روایت تکان دهنده مجله تایم: معلمان آمریکایی که برای ادامه زندگی «خون» و «لباس» خود را می فروشند +عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق - مجله «تایم» آمریکا اخیراً در ادامه سری گزارش های متعدد خود با موضوع وضعیت زندگی و معیشت معلمان در این کشور، که اکنون دیگر با جمله «من یک معلم در آمریکا هستم» روی جلد این مجله، شناخته می شود، گزارش دیگری را منتشر کرده و در آن به این معضل اجتماعی در آمریکا پرداخته است. ترجمه این گزارش تایم، تحت عنوان «سه تا شغل دارم و پلاسمای خونم را می فروشم تا قبض هایم را بپردازم؛ معلم بودن در آمریکا، این گونه است[۱]»، در ادامه خدمت مخاطبین محترم مشرق ارائه می گردد.تیتر اول مجله «تایم»: «فوق لیسانس، ۱۶ سال سابقه، و دو شغل اضافی دارم، و پلاسمای خونم را می فروشم تا قبض هایم را بپردازم؛ من یک معلم در آمریکا هستم»«هوپ براون» با فروش پلاسمای خون خود دو بار در هفته، می تواند ۶۰ دلار درآمد داشته باشد و اگر لباس هایش را هم در یک فروشگاه امانت فروشی به فروش بگذارد، درآمدش اندکی بیش تر خواهد شد. این مبلغ معمولاً تنها برای پرداخت قبض برق یا قسط خودرویش کافی است. این نوع بندبازی [و وضعیت حساس] اقتصادی حالا دیگر بخشی از زندگی روزمره او شده است؛ وضعیتی که حدود دو دهه پیش، وقتی مدرک فوق لیسانسش را در رشته آموزش مقطع دوم [راهنمایی و دبیرستان] گرفت و معلم تاریخ یک دبیرستان شد، هرگز به فکرش هم خطور نمی کرد. براون اغلب از ساعت ۵ صبح تا ۴ بعد از ظهر در مدرسه اش در شهر «ورسای» ایالت کنتاکی کار می کند؛ سپس سرِ شغل دوم خود می رود تا فلزیاب [گیت بازرسی] ورزشگاه «راپ» [در شهر لکسینگتون] را کنترل و با مهمان های پرسروصدای آن جر و بحث کند تا بتواند درآمد سالیانه ۵۵ هزار دلاری اش را بیش تر کند. وی هم چنین با همسرش یک شرکت تور [بازدید از مکان های] تاریخی را نیز اداره می کند. براون می گوید: «من حقیقتاً عاشق تدریس هستم، اما برای کاری که انجام می دهیم، پولی [متناسب] به ما نمی دهند.»«هوپ براون» دبیر تاریخ، پشت میز دبیرستان «وودفورد کانتی» شهر «ورسای»، جایی که تدریس می کنداین [اعتراض به پرداخت اندک]، تبدیل به شعار تظاهراتی بسیاری از معلمان مدارس دولتی در آمریکا شده که امسال در شش ایالت، مقابل ساختمان کنگره [ایالتی] دست به اعتصاب و تظاهرات زده اند. از آریزونا گرفته تا اوکلاهما، در ایالت های آبی [جمهوری خواه]، قرمز [دموکرات] و بنفش [متغیر در آرای انتخاباتی]، معلمان برای افزایش حقوق، مزایا و بودجه آموزش و پرورش دولتی دست به قیام زده اند. خشم آن ها، احساسات [و افکار] عمومی را نیز برانگیخته و سبب شده تا مباحثه هایی در سطح ملی در مورد نقش و ارزش معلمان و آینده آموزش و پرورش دولتی صورت گیرد.بسیاری از معلمان، ده ها سال است که برای اعتراضات امسال زمینه چینی [و خود را آماده] کرده اند. آمار سازمان آموزش و پرورش نشان می دهد ۳/۲ میلیون معلم تمام وقتِ مدارس دولتی آمریکا (از مهد کودک تا دبیرستان)، دارند یکی از بدترین موارد رکود [و عدم افزایش] درآمد را در میان تمام مشاغل تجربه می کنند؛ درآمد معلمان آمریکا در حال حاضر، به طور متوسط، با در نظر گرفتن تورم، نسبت به سال ۱۹۹۰ کم تر است.در همین حال، شکاف درآمدی میان معلمان و دیگر مشاغلی که افراد با مدارک تحصیلی مشابه در آن ها مشغول هستند، به بیش ترین میزان خود رسیده است. بنا به گزارش «مؤسسه سیاست های اقتصادی» (از اندیشکده های چپ گرا)، معلمان مدارس دولتی در آمریکا در سال ۱۹۹۴ نسبت به کارمندان در مشاغل قابل مقایسه [با معلمی]، حدود ۱/۸ درصد کم تر درآمد داشتند. آمار سال گذشته، نشان می دهد این رقم به ۱۸/۷ درصد رسیده است. گزارش های سازمان آموزش و پرورش نشان می دهد، در ایالت هایی مانند اوکلاهما، وضعیت از این هم بدتر است؛ در این ایالت، درآمد معلمان، با در نظر گرفتن تورم، طی دهه گذشته، [نه تنها ثابت نبوده و یا افزایش نداشته، بلکه] حتی ۸۰۰۰ دلار کاهش پیدا کرده و در سال ۲۰۱۶، به طور متوسط، به ۴۵,۲۴۵ دلار رسیده است. در ایالت آریزونا هم درآمد معلمان، با در نظر گرفتن تورم، ۵۰۰۰ دلار کاهش داشته است.«هوپ براون» سرِ شغل دومش در ورزشگاه «راپ» در شهر لکسینگتون ایالت کنتاکیکاهش بودجه آموزش و پرورش، صرفاً منحصر به حقوق معلمان نیز نمی شود. به گزارش «مرکز بودجه و اولویت های سیاسی»، سال ۲۰۱۵، ۲۹ ایالت، با در نظر گرفتن تورم، هم چنان نسبت به زمان قبل از «رکود بزرگ» [اواخر دهه ۲۰۰۰ در بازارهای بین المللی]، بودجه ای کم تر را به ازای هر دانش آموز، تخصیص می دادند که موجب شد تا مدارس دولتی، مخروب، بیش از حد شلوغ، و متکی به کتاب های قدیمی و لوازم زهوار دررفته شوند.به نظر بسیاری از معلمان، این اتفاقات، پیامد جنگ ده ها ساله و میان حزبی بر سر آموزش و پرورش دولتی و نتیجه خستگی از دست اتحادیه های معلمان، علاقه به استانداردسازی برنامه آموزشی، و تعهد اذعان شده [و علنی] به ریاضت مالی است. همین مسائل موجب گسترش مدارس چارتری [و اجاره ای] (که بودجه عمومی دارند، اما به صورت خصوصی اداره می شوند)، و هم چنین اقداماتی نظیر تصمیم سال ۲۰۱۱ قانون گذاران ایالت ویسکانسین مبنی بر کاهش حقوق بازنشستگی معلمان و مزایای «چانه زنی جمعی» [مذاکره میان کارفرمایان و کارگران درباره دست مزد و مزایا] شده است. قانون گذاران ایالت کلرادو نیز امسال رأی به افزایش سن بازنشستگی و کاهش مزایای معلمان دادند.هم چنان که ایالت های مختلف، مزایای معلمان را کاهش می دادند، بسیاری از ایالت ها هم با توجه به آزمون های استاندارد متناسب [با خواسته های خودشان]، تغییرات در برنامه تحصیلی و بررسی عملکرد معلمان، اقدام به تعیین معیارهای جدیدی برای [موفقیت و] دست آوردهای دانش آموزان کردند. بسیاری از معلمان، دیگر نتوانستند هم زمان با هدف قرار گرفتن مستقیم [درآمد و] جیب هایشان، از دست دادن کنترل بر کلاس های درس شان را هم تحمل کنند.«بین تای» معلم رشته انسانی در مدرسه راهنمایی «همسایگی دانشگاه» در شهر نیویورکموج [اعتراضات] از ایالت ویرجینیای غربی و در ماه های فوریه و مارس آغاز شد، زمانی که ۲۰ هزار معلم در سرتاسر این ایالت اعتصاب کردند. این معلمان (که طبق گزارش سازمان آموزش و پرورش، سال ۲۰۱۶ به طور متوسط ۴۵,۷۰۱ دلار درآمد داشتند) اعلام کردند تا زمانی که دولت، خواسته های آن ها مبنی بر تأمین کامل بودجه مزایای بیمه ای و افزایش درآمدهایشان را برآورده نکند، اعتصاب خواهند کرد. این افراد، به جای این که سر کلاس هایشان بروند، مقابل ساختمان کنگره [ایالت ویرجینیای غربی] راه پیمایی و میان دانش آموزان [خانواده های] کم درآمدی که به غذاهای رایگان مدرسه وابسته بودند، بسته های ناهار توزیع کردند؛ و تماشا کردند که چگونه حمایت های عمومی به سوی آن ها سرازیر شد. پس از نُه روز [تعطیلی] مدرسه، قانون گذاران ناچاراً کوتاه آمدند و با افزایش ۵ درصدی درآمد معلمان موافقت کردند.چند هفته بعد، اعتصاب مشابهی در اوکلاهما، قانون گذاران این ایالت را وادار کرد تا به منظور تأمین بودجه برای معلمانی که هم چنان برای رسیدن به بودجه بیش تر اعتصاب می کردند، برای اولین بار طی حدود ۳۰ سال، قانونی مبنی بر افزایش چشم گیر مالیات را تصویب کنند. معلمان در ایالت های دیگری مانند کنتاکی و آریزونا (هر دو طرف دار جمهوری خواهان) نیز از این ایالت ها الگوبرداری کردند.البته معلمان گاهاً با مخالفت هایی از سوی مقامات ایالتی و فدرال نیز مواجه می شدند. «بتسی دِواس» وزیر آموزش و پرورش، ماه آوریل از معلمان اعتصاب کننده انتقاد کرد، گفت این افراد در خدمت به دانش آموزان خود کوتاهی می کنند، و از آن ها خواست «مخالفت های بزرگانه» را وارد کلاس درس نکنند. وقتی تابستان، شروع و مدارس، تعطیل شد، انگیزه معلمان نیز فروکش کرد. ماه ژوئن، دیوان عالی حکم کرد که اتحادیه های [فعال در] بخش عمومی، حق ندارند از افراد غیرعضو، هزینه [و بودجه کمکی] دریافت کنند؛ تصمیمی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، می تواند بودجه و قدرت تأثیرگذاری اتحادیه های کارآمد معلمان را کاهش دهد. ماه آگوست، دیوان عالی ایالت آریزونا نیز با طرحی که قرار بود بودجه سالیانه آموزش و پرورش این ایالت را ۶۹۰ میلیون دلار افزایش دهد، مخالفت کرد.دسته های کتاب روی میز در کلاس «بین تای» معلم مدرسه راهنمایی «همسایگی دانشگاه» در شهر نیویورک[در حال حاضر،] معلمان برای بازپس گیری دست برتر [مقابل دولت] قیام کرده اند. برخی از آن ها در ایالت واشینگتن پیشاپیش دست به اعتصاب زده اند و بعضی دیگر هم در لس آنجلس و ویرجینیا تهدید کرده اند که اعتصاب خواهند کرد. معلمان هم چنین وعده داده اند که با قدرت در انتخابات میان دوره ای [کنگره] ماه نوامبر، جایی که صدها معلم با قول افزایش حمایت از مدارس دولتی نامزد شده اند، شرکت خواهند کرد. معلمان هم چنین تلاش کرده اند تا به عموم مردم آمریکا یادآوری کنند که آن ها [معلم ها] در خط مقدم [دفاع از] امنیت اجتماعی متزلزل در آمریکا هستند، چراکه با کودکانی سر و کار دارند که با بحران مواد مخدر، زندگی در فقر، و ترس از تیراندازی بعدی در مدرسه شان دست و پنجه نرم می کنند.نظرسنجی های اخیر نشان می دهد عموم مردم نیز طرف دار معلمان هستند. نتایج نظرسنجی مشترک [سازمان آماری فرانسوی] «ایپسو» و روزنامه یواس ای تودی که ۱۲ سپتامبر منتشر شد، حاکی از آن است که ۶۰ درصد از مردم آمریکا معتقدند معلمان در این کشور حقوق کافی نمی گیرند و اکثرِ حامیان هم حزب جمهوری خواه و هم حزب دموکرات نیز حق اعتصاب را برای معلمان قائل هستند. «روزا خیمنز» یکی از معلمان لس آنجلس می گوید: «ما باید [اعتراضاتمان را] شدیدتر و گسترده تر سازمان دهی کنیم. آتش مردم [در حمایت از معلمان] روشن شده است.»«روزا خیمنز» معلم مطالعات اجتماعی در «مدرسه اجتماعی دانشگاه کالیفرنیا» در لس آنجلسمادرِ «ایلین هاچینسون»، سال ۱۹۷۰ زمانی که در ایالت اوکلاهما شروع به تدریس کرد، سالیانه ۷۰۰۰ دلار درآمد داشت ...

ادامه مطلب  

کسی به داد معلمان حق التدریس مازندران نمی رسد/اعتراض مساوی با اخراج!  

درخواست حذف این مطلب
در اولین روزهای مهر و در آستانه بازگشایی سال تحصیلی جدید که همه چیز از کیف، کفش، دفتر، کتاب، پوشاک، نیمکت و صندلی و همه و همه بوی نو و تازگی گرفته، و در این میان، این درد کهنه معلمان شاغل در مدارس غیردولتی است که همچنان مستعمل و کهنه، لنگ لنگان پیش می رود و کسی هم نه مسئولانه و نه دلسوزانه، در حق این فرزندان ناخوانده، پدری نمی کند... به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از بلاغ، از زمان شکل گیری مدارس غیردولتی در کشور تاکنون که عمرش به بیش از دو دهه می رسد، مزایا و معایب بسیاری در پرونده آن ها ثبت شده است که می توان عدم نظارت کیفی آموزش و پرورش، عدم نظارت بر شایستگی معلمان آزاد شاغل در این مدارس، عدم درجه بندی مدارس و معلمان، نگاه کاسب کارانه و تجاری به آموزش و پرورش، بهره مندی از معلمان نیروی آزاد برای پرداخت حقوق کمتر حتی به بهای عدم گرایش تحصیلی مرتبط، حتی به بهای عدم سابقه تدریس، حتی به بهای عدم کفایت و کلاس داری، قانون گریزی در خصوص بیمه و پرداخت حقوق به نیروهای آزاد شاغل در این مدارس، قانون گریزی در وجوه دریافتی از اولیاء در هنگام ثبت نام و چندین و چند مورد دیگر، بخشی از مشکلات و چالش های رایج در این مدارس است.بیمه، حقوق، امنیت شغلی مطالباتی که امسال هم پاسخی نداشتاستان مازندران دارای بیش از 760 مدرسه غیردولتی در مقاطع تحصیلی گوناگون با 120 هزار دانش آموز جامعه ای قابل توجه را در بدنه ی نظام آموزش و پرورش خود می بیند که باید برای سامان بخشی و تلطیف سازی فضای این مدارس تمهیدات ویژه ای را بیندیشد.کفه سنگین موسسان در قبال معلمانهرچند از یک سو خلأ قانونی در بحث حقوق و مزایای معلمان شاغل در این مدارس، موجب اعمال سلیقه ای حق الزحمه و همچنین تضییع حقوق چند هزار نفری معلمان این مدارس شده است و از سوی دیگر، عدم قانون جامع در خصوص موسسان این مدارس، پوشش بخشی از وظایف دولت در نیازمندی های آموزشی و در نتیجه کاهش هزینه های دولت موجب شده است تا کفه ی قانونی و حمایتی میان موسسان و معلمان به نفع موسسان باشد و صدای معلمان برای اخذ حقوق و مزایای قانونی آن ها به گوش کسی نرسد.هیچ یک از مشکلات معلمان حق التدریس حل نشده استرئیس صنف کارگری شاغل در مدارس غیردولتی مازندران در گفت وگو با خبرنگار ما با بیان اینکه این صنف در مرداد ماه سال 96 تشکیل شده است، اظهار کرد: حقوق، امنیت شغلی، نداشتن کارت پرسنلی و بیمه از مهم ترین مطالبات نیروهای آزاد در مدارس غیردولتی استان است که ما از بدو تشکیل این صنف، به دنبال مطالبه گری و حل وفصل آن هستیم و علیرغم تمام تلاش ها و رایزنی ها و همچنین وعده و وعید مسئولان تاکنون هیچ اتفاقی برای این قشر زحمتکش رخ نداده است.وی افزود: این نیروها که شامل معلمان مقاطع مهدکودک، پیش دبستانی، ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان، معلمان دروس ورزش، قرآن، هنر، پرورشی و همچنین نیروهای خدماتی هستند، از کمترین جایگاه و مزایای کاری برخور دارند.کار با حداقل حقوق!/ بیمه نداریمبه گفته فاطمه احمدیان، علاوه بر این حقوق حداقلی، این نیروها بیمه نیستند و اگر تعداد کمی از این نیروها هم تحت پوشش قرار دارند، هزینه بیمه از حقوق شان کسر می شود.اشتغال 11 هزار معلم در 767 مدرسه غیردولتی مازندراناین مسئول با بیان اینکه بنا بر اعلام مدیرکل آموزش و پرورش مازندران نزدیک به 11 هزار معلم در مدارس غیردولتی استان مشغول به تدریس هستند، گفت: متاسفانه تاکنون هیچ یک از مطالبات به حق معلمان حق التدریس در مدارس غیردولتی استان برآورده نشده است و با وجود برگزاری همایش استانی طی اردیبهشت ماه امسال و دعوت از مسئولانی نظیر مدیرکل آموزش وپرورش و نمایندگان مجلس و علیرغم تمام قول های مساعد مطروحه در این نشست، اما عملا هیچ وعده ای محقق نشده است و تمام راه های رفته ما به دیوار بسته می خورد و گویی صدای ما به گوش کسی نمی رسد.علیرغم اظهارات مسئولان سقف قراردادها تغییری نکرداحمدیان تصریح کرد: طی سال تحصیلی جدید کماکان غالب قراردادها با همان روال سال های قبل یعنی با حداقل حقوق و مزایا و عدم بیمه معلمان از سوی موسسان مدارس غیردولتی بسته شده است و همچنان معلمان زحمتکش در مدارس غیردولتی از مشکلات عدیده ای رنج می برند.وی ادامه داد: ما از مسئولان امر حداقل این انتظار را داشتیم که طی سال تحصیلی جدید لااقل بحث حقوق معلمان حق التدریس را مرتفع می کردند و معلمان در سال تحصیلی جدید با روحیه و انگیزه م ...

ادامه مطلب  

۲ دهه انتظار برای "رفع تبعیض" و "تغییر نظام پرداخت حقوق و مزایا"/امید فرهنگیان به خروج از بن بستِ یک قانون!  

درخواست حذف این مطلب
نزدیک به ۲ دهه از اعتراض فرهنگیان نسبت به وضعیت معیشتی شان می گذرد، قشری که همواره به دلیل نبود اعتبارات کافی از پرداخت های رفاهی مانند اضافه کار، حق ایاب و ذهاب و غذا و ... برخوردار نبوده اند، اما اکنون مسئولان آموزش و پرورش از تلاش برای خروج این وزارتخانه از قانون مدیریت خدمات کشوری خبر می دهند. قانونی که در ابعاد مختلف به ضرر معلمان تمام شد؛ چرا که در آن نظام پرداخت مناسبی برای فرهنگیان دیده نشد. قانونی که به عنوان بزرگترین بن بست در تحول زندگی معلمان نام گرفته است! به گزارش خبرنگار ایلنا، اعتراض معلمان به "وضعیت معیشت" و "تبعیض در حقوق با سایر کارمندان دولت" حکایت امروز و دیروز نیست؛ شاید می توان گفت، این اعتراض ها سِبقه نزدیک به ۲ دهه دارد و در واقع به دهه ۶۰ باز می گردد. به زعم کارشناسان نظام معیشتی معلمان از سال ۶۵ به بعد سیر نزولی داشته به گونه ای که تجمع و تحصن معلمان مقابل مجلس و ... از همان سال ها آغاز شد. این قشر تنها گروه از کارمندان دولتی هستند که همواره به دلیل نبود اعتبارات کافی از پرداخت های رفاهی مانند اضافه کار، حق ایاب و ذهاب و غذا و ... برخوردار نبوده اند.تعدد در قوانین معیشتی اما اجرا...!مهمترین خواسته معلمان همچنان در کش و قوس قوانیناعتراضاتِ فرهنگیان ادامه داشت تا اینکه در سال ۸۶ قانون مدیریت خدمات کشوری تصویب شد؛ قانونی که در ابعاد مختلف به ضرر معلمان تمام شد؛ چرا که در آن نظام پرداخت مناسبی برای فرهنگیان دیده نشد. در سال ۸۹ شورای عالی انقلاب در "نقشه جامع علمی کشور"، مصوبه جدیدی برای نظام پرداخت معلمان و ارتقای منزلتِ آنها گذارند. پیرو این موضوع در سال ۱۳۹۰ سند تحول بنیادین تدوین شد که باز هم بخشی از این سند و سه مورد از راهکارهای آن به بحث نظام معیشتی و پرداخت معلمان تاکید دارد، اما نکته حائز اهمیت این است که همچنان بزرگترین و مهمترین خواسته معلمان اجابت نشده است!فریاد مسئولان بلند شدآموزش و پرورش را از قانون مدیریت خدمات کشوری خارج کنید!چند روز گذشته اما اسفندیار چهاربند، رئیس مرکز برنامه ریزی منابع انسانی و فناوری اطلاعات در نشست خبری خود از قانون مدیریت خدمات کشوری انتقاد کرد و از تلاش حداکثری این وزارتخانه برای خروج از این قانون و پیگیری از طریق مجلس خبر داد. چهاربند این قانون را نه کارمند محور و نه معلم محور خواند و گفت: تحلیل ما این است تا زمانی که این قانون باشد؛ هیچ تحولی برای معلمان و نظام آموزش وپرورش نخواهد افتاد و نمی توانیم از ظرفیت های مختلف در آموزش وپرورش از جمله بازنشستگان استفاده یا مشکلات حرفه ای وز ندگی شخصی معلمان را حل کنیم.این مقام مسوول آموزش و پرورش خروج آموزش و پرورش از قانون مدیریت خدمات کشوری را یکی از طرح های مورد پیگیری در سال ۹۷پیگیری عنوان کرد و گفت: با علم به اینکه این قانون ممکن است در ماه های آینده مورد تأیید نهایی مجلس برسد، تلاش حداکثری ما برای خروج از این قانون خواهد بود و اگر این قانون تصویب نهایی شود، خروج از آن غیرممکن خواهد بود.بطحایی به جهانگیری نامه نوشتمعلمان باید در اولویت افزایش حقوق قرار بگیرنداما در تازه ترین اقدام وزیر آموزش و پرورش نامه رسمی او به جهانگیری درباره تبعیض میان معلمان و سایر کارمندان دولت است؛ بطحایی یکی از مهم ترین عوامل نارضایتی در میان کارکنان دولت، وجود نابرابری های عدیده در نظام پرداخت های مستمر و غیرمستمر دانست و گفته است که متأسفانه به دلایل مختلف با صدور مجوزهای مختلف، این فرآیند رو به تزاید است.وزیر آموزش و پرورش در این بخشی از این نامه خواستار برقراری استقرار نظام عادلانه پرداخت ها شده است. او در این نامه تاکید کرده است که اگر وضعیت درآمدی دولت، امکان افزایش حقوق و مزایای کارکنان را داشته باشد، حتماً و حتماً اولین گروهی از کارمندان که تبعیض آشکاری بین آنها و برخی کارکنان دیگر دستگاه ها وجود داشته است، معلمان شریف و صبور هستند و در صورتی که گشایشی در بودجه عمومی دولت حاصل شود، این گروه در اولویت خواهند بود.یک پژوهشگر تعلیم و تربیت و منابع انسانی:چرا آموزش و پرورش زودتر از اینها به قانون مدیریت اعتراض نکرد؟حجت الله بنیادی (پژوهشگر تعلیم و تربیت و منابع انسانی) در گفت وگو با خبرنگار ایلنا، درباره لزوم تغییر نظام پرداخت حقوق معلمان، با انتقاد از اینکه چرا آموزش و پرورش زودتر از اینها به فکر نظام پرداخت حقوق معلمان نبوده است، می گوید: مصوبهِ نقشه جامع علمی کشور و وجود چندین زیرنظام در رابطه با نظام پرداخت حقوق معلمان نشان از این دارد که در سال ۸۶ و با اجرای قانون مدیریت نظام پرداخت مناسبی برای معلمان طراحی نشده است و پرداختی معلمان دچار نواقص و ضعف هایی ست. در سال ۹۲ علی رغم اینکه نقش جامع علمی کشور و سند تحول بر رسیدگی به نظام پرداخت معلمان تاکید داشت، اما مقام معظم رهبری در سیاست های ابلاغی خود بحث توجه به معیشت معلمان را مورد تاکید قرار می دهند؛ یعنی بعد از گذشت تقریبا ۵-۶ سال از اجراشدن قانون مدیریت خدمات کشوری. اینها همه نشانه ضعف و کاستی های فراوان قانون مدیریت در پرداختی های معلمان است.وی با اشاره به این مطلب که از سال ۸۹ خیلی از متخصصان و دلسوزان تعلیم و تربیت کشور به این موضوع واقف بودند و تکلیف کردند که دولت و نهادهای مرتبط موظفند که توجه جدی به وضعیت معیشتی و پرداختی معلمان داشته باشند، گفت: به نظر من انتقاد آموزش و پرورش به ...

ادامه مطلب  

گزارش ایلنا از جلسه رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم  

درخواست حذف این مطلب
بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم از سوی نمایندگان مجلس از امروز آغاز شد. به گزارش خبرنگار سیاسی ایلنا، بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم از سوی نمایندگان مجلس از امروز آغاز شد.۱۸:۱۸قاضی پور: آذری جهرمی جرائم آقازاده ها را تخفیف داد/ برنامه های پیشنهاد شده با برنامه ششم توسعه یکی نیستنادر قاضی پور در مخالفت با محمدجواد آذری جهرمی وزیر پیشنهادی ارتباطات و فناوری گفت: اعتقاد داریم که باید از جوانان تحصیل کرده و شایسته استفاده کنیم و ما صدها اساتید تحصیل کرده داریم که سطح تحصیلی شان از آقای جهرمی که لیسانس دارد بیشتر است. آیا او با لیسانس قدرت و توانایی آنهار ا دارد؟او افزود: تداوم برنامه وزیر پیشنهادی با برنامه های وزارت ارتباطات و همچنین برنامه ششم توسعه یکی نیست و ضعف دانش و فناوری در این خصوص وجود دارد.نماینده مردم ارومیه افزود: کارگران مخابرات که زمین را می کنند و دکل می گذارند فوق لیسانس ارتباطات هستند و آنچه در باب توضیحات برنامه ایشان باید بگویم این است که صرف توجه به تجارب در عرصه و بخش های فعالیت است و حوزه زیر ساختی که مدیرعامل این حوزه است فرصت کافی بود اما پیشرفت چشمگیری نداشتند .او با اشاره به قیمت اینترنت گفت: قبلا از دو درگاه ورودی داشتیم و الان ۱۴ درگاه ورودی داریم که باید مناقصه برگزار کرد . در این صورت قیمت اینترنت ۱صدم کاهش می یابد.قاضی زاده با طرح سوال از وزیر پیشنهادی ارتباط مبنی بر اینکه با قاچاق تولید چه کار کردید،گفت:با ۷۰ adsl جعلی چه کار کردید؟ با کدهای ملی مردم چه کردید ؟ تخفیفات جرایم آقازاده ها را از ۸۴۰ میلیون تومان و به ۳۰۰ میلیون کاهش دادید. آیا حق دارید از بیت المال ببخشید؟نماینده مردم ارومیه در مجلس با بیان اینکه ورود به حریم خصوصی افراد انجام دادید که خلاف قانون است، افزود: می گویند سرورهای تلگرام به ایران آمده این سرورها کجاست؟ مشکل تلگرام را حل کردید اما به مشکل ملت را حل نکردید. مگر رهبری نفرمودند فضای مجازی حقیقتا به قتل گاه تبدیل شده است شما برای این امر چه کار کردید؟ قاضی پور با طرح این پرسش که وزیر پیشنهادی ارتباطات می خواهد در وزارت سیاست های شخصی واعظی و روحانی را اجراکند و یا سندهای بالادستی جمهوری اسلامی را، ادامه داد: مدیر تلگرام یک صهیونیستی روسی است که از روسیه هم فراری است. با اقدامات شما و با این سرویس دهی هر روز ادبیات رییس تلگرام بدتر می شود که احتمالا خط دهی از داخل بوده است.نماینده مردم ارومیه گفت: شما گفتید تلگرام تحت کنترل است اما اکنون می گویید تلگرام به حرف ما گوش نمی دهد، در صورتی که رهبری طی حکم حکومتی ابلاغ کردند مسئولیت صدور مجوز و تنظیم مقررات صوت و تصویر و نظارت بر عهده سازمان صداوسیما است که نه تنها به این حکم اعتنا نکردید بلکه متاسفانه به فعالیت در این زمینه پرداختید که باید به عنوان مجرم دادگاهی می شدید.او ادامه داد: آذری جهرمی هیچ اعتقادی به حفظ حقوق و منافع ملی و اسناد بالادستی ندارد ومخالفت خود را با وزارت ایشان اعلام می کنم.۱۸:۱۵ذورالنوری: نگفتم دولت یا نظام ما سکولار است/ دلیل توهین به نمازخوان ها و خطیب نمازجمعه چیستمجتبی ذوالنوری در جریان نشست علنی نوبت بعدازظهر مجلس شورای اسلامی در تذکری در واکنش به اظهارات مصطفی کواکبیان که در موافقت با کلیت کابینه اظهار نظر کرده بود در تذکر اصل ۷۹ آیین نامه داخلی مجلس اعلام کرد: نظام اسلامی، حاکمیت، فقه سیاسی، فقه تربیتی، آموزه های دینی و اخلاقی دارد و تاکید من این بود که برنامه ای که در نظام دینی ارائه می شود باید با نظام های غیر دینی متفاوت باشد.او گفت: برنامه برخی کشورها همچون مالزی که ادعای جمهوریت اسلامی ندارند قابل دسترسی است و باید ببینیم برنامه های فرهنگی و آموزشی در این کشورها چگونه است. این در حالی است که وقتی برنامه دولت دوازدهم را با دقت نگاه کردیم، رنگ و بوی آموزه های دینی را در این برنامه ندیدیم.رئیس فراکسیون روحانیت مجلس دهم تصریح کرد: نگفتم دولت یا نظام ما سکولار است بلکه عرض کردم اگر این برنامه در یک دولت سکولار نوشته می شد، چه تفاوتی داشت؟نماینده اصولگرای قم در واکنش به بخشی از سخنان کواکبیان یادآور شد: اینکه آقایان کواکبیان می فرمایند برخی مجلس را با خطبه های نماز جمعه اشتباه گرفته اند یعنی نعوذبالله در خطبه های نماز جمعه منطق، عقل و ادب نیست. این چه حرفی است؟ یعنی بیاییم به نمازخوان ها، خطیب جمعه و نماز جمعه اهانت کنیم. دلیل ما چیست؟!عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان نمایندگان ولایی مجلس خاطرنشان کرد: در آموزه های دینی ما تاکید شده به حرف افراد نگاه کنید، نه خودشان. هرکجای حرفم که اشتباه بود، استدلال کنید که اشتباه است و بنده هم عذرخواهی خواهم کرد. اما اینکه بیاییند با توهین حرف بزنند یا برخی معنی سکولاریسم را نمی فهمند، درست نیست.رئیس فراکسیون روحانیت مجلس تصریح کرد: من ادعای فهمیدن ندارم اما نماینده ها باید براساس تشخیص خود چیزی را بپذیرد یا رد کند. بنابراین اینکه بگویند برخی معنای سکولاریسم را نمی فهمند، درست نیست. ما به عنوان نماینده سوگند خورده ایم. هم اکنون در این برنامه حقوق شهروندی مورد تاکید قرار گرفته و این در حالی است که مسکن، بیمه، تحصیل و شغل جزو حقوق شهروندی است و لازم است امنیت های دستیابی به آن را در نظر بگیریم.ذوالنوری در پایان تصریح کرد: مشکل ما حوزه هایی است که به آن پرداخته نشده است و بنده مجدداً از اینکه وقت عزیزان را گرفتم عذرخواهی می کنم.به گزارش ایلنا، علی لاریجانی که ریاست این جلسه را برعهده داشت در واکنش به درخواست مصطفی کواکبیان برای ایراد تذکر اصل ۷۹ خطاب به او گفت: آقای کواکبیان برای چه می خواهید تذکر دهید. آقای ذوالنوری به شما توهینی نکردند. شما گفتید اینجا را با خطبه نماز جمعه اشتباه گرفته اید و تلویحاً قصد داشتید تعریض داشته باشی.رئیس مجلس خاطرنشان کرد: همچنین گفتید برخی معنای سکولاریسم را نمی فهمند که این درست نیست. چرا که این حرف اشکال داشت و به هرحال با توجه به اینکه توهینی به شما نشده و ماهم فرصت نداریم امکان بیان تذکر وجود ندارد.۱۷:۳۶بطحایی: می دانم روزهای سختی پیش روی وزارت آموزش و پرورش است/ با چند دهه تجربه خود را معرض رای شما قرار دادمسید محمد بطحایی در نطق خود در صحن علنی مجلس شورای اسلامی گفت: مفتخرم که بعد انتخابات ریاست جمهوری و مشارکت ۴۳ میلیونی مردم، رییس جمهور به من اعتماد کردند که بعنوان فردی از اعضای کابینه کار کنم و مرا انتخاب کردند. با تشکر از وزرای سابق امیدوارم با توفیق الهی بعد از رای اعتماد شما بتوانم توفیق خدمت گذاری داشته باشم.وزیر پیشنهادی آموزش پرورش خاطرنشان کرد: تا یک ماه دیگر نسلی روانه کلاس می شوند که همچنان در مدرسه درس می خوانند که بنیانش وابسته به نفت است و زمانی آن را ترک می کنند که دیگر نفتی نیست. باید با اتکا به توانمندی خود به تدبیر امور بپردازند که این مهم با آموزش پورش کارآمد ممکن است.او افزود: همواره افتخارم خدمت در ایران و خدمت به دانش آموزان بوده که زندگی را معنا می کنند و معصومیت آنها عزم ما را راسخ می کند. نمایندگان فرهیخته، من با چند دهه خدمت و تجارب متنوع از نقش معلمی تا معاونت وزیر به واسطه اعتماد رئیس جمهور خود را معرض رای شما قرار دادم.بطحایی بیان کرد: در شرایطی این وظیفه را قبول کردم که زوایایی مختلف را می شناسم و می دانم انبوه مشکلات روزهای سختی را پیش روی وزاتخانه و ما و همینطور کل حاکمیت قرار خواهد داد. تلاش برای پاسخگویی و تحقق خواسته رهبری از یک سو و جبران کمبود امکانات در اولویت است.وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش تاکید کرد: معتقدم سند تحویل بنیادین آموزش و پروش جز با همسویی و هماهنگی نهادهای تربیتی جامعه و درگیری همه اصحاب تربیتی تحقق نمی یابد. آموزش و پرورش زیربنای کلیدی توسعه پایدار و مهمترین بستر تولید سرمایه انسانی در کشور است. اجرای الگوی اسلامی انسانی و پیشرفت اقتصاد مقاومتی نیازمند آموزش و پرورشی پویا و فعال است و معلمان صبور و نجیب کلیدی ترین رکن آموزشی هستند که انجام هر تحولی به عزم راسخ و همکاری آنان بستگی دارد.او ادامه داد: ما معتقدیم اگر به استقبال آینده نرویم در آینده غافلگیر خواهیم شد. در حوزه محتوا، روش و کیفیت تعامل با نیروی انسانی به اتخاذ رویکرد آینده پژوهانه نیاز داریم. بر این اساس برنامه ها را با رویکرد تحولی مبتنی بر اسناد بالادستی به ویژه سند تحول بنیادین به عنوان سند راهبردی و عامل همسوکننده شکل دادم و در پرتوی آن توسعه عدالت آموزشی محور برنامه خواهد بود. توسعه حرفه ای در کنار بهبود منزلت و معیشت معلمان را به عنوان کلیدی قرار دادم و در این مسیر به پشتوانه مهمی چون حمایت و تاییدات رهبر معظم انقلاب، ریاست جمهوری و اعضای هیات دولت و توجهات نمایندگان مردم نیاز داریم. معتقدم برنامه ششم توسعه ظرفیت سرشاری را می تواند برای ما ایجاد کند.او با بیان اینکه در برنامه اش به ۱۱ هدف محوری که مبنای اصلی برنامه آموزش و پرورش در دولت دوازدهم است اشاره شده گفت: مهمترین هدفی که در برنامه پیشنهادی ارائه شده حاکم ساختن گفتمان سند تحول بنیادین و فراهم آوردن الزامات اجرایی برای آن است در ذیل این هدف برنامه های مختلفی پیشنهاد شده که مهمترین آن تشکیل شورای ملی سند تحول بنیادین و تهیه و تدوین کلیه زیر نظام های این برنامه است که سه زیر نظام تایید و تصویب شده همچنین پایش و ارزیابی مستمر گام های اجرایی سند تحول و توجه به منابع انسانی و توسعه فعالیت های فرهنگی پرورشی و تربیت بدنی در این برنامه آمده است.وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش گفت: برخی از مهمترین برنامه ها در ذیل این هدف بسیار مهم در آموزش و پرورش بازطراحی برنامه های فوق برنامه براساس الگوی متوازن برتکیه بر تربیت اسلامی طراحی نظام مدیریت استعدادهای ورزشی برای تقویت ورزش باشگاهی کشور یکی دیگر از مهمترین هدف ها در برنامه پیشنهادی مورد تاکید قرار گرفته است. همچنین توسعه عدالت آموزشی و تدوین استاندارد کیفی مدارس، طراحی برنامه حمایتی برای توانمندسازی معلمان محروم، مرزی و عشایری انسداد مبادی بی سوادی از طریق کاهش نرخ بازماندگی از تحصیل در میان کودکان و نوجوان و توسعه برنامه برای بزرگسالان و رفع موانع موجود است.بطحایی درباره توسعه آموزش های فنی و حرفه ای و کار و دانش اظهار کرد: در سیاست های دولت دوازدهم توسعه آموزش های فنی و حرفه ای و کارودانش مورد تاکید قرار گرفته و مکرر به عنوان یک نیاز به آموزش و پرروش از سوی شما نمایندگان مطرح شده است به عنوان یکی از اهداف آمده است. موضوع اقتصاد آموزش و پرورش تحت عنوان افزایش بهره وری و اقتصاد آموزش وپرورش در برنامه اشاره شده است و در ذیل این هدف راهکارها و برنامه ها آمده است.او ادامه داد: بهبود کیفیت فضا و تجهیزات توسعه و تقویت آموزش دهی دانش آموزان دارای استعدادها و نیازها ویژه مشارکت عمومی بهره مندی از فضای مجازی از هدف هایی است که در این برنامه به شرح و بسط آمده است که مسائل و مشکلاتی که از آموزش و پرورش برشمرده شده در چارچوب سند بنیادین برنامه هایی پیش بینی شده بود و برای برخی پیش بینی نشده که در وزارت آموزش و پرورش به آن توجه می کنیم.بطحایی گفت : من به عنوان کسی که ۳۵ سال در آموزش و پرورش کار کردم یقینا باور دارم آموزش و پرورش روی خط اعتدال باید از همه ظرفیت های کشور استفاده کند. پرهیز از سیاست زدگی و سهم خواهی که هر از گاهی آموزش و پرورش را گرفتار حاشیه کرده و از ماموریت اصلی باز می دارد باید کنار برود. تمرکز بر آموزش و پرورش محض که رسالت اصلی این وزارت خانه است مورد توجه وزرا و همه مدیران در این وزارت باید باشد هر آنچه موجب ایجاد حاشیه شود، ضد آن است.گزینه پیشنهادی برای وزارت آموزش و پرورش گفت : تعامل و هماهنگی با نمایندگان شرایط را برای پیشبرد فعالیت ها فراهم می کند. من ایمان دارم بدون همکاری و تعامل با شما نمایندگان امکان تحقق اهداف آموزشی فراهم نمی شود. وزیر آموزش و پرورش نماینده یک میلیون و هفتصد هزار معلم شاغل و بازنشسته خواهد بود.او گفت : من یک فرهنگی هستم که از ۱۹ سالگی تاکنون در همه رده ها از سطوح صف و ستاد خدمت مردم هستم. از موانع و مشکلات و چالش های پیش روی آموزش و پرورش اطلاع دارم و با تجربه ای که در سازمان برنامه و بودجه به دست آوردم و مساعدت همکاران خودم تمام تلاشم را برای بهبود اوضاع معلمان خواهم کرد.او ادامه داد : من قبل از پذیرش این کاندیداتوری برای وزارت آموزش و پرورش از آنجایی که معاون نوبخت بودم از ایشان قول تمام و کمال گرفتم و ایشان از آنجایی که آموزش و پرورشی هستند قول مساعد دادند که همکاری تمام با آموزش و پرورش داشته باشندبطحایی افزود : این جمله را از ایشان یادداشت کردم که گفتند به لطف خدا این دوره از حیث اعتبارات و برنامه ها بهترین دوره آموزش و پرورش خواهد بود امیدوارم شایستگی بنده برای قبول مسئولیت آموزش و پرورش مورد تایید شما باشد و با رای بالای خود موقعیت این وزارت خانه را در دولت و همه دستگاه های کشور مورد حمایت قرار دهید اما هر چه تشخیص دهید حتما بهترین و مناسب ترین تشخیص است.۱۷:۲۷کوچکی نژاد: بطحایی تمام عمر خود را در وزارتخانه آموزش و پرورش گذرانده است/ او هیچ نقشی در صندوق ذخیره فرهنگیان نداشته استجبار کوچکی نژاد در دفاع از گزینه پیشنهادی روحانی برای وزارت آموزش و پرورش گفت: من با صحبت های همکاران مخالفم. به سخنان آقایان جاسمی و بیگلری دقت کردم و شاهد بودم همه آنها هم جهت با برنامه وزیر پیشنهادی صحبت کردند. با این حال خود مخالفان هم به شخصیت بطحایی هیچ گونه تعارضی نکردند و من از آقای روحانی تشکر می کنم که در این شرایط وزیری چنین اعتدالگرا، انقلابی و متدین را به ما معرفی کرده اند.نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی با اشاره به حساسیت وزارت آموزش و پرورش ادامه داد: همکاران عزیز من وزارت آموزش و پرورش یکی از حساس ترین وزارتخانه های کشور است و کوچکترین اشتباهی در این وزارتخانه تبعات جبران ناپذیری خواهد داشت چرا که سرنوشت ۱۳ میلیون دانش آموز در دست این وزارتخانه است و من باز هم از جناب رییس جمهور به خاطر معرفی چنین وزیری تشکر می کنم.او ادامه داد: من تمام وزرای پیشین آموزش و پرورش را بررسی کردم و ایشان تنها وزیری هستند که تمام عمر خود را در وزارتخانه متبوع خود گذراندند و در این زمینه تجارب فراوان دارند. با حضور او مطمئن هستم کمترین اشتباهی در این وزارتخانه رخ نخواهد داد. دوستان برای رای دادن شتابزدگی نکنند. بطحایی فردی بسیار پخته است و در ابتدا معلم سپس مدیر مدرسه و بعد به عنوان کارشناس مستقل در این وزارتخانه خدمت کرده و در شورای عالی آموزش و پرورش نیز حضور داشته است.او با اشاره به برنامه پیشنهادی وزیر آموزش و پرورش افزود: ایشان به علت آگاهی گسترده از سیاست های کلی نظام و احاطه بر روی مباحث بودجه، توانسته اند برنامه ای جامع به مجلس ارائه دهند و من از ایشان به خاطر این برنامه تشکر می کنم .کوچکی نژاد با تاکید بر اینکه حوزه آموزش با مشکلات اساسی روبرو است ادامه داد: امروز رییس دولت به همه معاونین ، وزراء و مجلس قول دادند برای حل مسایل کمک خواهند کرد. مجلس نیز با وجود کمیسیون های اجتماعی ، فرهنگی و آموزشی و غیره می تواند با همکاری وزیری این چنین با سابقه، مشکلات این حوزه را حل کند .او ادامه داد: امروز همه می دانیم حوزه آموزش و پرورش با چه مشکلات اساسی روبرو است. بحث فرهنگیان بازنشسته، رفاه کم فرهنگیان و دستمزد اندک معلمان ابتدایی با وجود تلاش های فراوانشان از همین معضلات است. با این حال وزیر پیشنهادی خود پیش از همه از این معضلات خبر دارد نگران بوده و تلاش می کند.نماینده مردم رشت با اشاره به تجربیات وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش اظهار کرد: ایشان در اوایل انقلاب به عنوان معلم پرورشی در مدرسه مشغول بودند به همین دلیل بی شک اطلاعات فراوانی در حوزه هایی همچون آموزش قرآن، ورزشی و بحث های پرورشی دارند. همچنین در برنامه ایشان راهکار جدی برای حل مشکلات اقتصادی آموزش و پرورش ارایه شده که دغدغه ایشان را به روشنی بیان کرده و موجب تحولی در شرایط اقتصادی آموزش و پرورش خواهد شد.او با اشاره به صندوق ذخیره فرهنگی افزود: نمایندگان محترم مجلس شما کمیته برای تحقیق و تفحص در مورد صندوق ذخیره فرهنگیان تشکیل دادید که من ریاست آن را به عهده دارم . همه گزارشات این کمیته آماده است و من اعلام می کنم که بطحایی و خانواده او هیچ نقشی در بحث صندوق ذخیره فرهنگی نداشته اند. گزارشات دیروز به دست من رسیده است و پس از پایان رای اعتماد آن را به مجلس ارایه خواهم داد.کوچکی نژاد ادامه داد: در برنامه ای که بطحایی ارایه داده است همه مسایل مربوط به برنامه ریزی آموزشی دیده شده است. در حال حاضر کتب و مفاد درسی باید تغییر کرده و روش آموزش در فنی و حرفه ای نیازمند تغییر تحول است که همه این موارد در برنامه ایشان دیده شده است .او در پایان با اشاره به شخصیت متدین و انقلابی بطحایی افزود: او سالهاست در دولت و مجلس برای رفاه فرهنگیان تلاش می کند و همیشه احترام فرهنگیان را نگه داشته است. اکثریت شخصیت های مجلس از جناح های مختلف همچون آقای کامرانی از او اعلام حمایت کردند چرا که برنامه و عملکرد خوبی دارد و دارای شخصیت متدین، انقلابی و اعتدالگراست و من از همه دوستان خواهش می کنم با رای بالا پشتیبان وزیری چنین متدین باشید.۱۷:۱۵داداشی: مخالفان بطحایی لااقل نیم نگاهی به برنامه او بیندازند/ آموزش و پروش امانت الهی استولی داداشی نماینده موافق وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش برای کابینه دوازدهم با اشاره به سابقه بطحایی گفت: همانطور که همکاران و ملت شریف ایران می دانند، مهمترین رکن یک جامعه آموزش و پرورش است. شما مستحضر هستید فرهنگ سازی در تمام حوزه ها توسط آموزش و پرورش صورت می گیرد.او خاطرنشان کرد: وزارت آموزش و پرورش یک امانت الهی است که ما نباید آن را از دست بدهیم.نماینده مردم آستارا در دهمین مجلس شورای اسلامی در خصوص گذشته و سوابق وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش در کابینه دوازدهم گفت: یک وزیر آموزش و پرورش باید تعهد و تخصص لازم را داشته باشد. آقای بطحایی از این لحاظ زبانزد خاص و عام هستند ایشان در امر تخصص در حوزه های مختلف آموزش و پرورش خدمت کرده و به خوبی محیط شرایط را می داند از دوستانی که مخالف ایشان هستند می خواهم لااقل یک نیمه نگاهی به برنامه ارائه شده از سوی بیاندازید.او ادامه داد: برنامه پیشنهادی متمرکز بر سند تحول بنیادین آموزش و پرورش است که این یک نگاه ضروری است و با کمک قوای مجریه ، مقننه و قضاییه امکانپذیر است.داداشی خاطرنشان کرد: معلمان در شرایط بد اقتصادی زندگی می کنند امروز نیاز است با یک برنامه مدون وارد میدان شویم. او در خصوص بکارگیری نیروی جدید آموزش و پرورش با اشاره به معلمان حق التدریسی گفت: باید در جذب نیروی انسانی یک بازنگری صورت بگیرد، طی چهارسال پیش رو ۴۰۰ هزار معلم بیکار هستند که آقای بطحایی برنامه خوبی برای جایگزینی آنها ارائه داده است ایشان تامین منابع مالی برای ارتقاء سطح کیفیت آموزش و پرورش را که در حال حاضر آن را ندادیم، تدارک دیده است.نماینده مردم آستارا عنوان کرد: با توجه به مولفه هایی که در برنامه های پیشنهادی وزیر آموزش و پرورش مطرح شده ما باید به ایشان رای بدهیم. البته انتظار داریم که او در جهت تکمیل بیمه فرهنگیان، ارائه خدمات در مراکز درمانی رفاهی ، اقتصاد و معیشت معلمان عملکرد قابل قبولی داشته باشد. دوستان به وزیر پیشنهادی رای بدهید و اگر خلاف برنامه اش عمل کرد از او سوال بپرسید.۱۶:۵۸بیگلری: معلمان با حداقل ها و در سختی زندگی می کنند/ آموزش و پرورش ژنرال می خواهدمحسن بیگلری نماینده سقز و بانه در مجلس به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی وزارت آموزش و پرورش در جایگاه قرار گرفت و گفت: بنده به عنوان نماینده حامی دولت روحانی در این جایگاه حضور پیدا کردم اما وکیل الدوله نیستم. از وزیران دولت یازدهم از جمله دکتر زنگنه، آخوندی، سلطانی فر، واعظی و نعمت زاده قدردانی می کنم. من به عنوان نماینده ای که برای حمایت از ۱۶ وزیر کابینه ثبت نام کردم اما نامم برای هیچ کدام از آنها برده نشد اما قرعه مخالفتم به دکتر بطحایی افتاد.نماینده مردم سقز و بانه ادامه داد: آینده کشور و آینده جوانان ما در دست معلمان است. هیچ چیز به اندازه تعلیم و تبربیت اهمیت ندارد بنابراین باید قدر وزارت آموزش و پرورش را بدانیم. بنده مخالف شخص دکتر بطحایی نیستم اما به عنوان یک فرهنگی و کسی که سالها در آموزش و پرورش خدمت کردم و هنوز خانه اول خود را آنجا می دانم برای وضعیت آموزش و پرورش نگرانم که دکتر بطحایی نتواند این کِشتی به گِل نشسته را به مقصد برساند.بیگلری افزود: زمانی که وضعیت معلمان را می بینیم که با حقوق ماهیانه ای بسیار کمتر از ادارات دیگر است، خودم را شرمنده آنها می دانم. متاسفانه آنها در شرایط بحرانی به سر می برند در صورتی که آینده فرزندان ما در دست آنها است معلمان با حداقل ها و در سختی ها زندگی می کنند.اوافزود: آموزش و پرورش و وزارت علوم ابرمرد و ژنرال می خواهد آیا وزیر پیشنهادی می تواند برنامه های این وزارتخانه را جلو ببرد و پاسخگو وضعیت بحرانی آموزش و پرورش باشد آیا برنامه درست و جامعی بحرانی دارد.بیگلری تاکید کرد: آموزش و پرورش وزیری می خواهد که به سهم خواهی و فساد چند میلیون تومانی صندوق ذخیره فرهنگیان نه بگوید. ما انتظار داریم در صندوق ذخیره فرهنگیان شفاف سازی کنید چراکه ما و فرهنگیان بابت آن بسیار آرزده خاطر و منتظر توضیحات شما در این باره هستیم.او با اشاره به دوره مدیریتی بطحایی در پشتیبانی آموزش و پرورش ادامه داد: شما زمانی که در بخش پشتیبان وزارت آموزش وپرورش بودید آیا خود را بجای معلمان گذاشتید که چگونه زندگی می کنند ...

