دیدار جذاب فوتبال زنان آرسنال و لیورپول در لیگ فوتبال جزیره ویدیو :: نشریه خبری پایدار


نگاهی به 15 خرید ناموفق لیورپول؛ خرج 100 میلیونی برای بالوتلی، کارول و بنتکه  

درخواست حذف این مطلب
طرفداری- قهرمان 5 دوره لیگ قهرمانان اروپا به نظر می رسد که نامش با خریدهای ناموفق عجین شده باشد.به گزارش سایت goal لیورپول یکی از بزرگ ترین باشگاه های فوتبال در دنیا است و 5 مرتبه به مقام قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا دست یافته است با این حال آنها از سال 1990 موفق به قهرمانی در لیگ برتر انگلستان نشده اند. دلایل متعددی می توان برای این ناکامی برشمرد ولی بدون شک خریدهای ناموفق نقشی بسیار پررنگ در این زمینه ایفا می کنند. پس از آن که در مطلب قبلی به خرید های ناموفق منچستر یونایتد پرداختیم، حال می خواهیم نقل و انتقالات ناموفق لیورپول را بررسی کنیم.15. پگوی آرفکساد از لسترسیتی به صورت آزاد در سال 2000زندگی برای یک دروازه بان ذخیره سخت است. با این حال دوران حضور آرفکساد در آنفیلد بسیار ناامید کننده بود. او که به صورت بازیکن آزاد از لسترسیتی به لیورپول پیوسته بود در طول 3 سال فقط 2 بار برای این تیم به میدان رفت. جیمی کرگر پس از آنکه گری نویل شغلش را رها کرد تا مسئولیت مربی گری در والنسیا را به عهده بگیرد، در توئیتی این عمل او را با تشبیه کردنش به آرفکساد به تمسخر گرفت:این تصمیم مرا یاد زمانی انداخت که آرفکساد به کاونتری سیتی پیوست. 14. یاگو آسپاس از سلتاویگو با مبلغ 10.8 میلیون یورو در سال 2013"در فوتبال شما نمی توانید برای همیشه در گذشته زندگی کنید". اما برای یاگو آسپاس این قضیه متفاوت است. تا ابد هواداران لیورپول او را به خاطر ضربه کرنر ناامید کننده اش یاد خواهند کرد. وقتی که در فصل 14-2013 لیورپول در خانه خود 0-1 از چلسی عقب بود، برای حفظ بارقه های امید خود به قهرمانی با تمام توان حمله می کرد که او پشت ضربه کرنر رفت و ضربه او زیر پای ویلیان افتاد و وی با یک ضد حمله و گل آب سردی بر پیکر نیمه جان لیورپول ریخت. این آخرین حضور او در ترکیب قرمزهای آنفیلد بود و پس از به صورت قرضی به سویا رفت و در نهایت هم به سلتایگو برگشت.13. آلبرتو آکوئیلانی از رم با مبلغ 20 میلیون یورو در سال 2009در سال 2008 این ایده به سر رافائل بنیتز زد که ژابی آلونسو را بفروشد و گرت بری را به آنفیلد بیاورد ولی این ایده عملی نشد. در عوض او آلبرتو آکوئیلانی را به خدمت گرفت و سال بعد از آن هم آلونسو به رئال مادرید نقل مکان کرد. آکوئیلانی به دلیل مصدومیت های پی در پی فقط موفق به انجام 18 بازی برای لیورپول شد و پس از آن در سال 2012 به فیورنتینا رفت. او بعدها اظهار داشت:شاید باید در لیورپول می ماندم اما به دلایل خانوادگی باید به ایتالیا برمی گشتم.لیورپولی ها از رفتن او خوشحال شدند با اینکه حتی از رفتنش به فیورنتینا هم چیزی نصیب آنفیلدی ها نشد.12. ماریو بالوتلی از میلان با مبلغ 20 میلیون یورو در سال 2014هیچ گزینه دیگری بهتر از سوپر ماریو شکست لیورپول در بازار نقل و انتقالات را نشان نمی دهد. پس از آنکه لیورپول سوارز را به بارسلونا فروخت تا روزهای پایانی نقل و انتقالات موفق به جذب هیچ مهاجمی در کلاس جهانی نشد جوری که براندن راجرز سرمربی وقت این تیم به جرارد این چنین گفت:هیچ گزینه ای روی میز ندارم به جز یک قمار بزرگ. قمار روی بالوتلی.جرارد هم پاسخ داد:اوه اوه اوه نه.پاسخ جرارد به جا بود چون سوپر ماریو در آن فصل فقط 1 گل برای لیورپول در لیگ برتر زد و پس از آن به میلان قرض داده شد و بعدا هم به نیس فرانسه فروخته شد.11. کریستین بنتکه از استون ویلا با مبلغ 45.8 میلیون یورو در سال 2015بنتکه نمونه کاملی از طرز تفکر سردرگم لیورپولی ها دارد. در حالی که هیئت مدیره این تیم اجازه پرداخت 45.8 میلیون یورو برای بازیکنی که اکثر مواقع مصدوم است را نمی داد اما براندن راجرز اصرار به خرید او داشت. این اختلاف تا جایی ادامه داشت که در ماه اکتبر راجرز از سمت خود برکنار شد و یورگن کلوپ جایگزین وی شد. بنتکه زیر نظر کلوپ هم چیزی از خود نشان نداد و تابستان پارسال به کریستال پالاس پیوست. او چندی پیش اظهار داشت:من قادر نبودم که خودم را نشان دهم. می توان گفت اصلا بازی نکردم ولی با این حال 9 گل به ثمر رساندم. 10. فابیو بورینی از رم با مبلغ 13.3 میلیون یورو در سال 2012خیلی سخت می توان از بورینی خشمگین شد. اول به این خاطر که او به سختی کار می کند. ثانیا علی رغم اینکه او مهاجمی است که در گلزنی ناموفق است اما بسیار تاثیر گذار بازی می کند. اما دوران حضور بورینی در لیورپول ضعیف تلقی می شود علی رغم استانداردهای خودش. او بعدها اظهار کرد:من وقت زیادی را در لیورپول هدر دادم. نه اینکه خودم بخواهم یا حقم بوده باشد اما وقت زیادی در لیورپول هدر رفت.2 گل در 2 فصل لیگ برتر نشان از عملکرد ضعیف این بازیکن ایتالیایی دارد.9. اندی کارول از نیوکاسل با مبلغ 41.3 میلیون یورو در سال 2011کارول در مورد این انتقال این گونه صحبت می کند:من آماده ترک نیوکاسل نبودم. فقط 22 سال سن داشتم. مثل یک شوک بود. نیوکاسل باشگاه من بود. من نمی توانستم به لیورپول بروم.کارول حتی هم بازی های خود در لیورپول را نمی شناخت و گفته می شود زمانی که با هلی کوپتر در حال انتقال او به لیورپول بودند لیست بازیکنان این تیم را از طریق گوگل به دست آورده بود. مصدومیت های متعدد اجازه خودنمایی و هماهنگی با سوارز را به وی نداد. خرج کردن 41.3 میلیون یورو برای مهاجمی که در 3 فصل ...

ادامه مطلب  

زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر (7)؛ اولین ملاقات با هلنیو هررا  

درخواست حذف این مطلب
اختصاصی طرفداری- آگوست 2013، کتاب "red or dead" به عنوان زندگی نامه بیل شنکلی و به قلم دیوید پیس منتشر شد. این کتاب 736 صفحه ای که کاندیدای جایزه گلد اسمیت در همان سال نیز شد، رویی دیگر از پدر لیورپول مدرن را به تصویر کشید؛ تصویری که جدا از اقتدار همیشگی بیل ویلیام شنکلی، شامل خوی انسانی و گاه شکننده مرد سخت کوش اسکاتلندی می شد.دهم آگوست 1974، یک ماه پس از استعفای بیل شنکلی، لیورپول و لیدز یونایتد در جام خیریه با هم روبرو شدند. دیداری که چندان دوستانه پیش نرفت. کوین کیگان و بیلی برمنر به دلیل درگیری در این دیدار اخراج شدند. باب پیزلی برای اولین بار در آن بازی هدایت لیورپول را بر عهده داشت اما داستان آن بازی، داستان وداع تلخ بیل شنکلی با هوادارانی بود که روی سکوها یا داخل زمین به او التماس می کردند تا مربی باشگاه باقی بماند. در سمت دیگر، برایان کلاف نخستین بازی به عنوان سرمربی لیدزیونایتد را پشت سر می گذاشت. دوره معروف و عجیبی که تنها 44 روز به درازا انجامید. دیوید پیس، نویسنده کتاب معروف کلاف نیز بود؛ کتابِ یونایتد نفرین شده. او که متولد 1967 در یورکشایر غربی است، دانش آموخته پلی تکنیک منچستر است و مدتی در استانبول به تدریس درس انگلیسی پرداخته و تا این تاریخ 9 اثر به تالیف در آورده است. خلاصه قسمت شش قسمت اول.:مگر مت بازبی استعفا داده است؟ "تو بزدل نیستی عشق من!"از هیئت کوچکِ مدیران تا لعنت در اولدترافورد رسیدن به آن لیگِ بزرگ تنها گام برنداشتن روی نیمکتِ رختکن تیم بازنده در هیلزبروایستادن بر قله فوتبال انگلستانروسای لیورپول که با وضعیت غم انگیزی در دسته دوم اسیر شده اند، به هادرزفیلد می روند تا با مربی این تیم به طور خصوصی دیدار کنند. بیل شنکلی گزینه پیشنهادی مت بازبی و سرمربی وقت انگلستان به تام ویلیامز رئیس باشگاه لیورپول به عنوان گزینه ای مناسب برای رهایی از منجلاب بود. آن ها خواسته خود را با سرمربی سرکش اسکاتلندی مطرح می کنند و در نهایت بیل شنکلی سرمربی قرمزها می شود. او همیشه آرزوی مربیگری در یک باشگاه بزرگ را داشت اما خیلی زود می فهمد که با یک استادیوم و زمین تمرین خرابه سر و کار دارد و هیئت مدیره ای فاقد بلندپروازی. او پیامی عمومی ارسال می کند و می گوید از تمام جوان های بومی استفاده خواهد کرد و درهای استادیوم به روی آن ها باز خواهد بود. لیورپول فصل را با بردی خوب در دسته دوم مقابل لیدز شروع می کند اما به سرعت شکست ها آغاز می شوند. هواداران، ارزش های شنکلی را زیر سوال می برند. او بازیکنانی جدید می خواهد اما هیئت مدیره پول لازم را به او نمی دهند. شنکلی به اولدترافورد می رود و به رفیق قدیمی، بازبی می گوید که قصد استعفا دارد. مربی وقت یونایتد او را از این کار باز می دارد و او را از پتانسیل های لیورپول مطمئن می کند. بیل شنکلی تغییراتی در تمرینات به وجود می آورد و تا نزدیکی های صعود به دسته اول پیش می رود اما در پایان فصل 61-60 باز هم سوم می شود.بیل شنکلی توجیح های هیئت مدیره را در مورد بدشانسی و احساس رضایت را نمی پذیرد. عضوی جدید به هیئت مدیره اضافه می شود و به او قول همکاری می دهد. می تواند مدافع و مهاجم رویایی اش سنت جان و یتس را بخرد. فصل جدید شروع خوب لیورپول را به همراه داشت اما در میانه های کار، تیم افت می کند. تیم با شکست چلسی در جام حذفی پیش روی می کند اما در بازی تکراری سوم به پرستون می بازد و حذف می شود. در ادامه قرمزها بهتر کار را ادامه می دهند و به عنوان قهرمان دسته دوم، مجوز حضور در دسته اول را می گیرند. مدیران لیورپول یکی از بازیکنان را بی اجازه به اورتون می فروشند و شنکلی تا نزدیکی استعفا پیش می رود اما باز هم مت بازبی او را مجاب به ادامه کار می کند. شروع متوسطی در دسته اول داشتند و دوباره صحبت های مردم علیه او آغاز شد اما پس از متوقف کردن یونایتدِ بازبی، تیم اوج می گیرد و هفته های متوالی برنده می شود تا اینکه زمستان سخت 1963 آغاز می شود و در عمده هفته های زمستان مسابقه ای انجام نمی شود. تیم پس از مدت ها شکست می خورد و در کشاکش جدول باقی می ماند. فصل نزدیکی آغاز شد. با یک کامبک رویایی تاتنهام را شکست دادند اما هفته بعد هفت گل در وایت هارت لین خوردند. شکست در جام حذفی مقابل لسترسیتی در هیلزبرو با درخشش بنکس، پرونده آن فصل تیم شنکلی را بست. مدیران لیورپول از وضعیت راضی بودند و قراردادی به شنکلی پیشنهاد کردند که به امضا رسید. لیورپول فصل را عالی آغاز کرد اما شکستی فاجعه بار در جام حذفی داشت. روزهای درخشان در لیگ ادامه پیدا کرد و لیورپول چند هفته به پایان توانست قهرمانی فصل 63-64 را به دست بیاورد. فصل شانزدهم: بر فرازِ جهاندر آشپزخانه، بیل به بارقه های نور خورشید که از پنجره می گذشت نگاه می کرد. نور سفیدی که هرچه سر راه بود را خشک می کرد. ذهن بیل، پیش بارقه دیگری بود. نوری که بر جایگاه کاپ می تابید. آنجایی که دو کلمه نوشته شده بود. دو کلمه ای که با حروف بزرگ نوشته شده بود. قهرمانانِ شنکلی. در آشپزخانه، بیل لبخند می زد. از کنار پنجره فاصله گرفت و به روی صندلیش برگشت. به میز خیره بود. دسته ای از نامه ها و تلگراف ها را برابر خود می دید. برخی تشکر و برخی تبریک؛ تشکرِ هواداران و تبریکِ دوستانش. آن هایی که با آن ها همبازی بود، مردانی که رقیب او بودند، مربیانی که با هم همکار یا رقیب بودند. نامه ها را ورق می زد، تلگراف ها را. کمی به عقب، کمی به جلو. بیل روی یک تلگراف مکث کرد. یک پیام تشکر بود. پیامی تشکری از جکی میلبرن. جکی مربی اپسویچ بود. لیورپول دو بار در آن فصل با اپسویچ بازی کرده بود و هر دو بار پیروز شده بود. اپسویچ آن فصل را با رتبه بیست و دوم به پایان برد و سقوط کرد. دو سال پیش از آن، اپسویچ قهرمان انگلستان شده بود1. بیل، برگه تلگراف جکی میلبرن را به روی میز بازگرداند. دوباره سرش را به سمت پنجره برگرداند. خبری از آن بارقه سفید نبود و آفتاب رفته بود. باران شروع شده بود و چند قطره به میز رسیده بود. بیل بلند شد و به سمت دیگر آشپزخانه رفت و در پشتی را باز کرد. به حیاط خانه رفت. باران، شبیه دوش حمام می بارید. شروع به جمع کردن لباس ها از بند رخت کرد. بارش سریعتر می شد. لباس ها را جمع کرد و به سرعت به خانه بازگشت. در را پشت سرش بست. رخت ها در دستش بودند. نگاهی به باغچه خانه انداخت. باران می بارید. باران بر بند رختِ خالی می بارید. به بیرون نگاه می کرد و می دانست که زمان بزرگترین پیروزی، زمانِ بزرگترین خطر هم هست. می دانست که در همان ساعاتی که بذر موفقیت کاشته شود احتمال به هدر رفتن آن بیش از هر زمان دیگری است. که بذر می تواند بذر شکست باشد که زیر بارانی از تعریف رشد کند. آن مردانِ هیپنوتیزم شده، آن مردان مسموم. آن مردان کور که چاله ای جای چشم دارند. از پنجره به باران نگاه می کرد.در هتل، پس از جشن قهرمانی، جشن های قهرمانی بسیار، شام قهرمانی می خوردند. شام های قهرمانی بسیاری خورده بودند. تام ویلیامز و سیدنی ریکس بلند شدند. تام ویلیامز حالا رئیس باشگاه بود و سیدنی ریکس به عنوان مدیرعامل معرفی شده بود. گیلاس ها را بالا آوردند و به افتخار بیل شنکلی نوشیدند. تام ویلیامز گفت تمام موفقیت ما به خاطر این مرد است. تنها همین مَرد. بیل شنکلی بزرگترین مربی جهان است! بیل بلند شد، سرش را تکان داد و گفت نه نه نه! موفقیت لیورپول کار یک نفره نبود. ما یک تیم بودیم. ما یک تیم سخت کوش بودیم. عملکردهای فردی جایی این بین نداشت. جایی برای ستاره ها نداشتیم. جایی برای سلبریتی ها و بازیکنان پر زرق و برق نداشتیم. کارگر بودیم2، تیمی از کارگر ها. تیمی از کارگر ها در زمین و تیمی از کارگرها خارج از زمین. هرکس در بخشی از کار بود، هرکس از افراد حاضر در باشگاه ما. همه لزوم دقت در جزئی ترین مسائل را می دانند. می دانند که چیزهای کوچک به چیزهای مهم می انجامد. از رئیس باشگاه تا مسئول زمین. هر مرد چرخ دنده ای از ماشین ما بود. تمام چرخ دنده ها در کنار هم بی نقص کار کردند. در تمام تیم. هر مرد، با صد در صد توان پیش آمد. برای تیم کار کرد. پس تیم برنده شد، اینطور بود که تیم قهرمان شد. ما آن تیمی بودیم که به قهرمانی رسیدیم. ما ما قهرمانیم. همه ما عضوی از این تیم هستیم. یک تیم، این درست است. اما در میان صدای باز کردن بطری ها، به هم خوردن گیلاس ها، خوش و بش ها و آواز خواندن ها، در بین شادی ها و تبریک ها؛ در میان آن حلقه های جشن، کسی به بیل گوش نمی داد. کسی نمی توانست درست صدای بیل شنکلی را بشنود. کت به پیراهن چسبیده بود، پیراهن به زیرپوش و زیر پوش به سینه. پوست کش می آمد و ماهیچه ها به لرزش افتاده بودند. بیل چشم هایش را باز کرد و سعی کرد جایش را عوض کند. پوستش داشت می سوخت. عضلاتش کشیده می شد. نتوانست جابجا شود. داشت می سوخت. بیل سعی کرد دست هایش را تکان دهد. دست هایش محکم دستگیره صندلی را گرفته بودند. رنگ از دستش رفته بود و سفیده شده بود. بیل سعی داشت انگشت های دستش را باز کند. دست راستش را بالا آورد و در جیب سمت چپ کتش فرو کرد. دستش را بیرون آورد و به ساعتش نگاه کرد. ساعت روی مچ چپ بود. هواپیما تکان شدید دیگری خورد. بیل دوباره به سختی دستگیره صندلی را گرفت. هواپیما داشت به زمین می نشست. دوباره چشم هایش را بست. سعی کرد به فیلم ها فکر کند. به فیلم هایی که در مویرکرک 4 دیده بود. فیلم های آمریکایی. سعی کرد به بوکسورها فکر کند. نبردهایی که از رادیو شنیده بود. نبردهای آمریکایی. سعی کرد که به گنگسترها فکر کند. کتاب هایی که از کتابخانه به امانت گرفته بود. کتاب های آمریکایی. بیل سعی کرد به دلیلی فکر کند که آن ها به آمریکا پرواز کرده اند. تیم لیورپول برای اردوی پیش فصل به ایالات متحده رفته بود. به دلیل برگزاری تور فکر می کرد. اردویی که با آن مخالف بود. توری که آن ها را خسته می کرد. سفری که آن ها را ضعیف می کرد. بیل سعی کرد به دلیلی فکر کند که لیورپول در خانه نیست. دلیلی که در لیورپول با بلکپول یا گلاسکو نیست. هرجایی به جز هواپیما. در حالی که کتش به پیراهن، پیراهنش به زیرپوش و زیرپوشش به پوست چسبیده بود. در ارتفاع سی هزار پایی بودند. بالای دریا. به سوی آمریکا پرواز می کردند. در هتلی در نیویورک، بیل در صندلی ای در لابی نشسته بود. سوئی شرت قرمز لیورپول را بر تن داشت. باب را دید که به سمت لابی می آمد. باب دور تا دور لابی را به دنبال او می گشت. بعد او را دید و گفت اینجایی. اینجایی رئیس! همه جا را دنبالت گشتم. باورت نمی شود چه چیزی پیدا کردم. این را پیدا کردم. من بار جک دمپسی3 را پیدا کردم. همین حوالی است رئیس. شاید آن مرد همین حالا آنجا باشد. بیل به ساعتش نگاه کرد. سرش را تکان داد و گفت دیوانه شده ای باب؟ ساعت یازده و نیم است. می روم که بخوابم. باب نگاهی به ساعتش انداخت، سرش را تکان داد و گفت ساعت یازده و نیم نیست. ساعت شش و نیم است رئیس. بیل دوباره به ساعتش نگاه کرد، سرش را تکان داد و گفت ساعت یازده و نیم است. باب گفت ساعت شش و نیم است رئیس. هنوز روز است. ساعت شش و نیم عصر است. بیل دوباره به ساعتش نگاه کرد، سرش را تکان داد و گفت ساعت یازده و نیم است باب. ساعت تو اشتباه می گوید. باب گفت اشتباهی می کنی رئیس. ساعت در انگلستان یازده و نیم است. اما اینجا شش و نیم است. بیل سرش را تکان داد و گفت اشتباه می کنی باب. سخت در اشتباهی. هیچ آمریکایی ای به من نمی گوید که ساعت چند است. من زمان را می دانم. الان ساعت یازده و نیم است باب، زمان خواب است. پس می رویم که بخوابیم. صبح زود می بینمت باب. در کریدور هتل، بیل شنکلی هنوز سوئی شرت قرمز لیورپول را بر تن داشت. دسته ای کاغذ را با یک دست گرفته بود، برگه هایی از اسم ها و عدد ها. بیل، در اتاق باب را زد و منتظر ماند. بیل منتظر ماند. بیل دوباره به در کوبید. دوباره منتظر ماند. بعد در باز شد. بیل، باب را دید. باب چشم هایش را می مالید و پیژامه پوشیده بود. بیل گفت چه اتفاقی افتاده باب؟ مریض شده ای؟ حالت خوب نیست؟ باب گفت نه رئیس. حالم خوب است. فقط خواب بودم. بیل گفت خدای من، خواب بودی؟ ساعت هشت صبح است. زمان صبحانه است باب. زمان تمرین با تیم است. تیمی که باید بازی کند باب. امروز بازی داریم. باب در حالی که لبخند می زد گفت یک دقیقه زمان می خواهم. فقط یک دقیقه. در سولجر فیلد شیکاگو، بیل شنکلی به بازیکنان لیورپول نگاه نمی کرد. آن ها برای یک بازی دوستانه تمرین می کردند. شنکلی به استادیوم نگاه می کرد. بین آن ستون های رومی ایستاده بود. به سمت مسئول زمین رفت. گفت اینجا، زمین معروفی است. بسیار معروف. در مورد اینجا شنیده ام. شنیده ام که اینجا اولین جایی است که جک دمپسی با جین تونی5 در سال 1927 مبارزه کرد. مسئول زمین گفت بله درست است. بیش از صد هزار نفر آن شب اینجا بودند. گلوریا سوانسون6 آمده بود. آل کاپون7 آمده بود. آستور ها وندربیلت ها7 آمده بودند. سیاستمداران و خانواده سلطنتی هم آمده بودند. بیل سرش را به تصدیق تکان داد و گفت می دانم می دانم. از رادیو گوش می دادم. هر راند آن مسابقه را یادم هست. هر ضربه و هر دفاع را. هر بار که کسی نقش بر زمین شد را. اما رینگ دقیقا کجای زمین جا داده شده بود؟ مسئول زمین مرکز استادیوم رو نشان داد و گفت باید اینجا بوده باشد. بازیکنان لیورپول همانجا مشغول گرم کردن خود بودند. احتمالا رینگ را اینجا گذاشته بودند. بیل گفت مطمئنی؟ علاقه ای به حدس ها ندارم. مسئول زمین گفت بله. اطمینان دارم که رینگ در مرکز زمین بود. بیل سرش را برگرداند و به باب نگاه کرد. فریاد زد باب باب! بیا اینجا. یک توپ هم بیاور. بیل کت و ژاکتش را در آورد و کمی آن طرف تر با فاصله از هم روی زمین گذاشت. بعد گفت باب بیا اینجا. بیا به سمت من. توپ را به سمت من بفرست. باب به بیل پاس داد. بیل توپ را کنترل کرد و به باب پاس داد. باب توپ را کنترل کرد و به بیل پاس داد. بیل توپ را کنترل کرد و شوت زد. به سمت کت و ژاگتش که مانند دروازه بودند شوت زد. و توپ از بین آن دو رد شد. بیل گل زده بود. بیل در سولجر فیلد شیکاگو گل زده بود. جایی که جک دمپسی با جین تونی مبارزه کرده بود. بیل به ساعتش نگاه کرد. ساعتی که به دست چپ بسته شده بود. به ساعتی که زمان لیورپول را نشان می داد. کت و ژاکت را برداشت و آن ها را پوشید. به لیورپول بر می گشتند، به خانه. در خانه، در اتاق، در سکوت شب، بیل شنکلی در صندلی اش نشسته بود و روزنامه می خواند. صفحه پشتی روزنامه اونینگ را آورد. صفحه ورزشی. استن کالیز9 از وولورهمپتون اخراج شده بود. کالیز با وولوز سال 1949 قهرمان جام حذفی شده بود. جوان ترین مربی ای بود که جام حذفی را برده بود. آن زمان تنها سی و دو سال داشت سال 1954 با وولوز قهرمان انگلستان شده بود. سال های 1958 و 1959 هم قهرمان دسته اول شده بودند. کالیز سال 1960 هم قهرمان جام حذفی شده بود. آن فصل را با رتبه دوم جام حذفی به پایان برده بودند، با تنها یک امتیاز اختلاف با برنلی قهرمانی را از دست داده بودند. با دو امتیاز بیشتر دوگانه به دست آورده بودند. می توانست اولین دوگانه از سال 1897 باشد که استون ویلا موفق به کسب آن شده بود. استن کالیز سه لیگ و دو جام حذفی داشت. اما دیروز هیئت مدیره وولورهمپتون، او را اخراج کرد. در سکوت شب، بیل به صفحه آخر اونینگ خیره بود. جایی که نتایج و جدول ها دیده می شد. به جدول دسته اول نگاه می کرد. راه زیادی تا مشخص شدن قهرمان مانده بود. شنبه دوازدهم سپتامبر 1964، لیورپول در رتبه هفدهم دسته اول انگلستان جا گرفته بود. فصل جدید آمده بود و قهرمان فصل قبل هفت بازی انجام داده بود. دو برد، یک مساوی و چهار شکست داشتند. در بلکبرن و لیدز باختند و همینطور به شفیلد ونزدی و لسترسیتی. دوباره به لستر باخته بودند. در سکوت شب، بیل برگه های روزنامه را رها کرد تا به زمین بریزند. رفت و سررسیدش را آورد. تقویمی که در آن زمان های بازی ها درج شده بود. به تاریخ بازی بعدی نگاه کرد. شنبه، نوزدهم سپتامبر 1964 اورتون به آنفیلد می آمد.پس از سوت ها، همه آن سوت هایی که زده شد. بیل شنکلی کریدور را رد کرد و به رختکن رسید. در راه محکم بست و آن را قفل کرد. تک تک چهره ها را از نظر گذراند. سرها پایین، شانه های افتاده، گردن های کج، پشت های خمیده. بیل گفت سرتان را بالا بگیرد و به من نگاه کنید. به چشم های من نگاه کنید. همین حالا به من نگاه کنید. با شما هستم جنایتکار ها! شما یک مشت اوباش هستید. خجالت آورید، هر کدام از شما. با یک مشت بزدل طرفم. شما باعث شرم باشگاه و باعث ترس هواداران هستید. پول آن ها را می دزدید و رویای آن ها را می کشید. جماعت دزد! یک مشت قاتلید. واقعا همین هستید. دزدها و قاتل ها. باید به زندان بروید. تک تک شما باید در زندان باشید. به آنجا تعلق داید. چون امروز مردی را دیدم که اشک می ریخت. مرد پا به سن گذاشته ای که در کاپ گریه می کرد. به خاطر شما گریه می کرد و نمی توانید او را سرزنش کنید. نمی توانید آن ها را سرزنش کنید. آن ها پول خود را برای دیدن شما خرج کردند. آن ها آن پول را به سختی به دست آورده بودند. آمدند که شما را ببینند. بازی ای را ببینند که اینطور باختید، چهار بر صفر باختید. چهار بر صفر در خانه باختید. چهار بر صفر در خانه به اورتون باختید. به تیم های دیگر نه، به اورتون باختید. من هم می توانم همین حالا گریه کنم. اگر تا این اندازه عصبانی نبودم، اگر تا این اندازه خشمگین نبودم. به شما می گویم، اگر می خواهید باز هم برای لیورپول بازی کنید، بهتر است که بازی بعدی را پنج بر صفر ببرید. همینطور بهتر است دفعه بعدی که اورتون به آنفیلد آمد، آن ها را هم پنج بر صفر شکست دهید. در غیر این صورت دیگر برای لیورپول بازی نمی کنید. این را به تک تک شما می گویم. هرگز دوباره برای این باشگاه بازی نخواهید کرد. چون نمی توانم دیگر به شما نگاه کنم، دیگر نمی توانم شما را ببینم. به خاطر اینکه بابت شما شرمنده ام، شرمنده ام که مربی شما هستم. و هرگز در بدترین کابوس هایم فکر نمی کردم که چنین اتفاقی برایم رخ دهد. پس بیرون بروید. هنوز برخی از هواداران در استادیوم هستند. آن ها که برای حمایت از شما آمده اند. آن ها که دستمزد شما را امروز پرداخت کردند. بروید و با آن ها قدم بزنید. بروید و بشنوید که چه فکری در مورد شما دارند. بروید و بشنوید که چه احساسی بابت شکست چهار بر صفر در آنفیلد دارند. به خاطر اینکه چیزی که من می گویم حتی قابل قیاس با چیزی که آن ها می گویند نیست. پس بلند شوید و بیرون بروید. همین حالا. با آن ها قدم بزنید. به حرف هایشان گوش دهید. گوش کنید و در خاطر داشته باشید. آن آدم ها را به یاد داشته باشید. فصل هفدهم: یک آسمان سرخیک شنبه بیستم سپتامبر 1964، لیورپول تیم بیست و یکم جدول بود. قهرمان انگلستان، تیم دوم از انتهای جدول فصل جدید بود. زیر سکوها، در کنار کفش ها، آن کفش های کثیف و آویزان، بیل شنکلی، باب پیزلی، روبن بنت، جو فگن و آلبرت شلی نشسته بودند. می دانست که فصل طولانی خواهد بود. بلند ترین فصل تاریخ باشگاه. فصلی دراز و خسته کننده. می دانستند که آماده سازی آن ها برای این فصل بلند و خسته کننده ایده آل نبوده است. آن چیزی نبود که می خواستند. بازیکنان فرسوده از اردوی آمریکا بازگشته بودند. بسیاری از آن ها حالا در کشورهای خود شناخته تر شده بودند و برای تیم های ملی خود انتخاب شده و بازی کرده بودند. بازی های بسیار بسیار زیادی انجام داده بودند. با مربیان متفاوتی تمرین کرده بودند. صداهای متفاوتی شنیده بودند. منحرف شده بودند، خسته شده بودند. خسته شده بودند، مصدوم شده بودند.در بوتروم در کنار کفش های کثیف بازی، کفش های آویزان، آن ها می دانستند که برخی بازیکنان باید به تیم رزرو بروند. بازیکنانی نظیر آلان ایکورت و رونامی موران. برخی از آن ها حاضر به این کار نشده بودند. بازیکنی مانند آلان ایکورت. آن ها می دانستند که برخی از بازیکنان باید از تیم رزرو، به تیم اصلی فراخوانده شوند. می دانستند که برخی از آن ها توانایی بازی در تیم اصلی را دارند. بازیکنانی مانند بابی گراهام، کریس لاولر، تامی اسمیت و گوردون والاس. همینطور می دانستند که برخی بازیکنان تیم رزرو، نمی توانند به راحتی به تیم اصلی برسند. مانند فیلیپ فرنز، آلان هیگنت، توماس لوری، ویلی مولینکس و جان سیلی. در بوتروم همه می دانستند که به بازیکنان جدیدی نیاز دارند. بازیکنانی مانند فیلیپ چیسنال10 از منچستر. بازیکنانی مانند جف استرانگ از آرسنال. می دانستند که به آزمون و خطا نیاز دارند. تغییرها، احتمال خطا هم داشتند. به ثبات رسیدن در این شرایط دشوار ...

ادامه مطلب  

زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر (2)؛ "تو بزدل نیستی عشق من!"  

