پایان انتظار دوستداران خواننده «ستایش» برای دیدار با «امیرعباس گلاب»  

درخواست حذف این مطلب
ولین اجرای امیرعباس گلاب«امیرعباس گلاب» خواننده جوان موسیقی پاپ که چند سال پیش با اجرای تیتراژ پایانی سریال «ستایش» به شهرت رسید، پس از چند سال فعالیت در عرصه موسیقی پاپ بالأخره برای اولین بار به صورت رسمی روی صحنه رفت.این کنسرت طی روزهای ۹ و ۱۰ مردادماه به همت شرکت «اکسیر نوین» و طی ۴ سانس در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران به اجرای موسیقی پرداخت و قطعاتی چون دیوونه، ستایش، قله، دیوونه، ازدواج، بخشش، دلخوشی، بانو جان، عشق تو، فقط برو، لعنت و ستایش۲ را اجرا کرد.شایان ذکر است که بابک جهانبخش خواننده شناخته شده پاپ و علیرضا آذر شاعر و ترانه سرای برخی از قطعات امیرعباس گلاب، از مهمانان ویژه کنسرت شب گذشته امیرعباس گلاب بودند. همچنین پدر و مادر امیرعباس گلاب نیز در این کنسرت حضور داشته و گلاب از آن ها تقدیر به عمل آورد.در ادامه می توانید عکسهای سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» (عکاس: مرضیه امیری) از کنسرت «امیرعباس گلاب» را مشاهده نمایید. ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین اجرای امیرعباس گلاب ولین ...

ادامه مطلب  

امیر عباس گلاب | بیوگرافی و عکس های امیر عباس گلاب  

درخواست حذف این مطلب
بیوگرافی امیر عباس گلاب خواننده محبوب ایرانیامیر عباس گلاب خواننده ایرانی است که با آهنگ های تیتراژ سریال ستایش و همچنین با آهنگ ببخش در ایران معروف شد. امیر عباس گلاب در ۲۴ آبان ماه ۱۳۶۵ در تهران به دنیا اومد. وی از سن ۷ سالگی موسیقی را را با آواز سنتی نزد پدر خود شروع کرد و آموخت. از سن ۱۴ سالگی به نواختن گیتار پرداخت و گرایش به س ...

ادامه مطلب  

فیلم: امیرعباس در ماه عسل عید فطر | ویدیوی کچلیک در ماه عسل را ببینید!  

درخواست حذف این مطلب
فیلم: امیرعباس در ماه عسل عید فطر | امیرعباس کودک بامزه ای که با یک کلیپ به کچلیک معروف شد، امشب به مناسبت عید فطر در ماه عسل مهمان احسان علیخانی شد. ویدیوی حضور امیرعباس در ماه عسل عید فطر را در ادامه ببینید! فیلم: امیرعباس در ماه عسل عید فطر | امیرعباس کودک بامزه ای که با یک کلیپ به کچلیک معروف شد، امشب به مناسبت عید فطر در ماه عسل مهمان احسان علیخانی شد. ویدیوی حضور امیرعباس در ...

ادامه مطلب  

فیلم: امیرعباس به گلزار چه گفت؟ | انتقاد شدید امیرعباس کچلیک از گلزار +فیلم جدید امیرعباس!  

درخواست حذف این مطلب
فیلم: امیرعباس به گلزار چه گفت؟ | امیرعباس کچلیک، انتقادات شدیدی به محمدرضا گلزار دارد! امیرعباس از گلزار انتظار داشت از او برای بازیگری دعوت کند، اما گلزار چنین نکرد! همین شد که ویدیوی جدید امیرعباس کچلیک منتشر شد؛ در انتقاد از گلزار!بیشتر ببینید: امیرعباس کچلیک در ماه عسل +فیلم .کودکی شیرین زبان اهل مازندران که چندی پیش با انتشار یک ویدئو در فضای مجازی که در آن راجع به خوانندگی و کچلیک صحبت می کرد، به شهرت بسیاری دست یافت تا جایی که همه او را با عنوان امیر عباس کچلیک می شناسند و به خاطر همین معروف شدن، احسان علیخانی مجری برنامه ماه عسل در ماه مبارک رمضان از او برای حضور در برنامه دعوت کرد و روی آنتن زنده برای مخاطبان برنامه قسمتس از ترانه تیتراژ برنامه ماه عسل را خواند که این کار او محبوبیتش را بین هواداران وی دو چندا ...

ادامه مطلب  

هویدا چگونه ۱۳ سال نخست وزیر ماند؟  

درخواست حذف این مطلب
«سیاستمداری که عصا، پیپ و گل ارکیده ای همرنگ کراوات را مشخصه ظاهری اش ساخته بود، در آخرین روز عمر در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر تهران، نشانی از تجمل روزگار سپری شده را با خود نداشت. حذف نابهنگام و غافلگیرانه او، ابهامات حل نشده یکی از طولانی ترین صدارت ها در تاریخ ایران را به معماهایی تبدیل کرده است.» آفتاب نیوز : «من فقط هماهنگ کننده بودم. من وقتی دانستم که در محکمه انقلابی اسلامی محاکمه می شوم، خوشحال شدم و دانستم که در این محکمه عدالت هست. بنابراین سعی کرده ام با شهامت و صداقت سخنم را بگویم. به همین جهت هم با جسارت می گویم که این گونه که شما صحبت می کنید انگار، من پادشاه بوده ام و پادشاه نخست وزیر. پادشاه طبق قانون اساسی، رئیس قوه مجریه بود و ما همه، حتی شاید شما هم، از او اطاعت می کردیم.» اینها آخرین گفته های امیرعباس هویدا، نخست وزیر ۱۳ ساله و بی رقیبی بود که پس از ترور حسنعلی منصور، دوست دیرینش، به جای او نخست وزیر شد و در دوره درخشش اقتصادی ایران در دوره پهلوی در این سمت بود.گر چه ایران را حکومتی یک نفره می دانست که در اختیار شاه است اما در طول سال های صدارت به امید بازتر شدن فضای سیاسی همراه با رسیدن رفاه اجتماعی ناشی از بالا رفتن قیمت نفت، در مقام نخست وزیری عملا «رئیس دفتری اعلیحضرت» را بر عهده داشت و از برنامه ها و فکر های لیبرال مسلکش تا رسیدن روزگاری که هرگز نیامد، چشم پوشی می کرد.سیاستمداری که عصا، پیپ و گل ارکیده ای همرنگ کراوات را مشخصه ظاهری اش ساخته بود، در آخرین روز عمر در ۱۸ فروردین ۱۳۵۸ در زندان قصر تهران، نشانی از تجمل روزگار سپری شده را با خود نداشت. حذف نابهنگام و غافلگیرانه او، ابهامات حل نشده یکی از طولانی ترین صدارت ها در تاریخ ایران را به معماهایی تبدیل کرده است.استعفا در بزنگاه انقلابامیرعباس هویدا پس از پایان دوران وزارت ۱۳ساله اش به وزارت دربار منصوب شد و تا یک روز پس از حوادث ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ در میدان ژاله که از سوی مخالفان شاه «جمعه سیاه» نامگذاری شد، این منصب را در اختیار داشت.عباس میلانی، نویسنده کتاب «معمای هویدا» نوشته است که او بعدها در نامه ای که از زندان به خارج فرستاد، ادعا کرد که استعفایش در اعتراض به کشتار میدان ژاله بوده است. در عین حال از قول برخی از دوستان هویدا نقل می کند که کناره گیری اش از وزارت درباره نتیجه مستقیم تحریکات اردشیر زاهدی، داماد سابق شاه و وزیر امور خارجه سابق بوده است.عباس میلانی در کتابش از قول یکی از اقوام هویدا نقل می کند که در آخرین ملاقات با او در زندان شنیده است که او معتقد بود زاهدی شاه را متقاعد کرده که تنها راه توافق و تفاهم با روحانیون میانه رو، همانا برکناری هویدا از وزارت دربار است.اردشیر زاهدی، وزیر امور خارجه در کابینه امیرعباس هویدا گر چه بخشی از تحولات سیاسی منجر به انقلاب اسلامی را ناشی از برخی از سیاست های هویدا می داند، اما درباره ادعایی که به او نسبت داده و دلایل اختلافات شدیدش با او سکوت پیشه کرده و هنوز حاضر به سخن گفتن نیست.شاه پس از پذیرش استعفای هویدا از وزارت دربار، پیشنهاد سفارت بلژیک را به او داد اما هویدا این سمت را نپذیرفت و علیرغم هشدار های پی در پی درباره احتمال بازداشتش، رغبتی به خروج از ایران نشان نداد. نگهداری از مادر و نگرانی از وضعیت کشور که هر روز بی ثبات تر می شد، دلایل اصلی مقاومت هویدا برای خروج از ایران بوده است.شایعه داغ بازداشت نخست وزیر ۱۳ ساله با آغاز صدارت جعفر شریف امامی هر روز داغ تر می شد؛ به خصوص که شریف امامی پی در پی از نیاز کشور به یک «تصمیم قاطع» و لزوم برخورد با «منادیان فساد» سخن می گفت.هوشنگ نهاوندی، رئیس وقت دانشگاه تهران و از مشاوران دربار می گوید که رفتار سیاسی هویدا را نمی پسندید اما او را از نظر اداری و اقتصادی فردی سالم می دانست و کم و بیش همین تلقی هم از او در افکار عمومی وجود داشت اما بر خلاف این برداشت به نظر می رسد که در آن دوره امیرعباس هویدا در چشم افکار عمومی ایران آرام آرام به یکی از نمادهای فساد در کشور تبدیل می شد؛ امری که سرانجام باعث قربانی شدن او شد.دستگیری هویدا، تصمیم شاه با صحنه سازی رای گیری؟روایتی که تاکنون از تصمیم گیری برای بازداشت امیرعباس هویدا وجود دارد، مربوط به جلسه ای است که شاه با چند نفر از مشاورانش درباره بازداشت نخست وزیر سابق مشورت و تصمیم گیری می کند. «در هفدهم آبان ۱۳۵۷ شاه تنی چند از مشاورانش را به جلسه ای احضار کرد. ملکه هم حضور داشت. به علاوه مهدی پیراسته، جواد شهرستانی، هوشنگ نهاوندی، رضا قطبی، حسن پاکروان و علی قلی اردلان که تازه به وزارت درباره منصوب شده بود نیز در جلسه شرکت داشتند.»به روایت عباس میلانی، جلسه با موضوع نوسازی تشکیلات بنیاد پهلوی آغاز شد. سپس فعالیت اقتصادی خاندان سلطنت مورد بحث قرار گرفت و از ضرورت شفافیت هر چه بیشتر در این زمینه صحبت شد... این مباحث هیچکدام وقت چندانی نگرفت. شاه ناگهان دستور جلسه را تغییر داد. می گفت مدتی است مشاورانش به خصوص فرماندهان ارتش خواستار بازداشت هویدا شده اند. آنگاه از جمع خواست که این درباره بحث و رای زنی کنند.بر اساس این روایت، در گرماگرم صحبت، تلفن زنگ می زند و شاه گوشی را برمی دارد و برای چند لحظه سکوت می شود. شاه حرفی نمی زد و فقط گوش می داد. سپس بی مقدمه گفت: «اتفاقا گروهی اینجا جمع اند و درباره همین موضوع صحبت می کنند.»هوشنگ نهاوندی می گوید که ناصر مقدم، رئیس سازمان امنیت کشور (ساواک) پشت خط تلفن بود. شاه پس از چند لحظه سکوت در حالی که لبخندی تلخ بر گوشه لبانش نشسته بود، دست روی دهانی تلفن گذاشت و گفت: «او هم فکر می کند بازداشت هویدا از شام شب واجب تر است.»بر اساس روایت میلانی، دقایقی بعد از این گفت و گو شاه از مشاورانش خواست که هر یک در مورد پیشنهاد بازداشت هویدا نظر خود را اعلام کنند. نهاوندی می گوید که دیدگاه های مختلفی در جمع وجود داشت؛ از جمله علی نقی اردلان می گفت چطور می شود نخست وزیر ۱۳ ساله اعلیحضرت را به زندان انداخت. با این همه رای اکثریت، بازداشت هویدا بود.این روایت ظاهرا نشان می دهد که تصمیم بازداشت هویدا در جریان رای گیری مشاوران شاه انجام شد اما سند تازه ای که عباس میلانی به آن دست یافته نشان می دهد که شاه از مدتی پیش تصمیم به بازداشت امیرعباس هویدا و نعمت الله نصیری، رئیس پیشین ساواک گرفته بود. این سند، محتوای نامه ای که اخیرا از آنتونی پارسونز، سفیر وقت بریتانیا، به دست آمده است.آقای میلانی می گوید که شاه تصمیم خودش را گرفته بود و جلسه ای که برای تصمیم گیری درباره وضعیت هویدا برگزار کرد، تنها یک صحنه سازی بود؛ چرا که مثل خیلی از تصمیم های دیگر نمی خواست خودش به تنهایی تصمیم بگیرد و کاسه و کوزه ها را بر سر هویدا بشکند.هوشنگ نهاوندی می گوید که شاه از سوی افراد مختلف برای بازداشت هویدا تحت فشار بود. عباس میلانی هم در کتابش می نویسد که از اواخر سال ۵۶ که ش ...

ادامه مطلب  

نوزاد روزه فقط طعم درد را از زندگی چشید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شفاف سودابه یکی از نزدیکان مادر این نوزاد در گفتگو با فردا می گوید: «ماجرا از این قرار بود که مادر امیرعباس نمی توانست زایمان طبیعی داشته باشد اما به دلیل اصرار پزشک زایمان طبیعی انجام می شود و وقتی که شرایط بحرانی می شود و سلامت و جان نوزاد به خطر می افتد پزشک تصمیم میگرد که امیرعباس را با زایمان سزارین به دنیا بیاورد.»او ادامه می دهد: «نمی دانیم چه بلایی به سر امیرعباس آورده اند. آنطور که تا الان فهمیده ایم به دلیل طول کشیدن پروسه زایمان کیسه آب پاره می شود و مواد محیط اسیدی وارد ریه نوزاد می شود و حتی گفته اند که ...

