصوصیات من داشته باشد یا اولویت شورای شهر برای این مسائل نباشد.مثلا ممکن است ذهن شورای شهر به این سمت برود که باید مسائل شهرسازی و بافت فرسوده را اولویت قرار دهیم و شهر را از نظر شهرسازی به سیتسم مناسبی بازگردانیم.اینکه می گویند اختلاف نظرها در شورای شهر تهران قدری بین اعضای شورا زیاد است و یکسری سمت طیف کارگزاران رفتند و یکسری سمت حزب دیگری رفتند. چنین چیزی صحت دارد؟معمولا در مسائل سیاسی کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل وقتی افراد مختلف و احزاب مختلف وارد کار می شوند، ممکن است هماهنگی های اینها آنطور که گمان می کنند مناسب نباشد. لذا طبیعی است که احزاب مختلفی که عضو جبهه اصلاحات هستند نظرات متفاوتی نسبت به شهردار داشته باشند.شورای اصلی که اینها را چیده است ورود نمی کند؟شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری در مورد شهردار را جبهه ای ادامه دهد. این کار سختی است. زیرا تصمیم با شورا نیست و با افرادی است که در شورای شهر الان حضور یافتند و معمولا این گونه رای دادن ها رای مخفی است ولی من فکر می کنم اختلاف در آن حد نباشد.با توضیحاتی که شما می گویید الزاما تصمیمات اعضای منتخب شورای شهر نمی تواند آن جبهه ای که آمده این لیست را تنظیم کرده است راضی نگاه دارد.این هنر سیاسی افراد است. در سیاست مداری هنر شما در این کارها است. اینها اگر بتوانند مجددا جبهه ای عمل کنند و تصمیم را جبهه ای بگیرند این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود. ولی اگر نتوانند دور هم جمع شوند و تصمیم را بدون اختلاف بگیرند می تواند تبعات اختلافی از همین الان بروز کند و امیدواریم چنین نشود.تجربه تلخی در دوره اول شوراها داریم که در اختیار طیف اصلاح طلبان بود، انحلال شورا بود. مردم امیدوارند چنین نشود.تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات در آن شکل گیرد مردم و کشور ضرر خواهند کرد. دولت هم دچار مشکل می شود.چون مردم با یک امیدی به این طیف رای دادند.امیدواریم به سمتی برویم که بتوانیم تصمیمات با اتحاد بگیریم که در نتیجه مشکلات مردم را حل کنیم.آقای محسن هاشمی رفسنجانی میان احزاب مختلف موجود کشور که دو دسته مشخص اصولگرا و اصلاح طلب را داریم، به کدام طرف خود را متمایل می بیند؟اصولا خانوادگی از معتدلین سیاسی کشور هستیم و سعی ما بر این است که اعتباری که گفتید از ابوی به ما دادند، فراجناحی عمل کنیم ولی از نظر جایگاهی من به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم و سمت ریاست شورای مرکزی آنجا را دارم. در همین حزب هم سیاست اعتدالی داریم.عملا سیاست این حزب زیرمجموعه اصلاح طلبان محسوب می شود.بله. کارگزاران الان جزو جبهه اصلاحات قرار گرفتند. به نظرم عملکرد اصولگرایان و یا تبلیغات کاذب بوده که اینها را به آن سمت فشار می دهد. برخی از افراد نمی خواهند در یک جبهه ای قرار گیرند که بعدا... همه می خواهند در جبهه اعتدالی باشند.آقای محمد هاشمی عموی شما حالشان بهتر است؟بله. خیلی بهتر هستند، رفع شده است.از بنیانگذاران کارگزاران سازندگی بودند.بله. هیات موسسی داشتند که ایشان هم جزو آن بودند.ایشان جدا شدند. علت را می دانید؟مواردی مطرح شد و من هم دلایلی را می دانم ولی صلاح نمی دانم الان مطرح کنم.مهم ترین انتقادشان را هم نمی توانید بگویید؟خیر. اصلا نمی خواهم وارد این موضوع شوم.آقای قالیباف را می توان گفت شیخ الشهرداران است. ۱۲ سال سابقه شهرداری دارند. عملکرد ایشان را چطور می بینید؟ نقاط قوت و ضعف ایشان چه بوده است؟آقای قالیباف نقطه مثبت اش در عمل گرایی است. این یک نقطه مثبت در یک مدیر است که خود را در اتاق در بسته حبس نکند و کارها را به دیگران واگذار نکند و تنها به خود توجه نداشته باشد. پای کار بیاید و این از حسن های آقای قالیباف است که مدیر عملگرا است. در برخی موارد واقع گرایی را می توان در او به وضوح دید و می توان گفت...مشاوره پذیر بود؟در موضوع مترو همیشه ایشان برنامه محور بود. وقتی برنامه ها را اعلام می کردیم ایشان سعی نمی کردند برنامه را برهم بزنند. مثلا آقای احمدی نژاد همان دو سالی که آمدند موضوع مونوریل و قطار هوایی را به گونه ای مطرح کردند که وضعیت مترو را به هم می ریخت و من مقاومت شدیدی کردم و اجازه ندادم.که آخر هم شورای شهر اصولگرا به نظر شما رای دادند.بله. در جلسه رفتم و محکم ایستادم. از نظر کارشناسی بحث زیادی شد و خوشبختانه طرح آقای احمدی نژاد رای نیاورد، در شورای شهری که آقای چمران رئیس بود. خود ایشان – احمدی نژاد – هم آمد و توضیح داد...همان موقع طرح مونوریل به قم رفت؟خیر. وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند از ابزار وزارت کشور استفاده کردند و شورای عالی شهرسازی و مونوریل را به قم تحمیل کردند.الان هم همین طور باقی مانده است؟بله. روی هوا مانده، البته مونوریل بر تهران هم تحمیل شد البته آقای قالیباف پایه را چیدند و جمع کردند ولی مونریل قم چون پیشرفته تر است نمی توان برید و دور انداخت و باید فکر اساسی درباره آن شود.همینجور افتاده است؟بله. روی آن کار نمی شود. البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است ولی خود مونوریل از نظر طراحی دچار مشکل است، چرا که وسط آن به هم وصل نشده است و هنوز اجازه عبور از جلوی حرم به آن نداده اند.و نقطه ضعفی که آقای قالیباف دارند یا انتقادی که می توانید به ایشان داشته باشید؟در مورد موارد منفی اگر بخواهم بگویم، البته ایشان در این ۴ سال اخیر تاحدودی برطرف کرده است، ولی نکته این بود که من همیشه می گفتم در برنامه های حمل و نقل ترافیک تهران این طور بود که ما تا آن تاریخ باید مثلا حدود ۴۰۰ کیلومتر مترو می داشتیم و از آن سو هم باید ۵۰۰ کیلومتر اتوبان هم باید می داشتیم، اتوبان ها ساخته شد ولی مترو روی ۱۲۰، ۱۳۰ و نهایتا ۲۰۰ کیلومتر باقی ماند.در صورتی که در شهر باید اولویت را به حمل و نقل عمومی بدهیم. باید شهر انسان محور شود و حمل و نقل عمومی محور شود؛ البته دولت ها نقش مهمی دارند چون مترو پدیده ای گران است و دولت ها باید به مترو کمک کنند. شاید آقای قالیباف بگویند سعی بر این بود که در بعد زیرساخت ها این کار را انجام دهم اما دولت آقای احمدی نژاد یا دولت آقای روحانی کمکی که باید به مترو کنند را نمی کردند و در نتیجه ما نتوانستیم پیشرفت کنیم.ولی فرض من بر این بود که باز از اعتبارات موجود شهرداری بیشتر می توانیم استفاده کنیم.نسبت به بدهی های شهرداری تهران ارقام مختلفی بیان می شود، شما آمار قطعی دارید؟فرض کنید می گویید بدهی به سیستم دولتی که معمولا به سازمان هایی همانند تامین اجتماعی و بیمه ها و مالیات و غیره گفته می شود که حجم وسیعی بدهی وجود دارد. یک بدهی هم به پیمانکارانی است که برای شهرداری کار می کنند وجود دارد و از این منظر هم پیمانکاران خود را مدعی می دانند و این عدد بالایی را مطرح می کند. یک بدهی هم در شهرداری معروف به بدهی هلوگرامی یا بدهی تراکم فروشی یا شهرفروشی است که این در اختیار یکسری افراد است یعنی به جای این که زمینی را تملک کرده اند پول به آن بدهند یک هلوگرامی به او دادند که هلوگرام یک پول در شهرداری است. یعنی پیش خور کردن شهر است. این هم جزو بدهی فرض می کنند.اگر اینها را با هم جمع کنیم بدهی هایی که می توان گفت بدهی فرض شود عددش حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان خواهد شد.بحث رشوه را در شهرداری تا چه اندازه واقعی می دانید و برنامه ای برای از بین بردن این امر دارید؟بله. می دانید که این گونه فسادها که در شهرداری بر اساس کارچاق کنی شکل می گیرد، ما دو نوع فساد داریم. یک نوع فساد این است که افراد پول می گیرند تا پیمانکاری را به ناحق برنده کنند. حق دیگران را می خورند یا پول می گیرند یک کارشناسی غیراصولی می کنند. زمینی را کع ۱۰ میلیارد است، ۲۰ میلیارد قیمت می گذارند و یک بخشی از آن را می گیرند، اینها فسادهای سازمان دهی شده است که باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حراست ها با آنها به شدت برخورد شود.یکسری فسادها هم که خیلی بین مردم رایج شده است و شهرداری ها را از این جهت فاسد فرض می کنند بحث کارچاق کنی ها و زیرمیزی است که برای سرعت دادن به کار مردم است. اینجا از این منظر باید به این نگاه کنیم که مثلا قوانین و بخشنامه ها تا اینقدر زیاد شده است که مجریان برای اجرای اینها راهکارهای مختلفی را می توانند در نظر بگیرند. من فکر می کنم با شفاف کردن و مکانیزه کردن و هوشمندسازی شهرداری و با از بین بردن تمام این تفسیرهایی که نسبت به بخش نامه ها عمل می شود، اینها را هرچه کمتر کنیم، این گونه فسادها کمتر می شود.یک امیدواری نسبت به این شورای شهر و شهرداری وجود دارد که با دولت همسویی دارند. چون همیشه در ۱۲ سال اخیر به خصوص این مشکل را داشتیم که شهرداران تهران با دولت ها مشکل داشتند. آقای احمدی نژاد آمد و حضورش در هیات دولت اصلاحات منتفی شد و بعدش هم مشکلات مالی، بعد ایشان وقتی رئیس جمهور شد چون گزینه اش برای شهرداری رای نیاورد، پول هم نداد، آقای قالیباف هم امد با دولت روحانی این مشکلات را داشت. فکر می کنید با این همسویی این مشکلات حل شود؟نخیر، این گونه حل نمی شود. تنها دوره ای که می توان گفت شهرداری با دولت خیلی همگن و خوب عمل کرد دوره آقای کرباسچی و ریاست جمهوری آقای هاشمی بود. حتی طوری شد که ایشان اجازه دادد شهردار عضو هیات دولت شود. این هماهنگی تا اندازه ای زیاد بود که برخی جاها نسبت به این هماهنگی اعتراض می کردند.اعتراض از کجاها بود؟نمی توان نام برد، ولی می توان گفت این هماهنگی طوری شد که برخی می گفتند حق مردم ضایع می شود یا اتفاقاتی در شهرداری رخ می دهد که دولت بیش از حد از شهرداری حمایت می کند.بعد از این دوره اتفاقی که افتاد این بود که شورای شهر نتوانست یک شهردار قاطع و خوبی برای درازمدت انتخاب کند. همان دوره شورای اول که مشکلات شهر به دلیل تعدد شهرداران خیلی تنظیم شده پیش نرفت، در نهایت به تشکیل شورای شهر جدید و شهردار شدن آقای احمدی نژاد منتهی شد.از همان دوره این اتفاق افتاد که افراد به این فکر افتادند که اینها به فکر ریاست جمهوری هستند. اگر این فکر در دولت شکل گیرد که شهردار هر حرکتش برای ریاست جمهوری است این اختلافات همواره تشدید می شود. پس من اولین نکته ای که می گویم این است که شهردار باید این را از گوش خود بیرون کند و نباید فعالیت های خود را برای رشد خودش در نظر گیرد. برای رشد شهر خدمت می کند.هر ایکسی که خوب کار کند این را به او می بندند!خیر. شهرداری که تصمیم می گیرد فورا می فهمید آیا تصمیمات او خدمت رسانی است یا تصمیمات برای رئیس جمهور شدن است.ممکن است در تعاملاتی که دارید دوباره شهردار را عضو هیات دولت کنید؟یکی از خواسته های شورای شهر همین است. در بحث هایی که در شورای شهر داشتیم و خدمت برخی بزرگان رسیدیم این را مطرح کردیم که شهرداری که انتخاب می کنیم بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در جلسات شرکت کند.این که این اتفاق بیفتد یا خیر را من نمی دانم. من خودم نظرم این است که این اتفاق رخ می دهد.با ۶ شهردار کار کردید؛ آقایان کرباسچی، الویری، ملک مدنی، مقیمی، احمدی نژاد و قالیباف. کدام را قوی تر دیدید؟اجازه دهید قضاوتی بین اینها نکنم ولی همانطور که گفتم چون سال های زیادی با آقای قالیباف کار کردم و همانطور سال های زیادی هم با آقای کرباسچی به دلیل حضورم در دولت آقای هاشمی کار کردم احساسم این است که این دو بزرگوار در مورد عمل گرایی برای مسائل شهر تهران مثبت عمل کردند.مترو را در زمان وزارت کشور آقای عبدالله نوری جدا کردید و برای شهرداری بردید. درست است؟قانون مترو این گونه است که به شهرداری تهران اجازه داده شد.قبل از انقلاب؟بله. بعد از انقلاب می خواستند مترو را بخوابانند، امدند کلمه را عوض کردند و گفتند به دولت اجازه داده می شود و بعد هم مترو را خواباندند.از شما خوانده بودم که اول انقلاب خیلی ها با مترو مخالف بودند ولی شخص آیت الله هاشمی خیلی پیگیری کرد و برخی گفتند این مترو با اولویت های انقلابی ما تداخل دارد. آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس در دولت مصوبه گرفت و کار را شروع کرد. چه کسانی مخالف بودند؟آن زمان دلواپسان همان زمان بودند.اسم آنها را بگویید.نمی خواهم اسم بگویم. فرقی نمی کند، اینطرفی ها هم دلواپس دارند، حالا بعدا هم می بینید که چه دلواپسی هایی اینطرف پیش می آید.این هم نکته مهمی هست که سربسته گفتید؛ حالا من می گذرم! (می خندد)بله، این طرف هم دلواپس زیاد استنکته این است که یک عده می گفتند برای مترو، چرا پول برای تهران خرج کنیم و مردم از شهرستان به تهران بیایند. ما همین پول را در شهرستان خرج کنیم تا مردم در شهرستان بمانند. جلوی هجرت مردم به تهران را بگیریم.عده ای می گفتند از نظر فنی نمی توانیم مترو بسازیم و اینهمه خاک را از تهران چطور بیرون ببریم. عده ای می گفتند چون تهران فاضلاب ندارد نمی توانیم مترو بسازیم. در فاضلاب گیر می کنیم. هر کسی به یک موضوعی اشاره می کرد و کسانی که این مسائل را مطرح می کردند، قدرت عملی و اجرایی بیشتری داشتند و در نتیجه مترو را خواباندند.در آن تاریخ ابوی نماینده تهران و رئیس مجلس بود. در مجمع نمایندگان تهران این موضوع بحث شد و اینها رای دادند که مترو تهران می خواهیم و فاضلاب شهری هم می خواهیم. با دولت همان زمان صحبت کردند ولی نتوانستند در دولت آن زمان بقبولانند که مترو را فعال کنند و به همین دلیل ابوی مجبور شدند خطبه ای در نماز جمعه بخوانند که معروف به «خطبه مترو» شد و پخش هم شد.گفتند همه شهرهای بزرگ ما مترو می خواهد.این جمله دوراندیشانه ایشان بود که گفتند من اینجا به تهران می گویم و به تمام کلان شهرها می گویم که نه تنها تهران که بقیه کلان شهرها هم می خواهند و انها هم باید به فکر ساخت مترو باشند.سال ۸۹ از مترو استعفا دادید. دلیل استعفا آقای احمدی نژاد بود؟خیر. اسم این را دلیل استعفا نمی گذارم.قبلش این را بپرسم، رویه شما با این شهرداران این بود که هر کدام می امدند استعفا می دادید که دست انها باز باشد. برای آقای احمدی نژاد هم استعفا دادید. موافقت نکردند؟خیر.چه گفتند؟ایشان خیلی رفتار مثبتی با من داشتند. در تمام مدت شهرداری خود چنین بود فقط اواخر که کاندید شدند قدری بداخلاقی می کردند ولی هیچوقت نظرش در مورد من منفی نشد.آن زمان هم با استعفا مخالفت کردند؟بله. آقای قالیباف هم آمدند من استعفا دادم و بعد از ۱۵-۱۰ روز گفتند به کار خود ادامه دهید. در مورد شهرداران قبلی هم چنین پیش می امد. من نزد آنها می رفتم و الزاما کتبا استعفا ندادم. می گفتم من حاضرم چنین کنم و برای برخی کتبی هم استعفا دادم تا دست شان باز باشد.درباره آن استعفا (سال ۸۹) بگویید.آن استعفا آن زمان این گونه بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که هیچگاه علنی گفته نشد و من هم علنی نفهمیدم ولی این احساس ایجاد شد که اگر من مدیر عامل مترو نباشم شاید دولت کمک کند. ولی نظرم آن زمان همین بود. آن زمان می گفتم مشکل اصلی آقای احمدی نژاد من نیستم مشکل خود آقای قالیباف است. من همیشه به شوخی به آقای قالیباف می گفتم مشکل من نیستم و مشکل اصلی خود شما هستید.نظر آقای قالیباف چه بود؟ولی اینجور وانمود شد که ما برای گرفتن اعتبارات از دولت... البته یک اتفاقی هم رخ داد که موقعی که من عضو هیات مدیره شدم همان اعتبار اسنادی خط چهار باز شد که تا قبل آن باز نمی شد. این نشانه مثبتی بود.ولی ادامه پیدا نکرد. می گویند آقای محسن هاشمی رفسنجانی خیلی محافظه کار است و خیلی در مسائل سیاسی جسارت ندارد. قبول دارید؟خیر. اتفاقا من به نظرم چون با عقلانیت حرف می زنم این احساس دست می دهد. یعنی فرض من بر این است که اولا مسائلی که مطرح می شود همیشه آن طوری که مطرح می شود نیست. آدم باید همیشه پشت پرده مسائل را دقیق بررسی کند و دلایل طرح این مسائل را به خوبی بفهمد، اگر می خواهد خود را در معرض این موضوع قرار دهد روی آن نظر دهد.لذا در همه زمینه ها اعلام نظر نمی کنم. سعی دارم در زمینه هایی که تخصص دارم و در آن زمینه حرفی بزنم این اثرگذاری را دارم. مثلا بحث خط ۷ که شد طبیعی است مردم انتظار دارند من یک کلمه در این باره بگویم. در حد یک جمله و دو جمله گفتم و اثرگذاری آن را دیدم. در همان حدی که لازم بود گفتم.شما دومین فرزند آیت الله هاشمی هستید.بله. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ هستند و در ۱۴ سالگی به قم آمدند که سال ۱۳۲۷ بود. سال ۱۳۳۸ ازدواج کردند و من در سال ۱۳۴۰ در ایام فاطمیه به دنیا آمدم. برای همین اسمم محسن شده است. فرزند دوم هستم. ایشان ۱۳۳۹ فاطمه را به دنیا آوردند و بعد من بودم.فاطمه خانم یک سال از شما بزرگ تر هستند.بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی ۸ سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد.از میان خصلت های پدر صبر به شما رسیده است. نخستین خاطره ای که از پدر در کودکی دارید چیست؟اولی ...