ادامه مطلب  

به بهانه تربیت  

درخواست حذف این مطلب
حجت الاسلام مجتبی علی نژاد: یکی از مهم ترین دغدغه های متولیان هر خانواده ای تربیت صحیح فرزندان است.به گزارش بولتن نیوز متأسفانه بسیاری از والدین حتی تصور درستی از تربیت صحیح ندارند. برخی بی تحرکی و آرام بودن را نشانه یک کودک باتربیت می دانند درحالی که سکون کودک موجب بروز اختلال در رشد جسمی و روانی او می شود. گروه چشمگیری از والدین تربیت کودک را در گرو اطاعت محض و مقابله نکردن با خواسته های بزرگ تر ها می دانند یعنی هرچه کودک در مقابل خواسته های بزرگ تر ها مخالفت کند «بی تربیت» تر قلمداد می شود! این ذهنیت غلط علاوه بر ...

ادامه مطلب  

رتبه بندی معلمان؛ ارتقای شایستگی یا دامن زدن به رقابت؟ - رفاه اجتماعی - سلامت اجتماعی  

درخواست حذف این مطلب
سلامت نیوز:درحالی که معلمان معتقدند راه بهسازی آموزش و پرورش در نظام رتبه بندی، دامن زدن به رقابت از طریق افزایش حقوق نیست اما مسئولان وزارتخانه می گویند پاداش مالی فقط یکی از امتیازات این طرح است.به گزارش سلامت نیوز به نقل از مهر ، طرح رتبه بندی معلمان یکی از مهمترین اخبار جامعه فرهنگیان و آموزش وپرورش در سال ۹۳ بود. ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ بود که نمایندگان مجلس در جریان بررسی طرح رتبه بندی با ۹۹ رأی موافق، ۶۱ رأی مخالف و ۲۱ رأی ممتنع از مجموع ۱۹۸ نماینده حاضر در صحن علنی با این طرح مخالفت کردند.در حقیقت رتبه بندی معلمان به دلیل تعریف نشدن منابع مالی لازم برای اجرا از سوی مجلس رای نیاورد و پس از رد این طرح در مجلس بود که دولت قول داد تا قبل از پایان سال ۹۳ طرح رتبه بندی معلمان را تهیه و برای تصویب به مجلس ارائه کند.در ماه های پایانی سال ۹۳ بود که فرهنگیان در اعتراض به وضعیت معیشتی و تأخیر در پرداخت مطالباتشان، اقدام به اعتراضاتی کردند و با تجمع در مقابل مجلس خواستار بهبود وضعیت معیشتی خود و بازگرداندن معلم به جایگاه واقعی در جامعه شدند.در جریان انتقادات معلمان درخصوص وضعیت معیشتی، مسئولان آموزش و پرورش از تلاش برای نهایی کردن طرح رتبه بندی معلمان و تصویب آن تا پایان سال ۹۳ با هدف ارتقای جایگاه معلمان و بهبود وضعیت معیشتی خبر دادند.سید محمد بطحایی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وقت وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه آنچه که هم اکنون درخصوص رتبه بندی معلمان تصویب شده کلیاتی است در خصوص اینکه معلمان در ۴ گروه رتبه بندی شوند، گفته بود: معلمی که با کسب تجربه، تلاش، مدرک تحصیلی و گذراندن دوره های آموزشی مختلف توانسته بخشی از امتیازات را کسب کند از فوق العاده شغل بیشتری نسبت به آنچه در قانون آمده بهره مند می شود. در حقیقت روح حاکم بر طرح رتبه بندی معلمان افزایش کیفیت کار آنهاست و اینکه معلمان در حوزه های پژوهشی و علمی تلاش بیشتری کرده و در یک کلام معلم تر شوند.سرانجام در آخرین روزهای سال ۹۳ یعنی ۲۸ اسفند ماه بود که هیئت دولت با طرح رتبه بندی معلمان موافقت کرد. براساس این مصوبه، مشمولان طرح طبقه بندی معلمان شامل آموزگاران، دبیران، هنرآموزان، مربیان امور تربیتی، مشاوران، مراقبان سلامت، مدیران و معاونان مدارس و مجتمع های آموزشی و تربیتی براساس ضوابطی که به تصویب هیئت وزیران می رسد، رتبه بندی حرفه ای می شوند.اوایل مهرماه ۹۴مرحله نخست رتبه بندی معلمان اجرا شد و به طور میانگین چیزی حدود ۲۰۰ هزار تومان به حقوق تعدادی از فرهنگیان اضافه شد.راه بهسازی آموزش و پرورش دامن زدن به رقابت نیستدر این بین برخی از معلمان با مورد انتقاد قرار دادن رتبه بندی معتقدند که این طرح بر پرداخت امتیازی حقوق استوار است. کسی که امتیاز بیشتری دارد حقوق بیشتری می گیرد اما در عمل، بیشتر به مدرک گرایی، دامن زدن به رقابت های مخرب و کمی کردن هرچه بیشتر آموزش و پرورش می انجامد که مورد مطلوب یک آموزش و پرورش کیفی نیست. آن ها با این برنامه و برنامه های «رقابت- بنیاد» در آموزش و پرورش مخالفند و بر این باورند که راه بهسازی آموزش و پرورش دامن زدن به رقابت نیست.معلمان افزایش حقوق را حق طبیعی خود می دانند و معتقدند که حقوق فرهنگیان، فراخور یک زندگی آبرومندانه نیست. حق معلمان است که حقوقشان اضافه شود و این موضوع نباید به واسطه ایجاد رقابت بین آن ها باشد.تجربه های جهانی نشان می دهند که در آموزش و پرو ...

ادامه مطلب  

راه بهسازی آموزش و پرورش دامن زدن به رقابت نیست  

درخواست حذف این مطلب
فائزه مومنیگروه گزارش: درحالی که معلمان معتقدند راه بهسازی آموزش و پرورش در نظام رتبه بندی، دامن زدن به رقابت از طریق افزایش حقوق نیست اما مسئولان وزارتخانه می گویند پاداش مالی فقط یکی از امتیازات این طرح است.طرح رتبه بندی معلمان یکی از مهمترین اخبار جامعه فرهنگیان و آموزش وپرورش در سال ۹۳ بود. ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ بود که نمایندگان مجلس در جریان بررسی طرح رتبه بندی با ۹۹ رأی موافق، ۶۱ رأی مخالف و ۲۱ رأی ممتنع از مجموع ۱۹۸ نماینده حاضر در صحن علنی با این طرح مخالفت کردند.در حقیقت رتبه بندی معلمان به دلیل تعریف نشدن منابع مالی لازم برای اجرا از سوی مجلس رای نیاورد و پس از رد این طرح در مجلس بود که دولت قول داد تا قبل از پایان سال ۹۳ طرح رتبه بندی معلمان را تهیه و برای تصویب به مجلس ارائه کند.در ماه های پایانی سال ۹۳ بود که فرهنگیان در اعتراض به وضعیت معیشتی و تأخیر در پرداخت مطالباتشان، اقدام به اعتراضاتی کردند و با تجمع در مقابل مجلس خواستار بهبود وضعیت معیشتی خود و بازگرداندن معلم به جایگاه واقعی در جامعه شدند.در جریان انتقادات معلمان درخصوص وضعیت معیشتی، مسئولان آموزش و پرورش از تلاش برای نهایی کردن طرح رتبه بندی معلمان و تصویب آن تا پایان سال ۹۳ با هدف ارتقای جایگاه معلمان و بهبود وضعیت معیشتی خبر دادند.سید محمد بطحایی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وقت وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه آنچه که هم اکنون درخصوص رتبه بندی معلمان تصویب شده کلیاتی است در خصوص اینکه معلمان در ۴ گروه رتبه بندی شوند، گفته بود: معلمی که با کسب تجربه تلاش، مدرک تحصیلی و گذراندن دوره های آموزشی مختلف توانسته بخشی از امتیازات را کسب کند از فوق العاده شغل بیشتری نسبت به آنچه در قانون آمده بهره مند می شود.در حقیقت روح حاکم بر طرح رتبه بندی معلمان افزایش کیفیت کار آنهاست و اینکه معلمان در حوزه های پژوهشی و علمی تلاش بیشتری کرده و در یک کلام معلم تر شوند. سرانجام در آخرین روزهای سال ۹۳ یعنی ۲۸ اسفند ماه بود که هیئت دولت با طرح رتبه بندی معلمان موافقت کرد. براساس این مصوبه مشمولان طرح طبقه بندی معلمان شامل آموزگاران، دبیران، هنرآموزان، مربیان امور تربیتی، مشاوران، مراقبان سلامت، مدیران و معاونان مدارس و مجتمع های آموزشی و تربیتی براساس ضوابطی که به تصویب هیئت وزیران می رسد، رتبه بندی حرفه ای می شوند.اوایل مهرماه ۹۴مرحله نخست رتبه بندی معلمان اجرا شد و به طور میانگین چیزی حدود ۲۰۰ هزار تومان به حقوق تعدادی از فرهنگیان اضافه شد.در این بین برخی از معلمان با مورد انتقاد قرار دادن رتبه بندی معتقدند که این طرح بر پرداخت امتیازی حقوق استوار است. کسی که امتیاز بیشتری دارد حقوق بیشتری می گیرد اما در عمل، بیشتر به مدرک گرایی، دامن زدن به رقابت_های مخرب و کمی کردن هرچه بیشتر آموزش و پرورش می انجامد که مورد مطلوب یک آموزش و پرورش کیفی نیست.آن ها با این برنامه و برنامه های »رقابت- بنیاد« در آموزش و پرورش مخالفند و بر این باورند که راه بهسازی آموزش و پرورش دامن زدن به رقابت نیست.معلمان افزایش حقوق را حق طبیعی خود می دانند و معتقدند که حقوق فرهنگیان، فراخور یک زندگی آبرومندانه نیست. حق معلمان است که حقوقشان اضافه شود و این موضوع نباید به واسطه ایجاد رقابت بین آن ها باشد.تجربه های جهانی نشان می دهند که در آم ...

ادامه مطلب  

رتبه بندی معلمان؛ ارتقای شایستگی یا دامن زدن به رقابت؟  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزار مهر - گروه جامعه، فائزه مومنی: طرح رتبه بندی معلمان یکی از مهمترین اخبار جامعه فرهنگیان و آموزش وپرورش در سال ۹۳ بود. ۲۰ فروردین ۱۳۹۳ بود که نمایندگان مجلس در جریان بررسی طرح رتبه بندی با ۹۹ رأی موافق، ۶۱ رأی مخالف و ۲۱ رأی ممتنع از مجموع ۱۹۸ نماینده حاضر در صحن علنی با این طرح مخالفت کردند.در حقیقت رتبه بندی معلمان به دلیل تعریف نشدن منابع مالی لازم برای اجرا از سوی مجلس رای نیاورد و پس از رد این طرح در مجلس بود که دولت قول داد تا قبل از پایان سال ۹۳ طرح رتبه بندی معلمان را تهیه و برای تصویب به مجلس ارائه کند.در ماه های پایانی سال ۹۳ بود که فرهنگیان در اعتراض به وضعیت معیشتی و تأخیر در پرداخت مطالباتشان، اقدام به اعتراضاتی کردند و با تجمع در مقابل مجلس خواستار بهبود وضعیت معیشتی خود و بازگرداندن معلم به جایگاه واقعی در جامعه شدند.در جریان انتقادات معلمان درخصوص وضعیت معیشتی، مسئولان آموزش و پرورش از تلاش برای نهایی کردن طرح رتبه بندی معلمان و تصویب آن تا پایان سال ۹۳ با هدف ارتقای جایگاه معلمان و بهبود وضعیت معیشتی خبر دادند.سید محمد بطحایی معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وقت وزارت آموزش و پرورش با اشاره به اینکه آنچه که هم اکنون درخصوص رتبه بندی معلمان تصویب شده کلیاتی است در خصوص اینکه معلمان در ۴ گروه رتبه بندی شوند، گفته بود: معلمی که با کسب تجربه، تلاش، مدرک تحصیلی و گذراندن دوره های آموزشی مختلف توانسته بخشی از امتیازات را کسب کند از فوق العاده شغل بیشتری نسبت به آنچه در قانون آمده بهره مند می شود. در حقیقت روح حاکم بر طرح رتبه بندی معلمان افزایش کیفیت کار آنهاست و اینکه معلمان در حوزه های پژوهشی و علمی تلاش بیشتری کرده و در یک کلام معلم تر شوند.سرانجام در آخرین روزهای سال ۹۳ یعنی ۲۸ اسفند ماه بود که هیئت دولت با طرح رتبه بندی معلمان موافقت کرد. براساس این مصوبه، مشمولان طرح طبقه بندی معلمان شامل آموزگاران، دبیران، هنرآموزان، مربیان امور تربیتی، مشاوران، مراقبان سلامت، مدیران و معاونان مدارس و مجتمع های آموزشی و تربیتی براساس ضوابطی که به تصویب هیئت وزیران می رسد، رتبه بندی حرفه ای می شوند.اوایل مهرماه ۹۴مرحله نخست رتبه بندی معلمان اجرا شد و به طور میانگین چیزی حدود ۲۰۰ هزار تومان به حقوق تعدادی از فرهنگیان اضافه شد.راه بهسازی آموزش و پرورش دامن زدن به رقابت نیستدر این بین برخی از معلمان با مورد انتقاد قرار دادن رتبه بندی معتقدند که این طرح بر پرداخت امتیازی حقوق استوار است. کسی که امتیاز بیشتری دارد حقوق بیشتری می گیرد اما در عمل، بیشتر به مدرک گرایی، دامن زدن به رقابت های مخرب و کمی کردن هرچه بیشتر آموزش و پرورش می انجامد که مورد مطلوب یک آموزش و پرورش کیفی نیست. آن ها با این برنامه و برنامه های «رقابت- بنیاد» در آموزش و پرورش مخالفند و بر این باورند که راه بهسازی آموزش و پرورش دامن زدن به رقابت نیست.معلمان افزایش حقوق را حق طبیعی خود می دانند و معتقدند که حقوق فرهنگیان، فراخور یک زندگی آبرومندانه نیست. حق معلمان است که حقوقشان اضافه شود و این موضوع نباید به واسطه ایجاد رقابت بین آن ها باشد.تجربه های جهانی نشان می دهند که در آموزش و پرورش باید بیش از رقابت بر همکاری تاکید کرد. افزایش حقوق فرهنگیان، حق آنان است و یکی از بنیادی ترین پ ...

ادامه مطلب  

ظرفیت حضور دانشجومعلمان قرآن در فضای خارج از دانشگاه/ این نهال نوپا جامعه را گلستان می کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا)، مراسم تقدیر از دانشجو معلمان قرآنی فعال در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، بعدازظهر امروز چهارشنبه، 21 تیرماه جاری در محل سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور برگزار شد.این مراسم با حضور حمید صابرفرزام، رئیس سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور، زهرا نقی زاده، رئیس مرکز مطالعات میان رشته ای قرآن کریم و جمعی از دانشجو معلمان قرآنی برگزار شد.رئیس سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور در این مراسم ضمن قدردانی از فعالیت های دانشجو معلمان قرآن کریم اظهار کرد: بنده از نزدیک شاهد تلاش های خوب دانشجو معلمان در ایام برگزاری نمایشگاه قرآن امسال بودم و گزارش ها و عکس هایی هم که از فعالیت های غرفه به ما رسید، نشان از تلاش های خوب اولین حضور دانشجو معلمان در این نمایشگاه بود.وی ادامه داد: از راه انداری طرح دانشجو معلم قرآن کریم به همت سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور، یکسال نمی گذرد و باید همگی کمک کنیم این نهال یک ساله پا بگیرد و بتواند فضای جامعه را گلستان کند.صابرفرزام با تاکید بر سخنی از پیامبر اکرم(ص) تصریح کرد: رسول اکرم(ص) می فرمایند: «خَیرُکُم مَن تَعَلَّمَ القُرآن و علمُهُ؛ بهترین شما کسی است که قرآن را فراگیرد و به دیگران بیاموزد»، ما در فضای دانشگاهی هستیم و این فضا فرصت مناسبی برای فعالیت آموزگاران قرآنی است، دانشجویانی که در فضای دانشگاهی، تلاش می کنند در امر قرآن و آموزش آن فعالیت کنند و این اجر و ثواب زیادی دارد.وی ادامه داد: این ظرفیت وجود دارد فعالیت های دانشجو معلمان قرآن کریم به فضای خارج از دانشگاه انتقال یابد، اردوهای جهادی دانشجویی و نظیر آن، از جمله این فضاهاست.رئیس سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور خاطرنشان کرد: هدف اصلی از برگزاری طرح دانشجومعلم قرآن کریم، حضور در فضای خود دانشگاه است، اینکه دانشجویان حول محور قرآن جمع شوند و این ارزشمندتر است، از دانشجو معلمان می خواهم این کار را با جدیت بیشتری دنبال کنند.وی با اشاره به زمینه های حضور و فعالیت دانشجومعلمان قرآن کریم در سازمان فعالیت های قرآنی، گفت: سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور، متعلق به فعالان قرآنی دانشگاهیان کشور است و این افراد می توانند در بخش های مختلف با این سازمان، اعم از مرکز دانشجو معلم و خبرگزاری بین المللی قرآن که به برکت قرآن و برای قرآن راه اندازی شده است، همکاری داشته باشند.صابرفرزام افزود: همچنین دانشجومعلمان علاقه مند به همکاری با این سازمان می توانند پس از اتمام دوره تحصیلات تکمیلی خود، در مرکز مطالعات این سازمان به کارهای مطالعاتی بپردازند و یا در مرکز رشد و فناوری های نوین قرآنی که وابسته به سازمان فعالیت های قرآنی است، ایده ها و طرح های خود را به محصول تبدیل کنند و مرکز از آن ها حمایت خواهد کرد.وی ادامه داد: در مرکز آموزش سازمان، به دانشجو معلمان قرآن کریم برای تعریف شغل آینده شان، خدمات ویژه ای عرضه می شود، مرکز تولیدات ...

ادامه مطلب  

معلمان حق التدریس و سرباز معلم بازهم در انتظار؛ پرداخت هماهنگ حقوق به نتیجه نرسید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر، معلمان حق التدریس در سال تحصیلی جاری فقط حقوق مهر ماه را دریافت و هنوز برای ماه های دیگر حقوق دریافت نکرده اند آنها سال تحصیلی گذشته نیز با مشکل تاخیر در پرداخت حقوق مواجه بودند و از ابتدای مهر تا اسفند ماه حقوقی را دریافت نکرده بودند.برهمین اساس در تدوین لایحه بودجه سال 96 یکی از درخواست های وزارت آموزش وپرورش، لحاظ کردن حقوق مربوط به معلمان حق التدریس از بند سایر در بند (و) بودجه که مربوط به حقوق و مزایاست، بود. براین اساس مجلس شورای اسلامی در بررسی لایحه بودجه سال 96، برای پایان بخشیدن به مشکلات مربوط به پرداخت حقوق در آموزش وپرورش مصوبه ای را داشت که براساس آن دولت باید حقوق کارکنان آموزش وپرورش را به صورت ماهانه پرداخت کند و براین اساس هر موضوعی که ذیل عنوان حقوق تعریف شود ازجمله حقوق نیروهای رسمی، پیمانی، حق التدریس و سرباز معلمان به صورت منظم در هر ماه پرداخت می شود.منصور مجاوری مدیرکل وقت دفتر برنامه و بودجه وزارت آموزش وپرورش فرودین امسال دراینباره گفته بود: برای پرداخت هماهنگ حقوق تمام نیروهای آموزش وپرورش کارهای مقدماتی را انجام داده ایم و هم اکنون منتظر ابلاغ ضریب حقوقی هستیم. با اجرای این طرح دیگر شاهد تاخیر در پرداخت حقوق معلمان حق التدریس، سرباز معلمان و نیروهای قراردادی نخواهیم بود.اگرچه با این مصوبه مجلس، معلمان حق التدریس برای چند ماه همزمان با سایر کارکنان آموزش وپرورش حقوق خود را به موقع دریافت کردند اما مشکل تاخیر در پرداخت حقوق مجدد تکرار شد و آنها از آبان امسال تا به امروز حقوقی را دریافت نکردند.اکبری معلم حق التدریسی که از سال 88 به عنوان نیروی شرکتی در مدارس فعالیت می کند و از سال 94 در پایه سوم ابتدایی مشغول به تدریس است، با اشاره به اینکه از آبان ماه حقوقشان واریز نشده است، می گوید: سال گذشته بعد از 6 ماه، اواخر اسفند حقوق معلمان حق التدریس را پرداخت کردند، اوایل امسال گفتند با تصویب مجلس، همه معلمان همزمان حقوق دریافت خواهند کرد اما امسال هم تاخیر در پرداخت حقوق داریم؛ به ازای تعطیلات مدارس به دلیل بارش برف یا آ ...

ادامه مطلب  

خانواده مطالبه گر زمینه ساز ارتقاء سواد قرآنی دانش آموزان  

درخواست حذف این مطلب
گروه فرهنگی:خانواده و مدرسه برای اعتلای روحی و فکری کودکان و نوجوانان باید از قرآن به عنوان الگویی بی نظیر بهره مند شوند و آنچه در این بین بسیار حائز اهمیت است همگام بودن مدرسه و خانواده در راستای آموزش های قرآنی است.به گزارش از خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از همدان قرآن کریم به عنوان چراغ راه انسان ها آموزه های فراوانی برای افراد در مسیر زندگانی دارد و نمونه و الگوی کامل برای سیر به سوی کمال و سعادت است و تأثیر بسزایی در تربیت انسان ها دارد حال آنکه اگر این تربیت از دوران کودکی و نوجوانی باشد تأثیر آن صدچندان خواهد بود اما آن ...

ادامه مطلب  

همسان سازی حقوق، همچنان مطالبه معلمان  

درخواست حذف این مطلب
هر یک از ما با خواندن این گزارش باید به این نکته توجه کنیم که اگر زحمات معلمانمان نبود امروز از نعمت سواد بی بهره بودیم. هرچند بر اساس تعاریف ارائه شده فقط سواد به توانایی خواندن و نوشتن اطلاق نمی شود، بلکه توانایی در یادگیری فناوری و به کارگیری آن در زندگی روزمره، یادگیری زبان دوم و سوم و توانایی در ایجاد ارتباطات نیز در قالب سواد ارتباطاتی از لحاظ بین المللی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هرچند سنگ بنای اولیه در یادگیری هر یک از این مهارت ها را مدیون معلمان در مقاطع تحصیلی هستیم، قشری که با وجود نارسایی های فراوان باز هم از جان خود برای تعلیم و تربیت فرزندان این مرز و بوم مایه می گذارند.به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از آرمان، در روزهای اخیر مسئولان در آموزش و پرورش از کمبود معلم در کشور خبر دادند، اما با بررسی فعالیت های انجام شده در این سازمان باید گفت که نهاد آموزشی کشور برای جبران این کمبود برنامه ویژه ای در دست ندارد. در این باره اسفندیار چهاربند، رئیس مرکز برنامه ریزی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش گفت: «اگر شدت کمبودها در بخش تامین نیروی پرورشی داشته باشیم تا دو سال آینده باید یک بنای یاد بود به ویژه در فعالیت پرورشی، فرهنگی و آموزش ابتدایی بسازیم. در فعالیت های پرورشی و فرهنگی مربی نداریم و در دوره ابتدایی نیز تراکم بالای دانش آموزان و امکان تامین نیرو را داریم.»آموزش وپرورش در سال 1400چگونه است؟بر اساس بررسی های انجام شده در سال تحصیلی 1400-1401 تعداد دانش آموزان کشور 15 میلیون و 613 هزار و 546 نفر است و باید برای تامین تجهیزات، فضای فیزیکی و نیروی انسانی مورد نیاز از هم اکنون برنامه ریزی کرد. از سوی دیگر آموزش و پرورش در سال های آینده نیز موجی از بازنشستگی نیروهای انسانی را تجربه می کند و باید برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز برای مدارس کشور چاره اندیشی شود. البته طبق اعلام مسئولان آموزش و پرورش « تا سال 1400 حدود 320 هزار نفر از آموزش و پرورش بازنشسته می شوند. هم اکنون عدم تعادل در بحث نیروی انسانی وجود دارد که با استفاده از فرصت بازنشستگی می توان آن را جبران کرد. طبق برنامه چهار ساله ای که آماده شده به ازای 320 هزار فردی که بازنشسته می شوند، اگر 190 هزار نفر جذب شوند به نیاز این وزارتخانه در بحث نیروی انسانی پاسخ داده می شود.»مجلس وضعیت معلمان حق التدریس را مشخص کنداز دیگر نیازها در وزارت آموزش و پرورش توجه به معلمان حق التدریس و مشخص کردن وضعیت آنها است. در مهر 96، وزیر آموزش و پرورش درباره استخدام بعضی معلمان حق التدریسی در شهرهای کوچک و دور افتاده گفت: مجلس اخیرا کلیات طرحی را به تصویب رسانده و جزئیات آن قرار است در کمیسیون مربوطه بررسی شود که ما منتظریم آن طرح درباره نحوه به کارگیری نیروهای حق التدریسی برای آموزش و پرورش تعیین تکلیف کند. هرچند تا زمانی که آن طرح به تصویب برسد، استفاده از همکاران که حق التدریسی هستند، همچون گذشته است. سید محمد بطحایی افزود: امیدوارم با اهمیت و اولویتی که این موضوع دارد، مجلس این طرح را به لحاظ نظرات کارشناسی وزارت آموزش و پرورش مورد بررسی قرار دهد.نارضایتی در بین معلمان موج می زندمدیر یکی از مدارس دولتی در منطقه دو تهران می گوید: معلمان خواستار همسان سازی حقوقشان با سایر کارمندان دولت هستند، اما بعضی از گروه های معلمی ساعت کاری کمتری نسبت به دیگر همکاران دارند. پروین خاتم زاده می افزاید: هم اکنون معلمان به اشکال متعدد همچون استخدامی، حق التدریس و ... همکاری می کنند، هر یک از آنها در پایان ماه نیز حقوق متفاوتی دریافت می کنند. همین مساله نارضایتی و عدم تمایل معلمان برای ادامه فعالیت در این شغل را به دنبال دارد. به گفته او بنابراین از دولت و دست اندرکاران امر خواستاریم در اسرع وقت این نارسایی را برطرف کنند. باید برای رفع مشکلات درآمدی معلمان فعالیت های مناسب انجام شود.معلمی با سابقه 10 ساله، اما بدون بیمهلیلا اصغری 10 سال است که در یکی از مدارس غیرانتفاعی معلم است. او می گوید: با گذشت چند سال از فعالیتم هیچ جذب نیرویی در این سازمان انجام نشده است. از سوی دیگر مدارس نیز با رانت اداره می شود. برای مثال مدیر قبلی این مدرسه حدود چهار سال بنده را در زمینه بیمه بازی داد، او می گفت که هر ماه هزینه بیمه را پرداخت می کند و یک کارت بیمه تکمیلی وابسته به یکی از شرکت های بیمه گر را به بنده داد تا با مراجعه به مراکز طرف قرارداد این بیمه هزینه درمان پرداخت شود. این در حالی است که سال گذشته تازه متوجه شدم که هزینه ...

ادامه مطلب  

همسان سازی حقوق، اولین مطالبه معلمان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شمانیوز، در روز های اخیر مسئولان در آموزش و پرورش از کمبود معلم در کشور خبر دادند، اما با بررسی فعالیت های انجام شده در این سازمان باید گفت که نهاد آموزشی کشور برای جبران این کمبود برنامه ویژه ای در دست ندارد. در این باره اسفندیار چهاربند، رئیس مرکز برنامه ریزی، منابع انسانی و فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش گفت: «اگر شدت کمبود ها در بخش تامین نیروی پرورشی داشته باشیم تا دو سال آینده باید یک بنای یاد بود به ویژه در فعالیت پرورشی، فرهنگی و آموزش ابتدایی بسازیم. در فعالیت های پرورشی و فرهنگی مربی نداریم و در دوره ابتدایی نیز تراکم بالای دانش آموزان و امکان تامین نیرو را داریم.»در صورتی که تمایل دارید اخبار فوری و محرمانه در مورد معلمان را زودتر از دیگران مطلع شوید اینجا کلیک کنیدآموزش وپرورش در سال ۱۴۰۰ چگونه است؟بر اساس بررسی های انجام شده در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ تعداد دانش آموزان کشور ۱۵ میلیون و ۶۱۳ هزار و ۵۴۶ نفر است و باید برای تامین تجهیزات، فضای فیزیکی و نیروی انسانی مورد نیاز از هم اکنون برنامه ریزی کرد. از سوی دیگر آموزش و پرورش در سال های آینده نیز موجی از بازنشستگی نیرو های انسانی را تجربه می کند و باید برای تامین نیروی انسانی مورد نیاز برای مدارس کشور چاره اندیشی شود. البته طبق اعلام مسئولان آموزش و پرورش «تا سال ۱۴۰۰ حدود ۳۲۰ هزار نفر از آموزش و پرورش بازنشسته می شوند. هم اکنون عدم تعادل در بحث نیروی انسانی وجود دارد که با استفاده از فرصت بازنشستگی می توان آن را جبران کرد. طبق برنامه چهار ساله ای که آماده شده به ازای ۳۲۰ هزار فردی که بازنشسته می شوند، اگر ۱۹۰ هزار نفر جذب شوند به نیاز این وزارتخانه در بحث نیروی انسانی پاسخ داده می شود.»مجلس وضعیت معلمان حق التدریس را مشخص کنداز دیگر نیاز ها در وزارت آموزش و پرورش توجه به معلمان حق التدریس و مشخص کردن وضعیت آن ها است. در مهر ۹۶، وزیر آموزش و پرورش درباره استخدام بعضی معلمان حق التدریسی در شهر های کوچک و دور افتاده گفت: مجلس اخیرا کلیات طرحی را به تصویب رسانده و جزئیات آن قرار است در کمیسیون مربوطه بررسی شود که ما منتظریم آن طرح درباره نحوه به کارگیری نیرو های حق التدریسی برای آموزش و پرورش تعیین تکلیف کند. هرچند تا زمانی که آن طرح به تصویب برسد، استفاده از همکاران که حق التدریسی هستند، همچون گذشته است. سید محمد بطحایی افزود: امیدوارم با اهمیت و اولویتی که این موضوع دارد، مجلس این طرح را به لحاظ نظرات کارشناسی وزارت آموزش و پرورش مورد بررسی قرار دهد.نارضایتی در بین معلمان موج می زندمدیر یکی از مدارس دولتی در منطقه دو تهران می گوید: معلمان خواستار همسان سازی حقوقشان با سایر کارمندان دولت هستند، اما بعضی از گروه های معلمی ساعت کاری کمتری نسبت به دیگر همکاران دارند. پروین خاتم زاده می افزاید: هم اکنون معلمان به اشکال متعدد همچون استخدامی، حق التدریس و ... همکاری می کنند، هر یک از آن ها در پایان ماه نیز حقوق متفاوتی دریافت می کنند. همین مساله نارضایتی و عدم تمایل معلمان برای ادامه فعالیت در این شغل را به دنبال دارد. به گفته او بنابراین از دولت و دست اندرکاران امر خواستاریم در اسرع وقت این نارسایی را برطرف کنند. باید برای رفع مشکلات درآمدی معلمان فعالیت های مناسب انجام شود.معلمی با سابقه ۱۰ ساله، اما بدون بیمهلیلا اصغری ۱۰ سال است که در یکی از مدارس غیرانتفاعی معلم است. او می گوید: با گذشت چند سال از فعالیتم هیچ جذب نیرویی در این سازمان انجام نشده است. از سوی دیگر مدارس نیز با رانت اداره می شود. برای مثال مدیر قبلی این مدرسه حدود چهار سال بنده را در زمینه بیمه بازی داد، او می گفت که هر ماه هزینه بیمه را پرداخت می کند و یک کارت بیمه تکمیلی وابسته به یکی از شرکت های بیمه گر را به بنده داد تا با مراجعه به مراکز طرف قرارداد این بیمه هزینه درمان پرداخت شود.این در حالی است که سال گذشته تازه متوجه شدم که هزینه بیمه را فقط شش ماه نخست فعالیتم پرداخت کرده و این چند سال فقط با وعده و وعید و حقوق اندک از بنده و دیگر نیرو ها کار کشیده است.به گفته او هم اکنون همچنان با حقوق اندک و بدون هیچ امنیت شغلی در آن مدرسه فعالیت می کنم، اما بیمه ام را به شکل مشاغل آزاد تامین اجتماع ...

ادامه مطلب  

فرسنگ ها فاصله تا محل تدریس/ جدال این معلمان با مرگ در مسیر مدرسه + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
آقامعلم بیش از 60 کیلومتر را هر روز از خانه تا مدرسه اش طی می کند و خم به ابرو نمی آورد؛ بچه های کلاسش می گویند «آقا معلم همیشه لبخند بر لب دارد حتی روزی که در میان راه با موتورش بر زمین خورده بود و به سختی می توانست راه برود». به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ امروز شنبه 15 اردیبهشت ماه و چهارمین روز هفته معلم است؛ روایت امروز مختص معلمانی است که برای درس دادن، فرسنگ ها راه را می پیمانند ؛ قصه آدم هایی که زندگی شان را صرف گسترش دانش می کنند. این قصه به معلمانی اختصاص دارد که به عشق چشاندن قطره های علم و دانش به دانش آموزان مناطق محروم، از خانه و کاشانه شان دل می کنند و مسیرهای صعب العبور را طی می کنند تا دل هایی را به نور دانش روشن کنند. چه واژه ای می تواند عظمت این معلمان را بیان کند؟ انسان هایی که از رفاه خود می گذرند تا رفاه را به انسان های دیگر هدیه کنند؛ انسان هایی که خوب بودن را چه زیبا به نمایش می گذارند. آنقدر بی ادعا و خالصند که وقتی برای مصاحبه به سراغ یکی از آنها رفتیم، اشک در چشمانم حلقه زد و مودبانه عذرخواهی کرد که از گفت وگو معافش کنیم. مردی که بیش از 60 کیلومتر را هر روز از خانه تا مدرسه اش طی می کند و خم به ابرو نمی آورد؛ بچه های کلاسش می گویند «آقا معلم همیشه لبخند بر لب دارد حتی روزی که در میان راه با موتورش بر زمین خورده بود و به سختی می توانست راه برود». آن روز را بچه های کلاس به خوبی به یاد دارند؛ یک روز سرد زمستانی بود. برف همچنان در حال باریدن بود و بچه ها آن روز زودتر از آقا معلم به کلاس درس رسیده بودند. نیم ساعتی گذشته بود و از آقا معلم خبری نبود. دیگر کم کم نگرانی به سراغشان آمده بود که آقا معلم رسید؛ به سختی می توانست قدم بر دارد و برخلاف همیشه که درس ها را روی تخته می نوشت آن روز روی صندلی نشسته بود اما مثل همیشه لبخند می زد.*** مدارس دارای تعداد کم دانش آموز 13 میلیون دانش آموز در بیش از 105 هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خوانند که بخشی از این مدارس دارای تعداد کمی دانش آموز هستند. اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامه ریزی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش اظهار داشت: در حال حاضر 21 هزار و 532 مدرسه در کشور داریم که کمتر از 24 دانش آموز دارند. وی ادامه داد: از تعداد 21 هزار و 532 مدرسه، 20 هزار و 644 مدرسه در روستاها و 888 مدرسه در شهرها دایر است و از مدارس روستایی هم 17 هزار و 913 مدرسه به دبستانی ها اختصاص دارد. بر اساس آماری که اسفند ماه سال گذشته منتشر شد 105 هزار مدرسه در آموزش و پرورش وجود دارد که از این تعداد 10 هزار مدرسه با جمعیت 10 نفر و پنج هزار مدرسه با جمعیت کمتر از 5 دانش آموز و 125 مدرسه یک نفره است. نکته حائز اهمیت این است که طی سال های گذشته، در آموزش و پرورش در استفاده از نیروی انسانی، بومی گزینی به دلایل مختلف اجرا نشده و یا ناقص اجرا شده است ضمن اینکه در برخی مناطق نیز نیروی بومی دارای شرایط معلمی یا درخواست کننده شغل معلمی نبوده است و ماحصل این اتفاق، طی مسیر طولانی برای رسیدن به مدرسه را رقم زده است.*** اسکان اجباری این معلمان مسیرهای طولانی برای رسیدن به مدرسه و بازگشت از آن، در مواقعی آنقدر خسته کننده است که معلمان مجبور می شوند روزهایی در هفته در روستا بمانند؛ در برخی مسیرهای صعب العبور و زمستان های سخت، معلمان کل زمستان را در روستا می مانند چرا که طی مسیر با خطراتی همراه است. البته اسکان در روستا نیز برای معلمان با مشکلاتی همراه است. یکی از این معلمان، مجید غلامی، معلم روستای سپیددشت لرستان بود که در کانکس هم درس می داد و هم زندگی می کرد. این معلم سختکوش اوایل آذرماه سال 1396 بر اثر برق گرفتگی در کانکس، برای همیشه چشمانش را بست. در 20، 30 سال گذشته که فضای مجازی به این گستردگی نبود، داستان های تلخ معلمانی که در مسیر مدرسه تا خانه گرفتار برف و بوران یا حیوانات وحشی می شدند، سینه به سینه روایت می شد اما این روزها، این ماجراها در برخی خبرگزاری ها، سایت ها و صفحات شخصی نوشته می شود و بعد از مدتی فراموش می شود.***روایت تلخ مرگ آقامعلم در مسیر منزل علی بخش نوروزی یکی از همان معلمانی بود که با مرگ دست و پنجه نرم کرد و در نهایت به رغم آنکه بارها و بارها در چنین جدال های مرگ باری پیروز میدان بود، آذر ماه سال 94 چهره در نقاب کشید و برای همیشه چشمانش را بست. مرحوم نوروزی معلم مدرسه شهیدان سروش ن ...

