تصاویر/ مرد پولادین انقلاب در ۱۰۰ نما  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، «سید اسدالله لاجوردی» ، به سال ۱۳۱۴ شمسی، در خانه ی محقر یک هیزم فروش تهرانی متولد شد. وی در نوجوانی فعالیت های سیاسی خود را آغاز کرد و در همین مسیر، گرفتار دستگاه امنیتی رژیم پهلوی شد. او را به دلیل تحمل شکنجه های فراوان در بازداشتگاه های رژیم پهلوی، به «مرد پولادین انقلاب» ملقب کرده اند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ، «لاجوردی» یکی از عناصر کلیدی دستگاه قضایی کشور بود و نقش منحصر به فردی در مقابله با گروهک های التقاطی ایفا نمود، به گونه ای که هنوز هم ، بازماندگان این گروهک های التقاطی که برخی از آنان، دستی تا مرفق آلوده به خون مردم کوچه و خیابان دارند، با بغض و کینه ای عمیقی از او یاد می کنند. وی در جریان بازگشت تعداد زیادی از اعضای گروهک های ضدانقلاب از مسیر انحرافی شان، نقش عمده ای داشت و در عین حال، ضربات مرگباری نیز بر این تشکل های خیانت کار وارد ساخت و به همین دلیل، از سوی رسانه های مخالف جمهوری اسلامی، مورد عملیات سنگین «ترور شخصیت» قرار گرفت.«لاجوردی» گرچه در اواسط دهه ی شصت ، تحت فشار باند «سید مهدی هاشمی» و با تساهل و ساده لوحی برخی چهره های نظام، چند سالی از مسئولیت های خود کنار گذاشته شد اما در اواخر این دهه ، با رسوایی و حذف آن دار و دسته ی جنایت کار و قطع نفوذ بیت «آقای منتظری» از دستگاه قضایی، ریاست سازمان زندان های کشور را بر عهده گرفت. با روی کار آمدن دولت موسوم به «اصلاحات» در خرداد ۱۳۷۶ شمسی، بار دیگر فشار ها بر اسدالله لاجوردی آغاز شد و ایشان در سال ۱۳۷۷ از تمام مسئولیت های خود کناره گیری کرده و به حجره ی روسری فروشی خود در بازار تهران بازگشت.سرانجام به تاریخ اول شهریور ۱۳۷۷ شمسی، «سید اسدالله لاجوردی» ، مرد پولادین انقلاب اسلامی در حجره خود ، در حالی که کوچک ترین محافظتی از او نمی شد،ت وسط توسط دو عضو سازمان «منافقین خلق» به نام علی اصغر غضنفرنژاد و علی اکبر اکبری ده بالایی ، آماج گلوله قرار گرفت و خلعت شهادت پوشید.گروه جهاد و مقاومت مشرق، در دهمین سال گشت شهادت آن سردارِ مظلومِ نبرد با نفاق و التقاط، ۱۰۰ تصویر به جامانده از حضرتش را، به کاربران تقدیم می کند:روحمان با یادش شادهدیه به روح بلندپروازش صلواتاللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهمشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار حضرت روح الله در نخستین روزهای نهضتشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی سید اسدالله لاجوردی در بازداشت رژیم طاغوت سید اسدالله لاجوردی در بازداشت رژیم طاغوتشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در جوار حضرت روح اللهشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید محمد منتظریشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید محمد منتظریشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید مظلوم آیت الله بهشتیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانی و شهید محمد کچوییشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی در کنار مرحوم آیت الله محمدی گیلانیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردی و شهید مظلوم آیت الله بهشتیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدالله لاجوردیشهید مظلوم سید اسدال ...

ادامه مطلب  

آسیب شناسی و تحلیل عملکرد اصولگرایان در انتخابات ۹۶ در گفت وگو با سیدمحمد حسینی اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنند/ با متخل  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس به نقل از فرهیختگان، در آخرین روزهای تابستان به سراغ عضو شورای مرکزی جمنا و استاد دانشگاه ادبیات و الهیات دانشگاه تهران می رویم. سیدمحمد حسینی، وزیر کرمانی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوم محمود احمدی نژاد، حتما باید ناگفته های بسیاری از اتمام دوران آخرین دولت اصولگرایان و انتخابات های بعد از سال 92 داشته باشد. تابستان است و دانشگاه تعطیل. به محض اینکه وارد اتاق می شویم انگار منتظر ما بوده و خیلی گرم به استقبال ما می آید. بالاخره مشخص است وجه تمایز احمدی نژاد و وزرایش با سایر دولت ها همین مردم داری و نزدیکی با مردم بوده است. برای ما «کلمپه» یا همان شیرینی معروف کرمان را می آورد. البته به دلیل نداشتن پسته خندان رفسنجان از ما عذرخواهی می کند و می گوید چند وقتی است به شهرشان، رفسنجان نرفته تا سوغاتی بیاورد. وزیر محبوب دولت دهم از اولین دانشجویان دانشگاه امام صادق به شمار می رود و در سال ۱۳۶۸ در مقطع کارشناسی ارشد در رشته معارف اسلامی و تبلیغ از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. حسینی سپس به دانشگاه تهران رفت و دکتری خود را در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی اخذ کرد. او به مدت چهار سال رایزن فرهنگی ایران در کنیا بود و پس از آن در انتخابات میان دوره ای مجلس پنجم از شهر رفسنجان به مجلس راه یافت. او در مجلس پنجم از استیضاح کنندگان عطاءا... مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت خاتمی بود که هم اکنون به بی بی سی و انگلستان پناه برده است. سیدمحمد حسینی در سال ۱۳۸۸ و توسط محمود احمدی نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به مجلس شورای اسلامی معرفی و با کسب اکثریت آرا انتخاب شد. در ادامه گفت وگوی چهارساعته ما را با سیدمحمد حسینی می خوانید.چندین ماه از انتخابات 96 گذشته است، اگر موافق باشید با توجه به گذشت زمان و شرایط مساعد کنونی برای نقد و تحلیل عملکرد جریان های سیاسی بحث را از انتخابات شروع کنیم.جریان اصولگرایی متاسفانه در انتخابات ریاست جمهوری علی رغم اینکه گزینه واحدی داشتند، نتیجه را واگذار کردند. در این رخداد عوامل متعددی نقش داشتند ولی نقطه مثبت هماهنگی و انسجام بین نیروهای ارزشی بود. در این انتخابات به جای اینکه چند نفر با رای های پراکنده وارد میدان شوند، یک رای متمرکز 16 میلیونی شکل گرفت. رای 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر بی سابقه بودبسیاری از سیاسیون و احزاب معتقدند شرکت در رقابت با رئیس جمهور مستقر امری اشتباه است و نباید به این مساله ورود کرد. در سال 96 هم از ابتدا عده ای این ساز را کوک کردند که اصولگرایان بهتر است گزینه ای در انتخابات نداشته باشند یعنی از نگاه آنان رقابت «بی فایده» بود! اما امروز می توانیم ببینیم که رای آوری 16 میلیونی در رقابت با رئیس جمهور مستقر هم «بی سابقه» بوده است. روحانی با برجسته کردن آزادی های فرهنگی و اجتماعی رای آوردعلت پیروزی روحانی و رای 24 میلیونی او را چه می دانید؟شواهد و قرائن متعدد نشان دهنده آن است که بیشتر رای ها به حجت الاسلام روحانی به دلیل برجسته شدن آزادی های فرهنگی و اجتماعی است نه به خاطر عملکرد اقتصادی دولت یازدهم. اقدامات نادرست قوه قضائیه و شورای نگهبان ربطی به اصولگرایان نداردیکی از نقدهایی که همواره درباره اصولگرایان مطرح بوده عدم عملکرد مناسب در برخی از مناصب و نهادهای زیرمجموعه خودشان است.نقش اصلی برای برطرف شدن مشکلات مردم بر دوش دولت خواهد بود. درست است که بسیج، سپاه، بنیاد مسکن و بنیاد مستضعفان و کمیته امداد در این زمینه وارد می شوند و کمک می کنند ولی از باب ناگزیری و ضرورت حاد وارد این عرصه ها می شوند. البته شاید یکی از اشکالاتی که همواره به اصولگرایان نسبت داده شده، این است که بار ضعف نهادها بر دوش اصولگرایان بوده، در حالی که جریان اصولگرایی یک جریان سیاسی است یعنی در عین حال که موید نظام و در مسیر امام و رهبری گام برمی دارد و از ارکان نظام با صراحت حمایت می کند به این معنا نیست که مثلا هر مشکلی در قوه قضائیه یا شورای نگهبان باشد، جریان اصولگرایی باید هزینه آن را بپردازد. صداوسیما روابط عمومی دولت شده استجریان اصولگرایی تاکنون مرزبندی با عملکرد نامناسب قوه قضائیه داشته است؟به ندرت اتفاق افتاده که ایرادات را مطرح و به جد انتقاد نکند. مثلا صداوسیما در این چهار سال در دست جریان اصولگرایی بوده یا بیشتر با دولت همراهی داشته است؟ روند برنامه های صداوسیما به گونه ای بوده است که درمجموع نتیجه به نفع آقای روحانی رقم خورد و ایشان انتخاب شد.البته ما هیچ گاه نمی خواهیم مانند اصلاح طلبان افراطی نقش اپوزیسیون را ایفا کنیم. در عین حال که نقاط قوت نهادهای حاکمیتی را بیان می کنیم و حمایت لازم را دربرابر هجمه های ناجوانمردانه انجام می دهیم. اصولگرایان باید در ملاحظات نادرست خود تجدیدنظر کنندآیا نقد مشخص و روشن از دستگاه ها جزء برنامه های آینده اصولگرایی است؟به عنوان فردی که سال های سال در جریان اصولگرایی بودم، فکر می کنم باید در مواردی تجدید نظر صورت گیرد و باید برخی از ملاحظات نادرست را کنار بگذاریم. به عنوان مثال اگر در جایی قوه قضائیه در برخورد با دانه درشت ها کوتاهی و مماشات می کند ما باید پیشگام مطالبه گری باشیم و طلایه دار امر به معروف و نهی ازمنکر شویم. مدل جمنا برای اولین بار در کشور شکل گرفتبه نظر شما مدل جمنا توانسته است پاسخگوی نیازها باشد؟ برخی نقدها به این مجموعه وارد بود که می گفتند در راس تشکیلات حلقه بسته ای وجود دارد.جبهه مردمی یک هیات موسس داشت که گام به گام به سمت فراگیری و مردمی شدن حرکت کرد و برای اولین بار این شیوه در کشور عملیاتی شد که حدود سه هزار نفر از سراسر کشور در یک تجمع ملی اتخاد تصمیم کنند. عملکرد جمنا خالی از اشکال نبودالبته انتخاب آن سه هزار نفر هم قدری سوال ایجاد کرد.ممکن است اشکالات، ضعف ها و نقدهایی وجود داشته باشد، به هر حال خالی از اشکال نبود اما در نوع خود این حرکت بی نظیر بود. مثلا در گذشته می گفتیم پنج نفر از شورای هماهنگی بنشینند و تصمیم گیری کنند یا ترکیب های گوناگونی مانند ۵+۶ پشت درهای بسته تصمیم گیر بودند.رای گیری ها درست بود؟بعد از شمارش آقای حاجی بابایی حرف و حدیث هایی مطرح بود که حتی با بازشماری آرا نیز ادامه پیدا کرد.براساس مکانیسم اعلام شده، سعی بر این بود که رای گیری به درستی انجام شود. بله، یک مورد بود که رسیدگی شد و ایشان در جمع پنج نفر اول قرار گرفت. برای نشست 17 فروردین با آقای رئیسی صحبت شدگفته شده که پنج فروردین اعضای جمنا نزد آقای رئیسی رفتند و موافقت ایشان را برای حضور در انتخابات گرفتند، یعنی دقیقا قبل از 17 فروردین و برگزاری انتخابات جمنا، آیا این صحت دارد؟بالاخره باید با کاندیداها صحبت می شد تا بدانیم جدی کاندیدا هستند یا خیر. از 22 نفر به 21 نفر رسیدیم و رای گیری بین 21 نفر انجام شد. درخصوص آقای رئیسی عده ای تردید می کردند و بعضی هم می گفتند قطعا حضور دارد لذا لازم بود با ایشان صحبت شود تا تعیین تکلیف شود.این امر باعث نارضایتی در اعضای مرکزی جمنا شد؟خیر. بحثی نبود. از ابتدا که نام آقای رئیسی مطرح شد هم در اولین مجمع ملی بیشترین رای را داشتند.بنا نبود قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی جمنا شودبرخی ها شبهه ایجاد کردند که در ابتدا هیات رئیسه تصمیم گیری کردند و بعدا اعلام شد.خیر. از همان ابتدا بعضی دوستان اصولگرا و احزاب جبهه مردمی را متهم می کردند که می خواهند آقای قالیباف را گزینه نهایی کنند و می گفتند گزینه شما معلوم است و همه این حرکات و اقدامات صوری و نمایشی است. در ادامه دیدند اصلا بنا نبود آقای قالیباف به هر قیمتی گزینه نهایی شود.طبق نظرسنجی ها اگر آقای رئیسی کناره گیری می کرد احتمال داشت آقای قالیباف به مرحله دوم برود.نه چنین نبود. نظرسنجی های صداوسیما، بسیج و دانشگاه تهران مبنای کار بود. یکشنبه قبل از انتخابات هرسه نظرسنجی آرای آقای رئیسی را با فاصله بیشتری از قالیباف نشان می داد. اگر استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودیم وضع بهتر بودالبته اوایل که حضور آقای رئیسی نامعلوم بود آرای آقای قالیباف با فاصله قابل توجهی از دیگر کاندیداهای اصولگرا بیشتر بود. ولی بعد که کاندیداتوری آقای رئیسی جدی و تبلیغات ایشان گسترش یافت به تدریج از بقیه پیشی گرفت و اواخر از آقای قالیباف هم بیشتر شد. لذا تصمیم شورای مرکزی جبهه مردمی همراه واقع نگری و شرایط میدانی و به دور از حب و بغض و اعمال نظر شخصی اعضای شورای مرکزی بود، چون مهم نتیجه گیری بهتر بود نه اینکه ملاحظه افراد اصل باشد. برخی افراد که اظهار دلخوری و گلایه می کنند خودشان چقدر فعال بودند و به جبهه کمک کردند؟ اگرآستین همت را بالازده و استان به استان فعالیت تبلیغی کرده بودند قطعا وضع بهتری داشتیم.برخی در حرف ادعا داشتند همراه هستند و اظهار محبت هم می کردند اما عملا اقدامی ندیدیم. البته اگر فعالیت های غیبی داشتند ما بی خبر هستیم. {خنده}منتقدانی که فعالیت نمی کردند جزء شورای مرکزی هم بودند؟در شورای مرکزی کسی را ندیدم که با اصل حرکت جبهه مخالف باشد و اگر انتقاداتی هم اعضا داشتند در جلسات بیان می کردند. وظیفه اعضای شورای مرکزی جمنا هدایت جبهه بودمثلا به آقای حداد و برخی افراد که در شورای مرکزی بودند انتقاد می شد که چرا زمان انتخابات خوب وارد میدان نشدند.آنها هدایت کار را در جبهه برعهده داشتند و این وظیفه سنگین و پرزحمتی بود. مرتب جلسه برگزار می شد. کار را کم نبینید.فعالیت هایی پشت صحنه صورت می گرفت و ارتباطی که با افراد و احزاب و گروه ها بود کار زمان بری بود.یکسری از افراد می گویند جمنا مدلی از پایگاه بسیج بود. برخی دوستان می گفتند برخی ها لابی می کردند تا کمیته ها را در اختیار گیرند. مثلا در کمیته دانشجویی دانشگاه ها از بسیج دانشجویی افرادی حضور داشتند یا در برخی استان ها اعضا فقط از پایگاه بسیج و فرهنگیان بودند؟در اینکه برخی انتقادات وارد است هیچ تردیدی وجود ندارد. کسی نمی گوید هیچ ضعفی وجود نداشته است. زمانی که جبهه مردمی کار خود را رسمی شروع کرد تا انتخابات فقط پنج ماه فرصت بود. شما حساب کنید حرکت گسترده ای قرار است در سراسر کشور انجام شود، یک عملیات سنگین برای انتخابات انجام دهد و از قبل هم نبوده است و طی مدت پنج ماه می خواهد این کار سترگ را انجام دهد.مدل جمنا چه تفاوتی در سال 96 با انتخابات های سال 92و94 داشت؟ در انتخابات سال ۹۲ تفرقه حاکم بود و بدنه نیروهای اصولگرا و برخی فعالان و چهره های سیاسی به خاطر گلایه هایی که نسبت به ترکیب لیست داشتند به طور جدی وارد صحنه نشدند. سازوکار جبهه مردمی هرچند از نظر عده ای ایده آل نیست ولی در مشارکت دادن جمع زیادی از عناصر تاثیرگذار توفیق زیادی داشت. تبلیغات داخلی کاندیداها و هواداران شان در جمنا غیرقابل اجتناب بودلابی بازی در جمنا بوده است؟کاندیداها و هواداران شان علی القاعده دوست داشتند در شمار۱۰ نفر و بعدا هم جزء پنج کاندیدا قرار گیرند. لذا تبلیغاتی هم قبل از مجمع و روز نشست به طور پراکنده انجام شد که غیرقابل اجتناب بود. مسلما در آینده نیازمند ضوابط دقیق و نظارت بر اجرا هستیم که مشکلی پیش نیاید و مستمسکی برای گلایه ها وجود نداشته باشد.در جبهه واقعا تصمیمات مردمی گرفته می شود یا دوباره 10 نفر برای مردم تصمیم می گیرند؟ساختار جبهه باید به گونه ای طراحی و اساسنامه به صورتی تدوین شود که جامع باشد و تا حد امکان از اشکالات پیشگیری شود و کسانی که تاکنون با جبهه همکاری نداشتند مثل جبهه پایداری و بعضی اشخاص موثر، همراه شوند تا نتیجه بهتری حاصل شود. منتقدان جمنا وارد گود شوندبرخی اذعان داشتند سهم خواهی در جمنا وجود دارد.بهتر است منتقدان وارد گود شوند و نظرات و پیشنهادهای خود را برای تصحیح و تکمیل ارائه دهند و اگر تصور می کنند اشکالاتی وجود دارد برطرف کنند. در ریاست جمهوری اصل بر رسیدن به کاندیدای مورد وفاق بود و سهم خواهی معنا نداشت. احتمال حضور برخی کاندیداها در شورای مرکزی جمنااحتمال تغییر اعضای شورای مرکزی جمنا وجود دارد؟پیشنهاد تغییر و ورود برخی شخصیت ها که قبلا به خاطر کاندیداتوری نمی توانستند عضو شورا باشند مطرح شده که باید مجمع ملی تصمیم بگیرد. 3 هزار نفر مجمع جمنا به 1200 نفر می رسدآیا سه هزار نفر اصلاح و مجمع عمومی به نخبگان اختصاص پیدا می کند یا همچنان به همین صورت باقی می ماند؟عدد سه هزار نفر احتمالا به 1200 نفر کاهش یابد و نحوه انتخاب آنان کاملا منقح شود که بازگو کننده نظرات بدنه اجتماعی نیروهای انقلاب باشند. امیدواریم تا دور بعد شاهد ارتقای کیفی فعالیت ها باشیم.دور بعد منظور انتخابات 98 است؟بله. وقتی ساختار و ساز وکار اجرایی درست طراحی و نظرات نخبگان و صاحب نظران لحاظ شود فعالیت ها با اتقان، تاثیرگذاری و فراگیری بیشتری انجام خواهد شد.وزن احزاب و جریانات در جمنا چطور است؟اکثر تشکل های ارزشی با وجود برخی سختی ها و مشکلات همراهی داشتند.در انتخابات 96 که قدری همراهی نشد اما در انتخابات آینده قرار است همراهی باشد؟بنابر این است که همه جریانات سیاسی، تشکل ها و فعالان و افراد موثر را مجدد دعوت کنیم و گروهی از لیست جا نماند. با جبهه پایداری گفت وگو می کنیم تا در جمنا حضور یابدبه عنوان مثال با جبهه پایداری صحبتی شده است؟بله، گفت وگوها در جریان است. روش کار جمنا با شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان متفاوت استاینکه احزاب نظر بدهند یعنی همانند شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان که 10 سهمیه به اعتماد ملی و... می دهد شما هم به احزاب و جریانات اصولگرا سهم بدهید؟خیر. روش کار ما با اصلاح طلبان متفاوت است. برای آنها اصل و محور احزاب و سهمیه بندی است ولی انتخاب شورای مرکزی جمنا با رای مجمع ملی است.با وجود آنکه می دانستید یکی از ضعف های دولت یازدهم بحث اقتصادی است چرا یکی از کاندیداها که می توانست در بحث های اقتصادی مسلط باشد و کمک حال در ایام مناظره جزء پنج نفر باشد همانند آقای نادران ورود نکرد؟ یا اگر بحث گفت وگو و تسلط گفتاری مطرح است چرا آقای ضرغامی حمایت نشد که جزء پنج نفر باشد؟ یا از آن پنج نفر که حداقل دو نفر جمنا را قبول نداشتند به عنوان مثال آقای رئیسی گفت من متعلق به همه هستم و هر کسی می خواهد از من حمایت کند یا آقای قالیباف متن جمنا را امضا نکرد، چرا از لیست پنج نفره خط نخوردند و جمنا باز هم روی آقای رئیسی و قالیباف تکیه داشت؟ما از حدود 50 نفر که برای کاندیداتوری پیشنهاد شده بودند شروع کردیم. به همه اقشار و استان ها و شهرستان ها اعلام شد کسانی را که فکر می کنید برای ریاست جمهوری مناسب هستند مطرح کنید.صریح بگویید که آیا چنین چیزی نبود؟ آقای قالیباف در برنامه جهان آرا اعلام کردند که به من فشار آوردند که من کاندیدا شوم و بعد با فشار کنار رفتم.به هرحال از 50 نفر پیشنهادی، هیات بررسی کننده 22 نفر را واجد حداقل شرایط دانستند که نسبتا شناخته شده باشند و احتمال تایید صلاحیت آنها توسط شورای نگهبان باشد. این 22 نفر کسانی بودند که سابقه مدیریت ارشد داشتند یا نماینده مجلس بودند. بقیه هرچند افراد خوب و ارزشی بودند ولی تایید شدن آنها از سوی شورای نگهبان بلاشک منتفی بود. از ۲۲نفر تعدادی فعال تر وشناخته شده تر بودند و برای تبلیغ به استان ها و شهرستان ها سفر می کردند و برخی اصلا حاضر نبودند تلاشی کنند و می گفتند اگر قطعی شد و جزء پنج نفر قرار گرفتیم شروع می کنیم که جزء پنج نفر اول انتخاب نشدند و دلیل مهم آن کم کاری خودشان بود. پنج نفر که مشخص شد رئیسی و قالیباف گفتند سازوکار جمنا را قبول نداریم، عملا باید حذف می شدند. آقای ضرغامی هم نامه ای برای شورای مرکزی نوشت که اگر این دو نفر را قبول ندارند حذف شوند و افراد بعدی جایگزین شوند.وقتی رای گیری انجام شد و پنج نفر تعیین شدند بنا بر این بود که از پنج نفر به یک نفر برسیم نه اینکه اگر کسی انصراف داد فرد دیگری جایگزین شود و همین طور تا آخر پنج نفر باقی بمانند. قالیباف و رئیسی سازوکار جمنا را قبول داشتندآقای فتاح گفت من انصراف می دهم و من قرار نبود بیایم و اسم من را همین طور گذاشتند و بعد ایشان انصراف دادند و آقای حاجی بابایی آمدند. آقای حاجی بابایی گفتند رای گیری اشتباه بود و رای من بیشتر بود. اگر چنین بود چرا آقای قالیباف و رئیسی که قبول نداشتند حذف نشدند که دو نفر بالاتر قرار گیرند؟قبول داشتند و با هردو نفر جلسات متعددی برگزار شد.حتی نماینده به مجمع نفرستادند. آقای رئیسی نماینده نفرستادند.بله در مجمع عمومی شرکت نکردند ولی نمایندگان شان شرکت کردند.این طور که اعلام شده آقای فروزنده متن را برای آقای رئیسی می خواندند و ایشان می گویند آقای مرتضوی هم بخوانند. آقای مرتضوی هم می گویند اجازه دهید من بالا صحبت کنم و بعد آقای رئیسی شخصا خودشان تکذیب کردند.نشنیدم که شخصا تکذیب کنند. فتاح گفت با جمنا همکاری می کنمدر خبرگزاری فارس اعلام شد.بله از قول منبعی در دفتر ایشان،اعلام شد. علی ای حال مرتب با کاندیداها تماس داشتیم و در ارتباط بودیم و جلسه داشتیم و حتی با آقای فتاح صحبت شد و ایشان با صراحت اعلام کرد هر گونه همکاری که بتوانم انجام می دهم. تک تک آقایان به اهمیت و ضرورت کار جبهه اذعان داشتند و همکاری و تقویت جبهه را اصل می دانستند و درصدد تخطئه و تضعیف نبودند. البته اطرافیان گاهی اوقات مطالبی می گفتند که چندان مورد توجه قرار نمی گرفت.با توجه به اینکه دبیرکل حزب موتلفه جزء هیات مرکزی بود شاهد بودیم با اینکه آقای میرسلیم جزء پنج نفر نبود ثبت نام کرد.ظاهرا مستقل ثبت نام کرده بود.موتلفه حمایت کرد. عملا جمنا را زیر سوال بردند.آقای حبیبی و چند نفر از موتلفه بیانیه دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. موتلفه بیانیه داد و از رئیسی حمایت کرد نه از میرسلیمروز آخر بود که آقای میرسلیم هم تکذیب کرد.طبق گفته آقای حبیبی بیانیه ای دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند. قصد ورود در مباحث داخلی موتلفه و اختلافات شان را ندارم اما اطلاعیه آقای حبیبی با باورها و مبانی موتلفه سازگاری بیشتری دارد. برای نمونه شعار همیشگی موتلفه به ویژه در انتخابات تبعیت از جامعتین(روحانیت مبارز و مدرسین) است که هردو جامعه از آقای رئیسی حمایت کردند. تصور بر این بود که میرسلیم هفته آخر انصراف می دهداین باعث نمی شود دیدگاه جمنا مثلا نسبت به حزبی تغییر کند مانند موتلفه؟تصور بر این بود که آقای میرسلیم هفته آخر انصراف می دهد باتوجه به پیوند این حزب با روحانیت. نسبت به ثبت نام میرسلیم در انتخابات گلایه هایی بودآقای میرسلیم در مجمع ملی جبهه جزء پنج نفر کاندیدای اول انتخاب نشد پس برچه مبنایی از اول ثبت نام کرد؟کسانی که خارج از روال جبهه ثبت نام کردند گلایه هایی را مطرح کردند که البته موجه به نظر نمی رسید. ولی از نظر قانونی نمی شد مانع ثبت نام کسی شد. نظام انتخابات که حزبی نیست بنا بر تفاهم و همدلی متقاعد شدن بود، همین مساله رسیدن به یک گزینه را مشکل می کند که لازم است راهکار مناسبی درنظر گرفته شود. اصلاح طلبان در چنین مواردی سازمانی عمل و فرد را طرد می کنند مثل برخوردی که با خانم الهه راستگو در شورای شهر کردند که این روش هم نوعی دیکتاتوری و سلب اختیار و اراده افراد است و نیروها ملزم به تبعیت چشم وگوش بسته از دستورات مرکزیت می شوند! میرسلیم می خواست رئیسی از او بخواهد که انصراف بدهدتذکری در شورای مرکزی جمنا به موتلفه داده نشد؟بله. در شورا این بحث ها همواره مطرح بود. طوری جلوه داده می شد که شما نگران نباشید و این قضیه حل و فصل می شود. همان طور که گفتم حزب موتلفه می گفت ما تابع جامعتین هستیم. در مورد عدم انصراف هم ظاهرا ایشان استدلال کرده بود در سفر مشهد با آقای رئیسی صحبت کرده ام و ایشان نگفته کنار بروم، طبیعی است که کمتر کسی حاضر می شود به کاندیدای دیگر بگوید کنار برود و بعد از انتخابات وامدار باشد!فکر می کردید آقای زاکانی ردصلاحیت شوند؟ سابقه ردصلاحیت هم داشت.باتوجه به سابقه موضوع این احتمال وجود داشت و مطرح هم شد که به خاطر نداشتن سابقه مدیریت اجرایی مثل دور قبل شورای نگهبان تایید نکند. پاسخ دوستان این بود که ایشان از جوانی درجنگ مسئولیت های خطیر و مهمی داشته و مدیریت در آن شرایط بحرانی به مراتب دشوارتر از وضع عادی است. مضافا اینکه در بسیج، مجلس و فعالیت های اجتماعی و سیاسی نقش موثر و ممتازی داشته ازجمله در هدایت و مدیریت طرح تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد اسلامی که در نوع خود بی بدیل است. درخصوص رجل سیاسی بودن ایشان هم باتوجه به چند دور نماینده مجلس بودن و حضور فعال در عرصه های سیاسی شائبه ردصلاحیت وجود نداشت.با توضیحاتی که به برخی اعضای شورای نگهبان داده شده بود انتظار می رفت وی تایید شود که درنهایت تصمیم شورا چیز دیگری شد.آقای بذرپاش و آقای حاجی بابایی چرا تایید نشدند؟در این خصوص هم بر عملکرد شورای نگهبان انتقاد جدی وجود دارد، انگار شورای نگهبان نقش مجمع تشخیص مصلحت را می خواست ایفا کند که آرایش سه به سه درست شود. در غیر این صورت تایید هاشمی طبا چه وجهی داشت یا انتخاب آقای جهانگیری که از اول معلوم بود نقشی جز تخطئه و تخریب رقیب و دفاع از گاف هایی چون حقوق های نجومی و فعالیت های انتفاعی اطرافیان وزرا همچون دختر وزیر آموزش و پرورش و نیز دستاوردتراشی برای دولت ندارد، بر چه مبنایی صورت گرفت و فردی چون دکترحاجی بابایی باسابقه پنج دوره نمایندگی و سابقه درخشان وزارت آموزش وپرورش چرا تایید نشد!این صحت داشت که آقای روحانی اول رد شده بود؟این را من نمی دانم و شورای نگهبان باید پاسخ دهد. ما در جمنا نگفتیم که بذرپاش ثبت نام نکندجمنا خواست آقای بذرپاش ثبت نام نکند؟خیر. ما هیچ تصمیمی در شورای مرکزی نگرفتیم. جوان بودن بذرپاش جرم نبوداحتمال رد صلاحیت بود؟تنها چیزی که مطرح می شد جوانی ایشان بودکه براساس آموزه های اسلامی و سنت پیامبر(ص)در نصب جوانان به مسئولیت های بسیار مهم، جوانی ...