ادامه مطلب  

کنسرت امیرعباس گلاب برای دومین بار تمدید شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش موسیقی هنر، امیرعباس گلاب در اولین سال های فعالیت حرفه ای خود به شکل غیررسمی کار می کرد اما در سال ۸۹ و با تیتراژ سریال «ستایش» توانست به قاب رنگی تلویزیون راه پیدا کند و در ادامه فعالیت هایش فراز و فرودهای زیادی داشت و سرانجام توانست در رویهای ۹ و ۱۰ مردادماه طی ۴ سانس اولین اجرا زنده خود را داشته باشد.کنسرت «امیرعباس گلاب» خواننده مطرح موسیقی پاپ برای دومین بار در دهمین روز از آخرین ماه تابستان تمدید شد. وی برای اولین بار در روزهای ۹ و ۱٠ مرداد ماه سال جاری و طی چهار سانس به همت موسسه «اکسیرنوین» به مدیریت «محمدرضا خانزاده» در تهران به روی صحنه رفت. در پی استقبال از این اجرا، کنسرت «امیرعباس گلاب» تمدید شد و حال قرار است ۱٠ شهریور ماه نیز طی دو سانس، ب ...

ادامه مطلب  

نوزادی که طعم درد زندگی را چشید  

درخواست حذف این مطلب
امیر عباس نوزادی که کمتر از یک ماه سن دارد و روز است که برای زنده ماندن در بیمارستان امام خمینی اراک می جنگند. درد می کشد و مظلومانه این درد را تحمل می کند. نوزاد بی گناهی که تن ها بخاطر قصور پزشکی جز درد و عفونت و بیماری چیزی از زندگی نچشیده است. سودابه یکی از نزدیکان مادر این نوزاد در گفتگو با فردا می گوید: «ماجرا از این قرار بود که مادر امیرعباس نمی توانست زایمان طبیعی داشته باشد اما به دلیل اصرار پزشک زایمان طبیعی انجام می شود و وقتی که شرایط بحرانی می شود و سلامت و جان نوزاد به خطر می افتد پزشک تصمیم میگرد که امیرعباس را با زایمان سزار ...

ادامه مطلب  

آهنگ بانو جان با صدای امیرعباس گلاب  

درخواست حذف این مطلب
آهنگ بانو جان با صدای امیرعباس گلابقطعه «بانو جان» با صدای امیرعباس گلابت ...

ادامه مطلب  

یادی از حمید صفت در کنسرت محمدرضا گلزار  

درخواست حذف این مطلب
امیرعباس، معروف به کچلیک در کنسرت محمدرضا گلزار، «بخشش» حمید صفت را خواند.به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محمدرضا گلزار در حالی شامگاه چهارشنبه هشتم شهریور در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران روی صحنه رفت که امیرعباس (پسربچ ...

ادامه مطلب  

تمهید عجیب گلزار در کنسرتش برای حمایت از حمید صفت  

درخواست حذف این مطلب
حمایت گلزار از حمید صفت , امیرعباس، معروف به کچلیک در کنسرت محمدرضا گلزار، «بخشش» حمید صفت را خواند.هنوزم میشه بخشید منو…محمدرضا گلزار در حالی شامگاه چهارشنبه هشتم شهریور در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران روی صحنه رفتکه امیرعباس (پسربچه هفت ساله مازندرانی که در فضای مجازی به کچلیک معروف شده) ...

ادامه مطلب  

تست بازیگریِ کودک معروف مازندرانی +عکس  

درخواست حذف این مطلب
امیرعباس کودک محبوبِ این روزهای فضای مجازی تست بازیگری داده و برای اولین فیلمش 100 میلیون دستمزد می خواهد. باشگاه خبرنگاران جوان: امیرعباس همان کودکی است که در ایام نوروز ویدئوی کوتاهی از او منتشر و بلافاصله در شبکه ...

ادامه مطلب  

امیرعباس کچلیک با محمدرضا گلزار روی صحنه رفت!  

درخواست حذف این مطلب
امیرعباس که از اینکه محمدرضا گلزار به او در بازیگر شدن کمک نکرده بود قهر کرده بود به کنسرت محمدرضا گلزار رفت و او را در ا ...

ادامه مطلب  

سعید شهروز: آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم  

درخواست حذف این مطلب
شاید هم همین نکته باعث شد تا برخی مسائل را برای اولین بار عنوان کند. «سعید شهروز» از جمله خواننده های باانرژی و پرخاطره موسیقی پاپ است که با او پس از مدت ها مصاحبه مفصلی درباره همه این سال های حضورش در عرصه موسیقی انجام دادیم. البته صحبت های ما فقط به دوران فعالیت حرفه ای او در عرصه خوانندگی محدود نشد و سعید شهروز نکات جالب و تأمل برانگیزی درباره سال های حضورش در جبهه و جانبازی اش عنوان کرد. موضوعی که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند.با وجود فراز و نشیب ها و دوری دو ساله این خواننده از استیج، کنسرت او روز ۲۲ تیر در فضای باز کاخ نیاوران برگزار می شود و در جریان گپی که با هم داشتیم، او نکاتی درباره این اجرا هم بیان کرد. این گفتگوی مفصل را حتماً تا پایان بخوانید.* در برخی مطالبی که درباره شما نوشته شده، خواندم که ظاهراً پدرتان با فعالیت موسیقایی شما مخالف بودند. درست است؟بله، پدرم صدای زیبایی داشت ولی با موسیقی من مخالف بود. چون موسیقی جایگاه خوبی در جامعه نداشت و همیشه مورد سوال قرار می گرفت. من هم علاقه ذاتی داشتم و وقتی که دید انگیزه زیادی دارم، خودش مشتاق شد. پس از انتشار آلبوم ها هم نظرش عوض شد و حامی و طرفدار من شد. اما مادرم از همان ابتدا مشوق و پشتیبان اصلی من در راه موسیقی بود و بیشترین حمایت ها را از من کرد. همین جا از زحمات پدر و مادرم قدردانی و تشکر ویژه می کنم. بارها به خاطر موسیقی و خوانندگی از خانه قهر کردم! گاهی اوقات هم وقتی که پدرم سرِ کار بود، دوستانم را به خانه می آوردم و موسیقی کار می کردیم. مشکلات زیادی هم برای مسائل آموزش موسیقی داشتیم ولی بالاخره توانستم مسیری که دوست دارم را دنبال کنم.* شما در دوران جنگ به جبهه رفتید. بعضی از هنرمندانی به جبهه می رفتند، از هنرشان برای کارهای فرهنگی و تفریح رزمندگان استفاده می کردند. شما هم این کار را انجام می دادید؟من آن زمان حدوداً ۱۴ سال سن داشتم و با دستکاری شناسنامه ام به جبهه رفتم. دلیل اصلی من هم این بود که ما ساکن کرج بودیم و با شهید فهمیده هم مدرسه ای بودم. آن قدر به شهید فهمیده علاقه داشتم که در سریال «بچه های بهشت» که راجع به او بود هم بازی کردم. زمانی هم که به جبهه رسیدم در برخی مراسم ها می خواندم. آن زمان برای بچه های شهرستان ها قطعات لُری هم می خواندم و دوست داشتند. به خاطر حُزنی که در صدای من وجود داشت، در جبهه که می خواندم مورد استقبال واقع می شد.* گویا در جبهه جانباز هم شدید ولی روی این مسئله مانوری ندادید. از امکاناتی که طبیعتاً برایتان بوده در زمینه موسیقی استفاده کردید؟ با وجود اینکه همیشه در این مورد سوال پرسیده، اما زیاد نخواستم صحبت کنم و موضوع را باز کنم. راستش را بخواهی الان هم کمی برایم سخت است در این زمینه صحبت کنم. وقتی شما بگویید که جنگ بودم با تبصره ای برایتان اتفاقی رخ می دهد و شاید اغماضی در حقتان کنند. هیچ وقت نخواستم از حضورم در جبهه رانت خواری کنم چون نمی خواهم از آن فضای پاک و پرافتخار برای خواندن یک تیتراژِ بیشتر یا اجرای چند کنسرت بیشتر سوءاستفاده کنم. آنقدر خاطراتم از جبهه و جانبازی برایم مقدس است که با هیچ کنسرت و آلبوم و تیتراژی عوضش نمی کنم. تا الان هم سعی کردم در هیچ جا صحبتی از این مسأله به میان نیاورم.در میان خواننده های پاپ، هیچکس شرایط من را ندارد چون دردهای زیادی از جبهه در بدن دارم. برای اولین بار می گویم که از لحاظ روحی و اعصاب مشکلاتی دارم و واقعاً یکی از دلایل کنسرت های کم و آثار کم من همین است. این موارد به غیر از ترکشی است که در بدن دارم. ولی فقط با توکل به خدا زندگی می کنم. هیچ وقت این را نگفتم که بعد از خواندن روی صحنه، حالم چطور می شود. با سیلی صورت خودم را سرخ نگه می دارم. کلاً هم دوست ندارم خاطرات واقعی ام از جبهه و جانبازی را با واقعیت های مجازی و بی ارزش الان عوض کنم.* ولی جالب است که بین خواننده های پاپ، همیشه شوخ تر و با انرژی تر از بقیه هستید.من همه چیز را درون خودم می ریزم و کلاً هم اهل این نیستم که قیافه بگیرم. از خدا می خواهم همه در برخورد اول از من انرژی بگیرند تا خاطره خوب از من داشته باشند. این دیدگاه را آن زمان که معروف شدم هم داشتم چون معروفیت ما واقعی بود. شاید من آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم!* شاید به دلیل همین سابقه دفاع مقدس و تفکراتی که داشتید هیچ وقت از ایران نرفتید.از نفرات اولی بودم که پیشنهادات خیلی زیادی برای اجرای خارج از کشور داشتم و هنوز هم پیشنهاداتی دریافت می کنم. خارج از ایران برایم جذابیت ندارد ولی کلاً با نوع برگزاری کنسرت های خواننده های پاپ در خارج از ایران مخالف هستم. این موضوع هم دلایلی دارد که نمی توانم عنوان کنم.* طی بیست سال اخیر فقط ۴-۵ بار به تلویزیون رفته اید و کلاً آثارتان را بسیار کم پخش می کنند. دلیل خاصی دارد؟