روز شمار محرم الحرام/همه اتفاقاتی که در کرب و بلا افتاد  

درخواست حذف این مطلب
محرم اولین ماه سال قمری است، این ماه را از آن جهت محرم نامیدند که در آن جنگ و غارت حرام است. باشگاه خبرنگاران، ماه مُحَرّم یا محرم الحرام نخستین ماه تقویم اسلامی (هجری قمری) و به اعتقاد مسلمانان از جملهٔ ماه های حرام است. نام این ماه پیش از اسلام در دوران جاهلیت مؤتمر (در عربی: مُؤْتَمِر یا المُؤْتَمِر) بوده است و در زمان جاهلیت محرم (در عربی :المُحَرَّم) نامی بوده که به ماه رجب گفته می شد. محرم نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری و یکی از ماه های حرام است که در دوران جاهلیت و نیز در اسلام، جنگ در آن تحریم شده بود. شب و روز اول محرم به عنوان اول سال قمری دارای نماز و آداب خاصی است که در کتاب مفاتیح الجنان بیان شده است. محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در قتل حسین بن علی است. روز اول ماه محرم الحرام ۱- آغاز ایام حسینی اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمدعلیهم السلام است،که همه انبیاء وملائکه و شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السلام محزون اند.باید گفت:ماه حزن واندوه تمام عالم است،چرا که همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سیدالشهداء علیه السلام را از عرش خدا رو به زمین می آویزند و حزن واندوه عالم را فرا می گیرد. همچنین آغاز مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله علیه السلام است،که مردم را به امور اعتقادی خویش آشنا می کند، و دستورات دین خود را از حسینیه ها و تکایا و مساجد به خانه های فکر ودل خود به ارمغان می برند. شرکت در مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام واشک بر آن حضرت،از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان علیه السلام است. ۲-ماجرای شعب ابی طالب علیه السلام در پی بالا گرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم قریش پیمان نامه ای نوشتند وطی آن قرار گذاشتند با بنی هاشم تکلم نکنند و با آنان هم سفره وهمنشین نشوند و معامله ننمایند؛و آنان را به گونه ای در فشار قراردهند که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل رسانند . حضرت ابوطالب علیه السلام بنی هاشم را به دره ای که منتسب به آن حضرت بود برد،و اطراف آن را محکم کرده وبرای حفظ جان پیامبر صلی الله علی وآله وسلم شبانه روز کمر همت بست. آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می گردید ومی فرمود :«تا زنده ام دست از یاری او برنمی دارم.»او در هرشب چند بار محل خواب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را تغییر می داد وعزیزترین فرزند خود یعنی امیرالمؤمنین علیه السلام را به جای آن حضرت می خوابانید،و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت می گماشت. در مدتی که در شعب بودند بر آن حضرت ومسلمانان بسیار سخت گذشت ،تا آنجا که شبها صدای گریه اطفال گرسنه بنی هاشم را ساکنین اطراف شعب می شنیدند. پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور کرد،وپیمان نامه آنان را از بین برد به جزء اسماء الهی که در آن بود. حضرت ابوطالب علیه السلام این خبر را به کفار داد،و آنان با دیدن چنین معجزه ای دست از تصمیم خود برداشتند وبنی هاشم به خانه های خود بازگشتند. ۳-جنگ ذات الرقاع در سال چهارم هجرت به تحریک قریش بین مسلمانان و قبایلی که اطراف مدینه زندگی می کردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگی در گرفت . پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با ۴۰۰یا۷۹۰ نفر از مدینه بیرون رفتند.در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول کشید تا شر آنان دفع شد.این واقعه به قولی در ۱۵جمادی الاولی بوده است. ۴- اولین جمع آوری زکات در روز اول محرم پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برای اولین بار مأمورانی را برای جمع آوری زکات و صدقات به اطراف مدینه فرستادند. ۵- امام حسین علیه السلام در راه کربلا روز اول محرم،امام حسین علیه السلام در قصر بنی مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبیدالله بن حر جعفی دعوت به یاری نمودند، ولی او اجابت نکرد و بعداً پشیمان شد. ۶- قیام مردم مدینه برعلیه یزید در این روز در سال۶۳ ه مردم مدینه برای قیام علیه یزید حرکت کردند.قضیه از آنجا آغاز شد که جمعی از اهالی مدینه به رهبری عبدالله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید وشرابخواری و قماربازی و سگ بازی او را دیدند،وبه مدینه بازگشته ومردم را از وضع فساد دربار اموی آگاه ساختند.با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند،و به سرپرستی عبدالله علیه یزید قیام نمودندو افراد اموی ساکن مدینه رابیرون کردند.لشکر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حرکت کرد و واقعه حرّه پیش آمد. ۷- کلام عاشورایی امام رضا علیه السلام در روز اول محرم ریّان بن شبیب خدمت امام رضا علیه السلام رسید.حضرت به او فرمودند:ای پسر شبیب ،مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام می دانستند؛ولی این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را رعایت نکردند.در این ماه خون ما را حلال دانستند ،و هتک حرمت ما را کردند وفرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپردۀ ما را آتش زدند و اموال ما را غارت کردند و رعایت احترام رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را دربارۀ ما ننمودند. همانا روز شهادت حسین علیه السلام پلک چشمان ما را مجروح کرد واشکهای ما را روان ساخت ودل ما را سو زاند؛وعزیز ما را در زمین کربلا ذلیل کرد ونزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه کنندگان باید بر حسین علیه السلام بگریند،زیرا که گریه بر او گناهان بزرگ را از بین می برد. ای پسر شبیب ، اگر خواستی بر چیزی گریه کنی برحسین بن علی علیه السلام گریه کن،چه اینکه آن حضرت را کشتند چنانکه گوسفند را می کشند،و با آن حضرت ۱۸ نفر از اهل بیت او کشته شدند که روی زمین شبیه ونظیری نداشتند. آسمان های هفتگانه و زمین ها در شهادت آن حضرت گریستند.چهار هزار ملک روز عاشورا برای نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده اند.لذا پریشان وغبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند،تا حضرت قائم علیه السلام ظهور کنند و از یاران او باشند و شعارشان "یالثارت الحسین"است. ای پسر شبیب، اگر دوست داری که با ما در درجات عالی بهشت باشی محزون باش برای حزن ما وشاد باش در شادی ما؛وبر تو باد ولایت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشدخداوند متعال او را با همان سنگ محشور می کند…. روز دوم ماه محرم الحرام ۱-ورود امام حسین علیه السلام به کربلا بنابر مشهور در این روز در سال ۶۱ه آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء علیه السلام با اهل بیت و اصحابشان وارد کربلای معلی شدند. در آنجا اسب حضرت حرکت نکرد. امام پرسیدند:نام این زمین چیست؟گفتند:”غاضریه"نام دیگرش را پرسیدند گفتند:”شاطئ الفرات"اسم دیگری هم دارد؟گفتند:”کربلا"هم می گویند. در این هنگام حضرت آهی کشیدند و گریه شدیدی نمودند و فرمودند:”اللهم انی أعوذ بک من الکرب و البلاء."به خدا قسم زمین کربلا همین است.به خدا قسم اینجا مردان ما را می کشند! بخدا قسم اینجا زنان و کودکان مارا به اسیری می برند!بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده می شود.ای جوان مردان ، فرود آیید که محل قبرهای ما اینجاست….» روز سوم ماه محرم الحرام ۱-نامه امام حسین علیه السلام برای اهل کوفه در این روز امام حسین علیه السلام برای بزرگان کوفه نامه ای نوشتند و آن را به قیس بن مسهّر صیداوی دادند که به کوفه برساند.مأمورین بین راه قیس را گرفتند،و پس از آنکه او بر ضد یزید وابن زیاد سخن گفت، او را به شهادت رساندند ۲- ورود عمر بن سعد به کربلا در این روز عمر بن سعد با با شش یا نه هزار سوار برای قتل پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم وارد کربلا شد و در مقابل آن حضرت لشکر گاه ساخت و خیمه برافروخت.ورود ابن سعد به کربلا در روز چهارم هم نقل شده است. روز چهارم ماه محرم الحرام ۱-فتوای شریح قاضی به قتل امام حسین علیه السلام در این روز از سال ۶۱ ه ابن زیاد با استناد به فتوایی که از شریح قاضی گرفته بود، در مسجد کوفه خطبه خواند و مردم را به کشتن امام حسین علیه السلام تحریص کرد. ششم ماه محرم الحرام ۱-یاری طلبیدن حبیب بن مظاهر از بنی سعد در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدی با اذن امام حسین علیه السلام برای آوردن یاور وکمک ، به قبیله بنی اسد رفت. اسدیان پذیرفتند وحرکت کردند، ولی جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده ای را فرستاد تا مانع آنها شوند.لذا درگیری رخ داد که در این میان جمعی از بنی اسد شهید و زخمی وبقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض کرد. ۲- اولین محاصره فرات در کربلا به نقلی عمر سعد ،شبث بن ربعی خبیث را همراه سه هزار مرد سفاک با کوبیدن طبل و دهل کنار فرات فرستاد که اطراف آن را به محاصره در آوردند. ۳- تراکم لشکر یزید در کربلا در این روز لشکرزیادی برای جنگ با حضرت اباعبدالله علیه السلام جمع شدند. روز هفتم ماه محرم الحرام ۱-ملاقات امام حسین علیه السلام با ابن سعد در شب هفتم امام حسین علیه السلام ملاقات وگفتگو کردند. خولی بن یزید اصبحی چون عداوت شدیدی با امام حسین علیه السلام داشت ماجرا را به عمر سعد گزارش داد و آن ملعون نامه ای برای عمر سعد نوشت و او را از این ملاقات ها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر کرد. ۲ -منع آب از امام حسین علیه السلام در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهداء علیه السلام بستند، چه اینکه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید که نگذارید حتی یک قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدی با جهار هزار تیرانداز مآمور منع آب فرات شدند،که به هیچ وجه آبی به خیمه گاه پسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم برده نشود. روز هشتم ماه محرم الحرام ۱- قحط آب در خیمه های حسینی در این روز آب در خیمه های سید الشهداء علیه السلام نایاب شد. روز نهم ماه محرم الحرام (تاسوعا) ۱-محاصره خیمه ها در کربلا امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود. ۲- آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . ۲آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:”أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است. حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید. حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:”لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟! ۳-در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.۴چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند. ۴- آمدن لشکر تازه نفس به کربلا دراین روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد. ۵-خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند. شب دهم (عاشورای) ماه محرم الحرام ۱-سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش در این شب امام حسین علیه السلام اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و کلماتی را به آنان فرمودند.خلاصه کلمات حضرت این بود که من بیعت خود را از شما بر داشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا که می خواهید کوچ کنید. پس از فرمایشات حضرت، اهل بیت علیهم السلام و اصحاب کلماتی در وفاداری و جان نثاری خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند. ۲- سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام در این شب بود که زینب کبری سلام الله علیها اشعار "یا دهر اف لک من خلیل ..”را از زبان برادرش شنید، و هنگامی که متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود:”ای کاش مرگ مرا نابود ساخته بود واین روز را ندیده بودم". سپس سیلی به صورت زد وبیهوش شد. امام علیه السلام خواهر عزیز ومکرمه خود را به هوش آوردند و مطالبی فرمودند. روز دهم ماه محرم الحرام ، روز عاشورا ۱-شهادت امام حسین علیه السلام در این روز در سال ۶۱ه که روز شنبه یا دوشنبه بوده،آقا ومولایمان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در سن ۵۸ سالگی (ویا ۵۶ویا ۵۷ سالگی)بعد از نماز ظهر،مظلومانه وبا حالت تشنگی وگرسنگی در زمین کربلا به شهادت رسیدند.۱این روز،روز باریدن خون از آسمان است، و روزی که شهادت اهل بیت واصحاب امام حسین علیه السلام در آن به وقوع پیوسته است. چهار هزار ملک در این روز به زمین کربلا برای نصرت آن حضرت آمدند، وچون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدی علیه السلام گریه کنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند.در این روز ترک خوردن و آشامیدن به خصوص از غذاهای لذیذ مناسب است. ۲-شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی ۳-شهادت مسلم بن عوسجه ۴-شهادت حربن یزید ریاحی ۵-شهادت جون مولی ابی ذرالغفاری ۶-شهادت همسر وهب،به دست رستم غلام شمر ۷-شهادت شبیه ترین مردم به رسول خداصلی الله علیه وآله و سلم، علی اکبر علیه السلام فرزند بزرگ سیدالشهداءعلیه السلام عموی والا مقام حضرت صاحب الامر علیه السلام ۸-شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام ۹-شهادت عبدالله بن الحسن علیه السلام ۱۰-شهادت قمر منیر بنی هاشم حضرت عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام ۱۱-شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج علی اصغر علیه السلام ۱۲- آمدن ذوالجناح با یال و کاکل خونین به سوی خیمه فاطمیات برای آوردن خبر شهادت آن حضرت ۱۳-ماتم وناله پردگیان حرم برسید الشهداء علیه السلام و اولاد و وابستگان آن حضرت ۱۴-غارت اموال از خیام امام حسین علیه السلام ۱۵-فرار فاطمیات وعلویات در بیابان ها بعد از شهادت آقا و سرورشان اباعبدالله علیه السلام ۱۶-غارت کردن لباس وزره و ..از بدن مطهر شهدای کربلا ۱۷- جدا شدن سر های مطهر امام حسین علیه السلام واهل بیت واصحاب آن حضرت ۱۸-به آتش کشیدن خیمه های آل الله،فرزندان رسول خدا و علی مرتضی و فاطمه زهرا علیهم السلام ۱۹-شهادت دختران کوچک در کنار خیمه ها ۲۰-گریه وماتم بر سید الشهداء علیه السلام و عزای زمین و عرش و آسمان جن و انس و ملک و وحوش بر آن حضرت در این روز ملکی ندا کرد:ای امت ظالمی که عترت پیامبر خود را کشتید، خداوند شما را موفق به درک عید فطر وقربان نفرماید. ۲۱- رأس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه: عصر عاشورا رأس مطهر ونورانی امام حسین علیه السلام را توسط خولی بن یزید اصبحی ملعون وحمید بن مسلم ازدی به کوفه فرستادند ۲۲-خونین شدن ریشه هر گیاهی که از زمین می کشیدند،از مصیبت عظمای آن روز ۲۳-قتل ابن زیاد:ابن زیاد در روز عاشورای سال ۶۷ه به فرمان مختار به جزای ظاهری اعمالش رسید و کشته شد۷٫حصیر بن نمیر وجمعی از قتله امام حسین علیه السلام نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالک اشتر نخعی کشته شد، و سر نحسش را برای مختار فرستادند.مختار هم سر او را برای امام زین العابدین علیه السلام فرستاد. هنگام وارد کردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند.لذا سجده شکر به جا آورده فرمودند:”روزی که ما را بر ابن زیاد وارد کردند غذا می خورد. من از خدا خواستم که از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذای خود مشاهده کنم ،همچنان که سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا می خورد. خداوند به مختار جزای خیر دهد که خونخواهی مارا نمود".سپس حضرت به اصحاب خود فرمودند:همه شکر کنید. ۲۴- قیام حضرت مهدی علیه السلام:به روایتی حضرت بقیهالله اعظم حجه بن الحسن العسکری ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند کرد ۲۵-وفات ام سلمه:در این روز در سال ۶۲-۶۳ ه ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از دنیا رحلت فرمود.۱۰نام او هند پدرش ابی امیه، مادرش عاتکه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابو سلمه بن عبدالاسد بن مغیره بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت کردندو پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمی که در جنگ احد بر او وارد شده بود،بعد از مدتی شهید شد سلمه، عمر ، زینب و دره، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگ های امیر المؤمنین علیه السلام شرکت کرد و مدتی از طرف آن حضرت والی بحرین بود. بعد از اینکه عدّه ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبکر و عمر جداگانه به خواستگاری او رفتند، ولی ام سلمه اجابت نکرد. در سال چهارم هجری پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم از او خواستگاری کرد و ام سلمه قبول کرد ، و به فرزند خود عمر بن ابی سلمه گفت :عقد را جاری کن . عایشه وقتی دید پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ام سلمه را به عقد خویش در آورد بسیار ناراحت شد، چه اینکه ام سلمه در جمال کم نظیر بود. عایشه به حفضه گفت:ام سلمه چقدر زیباست! او باور نکرد تا اینکه ام سلمه را دید.از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار بود. ام سلمه فضایلی دارد که او را از دیگر همسران پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم–به جز خدیجه کبری علیها السلام – ممتاز کرده است: * بارها ام سلمه عایشه را نصیحت می کرد در پیروی از علی بن ابی طالب علیه السلام ، ولی او نمی پذیرفت. فضایل ومناقب آن حضرت را برای عایشه می گفت ولی او قبول نمی کرد، تا اینکه پسرش عمر بن ابی سلمه را با نامه ای خدمت امیر المؤمنین علیه السلام فرس ...

ادامه مطلب  

با بازیگران فیلم جدید «اصغر فرهادی» آشنا شوید  

درخواست حذف این مطلب
بازیگران فیلم جدید اصغر فرهادی , طبق اعلام رسانه های اسپانیایی «همه می دانند» فیلم جدید اصغر فرهادی از ساعاتی قبل باید درمادرید جلوی دوربین رفته باشد. فیلمی که با توجه به اخبار تایید شده سه ستاره مشهور لاتین نقش های اصلی آن راایفا می کنند: خاویر باردم، پنه لوپه کروز و ریکاردو دارین.اما اطلاعات تازه ای که از فیلم منتشر شده حضور چهار بازیگر اسپانیایی دیگر را در این پروژه تایید می کند، بازیگرانیپیش از این در آثار شاخصی از پدرو آلمودوار حضور داشته اند.سرشناس ترین بازیگر این جمع خاویر کامارا است، بازیگر مورد علاقه آلمودوار که با او در فیلم هایی چون «با او حرف بزن»،«آموزش بد» و «من خیلی هیجان زده ام» با این کارگردان بزرگ اسپانیایی همکاری داشتهو بارها نامزد و برنده جایزه معتبر گویا در سینمای اسپانیا بوده است. کامارا و دارین، دو سال قبل در کمدی موفق«ترومن» نیز همبازی بوده اند.بازیگران فیلم جدید اصغر فرهادیاینما کوئستا که در «خولیتا» اثر آلمودوار هم جلوی دوربین رفته بود دیگر بازیگر «همه می دانند» است.بازیگری که علاوه بر کارنامه قابل قبول در سینما و تئاتر اسپانیا عمده شهرت خود را در سال های اخیر مدیونحضور در نقش اصلی دو سریال عامه پسند «عشق در سال های آشوب» و «عقاب سرخ» است.الویرا مینخوئز هم که جایزه گویا بهترین بازیگر زن مکمل را در کارنامه دارد یکی دیگر از اسپانیایی های فیلم فرهادی خواهد بود.ادوارد فرناندز هم که دو حایزه گویا را به نام خود ثبت کرده و در فیلم «پوستی که در آن زندگی می کنیم» با آلمودوار همکاری داشتهیکی دیگر از بازیگران محصول اسپانیایی فرهادی به شمار می آید. و باز هم نکته جالب حضور این بازیگر سرشناساسپانیایی در فیلم ...

ادامه مطلب  

ایستاده در غبار همچنان شانس معرفی به اسکار را دارد/ رقابت مجیدی و فرهادی به سال آینده موکول شد؟!  

درخواست حذف این مطلب
سرویس فرهنگ و هنر مشرق - زمان چندانی به معرفی نماینده ایران به اسکار باقی نمانده است و به دلیل فرصت اندک باقیمانده مدیران سینمایی به شکل عجیبی سرگردان شده اند که کدام فیلم را به آکادمی اسکار معرفی کنند. حضور فیلم های ایرانی در اسکار با توجه به رویکرد سیاسی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی در درجه اهمیت چندانی قرار ندارد، اما بهترین پاسخ برای رویکردهای تنگ نظرانه این آکادمی، معرفی فیلم هایی است که با سیاست های این آکادمی تطبیق ندارد. سال گذشته با وجود اعتراض متعدد رسانه های داخلی و با وجود خواست بسیاری از اصحاب رسانه برای معرفی فیلم ایستاده در غبار به آکادمی اسکار، اما اتفاقی خلاف انتظار افتاد و فیلم فروشنده به آکادمی معرفی شد.با وجود اینکه فیلم «ایستاده در غبار» امسال هم شانس معرفی به اسکار را دارد اما همچنان مسئولان سینمایی از معرفی فیلم به آکادمی اسکار پرهیز می کنند و از میان فیلم های منتخب و دارای شانس ، اصرار به معرفی فیلم «ماجرای نیمروز» (محمد حسین مهدویان) را دارند که به هیچ عنوان مسئله فیلم جهانی نیست و روایتی درباره تاریخی بومی ایران است که مخاطب خارجی نمی تواند با آن ارتباط برقرار کنند. سایر فیلم هایی اکران شده از سال گذشته تا کنون فیلم هایی هستند که با قالبی بومی ساخته شده اند و جهل هیات انتخاب فرمایشی و کارشکنی مدیران سبب شده که بازهم به رغم پتانسیل مسئله بین المللی «فیلم ایستاده در غبار» شانس معرفی به آکادمی اسکار وجود نداشته باشد.هیات معرفی فیلم به آکادمی علوم و هنرهای سینمایی اگر اصغر فرهادی فیلمی برای معرفی به اسکار نداشته باشد، با تعمدی خاص سعی می کنند فیلمی را به آکادمی معرفی کنند که هیچ بخت و شانسی برای انتخاب شدن ندارد. ایستاده در غبار مسئله اش کاملا تاریخی است و محتوایش را با فرمی تازه و زبانی بین المللی ارائه می دهد و این فیلم حتی اگر انتخاب هم نشود می تواند پیام مظلومیت چند گروگان ایرانی که سال ها اسیر اسرائیلی ها هستند را میان جامعه روشنفکران سینمایی آمریکایی مطرح کند.در این مقطع مهمترین کاری که وزیر محترم ارشاد می تواند انجام دهد این است که بنای پوسیده بخش بین الملل فارابی که سال ها توسط یکنفر اداره می شود را در یک جابجایی مدیریتی تغییر دهد.تغییر، شرط بزرگ تحول در عرصه فرهنگ است؛ همچنان که عباس صالحی وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی ماحصل یک تصمیم مهم برای تغییر و ارتقا وضعیت فرهنگی است.این مسئله بسیار تعجب آور است که هر سال یکنفر هیات خاص و منتخب خودش را برای معرفی فیلم به اسکار بر می گزیند و طی این روش ابداعی کاملا دیکتاتور مآبانه، استعدادها و فیلم های خوب سینمای ایران به صورت غیر منطقی در میان منتخبان قرار نمی گیرند و نکته جالب این است که هر سالی که اصغر فرهادی فیلمی نساخته باشد، بدترین گزینه های ممکن به آکادمی اسکار معرفی می شود.چه کسی کدام فیلم را برای اسکار تعیین می کند؟!یکی از شروط معرفی فیلم به اسکار، اکران در کشور مبدا و معرفی کننده است. شرایط اکران قبل از موعد معرفی طوری چیده شده که فیلم ارزشمند صاحب شانسی به اسکار معرفی نشود و همچنان سینمای ایران مجالی برای جولان اصغر فرهادی باشد. اخیرا محمد اطبایی لیست فیلم های دلخواهش را در روزنامه شرق منتشر کرده و نوشت" «نفس»، ساخته نرگس آبیار، «وارونگی»، ساخته بهنام بهزادی، «ماجرای نیمروز»، ساخته محمدحسین مهدویان و «یک روز بخصوص» و «والدراما» ساخته عباس امینی، «برادرم خسرو»، ساخته احسان بیگلری، «مادر قلب اتمی»، ساخته علی احمدزاده، «زیر سقف دودی»، ساخته پوران درخشنده و «رگ خواب»، ساخته حمید نعمت اله از جمله فیلم های صاحب شانس در سینمای ایران هستند." محمد اطبایی هر چند سمت مهم دولتی در سینمای ایران ندارد اما چهره هایی نظیر او سال هاست اراده حاکمیت و مدیران سینمایی را در حتی معرفی فیلم به آکادمی اسکار تحت الشعاع قرار داده اند. به هر حال به نظر می رسد که سینمای ایران در سال جاری همچنان اصرار به انتخاب فیلم هایی دارد که هیچ شانسی برای انتخاب در میان پنج گزیده اصلی را ندارد تا همچنان مجال معرفی به اسکار مختص اصغر فرهادی و آثارش باشد. در این شرایط هرج و مرج عجیبی در بخش معرفی فیلم به اسکار رخ داده است. عرصه انتخاب فیلم چنان تنگ نظرانه است که برادران محمودی در سال ۱۳۹۲ ، زمانیکه فیلم گذشته از ایران به آکادمی معرفی شد، فیلم چند متر مکعب عشق را از کشور افغانستان به آکادمی اسکار معرفی می کنند. گویی زبان و کشور مبدا دیگر اهمیتی در پشتیانی و ارسال فیلم اهمیت ندارد. شاید معرفی فیلم گذشته در سال ۱۳۹۲ به عنوان نماینده ایران نوعی تابوشکنی در نحوه ساخت و ارسال فیلم به آکادمی اسکار بود. سال گذشته برادران محمودی فیلم «رفتن» را دوباره از کشور افغانستان به آکادمی اسکار معرفی کردند. در شرایطی که می دانستند با وجود فیلم فروشنده و میزان حمایت بخش بین الملل فارابی، همچنان شانس معرفی شدن فیلم «رفتن» از طریق سینمای ایران وجود ندارد. تولید فیلم در کشورهای دیگر توسط فیلمسازان ایران تبدیل به یک رویه عجیب و غریب شده و شاید سال آینده فیلمسازان ایرانی وارد گودهای بین الملی متنوع برای رقابت در آکادمی اسکار شوند.فیلم فرانسوی گذشته چگونه بازی معرفی به اسکار را به هم ریختنکته مهم این است که اصغر فرهادی با وجود دریافت مجسمه طلایی در سال ۲۰۱۲ نخستین سینماگر ایرانی است که موفق به دریافت جایزه شد و از سوی کمپانی سونی و شرکت فرانسوی ممنتو در اکران های جهانی این فیلم بشدت حمایت شد. اما قبل از فیلم فروشنده ،فیلم فرانسوی «گذشته» از طریق کشور ایران به آکادمی اسکار فرستاده شد. کمپانی فیلمیران تابستان ۱۳۹۲ در اقدامی شتاب زده فیلم گذشته را اکران کرد تا فرصت معرفی این فیلم به اسکار از دست نرود. هیات انتخاب فرمایشی تشکیل شده که همواره توسط امیر اسفندیاری مدیر ابد و یک روزی، بخش بین الملل فارابی انتخاب می شود با وجود اعتراض طیف گسترده ای از سینماگران از سیروس الوند تا محمد علی باشه آهنگر همچنان اصرار به معرفی فیلم فرانسوی گذشته داشتند.امیر سماواتی تهیه کننده فیلم سینمایی «دربند» پس از انتخاب فیلم «گذشته» در اوایل مهرماه ۱۳۹۲ پس از معرفی گذشته به اسکار گفت: «اعضای کمیته ای که فیلم انتخابی ایران به آکادمی اسکار را برگزیدند، مشخص کنند که اطلاعات خود را چگونه به دست آوردند؟! چراکه معتقدم بخش بین الملل بنیاد سینمایی فارابی اطلاعات غلطی را در این باره به آن ها داده است.» او با تأکید بر اینکه آقایان امیر اسفندیاری (مدیر بخش بین الملل بنیاد سینمایی فارابی) و حجت الله ایوبی (رئیس سازمان سینمایی) باید پاسخگوی انتخاب صورت گرفته باشند، گفت: معتقدم «گذشته» به ایران هیچ ربطی ندارد و آقای اسفندیاری باید توضیح بدهد که کدام بخش از مقررات اسکار تغییر کرده که ما می توانیم فیلمی را که زبان بومی ندارد، به عنوان نماینده کشور به این آکادمی معرفی کنیم؟!» سماواتی با بیان اینکه ای کاش «دربند» در میان فیلم های انتخابی نبود که این صحبت ها را مطرح کنم، ادامه داد: «از اینکه یک فیلمساز ایرانی می تواند در اسکار مطرح باشد، خوشحالم اما از اینکه برای این انتخاب، اطلاعات غلط ارایه شده، ناراحتم.» او با طرح این پرسش که چرا در سال های گذشته فیلمی از فیلمسازان دیگر مانند عباس کیارستمی به اسکار معرفی نمی شد؟ اظهار کرد: «وقتی «گذشته» در مقابل سینمای ایران وجود دارد، یعنی تمام سینمای ایران شکست می خورد چون مثل این است که هالیوود در مقابل سینمای ایران قرار گیرد. در انتخاب «گذشته» نیز شاهدیم که سونی پیکچرز پشت آن است و این شوخی نیست. به همین دلیل انتخابی که صورت گرفته برای سینمای ما خجالت آور است.»با وجود اعتراض های پیاپی سینماگران ایران فیلم فروشنده در یک ضرب الاجل عجیب به عنوان نماینده ایران به آکادمی اسکار معرفی شد و فرانسوی بودن فیلم توسط کارشناسان داخلی وابسته به جریان فرهادی، ...

ادامه مطلب  

«خاویر باردم» از فیلم جدید فرهادی و همکاری با او می گوید  

درخواست حذف این مطلب
«همه می دانند» نام فیلم جدید اصغر فرهادی «در مقام نویسنده و کارگردان» است. فیلمی که بعد از دو سال از فیلم فروشنده جلوی دوربین رفته و به سیاق اغلب فیلم های کارنامه این کارگردان جهانی شده ایرانی درامی خانوادگی و روانشناسانه است. داستان «همه می دانند» ساده و تک خطی است: کارولینا برای دیدار با خانواده اش از آرژانتین به زادگاهش اسپانیا بازمی گردد. در این سفر که پیش بینی می شد به تجدید دیدار اعضای خانواده خلاصه شود، رویدادهای غیرمنتظره ای به وقوع می پیوندد که بر روند زندگی کارولینا تاثیر می گذارد. یکی از این رخدادها دزدیده شدن یک دختربچه است که باعث برملاشدن رازهای مگوی یک خانواده می شود. این پروژه سینمایی به زبان اسپانیایی است و بازیگرانی چون پنلوپه کروز، خاویر باردم و ریکاردو دارین -که ایرانی ها حضور او را بیشتر در فیلم درخشان «راز» در چشمان شان به یاد دارند- در آن ایفای نقش می کنند... پنلوپه کروز، ریکاردو دارین و خاویر باردم، اما، تنها ستارگان اسپانیولی «همه می دانند» نیستند و اخبار منتشرشده حاکی از حضور چهار بازیگر اسپانیایی دیگر در این پروژه هستند؛ بازیگرانی که پیش از این در آثار شاخصی از فیلم های پدرو آلمودوار نامدار حضور داشته اند. سرشناس ترین بازیگر این جمع خاویر کامارا است، بازیگر مورد علاقه آلمودوار که با این کارگردان بزرگ اسپانیایی در فیلم هایی چون با او حرف بزن، آموزش بد و من خیلی هیجان زده ام همکاری داشته و بارها نامزد و برنده جایزه معتبر گویا در سینمای اسپانیا بوده است. کامارا و ریکاردو دارین، دو سال قبل در کمدی موفق ترومن نیز همبازی بوده اند.اینما کوئستا که در خولیتا اثر آلمودوار هم جلوی دوربین رفته بود، دیگر بازیگر «همه می دانند» است. بازیگری که علاوه بر کارنامه قابل قبول در سینما و تئاتر اسپانیا عمده شهرت خود را در سال های اخیر مدیون حضور در نقش اصلی دو سریال عامه پسند عشق در سال های آشوب و عقاب سرخ است. الویرا مینخوئز هم که جایزه گویا بهترین بازیگر زن مکمل را در کارنامه دارد، یکی دیگر از اسپانیایی های فیلم فرهادی است. ادوارد فرناندز هم که دو جایزه گویا را به نام خود ثبت کرده و در فیلم پوستی که در آن زندگی می کنیم با آلمودوار همکاری داشته، دیگر بازیگر اسپانیایی فیلم فرهادی به شمار می آید. و باز هم نکته جالب حضور این بازیگر سرشناس اسپانیایی در فیلم موفق و تحسین شده ترومن در کنار دو بازیگر اصلی دیگر فیلم فرهادی یعنی کامارا و دارین است.همه می دانند این فیلم که بین ١٢ تا ١٣ میلیون دلار هزینه دارد، حاصل همکاری فرانسه، ایتالیا و اسپانیا خواهد بود. الکساندر ماله گی از کمپانی فرانسوی ممنتو فیلم، آلوارو لونگوریا از کمپانی اسپانیایی استالوارتس مورنا فیلم و آندریا اوچیپنتی از کمپانی ایتالیایی لاکی رد فیلم فرهادی را تهیه خواهند کرد. فرهادی فیلمنامه این اثر را هم مانند گذشته ابتدا به زبان فارسی نوشته و سپس به زبان دیگر ترجمه کرده است. این ساخته فرهادی، همچنین از حضور گروهی از بزرگان سینما بهره مند است که از میان آنها می توان به آلبرتو ایگلسیاس (آهنگساز)، خوزه لوییس آلکائینه (مدیر فیلمبرداری)، کلارا نوتاری (طراح صحنه) و سونیا گرانده (طراح لباس) اشاره کرد.در میان تمام عوامل فیلم همه می دانند، باوجود تمام نام های بزرگی که در این فیلم وجود دارد، اما، خاویر باردم برای سینمادوستان اهمیت دیگری دارد. بازیگری بزرگ با فیلم های درخشانی چون مادر!، اسکای فال، زیبا، ویکی کریستینا بارسلونا، جایی برای پیرمردها نیست، عشق در سال های وبا و... که با بزرگانی چون وودی آلن، برادران کوئن، ایناریتو، مایکل مان و... همکاری کرده است. در گفت وگوی پیش رو که از نشریه اسپانیایی ال موندو، ورایتی، اسکوایر و گاردین گرفته شده؛ این بازیگر بزرگ که جوایزی چون اسکار بازیگری، جوایز بهترین بازیگر مرد جشنواره های کن و ونیز، پنج بار جایزه بهترین بازیگر مرد مراسم گویا (اسکار اسپانیایی) و... را دارد، از همکاری با اصغر فرهادی در فیلم همه می دانند می گوید:چه شد که با اصغر فرهادی در فیلم همه می دانند همکاری کردید؟ببینید بعضی چیزها را نمی شود گفت. البته مواردی بود که نمی شد نادیده اش گرفت؛ ازجمله این که من جدایی و فروشنده را دیده بودم و از نگاهی که در فیلم های فرهادی وجود دارد، خوشم می آمد. اما تا لحظه ای که فرهادی به من پیشنهاد بازی نداده بود، نمی توانستم کاری کنم. درواقع از دست من هیچ کاری برنمی آمد. یک سری چیزها باید اول اتفاق بیفتند تا بشود درباره شان صحبت کرد. همکاری من و فرهادی هم از آن چیزهایی است که اگر پیش نمی آمد، شاید اصلا به فکر کسی هم خطور نمی کرد. من بازیگر اسپانیایی زبان که در آمریکا و اسپانیا بازی کرده ام، تا لحظه ای که فرهادی فارسی زبان به من پیشنهاد بازی داد، به چنین ماجرایی فکر هم نکرده بودم؛ چون به نظرم اتفاقی شدنی نبود. اما وقتی سناریوی همه می دانند دستم رسید، ناگهان دیدم این فیلمنامه و اصلا کل این پروژه دیوانه ام کرده است.اصلا می توانی بگویی که چگونه فرهادی به تو همکاری در این فیلم را پیشنهاد کرد؟پیشنهاد بازی در این فیلم اول به من نشد. درواقع پیشنهاد اول به پنه لوپه رسید و این آغاز درگیرشدن من در این پروژه بود. سناریو را که خواندم دیوانه شدم. بگذار این گونه بگویم که هر دوی ما، هم من و هم پنه لوپه گرفتار اوهام و خیالاتی شده بودیم. تازه دو هفته بعد از پنه لوپه بود که فرهادی به من پیشنهاد داد.آیا در این مدت زمانی که از همکاری تان می گذرد، متوجه خصوصیاتی ویژه در او نسبت به دیگر کارگردانانی که با آنها همکاری کرده ای، شده ای؟اصغر فرهادی کارگردان عجیبی است. او در طول مدت زمان کار عناصر گوناگونی را با یکدیگر ترکیب می کند. این را در جنبه های مختلفی می توانم بگویم. مثلا در مورد شکل گیری نهایی فیلمنامه، کار او شگفت انگیز است. در حقیقت او در طول کار، فیلمنامه را براساس ویژگی های بازیگران، صحنه و البته حال وهوای گروه در لحظه فیلمبرداری بازنویسی می کند. به عنوان بازیگری که چندان در بند علاقه به شیوه های استودیویی خط کشی شده تولید نیستم، می توانم بگویم به دلیل این ویژگی ها همکاری با این مرد برای یک بازیگر یک تجربه دیوانه کننده است.نخستین عکس العمل تو زمانی که با پیشنهاد فرهادی مواجه شدی، چه بود؟اولش فکر نمی کردم این همکاری شدنی باشد. شاید بشود گفت حتی اولش حس کردم تجربه خسته کننده ای هم خواهد بود. می دانی؛ من و پنه لوپه هم به عنوان زن و شوهر ب ...