ادامه مطلب  

ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراک  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زینتی اراکتصاویر ششمین نمایشگاه گل و گیاه، فضای سبز و ماهیان زین ...

ادامه مطلب  

چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

رقابت دو رقیب در مناطق مرزی  

درخواست حذف این مطلب
در گزارشی که با عنوان «آنالیز آماری رای روحانی و رقیب در5 استان» در شماره روز گذشته روزنامه «دنیای اقتصاد» منتشر شد، به بررسی نتایج انتخابات ریاست جمهوری در استان تهران، سمنان، خراسان شمالی، رضوی و جنوبی پرداختیم؛ گزارشی که در کنار گزارش پیش رو، نشان می دهد از میان 12 استان مرزی کشور (مرز خاکی)، نام حسن روحانی در 9 استان به عنوان پیروز از صندوق ها بیرون آمد و تنها استان های سه گانه خراسان (رضوی، شمالی و جنوبی) بیشترین رای خود را در انتخابات اخیر به ابراهیم رئیسی، رقیب اصولگرای روحانی دادند. همچنین این بررسی نشان می دهد 3 استان مرزی کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به صورت یکپارچه در همه شهرها بیشترین رای را به روحانی داده اند.سیستان و بلوچستانبررسی ما از آمار انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد استان سیستان و بلوچستان به رغم محرومیت بسیار و مشکلات فراوان به تداوم ریاست جمهوری حسن روحانی در دولت دوازدهم رای داده است. گواه این مدعا، رای 73 درصدی مردم این استان به حسن روحانی در انتخابات اخیر است. در این بررسی ها نکات جالب توجهی وجود دارد؛ آنکه از میان مرزی ترین شهرهای این استان مرزی، تنها در زابل با جمعیت رای دهندگان 79 هزار و 521 نفری، ابراهیم رئیسی توانست 5/ 64درصد آرا مردم این شهر را به دست آورد. با این حال 2/ 34 درصد مردم این شهر به روحانی رای داده اند و مقایسه این ارقام از پیش بودن 3/ 30درصدی رئیسی حکایت دارد.روحانی غیر از شهر زابل، در سایر شهرهای مرزی ازجمله زاهدان، ایرانشهر، خاش، سراوان و سرباز پیروز میدان بوده است. او در زاهدان که شهری با 288 هزار و 282 نفر در آن رای داده اند، با کسب 8/ 61 درصد آرا، بر رئیسی که 3/ 37درصد آرا را به دست آورد، پیروز شد. ایرانشهر، دیگر شهر مرزی و پرجمعیت سیستان نیز با رای 6/ 84 درصدی به روحانی در مقابل رای 3/ 14 درصدی رئیسی، رکورد جالبی را ثبت کرد. تفاوت آرای این دو رقیب در ایرانشهر، 3/ 70 درصد است. آرای ثبت شده در چابهار هم به عنوان یکی از شهرهای پرجمعیت سیستان، 7/ 87 درصد مردم این شهر نام حسن روحانی را بر برگه رای نوشتند و این در حالی است که ابراهیم رئیسی تنها 6/ 11 درصد آرا در این شهر را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی و رئیسی در چابهار 1/ 76 درصد است؛ رقمی که بسیار معنادار تلقی می شود. به طور کلی از میان شهرهای 19گانه استان سیستان و بلوچستان، تنها 5 شهر هامون، نیمروز، زهک، دلگان و زابل بیشترین رای خود را به نام رئیسی به صندوق انداختند.کردستانشهرهای کردستان اما به صورت یکپارچه روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند؛ بررسی آرای کردستانی ها در انتخابات 96 نشان می دهد به صورت کلی، روحانی در این استان موفق به کسب 8/ 72 درصد آرا شد. فاصله رای او با ابراهیم رئیسی در این استان حدود 49درصد است. در این استان مرزی حتی یک شهر نیست که نام ابراهیم رئیسی حائز بیشترین آرا شده باشد. توجه به این نکته لازم است که روحانی در شهرهای مرزی مریوان و بانه با فاصله معناداری از رقیب اصولگرایش پیروز شده؛ بررسی ما نشان می دهد روحانی در مریوان با کسب حدود 78درصد آرا نسبت به رای 8/ 19 درصدی رئیسی، پیروز شد. روحانی همچنین توانست رای حدود 82 درصد رای دهندگان سقزی را به دست آورد. او در این شهر با فاصله 67 درصدی، بر رئیسی پیروز شد. از سوی دیگر، سنندجی ها به عنوان ساکنان مرکز استان کردستان، با رای 2/ 77 درصدی به روحانی او را برای ریاست جمهوری برگزیدند. مهم ترین رقیب روحانی یعنی رئیسی در سنندج تنها 3/ 19 درصد آرا را به دست آورد و این ارقام از فاصله حدود 58 درصدی آرای او از روحانی حکایت دارد.کرمانشاهرای یکپارچه به روحانی در استان کرمانشاه هم تکرار شد. در هیچ شهری از کرمانشاه رئیسی موفق به پیشی گرفتن از روحانی نشده است. بر اساس بررسی صورت گرفته، 1/ 68 درصد رای دهندگان کرمانشاهی انتخاب حسن روحانی را در این دور از انتخابات ترجیح داده اند. رئیسی در این استان 5/ 30 درصد آرا را به دست آورده و این ارقام فاصله آرای این دو رقیب در استان کرمانشاه را 6/ 37درصد نشان می دهد. جزئیات بیشتر نتایج انتخابات در این استان نشان می دهد روحانی در شهر مرزی پاوه 8/ 83 درصد آرا، در قصرشیرین 1/ 77 درصد و در سر پل ذهاب 6/ 72 درصد آرا را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی با رئیسی در این سه شهر مرزی به ترتیب، حدود 69 درصد، 55 درصد و 3/ 46درصد بوده است. همچنین 5/ 67 درصد مردم شهر کرمانشاه هم روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند.خوزستانبا این همه، نتایج استان خوزستان در جزئیات اندکی متفاوت است. گرچه روحانی در کل این استان توانست 4/ 55 درصد آرا را به دست آورد، اما در شهرهای مرزی این استان توفیق بیشتر با رئیسی بوده است. از میان مهم ترین شهرهای مرزی خوزستان ازجمله خرمشهر، آبادان، اهواز، هویزه و دشت آزادگان، روحانی تنها در دو شهر پیروز شد؛ دو شهر اهواز و آبادان که از سایرین پرجمعیت ترند. اهواز با بیش از نیم میلیون نفر رای دهنده، 1/ 64 درصد آرایش به روحانی اختصاص یافته و آرای رئیسی در این شهر 9/ 33 درصد است؛ فاصله ای بیش از 30 درصد. آرای مردم آبادان هم که 128 هزار و 324 نفر از آنها در انتخ ...

ادامه مطلب  

عطریانفر قالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای ?  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدعطریانفرقالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای می آورد / وعده های جذاب رقیب، 5 میلیون از آرای روحانی را کم کرد / اصلا نمی توانم بپذیرم که یک سید اهل مسجد با تتلو دیدار کند / می خواهید رای تتلو را بگیرید، چرا با او عکس می گیرید؟ چرا دست به سر و گوش او می کشید؟/ آقای مصباح! شما که از 1348 در سیاست را بستید، حالا هم در حوزه فیلسوف بمانیداو روایت خاص خود را از انتخابات اردیبهشت ماه دارد. می گوید از یکسال قبل این تحلیل را داشته است که حسن روحانی پیروز انتخابات ریاست خواهد شد.عطریانفر درباره دلایل پیروزی روحانی و شکست اصولگرایان حرف هایی دارد که در این گفت و گو به تفصیل در مورد آن سخن گفته است. این عضو ارشد حزب کارگزاران درباره آینده سیاسی ابراهیم رییسی هم چنین اعتقادی دارد :« باور نمی کنم برای آقای رئیسی یک راه جدید یا"آغازی" شکل گرفته باشد.»گفت و گوی تفصیلی انتخاب با محمدرضا عطریانفر را در ادامه می خوانید:*شما چه مصباحزمانی فهمیدید که آقای روحانی، انتخابات را می برد؟یکسال قبل از انتخابات.*یعنی قبل از اینکه اصلا آرایش سیاسی به این شکل، شکل بگیرد؟بله*چه مولفه هایی برای این تحلیل تان داشتید؟رقابتهای سیاسی در ایران متاسفانه حزبی نیست و احزاب با هم رقابت نمی کنند. اگرچه احزاب به مفهوم اسمی در دستگاه حقوقی وزارت کشور ثبت شده و رقابتهایی هم کم و بیش صورت می گیرد لکن این حجم از رقابتهای سیاسی که احزاب تامین کننده یا ادامه دهنده آن هستند ، چندان قابل تسری به کل فضای سیاسی کشور بخصوص در حوزه طبقات متوسط شهری نیست. تجربه سیاسی ما بعد از 39 سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، رهیافتهایی را به مانشان داده که از این رهگذر، به ما هوشیاری سیاسی تجربی می دهد . خوشبختانه برخی از نهادهای سنجش آرای عمومی در حد قابل اعتمادی می توانند برآورد شرایط کنند اما انها تلاش شان نوعا مقید به یکی، دو ماه قبل از برگزاری انتخابات است. اگر بخواهیم واقع بینانه اظهارنظر کنیم باید به پیشینه ها رجوع کنیم و برآوردها از بستر عمومی تحولات سیاسی باشد .آقای روحانی شخصیت اصولگرای محبوبی بود که برانگیخته شد. وی به دلیل رفتار افراطی برخی تندروها در جریان اصولگرا، مرزبندی خود را با انها بروز داد. جریان اصلاح طلب و اصولگرا در عرصه رقابتهای سیاسی ایران از موقعیت برابر برخوردار نیستند. اصولگرایان با اعتماد کافی از اینکه نهادهای قدرت آنها را همراهی می کند، فعالیتهای سیاسی خود را دنبال می کنند اما جریان اصلاح طلب " خائفا یترّقب "برای تثبیت سیاست ورزی خویش در جنگ و گریز است.جریانی که رهبران ، چهره های شاخص و نیروهای کلیدی اش، دچار تضییق جّدی است. اصلاح طلبان در روند سیاست ورزی خود بیش از آنکه روی عنوان اصلاح طلبی اصرار کنند به مسّمای اصلاح طلبی توجه می کنند . مشخصه های عنصر اصلاح طلب و رفتار اصلاح طلبانه چیست؟. رویکرد اصلاح طلبی عبارت است از اینکه به اقتضای زمان، بنا به ضرورت و نیاز جامعه رویکردها را با روشهایی که تامین کننده منافع مردم باشد تطبیق می دهند. روش هاباید مبتنی بر روند آرام باشد. روندهای ارام باید حتما از قانون تبعیت کند .حرکتها به سمت تامین منافع ملی باید تدریجی باشد. باید به سمت مصالحه کلی پیش رفت . باید با دنیای پیرامونی به یک توافق در حوزه عمل و نظر رسید . باید نگاه حداکثری داشت . باید نگاه فراگیر باشد. مواضع در حکومت ایدئولوژیک نباید بمفهوم دنیای جنگ سرد باشد. جامعه مشحون از انواع و اقسام اقوام است که در هویت ایرانی اشتراک ودوام دارد و این اشتراک هویتی است که باید مبنای عمل سیاستمداران باشد. اصلاح طلبان با این مبنا حرکت وسیره سیاسی خود را تعریف کرده اند. از جمله نتایج فوری این نگاه اینکه هر کس چنین سیرتی داشت ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت.شما در مجلس می بینید شخصیتی مثل آقای مطهری با جنس اصولگرایی مورد توجه اصلاح طلبان است وبراحتی در لیست. اصلاح طلبان قرار می گیرد حتی خط قرمز انها می شود . چون منطق حاکم بر رفتار سیاسی او همین سنخ است . این شخصیت، سال هاست مورد توجه و ارزیابی اصلاحات است. اجمالا اینکه اصلاح طلبان نبض جامعه را در حد بضاعت خود می شناسند. برآورد انها از اقای روحانی اینکه وی در عملکرد خود نسبتا موفق بوده است. وقتی سخن از نسبّیت می شود. چون سیاست ورزی امری نسبی است.در امر سیاست نمی توان مطلق طلب بود. مطلق گرایی ما را اسیر رفتارهای افراطی می کند. انسانها را به عناصر رادیکال چپ یا راست تبدیل می کند. نشان داده شد علیرغم محدودیت هایی که وجود داشته آقای روحانی با همان مبنا ، لکن با منطق اصلاح طلبی و اعتدال حرکت رو به رشد داشته است. وقتی این موقعیت را با جامعه مخاطب بخصوص طبقه متوسط شهری که خاستگاه اندیشه اصلاح طلبان است می سنجید ،در می یابید که آقای روحانی، پیروز دوره دوم هم هست. ما در پیش بینی پیروزی آقای روحانی دو جنبه را در نظر داشتیم؛ یکی جنبه ذاتی عملکرد ایشان به این معنا که در عمل دولت دستاوردهای مهمی داشته است.در دیپلماسی خارجی دستاورد برجام را دارد و همه می دانند؛ دوست و دشمن، ایرانی و غیرایرانی، چپ و راست توافق دارند که دستاورد بزرگی است. کسانی که واقع بین نیستند و بیشتر تحت تاثیر عواطف ایدئولوژیک یا حسادت های درونی خودهستند، به سادگی از کنار این دستاوردها می گذرند و متاسفانه برخی نهادها نیز از باب تحقیر، سخنانی می گویند که در شأن آنها نیست. در حوزه مباحث داخلی هم جامعه به یک نوع امنیت پایدار دست یافته و احساس آرامش می کند . بخصوص بعد از تلاطمات و آشفته بازاری که در دوره آقای احمدی نژاد بود این هم برای مردم دستاورد مهمی محسوب می شود.اینکه دولت موفق شده قدرت خرید مردم را در حد بضاعت ثابت نگه دارد ، به این معنا که هر روز دچار دست انداز روحی و نگرانی نباشند که توان خریدشان 10 تا 20 درصد کاهش پیدا کند. یا اگر در جایی افزایش قیمتی بوده، پا به پای آن بخصوص نزد طبقات حقوق بگیر که اسیر این گرفتاری می شوند، به همان نسبت درآمدشان افزایش پیدا کرده کمااینکه طبقه متوسط کارمندی نیز در طول این 4 سال 101 درصد افزایش حقوق داشته است. طبقه کارگری بالای 120 درصد افزایش حقوق داشته. بیش از آن نسبتی که تورم زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده باشد، سرفصل درآمدشان هم تقویت شده است. احساسی که جامعه از این دولت دارد احساس همدلانه و همگرائی است . بخصوص اینکه آقای روحانی رقیب واجد اخلاق و دارای پرنسیب رقابتی منّزه در برابر خود نداشت.جریان اصولگرای رقیب آقای روحانی از یک پراکندگی جدی رنج می برد. قدرت تجمیع آرا و افکار خود را نداشت. آنها دیرهنگام با اتحاد ناپایدار ، پدیده ای به نام «جمنا» را شکل دادند، آن هم با روند کاملا ناپخته ، شئوناتی را در کنار هم چیدند و یک بازی دموکراسی تصنعی را تدارک دیدند . اما از پیش مشخص بود نمی توانند نیروهای تحت امر را نسبت به این دموکراسی آمرانه قانع کنند. اگرچه دوهزار و 500 نفر را از سراسر کشور گرد آوردند اما چون هدایت از بیرون بود ضعیف ظاهر شدند.اینها همه دلالت بر این داشت که آقای روحانی با یک رقیب گردن کلفت و مستّدلی روبه رو نیست. نتیجه این رقابت در ساحتی خود را نشان داد که چشم های بصیرو بینای مردم بخصوص طبقات هوشیاری ناظر بودند . عرصه ایکه نخبگان سیاسی و دولتمردی از درون آن زاده می شوند، جامعه داوری می کند بازیها را می فهمد و واژه ها را می داند و طرف مقابل را هم می شناسد. بدون اینکه در مقام تمثیل باشم ذهن معطوف به این فرمایش حضرت امیر در رقابت حق و باطل در عصر رسول خدا می شود . زمی فرماید: در رکاب پیامبرخدا(ص) با رقیب، با دشمن می جنگیدیم و زمانی دشمن از ما کشته می گرفت و زمانی هم ما دشمن را شکست می دادیم . اما وقتی خداوند صداقت و صحت عمل ما را دید پیروزی را بر ما نازل کرد.« فمرّهَََ لنا من عدوّنا و مرّة لعدوّنا منا ، فلمّا رأى اللَّه صدقنا أنزل علینا النصر و لعدوّنا الکبت ... یکون العمل والجهاد کله فی سبیل اللَّه، فالنصرهُ لا بد أن تکون للَّه»بدون اینکه در مقام مقایسه باشیم امابرخی رقابتهای سیاسی مهم در این عرصه از این سنخ است. اما حماسه 96 حادثه عجیب و غریبی بودکه در هاضمه و حافظه سیاسی مردم ما پیامد تجارب پیشین ، مقرون به تحقق بود . ملت می دانست طرفین چه کرده اند این مردم در مقام داوری وصدور حکم، صداقت و صفا و رفتار صمیمانه اصلاحات را علیرغم همه محدودیتها احساس کردند و رای خود را تقدیم آقای روحانی کردند.بنده به عنوان کسی که یک نوع اشراف مختصر در فضای سیاسی دارد، به این جمع بندی رسید که پیروز سال 96 آقای روحانی است . مکرر در مصاحبه هایم نیز اشاره می کردم که وی فراتر از رای دوره قبل خود ظاهرخواهد شد . هم از نظر درصد و هم از نظر کمیت . یک مقدار که جلوتر آمدیم و ترکیب مشخص شد، مشخص شد ارزیابی بنده با واقعیت منطبق بود . نه از زمانی که آقای رئیسی آمد بلکه قبل از اینکه ایشان مطرح شود، زمانی که چهره های متعدد 10 نفره مطرح بودند ، عرضم این بود که نامزد نهایی جریان اصولگرا آقای قالیباف است و کسی دیگر نخواهد بود.شش ماه قبل از برگزاری انتخابات قبل از اینکه آقای رئیسی را به صورت vip از درِ تشریفات وارد جمنا کنند - نه به لحاظ فیزیکی- و به آقای قالیباف بگویند روی صندلی عقب بنشیند و ایشان را روی صندلی آقای قالیباف بنشانند، پیام این بود که آقای قالیباف از صحنه رقابتها بیرون می رود . با حضور آقای رئیسی، پیش بینی من این بود اگرچه حتی ممکن است در نظرسنجی ها آقای قالیباف بالاتری از آقای رئیسی باشد اما حتما ایشان را متذکر خواهند شد که به نفع آقای رئیسی از صحنه بیرون برود و این اتفاق هم رخ داد. این نشحیص در" کلیات" از یکسال قبل از برگزاری انتخابات و در" جزئیات "شش ماه بعد ازآن بود . نکته ای هم نبود که حالا خیلی دلالت بر هوش سیاسی من داشته باشد. هر کسی اگر یک مقدار به معادلات دقت می کرد، می توانست به این جمع بندی برسد.*شما هیچ جایی از این رقابت منهای هفته آخر که اوضاع به نفع آقای روحانی شد، اصلا نگران نشدید؟به هیچ عنوان.*اما برخی نظرسنجی باتوجه به سیل حملات به اقای روحانی، حکایت از مقداری ریزش آرای ایشان داشت.نظرسنجی روی هنجارهای سیاسی احتماعی امر مهم و تخصصی است. به صرف اینکه گروهی یکبار نظرسنجی کند، کفایت نمی کند. نظرسنجی پایدار ، جریانی راهگشا است. نظرسنجی ای می تواند به صلاح، رهنمون کند که مستمر باشد و نه منقطع. کافی است به نوع نگرش در حوزه نظرسنجی که دوستمان آقای عباس عبدی به اتفاق اقای محسن گودرزی دارد توجه کنید . آنها تخصّصا و حرفه ای کارشان این است . هیچگاه ندیدیم تعابیر نگران کننده ای از ناحیه آقای عبدی استخراج و منتقل شود. با هم تقریبا هم نظر بودیم . با یک تفاوت که من غیر علمی و عمدتا شهودی به این جمع بندی رسیدم ولی ایشان آدم متخصص و حرفه ای با نگاه جامعه شناختی است . فعالیت روزانه اش این است و با برداشتهای اجتماعی و ارتباطاتی که دارد به چنین جمع بندی عالمانه ای رسیده بود . بدون اینکه هیچگاه در این زمینه با هم دیالوگ داشته باشیم.*الان بحثی وجود دارد که می گویند اگر هر دو نامزد اصولگرا می ماندند یعنی هم آقای قالیباف و هم آقای رئیسی احتمال داشت که انتخابات به مرحله دوم برود.به هیچ وجه. استدلالی که این نظریه را رد می کند این که عرصه رقابت در سال 96 کاملا خط کشی شده بود . فضای مبهم، آشفته و نامشخصی نبود و دو جبهه کاملا از هم فارق و جدا بودند و رای اصلاح طلبی و اصولگرایی از هم جدا شده بود.اگر چنانچه رای اصولگرایی دوپاره می شد جناب آقای رئیسی و جناب آقای قالیباف . رای این دو نامزد انتخاباتی از درون ظرفی برداشت میشد که منحصر به اصولگرایی بود و هیچگاه از رای اصلاح طلب چیزی به طرف انها منتقل نمی شد. اگر این ها دوپاره می ماندند، حتی ممکن بود جمع آرای آقای رئیسی و آقای قالیباف به 15 میلیون هم نرسد. چراکه نه تنها از رای اصلاح طلبی چیزی به آنها منتقل نمی شد بلکه رای خودشان هم ریزش می کرد. به این احتمال که جامعه اصولگرایان، احساسشان این میشد که دچار تفرقه هستند و دوپاره اند و چون دو پاره اند احتمال پیروزی شان ضعیف است. به دلیل همین احساس، خلع انگیزه می شدند. قبلا پیشنهاد کردم دوستان اصولگرا اگر عقل مدبّر داشته باشند و با مدیریت سیاسی درست عمل کنند حتما مصلحت شان این است که روی یک فرد توافق کنند تا تجمیع آرا را برایشان رقم زند .نفس این تجمیع، یک هم افزایی ایجاد می کند و این هم افزایی می تواند رای شان را افزایش دهد. این اتفاق در آخرین لحظات برایشان رخ داد . آقای جهانگیری که خیلی خوب در رقابتها ظاهر شد یا آقای هاشمی طبا که نسبتا خوب صحبت کرد و برای خودش منطق داشت یا حتی آقای میرسلیم که دائم سوال می کرد و متعلق به آن جناح بود، چون از پیش، جامعه رای دهنده می دانست که آقای جهانگیری به نفع آقای روحانی کنار خواهد رفت . دوم اینکه مشخص بود آقای هاشمی طبا خودش از موضع دفاع از آقای روحانی ظاهر شده و تا روزهای آخر هم می گفت که خودم به آقای روحانی رای می دهم. سوم اینکه می دانستند آقای میرسلیم به عنوان یک زاپاس در گوشه میدان نشسته که اگر یک وقت توپ از میدان خارج می شد به نفع آقای رئیسی و قالیباف به میدان برمیگرداند .چون مردم باور داشتند اینها شخصیتهای مستقل در میدان نیستند، اگر چه در مناظرات هم خوب صحبت کردند و کم نداشتند اما می بینیم جامعه مستحضر و مطلع بود و برایش مشهود بود که قرارش نیست اصولگرایی به میرسلیم رای دهد یا رای اصلاح طلبی درسبد آقای جهانگیری یا آقای هاشمی طبا قرار گیرد. این مرزبندی کاملا تفکیک شده بود. پس رای آقای روحانی همین رای بود و رای اصولگراها همان بود .اگر رئیسی و قالیباف با هم در انتخابات می ماندند ، آقای رئیسی 6 میلیون و آقای قالیباف 4 میلیون رای می آورد و درواقع 5 میلیون این رای مازاد اثر هم افزایی و رزنانسی است که به دلیل وحدت و امید طرفداران برای نیل به مرحله دوم بود که ایجاد شد.*آیا این 5 میلیون به خاطر دادن وعده های فریبنده نبود؟ببینید! وعده های فریبنده در همان 6 میلیون و 4 میلیون ها لحاظ شده است. این افزایش ناشی از هم افزایی وبضرب تشویق رهبران شان برای کسب نصاب بالاتر و امید به اینده بهتر بود .*اصلا این 16 میلیون رای چیست؟ آیا ما می توانیم بگوییم اصولگرایان 16 میلیون رای دارند؟ آنها همیشه بیشتر از 8 میلیون رای نداشتند.نه اصلاح طلبان 24 میلیون رای تشکیلانی دارند و نه اصولگرایان 16 میلیون رای، طرفین باید باورشان باشد که این رای، رای سازمانی و حزبی انها نیست. بارها اعلام کردیم ظرفیت رای اصولگرایی در کشورحداکثر 15 الی 20 درصد است. رای اصلاح طلبی هم 25 الی 30 درصد است. اگر 40 میلیون رای دهنده باشد که بگوییم انتخابات خیلی پرشور است و نحله های سیاسی با حداکثر ظرفیت چسبندگی حزبی- سازمانی ایفای نقش کنند، رای اصلاح طلبی 16 میلیون و رای اصولگرایی حدود 10 میلیون خواهد بود. آنچه که مازاد این اتفاق رخ داده 14 میلیون رای صحیح خاکستری است که 5 میلیون ان تحت تاثیرهمین عوامفریبی وامید افرینی های حضرات اصولگرا هدایت شد والباقی در سبد اصلاحات قرار گرفت . بارها این تجربه راداشتیم اگر آرای ملی از مرز50 درصد بالا زد،این مازاد آرای خاکستری است ونوعا به سمت اندیشه اصلاحات هدایت می شود.منطق رقابتهای ما در این دوره نیز باید چنین می شد که آقای روحانی 29 میلیون رای می آورد و آقای رئیسی 10 میلیون. یعنی یک به 3. چیزی که در آخرین براورد های آقای عبدی هم هست .(نسبت 1 به 3). بسیار مهم است اسیب شناسی کنیم چرا 5 میلیون از 14 میلیون ارای خاکستری که قهرا متعلق به آقای روحانی بوده کم شده و به رای اصولگرایی اضافه شده است؟ علتش ناشی از آثارناخواسته وتحقق یافته عوامفریبی رقبای آقای روحانی و برخی از وعده های خلاف انهاست . وعده های جذاب3 تا 5 برابر شدن یارانه ها که تاثیراتش را در اقشار فرودست جستجو می کردند .یک بخشی هم تاثیر ناکامی های آقای روحانی بود که وی به همه منویات و خواسته های خود دست پیدا نکرد و انتقادهایی در حق ایشان وجود داشت. بخصوص که آثار زیانبار دوره گذشته بلافاصله بعد از پایان کار آقای احمدی نژاد نشان داده نشد و بعدها بروز کرد . فی الواقع بعضی از شعارهای جذاب غیر واقع بینانه ومنحرف کننده از ناحیه رقیب و برخی از نقدهای واقع بینانه در حق آقای روحانی، باعث شد که جهت5 میلیون رای عوض شود و به سمت دیگری برود.*بیشتر روستایی بودند یا شهری؟ارای روستایی وطبقات محروم وفرودست در شهر های دورافتاده ای که تحت تاثیر شعارهای فریبنده بودند . بخشی به خاطر همین شعارهای جذاب انحرافی و بخشی که به سبد آقای روحانی نرفت ناشی از انتقادهایی بود به ناکامی دولت . ضمن اینکه طبقات محروم پیامد تخریب های افراطیون انتظار داشتند باتحقق برجام اتفاقات شگرفی درزندگی شان رخ دهد و نداد . به بیان دیگر تقسیم 14 میلیون رای ( 5،میلیون به نفع جریان راست و مابقی به نفع جریان آقای روحانی ) ناشی از فضای دوقطبی بود که بارها رهبری به ایجادش هشدار می دادند .*آیت الله موحدی کرمانی گفته بودند که آقای رئیسی 16 میلیون رای حلال دارد و رای آقای روحانی مبتنی بر تخلف است. سوال این است که اصلا مبنای اینکه 16 میلیون رای حلال باشد اینکه رای آقای روحانی مبتنی بر رای خلاف است یا صندوقها را بستند و نگذاشتند طرف مقابل رای بدهد، دیر شروع کردند درحالی که از کجا معلوم آنها که پشت در مانده بودند به آقای رئیسی رای می دادند!اولا توصیه ای که به صفت ارادتمندی کوچک به حضرات دارم این است که چرا حیثیت و هویت روحانی واعتقادی خود را به خاطر سیاست و قدرت اینطور مخدوش می کنند ؟ سخن از رای حلال و حرام چیست ؟ این ایا یک نوع بازی با الفاظ و مقدسات مردم نیست ؟ اگر اینچنین باشد می خواهید چه پیامی برسانید؟ ایا پیام این است که دیگرانی که به آقای روحانی رای دادند، ضدانقلاب بودند ؟! کلیپی از برخی چهره های درجه سه آنها مطرح شده که برخلاف تاکیدات رهبری است و می گوید معنی ندارد اجازه دهیم اکثریت قاطع در انتخابات حصور یابند !! اگر اکثریت بیایند، ما رای نمی آوریم و باید مدیریت کنیم ،چون با حضور حداقلی است که پیروز می شویم !! پیام این است که هرکس به رقیب ما رای دهد، ضدانقلاب است و این برخلاف دکترین نظام سیاسی است که امام تحت عنوان مردمسالاری و رای مردم در این کشور نهادینه کرده اند . به اتکای کدام قدرت برخی اجازه دارند خلاف نظر امام حرف بزنند؟ ما امروز به کُنه حقیقت فرمایشات آقای هاشمی رفسنجانی می رسیم که در رد صلاحیت سیدحسن اقای خمینی گفت شما مگر مشروعیت تان از چه کسی گرفته اید که به خودتان اجازه می دهید برخلاف دیدگاه امام حرف بزنید وفرزند فرهیخته وعالم فاضل پاکدامن وهوشمند او را رد کنید؟! این اقایان دارند دین شان را به تاراج می دهند و تحت الشعاع مطامع قدرت کسانی قرار می دهند که نفعی هم برایشان ندارد. نمونه اش برخی صحبتهای خلاف واقع آقای قالیباف .آیا می خواهید دین تان را به خاطر این نوع خلاف گویی ها مخدوش کنید؟! دوم اینکه اگر قرار بر این باشد به نتیجه ارا قلبا تمکین نکنید وشبهه ناک صحبت کنید ناخواسته برخلاف نظر خود موضعگیری اقای مهندس موسوی را تایید می کنید . مگر آقای مهندس موسوی که به انتخابات ایراد گرفت شما نگفتید چرا حرف خلاف قانون می زنی؟ همه بایدتمکین میکردیم که قانون از هر کسی مهمتر است و پذیرفتیم که به هر حال انتخابات صورت گرفته و نهادهای مسئول هم ان را تائید کردند پس دیگر حرفی نمی ماند .این سیاست دوگانه است و از نظر ما بازی است. موضوع آقای موحدی شاید تاحدی قابل فهم باشد چون ایشان به عنوان مسئول جامعه روحانیت مبارزکسی است که این داستان حول محوریت ایشان مدیریت شده و می خواهد از برگزیده خود دفاع کند ولی اصلا نمی فهمیم چرا دیگران این صحبتها را می کنند؟ جناب اقای جنتی این شخصیت محترم ومعّمرکه خود مسئول شورای نگهبان اند . اگر تخلفی شده و انرا به این پررنگی وغلظت مطرح می کنند پس چرا انتخابات را تائید می کنند؟ نظارت، وظیفه شماست و قانون به شما اقتدار داده که تصمیم بگیرید. اگر حرف شما درست است پس فرمایشات مقام معظم رهبری چیست که اعلام کردند انتخابات خوب، آرام و با حضور حداکثری بود و تائید حضور مردم را مطرح فرمودند .حرفهای بی حساب و کتابی که از نا ...

