خاطرات ناگفته احمد هاشمی رفسنجانی از آیت الله  

درخواست حذف این مطلب
احمد هاشمی بهرمان برادر کمتر شناخته شده آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی است. در یک روز فروردین ۱۳۹۶ و تنها یکی دو ماه پس از درگذشت آن شخصیت اثرگذار و به یادماندنی خدمت ایشان می رسیم. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از شفقنا متن این گفت و گو به شرح زیر است:خود را لطفا معرفی فرمایید؟احمد هاشمی بهرمان، متولد در قریه بهرمان هستم، قریه بهرمان که اکنون به نام شهر خوانده می شود، در ۶۰ کیلومتری استان رفسنجان است. پدرم مرحوم حاج میرزا علی هاشمی بهرمان و مادرم ماه بی بی هستند که از معتمدین بهرمان در زمان خودشان بودند. پدرم ۹ فرزند داشت، ۴ دختر و ۵ پسر که پسر دوم آقای شیخ علی اکبر هاشمی بهرمانی معروف به رفسنجانی بودند؛ ایشان به واقع از نخبه های دوران خود در قریه بهرمان بودند و همیشه در تمام کارهایی که در بهرمان انجام می شد، در راس بودند، مثلا در مکتب که قرآن یاد می گرفتند، همیشه شاگرد اول بود، در بازی های محلی همیشه برنده بود، مثلا وقتی به باغی می رفتیم بر سر میزان محصول پسته درختی با سایرین شرط بندی می کردند و همیشه با اختلاف زیادی پیروز می شدند. در آن زمان کشتی های محلی رواج داشت و ایشان با هر کسی که کشتی می گرفت، حریف را مغلوب می کرد. در بهرمان پرش بازی می کردند و یادم هست که یک بار پرشی کرده بود که رکورد را ثبت کرد. در حقیقت از ابتدا مشخص بود که در شیخ علی اکبر استعدادهای خاصی نهفته است.زمانی که جنگ جهانی دوم رخ داد، وضع مالی مردم بهرمان خیلی مناسب نبود و ماشینی نبود که به وسیله آن گندم و سایر امکانات از شهرستان ها به قریه ها برسد و تقریبا اوضاع به حالت نیمه قحطی در آمده بود، ۴ درخت بزرگ توت به بلندی ۲۰ متر در بهرمان وجود داشت که در فصل توت، شیخ اکبر بلندترین درخت را انتخاب می کرد و به بالای آن می رفت و برای دیگران توت می چید. ایشان شیطنت هایی کودکانه ای هم داشتند به همین دلیل هم سن و سال های ایشان مجبور بودند نظرات ایشان را قبول کنند .آن زمان در بهرمان مدرسه نبود لذا ابوی ما به شیخ اکبر گفتند که بهتر است به قم بروید و طلبه شوید، ایشان از ۱۳ سالگی به منزل آقای مرعشی یکی از اقوام نسبتا دور ما در قم رفتند، خانه آقای مرعشی نزدیک منزل امام خمینی بود و از زمان طلبگی آشنایی شیخ اکبر با امام خمینی شروع شد . شیخ اکبر پس از ۳ سال و در واقع در سن ۱۵ سالگی در سفری به بهرمان آمدند، عمامه بر سر گذاشته بودند و صورتی نورانی داشتند، از ابتدایی که وارد بهرمان شدند با گروهی که قبلا کارشان در بهرمان بزن و برقص بود و در عروسی ها می رقصیدند و می خواندند، مقابله کردند و گفتند که کار آنها خلاف شرع است و بالاخره موفق شد این ها را از بهرمان بیرون کند، آنها هم به قریه مجاور رفتند و زندگی خود را ادامه دادند.یا آن زمان جوانانی بودند که سیگار می کشیدند یا ریششان را می تراشیدند، شیخ اکبر با آنها هم مبارزه می کرد و می گفت جوانان باید محاسن و ادب داشته باشند. سال سوم درس طلبگی شیخ اکبر که تمام شد، دوباره در سفری به بهرمان برگشت، این بار ابوی گفت چون در مدارس رفسنجان فساد زیاد است، دوست ندارم که فرزندم در آن محیط درس بخواند لذا پسر سوم، محمود را نیز به قم فرستادند، شیخ اکبر، محمود را با خود به قم برد و دو سال بعد به بهرمان برگشتند.پسر اول چه کسی بودند؟حاج قاسم ۴۳ سالش بود که در سال ۵۵ در اثر سانحه ای در راه قم تصادف کردند و فوت شدند.ایشان به چه کار مشغول بودند؟بیشتر کشاورزی و کار تجارت پسته و کود می کردند.پسر پنجم چه کسی بود؟محمد آقابعد از ایشان فرزند دیگری به دنیا نیامد؟یک دختر بود که فوت شد.در سال هایی که آقای هاشمی و آقا محمود در قم بودند، ارتباطی از طرق مختلف مثلا ارسال نامه یا تماس تلفنی بین شما وجود نداشت؟خیر! اصلا تلفن در بهرمان نبود.از حال هم هیچ خبری نداشتید؟خیر! اصلا خبری نداشتیم، چند ماه یک بار که کسی به زیارت حضرت معصومه(س) می رفت، نامه ای می نوشتند و به دست ما می رساندند، ولی به طور کلی رابطه ها خیلی کم بود.من ۱۵ سالم بود که مدرسه در بهرمان تاسیس شد، چون به مکتب رفتیم و قرآن خواندیم، سال اول توانستیم امتحان دهیم و در کلاس سوم ادامه تحصیل دهیم، کلاس چهارم را نیز در بهرمان خواندیم، کلاس های بالاتر در بهرمان نبود به همین دلیل به رفسنجان رفتیم و ادامه تحصیل دادیم؛ ابوی ما راضی نبود که ما به رفسنجان برویم و درس بخوانیم و گفت که با شیخ اکبر به قم بروم.چرا آقای هاشمی به قم رفتند؟آقای مرعشی به رفسنجان آمده بودند و ابوی، ایشان را دیدند، مرعشی ها که معمم بودند، گفتند که اکبر را برای تحصیل با ما به قم بفرست، ما مراقبش هستیم، ابوی هم اکبر را برای کسب دروس علمی راهی قم کرد.این در حالی است که در فامیل روحانی نداشتید؟اصلا در منطقه بهرمان روحانی نداشتیم!ابوی به چه شغلی مشغول بودند؟باغی داشتیم که کارگران بر روی آن کار می کردند، ابوی بر کار کارگران نظارت می کردند.ابوی در سیاست هم سررشته ای داشتند یا فعال بودند؟خیر! علاقه چندانی به سیاست نداشت، ولی چون معتمد محل بود مردم برای مشورت پیش ایشان می آمدند. والده ما هم با وجود اینکه با سواد نبود، اما پزشک بهرمان محسوب می شد.ابوی منعی نداشت از اینکه آقای اکبر هاشمی وارد سیاست می شوند؟ایشان در بهرمان بود و به گوشش نمی رسید که شیخ اکبر در قم مبارزات را شروع کرده است البته اوایل هم مبارزات مخفی بود.آقای اکبر هاشمی چند سالشان بود که مبارزات را شروع کردند؟از ۲۰ سالگی.عملا ابوی انسان متدینی بود؟بله! ایشان همیشه نماز شب می خواند و در انجام کارها بسیار منظم بود.مادر چطور، ایشان هم عملا انسان متدینی بود؟بله! ایشان هم همینطور؛ طبعا با پدرم حشر و نشر داشت. فرزندان عمو و خاله به دلیل معیشت سختی که آن زمان بود به منزل ما می آمدند که وضعیت معیشتمان بهتر بود.پدر یک همسر داشتند؟بله!با مادر محشور بودید؟مادرمان بسیار مقتدر بود و فرزندان را به خوبی تحت کنترل داشت و همیشه می گفت بعد از نماز صبح باید دو ساعت قرآن با صدای بلند بخوانید. می گفت به هر کسی که قرآن نمی خواند، صبحانه نمی دهم.چند فرزند ایشان به قم رفته بودند؟احمد، محمود و اکبر؛ شیخ اکبر فرد اجتماعی بود و اخوان مرعشی ایشان را در خانه خودشان نگاه داشتند و بین افتخار سادات خواهر آقای مرعشی و شیخ اکبر صیغه محرمیت جاری کردند تا اکبر بتوانند در خانه آنها رفت و آمد کند، آن زمان در قم رسم بود که دختری را صیغه می کردند تا محرمیت به وجود بیاید و مرد بتواند به راحتی در خانه رفت و آمد کند.محمود هم با یکی از پسر عموها به قم رفت و من نیز کلاس ۶ را گرفتم و ابوی گفت به بهرمان بیا و کشاورزی کن یا به قم پیش برادرانت برو؛ پس از آن تصمیم گرفتم که من نیز به قم سفر کنم. من، اکبر، محمود و آقای باهنر، مهدوی کرمانی و صالحی کرمانی، دو حجره در مدرسه حجتی قم کنار هم گذاشتیم و خرج های آنها با هم بود، یادم هست که ماهی پنجاه تومان، هرکدام در یک قوطی می گذشتند و مثلا صندوق مخارج بود، یکی مامور خرید بود و دیگری آشپزی و نظافت می کرد؛ این با هم زندگی کردن ۵ سال به طول انجامید و به طور کلی زندگی شیرینی بود.وضع مالی آقای هاشمی مناسب بود و به کسی کمک هم می کرد؟شیخ اکبر از ابتدا به همه کمک می کرد.مثلا وقتی شروع به انتشار کتاب «مکتب تشیع» کرد، به او پیشنهاد دادم که قبض چاپ کند و به کتابفروشی های شهرهای مختلف بفرستد، لذا نام رییس کتابفروشی هر شهر را از طلبه ها می پرسیدیم و خطاب به رییس کتابفروشی نامه می نوشتیم که اگر قبض های کتاب مکتب تشیع را بفروشید کتاب با ۲۰ درصد زیر قیمت برای شما فرستاده خواهد شد؛ هفته ای ۱۰۰ تا ۲۰۰ تومان پول برای پیش خرید کتاب ها از شهرستان ها می آمد و شیخ این پول را برای چاپ کتاب مصرف می کرد؛ ساواک از چاپ این کتاب مطلع شد و جلوی آن را گرفت.کتاب مکتب تشیع چه کتابی بود؟در حقیقت در یک مجله، اخبار حوزه را منتشر می کرد.محتوای این مجله یا کتاب را چه کسانی می نوشتند؟شیخ اکبر از هر دانشمند و آیت الله ای می خواست که مقاله بنویسند و خودش هم مقدمه آن را می نوشت؛ این کتاب ۴ تا ۵ سال منتشر شد، ابتدا سالی یک بار و سپس سه ماه یک بار منتشر می شد و هزینه چاپ کتاب از پیش فروش آنها تامین می شد.پس از توقیف چاپ کتاب مکتب تشیع، آقای مکارم شیرازی با جمعی جلسه گذاشتند ماهنامه «مکتب اسلام» را منتشر کردند، گمان می کنم که هنوز هم منتشر می شود، ساواک در آن زمان مانع چاپ مکتب اسلام نشد ولی مکتب تشیع را به خاطر شیخ اکبر بستند و چاپ آن ممنوع شد.کتاب مکتب تشیع مطالب سیاسی هم داشت؟بله!زمانی که کتاب مکتب تشیع منتشر می شد، آقای اکبر هاشمی چند سال داشتند؟۲۵ سالش بود.ایشان از ۳۵ و ۳۶ سالگی مدام به زندان می رفت؛ چون نام خانوادگی او هاشمی بود، ساواک نمی توانست تشخیص دهد که سید نیست لذا خیلی وقت ها از جلوی ساواک رد می شد و با اینکه دنبالش بودند، او را نمی شناختند؛ گاهی نامه های امام خمینی را در دست داشت و از جلوی ساواک رد می شد و می گفت که من ساواک را می شناختم ولی آنها من را نمی شناختند. شیخ اکبر از همان شروع مبارزاتش بسیار با سیاست عمل می کرد. من و محمود کنکور قبول شدیم و به دانشگاه رفتیم، محمود در وزارت کشور استخدام شد، چند ماهی عمامه گذاشت، اما خوشش نیامد و عمامه اش را برداشت و به کار پرداخت.چرا از عمامه خوششان نیامد؟محمود بسیار کم رو و محجوب بود و به درد آخوندی نمی خورد. در مجالسی که طلبه ها تمرین سخنرانی می کردند، هیچ وقت صحبت نمی کرد و می گفت که نمی توانم.شما چه کار کردید؟من در حوزه تا مکاسب درس خواندم و به دانشگاه رفتم و رشته زبان انگلیسی خواندم.چرا از حوزه بیرون آمدید؟من هیچ وقت در حوزه به طور رسمی نبودم فقط درس می خواندم. به دلیل اینکه سن بالایی داشتیم به ما اجازه حضور در مدرسه روزانه نمی دادند و شبانه به دبیرستان می رفتیم، به همین خاطر روزها بیکار بودیم و من در این ایام درس مکاسب را در حوزه خواندم و شبانه هم تا کلاس ۱۱ درسم را ادامه دادم.از اول انگیزه روحانی شدن را نداشتید؟نه برنامه ای نداشتم؛ ابوی علاقه مند بود و می گفت که همه پسران من روحانی شوند، ولی من که روحانی نشدم.در این زمان آقای هاشمی چند ساله بودند؟۲۷ یا ۲۸ سالش بود.آقای اکبر هاشمی چه زمانی ازدواج کردند؟۲۵ سالگی ازدواج کردند و آن زمان طلبه قم بودند و دختر آقای مرعشی را به عنوان همسر برگزیدند.پدرتان تا چه سالی در قید حیات بودند؟تا سال ۴۰ زنده بودند.یعنی در زمان ازدواج آقای هاشمی زنده بودند؟بله!مراسم ازدواج آقای اکبر هاشمی در رفسنجان انجام شد؟آن زمان مراسم ها عادی بود، مهمانی مختصری در منزل با حضور اقوام و آشنایان برگزار می شد. البته فرزندان شیخ اکبر هم بسیار ساده ازدواج کردند، مثلا لاهوتی بعد از انقلاب به منزل شیخ اکبر می آید و می گوید که من دو پسر برای دامادی دارم و شما هم دو دختر. یک جلد قرآن و یک سکه طلا مهریه دختران شیخ اکبر بود و در منزل، آقای طالقانی را دعوت کردند و دو دختر و دو پسر را هم زمان به عقد هم در آوردند.آقای اکبر هاشمی با آن روشنفکری که داشتند، قائل نبود که دختران خودشان همسرشان را انتخاب کنند و تصمیم گیرنده اصلی و نهایی باشند؟آن زمان دخترها خیلی برای ازدواج تصمیم نمی گرفتند.در ازدواج شیخ اکبر تصمیم گیرنده خود حاج آقا بودند یا پدر و مادرتان برای ایشان تصمیم گرفتند؟اکبر خودش دختر آقای مرعشی را خواست و پدر و مادر هم با ازدواج آنها موافقت کردند.طبیعتا از زمانی که آقای اکبر هاشمی ازدواج کردند از هم جدا شدید؟خیر! چون مدرسه علمیه برای طلبه ها بود و دیگر ما را راه نمی دادند، شیخ اکبر خانه ای گرفت و ما را به خانه خودش برد، ساختمانی که حاج آقا گرفت، دو اتاق اندرونی و بیرونی برای مهمان ها داشت، شیخ اکبر و همسرشان در اندرونی زندگی می کردند و من و محمد و محمود هم در اتاق بیرونی بودیم.در این برهه زمانی آقای اکبر هاشمی گرم فعالیت های سیاسی شد؟بله! حتی به زندان هم رفتند.چرا حاج آقا این چنین گرم مسایل سیاسی شد ولی شما و برادرانتان وارد این مسایل نشدید، آقای اکبر هاشمی برای ورود به سیاست از شما دعوت نکرد؟ما خودمان علاقه ای به سیاست نداشتیم، البته محمد تا حدی علاقه داشت، اما من و محمود اصلا به سیاست علاقه ای نداشتیم، محمود در خرم آباد و لرستان بخشدار شد، و سپس در اوج انقلاب فرماندار قم شد و سپس به وزارت خارجه رفت و در حقیقت کارمند دولت شد. من هم چون رشته زبان انلگیسی در دانشگاه تهران خوانده بودم، در قم کلاس تدریس زبان انگلیسی گذاشته بودم، حتی آقای خامنه ای به کلاس ما می آمدند و همچنین آقای خزعلی و نوری همدانی، به کلاس ما می آمدند و زبان انگلیسی یاد می گرفتند.آقای خامنه ای در چه سالی با آقای هاشمی دوست شدند؟سال ۴۲ یا ۴۳ بود، این دو بسیار با هم مانوس شدند.آن زمان ایشان (آقای خامنه ای) با شما رفت و آمد داشتند؟آقای خامنه ای در آن زمان طلبه بود.شما شاهد این رفاقت ها بودید؟خیر! من قم نبودم، به تهران آمدم، پدرم که فوت شد محمود و محمد هم به تهران آمدند و ما سه نفر، خانه ای گرفتیم و با هم زندگی می کردیم؛ و قاسم که بزرگترین برادرم بود، برای کارهای تجاری به تهران می آمد؛ شیخ اکبر هم در قم زندگی می کردند و همیشه فراری یا زندانی بود!پدر شما هیچ منعی به ایشان نداشت؟خیر! ایشان آن زمان فوت کرده بودند.از چه زمانی آقای اکبر هاشمی مشهور و نام شان مطرح شد؟آقای هاشمی از سال ۴۲ مبارزات را شروع کرده بود و کم کم با آیات عظام مانوس بود و علاوه بر انتشار کتاب مکتب تشیع، کتابی در مورد مبارزه با استعمار تحت عنوان «سرگذشت فلسطین یا کارنامه سیاه استعمار» را ترجمه کرد و مقدمه تندی برای آن نوشت؛ در این کتاب اسرائیل را با خانواده سلطنتی ایران مقایسه کرده بود و گفته بود که خانواده سلطنتی بسیار به ایران ظلم می کنند؛ شیخ اکبر از همان زمان زیر نظر ساواک رفت، انتشار کتابش را ممنوع کردند و خودش هم دیگر زیر نظر بود، گاهی از زندان آزادش می کردند و بعد از چند ماه دوباره بازداشت می شد. یک دوره ۴ ساله هم به طور کامل در زندان بودند.در مدتی که ایشان زندان بودند، شما تلاش یا پیگیری نداشتید که ایشان را از زندان آزاد کنید؟خیر! اما اقوام و آشنایان تلاش می کردند.ساواک فشاری روی شما وارد نمی کرد؟خیر! چون ما در سیاست نبودیم، با ما کاری نداشتند، ولی محمد جزو مبارزین بود و می خواستند او را بازداشت کنند که به آمریکا فرار کرد.آقای محمد هاشمی را به دلیل عملکرد شخصی خودش می خواستند بازداشت کنند یا به واسطه اینکه به اکبر هاشمی وابسته بود؟محمد با دوستانش در دانشگاه فعالیت های سیاسی انجام می دادند به همین دلیل دنبال بازداشت او بودند.از همان ابتدا مبارزات آقای هاشمی در چارچوب نظر امام خمینی(ره) بود؟از قدیم امام(ره) در همان کوچه ای زندگی می کردند که منزل آیت الله مرعشی بود، آشنایی شیخ اکبر و امام(ره) از همان زمان شروع شد؛ از طرف دیگر شیخ اکبر از شاگردان خوب امام(ره) بودند. از سال ۴۲ هم که امام تبعید شد.آقای اکبر هاشمی به نجف نرفتند؟مخفیانه به نجف پیش امام(ره) می رفتند. چهره حاج آقا مانند جوان ۲۰ ساله بود و هیچ کسی نمی توانست تشخیص دهد فعالیت های فاسدی که انجام می شود (البته به قول ساواک)، کار آقای اکبر رفسنجانی است. در گزارشی که ساواک علیه حاج آقا داده بود گفته شد که بعد از خمینی، شیخ رفسنجانی، مرکز فساد قم است.ارتباط آقای اکبر هاشمی با شهید بهشتی از چه زمانی شروع شد؟شهید بهشتی به تهران آمدند و شیخ اکبر هم بعد از مدتی به تهران تبعید شدند و اجازه نداشتند به قم بروند.حاج آقا در تهران شرکتی تشکیل داده بود و ساخت و ساز می کرد و آقای بهشتی و باهنر هم شریک ایشان شدند، و سه خانه در تهران کنار هم ساختند و عصرها و شب ها با هم بودند، آقای بهشتی از ابتدا در کارهای فرهنگی بود و مدرسه ای به نام دین و دانش داشت، اکنون بسیاری از شاگردان ایشان در رأس کار هستند.یادم هست که ۲ سال خبر نداشتیم که شیخ اکبر در کدام زندان است، هر چه دنبال ایشان می گشتیم، نمی یافتیم، گاهی شایعه می کردند که شهید شده است؛ یک بار آقای جعفری گیلانی از زندان آزاده شده بودند، ما گفتیم که شاید آقای جعفری از شیخ اکبر ما خبری داشته باشد، من ماشین گرفتم و به رودسر رفتم، نشستم تا اطرافش خلوت شد سپس پرسیدم که از آقای رفسنجانی خبری ندارید، اول کمی جا خورد، بعد گفت با ایشان چه کاری دارید؟ گفتم من برادرش هستم، بسیار تعظیم کرد و به من به خاطر برادری مانند اکبر تبریک گفت، پرسیدم برای اکبر اتفاقی افتاده؟ گفت: خیر، آقای رفسنجانی در انفرادی همان زندانی بودند که ما در آن زندانی بودیم، روزی گفتند که امروز رفسنجانی به زندان عمومی می آید، ایشان را شب قبل ۶ ساعت شکنجه داده بودند و پاهایش زخمی بود، برف آمده بود و هوا بسیار سرد بود، رفسنجانی عبا را روی سرش کشید و همه احوالش را پرسیدیم و گفت که خوبم، ۱۰ دقیقه ای نشست و سپس برای ما ۷۲ نفر که در بند عمومی بودیم، شروع به صحبت کرد و گفت که آقایان، ما نباید فکر کنیم که اینجا زندان است، باید فکر کنیم که اینجا خانه دوم ماست، ممکن است که برخی تا آخر عمر اینجا باشیم و برخی فردا آزاد شویم، نباید دست روی دست بگذاریم و وقتمان را تلف کنیم، برخی پرسیدند ما در زندان چه کاری می توانیم انجام دهیم؟ آقای رفسنجانی گفت: کارهای بسیاری می توانید انجام دهید، سپس پرسید از بین شما چه کسی خوب انگلیسی می داند؟ افرادی که انگلیسی می دانستند خود را معرفی کردند، سپس آقای رفسنجانی پرسید چه کسانی می خواهند انگلیسی یاد بگیرند؟ از بین ۷۲ نفر، ۳۰ نفر دوست داشتند انگلیسی یاد بگیرند، سپس آقای هاشمی یک نفر را مامور کرد که نام اساتید و کسانی که می خواهند انگلیسی یاد بگیرند را بنویسند.تاکید می کرد هر یک از اساتید، ۵ دانشجو را انتخاب کند و که پس از صبحانه کلاس ها را شروع کنید، عده ای بر سر کلاس ریاضیات، فقه یا اصول بنشینند و کلاس ها مانند دانشگاه تشکیل و برگزار شود، حتی عنوان می کرد که حضور و غیاب شود تا افراد به موقع بر سر کلاس حاضر شوند و همچنین از آنها درس پرسش شود تا مبادا مبحثی را فراموش کنند. آقای جعفری گفت، ناراحت هستم که از زندان آزاد شدم چون در زندان برنامه ها داشتم ولی اکنون هیچ برنامه ای ندارم.چرا آقای اکبر هاشمی می خواستند شاه را ساقط کنند؟ایشان نظر خاصی روی شاه نداشت و می گفت که این رژیم مناسب ایران نیست، چون آمریکا ایران را مانند ایالت خود می دانستند؛ مثلا آمریکا پرواز مستقیمی از لس آنجلس به کرمان گذاشته بود و آمریکایی ها مرتب در آنجا رفت و آمد می کردند و بزرگترین معدن مس دنیا را به تسلط خودشان در آورده بودند و می خواستند از آن برای خودشان بهره برداری کنند؛ همه شرایط برای بهره برداری را آماده کرده بودند که انقلاب شد.آقای رفسنجانی می خواستند رژیم شاه اصلاح شود یا ساقط گردد؟بیشتر هدف ایشان ساقط شدن رژیم شاهنشاهی بود.برنامه ای داشتند که رژیم دیگری به جای رژیم شاهنشاهی بیاورند؟خیر! فقط می دانستند که حکومت کشور باید اسلامی شود.آن زمان اقدامات ضد اسلامی بسیار انجام می شد. البته آزادی های مردم بسیار بود، اگر کسی فعالیت سیاسی انجام نمی داد، با او کاری نداشتند، نمونه آن خود ما، با اینکه شیخ اکبر مرتب زندان می رفت و فراری بود اما حتی یکبار هم ساواک ما را فرا نخواند.شما فرمودید آقای اکبر هاشمی از زندان که بیرون آمد به ساخت و ساز پرداخت، ساواک مزاحم فعالیت اقتصادی او نمی شد؟خیر! کار اقتصادی آزاد بود فقط ساواک با کار سیاسی مخالف بود.یعنی علی رغم اینکه رژیم شاهنشاهی می دانست که آقای هاشمی خواهان ساقط شدن رژیم است باز هم در مسایل اقتصادی سخت گیری نسبت به ایشان نداشت؟امام خمینی(ره) قصد داشت که شاه را ساقط کند، آقای هاشمی زیر لوای امام خمینی(ره) این دست از فعالیت ها را انجام می داد.از دکتر شریعتی نکته ای به یاد دارید؟آن زمان ایشان در ایران نبود، در فرانسه زندگی می کرد و در لندن چنانچه نقل است، کشته شدند.نظر آقای اکبر هاشمی راجع به دکتر شریعتی چه بود؟ارتباط و رفت و آمد وجلسات بحث جدی سیاسی اجتماعی داشتند. طبیعتا در مواردی هم طبیعتا تفاوت نظر داشتند.از زمانی که انقلاب پیروز شد، نقش آقای اکبر هاشمی تغییر کرد، به واسطه این تغییر، شرایط شما بهتر شد؟ چه اتفاقی افتاد که ایشان تا این حد به امام(ره) نزدیک شدند؟ایشان به دلیل رفت و آمدهایی که وجود داشت با امام(ره) آشنایی سابق داشتند و از شاگردان خوب ایشان بودند، اما انقلاب که شد، شیخ اکبر در زندان بود، البته آن زمان من هم در تهران نبودم و در سرچشمه کرمان بر سر همان معدنی که آمریکایی ها قصد بهره برداری از آن را داشتند، به عنوان مترجم فعالیت می کردم، سرهنگی به نام تاج فر، از طرف ساواک مامور حفاظت معادن آمریکایی بود، او وقتی متوجه شد که من برادر اکبر هستم، مقداری روی ما حساس شد، آمد و رفت ما را همیشه زیر نظر داشت و به انتظامات گفته بود که به محل کار وارد می شوم و با کسانی که رفت و آمد دارد را به او اطلاع دهد.من سنگ کلیه گرفتم و برای معالجه سنگ کلیه به تهران آمدم، آن زمان برادرم محمد آمریکا بود، به او گفتم سنگ کلیه دارم و تصمیم گرفتیم که به آمریکا بروم؛ ساعت ۸ شب تصمیم گرفتم به آمریکا سفر کنم و ساعت ۱۰ شب به لس آنجلس رسیدم و تحت عمل جراحی قرار گرفتم، در آمریکا دیدم که انجمن اسلامی در هر ایالتی وجود دارد و همگی برای سقوط رژیم شاه تلاش می کنند.همه اینها مسایلی بود که در بحبوحه انقلاب پیش آمد، شب اولی که از آمریکا برگشتم و به تهران رسیدم، خبر دار شدم که در رفسنجان راهپیمایی شده و مردم در قم و تبریز شهید شدند و مبارزات اوج گرفته و انقلاب پیروز شده است.پس از انقلاب، شیخ اکبر، بهشتی و باهنر به شهرستان ها می رفتند و به مردم خط می دادند، مثلا به پالایشگاه آبادان که اعتصاب بود، رفتند و گفتند که دست از اعتصاب بردارید و کارها را شروع کنید چرا که دولت اسلامی به کار شما احتیاج دارد. پس از انقلاب اولین پستی که شیخ اکبر برعهده گرفت، وزیر کشور بود، آقای میرسلیم هم معاون ایشان شد؛ شیخ اکبر به عنوان وزیر کشور به همه ایران سفر و سخنرانی کرد و مردم را برای پذیرش رژیم جدید ...