ادامه مطلب  

توسعه پایدار از مسیر آموزش و پرورش می گذرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، در دوران گذشته، کارکردهای آموزش و پرورش از طریق خانواده با مشارکت فرد در فعالیت های گوناگون گروه های اجتماعی صورت می گرفت؛ از این رو، نهاد جداگانه ای لازم نبود. ولی در جامعه پیچیده امروز، با گسترش شهرنشینی و توسعه صنعتی و به دنبال آن ایجاد دگرگونی در ساختارها و کارکردهای سیاسی و اقتصادی، نهادی مثل خانواده که در گذشته بار تربیتی فرزندان را به عهده داشت دیگر اقتدار و نفوذ کافی برای ایفای وظایف آموزشی و پرورشی را ندارد. در جامعه کنونی، نیاز به ایجاد یک نهاد خاص آموزشی است. مفهوم نهاد در اینجا، به هر نوع اعتقاد، ارزش، مفهوم، سازمان و یا بطور کلی، هر پدیده ای که طی شرایط و فراگردهای تاریخی با مجموعه ای از هدفها، کارکردها و کنشها مشخص شده است، اطلاق می شود.از این رو نهاد آموزش و پرورش در شرایط جدید وظیفه انتقال باورها، ارزش ها، رفتارها، گرایش ها، دانش ها و مهارت ها را به نسل های جدید دارد. در حقیقت آموزش و پرورش فرایند و فراگردی است که افراد از طریق آن به فراگیری نقش ها و قواعد زندگی می پردازند علاوه بر این نقش بسیار مهمی در رسیدن جامعه به توسعه پایدار و توسعه همه جانبه دارد. نظام آموزشی نوین در ایران از زمان تاسیس دارالفنون در سال 1228 هجری شمسی و وزارت علوم در سال 1232 هجری شمسی مانند بسیاری از نهادها در طی زمان دستخوش تغیییراتی بوده و این تغییرات با خود بار مثبت و منفی بسیاری داشته است از این رو به دلیل این ضرورت ها و اهمیت ها نیاز به پرداختن به وضعیت آموزش و پرورش در شرایط کنونی و به طور کلی تر نظام آموزشی احساس می شود.در این خصوص گفت و گویی با دکتر صمد ایزدی استاد علوم تربیتی دانشگاه مازندران صورت گرفت که در ادامه می آید.ایزدی در مورد وضعیت نظام آموزشی کنونی عنوان کرد: ما می توانیم از رویکردهای مختلف به این مساله نگاه کنیم. یکی از رویکردها این است که می توانیم نظام آموزشی را از منظر آمار و ارقام توصیف کنیم. که در اینجا لازم است همواره به برخی از شاخص ها و نسبت ها توجه کنیم. مثل شاخص درون داد از قبیل منابع مالی- انسانی و منابع مادی. شاخص فرایندی که کیفیت آموزش، کیفیت معلم و یادگیری را شامل می شود. شاخص هایی مثل نابرابری آموزشی، کارآیی و یا کارکرد نظام آموزشی مثل انتخاب رشته یا دوره های آموزشی که معلمان را شامل می شود.'هر کدام از این رویکردها نیز باز آمار و ارقامی همراه هستند که قابل بحث است. مثلا در شاخص منابع انسانی توانسته ایم به نسبت هایی برسیم مانند نسبت معلم به دانش آموز- نسبت دانش آموز به فضای آموزشی، معلم به سطح سواد و تحصیلات معلمان.'وی اضافه کرد: هر کدام از این موارد نیز می تواند معیاری باشد برای تبیین وضع موجود نظام آموزشی که متاسفانه درباره این شاخص ها و نسبت ها نیز وضعیت مناسبی نداریم و حتی سال به سال وضعیتمان بدتر می شود. در سال اخیر یعنی سال 97 آماری که از بودجه آموزشی منتشر شد بیانگر این بود که 35 هزار میلیارد تومان به نظام آموزش و پرورش اختصاص داده شده است که اگر با نرخ تورم امروزی بخواهیم حساب کنیم نه تنها افزایش پیدا نکرده بلکه کاهش هم پیدا کرده است و توان آموزش و پرورش را در امر اداره نظام آموزشی مختل کرده است.دکتر ایزدی بیان داشت: رویکرد دیگری که بخواهیم واقعا وضعیت موجود نظام آموزشی را بر اساس آن تبیین کنیم این است که بیاییم و ببینیم واقعا نظام آموزشی ما در حال حاضر با چه چالش هایی مواجه است. عمده ترین چالش هایی که می شود به آن ها اشاره کرد این است که عدالت محور باشیم. عدم تبعیض جنسی، پرهیز از کلیشه های مذهبی، نژادی، قومی و نژادی از جمله اموری هستند که نظام آموزشی ما تحلیل خوبی از این چالش ها ندارد. یعنی با وضعیت بغرنجی رو به رو هستیم. از این منظر می توانیم بگوییم نظام آموزشی مثل بیماری تشریح کرد که در حال حدت است و نیازمند این است که ما به نظام آموزشی اکسیژن تزریق کنیم تا خون تازه ای در نظام آموزشی دمیده شود.این استاد علوم تربیتی در خصوص شاخص برون داد، توضیح داد: در این شاخص بحث مهم فارغ التحصیلان را داریم یعنی کسانی که به عنوان خروجی نظام آموزشی شناخته می شوند. اگر چه در این باره آمار خیلی دقیقی وجود ندارد اما باز باید بگوییم در این خصوص نیز وضیت مناسبی نداریم. وی گفت: شاخص دیگر، شاخص پیامد است یعنی اینکه آیا واقعا فارغ التحصیلان دانشگاه ها توانسته اند تاثیر ماندگاری بر جای بگذارند یا خیر؟ اعتقاد کلی بر این است که نظام آموزشی انعکاسی از توسعه یافتگی جوامع است که اگر بخواهیم ارزش هایی که به لحاظ اجتماعی در سطح جوامع یا جوامع دیگر ارزیابی کنیم متوجه می شویم که اصلا وضعیت مناسبی نداریم.ایزدی اضافه کرد: یک راه دیگر برای بررسی وضعیت نظام آموزشی در جامعه این است که بیاییم خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم و ببینیم نظام آموزشی ایران در چه جایگاهی قرار دارد. می شود به دو دسته از مهمترین مطالعات در سطح جهانی اشاره کنیم. یکی مطالعات 'تیمز' است که هر 4 سال یکبار انجام می شود و آخرین مطالعات اش در سال 2016 بود و یکی هم مطالعات 'پرلز' است که هر 5 سال یکبار انجام می شود و آخرین آن ها در سال 2017 انجام شده است. وی گفت: در این 2 مطالعه که بالغ بر 40 کشور و در دوره آخر 10کشور شرکت کردند که ایران اصلا جایگاه خوبی ندارد. این دو مطالعه دانش آموزان پایه 4 و 8 را در مطالعه تیمز در دروس ریاضی و علوم نشان می دهد و مطالعه پرلز هم وضعیت دانش آموزان ایران را در درس خواندن نشان می دهد که در این دو مطالعه که ایران شرکت کرده است، اصلا جایگاه مناسبی ندارد. اگر چه از ابتدای شرکت نمرات دانش آموزان نسبت به قبل افزایش پیدا کرد اما هنوز از میانگین جهانی پایین تر است که این عمدتا بیانگر تلاش و کوشش فردی دانش آموزان است و می شود گفت همان ستارگانی هستند که در آسمان پر ستاره سوسو می کنند و می درخشند. وی همچنین به مقایسه وضعیت ایران و دیگر کشورها در سطح منطقه پرداخت و در این خصوص بیان داشت: حتی در سطح منطقه هم ایران جایگاه خوبی ندارد و کشورهای دیگری هستند که از ایران جلوتر هستند مثل بحرین و امارات که وضعیت دانش آموزانشان از وضعیت دانش آموزان ایرانی بهتر است و علی رغم اینکه دانش آموزان تلاش های بسیاری انجام می دهند ولی این مطالعه 4 محور عمده را مورد بررسی قرار می دهد مدرسه و عملکرد خود دانش آموزان- معلمان و وضعیت اقتصادی اجتماعی خانواده ها. در این 4 محور مشخص می شود که ایران اصلا جایگاه خوبی ندارد و علی رغم سرمایه گذاری که در این زمینه صورت گرفته ولی رتبه ما در سطح جهانی خوب نیست. چیزی که از این مطالعات جهانی استخراج ...

ادامه مطلب  

انتظار ۶ ماهه سرباز معلمان برای دریافت حقوق!  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس: سرباز معلمان مناطق مختلف هنوز بعد از گذشت 6 ماه از تدریس خود در مناطق روستایی هیچ حقوقی دریافت نکرده و فاقد دفترچه درمانی هستند.نیروهای سرباز معلم، نیروهای موقتی هستند که هر سال بنا بر نیاز مناطق مختلف، به ویژه روستاها بعد از گذراندن دوره آموزشی در نیروهای مسلح، جذب وزارت آموزش و پرورش می شوند و به جای گذراندن دوره خدمت سربازی در بخش های مختلف نیروهای مسلح، در آموزش و پرورش خدمت می کنند.مدت خدمت در برنامه سرباز معلم، 2 سال تمام است؛بنابراین افرادی انتخاب می شوند که کسر خدمت نداشته باشند.ادامه اشتغال معلمان وظیفه پس از اتمام خدمت موظف، ممنوع است و انجام خدمت ضرورت در آموزش و پرورش، هیچگونه حق استخدامی برای افراد ایجاد نمی کند.سرباز معلمان ابتدا دو ماه آموزش نظامی را طی کرده و یک دوره ضمن خدمت یک ماهه آموزش کلاس داری را می بینند و از یکم مهر ماه هر سال در آموزش و پرورش فعالیت خود را آغاز کرده و در پایان خدمت از آموزش و پرورش جدا می شوند.حقوق این افراد، بر اساس دستورالعملی است که ستاد کل نیروهای مسلح به آموزش و پرورش اعلام می کند، پرداخت می شود.آموزش و پرورش ادعا می کند به طور میانگین هزینه ای که یک سرباز معلم برای آموزش و پرورش دارد، ماهیانه 600 هزار تومان است و حقوق سرباز معلمان، یک بخش از این هزینه است که بر اساس اعلام ستاد کل و درجه ای که آنها به سرباز داده اند، محاسبه می شود.همچنین منهای حقوق، هر سرباز معلم حق بیمه ای برای بازنشستگی و حق بیمه بابت دفترچه درمان دارد؛ ضمن اینکه حق بیمه مکمل دارد نیز وجود دارد که یک بخش سهم فرد و بخش دیگر، سهم دستگاه است؛ به جز این موارد اگر سربازمعلم ازدواج کرده باشد، کمک هزینه عائله مندی دارد و اگر فرزند داشته باشد، کمک هزینه اولاد دارد.هزینه 600 هزار تومانی هر سرباز معلم برای آموزش و پرورشهمچنین در سال باید به سرباز معلمان کمک هزینه لباس و خوراک داده شود که بنا بر اظهارات مسئولان آموزش و پرورش، هر کدام از سرباز معلمان حدود 600 تا 650 هزار تومان برای آموزش و پرورش هزینه دارد.در میان، این روزها برخی از سرباز معلمان مناطق مختلف با مشکلاتی مانند عدم پرداخ ...

ادامه مطلب  

انتظار ۶ ماهه سرباز معلمان برای دریافت حقوق  

درخواست حذف این مطلب
واریز متمرکز حقوق سرباز معلمان، حق التدریسی ها و نیروهای قراردادیمعلمان دوشغله وبیسوادی دانش آموزان؛ چالش هایی اززبان یک سربازمعلم ابلاغ دستورالعمل جذب و بکارگیری سرباز معلمانبه گزارش ایسکانیوز و به نقل از فارس، نیروهای سرباز معلم، نیروهای موقتی هستند که هر سال بنا بر نیاز مناطق مختلف، به ویژه روستاها بعد از گذراندن دوره آموزشی در نیروهای مسلح، جذب وزارت آموزش و پرورش می شوند و به جای گذراندن دوره خدمت سربازی در بخش های مختلف نیروهای مسلح، در آموزش و پرورش خدمت می کنند.مدت خدمت در برنامه سرباز معلم، 2 سال تمام است؛بنابراین افرادی انتخاب می شوند که کسر خدمت نداشته باشند.ادامه اشتغال معلمان وظیفه پس از اتمام خدمت موظف، ممنوع است و انجام خدمت ضرورت در آموزش و پرورش، هیچگونه حق استخدامی برای افراد ایجاد نمی کند.سرباز معلمان ابتدا دو ماه آموزش نظامی را طی کرده و یک دوره ضمن خدمت یک ماهه آموزش کلاس داری را می بینند و از یکم مهر ماه هر سال در آموزش و پرورش فعالیت خود را آغاز کرده و در پایان خدمت از آموزش و پرورش جدا می شوند.حقوق این افراد، بر اساس دستورالعملی است که ستاد کل نیروهای مسلح به آموزش و پرورش اعلام می کند، پرداخت می شود.آموزش و پرورش ادعا می کند به طور میانگین هزینه ای که یک سرباز معلم برای آموزش و پرورش دارد، ماهیانه 600 هزار تومان است و حقوق سرباز معلمان، یک بخش از این هزینه است که بر اساس اعلام ستاد کل و درجه ای که آنها به سرباز داده اند، محاسبه می شود.همچنین منهای حقوق، هر سرباز معلم حق بیمه ای برای بازنشستگی و حق بیمه بابت دفترچه درمان دارد؛ ضمن اینکه حق بیمه مکمل دارد نیز وجود دارد که یک بخش سهم فرد و بخش دیگر، سهم دستگاه است؛ به جز این موارد اگر سربازمعلم ازدواج کرده باشد، کمک هزینه عائله مندی دارد و اگر فرزند داشته باشد، کمک هزینه اولاد دارد.هزینه 600 هزار تومانی هر سرباز معلم برای آموزش و پرورشهمچنین در سال باید به سرباز معلمان کمک هزینه لباس و خوراک داده شود که بنا بر اظهارات مسئولان آموزش و پرورش، هر کدام از سرباز معلمان حدود 600 تا 650 هزار تومان برای آموزش و پرورش هزینه دارد.در میان، این روزها برخی از سرباز معلمان من ...

ادامه مطلب  

چرا باید پیگیری مطالبات صنفی از سوی معلمان با برچسب ضدامنیتی و ضد انقلاب روبه رو شود؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر،محمدرضا عارف در مراسم افتتاحیه کنگره فوق العاده انجمن اسلامی معلمان ایران ضمن تبریک به مناسبت هفته بسیج گفت: امیدوارم بسیج که میراث گرانقدر امام است در جایگاه حقیقی خود که ورای حزب و گروه است قرار داشته باشد و در جایگاه واقعی فراجناحی خود بتواند ایفای نقش کند. راهبرد اصلی ما در گفتمان اصلاحات حضور در صحنه استوی ادامه داد: همچنین لازم می دانم نسبت به برگزاری این کنگره به معلمان تبریک بگویم و از اقدامات این تشکل در ایجاد انسجام در جریان اصلاحات تقدیر کنم.رئیس شورای عالی سیاستگذاری با بیان اینکه راهبرد اصلی ما در گفتمان اصلاحات - که آن را گفتمانی برآمده از انقلاب و خط امام می دانیم - حضور در صحنه است، اظهار داشت: در این راستا از منافع فردی به خاطر منافع حزبی و از منافع حزبی به خاطر منافع جریانی و از منافع جریانی نیز به خاطر منافع ملی عبور می کنیم.اگر فکر عاجلی برای حل آسیب های اجتماعی نکنیم، نظام در آینده با چالش جدی روبه رو خواهد شدعارف با تاکید بر اینکه دغدغه ما اجرایی شدن اسناد بالادستی است، تصریح کرد: در بحث آسیب های اجتماعی با بحران هایی اساسی مواجهیم. بالا رفتن نرخ طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، بالا رفتن آمار اعتیاد، از بین رفتن قبح فساد و مسائلی از این دست نیازمند توجهی جدی است و باید با فکری عاجل با این آسیب ها برخورد کنیم چراکه اگر فکر عاجلی برای حل آسیب های اجتماعی نکنیم، نظام در آینده با چالش جدی روبه رو خواهد شد. وی ریشه بسیاری از ناهنجاری های جامعه را تربیت نسل نوجوان و جوان کشور دانست و خاطرنشان کرد: برای اینکه بتوانیم با این معضلات برخورد کنیم باید توجه خودمان را به معلمان معطوف کنیم. اجرایی شدن اسناد بالادستی در حوزه آموزشی در گروی فعالیت معلم استرییس فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بنا داشتم نقش معلم را در چند زمینه مشخص، برجسته کنم، ابراز داشت: حقیقتا معلمان در تمامی حوزه ها تاثیرگذار هستند و قطعا ...

ادامه مطلب  

سیاست های نادرست بحران کمبود معلم را آفرید/بهترین راه جبران کمبود معلم چیست؟ - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیم، آموزش وپرورش در سال های پیش رو با معضل بازنشستگی معلمان و بحران کمبود نیروی انسانی مواجه خواهد شد و از مهر 97 با سه سال شدن هنرستان ها کمبود نیروی انسانی در این بخش به شکل ویژه تری محسوس خواهد بود.در روزهای اخیر نیز سید محمد بطحایی وزیر آموزش وپرورش در نامه ای به معاون اول رئیس جمهور زنگ خطر بازنشستگی نیرو و کمبود معلم در آموزش وپرورش را نواخت. او در این نامه اعلام کرد: با عنایت به اینکه در طول سال های 1366 تا 1372 بیش از 380 هزار نفر براساس مجوزهای سازمان اداری و استخدامی به عنوان معلم در وزارت آموزش وپرورش استخدام شده اند، پدیده بازنشستگی بیش از 370 هزارنفر از کارکنان آموزشی طی پنج سال پیش رو (1367 الی 1400) ادامه فعالیت بزرگترین دستگاه اجرایی کشور را به طورجدّی مورد تهدید قرار می دهد.براساس منابع آماری موثق درحالی که تعداد دانش آموزان کشور از 14 میلیون نفر در سال 1397 به 15.5 میلیون نفر در سال 1401 افزایش می یابد، تعدادکارکنان آموزشی وزارت آموزش و پرورش با خروج بازنشستگان از 758 هزار نفر در سال 1397 به 428 هزار نفر در سال 1401 کاهش خواهد یافت که این تعداد فقط 55 درصد نیاز این وزارتخانه را تأمین خواهد کرد.* اشتباه بزرگ فانی: 300 هزار نیروی اضافه در آموزش وپرورش داریمدر همین رابطه رضا نهضت کارشناس آموزشی در گفت وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم در پاسخ به این پرسش " آموزش وپرورش در دوره وزارت آقای فانی معتقد به کاهش معلم بود و دراینباره عنوان می شد نسبت معلم به دانش آموز استاندارد نیست و می توان با کاهش جمعیت معلمان و تعداد 700 هزار نفر آموزش وپرورش را اداره کرد و حالا این وزارتخانه از کمبود معلم خبر می دهد که زنگ خطر آن از مهر 97 به صدا در می آید، علت این سیاست های متناقض چیست؟" اظهارکرد: برای بررسی کمبود نیرو ابتدا باید بررسی کنیم چه عواملی باعث کمبود نیروی شدید در آموزش و پرورش شده است و پس از آن بهترین و فوری ترین راه برای جبران این مسئله مهم چیست؟وی افزود: متاسفانه در دوره آقای فانی این بحث به طور جدی از سوی وی مطرح شد که می توان با 700 هزار نیرو آموزش و پرورش را اداره کرد و 250 تا 300 هزار نیروی اضافی در آموزش و پرورش هستند. اما دلایل آقای فانی چه بود؟ او دو دلیل برای این ادعای خود داشت که هر دو مغالطه بود و بر مبنای مغالطه به این اشتباه هولناک افتاد.نهضت گفت: استدلال اول این بود، زمانی 20 میلیون دانش آموز و یک میلیون معلم داشتیم، حالا که تعداد دانش آموزان کاهش پیدا کرده است تعداد یک میلیون معلم نیز باید کاهش یابد، این استدلال هم اکنون هم به کار گرفته می شود. استدلال آقای الهیار ترکمن معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی آموزش وپرورش هم همین است. اما اشکال این استدلال کجاست؟ اشتباه هولناک این است که آقایان توجه ندارند زمانی که دانش آموزان 20 میلیون بودند، بسیاری از معلمان معادل ساعات موظف و گاهی بیشتر کلاس حق التدریس داشتند و با این روش تعداد زیاد دانش آموزان اداره می شدند و کلاس ها بی معلم نمی ماند. این نکته مهمی است که به آن توجهی نمی شود یا نمی خواهند به آن توجه کنند.* کاهش ساعات حق التدریس معلمان؛ صرفه جویی به قیمت شلوغی کلاس هااین کارشناس آموزشی ادامه داد: هم اکنون حجم کلاس های حق التدریس به شدت پایین آمده است، در واقع یکی از افتخارات آقای فانی این بود که نیاز به حق التدریس را کاهش داده است اما توجه نداشت با این کار اگر چه صرفه جویی کرده اما کلاس ها شلوغتر و از کیفیت آموزش کاسته است. نهضت با اشاره به اینکه استدلال دوم اشتباه آقای فانی این بود که تعداد دانش آموزان را به تعداد معلمان تقسیم و می گفت به تعداد هر 13 دانش آموز یک معلم داریم در حالی که نرم جهانی در کشورهای توسعه یافته مثلا یک به 24 است، عنوان کرد: بعد از این مغالطه نتیجه می گرفت باید تعداد کارکنان 300 هزار نفر کاهش پیدا کند و این مغالطه متاسفانه دولت و به ویژه سازمان مدیریت را به اشتباه انداخت. اما اشکال این استدلال چیست؟ بگذارید مثالی بزنم. هم اکنون اگر فردی بگوید در کشورهای پیشرفته در هر شهر نهایت 3 مسجد وجود دارد، بعد نتیجه بگیرد که ایران هم برای این که به نرم این کشورها برسد باید در هر شهرش فقط 5 مسجد داشته باشد، بنابراین کاربری مساجد افزون بر این را باید تغییر دهیم. این مغالطه است؟ چرا؟ چون وجود مسجد یا کلیسا به سیاست های کلی یک نظام بر می گردد. مشخص است کشوری که اکثر مردم آن غیر مسلمان اند تعداد مسجدهایی کمتری خواهند داشت. همین مثال را در آموزش و پرورش پیاده ...

ادامه مطلب  

با کارگردانی می توانم اغنا شوم / فرم گرایی محض جایگزین قصه گویی در تئاتر شده است / نمایش "مرگ و پنگوئن" به روایت کارگردان و بازیگران  

درخواست حذف این مطلب
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "مرگ و پنگوئن" نوشته محمد چرم شیر براساس رمان "مرگ و پنگوئن" اثر آندری کورکف به کارگردانی پیام دهکردی این روزها در سالن چهارسو مجموعه تئاترشهر روی صحنه است. اثری نمادین درباره وضعیت کنونی بشر که جایی میان برزخ و دوزخ مانده و امیدی به یافتن بهشت نمی توان برایش متصور بود. این نمایش سومین تجربه پیام دهکردی در هیبت یک کارگردان است. این بازیگر شناخته شده عرصه هنرهای نمایشی، معتقد است؛ کارگردانی یعنی خلق و اصطلاح مولف برازنده کارگردان است تا بازیگر. به بهانه اجرای "مرگ و پنگوئن" گفت وگویی با کارگردان، بازیگر و طراح و سازنده عروسک این اثر داشته ایم که در ادامه می خوانید:آقای دهکردی، شما تا همین دو سه سال پیش بیشتر به بازیگری می پرداختید و همیشه جزو بازیگران مطرح و درجه یک تئاتر بودید اما چطور شد از یک جایی تصمیم گرفتید کارگردانی هم تجربه کنید؟پیام دهکردی: بازیگری غیر از این که یک عشق و یک ویژگی و ساحت عجیبی در قلب من دارد، برای من یک حرفه است و به عنوان یک امر حرفه ای به آن نگاه می کنم. همیشه در تمام کارهایی که بازی کرده ام این دغدغه را داشته ام که فرزند زمانه خودم باشم و بتوانم تألیف کنم. این دغدغه از روزی که بازیگری را شروع کرده ام با من بوده و همین طور بیشتر شده است. باورم بر این بوده که مؤلف اول و دوم به ترتیب نویسنده و کارگردان هستند و مؤلف سوم برخی از بازیگران اند چون شما قرار است به متن، فرامتن و فرامتن کارگردانی، هم اضافه کنید. این کار خیلی سختی است؛ بعضی وقت ها پیش می آید که انگار شما با بازیگری به طور کامل اغنا نمی شوید. انگار بازیگری برای این که حرف های تان را بزنید کم است و شما به یک تعریفی بزرگ تر و شکوه مندتر نیاز دارید که این تعاریف برای من گاهی اوقات در قالب شعر تراوش کرده و روی کاغذ چکیده شده و نوشته ام و بخش دیگرش کارگردانی بوده است. احساس کرده ام با کارگردانی می توانم یک جهان بینی را منتقل کنم و حرف بزنم. همچنان باورم بر این است که حرف و تفکر، از آن متن است. یعنی متن است که زاینده تفکر و اندیشه است. پس چون من قائل بر این هستم که کارگردانی نوعی نوشتن و خلق متن است، احساس کردم که با کارگردانی می توانم اغنا شوم. در حال حاضر فکر می کنم در این سال ها بهترین چیزی که توانسته ام حرفم را با آن بزنم، حوزه کارگردانی بوده است. حتی اگر کسی کارهای بازیگری من را دنبال کند، می تواند تفکرات و حتی جریان های تاریخی روز در آن پیدا کند اما این در بحث کارگردانی صد درصد قابل رؤیت است. چه در "متولد 1361"، چه در "هیچ کس نبود بیدارمان کند" و چه در "مرگ و پنگوئن". من در نمایش "مرگ و پنگوئن" به تناسب زمانه ای که داریم در آن زندگی می کنیم یک دراماتورژی روی متن آقای محمد چرمشیر انجام داده ام و این خوانش را کاملاً با نگاه آسیب شناسی اجتماعی ایجاد کرده ام. بازیگری هم عشق من بوده است اما افزون بر آن، تألیفش را دوست دارم. مثلاً دوست داشته ام اگر ویلی لومان را بازی کنم، بگویم منِ پیام دهکردی، ویلی لومان امروز را بازی می کنم، پس در آن حرف دارم. من در نمایش "ابلوموف" هم کوشش کردم که در آن تعریف انجام بدهم. اما واقعیت است که بازیگری هر چقدر هم جایگاه رفیعی داشته باشد، من همچنان معتقدم که نمایشنامه در صدر است و می درخشد و بعد از نمایشنامه نویس از آن جایی که قرار است متن به نمایش تبدیل شود، کارگردان است. به همین خاطر دوست داشتم کارگردانی را تجربه کنم تا حرفم را با جامعه هدفم و مخاطبان تئاتر بزنم و در عین حال دغدغه های علمی بازیگری ام را نیز در جنس کارهای خودم دنبال کنم.آیا می شود گفت که خلاقیت یا مؤلف بودن در کارگردانی بیشتر از بازیگری است؟پیام دهکردی: صد درصد. کارگردان یک مؤلف ثانی ناب است و بازیگر مجری سرفصل هایی است که کارگردان چیدمان کرده است. بازیگر در این دایره محدود ممکن است در برخی جاها بتواند تعاریف خودش را هم ایجاد کند. البته همه بازیگران نمی توانند این کار را انجام بدهد و آن دسته از بازیگرانی که می توانند هم ممکن است این اتفاق در همه جای اثر برای شان نیفتد. این خیلی کار سختی است. اما کارگردانی تألیف در ذاتش است.شما در تمام این سال ها آموزش هم داده اید و به عنوان یک معلم با قشری از جوان ها کار کرده اید. آیا نمی شود مؤلفه ها و دیدگاه هایی که مد نظرتان است را در کلاس ها منتقل کنید؟پیام دهکردی: آن هم تأثیر خودش را دارد ولی واقعیت است که بیشترین اثرگذاری با خلق یک اثر اتفاق می افتد. مثلاً اگر من مخالف دکلاماسیون در بازیگری هستم و معتقدم عصرش تمام شده است، می توانم به دانشجوهایم یادش بدهم ولی بهتر این است که یک نقشی را بازی کنم و آن را به عینه نشان بدهم. در مورد کارگردانی هم همین اتفاق می افتد. یکی از دلایل دیگری که من به سمت کارگردانی رفتم این بود که احساس کردم قصه گویی دارد از تئاتر ما می رود و نمایش ها دارد به سمت فرم گرایی محض حرکت می کند. احساس کردم از بین رفتن قصه گویی خطرناک است چون ما به آن نیاز داریم. به همین واسطه فکر می کنم تأثیر ما با اجرا کردن بیشتر از آموزش خواهد بود. آموزش هم جای خودش را دارد اما بهتر است من به بچه ها بگویم این کاری است که من کارگردانی کرده ام و این ها هم بازیگرانی هستند که در کار من بازی کرده اند، حالا بیایید ببینید. این خیلی تأثیر بیشتری می تواند بگذارد.شما به عنوان بازیگر کمتر در نمایش هایی حضور داشته اید که به سمت فرمالیسم رفته است. تمایل تان بیشتر به سمت متن هایی بوده که بیشتر به قصه تمایل داشته است. در کارگردانی هم همین دید را دارید دنبال می کنید؟پیام دهکردی: تقریباً. چون به هر حال من یکی از دغدغه ها و علاقه مندی های عجیب و غریبم بحث پرفورمنس است که کار هم کرده ام. کلاً کانسپچوال آرت و هنر چیدمان و عجین شدگی هنرهای نمایشی، موسیقی و تجسمی را دوست دارم. طبیعی است که در کارهایی که کارگردانی می کنم هم گرته ای از این فرم ها برداشته می شود ولی نمی توانم بگویم صرفاً تئاتر ناتورالیستی دغدغه من است. حتی تئاتر رئالیستی هم دغدغه من نیست. اگر در کار من رئالیسم وجود دارد هم یک رئالیسم شسته شده و تمیز شده است.البته چیدمانی که شما دارید در موردش صحبت می کنید در نمایشی مثل "متولد 1361" خیلی بیشتر از "هیچکس نبود بیدارمان کند" است. آن جا حتی حرکات بازیگرها هم بیشتر به فرمالیسم طعنه می زند.پیام دهکردی: کاملاً درست است. من زمانی که می خواستم نمایش "هیچکس نبود بیدارمان کند" را کار کنم، جای خالی قصه گویی و رفتن به سمت قصه را بیشتر احساس می کردم. قبل از آن تئاترهای قصه گو کم نبودند، بنابراین "متولد 1361" می توانست در زمره آثار قصه گو قرار بگیرد و از فرم هایی هم تبعیت کند ولی ما در "هیچ کس نبود بیدارمان کند" با قصه ای مواجه هستیم که از فرم تنها در ساختار صحنه ای اش بهره می برد. نمایش "مرگ و پنگوئن" حد وسط این دو نمایش قرار می گیرد ولی کمی به "متولد 1361" نزدیک تر است. شاید به خاطر این که من فکر کردم که ما به یک راه سوم نیاز داریم. یعنی تئاتر امروز ما باید یک راه میانه ای را انتخاب کند. ما از حیث روزآمدی نیاز به رویکردهای فرمالیستی داریم اما از حیث نیاز اجتماعی، به تئاتر قصه گو احتیاج داریم. تلفیق و دوخته شدن این ها با همدیگر می تواند یک اتسمفری را خلق کند که این اتمسفر خروجی اش پرسش هایی برای مخاطب شود که مخاطب این پرسش ها را دنبال کند و بگوید نسبت امروز من با این اثر چیست. من در "مرگ و پنگوئن" هم سعی کرده ام فرم را حفظ کنم و هم کاری کنم که قصه یک روایت تر و تمیزی داشته باشد. البته نمی توانم کتمان کنم که ما اگر زمان بیشتری داشتیم، حتماً شسته شده گی، پالودگی و تمیزی بهتری در اجرا می دیدیم. معنای حرفم این نیست که اجرای ما الان قابل دفاع نیست، نه. امضای من پای این کار است و تمام قد پایش ایستاده ام و دوستش دارم اما سخن ام این است که اگر زمان بیشتری داشتیم حتماً می شد رویکردی که در بازیگری در "متولد 1361" اتفاق افتاد، در این نمایش بیشتر اتفاق بیفتد.تفاوت بین اجرای دو نمایش "متولد 1361" و "کسی نیست بیدارمان کند" به ساختار خود نمایشنامه هم برنمی گردد؟پیام دهکردی: من معمولاً فرآیند تولید متن خیلی برایم مهم است. همیشه می گویم چقدر خوب است زمانی که کارگردان ها دارند کار می کنند، یک فرآیندی ایجاد شود که به یک متن برسند. "متولد 1361" صد درصد پیشنهاد من به خانم ثمینی بوده است. من از ایشان خواستم که یک کاری را برای تکریم نسل دهه 60 انجام بدهیم. یادم است که آن موقع همه به نسل دهه 60 توهین می کردند که یک نسل سطحی، بی عمق و... است که این خیلی برای من برخورنده بود چون من تفکرم این بود که نسل دهه 60 محصول یک شرایط بوده است. پشت نمایش "متولد 1361" ماه ها پژوهش میدانی بود. هم من و هم خانم ثمینی ماه ها تحقیق کردیم که جان مایه خروجی آن تحقیق ها کلمه ای بود که مبنای خوانش و دراماتورژی من در آن کار شد، کلمه "ترس". من متوجه شدم که تمام نسل دهه 60 ایران اعم از زن و مرد دچار ترس هستند. من متن را به خانم ثمینی سفارش دادم. خودم هم در مورد برخی از اپیزودها یکی دو ایده داشتم که در نهایت متن بعد از ماه ها نوشتن و تمرین روی صحنه رفت. من از اول می دانستم که قرار است به چه سمتی بروم. در مورد "هیچ کس نبود بیدارمان کند" هم عیناً همین مسیر با آقای یاراحمدی اتفاق افتاد. هر دوی ما یک پیشینه مطالعاتی تاریخی سیاسی داشتیم که مجدداً در آن مقطع هم مطالعه کردیم و در نهایت به این سمت رفتیم که امروز می خواهیم یک قصه ای تعریف کنیم که با یک بزنگاه تاریخی انطباق داشته باشد. من می خواستم به مردم یادآور شوم که حافظه تاریخی ما دارد از بین می رود. ما دچار نسیان شده ایم. خواب هستیم و بیدار نیستیم که دوباره دارد اتفاقات مرداد سال 1332 برای مان رخ می دهد. در مورد نمایش "مرگ و پنگوئن" هم یک پروسه شبیه به همین برایم وجود داشت و من از اول می دانستم که قرار است با یک اجرای کاملاً شسته شده، حرکت کنم. منتها از حدود 10- 15 روز قبل از اجرا با توجه به شرایط اقتصادی که حاکم بر کشور شد، به ناگهان از لحاظ برآوردی دچار بحران شدیم. ما یک طراحی دیگری داشتیم که من خیلی دوستش داشتم ولی متأسفانه مجبور شدیم آن را به اقتضای شرایط مالی و بودجه ای تغییر بدهیم. البته طراحی صحنه ای که الان اتفاق افتاده است هم فوق العاده شده است.عارفه لک: من چون فیلم نمایش "متولد 1361" را دیده ام و در نمایش "هیچ کس نبود بیدارمان کند" بازی کرده ام و الان هم در نمایش "مرگ و پنگوئن" بازی می کنم، فکر می کنم آقای دهکردی از فرم بهره می گیرند. یعنی از فرم به عنوان یک ابزار استفاده می کنند تا قصه شان را روایت کنند. فرم در نمایش "مرگ و پنگوئن" هم از ابتدا به این شکل وجود نداشت. مثلاً رفت وآمدهایی که در عقب صحنه اتفاق می افتد از ابتدا وجود نداشت. ما در تمرینات خیلی آزاد بودیم که یک سری برون ریزی های عاطفی داشته باشیم که بعد همه این ها هرس شد و به این فرم رسید. در نمایش "هیچ کس نبود بیدارمان کند" هم تقریباً چنین اتفاقی افتاد و ما در دو سه هفته آخر تمرین به یک شسته رفته گی در فرم رسیدیم. همه برون ریزی های عاطفی و هر کاری که به عنوان یک بازیگر دوست داشتیم را انجام دادیم و بعد تابع یک فرم و نظم خاصی شدیم. فکر می کنم بیشتر از فرم استفاده ابزاری می کنیم.پیام دهکردی: واقعیت این است که من فرم زدگی در تئاتر که الان هم خیلی رو به تزاید است را نمی پسندم و استنباطم بر این است که بخشی از این فرم زدگی ها از ناتوانی در اجرای فرآیند رئالیستی است. من همیشه این مثال را می زنم که اگر یک چارپایه روی صحنه یک لیوان آب روی آن باشد و بازیگر از در بیاید و آن یک لیوان آب را بخورد، به ظاهر کار ساده ای است اما خیلی از کسانی که به سمت فرم زدگی حرکت می کنند از انجام این حرکت عاجز هستند. ما این را با تئاتر نوگرا و پیشتاز لهستان خلط می کنیم و می گوییم آن ها هم مثلاً در تئاتر گارجنیدزه و بخشی از تئاترهای آزمایشگاهی همین کار را انجام می دهند. بله، اما آن ها ناتورالیسم را با سلول به سلول شان به ادراک عمیق رسیده اند. یعنی کاملاً یک فرمالیسم عجیب در بازی وجود دارد اما در عمق نگاه و عطر و فرکانس های صدایی یک رئالیسم را می بینیم. یعنی فرم به مدد ادراک برای شما قابل باور می شود. بنابراین خود من به شخصه چون پرفورمنس و کانسپچوال آرت دوست دارم و کار کرده ام، استنباطم این است که آن جنس کار خیلی کار ساده ای است، حداقل برای من. این را هم توی پرانتز بگویم که کارهای آقای چرمشیر به شدت استعداد آن گونه شدن دارد. برای من خیلی سخت بود که جذب به هیجانم را نسبت به آن مهار کنم و نگذارم به آن سمت برود تا بتوانیم با حفظ اصالت فرمی که انتخاب کردیم، قصه را روایت سالم کنیم و تماشاگر یکی بود و یکی نبود را بفهمد.آقای امام بخش و آقای جمالی، شما در مورد این بحث توضیحی ندارید؟مهران امام بخش: الان وقتی یک نگاه کلی به مجموعه آثاری که دارد ارائه و اجرا می شود می اندازیم، می بینیم که ما در دهه 70 خیلی فعال بودیم. بعد از خودمان می پرسیم که چرا آن اتفاقات الان نمی افتد؟ مشکل کجاست؟ مشکل تولید تفکر تئاتری است؟ مشکل تکنیک است؟ مشکل تغییر ذائقه است؟ من فکر می کنم آثار شاخص دهه 70 هر کدام برای خودشان یک جهان بینی داشتند. "مرگ فروشنده" به کارگردانی نادر برهانی مرند و "می بوسمت و اشک" به کارگردانی محمد عاقبتی را مثال می زنم و یا برخی از متون خارجی که اجرا شد هم جهان بینی داشتند. استنباط من این است که ما الان در اصل، مشکل جهان بینی داریم و چون نمی توانیم جهان بینی داشته باشیم، به شکل روی می آوریم. شکل ممکن است در یکی دو کار جواب بدهد اما بعد دچار این بحران می شویم که در کار بعدی قرار است چه اتفاقی از نظر شکل بیفتد؟ نسلی که الان تئاتر کار می کند کتاب نخوانده است. پدرم می گفت من هیچ وقت نتوانستم ادامه تحصیل بدهم و به مدارج بالای تحصیلی برسم چون تفاوتم با تو این است که من خیلی عاقل بودم ولی تو خیلی باهوشی، گرچه تو عقل نداری! منظور از عقل، نگاهی است که تو می توانی به جهان و پدیده ها داشته باشی. به نظرم بزرگترین مشکلی که الان با آن مواجهیم، مجموعه ای از یک سری استعداد است که این استعدادها به واسطه تجربه نداشتن در زندگی، در ارائه آثارشان با مشکل مواجه هستند.عباس جمالی: تجربه "مرگ و پنگوئن" برای من خیلی تجربه پرچالش و جذابی است. آقای دهکردی یک روحی دارد که خودش چالش برانگیز و برای گروه جذاب است. ایشان سعی می کند اجرا را زنده نگه دارد ولی در عین حال فضای کار آرام است. ما همیشه فکر می کنیم باید فضا پرچالش باشد تا یک اجرا زنده باشد اما فضای این کار آرام است و اجرا به گمان خود من اجرای زنده ای است. آقای چرمشیر نمایشنامه نویسی است که همیشه یک سری فرم را تجربه کرده که شاید 5 یا 10 سال بعد یکی آمده آن فرم را پخته کرده است. خوشبختانه اجرای "مرگ و پنگوئن" دارد در همان مدیوم متن، کار خودش را انجام می دهد که به گمان من این ناشی از شعور کارگردان است. الان کارگردانی یک تعریفی پیدا کرده که انگار هر کسی متن ها را له و لورده کند، کارگردان بهتری است. آن تعریف از کارگردانی هم وجود دارد که نمی خواهم آن را نفی کنم ولی در این جا کارگردان سعی کرده جهان مستقل خودش را با کمک جهان متن تعریف کند. من فکر می کنم اجرای ما اجرایی است که جای درستی ایستاده است. جای درست از این لحاظ که درام نویس می تواند ادعا کند که متن من روی صحنه است و کارگردان هم می تواند ادعا کند که دارید اجرای من را می بینید. این خیلی نقطه کمیابی است. همیشه یه مقدار بین درام نویس و کارگردان دعوا وجود دارد؛ ولی دعوایی که در این نمایش وجود دارد نقطه آموزشی و قابل دیدنش این است. اما در مورد قصه نسلی که مهران امام بخش می گوید، من گمان می کنم یک جایی درست است و یک جایی غلط می شود. الان یاد حرف یوسف اباذری افتادم که در بحث مرتضی پاشایی می گفت من نسل را قبول ندارم. به هر حال نسل یک تونالیته است.مهران امام بخش: من منظورم این نیست که نسل پیش از من نسل خوبی بوده، من خوب نیستم و نسل بعد از من نسل بدتری است. منظورم این است که هر عنصری پیرو زمان، اصطکاکش از بین می رود. عنصر ایرانی اصطکاکش نسبت به یک سری چیزها از بین رفته است. ما از هر جایی شروع کنیم به آسیب شناسی می رسیم و این ناگزیر است. 20 سال پیش ماجرای خفاش شب (غلامرضا خوشرو) در این مملکت اتفاق افتاد و کل کشور درگیر این بود که بالأخره این آدم را گرفتند یا نه. شکل جنایت این آدم هم شکل پیچیده ای نبود. زنانی دزدیده می شدند، به آن ها تجاوز می شد و سوزانده می شدند. این اتفاق 20 سال پیش افتاد ولی الان وقتی به صفحه حوادث روزنامه ها مراجعه کنیم، می بینیم که اتفاقاتی بدتر از این دارد می افتد ولی هیچ کس برایش مهم نیست. ما اصطکاک مان با دنیای پیرامون مان از بین رفته است چون هر چه پیش می رویم، نمونه این اتفاقات بیشتر می شود. پس حساسیت ها چه می شود؟عباس جمالی: درباره این مسئله خیلی عینی می شود حرف زد. من خودم حتی نمایشنامه "پنج ثانیه برف" را راجع به همین مسئله نوشته ام. واقعاً بحث ممیزی و اصطکاک ممیزی در سوژه های این چنینی خیلی بحث جدی ای است. تو کاملاً راحت هستی که یک متن خارجی برداری و هر جور دوست داری اجرا کنی و تماشاگر هم ببیند و برود ولی در مورد سوژه های این چنینی، یکی از بحث هایش اصطکاک با ممیزی است.مهران امام بخش: من پیش از "مرگ و پنگوئن" نمایش "عکس خانوادگی" به نویسندگی مرحوم محمود استادمحمد را در تالار سنگلج داشتم. من از سال 85 یک دینی به ایشان داشتم. آقای استادمحمد به من پیشنهاد حضور در این نمایش را دادند که آن موقع امکانش پیش نیامد که آن نمایش را کار کنیم و من حالا گفتم دینم را به آقای استادمحمد ادا کنم. مرحوم استادمحمد سال 85 آمد نمایشنامه "عکس خانوادگی" را بر مبنای اتفاقی که مشابه ماجرای خفاش شب در مشهد افتاد، نوشت. منظورم ماجرای قتل های زنجیره ای سعید حنایی است. آقای استادمحمد نمایشنامه را نوشت ولی شورای نظارت به ایشان اجازه کار نداد. این نمایش 10 سال بعد اجرا شد و وقتی ما اجرایش کردیم، دیدیم چقدر راحت با این قضیه برخورد می کنند.عباس جمالی: و دیگر آن کارکرد قبل را نداشت.مهران امام بخش: اگر آن موقع اجرا می شد شاید یک اتفاقی می افتاد.عباس جمالی: به خاطر این که نسل جدید بعد از 10 سال دوباره آن تجربه را تکرار نمی کند. یک تجربه ای انجام می شود و شما یک گام به جلو می روید ولی در اصطکاک ممیزی گیر می کنید. چندی پیش دو نفر آدم تئاتری بازداشت شدند، به دلیل یک تیزری که آن تیزر رسماً تیزر مبتذلی بوده است اما چرا آن دو نفر باید بازداشت شوند و چرا به خاطر یک تیزر؟ انگار روح تئاتر ما یک افولی کرده است. دیگر بحث ممنوعیت ساعدی و نعلبندیان نیست. بحث یک تیزری است که چند نفر در آن می رقصند و دو نفر هم بازداشت می شوند. افولی که اتفاق افتاده در این حد است. اما این افول را چه کسی به وجود آورده است؟ من این را فقط تقصیر دست اندرکاران تئاتر نمی اندازم و فکر می کنم اصطکاک ممیزی هم مقصر بوده است.مهران امام بخش: می گویند تئاتر همه پدیده ها را در بر می گیرد. پس تغییر و دگرگونی در هر پدیده ممکن است تأثیرش را در تئاتر بگذارد. یعنی ما وارد یک جریان هایی می شویم که اصلاً بحث آسیب شناسی نمی شود برایش تعریف کرد. همه ما تقریباً از یک نسل هستیم و قطعاً هیچ کس بیشتر از ما نسل سانسور نیست. تا این حد که اصلاً می دانیم باید چه کار کنیم. آقای پیام دهکردی برای اجرای نمایشش دقیقاً می داند که خطوط قرمز کجاست. ما نسل سانسور هستیم و اساساً سانسور در ما تنیده شده است. من فکر می کنم فقط تئاترها را نمی شود دید و خیلی چیزهای دیگر دارد دست به دست هم می دهد که شرایط به این شکل درآمده است. دائم سعی می کنیم وارد مسائل آسیب شناسی قضیه نشویم ولی در علم قضیه می بینیم که آسیب شناسی وجود دارد. دانشکده هنر و معماری هر سال هزار فارغ التحصیل دارد. فارغ التحصیلانی که بعضاً لیسانس های دوم و سوم هستند. یعنی سومین لیسانسش هنرهای نمایشی است. من یک چیزی را به بحث فرم اضافه کنم. بعد از انقلاب بازیگرها نمی توانستند همدیگر را لمس یا بغل کنند که از دستمال و پارچه برای نشان دادن این ارتباط استفاده شد و یا یک نفر یک سیبی را گاز می زد که این خودش شد یک فرم! تبدیل به یک فرم نمایشی شد که هنوز هم استفاده از این فرم را در بعضی کارها می بینیم. هیچ کس هم نمی پرسد این سیب یا پارچه از کجا آمد.رویا ناصری: این فرم در مورد عروسک ها هم اتفاق می افتد و عروسک زن و مرد هم نمی توانند همدیگر را در آغوش بگیرند. یعنی در مورد شی ء هم به این فرم رسیده اند.به زعم من هنرمندان نسل فعلی تئاتر و یا حتی نسل قبل تر اگر به سمت تئاتر قصه گو، اجتماعی، رئالیستی، ناتورالیستی، فرمالیستی و... رفته اند، حاصل یک آموزش، گذشته و تجربه است. اگر ما داریم راجع به یک آنارشی و آنارشی گری در تئاتر صحبت می کنیم که شاید هیچ تعریفی در مورد آن وجود ندارد، حاصل یک آموزش است که در دانشگاه ها و آموزشگاه های خصوصی داده می شود و یا حاصل آموزشی است از دیدن اجراها می آید. یا حاصل یک تجربه است، یعنی بعضی از آدم ها بر اساس تجربیاتی که طی سال ها کرده اند حالا به این تعریف رسیده اند. نظر شما چیست؟پیام دهکردی: درست است. من خودم معتقدم که الان تئاتر ما شتر، گاو، پلنگ است. این بهترین عبارتی است که می توانم در مورد وضعیت فعلی تئاتر به کار ببرم. یک بخشش منبعث و برآمده از اقتضای ساختار تئاترمان است. تئاتر ما الان یک نوجوان خطاکار است. کل تئاتر ما از بعد میرزا فتحعلی آخوندزاده تا الان صد سال قدمت دارد. صد سال در عمر تاریخ یک پدیده بسیار جوان محسوب می شود. فراموش نکنید که تئاتر خصوصی در اروپا، پانصد سال تاریخ مدون دارد. بنابراین مقوله ای که ما الان به عنوان آسیب ها، شاخصه ها، حسن ها و... با آن مواجه هستیم، یک بخشش محصول همه این فرآیند پر خطا و همین طور آزم ...