ادامه مطلب  

زره بافی سنتی در اراک  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی سنتی در اراکتصاویر زره بافی ...

ادامه مطلب  

آتش به اختیارهایی که «ابراهیم هادی» انتخابشان کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، طرح تابستانه کتاب از نیمه تیر تا نیمه مرداد ماه در کتابفروشی های سراسر کشور برگزار شد، در میان چند کتاب تألیفی پرفروش این طرح «سلام بر ابراهیم» نیز خودنمایی می کند، کتابی که توسط موسسه شهید ابراهیم هادی منتشر شده و در سال های گذشته به عنوان یکی از پرفروش های بازار کتاب مطرح بوده است.«سلام بر ابراهیم» کاری است از گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی که در قالب زندگی نامه ای مختصر و با 69 خاطره درباره شهید بزرگوار و جاویدالاثر «ابراهیم هادی» منتشر شده است. این کتاب حاصل بیش از 50 مصاحبه با خانواده، یاران و دوستان آن شهید است. این اثر برای اولین بار در سال 88 منتشر شده و تاکنون همواره به عنوان یکی از کتاب های پرمخاطب در حوزه دفاع مقدس معرفی می شود.«سلام بر ابراهیم» تلاش دارد تا از گذر خاطرات و گفته های دیگران، شخصیت ابراهیم هادی را به عنوان یکی از شهدای هشت سال دفاع مقدس به مخاطب معرفی کند. در این راه، کتاب با استفاده از بیانی داستان گونه بر روایت های کتاب جذابیت بخشیده است.موسسه شهید ابراهیم هادی یک موسسه مردم نهاد است که کار خود را با جمع آوری خاطرات این شهید آغاز کرده و امروز بیش از 60 عنوان کتاب با موضوع شهدای کمتر شناخته شده دفاع مقدس و مدافع حرم منتشر کرده است. موسسه ای که فعالیتش مصداق بارز آتش به اختیارهاست، آتش به اختیارهایی که در شهرستان های مختلف خاطرات شهدا را گرداوری کرده و سرگذشت آن ها را برای مخاطبان نسل جوان خواندنی می کنند.به بهانه پرفروش شدن کتاب در طرح تابستانه و آغاز ترجمه انگلیسی و عربی آن، تسنیم در میزگردی به گفت وگو با محسن عمادی مسئول این گروه فرهنگی پرداخته است. عمادی در این گفت وگو خود را نماینده یک گروه معرفی می کند ، گروهی که اعضای مختلفی در شهرستان های ایران دارد و همه موفقیت خود را تاکنون مدیون شهید ابراهیم هادی است. متن این گفت وگو به شرح ذیل است: چه شد که به سراغ انتشار خاطرات شهدا آن هم شهید گمنامی چون «ابراهیم هادی» رفتید؟«سلام بر ابراهیم» نخستین کار گروه «شهید ابراهیم هادی» بود. من به نمایندگی از یک گروه اینجا هستم ، هادی ذوالفقاری شهید مدافع حرم نخستین فردی بود که مصاحبه های این کتاب را انجام داد ، گروه شهید ابراهیم هادی یک گروه چندین نفره است که در عمده شهرستان ها فعال هستند، از این میان بچه های استان همدان از همه فعالتر هستند.روز نخست گروه به این معنا وجود خارجی نداشت، چند تا از بچه های مسجد دور هم جمع شدیم و اندک اندک گروه به وضعیتی رسید که امروز وجود دارد. ما ابتدا جلسه ای با مساجد اطر اف گذاشتیم، از آن جمع اکنون چند نفر مانده انده ، 2 نفر به قافله شهدا پیوسته اند، سید علیرضا مصطفوی (کتاب همسفر شهدا) و (شهید هادی ذوالفقاری(کتاب پسرک فلافل فروش) که فعالیت گسترده ای در زمینه کارهای شهدا داشت. گروهی را راه انداختیم و برای ابراهیم هادی کار را شروع کردیم.شروع کار ما را با «سلام بر ابراهیم» بود، من زمانی که کتاب «خاک های نرم کوشک» را خواندم، تصمیم به نوشتن از ابراهیم هادی گرفتم، دیدم که ابرهیم هادی پتانسلی مثل شهید برونسی را دارد، اما اولین باری که نام شهید هادی را شنیدم، نوجوان بودم، زمانی بود که مادر شهید فوت کرده بود، قرار بود سال 73 از مسجد الشهدا برویم منزل شهید آوینی که با این اتفاق ابتدا قرار شد برویم منزل شهید هادی. آن جا حسین الله کرم داستان «معجزه اذان» را تعریف کرد و این داستان برای من بسیار جذاب و تاثیرگذار بود.هیچ ناشری حاضر به انتشار کتاب «سلام بر ابراهیم» نبودهمانطور که گفتم، خاطرات پس از خواندن کتاب «خاک های نرم کوشک» جمع آوری شد، سال 87 کار آماده شد. به چندین موسسه دولتی و غیردولتی برای چاپ کتاب مراجعه کردیم تقریباً همگی دست رد به سینه ما زدند. بهترین اتفاق این بود که یکی از ناشران دولتی گفت کتاب را در نوبت چاپ می گذاریم، اگر تأیید شود، 14 چاپ بعد است. ما با مرحوم آقای علیان مدیر نشر پیام آزادی که شهید هادی را در جبهه دیده بود و می شناخت ، صحبت کردیم که خیلی زحمت کشید و هزینه کرد برای انتشار این کتاب. چاپ نخست کتاب انجام شد. بعد از آن ما اصرار داشتیم که کتاب به دست مردم برسد، اما کسی حمایت نمی کرد، این شد که خودمان می بردیم، فروشگاه های کتاب خیابان انقلاب. حتی فروشگاه های مذهبی هم قبول نمی کردند، کتاب را توزیع کنند. برای برخی ماجرای کتاب را تعریف می کردیم به برخی کتاب را می دادیم که بخوانند و ... اما امروز خدا رو شکر در 3 ماه اخیر فروشگاه های تهران بالای 20 هزار نسخه از ما کتاب گرفته اند. الان گاهی اوقات در یک هفته بیش از 10 هزار نسخه توزیع می شود و ما کم می اوریم، حتی موجی از استقبال از کتاب شکل گرفت که ما در یکی دو سال اخیر با مشکل رساندن کتاب به پخشی ها مواجه شدیم. اخیرا ً گویا «سلام بر ابراهیم 2» را هم چاپ کردید، داستان آن چیست؟«سلام بر ابراهیم 2» را یکسال بود که مشغول به فعالیت بودیم، دیدیم خاطرات جدیدی می آید و افراد تازه ای پیدا می شود، کرامات زیادی هم رخ داده است، لذا آمدیم خاطرات را جمع آوری کردیم و «سلام بر ابراهیم2» در 224 صفحه هم آماده شد.شما عمدتاً به سراغ شهدایی رفته اید که ناشناخته بوده اند .بله، گروه شهید ابراهیم هادی به سراغ شهدای ناشناخته می رود ، آن هایی که تاکنون کاری برایشان نشده است، به جز چند مورد فرمانده، به سراغ کسانی رفتیم که دیدگاه های تربیتی اثرگذاری داشتند، دیدگاه های شهید را بررسی می کردیم اگر بار تربیتی بالایی داشت به سراغش می رفتیم. کتابی هم وجود دارد که 5 سال است چاپ شده اما هنوز چاپ اولش تمام نشده است. نابراین استقبال از همه کتاب هایما یکسان نیست.بر این اساس تقریبا یکی دو سال است که کار را هدفمند کرده ایم، سوژه های بسیاری به ما معرفی می شود ، ما سوژه را بررسی می کنیم و اگر موافق با حرکت مسیر ما بود، روی آن کار را آغاز می کنیم ، مثلا کتاب «طیب» سال 92 چاپ شد. ما دیدیم کتابی در امریکا توسط هما سرشار چاپ شده که تمام تقصیر کودتای 28 مرداد را به گردن طیب انداخته و شعبان را بی گناه معرفی کرده است. من از طیب چیزهایی شنیده بودم، رفتیم سراغ جمع آوری خاطرات و دیدم شخصیت طیب این نیست که معرفی شده است، خاطرات را منتشر کردیم و الان نزدیک به 14 چاپ از کتاب روانه بازار شده است. گاهی اوقات در نقل این خاطرات اشتباهاتی صورت می گیرد، برای نمونه چندی پیش فایل صوتی با عنوان وصیت شهید حججی از زبان خودش در شبکه های اجتماعی دست به دست شد، اما بعدا مشخص شد که این صدای شهید نیست، الان هم 30 سال از دفاع مقدس گذشته است و ممکن است خاطرات کاملا درست نباشد، شما فیلتری برای اینکه خاطرات درست باشد ، غلو نباشد و ... دارید؟بله. من الان کتابی دارم که سال 90 آماده چاپ شد ، اما تاکنون منتشرش نکرده ایم، خاطرات فوق العاده ای دارد و هزینه بسیاری هم در برداشته است. اما در صحت خاطرات تردید داشتیم بنابراین آن را منتشر نکرده ایم.بارها شده خاطراتی از ابراهیم هادی نقل شده است که حس کردیم غلو شده و تنها یک نفر راوی داشته و کشی آن ماجرا را ندیده بود، بنابراین منتشر نکردیم، گاهی هم دیدیم که یک نفر خاطرات را نقل کرده و یک نفر هم تایید کرده است.بنابراین منتشر کردیم. گاهی پیش می آید، راوی خاطرات ابراهیم هادی را می گوید اما خود را مطرح می کند. این ها را فیلتر کرده ایم.هزینه هایی که برای کتاب ها انجام می شود، با قیمت پشت جلد جور در نمی آید اما خوشحالیم از اینکه یکسری شهدایی که اگر ما نرویم، سراغشان کسی دیگر هم نمی رود. به عنایت ابراهیم هادی این شهدا معرفی می شوند از جمله مهمان شام و سیدمیلاد مصطفوی. سبک و سیاق نوشتاری کتابتان بر چه اساسی است؟من معلم دبیرستان هستم، 20 کتاب دفاع مقدس را بردم مدرسه تا بچه ها بخوانند ، بچه ها با «خاک های نرم کوشک» بیشترین ارتباط را برقرار کردند، سبک این کتاب را خیلی پسندیدند ، داستان های کوتاه همراه با تصویر که با مخاطب همراهی می کند. ما با این سبک «سلام بر ابراهیم» را ویرایش کردیم و تاکنون بهتر از این سبک ندیده ام که بخواهم کار کنم. ما سعی مان بر این است که استعاره و تشبیه را کم کنیم و کتاب به گونه ای باشد که برای همه مخاطبان قابل فهم باشد.هدف ساده نگاری مطلب است . گاهی دوستانی مطرح می کنند در کتاب «شهید ابراهیم هادی» مقداری غلو شده است، شما به این موارد برخورد نکردید؟چرا ، یک دوستی آمد و به من گفت، در کتاب نوشته اید که شهید هادی نماز شب می خواند ، من در گروه اندرزگو بودم ، ندیدم چنین چیزی را. به او گفتم این خاطره را مصطفی هرندی نقل کرده است بیا با هم برویم پیش او. هرندی گفت تو با هادی در اندرزگو بودی. اما چند شب پیش او خوابیدی؟ هادی شب ها در اردوگاه نمی خوابید می رفت آشپرخانه سپاه گیلانغرب، چهار پیرمرد بودند که نماز شب می خواندند ، راوی یکی از این پیرمردهاست که هنوز زنده است، نمی گوید شب ها پیش ما می خوابید ما که برای نماز شب بیدار می شدیم او هم بیدار می شد و نماز شب می خواند.برخی کتاب را نخوانده انتقاد می کردندگاهی نیز خاطره ای نقل شده که بعدا متوجه شدیم درست نیست و در چاپ های بعدی آن را ویرایش کرده و حذف کردیم. یکی از راویان راهیان نور از کتاب انتقاد زیاد می کرد، من به صورت ناشناس پیش او رفتم و گفتم نظرت درباره کتاب ابراهیم هادی چیست؟ گفت دروغ است. گفتم آن را خوانده ای گفت نه. گفتم پسر چطور می گویی دروغ است، گفت: فلانی می گوید در این کتاب آمده کف کانال کمیل قیر ریخته بوده اند ، ابراهیم در قیر می پرد و دو تا برانکارد می گذارد روی دوشش تا نفرات رد شوند. من گفتم در کدام صفحه چنین چیزی آمده است؟ گفت نمی دانم. گفتم پس چطور نمی دانی می گویی دروغ است. در فلان صفحه که راوی میثم لطیفی از بچه های اطالاعات است، خاطره را نقل می کند، نمی گوید کانال کمیل می گوید در راه برگشت از عملیاتی که گیر افتاده بودیم، به کانالی رسیبدیم که کفش در تاریکی شب برق می زد، فکر کردیم قیر است. ابراهیم پرید و تا زانو فرو رفت، دو تا برانکارد گذاشت روی دوشش تا ما مجروحین را رد کنیم. بعد این فرد عذرخواهی کرد. متاسفانه برخی در موضوعی کار نمی کنند.همینکه دیگران کار کردند و کارشان گرفت شروع می کنند به تخریب.هرگز مثل ابراهیم هادی ندیدم/ شهید حججی را خدا بالا بردعلت است ...

ادامه مطلب  

آنالیز آماری رای روحانی و رقیب در5 استان  

درخواست حذف این مطلب
کاهش رای اصولگرایان در استان تهراندر گام نخست مقایسه آرای نامزدها در انتخابات ریاست جمهوری سال 92 با آرایی که در سال 96 به صندوق ها ریخته شد، نشان می دهد مجموع رای نامزدهای اصولگرا در انتخابات 4 سال گذشته در استان تهران، 2 میلیون و 470 هزار و 65 رای بود حال آنکه در انتخابات امسال، ابراهیم رئیسی به عنوان نامزد مورد اجماع اصولگرایان، در این استان یک میلیون و 918 هزار و 390 رای به دست آورد. این اعداد حاکی از آن است که با وجود اجماع اصولگرایان بر سر یک نامزد، نامزد مورد وثوق آنها با افت رای نسبت به مجموع آرای نامزدهای متعدد انتخابات سال 92 روبه رو شد. از سوی دیگر با احتساب افزایش میزان مشارکت در استان تهران در انتخابات امسال نسبت به سال 92، این افزایش به نفع اصولگرایان نشد و بر آرای حسن روحانی افزود. میزان آرای صحیح در استان تهران در انتخابات 4سال پیش، 4 میلیون و 917 هزار و 848 رای بود که در انتخابات امسال با افزایشی بیش از یک میلیون و 150 هزار رای، به 6 میلیون و 76 هزارو 232 رای رسید. این افزایش بیش از یک میلیون نفر در استان تهران، به نفع حسن روحانی تمام شد. او در انتخابات امسال توانست با جذب آرای یک میلیون و 659 هزار و 467 نفر از رای دهندگان استان تهران، آرای خود که در سال 92، 2 میلیون و 385 هزار و 890 رای بود را به 4میلیون و 45 هزار و 357 رای افزایش دهد. این یعنی روحانی در دور دوم از ریاست جمهوری اش، با حمایت بیشتری از مردم پایتخت در پاستور به کار ادامه خواهد داد.رای 13 شهرستان استان تهران به روحانیاز سوی دیگر، به طور کلی اعداد منتشر شده در گزارش وزارت کشور نشان می دهد ابراهیم رئیسی در استان تهران، 2 میلیون و 126 هزار و967 رای کمتر از حسن روحانی به دست آورده است. با وجود این فاصله میان آرای این دو رقیب اصلی انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم، جزئیات بیشتر از آرای رای دهندگان این استان، نشان می دهد ابراهیم رئیسی از مجموع 16 شهرستان استان تهران تنها در 3 شهرستان، از روحانی پیشی گرفت. پاکدشت، ورامین و پیشوا به ترتیب شهرستان هایی هستند که در استان تهران بیشترین رای را به سبد ابراهیم رئیسی ریختند. در پاکدشت 72 هزار و 345 نفر به رئیسی رای دادند و در مقابل روحانی توانست 61 هزار و 31 رای به دست آورد؛ این یعنی پاکدشتی ها 3/ 8 درصد بیشتر به ابراهیم رئیسی رای دادند. در ورامین هم ابراهیم رئیسی با 60 هزار و 744 رای، یعنی 4/ 6 درصد بیشتر از آرای حسن روحانی (53 هزار و 262 رای)، پیروز شد. در پیشوا اما این تفاضل بیشتر بود؛ هرچند در دو شهرستان یاد شده میزان تفاضل آرای رئیسی و روحانی به 10 درصد هم نرسید، اما در پیشوا این رقم به 9/ 12 درصد رسید. 20 هزار و 983 نفر از پیشوایی ها به رئیسی رای دادند و این در حالی است که حسن روحانی در این شهرستان 16 هزار و 80 رای به دست آورد. با این حال روحانی در 13 شهرستان دیگر استان تهران پیروز میدان شد. هرچند تفاضل آرای این دو رقیب انتخابات 96، در سه شهر استان تهران که رئیسی بیشترین آرا را کسب کرد به 13درصد هم نرسید اما فاصله آرا در شهرهایی که روحانی حائز بیشترین رای شد، معنادار است. روحانی در شهرستان تهران 4/ 71 درصد آرا را به خود اختصاص داد این در حالی است که ابراهیم رئیسی تنها توانست 7/ 26 درصد آرای شهر تهران را به دست آورد. مقایسه این دو رقم، فاصله 7/ 44 درصدی آرای روحانی نسبت به رئیسی را ...