ادامه مطلب  

چهل حدیث زیارت امام حسین علیه السلام در کربلا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در مکتب شیعه شخصیت و زیارت امام حسین علیه السلام از موقعیت ویژه ای برخوردار است و روایات بسیاری در مورد ایشان ذکر شده است. در این مطلب چهل حدیث از اهل بیت علیهم السلام در مورد امام حسین علیه السلام می خوانید.فصل اولاهمیت زیارت امام حسین علیه السلام1-خیرخواهی خداوندعَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِامام صادق علیه السلام فرمودند: هرکسی که خداوند خیرش را بخواهد، حب امام حسین علیه السلام و حب زیارتش را در قلب او می اندازد و هر که را خداوند بدیش را بخواهد، بغض نسبت به امام حسین علیه السلام و بغض زیارت آن حضرت را در قلب او می اندازد.(وسائل الشیعه/ج14/ص496)2-حسرت در روز قیامتعَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَحَدٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ یَتَمَنَّى أَنَّهُ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع لَمَّا یَرَى لِمَا یُصْنَعُ بِزُوَّارِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ مِنْ کَرَامَتِهِمْ عَلَى اللَّهِاز امام صادق علیه السلام روایت شده: هیچ کس نیست در روز قیامت مگر اینکه آرزو می کند ای کاش امام حسین علیه السلام را زیارت کرده بودم آن هنگامی که می بیند که با زوار امام حسین علیه السلام چه می کنند، چقدر نزد خداوند مورد کرامت واقع می شوند. (وسائل الشیعه/ ج14/ص424)3-زیارت خداوندعَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِامام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس اباعبدلله علیه السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است. ( تهذیب‏ الأحکام ج : 6 ص : 46)4-همسایگی با اهل البیت(علیهم السلام)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَکُونَ فِی جِوَارِ نَبِیِّهِ وَ جِوَارِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ فَلَا یَدَعْ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ عامام صادق علیه السلام فرمودند: هر که می خواهد در جوار پیامبرش(صلی الله علیه وآله) و جوار امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه (علیهاالسلام) باشد، زیارت امام حسین علیه السلام را رها نکند. ( وسائل الشیعه/ج14/ص425)5-زیارتی بهتر از حجعَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ وَ اللَّهِ لَوْ أَنِّی حَدَّثْتُکُمْ فِی فَضْلِ زِیَارَتِهِ لَتَرَکْتُمُ الْحَجَّ رَأْساً وَ مَا حَجَّ أَحَدٌ وَیْحَکَ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ اتَّخَذَ کَرْبَلَاءَ حَرَماً آمِناً مُبَارَکاً قَبْلَ أَنْ یَتَّخِذَ مَکَّةَ حَرَماً قَالَ ابْنُ أَبِی یَعْفُورٍ قَدْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَى النَّاسِ حِجَّ الْبَیْتِ وَ لَمْ یَذْکُرْ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ وَ إِنْ کَانَ کَذَلِکَ فَإِنَّ هَذَا شَیْ‏ءٌ جَعَلَهُ اللَّهُ هَکَذَا أَ مَا سَمِعْتَ قَوْلَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع إِنَّ بَاطِنَ الْقَدَمِ أَحَقُّ بِالْمَسْحِ مِنْ ظَاهِرِ الْقَدَمِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ فَرَضَ هَذَا عَلَى الْعِبَادِ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ الْإِحْرَامَ لَوْ کَانَ فِی الْحَرَمِ کَانَ أَفْضَلَ لِأَجْلِ الْحَرَمِ وَ لَکِنَّ اللَّهَ صَنَعَ ذَلِکَ فِی غَیْرِ الْحَرَمِاز امام صادق علیه السلام روایت شده: به خدا قسم، اگر در فضیلت زیارت امام حسین علیه السلام با شما سخن می گفتم، قطعا، حج را به طور کلی رها می کردید، و هیچکدام از شما حج نمی رفت، مگر نمی دانی که خداوند سبحان قبل از اینکه مکه را حرم خود بگیرد، کربلا را حرم امن و مبارک خود گرفت، ابن ابی یعفور عرضه داشت؛ خداوند حج بیت الله را بر مردم واجب نمود در حالی که ذکری از زیارت امام حسین علیه السلام نیاورد، حضرت فرمودند: اگر چه این گونه است، چرا که این چیزی است که خداوند آن را چنین قرار داده است، آیا نشنیده ای کلام امیرالمومنین علیه السلام را که: همانا کف پا (باطن قدم) سزاوارتر به مسح کشیدن نسبت به روی پا می باشد، لیکن خداوند مسح ظاهر پا را بر بندگان واجب نموده است، آیا نمی دانی که احرام بستن اگر در حرم بود، بهتر می بود، لیکن خداوند احرام بستن را در غیر حرم مفروض نمود. (وسائل الشیعه/ج14/ص514)فصل دومآثار و برکات زیارت امام حسین علیه السلام6-اگر مردم می دانستند...عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی‏جَعْفَرٍ ع قَالَ لَوْ یَعْلَمُ النَّاسُ مَا فِی زِیَارَةِ الْحُسَیْنِ ع مِنَ الْفَضْلِ لَمَاتُوا شَوْقاً وَ تَقَطَّعَتْ أَنْفُسُهُمْ عَلَیْهِ حَسَرَاتٍ قُلْتُ وَ مَا فِیهِ قَالَ مَنْ زَارَهُ شَوْقاً إِلَیْهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ شَهِیدٍ مِنْ شُهَدَاءِ بَدْرٍ وَ أَجْرَ أَلْفِ صَائِمٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ صَدَقَةٍ مَقْبُولَةٍ وَ ثَوَابَ أَلْفِ نَسَمَةٍ أُرِیدَ بِهَا وَجْهُ اللَّهِمحمد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام روایت کرده: اگر مردم می دانستند، زیارت امام حسین علیه السلام چقدر فضیلت و ثواب دارد، به درستی که از شوق می مردند و نفس هایشان از روی حسرت بند می آمد. گفتم: چقدر فضیلت دارد، حضرت فرمودند: هر کس امام حسین علیه السلام را زیارت کند از روی اشتیاقی که به او دارد، خدا برایش هزار حج مقبول و هزار عمره مبرورة و اجر هزار شهید از شهداء بدر و اجر هزار روزه دار و ثواب هزار صدقه قبول شده و ثواب هزار بنده آزاد کردن که مراد از آن رضای خدا باشد، می نویسد. ( وسائل الشیعه/ ج14/ص453)7-کمترین ثواب زائر کربلاقَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى ع أَدْنَى مَا یُثَابُ بِهِ زَائِرُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِشَطِّ الْفُرَاتِ إِذَا عَرَفَ حَقَّهُ وَ حُرْمَتَهُ وَ وَلَایَتَهُ أَنْ یُغْفَرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ- امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: کمترین آنچه از ثواب که به زائر اباعبدالله علیه السلام کنار نهر فرات داده می شود آنگاه که حق و حرمت و ولایت او را بشناسد، این است که آنچه از گناهان پیش فرستاده و بعداً می فرستد (گناهان گذشته و آینده او) آمرزیده می شود. (الکافی/ ج4/ص582)8- استغفار اهل بیت (علیهم السلام) برای زائرانعَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَبْنَ مُحَمَّدٍ ع یَقُولُ إِنَّ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع عِنْدَ رَبِّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْظُرُ إِلَى مَوْضِعِ مُعَسْکَرِهِ وَ مَنْ حَلَّهُ مِنَ الشُّهَدَاءِ مَعَهُ وَ یَنْظُرُ إِلَى زُوَّارِهِ وَ هُوَ أَعْرَفُ بِهِمْ وَ بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ وَ دَرَجَاتِهِمْ وَ مَنْزِلَتِهِمْ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ أَحَدِکُمْ بِوَلَدِهِ وَ إِنَّهُ لَیَرَى مَنْ سَکَنَهُ فَیَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ یَسْأَلُ آبَاءَهُ ع أَنْ یَسْتَغْفِرُوا لَهُ وَ یَقُولُ لَوْ یَعْلَمُ زَائِرِی مَا أَعَدَّ اللَّهُ لَهُ لَکَانَ فَرَحُهُ أَکْثَرَ مِنْ غَمِّهِ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَنْقَلِبُ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ ذَنْبٍامام صادق علیه السلام فرمودند: همانا حسین بن علی علیهما السلام از نزد پروردگارش نگاه می کند به موضع اردوگاهش و محلی که شهدا با او قرار دارند و به زائرانش نیز نظر می اندازد، در حالی که ایشان به خوبی آنها را و نام هایشان و نام پدرانشان و درجات آنها و منزلت آنها را نزد خداوند، بهتر از احدی از شما نسبت به فرزندانش می شناسد، و به درستی که امام حسین علیه السلام می بینید چه کسی ساکن کربلا شده (جهت زیارت) و برای او استغفار می کند و از پدران بزرگوارش می خواهد برای او استغفار کنند و می فرماید: اگر زائر من می دانست، آنچه را که خداوند برای او مهیا نموده است شادی اش بیشتر از غمش می شد و همانا زائر امام حسین علیه السلام از زیارت برمی گردد در حالی که هیچ گناهی بر او باقی نمی ماند. (وسائل الشیعه/ج14/ص423)9- شادی دل اهل بیت(علیهم السلام)عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ ...ٍ وَ لَوْ یَعْلَمُ الزَّائِرُ لِلْحُسَیْنِ ع مَا یَدْخُلُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ ص مِنَ الْفَرَحِ وَ إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ ع وَ الشُّهَدَاءِ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ مَا یَنْقَلِبُ بِهِ مِنْ دُعَائِهِمْ لَهُ وَ مَا لَهُ فِی ذَلِکَ مِنَ الثَّوَابِ فِی الْعَاجِلِ وَ الْآجِلِ وَ الْمَذْخُورِ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ لَأَحَبَّ أَنْ یَکُونَ مَا ثَمَّ دَارَهُ مَا بَقِیَ وَ إِنَّ زَائِرَهُ لَیَخْرُجُ مِنْ رَحْلِهِ فَمَا یَقَعُ قَدَمُهُ عَلَى شَیْ‏ءٍ إِلَّا دَعَا لَهُ فَإِذَا وَقَعَتِ الشَّمْسُ عَلَیْهِ أَکَلَتْ ذُنُوبَهُ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ وَ مَا تُبْقِی الشَّمْسُ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ شَیْئاً فَیَنْصَرِفُ وَ مَا عَلَیْهِ ذَنْبٌ وَ قَدْ رُفِعَ لَهُ مِنَ الدَّرَجَاتِ مَا لَا یَنَالُهُ الْمُتَشَحِّطُ فِی دَمِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ یُوَکَّلُ بِهِ مَلَکٌ یَقُومُ مَقَامَهُ وَ یَسْتَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِعَ إِلَى الزِّیَارَةِ أَوْ یَمْضِیَ ثَلَاثُ سِنِینَ أَوْ یَمُوتَ وَ ذَکَرَ الْحَدِیثَ بِطُولِهِ- از امام صادق علیه السلام روایت شده: اگر زائر امام حسین علیه السلام می دانست به واسطه این زیارت که چقدر شادی و سرور بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) و بر امیرالمؤمنین علیه السلام و بر حضرت فاطمه (علیهاالسلام) و به شهدا از ما اهل بیت وارد می آید و اگر می دانست آنچه از دعای ایشان به واسطه زیارتش، هنگامی که برمی گردد و آنچه را که از ثواب در همین دنیا و در آخرت خواهد داشت و آنچه را که برای او پیش خداوند ذخیره شده است، هر آینه دوست می داشت که آنجا (کربلا) خانه اش می بود و همانا زائر امام حسین علیه السلام از این مسافرتش بر می گردد و گامش بر روی چیزی نمی آید مگر اینکه برای او دعا می کند و هنگامی که خورشید بر او می تابد، گناهانش را از بین می برد، همان طور که آتش هیزم را از می سوزاند، خورشید چیزی از گناهان او باقی نمی گذارند، پس برمی گردد در حالی که هیچ گناهی بر او نیست و برای او درجاتی رفیع خواهد شد که کسی که در خون خود، در راه خدا غوطه ور است بدان نمی رسد و فرشته ای به جای او موکل خواهد شد و برای او استغفار می کند، تا اینکه دوباره به زیارت برگردد، یا اینکه 3 سال بگذرد یاتا وقتی که بمیرد. (مستدرک الوسائل/ج10/ص343)10- برکت در روزی وطول عمرعَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ وَ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ لَهُ بِالْإِمَامَةِ مِنَ اللَّهِ- امام باقر علیه السلام فرمودند: شیعیان ما را به زیارت امام حسین علیه السلام امرکنید، چرا که زیارتش روزی را افزون می کند و عمر را طولانی می گرداند و بلاها و بدی ها را دفع می کند و زیارت کردن امام حسین علیه السلام بر هر مومنی که اقرار به امامت او از جانب خدا داشته باشد،واجب است.(تهذیب الاحکام/ج6/ص42)11- ضمانت امیرالمؤمنین (علیه السلام)عن أبی عبد الله ع قال إن لله عز و جل ملائکة موکلین بقبر الحسین ع فإذا هم الرجل بزیارته أعطاهم ذنوبه فإذا أخطأ محوها ثم إذا أخطأ ضاعفوا له حسناته فما تزال حسناته تضاعف حتى توجب له الجنة ثم اکتنفوه فقدسوه‏ و ینادون ملائکة السماء أن قدسوا زوار قبر حبیب حبیب الله فإذا اغتسلوا ناداهم محمد ص یا وفد الله أبشروا بمرافقتی فی الجنة ثم ناداهم أمیر المؤمنین علی ع أنا ضامن لحوائجکم و دفع البلاء عنکم فی الدنیا و الآخرة ثم اکتنفوهم عن أیمانهم و عن شمائلهم حتى ینصرفوا إلى أهالیهمامام صادق علیه السلام فرمودند: همانا برای خداوند عزوجل ملائکه ای موکل نزد قبر امام حسین علیه السلام می باشد، هنگامی که احدی قصد زیارتش را می نماید، گناهانش را به آنها عطا می کند و همین که گام برمی دارد آن گناهان را محو می کند، پس هنگامی که گام برمی دارد حسناتش را مضاعف می نماید، همچنان حسنات او مضاعف می گردد تا اینکه بهشت بر او واجب می شود، سپس او را میان خود دربرمی گیرند و او را مقدس می گرداند و ملائکه آسمان ندا می کنند که زوار قبر حبیب و حبیب خداوند را مقدس بدارید، هنگامی که غسل می کنند حضرت محمد (ص) آنرا ندا می کند. بشارت باد شما را بر همراهی با من در بهشت پس آنها را امیرالمؤمنین علیه السلام ندا می کند من حوائج شما و دفع بلا از شما را در دنیا و آخرت ضامن هستم پس آن ملائکه زائران را از جانب راست ایشان و چپ ایشان، آنها در بر می گیرند تا اینکه به سوی اهل خود برمی گردند.( ثواب الاعمال /ص92 )12- عَنْ سَیْفٍ التَّمَّارِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ زَائِرُ الْحُسَیْنِ ع مُشَفَّعٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ لِمِائَةِ رَجُلٍ کُلُّهُمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النَّارُ مِمَّنْ کَانَ فِی الدُّنْیَا مِنَ الْمُسْرِفِینَسیف تمار از امام صادق علیه السلام نقل فرمودند: شنیدم که ایشان می فرمودند: زائر امام حسین علیه السلام شفیع صد نفر در روز قیامت می باشد کسانی که آتش دوزخ بر ایشان واجب شده است و کسانی که در دنیا از مسرفین بودند. (مستدرک الوسائل /ج10/ص253)13- عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ قَالَ قَالَ لِی أَبُوعَبْدِ اللَّهِ ع هَلْ لَکَ فِی قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع قُلْتُ وَ تَزُورُهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ وَ کَیْفَ لَا أَزُورُهُ وَ اللَّهُ یَزُورُهُ کُلَّ لَیْلَةِ جُمُعَةٍ یَهْبِطُ مَعَ الْمَلَائِکَةِ إِلَیْهِ وَ الْأَنْبِیَاءُ وَ الْأَوْصِیَاءُ وَ مُحَمَّدٌ أَفْضَلُ الْأَنْبِیَاءِ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَنَزُورُهُ فِی کُلِّ جُمُعَةٍ نُدْرِکُ زِیَارَةَ الرَّبِّ قَالَ نَعَمْ یَا صَفْوَانُ الْزَمْ ذَلِکَ یُکْتَبْ لَکَ زِیَارَةُ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع وَ ذَلِکَ تَفْضِیلٌ وَ ذَلِکَ تَفْضِیلٌ- امام صادق علیه السلام به صفوان شتردار فرمودند: آیا بهره ای از زیارت امام حسین علیه السلام داری؟ عرض کردم شما و زیارتش می کنید فدای شما بشوم، فرمودند: چگونه زیارتش نکنم و حال آنکه هر شب جمعه خداوند به همراه ملائکه و انبیاء و اوصیاء است، به زیارتش می آیند، عرض می آیند، عرض کردم، فدایت شوم پس در هر جمعه که زیارتش کنیم، زیارت پروردگار را نیز درک می کنیم، فرمودند: بله ای صفوان آن را ملزم باش تا اینکه برایت زیارت قبر امام حسین علیه السلام نوشته شود و این تفضیل است، و این تفضیل است.أقول : المراد أن زیارة الرب له مجاز بمعنى زیادة التفضیل له وهو واضح. مرحوم حر عاملی گوید: مراد از زیارت کردن پرودگار او را؛ مجاز است به معنای زیادت تفضیل امام حسین علیه السلام و این واضح است. ( وسائل الشیعه/ج14/ص480)14- عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع قَالَ مَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ ع لَیْلَةَ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَرَفَةَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ حَجَّةٍ مُتَقَبَّلَةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ وَ مَنْ زَارَهُ یَوْمَ عَاشُورَاءَ فَکَأَنَّمَا زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ- امام باقر علیه السلام کسی که در شب نیمه شعبان امام حسین علیه السلام را زیارت کند خداوند آنچه را که او از گناهان پیش فرستاده و آنچه می فرستد را می آموزد (گناهان گذشته و آینده او) و هرکس او را در روز عاشورا زیارت کند، خداوند هزار حج مقبول و هزار عمره مبرور برایش می نویسد، و هرکس او را در روز عاشورا زیارت کند، کانه خداوند را در بالای عرش او زیارت کرده است.( وسائل الشیعه/ج14/ص469)15-عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ یُصَافِحَهُ مِائَةُ أَلْفِ نَبِیٍّ وَ عِشْرُونَ أَلْفَ نَبِیٍّ فَلْیَزُرْ قَبْرَالْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع فِی النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَإِنَّ أَرْوَاحَ النَّبِیِّینَ ع تَسْتَأْذِنُ اللَّهَ فِی زِیَارَتِهِ فَیُؤْذَنُ لَهُمْ- امام صادق علیه السلام : هرکس دوست دارد که صدوبیست هزار پیامبر با او مصافحه کنند، پس قبر امام حسین علیه السلام در نیمه شعبان زیارت کند چرا که ارواح پیامبران علیه السلام از خداوند اذن می گیرند در مورد زیارت امام حسین علیه السلام و به ایشان اذن داده می شود. (تهذیب الاحکام/ج6/ص48)16-َ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا کَانَ لَیْلَةُ الْقَدْرِ وَ فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ نَادَى مُنَادٍ تِلْکَ اللَّیْلَةَ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ غَفَرَ لِمَنْ أَتَى قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ- امام صادق علیه السلام : هنگامی که شب قدر فرا رسد که در آن شب هر امر محکمی یک منادی در آن شب از درون ندا می زند؛ همانا خداوند تعالی به درستی که هر آنکس را که در این شب به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده را آمرزید.17- عَنْ یُونُسَ بْنِ ظَبْیَانَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع یَوْمَ عَرَفَةَ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ أَلْفَ أَلْفِ حَجَّةٍ مَعَ الْقَائِمِ ع وَ أَلْفَ أَلْفِ عُمْرَةٍ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ عِتْقَ أَلْفِ أَلْفِ نَسَمَةٍ وَ حُمْلَانَ أَلْفِ أَلْفِ‏فَرَسٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ سَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِیَ الصِّدِّیقُ آمَنَ بِوَعْدِی وَ قَالَتِ الْمَلَائِکَةُ فُلَانٌ صِدِّیقٌ زَکَّاهُ اللَّهُ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ وَ سُمِّیَ فِی الْأَرْضِ کَرُوبِیّاًامام صادق علیه السلام : هر کس قبر امام حسین علیه السلام را روز عرفه زیارت کند، خداوند برای او هزار هزارحج به مراه حضرت قائم (عج)، و هزار هزار عمره با رسول خدا (ص) و ثواب آزاد کردن هزار هزار برده و به اندازه هزار هزار اسب و خداوند او را می نامد بنده صدیق من بوعده من ایمان آورده و ملائکه ندا می دهند فلانی صدیق است و خداوند از بالای عرش خود او را تزکیه نموده است و در زمین کروبی نامیده می شود.(تهذیب الاحکام/ج6/ص517)18-قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَیْنِ ع لَیْلَةً مِنْ ثَلَاثٍ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ مَا تَأَخَّرَ قُلْتُ أَیُّ اللَّیَالِی جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ لَیْلَةُ الْفِطْرِ وَ لَیْلَةُ الْأَضْحَى وَ لَیْلَةُ النِّصْفِ مِنْ شَعْبَان‏- امام صادق علیه السلام : هر کس در شبی از سه شب قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کند، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می آمرزد، عرض کردم فدایتان بشوم کدام شبها فرمودند: شب عید فطر و شب عید قربان و شب نیمه شعبان. ( تهذیب الاحکام/ج6/ص49)19- عَنْ جَابِرٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ بَاتَ عِنْدَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع لَیْلَةَ عَاشُورَاءَ لَقِیَ اللَّهَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ مُلَطَّخاً بِدَمِهِ کَأَنَّمَا قُتِلَ مَعَهُ فِی عَرْصَةِ کَرْبَلَاءَ- امام صادق علیه السلام: هر کس شب عاشورا کنار قبر امام حسین علیه السلام بیتوته کند، خداوند را در روز قیامت در حالی که آغشته به خون می باشد، زیارت می کند گویی که در میدان کربلا همراه با امام حسین علیه السلام شهید شده است. وسائل الشیعه/ج14/ص47720-َ رُوِیَ عَنْ أَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ ع أَنَّهُ قَالَ عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ صَلَاةُ الْخَمْسِینَ وَ زِیَارَةُ الْأَرْبَعِینَ وَ التَّخَتُّمُ فِی الْیَمِینِ وَ تَعْفِیرُ الْجَبِینِ وَ الْجَهْرُ بِبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ- از امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده: نشانه های مؤمن پنج چیز است: پنجاه و یک رکعت نماز و زیارت اربعین و انگشتر به دست راست نمودن و سر به خاک گذاشتن حین نماز و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم (تهذیب الاحکام/ج6/ص52)فصل سومآداب زیارت21-عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا أَتَیْتَ الْحُسَیْنَ ع فَمَا تَقُولُ قُلْتُ أَشْیَاءَ أَسْمَعُهَا مِنْ رُوَاةِ الْحَدِیثِ مِمَّنْ سَمِعَ مِنْ أَبِیکَ قَالَ أَ فَلَا أُخْبِرُکَ عَنْ أَبِی عَنْ جَدِّی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع کَیْفَ کَانَ یُصْنَعُ فِی ذَلِکَ قَالَ قُلْتُ بَلَى جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ إِذَا أَرَدْت ...

ادامه مطلب  

دعوای امروز ما با غرب زدگان، همان دعوای اباعبدالله با یزید بر سر ولایت الله است/ شباهت شهیدحججی و علی اکبر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس، آیت الله اراکی در هفتمین شب محرم به سخنرانی در هیات خادم الرضا قم پرداخت.در ادامه متن کامل سخنان استاد حوزه علمیه را می خوانید:سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین بارئ الخلائق اجمعین باعث الانبیاء و المرسلین و آخر السلام و اتم الصلاة و علی اشرف النبیین حبیبنا و حبیب اله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین.عن ابی عبد الله الحسین (علیه السلام): «فَلَعَمْری ما الْاِمامُ اِلّا العامِلُ بِالْکِتابِ الْآخِذُ بِالْقِسْطِ، الدّائِنُ بِالْحَقِّ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلی ذاتِ اللّه». ایام محرم، ایام سوگواری سیدالشهداء (علیه السلام) را به همۀ شما و همۀ دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) و همۀ عزاداران سیدالشهداء (علیه السلام) تسلیت عرض می کنم. از خدا می خواهیم همۀ ما را جزء بهترین عزاداران و پیروان حقیقیِ سیدالشهداء (علیه السلام) مقرر بفرماید. این مجالس، این برنامه ها، این شعائر که اقامه می شود، برای آن است که ما با سیدالشهداء (علیه السلام) آشنا شویم، با راه و شیوه و منش آن حضرت آشنا شویم، با اهدافِ قیامِ سیدالشهداء (علیه السلام) آشنا شویم، سیدالشهداء (علیه السلام) و یاران او را بشناسیم، بفهمیم که برای چه قیام کردند. کار سیدالشهداء، کار بسیار بزرگی بود. در بعضی از زیارت های سیدالشهداء (علیه السلام) این عبارت آمده است: «السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُورِ». حال این "وِتْرُ المَوْتُورِ" یعنی چه؟ یکی از چیزهایی که ما شیعیان باید در آن دقت کنیم، همین زیارت نامه های سیدالشهداء (علیه السلام) است، زیارت نامه های ایشان لبریز از معارف الهی، ولایتی و شیعی است. همین لقب هایی که در این زیارت نامه ها به سیدالشهداء (علیه السلام) داده شده است، "یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ" به چه معنی است؟ "السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُورِ" یعنی چه؟ در بعضی از زیارت نامه ها آمده است که کتاب خدا به وسیلۀ قتل تو مهجور شد. این اشاره به آن آیۀ کریمه است که خدای متعال شکایتی را از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در پیشگاه خدای متعال شکایت می کند که «یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآَنَ مَهْجُورًا». این آیه در سورۀ فرقان است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دست به شکایت برمی دارد و در روز قیامت شاکی است. شکایت ایشان این است که پروردگارا! قوم من، قرآن تو را مهجور قرار دادند. یعنی غریب، یعنی به کتاب تو عمل نکردند. همین چیزی که در ابتدای عرایضم از سیدالشهداء (علیه السلام) خواندم، یک قطعه از نامۀ سیدالشهداء (علیه السلام) به مردم کوفه است. مردم کوفه پشت سرهم با ایشان مکاتبه می کردند که معاویه مُرد و ما آمادگی داریم و در اینجا شیعیانِ شما آماده هستند که از شما حمایت کنند، از شما طرفداری کنند، شما را یاری کنند، ما به شما نیاز داریم. به یادِ ایامِ امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) افتاده بودند و اینکه چرا نتوانستند حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را آنچنان که باید یاری کنند، چرا حضرت امام حسن (علیه السلام) را تنها گذاشتند. مدام نامه می نوشتند که حالا که معاویه از بین رفته و هلاک شده است، شما بیا و رهبریِ ما را به عهده بگیر تا ما بتوانیم دوباره حکومت علی را احیا کنیم. نامه پشت سر نامه آمد. بعد هم تنها به نامه اکتفا نکردند و پیک فرستادند. وقتی حضرت به مکه رفتند گروه گروه از کوفه می آمدند و به حضرت می گفتند ما آمادگی داریم. حتی در یک نامه آمده است که شما چه می خواهید؟ اگر نیروی رزمی می خواهید نیروی رزمی آماده می کنیم، اگر امکانات مالی می خواهید باغ هایِ ما پُرمیوه شده است و تا دلتان بخواهد حاضریم حمایت مالی کنیم، دیگر چه می خواهید؟! اینکه امام حسین (علیه السلام) حرکت کرد، فلسفه ای دارد؛ وقتی مردم اعلام یاری کنند، امام موظف است که به صحنه وارد شود و به این ندا پاسخ دهد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آخر خطبۀ شقشقیه می فرماید: «أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْلاَ حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ لألْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا». می فرماید اگر نبود که شما اعلام یاری کردید و اگر نبود که خدای متعال با علما پیمان بسته است که اگر مردم اعلام یاری و نصرت کردند و اگر مردم برای حکومت الهی اعلام آمادگی کردند وظیفۀ عالم است که رهبری مردم را به عهده بگیرد و حکومت اسلامی برقرار کند؛ اگر این وظیفۀ شرعی نبود من همچنان در خانه می نشستم و افسار اشتر خلافت را به پشت آن می انداختم. دلیل اینکه امام عزیز ما قیام کردند این بود که دیدند مردم اعلام می کنند که ما آمادگی داریم که شما را نصرت و یاری کنیم، پس بیایید حکومت الهی را راه اندازی کنید. بحثی که دنبال خواهیم کرد، یک بحث جدی و مهم است. مجالس حسینی همان طور که عرض کردم باید مجالس معرفتِ راه و پیام حسین (علیه السلام) باشد، این راهی که سیدالشهداء (علیه السلام) آماده شد که خود و همه بستگانش را در آن قربانی کند. آیا ما می دانیم معنای اینکه سیدالشهداء (علیه السلام) حاضر شد خودش را قربانی کند یعنی چه؟ عرض شد که معنای وِتْرُ المَوْتُورِ -که می گوییم السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُور- یعنی یگانه، یعنی تو در زمانی که بودی یکی بودی و نظیر نداشتی. در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به این معنا وتر نبودند؛ چون امیرالمؤمنین و اهل بیت (علیهم السلام) کنار ایشان بودند. در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بودند. در زمان امام حسن (علیه السلام) هم خودِ امام حسین (علیه السلام) بود. یعنی در این زمان ها هیچ یک از این بزرگان و رهبران بزرگوار ما وتر نبودند. در زمان سیدالشهداء (علیه السلام) ایشان وتر بودند، یعنی تک بودند. چرا تک بودند؟ من می خواهم معنای وتر بودنِ سیدالشهداء (علیه السلام) را بشکافم تا معلوم شود کار ایشان چه کار بزرگی بوده است. این پنج تن آل عبا و پنج تن اهل کساء (علیهم السلام) در نظام آفرینشِ الهی جایگاه ویژه ای دارند. همۀ شما با حدیث کساء آشنا هستید و این حدیث از نظر مضمون بسیار معتبر است. خدای متعال در این حدیث به عنوان حدیث قدسی می فرماید: من این آسمان ها و این زمین و این جهان آفرینش را نیافریدم مگر برای این پنج تن. این را باید فهمید و اینها العیاذ بالله شعر نیست، این ها مبالغه نیست بلکه حقایق جهان هستی است. خدای متعال می فرماید من به خاطر این پنج تن جهان را آفریدم. اگر این مطلب را بخواهیم باز کنیم طول می کشد و ممکن است شما خسته شوید و بحث یک خرده فلسفی می شود؛ اما بنده پرده ای از این مطلب را برای شما باز می کنم که چرا خدا می فرماید من این جهان را برای این پنج تن آفریدم. خدا کامل است، همه می دانند که خدا کمال مطلق است. یک موجودِ کاملِ مطلق، اگر بخواهد آفرینشی داشته باشد و بیافریند، آفرینشِ او باید کامل باشد. حتی اگر یک هنرمند داشته باشیم که خوب نقاشی بکشد، هنرمندِ نقاشی که بسیار هنرمند است و در سطح عالی نقاشی می کشد. این هنرمندی که می تواند بهترین نقاشی را بکشد، اگر وقت، رنگ و نیروی خود را مصرف کند تا یک تابلویِ دست سوم یا چهارم و یک تابلوی به دردنخور را بکشد، کار او حکیمانه نیست. انسانِ عاقلِ با حکمت این طور رفتار نمی کند؛ یک آدم اهل هنر وقتی بخواهد هنرنمایی کند می گوید حالا که می خواهم وقت و پول خرج کنم و نیرو بگذارم باید این هزینه را در بهترین کار انجام دهم. معنای حکمت این است که وقتی می خواهم هزینه ای کنم این هزینه را در بهترین جا هزینه کنم. همین مطلب در ذات اقدس حق تعالی و در رفتار حضرت حق متعال جاری است؛ یعنی خدا می خواهد هزینه کند و می خواهد چیزی بیافریند و دستگاه آفرینش با این طول وتفصیل را می خواهد راه اندازی کند. برای اینکه یک بشر بیافریند باید چه تشکیلاتی در این جهان آفرینش راه بیندازد! جهان آفرینش، جهان بسیار مفصل و گسترده ای است. یک پرده از جهان آفرینش، دستگاه مدیریتی این جهان است، دستگاه مدیریتی یعنی فرشتگانی که هریک جایگاه مخصوص و مدیریتِ مخصوص دارند. خدای متعال دولت دارد، مدیر یک مملکت است. نگاهی که ما به خدا داریم غیر از نگاهی است که غرب و سکولارها دارند؛ اصلاً دعوای ما با سکولارها و لیبرال ها و انسان های غرب زده، همان دعوایی است که حسین بن علی (علیهما السلام) با یزید داشت. اگر امروز حوزۀ علمیه، رهبر ما، بزرگان ما، علمای ما، حزب الله ما حرکتی دارند، برای خاطرِ همین حسین بن علی و اهداف حسین بن علی (علیهما السلام) است. یکی از اختلاف نظرهای ما با غربی ها این است که خدا در این عالم چه کاره است و کار خدا چیست. می دانید آن ها چه می گویند و چگونه به خدا نگاه می کنند؟ نگاه آن ها به خدا، مانند نگاهی است که بعضی به پدربزرگ های پیرمرد از کار افتاده دارند و می گویند آدم بزرگوار و محترمی است و پیرمرد است و به هرحال پدربزرگ ما و پدربزرگِ پدربزرگ ماست و یک وقتی برای ما زحمت کشیده است و الآن باید به او احترام بگذاریم و دست او را ببوسیم ولی دیگر در زندگی ما کاره ای نیست. این ها به خدا این طور نگاه می کنند. خدا چه کاره است؟ یک وقتی در یک زمانی –حالا آن هایی که خدا را قبول دارند و خداپرست هستند چنین نگاهی دارند، آدم های خداپرستِ سکولار- خدا ما و این جهان را آفرید و تمام شد. دست او درد نکند و اگر دست داشت دست او را می بوسیدیم و احترام می کردیم و می گفتیم زحمت کشیدی دستت درد نکند. اما الآن دیگر کاری به کار ما ندارد و ما خودمان هستیم و خودمان را به خودمان واگذار کرده است و هر طور خواستیم زندگی مان را اداره می کنیم. این یک نگاه به خداست؛ اما نگاهی که حسین بن علی (علیهما السلام) به خدا دارد این نیست، نگاهی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خدا دارد این گونه نیست، نگاه امیرالمؤمنین و ائمۀ اطهار(علیهم السلام) به خدا این طور نیست. آن نگاه چیست؟ همۀ شما اهل نماز هستید و یکی از تعقیبات خیلی رایج ما بعد از نمازها چیست؟ «سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَأْخُذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ‏ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِیمِ».‏ چقدر این تعقیبات نماز زیبا هستند. من خواهش می کنم تعقیبات نماز را هم بخوانید و هم در آن ها دقت کنید. ما دعاهای بسیاری داریم و دعاهایی که ائمۀ اطهار(علیهم السلام) به ما تعلیم داده اند به این شکل است که برای هر نوع کاری یک نوع دعا تعلیم داده اند. یک دعا برای بعد از نماز است، یک دعا بعد از نماز شب است، یک دعا برای شب جمعه است، یک دعا برای روز جمعه است، یک دعا برای شب قدر است، یک دعا برای سحرِ ماه رمضان است، در هر جا یک نوع است. دعای سحر ماه رمضان مفصل است، دعای ابوحمزه، دعای جوشن کبیر مفصل است و تا بخوانید یک ساعت زمان می برد. دعای شب های جمعه کمی مختصرتر است و دعای کمیل را در نیم ساعت می خوانید. اما دعای بعد از نماز، دعای یک سطر یا دو سطری است. تقریباً همۀ تعقیباتِ نماز خیلی مختصر هستند. یکی از این تعقیبات همین است که «سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ»؛ به همین فراز دقت کنید که ما به خدا چگونه نگاه می کنیم. خدا را مَلِک و پادشاه می دانیم؛ ما می گوییم وصف پادشاهی و عنوان پادشاهی، جز برای خدا شایسته نیست، ما با اصلِ پادشاهی بَد نیستیم ولی می گوییم فقط برای خداست. همۀ شما با سورۀ ناس آشنا هستید. «بسم الله الرحمن الرحیم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ». چقدر قشنگ است. پناه می برم به پروردگار مردم و پادشاه مردم. در سورۀ جمعه که مستحب است روزها و شب های جمعه و در نمازهای جمعه خوانده شود [هم به این شکل آمده است: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیم‏» یعنی خداوند ملک و پادشاه است]. در حقیقت روز جمعه، روزِ مدیریتِ جامعۀ بشری است؛ یعنی روزی است که هر هفته باید مدیریتِ جامعۀ بشری با مردم ارتباط برقرار کرده، آن ها را توجیه و تعلیمشان دهد و تزکیه شان کند، هر هفته حداقل یک بار به این صورت است. کار روز جمعه خیلی مهم است. ما در نظام مدیریتی جهان اسلام و در نظام مدیریتی اسلامی، هم مکان های مدیریتی داریم و هم زمان های مدیریتی. یعنی زمان هایی وجود دارد که مخصوصِ ولی امر است که در این زمان ها ولی امر باید ارتباط را با مردم مستقیم کند، ارتباط توجیهی، ارتباط تعلیمی، ارتباط تربیتی. روز جمعه یکی از این زمان های مهم است و هر هفته باید این کار را بکند. نماز جمعه را برای همین کار گذاشته اند. امام جمعه کیست؟ امام جمعه، نمایندۀ ولی امر است که با مردم ارتباط برقرار می کند و هر هفته پیام ولی امر را به مردم رسانده و تربیت، تزکیه، تعلیم و توجیه می کند. این زمان، زمانِ ولایت امری است. مکان مانند مکه که از مکان های ولایت امری است. مساجد اربعه –مسجد الحرام، مسجد رسول الله، مسجد کوفه و مسجد اقصی- مرکزیتِ حکومت ولایت امری هستند، چهار مرکز مدیریتی هستند. همۀ مساجد، مراکز مدیریت ولایت امری هستند. در روز جمعه در نمازها، سورۀ جمعه خوانده می شود. اولین آیۀ سورۀ جمعه چیست؟ «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»؛ هرچه در آسمان ها و زمین است همه تسبیح گوی خدایند. آن خدا کیست؟ آن پادشاهِ پاک، پادشاهِ پاکِ پاک. الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ؛ پادشاه پاک و منزّه. این نگاه ما و نگاه دین ما و نگاه قرآن ما و نگاه رسول اکرم و نگاه اهل بیتِ مکرمِ رسول اکرم(علیهم السلام) به خدای متعال است. پس یکی از مهم ترین کارهایی که ما باید انجام دهیم این است که خدا را بشناسیم. اینکه مدام گفته می شود خداشناس باشید، به این دلیل است که اگر خدا را بشناسیم و بفهمیم خدا در این جهان چه کاره است [بهتر او را پرستش خواهیم کرد.] بفهمیم خدا مَلِک و پادشاه و صاحب قدرتِ اصلی در این جهان است و مدیریت اصلی را در این جهان دارد و او فرمانروای نخستین جهان است. او تشکیلات هم دارد؛ این فرمانروا، این ملک و این پادشاه، عجب تشکیلاتی دارد. نظام بسیار گستردۀ حساب شدۀ دقیق؛ خدای متعال برای هر کاری مأموری دارد؛ جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و اسرافیل مانند وزرای کل دستگاه مدیریت الهی هستند، این ها وزرای هیئتِ دولتِ خدا هستند. من نمی خواهم این موضوع را زیاد باز کنم، اما می خواهم بگویم که ببینید خدا چه تشکیلاتی دارد؛ جبرئیل چه کار می کند؟ جبرئیل کار مدیریتی دارد و اعلام قانون می کند و قانون ابلاغ می کند و مدیریتِ اجرای این قوانین را دارد. مانند قوه مجریه است. میکائیل چه کار می کند؟ میکائیل امور دارایی است؛ همۀ کارهای اقتصادی را میکائیل مدیریت می کند. -این حرف ها را از خودم نمی زنم؛ در روایت آمده است که عرض می کنم، این حرف ها ذوقی و شعر نیست.- تشکیلات خدا این گونه است و همه نیز سلسله مراتب است. خداوند برای هر کاری مأموری دارد. در روایت آمده است که هر قطره ی بارانی که از آسمان فرود می آید –خوب دقت تا ببینید چقدر تشکیلات خدا منظم است- یک ملکِ موکّل و موظفی دارد که این قطرۀ باران را آنجایی که باید، بنشاند. خب این تشکیلات، تشکیلات منظمی است. در روایت آمده است که هرساله باران به یک شکل می بارد و این طور نیست که یک سال باران زیاد و یک سال کم باشد، وضعِ باران هرساله یکسان است؛ لکن باران کجا ببارد؟ اینکه باران کجا ببارد بستگی به کار مردم دارد. چه رفتاری موجبِ چه نوع بارشِ بارانی می شود؟ ادعیه را خوانده اید؟ در بعضی از دعاها داریم «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لی الذُّنُوبِ التی تَمْنَعُ قَطْرَ السَّمَاءِ». پروردگارا! از ما بگذر و گناهانی را ببخش که مانع ریزش باران می شوند؛ یعنی چه مانع می شود؟ یکی از کارهایی که ما نمی کنیم و باید بکنیم این است که هر وقت باران کم می آید یا نمی آید استغفار کنیم یا نماز باران بخوانیم. نماز باران با اصول و آداب خود یک نوع استغفار است. «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا». حضرت نوح(علیه السلام) می گوید به مردم گفتم استغفار کنید، توبه کنید از گناهانتان، از این رباخواری ها، از این بدرفتاری ها، از این سوء رفتارهایی که در بازارهایتان دارید. این ها اثر دارد، والله اثر دارد، زکات نمی دهید اثر دارد، خمس نمی دهید اثر دارد، به فقرا کاری ندارید اثر دارد. جامعه ای که این همه سرمایه دارد و این همه جوان بیکار در آن باشد، اثر دارد، نباید این جامعه این طور باشد. جامعه ای که این میزان سرمایه در آن وجود دارد. سرمایه مالی در جامعه ما کم نیست. سرمایه ای که در جامعۀ ما وجود دارد، برای به کارگیری تمام جوان های بیکار ما کافی است. اگر از این سرمایه استفاده نکنیم و جوان ها را برای فقرزدایی در جامعه به کار نگیریم، مقصر خواهیم بود و این اثر می کند در اینکه دریاچه های ما خشک شود. می گویید دریاچۀ ارومیه خشک شد، رودخانۀ زاینده رود خشک شد، چشمه ها خشک شد، نهرها خشک شد، رودخانه ها خشک شد، همین طور باید بشود. کار خدا حساب وکتاب دارد. شما یک نگاهی به بازارتان بیندازید، به وضع اقتصادی و رفتار اقتصادی خودتان بیندازید تا بفهمید که چرا زاینده رود باید خشک شود. شما می گویید ارتباط ندارد ولی خدا می گوید ارتباط دارد. کسی که می گوید ارتباط ندارد، می خواهد مدیریت خدا را در این جهان نادیده بگیرد و شما هرچقدر هم نادیده بگیرید خدا کار خود را انجام می دهد، خدا مدیریت می کند. همان طور که خدا این جهان را مدیریت می کند، ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری. همه کار می کنند و همه هم کار خود را خوب انجام می دهند. این جهان با این عظمت، این ستارگان، این افلاک، کهکشان ها، خورشید و ماه و همه چیز. شما به حرکت کره زمین خوب دقت کرده اید که چقدر قشنگ کار می کند؟ چقدر قشنگ حرکت می کند؟ خدای متعال از آن به گاهواره تعبیر کرده است، «و جَعلنا الْأَرْضَ مِهَاداً». چه گاهواره ای، چقدر قشنگ شما را می پروراند، گردش آن چگونه است؟ گردش آن به چه شکلی است؛ تابستان و زمستان و پاییز و بهار و باز یک خورده این طرف و یک خورده آن طرف. شما را خداوند مدیریت و تروخشک می کند. بحث ما در این چند شب بحث مدیریت الهی بر جهان بشری است که ما از این مدیریت به "ولایت" تعبیر می کنیم. ادبیات فارسی ادبیات مهمی است؛ بعضی به ادبیات فارسی توجه نمی کنند، این ادبیات فارسی که برای ما درست شده است یعنی ادبیاتی که سعدی و مولوی و فردوسی برای ما به جا گذاشته اند و واژه برای ما ساخته اند، برای ما گفتمان درست کرده اند، آن ها این گفتمان را عمدتاً از قرآن و سنت گرفته اند که حالا متأسفانه امروزه حتی در کتاب های درسی ما به همین ادبیات توجه نمی شود. درگذشته ما از اول دبستان که شروع می کردیم با سعدی آشنا می شدیم، با مولوی و نظامی و حافظ آشنا می شدیم، اما در حال حاضر دانش آموزان ما دیپلم خود را هم که می گیرند اما اصلاً نمی دانند که سعدی چه گفته است. یکی از واژگانی که در ادبیات ما خیلی رایج است واژۀ ولایت است؛ در ادبیات فارسی به شهر ولایت می گویند. افرادی که در روستاهای دورافتاده یا در کشورهایی مانند عربستان که یک عده مردم کوچ نشین زندگی می کنند و در ولایت و در شهر زندگی نمی کنند، محکوم نظام حکومتی نیستند، یعنی خارج از قانون زندگی می کنند و قانون خیلی بر آن ها حاکم نیست. چه وقت قانون بر یک جمعیتی حاکم می شود؟ وقتی یک شهر را تشکیل دهند. شهر یعنی مجموعه ای از مردم است که در یکجا جمع شده و یک حکومت و قدرت سیاسی آن ها را حکومت می کند و بر اساس قانون آن تبدیل به شهر می شود. فرق شهر با غیر شهر این موضوع است؛ شهر یعنی مجموعه ای از مردم که دورهم جمع می شوند، این افراد اولاً حاکمیت سیاسی دارند، ثانیا روابط آن ها بر اساس قانون آن حاکمیت سیاسی تنظیم می شود و در چارچوب آن قانون زندگی می کند. این هما ...