ادامه مطلب  

هوش های چند گانه و کاربرد آن در مدارس  

درخواست حذف این مطلب
این تئوری مورد استفاده ی بسیاری از مدارس در آمریکای شمالی و سایر نقاط جهان قرار گرفت و پیامدهای مثبتی را به همراه داشت. به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از عصر ایران، تاریخچه ی این تفکر که انسان دارای توانایی ذهنی قابل اندازه گیری است، حداقل به کتاب فرانسیس گالتون در سال 1869 با عنوان «نبوغ ارثی» برمی گردد. این نظریه سرآغاز نظریه ی روان سنجی جدید در ارتباط با توانایی های ذهنی بود. بعد از ایشان متخصصان زیادی به این عرصه وارد شدند و موجبات پیشرفتهای فراوانی را فراهم آوردند. ازآن جمله می توان به استنفورد بینه، سیمون، ترمن، مریل، وکسلر، هب، ترستون و استرنبرگ اشاره کرد.بعد از این افراد در سال 1983 هاوارد گاردنر تئوری هوش های چند گانه را مطرح ساخت و عرصه ی تعلیم و تربیت را به کلی دگرگون ساخت. او معتقد بود که انسان دارای هوش های زیادی می باشد که در آغاز ایشان به هفت نوع هوش که عبارتنداز:1- هوش بدنی- جنبشی 2- هوش بین فردی3- هوش کلامی –زبانی4- هوش منطقی-ریاضی5- هوش درون فردی6- هوش فضایی7- هوش موسیقایی، اشاره نمود که بعدها در خلال مطالعات خود دو هوش دیگر تحت عنوان هوش طبیعت گرایی و و هوش وجود شناسی را نیز به این لیست اضافه نمود.گاردنر نظریه های سنتی هوش را مورد انتقاد قرار داد و اشاره کرد که آنها تمام توانایی های انسان را در بر نمی گیرند . نظریه ی هوش های چند گانه ابتدا توسط تعدادی از روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت رد شد. اما بعدها مورد توجه زیادی به خصوص در عرصه ی تعلیم و تربیت قرار گرفت.این تئوری اشاره دارد که انسان ها دارای تمام این هوش ها هستند اما ترکیب این هوش ها در نزد افراد متفاوت است. یکی ممکن است در هوش منطقی-ریاضی قوی باشد و دیگری در هوش موسیقایی.با این فرضیه معلمان و متخصصان تعلیم و تربیت بار سنگینی را به دوش خواهند داشت. اولین وظیفه ی آنان شناخت استعدادها و توانایی های دانش آموزان خود می باشد و قبول این نکته که آنها افرادی منحصر به فرد و بی همتا هستند و در گام دوم متناسب ساختن روش های تدریس با این استعدادهای متنوع می باشد.این تئوری مورد استفاده ی بسیاری از مدارس در آمریکای شمالی و سایر نقاط جهان قرار گرفت و پیامدهای مثبتی را به همراه داشت. البته کسانی هم بودند که از کاربرد این تئوری در مدارس انتقادهای فراوانی نمودند به هر حال تأثیر مثبت این تئوری بر فرآیندهای آموزشی در مدارس به راحتی قابل انکار نیست.مقدمه:هوش با تمام فرآیندهای شناختی انسان درگیر است. همان طور که بینه [1] اشاره کرده است: «خوب درک کردن ،خوب استدلال کردن، خوب قضاوت کردن، همگی فعالیت های اساسی هوش است». گرچه تفاوت چندانی در ارتباط با طبیعت کلی هوش وجود ندارد، اما روان شناسان این مفهوم را در سالهای متمادی و در مسیرهای بسیار متفاوتی، مطالعه و از آن استفاده نموده اند . یکی از افرادی که اخیراْ در این وادی قدم گذاشته و تئوری نسبتاْ جدیدی را ارائه نموده است، هاوارد گاردنر [2] می باشد (glovrer and bruning, 1949, p. 114)گاردنر در پنسیلوانیا [3] در سال 1943 دیده به جهان گشود . ایشان استاد تعلیم و تربیت در دانشگاه هاوارد می باشد. در سال 1983 تئوری هوش های چندگانه [4] را مطرح ساخت. تئوری گاردنر اشاره می کند که انسان ها حداقل دارای هفت نوع هوش می باشند که همگی به یک اندازه مهم می باشند. آنها زبان هایی هستند که اغلب مردم به واسطه ی آنها با هم ارتباط برقرار می کنند و به واسطه ی تفاوت در توانایی های افراد، همچنین تفاوت های فرهنگی و آموزشی از هم متمایز و فاصله می گیرند. البته گاردنر در مطالعات بعدی علاوه بر آن هفت نوع هوش دو هوش جدید را نیز به این لیست اضافه نمود.یکی از کاربرهای مهم مطالعه ی هوش ، تشخیص ضرورت توجه به تفاوت های فردی در برنامه ی درسی در و کلاسهای درس توسط معلمان می باشد . معلمان باید از سطوح شناختی دانش آموزان خود مطلع و بر اساس آن تدریس نمایند . معلمان خوب، به دانش آموزان خود کمک می کنند تا تجارب خود را در شکل های هرچه پیچیده تر و راههای مناسب تر سازمان دهی یا تجدید سازمان کنند آنان باید به این نکته واقف باشند که ساختارهای ذهنی خود دانش آموزان، کلید رشد آنها در تمام زمینه هاست. (glovrer and bruning, 1949, p. 114)مروری گذرا بر نظریه های مختلف در ارتباط با هوش :این نظر که انسان دارای توانایی های ذهنی قابل اندازه گیری است، حداقل به کتاب فرانسیس گالتون در سال 1869 با عنوان « نبوغ ارثی » بر می گردد. نظریه ی گالتون مبنی بر اینکه برای برای توانایی های ذهنی افراد محدویت های متفاوتی وجود دارد، سر آغاز نظریه ی روان سنجی جدید در ارتباط با توانایی های ذهنی بود ( 1988، plomin ).علاوه بر این، بینه[5] و سیمون[6] معتقد بودند که قبل از طراحی هر گونه برنامه ی درسی، روشی نیاز است تا که بتوان به کمک آن، عملکرد عمومی ذهن دانش آموزان را اندازه گیری کند. بر اساس این فرض بینه و سیمون آزمونی را ساختند که برای اندازه گیری هوش طراحی شده بود.آزمون های آنها بر اساس این تعریف بود:« به نظر ما در هوش، یک استعداد فکری بنیادی وجود دارد که تغییر یا فقدان آن برای زندگی اهمیت فراوانی دارد . این استعداد فکری، داوری است و یا می توان آن را حس خوب، حس عملی ، قریحه و استعداد فکری فرد برای تطیق خویش با محیط نامید. (1905 ، binet and simon)گام مهم بعدی برای طراحی مقیاس های اندازه گیری هوش در ایالات متحده ی آمریکا برداشته شد و ترمن[7] سردمدار آن بود . برای مدت بیست سال نسخه ای از آزمون بینه و سیمون که در سال 1916 توسط استنفورد[8] اصلاح گردید ، وسیله ی اندازه گیری هوش در آمریکا بود ولی به مرور زمان مشخص گردید که آزمون مذکور از جهاتی رضایت بخش نیست . به همین دلیل ترمن و مریل[9] نسخه ی تجدید نظر شده ی آزمون استنفورد – بینه را به چاپ رساندند. (terman and merrill , 1973)آزمون وکسلر[10] برای اندازه گیری توانایی های ذهنی افراد یکی از رویدادهای مهم دیگر بود . این آزمون با آزمون های قبلی دارای سه تفاوت اساسی بود که عبارتند از : 1- این آزمون بر عکس آنها برای بزرگسالان طراحی شده بود . 2- بر اساس آزمون های زیر مجموعه ی آن سازماندهی شده بود و مبتنی بر سطوح سنی نبود . 3- هم هوشبهر کلامی و هم هوشبهر غیر کلامی را اندازه گیری می نمود .(naglieri, 1988)هب[11] (1949) اشاره می کرد که باید بین آنچه او هوش a و هوش b می نامد تفاوت قائل شد. او هوش a را استعداد فکری ذاتی فرد می دانست که وی به هنگام تولد دارای آن می باشد و هوش b را میانگین یا سطح معمول عملکرد ذهنی می دانست که توسط فرد نشان داده می شود . البته هب ادعا نمی کرد که دو نوع هوش وجود دارد بلکه معتقد بود که هیچ یک از این دو نوع هوش قابل مشاهده نیست ولی هوش b بیشتر قابلیت اندازه گیری دارد .(hebb,1949)نظریه های چند عاملی هوش نیز در این راستا تحولات چشم گیری داشته اند . این نظریه ها بر این اساس استوار هستند که هوش از طریق عوامل مجزا و یا توانایی های اساسی به بهترین شکل قابل تعریف است . ترستون (1938) اظهار داشت که هوش از شش عامل تشکیل شده است به طوری که هر یک از آنها با چندین عملیات ذهنی دیگر درگیر است .این شش عامل به شرح زیر است:1- عامل عددی : توان انجام عملیات ریاضی با سرعت و به طور صحیح2- عامل کلامی : توان انجام آزمون های درک کلامی3- عامل فضائی : توان کاربرد ماهرانه ی اشیاء در فضاهای تخیلی4- عامل روانی کلمات : توان تفکر سریع درباره ی کلمات5- عامل استدلال : توان کشف قواعد از طریق تفکر قیاسی و استقرائی6- عامل حافظه ی طوطی وار : توان یاد سپاری سریعبه نظر ترستون این شش عامل توانایی های اولیه ی مغزی است. از آنجا که او این عوامل را مستقل می پنداشت گمان می کرد که افراد در یک یا چند عامل نمره ی بالا بگیرند در حالی که در سایر عوامل نمره ی پائین بگیرند. همان طور که بعداْ مشخص شد ترستون هیچ وقت نتوانست اطلاعات لازم را برای حمایت کامل از نظریه ی شش عاملی را به دست آورد و لذا به این نتیجه رسید که حتماْ یک عامل عمومی وجود دارد که هر یک از شش عامل اولیه توان مغزی را تحت تأثیر قرار می دهد . لازم به ذکر است که معروف ترین نظریه ی چند عاملی هوش متعلق به گیلفورد است که دارای یک صدو بیست عامل مجزا بود . (glovrer and bruning, 1949, p. 114)نظریه ی سه وجهی استرنبرگ یکی دیگر از نظریه های هوش است که معتقد است هوش سه وجه مهم دارد : 1- اجزای عملکرد 2- اجزای کسب دانش 3- فرا اجزا.اجزای عملکرد عبارت است از فرآیندهای شناختی که در انجام وظایف شرکت دارند . دومین جنبه ی مهم هوش اجزای کسب دانش است . افراد این جزء را به کار می گیرند تا مشخص کنند که آیا برخی اطلاعات ارزش یادگیری دارد یا نه ؟ در صورتی که جواب مثبت باشد فرد اجزای کسب دانش را به کار می گیرد تا اطلاعاتد مزبور را از طریق ربط آن با دانش قبلی خود با معنا سازد .اجزای کسب دانش به تنهایی نمی توانند نشان دهنده ی هوش باشند ، یک جزء سوم به نام فرا اجزا لازم است تا مشخص کند که چگونه افراد عملکرد و اجزای کسب دانش را هدایت می کنند . فرا اجزا همان فرآیندهای مدیریتی است که مسئول درک ماهیت مسائل ، تصمیم گیری در این مورد که از کدام یک از اجزای عملکرد برای برخورد با مسأله ای خاص باید استفاده کرد .استرنبرگ تفاوت افراد در عملکرد ذهنی را ناشی از تفاوت ایشان در این سه وجه هوش می داند و معتقد است افرادی که از نظر ذهنی قوی هستند بیشتر وقت خود را صرف پردازش های مربوط به فرا اجزا می کنند . به نظر استرنبرگ تفاوت های اصلی توان ذهنی ناشی از عملکرد مدیریتی است . ( همان منبع، ص120)تئوری هوش های چند گانه :تئوری هوش های چندگانه یک تئوری آموزشی است . در ابتدا ، این تئوری توسط روان شناسان معروف هاوارد گاردنر که هوش های مختلفی را در انسان تشریح نمود ، مطرح گردید گاردنر در ابتدا هفت نوع هوش را در انسان متصور می شد که عبارت بودند از :1- هوش زبانی،2- هوش منطقی-ریاضی،3- هوش فضایی،4- هوش جنبشی-حرکتی،5- هوش موسیقایی،6- هوش میان فردی،7- هوش بین فردی.در سال 1999 هشتمین هوش را هم تحت عنوان هوش طبیعت گرایی به این مجموعه اضافه نمود و در ادامه ی تحقیقات خود متوجه هوش دیگری به نام وجود شناسی گردید.(garnder, 1983)گاردنر، اشاره می کند که هر فردی سطوح متفاوتی از این هوش های مختلف را از خود بروز می دهد . بنابر این می توان گفت که هر فردی دارای یک ساختار شناختی منحصر به فرد و بی همتا می باشد . این تئوری ابتدا در سال 1983 در کتاب گاردنر تحت عنوان « چارچوب های ذهن ، تئوری هوش های چند گانه » مطرح گردید و سپس در طی سالهای بعد مورد بازبینی قرار گرفت .این تئوری در زمینه ی مباحثی درمورد مفهوم هوش مطرح شده بود و مباحثی از این قبیل که آیا روش هایی که ادعای اندازه گیری هوش را دارند واقعاْ علمی می باشند؟را شامل می شود.گاردنر استدلال می کند که تعاریف سنتی از هوش ، به اندازه ی کافی توانایی های مختلف انسان را در بر نمی گیرد . از نظر گاردنر دانش آموزی که به راحتی ودر سریع ترین زمان ، جدول ضرب را یاد می گیرد، الزاماْ، خیلی باهوش تر از دانش آموزی که در تلاش برای یادگیری جدول ضرب می باشد ، نیست . این دانش آموز دوم ممکن است در سایر انواع هوش ها ، قوی تر از دانش آموز اولی باشد و بنابراین ممکن است موضوعات مختلف آموزشی را از طریق رویکردهای متفاوت دیگر ، بهتر هم یاد بگیرد و ممکن است در حوزه ای به غیر از ریاضیات بهتر از او هم عمل کند .این تئوری اظهار می کند که به جای تأکید بر برنامه ی درسی یکسان و یکنواخت [12]، مدارس بایستی بر آموزش فرد – محور با برنامه ی درسی که در خور حال هر یک از دانش آموزان می باشد ، تأکید داشته باشد. این مسأله باعث می شود که دانش آموزان در آن حوزه هایی که ضعیف هستند ،پیشرفت چشم گیری داشته باشند.گاردنر مفهوم هوش های چند گانه را بر اساس برخی معیارها و مسائل که با آنها مواجه بود ، مشخص نمود که عبارت است از :1- مطالعه ی موردی افرادی که توانایی و استعدادهای غیر معمول در حوزه های معین از خود بروز می دادند . (همچون تعلیم و تربیت کودک، دانشمندان ابله [13]، نابغه ی خرد سال[14] و سایر افراد استثنائی)2- شواهد و مدارک عصب شناسی[15] که بر اثر ضایعات مغزی در برخی از نواحی مغز ، برخی از توانایی های افراد مختل گردید .3- سوابق تکاملی و تحولی افراد4- مطالعات روان سنجی [16]5- حمایت از تکالیف روان شناسی تجربی6- قابلیت ذخیره سازی و رمز گذاری در نظام علائم (gardner, 1993)در ابتدا این تئوری به شدت مورد انتقاد روان شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت قرار گرفت .بسیاری از این منتقدان استدلال می کردند که تئوری گاردنر بیشتر مبتنی بر درک مستقیم خود او از مفهوم هوش می باشد به جای اینکه مبتنی بر داده های تجربی باشد . از طرف دیگر هوش های مطرح شده توسط گاردنر ، نام های دیگر استعدادها و تیپ های شخصیتی افراد می باشد .با وجود این منتقدین ، تئوری گاردنر، مورد توجه اغلب متخصصان تعلیم و تربیت در خلال بیست سال گذشته قرار گرفته است، مدارس زیادی هستند که از تئوری هوش های چند گانه در برنامه ی درسی خود استفاده می کنند و همچنین بسیاری از معلمان هستند که از این تئوری در روش های تدریس خود بهره ی فراوانی برده اند . در این قسمت به توضیح هر کدام از این هوش ها می پردازیم .هوش بدنی- جنبشی:[17]این هوش با حرکت و انجام فعالیت های عملی سر و کار دارد . این هوش یعنی توانایی کنترل ماهرانه ی بدن و استفاده از اشیاء .کسانی که در این هوش قوی هستند، درک خوبی از حس تعادل و هماهنگی دست وچشم دارند .در این ، طبقه معمولاّ افراد در فعالیت های فیزیکی همچون ورزش ، رقص و... مهارت پیدا می کنند و اغلب فعالیت هایی را ترجیح می دهند که توأم با حرکات جسمی و فیزیکی باشد . آنان احتمالاْ به بازیگری و ایفای نقش علاقه ی خاصی خواهند داشت . افرادی که در این هوش قوی هستند ، معمولاْ از طریق فعالیت های جسمی ، در قیاس با فعالیت های خواندن و گوش دادن و... بهتر یاد می گیرند . آنان امور مختلف را از طریق فعالیت های بدن به خاطر می آورند و علاقه ای به یاد آوری آن مطالب از طریق لغات و اصطلاحات ،(حافظه ی کلامی ) و تصاویر ( حافظه ی دیداری ) ندارند . این هوش نیازمند مهارت های خاصی برای آماده شدن جهت انجام فعالیت های حرکتی ، همچون آن مهارت هایی که برای ورزش، جراحی، هنر پیشگی، مهندسی کامپیوتر و ... لازم است ، می باشد .افرادی که در این طبقه قرار دارند معمولاْ شغل های زیر را ترجیح می دهند :ورزشکار حرفه ای، بازیگر، جراح، کمدیان، نظامی، صنعت گری، معلم تربیت بدنی و... (gardner, 1983)هوش بین فردی:[18]این هوش شامل تعامل با سایر افراد می شود . افرادی که در این طبقه قرار می گیرند ، معمولاْ افرادی برون گرا[19] می باشند و به واسطه ی میزان حساسیت به حالات، احساسات، خلق و خو و انگیزه های سایر افراد در این گروه طبقه بندی می شوند . هوش بین فردی یعنی توانایی ارتباط برقرار کردن با دیگران و فهم آنها . کسانی که در این هوش قوی می باشند سعی می کنند مسائل را از نقطه نظر دیگران نظاره کنند تا در یابند آنان چگونه می اندیشند و احساس می کنند . آنان معمولاْ توانایی خارق العاده ای در درک احساسات مقاصد و انگیزه های سایر افراد دارند . آنها مهمولاْ از مهارت های کلامی و غیر کلامی به خاطر ارتباط برقرار کردن با دیگران استفاده می کنند . این افراد به طور مؤثری با دیگران تعامل داشته و با آنها همدردی می کنند . این گونه افراد از طریق فعالیت کردن با دیگران ، مطالب و موضوعات مختلف را بهتر وسریع تر یاد می گیرند و اغلب از بحث و گفتگو لذت می برند .مهارت های آنان شامل موارد زیر می شود :دیدن مسائل از نقطه نظر دیگران ، گوش کردن، همدلی ، درک خلق و خو و احساسات دیگران ، مشورت ،همکاری با گروه ، ایجاد ارتباط مؤثر با دیگران ، اعتماد سازی و حل وفصل آرام مشکلات و درگیری ها .افرادی که در این هوش قوی می باشند معمولاْ این گونه شغل ها را ترجیح می دهند :سیایت مدار ، مدیر ، معلم ، فعالان اجتماعی ، دیپلمات ، مشاور ، فروشنده ، مدیر روابط عمومی و تاجر. (همان منبع )هوش کلامی _ زبانی:[20]این نوع هوش اشاره به توانایی استفاده از کلمات و زبان دارد . هوش کلامی – زبانی با مسائلی از قبیل فعالیت با لغات و اصطلاحات ، صحبت کردن و نوشتن سرو کار دارد .افرادی که در این هوش قوی هستند ، مهارت های شنیداری تکامل یافته ای دارند و معمولاْ سخنوران برجسته ای هستند . به طور نمونه این افراد ، در مهارت خواندن ، نوشتن ، داستان گوئی و به خاطر سپردن لغات و اصطلاحات عملکرد خوبی دارند .آنان از طریق خواندن ، نوشتن ، یادداشت برداری ، گوش کردن به سخنرانی ها و بحث و گفتگو مطالب را بهتر و سریع تر می آموزند . همچنین این گونه افراد به راحتی سایر زبان ها را نیز می توانند یاد بگیرند و دارای حافظه ی کلامی نسبتاْ خوبی میباشند .مهارت های این افراد شامل :گوش دادن ، حرف زدن ، قصه گویی ، توضیح دادن ، تدریس ، استفاده از طنز ، درک قالب و معنی کلمات ، یادآوری اطلاعات و تحلیل و کاربرد زبان می شود .افرادی که در این هوش قوی هستند معمولاْ این شغل ها را ترجیح می دهند :سیاست مدار ، نویسنده ، فیلسوف ، وکیل ، معلم ، مترجم و روزنامه نگار .هوش منطقی – ریاضی:[21]هوش منطقی – ریاضی یعنی توانایی استفاده از استدلال ،منطق و اعداد . این هوش با استدلال های منطقی ، استقرایی [22]، انتزاع ...

ادامه مطلب  

فرسنگ ها فاصله تا محل تدریس/ جدال این معلمان با مرگ در مسیر مدرسه + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس ـ مریمعابدینی: امروز شنبه 15 اردیبهشت ماه و چهارمین روز هفته معلم است؛ روایت امروز مختص معلمانی است که برای درس دادن، فرسنگ ها راه را می پیمانند ؛ قصه آدم هایی که زندگی شان را صرف گسترش دانش می کنند.این قصه به معلمانی اختصاص دارد که به عشق چشاندن قطره های علم و دانش به دانش آموزان مناطق محروم، از خانه و کاشانه شان دل می کنند و مسیرهای صعب العبور را طی می کنند تا دل هایی را به نور دانش روشن کنند.چه واژه ای می تواند عظمت این معلمان را بیان کند؟ انسان هایی که از رفاه خود می گذرند تا رفاه را به انسان های دیگر هدیه کنند؛ انسان هایی که خوب بودن را چه زیبا به نمایش می گذارند.آنقدر بی ادعا و خالصند که وقتی برای مصاحبه به سراغ یکی از آنها رفتیم، اشک در چشمانم حلقه زد و مودبانه عذرخواهی کرد که از گفت وگو معافش کنیم.مردی که بیش از 60 کیلومتر را هر روز از خانه تا مدرسه اش طی می کند و خم به ابرو نمی آورد؛ بچه های کلاسش می گویند «آقا معلم همیشه لبخند بر لب دارد حتی روزی که در میان راه با موتورش بر زمین خورده بود و به سختی می توانست راه برود».آن روز را بچه های کلاس به خوبی به یاد دارند؛ یک روز سرد زمستانی بود. برف همچنان در حال باریدن بود و بچه ها آن روز زودتر از آقا معلم به کلاس درس رسیده بودند. نیم ساعتی گذشته بود و از آقا معلم خبری نبود.دیگر کم کم نگرانی به سراغشان آمده بود که آقا معلم رسید؛ به سختی می توانست قدم بر دارد و برخلاف همیشه که درس ها را روی تخته می نوشت آن روز روی صندلی نشسته بود اما مثل همیشه لبخند می زد.*** مدارس دارای تعداد کم دانش آموز13 میلیون دانش آموز در بیش از 105 هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خوانند که بخشی از این مدارس دارای تعداد کمی دانش آموز هستند.اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامه ریزی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش اظهار داشت: در حال حاضر ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه در کشور داریم که کمتر از ۲۴ دانش آموز دارند.وی ادامه داد: از تعداد ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه، ۲۰ هزار و ۶۴۴ مدرسه در روستاها و ۸۸۸ مدرسه در شهرها دایر است و از مدارس روستایی هم ۱۷ هزار و ۹۱۳ مدرسه به دبستانی ها اختصاص دارد.بر اساس آماری که اسفند ماه سال گذشته منتشر شد 105 هزار مدرسه در آموزش و پرورش وجود دارد که از این تعداد 10 هزار مدرسه با جمعیت 10 نفر و پنج هزار مدرسه با جمعیت کمتر از 5 دانش آموز و 125 مدرسه یک نفره است.نکته حائز اهمیت این است که طی سال های گذشته، در آموزش و پرورش در استفاده از نیروی انسانی، بومی گزینی به دلایل مختلف اجرا نشده و یا ناقص اجرا شده است ضمن اینکه در برخی مناطق نیز نیروی بومی دارای شرایط معلمی یا درخواست کننده شغل معلمی نبوده است و ماحصل این اتفاق، طی مسیر طولانی برای رسیدن به مدرسه را رقم زده است.*** اسکان اجباری این معلمانمسیرهای طولانی برای رسیدن به مدرسه و بازگشت از آن، در مواقعی آنقدر خسته کننده است که معلمان مجبور می شوند روزهایی در هفته در روستا بمانند؛ در برخی مسیرهای صعب العبور و زمستان های سخت، معلمان کل زمستان را در روستا می مانند چرا که طی مسیر با خطراتی همراه است.البته اسکان در روستا نیز برای معلمان با مشکلاتی همراه است. یکی از این معلمان، مجید غلامی، معلم روستای سپیددشت لرستان بود که در کانکس هم درس می داد و هم زندگی می کرد.این معلم سختکوش اوایل آذرماه سال 1396 بر اثر برق گرفتگی در کانکس، برای همیشه چشمانش را بست.در 20، 30 سال گذشته که فضای مجازی به این گستردگی نبود، داستان های تلخ معلمانی که در مسیر مدرسه تا خانه گرفتار برف و بوران یا حیوانات وحشی می شدند، سینه به سینه روایت می شد اما این روزها، این ماجراها در برخی خبرگزاری ها، سایت ها و صفحات شخصی نوشته می شود و بعد از مدتی فراموش می شود.***روایت تلخ مرگ آقامعلم در مسیر منزلعلی بخش نوروزی یکی از همان معلمانی بود که با مرگ دست و پنجه نرم کرد و در نهایت به رغم آنکه بارها و بارها در چنین جدال های مرگ باری پیروز میدان بود، آذر ماه سال 94 چهره در نقاب کشید و برای همیشه چشمانش را بست.مرحوم نوروزی معلم مدرسه شهیدان سروش نژاد روستای طسوج از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بود که 25 سال در مقطع ابتدایی به کودکان خواندن و نوشتن یاد داده بود.او 5 فرزند داشت و خانواده اش در شهر چرام زنگی می کردند؛ روستای طسوج بیش از 60 کیلومتر از چرام مرکز شهرستان فاصله داشت ضمن اینکه حدود 20 کیلومتر از جاده، خاکی و برف گیر بودآقا معلم در طول هفته در روست ...

ادامه مطلب  

فارس گزارش می دهد فرسنگ ها فاصله تا محل تدریس/ جدال این معلمان با مرگ در مسیر مدرسه + تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس ـ مریمعابدینی: امروز شنبه 15 اردیبهشت ماه و چهارمین روز هفته معلم است؛ روایت امروز مختص معلمانی است که برای درس دادن، فرسنگ ها راه را می پیمانند ؛ قصه آدم هایی که زندگی شان را صرف گسترش دانش می کنند.این قصه به معلمانی اختصاص دارد که به عشق چشاندن قطره های علم و دانش به دانش آموزان مناطق محروم، از خانه و کاشانه شان دل می کنند و مسیرهای صعب العبور را طی می کنند تا دل هایی را به نور دانش روشن کنند.چه واژه ای می تواند عظمت این معلمان را بیان کند؟ انسان هایی که از رفاه خود می گذرند تا رفاه را به انسان های دیگر هدیه کنند؛ انسان هایی که خوب بودن را چه زیبا به نمایش می گذارند.آنقدر بی ادعا و خالصند که وقتی برای مصاحبه به سراغ یکی از آنها رفتیم، اشک در چشمانم حلقه زد و مودبانه عذرخواهی کرد که از گفت وگو معافش کنیم.مردی که بیش از 60 کیلومتر را هر روز از خانه تا مدرسه اش طی می کند و خم به ابرو نمی آورد؛ بچه های کلاسش می گویند «آقا معلم همیشه لبخند بر لب دارد حتی روزی که در میان راه با موتورش بر زمین خورده بود و به سختی می توانست راه برود».آن روز را بچه های کلاس به خوبی به یاد دارند؛ یک روز سرد زمستانی بود. برف همچنان در حال باریدن بود و بچه ها آن روز زودتر از آقا معلم به کلاس درس رسیده بودند. نیم ساعتی گذشته بود و از آقا معلم خبری نبود.دیگر کم کم نگرانی به سراغشان آمده بود که آقا معلم رسید؛ به سختی می توانست قدم بر دارد و برخلاف همیشه که درس ها را روی تخته می نوشت آن روز روی صندلی نشسته بود اما مثل همیشه لبخند می زد.*** مدارس دارای تعداد کم دانش آموز13 میلیون دانش آموز در بیش از 105 هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خوانند که بخشی از این مدارس دارای تعداد کمی دانش آموز هستند.اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامه ریزی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش اظهار داشت: در حال حاضر ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه در کشور داریم که کمتر از ۲۴ دانش آموز دارند.وی ادامه داد: از تعداد ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه، ۲۰ هزار و ۶۴۴ مدرسه در روستاها و ۸۸۸ مدرسه در شهرها دایر است و از مدارس روستایی هم ۱۷ هزار و ۹۱۳ مدرسه به دبستانی ها اختصاص دارد.بر اساس آماری که اسفند ماه سال گذشته منتشر شد 105 هزار مدرسه در آموزش و پرورش وجود دارد که از این تعداد 10 هزار مدرسه با جمعیت 10 نفر و پنج هزار مدرسه با جمعیت کمتر از 5 دانش آموز و 125 مدرسه یک نفره است.نکته حائز اهمیت این است که طی سال های گذشته، در آموزش و پرورش در استفاده از نیروی انسانی، بومی گزینی به دلایل مختلف اجرا نشده و یا ناقص اجرا شده است ضمن اینکه در برخی مناطق نیز نیروی بومی دارای شرایط معلمی یا درخواست کننده شغل معلمی نبوده است و ماحصل این اتفاق، طی مسیر طولانی برای رسیدن به مدرسه را رقم زده است.*** اسکان اجباری این معلمانمسیرهای طولانی برای رسیدن به مدرسه و بازگشت از آن، در مواقعی آنقدر خسته کننده است که معلمان مجبور می شوند روزهایی در هفته در روستا بمانند؛ در برخی مسیرهای صعب العبور و زمستان های سخت، معلمان کل زمستان را در روستا می مانند چرا که طی مسیر با خطراتی همراه است.البته اسکان در روستا نیز برای معلمان با مشکلاتی همراه است. یکی از این معلمان، مجید غلامی، معلم روستای سپیددشت لرستان بود که در کانکس هم درس می داد و هم زندگی می کرد.این معلم سختکوش اوایل آذرماه سال 1396 بر اثر برق گرفتگی در کانکس، برای همیشه چشمانش را بست.در 20، 30 سال گذشته که فضای مجازی به این گستردگی نبود، داستان های تلخ معلمانی که در مسیر مدرسه تا خانه گرفتار برف و بوران یا حیوانات وحشی می شدند، سینه به سینه روایت می شد اما این روزها، این ماجراها در برخی خبرگزاری ها، سایت ها و صفحات شخصی نوشته می شود و بعد از مدتی فراموش می شود.***روایت تلخ مرگ آقامعلم در مسیر منزلعلی بخش نوروزی یکی از همان معلمانی بود که با مرگ دست و پنجه نرم کرد و در نهایت به رغم آنکه بارها و بارها در چنین جدال های مرگ باری پیروز میدان بود، آذر ماه سال 94 چهره در نقاب کشید و برای همیشه چشمانش را بست.مرحوم نوروزی معلم مدرسه شهیدان سروش نژاد روستای طسوج از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بود که 25 سال در مقطع ابتدایی به کودکان خواندن و نوشتن یاد داده ...

ادامه مطلب  

جدال معلمان با مرگ در مسیر مدرسه +عکس  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امروز شنبه 15 اردیبهشت ماه و چهارمین روز هفته معلم است؛ روایت امروز مختص معلمانی است که برای درس دادن، فرسنگ ها راه را می پیمانند ؛ قصه آدم هایی که زندگی شان را صرف گسترش دانش می کنند.این قصه به معلمانی اختصاص دارد که به عشق چشاندن قطره های علم و دانش به دانش آموزان مناطق محروم، از خانه و کاشانه شان دل می کنند و مسیرهای صعب العبور را طی می کنند تا دل هایی را به نور دانش روشن کنند.چه واژه ای می تواند عظمت این معلمان را بیان کند؟ انسان هایی که از رفاه خود می گذرند تا رفاه را به انسان های دیگر هدیه کنند؛ انسان هایی که خوب بودن را چه زیبا به نمایش می گذارند.آنقدر بی ادعا و خالصند که وقتی برای مصاحبه به سراغ یکی از آنها رفتیم، اشک در چشمانم حلقه زد و مودبانه عذرخواهی کرد که از گفت وگو معافش کنیم.مردی که بیش از 60 کیلومتر را هر روز از خانه تا مدرسه اش طی می کند و خم به ابرو نمی آورد؛ بچه های کلاسش می گویند «آقا معلم همیشه لبخند بر لب دارد حتی روزی که در میان راه با موتورش بر زمین خورده بود و به سختی می توانست راه برود».آن روز را بچه های کلاس به خوبی به یاد دارند؛ یک روز سرد زمستانی بود. برف همچنان در حال باریدن بود و بچه ها آن روز زودتر از آقا معلم به کلاس درس رسیده بودند. نیم ساعتی گذشته بود و از آقا معلم خبری نبود.دیگر کم کم نگرانی به سراغشان آمده بود که آقا معلم رسید؛ به سختی می توانست قدم بر دارد و برخلاف همیشه که درس ها را روی تخته می نوشت آن روز روی صندلی نشسته بود اما مثل همیشه لبخند می زد.*** مدارس دارای تعداد کم دانش آموز13 میلیون دانش آموز در بیش از 105 هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خوانند که بخشی از این مدارس دارای تعداد کمی دانش آموز هستند.اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامه ریزی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش اظهار داشت: در حال حاضر ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه در کشور داریم که کمتر از ۲۴ دانش آموز دارند.وی ادامه داد: از تعداد ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه، ۲۰ هزار و ۶۴۴ مدرسه در روستاها و ۸۸۸ مدرسه در شهرها دایر است و از مدارس روستایی هم ۱۷ هزار و ۹۱۳ مدرسه به دبستانی ها اختصاص دارد.بر اساس آماری که اسفند ماه سال گذشته منتشر شد 105 هزار مدرسه در آموزش و پرورش وجود دارد که از این تعداد 10 هزار مدرسه با جمعیت 10 نفر و پنج هزار مدرسه با جمعیت کمتر از 5 دانش آموز و 125 مدرسه یک نفره است.نکته حائز اهمیت این است که طی سال های گذشته، در آموزش و پرورش در استفاده از نیروی انسانی، بومی گزینی به دلایل مختلف اجرا نشده و یا ناقص اجرا شده است ضمن اینکه در برخی مناطق نیز نیروی بومی دارای شرایط معلمی یا درخواست کننده شغل معلمی نبوده است و ماحصل این اتفاق، طی مسیر طولانی برای رسیدن به مدرسه را رقم زده است.*** اسکان اجباری این معلمانمسیرهای طولانی برای رسیدن به مدرسه و بازگشت از آن، در مواقعی آنقدر خسته کننده است که معلمان مجبور می شوند روزهایی در هفته در روستا بمانند؛ در برخی مسیرهای صعب العبور و زمستان های سخت، معلمان کل زمستان را در روستا می مانند چرا که طی مسیر با خطراتی همراه است.البته اسکان در روستا نیز برای معلمان با مشکلاتی همراه است. یکی از این معلمان، مجید غلامی، معلم روستای سپیددشت لرستان بود که در کانکس هم درس می داد و هم زندگی می کرد.این معلم سختکوش اوایل آذرماه سال 1396 بر اثر برق گرفتگی در کانکس، برای همیشه چشمانش را بست.در 20، 30 سال گذشته که فضای مجازی به این گستردگی نبود، داستان های تلخ معلمانی که در مسیر مدرسه تا خانه گرفتار برف و بوران یا حیوانات وحشی می شدند، سینه به سینه روایت می شد اما این روزها، این ماجراها در برخی خبرگزاری ها، سایت ها و صفحات شخصی نوشته می شود و بعد از مدتی فراموش می شود.***روایت تلخ مرگ آقامعلم در مسیر منزلعلی بخش نوروزی یکی از همان معلمانی بود که با مرگ دست و پنجه نرم کرد و در نهایت به رغم آنکه بارها و بارها در چنین جدال های مرگ باری پیروز میدان بود، آذر ماه سال 94 چهره در نقاب کشید و برای همیشه چشمانش را بست.مرحوم نوروزی معلم مدرسه شهیدان سروش نژاد روستای طسوج از توابع استان کهگیلویه و بویراحمد بود که 25 سال در مقطع ابتدایی به کودکان خواندن و نوشتن یاد داده ب ...

ادامه مطلب  

جدال معلمان با مرگ در مسیر مدرسه  

درخواست حذف این مطلب
آقامعلم بیش از 60 کیلومتر را هر روز از خانه تا مدرسه اش طی می کند و خم به ابرو نمی آورد؛ بچه های کلاسش می گویند آقا معلم همیشه لبخند بر لب دارد حتی روزی که در میان راه با موتورش بر زمین خورده بود.به گزارش فارس، امروز شنبه 15 اردیبهشت ماه و چهارمین روز هفته معلم است؛ روایت امروز مختص معلمانی است که برای درس دادن، فرسنگ ها راه را می پیمانند ؛ قصه آدم هایی که زندگی شان را صرف گسترش دانش می کنند.این قصه به معلمانی اختصاص دارد که به عشق چشاندن قطره های علم و دانش به دانش آموزان مناطق محروم، از خانه و کاشانه شان دل می کنند و مسیرهای صعب العبور را طی می کنند تا دل هایی را به نور دانش روشن کنند.چه واژه ای می تواند عظمت این معلمان را بیان کند؟ انسان هایی که از رفاه خود می گذرند تا رفاه را به انسان های دیگر هدیه کنند؛ انسان هایی که خوب بودن را چه زیبا به نمایش می گذارند.آنقدر بی ادعا و خالصند که وقتی برای مصاحبه به سراغ یکی از آنها رفتیم، اشک در چشمانم حلقه زد و مودبانه عذرخواهی کرد که از گفت وگو معافش کنیم.مردی که بیش از 60 کیلومتر را هر روز از خانه تا مدرسه اش طی می کند و خم به ابرو نمی آورد؛ بچه های کلاسش می گویند «آقا معلم همیشه لبخند بر لب دارد حتی روزی که در میان راه با موتورش بر زمین خورده بود و به سختی می توانست راه برود».آن روز را بچه های کلاس به خوبی به یاد دارند؛ یک روز سرد زمستانی بود. برف همچنان در حال باریدن بود و بچه ها آن روز زودتر از آقا معلم به کلاس درس رسیده بودند. نیم ساعتی گذشته بود و از آقا معلم خبری نبود.دیگر کم کم نگرانی به سراغشان آمده بود که آقا معلم رسید؛ به سختی می توانست قدم بر دارد و برخلاف همیشه که درس ها را روی تخته می نوشت آن روز روی صندلی نشسته بود اما مثل همیشه لبخند می زد.مدارس دارای تعداد کم دانش آموز13 میلیون دانش آموز در بیش از 105 هزار مدرسه در سراسر کشور درس می خوانند که بخشی از این مدارس دارای تعداد کمی دانش آموز هستند.اسفندیار چهاربند رئیس مرکز برنامه ریزی، نیروی انسانی و فناوری اطلاعات آموزش و پرورش اظهار داشت: در حال حاضر ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه در کشور داریم که کمتر از ۲۴ دانش آموز دارند.وی ادامه داد: از تعداد ۲۱ هزار و ۵۳۲ مدرسه، ۲۰ هزار و ۶۴۴ مدرسه در روستاها و ۸۸۸ مدرسه در شهرها دایر است و از مدارس روستایی هم ۱۷ هزار و ۹۱۳ مدرسه به دبستانی ها اختصاص دارد.بر اساس آماری که اسفند ماه سال گذشته منتشر شد 105 هزار مدرسه در آموزش و پرورش وجود دارد که از این تعداد 10 هزار مدرسه با جمعیت 10 نفر و پنج هزار مدرسه با جمعیت کمتر از 5 دانش آموز و 125 مدرسه یک نفره است.نکته حائز اهمیت این است که طی سال های گذشته، در آموزش و پرورش در استفاده از نیروی انسانی، بومی گزینی به دلایل مختلف اجرا نشده و یا ناقص اجرا شده است ضمن اینکه در برخی مناطق نیز نیروی بومی دارای شرایط معلمی یا درخواست کننده شغل معلمی نبوده است و ماحصل این اتفاق، طی مسیر طولانی برای رسیدن به مدرسه را رقم زده است.اسکان اجباری این معلمانمسیرهای طولانی برای رسیدن به مدرسه و بازگشت از آن، در مواقعی آنقدر خسته کننده است که معلمان مجبور می شوند روزهایی در هفته در روستا بمانند؛ در برخی مسیرهای صعب العبور و زمستان های سخت، معلمان کل زمستان را در روستا می مانند چرا که طی مسیر با خطراتی همراه است.البته اسکان در روستا نیز برای معلمان با مشکلاتی همراه است. یکی از این معلمان، مجید غلامی، معلم روستای سپیددشت لرستان بود که در کانکس هم درس می داد و هم زندگی می کرد.این معلم سختکوش اوایل آذرماه سال 1396 بر اثر برق گرفتگی در کانکس، برای همیشه چشمانش را بست.در 20، 30 سال گذشته که فضای مجازی به این گستردگی نبود، داستان های تلخ معلمانی که در مسیر مدرسه تا خانه گرفتار برف و بوران یا حیوانات وحشی می شدند، سینه به سینه روایت می شد اما این روزها، این ماجراها در برخی خبرگزاری ها، سایت ها و صفحات شخصی نوشته می شود و بعد از مدتی فراموش می شود.روایت تلخ مرگ آقامعلم در مسیر منزلعلی بخش نوروزی یکی از همان معلمانی بود که با مرگ دست و پنجه نرم کرد و در نهایت به رغم آنکه بارها و بارها در چنین جدال های مرگ باری پیروز میدان بود، آذر ماه سال 94 چهره در نقاب کشید و برای همیشه چشمانش را بست.مرحوم نوروزی معلم مدرسه شهیدان سروش نژاد روستای طسوج از تو ...