ادامه مطلب  

رئیسی نمی خواست به جمنا محدود شود  

درخواست حذف این مطلب
سید محمد حسینی، عضو شورای مرکزی جبهه مردمی نیرو های انقلاب با اشاره به این جبهه اظهار کرد: جبهه مردمی نیروهای انقلاب در مدت کوتاهی یعنی از زمانی که رسمأ اعلام موجودیت کرد تا زمان برگزاری انتخابات، درحدود ۵ ماه توانست یک حرکت سراسری شکل دهد و از تمام شهرها، استانها و اقشار مختلف برای یک مشارکت گسترده در تصمیم گیری واقدام مشترک دعوت به همکارى کند.وی ادامه داد: درگذشته درجمع های محدودی که عناصراصلى تشکل ها و احزاب اصولگرا در آن بودند تصمیم گیری می شد و تصمیمات را ابلاغ می کردند اما این بار سعی شد که بدنه اجتماعی در تصمیم گیری سهیم و نقش داشته باشند که این حرکت علاوه بر اینکه احترام گذاردن به نظرات آنان محسوب می شد، در ایجاد انگیزه برای تلاش بیشتر نیز مؤثر بود.حسینی همچنین گفت: اصولگرایان درسال٩٤ هم در انتخابات مجلس در تهران به لیست واحد رسیدند ولی چون بدنه حزب اللهى و انقلابی کاملا متقاعد نشدند با تمام توان وارد میدان رقابت نشدند؛ ولی این بار که به گزینه واحدرسیدیم غالب افراد فعالانه درصحنه بودند.وی ادامه داد: به هرحال این بار برخلاف سال 92توانستیم به گزینه مشترک و نهایی برسیم که در این زمینه جمنا نقش عمده اى داشت.عضو هیئت رئیسه جمنا افزود: بعد از انتخابات لازم بود جلساتی برگزار شود که در آن اعضاى شورای مرکزی به تبادل نظر و آسیب شناسی جدی بپردازند و نقاط ضعف و قوت، تهدیدها و فرصتها و نیز اولویت ها و راهبردها و حتی برنامه های اجرایی و عملیاتی را مشخص کنند؛ که این کار در مرحله نهایی است.وی ادامه داد: برنامه ریزی برای انتخابات مجلس یازدهم نیز در دستور کار است تا بتوانیم با همگرایی ، انسجام وبرنامه ریزى بهتر در فضای سیاسی کشور به ویژه انتخابات اثر گذارتر باشیم.سید محمد حسینی به بازنگرى در ساختار جمنا اشاره کرد و گفت: برخی گلایه و انتقاداتی داشتند که افرادشرکت کننده در مجمع ملى براساس چه مکانیزمی دعوت شدند؟لذا جمنا در ساختار جدید خود تلاش کرده شبهات و ابهامات را بر طرف کند و به یک جمع بندی معقول و مورد قبول برسد.جمنا در استان ها ضعف داشتدبیرکل کانون دانشگاهیان ایران اسلامى با بیان اینکه تردیدی نیست که جمنا در استانها ضعف داشت؛ گفت: در بازه زمانی پنج ماه تا انتخابات جبهه مردمى فعالیت فشرده اى را ساماندهی کرد و همه به نوعى زحمت کشیدند اما در اینکه جمنا در استانها و یا در تهران ضعفها وکمبودهایى داشت تردیدی نیست و اگر این گونه نبود نتیجه بهتری کسب می شد.حسینی ادامه داد: ممکن است بگویید رقیب قدرتمند و دولت مستقر بود و از شیوه ها و شگردهاى مختلف و در هم برای پیروزى استفاده کرد، پاسخ این است که بله حرف درستى است اما در هر حال ما می توانستیم با روشنگرى و تبیین قضایای پیدا و پنهان رقیب وتلاش گسترده افکار عمومی را بیشتر با خود همراه کنیم.این استاددانشگاه تهران گفت: این ضعف ها ممکن است در شورا یا ستاد مرکزی هم بوده باشد که باید در فضای منطقی بررسی و در برنامه های آینده برطرف شود.موتلفه على الظاهر باجمنا همراهی داشتسید محمد حسینی به حمایت احزاب اصولگرا از جمنا اشاره کرد و گفت: جمنا نتوانست صد در صد افراد و احزاب را به خود همراه سازد اما یک وفاق حداکثری ایجاد کرد و غیر از جبهه پایداری تقریبأ همه احزاب شناخته شده اصولگرا از جبهه پیروان خط امام و رهبری، تا ایثارگران به آن پیوستند.وی به حزب موتلفه اشاره کرد و گفت: از حزب موتلفه آقای حبیبی، آل اسحاق، خانم رهبر و افتخاری در شورای مرکزی جبهه حضور داشته و دارند و آقایان حبیبی، بادامچیان وتوکلی بینا با وجود کاندیداتوری میرسلیم در آخرین روز اطلاعیه دادند و از آقای رئیسی حمایت کردند.سید محمد حسینی ادامه داد: میرسلیم و شورای مرکزی مؤتلفه دلایل خاص خودشان را از کاندیداتوری داشتند و البته ما هم گلایه های جدی داشتیم که شعار موتلفه همیشه این بود که تابع جامعتین هست یعنی جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به هر تصمیمی که آنها برسند ما هم تابع آن هستیم و این بار هر دو جامعه نسبت به آقای رئیسی اجماع داشتند اما مؤتلفه درکمال ناباورى با کاندیدای مستقل وارد صحنه شد.جمنا اصراری به کناره گیری میرسلیم نداشت/تصمیم میرسلیم شخصی بودوزیرپیشین ارشاد ادامه داد: شورای مرکزی جمنا اصرار زیادى به کناره گیری میرسلیم نداشت و ایشان هم با نظر شخصی وتصمیم اکثریت شورای مرکزی مؤتلفه تصمیم گرفت که در انتخابات بماند.وی افزود : جبهه پایداری و جلیلى ظاهرا انتظار داشتند از آغاز شکل گیرى جمنا نقش داشته باشند و حاضر نبودند با تأخیر و پس از انجام برخى اقدامات به مجموعه بپیوندند.سیدمحمدحسینى گفت: به هرحال جبهه توانست یک اجماع نسبى و وفاق حداکثرى بوجود آورد و در نهایت نیروهای انقلاب ازکاندیداى واحد حمایت کردند.حسینی خاطرنشان ساخت : درحال حاضر که بیش ازدوسال تا رقابت انتخابات مجلس یازدهم فرصت داریم باید همه عناصرمؤثر، احزاب و تشکل هاى ولایى دیدگاه هاونقطه نظرات خود رامطرح کنند تا از تفرقه و چند دستگی جلوگیری شود وزمینه نتیجه گیرى مطلوب درانتخابات حاصل شود.بعضى از نیروهاى ارزشى گمان مى کردند جمنا صرفا برای حمایت ازقالیباف تشکیل شده استعضو شورای مرکزی جمنا افزود: بعضى دوستان مثل طرفداران جبهه پایداری تصورشان این بودکه جمنا برای حمایت از کاندیداتورى آقای قالیباف تاسیس شده است و این گونه عنوان می کردند که گزینه نهایی جمنا آقای قالیباف است و این اقدامات و همایش ها جنبه صوری دارد ودر نهایت کار مهندسی خواهد شد و به هدف خودشان مى رسند.وى ادامه داد: اما در واقع جبهه مردمی نیروهای انقلاب بر این اعتقاد بود که از همه ظرفیت ها استفاده کند بر این اساس لازم بود با همه شخصیت هایی که در مظان کاندیداتوری بودند صحبت نماید و از آنان دعوت کند تا در چارچوب جمنا خود را در معرض رای پایگاه اجتماعی اصولگرایان قرار دهند.حسینی یادآور شد: آقای رئیسی به خاطر ویژگی هایی که داشتند از همان ابتدا در هر دو مرحله رای اول را کسب کردند.وی ادامه داد: آقای قالیباف گاهی از مواقع مصاحبه می کرد که کاندیدا نیست و این باعث تردید مى شد اما آقای رئیسی اینگونه بحث ها را نداشتند لذا به طوری طبیعی مراحل طی شد و در نهایت به آقای رئیسی رسیدیم.سیدمحمد حسینی افزود: یکی از ویژگی های آقاى رئیسی این بود که در بین نیروهای ارزشی، ولایی و انقلابی تقریباً در مورد ایشان وفاق بود و مخالف قابل ذکرى نداشت اما در مورد اینکه آقای قالیباف گزینه نهایى باشد اختلاف نظر وجود داشت، برای نمونه جبهه پایداری، آقای جلیلی و جمعى ازعلما وروحانیون با ایشان مخالف بودند.وی ادامه داد: اختلاف جبهه پایداری با آقای قالیباف بحث امروز و دیروز نیست بلکه انتقاداتی به موضع گیری ها و یا رویکرد فرهنگی و سیاسی آقای قالیباف است که از گذشته داشته اند.جمنا پیشنهاد داد که قالیباف کنار رود اما تصمیم نهایی را خود قالیباف گرفتعضو شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب گفت: در شورای مرکزی جمنا این موضوع مطرح بود که با وجود دو کاندیدا نتیجه ای به دست نمی آید و گفتند که اگر یک کاندیدا باقی بماند امید بیشتر می شود لذا قرار شد با آقای قالیباف صحبت و به ایشان منتقل کنند که در نظرسنجی ها موقعیت آقای رئیسی بهتر است اما چیزی به ایشان تحمیل نشد بلکه صرفا یک پیشنهاد بود که در نهایت خود آقای قالیباف تصمیم گرفت تا انصراف دهد.دبیرکل کانون دانشگاهیان با اشاره به اینکه برخی ها عنوان می کنند همه رای آقای قالیباف در سبد آقای رئیسی ریخته نشد، گفت: از طرفی مشخص نبود که اگر آقای رئیسی نیز انصراف می داد تمام آراء ایشان به سبد آقای قالیباف ریخته مى شد یا خیر.جمنا پیشنهاد داد قالیباف معاون اول شود اما رئیسی آن را اعلام نکردسید محمد حسینی با اشاره به موضوع مطرح شده در شورای مرکزی جمنا گفت: پیشنهاد جمنا این بود که آقای قالیباف به عنوان معاون اول مطرح شود چون عده اى اعتقاد داشتند که آقای قالیباف یک مدیر اجرایی توانمند است و اگر برخی انتقاداتی دارند که آقای رئیسی در کار های اجرایی نبوده با این ترکیب این انتقادات بر طرف می شود و آقای رئیسی و قالیباف می توانند مکمل خوبی برای هم باشند.عضو شورای مرکزی جمنا افزود: از طرف دیگر اعلام این ایده می توانست انگیزه ستاد های آقای قالیباف را برای همکارى با ستادهای رئیسی بیشتر کند اما به هر دلیلی ستاد آقای رئیسی یا خود ایشان به این جمع بندی نرسیدند که معاون اولی آقای قالیباف را اعلام کنند.وی ادامه داد: آقای رئیسی اعلام کرد که ما از آقای قالیباف تشکر و از توان بالاى اجرایى ایشان استفاده می کنیم اما معاون اولی ایشان را که جمنا پیشنهاد داده بود،اعلام نکرد.سید محمد حسینی در واکنش به اینکه گفته می شود اعضای شورای مرکزی جمنا با انصراف آقای قالیباف مخالفت داشتند، گفت: در شورای مرکزی تصمیم گیری شد که اقای قالیباف انصراف دهد و اعضاء شورا نیز قبول کردند و پذیرفتند که بهتر است باتوجه به شرایط ونظرسنجیهاآقای قالیباف کناره گیری کند اما اگر کسی جداگانه مخالفتی با این موضوع داشته بنده اطلاع ندارم.رئیسی نمی خواست حامیان خود را محدود به جمنا کند همان گونه که روحانی خود را محدود به حمایت اصلاح طلبان نکردعضو هیئت رئیسه جمنا گفت: این تصور وجود داشت که آقای رئیسی فراتر از پایگاه جمنا آرایی دارد لذا نمی خواست دایره حمایت خود را به جمنا محدود کند به همین دلیل سعی می کرد خود را به نوعی مستقل جلوه دهد و به ویژه ازقشرخاکسترى آرایى را جلب کند.وی ادامه داد: در انتخابات معمولا کاندیداها به همین شیوه عمل می کنند و آقای روحانی هم در انتخابات دامنه طرفداران خود را به اصلاح طلبان محصور نکرد.ارزیابی از موضوع نو اصولگرایی: جریان اصولگرایی نیازمند بازنگری استسید محمد حسینی با اشاره به موضوع نو اصولگرایی گفت: در اینکه باید یک بازنگری در گفتمان، رویکرد، روشها وچهره هاى جریان اصولگرایی صورت گیرد کسی تردید ندارد و هر کسی به زبانی این ضرورت را بیان می کند.وی ادامه داد: دوستان ما در انتخابات مجلس، شوراها و ریاست جمهوری نتیجه را واگذار کردند، زمانى که چنین اتفاقاتی به هر دلیل یا دلایلى صورت می گیرد باید یک تجدید نظرجدى صورت گیرد و اگر به همان روش و گفتمان قبل اصرار داشته باشیم آش همان آش وکاسه همان کاسه خواهد بود و نتیجه اى حاصل نمى شود.استاد دانشگاه تهران افزود: باید چنان تحولی صورت گیرد که ضمن حفظ رای 16 میلیونی،براى جلب ١٠میلیون رأى دیگرهم برنامه ریزى و تدبیرکنیم.حسینی خاطر نشان کرد: بیش از 3 ماه است که در این خصوص در جلسات بحث مى کنیم تا با واقع گرایى بتوانیم تحولاتی را رقم بزنیم تا فعالیت ها ثمره بخش ترشود و منتج به نتیجه مطلوب گردد.عضو شورای مرکزی جمنا گفت: حتی اگر آقای قالیباف هم در صحنه رقابت باقی می ماند و آقای رئیسی انصراف می داد برمبناى قرائن و شواهد و نیز نظرسنجی هاى سه مرکز مورد توافق باز آقای روحانی پیروز انتخابات بود و رای جریان اصولگرایی بیشتر نمی شد.ناطق از اصولگرایان فاصله گرفت،اصولگرایان از او فاصله نگرفتندسید محمد حسینی با اشاره به برخی از شخصیت های اصولگرا همچون آقای ناطق نوری، ولایتی و مرحوم هاشمی رفسنجانی گفت: آقای ناطق تقریبا از سال ۸۴ به تدریج راه خود را از اصولگرایان جدا کرد.وی ادامه داد: در سال 84 آقای ناطق نوری رئیس شورای هماهنگی بود که در آن شورا به این نتیجه رسیدند که آقای لاریجانی به عنوان کاندیدای نهایی اصولگرایان در انتخابات باشد درحالیکه آقای قالیباف و احمدی نژاد نیز حضور داشتند و این تصمیم شورای هماهنگی را نپذیرفتند.حسینی خاطر نشان کرد: زمانى که احمدی نژاد رئیس جمهور شد، آقای ناطق به دلیل ناکارآمدى شوراى هماهنگى و عدم همراهى همه جریانات اصولگرایى ونیز بخاطر اختلاف نظرهایی که با احمدی نژاد داشت مدتى سکوت کرد و خودرا از اینکه محور فعالیت اصولگرایان باشد کنار کشید و به تدریج فاصله گرفت و با کارگزاران و اصلاح طلبان ارتباط بیشترى برقرار کرد.حسینی گفت: این فاصله به گونه ای شد که در سال 88 نه علنا بلکه عملا آقای ناطق حامى گزینه اصلاح طلبان شد و در سال 92 هم ایشان کاملا از آقای روحانی حمایت کرد.وی ادامه داد: این همراهی آقای ناطق با اصلاح طلبان به گونه ای شده که در حال حاضر مواضع ایشان درانتخابات، با خاتمی رقیب جدی خود در سال 76، سازگاری بیشتری دارد تا با مواضع نیروهایی که درسال ٧٦با تمام توان و اعتبار در حمایت از ایشان وارد صحنه شدند و در دوران دوم خرداد متحمل هزینه های فراوان شدند.عضو شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب افزود: به هرحال آقای ناطق نوری از اصولگرایان فاصله گرفتند و این گونه نبوده است که اصولگرایان از ایشان فاصله بگیرند. آقای ناطق به تدریج تمایل پیدا کردند که با مرحوم هاشمى رفسنجانى، خاتمی، سیدحسن خمینى و روحانى مراوده و همفکری داشته باشد و حتى از شرکت در جلسات جامعه روحانیت مبارز اجتناب نماید.وی ادامه داد: بدیهى است اصولگرایان هم اشکالات و ایراداتی داشته اند اما سوالى که براى نیروهاى ولایی و ارزشی لاینحل مانده این است که چگونه آقای ناطق با کسانى همراه شده که درگذشته و به ویژه دوم خرداد آن تخریب هاى گسترده و بی رحمانه را علیه ایشان کردند!مهمترین چالش دولت روحانی ناکار آمدی آن استوی به مهمترین چالش دولت روحانی اشاره کرد و گفت: مهمترین چالش دولت آقای روحانی ناکارآمدی آن است یعنی ترکیب دولت یازدهم و در حال حاضر دوازدهم به گونه ای است که من حیث المجموع ازکارآمدى، عزم و اراده، تحرک و برنامه راهگشا براى تحول و پیشرفت کشور و برطرف شدن مشکلات اساسی مردم از جمله بیکارى، معضلات اجتماعى و مشکلات معیشتى، برخوردارنیست.حسینى گفت: دولت مردان با طرح شعارهاى پرطمطراق وعده دادند که با مذاکرات و توافق؛ تمامى تحریم ها را یک جا برخواهند داشت و همه مشکلات را از سر راه رونق اقتصادی کشور برخواهند داشت اما با گذشت چند سال از اجرایى شدن برجام تحولی ملموس در زندگی مردم رخ نداده است و به توصیه های رهبری در خصوص اقتصاد مقاومتی توجه کافی صورت نگرفته است و به گفتار درمانى بسنده شده است.عضوهیئت علمی دانشگاه تهران گفت: درآغاز مذاکرات که رهبرحکیم انقلاب از بدبینى نسبت به آمریکا در پای بندی به تعهدات سخن مى گفتند آقای روحانی با خوش خیالى تمام اظهارنظر می کرد که در عالم سیاست بد بینی و خوش بینی معنا ندارد حال با گذشت چند سال متوجه شدند که خیلى هم معنا دارد و نمی شود به آمریکا اعتماد و تکیه کرد و همان سخنى را می گویدکه منتقدان از اول هشدارداده بودند و با شدیدترین حملات و اتهامات از جمله کاسب تحریم بودن مورد نوازش قرارگرفته بودند.حسینى ادامه داد: رئیس جمهور وعده داد سالانه یک میلیون شغل ایجاد می کند ولی در آغاز راه وزیرکار اعلام می کند همه ظرفیت ها و اعتبارات را که بکارگیریم ٥٠٠هزارفرصت شغلی بیشتر به وجود نمى آید و به همین صورت وعده ها روى کاغذ می ماند و با تعطیلی بعضی کارخانه ها و مراکز ...

ادامه مطلب  

دیدار تتلو با رییسی منجر به ریزش رای شد/رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود  

درخواست حذف این مطلب
رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران در گفت وگو با ایسنا ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیستجمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد ...

ادامه مطلب  

کنار رفتن قالیباف از انتخابات با تصمیم جمنا بود؟  

درخواست حذف این مطلب
دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران در گفت وگو با ایسنا ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیستجمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد. البته این نظر جمنا نیز براساس برخی نظرسنجی ها بود و هیچ بحث پشت پرده و یا تحل ...

ادامه مطلب  

دیدار تتلو با رییسی منجر به ریزش رای شد/ رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود  

درخواست حذف این مطلب
محمد دهقان: نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی؛ ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی بود.رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.به گزارش عصر ایران به نقل از ایسنا، دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؟جمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیج ...

ادامه مطلب  

آب و صابون کجا بیاورم!  

درخواست حذف این مطلب
اصفهان تهران خراسان و اکنون ایران. به فاصله 24 ساعت مانده به برگزاری دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری شور و شوق مردمی در حمایت از نامزدهای انتخابات به اوج خود رسیده است. دیروز نیز آخرین تلاش نامزدهای انتخابات برای جلب آرای مردمی بود. به همین دلیل مشهد مقدس در دو برنامه جداگانه میزبان حسن روحانی و سید ابراهیم رئیسی بود. پس از انصراف دکتر قالیباف و دعوت از مردم برای حمایت از حجت الاسلام رئیسی بر اساس نظرسنجی ها و مطالعات میدانی اقبال عمومی گسترده ای به سوی رئیسی شکل گرفته است. نخستین نشانه های این اقبال از اصفهان آشکار شد. روزی که میدان نقش ...

ادامه مطلب  

چرا «روحانی» با وجود ناراضیان بسیار رئیس جمهور شد؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران روز جمعه 29 اردیبهشت 96 برگزار شد. حسن روحانی رئیس جمهور کنونی کشورمان در این دوره از انتخابات با سیدابراهیم رئیسی، سید مصطفی هاشمی طبا و سید مصطفی میرسلیم رقابت کرد و توانست با کسب 57 درصد آرا مجدداً به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود.خبرگزاری تسنیم در گفت وگویی با پرویز امینی تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس نتیجه انتخابات دوازدهم و آرای کسب شده از سوی کاندیداها را به بحث و بررسی گذاشته است که در ذیل می خوانید.تسنیم: عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ صرف نظر از سایر ایام، شما پیش و پس از انتخابات مختلف، تحلیلهای قابل توجهی درباره شرایط سیاسی اجتماعی کشور ارائه کرده اید و بویژه پس از هر انتخاباتی، حداقل از سال 88 به این سو، تحلیلی درباره جامعه شناسی آرا ارائه کرده اید که برخی از آنها در قالب کتاب نیز عرضه شده است. میخواستیم با همین چارچوب جامعه شناسی، به انتخابات اخیر نیز بپردازیم. انتخاباتی که در آن 42 میلیون نفر شرکت کردند و نصاب بالایی از مشارکت به ثبت رسید. نخستین سوال این است که چرا علیرغم مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد و ممکن است عده ای را به این اشتباه بیندازد که پس مردم انگیزه ای برای شرکت نخواهند داشت، مشارکت تا این حد بالاست؟**پرویز امینی: بنده هم خدمت شما سلام عرض می کنم؛ بله، مشارکت 42 میلیونی بیشترین نصاب عددی حضور در انتخابات 40 سال اخیر است که نسبت به دوره قبل حدود 6 میلیون افزایش رأی نیز در آن دیده می شود. این میزان مشارکت علی رغم نارضایتی گسترده اجتماعی، مشارکت قابل توجهی است که علاوه بر عناصری مثل مناظره های زنده، علل سه گانه ای می توان برایش در نظر گرفت.نخستین عامل «اعتبار صندوق رأی» است. در واقع مسیر پر فراز و نشیب انتخابات در ایستگاه های مهمی مثل دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 و نیز خرداد 24 خرداد 92 و... از یک سو و نیز انتخابات مجلس نهم که گزینه تحریم در آن پررنگ شد، نشان داده است که با هر تمایلی از نظر فکری و سیاسی، حضور در انتخابات، بر تحریم آن، برتری دارد. حتی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی می دانند برای بهینه کردن شرایط کشور به نفع خود، می توانند بر روی صندوق رأی به عنوان یک راه مسالمت آمیز و بی هزینه، حساب کنند. مثلا نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی مثل ابراهیم یزدی، از نمادهای موافقت با جمهوری اسلامی مثل سعید جلیلی، به روحانی و خاتمی احساس نزدیکی و قرابت بیشتری می کنند. در واقع صندوق رأی در جمهوری اسلامی این انبساط و ظرفیت را دارد که مخالفینش را از موافقینش راضی تر کند.یکی دیگر از علل شکل گیری مشارکت 42 میلیونی، «دوقطبی شدن» انتخابات در هفته آخر با کنار رفتن قالیباف بود. این دوقطبی با افزایش سطح تضادها، میل مشارکت خصوصا به نفع روحانی را افزایش داد به طوری که در مناطقی مثل منطقه یک تهران که آراء روحانی حدود 80 در برابر 18/5 به نفع روحانی است، مشارکتی 80 درصدی را تجربه کرده است. یا مثلاً در منطقه 6 تهران که نسبت آرای آقای روحانی به رئیسی 85 به 13 درصد است، مشارکت نسبتاً بی سابقه 95 درصدی را مشاهده می کنیم.عامل سوم را میتوان بالنسبه «گفتمانی شدن انتخابات» دانست. رئیسی و روحانی در یک سطحی، ولو نه درجه اول، توانستند نزاع های گفتمانی را شکل بدهند و متناسب با نزاع گفتمانی، طبقات اجتماعی هوادار این گفتمان ها را به صحنه مشارکت در انتخابات بیاورند. روحانی با گفتمان تلفیقی توسعه و آزادی، طبقه متوسط شهری و محیط های نخبگانی، و رئیسی با گفتمان عدالت (سیدالمحرومین)، طبقات ضعیف و محروم و اقشار در حاشیه را تا حدودی بسیج کردند.البته روحانی از رئیسی در این باره موفق تر بود و توانایی نمایندگی گفتمان مورد نظر خود را بیشتر داشت. افزایش سطح مشارکت در طبقات متوسط به بالای شهری در شهری مثل تهران، این واقعیت را تأیید می کند.همچنین کاهش مشارکت در مناطقی که خاستگاه طبقات ضعیف و در حاشیه است نیز، این مسئله را تأیید می کند که رئیسی و به طور کلی جریان رقیب دولت، در مجموع نتوانسته گفتمان عدالت را تمام و کمال نمایندگی کند. به طور مثال، در قبال مشارکت 80 درصدی در منطقه یک با نسبت 80 به 18.5 به نفع روحانی، در منطقه 15 با کمترین فاصله رأی بین روحانی و رئیسی (52 در برابر 43) مشارکت 53 درصد است. کاهش مشارکت در روستاها به عنوان مناطق در حاشیه ای نیز نشان می دهد گفتمان عدالت در غیاب فردی مثل احمدی نژاد، بخشی از ظرفیت بسیج کنندگی هواداران خود را از دست داده است.** آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز نداردتسنیم: آقای روحانی در انتخابات 96 توانست 57 درصد آرا را کسب کند. گرچه این میزان رای در بین رؤسای جمهور گذشته کمترین درصد کسب آرا است اما میزان آرای روحانی در مقایسه با خودش در انتخابات یازدهم حدود 7 درصد افزایش داشته است. آرای 57 درصدی آقای روحانی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ این رشد رای روحانی نسبت به سال 92 از کجا ناشی می شود؟** پرویز امینی: آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز ندارد. البته به لحاظ رسانه ای و سیاسی روحانی و حامیانش تلاش کرده و می کنند که تفسیر یکپارچه ای از آنها ارائه کنند و مثلا این 57 درصد را نشانه "آری" به تصمیمات و مناسبات و شعارها و عملکرد و افکار طرف پیروز و "نه" به طرف مغلوب. از نظر شعارها و افکار و ...جا بیاندازند (البته طرف پیروز هر کس غیر روحانی نیز بود احتمالا همین کار را می کرد).اما واقعیت غیر از این است. بر پایه نظرسنجی هایی که فضای اولیه آرا و نیز روند تغییر آرا در طول رقابت های انتخاباتی و نیز نتایج نهایی آرا را با کمترین اختلاف درست پیش بینی کرده بودند. روحانی در آغاز رقابت های انتخاباتی حدود 35 تا 40 درصد آرا منفی (کسانی که گفته بودند قطعا به روحانی رای نمی دهند) و همین حدود آرا مثبت داشت. بعد از اولین مناظره آرا مثبت روحانی با چند درصد کاهش یافت و تا مرز سی درصد، پایین آمد و تا قبل هفته آخر انتخابات یعنی پیش از مناظره سوم و کنار رفتن قالیباف روحانی در بهترین حالت، از مرز چهل درصد آرا مثبت فراتر نرفت.بنابراین آرا روحانی در انتخابات دوازدهم دو بخش اصلی دارد. بخش حدودا چهل درصدی که آرا کم و بیش تثبیت شده وی در طول انتخابات است و بخش دیگر که بین 15 تا 20 درصد که در ده روز و یک هفته پایانی به روحانی اضافه شده است.** آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» 15 درصد آرای روحانی را تشکیل می دهدتسنیم: منظور از این 40 درصد همان آرای اصطلاحاً ایدئولوژیک آقای روحانی است که رای اصلاح طلبان محسوب می شود؟ یا همین 40 درصد را هم می توان به بخشهای مختلف تقسیم بندی کرد؟** پرویز امینی:نه. بخش چهل درصدی خود شامل دو دسته آرا است. آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» که متعلق به بدنه معروف به اصلاح طلبی است که حدود 15 تا 20 درصد کل آرای روحانی را تشکیل می دهد. آراء ایدئولوژیک-سیاسی باثبات ترین آراست و هیچ کس بدون برخورداری از این آراء نمی تواند پیروز شود. خاتمی و احمدی نژاد و روحانی متکی به این پایگاه پیروز ادوار انتخابات ریاست جمهوری شده اند. مشکل امثال قالیباف ضعف در داشتن این آراء ایدئولوژیک-سیاسی است که در هر سه انتخابات شرکت کرده از آن بی بهره یا کم بهره بوده است. این آراء علاوه بر اهمیت کمی دارای ارزش کیفی اند. آرایی اند که فضاسازی انتخاباتی را به عهده دارند . روحانی به واسطه از پایگاه ایدئولوژیک موسوم به اصلاح طلبی در این انتخابات و انتخابات 92 استفاده کرده است. این پایگاه اکنون در فضای سیاسی و رسانه ای مدافع دولت اند و نقش تهاجم به منتقدان دولت را بر عهده دارند.بخش دوم این چهل درصد، آرایی «اجتماعی» است که یکی از دلایل جذب آنها توسط روحانی، مزیت گفتمانی وی در نمایندگی گفتمان توسعه و آزادی است که عمده طبقات متوسط شهری و بخش های متروپل و نیز نخبگان را در بر می گیرد. این فضای گفتمانی بااضافه فضای معرفتی و فکری کم و بیش سکولار جریان اصلاحات، با منافع اقلیت های مذهبی مثل اهل تسنن سازگاری بیشتری دارد و بنابراین کشش بیشتری در این مناطق برای رای به روحانی وجود دارد در حالیکه در همان مناطق با گرایش شیعی رای رییسی بیش از روحانی است. مثلا در استان سیستان و بلوچستان که دارای دو بخش سیستان و بلوچستان است دو جور رای دهی داریم. در مناطق سیستان مثل شهرستان زابل رییسی تقریبا دو برابر روحانی دارد. اما در بلوچستان حتی روستاهایی بودند که 100 درصد به روحانی رای داده اند. همچنین ذهنیت اجتماعی تمایل به دو دوره ای دیدن روسای جمهور در بخش های دیگر اجتماعی نیز در شکل دادن به این بخش از سبد آرا روحانی موثر بوده اند.تسنیم: بنابراین آقای روحانی تا چند روز مانده به انتخابات، رای زیر 50 درصد داشته است؛ آن 15 تا 20 درصد رایی که به او اضافه و منجر به آن شد که بتواند انتخابات را در دور اول به سود خود تمام کند، چگونه کسب شده است؟** امینی: بخش 15 تا 20 درصدی که در هفته پایانی انتخابات به روحانی اضافه شد و رای روحانی را از حدود 40 درصد به 57 درصد رساند آرا «سرنوشت ساز» انتخابات است که به شکل متفاوتی در سبد رای روحانی جای گرفت در حالیکه استعداد داشت مسیر دیگری را بپیماید. شواهد نظرسنجی ها نشان می دهد که در هفته آخر رای منفی روحانی از حدود 40 به حدود 25 کاهش پیدا می کند و در عوض رای مثبت روحانی از حدود 40 به بالای 55 ارتقا پیدا می کند. در واقع این بخش سرنوشت ساز آرا انتخابات را کسانی تشکیل می دهند که جزء ناراضیان از روحانی و دولت او هستند اما در رقبا به شکل ایجابی و سلبی ترجیحی پیدا نکردند تا از او عبور کنند.** رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب شدندتسنیم: یعنی این 15 الی 20 درصد را رقبای روحانی با عدم رقابت قدرتمند با او، تقدیمش کردند.کدام خطای رقبای روحانی، این فرصت را در اختیار او قرار داد؟** پرویز امینی: رقبای روحانی دو محدودیت و خطای عمده داشتند که نتوانستند این آرا را جلب کنند. اول اینکه نتوانستند به شکلی در انتخابات ظاهر بشوند که ایجابا نشان بدهند بهتر از روحانی و دولتش می توانند کشور را اداره کنند و بنابراین ترجیحی نسبت به ادامه روحانی در این بخش از مردم نتوانستند ایجاد کنند. مثلا عمده مسئله مردم و نیز نقطه ضعف روحانی مسایل اقتصادی مثل بیکاری و معیشت و نیز تا حدودی فساد بود اما منتقدان دولت در الگوی رقابتی خود کسی را نداشتند که به طور طبیعی این مسایل را نمایندگی کند و با کنار رفتن قالیباف که تا حدودی از نظر کارایی مزیت هایی بر روحانی داشت، موضع ایجابی جریان منتقد دولت ضعیف تر شد. در این بخش از جامعه در مقایسه بین رییسی و روحانی، رییسی به دلیل آن که کاراکتر اقتصادی و مدیریتی شناخته شده نداشت، نتوانست اعتماد این بخش را برای حل مسایل اقتصادی کشور جلب کند.مسئله دوم، ترجیح سلبی روحانی بود. رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب او در موضوعاتی مثل ناامنی ناشی از جنگ بر اثر تغییر روابط خارجی و نیز از بین رفتن آزادی های مدنی و اجتماعی و سیاسی با آمدن رقبای وی شدند. آنها با این هراس افکنی، باعث شدند این بدنه ناراضی از روحانی بین انتخاب گزینه بد و بدتر قرار گیرد که در این دو گانه روحانی در موقعیت «بد»، نسبت به رییسی در موقعیت «بدتر» ترجیح پیدا کرد. ملاق ...