درخواست حذف این مطلب
اختصاصی طرفداری- آگوست 2013، کتاب "red or dead" به عنوان زندگی نامه بیل شنکلی و به قلم دیوید پیس منتشر شد. این کتاب 736 صفحه ای که کاندیدای جایزه گلد اسمیت در همان سال نیز شد، رویی دیگر از پدر لیورپول مدرن را به تصویر کشید؛ تصویری که جدا از اقتدار همیشگی بیل ویلیام شنکلی، شامل خوی انسانی و گاه شکننده مرد سخت کوش اسکاتلندی می شد.دهم آگوست 1974، یک ماه پس از استعفای بیل شنکلی، لیورپول و لیدز یونایتد در جام خیریه با هم روبرو شدند. دیداری که چندان دوستانه پیش نرفت. کوین کیگان و بیلی برمنر به دلیل درگیری در این دیدار اخراج شدند. باب پیزلی برای اولین بار در آن بازی هدایت لیورپول را بر عهده داشت اما داستان آن بازی، داستان وداع تلخ بیل شنکلی با هوادارانی بود که روی سکوها یا داخل زمین به او التماس می کردند تا مربی باشگاه باقی بماند. در سمت دیگر، برایان کلاف نخستین بازی به عنوان سرمربی لیدزیونایتد را پشت سر می گذاشت. دوره معروف و عجیبی که تنها 44 روز به درازا انجامید. دیوید پیس، نویسنده کتاب معروف کلاف نیز بود؛ کتابِ یونایتد نفرین شده. او که متولد 1967 در یورکشایر غربی است، دانش آموخته پلی تکنیک منچستر است و مدتی در استانبول به تدریس درس انگلیسی پرداخته و تا این تاریخ 9 اثر به تالیف در آورده است. خلاصه قسمت اول زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر؛ مگر مت بازبی استعفا داده است؟روسای لیورپول که با وضعیت غم انگیزی در دسته دوم اسیر شده اند، به هادرزفیلد می روند تا با مربی این تیم به طور خصوصی دیدار کنند. بیل شنکلی گزینه پیشنهادی مت بازبی و سرمربی وقت انگلستان به تام ویلیامز رئیس باشگاه لیورپول به عنوان گزینه ای مناسب برای رهایی از منجلاب بود. آن ها خواسته خود را با سرمربی سرکش اسکاتلندی مطرح می کنند و به وی برای جواب زمان می دهند. نس، همسر بیل به خاطر مسائل خانوادگی راضی به ترک هادرزفیلد نیست اما بیل شنکلی تصمیم خود را گرفته. او به ویلیامز زنگ می زند و می گوید که در صورت قبول شرایطش به لیورپول خواهد آمد. شرایط ساده او شامل یک پیشنهاد معقول مالی، داشتن آزادی عمل و همکاری تمام و کمال هیئت مدیره در زمینه خرید بازیکنان جدید است؛ پیشنهاداتی که مورد موافقت قرار گرفتند. بیل خواسته اش را با هیئت مدیره هادرزفیلد در میان می گذارد و به هر ترتیب اجازه ترک باشگاه را می گیرد. او همیشه آرزوی مربیگری در یک باشگاه بزرگ را داشت و حالا به خواسته اش رسیده است...ادامه فصل دوم:در خانه، در هادرزفیلد، در آشپزخانه. بیل و نس میز را تمیز کردند. ظرف ها را شستند و سپس نس دو فنجان چای برای خودش و بیل ریخت. با فنجان به اتاق دیگر رفتند و مقابل تلویزیون نشستند. بیل گفت، روزت چطور بود عشق من؟ نس گفت روز من خوب بود، روز تو چطور بود؟ بیل سرش را تکان داد و گفت خوب پیش رفت عشق من. آن ها آدم های خوبی هستند. نس گفت پس همه چیز مرتب است. بیل گفت همینطور است. نس گفت اما مسیری طولانی را رانندگی کردی. باید خسته شده باشی عشق من. بیل بار دیگر سرش را تکان داد و گفت همینطور است. کمی خسته شده ام. اما شهر خوبی است عشق من. شبیه به شهرهای اسکاتلند است. مردم خوبی هستند. مانند مردم اسکاتلند. می شود گفت که مثل گلاسکو. پس فکر می کنم تو هم آنجا را دوست داشته باشی عشق من. دخترها هم. نس گفت بسیار خوب. می خواهم با تو به آنجا بیایم عشق من. شاید خانه ای را هم ببینم. وقت داری؟ بیل لبخند زد و گفت البته. یکشنبه در لیورپول، در آنفیلد. بیل به همراه آرتور رایلی دور زمین می چرخید. به گیت ورد هواداران نگاه کرد. سکوها را دید. صندلی ها را دید و از توالت ها بازرسی کرد. به رختکن رفت و راهروی ورود به زمین را از نظر گذراند. سپس به داخل زمین رفت. پایش را روی چمن آنفیلد گذاشت. پایش را روی زمین کوبید؛ یک بار دو بار. سرش را تکان داد؛ یک بار دو بار. رو به آرتور گفت چطور این زمین را آبیاری می کنید؟ آیا تجهیزاتِ آن را دارید؟ رایلی گفت نه، سیستمی برای آبیاری وجود ندارد. بیل گفت آبی نیست؟ پس چرا در رختکن آب داریم؟ آرتور گفت (فقط) یک سری لوله را به رختکن ها (برای استحمام) کشیده ایم. بیل سرش را پایین انداخت. به چمن آنفیلد نگاه می کرد، به چمن استادیوم آنفیلد. لخت و منجمد، سخت و بی حاصل. سرش را بار دیگر تکان داد. گفت فقط به آن سمت لوله کشیده اید؟ پس این لوله لعنتی به چه دردی می خورد؟ آرتور گفت می دانم اما چه می شود کرد. بیل گفت می شود درستش کرد. باید سیستم آبیاری برای چمن خریداری شود، این کاری است که انجام می دهیم آرتور. سال هاست که همین را از آن ها می خواهم، این را آرتور گفت. اما پولی ندارند. پولی ندارند؟ بیل این را با لبخند گفت و ادامه داد آن را به من بسپر. پول آن را به دست می آورم آرتور. به من اعتماد کن. آرتور گفت اعتماد دارم. شما رئیس هستید. بیل باز هم لبخند زد. در ادامه گفت حالا بیا به زمین تمرین برویم، به ملوود. آرتور گفت آن را دوست نخواهید داشت رئیس. بیل متعجب گفت چقدر بد؟ یعنی از اینجا هم بدتر است؟ امکان ندارد.در لیورپول، نشسته در ماشین؛ بیل و نس از خانه ای به خانه دیگر می رفتند. خانه هایی که برای فروش گذاشته شده بودند. خانه ای بزرگ بود و خانه ای کوچک. در حیاط آخرین خانه، بیل سرش را تکان می داد و گفت مرا ببخش عشق من. داریم وقتمان را تلف می کنیم. نس گفت نه اینطور نیست. عجله ای نداریم عشق من. بهتر است که بگردیم تا خانه مناسب را پیدا کنیم. زمان بگذاریم و صبر کنیم. حداقل می توانیم تا کریسمس در هادرزفیلد باشیم. بیل سرش را پایین انداخت و گفت بله، با دوستانمان.در راه بازگشت به هادرزفیلد، بیل ماشین را در ملوود متوقف کرد. از ماشین پیاده شدند. هوا سرد و تاریک بود. درخت ها و بوته ها، تپه ها و چاله هایی می دیدند. یک پناهگاه حمله هوایی می دیدند و یک زمین کریکت. دیواری چوبی در آن اطراف می دیدند. بیل و نس در میانه زمین ایستادند. چمنی بلند را احساس می کردند و زمین ناهموار. بیل سرش را تکان می داد. گفت نظرت چیست عشق من؟ اشتباه کردم که به اینجا آمدم؟ یک اشتباه بزرگ؟ نس گفت نه عشق من. تو می خواهی به دسته اول بروی. می خواهی لیگ را برنده شوی. می خواهی که جام حذفی را به دست بیاوری. این شانسی است که داری. شانسی که منتظرش بودی. شانسی که برایش زحمت کشیدی، در تمام زندگی ات. تو بزدل نیستی عشق من. طفره نمی روی. پس کارت را انجام می دهی، می دانم. فصل سوم: چه باید کرد؟ صبحی زمستانی بود. بازیکنان لیورپول در ملوود در جای خود به دیوار چوبی تکیه داده بودند. هر 40 نفر آن ها (تیم اصلی و رزرو). آنجا بودند تا با مربی جدید دیدار کنند. همه آن ها عصبی بودند. نگران بودند. همه 40 نفر آن ها. همه آن ها داستان هایی در مورد بیل شنکلی شنیده بودند. کسی به زمزمه گفته بود او آدم متعصبی است؛ یک دیوانه تمام عیار. این که او مانند یک گردباد لعنتی به اینجا می آید. همه ما را می شکند رفقا. برخی از آن ها سر خود را تکان می دادند. یکی دیگر گفت بله در مورد او در کارلایل شنیده ام. آن ها بین دو نیمه، دو صفر عقب بودند. به رختکن آمدند و اولین کاری که شنکلی کرد این بود که گلوی کاپیتان تیم را بگیرد و فشار بدهد و بگوید چرا ضربه شروع را به حریف دادی (شکست در شیر و خط ابتدای بازی)؟ کاپیتان گفت به خاطر اینکه گفتم خط. شنکلی هرچه که می توانست بار او کرد؛ هرچه ناسزا بلد بود را مقابل تمام افراد در رختکن به او گفت و بعد گفت دیگر خط را انتخاب نمی کنی. همه این را فهمیدند و دیگر کسی خط را انتخاب نکرد. در گوشه ترین قسمت از رختکن باب پیزلی ایستاده بود. نگاهی عاقل اندر سفیه به آن ها انداخت و خندید. گفت البته حق داشت، اینطور نیست؟ بازیکنان باشگاه لیورپول صدای قدم هایی سریع، قدم هایی سنگین را روی پله های چوبی می شنیدند که به سمت آن ها می آمد. بیل شنکلی وارد شد. نگاهی به نفراد حاضر انداخت؛ بازیکن به بازیکن. هر 40 نفر. گفت از نو شروع می کنیم. از ابتدایِ ابتدا. همه شما شانس این را دارید که خود را ثابت کنید. ثابت کنید که برای بازی در باشگاه فوتبال لیورپول به اندازه کافی خوب هستید. به اندازه کافی برای کمک به لیورپول در راه بازگشت به دسته اول خوب هستید. بازگشت به جایی که باشگاه به آن تعلق دارد؛ به خاطر اینکه پسرها، تنها چیزی که به آن علاقه دارم، صعود به دسته بالاتر است. شنبه 19 دسامبر 1959 کاردیف در هفته بیست و دوم دسته دوم به آنفیلد می آید. بیست و هفت هزار و دویست و نود و یک نفر تماشاگر نیز همینطور. دقیقه دوازدهم درک تاپسکات گل زد. دقیقه سی و چهارم جانی واتکینز گل زد. دقیقه پنجاه و هفت دوباره تاپسکات گل زد. در نهایت دقیقه 67 جو بانسون گل آخر را زد. لیورپول چهار بر صفر به کاردیف سیتی باخت. در خانه، در آنفیلد. این نخستین بازی بیل شنکلی به عنوان سرمربی باشگاه فوتبال لیورپول بود. بیل شنکلی آن روز ترکیب را انتخاب نکرده بود. از این کار سر باز زده بود. گفته بود به اندازه کافی آن ها را نمی شناسد. پس نمی تواند در این بازی ترکیب را انتخاب کند؛ این وظیفه را به هیئت مدیره و سایر اعضای کادر فنی باشگاه فوتبال لیورپول سپرده بود.پس از سوت پایان پیش از اینکه فریاد ها و اعتراض ها به اوج برسد، بیل بلند شد و رو به سکوها و کاپ ایستاد. از کنار توهین ها و جوک هایی که می شنید، از کنار خط طولی به راه افتاد. بیل شنکلی به تونل استادیوم رفت، به تونل آنفیلد. بیل شنکلی به پله ها رسید، آن ها را پشت سر گذاشت و به رختکن رفت. رختکن تیم میزبان. رفت و در میانه رختکن ایستاد؛ پیش از هرکدام از بازیکنان به آنجا رسیده بود. بازیکن به بازیکن وارد شدند. از برت اسلیتر (دروازه بان) تا آلان جونز. از جونز تا رونی موران2. از موران تا جانی ویلر. از ویلتر تا دیک وایت. از وایت تا بابی کمپل. از کمپل تا فرد موریس. از موریس تا راجر هانت3. از هانت تا دیو هیکسون. از هیکسون جیمی ملیا. از ملیا تا آلان ایکورت. همه بازیکنان که آمدند و ساکت بر جای خود نشستند، بیل شنکلی لبخند زد. گفت همیشه اوقاتی پیش می آید که شکست بخوریم. همیشه احتمال باخت وجود دارد اما مهم ترین چیز این است که چیزی از آن باخت با خود همراه کنیم. مهم، چیزی است که از آن باخت یاد می گیریم. به خاطر اینکه شکست چیزهایی بیش از پیروزی یاد ما می دهد. پس این را به یاد داشته باشید و درک کنید پسرها. دوشنبه می بینمتان. لیورپول 1959، تیمی که به شنکلی رسید، به جز بیلی لیدل که خود را همان روزها بازنشست کردصبح دوشنبه بازیکنان لیورپول در حال دویدن دور زمین ملوود بودند. همه 40 نفر آن ها. آن ها همانطور که می دویدند به بیل شنکلی، باب پیزلی، جو فگن، روبن بنت، آلبرت شلی، آرتور رایلی، تام بوش و الی واس نگاه می کردند. کادر فنی رو یک خط ایستاده در گوشه ای از ملوود دیده می شدند. هرکدام در یک دست بیلچه باغبانی داشتند و در دست دیگر یک کیسه پلاستیکی بزرگ. بیل شنکلی لبخند زد و گفت بسیار خوب، بیایید شروع کنیم. آن ها به آرامی در زمین تمرین به راه افتادند. سرشان رو به جلو بود و چشم هایشان به زمین خیره شده بود. آن ها هر تکه سنگی که روی زمین می دیدند را بر داشتند. هر تکه آجر. هر تکه شیشه شکسته شده. هر علف هرزی که دیدند. هر قاصدک، هر خار. همه را در کیسه که ای که به همراه داشتند گذاشتند. هر ناهمواری که می دیدند را سعی می کردند با لگد محکم و چکمه های خود صاف کنند. از یک سمت زمین به سمت دیگر. وقتی به انتهای یک سمت رسیدند، به آرامی به سمت دیگر به راه افتادند. سنگ هایی که ندیده بودند را برداشتند. تکه آجرها، شیشه های شکسته، علف های هرز، هر قاصدک و خار، هر ناهمواری و هر چاله که دیدند. به نقطه شروع رسیدند. دوباره به آرامی به سمت دیگر به راه افتادند؛ سنگ ها را برداشتند، علف های هرز را برداشتند و ...بازیکنان لیورپول، هر 40 نفر آن ها همچنان به دور مدار خود دور تا دور زمین می دویدند و این 8 نفر را به دقت نگاه می کردند. هشت مردی که در یک دست کیسه و در دست دیگر بیلچه داشتند و سنگ ها و علف ها را جمع می کردند. بازیکنان به هم نگاه می کردند. سرهایشان را تکان می دادند و بعد با بی میلی نگاهشان را برگرداندند. سرعت دویدن را کم کردند. روبن بنت نگاهش را از سنگ ها و علف ها هرز بالا آورد و فریاد زد: پاهایتان را سریع کنید پسرها. کسی حق شل گرفتن ندارد. بیل، باب، جو، روبن، آلبرت، آرتور، تام و الی برای دوازدهمین بار به سمت دیگر زمین تمرین رسیدند. هشت پلاستیک سنگ و علف هرز داشتند. بیل گفت هشت پلاستیک. هنوز مانند زمین بولینک (هموار) نشده اما این ابتدای کار ماست. روبن بنت در سوتش دمید و فریاد زد آخرین دور است پسرها. مسابقه واقعی آغاز شد! بازیکنان لیورپول با سرعت شروع به دویدن اطراف زمین تمرین کردند. هر 40 نفر. باب پیزلی 20 نفری که سریع تر از بقیه به خط پایان رسیدند را یک سمت و 20 نفر دیگر را جو فگن در سمت دیگر جمع کرد. بیل شنکلی به رختکن رفت و با یک سبد بزرگ توپ به زمین تمرین بازگشت. بیل در میانه زمین ایستاد. با لبی خندان گفت دویدن بس است، قرار است فوتبال بازی کنیم پسرها. بازیکنان دست هایشان را به هم مالیدند و لب هایشان پر از لبخند شد. بیل شنلی بار دیگر لبخند زد و گفت قرار است در تیم های پنج نفره با هم بازی کنیم. قرار است برای خودمان یک جام حذفی کوچک به راه بیندازیم. بازیکنان هیجان زده شده بودند و منتظر شروع کار بودند. بیل شنکلی نگاهی به بازیکنانی کرد که همراه با جو فگن بودند؛ آن ها بیست نفری بودند که کند تر از بقیه دویده بودند. سوئی شرتش را در آورد، پیراهنش را در آورد، زیرپوشش را در آورد و خندید. گفت کریسمس مبارک پسرها، این لباس ها دشمن پوست هستند. عصر آن روز، بعد از ناهار هیئت مدیره باشگاه تشکیل جلسه داد. آن ها منتظر بیل شنکلی بودند. صدای قدم ها را در کریدور می شنیدند. قدم های سریع، قدم های سنگین. سپس صدای در زدن را شنیدند؛ سریع و سنگین. تام ویلیامز اجازه ورود داد. بیل شنکلی وارد شد و نگاهی به دور تا دور اتاق انداخت. سپس یکی یکی اعضای هیئت مدیره را از نظر گذراند. سپس منتظر ماند تا تام ویلیامز اجازه نشستن بدهد. جایی پشت آن میز بلند نشست. نگاهی به جمع انداخت. تام ویلیامز به او لبخند زد و گفت اوضاع چطور پیش می رود آقای شنکلی. شنکلی گفت حالا یک هفته است که اینجا هستم. پس از این مدت کوتاه باید زبانم را نگه دارم اما چشمانم را باز نگه داشته ام. رک می گویم، چیزی که می بینم را دوست ندارم. به تغییرات زیادی نیاز داریم، کارهای زیادی هست که باید انجام دهیم. اولین و مهم ترین اینکه وضعیت زمین خجالت آور و نفرت انگیز است. استادیوم به تمیز شدن و نوسازی نیاز دارد؛ به سیستم آبیاری نیاز دارد. وضعیت توالت ها افتضاح است. عمده آن ها حتی سیفون ندارند و بوی تعفن می دهند. نفرات هیئت مدیره به هم نگاه کردند و یکی پرسید کدام توالت را می گویید؟ بیل شنکلی گفت همه آن هایی که در سمت سکوها هستند. عضو هیئت مدیره گفت یعنی آن هایی که تماشاگران استفاده می کنند؟ بیل گفت همان ها که در سکوها می نشینند. همان ها که برای دیدن بازی لیورپول هزینه می کنند. همان ها که پول دستمزد مرا می پردازند. توالت آن آدم ها. تام ویلیامز گفت بسیار خوب، پیشنهادتان را در نظر می گیریم. چیز دیگری هم هست آقای شنکلی؟ بیل گفت بله. ملوود از اینجا (آنفیلد) هم بدتر است. زمین ناهموار است و برای تمرین فوتبالیست های حرفه ای مناسب نیست. تله مرگ است؛ متعجبم که کسی تا حالا پایش را آنجا نشکانده. دیوار چوبی ملوود هم وضعیت بهتری ندارد. اگر تند بادی از راه برسد، همه آن فرو می ریزد. لباس های تمرین بازیکنان کهنه است. طوری که انگار ولگردها با آن دماغ خود را تمیز کرده باشند. این ها برای باشگاه فوتبال لیورپول کافی نیست. دخل و خرج باشگاه فوتبال لیورپول در سال 1960 (عکس)اعضای هیئت مدیره بار دیگر یکدیگر را نگاه کردند. یکی دیگر از آن ها پرسید پیشنهاد شما چیست آقای شنکلی؟ شنکلی گفت پیشنهاد من پیراهن تمرین جدید برای بازیکنان است. چند قوطی رنگ پیشنهاد می کنم؛ اما حتی نمی گویم که به نقاش یا طراح دکوراسیون نیازمندیم. فقط کمی لباس برای بازیکنان و چند سطل رنگ به من بدهید. بقیه اش با من. تام ویلیامز گفت بسیار خوب، فکر می کنم همه ما می پذیریم که شما مسئله ای جدی را مطرح کردید. ما به طور حتم پیشنهاد شما را مورد بررسی قرار می دهیم. بیل شنکلی گفت خوب است به خاطر اینکه من اینجا هستم تا کارم را انجام بدهم و آن را انجام می دهم. همینطور از شما انتظار دارم که کار خود را انجام دهید. باکسینگ دی4 1959 بود که لیورپول به ولی در لندن، استادیوم تیم چارلتون رفت. دقیقه 34 جیم فریات گل زد. دقیقه 74 فریات گل5 دیگری به ثمر رساند. دقیقه نودم، سم لاری گل آخر را به ثمر رساند. پس آن روز لیورپول در یک بازی خارج از خانه سه بر صفر به چارلتون باخت. پس از سوت پایان، در رختکن تیم میهمان بازیکنان تیم لیورپول به بیل شنکلی نگاه می کردند. و بیل شنکلی به آن ها نگاه می کرد. از بازیکنی به بازیکن دیگر. از برت اسلیتر تا جان مولینوکس. از مولینوکس تا رونی موران. از موران تا جانی ویلر. از ویلتر تا بابی کمپل. از کمپل تا جیمی ملیا. از ملیا تا راجر هانت. از هانت تا دیو هیکسون. از هیکسون تا دیو هیکسون. از هیکسون جیمز هاروور. از هاروور تا آلان ایکورت. از فوتبالیست غمگینی تا فوتبالیست غمگینی دیگر. و بیل شنکلی لبخند زد. ما فقط سه گل خوردیم، پس بهتر از بازی قبلی کار کرده ایم. اما هنوز هم نتیجه شکست است. پس باید هنوز چیزهایی یاد بگیریم. همینطور صبح زودِ فردا را داریم با آسمان روشنش!شکست برابر چارلتونصبح فردا؛ پیش از طلوع خورشید بازیکنان لیورپول دور مداری گرداگرد زمین تمرین باشگاه می دویدند. هر 40 نفر آن ها. ببل شنکلی، باب پیزلی، جو فگن، روبن بنت، آلبرت شلی، آرتور رایلی، تام بوش و الی واس در گوشه ای از ملوود به خط ایستاده بودند. دوباره هر کدام از آن ها پلاستیکی بزرگ در دستی و بیلچه ای در دست دیگر داشتند. بیل شنکلی لبخند زد و گفت دوباره شروع می کنیم. هشت مرد، قدم زنی در امداد زمین ملوود را آغاز کردند. سرشان به جلو بود اما با چشم هایشان زمین را می گشت. هر سنگی که دیدند را برداشتند. هر تکه آجری که دیدند. هر شیشه شکسته که دیدند. هر علف هرزی که دیدند. سنگ ها، شیشه ها و علف ها را بار دیگر به کیسه های خود انداختند. بار دیگر از چکمه خود برای صاف کردن ناهمواری ها استفاده کردند. هر چاله ای را پر کردند. از یک سمت زمین تمرین، به سمت دیگر. دوباره رسیدن به سمت دیگر و قدم زنی در مسیری که طی شده بود. دوباره و دوباره. پیدا کردن سنگ هایی که ندیده بودند، شیشه هایی که به چشم نیامده بود، علف های هرز پنهان شده، آجرهای باقی مانده؛ حتی جزئی ترین پستی و بلند ها. به یک سرِ زمین می رسیدند و بعد به محل شروع باز می گشتند. بازیکنان لیورپول دور محور خود می دویدند. هر 40 نفر آن ها. تفاوت این بود که دیگر به کار کردن آن هشت مرد نگاه نمی کردند. هشت مرد همچنان سنگ ها و علف ها را در کیسه می انداختند اما بازیکنان باشگاه این بار از سرعت خود نکاستند. هر 40 نفر آن ها به دویدن ادامه دادند و جا نزدند. هشت مرد برای بار بیستم به سمت دیگر زمین تمرین رسیدند. هشت کیسه از سنگ، شیشه و علف هرز داشتند اما این بار کیسه ها پر نشده بودند. بیل شنکلی لبخند زد و گفت هنوز مانند زمین بولینگ نشده اما بهتر شده است. پس به جایی که می خواستیم رسیدیم دوستان خوب من. بار دیگر روبن بنت در سوت خود دمید و فریاد کشید: دور آخر است پسرها. این بار بازیکنان لیورپول انگار که از ترس جان فرار می کنند، دویدند. هر 40 نفر آن ها با تمام توان در حال دویدن بودند. بار دیگر شنکلی به رختکن رفت و با یک سبد بزرگ توپ به زمین تمرین بازگشت. در مرکز زمین ایستاد، دوباره. سوئی شرتش را در آورد، پیراهنش را در آورد، زیرپوشش را در آورد و خندید. گفت بسیار خوب پسرها بیایید در تیم های پنج نفره بازی کنیم.باب پیزلی، جو فگن و روبن بنت هشت تیم پنج نفری را انتخاب کردند. آن ها زمین را به 4 بخش کوچک تر تقسیم کردند و خود داور شدند. آلبرت شلی هم چهارمین داور شد. بیل شنکلی داور نمی شد؛ او نمی توانست از کناره ها بازی را تماشا کند. اگر فوتبالی در جریان بود، بیل شنکلی بازی می کرد. و بازی کرد. بازی کرد و دوید؛ در هر قسمت، هر گوشه از زمین حضور پیدا کرد. می دوید و فریاد می زد، کسی را صدا می زد. دائما درخواست توپ می کرد. توپ را می گرفت و پاس می داد. در هر سمت از زمین داستان همین بود. می دوید، صدایشان می زد، توپ را می گرفت و پاس می داد. دوباره و دوباره. از بازی ای تا دیگری. آنقدر ادامه داد تا تیمش هفت تیم را شکست داد. همه بازیکنان تیمش خسته روی زمین افتادند اما او سرافرازانه ایستاده بود. سینه اش سنگین شده بود و پشتش خیس از عرق بود. در ...

ادامه مطلب  

زندگی نامه بیل شنکلی؛ قرمز باش یا بمیر (3)؛ از هیئت کوچکِ مدیران تا لعنت در اولدترافورد  

درخواست حذف این مطلب
اختصاصی طرفداری- آگوست 2013، کتاب "red or dead" به عنوان زندگی نامه بیل شنکلی و به قلم دیوید پیس منتشر شد. این کتاب 736 صفحه ای که کاندیدای جایزه گلد اسمیت در همان سال نیز شد، رویی دیگر از پدر لیورپول مدرن را به تصویر کشید؛ تصویری که جدا از اقتدار همیشگی بیل ویلیام شنکلی، شامل خوی انسانی و گاه شکننده مرد سخت کوش اسکاتلندی می شد.دهم آگوست 1974، یک ماه پس از استعفای بیل شنکلی، لیورپول و لیدز یونایتد در جام خیریه با هم روبرو شدند. دیداری که چندان دوستانه پیش نرفت. کوین کیگان و بیلی برمنر به دلیل درگیری در این دیدار اخراج شدند. باب پیزلی برای اولین بار در آن بازی هدایت لیورپول را بر عهده داشت اما داستان آن بازی، داستان وداع تلخ بیل شنکلی با هوادارانی بود که روی سکوها یا داخل زمین به او التماس می کردند تا مربی باشگاه باقی بماند. در سمت دیگر، برایان کلاف نخستین بازی به عنوان سرمربی لیدزیونایتد را پشت سر می گذاشت. دوره معروف و عجیبی که تنها 44 روز به درازا انجامید. دیوید پیس، نویسنده کتاب معروف کلاف نیز بود؛ کتابِ یونایتد نفرین شده. او که متولد 1967 در یورکشایر غربی است، دانش آموخته پلی تکنیک منچستر است و مدتی در استانبول به تدریس درس انگلیسی پرداخته و تا این تاریخ 9 اثر به تالیف در آورده است. خلاصه قسمت اول و دوم زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر؛ مگر مت بازبی استعفا داده است؟زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر (2)؛ "تو بزدل نیستی عشق من!"روسای لیورپول که با وضعیت غم انگیزی در دسته دوم اسیر شده اند، به هادرزفیلد می روند تا با مربی این تیم به طور خصوصی دیدار کنند. بیل شنکلی گزینه پیشنهادی مت بازبی و سرمربی وقت انگلستان به تام ویلیامز رئیس باشگاه لیورپول به عنوان گزینه ای مناسب برای رهایی از منجلاب بود. آن ها خواسته خود را با سرمربی سرکش اسکاتلندی مطرح می کنند و به وی برای جواب زمان می دهند. نس، همسر بیل به خاطر مسائل خانوادگی راضی به ترک هادرزفیلد نیست اما بیل شنکلی تصمیم خود را گرفته. او به ویلیامز زنگ می زند و می گوید که در صورت قبول شرایطش به لیورپول خواهد آمد. شرایط ساده او شامل یک پیشنهاد معقول مالی، داشتن آزادی عمل و همکاری تمام و کمال هیئت مدیره در زمینه خرید بازیکنان جدید است؛ پیشنهاداتی که مورد موافقت قرار گرفتند. بیل خواسته اش را با هیئت مدیره هادرزفیلد در میان می گذارد و به هر ترتیب اجازه ترک باشگاه را می گیرد. او همیشه آرزوی مربیگری در یک باشگاه بزرگ را داشت و حالا به خواسته اش رسیده است. او خیلی زود می فهمد که با یک استادیوم و زمین تمرین خرابه سر و کار دارد و هیئت مدیره ای فاقد بلندپروازی. او پیامی عمومی ارسال می کند و می گوید از تمام جوان های بومی استفاده خواهد کرد و درهای استادیوم به روی آن ها باز خواهد بود. بیل به لیدز می رود تا جک چارلتون را به خدمت بگیرد اما سران تیم حریف، دو هزار پوند بیش از توان روسای لیورپولی می خواهند و در پایان مربی لیورپول را از اتاق هیئت مدیره بیرون می کنند...فصل چهارم: پس از پایان فصل، پیش از شروع فصل بعددر خانه ای خالی در خیابان بلفیلد در لیورپول، بیل و نس اتاق ها را می دیدند. از پله ها بالا رفتند. به اتاق خواب رفتند. مقابل پنجره ایستادند؛ مقابل پنجره و درختان. می دیدند که کسانی در زمین فوتبال بازی می کنند. نس پرسید آن ها کدام تیم هستند؟ بیل گفت اورتون. نس گفت چرا اورتون14 اینجا تمرین می کند؟ بیل گفت این بلیفلد (زمین تمرین اورتون از 1946 تا 2011) است عشق من. نس گفت پس خوب است، می توانی آن ها را از اینجا تحت نظر داشته باشی عشق من، اینطور نیست؟ بیل لبخند زد و گفت قطعا همینطور است عشق من. نس پرسید پس خانه را دوست داری؟ بیل گفت اگر تو دوست داشته باشی عشق من، من هم دوست دارم. بیل، نس و نوه شان. بیل دو دختر به نام های باربرا و جنت داشت. باربرا دختر اول متولد 1945 بود، وقتی که هنوز جنگ جهانی در جریان بود. عکس های خانوادگی آن ها که دل هتل تازه تاسیس شان وجود دارد.بیل در اتاق کار، پشت میزش، روزنامه را باز کرد. جدول پایانی فصل60-1959 را نگاه می کرد. استون ویلا با 59 امتیاز قهرمانِ دسته دوم شد. کاردیف با پنجاه و هشت امتیاز دوم شد. این دو تیم به دسته اول رفتند. لیورپول با پنجاه امتیاز سوم بود. لیورپول به دسته اول نرسیده بود، همانند هادرزفیلد که با چهل و هفت امتیاز ششم شده بود و قرار بود فصل بعد هم در دسته دوم باشد. از وقتی بیل شنکلی خیابان لیدز را ترک کرد و به لیورپول آمد؛ توانست یازده برد و پنج مساوی با قرمزها به دست بیاورد و این بین پنج شکست نیز داشت. بیل کشوی میز را باز کرد. قیچی و چسب را از آن بیرون آورد و جدول دسته دوم سال 60-1959 را از روزنامه جدا کرد. بیل دفترش را باز کرد؛ دفتری که در آن اسم هایی و تکه یادداشت هایی بود. دفتر را ورق زد، در آن نام بازیکنانی و نوشته هایی در مورد آن ها دیده می شد. داگ رودهام، فرد موریس، رگ بلور و بری ویکینسون را فروخته بود. از طرفی الف ارواسمیت رو از اشتون یونایتد و کوین لِویس را از شفیلد یونایتد خریده بود. الف هفده ساله بود. بیل بازیکنان بیشتری می خواست، بازیکنان بهتر و با تجربه تری. جدول را به جایی از دفترش چسباند و آن را بست، دفتر نام ها و یادداشت ها. در پارکینگ آنفیلد، گرمکنش را پوشیده بود. ایستاد و با چشم هایش به دنبال اتوبوس تیم گشت. آنجا نبود. بازیکنان باشگاه یکی یکی گرمکن پوشیده از استادیوم15 بیرون می آمدند و با استقبال مربی روبرو می شدند. بیل شنکلی با آن ها دست می داد و دستی به شانه هایشان می کشید. در مورد خانواده و تعطیلاتشان می پرسید. باب، جو، روبن، آرتور و آلبرت هم از استادیوم بیرون آمدند. بیل به ساعتش نگاه کرد. بیل به دستیارانش نگاه کرد و گفت این اتوبوس لعنتی کجاست پس؟ اولین روز تمرینات پیش فصل است! چرا اینجا نیست، چرا دیر کرده؟ چه خبر است. آلبرت گفت ما در تابستان از اتوبوس استفاده نمی کنیم. در هفته اول همیشه فاصله بین آنفیلد و ملوود (5.6 کیلومتر) را می دویم رئیس. بیل گفت و بعد در برگشت هم از ملوود تا آنفیلد را می دوید؟ آلبرت گفت بله، تا ملوود می دویم و در برگشت هم می دویم. این کار را به خاطر تناسب اندام و قدرت بدنی آن ها انجام می دهیم. بیل سرش را تکان داد. رو به دستیارانش کرد و گفت هرگز به تمرین در خیابان اعتقاد نداشته ام. بازیکنان در چمن بازی می کنند پس باید دویدن را روی چمن انجام دهند، نه در جاده و نه روی بتن. راه مطمئن تری وجود ندارد و دویدن در خیابان می تواند باعث مصدومیت شود. باید روی چمن بدوند. اینطور قدرت بدنی را تقویت می کنند. این شیوه من است؛ تنها روی چمن و با توپ. با توپ لعنتی فوتبال. باب، جو، روبن، آرتور و آلبرت به هم نگاه کردند. باب گفت پس می روم و به راننده زنگ می زنم رئیس. بیل دوباره به ساعتش نگاه کرد و گفت ممنون باب اما داریم وقتمان را تلف می کنیم. آنقدرها زمان نداریم. پس تا ملوود قدم می زنیم. اما فردا اتوبوس خواهیم داشت. در خانه جدید در لیورپول، در اتاق خواب جدید و تخت کهنه؛ بیل منتظر سپیده دم بود، منتظر طلوع خورشید. بیل از جایش بلند شد؛ اصلاح کرد و یک دوش سریع گرفت. لباس پوشید و کراوات زد. به سرعت از پله ها پایین رفت و با نس و دخترها صبحانه خورد. آن ها را بوسید و از خانه خارج شد. سوار ماشینش شد و به سمت آنفیلد به راه افتاد. در دفتر کارش، به ساعتش نگاه می کرد. بیل در طول و عرض اتاق شروع به قدم زدن کرد. می شنوید که کسانی به آنفیلد می آیند؛ از گیت ها عبور می کنند و به سکوها می روند. دست از قدم زدن برداشت و بار دیگر به ساعتش نگاه کرد. لبخند زد. در رختکن تیم بیل به بازیکنان نگاه می کرد، یکی بعد از دیگری. از اسلیتر تا بیرن، از بیرن تا موران، از موران تا ویلر، از ویلر تا وایت، از وایت تا لیشمن، از لیشمن تا لویس، از لویس تا هانت، از هانت تا هیکسون، از هیکسون تا ملیا، از ملیا تا ایکورت. دست زد و خندید و گفت شروع می کنیم پسرها. این یک شروع واقعی است. بازی اول در فصل جدید. در خانه با لیدز روبرو می شویم؛ فرصتی خوب برای اینکه قدم اول را محکم برداریم. یک فرصت عالی برای اینکه به جهان نشان دهیم چطور تیمی هستیم. همینطور چهل هزار نفر برای دیدن شما آمده اند، که شما را ارزیابی کنند. این شانس ماست پسرها. برای این که به مردم نشان دهیم چه کارهایی در توان داریم. برای اینکه هدفمان، که صعود به دسته اول است را نشان دهیم. به خاطر اینکه این تنها موضوعِ مهم است پسرها. امروز به زمین می روید پسرها و خود را به مردمی که برای حضور در این استادیوم، پول پرداخته اند نشان می دهید. به آن ها نشان می دهید که حضور در آنفیلد کاری درست بوده است. اینکه حق داشته اند که برای دیدن ما به اینجا بیایند. به خاطر اینکه این فصل تنها یک کار برای اینجام داریم پسرها و آن کار، بردن لیگ است. صعود به دسته اول. در منطقه مربی در کنار نیمکت آنفیلد، بیل یکی یکی بازیکنان را برای ورود به زمین بدرقه می کرد. آفتاب به بازیکنان لیورپول می تابید، به پیراهن های قرمز و شورت ها و جوراب های سفید آن ها. بیل، صدای سوت و فریاد هواداران را می شنید. صدای آنفیلد را. در گوشه نیمکت مربیان نشست. چشم هایش به سرعت جابجا می شد، دست هایش حرکت می کرد. با هر ضربه ای که به توپ زده می شد، پاهایش تکان می خورد، با هر پاسی که داده می شد، با هر شوتی که زده می شد، با هر تکلی که زده می شد. دائما در جنب و جوش بود؛ دست ها و چشم هایش آرام و قرار نداشت. دقیقه بیست و هشتم، کوین لویس گل زد. هفت دقیقه بعد دیو هیکسون گل دیگری به ثمر رساند. روی نیمکت، بیل صدای سوت پایانی را شنید، همینطور صدای شادی هواداران در آنفیلد را. روی پاهایش ایستاد و لبخند زد. از کنار خط به راه افتاد و به تونل و رختکن رسید. در رختکن، بیل شنکلی با تک تک بازیکنان رقصید. از برت به جری، از جری به رونی، از رونی به جانی، از جانی به دیک، از دیک به تامی، از تامی به کوین، از کوین به راجر، از راجر به دیو، از دیو به جیمی و از جیمی به آلان16. بیل می رقصید و سرود می خواند. از تک تک بازیکنان تشکر می کرد. با تک تک آن ها دست می داد و شانه هایشان را لمس می کرد. بعد به سراغ باب و روبن رفت و از آن ها تشکر کرد. بعد گفت کارتان خوب بود پسرها. امروز بی نظیر بودید، فوق العاده بودید. هرکدام از شما. نمی توانستم چیزی بیشتر بخواهم. اما این فقط ابتدای راه ما بود، این را می دانید و می دانم. اما اگر اینطور بازی کنید پسرها، اگر هر بازی اینطور باشید؛ آنگاه فصل، فصل ما خواهد بود. فصل ما پسرها. تنها و در سکوت، بیل روی نیمکتی در رختکن آنفیلد نشسته است. بیل، سرش را تکان می دهد و آه می کشد. چهار روز بعد از پیروزی برابر لیدز یونایتد، تیم شنکلی چهار بر یک به ساوتهمپتون باخت. سه روز بعد، با میدلزبرو یک بر یک مساوی کرد و امروز در آنفیلد یک بر صفر به ساوتهمپتون1 باخته بود. لیورپول پس از چهار بازی، تنها سه امتیاز2 به دست آورده بود. روی نیمکت آنفیلد، در سکوت مطلق، بیل شنکلی نشسته بود. چشم هایش را بار دیگر باز کرد و سرش را تکان داد. گفت این کافی نیست؛ نه برای من و نه برای لیورپول. نه برای هواداران لیورپول. این کافی نیست. در اتاق جلسات هیئت مدیره در آنفیلد، بیل نشسته پشت یک میز بلند پرسید، خوب، چه شده؟ یکی از اعضای هیئت مدیره گفت خوب، چه چیزی در مورد شروع (ضعیف) فصل می توانید به ما بگویید. نتایج خوبی نگرفتیم و سوال ما این است که چه برنامه ای برای حل مشکل دارید آقای شنکلی. بیل لبخند زد و گفت من هم همین سوال را از شما دارم. دقیقا همین سوال را. رئیس باشگاه گفت منظور شما چیست آقای شنکلی، شما مربی تیم هستید. ما هستیم که از شما در مورد نتایج می پرسیم. بیل بار دیگر لبخند زد و گفت من از شما برایان کلاف3 را خواستم و او را برای من نخریدید. از شما دیو مکای4 را خواستم و او را برای من نخریدید. از شما جک چارلتون را خوستم و او را برای من نخریدید. یکی از اعضای هیئت مدیره گفت اما شما همینطور کوین لویس را خواستید و پول خرید او را به شما دادیم. سیزده هزار پوند برای خرید لویس هزینه کردیم. گوردون میلن را خواستید و شانزده هزار پوند برایش هزینه کردیم؛ این رکورد باشگاه است. ارواسمیت را خواستید و هزینه اش را پرداخت کردیم. همینطور فراموش نکنیم که هشت هزار پوند برای خرید سمی رید پرداخت کردیم5، برای بازیکنی که هرگز در تیم اول بازی نکرده است. هشت هزار پوند برای مردی که به همین زودی او را به فالکرک فروختیم. پس ما به شما پول داده ایم آقای شنکلی. ما نزدیک به چهل هزار پوند برای بازیکنانی که می خواستید هزینه کرده ایم. بیل شنکلی سرش را تکان داد و گفت به من قول شصت هزار پوند داده شده بود. وقتی پیشنهاد مربیگری در لیورپول را پذیرفتم، به من قول داده شده بود که شصت هزار پوند خواهم داشت تا برای خرید بازیکنان جدید هزینه کنم. شصت هزار پوند برای ساختن یک تیم.لیورپول 61-1960تام ویلیامز گفت این حقیقت ندارد. ما به شما گفتیم که پول لازم مهیاست اگر بازیکنانی مناسب برای انتقال به باشگاه در دسترس باشند و ما به شما پول دادیم. ما چهل هزار پوند به شما دادیم آقای شنکلی. اما ما بودجه ای نامحدود نداریم. محدودیت هایی داریم. بیل شنکلی سرش را بالا آورد و گفت و چشم در چشم رئیس باشگاه لیورپول گفت پس شما می گویید که دیگر پول ندارید؟ منظورتان این است آقای ویلیامز؟ تام ویلیمز گفت نه، این چیزی نیست که ما می گوییم. ما می گوییم که شما پول دارید اما محدوید هایی هم هست. بیل سرش را تکان داد و گفت چه انتظاری از من دارید؟ با این بازیکنان چه کاری از من ساخته است؟ در حالی که پیش تر به شما گفته ام که بعضی از این بازیکنان به اندازه کافی خوب نیستند. آنقدر خوب نیستند که بشود با آن ها به دسته اول رسید. یکی از اعضای هیئت مدیره گفت اما چطور می توانید تا این اندازه مطمئن باشید آقای شنکلی؟ بازیکنان که یک شبه به بازیکنانی بد تبدیل نمی شوند. بیل خندید و گفت از چه بازیکنی حرف می زنید؟ جواب شنید لیدل. بیل دوباره خندید و گفت بیلی لیدل سی و هشت ساله است. سی و هشت ساله. یکی از روسا گفت اما او سال هاست که به این باشگاه خدمت کرده است17. بیل گفت بله او بازیکن بزرگی بود و با هر دو پا شوت های محکمی می زد. مانند تیری بود که از اسلحه شلیک می شود. به سختی گرانیت بود. همینطور سریع بود. اما نه حالا، نه در این روزها. نه امروز. یکی از آن ها گفت شاید به چند بازی نیاز داشته باشد. بیل سرش را تکان داد و گفت بازی های بیشتر؟ لیدل بیش از پانصد بازی برای لیورپول انجام داده، او به یک بازی بزرگداشت نیاز دارد نه بازی هایی بیشتر در لیگ. تام ویلیامز گفت آقای شنکلی خواهش می کنم. چیزی که ما می گوییم این است که شاید بازیکنانی که نیاز داریم را در ترکیب داشته باشیم. شاید بهتر باشد دوباره نگاهی به بازیکنان بیندازید. بیل شنکلی گفت به بیلی لیدل؟ به بیلی لیدل در سی و هشت سالگی؟ تام ویلیامز گفت نه به لیدل، برای مثال به هاروور و موریسی6. این دو امسال بازی نکرده اند. بیل شنکلی نگاهی به رئیس و سایر اعضا انداخت و گفت پس شما به من می گویید که چه کسی رو انتخاب کنم؟ اینطور است؟ ویلیامز گفت نه، ما به شما نمی گوییم به چه کسی بازی بدهید، فقط می خواهیم که بار دیگر در مورد بازیکنانی که داریم فکر کنید. بیل از جایش بلند شد و گفت بسیار خوب، بار دیگر فکر می کنم. این را به شما قول می دهم. در ماشین، بیل لعنت می فرستاد. در کارلایل هم داستان همین بود. در راه منچستر بود که لعنت می فرستاد. در گریمسبی هم داستان همین بود. در ورتینگتون هم. در پارکینگ اولدترافورد لعنت می فرستاد. در هادرزفیلد هم داستان همین بود. در دفتر کارِ مربی در اولدترافورد می گفت همیشه همینطور است. بجنگ و بحث کن. همیشه همین کار را کرده ام. داستان همیشه مشابه است. و به اندازه کافی این را دیده ام. مت، می خواهم استعفا بدهم. مت، می خواهم از این کار، کناره گیری کنم. قسم می خورم. مت دست از به هم زدن چای با قاشق برداشت. قاشق چای خوری را در نعلبکی گذاشت. سرش را بالا آورد و با لبخند گفت تو جا نمی زنی بیل. تو استعفا نمی دهی. بیل ادامه داد، درست است، مت. جا می زنم. خسته شده ام مت. بس است.مت بازبی فنجانش را بالا آورد و جرعه ای نوشید و بعد فنجان را سر جایش گذاشت. گفت جایی دیگر برای کار کردن داری بیل؟ پیشنهادی به تو شده است؟ کسی منتظر توست؟ بیل گفت نه اما اهمیت نمی دهم مت. دیگر اهمیت نمی دهم. مت جرعه ای دیگر نوشید و فنجان را باز هم سر جایش گذاشت. آهی کشید و گفت پس نسی و دخترها چه می شوند بیل؟ نمی توانی همینطور استعفا بدهی. به خانواده ات فکر کن بیل. بیل گفت اهمیتی نمی دهم مت. واقعا اهمیتی نمی دهم. مت بازبی سرش را تکان داد و گفت اگر جای دیگری برای رفتن داشتی، اگر فرصت دیگری فراهم بود؛ شاید داستان فرق می کرد اما نداری بیل. چیزی نداری بیل. و صادقانه بگویم، فکر نکنم فرصتی بهتر از این پیدا کنی. بهترین شانس تو همانی است که حالا دار ...