تلویزیون از روز اول ساز ناکوک با من زد. قرار شده بود آلبوم «پسرای مشرقی» بعد از عید منتشر شود. پیش از نوروز به صدا و سیما رفتم و خواستم یکی از قطعات را پخش کنند. یک روز قبل از نوروز ساعت ۱۲ به من گفتند همین امروز اگر بخشی که می گوییم را ویرایش کنی، آهنگت را پخش می کنیم. من در آن شلوغی شب عید به استودیو پژواک رفتم و کار را انجام دادم و وقتی برگشتم حدود ساعت ۴ عصر بود و دیدم که همه رفته اند. آن قدر ناراحت شدم که خستگی بر تنم ماند. از همان زمان فهمیدم که در تلویزیون لابی وجود دارد و هر زمان که می رفتم می دیدم چند خواننده هم نسل ما مشغول بگو و بخند هستند. ولی من یا شادمهر همیشه تنها بودیم. به خاطر دارم که یک بار شادمهر کار «کویر نشه دلای ما» را برای پخش آورده بود و چند ایراد از کار او گرفتند. در صورتی که چنین چیزی نبود و مشخص بود آن مسئول مربوطه حتماً می خواست جلوی افرادی که آنجا هستند ایرادی به کار ما بگیرد! با شادمهر از دفتر بیرون آمدیم و به او گفتم که این نوار را به من بده و فردا همین نوار را می آوریم و اگر مهمان نداشته باشد، حتماً کار را تأیید می کند! فردا همان نوار را بدون هیچ تغییری آوردیم و در حالی که مهمان نداشت گفت این شد و درست است!در عین حال اگر تلویزیون نبود برای بسیاری از خواننده های هم نسل من اتفاقی رخ نمی داد. همه آنها مورد حمایت بودند و اتفاقات خوبی برایشان رخ داد. آن خواننده ها از طریق تلویزیون برای خودشان کنسرت ها و برنامه های ارگانی متعدد می گرفتند و اگر الان هم سرمایه ای دارند به این دلیل است که با پول با ارزش آن دوره درآمد داشتند. من هم دیدم که از در راهم نمی دهند تصمیم گرفتم از پنجره وارد شوم! دیدم چه سبکی در موسیقی پاپ کم است و با تجربیات خودم و محبت های «بهنام ابطحی» تصمیم گرفتیم کار بزرگی انجام دهیم. آلبوم «پسرای مشرقی» منتشر شد و یکی از معدود کارهای پاپ بود که مجوز «الف» گرفت و می توانست اتفاقات بزرگی برایش رخ دهد و اغلب قابل پخش از تلویزیون بودند ولی یک کار را هم پخش نکردند و حمایتی صورت نگرفت. بحث تیتراژ سریال «نرگس» هم که بعدها به وجود آمد و در نهایت اجازه ندادند کار پخش شود.* با این وجود «پسرای مشرقی» هم بازخورد خوبی داشت.یک روز برای گرفتن چند نوار به شرکت «هم آواز آهنگ» و نزد آقای سلطانی رفتم. ایشان گفت نمی خواهی آلبوم تولید کنی؟ من هم گفتم که این آلبوم زیر نظر حوزه هنری و برای شرکت «آوای برگ» بود و دستمزدی نگرفتم. آلبوم با ارکستر کامل و تنظیم های بهنام ابطحی تولید شد ولی آنها با من همین یک قرارداد را داشتند. با آقای سلطانی صمیمی شدم. ایشان به من گفت سرمایه ای برای کار داری؟ من هم گفتم که اگر سرمایه داشتم بدون دستمزد آن آلبوم را نمی خواندم! آقای سلطانی از کشوی میزش پنج میلیون تومان پول درآورد و به من داد و گفت که سرمایه آلبوم جدیدت است. چون ایشان با دل جلو آمدند، من هم با دل کار کردم و به همراه بهنام ابطحی کار را شروع کردیم و آلبوم «غزلک» تولید شد و در بین پرفروش ترین ها قرار گرفت. به خاطر معرفت آقای سلطانی، با عشق در کنار ایشان ایستادم و ۸ آلبوم با شرکتشان کار کردم. کمتر از ۶ ماه بعد از آلبوم «پسرای مشرقی»، آلبوم «غزلک» بهمن ماه ۱۳۷۹ منتشر شد. نزدیک عید به شرکت هم آواز آهنگ رفتم تا چند نوار بگیرم که در ایام نوروز به اقوام بدهم. غزلک از اولین آلبوم هایی بود که همراهش سی دی داشت. دیدم که شرکت آقای سلطانی خیلی شلوغ است و نمی دانستم که چه می خریدند! به ایشان گفتم ببخشید دست خالی آمدم ولی آقای سلطانی گفت شما عیدی ات را به ما داده ای و برای تولید این آلبوم کم آورده ایم! قرارداد ما تمام شده بود و پولمان را هم گرفته بودیم ولی همان جا آقای سلطانی دوباره یک عدد قابل توجهی را به من داد و گفت این هم عیدی ما به شما است. پس از عید دوباره نزد ایشان رفتم و دو سه برابر آن مبلغ قبل از عید را به عنوان سرمایه تولید آلبوم جدید به من داد. این را هم بگویم که «غزلک» کاری کرد تا دیگر نیازی به تلویزیون نداشته باشم. ضمن اینکه دیگر جذابیتی هم برایم نداشت و علاقه ای به حضور در قاب رسانه نداشتم. با وجود پیشنهادات زیاد در این سالها، خیلی گزینشی عمل کردم و اگر در برنامه ای حضور داشتم به اصرار هواداران عزیزم یا دوستان نزدیکم بود.* درباره میزان فروش غزلک صحبت های زیادی هست. یک جا به نقل از شما خواندم که پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی بوده است. این اثر دقیقاً چقدر فروخت؟آلبوم غزلک تیراژ خیلی بالایی داشت و برای اینکه حساسیت ایجاد نشود عدد نمی گویم اما در بین پرفروش ترین آلبوم های تاریخ موسیقی ایران قرار گرفت.* کل کل زیادی هم با آلبوم «دهاتی» شادمهر عقیلی از لحاظ میزان فروش داشت!در آن زمان همه ما دوست بودیم و این قبیل حرف ها را نداشتیم. خواننده ها در دهه هفتاد برای همدیگر خوب می خواستند و با هم خاطره می ساختند. اما سال ها است که نمی توانیم در این فضای موسیقی خاطره ای بسازیم.* یک نکته جالب درباره شما، روند سریع انتشار آثارتان است. کارها با فاصله کم منتشر می شدند. چطور با این سرعت می توانستید آلبوم منتشر کنید؟ چون شنیده ام که آلبوم «پسرم» را در دو هفته تعطیلات نوروز جمع کردید!زمانی که تولید آلبوم ها را شروع کردیم پر از ایده بودم و ملودی های مختلفی به ذهنم می رسید و شب و روزم را برای موسیقی گذاشتم. برنامه دیگری هم نداشتم و تمام فکرم روی تولید بود. قضیه کنسرت ها مثل الان نبود که خواننده ها هر شب درگیر اجرای تهران و شهرستان باشند. عادت من هم این بود که چند روز پس از پخش آلبوم، سه یا چهار شب کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه برگزار می کردم و سراغ آلبوم بعدی می رفتم. من در آن سال ها فکر نمی کردم که باید از راه خوانندگی پولدار شوم. فقط عشق در کارها داشتیم و به مسائل اولیه زندگی ام فکر می کردم. اگر یک مقدار در آن دوره چرتکه می انداختم، شاید الان خیلی پولدارتر بودم! آلبوم «پسرم» در سال ۸۴ منتشر شد و شرکتی که همیشه با آن کار می کردم خواست تا تغییری در سبک و سیاق کارها ایجاد کنم. ۳ سال فاصله افتاد و در سال ۸۷ آلبوم «بی خوابی» را منتشر کردم.* احتمالاً یکی از دلایل سرعت بالای کارتان، درک متقابل شما و بهنام ابطحی بود. این تنظیم کننده آن سال ها سرش خیلی شلوغ بود و با خیلی ها کار می کرد ولی چطور همدیگر را این قدر خوب پیدا کرده بودید؟در دهه ۷۰، «لاله زار» قیمت و تیراژ یک آلبوم را تعیین می کرد. چند نفر از جمله آقای سلطانی در بازار لاله زار بودند که آلبوم ها را می خریدند و می گفتند اگر سرکاست فلان آلبوم اسمی از بهنام ابطحی باشد من آلبوم را می خرم. اصلاً شرایط طوری شده بود که حتماً باید در سرکاست ها یک کار از بهنام قرار می گرفت. اما شرایط کاری ما این طور بود که من تحمل بالایی داشتم و او اغلب اوقات بی خیال بود. باید سعی می کردم بهنام را جمع و جور کنم! حتی سعی می کردم مدیریت آلبوم های دیگرش را انجام دهم تا کارهای آلبوم خودم هماهنگ باشد! (خنده)من و بهنام ابطحی اول رفاقت کردیم و بعد همکار شدیم. آشنایی ما هم خیلی خنده دار بود! یک روز که برای خواندن اتود یک اثر به شرکت دارینوش رفته بودم، بهنام را دیدم. در مسیر برگشت با هم دوست شدیم و به خانه اش رسیدیم. من هم سعی کردم آدرسش را یاد بگیرم تا دوباره سراغش بیایم! چند مرتبه تلفن خانه اش را گرفتم و حالا نمی دانم خودش بود یا شخص دیگری که جواب می داد و می گفت بهنام نیست! (خنده) یک روز زنگ زدم و فکر کنم خودش بود اما گفت بهنام جام جم است! همان روز به خانه اش رفتم و در زدم و ناگهان خودش در را باز کرد و گفت: «از جان من چه می خواهی؟! بیا تو کُشتی من را!» (خنده) و همین باعث شد که ابتدا رفاقت کنیم و بعد سبک و سیاق همدیگر را درک کردیم. بهنام همه فن حریف بود و هنوز هم اگر حوصله کار داشته باشد به نظرم می تواند موفق باشد.* یعنی اگر الان هم کار کنید می توانید قطعه موفقی تولید کنید؟به غیر از توانایی های بهنام و شناختی که از هم داریم، حضور من و او در کنار هم نوستالژیک خواهد بود. گاهی اوقات صحبت می کنیم ولی زمان سریع می گذرد و نمی توانیم کار را انجام دهیم.* به نظر من بی انگیزگی خواننده های دهه ۷۰ به تنظیم کننده های آن دوره هم سرایت کرد. نمی دانم چه بلایی سر نسل اول موزیسین های پاپ آمد. وقتی جشنواره ای برگزار می شود و هیچ کدام از چهره های فعال آن دوره را دعوت نمی کنند، نشان می دهد که خیلی زود نسل ما را فراموش کردند. همین می شود که هیچ کدام از آن افراد انگیزه ای برای کار نداشته باشد. وقتی فراموش می کنند یک روز این صنعت پس از سال ها سکوت به دست چه کسانی راه افتاد و حتی در یک مراسم رسمی دعوت نمی شوند، دیگر چه انگیزه ای باقی می ماند؟ در دنیا بیشترین احترام برای پیش کسوتان است ولی در ایران آخرین نفر که آمده محترم تر است! حضور ماهواره و اینترنت هم در شرایط کنونی بی تأثیر نیست. در آن زمان حتی دسترسی به موبایل هم کم بود. همین روند پیشرفت تکنولوژی هم باعث شد که نوجوانان طیف تأثیرگذاری در میان مخاطبان موسیقی باشند. با همه این مسائل مدیران می توانستند عزت نسل اول پاپ را حفظ کنند ولی کوتاهی کردند.* یکی از نکات در مورد کارهای سعید شهروز این است که شادمهر در دو آلبوم برایش آهنگسازی کرد. د ...