ادامه مطلب  

ویژه نامه سید مرتضی در«کتاب شیعه»  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، دوفصلنامۀ «کتاب شیعه» که به صاحب امتیازی موسسه کتابشناسی شیعه و مدیر مسئولی حجت الاسلام والمسلمین رضا مختاری منتشر می شود، در این شماره با مقالات عربی و فارسی پیرامون سید مرتضی (علی بن حسین بن موسی (۳۵۵-۴۳۶ق) فقیه و متکلم امامی و از شخصیت های پرنفوذ اجتماعی شیعی به چاپ رسیده است که در ادامه چکیده مقالات منتشرشده می آید : ضرورت نقد تراث در بزرگداشت ها//سید محمد مهدی موسوی خرساناین گفتار مصاحبه ای است علمی که با آیة الله سید محمد مهدی خرسان از علمای نجف اشرف به مناسبت هزارۀ سید مرتضی انجام شد. در این گفتار به ضرورت و اهمیت نقد و بررسی میراث مکتوب امامیه پرداخته شد، و چند نمونه نقد علمی از میراث مکتوب بویژه تراث سید مرتضی و سید رضی بیان شده است.در حاشیۀ شرح حال سید مرتضی//سید عبدالستار حسنینگارنده در این مقاله نکاتی به عنوان نقد و بررسی در چند موضوع از زندگی شریف مرتضی بیان می کند، از جمله درباره: نسب شریف مرتضی از ناحیه پدر و مادر، جای قبر او، دودمان او، ملاقات ابوالعلاء معرّی با او و رد مرتضی بر اشعار معرّی. همچنین مطالب سه کتاب را در مورد او نقد و رد می کند: رسالة فی مشایخ الشیعة نوشته شرف الدین یحیی بحرانی (قرن ۱۰)، عمدة الطالب نوشته ابن عنبه (م ۸۲۸ )، وفیات الأعیان نوشته ابن خلّکان (م ۶۸۱). نویسنده در پایان مطالب چند مأخذ دیگر از دانشوران شیعه و سنی در مورد شریف مرتضی را نقل می کند.مروری بر نظریۀ تشیع ناصر اطروش//سید عبدالستار حسنیاین گفتار، نقدی است بر کلام سید حسن صدر که در تکمله أمل الآمل آورده است. سید حسن صدر، اطروش عالم قرن چهارم و جدّ مادری شریف مرتضی را شیعه امامی دانسته و او را از زیدی بودن مبرّا می داند. نگارنده در این گفتار ادلّه خود را آورده بر این که اطروش، زیدی بوده و کتاب او در فقه، بر این مطلب، گواه است. نگارنده، استناد صدر به رجال نجاشی در این مورد را پاسخ گفته و کلام ابن الندیم در الفهرست را مؤیّد مدّعای خود می آورد.سالشمار سید مرتضی //حیدر بیاتینگارنده رویدادهای مرتبط با زندگی شریف مرتضی مانند قصاید و آثار علمی و تعامل های اجتماعی او را بر اساس منابعی از جمله نسخه چاپی و خطی دیوان او و رسائل الشریف المرتضی والمنتظم، به ترتیب تاریخ تدوین کرده است.کتابشناسی سید مرتضی// حیدر بیاتینگارنده در این مقاله چند گروه کتاب را با نسخه های خطی آن شناسانده است:گروه أوّل؛ آثاری که انتساب آنها به شریف مرتضی قطعی است. روش علمی نگارنده در إثبات این انتساب، در مقدمه مقاله اش توضیح داده شده، که عمدتاً اعتماد به فهرست های مشایخ متقدم شیعه است. گروه دوم؛ آثاری که به شریف مرتضی نسبت داده شده، ولی در فهرست های متقدم نیست و احتمال صحت این نسبت می رود. گروه سوم؛ کتاب هایی که منسوب به سید مرتضی است، ولی قطعاً از آنِ او نیست. در گروه اوّل، ۱۱۷ عنوان، در گروه دوم، ۹۵ عنوان و در گروه سوم، ۱۶ عنوان کتاب و رساله معرفی شده است.سید مرتضی در آثار اهل سنّت//سعید احمدی فردمجموعه­ی حاضر نگاشته های علمای اهل سنت است که با موضوع سیره وشخصیت سید مرتضی گردآوری شده است. این پژوهش کوشیده است تا با جمع آوری تمام آنچه درباره این چهره شیعی در منابع اهل سنت گزارش شده، زمینه را برای بازخوانی منابع اسلامی فراهم سازد. از این رهگذر، مقایسه وتطبیق میان داده­های منابع اسلامی درباره این شخصیت تاریخ اسلامی ممکن خواهد شد. پوشش نواقص موجود در منابع شیعی به همراه اصلاح خطاهای انعکاس یافته در نوشته­های دیگر مذاهب اسلامی، مهمترین هدفی است که از انجام این پژوهش دنبال می­شود چنان که ضرورت انجام پژوهش هایی از این دست را نیز آشکار می­سازد.دو اجازه از سید مرتضی//سید حسین موسوی بروجردینگارنده در متن دو اجازه موجود از سید مرتضی را بر اساس نسخه های متعدّد تحقیق کرده است. اجازه اول به ابوالحسن محمد بن محمد بصروی است که پس از نگارش فهرست آثار سید مرتضی از وی درخواست اجازه نموده و سید اجازه روایت به وی داده است. اجازه دوم به ابوالفرج یعقوب بن ابراهیم بیهقی است که پس از خواندن بخش عمده ای از دیوان سید مرتضی از وی اجازه روایت دیوان را اخذ نموده است.نکته ای در باب شاگردان سید مرتضی//سید حسین موسوی بروجردیاین گفتار، مطلبی است کوتاه از شهید اول که در آن، شاگردان شریف مرتضی را برشمرده، و برخی از اینان فقط در این منبع یاد شده اند. این مطلب از مجموعۀ خطی شیخ علی صغیر عاملی نقل شده است.نقش سید مرتضی و سید رضی و پدر ایشان در امارت حج//حسین واثقینگارنده در این مقاله، نکات تاریخی مهمی دربارۀ نقش شریف ابو احمد حسین علوی و دو فرزندش شریف مرتضی و شریف رضی در امارت حج بین سالهای ۳۵۴ تا ۴۳۶ بیان می دارد. دو سند که خلیفۀ عباسی دربارۀ ابو احمد علوی و فرزندش شریف رضی صادر کرده، برای نخستین بار در این گفتار آمده است.امارت حج و خاندان سید مرتضی//فارس حسوننگارنده، ابتدا نکاتی در وصف منصب امارت حج متذکر می شود سپس سه تن از رجال خاندان سید مرتضی را که در قرن چهارم و پنجم امارت حج را به عهده داشته اند، شناسانده است: سید ابو احمد موسوی، شریف رضی و شریف مرتضی. همچنین رویدادهای سالهای امارت اینان را برمی شمرد.رسالۀ الحدود و الحقائق در کلام سید مرتضی//محمد تقی فقیه عاملیالحدود و الحقائق، دانشنامه ای مختصر شامل تعریف های کوتاه از حدود ۱۵۰ اصطلاح به دست داده که در علم کلام آمده است. این تعریف ها را ابن قاروره عالم شیعی قرن ششم از آثار شریف مرتضی گرد آورده و اکنون برای نخستین بار بر اساس نسخه خطی تحقیق شده و منتشر می گردد. محقق رساله در مقدمه خود ثابت کرده که این رساله غیر از الحدود و الحقائق منسوب به شریف مرتضی است.شیب و شباب در شعر سید مرتضی//محمد حسین محیی الدیناز جمله کتاب های شریف مرتضی الشهاب فی الشیب والشباب است، که در آن اشعاری دربارۀ جوانی و پیری از سروده های ابو تمام و بحتری و شعر خود و برادرش سید رضی جمع آوری کرده است. این مقاله به اختلاف دیدگاه های شعرا درباره این موضوع ادبی پرداخته، واستدراکاتی را نیز متذکر شده ودر پایان نمونه اشعار سید مرتضی را که در این کتاب نیامده آورده است.نقد چاپ دیوان سید مرتضی//عبدالسلام محمد هارونمقاله حاضر عبارت است از سه مقاله تراثی که در دهه های پیشین در مجله رسالة الاسلام مصر منتشر شده است که به صورت یکجا تقدیم می گردد. نگارنده ابتدا شرح حالی از سید مرتضی و نمونه اشعاری از وی ذکر می کند. سپس به نقد تصحیح دیوان می پردازد که با تحقیق رشید صفار و مقدمه شیخ محمد رضا شبیبی و مراجعه مصطفی جواد چاپ شده است.کتاب ادب المرتضی در بوتۀ نقد//سید محمد حیدریکتاب ادب المرتضی از مهمترین تک نگاری ها راجع به شریف مرتضی به شمار می رود، مقاله حاضر در نقد این کتاب نگاشته شده و مؤلف آن مطالبی از جمله مفهوم امامت و خلافت، انتساب اعتزال به شریف مرتضی، تفسیر به رأی، تاریخ تشیع، شعر شریف مرتضی، آیا سید رضی ادعای خلافت کرده؟ و مباحثی دیگر ارائه کرده است.نسخه های خطی نفیس آثار سید مرتضی در جهان//محمد تقی فقیه عاملینگارنده می کوشد تا نسخه های نفیس و تازه یاب از آثار سید مرتضی در کتابخانه های جهان را معرفی کند، بیشتر این نسخه ها کمتر شناخته شده است. به پیوست ...

ادامه مطلب  

نتایج مسابقات قرآن اوقاف استان مرکزی اعلام شد  

درخواست حذف این مطلب
گروه فعالیت های قرآنی: نتایج مرحله استانی چهلمین دوره مسابقات قرآن اوقاف استان مرکزی اعلام شد.به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، بعد از یک روز رقابت در مرحله استانی چهلمین دوره مسابقات قرآن اوقاف استان مرکزی، نفرات برتر رشته های مختلف به شرح زیر اعلام شد.در رشته حفظ 5 جزء؛ سید رضا میرهاشمی از ساوه اول، فرزاد درویشی از اراک دوم، علی کمانکش از خمین سوم.در رشته حفظ 10 جزء؛ سجاد اسکندری از اراک اول، بهرام جهانشاهی از خمین دوم. رضا محسن آبادی از اراک سوم.در رشته حفظ20 جزء؛ مرتضی سعیدی از اراک اول، سید محسن میرعلی اکبر از اراک دوم، حسن یعقوبی از اراک سوم.در رشته حفظ کل؛ رضا نادی از شازند اول، محسن بیات از اراک دوم، محمد آسنجرانی از اراک سوم.در رشته اذان؛ حمیدرضا محمودی از اراک اول، مسعود شریفی از اراک دوم، ابوالفضل خدنگ از ساوه سوم.در رشته دعاخوانی: ابراهیم احمدی از زرندیه اول، سید عباس میرجعفری از دلیجان دوم، حسن دهقانی از تفرش سوم.در رشته قرائت ترتیل؛ محمد محمدی ...

ادامه مطلب  

رئیسی چگونه ستاره مناظره دوم شد؟  

درخواست حذف این مطلب
سیدابراهیم رئیسی بدون تردید ستاره دومین مناظره بود متین و با وقار و در عین حال مسلط مؤثر و صریح ظاهر شد به طور خاص شخص حسن روحانی به عنوان علت العلل وضع غیرقابل تحمل کنونی را مخاطب گرفت و با مردم و زبان عامه سخن گفت.رئیسی بازی و زمین خود را داشت و در زمین مطلوب روحانی و یار پوششی او بازی نکرد و حتی در موضوع برجام که رقیب تصور می کرد رئیسی حرفی برای گفتن ندارد چنان هنرمندانه و هیجان آمیز در قامت وکیل مدافع زندگی مردم و سفره های کوچک شده مردم اوج گرفت و دوگانه «نگاه ملتمسانه- نگاه مقتدرانه» را در نشان دادن ناتوانی دولت برای نقد کرد ...

ادامه مطلب  

پشه ها، میهمانان ناخوانده ساکنان حاشیه تالاب میقان اراک  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایداری ملی، روستاهای مبارک آباد، موت آباد، طرمزد، شهرجرد و راهزان از جمله مناطقی است که مورد هجوم پشه ها قرار دارند و ساکنان این مناطق از ساعات عصر تا بامداد به دلیل جولان پشه ها با مشکلاتی مواجه شده اند.در ساعات عصر حجم پشه ها در روستاهای بیشتر است و علاوه بر مردم روستاها، دام ها نیز از گزش نیش پشه ها ناآرام و کلافه اند.رئیس شورای اسلامی روستای مبارک آباد گفت: طغیان پشه ها در سال جاری مشکلی اساسی برای اهالی روستاست و پیگیری های متعددی را در دستور کار قرار دادیم.مصطفی مبارک آبادی معتقد است: هجوم پشه ها ناشی از ورود پساب تصفیه خانه فاضلاب به ورودی تالاب میقان است که سطح وسیعی از گنداب را ایجاد کرده و این محیط مناسب برای تخم گذاری و تکثیر پشه هاست.وی گفت: با وجود اقدامات مختلف توسط دستگاه اجرایی، تاثیری در مهار پشه ها حاصل نشده و مردم این روستا هر روز از هجوم این میهمانان ناخوانده با مشکلاتی روبرو می شوند.رئیس شورای روستای مبارک آباد خاطرنشان کرد: شرایط زندگی برای تمامی روستاهای حاشیه تالاب میقان با هجوم پشه ناگوار است به طوری که در روستای شهرجرد دام ها از گزش پشه ناآرام هستند.فاطمه مشکانی یکی از اهالی روستای مبارک آباد نیز گفت: پنجره های منزل را با لایه توری و حفاظ مسدود کرده ایم و در داخل با وجود استفاده از حشره کش های برقی و قرصی به صورت همزمان، از گرند پشه ها در امان نیستیم.وی افزود: در سال های قبل آب و هوای خنک و خوش شب های مبارک آباد زبانزد بود و میهمانان زیادی داشتیم اما درحال حاضر نزدیک به چند ماه است که با هجوم پشه ها مواجه ایم.قاسم سعادتمند یک کشاورز مبارک آبادی در بوستانکاریش در حالی که به خربزه های آسیب دیده اشاره می کرد، گفت: مزرعه من در محاصره کامل پشه هاست و اگر برای رسیدگی در مزرعه حاضر شوم، صدها پشه بدنم را نیش می زنند.وی افزود: در مراجعه به جهاد کشاورزی استان مرکزی، 2 کارتن سم دیازینون و فن پروپاترین دریافت کرده و در مزرعه استفاده کرده ام اما گویا پشه ها به این سموم هم مقاوم شده اند.وی گفت: این پشه ها از سطح فاضلاب و تصفیه خانه به روستا آمده اند و انتظار حاشیه نشینان تالاب میقان اراک از مسئولان این است که فکری به حال پشه ها کنند.دهیار روستای طرمزد نیز معتقد است: این روستا از نظر موقعیت مکانی در شرایطی است که نزدیک ترین نقطه به محل تجمع فاضلاب در سطح تالاب میقان است و بیشترین آب در فاصله نزدیک از این روستا در تالاب ایستایی دارد و نیزارهای این منطقه به محل تخم گذاری و تکثیر پشه ها تبدیل شده است.محمود عزیزی افزود: از ساعت 17 عصر تا هفت بامداد پشه ها از بین نیزارها بر روستا سیطره دارند و این شرایط علاوه بر طرمزد، داودآباد، شهرجرد، مبارک آباد، ده نمک، راهزان و موت آباد را هم شامل می شود.وی گفت: هنگام طغیان پشه ها اگر سرپناهی نباشد به فرد آسیب وارد می شود و به دلیل بزرگ بودن پشه ها حتی از روی لباس های ضخیم نیز فرد طعمه نیش می شود.دهیار طرمزد گفت: این روستا دارای 137 خانوار و حدود 500 نفر جمعیت است که در سال های اخیر به خاطر مشکلاتی به ویژه در فصول گرم، تعدادی مهاجرت کرده اند.عزیزی عنوان کرد: دهیاری مکاتباتی با مرکز بهداشت، فرمانداری اراک، بخشداری مرکزی و سایر دستگاه های ذیربط داشته اما نمی توان میزان زیاد سم برای مقابله با پشه ها استفاده کرد چرا که پشه ها در مقابل این سموم مقاوم شده و بخش های دیگر محیط زیست آسیب می بیند.وی گفت: ما خواهان مدیریت صحیح پساب فاضلاب هستیم و تحقق این امر، به حیات تالاب نیز کمک می کند.غلامرضا عباسی یکی از ساکنان روستای شهرجرد نیز مدعی شد: پشه ها اندام های فاقد پشم دام ها به ویژه ناحیه چشم و پستان دام ها را به طور مداوم می گزند و این دام ها بی قرارند و خوارک آن ها کم شده است.وی افزود: پشه ها حتی برگ مزارع یونجه را نیز با آسیب مواجه کرده اند و اسب های یک مرکز پرورشی در حاشیه این روستا به حدی از نیش پشه کلافه اند که مرتب شیهه می کشند.بخشدار مرکزی اراک نیز بیان کرد: معضل هجوم پشه ها در نواحی حاشیه تالاب میقان پدیده ای که در پنج سال اخیر مشاهده شده است.عبدالرضا حاج علی بیگی افزود: بر اساس مشاهدات کانون پشه ها در این منطقه نیزارهای پایین دست تالاب میقان است که بستر ورود پساب فاضلاب محسوب می شود و در این فصل از سال که گرما به اوج می رسد غلظت آب موجود به حداقل رسیده و شرایط را برای جولان پشه ها ایجاد کرده است.وی توضیح داد: مکاتباتی با آب و فاضلاب، آب منطقه ای، مرکز بهداشت و فرمانداری شده و آب و فاضلاب نیز سم پاشی نیز کرده اما این معضل باید ریشه ای حل شود.بخشدار مرکزی اراک بیان کرد: مدیریت روان آب جاری در تالاب میقان از خروجی تصفیه خانه فاضلاب مسئله اساسی است و باید با حضور کارشناسان امر تصمیم اخذ شود که هم حیات زیستی تالاب برهم نخورد و هم ساکنان محلی حاشیه تالاب آسایش داشته باشند.وی اظهار کرد: در این خصوص دادستان عمومی و انقلاب اراک نیز به عنوان مدعی العموم ورود کرده و امید است نتایج مناسبی اخذ شود.مسئول بهداشت محیط مرکز بهداشت اراک نیز معتقد است: مرکز بهداشت مرجع اجرایی نیست و تنها مسئولیت نظارتی دارد و از اردیبهشت امسال که گزارش هایی مبنی بر وجود پشه در روستاهای حاشیه تالاب میقان مطرح شد در چندین مرحله بازدید های کارشناسی از محل تصفیه خانه فاضلاب، مسیر گذری روان آب تا ورودی تالاب و عرصه تالاب به عمل آمد و مکاتبات متعددی در این زمینه به مراجع ذیصلاح برای اقدامات اجرایی و اصلاحی شده است.سید غلامرضا میری افزود: مدیریت و اقدامات در بخش های مختلف تصفیه خانه فاضلاب، مسیر عبوری و تالاب به ترتیب با آب و فاضلاب، آب منطقه ای و حفاظت محیط زیست است و درمکاتبات انجام شده به صورت مجزا پیشنهادات کارشناسی اصلاحی در هر بخش برای مهار معضل ارائه شده و رونوشتی از آن نیز در اختیار دادسرا قرار گرفته است.مدیرعامل شرکت آب منطقه ای استان مرکزی در این خصوص گفت: درحال حاضر تمامی پساب فاضلاب تصفیه خانه اراک به بستر تالاب تزریق می شود و با وجود تعیین سهمیه هایی برای صنعت، شهرداری و کشاورزی هنوز مصارف آن کلید نخورده است.عزت الله آمره ای افزود: شهرداری و شرکت شهرک های صنعتی مسیر لوله گذاری خود را برای بهره گیری از سهمیه پساب اجرا کرده اند اما، هنوز این فرآیند نصب نشده و پساب فاضلاب تنها از طریق مسیری روباز به سمت تالاب هدایت می شود.وی گفت: مدیریت تالاب میقان با محیط زیست است و باید برای مدیریت مسیر انتقال پساب از تصفیه خانه اعتبار تخصیص یابد تا گنداب پساب در نیزارها ایجاد نشود و انتظار است که حوزه هایی که از پساب سهم می برند نیز طبق قانون در تکالیفشان تسریع کرده و با همکاری بین بخشی با نظارت حوزه تصمیم سازی این معضل در بازه زمانی کوتاه تری حل شود.یک فعال زیست محیطی استان مرکزی نیز گفت: برخی دست کاری های غیر اصولی در محدوده تالاب میقان اراک و عوامل انسانی از مسائلی است که در سال های اخیر معضلی به نام هجوم پشه ها را در این محدوده ایجاد کرده است.دکتر سیاوش آقاخانی افزود: پشه ها تنها تهدید برای روستاهای حاشیه تالاب نیستند و اگر از آن ها غفلت شود به اراک هجوم می آورند.وی توضیح داد: در حال حاضر پشه های جهش ژنی یافته در تالاب میقان به گونه ای مزاحم تبدیل شده اند و دیکر در چرخه اکوسیستم طبیعی تالاب حشره مفید نیستند و شرایط را برای بومیان منطقه و سایر گونه ها دشوار کرده اند.این فعال زیست محیطی بیان کرد: بیشترین تکثیر پشه ها به طور طبیعی در بهار و تابستان است و با وجود حوضچه ه ...