ادامه مطلب  

دعوای ما با سکولارها و لیبرال ها، همان دعوایی است که حسین بن علی با یزید درباره ولایت خدا داشتند/امروز امامت غائب نیست، اطاعت غائب است  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف- رجانیوز: آیت الله "محسن اراکی" در هفتمین شب محرم در مراسم عزاداری هیأت خادم الرضا که در ورزشگاه حیدریان قم برگزار شد به سخنرانی پرداخت که در ادامه آمده است.سلام علیکم و رحمة الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین بارئ الخلائق اجمعین باعث الانبیاء و المرسلین و آخر السلام و اتم الصلاة و علی اشرف النبیین حبیبنا و حبیب اله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و اللعن علی اعدائهم الی یوم الدین.عن ابی عبد الله الحسین (علیه السلام): «فَلَعَمْری ما الْاِمامُ اِلّا العامِلُ بِالْکِتابِ الْآخِذُ بِالْقِسْطِ، الدّائِنُ بِالْحَقِّ الْحابِسُ نَفْسَهُ عَلی ذاتِ اللّه». ایام محرم، ایام سوگواری سیدالشهداء (علیه السلام) را به همۀ شما و همۀ دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) و همۀ عزاداران سیدالشهداء (علیه السلام) تسلیت عرض می کنم. از خدا می خواهیم همۀ ما را جزء بهترین عزاداران و پیروان حقیقیِ سیدالشهداء (علیه السلام) مقرر بفرماید. این مجالس، این برنامه ها، این شعائر که اقامه می شود، برای آن است که ما با سیدالشهداء (علیه السلام) آشنا شویم، با راه و شیوه و منش آن حضرت آشنا شویم، با اهدافِ قیامِ سیدالشهداء (علیه السلام) آشنا شویم، سیدالشهداء (علیه السلام) و یاران او را بشناسیم، بفهمیم که برای چه قیام کردند. کار سیدالشهداء، کار بسیار بزرگی بود. در بعضی از زیارت های سیدالشهداء (علیه السلام) این عبارت آمده است: «السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُورِ». حال این "وِتْرُ المَوْتُورِ" یعنی چه؟ یکی از چیزهایی که ما شیعیان باید در آن دقت کنیم، همین زیارت نامه های سیدالشهداء (علیه السلام) است، زیارت نامه های ایشان لبریز از معارف الهی، ولایتی و شیعی است. همین لقب هایی که در این زیارت نامه ها به سیدالشهداء (علیه السلام) داده شده است، "یا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ" به چه معنی است؟ "السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُورِ" یعنی چه؟ در بعضی از زیارت نامه ها آمده است که کتاب خدا به وسیلۀ قتل تو مهجور شد. این اشاره به آن آیۀ کریمه است که خدای متعال شکایتی را از رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل می کند؛ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در پیشگاه خدای متعال شکایت می کند که «یَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُوا هَذَا الْقُرْآَنَ مَهْجُورًا». این آیه در سورۀ فرقان است. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) دست به شکایت برمی دارد و در روز قیامت شاکی است. شکایت ایشان این است که پروردگارا! قوم من، قرآن تو را مهجور قرار دادند. یعنی غریب، یعنی به کتاب تو عمل نکردند. همین چیزی که در ابتدای عرایضم از سیدالشهداء (علیه السلام) خواندم، یک قطعه از نامۀ سیدالشهداء (علیه السلام) به مردم کوفه است. مردم کوفه پشت سرهم با ایشان مکاتبه می کردند که معاویه مُرد و ما آمادگی داریم و در اینجا شیعیانِ شما آماده هستند که از شما حمایت کنند، از شما طرفداری کنند، شما را یاری کنند، ما به شما نیاز داریم. به یادِ ایامِ امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) افتاده بودند و اینکه چرا نتوانستند حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) را آنچنان که باید یاری کنند، چرا حضرت امام حسن (علیه السلام) را تنها گذاشتند. مدام نامه می نوشتند که حالا که معاویه از بین رفته و هلاک شده است، شما بیا و رهبریِ ما را به عهده بگیر تا ما بتوانیم دوباره حکومت علی را احیا کنیم. نامه پشت سر نامه آمد. بعد هم تنها به نامه اکتفا نکردند و پیک فرستادند. وقتی حضرت به مکه رفتند گروه گروه از کوفه می آمدند و به حضرت می گفتند ما آمادگی داریم. حتی در یک نامه آمده است که شما چه می خواهید؟ اگر نیروی رزمی می خواهید نیروی رزمی آماده می کنیم، اگر امکانات مالی می خواهید باغ هایِ ما پُرمیوه شده است و تا دلتان بخواهد حاضریم حمایت مالی کنیم، دیگر چه می خواهید؟! اینکه امام حسین (علیه السلام) حرکت کرد، فلسفه ای دارد؛ وقتی مردم اعلام یاری کنند، امام موظف است که به صحنه وارد شود و به این ندا پاسخ دهد. حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آخر خطبۀ شقشقیه می فرماید: «أَمَا وَالَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ، وَبَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْلاَ حُضُورُ الْحَاضِرِ وَقِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ لألْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا». می فرماید اگر نبود که شما اعلام یاری کردید و اگر نبود که خدای متعال با علما پیمان بسته است که اگر مردم اعلام یاری و نصرت کردند و اگر مردم برای حکومت الهی اعلام آمادگی کردند وظیفۀ عالم است که رهبری مردم را به عهده بگیرد و حکومت اسلامی برقرار کند؛ اگر این وظیفۀ شرعی نبود من همچنان در خانه می نشستم و افسار اشتر خلافت را به پشت آن می انداختم. دلیل اینکه امام عزیز ما قیام کردند این بود که دیدند مردم اعلام می کنند که ما آمادگی داریم که شما را نصرت و یاری کنیم، پس بیایید حکومت الهی را راه اندازی کنید. بحثی که دنبال خواهیم کرد، یک بحث جدی و مهم است. مجالس حسینی همان طور که عرض کردم باید مجالس معرفتِ راه و پیام حسین (علیه السلام) باشد، این راهی که سیدالشهداء (علیه السلام) آماده شد که خود و همه بستگانش را در آن قربانی کند. آیا ما می دانیم معنای اینکه سیدالشهداء (علیه السلام) حاضر شد خودش را قربانی کند یعنی چه؟ عرض شد که معنای وِتْرُ المَوْتُورِ -که می گوییم السَّلامُ عَلَیْکَ ایها الوِتْرُ المَوْتُور- یعنی یگانه، یعنی تو در زمانی که بودی یکی بودی و نظیر نداشتی. در زمان رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) به این معنا وتر نبودند؛ چون امیرالمؤمنین و اهل بیت (علیهم السلام) کنار ایشان بودند. در زمان امیرالمؤمنین (علیه السلام)، امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) بودند. در زمان امام حسن (علیه السلام) هم خودِ امام حسین (علیه السلام) بود. یعنی در این زمان ها هیچ یک از این بزرگان و رهبران بزرگوار ما وتر نبودند. در زمان سیدالشهداء (علیه السلام) ایشان وتر بودند، یعنی تک بودند. چرا تک بودند؟ من می خواهم معنای وتر بودنِ سیدالشهداء (علیه السلام) را بشکافم تا معلوم شود کار ایشان چه کار بزرگی بوده است. این پنج تن آل عبا و پنج تن اهل کساء (علیهم السلام) در نظام آفرینشِ الهی جایگاه ویژه ای دارند. همۀ شما با حدیث کساء آشنا هستید و این حدیث از نظر مضمون بسیار معتبر است. خدای متعال در این حدیث به عنوان حدیث قدسی می فرماید: من این آسمان ها و این زمین و این جهان آفرینش را نیافریدم مگر برای این پنج تن. این را باید فهمید و اینها العیاذ بالله شعر نیست، این ها مبالغه نیست بلکه حقایق جهان هستی است. خدای متعال می فرماید من به خاطر این پنج تن جهان را آفریدم. اگر این مطلب را بخواهیم باز کنیم طول می کشد و ممکن است شما خسته شوید و بحث یک خرده فلسفی می شود؛ اما بنده پرده ای از این مطلب را برای شما باز می کنم که چرا خدا می فرماید من این جهان را برای این پنج تن آفریدم. خدا کامل است، همه می دانند که خدا کمال مطلق است. یک موجودِ کاملِ مطلق، اگر بخواهد آفرینشی داشته باشد و بیافریند، آفرینشِ او باید کامل باشد. حتی اگر یک هنرمند داشته باشیم که خوب نقاشی بکشد، هنرمندِ نقاشی که بسیار هنرمند است و در سطح عالی نقاشی می کشد. این هنرمندی که می تواند بهترین نقاشی را بکشد، اگر وقت، رنگ و نیروی خود را مصرف کند تا یک تابلویِ دست سوم یا چهارم و یک تابلوی به دردنخور را بکشد، کار او حکیمانه نیست. انسانِ عاقلِ با حکمت این طور رفتار نمی کند؛ یک آدم اهل هنر وقتی بخواهد هنرنمایی کند می گوید حالا که می خواهم وقت و پول خرج کنم و نیرو بگذارم باید این هزینه را در بهترین کار انجام دهم. معنای حکمت این است که وقتی می خواهم هزینه ای کنم این هزینه را در بهترین جا هزینه کنم. همین مطلب در ذات اقدس حق تعالی و در رفتار حضرت حق متعال جاری است؛ یعنی خدا می خواهد هزینه کند و می خواهد چیزی بیافریند و دستگاه آفرینش با این طول وتفصیل را می خواهد راه اندازی کند. برای اینکه یک بشر بیافریند باید چه تشکیلاتی در این جهان آفرینش راه بیندازد! جهان آفرینش، جهان بسیار مفصل و گسترده ای است. یک پرده از جهان آفرینش، دستگاه مدیریتی این جهان است، دستگاه مدیریتی یعنی فرشتگانی که هریک جایگاه مخصوص و مدیریتِ مخصوص دارند. خدای متعال دولت دارد، مدیر یک مملکت است. نگاهی که ما به خدا داریم غیر از نگاهی است که غرب و سکولارها دارند؛ اصلاً دعوای ما با سکولارها و لیبرال ها و انسان های غرب زده، همان دعوایی است که حسین بن علی (علیهما السلام) با یزید داشت. اگر امروز حوزۀ علمیه، رهبر ما، بزرگان ما، علمای ما، حزب الله ما حرکتی دارند، برای خاطرِ همین حسین بن علی و اهداف حسین بن علی (علیهما السلام) است. یکی از اختلاف نظرهای ما با غربی ها این است که خدا در این عالم چه کاره است و کار خدا چیست. می دانید آن ها چه می گویند و چگونه به خدا نگاه می کنند؟ نگاه آن ها به خدا، مانند نگاهی است که بعضی به پدربزرگ های پیرمرد از کار افتاده دارند و می گویند آدم بزرگوار و محترمی است و پیرمرد است و به هرحال پدربزرگ ما و پدربزرگِ پدربزرگ ماست و یک وقتی برای ما زحمت کشیده است و الآن باید به او احترام بگذاریم و دست او را ببوسیم ولی دیگر در زندگی ما کاره ای نیست. این ها به خدا این طور نگاه می کنند. خدا چه کاره است؟ یک وقتی در یک زمانی –حالا آن هایی که خدا را قبول دارند و خداپرست هستند چنین نگاهی دارند، آدم های خداپرستِ سکولار- خدا ما و این جهان را آفرید و تمام شد. دست او درد نکند و اگر دست داشت دست او را می بوسیدیم و احترام می کردیم و می گفتیم زحمت کشیدی دستت درد نکند. اما الآن دیگر کاری به کار ما ندارد و ما خودمان هستیم و خودمان را به خودمان واگذار کرده است و هر طور خواستیم زندگی مان را اداره می کنیم. این یک نگاه به خداست؛ اما نگاهی که حسین بن علی (علیهما السلام) به خدا دارد این نیست، نگاهی که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خدا دارد این گونه نیست، نگاه امیرالمؤمنین و ائمۀ اطهار(علیهم السلام) به خدا این طور نیست. آن نگاه چیست؟ همۀ شما اهل نماز هستید و یکی از تعقیبات خیلی رایج ما بعد از نمازها چیست؟ «سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَأْخُذُ أَهْلَ الْأَرْضِ بِأَلْوَانِ الْعَذَابِ‏ سُبْحَانَ الرَّءُوفِ الرَّحِیمِ».‏ چقدر این تعقیبات نماز زیبا هستند. من خواهش می کنم تعقیبات نماز را هم بخوانید و هم در آن ها دقت کنید. ما دعاهای بسیاری داریم و دعاهایی که ائمۀ اطهار(علیهم السلام) به ما تعلیم داده اند به این شکل است که برای هر نوع کاری یک نوع دعا تعلیم داده اند. یک دعا برای بعد از نماز است، یک دعا بعد از نماز شب است، یک دعا برای شب جمعه است، یک دعا برای روز جمعه است، یک دعا برای شب قدر است، یک دعا برای سحرِ ماه رمضان است، در هر جا یک نوع است. دعای سحر ماه رمضان مفصل است، دعای ابوحمزه، دعای جوشن کبیر مفصل است و تا بخوانید یک ساعت زمان می برد. دعای شب های جمعه کمی مختصرتر است و دعای کمیل را در نیم ساعت می خوانید. اما دعای بعد از نماز، دعای یک سطر یا دو سطری است. تقریباً همۀ تعقیباتِ نماز خیلی مختصر هستند. یکی از این تعقیبات همین است که «سُبْحَانَ مَنْ لاَ یَعْتَدِی عَلَى أَهْلِ مَمْلَکَتِهِ»؛ به همین فراز دقت کنید که ما به خدا چگونه نگاه می کنیم. خدا را مَلِک و پادشاه می دانیم؛ ما می گوییم وصف پادشاهی و عنوان پادشاهی، جز برای خدا شایسته نیست، ما با اصلِ پادشاهی بَد نیستیم ولی می گوییم فقط برای خداست. همۀ شما با سورۀ ناس آشنا هستید. «بسم الله الرحمن الرحیم قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ مَلِکِ النَّاسِ». چقدر قشنگ است. پناه می برم به پروردگار مردم و پادشاه مردم. در سورۀ جمعه که مستحب است روزها و شب های جمعه و در نمازهای جمعه خوانده شود [هم به این شکل آمده است: «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیم‏» یعنی خداوند ملک و پادشاه است]. در حقیقت روز جمعه، روزِ مدیریتِ جامعۀ بشری است؛ یعنی روزی است که هر هفته باید مدیریتِ جامعۀ بشری با مردم ارتباط برقرار کرده، آن ها را توجیه و تعلیمشان دهد و تزکیه شان کند، هر هفته حداقل یک بار به این صورت است. کار روز جمعه خیلی مهم است. ما در نظام مدیریتی جهان اسلام و در نظام مدیریتی اسلامی، هم مکان های مدیریتی داریم و هم زمان های مدیریتی. یعنی زمان هایی وجود دارد که مخصوصِ ولی امر است که در این زمان ها ولی امر باید ارتباط را با مردم مستقیم کند، ارتباط توجیهی، ارتباط تعلیمی، ارتباط تربیتی. روز جمعه یکی از این زمان های مهم است و هر هفته باید این کار را بکند. نماز جمعه را برای همین کار گذاشته اند. امام جمعه کیست؟ امام جمعه، نمایندۀ ولی امر است که با مردم ارتباط برقرار می کند و هر هفته پیام ولی امر را به مردم رسانده و تربیت، تزکیه، تعلیم و توجیه می کند. این زمان، زمانِ ولایت امری است. مکان مانند مکه که از مکان های ولایت امری است. مساجد اربعه –مسجد الحرام، مسجد رسول الله، مسجد کوفه و مسجد اقصی- مرکزیتِ حکومت ولایت امری هستند، چهار مرکز مدیریتی هستند. همۀ مساجد، مراکز مدیریت ولایت امری هستند. در روز جمعه در نمازها، سورۀ جمعه خوانده می شود. اولین آیۀ سورۀ جمعه چیست؟ «یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ»؛ هرچه در آسمان ها و زمین است همه تسبیح گوی خدایند. آن خدا کیست؟ آن پادشاهِ پاک، پادشاهِ پاکِ پاک. الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ؛ پادشاه پاک و منزّه. این نگاه ما و نگاه دین ما و نگاه قرآن ما و نگاه رسول اکرم و نگاه اهل بیتِ مکرمِ رسول اکرم(علیهم السلام) به خدای متعال است. پس یکی از مهم ترین کارهایی که ما باید انجام دهیم این است که خدا را بشناسیم. اینکه مدام گفته می شود خداشناس باشید، به این دلیل است که اگر خدا را بشناسیم و بفهمیم خدا در این جهان چه کاره است [بهتر او را پرستش خواهیم کرد.] بفهمیم خدا مَلِک و پادشاه و صاحب قدرتِ اصلی در این جهان است و مدیریت اصلی را در این جهان دارد و او فرمانروای نخستین جهان است. او تشکیلات هم دارد؛ این فرمانروا، این ملک و این پادشاه، عجب تشکیلاتی دارد. نظام بسیار گستردۀ حساب شدۀ دقیق؛ خدای متعال برای هر کاری مأموری دارد؛ جبرئیل، میکائیل، عزرائیل و اسرافیل مانند وزرای کل دستگاه مدیریت الهی هستند، این ها وزرای هیئتِ دولتِ خدا هستند. من نمی خواهم این موضوع را زیاد باز کنم، اما می خواهم بگویم که ببینید خدا چه تشکیلاتی دارد؛ جبرئیل چه کار می کند؟ جبرئیل کار مدیریتی دارد و اعلام قانون می کند و قانون ابلاغ می کند و مدیریتِ اجرای این قوانین را دارد. مانند قوه مجریه است. میکائیل چه کار می کند؟ میکائیل امور دارایی است؛ همۀ کارهای اقتصادی را میکائیل مدیریت می کند. -این حرف ها را از خودم نمی زنم؛ در روایت آمده است که عرض می کنم، این حرف ها ذوقی و شعر نیست.- تشکیلات خدا این گونه است و همه نیز سلسله مراتب است. خداوند برای هر کاری مأموری دارد. در روایت آمده است که هر قطره ی بارانی که از آسمان فرود می آید –خوب دقت تا ببینید چقدر تشکیلات خدا منظم است- یک ملکِ موکّل و موظفی دارد که این قطرۀ باران را آنجایی که باید، بنشاند. خب این تشکیلات، تشکیلات منظمی است. در روایت آمده است که هرساله باران به یک شکل می بارد و این طور نیست که یک سال باران زیاد و یک سال کم باشد، وضعِ باران هرساله یکسان است؛ لکن باران کجا ببارد؟ اینکه باران کجا ببارد بستگی به کار مردم دارد. چه رفتاری موجبِ چه نوع بارشِ بارانی می شود؟ ادعیه را خوانده اید؟ در بعضی از دعاها داریم «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لی الذُّنُوبِ التی تَمْنَعُ قَطْرَ السَّمَاءِ». پروردگارا! از ما بگذر و گناهانی را ببخش که مانع ریزش باران می شوند؛ یعنی چه مانع می شود؟ یکی از کارهایی که ما نمی کنیم و باید بکنیم این است که هر وقت باران کم می آید یا نمی آید استغفار کنیم یا نماز باران بخوانیم. نماز باران با اصول و آداب خود یک نوع استغفار است. «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا». حضرت نوح(علیه السلام) می گوید به مردم گفتم استغفار کنید، توبه کنید از گناهانتان، از این رباخواری ها، از این بدرفتاری ها، از این سوء رفتارهایی که در بازارهایتان دارید. این ها اثر دارد، والله اثر دارد، زکات نمی دهید اثر دارد، خمس نمی دهید اثر دارد، به فقرا کاری ندارید اثر دارد. جامعه ای که این همه سرمایه دارد و این همه جوان بیکار در آن باشد، اثر دارد، نباید این جامعه این طور باشد. جامعه ای که این میزان سرمایه در آن وجود دارد. سرمایه مالی در جامعه ما کم نیست. سرمایه ای که در جامعۀ ما وجود دارد، برای به کارگیری تمام جوان های بیکار ما کافی است. اگر از این سرمایه استفاده نکنیم و جوان ها را برای فقرزدایی در جامعه به کار نگیریم، مقصر خواهیم بود و این اثر می کند در اینکه دریاچه های ما خشک شود. می گویید دریاچۀ ارومیه خشک شد، رودخانۀ زاینده رود خشک شد، چشمه ها خشک شد، نهرها خشک شد، رودخانه ها خشک شد، همین طور باید بشود. کار خدا حساب وکتاب دارد. شما یک نگاهی به بازارتان بیندازید، به وضع اقتصادی و رفتار اقتصادی خودتان بیندازید تا بفهمید که چرا زاینده رود باید خشک شود. شما می گویید ارتباط ندارد ولی خدا می گوید ارتباط دارد. کسی که می گوید ارتباط ندارد، می خواهد مدیریت خدا را در این جهان نادیده بگیرد و شما هرچقدر هم نادیده بگیرید خدا کار خود را انجام می دهد، خدا مدیریت می کند. همان طور که خدا این جهان را مدیریت می کند، ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری. همه کار می کنند و همه هم کار خود را خوب انجام می دهند. این جهان با این عظمت، این ستارگان، این افلاک، کهکشان ها، خورشید و ماه و همه چیز. شما به حرکت کره زمین خوب دقت کرده اید که چقدر قشنگ کار می کند؟ چقدر قشنگ حرکت می کند؟ خدای متعال از آن به گاهواره تعبیر کرده است، «و جَعلنا الْأَرْضَ مِهَاداً». چه گاهواره ای، چقدر قشنگ شما را می پروراند، گردش آن چگونه است؟ گردش آن به چه شکلی است؛ تابستان و زمستان و پاییز و بهار و باز یک خورده این طرف و یک خورده آن طرف. شما را خداوند مدیریت و تروخشک می کند. بحث ما در این چند شب بحث مدیریت الهی بر جهان بشری است که ما از این مدیریت به "ولایت" تعبیر می کنیم. ادبیات فارسی ادبیات مهمی است؛ بعضی به ادبیات فارسی توجه نمی کنند، این ادبیات فارسی که برای ما درست شده است یعنی ادبیاتی که سعدی و مولوی و فردوسی برای ما به جا گذاشته اند و واژه برای ما ساخته اند، برای ما گفتمان درست کرده اند، آن ها این گفتمان را عمدتاً از قرآن و سنت گرفته اند که حالا متأسفانه امروزه حتی در کتاب های درسی ما به همین ادبیات توجه نمی شود. درگذشته ما از اول دبستان که شروع می کردیم با سعدی آشنا می شدیم، با مولوی و نظامی و حافظ آشنا می شدیم، اما در حال حاضر دانش آموزان ما دیپلم خود را هم که می گیرند اما اصلاً نمی دانند که سعدی چه گفته است. یکی از واژگانی که در ادبیات ما خیلی رایج است واژۀ ولایت است؛ در ادبیات فارسی به شهر ولایت می گویند. افرادی که در روستاهای دورافتاده یا در کشورهایی مانند عربستان که یک عده مردم کوچ نشین زندگی می کنند و در ولایت و در شهر زندگی نمی کنند، محکوم نظام حکومتی نیستند، یعنی خارج از قانون زندگی می کنند و قانون خیلی بر آن ها حاکم نیست. چه وقت قانون بر یک جمعیتی حاکم می شود؟ وقتی یک شهر را تشکیل دهند. شهر یعنی مجموعه ای از مردم است که در یکجا جمع شده و یک حکومت و قدرت سیاسی آن ها را حکومت می کند و بر اساس قانون آن تبدیل به شهر می شود. فرق شهر با غیر شهر این موضوع است؛ شهر یعنی مجموعه ای از مردم که دورهم جمع می شوند، این افراد اولاً حاکمیت سیاسی دارند، ثانیا روابط آن ها بر اساس قانون آن حاکمیت سیاسی تنظیم می شود و در چارچوب آن قانون زندگی می کند. این ه ...

ادامه مطلب  

واپسین ساعات حیات پیامبر اکرم (ص) چگونه گذشت؟  

درخواست حذف این مطلب
پیامبر فرمود: ای علی، آن ها را راحت بگذار تا مرا ببویند و آن ها را ببویم. بگذار آن ها از من بهره ببرند و من از آن ها بهره ببرم. دیری نمی گذرد که پس از من به مصیبت و مشکلات بزرگی گرفتار می شوند... رحلت جانگداز پیامبراکرم صلی الله علیه و آله یکی از اندوه بارترین حوادث تاریخ اسلام به شمار می رود؛ چنان که حضرت علی علیه السلام پس از غسل و کفن بدن پاک آن فرستاده خدا، کفن را از صورتش کنار زد و با قلبی شکسته و اندوهگین، او را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «پدر و مادرم به فدایت! با رحلت تو، رشته نبوّت و وحی الهی و اخبار آسمان ها منقطع گردید. اگر ما را به شکیبایی در برابر ناگواری ها دعوت نفرموده بودی، چنان در فراق تو اشک می ریختم که چشمه های اشک چشمانم را خشک می گردانیدم، حزن و اندوه ما در این مصیبت، همیشگی است، اگرچه این مقدار از حزن و اندوه در مصیبت فقدان تو بسیار ناچیز است؛ اما چاره ای جز این نیست. پدر و مادرم به فدایت! ما را در سرای دیگر به یاد آور و در خاطر خود نگاه دار.»(1) آن گاه صورت مبارکش را با کفن پوشانید.رسول الله در چه روزی رحلت نمود؟قول مشهور علمای شیعه این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روز دوشنبه، بیست و هشتم صفر سال یازدهم هجری قمری، و قول مشهور عامّه این است که دوازدهم ربیع الاول همان سال، رحلت نمود.شیخ مفید می نویسد: «پیامبر در روز دوشنبه، بیست وهشتم صفر سال یازدهم هجری رحلت فرمود و در این هنگام شصت و سه سال داشت.»(2) به پی روی از او، مرحوم طبرسی در اعلام الوری و قطب راوندی در قصص الانبیاء و حلبی در مناقب آل ابی طالب و اربلی در کشف الغمّه، همین تاریخ را از او نقل کرده اند و این خبر مشهور است.اما در اصول کافی، ج 1، ص 439 آمده است: «رسول خدادر شب دوازدهم ربیع الاول رحلت کرد.» شیخ طوسی هم همین قول را در أمالی، ص 266، حدیث 491 با سند خود از ابن حَزَم روایت کرده، و این مطابق با چیزی است که در سیره ابن اسحاق، ج 4، ص 304 ذکر گردیده است. البته شیخ طوسی در کتاب دیگرش، تهذیب، ج 6، ص 2 و مصباح، ص 732 از استادش، شیخ مفید پی روی کرده و همان بیست و هشتم صفر را نقل کرده است.این در حالی است که ابن خشاب بغدادی (م 567 ه.ق) و ابن أبی ثلج بغدادی (م 325 ه.ق) با سند خود، از نصر بن علی جهضمی، از امام علی بن موسی الرضا علیه السلام ، از پدرش، از پدرانش، از حضرت علی علیه السلام روایت کرده اند: «رسول خدا صلی الله علیه و آله در روز دوشنبه، مطابق با دوم ربیع الاول سال یازدهم هجری، در حالی که شصت و سه سال داشت، رحلت فرمود.»(3)طبری هم در روایتی از کلبی، از ابی مخنف، به نقل از فقهای حجاز نقل می کند که «رسول خدا صلی الله علیه و آله در میانه روز دوشنبه، دوم ربیع الاول سال یازدهم هجری از دنیا رفت.»(4)إربلی در اعتراض به اوضاع پیش آمده پس از رحلت جانگداز فرستاده خدا و امین وحی الهی نوشته است: «اختلاف مسلمانان در مورد روز ولادت آن حضرت (دوازدهم یا هفدهم ربیع الاول)، قابل پذیرش و معقول است؛ زیرا از مقام و عظمت آینده وی بی اطلاع بودند و از سوی دیگر، بی سواد بودند و تاریخ ولادت ها را ضبط نمی کردند، اما اختلاف در مورد چگونگی و تاریخ وفات آن حضرت بسیار عجیب و سؤال برانگیز می باشد؛ زیرا رحلت وی حادثه بسیار بزرگی بود که می بایست تمام حوادث آن به صورت دقیق ضبط و ثبت گردیده باشد.»(5)اما متأسفانه بسیاری از حوادث و سفارش های بسیار مهم و تاریخ ساز آن حضرت تحریف یا به فراموشی سپرده شدند، به صورتی که بنی امیّه توانستند به عنوان خلیفه رسول خدا، بر منبر آن حضرت بنشینند و در محراب آن حضرت، امامت جمعه و جماعت مسلمانان را بر عهده بگیرند و فرزندانش حسن و حسین علیهماالسلام را به شهادت برسانند. تاریخ و حوادث مربوط به رحلت آن حضرت نیز از جمله مواردی بوده که سعی شده است تا به بوته فراموشی و ابهام سپرده شود.اهمیت جنگ با رومیانپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به خوبی بر اهمیت منطقه شامات و فلسطین که تحت سیطره رومیان قرار داشت، واقف بود و مطمئن بود که دولت نیرومند روم، که شاهد گسترش روزافزون اسلام و قلع و قمع یهودیان فتنه جو و گرفتن جزیه از مسیحیان بوده است، ساکت و آرام نمی نشیند و درصدد فرصتی است که ضربه ای به حکومت نوپای اسلام بزند. از این رو، در سال هشتم هجری سپاهی را به فرمان دهی جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه و عبدالله بن رواحه روانه این سرزمین نمود تا خطرات احتمالی را دفع کنند. در این سریه، هر سه فرمانده شجاع به همراه عده زیادی از مسلمانان به شهادت رسیدند و باقی مانده لشکر اسلام به فرماندهی خالد بن ولید عقب نشینی کرد و به مدینه بازگشت.سپس در سال نهم هجری وقتی خبر آمادگی رومیان برای حمله به سرزمین حجاز در مدینه منتشر گردید، پیامبر همراه با سی هزار جنگجو عازم «تبوک» گردید و بدون برخورد با دشمن و جنگ و خون ریزی، به مدینه بازگشت. بدین سان، احتمال خطر در نظر پیامبر بسیار جدّی بود و به همین دلیل، پس از مراسم حجة الوداع و ورود به مدینه، سپاهی منظّم برای اعزام به این منطقه آماده کرد و دستور داد بزرگان مهاجران و انصار در آن شرکت کنند.(6) پیامبر برای تشویق مسلمانان به شرکت در این جهاد، با دست خود پرچمی برای اُسامه بست(7) و به او فرمود: «به نام خدا و در راه خدا جهاد کن و با دشمنان خدا وارد جنگ شو. سحرگاهان بر اُنبا شبیخون بزن و مسافت مدینه تا شام را آن چنان سریع طی کن که دشمن از حرکت تو خبردار نشود.»اعتراض به فرماندهی اُسامهابن اسحاق از عروة بن زبیر و دیگران روایت کرده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله با وجودی که از بیماری رنج می برد، لشکر اُسامه را به سوی «بلقاء» و «داروم» در سرزمین فلسطین راهی کرد. در این میان، عده ای می گفتند: چگونه او را که جوانی بیش نیست بر تمام مهاجران و انصار برتری داده و او را فرمانده آنان قرار داده است؟به دنبال اعتراض عده ای از صحابه، آن حضرت در حالی که سرش را با پارچه ای بسته بود، از حجره بیرون آمد و بر منبر نشست و پس از حمد و ثنای الهی فرمود: «ای مردم، دستورات اسامه را اطاعت کنید و همراه لشکر او خارج شوید. به جانم سوگند که اگر امروز درباره فرماندهی او ایراد می گیرید، در گذشته در مورد پدرش هم ایراد می گرفتید. او شایستگی فرمان دهی را دارد چنان که پدرش هم شایستگی فرمان دهی را داشت.» سپس از منبر پایین آمد.(8)واقدی با آن که فرد باهوش و زیرکی بوده و سعی می کرده است تفصیل مطالب را از اخبار و احادیث و روایات جمع آوری کند، اما در صدد برنیامده است افراد این سپاه را مشخص کند که این گونه رسول خدا در اعزام آن تأکید داشت. او شش بار کلمه «الناس» را در مورد سپاه اسامه و سه بار کلمه «المسلمین» و همچنین سه بار کلمه «المهاجرین الاولین» را به کار برده و یک بار کلمه «أنصار» را بر «المهاجرین الاولین» عطف کرده و گفته است: «فی رجالٍ من المهاجرین و الأنصار»، آن گاه دو نفر از انصار را نام می برد. اما چنان که گذشت ابن اسحاق و ابن هشام بر کلمه «المهاجرین الاولین» متمرکز شده اند و ابن اسحاق فقط یک بار در روایت عروة، کلمه «انصار» را بر «مهاجرین» اضافه نموده است.(9)یعقوبی در کتاب خود به اختصار می نویسد: رسول خدا صلی الله علیه و آله پرچم را برای فرمان دهی اسامه بر تعداد زیادی از مهاجران و انصار، بست که در این سپاه ابوبکر و عمر نیز حاضر بودند. در این میان، عده ای اعتراض کرده، گفتند: او کم سن و سال است و فقط نوزده سال دارد! اما پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «اگر امروز درباره فرمان دهی او اعتراض می کنید، پیش از این بر فرمان دهی پدرش هم اعتراض می کردید، در حالی که هر دو برای فرمان دهی لایق بودند.»(10)یعقوبی برخلاف واقدی می نویسد: مریضی آن حضرت تقریبا در نیمه ماه صفر شروع شد. اما با واقدی در این موضوع موافق است که سپاه اسامه دو هفته قبل از رحلت آن حضرت آماده شده بود، ولی حرکت نکرد.(11)برحذر داشتن مردم از فتنهشیخ مفید در ارشاد می گوید: «هنگامی که رسول خدا از نزدیک شدن اجل خود مطّلع گردید، به هر مناسبتی برای مسلمانان سخنرانی می کرد و آنان را از فتنه انگیزی و اختلاف پس از خودش برحذر می داشت. و بسیار سفارش می کرد که به سنّت او متمسّک شوند، و بر آن اتفاق نظر و وحدت داشته باشند، و آنان را به پی روی از عترت خود، و اطاعت و حفاظت از آن ها، و کمک و یاری به آن ها در دین تشویق می کرد، و از اختلاف و ارتداد برحذر می داشت و راویان بسیاری از آن حضرت نقل کرده اند که فرمود: ای مردم، من از میان شما می روم و شما در حوض کوثر بر من وارد می شوید. آگاه باشید که درباره دو چیز از شما سؤال خواهم کرد. پس مواظب باشید که چگونه از آن ها محافظت می کنید. بدانید که خداوند به من خبر داده است که این دو از هم جدا نمی شوند تا مرا ملاقات کنند. من این ها را از خدا درخواست کردم و آن ها را به من عطا فرمود. آگاه باشد که من این دو را در میان شما می گذارم: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم. از آن دو پیشی نگیرید که متفرق می شوید و از آن دو عقب نمانید که هلاک می شوید و سعی نکنید که چیزی به آن دو یاد بدهید؛ زیرا آن دو آگاه تر از شما هستند. ای مردم، این گونه نباشید که پس از من به کفر خویش بازگردید و خون همدیگر را بریزید... آگاه باشید که علی بن ابی طالب، برادر و وصی من است که بر سر تأویل قرآن می جنگد؛ چنان که من بر سر تنزیل قرآن جنگیدم.آن حضرت اسامه را به فرماندهی انتخاب کرد و پرچم را به نام او بست و به او دستور داد که به سوی سرزمین روم، همان جایی که پدرش به شهادت رسیده بود، حرکت کند. نقشه آن حضرت این بود که مهاجران و انصار اولیه را از مدینه به بیرون بفرستد تا در هنگام وفاتش، کسی از این ها در مدینه نمانده باشد که در ریاست بر مردم طمع کند، و به منازعه با جانشین و وصی او بپردازد، و بخواهد حق او را پای مال گرداند. به همین دلیل، اسامه را به فرمان دهی افرادی که ذکر شد منصوب کرد و تلاش نمود که هر چه سریع تر آنان از مدینه بیرون بروند. او به اسامه دستور داد که در «جرف» اردو بزند و مردم را ترغیب کرد که هرچه زودتر به او ملحق شوند و همراه او حرکت کنند، و آنان را از سستی و کُندی برحذر داشت. اما در همین ایام که درصدد بود تا سپاه اسامه را هرچه سریع تر اعزام کند، بیمار شد و بستری گردید و در اثر آن رحلت کرد.»(12)البته یکی دیگر از علت های این انتخاب آن بود که پیامبر می خواست مفاخره های عده ای از مهاجران و انصار اولیه را زیر سؤال ببرد و به آن ها بفهماند که به دست گرفتن مقام و موقعیت های اجتماعی در گروی لیاقت و شایستگی است که اسامه این شایستگی را دارد.آن گاه شیخ مفید قضیه نماز را نقل کرده و سپس گفته است: پس از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز را به جای آورد، به منزل خود رفت و گروهی از مسلمانان را، که ابوبکر و عمربن خطاب هم در میان آنان بودند، فراخواند و پرسید: آیا به شما دستور ندادم که هرچه زودتر همراه سپاه اسامه حرکت کنید؟ چرا از دستور من سرپیچی کرده اید؟ ابوبکر گفت: من خارج شده بودم، اما بازگشتم تا بار دیگر شما را ببینم! و عمر گفت: ای رسول خدا، من خارج نشدم؛ زیرا دوست ندارم که حال شما را از دیگران بپرسم! امّا حضرت سه مرتبه فرمود: سپاه اسامه را روانه کنید.(13)مشهور است که آن حضرت کسانی را که از دستور او سرپیچی نمودند، لعنت کرد، ولی در احادیث ما چیزی در این مورد وارد نشده است، مگر در حدیث ضعیفی که قسمتی از گفت وگوی حروری با امام باقر علیه السلام می باشد و در بحارالانوار، ج 27، ص 324 آمده است. لعن پیامبر صلی الله علیه و آله را احمد بن عبدالعزیز جوهری بغدادی (م 323 ه.ق)، که از قدمای معتزله می باشد، در کتاب سقیفه ذکر کرده، و معتزلی شافعی بغدادی (م 665 ه.ق) آن را در شرح نهج البلاغه، ج 6، ص 52 از او نقل نموده، و شهرستانی نیز آن را در حاشیه فصل 1، ص 20 کتاب الملل و النحل نقل کرده است.زیارت بقیع و ایراد خطبهشیخ مفید در ارشاد آورده است: پیامبر به حضرت علی علیه السلام فرمود: جبرئیل هر سال قرآن را یک مرتبه بر من عرضه می کرد و امسال آن را دو مرتبه عرضه کرده است. سبب آن را چیزی نمی دانم، جز این که اجل من فرا رسیده است.(14) یا علی، من بین انتخاب گنج های دنیا و جاودانگی در آن و بین بهشت مخیّر شدم، اما ملاقات پروردگارم و بهشت را اختیار کردم.»(15)پس از آن که پیامبر بیمار شد و احساس کرد که اجلش فرا رسیده است، به اطرافیانش فرمود: «مأمور شده ام که برای اهل بقیع استغفار کنم.» پس بر حضرت علی علیه السلام تکیه کرد و به بقیع رفت و در میان قبرستان ایستاد و فرمود: «السلام علیکم یا اهل القبور...؛ سلام بر شما ای اهل قبور، به شما تبریک می گویم که از آنچه مردم در آن گرفتار می شوند، عبور کردید؛ زمانی که فتنه ها همانند تکه های شب تار، یکی پس از دیگری روی می آورند.» سپس به منزل خود بازگشت.(16)پس از سه روز، در حالی که سرش را بسته بود و به حضرت علی علیه السلام و فضل بن عباس تکیه کرده بود، از منزل بیرون آمد و بر منبر نشست و فرمود: «ای مردم، هنگامه رفتن من از میان شما فرا رسیده است، به هر کس که وعده ای داده ام، بیاید تا آن را به او بدهم؛ و هرکسی از من طلب کار است، بیاید تا آن را بپردازم. ای مردم، بین خدا و هیچ کس، چیزی جز عمل نیست که با آن خیر یا شری انجام دهد. ای مردم، هیچ کس ادعا و آرزوی گزافی نداشته باشد. قسم به کسی که مرا به حق مبعوث کرده است، هیچ چیز غیر از عمل همراه با رحمت، باعث نجات نمی شود، و اگر فردی معصیت کند، نابود می شود. آیا پیام خدا را ابلاغ کردم؟» و پس از ایراد خطبه، نماز کوتاهی به جای آورد و وارد منزل ام سلمه شد.(17)نیابت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهشیخ مفید در ارشاد آورده است که بلال هر روز اذان می گفت، سپس پیش پیامبر اکرم می آمد و او را از اذان باخبر می کرد. یک روز اذان صبح را گفت، سپس پیش آن حضرت آمد که دید به سبب بیماری بی هوش شده است. بلال با صدای بلند گفت: «الصلاة، یرحمکم اللّه.» رسول خدا صلی الله علیه و آله با صدای بلال، به هوش آمد و فرمود: «یکی به جای من نماز بخواند، من توانایی آن را ندارم.»به دنبال آن، عایشه، گفت: ابوبکر را خبر کنید!(18) و حفصه گفت: عمر را خبر کنید!رسول خدا صلی الله علیه و آله به عمر و ابوبکر دستور داده بود که همراه سپاه اسامه خارج شوند و نمی دانست که آنان از دستورش سرپیچی کرده اند، اما وقتی این سخنان را از عایشه و حفصه شنید، متوجه شد که آن ها از دستورش سرپیچی کرده و در مدینه مانده اند. او مشاهده کرد که هر کدام از این دو سعی دارند تا پدر خودشان را برای اقامه نماز بفرستند و با این که او زنده است در صدد فتنه انگیزی می باشند. به همین دلیل، فرمود: بس کنید. شما همانند زنانی هستید که یوسف را به زندان فرستادند.سپس علی و فضل بن عباس را فراخواند و پس از وضو، با تکیه بر آن ها به سوی مسجد حرکت کرد، در حالی که از ضعف پاهایش بر زمین کشیده می شد.وقتی که از منزل وارد مسجد شد، ابوبکر را دید که در محراب ایستاده است. آن حضرت نزدیک محراب رفت و با دست به ابوبکر اشاره کرد که عقب برود. ابوبکر به عقب رفت و رسول خدا صلی الله علیه و آله در محراب ایستاد. او نماز را از همان جایی که ابوبکر قطع کرده بود، ادامه نداد، بلکه نماز را از اول با تکبیرة الاحرام شروع کرد.(19)حدیث دوات و کاغذشیخ مفید در ادامه می نویسد: پس از آن که رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز را به جای آورد، به منزلش رفت. او به خاطر ناراحتی و خستگی بی هوش شد. در این حال، صدای گریه و زاری از جمعیتی که داخل منزل آمده بودند، برخاست. آن حضرت صلی الله علیه و آله پس از لحظاتی به هوش آمد و فرمود: دوات و کتف شتری (کاغذی) بیاورید تا چیزی برای شما بنویسم که پس از آن هیچ گاه گم راه نشوید! یکی برخاست تا دنبال دوات و کاغذ برود که پیامبر صلی الله علیه و آله دوباره بی هوش شد. عمر به آن شخص گفت: برگرد! زیرا او هذیان می گوید!(20)، آن فرد برگشت و بعضی از حاضران گفتند: «انّا للّه و انا الیه راجعون.» ما بر خلاف دستور رسول خدا عمل کردیم!این روایت را قبل از شیخ مفید، هلالی حامدی در کتابش، ج 2، ص 794 و نیشابوری در ایضاح، ص 259 و طبری در تاریخ خود به سه طریق از سعید بن جبیر از ابن عباس بدون ذکر نام عمر نقل کرده اند. مرحوم مجلسی هم آن را در بحارالانوار، ج 30، ص 7073 به پنج طریق از بخاری و به دو طریق از الجمع بین الصحیحین و به سه طریق از صحیح مسلم آورده است که بعضی به جابر بن عبدالله انصاری اسناد داده شده، و بقیه از ابن عباس روایت شده اند.ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه، ج 12، ص 2021، از کتاب تاریخ بغداد، تألیف احمد بن ابی طاهر بغدادی خراسانی (م204208 ه.ق)، از ابن عباس روایت کرده است: در زمان خلافت عمر، بر او وارد شدم. او گفت: پسر عمویت را، که بزرگ خانواده شماست در چه حالی ترک کردی و پیش من آمدی؟، گفتم: در حالی او را ترک کردم که با دلو خود از چاه برای نخلستان ها، آب می کشید و قرآن می خواند. سپس پرسید: ای عبدالله، آیا هنوز هم به فکر خلافت هست؟ گفتم: بله. پرسید: آیا هنوز هم گمان می کند که رسول خدا او را نصب کرده است؟ گفتم: بله، و بالاتر این که از پدرم درباره آنچه او ادعا می کند، سؤال کردم. پدرم پاسخ داد: او راست می گوید. عمر گفت: «علی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله جایگاه والایی داشت. ولی این چیزی است که حجتی را اثبات نمی کند و عذری را برطرف نمی نماید. پیامبر صلی الله علیه و آله در زمانی، جایگاه علی علیه السلام را بالا برد و هنگام وفاتش تصمیم داشت که به جانشینی وی تصریح کند، اما من از آن جلوگیری کردم و این به خاطر دل سوزی نسبت به اسلام و آگاهی از آن بود. به خدا قسم، نمی بایست که قریش بر امر حکومت مسلّط شوند؛ زیرا در این صورت، عرب ها در تمام نقاط علیه آن ها طغیان می کردند! رسول خدا صلی الله علیه و آله هم آنچه را که در دل داشتم، فهمید، لذا، از بیان آن خودداری کرد.» خداوند ابا دارد که امضا کن ...

ادامه مطلب  

امام سجاد (ع) اسوه زهد و تقوا و نمونه صبر و شکیبایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس ،امام سجاد، اسوه زهد و تقوا و نمونه صبر و شکیبایی و مظهر آمیختگی علم و حلم، پس از ایفای وظیفه الهی خود و حفظ ارزش های دین و پاسداری از تشکل شیعی در سخت ترین ادوار سیاسی، اجتماعی، در سال 95 هجری قمری به لقای پروردگار و وصال معبود خویش شتافت. تاریخ وفات آن حضرت سال 94 ، 95 و 96 هجری قمری گفته شده است، ولی پیشینه دارترین و معتبرترین نقل مربوط به سال 95 هجری قمری است. البته جز این نقل ها، برخی مورخان به سال های 92، 93، 99، 100 نیز اشاره کرده اند. بنابراین، اگر نقل مشهور را در سال ولادت و نیز رحلت امام سجاد (ع) سال 38 هجری و 95 قمری ملاک قرار دهیم، عمر شریف وی هنگام وفات 57 سال بوده است. دو سال آن مقارن با روزگار خلافت علی بن ابی طالب (ع) و 10 سال آن در دوران امامت عموی گرامیش، حسن بن علی (ع) و 10 سال در روزگار زعامت حسین بن علی (ع) بوده است و 34 سال آن به دوران امامت خود آن حضرت اختصاص داشته است. درباره علت شهادت امام سجاد (ع) و چگونگی وفات آن پیشوای صالحان، عمده تاریخ نگاران تصریح کرده اند، ولید بن ملک، ایشان را مسموم ساخته و آن حضرت در نتیجه همان مسمومیت درگذشته است. بعضی هم نوشته اند که هشام بن عبدالملک در روزگار خلافت ولید، امام علی بن الحسین (ع) را مسموم کرده است. اما میان این دو نظر، تنافی و تعارضی وجود ندارد. زیرا طبیعی است که هرچند برنامه مسمومیت امام سجاد(ع) از سوی دستگاه خلافت ولید ریخته شده و فرمان آن توسط شخص خلیفه صادر شده باشد، کسان دیگری مجری آن برنامه و فرمان خواهند بود. زیرا مسایل سیاسی و اجتماعی و همچنین محبوبیت امام سجاد (ع) در میان مردم و معروفیت وی به علم و زهد و تقوا، هرگز به حاکمان این جرات را نمی داده است که به طور مستقیم با آن حضرت رویا رو شوند و به ستیز برخیزند و یا زمینه های قتل وی را به طور علنی فراهم آورند. در زندگی پرفراز و نشیب امام زین العابدین علیه السلام نکات بسیار مهمی برای بحث و بررسی وجود دارد. در اینجا گوشه ای از نقش احیاگر سیدالساجدین حضرت امام زین العابدین علیه السلام را از کربلا تا شهادت در چند محور به صورت گذرا مورد بررسی قرار می دهیم 1 - بیماری امام سجاد علیه السلام 2 - نقش آن حضرت در زنده نگهداشتن قیام عاشورا 3 - حضور ایشان در جمع اسرای اهل بیت علیهم السلام 4 - خطبه های حضرت سجاد از کربلا تا مدینه 5 - شهادت آن امام همام بیماری امام سجاد علیه السلام برخی از مورخان معتقدند که امام زین العابدین علیه السلام در واقعه جان گداز و خونین کربلا 24 ساله بوده است و بعضی دیگر نوشته اند که از سن مبارکش 22 سال می گذشت. محمد بن سعد در کتابش می نویسد:«علی بن الحسین علیهما السلام در واقعه کربلا همراه پدرش بود و در آن هنگام از عمر شریفش 23 سال (1) می گذشت. فرزند ایشان، امام محمد باقر علیه السلام که امام سجادعلیه السلام از کربلا تا شهادت همراه پدر بود، سه یا چهار ساله بود. امام زین العابدین در آن هنگام به سبب بیماری در جهاد شرکت نکرد و خداوند او را برای هدایت مسلمانان نگه داشت و نسل رسول الله صلی الله علیه وآله از فاطمه علیها السلام در ذریه امام حسین علیه السلام به امام سجاد علیه السلام و اولاد او منحصر گردید.» (2) شیخ مفید در این باره می گوید:«همین که امام حسین علیه السلام شربت شهادت نوشید، شمر به قصد کشتن امام سجاد علیه السلام نیز حمله برد. امام زین العابدین علیه السلام در بستر بیماری به سر می برد و حمید بن مسلم به دفاع پرداخت و حمله شمر را مانع گردید. عمر بن سعد آن حضرت را در حالی که از بیماری رنج می برد با اهل بیت به کوفه انتقال داد.» (3) امام سجاد علیه السلام در قیام خونین کربلا مدت کوتاهی - بنا به مشیت الهی - بیمار بود و پس از بهبودی، مدت 35 سال امامت و زعامت جامعه مسلمین را تداوم بخشید. این که برخی این امام همام را دائم المریض معرفی کرده اند تا آنجا که در اذهان عوام این قضیه مانده است، در حقیقت نسبت به امام چهارم علیه السلام و فداکاری های ایشان بی توجهی کرده اند. ب: نقش امام سجاد در زنده نگهداشتن قیام عاشورا از آن جا که شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش از منظر عمومی، آثار ویرانگری برای حکومت بنی امیه داشت و مشروعیت آن را زیر سؤال برده بود و نیز برای این که این تراژدی غم بار به دست فراموشی سپرده نشود، امام چهارم با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگهداشتن یاد و خاطره جانبازی آنان اهداف شهیدان کربلا را دنبال می کرد. ظمت حادثه کربلا و قیام جاودانه عاشورا به قدری دلخراش بود که شاهدان آن مصیبت عظیم تا زنده بودند آن را فراموش نکردند. هر وقت امام می خواست آب بیاشامد، تا چشمش به آب می افتاد، اشک از چشمانش سرازیر می شد. هنگامی که سبب گریه آن حضرت را می پرسیدند می فرمود: «چگونه گریه نکنم، در حالی که یزیدیان آب را برای وحوش و درندگان بیابان آزاد گذاشتند ولی به روی پدرم بستند و او را تشنه به شهادت رساندند.» بزرگ مبلغ قیام عاشورا، حضرت امام سجاد علیه السلام، با سخنرانی و خطبه های آتشین خود توانست نهضت حق طلبانه سالار شهیدان را از هجوم تحریف نجات بخشد. اینک بعد از گذشت پانزده قرن همچنان این قیام، پرشکوه و جاودانه است. ج - حضور ایشان در جمع اسرای اهل بیت علیهم السلام پس از عاشورا حضرت سجاد را همراه دیگر اسرا به سوی کوفه حرکت دادند. آمار دقیقی از اسیران در دست نیست. برخی مورخان تعداد زنان را 64 نفر تا 84 نفر و تعداد مردان و کودکان پسر را 12 تا 14 نفر نوشته اند (4) که با چهل شتر - که هر شتر هودجی بی سر پوش بر آن ها بسته بودند - حمل می شدند. (5) همه آن ها در زنجیر بوده یا با ریسمان بسته بودند. (6) تنها مرد کاروان اسیران، حضرت سجادعلیه السلام بود. دشمن نسبت به ایشان سخت گیرتر عمل می کرد. آن چنان که مورخان نوشته اند: امام زین العابدین علیه السلام را بر شتری برهنه سوار کرده بودند و دست های مبارک آن حضرت را بر گردن وی بسته، بر تن او زنجیر نهاده و (7) هر دو پای او را به شکم شتر بسته بودند. (8) بعضی از مورخان، ورود قافله اسرا به شهر کوفه را دوازدهم محرم سال 61 ه . ق ذکر کرده اند و بعضی دیگر شانزدهم و هفدهم محرم نوشته اند. (9) د - خطبه ها و سخنرانی ها سخنان انقلابی حضرت سجاد علیه السلام با کوفیان امام زین العابدین علیه السلام در مدت اقامت خویش در کوفه، دو بار سخن گفت; بار نخست هنگامی بود که جارچیان حکومت، مردم را برای تماشای اسیران، فراخوانده بودند. این در حالی بود که برای اسرا در کنار شهر کوفه، خیمه زده بودند. علی بن الحسین علیه السلام از خیمه بیرون آمد و با اشاره از مردم خواست تا آرام شوند. امام علیه السلام سخنش را با ستایش پروردگار آغاز کرد و بر پیامبرصلی الله علیه وآله درود فرستاد و سپس چنین فرمود: «ایها الناس، من عرفنی فقد عرفنی! و من لم یعرفنی فانا علی بن الحسین المذبوح بشط الفرات من غیر ذحل و لا ترات، انا ابن من انتهک حریمه و سلب نعیمه و انتهب ماله و سبی عیاله، انا ابن من قتل صبرا فکفی بذلک فخرا. ایها الناس، ناشدتکم بالله هل تعلمون انکم کتبتم الی ابی و خدعتموه، و اعطیتموه من انفسکم العهد و المیثاق و البیعة؟ ثم قاتلتموه و خذلتموه فتبا لکم ما قدمتم لانفسکم و سوء لرایکم، بایة عین تنظرون الی رسول الله صلی الله علیه وآله; (10) ای مردم! آن که مرا می شناسد که می شناسد; و آن که مرا نمی شناسد، من علی فرزند حسین علیه السلام هستم. همان که در کنار نهر فرات سر مقدسش را از بدن جدا کردند بی آن که جرمی داشته باشد و حقی داشته باشند! من فرزند آن آقایی هستم که حریم او هتک شد; آرامش او ربوده شد; و مالش به غارت رفت و خاندانش به اسارت رفت. من فرزند اویم که [ دشمنان انبوه محاصره اش کردند و در تنهایی و بی یاوری بی آن که کسی را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را برای او بشکافد] به شهادتش رساندند. البته این گونه شهادت (شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت) افتخار ماست. هان، ای مردم! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید که نامه هایی را برای پدرم نوشتید و او را خدعه کردید؟ و [در نامه هایتان] با او عهد و پیمان بستید و با او بیعت کردید؟ سپس با او به جنگ برخاستید و دست از یاری او برداشتید. وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا اندیشیدید [و توطئه چیدید!] به چه رویی به رسول الله صلی الله علیه وآله خواهید نگریست؟» سخنان امام چهارم که به این جا رسید، صدای کوفیان به گریه بلند شد و وجدان های خفته برای چندمین بار بیدار شد. آن ها یکدیگر را سرزنش می کردند و به همدیگر می گفتند: تباه شدید و نمی دانید. امام سجاد علیه السلام در ادامه سخنانش فرمود: «خدا بیامرزد کسی را که پند مرا بپذیرد و به خاطر خدا و رسول به آن چه می گویم عمل کند، چرا که روش رسول خداصلی الله علیه وآله برای ما الگویی شایسته است.» و به این آیه قرآن استناد کرد: «و لکم فی رسول الله اسوة حسنة » قبل از این که سخنان حضرت به پایان برسد; کوفیان ابراز هم دردی کردند و یک صدا فریاد برآوردند: ای فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله! ما گوش به فرمان شما و به تو وفاداریم; از این پس مطیع فرامین تو هستیم; با هر که فرمان دهی می جنگیم; با هر که دستور دهی صلح می کنیم و ما حق تو و حق خودمان را از ظالمان می گیریم. امام زین العابدین علیه السلام در پاسخ سخنان ندامت آمیز و شعارگونه کوفیان فرمود: «هرگز! (به شما اعتماد نخواهم کرد و گول شعارها و حمایت های سراب گونه شما را نخواهم خورد) ای خیانت کاران دغل باز! ای اسیران شهوت و آز! می خواهید همان پیمان شکنی و ظلمی را که نسبت به پدران من روا داشتید، درباره من نیز روا دارید؟ نه به خدا سوگند! هنوز زخمی را که زده اید، خون فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان. طعم تلخ مصیبت ها هنوز در کامم هست و غم ها گلوگیر و اندوه من تسکین ناپذیر است. از شما کوفیان می خواهم که نه با ما باشید و نه علیه ما.» امام سجاد علیه السلام با این سخنان، مهر بی اعتباری و بی وفایی را بر پیشانی آن ها زد و آتش حسرت را در جان کوفیان شعله ور ساخت و با این سخنان بر ندامت آن ها افزود: «اگر حسین علیه السلام کشته شد، چندان شگفت نیست، چرا که پدرش با همه آن ارزش ها و کرامت های برتر نیز قبل از او به شهادت رسید. ای کوفیان! با آن چه نسبت به حسین علیه السلام روا داشتند، شادمان نباشید. آن چه گذشت واقعه ای بزرگ بود! جانم فدای او باد که در کنار شط فرات، سر بر بستر شهادت نهاد. آتش دوزخ جزای کسانی است که او را به شهادت رساندند.» (11) سخنان امام سجادعلیه السلام در مجلس عبیدالله بن زیاد حضور امام زین العابدین علیه السلام در جمع اسرای کربلا، چشم گیر بود. پس از ورود کاروان اسرا به مجلس عبیدالله، مهم ترین فردی که نظر عبیدالله را جلب کرد، وجود مرد جوانی در میان اسرا بود. عبیدالله که تصور می کرد در حادثه کربلا مردی باقی نمانده و همه آنان به قتل رسیده اند، از ماموران خود در این باره پرسید. و این بازجویی درباره زنده ماندن امام سجاد، حاکی از کینه وی نسبت به خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله به ویژه حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بود که نمی توانست شاهد حیات مردی از سلاله امیرالمؤمنین علی ابن ابی طالب علیهما السلام باشد. مورخ مشهور; طبری، آورده است:«با ورود قافله حسینی به مجلس تشریفاتی عبیدالله، عبیدالله به امام سجادعلیه السلام رو کرد و پرسید: نامت چیست؟ امام سجاد علیه السلام فرمود: علی بن الحسین. عبیدالله گفت: مگر خداوند علی ابن الحسین علیهما السلام را در کربلا نکشت؟ علی ابن الحسین علیهما السلام لحظه ای سکوت کرد. عبیدالله خطاب به امام علیه السلام گفت: چرا پاسخ نمی دهی؟ امام سجاد علیه السلام فرمود: «الله یتوفی الانفس حین موتها»; (12) «خداوند جان ها را به هنگام مرگ دریافت می کند.» «و ما کان لنفس ان تموت الا باذن الله »; (13) هیچ انسانی نمی میرد مگر به اذن الهی.» عبیدالله بن زیاد با مشاهده آن حضور ذهن و حاضر جوابی و پاسخ کوبنده جوانی که در زنجیر اسارت است، خشمگین شد و دستور داد تا علی بن الحسین علیهما السلام را نیز به شهادت رسانند. ولی حضرت زینب کبری علیها السلام فریاد برآورد: «یا بن زیاد حسبک من دمائنا اسالک بالله ان قتلته الا قتلتنی معه ...; ای ابن زیاد! آن همه از خون های ما که ریخته ای، برایت کافی نیست؟ سوگند به خدا! اگر می خواهی او را بکشی، مرا هم با او بکش.» شرایط مجلس عبیدالله و سخنان افشاگر حضرت زینب علیها السلام سبب شد تا ابن زیاد از کشتن امام زین العابدین علیه السلام منصرف شود. (14) امام سجاد علیه السلام در مسیر شام در کاروان اسیران هفتاد و دو سر مقدس از یاران امام حسین علیه السلام بود که از کربلا به کوفه و از کوفه به شام حرکت دادند و این در حالی بود که هنوز آثار بیماری علی بن الحسین علیهم السلام باقی بود. (15) کسانی که ماموریت یافتند تا قافله حسینی را از کوفه به شام ببرند: مخضر بن ثعلبه و شمر بن ذی الجوشن بودند. (16) و تنها چهل نفر از سپاه ابن زیاد، مسؤولیت حمل سرهای شهدا را بر عهده داشتند. (17) قافله اسیران را از چند منزل از جمله: قادسیه، هیت، ناووسه، آلوسه، حدیثه، اثیم، رقه، حلاوه، سفاخ، علیث و دیرالزور گذراندند تا به دمشق وارد شدند. (18) هنگامی که کاروان اهل بیت علیهم السلام به منزل «سفاخ » رسیدند، باران شدید شتران را از رفتن باز داشت، ناگزیر چند روزی در آن جا توقف کردند و این توقف سبب شد تا شائق پسر سهل بن ساعدی - از اصحاب رسول الله صلی الله علیه وآله - از موضوع شهادت فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله و اسارت اهل بیت علیهم السلام او آگاه شود و فرمایشات رسول الله صلی الله علیه وآله درباره محبت رسول اکرم صلی الله علیه وآله نسبت به امام حسین علیه السلام را برای مردم بازگو کند و کاروان اسیران مورد حمایت و محبت مردم قرار گیرند. (19) در برخی از منابع تاریخی آورده اند که: قافله اسیران اهل بیت علیهم السلام از شهر بعلبک نیز گذشت. مردم بعلبک تا شش مایلی از شهر بیرون آمده، به روش خاص خود به جشن و شادی پرداختند! باید گفت: شهرها هر چه به شام، مقر حکومت امویان نزدیک تر می شد، مردمانش از اهل بیت علیهم السلام دورتر بودند و شناخت آن ها از اسلام اموی بیش از اسلام ناب محمدی و علوی بود. سلطه بنی امیه بر این مناطق، اجازه نمی داد تا راویان و سخن گویان، فضائل اهل بیت علیهم السلام و مناقب علی بن ابی طالب علیهما السلام را برای مردم بازگو کنند، بلکه برعکس راویانی اجازه حدیث گفتن داشتند که در راستای اهداف دستگاه خلافت به جعل حدیث بپردازند. از این جهت دور از انتظار نمی نمود که ساکنان بعلبک با مشاهده کاروان اهل بیت و اسیران ستمدیده به شادی و سرور بپردازند، به ویژه این که قبل از ورود کاروان اسیران اهل بیت علیهم السلام به آن شهر، تبلیغات وسیعی علیه آن قافله صورت داده بودند. منظره تاسف آور کودکان شلاق خورده و بچه های پدر از دست داده و زنان داغدیده و دختران یتیم از یک طرف و قهقهه های مردم بی خبر از همه جا و سخنان شماتت آمیز آن ها، نمکی بود بر زخم اسرای کربلا! در این جا بود که دختر امیرالمؤمنین، ام کلثوم، با مش ...