ادامه مطلب  

سعید شهروز: آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم  

درخواست حذف این مطلب
به گفته خودش برای اولین بار پس از سال ها بود که برای انجام گفت وگو به دفتر یک رسانه می رفت. شاید هم همین نکته باعث شد تا برخی مسائل را برای اولین بار عنوان کند. «سعید شهروز» از جمله خواننده های باانرژی و پرخاطره موسیقی پاپ است که با او پس از مدت ها مصاحبه مفصلی درباره همه این سال های حضورش در عرصه موسیقی انجام دادیم. البته صحبت های ما فقط به دوران فعالیت حرفه ای او در عرصه خوانندگی محدود نشد و سعید شهروز نکات جالب و تأمل برانگیزی درباره سال های حضورش در جبهه و جانبازی اش عنوان کرد. موضوعی که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند.با وجود فراز و نشیب ها و دوری دو ساله این خواننده از استیج، کنسرت او روز ۲۲ تیر در فضای باز کاخ نیاوران برگزار می شود و در جریان گپی که با هم داشتیم، او نکاتی درباره این اجرا هم بیان کرد. این گفتگوی مفصل را حتماً تا پایان بخوانید. * در برخی مطالبی که درباره شما نوشته شده، خواندم که ظاهراً پدرتان با فعالیت موسیقایی شما مخالف بودند. درست است؟بله، پدرم صدای زیبایی داشت ولی با موسیقی من مخالف بود. چون موسیقی جایگاه خوبی در جامعه نداشت و همیشه مورد سوال قرار می گرفت. من هم علاقه ذاتی داشتم و وقتی که دید انگیزه زیادی دارم، خودش مشتاق شد. پس از انتشار آلبوم ها هم نظرش عوض شد و حامی و طرفدار من شد. اما مادرم از همان ابتدا مشوق و پشتیبان اصلی من در راه موسیقی بود و بیشترین حمایت ها را از من کرد. همین جا از زحمات پدر و مادرم قدردانی و تشکر ویژه می کنم. بارها به خاطر موسیقی و خوانندگی از خانه قهر کردم! گاهی اوقات هم وقتی که پدرم سرِ کار بود، دوستانم را به خانه می آوردم و موسیقی کار می کردیم. مشکلات زیادی هم برای مسائل آموزش موسیقی داشتیم ولی بالاخره توانستم مسیری که دوست دارم را دنبال کنم. * شما در دوران جنگ به جبهه رفتید. بعضی از هنرمندانی به جبهه می رفتند، از هنرشان برای کارهای فرهنگی و تفریح رزمندگان استفاده می کردند. شما هم این کار را انجام می دادید؟من آن زمان حدوداً ۱۴ سال سن داشتم و با دستکاری شناسنامه ام به جبهه رفتم. دلیل اصلی من هم این بود که ما ساکن کرج بودیم و با شهید فهمیده هم مدرسه ای بودم. آن قدر به شهید فهمیده علاقه داشتم که در سریال «بچه های بهشت» که راجع به او بود هم بازی کردم. زمانی هم که به جبهه رسیدم در برخی مراسم ها می خواندم. آن زمان برای بچه های شهرستان ها قطعات لُری هم می خواندم و دوست داشتند. به خاطر حُزنی که در صدای من وجود داشت، در جبهه که می خواندم مورد استقبال واقع می شد. * گویا در جبهه جانباز هم شدید ولی روی این مسئله مانوری ندادید. از امکاناتی که طبیعتاً برایتان بوده در زمینه موسیقی استفاده کردید؟ با وجود اینکه همیشه در این مورد سوال پرسیده، اما زیاد نخواستم صحبت کنم و موضوع را باز کنم. راستش را بخواهی الان هم کمی برایم سخت است در این زمینه صحبت کنم. وقتی شما بگویید که جنگ بودم با تبصره ای برایتان اتفاقی رخ می دهد و شاید اغماضی در حقتان کنند. هیچ وقت نخواستم از حضورم در جبهه رانت خواری کنم چون نمی خواهم از آن فضای پاک و پرافتخار برای خواندن یک تیتراژِ بیشتر یا اجرای چند کنسرت بیشتر سوءاستفاده کنم. آنقدر خاطراتم از جبهه و جانبازی برایم مقدس است که با هیچ کنسرت و آلبوم و تیتراژی عوضش نمی کنم. تا الان هم سعی کردم در هیچ جا صحبتی از این مسأله به میان نیاورم.در میان خواننده های پاپ، هیچکس شرایط من را ندارد چون دردهای زیادی از جبهه در بدن دارم. برای اولین بار می گویم که از لحاظ روحی و اعصاب مشکلاتی دارم و واقعاً یکی از دلایل کنسرت های کم و آثار کم من همین است. این موارد به غیر از ترکشی است که در بدن دارم. ولی فقط با توکل به خدا زندگی می کنم. هیچ وقت این را نگفتم که بعد از خواندن روی صحنه، حالم چطور می شود. با سیلی صورت خودم را سرخ نگه می دارم. کلاً هم دوست ندارم خاطرات واقعی ام از جبهه و جانبازی را با واقعیت های مجازی و بی ارزش الان عوض کنم. * ولی جالب است که بین خواننده های پاپ، همیشه شوخ تر و با انرژی تر از بقیه هستید.من همه چیز را درون خودم می ریزم و کلاً هم اهل این نیستم که قیافه بگیرم. از خدا می خواهم همه در برخورد اول از من انرژی بگیرند تا خاطره خوب از من داشته باشند. این دیدگاه را آن زمان که معروف شدم هم داشتم چون معروفیت ما واقعی بود. شاید من آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم! * شاید به دلیل همین سابقه دفاع مقدس و تفکراتی که داشتید هیچ وقت از ایران نرفتید.از نفرات اولی بودم که پیشنهادات خیلی زیادی برای اجرای خارج از کشور داشتم و هنوز هم پیشنهاداتی دریافت می کنم. خارج از ایران برایم جذابیت ندارد ولی کلاً با نوع برگزاری کنسرت های خواننده های پاپ در خارج از ایران مخالف هستم. این موضوع هم دلایلی دارد که نمی توانم عنوان کنم. * طی بیست سال اخیر فقط ۴-۵ بار به تلویزیون رفته اید و کلاً آثارتان را بسیار کم پخش می کنند. دلیل خاصی دارد؟تلویزیون از روز اول ساز ناکوک با من زد. قرار شده بود آلبوم «پسرای مشرقی» بعد از عید منتشر شود. پیش از نوروز به صدا و سیما رفتم و خواستم یکی از قطعات را پخش کنند. یک روز قبل از نوروز ساعت ۱۲ به من گفتند همین امروز اگر بخشی که می گوییم را ویرایش کنی، آهنگت را پخش می کنیم. من در آن شلوغی شب عید به استودیو پژواک رفتم و کار را انجام دادم و وقتی برگشتم حدود ساعت ۴ عصر بود و دیدم که همه رفته اند. آن قدر ناراحت شدم که خستگی بر تنم ماند. از همان زمان فهمیدم که در تلویزیون لابی وجود دارد و هر زمان که می رفتم می دیدم چند خواننده هم نسل ما مشغول بگو و بخند هستند. ولی من یا شادمهر همیشه تنها بودیم. به خاطر دارم که یک بار شادمهر کار «کویر نشه دلای ما» را برای پخش آورده بود و چند ایراد از کار او گرفتند. در صورتی که چنین چیزی نبود و مشخص بود آن مسئول مربوطه حتماً می خواست جلوی افرادی که آنجا هستند ایرادی به کار ما بگیرد! با شادمهر از دفتر بیرون آمدیم و به او گفتم که این نوار را به من بده و فردا همین نوار را می آوریم و اگر مهمان نداشته باشد، حتماً کار را تأیید می کند! فردا همان نوار را بدون هیچ تغییری آوردیم و در حالی که مهمان نداشت گفت این شد و درست است!در عین حال اگر تلویزیون نبود برای بسیاری از خواننده های هم نسل من اتفاقی رخ نمی داد. همه آنها مورد حمایت بودند و اتفاقات خوبی برایشان رخ داد. آن خواننده ها از طریق تلویزیون برای خودشان کنسرت ها و برنامه های ارگانی متعدد می گرفتند و اگر الان هم سرمایه ای دارند به این دلیل است که با پول با ارزش آن دوره درآمد داشتند. من هم دیدم که از در راهم نمی دهند تصمیم گرفتم از پنجره وارد شوم! دیدم چه سبکی در موسیقی پاپ کم است و با تجربیات خودم و محبت های «بهنام ابطحی» تصمیم گرفتیم کار بزرگی انجام دهیم. آلبوم «پسرای مشرقی» منتشر شد و یکی از معدود کارهای پاپ بود که مجوز «الف» گرفت و می توانست اتفاقات بزرگی برایش رخ دهد و اغلب قابل پخش از تلویزیون بودند ولی یک کار را هم پخش نکردند و حمایتی صورت نگرفت. بحث تیتراژ سریال «نرگس» هم که بعدها به وجود آمد و در نهایت اجازه ندادند کار پخش شود. * با این وجود «پسرای مشرقی» هم بازخورد خوبی داشت.یک روز برای گرفتن چند نوار به شرکت «هم آواز آهنگ» و نزد آقای سلطانی رفتم. ایشان گفت نمی خواهی آلبوم تولید کنی؟ من هم گفتم که این آلبوم زیر نظر حوزه هنری و برای شرکت «آوای برگ» بود و دستمزدی نگرفتم. آلبوم با ارکستر کامل و تنظیم های بهنام ابطحی تولید شد ولی آنها با من همین یک قرارداد را داشتند. با آقای سلطانی صمیمی شدم. ایشان به من گفت سرمایه ای برای کار داری؟ من هم گفتم که اگر سرمایه داشتم بدون دستمزد آن آلبوم را نمی خواندم! آقای سلطانی از کشوی میزش پنج میلیون تومان پول درآورد و به من داد و گفت که سرمایه آلبوم جدیدت است. چون ایشان با دل جلو آمدند، من هم با دل کار کردم و به همراه بهنام ابطحی کار را شروع کردیم و آلبوم «غزلک» تولید شد و در بین پرفروش ترین ها قرار گرفت. به خاطر معرفت آقای سلطانی، با عشق در کنار ایشان ایستادم و ۸ آلبوم با شرکتشان کار کردم. کمتر از ۶ ماه بعد از آلبوم «پسرای مشرقی»، آلبوم «غزلک» بهمن ماه ۱۳۷۹ منتشر شد. نزدیک عید به شرکت هم آواز آهنگ رفتم تا چند نوار بگیرم که در ایام نوروز به اقوام بدهم. غزلک از اولین آلبوم هایی بود که همراهش سی دی داشت. دیدم که شرکت آقای سلطانی خیلی شلوغ است و نمی دانستم که چه می خریدند! به ایشان گفتم ببخشید دست خالی آمدم ولی آقای سلطانی گفت شما عیدی ات را به ما داده ای و برای تولید این آلبوم کم آورده ایم! قرارداد ما تمام شده بود و پولمان را هم گرفته بودیم ولی همان جا آقای سلطانی دوباره یک عدد قابل توجهی را به من داد و گفت این هم عیدی ما به شما است. پس از عید دوباره نزد ایشان رفتم و دو سه برابر آن مبلغ قبل از عید را به عنوان سرمایه تولید آلبوم جدید به من داد. این را هم بگویم که «غزلک» کاری کرد تا دیگر نیازی به تلویزیون نداشته باشم. ضمن اینکه دیگر جذابیتی هم برایم نداشت و علاقه ای به حضور در قاب رسانه نداشتم. با وجود پیشنهادات زیاد در این سالها، خیلی گزینشی عمل کردم و اگر در برنامه ای حضور داشتم به اصرار هواداران عزیزم یا دوستان نزدیکم بود. * درباره میزان فروش غزلک صحبت های زیادی هست. یک جا به نقل از شما خواندم که پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی بوده است. این اثر دقیقاً چقدر فروخت؟آلبوم غزلک تیراژ خیلی بالایی داشت و برای اینکه حساسیت ایجاد نشود عدد نمی گویم اما در بین پرفروش ترین آلبوم های تاریخ موسیقی ایران قرار گرفت. * کل کل زیادی هم با آلبوم «دهاتی» شادمهر عقیلی از لحاظ میزان فروش داشت!در آن زمان همه ما دوست بودیم و این قبیل حرف ها را نداشتیم. خواننده ها در دهه هفتاد برای همدیگر خوب می خواستند و با هم خاطره می ساختند. اما سال ها است که نمی توانیم در این فضای موسیقی خاطره ای بسازیم. * یک نکته جالب درباره شما، روند سریع انتشار آثارتان است. کارها با فاصله کم منتشر می شدند. چطور با این سرعت می توانستید آلبوم منتشر کنید؟ چون شنیده ام که آلبوم «پسرم» را در دو هفته تعطیلات نوروز جمع کردید!زمانی که تولید آلبوم ها را شروع کردیم پر از ایده بودم و ملودی های مختلفی به ذهنم می رسید و شب و روزم را برای موسیقی گذاشتم. برنامه دیگری هم نداشتم و تمام فکرم روی تولید بود. قضیه کنسرت ها مثل الان نبود که خواننده ها هر شب درگیر اجرای تهران و شهرستان باشند. عادت من هم این بود که چند روز پس از پخش آلبوم، سه یا چهار شب کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه برگزار می کردم و سراغ آلبوم بعدی می رفتم. من در آن سال ها فکر نمی کردم که باید از راه خوانندگی پولدار شوم. فقط عشق در کارها داشتیم و به مسائل اولیه زندگی ام فکر می کردم. اگر یک مقدار در آن دوره چرتکه می انداختم، شاید الان خیلی پولدارتر بودم! آلبوم «پسرم» در سال ۸۴ منتشر شد و شرکتی که همیشه با آن کار می کردم خواست تا تغییری در سبک و سیاق کارها ایجاد کنم. ۳ سال فاصله افتاد و در سال ۸۷ آلبوم «بی خوابی» را منتشر کردم. * احتمالاً یکی از دلایل سرعت بالای کارتان، درک متقابل شما و بهنام ابطحی بود. این تنظیم کننده آن سال ها سرش خیلی شلوغ بود و با خیلی ها کار می کرد ولی چطور همدیگر را این قدر خوب پیدا کرده بودید؟در دهه ۷۰، «لاله زار» قیمت و تیراژ یک آلبوم را تعیین می کرد. چند نفر از جمله آقای سلطانی در بازار لاله زار بودند که آلبوم ها را می خریدند و می گفتند اگر سرکاست فلان آلبوم اسمی از بهنام ابطحی باشد من آلبوم را می خرم. اصلاً شرایط طوری شده بود که حتماً باید در سرکاست ها یک کار از بهنام قرار می گرفت. اما شرایط کاری ما این طور بود که من تحمل بالایی داشتم و او اغلب اوقات بی خیال بود. باید سعی می کردم بهنام را جمع و جور کنم! حتی سعی می کردم مدیریت آلبوم های دیگرش را انجام دهم تا کارهای آلبوم خودم هماهنگ باشد! (خنده)من و بهنام ابطحی اول رفاقت کردیم و بعد همکار شدیم. آشنایی ما هم خیلی خنده دار بود! یک روز که برای خواندن اتود یک اثر به شرکت دارینوش رفته بودم، بهنام را دیدم. در مسیر برگشت با هم دوست شدیم و به خانه اش رسیدیم. من هم سعی کردم آدرسش را یاد بگیرم تا دوباره سراغش بیایم! چند مرتبه تلفن خانه اش را گرفتم و حالا نمی دانم خودش بود یا شخص دیگری که جواب می داد و می گفت بهنام نیست! (خنده) یک روز زنگ زدم و فکر کنم خودش بود اما گفت بهنام جام جم است! همان روز به خانه اش رفتم و در زدم و ناگهان خودش در را باز کرد و گفت: «از جان من چه می خواهی؟! بیا تو کُشتی من را!» (خنده) و همین باعث شد که ابتدا رفاقت کنیم و بعد سبک و سیاق همدیگر را درک کردیم. بهنام همه فن حریف بود و هنوز هم اگر حوصله کار داشته باشد به نظرم می تواند موفق باشد. * یعنی اگر الان هم کار کنید می توانید قطعه موفقی تولید کنید؟به غیر از توانایی های بهنام و شناختی که از هم داریم، حضور من و او در کنار هم نوستالژیک خواهد بود. گاهی اوقات صحبت می کنیم ولی زمان سریع می گذرد و نمی توانیم کار را انجام دهیم. * به نظر من بی انگیزگی خواننده های دهه ۷۰ به تنظیم کننده های آن دوره هم سرایت کرد. نمی دانم چه بلایی سر نسل اول موزیسین های پاپ آمد. وقتی جشنواره ای برگزار می شود و هیچ کدام از چهره های فعال آن دوره را دعوت نمی کنند، نشان می دهد که خیلی زود نسل ما را فراموش کردند. همین می شود که هیچ کدام از آن افراد انگیزه ای برای کار نداشته باشد. وقتی فراموش می کنند یک روز این صنعت پس از سال ها سکوت به دست چه کسانی راه افتاد و حتی در یک مراسم رسمی دعوت نمی شوند، دیگر چه انگیزه ای باقی می ماند؟ در دنیا بیشترین احترام برای پیش کسوتان است ولی در ایران آخرین نفر که آمده محترم تر است! حضور ماهواره و اینترنت هم در شرایط کنونی بی تأثیر نیست. در آن زمان حتی دسترسی به موبایل هم کم بود. همین روند پیشرفت تکنولوژی هم باعث شد که نوجوانان طیف تأثیرگذاری در میان مخاطبان موسیقی باشند. با همه این مسائل مدیران می توانستند عزت نسل اول پاپ را حفظ کنند ولی کوتاهی کردند. * یکی از نکات در مورد کارهای سعید شهروز این است ...

ادامه مطلب  

در میان مشهورها گم شدم...!  