ادامه مطلب  

گزارش فارس از تاسیسات هسته ای نطنز و خنداب اورانیوم هنوز هم غنی می شود، خنداب، چشم انتظار قلب جدید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، پس از آنکه مسئولان سازمان انرژی اتمی و از جمله علی اکبر صالحی رئیس این سازمان از تدارک برنامه هایی برای بازدید رسانه ها از تاسیسات هسته ای کشور خبر دادند، این برنامه شنبه و یکشنبه 11 و 12 شهریور ماه کلید خورد و 30 نفر از خبرنگاران رسانه های داخلی در چارچوب یک تور رسانه ای از تاسیسات غنی سازی شهید مصطفی احمدی روشن نطنز و مجتمع آب سنگین اراک و راکتور آب سنگین که اخیرا به خنداب تغییر نام داده به همراه بهروز کمالوندی سخنگو و معاون امور بین الملل، حقوقی و مجلس و حسین رحمت معاون حفاظت و امنیت هسته ای و همچنین حمید خادم قائمی مدیرکل دیپلماسی عمومی و اطلاع رسانی سازمان انرژی اتمی ایران بازدید کردند. بازدیدی که به برخی شایعات مبنی بر اینکه پس از برجام این دو مرکز به حالت نیمه تعطیل درآمده و فعالیت ها در آن متوقف شده، پایان داد و خبرنگاران از نزدیک دیدند که نطنز و اراک هنوز هم سرپا هستند و مشغول فعالیت.موضوع استفاده از انرژی هسته ای در سال 1330 در ایران مطرح شد و 6 سال بعد یعنی در سال 1336 ایران به عضویت آژانس بین المللی انرژی اتمی درآمد و 10 سال بعد در سال 1346 پادمان را پذیرفت و متعاقب آن به فاصله هفت سال بعد یعنی در سال 1353 سازمان انرژی اتمی در ایران تاسیس شد. در پی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران روند فعالیت در این زمینه متوقف و پس از پایان جنگ در سال 1369 و 1370 فعالیت در عرصه تحقیق و توسعه آغاز شد و در سال های 1376 و 1377 ایران به اولین مهارت های پایدار کردن سانتریفیوژ دست یافت و 79-78 توانست به توانایی تکنولوژیک راه اندازی زنجیره سانتریفیوژ دست پیدا کند و اولین فعالیت های اجرایی در نطنز در زمینه بتن ریزی و خاک ریزی در سال 79 آغاز و اولین مراحل نصب سانتریفیوژها نیز در سال 1381 شروع شد. در پی تبلیغات منفی گروهک تروریستی منافقین و متعاقب بیانیه سعدآباد ایران به مدت دو سال (84-82) فعالیت غنی سازی را به حالت تعلیق درآورد و بعد از فک پلمب دو ساله فعالیت ها مجددا از سر گرفته شد و در 20 فروردین 1385 گازدهی به نخستین زنجیره صنعتی در نطنز آغاز شد. ایران متعاقب آن در سال 1389 نیز اقدام به غنی سازی 20 درصد در دو زنجیره کرد و در سال 1390 نیز اولین مجتمع سوخت تولید شد.پس از توافق برجام (برنامه جامع اقدام مشترک) بین ایران و گروه 1+5 (آلمان، آمریکا، روسیه، چین، انگلیس و فرانسه) به همراه اتحادیه اروپا در تیر ماه 1394 جمهوری اسلامی محدودیت هایی را برای چندین سال قبول کرد از جمله کاهش تعداد سانتریفیوژها تا یک دوره زمانی مشخص و بازطراحی راکتور آب سنگین اراک.*نطنز و سانتریفیوژهایی که هنوز هم می چرخندنطنز مقصد اول این سفر بود. این شهر در میانه کاشان و اصفهان مجتمع غنی سازی نطنز را در دل خود جای داده، مجتمعی که بعد از شهادت شهید مصطفی احمدی روشن در دی ماه 1390 به این نام تغییر کرد و پدافندهای هوایی در اطراف این مجموعه حفاظت از این مرکز استراتژیک و مهم و به عبارتی مهمترین حلقه چرخه سوخت را برعهده دارند و چشمان بیدار حافظ آسمان این مجموعه هستند و صد البته حضور در این محل تحت تدابیر امنیتی و حفاظتی امکانپذیر است.مرکز هسته ای شهید علیمحمدی فردو نیز دیگر مرکز غنی سازی در ایران است، البته در ظرفیتی 17 برابر کمتر از نطنز. بر طبق برجام ایران برای 15 سال، فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم، از جمله تحقیق و توسعه تحت نظارت پادمانی خود را صرفا در تاسیسات غنی سازی نطنز انجام خواهد داد، سطح غنی سازی اورانیوم خود را تا سقف 3.67 درصد نگه خواهد داشت، و در فردو، از هرگونه غنی سازی اورانیوم و تحقیق و توسعه غنی سازی اورانیوم و از نگهداری هرگونه مواد شکافت پذیر خودداری خواهد کرد.در ابتدای ورود به این مجموعه فیلمی از روند فعالیت های سایت هسته ای شهید احمدی روشن و روند چرخه سوخت برای خبرنگاران به نمایش درآمد و پس از آن از فرآیند غنی سازی و نمونه های ماشین های سانتریفیوژ از ir1 گرفته تا ir6 و تجهیزات جانبی در نمایشگاهی که بدین منظور اختصاص یافته بود، بازدید شد.اورانیوم طبیعی پس از استخراج از معدن و تغلیظ به کیک زرد تبدیل و در کارخانه یوسی اف ucf اصفهان به uf6 یا همان گاز هگزافلوراید اورانیوم تبدیل می شود که حاوی 99.284 درصد اورانیوم 238 و تنها حدود 0.7 درصد اورانیوم 235 است. در کارخانه غنی سازی نطنز این میزان غنای اورانیوم 235 (0.7درصد) به غنای زیر 3.5 تا 5 درصد می رسد. در تاسیسات غنی سازی فردو تا قبل از توافق وین غنی سازی 20 درصد انجام می شد که در پی برجام این میزان متوقف شد. اورانیوم غنی شده در نطنز مجددا به اصفهان بازگشته و بعد از فرآوری به قرص و مجتمع سوخت تبدیل و در نیروگاه های تولید برق هسته ای از جمله بوشهر مورد استفاده قرار می گیرد.بازدید از مجتمع غنی سازی و سالن های محل استقرار سانتریفیوژها برنامه بعدی بود. مجتمع غنی سازی نطنز شامل واحد خوراک دهی، سالن زنجیره های سانتریفیوژ، واحد محصول گیری و اتاق کنترل است. سانتریفیوژهای مستقر در نطنز که در حال حاضر پنج هزار و 60 سانتریفیوژ از نوع ir1 هستند قابلیت غنی سازی در حد یک سو را دارند. گفتنی است در پی تلاش های دانشمندان هسته ای کشور سانتریفیوژ ir8 با سوی 24 که 20 برابر ماشین های کنونی قادر به غنی سازی است در بهمن 1395 به مرحله گازدهی رسید. سانتریفیوژهای ir-8 یکی از پیشرفته ترین سانتریفیوژهای طراحی و ساخته شده توسط دانشمندان کشورمان است که آزمایش های مکانیکی خود را با موفقیت پشت سر گذاشته است.علی اکبر صالحی قبل از این با بیان اینکه با سانتریفیوژهای ir1 امکان غنی سازی 190 هزار سو وجود ندارد، گفته بود: چرا که صرفنظر از محدودیت ها و اشکالات این مدل ماشین، اصلاً نطنز فضای کافی برای این تعداد ماشین را ندارد و حداکثر 48 هزار دستگاه سانتریفیوژ در آنجا قابل نصب و فعالیت است و فردو نیز در مقابل نطنز یک مجموعه بسیار کوچکی است و حداکثر قابلیت نصب و راه اندازی سه هزار ماشین را داراست. به همین خاطر برای غنی سازی با سوی بیشتر، باید از نسل های پیشرفته تر استفاده کرد که تحقیق و توسعه در این زمینه توسط دانشمندان هسته ای کشور ادامه دارد.ایران، براساس متن برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) توافق کرد تا 9 هزار سانتریفیوژ نصب شده فعال خود را به 6 هزار و 104 دستگاه کاهش دهد (پنج هزار و 60 سانتریفیوژ در نطنز و یک هزار و 44 سانتریفیوژ در فردو)ایران در توافق وین متعهد شده که در ده سال آغازین اقدام به از رده خارج کردن سانتریفیوژهای ir-1 خود کند. طی این دوره، ایران ظرفیت غنی‏ سازی خود در نطنز را حداکثر تا ظرفیت غنی‏ سازی اورانیوم تعداد 5060 سانتریفیوژ ir-1 نصب شده نگه خواهد داشت. سانتریفیوژهای اضافی و زیرساخت‏ های غنی ‏سازی مربوطه در نطنز تحت نظارت مستمر آژانس انبار و طبق ماده 27 پیوست یک برجام، ایران به مدت 10 سال ظرفیت غنی سازی خود که نباید بیش از 3.67 درصد باشد را در حد 5060 ماشین سانتریفیوژ ir-1 و در 30 زنجیره با چیدمان فعلی در واحدهای در حال تولید سایت نطنز حفظ خواهد کرد. طبق بند 29 همین پیوست، ایران ماشین های سانتریفیوژ و زیرساخت های آن را که با 5060 ماشین سانتریفیوژ ir-1 در تاسیسات نطنز مرتبط نمی باشند، از محل نصب شده خارج و در سالن b سایت نطنز تحت نظارت پیوسته آژانس قرار می دهد. براساس بند 28 این پیوست، ایران سطح غنی سازی خود را به مدت 15 سال در حد 3.67 درصد حفظ خواهد کرد.برطبق برجام، ایران تحقیق و توسعه غنی سازی را به شیوه ای که به انباشت اورانیوم غنی‏ شده منتج نشود، ادامه خواهد داد. تحقیق و توسعه غنی ‏سازی ایران با اورانیوم برای مدت 10 سال شامل صرفا ماشین های ir-4، ir-5، ir-6 و ir-8 خواهد بود. ایران به تست دستگاه‏ های ir-6 و ir-8 ادامه خواهد داد، و در میانه سال هشتم، تست تا 30 دستگاه ماشین ir-6 و ir-8 را به نحو مشخص شده در ضمیمه یک برجام آغاز خواهد کرد.*هیچ نظارت آنلاینی توسط آژانس انجام نمی شودبه گزارش فارس، پس از عبور از تونلی زیرزمینی وارد سالن آبشارها و محل استقرار ماشین های سانتریفیوژ شدیم. هر یک از زنجیره های سانتریفیوژها در نطنز به نام شهدای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران نامگذاری شده بود و دوربین های آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز در مبادی ورودی و خروجی سالن ها از جمله در سالن قرار گرفتن اتوکلاو و cold box ها بر دیوار نصب شده بودند. به گفته کارشناس سازمان انرژی اتمی، دوربین های آبی رنگ آژانس به صورت آفلاین اقدام به عکسبرداری فریم به فریم کرده و پس از حضور بازرسان آژانس در مراکز هسته ای و با حضور نماینده های حفاظت ایران، حافظه دوربین ها بررسی و سپس حافظه ها معدوم می شوند. در حقیقت هیچ نظارت آنلاینی توسط آژانس صورت نمی گیرد.وارد سالن محل استقرار سانتریفیوژها شدیم. سانتریفیوژهای نسل اول ir1 که در سالن ها در حال چرخیدن بودند و سانتریفیوژهایی که در پی توافق برجام به انبار منتقل و جایشان خالی بود. سانتریفیوژهای کنونی در حال حاضر قادرند یک سوم نیاز سالانه سوخت بوشهر را تامین کنند، ولی براساس برنامه های درازمدت سازمان انرژی اتمی و با تولید نسل های جدید سانتریفیوژها در سال های پیش رو این میزان افزایش قابل توجهی خواهد یافت و علاوه بر نیروگاه بوشهر، ایران قادر خواهد بود سوخت چند نیروگاه هسته ای دیگر از جمله دو نیروگاهی که عملیات احداث آنها را با روس ها آغاز کرده، تامین کند.علی اکبر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی آبان 1394 در اظهاراتی درباره جمع آوری سانتریفیوژها در پی توافق برجام گفته بود: ایران طبق تعهداتی که در برجام آمده است، جمع آوری سانتریفیوژها را شروع کرده و در نطنز مقدمات برچیدن سانتریفیوژها را آغاز کرده ایم. حدود 20 هزار سانتریفیوژ در نطنز داریم که 10 هزار از آنها فعالند، اما 10 هزار عدد دیگر نصب شده اند، ولی کار نمی کنند. ما شروع به جمع آوری سانتریفیوژهای غیرفعال کرده ایم. این سانتریفیوژهای غیرفعال از دولت قبل کار نمی کردند و علت آن نیز ملاحظات سیاسی مسئولان آن دوره بود که نصب شده باشد، اما کار نکند.*فردو و از سرگیری غنی سازی 20 درصد در ظرف پنج روزآنگونه که یکی از کارشناسان هسته ای در نطنز به خبرنگاران گفت: در حال حاضر یک هزار و 44 سانتریفیوژ نیز در فردو است که یک سوم سانتریفیوژ ها در حال چرخش است و یک سوم هم به خلاء وصل هستند و نمی چرخند و یک سوم دیگر هم قرار است در زمینه ایزوتوپ های پایدار (همکاری با روسیه) مورد استفاده قرار بگیرند.برطبق برجام، ایران بر اساس برنامه بلندمدت خود، برای 15 سال، فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم، از جمله تحقیق و توسعه تحت نظارت پادمانی خود را صرفا در تاسیسات غنی سازی نطنز انجام خواهد داد و در فردو، از هرگونه غنی سازی اورانیوم و تحقیق و توس ...

ادامه مطلب  

سکوت عارفانه ربیعی - رفاه اجتماعی - سلامت اجتماعی  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز: درگیری با کارگران در اراک با برخوردهایی روبه رو شد که چندان با تدبیر مسئولان کشور متناسب نبود. این نخستین بار نیست که کارگران یک یا چند واحد صنفی به دلیل عدم تحقق وعده های کارفرمایان، دست به اعتراض زدند اما این بار این تجمع با ورود نیروهای انتظامی به صحنه جنگ بدل شد.به گزارش سلامت نیوز، روزنامه قانون در ادامه نوشت: هفته گذشته کارگران دو واحد صنعتی هپکو و آذر آب اراک در اعتراض به عدم پرداخت معوقات، اعتراض هایی را به کارفرمایان خود داشتند که پیشینه 10ماهه داشت.سابقه تجمع کارگران در اراکآبان سال گذشته بود که گروهی از کارگران شاغل در کارخانه «ماشین سازی هپکو اراک»، در انتقاد به بی توجهی مدیران کارخانه به پرداخت مطالبات معوقه خود، مقابل ساختمان استانداری استان مرکزی اعتراض کردند. در این تجمع مسولان استانداری مرکزی پرداخت حدود ۶ میلیارد معوقات را به همراه تعیین تکلیف سهامداران کارخانه را وعده دادند. وعده ای که عملی نشد تا دور دوم این اعتراض ها در دی سال گذشته انجام شود.کارگران ۱۸ دی سال گذشته به نشانه اعتراض در میدان مرکزی شهر اراک تجمع کردند. آن ها می گفتند این شرکت که در زمینه تولید اسکلت های فلزی ساختمان فعالیت دارد، پنج ماه است که دستمزدشان را پرداخت نکرده است. کارگران نیز که با ادامه بی توجهی مسئولان کارخانه واستانی مواجه شده اند، به نشانه اعتراض در میدان مرکزی شهر اراک (میدان شهدا)، تجمع کردند و این تجمعات حدود یک ماه ادامه داشت.مشکلات فراوان در طول 10سالبه گفته کارگران این کارخانه، مشکلات کارخانه ماشین سازی هپکو از سال ۸۶ و زمانی که به بخش خصوصی واگذار شد، گریبان آن ها را گرفت و هر روز بر فشار مشکلات افزوده می شود. طبق اظهارات معترضان در حالی این مشکلات ادامه داشت که کارگران این شرکت، بار ها در پی عدم تحقق وعده های مسئولان در پرداخت حقوق و معوقات شان مقابل نهاد های مختلف دولتی در استان مرکزی و حتی پایتخت مانند سازمان خصوصی سازی تجمع کرده اند.بعد از یک ماه پرداخت اندکی حقوق!در ادامه روند اعتراضات و پس از یک ماه ،کارگران شرکت هپکو در اراک در گفت و گو با ایلنا، از پرداخت بخشی از مطالبات خود خبر دادند. به گفته این کارگران، فقط دو ماه از معوقات مزدی این کارگران به حساب آن ها در تاریخ مذکور واریز شد.هشت تجمع اعتراضی درسالاما امسال دوباره در اراک، کارگران به دلیل عدم تحقق وعده کارفرمایان خود دست به اعتراض زدند. در کنارتجمع کارگران «ماشین سازی هپکو اراک»، کارگران یک مجموعه دیگر نیز تجمع کردند؛ تجمعاتی که در سال 96 به عدد هشت رسید. تجمعات این بار در بلوار منتهی به میدان امام خمینی(س) شهر اراک برگزار شد اما تجمع کنندگان، کارگران شرکت آذرآب اراک بودند. آن ها در اواخر اردیبهشت، بیست و پنجم و سی و یکم تیر، پانزدهم مرداد، یکم، هشتم و دوازدهم شهریور با تجمع و راهپیمایی به پرداخت نشدن مطالبات و حقوق شان اعتراض کردند و هربار با قول مساعد مسئولان مختلف استان مرکزی برای پیگیری به کارخانه بازگشتند. گفتنی است صنایع آذرآب جزو پیشروان ساخت تجهیزات پروژه های پتروشیمی، پالایشگاه های نفت و گاز و سازنده بخش های مختلف کارخانجات سیمان و نیروگاه های برق در کشور است و تا کنون برج ها، تجهیزات پتروشیمی و پالایشگاهی و نیروگاهی مختلف را برای صنایع و پتروشیمی های سراسر کشور و پروژه پارس جنوبی ساخته است. شرکت آذرآب اراک از بزرگ ترین تولیدکنندگان تجهیزات کارخانه سیمان، بویلر، مبدل های حراراتی، شیر های سرچاهی و انواع تجهیزات فولادی به حساب می آید.حل مشکل، نیازمند اراده انقلابیدر ادامه انتقادات کارگری، سه شنبه گذشته نیز دوباره شاهد اعتراض کارگران دو شرکت هپکو و آذر آب بودیم. تجمعی که بنا به گفته کارگران، منجر به درگیری و خونریزی شده بود و در این درگیری ها تعدادی از کارگران مصدوم شدند.در همین راستا برای بررسی آنچه در اراک می گذرد، به سراغ سید مهدی مقدسی، نماینده مردم اراک در مجلس شورای اسلامی رفتیم. مقدسی با بیان اینکه حل مشکلات شرکت هپکو و آذرآب نیازمند اراده انقلابی است، به «قانون» گفت:« متاسفانه باوجود پیگیری های به عمل آمده، در روزهای گذشته اخبار تلخ و ناگواری را از این دو شرکت شنیده ایم. کارگرانی که چندین ماه است حقوقی دریافت نکرده اند، امید خود را برای آینده از دست داده اند». مقدسی در ادامه گفت:« از روز گذشته با وزیر صنعت و بانک کشاورزی صحبت هایی کرده ام و هشدارهای لازم را نیز به آن ها داده ام. از مسئولان این انتظار وجود دارد که مشکلات قشر کارگر را رفع کنند و بر زخم آن ها نمک نپاشند».نامه نماینده های اراک به رییس جمهورسید مهدی مقدسی در رابطه با پیگیری وضعیت کارگران هپکو و آذرآب گفت:«در اقدامی مشترک در رابطه با وضعیت کارگران در این دو مجموعه به همراه آقای کریمی، نماینده مردم اراک به رییس جمهور نامه ای نوشتیم که امیدوارم ایشان به این نامه و مطالبات کارگران پاسخ دهند. در این نامه از رییس جمهور درخواست شده است که به وضعیت مالکان و سهام شرکت های هپکو و آذر آب رسیدگی شود».نامه انتقادی عضو شورای شهر به استاندارلازم به ذکر است پیش از این در واکنش به رخ دادهای بعد از ظهر روز سه شنبه شهر اراک، مرتضی سورانه، عضو شورای اسلامی شهر اراک نیز با انتشار نامه ای سرگشاده خطاب به استاندار مرکزی و فرماندار اراک واکنش نشان داده بود. در ابتدای این نامه عضو شورای اسلامی شهر اراک با اشاره به سابقه مشکلات کارگران کارخانه های یاد شده، آمده است: «شنیدم و شنیده اید و شاهدیم که در روزهای گذشته در شرکت آذرآب و از ماه ها پیش در شرکت هپکو، کارگران زحمتکش درگیر بد مدیریتی مدیر نمایانی شده اند که منجر به تعویق و تاخیر چند ماهه حقوق ماهانه خود شده و در این بحبوحه گرانی، شرمنده اهل وعیال و زن وفرزند خود شده اند و از سر استیصال و نگرانی تامین معیشت خود وخانواده که اصلی ترین وظیفه پدر خانواده است با تجمع محترمانه ابتدا در ناهارخوری کارخانه و پس از آن با بی اعتنایی مدیران نامسئول اجبارا به فضای باز کارخانه و دوباره به دلیل بی تدبیری و بی اعتنایی سرمستانه مدیران و مسئولان و از روی اجبار با تمام نجابت و حیا با وقار و آرام به میدان اصلی شهر ورود کردند تا صدای خود را به گوش شما بزرگواران برسانند. اینجانب به نمایندگی این مردم به عنوان عضوی از شورای شهر اراک که بی شک بخشی از وظیفه ام کمک به تامین آرامش و استیفای حقوق شهروندان است و به عنوان یک مسلمان پیرو امام عدالت، علی(ع)از باب حمایت از مظلوم به وظیفه امربه معروف و نهی از منکر از شما مدیران و مسئولان می خواهم که اجازه ندهید نظام مقدس اسلامی وحاصل خون مطهر شهیدان جولانگه و کهف امن مدیران بی تدبیر و بی صلاحیت باشد و هرچه سریعتر با احقاق حقوق کارگران عزیز و بی پناه شهرم از آسیب دیدگان این بی حرمتی دلجویی شود و در تاوان آن از مدیران نالایق در این امر مهم سلب مسئولیت شده از مقام خود خلع شوند و به محاکم ذیصلاح معرفی شوند».اعتراض صنفی به برخورد با کارگرانیک تشکل صنفی کارگری نیز روز گذشته با صدرو نامه ای خواستار رسیدگی به مشکلات صنفی کارگران کارخانه های آذرآب و هپکو و دلجویی از آنان به دلیل حاشیه های مربوط به اجتماعات صنفی اخیر شد. کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان شرقی که از نهادهای صنفی کارگری استان آذربایجان شرقی محسوب می شود، در حمایت از مطالبات صنفی کارگران دو کارخانه بحران زده استان مرکزی (هپکو و آذرآب) بیانیه ای را صادر کرد. در ابتدای این بیانیه صنفی آمده است:« یکی از معیارهای کلیدی اخلاقی بودن رفتارهای انسان رعایت و محترم شمردن اصل (کرامت انسانی ) است بر اساس این اصل، رفتارهایی پسندیده است که در آن اصل کرامت انسانی رعایت شده باشد؛ در حقیقت چون گران بهاترین سرمایه آدمی کرامت و انسانیت اوست پس باید در همه ابعاد زندگی به ویژه در حوزه روابط کارگر و کارفرما این کرامت انسانی حفظ شود». کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان آذربایجان شرقی در ادامه بیانیه خود آورده است:«از مصادیق بارز و مهم حقوق کارگر تعیین شدن دقیق دستمزد وی مطابق با زحمت و تلاشی که می کند به گونه ای که طبق ماده ۲ و ۳ از قانون کار جمهوری اسلامی ایران، حدود و وظایف کارگر و کارفرما تعریف شده است، بنابراین دور از انصاف بوده که عدم اهلیت و فقدان مدیریت صحیح در شرکت های بحرانی به خصوص آذرآب و هپکو اراک را به پای کارگران و تلاشگران نوشت».حقوق کارگران پایمال شدهدر قسمت دیگری از این بیانیه آمده است:« در این شرایط اقتصادی کارگران معترض که حق و حقوقشان پایمال شده و چندین ماه حقوق دریافت نکرده اند و شرمنده خانواده شان و آن هم در آستانه بازگشایی مدارس گردیده اند چه انتظاری می توان داشت ؟ اگر با نگاه دین محورانه به حوزه روابط کارفرما و کارگر توجه نماییم، آیات قرآنی و روایات مذهبی متعدد در کنار سخنان و تاکیدات اشخاص معاصری همچون بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری یکی از منابع مهمی است که باید بر مبنای کرامت انسانی کارگر باشد».کارفرمایان تقصیرکاراما در واکنش به تجمعات هفته گذشته، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان مرکزی نیز گفته است:« اگر کارفرمایان آذرآب و هپکو به تعهدات خود در برابر کارگران عمل کرده بودند، شاهد اتفاقاتی که افتاد، نبودیم». محمدتقی آبایی در گفت وگو با ایلنا افزود:« که کارفرمایان دو کارخانه آذ ...

ادامه مطلب  

انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر-4  

درخواست حذف این مطلب
جمعه اردیبهشت - 2017 may 19پیشرفتهکد خبر: 852435لینک کوتاه: http://www.javann.ir/852435 تاریخ انتشار: اردیبهشت - : عکس » سیاسیگزارش خطا نظر شما جوان آنلاین از انتشار هر گونه پیام حاوی تهمت افترا اظهارات غیر مرتبط فحش ناسزا و... معذور است انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر-4 انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر-3 حضور شخصیت ها در انتخابات انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر-2 انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر-1 حضور حجت السلام رئیسی در انتخابات حضور رهبر معظم انقلاب در پای صندوق رای آخرین روز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر نشست خبری سخنگوی شورای نگهبان نش ...

ادامه مطلب  

سفر به آمریکای شمالی از دریچه دوربین یک عکاس خوش ذوق  

درخواست حذف این مطلب
سفر به آمریکای شمالی با دریچه دوربین عکاس خوش ذوق گوئیدو دایانا حتما برای شما نیز جذاب خواهد بود . این گردشگر در سپتامبر سال قبل تصمیم به شروع این سفر گرفت و با طی این مسافت طولانی عکس های زیبایی از مناظر طبیعی را به ثبت رسانده است . در ادامه برای مشاهده تصاویر و توضیحات بیشتر با میهن پست همراه شوید.آقای guido diana سفری طولانی را از آمریکای شمالی با مسیر ۲۴ هزار کیلومتری استارت زد و در طی این سفر به آمریکای شمالی از تمام مناظر زیبا عکس گرفت . به طور کلی برای مسافرت های طولانی بهتر است با استفاده از نقشه ، سفر خود را برنامه ریزی کنید و نقاط مقصد خود را مشخص کنید. مقصد مورد نظر شما باید سرپناه مناسبی داشته باشد و مسیر ها باید به گونه ای انتخاب شود که انرژی کافی برای لذت بردن از سفر باقی بماند. مطمئن شوید که توانایی فیزیکی و تجربه کافی برای رسیدن به اه ...

ادامه مطلب  

اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (3)  

درخواست حذف این مطلب
چهارشنبه اردیبهشت - 2017 may 17پیشرفتهکد خبر: 852072لینک کوتاه: http://www.javann.ir/852072 تاریخ انتشار: اردیبهشت - : عکس » سیاسیمنبع: جوان آنلاینگزارش خطا نظر شما جوان آنلاین از انتشار هر گونه پیام حاوی تهمت افترا اظهارات غیر مرتبط فحش ناسزا و... معذور است اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (3) اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (2) اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (1) تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و شورای شهر(2) هاشمی طبا انصراف نداد! یار مهربان سخنرانی جهانگیری در همایش حامیان روحانی جنبش درصدی ها همایش بانوان حامی محم ...

ادامه مطلب  

اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (2)  

درخواست حذف این مطلب
چهارشنبه اردیبهشت - 2017 may 17پیشرفتهکد خبر: 852071لینک کوتاه: http://www.javann.ir/852071 تاریخ انتشار: اردیبهشت - : عکس » سیاسیمنبع: جوان آنلاینگزارش خطا نظر شما جوان آنلاین از انتشار هر گونه پیام حاوی تهمت افترا اظهارات غیر مرتبط فحش ناسزا و... معذور است اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (3) اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (2) اجتماع حامیان سید ابراهیم رئیسی در مصلی تهران (1) تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری و شورای شهر(2) هاشمی طبا انصراف نداد! یار مهربان سخنرانی جهانگیری در همایش حامیان روحانی جنبش درصدی ها همایش بانوان حامی محم ...