ادامه مطلب  

زنان در محاصره «کیست»  

درخواست حذف این مطلب
بارها و بارها دچار شکم دردهای شدید می شوید و قاعدگی تان نامنظم شده است؟ انواع و اقسام گیاهان دارویی را استفاده کرده اید تا از این دردهای ناخوشایند خلاص شوید؟ اگر به همه این سوالات پاسخ مثبت می دهید، باید بدانید که ممکن است به کیست تخمدان مبتلا شده باشید و برای اطمینان باید به پزشک متخصص زنان مراجعه کنید و با انجام سونوگرافی از این موضوع مطمئن شوید.بعد از این که معلوم شد مشکل تان کیست تخمدان است، می توانید برای درمان آن از متخصص طب سنتی کمک بگیرید. «دکتر سعید صانعی» پزشک و مشاور درمان های گیاهی و طب سنتی شما را با درمان هایی که برای برطرف کردن کیست تخمدان می توانید از آنها کمک بگیرید، آشنا می کند.امروزه بسیاری از خانم ها به کیست تخمدان مبتلا هستند و این مشکل بیشتر در خانم های جوان دیده می شود. هنوز دلیل اصلی ابتلا به کیست تخمدان مشخص نیست. برای مثال، بسیاری از متخصصین یکی از مهم ترین دلایل ابتلا به کیست تخمدان را، اختلالات هورمونی می دانند. این اختلالات هورمونی می تواند منشأ مغزی داشته باشند.برخی هورمون های ترشح شده از مغز، باعث ترشح هورمون های دیگری می شوند و این هورمون ها، آزاد شدن تخمک و در نهایت قاعدگی را به همراه دارد. این هورمون ها به صورت دوره ای در بدن ترشح می شوند. معمولا تخمک های آزاد نشده جذب می شوند و از بین می روند ولی در صورتی که این تخمک ها جذب نشوند، کیست تخمدان به وجود می آید.برخی از کیست ها بزرگ و برخی دیگر کوچک هستند. نگاه طب سنتی به کیست تخمدان با طب جدید متفاوت است. خانم هایی که عادت دارند لباس های نازک بپوشند و در جای سرد بنشینند، دچار سوء مزاج می شوند که این سوء مزاج حالت سرد و رطوبتی دارد. این دسته از خانم ها مستعد ابتلا به کیست تخمدان هستند. همچنین آن دسته از خانم هایی که عادت دارند در زمان قاعدگی زیاد حمام بروند، ممکن است دچار کیست تخمدان شوند.خوردن برخی از غذاها هم در کیست تخمدان می توانند نقش داشته باشند. برای مثال، استفاده از غذاهایی که در آنها مرغ به کار رفته، ممکن است باعث اختلال هورمونی و ابتلا به کیست تخمدان در خانم ها شود، به ویژه در شرایطی که از بال و گردن استفاده شود. استفاده از گوجه فرنگی، قارچ و خیار هم می تواند ابتلا به کیست تخمدان را به همراه داشته باشد.مصرف برخی از خوراکی ها مثل کاکائو و شکلات هم ممکن است در ابتلا به کیست تخمدان نقش داشته باشد. استفاده از گوشت زیاد، قهوه و نوشابه هم می تواند باعث ابتلا به کیست تخمدان شود. مصرف روغن های جامد و استفاده از فست فود (fast food)، احتمال ابتلا به کیست تخمدان را به همراه دارد. استفاده از خامه، چای پررنگ و سرخ کردنی نیز ممکن است باعث ابتلا به کیست تخمدان شود.یکی از مهم ترین عوامل، پرخوری است. همچنین مصرف قندهای مصنوعی (قندهایی که در آب میوه ها و برخی خوراکی های صنعتی به کار می روند.) می تواند باعث رشد و افزایش میکروب های مقصر در روده شوند که این میکروب ها با آزاد کردن هورمون، باعث اختلال هورمونی و افزایش استروژن می شوند. افزایش استروژن در بدن، مانع از بین رفتن کیست تخمدان می شود، ضمن این که چاقی دور شکم و سینه را در خانم ها به همراه دارد.افرادی که در اثر این نوع اختلال هورمونی، دچار کیست تخمدان (سندرم پلی کیستیک تخمدان) می شوند، مشکلات دیگری هم دارند. افرادی که سندرم پلی کیستیک تخمدان دارند به مشکلات دیگری چون موی زائد نیز دچار می شوند. ریزش موی سر و چرب شدن بدن و صورت هم می تواند در نتیجه ابتلا به سندرم پلی کیستیک تخمدان به وجود بیاید. برخی از گیاهان دارویی مانند رازیانه و عروسک پشت پرده برای درمان کیست تخمدان به کار می روند.ابتلا به کیست تخمدان معمولا با علائمی همراه است که یکی از مهم ترین این علائم درد است. بیشتر خانم هایی که به کیست تخمدان مبتلا هستند، معمولا دچار درد در ناحیه کشاله ران می شوند. احساس پری و فشاری در ناحیه شکم، یکی دیگر از علائم ابتلا به کیست تخمدان است. گاهی خونریزی غیر عادی در قاعدگی، می تواند علت ابتلا به سایر بیماری های زنان، مثل فیبروم رحم (نوعی تومور خوش خیم – uterine fibroids) باشد. همچنین برخی از خانم هایی که به کیست تخمدان مبتلا هستند، دچار افت فشار خون می شوند.در برخی از موارد کیست تخمدان می تواند هیچ علامتی نداشته باشد و در زمان سونوگرافی به صورت اتفاقی این کیست ها شناسایی شوند ولی در بسیاری از موارد تا زمانی که علائمی وجود نداشته باشد، احتیاج به سونوگرافی نیست. درمان کیست تخمدان در طب سنتی، شرایط مخصوص به خود را دارد که یکی از مهم ترین این شرایط اندازه کیست است.خوردنی های شفابخشبرخی از خانم ها تصور می کنند که درمان ...

ادامه مطلب  

منعکس شدن مناسبات شیخ بهایی و شاه عباس در داستان حسین کرد شبستری  

درخواست حذف این مطلب
آمال و آروزی ایرانیان آنها را به سمتی برد که پیرامون برخی اشخاص و اشیاء به افسانه سرایی پرداختند، در این افسانه پردازی آنچه که درباره شخصیت شیخ بهایی، شیخ الاسلام عصر صفوی بسیار قابل تامل است.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره برخی شخصیت ها مطالب جالبی وجود دارد که گاه مرز میان واقعیت یا داستان در رابطه با آنها مشخص نیست. شخصیت هایی که در میان مردم از وجه خوبی برخوردار بودند و به نوعی با زندگی مردم زمان خود گره خوردند. این آمیختگی با مردم باعث شده که داستان هایی از آنها ساخته و پرداخته شود. در این میان درباره شخصیت شیخ بهایی، روحانی عصر صفویه مطالبی وجود دارد که مرز میان واقعیت یا داستان مشخص نیست. سیدمحمد بهشتی در کتاب «شیخ بهایی و توپ مروارید» صفحاتی را به بررسی روایت های موجود درباره این شخصیت تاریخی اختصاص داده است.اخبار متنوع و شگفت از زندگی شیخ بهاییدر نگاه نخست مولف تلاش کرده در سطوری از صفحات آغازین کتاب نگاهی کلی به شخصیت شیخ بهایی داشته باشد تا خواننده با این شخصیت آشنا شود: «شیخ بهایی عالمِ پرآوازه دوره صفوی بود. درباره زندگی او اخبار متنوع و شگفتی هست که برخی از آنها رنگ و نشانی از واقعیت دارد و برخی دیگر به افسانه می ماند. درباره مقام و جایگاه او همین بس که در دوره سلطنت شاه عباس بزرگ، شیخ بهایی مدت طولانی شیخ الاسلام شهر اصفهان بود. لیکن شیخ بهایی نزد عامه مردم و خصوصا اهالی اصفهان، بیش از اینکه در مقام عالم دینی و در کسوت شیخ الاسلامی به جا آورده شود، عالمی ذوفنون و گشاینده معماهای بسیار و از همه مهم تر اعجوبه ای در عالم مهندسی و معماری است که آثار بی شماری علی الخصوص در دارالسلطنه اصفهان از خود به یادگار گذاشته است.حمامی که با شمع گرم می شده، منارجنبان که با تکان دادن یک مناره دیگری نیز به جنبش درمی آید، گنبد مسجد جامع عباسی اصفهان که صدا را هفت مرتبه منعکس می کند و از همه مهم تر تنظیم شبکه آبیاری شهر اصفهان به کمک مادی ها که کاری است بس بزرگ و اینها همه به شیخ بهایی منتسب است. حتی در عالم هنر و نگارگری، کشف رمز و راز ساخت سفیداب مرغوب که یکی رنگدانه های مهم در تاریخ نگارگری ایران است، موسوم به «سفیدآب شیخ» را از ابتکارات شیخ دانسته اند.»(ص13)مهندس بهشتی پس از ردیف کردن تمام آنچه که به شیخ بهایی منتسب است، با جملاتی مُردد و با نگاهی پرتامل درباره واقعیت داشتن اعمالی که به شیخ نسبت داده شده است، می نویسد: «با همه این احوال تاکنون شواهد و قرائن تاریخی مبنی بر اینکه او در سراسر عمرش دست به کار معماری برده باشد، یافت نشده و این خود موضوعی است درخور تأمل. کم نیستند پژوهشگرانی که به این موضوع پرداخته اند و کم یا بیش در اعتبار تاریخی آنچه به شیخ بهایی نسبت داده شده، تردید کرده و این اقوال را ناروا و در زمره خرافات و دروغ شمرده اند و اساسا منکر شیخ بهایی معمار و شهرساز شده اند.»(ص14)برای یافتن واقعیت در رابطه با شخصیت شیخ بهایی پس از نگاه تردیدآمیز باید سراغ تطبیق تاریخ با داستان هایی رفت که پیرامون این شخصیت ساخته و پرداخته شده است: «قصه هایی که حول شخصیت شیخ بهایی شکل گرفته است با آنچه در تواریخ آمده است از بسیاری جهات متفاوت است. به عبارت دیگر غالب آنچه در تواریخ درباره شیخ بهایی آمده است چیزی نیست که مردم درباره شیخ بگویند و یا حتی بدانند و به عکس از آن چیزی که در افواه شایع است به زحمت می توان ردپایی در تواریخ پیدا کرد. ای بسا در قصه های مربوط به او، قرب و بعد مکانی و تقدم و تأخر زمانی بسیاری رویدادها و شخصیت ها و ... چنان معوج می شود که آشکارا غیرواقعی به نظر می آید. تا جاییکه این سوال را پیش می آورد که با این همه قلب واقعیت چه چیزی مردم را وا می دارد که باز هم این داستان ها را دریاه او بگویند و بیمی از غیرواقعی بودن آن نداشته باشند. آیا این فقط دلالت بر جهالت آنان و بی خبری شان از تاریخ دارد.»(ص25)شیخ همنشین و قرین شاه عباس در داستان های عامیانهشخصیت شیخ بهایی در نزد مردم آن عصر با سه کلید واژه قابل دسترسی است: «نام شیخ بهایی نزد مردم با موضوعاتی چون «اصفهان»، «عصر صفوی» و «شاه عباس کبیر» پیوند ناگسستنی دارد. پیش از اینکه شیخ بهایی را به اعتبار همنشینی با شاه عباس در قصه ها معرفی کنیم خوب است کلیاتی درباره شخصیت عامه پسند شاه عباس و قصه هایی که درباره خود او رایج است بدانیم.»(ص26)اما وقتی برخی داستان ها را درباره شیخ الاسلام عصر صفوی دنبال می کنیم به مطالبی از این دست می رسیم: «در داستان های عامیانه شیخ بهایی همنشین و قرین و محرم شاه عباس است و شاه در امور مختلف با او شور می کند؛ مثلا در داستان حسین کرد شبستری که یکی از داستان های مهم عامیانه است و در قهوه خانه ها نقالان آن را می خواندند، این نوع مناسبات شیخ بهایی و شاه عباس به خوبی منعکس است.»(ص27)در مطالب دیگر، به جزئیات بیشتری درباره روابط شاه عباس و شیخ بهایی دست پیدا می کنیم: «علاقه شاه عباس به شیخ بهایی به حدی بوده که شاه سرای عمه اش، مریم سلطان خانم را پس از وفات وی برای سکونت به شیخ بخشید و از شیخ به جای پرداخت بهاء خانه که از حد توانش خارج بوده خواست که روزی پنج بار برای شادی روان مریم سلطان نماز بگزارد و هنگام قران خواندن از او یادکند.»(ص28)ردی از معمار بودن شیخ بهایی در منابع نیست!حال وقتی برخی جملات را درباره شیخ بهایی کنارهم می گذاریم، نوع مراودات شیخ و شاه عباس برخی پرسش ها را پیش روی مخاطب می گذارد: «اگر بنا را بر صحت ادعای شیخ بهایی برای اکراه او از تقرب به پادشاهان بدانیم این سوال پیش می آید که پس چرا نزد مردم شیخ این اندازه به شاه عباس نزدیک بوده است. آیا نزدیک این دو واقعیت دارد و یا آن هم ساخته و پرداخته مردم است.»(ص30)به راستی شیخ بهایی معمار بوده و بناهای مهمی را در اصفهان طراحی و پی ریزی کرده است؟ برای یافتن واقعیت باید سراغ منابع تاریخ رفت. منابع تاریخی از احوالات شیخ چه می گویند: ...

ادامه مطلب  

عکس جشن صعود به جام جهانی/ شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ +گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید... گزارش تصویری| جشن صعود تیم ملی به جام جهانی 2018 روسیه از نیمه شب تا بامداد امروز در خیابان های تهران ادامه داشت. تصاویر و عکس های شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت را در ادامه ببینید...توضیح؛ برخی از تصاویر از اینستاگرام و سایر رسانه های مجازی جمع آوری شده است. عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎شادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎عکس جشن صعود به جام جهانیشادی شبانه زنان و دختران تهرانی در خیابان های پایتخت‎ ...

ادامه مطلب  

عکس/کمک سازمان «حسین کیست؟» به نیازمندان آمریکایی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، اعضای داوطلب سازمان شیعی «حسین کیست؟» در روزهای ماه مبارک رمضان با حضور در خیابان های شهر نیو اورلینز ایالت لوئیزیانا آمریکا، اقدام به توزیع غذا و میوه در میان افراد نیازمند و بی خانمان و معرفی حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) به شهروندان این شهر نمودند.کمک سازمان «حسین کیست؟» به نیازمندان آمریکاییکمک سازمان «حسین کیست؟» به نیازمندان آمریکاییکم ...

ادامه مطلب  

ناگفته های تکان دهنده یکی از علمای اهل تسنن عراق از ظهور تکفیرها  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش «شیعه نیوز» ،شیخ «محمد النوری الحاتمی» خطیبی بسیار توانا و اهل فلوجه عراق است. وقتی خطبه می خواند آن چنان مسحور می شوی که متوجه گذر زمان نمی شوی. گاه حتی توان پلک زدن هم نداری. صدها نفر در خطبه های نماز جمعه وی در فلوجه حاضر می شوند، بدون آن که کم ترین خستگی را احساس کنند.زندگی مذهبی و سیاسی این شیخ بسیار بسیار شنیدنی است. اولین بار نیمه های یک شب در دفتر یکی از علمای شیعه عراق شیخ نوری را ملاقات کردم. سخنوری و دانش کلامی و فقهی وی اولین چیزی بود که توجه انسان را جلب می کرد. ساعتی با شیخ سخن گفتیم و مشتاق شدم تا از نزدیک مجموعه کاری اشان را از نزدیک مشاهده کنم.شیخ نوری در واقع معاون شورای علمای پیوند محمدی یا به عربی همان «مجلس علماء الرباط المحمدی» است که ریاست آن بر عهده سیدعبدالقادر آلوسی است که از سادات حسنی و از رهبران و مشایخ صوفیه فلوجه است. پیش از این با آن که در عملیات فلوجه حضور داشتم و دو هفته ای را در شهر به سر برده بودم، ولی تصورم از فلوجه همان تصور عمومی مردم عراق یعنی نبض تپنده جنبش های تکفیرگرا در عراق بود.آشنایی با شیخ نوری و رویکردهای تقریب گرایانه وی عاملی شد تا در این اندیشه بازنگری کنم و برای فهم بهتر حقیقت در بازگشت از عملیات موصل و تلعفر شبی را در بغداد به مرکز «مجلس علماء الرباط المحمدی» بروم و با شیخ و سیدآلوسی گفتگویی را داشته باشم.شیخ نوری همزمان در دو جبهه با اشغالگران آمریکایی و تکفیری های مدعی جهاد در راه خدا، جنگیده و به دست هر دو طرف، اسیر و شکنجه شده و دو بار نیز ترور شده که هر دو ناموفق بوده است.جناب شیخ با تشکر از حضرتعالی بابت قبول این مصاحبه، در ابتدا می خواهیم اطلاعاتی درباره شما و زندگی شما داشته باشیم. در واقع منظورم این است که خود را به طور کامل برای خوانندگان ما معرفی کنید و شرح جامعی از حیات و زندگی خود فراروی ما قرار دهید.شیخ نوری: این جمله شما، گوینده را در یک حیرت قرار می دهد که از کجا باید شروع کند؟ بسم الله الرحمن الرحیم. نام من محمد نوری جاسم علی الحاتمی الصالحی ساکن شهر فلوجه و از قبیله البوعیثه هستم. البته قبیله البوعیثه نسب های متعددی را در بر می گیرد و تنها یک نسب نیست.من در یک خانواده متدین بزرگ شدم که دین در آن نقش پررنگی داشت. پدرم در مدارس دینی آن زمان درس خوانده بود. طبیعتا با توجه به چنان شرایطی دروس ابتدایی را در مدرسه حسینه المازنیه در فلوجه گذراندم. یعنی در منطقه روستایی فلوجه به نام الصاف. دروس متوسطه را در مدارس دینی خواندم که این مدارس دینی در سال 1990 در عراق تاسیس شد. یعنی قبل از 1990 مدارس دینی در عراق نبود؟شیخ نوری: قبل از این سال، مدارس دینی در عراق فعال نبود. فقط مدارس دینی راهنمایی بود و همچنین در دانشگاه عراق، دانشکده الهیات بود. امادر سال 1990 مدارس دینی در شهرهایی همچون بغداد، بصره و استان های الانبار، صلاح الدین، نینوی و دیالی آغاز به کار کرد. من از اولین افرادی بودم که وارد این مدارس دینی شدم. ما جزو اولین گروهی بودیم که در این مدارس درس خواندیم . هنوز به یاد دارم که ما در مدرسه «الحضره المحمدیه» در وسط شهر فلوجه درس می خواندیم. تعداد 500 دانش آموز داوطلب شده بودند که در این مدرسه درس بخوانند در حالی که از این تعداد فقط 30 دانش آموز انتخاب می شدند. وقتی اسامی قبول شدگان را اعلام کردند، نام من جزو ظرفیت ذخیره اعلام شد.معیار گزینش عبارت بود از معدل دانش آموز و امتحان کنکور که در نتیجه من ششمین نفر ذخیره بودم. در آن زمان آقای هشام هشام آلوسی مدیریت مدرسه «الحضره المحمدیه» را عهده دار بود. یک ماه یا دو ماه بعد از آغاز کلاس ها، تعدادی از دانش آموزان از این مدرسه انصراف دادند. و به حمدالله ظرفیت برای حضور من در مدرسه فراهم شد و خواست خدا این بود که من از اولین کسانی بودم که وارد این مدرسه شدم. پس مرحله متوسطه را در این مدرسه خواندم و بعد به دانشکده امام اعظم امام ابوحنیفه بغداد ملحق شدم که در آن روز از این دانشکده به نام مدرسه تربیت مبلغین و خطباء یاد می شد و بعدها به دانشکده ارتقاء یافت. دانشکده ابو حنیفه هم اکنون نیز در منطقه اعظمیه موجود است. من دوره لیسانس را در این دانشکده گذراندم و در سال 2001 فارغ التحصیل شدم.من همزمان با دوره لیسانس که در دانشکده امام ابوحنیفه می گذراندم، پیش نماز بودم و فعالیت های تبلیغی و سخنرانی داشتم. من رسما در مسجدی به نام مسجد صحابه در منطقه «کولی کم» در حبانیه -که منطقه ای بین رمادی و فلوجه واقع است- این وظیفه را عهده دار بودم. البته پیش از این هم و در آن زمان که در مدرسه الحضره المحمدیه درس می خواندم، در مسجد صحابه در کولی کم سخنرانی می کردم. جالب است که وقتی من در آن سن و سال برای امامت جماعت و سخنرانی به مسجد می رفتم، راننده تاکسی از اینکه من با این سن و سال در آن مسجد خطابه و سخنرانی می کنم، شگفت زده شده بود و این جریان البته مربوط به سال 1997 بود.در این سال بود که من فعالیت های تبلیغی خود را در مساجد شهر الانبار آغاز کردم. من همزمان با اینکه در مساجد کار تبلیغی و سخنرانی را داشتم، در دانشکده تربیت مبلغین یا همان دانشکده امام اعظم نیز درس می خواندم. در سال 2001 یا 2002 بود که من فارغ التحصیل شدم و بعد از فارغ التحصیلی خودمان را باید به خدمت سربازی معرفی می کردیم. من مدارک تحصیلی و گزارش تحصیلی ام را دادم و اجازه یافتم که دوره کارشناسی ارشد را بخوانم که آمریکا دست به اشغال عراق زد.بنابر این از ادامه تحصیل منصرف شده و همچنان به فعالیت های تبلیغی خود در «کولی کم» ادامه دادم. بعد از مدتی به مسجد الامام مرتضی علی ابن ابی طالب علیه السلام در منطقه نساف فلوجه منتقل شدم. این منطقه یک منطقه روستایی است که اکثریت ساکنین آن از عشیره ما یعنی عشیره بحاته هستند. آقای مجد آلوسی و پدرم حاج نوری جاسم و برخی بزرگان و افراد صالح دیگر بر این مسجد نظارت داشتند. این مسجد در سال 1998 افتتاح شد. یعنی افتتاح این مسجد با آغاز درس های من در دانشکده تربیت مبلغین هم زمان بود.در زمان اشغال، دیگر من از شخصیات بارز فلوجه شده بودم و تقریبا همه من را به دلیل خطابه ها و فعالیت های تبلیغی و دینی ام می شناختند. و به مسأله مقاومت و مبارزه علیه اشغالگر اهمیت زیادی قائل بودم. اولین راهپیمایی که در فلوجه برگزار شد، من یکی از افراد سازمان دهنده آن بودم.در دوره اشغال ؟شیخ نوری: بله در دوره اشغال عراق توسط آمریکا. بعد از اینکه آمریکا، عراق را اشغال کرده و وارد فلوجه شد، زنی را در روز عروسی اش بازداشت کردند. این خانم از عشیره معاوید بود. قضیه از این قرار بود که همسر این خانم از سوی آمریکایی ها تحت تعقیب بود و این آقا در روز عروسی اش از دست آمریکایی ها متواری شد و آمریکایی ها هم عروس را به عنوان گروگان بازداشت کردند. من در آن زمان، در اوج جوانی بودم و از این اتفاق بسیار متأثر شدم و نتوانستم از کنار این مسأله به سادگی عبور کنم. طبیعتا در آن دوره به شدت طرفدار مقاومت در برابر اشغالگران آمریکایی بودم. با خود فرض کردم که اگر این خانم خواهر من یا خانم من یا مادر من بود، چه کاری باید انجام دهم؟ در آن زمان من شیخ عامر ابو عبیده از منطقه خالدین و شیخ محمود آلوسی (برادر سید عبدالقادر آلوسی) با من همراه بودند.آن زمان به همراهی برخی از علمای فلوجه همچون شیخ جمال نزال و شیخ کمال نزال – که بعدها به دست القاعده و آمریکایی ها به شهادت رسیدند- انتفاضه ای را در فلوجه علیه اشغالگران آمریکایی به راه انداختیم. مردم در اولین راهپیمایی که در فلوجه راه انداختند خشم و نفرت خود را از اشغال کشور نشان دادند.این اعتراضات مردمی از سوی جهادگرایان سلفی رهبری شده بود؟شیخ نوری:خیر، توسط جریان تصوف رهبری می شد. اولین اعتراض و اولین شراره های اعتراض علیه اشغالگران آمریکایی که در فلوجه روی داد، توسط جریان متصوفه سامان دهی شد و اساسا در فلوجه آن زمان جریان های جهادگرا به معنای امروزی وجود نداشت. سپس ما در میدان بزرگ «احتفالات» (جشن ها) در فلوجه تجمع کردیم. و سید عبد القادر آلوسی نیز همراه ما بود. او در این اجتماع خطاب به آمریکای اشغالگر شعر تکان دهنده ای خواند که هنوز هم ابیات آن را به یاد دارم. آمریکایی ها در اطراف و گرداگرد ما بودند که آلوسی این اشعار را خطاب به آنان می خواند و ما هم علیه آمریکا شعار می دادیم.آیا می شود متن این قصیده را برای ما بخوانید؟شیخ نور : بله، این قصیده ای که سید آلوسی سرود. او قصاید زیادی دارد که همه مکتوب و موجود است. این شعر، از جمله اشعاری بود که مردم فلوجه را علیه اشغالگران آمریکایی بیدار کرد.ابن الرجیم و ابن بنته / طاغوته نسبا و جبتهلم یدر إذ أم العراق / یسوقه الباری لموتهفالوقت وقت المصطفی / لم تخلق الدنیا لوقتهفلئن تسلط برهة / فبذنبنا الماضی و مقتهفلقد ترکنا سابقا / عدل النبی و اهل بیتهفأرتجیه من الدعی / یهم یغرینی بسحتهو کبیر اصنام الطغاة / و کل منحوت بنحتهفوحق شیبات الرسول / و خلقه العالی و صمتهلا لن أذل لکافر / لا لن اقدس یوم سبتههمانطور که گفتم من از جمله جوانانی بودم که در مقاومت علیه اشغالگر نقش داشتم که باعث افتخار من است. از جمله جوانانی بودم که علنا قیام کردند نه اینکه از پشت پرده مخالفت خود را با اشغالگران اعلام کنند. در آن زمان سخنرانی های بسیار تندی ایراد می کردم که ضبط می شد و در میان مردم دست به دست می گشت و هنوز هم آن سخنرانی ها را به یاد دارم. اولین اعتراضات در فلوجه اعتراضات خودجوش مردمی بود که به عنوان مثال کسبه و بازاری های بازار «النزیزه» بودند نقش پررنگی داشتند. اکثر بازاری های نزیزه از محله جولان هستند و سید آلوسی هم از منطقه جولان بود و در آن جا مسجد و مدرسه داشت.پس شما هم از اهالی محله معروف «جولان» هستید؟شیخ نوری: بله ما هم در محله جولان بودیم و بعد در سال 2013 به منطقه حدیثه نقل مکان کردیم که چرایی آن را خواهم گفت. ما از ساکنین قدیمی محله جولان بودیم و محله جولان بیش از دیگر مناطق در مقابل اشغالگران از خود مقاومت نشان داد. و این محله، بیش از دیگر محله ها، در راه مبارزه با اشغالگران شهید داده است. برخی از اعضای خانواده ما هم شهید شدند. عموی من به دست آمریکایی ها به شهادت رسید. برادر سید عبدالقادر آلوسی یعنی سید محمود آلوسی شهید شد. شهدای زیادی از این محله بودند.خود من روزی که در سال 2005 و پس از اولین جنگ فلوجه به دست نیروهای آمریکایی بازداشت شدم، صدها متر با ماشین روی زمین کشانده شدم. در آن زمان من امام جماعت مسجد نبی یوسف علیه السلام بودم.این اعتراضات مردمی از سوی سلفی های به اصطلاح جهادگرا رهبری شده بود؟شیخ نوری : ابداً !اساسا در فلوجه آن زمان جریان های جهادگرا به معنای امروزی وجو ...