درخواست حذف این مطلب
تبلیغات در سایتتماس با مادرباره ماصفحه اولامروز: جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ - 16 june 2017قیمت تبلتقیمت دوربینقیمت سکه و طلاقیمت موبایلقیمت لپ تاپقیمت خودرونرخ ارزشاخص بورسصفحه نخستمدیریت شهریشهرداری تهرانتستشورای شهرشهرداری هاسیاسیاجتماعیاقتصادیفرهنگی هنریورزشیعلمی آموزشیمذهبیچند رسانه ایفیلمرهبریسیاسیطنزکلیپصداگزارش تصویریعکسکاریکاتوراینفوگرافیکگرافیکانیمیشنبین المللمطالبات مردمیاعلام دارایی مسئولانتصاویرچهره هاعجایبدیدنی هادکوراسیونطبیعت و حیاط وحشاستانها هشداری تی وی تلویزیون اینترنتی یادداشتعلی برکت الله برای روحانی مجاز است برای قالیباف ممنوع!گنجینه آثار آقازاده سیدحسن خمینی و چند سوال! + تصاویرچند کلمه حرف حساب با روسای سه قوه حساس ترین خیابان جهان در تهران پاشنه ی آشیلِ جمهوری اسلامیاز نگاه مبارزپرور رهبری تا نگاه کوتوله‎پرور آقایان!اخبار برگزیدهقیمت سکه و طلاقیمت دوربینقیمت موبایلماجرای استفاده از پنبه به جای گوشت در حلیم چه بود؟!آتش سوزی برج مسکونی 27 طبقه در لندن +تصاویر کلاهبرداری میلیاردی بچه سردار قلابی از دختران دم بخت/ متهم را شناسایی کنید نخستین شهید وزارت اطلاعات در درگیری با تروریست ها از گیلان+تصویر علی مطهری: رفع حصر هم آتش به اختیار است!گنجینه آثار آقازاده سیدحسن خمینی و چند سوال! + تصاویرچند کلمه حرف حساب با روسای سه قوه ریختن «شربت معده» در روغن های سرخ کردنی باشکوه ترین متروی جهان+تصاویر خودتحریمی «حج» به نفع کیست؟ دیدار دکتر قالیباف با سرپرست دانشگاه آزاد و محسن هاشمیوام درمان و تحصیل 10 میلیون تومان شدپلاسکوی لندن در آتش سوخت (تصاویر)میزان پاداش پرداختی فیفا به تیم ملی ایران برای صعود به جام جهانی حساس ترین خیابان جهان در تهران پاشنه ی آشیلِ جمهوری اسلامی دلیل ملاقات تاج، ساکت و اعضای هیئت رئیسه فدراسیون با سرمربی ایرانی وردربرمن چه بود؟ + عکس تکذیب ارسال پیام رهبرانقلاب به احمدی نژادگزارشبا خدا چگونه حرف بزنیم؟سعید شهروز: در میان مشهورها گم شدم...!املتی پُر از فیبر، پروتئین و آهن«جام جهانی» به جای «جنگ جهانی»مائو تسه تونگ؛ پدر خلق چین یا دیکتاتوری خشن؟!بیشترپنجرهبیشتراشتراک خبر نامهدریافت مهمترین و جدیدترین اخبار بصورت روزانه در ایمیل خودپربازدیدترین اخبارپیگیری شکایات مشتریان ایران خودرو در 60 دقیقهحقوق ۷میلیون تومانی برای کم سوادان و ۲میلیونی برای معلمان عدالت نیستداعشی هلاک شده در مجلس و نشانه گیری دقیق نیروهای امنیتی/عکس18+اسامی مصدومان و کشته شدگان امروز مجلس و حرم امام (ره)گمانه زنی ها برای تصدی "وزارت آموزش و پرورش" در دولت دوازدهمداعش مسئول حملات امروز تهران!داعش چگونه به تهران حمله کرد؟وزیر آموزش و پرورش شهادت ۲ فرهنگی حادثه تروریستی تهران را تسلیت گفتبرگزاری دوره «ضمن خدمت» تفسیر برگزیده واژه های آسمانی برای تمام فرهنگیانمولاوردی و تصدی وزارت آموزش و پرورش/معاون جنجالی رئیس جمهور به وزارت آموزش و پرورش می رود؟بیشترآخرین اخباربا خدا چگونه حرف بزنیم؟سعید شهروز: در میان مشهورها گم شدم...!املتی پُر از فیبر، پروتئین و آهنمقدمات لازم برای انجام مبادلات بانکی با ارز ملی بین ایران و ترکیه فراهم شده استواگذاری مدیریت مرکز نگهداری معتادان استان مرکزی به بهزیستی«جام جهانی» به جای «جنگ جهانی»مائو تسه تونگ؛ پدر خلق چین یا دیکتاتوری خشن؟!این نوع از «پیتزا» دیگر نوبر است!!آیا محمود عباس، غزه را «منطقه شورشی» اعلام می کند؟تکفیری ها دشمنان ولایت و نظام هستند/ایجاد فتنه در جهان اسلامخوب و بد حکومت قاجاراما استون: مرگ، هیجان زندگی استقیمه کاسالین و کیچری؛ لذتِ تجربه ی غذای هندیسفیر روسیه در فلسطین اشغالی: حزب الله و حماس «تروریستی» نیستندآرامش در حرم حضرت عبدالعظیم/ ترقه دست ساز منشاء صدا بوداحیای شب بیست ویکم ماه مبارک رمضان در استان ها 2۷ کشته و ده ها زخمی در انفجار در ورودی مهدکودکی در چینتوبه واقعی اولین شرط قرار گرفتن انسان در مدار عظمت شب های قدر استواگذاری ۲ جزیره مصری به عربستان در پارلمان در کمتر از ۳۰ دقیقه۱۲ توصیه برای استفاده بهتر از لیالی قدرکد خبر: 238670 تاریخ انتشار: جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۶ ۰۸:۱۰ دسته: تصاویرسعید شهروز: در میان مشهورها گم شدم...!وب سایت موسیقی ما: به گفته خودش برای اولین بار پس از سال ها بود که برای انجام گفت وگو به دفتر یک رسانه می رفت. شاید هم همین نکته باعث شد تا برخی مسائل را برای اولین بار عنوان کند. «سعید شهروز» از جمله خواننده های باانرژی و پرخاطره موسیقی پاپ است که چند روز پیش میهمان ما بود و با او پس از مدت ها مصاحبه مفصلی درباره همه این سال های حضورش در عرصه موسیقی انجام دادیم. البته صحبت های ما فقط به دوران فعالیت حرفه ای او در عرصه خوانندگی محدود نشد و سعید شهروز نکات جالب و تأمل برانگیزی درباره سال های حضورش در جبهه و جانبازی اش عنوان کرد. موضوعی که شاید خیلی ها از آن بی خبر باشند.با وجود فراز و نشیب ها و دوری دو ساله این خواننده از استیج، کنسرت او روز 22 تیر در فضای باز کاخ نیاوران برگزار می شود و در جریان گپی که با هم داشتیم، او نکاتی درباره این اجرا هم بیان کرد. این گفتگوی مفصل را حتماً تا پایان بخوانید. در برخی مطالبی که درباره شما نوشته شده، خواندم که ظاهراً پدرتان با فعالیت موسیقایی شما مخالف بودند. درست است؟بله، پدرم صدای زیبایی داشت ولی با موسیقی من مخالف بود. چون موسیقی جایگاه خوبی در جامعه نداشت و همیشه مورد سوال قرار می گرفت. من هم علاقه ذاتی داشتم و وقتی که دید انگیزه زیادی دارم، خودش مشتاق شد. پس از انتشار آلبوم ها هم نظرش عوض شد و حامی و طرفدار من شد. اما مادرم از همان ابتدا مشوق و پشتیبان اصلی من در راه موسیقی بود و بیشترین حمایت ها را از من کرد. همین جا از زحمات پدر و مادرم قدردانی و تشکر ویژه می کنم. بارها به خاطر موسیقی و خوانندگی از خانه قهر کردم! گاهی اوقات هم وقتی که پدرم سرِ کار بود، دوستانم را به خانه می آوردم و موسیقی کار می کردیم. مشکلات زیادی هم برای مسائل آموزش موسیقی داشتیم ولی بالاخره توانستم مسیری که دوست دارم را دنبال کنم. شما در دوران جنگ به جبهه رفتید. بعضی از هنرمندانی به جبهه می رفتند، از هنرشان برای کارهای فرهنگی و تفریح رزمندگان استفاده می کردند. شما هم این کار را انجام می دادید؟من آن زمان حدوداً 14 سال سن داشتم و با دستکاری شناسنامه ام به جبهه رفتم. دلیل اصلی من هم این بود که ما ساکن کرج بودیم و با شهید فهمیده هم مدرسه ای بودم. آن قدر به شهید فهمیده علاقه داشتم که در سریال «بچه های بهشت» که راجع به او بود هم بازی کردم. زمانی هم که به جبهه رسیدم در برخی مراسم ها می خواندم. آن زمان برای بچه های شهرستان ها قطعات لُری هم می خواندم و دوست داشتند. به خاطر حُزنی که در صدای من وجود داشت، در جبهه که می خواندم مورد استقبال واقع می شد. گویا در جبهه جانباز هم شدید ولی روی این مسئله مانوری ندادید. از امکاناتی که طبیعتاً برایتان بوده در زمینه موسیقی استفاده کردید؟با وجود اینکه همیشه در این مورد سوال پرسیده، اما زیاد نخواستم صحبت کنم و موضوع را باز کنم. راستش را بخواهی الان هم کمی برایم سخت است در این زمینه صحبت کنم. وقتی شما بگویید که جنگ بودم با تبصره ای برایتان اتفاقی رخ می دهد و شاید اغماضی در حقتان کنند. هیچ وقت نخواستم از حضورم در جبهه رانت خواری کنم چون نمی خواهم از آن فضای پاک و پرافتخار برای خواندن یک تیتراژِ بیشتر یا اجرای چند کنسرت بیشتر سوءاستفاده کنم. آنقدر خاطراتم از جبهه و جانبازی برایم مقدس است که با هیچ کنسرت و آلبوم و تیتراژی عوضش نمی کنم. تا الان هم سعی کردم در هیچ جا صحبتی از این مسأله به میان نیاورم.در میان خواننده های پاپ، هیچکس شرایط من را ندارد چون دردهای زیادی از جبهه در بدن دارم. برای اولین بار می گویم که از لحاظ روحی و اعصاب مشکلاتی دارم و واقعاً یکی از دلایل کنسرت های کم و آثار کم من همین است. این موارد به غیر از ترکشی است که در بدن دارم. ولی فقط با توکل به خدا زندگی می کنم. هیچ وقت این را نگفتم که بعد از خواندن روی صحنه، حالم چطور می شود. با سیلی صورت خودم را سرخ نگه می دارم. کلاً هم دوست ندارم خاطرات واقعی ام از جبهه و جانبازی را با واقعیت های مجازی و بی ارزش الان عوض کنم. ولی جالب است که بین خواننده های پاپ، همیشه شوخ تر و با انرژی تر از بقیه هستید.من همه چیز را درون خودم می ریزم و کلاً هم اهل این نیستم که قیافه بگیرم. از خدا می خواهم همه در برخورد اول از من انرژی بگیرند تا خاطره خوب از من داشته باشند. این دیدگاه را آن زمان که معروف شدم هم داشتم چون معروفیت ما واقعی بود. شاید من آن قدر ساده با شهرت برخورد کردم که در میان مشهورها گم شدم! شاید به دلیل همین سابقه دفاع مقدس و تفکراتی که داشتید هیچ وقت از ایران نرفتید.از نفرات اولی بودم که پیشنهادات خیلی زیادی برای اجرای خارج از کشور داشتم و هنوز هم پیشنهاداتی دریافت می کنم. خارج از ایران برایم جذابیت ندارد ولی کلاً با نوع برگزاری کنسرت های خواننده های پاپ در خارج از ایران مخالف هستم. این موضوع هم دلایلی دارد که نمی توانم عنوان کنم. طی بیست سال اخیر فقط 4-5 بار به تلویزیون رفته اید و کلاً آثارتان را بسیار کم پخش می کنند. دلیل خاصی دارد؟تلویزیون از روز اول ساز ناکوک با من زد. قرار شده بود آلبوم «پسرای مشرقی» بعد از عید منتشر شود. پیش از نوروز به صدا و سیما رفتم و خواستم یکی از قطعات را پخش کنند. یک روز قبل از نوروز ساعت 12 به من گفتند همین امروز اگر بخشی که می گوییم را ویرایش کنی، آهنگت را پخش می کنیم. من در آن شلوغی شب عید به استودیو پژواک رفتم و کار را انجام دادم و وقتی برگشتم حدود ساعت 4 عصر بود و دیدم که همه رفته اند. آن قدر ناراحت شدم که خستگی بر تنم ماند. از همان زمان فهمیدم که در تلویزیون لابی وجود دارد و هر زمان که می رفتم می دیدم چند خواننده هم نسل ما مشغول بگو و بخند هستند. ولی من یا شادمهر همیشه تنها بودیم. به خاطر دارم که یک بار شادمهر کار «کویر نشه دلای ما» را برای پخش آورده بود و چند ایراد از کار او گرفتند. در صورتی که چنین چیزی نبود و مشخص بود آن مسئول مربوطه حتماً می خواست جلوی افرادی که آنجا هستند ایرادی به کار ما بگیرد! با شادمهر از دفتر بیرون آمدیم و به او گفتم که این نوار را به من بده و فردا همین نوار را می آوریم و اگر مهمان نداشته باشد، حتماً کار را تأیید می کند! فردا همان نوار را بدون هیچ تغییری آوردیم و در حالی که مهمان نداشت گفت این شد و درست است!در عین حال اگر تلویزیون نبود برای بسیاری از خواننده های هم نسل من اتفاقی رخ نمی داد. همه آنها مورد حمایت بودند و اتفاقات خوبی برایشان رخ داد. آن خواننده ها از طریق تلویزیون برای خودشان کنسرت ها و برنامه های ارگانی متعدد می گرفتند و اگر الان هم سرمایه ای دارند به این دلیل است که با پول با ارزش آن دوره درآمد داشتند. من هم دیدم که از در راهم نمی دهند تصمیم گرفتم از پنجره وارد شوم! دیدم چه سبکی در موسیقی پاپ کم است و با تجربیات خودم و محبت های «بهنام ابطحی» تصمیم گرفتیم کار بزرگی انجام دهیم. آلبوم «پسرای مشرقی» منتشر شد و یکی از معدود کارهای پاپ بود که مجوز «الف» گرفت و می توانست اتفاقات بزرگی برایش رخ دهد و اغلب قابل پخش از تلویزیون بودند ولی یک کار را هم پخش نکردند و حمایتی صورت نگرفت. بحث تیتراژ سریال «نرگس» هم که بعدها به وجود آمد و در نهایت اجازه ندادند کار پخش شود. با این وجود «پسرای مشرقی» هم بازخورد خوبی داشت.یک روز برای گرفتن چند نوار به شرکت «هم آواز آهنگ» و نزد آقای سلطانی رفتم. ایشان گفت نمی خواهی آلبوم تولید کنی؟ من هم گفتم که این آلبوم زیر نظر حوزه هنری و برای شرکت «آوای برگ» بود و دستمزدی نگرفتم. آلبوم با ارکستر کامل و تنظیم های بهنام ابطحی تولید شد ولی آنها با من همین یک قرارداد را داشتند. با آقای سلطانی صمیمی شدم. ایشان به من گفت سرمایه ای برای کار داری؟ من هم گفتم که اگر سرمایه داشتم بدون دستمزد آن آلبوم را نمی خواندم! آقای سلطانی از کشوی میزش پنج میلیون تومان پول درآورد و به من داد و گفت که سرمایه آلبوم جدیدت است. چون ایشان با دل جلو آمدند، من هم با دل کار کردم و به همراه بهنام ابطحی کار را شروع کردیم و آلبوم «غزلک» تولید شد و در بین پرفروش ترین ها قرار گرفت. به خاطر معرفت آقای سلطانی، با عشق در کنار ایشان ایستادم و 8 آلبوم با شرکتشان کار کردم. کمتر از 6 ماه بعد از آلبوم «پسرای مشرقی»، آلبوم «غزلک» بهمن ماه 1379 منتشر شد. نزدیک عید به شرکت هم آواز آهنگ رفتم تا چند نوار بگیرم که در ایام نوروز به اقوام بدهم. غزلک از اولین آلبوم هایی بود که همراهش سی دی داشت. دیدم که شرکت آقای سلطانی خیلی شلوغ است و نمی دانستم که چه می خریدند! به ایشان گفتم ببخشید دست خالی آمدم ولی آقای سلطانی گفت شما عیدی ات را به ما داده ای و برای تولید این آلبوم کم آورده ایم! قرارداد ما تمام شده بود و پولمان را هم گرفته بودیم ولی همان جا آقای سلطانی دوباره یک عدد قابل توجهی را به من داد و گفت این هم عیدی ما به شما است. پس از عید دوباره نزد ایشان رفتم و دو سه برابر آن مبلغ قبل از عید را به عنوان سرمایه تولید آلبوم جدید به من داد. این را هم بگویم که «غزلک» کاری کرد تا دیگر نیازی به تلویزیون نداشته باشم. ضمن اینکه دیگر جذابیتی هم برایم نداشت و علاقه ای به حضور در قاب رسانه نداشتم. با وجود پیشنهادات زیاد در این سالها، خیلی گزینشی عمل کردم و اگر در برنامه ای حضور داشتم به اصرار هواداران عزیزم یا دوستان نزدیکم بود. درباره میزان فروش غزلک صحبت های زیادی هست. یک جا به نقل از شما خواندم که پرفروش ترین آلبوم تاریخ موسیقی بوده است. این اثر دقیقاً چقدر فروخت؟آلبوم غزلک تیراژ خیلی بالایی داشت و برای اینکه حساسیت ایجاد نشود عدد نمی گویم اما در بین پرفروش ترین آلبوم های تاریخ موسیقی ایران قرار گرفت. کل کل زیادی هم با آلبوم «دهاتی» شادمهر عقیلی از لحاظ میزان فروش داشت!در آن زمان همه ما دوست بودیم و این قبیل حرف ها را نداشتیم. خواننده ها در دهه هفتاد برای همدیگر خوب می خواستند و با هم خاطره می ساختند. اما سال ها است که نمی توانیم در این فضای موسیقی خاطره ای بسازیم. یک نکته جالب درباره شما، روند سریع انتشار آثارتان است. کارها با فاصله کم منتشر می شدند. چطور با این سرعت می توانستید آلبوم منتشر کنید؟ چون شنیده ام که آلبوم «پسرم» را در دو هفته تعطیلات نوروز جمع کردید!زمانی که تولید آلبوم ها را شروع کردیم پر از ایده بودم و ملودی های مختلفی به ذهنم می رسید و شب و روزم را برای موسیقی گذاشتم. برنامه دیگری هم نداشتم و تمام فکرم روی تولید بود. قضیه کنسرت ها مثل الان نبود که خواننده ها هر شب درگیر اجرای تهران و شهرستان باشند. عادت من هم این بود که چند روز پس از پخش آلبوم، سه یا چهار شب کنسرت در سالن میلاد نمایشگاه برگزار می کردم و سراغ آلبوم بعدی می رفتم. من در آن سال ها فکر نمی کردم که باید از راه خوانندگی پولدار شوم. فقط عشق در کارها داشتیم و به مسائل اولیه زندگی ام فکر می کردم. اگر یک مقدار در آن دوره چرتکه می انداختم، شاید الان خیلی پولدارتر بودم! آلبوم «پسرم» در سال 84 منتشر شد و شرکتی که همیشه با آن کار می کردم خواست تا تغییری در سبک و سیاق کارها ایجاد کنم. 3 سال فاصله افتاد و در سال 87 آلبوم «بی خوابی» را منتشر کردم. احتمالاً یکی از دلایل سرعت بالای کارتان، درک متقابل شما و بهنام ابطحی بود. این تنظیم کننده آن سال ها سرش خیلی شلوغ بود و با خیلی ها کار می کرد ولی چطور همدیگر را این قدر خوب پیدا کرده بودید؟در دهه 70، «لاله زار» قیمت و تیراژ یک آلبوم را تعیین می کرد. چند نفر از جمله آقای سلطانی در بازار لاله زار بودند که آلبوم ها را می خریدند و می گفتند اگر سرکاست فلان آلبوم اسمی از بهنام ابطحی باشد من آلبوم را می خرم. اصلاً شرایط طوری شده بود که حتماً باید در سرکاست ها یک کار از بهنام قرار می گرفت. اما شرایط کاری ما این طور بود که من تحمل بالایی داشتم و او اغلب اوقات بی خیال بود. باید سعی می کردم بهنام را جمع و جور کنم! حتی سعی می کردم مدیریت آلبوم های دیگرش را انجام دهم تا کارهای آلبوم خودم هماهنگ باشد! (خنده) من و بهنام ابطحی اول رفاقت کردیم و بعد همکار شدیم. آشنایی ما هم خیلی خنده دار بود! یک روز که برای خواندن اتود یک اثر به شرکت دارینوش رفته بودم، بهنام را دیدم. در مسیر برگشت با هم دوست شدیم و به خانه اش رسیدیم. من هم سعی کردم آدرسش را یاد بگیرم تا دوباره سراغش بیایم! چند مرتبه تلفن خانه اش را گرفتم و حالا نمی دانم خودش بود یا شخص دیگری که جواب می داد و می گفت بهنام نیست! (خنده) یک روز زنگ زدم و فکر کنم خودش بود اما گفت بهن ...