ادامه مطلب  

بازیگران خارجی فیلم جدید اصغر فرهادی +عکس  

درخواست حذف این مطلب
اطلاعات تازه ای که از فیلم منتشر شده حضور چهار بازیگر اسپانیایی دیگر را در این پروژه تایید می کند؛ بازیگرانی پیش از این در آثار شاخصی از پدرو آلمودوار حضور داشته اند.طبق اعلام رسانه های اسپانیایی «همه می دانند» فیلم جدید اصغر فرهادی از ساعاتی قبل باید در مادرید جلوی دوربین رفته باشد؛ فیلمی که با توجه به اخبار تایید شده سه ستاره مشهور لاتین نقش های اصلی آن را ایفا می کنند: خاویر باردم، پنه لوپه کروز و ریکاردو دارین.اما اطلاعات تازه ای که از فیلم منتشر شده حضور چهار بازیگر اسپانیایی دیگر را در این پروژه تایید می کند؛ بازیگرانی که پیش از این در آثار شاخصی از پدرو آلمودوار حضور داشته اند.سرشناس ترین بازیگر این جمع خاویر کامارا است. بازیگر مورد علاقه آلمودوار که با او در فیلم هایی چون «با او حرف بزن»، «آموزش بد» و «من خیلی هیجان زده ام» با این کارگردان بزرگ اسپانیایی همکاری داشته و بارها نامزد و برنده جایزه معتبر گویا در سینمای اسپانیا بوده است. کامارا و دارین، دو سال قبل در کمدی موفق «ترومن» نیز همبازی بوده اند.اینما کوئستا که در «خولیتا» اثر آلمودوار هم جلوی دوربین رفته بود دیگر بازیگر «همه می دانند» است. بازیگری که علاوه بر کارنامه قابل قبول در سینما و تئاتر اسپانیا عمده شهرت خود را در سال های اخیر مدیون حضور در نقش اصلی دو سریال عامه پسند «عشق در سال های آشوب» و «عقاب سرخ» است. الویرا مینخوئز هم که جایزه "گویا" بهترین بازیگر زن مکمل را در کارنامه دارد یکی دیگر از اسپانیایی های فیلم فرهادی خواهد بود.ادوارد فرنا ...

ادامه مطلب  

7 ماه ریاست جمهوری جنجالی/ از چشم چرانی در حضور خبرنگاران تا استفاده از دیالوگ بتمن در سخنرانی/ رفتارهای عجیب ترامپ را پای میز استیضاح می کشان  

درخواست حذف این مطلب
؛ از زمان روی کار آمدن ترامپ به عنوان رئیس جمهور آمریکا گاف های زیادی از وی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها گزارش شده است و رفتارهای عجیب و خارج از عرف او و خانواده اش همواره خبر ساز بوده اشت. گاف ها و رفتارهای عجیب ترامپ سبب شده است که نمایندگان کنگره آمریکا به بررسی امکان آغاز تشریفات لازم برای استیضاح "دونالد ترامپ" رئیس جمهور ایالات متحده بپردازند.دوشنبه گذشته «برد شرمن» عضو دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا از کالیفرنیا، با صدور پیش نویس یک استیضاح، اعلام کرد که دونالد ترامپ به خاطر ممانعت از تحقیقات عادلانه دادگاه فدرال درباره دخالت روسیه در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده و چندین جرم دیگر باید استیضاح شود.* غلط املایی ترامپ در نوشتن پیام توییترش1.اضافه نوشتن یک حرف در پیام توییتری رئیس جمهور آمریکا گاف ترامپ را بیشتر کرد، اشتباهی که لقب بی سواد را هم به او نسبت داد.غلط املایی که تقریبا در همه توییت های ترامپ دیده می شود سوژه خبرگزاری ها و شبکه های اجتماعی شده است.این بار در نگارش کلمه «thank you»2- ترامپ در حساب کاربری اش، توئیت کرد که پوشش های خبری دو روزنامه نیویورک تایمز و واشنگتن پست بطور کلی در مورد من در اشتباه بوده و تاکنون نیز آن را تغییر نداده اند و هرگز این کار را نخواهند کرد.وی افزود: پوشش اخبار مربوط به من در نیویورک تایمز و واشنگتن پست آنقدر کذب و کینه توزانه بوده است که تایمز مجبور شده است به دلیل این اخبار از خوانندگان خود که در حال کم شدن هستند، عذر خواهی کند.ترامپ در نگارش این قسمت از توئیت خود دو غلط املایی داشت، نخست آنکه در استفاده از حرف تعریف the، این حرف را اشتباها thr نوشت و دوم آنکه از کلمه gas به جای فعل has استفاده کرد.یکی از کاربران توییتر دربارۀ اشتباهات ترامپ نوشت: "چرا ترامپ در کاخ سفید یک ویراستار برای تصحیح املاء استخدام نمی کند؟"کاربر دیگری نیز به تمسخر گفت: "حداقل ملانیا بدترین سخنران به زبان انگلیسی در کاخ سفید نیست."* عکس سر بریده ترامپ، مجری و کمدین آمریکایی را به دردسر انداختعکاسی که در انتشار تصاویر غافلگیرکننده و البته گاهی تلخ شهرت دارد عکسی از "کتی گریفین" کمدین و مجری مشهور آمریکایی در حالیکه ماکت سربریده "دونالد ترامپ" رئیس جمهور آمریکا را در دست داشت منتشر کرد تا موجی از تحلیل ها و انتقادات به راه افتد.بعد از روانه شدن سیل واکنش ها به سمت کمدین 56 ساله او از عکاس و منتشر کننده این عکس درخواست کرد تا تصویر را از فضای مجازی حذف کند اما "شیلدز" عکاس اهمیتی به این خواسته نداد و در پاسخ گفت : "نمی توانم خودم را سانسور کنم."چنین پاسخی از سوی شیلدز در تضاد کامل با پاسخی بود که گریفین داد.مجری و کمدین آمریکایی چند ساعت بعد از انتشار این عکس در وب سایت "tmz" و در میان موجی از خشم از سوی افرادی مانند "چلسی کلینتون" و "میت رامنی" جمهوری خواه آمریکایی، پیامی برای عذرخواهی بابت این عکس منتشر کرد و نوشت: "التماس می کنم مرا ببخشید."عذر خواهی های کتی گریفین به اینجا ختم نشد و او این بار تصمیم گرفت تا با انتشار ویدئویی برای انتشار عکسی جنجالی از دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در توییتر عذرخواهی کند. این کمدین آمریکایی در این ویدئو از مخاطبان خود خواهش کرده که او را ببخشند. او گفته این حرکت او عبور از خطوط قرمز بوده است.ترامپ عذرخواهی متقاعدش نکرد و با انتشار پیامی در توئیتر نوشت که پسر 11 ساله اش بارون با تماشای این تصاویر وحشت زده شده است. ترامپ گفت : "گریفین یک بیمار است و باید برای انجام چنین کاری احساس شرمندگی کند."ملانیا ترامپ در واکنش به انتشار تصویر سر بریده ترامپ در دستان کتی گفت: "بعنوان یک همسر، مادر و یک انسان از مشاهده این عکس متأثر شدم. این عکس بسیار متأثر کننده بود."کتی گریفین در حال گریه در جمعی از خبرنگاران گفت: "ترامپ و خانواده او در حال نابود کردن زندگی من هستند. در طول این چند روز بارها و بارها مورد حملات مداوم از طرف هواداران رئیس جمهور قرار گرفته ام و این حملات تا مرز تهدید به مرگ هم پیش رفته است."گریفین در میان صحبت هایش عنوان کرد که ترامپ قصد دارد زندگی حرفه ای او را تخریب کند اما کتی عقب نشینی نمی کند. او گفته است: "من از ترامپ نمی ترسم. او یک پسر بچه قلدر است."کتی گرفین 56 ساله بازیگر و کمدین و دارنده جوایز متعدد یکی از منتقدان پر و پا قرص دونالد ترامپ بوده است.* چشم چرانی دونالد ترامپ سوژه شدرئیس جمهور آمریکا در حال گفتگوی تلفنی با نخست وزیر جدید ایرلند ناگهان با رفتاری البته نه چندان دور از انتظار مسیر توجهات را تغییر داد. نگاه و رفتار او با یکی از خبرنگاران زن حاضر در اتاق تکرار رفتاری بود که سالهاست در این کشور به آن شهرت دارد: چشم چرانی و ناتوانی در کنترل احساساتش با دیدن زنان.در حالیکه جملات خود را برای تبریک به بهانه انتصاب "لیو وردکار"به عنوان نخست وزیر جدید ایرلند پشت تلفن تکرار می کرد به او گفت که تعدادی از خبرنگاران کشور شما (ایرلند) در اتاق او حاضر هستند در همین حین ناگهان میان صحبت هایش یکی از خبرنگاران زن را صدا زد و به او گفت : "تو اهل کجا هستی؟ بیا اینجا".خبرنگار زن به نام "کایتریونیا پری" که انتظار چنین رفتاری را نداشت بعد از اطمینان از اینکه فرد مورد نظرِ رئیس جمهور آمریکا خود اوست کمی جلوتر رفت و در حالیکه سعی داشت لبخند خود را حفظ کند لحظاتی کنار میز ترامپ ایستاد.در همین حین ترامپ به نخست وزیر جدید ایرلند گفت: "اینجا خبرنگاران زن زیبایی حضور دارند که یکی از آنها لبخند جذابی روی صورتش است. من مطئنم او با تو رفتار خوبی خواهد داشت."کایتریونیا دقایقی بعد فیلم این رفتاری که آن را عجیب و غریب خوانده بود منتشر کرد و با لحنی نه چندان رضایت بخش از برخورد رئیس جمهور آمریکا یاد کرد.همانطور که انتظار می رفت کاربران یوتیوب به سرعت به این رفتار واکنش نشان دادند .سیاستمدار 71 ساله که علیرغم مخالفت های مردم آمریکا توانست رئیس جمهور این کشور شود با گفتن جمله "من شرط می بندم که این خانم زیبا با شما خوب رفتار می کند" به نخست وزیر ایرلند به نوعی اعضای یوتیوب را مجبور به عذرخواهی کرد.یکی از کاربران یوتیوب نوشت: "خانم پری من به عنوان یک زن آمریکایی از شما عذر خواهی می کنم. رفتار رئیس جمهور ما عجیب و نامناسب است."یکی دیگر از شهروندان آمریکایی نیز نوشت: "متاسفم که رئیس جمهور ما این گونه رفتار کرده است."* انتقام عجیب تاجر مکزیکی با چاپ عکس ترامپمدتی پیش دونالد ترامپ رئیس جمهور حاضر کشور آمریکا برای جلوگیری از ورود مهاجران به خصوص از کشور مکزیک دستور به اقداماتی داد که با واکنش های تند و شدید آنها همراه بود.حالا بعد از گذشت مدت کوتاهی از آن روزها یکی از تاجران کشور مکزیک برای تلافی اهانت های ترامپ به مردم کشورش تصمیم به کاری عجیب گرفت."آنتونیو باتاگلیا" تاجر مکزیکی برای تلافی توهین ترامپ به مکزیکی ها و تلاش او برای ساخت دیوار مرزی میان مکزیک و آمریکا برند جدیدی از دستمال توالت را به نام "ترامپ" ثبت کرده است. بر روی دستمال توالت های "ترامپ" نوشته شده است: "نرمی بدون حد و مرز" و "بله، این دیواری است که برایش پول می دهیم."پیشتر موسسه ثبت مالکیت صنعتی مکزیک محفوظ ماندن نام تجاری "ترامپ" را برای بخش های ساختمان سازی، هتلداری، گردشگری، املاک و مستغلات و سرویس های خدمات مالی تضمین کرده بود اما اکنون این تاجر مکزیکی نام "ترامپ" را بر روی محصولی در حوزه بهداشتی گذاشته است که شامل ضمانت نامه نام تجاری کمپانی دونالد ترامپ نمی شود.مالک خط تولید دستمال توالت های ترامپ قصد دارد 30 درصد از سود کسب شده را به برنامه های حمایتی از مهاجران اختصاص دهد.در زمان کمپین انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا نیز یک شرکت چینی اقدام به تولید دستمال توالت هایی با تصویر ترامپ کرده بود. این شرکت سه مدل دستمال توالت با عکس های ترامپ خندان، اخم کرده و در حال اشاره را به مشتریان عرضه می کرد.تصویر دستمال توالتی که روی آن عکس دونالد ترامپ چاپ ش ...

ادامه مطلب  

عاشورا؛ هویت زایی صحیح جنبش های آزادی بخش جهان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری«حوزه»، حضرت آیت الله مکارم شیرازی به رموز ماندگاری قیام عاشورای حضرت اباعبدالله الحسین(ع) پرداختند که به این شرح است:آن حضرت در آن حادثه و قیام، راه و رسمى ماندگار در عالم به یادگار گذاشت و با خون سرخش مکتبى را براى مسلمانان، بلکه همه آزادگان جهان بنا نهاد، که تا همیشه تاریخ باقى است و سرمشق حق طلبان عالم است اما به راستی رموز ماندگاری قیام عاشورا چیست؟[2]بی شک بررسی ریشه این حادثه عظیم را در تاریخ اسلام می تواند ما را به عظمت و مفهوم عاشورا متصل سازد ؛ در این صورت جزء جزء این حادثه معنى مى شود و پاسخ بسیارى از پرسش هاى مربوط به آن آشکارتر مى گردد.[3]عاشورا؛واقعه ای ماندگاردر وهلۀ نخست باید گفت خاصیت حوادث تاریخی این است که با گذشت زمان کم رنگ و در نهایت فراموش می شود و مهم ترین حوادث از این قاعده مستثنی نیست.[4]به عنوان نمونه جنگ جهانی دوم که ده ها میلیون نفر در آن کشته شده و کمتر از صد سال از آن می گذرد، ولی خیلی ها آن را فراموش کرده اند، لیکن واقعه عاشورا که نزدیک به ۱۴۰۰ سال از آن می گذرد، نه تنها فراموش نشده بلکه هر سال بر عظمت آن افزوده می شود.[5]خداوند در این قرآن کریم[6] بیان می دارد باطل مانند کف های روی آب پر سر و صدا هستند و هیچ فایده ای ندارند، از این رو زود هم از بین می رود، ولی آب که موجب آبادی و برکات است، بی سر و صدا در حرکت است و آثار و برکات آن نیز ماندگار می باشد.لذا آنچه مفید است، ماندگار و آنچه بی فایده است، از بین رفتنی است، حال با این تفاسیر باید تأکید کرد مکتب امام حسین علیه السلام مفید است و مکتبی است که همه در هر زمان می توانند از آن استفاده کرده و راه خود را به وسیله آن پیدا کرد.[7]اتصال به خداوند؛ رمز ماندگاری قیام عاشورابی تردیدعالم ماده، عالم فرسودگی است و هرچه به آن مرتبط باشد سرانجامی به جز فرسودگی نخواهد داشت، در مقابل عالم ماده، ذات خداوند ابدی و جاودانه است و از همین رو هر آنچه به آن متصل شود، جاوادنه خواهد شد و بر همین اساس رمز ماندگاری عاشورا اتصال به ذات خداوند است.[8]از این رو عنصر انگیزه الهى در قیام امام حسین علیه السلام بسیار ممتاز است به نحوی که آن حضرت فقط و فقط براى رضاى خدا دست به قیام زد و هرگز هیچ عنصر دنیوى و جاه طلبانه در قیام او دخالت نداشت؛ جاى جاى تاریخ کربلا گواه این مدّعاست. از این رو، امام علیه السلام در این نهضت همواره به وظیفه الهى خویش مى اندیشید و نتیجه را به خدا واگذار کرد. این حقیقت بارها در کلمات، سیره و رفتار امام حسین علیه السلام جلوه گر شده است .[9]امام علیه السلام کنار قبر مطهر پیامبر صلى الله علیه و آله و قبل از حرکت از مکه اینچنین فرمود:«اللَّهُمَّ! ... انَا أَسْأَلُکَ یا ذَالْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ بِحَقِ [10]هذَا الْقَبْرِ وَ مَنْ فیهِ مَا[11] اخْتَرْتَ مِنْ أَمْری هذا ما هُوَ لَکَ رِضىً ؛ بار الها! ... من از تو اى خداوند صاحب جلال و بزرگوارى مى خواهم به حقّ این قبر و کسى که در آن است راهى را که خشنودى تو در آن است برایم مقرّر دارى».[12]،[13]اینگونه است که در زیارتنامه هاى مربوط به امام حسین علیه السلام از جمله زیارت وارث مى خوانیم:«اشْهَدُ انَّکَ ...اطَعْتَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ حَتّى اتیکَ الْیَقینُ ؛ شهادت مى دهم که تو (امام حسین علیه السلام) ..تا هنگام شهادت از خدا و رسولش اطاعت کردى».[14]،[15]آری امام حسین علیه السلام تمام هستى خویش را یکجا با خداوند معامله کرد و مخلصانه از همه چیزش در راه خدا گذشت .[16]لذا وقتی سپاه دشمن حمله ور شد، امام علیه السلام به پیشگاه الهى عرض کرد:«اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتی فی کُلِّ کَرْبٍ، وَ أَنْتَ رَجائی فی کُلِّ شِدَّةٍ... ؛ خداوندا! تو تکیه گاه من در هر اندوه، و امید من در هر شدّت و ناراحتى هستى، و تو در هر مشکلى که براى من پیش آید، پشت و پناه منى، چه بسا اندوهى که قلب، در آن ناتوان و چاره در آن اندک و دوست در آن خوار مى شد و دشمن شماتت مى کرد و من همه آنها را به پیشگاه تو آوردم و شِکوه نمودم، تا از همگان بریده و تنها به تو رو آورده باشم و تو مرا از آن گرفتاریها نجات بخشیدى، تو ولىّ هر نعمت، و صاحب هر کار نیک و خیر و منتهاى هر مقصودى».[17]،[18]جالب این که امام علیه السلام در این مناجات در آن روز بحرانى و خطرناک تقاضاى خاصّى از خداوند نمى کند؛ او فقط اعتماد کامل و توکّل خود را به لطف بى پایان پروردگار ابراز مى دارد.[19] پیوستگی عاشورا و فطرت انسانی؛تضمین ماندگاری و جاودانگی قیام حسینیفطرت انسانى امرى ثابت و پایدار و همگانى و همه زمانى است قوانین و مقرّرات دینى نیز کهنه نمى شود و براى همه اعصار و امصار سریان و جریان دارد[20]؛لذا ترک ظلم و فساد و اداى حقوق مردم و رعایت عدالت در درون فطرت انسانها از روز نخست بوده است.[21]فطرت سلیم انسانى خیر و تصدیق کننده خیر و تقبیح کنندۀ بدی و زشتی است[22]؛ زیرا «حسن عدل و قبح ظلم » از فطریات است.[23]لذا هرکس با فطرت خود درک مى کند که در مقابل تهاجم دشمن باید از خود دفاع کند.[24]پیام خون حسین (علیه السلام)؛ پیام جهانى، انسانى و فطری است؛ بی شک شعار«هیهات منّا الذّلة» همیشه بعنوان تابلوئى روشن در مسیر هر قوم و ملتى متجلّى است.[25]اینگونه است که اجراى عدالت و ظلم ستیزى به عنوان پیوند ذاتی عاشورا و فطرت انسانی، منحصر به جهان اسلام نیست، بلکه تعلیماتى است که امام حسین علیه السلام در کربلا به نسل بشر داد و مى تواند راهگشاى تمام امّت ها گردد.[26]لذا اهمّیّت تاریخ زندگى امام حسین علیه السلام که به صورت یکى از شورانگیزترین حماسه هاى تاریخ بشریّت درآمده، نه تنها از این نظر است که همه ساله نیرومندترین امواج احساسات میلیون ها انسان را در اطراف خود بر مى انگیزد و مراسمى پرشورتر از هر مراسم دیگر به وجود مى آورد، بلکه اهمّیّت آن بیشتر از این جهت است که: هیچ گونه «محرّکى» جز فطرت و عواطف پاک دینى و انسانى و مردمى ندارد و این تظاهرات پرشکوه که به خاطر بزرگداشت این حادثه تاریخى انجام مى گیرد، نیازمند هیچ مقدّمه چینى و فعّالیّت هاى تبلیغاتى نیست و از این جهت در نوع خود بى نظیر و حادثه ای بس ماندگار است.[27]احیای اسلام نبوی ؛راز جاودانگی نهضت حسینیباید دانست امام حسین علیه السلام به قصد اصلاح مفاسدى که پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله در جامعه رخ داده بود دست ردّ بر سینه یزید براى بیعت با او زد، و تصمیم گرفت با بازگرداندن نظمِ لازمِ سابق به زندگى فردى و اجتماعى مردم، خاطرات وسنّت هاى دوران حضرت رسول صلى الله علیه و آله را زنده کند.[28]اگر امام حسین علیه السلام دست به این کار بزرگ نمى زد به یقین امروز خبرى از اسلام نبود، یا اگر بود قابل توجّه نبود.[29]شهادت امام حسین علیه السلام و یاران پاکبازش، به احیاى مکتب محمّدى صلى الله علیه و آله کمک کرد.[30]امام صادق علیه السلام مى فرماید: پس از شهادت امام حسین علیه السلام هنگامى که ابراهیم بن طلحه (در مدینه) با امام على بن الحسین علیه السلام روبرو شد (از روى طعنه) گفت:«یا عَلِىَّ بْنَ الْحُسَیْنِ مَنْ غَلَبَ؟؛ اى على بن الحسین در این نبرد چه کسى پیروز شد؟!».[31]امام چهارم علیه السلام فرمود:«إِذا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ مَنْ غَلَبَ وَ دَخَلَ وَقْتُ الصَّلاةِ فَأَذِّنْ وَ أَقِمْ ؛ اگر مى خواهى بدانى پیروزى و غلبه با چه کسى بود، به هنگام فرا رسیدن وقت نماز اذان و اقامه بگو».[32]،[33]امام علیه السلام با این پاسخ به او فهماند که هدف یزید محو اسلام و نام رسول خدا صلى الله علیه و آله بود، ولى همچنان طنین لَاإلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ بر مأذنه ها مى پیچد و مسلمانان در همه جا حتى در شام و پایتخت سلطنت یزید به یگانگى خدا و رسالت محمد صلى الله علیه و آله گواهى مى دهند![34]لذا بهتر می توان در حدیث معروف نبوى صلى الله علیه و آله که فرمود: «حُسَیْنُ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَیْنٍ ؛ حسین از من است و من از حسینم»[35] تأمل کرد، زیرا حسین از رسول خداست، چرا که فرزند دختر او حضرت فاطمه زهرا علیها السلام است؛ ولى رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «من از حسینم» بدین معنا که حسین علیه السلام آیین مرا احیا مى کند و از این جهت خودم را از حسین مى دانم.[36]به صراحت مى توان گفت: قیام امام حسین علیه السلام نه تنها آیین پیامبر بزرگ اسلام صلى الله علیه و آله را نجات داد، بلکه از محو اهداف رسالت سایر انبیا نیز جلوگیرى کرد. چرا که رسول خدا صلى الله علیه و آله کامل کننده رسالت پیامبران گذشته و خاتم رسولان و دین او خاتم ادیان بود.[37]و شاید به همین دلیل در «زیارت وارث»[38] نه تنها امام حسین علیه السلام وارث پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله، بلکه وارث انبیاى بزرگى همچون حضرت آدم علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت موسى علیه السلام و حضرت عیسى علیه السلام نامیده شده است.[39]عاشورا؛ هویت زایی صحیح جنبش های آزادی بخش جهاندر طول تاریخ، رهبران انقلابى شیعه، با الهام از حماسه هاى بزرگ و جاودان کربلا، در بسیج انسان هاى فداکار و از خود گذشته به توفیقات بزرگى دست یافته اند.[40]پیروزى ملّت ایران در برچیدن بساط ظلم و بیدادگرىِ نظام استبدادى 2500 ساله، و حماسه هاى غرورآفرین هشت سال دفاع مقدّس در جبهه هاى نبرد حقّ علیه باطل، و مجاهدت هاى جوانان جان بر کف و رشید حزب اللَّه جنوب لبنان در مقابله با رژیم سفّاک و تا بُن دندان مسلّح صهیونیستى، از نمونه هاى بارز و روشنِ ماندگاری نهضت امام حسین علیه السلام در عصر حاضر است.[41]لذا عاشورا مکتبی مفید، انسان ساز و آزادی بخش است که هیچ گاه فراموش نمی شود و نسل های آینده نیز به وسیله این مکتب درمسیر درست حرکت خواهند کرد هم چون انقلاب اسلامی که برگرفته از مکتب عاشورای حسین بن علی علیه السلام است.[42]سخن آخردر خاتمه باید گفت درگاه اهل بیت(علیهم السلام) درگاه اتصال به رحمت و فیض بیکران حضرت حق است، لذا هر کس که به امام حسین(علیه السلام) متصل شود به دریای بیکران رحمت حق متصل شده است،به همین دلیل هیچ کس از درب خانه امام حسین(علیه السلام) ناامید و دست خالی بر نمی گردد بلکه این خانه و این مکتب حسینی به قدری غنی و پر بار است که هر تشنه ای را به ظرفیت معرفت او سیراب و حاجت روا خواهد کرد.[43][1] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص475.[2] همان ؛ ص661.[3] همان ؛ ص27.[4] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ شبستان امام خمینی(ره)؛ حرم حضرت معصومه(س)؛21/7/1395.[5] همان.[6] سوره رعد؛آیۀ14.[7] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ شبستان امام خمینی(ره)؛ حرم حضرت معصومه(س)؛21/7/1395.[8] همان.[9] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص30.[10] همان ؛ ص325.[11] در مقتل الحسین خوارزمى تعبیر به« الَّا اخترتَ» شده است.[12] فتوح ابن اعثم؛ ج 5؛ ص 27، مقتل الحسین خوارزمى؛ ج 1؛ ص 186 ، بحارالانوار؛ ج 44؛ ص 328.[13] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص326.[14] مفاتیح نوین؛ص 382، بحارالانوار؛ ج 98؛ ص 197؛ ح 32.[15] اهداف قیام حسینى ؛ ص38.[16] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص79.[17] ارشاد مفید؛ ص 447- 488، تاریخ طبرى؛ ج 4؛ ص 321، بحارالانوار؛ ج 45؛ ص 4.[18] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص411.[19] همان.[20] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 1 ؛ ص77.[21] تفسیر نمونه ؛ ج 15 ؛ ص336.[22] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج 2 ؛ ص413.[23] دائرة المعارف فقه مقارن ؛ ج 1 ؛ ص77.[24] همان.[25] اخلاق اسلامى در نهج البلاغه (خطبه متقین) ؛ ج 2 ؛ ص319.[26] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص89.[27] احکام عزادارى ؛ ص13.[28] اهداف قیام حسینى ؛ ص32.[29] همان.[30] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص658.[31] همان.[32] بحارالانوار؛ ج 45؛ ص 177. در مقتل الحسین مقرّم( ص 375) آمده است: وقتى که امام زین العابدین علیه السلام با اهل و عیالش وارد مدینه شد، ابراهیم بن طلحة بن عبیداللَّه پیش آمد و گفت:« مَنِ الْغالِبُ؟» امام علیه السلام فرمود:« إِذا دَخَلَ وَقْتُ الصَّلَاةِ فَأَذِّنْ وَ أَقِمْ تَعْرِفُ الْغالِبَ».[33] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص658[34] همان؛ ص 659.[35] بحارالانوار؛ ج 43؛ ص 261. این حدیث در منابع مختلف اهل سنّت نیز نقل شده است؛ از جمله:« مستدرک حاکم؛ ج 3؛ ص 177، معجم الکبیر طبرانى؛ ج 22؛ ص 274 ، کنزالعمّال؛ ج 12؛ ص 115.[36] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها ؛ ص659[37] همان .[38] کامل الزیارات؛ ص 375، تهذیب الاحکام؛ ج 6؛ ص 88، اقبال سیّد بن طاووس؛ ج 2؛ ص 63 ،مفاتیح الجنان.[39] عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها، ص 660.[40] همان ؛ ص664.[41] همان.[42] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ شبستان امام خمینی(ره)؛ حرم حضرت معصومه(س)؛21/7/1395.[43] همان.عاشورا؛ هویت زایی صحیح جنبش های آزادی بخش جهانحوزه/ لحظات پرشکوه تاریخ کربلا براى همیشه ثبت و جاودانى است و این همه ایثار و فداکارى و ع ...

ادامه مطلب  

مدت حکومت امام مهدی(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، در این نوشتار، ابتدا زمان‏ های ذکر شده با اشاره به حدیثی که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ های ارائه شده و ارزیابی آن ها می پردازیم. [۱]در اخبار و احادیث اسلامی، زمان های متفاوتی درباره مدّت حکومت مهدوی، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه های مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخی به یکی از زمان های ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخی دیگر تلاش کرده اند که وجهی برای جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان های ذکر شده با اشاره به حدیثی که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه های ارائه شده و ارزیابی آن ها می پردازیم.* زمان های ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندی، بیست، سی، چهل، هفتاد، ۱۴۰ و نهایتاً ۳۰۹ سال، زمان هایی هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگی امام زمان(عج) پس از ظهور یاد شده است. برخی احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [۲]در برخی احادیث نیز مدّتی ذکر نشده و گفته شده که مهدی علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقی خواهد ماند. مستند زمان های یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولی برای هر یک از آن ها می توان حدیث یا احادیثی را نقل کرد. احادیثی از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدی علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبری است که از ابو سعید خدری نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «قیامت به پا نمی شود، مگر اینکه مردی از اهل بیت من حکومت می کند و زمین را پر از عدل می کند، چنان که پر از ظلم شده است. و این، هفت سال طول می کشد». [۳] ابن ماجه از ابو سعید خُدری نقل می کند که از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیده است که: «مهدی در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [۴] احمد بن حنبل، ابن ابی شیبه، طبرانی و دیگران، احادیثی را می آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر می کند. [۵]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدری به نقل از پیامبر صلی الله علیه و آله چنین می آورد: «مهدی، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم می شود...». [۶] سلیمان بن عیسی - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - می گوید: روایت شده که مهدی علیه السلام چهارده سال حکومت می کند؛ [۷] امّا معلوم نمی کند که حدیث از کیست و از چه طریقی به او رسیده است. برخی محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [۸] نعمانی در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتی در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدی علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [۹] از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدی، فرزند من است... بیست سال حکومت می کند». [۱۰] حدیثی از امام علی علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام را سی یا چهل سال بیان کرده است. [۱۱] برخی احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثی که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روی زمین فرمان روایی می کند». [۱۲] امام حسن مجتبی علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل می کند که فرمود: «خداوند در آخر زمان، مردی را بر می انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابری، نور و برهان پر می کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایی می کند. پس خوشا به حال کسی که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [۱۳] احادیث با مضامین دیگری نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [۱۴] عبدالکریم خثعمی می گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت می کند؟». امام علیه السلام فرمود: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانی می شوند تا آنجا که هر سال از سال های او با ده سال از سال های شما برابری می کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال های شما برابر می شود». [۱۵] بزرگ ترین عددی که در باره مدّت حکومت مهدی علیه السلام ذکر شده است، ۳۰۹ سال است. طبری از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [۱۶] نعمانی، از جابر جُعفی، از امام باقر علیه السلام روایت می کند که فرمود: «مردی از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت می کند، افزون بر نه سال». جابر می پرسد: چه زمانی این امر واقع می گردد؟ امام علیه السلام می فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». می گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام می فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [۱۷] بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدی علیه السلام پس از قیام، کوتاه (۱۹ سال) است؛ امّا دوران بقای نظامی که مهدی علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (۳۲۲ سال) [۱۸] است. البته برخی احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه می خواهند حتمی بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخی از آن ها می خوانیم که حتی اگر یک روز از دنیا باقی مانده باشد، خداوند، کسی از اهل بیت را برمی انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [۱۹] در پاره ای احادیث از طولانی بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [۲۰]حدیث دیگری وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهی دیگر از موضوع را پیشاروی ما می گشاید. در این حدیث، مدّت خاصی برای حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشی عامدانه و آشکار بر مخفی ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «ای عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا می کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگی واقع می گردد. سپس مهدی علیه السلام از فرزندانم خارج می شود. خداوند، کارش را در یک شب درست می کند. پس از آن، زمین را پر از عدل می کند چنان که پر از ظلم شده است و باقی می ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج می شود». [۲۱] این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علمای شیعه نیز در مقام احتجاج برای اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلی الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جاری مربوط می شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه ای مخفی مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمی که در احادیث اسلامی برای بیان زمان حکومت مهدوی یا اقامت مهدی علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها می تواند تا حدّی ما را در جمع بندی موضوع، یاری دهد. برخی احادیث از تعبیر «یکون» [۲۲] به معنای بودن و شاید در اینجا به معنای زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنی زیستن است: «عاشَ» [۲۳] و «یَعیشُ». [۲۴] ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگی ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثی که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تنها یک مورد است که زندگی مهدی علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگی امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [۲۵] بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [۲۶] استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگی ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگری در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگی ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقی می ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصی را تعیین نمی کند و ثانیاً، برخی قرائن دیگر حاکی از این است که مراد از توقّف ایشان بر روی زمین، اصل زندگی ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فی الأرض» پس از آن آمده است که فرمود: «خداوند، کارش را در یک شب درست می کند. پس از آن زمین را پر از عدل می کند چنان که پر از ظلم شده است و باقی می ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنی پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنی «ملک» [۲۷] و «یملک»، [۲۸] ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان های ذکر شده با یکی از این دو تعبیر آمده اند. برخی احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [۲۹] نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه ای گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معنای حکومت تا حدّی تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه ای نمی تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معنای حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثی را از ابو سعید خُدری از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که در آن، گفته شده مهدی علیه السلام در آن وضع، یعنی پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگی می کند. [۳۰] در این عبارت، میان حکومت و زندگی، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، می توان گفت که احادیث دارای تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگی امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگی ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتی طول می کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان برای برپاییِ حکومت و استقرار در منطقه ای از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانی را به خود اختصاص می دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگی ایشان طولانی تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفی برای جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسی برای جمع احادیث چنین می گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدی علیه السلام، برخی بر همه مدّت فرمان روایی ایشان، برخی بر زمانِ استقرار دولت او، برخی بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخی هم بر سال ها و ماه های طولانی زمان ایشان حمل می شود. [۳۱]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده می کند که گویای تردید خود وی در این جمع بندی است. ابن حجر عسقلانی معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بی تردید هفت سال حکومت می کند. از ابن الحسین ابری هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت می کند. [۳۲] آیت الله سیّد صدرالدین صدر می گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتی بزرگ برای مهدی علیه السلام است که قیام او برای اصلاح دین و دنیایی وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ می دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنی از سال دوم هجری به بعد، به ثمر نشست.وی سرانجام این احتمال را مطرح می کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمی خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگی مهدی علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانی ترین زمان را برای بقای مهدی آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [۳۳] به نظر آیت الله مکارم شیرازی، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران های آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنی آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایی اش بیش از سیصد سال. ولی قطع نظر از احادیث اسلامی، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات برای یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً برای مدّتی طولانی است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [۳۴]* بررسیاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدی علیه السلام یا مقدار بقای ایشان بر روی زمین پس از قیام، به لحاظ سندی، ضعیف اند. تنها برخی موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخی از اهل سنّت، صحیح به حساب می آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف می دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخی و اعتقادی نمی توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزی را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگری نیز در کار باشد تا بتوان به درستی مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [۳۵] اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندی می پردازیم و تلاش می کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهی است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمی تواند از حدّ فرضیه های محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدی علیه السلام تحقّق ارزش های الهی و قرآنی و تأسیس جامعه توحیدی به معنای کامل آن است به گونهٍ ای که هیچ گونه اثری از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً؛ تنها مرا بپرستند و چیزی را شریک من قرار ندهند». [۳۶] مسلّم است که تأسیس چنین بنای عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگی غیر قابل توصیف، کاری است که با توجّه به روند طبیعی امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمی توان برخی اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمی شود و مدّتی مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتی طی خواهد شد و فراز و نشیب هایی در برپاییِ حکومت مهدوی وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمی رود و به واسطه رجعت پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار می یابد. یک احتمال این است که حکومت خود مهدی علیه السلام کوتاه تر باشد و حکومت سایراهل بیت علیه السلام پس از رجعت آنان استمرار یابد و تحقّق اهداف این حکومت در درازمدت و به دست دیگر امامان علیه السلام باشد. بر این اساس، زمان های طولانی تر ر ...