ادامه مطلب  

تصاویر/ تشییع پیکر حبیب الله کاسه ساز  

درخواست حذف این مطلب
به روز شده در: ۳۰ تیر ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۳ روزشمار دفاع مقدس (30 تیر) •آغاز مرحله سوم عملیات رمضان (1361 ه.ش) • شهادت شهید اسماعیل قهرمانی، جانشین لشکر 27 محمد رسول الله (1361 ه.ش) • شهادت شهید محسن زهتاب سپاه سقز در درگیری با ضد انقلابیون (1366 ه.ش) • شهادت شهید عباس عاصمی در برخورد با تله دشمن در ارتفاعات جاسوسان و زبروبنه (1390 ه.ش) • شهادت شهید علی اکبر جمراسی در برخورد با تله دشمن در ارتفاعات جاسوسان و زبروبنه (1390 ...

ادامه مطلب  

تصاویر/ مراسم تشییع پیکر شهدای حادثه تروریستی تهران  

درخواست حذف این مطلب
مراسم تشییع پیکر شهدای حادثه تروریستی تهران ظهر امروز جمعه ۱۹ خر ...

ادامه مطلب  

محسن هاشمی: شهردار تهران، نباید به فکر ریاست جمهوری باشد  

درخواست حذف این مطلب
پایگاه خبری انتخاب: محسن هاشمی رفسنجانی در برنامه دست خط شبکه پنجم سیما در پاسخ به این پزسش که شما نفر اول انتخابات شورای شهر تهران بودید؛ این اعتبار به فعالیت شما در مترو باز می گردد یا به اعتبار آیت الله هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: همه اعتبار ما از آیت الله هاشمی است.فکر می کردید در تهران نفر اول شوید؟البته در گذشته خیر، ولی بعد از اتفاقاتی که رخ داد و در یک ماه اخیر نظرسنجی ها چنین چیزی را نشان می داد.در مقدمه هم گفتم که بخشی از اعتبار شما متعلق به حاج آقا است. بخشی هم خدمات شماست. فکر می کنید نسبت این دو چطور است؟هاشمی: شما گفتید بخشی از اعتبار و من می گویم همه اعتبار من از تلاش ایشان است.آقای محسن هاشمی بیشتر شبیه پدر هستند یا مادر؟در عصبانیت و پیگیری کارها گهگاهی شبیه مادر هستیم. مادر در کارها جدی تر هستند. اگر کاری انجام نشود پیگیری می کنند و پیگیری ها مجدانه است و گهگاهی برای اجرای آن کار عصبانی می شوند و از این جهت به ایشان رفتیم. البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی ایشان بود را داریم. البته این امر را مردم یا نزدیکان بگویند.نخستین تبریک را بعد از اول شدن در شورای شهر چه کسی به شما گفت؟می توان گفت کسی به ما تبریک نگفت. تبریک ویژه ای که شاخص باشد مطرح نبود.واکنش برادران و خواهران چطور بود؟آنها از این جهت تبریک می گفتند که وقتی ابوی در انتخابات شرکت می کردند پیش آمده بود اول شده بودند یا معمولا شاخص بودند و انتخاباتی هم فائزه شرکت کرده بود و دوم شده بود... البته شایعه شده بود که اول شده است.پیش آقای بشارتی وزیر کشور دولت دوم آیت الله هاشمی، بودیم. ایشان به آیت الله خیلی ارادت داشتند و دارند. صحبت همان انتخابات مجلس شد و می گفتند خانم فائزه هاشمی دوم شد و آقای ناطق در تهران اول شد. می گفت هر زمانی نزد آقای هاشمی می رفتیم و حاج خانم هم بودند یکسره به من می گفتند شما درست عمل نکردید و در آرا دست بردند و فائزه دوم شد. تا اندازه ای به من می گفتند و من یک بار ناراحت شدم و گفتم حاج خانم اینطور نیست؛ به حاج اقا گله کردم و ایشان از ما دلجویی کرد.حاج خانم گهگاه این ذهنیت را داشت و افراد همیشه گمان می کنند اول هستند.من فکر می کنم حاج خانم روی فرزندان خود حساس هستند.بله. مادران اکثرا چنین هستند و برخی بروز بیرونی دارند و برخی ندارند. توقع از این بود که اینجا هم ما اول شویم.اگر شما اول نمی شدید ممکن بود این ماجرا اتفاق بیفتد؟توقع این بود که این رکورد را در خانواده از دست ندهیم. از ما این توقع وجود داشت. البته رکورد بدی نبود. چون نسبت به تهران عدد مناسبی بود.چه میزان بود؟یک میلیون و ۷۵۶ هزار رای بود.رای قابل توجهی بود؛ به شما تبریک می گوییم. سراغ این روزها برویم. این روزها شما به شدت درباره شهرداری تهران زیر ذره بین هستید.موضوع شورای شهر بعد از انتخاب اعضا، تصمیم با اعضای شورای شهر است.جایی شنیدم که گفتید به این شرط استعفا می دهم که اول اجماع روی من باشد بعد استعفا بدهم؛بحث شخص من نیست. پست های سطح بالا پست هایی نیست که برای آن تلاش کنید.قطعا چنین است. تلاش شما را نمی گویم. فشارهایی را می گویم که از جاهای مختلف وارد می کنند تا شما حتما این را بپذیرید.معمولا این گونه پست ها واقعا زحمت زیادی می طلبد و نگاه ها روی شما است. باید به دلایلی که نسبت به من این لطف وجود داشت توجه داشت. در گذشته من نامزد شورای شهر شدم و با آقای قالیباف رقابت کردیم.دلیل این که ان زمان من انتخاب شدم فکر می کنم هنوز هم بتوان آن را مطرح کرد، این بود که وقتی از مردم تهران سوال می شود مشکل تهران چه است اولویت یک آلودگی هوا و ترافیک است، عمده این کار جزو تخصص های من بود، چون عمده این کار راه آهن شهری بود و جزو تخصصهای من بود، اگر شهرداری و شورای شهری باشد که برنامه هایش را بر اساس حل معضل ترافیک و مسائل مربوط به آلودگی هوا بگذارد من آلترناتیو مناسبی در دوره قبل بودم که وارد رقابت هم شدم. این دوره شاید بتوانند فرد دیگری را پیدا کنند که چنین خصوصیاتی شبیه به خصوصیات من داشته باشد یا اولویت شورای شهر برای این مسائل نباشد.مثلا ممکن است ذهن شورای شهر به این سمت برود که باید مسائل شهرسازی و بافت فرسوده را اولویت قرار دهیم و شهر را از نظر شهرسازی به سیتسم مناسبی بازگردانیم.اینکه می گویند اختلاف نظرها در شورای شهر تهران قدری بین اعضای شورا زیاد است و یکسری سمت طیف کارگزاران رفتند و یکسری سمت حزب دیگری رفتند. چنین چیزی صحت دارد؟معمولا در مسائل سیاسی کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل وقتی افراد مختلف و احزاب مختلف وارد کار می شوند، ممکن است هماهنگی های اینها آنطور که گمان می کنند مناسب نباشد. لذا طبیعی است که احزاب مختلفی که عضو جبهه اصلاحات هستند نظرات متفاوتی نسبت به شهردار داشته باشند.شورای اصلی که اینها را چیده است ورود نمی کند؟شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری در مورد شهردار را جبهه ای ادامه دهد. این کار سختی است. زیرا تصمیم با شورا نیست و با افرادی است که در شورای شهر الان حضور یافتند و معمولا این گونه رای دادن ها رای مخفی است ولی من فکر می کنم اختلاف در آن حد نباشد.با توضیحاتی که شما می گویید الزاما تصمیمات اعضای منتخب شورای شهر نمی تواند آن جبهه ای که آمده این لیست را تنظیم کرده است راضی نگاه دارد.این هنر سیاسی افراد است. در سیاست مداری هنر شما در این کارها است. اینها اگر بتوانند مجددا جبهه ای عمل کنند و تصمیم را جبهه ای بگیرند این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود. ولی اگر نتوانند دور هم جمع شوند و تصمیم را بدون اختلاف بگیرند می تواند تبعات اختلافی از همین الان بروز کند و امیدواریم چنین نشود.تجربه تلخی در دوره اول شوراها داریم که در اختیار طیف اصلاح طلبان بود، انحلال شورا بود. مردم امیدوارند چنین نشود.تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات در آن شکل گیرد مردم و کشور ضرر خواهند کرد. دولت هم دچار مشکل می شود.چون مردم با یک امیدی به این طیف رای دادند.امیدواریم به سمتی برویم که بتوانیم تصمیمات با اتحاد بگیریم که در نتیجه مشکلات مردم را حل کنیم.آقای محسن هاشمی رفسنجانی میان احزاب مختلف موجود کشور که دو دسته مشخص اصولگرا و اصلاح طلب را داریم، به کدام طرف خود را متمایل می بیند؟اصولا خانوادگی از معتدلین سیاسی کشور هستیم و سعی ما بر این است که اعتباری که گفتید از ابوی به ما دادند، فراجناحی عمل کنیم ولی از نظر جایگاهی من به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم و سمت ریاست شورای مرکزی آنجا را دارم. در همین حزب هم سیاست اعتدالی داریم.عملا سیاست این حزب زیرمجموعه اصلاح طلبان محسوب می شود.بله. کارگزاران الان جزو جبهه اصلاحات قرار گرفتند. به نظرم عملکرد اصولگرایان و یا تبلیغات کاذب بوده که اینها را به آن سمت فشار می دهد. برخی از افراد نمی خواهند در یک جبهه ای قرار گیرند که بعدا... همه می خواهند در جبهه اعتدالی باشند.آقای محمد هاشمی عموی شما حالشان بهتر است؟بله. خیلی بهتر هستند، رفع شده است.از بنیانگذاران کارگزاران سازندگی بودند.بله. هیات موسسی داشتند که ایشان هم جزو آن بودند.ایشان جدا شدند. علت را می دانید؟مواردی مطرح شد و من هم دلایلی را می دانم ولی صلاح نمی دانم الان مطرح کنم.مهم ترین انتقادشان را هم نمی توانید بگویید؟خیر. اصلا نمی خواهم وارد این موضوع شوم.آقای قالیباف را می توان گفت شیخ الشهرداران است. ۱۲ سال سابقه شهرداری دارند. عملکرد ایشان را چطور می بینید؟ نقاط قوت و ضعف ایشان چه بوده است؟آقای قالیباف نقطه مثبت اش در عمل گرایی است. این یک نقطه مثبت در یک مدیر است که خود را در اتاق در بسته حبس نکند و کارها را به دیگران واگذار نکند و تنها به خود توجه نداشته باشد. پای کار بیاید و این از حسن های آقای قالیباف است که مدیر عملگرا است. در برخی موارد واقع گرایی را می توان در او به وضوح دید و می توان گفت...مشاوره پذیر بود؟در موضوع مترو همیشه ایشان برنامه محور بود. وقتی برنامه ها را اعلام می کردیم ایشان سعی نمی کردند برنامه را برهم بزنند. مثلا آقای احمدی نزاد همان دو سالی که آمدند موضوع مونوریل و قطار هوایی را به گونه ای مطرح کردند که وضعیت مترو را به هم می ریخت و من مقاومت شدیدی کردم و اجازه ندادم.که آخر هم شورای شهر اصولگرا به نظر شما رای دادند.بله. در جلسه رفتم و محکم ایستادم. از نظر کارشناسی بحث زیادی شد و خوشبختانه طرح آقای احمدی نزاد رای نیاورد، در شورای شهری که آقای چمران رئیس بود. خود ایشان – احمدی نژاد – هم آمد و توضیح داد...همان موقع طرح مونوریل به قم رفت؟خیر. وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند از ابزار وزارت کشور استفاده کردند و شورای عالی شهرسازی و مونوریل را به قم تحمیل کردند.الان هم همین طور باقی مانده است؟بله. روی هوا مانده، البته مونوریل بر تهران هم تحمیل شد البته آقای قالیباف پایه را چیدند و جمع کردند ولی مونریل قم چون پیشرفته تر است نمی توان برید و دور انداخت و باید فکر اساسی درباره آن شود.همینجور افتاده است؟بله. روی آن کار نمی شود. البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است ولی خود مونوریل از نظر طراحی دچار مشکل است، چرا که وسط آن به هم وصل نشده است و هنوز اجازه عبور از جلوی حرم به آن نداده اند.و نقطه ضعفی که آقای قالیباف دارند یا انتقادی که می توانید به ایشان داشته باشید؟در مورد موارد منفی اگر بخواهم بگویم، البته ایشان در این ۴ سال اخیر تاحدودی برطرف کرده است، ولی نکته این بود که من همیشه می گفتم در برنامه های حمل و نقل ترافیک تهران این طور بود که ما تا آن تاریخ باید مثلا حدود ۴۰۰ کیلومتر مترو می داشتیم و از آن سو هم باید ۵۰۰ کیلومتر اتوبان هم باید می داشتیم، اتوبان ها ساخته شد ولی مترو روی ۱۲۰، ۱۳۰ و نهایتا ۲۰۰ کیلومتر باقی ماند.