ادامه مطلب  

کیست مویی چیست؟ ( سینوس پیلونیدال )  

درخواست حذف این مطلب
کیست مویی یا سینوس پیلونیدال به طور شایع در قسمت تحتانی ستون فقرات در ناحیه دنبالچه رخ می دهد و افراد را با شکایت از ترشح و درد در این ناحیه وادار می کند برای درمان به پزشک مراجعه کنند. اطلاعاتی بیشتری در این زمینه را در ادامه بخوانیدکیست مویی یا سینوس پیلونیدال معمولا مو دار و زیر پوست بین کفل ها کمی بالاتر از مقعد ایجاد می شود. سینوسپ یلونیدال بصورت عمودی بین کفل ها ایجاد می شود و به ندرت در نواحی دیگر بدن رخ میدهد، و تنها راه درمان کیست مویی خارج کردن کیست به روش جراحی می باشد. به جز روش جراحی هیچ درمان دارویی و یا گیاهی وجود ندارد. این عارضه از سن ۱۵ تا ۲۴سال شایع است و بعد از ۴۰ سالگی غیر شایع می باشد.دلیل ایجاد کیست موییدلیل واقعی کیست مویی (سینوس پیلونیدال) هنوز مشخص نیست و فرضیه های مختلفی وجود دارد. برای مثال فرضیه ای می گوید این یک ناهنجاری جزئی مادرزادی بین کفل ها است و به همین خاطر بین افراد خانواده رخ می دهد. ناهنجاری در این بخش از پوست، بخاطر این است که مو به جای بیرون آمدن به درون پوست رشد می کند.فرضیه دیگر می گوید در اثر فشار یا اصطکاک پوست بین کفل ها , گودی یا فرورفتگی پیدا می کند و این خود مسئول فشرده شدن و رشد مو به درون و ایجاد کیسه یا غده ی چرکی می شود.دلیل هرچه باشد , زمانی که مو در پوست گیر کند باعث خارش و التهاب می شود. پوست ملتهب هم عفونت می کند و پس از مدتی عفونت دائمی و تکراری می شود. سپس عفونت منجر به سینوسی می شود که دارای قطعاتی از مو است.علائم کیست موییعلائم کیست مویی یا سینوس پایلونیدال به شرح زیر است: ۱- ایجاد عفونت و تب و لرز و حالت تهوع با ترشح چرک و خونابه ۲- احساس درد با لمس به روی ورح در ناحیه مبتلا به سینوس ۳- ایجاد عفونت به همراه تورم قرمز رنگ به همراه درد خود به خودی ۴- ایجاد آبسه به همراه درد شدید کیست مویی با معمولا با درد شدیدی همراه است. ۵- ایجاد حفره های زیر پوستی در فاصله بین دو باسن و یا کمی بالاتر از مقعد ۶- بوی بد ترشحات در کیست مویی ۷- ایجاد درد در هنگام نشستنچه کسانی دچار کیست مویی می شوند؟در انگلستان از هر صد هزار نفر حدود ۲۶ نفر دچار کیست مویی می شوند و در کودکان و افراد بالای ۴۰ سال نادر و برای مردان چهار برابر زنان رخ می دهد (چون بیش از زنان مو دارند). با این حال، یک سری عوامل نیز در ایجاد این مشکل دخیل هستند مانند: شغلی که نشستن زیاد از حد لازم دارد چاقی یا وزن زیاد خارش یا آسیب دیدگی دائمی محل کفل پر از مو سابقه خانوادگیکیست مویی پایین کمرشایع ترین ...

ادامه مطلب  

بیماری تلخی که با نوشیدن آب یخ حین غذا به سراغتان می آید! - بیماری - مراقبت  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز:یک محقق و پژوهشگر طب سنتی در خصوص مواد غذایی مفید و مضر در مبتلایان به کیست سینه، توضیحاتی را ارائه داد.به گزارش سلامت نیوز به نقل باشگاه خبرنگاران، حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی، در خصوص نقش تغذیه در ایجاد کیست سینه و به وجود آمدن کیست های مکرر اظهار کرد: مصرف برخی از مواد غذایی تاثیر چشمگیری در تشکیل کیست دارد، قند و شکر شیمیایی و شیرینی های قنادی مهمترین غذای کیست محسوب می شود.مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینهوی بیان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند باید از مصرف قند، شکر، شیرینی های قنادی، ترکیبات کافئین دار مانند چای پر رنگ، کاکائو، شکلات، قهوه و نسکافه خودداری کنند.این محقق و پژوهشگر طب سنتی افزود: از دیگر مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینه می توان به آب میوه های صنعتی، نوشابه های گازدار، روغن جامد و مایع صنعتی، کیک خامه ای، کله پاچه، انواع کنسروها، غذاهای زیاد سرخ شده، قرص های ضد بارداری، فست فود ها (سوسیس، کالباس و پیتزا) اشاره کرد.عظمایی مصرف غذا در ظروف پلاستیکی و یک بار مصرف را در ایجاد کیست سینه موثر دانست و عنوان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند، باید از مصرف بیش از حد بستنی پرهیز کنند.وی تاکید کرد: استفاده از ویتامین e و عصاره گل مغربی نیز سبب تسکین درد در مبتلایان به کیست سینه می شود. البته مصرف این ترکیب نقش چندانی در درمان کیست ندارد.غذاهای مفید برای مبتلایان به کیست سینهاین محقق و پژوهشگر طب سنتی تصریح کرد: مصرف سبزیجاتی مانند کاهو و هویج، جوانه های حبوبات، جوانه ها مانند جوانه گندم، سوپ جو دوسر (یولاف) سبوس دار به همراه یک قاشق غذا خوری روغن زیتون بودار و یک قاشق غذا خوری سرکه سیب طبیعی، سالاد به همراه روغن زیتون و لیموترش بدون سس، بادام، شیر بادام، گوشت گوسفند و دمنوش اسطوخودوس به همراه عسل در افرادی که دچار کیست سینه هستند، ضروری است.عظمایی در خصوص طرز تهیه شیر بادام گفت: ابتدا افراد باید هفت عدد مغز بادام خام را به همراه مقداری آب درون یک ظرف ریخته و آن را رو ...

ادامه مطلب  

بیماری تلخی که با نوشیدن آب یخ حین غذا به سراغتان می آید!  

درخواست حذف این مطلب
نوشیدن آب سرد ضرر داردآیا نوشیدن 8 لیوان آب در طول روز مفید است؟ راههای شناخت انواع سردرد گرم و سردبه گزارش ایسکانیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی، در خصوص نقش تغذیه در ایجاد کیست سینه و به وجود آمدن کیست های مکرر اظهار کرد: مصرف برخی از مواد غذایی تاثیر چشمگیری در تشکیل کیست دارد، قند و شکر شیمیایی و شیرینی های قنادی مهمترین غذای کیست محسوب می شود.مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینهاو بیان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند باید از مصرف قند، شکر، شیرینی های قنادی، ترکیبات کافئین دار مانند چای پر رنگ، کاکائو، شکلات، قهوه و نسکافه خودداری کنند.این محقق و پژوهشگر طب سنتی افزود: از دیگر مواد غذایی مضر برای مبتلایان به کیست سینه می توان به آب میوه های صنعتی، نوشابه های گازدار، روغن جامد و مایع صنعتی، کیک خامه ای، کله پاچه، انواع کنسروها، غذاهای زیاد سرخ شده، قرص های ضد بارداری، فست فود ها (سوسیس، کالباس و پیتزا) اشاره کرد.عظمایی مصرف غذا در ظروف پلاستیکی و یک بار مصرف را در ایجاد کیست سینه موثر دانست و عنوان کرد: افرادی که دچار کیست سینه هستند، باید از مصرف بیش از حد بستنی پرهیز کنند.او تاکید کرد: استفاده از ویتامین e و عصاره گل مغربی نیز سبب تسکین درد در مبتلایان به کیست سینه می شود. البته مصرف این ترکیب نقش چندانی در درمان کیست ندارد.غذاهای مفید برای مبتلایان به کیست سینهاین محقق و پژوهشگر طب سنتی تصریح کرد: مصرف سبزیجاتی مانند کاهو و هویج، جوانه های حبوبات، جوانه ها مانند جوانه گندم، سوپ جو دوسر (یولاف) سبوس دار به همراه یک قاشق غذا خوری روغن زیتون بودار و یک قاشق غذا خوری سرکه سیب طبیعی، سالاد به همراه روغن زیتون و لیموترش بدون سس، بادام، شیر بادام، گوشت گوسفند و دمنوش اسطوخودوس به همراه عسل در افرادی که دچار کیست سینه هستند، ضروری است.عظمایی در خصوص طرز تهیه شیر بادام گفت: ابتدا افراد باید هفت عدد مغز بادام خام را به همراه مقداری آب درون یک ظرف ریخته و آن را روی حرارت ...

ادامه مطلب  

نرگس کلباسی اشتری مهمان برنامه ماه عسل+برآورده شدن حاجت نرگس کلباسی اشتری  

درخواست حذف این مطلب
شرح داستان نرگس کلباسی اشترینرگس کلباسی اشتری بانوی نیکوکار تبرئه شده از اتهام به قتل در هندبانوی نیکوکار ایرانی مهمان امشب برنامه ماه عسل اتفاق ویژه هشتمین قاب ماه عسل به تهیه کنندگی و اجرای احسان علیخانی دعوت از نرگس کلباسی زن نیکوکار ایرانی بود. نرگس کلباسی اشتری، زندگی پر فراز و نشیبی داشته است. او متولد ۱۳۶۷ اصفهان و فرزند دکتر حسین کلباسی است که از دوستان نزدیک دکتر محسن رنانی بود. «نرگس» تا ۲۱ سالگی در انگلستان و کانادا بود و سپس مدنیت و رفاه را گذاشت و به سرزمین «روشنایی و تاریکی» هندوستان قدم گذاشت. شرح داستان زندگی نرگس کلباسی اشتری: نرگس کلباسی در این برنامه با اشاره به اتفاقاتی که در زندگی اش افتاده گفت: تا زمانی که چهار سال و نیم سن داشتم همراه با پدر و مادر و دو برادرم در اصفهان زندگی می کردیم اما پس از آن و با تصمیم خانواده برای زندگی به انگلیس رفتیم. وی همچنین به این موضوع اشاره کرد که پس از گذشت چند سال همراه با خانواده تصمیم می گیرند که سفری به ایران و به شهر اصفهان داشته باشند. در سفر این خانواده به اصفهان یکی از برادرها دچار دندان درد می شود که وقتی نرگس و پدرش او را به پزشک می برند و زمانی که بازمی گردند متوجه می شوند که مادرشان در خواب سکته کرده است و این گونه یک خاطره تلخ از سفر به ایران در ذهنشان رقم می خورد. پس از برگزاری مراسم سوگواری مادر خانواده پدر و فرزندان به انگلیس برمی گردند اما پس از چند سال دوباره به ایران سفر می کنند که در آن سفر پدرشان دچار بیماری سرطان می شود که او را در اصفهان به خاک می سپارند و این گونه حادثه ای بسیار عجیب و در عین حال تاسف برانگیز از سفر به ایران در ذهنشان ماندگار می شود. وی در ادامه گفتگوی خود با احسان علیخانی به این موضوع اشاره کرد که پس از این رویداد همراه برادرنش به انگلیس بازمی گردد تا این که وقتی عمه او از وضعیت دشوار آن ها خبردار می شود از نرگس می خواهد که همراه با برادر کوچکش به کانادا نزد او بروند و پس از سفر به کانادا این گونه تصمیم گرفته می شود که برادر کوچک در کانادا بماند. نرگس کلباسی پس از این که خیالش از جانب دو برادرش راحت می شود تصمیم می گیرد که برای حمایت از بچه های فقیر به هندوستان برود و پس از سفر به آن جا برایشان خانه می سازد و با ...

ادامه مطلب  

کدام توده های سینه در زنان خطرناک و سرطانی هستند؟  

درخواست حذف این مطلب
یک محقق و پژوهشگر طب سنتی تغییرات ماهانه در سطح هورمون های استروژن و پروژسترون را دلیل اصلی تشکیل کیست سینه در زنان دانست. آفتاب نیوز : حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی در گفت و گو با باشگاه خبرنگاران؛ در خصوص کیست سینه اظهار کرد: کیست سینه (فیبروکیست) کیست های آبکی هستند که در بافت سینه وجود دارند. کیست های سینه به ۲ نوع ساده و کمپلکسی تقسیم بندی می شوند، کیست های سینه اغلب ساده هستند و تنها گاهی موجب درد می شوند؛ بنابراین این کیست ها خطر چندانی ندارند.این محقق و پژوهشگر طب سنتی با بیان اینکه کیست های کمپلکسی در مقایسه با کیست های ساده دیواره ضخیم تری دارند و به شکل توده قابل لمس هستند، افزود: برخی از این نوع کیست ها، شبیه کیست های ساده بوده و فقط موجب درد می شوند. اما گروهی دیگر از آن ها خطرناک هستند و نیاز به معاینه پزشکی توسط متخصص مربوطه دارند. همچنین انجام سونوگرافی، رادیولوژی و آزمایش های مربوطه ضروری است تا میزان خطرناک بودن آن ها مشخص شود.عظمایی عنوان کرد: یکی از مهم ترین دلایل به وجود آمدن کیست سینه هورمون های تخمدان است. داشتن مزاج سرد، مصرف غذاهای سرد و مضر، نوشیدن آب سرد و سایر مایعات حین و پس از غذا و وجود خلط پشت گلو (نزله) در عوامل موثر در ایجاد کیست های سینه محسوب می شوند.وی تاکید کرد: علت اصلی پیدایش کیست های سینه تغییرات ...

ادامه مطلب  

دستگاه قضایی ایران می تواند علیه حکومت نیجریه تشکیل پرونده دهد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل- محمد فاطمی زاده: آذر ماه سال ۹۴ بود که نظامیان ارتش نیجریه در اقدامی وحشیانه به منزل شیخ «ابراهیم زکزاکی» رهبر شیعیان این کشور در منطقه «گیسلو» در شهر «زاریا» واقع در ایالت «کادونا» یورش بردند.در حملات وحشیانه سال ۹۴ ارتش نیجریه به منزل شیخ زکزاکی، درگیری شدیدی میان نظامیان و طرفداران این روحانی شیعی درگرفت که به دنبال آن حدود دو هزار نفر شهید و هزاران نفر دیگر زخمی شدند. طبق اعلام رسمی نهادهای بین المللی، ارتش نیجریه پس از شهادت شمار زیادی از شیعیان اقدام به دفن آنها در گورهای دسته جمعی کرده است. نظامیان ارتش نیجریه در ایام ماه محرم الحرام و صفر نیز شیعیان عزادار حسینی را در منطقه «کانو» هدف حملات خود قرار دادند که منجر به شهادت ده ها نفر از آنها شد.از آذر ماه سال ۹۴ تاکنون مناطق مختلف کشور نیجریه صحنه تظاهرات مردمی در حمایت از شیخ زکزاکی و محکومیت ارتش این کشور بوده است.اعتراضات مردمی نه تنها در مناطق مسلمان نشین بلکه در مناطق مسیحی نشین نیز ادامه می یابد؛ در اواسط آذر ماه ۹۵ سرانجام مقاومت شیعیان نیجریه جواب داد و دادگاه عالی نیجریه طی حکمی اعلام کرد شیخ ابرهیم زکزاکی به همراه همسر وی ظرف مدت ۴۵ روز آزاد شود که این زمان در روز دوشنبه ۲۷ دی ۱۳۹۵ به پایان رسید اما ایشان آزاد نشدند.همچنین اخیرا حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضاییه، پیگیری حقوقی مسائل و قضایای بین المللی را بسیار مهم دانستند و تأکید کردند که قوه قضاییه باید در موضوعاتی همچون حمایت از شخصیت های مظلوم دنیا مانند شیخ زکزاکی از جایگاه حقوقی وارد شود و نظر حمایتی و یا مخالفت خود را قاطعانه اعلام کند تا در دنیا منعکس شود.در همین راستا و برای اطلاع از آخرین وضعیت شیخ زکزاکی رهبر جنبش اسلامی نیجریه با دکتر «ابراهیم سلیمان» عضو کمیته تعلیم و تربیت جنبش اسلامی نیجریه گفتگو کردیم که مشروح آن از نظر می گذرد.*لطفا آخرین وضعیت جسمی شیخ زکزاکی و همسر ایشان که هر دو در زندان به سر می برند را توضیح دهید.پس از اینکه حدود دو سال قبل حکومت نیجریه به شیعیان حمله کرد، شیخ زکزاکی چشم چپ خود را از دست داد و چشم راست ایشان هم وضعیت خوبی ندارد و آسیب دیده است؛ و علت آن نیز این است که حکومت نیجریه مانع از آن شد که پزشکان حاذق در زندان، شیخ زکزاکی را مداوا کنند. همسر شیخ زکزاکی به نام زینت ابراهیم (ام شهداء) همانند خود شیخ آسیب دیده است و کماکان گلوله در بدن وی قرار دارد اما با اینحال هر دو یعنی شیخ و همسرشان تحت حمایت خداوند قرار دارند.*چرا شیخ زکزاکی رهبر شیعیان نیجریه تاکنون آزاد نشده است؟علی رغم اینکه دادگاه عالی نیجریه حکم آزادی شیخ زکزاکی را چندین ماه قبل صادر کرد ولی در حال حاضر وی به همراه همسرش در زندان و در بازداشت حکومت نیجریه به سر می برد که این موضوع نشان می دهد توطئه ای علیه وی در جریان است.*آیا نهاد قضایی نیجریه تحت امر و کنترل حکومت این کشور قرار دارد یا به صورت بی طرف در پرونده شیخ زکزاکی فعالیت می کند و حکم صادر کرده است؟نهاد قضایی نیجریه تلاش می کند تا به اندازه توان خود و درحد امکان، وظایفش را انجام دهد اما حکومت نیجریه به دلیل اینکه یک حکومت نظامی است، هیچگونه احترامی به قوانین نمی گذارد و به عنوان مثال دادگاه عالی نیجریه حکم آزادی شیخ زکزاکی را در چند ماه قبل صادر کرد اما حکومت مانع از آزادی وی شد و حبس شیخ زکزاکی را ادامه داد.*اخیرا وزیر اطلا ...

ادامه مطلب  

گالری شیک ترین مدل مانتوی کوتاه تابستانی 96-2017  

درخواست حذف این مطلب
مانتو کوتاه اسپرت تابستانی مدل مانتو تابستانیمانتوهای اسپرت تابستانی | مدل مانتوی کوتاه تابستانی و اسپرتسری جدید مانتوهای اسپرت تابستانی شیک و مجلسیمانتو یکی از پوشش های اصلی یک بانوی ایرانی است. و در فعالیتهای روزمره مهمانی ها و مجالس نقش مهمی ایفا می کند. با فرا رسیدن فصل تابستان نیز همه خانم ها به فکر خرید مانتوهای تابستانه هستند. که هم خنک باشد هم قیمت مناسبی داشته باشد و هم شیک و مجلسی باشد. پیشنهاد ما این است که قبل از خرید مانتوهای تابستانه به نکاتی که سایت روزگار در این پست ارائه کرده دقت کنید. از مانتوهای رنگ روشن استفاده کنیددر مدل مانتوی کوتاه تابستانی رنگ هایی مثل سرمه ای مشکی قهوه ای و دیگر رنگ های تیره گرمای بیشتری جذب می کنند و باعث آسیب رسانی به پوست و بدن می شوند. مانتوهای تنگ نخریدمانتو های تنگ و جذب باعث ایجاد فشار به پوست و افزایش تعریق در بدن می شوند و عرق را روی بدن نگه می دارند. به علت نبودن فضای کافی بین مانتو و پوست بدن باعث آسیب رسانی و ایجاد التهاب های پوستی در دراز مدت می شوند. مانتو سبک و نخی بخریددر انتخاب مدل مانتوی کوتاه تابستانی مانتو هایی که از نخ و الیاف طبیعی هستند جریان هوا را راحت تر از تار و پود پارچه عبور می دهند و خنک تر هستند.برند های ایرانی مثل: تن درست پگاه اریکا انار گل ونیسا کاج ه دو چشم عاج سنجاقکتوجه ویژه ای به طراحی و تولید مانتو های نخی و تابستانه می کنند. تعدادی از این برند ها از الیاف طبیعی و پارچه های نخی در مانتو های خود می کنند و با قیمت مناسب و با تنوع بسیار بالا عرضه می کنند. کیفیت را فدای قیمت نکنیدتوصیه می کنیم اگر در این فصل قصد خرید چند مانتو دارید تعداد کمتر اما با کیفیت و جنس مناسب تر تهیه کنید. لباس پوست دوم شماست به آن بها دهید این روزها برندهای ایرانی مانتوهایی با قیمت مناسب تر نسبت به برندهای خارجی و ترک می کنند. مدل مانتو کوتاه کتی مانتو کوتاه تهرانی مدل مانتو کوتاه مجلسی مدل مانتو کوتاه اسپرت مدل مانت ...

ادامه مطلب  

این توده های سینه در زنان خطرناک و سرطانی هستند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس گوناگون جام نیوز، حیدر عظمایی محقق و پژوهشگر طب سنتی در خصوص کیست سینه اظهار کرد: کیست سینه (فیبروکیست) کیست های آبکی هستند که در بافت سینه وجود دارند. کیست های سینه به ۲ نوع ساده و کمپلکسی تقسیم بندی می شوند، کیست های سینه اغلب ساده هستند و تنها گاهی موجب درد می شوند؛ بنابراین این کیست ها خطر چندانی ندارند.این محقق و پژوهشگر طب سنتی با بیان اینکه کیست های کمپلکسی در مقایسه با کیست های ساده دیواره ضخیم تری دارند و به شکل توده قابل لمس هستند، افزود: برخی از این نوع کیست ها، شبیه کیست های ساده بوده و فقط موجب درد می شوند. اما گروهی دیگر از آن ها خطرناک هستند و نیاز به معاینه پزشکی توسط متخصص مربوطه دارند. همچنین انجام سونوگرافی، رادیولوژی و آزمایش های مربوطه ضروری است تا میزان خطرناک بودن آن ها مشخص شود.عظمایی عنوان کرد: یکی از مهم ترین دلایل به وجود آمدن کیست سینه هورمون های تخمدان است. داشتن مزاج سرد، مصرف غذاهای سرد و مضر، نوشیدن آب سرد و سایر مایعات حین و پس از غذا و وجود خلط پشت گلو (نزله) در عوامل موثر در ایجاد کیست های سینه محسوب می شوند.وی تاکید کرد: علت اصلی پیدایش کیست های سینه تغییرات ماهانه در سطح هورمون های استروژن و پروژسترون به شمار می آید. ترشح بیش از حد هو ...

ادامه مطلب  

خانم ها این بیماری را جدی بگیرند  

درخواست حذف این مطلب
یک متخصص جراحی عمومی گفت: خانم ها مراقب و پیگیر کیست های تخمدان باشند.دکتر منوچهر امامی در گفت وگو با ایسنا، درباره کیست های تخمدانی که شروع به رشد کرده و در مواردی حتی تا چند کیلوگرم هم پیش می روند، اظهار کرد: در تخمدان های پلی کیستیک احتمال رشد این گونه کیست ها بیشتر است.وی تصریح کرد: زمانی که کیست ها شروع به رشد می کنند و اندازه آنها بزرگ می شود، علائمی را از خود بروز می دهند که متاسفانه بیشتر خانم ها آن را جدی نمی گیرند یا به دلایلی مانند ترس از بدخیم بودن آن از مراجعه به پزشک امتناع می کنند. امامی عنوان کرد: دردهای شکمی، اسپاسم داخل شکم و لگن، اختلال در ادرار، بزرگ شدن شکم و احساس چیزی شبیه توپ در شکم که حرکت می کند از مهم ترین علائم بزرگ شدن کیست های تخمدان است.این جراح عمومی به نقش ارث در تشکیل بیماری کیست های تخمدان اشاره و خاطرنشان کرد: خانم هایی که مادر یا فامیل های نزدیک شان سابقه کیست تخمدان دارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به این بیماری هستند.وی با بیان اینکه خطر رشد کیست تخمدان در خانم هایی که تخمدان پلی کیستیک ...

ادامه مطلب  

خانم ها این بیماری را جدی بگیرند  

درخواست حذف این مطلب
یک متخصص جراحی عمومی گفت: خانم ها مراقب و پیگیر کیست های تخمدان باشند. آفتاب نیوز : دکتر منوچهر امامی در گفت وگو با ایسنا، درباره کیست های تخمدانی که شروع به رشد کرده و در مواردی حتی تا چند کیلوگرم هم پیش می روند، اظهار کرد: در تخمدان های پلی کیستیک احتمال رشد این گونه کیست ها بیشتر است.وی تصریح کرد: زمانی که کیست ها شروع به رشد می کنند و اندازه آنها بزرگ می شود، علائمی را از خود بروز می دهند که متاسفانه بیشتر خانم ها آن را جدی نمی گیرند یا به دلایلی مانند ترس از بدخیم بودن آن از مراجعه به پزشک امتناع می کنند. امامی عنوان کرد: دردهای شکمی، اسپاسم داخل شکم و لگن، اختلال در ادرار، بزرگ شدن شکم و احساس چیزی شبیه توپ در شکم که حرکت می کند از مهم ترین علائم بزرگ شدن کیست های تخمدان است.این جراح عمومی به نقش ارث در تشکیل بیماری کیست های تخمدان اشاره و خاطرنشان کرد: خانم هایی که مادر یا فامیل های نزدیک شان سابقه کیست تخمدان دارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به این بیماری هستند.وی با بیان اینکه خطر رشد کیست تخمدان در خانم هایی که تخمدان پلی ک ...

ادامه مطلب  

خانم ها این بیماری را جدی بگیرند  

درخواست حذف این مطلب
یک متخصص جراحی عمومی گفت: خانم ها مراقب و پیگیر کیست های تخمدان باشند.دکتر منوچهر امامی در گفت وگو با ایسنا، درباره کیست های تخمدانی که شروع به رشد کرده و در مواردی حتی تا چند کیلوگرم هم پیش می روند، اظهار کرد: در تخمدان های پلی کیستیک احتمال رشد این گونه کیست ها بیشتر است.وی تصریح کرد: زمانی که کیست ها شروع به رشد می کنند و اندازه آنها بزرگ می شود، علائمی را از خود بروز می دهند که متاسفانه بیشتر خانم ها آن را جدی نمی گیرند یا به دلایلی مانند ترس از بدخیم بودن آن از مراجعه به پزشک امتناع می کنند. امامی عنوان کرد: دردهای شکمی، اسپاسم داخل شکم و لگن، اختلال در ادرار، بزرگ شدن شکم و احساس چیزی شبیه توپ در شکم که حرکت می کند از مهم ترین علائم بزرگ شدن کیست های تخمدان است.این جراح عمومی به نقش ارث در تشکیل بیماری کیست های تخمدان اشاره و خاطرنشان کرد: خانم هایی که مادر یا فامیل های نزدیک شان سابقه کیست تخمدان دارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به این بیماری هستند.وی با بیان اینکه خطر رشد کیست تخمدان در خانم هایی که تخمدان پلی کیستیک ...

ادامه مطلب  

خانم ها این بیماری را جدی بگیرند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، دکتر منوچهر امامی درباره کیست های تخمدانی که شروع به رشد کرده و در مواردی حتی تا چند کیلوگرم هم پیش می روند، اظهار کرد: در تخمدان های پلی کیستیک احتمال رشد این گونه کیست ها بیشتر است. وی تصریح کرد: زمانی که کیست ها شروع به رشد می کنند و اندازه آنها بزرگ می شود، علائمی را از خود بروز می دهند که متاسفانه بیشتر خانم ها آن را جدی نمی گیرند یا به دلایلی مانند ترس از بدخیم بودن آن از مراجعه به پزشک امتناع می کنند. امامی عنوان کرد: دردهای شکمی، اسپاسم داخل شکم و لگن، اختلال در ادرار، بزرگ شدن شکم و احساس چیزی شبیه توپ در شکم که حرکت می کند از مهم ترین علائم بزرگ شدن کیست های تخمدان است. این جراح عمومی به نقش ارث در تشکیل بیماری کیست های تخمدان اشاره و خاطرنشان کرد: خانم هایی که مادر یا فامیل های نزدیک شان سابقه کیست تخمدان دارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به این بیماری هستند. وی با بیان اینکه خطر رشد کیست تخمدان در خانم هایی که تخمدان پلی کیستیک یا سابقه تشکیل کیست داشته اند، بیش ...