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ ندیم بنام نام و نشون  

درخواست حذف این مطلب
دانلود آهنگ جدیدندیم بنام نام و نشون با بالاترین کیفیت download new musicnadim – nam o neshonشعرو ملودى : کیان منصورى , تنظیم و میکس و مستر : ارش خادمى متن آهنگ جدید ندیم بنام نام و نشون : ثانیه ثانیه این حسو دوست دارم تنهات نمیزارم این یعنی دوست داشتنت تو رو بیشتر از وابستگی می خوامت قلبم شد همنامت این یعنی دوست داشتنت آروم آرومی اینو خوب میدونی هیچکی برام مثل تو نمیشه خدا تو رو داده یاد من افتادی حس می کنم داشتمت همیشه نام و نشونمی تو بهونمی توی این زندگی چه احساسیه حس دیوونگی که بهم بگی دوست دارم عاشقتم عزیزم دارم میریزم عشقو به پای چشات چه خوبه نگات نگات یه صدا بگم عزیزم دوست دارمدانلود آهنگ جدید ندیم بنام نام و نشون ثانیه ثانیه این حسو دوست دارم تنهات نمیزارم این یعنی دوست داشتنت تو رو بیشتر از وابستگی می خوامت قلبم شد همنامت ...

ادامه مطلب  

هوروش باند عاشقتم | دانلود آهنگ هوروش بند بنام عاشقم  

درخواست حذف این مطلب
دانلود جدیدترین موزیک هوروش باند به نام عاشقتم به همراه پخش آنلاین و متن آهنگ در بخش موسیقی تاپ نازdownload new music hoorosh band – asheghetamفرمت : mp3 / کیفیت : 320kbpsdownloadپخش آنلاین آهنگ دیوونه جان بابک جهانبخشhttp://media.topnaz.com/music/2017/7/hoorosh%20band%20-%20ashegham.mp3متن آهنگ جدید هوروش بند بنام عاشقممن با تو زیر بارونا خسیم برگشتنو من که بلد نیستمتو یاد من دادی همه چیزو نباشی بی تو تا ابد نیستمغم با تو قهره دیگه با این دل ببین ...

ادامه مطلب  

جملات کوتاه عاشقانه و احساسی زیبا  

درخواست حذف این مطلب
خیلی بده وقتی داری تایپ میکنی، از کلید های خیس کیبورد بفهمی داری گریه میکنی ..!به احترام اینکه عاشقم، برات شب خوبی رو آرزو می کنم، شیرین ترین رویاهای شیرین رو، تا با شادی تمام از خواب بیدار شی. شبت بخیر محبوب منامروز، یکی از اون روزاییه که به من فهموند بدون تو چه بلایی سرم میادبرای دیدن تصاویر زیبای پروفایلی مطلب عکس پروفایل را نیز مشاهده فرماییدبه من یک شب خوش هدیه کن، چرا که به تو از روزی خواهم گفت که خوب به پایان رسید، چون روزم رو همیشه تو ساختی. شبت خوش شادی منزندگی من آکنده از وهم و خیاله، سعی کردم دست از فکر کردن به تو بردارم اما هربار شکست خوردم. الان بهت نیاز دارم عشقم. دلتنگتمشب که فرا می رسد، اتاق خوابم بدون تو سرد است. خوراکم دیگر طعم همیشگی را نمی دهد. دیگر با شنیدن حرف های خنده دار نمی خندم. فقط یک چیز را فهمیدم، خوراک خوشمزه نبود، حرف ها خنده دار نبود، این تو بودی که به همه چیز روح می بخشیدی. حالا تو رفتی، من با این تنهایی چه کنم؟خیلی ممنون از اس ام اس صبحت. واقعا خوشحالم که تو رو تو زندگیم دارم. امروز، بهترین ها رو برات آرزو می کنم همونطور که تو برام آرزو کردی. عاشقتم، می بوسمت!عاشق بودن، منو شاد نمی کنه… عاشق تو بودنه که من رو شاد و خوشحال می کنهیه قطره اشکم رو تو اقیانوس انداختم، روزی که این قطره اشک رو پیدا کنم، روزیه که دیگه عاشقت نخواهم بودتو تنها راه باورنکرنی برای شاد کردن قلب من هستیوقتی احساس تنهایی می کنی، همون لحظه به فضای خالی بین انگشتات نگاه کن، و یادت باشه اونجا همون جاییه که فقط با انگشتای من پر می شهمی گن فقط یه بار عاشق می شی، اما اینطور نیست… هربار که تو رو می بینم، انگار دوباره عاشق می شمکاش روزهای دلتنگی من مثل دوست داشتن های تو کوتاه بود…تا بخواهی پشت پایت اشک ریختم، زودتر برگرد مسافر جاده های بی برگشت …حاضرم واسه دیدن لبخند تو از هزار تا کوه بالا برمتصاویر خنده دار و جالب از بازیگران مشهور را در مطلب عکس های لو رفته ببینید.گاهی وقتا در خونه قلبت رو می زنم فقط برای اینکه مطمئن شم هنوز اونجا زندگی می کنم یا نهمحبت و توجه خاص تو همیشه من رو حیرت زده می کنه که زندگی بدون تو چه زندگی می تونه باشه. تو قهرمان منی و من تا روز ازل عاشقت هستمفقط دو زمان هست که من می خوام با تو باشم… حالا و برای همیشهدلتنگ که می شومدیگر سراغ عکس هایت نمی رومدلم را ورق می زنمهمه چیز آنجا هست…هر صبح که منظره خورشید رو می بینم لبخند می زنم، نه به این خاطر که یک روز آفتابی ست، به این خاطر که یادآور تلاطم عشق در وجودم خواهد بود. روز خوبی پیش رو داشته باشی عشقمروز من بدون تو تیره و تاره، جای خالیت رو خیلی احساس می کنم عزیزمامروز، تو رو اونقدر می خوام که حتی نمی تونی تصور کنی. تو، آرزوی امروز منی. آرزو دارم بخندی و صدای خنده تو آغازگر خاطرات شیرین باشه. تو این روز، بهترین ها رو برات آرزو می کنم عزیزمسخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرندسخت است تحمل شب هایی که صبح نمیشوندسخت است تحمل زخم زبان هایی که هر روز تلخ تر میشوندتو رو بیشتر از اونی دوست دارم که کلمات بتونن توصیفش کنن، فقط احساسات می تونن بیانش کنن و ذهن می تونه تصورش کنهبه خاطر تو، قلب من هرگز نخواهد شکست. بخاطر تو، لبخند من هرگز محو نخواهد شد. عشق من به تو هرگز پایان نخواهد یافت. عاشقتمکاشکی دنیا واسه یک شب مال من بود، اون وقت با خوشحالی از دنیام پرتت می کردم بیروناگر به تصاویر گل های زیبا علاقه مند هستید مطلب عکس گل را نیز ببینیددنیا را بد ساختند ،کسی را که دوست داری ، دوستت نداردکسی که دوستد دارد ، دوستش نداریاما کسی که دوستش داری و دوستت دارد ،به رسم آیین زندگی به هم نمی رسید !و این زندگی استزندگی یعنی اینسخت است بغض داشته باشی و بغضت را هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگ ...

ادامه مطلب  

اولین نشست اندیشگاه فرهنگی در سال جدید با عنوان «فلسفه عشق» در کتابخانه ملی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش لیزنا براساس اعلام روابط عمومی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران اولین نشست از سلسله نشست های اندیشگاه فرهنگی با عنوان «فلسفه عشق : از عشق انسانی تا عشق عرفانی» امروز با حضور امیرعباس علی زمانی عضو گروه فلسفه دی ...

ادامه مطلب  

میامی  

درخواست حذف این مطلب
میامی زندگی > مهارت ها - همشهری دو - محمود قلی پور:اولین بار که اسم میامی را شنیدم یاد تیم باشگاهی بسکتبالی در آمریکا افتادم. خندیدم و گفتم: «چه اسم جالبی!». از این اسم های شبیه کم نداریم مثل آلمان که در رشت است مثل خرماسیسکو و همین میامی. اما میامی ما کجا و میامی آنها کج ...

ادامه مطلب  

تست بازیگریِ کودک معروف مازندرانی +فیلم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه اخبار داغ گروه فضای مجازی باشگاه خبرنگاران جوان امیرعباس همان کودکی است که در ایام نوروز ویدئوی کوتاهی از او منتشر و بلافاصله در شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشت. پس از ...

ادامه مطلب  

امیررضا دلاوری بازیگر سریال "آنام" شد / فاز دوم تابستان کلید می خورد  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سینمایی هنر آنلاین: اسماعیل عفیفه تهیه کننده در گفت وگو با خبرنگار هنرآنلاین درباره تازه ترین فعالیت های گروه تولید سریال "آنام" به کارگردانی جواد افشار، گفت: گروه تولید سریال این روزها در طبیعت ارسباران و روستای نوج ده در حال فعالیت هستند. از آنجایی که این سریال پروداکشن مفصلی در فصل اول به لحاظ ساخت دکور و بازسازی ها داشت زمان تصویربرداری فاز اول سریال بیشتر شد و احتمالاً تا پایان خرداد به تهران برگشته و بلافاصله فاز دوم را شروع خواهیم کرد.وی افزود: برای فاز دوم تاکنون امیررضا دلاوری در نقش بیژن برای حضور در فاز دوم سریال انتخاب شده است و هنوز بازیگران فاز دوم سریال در حال انتخاب هستند.این تهیه کننده در ادامه بیان کرد: فاز دوم "آنام" تا پایان خرداد و اوایل تابستان در تهران کلید می خورد و ضبط نیمه اول این سریال با بازی سیروس گرجستانی همان طور که گفتم در کلیبر و ارسباران از نیمه گذشته و همچنان ادامه دارد.عفیفه عنوان کرد: فاز اول این سریال که در ۴۰ قسمت تولید می شود پاییز سال آتی روی آنتن می رود.سریال "آنام" محصول گروه فیلم و سریال شبکه ۳ با مشارکت دفتر آموزش و ارتقای سلامت و دفتر سلامت جمعیت و خانواده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و به تهیه کنندگی اسماعیل عفیفه و به کارگردانی جواد افشار، توسط امیرعباس پیام نوشته شده ا ...