ادامه مطلب  

دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لستر  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترتصاویر دیدار تیم های فوتبال آرسنال و لسترت ...

ادامه مطلب  

زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر (5)؛ تنها گام برنداشتن روی نیمکتِ رختکن تیم بازنده در هیلزبرو  

درخواست حذف این مطلب
اختصاصی طرفداری- آگوست 2013، کتاب "red or dead" به عنوان زندگی نامه بیل شنکلی و به قلم دیوید پیس منتشر شد. این کتاب 736 صفحه ای که کاندیدای جایزه گلد اسمیت در همان سال نیز شد، رویی دیگر از پدر لیورپول مدرن را به تصویر کشید؛ تصویری که جدا از اقتدار همیشگی بیل ویلیام شنکلی، شامل خوی انسانی و گاه شکننده مرد سخت کوش اسکاتلندی می شد.دهم آگوست 1974، یک ماه پس از استعفای بیل شنکلی، لیورپول و لیدز یونایتد در جام خیریه با هم روبرو شدند. دیداری که چندان دوستانه پیش نرفت. کوین کیگان و بیلی برمنر به دلیل درگیری در این دیدار اخراج شدند. باب پیزلی برای اولین بار در آن بازی هدایت لیورپول را بر عهده داشت اما داستان آن بازی، داستان وداع تلخ بیل شنکلی با هوادارانی بود که روی سکوها یا داخل زمین به او التماس می کردند تا مربی باشگاه باقی بماند. در سمت دیگر، برایان کلاف نخستین بازی به عنوان سرمربی لیدزیونایتد را پشت سر می گذاشت. دوره معروف و عجیبی که تنها 44 روز به درازا انجامید. دیوید پیس، نویسنده کتاب معروف کلاف نیز بود؛ کتابِ یونایتد نفرین شده. او که متولد 1967 در یورکشایر غربی است، دانش آموخته پلی تکنیک منچستر است و مدتی در استانبول به تدریس درس انگلیسی پرداخته و تا این تاریخ 9 اثر به تالیف در آورده است. خلاصه قسمت چهار قسمت اول.: زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر؛ مگر مت بازبی استعفا داده است؟زندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر (2)؛ "تو بزدل نیستی عشق من!"زندگی نامه بیل شنکلی؛ قرمز باش یا بمیر (3)؛ از هیئت کوچکِ مدیران تا لعنت در اولدترافوردزندگی نامه بیل شنکلی، قرمز باش یا بمیر (4)؛ رسیدن به آن لیگِ بزرگروسای لیورپول که با وضعیت غم انگیزی در دسته دوم اسیر شده اند، به هادرزفیلد می روند تا با مربی این تیم به طور خصوصی دیدار کنند. بیل شنکلی گزینه پیشنهادی مت بازبی و سرمربی وقت انگلستان به تام ویلیامز رئیس باشگاه لیورپول به عنوان گزینه ای مناسب برای رهایی از منجلاب بود. آن ها خواسته خود را با سرمربی سرکش اسکاتلندی مطرح می کنند و در نهایت بیل شنکلی سرمربی قرمزها می شود. او همیشه آرزوی مربیگری در یک باشگاه بزرگ را داشت اما خیلی زود می فهمد که با یک استادیوم و زمین تمرین خرابه سر و کار دارد و هیئت مدیره ای فاقد بلندپروازی. او پیامی عمومی ارسال می کند و می گوید از تمام جوان های بومی استفاده خواهد کرد و درهای استادیوم به روی آن ها باز خواهد بود. لیورپول فصل را با بردی خوب در دسته دوم مقابل لیدز شروع می کند اما به سرعت شکست ها آغاز می شوند. هواداران، ارزش های شنکلی را زیر سوال می برند. او بازیکنانی جدید می خواهد اما هیئت مدیره پول لازم را به او نمی دهند. شنکلی به اولدترافورد می رود و به رفیق قدیمی، بازبی می گوید که قصد استعفا دارد. مربی وقت یونایتد او را از این کار باز می دارد و او را از پتانسیل های لیورپول مطمئن می کند. بیل شنکلی تغییراتی در تمرینات به وجود می آورد و تا نزدیکی های صعود به دسته اول پیش می رود اما در پایان فصل 61-60 باز هم سوم می شود.بیل شنکلی توجیح های هیئت مدیره را در مورد بدشانسی و احساس رضایت را نمی پذیرد. عضوی جدید به هیئت مدیره اضافه می شود و به او قول همکاری می دهد. می تواند مدافع و مهاجم رویایی اش سنت جان و یتس را بخرد. فصل جدید شروع خوب لیورپول را به همراه داشت اما در میانه های کار، تیم افت می کند. تیم با شکت چلسی در جام حذفی پیش روی می کند اما در بازی تکراری سوم به پرستون می بازد و حذف می شود. در ادامه قرمزها بهتر کار را ادامه می دهند و به عنوان قهرمان دسته دوم، مجوز حضور در دسته اول را می گیرند. مدیران لیورپول یکی از بازیکنان را بی اجازه به اورتون می فروشند و شنکلی تا نزدیکی استعفا پیش می رود اما باز هم مت بازبی او را مجاب به ادامه کار می کند. شروع متوسطی در دسته اول داشتند و دوباره صحبت های مردم علیه او آغاز شد اما پس از متوقف کردن یونایتدِ بازبی، تیم اوج می گیرد و هفته های متوالی برنده می شود تا اینکه زمستان سخت 1963 آغاز می شود و در عمده هفته های زمستان مسابقه ای انجام نمی شود. تیم پس از مدت ها شکست می خورد و در کشاکش جدول باقی می ماند.فصل دوازدهم: قاشق ها، چنگال ها، چاقو هادر آشپزخانه، در شبِ سکوت، بیل شنکلی روی صندلی اش پشت میز آشپزخانه نشسته بود. به کاسه ها و بشقاب ها، به نمکدان و ظرف فلفل، به کوزه مربا و عسل خیره شده بود. کاسه ها و بشقاب ها، نمک و فلفل، مربا و عسل را برداشت و در گوشه ای از میز گذاشت. چهار چنگال، چهار چاقو و چهار قاشق را برداشت و در دست نگه داشت. به رومیزی خیره بود. یک قاشق را روی میز گذاشت. گوردون بنکس. دو قاشق دیگر را مقابل قاشق اولی گذاشت. سوبرگ و نورمن. بیل سه چنگال را کمی جلوتر قرار داد. مک لینتوک، کینگ، اپلتون. بیل چهار چاقو را کمی آن طرف تر گذاشت. رایلی، کراس، استرینگفلو و گیبسون. بیل آخرین چنگال را مقابل چهار چاقو گذاشت. کیوُرث1.نشسته پشت میز بر صندلی در شبی تاریک در آشپزخانه، بیل به قاشق ها، چنگال ها و چاقو ها خیره بود. بعد چهار چنگال، سه قاشق و چهار چاقو شروع به حرکت کردند. شروع به چرخیدن کردند. نمی شد آن ها را متوقف کرد. سریع تر از آن که چشم بتواند دنبال کند، می چرخیدند و فرار می کردند. مثل چرخ دنده بودند. مکث نمی کردند. متوقف نمی شدند. تنها تکان می خوردند. می چرخیدند. مانند دندانه های چرخ دنده. یک سره می چرخیدند و می چرخیدند. در سکوت شب، بیل احساس ناخوشی می کرد. آخرین قاشق را روی کف آشپزخانه رها کرد و چشم هایش را مالش داد. بعد از جایش بلد شد و از آشپزخانه خارج شد. به اتاق دیگر رفت و روی صندلی اش نشست. دفترش را برداشت؛ دفتر نام ها و نوشته ها. به آشپزخانه بازگشت. روی صندلی اش نشست. در سکوت شب بار دیگر به سه قاشق، چهار چنگال و چهار چاقو خیره بود. خودکارش را برداشت. خودکار قرمزش را. دفتر را باز کرد و شروع به نوشتن کرد. اسم ها و چیزهایی می نوشت. مربع هایی کشید، فلش هایی، نمودارهایی. نقشه می کشید. راهی برای مهار قاشق ها، چنگال ها و چاقو ها. نور برگشته بود و صبح شده بود.در رختکن تیم مهمان در هایبوری3، بیل کلاهش را از پشت در برداشت و روی سر گذاشت و آن را کمی پایین کشید. در رختکن را باز کرد. به کریدور هایبوری رفت و خبرنگاری لندنی را دید. بیل فکش را خاراند و انگشتش را بالا گرفت. گفت عجب رقابتی. حماسی بود؛ سریع و باکیفیت. حتی برای بسیاری از شما باید خواستنی بوده باشد. فکر می کنم پاداشی بزرگ بود برای آن ها که در این آب و هوای بد برای دیدن بازی آمده بودند. که شاهد این همه اشتیاق باشند. شجاعتی نادر و پافشاری طرفین به حمله. یک جنگ بود، دو قدرت با دو وینگر با کیفیت. بازیکن آن ها ایستام2 و بازیکن ما ملیا. عجب جنگی. هر لحظه یکی از آن ها به سمت دروازه حریف می دوید و به قلمرو دشمن می زد. حتی با وجود اینکه زمین به طرز بدی گل آلود بود. آن ها مهار ناشدنی بودند. ملیا با توپ مثال زدنی بود. دیدیم که چطور هر تکلی را جا گذاشت. هر بار لحظه آخر مسیرش را تغییر می داد، با احساسش می فهمید که باید به کدام سمت برود و بعد پاس را ارسال کند. طوری که به سنت جان پاس می داد و آن طور که هانت توپ را به به سمت دروازه شلیک می کرد. بارها و بارها این اتفاق افتاد. با وجود شرایط و با وجود زمین گل آلود. از سوی دیگر یتس را داشتیم. عجب بازیکنی، عجب مرد بزرگی. به مانند مجسمه ای غول پیکر در میانه میدان ایستاده بود. بارها و بارها با خونسردی جلوی آن ها را گرفت. انگار که حشرات مزاحم را دور می کند. عبور از آن مرد قدرتمند ممکن نیست. غولی از جنس گوشت و استخوان است، غولی پر از خون در رگ هایش. بازی سختی مقابلش بود اما عجب رقابتی، عجب مسابقه ای. آقا شما باید جز خوش شانس ترین آدم های جهان باشید که توانستید این بازی را ببینید. و عجب خریدی بود خرید بلیط این بازی، عجب راه صحیحی برای خرج کردن پول. شانس بزرگی بود هزینه کردن برای دیدن این بازی، شانس بزرگی است نوشتن در مورد این بازی. مطمئن باشد آقا. به شما حسادت می کنم، واقعا همینطور است.خبرنگار لندن اسپورتینگ پرس پرسید چه تیمی هفته آینده برنده می شود بیل؟ بازی جام حذفی را می گویم. بیل لبخند زد و بعد با خنده گفت حرف هایم را می شنیدی؟ حتی یک کلمه از چیزهایی که گفته ام را متوجه شدی؟ هفته بعد تنها یک هکتور4 وجود خواهد داشت. فقط یک برنده. آن برنده لیورپول خواهد بود، می توانی این جمله را پررنگ بنویسی. می توانی بیایی و بازی را ببینی. چون من اشتباه نمی کنم، من اشتباه نخواهم کرد.در قطار بودند و به لیورپول باز می گشتند. در واگن، بیل روی صندلی اش نشسته بود. دفتر اسم ها و یادداشت هایش را بسته بود و به صدای چرخ های قطار گوش می داد. می چرخیدند و می چرخیدند. به حرکت و ریتم آن گوش می داد. دوباره و دوباره. به جلو، همیشه به جلو. توپ را از آرسنال می گرفتند. لیـــ ور پول5. توپ حریف را می گرفتند و حمله شروع می شد. لیـ ور پول. دوباره و دوباره. لیـ ور پول. همیشه به سمت جلو می رفتند لیـ ور پول. همیشه پنج مهاجم داشتند. کلگن، هانت، سنت جان، ملیا و لویس. لیـ ور پول. همیشه کمکِ میلن و استیونسون بود. لیـ ور پول. همیشه به جلو می رفتند. لیـ ور پول. اما سرسخت بودند، انگار روی یک تخته سنگ بنا شده بودند. لیـ ور پول. یتس، آن تخته سنگ بود. یتس، بی نهایت قدرتمند بود. لیـ ور پول. بین بیرن و موران بازی می کرد. لیـ ور پول. آن ها به مانند دیواری، از لاورنس محافظت می کردند. لیـ ور پول. بازی از آن عقب شروع می شد، اما همیشه به سمت جلو بود. لیـ ور پول. هر فرصتی که به وجود می آمد، هر موقعیتی که ایجاد می شد. لیـ ور پول. یک پرتاب اوت در سمت چپ. لیـ ور پول. هانت، بازیکنان حریف را فریب داد. لیـ ور پول. توپ را برای ملیا فرستاد. لیـ ور پول. ملیا شوت زد. لیـ ور پول. ملیا گل زد. لیـ ور پول. یک بر صفر. لیـ ور پول لیـ ور پول لیـ ور پول. یک کرنر اتفاق افتاد. لیـ ور پول. کرنری دیگر. لیـ ور پول. لویس توپ را فرستاد. لیـ ور پول. توپ چرخید. لیـ ور پول. جان برانول، آن لحظه زیر فشار نبود اما یک ساعتی می شد که دویده و خسته شده بود. توپ را با سر به بیرون فرستاد تا فشاری به وجود نیاید. تا ترس را لحظه ای عقب براند. لیـ ور پول. اما لحظه ای بعد پنالتی شد. لیـ ور پول. و پنالتی به گل تبدیل شد. لیـ ور پول. موران دروازه را باز کرد. لیـ ور پول. دو بر صفر. هواداران لیورپول از سکوی شمالی فریاد می زدند همین را می خواهیم. لیـ ور پول. از تیم می خواستند که به جلو برود. لیـ ور پول. با ریتم می خواندند. لیـ ور پول. دوباره و دوباره. لیـ ور پول. تیم با جنبش بالا و ریتم به پیش می رفت. لیـ ور پول. دوباره و دوباره. می چرخیدند و می چرخیدند. لیـ ور پول. مانند چرخ های قطار. در واگن، بیل شنکلی چشم هایش را باز کرد. نگاهی به اطراف انداخت. باب، جو و روبن در کنار بازیکنان نشسته بودند. امشب بازیکنان پاسور بازی نمی کردند یا کتاب نمی خواندند. امروز با هم شعر می خواندند: می رویم که جام را برنده شویم6. امشب، بازیکنان می نوشیدند و می خواندند: می رویم که جام را برنده شویم. امشب بازیکنان جشن گرفته بودند و می خواندند ای-آی-آدیو7، می رویم که جام را برنده شویم.لیورپول در دور چهارم جام حذفی آرسنال را دو بر یک شکست داد. بیل در کابینش، نشسته بر صندلی اش لبخند می زد. اشتباه نکرده بود، اشتباه نمی کرد.روی نیمکت مربیان آنفیلد، بیل استرس داشت. در زمین هم بازیکنان استرس داشتند. رو سکوهای آنفیلد هم هواداران استرس داشتند. چهل و نه هزار و سی و شش هوادار، با استرس بازی را تماشا می کردند. بیرن مجبور شده بود بارها توپ را از روی خط دروازه باز گرداند. بیرن تکل می زد، بیرن توپ ربایی می کرد و بیرن، لیورپول را در جام حذفی نگه می داشت. 9 دقیقه به پایان مانده بود که یک سان ...

ادامه مطلب  

زندگی نامه بیل شنکلی، "قرمز باش یا بمیر" (1)؛ مگر مت بازبی استعفا داده است؟  

درخواست حذف این مطلب
اختصاصی طرفداری- آگوست 2013، کتاب "red or dead" به عنوان زندگی نامه بیل شنکلی و به قلم دیوید پیس منتشر شد. این کتاب 736 صفحه ای که کاندیدای جایزه گلد اسمیت1 در همان سال نیز شد، رویی دیگر از پدر لیورپول مدرن را به تصویر کشید؛ تصویری که دور از اقتدار همیشگی بیل ویلیام شنکلی، شامل خوی انسانی و گاه شکننده مرد سخت کوش اسکاتلندی می شد.دهم آگوست 1974، یک ماه پس از استعفای بیل شنکلی، لیورپول و لیدز یونایتد در جام خیریه با هم روبرو شدند. دیداری که چندان دوستانه پیش نرفت. کوین کیگان و بیلی برمنر به دلیل درگیری در این دیدار اخراج شدند. باب پیسلی برای اولین بار در آن بازی هدایت لیورپول را بر عهده داشت اما داستان آن بازی، داستان وداع تلخ بیل شنکلی با هوادارانی بود که روی سکوها یا داخل زمین به او التماس می کردند تا مربی باشگاه باقی بماند. در سمت دیگر، برایان کلاف نخستین بازی به عنوان سرمربی لیدزیونایتد را پشت سر می گذاشت. دوره معروف و عجیبی که تنها 44 روز به درازا انجامید. دیوید پیس، نویسنده کتاب معروف کلاف نیز بود؛ کتابِ یونایتد نفرین شده. او که متولد 1967 در یورکشایر غربی است، دانش آموخته پلی تکنیک منچستر است و مدتی در استانبول به تدرس درس انگلیسی پرداخته و تا این تاریخ 9 اثر به تعلیف در آورده است. فصل اول: همانطور که دیگران ما را می بینندآن شب زمستانی را فراموش نمی کنند. در شبی زمستانی به سراغ او آمدند. بی اینکه کلاهشان را از سر برداشته یا زانو زده باشند. به اینجا، خیابان لیدز در هادرزفیلد آمده بودند. هفدهم اکتبر 1959 است. در شبی زمستانی که از راه رسیدند. باشگاه لیورپول در دسته دوم بود و از 1947 افتخاری را به چشم ندیده بود. آن ها هرگز جام حذفی را نبرده بودند. تام ویلیامز2 با جف توئنتی من3 باشگاه به طور تلفنی صحبت کرده بود و نام کسی که باشگاه لیورپول به وی نیاز داشت را شنیده بود. ویلیامز با مت بازبی4 نیز صحبت کرده بود. بازبی به ویلیامز گفته بود که آن ها به چه کسی نیاز دارند. تام ویلیامز با والتر وینترباتم5 صحبت کرده و از وی شنیده بود که لیورپول به چه کسی نیاز دارد. تام ویلیامز به اندازه کافی آن نام را شنیده بود. او به هری لوتهام (عضو هیئت مدیره) زنگ زد. هری لوتهام در شبی زمستانی به همراه تام ویلیامز در ماشین نشست و آن دو به سمت خیابان لیدز در هادرزفیلد به راه افتادند. رئیس هادرزفیلد اطلاعی در خصوص سفر مهمان های ناخوانده نداشت. آن ها از هادرزفیلد در خواست بلیت مجانی نکردند. آن ها با روسای هادرزفیلد دور یک میز ننشستند. آن ها در نزدیک ترین فاصله به زمین، روی سکوهای استادیوم نشستند. هادرزفیلد با کاردیف روبرو می شد. اما تام ویلیامز و هری لوتهام برای دیدن هادرزفیلد نیامده بودند. آن ها برای دیدن کاردیف سیتی هم نیامده بودند. آن ها مردی را با نگاه خود دنبال می کردند که روی نیمکت تیم میزبان نشسته بود. مردی که چشم های ریزی داشت. مردی که دائما حرف می زد، گردنش را تکان می داد، دست هایش آرام و قرار نداشت و بازی را با مشت های گره کرده دنبال می کرد. مردی که گاه وزنش را روی پای راست و گاه پای چپ می اندخت. تام ویلیامز و هری لوتهام خیره به مردی بودند که با هر بازیکنِ در زمین، کنار خط می دوید. آن ها مردی را می دیدند که در کنار نیمکت کهنه به هر توپی ضربه می زد، هر ضربه آزادی و هر کرنری. هر پرتاب اوتی، هر پاسی، هر تکلی؛ آن ها مردی را می دیدند که لحظه به لحظه همگام با بازیکنان تیمش دقایق مسابقه را تجربه می کرد. تام ویلیامز و هری لوتهام 57 مایل را سپری کردند تا به صدای مردِ رو یا کنار نیمکت گوش فرا دهند. می شنیدند که از بازیکنانش تعریف می کند، می شنیدند که آن ها را تشویق می کند. تام ویلیامز و هری لوتهام بازیکنانی را می دیدند که حرف های مربی را گوش می دهند. تام ویلیامز و هری لوتهام اطاعتِ بازیکنان از آن مرد را به چشم خود می دیدند. هر فرمان و هر دستور العمل. هر کلمه از سوی خداوند وحی شده بود. سوت پایان به صدا در آمد. تام ویلیامز و هری لوتهام به اندازه کافی دیده و شنیده بودند. آن ها مردی را دیده بودند که سخت تر از تمام بازیکنان حاضر در زمین جنگیده بود. تام ویلیامز و هری لوتهام مردی را شناختند که باشگاه فوتبال لیورپول به او نیاز داشت. او مردی بود که باشگاه لیورپول می خواست؛ تنها مردی که باشگاه فوتبال لیورپول می توانست بخواهد. داستان در شبی زمستانی ادامه پیدا کرد. تام ویلیامز و هری لوتهام مردی را در چند متری می دیدند که به او نیاز داشتند، که او را می خواستند. تام ویلیامز اینطور شروع کرد: عصر بخیر آقا. نمی دانم که مرا یادتان باشد اما اسم من تام ویلیامز است؛ من رئیس باشگاه فوتبال لیورپول هستم. ایشان نیز هری لوتهام یکی از اعضای هیئت مدیره اند. اگر ممکن باشد، می خواهم با شما صحبت کنم آقای بیل شنکلی. شما را یادم هست، این را بیل شنکلی گفت. اما آن ها (بازیکنان) برای فروش نیستند. تام ویلیامز لبخند زد و سرش ر ا تکان داد. او گفت، ما برای خرید (دنیس) لاو یا (ری) ویلسون6 به اینجا نیامده ایم. می خواهیم با شما صحبت کنیم آقای شنکلی. درخواستی از شما داریم. نظرتان در مورد مربیگری در بهترین باشگاه کشور چیست؟ شنکلی پرسید مگر مت بازبی قصد ترک منچستریونایتد را دارد؟ تام ویلیامز باز هم لبخند زد. او گفت شوخی خوبی بود آقای شنکلی. اما شما می دانید که از چه چیزی حرف می زنم. در مورد باشگاه فوتبال لیورپول صحبت می کنم. نظرتان در مورد هدایت باشگاه لیورپول چیست آقای شنکلی؟ شنکلی گفت فکر می کردم که من را برای (هدایت) باشگاهتان نمی خواهید. فکر می کنم که من را به اندازه کافی برای لیورپول خوب نمی دانستید. تام ویلیامز سرش را تکان داد. او گفت هرگز این را نگفته ام آقای شنکلی. آن زمان7 من مدیرعامل باشگاه نبودم اما حالا هستم و از شما می پرسم آقای شنکلی؛ آیا حاضر به مربیگری در باشگاه فوتبال لیورپول هستید؟ شنکلی جواب داد فکر می کنم که همین حالا هم یک مربی دارید. تام ویلیامز بلافاصله گفت فیل تیلور؟ هنوز خبری به رسانه ها درز نکرده اما تیلور نزد من استعفا داده است. هنوز خبر رسانه ای نشده و قصد ما این است که پیش از آن، کسی را برای جانشینی او پیدا کرده باشیم. صدای خنده از رختکن می آمد. شنکلی گفت درست است که این بازی را باختیم اما بد کار نکردیم، موافقید آقای ویلیامز؟ تام ویلیامز گفت این را می دانیم. به همین خاطر است که شما را می خواهیم آقای شنکلی. شنکلی گفت بسیار خب اما در پاسخ به درخواست شما عجله نمی کنم. در شبی زمستانی، آن ها با هم دست دادند. تام ویلیامز گفت ممنون آقای شنکلی، تنها همین را از شما می خواهم. شب بخیر. فصل دوم: شب های احتمال، روزهای شانسدر خانه آن ها در هادرزفیلد. در آشپزخانه و بر سر میز شام. بیل غذا خورد و حرف زد. حرف هایش را قطار کرد و غذا را به نیش کشید. اما نس (همسرش) حرفی نزد. نس چیزی نخورد. نس چنگال را کنار بشقابش گذاشت. نس از روی میز بلند شد و از بیل دور شد. بیل گفت اما هنوز چایت را تمام نکرده ای عشق من. نس بشقاب را برداشت و به سمت سطل آشغال رفت. نس گوشت و سبزیجات داخل بشقاب را داخل سطل ریخت. بیل سرش را تکان داد. بیل گفت حرامشان کردی. نس به سمت سینک رفت و بشقاب، چنگال و چاقویش را آنجا گذاشت و شیر را باز کرد. نس شروع به شستن کرد. لیورپول کجاست بابایی؟ یکی از دخترها پرسید. بیل لبخند زد. کنار دریاست عشق من، بیل این را پدرانه گفت. نس دست از شستن برداشت، به مقابل خیره شد و لحظه سکوت کرد. سپس گفت ما به اینجا (هادرزفیلد) عادت کرده ایم. خانه ای زیبا و دوستان خوبی داریم. دخترها عاشق مدرسه هایشان هستند. ما اینجا شاد زندگی می کنیم. من اینجا خوشحالم. نمی خواهم این شهر را ترک کنم. بیل لبخند زد و گفت من هم نمی خواهم اینجا را ترک کنم عشق من. بیل سوار بر ماشین خیابان را بالا می رود و پایین می آید. تلفنی همگانی را در گوشه ای می بیند و ترمز می کند. بیل به اتاقک تلفن می رود. کاغذی از جیب کتش بیرون می آورد و شماره مندرج را می گیرد. به صدای بوق تلفن گوش می دهد. جواب می شنود. دو سکه در تلفن می اندازد. آقای ویلیامز؟ بیل شنکلی هستم. عصر شما بخیر. به پیشنهاد شما فکر کردم. تام ویلیامز جواب می دهد خوشحال شدم که به پیشنهاد ما فکر کردید. بیل افزود از آن استقبال می کنم اما شرایطی دارم. تام جواب داد ادامه بده آقای شنکلی. بیل گفت من کنترل کامل تیم و کادر فنی را می خواهم. در مورد شیوه های تمرین و بازی، من تصمیم گیرنده ام. با استقلال کامل ترکیب را انتخاب می کنم. اگر به بازیکنی جدید نیاز داشتم، هیئت مدیره باید پول لازم را تهیه کند. همینطور سالیانه 2500 پوند دستمزد می خواهم. اگر نتوانید همه این شرایط را به من قول بدهید، متاسفانه همکاری ما ممکن نخواهد بود. تام گفت می شود بپرسم که هادرزفیلد چقدر به شما دستمزد می دهد؟ بیل گفت سالی 2000 پوند. تام گفت پس به نظرم همه شرایط شما قابل قبول هستند. من اطمینان دارم که چیزی که می خواهید، ممکن است. بیل گفت پس پیشنهاد شما را می پذیرم. تام گفت ممنونم آقای شنکلی. به زودی یکدیگر را ملاقات می کنیم. شب بخیر. شبی دیگر، بیل آرام در خانه روی صندلی اش در باشگاه نشسته بود. روزنامه را زمین گذاشت. چشم هایش را بست. لیورپول به هادرزفیلد آمده بود. دقیقه بیستم لی ماسی گل زد. هادرزفیلد برنده شد. هادرزفیلد در رتبه ششم دسته دوم بود. لیورپول تیم دهم بود. کسی خوشحال به نظر نمی آمد. ده روز پیش از آن، فیل تیلور رسما استعفا داده بود. بیل حرف هایش را به یاد داشت، آن ها را در روزنامه خوانده بود: ما دوره نسبتا موفقیت آمیزی داشتیم. در سه سالِ مربیگری من، یک بار سوم و دوبار چهارم شدیم. اما به خاطر سنگینی این وظیفه و علاقه ای که به باشگاه فوتبال لیورپول دارم تصمیم به استعفا گرفتم. قول صعود دادم، تمام قلب و توانم را به کار گرفتم اما این هم کافی نبود. زمان آن رسیده که فرد دیگری شانسش را امتحان کند. در شبِ سکوت در صندلی اش، چشم هایش را باز کرد. شایعاتی در شهر بود. اینکه باشگاه فوتبال لیورپول بیل شنکلی را به عنوان مربی جدید می خواهد. باشگاه تکذیب می کرد. بیل دوباره روزنامه را گشود. آقای لاوسون مارتیندیل یکی از اعضای هیئت مدیره لیورپول گفته بود هر نامی که برده شود، تنها یک حدس است. تا تمام جوانب بررسی نشود، کسی را معرفی نمی کنیم. این موضوع پشت درهای بسته انجام می شود و امیدواریم شخصی درجه یک را برای این شغل انتخاب کنیم. اما بدانید که پیش از توافق با باشگاه مربی آینده مان نامی به میان نمی آوریم تا آسیبی متوجه کسی نشود.بیل کراواتش را لمس و مرتب کرد و سپس در اتاق هیئت مدیره را زد. صدایی آمد: بیا داخل. بیل آرام در را گشود و وارد شد. بنشین، این را استفن لیستر مدیر باشگاه هادرزفیلد تاون گفت. بیل روی یک صندلی که پشت یک میز طویل ...

ادامه مطلب  

دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادرید  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فو ...

ادامه مطلب  

دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادرید  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های فوتبال لیورپول و اتلتیکو مادریدتصاویر دیدار تیم های ف ...

ادامه مطلب  

بررسی ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم zenbeam go e1z  

درخواست حذف این مطلب
در این مطلب قصد داریم بررسی یکی از محصولات تازه وارد این حوزه یعنی ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1z را انجام دهیم و ببینیم که آیا این محصول با نام کامل asus zenbeam go e1z می تواند نیاز کاربران برای نمایش محتوا در ابعادی بزرگ را برطرف کند و یا خیر.به لطف پیشرفت روزافزون تکنولوژی ساخت قطعات الکترونیکی و میل سیری ناپذیر کاربران به برخورداری از دیوایس ها و گجت های کوچک تر، هر سال شاهد این هستیم که آن جعبه های غول آسایی که ما تا پیش از این آنها را به عنوان یک دستگاه نوآورانه می شناختیم، جای خود را به دستگاه های بسیار کوچک تری می دهند که در کمال تعجب، نه تنها هیچ کمبودی نسبت به دیوایس اولیه ندارند، بلکه حتی از قابلیت های بسیار پیشرفته تری نیز برخوردارند و وظایف مورد نیاز کاربر را با سرعت به مراتب بالاتری به انجام می رسانند.تلویزیون ها و کامپیوترهای خانگی، دو مورد از ملموس ترین دستگاه های قرار گرفته در معرض این موج کوچک سازی هستند و شاید اگر پنل های بسیار باریک و در مواردی، انعطاف پذیر تلویزیون های امروزی را به اولین سازندگان این وسیله نشان دهید، به هیچ وجه نتوانند باور کنند که آن جعبه های غول آسای پر سر و صدا به حدی پیشرفت کرده اند که حتی امروزه برای افزایش زیبایی دکوراسیون خانگی از آنها بهره برده می شود!ویدیو پروژکتورها نیز دقیقا چنین وضعیتی دارند و این پیشرفت در روند ساخت قطعات و مدارهای الکترونیکی باعث شده است که امروزه شاهد محصولاتی نظیر ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1z باشیم که هیچ شباهتی به نسل های اولیه ی این گجت ها ندارند. به غیر از طراحی بسیار زیبا که در این سری از محصولات ایسوس به کار گرفته شده است، مورد بسیار مهمتری وجود دارد و آن هم این است که اندازه ی این گجت های جدید به حدی کاهش یافته است که از محصولاتی «رومیزی» عملا به محصولاتی «جیبی» تبدیل شده اند و این به معنای آن است که حمل آنها تفاوت چندانی با حمل گوشی موبایل هوشمندتان نخواهد داشت.بررسی اختصاصی ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1zاکثر دانش آموزان و دانش جویان، ویدیو پروژکتورهای غول پیکر قدیمی را به خاطر می آورند که گاهی برای نصب و راه اندازی آنها به بیش از یک دو نفر نیاز بود و صدای تولید شده و محل مورد نیاز برای قرار دادن آنها نیز تفاوتی با یک کامپیوتر رومیزی نداشت! اما حالا مدرسان و افرادی که نیاز به پخش محتوای دیجیتال خود بر روی صفحات بزرگ دارند، می توانند به راحتی و با تهیه ی یک ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1z و یا دیگر محصولات مشابه در این سری، نیاز خود را برطرف کنند و به راحتی با حمل این گجت که ابعاد آن تنها کمی از یک تلفن همراه هوشمند بزرگ تر است، هرجا که نیاز بود، آن را از کیف یا جیب خود بیرون بیاورند و بعد از نصب و راه اندازی بسیار سریع و آسان، از قابلیت های آن برای ارائه ی مطالب و تصاویر خود استفاده کنند.بنابراین اگر شما نیز قصد دارید در آینده ای نزدیک، یک ویدیو پروژکتور جیبی خریداری کنید و از آن برای ارائه ی اطلاعات در اداره، دانشگاه، شرکت و یا برای تماشای فیلم و بازی در جمع دوستان خود بهره ببرید، در ادامه با بررسی ویدیو پروژکتور ایسوس زن بیم e1z با گجت نیوز همراه باشید تا با جنبه های مختلف این محصول آشنا شوید.طراحی؛ تلفیقی از زیبایی، سادگی و سبک مینی مالایسوس را می توان یکی از معدود کمپانی هایی به شمار آورد که در محصولات خود اهمیت ویژ ه ای به زیبایی داده و طراحی ظاهری را نیز به اندازه ی عملکرد فنی مد نظر خود قرار می دهد. ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1z نیز با دریافت دو جایزه ی بسیار معتبر reddot design award و 2016 if product design award ثابت کرده است که حرف های زیادی در زمینه ی طراحی دارد و بدنه ی ساده و مدرن این محصول که از همان خط مشی خانواده ی محبوب zen بهره می برد، مورد توجه اکثر کاربران با سلایق متفاوت قرار خواهد گرفت.ابتدا لازم است که یک نکته ی مهم را بدانید که این سری از ویدیو پروژکتورهای جیبی ایسوس در دو مدل زن بیم e1z و زن بیم e1 عرضه شده اند که در زیر می توانید تصویر آن مدل را در گالری تصاویر انتهای مطلب مشاهده کنید. مدل e1z از نظر ابعاد بدنه، وزن و زبان طراحی تفاوتی با مدل دیگر ندارد و مهمترین تفاوت این دو محصول به قرار داشتن دکمه های کنترل و تنظیم تصویر بر روی بدنه ی مدل e1 برمی گردد. البته از نظر پورت های قرار گرفته بر روی بخش پشتی نیز این دو محصول تفاوت های مهمی با هم دارند، اما این موضوع به طراحی آنها مربوط نمی شود. ویدیو پروژکتور ایسوس زن بیم e1z از آنجا که مخصوص کاربران موبایل ساخته شده است، در طراحی آن تلاش شده که آسان ترین و سریع ترین روند ممکن برای نمایش تصاویر بر روی پرده یا سطوح دیگر در دسترس کاربران قرار بگیرد و به همین منظور از جای دادن دکمه های کنترل بر روی سطح رویی آن صرف نظر شده است.هنگامی که این محصول را خریداری می کنید، از همان ابتدا و بعد از باز کردن جعبه متوجه می شوید که طراحان ایسوس توجه ویژه ای به استفاده از فضا و القای یک حس برتری در محصول خودشان داشته اند. بعد از باز کردن و بیرون آوردن ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1z از داخل جعبه و سپس از داخل کیف چرمی اش، با یک پروژکتور بسیار کوچک با بدنه ای کاملا فلزی مواجه خواهید شد که به خوبی شایسته ی لقب «جیبی بودن» است و اگر تا به حال ویدیو پروژکتورهای جیبی را از نزدیک ندیده باشید، ابعاد آن به طور کامل غافلگیر تان خواهد کرد.این مدل از ویدیو پروژکتورهای جیبی ایسوس از ۱۱۰ میلی متر طول، ۸۳ میلی متر عرض و تنها ۲۹ میلی متر ضخامت (ارتفاع) برخوردار است و هنگامی که آن را در دست می گیرید، وزن ۳۰۷ گرمی آن بهتان اطمینان می دهد که حمل کردنش در کیف یا جیب کت تان بسیار آسان خواهد بود. در نمای جلویی، لامپ پروژکتور را مشاهده می کنید که در واقع مهم ترین قسمت این گجت به شمار می رود و یک دریچه ی متحرک، برای پوشاندن آن هنگامی که درون کیف قرار دارد، تعبیه شده است تا از آلوده شدن و آسیب دیدن احتمالی اش در اثر برخورد با اجسام خارجی جلوگیری شود.در کنار این لامپ نسبتا بزرگ، یک چرخنده ی فیزیکی وجود دارد که به شما اجازه می دهد فوکوس را به طور دستی کنترل کنید و در هر لحظه، بتوانید شفافیت تصویر را با توجه به عوامل محیطی، تغییر دهید. در دو طرف دستگاه همانطور که مشاهده می کنید، حفره هایی با طراحی زیبا و موج گونه ای ایجاد شده اند که برای دو منظور از آنها استفاده می شود، اول این که آنها وظیفه ی هدایت حرارت ایجاد شده با خارج از بدنه را بر عهده دارند و دوم این که از آنها به عنوان حفره ی خروجی اسپیکر و انتقال صدا به کاربر استفاده خواهد شد.البته توجه داشته باشید که علاوه بر این که ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1z صدای کمی هنگام فعالیت خود ایجاد می کند، به همان نسبت نیز از بلندگوهای چندان قدرتمندی برخوردار نیست و این موضوع در دنیای پروژکتورهای جیبی امری طبیعی به نظر می رسد. بنابراین اگر به کیفیت صدا اهمیت بالایی می دهید، شاید بهتر است به فکر خرید یک اسپیکر قدرتمند نیز برای اتصال به پروژکتور خود باشید.به غیر از این موارد، تمامی پورت های ورودی و خروجی به همراه دکمه ی خاموش و روشن و البته تعدادی دیگر از حفره های مخصوص انتقال صدا در پنل پشتی این گجت قرار گرفته اند. به طور دقیق اگر بخواهیم بگوییم، یک دکمه برای خاموش و روشن کردن دستگاه (به همراه قابلیت تنظیم میزان روشنایی تصویر)، دو پورت میکرو یو اس بی (یکی برای ورود جریان برق مستقیم و دیگری به عنوان ورودی تصاویر) در کنار یک پورت یو اس بی و پورت خروجی هدفون نیز دیگر پایانه های ارتباطی زن بیم e1z را تشکیل می دهند؛ در مدل e1، پورت های hdmi/mhl و میکرو یو اس بی در اختیار دارندگان قرار می گیرد و این موضوع هنگام خرید یکی از این دو مدل، حتما باید مد نظرتان قرار بگیرد.یک سوکت مخصوص برای نصب سه پایه های استاندارد نیز در قسمت زیرین این گجت وجود دارد که با استفاده از آن می توان اکثر پایه های مختلف که برای دوربین ها و لوازم تصویربرداری در بازار یافت می شود را به آن متصل کرد.بر روی بدنه دو چراغ ال ای دی نیز وجود دارد که یکی از آنها نشانگر وضعیت روشن بودن دستگاه و یکی نیز برای نشان دادن وضعیت شارژ باتری به کار گرفته میشود. در کل می توانیم بگوییم که ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس در بخش طراحی نمره ی خوبی دریافت می کند و گوشه های کاملا گرد، طراحی مینی مالیستی، بدنه ای با رنگ زیتونی روشن (icicle gold) و البته یک کیف چرمی مشکی زیبا که به طور رایگان داخل جعبه وجود دارد، چشمان کاربران سخت پسند را نیز راضی خواهند کرد.علاوه بر کیف چرمی و خود پروژکتور، آداپتور برق، کارت وارانتی، دو کابل یو اس بی به میکرو یو اس بی، یک کابل میکرو یو اس بی به میکرو یو اس بی، دفترچه ی راهنما و یک مبدل یو اس بی نوع سی به یو اس بی (otg) نیز از دیگر محتویات جعبه ی این محصول به شمار می روند.امکانات و عملکرد؛ این محصولی است که به آن نیاز دارید؟قبل از این که به سراغ عملکرد ویدیو پروژکتور جیبی ایسوس زن بیم e1z در میدان عمل برویم، بهتر است که مشخصات فنی این محصول را با یکدیگر مرور کنیم. این مدل از یک لامپ اکو ال ای دی با عمر مفید ۳۰ هزار ساعت برخوردار است که توانایی نمایش ۱۰۰ درصدی رنگ های قرار گرفته در گستره ی رنگی ntsc را دارد و قادر است ۱۶.۷ میلیون رنگ را به طور کامل نمایش دهد.این لامپِ ۱۵۰ لومنی که در واقع مهمترین و پیشرفته ترین قطعه ی به کار رفته در این پروژکتور جیبی ایسوس محسوب می شود، از فناوری های پردازشی dlp و intellibright بهره می برد که طبق ادعای سازنده، افزایش نور و بهره وری دستگاه تا ۳۰ درصد و کاهش مصرف انرژی تا ۵۰ درصد نسبت به مدل های دیگر، از پیامدهای جذاب به کارگیری این فناوری های خواهد بود. مدل زن بیم e1z از یک باتری ۵ ولتی با ظرفیت ۶ هزار و ۴۰۰ میلی آمپر ساعتی که توانی معادل ۲۲ وات ساعت دارد، برخودار است و با یک بار شارژ کامل به خوبی می تواند نیاز کاربران برای پخش تصاویر تا حداکثر ۵ ساعت بدون نیاز به اتصال به منبع برق برطرف نماید.این گجت از دو اسپیکر داخلی برخوردار است که طبق اطلاعات ای ...