ادامه مطلب  

سوریه تنها کشوری بود که پیشنهاد آموزش ساخت موشک به نیروهای ایرانی را پذیرفت/ اصرار شهید مقدم بر ساخت موشک هایی با برد بالا  

درخواست حذف این مطلب
سوریه تنها کشوری بود که پیشنهاد آموزش ساخت موشک به نیروهای ایرانی را پذیرفت/ اصرار شهید مقدم بر ساخت موشک هایی با برد بالا برای شناختن شخصیت "شهید حسن تهرانی مقدم" باید از چند جنبه به این شهید پرداخت اما در یک جمله می توان گفت "فرمانده دانشمند که بی ادعا در خدمت توان نظامی کشور بود".محمد حسین پیکانی در گفت وگو با حبرنگار آناج، بی ادعایی شهید حسن تهرانی مقدم را عامل اصلی موفقیت های متعدد ایشان بر شمرد و اظهار داشت: شهید حسن تهرانی مقدم یک شخصیت چند بعدی بود که مقام معظم رهبری بعد از شهادتشان ایشان را سردار عالیقدر، دانشمند برجسته و پارسای بی ادعا خواندند؛ ایشان در کنار فرماندهی بی نظیر، دانشمندی بودند که از نظر علمی و جسارت کار کمتر کسی به مانند ایشان پیدا می شود.وی ادامه داد: جسارتی که پدر صنعت موشکی ایران در مسائل داشت باعث تحول در جمهوری اسلامی ایران شد و همین جسارت نیز شخصیتی موثر از او برجا گذاشت.پیشنهاد تطبیق آتش خمپاره ها و اصابت هدف دار را اولین بار شهید تهرانی مقدم مطرح کردمحقق و پژوهشگر کتاب "خط مقدم" در پاسخ به این سوال که شخصیت علمی شهید تهرانی مقدم چگونه بوده است، بیان کرد: زمانی که شهید تهرانی مقدم به جبهه اعزام شد سپاه هیچ امکانات نظامی نداشت و اساسا سپاه قرار نبود وارد فاز نظامی شود و هدف از ایجاد سپاه حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی بود اما بعد از غائله کردستان و شروع جنگ سپاه مجبور شد برای حفاظت از کشور وارد مرحله نظامی شود.وی هوشیاری و جسارت شهید تهرانی مقدم و همکاری شهید حسن باقری را یکی از دلایل پیشرفت موشکی سپاه دانست و توضیح داد: در ابتدای جنگ سپاه حتی یک توپخانه هم نداشت و خمپاره هایی هم که وجود داشت تعداد محدودی بودند و به همین دلیل شهید تهرانی مقدم پیشنهاد تطبیق آتش خمپاره های سپاه را به شهید حسن باقری دادند؛ تطبیق آتش یعنی فرماندهی آتش که خمپاره ها جهت دار و هدفمند اصابت کنند.فکر شهید مقدم ما را در عملیات طریق القدس و فتح المبین پیروز کردپیکانی ادامه داد: در آن زمان تطبیق آتش تنها برای توپخانه ها صورت می گرفت و کسی خمپاره ها را تطبیق آتش نمی کرد اما با صحبت هایی که شهید باقری با محسن رضایی انجام داد مسئولیت این کار بر عهده شهید تهرانی مقدم گذاشته شد و برای اولین بار این تطبیق آتش در عملیات طریق القدس با موفقیت آزمایش شد.وی آزادسازی بستان را از ثمرات این تطبیق آتش بر شمرد و آزادسازی را نتیجه فکر خوب و جسارت در بیان این فکر دانست و تصریح کرد: این اتفاق جرقه رشد و خودباوری در شهید تهرانی مقدم بود که بعدها در عملیات فتح المبین هم این تطبیق آتش باعث موفقیت شد.راه اندازی توپخانه با همراهی شهید شفیع زادهپژوهشگر کتاب "خط مقدم" با اشاره به مسئله که در فروردین سال 61 شهید تهرانی مقدم و شهید حسن شفیع زاده توپخانه سپاه را راه اندازی کردند و در کمتر از یک ماه این توپخانه را عملیاتی کردند، خاطر نشان ساخت: در کمتر از یک ماه این دو سردار بزرگوار جذب نیرو، آموزش و راه اندازی توپخانه را انجام دادند که بدون شک یکی از معجزات دفاع مقدس می باشد.وی ادامه داد: با ادامه حملات صدام مسئولین نظام به این فکر افتادند که به دنبال موشک برویم زیرا سازمان ملل که یعنی همان آمریکا پشت صدام بودند و این به معنی حمایت از حمله صدام به شهرهای ما بود و اگر به شهرهای عمقی ما نفوذ می کردند راه مقابله نداشتیم پس به فکر ساخت موشک افتادیم.سوریه تنها کشوری بود که آموزش ساخت موشک به نیروهای ایرانی را پذیرفتاین نویسنده و محقق در بخشی از سخنانش به آموزش موشکی سوریه و گرفتن موشک از لیبی اذعان و عنوان کرد: در سال 63 زمانی که رفیق دوست وزیر دفاع بود به دعوت سه کشور سوریه، لیبی و الجزیره برای بازدید از توان موشکی این کشورها به آنجا سفر می کنند که با صحبت های مقام معظم رهبری و مرحوم هاشمی رفسنجانی قرار بر این می شود که اگر شد از این کشورها موشک بگیریم.وی یادآور شد: در آن زمان سوریه قبول می کند که به ما آموزش موشک بدهد و لیبی هم موشک به ما می دهد، در مهرماه همان سال فرمان تاسیس موشکی به تهرانی مقدم ابلاغ می شود و شهید تهرانی مقدم در حالی که 50 نیروی کارآمد برای این امر نیاز دارد موفق میشود تنها 12 نفر را پیدا کند که بتوانند در این زمینه کار کنند و در آبان ماه همان سال به سوریه اعزام می شوند.شهید مقدم دو ماه در سوریه ماند و آموزش اولیه را دید/ موشک باران کرکوک و بغداد درپی حمله های صداممحمد حسین پیکانی صرف دوماه برای آموزش به جای شش ماه را از نبوغ شهید مقدم می داند و ادامه می دهد: شهید مقدم و افرادش بخاطر این مسئله که زمان اتلاف نشود به جای هتل در پادگان با بدترین شرایط رفاهی می ماند و دو ماه ...

ادامه مطلب  

راهپیمایی نمازگزاران تهرانی در اعتراض به هتک حرمت شیخ عیسی قاسم  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر راهپیمایی نمازگزاران تهرانی در اعتراض به هتک حرمت شیخ عیسی قاسمتصاویر راهپیمایی نمازگزاران تهرانی در اعتراض به هتک حرمت شیخ عیسی قاسمتصاویر راهپیمایی نمازگزاران تهرانی در اعتراض به هتک حرمت شیخ عیسی قاسمتصاویر راهپیمایی نمازگزاران تهرانی در اعتراض به هتک حرمت شیخ عیسی قاسمتصاویر راهپیمایی نمازگزاران تهرانی در اعتراض به هتک حرمت شیخ عیسی قاسمتصاویر راهپیمایی نماز ...

ادامه مطلب  

سِر دلبران؛ قصه ی شیخ محبوب یزد  

درخواست حذف این مطلب
روایت «محمدحسین لطیفی» از «سِر دلبران»؛ این کارگردان درباره درونمایه سریال رمضانی شبکه دو، احتمال موفقیت آن و علاقه مندی اش به بازیگری گفته و به هفت پرسش و ابهام پاسخ داده است.نام محمدحسین لطیفی همچنان وسوسه انگیز است؛ حتی اگر بدانیم ساخته های سال های اخیرش همسنگ «سفر سبز»، «همسایه ها» و «وفا» نیست. از یکی دو اثر او که بگذریم مابقی، کف استاندارد را دارند و همین مجابمان می کند «سِر دلبران» را ببینیم: شب های ماه مبارک رمضان، حوالی ساعت نه و نیم شب، شبکه دو. تازه، این سریال یک آپشن دیگر هم دارد و آن قیاس با «صاحبدلان» است؛ همان سریالی که رمضان 85 چشم ها را خیره کرد و در کارنامه لطیفی یگانه شد. خودش امید زیادی به موفقیت سریال جدید دارید و با حرارت از آن حرف می زند؛ «سر دلبران» کنار «صاحبدلان» خواهدایستاد؟سِر دلبرانشبکه: دوساعت پخش: 21:30کارگردان: محمدحسین لطیفیتهیه کننده: محمدرضا شفیعینویسندگان: حسین حسنی/ رضا خمسهبازیگران: برزو ارجمند، متین السادات ستوده، محمد کاسبی، کامران تفتی، نگار عابدی، جعفر دهقان و محمدحسین لطیفیسر دلبران داستان زندگی سیدسلیم، روحانی معتبر محله و امام جماعتی مسجد و دیگر اهالی است. مردم به او باور دارند و از سید در مناسبت های گوناگون کمک و مشورت می گیرند. شاخه های داستان به سیدسلیم ارتباط دارد که به شکل موازی قصه چند شخصیت روایت می شود. سر دلبران یادآوری جایگاه سنتی روحانیت و نیز تلنگری برای رجوع به ارزش های دینی است.چرا ساختم؟تولید کارهایی از جنس سر دلبران نیازمند انگیزه ای مضاعف است. یعنی اگر با مضمون آن ارتباط نگیری ساختش سخت است و البته نتیجه گل درشت می شود. چه چیزی محمدحسین لطیفی را ترغیب کرد تا سراغ سر دلبران برود. می گوید قصد ساخت یک فیلم سینمایی را داشته که به تعویق می افتد و قصه این سریال پیشنهاد می شود. جالب آن که لطیفی چند برگ از فیلمنامه را بیشتر نمی خواند؛ می پسندد و همکاری شروع می شود؛ «گفتم این قصه ای است که جا دارد به سمت آن برویم. داستان یک روحانی که اصالت برای او کار است و برای من جذاب بود؛ روحانی ای که حتی آبروی درد برایش مهم است. چیزهایی که الان دنیا شعار می دهد ما 1500 سال پیش داشته ایم. ما دین و مذهبی داریم که مسیر خوشبختی را روشن کرده اما خیلی هایمان از آن ها غافلیم. در این سریال بیننده را به چالش کشیده ایم تا بدون شعار بگوییم کجاها مسلمان هستیم و کجا نه.» با این توصیف، نگاه لطیفی به روحانی، وجه سنتی این طیف است؛ «بله، شبیه آن ها که همیشه برای مردم الگو و مورد وثوق بوده اند.»منتظر «صاحبدلان» باشیم؟بعد از دو سریال مفرح «دودکش» و «پادری» و سریال اینترنتی «پیکسل» محمدحسین لطیفی بار دیگر به سمت یک سریال با تم مذهبی رفته. او می گوید این انتخاب مطالبه مردم هم بوده؛ «مدت ها بود مردم کوچه و بازار، آن هایی که عاشقشان هستم و برایشان سریال می سازم از من درخواست چنین کاری می کردند. خودم هم مشتاق بودم و وقتی قصه را دیدم، عزمم جزم شد. امیدوارم با پایان سریال مردم باز هم به نهج البلاغه مراجعه کنند، همان طور که بعد از صاحبدلان برخی به قرآن رجوع کردند.»اسم لطیفی و سریال مناسبتی رمضان که می آید، نام صاحبدلان تداعی می شود. درام سر دلبران قدرت جذب بیننده ها را دارد؟ «می شود این دو را با هم مقایسه کرد. همان طور که گفتم انگیزه رجوع به نهج البلاغه و این که حضرت علی (ع) واقعی کیست، انگیزه این که کجاها باب توجیه را باز کرده ایم که از اصل دین اسلام دور می شویم، پایه اصلی سریال است. در سریال به این موارد اشاره می شود که چرا تهمت، غیبت و اخلاق نکوهیده روز به روز بیشتر می شود.»خیالمان راحت باشد؟ شعاری نشده؟«زمانی برای عاشقی» که محرم سال 93 پخش شد، مثل صاحبدلان دربر گیرنده مسائل اخلاقی بود ولی نه تنها به پای صاحبدلان نرسید که خود لطیفی هم مصاحبه ای کرد و به نوعی بر انتقادها صحه گذاشت. می پرسیم چه کرده اید تا «سر دلبران» شعاری نباشد؟ «داستان «زمانی برای عاشقی» ده ها بار اتفاق افتاده بود؛ یعنی تا اسم محرم می آید، انگار باید برویم سراغ تعزیه. ضمن این که ما مجبور بودیم طی دو ماه، کاری سنگین را ضبط کنیم و فیلمنامه را هم از نو می نوشتم. بنابراین فرصت ایجاد فضای بکر را برای همراهی بیننده نداشتیم. این فشار خدا را شکر در سر دلبران نیست؛ فیلمنامه نویس ها با فراغت می نویسند و من به عنوان کارگردان کار خودم را انجام می دهم، یعنی هر دو کار گردن من نیست و بارقه ها مشخص کرده حال سریال خوب است.»از بازیگران دفاع می کنید؟همچنان یکی از بهترین نقش های باران کوثری و حسین محجوب به سریال صاحبدلان گره خورده. بازیگران سر دلبران بازیگران توانمندی هستند اما جزء چهره های مطرح دسته بندی نمی شوند: «من تک تک آن ها را با آگاهی کامل انتخاب کردم. می خواستم همه واقعی باشند. مثال می زنم؛ اگر جهانبخش سلطانی انتخاب شده، چون خیلی راحت با لهجه اصفهانی صحبت می کند و نماینده قشری از جامعه است. محمد کاسبی در نقش یک خادم مسجد است و نتیجه کارش کاملا متفاوت از نقش هایی است که تاکنون از او دیده ایم. جعفر دهقان نقش یک پهلوان قدیمی را بازی می کند که دستش شکسته. شهرام عبدلی مقروض بوده و حال و روز عجیبی دارد. تمام این ها براساس هدف گذاری مشخص، انتخاب شده اند. به دنبال این نبودیم که ببینیم کدام بازیگر امروز برجسته است و در بین مردم محبوب. یا حتما چهره های سینمایی بیاوریم. نه؛ این قصه خاستگاهش همین بود و امیدوارم نتیجه به مذاق مردم خوش بیاید.» لطیفی بعد از این پاسخ، خاطره ای را ورق می زند: «در خیلی از کارهای قبلی ام کسانی بازی کردند که سال ها جلوی دوربین نرفته بودند. حتی آقای محجوب بعد از 15- 10 روز کار، خودش می گفت من را کنار بگذار؛ حتی آقای فرجی (مدیر وقت شبکه دو) می گفت اجازه دهید ایشان را عوض کنیم ولی من پای او ایستادم و معلوم شد حسین محچوب بهترین گزینه برای صاحبدلان بوده است. به خودم افتخار نمی کنم؛ این کله شق بازی ها گاهی جواب می دهد و امیدوارم این بار هم نتیجه مثبت باشد.»چرا یزد؟حتما اطلاع دارید که لوکیشن سر دلبران در شهر یزد است و تصویربرداری به طول کامل در این شهر انجا ...

ادامه مطلب  

روح سرگردان تهران یا وقتی شهر بدون نظریه رشد می کند  

درخواست حذف این مطلب
مصاحبه با محمدسالاری پژوهشگر اجتماعی و اقتصادی ابتدا بهتر است در ۵ موضوع کلی پرسش های خود را در ارتباط با شهر تهران مطرح کنیم: ۱. شکل کالبدی شهر تهران و تغییرات آن ۲. ارزیابی ساختار اجتماعی این شهر ۳. چگونگی حکم رانی کنونی بر شهر ۴. توانایی پاسخ گویی مدیریت کنونی ۵. راه حل های گرفتاری های کنونی تهران.من می کوشم به همه پرسش های شما پاسخ دهم. ضمن پاسخ هایم از شما می خواهم فعالانه وارد گفت وگو شوید. اما پیش از آن از شما اجازه می خواهم ترتیب آن ها را کمی بر هم بزنم. بنا به عادت و به دلیل رشته تحصیلی و مطالعاتی ام در جامعه شناسی و اقتصاد، مطالعه بر هر شهری را از انسان هایش آغاز می کنم. من به جای همه این پرسش ها، یک پرسش بنیادی مطرح می کنم و آن این که شهر تهران چه مشکلی دارد؟ می توان پاسخ داد که تهران هیچ مشکلی ندارد و من این پاسخ را، که از سوی برخی از پیش کسوتان شهرسازی کشور شنیده ام، در روزگار کنونی با وجود این همه مشکل، پاسخی شجاعانه می دانم و معتقدم باید برای چنین افرادی فضای گفت و گو باز باشد تا با دیدگاه های آنان آشنا شویم. شاید تهران مشکلی ندارد و روال عادی زندگیش چنین است. اما من چنین نمی اندیشم و معتقدم تهران مشکل دارد و بسیار هم گرفتار است. پس می پرسیم که مشکل تهران چیست؟ از نظر من، مشکل تهران، گرفتاری هایی مثل جمعیت، هویت، ترافیک، مدیریت و این جور چیزها نیست. بلکه در نبود تعریفی مشخص، پذیرفتنی و پذیرفته شده از سوی جامعه و از سوی همه افراد درگیر با این شهر است. به عبارت دیگر، شهر تهران فاقد نظریه پایه ای است و در فضایی از بلاتکلیفی و سرگردانی غوطه ور است. اجزاء این سرگردانی، از اتفاق همان گرفتاری هایی است که گفتم. نمی توانم درباره سایر کلان شهرهای دنیا اظهار نظر بکنم که آیا آن ها هم چنین اند یا نه. اما مطالعات سطحی که درباره آن ها کرده ام، مرا متقاعد کرده است که آن ها دست کم تا این حد دچار سرگردانی نیستند و تکلیف شان تا حدود زیادی مشخص است.ـ می توان پرسش های بنیادی تری را هم مطرح کرد که آیا امکان دست یابی به نظریه پایه برای شهر تهران وجود دارد؟ و اصلاً چه ضرورتی برای دست یابی به این نظریه هست؟مقدمه و روشبرای پاسخ به این اما و اگرها چاره ای جز باز شدن بحث نیست. برای آن که بتوانم این بحث را منظم به پیش ببرم، ناچارم از روش های ساده ریاضی گونه ای استفاده کنم و به جای توصیف یک جا و همه جانبه این شهر، تهران را از جنبه هایی جداگانه بررسی کنم. پس از آن با برهم گذاری آن ها به دیدگاهی جامع تر برسم. البته می دانم که این روش تا حدودی به روش های اثبات گرایانه نزدیک است. اما این ها فقط دیدگاه های «من» هستند. اگر بتوان دیدگاه های «من» های گوناگون را گردآوری کرد و در فضایی از گفت و گو و تقابل دیدگاه ها، می توان به روش های پدیدارشناسانه نیز نزدیک شد. باب گفت و گو هیچ گاه بسته نیست و نظریه پایه شهر نیز قطعیت نمی یابد. اگر سایر اندیش مندان شهر تهران نیز این کار را انجام دهند، در نهایت با برهم گذاری همه آن ها است که می توان به نظریه پایه ای شهر تهران نزدیک تر شد. نظریه پایه به هر حال از انباشت دیدگاه ها به دست می آید و در فضای دیالکتیکی میان آن ها تکامل می یابد.سرگردانی جمعیتینخستین وجه از مشکلات تهران، سرگردانی در جمعیت است. درباره جمعیت تهران توافقی وجود ندارد، مهم نیست که عدد جمعیتی چقدر است. مسأله این است که تصورات مسئولان، برنامه ریزان، مدیران، شهروندان، هم وطنان و همه افراد جامعه درباره این مقوله یک سان نیست. بالاخره، آیا جمعیت شهر تهران زیاد است، کم است، متناسب است، در حال انفجار است، در حال آرامش است، فاجعه بار است یا…؟از دیدگاه بسیاری از مسئولان و مدیران، بزرگ ترین مشکل شهر تهران جمعیت است. از بسیاری از شهروندان هم بپرسیم، همین را می گویند. حتی برخی از اندیش مندان حوزه های جمعیت شناسی و جامعه شناسی و برنامه ریزی شهری نیز بر این مشکل تأکید می کنند. اما واقعیت چیست؟ آمارها نشان می دهند که نرخ رشد جمعیتی شهر تهران در چند دهه اخیر همواره کم تـر از نرخ رشد طبیعی کشور بوده است: در آخرین سرشماری، نرخ رشدش به ۰٫۸ درصد رسید، مقایسه کنید با متوسط رشد کشور که حدود ۱٫۲ درصد است. بزرگی جمعیت شهر تهران نیز، با ۸٫۲ میلیون نفر چندان چشم گیر نیست و در مقایسه با کلان شهرهای منطقه مثل استانبول با ۱۳٫۹ میلیون نفر، کراچی با ۱۲٫۵ میلیون نفر، بغداد با ۹٫۵ میلیون نفر و قاهره با ۹٫۱ میلیون نفر جزء شهرهای میانه همین منطقه خاورمیانه است، این هم در کشوری با هفتاد و پنج میلیون نفر جمعیت. حتی تهران از نظر ظرفیت و تراکم جمعیتی نیز با دیگر کلان شهرهای منطقه تفاوت چشم گیری ندارد و حتی برخی از آن ها همچون قاهره و استانبول تراکم های بالاتر از تهران را تحمل می کنند.ـ بنابراین، با دیدگاه شما جمعیت تهران در شرایط بحرانی نیست. اما چرا بسیاری از شهروندان و مسئولان بر بحرانی بودن شرایط جمعیتی تأکید دارند؟ به نظر من این تناقض، جلوه ای از شکاف میان عینیت و ذهنیت و یا واقعیات و انتظارات درباره تهران است. یکی از دلایل وجود این شکاف را می توان به تغییرات شدید جمعیتی در چند دهه گذشته ربط داد. شهر تهران از ابتدای قرن کنونی تا سه دهه پیش در معرض هجوم شدید جمعیت بود. شهر چند صد هزار نفره تهران، طی چند دهه به شهر چند میلیون نفری تبدیل شد. این رشد جمعیتی در ذهن و خاطره پیر و جوان ساکن این کلان شهر و همه کسانی که با آن درگیر بودند، به عنوان پدیده ای حیرت انگیز ثبت شده است. کسانی که سن شان از هفتاد گذشته باشد، به یاد دارند که از خیابان انقلاب به طرف شمال تک و توک ساختمانی دیده می شد. پنجاه ساله ها به یاد دارند که چیزی به نام شهرک غرب و سعادت آباد وجود نداشتند. آن ها در پس ذهن شان به درستی این حجم از جمعیت در خیابان ها و محله ها را به یاد ندارند. اگر این رشد جمعیتی برای آن ها باورنکردنی و حیرت انگیز است، به همان میزان توقف یک باره این رشد را نیز باور نمی کنند. مردم با اعداد و ارقام سر و کار ندارند، آن ها مشاهدات خود را معیار می دانند و بر پایه آن داوری و اظهار نظر می کنند. در این آشفتگی و سرگردانی، هرکسی که از راه می رسد درباره جمعیت اظهار نظر می کند. برآوردهای جمعیتی که در مطالعات مجموعه شهری و طرح جامع تهران ارائه شده اند، نمی توانند بر این آشفتگی تسلط یابند. در جلسات تصمیم گیری، بارها بر اعداد جمعیتی طرح تفصیلی تجدید نظر می شود. حتی رئیس جمهور هم در جلسه هیأت دولت بر جمعیت پیشنهادی طرح جامع خرده می گیرد و آن را تغییر می دهد. یکی دیگر از دلایل این شکاف را می توانیم به جابه جایی های گسترده جمعیتی در درون شهر تهران مربوط بدانیم. ساکنان تهران فقط گسترش شهر در طول و عرض و ارتفاع را می بینند. و می بینند که به هر حال، در ساختمان های جدید خانواده هایی ساکن می شوند. اما آن ها تهی شدن جمعیت محله های قدیمی را نمی بینند و یا به سادگی از کنار آن می گذرند و در برابر آن بی تفاوت اند. اما واقعیت های آماری نشان می دهند که بسیاری از منطقه های قدیمی و به طور عمده در جنوب شهر تهران دچار کاهش نسبی و حتی مطلق جمعیتی و رشد منفی شده اند. ممکن است در برخی از منطقه ها مقدار جمعیت تغییر چشم گیری نداشته باشد، اما دچار جابه جایی های گسترده شده است. برآورد دقیقی در این باره نداریم ولی با توجه به وجود ۲۵ تا ۳۰ درصد اجاره نشینی در تهران و وجود تخریب و نوسازی های گسترده در شهر، میزان ماندگاری جمعیت به شدت کاهش یافته و جمعیت محله ها دچار ناپایداری جدی است. اثرات سرگردانی در جمعیت را بعداً در سایر جنبه های زندگی در این کلان شهر خواهیم دید و یکی از مهم ترین اثرها در سرگردانی های اجتماعی آشکار می شود.سرگردانی اجتماعی ـ سرگردانی انسان تهرانیمحله ها و منطقه های تهران، مکان هایی برای انباشت منزلت اجتماعی نیستند و مدت ها است این کارکرد خود را از دست داده اند. حدود چهار ـ پنج دهه پیش، جمعیت بزرگی به تهران آمدند و برحسب آن که در کجا شاغل بودند، دستشان به کدام امکان دولتی بند بود، کجا زمین تقسیم می کردند و… یکی از محله های کنونی شهر را ساختند و در آن ساکن شدند. بدیهی است در طول دو سه دهه، نسل دوم به بالندگی و رشد می رسد، درس می خواند و به موقعیت های بالاتری نسبت به نسل اول دست می یابد و نسل اول، در مقابل، به دوران سال مندی پا می گذارد و خشنود است از بالندگی نسل پس از خود. اما این انباشت منزلت اجتماعی، تنها در درون خانواده ها رخ داده است و هنگامی که از خانه به بیرون نگاه می کنیم، نه تنها تغییری در جهت ارتقاء منزلت اجتماعی نمی بینیم، که حتی با فرسودگی شهری، تراکم زیاد جمعیت، ازدحام ترافیکی و در مجموع با افت کیفیت زندگی شهری مواجه می شویم. شکاف میان انباشت درونی و بیرونی منزلت اجتماعی، به تضاد میان انتظارات و واقعیات می انجامد و در شرایط انسداد تحولات بیرونی و نبود امکان بهبود شرایط زندگی شهری، به ناچار نسل جدید خوشبختی خود را در سعادت آبادهای جدید جست وجو می کند و یا از خوشبختی های محله های موجود سواری مجانی می گیرد. حضور انسان های ناپایدار در محله ها، حس مسئولیت و حق نسبت به شهر را کاهش می دهد به فرایندی می انجامد که انسان خانه به دوش، حاشیه ای و بی هویت به طور دائمی و تشدید شونده بازتولید می شود. اکنون این انسان، در تعریف خود درمانده است. معلوم نیست که چه نوع انسانی است، به کجا تعلق دارد، هویت اش را از کجا می گیرد و چه هدفی دارد. حاصل چند دهه مهاجرت از بیرون به درون و جابه جایی های گسترده نسل های دوم و سوم، انسان تهرانی را سرگردان کرده است. انسان تهرانی، تهرانی نیست، ته ذهن اش به جای دیگری تعلق دارد، جایی که هیچ گاه به آن جا بر نمی گردد و هر وقت هم که به آن جا برود زود برمی گردد به همین تهران «خراب شده». تهران را نفرین می کند که خراب شود، اما بیش ترین سرمایه و عمر و زندگی اش را در آن جا صرف کرده است. پا در هوا است و بلاتکیف. نه در غربت دلش شاد است و نه رویی در وطن دارد. تعلق محله ای هم ندارد. اگر بتواند از شرایط بهتری در محله ای دیگر برخوردار شود، حتماً جابه جا می شود. در لابه لای کوچه ها و خیابان های این شهر دراندشت هیچ خاطره ماندگاری ندارد. خاطرات او به سرعت با انبوه ساخت و سازها پاک می شوند. بخش بزرگی از زمان شبانه روزی خود را در مترو، اتوبوس، تاکسی و سواری شخصی خودش و توی راه بندان های خیابانی می گذراند. بخش بزرگی از فرایندهای فرهنگ پذیری و یادگیری اش را در خیابان ها با آدم های گریزپایی که شاید تنها یک بار در زندگیش ببیند، به دست می آورد. زمان زیادی را نسبت به دیگر ایرانیان، برای کار صرف می کند. در رقابتی نفس گیر با چشم اندازی گنگ و بدون آرمان برای هدفی که معلوم نیست چیست، تمام طول شبانه روز در حال دویدن است. انسان تهرانی در عین حال انسان واحدی نیست. متفرق است و چندگانه. شکاف نسلی به کنار، که نسل میان سال و سال مند، سر در گریبان خود دارد و نسل جوان اش درگیر با روابط شبکه مجازی اش، گوشی در گوش، چشم دوخته به صفحه تلفن همراه، بریده از دنیای پیرامون، به چیزی گوش می دهد و چیزی را می بیند که هیچ تعلقی به او ندارد. انسان تهرانی سبک های زندگی اش را برنگزیده، بلکه در فرایندهایی خواب گردانه به درون آن سبک ها فرو رفته است و شاید هم به او تحمیل شده است. از این رو، این سبک ها قدرت تعیین کنندگی خود را از دست داده اند و به سادگی در برابر روی دادهای زندگی، امواج مدها و سلیقه ها و برنامه ها فرو می ریزند و به چیز دیگری تبدیل می شوند. مثلاً الگوی خرده فروشی، بر اندازه خانه ها، اندازه سبد مصرفی خانوارها، اندازه یخچال ها، مسیر آمد و شد، مراکز محله ای و سلسله مراتب مراکز و جز آن ها تأثیر می گذارد. اما یک دفعه می بینیم که شهرداری و چند سرمایه گذارِ از راه رسیده به سادگی تصمیم می گیرند که چندین فروشگاه بزرگ در چندین نقطه تهران بسازند. می دانیم که فروشگاه های بزرگ بر الگوهای خرید عمده استوار هستند. اگر چنین الگویی را بپذیریم، به ناچار باید سبک زندگی در خانه های کوچک، با یخچال های کوچک و آشپزخانه های کوچک را تغییر دهیم. در این صورت باید درباره الگوی پیاده محور و سبد در دست و ساختار مراکز محله ای و محله ای شدن و خیلی چیزها تجدید نظر کنیم. از این مثال ها بازهم می توان ارائه کرد. همین که درباره مهم ترین وجوه زندگی مردم تهران این گونه تصمیم گیری شده و به اثرات آن توجهی نمی شود، گویای سرگردانی در مفهوم سبک زندگی انسان تهرانی و نبود نظریه پایه شهر است.سرگردانی در نقش و عملکرد اقتصادیبخش بزرگی از سرگردانی های شهر تهران به وضعیت در حال گذار این شهر از دوره های صنعتی به پساصنعتی مربوط می شود. تهران در ابتدا، زندگی خود را با دوره صنعتی آغاز کرد. دوره ای که با بنگاه های بزرگ اقتصادی خود معروف است: کمپانی ها، تراست ها، کارتل ها و انحصارهای بزرگ. تهران نیز چهره ای این گونه داشت. کارخانه های بزرگ، با نام و آوازه ای که گروه بزرگی از فرآورده ها را معرفی می کردند، منطقه های بزرگی را به خود اختصاص داده بودند. همه چیز به بزرگ شدن و انحصار گرایش یافته بود. این گرایش حتی بسیاری از خدمات بخش دولتی و خصوصی را هم در برگرفته بود. سر و کله فروشگاه های بزرگ زنجیره ای و رستوران های زنجیره ای هم پیدا شده بود. اما به یک باره خودمان را در دنیایی یافتیم که همه چیز میل به خُرد شدن و تکه پاره شدن داشت. کارخانه های بزرگ فروپاشیدند و به کارگاه های کوچک قطعه ساز تبدیل شدند. بنگاه های بزرگ خدماتی در رشته های گوناگون حمل و نقل، فروش، آموزش و درمان به بنگاه های کوچک تقسیم شدند و حتی ادارات بزرگ دولتی وظایف خود را به شرکت های کوچک پیمان کار سپردند. این روی دادها کمابیش در سایر کشورها نیز دیده می شود و گویای ظهور دوره ای جدید است که در آن مدیریت های کلان بسیار هزینه زا هستند و به صرفه تر آن است که به جای صرفه های ناشی از مقیاس، از صرفه های ناشی از تجمع استفاده شود. این روی داد بزرگ با گستردگی، قدرت و خشونت، به جامعه ایرانی نفوذ کرد و بیش ترین تأثیر را بر شهر تهران گذاشت. اگر در گذشته، منطقه های بزرگ صنعتی، باراندازی، خدماتی، اداری و جز آن ها داشتیم، اکنون، این منطقه ها تهی از فعالیت اند و وظایف آن ها در واحدهای کوچکی، که در ابعاد حتی تا یک واحد مسکونی است، تقسیم شده است. این واحد کوچک، محدودیتی در جانمایی ندارد و در هرجای از شهر که برایش صرفه داشته باشد، جای خواهد گرفت. اگر در گذشته منطقه مسکونی از منطقه فعالیت های اقتصادی فاصله داشت، اکنون می توان در هر کجای شهر تهران، برحسب اقتضائات اقتصاد زمین و فضا، در هم آمیختگی سکونت و فعالیت را یافت. اما این روی داد نه به طور خودآگاه، بل که در شرایط خواب آلودگی، بدون آن که نظریه ای آن را پشتیبانی کند و یا ذهن آگاهی آن را هدایت کند، بر جامعه شهری تهران حاکم شد و دوره پسا صنعتی را به وجود آورد.ـ در این شرایط، به نظر می رسد شهر تهران از نظر اقتصادی در بلاتکلیفی کامل است. به نظر شما شهر تهران تولید کننده چیست؟ چه نقش اقتصادی ای را برعهده دارد؟ شهر تهران چگونه باید فضاهای خود را برای فعالیت های اقتصادی خود سامان دهد؟ الگوی کاربری زمین اش چیست؟ سرمایه های تولیدی و کوچک بخش خصوصی چگونه راه خود را در این آشفتگی پیدا کنند؟در این شرایط، بنگاه های اقتصادی نمی توانند راهبرد دراز مدتی برای حیات اقتصادی خود داشته باشند و مجبورند با ضوابط موجود بسازند و به ناچار راه هایی را برای بازتعریف مفهوم های جعلی در طرح های شهری می یابند. بنگاه های صنعتی بنا به تعریف سازمان های هدایت گر مثل وزارت صنایع، حفاظت محیط زیست، وزارت راه و شهرسازی و شهرداری، نمی توانند در درون شهر تهران جانمایی شوند. بنابراین آن ها با دور زدن ضوابط و پذیرش برخی از هزینه ها، در ارزان ترین فضاها، یعنی در وسط بافت های فرسوده، پر تراکم و گاه تاریخی، رخنه می کنند. بنگاه های خدماتی نیز با رفتاری مشابه، واحدهای مسکونی ای را تصرف کرده و به فعالیت می پردازند. این گونه است که در هم آمیختگی سکونت و فعالیت در همه جای شهر تهران وجود دارد. بنابراین، نمی توانیم هیچ منطقه مسکونی، اداری و تجاری به نسبت خالصی داشته باشیم. شرایط این گونه است که می توانیم، مثل تعبیر اگزیستانسیالیست ها درباره انسان، وجود ساختمان ها را مقدم بر ماهیت شان بدانیم! ساختمانی که در حال ساخت است می تواند به هر کاربری دیگری همچون مسکونی، تجاری، اداری اختصاص یابد، از پیش معلوم نیست چه سرنوشتی پیشِ روی او است. از این رو سرمایه موجود در تهران برای این که به بخش تجاری تخصیص یابد یا بخش صنعتی یا مسکونی سرگردان است. همه این بلاتکلیفی و سرگردانی در لابه لای گزارش های طرح جامع و تفصیلی دیده می شود. بر هر قطعه از زمین، کدهایی با تفسیرهای کش دار گذاشته شده، که با دامنه و گستره ای از تفسیرها و توجیه ها همراه است. پشت کاربری تجاری ـ اداری همه چیز را می توان پنهان کرد، از صنعت گرفته تا بیمارستان، از آموزش عالی گرفته تا مراکز گذران اوقات فراغت. هر کاربری درآمدزایی، تجاری است. جانمایی های صنعتی در این طرح ها هنوز بر پایه الگوی دوره صنعتی است و با محاسبه ساده ای می توان فهمید که ظرفیت اشتغال زایی کاربری های فعالیتی بسیار کم تر از اهداف برنامه ای و توان جمعیت پذیری است.سرگردانی ترافیکیـ آیا می توانیم این سرگردانی ها را در ترافیک شهر تهران نیز دنبال کنیم؟بله، سرگردانی اقتصادی به سرگردانی ترافیکی هم کشیده شده است. ترافیک شهر تهران در دوره صنعتی با وجود منطقه بندی های مشخص کاربری ها از الگوی مشخصی پیروی می کرد. نیروی انسانی از محله های کارگری به منطقه های صنعتی، یا از محله های کارمندنشین به ادارات رفت و آمد داشت. این رفتار آن چنان منظم و قانون مند بود که برای کارخانه ها یا ادارات می صرفید که سرویس رفت و آمدی را برای کارکنان شان بگذارند. اما اکنون ممکن است محل کار هر کارگر یا کارمند در نزدیکی محل زندگی اش باشد یا این که چندین کیلومتر دورتر. این پیچیدگی رفتار ترافیکی، الگوهای مبدأ ـ مقصد را برهم ریخته است و برای سامان دهی آن باید ساختارهای لحظه ای شهر تهران پایش شود. نقشه های مکان یابی مراکز کار و سکونت در طول یکی دو دهه به کلی عوض شده است. که برخی از این تغییرات در نتیجه برقراری محدوده های ترافیکی و خارج شدن گروهی از کارگاه های کوچک از آستانه های صرفه اقتصادی و جاروب شدن آن ها به پشت محدوده و وارد شدن گروهی دیگر با استفاده فضای آماده شده است. برای مثال، واحدهای دفتری و اداری و خدمات فنی و مهندسی به دلیل استفاده از الگوی ترافیک خصوصی، به پشت محدوده ترافیک و واحدهای صنعتی و کارگاهی به دلیل استفاده از حمل و نقل عمومی و موتورسیکلت، به درون این محدوده کشیده شدند. بنابراین با اجرای سیاست تعیین محدوده ترافیک، الگوی جانمایی کاربری ها تغییر کرده و چه بسا به تشدید ترافیک در محدوده مرکزی هم انجامیده است. در حالی که نیت مسئولان شهری در این سیاست گذاری بر کاهش ترافیک در درون محدوده بود. از جمله سرگردانی های ترافیکی شهر تهران، بلاتکلیفی درباره اولویت توسعه حمل و نقل عمومی است یا خصوصی؟ این بلاتکلیفی هم در میان مسئولان است و هم در میان مردم. هرچه به بزرگ راه ها و پل ها و تونل ها و تقاطع های غیر هم سطح می افزایند، راه بندان ها و اتلاف زمان در همان سطح باقی می ماند. حمل و نقل عمومی در تهران هیچ گاه به عنوان کالای معمولی تلقی نشده است. این شیوه حمل و نقل، همواره به عنوان کالایی پست برای پاسخ به لایه های تهی دست شهری ایجاد شده و در طول زندگی شهری، حق خود را با چنگ و دندان به دست آورده است. این که در مقطع عرضی خیابان ها، مسیر ویژه اتوبوس رانی جایگاه از پیش تعریف شده و درخوری ندارد، این که خطوط بسیار قدیمی اتوبوس رانی با تصمیم این فرد و آن فرد برچیده می شود، این که هنوز در این شهر دراندشت، خطوط فراگیر مترو نداریم، این که بودجه و اعتبار کافی برای توسعه این خطوط نمی دهند، این که مسئولان مترو نمی دانند که مسافران در برابر افزایش قیمت بلیت مقاومت می کنند یا نه و این که در سبد مصرفی ساکنان این شهر، حمل و نقل چه سهمی را باید داشته باشد، همگی حکایت از بلاتکلیفی و سرگردانی مسأله حمل و نقل عمومی است. سرگردانی درباره نقش شهر تهران ـ شهر تهران چه نقشی را بر عهده دارد و قرار است چه نقشی را بر عهده بگیرد؟تهران پایتخت ایران است، مرکز کشور است، تمام وزارت خانه ها و سازمان های بزرگ دولتی در تهران هستند، بزرگ ترین شهر کشور است، پذیرای نمایندگانی از همه استان ها است، مدیر سیاسی و اقتصادی کشور است و… و بر این فهرست بازهم می توان افزود. اما درباره آن توافقی وجود ندارد و هر چند وقت یک بار ساز مخالفی کوک می شود که این وظایف را از این شهر بستانند. در چندین بار آزمون و خطا کردن و مزمزه کردن جابه جایی پایتخت، یک باره تصمیم گرفتند که وظایف این شهر را بین چند شهر بزرگ توزیع کنند. بهانه آن ها هم مشکلات جمعیتی، اداری، ترافیکی، زلزله و چیزهایی از این قبیل است. در همین حال، بعضی وقت ها این شهر را به عرش اعلا می رسانند و لقب ام القراء می دهند و طرح های هدایت کننده شهر مثل طرح جامع و طرح مجموعه شهری، شهر تهران را دارای عملکرد جهانی می دانند و بعضی وقت ها با بی محلی کردن و پشت کردن به آن، خوار و خفیفش می کنند. اما واقعیت آن است که شهر تهران در میانه راه نقش جهانی و ملی بلاتکلیف و سرگردان مانده است ...