در صورتی که در شهر باید اولویت را به حمل و نقل عمومی بدهیم. باید شهر انسان محور شود و حمل و نقل عمومی محور شود؛ البته دولت ها نقش مهمی دارند چون مترو پدیده ای گران است و دولت ها باید به مترو کمک کنند. شاید آقای قالیباف بگویند سعی بر این بود که در بعد زیرساخت ها این کار را انجام دهم اما دولت آقای احمدی نزاد یا دولت آقای روحانی کمکی که باید به مترو کنند را نمی کردند و در نتیجه ما نتوانستیم پیشرفت کنیم.ولی فرض من بر این بود که باز از اعتبارات موجود شهرداری بیشتر می توانیم استفاده کنیم.نسبت به بدهی های شهرداری تهران ارقام مختلفی بیان می شود، شما آمار قطعی دارید؟فرض کنید می گویید بدهی به سیستم دولتی که معمولا به سازمان هایی همانند تامین اجتماعی و بیمه ها و مالیات و غیره گفته می شود که حجم وسیعی بدهی وجود دارد. یک بدهی هم به پیمانکارانی است که برای شهرداری کار می کنند وجود دارد و از این منظر هم پیمانکاران خود را مدعی می دانند و این عدد بالایی را مطرح می کند. یک بدهی هم در شهرداری معروف به بدهی هلوگرامی یا بدهی تراکم فروشی یا شهرفروشی است که این در اختیار یکسری افراد است یعنی به جای این که زمینی را تملک کرده اند پول به آن بدهند یک هلوگرامی به او دادند که هلوگرام یک پول در شهرداری است. یعنی پیش خور کردن شهر است. این هم جزو بدهی فرض می کنند.اگر اینها را با هم جمع کنیم بدهی هایی که می توان گفت بدهی فرض شود عددش حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان خواهد شد.بحث رشوه را در شهرداری تا چه اندازه واقعی می دانید و برنامه ای برای از بین بردن این امر دارید؟بله. می دانید که این گونه فسادها که در شهرداری بر اساس کارچاق کنی شکل می گیرد، ما دو نوع فساد داریم. یک نوع فساد این است که افراد پول می گیرند تا پیمانکاری را به ناحق برنده کنند. حق دیگران را می خورند یا پول می گیرند یک کارشناسی غیراصولی می کنند. زمینی را کع ۱۰ میلیارد است، ۲۰ میلیارد قیمت می گذارند و یک بخشی از آن را می گیرند، اینها فسادهای سازمان دهی شده است که باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حراست ها با آنها به شدت برخورد شود.یکسری فسادها هم که خیلی بین مردم رایج شده است و شهرداری ها را از این جهت فاسد فرض می کنند بحث کارچاق کنی ها و زیرمیزی است که برای سرعت دادن به کار مردم است. اینجا از این منظر باید به این نگاه کنیم که مثلا قوانین و بخشنامه ها تا اینقدر زیاد شده است که مجریان برای اجرای اینها راهکارهای مختلفی را می توانند در نظر بگیرند. من فکر می کنم با شفاف کردن و مکانیزه کردن و هوشمندسازی شهرداری و با از بین بردن تمام این تفسیرهایی که نسبت به بخش نامه ها عمل می شود، اینها را هرچه کمتر کنیم، این گونه فسادها کمتر می شود.یک امیدواری نسبت به این شورای شهر و شهرداری وجود دارد که با دولت همسویی دارند. چون همیشه در ۱۲ سال اخیر به خصوص این مشکل را داشتیم که شهرداران تهران با دولت ها مشکل داشتند. آقای احمدی نژاد آمد و حضورش در هیات دولت اصلاحات منتفی شد و بعدش هم مشکلات مالی، بعد ایشان وقتی رئیس جمهور شد چون گزینه اش برای شهرداری رای نیاورد، پول هم نداد، آقای قالیباف هم امد با دولت روحانی این مشکلات را داشت. فکر می کنید با این همسویی این مشکلات حل شود؟نخیر، این گونه حل نمی شود. تنها دوره ای که می توان گفت شهرداری با دولت خیلی همگن و خوب عمل کرد دوره آقای کرباسچی و ریاست جمهوری آقای هاشمی بود. حتی طوری شد که ایشان اجازه دادد شهردار عضو هیات دولت شود. این هماهنگی تا اندازه ای زیاد بود که برخی جاها نسبت به این هماهنگی اعتراض می کردند.اعتراض از کجاها بود؟نمی توان نام برد، ولی می توان گفت این هماهنگی طوری شد که برخی می گفتند حق مردم ضایع می شود یا اتفاقاتی در شهرداری رخ می دهد که دولت بیش از حد از شهرداری حمایت می کند.بعد از این دوره اتفاقی که افتاد این بود که شورای شهر نتوانست یک شهردار قاطع و خوبی برای درازمدت انتخاب کند. همان دوره شورای اول که مشکلات شهر به دلیل تعدد شهرداران خیلی تنظیم شده پیش نرفت، در نهایت به تشکیل شورای شهر جدید و شهردار شدن آقای احمدی نزاد منتهی شد.از همان دوره این اتفاق افتاد که افراد به این فکر افتادند که اینها به فکر ریاست جمهوری هستند. اگر این فکر در دولت شکل گیرد که شهردار هر حرکتش برای ریاست جمهوری است این اختلافات همواره تشدید می شود. پس من اولین نکته ای که می گویم این است که شهردار باید این را از گوش خود بیرون کند و نباید فعالیت های خود را برای رشد خودش در نظر گیرد. برای رشد شهر خدمت می کند.هر ایکسی که خوب کار کند این را به او می بندند!خیر. شهرداری که تصمیم می گیرد فورا می فهمید آیا تصمیمات او خدمت رسانی است یا تصمیمات برای رئیس جمهور شدن است.ممکن است در تعاملاتی که دارید دوباره شهردار را عضو هیات دولت کنید؟یکی از خواسته های شورای شهر همین است. در بحث هایی که در شورای شهر داشتیم و خدمت برخی بزرگان رسیدیم این را مطرح کردیم که شهرداری که انتخاب می کنیم بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در جلسات شرکت کند.این که این اتفاق بیفتد یا خیر را من نمی دانم. من خودم نظرم این است که این اتفاق رخ می دهد.با ۶ شهردار کار کردید؛ آقایان کرباسچی، الویری، ملک مدنی، مقیمی، احمدی نژاد و قالیباف. کدام را قوی تر دیدید؟اجازه دهید قضاوتی بین اینها نکنم ولی همانطور که گفتم چون سال های زیادی با آقای قالیباف کار کردم و همانطور سال های زیادی هم با آقای کرباسچی به دلیل حضورم در دولت آقای هاشمی کار کردم احساسم این است که این دو بزرگوار در مورد عمل گرایی برای مسائل شهر تهران مثبت عمل کردند.مترو را در زمان وزارت کشور آقای عبدالله نوری جدا کردید و برای شهرداری بردید. درست است؟قانون مترو این گونه است که به شهرداری تهران اجازه داده شد.قبل از انقلاب؟بله. بعد از انقلاب می خواستند مترو را بخوابانند، امدند کلمه را عوض کردند و گفتند به دولت اجازه داده می شود و بعد هم مترو را خواباندند.از شما خوانده بودم که اول انقلاب خیلی ها با مترو مخالف بودند ولی شخص آیت الله هاشمی خیلی پیگیری کرد و برخی گفتند این مترو با اولویت های انقلابی ما تداخل دارد. آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس در دولت مصوبه گرفت و کار را شروع کرد. چه کسانی مخالف بودند؟آن زمان دلواپسان همان زمان بودند.اسم آنها را بگویید.نمی خواهم اسم بگویم. فرقی نمی کند، اینطرفی ها هم دلواپس دارند، حالا بعدا هم می بینید که چه دلواپسی هایی اینطرف پیش می آید.این هم نکته مهمی هست که سربسته گفتید؛ حالا من می گذرم! (می خندد)بله، این طرف هم دلواپس زیاد استنکته این است که یک عده می گفتند برای مترو، چرا پول برای تهران خرج کنیم و مردم از شهرستان به تهران بیایند. ما همین پول را در شهرستان خرج کنیم تا مردم در شهرستان بمانند. جلوی هجرت مردم به تهران را بگیریم.عده ای می گفتند از نظر فنی نمی توانیم مترو بسازیم و اینهمه خاک را از تهران چطور بیرون ببریم. عده ای می گفتند چون تهران فاضلاب ندارد نمی توانیم مترو بسازیم. در فاضلاب گیر می کنیم. هر کسی به یک موضوعی اشاره می کرد و کسانی که این مسائل را مطرح می کردند، قدرت عملی و اجرایی بیشتری داشتند و در نتیجه مترو را خواباندند.در آن تاریخ ابوی نماینده تهران و رئیس مجلس بود. در مجمع نمایندگان تهران این موضوع بحث شد و اینها رای دادند که مترو تهران می خواهیم و فاضلاب شهری هم می خواهیم. با دولت همان زمان صحبت کردند ولی نتوانستند در دولت آن زمان بقبولانند که مترو را فعال کنند و به همین دلیل ابوی مجبور شدند خطبه ای در نماز جمعه بخوانند که معروف به «خطبه مترو» شد و پخش هم شد.گفتند همه شهرهای بزرگ ما مترو می خواهد.این جمله دوراندیشانه ایشان بود که گفتند من اینجا به تهران می گویم و به تمام کلان شهرها می گویم که نه تنها تهران که بقیه کلان شهرها هم می خواهند و انها هم باید به فکر ساخت مترو باشند.سال ۸۹ از مترو استعفا دادید. دلیل استعفا آقای احمدی نزاد بود؟خیر. اسم این را دلیل استعفا نمی گذارم.قبلش این را بپرسم، رویه شما با این شهرداران این بود که هر کدام می امدند استعفا می دادید که دست انها باز باشد. برای آقای احمدی نژاد هم استعفا دادید. موافقت نکردند؟خیر.چه گفتند؟ایشان خیلی رفتار مثبتی با من داشتند. در تمام مدت شهرداری خود چنین بود فقط اواخر که کاندید شدند قدری بداخلاقی می کردند ولی هیچوقت نظرش در مورد من منفی نشد.آن زمان هم با استعفا مخالفت کردند؟بله. آقای قالیباف هم آمدند من استعفا دادم و بعد از ۱۵-۱۰ روز گفتند به کار خود ادامه دهید. در مورد شهرداران قبلی هم چنین پیش می امد. من نزد آنها می رفتم و الزاما کتبا استعفا ندادم. می گفتم من حاضرم چنین کنم و برای برخی کتبی هم استعفا دادم تا دست شان باز باشد.درباره آن استعفا (سال ۸۹) بگویید.آن استعفا آن زمان این گونه بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که هیچگاه علنی گفته نشد و من هم علنی نفهمیدم ولی این احساس ایجاد شد که اگر من مدیر عامل مترو نباشم شاید دولت کمک کند. ولی نظرم آن زمان همین بود. آن زمان می گفتم مشکل اصلی آقای احمدی نزاد من نیستم مشکل خود آقای قالیباف است. من همیشه به شوخی به آقای قالیباف می گفتم مشکل من نیستم و مشکل اصلی خود شما هستید.نظر آقای قالیباف چه بود؟ولی اینجور وانمود شد که ما برای گرفتن اعتبارات از دولت... البته یک اتفاقی هم رخ داد که موقعی که من عضو هیات مدیره شدم همان اعتبار اسنادی خط چهار باز شد که تا قبل آن باز نمی شد. این نشانه مثبتی بود.ولی ادامه پیدا نکرد. می گویند آقای محسن هاشمی رفسنجانی خیلی محافظه کار است و خیلی در مسائل سیاسی جسارت ندارد. قبول دارید؟خیر. اتفاقا من به نظرم چون با عقلانیت حرف می زنم این احساس دست می دهد. یعنی فرض من بر این است که اولا مسائلی که مطرح می شود همیشه آن طوری که مطرح می شود نیست. آدم باید همیشه پشت پرده مسائل را دقیق بررسی کند و دلایل طرح این مسائل را به خوبی بفهمد، اگر می خواهد خود را در معرض این موضوع قرار دهد روی آن نظر دهد.لذا در همه زمینه ها اعلام نظر نمی کنم. سعی دارم در زمینه هایی که تخصص دارم و در آن زمینه حرفی بزنم این اثرگذاری را دارم. مثلا بحث خط ۷ که شد طبیعی است مردم انتظار دارند من یک کلمه در این باره بگویم. در حد یک جمله و دو جمله گفتم و اثرگذاری آن را دیدم. در همان حدی که لازم بود گفتم.شما دومین فرزند آیت الله هاشمی هستید.بله. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ هستند و در ۱۴ سالگی به قم آمدند که سال ۱۳۲۷ بود. سال ۱۳۳۸ ازدواج کردند و من در سال ۱۳۴۰ در ایام فاطمیه به دنیا آمدم. برای همین اسمم محسن شده است. فرزند دوم هستم. ایشان ۱۳۳۹ فاطمه را به دنیا آوردند و بعد من بودم.فاطمه خانم یک سال از شما بزرگ تر هستند.بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی ۸ سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد.از میان خصلت های پدر صبر به شما رسیده است. نخستین خاطره ای که از پدر در کودکی دارید چیست؟اولین خاطره این است که حدود ۴ سال داشتیم که قدری در گوشه ذهن من است و به درستی به یاد ندارم، از بس مادر تعریف کردند این خاطره ذهن من شده است، ا ...