ادامه مطلب  

بهترین و بدترین فصل های آرسنال تحت هدایت آرسن ونگر  

درخواست حذف این مطلب
طرفداری - همانطور که انتظار می رفت آرسن ونگر سرمربی فرانسوی آرسنال قراردادش را به مدت دو فصل دیگر با این باشگاه تمدید کرد تا همچنان با توپچی ها باقی بماند. به همین مناسبت وب سایت آماری squawka فصول حضور آرسن ونگر در آرسنال را از ضعیف ترین به بهترین رده بندی کرده است.21. 2010/11رتبه لیگ: چهارمامتیاز: 68جام: -به سادگی باید گفت یک فصل بی ثمر بدون کسب هیچ جامی برای توپچی ها. دنیلسون در طول فصل مصدوم بود و عملکرد ضعیف تیم موجب جدایی گائل کلیچی سمیر نصری و از همه مهمتر کاپیتان سسک فابرگاس شد. این تیم در فینال لیگ کاپ باخت آن هم به بیرمنگام!20. 2006/07رتبه لیگ: چهارمامتیاز: 68جام: -اولین فصل حضور آرسنال در امارات ناامیدکننده بود بدون کسب هیچ جامی. آن ها در فینال لیگ کاپ مغلوب چلسی و درخشش دیدیه دروگبا شدند.19. 2012/13رتبه لیگ: چهارمامتیاز: 73جام: -در فصل ضعیفی دیگر تئو ولکات بهترین گلزنی توپچی ها شد.18. 2011/12رتبه لیگ: سومامتیاز: 70جام: -یک فصل ناامیدکننده که با درخشش نابغه ای همچون رابین فن پرسی همراه بود. کاپیتان هلندی 37 گل به ثمر رساند اما هیچ ثمری برای توپچی ها نداشت.17. فصل 2009/10رتبه لیگ: سومامتیاز: 75جام: -آغاز دوره ای که ونگر به زوج سمیرنصری و سسک فابرگاس افتخار می کرد و از آن به دوره موفقیت پس از آنری یاد می شد. توپچی ها در تمامی مسابقات نیمه نهایی خود علی رغم درخشش فابرگاس حذف شدند هر چند نمی توان نیمه اول دیدار مقابل بارسلونا را فراموش کرد.16. 2016/17رتبه لیگ: پنجمامتیاز: 75جام: قهرمانی جام حذفیبا قاطعیت می توان گفت فصلی ناامیدکننده را آرسنال سپری نمود. فوتبال بسیار ضعیف که موجب ناامیدی ستاره های این باشگاه نیز شد. برای اولین بار تحت هدایت ونگر آرسنال در جمع چهار تیم برتر قرار نگرفت و موفق به کسب مجوز حضور در فصل آتی لیگ قهرمانان اروپا نشد. طرفداران بر سر ماندن یا رفتن ونگر از تیم اختلاف نظر پیدا کردند اما قهرمانی در جام حذفی پس از غلبه بر چلسی مرهمی بر دردهای توپچی ها بود.15. 2000/01رتبه لیگ: دومامتیاز: 70جام: -توپچی ها در سومین فصل متوالی نیز پس از منچستریونایتد نایب قهرمان شدند. در مجموع فصل بدی سپری نکردند.14. 2008/09رتبه لیگ: چهارمامتیاز: 72جام: -قبل از آغاز فصل آرسنال دو ستاره تیمش یعنی ینس لمن و گیلبرتو سیلوا را از دست داد. بدون این دو بازیکن این تیم در لیگ نتایج خوبی نگرفتند هر چند تا مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانان اروپا صعود کردند.13. 2015/16رتبه لیگ: دومامتیاز: 71جام: کامینیوتی شیلددر این فصل آرسن ونگر برای اولین بار موفق شد بر ژوزه مورینیو غلبه کند تا قهرمان کامینیوتی شیلد شود. با وجود عملکرد ضعیف در برهه ای از فصل این تیم بازهم بالاتر از تاتنهام هاتسپر قرار گرفت.12. 2014/15رتبه لیگ: سومامتیاز: 75جام: کامینیوتی شیلد جام حذفیآرسنال با غلبه بر منچستر سیتی قهرمان کامینیوتی شیلد شد و با درخشش خرید جدیدش یعنی الکسیس سانچز موفق شد قهرمان جام حذفی انگلیس شود.11. 1996/97رتبه لیگ: سومامتیاز: 68جام: -اولین فصل حضور آرسن ونگر در آرسنال امیدوارکننده پیش رفت و این تیم در پایان سوم شد.10. 1999/00رتبه لیگ: دومامتیاز: 73جام: کامینیوتی شیلدپس از موفقیت منچستریونایتد با سرالکس فرگوسن برای کسب سه گانه آرسن ونگر به همراه آرسنال موفق به شکست حریف در کامینیوتی شیلد شد. عدم موفقیت در لیگ قهرمانان اروپا با حضور در جام یوفا همراه شد اما توپچی ها در فینال مغلوب گالاتاسارای شدند و به نایب قهرمانی رضایت دادند.9. 2007/08رتبه لیگ: سومامتیاز: 83جام: -در اولین فصل جدایی تیری آنری توپچی های جوان با محوریت سسک فابرگاس عملکرد بدی نداشتند. آن ها در اروپا موفق به شکست دادن آث میلان شدند و در لیگ در کنار منچستریونایتد و چلسی قرار ...

ادامه مطلب  

مشکل لیورپول مقابل تیم های پایین جدول  

درخواست حذف این مطلب
واقعا جای تعجب نداشت که لیورپول هفته یِ پیش آرسنال را شکست دهد. لیورپول این فصل بهترین نمایش هایش را مقابلِ تیم هایِ بالای جدول داشته و سه پیروزیِ اخیرش در لیگ را مقابلِ منچستر سیتی تاتنهام و آرسنال کسب کرده.مشکل لیورپول مقابل تیم های پایین جدولواقعا جای تعجب نداشت که ل ...

ادامه مطلب  

سرنوشت تلخ ۲۵ تیم لیگ برتری  

درخواست حذف این مطلب
تعدادی از تیم هایی که سابقه حضور در لیگ برتر فوتبال ایران را داشته اند پس از سقوط به دسته اول سرنوشت تلخی پیدا کرده اند و برخی از آنها به طور کلی از بین رفته اند! چرخ هفدهمین دوره از مسابقات لیگ برتر در حالی به گردش درآمد که دو تیم سپیدرود و پارس جم برای اولین بار در تاریخ حیات خود حضور در چنین سطحی از فوتبال را تجربه می کنند. از این دو تیم پارس موقعیت خوبی در جدول دارد اما سپیدرود قعرنشین است.به بهانه حضور این دو تیم تازه وارد در لیگ برتر، در گزارشی از تیم هایی که روزگاری در سطح اول فوتبال ایران حضور داشتند اما در حال حاضر هیچ اثر و خبری از آنها در فوتبال و یا حداقل در سطح اول فوتبال نیست پرداختیم.۱- پاس تهران - پاس همدانتیم فوتبال پاس را می توان سمبل تیم هایی دانست که از اوج عزت تا ناکجاآباد را تجربه کرده است. این تیم که سالیان سال در سطح اول فوتبال ایران و حتی آسیا حضور داشت و یکی از دو تیم ایرانی است که طعم قهرمانی در آسیا را چشیده است، در حال حاضر با انبوهی از مشکلات در لیگ دسته دوم کشور دست و پا می زند و با جرات می توان گفت خوش شانس بود که الان در لیگ دسته سوم حضور ندارد.تیم فوتبال پاس با نام «پاس تهران» ۶ دوره و با نام «پاس همدان» ۴ دوره در لیگ برتر حضور داشت و در پایان لیگ دهم به همراه تیم های پیکان و استیل آذین غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند و به لیگ دسته اول سقوط کرد. پاس تهران؛ تیمی که به همدان منتقل شد و حالا در آستانه نابودی کامل استاین تیم بعد از سقوط به لیگ دسته اول، سه فصل هم در این رده بازی کرد و بعد از آن به لیگ دسته دوم سقوط کرد. پاسی ها برای دومین فصل پی در پی در لیگ دسته دوم حضور دارند. این تیم با انبوهی از بدهی های انباشته و انواع مشکلات دیگر دست به گریبان است و فصل گذشته هم خوش شانس بود که در روز آخر از سقوط به دسته سوم در امان ماند.پاس در مجموع ۱۰ دوره ای که با نام تهران و همدان در لیگ برتر حضور داشت، از قهرمانی در این مسابقات تا سقوط به دسته پایین تر را تجربه کرد. بهترین عنوان این تیم قهرمانی در دوره سوم و ضعیف ترین عملکردش هم قرار گرفتن در رده شانزدهم لیگ هجده تیمی فصل ۹۰-۸۹ و سقوط به دسته اول بود. قهرمانی این تیم با مجید جلالی در لیگ سوم رقم خورد و سقوط این تیم در لیگ دهم با هدایت اصغر مدیرروستا شکل گرفت. بهترین عملکرد تیم پاس بعد از انتقال به همدان به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم با هدایت وینگو بگوویچ بعد از پرسپولیس، سپاهان، صبا و ابومسلم با ۴۹ امتیاز در رده پنجم جدول قرار گرفت. این تیم در همان فصل با ۲۸ گل خورده بهترین عملکرد دفاعی در بین ۱۸ تیم لیگ برتر را به خود اختصاص داد. ضعیف ترین عملکرد تیم پاس در زمان حضورش در تهران نیز به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن دوره از مسابقات با ۳۳ امتیاز در رده یازدهم جدول قرار گرفت. ۲- ابومسلم مشهداز قدیمی ترین تیم های مشهد و یکی از قدیمی ترین تیم های فوتبال ایران که از برند خاصی در فوتبال کشور برخوردار بود اکنون فقط یک نام و قدری خاطره به جای مانده است. «ابومسلم» که نماد فوتبال مشهد است و نمی شود در مشهد از فوتبال حرف زد و از ابومسلم یاد نکرد. این تیم ۹ دوره از ۱۶ دوره گذشته لیگ برتر را در این مسابقات حضور داشت و در فصل ۸۹-۸۸ با کسب تنها ۳۲ امتیاز و قرار گرفتن در رده هفدهم جدول هجده تیمی، همراه با تیم های فجر مقاومت و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد. ابومسلم مشهد یکی از تیم هایی که دیگر اثری از آن نیستقدیمی ترین تیم مشهد پس از سقوط به رقابت های لیگ دسته اول در مسیر انحطاط و نابودی قرار گرفت و رفته رفته به لیگ دو و لیگ سه سقوط کرد و تا انحلال پیش رفت. این تیم خاستگاه بسیاری از چهره های مطرح در تاریخ فوتبال مشهد و ایران است و جمعی از ستاره های سابق فوتبال ایران از جمله خداداد عزیزی، رضا عنایتی، علیرضا نیکبخت واحدی، اکبر میثاقیان و خیلی های دیگر از این تیم قدیمی به فوتبال ایران معرفی شدند. بهترین عنوانی که ابومسلم در این ۹ سال حضورش در لیگ برتر به دست آورد، به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم پس از پرسپولیس، سپاهان و صبا با کسب ۵۰ امتیاز در رده چهارم جدول قرار گرفت. در زمان سقوط تیم ابومسلم علی حنطه هدایت این تیم را عهده دار بود. ۳- برق شیرازبرق شیراز هم یکی دیگر از تیم های قدیمی و صاحب مکتب در فوتبال ایران بود که فوتبال کشور به خصوص استان فارس و جنوب کشور دین زیادی بر گردن این تیم دارد. بسیاری از چهره های مطرح فوتبال کشور از این تیم قدیمی و ریشه داری که چیزی جز مشتی خاطره از آن به جا نمانده تعلق داشتند. این تیم در ۸ دوره نخست لیگ برتر حضور داشت و در فصل ۸۸-۸۷ با کسب تنها ۲۴ امتیاز در آخرین رده از جدول رده بندی لیگ هجده تیمی قرار گرفت تا به همراه تیم های پیام و داماش به لیگ دسته اول سقوط کند.این آخرین حضور تیم برق در سطح اول فوتبال ایران بود. برقی های شیراز عجیب ترین سقوط را در فوتبال ایران داشتند. این تیم درست در فصلی غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند که در همان فصل قهرمان نیم فصل شده بود. این تیم فصل ۸۸-۸۷ را با ستاره هایی مثل ستار زارع، داریوش یزدانی، مهدی و مهرداد کریمیان، مهدی شیری و... آغاز کرد. اما بالا گرفتن اختلافات داخلی در آن و کوچ ستاره های این تیم در نیم فصل، برق راهی جز سقوط به دسته اول نداشت. بهترین عملکرد این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم در جدول هجده تیمی مسابقات با کسب ۴۷ امتیاز در رده هشتم جدول قرار گرفت. در آن سال محمود یاوری سرمربیگری این تیم را بر عهده داشت. در حال حاضر سایه ای کمرنگ از این تیم در رقابت های لیگ دسته سوم کشور حضور دارد. تیمی که تنها یک «نام» و یک «رنگ نارنجی» را از برق شیراز به ارث برده است.برق شیراز هم از تیم هایی است که دیگر اثری از آن نیست ۴- فجر سپاسیفجر سپاسی گرچه از تیم های قدیمی و سازنده کشور محسوب می شود، اما قدمت این تیم به اندازه برق شیراز نیست و البته شرایط این تیم هم به وخامت این تیم نیست. فجری ها در دوران حیات خود در مقاطعی در لیگ برتر و لیگ یک حضور داشتند و در حال حاضر هم در لیگ دسته اول کشور حضور دارد. این تیم از دوره های اول تا نهم لیگ برتر به صورت پی در پی در این مسابقات حضور داشت و در پایان فصل نهم به لیگ دسته اول سقوط کرد. سپاسی ها در همان سال اول حضورشان در لیگ دسته اول به مقام قهرمانی رسیده و بعد از یک فصل غیبت در لیگ برتر بار دیگر در فصل ۹۱-۹۰ وارد لیگ برتر شد. نماینده شهر شیراز بعد از ۳ فصل حضور در لیگ برتر بار دیگر در ۹۳-۹۲ به لیگ دسته اول سقوط کرد و تاکنون نیز موفق به بازگشت به این لیگ برتر نشده است.فجر سپاسی را می توان یکی از سازنده ترین تیم های فوتبال کشور در دو دهه اخیر دانست که بسیاری از ستاره های مطرح سال های گذشته از این تیم به فوتبال ایران معرفی شده اند. غلام پیروانی با چیزی در حدود ۹ سال پی در پی مربیگری در این تیم نه تنها یک رکورد برای خود به جای گذاشته، بلکه بعنوان نماد این تیم هم شناخته می شود و نام پیروانی و فجر سپاسی تا حدودی با هم عجین گشته است.بهترین عملکرد تیم فجر سپاسی در ۱۲ دوره حضور این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۲-۸۱ باز می گردد که با هدایت غلام پیروانی بعد از تیم های سپاهان، پاس و پرسپولیس به مقام چهارم رقابت های لیگ برتر رسید. ۵- ملوان انزلیشرایط تیم ملوان بندر انزلی هم به وخامت خیلی از تیم های مشابه نیست. این تیم ریشه دار و قدیمی شمال کشور در حال حاضر در رقابت های لیگ دسته اول کشور حضور دارد. اما ملوان از هفده دوره برگزاری لیگ برتر در ۱۴ دوره از آن حضور داشته است.ملوان برای اولین بار در دومین دوره لیگ برتر طعم سقوط به دسته پایین تر را چشید و به همراه تیم صنعت نفت از لیگ برتر سقوط کرد. دوری ملوان از لیگ برتر تنها یک فصل طول کشید و این تیم بلافاصله بار دیگر به لیگ برتر بازگشت و اینبار ۱۲ فصل پی در پی در این مسابقات حضور داشت و بار دیگر در فصل ۹۵-۹۴ همراه با تیم های راه آهن و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد که همچنان هم در این مسابقات حضور دارد. بهترین عملکرد تیم ملوان در لیگ برتر به فصل ۹۳-۹۲ باز می گردد که با ۴۴ امتیاز بعد از تیم های فولاد، پرسپولیس، نفت تهران، سپاهان، استقلال و تراکتورسازی در جایگاه هفتم جدول رده بندی قرار گرفت. این تیم یکبار هم در فصل ۸۴-۸۳ در همین جایگاه قرار گرفت که آن سال مجموع امتیازات این تیم به عدد ۴۱ رسید.محمد احمدزاده، زنده یاد سیروس قایقران، بهمن صالح نیا، عزیز اسپندار، غفور جهانی، سید جلال حسینی، سعید عزت اللهی از جمله چهره های ماندگار فوتبال ایران هستند که از تیم ملوان به فوتبال ایران معرفی شده اند.۶- استقلال رشت«استقلال رشت»، تیمی که دیگر وجود خارجی ندارد. استقلال رشت تنها یک فصل و در همان اولین دوره رقابت های لیگ برتر در این مسابقات حضور داشت. این تیم رشتی که از هوادارانی هم بهره می برد با مربیگری زنده یاد ناصر حجازی در این مسابقات حضور داشت و در همان اولین سال حضور در این مسابقات با کسب ۱۶ امتیاز و قرار گرفتن در رده پانزدهم جدول به همراه تراکتورسازی به لیگ دسته اول سقوط کرد.سقوط این تیم به لیگ دسته اول مصادف بود با نابودی تدریجی آن. استقلال رشت از جمله تیم هایی است که واقعا هیچ اثری از آن در فوتبال باقی نمانده است. ۷- استقلال اهوازتیمی که تا آستانه قهرمانی در لیگ برتر هم پیشرفت و با فیروز کریمی یکبار طعم نایب قهرمانی در این مسابقات را چشید، آنقدر از مشکلات مالی و معیشتی رنج برد که حتی با واگذاری امتیاز لیگ برتری تیم فولاد نوین هم نتوانست این تیم را بار دیگر در سطح اول فوتبال حفظ کند. قدیمی ترین و پر هوادارترین تیم اهواز در لیگ های دوم تا نهم لیگ برتر حضور داشت و ۸۹-۸۸ در رده هجدهم و پایانی جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد. این تیم در همان اولین سال حضورش در لیگ دسته اول با فیروز کریمی به لیگ دسته دو سقوط کرد و در فصل ۹۵-۹۴ با واگذاری امتیاز تیم فولاد نوین به لیگ برتر وارد دیگر این مسابقات شد که البته این امتیاز زیاد به درد این تیم نخورد. استقلال اهواز در همان سال با ثبت رکورد تعویض مربی در لیگ برتر نهایتا بیشتر از ۱۲ امتیاز به دست نیاورد و بازگشت زودهنگامی به لیگ یک داشت. زیرساخت ها در این تیم بقدری خراب بود که در همان سال حضور در لیگ دسته اول با ثبت رکورد عجیب یک فصل بدون پیروزی و ثبت رکوردی دیگر در زمینه تعویض سرمربی اینبار در لیگ یک، خیلی زود راهی رقابت های لیگ دسته دوم کشور شد. استقلال اهواز که از مشکل مالی و مالکیتی رنج می برد، احتمالا در فصل جدید رقابت های لیگ دسته دوم کشور با ناصر شیردل بازیکن قدیمی این تیم و تیم برق شیراز در رقابت های لیگ دسته دوم شرکت خواهد کرد. بهترین عملکرد تیم استقلال اهواز در لیگ برتر به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن فصل با فیروز کریمی به مقام نایب قهرمانی لیگ برتر رسید. استقلال اهواز که روزگاری از مدعیان لیگ برتر بود دیگر رمقی برای جان دوباره ندارد۸- پگاه گیلانپگاه گیلان در فصل ۸۳-۸۲ برای اولین بار در لیگ برتر حضور یافت که آن دوره از مسابقات به مقام نهم رسید. این تیم در دومین فصل از حضور در لیگ برتر در قعر جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد و این آخرین حضور این تیم گیلانی در لیگ برتر بود. ۹- شموشک نوشهر«شموشک» تنها یک تیم برا ...

ادامه مطلب  

سرنوشت تلخ ۲۵ تیم لیگ برتری/انگار هیچ وقت در این فوتبال نبوده اند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر - گروه ورزشی: چرخ هفدهمین دوره از مسابقات لیگ برتر در حالی به گردش درآمد که دو تیم سپیدرود و پارس جم برای اولین بار در تاریخ حیات خود حضور در چنین سطحی از فوتبال را تجربه می کنند. از این دو تیم پارس موقعیت خوبی در جدول دارد اما سپیدرود قعرنشین است.به بهانه حضور این دو تیم تازه وارد در لیگ برتر، در گزارشی از تیم هایی که روزگاری در سطح اول فوتبال ایران حضور داشتند اما در حال حاضر هیچ اثر و خبری از آنها در فوتبال و یا حداقل در سطح اول فوتبال نیست پرداختیم.۱- پاس تهران - پاس همدانتیم فوتبال پاس را می توان سمبل تیم هایی دانست که از اوج عزت تا ناکجاآباد را تجربه کرده است. این تیم که سالیان سال در سطح اول فوتبال ایران و حتی آسیا حضور داشت و یکی از دو تیم ایرانی است که طعم قهرمانی در آسیا را چشیده است، در حال حاضر با انبوهی از مشکلات در لیگ دسته دوم کشور دست و پا می زند و با جرات می توان گفت خوش شانس بود که الان در لیگ دسته سوم حضور ندارد.تیم فوتبال پاس با نام «پاس تهران» ۶ دوره و با نام «پاس همدان» ۴ دوره در لیگ برتر حضور داشت و در پایان لیگ دهم به همراه تیم های پیکان و استیل آذین غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند و به لیگ دسته اول سقوط کرد. پاس تهران؛ تیمی که به همدان منتقل شد و حالا در آستانه نابودی کامل استاین تیم بعد از سقوط به لیگ دسته اول، سه فصل هم در این رده بازی کرد و بعد از آن به لیگ دسته دوم سقوط کرد. پاسی ها برای دومین فصل پی در پی در لیگ دسته دوم حضور دارند. این تیم با انبوهی از بدهی های انباشته و انواع مشکلات دیگر دست به گریبان است و فصل گذشته هم خوش شانس بود که در روز آخر از سقوط به دسته سوم در امان ماند.پاس در مجموع ۱۰ دوره ای که با نام تهران و همدان در لیگ برتر حضور داشت، از قهرمانی در این مسابقات تا سقوط به دسته پایین تر را تجربه کرد. بهترین عنوان این تیم قهرمانی در دوره سوم و ضعیف ترین عملکردش هم قرار گرفتن در رده شانزدهم لیگ هجده تیمی فصل ۹۰-۸۹ و سقوط به دسته اول بود. قهرمانی این تیم با مجید جلالی در لیگ سوم رقم خورد و سقوط این تیم در لیگ دهم با هدایت اصغر مدیرروستا شکل گرفت. بهترین عملکرد تیم پاس بعد از انتقال به همدان به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم با هدایت وینگو بگوویچ بعد از پرسپولیس، سپاهان، صبا و ابومسلم با ۴۹ امتیاز در رده پنجم جدول قرار گرفت. این تیم در همان فصل با ۲۸ گل خورده بهترین عملکرد دفاعی در بین ۱۸ تیم لیگ برتر را به خود اختصاص داد. ضعیف ترین عملکرد تیم پاس در زمان حضورش در تهران نیز به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن دوره از مسابقات با ۳۳ امتیاز در رده یازدهم جدول قرار گرفت. ۲- ابومسلم مشهداز قدیمی ترین تیم های مشهد و یکی از قدیمی ترین تیم های فوتبال ایران که از برند خاصی در فوتبال کشور برخوردار بود اکنون فقط یک نام و قدری خاطره به جای مانده است. «ابومسلم» که نماد فوتبال مشهد است و نمی شود در مشهد از فوتبال حرف زد و از ابومسلم یاد نکرد. این تیم ۹ دوره از ۱۶ دوره گذشته لیگ برتر را در این مسابقات حضور داشت و در فصل ۸۹-۸۸ با کسب تنها ۳۲ امتیاز و قرار گرفتن در رده هفدهم جدول هجده تیمی، همراه با تیم های فجر مقاومت و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد. ابومسلم مشهد یکی از تیم هایی که دیگر اثری از آن نیستقدیمی ترین تیم مشهد پس از سقوط به رقابت های لیگ دسته اول در مسیر انحطاط و نابودی قرار گرفت و رفته رفته به لیگ دو و لیگ سه سقوط کرد و تا انحلال پیش رفت. این تیم خاستگاه بسیاری از چهره های مطرح در تاریخ فوتبال مشهد و ایران است و جمعی از ستاره های سابق فوتبال ایران از جمله خداداد عزیزی، رضا عنایتی، علیرضا نیکبخت واحدی، اکبر میثاقیان و خیلی های دیگر از این تیم قدیمی به فوتبال ایران معرفی شدند. بهترین عنوانی که ابومسلم در این ۹ سال حضورش در لیگ برتر به دست آورد، به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم پس از پرسپولیس، سپاهان و صبا با کسب ۵۰ امتیاز در رده چهارم جدول قرار گرفت. در زمان سقوط تیم ابومسلم علی حنطه هدایت این تیم را عهده دار بود. ۳- برق شیرازبرق شیراز هم یکی دیگر از تیم های قدیمی و صاحب مکتب در فوتبال ایران بود که فوتبال کشور به خصوص استان فارس و جنوب کشور دین زیادی بر گردن این تیم دارد. بسیاری از چهره های مطرح فوتبال کشور از این تیم قدیمی و ریشه داری که چیزی جز مشتی خاطره از آن به جا نمانده تعلق داشتند. این تیم در ۸ دوره نخست لیگ برتر حضور داشت و در فصل ۸۸-۸۷ با کسب تنها ۲۴ امتیاز در آخرین رده از جدول رده بندی لیگ هجده تیمی قرار گرفت تا به همراه تیم های پیام و داماش به لیگ دسته اول سقوط کند.این آخرین حضور تیم برق در سطح اول فوتبال ایران بود. برقی های شیراز عجیب ترین سقوط را در فوتبال ایران داشتند. این تیم درست در فصلی غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند که در همان فصل قهرمان نیم فصل شده بود. این تیم فصل ۸۸-۸۷ را با ستاره هایی مثل ستار زارع، داریوش یزدانی، مهدی و مهرداد کریمیان، مهدی شیری و... آغاز کرد. اما بالا گرفتن اختلافات داخلی در آن و کوچ ستاره های این تیم در نیم فصل، برق راهی جز سقوط به دسته اول نداشت. بهترین عملکرد این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم در جدول هجده تیمی مسابقات با کسب ۴۷ امتیاز در رده هشتم جدول قرار گرفت. در آن سال محمود یاوری سرمربیگری این تیم را بر عهده داشت. در حال حاضر سایه ای کمرنگ از این تیم در رقابت های لیگ دسته سوم کشور حضور دارد. تیمی که تنها یک «نام» و یک «رنگ نارنجی» را از برق شیراز به ارث برده است.برق شیراز هم از تیم هایی است که دیگر اثری از آن نیست ۴- فجر سپاسیفجر سپاسی گرچه از تیم های قدیمی و سازنده کشور محسوب می شود، اما قدمت این تیم به اندازه برق شیراز نیست و البته شرایط این تیم هم به وخامت این تیم نیست. فجری ها در دوران حیات خود در مقاطعی در لیگ برتر و لیگ یک حضور داشتند و در حال حاضر هم در لیگ دسته اول کشور حضور دارد. این تیم از دوره های اول تا نهم لیگ برتر به صورت پی در پی در این مسابقات حضور داشت و در پایان فصل نهم به لیگ دسته اول سقوط کرد. سپاسی ها در همان سال اول حضورشان در لیگ دسته اول به مقام قهرمانی رسیده و بعد از یک فصل غیبت در لیگ برتر بار دیگر در فصل ۹۱-۹۰ وارد لیگ برتر شد. نماینده شهر شیراز بعد از ۳ فصل حضور در لیگ برتر بار دیگر در ۹۳-۹۲ به لیگ دسته اول سقوط کرد و تاکنون نیز موفق به بازگشت به این لیگ برتر نشده است.فجر سپاسی را می توان یکی از سازنده ترین تیم های فوتبال کشور در دو دهه اخیر دانست که بسیاری از ستاره های مطرح سال های گذشته از این تیم به فوتبال ایران معرفی شده اند. غلام پیروانی با چیزی در حدود ۹ سال پی در پی مربیگری در این تیم نه تنها یک رکورد برای خود به جای گذاشته، بلکه بعنوان نماد این تیم هم شناخته می شود و نام پیروانی و فجر سپاسی تا حدودی با هم عجین گشته است.بهترین عملکرد تیم فجر سپاسی در ۱۲ دوره حضور این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۲-۸۱ باز می گردد که با هدایت غلام پیروانی بعد از تیم های سپاهان، پاس و پرسپولیس به مقام چهارم رقابت های لیگ برتر رسید. ۵- ملوان انزلیشرایط تیم ملوان بندر انزلی هم به وخامت خیلی از تیم های مشابه نیست. این تیم ریشه دار و قدیمی شمال کشور در حال حاضر در رقابت های لیگ دسته اول کشور حضور دارد. اما ملوان از هفده دوره برگزاری لیگ برتر در ۱۴ دوره از آن حضور داشته است.ملوان برای اولین بار در دومین دوره لیگ برتر طعم سقوط به دسته پایین تر را چشید و به همراه تیم صنعت نفت از لیگ برتر سقوط کرد. دوری ملوان از لیگ برتر تنها یک فصل طول کشید و این تیم بلافاصله بار دیگر به لیگ برتر بازگشت و اینبار ۱۲ فصل پی در پی در این مسابقات حضور داشت و بار دیگر در فصل ۹۵-۹۴ همراه با تیم های راه آهن و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد که همچنان هم در این مسابقات حضور دارد. بهترین عملکرد تیم ملوان در لیگ برتر به فصل ۹۳-۹۲ باز می گردد که با ۴۴ امتیاز بعد از تیم های فولاد، پرسپولیس، نفت تهران، سپاهان، استقلال و تراکتورسازی در جایگاه هفتم جدول رده بندی قرار گرفت. این تیم یکبار هم در فصل ۸۴-۸۳ در همین جایگاه قرار گرفت که آن سال مجموع امتیازات این تیم به عدد ۴۱ رسید.محمد احمدزاده، زنده یاد سیروس قایقران، بهمن صالح نیا، عزیز اسپندار، غفور جهانی، سید جلال حسینی، سعید عزت اللهی از جمله چهره های ماندگار فوتبال ایران هستند که از تیم ملوان به فوتبال ایران معرفی شده اند.۶- استقلال رشت«استقلال رشت»، تیمی که دیگر وجود خارجی ندارد. استقلال رشت تنها یک فصل و در همان اولین دوره رقابت های لیگ برتر در این مسابقات حضور داشت. این تیم رشتی که از هوادارانی هم بهره می برد با مربیگری زنده یاد ناصر حجازی در این مسابقات حضور داشت و در همان اولین سال حضور در این مسابقات با کسب ۱۶ امتیاز و قرار گرفتن در رده پانزدهم جدول به همراه تراکتورسازی به لیگ دسته اول سقوط کرد.سقوط این تیم به لیگ دسته اول مصادف بود با نابودی تدریجی آن. استقلال رشت از جمله تیم هایی است که واقعا هیچ اثری از آن در فوتبال باقی نمانده است. ۷- استقلال اهوازتیمی که تا آستانه قهرمانی در لیگ برتر هم پیشرفت و با فیروز کریمی یکبار طعم نایب قهرمانی در این مسابقات را چشید، آنقدر از مشکلات مالی و معیشتی رنج برد که حتی با واگذاری امتیاز لیگ برتری تیم فولاد نوین هم نتوانست این تیم را بار دیگر در سطح اول فوتبال حفظ کند. قدیمی ترین و پر هوادارترین تیم اهواز در لیگ های دوم تا نهم لیگ برتر حضور داشت و ۸۹-۸۸ در رده هجدهم و پایانی جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد. این تیم در همان اولین سال حضورش در لیگ دسته اول با فیروز کریمی به لیگ دسته دو سقوط کرد و در فصل ۹۵-۹۴ با واگذاری امتیاز تیم فولاد نوین به لیگ برتر وارد دیگر این مسابقات شد که البته این امتیاز زیاد به درد این تیم نخورد. استقلال اهواز در همان سال با ثبت رکورد تعویض مربی در لیگ برتر نهایتا بیشتر از ۱۲ امتیاز به دست نیاورد و بازگشت زودهنگامی به لیگ یک داشت. زیرساخت ها در این تیم بقدری خراب بود که در همان سال حضور در لیگ دسته اول با ثبت رکورد عجیب یک فصل بدون پیروزی و ثبت رکوردی دیگر در زمینه تعویض سرمربی اینبار در لیگ یک، خیلی زود راهی رقابت های لیگ دسته دوم کشور شد. استقلال اهواز که از مشکل مالی و مالکیتی رنج می برد، احتمالا در فصل جدید رقابت های لیگ دسته دوم کشور با ناصر شیردل بازیکن قدیمی این تیم و تیم برق شیراز در رقابت های لیگ دسته دوم شرکت خواهد کرد. بهترین عملکرد تیم استقلال اهواز در لیگ برتر به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن فصل با فیروز کریمی به مقام نایب قهرمانی لیگ برتر رسید. استقلال اهواز که روزگاری از مدعیان لیگ برتر بود دیگر رمقی برای جان دوباره ندارد۸- پگاه گیلانپگاه گیلان در فصل ۸۳-۸۲ برای اولین بار در لیگ برتر حضور یافت که آن دوره از مسابقات به مقام نهم رسید. این تیم در دومین فصل از حضور در لیگ برتر در قعر جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد و این آخرین حضور این تیم گیلانی در لیگ برتر بود. ۹- شموشک نوشهر«شموشک» تنها یک تیم برای نوشهر و استان مازندران نبود. این تیم کاملا شخصی و خصوصی توسط زنده ...