ادامه مطلب  

سر دهه هفتادی به چه چیزهایی گرم است؟  

درخواست حذف این مطلب
با توجه به اتفاقاتی که در این چند سال رخ داده باید پذیرفت دیگر نوبت دهه هفتادی ها و دهه هشتادی ها است که رویدادهای اجتماعی را با محوریت خودشان پیش ببرند؛ این را می شد از همان تجمع گروه 22 هزار نفری در مجتمع کورش فهمید. در ناآرامی های دی ماه هم با تعداد زیادی بازداشت شده دهه هفتادی روبه رو شدیم. اما این نسل چه کسانی هستند و چه می خواهند؟ چه می شود که گاهی سرشان را از فضای مجازی بیرون می آورند و به دل جامعه می آیند؟ فرارو با تهیه پرسشنامه ای از ده نفر از جوانان این نسل که در حوزه فعالیت شان شناخته شده هستند سعی دارد شناخت بهتری از سبک زندگی دهه هفتادی ها پیدا کند. ۵۵آنلاین :در ناآرامی های دی ماه یکی از مسائلی که بسیار برجسته شد حضور چشمگیر دهه ۷۰ ای ها در این تجمعات بود. به گفته معاون امنیتی وزارت کشور بیش از ۹۰ درصد کسانی که در صحنه این ناآرامی ها دستگیر شده اند، جوان و نوجوان هستند که میانگین سنی آن ها زیر ۲۵ سال است.همچنین به گفته رئیس دادگستری استان مرکزی، بسیاری از کسانی که در تجمعات اخیر حضور داشتند با توجه به سن زیر ١٨ سال، طفل محسوب می شوند.چند سالی است که حضور این نسل در رویداد های اجتماعی به چشم می خورد. خرداد سال گذشته بود که تصاویر میتینگ دانش آموزان دهه ۷۰ و ۸۰ در اطراف پاساژ کوروش غرب تهران، در شبکه های مجازی دست به دست شد. میتینگ ۲۲ هزار عضو یک گروه تلگرامی که با دخالت پلیس تمام شد، اما نظر بسیاری از کارشناسان را به ویژگی های این نسل جلب کرد.در ماه های گذشته هم آتش زدن بانک ها، مساجد و ... توسط گروه " ری استارت" که بسیاری از هوادار آن دهه ۷۰ ای و ۸۰ ای هستند بار دیگر توجهات را به حضور این نسل در جامعه جلب کرد. به گفته رئیس پلیس تهران بیشتر افراد دستگیر شده در حادثه آتش زدن مسجد جواد الائمه (ع) زیر ۳۰ سال سن داشتند.مقصود فراستخواه نسل های بعد از انقلاب را به چهار دسته تقسیم می کند: ما یک نسل انقلاب کننده داریم که نسل پرحرارتی است. نسل دهه 60 نسل ولرم، نسل دهه 70 نسل سرد و نسل دهه 80 هم نسل شبکه (نت)است. بین این نسل ها، گسل هایی وجود دارد. به اعتقاد این جامعه شناس ما در اعتراضات دی ماه، بسامد و فراوانی سنی متولدین دهه 70 را مشاهده کردیم .بعضی از کارشناسان این نسل را سطحی و خوش گذران می دانند و بعضی دیگر ایدئولوژیک نبودن دهه ۷۰ ای ها را نوعی عقلانیت می دانند.به اعتقاد تقی آزاد ارمکی نسل دهه ۷۰ ایران عصاره عقلانیتی مدرن است. این نسل به خوبی می داند باید چطور فکر کرده و بر چه اساسی زندگی کند. او نه به اندازه دهه ۵۰ و دهه شصتی ها احساساتی است و نه بیش از حد خشک و عقلانی. عقلانیت این نسل بهترین و بالاترین شکل ایدئولوژی است. این نسل انتخاب گر است و به کسی اجازه نمی دهد که او را استثمار کند.یکی از بحث هایی که در مورد این نسل وجود دارد بی تفاوتی آن ها به مسائل سیاسی و اولویت دادن این نسل به لذت است.به اعتقاد نعمت الله فاضلی در نوع نگاه این نسل به جهان، سیاست و اقتصاد، ابزار هایی در خدمت زیست فرهنگی است. آن ها امر سیاسی را ابزار هایی می دانند در خدمت مصرف فرهنگی خود.مشارکت سیاسی هم برای نسل جدید اصالت ندارد. این که لذت بیشتری از زندگی ببرد، برای یک دهه هفتادی مهم تر از کیفیت مجلس قانون گذاری یا باور نمایندگانی است که به این مجلس راه می یابند.ارزش های فرامادی مانند صلح، سرگرمی، لذت، آزادی، زیبایی، گفت و گو، ارتباطات، اطلاعات و دانش اهمیت یا اصالت بیشتری از ارزش های مادی دارد. برای همین هم می بینید که این نسل اهل سفر است، اهل تجربه ناشناخته هاست، اهل امتحان کردن است، اهل ورود به حیطه هایی است که برای نسل قبلی اش اصلا نزدیک شدن به آن هم قابل درک نبود.به اعتقاد این انسان شناس اگر از این زاویه که ایدئولوژی و اقتصاد برای این نسل اصالت ندارد، به قضایا نگاه کنیم، می توانیم علل رفتار های این نسل در کنش هایی مانند انتخابات یا در مراکزی، چون دانشگاه یا حتی خیابان را فهم پذیر کنیم.به اعتقاد بسیاری از کارشناسان فضای مجازی نقش عمده ای در تحولات این نسل دارد و بی تفاوتی به مسائل اجتماعی و دور شدن از مطالعات عمیق را تاثیرات این فضا می دانند.به گفته فاضلی یک دهه ۷۰ ای فرزند زمانی است که در هر ساعت، میلیارد ها تصویر توزیع و منتشر می شود، پس عجیب هم نیست که بیش از هر حسی، حس بینایی، دیدن و تماشاکردن در این نسل قوی باشد. در یک کلام تفکر تصویری برای نسل جدید به مراتب قوی تر از تفکر واژگانی است.با توجه به اینکه دهه هفتادی ها و دهه هشتادی ها در حال شکل دادن به نوعی فرهنگ در ایران هستند شناخت سبک زندگی و دغدغه های این نسل می تواند پیش زمینه رفتاری عاقلانه تر در قبال این نسل داشته باشد.فرارو با تهیه پرسشنامه ای از اقشار مختلف این نسل که در زمینه های مختلف اجتماعی فعالیت شاخصی داشته اند سعی دارد پرتره ای از آن ها را به عنوان نماینده ی سبک زندگی هم نسلان خود ترسیم کند.هرچند این ده نفر نمی توانند ویژگی های تمام افراد این نسل را نمایندگی کنند اما در انتخاب چهره ها سعی شده است از بین تفکرات مختلف سیاسی، اجتماعی و ... گزینشی انجام شود به نوعی که نماینده سبک زندگی اقشار مختلف این نسل باشند.در ادامه پاسخ این چهره ها به سوالات مشابه ای که خبرنگار فرارو از آن ها پرسیده است را می خوانید: مهرانی نورای: رپر "فیوژن باند". متولد 76. دیپلمشغل مورد علاقه شما چیست؟خوانندگیچقدر مسائل اقتصادی و پول برای شما اهمیت دارد؟اولویت اولآیا از خانواده خرجی دریافت می کنید؟ درصورت دریافت احساس نارضایتی می کنید؟خیر. برای من عادی است.آیا به تحصیلات علاقه مند هستید و قصد ادامه تحصیل دارید؟علاقه دارم و ادامه تحصیل می دهم.مهم ترین سرگرمی شما چیست؟پارکور، دنسچه مدت از وقت خود را روزانه در فضای مجازی می گذرانید؟دائم آنلاین هستممعمولا در چه جمع هایی حضور پیدا می کنید؟بیشتر جمع رفیقان و همکاران، در جمع های مختلفی هستم اما کمتر در جمع های خانوادگی شرکت می کنم.آیا به مطالعه علاقه دارید؟ آیا کتاب می خوانید؟کتاب نمی خوانم اما مطالب را در فضای مجازی مطالعه می کنم.بهترین و آخرین فیلمی که دیدید و کتابی که خوانده ید چیست؟آخرین فیلم: لیگ عدالت ، بهترین: مرد فولادیآخرین کتاب: دیدار با شیطان بهترین کتاب: وِد دو( علمی تخیلی)به چه موسیقی هایی علاقه مند هستید؟همه جور موسیقی مخصوصا رپ. هیچکس، توپاک، آیس کوب، لیل واین، ریک راس.چقدر مساله مُد برای شما مهم است؟مد کمی سنگین تر از مد هیپ هاپ را دوست دارم، برند نمی پوشم اما بیشتر دوستانم برند می پوشند.آیا به آینده امیدوارید؟ قصد مهاجرت دارید؟امیدوارم، برای کار قصد مهاجرت دائم به اکراین را دارم.علاقه دارید در آینده به کجا برسید؟خواننده جهانی رپاز چه چیزهایی ترس دارید؟اتفاقی که قرار است بعد از مرگ بیافتد و از آن خبر ندارم.رابطه شما با پدر مادرتان چطور است؟ چقدر در زندگی شما نقش دارند و شما را کنترل می کنند؟صمیمی، روی من کنترلی ندارند و آزادِ آزاد هستم.روابط شما با دوستانتان چطور است؟ در رابطه هایتان به دنبال چه چیزهایی هستید؟دوستی هایم عمیق است و معرفت برای من خیلی مهم است، دوستی سطحی با کسی ندارم.آیا برای شما دیدگاه سیاسی و دینی دوستانتان مهم است؟بله مهم است.نظر شما درباره رابطه با جنس مخالف چیست؟ برای ازدواج تصمیمی دارید؟تا حدی آزاد، فعلا قصد ازدواج ندارم.آزادی برای شما چه معنایی دارد؟اینکه کسی جلوی من را نگیرد و کاری به من نداشته باشد.این آزادی که برای شما مهم است چقدر در جامعه وجود دارد؟ آیا آزادی اولویت شما و نزدیکانتان است؟آزادی هست اما خارج از کشور وضعیت خیلی بهتر است. آزادی و اقتصاد هر دو خیلی اهمیت دارد.چقدر به مسائل سیاسی کشور اهمیت می دهید؟خیلی کممهم ترین خبر چند وقت اخیر چه چیزی بوده است؟تجمعات دی ماهدر انتخابات 96 به کدام کاندید رای دادید؟ احزاب اصلاح طلب و اصولگرا چقدر برای شما فرق دارند؟روحانی. برای من فرقی ندارد فقط برای اینکه شناسنامه ام مهر بخورد رای می دهم.چقدر تلوزیون نگاه می کنید؟ از بین صدا و سیما، رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی به کدام بیشتر اعتماد دارید؟خیلی کم.به فضای مجازی بیشتر اعتماد دارم.به نظر شما مهم ترین مساله کشور چیست؟نمی دانماحساس شما در مورد اختلاف طبقاتی در کشور چیست؟ دیدن خودورهای لوکس و... چه احساسی در شما ایجاد می کند؟ آیا ممکن است این مساله موجب اعتراض در شما و دوستانتان شود؟احساس بدی ندارم، نوش جانشان! بیشتر دوستانم هم نظرشان همین است و اختلاف طبقاتی موجب اعتراض نمی شود.چقدر مسائل اعتقادی و اخلاقی را در زندگی اجتماعیتان تاثیر می دهید؟صدر در صد.نظر شما در مورد تجمعات اخیر کشور چیست؟ علت آن را چه می دانید؟الکی است. شاید سی درصد مساله اقتصادی باشد ولی بیشتر، مردم الکی بیرون می آیند، چون سن اکثر آن ها پایین است و دهه 70 ای هستند.سمانه ناظری- دروازه بان تیم ملی "اسکیت هاکی" ایران- مقام سوم آسیا- کارشناسی عکاسی دانشگاه هنر اصفهان شغل مورد علاقه شما چیست؟عکاسی تبلیغاتی، فعالیت های هنری- صنعتیچقدر مسائل اقتصادی و پول برای شما اهمیت دارد؟اولویت اصلیآیا از خانواده خرجی دریافت می کنید؟ درصورت دریافت احساس نارضایتی می کنید؟بله. استقلال برای من خیلی اهمیت دارد.آیا به تحصیلات علاقه مند هستید و قصد ادامه تحصیل دارید؟بله زیادمهم ترین سرگرمی شما چیست؟ورزش های غیر از رشته تخصصی خودم، نقاشی، سرگرمی های هنریچه مدت از وقت خود را روزانه در فضای مجازی می گذرانید؟۳ ساعتمعمولا در چه جمع هایی حضور پیدا می کنید؟بیشتر در جمع های خانوادگی، زیاد در جمع های صمیمی دوستانه شرکت نمی کنم.آیا به مطالعه علاقه دارید؟ آیا کتاب می خوانید؟علاقه دارم، ولی نمی خوانم.بهترین و آخرین فیلمی که دیدید و کتابی که خوانده ید چیست؟فیلم: نفس (نرگش آبیار) کتاب: دختری که رهایش کردی (جوجو مویز)به چه موسیقی هایی علاقه مند هستید؟بی کلام، پاپ، رضا یزدانیچقدر مساله مُد برای شما مهم است؟به تیپ و ست کردن لباس هایم اهمیت می دهم، اما مُد و برند برایم اهمیت ندارد. در بین دوستانم افراد زیادی هستند که فقط برند می پوشند.آیا به آینده امیدوارید؟ قصد مهاجرت دارید.؟به آینده امید دارم، اما غیر قابل پیش بینی است. برای ادامه تحصیل قصد مهاجرت دارم.علاقه دارید در آینده به کجا برسید؟موفقیت در عکاسی و ورزش.از چه چیز هایی ترس دارید؟از دست دادن هرچیزی.رابطه شما با پدر مادرتان چطور است؟ چقدر در زندگی شما نقش دارند و شما را کنترل می کنند؟رابطه صمیمی. تا حدی خانواده روی من کنترل دارند.روابط شما با دوستانتان چطور است؟ در رابطه هایتان به دنبال چه چیز هایی هستید؟اکثر روابطم عمیق و صمیمی نیست. دو تا دوست صمیمی دارم که از خودم چند سال بزرگتر هستند.آیا برای شما دیدگاه سیاسی و دینی دوستانتان مهم است؟اصلا مهم نیست و این مسائل را در روابطم تاثیر نمی دهم.نظر شما درباره رابطه با جنس مخالف چیست؟ برای ازدواج تصمیمی دارید؟رابطه با جنس مخالف تا حدی و با رعایت شرایطی مشکلی ندارد. به هر حال دختر ها متوجه رفتار پسران می شوند. برای ازدواج تصمیم جدی ندارم.آزادی برای شما چه معنایی دارد؟آزادی که چهارچوب داشته باشد و قید و شرط هایی را در نظر بگیرد.این آزادی که برای شما مهم است چقدر در جامعه وجود دارد؟ آیا آزادی اولویت شما و نزدیکانتان است؟خوب است. اولویت با اقتصاد است تا آزادی.چقدر به مسائل سیاسی کشور اهمیت می دهید؟اصلامهم ترین خبر چند وقت اخیر چه چیزی بوده است؟تجمعات دی ماهدر انتخابات ۹۶ به کدام کاندید رای دادید؟ احزاب اصلاحطلب و اصولگرا چقدر برای شما فرق دارند؟روحانی. نمی دانم که اصلاح طلب و اصولگرا چیست.چقدر تلوزیون نگاه می کنید؟ از بین صدا و سیما، رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی به کدام بیشتر اعتماد دارید؟کم. نظری ندارم.به نظر شما مهم ترین مساله کشور چیست؟اقتصاد.احساس شما در مورد اختلاف طبقاتی در کشور چیست؟ دیدن خودور های لوکس و... چه احساسی در شما ایجاد می کند؟ آیا ممکن است این مساله موجب اعتراض در شما و دوستانتان شود؟من بیشتر لذت می برم که چه چیز زیبایی دیدم تا اینکه حس بدی داشته باشم و اصلا قضاوت نمی کنم. این مساله موجب اعتراض نمی شود.چقدر مسائل اعتقادی و اخلاقی را در زندگی اجتماعیتان تاثیر می دهید؟متوسط.نظر شما در مورد تجمعات اخیر کشور چیست؟ علت آن را چه می دانید؟نظری ندارم. امیر حسین باقری (امیر فرمانده). چهار دوره نفر اول کشور در رشته "ایروبیک حرفه ای". متولد ۷۴. بازیگر تئاتر. فعالیت در هیپ هاپ (پارکور، گرافیتی و...)شغل مورد علاقه شما چیست؟شغل مرتبط با حقوق (وکالت و ...).چقدر مسائل اقتصادی و پول برای شما اهمیت دارد؟اولویت اول.آیا از خانواده خرجی دریافت می کنید؟ درصورت دریافت احساس نارضایتی می کنید؟خیر. با این مساله مشکل دارم.آیا به تحصیلات علاقه مند هستید و قصد ادامه تحصیل دارید؟بله. ولی اکثر دوستان علاقه ای ندارند.مهم ترین سرگرمی شما چیست؟ورزش.چه مدت از وقت خود را روزانه در فضای مجازی می گذرانید؟۱ ساعت روزانه.معمولا در چه جمع هایی حضور پیدا می کنید؟بیشتر جمع های مرتبط با رشته ورزش خودم.آیا به مطالعه علاقه دارید؟ آیا کتاب می خوانید؟علاقه دارم، ولی نمی خوانم.بهترین و آخرین فیلمی که دیدید و کتابی که خوانده ید چیست؟فیلم: شاتر آیلند.به چه موسیقی هایی علاقه مند هستید؟موسیقی فانک، بی کلام.چقدر مساله مُد برای شما مهم است؟مد هیپ هاپ، به مد کلی جامعه اهمیت نمی دهم.آیا به آینده امیدوارید؟ قصد مهاجرت دارید؟امیدوارم، تا به حال به مهاجرت فکر نکرده ام.علاقه دارید در آینده به کجا برسید؟دوست دارم به رفاه اقتصادی برسم تا بتوانم بیشتر به ورزش و سرگرمی مشغول باشم.از چه چیز هایی ترس دارید؟از دست دادن خانوادهرابطه شما با پدر مادرتان چطور است؟ چقدر در زندگی شما نقش دارند و شما را کنترل می کنند؟رابطه خوب، خانواده در زندگی من نقش زیادی ندارند و کنترل نمی کنند، برای من حریم شخصی بسیار مهم است و خانواده از جزئیات زندگی من خبر ندارند.روابط شما با دوستانتان چطور است؟ در رابطه هایتان به دنبال چه چیز هایی هستید؟رابطه ام با دوستانم بسسیار سطحی است و اصلا اعتمادی وجود ندارد. اطرافیان من هم همین شرایط را دارند.آیا برای شما دیدگاه سیاسی و دینی دوستانتان مهم است؟اصلا؛ فقط اینکه انسان خوبی باشند.نظر شما درباره رابطه با جنس مخالف چیست؟ برای ازدواج تصمیمی دارید؟رابطه با جنس مخالف با رعایت شرایطی مجاز است. قصد ازدواج دارم.آزادی برای شما چه معنایی دارد؟آزادی در حیطه فعالیتم؛ نه اینکه فقط کاری به کارم نداشته باشند بلکه باید حمایت هم بشود و این حمایت بخشی از آزادی مد نظر من است.این آزادی که برای شما مهم است چقدر در جامعه وجود دارد؟ آیا آزادی اولویت شما و نزدیکانتان است؟نیمی از آزادی وجود ندارد، مثلا در جامعه ما کسی به هیپ هاپ کاری ندارد، اما حمایت هم نمی شود. آزادی اولویت اول است.چقدر به مسائل سیاسی کشور اهمیت می دهید؟اصلا.مهم ترین خبر چند وقت اخیر چه چیزی بوده است؟نمی دانم. سیاست فقط ضرر دارد.در انتخابات ۹۶ به کدام کاندید رای دادید؟ آحزاب اصلاح طلب و اصولگرا چقدر برای شما فرق دارند؟روحانی، اصلا نمی دانم اصلاح طلب و اصولگرا چیست، فرقی ندارد.چقدر تلوزیون نگاه می کنید؟ از بین صدا و سیما، رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی به کدام بیشتر اعتماد دارید؟اصلا. به هیچکدام اعتماد ندارم، هر رسانه ای گاهی راست می گوید گاهی دروغ.به نظر شما مهم ترین مساله کشور چیست؟تحریم ها، اقتصاد.احساس شما در مورد اختلاف طبقاتی در کشور چیست؟ دیدن خودور های لوکس و... چه احساسی در شما ایجاد می کند؟ آیا ممکن است این مساله موجب اعتراض در شما و دوستانتان شود؟اختلاف طبقاتی خیلی زیاد شده است، از دیدن چنین صحنه هایی ناراحت نمی شوم، ممکن است موجب تنفر شود، اما موجب اعتراض نمی شود.چقدر مسائل اعتقادی و اخلاقی را در زندگی اجتماعی تان تاثیر می دهید؟شرایط اجتماعی و شغلی مهم تر است.نظر شما در مورد تجمعات اخیر کشور چیست؟ علت آن را چه می دانید؟پیگیری نمی کنم.کوروش ثباتی، مبتکر و طراح خودرو (تیونینگ ظاهری)، متولد ۷۰، مبدع اولین طرح تیونینگ ظاهری خودور های مرسدس و بی ام دبلیو در ایران، مهندس معمار.شغل مورد علاقه شما چیست؟طراح تیونینگ خودرو.چقدر مسائل اقتصادی و پول برای شما اهمیت دارد؟اولویت اول نیست، برای من اولویت اصلی علاقه و کیفیت کار است.آیا از خانواده خرجی دریافت می کنید؟ درصورت دریافت احساس نارضایتی می کنید؟خیر. جبهه گیری نمی کنم.آیا به تحصیلات علاقه مند هستید و قصد ادامه تحصیل دارید؟یادگیری فن رو بیشتر از تحصیلات آکادمیک دوست دارم، با خواندن مشکل دارم، به یادگیری زبان هم علاقه مند هستم.مهم ترین سرگرمی شما چیست؟تنیس، اسکی، بازی کامپیوتری.چه مدت از وقت خود را روزانه در فضای مجازی می گذرانید؟برای مسائل کاری دائم آنلاین هستم.معمولا در چه جمع هایی حضور پیدا می کنید؟در این مورد انعطاف زیادی دارم. بیشتر در جمع های خانوادگی هستم، در کل با جمع قاطی نمی شوم، از رفتن با جمع به رستوران لذت می برم.آیا به مطالعه علاقه دارید؟ آیا کتاب می خوانید؟عاشق کتاب های صوتی هستم.بهترین و آخرین فیلمی که دیدید و کتابی که خوانده اید چیست؟آخرین فیلم: قاتل اهلی، بهترین فیلم: میان ستاره ایکتاب (صوتی): کیمیاگربه چه موسیقی هایی علاقه مند هستید؟به موسیقی خاصی علاقه ندارم، همه موسیقی ها را گوش می دهم.چقدر مساله مُد برای شما مهم است؟به مد علاقه شدیدی دارم و برند می پوشم، دوستان و اطرافیان من هم همینطور هستند.آیا به آینده امیدوارید؟ قصد مهاجرت دارید.بله امیدوارم، نا امیدی رکود می آورد، در فرانسه دوره دیده ام، اما هرگز قصد مهاجرت ندارم، چون ایران را دوست دارم.علاقه دارید در آینده به کجا برسید؟زندگی آرام و بی حاشیه در کانون گرم خانواده، سلامتی.از چه چیز هایی ترس دارید؟الان از هیچ چیزی نمی ترسم، چون باید در دل ترس رفت، قبلا شدیدا از مار می ترسیدم، اما الان از مار نگه داری می کنم.رابطه شما با پدر مادرتان چطور است؟ چقدر در زندگی شما نقش دارند و شما را کنترل می کنند؟صمیمانه، خانواده در زندگی من نقش دارند و بسیار نگران من هستند و من را کنترل می کنند.روابط شما با دوستانتان چطور است؟ در رابطه هایتان به دنبال چه چیز هایی هستید؟رابطه ام با دوستانم عمیق نیست بیشتر برای گذراندن وقت است، البته چندتا دوست نسبتا صمیمی دارم، ولی کلا در روابطم بسیار محتاط هستم، در روابط آدم ها حسادت زیاد به چشم می آید.آیا برای شما دیدگاه سیاسی و دینی دوستانتان مهم است؟اصلا.نظر شما درباره رابطه با جنس مخالف چیست؟ برای ازدواج تصمیمی دارید؟عادی، به افراد و شرایط بستگی دارد. برای ازدواج تصمیم جدی دارم و ازدواج را کار فوق العاده خوبی می دانم.آزادی برای شما چه معنایی دارد؟آرامش.این آزادی که برای شما مهم است چقدر در جامعه وجود دارد؟ آیا آزادی اولویت شما و نزدیکانتان است؟بستگی به خود آدم دارد نه جامعه. سلامتی اولویت بیشتری دارد.چقدر به مسائل سیاسی کشور اهمیت می دهید؟اصلا.مهم ترین خبر چند وقت اخیر چه چیزی بوده است؟برایم مهم نیست.در انتخابات ۹۶ به کدام کاندید رای دادید؟ آحزاب اصلاح طلب و اصولگرا چقدر برای شما فرق دارند؟سوال اولتان را جواب نمی دهم. در همه انتخابات ها رای می دهم، اما احزاب برایم فرقی ندارند.چقدر تلوزیون نگاه می کنید؟ از بین صدا و سیما، رسانه های ماهواره ای و فضای مجازی به کدام بیشتر اعتماد دارید؟خیر. به همه رسانه ها بی اعتماد هستم.به نظر شما مهم ترین مساله کشور چیست؟بیکاری تحصیل کرده ها، اشتغال.احساس شما در مورد اختلاف طبقاتی در کشور چیست؟ دیدن خودور های لوکس و... چه احساسی در شما ایجاد می کند؟ آیا ممکن است این مساله موجب اعتراض در شما و دوستانتان شود؟نه تنها احساس بدی پیدا نمی کنم بلکه خوشحال هم می شوم وقتی می بینم کسی شرایط اقتصادی خیلی خوبی دارد، الان خودم ماشین مدل بالا سوار می شوم، ولی آن موقع که سوار نمی شدم هم احساس بدی نداشتم. اختلاف طبقاتی زیاد است، اما موجب اعتراض نمی شود.چقدر مسائل اعتقادی و اخلاقی را در زندگی اجتماعی تان تاثیر می دهید؟صد در صد. اصول انسانی از همه چیز مهم تر است.نظر شما در مورد تجمعات اخیر کشور چیست؟ علت آن را چه می دانید؟بسیار ناراحتم، اشتباه بزرگی بود، به نظر من مردم این قضیه را خیلی شلوغ کردند، آسیب زدن به اموال عمومی کار درستی نیست. سیستم در کل ایراد ندارد و گفتگو راه حل این مسائل است. علت وقوع تجمعات را فشار های اقتصادی می دانم. پویا راودگر، مدافع حرم، متولد ۷۲، ۶ ماه حضور داوطلبانه در سوریه، کاردانی عمران.شغل مورد علا ...

ادامه مطلب  

میانگین سن خدمتی معلمان اهری ۲۵.۵ است/ ۲۵۰۰ کلاس اولی در اهر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش هشدارنیوز به نقل از مهر، یکم مهرماه روز بازگشایی مدارس در شهرستان اهر بود که هم زمان با سراسری کشور زنگ بازگشایی و آغاز سال تحصیلی ۹۶ – ۹۷ است که می توان گفت پرکارترین روز کارکنان مجموعه آموزش و پرورش محسوب می شود در این راستا با جعفر شجاعی مدیر آموزش و پرورش اهر به گفت وگو نشسته ایم که در ادامه مشروح این مصاحبه را می خوانید؛*مدارس اهر بعد از سه ماه تعطیلی بازگشایی شد، امسال چه تعداد دانش آموز به کلاس درس رفتند؟با عرض تبریک بازگشایی مدارس به همکاران عزیز، دانش آموزان و اولیای محترم، آموزش و پرورش مبحثی است که در آنجا اولیا، دانش آموز و معلم دست به دست می دهند تا پروسه آموزش و پرورش تشکیل شود، امسال ۲۵ هزار و ۵۰۰ دانش آموز راهی ۵۸۰ کلاس درس در شهر و روستا در مدارس دولتی و غیردولتی شدند که بیش از ۱۳ هزار دانش آموز در مقطع ابتدایی، حدود ۶ هزار دانش آموز در مقطع متوسطه اول و حدود ۶ هزار دانش آموز در مقطع متوسطه دوره دوم داریم.*امسال چه تعداد کلاس اولی در شهرستان اهر به کلاس درس رفتند؟حدود ۹ هزار نفر از دانش آموزان در مقاطع مختلف در طرح سنجش بینایی و شنوایی شرکت کرده اند که بخشی از این تعداد مربوط به مقاطع چهارم، هفتم و دهم است ولی بدون کسر دانش آموزان اول ابتدایی که سال ها گذشته در این طرح شرکت نکرده بودند و امسال در طرح سنجش شرکت کرده اند حدود ۳ هزار و ۵۰۰ نفر است که در مجموع آمار دقیق کلاس اولی ها در شهرستان اهر در سال تحصیلی ۹۶ – ۹۷ حدود ۲۵۰۰ دانش آموز است.*با توجه به آمار دانش آموزان حدوداً از نظر جنسیتی چه تعداد از دانش آموزان پسر و چه تعداد دختر هستند؟تعداد دانش آموزان دختر و پسر فاصله کمی از همدیگر دارند و در واقع دانش آموزان دختر بیشتر از دانش آموزان دختر هستند و از طرفی در مقطع ابتدایی معلمان زن بیش از دو برابر آقایان هستند.*میانگین سن خدمتی معلمان در منطقه اهر چگونه است می توانید بگویید؟میانگین سن خدمتی معلمان ۲۵.۵ بوده یعنی معلمان اهری معلمانی با تجربه، فرهیخته و اکثریت در مناطق روستایی و محروم را طی کرده اند، مثلاً در شهرستان های هم جوار همچون هوراند، کلیبر، ورزقان، هریس، خاروانا و نهایتاً به خدمت در مدارس اهر منتقل شده اند و اگر بر حسب درصد بگوییم معلمان اهری نسبت به معلمان سایر شهرستان ها پیرتر هستند و به جرات می توان گفت که انگیزه تحصیل در این سنین خدمتی پایین تر است و بیشتر به دنبال معاونت و مدیریت هستند.*اخیراً اعلام کرده بودید که امسال ۵۰۰ دانش آموز نسبت به سال گذشته در شهرستان اهر افزایش یافته آیا این افزایش چالش هایی هم از لحاظ امکاناتی و فضای آموزشی به دنبال دارد یا خیر؟از نظر فضای آموزشی اغلب مدارس شهرستان اهر در جریان زلزله سال ۹۱ شهرستان های منطقه ارسباران تخریب شده بودند اما اکنون در سطح روست ...

ادامه مطلب  

نظرات مخاطبان تسنیم درباره وضعیت معلمان؛ از حرف بگذرید - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، معیشت همواره یکی از مهمترین دغدغه های فرهنگیان است، آنها براین باورند میزان دریافتیشان با سختی کار معلمی متناسب نیست این در حالی است که مسئولان همواره از اهمیت آموزش وپرورش سخن می گویند اما اوضاع فعلی مدارس دولتی و وضعیت منزلتی و معیشتی معلمان گویای شرایط دیگری است.معلمان هنوز سه قول وزیر آموزش وپرورش در نخستین روز تصدی اش بر پست وزارت را از یاد نبرده اند. بطحایی در اولین روز کاری اش با ضبط یک پیام ویدیویی به مردم و فرهنگیان سه قول داد. نخست اینکه از همین امروز تحول در نظام آموزش و پرورش را بر اساس سند تحول بنیادین با جدیت آغاز می کنم. دوم اینکه برای تربیت نسلی متدین، اخلاقی، کارآفرین و با نشاط همه تلاش خود را بکار می گیرم.سوم اینکه به عنوان نماینده یک میلیون و 700 هزار معلم شاغل و بازنشسته فرهیخته در هیئت دولت، همه همت و تلاش خود را برای ارتقای معیشت و منزلت آنها بکار می گیرم.اما حالا درست یک سال بعد، معلمان می گویند نسبت به احکام جدید، عدم افزایش 20 درصدی حقوق و حدف بند سختی کار و حق عائله مندی بانوان مجرد معترضند و این موارد در شرایطی حذف شده اند که پیشتر برای ترمیم حقوق فرهنگیان به فیش حقوقی آنها اضافه شده بود.حمیدرضا حاجی بابایی رئیس فراکسیون فرهنگیان مجلس نیز معتقد است که نظام پرداختی معلمان نیاز به تصویب یا اصلاح در مجلس ندارد بلکه باید در "هیئت دولت" یا "شورای توسعه نیروی انسانی" براساس قانون مدیریت خدمات کشوری اصلاح و مصوب شود.در زمان دولت های گذشته همچون تصدی بنده در وزارت آموزش و پرورش کم و کیف پرداختی ها مشخص و در هیئت دولت تصویب شد به همین دلیل دیوان عدالت اداری حق ورود به این مسئله را نداشت و بندی از فیش حقوقی فرهنگیان کم نشد، درواقع با ارائه مصوبه دولت به دیوان محاسبات آن ها دیگر به موضوع ورود نخواهند کرد.آنجا که هر دولت می تواند مصوبات دولت قبلی را تمدید نکند، عدم تمدید این بندها در فیش حقوقی فرهنگیان در دولت فعلی منجر به حذف آن ازسوی دیوان محاسبات شده است.تعدادی از مخاطبان تسنیم درباره وضعیت معیشتی معلمان و حذف برخی بندها از آن در قالب نظرات، مشکلاتشان را با ما در میان گذاشتند.بخشی از پیام های مخاطبان بدین شرح است:* حذف حق عائله مندی دختران مجرد ظلم بزرگی است حداقل این حق را تحت عنوان مناسب دیگر باید به دختران فرهنگی با سابقه بالا پرداخت کنند دخترانی که خودسرپرست هستند و چه بسا مخارج پدر و مادر پیر خود را نیز تامین می کنند. فرهنگیان به جز حقوق از مزایای دیگری که سایر کارمندان دارند محرومند وحذف عائله مندی ضربه بزرگی به استقلال دختران مجرد فرهنگی زده است.* همش حرف حرف حرف. همش پیگیری می کنیم اما یکبار نشد بگن حقوقی که داریم میدیم زیرخط فقر هست و این قانون رو تصویب کردیم که دیگه زیرخط فقر نباشند آروز به دل ما موند رسانه ها که اخبار واریز معوقات رو پوشش میدید که مثلا چند میلیارد معوقه واریز میشه بعد پیگیری کنید چرا در تاریخی که گفته میشه واریز نمیشه.* من فقط می دونم با وجود شعارهای داده شده خبری از پرداخت مطالبات ما نیست؟ مرخصی ذخیره بازنشستگان اداری سال 95 و 96، کمک هزینه ازدواج و فوت سال 95 و 96 و 94، مرخصی مناطق محروم از سال60 تا سال 80 در استان خوزستان، دیون فرهنگیان از سال 88 تاکنون. ما از عملکرد آموزش و پرورش و دولت روحانی ناراضی هستیم.*ما فرهنگیان خواستار هم ترازی حقوق و مزایا با دیگر اصناف، پیگیری افزایش حقوق، بهبود اوضاع معیشتی، رتبه بندی و بازگرداندن حق خانم های مجرد هستیم. لطفا صدای فرهنگیان را بشنوید؛ فقط حرف زدن کافی نیست.* متاسفانه در دستگاه های دیگر افزایشات دیگری هم صورت می گیرد که هیچ کس متوجه آن نخواهد شد بیایند و چند ماه اضافه کاری را از کارکنان تمام ارگان ها کم کنند این صرفه ...

ادامه مطلب  

به بهانه تربیت  

درخواست حذف این مطلب
به بهانه تربیت زندگی > مهارت ها - همشهری دو - حجت الاسلام مجتبی علی نژاد:یکی از مهم ترین دغدغه های متولیان هر خانواده ای تربیت صحیح فرزندان است. متأسفانه بسیاری از والدین حتی تصور درستی از تربیت صحیح ندارند. برخی بی تحرکی و آرام بودن را نشانه یک کودک باتربیت می د ...

ادامه مطلب  

پلیس حرفه ای نیازمند آموزش کاربردی و مستمر است  

درخواست حذف این مطلب
سردار حسین اشتری در جشنواره سراسری دو سالانه تجلیل از برترین های حوزه تربیت و آموزش ناجا گفت: توجه بر مقوله آموزش به عنوان یکی از اولویت های نیروی انتظامی در سال تعیین شد که این اولویت در سال جاری و سال آتی نیز دنبال خواهد شد. وی با اشاره به راه اندازی و فعالیت قرارگاه جهادی تربیت و آموزش افزود: انصافاً با فعالیت این قرارگاه اقدام جهادی توأم با عمل و اعتقاد در حوزه تربیت و آموزش محقق شد. فرمانده نیروی انتظامی با تأکید بر اینکه «پیگیری» اصل مهم و پیش رونده در تحقق امور است خاطر نشان کرد: با وجود گذشت دو سال از فعالیت و راه اندازی قرار ...