ادامه مطلب  

مروری بر زندگانی علامه شیخ محمدتقی ایوانکی (اصفهانی)  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز؛ مجتبی نورمحمدی سرپرست قرآن وعترت اداره فرهنگ وارشاد اسلامی استان سمنان، در آستانه سالگرد ارتحال عالم برجسته جهان اسلام وتشیع علامه محمد تقی ایوانکی که مجری همایش بزرگداشت علامه محمدتقی رازی نجفی اصفهانی، در شهرستان گرمسار بخش ایوانکی بوده است در خصوص زندگانی آیت‏ الله‏ العظمی علامه شیخ محمدتقی ایوانکی براساس شنیده ها می گوید:محمدتقی رازی نجفی اصفهانی، مشهور و معروف به شیخ رازی یا محمدتقی ایوانکی و صاحب حاشیه، سرسلسله خاندان نجفی اصفهانی است. وی صاحب کتاب هدایهالمسترشدین است.در بین سال های (۱۱۸۷ ـ ۱۱۸۵ هـ . ق) در روستای «ایوان کیف» در خانواده ای مذهبی فرزندی چشم به جهان گشود که بعد ها منشأ برکات فراوانی شد.پدر و مادرش به دلیل علاقه و محبتشان به امام نهم ـ علیه السلام ـ او را محمد تقی نام نهادند.شیخ محمد تقی بن عبد الرحیم (محمد رحیم) تهرانی، ایوان کیفی ورامینی حائری اصفهانی در حدود سال ۱۱۸۵ هجری قمری به دنیا آمد.پدرش مرحوم محمدرحیم بیک (متوفای ۱۲۱۷ قمری) اهل ایوان کی یا ایوان کیف تهران و از بزرگان ایل استجلو یا استاجلو بوده و مدتی نیز والی آن منطقه بوده و سپس در اصفهان ساکن شده است.مادرش دختر الله وردی بیک بیگدلی از خوانین کرمانشاه و خواهر زن آقا محمد علی کرمانشاهی، ارشد پسران آقا محمد باقر وحید بهبهانی است و خواهرش همسر آقا احمد نوه وحید بهبهانی و صاحب کتاب مرآت الاحوال است.به همین مناسبت خانواده مسجد شاهیان اصفهان با خانواده امام جمعه های کرمانشاه خویشاوندی پیدا می کنند. (به نقل از کتاب علمای اصفهان) شیخ محمد تقی از رؤسای علما و مجتهدین و بزرگان فقها و مدرسین و زاهدین زمان خود بود که در فقه و اصول صاحب آرا و افکار مشهوری است.شیخ محمد تقی در اوایل جوانی به عتبات عالیات رفت و در کربلا از محضر درس استاد وحید بهبهانی و همچنین از مجلس دیگر استادان بزرگ علم و فضیلت نیز بهره فراوان برد و سپس به نجف اشرف مشرف شد و از درس علامه بحر العلوم (متوفای ۱۱۱۵ هـ . ق) استفاده کرد.شیخ متجاوز از دوازده سال یعنی قبل از وفات وحید بهبهانی تا پس از واقعه حمله وهابیان به کربلا در آن شهر ها نزد دانشوران فحل و مجتهدان بزرگ تحصیل کرده است.استادان و مشایخ اجازهاز نام استادان دوره مقدمات و سطح مرحوم شیخ محمد تقی اطلاعی در دست نیست؛ فقط از زمانی که ایشان در درس خارج یا سطوح عالیه در اعتاب مقدسه حاضر می شده خبرهای مختصری وجود دارد.وحید بهبهانی (۱۲۰۵ ـ ۱۱۱۷ هـ . ق)، شیخ جعفر نجفی کاشف الغطاء، سید محسن اعرجی کاظمینی، سید مهدی بحرالعلوم، میر سید علی حائری کربلایی، سید مصلح الدین مهدوی و علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی استادان این دوره ایشان که احتم ...

ادامه مطلب  

رکورددار ساخت سریال مناسبتی ماه رمضانی کیست؟ + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
در میان بیش از ۷۰ سریال ماه رمضانی که در بیست و پنج سال اخیر برای شبکه های مختلف تلویزیون ساخته شده است، ۱۲کارگردان بیش از یک سریال برای این ایام ساخته اند.به گزارش بولتن نیوز، در ۲۵ سال اخیر و از ابتدای دهه ۷۰ تاکنون بیش از ۷۰ سریال ایرانی برای پخش در ایام ماه مبارک رمضان ساخته شده است. سریال هایی که حالا عنوان سریال مناسبتی را با خود یدک می کشند. کارگردان های زیادی به واسطه ساخت همین سریال ها پای شان به تلویزیون باز شده است. بسیاری از آنها برای یک بار چنین تجربه ای را در کارنامه هنری شان ثبت کردند. سیروس مقدم که کارگردانی پرکار در تلویزیون است در ساخت آثار ماه رمضانی هم رکورد کارگردانی را از آن خودش کرده و با ساخت ۵ سریال بیشترین تعداد مجموعه مناسبتی را به اسم خود زده است. در این گزارش پرکارترین کارگردان هایی که برای این ایام سریال ساختند را معرفی و در ادامه کارهایی که برای ماه رمضان ساختند را مرور کردیم. سیروس مقدم / ۵ سریال سیروس مقدم با ساخت ۵ سریال نامش به عنوان پرکارترین کارگردان مناسبتی ساز ماه رمضان مطرح شده است. او اولین سریال مناسبتی اش را سال ۸۱ ساخت. «عروج» اولین مجموعه ماه رمضانی بود که مقدم کارگردانی کرد و داستانش درباره فردی بود که بعد از اختلاس، همسر خود را رها می کند و به خارج از کشور می رود. بعد از چند سال که به ایران می آید، قاچاقچیان به دنبال او هستند. عبدالرضا اکبری، رامبد شکرآبی، کتایون ریاحی و لادن طباطبایی بازیگران این سریال بودند.مقدم در سال ۸۶ دومین مجموعه مناسبتی اش را به نام «اغما» کارگردانی کرد. «اغما» به دلیل داستان نسبتا متفاوت اش از جمله سریال های پرمخاطب تلویزیون در زمان پخش اش شد. این سریال روایتگر زندگی دکتر طه پژوهان فوق تخصص جراحی مغز و اعصاب بود. او به دلیل جراحی های موفقی که روی رزمندگان داشته به عنوان پنجه طلا مشهور است. تا اینکه همسرش مولود مبتلا به بیماری حادی می شود و او بر سر دوراهی قرار می گیرد... د. امین تارخ، لعیا زنگنه، ایرج نوذری، ناصر ممدوح، عبدالرضا اکبری، حامد کمیلی، لادن طباطبایی و ... نیز در این مجموعه بازی کرده بودند. موفقیت نسبی «اغما» باعث شد تا برای سال بعد نیز این کارگردان سریال «روز حسرت» را برای شبکه یک بسازد. «روز حسرت» هم در ادامه دو سریال قبلی که مقدم ساخته بود موضوعی اجتماعی را دنبال می کرد. «روز حسرت» قصه یک وکیل با بازی بایگان بود که به همراه همسرش و پسرش و عروسش زندگی آرامی دارد، اما او یک شب خوابی عجیب می بیند که زندگی او و خانواده اش را دستخوش تغییر و تحول می کند... د. فرامرز قریبیان، افسانه بایگان، مهراوه شریفی نیا، پوریا پورسرخ، رحیم نوروزی و لیندا کیانی بازیگران این مجموعه بودند.بعد از شش سال دوری از ساخت سریال مناسبتی مقدم دوباره سوژه ای تازه را برای ایام ماه مبارک رمضان در نظر گرفت و آن را تبدیل به سریالی به نام «مدینه» کرد. این سریال درباره زنی به نام مدینه بود که پس از فوت همسرش جهان می خواهد به همراه پسر خوانده اش کارخانه جهان را به بهترین شکل ممکن اداره کند، اما همسر اول جهان مانع جدی اوست. داستان این سریال در کنار بازی های خوب این مجموعه استقبال مخاطبان شبکه یک را به همراه داشت. البته در مقابل برخی از منتقدان نیز از فضای تلخی که در سریال های اخیر مقدم (حتی غیر مناسبتی ها) به وجود آمده بود و انتقاد داشتند که با پخش «مدینه» نیز ادامه پیدا کرد. پریوش نظریه، مهدی سلطانی، مهرداد صدیقیان، بهزاد فراهانی، مجید صالحی، شبنم مقدمی، رضا رویگری و ... نیز از بازیگران این سریال بودند.روند ساخت سریال های اجتماعی و ملودرام سیروس مقدم سال ۹۴ با ساخت «پایتخت ۴» شکسته شد. این سریال که ادامه داستان نقی و ارسطو و خانواده شان بود ماه رمضان ۹۴ از شبکه یک پخش شد و مورد استقبال هم قرار گرفت. در این سریال هم همچون سه سری گذشته محسن طنابنده، احمد مهرانفر، ریما رامین فر، علیرضا خمسه بازی کرده بودند و بازیگران جدیدی از جمله محمدرضا علیمردانی، نسرین نصرتی، هومن حاجی عبدالهی و ... نیز به این مجموعه اضافه شده بودند.محمدحسین لطیفی / ۴ سریال یکی از سریال های پرمخاطب تلویزیون در ماه مبارک رمضان که سال ۸۵ در زمان پخش اش از شبکه یک مورد استقبال قرار گرفت را محمدحسین لطیفی کارگردانی کرده است. «صاحبدلان» ماجرای زندگی دو برادر به نام های خلیل و جلیل را روایت می کرد که در انتخاب مسیر زندگی خود راه هایی کاملاً جدا از هم در پیش گرفته اند، اما اتفاقاتی آنها را رو در رو هم قرار می دهد. حضور دو بازیگر جوان، باران کوثری و پوریا پورسرخ در این سریال که اولی کمتر در تلویزیون دیده می شد یکی از نکاتی بود که باعث جلب توجه بیشتر مخاطبان به این سریال شد. البته ناگفته نماند قصه پرکشش «صاحبدلان» دیگر عامل مورد استقبال واقع شدنش بود.لطیفی سه سال بعد از سریال «صاحبدلان»، «نردبام آسمان» را ساخت که قصه اش بر خلاف سریال قبلی این کارگردان که ماه رمضانی بود سنخیتی با این ماه مبارک نداشت و فضایی تاریخی داشت. «نردبام آسمان» با اینکه زندگی غیاث الدین جمشید کاشانی، اخترشناس و ریاضی دان ایرانی را از زادروزش تا کشته شدنش را بازگویی می کرد اما در مناسبت ماه رمضان به روی آنتن رفت، آن هم به این علت که احتمالا مدیران سازمان و شبکه یک تناسب بیشتری بین فضای تاریخی این سریال و ماه مبارک رمضان دیده بودند. وحید جلیلوند، ویشکا آسایش، شبنم قلی خانی، برزو ارجمند و ... از جمله بازیگران این سریال تاریخی تلویزیون بودند. تجربه در سال هایی که سریال های مناسبتی ماه رمضان از شبکه های مختلف تلویزیون پخش شدند نشان داد که مخاطبان از مجموعه های طنز استقبال می کنند. گواه این ادعا پرمخاطب شدن سریال های طنزی بود که رضا عطاران برای شبکه ساخت، البته که بعد از چند سال این روند هم جواب نداد و به تکرار افتادن سوژه مجموعه های طنز هم نتوانست تلویزیون را از بی مخاطبی نجات دهد. ۴ سال بعد از ساخت «نردبام آسمان» محمدحسین لطیفی بعد از دو سریال جدی که ساخته بود تصمیم گرفت یک سریال مناسبتی کمدی هم در کارنامه اش ثبت کند که البته سه سال بعد در سال ۹۵ نیز این تجربه را با «پادری» تکرار کرد. داستان «دودکش» در یک قالیشویی می گذشت و هنرنمایی هومن برق نورد، بهنام تشکر و امیرحسین رستمی در این مجموعه و شیرین کاری هایشان باعث شد تا تکیه کلام های آنها تا مدتها در کوچه و خیابان شنیده شود.«پادری» که سریال ماه رمضان سال ۹۵ شبکه یک بود و ادامه «دودکش» به حساب می آمد با وجود همان ترکیب بازیگران اما نتوانست موفقیت سری اول را کسب کند و موقعیت ها و فضای تکراری که از سری اول به این مجموعه نیز کشیده شده دیگر برای مخاطب و جذب او پای صفحه تلویزیون تازگی نداشت.علیرضا افخمی/ ۴ سریال کلید ساخت سریال های ماورایی با سریال «او یک فرشته بود» به کارگردانی علیرضا افخمی زده شد، سریالی که فضای متفاوتی را به تلویزیون آورده بود و مخاطبان مجموعه های مناسبتی ماه رمضان که تا پیش از این هیچ گاه با قصه شیطان و فرشته در سریال ها مواجه نشده بودند را وارد فضایی جدید کرد.افخمی «او یک فرشته بود» را سال ۸۴ برای شبکه ۲ ساخت و یک سال بعد سراغ ساخت سریالی در ژانری کاملا متفاوت با کاری که سال قبل ساخته بود رفت و «زیرزمین» را ساخت. سریالی که با وجود داستان تقریبا جدی و تا حدودی اجتماعی اش در فضایی طنز جلو می رفت. حضور ابولفضل پورعرب در این سریال یکی از برگ برنده های آن در آن زمان بود به خصوص اینکه داستان «زیرزمین» چندان نتوانست مخاطبان را پای تلویزیون میخکوب کند.سال ۸۸ افخمی «پنجمین خورشید» را کارگردانی کرد که با وجود حضور بازیگرانی چون حمید گودرزی، که آن روزها هنوز طرفدارانی داشت، شبنم قلیخانی و مهدی سلوکی نتوانست در جذب مخاطب چندان موفق عمل کند. داستان فانتزی این سریال که روایت زندگی دو دوست صمیمی بود که در زمان سفر می کنند چندان به مذاق مخاطبان آن روزهای تلویزیون خوش نیامد. با وجود عدم موفقیت «پنجمین خورشید» دو سال یعنی در سال ۹۰ افخمی دوباره حال و هوای ساخت یک مجموعه ماه رمضانی دیگر با همان حال و هوای گردش در زمان اما اینبار با داستانی متفاوت که روح و این ماجراها هم واردش شده بود را کرد. او «۵کیلومتر تا بهشت» را ساخت که داستان روحی بود که به مکان های مختلف سر می کشید و داستان هایی برای خودش داشت. دومین تجربه ماورایی علیرضا افخمی اما حواشی زیادی در پی داشت، پس از پخش این سریال کودکی تصمیم گرفت تبدیل به یک روح شود و به مکان های مورد علاقه اش سر بزند. این کودک به میله بارفیکس خانگی یک روسری را قلاب کرد و سرش را داخل آن قرار داد و ناگهان حلق آویز شد. چند ثانیه بعد هم روی زمین افتاد و از هوش رفت و در نهایت دچار مرگ مغزی شد. ماجرای شکایت از این مجموعه تا چندی پیش نیز ادامه داشت که در نهایت عوامل این سریال مجبور به پرداخت خسارت شدند. نکته جالب درباره این سریال حضور پریناز ایزدیار، ب ...