ادامه مطلب  

تیم هایی که روزگاری در سطح اول فوتبال بودند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش افکارنیوز، چرخ هفدهمین دوره از مسابقات لیگ برتر در حالی به گردش درآمد که دو تیم سپیدرود و پارس جم برای اولین بار در تاریخ حیات خود حضور در چنین سطحی از فوتبال را تجربه می کنند. از این دو تیم پارس موقعیت خوبی در جدول دارد اما سپیدرود قعرنشین است.به بهانه حضور این دو تیم تازه وارد در لیگ برتر، در گزارشی از تیم هایی که روزگاری در سطح اول فوتبال ایران حضور داشتند اما در حال حاضر هیچ اثر و خبری از آنها در فوتبال و یا حداقل در سطح اول فوتبال نیست پرداختیم.۱- پاس تهران - پاس همدانتیم فوتبال پاس را می توان سمبل تیم هایی دانست که از اوج عزت تا ناکجاآباد را تجربه کرده است. این تیم که سالیان سال در سطح اول فوتبال ایران و حتی آسیا حضور داشت و یکی از دو تیم ایرانی است که طعم قهرمانی در آسیا را چشیده است، در حال حاضر با انبوهی از مشکلات در لیگ دسته دوم کشور دست و پا می زند و با جرات می توان گفت خوش شانس بود که الان در لیگ دسته سوم حضور ندارد.تیم فوتبال پاس با نام «پاس تهران» ۶ دوره و با نام «پاس همدان» ۴ دوره در لیگ برتر حضور داشت و در پایان لیگ دهم به همراه تیم های پیکان و استیل آذین غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند و به لیگ دسته اول سقوط کرد. پاس تهران؛ تیمی که به همدان منتقل شد و حالا در آستانه نابودی کامل استاین تیم بعد از سقوط به لیگ دسته اول، سه فصل هم در این رده بازی کرد و بعد از آن به لیگ دسته دوم سقوط کرد. پاسی ها برای دومین فصل پی در پی در لیگ دسته دوم حضور دارند. این تیم با انبوهی از بدهی های انباشته و انواع مشکلات دیگر دست به گریبان است و فصل گذشته هم خوش شانس بود که در روز آخر از سقوط به دسته سوم در امان ماند.پاس در مجموع ۱۰ دوره ای که با نام تهران و همدان در لیگ برتر حضور داشت، از قهرمانی در این مسابقات تا سقوط به دسته پایین تر را تجربه کرد. بهترین عنوان این تیم قهرمانی در دوره سوم و ضعیف ترین عملکردش هم قرار گرفتن در رده شانزدهم لیگ هجده تیمی فصل ۹۰-۸۹ و سقوط به دسته اول بود. قهرمانی این تیم با مجید جلالی در لیگ سوم رقم خورد و سقوط این تیم در لیگ دهم با هدایت اصغر مدیرروستا شکل گرفت. بهترین عملکرد تیم پاس بعد از انتقال به همدان به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم با هدایت وینگو بگوویچ بعد از پرسپولیس، سپاهان، صبا و ابومسلم با ۴۹ امتیاز در رده پنجم جدول قرار گرفت. این تیم در همان فصل با ۲۸ گل خورده بهترین عملکرد دفاعی در بین ۱۸ تیم لیگ برتر را به خود اختصاص داد. ضعیف ترین عملکرد تیم پاس در زمان حضورش در تهران نیز به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن دوره از مسابقات با ۳۳ امتیاز در رده یازدهم جدول قرار گرفت. ۲- ابومسلم مشهداز قدیمی ترین تیم های مشهد و یکی از قدیمی ترین تیم های فوتبال ایران که از برند خاصی در فوتبال کشور برخوردار بود اکنون فقط یک نام و قدری خاطره به جای مانده است. «ابومسلم» که نماد فوتبال مشهد است و نمی شود در مشهد از فوتبال حرف زد و از ابومسلم یاد نکرد. این تیم ۹ دوره از ۱۶ دوره گذشته لیگ برتر را در این مسابقات حضور داشت و در فصل ۸۹-۸۸ با کسب تنها ۳۲ امتیاز و قرار گرفتن در رده هفدهم جدول هجده تیمی، همراه با تیم های فجر مقاومت و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد. ابومسلم مشهد یکی از تیم هایی که دیگر اثری از آن نیستقدیمی ترین تیم مشهد پس از سقوط به رقابت های لیگ دسته اول در مسیر انحطاط و نابودی قرار گرفت و رفته رفته به لیگ دو و لیگ سه سقوط کرد و تا انحلال پیش رفت. این تیم خاستگاه بسیاری از چهره های مطرح در تاریخ فوتبال مشهد و ایران است و جمعی از ستاره های سابق فوتبال ایران از جمله خداداد عزیزی، رضا عنایتی، علیرضا نیکبخت واحدی، اکبر میثاقیان و خیلی های دیگر از این تیم قدیمی به فوتبال ایران معرفی شدند. بهترین عنوانی که ابومسلم در این ۹ سال حضورش در لیگ برتر به دست آورد، به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم پس از پرسپولیس، سپاهان و صبا با کسب ۵۰ امتیاز در رده چهارم جدول قرار گرفت. در زمان سقوط تیم ابومسلم علی حنطه هدایت این تیم را عهده دار بود. ۳- برق شیرازبرق شیراز هم یکی دیگر از تیم های قدیمی و صاحب مکتب در فوتبال ایران بود که فوتبال کشور به خصوص استان فارس و جنوب کشور دین زیادی بر گردن این تیم دارد. بسیاری از چهره های مطرح فوتبال کشور از این تیم قدیمی و ریشه داری که چیزی جز مشتی خاطره از آن به جا نمانده تعلق داشتند. این تیم در ۸ دوره نخست لیگ برتر حضور داشت و در فصل ۸۸-۸۷ با کسب تنها ۲۴ امتیاز در آخرین رده از جدول رده بندی لیگ هجده تیمی قرار گرفت تا به همراه تیم های پیام و داماش به لیگ دسته اول سقوط کند.این آخرین حضور تیم برق در سطح اول فوتبال ایران بود. برقی های شیراز عجیب ترین سقوط را در فوتبال ایران داشتند. این تیم درست در فصلی غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند که در همان فصل قهرمان نیم فصل شده بود. این تیم فصل ۸۸-۸۷ را با ستاره هایی مثل ستار زارع، داریوش یزدانی، مهدی و مهرداد کریمیان، مهدی شیری و... آغاز کرد. اما بالا گرفتن اختلافات داخلی در آن و کوچ ستاره های این تیم در نیم فصل، برق راهی جز سقوط به دسته اول نداشت. بهترین عملکرد این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم در جدول هجده تیمی مسابقات با کسب ۴۷ امتیاز در رده هشتم جدول قرار گرفت. در آن سال محمود یاوری سرمربیگری این تیم را بر عهده داشت. در حال حاضر سایه ای کمرنگ از این تیم در رقابت های لیگ دسته سوم کشور حضور دارد. تیمی که تنها یک «نام» و یک «رنگ نارنجی» را از برق شیراز به ارث برده است.برق شیراز هم از تیم هایی است که دیگر اثری از آن نیست ۴- فجر سپاسیفجر سپاسی گرچه از تیم های قدیمی و سازنده کشور محسوب می شود، اما قدمت این تیم به اندازه برق شیراز نیست و البته شرایط این تیم هم به وخامت این تیم نیست. فجری ها در دوران حیات خود در مقاطعی در لیگ برتر و لیگ یک حضور داشتند و در حال حاضر هم در لیگ دسته اول کشور حضور دارد. این تیم از دوره های اول تا نهم لیگ برتر به صورت پی در پی در این مسابقات حضور داشت و در پایان فصل نهم به لیگ دسته اول سقوط کرد. سپاسی ها در همان سال اول حضورشان در لیگ دسته اول به مقام قهرمانی رسیده و بعد از یک فصل غیبت در لیگ برتر بار دیگر در فصل ۹۱-۹۰ وارد لیگ برتر شد. نماینده شهر شیراز بعد از ۳ فصل حضور در لیگ برتر بار دیگر در ۹۳-۹۲ به لیگ دسته اول سقوط کرد و تاکنون نیز موفق به بازگشت به این لیگ برتر نشده است.فجر سپاسی را می توان یکی از سازنده ترین تیم های فوتبال کشور در دو دهه اخیر دانست که بسیاری از ستاره های مطرح سال های گذشته از این تیم به فوتبال ایران معرفی شده اند. غلام پیروانی با چیزی در حدود ۹ سال پی در پی مربیگری در این تیم نه تنها یک رکورد برای خود به جای گذاشته، بلکه بعنوان نماد این تیم هم شناخته می شود و نام پیروانی و فجر سپاسی تا حدودی با هم عجین گشته است.بهترین عملکرد تیم فجر سپاسی در ۱۲ دوره حضور این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۲-۸۱ باز می گردد که با هدایت غلام پیروانی بعد از تیم های سپاهان، پاس و پرسپولیس به مقام چهارم رقابت های لیگ برتر رسید. ۵- ملوان انزلیشرایط تیم ملوان بندر انزلی هم به وخامت خیلی از تیم های مشابه نیست. این تیم ریشه دار و قدیمی شمال کشور در حال حاضر در رقابت های لیگ دسته اول کشور حضور دارد. اما ملوان از هفده دوره برگزاری لیگ برتر در ۱۴ دوره از آن حضور داشته است.ملوان برای اولین بار در دومین دوره لیگ برتر طعم سقوط به دسته پایین تر را چشید و به همراه تیم صنعت نفت از لیگ برتر سقوط کرد. دوری ملوان از لیگ برتر تنها یک فصل طول کشید و این تیم بلافاصله بار دیگر به لیگ برتر بازگشت و اینبار ۱۲ فصل پی در پی در این مسابقات حضور داشت و بار دیگر در فصل ۹۵-۹۴ همراه با تیم های راه آهن و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد که همچنان هم در این مسابقات حضور دارد. بهترین عملکرد تیم ملوان در لیگ برتر به فصل ۹۳-۹۲ باز می گردد که با ۴۴ امتیاز بعد از تیم های فولاد، پرسپولیس، نفت تهران، سپاهان، استقلال و تراکتورسازی در جایگاه هفتم جدول رده بندی قرار گرفت. این تیم یکبار هم در فصل ۸۴-۸۳ در همین جایگاه قرار گرفت که آن سال مجموع امتیازات این تیم به عدد ۴۱ رسید.محمد احمدزاده، زنده یاد سیروس قایقران، بهمن صالح نیا، عزیز اسپندار، غفور جهانی، سید جلال حسینی، سعید عزت اللهی از جمله چهره های ماندگار فوتبال ایران هستند که از تیم ملوان به فوتبال ایران معرفی شده اند.۶- استقلال رشت«استقلال رشت»، تیمی که دیگر وجود خارجی ندارد. استقلال رشت تنها یک فصل و در همان اولین دوره رقابت های لیگ برتر در این مسابقات حضور داشت. این تیم رشتی که از هوادارانی هم بهره می برد با مربیگری زنده یاد ناصر حجازی در این مسابقات حضور داشت و در همان اولین سال حضور در این مسابقات با کسب ۱۶ امتیاز و قرار گرفتن در رده پانزدهم جدول به همراه تراکتورسازی به لیگ دسته اول سقوط کرد.سقوط این تیم به لیگ دسته اول مصادف بود با نابودی تدریجی آن. استقلال رشت از جمله تیم هایی است که واقعا هیچ اثری از آن در فوتبال باقی نمانده است. ۷- استقلال اهوازتیمی که تا آستانه قهرمانی در لیگ برتر هم پیشرفت و با فیروز کریمی یکبار طعم نایب قهرمانی در این مسابقات را چشید، آنقدر از مشکلات مالی و معیشتی رنج برد که حتی با واگذاری امتیاز لیگ برتری تیم فولاد نوین هم نتوانست این تیم را بار دیگر در سطح اول فوتبال حفظ کند. قدیمی ترین و پر هوادارترین تیم اهواز در لیگ های دوم تا نهم لیگ برتر حضور داشت و ۸۹-۸۸ در رده هجدهم و پایانی جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد. این تیم در همان اولین سال حضورش در لیگ دسته اول با فیروز کریمی به لیگ دسته دو سقوط کرد و در فصل ۹۵-۹۴ با واگذاری امتیاز تیم فولاد نوین به لیگ برتر وارد دیگر این مسابقات شد که البته این امتیاز زیاد به درد این تیم نخورد. استقلال اهواز در همان سال با ثبت رکورد تعویض مربی در لیگ برتر نهایتا بیشتر از ۱۲ امتیاز به دست نیاورد و بازگشت زودهنگامی به لیگ یک داشت. زیرساخت ها در این تیم بقدری خراب بود که در همان سال حضور در لیگ دسته اول با ثبت رکورد عجیب یک فصل بدون پیروزی و ثبت رکوردی دیگر در زمینه تعویض سرمربی اینبار در لیگ یک، خیلی زود راهی رقابت های لیگ دسته دوم کشور شد. استقلال اهواز که از مشکل مالی و مالکیتی رنج می برد، احتمالا در فصل جدید رقابت های لیگ دسته دوم کشور با ناصر شیردل بازیکن قدیمی این تیم و تیم برق شیراز در رقابت های لیگ دسته دوم شرکت خواهد کرد. بهترین عملکرد تیم استقلال اهواز در لیگ برتر به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن فصل با فیروز کریمی به مقام نایب قهرمانی لیگ برتر رسید. استقلال اهواز که روزگاری از مدعیان لیگ برتر بود دیگر رمقی برای جان دوباره ندارد۸- پگاه گیلانپگاه گیلان در فصل ۸۳-۸۲ برای اولین بار در لیگ برتر حضور یافت که آن دوره از مسابقات به مقام نهم رسید. این تیم در دومین فصل از حضور در لیگ برتر در قعر جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد و این آخرین حضور این تیم گیلانی در لیگ برتر بود. ۹- شموشک نوشهر«شموشک» تنها یک تیم برای نوشهر و استان مازندران نبود. این تیم کاملا شخصی و خصوصی توسط زنده یا ...

ادامه مطلب  

سرنوشت تلخ 25 تیم لیگ برتری  

درخواست حذف این مطلب
چرخ هفدهمین دوره از مسابقات لیگ برتر در حالی به گردش درآمد که دو تیم سپیدرود و پارس جم برای اولین بار در تاریخ حیات خود حضور در چنین سطحی از فوتبال را تجربه می کنند. از این دو تیم پارس موقعیت خوبی در جدول دارد اما سپیدرود قعرنشین است.به بهانه حضور این دو تیم تازه وارد در لیگ برتر، در گزارشی از تیم هایی که روزگاری در سطح اول فوتبال ایران حضور داشتند اما در حال حاضر هیچ اثر و خبری از آنها در فوتبال و یا حداقل در سطح اول فوتبال نیست پرداختیم.۱- پاس تهران - پاس همدانتیم فوتبال پاس را می توان سمبل تیم هایی دانست که از اوج عزت تا ناکجاآباد را تجربه کرده است. این تیم که سالیان سال در سطح اول فوتبال ایران و حتی آسیا حضور داشت و یکی از دو تیم ایرانی است که طعم قهرمانی در آسیا را چشیده است، در حال حاضر با انبوهی از مشکلات در لیگ دسته دوم کشور دست و پا می زند و با جرات می توان گفت خوش شانس بود که الان در لیگ دسته سوم حضور ندارد.تیم فوتبال پاس با نام «پاس تهران» 6 دوره و با نام «پاس همدان» 4 دوره در لیگ برتر حضور داشت و در پایان لیگ دهم به همراه تیم های پیکان و استیل آذین غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند و به لیگ دسته اول سقوط کرد.این تیم بعد از سقوط به لیگ دسته اول، سه فصل هم در این رده بازی کرد و بعد از آن به لیگ دسته دوم سقوط کرد. پاسی ها برای دومین فصل پی در پی در لیگ دسته دوم حضور دارند. این تیم با انبوهی از بدهی های انباشته و انواع مشکلات دیگر دست به گریبان است و فصل گذشته هم خوش شانس بود که در روز آخر از سقوط به دسته سوم در امان ماند.پاس در مجموع 10 دوره ای که با نام تهران و همدان در لیگ برتر حضور داشت، از قهرمانی در این مسابقات تا سقوط به دسته پایین تر را تجربه کرد. بهترین عنوان این تیم قهرمانی در دوره سوم و ضعیف ترین عملکردش هم قرار گرفتن در رده شانزدهم لیگ هجده تیمی فصل ۹۰-۸۹ و سقوط به دسته اول بود. قهرمانی این تیم با مجید جلالی در لیگ سوم رقم خورد و سقوط این تیم در لیگ دهم با هدایت اصغر مدیرروستا شکل گرفت.بهترین عملکرد تیم پاس بعد از انتقال به همدان به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم با هدایت وینگو بگوویچ بعد از پرسپولیس، سپاهان، صبا و ابومسلم با 49 امتیاز در رده پنجم جدول قرار گرفت. این تیم در همان فصل با 28 گل خورده بهترین عملکرد دفاعی در بین 18 تیم لیگ برتر را به خود اختصاص داد. ضعیف ترین عملکرد تیم پاس در زمان حضورش در تهران نیز به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن دوره از مسابقات با 33 امتیاز در رده یازدهم جدول قرار گرفت.۲- ابومسلم مشهداز قدیمی ترین تیم های مشهد و یکی از قدیمی ترین تیم های فوتبال ایران که از برند خاصی در فوتبال کشور برخوردار بود اکنون فقط یک نام و قدری خاطره به جای مانده است. «ابومسلم» که نماد فوتبال مشهد است و نمی شود در مشهد از فوتبال حرف زد و از ابومسلم یاد نکرد.این تیم 9 دوره از 16 دوره گذشته لیگ برتر را در این مسابقات حضور داشت و در فصل ۸۹-۸۸ با کسب تنها 32 امتیاز و قرار گرفتن در رده هفدهم جدول هجده تیمی، همراه با تیم های فجر مقاومت و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد.قدیمی ترین تیم مشهد پس از سقوط به رقابت های لیگ دسته اول در مسیر انحطاط و نابودی قرار گرفت و رفته رفته به لیگ دو و لیگ سه سقوط کرد و تا انحلال پیش رفت. این تیم خاستگاه بسیاری از چهره های مطرح در تاریخ فوتبال مشهد و ایران است و جمعی از ستاره های سابق فوتبال ایران از جمله خداداد عزیزی، رضا عنایتی، علیرضا نیکبخت واحدی، اکبر میثاقیان و خیلی های دیگر از این تیم قدیمی به فوتبال ایران معرفی شدند.بهترین عنوانی که ابومسلم در این 9 سال حضورش در لیگ برتر به دست آورد، به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم پس از پرسپولیس، سپاهان و صبا با کسب 50 امتیاز در رده چهارم جدول قرار گرفت. در زمان سقوط تیم ابومسلم علی حنطه هدایت این تیم را عهده دار بود.۳- برق شیرازبرق شیراز هم یکی دیگر از تیم های قدیمی و صاحب مکتب در فوتبال ایران بود که فوتبال کشور به خصوص استان فارس و جنوب کشور دین زیادی بر گردن این تیم دارد. بسیاری از چهره های مطرح فوتبال کشور از این تیم قدیمی و ریشه داری که چیزی جز مشتی خاطره از آن به جا نمانده تعلق داشتند. این تیم در 8 دوره نخست لیگ برتر حضور داشت و در فصل ۸۸-۸۷ با کسب تنها 24 امتیاز در آخرین رده از جدول رده بندی لیگ هجده تیمی قرار گرفت تا به همراه تیم های پیام و داماش به لیگ دسته اول سقوط کند.این آخرین حضور تیم برق در سطح اول فوتبال ایران بود. برقی های شیراز عجیب ترین سقوط را در فوتبال ایران داشتند. این تیم درست در فصلی غزل خداحافظی از لیگ برتر را خواند که در همان فصل قهرمان نیم فصل شده بود. این تیم فصل ۸۸-۸۷ را با ستاره هایی مثل ستار زارع، داریوش یزدانی، مهدی و مهرداد کریمیان، مهدی شیری و... آغاز کرد. اما بالا گرفتن اختلافات داخلی در آن و کوچ ستاره های این تیم در نیم فصل، برق راهی جز سقوط به دسته اول نداشت.بهترین عملکرد این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۷-۸۶ باز می گردد که این تیم در جدول هجده تیمی مسابقات با کسب 47 امتیاز در رده هشتم جدول قرار گرفت. در آن سال محمود یاوری سرمربیگری این تیم را بر عهده داشت. در حال حاضر سایه ای کمرنگ از این تیم در رقابت های لیگ دسته سوم کشور حضور دارد. تیمی که تنها یک «نام» و یک «رنگ نارنجی» را از برق شیراز به ارث برده است.۴- فجر سپاسیفجر سپاسی گرچه از تیم های قدیمی و سازنده کشور محسوب می شود، اما قدمت این تیم به اندازه برق شیراز نیست و البته شرایط این تیم هم به وخامت این تیم نیست. فجری ها در دوران حیات خود در مقاطعی در لیگ برتر و لیگ یک حضور داشتند و در حال حاضر هم در لیگ دسته اول کشور حضور دارد.این تیم از دوره های اول تا نهم لیگ برتر به صورت پی در پی در این مسابقات حضور داشت و در پایان فصل نهم به لیگ دسته اول سقوط کرد. سپاسی ها در همان سال اول حضورشان در لیگ دسته اول به مقام قهرمانی رسیده و بعد از یک فصل غیبت در لیگ برتر بار دیگر در فصل ۹۱-۹۰ وارد لیگ برتر شد. نماینده شهر شیراز بعد از 3 فصل حضور در لیگ برتر بار دیگر در ۹۳-۹۲ به لیگ دسته اول سقوط کرد و تاکنون نیز موفق به بازگشت به این لیگ برتر نشده است.فجر سپاسی را می توان یکی از سازنده ترین تیم های فوتبال کشور در دو دهه اخیر دانست که بسیاری از ستاره های مطرح سال های گذشته از این تیم به فوتبال ایران معرفی شده اند. غلام پیروانی با چیزی در حدود 9 سال پی در پی مربیگری در این تیم نه تنها یک رکورد برای خود به جای گذاشته، بلکه بعنوان نماد این تیم هم شناخته می شود و نام پیروانی و فجر سپاسی تا حدودی با هم عجین گشته است.بهترین عملکرد تیم فجر سپاسی در 12 دوره حضور این تیم در لیگ برتر به فصل ۸۲-۸۱ باز می گردد که با هدایت غلام پیروانی بعد از تیم های سپاهان، پاس و پرسپولیس به مقام چهارم رقابت های لیگ برتر رسید.۵- ملوان انزلیشرایط تیم ملوان بندر انزلی هم به وخامت خیلی از تیم های مشابه نیست. این تیم ریشه دار و قدیمی شمال کشور در حال حاضر در رقابت های لیگ دسته اول کشور حضور دارد. اما ملوان از هفده دوره برگزاری لیگ برتر در 14 دوره از آن حضور داشته است.ملوان برای اولین بار در دومین دوره لیگ برتر طعم سقوط به دسته پایین تر را چشید و به همراه تیم صنعت نفت از لیگ برتر سقوط کرد. دوری ملوان از لیگ برتر تنها یک فصل طول کشید و این تیم بلافاصله بار دیگر به لیگ برتر بازگشت و اینبار 12 فصل پی در پی در این مسابقات حضور داشت و بار دیگر در فصل ۹۵-۹۴ همراه با تیم های راه آهن و استقلال اهواز به لیگ دسته اول سقوط کرد که همچنان هم در این مسابقات حضور دارد.بهترین عملکرد تیم ملوان در لیگ برتر به فصل ۹۳-۹۲ باز می گردد که با 44 امتیاز بعد از تیم های فولاد، پرسپولیس، نفت تهران، سپاهان، استقلال و تراکتورسازی در جایگاه هفتم جدول رده بندی قرار گرفت. این تیم یکبار هم در فصل ۸۴-۸۳ در همین جایگاه قرار گرفت که آن سال مجموع امتیازات این تیم به عدد 41 رسید.محمد احمدزاده، زنده یاد سیروس قایقران، بهمن صالح نیا، عزیز اسپندار، غفور جهانی، سید جلال حسینی، سعید عزت اللهی از جمله چهره های ماندگار فوتبال ایران هستند که از تیم ملوان به فوتبال ایران معرفی شده اند.۶- استقلال رشت«استقلال رشت»، تیمی که دیگر وجود خارجی ندارد. استقلال رشت تنها یک فصل و در همان اولین دوره رقابت های لیگ برتر در این مسابقات حضور داشت. این تیم رشتی که از هوادارانی هم بهره می برد با مربیگری زنده یاد ناصر حجازی در این مسابقات حضور داشت و در همان اولین سال حضور در این مسابقات با کسب 16 امتیاز و قرار گرفتن در رده پانزدهم جدول به همراه تراکتورسازی به لیگ دسته اول سقوط کرد.سقوط این تیم به لیگ دسته اول مصادف بود با نابودی تدریجی آن. استقلال رشت از جمله تیم هایی است که واقعا هیچ اثری از آن در فوتبال باقی نمانده است.۷- استقلال اهوازتیمی که تا آستانه قهرمانی در لیگ برتر هم پیشرفت و با فیروز کریمی یکبار طعم نایب قهرمانی در این مسابقات را چشید، آنقدر از مشکلات مالی و معیشتی رنج برد که حتی با واگذاری امتیاز لیگ برتری تیم فولاد نوین هم نتوانست این تیم را بار دیگر در سطح اول فوتبال حفظ کند.قدیمی ترین و پر هوادارترین تیم اهواز در لیگ های دوم تا نهم لیگ برتر حضور داشت و ۸۹-۸۸ در رده هجدهم و پایانی جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد. این تیم در همان اولین سال حضورش در لیگ دسته اول با فیروز کریمی به لیگ دسته دو سقوط کرد و در فصل ۹۵-۹۴ با واگذاری امتیاز تیم فولاد نوین به لیگ برتر وارد دیگر این مسابقات شد که البته این امتیاز زیاد به درد این تیم نخورد.استقلال اهواز در همان سال با ثبت رکورد تعویض مربی در لیگ برتر نهایتا بیشتر از 12 امتیاز به دست نیاورد و بازگشت زودهنگامی به لیگ یک داشت. زیرساخت ها در این تیم بقدری خراب بود که در همان سال حضور در لیگ دسته اول با ثبت رکورد عجیب یک فصل بدون پیروزی و ثبت رکوردی دیگر در زمینه تعویض سرمربی اینبار در لیگ یک، خیلی زود راهی رقابت های لیگ دسته دوم کشور شد. استقلال اهواز که از مشکل مالی و مالکیتی رنج می برد، احتمالا در فصل جدید رقابت های لیگ دسته دوم کشور با ناصر شیردل بازیکن قدیمی این تیم و تیم برق شیراز در رقابت های لیگ دسته دوم شرکت خواهد کرد. بهترین عملکرد تیم استقلال اهواز در لیگ برتر به فصل ۸۶-۸۵ باز می گردد که این تیم در آن فصل با فیروز کریمی به مقام نایب قهرمانی لیگ برتر رسید.۸- پگاه گیلانپگاه گیلان در فصل ۸۳-۸۲ برای اولین بار در لیگ برتر حضور یافت که آن دوره از مسابقات به مقام نهم رسید. این تیم در دومین فصل از حضور در لیگ برتر در قعر جدول قرار گرفت و به لیگ دسته اول سقوط کرد و این آخرین حضور این تیم گیلانی در لیگ برتر بود.۹- شموشک نوشهر«شموشک» تنها یک تیم برای نوشهر و استان مازندران نبود. این تیم کاملا شخصی و خصوصی توسط زنده یاد مسعود درویش تاسیس شد. رحمان احمدی، پیمان حسینی (دروازه بان ...

ادامه مطلب  

دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های فوتبال لستر و لیورپول تصاویر دیدار تیم های ف ...

ادامه مطلب  

انجام دومین پرواز آزمایشی به هندورابی مقصد جدید گردشگری در نوروز ٩٦  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: دکتر مونسان به همراه جمعی از معاونان ومدیران سازمان منطقه آزاد کیش صبح امروز پنج شنبه ٢٦ اسفند با دومین پرواز آزمایشی از آخرین اقدامات انجام شده در جزیره هندورابی بازدید کرد تا جزیره آرامش میزبان شایسته ای برای گردشگران در نوروز ٩٦ باشد. این پرواز با جت فالکون چلنجر به ظرفیت ١١ نفر ساعت ١١ امروز از فرودگاه جزیره کیش به مقصد هندورابی انجام شد و این پرواز پس از ده دقیقه طی مسیر در فرودگاه جزیره آرامش به زمین نشست. فرودگاه هندورابی با تلاش شبانه روزی مسئولان وکارکنان بخش های مختلف سازمان منطقه آزاد کیش وشرکت های تابعه آماده است تا در ...

ادامه مطلب  

عملکرد تازه واردها در هفته نخست ادوار مختلف لیگ برتر  

درخواست حذف این مطلب
در نگاه اجمالی به هفته نخست ادوار هفده گانه لیگ برتر ، تیم های پارس جنوبی جم و پگاه گیلان بهترین و بدترین نتایج تیم های تازه لیگ برتری شده را رقم زده اند.به گزارش فوتبال آنلاینهفته نخست رقابت های لیگ برتر فوتبال ایران با برگزاری هشت دیدار در روزهای پنج شنبه و جمعه هفته پیش به پایان رسید و پارس جنوبی جم و سپیدرود رشت به عنوان 2تیم تازه صعود کرده به لیگ برتر عملکرد کاملا موفقی در این هفته داشتند. پارس جنوبی و سپیدرود برای نخستین بار در لیگ برتر شرکت می کنند. شاگردان مهدی تارتار در نخستین بازی خود در این رقابت ها با نتیجه 4 بر یک گسترش فولاد را شکست دادند تا بهترین عملکرد یک تیم صعود کننده را در هفته اول این رقابت ها ثبت کنند. با این حال سپیدرود که به عنوان تیم دوم فصل گذشته لیگ دسته اول جواز حضور در لیگ برتر را کسب کرد، با نتیجه 2 بر یک از نفت تهران شکست خورد.در این گزارش به عملکرد تیم های صعود کننده به لیگ برتر در هفته نخست ادوار این رقابت ها نگاهی می اندازیم.لیگ اولدر هفته اول نخستین دوره لیگ برتر فوتبال ایران، تیم تازه لیگ برتری شده استقلال رشت با نتیجه چهار بر صفر مغلوب پیکان تهران شد. جالب اینجاست استقلال رشت در پایان آن لیگ به دسته اول سقوط کرد.لیگ دومهفته نخست دومین دوره لیگ برتر با شکست تیم های استقلال اهواز و صنعت نفت آبادان انجام شد. در این هفته سپاهان با نتیجه 4 بر یک صنعت نفت را شکست داد و فولاد خوزستان هم با نتیجه 2 بر یک از سد هم شهری خود گذشت. استقلال اهواز در آن فصل در رتبه یازدهم قرار گرفت اما آبادانی ها با ایستادن در جایگاه سیزدهم به دسته اول بازگشتند.لیگ سومدر لیگ سوم تیم های پگاه گیلان و شموشک نوشهر از دسته اول به این رقابت ها صعود کردند. شاگردان وینگو بگوویچ کروات با برتری 8 بر 2 مقابل تیم رشتی، سنگین ترین شکست یک تیم تازه لیگ برتری شده در هفته اول تاریخ این رقابت ها را به پگاه تحمیل کردند. علی دایی(4گل) علی سلمانی، جواد کاظمیان(2گل) و افشین پیروانی برای پرسپولیس و خوجوئیان و نوری برای پگاه در آن دیدار موفق به گلزنی شدند. با این وجود شموشک دیگر تیم صعود کننده با نتیجه 2 بر 2 سپاهان، مدافع عنوان قهرمانی لیگ را متوقف کرد. پاک نیت و عینی برای شموشک و سعید بیات و محمود کریمی برای سپاهان در آن دیدار گلزنی کردند.پگاه در پایان آن فصل در رتبه نهم قرار گرفت اما شموشک با ایستادن در رتبه پنجم به رقابت پلی آف لیگ برتر سقوط کرد.لیگ چهارمصبا باتری و ملوان تیم های تازه صعود کرده لیگ چهارم حرفه ای بودند. در اولین هفته این رقابت ها صباباتری با نتیجه 2 بر 2 مقابل شموشک متوقف شد. ستار همدانی 2 گل شاگردان پرویز مظلومی و محمد جبارپور و علی محسنی برای شموشک در آن بازی گلزنی کردند.ملوان دیگر تیم تازه لیگ برتری شده این فصل اما با نتیجه قاطعانه سه بر صفر از سد فجرسپاسی گذشت. محمد غلامین، محسن گیاهی و مرتضی فلاحتی موفق به گلزنی شدند. در آن فصل ملوان و صباباتری به ترتیب در جایگاه هفتم و نهم ایستادند.لیگ پنجمدر لیگ پنجم تیم های راه آهن تهران و شهید قندی یزد برای نخستین بار به این رقابت ها راه یافتند. در نخستین هفته لیگ پنجم این 2 تیم به مصاف هم رفتند که در پایان شهید قندی با تک گل سعید بیگی حریف را شکست داد. با این وجود تیم یزدی در پایان فصل با قعرنشینی به لیگ دسته اول سقوط کرد اما لوکوتیورانان در جایگاه سیزدهم ایستادند.لیگ ششمپیکان تهران و مس کرمان در لیگ ششم به عنوان 2 تیم تازه لیگ برتری شده سهمیه حضور در این رقابت ها را کسب کردند. پیکان در نخستین بازی خود پس از بازشگت به لیگ با تک گل عبدالهادی خنیفر مغلوو فولاد خوزستان شد اما مس کرمان در نخستین بازی تاریخ خود در این رقابت ها با تک گل آدریانو آلوز پاس تهران را شکست داد. پیکان و مس در پایان فصل به ترتیب در رتبه هفتم و نهم قرار گرفتند.لیگ هفتمبا توجه به 18 تیمی شدن لیگ برتر در دوره هفتم این رقابت های تیم های پگاه گیلان، صنعت نفت آبادان و شیرین فراز کرمانشاه، سه تیمی بودند که جواز حضور در بالاترین سطح فوتبال کشورمان را کسب کردند.در هفته اول لیگ هفتم صنعت نفت با نتیجه 3 بر 2 مغلوب پرسپولیس شد. روح الله عرب و مارسلو سوزا برای آبادانی ها و عباس آشوبی، علیرضا نیکبخت و محسن خلیلی برای پرسپولیس در آن دیدار گلزنی کردند.پگاه با 2 گل حجت زاد محمود و محمود کریمی مغلوب سپاهان شد.شیرین فراز دیگر تیم تازه لیگ برتری شده هم با نتیجه 2 بر 2 مقابل فجرسپاسی متوقف شد. رضا خالقی فر و صمد زارع برای فجر و محمدباقر زعفرانی(2گل) برای شیرین فراز موفق به گلزنی شدند.در پایان فصل صنعت نفت و شیرین فراز به دسته اول بازگشتند اما پگاه در رتبه پانزدهم ایستاد.لیگ هشتمپیام خراسان و فولاد خوزستان در هشتمین دوره لیگ جواز حضور در این رقابت ها را به دست آوردند.در هفته اول لیگ هشتم پیام با نتیجه 2 بر یک از برق شیراز شکست خورد. اشپیتیم آرفی برای پیام و مهدی شیری و ستار زارع برای برق گلزنی کردند. فولاد خوزستان هم با تک گل رضا طاهری مقاومت سپاسی را شکست داد. در پایان فصل پیام باردیگر به لیگ دسته اول بازگشت اما فولاد در رتبه دهم ایستاد.لیگ نهمتیم های تراکتورسازی، شاهین بوشهر و استیل آذین تهران در سال 89-1388 لیگ برتری شدند.در اولین هفته این فصل تراکتور با نتیجه 2 بر یک از صبا قم شکست خورد. محمد نوری و امیرحسین فشنگچی برای صبا و محمد حسن ابراهیمی برای تراکتور گلزنی کردند.شاهین بوشهر هم مقابل ملوان انزلی با نتیجه یک بر یک متوقف شد. رضا بازیاری برای شاهین و مهران جعفری برای ملوان گلرنی کردند. استیل آذین هم با 2 گل فریدون زندی و علی کریمی از سد پاس همدان گذشت. در آن فصل استیل آذین، تراکتورسازی و شاهین به ترتیب در رتبه های پنجم، هفتم و سیزدهم ایستادند.لیگ دهمشهرداری تبریز، نفت تهران و صنعت نفت آبادان سه تیم تازه لیگ برتری دهمین دوره این رقابت ها بودند.در هفته اول آن فصل شهرداری با نتیجه 3 بر 2 از استقلال شکست خورد. سعید دقیقی و علی کریمی برای شهرداری و آرش برهانی و میلاد میداوودی(2گل) برای استقلال در آن بازی موفق به گلزنی شدند.نفت تهران در نخستین بازی خود در تاریخ لیگ برتر موفق شد ملوان را با نتیجه یک بر یک متوقف کند. محمد نزهتی برای ملوان و مهدی رفیعی برای نفت گلزنی کردند. صنعت نفت هم با 2 گل رسول میرطرقی و روح الله عرب در مقابل تک گل ایمان حیدری شاهین بوشهر را شکست داد.صنعت نفت، شهرداری و شاهین در پایان لیگ دهم به ترتیب در رتبه های نهم، دوازدهم و سیزدهم ایستادند.لیگ یازدهممس سرچشمه کرمان، فجرسپاسی و داماش گیلان سه تیم تازه لیگ برتری شده لیگ یازدهم بودند.در هفته نخست این رقابت ها مس سرچشمه با نتیجه سه بر یک از سایپا شکست خورد. کریم انصاری فرد(2گل) و مهدی خیری برای سایپا و علی سامره برای مس گلزنی کردند.داماش گیلان و فجرسپاسی هم با تساوی بدون گل به ترتیب مقابل صنعت نفت و نفت تهران متوقف شدند. مس سرچشمه با قعرنشینی در این لیگ به رقابت های لیگ دسته اول بازگشت اما داماش و فجر به ترتیب در رتبه های هفتم و سیزدهم قرار گرفتند.لیگ دوازدهمسه تیم تازه صعود کرده لیگ دوازدهم پیکان تهران، گهر دورود و آلومینیوم هرمزکان بودند.در هفته نخست آن فصل پیکان با چهار گل میلادنوری(2 گل) رامین رضائیان و سعید بیات از صبا قم شکست خورد. آلومینیوم با تک گل فابیو جانواریو مغلوب استقلال شد و گهر هم با تک گل جلال رافخایی به ملوان باخت. در آن فصل هر سه تیم به لیگ دسته اول بازگشتند.لیگ سیزدهماز دوره سیزدهم باردیگر تنها 2 تیم از دسته اول به لیگ برتر صعود کردند. گسترش فولاد و استقلال خوزستان تیم های تازه لیگ برتری شده این دوره از رقابت ها بودند. استقلال خوزستان در نخستین بازی خود در تاریخ لیگ برتر با 2 گل میلاد میداوودی و عادل کلاه کج از سد ذوب آهن گذشت و گسترش هم با نتیجه 2 بر یک مغلوب استقلال شد. مهرداد بایرامی برای گسترش و آرش و برهانی و فرهاد مجیدی برای استنقلال در آن دیدار موفق به گلزنی شدند. گسترش و استقلال در پایان فصل به ترتیب در رتبه های دهم و دوازدهم قرار گرفتند.لیگ چهاردهمنفت مسجد سلیمان، پیکان تهران و پدیده مشهد در دوره چهاردهم سه تیم تازه لیگ برتری شده بودند. پدیده و نفت در نخستین بازی لیگ برتری خود به ترتیب مقابل ملوان و سایپا با تساوی بدون گل متوقف شدند.پیکان با 2 گل وریا غفوری و ژواهیر سوکای از سپاهان شکست خورد.در پایان فصل پیکان و نفت مسجد سلیمان ببه دسته اول سقوط کردند اما پدیده در جایگاه دهم قرار گرفت.لیگ پانزدهمسیاه جامگان و استقلال اهواز در لیگ پانزدهم وارد عرصه رقابت های لیک برتر شدند. سیاه جامگان در نخستین بازی خود با نتیجه 2 بر یک از استقلال شکست خورد. رضا عنایتی برای سیاه جامگان و سجاد شهباززاده(2 گل) برای استقلال موفق به گلزنی شدند.استقلال اهواز هم مقابل صبا قم به تساوی بدون گل رسید.در پایان آن فصل مشهدی ها با ایستادن در رتبه سیزدهم از سقوط فرار کردند اما آبی های اهواز بار دیگر به لیگ دسته اول بازگشتند.لیگ شانزدهمصنعت نفت، ماشین سازی و پیکان در شانزدهمین دوره لیگ به این رقابت ها صعود کردند.در هفته اول ماشین سازی با 2 گل سامان نریمان جهان و امین قاسمی نژاد در برابر تک گل میلاد بدرقه فولاد را شکست داد.صنعت نفت و پیکان هم با تساوی بدون گل به ترتیب مقابل صبا و گسترش فولاد متوقف شدند.در پایان فصل ماشین سازی با قعرنشینی به لی ...