ادامه مطلب  

عکس: تحلیف | متن و حاشیه مراسم تحلیف ریاست جمهوری +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: تحلیف | مراسم تحلیف ریاست جمهوری شنبه چهاردهم مرداد در مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در این مراسم، میهمانان داخلی و خارجی بسیاری حضور داشتند. گزارش تصویری مراسم تحلیف را در ادامه ببینید...بیشتر بخوانید: گزارش مراسم تحلیف روحانیبیشتر بخوانید: لیست کابینه دوازدهم .عکس: تحلیفمراسم تحلیف عکس: تحلیفعکس: مراسم تحلیفعکس: تح ...

ادامه مطلب  

تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلاب  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احمد عزیزی شاعر انقلابتصاویر تشییع پیکر احم ...

ادامه مطلب  

قالیباف عمل گرا است/ این طرف هم دلواپسان کم نیستند/ از آیت الله هاشمی وصیت نامه مبسوطی نداریم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، محسن هاشمی رفسنجانی منتخب شورای پنجم شهر تهران مهمان این هفته برنامه دستخط بود. ماجرای کناره گیری احمدی نژاد به نفع هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ و نظر او در خصوص اختلافات وزارت علوم و دانشگاه آزاد از جمله موضوعات مطرح شده این برنامه بود.مشروح گفتگوهای این برنامه را در متن ذیل آمده است:فکر می کردید در تهران نفر اول شوید؟ البته در گذشته خیر، ولی بعد از اتفاقاتی که رخ داد و در یک ماه اخیر نظرسنجی ها چنین چیزی را نشان می داد.در مقدمه هم گفتم که بخشی از اعتبار شما متعلق به حاج آقا است. بخشی هم خدمات شماست. فکر می کنید نسبت این دو چطور است؟هاشمی: شما گفتید بخشی از اعتبار و من می گویم همه اعتبار من از تلاش ایشان است.آقای محسن هاشمی بیشتر شبیه پدر هستند یا مادر؟ در عصبانیت و پیگیری کارها گهگاهی شبیه مادر هستیم. مادر در کارها جدی تر هستند. اگر کاری انجام نشود پیگیری می کنند و پیگیری ها مجدانه است و گهگاهی برای اجرای آن کار عصبانی می شوند و از این جهت به ایشان رفتیم. البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی ایشان بود را داریم. البته این امر را مردم یا نزدیکان بگویند.نخستین تبریک را بعد از اول شدن در شورای شهر چه کسی به شما گفت؟ می توان گفت کسی به ما تبریک نگفت. تبریک ویژه ای که شاخص باشد مطرح نبود.واکنش برادران و خواهران چطور بود؟ آنها از این جهت تبریک می گفتند که وقتی ابوی در انتخابات شرکت می کردند پیش آمده بود اول شده بودند یا معمولا شاخص بودند و انتخاباتی هم فائزه شرکت کرده بود و دوم شده بود... البته شایعه شده بود که اول شده است.پیش آقای بشارتی وزیر کشور دولت دوم آیت الله هاشمی، بودیم. ایشان به آیت الله خیلی ارادت داشتند و دارند. صحبت همان انتخابات مجلس شد و می گفتند خانم فائزه هاشمی دوم شد و آقای ناطق در تهران اول شد. می گفت هر زمانی نزد آقای هاشمی می رفتیم و حاج خانم هم بودند یکسره به من می گفتند شما درست عمل نکردید و در آرا دست بردند و فائزه دوم شد. تا اندازه ای به من می گفتند و من یک بار ناراحت شدم و گفتم حاج خانم اینطور نیست؛ به حاج اقا گله کردم و ایشان از ما دلجویی کرد. حاج خانم گهگاه این ذهنیت را داشت و افراد همیشه گمان می کنند اول هستند.من فکر می کنم حاج خانم روی فرزندان خود حساس هستند. بله. مادران اکثرا چنین هستند و برخی بروز بیرونی دارند و برخی ندارند. توقع از این بود که اینجا هم ما اول شویم.اگر شما اول نمی شدید ممکن بود این ماجرا اتفاق بیفتد؟ توقع این بود که این رکورد را در خانواده از دست ندهیم. از ما این توقع وجود داشت. البته رکورد بدی نبود. چون نسبت به تهران عدد مناسبی بود.چه میزان بود؟ یک میلیون و ۷۵۶ هزار رای بود.رای قابل توجهی بود؛ به شما تبریک می گوییم. سراغ این روزها برویم. این روزها شما به شدت درباره شهرداری تهران زیر ذره بین هستید. موضوع شورای شهر بعد از انتخاب اعضا، تصمیم با اعضای شورای شهر است.جایی شنیدم که گفتید به این شرط استعفا می دهم که اول اجماع روی من باشد بعد استعفا بدهم؛ بحث شخص من نیست. پست های سطح بالا پست هایی نیست که برای آن تلاش کنید.قطعا چنین است. تلاش شما را نمی گویم. فشارهایی را می گویم که از جاهای مختلف وارد می کنند تا شما حتما این را بپذیرید. معمولا این گونه پست ها واقعا زحمت زیادی می طلبد و نگاه ها روی شما است. باید به دلایلی که نسبت به من این لطف وجود داشت توجه داشت. در گذشته من نامزد شورای شهر شدم و با آقای قالیباف رقابت کردیم.دلیل این که ان زمان من انتخاب شدم فکر می کنم هنوز هم بتوان آن را مطرح کرد، این بود که وقتی از مردم تهران سوال می شود مشکل تهران چه است اولویت یک آلودگی هوا و ترافیک است، عمده این کار جزو تخصص های من بود، چون عمده این کار راه آهن شهری بود و جزو تخصصهای من بود، اگر شهرداری و شورای شهری باشد که برنامه هایش را بر اساس حل معضل ترافیک و مسائل مربوط به آلودگی هوا بگذارد من آلترناتیو مناسبی در دوره قبل بودم که وارد رقابت هم شدم. این دوره شاید بتوانند فرد دیگری را پیدا کنند که چنین خصوصیاتی شبیه به خصوصیات من داشته باشد یا اولویت شورای شهر برای این مسائل نباشد.مثلا ممکن است ذهن شورای شهر به این سمت برود که باید مسائل شهرسازی و بافت فرسوده را اولویت قرار دهیم و شهر را از نظر شهرسازی به سیتسم مناسبی بازگردانیم.اینکه می گویند اختلاف نظرها در شورای شهر تهران قدری بین اعضای شورا زیاد است و یکسری سمت طیف کارگزاران رفتند و یکسری سمت حزب دیگری رفتند. چنین چیزی صحت دارد؟ معمولا در مسائل سیاسی کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل وقتی افراد مختلف و احزاب مختلف وارد کار می شوند، ممکن است هماهنگی های اینها آنطور که گمان می کنند مناسب نباشد. لذا طبیعی است که احزاب مختلفی که عضو جبهه اصلاحات هستند نظرات متفاوتی نسبت به شهردار داشته باشند.شورای اصلی که اینها را چیده است ورود نمی کند؟ شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری در مورد شهردار را جبهه ای ادامه دهد. این کار سختی است. زیرا تصمیم با شورا نیست و با افرادی است که در شورای شهر الان حضور یافتند و معمولا این گونه رای دادن ها رای مخفی است ولی من فکر می کنم اختلاف در آن حد نباشد.با توضیحاتی که شما می گویید الزاما تصمیمات اعضای منتخب شورای شهر نمی تواند آن جبهه ای که آمده این لیست را تنظیم کرده است راضی نگاه دارد. این هنر سیاسی افراد است. در سیاست مداری هنر شما در این کارها است. اینها اگر بتوانند مجددا جبهه ای عمل کنند و تصمیم را جبهه ای بگیرند این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود. ولی اگر نتوانند دور هم جمع شوند و تصمیم را بدون اختلاف بگیرند می تواند تبعات اختلافی از همین الان بروز کند و امیدواریم چنین نشود.تجربه تلخی در دوره اول شوراها داریم که در اختیار طیف اصلاح طلبان بود، انحلال شورا بود. مردم امیدوارند چنین نشود. تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات در آن شکل گیرد مردم و کشور ضرر خواهند کرد. دولت هم دچار مشکل می شود.چون مردم با یک امیدی به این طیف رای دادند. امیدواریم به سمتی برویم که بتوانیم تصمیمات با اتحاد بگیریم که در نتیجه مشکلات مردم را حل کنیم.آقای محسن هاشمی رفسنجانی میان احزاب مختلف موجود کشور که دو دسته مشخص اصولگرا و اصلاح طلب را داریم، به کدام طرف خود را متمایل می بیند؟ اصولا خانوادگی از معتدلین سیاسی کشور هستیم و سعی ما بر این است که اعتباری که گفتید از ابوی به ما دادند، فراجناحی عمل کنیم ولی از نظر جایگاهی من به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم و سمت ریاست شورای مرکزی آنجا را دارم. در همین حزب هم سیاست اعتدالی داریم.عملا سیاست این حزب زیرمجموعه اصلاح طلبان محسوب می شود. بله. کارگزاران الان جزو جبهه اصلاحات قرار گرفتند. به نظرم عملکرد اصولگرایان و یا تبلیغات کاذب بوده که اینها را به آن سمت فشار می دهد. برخی از افراد نمی خواهند در یک جبهه ای قرار گیرند که بعدا... همه می خواهند در جبهه اعتدالی باشند. آقای محمد هاشمی عموی شما حالشان بهتر است؟ بله. خیلی بهتر هستند، رفع شده است.از بنیانگذاران کارگزاران سازندگی بودند. بله. هیات موسسی داشتند که ایشان هم جزو آن بودند. ایشان جدا شدند. علت را می دانید؟ مواردی مطرح شد و من هم دلایلی را می دانم ولی صلاح نمی دانم الان مطرح کنم.مهم ترین انتقادشان را هم نمی توانید بگویید؟ خیر. اصلا نمی خواهم وارد این موضوع شوم.آقای قالیباف را می توان گفت شیخ الشهرداران است. ۱۲ سال سابقه شهرداری دارند. عملکرد ایشان را چطور می بینید؟ نقاط قوت و ضعف ایشان چه بوده است؟ آقای قالیباف نقطه مثبت اش در عمل گرایی است. این یک نقطه مثبت در یک مدیر است که خود را در اتاق در بسته حبس نکند و کارها را به دیگران واگذار نکند و تنها به خود توجه نداشته باشد. پای کار بیاید و این از حسن های آقای قالیباف است که مدیر عملگرا است. در برخی موارد واقع گرایی را می توان در او به وضوح دید و می توان گفت...مشاوره پذیر بود؟ در موضوع مترو همیشه ایشان برنامه محور بود. وقتی برنامه ها را اعلام می کردیم ایشان سعی نمی کردند برنامه را برهم بزنند. مثلا آقای احمدی نزاد همان دو سالی که آمدند موضوع مونوریل و قطار هوایی را به گونه ای مطرح کردند که وضعیت مترو را به هم می ریخت و من مقاومت شدیدی کردم و اجازه ندادم.که آخر هم شورای شهر اصولگرا به نظر شما رای دادند. بله. در جلسه رفتم و محکم ایستادم. از نظر کارشناسی بحث زیادی شد و خوشبختانه طرح آقای احمدی نزاد رای نیاورد، در شورای شهری که آقای چمران رئیس بود. خود ایشان – احمدی نژاد – هم آمد و توضیح داد...همان موقع طرح مونوریل به قم رفت؟ خیر. وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند از ابزار وزارت کشور استفاده کردند و شورای عالی شهرسازی و مونوریل را به قم تحمیل کردند.الان هم همین طور باقی مانده است؟ بله. روی هوا مانده، البته مونوریل بر تهران هم تحمیل شد البته آقای قالیباف پایه را چیدند و جمع کردند ولی مونریل قم چون پیشرفته تر است نمی توان برید و دور انداخت و باید فکر اساسی درباره آن شود.همینجور افتاده است؟ بله. روی آن کار نمی شود. البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است ولی خود مونوریل از نظر طراحی دچار مشکل است، چرا که وسط آن به هم وصل نشده است و هنوز اجازه عبور از جلوی حرم به آن نداده اند.و نقطه ضعفی که آقای قالیباف دارند یا انتقادی که می توانید به ایشان داشته باشید؟ در مورد موارد منفی اگر بخواهم بگویم، البته ایشان در این ۴ سال اخیر تاحدودی برطرف کرده است، ولی نکته این بود که من همیشه می گفتم در برنامه های حمل و نقل ترافیک تهران این طور بود که ما تا آن تاریخ باید مثلا حدود ۴۰۰ کیلومتر مترو می داشتیم و از آن سو هم باید ۵۰۰ کیلومتر اتوبان هم باید می داشتیم، اتوبان ها ساخته شد ولی مترو روی ۱۲۰، ۱۳۰ و نهایتا ۲۰۰ کیلومتر باقی ماند.