ادامه مطلب  

روایات درباره مدت حکومت امام زمان(عج) چه می گوید مدت حکومت امام مهدى(عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار تاریخ خبرگزاری فارس، در این نوشتار، ابتدا زمان‏ هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها می پردازیم. [1]در اخبار و احادیث اسلامى، زمان هاى متفاوتى درباره مدّت حکومت مهدوى، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه هاى مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخى به یکى از زمان هاى ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخى دیگر تلاش کرده اند که وجهى براى جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، مى آوریم، سپس به بیان دیدگاه هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها مى پردازیم.* زمان هاى ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندى، بیست، سى، چهل، هفتاد، 140 و نهایتاً 309 سال، زمان هایى هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگى امام زمان(عج) پس از ظهور یاد شده است. برخى احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [2]در برخى احادیث نیز مدّتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. مستند زمان هاى یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولى براى هر یک از آن ها مى توان حدیث یا احادیثى را نقل کرد. احادیثى از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدى علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبرى است که از ابو سعید خدرى نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «قیامت به پا نمى شود، مگر اینکه مردى از اهل بیت من حکومت مى کند و زمین را پر از عدل مى کند، چنان که پر از ظلم شده است. و این، هفت سال طول مى کشد». [3] ابن ماجه از ابو سعید خُدرى نقل مى کند که از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده است که: «مهدى در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [4] احمد بن حنبل، ابن ابى شیبه، طبرانى و دیگران، احادیثى را مى آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر مى کند. [5]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدرى به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مى آورد: «مهدى، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم مى شود...». [6] سلیمان بن عیسى - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - مى گوید: روایت شده که مهدى علیه السلام چهارده سال حکومت مى کند؛ [7] امّا معلوم نمى کند که حدیث از کیست و از چه طریقى به او رسیده است. برخى محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [8] نعمانى در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتى در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدى علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [9] از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدى، فرزند من است... بیست سال حکومت مى کند». [10] حدیثى از امام على علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را سى یا چهل سال بیان کرده است. [11] برخى احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روى زمین فرمان روایى مى کند». [12] امام حسن مجتبى علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل مى کند که فرمود: «خداوند در آخر زمان، مردى را بر مى انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابرى، نور و برهان پر مى کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایى مى کند. پس خوشا به حال کسى که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [13] احادیث با مضامین دیگرى نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [14] عبدالکریم خثعمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت مى کند؟». امام علیه السلام فرمود: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانى مى شوند تا آنجا که هر سال از سال هاى او با ده سال از سال هاى شما برابرى مى کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال هاى شما برابر مى شود». [15] بزرگ ترین عددى که در باره مدّت حکومت مهدى علیه السلام ذکر شده است، 309 سال است. طبرى از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [16] نعمانى، از جابر جُعفى، از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «مردى از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت مى کند، افزون بر نه سال». جابر مى پرسد: چه زمانى این امر واقع مى گردد؟ امام علیه السلام مى فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». مى گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام مى فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [17] بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدى علیه السلام پس از قیام، کوتاه (19 سال) است؛ امّا دوران بقاى نظامى که مهدى علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (322 سال) [18] است. البته برخى احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه مى خواهند حتمى بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخى از آن ها مى خوانیم که حتى اگر یک روز از دنیا باقى مانده باشد، خداوند، کسى از اهل بیت را برمى انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [19] در پاره اى احادیث از طولانى بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [20]حدیث دیگرى وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهى دیگر از موضوع را پیشاروى ما مى گشاید. در این حدیث، مدّت خاصى براى حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشى عامدانه و آشکار بر مخفى ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «اى عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا مى کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگى واقع مى گردد. سپس مهدى علیه السلام از فرزندانم خارج مى شود. خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن، زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج مى شود». [21] این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علماى شیعه نیز در مقام احتجاج براى اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جارى مربوط مى شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه اى مخفى مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمى که در احادیث اسلامى براى بیان زمان حکومت مهدوى یا اقامت مهدى علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها مى تواند تا حدّى ما را در جمع بندى موضوع، یارى دهد. برخى احادیث از تعبیر «یکون» [22] به معناى بودن و شاید در اینجا به معناى زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنى زیستن است: «عاشَ» [23] و «یَعیشُ». [24] ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگى ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثى که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تنها یک مورد است که زندگى مهدى علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگى امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [25] بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [26] استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگى ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگرى در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگى ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِى الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصى را تعیین نمى کند و ثانیاً، برخى قرائن دیگر حاکى از این است که مراد از توقّف ایشان بر روى زمین، اصل زندگى ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فى الأرض» پس از آن آمده است که فرمود: «خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنى پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنى «ملک» [27] و «یملک»، [28] ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان هاى ذکر شده با یکى از این دو تعبیر آمده اند. برخى احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [29] نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه اى گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معناى حکومت تا حدّى تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه اى نمى تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معناى حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثى را از ابو سعید خُدرى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که در آن، گفته شده مهدى علیه السلام در آن وضع، یعنى پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگى مى کند. [30] در این عبارت، میان حکومت و زندگى، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، مى توان گفت که احادیث داراى تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگى امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگى ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتى طول مى کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان براى برپایىِ حکومت و استقرار در منطقه اى از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانى را به خود اختصاص مى دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگى ایشان طولانى تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفى براى جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسى براى جمع احادیث چنین مى گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام، برخى بر همه مدّت فرمان روایى ایشان، برخى بر زمانِ استقرار دولت او، برخى بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخى هم بر سال ها و ماه هاى طولانى زمان ایشان حمل مى شود. [31]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده مى کند که گویاى تردید خود وى در این جمع بندى است. ابن حجر عسقلانى معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بى تردید هفت سال حکومت مى کند. از ابن الحسین ابرى هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت مى کند. [32] آیت الله سیّد صدرالدین صدر مى گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتى بزرگ براى مهدى علیه السلام است که قیام او براى اصلاح دین و دنیایى وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ مى دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنى از سال دوم هجرى به بعد، به ثمر نشست.وى سرانجام این احتمال را مطرح مى کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمى خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگى مهدى علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانى ترین زمان را براى بقاى مهدى آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [33] به نظر آیت الله مکارم شیرازى، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران هاى آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنى آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایى اش بیش از سیصد سال. ولى قطع نظر از احادیث اسلامى، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات براى یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً براى مدّتى طولانى است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [34]* بررسىاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدى علیه السلام یا مقدار بقاى ایشان بر روى زمین پس از قیام، به لحاظ سندى، ضعیف اند. تنها برخى موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخى از اهل سنّت، صحیح به حساب مى آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف مى دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخى و اعتقادى نمى توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزى را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگرى نیز در کار باشد تا بتوان به درستى مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [35] اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندى مى پردازیم و تلاش مى کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهى است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمى تواند از حدّ فرضیه هاى محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدى علیه السلام تحقّق ارزش هاى الهى و قرآنى و تأسیس جامعه توحیدى به معناى کامل آن است به گونهٍ اى که هیچ گونه اثرى از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً؛ تنها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند». [36] مسلّم است که تأسیس چنین بناى عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگى غیر قابل توصیف، کارى است که با توجّه به روند طبیعى امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمى توان برخى اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمى شود و مدّتى مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتى طى خواهد شد و فراز و نشیب هایى در برپایىِ حکومت مهدوى وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمى رود و به واسطه رجعت پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار مى یابد. یک احتمال این است که حکومت خود مهدى علیه السلام کوتاه تر باشد و حکوم ...

ادامه مطلب  

چرا حکومت امام زمان کوتاه نیست؟  

درخواست حذف این مطلب
مدت حکومت امام زمان(عج) در احادیث از ۵ تا ۳۰۹ سال ذکر شده است. در برخى احادیث نیز مدتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى(ع) هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. به گزارش خبرگزاری بسیج، در این نوشتار، ابتدا زمان‏ هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها می پردازیم. [1]در اخبار و احادیث اسلامى، زمان هاى متفاوتى درباره مدّت حکومت مهدوى، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه هاى مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخى به یکى از زمان هاى ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخى دیگر تلاش کرده اند که وجهى براى جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، مى آوریم، سپس به بیان دیدگاه هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها مى پردازیم.* زمان هاى ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندى، بیست، سى، چهل، هفتاد، 140 و نهایتاً 309 سال، زمان هایى هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگى امام زمان(عج) پس از ظهور یاد شده است. برخى احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [2]در برخى احادیث نیز مدّتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. مستند زمان هاى یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولى براى هر یک از آن ها مى توان حدیث یا احادیثى را نقل کرد. احادیثى از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدى علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبرى است که از ابو سعید خدرى نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «قیامت به پا نمى شود، مگر اینکه مردى از اهل بیت من حکومت مى کند و زمین را پر از عدل مى کند، چنان که پر از ظلم شده است. و این، هفت سال طول مى کشد». [3] ابن ماجه از ابو سعید خُدرى نقل مى کند که از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده است که: «مهدى در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [4] احمد بن حنبل، ابن ابى شیبه، طبرانى و دیگران، احادیثى را مى آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر مى کند. [5]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدرى به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مى آورد: «مهدى، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم مى شود...». [6] سلیمان بن عیسى - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - مى گوید: روایت شده که مهدى علیه السلام چهارده سال حکومت مى کند؛ [7] امّا معلوم نمى کند که حدیث از کیست و از چه طریقى به او رسیده است. برخى محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [8] نعمانى در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتى در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدى علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [9] از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدى، فرزند من است... بیست سال حکومت مى کند». [10] حدیثى از امام على علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را سى یا چهل سال بیان کرده است. [11] برخى احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روى زمین فرمان روایى مى کند». [12] امام حسن مجتبى علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل مى کند که فرمود: «خداوند در آخر زمان، مردى را بر مى انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابرى، نور و برهان پر مى کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایى مى کند. پس خوشا به حال کسى که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [13] احادیث با مضامین دیگرى نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [14] عبدالکریم خثعمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت مى کند؟». امام علیه السلام فرمود: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانى مى شوند تا آنجا که هر سال از سال هاى او با ده سال از سال هاى شما برابرى مى کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال هاى شما برابر مى شود». [15] بزرگ ترین عددى که در باره مدّت حکومت مهدى علیه السلام ذکر شده است، 309 سال است. طبرى از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [16] نعمانى، از جابر جُعفى، از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود: «مردى از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت مى کند، افزون بر نه سال». جابر مى پرسد: چه زمانى این امر واقع مى گردد؟ امام علیه السلام مى فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». مى گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام مى فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [17] بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدى علیه السلام پس از قیام، کوتاه (19 سال) است؛ امّا دوران بقاى نظامى که مهدى علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (322 سال) [18] است. البته برخى احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه مى خواهند حتمى بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخى از آن ها مى خوانیم که حتى اگر یک روز از دنیا باقى مانده باشد، خداوند، کسى از اهل بیت را برمى انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [19] در پاره اى احادیث از طولانى بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [20]حدیث دیگرى وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهى دیگر از موضوع را پیشاروى ما مى گشاید. در این حدیث، مدّت خاصى براى حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشى عامدانه و آشکار بر مخفى ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: «اى عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا مى کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگى واقع مى گردد. سپس مهدى علیه السلام از فرزندانم خارج مى شود. خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن، زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج مى شود». [21] این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علماى شیعه نیز در مقام احتجاج براى اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جارى مربوط مى شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه اى مخفى مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمى که در احادیث اسلامى براى بیان زمان حکومت مهدوى یا اقامت مهدى علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها مى تواند تا حدّى ما را در جمع بندى موضوع، یارى دهد. برخى احادیث از تعبیر «یکون» [22] به معناى بودن و شاید در اینجا به معناى زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنى زیستن است: «عاشَ» [23] و «یَعیشُ». [24] ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگى ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثى که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تنها یک مورد است که زندگى مهدى علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگى امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [25] بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [26] استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگى ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگرى در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگى ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِى الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصى را تعیین نمى کند و ثانیاً، برخى قرائن دیگر حاکى از این است که مراد از توقّف ایشان بر روى زمین، اصل زندگى ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فى الأرض» پس از آن آمده است که فرمود: «خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنى پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنى «ملک» [27] و «یملک»، [28] ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان هاى ذکر شده با یکى از این دو تعبیر آمده اند. برخى احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [29] نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه اى گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معناى حکومت تا حدّى تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه اى نمى تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معناى حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثى را از ابو سعید خُدرى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که در آن، گفته شده مهدى علیه السلام در آن وضع، یعنى پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگى مى کند. [30] در این عبارت، میان حکومت و زندگى، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، مى توان گفت که احادیث داراى تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگى امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگى ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتى طول مى کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان براى برپایىِ حکومت و استقرار در منطقه اى از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانى را به خود اختصاص مى دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگى ایشان طولانى تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفى براى جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسى براى جمع احادیث چنین مى گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام، برخى بر همه مدّت فرمان روایى ایشان، برخى بر زمانِ استقرار دولت او، برخى بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخى هم بر سال ها و ماه هاى طولانى زمان ایشان حمل مى شود. [31]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده مى کند که گویاى تردید خود وى در این جمع بندى است. ابن حجر عسقلانى معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بى تردید هفت سال حکومت مى کند. از ابن الحسین ابرى هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت مى کند. [32] آیت الله سیّد صدرالدین صدر مى گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتى بزرگ براى مهدى علیه السلام است که قیام او براى اصلاح دین و دنیایى وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ مى دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنى از سال دوم هجرى به بعد، به ثمر نشست.وى سرانجام این احتمال را مطرح مى کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمى خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگى مهدى علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانى ترین زمان را براى بقاى مهدى آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [33] به نظر آیت الله مکارم شیرازى، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران هاى آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنى آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایى اش بیش از سیصد سال. ولى قطع نظر از احادیث اسلامى، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات براى یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً براى مدّتى طولانى است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [34]* بررسىاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدى علیه السلام یا مقدار بقاى ایشان بر روى زمین پس از قیام، به لحاظ سندى، ضعیف اند. تنها برخى موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخى از اهل سنّت، صحیح به حساب مى آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف مى دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخى و اعتقادى نمى توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزى را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگرى نیز در کار باشد تا بتوان به درستى مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [35] اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندى مى پردازیم و تلاش مى کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهى است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمى تواند از حدّ فرضیه هاى محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدى علیه السلام تحقّق ارزش هاى الهى و قرآنى و تأسیس جامعه توحیدى به معناى کامل آن است به گونهٍ اى که هیچ گونه اثرى از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً؛ تنها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند». [36] مسلّم است که تأسیس چنین بناى عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگى غیر قابل توصیف، کارى است که با توجّه به روند طبیعى امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمى توان برخى اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمى شود و مدّتى مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتى طى خواهد شد و فراز و نشیب هایى در برپایىِ حکومت مهدوى وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمى رود و به واسطه رجعت پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار مى یاب ...

ادامه مطلب  

مدت حکومت امام مهدى (عج)، از ۵ تا ۳۰۹ سال/ چرا حکومت مهدوی کوتاه نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه فضای مجازیخبرگزاری میزان، مدت حکومت امام زمان (عج) در احادیث از ۵ تا ۳۰۹ سال ذکر شده است. در برخى احادیث نیز مدتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى (ع) هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. در این نوشتار، ابتدا زمان‏ هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، می آوریم، سپس به بیان دیدگاه‏ هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها می پردازیم. [ ۱]در اخبار و احادیث اسلامى، زمان هاى متفاوتى درباره مدّت حکومت مهدوى، بیان شده است. دانشمندان مسلمان به گونه هاى مختلف با این موضوع، رو به رو شده اند. برخى به یکى از زمان هاى ذکر شده گرایش پیدا کرده اند و برخى دیگر تلاش کرده اند که وجهى براى جمع میان احادیث پیدا کنند. در این نوشتار، ابتدا زمان هاى ذکر شده با اشاره به حدیثى که آن زمان را بیان کرده، مى آوریم، سپس به بیان دیدگاه هاى ارائه شده و ارزیابى آن ها مى پردازیم.* زمان هاى ذکر شدهپنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، چهارده، نوزده، نوزده و اندى، بیست، سى، چهل، هفتاد، ۱۴۰ و نهایتاً ۳۰۹ سال، زمان هایى هستند که در احادیث، از آن ها به عنوان مدّت حکومت یا زندگى امام زمان (عج) پس از ظهور یاد شده است. برخى احادیث نیز از هفت سال و دو ماه و چند روز سخن گفته اند. [ ۲]در برخى احادیث نیز مدّتى ذکر نشده و گفته شده که مهدى علیه السلام هر اندازه که خدا بخواهد، باقى خواهد ماند. مستند زمان هاى یاد شده، هر چند از نظر تعداد و اعتبار یکسان نیستند، ولى براى هر یک از آن ها مى توان حدیث یا احادیثى را نقل کرد. احادیثى از شیعه و اهل سنّت، مدت حکومت مهدى علیه السلام را هفت سال ذکر کرده اند. نمونه اش از طبرى است که از ابو سعید خدرى نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:: «قیامت به پا نمى شود، مگر اینکه مردى از اهل بیت من حکومت مى کند و زمین را پر از عدل مى کند، چنان که پر از ظلم شده است؛ و این، هفت سال طول مى کشد». [ ۳]ابن ماجه از ابو سعید خُدرى نقل مى کند که از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده است که: «مهدى در امّتم خواهد بود، اگر کم باشد هفت سال و اگر زیاد بماند، نُه سال». [ ۴]احمد بن حنبل، ابن ابى شیبه، طبرانى و دیگران، احادیثى را مى آورند که افزون بر آن، هشت سال را نیز ذکر مى کند. [ ۵]علّامه سیّد محسن امین با سندش از ابو سعید خُدرى به نقل از پیامبر صلى الله علیه و آله چنین مى آورد: «مهدى، هفت یا ده سال حاکم بر امور مردم مى شود...». [ ۶]سلیمان بن عیسى - که به گفته ابن طاووس در باب فتن، علّامه است - مى گوید: روایت شده که مهدى علیه السلام چهارده سال حکومت مى کند؛ [ ۷]، امّا معلوم نمى کند که حدیث از کیست و از چه طریقى به او رسیده است. برخى محدّثان، از نوزده سال، نقل روایت کرده اند. [ ۸]نعمانى در آخرین باب کتاب الغیبة، روایاتى در زمینه مدت زمان حکومت امام مهدى علیه السلام نقل کرده که در همه آن ها از نوزده سال یا نوزده سال و چند ماه سخن به بیان آمده است. [ ۹]از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله نقل شده است که: «مهدى، فرزند من است... بیست سال حکومت مى کند». [ ۱۰]حدیثى از امام على علیه السلام نقل شده که مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را سى یا چهل سال بیان کرده است. [ ۱۱]برخى احادیث نیز مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام را چهل سال ذکر کرده اند. از جمله در حدیثى که از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله نقل شده، آمده است: «او چهل سال در روى زمین فرمان روایى مى کند». [ ۱۲]امام حسن مجتبى علیه السلام نیز از پدر بزرگوارش نقل مى کند که فرمود:: «خداوند در آخر زمان، مردى را بر مى انگیزد... او زمین را از عدل، داد، برابرى، نور و برهان پر مى کند... او چهل سال بر شرق و غرب عالم فرمان روایى مى کند. پس خوشا به حال کسى که زمان او را درک کند و سخن او را بشنود». [ ۱۳]احادیث با مضامین دیگرى نیز هستند که بر چهل سال حکومت امام علیه السلام تأکید دارند. [ ۱۴]عبدالکریم خثعمى مى گوید: به امام صادق علیه السلام گفتم: «قائم علیه السلام چند سال حکومت مى کند؟». امام علیه السلام فرمود:: «هفت سال، روز ها و شب ها طولانى مى شوند تا آنجا که هر سال از سال هاى او با ده سال از سال هاى شما برابرى مى کند و بدین گونه، مدّت حکومت او با هفتاد سال از سال هاى شما برابر مى شود». [ ۱۵]بزرگ ترین عددى که در باره مدّت حکومت مهدى علیه السلام ذکر شده است، ۳۰۹ سال است. طبرى از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود:: «قائم علیه السلام سیصد و نُه سال، به اندازه توقّف اصحاب کهف در غارشان، حکومت خواهد کرد». [ ۱۶]نعمانى، از جابر جُعفى، از امام باقر علیه السلام روایت مى کند که فرمود:: «مردى از ما اهل بیت، سیصد و سیزده سال حکومت مى کند، افزون بر نه سال». جابر مى پرسد: چه زمانى این امر واقع مى گردد؟ امام علیه السلام مى فرماید: «بعد از مرگ قائم علیه السلام». مى گوید: از امام پرسیدم: قائم علیه السلام چه قدر توقّف دارد. امام علیه السلام مى فرماید: «از روز قیامش تا مرگش نوزده سال». [ ۱۷]بر اساس این حدیث، دوران حکومت و حضور امام مهدى علیه السلام پس از قیام، کوتاه (۱۹ سال) است؛ امّا دوران بقاى نظامى که مهدى علیه السلام بر پایه عدل بنا نهادند، بلند (۳۲۲ سال) [ ۱۸]است. البته برخى احادیث نیز از احتمال یک روز بلند نیز سخن گفته اند؛ امّا این بدان معنا نیست که خواسته باشند مقدار حکومت امام علیه السلام را تعیین کنند؛ بلکه مى خواهند حتمى بودن آن حکومت و رسیدن امام علیه السلام به اهدافش را در زمان بسیار کوتاه، بیان کنند. مثلاً در برخى از آن ها مى خوانیم که حتى اگر یک روز از دنیا باقى مانده باشد، خداوند، کسى از اهل بیت را برمى انگیزاند تا زمین را پر از عدل کند. [ ۱۹]در پاره اى احادیث از طولانى بودن آن روز، سخن به میان آمده است. [ ۲۰]حدیث دیگرى وجود دارد که کمتر در باره آن بحث شده است؛ امّا وجهى دیگر از موضوع را پیشاروى ما مى گشاید. در این حدیث، مدّت خاصى براى حکومت امام زمان علیه السلام ذکر نشده و تلاشى عامدانه و آشکار بر مخفى ماندن آن، صورت گرفته است. حدیث چنین است: ابن عبّاس از پدرش نقل مى کند که پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:: «اى عمو! دوازده جانشین از فرزندان من ولایت پیدا مى کنند. سپس امور زشت و شدید و بزرگى واقع مى گردد. سپس مهدى علیه السلام از فرزندانم خارج مى شود. خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن، زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین، هر چه خدا بخواهد. سپس دجّال، خارج مى شود». [ ۲۱]این حدیث را ابتدا اهل سنّت نقل کرده اند. سپس علماى شیعه نیز در مقام احتجاج براى اثبات تعداد امامان جانشین پیامبر صلى الله علیه و آله به آن استناد کرده اند. در هر حال، آنچه به بحث جارى مربوط مى شود، زمان حکومت امام زمان علیه السلام است که در اینجا به گونه اى مخفى مانده و به خواست خداوند، واگذار شده است.* تعابیر به کار رفتهمفاهیمى که در احادیث اسلامى براى بیان زمان حکومت مهدوى یا اقامت مهدى علیه السلام در این جهان مورد استفاده قرار گرفته، متفاوت است و توجّه به آن ها مى تواند تا حدّى ما را در جمع بندى موضوع، یارى دهد. برخى احادیث از تعبیر «یکون» [ ۲۲]به معناى بودن و شاید در اینجا به معناى زیستن، استفاده کرده اند. دو تعبیر دیگر نیز در احادیث وجود دارد که به همین معنا، یعنى زیستن است: «عاشَ» [ ۲۳]و «یَعیشُ». [ ۲۴]ظاهر این تعابیر، از مقدار زمان زندگى ایشان پس از ظهور حکایت دارد. احادیثى که واجد این تعابیر هستند، مقدار زمان زیستن ایشان را هفت، هشت یا نه سال بیان کرده اند. در مجموعه احادیث این باب، تن ها یک مورد است که زندگى مهدى علیه السلام را پس از ظهور، بیش از نه سال بیان کرده، و آن، حدیث امام باقر علیه السلام است که زندگى امام پس از ظهور را از روز قیامش تا روز مرگش نوزده سال، [ ۲۵]بیان کرد. در این حدیث، از تعبیر «یقوم» [ ۲۶]استفاده شده و تصریح دارد به اینکه مورد سؤال، از روز قیام تا روز مرگ است و دال بر مقدار زندگى ایشان پس از ظهور است. تعبیر دیگرى در حدیث پیش گفته ابن عباس به نقل از پدرش از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله وجود دارد که ظاهرش از مقدار زندگى ایشان حکایت دارد: «وَ یَمْکُثُ فِى الْأَرْضِ مَا شَاءَ اللَّهُ؛ و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». امّا اولاً، این حدیث، زمان خاصى را تعیین نمى کند و ثانیاً، برخى قرائن دیگر حاکى از این است که مراد از توقّف ایشان بر روى زمین، اصل زندگى ایشان نیست؛ بلکه سلطه ایشان بر زمین است؛ زیرا تعبیر «یمکث فى الأرض» پس از آن آمده است که فرمود:: «خداوند، کارش را در یک شب درست مى کند. پس از آن زمین را پر از عدل مى کند چنان که پر از ظلم شده است و باقى مى ماند در زمین هر چه خدا بخواهد». یعنى پس از آنکه خداوند، کارش را درست کرد و او زمین را پر از عدل و داد کرد، آن گاه هر قدرخدا بخواهد، بر زمین توقّف خواهد داشت. دو تعبیر دیگر، یعنى «ملک» [ ۲۷]و «یملک»، [ ۲۸]ناظر به مقدار حکومت و سلطه ایشان است. این دو مفهوم، بیشترین کاربرد را در احادیث این باب دارند و اغلب زمان هاى ذکر شده با یکى از این دو تعبیر آمده اند. برخى احادیث، هفت سال، هشت سال و نه سال - که با مفهوم «یعیش» آمده بودند -، با همان مضمون با تعبیر «یملک» [ ۲۹]نیز آمده است. شاید بتوان این را قرینه اى گرفت که احتمال کاربرد «عاش» و «یعیش» را به معناى حکومت تا حدّى تقویت کند؛ گو اینکه چنین قرینه اى نمى تواند ظهور این تعابیر را در زیستن از میان ببرد و آن را به معناى حکومت بگیرد. سیّد ابن طاووس، حدیثى را از ابو سعید خُدرى از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله نقل مى کند که در آن، گفته شده مهدى علیه السلام در آن وضع، یعنى پس از آنکه حاکم شد، هفت، هشت یا نه سال زندگى مى کند. [ ۳۰]در این عبارت، میان حکومت و زندگى، جمع شده است و هر دو تعبیر «یعیش» و «یملک» را دارد. بر این اساس، مى توان گفت که احادیث داراى تعابیر عاش و یعیش، احتمالاً ناظر به زندگى امام پس از حاکم شدنش است. طبعاً مقدار حکومت ایشان از مقدار زمان زندگى ایشان کمتر است؛ زیرا پس از ظهور، مدّتى طول مى کشد تا حکومت ایشان مستقر شود. مبارزات ایشان براى برپایىِ حکومت و استقرار در منطقه اى از زمین، هر چند کوتاه باشد، زمانى را به خود اختصاص مى دهد که خارج از زمان حکومت ایشان است. در نتیجه، هر اندازه مقدار حکومت ایشان در نظر گرفته شود، باید زندگى ایشان طولانى تر باشد.* نظریه هاوجوه مختلفى براى جمع میان احادیث ذکر شده بیان شده است. علّامه مجلسى براى جمع احادیث چنین مى گوید: اخبار متفاوت وارد شده در زمینه مدّت حکومت امام مهدى علیه السلام، برخى بر همه مدّت فرمان روایى ایشان، برخى بر زمانِ استقرار دولت او، برخى بر سال ها و ماه ها به حساب ما و برخى هم بر سال ها و ماه هاى طولانى زمان ایشان حمل مى شود. [ ۳۱]ایشان در انت ها از عبارت «والله اعلم» استفاده مى کند که گویاى تردید خود وى در این جمع بندى است. ابن حجر عسقلانى معتقد است که آنچه احادیث بر آن اتفاق دارند، این است که او بى تردید هفت سال حکومت مى کند. از ابن الحسین ابرى هم نقل شده است که اخبار مستفیض و متوا تر، دلالت دارند که او هفت سال حکومت مى کند. [ ۳۲]آیت الله سیّد صدرالدین صدر مى گوید که بیشتر احادیث این باب بر این موضوع اتفاق دارند که مدّت حکومت او هفت سال است و تردید در زیاد تر از این مقدار تا تمام شدن، نه سال است. به گفته ایشان این قول، ظاهر تر و مشهور تر است و این، خود فضیلتى بزرگ براى مهدى علیه السلام است که قیام او براى اصلاح دین و دنیایى وعده داده شده که در این مدّت کوتاه رخ مى دهد. چنان که قیام جدّ بزرگوار او نیز در مدّت هشت سال، یعنى از سال دوم هجرى به بعد، به ثمر نشست.وى سرانجام این احتمال را مطرح مى کند که ممکن است دلیل اختلاف احادیث این باشد که اساساً نمى خواسته اند حقیقت را در مورد مدّت زمان زندگى مهدى علیه السلام بیان کنند تا شنونده، خود هر یک از اقوال را که مایل بود برگزیند و طولانى ترین زمان را براى بقاى مهدى آرزو کند. اگر چه ترجیح با قول هفت سال است و همین هم اقواست. [ ۳۳]به نظر آیت الله مکارم شیرازى، اختلافات موجود در احادیث مربوط به مقدار زمان حکومت امام زمان علیه السلام، در واقع، ممکن است به مراحل و دوران هاى آن حکومت اشاره داشته باشد؛ یعنى آغاز شکل گرفتن و پیاده شدنش پنج یا هفت سال، دوران تکاملش چهل سال و دوران نهایى اش بیش از سیصد سال. ولى قطع نظر از احادیث اسلامى، مسلّم است که این آوازه ها و مقدّمات براى یک دوران کوتاه مدّت نیست؛ بلکه قطعاً براى مدّتى طولانى است که ارزش این همه تحمّل زحمت و تلاش و کوشش را داشته باشد. [ ۳۴]* بررسىاحادیث این باب، بسیار متنوّع و بعضاً متعارض است. همه احادیث ناظر به زمان حکومت امام مهدى علیه السلام یا مقدار بقاى ایشان بر روى زمین پس از قیام، به لحاظ سندى، ضعیف اند. تن ها برخى موارد که از هفت سال و نه سال سخن گفته اند، نزد برخى از اهل سنّت، صحیح به حساب مى آیند؛ امّا دیگران، آن ها را ضعیف مى دانند. افزون بر این، در مسائل تاریخى و اعتقادى نمى توان به استناد یک حدیث، هرچند از نظر سند معتبر باشد، چیزى را اثبات کرد. در این موضوعات باید قرائن دیگرى نیز در کار باشد تا بتوان به درستى مضمون نقل شده، اعتماد کرد. [ ۳۵]اینک با صرف نظر از موضوع یاد شده و با فرض صحّت احادیث، به جمع بندى مى پردازیم و تلاش مى کنیم که معقول ترین وجه ممکن در فهم این دسته از احادیث ارائه شود. بدیهى است که هر گونه اظهار نظر در این باره نمى تواند از حدّ فرضیه هاى محتمل، بالا تر رود. مأموریت و رسالت مهدى علیه السلام تحقّق ارزش هاى الهى و قرآنى و تأسیس جامعه توحیدى به معناى کامل آن است به گونهٍ اى که هیچ گونه اثرى از شرک در آن دوره مشاهده نشود: «یَعْبُدُونَنِى لا یُشْرِکُونَ بِى شَیْئاً؛ تن ها مرا بپرستند و چیزى را شریک من قرار ندهند». [ ۳۶]مسلّم است که تأسیس چنین بناى عظیم، آن هم با آن عمق و گستردگى غیر قابل توصیف، کارى است که با توجّه به روند طبیعى امور و عدم استفاده از قدرت اعجاز (مگر در موارد ضرورت)، نیاز به گذشت زمان دارد.* اختلاف زمان به دلیل تنوّع موضوعاتمى توان برخى اختلاف تعابیر احادیث را مربوط به این دانست که موضوع، متفاوت است؛ زیرا پس از ظهور امام زمان علیه السلام بلافاصله حکومت ایشان برپا نمى شود و مدّتى مشغول مبارزه با ظالمان خواهند بود. در طول دوران ظهور ایشان مراحل متفاوتى طى خواهد شد و فراز و نشیب هایى در برپایىِ حکومت مهدوى وجود خواهد داشت. همچنین پس از وفات یا شهادت ایشان نیز آن حکومت از میان نمى رود و به واسطه رجعت پیامبر صلى الله علیه و آله و امامان دیگر علیه السلام استمرار مى یابد. یک احتمال این است که حکومت خود مهدى علیه السلام کوتاه تر باشد و حکومت سایراهل بیت علیه السلام پس از رجعت آنان استمرار یابد و تحقّق اهداف این حکومت در درازمدت و به دست دیگر امامان علیه السلام باشد. بر این اساس، زمان هاى طولانى تر را باید ناظر به نظام حکومت مهدوى دانست، نه حکومت شخص ام ...

ادامه مطلب  

درباره الی فیلمی از اصغر فرهادی(about elly 2009)؛ "نگاه های آلوده به قضاوت"  

درخواست حذف این مطلب
0“درباره الی” چهارمین ساخته بلند “اصغر فرهادی” در مقام کارگردانی است. فیلمی مهم که مانند همیشه فرهادی خود نویسندگی فیلمش را به عهده داشته است. “درباره الی” محصول ۱۳۸۷ سینمای ایران و یکی از مهمترین های دهه اخیر سینمای ایران به شمار می آید. فیلمی که خرس نقره ای جشنواره برلین را برای فرهادی به همراه داشت. “درباره الی” نقطه عطفی در سینمای ایران است. موج نوعی است که پس از آن بسیاری از آثار دهه اخیر سینمای ایران به سمت و سوی آن حرکت کردند. نوعی رئالیسم معلق که الهام بخش کارگردانان بسیاری شد.طبقه متوسط جامعه، همیشه دغدقه فرهادی بوده است. نگاهی که فرهادی چه در “چهارشنبه سوری” چه در “جدایی نادر از سیمین” و چه در آخرین ساخته اش یعنی “فروشنده”، سعی در جستجوی در این قشر را داشته است. طبقه ای که به هر شکلی که بوده، توانسته از زیر سایه سنت ها قد علم کند. قشری که با نگاهی به الگوی زندگی غربی سعی بر تطبیق واقعیت جامعه با متد خودش است. اما کماکان ته رنگی سنتی دارد.فیلمِ فیلمنامه محور فرهادی بسیار منظم پیش می رود. خوشی هایی که به تراژدی تبدیل می گردد و روابطی که به سان تار عنکبوت به هم تنیده می شوند. گروه دوستانی که به قصد سفر به شمال می روند و مهمان ناخوانده ای به نام “الی ( ترانه علیدوستی)” هم سفرشان می شود. هم سفری که به دعوت “سپیده ( گلشیفته فراهانی)” پای به این ورطه گذاشته است. “احمد (شهای حسینی)” که نگاه های جستجو گر او خبر از آشنایی می دهد. آشنایی که قرار است الی و احمد را به هم نزدیک کند. نیمه ابتدایی فیلم صرف همین معاشرت ها و خوشگذرانی هایی می شود که این گروه کنار هم تجربه می کنند. اما طی اتفاقی نیمه مرموز داستان سرباز می کند. معماهایی که ردیف می شوند و قضاوت هایی که شخصیت ها را برملا می کند.درباره الی فیلمی از اصغر فرهادی محصول ۱۳۸۷ ایران“درباره الی” فضایی استرس زا و معلق دارد. دلشوره و استرسی است که مدام به میزانسن تزریق می شود. اما چرا؟ “درباره الی” سعی بر تقابل دیدگاه ها دارد. تقابل سنت و مدرنیته در جامعه ایران. تقابلی بزرگ و مغلق. فضایی بسیار مورد بحث در سراسر علوم انسانی و هنری. تکلیف سنت که مشخص است و تعاریفش هویدا. اما آیا جامعه ایران وارد مدرنیسم شده است ...

ادامه مطلب  

پست بعیدی نژاد برای فروشنده  

درخواست حذف این مطلب
حمید بعیدی نژاد سفیر ایران در لندن با گذاشتن متنی در کانال تلگرامی خود در مورد اصغر فرهادی و فیلم فروشنده از او تجلیل کرد. آفتاب نیوز : بعیدی نژاد نوشت: امشب اصغر فرهادی با فیلم فروشنده رکوردهای بیسابقه ای از خود بر جای گذاشت. او نه تنها با گرفتن دومین جایزه بهترین فیلم خارجی در جشنواره اسکار در رده ی تعداد معدودی از بزرگترین سینماگران جهان چون برگمن فلینی و دسیکا قرار گرفت بلکه حتی قبل از آنکه جایزه خود را از جامعه هنری اسکار بگیرد جایزه خود را از مردم گرفت.دیشب در اتفاقی نادر در تاریخ سینما به ابتکار صادق خان شهردار لندن فیلم فروشنده در میدان بزر ...

ادامه مطلب  

آداب نخستین ساعات تولد نوزاد در اسلام  

درخواست حذف این مطلب
نخستین ساعات تولد هر نوزاد در بین مسلمانان با انجام آداب و سنن #اسلامی برگزاری میشود.یکی از این آداب برداشتن کام نوزاد با تربت امام_حسین و آب فرات است. به گزارش شمانیوز: تربیت انسان ها کار پیچیده و مشکلی است و جز با توکل بر خدا و توسل به معصومان (علیهم السلام) و نیز استفاده از شیوه های ارائه شده از سوی دین مبین اسلام، ممکن نیست. همچنین عملکرد انسان هایی که در تربیت موفق بوده اند می تواند کمک بسیار مؤثری در این امر مهم باشد. از این رو با توجه به مطالبی که در فصول و مباحث پیشین مطرح شد، در این مبحث به بررسی آداب و سنن زمینه ساز تربیت در آغاز تولد می پردازیم تا با پیروی از سیره تربیتی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) بتوانیم گامی مؤثر در تربیت فرزندان خویش برداریم.در سیره معصومان (علیهم السلام) آداب و سنت هایی یافت می شود که از آغاز تولد فرزند تا روز هفتم به آنها عمل می کرده اند. عمل به این آداب، زمینه های مساعد تربیت را در فرزند به وجود می آورد. ممکن است نقش برخی از این آداب در تربیت فرزند برای ما مخفی باشد یا تأثیر کمتری در تربیت داشته باشد، ولی به هر حال تأثیر خود را در فرزند خواهد گذاشت.بخشی از این روش ها، زمینه های تربیت بعدی را فراهم می کند و برخی، علاوه بر آن، خود نیز اثر تربیتی مستقیمی دارند. از مجموع همین تأثیرات جزئی است که تربیت تحقق می یابد؛ زیرا تربیت امری لحظه ای نیست که یکباره صورت پذیرد، بلکه امری تدریجی است که با فراهم شدن زمینه های آن، از بین رفتن عوامل مزاحم و رعایت آداب و دستورهای تربیتی و استفاده از شیوه های مناسب تحقق می یابد. برخی از این آداب چنین است:1. اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد نخستین کاری که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) پس از تولد فرزند انجام می دادند، این بود که در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه می گفتند. امام سجاد (علیه السلام) می فرماید:هنگامی که امام حسین (علیه السلام) متولد شد، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت (مجلسی، 1403، ج 43، ص 240).همچنین در روایتی دیگر آمده است:هنگامی که امام حسن (علیه السلام) متولد شد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در گوش او اذان گفت (همان، ج 104، ص 123).نجمه، مادر امام رضا (علیه السلام) نیز می گوید:وقتی حضرت رضا (علیه السلام) متولد شد، امام کاظم (علیه السلام) در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 138).امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نیز می فرماید:هنگامی که زایمان حضرت زهرا (علیهاالسلام) فرا رسید، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به اسماء بنت عمیس و ام سلمه فرمود: بر بالین حضرت فاطمه (علیهاالسلام) حاضر شوید و وقتی فرزند متولد شد، در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه بگویید؛ زیرا اگر چنین کنید، از شیطان در امان خواهد بود (إربلی، 1405، ج 2، ص 148).در این باره روایات فراوان دیگری نیز آمده است که معصومان (علیهم السلام) در زندگی خویش چنین شیوه ای داشتند و به دیگران نیز سفارش می کردند که این گونه عمل کنند.در اینجا ممکن است بپرسید: آیا این عمل، در کودک تأثیری نیز باقی می گذارد یا اینکه آداب و سننی است که والدین با عمل به آن کسب ثواب می کنند؟ در پاسخ باید گفت: اولاً در برخی روایات آثار تربیتی و همچنین آثار جسمی و روحی دیگری نیز برای این عمل بیان شده است؛ از جمله محفوظ ماندن از جنون، پیسی، غش، که برای اطلاع بیشتر می توان به آن روایات مراجعه کرد (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 137). (1)براساس این روایات، اذان و اقامه گفتن در گوش نوزاد، موجب آرامش روحی کودک و ایمنی وی از شیطان، جنون و پیسی می شود. البته اذان هرجا گفته شود، شیطان از آنجا دور می شود؛ از این روست که برای کودکان نیز سفارش شده است. سلیمان الجعفری می گوید از امام رضا (علیه السلام) شنیدم که می فرمود:أذن فی بیتک فانه یطرد الشیطان و یستحب من أجل الصبیان (کلینی، 1365، ج 3، ص 308)؛ در خانه ات اذان بگو که موجب دوری شیطان می شود و برای کودکان پسندیده است.ثانیاً، این عمل، از نظر علمی نیز توجیه پذیر است. پژوهشگران اثبات کرده اند که کودکان نه تنها در روزهای اول تولد گفته های ما را می شنوند و در ذهن خود ضبط می کنند، بلکه پیش از تولد نیز از صدای قلب و حرکت غذا در روده و معده مادر و حتی صداهای بیرونی مثل صدای پدر و مادر و اطرافیان اثر می پذیرند و نسبت به آن صداها شناخت پیدا می کنند و بعد از تولد با آنها مأنوس خواهند بود.یکی از علل آرامش فرزند، هنگامی که مادر او را در آغوش می گیرد، انس با صدای قلب مادر در رحم است. ویلیام سیرز در این باره می گوید:با کودک صحبت کنید و برایش آواز بخوانید. برای کودکی که در رحم دارید خاطره های خوش ایجاد کنید. بررسی ها نشان داده است که کودکان بعدها به صداهای آشنایی که در دوران زندگی در رحم مادر شنیده اند، و به صدای کسانی که با آنها صحبت کرده اند و برایشان آواز خوانده اند، عکس العمل نشان داده اند. نوزادان به صدای پدرانشان - اگر قبل از تولد با آنها صحبت کرده باشند - بیشتر توجه می کنند و آوازهایی را که مادر در ماه های زندگی در زهدان برای آنها خوانده است، آسان تر یاد می گیرند (سیرز، 1369، ص 20).همچنین «در یک آزمایش، 5 تا 6 هفته آخر بارداری، برای تعدادی از کودکان نوار سرودی که مادرشان خوانده بود، روزی دوبار پخش شد. پس از تولد، کودکان ترجیح می دادند که این سرود را از مادرشان بشنوند تا سرودی دیگر، هر چند آن را هم مادرشان می خواند. در آزمایشی دیگر، کودکان ترجیح می دادند به سرودی که مادرشان خوانده است، گوش دهند تا سرودی که شخص دیگری خوانده است. این هم به دلیل آن است که قبلاً با صدای مادر آشنا بودند (هترینگتون، 1373، ج 1، ص 212). (2)بنابراین، اذان و اقامه گفتن در گوش کودک از سه جهت می تواند تأثیر تربیتی داشته باشد: نخست، تأثیرات جسمی و ایمنی از بیماری هایی که ممکن است کودک به آنها دچار شود. دوم، تأثیرات معنوی و آرامش روحی که با دوری شیطان برای کودک حاصل می شود. سوم، تأثیرات آموزشی که کودک با مفاهیم اعتقادی و مذهبی آشنا می شود و در آینده به این مفاهیم انس و علاقه بیشتری پیدا کی کند.2. نحنیک یا کام برداشتن از دیگر آدابی که معصومان (علیهم السلام) در آغاز تولد فرزند رعایت کرده اند، برداشتن کام نوزاد است. کام برداشتن بدین معناست که مقداری خرما، شیرینی یا چیز دیگری را نرم و ملایم کرده، به صورت مایع در آورند و آن را در کام کودک بریزند (طریحی، 1408، ص 590). پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) خود به این سنت عمل می کردند و دیگران را نیز به آن سفارش می نمودند. امام صادق (علیه السلام) از امیرمؤمنان علی (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:حنکوا أولادکم بالتمر، فکذا فعل رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) بالحسن و الحسین (علیهماالسلام) (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 137)؛ کام فرزندانتان را با خرما بردارید؛ زیرا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با حسن و حسین (علیهماالسلام) چنین کرد.همچنین از مادر امام رضا (علیه لسلام)، نقل شده که وقتی علی بن موسی الرضا (علیه السلام) متولد شد، او را در پارچه سفیدی پیچیدم به امام کاظم (علیه السلام) دادم. امام (علیه السلام) در گوش راست او اذان و در گوش چپ اقامه گفت و آب فرات طلبید و با آن کام نوزاد را برداشت و او را به من برگرداند (همان، ص 138).نیز وقتی عبدالله بن عباس صاحب فرزندی شد، علی (علیه السلام) به منزل او رفت و فرمود: او را بیاورید. کودک را آوردند. امام (علیه السلام) او را گرفت، کام او را برداشت، برای او دعا کرد و او را برگرداند... (ابن ابی الحدید، 1385، ج 7، ص 148).بنابراین، کام برداشتن، از سیره معصومان (علیهم السلام) بوده است و با چیزهای مختلفی از قبیل خرما، آب (در صورت امکان آب فرات و پس از آن آب باران) (کلینی، 1365، ج 6، ص 24)، تربت امام حسین (علیه السلام)، عسل یا هر نوع شیرینی دیگر انجام می شده است. در روایات، برای کام برداشتن با برخی از این چیزها، فوائدی نیز ذکر شده است. برای مثال، امام صادق (علیه السلام) کام برداشتن با تربت امام حسین را موجب ایمنی فرزند می داند:حنکوا اولادکم بتربه الحسین (علیه السلام) فانه امان (نوری، 1408، ج 15، ص 138).مراد از امان، ممکن است ایمنی از شیطان یا بلاها یا هر دو باشد. همچنین آن حضرت کام برداشتن با آب فرات را موجب دوستی اهل بیت (علیهم السلام) می داند:ما أظن أحدا یحنک بماء الفرات إلا أحبنا أهل البیت (همان، ص 139).و یاالا کان لنا شیعه (همان، ش 4).کام برداشتن با تربت امام حسین (علیه السلام) به دلیل قرب و منزلتی که آن امام نزد خدا دارد، آثار روحی و معنوی بسیاری دارد. در روایات متعدد از آثار مادی و معنوی آن، حتی در شفای بیماران سخن به میان آمده است. افراد بسیاری نیز این را تجربه کرده اند. روایات ما برای آب فرات اهمیت خاصی از حیث معنوی قائل است. (3) این اهمیت شاید از آن جهت باشد که این آب طعم گوارایی دارد. آب باران نیز چون آب خالص است و شوری و تلخی و مواد مخلوط ندارد، از سایر آب ها گواراتر است.یادآور می شویم که مستحب است که عمل کام برداشتن و تحنیک به دست بزرگان دین و افراد صالح و باتقوا واقع شود. این خود، علاوه بر آثاری که در روایات آمده و نیز آثار احتمالی که بیان شد، نوعی تیمن و تبرک است و چون مستحب است که هنگام این عمل برای کودک دعا کنند، دعای بزرگان دینی برای کودک تأثیرات معنوی فراوانی خواهد داشت. در صدر اسلام معمولاً کام کودکان مسلمان را پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) برمی داشتند و برای کودک دعا می کردند.3. پوشش نوزادپیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه معصومان (علیهم السلام) به پوشش کودک، به ویژه در آغاز تولد، اهمیت فراوان می دادند. تأکید بر پوشاندن لباس سفید بر کودک و نهی از پوشاندن لباس زرد بر او، در سیره، حکایت از اهمیت و تأثیر رنگ لباس بر کودک دارد. زید بن علی از پدرش امام سجاد (علیه السلام) نقل می کند کهلما ولدت فاطمه (علیهاالسلام) الحسن (علیه السلام) أخرج إلی رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فی خرقه صفراء، فقال (صلی الله علیه و آله و سلم) ألم أنهکم أن تلفوه فی خرقه صفراء، ثم رمی بها و أخذ خرقه بیضاء فلفه فیها (مجلسی، 1403، ج 104، ص 109)؛ زمانی که حضرت فاطمه (علیهاالسلام) امام حسن (علیه السلام) را به دنیا آورد، [اطرافیان] او را در پارچه زردی پیچیدند و نزد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) آوردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مگر شما را از پوشاندن پارچه زرد بر نوزاد منع نکرده بودم؟ سپس پارچه زرد را به دور افکند و پارچه سفیدی بر او پوشاند.همچنین گذشت که مادر امام رضا (علیه السلام) فرمود:لما ولد الرضا (علیه السلام) ناولته موسی (علیه السلام) فی خرقه بیضاء (حر عاملی، 1367، ج 15، ص 138)؛ وقتی [امام] رضا (علیه السلام) به دنیا آمد، او را در پارچه سفیدی پیچیدم و به امام کاظم (علیه السلام) دادم.بنابراین، رنگ پوشش نوزاد در سیره معصومان (علیهم السلام) مهم دانسته شده و اصرار بر این است که رنگ لباس نوزاد سفید باشد، نه زرد. درباره سرّ رنگ سفید و اینکه چه آثار جسمی یا روحی برای کودک خواهد داشت، در روایات چیزی بیان نشده است. البته در این مورد، حدس هایی می توان زد و نیز می توان فوائد احتمالی برای آن بیان کرد. امروزه در روان شناسی رنگ ها، تحقیقات بسیاری در زمینه تأثیر رنگ ها بر حالات روحی - روانی انسان ها انجام شده و نتایج تحقیقات، تأثیر رنگ ها را تأیید کرده است (لوشر، 1371). اما گرچه تأثیر رنگ لباس بر کودک انکار ناپذیر است، ولی در نوع و کیفیت تأثیر آن، داوری قطعی و روشنی نمی توان کرد.4. تبریک و دعااز دیگر آداب آغاز تولد کودک که در سیره معصومان (علیهم السلام) رعایت شده، تبریک ولادت کودک به پدر و مادر اوست. مرازم از برادش نقل می کند:مردی به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد که صاحب پسری شده ام. امام (علیه السلام) فرمود: خدا سپاسِ بخشنده را روزی ات کند و فرزند را برایت مبارک گرداند و او را حفظ فرماید و تو را از خیر او بهره مند سازد (کلینی، 1365، ج 6، ص 17).همچنین در سیره ای که پیشتر از ابن ابی الحدید نقل شد آمده بود کهوقتی عبدالله بن عباس صاحب پسری شده امیرمؤمنان علی (علیه السلام) با اصحاب به دیدار او رفتند و حضرت این گونه به او تبریک گفت: خدا سپاسِ بخشنده را روزی ات کند و فرزند را بر تو مبارک گرداند (ابن ابی الحدید، 1385، ج 7، ص 148).همچنین، امام صادق (علیه السلام) می فرماید:مردی ولادت فرزند مردی دیگر را چنین تبریک گفت: یهنئک الفارس؛ قدم سوارکار نورسیده مبارک! امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: از کجا می دانی که او سوارکار خواهد بود؟ آن مرد عرض کرد: فدایت شوم پس چه بگویم؟ امام فرمود: بگو: خدا سپاس بخشنده را روزی تو کند و فرزند را برایت مبارک گرداند و او را به رشد و کمال رساند (عمری طولانی به او بدهد) و تو را از نیکی او بهره مند سازد (کلینی، 1365، ج 6، ص 17).چنان که در این سیره ها آمده است، اولاً تبریک گفتن و اظهار شادمانی کردن برای تولد نوزاد، از سنن و آداب اسلامی است؛ ثانیاً باید تعبیرهای تبریک، آمیخته با ارزش های الهی و معنوی، آموزنده و یادآور شکر پروردگار و در برگیرنده دعا برای پدر و مادر و آینده نوزاد باشد.در اینجا دو نکته مهم وجود دارد: نخست اینکه اظهار شادمانی دیگران مستقیماً در والدین تأثیر دارد و آنها را اگر احیاناً از تولد فرزند ناراحت اند، خوشحال می کند. با یادآوری نعمت الهی آنها را به شکر نعمت وا می دارد؛ در نتیجه والدین با علاقه و رضایت کامل به تربیت کودک می پردازند و این رضایت، در کودک اثر خواهد گذاشت. مادری که با رضایت کامل به فرزند خویش شیر دهد، به نظافت او بپردازد و به او محبت کند، در شکل گیری هرچه بهتر شخصیت کودک مؤثر است. «نتیجه تحقیقات نشان می دهد تمایل و علاقه مندی مادر، ضمن شیر دادن طفل، در ثبات شخصیت او مؤثر است. بدین ترتیب، تأثیر رفتار مادر در رشد شخصیت طفل از لحظه تولد نوزاد آشکار می شود... مادرانی که علاقه مند به شیر دادن کودکان خود نیستند و آنها را با بی میلی در آغوش می گیرند، انزوا، بی حسی و احتمالاً غش را در اطفال خودشان به وجود می آورند» (عظیمی، 1369، ص 106).دوم آنکه دعا برای سلامت و رستگاری کودک، در هر لحظه و مرحله ای از تربیت کودک مؤثر، و در تبریک ولادت نیز مطرح است. در روایات و سیره تربیتی معصومان (علیهم السلام) دعا کردن برای فرزند در مراحل متعددی از جمله هنگامی که انسان قصد ازدواج می کند، وقت ورود بر همسر و هنگام آمیزش، وارد شده است؛ علاوه بر اینها هنگام کام برداشتن کودک، وقت عقیقه برای او و هنگام نامگذاری کودک، دعا وارد شده است و معصومان (علیهم السلام) در سیره خود بدان عمل می کردند. دعا برای کودک گذشته از تأثیرات روحی، معنوی و جسمی، تأثیرات روانی و تلقینی نیز دارد؛ زیرا وقتی کودک با والدینی روبه روست که هر آن، دم از ارتباط با خدا و استمداد از او می زنند، او نیز بدان سوی کشیده خواهد شد.5. نام نیکنامگذاری برای همه اشیائی که انسان با آنها سر و کار دارد، ضروری است؛ زیرا انسان برای شناختن و شناساندن هر چیز محتاج نام آن است؛ مثلاً برای شناساندن خود به دیگران، ناگزیر از بیان نام است. امام مهم، زمان نامگذاری و انتخاب نام است. البته در سیره معصومان (علیهم السلام) بر هر دو کار تأکید شده است. تأکید اسلام بر نامگذار پیش از تولد فرزند است و اگر نشد، در بدو تولد، تا روز هفتم ولادت و همراه با عقیقه است. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: پدرم از جدم نقل کرد که امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:فرزندان خود را قبل از اینکه متولد شوند، نامگذاری کنید و اگر نمی دانید پسر است یا دختر، از نام هایی استفاده کنید که بر هر دو می نهند؛ زیرا کودکانی که بر آنها نام نهاده نشده است، روز قیامت به پدر خود اعراض می کنند که چرا بر من نام ننهادی و [حال آنکه] پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز محسن را قبل از تولد نام نهاد (کلینی، 1365، ج 6، ص 18).ابی بصیر نیز از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که درباره مولود فرمود:مولود را در روز هفتم ولادت نامگذاری می کنند و برای او عقیقه می دهند و (موی) سرش را می تراشند (کلینی، 1365، ج 6، ص 29).یادآور می شویم که این دو دسته روایات با هم منافاتی ندارند؛ زیرا طبق برخی روایات تا روز هفتم می توان نام را تغییر داد. امام صادق (علیه السلام) فرمود:هیچ پسری برای ما متولد نمی شود، مگر اینکه نام او را محمد می گذاریم؛ وقتی هفت روز از ولادت وی گذشت، اگر خواستیم نام او را تغییر می دهیم یا باقی می گذاریم (همان، ص 18).بنابراین، نامگذاری پیش از تولد به احترام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و برای تیمن و تبرک به نام او صورت می گیرد و تا روز هفتم نیز قابل تغییر است. اما چرا پیش از تولد نامگذاری انجام می شود؟یک احتمال همان است که در روایت ذکر شده است که کودک پیش از تولد نیز دارای روح و شخصیت و احترام است و اگر نامگذاری نشود و سقط شود، به او احترام لازم گذاشته نشده است و آن کودک، در قیامت به این بی احترامی والدین معترض خواهد شد.احتمال دیگر اینکه اگر تا روز هفتم نامگذاری صورت نگیرد، چه بسا اقوام و آشنایان نامهای نامناسب و ناشایستی را بر والدین تحمیل کنند. بنابراین، بهتر است نامگذاری پیش از تولد صورت پذیرد. به همین دلیل در سیره معصومان (علیهم السلام) و بزرگان صدر اسلام تأکید بر این بوده است که بزرگان برای کودکان نامگذاری کنند و خود نیز چنین می کرده اند؛ برای مثال، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای فرزندان علی (علیه السلام) نام برگزید (مجلسی، 1403، ج 43، ص 242) (4) و علی (علیه السلام) فرزند ابن عباس را نامگذاری کرد. صحابه نیز فرزندان خود را برای نامگذاری نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه (علیهم السلام) می آوردند تا نامهای مناسب و شایسته ای برای آنها برگزینند. پس بهتر است نامگذاری تا روز هفتم به تأخیر نیفتد.مسئله دیگری که اهمیت خاصی دارد، انتخاب نام است. در سیره معصومان (علیهم السلام) انتخاب نام نیک و پرمعنا از اهمیت ویژه ای برخوردار است. امیرمؤمنان علی (علیه السلام) فرمود:اولین خوبی انسان به فرزندش، نام نیکی است که برای او انتخاب می کند (کلینی، 1365، ج 6، ص 18).پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز نام نیک را از حقوق فرزندان بر والدین می داند. امام کاظم (علیه السلام) م ...