ادامه مطلب  

مجله هایی که به طنز سیاسی جان دادند  

درخواست حذف این مطلب
از باباشمل تا گل آقا؛ در باره سه مجله مهمی که طنز سیاسی ایران را تثبیت کردند و در میدان منازعات سیاستمداران جای قرص و محکمی برای خود به دست آوردند.شاه، شاه بود و دربار، دربار اما مناسبات دیگر مانند پنجاه سال قبل نبود که وقتی وزیران اطرافیان نمی توانستند به حاکم بگویند چرخ مملکت نمی چرخد، خواجگان حرم سرا و تلخک ها میدان داری کنند و با شوخی و طنز و هزل و فکاه، به شاه بگویند چرخ های حکومتش می لنگد. مناسبات جهانی عوض شده بود و ایدئولوژی ها داشتند در گستره جهان با هم مبارزه می کردند و ایرانیان هم خوب طعم بی طرفی در این دومین جنگ جهانی را چشیده بودند. شاه، شاه بود و دربار، دربار اما به جای تلخک ها و دلقک ها، مطبوعات وظیفه نقد حاکم را برعهده گرفته بودند، آن هم پس از یک دوره طولانی فشار و استبداد و اختناق. حالا شاه پسر بر تخت نشسته بود که تا دیکتاتور شدن راه درازی در پیش داشت. او بی تجربه تر از آن بود که کسی را بگمارد یا بردارد و دولت ها با اداره و گوشه چشم معمرینی چون فروغی و مصدق و قوام و سید ضیاء و... می آمدند و می رفتند. گوشه چشمی که در مطبوعات متعدد تجلی پیدا می کرد و نشان می داد ستاره اقبال کدام دولتمردی درخشیدن گرفته یا افول کرده است. اطلاعات و رعد و آهنگر و ستاره، شفق امروز و مرد امروز و ده ها نشریه دیگر، هر روز کسی را پایین می کشیدند و دیگری را بالا می فرستادند تا به خیال خود کار دولت در کشور جنگ زده و قحطی زده بسامان شود.یک دوران باباشملدر میانه این نزاع سنگین بین نشریاتی که هر یک نماینده ایده ای برای اداره کشور بودند، در روزهایی که نگرانی از کمبود نان و قحطی در پایتخت به اوج رسیده بود، در روزهایی که مردم از غم و غصه و اضطراب آینده در عذاب بودند، مجله ای کوچک و جمع و جور روی دکه ها قرار گرفت که نه پشتیبان نخست وزیر علی سهیلی بود و نه خبر از کودتای سپهبد امیراحمدی داشت، نه به درباری ها فحش می داد و نه از قوام یا مصدق حمایت می کرد و نه به هواداری از هواداران سلیمان میرزای اسکندری می پرداخت اما همه شان را طنازانه نواخته بود.نخستین شماره روزنامه «باباشمل» پنج شنبه 25 فروردین 1322، منتشر شد. باباشمل هیچ مطلب جدی نداشت و با فکاهه و طنز و هجوش پنبه تقریبا همه سیاستمداران نامدار روزگار را می زد. باباشمل همان حرف ها را که به صراحت گفتنش جرئت می طلبید، به زبانی دیگر نوشته بود و همین سبب شد شماره اولش به سرعت نایاب و تجدید چاپ شود.سرمقاله نخست، «درددل باباشمل» نام داشت. به جای برهان قاطع، ستونی داشت با نام «برهان قاطر». شعرهای مشهور را تضمین کرده و در ستون «آوازهای کوچه باغی» آورده بود. «نیش و نوش»، «می گویند»، «کلمات طوال»، «شوخی با نمایندگان»، «چگونه باورم شد که نویسنده و شاعر هستم»، «چهار عمل اصلی»، «از ما می پرسند» و شاید از همه جذاب تر، کاریکاتور هم داشت. باباشمل را رضا گنجه ای منتشر می کرد که از اهالی تبریز و پدرش از آزادی خواهان مشروطه بود. گنجه ای بزرگ از نمایندگان دور نخست مجلس شورای ملی و صاحب روزنامه وطن بود و روزنامه نگاری را برای فرزند به ارث گذاشت. گنجه ای تا دوازدهم مهر 1324، برای 123 هفته مردم را خنداند و سپس عازم اروپا شد. در این دوره هم ارادت خود را به صاحب «چرند و پرند» نشان داد و هم جمعی از جوانان را به کار گرفت که بعدتر نامدار شدند از جمله رهی معیری که با نام های مستعار «زاغچه» و «شیطونک» می نوشت و ابراهیم صهبا که نام های مستعار «شیخ سرنا» و «ابرام سرپا» را برای خود انتخاب کرده بود. احمد گلچین معانی هم اشعار فکاهی باباشمل را می سرود. گنجه ای مجله اش را بست و رفت. بازگشت و مجله را بازگشود؛ او 29 مرداد 26، شماره 124 باباشمل را منتشر کرد اما این بار از آن فروش های خیره کننده و استقبال کم نظیر خبری نبود. سردی مردم سبب شد در این دوره جدید باباشمل فقط در 26 شماره منتشر شود. اسفند آن سال گنجه ای نوشت «کینه دشمنان و رنجش دوستان» همه اندوخته اش از چندین سال روزنامه نگاری است و دیگر تحمل این شرایط را ندارد. باباشمل را تعطیل کرد تا نخستین نشریه طنز ایران مدرن، سرنوشتی تراژیک داشته باشد.گنجه ای البته پربیراه هم نمی گفت؛ باید انتخاب می کرد که روزنامه نگار طناز منتقد باقی بماند یا برو دنبال نام و نان. دومی را انتخاب کرد و تا معاونت وزارت صنایع هم بالا آمد. از خودش نام چندانی نماند اما راهی را برای مطبوعات باز کرد که تا دهه ها، تنها مفر برای نوشتن از نگفتنی ها بود.دو؛ دوران توفیقدو دهه بعد و در اوج اقتدار محمدرضا پهلوی، خواهرزاده های حسین توفیق پا جای پای رضا گنجه ای گذاشتند. این بار نوبت هیئت تحریریه هفته نامه توفیق بود که همه ارکان حکومت را تند و تیز نقد کنند اما به زبان طنز و شوخی. به همان اندازه که دستگاه دیوانی کشور گسترش یافته بود، طنازهای توفیق مجال بیشتری برای نقد داشتند. شهرداری و اتوبوسرانی، وزارت دارایی و اداره مالیات، شرکت دخانیات و همه ادارات دولتی و نمایندگان مجلس از نیش های توفیقی ها در امان نبودند. ذیل نام مجله نوشته بود «ارگان رسمی حزب خران» تا کسی گیر ندهد که توفیق متعلق به کدام جناح حکومت است و چرا کسی مانع فعالیتش نمی شود؟ مانع فعالیتش هم می شدند و هر از چندگاهی، مدیران نشریه دعوت می شدند به نشستی در یکی از هتل یا کافه رستوران های تهران تا توامان تطمیع و تهدید شوند.توفیق سابقه م ...

ادامه مطلب  

تیم المپیاد شیمی ایران به مقام سوم جهان رسید/کسب ۳ طلا و یک نقره  

درخواست حذف این مطلب
در چهل و نهمین المپیاد جهانی؛ تیم المپیاد شیمی ایران به مقام سوم جهان رسید/کسب ۳ طلا و یک نقره اجتماع > آموزش - همشهری آنلاین:تیم المپیاد شیمی جمهوری اسلامی ایران توانست در چهل و نهمین المپیاد جهانی ۲۰۱۷ مقام سوم جهان را کسب کند و دانش آموز ایرانی در این دوره از المپیاد نفر سوم جهان شد. به گزارش مهر، چهل و نهمین المپیاد جهانی ۲۰۱۷ شیمی از ۱۵ تا ۲۴ تیرماه در شهر ناخن پاتوم تایلند برگزار شد. تیم المپیاد شیمی جمهوری اسلامی ایران در این دوره به مقام سوم رسید.امیرحسین بهنوش، پارسا پیروز و امیرعباس کاظمی نیا هر سه نفر مدال طلا و سرو ...

ادامه مطلب  

تیم المپیاد شیمی ایران به مقام سوم جهان رسید/کسب ۳ طلا و یک نقره  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر، چهل و نهمین المپیاد جهانی ۲۰۱۷ شیمی از ۱۵ تا ۲۴ تیرماه در شهر ناخن پاتوم تایلند برگزار شد. تیم المپیاد شیمی جمهوری اسلامی ایران در این دوره به مقام سوم رسید. امیرحسین بهنوش، پارسا پیروز و امیرعباس کاظمی نیا هر سه نفر مدال طلا و سروش بانیانی مدال نقره را کسب کردند. امیر عباس کاظمی نیا در رتبه انفرادی نیز بین ۲۹۷ دانش آموز شرکت کننده نفر سوم جهان شد.اعضای تیم شامل سروش بانیانی، امیرحسین بهنوش، پارسا پیروز، امیرعباس کاظمی نیا بودند که به سرپرستی دکتر ابراهیم کیانمهر، دکت ...

ادامه مطلب  

تیم المپیاد شیمی ایران به مقام سوم جهان رسید  

درخواست حذف این مطلب
تیم المپیاد شیمی جمهوری اسلامی ایران توانست در چهل و نهمین المپیاد جهانی ۲۰۱۷ مقام سوم جهان را کسب کند و دانش آموز ایرانی در این دوره از المپیاد نفر سوم جهان شد.چهل و نهمین المپیاد جهانی ۲۰۱۷ شیمی از ۱۵ تا ۲۴ تیرماه در شهر ناخن پاتوم تایلند برگزار شد. تیم المپیاد شیمی جمهوری اسلامی ایران در این دوره به مقام سوم رسید.امیرحسین بهنوش، پارسا پیروز و امیرعباس کاظمی نیا هر سه نفر مدال طلا و سروش بانیانی مدال نقره را کسب کردند.امیر عباس کاظمی نیا در رتبه انفرادی نیز بین ۲۹۷ دانش آموز شرکت کننده نفر سوم جهان شد.اعضای تیم شامل سروش بانیانی، امیرحسین بهنوش، پارسا پیروز، امیرعباس کاظمی نیا بودند که به سرپرستی دکتر ابراهیم کیانمهر، دکتر علیرضا شایسته سرپرست دوم، دکتر علی نعمتی خراط غازیانی ناظر علمی و ی ...

ادامه مطلب  

تیم المپیاد شیمی ایران به مقام سوم جهان رسید/کسب ۳ طلا و یک نقره  

درخواست حذف این مطلب
تیم المپیاد شیمی جمهوری اسلامی ایران توانست در چهل و نهمین المپیاد جهانی ۲۰۱۷ مقام سوم جهان را کسب کند و دانش آموز ایرانی در این دوره از المپیاد نفر سوم جهان شد.به گزارش صدخبر، چهل و نهمین المپیاد جهانی ۲۰۱۷ شیمی از ۱۵ تا ۲۴ تیرماه در شهر ناخن پاتوم تایلند برگزار شد. تیم المپیاد شیمی جمهوری اسلامی ایران در این دوره به مقام سوم رسید. امیرحسین بهنوش، پارسا پیروز و امیرعباس کاظمی نیا هر سه نفر مدال طلا و سروش بانیانی مدال نقره را کسب کردند. امیر عباس کاظمی نیا در رتبه انفرادی نیز بین ۲۹۷ دانش آموز شرکت کننده نفر سوم جهان شد.اعضای تیم شامل سروش بانیانی، امیرحسین بهنوش، پا ...

ادامه مطلب  

اعلام جزئیات مراسم وداع و تشییع دو شهید گمنام در کهگیلویه و بویراحمد  

درخواست حذف این مطلب
سرهنگ «امیرعباس آسمند» مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان کهگیلویه و بویر احمد در گفت وگو با خبرنگار دفاع پرس در یاسوج، با بیان اینکه امروز (چهارشنبه) میزبان دو شهید گمنام دوران دفاع مقدس در استان بودیم، اظهار داشت: این لاله های گمنام در مناطق عملیاتی «شرق دجله» و «جزیره مجنون» به شهادت رسیده و پیکرهای پاکشان سال گذشته توسط کمیته جستجوی مفقودان ستاد کل نیروهای مسلح تفحص شد.وی با بیان اینکه پیکر مطهر این دو شهید گمنام عصر امروز به شهرستان کهگیلویه انتقال داده شد، از برگزاری مراس ...

ادامه مطلب  

سینمای کیارستمی و رسانه در ماهنامه مدیریت ارتباطات  

درخواست حذف این مطلب
سینمای کیارستمی و رسانه در ماهنامه مدیریت ارتباطات ارتباطات > رسانه و روزنامه نگاری - همشهری آنلاین:هشتاد و ششمین شماره ماهنامه تحلیلی، آموزشی و اطلاع رسانی مدیریت ارتباطات- تیر۹۶- منتشر شد. در این شماره پرونده ای درباره هنر با عنوان نگاهی دوباره به سینمای کیارستمی منتشر شده است. عکسی از کیارستمی که برای اولین بار منتشر می شود بر روی جلد این شماره دیده می شود. در پرونده رسانه نیز پرونده ای با موضوع رسانه در سرزمین آپارتاید مورد توجه قرار گرفته است.دیروز و امروز؛ جنگ تاریخ روزنامه نگاری نیز عنوان مجموعه مطالبی است که از این پس و در هر شماره ماهنامه با پژوهش و نگارش سید فرید قاسمی منتشر خواهد شد.در این شماره می خوانیم:ادغام؛ پیشنهادی برای پایداری نشریات عمومی/ امیرعباس تقی پور دیروز و امروز؛ جنگ تاریخ روزنامه نگاری/ سیدفرید قاسمیگفتمان سازی و توزیع معنا/ حسن بشیربررسی مفهوم پاسخ گویی عمومی/ هادی احمدیسبک مدیریتی در تلویزیون؛ مروری بر یک تجربه/ محمد حسام پورقواعد نوین روابط عمومی و بازاریابی؛ شبکه های اجتماعی را دست کم نگیرید!/ دیوید میرمن اسکات- مترجم: امیرعلی خلجبازنمایی گرایشهای کاربران ایرانی در شبکه اجتماعی تلگرام؛ مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه های جزیره کیش/ محمداحسان خرامید ، علی اکبر ﻓرهنگی ، سهیلا ﻓراهانی بورقانیدر مصاحبه اختصاصی ماهنامه مدیریت ارتباطات با سرپرست تیم اینفوگرافیک سازمان pbl دولت هلند مطرح شد: لزوم تولید آثار اینفوگرافیک با هدف کمک به تصمیم گیر ...