در صورتی که در شهر باید اولویت را به حمل و نقل عمومی بدهیم. باید شهر انسان محور شود و حمل و نقل عمومی محور شود؛ البته دولت ها نقش مهمی دارند چون مترو پدیده ای گران است و دولت ها باید به مترو کمک کنند. شاید آقای قالیباف بگویند سعی بر این بود که در بعد زیرساخت ها این کار را انجام دهم اما دولت آقای احمدی نزاد یا دولت آقای روحانی کمکی که باید به مترو کنند را نمی کردند و در نتیجه ما نتوانستیم پیشرفت کنیم.ولی فرض من بر این بود که باز از اعتبارات موجود شهرداری بیشتر می توانیم استفاده کنیم.نسبت به بدهی های شهرداری تهران ارقام مختلفی بیان می شود، شما آمار قطعی دارید؟ فرض کنید می گویید بدهی به سیستم دولتی که معمولا به سازمان هایی همانند تامین اجتماعی و بیمه ها و مالیات و غیره گفته می شود که حجم وسیعی بدهی وجود دارد. یک بدهی هم به پیمانکارانی است که برای شهرداری کار می کنند وجود دارد و از این منظر هم پیمانکاران خود را مدعی می دانند و این عدد بالایی را مطرح می کند. یک بدهی هم در شهرداری معروف به بدهی هلوگرامی یا بدهی تراکم فروشی یا شهرفروشی است که این در اختیار یکسری افراد است یعنی به جای این که زمینی را تملک کرده اند پول به آن بدهند یک هلوگرامی به او دادند که هلوگرام یک پول در شهرداری است. یعنی پیش خور کردن شهر است. این هم جزو بدهی فرض می کنند.اگر اینها را با هم جمع کنیم بدهی هایی که می توان گفت بدهی فرض شود عددش حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان خواهد شد.بحث رشوه را در شهرداری تا چه اندازه واقعی می دانید و برنامه ای برای از بین بردن این امر دارید؟ بله. می دانید که این گونه فسادها که در شهرداری بر اساس کارچاق کنی شکل می گیرد، ما دو نوع فساد داریم. یک نوع فساد این است که افراد پول می گیرند تا پیمانکاری را به ناحق برنده کنند. حق دیگران را می خورند یا پول می گیرند یک کارشناسی غیراصولی می کنند. زمینی را کع ۱۰ میلیارد است، ۲۰ میلیارد قیمت می گذارند و یک بخشی از آن را می گیرند، اینها فسادهای سازمان دهی شده است که باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حراست ها با آنها به شدت برخورد شود.یکسری فسادها هم که خیلی بین مردم رایج شده است و شهرداری ها را از این جهت فاسد فرض می کنند بحث کارچاق کنی ها و زیرمیزی است که برای سرعت دادن به کار مردم است. اینجا از این منظر باید به این نگاه کنیم که مثلا قوانین و بخشنامه ها تا اینقدر زیاد شده است که مجریان برای اجرای اینها راهکارهای مختلفی را می توانند در نظر بگیرند. من فکر می کنم با شفاف کردن و مکانیزه کردن و هوشمندسازی شهرداری و با از بین بردن تمام این تفسیرهایی که نسبت به بخش نامه ها عمل می شود، اینها را هرچه کمتر کنیم، این گونه فسادها کمتر می شود.یک امیدواری نسبت به این شورای شهر و شهرداری وجود دارد که با دولت همسویی دارند. چون همیشه در ۱۲ سال اخیر به خصوص این مشکل را داشتیم که شهرداران تهران با دولت ها مشکل داشتند. آقای احمدی نژاد آمد و حضورش در هیات دولت اصلاحات منتفی شد و بعدش هم مشکلات مالی، بعد ایشان وقتی رئیس جمهور شد چون گزینه اش برای شهرداری رای نیاورد، پول هم نداد، آقای قالیباف هم امد با دولت روحانی این مشکلات را داشت. فکر می کنید با این همسویی این مشکلات حل شود؟ نخیر، این گونه حل نمی شود. تنها دوره ای که می توان گفت شهرداری با دولت خیلی همگن و خوب عمل کرد دوره آقای کرباسچی و ریاست جمهوری آقای هاشمی بود. حتی طوری شد که ایشان اجازه دادد شهردار عضو هیات دولت شود. این هماهنگی تا اندازه ای زیاد بود که برخی جاها نسبت به این هماهنگی اعتراض می کردند.اعتراض از کجاها بود؟ نمی توان نام برد، ولی می توان گفت این هماهنگی طوری شد که برخی می گفتند حق مردم ضایع می شود یا اتفاقاتی در شهرداری رخ می دهد که دولت بیش از حد از شهرداری حمایت می کند. بعد از این دوره اتفاقی که افتاد این بود که شورای شهر نتوانست یک شهردار قاطع و خوبی برای درازمدت انتخاب کند. همان دوره شورای اول که مشکلات شهر به دلیل تعدد شهرداران خیلی تنظیم شده پیش نرفت، در نهایت به تشکیل شورای شهر جدید و شهردار شدن آقای احمدی نزاد منتهی شد.از همان دوره این اتفاق افتاد که افراد به این فکر افتادند که اینها به فکر ریاست جمهوری هستند. اگر این فکر در دولت شکل گیرد که شهردار هر حرکتش برای ریاست جمهوری است این اختلافات همواره تشدید می شود. پس من اولین نکته ای که می گویم این است که شهردار باید این را از گوش خود بیرون کند و نباید فعالیت های خود را برای رشد خودش در نظر گیرد. برای رشد شهر خدمت می کند.هر ایکسی که خوب کار کند این را به او می بندند! خیر. شهرداری که تصمیم می گیرد فورا می فهمید آیا تصمیمات او خدمت رسانی است یا تصمیمات برای رئیس جمهور شدن است.ممکن است در تعاملاتی که دارید دوباره شهردار را عضو هیات دولت کنید؟ یکی از خواسته های شورای شهر همین است. در بحث هایی که در شورای شهر داشتیم و خدمت برخی بزرگان رسیدیم این را مطرح کردیم که شهرداری که انتخاب می کنیم بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در جلسات شرکت کند.این که این اتفاق بیفتد یا خیر را من نمی دانم. من خودم نظرم این است که این اتفاق رخ می دهد.با ۶ شهردار کار کردید؛ آقایان کرباسچی، الویری، ملک مدنی، مقیمی، احمدی نژاد و قالیباف. کدام را قوی تر دیدید؟ اجازه دهید قضاوتی بین اینها نکنم ولی همانطور که گفتم چون سال های زیادی با آقای قالیباف کار کردم و همانطور سال های زیادی هم با آقای کرباسچی به دلیل حضورم در دولت آقای هاشمی کار کردم احساسم این است که این دو بزرگوار در مورد عمل گرایی برای مسائل شهر تهران مثبت عمل کردند.مترو را در زمان وزارت کشور آقای عبدالله نوری جدا کردید و برای شهرداری بردید. درست است؟ قانون مترو این گونه است که به شهرداری تهران اجازه داده شد.قبل از انقلاب؟ بله. بعد از انقلاب می خواستند مترو را بخوابانند، امدند کلمه را عوض کردند و گفتند به دولت اجازه داده می شود و بعد هم مترو را خواباندند.از شما خوانده بودم که اول انقلاب خیلی ها با مترو مخالف بودند ولی شخص آیت الله هاشمی خیلی پیگیری کرد و برخی گفتند این مترو با اولویت های انقلابی ما تداخل دارد. آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس در دولت مصوبه گرفت و کار را شروع کرد. چه کسانی مخالف بودند؟ آن زمان دلواپسان همان زمان بودند.اسم آنها را بگویید. نمی خواهم اسم بگویم. فرقی نمی کند، اینطرفی ها هم دلواپس دارند، حالا بعدا هم می بینید که چه دلواپسی هایی اینطرف پیش می آید.این هم نکته مهمی هست که سربسته گفتید؛ حالا من می گذرم! (می خندد) بله، این طرف هم دلواپس زیاد استنکته این است که یک عده می گفتند برای مترو، چرا پول برای تهران خرج کنیم و مردم از شهرستان به تهران بیایند. ما همین پول را در شهرستان خرج کنیم تا مردم در شهرستان بمانند. جلوی هجرت مردم به تهران را بگیریم.عده ای می گفتند از نظر فنی نمی توانیم مترو بسازیم و اینهمه خاک را از تهران چطور بیرون ببریم. عده ای می گفتند چون تهران فاضلاب ندارد نمی توانیم مترو بسازیم. در فاضلاب گیر می کنیم. هر کسی به یک موضوعی اشاره می کرد و کسانی که این مسائل را مطرح می کردند، قدرت عملی و اجرایی بیشتری داشتند و در نتیجه مترو را خواباندند.در آن تاریخ ابوی نماینده تهران و رئیس مجلس بود. در مجمع نمایندگان تهران این موضوع بحث شد و اینها رای دادند که مترو تهران می خواهیم و فاضلاب شهری هم می خواهیم. با دولت همان زمان صحبت کردند ولی نتوانستند در دولت آن زمان بقبولانند که مترو را فعال کنند و به همین دلیل ابوی مجبور شدند خطبه ای در نماز جمعه بخوانند که معروف به «خطبه مترو» شد و پخش هم شد.گفتند همه شهرهای بزرگ ما مترو می خواهد. این جمله دوراندیشانه ایشان بود که گفتند من اینجا به تهران می گویم و به تمام کلان شهرها می گویم که نه تنها تهران که بقیه کلان شهرها هم می خواهند و انها هم باید به فکر ساخت مترو باشند.سال ۸۹ از مترو استعفا دادید. دلیل استعفا آقای احمدی نزاد بود؟ خیر. اسم این را دلیل استعفا نمی گذارم.قبلش این را بپرسم، رویه شما با این شهرداران این بود که هر کدام می امدند استعفا می دادید که دست انها باز باشد. برای آقای احمدی نژاد هم استعفا دادید. موافقت نکردند؟ خیر.چه گفتند؟ ایشان خیلی رفتار مثبتی با من داشتند. در تمام مدت شهرداری خود چنین بود فقط اواخر که کاندید شدند قدری بداخلاقی می کردند ولی هیچوقت نظرش در مورد من منفی نشد.آن زمان هم با استعفا مخالفت کردند؟ بله. آقای قالیباف هم آمدند من استعفا دادم و بعد از ۱۵-۱۰ روز گفتند به کار خود ادامه دهید. در مورد شهرداران قبلی هم چنین پیش می امد. من نزد آنها می رفتم و الزاما کتبا استعفا ندادم. می گفتم من حاضرم چنین کنم و برای برخی کتبی هم استعفا دادم تا دست شان باز باشد.درباره آن استعفا (سال ۸۹) بگویید. آن استعفا آن زمان این گونه بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که هیچگاه علنی گفته نشد و من هم علنی نفهمیدم ولی این احساس ایجاد شد که اگر من مدیر عامل مترو نباشم شاید دولت کمک کند. ولی نظرم آن زمان همین بود. آن زمان می گفتم مشکل اصلی آقای احمدی نزاد من نیستم مشکل خود آقای قالیباف است. من همیشه به شوخی به آقای قالیباف می گفتم مشکل من نیستم و مشکل اصلی خود شما هستید.نظر آقای قالیباف چه بود؟ ولی اینجور وانمود شد که ما برای گرفتن اعتبارات از دولت... البته یک اتفاقی هم رخ داد که موقعی که من عضو هیات مدیره شدم همان اعتبار اسنادی خط چهار باز شد که تا قبل آن باز نمی شد. این نشانه مثبتی بود.ولی ادامه پیدا نکرد. می گویند آقای محسن هاشمی رفسنجانی خیلی محافظه کار است و خیلی در مسائل سیاسی جسارت ندارد. قبول دارید؟ خیر. اتفاقا من به نظرم چون با عقلانیت حرف می زنم این احساس دست می دهد. یعنی فرض من بر این است که اولا مسائلی که مطرح می شود همیشه آن طوری که مطرح می شود نیست. آدم باید همیشه پشت پرده مسائل را دقیق بررسی کند و دلایل طرح این مسائل را به خوبی بفهمد، اگر می خواهد خود را در معرض این موضوع قرار دهد روی آن نظر دهد.لذا در همه زمینه ها اعلام نظر نمی کنم. سعی دارم در زمینه هایی که تخصص دارم و در آن زمینه حرفی بزنم این اثرگذاری را دارم. مثلا بحث خط ۷ که شد طبیعی است مردم انتظار دارند من یک کلمه در این باره بگویم. در حد یک جمله و دو جمله گفتم و اثرگذاری آن را دیدم. در همان حدی که لازم بود گفتم.شما دومین فرزند آیت الله هاشمی هستید. بله. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ هستند و در ۱۴ سالگی به قم آمدند که سال ۱۳۲۷ بود. سال ۱۳۳۸ ازدواج کردند و من در سال ۱۳۴۰ در ایام فاطمیه به دنیا آمدم. برای همین اسمم محسن شده است. فرزند دوم هستم. ایشان ۱۳۳۹ فاطمه را به دنیا آوردند و بعد من بودم.فاطمه خانم یک سال از شما بزرگ تر هستند. بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی ۸ سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد.از میان خصلت های پدر صبر به شما رسیده است. نخستین خاطره ای که از پدر در کودکی دارید چیست؟ اولین خاطره این است که حدود ۴ سال داشتیم که قدری در گوشه ذهن من است و به درستی به یاد ندارم، از بس مادر تعریف کردند این خاطر ...