ادامه مطلب  

اگر یخ نقدینگی آب شود، تورم به ۷۰ درصد می رسد/دیوان محاسبات نقش «مُحلّل» حقوق های نجومی را ایفا کرد/ تمام حاشیه سازی ها برای این است که بیکاری  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق - مهمان این هفته برنامه دست خط دکتر حاجی بابائی، نماینده مجلس شورای اسلامی و وزیر اسبق آموزش و پرورش بودند. ایشان از دوره پنجم تا این دوره که دوره دهم مجلس شورای اسلامی است، جز دوره نهم، حضور داشته است و دوره نهم هم به خاطر این که مسئولیت سنگین یکی از وزارت خانه ها را بر دوش داشت، در مجلس نبودند.فرد بسیار صریحی است، اما صراحتی با رعایت تمام جوانب دارد و تیزبینانه به سوالات پاسخ می دهد، البته با همان صراحت همیشگی است. از خانواده ای ایثارگر هستند که دو برادر شهید شدند، دو شوهر خواهر شهید هستند، پدر جانباز هستند، یک برادر دیگر هم جانباز و حتی مادربزرگ ایشان هم جزو جانبازان انقلاب اسلامی هستند.در ادامه مشروح گفتگوی محمدحسین رنجبران با دکتر حاجی بابایی از نظرتان می گذرد:از برنامه ششمی شروع کنیم که شما ۶ ماه ریاست کمیسیون تلفیق آن را بر عهده داشتید و در مجلس کار کردید. آخرین خبرها این است که برنامه ششم اجرا نمی شود، با تمام تلاش هایی که صورت گرفته است. البته آقای نوبخت، سخنگوی دولت، مصاحبه کرد که این برنامه اجرا می شود و ما رصد می کنیم اما خیلی از مجلسی ها انتقاد دارند که این برنامه هنوز اجرا نشده است. آخرین خبرها چیست؟برنامه ششم بین ۱۱ برنامه ای که قبل و بعد از انقلاب نوشته شده است، تنها برنامه ای است که در مجلس توسط مجلس نوشته شده است.به دلیل اختلافی بود که دولت و مجلس پیدا کردند؟بله، با دستور مقام معظم رهبری نوشته شد. بنابراین حالت مطالبه عدالت خواهانه دارد. ۲۲ درد جامعه را تعریف کرده است و نسخه نوشته است. علی رغم همه پیچ و خم هایی که وجود داشت در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم با تمام مواد سیاست های کلی و اقتصاد مقاومتی مطابقت دارد. آن زمان هم مخالفت هایی بود که بار مالی دارد و فشار روی دولت خواهد آمد، اما وقتی در مجمع بررسی شد و پیگیری شد، الحمدالله روی همه توافق شد.یک نمونه اجرا شده است که خیلی هم محکم اجرایی شده است.در مورد بهزیستی؟در مورد بهزیستی و کمیته امداد که در کمیسیون بحث کردیم حقوق اینها را ۴-۳ برابر کنیم که حدود ۶ میلیون نفر هستند. آن زمان هم دوستان در دولت مخالف بودند که بار مالی دارد و نمی توانیم اجرا کنیم. این مورد اجرا شده است البته این گونه هم اجرا شده که قرار بود به کمیته امداد و بهزیستی داده شود و آنها پرداخت کنند، اما خود دولت محترم از سازمان مدیریت مستقیما به حساب یارانه های مردم واریز کردند.چه زمانی پرداخت کردند؟فروردین ماه. با حقوق فروردین ماه، یعنی با یارانه فروردین ماه پرداخت شد.یعنی یک ماه به انتخابات واریز شد. دولتی ها که به صراحت سخن می گویند، مثل آقای ترکان قاطعانه می گویند برنامه ششم قابل اجرا نیست. نه برنامه دولت است و نه برنامه مجلس است. یکسری از مجلسی ها هم همین را بیان می کنند. می گویند این برنامه ای شد که نه می توان گفت نه برنامه دولت و نه برنامه مجلس است و اصل اشکال را به دولت می گرفتند که دولت همیشه لایحه می داد و این بار چنین نکرده است. چقدر قبول دارید؟این، امروز برنامه نظام است. مجلس مصوب کرده و شورای نگهبان تائید کرده و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم همه مصوبات را با سیاست های کلی و با اقتصادی مقاومتی که ۱۰۴ بند است، مطابقت دادند. یعنی امروز می خواهم بگویم برنامه ششم هیچ چیز نیست جز سیاست های کلی برنامه ششم و جز ۲۴ بند اقتصاد مقاومتی.آنها هم باید یک روزی اجرا شوند. درست منطبق بر آنها است. حتی دو بندی که ما نداشتیم مجمع تشخیص نامه نوشتند و ما در مجلس دوباره دو ماده اضافه کردیم که آن دو بند اقتصاد مقاومتی هم باشد.الان پیگیری شده که چرا اجرا نمی شود؟بله، می دانید که طبق قانون وقتی ما مصوب کردیم باید رئیس مجلس این را به رئیس جمهور دهد و رئیس جمهور هم باید به روزنامه رسمی بدهد و مدتی روزنامه رسمی این را چاپ می کند و بعد به دستگاه اجرایی برای اجرا ابلاغ می کند.آقای رئیس جمهور این کار را نکرده است.علت چه بود؟نمی دانم. وقتی این کار را نکند قانون گفته است رئیس مجلس باید این کار را به جای رئیس جمهور انجام دهد. رئیس مجلس هم به روزنامه داده و هم به دستگاه های اجرایی ابلاغ کرده است.یعنی بن بستی وجود ندارد.خیر. بحث من این است که برنامه یک قانون است. امام فرمود وقتی مجلس چیزی را مصوب کرد و شورای نگهبان تائید کرد ولو این که قبول هم ندارید باید این را اجرا کنید. یعنی جلوی قانون کسی نباید بایستد. بالاخره همه باید مجری قانون باشیم.بحث این است که میلیون ها نفر و ده ها میلیون مردم منتظر برنامه ششم هستند تا اجرا شود، چون همه با اجرایی شدن این برنامه مشکلاتشان حل می شود یا رفع ابهام می شود یا مسائل گوناگون دارد، از آن طرف هم مسئولین اجرایی پائین هم سرگردان هستند.در برنامه ششم پیش بینی شده است اگر یک و نیم میلیون شغل ایجاد شود «۸ دهم» بیکاری کاهش می یابد لذا بنده به عنوان رئیس کمیسیون تلفیق آمار و ارقامی که دولت و دیگران می دهند که ۹۵۰ هزار شغل باید ایجاد شود قبول ندارم. اگر یک و نیم میلیون شغل در کشور ایجاد شود ۸ دهم کاهش بیکاری داریم.هر سال یک میلیون و ۴۵۰ هزار دانش آموز کلاس اول ابتدائی داشتیم. ۲۵۰ هزار نفر برای کار نمی آیند. می خواهند خانه دار شوند یا اصلا نمی آیند. یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر باقی می مانند. این را با ۳۰۰ که می شود ۸ دهم اضافه کنید، یک و ۵۰۰ می شود؛ اصلا همان آماری را که دولت فرموده در نظر می گیریم.در برنامه ششم پیش بینی شده است اگر یک و نیم میلیون شغل ایجاد شود «۸ دهم» بیکاری کاهش می یابد لذا بنده به عنوان رئیس کمیسیون تلفیق آمار و ارقامی که دولت و دیگران می دهند که ۹۵۰ هزار شغل باید ایجاد شود قبول ندارم. اگر یک و نیم میلیون شغل در کشور ایجاد شود ۸ دهم کاهش بیکاری داریم.باز باید سالانه یک میلیون و ۳۰۰ هزار شغل درست کنیم. تا الان دولت موظف بود یک سامانه ای را ایجاد کند که حقوق تمام مدیران و مسئولین را در سراسر کشور ارائه دهد تا مردم ببینند. اجرایی شده است؟خیر. خبری نیست. نگرانی اینجا است که با توجه به این که می گویید رئیس جمهور ابلاغ نکرده است و آقای لاریجانی ابلاغ کردند و چیزهایی که ما می بینیم مبنی بر این که برخی می گویند انجام می شود و برخی می گویند انجام نمی شود، احتمال این که به نوعی انجام نشود وجود دارد.فقط این نیست، قوانین دیگر هم همین گونه است. قانون احکام دائمی مورد نیاز برنامه ششم را هم رئیس جمهور ابلاغ نکرده است.مجلس در مقام ناظر چه می کند؟ فقط نگاه می کند؟ الان گویا خیلی کار ندارند!یک اتفاق پرسروصدایی حین بررسی برنامه ششم افتاد، آن هم سر ماده ۳۸ درمورد شفاف سازی حقوق مدیران و مقامات بود. یک سقفی را ظاهرا مشخص کردند. به مجمع رفت و حذف شد و دوباره بازگشت و ...؛ خیلی شفاف بگویید چه شد؟من دوبار برای این مسئله مقاله نوشتم. در کمیسیون پیشنهاد دادیم که حقوق ها سقف مشخص داشته باشد.مشخص بود که ۷ برابر حداقل بود.البته آن ۷ برابر در مجلس هفتم تصویب شده بود که من خودم بودم و در لایحه خدمات کشوری بود و ضربدر یک و نیم هم داشت تا ده و نیم بود.استثنا داشت.بله. تا ده و نیم برابر بود. آن تا ده و نیم برابر فقط حقوق بود. یعنی کسی ده و نیم برابر حقوق می گرفت، همانند الان که ۲۰۰ برابر اضافه کار دریافت می کرد. این باز بود. قانون مدیریت خدمات کشوری وقتی در مجلس نوشته شد بعد از آن خود مجلس –که همه می گویند دولت مقصر است و من می گویم مجلس ۸۰-۷۰ درصد مقصر بود- یکی یکی تمام وزارت خانه ها را استثنا کرد.اسم نمی برم. فقط این اواخر برای آموزش و پرورش مانده بود و یکسری کارمندان همانند صداوسیما و وزارت کشور و جهاد کشاورزی مانده بود. همه استثنا شدند. شرکت نفت استثنا شد. همه جزو این استثنا بودند و من یک جا را نام نبرم.زمینه دور زدن ها فراهم شد.۵ بار دو زدن نه یک بار! پس این شرایط شد. نظر ما ابتدا روی ده بود و کمیسیون رای نداد و روی ۱۴ رفتیم. آن ۱۴ برابر که شد ۱۴ برابر با کل اضافه کارها بود.۱۴ برابر حداقل حقوق با اضافه کارها است.بله. یعنی در واقع همان ۷ برابر بود. آن زمان فقط ۷ برابر حقوق بود یا ده و نیم برابر فقط حقوق بود، این همه مزایا در آن بود حتی جز عیدی هر گونه ماموریت هم شامل می شد. همه چیز پیش بینی شده بود و کسی خطا می کرد تا ۶ ماه از مسئولیت خلع می شد و اخراج می شد.غوغایی کردند و حرفی زده شد که در بیرون درز کرد و خیلی واقعیت نداشت. بعد شورای نگهبان این را به مجلس بازگرداند.ایراد قانون اساسی گرفته شد.دو الی سه شرط به این اضافه کردند. یکی این که بتوان تا ۳۰ درصد افزایش داد. یکی این که بشود در مناطق محروم و مرزی و یکی بحث کسانی که در داخل کشور برای اینها استثنائاتی وجود دارد همانند پزشکی که در فلان جا است. اینها اضافه شد.بعد که اصلاح شد و به شورای نگهبان رفت دوباره شورای نگهبان گفت ایراد دارد.چه ایرادی داشت؟گفتند مشکل قبلی وجود دارد. آن ۳۰ درصد افزایش حقوق به ۶۰ درصد رسید و آن غوغا شد. در کمیسیون مصوب شد و در سراسر کشور غوغا ایجاد کرد. در جلسه ای به من گفتند چنین اتفاقی افتاده است و مجمع تشخیص بودم و به مجلس آمدم. اطلاعیه ای علیه مجلس داده شده و آقای لاریجانی هم محکم موضع گرفتند و ناراحت شدند. سه الی چهار بار هم اسم من را آورده بودند.بیرون همه می گفتند این که اسم من را آورده انگار من نوشتم، چنین نیست بلکه من از ابتدا مخالف اینها بودم. من به دوستان هم گفتم. لاریجانی گفت همه چیز بهم ریخته است، من گفتم مشکلی ندارد. گفتم به روز اول بازگردانید. حالا که برطرف نمی شود همان ۱۴ برابر تنها بگذارید.گفت مگر می شود؟ گفتم هر کاری می شود. انجام داد و بعد از مجلس رای گرفت و همه رای دادند. من در مطبوعات چیزی تحت این عنوان نوشتم که پرنده آزادی دوباره جان گرفت. این به شورای نگهبان رفت و این را به مجمع داد و مجمع بر این ایراد گرفت. به مجمع رفتیم و دولت با تمام قدرت آمد.به عنوان مخالف بود.بله. دوستان ما هم در مجمع هم خیلی ها مخالف بودند. ما هر چه داد و فریاد کردیم مجمع به حذف این رای داد. در مجمع وقتی بحث بود، دولت محترم و دوستان این بحث را داشتند که به زودی قانون مدیریت را می اوریم. این حرف در اسفند ماه بود. الان تیر ماه است. فروردین و اردیبهشت و خرداد و تیر ماه، مستضعفین محترم ۵۰ میلیون و ۱۰۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون را می گیرند و ان شاالله یک روزی قانون مدیریت به مجلس خواهد آمد و آن چطور بیاید و چطور مصوب شود خدا داند. (می خندد)چنین مبالغی را دریافت می کردند؟من عادت ندارم اسم کسی را ببرم یا چیز بی ربطی بگویم اما علی الحساب همه گفتند و مقام معظم رهبری هم موکد فرمودند ۶ ماهه تعیین تکلیف کنید. این مجلس ۶ ماهه تعیین تکلیف نکرده است و دولت هم نکرده و آزاد گذاشتند هر کسی هر میزان که دریافت می کرد دریافت کند. دولت فرمود ما اصلاحاتی انجام دادیم من از اصلاحات اطلاعی ندارم. ان شاالله که انجام شده است.اما در مجلس هیچ چیزی روی این قضیه مصوب نشده است. یعنی یکی از ان درخشان ترین مواد برنامه ششم را با تیر در هوا زدند.سامانه سر جایش هست؟بله. همه هست. همسان سازی حقوق بازنشسته ها هم هست.سامانه ها هم اجرایی نشده است؟خیر.اگر سامانه هم اجرایی شود جای شکر دارد.حداقل کسی بخواهد ببیند شما باید می دیدید. دیدید؟اشاره ای داشتید که حقوق های نجومی پشتیبانانی دارند که زور و تاثیرگذاری آنها کم نیست. چه کسانی هستند؟نمی شود کسی که حقوق خوبی دارد تصمیم بگیرد حقوق ها را کاهش دهد. مشکل ما امروز این است. سخت ترین دوران زندگی من – من ۸ ماه شبانه روز برای برنامه ششم نشستم و برخی شب ها در کمیسیون خوابیدم- نوشتن برنامه ششم بود. از هفته آخر مرداد تا آخر اسفند در برنامه ششم بودم، نمایندگان واقعا زحمت کشیدند و همه به این رای دادند. اما متاسفانه...!یکی از نکات این بود که شما ماده ۳۸ حقوقش را گفتید و یک نکته را بدانید تا بیشتر ناراحت شوید، آن ماده ۳۸ چیز دیگری هم می گفت که هیچ کسی پاداش خدمت میلیاردی دریافت نکند. یعنی وقتی حقوق ها را ۱۴ میلیون کردید ۳۰ ضربدر ۱۴ چقدر می شود؟ ۴۲۰ تومان می شود. امروز میلیاردی پاداش می گیرند و آن آزاد شد. کسی که ۴۰ میلیون حقوق می گیرد ۳۰ در ۴۰ میلیون چقدر پاداش پایان خدمت اوست؟یک میلیارد و ۲۰۰ تومان خواهد بود.ناقابل است. آنها این پول را همان روز می گیرند. یعنی ۶ ماه بعد نمی گیرند. وقتی به معلم پاداش پایان خدمت ۵۰ میلیونی می دهند گاهی دو سال و نیم طول می کشد.هنوز در صف هستند.بله، در صف هستند. این ظلم ریشه تمام کسانی را که پشتیبانی می کنند، می کند. واقعا ناراحت کننده است. هر کسی که می خواهد دخیل باشد. با ماده ۳۸ عشق بازی می کردم. واقعا لذت می بردم. حتی ما می گفتیم ۱۵، ۱۶، ۱۹ یا حتی ۲۰ میلیون (بگذارید)، ولی یک سقفی داشته باشد تا ملت بفهمند هر کسی چه میزان حقوق دارد. اما...برنامه ششم همه این موارد نیست. یک ماده این است. قبلا بر اساس اصل ۱۴۲ قانون اساسی یک نفر وزیر می شد باید اموال خود و خانواده خود را به قوه قضائیه اطلاع بدهد. حالا اگر ندهد هیچ قانونی نداریم که مجازات شود. در برنامه ششم این را آوردیم که اگر لیست اموال را نداد یا اشتباه داد یا کم داد، مجازات برای او تعیین شود. فوراً قوه قضائیه وارد می شود و حکم صادر می کند و وی را برکنار می کند.این سرجای خود است؟بله.گزارشی که دیوان محاسبات برای حقوق های نجومی داد، شما را قانع کرد؟نخیر. من از دیوان محاسبات گلایه هم دارم. دیوان محاسبات محلل (حلال کننده) در این رابطه بود. چطور ممکن است برای ۴۰۰-۳۰۰ نفر و اینهمه داد و فریاد، همه برای همین است؟آن طرف هم مدعی پیدا شد که ۴۰۰-۳۰۰ نفر هم نبودند.یک نکته هم بگویم، وقتی این حقوق ها را مصوب می کردیم یک جایی –نمی خواهم بگویم کجاست- مسئولی دارد که با من آشنا بود، به مجلس آمد و به من گفت این حقوق ها را زیر ۲۰ میلیون گذاشتید می دانید در جایی که ما هستیم همه بالای ۲۰ میلیون حقوق دریافت می کنند؟در همان زمان؟در همان زمان همه بالای ۲۰ میلیون بودند. من یک نظر دارم و همیشه در سخنرانی ها گفته ام، ما باید قانون وضع کنیم و مجلس روی اینها ایستاد ولی در جای دیگر گیر پیدا کرد، من می گویم به هر کسی هر چقدر می دهید باید توجیه قانونی و منطقی و عقلی داشته باشد.می گویید مجلس اینجا خوب عمل کرد و جاهای دیگر نگذاشتند.من در این قسمت می گویم مجلس خوب عمل کرد.من می خواهم در بسته حقوق های نجومی نگاه کنم، حدود ۳۰ برنامه پخش شد و نماینده های مختلف از حزب های مختلف اینجا نشسته اند و همه هم گفتند از گزارش دیوان محاسبات قانع نشدیم. همانجا بلند شوید و بگویید قانع نشدید. تذکر آئین نامه ای بدهید و عنوان کنید.مگر نگفتند؟ در صحن مجلس یک وضعیتی پیدا کرده است، من در مجلس ششم خیلی صحبت می کردم الان کمتر صحبت می کنم چرا؟ اگر کسی می خواهد تذکری دهد باید از ساعت ۸ صبح هیچ کاری نکند و دست روی دکمه بگذارد تا اعلام می کنند زود فشار دهد تا او بیفتد والا نمی تواند تذکر دهد و حرف زند.یعنی تغییر آئین نامه ای که صورت گرفت.دست نماینده را به کلی بسته است. نماینده در مجلس خیلی کاره ای نیست. سیستم حکمفرمایی می کند. موفق شوید و دکمه را بزنید نفر ۳۶ ام می شوید. نفر اول و دوم تذکر می دهند و دوباره پاک می کنند. این موضوع تمام می شود. دوباره دست خود را روی دکمه می گذارید و نفر ۷۰ ام می شوید. باز می گویند ببخشید نشد.مگر ما یک نفر را استخدام کنیم و بگوئیم بجای من این دکمه من را بگیرید تا نوبت من شود و من بتوانم دو کلمه صحبت کنم.گفته بودید در برنامه ششم توانستید تا ۹۰ درصد در مبارزه با اشرافی گری موفق باشیم. هنوز سر این حرف هستید؟بله. آن ده درصد هم آن ماده است که حذف شد. ما در برنامه ششم قسمتی تحت عنوان مبارزه با مفاسد داریم. روح برنامه ششم نظارتی است. مثلا بانک مرکزی. مصیبت هایی که چند روز پیش در کشور ایجاد شده است....با موسسات؟بله. همه تقصیر را گردن موسسات نمی اندازم. من فکر می کنم سیاست هایی ممکن است پشت این قضیه باشد که پول موسسات هم خالی شود. یعنی به جای دیگری برود. من فکر می کنم و ان شاالله چنین نیست.یعنی کجا برود؟برود در بانک ها. مثال می گویم. چرا این را می گویم؟ ما در برنامه ششم مصوب کردیم و الان قانون داریم که از اول فروردین این قانون هست، بانک مرکزی موظف است جز آن واحدهایی که ۳ میلیارد بیشتر ندارند، بالاتر از آن را یا باید منحل سازد یا باید مجوز دهد. پول اینها باید آنلاین در حساب بانک مرکزی باشد، ساعت ۱۲ شب رئیس بانک مرکزی باید کل دارائی خود را در کشور ببیند. حتی وزارتخانه و دانشگاهی داشتیم که اینها سال گذشته ۱۰۰ میلیارد از سازمان مدیریت گرفته تا مشکلات خود را حل کند، این پول را در حساب می گذاشت و سود این را برای موسسه خود می گرفت.یعنی ۱۰۰ میلیارد از گردش خون کشور خارج می شد. حالا در کشور می دانید ۱۲۵۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی آخر اسفند ماه داشتیم که ۴۵ درصد این یخ بسته و فریز شده است. یعنی در گردش خون نمی چرخد، یعنی به مردم اکسیژن نمی رساند. یعنی به مردم غذا نمی رساند. آن ۵۵ درصد هم دو سوم سرعت را دارند یعنی یک سوم سرعت کم است. نتیجه همین می شود.خدا نکند یک روزی این یخ آب شود. اگر کنترل نشود و این یخ آب شود تورم تا ۷۰ درصد ممکن است بالا رود. این پول یخ است. از سال ۱۳۹۲ که ما ۴۹۴ هزار میلیارد نقدینگی داشتیم الان قریب به هزار و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان شده است.خدا نکند یک روزی این یخ آب شود. اگر کنترل نشود و این یخ آب شود تورم تا ۷۰ درصد ممکن است بالا رود. این پول یخ است. از سال ۱۳۹۲ که ما ۴۹۴ هزار میلیارد نقدینگی داشتیم الان قریب به هزار و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان شده است.نزدیک به سه و نیم برابر!هر چه نقدینگی بالاتر رود حقوق پائین می آید. همانند شربتی می شود که جلوی حسینیه گذاشته اند، هر وقت کم می آید یک سطل آب توی آن می ریزند. (می خورد) همه شربت می خورند اما شربت لیوان قبلی با لیوان بعدی فرق دارد. حقوق سال قبل با حقوق امسال متفاوت است.پس بانک مرکزی در برنامه ششم قانون دارد. شورای فقهی درست کردیم و باید اجرا شود.یعنی همان کاری که در قانون بانکداری می خواستیم انجام دهیم که می گفتند لایحه می دهیم و لایحه هم ندادند.یک عده مخالفت می کردند که اجازه دهید لایحه می آورند. گفتیم دو الی سه ماده را که امهات است، مصوب می کنیم هر زمان لایحه آوردند این را داخل آن لایحه می گذاریم.آقای وزیر اسبق! این سند ۲۰۳۰ چه بود که رهبر انقلاب اینقدر مقتدرانه و مدبرانه جلوی این ایستادند و اجازه ندادند؟این ریشه دارد. به یاد دارید آن زمانی که سند تحول بنیادین را مصوب می کردیم؟ عده ای آن موقع مخالفت هایی داشتند. دو تفکر وجود دارد، یک تفکر در کشور وجود دارد که می گوید ما باید تعلیم و تربیت خود را مبتنی بر آیات قرآنی انجام دهیم، البته معنا این نیست که از تجربه دنیا استفاده نکنیم. از تمام تجربیات دنیا هم استفاده بکنیم. نه از محتوای دنیا، بلکه تجربیات و روش هایی است که رفته اند.برخی اعتقاد دارند ما باید از دنیا کمک بگیرم حتی در محتوا باید چنین کنیم. ما وزارت آموزش و پرورش رفتیم و ۲۴ ماه ایستادیم و ۸ ماه در شورای آموزش عالی آموزش و پرورش و ۸ ماه در کمیته سه جانبه آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی و حزوه علمیه و شورای عالی انقلاب فرهنگی هم ۸ ماه هیچ کاری را به دست نگرفت، دو هفته جلسه را هفته ای یک بار کرد تا این را مصوب کند. قانون شد.مقام معظم رهبری گفتند ۱۴۱ راهکار است که همه باید اجرا شود و این نسخه شفابخشی است. ما شروع به اجرای آن کردیم. این که می گویند ۲۰۳۰ یعنی از ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰ است. ۱۵ ساله است. ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ هم سند دیگری بود.گفتند چطور آن ۱۵ سال بخشی از آن را اجرا کردید؟احسنت، آن سند این بود که دخترها باید مدرسه درس بخوانند. نباید به خاطر جنسیت ظلم شود و دختران به مدرسه نروند. من آنجا صحبت کردم که ما جزو ۶ کشور پیشرفته دنیا هستیم که تعداد دختران ما در دانشگاه ها و مدارس از پسران دارند پیشی می گیرند. متاسفانه وقتی ۲۰۳۰ آمد ۳۰ کمیته برای آن تشکیل می شود، در ۳۰۰ صفحه آماده می شود.در ۳۰۰ صفحه به عنوان سند ملی آموزش آماده کرده اند. مثلا ما در سند تحول بنیادین می گوییم دانش آموز را باید به شکلی تربیت کنید که حقوق شهروندی بیاموزد، خداجو باشد، ایثارگر باشد، جهادگر باشد، راستگو و درستکار باشد. آن آمده این را چطور نوشته است؟ ایثارگر و جهادگر را برداشته است. نوشتند حقوق شهروندی را بداند، صادق باشد و این گونه اصلاح کردند.یعنی سند تحول ما را با ۲۰۳۰ مطابقت دادند. نه این که ۲۰۳۰ را با سند تحول ما مطابقت دهند. اصلا چه نیازی به این هست؟ ما سند ملی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را رهبر انقلاب دو سال از ما در روز معلم تشکر کرد. وقتی ما این را پذیرفتیم این تا ۲۰۳۰ دنباله دارد. هر بخشنامه و هر چه که در یونسکو مصوب شود ما باید آن عینا اجرا کنیم.حذف درس هایی همانند حسین فهمیده هم در این چارچوب بود؟من نمی توانم بگویم در این راستا بود، من می گویم اصلا ۲۰۳۰ را بخشنامه ندانید بلکه ۲۰۳۰ یک تفکر است.برای بسیاری سوال است که چرا دستگاه های مسئول و ناظر همانند مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی تا این اندازه باید ضعیف عمل کنند که کار به رهبری برسد؟کاملا حرف درستی است. گلایه مندی باید باشد، هم از مجلس و هم از شورای عالی انقلاب فرهنگی باید گله کرد.می دانستند؟ قطعا می دانستند.بله. من که می دانستم، شهریور ماه سال قبل این کار انجام شد و من متوجه شدم و زنگ زدم و پیگیری کردم. در ماده ۶۳ برنامه ششم این را آورده ایم. در ماده ۶۳ برنامه ششم نگاه کنید نوشتیم وزارت آموزش و پرورش مکلف است فقط سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را اجرا کند و چیز دیگری را نمی تواند اجرا کند. من اسم نبردم ولی می دانستم. قانون برنامه ششم ۲۰۳۰ را منع کرده است.قانون می گوید این را اجرا نکنید. اجرا کردیم. تخلف است.الان سند تحول چه میزان اجرا شده است؟ما مجتمع های آموزشی روستایی درست کردیم و برای همین تفکر سند تحول بنیادین بود که یکی یکی دارد تعطیل می شود، قلب سند تحول بنیادین دانشگاه فرهنگیان است. هر سال باید ۳۰ هزار دانشجو بگیرد تا بت ...

ادامه مطلب  

گروه های تئاتر به ترویج رفتار صحیح ترافیکی می پردازند  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: به گزارش روابط عمومی سازمان حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران محمدرضا زمردیان با بیان این مطلب افزود: در راستای آموزش های همگانی و فرهنگ سازی در قالب کمپین «از خودمان شروع کنیم» قرار است با همکاری حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و همراهی پلیس راهور تهران بزرگ در ایام پایانی سال در 15 نقطه پر تردد شهر و 5 ایستگاه مترو به مدت 10 روز شاهد اجرای تئاترهای خیابانی با موضوع ارتقای فرهنگ ترافیک باشیم. این مجموعه از روز چهرشنبه 18 اسفند ماه آغاز خواهد شد و تا روز ٢٨ اسفند ماه ادامه خواهد داشت.وی با بیان اینکه هدف از برگزای این برنامه فرهنگی- هنری ...

ادامه مطلب  

انتقاد بطحایی از برخورد فیزیکی با معلمان  

درخواست حذف این مطلب
سیدمحمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش عصر یکشنبه در گفت وگو با خبرنگار روزنامه شرق درباره تجمع مسالمت آمیز معلمان در هفته معلم روبه روی سازمان برنامه وبودجه سخن گفت و از برخورد فیزیکی و بازداشت معلمان و فعالان کانون های صنفی معلمان انتقاد کرد.سیدمحمد بطحایی، وزیر آموزش وپرورش، ضمن تأکید بر پیگیری وضعیت معلمان بازداشتی می گوید: «از نیروی انتظامی انتظار خویشتن داری بیشتری داشته است. معلمان کشور در این تجمع در پی تحقق مسالمت آمیز مطالبات صنفی خود بودند؛ اما تجمع آنان در تهران به دستگیری 15 معلم و فعال صنفی منجر شد که تا این لحظه هنوز تعدادی از معلمان در بازداشت هستند و خبرها حکایت از آن دارد که آنها ازجمله محمدتقی فلاحی، رئیس کانون صنفی معلمان، با دستبند و پابند روانه زندان شده اند. در میان بازداشت شدگان نام محمود بهشتی لنگرودی و محمد حبیبی نیز که پیش از این در بازداشت بوده اند و به تازگی آزاد شده اند، دیده می شود. تجمع را گروهی به نام شورای هماهنگی کانون های صنفی معلمان سراسر کشور برنامه ریزی کرده بودند.»بطحایی ضمن ابراز تأسف از اتفاق پیش آمده، با اشاره به حوادث روز پنجشنبه می گوید: «متأسفانه اتفاقی که روز پنجشنبه افتاد، شاید اگر نیروی انتظامی در تهران مقداری خویشتن داری می کرد، به اینجا ختم نمی شد. چون در استان های دیگر نیز این تجمع برگزار شد و همکاران من حرف هایشان را زدند و در تهران اگر نیروی انتظامی خویشتن داری می کرد، شاهد اتفاقات روز پنجشنبه نبودیم و مثل سال های گذشته، معلمان در تجمع مطالبات و شعار خود را بیان می کردند و همه چیز تمام می شد. این گلایه را نیز از همکاران خودم هم دارم که در شرایط سیاسی امروز کشور که به هرحال همه توان دلسوزان نظام بازشدن گره های سیاسی امروز است، شاید با روش مناسب تری می شد این برنامه را برگزار کرد. کمااینکه دو تشکل دیگر در همان روز پنجشنبه در تهران برنامه برگزار کردند و حرف هایشان را زدند و حتی در یکی از این برنامه ها، نماینده من حضور پیدا کرد و حرف ها را شنید و به من منتقل کرد و این برنامه ها در کمال آرامش و بدون حاشیه برگزار و تمام شد.»حرمت معلم را نگه نداشتندبطحایی تأکید کرد: «دوستان من نیز که در تجمع روز پنجشنبه تهران حضور داشتند، شاید اگر این نشست را با روش مناسب تری به ویژه در شرایط سیاسی امروز برگزار می کردند، حتی ما آمادگی داشتیم که سالنی را در اختیارشان قرار می دادیم و خود ما هم در برنامه حضور پیدا می کردیم و حرف ها را می شنیدیم؛ اما نکته ای که باید تأکید کنم، این است که من خودم به عنوان یک معلم همان طور که پیش تر گفته ام، معتقدم حرمت معلم باید حفظ شود که این اتفاق نیفتاد. این رفتار پیش آمده به نام معلم و در روز و هفته معلم خوب نبود و با خویشتن داری نیروی انتظامی می توانست این اتفاقات نیفتد.»بطحایی با اشاره به اینکه دلیل این اتفاق معلمان نبودند، گفت: «نکته دیگری هم که باید اضافه کنم، این است که من در فیلم منتشرشده از تجمع روز پنجشنبه مسائلی را دیده ام که باید به آن اشاره کنم؛ در تجمع یادشده، یکی از دلایلی که منجر به بازداشت شده، این است که علاوه بر معلمان کسان دیگری هم در تجمع حضور داشته اند که به نام معلم علاوه بر شعارهای صنفی معلمان، شعارهای سیاسی را مطرح کرده بودند و شاید دلیل ورود نیروی انتظامی هم همین بحث شعارهای سیاسی بود که از سوی برخی از افراد غیر معلم سر داده شد.»وزیر آموزش وپرورش گفت: «من از همان روز پنجشنبه ظهر پیگیر این ماجرا بودم و شاید در همان تاریخ چندین مرتبه با مراجع ذی ربط تماس داشته ام. ابتدا بازداشت ها زیاد بود و بعد تعداد زیادی از بازداشتی ها با سؤال و جواب اولیه مرخص شدند. آخرین تماسی که داشتم، شنبه شب بود و هنوز متأسفانه برخی از همکاران ما بازداشت هستند و مراحل بازپرسی را می گذرانند. من فقط می توانم بگویم پیگیر ...

ادامه مطلب  

کدام یک از پردازنده ی لپ تاپ برا شما مناسب است؟  

درخواست حذف این مطلب
پردازنده ی یک کامپیوتر مغز آن است و این همان قسمت از کامپیوتر است که اکثر پردازش ها یا به اصطلاح “فکر کردن ها” در آن رخ می دهد. پردازنده های سریع تر شما را قادر می سازند که کار هایتان را سریع تر پیش ببرید، مانند وب گردی، پردازش spreadsheetها، ویرایش عکس و ویدئو و حتی اجرای بازی ها. ولی با بالا رفتن سرعت یک پردازنده، مقدار برق مصرفی آن نیز بالا می رود و نتیجه ی آن، عمر باتری کوتاه تر در لپ تاپ شما است.در حین خرید یک لپ تاپ در بازار، اولین مشخصه ای که در دفترچه ی راهنمای یک لپ تاپ به صورت بر جسته نشان داده می شود پردازنده ی آن است. ولی تنها دیدن نام مدل پردازنده بدون هیچ چیز دیگری ممکن است موجب سردرگمی شود. آیا یک لپ تاپ با پردازنده ی core i7-7y75 سریع تر از یک لپ تاپ دیگر با پردازنده ی core i5-8250u است؟ اصلاً کارهای روزمره ی شما چه سرعتی از پردازنده طلب می کنند؟اکثر لپ تاپ های امروزی از پردازنده های شرکت اینتل استفاده می کنند، اما مدل هایی هم هستند که دارای پردازنده های amd نیز هستند. اگر به سری پردازنده های شرکت اینتل نگاهی بی اندازید، متوجه خواهید شد که این شرکت بیش از 20 مدل پردازنده تولید کرده است که بعضی از آن ها را ممکن است در یک لپ تاپ تازه ساخته شده بیابید. ولی خوشبختانه یادگیری مسائل پایه درباره ی این پردازنده ها کار بسیار سختی نیست.کدام پردازنده برای شما مناسب است؟در ادامه ی مطلب جزئیات مدل های مختلف پردازنده ها را پوشش داده ایم، ولی اگر خلاصه ای از تمام آن ها می خواهید، جدول زیر اطلاعات جامعی درباره ی آن ها به شما می دهد.طول عمر باتری معمولنمونه ی شماره ی skuپردازنده ی پیشنهادیموارد استفاده ی پردازشگر3 تا 8 ساعتcore i9-8950hkcore i5-8300hسری h پردازنده های core i5 و core i7ورک استیشن و گیمینگ5 تا 17 ساعتcore i7-7500ucore i7-8550ucore i7-8705gسری mobile پردازنده ی ryzen 7سری u پردازنده ی core i7سری g پردازنده های core i5 و core i7استفاده های کاربردی روزانه با قدرت بالاتر از متوسط5 تا 17 ساعتcore i5-7200ucore i5-8250uسری u پردازنده های core i5سری mobile پردازنده ی ryzen 5استفاده های کاربردی روزانه5 تا 9 ساعتcore m3 و core i5-7y54سری y پردازنده های core m یا core i5 یا core i7لپ تاپ های فوق باریک با عملکرد متوسط4 تا 6 ساعتceleron n3050pentium n4200پردازنده های celeron و pentiumلپ تاپ های ارزان قیمت با قدرت پایین7 تا 12 ساعتatom z3735fatom x3atom x5پردازنده های atomلپ تاپ های بسیار ارزان با ضعیف ترین عملکرد ممکننحوه ی صحیح خواندن نام مدل یک پردازندهاگر تا حال نام مدل پردازنده ها را خوانده باشید، می دانید که این نام ها شامل حروف و اعدادی نامفهوم هستند. نحوه ی خواندن درست آن ها به صورت زیر است:طبق تصویر، اولین کلمه در نام یک پردازنده برند یا سری پردازنده است، که معمولاً عبارت intel core است، و البته ممکن است کلمات دیگری مانند xeon، celeron، pentium یا atom در این نام ها مشاهده کتید. به غیر از این، در بحث پردازنده های amd، این عبارت یا amd ryzen است یا amd fx. بعد از برند پردازنده، زیر شاخه ی آن برند را میبینید که در اکثر موارد یا i3، یا i5 یا i7 است ولی می تواند ترکیب های حروف و اعداد دیگری مانند m5، x5، e یا n نیز باشد.در پردازنده های اینتل، اولین عدد بعد از خط تیره نسل پردازنده را مشخص می کند. آخرین نسل پردازنده های اینتل نسل هشتم است، پس در جدیدترین پردازنده های اینتل بعد از خط تیره عدد 8 قرار می گیرد. ولی اکثر لپ تاپ هایی که در بازار برای فروش موجود هستند دارای نسل 8 پردازنده های اینتل نیستند و به جای آن از نسل 7 پردازنده های اینتل استفاده می کنند و در نام پردازنده ی آن ها، بعد از خط فاصله عدد 7 قرار دارد.بعد از شماره ی نسل پردازنده به احتمال زیاد، ترکیبی از 2 یا 3 عدد و یک حرف انگلیسی قرار دارد و این حرف یکی از حروف u، y، h (همچنین hq و hk) است. اعداد در این ترکیب شماره ی sku پردازنده و حروف در این ترکیب سریآن پردازنده را مشخص می کند. این قسمت از نام پردازنده بسیار مهم است چرا که به طور تقریبی مشخص می کند که پردازنده چقدر برق مصرف می کند.در پردازنده های amd، اعداد و حروف موجود در نام پردازنده های این شرکت همانند پردازنده های اینتل نیستند. سری جدید پردازنده های ryzen که جدیداً در لپ تاپ ها استفاده می شوند، ryzen 5 و ryzen 7 نام دارند که با پردازنده های core i5 u و core i7 u شرکت اینتل رقابت می کنند.سری ryzen شرکت amd در برابر سری core شرکت اینتلبرای سال ها، پردازنده های amd را فقط می توانستید در لپ تاپ های با قیمت پایین و قدرت متوسط بیابید و عمر باتری در این لپ تاپ ها خیلی خوب نبود. ولی در اواخر سال 2017، شرکت amd باز به رقابت پردازنده های لپ تاپ بازگشت و پردازنده های mobile سری ryzen را به بازار عرضه کرد. در تست هایی که انجام دادیم، لپ تاپ hp envy x360 که دارای پردازنده ی ryzen 5 است به راحتی توانست مدلی دیگر با سخت افزار مشابه را در عملکرد شکست دهد. تنها تفاوت میان این دو مدل این است که مدل دیگر از پردازنده ی core i5-8250u استفاده می کند. در این تست، تراشه ی گرافیکی amd دارای عملکرد بسیار بهتری بود و عمر باتری در هر دو مدل تقریباً برابر بود.در حال حاضر در بازار 3 مدل لپ تاپ وجود دارد که دارای پردازنده ی mobile سری ryzen هستند (لپ تاپ های acer swift 3 و hp envy x360 و lenovo ideapad 720s). اگر لپ تاپی که مد نظر شماست دارای مدلی با پردازنده ی ryzen است و قیمت آن مشابه یا کمتر از مدل اینتل همان لپ تاپ است، بهترین گزینه خرید مدل با پردازنده ی ryzen است. به خاطر داشته باشید که عملکرد ryzen با core i5 و core i7 یکی است و پول بیشتری برای آن نباید بپردازید.دیگر پردازنده های شرکت amd (سری های غیر از ryzen) عملکرد ضعیف تری نسبت به پردازنده های مدرن core i5 یا core i7 دارند و زمانی خرید لپ تاپی با پردازنده ی amd (بدون پردازنده ی ryzen) بلامانع است که تنها فاکتور مهم برای شما قیمت پایین است و عملکرد لپ تاپ برای شما اهمیت چندانی ندارد.تفاوت میان پردازنده های core i3 و core i5 و core i7اکثر لپ تاپ هایی که در بازار می بینید و قیمت آن ها بالای 400 دلار است، دارای یکی از پردازنده های core i3 یا core i5 یا core i7 هستند. همان طور که از اعداد مدل این پردازنده ها معلوم است، از میان این سه مدل پردازنده، core i3 کندترین، core i5 حد وسط و core i7 سریع ترین پردازنده است. معمولاً مدل core i5 عملکردی بهتر از یک پردازنده ی حد وسط دارد و برای کاربرانی که از لپ تاپ برای استفاده های روزمره مانند وب گردی و سایر کارهای مشابه استفاده می کنند پردازنده ی مناسبی است، چرا که این کاربران قصد انجام کارهای سنگین گرافیکی یا پردازشی مانند بازی کردن، استفاده از برنامه های مهندسی یا رندر کردن ویدیو ندارند.هر دو پردازنده های core i5 و core i7 از قابلیت turbo boost پشتیبانی می کنند، که بر اساس کاری که در سیستم عامل در حال انجام است، فرکانس تولیدی پیش فرض را افزایش می دهد. ویژگی دیگر این دو پردازنده hyper-threading است، به این معنی که در این پردازنده ها، دو ترد (که virtual core یا هسته ی مجازی نام دارند) به هر هسته اختصاص داده شده است. در پردازنده های مدل core i3 این دو ویژگی وجود ندارند. مدل های core i5 و core i7 تنها مدل هایی هستند که به نسل هشت پردازنده های اینتل ارتقا یافته اند.کدام یک بهتر است؟ نسل هفتم مدل core یا نسل هشتم؟در پاییز سال 2017 میلادی، اینتل جدیدترین پلتفرم پردازنده هایش را به بازار عرضه کرد، که با نام نسل هشتم یا kaby lake refresh شناخته می شوند. نسبت به پردازنده های kaby lake یا همان نسل هفت که در بسیاری از لپ تاپ های امروزی می توانید آن ها را بیابید، نسل جدید پردازنده های اینتل، عملکردی بسیار بهتر از نسل هفت دارد. همچنین، در پردازنده های نسل هشتم، تعداد هسته در پردازنده های سری u از 2 به 4 هسته افزایش پیدا کرده است و به شما در پیش بردن کارهای مولتی تسکینگ تان کمک بسیاری خواهد کرد.بر اساس تست هایی که انجام دادیم، معلوم شد که پردازنده های نسل 8 اینتل در مولتی تسکینگ، نزدیک به 50 تا 92 درصد سریع تر از نسل هفت پردازنده های این شرکت هستند. برای مثال، در این تست ها، از لپ تاپ dell xps 13 9360 که دارای پردازنده ی core i7-8550u است برای انجام محسابات غول پیکری در excel استفاده کردیم و این لپ تاپ توانست آن را در 1 دقیقه و ثانیه به پایان برساند. در تستی دیگر، در مدلی دیگر از لپ تاپ xps 13 با پردازنده ی core i7-7500u برای انجام همان محاسبات استفاده کردیم و این لپ تاپ توانست آن را در 2 دقیقه و 30 ثانیه به پایان برساند. حتی در کارهایی که از یک ترد استفاده می کنند، شاهد بهبود عملکردی 10 تا 11 درصدی بودیم.در ابتدا، لپ تاپ های با نسل هشتم پردازنده های core i5 و core i7 سری u تنها پردازنده های موجود در بازار از این نسل جدید بودند. بعدها، سری g پردازنده های kaby lake به بازار عرضه شد که در آن ها گرافیک amd vega تعبیه شده بود. همچنین اولین نوت بوک هایی که از سری h پردازنده های coffee lake استفاده می کنند کم کم دارند راهی بازار لپ تاپ ها می شوند و این نوت بوک ها قابلیت پشتیبانی از پردازنده های core i9 را نیز دارند.ولی با این که سری core به نسل هشتم ارتقا پیدا کرده است، سری دیگر پردازنده های اینتل هنوز در نسل هفتم مانده اند. هیچ کدام از پردازنده های celeron و pentium دارای مدل نسل هشتم نیستند و هیچ سیستم قدرت متوسطی با نسل هشتم این پردازنده ها در بازار موجود نیست. حتی سری y پردازنده های اینتل هنوز در نسل هفتم مانده اند (سری y پردازنده های اینتل قدرت کمی دارند و برای لپ تاپ های بسیار باریک و بدون فن طراحی شده اند).مشخصات سخت افزاری پردازنده ها: cores، hyper-threading، clock speed و سایرهمانند لپ تاپ ها که دارای مشخصات گوناگون سخت افزاری هستند، در بحث پردازنده ها نیز چنین چیزی وجود دارد، با این تفاوت که هر دو مشخصات مربوط به خودشان را دارند. در مشخصات سخت افزاری پردازنده ها، مهمترین مشخصه ها موارد زیر هستند:cores یا تعداد هسته ها: هسته ها، واحدهای پردازشی در یک پردازنده هستند و هر کدام می توانند فارغ از دیگر هسته ها پردازشی را جداگانه انجام دهند. اکثر پردازنده ها در لپ تاپ ها دارای 2 هسته اند، ولی برخی از لپ تاپ های پرقدرت دارای پردازنده هایی با 4 هسته هستند. در نسل هشتم سری core، پردازنده های core i5 و core i7 هر دو دارای 4 هسته هستند.hyper-threading: فرایندی است که در آن پردازنده یک هسته ی فیزیکی را به دو هسته ی مجازی به نام ترد تبدیل می کند. اکثر پردازنده های دو هسته ای اینتل از hyper-threading استفاده می کنند تا 4 ترد را در اختیار کاربر قرار دهند، و در پردازنده های 4 هسته ای تعداد تردها با hyper-threading به 8 تبدیل می شود.clock speed: فرکانس کاری پردازنده است که با گیگاهرتز اندازه گیری می شود. این مشخصه ی نشان می دهد که پردازنده در یک ثانیه چند چرخه ‎ی کاری را می تواند طی کند. هر چه عدد این مشخصه بالاتر باشد بهتر است، البته این فاکتور به تنهایی تعیین کننده ی سرعت یک پردازنده نیست.turbo boost: این ویژگی در یک پردازنده به طور موقت فرکانس کاری پیش فرض پردازنده را افزایش می دهد تا یک پردازش سریع تر انجام شود. اکثر پردازنده های core i5 و core i7 دارای این ویژگی هستند ولی پردازنده های core i3 فاقد این ویژگی اند. فرکانس کاری پیش فرض یک پردازنده در لیست مشخصات آن processor base frequency نام دارد و بالاترین فرکانس کاری یک پردازنده max turbo frequency نام دارد.cache: حافظه ی cache (کَش خوانده می شود) مقدار بسیار کوچکی حافظه ی ram است که در داخل خود تراشه ی پردازنده تعبیه شده است. حافظه ی cache اطلاعاتی که به طور پی در پی مورد استفاده قرار می گیرند را در خود ذخیره می کند تا پردازش های تکراری را سریع تر به پایان برساند. اکثر پردازنده ها بین 1 تا 4 مگابایت حافظه ی cache دارند.tdp (خلاصه ی اصطلاح thermal design power): این مشخصه توان مصرفی پردازنده را به وات مشخص می کند. مقدار وات بیشتر به معنی عملکرد بهتر است، ولی با وات بیشتر گرما و مصرف برق نیز بالاتر می رود.vpro: این ویژگی در خود پردازنده ساخته شده است و قابلیت مدیریت پردازنده به صورت غیر مستقیم را به کاربران می دهد. این ویژگی برای سازمان های فناوری اطلاعات طراحی شده است و اکثر لپ تاپ های از نوع business دارای پردازنده هایی هستند که از ویژگی vpro پرخوردارند، ولی لپ تاپ های معمولی که برای مصرف کنندگان عادی طراحی شده اند فاقد این ویژگی هستند.نسل های مختلف پردازندهتقریباً هر 12 یا 18 ماه، اینتل نسل جدیدی از پردازنده هایش را به بازار عرضه می کند و هر نسل از نسل قبلی اش سریع تر و کم مصرف تر است. متاسفانه، همه ی برندهای پردازنده های این شرکت به طور همزمان به پلتفرم جدید انتقال پیدا نمی کنند. اینتل در پاییز 2017 و ژانویه ی 2018 تراشه های kaby lake refresh را به بازار عرضه کرد، و در همین حین، تراشه های coffee lake را برای لپ تاپ های گیمینگ و دیگر لپ تاپ های پرقدرت در آوریل 2018 عرضه کرد.اندازه ی هسته به نانومترسال عرضهنام مدل های پردازنده ی مربوط به هر نسلنسل های پردازنده14 نانومتر2017 - 2018kaby lake refreshkaby lake gcoffee lakeنسل 814 نانومتر2016kaby lakeنسل 714 نانومتر2015skylakeنسل 622 نانومتر2014broadwellنسل 5هر چند نسل یک بار، اینتل اقدام به کوچک تر کردن هسته ها می کند که این شرکت را قادر می سازد ترانزیستورهای بیشتری درون فضای کوچک تر جا دهد، حاصل این تغییرات، عملکرد بهتر پردازنده است. و این در حالی است که توان مصرفی پردازنده یا tdp آن ثابت می ماند. در این فرایند اندازه گیری ها به نانومتر است و هر چه این عدد پایین تر باشد بهتر است.سری های مختلف پردازنده های اینتل (ترتیب پردازنده ها از پرقدرت ترین به کم قدرت ترین است)انتخاب مدل مناسب پردازنده بسیار مهم تر انتخاب کردن core i5 یا core i3 است. اینتل دارای 4 سری پردازنده است که هر کدام از آن ها پردازنده های core i3 و core i5 و core i7 خودشان را دارند. هر سری دارای tdp متفاوتی است، که از 4.5 وات در سری y شروع می شود و به بالاترین حد خود با 45 وات در سری h می رسد.tdp بالاتر به معنی پردازش سریع تر است، ولی همزمان به معنای تولید گرمای بیشتر و توان مصرفی بالاتر نیز است. و همچنین اگر پردازنده ای tdp بسیار پایینی دارد به این معنی نیست که لپ تاپ هایی که از آن استفاده می کنند عمر باتری طولانی تری خواهند داشت. برای مثال، در بسیاری از سیستم های با پردازنده ی 4.5 واتی که تست کردیم، عمر باتری زیر حد متوسط بود، به این علت که این لپ تاپ ها باتری هایی با ظرفیت کم داشتند یا این که نمایشگر آن ها مصرف برق بالایی داشت.پردازنده ی xeon e – ورک استیشن های با سخت افزار رده بالاگزینه ای مناسب برای: کارهای مهندسی، تحقیقی و ساخت انیمیشن ها به صورت حرفه ایویژگی های منفی: وزن زیاد لپ تاپ های مجهز به این پردازنده، قیمت بالا، توان مصرفی بالا و در نتیجه کاهش طول عمر باتریرده بالاترین ورک استیشن های همراه، دارای پردازنده های xeon e3 شرکت اینتل هستند. لپ تاپ هایی که به این پردازنده مجهز هستند قادر هستند محاسباتی بسیار پیچیده هستند و کاربران این لپ تاپ ها با استفاده از این پردازنده ها می توانند انیمیشن های سه بعدی حرفه ای بسازند یا محققان در شاخه ی پزشکی یا مهندسی می توانند شبیه سازی های پیشرفته را با این پردازنده به اجرا در آورند. پردازنده های xeon e3 توان مصرفی 45 وات و 4 هسته ی فیزیکی و دارای ویژگی های hyper-threading و turbo boost هستند. ولی از این لپ تاپ های مجهز به این پردازنده ها انتظار قیمت پایین یا طول عمر باتری بالا نداشته باشید.جدیدترین پردازنده های xeon، که حال از ساختار coffee lake استفاده می کنند، پردازنده های xeon e-2186m و e-2176 هستند. چون که این پردازنده ها برای business ساخته شده اند، تمام پردازنده های xeon دارای ویژگی مدیریت پردازنده ی vpro هستند.نسل پردازندهپردازنده ی گرافیکیمقدار حافظه ی cacheحداکثر فرکانس کاری (turbo)فرکانس کاری پیش فرض (base clock)مدل پردازندهنسل هشتمintel uhd graphics 63012 مگابایت4.8 گیگاهرتز2.9 گیگاهرتزxeon e-2186mنسل هشتمintel uhd graphics 63012 مگابایت4.4 گیگاهرتز2.7 گیگاهرتزxeon e-2176mنسل هفتمiris pro p6308 مگابایت4.2 گیگاهرتز3.1 گیگاهرتزxeon e3-1535m v6نسل هفتمiris pro p6308 مگابایت4.0 گیگاهرتز3.0 گیگاهرتزxeon e3-1505m v6سری h – مجهز به 6 هسته برای عملکرد هر چه بهترگزینه ای مناسب برای: گیمر ها، کاربران حرفه ای و کاربران قدرت طلبویژگی های منفی: قابلیت جا به جایی محدود، قیمت بالا، توان مصرفی بالا و در نتیجه کاهش طول عمر باتریاگر شما یک گیمر هستید یا به لپ تاپی نیاز دارید که حداکثر قدرت را در اختیار شما بگذارد، لپ تاپ هایی که به سری h پردازنده های اینتل مجهز هستند مناسب ترین گزینه برای شما هستند. پردازنده های سری h، بر خلاف سایر پردازنده های اینتل که دارای 2 یا 4 هسته هستند، دارای 4 یا 6 هسته اند. به لطف تکنولوژی hyper-threading، پردازنده های core i7 سری h دارای 12 ترد متقارن هستند. در پردازنده ...

ادامه مطلب  

چالش های معلمی در بین عشایر  

درخواست حذف این مطلب
وقتی نام مدارس چادری را می شنویم، بی درنگ به یاد مدارس عشایری می افتیم. زندگی عشایری تاریخچه ای طولانی دارد و یکی از رایج ترین سبک های زندگی در قرون گذشته بوده است و هنوز هم به حیات خود ادامه می دهد. به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از ایسنا، عشایر از ریشه «عشیره» گرفته شده است و به اقوام کوچ نشینی اطلاق می گردد که از طریق دامداری امرار معاش می کنند. زندگی عشایری اگرچه هنوز به حیات خود ادامه می دهد و در حدود 1.7 درصد جمعیت کنونی ایران در مناطق عشایری سکونت دارند، با ظهور فناوری های جدید و بهبود رفاه و گسترش شهرنشینی در ایران، نسبت جمعیت جامعه عشایری به کل جمعیت کشور کاهش زیادی پیدا کرده است.به هر حال، فارغ از کاهش جمعیت جامعه عشایری، فهم پدیده تعلیم و تربیت در مدارس عشایری موضوع بکری به شمار می آید. برای درک چنین جریانی، باید در میان مردمان عشایری زندگی کنیم و به زندگی آنها وارد شویم، همانند خود آنها مشکلات را حس کنیم تا بفهمیم در گوشه هایی از سرزمینی که عدالت آموزشی و آموزش عمومی برای همگان چندین دهه شعار مردم بوده است، واقعا چه می گذرد. زندگی عشایری برای معلمان عشایری که خود آن را تجربه کرده اند، سرشار از پیچیدگی است و اگر معلمانی که وارد آن می شوند از آگاهی کافی برخوردار نباشند، قادر نخواهند بود برای مردمی که شایسته بهترین ها هستند، خدماتی سودمند انجام دهند.دختران بسیاری در عشایر در سنین کم مجبور به ترک تحصیل یا ازدواج می شوندعشایر با چالش های متعدد اجتماعی، فرهنگی و بهداشتی دست به گریبان اند؛ سطح سواد مناطق عشایری پایین است، هنوز والدین زیادی به اهمیت آموزش به ویژه برای دختران خود پی نبرده اند و دختران بسیاری در سنین کم مجبور به ترک تحصیل یا ازدواج می شوند.میزان زاد و ولد در این مناطق بالاست و والدین آنان به این فکر نمی کنند که کودک حقوقی دارد و آنها باید قبل از هر چیز برای او امکاناتی مناسب فراهم کنند. برعکس، باور دارند که فرزندان بیشتر می توانند در چرای دام ها یا کشاورزی به آنها کمک کنند. همچنین، نسل جدید پدران عشایر با توجه به کم آبی و مرگ و میر دام ها، به کار کردن در حومه شهرهای بزرگ پناه آورده اند. بنابراین، تعداد زیادی از پدران دانش آموزان مدارس عشایری در حومه شهرها مشغول کارند و به نوعی بار زندگی عشایری بر دوش مادران است.در مناطق عشایری، همچنین، دعواهای قومی و قبیله ای وجود دارد و گاهی ممکن است به مشکلاتی منجر شود. در چنین مواقعی، معلم مناطق عشایری باید به شدت مواظب باشد به هیچ طایفه ای خیلی نزدیک نشود و حد وسط را در همه چیز رعایت کند، این راهبرد معلم می تواند به برقراری آرامش و صلح کمک کند و حتی معلم را به یک قاضی خوب تبدیل کند و به بعضی از کشمکش ها خاتمه دهد.مسئله مهم دیگر، امکانات بهداشتی بسیار کم و خطرات زندگی در مناطق عشایری است. بر این اساس، ضرورت دارد معلمانی که به این مناطق اعزام می شوند، درباره بعضی از شایع ترین خطرات از قبیل مارگزیدگی، گزش حیوانات، عقرب گزیدگی، مسمومیت های گوارشی ناشی از خوردن گیاهان وحشی، آسیب های ناشی از بازی های محلی، تیرخوردگی، سقوط و برق گرفتگی اطلاعات کلی داشته باشند. معلمان این مناطق باید کمک های اولیه همراه داشته باشند تا در صورتی که حوادث ناگهانی از قبیل شکستگی، تشنج یا حمله قلبی رخ دهد، بتوانند در مراحل اولیه و حیاتی به سرعت به دیگران کمک کنند.رسم و رسوم قدیمی از جمله حاکمیت خان و کدخدا نیز پدیده ای دیگری است که هنوز در بعضی از مناطق عشایری کم و بیش وجود دارد. این افراد ممکن است نقش تعیین کننده ای در زندگی ایل یا قبیله بازی کنند. در بعضی از مراسم خاص از قبیل مراسم سال نو نیز ممکن است افراد روستا به آنها هدایایی تقدیم کنند. البته این مورد هم اکنون به ندرت پیش می آید و خوشبختانه به برکت آگاهی مردم و تعامل آنها با مردم شهرها در حال برچیده شدن است. به هر ...