ادامه مطلب  

تصاویری از زیباترین جزیره دنیا  

درخواست حذف این مطلب
جزیره بورا بورا که در قسمت غربی جزایر انجمن قرار گرفته، زیباترین مکان دنیا لقب گرفته است.گروه گوناگون "تیتریک"، جزیره «بورا بورا»، با مساحت 29 کیلومتر مربع، در قسمت غربی جزایر «سوسایتی آیلند» قرار دارد. جزایر «سوسایتی آیلند» یا «جزایر انجمن» گروهی از جزایر در جنوب اقیانوس آرام هستند. این جزایر به لحاظ سیاسی بخشی از خاک «پولینزی فرانسه» محسوب می شوند.جزیره « بور ...

ادامه مطلب  

لحظه به لحظه با نقل و انتقالات فوتبال اروپا  

درخواست حذف این مطلب
فرعون در آستانه حضور در آنفیلدلحظه به لحظه با نقل و انتقالات فوتبال اروپافصل نقل و انتقالات اروپا آغاز شده و تیم ها با تمام قوا به دنبال تجهیز کردن خود برای فصل آینده هستند.به گزارش "ورزش سه"، رقابت های اروپایی به طور رسمی با دیدار فینال لیگ قهرمانان به پایان رسید و اکنون همه تیم ها تنها روی نقل و انتقالات تمرکز کرده اند. هنوز انتقال بزرگی در این تابستان انجام نشده اما آنطور که مشخص است، باید منتظر خبرهای غیرمنتظره ای باشیم. از حالا تا پایان نقل و انتقالات تابستانی در اواسط شهریور، می توانید آخرین اخبار و شایعات را در این صفحه دنبال کنید:-1396/4/111:55: دیگو کاستا، ستاره اسپانیایی چلسی برای بازگشت به اتلتیکومادرید ابراز تمایل کرده است (اسکای)11:40: بورخا والرو، هافبک 32 ساله فیورنتینا در آستانه پیوستن به اینتر قرار دارد (سمپره اینتر)11:20:چلسی با پیشنهادی 60 میلیوون یورویی برای جذب لئوناردو بونوچی وارد عمل شده است (کالچیو مرکاتو)11:00: یولیان برانت، ستاره جوان لورکوزن در آستانه پیوساتن به بایرن مونیخ قرار دارد (گل)10:40: در صورت جدایی محمد صلاح، رم برای جذب ژردان شقیری اقدام خواهد کرد (فوتبال ایتالیا)10:15: بارسلونا پیشنهاد یک تیم لیگ برتری برای آندره گومس را رد کرد.(رادیو کاتالونیا)09:46: محمد صلاح، امروز در تست های پزشکی لیورپول شرکت می کند. (پرس آسوسیشن)09:20: اینتر، رقیب جدید یووه برای جذب شزنی خواهد بود.(گاتزتا)-1396/3/3122:45: اگر جدایی دوناروما از میلان قطعی شود، روی پاتریسیو سنگربان پرتغال نیز یکی از گزینه های روسونری است (ابولا)22:19: سیتی هنوز برای جذب لوکاکو تسلیم نشده و با 90 ملیون یورو به دنبال جذب او خواهد بود (میرر)21:46: یوونتوس تمایلی به انجام معاوضه بین روگانی، مدافع جوان خود و استفان انزونزی ستاره سویا ندارد (توتو اسپوت)21:15: پاپو گومز یا دومینیکو براردی، به جای محمد صلاح راهی رم خواهند شد (پریمیوم اسپورت)20:45: اینتر از تلاش برای جذب آنخل دی ماریا، ستاره 29 ساله پاری سن ژرمن دست نکشیده است (گاترتا)20:25: والنسیا قصد دارد برای جذب کارلوس باکا، گلزن کلمبیایی میلان دست به کار شود (مارکا)20:00: کران تیرنی، مدافع چپ سلتیک مورد توجه یورگن کلوپ، سرمربی آلمانی لیورپول قرار گرفته است (میرر)19:40: برتولاچی، هافبک 26 ساله میلان شایعات جدایی از این تیم را تکذیب کرد (فوتبال ایتالیا)19:10: کار انتقال اندرسون تالیسیا، هافبک جوان بنفیکا به منچستریونایتد تقریبا قطعی شده است (اکسپرس)18:45: چلسی قصد دارد به جای کورت زوما، لئوناردو بونوچی مدافع باتجربه و ایتالیایی یووه را جذب کند (اکسپرس)18:20: برادر دوناروما اذعان داشت که وی هرگز قصد ترک میلان را نداشته است (گاتزتا)17:50: بشیکتاش ترکیه خواهان جذب عادل رامی، مدافع فرانسوی سویا شد.(مارکا) 17:33: ممکن است شاهد معاوضه بازیکن بین یووه و پی اس جی باشیم؛ به این ترتیب که کوادرادو راهی پاریس شده و ماتوئیدی به تورین خواهد رفت.(کوریره دلو اسپورت) 17:15: میلان در صورتی ناکامی در جذب بیلیا، به دنبال جذب بادلی خواهد رفت.(اسکای اسپورتس ایتالیا) 16:50: په په رینا قرارداد خود با ناپولی را تمدید خواهد کرد.(گاتزتا دلو اسپورت) 16:25: ساندرو، مهاجم سابق بارسا و فصل گذشته مالاکا پیوستنش به اورتون را تکذیب کرد.(موندودپورتیوو) 16:10: منچستر سیتی برای جذب اینیستا با مسئولان بارسا تماس گرفته است.(تلگراف) 15:49: رئال در صورت فروش دانیلو، اشرف، بازیکن مراکشی تیم دوم خود راجایگزین وی خواهد کرد.(آس) 15:30: بارسا در صورت شکست در جذب وراتی به سراغ هافبک فرانسوی اینتر «کندوگبیا» خواهد رفت.(espn) 15:10: بارسلونا به دنبال جذب پائولینیو، هافبک برزیلی گوانگژوی چین است.(گل) 14:32: وسلی اسنایدر در آستانه پیوستن به تیم مونترئال ایمپکت از لیگ آمریکا قرار دارد.(sporx)14:04: باشگاه پاری سن ژرمن منتظر فشار رونالدو بر باشگاه است تا رقم انتقال ستاره پرتغالی پایین بیاید.(اکیپ)13:40: بارسلونا با لوکاس لیما برای انتقال این بازیکن در زمستان به توافق رسیده است.(اسپورت)13:20 چلسی و منچستریونایتد، مذاکرات خود برای جذب لواندوفسکی را با ایجنت او شروع کرده اند. ستاره لهستانی لندن را برای زندگی کردن ترجیح می دهد.(اسکای اسپورتس)12:55: آرسنال معتقد است که کیلیان امباپه، مهاجم موناکو در آستانه پیوستن به رئال مادرید است و از همین رو آنها تمرکز خود را بر روی لاکازت قرار داده اند.(میرر)12:01: باشگاه منچسترسیتی با دنی آلوس برای قراردادی دو ساله به توافق رسیده است.(دیلی میل)11:38: توپ چی ها قصد دارند برای حفظ آرون رمزی، حقوق او را در قرارداد جدید به اندازه چشم گیری افزایش دهند.11:20: تاتنهام در قبال کایل واکر، مدافع خود، 45 میلیون پوند از سیتی می خواهد.10:45: آرسنال به بارسلونا اعلام کرده که قصد فروش هکتور بیرین، مدافع جوان خود را ندارد.(ایندیپندنت)10:25: چلسی در تلاش است روبرت لواندوفسکی، مهاجم بایرن مونیخ را جذب کند.(دیلی میرر)09:55: روی پاتریسیو، گلر تیم ملی پرتغال، یکی از گزینه های جانشینی دوناروما در میلان است.(کالچومرکاتو)09:20 یووه نیز به جمع مشتریان برنادرسکی، هافبک فیورنتینا اضافه شد.(اسکای اسپورتس ایتالیا)-1396/3/3022:40: ناپولی به پشنهاد لیورپول برای جذب کالیدو کولیبالی، مدافع تنومند خود پاسخ منفی داده است (رادیو ناپولی)22:15: اینتر برای جذب آندرس اینیستا، کاپیتان 32 ساله بارسا با این تیم وارد مذاکره شده است (اسپورت)21:55: کار انتقال ویلی کابایرو، سنگربان منچسترسیتی به چلسی به پایان رسیده است (دیلی اکسپرس)21:30: در صورت تمایل آردا توران، بارسا مشکلی با جدایی او در تابستان نخواهد داشت (amk)20:50: کونته به زودی قرارداد خود را با حقوق سالانه 10 میلیون یورو تمدید خواهد کرد (اسکای)20:35: جان تری، کاپیتان سابق باشگاه چلسی در آستانه پیوستن به سوانسی قرار دارد (میرر)20:15: شیاطین سرخ همچنان قصد دارند آندره بلوتی، مهاجم جوان و ایتالیایی تورینو را به خدمت بگیرند (اسکای)19:50: به زودی قرارداد روملو لوکاکو و تیمو باکایوکو با چلسی نهایی خواهد شد (اکیپ)19:35: اتلتیکومادرید تمایلی به واگذاری کاراسکو، ستاره جوان خود را به بایرن ندارد (اسکای)19:10: یوونتوس قصد دارد فدریکو برنادسکی، ستاره ایتالیایی فیورنتینا را با مبلغ 35 تا 40 میلیون یورو جذب کند (گاتزتا)18:50:متئو دارمیان یا دی شیلیو جایگزین دنی آلوس در ترکیب یووه خواهند شد (گاتزتا)18:20: یونایتد با اندرسون اتلیسیا، هافبک بنفیکا به توافقات اولیه دست پبدا کرده است (اکسپرس)17:50: کریستین بوکی، به عنوان سرمربی جدید باشگاه ساسوئولو معرفی شد. دی فرانچسکو، مربی سابق این تیم به تازگی هدایت رم را پذیرفته است. 17:35: محمد صلاح، ستاره مصری رم، با مسئولان لیورپول به توافق نهایی دست یافته و رم هم با رقم 39 میلیون پوند اجازه جدایی او را صادر خواهد کرد. (گل) 17:14: لوکاس مورا، وینگر برزیلی پی اس جی از علاقه اش برای پیوستن به لیورپول یا من یونایتد خبر داد. (اکیپ) 16:50: اینتر با مدیر ورزشی بین الملل بارسا «آرید برائیدا»، در مورد جذب الکس ویدال و اینیستا گفتگو کرده است.(گاتزتا دلو اسپورت) 16:33: مدیر ورزشی بارسلونا روز گذشته با مدیر برنامه های عثمان دمبله، وینگر 20 ساله دورتموند مذاکره کرده است.(بیلد) 16:17: باشگاه اسپانیول شایعه پیشنهاد بارسلونا برای جذب آرون مارتین(دفاع چپ) را تکذیب کرد.(موندودپورتیوو) 15:55: سرخیو آگوئرو هرگونه شایعه جدایی اش از من سیتی را تکذیب کرد.(میرر) 15:30: دنی آلوس با منچسترسیتی به توافق دو ساله دست یافته و به زودی با یووه فسخ قرارداد خواهد کرد.( گاتزتا دلو اسپورت) 15:10: بارسلونا به اورتون اطلاع داده است که قصد دارد بند بازخرید دلوفئو را فعال کند. (اسپورت) 14:34: اینتر میلان قصد دارد لوکاس مورا، ستاره پاری سن ژرمن را به خدمت بگیرد.(کالچو مرکاتو)14:20: محمد صلاح، مجوز حضور در تست های پزشکی لیورپول را دریافت کرده و به زودی به این باشگاه خواهد پیوست.(دیلی میل)13:33: منچستریونایتد از تلاش برای خرید رونالدو پشیمان است و قید این بازیکن را خواهد زد.(دیلی اکسپرس)13:05: چلسی تلاش هایش برای جذب الکس اوکسلید چمبرلین از آرسنال را آغاز کرده است.(دیلی میرر)12:49: رئیس باشگاه تورینو، انتقال بلوتی به منچستریونایتد و پاری سن ژرمن را تکذیب کرد.(اسکای اسپورتس ایتالیا)12:22: فابیو کوئنترائو، مدافع رئال مادرید با اسپورتینگ لیسبون به توافق رسیده و به زودی به این باشگاه خواهد پیوست.(آبولا)11:35: تاکوما آسانو، مهاجم آرسنال یک فصل دیگر به صورت قرضی در اشتوتگارت خواهد ماند.(دیلی استار)11:12: اورتون در آستانه جذب موسی دمبله، مهاجم سلتیک قرار دارد. در صورت جدایی دمبله، احتمال حضور سردار آزمون در سلتیک بالا خواهد رفت.(سان)10:33: فلورنتینو پرز مدعی شد که پس از جام کنفدراسیون ها با رونالدو درباره آینده اش صحبت خواهد کرد. 10:01: آنتونیو کونته، سرمربی چلسی با سران این باشگاه برای تمدید قراردادش به توافق رسیده است.(اسکای اسپورتس)09:42: نمانیا ماتیچ مد نظر یونایتد قرار گرفته و مورینیو قصد دارد شاگرد سابقش را به الدترافورد ببرد.(سان)09:10: بارسلونا پیشنهاد 20 میلیون پوند به علاوه رافینیا را برای جذب هکتور بیرین به آرسنال ارائه کرده است.(سان)-1396/3/2922:40:چلسی پیشنهاد دوم خود را به مبلغ 60 میلیون یورو برای جذب الکس ساندرو، مدافع یووه ارسال کرده است (دیلی اکسپرس)22:15: باشگاه رم تلاش خود را برای جذب دومنیکو براردی، مهاجم جوان و ایتالیایی ساسولو آغاز کرده است (فوتبال ایتالیا)21:50: یکی از گزینه های میلان برای جایگزین کردن دوناروما، لنو سنگربان جوان آلمانی لورکوزن خواهد بود (بیلد)21:25: یوونتوس و بایرن بر انتقال داگلاس کاستا با 40 میلیون یورو توافق کرده اند (کیکر)21:00: یوونتوس به دنبال جذب سرژ اوریر، مدافع جنجالی پاری سن ژرمن است (کالچومرکاتو)20:40: آرسنال قصد دارد با 30 میلیون یورو برای جذب آردا توران، ستاره ترک تبار بارسلونا اقدام کند (آ.اس)20:20: بارسا برای جذب هکتور بیرین ...

ادامه مطلب  

آلوده ترین جزیره زمین متعلق به کجاست؟  

درخواست حذف این مطلب
در میانه اقیانوس آرام جنوبی جزیره ای دورافتاده و غیرمسکونی وجود دارد که از نزدیک ترین منطقه مسکونی بیش از کیلومتر فاصله دارد.گروه گوناگون «تیتریک» شاید تصور کنید این جزیره دورافتاده کاملا بکر و دست نخورده است اما جزیره هندرسون که به اندازه ای دورافتاده است که هر 5 یا 10 سال یکبار مورد بازدید دانشمندان قرار می گیرد جهانی از مشکلات است. میلیون ها قطعه زباله پلاستیکی با جریان آب به ساحل این جزیره آمده اند و حجم آنها فراتر از حد تصور دانشمندان است.براساس تحقیقات جدید که توسط محققان دانشگاه تاسمانی انجام گرفته در هر متر مربع از سواحل جزیر ...

ادامه مطلب  

سفری به جزیره آرام و زیبای سقطری در کشور جنگ زده یمن + عکس  

درخواست حذف این مطلب
جزیره سقطری و حتی کشور یمن تا قبل از درگیری های داخلی و حمله عربستان سعودی به این کشور تا حدودی برای بیشتر مردم دنیا ناشناخته بود کشوری در جنوب غربی آسیا و در جنوب شبه جزیره عربستان ، با پایتختش شهر صنعا و جمعیتی معادل ۲۳ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر علاوه بر شرایط خاصش در این روزها دارای جزیره ای دست نخورده و سراسر شگفتی سقطری است که برای گردشگران مکانی بکر و خارق العاده است. با میهن پست همراه شوید.اما از زمان شروع درگیری ها و نا آرامی ها در این کشور در ۲ سال خیر که تنها تصاویر از جنگ و ویرانی این کشور به سراسر جهان مخابره شده ، کمی آن سوتر از سرزمین اصلی یمن ، جزیره ای یمنی سقطری تا به امروز در آرامش روزگار می گذراند؛ جزیره ای که یکی از شگفتی های کره زمین است و به همین دلیل در یونسکو ثبت جهانی شده است.جریره زیبای سقطری یا سوکوترا(socotra) ...

ادامه مطلب  

زیباترین مکان دنیا که هرگز ندیده اید + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
جزیره « بورا بورا » به عنوان زیباترین مکان جهان لقب گرفته است.گروه چندرسانه ای «تیتریک»، جزیره «بورا بورا»، با مساحت 29 کیلومتر مربع، در قسمت غربی جزایر «سوسایتی آیلند» قرار دارد. جزایر «سوسایتی آیلند» یا «جزایر انجمن» گروهی از جزایر در جنوب اقیانوس آرام هستند. این جزایر به لحاظ سیاسی بخشی از خاک «پولینزی فرانسه» محسوب می شوند. جزیره « بورا بورا » به ...

ادامه مطلب  

بزرگ ترین جزایر جهان را بشناسید/ تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
گینه نو (new guinea island)جزیره گینه نو در غرب اقیانوس آرام قرار دارد و دومین جزیره بزرگ جهان با ۷۸۵ کیلومتر مربع مساحت است. این جزیره متعلق به دو کشور است، بخش غربی آن بخشی از خاک اندونزی و پخش شرقی آن تحت نظر پاپوا گینه نو است. جزیره گینه نو منبع غنی از طلا و مس است. بیشترین گونه های متنوع و زیبای پرندگان در این جزیره زندگی می کنند.جزیره بورنئو (borneo island)جزیره بورنئو در غرب اقیانوس آرام قرار گرفته است و تنها جزیره جهان است که توسط سه کشور اداره می شود. این سه کشور شامل اندونزی، مالزی و برونی می شوند. بیشترین بخش این جزیره متعلق به کشور اندونزی است. بورنئو سومین جزیره بزرگ جهان است که تقریبا دو برابر کشور آلمان می باشد. بلند ترین قله جنوب شرقی آسیا که در کوهستان کیمابالو قرار دارد در این جزیره می باشد.جزیره ماداگاسکار (madagascar island)جزیره ماداگاسکار در سواحل شرقی آفریقا در اقیانوس هند واقع شده است. گفته می شود تحقیقات نشان داده که جزیره ماداگاسکار ۸۸ میلیون سال پیش با جدا شدن از شبه قاره هند، شکل گرفته است. تقریبا ۲۵۰۰۰۰ گونه مختلف حیوانات در این جزیره زندگی می کنند و نکته جالب تر اینست که تقریبا ۷۰% این حیوانات در هیچ جای دنیا یافت نمی شوند.جزیره بافین (baffin island)بافین بزرگ ترین جزیره در کانادا است که مساحتی برابر ۵۰۷۴۵۱ کیلومتر مربع دارد. بافین یک جزیره فوق العاده سرد که که متوسط دمای آن -۸ درجه است. حیوانات مختلف و مشهوری در این جزیره یافت می شوند از جمله خرس قطبی و گرگ های قطبی.جزیره سوماترا (sumatra island)جزیره سوماترا در کشور اندونزی قرار دارد و دومین جزیره بزرگ در اندونزی است. سوماترا جزیره ایست که بیشترین تعدا ...

ادامه مطلب  

آیا ساعت کار زنان باید کاهش پیدا کند؟ / زنان شاغل در گذر ساعت ها  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: این روزها میل به شاغل شدن و استقلال مالی و حضور در عرصه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در زنان افزایش پیدا کرده و همین هم شده که نگاه های مختلف جایگاهِ زنانه زنان شاغل را در تناقض با کانون خانواده می دانند.از سال پیش که لایحه کاهش ساعت کاری زنان با امضای رئیس جمهوری در مجلس به تصویب رسید، موافقان و مخالفان زیادی در این باره اظهارنظر کرده اند؛ لایحه ای که کلیات آن قصد داشت در جهت حمایت از زنان متاهلی که مسئولیت اداره کانون خانواده را دارند، از ساعت کاری زنان شاغل بکاهد؛ اما پس از فرازونشیب های طولانی سال گذشته با شرایط خاص تصویب و به دستگاه ها ابلاغ شد.این ماده زنان شاغلی که فرزند زیر ۷ سال، همسر یا فرزند معلول و مبتلا به بیماری های خاص یا صعب العلاج دارند را از زنان عادی تفکیک کرد؛ اما این قانون به دلایل مختلف اجرایی نمی شود. حالا بیش از ٩ ماه از قانونی شدن لایحه ای که ساعت کاری زنان شاغل را از ٤٤ ساعت کار در هفته به ٣٦ ساعت تقلیل داد، می گذرد؛ اما به دلایل مختلف اجرا نمی شود. با این حال نکته کلیدی عدم اجرای آن برای زنان مشمول این قانون، از یک طرف به اثبات محق بودن کارمند و هماهنگی با کارفرماها برمی گردد و از طرف دیگر تعهد کاری زنانی که حتی با استناد به این قانون باز هم همپای همکاران شان کار می کنند. با این حال در طول این مدت کارشناسان زیادی در رابطه با کاهش ساعت اداری زنان اظهارنظر کرده اند و خیلی ها معتقدند این قانون باید شامل همه زنان شاغل شود. انتقادات و پیشنهاداتی که مسئولیت حفظ و اداره خانواده را در تقابل با خاستگاه برابری زن و مرد در اجتماع قرار داده می دهد؛ چرا که در مقابل نگاه حمایتی به زنانی که هم در خانه و هم بیرون از خانه کار می کنند، نگاه مدرن تری وجود دارد که نمی خواهد حتی با حمایت قانونی، نقش زنان را در مشاغل شانکمرنگ کند. مخالفان معتقدند در صورت اجرای این قانون زنان از عرصه برخی از شغل ها حذف می شوند و کارفرمایان ترجیح می دهند نیرویی را استخدام کنند که با همان حقوق و مزایا بیشتر از زنان کار کنند.کدام راه؟این لایحه از دولت های قبل نیز در دستور بررسی قرار داشت تا به تصویب برسد؛ پس از تصویب در دولت یازدهم اما واکنش های متفاوتی را با خود به همراه داشت.همان زمان شهیندخت مولاوردی، معاون اجتماعی و توسعه مشارکت های مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری در این باره گفت: «آقایان بیشتر از همه معتقدند که باید کانون خانواده توسط زنان اداره شود و چون به نفع آنهاست، بنابراین آنها با لایحه کاهش ساعت کاری زنان مخالفت نمی کنند.» اگر چه براساس این ماده قانونی قرار نیست که با کاهش ساعت کاری زنان حقوق و مزایای آنها کاسته شود، اما منتقدان اعتقاد دارند اجرای این طرح باعث کاهش بازار کار برای زنان و کمرنگ شدن مشارکت آنها در عرصه شغلی و اقتصادی جامعه خواهد شد.یک سال بعدچند روز پیش شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان ریاست جمهوری از اجرای سلیقه ای قانون کاهش ساعت کار زنان شاغل با شرایط خاص انتقاد کرد و گفت: «این قانون با اعمال سلیقه از سوی برخی دستگاه ها اجرا می شود؛ در حالی که توقع و انتظار ما این است که با یک وحدت رویه و روشی منسجم در تمامی دستگاه ها اجرایی شود. بررسی خلأهای اجرای قانون زنان شاغل دارای شرایط خاص با مشارکت سازمان امور استخدامی صورت گرفته و دستورالعمل آن در مرحله تدوین است.با این حال این روزها همان قانونی که زنان شاغل را به دو قسمت مشمول و غیرمشمول تقسیم کرده بود، هم اجرایی نمی شود؛ اما همچنان برخی از مسئولان و کارشناسان معتقدند که این قانون باید شامل همه زنان باشد.چند روز پیش ناصر یزدی، امام جمعه یزد پیشنهاد داد که زنان شاغل باید ٤ساعت در هفته کار کنند و در این باره گفت: «ساعت های زیاد کاری بانوان یکی از عواملی است که سبب دورشدن اعضای خانواده از هم می شود؛ درصورتی که والدین هر دو بخواهند بیشتر وقت خود را به کار اختصاص دهند، هیچ توان و وقتی برای تربیت فرزندان خود ندارند وکم کم کودکان هم از ارزش های اسلامی دور می شوند.یکی از راهکارهایی که در ارتباط با این موضوع وجود دارد، این است که ساعت کاری بانوان را به ٤ ساعت کاهش دهیم تا علاوه بر این که از ظرفیت دانش و تفکر وی در امور اجتماعی استفاده شود، بتوانند مدیریت خانه و خانواده را هم برعهده بگیرند و این نقش را به خوبی اجرایی کنند.»تفاوت دیدگاه ها و تقابل مشارکت اقتصادی و نقش زنان در خانه و محل کار مسأله چالش برانگیزی است. آیا باید برای رفع آسیب های اجتماعی و تقویت بنیان خانواده نقش زنان را در عرصه های شغلی کمرنگ کرد یا این که آسیب ها را نباید به نقش زنان متاهل نسبت داد و برای کاهش آن شرایط شغلی شان را عوض کرد؟! در حالی که آمارهای مختلف نشان می دهد که مردان نسبت به زنان شانس بالاتری برای استخدام دارند؛ آیا کاهش ساعت اداری زنان فرصت های شغلی آنها را از بین می برد؟ با توجه به دیدگاه های مختلفی که نسبت به نقش و جایگاه زنان در عرصه های مختلف وجود دارد، امروز در صفحه «یک پرسش چند پاسخ» با کارشناسان در رابطه با «کاهش ساعت اداری» زنان متاهل با طیبه سیاووشی شاه عنایتی، نماینده کمیسیون فرهنگی مجلس، جبار کوچکی نژاد، نماینده کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس و دکترمحمد امین قانعی راد، جامعه شناس و رئیس سابق انجمن جامعه شناسی کشور گفت و گو کردیم که در ادامه می خوانید.پیشینهاگر چه این روزها پیچیدگی و مشکلات اقتصادی و اجتماعی زندگی شهری ضرورت اشتغال زنان را ایجاب می کند، اما باید بدانیم که از قرن ها پیش نیز زنان علاوه بر خانه داری و ایفای نقش مادری و همسری در خانواده در کارهای کشاورزی و دامپروری به همسران شان کمک می کردند. رفته رفته و با گذر زمان بافندگی و فرشبافی نیز به عنوان شغلی که درآمدی از آن کسب می شد، به زندگی زنان ایرانی وارد شد. با این حال این مشاغل ساعت کاری مشخصی نداشت و معمولا زنان خانه دار بین اوقات بیکاری و پس از رسیدگی به امور خانه و آشپزی و رفت و روب ساعت هایی را هم به صنایع دستی شان مانند قالی بافی، حصیربافی، دوخت ودوز، کوزه گری و غیره اختصاص می دادند. بنابراین موضوع اشتغال زنان اتفاقی تازه و جدید نیست و حتی در جوامع ابتدایی نیز زنان در کنار خانه داری با کشاورزی، دامپروری، صنایع دستی و مشاغلی از این دست کسب وکار کرده اند؛ اما شاید حضور جدی زنان در عرصه های مختلف شغلی و کسب جایگاه هایی فراتر از مشاغل سنتی و آبا و اجدادی به دوران قاجار بازگردد. در این دوران با تأسیس بانک ها و کارخانه ها و سرمایه گذاری در بخش های مختلف مشاغل کم کم زنان نیز وارد عرصه های شغلی متفاوت تری نسبت به قبل شدند. این روند در دوران پهلوی اول و دوم نیز کمی پیشرفته تر شد؛ به طوری که در سال ١٣٥٥ نرخ مشارکت نیروی کار زن به ١٣ درصد رسید. پس از انقلاب باشکوه اسلامی نگاه ویژه و سخنرانی های امام خمینی(ره) درباره جایگاه زنان در کشور باعث شد که دیدگاه مردم نیز نسبت به حضور زنان در عرصه های مختلف شغلی تغییر کند. با این حال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران این وضع را در سراشیبی نزول قرار داد؛ چرا که تحریم های اقتصادی و بسته شدن بسیاری از کارخانه ها و توقف تولید در کنار بحران جنگ باعث شد همان تفکر سنتی که مرد باید نان آور خانه باشد و زن باید در این شرایط کانون خانواده اش را حفظ کند به جامعه برگردد. با این حال با پایان یافتن جنگ و اصلاح قانون اساسی و تغییر نظام پارلمانی به ریاست جمهوری دولت های مختلف تلاش ها و سیاست های مختلفی را برای اشتغال و حضور زنان در عرصه های مختلف شغلی ایجاد کردند. اگر چه سهم زنان شاغل در طول این دوران چندان رقم بالایی نیست، اما شاید یکی از اصلی ترین دلایل این موضوع همان نگاه و تفکرات سنتی و فرهنگی به جایگاه زنان به خصوص از نوع متاهلش باشد. نگاهی که در برخی از شرایط مدرنیته را پذیرفته و در برخی از مواقع در تقابل با آن جنگیده است. نگاهی که به دور از نگاه فمینیستی برای حضور زنان در عرصه های مختلف شغلی ارزش های ویژه ای قایل می شود. نقش زن و مادر در یک خانواده ایرانی نقش پررنگی است و همین هم باعث شد که نگاه های ویژه به جایگاه زنان بر روی شغل آنها نیز تأثیر بگذارد و نمایندگان مجلس از سال ها قبل به دنبال تصویب قانون «کاهش ساعت کاری زنان» بیفتند. بنابراین باید گفت که بیش از ١٠ سال از زمانی که پیشنهادات مختلفی در خصوص کاهش ساعت کاری زنان مطرح شد، گذشته است. این طرح که از همان آغاز دولت اول محمود احمدی نژاد به مرکز امور زنان و خانواده وقت ارسال شده بود، مورد توجه نمایندگان مجلس قرار نگرفت؛ چرا که نمایندگان کمیسیون اجتماعی مجلس معتقد بودند که این طرح بار مالی زیادی را به دولت تحمیل می کند و از طرف دیگر وقتی قرار باشد ساعت کاری زنان کمتر از مردان باشد، اما حقوق و دستمزد برابری دریافت کنند قطعا ادارات و سازمان های مختلف دولتی و خصوصی تمایلی به استخدام زنان نشان نخواهند داد. در سال ٩٢ نیز این لایحه همراه با تغییراتی (کاهش ساعت اداری برای زنان با شرایط خاص) دوباره در مجلس مطرح شد؛ اما به دلیل مصادف شدن زمان طرح این لایحه با آخرین روزهای پایانی دولت دوم محمود احمدی نژاد، این طرح در همان مجلس اما در دولت یازدهم و با امضای حسن روحانی به تصویب رسید.نظر مخالفکاهش ساعت کاری زنان تهدید شغلی آنهاستطیبه سیاووشی شاه عنایتی، نماینده کمیسیون فرهنگی مجلس| اگر چه براساس تحقیقات انجام شده بعد از تصویب قانون کاهش ساعت کاری زنان با شرایط خاص، گفته می شود که این قانون در ادارات اجرایی نمی شود اما به گفته برخی از کارشناسان یکی از اصلی ترین دلایل عدم اجرای آن مطالبه نکردن این قانون توسط زنان کارمند است. قانونی که هنوز امتحانش را پس نداده و زنان ...

ادامه مطلب  

مدل های شیک کابینت جزیره ای کانتردار آشپزخانه  

درخواست حذف این مطلب
در این مطلب تصاویر مجموعه ای از شیک ترین و مدرن ترین مدل های کابینت جزیره ای کانتردار آشپزخانه را مشاهده می کنید.تصاویر آشپزخانه با کابینت جزیره ایدرسال های اخیر کابینت آشپزخانه جزیره با طراحی های شیک و خلاقانه بسیار مورد استفاده قرار می گیرد که این نوع کابینت را در آشپزخانه های ایرانی نیز بسیار دیده می شود.آشپزخانه با کابینت جزیره ای جزء طراحی های مدرن و جدید در دکوراسیون داخلی آشپزخانه های امروزی می باشد. این مدل طراحی برای کسانی که برای تهیه و سرو غذا فضاهای جداگانه ای ندارند بسیار مناسب است. در ادامه این مطلب همراه ما باشید تا با طراحی آشپزخانه جزیره ای بیشتر آشنا شوید.کابینت جزیره ای جدید و شیکبرای طراحی آشپزخانه با کابینت جزیره ای یک میز در وسط آشپزخانه قرار می گیرد که می توان از آن برای قرار دادن سینک ظرفشویی، گاز، میز نهار خوری و کابینت استفاده کرد. استاندارد ارتفاع کابینت جزیره بین 90 سانتی متر تا 11 متر می باشد.در واقع کابینت های جزیره یکی از تاثیر گذارترین عناصر در دکوراسیون داخلی آشپزخانه می باشند، پس در انتخاب طراحی آن دقت کنید. در ادامه تصاویر طراحی های متنوع کابینت جزیره را مشاهده خواهید کرد.کابینت جزیره ای جدید و شیک آشپزخانه مدرنآشپزخانه جزیره ای ایده کارآمد و مناسبی برای طراحی داخلی آشپزخانه و استفاده بهینه از فضای آن می باشد.اگر می خواهید که فضای داخلی آشپزخانه را قسمت بندی کنید، از کابینت جدید جزیره ای ال شکل استفاده کنید. بدین ترتیب هر قسمت آشپزخانه از قسمت دیگر مستق ...

ادامه مطلب  

بحران عجیب مارها در جزیره گوآم +عکس  

درخواست حذف این مطلب
نکته دیگری که موجب شهرت این جزیره شده است وفور مارهای درختی قهوه ای در آن است. این گونه ها چندان برای انسان خطرناک نیستند اما روی جمعیت گروهی از حیوانات کوچک که شکار آنها محسوب می شوند اثرگذار است. از زمان آغاز شکل گیری حیات وحش در این جزیره این مارها از تخم حیوانات دیگر تغذیه کرده اند و اکنون جمعیت آنها دچار انفجار شده و به دو میلیون رسیده است یعنی در هر کیلومتر مربع از جزیره 5000 مار وجود دارد.جمعیت این مارها به اندازه ای زیاد است که طی هفت سال گذشته به دلیل ایجاد اتصالی در سیستم برق رسانی جزیره بیش از 4.5 میلیون دلار خسارت وارد آورده اند. ...

ادامه مطلب  

هر کسی به این جزیره مرموز نزدیک شود کشته خواهد شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شفاف، با وجود اینکه جزیره ی "نورث سنتینل" طبیعت شگفت انگیزی دارد، اما آنچه در پشت جنگل های انبوه و درختانش پنهان شده همچنان ناشناخته باقی مانده است؛ زیرا نزدیک شدن به این جزیره خطرناک بوده و مساوی با مرگ است. جزیره ی هندی مرموز که هر کس به سواحل آن نزدیک شود توسط بومیان جزیره کشته خواهد شددر این جزیره یک قبیله ی مرموز زندگی می کنند که از آمدن غریبه ها به جزیره ی خود امتناع کرده و جلوگیری می کنند. هر غریبه ای که به سواحل جزیره نزدیک شود خودش را در معرض خطر بزرگی قرار داده، زیرا بی درنگ او را به قتل خواهند رساند.قبیله ی مرموز "سینتیلیسی" که گفته می شود از هزاران سال پیش به این جزیره قدم گذاشته و در آنجا زندگی می کنند در مواجهه با کسانی که از نزدیکی جزیره عبور کنند رفتار تهاجمی و خشنی دارند. حتی هلیکوپترهایی که در ارتفاعات پایین بر فراز جزیره به پرواز در می آیند تا ناهمواری ها و توپوگرافی منطقه را بررسی کنند هم از گزند تیرها و نیزه های آنان در امان نیستند.این جزیره در خلیج بنگال قرار گرفته و تحت تصرف و مدیریت هند می باشد، اما تا به امروز جزیره و ساکنان آن با وجود زندگی نزدیک به شصت هزار سال در جزیره همچنان معمایی حل نشده باقی مانده ان ...