ادامه مطلب  

ناگفته های میرسلیم از انتخابات  

درخواست حذف این مطلب
یکی از تفاوت های انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم با ادوار گذشته، حضور یک نامزد حزبی در صحنه رقابت ها بود؛ حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین تشکل های سیاسی کشور، سید مصطفی میرسلیم را به عنوان کاندیدای اختصاصی خود معرفی کرد. چندی بعد از معرفی او، شماری از اصولگرایان تشکلی به نام «جمنا» را پایه ریزی کردند که هدفش معرفی گزینه واحد از سوی این جریان بود. حزب مؤتلفه اسلامی هم با وجود داشتن یک نامزد حزبی در صحنه، اعلام کرد با «جمنا»یی که می خواست در نهایت به یک نامزد برسد، تعامل خواهد داشت. این در حالی بود که سید مصطفی میرسلیم از همان زمان اعلام موجودیت «جمنا» انتقاداتی را متوجه این نهاد کرد. او در گفت و گو با «ایران» از دلایل مخالفتش با «جمنا» می گوید؛ همچنین از تفاوت دیدگاهش با حزب مؤتلفه اسلامی که مقرر کرده بود او در مناظره ها درباره تخلفات منتسب به محمدباقر قالیباف شهردار اصولگرای تهران حرفی نزند. میرسلیم همچنین خبر داد پیش از تشکیل «جمنا» 50 نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری خواستار نامزدی سید ابراهیم رئیسی بودند و اصرار و پافشاری آنها بود که تولیت آستان قدس رضوی را به میدان رقابت آورد. ناگفته های مصطفی میرسلیم نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم را در زیر می خوانید...حزب مؤتلفه اسلامی بر خلاف ادوار گذشته، حضور فعال تری در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داشت و علاوه بر معرفی نامزد اختصاصی، جناب عالی که نامزد حزب بودید تا روز انتخابات در صحنه رقابت باقی ماندید. چه تحول و ضرورتی باعث شد تا مؤتلفه چنین رویکرد جدی ای به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوی داشته باشد؟ برآورد حزب مؤتلفه اسلامی ازشرایط عمومی کشور و وضعی که در آن به سر می بریم، این بود که قطعاً باید تحولی رخ دهد تا موجب بروز مشکلات اجتماعی نشود. بر مبنای اطلاعات دقیقی که از استان های کشور داشتیم، خسارت های مهمی احساس می کردیم. از نظرشرایط اقتصادی و اجتماعی نیز مشکلاتی وجود داشت که باید چاره جویی می شد. به نظرمان رسید که باید با حضور حزب هشدار لازم را در این زمینه بدهیم. چه خودمان برای ایفای تکلیف مسئولیت پیدا کنیم یا دیگران در قالبی که وجود دارد ایفای وظیفه نمایند، باید مشکلات گفته شود؛ زیرا نپرداختن به آنها مسائلی بغرنج تر در آینده می آفریند. هم اکنون نیز اگر دولت محترم به آن موارد نپردازد، نظام ما با مشکل مواجه خواهد شد. براین اساس اعتقاد ما این است که دولت دوازدهم باید موفق بشود؛ با اینکه رقیب ما بوده است. چون منافع ملی برتر از همه این رقابت هاست و باید به آن توجه کرد. بنابراین علت حضور ما این بود که احساس کردیم کفایت لازم در دولت یازدهم نبوده و باید به نحوی جبران شود. به همین دلیل در حد خودمان برای حضور در صحنه انتخابات اعلام آمادگی کردیم تا برای مسائل و مشکلات کشور چاره جویی کنیم. چه زمانی به «جمنا» دعوت شدید؟ما در حزب مؤتلفه از اردیبهشت ماه برای حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم گیری کردیم. هنوز تشکیلاتی تحت عنوان «جمنا» وجود نداشت، مگر در ذهن مؤسسان اصلی آن؛ ما خبر نداشتیم و اقدام مستقل خودمان را در حزب انجام دادیم. تشکیلات حزب شناخته شده است و معرفی نامزد فرایندی دارد که آن را طی کردیم. برای اصل حضور و مصداق نامزد، فرایندی چند ماهه طی شد و با نظرسنجی از استان ها، اعضای مجمع، دبیران و بعد هم در شورای مرکزی حزب تصمیم نهایی گرفته شد. در دی ماه سال ۹۵ به مشهد مشرف شدیم و آنجا تصمیم حزب اعلام شد. به موازات این، برخی از دوستان دیگر ما در جبهه اصولگرایان هم به فکر چاره جویی مسائل بودند و به سازماندهی جمعی به عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» مبادرت کردند. آنان مبنای خود را کار حزبی قرار ندادند، بنابراین از ابتدا به سراغ ما به عنوان حزب نیامدند؛ هر چند سراغ شخصیت های حزب آمدند. ما هم چون در نیت، آنان را با خود مشترک می دیدم، با این همکاری موافقت کردیم و گفتیم در استان ها هم این همکاری صورت بگیرد؛ زیرا نیت آنها را هم مثل خودمان اصلاح امور کشور می دیدیم؛ هر چند به لحاظ روش به آنان انتقاد داشتیم. همان طور که اشاره کردید، «جمنا»، متشکل از «افراد» بود اما مؤتلفه تأکید داشت به عنوان یک «حزب» وارد رقابت ها شود. با توجه به عدم تجانس فعالیت مشترک فرد و حزب که از همان ابتدا هویدا بود، مؤتلفه با چه استدلالی ورود به بحث امکان فعالیت مشترک انتخاباتی را با «جمنا» پذیرفت؟آیا چنین نکته ای در مذاکرات و رایزنی های درون حزبی مورد اشاره و بحث قرار گرفت؟بله؛ طبیعتاً همه مسائل در حزب قبل از تصمیم گیری بررسی می شود. در مجموع به این نتیجه رسیدیم که چون هدف مشترکی وجود دارد و نیت ما و آنان یکسان است، پس با این دوستان همکاری داشته باشیم و ضمناً به آنان بگوییم که پیشبرد صحیح این کار مستلزم طی کردن فرایند دقیق تشکیلاتی است؛ به آنان اعلام کردیم خوب است در سازماندهی خود از تجربه ما استفاده کنید که در بهترین وضع به نتیجه مطلوب برسید. شاید هم آنان عنایت کردند، اما این نقیصه تا آخر وجود داشت و اکنون هم هست و من خبر ندارم در آینده می خواهند چه کاری انجام دهند. به هر حال تفاوتی است که بین ما و «جمنا»جود دارد.«جمنا» از ابتدا اعلام کرده بود بنا دارد به«نامزد واحد» برسد؛ پیش بینی مؤتلفه این بود که مثلاً نامزد مؤتلفه می تواند نامزد نهایی باشد؟ و اگر نامزد دیگری معرفی می شد، قرار بود حزب چه واکنشی نشان دهد؟ما که نیازمند آن نبودیم در «جمنا» درباره ما تصمیم گیری شود.به هر حال یک جبهه شکل گرفته و اعلام شده بود که قرار است در فرایندی چند مرحله ای و با مکانیزم از پیش مشخص شده به «گزینه واحد» برسند؛ مؤتلفه هم از این هدف گذاری «جمنا» مطلع بود، پس طبیعتاً باید برای احتمالات مختلف، درون مؤتلفه بحث و پیش بینی لازم انجام می شد...بله، اعلام کردند ما هم به آنان پاسخ دادیم تصمیم گیری ای که در حزب انجام می دهیم، مستقل از نظراتی است که در جمنا اعلام می شود و در نهایت شورای مرکزی حزب باید تصمیم بگیرد. لذا ما از دادن تعهد شخصی خودداری کردیم. می دانید که آنان با تمام کسانی که نامزد می شدند یا نامزدشان می کردند این مذاکره را داشتند تا متعهد شوند اگر تصمیم گیری شد که کنار بروند، همراهی و تبعیت کنند.با توجه به اصرار حزب مؤتلفه به تصمیم گیری مستقل از سویی و تأکید «جمنا» برای معرفی نامزد واحد، تعامل مؤتلفه و «جمنا» برای کار مشترک انتخاباتی همچنان مبهم به نظر می رسد...درست است؛ مبهم است، بود و تا آخر هم مبهم ماند. چون تشخیص اینکه چه کسی باشد و چه کسی نباشد یا چه کسی بماند و نماند، سازوکار می خواهد. در مورد این ابهام در حزب مؤتلفه بحثی نشد؟بله. بحث شد.این بحث به نتیجه مشخصی هم رسید؟نه؛ تا آخرین لحظه به نتیجه مشخصی نرسیدیم. من خودم با نامزد نهایی جمنا که آقای رئیسی بود، صحبت کردم و هر دو به این نتیجه رسیدیم که بهتر است، هر دو در صحنه رقابت انتخاباتی باقی بمانیم.این جمع بندی شما و نامزد نهایی «جمنا»، قاعدتاً، مربوط به واپسین روزهای رقابت انتخاباتی است؛ سؤال مشخص من درباره ابتدای مذاکرات تعامل بود. بعد از اینکه نام شما به عنوان نامزد حزب مؤتلفه اسلامی اعلام شد، از طرف «جمنا» چه کسی وظیفه مذاکره کننده با شما را ایفا کرد؟شورای مرکزی «جمنا» هنوز تشکیل نشده و هیأت اولیه مشغول سازماندهی بودند. فکر می کنم اواسط دی ماه از بنده دعوت کردند که با آنها صحبت کنم.در آن جلسه چه افرادی حضور داشتند؟اکثرشان بودند. غیر از یکی دو نفر که در مسافرت بودند.محورهای بحث آن جلسه چه موضوعات و نکاتی بود؟آنان می خواستند ببینند برنامه و هدف ما برای انتخابات چیست و چگونه می خواهیم در انتخابات حاضر شویم؛ خب ما برای آنها برنامه، تدابیر و نحوه حضور خود را شرح دادیم. سپس پرسیدند:«آیا موفق به رأی آوری می شوید؟» و من پاسخ دادم: «شخصاً پانصدهزار رأی دارم. اگر در چارچوب حزب مؤتلفه باشد، آرای من می تواند به دو تا چهار میلیون رأی برسد و اگر همه شما دوستان همکاری کنید می توانیم تا به دست آوردن 40 درصد کل آراء را تضمین کنیم؛ باقی هم بستگی به شرایطی دارد که پیش می آید».با توجه به سخنان شما در آن جلسه، در واقع، پیشنهاد مشخص شما این بود که شما به عنوان نامزد مؤتلفه، گزینه نهایی «جمنا» برای انتخابات ریاست جمهوری باشید. این برداشت درست است؟بله؛ دعوتشان هم کردم؛ به آنها گفتم با توجه به نکاتی که تصمیم گیری کرده اید، خوب است که در شورای مرکزی حزب بیایید و با ما هم مذاکره کنیم و ان شاءالله به نتیجه برسیم. واکنش آنها چه بود؟ظاهراً استقبال کردند، اما در عمل، ترتیب اثر ندادند. قطعاً آنها هم برنامه شان را اعلام کردند...بله. برنامه شان مشخص بود و می خواستند بر همان مبنا از ما هم تعهدی بگیرند که اگر به این نتیجه رسیدند که ما هم کنار برویم، طبق تعهد داده شده، کنار برویم. من هم گفتم تصمیم گیری با شورای مرکزی حزب مؤتلفه است و من نمی توانم از طرف آنها قولی بدهم.وقتی محتوای مذاکره خود را با «جمنا» در شورای مرکزی مؤتلفه مطرح کردید، واکنش اعضا چه بود؟ چون در رسانه ها به نقل از اعضای حزب عنوان شد که تعهد نمی دهند... فرایند ما دوگانه نبود؛ وضعیت روشن بود.اگر شکاف، چنین عمیق بوده و هر دو طرف از مواضع خود کوتاه نمی آمدند، چرا مؤتلفه و «جمنا» روند و مذاکره انتخاباتی را ادامه دادند؟ شکاف به تشکیلات برمی گردد به مسائل سیاسی برنمی گردد.وقتی مؤتلفه از نظر تشکیلاتی و معرفی نامزد با «جمنا» نقطه اشتراکی نداشتند و این نکته از همان ابتدا هم واضح بود، ادامه مذاکره و تلاش برای رسیدن به تعامل، متکی به چه منطق و استدلالی بود؟ تعاملی شکل نگرفت.اما در اعلام نتایج رأی گیری اولیه «جمنا» برای معرفی نامزدها، اسم شما به عنوان نفر چهاردهم اعلام شد... خیر؛ هیچ وقت اسم من نبود. شایعات است. بعد از آن حتی از بنده دعوت هم نشد.ولی خبر نتایج این رأی گیری «جمنا» و قرار گرفتن نام شما در رده چهاردهم در رسانه های رسمی مثل خبرگزاری ها منتشر شد؛ نکته اینجاست که چرا مؤتلفه به این خبر که انتشار گسترده ای هم داشت، واکنش نشان نداد و آن را تکذیب نکرد؟ اصلاً قرار به ۱۴ نفر نبود و هدف رأی گیری معرفی ۱۰ نفر بود. من هم به همان جلسه ای که گفتم، رفتم.در آن برهه، شما در گفت و گویی درباره احتمال «مهندسی آرا» در انتخابات درونی «جمنا» هشدار دادید. این انتخابات را سالم و شفاف می دانید یا مهندسی شده و هدایت شده؟بحث اصلی ما همین بود؛ گفتیم اگر قرار است یک مجمع عمومی تشکیل شود، دعوت از اعضا برای شکل دادن مجمع عمومی قواعدی دارد. چگونه این ها از استان های مختلف جمع شدند؟ شما همین طوری حکم دادید؟گزینشی برخورد کردید؟ یا از میان حاضران انتخاب صورت گرفته است؟ تشکیل مجمع عمومی قواعدی دارد؛ اگر مراعات شود اعتبار رأی گیری بیشتر می شود. در غیر این صورت حالت خصوصی به خود می گیرد. این نکته ای بود که ما بحث داشتیم.آنها برای جلب اعتماد شما چه توضیحی دادند؟هیچگونه توضیحی ندادند و دنبال جلب اعتماد ما نبودند و برنامه شان را به روالی که تشخیص می دادند، ادامه دادند. الان، چه جمع بندی ای دارید؟ انتخابات «جمنا» برای تعیین مجمع عمومی و نامزدها قابل اعتماد بود؟ ما با توجه به شناختی که داریم، معتقدیم آن نحوه گردآوری افراد در مجمع عمومی اشکال داشت. با معیارهای ما سازگار نبود. ما اینگونه کار نمی کنیم. اعضای جمنا با وجود واگذاری نتیجه انتخابات می گویند این تشکل تجربه موفقی بود و باید این تشکیلات را ادامه دهیم. چنین برداشتی را می پذیرید؟ما از مبنا با این نوع اقدام تشکیلاتی موافق نیستیم.چرا موافق نیستید؟ وقتی تصمیم جمعی اصولگرایان این است که... تکلیف یک تشکیلات باید به شکل قانونی مشخص باشد؛ وقتی ما می گوییم حزب مؤتلفه اسلامی قانون آن را تعریف کرده است؛ وقتی می گوییم «جبهه پیروان خط امام» باز این متشکل از احزاب است. ولی یک جبهه ای به نام «جمنا» ایجاد شده که نه متشکل از احزاب است و نه هنوز تکلیف ثبت قانونی آن مشخص است؛ باید بنشینند و خیلی موارد را درست کنند تا به قول خودشان این تجربه موفق، موفق تر شود.«جمنا» و حامی آن کسب ۱۶ میلیون رأی در انتخابات اخیر را سند موفقیت خود می دانند. نظر شما چیست؟بله؛ این میزان رأی قابلیت خوبی است.«جمنا» ملاک ارزیابی فعالیت انتخاباتی را تعداد آرا می داند و با همین شاخص نتیجه می گیرد که روش هم درست بوده، شما تأیید می کنید که رأی آوری اصولگرایان خوب بوده اما منتقد روش «جمنا» هستید. چگونه می توان تعداد آرای کسب شده را موفقیت دانست اما روش گزینش نامزدی که آن تعداد آرا را جذب کرده، نادرست دانست؟ خیر، من بنا را به نتیجه نمی گذارم. اصلاً اعتقاد ندارم تعداد رأی ملاک حق است. حق چیز دیگری است.اما در انتخابات همواره تعداد آرای جذب شده از ملاک های اصلی ارزیابی است؟ بله ،عملاً ملاک است و چاره بهتری هم نداریم؛ اما به این معنا نیست که فرد انتخاب شده، حقانیت هم دارد. اجازه بدهید یک بار دیگر این نکته را تکرار کنم اما اگر «جمنا» بگویند ما با این روش نامزدی را انتخاب کردیم که این میزان رأی آورده، بنابراین روش ما درست است، این در تعارض با حرف شماست که تعداد آرای نامزد نهایی «جمنا» را خوب می دانید روش آنها را درست نمی دانید... ولو اینکه رأی هم بیاورد درست نیست؛ چون ما قبول نداریم به هر شکلی رأی آورده شود.یعنی معتقدید راه رأی آوری نامزد «جمنا»، درست نبوده؟بله، روش های رأی آوری که اتخاذ شده بود از نظر ما درست و مقبول نبوده است. در هیچ کدام از طرف ها. به اصولگرایان هم توصیه می کنیم این روش ها را تکرار نکنند.پیش بینی بسیاری از ناظران این بود که شما دقیقه 90 انصراف می دهید و گمانه زنی آنان این بود که مؤتلفه دنبال سهم از دولت آینده است. درباره حضور در دولت احتمالی نامزد نهایی «جمنا»، پیشنهاد مشخصی به شما شد؟ از طرف دوستان ما در «جمنا» پیشنهاد رسمی به ما نشد. اما غیررسمی روز بیست و هفتم اردیبهشت به ما اعلام شد که خوب است اتحادی پدید بیاید؛ نظر ما این بود که نه، اتفاقاً این مناسب نیست.چه کسانی این پیشنهاد را دادند؟دوستان ما در «جمنا» این پیشنهاد و خبر را به ما دادند. این پیشنهاد را به آقای قالیباف هم دادند که آقای قالیباف زیربار رفت و پذیرفت به نفع آقای رئیسی کنار برود.گفته شد به آقای قالیباف پیشنهاد شده کنار بروند و در صورت پیروزی آقای رئیسی، معاون اول شوند...من خبر ندارم.به شما هم پیشنهاد پست و مقامی در کابینه داده شد؟ اصلاً پیشنهادی به ما نشد.یعنی فقط گفتند بی قید و شرط کنار بروید؟ رسماً نگفتند کنار بروید ولی پیغام دادند؛ برخی از اعضای شورای مرکزی مؤتلفه که در شورای مرکزی «جمنا» هستند، تمایل آنها را به ما منعکس کردند. در شورای مرکزی بحث کردیم؛ چون تصمیم گیری شخصی نیست که دو یا سه نفر بگویند این کار را انجام دهید. وقتی شورای مرکزی حزب مؤتلفه، یک نفر را به عنوان نامزد ریاست جمهوری انتخاب می کند، همان شورا باید بگوید آیا به مصلحت است که آن نامزد انصراف دهد یا نه؟ شورای مرکزی همچنین چیزی را تصویب نکرد؛ تمایل «جمنا» این بود که ما کنار برویم اما شورای مرکزی حزب این تصمیم را نگرفت. با آقای قالیباف هم مذاکره ای داشتید؟من اصلاً با آقای قالیباف صحبت نکردم. چون آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. اما اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.چرا اعتقاد ندارید؟ به دلیل برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم. در مورد آقای رئیسی هم همین دیدگاه را داشتید؟خیر؛ وضع آقای رئیسی فرق می کند؛ او اهل خلاف نیست، اما او یک عنصر قضایی در کشور است. با وجود این، معمولاً کسی که در صحنه نظامی، قضایی و اطلاعاتی فعال بوده ، نباید وارد صحنه سیاسی شود. یک قاضی معمولاً به دلیل نوع کارش، پنجاه درصد موافق و پنجاه درصد مخالف دارد. قاضی رأی می دهد، نمی شود دل همه را به دست بیاورد؛ باید تصمیم گیری کند؛ طبیعی است. یک عنصر قضایی نباید خود را در معرض آرای عمومی قرار دهد. با آقای رئیسی در دوره رقابت انتخابات گفت و گویی داشتید؟در دوره انتخابات با ایشان صحبتی نداشتم؛ البته قرار بود ما بعد از اعلام نامزدی من در مشهد، با ایشان دیداری داشته باشیم که انجام نشد؛ اگر انجام می شد، صحبت می کردیم.چرا انجام نشد؟ ما وقت گرفته بودیم؛ ظاهراً ایشان گفته بودند که در سفرند و برنامه دیدار ما لغو شد. ایشان تولیت آستان قدس رضوی را داشتند و ما هم نمی دانستیم ایشان قصد نامزدی دارند؛ اما احتمالاً تصمیم را در دی ماه ۹۵ گرفته بودند. اگر تصمیم مشخص بوده که فراخوان «جمنا» ظاهرسازی می شود... ما خبرنداشتیم. بعداً فهمیدیم عده ای در مجلس خبرگان متمایل به آقای رئیسی بودند که به عنوان یک شخصیت روحانی، از خانواده سادات و معتمد می تواند نامزد موجهی باشد و در مقابل آقای روحانی جایگاه خوبی به دست آورد. تشخیص آنها با توجه به نتیجه آرا، ضعیف نبود. اما این تصمیم گیری در دی ماه رو نشده بود.یک ایرادی به اصولگرایان مطرح می شود این است که چطور جناحی با این قدمت و سابقه کار در نهایت به دو نامزدی می رسید که یکی مثل آقای رئیسی اصلاً در صحنه سیاسی نبوده و ناگهان نامزد نهایی می شود و دیگری، آقای قالیباف که در کارنامه خود شکست های متعدد انتخاباتی داشته.چرا باید یک جناح با سابقه و ریشه دار به نقطه ای برسد که در زمان انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری، ناگزیر شود با نامزدی ناشناخته یا با نامزدی که قبلاً دو بار از مردم جواب منفی گرفته، وارد صحنه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری شود؟اولاً یک نفر می تواند ۱۰ بار هم از ملت رأی نیاورد و دفعه یازدهم رأی بیاورد؛ به شرط آنکه پشتوانه حزبی داشته باشد. با نکته ای که درباره آقای قالیباف اشاره کردید موافقم. دو بار شکست خورده بود و پشتوا ...

ادامه مطلب  

نماز جمعه تهران به امامت حجت الاسلام والمسلمین صدیقی  

درخواست حذف این مطلب
مجلس دولت احزاب و تشکل ها دفاعی امنیتی تحولات منطقه سیاست خارجی برنامه های ویژه خبری سایر حوزه ها عناوین کل اخبار سیاسی بین الملل ایران خاورمیانه اروپا و آمریکا اقتصاد بین الملل داعش کافه بین الملل عناوین کل اخبار بین الملل شهری حوادث و انتظامی رفاه و تعاون باشگاه شبانه دنیای ارتباطات محیط زیست حقوقی قضایی ازدواج و خانو ...

ادامه مطلب  

سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر المومنین (ع)  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر المومنین (ع)تصاویر سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر المومنین (ع)تصاویر سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر المومنین (ع)تصاویر سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر المومنین (ع)تصاویر سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر المومنین (ع)تصاویر سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر المومنین (ع)تصاویر سخنرانی حجت الاسلام رئیسی در شب میلاد حضرت امیر ...

ادامه مطلب  

تشریح برنامه های ستاد اربعین اراک  

درخواست حذف این مطلب
گروه اجتماعی: در دومین جلسه ستاد اربعین شهرستان اراک وظایف دستگاه ها در قالب 6 کمیته مشخص شد که می توان به اعزام سازمان یافته و متمرکز زائرین و... اشاره کرد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، دومین جلسه ستاد اربعین شهرستان اراک امروز، سه شنبه 4 مهرماه در فرمانداری اراک با حضور نمایندگان دستگاه های شهرستان برگزار شد .در این جلسه مجید زارعی، معاون سیاسی و امنیتی فرمانداری اراک با بیان اینکه مسئولیت ستاد اربعین استان ها از حوزه معاونت عمرانی استانداری به حوزه معاونت سیاسی، امنیتی استانداری تغییر کرده است، گفت: شرح وظایف دستگاه ها و کمیته ها، مردادماه به کلیه دستگاه های استان و شهرستان ابلاغ شده است.وی ادامه داد: طی ابلاغیه ستاد اربعین کشور،6 کمیته؛ فرهنگی و اطلاع رسانی، بهداشت و درمان، حمل و نقل، اعزام، انتظامی و کمیته تدارکات و پشتیبانی برنامه های مراسم پیاده روی اربعین را اجرایی می کنند.زارعی تصریح کرد: در شهرستان اراک کمیته فرهنگی و اطلاع رسانی بر عهده اداره تبلیغات اسلامی، کمیته بهداشت و درمان بر عهده اداره بهداشت و درمان، کمیته اعزام بر عده سپاه ناحیه اراک، کمیته انتظامی بر عهده نیروی انتظامی، کمیته تدارکات و پشتیبانی بر عهده ستاد عتبات عالیات و کمیته حمل و نقل بر عهده اداره حمل و نقل اراک است.معاون سیاسی و امنیتی فرمانداری اراک گفت: طبق دستور العمل ستاد اربعین کشور، امسال مقرر شده که اعزام زائران از شهرستان ها بصورت متمرکز و نمادین صورت گیرد که نیاز است سپاه ناحیه اراک با هماهنگی این مسئولیت را انجام دهد. اولویت اصلی ما همچون سال های گذشته حفظ جان و راحتی حال زائرین است که برای محقق شدن این امر باید ستاد اربعین شهرستان اراک با کلیه ست ...

ادامه مطلب  

ابطحی: ابراهیم رئیسی حضور در انتخابات را نپذیرفت  

درخواست حذف این مطلب
ابطحی بیان کرد: تا کنون فشار اصولگراها بر آقای رئیسی موثر واقع نشده و وی قانع نشده است چرا که آقای ریسی تنها کسی است که اصولگرایان در این مرحله در موردش به اجماع رسیده اند.به گزارش ایسنا محمدجواد ابطحی نماینده اصولگرای مجلس در گفت وگو با نامه نیوز در مورد امکان کاندیداتوری ...