ادامه مطلب  

تلویزیونی های گمنام دیروز، سینمایی های بنام امروز  

درخواست حذف این مطلب
از ابتدای رواج تلویزیون در کشورمان تا امروز شاهد حضور چهره های محبوب و موفق بسیاری در قاب رسانه ملی بوده ایم که پس از کسب تجربه و جلب آرای عمومی، مسیر کارگردانی خود را با فیلم سازی در سینما ادامه داده اند. البته بسیاری از این کارگردان ها نتوانسته اند در هر دو مدیوم موفق ظاهر شوند و تنها در یک زمینه درخشیده اند ولی در این میان، هستند نام هایی که فرمول مشترکی را برای مقبولیت در هر دو قالب یافته اند. در ادامه به کارنامه کمترشناخته شده تلویزیونی چهار کارگردان از دو نسل فیلم سازان ایرانی اشاره می کنیم:ناصر تقوایییک سریال و 3سریال نیمه کاره شروع به کار تلویزیونی: ناصر تقوایی در شمار نخستین پیشگامان تولید محتوا برای تلویزیون محسوب می شود و در سال 46 با ساخت مستند «تاکسی متر» کار برای تلویزیون را شروع کرد. مستند «باد جن» او در سال 48 از نخستین تولیدات تلویزیون با موضوع پژوهش درباره آداب و رسوم ایران به شمار می رود. «دایی جان ناپلئون» نوشته ایرج پزشک زاد، که در سال 54 ساخته شد، اولین سریال اوست. او چند سریال مانند «داستان سرایان»، «شوهر آهوخانم» و «کوچک جنگلی» را هم نیمه کاره رها کرد.ورود به سینما: او در نخستین گام در سال 42 به عنوان دستیار فنی ابراهیم گلستان با فیلم «خشت و آینه» به جادوی سینما پیوند خورد. اما اولین حضور جدی ناصر تقوایی در سینما به سال 52 و ساخت فیلمی با عنوان «آرامش در حضور دیگران» با موضوعی اجتماعی بازمی گردد که در همان گام نخست برای وی جایزه شیر نقره ای ونیز را به ارمغان آورد. البته او در همان سال، فیلمی دیگر را با نام «صادق کُرده» کارگردانی کرد.نقطه عطف: تقوایی با ساخت نخستین فیلم سینمایی رنگی خود به نام «ناخدا خورشید» در سال 65 که شاهکاری اقتباسی از «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی بود، به عنوان یکی از پیشگامان موج نوی سینمای ایران شناخته شد. موجی که از مهم ترین مشخصه های آن آثاری با گرایش های اجتماعی، تجاری، انتزاعی و البته متکی بر ادبیات معاصر بود. این اثر، نامزدی بهترین کارگردانی جشنواره فجر و جایزه پلنگ برنزی جشنواره معتبر «لوکارنو» را از آنِ تقوایی کرد.نسبت با تلویزیون: با وجودی که «ناخدا خورشید» و «ای ایران» تقوایی از شبکه های سیما پخش شده و علاوه بر آن فیلم های مستند «نان خورهای بی سوادی»، «پنج شنبه بازار میناب» و «اربعین» وی از شبکه مستند روی آنتن رفته اند، نمی توان ارتباط دوسویه و روشنی میان تقوایی و تلویزیون تصور کرد. او در برهه ای از نوع نمایش تلویزیونی «ناخدا خورشید» به خاطر 37 دقیقه کوتاه شدن فیلم، اعلام نارضایتی کرد. سال 83 و بعد از ساخت مستند «تمرین آخر» هم برخی تهیه کنندگان، نمایش این مستند را در تلویزیون به او پیشنهاد کردند اما بعدها از خرید مستندش منصرف شدند.بازگشت: او در سال 81 با ساخت «کاغذ بی خط» برنده سیمرغ بهترین کارگردانی جشنواره فجر شد و حالا قریب به 15 سال از غیبت تقوایی در سینمای ایران می گذرد. حدود چهار دهه هم از آخرین حضور رسمی اش بر صفحه تلویزیون می گذرد و مدت هاست حتی به عنوان مهمان در برنامه های تلویزیونی شاهد حضور او در سیما نبوده ایم. دلایل روشنی برای این غیبت طولانی از سوی تقوایی یا بی میلی تلویزیون برای دعوت از این کارگردان بزرگ سینمای ایران ذکر نشده. او البته گاهی هم اشاره کرده که به فیلم سازی تمایل دارد ولی حمایت قطعی از حضور مجددش تاکنون نشده است. با این حال به نظر می رسد پس از مدت ها کناره گیری از فضای جدی هنری و در 76 سالگی ناصر تقوایی، دیگر نمی توان امید چندانی به بازگشت او داشت.بهروز افخمی3 سریال، یک تله فیلم و «هفت» شروع به کار تلویزیونی: بهروز افخمی که در دهه 60 از مدیران گروه فیلم و سریال تلویزیون بود، پروژه متوقف شده سریال «کوچک جنگلی» ناصر تقوایی را در سال 63 به دست گرفت و تا سال 66 به اتمام رساند. بعد از این سریال، بهروز افخمی برای دو دهه، به سینما کوچ کرد تا این که در سال 86 با تله فیلم دفاع مقدسی «یازده دقیقه و سی ثانیه» به تلویزیون برگشت. دو سال بعد سریال پرطرفدار «عملیات 125» را ساخت؛ مجموعه ای که با همکاری برادرش درباره عملیات های آتش نشانی سروسامان گرفت و سه سال بعد از آن هم اقدام به ساخت سری دوم همین مجموعه کرد.ورود به سینما: او در سال 64 ورود به عالم سینما را به عنوان مدیر فیلم برداری «زیر باران» به کارگردانی سیف ا... داد تجربه کرد. اما «تفنگ های سحرگاه» نخستین فیلم سینمایی مستقل افخمی به نویسندگی ناصر تقوایی محصول سال 67 بود که در ادامه سریال «کوچک جنگلی»، بخشی از مبارزات میرزا کوچک خان جنگلی را به تصویر کشید.نقطه عطف: در سال 69 فیلم «عروس» با شکستن رکورد فروش سینمای بعد از انقلاب، جذب هشت میلیون تماشاگر و دو ستاره ای که به عالم سینما معرفی کرد، سکوی پرتاب افخمی شد که برای آن دیپلم افتخار بهترین کارگردانی جشنواره فجر را هم گرفت. نقطه عطف دیگر او در فیلم سازی، به 10 سال بعد از آن تعلق دارد؛ سال 81 «گاو خونی» افخمی توجه منتقدان را جلب کرد و از جشنواره های داخلی و خارجی جوایز بسیاری گرفت.نسبت با تلویزیون: به دلیل دانش آموختگی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما و سال ها همکاری با تلویزیون، می توان افخمی را به نوعی فرزند رسانه ملی دانست. خودش گفته «در تلویزیون به من اعتماد وجود دارد چون کارمند قدیم تلویزیون هستم» . او با وجود موفقیت در عرصه سینمایی، هرگز فاصله چندانی با این رسانه فراگیر نگرفت و به تناوب با ساخت مجموعه ها و برنامه های تلویزیونی، بازپخش برخی از آثارش چون «عروس» و گاهی هم حضور به عنوان مهمان، از حافظه مخاطبان محو نشد.بازگشت: بهروز افخمی از سال 94 تا اواخر 95 مجری و سردبیر سومین سری «هفت» بود که به بررسی مسائل روز سینمای ایران می پرداخت. با این وجود حواشی بسیاری بعد از جشنواره فجر سی وپنجم دامن گیر او و برنامه اش شد و با آمدن مرتضی میرباقری، معاون جدید سیما، از اجرای این برنامه کنار رفت. اگرچه پایان «هفت» ناگهانی و برخلاف منطق موجود در گفته های پیشین افخمی بود، اما خودش اعلام کرد با مدیران تلویزیون به توافق رسیده اند که بعد از انتخابات ریاست جمهوری، گروه دیگری برنامه «هفت» را اجرا ک ...

ادامه مطلب  

بلندمرتبه شاهی ز صدر زین افتاد...  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف-رجانیوز: سلام بر زمزمی که از کربلا می جوشد.سلام بر موسم عاشورا،سلام بر غزلهای عاشقانه حسینی. سلام بر سجاده های مرطوب گریه.سلام بر ترک های قلب حزن و اندوه. ای حسین! آن کدام خیال نازک بینی است که حرکت عاشقانه و سترگ تو را از سر درک و درد به کمال فهم کند؟ حسین جان! راه تو، راه دل است و هر گاه عاشقی به دل توجه کند، تو را می یابد و مرقد تو در دل دوستداران عاشق توست. حسین! ای خون خدا! سلام بر تو که در قامت شمشیر و هیبت نور به خیمه های آه و گداز پیوستی و مهیای کارزار شدی. کدام چشم است که مرثیه ات را بشنود و خونابه غم مظلومیت و غربت انسان را از دیدگان فرو نریزد؟ ای حسین! ما بزم نشینان کوفی نیستیم. جانمان فدایت! پیشه ما عهدشکنی نیست و رسممان بی وفایی.ما از این روزگار ظلمانی خسته ایم. سید و سالار شهیدان! عشقت را چون باران بر سرزمین کویری روحمان بباران. ای حسین! در شگفتیم که پس از مصیبت خون بار عاشورا و شهادت تو، چرا کوه ها هنوز ایستاده اند و ابرها هنوز برفرازند؟ چرا خورشید هنوز می درخشد و افلاک در فضای لایتناهی رها نمی شوند؟! چرا چشمه ها هنوز می جوشند؟ چرا خون در میان رگهای آدمیان جاری است؟ چرا دیده ها هنوز روشن است و چرا سرنوشت ها هنوز رقم می خورند؟... و این چیزی نیست جز عنایت تو، ای مظلوم همیشه تاریخ! خوب می دانیم تو، عاشورا و قیام پرشورت، عطیه ای الهی هستید که هر سال از آسمان خدا چون رحمتی بی بدیل بر سفره وجود تشنه و گرسنه زمینیان فرود می آیید، تا شاید راه هدایت در جهان هستی جریان یابد. به امید زیارت و شفاعتت...***روایت تاریخ کربلاروز دهم محرم الحرام/عاشورای حسینیشب عاشوراپس عباس علیه‏ السلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنها شب عاشورا را - براى نماز و عبادت - مهلت خواست. عمربن سعد در موافقت با این درخواست، مردد بود، و سرانجام از لشکریان خود پرسید که: چه باید کرد؟!عمرو بن حجاج گفت: سبحان الله! اگر اهل دیلم (کنایه از مردم بیگانه) و کفار از تو چنین تقاضایى مى‏کردند سزاوار بود که با آنها موافقت کنى!قیس بن اشعث گفت: درخواست آنها را اجابت کن، به جان خودم سوگند که آنها صبح فردا با تو خواهند جنگید.ابن سعد گفت: به خدا سوگند که اگر بدانم چنین کنند، هرگز با درخواست آنها موافقت نکنم.(1)و عاقبت، فرستاده ابن سعد به نزد عباس بن على علیه‏السلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت مى‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به نزد عبیدالله بن زیاد خواهیم فرستاد! و اگر سر باز زدید، دست از شما بر نخواهیم داشت.(2)خطبه امام علیه ‏السلام شب عاشوراامام علیه ‏السلام یاران خود را نزدیک غروب به نزد خود فراخواند.على بن الحسین علیه‏ السلام مى‏فرماید: من نیز خدمت پدرم رفتم تا گفتار او را بشنوم در حالى که بیمار بودم، پدرم به اصحاب خود مى‏فرمود:"اثنى على الله احسن الثنأ و احمده على السرأ و الضرأ، اللهم انى احمدک على ان اکرمتنا بالنبوة و جعلت لنا اسماعا و ابصارا و افئده و علمتنا القرآن و فقهتنا فى الدین فاجعلنا لک من الشاکرین، اما بعد فانى لا اعلم اصحابا او فى ولا خیرا من اصحابى ولا اهل بیت ابر ولا اوصل من اهل بیتى فجزاکم الله جمیعا عنى خیرا. الا و انى لاظن یومنا من هؤلأ الاعدأ غدا و انى قد اذنت لکم جمیعا فانطلقوا فى حل لیس علیکم منى ذمام، هذا اللیل قد غشیکم فاتخذوه و جملا و لیاخذ کل رجل منکم بید رجل من اهل بیتى فجزاکم الله جمیعا ثم تفرقوا فى البلاد فى سوادکم و مدائنکم حتى یفرج الله فان القوم یطلبوننى و لو اصابونى لهوا عن طلب غیرى."(3)خداى را ستایش مى‏کنم بهترین ستایش ها و او را سپاس مى‏گویم در خوشى و ناخوشى. بار خدایا! تو را سپاسگزاریم که ما را به نبوت گرامى داشتى و علم قرآن و فقه دین را به ما کرامت فرمودى و گوشى شنوا و چشمى بینا و دلى آگاه به ما عطا کردى، ما را از زمره سپاسگزاران قرار بده. من یارانى بهتر و با وفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم و اهل بیتى فرمانبردارتر و به صله رحم پاى بندتر از اهل بیتم نمى شناسم، خدا شما را به خاطر یارى من جزاى خیر دهد! من مى‏دانم که فردا کار ما با اینان به جنگ خواهد انجامید. من به شما اجازه مى‏دهم و بیعت خود را از شما بر مى‏دارم تا از سیاهى شب براى پیمودن راه و دور شدن از محل خطر استفاده کنید و هر یک از شما دست یک تن از اهل بیت مرا بگیرید و در روستاها و شهرها پراکنده شوید تا خداوند فرج خود را براى شما مقرر دارد. این مردم، مرا مى‏خواهند و چون بر من دست یابند با شما کارى ندارند.پاسخ یاران امام علیه ‏السلامبرادران امام و فرزندان و برادرزادگان او و فرزندان عبدالله بن جعفر (فرزندان حضرت زینب علیهاالسلام) به امام عرض کردند: ما براى چه دست از تو برداریم؟ براى این که پس از تو زنده بمانیم؟! خدا نکند که هرگز چنین روزى را ببینیم.ابتدا عباس بن على علیه‏ السلام این سخن را گفت و بعد دیگران از او پیروى کردند و جملاتى همانند، بر زبان راندند.پس امام علیه‏ السلام روى به فرزندان عقیل نمود و فرمود: شما را کشته شدن مسلم کافى است، بروید که من شما را اذن دادم.آنها گفتند: سبحان الله! مردم چه مى‏گویند؟! مى‏گویند ما بزرگ و سالار خود و عموزادگان خود که بهترین مردم بودند در دست دشمن رها کردیم و با آنها به طرف دشمن تیرى رها نکردیم و نیزه و شمشیرى علیه دشمن به کار نبردیم!! نه! به خدا سوگند چنین نکنیم، بلکه خود و اموال و اهل خود را فداى تو سازیم و در کنار تو بجنگیم و هر جا که روى کنى با تو باشیم، ننگ باد بر زندگى پس از تو.سپس مسلم بن عوسجه بپا خاست و گفت: بهانه ما در پیشگاه خدا براى تنها گذاردن تو چیست؟! به خدا سوگند این نیزه را در سینه آنها فرو برم و تا دسته این شمشیر در دست من است بر آنها حمله کنم، و اگر سلاحى نداشته باشم که با آن بجنگم سنگ برداشته و به طرف آنها پرتاب مى‏کنم، به خدا سوگند که ما تو را رها نکنیم تا خدا بداند که حرمت پیامبر را در غیبت او درباره تو محفوظ داشتیم، به خدا قسم اگر بدانم که کشته مى‏شوم و بعد زنده مى‏شوم و سپس مرا مى‏سوزانند و دیگر بار زنده مى‏گردم و سپس در زیر پاى ستوران بدنم در هم کوبیده مى‏شود و تا هفتاد بار این کار را در حق من روا بدارند، هرگز از تو جدا نگردم تا در خدمت تو به استقبال مرگ بشتابم، و چرا چنین نکنم که کشته شدن یک بار است و پس از آن کرامتى است که پایانى ندارد.پس از او زهیربن قین برخاست و گفت: به خدا سوگند دوست دارم کشته شوم، باز زنده گردم، و سپس کشته شوم، تا هزار مرتبه، تا خدا تو را و اهل بیت تو را از کشته شدن در امان دارد!و بعد از زهیر گروه دیگرى از اصحاب سخنانى حماسى بر زبان جارى کردند، و امام علیه ‏السلام در حق آنها دعاى خیر فرمود و به خیمه خود بازگشت.(4) و (5)محمدبن بشیردر شب عاشورا به محمدبن بشیر حضرمى خبر دادند که فرزندت در سر حد رى اسیر شده است، او در پاسخ گفت: ثواب مصیبت او و خود را از خداى متعال آرزو مى‏کنم و دوست ندارم که فرزندم اسیر باشد و من بعد از او زنده بمانم.امام حسین علیه ‏السلام چون سخن او را شنید، فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، بر و در رهایى فرزندت از اسارت بکوش.محمدبن بشیر گفت: در حالى که زنده هستم طعمه درندگان گردم اگر چنین کنم و از تو جدا شوم.امام علیه‏ السلام فرمود: پس این لباس ها را به فرزندت که همراه توست بده تا در نجات برادرش به مصرف برساند.نوشته ‏اند که: امام پنج جامه به او داد که هزار دینار ارزش داشت.(6)مرگ از عسل شیرین‏تر استقاسم بن حسن علیه ‏السلام به امام علیه ‏السلام عرض کرد: آیا من هم در شمار شهیدانم؟امام علیه ‏السلام با عطوفت و مهربانى فرمود: اى فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟عرض کرد: اى عمو! مرگ در کام من از عسل شیرین‏تر است!و چه زیبا است این شعر در توصیف این نوجوان:گرچه من خود کودکى نو رسته ‏ام لیک دست از زندگانى شسته ‏امکرده در روز ولادت مام من باز با شهد شهادت کام منامام علیه ‏السلام فرمود: عمویت به فداى تو باد! آرى تو نیز از شهیدان خواهى بود آن هم پس از رنجى سخت، و پسرم عبدالله نیز کشته خواهد شد.قاسم گفت: اى عمو! مگر لشکر دشمن به خیمه‏ ها هم حمله مى‏کنند تا عبدالله شیرخوار هم شهید شود؟!امام علیه ‏السلام فرمود: عمویت به فدایت تو باد! عبدالله کشته خواهد شد هنگامى که دهانم از شدت عطش خشک شود و به خیمه‏ها آمده آب با شیر طلب کنم و چیزى نیابم، فرزندم عبدالله را طلب مى‏کنم تا از رطوبت دهانش بنوشم، چون او را نزد من آوردند قبل از آن که لبانم را بر دهان او بگذارم، شقاوت پیشه‏اى از لشکریان دشمن، گلوى فرزند شیر خوارم را با تیر پاره کند و خون او بر دستانم جارى شود، آنگاه است که دست به آسمان بلند کنم و از خدا طلب صبر نمایم و به ثواب او دل بندم، در این حال نیزه‏هاى دشمن مرا به سوى خود خواند و آتش از خندق پشت خیمه‏ها زبانه کشد و من بر آنها حمله خواهم کرد و آن لحظه، تلخ‏ترین لحظه دنیاست و آنچه خدا خواهد، واقع شود.على بن الحسین علیه ‏السلام فرمود: قاسم با شنیدن این سخنان زار زار گریست و ما نیز گریستیم و بانگ شیون و زارى از خیمه‏ها بلند شد.(7)ایستادگى تا مرز شهادتاز على بن الحسین علیه ‏السلام نقل شده است که فرمود: چون پدرم به اصحاب فرمودند که بیعت خود را از شما برداشتم و شما آزاد هستید، اصحاب و یاران آن حضرت بر فداکارى و وفادارى خود تا مرز شهادت در کنار امام پافشارى نمودند.امام در حق آنها دعا کرده فرمودند: سرهاى خود را بلند کنید و جایگاه خود را ببینید! یاران و اصحاب امام نظر کرده و جایگاه و مقام خود را در بهشت مشاهده کردند و امام علیه‏ السلام منزلت رفیع هر کدام را به آنها نشان مى‏داد.(8)بعد از این معجزه امام علیه ‏السلام بود که اصحاب با سینه‏هاى فراخ و صورت هاى بر افروخته به استقبال نیزه‏ها و شمشیرها مى‏رفتند تا زودتر به جایگاهى که در بهشت دارند، برسند.(9)حفر حندق در اطراف خیامامام علیه‏ السلام فرمان داد تا مقدارى چوب و نى که در پشت خیمه‏ ها بود، در محلى که اصحاب امام در شب عاشورا مانند خندق در اطراف خیمه‏ ها حفر کرده بودند، بریزند، زیرا هر لحظه احتمال شبیخون دشمن از پشت خیمه ‏ها مى‏رفت. امام علیه ‏السلام دستور داد به محض حمله دشمن، آن چوب ها و نى‏ها را آتش زنند تا راه ارتباطى دشمن با خیمه ها قطع شود و فقط از یک قسمت که یاران امام مستقر بودند، نبرد صورت پذیرد، و این تدبیر براى اصحاب امام بسیار سودمند بود.(10)تحکیم مواضعامام علیه ‏السلام از خیمه بیرون آمد و به اصحاب فرمان داد که خیمه‏ ها را نزدیک یکدیگر قرار داده و طناب بعضى را در بعض دیگر ببرند و لشکر دشمن را در روبروى خود قرار داده و خیمه ‏ها را در پشت سر و طرف راست و چپ خود قرار دهند به گونه‏اى که خیمه‏ها در سه طرف آنها قرار بگیرد و اصحاب امام فقط از قسمت روبرو با دشمن مواجه شوند.(11) سپس امام و یارانش به جایگاه خود بازگشتند و تمام شب را به نماز گزاردن و استغفار و دعا و تضرع سپرى کردند و آن شب اصلاً نخوابیدند.(12)غسل شهادتامام علیه‏ السلام حضرت على اکبر را با سى نفر سواره و بیست نفر پیاده فرستاد تا آب آوردند، آنگاه روى به یاران خود نموده و فرمودند: برخیزید و آب بنوشید که این آخرین توشه شماست، و وضو گرفته و غسل کنید و لباس هاى خود را بشوئید تا کفن شما باشد.(13)اشعار امام علیه السلامعلى بن الحسین علیه ‏السلام مى‏گوید:من شب عاشورا در کنارى نشسته بودم و عمه‏ ام زینب نیز نزد من بود و مرا پرستارى مى‏کرد، ناگهان پدرم برخاست و به خیمه دیگرى رفت و جوین(14) غلام ابى ذر غفارى در خدمت آن حضرت بود و شمشیر او را اصلاح مى‏کرد، و پدرم این اشعار را مى‏خواند:"یا دهر اف لک من خلیلکم لک بالاشراق و الاصیل من صاحب و طالب قتیلو الدهر لا یقنع بالبدیل و انما الامر الى الجلیلو کل حى سالک سبیلى."(15)این اشعار را پدرم دو یا سه بار تکرار کرد، من مقصود او را یافتم، پس بغض گلویم را گرفت ولى خوددارى کرده و سکوت کردم و دانستم که بلا نازل گردیده است. اما عمه‏ ام زینب چون اشعار امام را شنید به خاطر رقت قلب و احساس لطیفى که داشت نتوانست خود را نگاه دارد و بپا خاست در حالى که لباسش به زمین کشیده مى‏شد، نزد پدرم رفت و گفت: واى از این مصیبت! اى کاش مرا مرگ در کام خود مى‏گرفت و زندگانى مرا تمام مى‏کرد! امروز مادرم فاطمه، و پدرم على، و برادرم حسن در کنارم نیستند، اى جانشین گذشتگان و پناه بازماندگان.پس امام حسین علیه ‏السلام به سوى خواهر نگریست و فرمود: خواهرم! شکیبایى تو را شیطان نرباید! و چشمان آن حضرت را اشک فرا گرفت و گفت: اگر مرغ قطا را به حال خود گذارده بودند، مى‏خوابید.(16)عمه ‏ام گفت: آیا تو را به ستم خواهند کشت و این دل مرا بیشتر جریحه دار کرده و مى‏سوزانند؟! پس به روى خود سیلى زد و گریبان چاک کرد و بیهوش افتاد.امام حسین علیه ‏السلام برخاست و آب بر رویش پاشید تا به هوش آمد و فرمود: اى خواهر! تقواى خدا را پیشه کن و به شکیبایى خود را تسلى ده و بدان که اهل زمین مى‏میرند و اهل آسمان نمى مانند و هر چیزى فانى شود مگر خدا، همان خدایى که خلق را به قدرت خود آفرید و باز آنها را برانگیزاند و باز گرداند و او خداى فرد و واحد است، پدرم بهتر از من، مادرم بهتر از من و برادرم بهتر از من بودند و رفتند، من و هر مسلمانى باید از رسول خدا سرمشق بگیریم و در بلاها و مصیبت ها عنان اختیار خود را از دست ندهیم.امام علی ه‏السلام خواهر خود را با اینگونه سخنان تسلى داد و به او گفت: تو را به خدا که در مصیبت من گریبان خود را چاک مزن، و صورت خود را مخراش، و پس از شهادتم شیون و زارى مکن.على بن الحسین علیه‏ السلام مى‏گوید: پس از این که عمه ‏ام آرام گرفت پدرم او را در کنار من نشانید.(17)پیوستن گروهى به امام علیه ‏السلامنوشته ‏اند: سى نفر از اهل کوفه که در لشکر عمر بن سعد بودند به او گفتند: چرا هنگامى که فرزند دختر رسول خدا به شما سه مسأله را پیشنهاد مى‏کند تا جنگى در نگیرد، شما هیچ کدام را نمى پذیرید؟! و پس از این اعتراض، از لشکر ابن سعد جدا شده و به اردوى امام پیوستند.(18)بریر و ابو حرب سبیعىضحاک بن عبدالله مشرقى مى‏گوید: چون شب فرا رسید، امام حسین علیه‏ السلام و اصحابش تمامى شب را به نماز و استغفار و دعا و تضرع و درگاه الهى بسر بردند.گروهى از سواره نظام ابن سعد که شبانه نگهبانى مى‏دادند در اول شب از کنار خیمه‏ هاى ما گذشتند در حالى که امام حسین علیه‏ السلام این آیه را تلاوت مى‏فرمود (ولا یحسبن الذین کفروا انما نملى لهم خیر لانفسهم انما نملى لهم لیزادادوا اثما و لهم عذاب مهین ما کان الله لیذر المؤمنین على ما انتم علیه حتى یمیز الخبیث من الطیب.) (19)، یکى از آنها گفت: به خداى کعبه قسم که ما همان پاکان هستیم که از شما جدا گردیده‏ایم!! او مى‏گوید: من او را شناختم به بریر بن خضیر گفتم: این مرد را مى‏شناسى؟بریر گفت: نه.گفتم: او ابو حرب سبیعى است که عبدالله بن شهر نام دارد و مردى شوخ و دلاور است و سعیدبن قیس به علت جنایتى که انجام داده بود او را به زندان افکند.بریر بن خضیر به او گفت: اى فاسق! گمان مى‏کنى که خدا تو را در زمره پاکان قرار داده است؟!او به بریر بن خضیر گفت: تو کیستى؟!گفت: من بریر بن خضیرم.او گفت اى بریر! به خدا سوگند که بر من بسیار گران است که به دست من هلاک شوى.گفت: من هم بر درستى سخن تو گواهى مى‏دهم!ضحاک بن عبدالله به او گفت: واى بر تو! این معرفت چه سودى به حال تو دارد؟!گفت: فدایت شوم! پس چه کسى ندیم یزید بن عذره باشد که هم اکنون با من است؟!بریر گفت: تو مردى سفیه و نادانى، پس او بازگشت.نگهبانان ما آن شب عزرة بن قیس احمسى و سواران او بودند.(20)در تدارک لقاءامام علیه‏ السلام دستور دادند تا خیمه ‏اى را جهت استحمام و غسل اختصاص دهند، عبدالرحمن و بریر بن خضیر بر در آن خیمه به نوبت ایستاده بودند تا داخل شده و خود را نظافت کنند. بریر با عبدالرحمن مزاح و شوخى مى‏کرد! عبدالرحمن گفت که: حالا وقت مزاح نیست! بریر گفت: خویشان من مى‏دانند که من هرگز نه در جوانى و نه در کهولت، اهل شوخى نبوده‏ام ولى چون به من بشارت سعادت داده شده است سر از پا نمى شناسم و فاصله میان خود و بهشت را جز شهادت نمى بینم.(21)نافع بن هلال و امام علیه‏ السلامامام در نیمه شب بیرون آمد و خیمه‏ ها و تپه‏ هاى اطراف را نگاه مى‏کرد، نافع بن هلال هم از خیمه بیرون آمده و به دنبال حضرت حرکت مى‏کرد، امام از نافع پرسید: چرا به دنبال من مى‏آیى؟!نافع گفت: یابن رسول الله! دیدم که شما به طرف لشکر دشمن مى‏روید، بر جان شما بیمناک شدم.امام فرمود: من اطراف را بررسى مى‏کنم تا ببنیم که فردا دشمن از کجا حمله خواهد کرد.نافع مى‏گوید که: امام علیه ‏السلام بازگشت در حالى که دست مرا گرفته و مى‏فرمود: به خدا سوگند این وعده‏اى است که در آن خلافى نیست؛ پس به من فرمود: این راه را که در میان دو کوه قرار گرفته، مشاهده مى‏کنى؟ هم اکنون در این تاریکى شب، از این راه برو خود را نجات بده!نافع بن هلال خود را بر قدم هاى امام انداخت و گفت: مادرم در سوگم بگرید اگر چنین کنم، خدا بر من منت نهاده که در جوار تو شهید شوم.سپس امام علیه ‏السلام داخل خیمه زینب گردید، نافع مى‏گوید: من در بیرون خیمه ایستاده و منتظر آن حضرت بودم، شنیدم که حضرت زینب به امام مى‏گفت: آیا از تصمیم یارانت آگاهى؟ و مى‏دانى که تو را فردا رها نخواهند کرد؟!امام علیه ‏السلام فرمود: همانگونه که کودک به پستان مادر علاقمند است، آنها نیز به شهادت علاقه دارند!نافع مى‏گوید: چون این سخن را شنیدم نزد حبیب بن مظاهر آمده و او را از جریان امر آگاه ساختم، حبیب گفت: اگر منتظر دستور امام نبودم، همین الان به دشمن حمله مى‏کردم.نافع مى‏گوید: به او گفتم: امام هم اکنون نزد خواهرش زینب است، آیا ممکن است اصحاب را جمع نموده و آنها سخنى بگویند که زنها آرامش پیدا کنند؟حبیب، یاران امام را صدا کرد، همگى آمدند و در کنار خیمه ‏هاى آل البیت فریاد بر آوردند که: اى خاندان رسول خدا! این شمشیرهاى ماست، قسم خورده‏ایم که آنها را در غلاف نکرده و با دشمن شما مبارزه کنیم، و این نیزه‏هاى ماست که در سینه دشمن قرار خواهد گرفت.پس زنان از خیمه ‏ها بیرون آمده و گفتند: اى جوانمرادان پاک سرشت! از دختران پیامبر و فرزندان امیر المؤمنین حمایت کنید.و به دنبال این سخن، همه اصحاب گریستند.(22)رؤیاى امام علیه ‏السلامبه هنگام سحر، امام حسین علیه‏ السلام به خوابى سبک فرو رفت، و چون بیدار شد فرمود: یاران من! مى‏دانید هم اکنون در خواب چه دیدم؟اصحاب گفتند: یابن رسول الله چه دیدى؟فرمود: سگانى را دیدم که به من حمله مى‏کردند تا مرا پاره پاره کنند، و در میان آنها سگى دو رنگ را دیدم که نسبت به من از دیگر سگان وحشى‏تر و خون آشام‏تر بود! گمان مى‏کنم آن مرا خواهد کشت مردى باشد ابرص! و در دنباله این خواب، جدم رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را دیدم که تعدادى از اصحابش همراه او بودند و به من فرمود: فرزندم! تو شهید آل محمدى و اهل آسمان ها و کروبیان عالم بالا از مژده آمدنت شادى مى‏کنند و امشب به هنگام افطار نزد من خواهى بود، شتاب کن و کار را به تأخیر مینداز! این فرشته ‏اى است که از آسمان فرود آمده است تا خون تو را گرفته و در شیشه سبز رنگى قرار دهد.یاران من! این خواب گویاى آن است که اجل نزدیک و بى تردید هنگام رحیل و کوچ از این جهان فانى فرا رسیده است.(23)روز عاشورا(24)سپیده دم امام علیه‏ السلام با اصحابش نماز صبح را خوانده و دست مبارکش را به سوى آسمان برداشت و گفت:"اللهم انت ثقتى فى کل کرب و رجائى فى کل شده، و انت لى فى کل امر نزل بى ثقه وعده، کم من هم یضعف فیه الفواد و تقلّ فیه الحیله و یخذل فیه الصدیق و یشمت فیه العدو نزلته بک و شکوته الیک رغبته منى الیک عمن سواک ففرجته و کشفته فانت ولى کل نعمه و صاحب کل حسنه و منتهى کل رغبه؛ خداوندا! تو پناه منى در مشکل ها، و امید منى در سختی ها، و ملجأ و یاورم هستى در آنچه که بر من نازل شود؛ پروردگارا! از چه دل زخم هاى رنج آورى که قلب را شکسته و چاره را گسسته و دوست را به ناروائى داشته و نیش دشمن را به همراه، به تو شکایت مى‏کنم که امید به تو بى نیازى از دل دادن با دیگرى است، پس بگشاى درهاى بسته را و بنماى روزنه‏هاى امید را که تو راست تمام نعمت ها و از آن توست همه خوبی ها و تویى تنها مقصود آرزوها."سپس امام علیه‏ السلام بپا خاست و خطبه خواند و حمد و ثناى الهى نمود و به اصحابش فرمود: خداى عزوجل به شهادت من و شما فرمان داده است، بر شما باد که صبر و شکیبایى را پیشه خود سازید.(25)تعداد یاران امام علیه السلامتعداد اصحاب امام علیه‏ السلام در روز عاشورا سى و دو نفر سواره و چهل نفر پیاده بوده است. و از محمد بن ابى طالب نقل شده که پیادگان هشتاد و دو نفر بودند. و سیدابن طاووس از امام باقر علیه ‏السلام نقل کرده است که تعداد یاران چهل و پنج نفر سواره و صد نفر پیاده بودند.(26)امام حسین علیه‏ السلام زهیر بن قین را در میمنه سپاه خود قرار داد، و حبیب بن مظاهر را بر میسره سپاه گمارد، و پرچم را به دست برادرش عباس علیه‏ السلام سپرد، و خیمه ‏ها را در پشت سر سپاه قرار داد و امر کرد خندقى را که در پشت خیمه‏ ها حفر کرده بودند از نى و هیزم انباشته و آنها را آتش زدند که دشمن نتواند از پشت حمله کند.(27)سپاه عمر بن سعدعمر بن سعد نیز عبدالله بن زهیر ازدى را بر جمعى از سپاهیان که اهل مدینه بودند(28)، امیر کرد، و قیس بن اشعث بن قیس را فرماندهى قبیله ربیعه و کنده داد، و عبدالله بن ابى سبره جعفى را بر سپاهیان مذحجى و اسدى، و حر بن یزید ریاحى را به فرماندهى قبیله تمیم و همدان گمارد (و تمامى این گروه ها در صحنه جنگ با امام حسین علیه ‏السلام حضور داشتند به جز حر بن یزید که توبه کرد و به اردوى امام رفت و به شهادت رسید.)بعد از این تقسیم مسئولیت ها - که ریشه قومى داشت - عمر بن سعد، عمرو بن حجاج زبیدى را بر میمنه لشکر، و شمر بن ذى الجوشن را بر میسره، و عروه بن قیس احمسى را بر سواره نظام، و شبث بن ربعى را بر پیاده نظام خود گمارد، و پرچم را به درید، غلامش سپرد.(29)حرکت سپاه دشمنسپاه عمر بن سعد رو به سوى خیمه‏ها نموده و اطراف خیام امام حسین علیه ‏السلام را محاصره کردند با خندقى که به دستور امام ع ...

ادامه مطلب  

آخرین خبرها از «همه می دانند»/ زوج سینمای اسپانیا در فیلم جدید فرهادی  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: اصغر فرهادی، مطرح ترین فیلمساز ایرانی در حال ساخت "همه میدانند" آخرین فیلم سینمایی خودش در کشور اسپانیاست. این فیلم که بعد از گذشته، دومین فیلم بین المللی فرهادی محسوب میشه، به سفارش پدرو آلمودوار فیلمساز اسپانیایی و با بازیگران مطرح این کشور ساخته میشه. اصغر فرهادی، مطرح ترین فیلمساز ایرانی در حال ساخت "همه میدانند" آخرین فیلم سینمایی خودش در کشور اسپانیاست. این فیلم که بعد از گذشته، دومین فیلم بین المللی فرهادی محسوب میشه، به سفارش پدرو آلمودوار فیلمساز اسپانیایی و با بازیگران مطرح این کشور ساخته میشه.فرهادی در گذشته از دو بازیگر مطرح جهان، برنیس بژو، بازیگر فیلم آرتیست و طاهر رحیم که با فیلم پیامبر شناخته شد، در کنار علی مصفا که در بین بازیگران ایرانی، تسلط کافی به زبان فرانسه داشت، استفاده کرد. گذشته البته کسل کننده ترین فیلم فرهادی بود و موضوع تکراری اون باعث شد تا با استقبال چندانی از طرف مخاطبین ایرانی و منتقدین روبرو نشه.فرهادی در فیلم آخرش از هیچ بازیگر ایرانی استفاده نمیکنه و حضور زوج معروف سینمای اسپانیا، به تنهایی برای مطح شدن این فیلم کافیه. خاویر باردم و پنه لوپه کروز هردو بازیگر پیش از این یک بار جایزه اسکار رو دریافت کردن اما باردم با چهره منحصر به فردش برای ایفای نقش های منفی با گریم های خاص، در طول این سال ها نسبت به همسرش توانمندی بیشتری برای ایفای نقشهای متنوع نشون داده.آخرین اثر فرهادی، اولین فیلم مشترک این زوج سینمایی محسوب نمیشه.این دو ستاره سینمای اسپانیا اولین بار در سال 92 و با فیلم خامون خامون در کنار هم مقابل دوربین یک کارگردان قرار گرفتند. فیلمی بی ارزش و تجاری که هیچ وقت مورد توجه قرار نگرفت.در سال های بعد هم ا ...