ادامه مطلب  

اهمیت فضاهای شهری جنسیتی برای عرصه ی عمومی  

درخواست حذف این مطلب
به عنوان استاد برنامه ریزیِ شهری با پیشینه ­ی جامعه ­شناسی، تحقیقات اولیه ­ام بر رابطه ی بین نابرابری اجتماعی و محیط مصنوع/ساخته شده متمرکز بود. در تحقیق قبلی­ ام این نظریه را به بوته ­ی آزمون گذاشتم که تفکیک جنسیتیِ اجباری در خانه، مدرسه و محل کار، زنان را در جایگاه فروتری نسبت به مردان قرار می­ دهد (spain 1992). این فرضیه به واسطه داده­ های میان فرهنگی در جوامع غیرصنعتی و داده ­های تاریخی در ایالات متحده تأیید شد. در میان فرهنگ های مختلف، زنان پایین ترین شأن و منزلت را در جوامع غیرصنعتی دارند. جایگاه آن ها به بخش های مشخصی از خانه محدود و در مراکز آموزشی از مردان جدا می شوند. هم چنین در این جوامع زنان از موقعیت­ های کاری متفاوتی نسبت به مردان برخوردارند. بررسی­ های تاریخی در ایالات متحده نشان می­ دهد، با کاهش تمایز میان مردان و زنان در امور داخلی خانه، مختلط شدن مدارس و مکان های کاری، منزلت زنان افزایش پیدا کرده است. از لحاظ تاریخی و در میان فرهنگ های مختلف، هر چه در یک مکان جداییِ فضاییِ مرسوم بین زن و مرد بیشتر باشد، جایگاه زنان در عرصه ی عمومی پایین­ تر است.تحقیق درباره ی اماکن مختلف در کارهای بعدی ام هم چنان ادامه پیدا کرد. اما این بار با سه تفاوت: اول توجه به عامل تفکیک جنسیتی اجباری در مقابل تفکیک جنسیتی اختیاری. در اواخر قرن نوزدهم، هزاران نفر از زنان آمریکایی به انجمن­ های داوطلبانه­ ای هم چون «انجمن زنان جوان مسیحی[۱]» و انجمن سکونت گاه های کالج[۲] پیوستند. این سازمان­ ها به داوطلبان فرصت کسب تجربه در مدیریت املاک و مستغلات، امور مالی و مهارت­ های رهبری سیاسی داد، آن هم زمانی که بسیاری از زنان از حق رأی محروم بودند (spain 2001).دوم، مکان هایی را بررسی کردم که خانه، مدرسه و محل ­کار نبودند بلکه مکان­ هایی ترکیبی­ بودند که همه یا برخی از کارکردهای این فضاها را در خود داشتند. برای مثال، خانه های اسکان[۳] در قرن نوزدهم برای شمار اندکی از ساکنان، محل اسکان و محل اشتغال و برای صدها هزار نفر از کودکان محله، مهدکودک بود. ساختمان چندمنظوره ی انجمن زنان جوان مسیحی از یک طرف آموزشگاه تایپ برای زنان جوان بود و از سوی دیگر پانسیون آن ها. ویژگی این ساختارها این است که در آستانه ­ی فضای خصوصی و عمومی قرار گرفتند. مکان­ های این چنین برای تازه­ واردانی که خانه­ های روستایی ­شان را برای زندگی در شهر ترک کردند، ضرورت داشت.سوم، برای درک سهم هر یک از این مکان­ ها در صنعتی­ کردن شهرهای ایالات متحده، آن ها را در بافت شهری خودشان مورد بررسی قرار دادم. مکان­ هایی هم چون خوابگاه­ برای زنان شاغل، خانه­ های امداد و نجات برای مادران مجرد، مهدکودک­ ها، کتابخانه­ ها و ایستگاه ­های پرستاری برای کودکانِ محله به «مکان رستگاری» تبدیل شدند که بهشت امنی را در اختیار تازه ­واردان به شهر قرار می ­داد. همزمان این مکا ن ­ها مانع هرج ومرج ­های جمعیتی در شهر می ­شدند. از آن جا که تعداد زیاد این مکان­های رستگاری نیازهای زنان و کودکان را برطرف کرد، انجمن زنان جوان مسیحی و خانه­ های اسکان، فضاهایی جنسیتی به چشم­ انداز شهری اضافه کردند.در مجموع تحقیق من نشان می­ دهد تفکیک جنسیتی اجباری در مکان­ های منفرد، دسترسی زنان به عرصه ی عمومی را کاهش می ­دهد، در حالی که تفکیک داوطلبانه موجب افزایش دسترسی زنان می­ شود. هدف این مقاله کشف شرایطی است که زنان موفق به خلق فضاهای شهریِ جنسیتی برای خودشان می ­شوند. در ادامه به بررسی سه جامعه­ ای می­ پردازم که زنان فضاهای حقیقی و نمادینی برای خود در شهر بدست آوردند. این سه جامعه عبارتند از منطقه بگینج[۴] در قرون وسطیٰ، خانه­ های اسکان در اواخر قرن نوزدهم و مراکز مادران[۵] در جوامع پساسوسیالیستی معاصر. گرچه این سه جامعه به لحاظ زمانی و مکانی تفاوت­ های بسیاری دارند، اما هر سه با هویت ­بخشی مستقل به زنان در خارج از محیط خانه که گاهی چالش ­برانگیز هم بوده، در خدمت کارکردهای ضروری و ارتقاء مشارکت در عرصه ی عمومی بوده­ اند. هم چنین فضاهای شهری جنسیتی، مکان­ های امنی خلق می­ کنند که در آن ها زنان می­ توانند به استقلال اقتصادی برسند. این نهادهای جدید زمانی ظهور می ­کنند که آنومی یا بی­ هنجاری وجود داشته باشد.بر اساس نظریه ی امیل دورکیم، جامعه ­شناس فرانسوی، آنومی به فقدان هنجار یا بی­ هنجاری اجتماعی اطلاق می ­شود. وضعیتی که جامعه از قواعد مرسوم و مقرراتی که بر زندگی روزمره حاکم بوده است، خارج می­ شود. آنومی، نتیجه­ ی فروپاشی همبستگی اجتماعی است و باعث احساس سردرگمی و ناامنی­ ای می ­شود که تلاش برای بازگرداندن نظم اجتماعی را در پی دارد (giddens 1972; martindale 1960). شهرهای قرون وسطی، شهرهای در حال صنعتی شدن[۶] و شهرهای معاصر در اروپای شرقی دارای نشانه­ های وضعیت آنومیک در بستر زمانه ی خودشان هستند. شرایط بد بهداشتی در شهرهای قرون وسطیٰ، نرخ مرگ ومیر را به حدی بالا برده بود که جایگزینیِ جمعیت تنها با مهاجرت­ های پیوسته امکان ­پذیر بود. این اصطلاح آلمانی که «هوای شهر انسان را رها می­ کند[۷]» به خوبی جایگاه جدیدی را که مهاجران با ورود به داخل دیوارهای شهر کسب می­ کردند، نشان می­ دهد. در آن زمان تضادهایی که میان قدرت فئودالی و کلیسا وجود داشت، موجب اتخاذ سیاست­ های ناپایدار می­شد (weber 1958).شهرهای در حال صنعتی شدن در آمریکای قرن نوزدهم نیز مهاجرپذیر بودند. هر ساله هزاران مهاجر از اروپا وارد این شهرها می ­شدند. از آن جا که وابستگی اقتصاد آمریکا به کشاورزی در حال کاهش بود، شمار بسیاری از آمریکاییان، مزارع را برای رفتن به شهر ترک می ­کردند. نابرابری عظیم درآمدی و درگیری میان مدیران و نیروی کار، ترکیبِ شهریِ بی­ ثباتی ایجاد کرده بود. این شهرها مملو از غریبه­ هایی با ترکیب­ های متنوع قومیتی، نژادی، دینی و فرهنگی بودند. در نتیجه، حس تعلقی که مردم در مناطق همگنِ روستایی تجربه می ­کردند، تضعیف شد.در شهرهای معاصر اروپای شرقی، تجربه ی انتقال از یک اقتصاد برنامه­ ریزی­شده­ ی سوسیالیستی به اقتصاد بازار آزاد بسیار مشهود است. در جریان این انتقال، تمایزهای پیچیده ی طبقاتی به وجود آمدند که اساس ­شان بر پایه ی مالکیت و وضعیت اشتغال است. زنان بیشترین فشار را در جریان این اصلاحات رادیکال متحمل شدند. آن ها درآمد کمتر، مالکیت کمتر و مناصب سیاسی کمتری در مقایسه با مردان بدست آوردند (lazreg 2000). پیامدهای این گذار اقتصادی و سیاسی کل این جوامع را تحت­ تأثیر قرار داد و منجر به یک وضعیت عدم قطعیت شد.شرایط مختلفی می­ تواند منجر به ظهور بی­ هنجاری اجتماعی شود، در ادامه به سه پیش­ شرط آن اشاره می­ کنم. نخستین عامل، عدم تعادل در دینامیک جمعیت است. یعنی هنگامی که تعادل میان نرخ تولد، مرگ ومیر و مهاجرت از میان می ­رود. یک جامعه زمانی می ­تواند رشد پیدا کند که مثلاً در یک اقتصاد کشاورزی، میزان بالای مرگ­ ومیر توسط میزان بالای باروری جبران شود و یا هم چون بسیاری از کشورهای توسعه­ یافته میزان پایین زادوولد بواسطه ی مهاجرپذیری، جبران شود. اغلب اوقات اختلال در تعادل جمعیتی، شتاب­ دهنده­ ی تغییر اجتماعی و سیاسی است. افزایش نرخ زادوولد در ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم، مدارس دولتی را مجبور به ارائه ی خدمات در دو شیفت کرد، ناآرامی­ های مدنی در دهه ی ۱۹۶۰ را تسهیل کرد و در حال حاضر بر مباحثات ملی درباره مزایای تأمین اجتماعی تأثیرگذار است. انفجار موالید[۸] نوعی انحراف از روند تدریجی کاهش موالید محسوب می­ شد که مشخصه کشورهای صنعتی بود. بخش زیادی از جامعه ی امروز آمریکا، از مدارس ابتداییِ رهاشده گرفته تا رشد انجمن­ های بازنشستگی، بدون چنین رشد ناگهانی ­ای در زادوولد شکل دیگری به خود می­ گرفت.دومین عامل، گذارهای سیاسی است که منجر به بی ­ثباتی و ایجاد مسیرهای باز برای تغییر اجتماعی می­ شود. جنبش اصلاحات پیشرو در آمریکا منجر به ظهور حزب پیشروی تئودور روزولت در سال ۱۹۱۲ شد. حزب سومی که مدافع اعمال نظارت مردم بر دولت، انتخابات مقدماتی[۹]، رفراندم و حق رأی زنان بود. جین آدامز، مؤسس نخستین خانه ­های اسکان مهاجران در زمانی که روزولت برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد شده بود، به ایراد سخنرانی عمومی پرداخت. حزب پیشرو اگرچه به سرعت به حاشیه رفت، اما اجماعی را جهت اعطاء حق رأی به زنان برای دهه ی آینده فراهم کرد. در تاریخ معاصر نیز فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی منجر به بی­ ثباتی سیاسی و اقتصادی قابل توجهی در بسیاری از کشورهای اروپای شرقی شد.سومین عامل، عدم اطمینان از ارائه ی خدمات عمومی است که اشکال تاریخی و فرهنگی متفاوتی به خود می­ گیرد. در شهرهای قرون وسطیٰ از یک طرف صنعت نساجی نیازمند نیروی کار زنان بود و از طرف دیگر افراد بیمار و سالمند به مراقبت زنان احتیاج داشتند. بگینج­ ها هر دوی این خدمات را ارائه می­ دادند. در شهرهای در حال صنعتی شدن در قرن ۱۹، پیش از آن که شهرداری­ به تأمین نیازهای بهداشتی و آموزشی مهاجران و فقرا بپردازد، خانه­ های اسکان این خدمات را به آن ها ارائه می­ دادند. زنان در شهرهای پساسوسیالیستی نیازمند اشتغال و خدمات حمایتی ­ای بودند که پیش تر توسط دولت ارائه می­ شد، این خدمات را مراکز مادران ارائه می ­دادند.بنابرین شرایط آنومیک زمانی ایجاد می­ شود که ترکیبی از این سه عامل وجود داشته باشد: تغییرات جمعیتی رخ دهد، جامعه گذارهای سیاسی و اقتصادی را تجربه کند و شهروندان از ارائه ی خدمات عمومی مطمئن نباشند. این شرایط فرصتی را برای ظهور نهادهای جدید مثل فضاهای جنسیتی ایجاد می­ کنند.زنان و عرصه ی عمومیعرصه ی عمومی هم شامل ساختار سیاسی و هم فضای فیزیکی می­ شود. فعالان عرصه ی عمومی می­ توانند به نمایندگی از کل جامعه سخن بگویند، عمل کنند و گاهی منافع شخصی­ شان را در اولویت قرار دهند. تنها در عرصه ی عمومی کاربرد مشروع زور یا تأثیرگذاری بر اقتصاد امکان ­پذیر است. هم چنین سیستم ­های نابرابری که تقریباً در همه جای دنیا جایگاه مردان را بر زنان برتری می­ دهد، در عرصه ی عمومی ایجاد می­ شود. زنان به ندرت عرصه ی عمومی را اشغال می­ کنند و در تصمیماتی که کل جامعه را متأثر می­ کند دخیل­ ا ند و نیز کمتر کنترل استفاده از زور را دارند یا بر سیاست­ های اقتصادی تأثیرگذارند (rosaldo 1980; ryan 1990). به میزانی که عرصه ی عمومیِ پویا برای جامعه مدنی اهمیت دارد، فضاهای جنسیتی که هدایت­ گر زنان به عرصه ی عمومی هستند نیز سهم مهمی در یک شهر برابری­ طلب دارند.لین لوفلند[۱۰] (۹۹۸) جامعه­ شناس آمریکایی، میان سه دسته فضایِ شهری تمایز می­ گذارد: ۱- عرصه ی خصوصی خانه و خانواده ۲- قلمروی محدود محلی و ۳- عرصه ی عمومی شهر که با غریبه­ ها مواجه می ­شویم. زنان به طور سنتی متعلق به عرصه ی خصوصی قلمداد می ­شدند. هنگامی که آن ها جرأت کرده و در شهر حضور پیدا کردند، نه به عنوان مادر و همسر که به عنوان غریبه­ هایی در زندگی مدنی شناخته می ­شدند. با این حال این زنان در عرصه ی عمومی در مقایسه با همتایان­شان در عرصه ی خصوصی، فرصت­ های بیشتری برای دستیابی به استقلال اقتصادی و تأثیرگذاری سیاسی داشتند.فضاهای شهریِ جنسیتی هنگامی می­ توانند برای عرصه ی عمومی مفید باشند که نقش زنان در خارج از خانه را روشن کنند. بگینج­ها زنان مذهبی­ ای را که معلم، پرستار و کارگرِ صنعت نساجی بودند، سکنیٰ می ­دادند. این زنان برخلاف راهبه­ های منزوی برای کار به شهر می­ رفتند. از آن جا که نامی برای این دسته از زنان که هم در عرصه ی خصوصی و هم در عرصه ی عمومی فعالیت می­ کردند، وجود نداشت به آن ها بگینا[۱۱] گفته می­ شد. اصطلاحی تحقیرآمیز که در نهایت دلالت­ های منفی­ اش از بین رفت و وارد ادبیات مرسوم شد. در نتیجه بگیناها دارای هویت بودند. آن ها ممکن بود مجرد باشند یا قبلاً ازدواج کرده باشند یا در نقش خواهر، مادر و دختر باشند اما به عنوان بگینا، جایگاهِ مناسبی را در عرصه ی عمومی اشغال کرده بودند.زنان همواره در فضای عمومی شهرها به واسطه ی خرید و فروش اجناس در بازار، استفاده از خیابان و پیاده ­روها برای رسیدن به محل کار و شرکت در جشن­ های مذهبی و اجتماعی، حاضر بوده ­اند (ryan 1990) . از قرن ۱۳ تا قرن ۱۵ در کشورهای سفلی جنوبی[۱۲]، زنان کسب ­وکارهایی به عنوان مهمان خانه­ دار، تاجر پارچه و ماهی­ فروش داشتند. اگرچه آن ها بخشی جدایی ­ناپذیر از اقتصاد شهر بودند، اما حضور این زنان بی­ نظمی فضایی به همراه داشت. در سال ۱۳۶۰ قاضی شهر بروکسل، مراسم گرامی­ داشت سالانه ی زنان بازاری را به دلیل آن که در سال­ های گذشته موجب خشونت علیه مردان شده بود، ممنوع کرد. از جمله سازوکارهای غیررسمیِ کنترل اجتماعی در رابطه با زنان این بود که در عرصه ی عمومی آن ها را متهم به پوشیدن لباس­ های متظاهرانه و یا غیبت کردن بیش از حد می­ کردند (simons 2001, p.11).اگرچه زنان در فضای عمومیِ شهرهای قرون وسطیٰ حضور داشتند، اما در عرصه­ های عمومی­ ای که درباره ی منافع جمعی جامعه بحث می ­شد، غایب بودند. حضور مؤثر عمومی مستلزم حضور سیاسی بود. اما زنان نمی­ توانستند مناصب رسمی در شهر داشته باشند. حذف آن ها از مناصب عمومی و در نتیجه حذف­ شان از تأثیرگذاریِ سیاسی باعث شد تا مقامات شهری، مشارکت زنان در معاملات تجاری را محدود کنند و آن ها را به خانه بفرستند (simons 2001, p. 12).زنان تا پیش از گرفتنِ حق رأی در شهرهای قرن نوزدهم در ایالات متحده شرایط مشابهی داشتند. آن ها در اماکن عمومی حاضر می ­شدند اما این حضور نباید به تنهایی صورت می­ گرفت چه در این صورت مورد انتقاد قرار می ­گرفتند. زنان تنها در بهترین حالت قربانیان بالقوه ی مردانِ بی­ پروا قلمداد می­ شدند و در بدترین حالت به رعایت نکردن اخلاقیات و بی­ بند و باری متهم می­ شدند. شرکت زنان در تظاهرات­ های سیاسی مثل حق رأی و مخالفت با مصرف الکل، در گفتمان رسمی به آن ها صدایی جمعی داد که به صورت فردی فاقد آن بودند. اشغال فضای فیزیکی گام اول به سوی ورود به فضاهای نمادین برای تأثیرگذاریِ سیاسی بود (flanagan 2002). زنان آمریکایی اگرچه در نهایت موفق به گرفتن حق رأی و مناصب سیاسی شدند اما اکثریت مقامات منتخب هم چنان مردان هستند. در سال ۲۰۰۵ تنها ۱۵ درصد از اعضای کنگره و ۲۲ درصد از نمایندگان ایالتی زن بودند (مرکز زنان آمریکایی و سیاست ۲۰۰۵).زنان در کشورهای پساسوسیالیستی با ترکیب متفاوتی از مسائل مواجه­ اند. تا پیش از اصلاحات سیاسی، زنان میزان بالاتری از نیروی کار و نمایندگی سیاسی را در مقایسه با زنان در کشورهای غربی داشتند. خدماتی مثل مرخصی زایمان با حقوق، مراقبت­ های روزانه و خدمات مربوط به خانواده این امکان را برای زنان در این کشورها مهیا می­ کرد تا هر چه بیشتر وارد عرصه ی عمومی شوند. با این حال، نتیجه ی چنین سیاست­ هایی نه یک ادغام جنسیتیِ اختیاری که بیشتر دستوری و از بالا بود. پس از اصلاحات سیاسی، زنان حق انتخاب بیشتری یافتند و تلاش کردند جامعه مدنی ­ای ایجاد کنند که در آن منافع زنان و کودکان در جریان گذار به اقتصاد آزاد حفظ شود (jaeckel 2001).فرم فضاهای شهری جنسیتی بستگی به شرایط تاریخی و فرهنگی هر جامعه دارد. در ادامه جهت نشان دادن اهمیت این فضاها برای عرصه ی عمومی، سه فضای جنسیتی مورد بررسی قرار می­ گیرد.منطقه بگینج قرون وسطیٰدر قرون وسطیٰ هزاران نفر از زنان مجرد به لحاظ اعتقادی جایگاهی میان مذهبی و سکولار داشتند. یک قاضی دادگاه شهر در سال ۱۲۷۴ گفت «زنانی در میان ما هستند که نمی­ دانیم آن ها را چطور نام گذاری کنیم، زنان عادی یا راهبه. چرا که آن ها نه در این دنیا زندگی می­ کنند و نه در دنیایی خارج از آن» (neel 1989, p 323). جایگاه حاشیه­ ای بگیناها به آن ها استقلالی داده بود که در فرهنگ قرون وسطیٰ بی­ نظیر بود. بگیناها اگرچه سبکی زاهدانه و مذهبی داشتند ولی به این که کردار و قواعد دینی بایستی تحت نظارت روحانیان باشد، باور نداشتند. تأکید آن ها به خواندن و تفسیرکردن کتاب مقدس، گام مهمی به سوی اصلاحات مذهبی بود.بگینا عنوانی تمسخرآمیز برای چنین زنان مذهبی ­ای بود که از بسیاری از محدودیت­ های اعمال­ شده بر راهبه­ های منزوی در امان بودند. بگیناها از اواسط قرن ۱۳ آغاز به کسب دارایی و هویت مستقل به عنوان اعضای یک بگی ...

ادامه مطلب  

14 روش رفع مشکل ارسال و آپلود نشدن فیلم ، ویدیو و عکس در اینستاگرام  

درخواست حذف این مطلب
instagram برنامه محبوب و بی نظیر اشتراک گذاری عکس و ویدیو می باشد که دارای تنظیمات و افکت های جالب برای اینکار است، همچنین میتوانید به صورت خصوصی به دوستان خود پیام ارسال کنید، عکس های قرار داده شده را لایک کنید ، فیلم و ویدیو های خود را تا ۱ دقیقه آپلود کنید و.. . حال گاهی اوقات اتفاق می افتد که ما نمی توانیم عکس، فیلم و یا ویدیو را در اینستاگرام آپلود کنیم یا به عبارت دیگر امکان پست گذاشتن در اینستاگرام را نداریم! امروز در انزل وب به رفع مشکل آپلود نشدن فیلم، ویدیو و عکس در اینستاگرام می پردازیم.how to fix instagram uploading photo and video issue on iphone and androidواژه اینستاگرام ترکیبی از دو واژه instant camera و telegram به معنی پیام رسانی فوری از طریق عکس و دوربین است. نسخه نخستین اینستاگرام در اکتبر ۲۰۱۰ راه اندازی شد. این سرویس به سرعت محبوبیت کسب کرد و به بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر تا آوریل ۲۰۱۲ و ۳۰۰ میلیون کاربر تا دسامبر ۲۰۱۴ رسید. با چنین تعداد قابل توجهی از کاربران، توسعه دهندگان سعی در حفظ و بهبود خدمات نرم افزار اینستاگرام دارند. این فرایند بهبود ممکن است بر برنامه تاثیر بگذارد.همانند مواردی در ۷ روش حل مشکل عدم ارسال ، پخش و باز نشدن عکس ، فیلم و.. در تلگرام که در اشاره کردیم شاید در هنگام آپلود عکس، فیلم و ویدیو در instagram نیز مشکل آپلود نشدن و نمایش پیغام video wasn’t posted یا photo wasn’t posted اینستاگرام را تجربه کرده باشید. برای حل مشکل آپلود نشدن فیلم، ویدیو و عکس در اینستاگرام مراحل زیر را دنبال کنید اما قبل از شروع حتما نکات زیر را تست کنید :یک ویدیو و عکس دیگر برای اطمینان از خراب نبودن فایل مد نظر شما برای آپلود و ارسال در اینستاگرام تست کنیداز یک کانکشن اینترنت دیگر برای ارسال و آپلود نیز مساله را امتحان کنیددر صورت امکان اکانت خود را بر روی اینستاگرام یک گوشی دیگر باز و برای آپلود فیلم و عکس اقدام کنیدبه طور موقت اکانت دیگری بسازید و آپلود ویدیو و عکس را در آن نیز تست کنید۱- حل مشکل آپلود نشدن فیلم و عکس در اینستاگرام با اینترنت قوی ترابتدا اطمینان حاصل کنید که گوشی اندروید یا آیفون شما به یک منبع اینترنت قوی متصل است، شاید چون سیگنال اینترنت شما ضعیف است عکسها، فیلم ها و یا ویدیوی شما در اینستاگرام آپلود نمی شود. اگر از داده تلفن همراه خود استفاده می کنید، مطمن شوید که هنوز اشتراک اینترنت داده تلفن همراه را دارید. در صورتی که افراد دیگری از اینترنت گوشی شما استفاده می کنند اینترنت آنها را قطع کنید و دوباره برای ارسال عکس، فیلم، ویدیو در اینستاگرام تلاش کنید. ما قبلا نحوه استفاده همزمان وای فای و اینترنت گوشی برای افزایش سرعت اینترنت اندروید و نحوه محدود کردن سرعت و حجم اینترنت وایرلس مهمان را به صورت کامل در انزل وب آموزش دادیم که در آنجا نیز یک برنامه اندروید برای محدود کردن و قطع کردن اینترنت دیگران را نیز به شما معرفی کردیم.۲- قطع اینترنت سایر برنامه ها برای حل مشکل ارسال نشدن فیلم و عکس در اینستاگراممی توانید به سادگی دسترسی برنامه های نصب شده را به دیتای موبایل خود و یا هرگونه اتصالی که به واسطه ی آن، حجم اینترنت شما مصرف میشود، را محدود کنید. جهت محدودیت درسترسی برنامه های نصب شده به دیتای موبایتان پیشنهاد می کنیم پست محدودیت،کنترل و جلوگیری دسترسی به اینترنت برنامه های اندروید بدون نیاز به روت را مطالعه بفرمایید.۳- تنظیم مجدد apn برای رفع مشکل آپلود ویدیو و عکس گذاشتن در اینستاگرامعمده ترین دلیل ارسال نشدن عکس، فیلم و ویدیو در اینستاگرام بهم خوردن تنظمیات پیشفرض access point names در گوشی میباشد این اتفاق بیشتر در گوشی های اندرویدی و در هنگام استفاده از شبکه های موبایل نظیر ۲g ، ۳g و ۴g رخ میدهد و روش حل این موضوع بسیار ساده است ، باید apn تعریف شده فعلی را حذف کنید و مجددا apn را برای گوشی خود تنظیم کنید. نحوه حذف apn و تنظیم مجدد apn را قبلا در پست حل مشکل باز نشدن سایت ها در گوشی با اینترنت ایرانسل ، همراه اول و رایتل کاملا توضیح داده ایم.۴- پاک کردن کش و دیتا اینستاگرام جهت حل آپلود نشدن ویدیو و ارسال عکس در اینستاگرامگاهی وقتها دلیل آپلود نشدن فیلم و عکسدر اینستاگرام میتوانید پر شدن حافظه کش و دیتا برنامه مربوطه باشد ، برای پاک کردن کش از تنظیمات گوشی به بخش apps بروید و برنامه اینستاگرام را پیدا کنید.روی اینستاگرام تپ کنید ، سپس برای پاک کردن حافظه پنهان و دیتا روی clear cache و clear data تپ کنید.۵- رفع مشکل آپلود ویدیو در اینستاگرام با کاهش حجم و زمان ویدیودر هنگام بروز مشکل آپلود فیلم یک دقیقه ای در اینستاگرام مطمئن شوید که اندازه فایل ویدیو ۶۰ ثانیه و یا کمتر است. می توانید زمان ویدیو خود را تو ...