ادامه مطلب  

سیلی سپاه به داعش با 6 موشک/ پدر موشکی ایران را بیشتر بشناسید + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، سردار سرلشکر پاسدار شهید حسن تهرانی مقدم از بنیانگذاران اصلی صنایع موشکی جمهوری اسلامی ایران و بنیانگذار توپخانه و موشکی سپاه در دوران پر افتخار هشت سال دفاع مقدس و مسئول سازمان خودکفایی و تحقیقات صنعتی سپاه پاسداران، بود.این شهید گرانقدر تقریبا ۲۵ سال از عمر خود را در ایجاد و توسعه این بخش از توان دفاعی قرار داده بود و به عنوان پدر موشکی ایران لقب گرفت.حسن تهرانی مقدم در ۶ آبان ماه ۱۳۳۸ در محله سرچشمه تهران متولد شد. به علت شغل پدرش (محمود تهرانی مقدم)، که به پیشه خیاطی مشغول بود، به محله شکوفه و سپس به محله بهارستان نقل مکان کرد و مقاطع ابتدایی و دبیرستان را در همین مناطق گذراند.در مسجد زینب کبرای سرچشمه، زیر نظر آیت الله سیدعلی لواسانی امام جماعت و مدیر مسجد، تعلیمات دینی و مقدمات آشنایی با اسلام را فرا گرفت و به همراه برادرانش در گروه سرود مسجد شروع به فعالیت کرد. این گروه سرود، هسته اصلی گروه سرودی بود که در روز ۱۲ بهمن ۵۷ در فرودگاه مهرآباد و در مراسم استقبال از امام (ره) به اجرای برنامه پرداخت.روایت آیت الله لواسانی از آن دوران: «محل ما خیابان امیرکبیر، کوچه آمیز محمود وزیر است. آنجا یک مسجد و یک حوزه علمیه داریم و خانه ما هم کنار مسجد است. وقتی می رفتیم برای نماز، کارهای دیگری هم می کردیم. مثلا با نوجوانان کارمی کردیم و برایشان نامه داشتیم. یک گروه سرود هم درست کرده بودیم که در روزهای انقلاب برای خودش، برو بیایی داشت».شهید بزرگوار حاج حسن تهرانی مقدم پس از پایان دوره تحصیلات متوسطه در رشته صنایع (برش قطعات صنعتی) در مقطع فوق دیپلم مدرسه عالی تکنیکیوم نفیسی پذیرفته شد.همراهی در مبارزات انقلابی؛ ۱۳۵۷ همزمان با اوج گیری فعالیت انقلابی، تحت تاثیر برادرش (محمد) به صف انقلابیون پیوست.او در روزهای منجر به پیروزی انقلاب به اتفاق دوستانش در فعالیت های زیرزمینی، نارنجک های دستی می ساخت که با استفاده از سه راهی لوله آب تولید می شد. شب ۲۲ بهمن در میدان امام حسین (فوزیه سابق) با پرتاب نارنجک دستی یک خودروی نظامی ارتش را مصادره و سرهنگ سوار بر خودرو را به اسارت درآورد.حسن تهرانی مقدم در سال ۱۳۵۸، در مقطع لیسانس رشته مهندسی صنایع پذیرفته و به اخذ مدرک مهندسی در این رشته موفق شد.عضویت در سپاه پاسدران؛ تیرماه ۱۳۵۹ تهرانی مقدم در ۲۱ سالگی و در ابتدای شکل گیری رسمی سپاه پاسداران، به عنوان مسئول اطلاعات منطقه ی ۳ سپاه شمال، مشغول به فعالیت شد و تا 31 مهر59 در این سمت باقی ماند. در زمان بروز ناآرامی ها در نقاط مرزی که مهم ترین آن ها حوادث تجزیه طلبانه در کردستان بود، سپاه را در ۱۵ ماه اول عمر خود متوجه ضرورت تقویت صبغه نظامی کرد. با این رویکرد تا شهریور ۱۳۵۹ که کشور در آستانه هجوم رژیم بعث عراق قرار گرفت، حداکثر توان رزمی سپاه، تعداد معدودی گردان های رزمی بود که با روش های چریکی وغیر کلاسیک، درگیر مبارزه با اشرار وضد انقلابیون مسلح در کردستان شدند. سنگین ترین سلاحی که در آن دوران در اختیار سپاه بود، تعدادی خمپاره انداز و آرپی جی و تیربار بود، در حالی که در همین وضعیت، ضد انقلابیون در کردستان، حتی به توپخانه نیز مجهز بودند. شاید آمار کل سلاح های سپاه در آن مقطع از چند هزار تفنگ g۳، کلت، آر پی جی و ده ها قبضه خمپاره انداز تجاوز نمی کرد.شهید طهرانی مقدم و سردار حاجی زاده اعلام رسمی قصد ترور شهید تهرانی مقدم در رادیوی منافقینمحمد تهرانی مقدم (برادر شهید) درباره تهدید کردن شهید حاج حسن تهرانی مقدم از سوی منافقین می گوید: «بردارم چند بار از جانب گروهک تروریستی منافقین تهدید شد به دلیل آن که موشکی به مقر منافقین در داخل خاک عراق زد. همان شب رادیو منافقین اعلام کرد این مقدم را ما می زنیم. زمانی که ترور شهید صیاد شیرازی را طراحی کردند، همزمان طرح ترور حاج حسن آقای مقدم را نیز در دستور کار داشتند و می خواستند هر دوی آن ها را ترور کنند که یک گروه از آن ها دستگیر شدند».جرقه های شکل گیری توپخانه سپاه؛ ۱۳۵۹ بعد از عملیات ثامن الائمه که منجر به رفع محاصره آبادان شد، از جمله غنائم به دست آمده از عراق، یک آتشبار توپخانه ۱۵۵ میلیمتری کششی بود که از جانب دشمن در شمال آبادان، بین دارخوین و پل مارد مستقر بود. این آتشبار توپخانه بلافاصله تعمیر و عملیاتی شد و در همان منطقه، علیه دشمن به کار گرفته شد. سه ماه بعد در عملیات فتح بستان، مجددا یک گردان توپخانه ۱۳۰ میلیمتری و یک آتشبار ۱۰۵ میلیمتری پرتغالی ارتش عراق از سوی رزمندگان تیپ ۱۴ امام حسین (ع) اصفهان به غنیمت گرفته شد که این گردان به دستور حسین خرازی (فرمانده تیپ) سازماندهی شده و در عملیات فتح المبین در پشتیبانی از گردان های مانوری بسیجی مبادرت به اجرای آتش کرد.این دو اتفاق، مبدا شکل گیری توپخانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.شهادت برادر؛ عاشورای ۵۹ علی تهرانی مقدم، ظهر عاشورای سال ۵۹ در اوایل جنگ و در محاصره سوسنگرد به شهادت رسید.مسئولیت تطبیق آتش خمپاره ای سپاه در قرارگاه کربلا؛ آذر ۱۳۶۰ حاج حسن بعد از عملیات ثامن الائمه، متوجه ضعف آتش پشتیبانی خودی مستقر در خطوط مقدم جنگ شد، مدت ها روی این موضوع فکر کرد و سرانجام در پاییز ۱۳۶۰ طرح ساماندهی آتش پشتیبانی (خمپاره اندازها) را به صورت سنجیده و مدون تقدیم حسن باقری کرد. نامه را محسن رضایی (فرمانده وقت کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) امضا کرد و تحویل حسن باقری داد و حسن باقری آن را به حسن مقدم داد. حاج حسن نامه تایپ شده را خواند و دید طرح خودش درباره ساماندهی خمپاره انداز ها به منظور پشتیبانی از نیروهای پیاده است. در نامه خطاب به فرماندهان قرارگاه قدس، نصر، فجر و فتح سپاه در جبهه های جنوب آمده بود: «برادر حسن مقدم به عنوان فرمانده پشتیبانی کننده آتش های خمپاره ای سپاه معرفی می شوند؛ لازم است با او همکاری کنید».تاسیس توپخانه سپاه؛ ۱۳۶۱ شهید حسن تهرانی مقدم این اتفاق را این گونه روایت می کند: «عملیات فتح المبین تمام شد. من در سپاه شوش وقتی گزارش را به آقا رشید می دادم، دیدم آقا رشید باخنده می گوید «مقدم برو توپخانه سپاه را سازماندهی کن. برو سراغ توپخانه». گفتم آقا رشید ما داریم خمپاره را سازماندهی می کنیم. در عملیات فتح المبین (اگر اشتباه نکنم) ۱۴۸ قبضه انواع توپ های روسی به غنیمت سپاه درآمده بود. آن موقع سپاه ۹ تیپ داشت. قرار شد برویم آن توپ ها را بیاوریم و سازماندهی کنیم. شهید بزرگوار حسن شفیع زاده اولین نفری بودکه رفتم دنبالش. بعد از عملیات فتح المبین از تیپ المهدی شوش آوردمش پیش خودم و آقای محمد آقایی که از مسئولین توپخانه سپاه بودند، به انضمام شهید ناهیدی. این بچه های نخبه باهوش را جمع کردیم و توپخانه سپاه راتشکیل دادیم».روایت برادر شهید از شکل گیری توپخانه سپاه پاسدارانبرخی دوستان زمانی که شنیدند یک جوان متعهد به عنوان فرمانده توپخانه انتخاب شده، خندیدند و برخی هم به تمسخر گرفتند و گفتند که نه توپی وجود دارد و نه توپخانه ای، اما برای توپخانه فرمانده گذاشته اند! اخوی ما همان موقع گفت: توپ های ما آن طرف است و اشاره کرد به نیروهای صدامی. چند روز بعد عملیاتی شکل گرفت که با انجام موفقیت آمیز آن، موفق شدند یک گردان توپخانه ارتش رژیم صدام را به غنیمت بگیرند و با همین توپ های غنیمتی، توپخانه سپاه شکل گرفت. ایشان در همان زمان موفق شد سازمان توپخانه را پایه ریزی کند.راه اندازی مرکز تحقیقات فنی توپخانه در اهواز؛ ۱۳۶۱ شهید تهرانی مقدم از راه اندازی این مرکز اینگونه یاد می کند: «در آن زمان توپ های غنیمتی ما ۱۵۶ قبضه بود که همه آن ها در دشت عباس و چناله به غنیمت گرفته شده بودند. ما برادران ارتشی را برای آموزش این توپ ها دعوت کردیم که یک تیم از توپخانه ارتش برای ما اعزام شد و وقتی توپ ها را دیدند گفتند این توپ ها روسی هستند و آموزشی که ما دیده ایم توپ های آمریکایی بوده و کاربرد این توپ ها را نمی دانیم. ما می خواستیم از این توپ ها در عملیات بیت المقدس استفاده کنیم ولی هیچ آموزشی ندیده بودیم. توپ های زیادی با مهمات خوبی داشتیم ولی برای ما کارآمد نبودند. برادر بهمن چیره دست به دلیل تخصصی که داشتند، توپ ها را راه اندازی کردند و مرکز تعمیر و نگهداری توپخانه راه اندازی شد و توپ ها راهی عملیات شدند. دومین نفری که به یاری ما شتافت، شهید ناهیدی بود که آموزش های لازم را خیلی با حوصله برای استفاده از وسایل غنیمت گرفته شده مثل ترتیل های فلزی، دوربین های پاکدو و تجهیزات نشانه روی به ما دادند».آغاز زندگی مشترک؛ ۱۳۶۱ پدر حاج حسن (محمود تهرانی مقدم) در سال ۱۳۶۱ از دنیا رفت و حسن با وجود مشغله فراوان در جنگ با اصرار خانواده، زندگی مشترک را آغاز کرد.راه اندازی فرماندهی موشک سپاه؛ آبان ۱۳۶۲ روایت سردار زهدی: «آبان سال ۱۳۶۲ به برادر حسن تهرانی مقدم که صاحب ایده های بزرگی در این زمینه بود، ماموریت راه اندازی و سازماندهی "فرماندهی موشکی زمین به زمین سپاه" محول شد».شلیک توپ به سمت بصره؛ بهمن ۱۳۶۲ حضرت امام (ره) با مقابله به مثل حملات موشکی عراق موافقت کردند. جمهوری اسلامی ایران در آن زمان فاقد سامانه موشکی بود و مقابله به مثل، تن ها در سطح توپخانه ای صو ...

ادامه مطلب  

سرطان مریم میرزاخانی را گرفت! | عکس مریم میرزاخانی در نشریات امروز +گزارش تصویری  

درخواست حذف این مطلب
سرطان مریم میرزاخانی | درگذشت مریم میرزاخانی ریاضی دان ایرانی صفحه اول روزنامه ها و نشریات ایران را دگرگون کرد. عکس مریم میرزاخانی به صفحه اول روزنامه های چپ و راست آمده است. ای کاش زودتر از اینها قدر او را می دانستیم. به جای دیدن عکس مریم میرزاخانی در روزنامه ها پس از مرگش، کاش عکس هایش را پس از افتخارآفرینی هایش می دیدیم...بیشتر بخوانید: درگذشت مریم میرزاخانی ریاضی دان ایرانیبیشتر بخوانید: مریم میرزاخانی سرطان سینه داشت؟بیشتر بخوانید: مریم میراخانی کیست ؟بیشتر بخوانید: واکنش دانشگاه استنفود به درگذشت مریم میرزاخانی .عکس مریم میرزاخانی | روزنامه شرقعکس مریم میرزاخانی | روزنامه آفتاب یزدعکس مریم میرزاخانی | روزنامه هفت صبحعکس مریم میرزاخانی | روزنامه قانونعکس مریم میرزاخانی | روزنامه اسرا ...

ادامه مطلب  

عکس/مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) با حضور عاشقان اهل بیت (ع) در بازار تبریز برگزار شد.مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مراسم عزاداری شهادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع) در بازار تبریز مرا ...

ادامه مطلب  

فیلم: روضه جانسوز رهبر انقلاب در شهادت امام علی علیه السلام/ چگونگی تشخیص شب قدر توسط سیدبن طاووس/ بهترین ذکر در بهترین شب برای برقراری ارتبا?  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف - رجانیوز: امشب، شبِ میهمانی رازها است. چگونه خواب، سرزمین چشم‏ هایم را فتح کند، وقتی که به استقبالِ واژگانِ نور می‏ روند؟!امشب پنجره ‏ها ستاره می ‏چینند تا جوشن ‏کبیر، با تمام عظمتش آغاز شود، باران خواهد گرفت.امشب، شب یلدایِ روح است؛ یلدایی که مقیاسش زمینی نیست. یلدایی که هیچ یلدایی به ارزش یک ساعت آن هم نمی‏ رسد حال آنکه هم‏وزن هزار ماه است.امشب، تمام فرشتگان آسمان، با کسی که قرارِ زمین است وعده دیدار دارند. چه بزمی است در زمین و چه شوری است در آسمان و نردبان دعا چقدر شلوغ است!دست‏ها چونان مزارع آفتابگردان، بلند شده ‏اند و کهکشان‏ ها را می‏ کاوند.خاک، به شدت به افلاک نزدیک است و الغوث الغوث، پروانه پروانه از رویِ انگشت‏ ها به سوی دوست پر می‏ زند.دهان‏ ها بویِ ذکر می‏ دهند و «کلیدهایِ بهشت» همه جا پخشند.«مفاتیح الجنان» قدر دانستنِ زمان را آسان می‏ کند!و در این میان، نام علی (علیه ‏السلام) چونان خورشید، بر دریایِ سرخِ اندوهِ جانمازها و شبستان‏ ها می‏تابد...غروب است یا شب؟!چه زود سحر در راه است...(1).:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.حاج منصور ارضی- شب 21 سال89.mp3 | دانلود فایل****چهار ویژگی یاری دهندگان امیرالمؤمنین علیه السلام در بیانات رهبر معظم انقلابامیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(2) بعد از آنکه شیوه ی زندگی خود را - که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن چنان زهدی زندگی میکند - بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزی؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه ی من و شما است. هدفها را برای ما ترسیم کردند، هم هدفهای فردی و شخصی را، هم هدفهای اجتماعی و سیاسی و کلّی را. در هدف شخصی، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانی هدف والای ما است؛ همه هم وعده داده شده اند که بتوانند این پرواز بلند و بی حد را انجام بدهند؛ توانایی شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصی است.اهداف بزرگ اجتماعی، ایجاد حیات طیّبه ی اسلامی و جامعه ی اسلامی [است ]؛ جامعه ای که افراد خود را فرصت بدهد که بتوانند به سوی این هدف حرکت کنند: جامعه ی آباد، جامعه ی آزاد، جامعه ی مستقل، جامعه ی دارای اخلاق والا، جامعه ی متّحد، یکپارچه، جامعه ی متّقی و پرهیزگار؛ اینها اهداف جامعه ی اسلامی است. دنیایی که مقدّمه ی آخرت است، دنیایی که انسان را ناگزیر به بهشت میرساند، ایجاد یک چنین دنیایی هدف کلان اجتماعی و سیاسی اسلام است؛ اینها را در مقابل ما ترسیم کردند. راه آن چیست؟ چه جور میشود به این هدفها رسید؟ همین طور که فرمود: «اَعینُونی» - فرمایش، فرمایش امیرالمؤمنین است - به من کمک کنید؛ یعنی آنچه را که امیرالمؤمنین در زندگی خود و تلاش و جهاد خود، همه را در این راه مصرف کرد، و آن عبارت است از ایجاد چنین دنیایی برای بشریّت در طول تاریخ؛ کمک کنید به من که این هدف انجام بگیرد. چه جور «بوَرَعٍ»، با ورع؛ «وَ اجتِهادٍ»، با کوشش، با تلاش، تنبلی ممنوع است، بیکارگی ممنوع است، خسته شدن ممنوع است، مأیوس شدن ممنوع است. این حرکت عظیم وقتی انجام بگیرد، آن وقت شما دل مبارک فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) را شاد میکنید، دل امیرالمؤمنین را شاد میکنند؛ چون آنها برای همین هدف آن همه تلاش کردند، آن همه مجاهدت به خرج دادند. (دیدار مداحان اهل بیت علیه السلام ۱۳۹۳/۰۱/۳۱)علی بن الحسین(علیه السلام) به یکی از کتابهای علی بن ابی طالب(علیه السلام) نظر می کرد - لابد کتابی از دستورات امیرالمؤمنین بوده، که آن دستورات طبق عمل و زندگی عملی خود آن بزرگوار بوده است - «فیضرب به الارض»؛ کتاب را روی زمین گذاشت، «و یقول من یطیق هذا؟» چنین عملی را چه کسی طاقت می آورد؟یعنی امام سجاد که سیدالعابدین و زین العابدین است، در مقابل عمل و عبادت و زهد امیرالمؤمنین احساس عجز می کند. خود آن بزرگوار هم در نامه به عثمان بن حنیف فرمود: «الا و انکم لاتقدرون علی ذلک»؛ شما نمی توانید به این سبکی که من عمل می کنم، عمل کنید. واقعا هم انسان وقتی نگاه می کند، آنچه از امیرالمؤمنین نقل شده، دهشت آور است.سخن در این نیست که کسی یا جامعه یی بتواند خود را همگون و همسان با علی بن ابی طالب (علیه السلام) بکند؛ سخن در پیدا کردن جهت حرکت جامعه و اشخاص، مخصوصا زمامداران و اولیای امور در نظام اسلامی است. (بیانات در خطبه های نمازجمعه ۱۳۷۰/۰۱/۱۶)صوت سخنرانی.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.چهار ویژگی یاران امیرالمؤمنین علیه السلام.mp3 | دانلود فایل****فیلمروضه جانسوز رهبر معظم انقلاب در شهادت امام علی علیه السلامروضه خوانی رهبر انقلاب- شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام.mp4 | دانلود فیلم ****بهترین ذکر در بهترین شب برای برقراری ارتباط با صاحب شب های قدربهترین نوع دعا و رابطه با ائمه علیهم السلامیکی از اعمال پرفضیلت شب قدر، فرستادن صلوات بر پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و اهل بیت مکرم ایشان علیهم السلام است. همچنین یکی از مقاماتی که ما باید با حصول معارف و فضایل شب قدر به آن نائل شویم، مقام درک و برقراری ارتباط با صاحب این شب ها یعنی امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف است. در این مطلب می خواهیم به چگونگی ارتباط با حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف به وسیله ذکر شریف صلوات بپردازیم.علامه حلی اعلی الله مقامه الشریف در باب وظایف منتظران امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف 88 وظیفه مطرح فرموده است که اگر کسی این 88 وظیفه را انجام دهد، از منتظران حقیقی آن حضرت محسوب می شود و جالب این که در ذیل این بحث، با اشاره به آیه 200 سوره آل عمران، می فرمایند که اگر کسی به این آیه عمل کند، تمام آن 88 وظیفه را به انجام رسانده است.«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَ صَابِرُواْ وَ رَابِطُواْ وَ اتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، صبر کنید و ایستادگى ورزید و مرزها را نگهبانى کنید و از خدا پروا نمایید امید است رستگار شوید»از امام صادق علیه السلام سؤال شد این آیه به چه معناست؟ایشان فرمودند: «اصبروا علی الفرائض، صابروا علی المصائب، رابطوا علی الائمه و اتقوا الله لعلکم تفلحون؛ بر انجام واجبات صبر کنید. بر سختی ها هم صبر پیشه کنید و با ما امامان بر حق، رابطه داشته باشید و تقوای خدا پیشه کنید و پرهیزکار باشید تا رستگار شوید»(3)یکی از راه های ارتباط با ائمه علیهم السلام، دعا کردن برای ایشان است و بهترین دعا، صلوات و سلام و درود است. این عمل، این قدر مهم است که خدا هم خود آن را انجام داده و هم ما را به آن سفارش کرده است.«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیمًا؛ خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود مى‏فرستند. اى کسانى که ایمان آورده‏اید بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبى گردن نهید»(4)از طرفی سلام و درود بر پیامبر صلی الله علیه و آله و خاندان ایشان، درواقع دعا برای فرج است؛ زیرا ما در صلوات از خدا می خواهیم که رحمت خود را بر پیامبر و آل او فروفرستد و همان طور که می دانیم بخش اتم و اکمل رحمت خداوند در زمان ظهور محقق خواهد شد. یعنی در دعای صلوات ما از خدا می خواهیم که در فرارسیدن زمان ظهور تعجیل کند تا آن رحمت کامل و تمام شامل حال پیامبر اکرم و آل او گردد. همچنین ذکر صلوات باعث می شود رابطه ما با پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت ایشان علیهم السلام قوی تر گردد و همیشه به یاد آن حضرات باشیم و به ایشان درود بفرستیم. با این کار این بخش از دستور الهی مبنی بر رابطه با ائمه علیهم السلام محقق شده و ما به منتظران واقعی حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف نزدیک تر شده ایم. از آن جا که شب قدر، هم شب شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب و هم شب دریافت رحمت الهی است، سخنی از امیرالمؤمنین نیز درباره صلوات بیان می کنیم.امیرالمؤمنین علی علیه السلام پس از وفات پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در خطبه ای فرمودند: «بالشهادتین تدخلون الجنة و بالصلوة تنالون الرحمة فاکثروا من الصلوة علی نبیکم و آله «ان الله و ملائکته یصلون علی النبی ...»؛ با گواهی به یگانگی خدا و رسالت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وارد بهشت می شوید و با صلوات بر او به رحمت الهی می رسید پس بر پیامبرتان بیشتر صلوات بفرستید که خداوند و فرشتگانش بر او صلوات می فرستند»سبب دوری از گناه و نزدیکی به اولیای الهی در روایت دیگری ابابصیر از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمود: «وقتی نام پیامبر گرامی اسلام نزد شما برده می شود، بر آن حضرت زیاد صلوات بفرستید؛ زیرا کسی که یک بار بر ایشان صلوات بفرستد، خداوند و هزار صف از ملائک بر او صلوات می فرستند و هیچ یک از مخلوقات پروردگار باقی نمی ماند، مگر آن که به واسطه صلوات پروردگار و ملائک، بر او صلوات می فرستد و کسی که این همه فضیلت را رغبت نشان ندهد، فردی جاهل و مغرور است و خدا و پیامبر و اهل بیتش از او بیزار هستند.»(5)همچنین روزی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «یاعلی! آیا می خواهی تو را به امر عجیبی که جبرئیل به من خبر داد، مژده دهم؟ علی علیه السلام عرض کرد: بله پدر و ماردم به قربانت! حضرت فرمود: جبرئیل خبر داد هر کس از دوستانم که بر من و خاندانم صلوات بفرستد، درهای آسمان به روی او گشوده می شود و فرشتگان هفتاد صلوات برایش می فرستند و اگر گناهکار باشد،گناهانش می ریزد، همچنان که برگ درختان می ریزد و خدای تعالی به او خطاب می نماید: «لبیک یا عبدی و سعدیک» پس به فرشتگان می فرماید: فرشتگان من! شما هفتاد صلوات بر او فرستادید، اما من هفتصد صلوات بر او می فرستم»(6)لذا کسی که در طول شبانه روز حتی یک بار این نوع دعا را برای فرج آل محمد صلی الله علیه و آله داشته باشد، در اثر صلوات متقابل پروردگار و ملائک برای او، روحش از گناه و معصیت دور می ماند که همین دوری از گناه و معصیت، یکی از وظایف منتظران ظهور حضرت حجت است.نیز امام علی بن موسی الرضا علیهم السلام فرمودند: «کسی که قدرت ندارد بر عملی که با آن گناهانش را از بین ببرد یا جبران کند، پس زیاد بر محمد و آل او صلوات بفرستد. به درستی که صلوات، تمام گناه او را از بین می برد و فرمودند صلوات در نزد خداوند تبارک و تعالی معادل با تسبیح و تهلیل و تکبیر است.»(7)اما اگر ذکر صلوات، با جمله «و عجل فرجهم» تمام شود، نورٌ علی نور است. در روایت های متعددی بالاخص از امام صادق علیه السلام آمده است که فرموده اند کسی که بعد از نماز صبح و ظهر این ذکر را بگوید از دنیا نرود، مگر این که امام زمانش را درک کند.(8) البته همان طور که می دانیم درک حضرت حجت علیه السلام با دیدن ایشان متفاوت است. چه بسا کسانی که امام زمان شان را دیده اند و او را درک نکرده اند و چه بسا کسانی که امام زمان خود را ندیده درک می کنند.****صوتمرحوم سید جواد ذاکر/ سینه زنی شب شهادت امام علی علیه السلام.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.سید جواد ذاکر- شهادت امام علی علیه السلام.mp3 | دانلود فایل****روضه جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها و زبان حال حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام از آیت الله مجتبی تهرانی یکی از روضه هایی که در سال ها گذشته در ارتباط با مصیبت بانوی دو عالم حضرت صدیقه طاهره زهرای اطهر ایراد شده و بسیار مورد توجه قرار گرفته است روضه مرحوم آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی رحمة الله علیه در مراسم شب بیست وسوم ماه مبارک رمضان سال گذشته در رابطه با شهادت حضرت صدیقه کبری(س) بحثی را مطرح کردند و پس از آن روضه حضرت را خواندند. روضه ای که به گفته خود ایشان برای اولین بار به این صورت خوانده می شد.به مناسبت فرارسیدن شبهای قدر و شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام این روضه جانسوز که توسط آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی ایراد شده است را باز نشر می کنیم.«توسل من معلوم است و همه تان هم می دانید؛ توسلم به باطن لیلة القدر است. اوّل چند جمله از خود زهرا (سلام الله علیها) نسبت به آن حادثه نقل می کنم. «وَ رَکَلَ الْبَابَ بِرِجْلِهِ فَرَدَّهُ عَلَیَ وَ أَنَا حَامِلٌ»؛ چنان لگدی به آن درِ نیم سوخته زد و آن را بر روی من انداخت، در حالی که من باردار بودم. «وَ النَّارُ تُسْعَرُ»؛ آتش زبانه می کشید.»«زهرا(سلام الله علیها) می گوید: لگدی زد و در را بر روی من انداخت، «وَ تَسْفَعُ وَجْهِی»؛ من با صورت بر روی زمین افتادم. آتش زبانه می کشید و چهره من را می سوزاند. «فَیَضْرِبُ بِیَدِه»؛ با دست به من سیلی زد. امّا سیلی چگونه بود؟ «حَتَّى انْتَثَرَ قُرْطِی مِنْ أُذُنِی»؛(9) چنان سیلی محکمی زد که گوشواره های من پراکنده شد. این روضه جانسور که آخرین روضه حاج آقا مجتبی تهرانی قبل از رحلت ایشان بود را بشنوید:.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.آیت الله مجتبی تهرانی- روضه جانسوز حضرت زهرا- زبان حال امیرالمؤمنین علیه السلام.mp3 | دانلود فایل****اعمال مخصوص شب بیست و یکم رمضانفضیلتش شب بیست و یکم ماه مبارک رمضان زیادتر از شب نوزدهم است و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعاى جوشن کبیر و غیرها در این شب بعمل آورد و در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جد و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم و آنکه شب قدر یکى از این دو شب است (و در چند روایت است که: از معصوم سؤال کردند که معین فرمائید که شب قدر کدام یک از این دو شب است تعیین نکردند بلکه فرمودند: «ما أیسر لیلتین فیما تطلب یا آنکه فرمودند ما علیک أن تفعل خیرا فی لیلتین و نحو ذلک» و قال شیخنا الصدوق فیما أملى على المشایخ فی مجلس واحد من مذهب الإمامیة و من أحیا هاتین اللیلتین بمذاکرة العلم فهو أفضل.کفعمى از سید بن باقى نقل کرده که:در شب بیست و یکم می ‏خوانى:اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اقْسِمْ لِی حِلْما یَسُدُّ عَنِّی بَابَ الْجَهْلِ وَ هُدًى تَمُنُّ بِهِ عَلَیَّ مِنْ کُلِّ ضَلالَةٍ وَ غِنًى تَسُدُّ بِهِ عَنِّی بَابَ کُلِّ فَقْرٍ وَ قُوَّةً تَرُدُّ بِهَا عَنِّی کُلَّ ضَعْفٍ وَ عِزّا تُکْرِمُنِی بِهِ عَنْ کُلِّ ذُلٍّ وَ رِفْعَةً تَرْفَعُنِی بِهَا عَنْ کُلِّ ضَعَةٍ وَ أَمْنا تَرُدُّ بِهِ عَنِّی کُلَّ خَوْفٍ وَ عَافِیَةً تَسْتُرُنِی بِهَا عَنْ کُلِّ بَلاءٍ وَ عِلْما تَفْتَحُ لِی بِهِ کُلَّ یَقِینٍ وَ یَقِینا تُذْهِبُ بِهِ عَنِّی کُلَّ شَکٍّ وَ دُعَاءً تَبْسُطُ لِی بِهِ الْإِجَابَةَ فِی هَذِهِ اللَّیْلَةِ وَ فِی هَذِهِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ السَّاعَةِ یَا کَرِیمُ وَ خَوْفا تَنْشُرُ [تُیَسِّرُ] لِی بِهِ کُلَّ رَحْمَةٍ وَ عِصْمَةً تَحُولُ بِهَا بَیْنِی وَ بَیْنَ الذُّنُوبِ حَتَّى أُفْلِحَ بِهَا عِنْدَ الْمَعْصُومِینَ عِنْدَکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ(و روایت شده که: در شب بیست و یکم حماد بن عثمان بر حضرت صادق علیه السلام وارد شد حضرت سؤال کرد که غسل کرده ‏اى عرض کرد بلى فدایت شوم پس حضرت حصیرى طلبید و حماد را نزدیک خود طلبید و مشغول نماز شد و پیوسته آن حضرت نماز خواند و حماد نیز خود را به آن حضرت چسبانیده بود و نماز می ‏خواند تا از نمازهاى خویش فارغ شدند پس آن حضرت دعا کرد و حماد آمین گفت تا صبح طلوع کرد آن جناب اذان و اقامه گفت و بعض از غلامان خود را طلبید و پیش ایستاد و نماز صبح خواند در رکعت اول حمد و قدر و در دوم حمد و توحید خواند و بعد از نماز مشغول به تسبیح و تحمید و تقدیس و ثناى بر خدا و صلوات بر پیغمبر صلى الله علیه و آله و دعا براى مؤمنین و مؤمنات و مسلمین و مسلمات شد پس سر به سجده نهاد و مقدار یک ساعت به جز نفس چیزى از آن جناب شنیده نشد پس از آن این دعا را خواند لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ تا آخر دعا که در اقبال است)(و شیخ کلینى روایت کرده که: حضرت باقر علیه السلام در شب بیست و یکم و بیست و سوم دعا می ‏خواند تا نیمه شب و بعد از آن شروع می ‏نمود به نماز خواندن) و بدان که در هر شب از شبهاى این دهه غسل مستحب است و روایت شده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله در هر شب این دهه غسل میکرد و اعتکاف در این دهه مستحب است و فضیلت بسیار دارد و افضل اوقات اعتکاف است و روایت شده که مقابل دو حج و دو عمره است و کان رسول الله صلى الله علیه و آله إذا کان العشر الأواخر اعتکف فی المسجد و ضربت له قبة من شعر و شمر المیزر و طوى فراشه و بدان که در این شب در سنه چهلم واقع شد شهادت مولاى ما حضرت امیر المؤمنین علیه السلام و در این شب تجدید می ‏شود احزان آل محمد علیهم السلام و اشیاع ایشان و روایت شده که در آن شب مانند شب شهادت امام حسین علیه السلام برداشته نشد سنگى از روى زمین مگر آنکه در زیر آن خون تازه بود شیخ مفید فرموده که: در این شب صلوات بسیار بفرستد و سعى و کوشش کند در نفرین بر ظالمان آل محمد علیهم السلام و لعن بر قاتل امیر المؤمنین علیه السلام روز بیست و یکم روز قتل حضرت امیر المؤمنین علیه السلام و مناسب است زیارت آن جناب و کلمات حضرت خضر علیه السلام که بمنزله زیارت آن حضرت است در این روز.****صوتمراسم احیاء شب قدر توسط شیخ حسین انصاریان.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.مراسم احیاء شب قدر- شیخ حسین انصاریان.mp3 | دانلود فایل****صوتحاج محمود کریمی/ روضه خوانی شب شهادت امام علی علیه السلام.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.حاج محمود کریمی- شب 21 رمضان سال 91.mp3 | دانلود فایل****صوتدعای روز بیست و یکم ماه رمضان.:اشکال در بارگذاری پخش کننده:.دعای روز بیست و یکم.mp3 | دانلود فایلاَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فیهِ اِلى مَرْضاتِکَ دَلیلاً وَلا تَجْعَلْ لِلشَّیْطانِ فیهِ عَلَىَّ سَبیلاً وَاجْعَلِ الْجَنَّةَ لى مَنْزِلاً وَمَقیلاً یا قاضِىَ حَواَّئِجِ الطّالِبینَخدایا برایم در این ماه دلیلى به موجبات خوشنودى خود مقرر فرما و راهى براى تسلط شیطان بر من باقى مگذار و بهشت را منزل و آسایشگاهم قرار ده اى برآرنده حاجات جویندگان.****شرح دعای روز بیست و یکم ماه رمضان از آیت الله مجتهدی تهرانیاللَّهُمَّ اجْعَلْ لِی فِیهِ إِلَی مَرْضَاتِک دَلِیلاًخدایا یک راهی برای من پیدا بشود که تو ا ...