ادامه مطلب  

تهران گریست+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
همزمان با به اوج رسیدن شور حسینی همه جا حال و هوای کربلاست و در پایتخت ایران اسلامی زمزمه «یا حسین (ع)» گوش جان را نوازش می دهد و رد پای عشق حسین علیه السلام در هر کوی و برزن سراسر استان تهران به چشم می خورد. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از شبکه خبری تهران نیوز ، ظهر عاشورا در میان حزن و اندوه میلیون ها عاشق آل الله در تهران، پایتخت ام القری کشورهای اسلامی سپری شد. مردم خداجوی ایران اسلامی بعد از گذشت یک هزار و ۴۰۰ سال ، بار دیگر نیز در غم شهادت حضرت حسین بن علی علیه السلام و ظلم و ستمی که به اهل بیت علیهم السلام گذشت ، به اقامه عزا پرداختند. آری، عاشورا یعنی وادع آخرین خواهری خسته با برادری از جنس نور، یعنی عین صداقتی که در آسمان ها نظیر نداشت. عاشورا یعنی قطرات اشکی که امام حسین علیه السلام برای فردای اهل بیت علیهم السلام خویش ریخت، عاشورا یعنی جمع کردن خارهای بیابان در شب تاریک، یعنی سیراب کردن کودک شیرخواره با سرانگشتان پیکانی تیز، عاشورا یعنی ضجه های کودکانی غریب در صحرایی سوزان، یعنی فرو رفتن خارهای بیابان در پاهای کودکانه ای که به دنبال عشق ندای لبیک سرداده بودند، یعنی اوج مردانگی و ایستادگی، یعنی تجسم تمام غیرت هایی که در چشمهای نجیب عباس سو سو میزد، عاشورا یعنی دلدادگی به سرچشمه پاکی ها، عاشورا یعنی صدای گریه هایی که از سر تشنگی در گلو خفه می شد، یعنی پر کردن مشک آب در عین عطش، یعنی پرپر شدن و دم بر نیاوردن، یعنی به آسمان پرتاب کردن خون گلوی شش ماهه ای که از تشنگی به چشمان پدر خیره شده بود، یعنی دفن کردن تمام احساس خویش در پشت خیمه ها، عاشورا یعنی وادع آخرین خواهری خسته با برادری از جنس نور،یعنی عین صداقتی که در آسمان ها نظیر نداشت. آحاد مختلف جامعه به اندازه وسع خودشان این روزها به درستی قدرشناسی خودشان از این همه ایثار و شجاعت، جوانمردی و از خودگذشتگی و … به جهانیان نشان دادند. واقعاً چه زیبا گفت شاعر آئینی که «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست … » آری، این روزها زن و مرد، پیر و جوان ، همه م همه به عشق سید و سالار شهدا و یاران باوفایش رخت سیاه به تن کرده و به اقامه عزا پرداختند. وقتی در این ایام در خیابان های پایتخت ایران اسلامی گام برمی داری به وضوح حس می کنید که ملت یک دل و یک صدا نوای «یا حسین علیه السلام» سر داده و بار دیگر یکپارچگی خودشان را به رخ جهانیان می کشند و به درستی امام خمینی (ره) فرمودند «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه می دارد. شبکه خبری تهران نیوز بر آن شد تا در این روزها که شاهد معنویت و یکپارچگی بیش از بیش ملت ایران هستیم گزارشی از سراسر استان تهران که دوشادوش مردم سراسر این گیتی به اقامه عزا می پردازند را به اندازه بضاعت خود، جهت آگاهی بیشتر مخاطبان به تصویر بکشد که در ادامه گزارش و تصاویر این شکوه و عظمت مردم پایتخت نشین در روز عاشورا را با هم می خوانیم و مشاهده می کنیم:* اقامه عزا در سرتاسر استان تهران / نوای «یا حسین (ع)» در آسمان پایتخت ایران طنین انداز شد عاشقان آل الله همزمان با عاشورای حسینی در استان تهران با حضور در مساجد، اماکن مقدس، حسینیه ها و تکایا در رثای حضرت سیدالشهداء علیه السلام و یاران باوفایش به اقامه عزا پرداختند. مردم خداجوی استان تهران با برپایی دستجات عزاداری و برگزاری مراسمات متعدد در مساجد، اماکن مقدس ، حسینه ها و تکایا و اقامه عزا برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بار دیگر ایستادگی خودشان پای ارزش های انقلاب را به رخ جهانیان کشیدند.مراسم ویژه عزاداری با حضور هیات های مذهبی استان تهران مسجدها و حسنیه های پایتخت ایران اسلامی همراه با مداحی، مرثیه سرایی، سینه زنی و زنجیرزنی برگزار شد. بر اساس اخبار ارسالی از سوی خبرنگاران اعزامی شبکه خبری تهران نیوز به شهرستان های استان تهران ، آیین عزاداری عاشقان آل الله با حضور پر شور اقشار مختلف جامعه در تمام شهرستان های استان تهران ، فضایی آکنده از حزن و اندوه برگزار شد. گفتنی است؛ در تاسوعای حسینی، مردم شهرستان های ری، ورامین، پیشوا ، قرچک، پاکدشت ، شهر قدس، بهارستان ، رباط کریم ، شهریار ، ملارد ، دماوند ، فیروزکوه و …با حضور در خیابان ها، مساجد، صحن مطهر امامزادگان واجب التعظیم و لازم التکریم و تکایا در غم شهادت حضرت ابوالفضل علیه السلام، به عزاداری پرداختند. مردم استان تهران با حضور در خیابان های شهر و حرکت به سمت واجب التعظیم و سایر بقاع متبرکه، با به راه انداختن دسته های زنجیرزنی و سینه زنی، عزادار شهیدان کربلا به ویژه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام شده و با نوحه خوانی و مرثیه سرایی در غم شهدای مظلوم کربلا به سوگواری پرداختند. همچنین بسیاری از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام با برپایی ایستگاه های صلواتی از زائران پذیرایی کرده و با برپایی خوان بی کران امام حسین علیه السلام عزاداران حسینی را اطعام می کنند.* نماز ظهر عاشورا در پایتخت ایران اقامه شد همزمان با ظهر عاشورا میلیون ها عاشق و دلداده در جنوب تهران نماز ظهر عاشورا را با شکوه اقامه کردند.در آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام هزاران عزادار حسینی در هنگام ظهر عاشورا به نوای «حی علی الصلاه» لبیک گفته و نماز ظهر عاشورا را اقامه کردند. همچنین در امامزاده جعفر علیه السلام پیشوا زائران و مجاوران با اشک دیده و دلی پر از اندوه به نماز ایستادند. صفوف به هم پیوسته وارثان ۱۵ خرداد در بلوار مسجد جامع ورامین شکوه خاصی را به نمایش گذاشته بود و عزاداران حسینی نماز ظهر عاشورا را به امامت آیت الله سید مرتضی محمودی گلپایگانی نماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین اقامه کردند. همچنین مردم ولایی تمام شهرستان ها، بخش ها، شهرها و روستاهای سراسر استان تهران با حضور در میعادگاه نمازجمعه این شهر پس از عزاداری و در هنگام اذان ظهر به اقامه نماز جماعت ظهر عاشورا پرداختند. میعادگاه نمازجمعه دماوند، پردیس، فیروزکوه، شهریار، بهارستان، شهر قدس، رباط کریم، ملارد، قرچک، پاکدشت، گلستان، نسیم شهر، جوادآباد، خیرآباد، حسن آباد، خاورشهر و قیامدشت و بقاع متبرکه از دیگر نقاطی بود که مردم خداجوی پهنه جنوب تهران پس از عزاداری برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام با اشک دیده نماز جماعت ظهر عاشورا را اقامه کردند. در ساعات ابتدایی روز عاشورا عزاداران حسینی در قالب دسته های سینه زنی و زنجیر زنی با حضور در آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام اقامه عزا کرده و در غم و اندوه و شهادت امام حسین علیه السلام و ۷۲ تن از یاران با وفایش اشک ماتم ریختند. مردم خداجوی ایران اسلامی امروز همنوا و هم صدا در ظهر عاشورا با اقتدا به سرور و سالار شهیدان به صورت یکپارچه و منسجم نماز ظهر عاشورا را اقامه کردند و بار دیگر شکوه و جلال و عظمت اسلام و شیعیان را به رخ جهانیان کشیدند. سوگواران حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام امروز با اشک دیده خود برای ظهور یگانه منجی عالم بشریت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و همچنین اقتدار و پیشرفت اسلام و مسلمین و سلامتی مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای دست دعا برداشتند. در همان ساعات ابتدایی امروز تمام صحن های بارگاه ملکوتی منور حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام مملو از جمعیت بود و تمام مسیرهای منتهی به استان حضرت عبدالعظیم با حضور دسته های عزاداری امام حسین علیه السلام فضای معنوی و روحانی را به خود گرفته بود. شهرستان ری در عزای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام یکپارچه سیاه پوش شده بود و مردم ولایی خداجوی این شهرستان یکصدا نوای یا حسین یا حسین سر می دادند امروز کربلای ایران حال و هوای عاشورایی به خود گرفته بود و زمزمه های لبیک یا حسین آسمان این منطقه را فرا گرفته است. همچنین میلیون ها عزادار حسینی روز تاسوعا در قالب صدها هیئت های عزاداری در شهرستان پیشوا حضور یافتند تا این مصیبت عظما را به امامزاده جعفر علیه السلام تسلیت بگویند. شهرستان پیشوا مدفن امامزاده جعفر علیه السلام برادر بلا فصل امام رضا علیه السلام از ساعات اولیه روز میزبان صدها هیئت عزاداری بود که از شهر و روستاهای اطراف این شهرستان خود را به صحن مطهر این امامزاده جلیل القدر می رساندند تا در عزای سید و سالار شهیدان به سر و سینه بزنند. خیل عظیم جمعیت به حدی بود که خیابان های اطراف حرم مطهر از فاصله چند کیلومتری بسته شده بود و مردم به همراه هیئت های عزاداری پای پیاده خود را به صحن و سرای امامزاده جعفر علیه السلام می رساندند. هیئت های عزاداری پس از ورود به صحن مطهر امامزاده جعفر علیه السلام به عزاداری پرداختند و پس از خروج از صحن مطهر در محل پیش بینی شده از سوی آستان مقدس استقرار می یافتند تا خود را برای نماز ظهر و عصر روز تاسوعا آماده کنند. هنگام اذان تمام هیئت های عزاداری به یاد نماز روز تاسوعا و عاشورای امام حسین علیه السلام و یاران با وفای ایشان در صفوفی منظم نماز جماعت را اقامه کردند تا رسالت سید و سالار شهیدان در اقامه نماز را به جای آورده باشند. طی سالیان متوالی حجت الاسلام حسن روحانی در روز عاشورا در آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حضور می یافت و در مراسم عزاداری دسته های عزادار حضور می یابد و پیش از ظهر امروز نیز بار دیگر حجت الاسلام حسن روحانی با همراهی آیت الله ری شهری، واعظی، شریعتمداری، استاندار تهران، معاون استاندار تهران و فرماندار ویژه ری در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حضور یافت. این گزارش حاکی است، محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم و دهم که از همان سال ابتدایی ریاست جمهوری اش تا آخرین سال مسئولیتش ظهر عاشورا در حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حضور یافته و در میان عزاداران حسینی به اقامه عزا می پرداخت، روز گذشته و همزمان با ظهر تاسوعا پس از سفر به شهرستان ری در آستان حضرت عبدالعظیم علیه السلام حضور یافت و به جمع عاشقان و شیفتگان عزادار سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام پیوست.* حضور رئیس جمهور در جمع عزاداران حسینی حرم حضرت عبدالعظیم (ع) رئیس جمهور لحظاتی پیش و همزمان با عاشورای حسینی با حضور در حرم مطهر حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام همراه با عزاداران حسینی به اقامه عزا پرداخت. حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی لحظاتی پیش و همزمان با عاشورای حسینی در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی الحسنی علیه السلام حضور یافت. رئیس جمهور با حضور در میان دسته های سینه زنی و عزاداری حاضر در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه السلام همراه آنان برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش به اقامه عزا پرداخت. آیت الله محمد محمدی ری شهری تولیت آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور ، شریعتمداری ، استاندار تهران و هدایت الله جمالی پور معاون استاندار تهران و فرماندار ویژه شهرستان ری و جمع کثیری از مسئولان استان تهران و شهرستان ری و مدیران و معاونان آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، رئیس جمهور را در این حضور همراهی می کردند. گفتنی است، مراسم پرشور سوگواری حضرت سید الشهداء علیه السلام در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام از جمله بزرگترین مراسم عزاداری در سطح کشور است که حضور یکپارچه دسته های عزادار و برگزاری سینه زنی و زنجیرزنی به شکل سنتی حال و هوای خاصی را به این روزهای عزا و ماتم می بخشد. روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی از ابتدای روز هیئت های عزاداری، سینه زنی و زنجیرزنی در صحن ها و مسیرهای منتهی به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام عزاداری خواهند کرد. بنا بر سنت قدیمی، مقصد نهایی همه دسته های عزاداری در روز تاسوعا و عاشورای حسینی پس از مراسم سوگواری آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام است و دسته های عزا با حضور در این بارگاه به عزا می پردازند. از لحظات ابتدایی این روز صحن ها، شبستان ها و مسیرهای منتهی به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام مملو از جمعیت عزاداران حسینی است و عزاداران با حضور در این مراسم عزاداری باشکوه ضمن تجدیدبیعت با حضرت سید الشهدا علیه السلام و یاران باوفایش به ارزش های والای دین مبین اسلام ادای احترام کردند. عزاداران حسینی امروز ضمن اقامه عزا برای سرور و سالار شهیدان و بزرگ مرد استکبارستیز نفرت و انزجار خود و خشم خود را از جنایات و ظلم و ستم مستکبران جهان اعلام داشتند.* عزاداری قبله تهران در عاشورای حسینی قبله تهران در عاشورای حسینی ماتم زده و عزادار شده و ندای «یا حسین (ع)» همه جا طنین انداز شده است. عزاداران حسینی، زائران و مجاوران حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام و دسته های عزاداری روز عاشورا با دلی شکسته و اندوهی بی پایان، در سوگ شهادت امام حسین علیه السلام در این مکان مقدس حضور یافته و به عزاداری و سوگواری پرداختند. نوای یا حسین علیه السلام و یا ابالفضل علیه السلام در همه جای شهرستان ری اعم از امامزادگان واجب التعظیم، مساجد، هیات های مذهبی، حسینیه ها و تکایا به گوش می رسد و عاشقان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در سوگ امام مظلوم خود بر سر و سینه می زنند. حضور اقشار مختلف مردم اعم از جوانان، نوجوانان، کودکان، زنان و مردان در آیین های عزاداری و دسته جات سوگواری جلوه خاصی به این آیین باشکوه و معنوی داده و نوحه سرایی مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیز در سرتاسر قبله تهران طنین انداز شده است. امروز علاوه بر دسته های عزاداری بخش ها و مناطق مختلف شهرستان ری، هیات های عزاداری عراقی ها و افغانستانی های مقیم شهرری نیز به صورت دسته های عزاداری به سمت حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حرکت کرده و به عزاداری و سوگواری پرداختند. برپایی ایستگاه های صلواتی و پذیرایی از عزاداران حسینی و برگزاری نمایشگاه های مختلف فرهنگی در ارتباط با وقایع عاشورا از دیگر برنامه های انج ...

ادامه مطلب  

تهران گریست ، گزارش خبری _ تصویری «تهران نیوز» از ظهر عاشورا در پایتخت ایران ؛  

درخواست حذف این مطلب
همزمان با به اوج رسیدن شور حسینی همه جا حال و هوای کربلاست و در پایتخت ایران اسلامی زمزمه «یا حسین (ع)» گوش جان را نوازش می دهد و رد پای عشق حسین علیه السلام در هر کوی و برزن سراسر استان تهران به چشم می خورد.به گزارش شبکه خبری تهران نیوز ، ظهر عاشورا در میان حزن و اندوه میلیون ها عاشق آل الله در تهران، پایتخت ام القری کشورهای اسلامی سپری شد.مردم خداجوی ایران اسلامی بعد از گذشت یک هزار و ۴۰۰ سال ، بار دیگر نیز در غم شهادت حضرت حسین بن علی علیه السلام و ظلم و ستمی که به اهل بیت علیهم السلام گذشت ، به اقامه عزا پرداختند.آری، عاشورا یعنی وادع آخرین خواهری خسته با برادری از جنس نور، یعنی عین صداقتی که در آسمان ها نظیر نداشت.عاشورا یعنی قطرات اشکی که امام حسین علیه السلام برای فردای اهل بیت علیهم السلام خویش ریخت، عاشورا یعنی جمع کردن خارهای بیابان در شب تاریک، یعنی سیراب کردن کودک شیرخواره با سرانگشتان پیکانی تیز، عاشورا یعنی ضجه های کودکانی غریب در صحرایی سوزان، یعنی فرو رفتن خارهای بیابان در پاهای کودکانه ای که به دنبال عشق ندای لبیک سرداده بودند، یعنی اوج مردانگی و ایستادگی، یعنی تجسم تمام غیرت هایی که در چشمهای نجیب عباس سو سو میزد، عاشورا یعنی دلدادگی به سرچشمه پاکی ها، عاشورا یعنی صدای گریه هایی که از سر تشنگی در گلو خفه می شد، یعنی پر کردن مشک آب در عین عطش، یعنی پرپر شدن و دم بر نیاوردن، یعنی به آسمان پرتاب کردن خون گلوی شش ماهه ای که از تشنگی به چشمان پدر خیره شده بود، یعنی دفن کردن تمام احساس خویش در پشت خیمه ها، عاشورا یعنی وادع آخرین خواهری خسته با برادری از جنس نور،یعنی عین صداقتی که در آسمان ها نظیر نداشت.آحاد مختلف جامعه به اندازه وسع خودشان این روزها به درستی قدرشناسی خودشان از این همه ایثار و شجاعت، جوانمردی و از خودگذشتگی و … به جهانیان نشان دادند.واقعاً چه زیبا گفت شاعر آئینی که «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست … »آری، این روزها زن و مرد، پیر و جوان ، همه م همه به عشق سید و سالار شهدا و یاران باوفایش رخت سیاه به تن کرده و به اقامه عزا پرداختند. وقتی در این ایام در خیابان های پایتخت ایران اسلامی گام برمی داری به وضوح حس می کنید که ملت یک دل و یک صدا نوای «یا حسین علیه السلام» سر داده و بار دیگر یکپارچگی خودشان را به رخ جهانیان می کشند و به درستی امام خمینی (ره) فرمودند «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگاه می دارد.شبکه خبری تهران نیوز بر آن شد تا در این روزها که شاهد معنویت و یکپارچگی بیش از بیش ملت ایران هستیم گزارشی از سراسر استان تهران که دوشادوش مردم سراسر این گیتی به اقامه عزا می پردازند را به اندازه بضاعت خود، جهت آگاهی بیشتر مخاطبان به تصویر بکشد که در ادامه گزارش و تصاویر این شکوه و عظمت مردم پایتخت نشین در روز عاشورا را با هم می خوانیم و مشاهده می کنیم:* اقامه عزا در سرتاسر استان تهران / نوای «یا حسین (ع)» در آسمان پایتخت ایران طنین انداز شدعاشقان آل الله همزمان با عاشورای حسینی در استان تهران با حضور در مساجد، اماکن مقدس، حسینیه ها و تکایا در رثای حضرت سیدالشهداء علیه السلام و یاران باوفایش به اقامه عزا پرداختند.مردم خداجوی استان تهران با برپایی دستجات عزاداری و برگزاری مراسمات متعدد در مساجد، اماکن مقدس ، حسینه ها و تکایا و اقامه عزا برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بار دیگر ایستادگی خودشان پای ارزش های انقلاب را به رخ جهانیان کشیدند.مراسم ویژه عزاداری با حضور هیات های مذهبی استان تهران مسجدها و حسنیه های پایتخت ایران اسلامی همراه با مداحی، مرثیه سرایی، سینه زنی و زنجیرزنی برگزار شد.بر اساس اخبار ارسالی از سوی خبرنگاران اعزامی شبکه خبری تهران نیوز به شهرستان های استان تهران ، آیین عزاداری عاشقان آل الله با حضور پر شور اقشار مختلف جامعه در تمام شهرستان های استان تهران ، فضایی آکنده از حزن و اندوه برگزار شد.گفتنی است؛ در تاسوعای حسینی، مردم شهرستان های ری، ورامین، پیشوا ، قرچک، پاکدشت ، شهر قدس، بهارستان ، رباط کریم ، شهریار ، ملارد ، دماوند ، فیروزکوه و …با حضور در خیابان ها، مساجد، صحن مطهر امامزادگان واجب التعظیم و لازم التکریم و تکایا در غم شهادت حضرت ابوالفضل علیه السلام، به عزاداری پرداختند.مردم استان تهران با حضور در خیابان های شهر و حرکت به سمت واجب التعظیم و سایر بقاع متبرکه، با به راه انداختن دسته های زنجیرزنی و سینه زنی، عزادار شهیدان کربلا به ویژه حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام شده و با نوحه خوانی و مرثیه سرایی در غم شهدای مظلوم کربلا به سوگواری پرداختند.همچنین بسیاری از ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام با برپایی ایستگاه های صلواتی از زائران پذیرایی کرده و با برپایی خوان بی کران امام حسین علیه السلام عزاداران حسینی را اطعام می کنند.* نماز ظهر عاشورا در پایتخت ایران اقامه شدهمزمان با ظهر عاشورا میلیون ها عاشق و دلداده در جنوب تهران نماز ظهر عاشورا را با شکوه اقامه کردند.در آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام هزاران عزادار حسینی در هنگام ظهر عاشورا به نوای «حی علی الصلاه» لبیک گفته و نماز ظهر عاشورا را اقامه کردند.همچنین در امامزاده جعفر علیه السلام پیشوا زائران و مجاوران با اشک دیده و دلی پر از اندوه به نماز ایستادند.صفوف به هم پیوسته وارثان ۱۵ خرداد در بلوار مسجد جامع ورامین شکوه خاصی را به نمایش گذاشته بود و عزاداران حسینی نماز ظهر عاشورا را به امامت آیت الله سید مرتضی محمودی گلپایگانی نماینده ولی فقیه در شهرستان ورامین اقامه کردند.همچنین مردم ولایی تمام شهرستان ها، بخش ها، شهرها و روستاهای سراسر استان تهران با حضور در میعادگاه نمازجمعه این شهر پس از عزاداری و در هنگام اذان ظهر به اقامه نماز جماعت ظهر عاشورا پرداختند.میعادگاه نمازجمعه دماوند، پردیس، فیروزکوه، شهریار، بهارستان، شهر قدس، رباط کریم، ملارد، قرچک، پاکدشت، گلستان، نسیم شهر، جوادآباد، خیرآباد، حسن آباد، خاورشهر و قیامدشت و بقاع متبرکه از دیگر نقاطی بود که مردم خداجوی پهنه جنوب تهران پس از عزاداری برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام با اشک دیده نماز جماعت ظهر عاشورا را اقامه کردند.در ساعات ابتدایی روز عاشورا عزاداران حسینی در قالب دسته های سینه زنی و زنجیر زنی با حضور در آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام اقامه عزا کرده و در غم و اندوه و شهادت امام حسین علیه السلام و ۷۲ تن از یاران با وفایش اشک ماتم ریختند.مردم خداجوی ایران اسلامی امروز همنوا و هم صدا در ظهر عاشورا با اقتدا به سرور و سالار شهیدان به صورت یکپارچه و منسجم نماز ظهر عاشورا را اقامه کردند و بار دیگر شکوه و جلال و عظمت اسلام و شیعیان را به رخ جهانیان کشیدند.سوگواران حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام امروز با اشک دیده خود برای ظهور یگانه منجی عالم بشریت حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف و همچنین اقتدار و پیشرفت اسلام و مسلمین و سلامتی مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای دست دعا برداشتند.در همان ساعات ابتدایی امروز تمام صحن های بارگاه ملکوتی منور حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام مملو از جمعیت بود و تمام مسیرهای منتهی به استان حضرت عبدالعظیم با حضور دسته های عزاداری امام حسین علیه السلام فضای معنوی و روحانی را به خود گرفته بود.شهرستان ری در عزای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام یکپارچه سیاه پوش شده بود و مردم ولایی خداجوی این شهرستان یکصدا نوای یا حسین یا حسین سر می دادند امروز کربلای ایران حال و هوای عاشورایی به خود گرفته بود و زمزمه های لبیک یا حسین آسمان این منطقه را فرا گرفته است.همچنین میلیون ها عزادار حسینی روز تاسوعا در قالب صدها هیئت های عزاداری در شهرستان پیشوا حضور یافتند تا این مصیبت عظما را به امامزاده جعفر علیه السلام تسلیت بگویند.شهرستان پیشوا مدفن امامزاده جعفر علیه السلام برادر بلا فصل امام رضا علیه السلام از ساعات اولیه روز میزبان صدها هیئت عزاداری بود که از شهر و روستاهای اطراف این شهرستان خود را به صحن مطهر این امامزاده جلیل القدر می رساندند تا در عزای سید و سالار شهیدان به سر و سینه بزنند.خیل عظیم جمعیت به حدی بود که خیابان های اطراف حرم مطهر از فاصله چند کیلومتری بسته شده بود و مردم به همراه هیئت های عزاداری پای پیاده خود را به صحن و سرای امامزاده جعفر علیه السلام می رساندند.هیئت های عزاداری پس از ورود به صحن مطهر امامزاده جعفر علیه السلام به عزاداری پرداختند و پس از خروج از صحن مطهر در محل پیش بینی شده از سوی آستان مقدس استقرار می یافتند تا خود را برای نماز ظهر و عصر روز تاسوعا آماده کنند.هنگام اذان تمام هیئت های عزاداری به یاد نماز روز تاسوعا و عاشورای امام حسین علیه السلام و یاران با وفای ایشان در صفوفی منظم نماز جماعت را اقامه کردند تا رسالت سید و سالار شهیدان در اقامه نماز را به جای آورده باشند.طی سالیان متوالی حجت الاسلام حسن روحانی در روز عاشورا در آستان حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حضور می یافت و در مراسم عزاداری دسته های عزادار حضور می یابد و پیش از ظهر امروز نیز بار دیگر حجت الاسلام حسن روحانی با همراهی آیت الله ری شهری، واعظی، شریعتمداری، استاندار تهران، معاون استاندار تهران و فرماندار ویژه ری در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حضور یافت.این گزارش حاکی است، محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم و دهم که از همان سال ابتدایی ریاست جمهوری اش تا آخرین سال مسئولیتش ظهر عاشورا در حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حضور یافته و در میان عزاداران حسینی به اقامه عزا می پرداخت، روز گذشته و همزمان با ظهر تاسوعا پس از سفر به شهرستان ری در آستان حضرت عبدالعظیم علیه السلام حضور یافت و به جمع عاشقان و شیفتگان عزادار سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام پیوست.* حضور رئیس جمهور در جمع عزاداران حسینی حرم حضرت عبدالعظیم (ع)رئیس جمهور لحظاتی پیش و همزمان با عاشورای حسینی با حضور در حرم مطهر حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام همراه با عزاداران حسینی به اقامه عزا پرداخت.حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی لحظاتی پیش و همزمان با عاشورای حسینی در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی الحسنی علیه السلام حضور یافت.رئیس جمهور با حضور در میان دسته های سینه زنی و عزاداری حاضر در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم علیه السلام همراه آنان برای سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام و یاران باوفایش به اقامه عزا پرداخت.آیت الله محمد محمدی ری شهری تولیت آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور ، شریعتمداری ، استاندار تهران و هدایت الله جمالی پور معاون استاندار تهران و فرماندار ویژه شهرستان ری و جمع کثیری از مسئولان استان تهران و شهرستان ری و مدیران و معاونان آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام، رئیس جمهور را در این حضور همراهی می کردند.گفتنی است، مراسم پرشور سوگواری حضرت سید الشهداء علیه السلام در آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام از جمله بزرگترین مراسم عزاداری در سطح کشور است که حضور یکپارچه دسته های عزادار و برگزاری سینه زنی و زنجیرزنی به شکل سنتی حال و هوای خاصی را به این روزهای عزا و ماتم می بخشد.روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی از ابتدای روز هیئت های عزاداری، سینه زنی و زنجیرزنی در صحن ها و مسیرهای منتهی به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام عزاداری کردند.بنا بر سنت قدیمی، مقصد نهایی همه دسته های عزاداری در روز تاسوعا و عاشورای حسینی پس از مراسم سوگواری آستان مقدس حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام است و دسته های عزا با حضور در این بارگاه به عزا می پردازند.از لحظات ابتدایی این روز صحن ها، شبستان ها و مسیرهای منتهی به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام مملو از جمعیت عزاداران حسینی است و عزاداران با حضور در این مراسم عزاداری باشکوه ضمن تجدیدبیعت با حضرت سید الشهدا علیه السلام و یاران باوفایش به ارزش های والای دین مبین اسلام ادای احترام کردند.عزاداران حسینی امروز ضمن اقامه عزا برای سرور و سالار شهیدان و بزرگ مرد استکبارستیز نفرت و انزجار خود و خشم خود را از جنایات و ظلم و ستم مستکبران جهان اعلام داشتند.* عزاداری قبله تهران در عاشورای حسینیقبله تهران در عاشورای حسینی ماتم زده و عزادار شده و ندای «یا حسین (ع)» همه جا طنین انداز شده است.عزاداران حسینی، زائران و مجاوران حرم حضرت عبدالعظیم علیه السلام و دسته های عزاداری روز عاشورا با دلی شکسته و اندوهی بی پایان، در سوگ شهادت امام حسین علیه السلام در این مکان مقدس حضور یافته و به عزاداری و سوگواری پرداختند.نوای یا حسین علیه السلام و یا ابالفضل علیه السلام در همه جای شهرستان ری اعم از امامزادگان واجب التعظیم، مساجد، هیات های مذهبی، حسینیه ها و تکایا به گوش می رسد و عاشقان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در سوگ امام مظلوم خود بر سر و سینه می زنند.حضور اقشار مختلف مردم اعم از جوانان، نوجوانان، کودکان، زنان و مردان در آیین های عزاداری و دسته جات سوگواری جلوه خاصی به این آیین باشکوه و معنوی داده و نوحه سرایی مداحان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام نیز در سرتاسر قبله تهران طنین انداز شده است. امروز علاوه بر دسته هایعزاداری بخش ها و مناطق مختلف شهرستان ری، هیات های عزاداری عراقی ها و افغانستانی های مقیم شهرری نیز به صورت دسته های عزاداری به سمت حرم حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السلام حرکت کرده و به عزاداری و سوگواری پرداختند.برپایی ایستگاه های صلواتی و پذیرایی از عزاداران حسینی و برگزاری نمایشگاه های مختلف فرهنگی در ارتباط با وقایع عاشورا از دیگر برنامه های انجام شده توسط هیات ه ...

ادامه مطلب  

طوفان توییتری کاربران علیه ترامپ  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری بسیج، زمانی که ترامپ در سخنرانی دو شب گذشته خود در خصوص اعلام نظر نهایی در خصوص برجام در کاخ سفید سخنرانی می کرد، در لحظه به لحظه سخنانش کاربران فضای مجازی به صحبت های او واکنش نشان دادند و حتی عده ای قرار مجازی گذاشته بودند که همزمان به سخنان ترامپ پیام های خود را با کدام هشتگ منتشر کنند تا اتحاد در فضای مجازی شکل بگیرد.یکی از هشتگ هایی که بسیاری از کاربران به آن پرداختند و مورد توجه ویژه اقشار مختلف قرار گرفت هشتگ #خلیج_فارس بود. این هشتگ و پیام های کاربران در پاسخ به تحریف با خلیج فارس از سوی ترامپ به خلیج ع.ر.ب.ی بود و آنقدر به آن پرداخته شد که گویی خلیج فا ...

ادامه مطلب  

حوزه نیوز :نگاهی به وقایع و رخدادهای ماه خدا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه» وقایع و رخدادهای ماه میهمانی خدا را منتشر کردند.ولادت امام حسن مجتبى (علیه السلام ) و معراج پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دو خبرسرور آفرین در این ماه است و مرگ ابولهب ابن ملجم عایشه مروان زیاد بن ابیه و حجاج ثقفى روزهای نابودی دشمنان اهل بیت علیهم السلام است و از سویی ضربت خوردن و شهادت امیر المؤ منین (علیه السلام ) تا وفات حضرت خدیجه (علیها السلام ) و حضرت نفسیه (علیها السلام ) و شهادت مختار همگی در این ماه به وقوع پیوسته و از روزه ای حزن آل محمد(ص) است .ماه مبارک رمضان ماه ی است مهم و خاطره انگیز ماهی که زیبایی عظمت و طراو ...

ادامه مطلب  

?  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف - رجانیوز:در روز بیستم جمادىِ الثانی سال پنجم بعثت[1] و در روزگار سخت و دشوار پیامبر صلى الله علیه و آله خانه کوچک محمّد و خدیجه شاهد تولّد دخترى بود که آینده وصایت بزرگ مردى چون پیامبر صلى الله علیه و آله را رقم مى زد. با تولّد فاطمه(ع) سرزنش ها بیشتر شد. خداوند متعال در مقابله با این طعنه ها و کنایه ها فاطمه(ع) را «کوثر» خواند و در سوره کوثر از اعطاى خیر کثیر به پیامبر صلى الله علیه و آله یاد کرد که مژده روشن امتداد نسل پیامبر صلى الله علیه و آله از طریق فاطمه (ع) بود.تولّد خجسته این نوزاد پاک پیشینه اى ویژه داشت که او را از فرزندان دیگر پیام ...

ادامه مطلب  

تکذیب حمایت خانواده شهدا از روحانی  

درخواست حذف این مطلب
تاکنون فرزندان شهیدان همت مفتح کشوری کاوه و ... حمایت از حسن روحانی را تکذیب کردند. لیستی از حمایت خانواده های شهدا از کاندیداتوری حسن روحانی منتشر شد که تکذیبیه های پی در پی خانواده هایی که نامشان در آن لیست بود کل اصالت آن لیست را زیر سوال برد. اول محمدمهدی همت فرزند بزرگ شهید ابراهیم همت نوشت که به روحانی رأی هم نمی دهد چه برسد که حمایت کند! پس از آن علی کشوری فرزند خلبان شهید کشوری که نام خانواده اش در لیست حامیان حسن روحانی بود این حم ...

ادامه مطلب  

فیلم: روضه جانسوز رهبر انقلاب در شهادت امام علی علیه السلام/ چگونگی تشخیص شب قدر توسط سیدبن طاووس/ بهترین ذکر در بهترین شب برای برقراری ارتبا?  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف - رجانیوز: امشب، شبِ میهمانی رازها است. چگونه خواب، سرزمین چشم‏ هایم را فتح کند، وقتی که به استقبالِ واژگانِ نور می‏ روند؟!امشب پنجره ‏ها ستاره می ‏چینند تا جوشن ‏کبیر، با تمام عظمتش آغاز شود، باران خواهد گرفت.امشب، شب یلدایِ روح است؛ یلدایی که مقیاسش زمینی نیست. یلدایی که هیچ یلدایی به ارزش یک ساعت آن هم نمی‏ رسد حال آنکه هم‏وزن هزار ماه است.امشب، تمام فرشتگان آسمان، با کسی که قرارِ زمین است وعده دیدار دارند. چه بزمی است در زمین و چه شوری است در آسمان و نردبان دعا چقدر شلوغ است!دست‏ها چونان مزارع آفتابگردان، بلند شده ‏اند و کهکشان‏ ها را می‏ کاوند.خاک، به شدت به افلاک نزدیک است و الغوث الغوث، پروانه پروانه از رویِ انگشت‏ ها به سوی دوست پر می‏ زند.دهان‏ ها بویِ ذکر می‏ دهند و «کلیدهایِ بهشت» همه جا پخشند.«مفاتیح الجنان» قدر دانستنِ زمان را آسان می‏ کند!و در این میان، نام علی (علیه ‏السلام) چونان خورشید، بر دریایِ سرخِ اندوهِ جانمازها و شبستان‏ ها می‏تابد...غروب است یا شب؟!چه زود سحر در راه است...(1).:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.حاج منصور ارضی- شب 21 سال89.mp3 | دانلود فایل****چهار ویژگی یاری دهندگان امیرالمؤمنین علیه السلام در بیانات رهبر معظم انقلابامیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(2) بعد از آنکه شیوه ی زندگی خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن چنان زهدی زندگی میکند - بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزی؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه ی من و شما است. هدفها را برای ما ترسیم کردند، هم هدفهای فردی و شخصی را، هم هدفهای اجتماعی و سیاسی و کلّی را. در هدف شخصی، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانی هدف والای ما است؛ همه هم وعده داده شده اند که بتوانند این پرواز بلند و بی حد را انجام بدهند؛ توانایی شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصی است.اهداف بزرگ اجتماعی، ایجاد حیات طیّبه ی اسلامی و جامعه ی اسلامی [است ]؛ جامعه ای که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به سوی این هدف حرکت کنند: جامعه ی آباد، جامعه ی آزاد، جامعه ی مستقل، جامعه ی دارای اخلاق والا، جامعه ی متّحد، یکپارچه، جامعه ی متّقی و پرهیزگار؛ اینها اهداف جامعه ی اسلامی است. دنیایی که مقدّمه ی آخرت است، دنیایی که انسان را ناگزیر به بهشت میرساند، ایجاد یک چنین دنیایی هدف کلان اجتماعی و سیاسی اسلام است؛ اینها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه جور میشود به این هدفها رسید؟ همین طور که فرمود: «اَعینُونی» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین است - به من کمک کنید؛ یعنی آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگی خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایی برای بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است. این حرکت عظیم وقتی انجام بگیرد، آن وقت شما دل مبارک فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) را شاد میکنید، دل امیرالمؤمنین را شاد میکنند؛ چون آنها برای همین هدف آن همه تلاش کردند، آن همه مجاهدت به خرج دادند. (دیدار مداحان اهل بیت علیه السلام ۱۳۹۳/۰۱/۳۱)علی بن الحسین(علیه السلام) به یکی از کتابهای علی بن ابی طالب(علیه السلام) نظر می کرد - لابد کتابی از دستورات امیرالمؤمنین بوده، که آن دستورات طبق عمل و زندگی عملی خود آن بزرگوار بوده است - «فیضرب به الارض»؛ کتاب را روی زمین گذاشت، «و یقول من یطیق هذا؟» چنین عملی را چه کسی طاقت می آورد؟یعنی امام سجاد که سیدالعابدین و زین العابدین است، در مقابل عمل و عبادت و زهد امیرالمؤمنین احساس عجز می کند. خود آن بزرگوار هم در نامه به عثمان بن حنیف فرمود: «الا و انکم لاتقدرون علی ذلک»؛ شما نمی توانید به این سبکی که من عمل می کنم، عمل کنید. واقعا هم انسان وقتی نگاه می کند، آنچه از امیرالمؤمنین نقل شده، دهشت آور است.سخن در این نیست که کسی یا جامعه یی بتواند خود را همگون و همسان با علی بن ابی طالب (علیه السلام) بکند؛ سخن در پیدا کردن جهت حرکت جامعه و اشخاص، مخصوصا زمامداران و اولیای امور در نظام اسلامی است. (بیانات در خطبه های نمازجمعه ۱۳۷۰/۰۱/۱۶)صوت سخنرانی.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.چهار ویژگی یاران امیرالمؤمنین علیه السلام.mp3 | دانلود فایل****فیلمروضه جانسوز رهبر معظم انقلاب در شهادت امام علی علیه السلامروضه خوانی رهبر انقلاب- شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام.mp4 | دانلود فیلم ****بهترین ذکر در بهترین شب برای برقراری ارتباط با صاحب شب های قدربهترین نوع دعا و رابطه با ائمه علیهم السلامیکی از اعمال پرفضیلت شب قدر، فرستادن صلوات بر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت مکرم ایشان علیهم السلام است. همچنین یکی از مقاماتی که ما باید با حصول معارف و فضایل شب قدر به آن نائل شویم، مقام درک و برقراری ارتباط با صاحب این شب ها یعنی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در این مطلب می خواهیم به چگونگی ارتباط با حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به وسیله ذکر شریف صلوات بپردازیم.علامه حلی اعلی الله مقامه الشریف در باب وظایف منتظران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 88 وظیفه مطرح فرموده است که اگر کسی این 88 وظیفه را انجام دهد، از منتظران حقیقی آن حضرت محسوب می شود و جالب این که در ذیل این بحث، با اشاره به آیه 200 سوره آل عمران، می فرمایند که اگر کسی به این آیه عمل کند، تمام آن 88 وظیفه را به انجام رسانده است.«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید امید است رستگار شوید»از امام صادق علیه السلام سؤال شد این آیه به چه معناست؟ایشان فرمودند: «اصبروا علی الفرائض، صابروا علی المصائب، رابطوا علی الائمه و اتقوا الله لعلکم تفلحون؛ بر انجام واجبات صبر کنید. بر سختی ها هم صبر پیشه کنید و با ما امامان بر حق، رابطه داشته باشید و تقوای خدا پیشه کنید و پرهیزکار باشید تا رستگار شوید»(3)یکی از راه های ارتباط با ائمه علیهم السلام، دعا کردن برای ایشان است و بهترین دعا، صلوات و سلام و درود است. این عمل، این قدر مهم است که خدا هم خود آن را انجام داده و هم ما را به آن سفارش کرده است.«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا؛ خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏فرستند. اى کسانى که ایمان آورده‏اید بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبى گردن نهید»(4)از طرفی سلام و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان ایشان، درواقع دعا برای فرج است؛ زیرا ما در صلوات از خدا می خواهیم که رحمت خود را بر پیامبر و آل او فروفرستد و همان طور که می دانیم بخش اتم و اکمل رحمت خداوند در زمان ظهور محقق خواهد شد. یعنی در دعای صلوات ما از خدا می خواهیم که در فرارسیدن زمان ظهور تعجیل کند تا آن رحمت کامل و تمام شامل حال پیامبر اکرم و آل او گردد. همچنین ذکر صلوات باعث می شود رابطه ما با پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت ایشان علیهم السلام قوی تر گردد و همیشه به یاد آن حضرات باشیم و به ایشان درود بفرستیم. با این کار این بخش از دستور الهی مبنی بر رابطه با ائمه علیهم السلام محقق شده و ما به منتظران واقعی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک تر شده ایم. از آن جا که شب قدر، هم شب شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و هم شب دریافت رحمت الهی است، سخنی از امیرالمؤمنین نیز درباره صلوات بیان می کنیم.امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از وفات پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در خطبه ای فرمودند: «بالشهادتین تدخلون الجنة و بالصلوة تنالون الرحمة فاکثروا من الصلوة علی نبیکم و آله «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی ...»؛ با گواهی به یگانگی خدا و رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وارد بهشت می شوید و با صلوات بر او به رحمت الهی می رسید پس بر پیامبرتان بیشتر صلوات بفرستید که خداوند و فرشتگانش بر او صلوات می فرستند»سبب دوری از گناه و نزدیکی به اولیای الهی در روایت دیگری ابابصیر از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود: «وقتی نام پیامبر گرامی اسلام نزد شما برده می شود، بر آن حضرت زیاد صلوات بفرستید؛ زیرا کسی که یک بار بر ایشان صلوات بفرستد، خداوند و هزار صف از ملائک بر او صلوات می فرستند و هیچ یک از مخلوقات پروردگار باقی نمی ماند، مگر آن که به واسطه صلوات پروردگار و ملائک، بر او صلوات می فرستد و کسی که این همه فضیلت را رغبت نشان ندهد، فردی جاهل و مغرور است و خدا و پیامبر و اهل بیتش از او بیزار هستند.»(5)همچنین روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «یاعلی! آیا می خواهی تو را به امر عجیبی که جبرئیل به من خبر داد، مژده دهم؟ علی علیه السلام عرض کرد: بله پدر و ماردم به قربانت! حضرت فرمود: جبرئیل خبر داد هر کس از دوستانم که بر من و خاندانم صلوات بفرستد، درهای آسمان به روی او گشوده می شود و فرشتگان هفتاد صلوات برایش می فرستند و اگر گناهکار باشد،گناهانش می ریزد، همچنان که برگ درختان می ریزد و خدای تعالی به او خطاب می نماید: «لبیک یا عبدی و سعدیک» پس به فرشتگان می فرماید: فرشتگان من! شما هفتاد صلوات بر او فرستادید، اما من هفتصد صلوات بر او می فرستم»(6)لذا کسی که در طول شبانه روز حتی یک بار این نوع دعا را برای فرج آل محمد صلی الله علیه و آله داشته باشد، در اثر صلوات متقابل پروردگار و ملائک برای او، روحش از گناه و معصیت دور می ماند که همین دوری از گناه و معصیت، یکی از وظایف منتظران ظهور حضرت حجت است.نیز امام علی بن موسی الرضا علیهم السلام فرمودند: «کسی که قدرت ندارد بر عملی که با آن گناهانش را از بین ببرد یا جبران کند، پس زیاد بر محمد و آل او صلوات بفرستد. به درستی که صلوات، تمام گناه او را از بین می برد و فرمودند صلوات در نزد خداوند تبارک و تعالی معادل با تسبیح و تهلیل و تکبیر است.»(7)اما اگر ذکر صلوات، با جمله «و عجل فرجهم» تمام شود، نورٌ علی نور است. در روایت های متعددی بالاخص از امام صادق علیه السلام آمده است که فرموده اند کسی که بعد از نماز صبح و ظهر این ذکر را بگوید از دنیا نرود، مگر این که امام زمانش را درک کند.(8) البته همان طور که می دانیم درک حضرت حجت علیه السلام با دیدن ایشان متفاوت است. چه بسا کسانی که امام زمان شان را دیده اند و او را درک نکرده اند و چه بسا کسانی که امام زمان خود را ندیده درک می کنند.****صوتمرحوم سید جواد ذاکر/ سینه زنی شب شهادت امام علی علیه السلام.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.سید جواد ذاکر- شهادت امام علی علیه السلام.mp3 | دانلود فایل****روضه جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها و زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام از آیت الله مجتبی تهرانی یکی از روضه هایی که در سال ها گذشته در ارتباط با مصیبت بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره زهرای اطهر ایراد شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است روضه مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه در مراسم شب بیست وسوم ماه مبارک رمضان سال گذشته در رابطه با شهادت حضرت صدیقه کبری(س) بحثی را مطرح کردند و پس از آن روضه حضرت را خواندند. روضه ای که به گفته خود ایشان برای اولین بار به این صورت خوانده می شد.به مناسبت فرارسیدن شبهای قدر و شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام این روضه جانسوز که توسط آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی ایراد شده است را باز نشر می کنیم.«توسل من معلوم است و همه تان هم می دانید؛ توسلم به باطن لیلة القدر است. اوّل چند جمله از خود زهرا (سلام الله علیها) نسبت به آن حادثه نقل می کنم. «وَ رَکَلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ عَلَیَ وَ أَنَا حَامِلٌ»؛ چنان لگدی به آن درِ نیم سوخته زد و آن را بر روی من انداخت، در حالی که من باردار بودم. «وَ النَّارُ تُسْعَرُ»؛ آتش زبانه می کشید.»«زهرا(سلام الله علیها) می گوید: لگدی زد و در را بر روی من انداخت، «وَ تَسْفَعُ وَجْهِی»؛ من با صورت بر روی زمین افتادم. آتش زبانه می کشید و چهره من را می سوزاند. «فَیَضْرِبُ بِیَدِه»؛ با دست به من سیلی زد. امّا سیلی چگونه بود؟ «حَتَّى انْتَثَرَ قُرْطِی مِنْ أُذُنِی»؛(9) چنان سیلی محکمی زد که گوشواره های من پراکنده شد. این روضه جانسور که آخرین روضه حاج آقا مجتبی تهرانی قبل از رحلت ایشان بود را بشنوید:.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.آیت الله مجتبی تهرانی- روضه جانسوز حضرت زهرا- زبان حال امیرالمؤمنین علیه السلام.mp3 | دانلود فایل****اعمال مخصوص شب بیست و یکم رمضانفضیلتش شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان زیادتر از شب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعاى جوشن کبیر و غیرها در این شب بعمل آورد و در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جد و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم و آنکه شب قدر یکى از این دو شب است (و در چند روایت است که: از معصوم سؤال کردند که معین فرمائید که شب قدر کدام یک از این دو شب است تعیین نکردند بلکه فرمودند: «ما أیسر لیلتین فیما تطلب یا آنکه فرمودند ما علیک أن تفعل خیرا فی لیلتین و نحو ذلک» و قال شیخنا الصدوق فیما أملى على المشایخ فی مجلس واحد من مذهب الإمامیة و من أحیا هاتین اللیلتین بمذاکرة العلم فهو أفضل.کفعمى از سید بن باقى نقل کرده که:در شب بیست و یکم می ‏خوانى:اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لِی حِلْما یَسُدُّ عَنِّی بَابَ الْجَهْلِ وَ هُدًى تَمُنُّ بِهِ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَةٍ وَ غِنًى تَسُدُّ بِهِ عَنِّی بَابَ کُلِّ فَقْرٍ وَ قُوَّةً تَرُدُّ بِهَا عَنِّی کُلَّ ضَعْفٍ وَ عِزّا تُکْرِمُنِی بِهِ عَنْ کُلِّ ذُلٍّ وَ رِفْعَةً تَرْفَعُنِی بِهَا عَنْ کُلِّ ضَعَةٍ وَ أَمْنا تَرُدُّ بِهِ عَنِّی کُلَّ خَوْفٍ وَ عَافِیَةً تَسْتُرُنِی بِهَا عَنْ کُلِّ بَلاءٍ وَ عِلْما تَفْتَحُ لِی بِهِ کُلَّ یَقِینٍ وَ یَقِینا تُذْهِبُ بِهِ عَنِّی کُلَّ شَکٍّ وَ دُعَاءً تَبْسُطُ لِی بِهِ الْإِجَابَةَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ وَ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ یَا کَرِیمُ وَ خَوْفا تَنْشُرُ [تُیَسِّرُ] لِی بِهِ کُلَّ رَحْمَةٍ وَ عِصْمَةً تَحُولُ بِهَا بَیْنِی وَ بَیْنَ الذُّنُوبِ حَتَّى أُفْلِحَ بِهَا عِنْدَ الْمَعْصُومِینَ عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ(و روایت شده که: در شب بیست و یکم حماد بن عثمان بر حضرت صادق علیه السلام وارد شد حضرت سؤال کرد که غسل کرده ‏اى عرض کرد بلى فدایت شوم پس حضرت حصیرى طلبید و حماد را نزدیک خود طلبید و مشغول نماز شد و پیوسته آن حضرت نماز خواند و حماد نیز خود را به آن حضرت چسبانیده بود و نماز می ‏خواند تا از نمازهاى خویش فارغ شدند پس آن حضرت دعا کرد و حماد آمین گفت تا صبح طلوع کرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غلامان خود را طلبید و پیش ایستاد و نماز صبح خواند در رکعت اول حمد و قدر و در دوم حمد و توحید خواند و بعد از نماز مشغول به تسبیح و تحمید و تقدیس و ثناى بر خدا و صلوات بر پیغمبر صلى الله علیه و آله و دعا براى مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار یک ساعت به جز نفس چیزى از آن جناب شنیده نشد پس از آن این دعا را خواند لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ تا آخر دعا که در اقبال است)(و شیخ کلینى روایت کرده که: حضرت باقر علیه السلام در شب بیست و یکم و بیست و سوم دعا می ‏خواند تا نیمه شب و بعد از آن شروع می ‏نمود به نماز خواندن) و بدان که در هر شب از شبهاى این دهه غسل مستحب است و روایت شده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله در هر شب این دهه غسل میکرد و اعتکاف در این دهه مستحب است و فضیلت بسیار دارد و افضل اوقات اعتکاف است و روایت شده که مقابل دو حج و دو عمره است و کان رسول الله صلى الله علیه و آله إذا کان العشر الأواخر اعتکف فی المسجد و ضربت له قبة من شعر و شمر المیزر و طوى فراشه و بدان که در این شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت امیر المؤمنین علیه السلام و در این شب تجدید می ‏شود احزان آل محمد علیهم السلام و اشیاع ایشان و روایت شده که در آن شب مانند شب شهادت امام حسین علیه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمین مگر آنکه در زیر آن خون تازه بود شیخ مفید فرموده که: در این شب صلوات بسیار بفرستد و سعى و کوشش کند در نفرین بر ظالمان آل محمد علیهم السلام و لعن بر قاتل امیر المؤمنین علیه السلام روز بیست و یکم روز قتل حضرت امیر المؤمنین علیه السلام و مناسب است زیارت آن جناب و کلمات حضرت خضر علیه السلام که بمنزله زیارت آن حضرت است در این روز.****صوتمراسم احیاء شب قدر توسط شیخ حسین انصاریان.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.مراسم احیاء شب قدر- شیخ حسین انصاریان.mp3 | دانلود فایل****صوتحاج محمود کریمی/ روضه خوانی شب شهادت امام علی علیه السلام.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.حاج محمود کریمی- شب 21 رمضان سال 91.mp3 | دانلود فایل****صوتدعای روز بیست و یکم ماه رمضان.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.دعای روز بیست و یکم.mp3 | دانلود فایلاَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فیهِ اِلى مَرْضاتِکَ دَلیلاً وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ فیهِ عَلَىَّ سَبیلاً وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ لى مَنْزِلاً وَمَقیلاً یا قاضِىَ حَواَّئِجِ الطّالِبینَخدایا برایم در این ماه دلیلى به موجبات خوشنودى خود مقرر فرما و راهى براى تسلط شیطان بر من باقى مگذار و بهشت را منزل و آسایشگاهم قرار ده اى برآرنده حاجات جویندگان.****شرح دعای روز بیست و یکم ماه رمضان از آیت الله مجتهدی تهرانیاللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ إِلَی مَرْضَاتِک دَلِیلاًخدایا یک راهی برای من پیدا بشود که تو ا ...