ادامه مطلب  

تحلیل رفتار انتخاباتی مردم زنجان در انتخابات ریاست جمهوری/ نتیجه انتخابات حاصل پراکندگی اصلاح طلبان و تبلیغات اصولگرایان  

درخواست حذف این مطلب
یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند...عصر ایران یوسف ناصری- استان زنجان که در سرشماری سال 95 تعداد یک میلیون و 57 هزار نفر جمعیت داشته است به طور کلی در انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه 29 اردیبهشت 1396 متفاوت از اکثر استان های کشور عمل کرده است.در 23 استان کشورمان آقای روحانی بالاترین رای را به دست آورده است و در 8 استان آقای رئیسی بیشترین رای را به خود اختصاص داده است. یکی از 8 استانی که آقای رئیسی رای بالاتری در آن کسب کرده استان زنجان است.مطابق آماری که منتشر شده در استان زنجان 740 هزار نفر واجد شرایط رای دادن بوده اند و تعداد 584 هزار نفر رای داده اند. تعداد واجدین شرایط رای در شهرستان زنجان 372 هزار شهرستان ابهر 107 هزار شهرستان خدابنده 125 هزار شهرستان ایجرود 28 هزار شهرستان خرمدره 49 هزار شهرستان سلطانیه 21 هزار و شهرستان ماه نشان 29 هزار و شهرستان طارم 35 هزار نفر بوده است.در انتخابات 29 اردیبهشت تعداد آرای سیدابراهیم رئیسی در استان زنجان 294 هزار و تعداد آرای حسن روحانی 260 هزار بوده است. حسن روحانی در سال 1392 بالاترین رای را در استان زنجان کسب کرد و با تعداد281 هزار.بررسی نتیجه متفاوت انتخابات استان زنجان موضوع اصلی گفت و گوی عصر ایران با سیدفاضل موسوی است. موسوی نماینده شهرستان خدابنده در مجلس هشتم بوده و فوق لیسانس حقوق عمومی دارد. حقوق عمومی مسائل و قواعد مربوط به دولت و حکومت و انتخابات و نظام سیاسی و کنترل قدرت دولت و حکومت را بررسی می کند و متفاوت از حقوق خصوصی است که مربوط به روابط بین افراد جامعه است.گفت و گو با نماینده سابق شهرستان خدابنده را درباره تحلیل انتخابات استان زنجان و 8 شهرستان آن را می خوانید.****ما در سال 95 فقط چهار استان یعنی استان های زنجان سمنان مرکزی و همدان داشته ایم که نرخ بیکاری تک رقمی داشته و تعداد 27 استان دیگر کشور نرخ بیکاری بالای 10 درصد و دو رقمی داشته اند. با این که استان زنجان نرخ بیکاری تک رقمی داشته و در سال 94 هم این استان کمترین نرخ بیکاری در کل کشور را داشته است و نرخ آن 5 درصد بوده چه اتفاقی افتاده است که اکثریت استان زنجان در این دوره به آقای روحانی رای نداده اند؟-در خصوص بحث آرای آقای روحانی و رقبای ایشان چند موضوع مطرح است. یک عامل بافت جمعیتی استان زنجان و خصوصا در شهرستان های تابعه استان از جهت فرهنگی و غلبه جمعیت روستایی از نظر تعداد بر جمعیت شهری است.یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند و اطلاع رسانی درست انجام بدهند. موضوع سوم مساله چیدمان مسئولانی است که در استان زنجان هستند از جهت ارتباط با بدنه فعال اجتماعی و سیاسی. اکثریت مسئولان استان زنجان ارتباط منطقی و دقیقی با بدنه اجتماعی و سیاسی استان نداشتند. مساله بعد این است که مجموعه کسانی که در بحث انتخابات مسئولیت های مدیریت و فعالیت حوزه های انتخابیه آقای روحانی را به عهده داشتند برای جامعه سیاسی و اجتماعی استان زنجانف خیلی دلپذیر نبودند. با وجود تمام زحمت هایی که کشیدند قطعا در این حوزه ضعف هایی هم هست.موضوع بعد این است که آن طور که شایسته است حمایت نمایندگان حاضر در مجلس و نمایندگان دوره های قبلی مجلس اتفاق نیفتاد. این وضع می تواند ناشی از نداشتن برنامه دقیق در ستاد مرکزی آقای روحانی یا در ستاد استان زنجان باشد. ارتباط تنگاتنگ با نمایندگان ادوار مجلس و نمایندگان فعلی مجلس وجود نداشت. این عامل هم تاثیرگذار بود.پس تا اینجا این 5 عامل هر کدام به اندازه خودشان در پایین بودن سطح رای آقای روحانی تاثیر منفی داشتند. *طبق آمار سرشماری سال 90 میزان شهرنشینی در استان زنجان 62 درصد بوده است. اما شما گفتید بافت جمعیتی و غلبه جمعیت روستایی در رای کمتر دادن به آقای روحانی موثر بوده است. -من گفتم شهرستان های تابعه استان زنجان. اگر نگاه کنید بیشترین رای هم در شهرستان های تابعه استان به رقیب آقای روحانی داده شده. مردم شهر زنجان آن طور که لازم بوده است زیاد پای صندوق رای نیامده اند. اما شهرستان های تابعه استان زنجان رای زیادی داده اند. از شهرستان های تابعه استان زنجان می توان به «خدابنده» اشاره کرد که بزرگترین شهرستان شمال غرب کشور است. شهر قیدار مرکز شهرستان خدابنده چیزی حدود 35 هزار نفر جمعیت دارد و بافت مابقی آن شهرستان روستایی است. مثلا اگر 200 هزار نفر جمیعت دارد 165 هزار در بافت روستایی هستند یا در روستای بزرگ هستند که به شهر چند هزار نفری تبدیل شده اند. *در شهرستان خدابنده که شما هم در دوره هشتم و از 1387 نماینده آن در مجلس بوده اید155 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است و گفته شده 101 هزار نفر رای داده اند.-حدود 120 هزار نفر واجد شرایط رای دارد.*من آماری که دیده ام این است. بعد 101 هزار نفر در شهرستان خدابنده رای داده اند. تعداد 67 هزار به آقای رئیسی و تعداد 32 هزار به آقای روحانی رای داده شده.-بله. صد و خرده ای شهرستان خدابنده رای دارد. رای آقای روحانی کمتر از آقای رئیسی بوده است. به علت هم آن اشاره کردم. همین عوامل در سطح استان زنجان و سطح شهرستان تاثیر گذاشته است.آن 5 عامل که به آنها اشاره کردم تاثیر زیادی داشته اند در وضعیتی که اتفاق افتاده است. اگر بخواهیم آسیب شناسی کنیم.*زنجان بزرگترین و پُر جمعیت ترین شهر استان زنجان است. طبق آماری که وجود دارد شهرستان زنجان 372 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است. البته ریز آرا منتشر نشده است که در مرکز استان زنجان اقای روحانی چقدر رای آورده و آقای رئیسی چقدر. اما ارقام رای کاندیدا در شهرستان خدابنده منتشر شده و همچنین آرای شهرستان خرمدره.در خرمدره 20 هزار نفر به آقای روحانی رای داده اند و آقای رئیسی هم 14 هزار رای آورده است. در خرمدره که شهرستان کوچکی است و کل واجدین شرایط رای 49 هزار نفر بوده چرا آقای روحانی رای بیشتری آورده است؟-آن علتش این است که که شهرستان خرمدره یک شهر و چند تا روستا است. جزو معدود شهرهای جمع و جور ما است. شاید 80 و چند درصد جمعیت شهرستان خرمدره در شهر زندگی می کنند. چنین وضعیتی در خرمدره وجود دارد.دومین عامل این است که رئیس ستاد استان زنجان متعلق به خرمدره است یعنی آقای فاضل امیر جانی نماینده خرمدره در مجلس بوده و اهل آن منطقه است. جدا از بحث آقای امیرجهانی و بحث شهرنشینی اصلا بافت خرمدره یک بافت اصلاح طلبی است. یعنی 70 درصد بافت آن اصلاح طلبی است. از بین اصلاح طلبان در حوزه انتخابیه ابهر و خرمدره 70 درصد یا حداقل 65 درصد رای هر کاندیدایی که نماینده مجلس شود از شهرستان خرمدره است. خرمدره یک شهر اصلاح طلب است.*در شهرستان طارم استان زنجان رای آقای روحانی بیشتر بوده است. مشارکت مردم کل شهرستان طارم در انتخابات 92 درصد بوده است که 53 درصد به روحانی و 46 درصد به آقای رئیسی رای داده اند. تعداد آرای هر کاندیدا منتشر نشده. در شهرستان طارم که چسبیده به استان گیلان است چه وضعیتی وجود دارد که به این صورت رای داده اند؟-من اشاره کردم که چیدمان نیروها نقش داشته است. یعنی مسئولان و فرماندار و بخشدار نقش داشته اند. بعد هم فرماندار شهرستان طارم مورد دلخواه نیروهای اصلاح طلب بود. چند مهره کلیدی هم در آنجا دارد که آنها در ایام انتخابات فراغت داشتند و وقت قابل ملاحظه ای گذاشتند و میزان رای به آقای روحانی خودش را نشان داده است از جمله آقای عنایت الله رحمانی و حجت الاسلام ناصری زنجانی که طارمی هستند. *این افراد به چه صورت توانسته اند به نفع دولت آقای روحانی توانسته اند در طارم تبلیغ کنند؟-به صورتی از عملکرد دولت حمایت کرده اند. برای مثال در شهرستان های دیگر استان زنجان مسئولان دولتی حاضر نبودند از عملکرد درست و ارزشمند دولت و در همان حدی که دولت انجام داده است دفاع کنند و آن را به مردم ارائه کنند و دلسوزی کنند.*فعالان سیاسی زنجان انتقاد دارند نسبت به این که اولین استاندار زنجان در دولت آقای روحانی یک از نیروهای آقای قالیباف را به عنوان معاون عمرانی استانداری منصوب کرده بود و همچنین انتقاد دارند نسبت به اینکه که چرا فرمانداران زنجان سلطانیه و ماه نشان تغییر داده نشدند و همان فرمانداران زمان آقای احمدی نژاد بودند.-به لحاظ نوع چیدمان مسئولان ارشد و رده اول و دوم حوزه قوه مجریه خیلی از دوستان اصلاح طلب از این وضع گله دارند. احساس می کنند آن چیزی که باید می بود نیست. قانع نشدند و چون قانع نشدند ان طور که لازم بود تن به کار ندادند. زحمت کشیده اند ولی آن قدر که لازم بوده است در این انتخابات اقدام نکرده اند.مجموعه مسئولان و آنچه که در دست دولت بوده است نتوانسته اند ارتباط منطقی و درست با بدنه اصلی اصلاح طلب ایجاد کنند. یک مقدار دلسردی و یک مقدار گله وجود داشت. همین مسئولانی که باید تجا به جا می کردند ولی نشدند باعث شده که آن طور که نیروها باید به صورت جدی حضور داشته باشند متاسفانه حضور نداشتند. حاصل آن هم همین چیزی است که الان می بینیم و استان زنجان رای کمتری به آقای روحانی داده است. مایه تاسف است. به نظر من باید خود دولت آقای روحانی پاسخگو باشد به مردم. ما به شخص آقای روحانی به طور مکرر گفتیم که بدنه اطلاع رسانی شما در حداقل خود است. دولت یازدهم یعنی فقط آقای روحانی و آقای ظریف. دیگران صندلی خودشان را محکم چسبیده بودند که آن را از دست ندهند. دیگران زیاد پای کار نیستند. علت اصلی این بود. در استان ها و شهرهای دیگر با یک مقدار بالا و پایین همین وضع وجود داشته است. *آن 92 درصد مشارکت ر شهرستان طارم خیره کننده است. چگونه ممکن است 92 درصد رای داده باشند و چطور 92 درصد افراد واجد شرایط رایف به پای صندوق آمده اند؟-چند عامل در آنجا نقش داشته است. یک عامل فرماندار است که سعی کرده است به طور شفاف و قاطعانه عمل کند و با مردم ارتباط ...

ادامه مطلب  

عالمی که مورد احترام خاص امام زمان (عج) قرار داشت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش جام نیوز، سید ابن طاووس - نام کاملش سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر بن طاووس است، و از نوادگان امام حسن مجتبى و امام حسین علیهماالسلام محسوب می شود. از این رو، ایشان را «سید ذی الحسنین» نامیده اند.شهر «حلّه» و نقش آن در گسترش معارف شیعیشهر حله یکى از شهرهاى بزرگ جهان تشیع محسوب می شود و زمانى از مهم ترین حوزه ها و مراکز علمى، فقهى و ادبى شیعه به شمار مى رفت که از آن علما و دانشمندان بزرگی مانند «ابن ادریس حلی، محقق حلی، علامه حلی، ابن نما حلی و ابن فهد حلی» به صحنه آمدند که نقش مهمى در گسترش و رشد علوم شیعه داشتند و تحول بزرگى در علوم اسلامى ایجاد کردند. یکی دیگر از بزرگان حله، «سید بن طاووس» فقیه، ادیب، شاعر، محدث و عارف بزرگ شیعه است.او در روز 15 محرم سال 589 هجرى در شهر حله به دنیا آمد. نام کاملش سید رضى الدین، على بن موسى بن جعفر بن طاووس است، و از نوادگان امام حسن مجتبى و امام حسین علیهماالسلام محسوب می شود. از این رو، ایشان را «سید ذی الحسنین» نامیده اند. علامه حسن زاده آملی می نویسد: شایسته است سخنى از سید بن طاوس‏ که به فرموده بعضى از مشایخ ما از کمّل بوده است به عرض برسانم: آن جناب در کتاب شریف اقبال فرموده است: «من بدون استهلال و رجوع به جدول تقویم از اوّل ماه و هلال آن باخبرم، و نیز از لیلة القدر آگاهى دارم». پیش بینی جالب امام علی(ع) درباره حله و علمای آنحضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام از ظهور چنین علما و بزرگانى در آن خطه خبر داده اند. «ابوحمزه ثمالی» از «اصبغ بن نباته» نقل مى کند که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، در مسیر حرکت از کوفه به طرف صفین بر تپه هاى بابل رسیدند، بر روى تلى ایستادند و به بیشه و نیزارى که بین بابل و همان تل بود، اشاره کردند و فرمودند: شهرى است و چه شهر شگفتی!اصبغ بن نباته که از یاران نزدیک آن حضرت بود عرض مى کند: ای امیر مؤمنان! مى بینم از وجود شهرى در اینجا سخن مى گویید، آیا در اینجا شهرى بوده که اکنون آثار آن از بین رفته است؟فرمودند: نه! ولى در اینجا شهرى به وجود مى آید که آن را «حله سیفیه» گویند و مردى از تیره بنى اسد آن را بنا خواهد کرد و از این شهر، مردان پاک سرشت و مطهر پدید مى آیند که در پیشگاه خداوند «مقرب» و «مستجاب الدعوة» مى شوند.چرا به سید، پسر طاووس می گفتند؟‏یکی از اجداد ایشان یعنی محمد بن اسحاق از سادات بزرگوار مدینه بود و به خاطر زیبایى و ملاحتش به «طاووس» مشهور شده بود و فرزندانش را آل طاووس و ابن طاووس می گفتند.تحصیلات، هوش و استعداد قوی «سید بن طاووس»‏ابتداى تحصیلات سید ابن طاووس در شهر حله بود که از محضر پدر و جد خود، «ورام بن ابى فراس» علوم مقدماتى را آموخت.سید با درکى قوى و هوشى سرشار، قدم در راه علم نهاد و در اندک زمانى از تمام هم شاگردی هاى خود سبقت گرفت. وى در «کشف المحجة» مى‏گوید: «وقتى من وارد کلاس شدم آنچه را دیگران در طول چند سال آموخته بودند، در یک سال آموختم و از آنان پیشى گرفتم.»او مدت دو سال و نیم به تحصیل فقه پرداخت و پس از آن خود را از استاد بى ‏نیاز دید و بقیه کتب فقهى عصر خویش را به تنهایى مطالعه نمود.جشن تکلیف از ابتکارات سید بن طاووسسید بن طاووس از عبادت لذّت می برد و جریان جشنِ تکلیف از افتخارات ایشان است. وقتی پانزده سالش تمام شد و وارد سال شانزدهم شد، گفت باید شاکر باشم که تا دیروز لایق محضر الهی نبودم که خدا با من سخن بگوید؛ لایق نبودم جزو خطاب «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» باشم، خداوند چیزی از من بخواهد، به من فرمان بدهد و من اطاعت کنم اما از امروز به حدّی رسیدم که خدای سبحان به من دستور می دهد. با من حرف می زند. مرا مخاطب قرار می دهد و این روز عید من است.لذا جشنی گرفت و عدّه ای را دعوت کرده، پذیرایی کرد و شیرینی داد. مردم گفتند چه جشنی است؟ گفت جشن تشریف است نه تکلیف. من مشرّف شدم نه مکلّف؛ چون کُلفتی (سختی) نیست، شرافت است.شخصیت اجتماعى «سید بن طاووس»‏سید بن طاووس در بین علما و مردم زمان خویش از احترام خاصى برخوردار بود. او علاوه بر اینکه فقیهى نام آور بود، ادیبى گرانقدر و شاعرى توانا شمرده مى‏شد، گرچه شهرت اصلى او در زهد و تقوى و عرفان اوست و اکثر تألیفات او در موضوع ادعیه و زیارات است.سید، کتابخانه بزرگ و بى‏نظیرى داشت که از جدش به ارث برده بود و او به گفته خودش تمام آن کتابها را مطالعه کرده یا درس گرفته بود.سفرهاى علمى‏ «سید بن طاووس»سید بن طاووس که از محضر اساتید حله استفاده کافى و لازم را برده بود براى استفاده از علماى دیگر شهرها، عزم سفر نمود.او ابتدا به کاظمین رفت. پس از مدتى ازدواج نمود و ساکن بغداد شد. مدت 15 سال در شهر بغداد به تربیت شاگردان و تدریس علوم مختلف پرداخت. ورود سید به بغداد سال 625 هجرى بوده است.سید که تحت فشار دولت عباسى براى پذیرش پستهاى حکومتى قرار گرفته بود از بغداد به حله، زادگاه خویش، مراجعت کرد.وی مدت سه سال نیز در جوار امام هشتم ‏علیه‏السلام به سر برد. سپس به نجف و کربلا هجرت کرده و در هر کدام حدود 3 سال مقیم شد. در این زمان علاوه بر تربیت شاگردان و تدریس علوم مختلف، همّت اصلى خویش را بر سیر و سلوک و کسب معنویات قرار داد.در زمان اقامت در کربلا کتاب شریف «کشف المحجة» را به عنوان وصیتى براى فرزندانش که در آن زمان کودک بودند نوشت.آخرین سفر ابن طاووس در سال 652 هجرى به بغداد بود. وى در بغداد منصب نقابت را پذیرفت و تا پایان عمر خویش در همانجا سکنى گزید. زمانی که مغولها به بغداد حمله کرده و آن را اشغال نمودند، سید نیز در بغداد بود.سید بن طاووس، مورد احترام امام زمان(عج) بوددر کمالات سید بن طاووس آمده است که از نزدیکان امام عصر عجل الله فرجه بود. امام عصر علیه السلام عزت و احترام خاصی برای وی قایل بود و هم چنین گفته اند که وی «اسم اعظم» را می دانست و «مستجاب الدعوه» بود.سید بن طاووس از عبادت لذّت می برد و جریان جشنِ تکل ...

ادامه مطلب  

امام رضا(ع) رمز ائتلاف و وحدت جامعه اسلامی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا وسیما، حجت الاسلام و المسلمین سیدابراهیم رئیسی با حضور در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما که به مناسبت شهادت امام رضا (ع) از حرم مطهر رضوی در مشهد مقدس پخش شد، درباره اثر عزاداری ها بر وحدت و انسجام ملی افزود: حدود 300 هزار نفر به صورت پیاده از اطراف مشهد مقدس و استان های همجوار به حرم مطهر امام رضا (ع) آمدند.وی با اشاره به اینکه مردم از اقلیم ها و در سنین مختلف به اینجا آمده اند، اضافه کرد: حضور آنان فضای خاصی را به مشهد مقدس داده است.تولیت آستان قدس رضوی اضافه کرد: اضطراب های مردم با حضور در این جا از بین می رود و در این زیارت و دلدادگی به حضرت امام رضا (ع) آرامش پیدا می کنند.حجت الاسلام و المسلمین رئیسی گفت: سنگ زیر بنای جامعه و نظام اسلامی، توحید است و جامعه مبتنی بر توحید شکل نمی گیرد مگر در پرتو ولایت و امکان ندارد جز با ولایت پذیری و ولایی عمل کردن، جامعه ای بر مبنای دین و آموزه های دینی شکل گیرد.دانلود وی با بیان اینکه از مشخصه های مهم شهر اسلامی و مدینه فاضله، اخلاق است و اخلاق بخش مهمی از زندگی ما را تشکیل می دهد، افزود: توجه به دیگران و مستضعفان و نیازمندان بسیار مهم است و اساس این شهر بر معنویت و اخلاق و عدالت اجتماعی است و امام رضا (ع) پرچمدار عدالت اجتماعی هستند. حجت الاسلام و المسلمین رئیسی با اشاره به اینکه امام رضا (ع) بر بحث ولایت و امامت تاکید دارند گفت: هر جا موفقیت و پیشرفت در اسلام داشتیم در پرتو ولایت و هر جا مشکل داشتیم ناشی از فاصله گرفتن مردم از ولی خدا و اطاعت از شیطان و کفار است. تولیت آستان قدس رضوی با اشاره به اینکه تعداد زائران امام رضا (ع) و کیفیت زیارت، هر سال بیشتر و بهتر می شود، گفت: دلدادگی و صفای باطن در این زیارت ها در مردم دیده می شود و علت حمله برخی رسانه های ضد انقلاب و مستکبران و وهابیت نسبت به مسئله زیارت در همین راستاست. حجت الاسلام و المسلمین رئیسی افزود: توجه به امامان و پیشوایان دینی فوق العاده است و زیارت، زندگی زائر را تحت تاثیر قرار می دهد. وی اضافه کرد: «آتش به اختیار» که آقا فرمودند ترجمان امر به معروف و نهی از منکر است یعنی یک ادم متدین و با ایمان نمی تواند در مقابل ترک معروف ها و انجام منکرات بی تفاوت باشد زیرا در این صورت جامعه پر از فساد می شود. تولیت آستان قدس رضوی گفت: اگر با امام رضا (ع) ارتباط داشته باشیم بسیاری از گره های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ما در پرتو این ارتباط گشوده می شود. حجت الاسلام و المسلمین رئیسی با اشاره به اینکه پیشینیان در شهر مقدس مشهد و آستان قدس رضوی اقدامات زیادی را انجام دادند، افزود: اما امکانات فعلی تناسبی با این تعداد زائر ندارد و باید برای زائران کم درآمد یا بی درآمد محل اسکان در شأن زائران ساخت. وی گفت: در روز عید فطر پارسال کلنگ یک شهر زائر را برای زائران کم درآمد به زمین زدیم و امسال در ولادت امام رضا (ع) بهره برداری از نخستین فاز آن آغاز شد. تولیت آستان قدس رضوی اضافه کرد: به همه استان ها اعلام کردیم کسانی که تاکنون به زیارت امام رضا?(ع) نیامده اند با کمک دیگر دستگاه ها از جمله کمیته امداد امام خمینی (ره) و بسیج به عنوان زائر اولی، آن ها را به زیارت می آوریم. حجت الاسلام و المسلمین رئیسی افزود: تاکنون حدود نیم میلیون نفر به زیارت امام رضا (ع) آمده اند که یا اصلا به زیارت نیامده بودند یا 40 تا 50 سال قبل به زیارت آمدند و این به برکت نام امام رضا (ع)انجام شد. وی با بیان اینکه جمعیتی از مشاوران را تشکیل دادیم تا بتوانند مشکلات زائران را برطرف کنند، ادامه داد: امکانات مادانلود حجت الاسلام و المسلمین رئیسی افزود: زمین زائرسراها متعلق به آستان قدس رضوی است و ساختمان های آن هم با درآمدهای این آستان ...

ادامه مطلب  

حاجی بابایی حاضر است به نفع رئیسی کنار برود؟  

درخواست حذف این مطلب
خبرآنلاین: یکی از کاندیداهای نهایی جمنا در پاسخ به این آیا حاضر است که در صورت لزوم به نفع کاندیدای دیگری کنار برود گفت: این هم سوال است؟ از یک کاندیدا چنین سوالی را می پرسند؟حمیدرضا حاجی بابایی امروز پس از پایان نشست علنی مجلس مدتی در لابی حضور یافت اما عموما از پاسخ به سوالات خبرنگاران طفره می رفت یا چندان صریح سخن نمی گفت.این نماینده اصولگرای ادوار مختلف مجلس در گفتگو با خبرنگار ما به این سوال که مگر رای گیری درباره کاندیداهای جمنا الکترونیک نبود؟ چطور اشتباه صورت گرفت که دیشب لیست نهایی تغییر کرد؟ پاسخ روشنی نداد و گفت: این را از سخنگوی ج ...

ادامه مطلب  

ابراهیم رئیسی پای به جایگاه تشخیص مصلحت خواهد گذاشت؟  

درخواست حذف این مطلب
ابراهیم رئیسی به جای هاشمی , هاشمی اما یک جایگاه مهم تر نیز داشت، ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام…و همین مقام بود که بسیاری آرزوهای مختلفی درباره آن داشتند. از همان زمانی که هاشمی در کنار مرادشامام خمینی(ره) آرمید، بسیاری نام شیخ نور را بر سر زبان ها انداختند.زمزمه ناطق نوری بود…. همانی که سال ها کنج عزلت برگزید و حتی در برابر اتهاماتی که بر او روا شد سکوت کرد.ناطق تا پیش از این مرتب می گفت که با سیاست خداحافظی کرده است و میدان را به جوان ها داده، خیلی وقتاست میانه خوبی نیز با جامعه روحانیت و اصولگرایان ندارد. شیخ نور روزبه روز به اصلاحات نزدیک تر شد و از راستی ها دورتر.ایران که بی هاشمی شد، گفتند ناطق نطقش باز می شود، چراکه او اشبه ترین به آیت الله مرحوم است.در همان چند روز اول بعد از فوت هم سخنرانی هایش نشان از شکست یک سکوت چندساله می داد.ابراهیم رئیسی به جای هاشمی وقتی در بحبوحه انتخابات ریاست جمهوری و به حمایت تمام قد از ریاست جمهوری حسن روحانی پرداخت، خیلی ها گفتندیعنی او از مجمع تشخیص دور شده (چون بی طرفی او زیرسوال رفته است) و قرار استشاید در دولت روحانی به معاون اولی یا حتی وزارت کشور قناعت کند. با این حال هنوز هم اصلاح طلبان چشمانتظار ریاست ناطق نوری بر مجمع تشخیص هستند.ابراهیم رئیسی به جای هاشمی**هاشمی به جای هاشمی؟!در کنار چهره محبوب جناح چپ برای تصدی ریاست مجمع، اما شخصیت های دیگری نیز به این عنوان معرفی شده اند.یکی از آنها آیت الله هاشمی شاهرودی است. رئیس سابق قوه قضائیه هم بعد از ناطق نوری برای مدت ها جزء یکی از گزینه هایریاست مجمع مطرح بود، به خصوص که او در میان مجلس خبرگان نیز نفوذ قابل توجهی دارد. اما سن نسبتا بالا و ایناواخر کسالت و بیماری او که باعث شد وی در بیمارستان چندین روز بستری باشد جانشینی هاشمی شاهرودی بهجای هاشمی رفسنجانی را با اما و اگر روبه رو کرد. هرچند اعضای مجمع تا بازگشت او از بیمارستان چشم انتظارش بودند.**غیر معمم هاولی تنها چهره های معمم نبودند که ریاستشان در مجمع برای مدتی بر سر زبان ها افتاده بود. مثلا حضور این روزهایمحسن رضایی در توئیتر را نمی توان بی دلیل دانست. به نظر می رسد رضایی به فکر عزیزکردن خود است و می خواهد دوباره به چشم بیاید.به خصوص که او در سال 96، این بار پا روی دل گذاشت و کاندیدای ریاست جمهوری نشد. هرچه باشد محسن رضایی، دبیرمجمع تشخیص مصلحت نظام است، که البته از همراها ...

ادامه مطلب  

سرگردانی زائران عتبات در مرز شلمچه  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پارس نیوز از چند روز گذشته حجم زیادی از زائران ایرانی علاقمند به سفر عتبات پشت مرز شلمچه ازدحام کرده اند. بر اساس اخبار موجود طرف عراقی با بداخلاقی و بد رفتاری مانع ورود زائران عتبات در حالی که آنها مانیفست قانونی را از سفارت عراق دریافت کرده اند می شوند. طرف عراقی فقط اجازه ورود زائرانی را می دهد که ویزای انفرادی در دست دارند. با وجود اینکه سفارت عراق در تهران و کنسولگری های این کشور در دیگر نقاط کشورمان ویزای قانونی صادر می کنند اما این بار به نظر می رسد با بی ق ...

ادامه مطلب