ادامه مطلب  

نکوداشت مردی که ۵۰ سال بدون اندیشه علم نخوابید  

درخواست حذف این مطلب
استاد علی اکبر فرهنگی که امروز به مناسبت سالروز تولد ۷۵ سالگی اش در ایسنا حاضر شده بود و شمع های کیک تولد خود را با همراهی جمعی از استادان ارتباطات و همچنین خبرنگاران و دانشجویان خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، خاموش کرد، اولین جمله خود را با خواندن یک بیت شعر مولانا اینگونه آغاز کرد: «این همه آوازها از شه بُوَد، گرچه از حلقوم عبدالله بُوَد.»این استاد پیشکسوت ارتباطات در سخنانی خطاب به حاضران در مراسم گفت: من به شدت وامدار محبت های شما هستم. همه نکاتی که شما عزیزان درباره ی بنده فرمودید، عنایاتی است که به من داشته اید. جا دارد ابتدا از دوستان بزرگوار در ایسنا و همچنین همکاران و دانشجویان عزیزم تشکر کنم که محبت این عزیزان باعث شد، من امروز در خدمت شما بزرگواران باشم.***مراسم نکوداشت ۷۵ سالگی علی اکبر فرهنگی با حضور جمعی از استادان ارتباطات و اهالی رسانه در محل خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) برگزار شد. علی سمیعی، باقر ساروخانی، محمد سلطانی فر، علی گرانمایه پور، طاهر روشندل اربطانی، رها خرازی آذر، علی رضا تابش، حسین خطیبی و تعدای از شاگردان علی اکبر فرهنگی از جمله مهمانی بودند که در مراسم نکوداشت و تولد این استاد مدیریت ارتباطات در ایسنا حاضر شده بودند.***در ابتدای این مراسم علی متقیان (مدیرعامل ایسنا) در سخنانی اظهار کرد: امروز، روز بسیار خوبی است که استادان عزیز دعوت ما را پذیرفتند و برای مراسم نکوداشت دکتر علی اکبر فرهنگی در ایسنا مهمان ما شدند. من به عنوان شاگرد استاد فرهنگی معتقدم که بهترین موفقیت برای یک استاد، موفقیت شاگردانش و عملیاتی شدن آموزه های او توسط شاگردانش است.متقیان در ادامه خطاب به دکتر فرهنگی خاطرنشان کرد: امروز بسیاری از شاگردان شما در خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) فعال هستند و تلاش می کنند تا به آموزه های شما عمل کنند؛ در جایی که به عنوان اولین خبرگزاری کشور شناخته شده است و معتبرترین خبرگزاری از نظر صحت اخبار محسوب می شود و این برای ما باعث افتخار است. ما از شما صداقت، امانت داری و آزاده بودن را در عرصه خبررسانی آموختیم و یاد گرفتیم که همیشه صحت اخبار بر خط سیاسی مقدم است و امروز خوشبختانه ما در ایسنا هیچ خط سیاسی چپ و راستی نداریم و صحت اخبار برایمان بسیار حایز اهمیت است.مدیرعامل ایسنا در پایان سخنانش بار دیگر مقدم استادان ارتباطات و مهمانان مراسم نکوداشت ۷۵ سالگی دکتر علی اکبر فرهنگی را مبارک شمرد و تولد این استاد ارتباطات را به وی تبریک گفت. ***در ادامه مراسم، باقر ساروخانی، استاد پیشکسوت ارتباطات ضمن تبریک تولد علی اکبر فرهنگی با قرائت شعری سخنان خود را آغاز و اظهار کرد: دکتر فرهنگی این شعر را حدود ۱۳ سال پیش در یکی از واحدهای دانشگاه آزاد خواندند و من فکر می کنم این شعر مصداق واقعی زندگی ایشان است.او ادامه داد: حدود ۵۰ سال است که من در خدمت دکتر فرهنگی بوده و هستم و یقین دارم که این دوستی تا پایان زندگی ام نیز ادامه خواهد داشت. میراث ایشان از تأسیس گروه مدیریت رسانه در دانشگاه های کشور گرفته تا دیگر فعالیت های علمی او بسیار زیاد است اما یکی از مهمترین میراث ایشان که به نظرم گم شده است، بیان و طرح مفاهیم ارتباطاتی ایشان است.وی با اشاره به کتاب «ارتباطات انسانی» دکتر علی اکبر فرهنگی یادآور شد: ایشان در کتاب «ارتباطات انسانی» مفهومی به نام گشودگی را مطرح می کنند؛ به شخصه معتقدم منظور ایشان از طرح این مفهوم این است که ارتباطات انسانی زمانی معنا دارد که ما گشوده باشیم و بتوانیم ارتباط برقرار کنیم. این گشودگی شیوه های گوناگونی دارد. اینکه در کدام شرایط، چگونه و با چه ذهنیتی باید ارتباط برقرار کنیم. همین مفهوم گشودگی می تواند برای خبرگزاری ها و به طور کلی رسانه ها بسیار مفید و موثر باشد.ساروخانی اظهار کرد: بحث ارزیابی اخبار پیش از تولید بسیار حائز اهمیت است. اینکه از خود بپرسیم آیا این خبر را تولید کنم یا نه. این سوال همان طرح دوباره پرسش معروف شکسپیر یعنی «بودن یا نبودن» است. در مفهوم گشودگی دکتر فرهنگی نیز این پرسش مطرح می شود که آیا باید با این فرد ارتباط برقرار کنم یا نه چرا که ما در قبال ارتباط برقرار کردن با افراد مسؤول و متعهد هستیم.این استاد جامعه شناسی ارتباطات بار دیگر به بحث تولید و انتشار اخبار اشاره و بیان کرد: اگر خبری مهم و قابل قبول و قابلیت انتشار داشت آنگاه سوال دوم از قاعده ده گانه خبر مطرح می شود. اینکه درباره این خبر چه باید بگویم و بعد چگونه باید بگویم. هر پدیده ای جهات مثبت و منفی زیادی دارد. ما در تولید اخبار باید بدانیم به کدام یک از این وجوه می خواهیم بپردازیم؛ چرا که چگونه گفتن اخبار بسیار حائز اهمیت است. او با بیان اینکه به زبان مخاطب صحبت کردن بسیار اهمیت دارد، افزود: در بحث انتشار اخبار اینکه خبر از چه رسانه ای و توسط چه فردی نیز مطرح می شود، بسیار حائز اهمیت است. حضرت محمد (ص) برای دعوت پادشاه ایران به دین اسلام، انسانی توانا و گویا را انتخاب کرد چرا که برای طرح یک پیام مهم باید فردی توانمند و معتقد به آن پیام انتخاب شود.ساروخانی در ادامه سخنانش به رسانه های تصویری اشاره کرد و گفت: ممکن است خدایی ناکرده انسانی فوت شود اما کسی که ناقل این خبر است آن مرحوم را نشناسد و اعتقادی به او نداشته باشد آنگاه باعث می شود تا خبر درگذشت او قربانی شود. این در حالی است که اگر کسی که خبر را می گوید به خبر و آن پیام اعتقاد داشته باشد زبان بدن او نیز به همراه زبان سخن او به کار می افتد و آنقدر این پیام را تأثیرگذار منتقل می کند که اگر کسی هم آن مرحوم را نشناسد از شنیدن این خبر متأثر می شود.این استاد باسابقه با بیان اینکه هر رسانه ای ظرفیت های خود را دارد، اظهار کرد: هر یک از رسانه ها ابزاری هستند که ما پیام را به آن ها می دهیم و آن ها با توجه به ظرفیت هایی که دارند پیام ها را به مخاطبان منتقل می کنند. ما نمی توانیم از رسانه رادیو انتظار ظرفیت های رسانه های سینما و تلویزیون را داشته باشیم. به همین دلیل است که شناخت رسانه ها و ظرفیت آن ها برای طرح اخبار بسیار حائز اهمیت است.ساروخانی در پایان بار دیگر تولد علی اکبر فرهنگی را تبریک گفت و اظهار کرد: ما امروز برای نکوداشت یکی از فرزندان خوب و شریف کشورمان دور هم جمع شده ایم. در خلال این ۵۰ سال هیچ سالی نبوده است که دکتر فرهنگی بخوابد و به فکر دانش نباشد. برای ایشان و همه شما آرزوی توفیق دارم. دکتر فرهنگی عالم، مبدع، شاعر و نویسنده است ولی بالاتر از همه ایشان برای من یک انسان و دوست بزرگ است. زبان من آنقدر توانا نیست که بتوانم از دوستی با ایشان سخن بگویم.او سخنانش را با قرائت غزلی از حافظ با مضمون دوستی به پایان برد.***همچنین علی سمیعی، از پیشگامان علم ارتباطات در ایران نیز درباره ی دکتر علی اکبر فرهنگی اظهار کرد: در سال ۱۹۵۴ گروهی جمع شدند و خواستند که اساسی را برای ارتباطات برقرار کنند و این اتفاق افتاد و یک تعریف بسیار جامع از ارتباطات ارائه شد و این مسیر ادامه پیدا کرد. فردی ارتباطات را در چهارچوب مدیریت رسانه به آمریکا برد و برخی دیگر در رشته های دیگری آن را بسط دادند. اما باید چارچوب نظری قوی تری پیدا می شد که استاد فرهنگی و معتمدنژاد آن را مطرح کردند. آنها مرکز تحقیقات رسانه را دائر کردند و همچنین فرصت عمل از دانشگاه تهران و واحد علوم تحقیقات شروع شد. در این دانشگاه ها رشته هایی مانند مدیریت رسانه و غیره ... را ایجاد کردند و این امر بسیار با ارزشی است. در واقع دکتر معتمدنژاد و علی اکبر فرهنگی نقش عمده ای را در ترجمه برخی نظریه ها داشتند. «این همه آوازها از شه بود، گرچه از حلقوم عبدالله بود»علی اکبر فرهنگی در مراسم سالروز تولد خود در ایسنا پس از خواندن شعری از مولانا و فوت کردن و بریدن کیک تولدش که به شکل برگه خبر بو ...

ادامه مطلب  

آشنایی با فقیهان شیعه در صفحات تاریخ  

درخواست حذف این مطلب
مجموعه دو جلدی «درسهایی از تاریخ فقیهان شیعه» تالیف محمدحسن ربانی از سوی شرکت چاپ و نشر بین الملل منتشر شد.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) محمدحسن ربانی، نویسنده کتاب «درسهایی از تاریخ فقیهان شیعه» در بخشی از مقدمه کتاب نوشته است: «در آستانه محرم الحرام سال 1345 هجری قمری، برای سخنرانی دوازده روز اول محرم الحرام، مثل سال های گذشته از طرف هیئت گازاریهای مقیم بیرجند دعوت شده بودم. در این فکر بودم که چه مبحثی را شروع کنم، به ذهنم رسید که فرازهائی از زندگی نامه عالمان و فقیهان و برجستگان علمای شیعه را به سمع شنوندگان برسانم؛ چون سالها بود که تاریخ فقه و فقها می گفتم و مباحث تخصصی آن را با عنوان های مکتب شناسی فقها، منهج شناسی فقهی فقها در حوزه علمیه مطرح کرده بودم که حاصل آن چهارده عنوان کتاب شده است. ولی بیان بحث های عمومی زندگی نامه فقها ضروری بود برای مردم واگو شود تا جایگاه عالمان بزرگ شناخته شود.» این کتاب در دو جلد به معرفی و شرح حال 54 نفر از نامدارترین فقیهان شیعه پرداخته است. شیخ صدوق، شیخ مفید، سید مرتضی، سید رضی، علامه حلی، شهید اول، شهید ثانی، مولی احمد اردبیلی، شیخ اعظم انصاری، ملامهدی نراقی، شیخ بهائی، شیخ عبدالله مامقانی، علامه محمدحسین طباطبائی، آیت الله مرعشی نجفی، آیت الله سید محمدهادی میلانی، آیت الله میرزا محمدحسن شیرازی، سید رضی الدین علی بن طاووس، احمد بن فهد حلی، علامه امینی، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه بحرالعلوم، آیت الله شیخ محمدباقر آیتی، امین الاسلام طبرسی، آیت الله حسن علی نخودکی، میرزا حسین نوری، شیخ عباس قمی و آقا بزرگ تهرانی، 27 فقیه معرفی شده در جلد نخست کتاب هستند. در جلد نخست و در بخش مربوط به «شیخ بهائی» در صفحه 186 کتاب می خوانیم: «شیخ بهائی آدم پر سفری بود؛ سفر انسان را آزموده می کند. تا فلسطین و مصر و دیگر شهرها همچون عتبات و مکه و مدینه سفر کرد. قصیده ای درباره مصر در آن کشور به عربی سروده است که یکی از بهترین قصائد در ادبیات عرب درباره مصر است و خیلی مورد توجه مصریها است. درباره هرات شعر بسیار جالبی دارد، قصیده ای بسیار جالب و ادیبانه درباره امام زمان (عج) با عنوان «وسیلة الفوز و الأمان» دارد که به وسیله برخی بزرگان نجف شرح شده است. خلاصه شیخ بهائی به فارسی و عربی شعر می گ ...

ادامه مطلب  

استفاده از سم مار برای درمان کیست کلیه+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
محققان به تازگی دریافته اند وجود نوعی پپتید در سم مار مامبای سبز می تواند شدت بیماری کلیوی پلی کیستیک (pkd) را کاهش دهد. آفتاب نیوز : این بیماری موجب ایجاد کیست های مملو از مایعی می شود که ممکن است به کلیه ها آسیب رسانده و منجر به نارسایی کلیوی شوند.زمانی که دانشمندان پپتید موجود در سم مار مامبای سبز را در موش های مبتلا به بیماری pkd آزمایش کردند، اندازه کیست های آن ها تا 47 درصد کاهش یافت و این کشف می تواند به ارائه درمان های جدید برای این بیماری در انسان ها بینجامد.بیماری کلیوی پلی کیستیک، نوعی اختلال ژنتیکی است که به دلیل تشکیل کیست های مملو از مایع در کلیه ها موجب بروز مشکلاتی در این عضو حیاتی می شود. این بیماری غیرقابل درمان بوده و معمولا از داروهایی موسوم به آنتوگونیست های وازوپرسین برای مقابله با آن استفاده می شود.این داروها گیرنده هایی که موجب تشکیل کیست می شوند را مسدود می کنند اما در عین حال موجب بروز عوارض جانبی منفی مانند آسیب به کبد می شود.تیم تحقیقاتی در تلاش برای یافتن داروی جدید جهت درمان بیماری pkd، سم مار زهردار مامبای سبز را مطالعه کرد.این مار بومی مناطق جنوبی کره زمین از زامبیا گرفته تا شرق زیمبابوه و نواحی ساحلی جنوب آفریقاست و سم آن در حالت های مارگزیدگی شدید می تواند کشنده باشد.دانشمندان حاضر پپتیدی موسوم به mambaquaretin-1 در سم این مار را ایزوله ...

ادامه مطلب  

محمد بن سلمان؛ تفکرات اصلاح گرایانه و چالش های پیش رو  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، یکی از پیامدهای مهم انتخاب بن سلمان ۳۱ ساله به ولیعهدی و نزدیک تر شدن وی به پادشاهی سعودی، ویژگی های فردی و تفکراتش در مسائل اجتماعی، مذهبی و امنیتی است. لذا در این نوشتار به دنبال تبیین پیامدهای این اتفاق بر موضوعات اجتماعی، فرهنگی و همچنین جنگ قدرت در درون سعودی هستیم. بن سلمان نخستین شخصی از نسل سوم آل سعود است که در یک قدمی پادشاهی قرار گرفته و شاید بتوان با توجه به نفوذ وی بر پدرش اکنون وی را همه کاره سعودی دانست. در خصوص دیدگاه های وی درباره ی توسعه سیاسی، فضای باز سیاسی، دموکراسی، نگاه وی به وهابیت و جایگاه و قدرت نهادهای دینی و… سخنان مختلفی بیان شده است. از طرفی جامعه ی عربستان با توجه به فرایند ناقص دولت-ملت سازی و ساختار قبیله گرایی، با معضلات و چالش های پیچیده ی امنیتی و فرهنگی مواجه است که کنش غیرمنطقی و تصمیم نامنطبق بر عقلانیت محمد بن سلمان می تواند آرامش نسبی و شکننده ی کنونی جامعه ی سعودی را با چالش مواجه سازد. از طرفی به نظر می رسد بیشترین درگیری و اختلاف محمد بن سلمان که رویاهای بلندپروازانه را برای جامعه ی سعودی در سر می پروراند و نسبت به آن ها نسخه تجویز می کند با خاندان «آل شیخ» یا نهادها و سازمان های محافظه کار و غیر انعطاف پذیر مذهبی تحت قیمومیت خاندان مذکور باشد. با این مقدمه، نوشتار پیش رو در نظر دارد ضمن برشمردن چالش های اصلی دولت سعودی به ویژه شخص محمد بن سلمان در مقام ولیعهد با خاندان «آل شیخ»، رویکرد، کنش و منشِ محمد بن سلمان به عنوان فرد دوم قدرت در عربستان فعلی و پادشاه احتمالی آینده ی این کشور را بررسی نماید.۱-چالش های آل سعود و محمد بن سلمان با آل شیخبه طور کلی چالش هایی که دولت سعودی و به ویژه شخص محمد بن سلمان با آن ها مواجه است به صورت ذیل قابل تقسیم بندی هستند. ورود بن سلمان به این چالش ها می تواند سطح نزاع و گسست با آل شیخ را مضاعف کرده و اتحاد و همبستگی بیش از ۳۰۰ ساله ی این دو خاندان را تحت الشعاع قرار داده و به تبع آن ثبات شکننده ی کشور عربستان را با مشکل مواجه سازد.بحران هویت گریبانگیر جوانان سعودی است و آن ها میان انتخاب سنت و مدرنیته مردد و سرگردان هستند. عده ای از جوانان که تعلق عمیقی به ارزش های آیین وهابیت دارند برای گریز از جامعه بحران زده و در واقع به منظور عصیان و شورش علیه این جامعه به دامن گروه های تکفیری و تندرو پناهنده می شوند. از طرفی بخش عظیمی از جمعیت جوانان به دلیل دسترسی به جهان خارج از طریق رسانه های ارتباط جمعی شیفته و مقلد سبک زندگی غربی می شوند. این گرایش جوانان به ابزارها و سبک زندگی مدرن با مخالفت دستگاه سخت گیر و سرکوبگر وهابیت مواجه می شود.۱-۱-جوانان، آل شیخ و محمد بن سلمانیکی از موضوعات مهم و حیاتی کشور عربستان در برهه ی کنونی که محمد بن سلمان به موجب آن مجبور به مواجهه ی سخت با آل شیخ شده، دوگانه ی مطالبات جوانان و تندروی آل شیخ و یا به عبارتی نزاع میان «سنت» و «مدرنیته» است. با توجه به تغییرات و تحولاتی که در دنیای مدرن و تحت تأثیر فراگیر شدن ارزش های غربی به ویژه در عرصه ارتباطات رخ داده، جوانان عربستان سعودی نیز به سمت جهانی شدن منطبق بر ارزش ها و آموزه های غربی یا مدرنیته گرایش پیدا کرده اند.بیشتر جوانان سعودی سعی می کنند در مسائل مذهبی متکی به خود و به عقل و تحقیق خود باشند و این استقلال فکری پیرامون مسائل مذهبی کاملاً با نسل قبلی جوانان که تلاش می کردند از دستورات والدین خود، مدرسه و مفتی شان پیروی کنند متفاوت است. در این رابطه کارن الیوت هاوس با بررسی و نظرسنجی از عقاید و افکار جوانان به خلاصه کردن آن ها مبادرت ورزیده است. وی متعقد است جوانان سعودی نسبت به جامعه و ارزش های خود چنین نگرشی دارند «ما مصرف کننده شده ایم، همه چیز برای فروش است، شیخ ها به رسانه می آیند تا مردم را نصیحت کنند اما تنها مساله ای که برایشان اهمیت دارد قرارداد کاریشان است».(۱)بحران هویت گریبانگیر جوانان سعودی است و آن ها میان انتخاب سنت و مدرنیته مردد و سرگردان هستند. عده ای از جوانان که تعلق عمیقی به ارزش های آیین وهابیت دارند برای گریز از جامعه بحران زده و در واقع به منظور عصیان و شورش علیه این جامعه به دامن گروه های تکفیری و تندرو پناهنده می شوند. از طرفی بخش عظیمی از جمعیت جوانان به دلیل دسترسی به جهان خارج از طریق رسانه های ارتباط جمعی شیفته و مقلد سبک زندگی غربی می شوند. این گرایش جوانان به ابزارها و سبک زندگی مدرن با مخالفت دستگاه سخت گیر و سرکوبگر وهابیت مواجه می شود. به طوری که سینما و کنسرت و حتی حضور در مراکز خرید بدون همراهی یک محرم زن برای جوانان قدغن است و همین مسأله یعنی تغییر ارزش های جوانان و به دنباله ی آن پرخاش آن ها و در طرف مقابل تندروی و سرکوب وهابیت، به یکی از چالش های حیاتی و تعیین کننده ی دولت آل سعود تبدیل شده است.اما در این میان رویکرد بن سلمان و رویه ای که او در پیش گرفته بیشتر مطالبات و خواسته های جوانان را مد نظر قرار می دهد. به طور مثال سال گذشته تحت فشار محمد بن سلمان مجلس شورای عربستان که تمامی نمایندگان آن را پادشاه تعیین می کند، تصمیم گرفت از اختیارات هیئت عریض و طویل و پر حاشیه ی «امر به معروف و نهی از منکر» که زیر نظر مستقیم آل شیخ فعالیت می کند، بکاهد. بر اساس این تصمیم مقرر شد رئیس هیئت «امر به معروف و نهی از منکر» نیروهای تحت امر خود را از متوقف کردن مردم، تعقیب آن ها، درخواست اسناد هویت و پیگیری آن ها منع کند. همچنین رئیس این هیئت از ایجاد مراکز جدید در استان ها و شهرها و استخدام نیروی جدید و مضاعف منع شد. از طرفی نیروها نیز موظف شدند در ساعات خاصی فعالیت کرده و مردم را با آرامش و عطوفت به معروف دعوت و از منکر نهی کنند.(۲)بسیاری از علمای وهابیت و مراکز دینی و حتی مراکز فکری غربی طرح چشم انداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان را «انقلاب فرهنگی و اجتماعی» در لباس «اصلاح اقتصادی» بدانند. تنش میان محمد بن سلمان و آل شیخ در موضوع زنان و مسائل مترتب بر آن سبب شده روزنامه ی گاردین در مقاله ای از «پایان ائتلاف مردان دین با مردان سیاست سخن بگویددر همین رابطه و در اثبات جانبداری محمد بن سلمان از جوانان، «سازمان فرهنگی» در چشم انداز ۲۰۳۰ که طراح آن شخص محمد بن سلمان است پیش بینی شده است. سازمان مذکور در سال گذشته تشکیل شده و قصد ایجاد، توسعه و حمایت از مراکز تفریحی و سرگرمی را در دستور کار خود دارد. بر اساس وظایف تعریف شده ، این سازمان باید بستر را برای رشد و ترقی هنرها و نمایشگاه ها و جشنواره های مختلف مهیا کند. ایجاد و شروع به کار سازمان مزبور موجب شده کنسرت ها و سالن های سینما و موسیقی و تفریح و مراکز اختلاط مرد و زن گسترش یابد که همین موضوع تمهیدات نگرانی و هراس دستگاه وهابیت را فراهم کرده است. به طوری که دستگاه یاد شده به نیروها و سازمان های تابع خود دستور داده با این نوع از تفریح ها و مراکز، برخورد خشن اما پنهانی داشته باشند.(۳) بنابراین دوگانگی و نزاع سنت و مدرنیته در جامعه ی سعودی یکی از چالش های مهم دینی و اجتماعی است که با رویکرد، کنش و منش بن سلمان به نزاع و گسست نسبی آل شیخ و آل سعود انجامیده است.۲-۱-زنان، رویکرد محمد بن سلمان و چالش نهادهای دینیدر میان اختلافات و معضلات اجتماعی ای که در جامعه ی سعودی وجود دارد؛ هیچ یک به اندازه ی وضعیت، نقش و آینده زنان مورد مناقشه و جدال نیست. این جدال جنگی است میان محافظه کاران و مدرن گرایان بر سر آن که مردم عربستان به ویژه زنان در چه فضایی زندگی کرده و در کدام جایگاه ها ایفای نقش کنند.(۴)روز به روز بر مطالبات زنان در جامعه ی سعودی افزوده می شود. همین موضوع نافرمانی های مدنی از سوی زنان را دامن می زند. به طوری که زنان به کرات مقابل وزارت کشور عربستان تجمع کرده و خواستار لغو عدم رانندگی زنان شده اند. یا با فراخوانی در شبکه های اجتماعی با زیر پا گذاشتن قوانین رسمی کشور به رانندگی در سطح شهر پرداخته اند.مطالبات زنان برای بر عهده گرفتن نقش در جامعه و تلاش آن ها برای تنیدن تارهای تحمیلی بافته شده از سوی آیین وهابیت روز به روز در حال افزایش است. تلاش زنان برای حضور آزادانه در مشاغل و مراکز مختلف با مخالفت نهادهای وابسته به وهابیت مواجه شده است. این مخالفت و مقاومت با نقش آفرینی زنان در عربستان، قدمتی به تاریخ تشکیل آیین وهابیت و به ویژه تشکیل هیئت «امر به معروف و نهی از منکر» دارد که در دهه ی ۳۰ میلادی توسط «عبدالعزیز بن سعود» پایه گذاری شد. مصادیق این مخالفت و مقاومت با حضور زنان در اجتماع فراوان است. به طور مثال پلیس مذهبی در سال ۲۰۰۲ اجازه نداد دانش آموزان دختری که به دلیل عدم داشتن حجاب کامل در آتش سوزی مدرسه گرفتار بودند از آن محیط خارج شوند. پلیس مذهبی در این حادثه درها و پنجره های خروجی را مسدود کرده و باعث سوختن بیش از ۱۵ دختر نوجوان در مدرسه شد.(۵)با این وجود و با توجه به وضعیت دو قطبی منطقه و تهدیداتی که از جانب شیعیان احساس می شود به نظر می رسد بن سلمان رویه ی تهدید، سرکوب و ارعاب را در قبال شیعیان به کار گیرد. لذا بر خلاف نگاه متفاوت بن سلمان در دو موضوع بررسی شده در بالا، در موضوع شیعیان لااقل در کوتاه مدت تفاوتی میان رویکرد محمد بن سلمان و ساختار و نهادهای مذهبی وجود ندارد.اما با این حال زنان سعودی حاضر نیستند از خواسته های طبیعی و اجتماعی خود دست بردارند. همین فزونی مطالبات و بحرانی شدن اوضاع موجب شد «ملک عبدالله» پادشاه پیشین عربستان گشایش هایی را در امور زنان حاصل کند. به طور مثال او در سال ۲۰۱۱ مصوب کرد که زنان تا سال ۲۰۱۵ بتوانند در انتخابات شرکت کرده و حتی خود را به عنوان نامزد در محک انتخاب دیگران قرار دهند.(۶)این روند با قدرت گیری محمد بن سلمان تشدید شد به شکلی که زنان برای نخستین بار توانستند اسناد هویتی عکس دار برای خود تهیه کرده و یک نسخه از سند ازدواج را برای خود نگه دارند. این گشایش ها باعث شد حق زنان برای گرفتن طلاق در هنگامی که مورد آزار و اذیت مردان قرار می گیرند افزایش یابد. به طور مثال در جامعه ی کنونی سعودی از هر سه ازدواج یک ازدواج به طلاق می انجامد.از طرفی بن سلمان به بهانه اشتغال زایی برای نیروی فعال بومی در سند چشم انداز ۲۰۳۰ طرحی مطرح کرده که از زنان برای مشاغل، به جای نیروهای کشورهای بیگانه استفاده کنند که این طرح با واکنش مفتی اعظم آل شیخ یعنی «عبد العزیز بن عبد الله آل الشیخ» مواجه شده و او ضمن «مجرمانه و غیر محترم» خواندن این طرح از مفتی های دیگر عربستان خواسته تا برای وزیر کار سعودی طلب بیماری کنند.از طرفی بسیاری از کارشناسان معتقدند با ادامه ی روند فعلی به زودی زنان قادر می شوند در عربستان رانندگی کرده و در بسیاری از مشاغل و مراکز حضور چشم گیر و پر رنگ تری داشته باشند. در همین رابطه بن سلمان با خبرگزاری آمریکایی «بلومبرگ» مصاحبه کرده و گفته است: «امکان ندارد جامعه سعودی پیشرفت کند در حالی که حقوق نصف جمعیت آن نادیده گرفته می شود. لذا ما ضمن حمایت مضاعف از آزادی ها، حقوق زنان که در اسلام برای آن ها تعیین شده است را به آن ها بازگردانده و قیدها و زنجیرهای تحمیل شده بر زنان را مرتفع می کنیم»(۷) همین مسأله باعث شده بسیاری از علمای وهابیت و مراکز دینی و حتی مراکز فکری ...