ادامه مطلب  

رونمایی طومار حمایت از انتفاضه فلسطین در نمایشگاه قرآن  

درخواست حذف این مطلب
گروه جهاد و حماسه: طومار حمایت از انتفاضه فلسطین امروز در نمایشگاه قرآن و از سوی کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین ریاست جمهوری رونمایی شد.مهدی علیزاده، کارشناس کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین ریاست جمهوری در گفت و گو با خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) با اعلام این خبر گفت: امروز برای نخستین بار سند طومار حمایت از انتفاضه ملت مسلمان فلسطین را در مصلای امام خمینی(ره) و در جریان بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم رونمایی کردیم تا به این واسطه بازدیدکنندگان و ملت روزه دار ایران نیز با امضای این طومار حمایت خود را از ملت مظلوم فلسطین نشان دهند.وی با اشاره به اینکه این حرکت فرهنگی و نمادین است گفت: امیدواریم که شرایطی به وجود آید تا این طومار در روزهای آتی ماه مبارک رمضان به اقصی نقاط ایران اسلامی نیز منتقل شود چرا که ما برای ارائه این طومار به سازمان ملل متحد نیاز به حداقل یک میلیون امضاء داریم.علیزاده تصریح کرد: به امید خدا در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان و مصادف با روز جها ...

ادامه مطلب  

زیبایی رمضان دوچندان شد/ نام گذاری مولود رمضان (امام حسن مجتبی(ع)) با پیام وحی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرس هنگامی که امام حسن علیه السلام به دنیا آمد رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سفر بودند و امیرالمؤمنین و فاطمه علیه السلام چشم به راه بازگشت. ایشان پیامبر پس از مراجعت از سفر، طبق معمول ابتدا به خانه فاطمه علیهاالسلام وارد شد. هنگامی که خبر تولد نوزاد را به ایشان دادند، شادمانی وجود حضرت را فرا گرفت.نام گذاری کودک هنگامی که کودک را نزد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آوردند، حضرت رو به علی علیه السلام کرده، فرمود: «آیا او را نام گذاری کرده ای؟» عرض کرد: «من در نام گذاری وی بر شما پیشی نمی گیرم». رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «من هم در نام گذاری بر خداوند سبقت نمی جویم». در این هنگام جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوی خدای متعال به وی تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: «خداوند تو را فرمان داده که نام پسر هارون، «شبر» را بر او بگذاری». حضرت فرمود: «زبان من عربی است». جبرئیل عرض کرد: نامش را «حسن» بگذار و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم او را «حسن» نامید.شرافت نسب حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام اولین مولودی است که از نظر شرافت نسب هیچ کسی به پای او نمی رسد. جد بزرگوارش پیامبر و خاتم الانبیا، پدر گرامی اش اولین امام و سیدالاوصیا، و مادر مکرمش، صدیقه اطهر سیدة النساست. هیچ کس قبل از امام حسن علیه السلام دارای چنین شرافت نسب و خاندانی نبوده است. او در مکتب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام رشد یافت و در دامان برترین زنان عالم، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام ، بزرگ شد.کنیه و القاب حضرت کنیه آن حضرت «ابومحمد» بوده است. جد بزرگوارش او را «ابومحمد» خطاب می نمود و کنیه دیگری برای آن حضرت ذکر نشده است. اما برخی از القاب آن حضرت بدین شرح است: زکیّ، مجتبی، سیّد، تقی، نقی، طیّب، ولی و برّ مشهورترین این القاب، مجتبی و تقی است و نیز سیّد، که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم امام حسن علیه السلام را بدان ملقب فرموده اند.ریحانه رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم می توان گفت بهترین و شادترین دوران زندگانی امام حسن علیه السلام همان دورانی است که با رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم گذشت. امام حسن علیه السلام حدود هفت سال و شش ماه از عمر شریفش را در کنار جد بزرگوارش سپری نمود و از محبت های بی دریغ و بسیار ایشان بهره برد. علاقه و محبت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به حسن و حسین علیه السلام به جایی رسیده بود که آن دو کودک را «ریحانه» می خواند و در جواب یکی از صحابه که عرض کرد: «ای رسول خدا، آیا ایشان را دوست داری؟»، فرمود: «چگونه ایشان را دوست ندارم این دو تن گل های خوش بوی من از دنیا هستند و من آن دو را می بویم»، و همین مضمون را درباره امام حسن علیه السلام فرمودند: «به راستی که او گل خوش بوی من در دنیاست و به راستی که این پسر من سیّد و آقاست».شأن و مقام امام حسن علیه السلام در کودکی بزرگی منش و سترگی روح آن امام، چندان بود که پیامبر ارجمند اسلام صلی الله علیه و آله وسلم او را با کمی سن، در برخی از عهدنامه ها گواه می گرفت. آن گاه که پیامبر به امر خدا، با اهل نجران، به مباهله برخاست، امام حسن و امام حسین و حضرت علی و فاطمه علیهاالسلام را نیز به فرمان خدای، همراه خویش برد و آیه تطهیر در پاک دامنی آن گرامیان فرود آمد.شباهت به رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم حضرت امام حسن علیه السلام از نظر صورت و سیرت در بین ائمه اطهار علیه السلام شبیه ترین آنان به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم است. وقتی امام حسن علیه السلام به دنیا آمد شباهت بسیاری به جد بزرگوارش داشت و این شباهت بعدها در چهره، رفتار و گفتار آن حضرت بیشتر نمایان شد. علاوه بر چهره جذاب و نورانی، راه رفتن و صحبت کردن حضرت نیز مانند پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود. حُسنِ خلق، کرامت، جوان مردی، یتیم نوازی و دیگر سجایای اخلاقی را نیز آن حضرت از جدّ گرامی اش به ارث برده بود. شیخ مفید در کتاب معروف خود، ارشاد، آورده است: «و حسن علیه السلام چنان بود که از نظر خلقت و سیرت و سیادت شبیه ترین مردم به رسول خدا بود».آقای جوانان اهل بهشت در روایات بسیاری نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم به امام حسن و امام حسین علیه السلام محبت فراوان داشت و می فرمود که آن دو سید جوانان اهل بهشت هستند. هم چنین در روایتی آمده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «هرکس دوست دارد به آقای جوانان اهل بهشت بنگرد، به حسن بنگرد». و این گفتار پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نیز مشهور است که فرمود: «اهل بهشت همگی جوان هستند» و این تذکر پیامبر به این دلیل است که عده ای فکر نکنند که برای پیران اهل بهشت نیز سیّد و آقایی خواهد بود. چنان که امام جواد علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند، در بهشت پیری وجود ندارد؛ بلکه همگی جوان هستند».فضایل امام حسن علیه السلام در کلام امام سجاد علیه السلام امام سجاد علیه السلام می فرمایند: حسن بن علی بن ابی طالب علیه السلام در زمان خود از همه عابدتر، زاهدتر و با فضیلت تر بود و هرگاه حج می رفت، پیاده، و چه بسا پابرهنه می رفت و هرگاه مرگ را به خاطر می آورد می گریست، و هرگاه رستاخیز و زنده شدن را از نظر می گذراند، اشک از دیده می ریخت و هرگاه گذر از صراط را در اندیشه می آورد، گریان می شد... و هرگاه به نماز بر می خاست، تنش در برابر خداوند عزوجل به لرزه می افتاد و هرگاه بهشت و دوزخ را به یاد می آورد چونان مار گزیده بی تابی می کرد و از خداوند، بهشت را طلب می کرد و از آتش دوزخ به او پناه می برد. او هرگاه عبارت «یا ایّهاالذین امنوا» را از قرآن می خواند، می گفت: «لبیک اللهم لبیک».پرهیزگاری امام حسن علیه السلام امام حسن علیه السلام توجهی ویژه به خداوند داشت. آثار این توجه را گاه از چهره او به هنگام وضو درمی یافتند: چون وضو می گرفت رنگ می باخت و به لرزه می افتاد. می پرسیدند که چرا چنین می شوی؟ می فرمود: «آن را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست». از امام ششم علیه السلام نقل می کنند که فرمود: «امام حسن علیه السلام هم عابدترین مردمان زمان خویش بود و هم با فضیلت ترین. چون به یاد مرگ و... رستاخیز می افتاد. آن قدر می گریست تا بی حال می شد. پیاده و گاه پابرهنه، 25 بار به خانه خدا رفت».شجاعت امام حسن علیه السلام در بیان شجاعت امام حسن علیه السلام همین بس که او تربیت یافته شیر خدا، علی علیه السلام است که در جنگ ها به دشمن پشت نمی کرد و تا دشمن را به هلاکت نمی رساند، از پای نمی نشست. امام حسن علیه السلام نیز که از کودکی همراه پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم جنگ ها دیده بود و از پدر جنگاوری آموخته بود، در پیکار بسیار دلاور بود.بردباری امام علیه السلام امام حسن علیه السلام بسیار بردبار و شکیبا بودند. این صفت حضرت در برخورد با مشکلات و مصائب و نیز در روبه رو شدن با جاهلان و دشمنان بسیار آشکار بود. مردی از اهل شام به تحریک معاویه امام علیه السلام را به باد دشنام گرفت. پس از این که آن مرد ساکت شد، امام علیه السلام او را سلام گفته، فرمودند: «به گمانم در این شهر غریب هستی. اگر نیازمند خانه هستی به تو منزل دهیم، و اگر نیاز به مالی داری آن را در اختیارت می کنیم. اگر گرسنه ای سیرت سازیم و اگر نیاز دیگری داری کمکت کنیم». مرد شامی از عمل زشت خود پشیمان شد و در حالی که می گریست گفت: «تو و پدرت نزد من مبغوض ترین مردم بودید و اینک محبوب ترین آنها هستید». و این گونه مردی جاهل و فریب خورده با برخورد حلیمانه امام حسن علیه السلام هدایت یافت و در جمع دوستان اهل بیت علیه السلام درآمد.کرامت و بخشندگی امام علیه السلام کرم و سخاوت امام حسن مجتبی علیه السلام به حدی بود که در روایت آمده است که هیچ گاه سائلی را رد نکرد و در برابر درخواست او «نه» نگفت. به همین دلیل است که او را «کریم آل طه» می خوانند. هنگامی که به ایشان عرض شد: «چرا هیچ سائلی را رد نمی کنید؟» فرمود: «من سائل درگاه خدا و راغبِ پیشگاه اویم و شرم دارم که خود درخواست کننده باشم و سائلی را رد کنم». و نیز می فرمود: «بهترین روزهای جوانمرد روزی است که از او چیزی درخواست شود».فروتنی همراه با سخاوت روایت شده است که حسن بن علی علیه السلام بر گروهی از فقرا گذشت که تکه نان های بر زمین نهاده و گرد یکدیگر نشسته بودند و از آن برمی داشتند و می خوردند. این جماعت به امام علیه السلام گفتند: ای پسر دختر رسول خدا، بفرمایید. حضرت فرود آمد و فرمود: «خداوند مستکبران را دوست ندارد» و همراه آنان به خوردن نشست تا از خوردن دست کشیدند. سپس امام علیه السلام آنها را به مهمانی دعوت کرد و اطعامشان نمود و جامه شان بخشید. امام علیه السلام چون از این کار فراغت یافت، فرمود: «فضیلت و برتری از آنهاست؛ زیرا آنها جز آنچه ما را بدان اطعام ک ...

ادامه مطلب  

تضاد منافع داخلی وخارجی ترامپ با منافع ملی / رییس جمهور آمریکا در کدام کشورها منافع دارد +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
سرویس جهان مشرق- اصلی ترین علت تمرکز این روزهای رییس جمهور آمریکا بر منافع شخصی اش این است که نمی تواند بپذیرد که رییس جمهور بودن او موجب متضرر شدن او بشود. لذا، هیچ اهمیتی برای منافع ملی آمریکا قائل نیست و از قدرت و موقعیت ریاست جمهوری برای تجارت و منفعت شخصی نهایت استفاده را می برد.توئیت 5 آگوست «سازمان ترامپ» -که نهاد نظارتی و حمایتی دارایی های وی است- مبنی بر اعلام فروش واحدهای مسکونی بسیار مجلل دبی در کنار زمین گلف اختصاصی ترامپ در این شهر، مشتی است از خروار ثروت ها و دارایی های خانواده رییس جمهور آمریکا. شراکت شرکت «داماک» به ریاست شیخ «حسین ساجوانی» با سازمان ترامپ، قصه های بسیاری در خود دارد. هر واحد مسکونی مستقر در دبی به قیمت 2 میلیون و 600 هزار درهم به فروش می رسد که معادل با 800 هزار دلار است. اکنون شرکت «ترامپ استیتز پارک» زیر نظر سازمان وی، به شدت مشغول امور مستغلات دبی است و البته در سود عظیم مجتمع گلف و واحدهای مسکونی، دارای اختلاف نظراتی با ساجوانی شده است.ترامپ به همراه دخترش و شیخ حسین ساجوانیاما نکته ای که در مورد این واحدهای مسکونی وجود دارد این است که تلاش سازمان ترامپ بر این قرار گرفته که واحدهای مسکونی مذکور را در اختیار مقامات ارشد آمریکا و دیگر کشورها قرار دهد تا جا برای روابط دوستانه آینده باز شود. به رغم اینکه رییس جمهور آمریکا چندین بار اطمینان داده که از شرکت ها و مجموعه های شخصی اش برای تجارت خارجی در زمان ریاست جمهوری بهره نخواهد برد اما این اتفاق به قوت خود در حال انجام است. وی، پیش از ژانویه سخن از این به میان می آورد که با اینکه تجارت بسیار شیرین است اما به سمت تجارت خارجی با شیوخ کشورهای عربی نمی رود و این در حالی است که در در تعطیلات سال نوی میلادی، در کاخ مارالاگوی خود با نزدیکان شیخ اماراتی دیدار می کند. دیدار ماه می ساجوانی و ترامپ، بدین منظور صورت گرفت که شیخ اماراتی وعده داده بود که می تواند سرمایه گذاران دیگر را نیز به سمت رییس جمهور آمریکا بکشاند.جایی تضاد بین منافع شخصی ترامپ و منافع ملی آمریکا به وجود می آید که او باید به خاطر ملت اش، سیاست یا اقدامی را نسبت به یک کشور دیگر صورت دهد که منافع اش در آن کشور به شدت آسیب خواهد دید. اصلی ترین علت تمرکز این روزهای رییس جمهور آمریکا بر منافع شخصی اش این است که نمی تواند بپذیرد که رییس جمهور بودن او موجب متضرر شدن او بشود. لذا، هیچ اهمیتی برای منافع ملی آمریکا قائل نیست و از قدرت و موقعیت ریاست جمهوری برای تجارت و منفعت شخصی نهایت استفاده را می برد.«شری دیلن» به عنوان وکیل ترامپ هم در 11 ژانویه 2017 و هم در نوبت های دیگر تلاش بسیاری برای پنهان کردن زوایای مختلف قراردادهای تجاری وی با سوء استفاده از موقعیت اش کرد. اما هم اکنون گروه دیده بان حقوقی موسوم به «شهروندان مسئول در قبال اخلاقیات» و وکلای برجسته ای چون «زفیر تیچآوت» -استاد دانشگاه فوردهام- و «لارنس ترایب» -استاد دانشگاه هاروارد- قویا در پی پیگیری تخلفات ترامپ هستند. آنها معتقدند در حالی که وی رییس جمهور یک کشور است اما به دلیل منفعت های شخصی، به وظایف خودش در قبال مردم پشت کرده و چون جیب و سودش در گروی گوشه چشم مولتی میلیاردهای نقاط مختلف جهان است، لذا سیاستمداران کشورهای دیگر بر وی تاثیرگذاری خواهند کرد؛ کما اینکه نمونه بارز آن را می شد در قضیه دیدار با پادشاه عربستان دید که حملات لفظی شدید علیه ایران را در پی داشت. همچنین، «استیون شونر» و «دنیل گوردون» از اداره کنترل رفتار رییس جمهور، به وی اخطار داده اند که باید تکلیف منفعت طلبی های خود را روشن کند و دست از سوء استفاده از جایگاه خود در جهت منافع شخصی بردارد.با این بهانه، به سراغ تضاد منافع داخلی و خارجی ترامپ با منافع مردم آمریکا می رویم:«تضاد منافع داخلی»پلاک 40 وال استریت: برج ترامپاکنون سازمان ترامپ که می توان آن را هزاردستان هماهنگی های داخلی و خارجی وی و فرزندانش با «دیگران» پشت پرده خواند، طرح تامین امنیت کامل مایملکات وی در و در راس آنها «برج ترامپ» در نیویورک را پیاده کرده است. هزینه حفاظت از این برج، به شدت بالاست. طبق برآورد روزنامه نیویورک تایمز، هزینه تامین امنیت فقط 2 طبقه از این برج، 3 میلیون دلار در سال است. این یعنی اینکه ترامپ از سرویس امنیتی دولت استفاده رایگان می کند تا بابت تامین امنیت ساکنین تجاری و مسکونی برج دو منظوره خود از آنها سالی چندین میلیون دلار درآمد کسب کند. تاجری که اکنون عظیم ترین دولت سرمایه دار جهان را در خدمت اهدافش قرار داده است.چیزی که منظورنظر این گزارش است، به تضاد منافع داخلی و خارجی ترامپ با منافع ملی آمریکا ربط دارد که به طور اجمالی به آنها پرداخته می شود:سازمان ترامپ، علاوه بر این، بسیاری از واحدهای تجاری و مسکونی برج ترامپ در محله منهتن نیویورک را اجاره داده است. هنوز برخی از مستاجران برج ترامپ درگیر تحقیقات کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا (sec) به خاطر کلاهبرداری در اوراق بهادار هستند. ترامپ هم با هوشیاری زیاد، «جِی کلِیتون» را به سمت رییس این کمیسیون برگزید تا مستاجران اش در امان باشند و در ازای این لطف، به او باج بدهند.هتل بین المللی ترامپسازمان ترامپ در اقدامی که در ماه مارس صورت داد، ساختمان قدیمی پست در «اداره خدمات عمومی دولت» را به منظور خدمات رسانی در کنار هتل بین المللی شخصی وی اجاره داده است. این یعنی استفاده از امکانات دولت در جهت منافع شخصی. در واقع، ترامپ هم صاحب خانه است و هم مستاجر.رییس اداره خدمات عمومی دولت چندی پیش در نامه ای توضیح داد که سود اجاره این ساختمان مستقیما به صندوق دولت واریز می شود و این هتل ترامپ است که در خدمت دولت است. ادله وی به هیچ وجه مورد پذیرش وکلای منتقد رییس جمهور آمریکا قرار نگرفت و آنها نسبت به بهره وری از نهادهای قدرتمند دولتی در جهت تبلیغات منافع شخصی به شدت اعتراض کردند. در تایید همین موضوع نیز هتل ترامپ -که در واشینگتن واقع است- اکنون با ورود رهبران و سیاستمداران کشورهای مختلف تبدیل به محل میزبانی از آنها شده است. نکته جالب اینکه این مقامات مجبورند که برای جذب رضایت ترامپ جهت همکاری، حتی اگر علاقه ای به اتاق های گران قیمت هتل او نداشته باشند، باز هم مجبور به سکونت در آن باشند.خط لوله دسترسی داکوتای شمالیاکنون مدتهاست که افراد قبایل «سیوکس» این اعتراض را دارند که خط لوله داکوتای شمالی در زیر تاسیسات آبی نزدیک منطقه «استندینگ راک» ساخته نشود. مشکل اینجاست که خود رییس جمهور بین 500 هزار تا یک میلیون دلار سهم شراکتی در پروژه مذکور دارد. «هوپ هیکز» سخنگوی ستاد ترامپ اعلام کرده که وی سهام خود را به شرکت مورد نظر که «شرکای انتقال انرژی» نام دارد فروخته است اما از سوی دیگر، یکی دیگر از شرکت های زیر نظر هلدینگ ترامپ به نام «فیلیپس66» در پروژه خط لوله 25 درصد سهم دارد. طبق آخرین اظهارنامه مالی ترامپ در می 2016، او هنوز سهام فیلیپس 66 در پروژه مذکور را نفروخته است.در 24 ژانویه، دانلد ترامپ دستور اجرایی احداث خط لوله را صادر کرد و در اوایل آوریل نفت در آن جاری شد. شکایت سیوکس ها هم هنوز راه به جایی نبرده و در خم و پیچ راهروهای دادگاه ایالتی معطل و معلق است.بانک دویچهیکی از وام دهندگان به ترامپ در «پروژه های مستغلات»، بانک دویچه است. البته این بانک اکنون درگیر مذاکره با وزرات دادگستری آمریکا برای پرونده کلاهبرداری از خریداران که در آن اوراق قرضه مسکن را با حمایت وام های خطرناک فروخت، است.کمیسیون ارتباطات فدرال (fcc)دانلد ترامپ هنوز هم برنامه «کارآموز» خود در شبکه nbc را دارد و اکنون که دیگر رییس جمهور و فرمانده کل قواست، شخصی دیگر به نام «آجیت پای» را به جای خود به عنوان مجری برنامه منتصب کرده است. شبکه nbc زیر نظر شرکت comcast است و این شرکت هم تابع قوانین کمیسیون ارتباطات فدرال. لذا، شرط ادامه کار دست نشانده ترامپ، تایید و تصویب مجلس سناست. این امر برای ترامپ تبدیل به یک نگرانی شده است.شورای ملی ارتباطات کارگریپرونده اختلاف هتل بین المللی ترامپ در لاس وگاس و «اتحادیه کارگران هتل» در تاریخ 3 نوامبر 2016 به این شورا رسید و لذا خواستار مذاکره با ترامپ شد که وی نپذیرفت. ترامپ پرونده را به دادگاه عالی کشاند اما سه فقره شکایت دیگر از سوی شورای ملی ارتباطات کارگری و چند شکایت هم علیه سازمان ترامپ صادر شد و نهایتا قضیه را پیچیده تر کرد. ترامپ، «فیلیپ میسکیمارا» -رییس شورای مذکور- را یک دست نشانده خواند و اکنون دو نفر از افراد دولت را در هیئت مدیره این شورا گنجانده تا در کار وی خلل ایجاد کنند.سرویس مخفی ایالات متحده آمریکادر جریان انتخابات ریاست جمهوری بود که شرکت هواپیمایی ترامپ موسوم به «tag» سرویس مخفی را مجبور کرد تا از هواپیمای بوئینگ 757 شخصی ترامپ جهت جابجایی او استفاده کند. قاعدت ...

ادامه مطلب  

واکنش رهبران اروپایی، سیاستمداران داخلی آمریکا و خبرگزاری ها نسبت به سخنرانی شب گذشته ترامپ+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
واکنش منفی اتحادیه اروپایی و رهبران کشورها و نیز مقامات کنگره و سیاستمداران کهنه کار آمریکایی به سخنان دیشب ترامپ پیش بینی های قبلی درباره تقویت احتمال انزوای ترامپ در سطح بین المللی در صورت حمله وی به برجام را تأیید می کند.قابل ذکر است که تاکنون فقط دو رژیم تروریست افراطی شامل رژیم صهیونیستی و رژیم وهابی سعودی از سخنرانی گستاخانه و نسنجیده ترامپ حمایت کرده اند که چنین حمایتی به روشنی نشانگر ماهیت مواضع سخنرانی ترامپ است.مریم رجوی از سیاست جدید آمریکا در قبال ایران استقبال کرده و گفته است اذعان دولت آمریکا به اینکه رژیم ایران، مردمش را سرکوب می کند و از تروریسم در خارج حمایت می کند به معنای به رسمیت شناختن عدم مشروعیت آن است.به تعدادی از مواضع رهبران اروپایی و روسیه و نیز موضع گیری مقامات داخلی آمریکایی اشاره می کنیم:*جو بایدن معاون اوباما رئیس جمهوری سابق آمریکا در واکنش به اظهارات ضد ایرانی ترامپ گفت: "به خطر انداختن یک جانبه برجام، ایران را منزوی نمی کند بلکه ما را منزوی می کند."*فرانسه، آلمان و انگلیس با انتشار بیانیه ای بر تعهد کشورهای خود بر ادامه اجرای برجام تأکید کردند.*معاون وزیر خارجه روسیه اظهارات رئیس جمهور آمریکا درباره ایران را بسیار مشکل ساز توصیف کرد.*دفتر اقدام خارجی اتحادیه اروپا در توئیتی اعلام کرد توافق ایران، جهان را ایمن تر کرده و اتحادیه اروپا همچنان اجرای آن را تضمین خواهد کرد.*سخنگوی وزارت خارجه آمریکا مدعی شد: "گول تیترهای تلویزیونی را نخورید. ما در توافق ایران هستیم و در عین حال رویکرد خود را در خصوص پاسخگویی به اقدامات تروریستی ایران گسترده می کنیم."*سناتور باب کیسی: "راهبرد ترامپ و طرح های قانونی (در کنگره) را بررسی خواهم کرد اما از چیزی که ناقض توافق هسته ای ایران باشد حمایت نخواهم کرد."*نانسی پلوسی رهبر اقلیت دموکرات در مجلس نمایندگان آمریکا: "تلاش های ترامپ برای تضعیف توافق ایران و کارشکنی در قانون لایحه خدمات درمانی غیرقابل توجیه است."وی افزود: "صحبت های ترامپ اشتباه بزرگی بود که اعتبار و امنیت امریکا را در خطر خواهد انداخت. ایران به تعهدات خود پایبند بوده و ما از توافق حمایت می کنیم.*لوکزامبورگ: "برجام برقرار است."*ژان اسلبورن وزیر امور خارجه لوکزامبورگ گفته است برجام برقرار است و ما باید روی اجرای کامل آن متمرکز شویم.*بوریس جانسون وزیر خارجه انگلیس: "انگلیس با شرکای خود تلاش می کند برجام را حفظ کند."*اندیشکده بروکینگز: "عدم تأیید پایبندی ایران به برجام شاید باعث فروپاشی آن نشود اما میتواند اثرات فاجعه باری داشته باشد."*یوکیانو آمانو دبیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در پی سخنرانی دونالد ترامپ با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که ایران به تعهداتش در قالب توافق هسته ای پایبند بوده است. وی افزود که در حال حاضر مستحکم ترین نظام بازرسی های هسته ای جهان در مورد ایران اجرا می شود."*فدریکا موگرینی: "هیچ تخطی قابل چشم گیری از برجام مشاهده نشده است؛ ما باید از ادامه اجرای برجام حمایت کنیم؛ برجام مسأله داخلی آمریکا نیست.""موضع حزب جمهوری خواه درباره برجام"سناتور کوین مک کارتی، نفر شماره دو حزب جمهوری خواه در مجلس نمایندگان آمریکا گفت با دونالد ترامپ برای اصلاح توافق هسته ای همکاری می کند. او البته از ابطال برجام حمایت نکرد.سناتور مک کارتی یکی از اعضای کمیته ای است که طبق قانون می تواند تحریم هایی را که بعد از برجام لغو شده دوباره برقرار کند.*آژانس بین المللی انرژی اتمی با انتشار بیانیه ای اعلام کرده است که ایران به تعهداتش در قالب توافق هسته ای پایبند بوده است.*امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه، در گفتگویی تلفنی با حسن روحانی حملات ترامپ را مجادلات داخلی واشنگتن خواند و اعلام کرد در سال میلادی آینده در رأس هیاتی به تهران خواهد آمد.*جک استراو وزیر خارجه پیشین انگلیس در گفت وگو با ایرنا در لندن، تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر عدم تأیید برجام را هولناک خواند و گفت: "او به عمد خود را نسبت به واقعیت های ایران و اینکه ایران به تعهداتش در چارچوب برجام پایبند بوده به حماقت زده است."*امیر پایور خبرنگار بی بی سی: "در متن رسمی سخنرانی ترامپ در مورد معاهده ایران و سیاست جدید آمریکا در مورد ایران، آبهای خلیج فارس ذکر شده بود که ترامپ آن را خلیج عربی خوان ...

ادامه مطلب  

«تابستان داغ» نه شبیه «ابد و یک روز» است نه آثار اصغر فرهادی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر: فیلم سینمایی «تابستان داغ» به کارگردانی ابراهیم ایرج زاد از آثار روی پرده سینماها ضرورت مسئولیت پذیری پدر و مادرها در قبال فرزندانشان را یادآوری می کند. این فیلم با محور قرار دادن ۲ زوج از ۲ قشر مختلف جامعه در پی این است که عنوان کند وقتی طرز تفکر اشتباهی درباره خانواده وجود داشته باشد چه یک فرد وکیل، وزیر، پزشک و یا از طبقه پایین جامعه باشد باز هم می تواند حوادثی را پیش بیاورد که غیر قابل جبران است.برای بررسی بیشتر فیلم میزگردی با حضور ابراهیم ایرج زاد کارگردان و سهراب خسروی تدوینگر این اثر در خبرگزاری مهر داشتیم که در قسمت اول این گفتگو کارگردان از ضرورت آگاهی بخشی به خانواده ها گفت و بیان کرد: ما در «تابستان داغ» ۲ خانواده را به صورت موازی می بینیم که هر دوی آنها یک مشکل دارند؛ یعنی هر ۲ خانواده درگیر مسئولیت پذیری هستند و در هر ۲ خانواده چالشی بین زن و شوهر وجود دارد که باعث می شود نسبت به عملکرد یکدیگر اعتراض داشته باشند.ابراهیم ایرج زاد در بخش دوم این گفتگو می گوید: «ما در پی این بودیم که ۲ قشر مختلف را نشان دهیم و بگوییم که مشکل تنها برای یک قشر خاص نیست. این مشکل یک مشکل عام است و اگر یک فرد وکیل باشد، وزیر باشد، پزشک باشد و یا به طبقه فرودست تعلق داشته باشد، وقتی طرز تفکر اشتباهی درباره خانواده داشته باشد ممکن است این اتفاق برایش بیفتد. بنابراین اگر مسئولیت پذیر نباشد این اتفاق در هر جایگاهی که باشد، می افتد و حرف فیلم همین است.»در این فیلم پریناز ایزدیار در نقش نسرین و صابر ابر در نقش ناصر خانواده ای را به تصویر می کشند که متعلق به قشر فرودست جامعه هستند و یک فرزند دارند و در مقابل علی مصفا در نقش ایمان و مینا ساداتی در نقش سارا زوج پزشکی هستند که یک پسربچه دارند.شرح بیشتر از بخش دوم این نشست را در زیر بخوانید:*سکانس و لوکیشن ابتدایی فیلمتان مخاطب را به یاد «ابد و یک روز» می اندازد. همانطور که در «ابد و یک روز» خانواده مشغول تمیز کردن خانه هستند در «تابستان داغ» هم یک خانواده سرگرم امور مربوط به خانه هستند. ضمن اینکه پریناز ایزدیار در «تابستان داغ» فراتر از سمیه «ابد و یک روز» نرفته است. ابراهیم ایرج زاد: من اصلا قبول ندارم که فیلمم شبیه «ابد و یک روز» است. وقتی برخی چیزها را که می شنوم متعجب می شوم مثلا برخی می گویند نسرین همان سمیه «ابد و یک روز» است در حالی که طبقه اجتماعی فقط یکی از چند فاکتوری است که باید در شناسنامه یک کاراکتر بگنجانیم تا آن کاراکتر شکل بگیرد. تنها شباهت کاراکتر نسرین با سمیه «ابد و یک روز» طبقه اجتماعی است. سمیه در «ابد و یک روز» دختری از یک خانواده شلوغ است که تحت تاثیر تصمیم هایی قرار می گیرد که برادرهایش برایش می گیرند و زندگی او بر همین اساس پیش می رود. او اصلا قائم به ذات نیست در حالی که کاراکتر نسرین مادری تصمیم گیرنده و قائم به ذات است. او می خواهد فرزند خود را به دلیل بی مسئولیتی همسرش، خودش بزرگ کند و حتی مسئولیت برادر کوچکتر خود را هم قبول کرده است. این نشان می دهد یک از کاراکترهای ۲ فیلم به سمت شرق و کاراکتر دیگری به سمت غرب می رود و کاملا با هم متفاوت هستند. بنابراین ما نمی توانیم فقط به خاطر طبقه اجتماعی بگوییم یک کاراکتر شبیه یک کاراکتر دیگر است بلکه زمانی می توانیم این موضوع را عنوان کنیم که در پردازش یک شخصیت حداقل پنج فاکتور آنها مشابه همدیگر باشد.درباره لوکیشن هم باید بگویم که داستان در «ابد و یک روز» با مرتب کردن یک خانه توسط یک جمع آغاز می شود اما در «تابستان داغ» قصه از یک هواپیما و یک شربت آبلیمو شروع می شود که به واسطه آن شربت و صحبتی که شوهرخواهر و خواهر نسرین با او دارند ما داخل خانه می چرخیم تا محیط معرفی شود. من اصلا قبول ندارم که فیلم شبیه «ابد و یک روز» است. برخی چیزها را که می شنوم متعجب می شوم برای مثال برخی می گویند نسرین همان سمیه «ابد و یک روز» است در حالی که طبقه اجتماعی یکی از چند فاکتوری است که باید در شناسنامه یک کاراکتر بگنجانیمدر مرحله پیش تولید وقتی با هومن بهمنش صحبت می کردیم به این نتیجه رسیدیم که با توجه به اینکه ما سکانس های ۲ خانواده و وضعیت متفاوت آنها را داریم یک وضعیت سلکتیو برای دوربین ها در نظر بگیریم به همین دلیل در جاهایی می بینیم که دوربین در یک جا ثابت، در یک جا روی دست و در یک جا متحرک است و اصلا در طول فیلم ما در یکسری جاها ما پلان- سکانس داریم که نزدیک به سه دقیقه است، در حالی که ما هیچکدام از این موارد را در فیلم «ابد و یک روز» نمی بینیم. این مثال هایی که می زنم فقط از جنبه روشن کردن تفاوت این ۲ فیلم است و اصلا جنبه کیفی ندارد. در «ابد و یک روز» وضعیت دوربین ثابت است و از ابتدا تا انتها با یک وضعیت دوربین و با یک شکل دکوپاژ مواجه هستیم اما در «تابستان داغ» یک وضعیت سلکتیو را می بینیم. شما درباره چهار دقیقه از یک فیلم ۸۳ دقیقه ای صحبت می کنید؛ مگر قضاوت تنها با چهار دقیقه از فیلم صورت می گیرد؟ پس ۷۹ دقیقه بعدی چه می شود؟مثال دیگری می زنم؛ فیلم سینمایی «گزارش» به کارگردانی زنده یاد عباس کیارستمی در سال۵۶ ساخته شده است در حالی که اگر کسی نداند این فیلم در چه سالی ساخته شده و امروز به تماشای آن بنشیند، فکر می کند که بر اساس فیلم های اصغر فرهادی ساخته شده اما حتما فرهادی آن فیلم را دیده است. من در اینجا درباره تاثیرپذیری صحبت می کنم. با این وجود باید بگویم که فیلم های اصغر فرهادی جزو علاقه مندی های من است و آثار او در استانداردی قرار دارد که اصلا نیازی نیست منِ کوچکتر درباره آن صحبت کنم. می خواهم این را بگویم که شما وقتی یک فیلم را می بینید با یک کلیتی مواجه هستید که باید درباره آن کلیت صحبت و به این موضوع توجه شود که چه برخورد تصویری برای بیان درام در آن صورت می گیرد. برای مثال در سکانس کارگزینی، کاراکتر اصلی یعنی مینا ساداتی حضور دارد که دوربین با یک حرکت نرم از نمای باز به سمت سارا در نمای بسیار نزدیک می رود. این موضوع با هدف دراماتیک اتفاق افتاده است حال آیا شما می توانید نمونه این سکانس را در فیلم «ابد و یک روز» برای من مثال بزنید؟ چون برخورد روایی در آن فیلم اصولا متفاوت بوده است.سهراب خسروی: نکته ای که شما می گویید کاملا درست است اما به نظر من علت این است که کاراکتر اصلی فیلم یعنی پریناز ایزدیار در هر ۲ فیلم بازی کرده است. شانس خوب یا بد این بوده که یکی از این کارگردان ها فیلم دوم را ساخته است که اتفاقا خانم ایزدیار در فیلم قبلی با همان قواره ظاهر شده است. در نتیجه مخاطب هر اتفاقی را هم که در فیلم ببینید به طور مداوم در ذهنش به سکانس اول فلش بک می خورد، اما تصور کنید که یک شخص دیگری به جای پریناز ایزدیار ایفاگر نقش نسرین می شد آیا باز هم شما را یاد سمیه «ابد و یک روز» می انداخت؟ قطعا خیر.*هم نسرینِ «تابستان داغ» و هم سمیهِ «ابد و یک روز» برای خانواده شان تلاش می کنند و می خواهند خانواده را حفظ کنند. هر ۲ در شرایط بد اقتصادی قرار دارند و متعلق به طبقه فرودست جامعه هستند. پریناز ایزدیار هم که هیچ تلاشی نکرده است تا از شخصیت سمیه فاصله بگیرد. مجموع این اتفاقات باعث می شود ذهن به سمت «ابد و یک روز» برود. -ایرج زاد: سمیهِ «ابد و یک روز» اصلا تصمیم گیرنده نبود، او تحت تاثیر بود و دیگران برای او تصمیم می گرفتند. دیگران برای او تصمیم گرفتند که با یک مرد افغانستانی ازدواج کند، دیگران می گفتند باید در خانه بماند و بقیه را تر و خشک کند. پارامترهایی در تعیین وضعیت هر کاراکتر وجود دارد که اگر من بخواهم درباره مشخصات نسرین بگویم بالغ بر ۱۵ مشخصه می شود. کاراکتر سمیه «ابد و یک روز» یک کاراکتر ویژه است اما من درباره تفاوت ها صحبت می کنم و اصلا بحث کیفی نیست، من هم آن فیلم را دوست دارم و به نظرم فیلم بسیار خوبی است اما این ۲ فیلم و این ۲ شخصیت آنقدر تفاوت های فاحش دارند که به هیچ وجه نمی شود آنها را کنار هم گذاشت. به صرف یک طبقه اجتماعی هم نمی شود پرونده یک شخصیت را بست. آنقدر این کاراکتر ها با هم فاصله داشتند که من با اعتماد به نفس کامل فیلمنامه را برای خانم ایزدیار فرستادم. به طور کلی هم باید بگویم که خوشحالم که این تیم بازیگری انتخاب شدند. قبلا گفته ام، باز هم می گویم که اگر به عقب برگردم «تابستان داغ» را به همین شکل و با همین گروه بازیگران می سازم و به این افتخار می کنم و به تمام انتخاب های جلوی دوربین اعتقاد دارم و هرکدام در جایگاه خود نمایشی دارند که برخی بسیار شاخص شده اند مثل مینا ساداتی و صابر ابر. برخی از بازیگران هم وضعیتی دارند که باید ببینید تا متوجه تفاوت هایشان شوید.خسروی: این نکته را هم باید اضافه کنم که ۲ فیلم با فاصله اندکی از هم اکران شده اند و شاید این موضوع به همین دلیل باشد. مخاطب و منتقدان هم باید کلیت ...

ادامه مطلب  

تصویری از سردار سلیمانی در جمع همشهریانش در جبهه  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: به تازگی در فضای مجازی عکسی از سردار سلیمانی منتشر شده که او را در میان همشهری هایش نشان می دهد.صفحه اینستاگرام منتسب به سردار سلیمانی تصویری از او را در ...

ادامه مطلب