ادامه مطلب  

آسیب شناسی فرهنگ "نامگذاری"  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24: «نام» را لفظی می دانند که بدان کسی یا چیزی را بخوانند. واژه «نام» که برابر واژه عربی «اسم» است، در زبان فارسی به همین صورت نام (nam) و در زبانهای فارسی باستان و اوستا و هندی باستان و ارمنی naman آمده است. در دیگر زبانها و گویشهای ایرانی نیز همانندهایی دارند و چه بسا nome در زبان فرانسه و name در زبان انگلیسی بی رابط با nam فارسی نباشد.نوزادان نیز نام پیدا می کنند تا در همه عمر، آنان را بدان بخوانند و بدان شناخته شوند. مراسم زایمان و تولد نوزاد، و چگونگی نامگذاری و ارزشمندی معنوی آن، با آیینهای برخاسته از فرهنگ و دیانت جامعه و عناصر آرمانی و معنوی قشرهای گوناگون اجتماعی پیوند دارد و در جامعه های بزرگ و ملتهای تاریخی همانند ایران در هر منطقه و نزد هر قومی ویژگیهایی پیدا کرده است و همزمان همسانیها و همانندیهایی نیز در کل جامعه چشمگیر شده که نشانه یگانگی و وحدت ملی و فرهنگی به شمار می آید.در میهن ما نخستین توجه خانواده به دادن نام نیکو و زیبا به نوزاد است. این امر نه تنها در عصر باستان معمول بوده، بلکه در روزگار حضرت ختمی مرتبت(ص) و امامان و پیشوایان مذهبی و اندیشه وران ایرانی، در اعصار اسلامی چون هدیه ای گرانبها به نوزادان جامعه شناخته شده و در کتابهای احادیث و رسائل فلسفی و تربیتی و اندرزنامه ها و تألیفات اخلاقی بر این امر فرهنگی سفارش گردیده است.آئین نام گذاری در آینه کلام ائمه علیهم السلامپیامبر اکرم (ص) فرمودند : اولین بخشش و عنایت شما به فرزندانتان، انتخاب نام نیکو می باشد.تأکید اسلام بر نامگذاری پیش از تولد فرزند است و اگر نشد، در بدو تولد، تا روز هفتم ولادت و همراه با عقیقه است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: پدرم از جدم نقل کرد که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:فرزندان خود را قبل از اینکه متولد شوند، نامگذاری کنید و اگر نمی دانید پسر است یا دختر، از نام هایی استفاده کنید که بر هر دو می نهند؛ زیرا کودکانی که بر آنها نام نهاده نشده است، روز قیامت به پدر خود اعراض می کنند که چرا بر من نام ننهادی و [حال آنکه] پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز محسن را قبل از تولد نام نهاد.در سیره معصومان (علیهم السلام) انتخاب نام نیک و پرمعنا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:اولین خوبی انسان به فرزندش، نام نیکی است که برای او انتخاب می کند.پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نام نیک را از حقوق فرزندان بر والدین می داند. امام کاظم (علیه السلام) می فرماید:مردی نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: حق فرزندم بر من چیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: «تحسن اسمه و ادبه و ضعه موضعاً حسناً؛ اینکه نام نیکو بر او بگذاری، او را خوب تربیت کنی و او را به جایگاه مناسب [اجتماعی] خویش برسانی».معصومان (علیهم السلام) بر همه فرزندان خود نام هایی با معانی خوب و عالی می نهادند و همواره سعی می کردند جامعه و محیط از نام های نیک و با معنا بهره مند، و از نام های زشت و بی معنا به دور باشد.آئین نامگذاری در آینه کلام حکمابا بررسی نوشتار های فلسفی و اخلاقی ابن سینا حکیم بلندپایه ایران زمین، توجه می شود که وظیفه پدر آن است که «نام نیکو جهت فرزند خوش انتخاب کند» (صدیق، ص137)، و نیز این جمله اخلاقی «از حقوق پدر و مادر بر فرزند آن است که نام نیکی بر وی نهند؛ نامی که از نظر دینی و اجتماعی پسندیده باشد.»در قابوسنامه عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر، شاهزاده زیاری، خطاب به فرزندش آمده است در زمانی که صاحب فرزند شدی، «ای پسر، اول چیزی باید که نام خوش بر او نهی که از جمله حقهای پدران بر فرزندان یکی آن است که او را نام خوش نهند».خواجه نصیرالدین طوسی در کتاب نفیس اخلاق ناصری آورده است: «چون فرزند به وجود آید، تسمیه او باید کرد به نامی نیکو.».در دیوانهای شاعران پارسی سرا در همه ادوار فرهنگی و تاریخی به این امر عنایت خاص شده است؛ از آن میان ناصرخسرو قبادیانی فرماید:نام نکو گزین که بدان چون بخوانمتدر دلت شادی آیدت و در جانت خرمیآمار ثبت احوال ایران از پر کاربرد ترین نام هاطبق آمار های به دست آمده از سازمان ثبت احوال کشور، نام های امیرعلی و فاطمه انتخاب اول والدین ایرانی برای نوزادان خود در سه ماهه اول سال جاری بوده است.نام امیرعلی با فراوانی ۷۶۵۹ و نام فاطمه با فراوانی ۱۱۰۵۲ ، انتخاب اول والدین برای نام گذاری فرزندان پسر و دختر خود در بهار ۹۵ بوده است.در حوزه نام گذاری پسران نام های محمد با فراوانی ۶۰۵۲، علی ۵۴۶۰، ابوالفضل ۵۳۲۸، امیرحسن ۵۰۴۵، محمدطاها ۴۶۸۲، حسین ۴۰۵۶، امیرعباس ۳۸۴۸، مهدی ۳۳۸۱ و محمدمهدی ۳۳۰۰ در رتبه های بعدی قرار دارند.درمورد نامگذاری دختران نیز باید گفت که بعد از نام فاطمه، نام های زهرا با فراوانی ۶۹۹۷، نازنین زهرا ۳۶۰۵، یسنا ۳۴۷۲، زینب ۳۳۲۹، باران ۲۹۸۶، ریحانه ۲۵۰۲، فاطمه زهر ۲۴۷۶، رها ۲۳۵۱ و حلما ۲۲۵۴ در رده های بعدی قرار دارند.فراوانی نام ها در پایتختامیرعلی، امیرحسین، امیرعباس، محمد طاها، علی، محمدحسین، ابوالفضل، حسین، محمد و کیان ۱۰ اسم برتر تهرانی ها طی سه ماه اول سال جاری بوده که برای پسران خود انتخاب کرده اند. همچنین ماهان، محمدرضا، محمدمهدی، امیرمحمد، ایلیا، پارسا، امیررضا، علیرضا، امیرمهدی و یاسین نیز در رده های بعدی نام گذاری از سوی خانواده های تهرانی قرار گرفته اند.فاطمه، ز ...

ادامه مطلب  

عاشقانه های امیرعباس گلاب بعد از 10سال جان گرفتند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش موسیقی هنر، اولین کنسرت «امیر عباس گلاب» در روزهای ۹ و ۱۰ مرداد در محل سالن نمایشگاه بین المللی میلاد در حالی برگزار شد که هواداران این خواننده محبوب سالها منتظر رقم خوردن چنین شبی بودند.قطعه ی «تو از کجا پیدات شد» آغاز این کنسرت بود و پس از اجرای این قطعه ضمن عرض سلام و خوش آمد گویی رو به حضار در سالن گفت:چقدر لذت بخش است که اینهمه عشق را در این سالن و در کنار دوستان صمیمی خود میبینم.خواننده تیتراژ سریال «ستایش» از مدیر موسسه اکسیر نوین که یکی از دوستان صمیمی و نزدیک وی می باشد تقدیر و تشکر کرد و در ادامه کنسرت قطعاتی چون «دیوونه»، «ازدواج»، «خدایا»، «کجایی»، «هوس کردم» برای حضار اجرا کرد. «ببخشش»، «دلخوشی»، «قبل از تو»، «بانوجان»، «عشق تو»، «فقط برو»، «لعنت»، «بریم دریا» و «ستایش۲» از جمله قطعات دیگری بودند که این خواننده محبوب موسیقی پاپ، در اولین کنسرت خود به اجرای آنها پرداخت.نکته حائز اهمیت این کنسرت جایی بود که هنگام اجرای قطعه «بخشش» بغض «امیر عباس گلاب» ترکید و اشک از چشمانش جاری شد و وی بدنبال این اتفاق رو به حضار کرد و گفت:با وجود آنکه این کار حرفه ای نیست؛ اما این بغض ده ساله ای بود که امشب ترکید.سجاد عزیزی، مهدی سپیدگر، شهریار شفائی، شهاب مظفری، سعید سال افزون و میلاد ماهان از مهمانان ویژه حاضر در این کنسرت بودند.«علیرضا آذر» از جمل ...

ادامه مطلب  

احتمال وقوع سیلاب در کناررودخانه های استان وجود دارد  

درخواست حذف این مطلب
گروه خبر: مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان_غربی با اشاره به هشدارهای هواشناسی مبنی بر وقوع بارش های رگباری شدید گفت: احتمال وقوع سیلاب در کنار رودخانه ها وجود دارد و مردم باید هوشیار باشند.امیرعباس جعفری افزود: با توجه به هشدارهای هواشناسی و احتمال آبگرفتگی معابر عمومی، سیلابی شدن رودخانه ها و مسیل ها به ویژه در نواحی شمال استان از مردم می خواهیم از هرگونه تردد، تجمع و استراحت در حاشیه رودخانه ها، مسیل ها، دریاچه پشت سدها و دیگر تاسیسات آبی و نقاط پرخطر خودداری کنند.وی اظهار کرد: مردم مناطق شمال استان برای جلوگیری از بروز هرگونه حادثه تلخ و ناگوار، نکته های ایمنی را رعایت کنند.طبق پیش بینی های سازمان هواشناسی آذربایجان غربی در شهرهای نیمه شمالی استان به واسطه رگبار شدید در مدت کوتاه ممکن است سیلاب راه بیافتد.آذربایجان غربی از جمله استان های سردسیر کشور است که به علت موقعیت جغرافیایی و شرایط آب و هوایی منحصر به فرد همواره در معرض بحران های طبیعی نظیر سیل و زلزله قرار دارد.مدیرکل مدیریت بحران آذربایجان غربی گفت: با توجه به هشدارهای هواشناسی مبنی بر وقوع بارش های رگباری شدید احتمال وقوع سیلاب در کنار رودخانه ها وجود دارد و مردم باید هوشیار باشند.امیرعباس جعفری افزود: با توجه به هشدارها ...

ادامه مطلب  

بازیگر زن درباره پرونده قتل «حمید صفت» چه گفت؟ | ماجرای حمید صفت، و واکنش هنرمندان  

درخواست حذف این مطلب
حمید صفت خواننده رپ معروف روز گذشته به اتهام قتل ناپدری خود دستگیر شد و به این جرم اعتراف کرد. او گفت که برای دفاع از مادرش، با مقتول درگیر شده است. حالا چند هنرمند از جمله امیرعباس گلاب و علیرضا روزگار خواننده و خاطره حاتمی بازیگر زن سینما به حمایت از حمید صفت برخاستند. بیشتر بخوانید: حمید صفت کیست؟بیشتر ببینید: عکس حمید صفت قتل را پذیرفت . بیشتر بخوانید: آهنگ حمید صفت برای شهید حججی .حمید صفت خواننده سرشناس رپ که با خواندن یک آهنگ با نام «چ » درباره فیلم سینمایی «چ» و مادر به شهرت رسید روز گذشته به اتهام قتل همسر مادرش بازداشت شد. به دنیال انتشار این خبر اینستاگرامش هنرمندان و دوستان این خواننده با پست هایی در مورد او به روز شد که در ادامه مشاهده می کنید:عماد طالب زاده(خواننده): اگــــر انسانی، انسانی را بخاطر گناهی سرزش کند ، نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود ....خدا به جوونیت رحم کنه برادر ....تو برای دفاع از ناموست اینکارو کردی ، برای مادرت کردی ... هر کسی بود که غیرت داشت اینکارو می کرد ...منم بودم می کردم، هممون می دونیم که نمی خواستی اینجوری بشه ... عمدی تو کارت نبوده ...اشتباه کردی ولی انسان خطا می کنه ولی خطای تو از عمد نبوده ... ... خدا پشت و پناهت باشه ... هیچکی نمی تونه حال تو رو درک کنه ... ولی خدا هست ... سرتو بالا بگیر ... ... مرد بار اومدی ... خدایا ....پ ن : برای حمید دعا کنید ....امیرعباس گلاب(خواننده): تو هر کاری کردی بخاطر مادرت کردی رفیق سرت بالا باشه اشتباه همه انجام میدن این موضوع یه اتفاق بوده یه اتفاق بد از خدا میخوام کمکت کنه نمیدونم دارم چی مینیویسم فقط خیلی ناراحتم خیلییییی هنوزم میشه بخشید.... تو با آهنگت حرف از بخششو گذشت زدی زندگی خیلیارو تغییر دادی پسر ما ...

ادامه مطلب  

کنسرت «سیامک عباسی» با حضور امیرعباس گلاب برگزار شد  

درخواست حذف این مطلب
کنسرت سیامک عباسیتازه ترین کنسرت «سیامک عباسی» خواننده جوان موسیقی پاپ کشورمان، به همت مؤسسه «صوت آوای هنر»، شامگاه ۲ شهریور در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی تهران برگزار شد.به گزارش سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان»، عباسی در این کنسرت آلبوم «خوشبختیت آرزومه» و برخی از تک آهنگ های پرطرفدار خود را اجرا کرد، همچنین در بخشی از کنسرت امیرعباس گلاب به روی صحنه آمد و با همراهی سیامک عباسی قطعه «دلفریب» را به صورت دوصدایی اجرا کردند.احمد ذقاقی (نوازنده پیانو و کیبورد)، رونی باباخانیانس (کیبورد)، بابک صفرنژاد (هارمونیکا)، شروین شهبازی (گیتار)، هادی سالاری (گیتار)، مهران اسلامی (گیتار الکتریک)، آرین کشیشی (گیتار بیس) و مسعود کیانی (درامز) به عنوان نوازنده در این کنسرت به همراه سیامک عباسی به هنرنمایی پرداختند.در ادامه می توانید عکسهای سایت خبری و تحلیلی «موسیقی ایرانیان» (عکاس: ریحانه فرج الهی) از کنسرت سیامک عباسی را مشاهده نمایید. کنسرت سیامک عباسی کنسرت سیامک عباسی کنسرت سیامک عباسی کنسرت سیامک عباسی ...

ادامه مطلب  

چهره جنجالی این روزها در کنار محمدرضا گلزار  

درخواست حذف این مطلب
امیرعباس(کچلیک) در کنسرت محمدرضا گلزار حضور یافتسرویس عکس و ...

ادامه مطلب  

ورایزن و یاهو به توافق نهایی رسیدند تخفیف 350 میلیون دلاری  

درخواست حذف این مطلب
آخرین روز هفته گذشته در دیجیاتو خواندید ورایزن که از ژولای 2016 در پی خریداری کمپانی یاهو است به دنبال هک شدن چندباره سرویس دهنده ایمیل ژاپنی احتمالاً رقم پیشنهادی خرید را 250 میلیون دلار کاهش می دهد و ممکن است این مبلغ تا 350 میلیون دلار نیز بالا برود.حالا خبرگزاری usa today گزارش م ...

ادامه مطلب