ادامه مطلب  

اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)  

درخواست حذف این مطلب
مجله اینترنتی کمونه (kamooneh.com) : اس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)من کویرم لب من تشنه ی باران علی ستاین لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ستاین که گسترده تر از وسعت آفاق شده استبه یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ستاس ام اس شهادت حضرت علی(ع)کن عنایت بار اِلها سائل این خانه رااین منم در میزنم بگشا در کاشانه راآمدم پیش تو با فرط گناهم ربّنالیلة القدر است و من نامه سیاهم ربّنااس ام اس تسلیت شهادت حضرت علی (ع)عزای اولین مظلوم عالم رسیدهعلی شد مهمان فاطمه ی قد خمیدهاین زار و دلخسته/او پهلو شکستهواویلا یا علی...متن شهادت حضرت علی (ع)آفاق کجا نور جَلی را حس کرد؟آرامش صبح اَزَلی را حس کرد؟جز پنج بهار فرصت زود گذرکی طعم عدالت علی را حس کرد؟پیام تسلیت شهادت حضرت علی (ع)غمش همواره بی پایان بماندو سفره غرق بوی نان بماندعلی شد کشته تا در شیعیانش یتیمی" درد بی درمان بماندتسلیت شهادت حضرت علی (ع)بگوید دل،به بانگ جلی،به عشق ولیغَمَت آقا،شده از ازل،به دل منجلیعلی یا علی یا علی جانعبد ِ حق نما یا علی مددفروغ هل اتی یا علی مددپیامک شهادت حضرت علی(ع)شبای قدره و دارم،به ددلم شور تولّابه لب ِ همه ی عالَم،یا علی علی یا مولااینه کلام ِ پیر و جوون،به گواهی ِ مادرامون،یا علی بوده اوّلین واژه ی ماایشالا با دعای ...

ادامه مطلب  

ماجرای تعویض عمامه با کلاه پهلوی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا آیت الله حاج شیخ عزیزالله خسروی زنجانی در سال 1287 شمسی در یکی از روستاهای زنجان به دنیا آمد و پس از فراگیری علوم مقدماتی وارد حوزه علمیه زنجان شد. وی پس از 10 سال راهی قم شد و در مدت دوازده سال در دروس خارج فقه و اصول و فلسفه و حکمت متعالیه شکت کرد. این عالم وارسته در سال 1334 به امر آیت الله العظمی بروجردی به منظور ترویج احکام قرآن و معارف اهل بیت به منطقه محروم «تکاب» در آذربایجان غربی عزیمت کرد و تا پایان عمر خود به مدت چهل سال تمام به تدریس وعظ خطاب ارشاد مردم و ایجاد و مدت پرداخت. وی پس از قیام پانزده خرداد 1342 به دلیل گام برداشتن در جهت اهداف استاد و رهبر خودحضرت امام خمینی در مجالس عمومی بارها مورد تهدید و تطمیع واقع شد ولی تا پایان با اعتماد و اتکای به خدا ثابت و استوار ایستاد. سرانجام این عالم مجاهد و پرهیزکار در دهم خرداد 1374 در 87 سالگی دعوت حق را اجابت کرد و در گلزار شهدای تکاب به خاک سپرده شد. به بهانه فرا رسیدن سالروز ارتحال این عالم ربانی مصاحبه دو دهه قبل وی را بازنشر می کنیم: * لطفا شرح کوتاهی از دوران کودکی و تحصیل خود بفرمایید. من در مکتب خانه قرآن و ابواب الجنان و تنبیه الغافلین را نزد پسرخاله ام مرحوم ملاحبیب الله خواندم بعد از آن کتاب نصاب الصبیان و گلستان را و پس از آن کتاب های تاریخ وصّاف و درّه نادره را که در ادبیات فارسی بسیار مشکل بود خواندم با خواندن این دو کتاب نیازی به تاریخ معجم نبود ولی نیمی از آن را هم نزد استاد خواندم. در 20 سالگی به تأکید و تشویق مرحوم آیت الله شیخ فیاض زنجانی در یکی از مدارس علوم دینی زنجان مشغول تحصیل شدم و در مدرسه مسجد سید فتح الله حجره گرفتم پس از اتمام جامع المقدمات و جامی قوانین را پیش مرحوم آقاشیخ حسین قره گلی و مطوّل را نزد مرحوم آخوند ملاّحسین کلامی که مردی عصبانی بود خواندم شرح لمعه را نزد مرحوم شیخ یعقوب علی (داماد آیت الله شیخ فیاض) خواندم. در اینجا خاطره ای را نقل می کنم که شاید ذکر آن برای طلاب عزیز مفید واقع شود: یک روز به خدمت مرحوم آیت الله شیخ فیاض که درس خارج می فرمود رسیدم. از من پرسید: فرزندم! روزی چند درس می خوانی؟ عرض کردم: دو درس (البته سه درس می خواندم ولی در آن روزها یکی از درس ها تعطیل شده بود) ایشان آهی کشید و فرمود: همین است که به جایی نمی رسید. منظور این بود که دو درس زیاد است. آقا شیخ یعقوب علی بعدها گفت: اگر گفته بودی سه درس می خوانم یک سیلی هم حواله ات می کرد! شیخ فیاض زنجانی و میرزا صادق آقاتبریزی هر دو از شاگردان شیخ هادی تهرانی بودند که در نجف ساکن بود و به خاطر شیوه خاصی که در اشکال کردن به علمای سابق داشت مورد بی مهری علمای معاصرش قرار گرفت. شیخ هادی تهرانی ذهن نقّادی داشت می گویند: روز اوّل که در درس از استاد شنید ضرب در اصل الضرب بود تا یک هفته در کلاس درس حاضر نشد و روی این مطلب فکر می کرد و بعد به استاد اشکال کرد که به چه دلیل مصدر اصل است؟ و چرا نباید عکس آن باشد همان طوری که الرجل در اصل رجل بوده سپس الف و لام به آن افزوده شده الضرب هم در اصل ضرب بوده و ال به آن اضافه شده است. خلاصه اینکه مرحوم شیخ فیاض مانند استادش معتقد بود که طلبه نباید روزی بیش از یک درس بخواند و تا آن درس را خوب نفهمیده و با دلیل نپذیرفته به درس دیگر نرود. مرحوم آیت الله حجّت هم نظرش همین بود یک روز در قم که در خدمت ایشان بودم عرض کردم: آقا چرا ما هرچه درس می خوانیم مجتهد نمی شویم؟ فرمودند: اشکال کار شماها این است که سرتان را زیر انداخته اید و فقط درس می خوانید با این روش هرگز به اجتهاد نمی رسید. کسی که می خواهد مجتهد شود از همان اولین روز طلبگی باید هر درسی را که می خواند در همان درس اجتهاد کند و فکر خودش را به کار بیندازد. * در ایام تحصیلات شما در زنجان اوضاع و شرایط سیاسی چگونه بود؟ موقعی که در پری بودم احمدشاه حکومت می کرد. یک بار که با پدرم به زنجان آمده بودم دیدم اوضاع شهر حالت عادی ندارد گفتند: احمدشاه به خارج رفت و رضاخان که وزیر جنگ بود شاه شد. شرایط خوبی نبود نه برای درس خواندن نه برای زندگی کردن. پس از آنکه چندسالی در زنجان مشغول تحصیل علوم دینی بودم قضیه امتحان طلاب پیش آمد. از کلیله و دمنه و گلستان سؤال می شد که اغلب طلاب نخوانده بودند و مشکل بود. ما را هم امتحان کردند از یکی سؤال شد: در جمله «حَسُنت جَمیعُ خِصاله» با اینکه در شأن پیغمبر(ص) است چرا کلمه حسنت مؤنث آمده؟ او ندانست عمامه اش را برداشتند و کلاه پهلوی بر سرش گذاشتند. نوبت به من رسید. از من معنی این شعر را سؤال کردند: «بر توست پاس خاطر بیچارگان و شکر/ بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا» گفتم این شعر سه قسمت دارد: بر توست پاس خاطر بیچارگان شکر بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا به تعبیر دیگر کلمه شکر در مصرع اوّل مربوط به مصرع دوم است. جواب درست بود عمامه ام را بر نداشتند ولی بعد از چند روز اوضاع بدتر شد به هرکس می رسیدند عمامه اش را برمی داشتند. قریب یک ماه از مدرسه سید فتح الله بیرون نیامدم. از نان خشک هایی که در انبار مدرسه بود ارتزاق می کردم همه حجره ها خالی شد و خیلی ها چون اوضاع را مساعد نمی دیدند خودشان از لباس روحانیت بیرون آمدند و به شغل دیگری پرداختند در مدرسه سید فتح الله فقط من مانده بودم و خادم مدرسه. پس از آنکه اوضاع مقداری آرام شد به ده برگشتم و عده ای را تشویق به تحصیل علوم دینی کردم چند نفر از جوانان مستعد آن منطقه از جمله حاج میرآقا (آیت الله سید اسماعیل موسوی امام جمعه اسبق زنجان) که از خانواده اصیلی بود همراه من به زنجان آمدند. البته خیلی ها به شدت مخالف بودند و می گفتند در شرایط حاضر که روحانیون از طلبگی خارج می شوند چرا جوان های مردم را به حوزه علمیه می بری و آنها را از همه چیز محروم می کنی؟ ولی من گوش به حرفشان ندادم چون اسلام احتیاج به آخوند داشت و الآن هم که حکومت به دست علما افتاده بیشتر از سابق احتیاج به آخوند دارد. باید در هر شهر و ده از اهالی همانجا چند نفر روحانی داشته باشند. قبل از آمدن من به تکاب در این منطقه حتی یک نفر روحانی مقیم نبود. من همت کردم علی رغم مخالفت خوانین منطقه به پشتیبانی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) شاگردانی را تربیت کردم و با اینکه در تکاب مدرسه علمیه نبود همه آنها را در خانه خودم درس دادم. من یکی دو سال بیشتر از عمرم باقی نمانده است و تنها آرزویم این است که مدرسه علمیه تکاب ساخته شود تا مرکزی برای تربیت طلاب در این منطقه باشد و من همه کتاب هایم را وقف کرده ام تا در کتابخانه این مدرسه مورد استفاده طلاب قرار گیرد. من خودم به جایی نرسیدم و آنچه هم در قم و نجف آموخته بودم در اینجا از یادم رفت نه دویونجا آش ایچدیم نه یار مام یازا قالدی ولی ناامید نیستم دلخوشی ام به علما و بزرگانی است که با تشویق حقیر به کسوت روحانیّت درآمدند و منشأ خیر و برکت شدند. * اساتید شما در قم چه کسانی بودند؟ با اینکه مکاسب را تا حدودی خوانده بودم ولی دوباره مکاسب و کفایه را نزد آیت الله مرعشی نجفی(ره) خواندم. پس از آن درس خارج فقه و اصول را از محضر چند نفر از بزرگان استفاده کردم یکی مرحوم آیت الله میرزا محمّد فیض قمی بود چندسالی به درس ایشان رفتم گاهی نظریات فقهی خاصی داشتند مثلاً معتقد بودند آب قلیل با تماس نجس نجس نمی شود مگر رنگ و بویش تغییر کند. استاد دیگر درس خارج من آیت الله حجت(ره) بود خدا او را بیامرزد بر گردن من حق زیاد داشت. استاد دیگر من آیت الله سید محمدتقی خوانساری(ره) بود. در سالی که در قم قحطی و خشکسالی بود ایشان در ...

ادامه مطلب  

ماجرای تعویض عمامه با کلاه پهلوی  

درخواست حذف این مطلب
از یکی سؤال شد: در جمله «حَسُنت جَمیعُ خِصاله» با اینکه در شأن پیغمبر(ص) است چرا کلمه حسنت مؤنث آمده؟ او ندانست عمامه اش را برداشتند و کلاه پهلوی بر سرش گذاشتند.خبرگزاری فارس: آیت الله حاج شیخ عزیزالله خسروی زنجانی در سال 1287 شمسی در یکی از روستاهای زنجان به دنیا آمد و پس از فراگیری علوم مقدماتی وارد حوزه علمیه زنجان شد. وی پس از 10 سال راهی قم شد و در مدت دوازده سال در دروس خارج فقه و اصول و فلسفه و حکمت متعالیه شکت کرد. این عالم وارسته در سال 1334 به امر آیت الله العظمی بروجردی به منظور ترویج احکام قرآن و معارف اهل بیت به منطقه محروم «تکاب» در آذربایجان غربی عزیمت کرد و تا پایان عمر خود به مدت چهل سال تمام به تدریس وعظ خطاب ارشاد مردم و ایجاد و مدت پرداخت.وی پس از قیام پانزده خرداد 1342 به دلیل گام برداشتن در جهت اهداف استاد و رهبر خودحضرت امام خمینی در مجالس عمومی بارها مورد تهدید و تطمیع واقع شد ولی تا پایان با اعتماد و اتکای به خدا ثابت و استوار ایستاد.سرانجام این عالم مجاهد و پرهیزکار در دهم خرداد 1374 در 87 سالگی دعوت حق را اجابت کرد و در گلزار شهدای تکاب به خاک سپرده شد.به بهانه فرا رسیدن سالروز ارتحال این عالم ربانی مصاحبه دو دهه قبل وی را بازنشر می کنیم: لطفا شرح کوتاهی از دوران کودکی و تحصیل خود بفرمایید.من در مکتب خانه قرآن و ابواب الجنان و تنبیه الغافلین را نزد پسرخاله ام مرحوم ملاحبیب الله خواندم بعد از آن کتاب نصاب الصبیان و گلستان را و پس از آن کتاب های تاریخ وصّاف و درّه نادره را که در ادبیات فارسی بسیار مشکل بود خواندم با خواندن این دو کتاب نیازی به تاریخ معجم نبود ولی نیمی از آن را هم نزد استاد خواندم.در 20 سالگی به تأکید و تشویق مرحوم آیت الله شیخ فیاض زنجانی در یکی از مدارس علوم دینی زنجان مشغول تحصیل شدم و در مدرسه مسجد سید فتح الله حجره گرفتم پس از اتمام جامع المقدمات و جامی قوانین را پیش مرحوم آقاشیخ حسین قره گلی و مطوّل را نزد مرحوم آخوند ملاّحسین کلامی که مردی عصبانی بود خواندم شرح لمعه را نزد مرحوم شیخ یعقوب علی (داماد آیت الله شیخ فیاض) خواندم.در اینجا خاطره ای را نقل می کنم که شاید ذکر آن برای طلاب عزیز مفید واقع شود: یک روز به خدمت مرحوم آیت الله شیخ فیاض که درس خارج می فرمود رسیدم. از من پرسید: فرزندم! روزی چند درس می خوانی؟ عرض کردم: دو درس (البته سه درس می خواندم ولی در آن روزها یکی از درس ها تعطیل شده بود) ایشان آهی کشید و فرمود: همین است که به جایی نمی رسید. منظور این بود که دو درس زیاد است. آقا شیخ یعقوب علی بعدها گفت: اگر گفته بودی سه درس می خوانم یک سیلی هم حواله ات می کرد!شیخ فیاض زنجانی و میرزا صادق آقاتبریزی هر دو از شاگردان شیخ هادی تهرانی بودند که در نجف ساکن بود و به خاطر شیوه خاصی که در اشکال کردن به علمای سابق داشت مورد بی مهری علمای معاصرش قرار گرفت.شیخ هادی تهرانی ذهن نقّادی داشت می گویند: روز اوّل که در درس از استاد شنید ضرب در اصل الضرب بود تا یک هفته در کلاس درس حاضر نشد و روی این مطلب فکر می کرد و بعد به استاد اشکال کرد که به چه دلیل مصدر اصل است؟ و چرا نباید عکس آن باشد همان طوری که الرجل در اصل رجل بوده سپس الف و لام به آن افزوده شده الضرب هم در اصل ضرب بوده و ال به آن اضافه شده است. خلاصه اینکه مرحوم شیخ فیاض مانند استادش معتقد بود که طلبه نباید روزی بیش از یک درس بخواند و تا آن درس را خوب نفهمیده و با دلیل نپذیرفته به درس دیگر نرود. مرحوم آیت الله حجّت هم نظرش همین بود یک روز در قم که در خدمت ایشان بودم عرض کردم: آقا چرا ما هرچه درس می خوانیم مجتهد نمی شویم؟ فرمودند: اشکال کار شماها این است که سرتان را زیر انداخته اید و فقط درس می خوانید با این روش هرگز به اجتهاد نمی رسید. کسی که می خواهد مجتهد شود از همان اولین روز طلبگی باید هر درسی را که می خواند در همان درس اجتهاد کند و فکر خودش را به کار بیندازد. در ایام تحصیلات شما در زنجان اوضاع و شرایط سیاسی چگونه بود؟موقعی که در پری بودم احمدشاه حکومت می کرد. یک بار که با پدرم به زنجان آمده بودم دیدم اوضاع شهر حالت عادی ندارد گفتند: احمدشاه به خارج رفت و رضاخان که وزیر جنگ بود شاه شد. شرایط خوبی نبود نه برای درس خواندن نه برای زندگی کردن.پس از آنکه چندسالی در زنجان مشغول تحصیل علوم دینی بودم قضیه امتحان طلاب پیش آمد. از کلیله و دمنه و گلستان سؤال می شد که اغلب طلاب نخوانده بودند و مشکل بود. ما را هم امتحان کردند از یکی سؤال شد: در جمله «حَسُنت جَمیعُ خِصاله» با اینکه در شأن پیغمبر(ص) است چرا کلمه حسنت مؤنث آمده؟ او ندانست عمامه اش را برداشتند و کلاه پهلوی بر سرش گذاشتند.نوبت به من رسید. از من معنی این شعر را سؤال کردند: «بر توست پاس خاطر بیچارگان و شکر/ بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا» گفتم این شعر سه قسمت دارد: بر توست پاس خاطر بیچارگان شکر بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا به تعبیر دیگر کلمه شکر در مصرع اوّل مربوط به مصرع دوم است. جواب درست بود عمامه ام را بر نداشتند ولی بعد از چند روز اوضاع بدتر شد به هرکس می رسیدند عمامه اش را برمی داشتند.قریب یک ماه از مدرسه سید فتح الله بیرون نیامدم. از نان خشک هایی که در انبار مدرسه بود ارتزاق می کردم همه حجره ها خالی شد و خیلی ها چون اوضاع را مساعد نمی دیدند خودشان از لباس روحانیت بیرون آمدند و به شغل دیگری پرداختند در مدرسه سید فتح الله فقط من مانده بودم و خادم مدرسه. پس از آنکه اوضاع مقداری آرام شد به ده برگشتم و عده ای را تشویق به تحصیل علوم دینی کردم چند نفر از جوانان مستعد آن منطقه از جمله حاج میرآقا (آیت الله سید اسماعیل موسوی امام جمعه اسبق زنجان) که از خانواده اصیلی بود همراه من به زنجان آمدند. البته خیلی ها به شدت مخالف بودند و می گفتند در شرایط حاضر که روحانیون از طلبگی خارج می شوند چرا جوان های مردم را به حوزه علمیه می بری و آنها را از همه چیز محروم می کنی؟ ولی من گوش به حرفشان ندادم چون اسلام احتیاج به آخوند داشت و الآن هم که حکومت به دست علما افتاده بیشتر از سابق احتیاج به آخوند دارد. باید در هر شهر و ده از اهالی همانجا چند نفر روحانی داشته باشند.قبل از آمدن من به تکاب در این منطقه حتی یک نفر روحانی مقیم نبود. من همت کردم علی رغم مخالفت خوانین منطقه به پشتیبانی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) شاگردانی را تربیت کردم و با اینکه در تکاب مدرسه علمیه نبود همه آنها را در خانه خودم درس دادم. من یکی دو سال بیشتر از عمرم باقی نمانده است و تنها آرزویم این است که مدرسه علمیه تکاب ساخته شود تا مرکزی برای تربیت طلاب در این منطقه باشد و من همه کتاب هایم را وقف کرده ام تا در کتابخانه این مدرسه مورد استفاده طلاب قرار گیرد.من خودم به جایی نرسیدم و آنچه هم در قم و نجف آموخته بودم در اینجا از یادم رفت نه دویونجا آش ایچدیم نه یار مام یازا قالدی ولی ناامید نیستم دلخوشی ام به علما و بزرگانی است که با تشویق حقیر به کسوت روحانیّت درآمدند و منشأ خیر و برکت شدند.اساتید شما در قم چه کسانی بودند؟با اینکه مکاسب را تا حدودی خوانده بودم ولی دوباره مکاسب و کفایه را نزد آیت الله مرعشی نجفی(ره) خواندم. پس از آن درس خارج فقه و اصول را از محضر چند نفر از بزرگان استفاده کردم یکی مرحوم آیت الله میرزا محمّد فیض قمی بود چندسالی به درس ایشان رفتم گاهی نظریات فقهی خاصی داشتند مثلاً معتقد بودند آب قلیل با تماس نجس نجس نمی شود مگر رنگ و بویش تغییر کند.استاد دیگر درس خارج من آیت الله حجت(ره) بود خدا او را بیامرزد بر گردن من حق زیاد داشت.استاد دیگر من آیت الله سید ...

ادامه مطلب  

ترامپ به آل خلیفه برای اقدام علیه «عیسی قاسم» چراغ سبز نشان داد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه بین الملل ـ رامین حسین آبادیان: پس از حدود یک سال از اقدامات سرکوبگرانه آل خلیفه علیه آیت الله عیسی قاسم و به تعویق انداختن دادگاه های محاکمه وی سرانجام روز یکشنبه ۳۱۱ اردیبهشت رهبر شیعیان بحرین از سوی رژیم آل خلیفه و به اتهامات واهی به یک سال حبس و مصادره اموال به میزان ۳ میلیون دینار محکوم شد. دادگاه آل خلیفه اعلام کرده است که اجرای این حکم (یک سال حبس) به مدت ۳ سال تعلیق شده و پس از آن، قابلیت اجرا دارد. طبق این حکم، همچنین شیخ عیسی قاسم به پرداخت هزار دینار غرامت نیز محکوم شده است.با این حال، نظامیان رژیم آل خلیفه روز سه شنبه هفته گذشته به صورت ناگهانی، به منطقه الدراز، محل سکونت شیخ عیسی قاسم یورش بردند. نظامیان آل خلیفه در جریان یورش وحشیانه به منطقه الدراز مرتکب جنایت های هولناکی شدند. آنها پنج جوان بحرینی را شهید و بیش از ۲۰۰ تَن دیگر را به شدت زخمی کردند. علاوه براین، بیش از ۳۰۰ نفر از انقلابیون و فعالان سیاسی بحرینی نیز در یورش وحشیانه آل خلیفه به منطقه الدراز، توسط نظامیان این رژیم بازداشت شدند. نظامیان رژیم آل خلیفه حتی حاضر به تحویل پیکرهای شهدای بحرینی به خانواده های آنها نشدند. مقامات این رژیم در اقدامی ضد انسانی و ضد حقوق بشری، پیکرهای شهداء را بدون غسل و کفن و در اوج مظلومیت، در مکان های دورافتاده دفن کردند. درحال حاضر، رژیم آل خلیفه شیخ «عیسی قاسم» رهبر عالی شیعیان بحرین را تحت «اقامت اجباری» قرار داده است.در همین ارتباط خبرنگار مهر گفتگویی را با «سعید الشهابی» فعال سیاسی و روزنامه نگار بحرینی انجام داده است که مشروح آن از نظر می گذرد؛*برخی رسانه های بحرینی اخیرا از دیدار شماری از علمای این کشور با شیخ «عیسی قاسم» در منزل وی خبر دادند. آیا این خبر صحت دارد؟ آیا همانگونه که گفته می شود شیخ عیسی قاسم در سلامت کامل به سر می برد؟از زمانی که رژیم آل خلیفه به صورت وحشیانه به منزل شیخ عیسی قاسم یورش برد، کسی از وی اطلاع زیادی ندارد. ما واقعا نمی دانیم که وضعیت جسمانی وی در شرایطی است و آیا در سلامتی به سر می برد یا نه. در خصوص دیدار برخی از علمای بحرینی با شیخ عیسی قاسم نیز باید گفت که این دیدار به صورت ویژه انجام شده است و اطلاع زیادی از محتوای آن در دست نیست. درحال حاضر شیخ عیسی در منزل خود توسط آل خلیفه زندانی شده است و به سختی می توان اطلاع خاصی از وی به دست آورد. *درحال حاضر شیخ عیسی قاسم توسط مقامات رژیم آل خلیفه تحت اقامات اجباری قرار گرفته است. شواهد و قرائن، جملگی دال بر چراغ سبز رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا به رژیم آل خلیفه برای تشدید فشارها بر انقلابیون و علمای برجسته بحرینی، هستند. شما این مسأله را چگونه ارزیابی می کنید؟بدون شک «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا نقش مؤثر و مستقیمی در سرکوب انقلابیون بحرینی و شیخ عیسی قاسم داشته است. زمانی که ترامپ با «حمد بن عیسی آل خلیفه» پادشاه بحرین در ریاض دیدار کرد، به وی نسبت به سرکوب انقلابیون و علمای برجسته بحرینی چراغ سبز نشان داد. این مسأله را از اظهارات ترامپ در جریان دیدارش با حمد بن عیسی به خوبی می توان مشاهده کرد. ترامپ در آن دیدار به صراحت گفت که هیچ چیز در آینده موجب ایجاد تنش در روابط میان منامه و واشنگتن نخواهد شد.بنابراین، «حمد بن عیسی آل خلیفه» به عنوان یک دیکتاتور، از اظهارات صریح ترامپ اینگونه برداشت کرد که از این پس می تواند دست به هرکاری که بخواهد علیه انقلابیون بحرینی بزند و در این میان، ...

ادامه مطلب  

احمدی نژاد و تمیش اجازه نخواهند داد تا وحدتی میان اصولگرایان شکل بگیرد/ ورود بقایی با آن پرونده قضایی جای شگفتی دارد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش الف «حمیدرضا حاجی بابایی» وزیر دولت احمدی نژاد و «حمید بقایی» از نزدیک ترین یاران «محمود احمدی نژاد» به تازگی با انتشار بیانیه رسما کاندیداتوری خود را برای رقابت های انتخاباتی انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم اعلام کردند موضوعی که حاکی از این است که یاران احمدی نژا ...

ادامه مطلب