ادامه مطلب  

حذف معلم قرآن از مدارس ابتدایی با انگیزه فرهنگی یا اقتصادی ؟  

درخواست حذف این مطلب
هنوز ترکش های امضای سند ۲۰۳۰ یونسکو از ذهنمان پاک نشده بود که آموزش و پرورش با اقدام جنجالی دیگری معلمان پرورشی را از تدریس قرآن در مقطع ابتدایی حذف کرد و گام دیگری برای تضعیف قرآن در مدارس برداشت.به گزارش گروه رسانه های دیگر آنا، پس از بحث های فراوانی که بر سر تصویب سند 2030 در دولت و اجرای آن توسط آموزش و پرورش به راه افتاد، مهمترین تاکید رهبر انقلاب، تعیین مسیر آینده آموزش و پرورش بر پایه نقشه راهی بومی با تاکید بر اجرای سند تحول بنیادین بود که شش سال قبل در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصویب و برای اجرا به وزارت آموزش و پرورش ابلاغ شده بود؛ سندی که نه تنها بخش های عمده ای از آن هنوز بر زمین مانده، بلکه در بسیاری از موارد با کارشکنی های صورت گرفته، اصل سند تحول بنیادین در نظام آموزش و پرورش نیز به حاشیه رانده شده است.حال اما در شرایطی که هنوز ترکش های تصویب و اجرای سند 2030 یونسکو از ذهن ها پاک نشده است، مسئولان آموزش و پرورش در دولت دوازدهم دست به اقدام جنجالی دیگری زده اند و با حذف معلمان قرآن در مقطع ابتدایی، آموزش قرآن را از معلمان تخصصی مربوطه گرفته و به معلمان هر کلاس واگذار کرده اند.نقشه راه سند تحول بنیادین درباره آموزش قرآنسند تحول بنیادین، آذرماه سال 1390 در هشت فصل مختلف به تایید رئیس جمهور رسید و به عنوان نقشه راه وزارت آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف تعلیم و تربیت در افق 1404تبیین شد. در بند اول از فصل هشتم این سند که به تببین اهداف عملیاتی و راه کارها پرداخته شده است، در مورد فعالیت های قرآنی در مدارس آمده است: «تقویت انس با قرآن در دانش آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامه ها و توانمند سازی معلمان در راستای تقویت مهارت روخوانی و روان خوانی در دوره ی ابتدایی، آشنایی با مفاهیم کلیدی قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرانی در متوسطه دوم بر اساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی»بر اساس این سند، آموزش و پرورش وظیفه برنامه ریزی و مهندسی آموزش عمومی قرآن کشور را بر عهده دارد و نکته حائز اهمیت در این سند قانونی تاکید بر انجام گرفتن تمامی فعالیت های قرآنی کشور مبتنی بر سیاست ها و برنامه های آموزش و پرورش است. به نحویکه در یکی از بندهای آن آمده است، تمامی فعالیت های قرآنی کشور که توسط نهادها، ارگان ها و سازمان های دولتی و مؤسسات قرآنی مردمی در حوزه آموزش عمومی قرآن کشور انجام می گیرد- مانند آموزش روخوانی و روان خوانی و ... - باید از سیاست ها و برنامه های آموزش و پرورش تبعیت کند.با اینکه آموزش و پرورش به عنوان متولی و سیاست گذار آموزش قرآن در کشور تعیین شده است اما تصمیم اخیر این وزارتخانه برای حذف آموزش قرآن توسط مربیان پرورشی و حذف مربیان متخصص از آموزش قرآن خود فاصله زیادی با اصول سند تحول بنیادین دارد.حذف معلم قرآن از مقطع ابتداییچند روز قبل، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش، در اتفاقی مهم و قابل تامل از حذف معلمان پرورشی برای آموزش قرآن در مقطع ابتدایی خبر داد. مهدی فیض با تاکید بر اینکه از سال تحصیلی جاری برای مدارس دوره ابتدایی، معلم مجزا که درس قرآن را تدریس کند بکار گرفته نخواهد شد، وظیفه تدریس قرآن در مدارس ابتدایی را از وظایف معلم هر کلاس دانسته و تاکید کرده بود که وظیفه آموزش قرآن در مقطع ابتدایی به عهده معلم هر کلاس است!فیض ادامه داد: بهره بردار معلمان قرآنی در دوره ابتدایی، معاونت آموزش ابتدایی است .وی با بیان اینکه اکنون آموزش قرآن در کلاس درس برعهده معلمان قرار داده شده است و نیازی به استخدام معلم قرآن برای مدارس نیست، با تفسیری قابل تامل گفته بود: با این شیوه آمار معلمان قرآنی به تعداد معلمان مدارس ابتدایی خواهد بود.فرشیدی: حذف معلم قرآن از مقطع ابتدایی باسند تحول ب ...

ادامه مطلب  

توصیه ی ما این است که در مدیریّت های مختلف، جوان ها بیشتر به کار گرفته بشوند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ اول فروردین ۹۷ در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح سخنان مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است.بسم الله الرّحمن الرّحیمو الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علیٰ سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفیٰ محمّد و علیٰ آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین. اللّهمّ صلّ علىٰ ولیّک علىّ بن موسیٰ عدد ما فی علمک صلاةً دائمةً بدوام عزّک و سلطانک، اللّهمّ سلّم علىٰ علىّ بن موسى الرّضا عدد ما فی علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک. اللّهمّ صلّ علیٰ ولیّک علیّ بن محمّد الهادی النّقیّ سلاماً دائماً بدوام عزّک و سلطانک.خدای متعال را شاکرم که توفیق عنایت کرد یک بار دیگر، یک سال دیگر در کنار این بقعه ی مطهّر و مبارک با شما مردم عزیز و وفادار دیدار کنم و سلام مخلصانه ی خود را به زوّار عزیزی که از سراسر کشور در اینجا اجتماع کرده اند و به مجاوران محترم این شهر مقدّس عرض کنم. حلول سال نو و عید نوروز را تبریک عرض میکنم و شهادت حضرت امام هادی (سلام اللّه علیه) را تسلیت عرض میکنم. این امام بزرگوار در مجموعه ی آثار و برکاتی که از ائمّه ی هدیٰ (علیهم السّلام) رسیده است، این خصوصیّت را دارد که در ضمن زیارت، مهم ترین فصول مربوط به مقامات ائمّه (علیهم السّلام) را با بیان وافی و شافی، با زیباترین تعبیرات بیان کرده اند. زیارت جامعه ی کبیره، از این بزرگوار است؛ زیارت امیرالمؤمنین در روز غدیر که یکی از غُرَر (۱) تعبیرات و فرمایشات ائمّه (علیهم السّلام) است، از این بزرگوار است. امیدواریم که به برکتِ نگاهِ عطوفت آمیزِ این امام بزرگوار -که شهادت ایشان با روز اوّل سال و با عید نوروز همراه شده است- ملّت ایران در این سال از هدایت الهی برخوردار باشند.امروز چند مطلب را من عرض خواهم کرد به شما برادران و خواهران عزیز که حضور دارید و در واقع به همه ی ملّتِ بزرگِ ایران. اوّلاً یک نگاه گذرا و اجمالی به کارنامه ی چهل ساله ی جمهوری اسلامی -چه در اصول بنیانی و شعار ها و ارزشها، و چه در عملکردها- خواهیم کرد؛ چون سال ۱۳۹۷ که امسال است، چهلمین سال پیروزی انقلاب است. در این چهل سال، این پرچمِ برافراشته، چشم ها را، دل ها را در مجموعه ی عظیمی از ملّتهای منطقه به خود جلب کرده است. مایلیم یک نگاه اجمالی بکنیم، ببینیم در این چهل سال، شعار های اصلیِ نظامِ جمهوریِ اسلامی در چه وضعیّتی است، عملکرد ما مسئولین در این مدّت چگونه است. البتّه این بحث، یک بحث طولانی و مفصّلی است که با آن طول و تفصیل، مناسب این جلسه نیست لذا بنده اکتفا میکنم به بیانی کوتاه و تقریباً بااشاره؛ بیان مفصّلِ این موضوع را محوّل میکنم به جلسه ی دیگری در ماه مبارک رمضان. اگر زنده بودم و ماه مبارک را درک کردم، در یکی از دیدار های ماه مبارک رمضان، مفصّل در این زمینه ان شاءاللّه صحبت خواهم کرد؛ یک مطلب این است.مطلب بعدی این است که عرض کنیم در کشور ما استعداد ها و ظرفیّتهای بسیار گسترده ای وجود دارد که تاکنون از آن ها استفاده نشده است؛ اگر استفاده بشود، وضعیّت کشور بمراتب پیش خواهد رفت و بهتر خواهد شد. مطلب بعدی که امروز عرض میکنم، این است که موانع استفاده ی از این ظرفیّتها چیست؛ یک مقداری به عیوب رفتاریِ خودمان واقف بشویم؛ ببینیم چه چیزی موجب شده است که ما نتوانیم از این ظرفیّت وسیع استفاده کنیم. مطلب بعدی، سر فصل بعدی، راجع به شعار امسال است که «حمایت از کالای ایرانی» است؛ یک توضیحی در این زمینه عرض میکنم. بعد هم یک اشاره ای به مسائل منطقه و یک اشاره ای به آینده خواهم کرد؛ این فهرست بحث های امروز است. امیدوارم برادران عزیز و خواهران عزیز که در جلسه حضور دارند، با حوصله این بحث را بشنوند و از خدای متعال درخواست میکنم که زبان بنده را گویا کند تا بتوانم آنچه مورد نظر است بیان کنم.در بابِ ارزش های اصلیِ انقلاب و شعار های انقلاب و اصول بنیادین انقلاب، آنچه من میتوانم عرض بکنم این است که انقلاب، امتحان خوبی در این زمینه پس داده است؛ یعنی ملّت ایران توانسته است اصول بنیادین را و شعار های اصلی انقلاب را به همان استحکامِ اوّل، تا امروز حفظ کند. شعار ها و ارزش های اصلی این ها است: استقلال، آزادی، مردم سالاری، اعتماد به نفس ملّی و خود باوری ملّی، عدالت، و برتر و بالاتر از همه ی این ها تحقّق و پیاده شدن احکام دین و شریعت در کشور؛ این شعار ها با همان طراوتِ اوّل حفظ شده است.امروز کشور از استقلال برخوردار است و این خواسته ی عمومی این مردم در انقلاب بوده، یعنی واکنش ملّت ایران به دویست سال سلطه ی بیگانگان بر این کشور است. این را خوب است جوان های ما، اهل فکر و تحقیق ما، مورد توجّه قرار بدهند. تا قبل از انقلاب، حدود دویست سال قدرت های سلطه گر بر این کشور مسلّط بودند و حکومت ها زیر سایه ی قدرت های بیگانه حکومت میکردند. حکومت قاجار با تضمینِ دولتِ تزاریِ روسیه بر سرِ پا بود؛ یعنی در جنگ های ایران و روس، در قضیّه ی ترکمانچای، عبّاس میرزای قاجاری [از روس ها]قول گرفت که حکومت در خاندان قاجار باقی بماند؛ یعنی خاندان قاجار زیر پرچم و ضمانت روس ها زندگی میکردند. بعد انگلیس ها آمدند، رضاخان را سر کار آوردند؛ همان انگلیس ها محمّد رضا را سر کار آوردند؛ بعد در بیست وهشتم مرداد سال ۳۲ آمریکایی ها وارد میدان شدند و محمّد رضا را تجدید سلطنت کردند؛ یعنی در طول این سال های متمادی، حکومت های ما را یا این قدرت یا آن قدرت می آورد و میبُرد. در یک برهه ای از زمان -قرارداد ۱۹۰۷- انگلیس و روس تزاری با هم توافق کردند، کشور ایران را بین خودشان تقسیم کردند؛ یک قسمت زیر سلطه ی انگلیس، یک قسمت زیر سلطه ی روس، یک قسمت کوچک هم این وسط مستقل؛ یعنی این جور کشور در زیر سلطه بود؛ لذا خواست عمومی ملّت ایران این بود که از این حالت خارج بشود و استقلال پیدا کند. من میتوانم عرض بکنم که امروز هیچ کشوری در دنیا، ملّتی به استقلال ملّت ایران ندارد؛ همه ی ملّتهای دنیا به نحوی از انحاء، نوعی ملاحظه کاری در مقابل قدرت ها دارند. آن ملّتی که آرائش تحت تأثیر هیچ کدام از قدرت ها قرار نمیگیرد، ملّت ایران است؛ بنابراین استقلال محفوظ ماند.آزادی؛ استقلال و آزادی در کنار هم جزو شعار های اصلی انقلاب بوده است؛ آزادی در این کشور تأمین شده است. بله، عدّه ای بی انصافی میکنند؛ از آزادی موجود استفاده میکنند و بدروغ میگویند آزادی وجود ندارد؛ رادیو های بیگانه و تبلیغات بیگانه هم سخن آن ها را بازتاب میدهند. واقع قضیّه این نیست؛ امروز در کشور ما آزادی فکر هست، آزادی بیان هست، آزادی انتخاب هست؛ هیچ کس به خاطر اینکه فکرش و نظرش مخالف نظرِ حکومت است، مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمیگیرد. هرکس ادّعا کند که «من مورد فشار قرار گرفته ام، چون عقیده ام در فلان مسئله برخلاف عقیده ی حکومت بوده»، هرکس این جور ادّعایی بکند، دروغ گفته؛ چنین چیزی نیست. افراد متعدّد در رسانه های مختلف، افکارِ گوناگونِ ضدّ حکومت را -که عقیده شان است- ابراز میکنند و کسی هم با این ها کاری ندارد؛ بنا هم نیست که کسی متعرّض این ها بشود. آزادی بیان هم هست؛ میتوانند بگویند.بله، آزادی در همه جای دنیا چهارچوب دارد؛ آزادی یعنی «برخلاف قانون عمل کردن» وجود ندارد؛ آزادی یعنی «برخلاف دین و شریعت عمل کردن» وجود ندارد. چهارچوب آزادی در کشور ما، قانون اساسی ما و قوانین کشور و همه الهام گرفته ی از شریعت مطهّر اسلام است؛ البتّه این هست. اینکه کسی توقّع داشته باشد آزاد باشد و برخلاف قانون عمل کند، منطقی نیست و این وجود ندارد؛ بنابراین آزادی هست.مردم سالاری؛ انتخابات عمومی در کشور ما جزو کم نظیرترین انتخابات ها در تمام دنیا و در کشور های مختلف است. تقریباً همه ی سال ها و اخیراً هر دوسال یک بار، انتخابات انجام میگیرد. در انتخابات همه آزادند، همه شرکت میکنند، با شور و شوق هم ملّت ما شرکت میکنند. شما ملاحظه کنید در این چهل سال، دولت هایی که با انتخاب مردم سرِ کار آمدند، دارای گرایش های مختلف بودند؛ یک وقت گرایش به نوعِ سیاستی داشتند، یک وقت گرایش به ضدّ آن داشتند؛ همه ی این ها را مردم انتخاب کردند. مردم سالاری در کشور ما مستقر است. ما در انتخابات های خودمان نگذاشتیم یک روز تأخیر بشود، حتّی در دوران جنگ.ارزش و اصل دیگر، اعتماد به نفس ملّی و خودباوری ملّت ایران است یعنی ملّت، در مقابل دیگران احساس انفعال و سرافکندگی نداشته باشد؛ یعنی روحیه ی «ما میتوانیم»؛ این امروز بحمداللّه در کشور وجود دارد. البتّه عرض کردم، شرح این ها و آمار های مربوط به این ها طولانی است و این ها را در جلسه ی دیگری عرض خواهم کرد. امروز بحمداللّه ملّت ما و جوانان ما روی پای خودشان می ایستند و احساس استقلال و خودباوری میکنند.مسئله ی عدالت. بنده در چند هفته ی قبل گفتم (۲) در بحث عدالت عقبیم؛ عقیده ی من همین است، منتها دیگران -بدخواهان- جور دیگری استفاده کردند؛ معنای این حرف را این قرار دادند که کشور در باب عدالت، هیچ حرکتی انجام نداده است؛ این خلاف واقع است. در باب عدالت کار های بسیار زیادی انجام گرفته، کار های بسیار خوبی انجام گرفته است، منتها این، آن عدالتی که ما دنبالش هستیم و آرزوی ملّت مسلمان است نیست، با آن فاصله دارد؛ وَالّا اگر شما مقایسه کنید کشور ما را با دوران قبل از انقلاب یا با بسیاری از کشور های دیگر، می بینید در اینجا فاصله ی طبقاتی کمتر است، توانایی های قشر ضعیف بیشتر است، عمومیّت آموزش وپرورش و بهداشت و دیگر چیز ها حتماً از بسیاری کشور های دیگر بیشتر است.من یک آماری اینجا نوشته ام که این را بد نیست بگویم. منشأ این آمار و کسی که این آمار را داده است، بانک جهانی است؛ یعنی آمار داخلی نیست. اینجا گفته میشود که پیش از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بود. ضریب جینی، یک محاسبه ای است که برای نشان دادن شکاف طبقاتی و فاصله ی فقیر و غنی در کشور ها انجام میگیرد؛ هرچه عدد این ضریب بالاتر باشد، شکاف طبقاتی بیشتر است؛ هرچه کمتر باشد، شکاف طبقاتی کمتر است. قبل از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بوده است؛ در سال ۹۴ ضریب جینی در کشور ۳۸ بوده است؛ یعنی ما این مقدار -فاصله ی ۵۰ و ۳۸- توانسته ایم فاصله ی طبقاتی را کم کنیم.[طبق]یک آمار دیگر -که این آمار هم مربوط است به بانک جهانی؛ آمار بانک جهانی است؛ جزو آمار های بین المللی است- قشر فقیر مطلق، پیش از انقلاب ۴۶ درصدِ ملّت ایران بودند، یعنی تقریباً نصف ملّت ایران قبل از انقلاب جزو قشر های فقیر مطلق بودند؛ امروز این عددِ ۴۶ درصد، رسیده است به ۹/۵ درصد -البتّه در سال ۹۳؛ آمار بعد از آن را بنده ندارم- یعنی این مقدار، کار انجام گرفته.جمهوری اسلامی با وجود همه ی فشار هایی که داشته است، در تأمین عدالت کار های بزرگی انجام داده است و پیشرفت های خوبی کرده است. البتّه تبلیغات، چیز دیگری را میگوید؛ و آن عدالتی هم که ما توقّع داریم، ما دنبالش هستیم، بیش از این ها است؛ بنابراین شعار عدالت هم، شعار واقعی است و شعاری است که بحمداللّه در کشور، ماندگار و مستقر است؛ و مسئله ی دین و تحقّق شریعت به برکت وجود شورای نگهبان؛ که همه ی قدرت های مستکبر هم با شورای نگهبان مخالفند، به خاطر اینکه تأمین کننده ی انطباق قوانین و عملکرد ها با شرع مقدّس است؛ این مربوط به شعارها؛ بنابراین من میتوانم به طور اجمال عرض بکنم که عملکرد چهل ساله در زمینه ی شعار های اصلی انقلاب، عملکرد قابل قبول و عملکرد خوبی است.امّا در مورد کارکرد های مسئولان کشور؛ کارنامه در باب عملکرد اجرائی مسئولان. در باب امنیّت و ثبات، کارکرد، کارکرد بسیار خوبی است؛ در باب علم و فنّاوری، کارکرد ها بسیار خوب است؛ در باب زیرساخت های کشور -یعنی راه های ارتباطی، سدها، نیروگاه ها، بنادر و امثال اینها- کارکرد، بسیار کارکرد خوبی است؛ در باب صادرات غیر نفتی، در باب سرانه ی ناخالص ملّی، سرانه ی ناخالص ملّی نسبت به دوران قبل از انقلاب، تقریباً به دو برابر رسیده است، یک کارنامه ی مطلوبی در این زمینه ها وجود دارد؛ در باب توسعه ی اجتماعی همین جور؛ یعنی در عملکردها، در بخش های مختلف، آمار های خرسندکننده ای وجود دارد. البتّه تبلیغات، غیر از این را نشان میدهد؛ در تبلیغات، دشمنان سعی میکنند مردم را از واقعیّتهای مثبت دور کنند، برای اینکه دل های آن ها را نسبت به انقلاب اسلامی و نسبت به نظام و نسبت به اسلام چرکین کنند؛ واقعیّت این است که عرض کردیم.مطلب بعدی راجع به امکانات و ظرفیّتهای استفاده نشده است؛ این هم نکته ی بسیار مهمّی است. من میخواهم عرض بکنم آنچه شما ملاحظه میکنید -از پیشرفتها، از امکانات، از توانایی های عمومی و ملّی- استفاده ی از بخشی از ظرفیّت کشور است؛ ظرفیّت کشور بیش از این ها است. اگر ما بتوانیم از همه ی ظرفیّت کشور با برنامه ریزیِ درست استفاده کنیم، پیشرفت کشور، رشد کشور بسیار بیشتر از امروز خواهد شد. ظرفیّتهایی که وجود دارد [این ها است]:یکی ظرفیّت جوانان دانش آموخته ی ما است؛ این خیلی مهم است. ما ده میلیون [نفر]در کشور جوانان فارغ التّحصیل دانشگاهی داریم؛ بیش از چهار میلیون دانشجوی مشغول به تحصیل داریم؛ یعنی ۲۳ برابر اوّل انقلاب. اوّل انقلاب ما ۱۷۰ یا ۱۸۰ هزار دانشجو داشتیم؛ امروز بیش از چهار میلیون دانشجو داریم؛ یعنی ۲۳ برابر آن روز دانشجو هستند؛ این یک ظرفیّت بسیار مهمّی است برای کشور. غیر از جوانان دانشجو، جوانانی که در حوزه های علمیّه مشغول تحصیلند یا جوانانی که در میدان های عملی مشغول کار هستند تعدادشان بسیار زیاد است؛ این ها توانایی های زیادی دارند و میتوانند در علم، در صنعت، در امور تجربی و در تربیت نقش آفرینی کنند. ما از این ها استفاده ی درستی نکرده ایم؛ امروز هم متأسّفانه استفاده ی درستی نمیکنیم. اینکه بنده اصرار دارم که جوان ها هر جایی که دستشان میرسد خودشان کار کنند، اقدام کنند، تأسیس کنند، ابتکار کنند به خاطر این است. یک برنامه ریزیِ جامعی لازم است در کشور انجام بگیرد برای استفاده از این مجموعه ی جوانی که ما در کشور داریم. اینکه ما گفتیم «آتش به اختیار»، فقط مخصوص کار های فرهنگی نیست، در همه ی زمینه هایی که برای پیشرفت کشور مؤثّر است جوان ها میتوانند نقش آفرینی کنند. این یکی از امکانات ما است.یکی از امکانات و ظرفیّتهای مهم، موج جمعیّتی است که بعضی ها مخالفند. بعضی ها میگویند «جمعیّت کشور چرا باید این تعداد باشد و چرا باید بیشتر بشود؟»؛ این خطا است. هشتاد میلیون جمعیّت در یک کشور، آبرو برای این کشور است؛ این کشور هشتاد میلیون [جمعیّت دارد]. این سیاست غربی ها -که من بعد اشاره خواهم کرد- [یعنی]سیاست تحدید نسل، امروز گریبان خود آن ها را گرفته است و دارد بیچاره شان میکند؛ میخواهند کشور های اسلامی از جمعیّتهای زیاد و جوان های فعّال و انسان های کارآمد برخوردار نباشند. اینکه من اصرار میکنم که حتماً بایستی تکثیر نسل بشود، خانواده ها باید فرزنددار بشوند -فرزند های بیشتری- برای این است که فردای این کشور به همین جوان ها احتیاج دارد و جوان و نیروی انسانی چیزی نیست که انسان بتواند از خارج وارد کند؛ بایستی خود کشور آن را تأمین بکند. این موج جمعیّتی یکی از امکانات است.وسعتِ سرزمینِ کشورِ ما و همسایگی با آب های بین المللیِ آزاد، از فرصت های این کشور است؛ ما از این ها به طورکامل استفاده نمیکنیم؛ یکی از دو حاشیه ی خلیج فارس متعلّق به ما است، بخش عمده ای از دریای عمان متعلّق به ما است. همسایگان متعدّد؛ با پانزده کشور ما همسایه هستیم و این یک امکان و یک ظرفیّت بسیار مهم برای کشور است. کشور ما از لحاظ جغرافیایی در جای حسّاسی قرار گرفته است؛ نقطه ی اتّصال شرق و غرب و شمال و جنوب است و این از لحاظ جغرافیایی مهم است.منابع طبیعی باارزشی در کشور ما وجود دارد که امروز بدون اینکه ارزش افزوده ای داشته باشد، به خارج فروخته میشود؛ یکی از آن ها نفت و گاز است. من سال گذشته در همین جلسه (۳) گفتم که ما در موجودی نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی هیچ کشوری به قدر ایران عزیز ما مجموعاً نفت و گاز ندارد؛ در گاز اوّل، در نفت چهارم و در مجموع این ها -حجم مجموع نفت و گاز- اوّل در همه ی دنیا [هستیم]. این خیلی ظرفیّت مهمّی است؛ امکان بسیار مهمّی است؛ اینکه دشمن میخواهد به هر قیمتی تسلّط خود را و قیمومیّت (۴) خود را بر این کشور اعمال کند، به خاطر همین ثروت ها است. این [نفت و گاز]یکی از منابع باارزش کشور است، [به علاوه ی]فلزّات فراوان و باارزش، مراتع، جنگل ها و امکانات فراوان دیگر. اگر از این ظرفیّتها استفاده بشود، اقتصاد ایران در میان بیش از دویست کشور جهان، بین دوازده کشور اوّل قرار خواهد گرفت؛ اگر با ابتکار جوانها، با حضور جوانها، با حضور مدیران فعّال و پُرکوشش ان شاءاللّه بشود از این امکانات استفاده کرد، اقتصاد کشور در میان دوازده اقتصاد اوّل همه ی دنیا قرار خواهد گرفت و از همه جهت پیشرفته خواهد شد که امروز البتّه این جور نیست.خب، ما چرا از این ظرفیّتها استفاده نکرده ایم؟ علّت اینکه از این ظرفیّتها استفاده نشده است، وجود موانع است؛ من چند مورد از این موانع را میشمارم.یکی از این موانع باور نداشتن بعضی از مسئولین ما به همین ظرفیّتها است؛ یا باور ندارند یا به این ها اهمّیّت نمیدهند. وجود این همه جوان در کشور، یک ظرفیّت مهمّی است؛ بعضی از مسئولین ما، در طول زمانها، به این اهمّیّتی نمیدادند؛ بعضی ها این را باور نداشتند، اهمّیّت نمیدادند؛ این را که «از دست این جوان ها کار برمی آید»، بعضی ها قبول نداشتند، باور نداشتند. آن روزی که صنعت هسته ای کشور شروع به فعّالیّت کرد و به آن اوجی که همه میدانید رسید، بعضی ها بودند -حتّی بعضی از دانشمندان ما، بعضی از نسل های قدیمی ما- که به ما میگفتند «آقا نکنید، فایده ای ندارد، نمیشود، نمیتوانید»؛ بعضی ها به خود من نامه مینوشتند و میگفتند نمیتوانید. چرا؟ چون آن کسانی که دست اندرکار بودند، همه تقریباً جوان بودند؛ اکثر آن ها در سنین حدود سی سال و کمتر از سی سال بودند؛ این ها توانستند. همان کسانی که منکر بودند، بعداً اعتراف کردند که «بله، این ها واقعاً توانستند این کار را انجام بدهند». امروز در صنایع مختلف، در نانوتکنولوژی، در صنایع گوناگون، در صنایع برتر -به قول فرنگی مآب ها «های تِک» - کشور، عمده جوان ها هستند؛ مشغول کارند، دارند تلاش میکنند و میتوانند؛ جوان های ما قادر به خیلی از کار های بزرگ هستند. بعضی از مسئولینِ ما در طول زمان، این امکان را باور نداشتند یا به آن اهمّیّت نمیدادند.به نظر من مهم ترین چالش کشور ما یک چالش ذهنی است، یعنی همین که افکار عمومی نمیدانند چقدر ثروت در اختیار کشور هست؛ بعضی از مسئولین ما هم متأسّفانه نمیدانند چقدر ثروت -ثروت انسانی و ثروت طبیعی- در اختیار کشور هست؛ دشمن هم از همین دارد استفاده میکند. دشمن میخواهد بگوید که شما نمیتوانید یا ندارید؛ بنده اصرار دارم به مردم بگویم که ما میتوانیم و ما دارا هستیم و امکاناتمان فراوان است. مسئولین ما باید به قدرت جوانان و به توانایی جوانان ایمان بیاورند و اهمّیّت بدهند؛ جوانان ما هم باید از کار خسته نشوند، از ابتکار خسته نشوند، از بعضی از قدرنشناسی ها دلسرد نشوند. بعضی جوان ها به ما شکایت میکنند که «ما این کار را کردیم یا میتوانستیم بکنیم یا میتوانیم بکنیم؛ [امّا]به ما اعتنائی نمیشود»؛ خیلی خب، دلسرد نباید بشوند؛ باید دنبال کنند کار را، ابتکار را؛ مسئول هم وظیفه دارد، خود جوان هم وظیفه دارد؛ این یکی از موانع.یک مانع دیگر کم کاری ها است. بعضی از افرادی که در بخش های مختلف مسئولند، متأسّفانه دچار تنبلی و کم کاری بوده اند و هستند. وضع کشور اقتضا میکند کار پُرتوان و پُرتلاش را؛ مسئولین و مدیران در هرجا که هستند، بایستی تلاش را افزایش دهند.یکی از موانعی که موجب شده ما از این ظرفیّتها استفاده نکنیم، اعتماد کردن به نسخه ی بیگانگان بوده. عرض کردم؛ مردم ما در مقابل بیگانگان منفعل نیستند. بعضی از مسئولینِ ما در گوشه وکنار کشور به نسخه ی بیگانگان اعتماد بیشتری دارند تا به نسخه ی داخلی! و ...

ادامه مطلب  

رتبه بندی معلمان/ معلمان هیات علمی می شوند  

درخواست حذف این مطلب
مرحله اول طرح رتبه بندی معلمان در نیمه ابتدایی سال 94 با بار مالی 1300 میلیارد تومانی به اجرا درآمد و طی آن حقوق فرهنگیان به طور میانگین تا 400 هزار تومان افزایش یافت.علی رغم آنکه مسئولان آموزش و پرورش در ابتدا تاکید داشتند که رتبه بندی در قالب فعلی ادامه می یابد اما بعدا آن را در حد اعمال یک فوق العاده شغلی دانستند و تاکید کردند مرحله دوم آن با اعمال صلاحیت های حرفه ای اجرایی خواهد شد. با این وجود مرحله دوم رتبه بندی معلمان هیچ گاه به اجرا در نیامد؛ اما بر اساس موکدات برنامه ششم توسعه قرار شد نظام پرداختی سامان یافته برای ارتقای کیفی و منزلت معلمان تدوین و اجرا شود.ایجاد نظام جامع رفاهی معلمان (نظام خاص پرداخت حقوق، تسهیلات رفاهی و ...) در ردیف برنامه های وزیر آموزش و پرورش در دولت دوازدهم قرار گرفته است و به گفته بطحائی، یکی از راه های رسیدن به سرچشمه تحول، رسیدگی به نظام پرداختی و خدمات رفاهی و معیشتی نیروهای انسانی است. بدون توجه به وضعیت معیشتی معلمان و کاهش دغدغه های رفاهی آنها نمی توانیم به تحول در نظام آموزش و پرورش دست یابیم این در حالیست که در دولت یازدهم تلاش هایی برای رفع این دغدغه ها آغاز شد اما کافی نیست.وزیر آموزش و پرورش یکی از مصادیق تلاش دولت برای رفع دغدغه معیشت معلمان را اجرای طرح رتبه بندی دانست و افزود: مهمترین پیام این طرح، همسو و هم جهت کردن شایستگی های نیروی انسانی با نظام پرداختی بود. یعنی بخشی از نظام پرداخت باید با شایستگی ها و توانمندی های نیروی انسانی گره زده شود. هر چه این شایستگی ها افزایش یابد باید از عوامل انگیزشی بالاتری در نظام پرداختی برخوردار شود و این همان اصل پذیرفته شده در رتبه بندی معلمان است، البته باید نظام سنجش صلاحیت حرفه ای را طراحی کنیم و بدون این سنجش و گره زدن آن با نظام پرداختی نمی توانیم ماموریت اصلی نظام رتبه بندی را به سرانجام برسانیم.طراحی نظام معلمی در آموزش و پرورش و استفاده از نیروهای متخصص در این تشکیلات برای انجام بخشی از طرح سنجش صلاحیت فرهنگیان یکی از اقداماتی است که طی چند ماه گذشته صورت گرفته است. سنجش صلاحیت با مدل های مختلفی همچون مصاحبه، مشاهده، بازدیدهای بالینی و میدانی و ... حتی مخلوطی از این مدل ها می تواند اجرا و مبنای سنجش باشد. نظام سنجش صلاحیتها باید مستقر، شایستگی های افراد اندازه گیری و با ارتقای آن، نظام پرداختی نیز شکل بگیرد.در همین راستا، یوسف نجفی، معاون حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در گفت وگو با ایسنا، با اشاره به مختصات و ضرورت های اجرای طرح جدید رتبه بندی معلمان که در دستورکار دولت دوازدهم قرار دارد اظهار ک ...

ادامه مطلب  

روش شناسی ارتباط با جوان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، به ماه محرم نزدیک می شویم و موسم تبلیغی طلاب را در پیش داریم؛ به همین منظور نوشتار زیر را تقدیم حضور مبلغان خواهیم کرد.* روش شناسی ارتباط با جوانچکیدهگوهر گرانبهای جوانی ، به سبب برخورداری از استعدادها و قابلیت شکوفایی و رشد، بـزرگـان ـ اعـم از والدیـن و اجـتماع ـ را به دقت در ارتباط با جوانان وا می دارد. یکی از پـرسـش هـای بـنـیـادی در راه نمودن به جوان آن است که با چه شیوه ای و چگونه با این نـسـل رو بـه رو شـویـم ؟ شـایـد در ابـتـدای امـر ایـن سـئوال آسـان و سـهـل نـمـاید ولی آن گاه که با پیچیدگی های دوران حساس و سرنوشت سـاز جـوانـی و ظـرافـت هـای شـخـصـیـتـی او مـواجـه شـویـم . اهـمـیـّت سئوال و نیز سختی پاسخِ به آن ، خود را بهتر آشکار می سازد. این مقاله بر آن است تا بـا اسـتـفـاده از آمـوزه هـای دیـنـی و تـوصـیه های متخصصانِ ارتباطی ، روش های صحیح ارتباط با نسل جوان را به اختصار تبیین نماید.کلید واژه ها: روش شناسی ، ارتباط، انواع ارتباط، جوانمقدمهبـدون تـردید آسیب پذیرترین و در عین حال پر انرژی ترین و با ارزش ترین قشر از اقـشـار جـامعه ، جوانان هستند. جوانان به مثابه آینده سازان و گردانندگان آینده جامعه ، اصلی ترین سرمایه هر کشور محسوب می شوند.فـرایـنـد تـغییر در نگرش و رفتار جوانان در مقایسه با بزرگسالان راحت تر انجام می پذیرد، چرا که بعد احساسی نگرش و بینش جوانان نسبت به افراد و پدیده های مختلف ، بسیار مهم و در عین حال سریع التغییر است ؛ در حالی که بزرگسالان پای بند و مقاومت فـکـری بـیـشـتـری نـسـبـت بـه باورها، ارزشها و اعتقادات از خود نشان می دهند. بنابراین بـسـیـار طـبـیـعـی و مـنـطـقـی بـه نـظـر مـی رسـد کـه مـخـاطـبان اصلی دشمنان فرهنگی ، نسل جوان جامعه باشد.بـرای مـصـونـیت بخشی جوانان از آسیب های فردی و اجتماعی و هدایت و راهنمایی آنان لازم اسـت کـه بـا جـوانـان ارتـبـاط مـؤ ثـر و مـفـیـد بـرقـرار کـنـیـم یـعـنـی در دل جوانان جایی برای خود باز و محبت آنان را جذب کنیم . بدون ارتباطات مؤ ثر اجتماعی جـوانـان نـمـی تـوانـند به رشد و شکوفایی مطلوب شخصیت برسند. اگر فرماندهان ، مـدیـران ، مـربـیـان و مـبـلغـان با راهبردهای یاری بخش رفتار ارتباطی با جوان آشنایی کافی داشته باشند قطعا می توانند با ارائه رفتار ارتباطی کار آمد، سازنده و مؤ ثر، مسائل جوانان را به نحو شایسته ای حل نمایند.۱. بررسی مفهومیروش ((method)): مـجـمـوعـه شـیـوه هـا و تدابیری که برای شناخت حقیقت و برکناری از لغزش به کار برده می شود.۲۱۳روش شـناسی ((methodlogy)): مطالعه منتظم و منطقی اصولی است که تفحص علمی را راهبری می کنند.۲۱۴جوانان و جوانی : جوانی ، مرحله ای بی بدیل از عمر انسان است که پس از پایان دوره ی نـوجـوانـی ، یـعنی از ۱۶ سالگی آغاز می شود و بیش از دوره بزرگسالی در حدود ۲۴ سالگی پایان می یابد. شرایط و ویژگی های خاص دروه جوانی ، آن را از دیگر دوره ها جدا می سازد.۲۱۵چـیستی ارتباط: ارتباط عبارت است از ((فن انتقال اطلاعات ، افکار و رفتارهای انسانی از یـک شـخـص بـه شـخـص دیـگـر))۲۱۶ و یـا: ((جـسـت و جـو بـرای دسـت یـافـتـن به کلیه وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و اقناع دیگران .))۲۱۷کُلودْشِنِنْ در کتاب ((نظریه های ریاضی ارتباط)) می نویسد:ارتـبـاط عـبـارت اسـت از تـمـام روش هـایـی کـه از طـریق آن ممکن است ذهنی بر ذهن دیگری تـاءثـیـر بـگذارد. این عمل نه تنها با نوشته یا صحبت کردن ، بلکه حتی با موسیقی ، هنرهای تصویری ((تئاتر)) و عملا تمام رفتارهای انسانی عملی است .۲۱۸پس ارتباط پدیده ای است که باعث شکل گیری نظام نگرشی ، فکری ، عاطفی و رفتاری می گردد.انـواع ارتـبـاط:۲۱۹ بـه طـور کـلی پـیـام دهـنـدگـان مـی تـوانـنـد بـه چـهـار شکل با مخاطبان خود ارتباط برقرار نمایند.گـفـتـاری (کـلامـی ): در ایـن نـوع ارتـبـاط اطـلاعـات و افکار از طریق زبان و گفتار به دیگران منتقل می شود.شـنـیـداری : ایـن نـوع ارتـبـاط بـیـشتر از روش گوش دادن به حرف دیگران صورت می گیرد. از میان چهار راه ارتباطی (خواندن ، نوشتن ، حرف زدن و گوش دادن ) ۷۵ ارتباطات افراد از طریق گفتاری و شنیداری صورت می گیرد.نـوشـتـاری : ارتـبـاطـی اسـت که در آن ، اطلاعات از طریق قلم بر کاغذ نقش می بندد و از طریق مطالعه ، به خواننده منتقل می شود.دیداری : ارتباطی است که اطلاعات میان افراد از طریق دیدن و خواندن صورت می گیرد. جامعه شناسان ارتباطی معتقدند که ۲۵ ارتباطات افراد از طریق نوشتن و خواندن صورت می گیرد، یعنی ۱۱ از راه نوشتن و ۱۴ از راه خواندن .۲۲۰۲. فرایند ارتباط با جوان۱ ـ ۲. پیام دهندهپیام دهنده فردی است که پیام خود را با استفاده از روش ها و ابزارهای مشروع به مردم می رسـانـد. هـر فـردی تـوانـایـی و صلاحیت ارتباط با جوانان را ندارد. جز اینکه دارای دو ویژگی مهم باشد که عبارتند از:الف . اعـتـبـار:اعـتـبـار بـه ایـن مـعـنـاسـت کـه چـقـدر جـوانـان پـیـام دهـنـده را قبول دارند و حرف او را می پذیرند. اعتبار و محبوبیت پیام دهنده تحت تاءثیر عواملی است از جمله :یـک . تـخـصـص : هـر چـقـدر پـیام دهنده ، در پیامی که می دهد تخصص علمی داشته باشد، پیامش برای مخاطبان خود اعتبار بیشتری دارد و زمانی که پیام گیرندگان به تخصص و تبحر علمی فرد پیام دهنده اعتماد پیدا کردند، سخنان او را می پذیرند.دو. مهم بودن : به هر میزان شخصیت پیام دهنده برای پیام گیر مهم باشد، به همان میزان پـیـام دهـنـده را مـی پـذیـرد و وقـتـی او را بـپـذیـرد، حـرفـهـایـش نـیـز قابل قبول تر است . مهم بودن فرد پیام دهنده بستگی به پایگاه اجتماعی ، میزان نفوذ او در بـیـن مـردم و تـجـربـیـاتـش دارد. اصولا رهبران هر گروه در هر جامعه برای اعضای آن گروه ، در شمار افراد مهم هستند.سـه . بی غرض بودن : پیام دهنده در صورتی در رساندن پیام و القای آن به مخاطبان خـود مـوفـق اسـت کـه پیام خود را بدون هیچ غرض و نفع شخصی به پیام گیرنده ارائه نـمـایـد و اگـر ایـن اعـتـمـاد بـرای پـیـام گـیـرنـدگـان (جـوانـان ) حـاصـل شـود زمـیـنـه ارتـبـاطـات بـیـشـتـر را بـرای مـربـیـان بـا نسل جوان فراهم می کند.چـهـار. قـانـع سـازی به طور غیر مستقیم : اگر تلاش مبلغان و مربیان آموزشی و دینی ، رسـانـدن پـیـام خود به جوانان به طور مستقیم باشد و بخواهند آنان را بدین شیوه تحت قـرار دهـنـد در بـاورانـدن پـیـام خـود به جوان ، چندان موفق نخواهند بود، لکن اگر پیام دهـنـدگـان در تـبـلیـغ و پـیـام خـود به نسل جوان طوری وانمود کنند که قصد متقاعد کردن مـستقیم جوانان را ندارند و تنها برای آشنا کردن آنها به پیامهای دین تلاش می کنند، در ارتباطات خود موفق خواهند بود.۲۲۱پـنـج . بـصـیـرت و آگـاهـی : روش بـیـنـی ، دانـایـی ، هـوشـمـنـدی ، عقل ، درایت و معرفت عمیق از مهم ترین ارکان شخصیت پیام دهندگان است . مربیان ، معلمان و مـبـلغـانـی کـه ایـن ویـژگـی هـا را نـدارنـد، نـبـایـد گـام در عرصه تبلیغ و ارتباط با نـسل جوان بنهند، زیرا اگر پیام دهنده ناآگاهی ، پیام گیرندگان متعددی را از روی بی بـصـیـرتـی و نـاآگـاهـی راهـنـمـایـی کـنـد، خـسارت جبران ناپذیری به عمر و زندگی نـسـل جـوان وارد سـاخته است . فرجام اقدام کننده بی بصیرت در روایتی چنین ترسیم می شود:اَلْعـامـِلُ عـَلی غـَیـْرِ بـَصـیـرَةٍ کـَالسـّائِرِ عـَلی غَیْرِ الطَّریقِ، لایَزیدُهُ سُرْعَةُ السَّیْرِ اِلّا بُعْدا۲۲۲عـمـل کـنـنده بی بصیرت چون رونده خارج از جاده است که سرعت راهپیمایی ، او را از مقصد دور می کند.شـش . خـیـرخـواهـی و خـلوص نیّت : به راستی مبلغان و مربیان ، به عنوان پیام دهندگان باید از اعماق قلب خویش ، خیرخواه نسل جوان بوده و از سر احسان و خلوص نیّت با آنان مـواجه شوند، چون خیرخواهی و خلوص نیت حقیقی پیام دهندگان برای جوانان اثر وضعی مـعجزه آسایی دارد. خیرخواهی و اخلاص مبلغان اکسیر گرانبهایی است که همه زحمات مبلغ و ارتـبـاط گـر را بـارور مـی سـازد و چنان تاءثیری در گفتار و کردار او می گذارد که نـسـل جـوان را شـیـفـتـه خـود مـی کـنـد و آنـان را بـه پـذیـرش پـیـام انـقـلاب و عمل به آن وا می دارد. مقام معظم رهبری در این باره می فرماید:اخلاص ، شرط اصلی تبلیغات است ، اگر از بالاترین سطوح تا پایین ترین سطوح ، ذرهّ ای اغـراض شـخـصـی بـه مـیـان آمـد تـبـلیـغـات خـراب مـی شـود. رکـن اوّل تـبـلیـغـات و سـرآغـاز آن به نام خدا و اتمام آن برای خداست والّا اگر بر خلاف این بـاشد دیگر تبلیغ نیست ... در صورتی می توانیم کیفیت کار تبلیغاتی را بالا ببریم که تبلیغ واقعا برای خدا و در راه خدا باشد.۲۲۳هـفـت . ایـمان به هدف و محتوای پیام : ایمان و باور قلبی به پیام و اهداف آن ، پشتوانه مـحـکـمی است که پیام دهنده و مبلغ را در امر رساندن پیام یاری می رساند. از همین رو پیام دهـنده پیش از اقدام به ارتباط و رساندن پیام باید ایمان و باور خود را نسبت به پیام و اهـداف آن بـسـنـجـد و آنگاه که مطمئن گردید خود به محتوا و اهداف پیام باور قلبی دارد، بـه ارتـبـاط بـا جـوان و ابـلاغ پـیـام مـبـادرت ورزد. بـدیـهـی اسـت کـه ((سـخـنـی کـز دل برآید، لاجرم بر دل نشیند.))هـشـت . ایـمـان بـه تـوانـایـی های جوان : در کنار ایمان به هدف و پیام ، پیام دهنده باید ایـمـان قاطع و باور حقیقی به توانایی ها و شایستگی های جوان هم داشته باشد. باید بـه قـدرت انسانی جوان که توانایی ها و استعدادها و صلاحیت های فراوانی در او پدید مـی آیـد اعـتـراف کرد و به منزلت و شخصیت جوان ایمان و اذعان داشت . تا به جوان حرمت ننهیم و او را به رسمیت نشناسیم ، نمی توانیم با او ارتباط برقرار کنیم .۲۲۴ده . شـنـاخـت زمـان و مکان : شناخت زمان و مکان یعنی موقع شناسی ، تشخیص وضع و مقام و محل در هر مکان و هر زمان به مقتضای آن عمل کردن ، یکی از ویژگی های اصلی فرد پیام دهـنـده ، مـوفـق اسـت . شـنـاخـت عـامـل زمـان و مـکـان بـیـان مـطـالب را در پـذیـرش و استقبال فراوان مواجه می کند. استاد مطهری در این زمینه می فرماید:عـلمـای امـت اسـلامیه بر حسب وظیفه و مسئولیتی که دارند، عالم ترین مردم به زمان خویش خـواهند بود، زیرا تشخیص مقتضیات واقعی زمان از مقتضیات انحراف اخلاقی و انحطاطات روحـی انـسـانـهـا، بـدون آشـنـایـی بـا روح زمـان و عـوامـل دسـت انـدرکـار سـاخـتـمـان زمـان و جـهـت سـیـر آن عوامل ، امکان پذیر نمی باشد.۲۲۵استاد در ادامه می افزاید:بـدون شـک مهم ترین مسئله ای که ادیان به و بالاخص اسلام دراین عصر با آن مواجه است همین مسئله است . نسل جدید جز درباره تحول و دگرگونی و نوطلبی و درک مقتضیات زمان نمی اندیشد. در مواجهه با این نسل ، اولین سخنی که به گوش می رسد همین است .۲۲۶نـه . هـمـاهـنگی کردار و گفتار: پیام دهنده بیش از همه و پیش از آن که به تبلیغ و دعوت نـسـل جـوان قـیـام کـنـد، بـایـد بـه یـافـتـه هـای خـویـش عـمـل کـنـد تـا نـسـل جـوان پیش از شنیدن گفتار و پیام او، کردار نیک او را مشاهده کنند. چنین کـاری کـه نتیجه ایمان پیام دهنده به پیام خود است ، از نظر روانی بر تاءثیر پیام می افـزایـد و نـسل جوان با دیدن هماهنگی گفتار و کردار مبلغ ، بهتر به گفته های او ایمان مـی آورد و بـه درسـتـی آن مـطـمـئن مـی شـود. در فـرهـنـگ اسـلامـی پـیـام دهـنـده ای قـابـل تـقـدیـر و تـجلیل است که پیش از راهنمایی دیگران ، خود راه ایمان ، هدایت و انجام عمل صالح را بپیماید؛ که گفته اند: ((دو صد گفته چون نیم کردار نیست !))ده . فروتنی و برخورد نیک : در فرایند پیام رسانی میان پیام دهنده و پیام گیر، ارتباط فـکـری و عـاطـفـی یـک ضـرورت اسـت کـه بـایـد پـیـام دهـنـده ارتـبـاط خـود را بـا نـسـل جـوان در فـضایی صمیمی برقرار کند.لذا هر ارتباط موفقی میان پیام دهنده و پیام گـیـرنـده مـسـتـلزم فـروتـنـی و بـرخـورد خـوش پـیـام دهـنـده مـی بـاشـد. رسـول گـرامـی اسـلام مـدارا و خـوش بـرخـوردی بـا مـردم را یـک دسـتـور کلی برای همه پیامبران دانسته می فرماید:اِنّا اُمِرْنا مَعاشِرَ اَلْانبِیاء بِمُداراةِ الناس ۲۲۷ما گروه پیامبران دستور یافته ایم که با مردم مدارا کنیم .استاد مطهری در این باره می فرماید:کـسـی کـه مـی خـواهـد پـیـامـی را بـه مـردم بـرسـانـد، بـایـد در مـقـابـل مـردم ، در نـهایت درجه فروتن باشد، یعنی پرمدعایی نکند، اظهار انانیّت و منیّت نکند و مردم را تحقیر نکند.۲۲۸فروتنی و برخورد نیک پیام دهنده با نسل جوان اثر مستقیم در عملکرد تبلیغاتی او دارد و ضـمـن خـوشبین کردن مخاطبان نسبت به پیام دهنده ، زمینه باور بیشتر پیام را برای جوان فراهم سازد. در منابع دینی برای تواضع پیام دهنده (مبلغ ) فواید و نتایجی بیان شده است از جمله محبت و دوستی ، رفعت و سربلندی ، گسترش خوبی ها...۲۲۹ب . جذابیت جسمانی و ظاهری :آراسـتـگـی و زیـبـایـی را خـداونـد دوسـت دارد، زیـرا خـداوند خود زیباست و دین اسلام بر زیـبـایـی و پـاکـیـزگـی بـنا نهاده شده است . مردم نیز به صورت فطری به پاکی و نـیـکـویـی و زیـبایی ظاهری نیز گرایش دارند. پیامبر اسلام ، این برترین و بالاترین پـیـام رسـان عـالم هـسـتـی هـمـواره آراسـته و پاکیزه و معطر بود و همین صفات ، بر پیام رسانی ایشان تاءثیر فوق العاده داشت . از همین رو اولین گام برای موفقیت پیام دهنده ، آراستگی ، پیراستگی و جذابیت ظاهر است .بـنـابـراین فرمانده ، مدیر، مبلغ ، مربی و هر کس که می خواهد با جوان ارتباط برقرار نـمـایـد بـایـسـتـی در اولیـن بـرخـورد خـود، با دلپذیری نوع و رنگ پوشاک حتی نوع اصـلاح سـر و صـورت و طـرز حـرکـاتـش ، رخـنـه در دل جـوان نـوگـرای صـاحـب ذوق و دارای روح لطـیـف بـیـفـکـنـد و بـتـوانـد در هـمـان مواجهه اول جـوان را بـه خـود جلب و جذب کند. اگر پیام دهنده رعایت جاذبه های صوری را بکند، ناخودآگاه نسل جوان میل به برقراری ارتباط با او را در خود احساس خواهد کرد. لذا پیام دهـنـدگـان بـرای آراسـتـگـی و جـذابـیـت ظـاهـری بـایـد بـه پـاکـیـزگی بدن ، لباس ، مـحـل کـار و زنـدگـی ، رعـایت بهداشت دهان و دندان ، پیراستن و شانه کردن موهای سر و صـورت ، پـوشـیـدن لبـاسـهـای مـتناسب با شاءن و شخصیت خویش و به کاربردن عطر توجه خاصی نماید.۲۳۰۲ ـ ۲. پیامپـیـام دومـیـن مـرحـله ارتـبـاطی است که باید از محتوا، جذابیت ، کارآیی و درک فرهنگ زمان برخوردار باشد. یک پیام بایسته و شایسته دارای ویژگی های زیر است :یـک . کـارآیـی : گـسـتـره نـفـوذ مـعـنـوی پـیـام صـرف نـظـر از حـق بـودن ، جـامـع و کـامـل بـودن و عـقـلانی بودن می تواند محک ارزشمندی در فرایند ارتباطی محسوب شود. بـه ایـن معنا که هر چه پیام از محتوای بهتری برخوردار باشد، کاربرد و نفوذ بیشتری خـواهـد داشـت . کـارآیـی سـریـع و عـمـیـق و گـسـتـرده هـر پیامی در دو بعد افقی و عمودی قابل بررسی و مطالعه است .مـنـظـور از کـاربـرد و کـارآیـی افـقـی پیام ، گستره نفوذ پیام در زمان و مکان است که در سطوح مختلف جوامع و اقشار گوناگون مردم ، جریان می یابد.کـاربـردی و کـارآیـی عـمـومـی بـیـانـگـر مـیـزان نـفـود آن پـیـام در اعـمـاق فـکـر و دل انسانها و تاءثیر آن در اندیشه و عمل جوامع است که بدون شک ، پیام الهی در این بعد نـیـز مـقـام برتر را به خود اختصاص داده و عمیق ترین اثر را در جامعه بشری بر جای گذاشته است .۲۳۱دو. محرک عواطف بودن : پیام مبلغان در عین عقلانی و کارآیی و با نفوذ بودن ، باید محرّک عـواطـف و احـسـاسـات نـسـل جـوان بـاشـد. لذا ارتـبـاط مـؤ ثـر بـرقـرار کـردن بـا نسل جوان بدون شناخت کانون عواطف و احساسات او میسر نیست . بنابراین مربیان آموزشی در فـرایـند ارتباطی با جوان باید پیام خود را به صورت ساده و آسان و عاطفی مطرح نماید تا فرصت ارتباط نزدیک و صمیمی بیشتر ایجاد شود.سـه . تـنـاسـب بـا نـیاز مخاطبان (نیاز سنجی ): پیام باید متناسب با قدرت فراگیری ، طـرز تـفـکر، شایستگی ، فرهنگ و پرسشهای اصلی مخاطبان تنظیم شود. نیاز سنجی در پـیـام بـه قـدری مهم می باشد که تمام پیامبران الهی در راه تبلیغ دین ماءموریت یافته اند که به این امر مهم توجه نشان دهند. پیامبراکرم (ص ) می فرماید:اِنّا مَعاشرُ الْانبیاءُ اُمِرْنا اَنْ نُکَلّمَ النّاسَ علی قَدر عُقُولِهِم .۲۳۲ما پیامبران ماءموریم که در سطح درک مردم سخن بگوییم .استاد مطهری می فرماید:بـرای ایـن که محتوای یک پیام غنی باشد، باید با احساسات بشر انطباق داشته باشد. توافق با احساسات و تا حدی اشباع احساسات عالی بشر و هماهنگی با نیازهای زندگی و نـیازهای عملی و عینی بشر از دیگر شرایط غنی بودن محتوای یک پیام است . اگر پیام با نیازهای طبیعی بشر ضدیت داشته باشد نمی تواند موفق باشد.۲۳۳تـوجـه بـه نـکـاتی چون ، سن ، جنس ، سطح ، تحصیلات ، ویژگی های روحی و روانی مخاطبان و توجه به زمان و مکان ارائه پیام می تواند پیام دهندگان را در شناسایی نیاز مخاطبان کمک شایانی نماید.چـهـار. روشـن و گـویا بودن : ویژگی دیگر پیام ، روشن و گویا بودن است . امروز از نـخـسـتـیـن واجـبـات بـرای مـربـیـان و مـبـلغـان بـرای ارتـبـاط مـؤ ثـر بـا نـسـل جـوان بـه کارگیری ادبیات دلنشین و فراخور طبع و سطح جوان ، و به عبارتی ، اسـتـفـاده از ادبـیـات صـحـیـح و روشـن بـه جای ادبیات مخلق و واژه های پیچیده است . همه پـیـامـبـران الهـی نـیـز مـاءمـور بـودنـد کـه پیام خود را صریح و روشن به گوش مردم برسانند. از علی (ع ) نقل شده که می فرماید:اگـر پـیـامـی مـزین به اسلوب و بینش خاصی شود به گونه ای که همگان آن رابفهمند جزء برترین پیام ها و گفتار خواهد بود.۲۳۴اسـتـاد مـطـهـری در شـمـار مـوفـق تـرین متفکرانی است که ساده گویی و ساده نویسی از مشخصات بارز او بود و تاءثیری که در نسل جوان گذاشت ناشی از ارائه تفکر مکتبی و اسـلامـی بـه صـورت مـجـمـوعـه مـنـسـجـم ، واحـد، غـنـی ، روشـن و در عـیـن حال ، ساده و گویا بود. استاد مطهری معتقد است :آن دعوت کننده ای در دعوت خودش به نتیجه می رسد که بلاغش مبین باشد و بیانش در عین اینکه در اوج حقایق است ، ساده و روشن باشد.۲۳۵پـنـج . کـاربـردی بـودن : اگـر پـیـامـی بـا عـبـارت سـاده ، کـوتـاه ، پـربـار و در عین حـال عـلمـی در قـالب ادبـیـات روز جـهـت گـره گـشـایـی بـه پـیـام گـیـرنـده مـنتقل شود، آن پیام کاربردی خواهد بود. در مسائل آموزشی و تربیتی برای تقریب ذهن و زدودن آثـار خـسـتـگـی مـخاطبان ، یکی از ابزارهای کارآمد، استفاده از کلمات روان و ساده ، تمثیل است .پـیـام ـ بـه ویژه پیامها با باری علمی ـ اگر به جا و مناسب و به طور روشن ، کوتاه و همراه باتمثیل و تشبیه بیان شود عمق مطلب را مجسم کرده ، تاریکی های آن را می زداید و افق نگرش پیام گیرندگان را بازتر می سازد.۲۳۶شـش . هـمـاهـنـگـی بـا فـطرت : پیامی که هماهنگ با فطرت بشر باشد پیامی جاودانه و فـراگـیـر خـواهـد بـود و اسـلام در وضـع قـوانـیـن و مـقـررات خود رسما احترام فطرت و وابستگی خود را به قوانین فطری اعلام نموده است.استاد مطهری بر این باور بودند که :اگـر جـمال حقایق و معارف دین بر جان پاک و خرد سالم بشر عرضه شود و احساس نیاز انـسـانـهـا بـه دیـن زنـده شود، خود، به دین روی خواهند آورد... و وظیفه ما این است که این احساس احتیاج به دین (فطرت ) را در بشر بیدار کنیم و این امر مورد نیاز را به این بشر محتاج عرضه بداریم .۲۳۷بـزرگـتـریـن پـشـتـوانـه پـایـدار در مـبـارزه حـق عـلیـه بـاطـل تـکـیه گاه فطرت است . رمز موفقیت امام حسین (ع ) به عنوان یک پیام دهنده دین این بـود کـه مردم را به توحید و عدالت دعوت کرد و چون این دعوت با فطرت آنها هماهنگی داشت ، توانست انسانهای هدایت پذیری چون حرّبن یزید ریاحی را جذب کند.۲۳۸۳ ـ ۲. کانال ها و ابزارهای ارتباطیابزار ارتباطی یک ...