ادامه مطلب  

آموزش جامع اینستاگرام: تمامی ترفندها از صفر تا صد  

درخواست حذف این مطلب
اینستاگرام در سال های اخیر رشد فوق العاده ای در جذب کاربران به خود داشته و توانسته است در کشورهای بسیاری از جمله ایران، به محبوب ترین شبکه ی اجتماعی تبدیل شود.در مقاله ای اختصاصی، به آموزش تمامی بخش ها، ترفند ها و ابزار های موجود در اینستاگرام خواهیم پرداخت. با زومیت همراه باشید.مقاله های مرتبط:هنگام نگارش این متن اینستاگرام نسخه ی 10.20.0 است و طی این مسیر کم و کاستی های بسیاری را برطرف و امکانات متنوعی را نیز به خود اضافه کرده است که از جدیدترین این تغییرات می توان به امکان ارسال پست از طریق نسخه وب، لایو ویدیو، بستن کامنت و ... اشاره کرد. در ادامه به معرفی بخش های این اپلیکیشن و ترفند های مربوطه می پردازیم.آموزش ثبت نام در برنامهثبت نام در اینستاگرام یکی از راحت ترین عضویت های موجود در اپلیکیشن های اجتماعی است. در همان ورود اول، از شما خواسته می شود که اطلاعات اکانت خود را برای ورود به اکانت وارد کنید. اگر این اولین مراجعه ی شماست، می توانید با لمس گزینه ی singup و سپس singup with email or phone number وارد صفحه ی ساخت اکانت شوید تا با وارد کردن ایمیل یا شماره تلفن خود، در برنامه ثبت نام کنید. اگر از روش ایمیل استفاده کنید می توانید بدون تایید لینک فعال سازی، وارد اینستاگرام شوید. اما اگر شماره تلفن را وارد کنید ابتدا باید کد تایید را که به شما پیامک شده است در برنامه وارد کنید تا به مرحله ی بعد بروید.در مرحله ی بعدی از شما خواسته می شود تا نام کامل خود (دلخواه) و یک رمز عبور برای اکانت انتخاب کنید. بعد از تکمیل این بخش و لمس گزینه ی next، به مرحله ی اصلی یعنی تعیین نام کاربری یا آیدی خواهیم رسید. آیدی مورد نظرتان را وارد کنید و بعد از تایید آزاد بودن آن، به مرحله ی بعدی بروید.در این بخش از شما خواسته می شود تا برای پیدا کردن دوستان احتمالی، اکانت خود را به اکانت فیسبوک متصل کنید. اگر به هر دلیلی تمایلی به انجام اینکار ندارید گزینه ی skip را انتخاب کنید تا به مرحله ی آخر ثبت نام وارد شوید.در این بخش اینستاگرام مخاطبین شما را اسکن می کند و هر شخصی که اکانت اینستاگرام داشته باشد (با این شرط که شماره تلفن خود را در اکانت ثبت کرده باشد) به شما معرفی می کند تا در صورت تمایل او را فالو کنید. پیشنهادهای خود اینستاگرام نیز در تب جداگانه ای به شما نمایش داده می شوند تا با مرور محبوب ترین پیج های این شبکه، موارد دلخواه را فالو کنید.کار تمام است. اکنون وارد محیط اینستاگرام شده اید. برای انتخاب عکس پروفایل نیز کافیست به پروفایل خود مراجعه کنید و با لمس طولانی روی عکس خام فعلی، یا مراجعه به بخش edit you profile عکس مورد نظرتان را انتخاب و آپلود کنید.معرفی چهار بخش اصلی برنامهدر نوار ابزاری که در پایین صفحه قرار دارد 5 گزینه وجود دارد که به جز گزینه میانی که مربوط به ارسال پست جدید است و در ادامه آن را معرفی می کنیم، 4 گزینه دیگر به 4 بخش اصلی اینستاگرام اختصاص دارند.گزینه ی اول (آیکون خانه) مربوط به بخش اصلی برنامه یا به اصطلاح feedها است. این بخش مانند home page فیسبوک عمل می کند و پست های ارسال شده توسط اشخاصی که آن ها را فالو کرده اید به صورت یکجا در این بخش به نمایش گذاشته می شوند. این بخش در ابتدا پست ها را به ترتیب زمان انتشار نمایش می داد که متاسفانه در اقدامی عجیب از سوی مسئولین اینستاگرام و با وجود مخالفت های اکثر کاربران این شبکه، ترتیب نمایش پست ها کاملا به هم ریخت و هم اکنون پست ها به صورت به هم ریخته و شانسی نمایش داده می شوند. البته خود اینستاگرام اعلام کرده است که ترتیب پست ها را طوری نمایش می دهد که پست هایی که برای شما مهم تر است در بخش بالاتر نمایش داده شود اما در عمل شاهد چنین موضوعی نیستید و پست ها به صورت کاملا random نمایش داده می شوند.گزینه ی دوم (آیکون ذره بین) بخش جستجوی اینستاگرام است که در آن به موارد مهم و بااهمیتی دسترسی خواهید داشت.اولین بخش که در بالای صفحه قرار گرفته است مربوط به بخش جستجو است. در این قسمت با چهار تب متفاوت (top, people, tags و places) رو به رو خواهید شد. اگر کلمه مورد نظر شما در بخش اکانت ها (people) جستجو شود، صفحه های مربوط به آن، و اگر همین کلمه در بخش هشتگ ها (tags) جستجو شود نیز تمامی عکس های مرتبط با موضوع جستجو شده ، برای شما به نمایش در خواهد آمد. بخش top نیز ترکیبی از آیدی ها، هشتگ ها و مکان ها است و زمانی که کلمه ای را در کادر جستجو وارد می کنید می توانید در تب top تمامی موارد مهم را اعم از هشتگ یا ... مشاهده کنیددومین بخش مربوط به یک نوار باریک است که در آن می توانید لایو ویدیوها و استوری های محبوب و منتخبی را مشاهده کنید تا در صورت تمایل آن ها را تماشا کنید. اگر با مفهوم لایو ویدیو یا استوری آشنایی ندارید در ادامه آنها را توضیح خواهیم داد.بخش سوم نیز مربوط است به عکس ها و ویدئوهایی که به صورت اتفاقی از حساب های مختلف اینستاگرام (که فالو نکرده اید) به شما نمایش داده می شوند. این انتخاب ها بر اساس علایق شما صورت می گیرد، به این معنا که اینستاگرام با آنالیز افرادی که فالو کرده اید و تصاویری که لایک می کنید، عکس ها و ویدیوهایی که احتمالا برای شما جالب است را در این بخش برای شما نمایش می دهد. گزینه ی سوم (آیکون قلب) بخش مدیریت اعلان ها است. این بخش شامل دو برگه جداگانه با عنوان you و following است. در بخش you اگر کسی برای شما درخواست دوستی بفرستد، عکس شما را لایک کند یا برایتان کامنت بگذارد به شما اطلاع رسانی خواهد شد. در تب دوم نیز می توانید اطلاعات مختصری از افرادی که آن ها را فالو کرده اید پیدا کنید. برای مثال می توانید متوجه شوید که دوستتان چه عکس هایی را لایک یا به تازگی چه صفحه ای را فالو کرده است. گزیه چهارم (آیکون آدمک) نیز پروفایل شخصی شما است. در این بخش تمامی عکس ها و ویدئوهایی که ارسال کرده اید وجود دارند و می توانید به تغییر اطلاعات اکانت خود بپردازید.معرفی منوی تنظیمات و کارکرد هر گزینهزمانی که در صفحه پروفایل خود قرار دارید، می توانید با لمس گزینه "سه نقطه" در بالای صفحه، به تنظیمات اینستاگرام دسترسی پیدا کنید. در این منو چندین گزینه وجود دارد که در ادامه به معرفی جزئی آنها خواهیم پرداخت.invite facebook friends: توسط این گزینه می توانید با متصل کردن اکانت فیسبوک خود به اینستاگرام، اکانت خود را به دوستانتان معرفی کنید و از آن ها بخواهید که شما را پیدا و فالو کنند.invite friends: این گزینه نیز همان امر دعوت را، با روش های دیگر همچون ایمیل یا اشتراک گذاری از طریق باقی اپلیکیشن ها در اختیارتان قرار می دهد.facebook friends: توسط این گزینه می توانید بعد از اتصال اکانت ایسنتاگرام شما به اکانت فیسبوک، دوستان فیسبوکی خود را که در اینستاگرام هم حضور دارند پیدا و در صورت تمایل فالو کنید.contacts: این گزینه شماره تلفن های موجود در گوشی شما را اسکن می کند و افرادی که عضو اینستاگرام باشند را به شما نمایش می دهد. البته شرط این موضوع این است که دوستان شما شماره تلفنشان را در اکانت اینستاگرام ثبت کرده باشند در غیر این صورت حتی اگر عضو اینستاگرام باشند در این بخش نمایش داده نمی شوند.story setting: این بخش مربوط به تنظیمات استوری است که در آن می توانید مشخص کنید چه افرادی (همه یا فقط کسانی که فالو کرده اید) قادر به ارسال نظر درباره استوری های شما باشند. اگر دوست دارید شخص یا اشخاص بخصوصی قادر به تماشای استوری های شما نباشند نیز می توانید در همین صفحه آن ها را مشخص کنید. عمر استوری ها 24 ساعت است و بعد از آن به طور خودکار حذف می شوند بنابراین اگر می خواهید عکس یا ویدیویی که در استوری آپلود می کنید در گوشی نیز ذخیره شود می توانید گزینه ی save sahred photos را در بخش انتهایی این صفحه روشن کنید.edit profile: توسط این گزینه که در همان صفحه ی اصلی پروفایل نیز در دسترس قرار دارد می توانید اطلاعات اکانت خود را تغییر دهید. نام، آیدی، بیوگرافی، عکس پروفایل، لینک سایت، ایمیل، شماره تلفن و ... از مواردی هستند که در این بخش می توانید آن ها را ویرایش کنید.two-factor authentication: توسط این امکان می توانید ورود دو مرحله ای را برای اکانت خود فعال کنید. بعد از فعالسازی، از این پس هنگام ورود به اکانت علاوه بر رمز ورود، یک کد فعالسازی نیز (که به شماره شما پیامک می شود) مورد نیاز خواهد بود.post you've liked: در این بخش تمامی عکس ها یا ویدئوهایی در طول استفاده ی خود از اینستاگرام لایک کرده اید جمع آوری خواهند شد تا بتوانید در آینده به آن ها دسترسی داشته باشید.blocked users: کاربرانی که بنا به هردلیلی بلاک کرده اید در این بخش لیست خواهند شد تا در آینده و در صورت نیاز بتوانید آن ها را آنبلاک کنید.switch to business profile: از این گزینه می توانید برای تبدیل اکانت خود به اکانت تجاری استفاده کنید. مشاهده ی آمار دقیق از بازدید پست ها، ساعات شلوغی پیج، اضافه کردن گزینه ی تماس یا آدرس و ... از مواردی هستند که با تبدیل پیج عادی به پیج تجاری به اکانت شما اضافه خواهند شد.private acc: این گزینه حالت خصوصی را برای اکانت شما فعال می کند. در حالت عادی تمامی پست ها و ویدیوهایی که در اینستاگرام آپلود می کنید و حتی لیست افرادی که فالو کرده اید برای تمام کاربران قابل نمایش هستند و همچنین هرشخصی می تواند به طور آزادانه شما را فالو کند. اما با خصوصی کردن اکانت خود، هر شخص برای آنکه شما را فالو کند نیاز به تایید شما دارد و تا قبل از آن نیز قادر به مشاهده ی پست هایی که در پیج دارید نخواهد بود.linked acc: این گزینه نیز برای متصل کردن اکانت فیسبوک، توئیتر و.. به اینستاگرام به کار می رود که علاوه بر مزیت آن در بازیابی رمزعبور، می توان با استفاده از آن پست های ارسال شده را نیز بین اکانت ها همگام سازی کرد.contacts: این گزینه شماره تلفن های موجود در گوشی شما را اسکن می کند و افرادی که عضو اینستاگرام باشند را به شما نمایش می دهد. البته شرط این موضوع این است که دوستان شما شماره تلفنشان را در اکانت اینستاگرام ثبت کرده باشند در غیر این صورت حتی اگر عضو اینستاگرام باشند در این بخش نمایش داده نمی شوند.language: زبان برنامه در این بخش قابل تغییر است که البته زبان فارسی جزوی از آن نیست.push notification: اگر کسی عکس یا کامنت شما را لایک کند، برای شما کامنت بگذارد، شما را فالو کند، لایو ویدیو اجرا کنید و ... اینستاگرام برای شما یک نوتیفیکیشن ارسال می کند تا شما را از آن باخبر کند. در این بخش می توانید به صورت تفکیک شده روی این موارد کنترل داشته باشید و مواردی که تمایلی به آن ندارید خاموش کنید. برای مثال بسیار مهم است که از کامنت ها یا دایرکت هایی که برایمان ارسال می شود با خبر شویم اما دانستن آنکه چه کسانی ما را فالو کردند یا تصاویرمان را لایک کرده اند اهمیت چندانی ندارد و می توان اطلاع رسانی آن ها را خاموش کرد.celluardatause: در این بخش می توانید در صورت تمایل حجم مصرفی اینستاگرام را مقدار کمی کاهش دهید. استفاده از این موضوع تجربه ی استفاده از اینستاگرام را کمی ناخوشایند می کند و ممکن است زمان بیشتر برای بارگذاری و حتی کیفیت کمتری در عکس های لود شده شاهد باشید.comments: خوشبختانه اینستاگرام امکان بستن کامل کامنت ها را برای پست های اینستاگرام مهیا کرده است که در ادامه به آموزش آن خواهیم پرداخت. اما اگر دوست ندارید که کامنت ها را به طور کامل ببندید، می توانید از امکان سانسور کامنت ها استفاده کنید. در این بخش می توانید کلمات خاصی را مشخص کنید تا اگر کامنتی حاوی آن کلمات بود به طور خودکار سانسور شود و برای شما و کاربران دیگر نمایش داده نشود. برای مثال با وارد کردن برخی کلمات رکیک، نژادپرستانه، سیاسی و ... می توانید فضای پاک تر و آرام تری در کامنت های خود داشته باشید.upload quality: این گزینه مربوط به کیفیت پست هایی است که آپلود می کنید اما بهتر است آن را دست نخورده باقی بگذارید.save original photo and video: اگر می خواهید یک عکس یا ویدیو را به صورت زنده و توسط دوربین داخلی اینستاگرام ثبت و آپلود کنید، می توانید با روشن گذاشتن این 2 گزینه، اینستاگرام را طوری تنظیم کنید که بعد از ارسال، یک نسخه از آن ها را نیز در گالری گوشی شما ذخیره کند. اگر این 2 گزینه خاموش باشند پست هایی که از طریق دوربین داخلی اینستاگرام ثبت می کنید (نسخه خام) در گوشی ذخیره نخواهند شد.add account: توسط این گزینه می توانید در صورتی که بیش از یک اکانت اینستاگرام دارید، آن ها را نیز در برنامه وارد کنید و به تفکیک به مطالب هر کدام دسترسی داشته باشید.تغییر اطلاعات پروفایل (عکس، آیدی ، ایمیل و...)در نوار ابزار پایین اینستاگرام، با ورود به گزینه ی چهارم (آیکون آدمک) و کلیک روی گزینه ی edit profile، اطلاعات شما نمایش داده می شوند و می توانید به ویرایش هرکدام که مایل بودید بپردازید. نام، آیدی، بیوگرافی، عکس پروفایل، لینک سایت، ایمیل، شماره تلفن و ... از مواردی هستند که در این بخش می توانید آن ها را ویرایش کنید.آموزش پست کردن عکس، آلبوم عکس و ویدیوهمانطور که در ابتدا گفته شد اینستاگرام در نوار ابزار خود که در پایین صفحه قرار دارد 5 گزینه را در برگرفته است که 4 مورد آن ها در بالا توضیح داده شدند. گزینه پنجم و میانی مربوط به ارسال پست جدید است. پست جدید شما می توانید یک عکس، یک ویدیو یا یک آلبوم عکس (10 تایی) باشد.برای ارسال پست جدید روی آیکون میانی "+" لمس کنید تا با صفحه ی ارسال پست مواجه شوید. در این بخش مستقیما به گالری گوشی متصل خواهید شد که تمام عکس ها و ویدیوهای موجود در گوشی را به ترتیب تاریخ، به شما نمایش می دهد. عکس یا ویدیوی مورد نظر خود را در این لیست پیدا کنید و روی آن لمس کنید. پیش نمایش عکس شما در بالای صفحه به نمایش در خواهد آمد. در این بخش با لمس گزینه ی " < > " که در گوشه ی چپ تصویر قرار دارد می توانید قاب عکس را از حالت مربع، به حالت واید(عریض) تبدیل کنید. بعد از مشخص کردن این مورد، روی گزینه ی next کلیک کنید تا وارد مرحله بعدی شوید.توجه1: در صورتی که قصد ارسال عکس یا ویدیو به صورت زنده و از طریق دوربین داخلی اینستاگرام را دارید، کافیست تا در نوار ابزار پایین صفحه، گزینه ی photo یا video را انتخاب کنید تا دوربین گوشی اجرا شود. عکس یا ویدیوی خود را ثبت کنید و روی next لمس کنید تا وارد مرحله ی بعد شوید.توجه2: در صورتی که قصد ارسال آلبوم عکس دارید، باید در همین صفحه گزینه ی select multuple را (سمت راست) انتخاب کنید و سپس از 2 تا 10 عکس یا ویدیو را در لیست عکس های پایین انتخاب کنید. بعد از اتمام انتخاب، روی گزینه ی next لمس کنید تا بعد از تنظیم ترتیب قرارگیری آن ها، وارد مرحله ی بعد شوید.با لمس گزینه ی next، وارد مرحله ی افکت گذاری خواهید شد. در این صفحه ده ها افکت جذاب و چشم نواز (پایین صفحه) و یک آیکون خورشید برای تغییر روشنایی عکس (بالای صفحه) وجود دارند که می توانید روی عکس یا ویدیوی خود اعمال کنید.اگر می خواهید عکس خود را به صورت خام و بدون هیچ تغییری آپلود کنید کافیست بدون دست زدن به هیچ گزینه ای، روی next لمس کنید تا به مرحله ی آخر "ارسال پست" وارد می شوید.وارد کردن توضیحات: در این بخش باید توضیحات متنی یا هشتگ هایی که مد نظر دارید را بنویسید. برای آنکه متن شما راست چین باشد ابتدا یک نقطه را تایپ کنید و enter بزنید (به خط بعد بروید) و سپس شروع به نوشتن متن خود کنید.لوکیشن و تگ کردن افراد: در پایین همین بخش نیز دو گزینه add location (مشخص کردن لوکیشن عکس یا ویدیو) و tag people (تگ گردن کاربران) وجود دارد که در صورت لزوم می توانید از آن ها نیز استفاده کنید. تگ کردن کاربران به این معنا است که می توانید آیدی آن ها را روی عکس سنجاق کنید. برای مثال اگر عکسی از خود و دوستتان منتشر می کنید، می توانید با تگ کردن آیدی او روی عکس، بازدیدکنندگان را در پیدا کردن پیج او یاری کنید. در ادامه توضیحات بیشتری درباره تگ کردن کاربران خواهیم داداشتراک در سوشال مدیا: اگر اکانت های دیگر خود همچون فیسبوک، توئیتر و ... را به اکانت اینستاگرام خود لینک کرده باشید می توانید در این بخش و با انتخاب آن ها، پست ارسالی را به صورت خودکار در اکانت های فیسبوک یا دیگر خود نیز منتشر کنید.بستن کامنت ها: در انتهای صفحه نیز گزینه ای تحت عنوان advanced settings قرار دارد که با انتخاب آن می توانید امکان کامنت را به طور کامل برای آن پست ببندید.بعد از انجام موارد بالا، روی گزینه share لمس کنید تا پست شما منتشر شود. حذف یا ویرایش پست ها بعد از ارسالشما می توانید بعد از ارسال پست با لمس گزینه ی سه نقطه در بالای هر عکس و انتخاب گزینه ی edit، به ویرایش آن بپردازید. برای حذف نیز کافی است تا در همین بخش، روی گزینه ی delete لمس کنید. همچنین بستن یا باز کردن امکان کامنت نیز در همین بخش وجود دارد و می توانید آن را برای هر پست و در هر زمانی که خواستید تغییر دهید.آموزش بستن کامنت ها یا سانسور آن هایکی از پرحاشیه ترین موضوعاتی که در رابطه با اینستاگرام مطرح می شود مربوط به بخش کامنت های آن است که متاسفانه بخش قابل توجهی از کاربران درک چندان درستی از آن نداشته و بارها شاهد توهین ها و موارد نه چندان مناسبی مانند هجوم به پیج های مختلف بوده ایم. این روزها حتی اگر به پای صحبت های هنرمندان داخلی بنشینید بارها از توهین ها و انرژی های منفی که توسط برخی کاربران روانه ی آن ها شده است، خواهید شنید. امری که بسیاری از این افراد را وادار به بستن پیج و خداحافظی از اینستاگرام کرده است. خوشبختانه اینستاگرام در به روزرسانی های خود ابتدا امکان سانسور کامنت و بعد از آن نیز امکان بستن کامل بخش کامنت ها را ارائه کرد تا کاربران در صورت لزوم، بتوانند آن را برای پیج خود غیرفعال کنند. البته امکان سانسور کامنت چندان مورد توجه کاربران قرار نگرفته است، با این حال در ادامه روش فعال کردن آن را نیز آموزش خواهیم داد:سانسور کردن کامنت ها: این ویژگی به شما قابلیت فیلتر کردن خودکار کامنت هایی را که حاوی کلمات توهین آمیز، منفی یا ... هستند خواهد داد. برای مثال با مشخص کردن کلمه ی "زشت" از این پس کامنت هایی که شامل این لغت در متن خود باشند نه برای شما و نه برای دیگر بازدیدکنندگان پیج شما به نمایش در نخواهد آمد و تنها همان شخصی که آن را ارسال کرده است قادر به تماشا و خواندن آن خواهد بود. برای فعال سازی این ویژگی به تنظیمات اینستاگرام و سپس گزینه ی comment مراجعه کنید. در بخش custom keywords می توانید هر لغتی که دوست دارید را اعم از فارسی، انگلیسی یا حتی فینگلیش (متون فارسی نوشته شده با حروف انگلیسی) بنویسید و آن ها را با علامت کامای انگلیسی ( , ) از یکدیگر جدا کنید. از این پس هر کامنتی که یکی از این لغات را در خود داشته باشد نه برای شما و نه برای کاربران دیگری که وارد پیج شما شده اند نمایش داده نمی شود. (توضیحات بیشتر)بستن بخش کامنت ها: فعالسازی این امکان بسیار ساده است. برای این امر کافی است هنگام ارسال یک پست، زمانی که به بخش نوشتن توضیحات آن می رسید، گزینه ی advanced settings را لمس کنید و با روشن کردن گزینه ی موجود، قابلیت ارسال کامنت برای این پست را به طور کامل ببندید. با انجام این کار آیکون کامنت ها نیز از زیر پست مورد نظر حذف خواهد شد. اگر قصد بستن کامنت برای پستی که در حال حاضر منتشر شده است را دارید نیز کافی است به آن پست مراجعه و با زدن منوی سه نقطه، در کنار مواردی همچون edit یا delete، گزینه ی turn off commenting را انتخاب کنید تا امکان ارسال کامنت در پست مورد نظر غیرفعال شود. برای باز کردن مجدد کامنت ها نیز همین مراحل را تکرار کنید و این بار گزینه turn on commentin را انتخاب کنید. (توضیحات بیشتر)هشتگ چیست؟ فواید و کاربرد آندر بخش قبل از هشتگ ها نام بردیم. موضوعی که به جرات می توان آن را مهم ترین رکن شبکه های اجتماعی همچون توئیتر و اینستاگرام دانست. در این بخش به شما خواهیم گفت که هشتگ چیست و چرا مهم است و چه کاربردهایی دارد.ساده ترین مثالی که می توان برای تعریف هشتگ به کار برد، طبقه بندی یا category است. همان طور که در سایت ها، پست ها دسته بندی خاصی دارند (بازی، نرم افزار و...) پست های اینستاگرام نیز می توانند به کمک هشتگ ها، موضوع خود را مشخص کنند و در جستجوها به آسانی پیدا شوند. این موضوع با کمک کاراکتر # انجام می شود، به این معنا که با قرار دادن این کاراکتر در ابتدای کلمات، می توان آن ها را به یک دسته بندی برای پست تبدیل کرد. برای مثال اگر می خواهید عکسی از کاور آهنگ فندک تب دار محسن چاوشی که برای سریال شهرزاد خوانده است منتشر کنید، می توانید در متن پست از این هشتگ هایی مانندزیر استفاده کنید:(chavoshi #shahrzad# یا هشتگ فارسی #چاوشی #شهرزاد)به کمک این دو کلمه، شما دو دسته بندی متفاوت برای عکس خود مشخص کرده اید. حال اگر کاربران دیگر در بخش جستجوی هشتگ ها، کمله ی chavoshi یا شهرزاد را وارد کنند عکس شما نیز در لیست بلندبالای نتایج خواهد آمد.حال که با تعریف هشتگ ها آشنا شدیم بهتر است نگاهی به دلایل اهمیت آن نیز داشته باشیم. هشتگ ها از ارزش و کاربرد بسیار بالایی برخوردارد که می توان از میان دلایل آن به 3 مورد زیر اشاره کرد:دلیل اول آنکه شما با جستجوی کلمه ای مانند cat در بخش حساب های کاربری، تنها صفحه هایی را خواهید یافت که صرفا به گربه ها پرداخته و به نوعی از کلمه ی cat در نام کاربری خود استفاده کرده اند. در حالی که ممکن است میلیون ها عکس دیگر وجود داشته باشد که کاربران دیگر در صفحه ی شخصی خود قرار داده باشند. به کمک هشتگ ها آن عکس ها نیز از چشم شما دور نخواهند ماند.دلیل ...

ادامه مطلب  

دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آرسنال تصاویر دیدار تیم های فوتبال تاتنهام و آر ...

ادامه مطلب  

قاهره با میراث ناصر خداحافظی کرد  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه دنیای اقتصاد: پس از گذشت حدود 60 سال بار دیگر مسائل و اختلافات مربوط به حاکمیت مصر و عربستان بر دو جزیره «تیران» و «صنافیر» مطرح شده است. براساس توافقی که بین این دو کشور و در جریان سفر 5 روزه ملک سلمان، پادشاه عربستان سعودی، به قاهره در آوریل 2016 درخصوص ترسیم مرزهای بین دو کشور به امضا رسید، مصر در مقابل دریافت سالانه دو میلیارد دلار و 25 درصد نفت و گاز مورد نیاز خود، این دو جزیره را به عربستان سعودی واگذار کرد. کمیسیون امور قانون اساسی و قانونگذاری در پارلمان مصر روز چهارشنبه با توافق تعیین مرزها میان مصر و عربستان سعودی موافقت کرد. از میان ۴۳ عضو، اکثریت ۳۵ عضو از اعضای کمیسیون امور قانون اساسی و قانون گذاری در پارلمان مصر با این تفاهم نامه جنجالی موافقت کرده و هشت تن دیگر با آن مخالفت کردند.طبق اعلام اسناد مربوط به دولت مصر این دو جزیره در آب های سرزمینی عربستان سعودی قرار می گیرد اما با این حال برخی از نیروها و جریان های سیاسی با این موضوع مخالف هستند و تاکید می کنند مصر به نوعی درخصوص این دو جزیره کوتاه آمده و با فروش سرزمین مصر به نسل های آینده خیانت کرده است. به گزارش گاردین، درخصوص مالکیت این جزایر اختلافاتی بین مصر و عربستان وجود داشته است. در سال 1954 سازمان ملل این دو جزیره را متعلق به مصر دانست که مورد قبول سعودی ها نبود و آنها در سال 1975 هیاتی را به سازمان ملل فرستادند تا بر مالکیت خود بر این دو جزیره تاکید کنند. اختلافات بین دو کشور ادامه داشت و درحالی که عربستان تاکید می کرد که این دو جزیره در آب های سرزمینی این کشور قرار گرفته اند، مصر هم ادعای مشابهی داشت اما هیچ مرز مشخصی بین دو کشور ترسیم نشده بود به همین دلیل این اختلاف تاکنون همچنان پابرجا بود.جامعه مصر ملتهب استواگذاری این جزایر به عربستان پس از تصویب پارلمان موجی از اعتراض را در جامعه مصر برانگیخته است. از یکسو، مردم در شهرهای مختلف مصر تظاهرات کردند. از سوی دیگر، برخی نمایندگان مجلس مصر در پی موافقت پارلمان این کشور با ترسیم مجدد مرزهای آبی مصر با عربستان و واگذاری دو جزیره به عربستان، استعفا کرده و برخی دیگر نیز دست به تحصن زدند. همچنین گفته می شود «حمدین صباحی»، سیاستمدار مصری و نامزد پیشین انتخابات ریاست جمهوری این کشور نیز در این اعتراضات حضور داشته که با حمله نیروهای امنیتی صباحی مورد ضرب و شتم قرار می گیرد. پلیس مصر همچنین ده ها فعال این کشور را که به تصمیم پارلمان مصر برای واگذاری دو جزیره تیران و صنافیر به عربستان معترض بودند، بازداشت کرد. با این حال، نیروهای امنیتی مصر نیز وارد عمل شده و مردم را متفرق کردند.این اعتراضات به مردم و سیاستمداران محدود نماند. احزاب سیاسی مصر نیز چهارشنبه گذشته با حضور در برابر پارلمان این کشور به توافق نامه واگذاری جزایر تیران و صنافیر به عربستان اعتراض کردند. در میان نهادهای قانونی- قضایی مصر هم نوعی سردرگمی دیده می شود. از یکسو به گزارش اسکای نیوز، دادگاه عالی اداری مصر حکم نهایی خود را درباره لغو توافق نامه ترسیم مرزهای دریایی میان مصر و عربستان صادر کرد. احمد الشاذلی، رئیس دادگاه عالی اداری مصر در این باره گفت: «دادگاه به این نتیجه رسیده که جزایر تیران و صنافیر متعلق به مصر هستند.» از سوی دیگر، دادگاه تجدیدنظر قاهره به صحیح بودن توافق ترسیم مرزهای دریایی میان مصر و عربستان رای مثبت داد که طبق آن دو جزیره راهبردی «تیران» و «صنافیر» در دریای سرخ، به عربستان واگذار می شود. دولت مصر هفته گذشته توافق واگذاری این دو جزیره را تصویب کرد و این توافق را برای تایید به پارلمان ارجاع داد. گاردین در گزارش خود به نقل از الاهرام فضای جامعه مصر را چنین توصیف می کند: «موج گسترده ای از مشاجره و سردرگمی.» در فضای مجازی نیز دولتمردان مصری به ویژه عبدالفتاح السیسی آماج حملات توییتری بودند. کاربران او را به فروش جزایر به عربستان محکوم می کردند. توییت های مربوط به تیران و صنافیر به چند ده هزار توییت رسید. گاردین می نویسد به چندین نسل از مصری ها در کتاب های تاریخ آموزش داده می شد که این جزایر مصری هستند که به دلیل ماهیگیری و شنا شهره هستند. التهاب در فضای اجتماعی مصر به فضای مجازی نیز سرایت کرد. جوک ها و کاریکاتورهایی علیه سیاستمداران دخیل در این اقدام به ویژه السیسی ساخته و پرداخته شد. این جوک ها، کاریکاتورها و توییت ها السیسی را به دلیل اتفاقات مصر و سرنگون کردن دولت مرسی در سال 2013 به انتقاد می کشیدند. در یکی از پست ها آمده: «فروش این جزایر از سوی السیسی به این بهانه انجام می شود که این جزایر سعودی هستند اما اگر در دوران مرسی این طور می شد این جزایر مصری تلقی می شدند.» در پست های توییتری همچنین به سخن جمال عبدالناصر اشاره می شد که هشدار می داد این جزایر مصری هستند. یک کاریکاتور هم السیسی را در حالتی نشان می دهد که کیسه ای برنج به دلیل فروش این جزایر در دست دارد.منتقدان از جمله برخی اعضای اخوان المسلمین با حمله به سیسی می گویند: «او این جزایر را به خاطر مشتی دلار در ازای قتل، بازداشت، تخلف، ناپدید شدگی های اجباری و کشتارهای فراقانونی در داخل واگذار کرد.» چنین به نظر می رسد که دیگر چیزی از میراث ناصر باقی نمانده است. اگر او هشدار داده بود که این جزایر مصری هستند اما اکنون وارثانش با واگذار کردن این جزایر در ازای دریافت دلار، مردم خود را نیز سرکوب می کنند. مصری که روزگاری نقطه ثقل تحولات جهان عرب و رهبر اعراب بود اکنون این رهبری را به عربستان واگذار کرده و یوغ بندگی سعودی را بر گردن آویخته است. شاید تمام این مصیبت ها محصول بهار عربی باشد. شاید اگر مبارک بر سر کار بود و مشت آهنین «آخرین دیکتاتور» و «آخرین فرعون» همچنان بر سر مصر بود مصری ها شاهد چنین روزهایی نبودند. شاید اگر «بهار عربی» به «خزان» تبدیل نمی شد مصر در جایگاه بهتری قرار داشت. چه بسیارند مصری هایی که اکنون حسرت روزهای آرامش و امنیت دوران مبارک را می خورند. اگر آن روزها سعودی ها و خادمان حرمین شریفین سر بر آستان فراعنه می ساییدند اکنون این فراعنه هستند که طوق رقیت سعودی بر گردن انداخته و سر بر آستان سلمان می سایند. مصر اکنون بیمار است و بی جهت نیست اگر این کشور را به تأسی از عثمانی «مرد بیمار خاورمیانه عربی» بنامیم؛ مردی که نتوانسته از پس حدود 7 سال اعتراض مردمی برآید و هر روز کمرش خمیده تر و اقتصادش وخیم تر می شود. مصر همچون پیرمرد دست به عصا و نیازمندی است که کاسه گدایی نزد وهابیون سعودی دراز کرده است.«تیموتی. ای. کالداس»، محقق اندیشکده تحریر برای خاورمیانه مستقر در واشنگتن می گوید: فضای ملتهب مصر و احکام قضایی ضدونقیض باعث سردرگمی دولت اقتدارگرای مصر شده است. او می گوید اگر روزگاری در مصر یک «نهاد» قدرت وجود داشت اما اکنون «نهادهای» قدرت هستند که نه تنها هیچ حرف شنوی از هم ندارند بلکه چوب لای چرخ هم می گذارند. او می گوید علاوه بر سیسی به عنوان رهبر قوه مجریه، سیستم قضایی مصر هم در داخل و خارج به خاطر فقدان استقلال و بازیچه شدن در دستان نظامیان مورد انتقاد است. شاید جرقه ای که واگذاری تیران و صنافیر به عربستان روشن کرد پاشنه آشیل دولت نظامیان باشد؛ کسی نمی دانست که خودسوزی یک جوان تونسی موجب برانگیختن چنان اعتراضات دومینوواری در جهان عرب شود. شاید جرقه تظاهرات اخیر در مصر اندکی طول بکشد تا به آتشی بزرگ تبدیل شود و خرمن نظامیان را بسوزاند.تیران و صنافیر با چند روایتدر مورد مالکیت تاریخی این جزایر روایاتی مطرح شده است. برخی مالکیت آن را از ابتدا از آن مصر دانسته اند که پس از درگیری این کشور با اسرائیل موجب جدایی آنها از مصر و انتقال دوباره آنها به قاهره در سال 1982 شد. برخی دیگر معتقدند این جزایر از سوی عربستان به مصر واگذار شد.1- روایت اول را «الهامی الملیجی» کارشناس و تحلیلگر مصری می گوید. او معتقد است مصر و دولت عثمانی در سال 1906 مرزهای دریایی خود را ترسیم کردند که به موجب آن دو جزیره تیران و صنافیر به مصر اعطا شد. در تاریخ 24 فوریه سال 1949 مصر با اسرائیل توافق «رودس» را امضا کرد و خط آتش بس نیز شامل مرزهای 1906 به جز غزه بود. این در حالی بود که عربستان سعودی به شکل کنونی آن در سال 1932 تاسیس شد. در دهم مارس 1949 اسرائیل آتش بس رودس را نقض کرده و به مرزهای دریایی مصر در شرق «طابا» و غرب «ایلات» ح ...

ادامه مطلب  

7 روش فیلمبرداری صحنه آهسته یا اسلوموشن در اندروید  

درخواست حذف این مطلب
حتما تا به حال ویدیوهای اسلوموشن را بارها نگاه کرده اید. اسلوموشن یا صحنه آهسته، به ویدیوهایی گفته می شود که کارها در آن با سرعت بسیار پایین انجام می شود و به همین دلیل جزئیات بسیار زیادی در آنها قابل مشاهده است. برای مثال با ترکاندن یک بادکنک تمام جزئیاتی که برای ترکاندن آن وجود دارد، قابل نمایش است. اگر می خواهید چنین فیلم هایی بسازید پست امروز انزل وب را که معرفی ۷ روش فیلمبرداری صحنه آهسته در اندروید است را دنبال کنید.۷ best slow motion video apps for androidاگر شما یک کاربر اندروید هستید و میخواهید ویدیوهای اسلوموشن خود را به اشتراک بگذارید خوشحال خواهید شد بدانید برنامه های اندرویدی زیادی هستند که به شما امکان ایجاد ویدیوهای حرکت آهسته را می دهند، اما چرا شما می خواهید ویدیوهای حرکت آهسته را ایجاد کنید؟ تماشای ویدیوهای اسلوموشن تقریبا می تواند شما را سرگرم کند تا به یک تجربه متفاوت یک ویدیو را نگاه کنید. سعی کنید از صحبت کردن خودتان فیلم بگیرید و سپس آن را اسلوموشن کنید خواهید دید که چقدر جالب است. علاوه بر این اگر شما بخواهید یک فیلم آموزشی تهیه کنید حرکت آهسته می تواند به شما کمک کند تا مقصود خود را بهتر به مخاطبانتان بفهمانید.برنامه های اسلوموشن ویدیو دارای ویژگی حرکت سریع هم هستند و خلاقیت بیشتری را به فیلم های شما اضافه می کنند. قبلا در انزل وب ۳ روش ساخت ویدیو استاپ موشن در اندروید را به شما آموزش دادیم، امروز ما قصد داریم در انزل وب بهترین نرم افزارهای آهسته کردن فیلم اندروید رایگان و پولی را به شما معرفی کنیم شما می تواید با توجه به نیارتان بهترین برنامه را انتخاب کنید.در صورتی که برای دانلود برنامه های زیر در گوگل پلی با مشکل مواجه شدبد از پست حل مشکل this item is not available in your country ، روش های دانلود مستقیم و بدون تحریم از گوگل پلی استفاده کنید.slow motion video fx برنامه فیلمبرداری صحنه اهسته برای اندرویدبرنامه slow motion video fx امکان ساخت ویدیوهای صحنه آهسته را فراهم می کند. با کمک این برنامه می توانید توسط دوربین گوشی همراه خود ویدیوهای اسلوموشون بسازید که در آن زمان به قسمت های بسیار کوچکی تقسیم شده و تمام جزئیات به خوبی نمایش داده می شوند. در این نرم افزار ایده های متفاوتی گنجانده شده است که قابلیت ضبط کردن فیلم ها را برای کاربران مهیا می کند. استفاده از این اپلیکیشن بسیار ساده است و شما می توانید ویدیو جدید را با سرعت آهسته یا تند ضبط کنید و یا ویدیویی که قبلا ضبط کرده اید را کند یا تند کنید. تمام کاری که شما باید انجام بدهید این است که ویدیو( چه جدید چه قدیمی) را انتخاب کنید و مقدار سرعت را انتخاب کنید شما می توانید ویدیو را تا نصف سرعت اصلی ویدیو کند کنید و یا می توانید ویدیو را ۵ برابر سریعتر کنید. شما می توانید ویدیو را از طریق برنامه در شبکه های اجتماعی با دوستانتان به اشتراک بگذارید. شما باید توجه داشته باشید که صدای ویدیوی کند شده ممکن است آن طوری که شما انتظار دارید خوب نباشد اما به اندازه ای خوب هست که بتوانید آن را درک کنید.اسلوموشن اندروید با برنامه sloproslopro یکی دیگر از نرم افزارهای ضبط ویدیوی حرکت آهسته یا حرکت سریع است. این برنامه بهتر از slow motion video fx است البته نسخه رایگان slopro به ویدیو شما واترمارک اضافه می کند اگر شما هیچ مشکلی با واترمارک ندارید این یک برنامه عالی برای اسلوموشن کردن ویدیوی شما است در غیر این صورت بهتر است نسخه پولی آن را تهیه کنید. شما می توانید ویدیوتان را پخش کنید و سرعت مورد نظر خود را انتخاب کنید. شما می توانید در حین پخش ویدیو سرعت را تغییر دهید در مجموع شما می توانید ۶ سرعت را انتخاب کنید (سه سریع، سه کند)، بنابراین گزینه های تنظیم سرعت زیادی را ارائه نمی دهد اما این باعث می شود که روند کار برای یک کاربر معمولی ساده تر شود. شما می توانید ویدیو را در شبکه های اجتماعی اینستاگرام، واتس آپ و … به اشتراک بگذارید. در صورتی که می خواهید صدای پیش فرض دوربین اندروید را قطع کنید، پیشنهاد می کنیم پست چگونه صدا پیشفرض دوربین اندروید را حذف یا قطع کنیم ؟ را مطالعه بفرمایید.برنامه فیلمبرداری صحنه آهسته دوربین اندرویدنرم افزار اندروید fast & slow motion video tool یک نرم افزار در زمینه کاهش و افزایش سرعت پخش ویدیو می باشد. با استفاده از این برنامهl به راحتی خواهید توانست سرعت پخش ...

ادامه مطلب  

دیباچه ای بر فصل 18  

درخواست حذف این مطلب
وبسایت نود: در آستانه آغاز فصل ۱۸-۲۰۱۷ لیگ برتر انگلستان قرار داریم. وبسایت guardian هر یک از ۲۰ تیم حاضر در این مسابقات را مورد بررسی قرار داده و رتبه آن ها را پیش بینی کرده است. در هر بخش، چهار تیم لیگ برتر را بررسی کرده و خلاصه ای از نکات کارشناس های تحریریه guardian را تقدیم حضورتان می کنیم. در بخش اول، به سراغ تیم های ساوتهمپتون، نیوکاسل یونایتد، استوک سیتی و منچستر یونایتد می رویم.ساوتهمپتونقدیس ها در فصل گذشته به رتبه هشتم بسنده کرده ولی پیش بینی نویسندگان guardian، کسب رتبه نهم برای ساوتهمپتون در فصل آینده است. همچنین احتمال قهرمانی این تیم، ۲۵۰ به ۱ پیش بینی شد. هواداران ساوتهمپتون در تابستان امسال فقط با خبرهای متعدد درباره فیرخیل فان دایک مواجه بودند. فان دایک مدافع و کاپیتان قدیس ها طی یک بیانیه رسمی درخواست جدایی داده و با انصراف لیورپول، همچنان چند تیم دیگر از جمله چلسی به دنبال او هستند. فان دایک در هیچ یک از تمرینات یا بازی های تدارکاتی پیش فصل برای ساوتهمپتون به میدان نرفت. قدیس ها در فصل جدید با مائوریسیو پیگرینو مربی آرژانتینی و سابق آلاوز کار می کنند. وی در فصل گذشته توانست آلاوز را به فینال کوپا دل ری و مقام نهمی لالیگا برساند. مدیران باشگاه ساوتهمپتون ترجیح دادند تا پس از رتبه هشتمی لیگ و حضور در فینال جام اتحادیه در فصل گذشته، دیگر با کلود پول فرانسوی همکاری نکنند. پیگرینو از آن دسته مربیانی است که علاقه زیادی به جوان گرایی دارد. جیمز وارد پراوز، جک استیفنز و نیتان ردموند از بهترین های ساوتهمپتون در این روزها هستند.البته هواداران ساوتهپتون چندان از عملکرد باشگاه در بازار تابستانی امسال راضی نبوده و انتظارات بیشتری دارند. تنها خرید عمده ساوتهمپتون تاکنون، یان بدنارِک ۲۱ لهستانی از تیم لخ پوزنان در ازای ۵ میلیون پوند و ماریو لمینا گابونی از یوونتوس در ازای ۱۸ میلیون پوند است. مایا یوشیدا ژاپنی نیز پس از انتقادات فراوان هواداران در دو فصل گذشته، به تدریج ارزش های خود را نشان داده و اکنون یکی از بهترین مهره های تدافعی قدیس ها محسوب می شود هر چند که بسیاری از کارشناس ها معتقدند که ساوتهمپتون به یک مدافع درجه یک برای جانشینی فان دایک نیاز دارد. ساوتهپتون در فصل گذشته فقط ۴۱ گل به ثمر رساند و اغلب گلزن های این تیم نیز هافبک بودند. مائوریسیو پیگرینو در اغلب بازی های پیش فصل از سیستم ۱-۳-۲-۴ استفاده کرد ولی در برخی از دقایق، به خط حمله دو نفره روی می آورد. به رغم تمدید قرارداد ۵ ساله فریزر فارستر دروازه بان ساوتهمپون، چند نمایش متزلزل از او در بازی های پیش فصل، موجب نگرانی هواداران گردید. کارشناس ها منتظر شکوفایی چند جوان محصول آکادمی قدرت مند باشگاه ساوتهمپتون در فصل جدید هستند زیرا این باشگاه ید طولایی در پرورش استعدادهای ناب دارد. ساوتهمپتون از جمله تیم های کوچکی بوده که کارشناس ها، انتظارات زیادی از این تیم داشته و خواستار ارائه فوتبال هجومی و جذاب از پیگرینو هستند. حال باید دید که آیا مائوریسیو پیگرینیو نیز همچون کلود پول، توسط تماشاگرهای ورزشگاه سن مربی، هو خواهد شد یا خیر؟نیوکاسل یونایتدکلاغ ها در فصل گذشته تحت هدایت رافائل بنیتز با کسب عنوان قهرمانی در چمپیونشیپ، دوباره به لیگ برتر بازگشتند. تحریریه guardian رتبه سیزدهمی را برای نیوکاسل در فصل جدید لیگ برتر، پیش بینی کرده است. همچنین احتمال قهرمانی این تیم در لیگ برتر، ۵۰۰ به ۱ می باشد. هواداران پُر شور نیوکاسل علاقه زیادی به رافائل بنیتز دارند زیرا او همان تیم بحران زده را دو فصل پیش تحویل گرفت و به رغم سقوط به دسته پایین، روی نیمکت نیوکاسل نشست و اتحاد را در این تیم برقرار ساخت. بنیتز و هواداران نیوکاسل از عملکرد مایک اشلی مالک باشگاه در بازار تابستانی خشنود نیستند. شایعاتی به گوش می رسد که احتمالاً رافا بنیتز در اعتراض به این وضعیت، از نیوکاسل جدا شده و سناریوی مقطع دوم حضور کوین کیگان روی نیمکت کلاغ ها تکرار گردد.نیوکاسل در خرید تامی آبراهام و ویلی کابایرو ناکام بوده و بسیاری از انتقادات به سوی تیم مسئول نقل و انتقالات باشگاه معطوف شده است. اشلی و دستیارهای او منتظر کاهش قیمت بازیکن ها در اواخر ماه آگوست برای خرید یک مهاجم هستند. بنیتز تاکنون حدود ۳۰ میلیون پوند را برای خرید فلورین لژیون مدافع فرانسوی ایبار، خاویر مانکیو مدافع کناری سابق لیورپول و ساندرلند، جیکوب مرفی وینگر (بال کناری) تیم نوریچ، کریستین آتسو وینگر چلسی و میکل مرینو مدافع اسپانیایی تیم دورتموند خرج کرده است. کلاغ ها چند بازیکن ارزشمند همچون جونجو شلوی، دووایت گیل، مت ریچی، کیران کلارک و ایزاک هایدن را نیز در اختیار دارند. ترکیب نیوکاسل برای اجرای فوتبال متکی بر ضد حملات بسیار مناسب است. هواداران نیوکاسل منتظر هزینه ۷۰ میلیون پوندی باشگاه بودند اما با وضعیت کنونی، بسیار سرخورده به نظر می رسند. اگر چه نیوکاسل تقریباً با همین ترکیب به قهرمانی چمپیونشیپ رسید اما شرایط بازی در لیگ برتر بسیار متفاوت بوده و هواداران به شدت نگران هستند. تنها دلخوشی کلاغ ه ...

ادامه مطلب  

جزیره گوام کجاست؟ (+عکس و نقشه) / تهدید کره شمالی برای شلیک موشک به پایگاه آمریکا در گوام  

درخواست حذف این مطلب
گوام یکی از پایگاه های استراتژیک آمریکا در اقیانوس آرام به شمار می رود و بخشی از نیروهای دریایی ارتش امریکا در این جزیره مستقر هستند.کره شمالی در تازه ترین تهدید خود علیه آمریکا، هشدار داد پایگاه ارتش آمریکا در جزیره گوام را مورد هدف موشک های خود قرار خواهد داد.به گزارش عصرایران، مقامات کره شمالی و آمریکا در روزهای اخیر بارها یکدیگر را تهدید کرده اند.کره شمالی در هفته های اخیر از آزمایش اولین موشک بالستیک خبر داد که می توان به خاک آمریکا برسد. این موضوع بر دامنه تنش ها میان دو طرف افزود.آمریکایی ها همچنین می گویند کره شمالی برای اولین بار کلاهک کوچک اتمی ساخته است که می تواند در موشک های بالستیک مورد استفاده قرار بگیرد.دونالد ترامپ رئیس ایالات متحد در جدیدترین اظهار نظر به شدت علیه کره شمالی موضع گیری کرد و در مقابل، پیونگ یانگ هم وعده داد با موشک هایش جزیره گوام را در مودر هدف قرار خواهد داد.گوام یک جزیره دور افتاده در اقیانوس آرام است. جزیره در بخش جنوبی اقیانوس آرام که توسط آمریکا اداره می شود و ارتش آمریکا نیز در آن مستقر است.این جزیره در شرق فیلیپین و اندونزدی و در جنوب شبه جزیره کره قرار دارد.جزیره گوام بخشی از خاک آمریکا نیست اما اداره این جزیره به عهده آمریکاست.گوام یکی از پایگاه های استراتژیک آمریکا در اقیانوس آرام به شمار می رود و بخشی از نیروهای دریایی ارتش امریکا در این جزیره مستقر هستند.در صوتی که کره شمالی این تهدید خود را عملی کند احتمال بروز جنگ تمام عیار میان آمریکا و کره شمالی و استفاده از بمب اتمی افزای ...

ادامه مطلب