ادامه مطلب  

قالیباف عمل گرا است/احمدی نژاد گفت حاضرم به نفع هاشمی کنار بروم!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر، محسن هاشمی رفسنجانی منتخب شورای پنجم شهر تهران مهمان این هفته برنامه دستخط بود. ماجرای کناره گیری احمدی نژاد به نفع هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری ۸۴ و نظر او در خصوص اختلافات وزارت علوم و دانشگاه آزاد از جمله موضوعات مطرح شده این برنامه بود.مشروح گفتگوهای این برنامه را در متن ذیل آمده است:فکر می کردید در تهران نفر اول شوید؟ البته در گذشته خیر، ولی بعد از اتفاقاتی که رخ داد و در یک ماه اخیر نظرسنجی ها چنین چیزی را نشان می داد.در مقدمه هم گفتم که بخشی از اعتبار شما متعلق به حاج آقا است. بخشی هم خدمات شماست. فکر می کنید نسبت این دو چطور است؟هاشمی: شما گفتید بخشی از اعتبار و من می گویم همه اعتبار من از تلاش ایشان است.آقای محسن هاشمی بیشتر شبیه پدر هستند یا مادر؟ در عصبانیت و پیگیری کارها گهگاهی شبیه مادر هستیم. مادر در کارها جدی تر هستند. اگر کاری انجام نشود پیگیری می کنند و پیگیری ها مجدانه است و گهگاهی برای اجرای آن کار عصبانی می شوند و از این جهت به ایشان رفتیم. البته خصلت های ابوی که صبر جزو شاخصه اصلی ایشان بود را داریم. البته این امر را مردم یا نزدیکان بگویند.نخستین تبریک را بعد از اول شدن در شورای شهر چه کسی به شما گفت؟ می توان گفت کسی به ما تبریک نگفت. تبریک ویژه ای که شاخص باشد مطرح نبود.واکنش برادران و خواهران چطور بود؟ آنها از این جهت تبریک می گفتند که وقتی ابوی در انتخابات شرکت می کردند پیش آمده بود اول شده بودند یا معمولا شاخص بودند و انتخاباتی هم فائزه شرکت کرده بود و دوم شده بود... البته شایعه شده بود که اول شده است.پیش آقای بشارتی وزیر کشور دولت دوم آیت الله هاشمی، بودیم. ایشان به آیت الله خیلی ارادت داشتند و دارند. صحبت همان انتخابات مجلس شد و می گفتند خانم فائزه هاشمی دوم شد و آقای ناطق در تهران اول شد. می گفت هر زمانی نزد آقای هاشمی می رفتیم و حاج خانم هم بودند یکسره به من می گفتند شما درست عمل نکردید و در آرا دست بردند و فائزه دوم شد. تا اندازه ای به من می گفتند و من یک بار ناراحت شدم و گفتم حاج خانم اینطور نیست؛ به حاج اقا گله کردم و ایشان از ما دلجویی کرد. حاج خانم گهگاه این ذهنیت را داشت و افراد همیشه گمان می کنند اول هستند.من فکر می کنم حاج خانم روی فرزندان خود حساس هستند. بله. مادران اکثرا چنین هستند و برخی بروز بیرونی دارند و برخی ندارند. توقع از این بود که اینجا هم ما اول شویم.اگر شما اول نمی شدید ممکن بود این ماجرا اتفاق بیفتد؟ توقع این بود که این رکورد را در خانواده از دست ندهیم. از ما این توقع وجود داشت. البته رکورد بدی نبود. چون نسبت به تهران عدد مناسبی بود.چه میزان بود؟ یک میلیون و ۷۵۶ هزار رای بود.رای قابل توجهی بود؛ به شما تبریک می گوییم. سراغ این روزها برویم. این روزها شما به شدت درباره شهرداری تهران زیر ذره بین هستید. موضوع شورای شهر بعد از انتخاب اعضا، تصمیم با اعضای شورای شهر است.جایی شنیدم که گفتید به این شرط استعفا می دهم که اول اجماع روی من باشد بعد استعفا بدهم؛ بحث شخص من نیست. پست های سطح بالا پست هایی نیست که برای آن تلاش کنید.قطعا چنین است. تلاش شما را نمی گویم. فشارهایی را می گویم که از جاهای مختلف وارد می کنند تا شما حتما این را بپذیرید. معمولا این گونه پست ها واقعا زحمت زیادی می طلبد و نگاه ها روی شما است. باید به دلایلی که نسبت به من این لطف وجود داشت توجه داشت. در گذشته من نامزد شورای شهر شدم و با آقای قالیباف رقابت کردیم.دلیل این که ان زمان من انتخاب شدم فکر می کنم هنوز هم بتوان آن را مطرح کرد، این بود که وقتی از مردم تهران سوال می شود مشکل تهران چه است اولویت یک آلودگی هوا و ترافیک است، عمده این کار جزو تخصص های من بود، چون عمده این کار راه آهن شهری بود و جزو تخصصهای من بود، اگر شهرداری و شورای شهری باشد که برنامه هایش را بر اساس حل معضل ترافیک و مسائل مربوط به آلودگی هوا بگذارد من آلترناتیو مناسبی در دوره قبل بودم که وارد رقابت هم شدم. این دوره شاید بتوانند فرد دیگری را پیدا کنند که چنین خصوصیاتی شبیه به خصوصیات من داشته باشد یا اولویت شورای شهر برای این مسائل نباشد.مثلا ممکن است ذهن شورای شهر به این سمت برود که باید مسائل شهرسازی و بافت فرسوده را اولویت قرار دهیم و شهر را از نظر شهرسازی به سیتسم مناسبی بازگردانیم.اینکه می گویند اختلاف نظرها در شورای شهر تهران قدری بین اعضای شورا زیاد است و یکسری سمت طیف کارگزاران رفتند و یکسری سمت حزب دیگری رفتند. چنین چیزی صحت دارد؟ معمولا در مسائل سیاسی کسانی که جبهه ای تصمیم می گیرند در عمل وقتی افراد مختلف و احزاب مختلف وارد کار می شوند، ممکن است هماهنگی های اینها آنطور که گمان می کنند مناسب نباشد. لذا طبیعی است که احزاب مختلفی که عضو جبهه اصلاحات هستند نظرات متفاوتی نسبت به شهردار داشته باشند.شورای اصلی که اینها را چیده است ورود نمی کند؟ شورای اصلاحات سعی اش بر این است که تصمیم گیری در مورد شهردار را جبهه ای ادامه دهد. این کار سختی است. زیرا تصمیم با شورا نیست و با افرادی است که در شورای شهر الان حضور یافتند و معمولا این گونه رای دادن ها رای مخفی است ولی من فکر می کنم اختلاف در آن حد نباشد.با توضیحاتی که شما می گویید الزاما تصمیمات اعضای منتخب شورای شهر نمی تواند آن جبهه ای که آمده این لیست را تنظیم کرده است راضی نگاه دارد. این هنر سیاسی افراد است. در سیاست مداری هنر شما در این کارها است. اینها اگر بتوانند مجددا جبهه ای عمل کنند و تصمیم را جبهه ای بگیرند این موضوع می تواند منجر به تصمیم خارج از جبهه اصلاحات نشود. ولی اگر نتوانند دور هم جمع شوند و تصمیم را بدون اختلاف بگیرند می تواند تبعات اختلافی از همین الان بروز کند و امیدواریم چنین نشود.تجربه تلخی در دوره اول شوراها داریم که در اختیار طیف اصلاح طلبان بود، انحلال شورا بود. مردم امیدوارند چنین نشود. تهران مرکز ایران است و اگر این اختلافات در آن شکل گیرد مردم و کشور ضرر خواهند کرد. دولت هم دچار مشکل می شود.چون مردم با یک امیدی به این طیف رای دادند. امیدواریم به سمتی برویم که بتوانیم تصمیمات با اتحاد بگیریم که در نتیجه مشکلات مردم را حل کنیم.آقای محسن هاشمی رفسنجانی میان احزاب مختلف موجود کشور که دو دسته مشخص اصولگرا و اصلاح طلب را داریم، به کدام طرف خود را متمایل می بیند؟ اصولا خانوادگی از معتدلین سیاسی کشور هستیم و سعی ما بر این است که اعتباری که گفتید از ابوی به ما دادند، فراجناحی عمل کنیم ولی از نظر جایگاهی من به عنوان یکی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی فعال هستم و سمت ریاست شورای مرکزی آنجا را دارم. در همین حزب هم سیاست اعتدالی داریم.عملا سیاست این حزب زیرمجموعه اصلاح طلبان محسوب می شود. بله. کارگزاران الان جزو جبهه اصلاحات قرار گرفتند. به نظرم عملکرد اصولگرایان و یا تبلیغات کاذب بوده که اینها را به آن سمت فشار می دهد. برخی از افراد نمی خواهند در یک جبهه ای قرار گیرند که بعدا... همه می خواهند در جبهه اعتدالی باشند. آقای محمد هاشمی عموی شما حالشان بهتر است؟ بله. خیلی بهتر هستند، رفع شده است.از بنیانگذاران کارگزاران سازندگی بودند. بله. هیات موسسی داشتند که ایشان هم جزو آن بودند. ایشان جدا شدند. علت را می دانید؟ مواردی مطرح شد و من هم دلایلی را می دانم ولی صلاح نمی دانم الان مطرح کنم.مهم ترین انتقادشان را هم نمی توانید بگویید؟ خیر. اصلا نمی خواهم وارد این موضوع شوم.آقای قالیباف را می توان گفت شیخ الشهرداران است. ۱۲ سال سابقه شهرداری دارند. عملکرد ایشان را چطور می بینید؟ نقاط قوت و ضعف ایشان چه بوده است؟ آقای قالیباف نقطه مثبت اش در عمل گرایی است. این یک نقطه مثبت در یک مدیر است که خود را در اتاق در بسته حبس نکند و کارها را به دیگران واگذار نکند و تنها به خود توجه نداشته باشد. پای کار بیاید و این از حسن های آقای قالیباف است که مدیر عملگرا است. در برخی موارد واقع گرایی را می توان در او به وضوح دید و می توان گفت...مشاوره پذیر بود؟ در موضوع مترو همیشه ایشان برنامه محور بود. وقتی برنامه ها را اعلام می کردیم ایشان سعی نمی کردند برنامه را برهم بزنند. مثلا آقای احمدی نژاد همان دو سالی که آمدند موضوع مونوریل و قطار هوایی را به گونه ای مطرح کردند که وضعیت مترو را به هم می ریخت و من مقاومت شدیدی کردم و اجازه ندادم.که آخر هم شورای شهر اصولگرا به نظر شما رای دادند. بله. در جلسه رفتم و محکم ایستادم. از نظر کارشناسی بحث زیادی شد و خوشبختانه طرح آقای احمدی نژاد رای نیاورد، در شورای شهری که آقای چمران رئیس بود. خود ایشان – احمدی نژاد – هم آمد و توضیح داد...همان موقع طرح مونوریل به قم رفت؟ خیر. وقتی آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند از ابزار وزارت کشور استفاده کردند و شورای عالی شهرسازی و مونوریل را به قم تحمیل کردند.الان هم همین طور باقی مانده است؟ بله. روی هوا مانده، البته مونوریل بر تهران هم تحمیل شد البته آقای قالیباف پایه را چیدند و جمع کردند ولی مونریل قم چون پیشرفته تر است نمی توان برید و دور انداخت و باید فکر اساسی درباره آن شود.همینجور افتاده است؟ بله. روی آن کار نمی شود. البته می گویند به دلیل مشکلات اعتباری است ولی خود مونوریل از نظر طراحی دچار مشکل است، چرا که وسط آن به هم وصل نشده است و هنوز اجازه عبور از جلوی حرم به آن نداده اند.و نقطه ضعفی که آقای قالیباف دارند یا انتقادی که می توانید به ایشان داشته باشید؟ در مورد موارد منفی اگر بخواهم بگویم، البته ایشان در این ۴ سال اخیر تاحدودی برطرف کرده است، ولی نکته این بود که من همیشه می گفتم در برنامه های حمل و نقل ترافیک تهران این طور بود که ما تا آن تاریخ باید مثلا حدود ۴۰۰ کیلومتر مترو می داشتیم و از آن سو هم باید ۵۰۰ کیلومتر اتوبان هم باید می داشتیم، اتوبان ها ساخته شد ولی مترو روی ۱۲۰، ۱۳۰ و نهایتا ۲۰۰ کیلومتر باقی ماند.در صورتی که در شهر باید اولویت را به حمل و نقل عمومی بدهیم. باید شهر انسان محور شود و حمل و نقل عمومی محور شود؛ البته دولت ها نقش مهمی دارند چون مترو پدیده ای گران است و دولت ها باید به مترو کمک کنند. شاید آقای قالیباف بگویند سعی بر این بود که در بعد زیرساخت ها این کار را انجام دهم اما دولت آقای احمدی نژاد یا دولت آقای روحانی کمکی که باید به مترو کنند را نمی کردند و در نتیجه ما نتوانستیم پیشرفت کنیم.ولی فرض من بر این بود که باز از اعتبارات موجود شهرداری بیشتر می توانیم استفاده کنیم.نسبت به بدهی های شهرداری تهران ارقام مختلفی بیان می شود، شما آمار قطعی دارید؟ فرض کنید می گویید بدهی به سیستم دولتی که معمولا به سازمان هایی همانند تامین اجتماعی و بیمه ها و مالیات و غیره گفته می شود که حجم وسیعی بدهی وجود دارد. یک بدهی هم به پیمانکارانی است که برای شهرداری کار می کنند وجود دارد و از این منظر هم پیمانکاران خود را مدعی می دانند و این عدد بالایی را مطرح می کند. یک بدهی هم در شهرداری معروف به بدهی هلوگرامی یا بدهی تراکم فروشی یا شهرفروشی است که این در اختیار یکسری افراد است یعنی به جای این که زمینی را تملک کرده اند پول به آن بدهند یک هلوگرامی به او دادند که هلوگرام یک پول در شهرداری است. یعنی پیش خور کردن شهر است. این هم جزو بدهی فرض می کنند.اگر اینها را با هم جمع کنیم بدهی هایی که می توان گفت بدهی فرض شود عددش حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان خواهد شد.بحث رشوه را در شهرداری تا چه اندازه واقعی می دانید و برنامه ای برای از بین بردن این امر دارید؟ بله. می دانید که این گونه فسادها که در شهرداری بر اساس کارچاق کنی شکل می گیرد، ما دو نوع فساد داریم. یک نوع فساد این است که افراد پول می گیرند تا پیمانکاری را به ناحق برنده کنند. حق دیگران را می خورند یا پول می گیرند یک کارشناسی غیراصولی می کنند. زمینی را کع ۱۰ میلیارد است، ۲۰ میلیارد قیمت می گذارند و یک بخشی از آن را می گیرند، اینها فسادهای سازمان دهی شده است که باید با کمک نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حراست ها با آنها به شدت برخورد شود.یکسری فسادها هم که خیلی بین مردم رایج شده است و شهرداری ها را از این جهت فاسد فرض می کنند بحث کارچاق کنی ها و زیرمیزی است که برای سرعت دادن به کار مردم است. اینجا از این منظر باید به این نگاه کنیم که مثلا قوانین و بخشنامه ها تا اینقدر زیاد شده است که مجریان برای اجرای اینها راهکارهای مختلفی را می توانند در نظر بگیرند. من فکر می کنم با شفاف کردن و مکانیزه کردن و هوشمندسازی شهرداری و با از بین بردن تمام این تفسیرهایی که نسبت به بخش نامه ها عمل می شود، اینها را هرچه کمتر کنیم، این گونه فسادها کمتر می شود.یک امیدواری نسبت به این شورای شهر و شهرداری وجود دارد که با دولت همسویی دارند. چون همیشه در ۱۲ سال اخیر به خصوص این مشکل را داشتیم که شهرداران تهران با دولت ها مشکل داشتند. آقای احمدی نژاد آمد و حضورش در هیات دولت اصلاحات منتفی شد و بعدش هم مشکلات مالی، بعد ایشان وقتی رئیس جمهور شد چون گزینه اش برای شهرداری رای نیاورد، پول هم نداد، آقای قالیباف هم امد با دولت روحانی این مشکلات را داشت. فکر می کنید با این همسویی این مشکلات حل شود؟ نخیر، این گونه حل نمی شود. تنها دوره ای که می توان گفت شهرداری با دولت خیلی همگن و خوب عمل کرد دوره آقای کرباسچی و ریاست جمهوری آقای هاشمی بود. حتی طوری شد که ایشان اجازه دادد شهردار عضو هیات دولت شود. این هماهنگی تا اندازه ای زیاد بود که برخی جاها نسبت به این هماهنگی اعتراض می کردند.اعتراض از کجاها بود؟ نمی توان نام برد، ولی می توان گفت این هماهنگی طوری شد که برخی می گفتند حق مردم ضایع می شود یا اتفاقاتی در شهرداری رخ می دهد که دولت بیش از حد از شهرداری حمایت می کند. بعد از این دوره اتفاقی که افتاد این بود که شورای شهر نتوانست یک شهردار قاطع و خوبی برای درازمدت انتخاب کند. همان دوره شورای اول که مشکلات شهر به دلیل تعدد شهرداران خیلی تنظیم شده پیش نرفت، در نهایت به تشکیل شورای شهر جدید و شهردار شدن آقای احمدی نژاد منتهی شد.از همان دوره این اتفاق افتاد که افراد به این فکر افتادند که اینها به فکر ریاست جمهوری هستند. اگر این فکر در دولت شکل گیرد که شهردار هر حرکتش برای ریاست جمهوری است این اختلافات همواره تشدید می شود. پس من اولین نکته ای که می گویم این است که شهردار باید این را از گوش خود بیرون کند و نباید فعالیت های خود را برای رشد خودش در نظر گیرد. برای رشد شهر خدمت می کند.هر ایکسی که خوب کار کند این را به او می بندند! خیر. شهرداری که تصمیم می گیرد فورا می فهمید آیا تصمیمات او خدمت رسانی است یا تصمیمات برای رئیس جمهور شدن است.ممکن است در تعاملاتی که دارید دوباره شهردار را عضو هیات دولت کنید؟ یکی از خواسته های شورای شهر همین است. در بحث هایی که در شورای شهر داشتیم و خدمت برخی بزرگان رسیدیم این را مطرح کردیم که شهرداری که انتخاب می کنیم بتواند به عنوان یکی از اعضای هیات دولت در جلسات شرکت کند.این که این اتفاق بیفتد یا خیر را من نمی دانم. من خودم نظرم این است که این اتفاق رخ می دهد.با ۶ شهردار کار کردید؛ آقایان کرباسچی، الویری، ملک مدنی، مقیمی، احمدی نژاد و قالیباف. کدام را قوی تر دیدید؟ اجازه دهید قضاوتی بین اینها نکنم ولی همانطور که گفتم چون سال های زیادی با آقای قالیباف کار کردم و همانطور سال های زیادی هم با آقای کرباسچی به دلیل حضورم در دولت آقای هاشمی کار کردم احساسم این است که این دو بزرگوار در مورد عمل گرایی برای مسائل شهر تهران مثبت عمل کردند.مترو را در زمان وزارت کشور آقای عبدالله نوری جدا کردید و برای شهرداری بردید. درست است؟ قانون مترو این گونه است که به شهرداری تهران اجازه داده شد.قبل از انقلاب؟ بله. بعد از انقلاب می خواستند مترو را بخوابانند، امدند کلمه را عوض کردند و گفتند به دولت اجازه داده می شود و بعد هم مترو را خواباندند.از شما خوانده بودم که اول انقلاب خیلی ها با مترو مخالف بودند ولی شخص آیت الله هاشمی خیلی پیگیری کرد و برخی گفتند این مترو با اولویت های انقلابی ما تداخل دارد. آقای هاشمی به عنوان رئیس مجلس در دولت مصوبه گرفت و کار را شروع کرد. چه کسانی مخالف بودند؟ آن زمان دلواپسان همان زمان بودند.اسم آنها را بگویید. نمی خواهم اسم بگویم. فرقی نمی کند، اینطرفی ها هم دلواپس دارند، حالا بعدا هم می بینید که چه دلواپسی هایی اینطرف پیش می آید.این هم نکته مهمی هست که سربسته گفتید؛ حالا من می گذرم! (می خندد) بله، این طرف هم دلواپس زیاد استنکته این است که یک عده می گفتند برای مترو، چرا پول برای تهران خرج کنیم و مردم از شهرستان به تهران بیایند. ما همین پول را در شهرستان خرج کنیم تا مردم در شهرستان بمانند. جلوی هجرت مردم به تهران را بگیریم.عده ای می گفتند از نظر فنی نمی توانیم مترو بسازیم و اینهمه خاک را از تهران چطور بیرون ببریم. عده ای می گفتند چون تهران فاضلاب ندارد نمی توانیم مترو بسازیم. در فاضلاب گیر می کنیم. هر کسی به یک موضوعی اشاره می کرد و کسانی که این مسائل را مطرح می کردند، قدرت عملی و اجرایی بیشتری داشتند و در نتیجه مترو را خواباندند.در آن تاریخ ابوی نماینده تهران و رئیس مجلس بود. در مجمع نمایندگان تهران این موضوع بحث شد و اینها رای دادند که مترو تهران می خواهیم و فاضلاب شهری هم می خواهیم. با دولت همان زمان صحبت کردند ولی نتوانستند در دولت آن زمان بقبولانند که مترو را فعال کنند و به همین دلیل ابوی مجبور شدند خطبه ای در نماز جمعه بخوانند که معروف به «خطبه مترو» شد و پخش هم شد.گفتند همه شهرهای بزرگ ما مترو می خواهد. این جمله دوراندیشانه ایشان بود که گفتند من اینجا به تهران می گویم و به تمام کلان شهرها می گویم که نه تنها تهران که بقیه کلان شهرها هم می خواهند و انها هم باید به فکر ساخت مترو باشند.سال ۸۹ از مترو استعفا دادید. دلیل استعفا آقای احمدی نژاد بود؟ خیر. اسم این را دلیل استعفا نمی گذارم.قبلش این را بپرسم، رویه شما با این شهرداران این بود که هر کدام می امدند استعفا می دادید که دست انها باز باشد. برای آقای احمدی نژاد هم استعفا دادید. موافقت نکردند؟ خیر.چه گفتند؟ ایشان خیلی رفتار مثبتی با من داشتند. در تمام مدت شهرداری خود چنین بود فقط اواخر که کاندید شدند قدری بداخلاقی می کردند ولی هیچوقت نظرش در مورد من منفی نشد.آن زمان هم با استعفا مخالفت کردند؟ بله. آقای قالیباف هم آمدند من استعفا دادم و بعد از ۱۵-۱۰ روز گفتند به کار خود ادامه دهید. در مورد شهرداران قبلی هم چنین پیش می امد. من نزد آنها می رفتم و الزاما کتبا استعفا ندادم. می گفتم من حاضرم چنین کنم و برای برخی کتبی هم استعفا دادم تا دست شان باز باشد.درباره آن استعفا (سال ۸۹) بگویید. آن استعفا آن زمان این گونه بود که این احساس در شهرداری ایجاد شد که هیچگاه علنی گفته نشد و من هم علنی نفهمیدم ولی این احساس ایجاد شد که اگر من مدیر عامل مترو نباشم شاید دولت کمک کند. ولی نظرم آن زمان همین بود. آن زمان می گفتم مشکل اصلی آقای احمدی نژاد من نیستم مشکل خود آقای قالیباف است. من همیشه به شوخی به آقای قالیباف می گفتم مشکل من نیستم و مشکل اصلی خود شما هستید.نظر آقای قالیباف چه بود؟ ولی اینجور وانمود شد که ما برای گرفتن اعتبارات از دولت... البته یک اتفاقی هم رخ داد که موقعی که من عضو هیات مدیره شدم همان اعتبار اسنادی خط چهار باز شد که تا قبل آن باز نمی شد. این نشانه مثبتی بود.ولی ادامه پیدا نکرد. می گویند آقای محسن هاشمی رفسنجانی خیلی محافظه کار است و خیلی در مسائل سیاسی جسارت ندارد. قبول دارید؟ خیر. اتفاقا من به نظرم چون با عقلانیت حرف می زنم این احساس دست می دهد. یعنی فرض من بر این است که اولا مسائلی که مطرح می شود همیشه آن طوری که مطرح می شود نیست. آدم باید همیشه پشت پرده مسائل را دقیق بررسی کند و دلایل طرح این مسائل را به خوبی بفهمد، اگر می خواهد خود را در معرض این موضوع قرار دهد روی آن نظر دهد.لذا در همه زمینه ها اعلام نظر نمی کنم. سعی دارم در زمینه هایی که تخصص دارم و در آن زمینه حرفی بزنم این اثرگذاری را دارم. مثلا بحث خط ۷ که شد طبیعی است مردم انتظار دارند من یک کلمه در این باره بگویم. در حد یک جمله و دو جمله گفتم و اثرگذاری آن را دیدم. در همان حدی که لازم بود گفتم.شما دومین فرزند آیت الله هاشمی هستید. بله. حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی متولد ۱۳۱۳ هستند و در ۱۴ سالگی به قم آمدند که سال ۱۳۲۷ بود. سال ۱۳۳۸ ازدواج کردند و من در سال ۱۳۴۰ در ایام فاطمیه به دنیا آمدم. برای همین اسمم محسن شده است. فرزند دوم هستم. ایشان ۱۳۳۹ فاطمه را به دنیا آوردند و بعد من بودم.فاطمه خانم یک سال از شما بزرگ تر هستند. بله. فائزه هم یک سال از من کوچکتر است. به دوران بچه کمتر رفتیم و مهدی ۸ سال با من فاصله دارد و یاسر ده سال با من فاصله دارد.از میان خصلت های پدر صبر به شما رسیده است. نخستین خاطره ای که از پدر در کودکی دارید چیست؟ اولین خاطره این است که حدود ۴ سال داشتیم که قدری در گوشه ذهن من است و به درستی به یاد ندارم، از بس مادر تعریف کردند این ...

ادامه مطلب  

تصاویر/ ورود پیکر ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچه  

درخواست حذف این مطلب
به روز شده در: ۱۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۱۳ دریچه فیلم/ قسمت های جنجالی استند آپ مجید افشاری فیلم/ شعر خوانی نوه شهید مدافع حرم سردار شعبان نصیری دوباره ببینیم/ روزی که روحانی گفت چه جور آب و صابون بیاوریم و رویتان را بشوریم فیلم/ نماهنگی درباره منافقین فیلم/ تغییر ادبیات دولتی ها در قبال آمریکا و برجام از سال 92 تا کنون فیلم جنجالی "ثریا" از برجام/ از آن شب تا امشب تمجید رهبر انقلاب از مردم اردبیل به زبان ترکی فیلم/ عشقِ بدون قید و شرط...! فیلم/ پای ژن خوب به برنامه حالاخورشید هم رسید فیلم/ از کجا ژن خوب گیر بیاریم؟! آخرین اخباربرنامه های مرزبانی ایلام برای اربعین ۹۶قیمت گوشت مرغ پایین آمدافزایش دمای کشور در شهریورتصاویر/ ورود پیکر ۴۸ شهید تازه تفحص شده -شلمچهتصاویر/ حضور عموپورنگ در خانه بنیتاماجرای سفر شبانه رهبرانقلاب بعد از عزل بنی صدریک بازیکن از لیست استقلال خط خوردآیا تحلیف ریاست جمهوری ساعت بازی استقلال را تغییر می دهد؟ورود ناوگروه چهل و هفتم نداجا به عمانخوشحالی واعظی از وزیر شدن معاونش!زهیوی به نفت تهران نمی رسدنصیرزاده در صحنه بدون اسلوموشن! +عکسواکنش حقوقی بیرانوند به بیانیه وزارت نفتحمله تند کاپیتان والیبال به منتقدانسه مازاد پرسپولیس همچنان در بازار نقل و انتقالاتخطر محرومیت استقلال را تهدید نمی کنداولتیماتوم مگویان به باشگاه استقلالهرایر مگویان از استقلال کنار گذاشته شداتفاق باورنکردنی برای پرسپولیسی شدن فلینی!منصوریان دو بازیکن را برای دربی آزاد کردتهدید منصوریان به تعلیق فوتبال ایرانرشد چشمگیر کمک های مردمی به باشگاه پرسپولیس در دو روزثبت رکورد جدید خانوارهای بدون شاغل د ...

ادامه مطلب  

۵ گزاره درباره یادنکردن از هاشمی در مراسم تحلیف!  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاسی فردا: مراسم تحلیف روحانی در حالی روز شنبه ۱۴ مرداد برگزار شد که حاشیه های بسیاری را در پی داشت. از تعطیل کردن شهر تهران در آن روز و تدابیر شدید امنیتی در منطقه بهارستان گرفته تا سلفی نمایندگان مجلس با فدریکا موگرینی که به تیتر ۱ رسانه های غربی هم تبدیل شد. اما موضوع دیگری که در لابه لای اخبار آن روز مجلس گم شد و به آن کمتر پرداخته شد اعتراض خانواده مرحوم هاشمی در خصوص یاد نکردن روحانی از هاشمی در مراسم تنفیذ و تحلیف بود. ۱. ادبیات تند فاطمه هاشمی در خصوص یادنکردن از مرحوم هاشمی در مراسم تحلیف تقریبا بی سابقه است وی در گفت وگو با روزنامه «فرهیختگان» گفته: «آقای هاشمی یک تفکر بود، یک جریان بود. با اسم بردن یا اسم نبردن، این جریان یا تفکر تحت تاثیر قرار نمی گیرد. ولی افرادی که این گونه رفتار می کنند شخصیت خودشان را در این رابطه نشان می دهند، خصوصا افرادی که با حمایت آقای هاشمی روی کار آمده اند.» او در ادامه از این فضای کنایی فاصله گرفته و صریحاً از شخص رئیس جمهور نام می برد و از استفاده از نام خانواده هاشمی برای جذب رأی انتقاد می کند: «شخص رئیس جمهور در سخنرانی های انتخاباتی نه تن ها از آقای هاشمی اسم می بردند بلکه برای اینکه رأی بیاورند شعار سلام به خاتمی و میرحسین سر می دادند ولی امروز که رأی شان را گرفته اند، آن ها را فراموش کرده اند. این نشان از ضعیف بودن شخصیت آقای روحانی در این مسائل است... برخی دوستان من فقط به خاطر آقای هاشمی به آقای روحانی رأی دادند.» فاطمه هاشمی درباره برخی گمانه زنی ها درخصوص جایگزین شدن آقای روحانی به جای مرحوم هاشمی به عنوان پدر معنوی کارگزاران گفت: «آقای روحانی نمی تواند جا پای آقای هاشمی بگذارد، چون اصلاً نه تفکر آقای هاشمی را دارد و نه شجاعت ایشان را و نه پشتکار و فعالیتی که آقای هاشمی داشتند. هیچ کدام از آن ها را آقای روحانی ندارد. ساده ترین چیزی که می توان مقایسه کرد این است که آقای هاشمی از ساعت ۶ صبح فعالیت خود را آغاز می کرد و ده ونیم، یازده شب کار خود را به پایان می رساند... تمام افراد در سطوح مختلف نه فقط در سطح وزیر بلکه از رئیس اداره و مدیرکل و معاونان هم به ایشان زنگ می زدند و ایشان به آن ها جواب می داد، نامه ها را هم سریعاً دستور پیگیری می دادند، ولی آقای روحانی هیچ کدام از این کار ها را انجام نمی دهد، حتی با وزیران خود هم وقت ملاقات نمی گذارد و وزیران ایشان هم در همین دولت از ایشان گله دارند.»۲. محمد هاشمی در خصوص نام نیاوردن از مرحوم هاشمی در ...

ادامه مطلب  

روایتی از قرارگاه فوق سری نصرت/ فرمانده ای که هرگز عقب ننشست+ تصاویر و فیلم هوایی محل شهادت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا, سردار شهید علی هاشمی در سال 1340، در شهر اهواز به دنیا آمد. با شروع جنگ تحمیلی در محور «کرخه کور» و «طراح» به مقابله با پیشروی دشمن بعثی پرداخت. با شکل گیری یگان های رزم سپاه او مامور تشکیل تیپ 37 نور شد و با این یگان، در عملیات «الی بیت المقدس» در آزادی خرمشهر سهیم شد. در آستانه عملیات والفجر مقدماتی تیپ 37 نور منحل شده و علی هاشمی به فرماندهی سپاه سوسنگرد رسید. بعدها، از دل همین سپاه منطقه ای بود که، «قرارگاه نصرت» پدید آمد. در سومین سال جنگ، محسن رضایی، علی هاشمی را به فرماندهی «قرارگاه سری نصرت» انتخاب کرد.او در تیر ماه سال 66 به فرماندهی «سپاه ششم امام صادق» منصوب شد که چند تیپ و لشکر، بسیج و سپاه خوزستان، لرستان و پدافند منطقه هور از «کوشک» تا «چزابه» را در اختیار داشت. روز چهارم تیر ماه سال 1367، متجاوزان بعثی، حمله ای گسترده و همه جانبه را برای بازپس گیری منطقه هور آغاز کردند. حاج علی در آن زمان، در قرارگاه خاتم4، در ضلع شمال شرقی جزیره مجنون شمالی مستقر شده بود. هیچ کس به درستی نمی داند که در این روز دردناک، چه بر سر سرداران «قرارگاه نصرت» آمد. شاهدان می گفتند که هلی کوپترهای عراقی در فاصله کمی از قرارگاه خاتم4 به زمین نشسته اند و حاج علی و همراهانش سراسیمه از قرارگاه خارج شده و در نیزارها پناه گرفتند. پس از آن، جستجوی دامنه داری برای یافتن حاج علی هاشمی آغاز شد اما به نتیجه ای نرسید. از طرف دیگر، بیم آن می رفت که افشای ناپدید شدن یک سردار عالی رتبه سپاه، جان او را که احتمالا به اسارت درآمده بود به خطر بیاندازد، به همین سبب تا سال ها پس از پایان جنگ، نام حاج علی هاشمی کمتر برده می شد و از سرنوشت احتمالی او با احتیاط فراوانی سخن به میان می آمد. سرانجام در روز 19 اردیبهشت سال 1389، اخبار سراسری سیما خبر کشف پیکر حاج علی هاشمی را اعلام کرد و مادر صبور او پس از 22 سال انتظار، بقایای پیکر فرزند خود را در آغوش کشید.روایت برخی خاطرات پیرامون این سرلشکر شهید که فرمانده سپاه ششم امام صادق(ع) بود در «رازهای نهفته» به قلم «مهرنوش گرجی» نوشته شده است. در ادامه یکی از این خاطرات از زبان «غلام رضا سبزه علی» یکی از همرزمان شهید هاشمی می آید:سال 61 توسط دوستی مشترک به نام مجتبی مرعشیان که بعدها شهید شد، با علی هاشمی آشنا شدم. عضو بسیج مسجد بودم که شهید مرعشیان مرا به سوسنگرد برد تا خدمت سربازی را در آنجا بگذرانم. پس از گذشت چهار ماه از حضور من در سوسنگرد، با علی هاشمی آشنا شدم. او فرمانده سپاه سوسنگرد بود. علی هاشمی آن زمان 22 سال بیش تر نداشت ولی با رشادت و دیانت و شجاعتی که از خود نشانه داده بود خیلی سریع به فرماندهی سپاه سوسنگرد منصوب شده بود. اخلاق علی هاشمی به گونه ای بود که هر کس با او معاشرت داشت به سرعت جذبش می شد. اوایل سال 62 بود که علی هاشمی استفاده از هور را برای رسیدن به خاک عراق به محسن رضایی پیشنهاد داد. پس از آن که پیشنهاد استفاده از هور از سوی شهید هاشمی ارائه شد تحقق آن به نظر مشکل بود و خیلی ها آن را غیرممکن می دانست ولی شهید هاشمی می گفت: «من کاری می کنم تا همان گونه که بر روی زمین حرکت می کنید از هور نیز عبور کنید.»در آن زمان افراد بومی زیادی در منطقه حضور داشتند که بیش تر از آنها اگر چه بی سواد و یا کم سواد بودند ولی انسان های دین دار بوده و با توجه به ویژگی مردم داری شهید هاشمی جذب او شده بودند. شهید علی هاشمی با مردم داری که داشت نیروهای بومی را جذب کرده و از آن ها تحت عنوان نیروهای «حراست مرزی» برای حفاظت از مرزها استفاده کرد و آنها جذب سپاه شدند با این روش وابستگی بومی های منطقه به نظام نیز بیشتر شد.روزی حاجی مرا به همراه بهنام شهبازی و وحید طاهری به منطقه برد. به منطقه که رسیدیم دیدیم که در آن محل کارهای مهندسی در حال انجام است و در حال احداث جاده ای در منطقه رفیع هستند. حاجی گفت که این جاده باید تکمیل شود ولی ما نمی دانستیم این جاده برای انجام عملیات است در آن زمان حمید رمضانی مسئول اطلاعات بود که از نظر اخلاقی و رفتار شباهت بسیاری به علی هاشمی داشت. حمید رمضانی حدود 90 نفر از نیروهای جوان مساجد اهواز را با خود به منطقه آورد و با همکاری بومیان منطقه کار شناسایی هور را انجام دادند ولی باز هم هیچ کسی نمی دانست این کارها برای انجام عملیات است. در آن زمان شهید هاشمی می گفت کسی نباید لباس فرم بپوشد. کسی لباس فرم سبز رنگ سپاه را نمی پوشید و حتی بر روی خودروها نیز آرم جهاد را نصب کرده بودیم که تصور شود در حال راه سازی هستیم و با وجود آنکه نمی دانستیم در حال آماده سازی شرایط برای انجام عملیات هستیم ولی به هیچ کس نمی گفتیم کجا و در حال انجام چه کاری هستیم.قرارگاه نصرت محل سازماندهی عملیات خیبر بود. این قرارگاه ابتدا در رفیع بود و پس از آن به هویزه منتقل شد. شناسایی هور به سختی انجام شد و در شرایط ...

ادامه مطلب  

آغاز چهارمین دور مذاکرات ژنو درباره سوریه  

درخواست حذف این مطلب
خمذاکرات «ژنو » درباره سوریه با حضور نمایندگان دولت سوریه و معارضان آغاز شد.به گزارش فارس به نقل از خبرگزاری اسپوتنیک چهارمین دور از مذاکرات سوری-سوری با حضور هیات معارضان و دولت سوریه در ژنو آغاز شد.در همین حال شبکه اسکای نیوز گزارش داد که نمایندگان هیات معارض سوری برای دیدار با دی میستورا نماینده ...

ادامه مطلب