ادامه مطلب  

درآمد زایی برای 27 هزارمعلم  

درخواست حذف این مطلب
کسب وکاری که در سال ۹۲ با ۶۰۰ هزار تومان کلید خورد، در ابتدای سال ۹۷ تنها ۴۰درصدش تا ۷میلیارد تومان ارزش گذاری شده است. ۱۵نفر نیروی کار دارد و بیش از ۲۷هزار معلم و حدود ۲ میلیون دانش آموز از خدماتش استفاده می کنند. می خواهد از بازار آموزش آنلاین و مشخصا حوزه کسب وکارهای آموزش محور مبتنی بر پرداخت حق عضویت، ۱۰درصد سهم به دست بیاورد؛ بازاری که گردش مالی سالانه ۵۰۰ میلیارد تومانی دارد. کسب وکارش مربوط به حوزه آموزش است؛ آموزش آنلاین. معلمانی که خسته از دریافتی آموزش و پرورش هستند و دیگر نان بخور و نمیر، زندگی شان را پیش نمی برد، می توانند به یک فضای بزرگ آنلاین به نام «استاد سلام» مراجعه کنند، حق عضویت بپردازند و درآمد ماهانه ای چند برابر دریافتی شان از آموزش وپرورش داشته باشند. خانواده ها هم می توانند به معلمانی دسترسی داشته باشند که نه تنها تقوای شان مطمح نظر است، بلکه سطح علمی و شیوه تدریس و میزان رضایت شاگرد از معلم هم برای انتخاب شان دخیل بوده است. نغمه عقیلی، دانش آموخته نرم افزار و کارمند شرکت هایی چون نوکیا از یک جایی تصمیم می گیرد که کسب وکار خودش را داشته باشد. ۶۰۰هزار تومان سرمایه اولیه داشته و ایده ای که می خواسته وب سایت آگهی آموزشی باشد. اما در میانه راه و شاید به خاطر معلم بودن مادرش، به سمت آموزش آنلاین و راه اندازی« استاد سلام» سوق می یابد. عقیلی در این گفت وگو هم از بازار آموزش آنلاین و چالش هایش در ایران گفته، هم از زنان و اهمیت هم افزایی ارتباطات شان در اکوسیستم. تقابل با آموزش وپرورش و موسساتی چون گاج و قلم چی و مدرسان شریف نیز بخش دیگری از بحث ما با او بوده است. همچنین در این گفت وگو به بازار آموزش آنلاین و آینده ای که دارد و ظرفیت های خالی اش پرداخته ایم. از ساز و کار استاد سلام بگویید؛ اینکه چگونه کار می کند و چه خدمتی ارائه می کند؟ استاد سلام در حال حاضر یک پلتفرم است که فضای آنلاینی در اختیار هر استاد یا هر آموزشگاهی قرار می دهد. این فضاها هم به صورت پکیج های مختلفی تنظیم شده اند. در این فضای آنلاین هر شخص یا آموزشگاه می تواند خود را معرفی کند، در این فضا تدریس کند، دوره های آموزشی در آن تعریف کند و به طور کلی هرچه که یک معلم نیاز دارد، در این فضا می تواند در اختیار داشته باشد و به دانش آموزان معرفی کند. بنابراین استاد سلام یک پلتفرم آنلاین است که محتوای آن را معلم ها می سازند، دوره های آموزشی اش را معلم ها و آموزشگاه ها معرفی و ثبت می کنند و چون تعداد معلم ها بسیار زیاد است، سعی می کنیم که معلم مناسب را به شاگردی که دنبال معلم است، معرفی کنیم تا آموزش مناسب را دریافت کند. یعنی در این فضای آنلاین معلم و شاگرد به هم وصل می شوند؟بله و البته این به معنای این نیست که حتما آموزش به صورت آنلاین صورت می گیرد یا لزوما و صددرصد تدریسی صورت می گیرد. حتی گاه یک نفر به یک تخصص نیاز دارد که در کاری او را راهنمایی کند. این تخصص را در استاد سلام می تواند پیدا کرده و با او ارتباط برقرار کند. بنابراین ما دفتر آنلاینی برای معلمان راه اندازی کرده ایم که همه کارهایشان را در آن انجام می دهند. تدریس و آموزش، بخشی از کارشان است که می تواند به صورت فیزیکی هم باشد. من نمی خواهم مانند یک موسسه آموزشی قدیمی، معلم را به شاگرد برسانم و هزینه مثلا ۱۰ جلسه را هم از او بگیرم یا درصدی از معلمان دریافت کنم. در واقع استاد سلام چنین قصدی ندارد. ما قصد داریم معلمان را برای داشتن یک کسب وکار مستقل و خصوصی آماده کنیم. در این جایگاه افراد زیادی از ما تشکر می کنند که مجبور نیستند چندین ساعت هم در اداره دیگری استخدام شوند و بعد از ساعات مدرسه به آنجا بروند و برای مبلغ کمی تدریس کنند. استاد سلام چه زمانی و چگونه آغاز شد؟در سال ۹۲، استاد سلام با آگهی آموزشی شروع شد. مردم درخواست های مختلفی داشتند. هر بار برای یک امکان با ما تماس می گرفتند و وقتی می دیدم نیازی وجود دارد، چند نفر که متقاضی آن نیاز می شدند، ما آن امکان را به سایت اضافه می کردیم. بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که به تنهایی نمی توانم کار کنم و بنابراین دو نفر را استخدام کردم، تیم مان سه نفره شد. چقدر سرمایه اولیه داشتید؟ با سرمایه اولیه ۶۰۰ هزار تومان استاد سلام را شروع کردم. الان چه تعداد معلم از استاد سلام استفاده می کنند؟بیش از ۲۷ هزار نفر. تاکنون چه تعداد شاگرد از پلتفرم استاد سلام خدمات دریافت کرده اند؟ بیش از ۲ میلیون نفر. و مدل درآمدزایی استاد سلام به چه صورت است؟ما از معلمان حق عضویت دریافت می کنیم. به این صورت که بین ۲۹ هزار تومان تا ۱۰۳ هزار تومان باید بابت عضویت هزینه بپردازند. این میزان هزینه هم با توجه به خدماتی که از استاد سلام دریافت می کنند، محاسبه می شود. مثلا بسته ای داریم که معلم می تواند ۵ تخصص را معرفی یا دو دوره آموزشی اش را تبلیغ کند، همچنین مدت زمان استفاده اش از کلاس آنلاین نیز در قیمت پکیج محاسبه می شود. بنابراین هزینه کمتر یا بیشتری می پردازد و ... چه میزان آموزش روی استاد سلام انجام شده است؟شاید به طور دقیق بتوانم بگویم که طی یکی دو سال اخیر ۳۱۲هزار ساعت آموزش در پلتفرم استاد سلام انجام شده است. در سال های اخیرمیزان استفاده از کلاس آنلاین چقدر رواج یافته است؟هنوز رویکرد قابل توجهی به کلاس های آنلاین دیده نمی شود. با اینکه حدود دو سال و نیم است که کلاس های آنلاین مان را راه اندازی کرده ایم، اما تا ۲سال اول هیچ درآمدی از آن نداشتیم. سال گذشته درآمدزایی اندکی در آن اتفاق افتاد. الان به زحمت حدود ۵ درصد از درآمد استاد سلام را کلاس آنلاین تشکیل می دهد. آماری دارید از اینکه چند ساعت کلاس آنلاین برگزار کرده اید؟طی سال های ۹۵ و ۹۶، به طور متوسط در هر سال تا هزار نفر ساعت، آموزش آنلاین در استاد سلام داشته ایم. بیش از ۴سال از فعالیت شما می گذرد؛ با چه چالش های عمده ای در این مدت زمان مواجه بودید؟ در ابتدا پول کم خیلی آزارم داد. تا جایی که مشکلات زیاد و درآمد کم موجب شد که یک نفر بعد از ۶ ماه، کار را رها کند و برود. نفر دیگر هم ناگهان گم شد و دیگر تلفن هایم را پاسخ نداد؛ یعنی بعد از ۲ سال همکاری، ناگهان رفت. اما پس از رفتن برنامه نویسم، بعد از مدت کوتاهی، همه چیز روی روال افتاد و حتی پروژه خوبی دست مان آمد و جذب سرمایه هم انجام دادیم. در واقع برنامه نویسم باید صبر بیشتری می داشت. در حالی که من معتقد هستم که حتی اگر ۱۰ بار موضوعی را پیگیری کنم، خسته نمی شوم و مطمئن هستم که پیگیری و صبر جواب می دهد و نتیجه می گیرم. ظاهرا خیلی از او دلگیر هستید؛ رفتن یک نفر می تواند حیات یک کسب وکار را به خطر بیندازد؟من از پویا به نیکی یاد می کنم اما به خاطر اینکه برنامه نویس من بود و بعد از رفتنش مدت زمانی را به سختی گذراندم و خودم باید همه کارها را به تنهایی انجام می دادم، در آن زمان از او بسیار دلگیر بودم. چون پولی هم برای استخدام برنامه نویس جدید نداشتم و هر کسی هم می آمد باید تا ۵/۲ میلیون تومان در ماه حقوق می گرفت و آن زمان من نهایتا تا یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان می توانستم حقوق پرداخت کنم. بارها با او تماس گرفتم ولی جواب تلفنم را نداد و به خواست همسرم دیگر با او تماس نگرفتم. اما نمی توانستم تصور کنم که بدون برنامه نویس کار کنم و انگار دنیا به آخر رسیده بود. هر کسی هم برای استخدام می آمد و متوجه می شد که دستمزد موردنظرش را نمی توانم پرداخت کنم، از من درخواست سهام می کرد اما اطرافیانم مخالف واگذاری سهام بودند. پولی هم نداشتم و به همین دلیل ۴ماه دست تنها و بدون برنامه نویس کار کردم و البته اجازه ندادم کسب وکارم دچار مشکل اساسی شود. و بعد از این مدت، نیرو استخدام کردید؟ در نهایت برای جذب برنامه نویس، در جابینجا آگهی دادم. چند نفر جذب شدند و هنوز هم با استاد سلام کار می کنند. حتی می توانم بگویم که الان دیگر آن دوران که هر کسی به خاطر پول می خواست با استاد سلام کار کند، گذشته و افرادی که کنارش مانده اند، به خاطر علاقه شان به این کسب وکار است. الان برنامه نویسی دارم که می گوید وقتی نیمه شب بی خواب می شود، می نشیند روی بخش های مختلف استاد سلام کار می کند تا خطایی اگر هست، رفعش کند. من روی این کار ارزش ریالی نمی گذارم و برایم بسیار ارزشمند است. یا مثلا نیرویی در آن زمان جذب شد که سازمان بسیار خوبی به کسب وکارمان داد به نام فاطمه رمضانی. الان هلند است و در آنجا کار می کند و به یورو پول می گیرد اما همچنان با من همکاری دارد و کمکم می کند. تیم استاد سلام الان چند نفره است؟۱۵ نفر. دوست دارم به همکاری یک نفر اشاره کنم؛ کسی که الان دست راست من است به نام رژین جعفری که خیلی اتفاقی و در خیابان با هم آشنا شدیم. آی تی خوانده ولی در ابتدا سررشته زیادی از کار نداشت. ۶ ماه کار کرد و حقوقی هم نگرفت و الان بخشی از استاد سلام است. به نظر من بچه هایی که می خواهند با استارت آپ ها کار کنند، باید بدانند که شاید در ابتدا پول زیادی به دست نیاورند اما اگر پای کار باشند، در ادامه نتیجه اش را می بینند. از چه ارگان یا شرکتی سرمایه جذب کرده اید؟سرمایه را از خانه کارآفرینی ایران جذب کردیم؛ انجمنی قدیمی که زیر نظر دکتر احمدپور که پدر کارآفرینی ایران است، اداره می شود و کارآفرینان قدیمی ایران به آنجا رفت و آمد دارند. چه سالی سرمایه جذب کردید؟سال ۹۴. اشاره کردی که کارآفرینان قدیمی ایران به انجمن کارآفرینی ایران رفت و آمد دارند و جنس کار تو از نوع استارت آپی است؛ چقدر می توانی از تجربیات شان و ایده های شان استفاده کنی؟ شاید باورش سخت باشد ولی همه اهمیت این کارآفرینان برای من به دلیل تفاوت شان با بچه های استارت آپی است. این افراد دارای تجارب مختلفی هستند و سن هیجان و آزمون و خطا را پشت سر گذاشته اند. بسیار دقیق و باحوصله هستند و همیشه برای هر مشکلی راهکاری دارند. در واقع آدم های کارکشته ای هستند که همکاری با آنها به من حس خوبی می دهد. اصولا چقدر فضای استارت آپی را می شناسند؟شاید به سرعت و هیجان و انرژی دنیای استارت آپی نزدیک نباشند اما وقتی کنار این افراد می نشینم، آرامش زیادی جذب می کنم. من که پر از تلاطم و انرژی هستم، نیاز دارم به این آرامش. آنها مسائل و مشکلاتی را در زمان دیگر حل کرده اند و الان کوله باری از تجربه را به همراه دارند که دقیقا به کار ما می آید. نکته مهم این است که این افراد به من مهارت حل مسئله را می آموزند. این افراد بارها مسائلی را حل کرده اند و وقتی مشکلی برای من بزرگ ترین مشکل دنیا به نظر می رسد، آنها برایش راه حل های ساده ای دارند. اگر بخواهم با ادبیات اکوسیستم استارت آپی حرف بزنم، باید بگویم که منتورهای شما، کارآفرینان نسل اول هستند؛ آنهایی که پایه کارآفرینی را در ایران شکل داده اند و نسلی هستند که تجارب شان ارزنده است و شاید اکوسیستم نیاز دارد که ارتباط بیشتری با این افراد داشته باشد. بله دقیقا. چون من به تجربه فهمیده ام که هیجان استارت آپی وقتی فروکش می کند، می تواند نابودگر باشد و دلسردکننده. بنابراین همیشه باید از وجود افرادی با سن و سال بالا و تجربه کارآفرینی استفاده کرد. من معتقدم که استارت آپ ها بی نیاز از تجارب کارآفرینان نسل اول نیستند. البته این نکته را هم بگویم که تیم ما، تیمی استارت آپی است اما کسانی که با ما کار می کنند، افرادی هستند که با ادبیات سنتی کسب وکار ما را راهنمایی می کنند و البته نتیجه هم گرفته ایم. به نظر می رسد که تجارب این افراد تو را خیلی آبدیده و محکم کرده.تاثیر زیادی داشته؛ همین تجارب باعث شده که در من این اطمینان ایجاد شده که اگر به صفر هم برسم، باز هم می توانم کاری را از نو آغاز کنم. چون اینقدر با بی پولی کار را جلو آورده ام و اینقدر تجربه شکست و موفقیت از این افراد شنیده ام که دیگر هیچ کاری برایم نشد ندارد. برگردیم به بحث جذب سرمایه استاد سلام؛ در آن زمان چقدر سرمایه جذب کردید؟حدود ۲۵۰ میلیون تومان. حدود ۲۰درصد. در حال حاضر سرمایه گذاران استاد سلام همین افراد هستند؟بله. سال ۹۴ سرمایه ای ۲۵۰میلیون تومانی جذب کردید؛ در ادامه کار هم جذب سرمایه داشتید؟نه. سرمایه دیگری جذب نکردیم و از یک نقطه ای به بعد، استاد سلام از درآمدزایی خودش چرخیده است. البته الان دنبال جذب سرمایه گذار هستیم و اگر کسی یا شرکت و نهادی باشد که مسائل ما را حل کند، همکاری می کنیم. البته پیشنهادهای زیادی برای سرمایه گذاری در استاد سلام به دست مان رسیده. حتی گاه از چت آنلاین استاد سلام هم پیشنهاد سرمایه گذاری می دهند. معلمانی هم که با ما کار می کنند، همیشه این سوال را مطرح می کنند که سهام نمی فروشید؟! در بازار آموزش آنلاین حضور دارید؛ حجم این بازار چقدر است؟بازار آموزش در ایران به طور کلی ۵۴هزار میلیارد تومان گردش مالی سالانه دارد. بازار آنلاینی که مشخصا شما در آن حضور دارید، چه حجمی دارد؟ منظورم مدل عضویت گرفتن است. چون از این ۵۴هزار میلیارد تومان بخش اندکی قاعدتا آنلاین شده است. شما در مدل عضویت گرفتن فعالیت می کنید. حجم این بازار چقدر است؟بازار آنلاین آموزش از مدل عضویت گرفتن بیش از ۴۰میلیارد تومان گردش مالی ماهانه دارد؛ یعنی حدود ۵۰۰میلیارد تومان گردش مالی سالانه. در حال حاضر سهم استاد سلام از این بازار چقدر است؟هدف گذاری ما برای رسیدن به سهم ۱۰درصدی از این بازار است. به چه میزان از این هدف رسیده اید؟هنوز به عددهای بزرگی نرسیده ایم. درآمدهای کسب وکارمان از همین راه به دست می آید و طبق برنامه به سمت هدف ۱۰درصدی در حرکت هستیم. اما اجازه بدهید به میزان دقیق درآمدمان اشاره نکنم. البته درآمد شما را می توان با توجه به تعداد اساتید و معلمان و حق عضویتی هم که می پردازند، تا حدودی مشخص کرد. شاید. تا حدودی این امر امکان پذیر است. اگر مشکلات حاشیه ای دست و پای ما را نبندد، به زودی به رقم مورد نظرمان می رسیم. مثلا مسائل مربوط به بیمه که با مدل کاری ما که بعضی از بچه های مان در حال دورکاری هستند، جور درنمی آید. هر چند ظاهرا در حوزه بیمه هم گشایش هایی برای آنلاین ها در حال وقوع است. می توانید بگویید که یک کسب وکار مانند استادسلام می تواند امیدوار باشد که مثلا تا ماهی چقدر از این بازار به دست بیاورد؟این فضا و امکان وجود دارد که تا ماهی ۲ میلیارد تومان درآمد داشته باشد. این بازار هنوز خالی از بازیگران خیلی بزرگ است، چون هنوز مردم این بازار را نمی شناسند. اگر ظرفیت های این بازار به مردم نشان داده شود، کسب وکارهای بزرگی ایجاد می شوند. الان در شرف جذب سرمایه هستید؟بله. با چند نهاد و سازمان در حال مذاکره ایم. از داخل اکوسیستم استارت آپی؟نه. از بیرون هستند. چرا از بیرون؟ از اکوسیستم پیشنهاد سرمایه گذاری نداشتید؟ داشتیم اما می خواهم به سمتی بروم که در نهایت اگر معامله ای بکنم روی استاد سلام، به نحوی باشد که کسب وکار من را عاری از ترس بکند؛ یعنی علاوه بر پول، نوعی اطمینان خاطر هم برایم ایجاد کند. می خواهم با کسانی معامله بکنم که استاد سلام را از هر گونه ترسی دور کنند. ترس از چه؟ترس از آموزش و پرورش، ترس از پایین آمدن و دان شدن کسب وکار و ... ممکن است ترس شما از رویارویی احتمالی با سازمان های قدرتمندی چون آموزش و پرورش باشد؟شاید نتوانم دقیقا پیش بینی کنم اما این امکان وجود دارد که هر لحظه اتفاق خاصی بیفتد. بالاخره شاید زمانی روبه روی هم قرار بگیریم، چون الان ما در روندهای کوچکی قرار داریم ولی در آینده بزرگ تر می شویم. هدف من این است که اگر روزی چنین مشکلی پیدا کردم، به آسان ترین روش ممکن حلش کنم؛ یعنی روی روابط و قدرت روابط تاکید زیادی دارم. آموزش و پرورش بزرگ ترین منابع انسانی وزارتخانه ای ایران است و اهمیت زیادی دارند. ما هم کمک زیادی به این سیستم می کنیم و به نوعی بار بعد از ظهرهای آموزش و پرورش را به دوش می کشیم و منبعی برای درآمدزایی معلمان فراهم کرده ایم. بنابراین پول این ترس را کنار نمی گذارد؛ پای چه مسائل دیگری در میان است؟نه، پول و نه دانش استارت آپی و علم مربوط به اقتصاد کسب وکارهای آنلاین این کار را نمی کند و ترس را از کسب وکار من دور نمی کند؛ بلکه زنجیره ای از روابط است که در نهایت می تواند در مقابل آموزش و پرورش و سایر نهادها و ارگان ها و سازمان های بزرگ حوزه آموزش، استاد سلام را حفظ کند. این سرمایه گذاران احتمالا از جنس همین نهادهای بزرگ دولتی یا شبه دولتی باید باشند؟از جنس همین حوزه و ساز وکارهای دولتی و نیمه دولتی هستند و می توانند موجبات رفع ترس ما را فراهم کنند! چه عدد و رقمی را به عنوان ارزش ریالی استادسلام مطرح کرده اند؟الان برای واگذاری ۳۰ تا ۴۰در ...

ادامه مطلب  

پرداخت مطالبات معلمان حق التدریس آزاد ماهانه شده است  

درخواست حذف این مطلب
وزیر آموزش و پرورش با حضور در مجلس با بیان این که وضعیت پرداخت معلمان حق التدریسی بهبود پیدا کرده است، گفت: امیدواریم که تا قبل از مهر ماه نظام رتبه بندی معلمان را در دولت تصویب کنیم.جمهوریت؛ محمد بطحایی با حضور در جلسه علنی امروز چهارشنبه مجلس شورای اسلامی به سوال روح الله بابایی صالح نماینده بوئین زهرا درباره ی دلیل عدم توجه به مطالبات معلمان و سند تحول بنیادین پاسخ داد. وی با تبریک سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر گفت: ابتدا از همکارانم در آموزش و پرورش عذرخواهی می کنم که موارد مربوط به پرداخت مطالبات و نظام پرداخت در وزارت آموزش و پرورش را رسانه ای می کنم. این گلایه از بنده از سویی مطرح می شود که چرا تنها وضعیت پرداخت آموزش و پرورش رسانه ای شده و مثل سایر دستگاهها نیست؟ بنده مجبورم به دلیل پاسخ به این سوال این مطالب را بگویم.وزیر آموزش و پرورش با اشاره به نظام متولی گفت: مرحله اول نظام متولی در سال ۹۴ آغاز شد در این مرحله حدود ۷۴۰ هزار نفر تحت پوشش این نظام قرار گرفته و به طور متوسط حدود ۳۴۰ هزار تومان به حقوق آنها معلمان اضافه شد.وی افزود: با عنایت نمایندگان در برنامه ششم و تکلیف دولت طرح نظام رتبه بندی معلمان را مبتنی بر نظام پرداخت بر اساس تخصص و شایستگی آماده کردیم. پیش نویس این طرح در شورای عالی آموزش و پرورش بررسی و به دولت فرستاده شد. در کمیسیون اجتماعی دولت به آن اشکال وارد شد و مجددا به وزارت آموزش و پرورش برگشت داده شد. امیدواریم تا پایان مهر ماه بر اساس تکلیف مجلس بتوانیم آن را در دولت تصویب کرده و بعد به مجلس ارسال کنیم.بطحایی خاطر نشان کرد: بر این اساس با توجه به آغاز مرحله اول اجرای نظام رتبه بندی میزان اندکی وضعیت معیشتی معلمان بهبود پیدا کرده و امیدواریم قدم های جزیی تری را درسال ۹۷ برداریم.وزیر آموزش و پرورش در خصوص پرداخت مطالبات معلمان حق التدریس گفت: وضعیت ما از سال ۹۶ با اهتمام دولت و تاکید نمایندگان اندکی نسبت به سال های قبل بهبود پیدا کرده است؛ چون ما مطالبات سال ۹۵ را از آبان سال ۹۶ پرداخت کردیم، اما وضعیت در سال ۹۶ به گونه دیگر بود. توانستیم تا اسفند ۹۶ مطالبات را تسویه کنیم. بنابراین مطالبات معلمان حق التدریس شاغل که موظف رسمی هستند و اضافه کار دارند تا اسفند ۹۶ تسویه شده است امیدواریم مطالبات آنها در سه ماهه اول ۹۷ نیز بعد از خرداد پرداخت شود.وی در مورد پرداخت مطالبات معلمان حق التدریسی غیر شاغل ...

ادامه مطلب  

اگر یخ نقدینگی آب شود، تورم به ۷۰ درصد می رسد/دیوان محاسبات نقش «مُحلّل» حقوق های نجومی را ایفا کرد/ تمام حاشیه سازی ها برای این است که بیکاری  

درخواست حذف این مطلب
در برنامه ششم پیش بینی شده است اگر یک و نیم میلیون شغل ایجاد شود «۸ دهم» بیکاری کاهش می یابد لذا بنده به عنوان رئیس کمیسیون تلفیق آمار و ارقامی که دولت و دیگران می دهند که ۹۵۰ هزار شغل باید ایجاد شود. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ مهمان این هفته برنامه دست خط دکتر حاجی بابائی، نماینده مجلس شورای اسلامی و وزیر اسبق آموزش و پرورش بودند. ایشان از دوره پنجم تا این دوره که دوره دهم مجلس شورای اسلامی است، جز دوره نهم، حضور داشته است و دوره نهم هم به خاطر این که مسئولیت سنگین یکی از وزارت خانه ها را بر دوش داشت، در مجلس نبودند. فرد بسیار صریحی است، اما صراحتی با رعایت تمام جوانب دارد و تیزبینانه به سوالات پاسخ می دهد، البته با همان صراحت همیشگی است. از خانواده ای ایثارگر هستند که دو برادر شهید شدند، دو شوهر خواهر شهید هستند، پدر جانباز هستند، یک برادر دیگر هم جانباز و حتی مادربزرگ ایشان هم جزو جانبازان انقلاب اسلامی هستند. در ادامه مشروح گفتگوی محمدحسین رنجبران با دکتر حاجی بابایی از نظرتان می گذرد: از برنامه ششمی شروع کنیم که شما ۶ ماه ریاست کمیسیون تلفیق آن را بر عهده داشتید و در مجلس کار کردید. آخرین خبرها این است که برنامه ششم اجرا نمی شود، با تمام تلاش هایی که صورت گرفته است. البته آقای نوبخت، سخنگوی دولت، مصاحبه کرد که این برنامه اجرا می شود و ما رصد می کنیم اما خیلی از مجلسی ها انتقاد دارند که این برنامه هنوز اجرا نشده است. آخرین خبرها چیست؟ برنامه ششم بین ۱۱ برنامه ای که قبل و بعد از انقلاب نوشته شده است، تنها برنامه ای است که در مجلس توسط مجلس نوشته شده است. به دلیل اختلافی بود که دولت و مجلس پیدا کردند؟ بله، با دستور مقام معظم رهبری نوشته شد. بنابراین حالت مطالبه عدالت خواهانه دارد. ۲۲ درد جامعه را تعریف کرده است و نسخه نوشته است. علی رغم همه پیچ و خم هایی که وجود داشت در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم با تمام مواد سیاست های کلی و اقتصاد مقاومتی مطابقت دارد. آن زمان هم مخالفت هایی بود که بار مالی دارد و فشار روی دولت خواهد آمد، اما وقتی در مجمع بررسی شد و پیگیری شد، الحمدالله روی همه توافق شد. یک نمونه اجرا شده است که خیلی هم محکم اجرایی شده است. در مورد بهزیستی؟ در مورد بهزیستی و کمیته امداد که در کمیسیون بحث کردیم حقوق اینها را ۴-۳ برابر کنیم که حدود ۶ میلیون نفر هستند. آن زمان هم دوستان در دولت مخالف بودند که بار مالی دارد و نمی توانیم اجرا کنیم. این مورد اجرا شده است البته این گونه هم اجرا شده که قرار بود به کمیته امداد و بهزیستی داده شود و آنها پرداخت کنند، اما خود دولت محترم از سازمان مدیریت مستقیما به حساب یارانه های مردم واریز کردند. چه زمانی پرداخت کردند؟ فروردین ماه. با حقوق فروردین ماه، یعنی با یارانه فروردین ماه پرداخت شد. یعنی یک ماه به انتخابات واریز شد. دولتی ها که به صراحت سخن می گویند، مثل آقای ترکان قاطعانه می گویند برنامه ششم قابل اجرا نیست. نه برنامه دولت است و نه برنامه مجلس است. یکسری از مجلسی ها هم همین را بیان می کنند. می گویند این برنامه ای شد که نه می توان گفت نه برنامه دولت و نه برنامه مجلس است و اصل اشکال را به دولت می گرفتند که دولت همیشه لایحه می داد و این بار چنین نکرده است. چقدر قبول دارید؟ این، امروز برنامه نظام است. مجلس مصوب کرده و شورای نگهبان تائید کرده و مجمع تشخیص مصلحت نظام هم همه مصوبات را با سیاست های کلی و با اقتصادی مقاومتی که ۱۰۴ بند است، مطابقت دادند. یعنی امروز می خواهم بگویم برنامه ششم هیچ چیز نیست جز سیاست های کلی برنامه ششم و جز ۲۴ بند اقتصاد مقاومتی. آنها هم باید یک روزی اجرا شوند. درست منطبق بر آنها است. حتی دو بندی که ما نداشتیم مجمع تشخیص نامه نوشتند و ما در مجلس دوباره دو ماده اضافه کردیم که آن دو بند اقتصاد مقاومتی هم باشد. الان پیگیری شده که چرا اجرا نمی شود؟ بله، می دانید که طبق قانون وقتی ما مصوب کردیم باید رئیس مجلس این را به رئیس جمهور دهد و رئیس جمهور هم باید به روزنامه رسمی بدهد و مدتی روزنامه رسمی این را چاپ می کند و بعد به دستگاه اجرایی برای اجرا ابلاغ می کند. آقای رئیس جمهور این کار را نکرده است. علت چه بود؟ نمی دانم. وقتی این کار را نکند قانون گفته است رئیس مجلس باید این کار را به جای رئیس جمهور انجام دهد. رئیس مجلس هم به روزنامه داده و هم به دستگاه های اجرایی ابلاغ کرده است. یعنی بن بستی وجود ندارد. خیر. بحث من این است که برنامه یک قانون است. امام فرمود وقتی مجلس چیزی را مصوب کرد و شورای نگهبان تائید کرد ولو این که قبول هم ندارید باید این را اجرا کنید. یعنی جلوی قانون کسی نباید بایستد. بالاخره همه باید مجری قانون باشیم. بحث این است که میلیون ها نفر و ده ها میلیون مردم منتظر برنامه ششم هستند تا اجرا شود، چون همه با اجرایی شدن این برنامه مشکلاتشان حل می شود یا رفع ابهام می شود یا مسائل گوناگون دارد، از آن طرف هم مسئولین اجرایی پائین هم سرگردان هستند. در برنامه ششم پیش بینی شده است اگر یک و نیم میلیون شغل ایجاد شود «۸ دهم» بیکاری کاهش می یابد لذا بنده به عنوان رئیس کمیسیون تلفیق آمار و ارقامی که دولت و دیگران می دهند که ۹۵۰ هزار شغل باید ایجاد شود قبول ندارم. اگر یک و نیم میلیون شغل در کشور ایجاد شود ۸ دهم کاهش بیکاری داریم. هر سال یک میلیون و ۴۵۰ هزار دانش آموز کلاس اول ابتدائی داشتیم. ۲۵۰ هزار نفر برای کار نمی آیند. می خواهند خانه دار شوند یا اصلا نمی آیند. یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر باقی می مانند. این را با ۳۰۰ که می شود ۸ دهم اضافه کنید، یک و ۵۰۰ می شود؛ اصلا همان آماری را که دولت فرموده در نظر می گیریم. باز باید سالانه یک میلیون و ۳۰۰ هزار شغل درست کنیم. تا الان دولت موظف بود یک سامانه ای را ایجاد کند که حقوق تمام مدیران و مسئولین را در سراسر کشور ارائه دهد تا مردم ببینند. اجرایی شده است؟ خیر. خبری نیست. نگرانی اینجا است که با توجه به این که می گویید رئیس جمهور ابلاغ نکرده است و آقای لاریجانی ابلاغ کردند و چیزهایی که ما می بینیم مبنی بر این که برخی می گویند انجام می شود و برخی می گویند انجام نمی شود، احتمال این که به نوعی انجام نشود وجود دارد. فقط این نیست، قوانین دیگر هم همین گونه است. قانون احکام دائمی مورد نیاز برنامه ششم را هم رئیس جمهور ابلاغ نکرده است. مجلس در مقام ناظر چه می کند؟ فقط نگاه می کند؟ الان گویا خیلی کار ندارند! یک اتفاق پرسروصدایی حین بررسی برنامه ششم افتاد، آن هم سر ماده ۳۸ درمورد شفاف سازی حقوق مدیران و مقامات بود. یک سقفی را ظاهرا مشخص کردند. به مجمع رفت و حذف شد و دوباره بازگشت و ...؛ خیلی شفاف بگویید چه شد؟ من دوبار برای این مسئله مقاله نوشتم. در کمیسیون پیشنهاد دادیم که حقوق ها سقف مشخص داشته باشد. مشخص بود که ۷ برابر حداقل بود. البته آن ۷ برابر در مجلس هفتم تصویب شده بود که من خودم بودم و در لایحه خدمات کشوری بود و ضربدر یک و نیم هم داشت تا ده و نیم بود. استثنا داشت. بله. تا ده و نیم برابر بود. آن تا ده و نیم برابر فقط حقوق بود. یعنی کسی ده و نیم برابر حقوق می گرفت، همانند الان که ۲۰۰ برابر اضافه کار دریافت می کرد. این باز بود. قانون مدیریت خدمات کشوری وقتی در مجلس نوشته شد بعد از آن خود مجلس –که همه می گویند دولت مقصر است و من می گویم مجلس ۸۰-۷۰ درصد مقصر بود- یکی یکی تمام وزارت خانه ها را استثنا کرد. اسم نمی برم. فقط این اواخر برای آموزش و پرورش مانده بود و یکسری کارمندان همانند صداوسیما و وزارت کشور و جهاد کشاورزی مانده بود. همه استثنا شدند. شرکت نفت استثنا شد. همه جزو این استثنا بودند و من یک جا را نام نبرم. زمینه دور زدن ها فراهم شد. ۵ بار دو زدن نه یک بار! پس این شرایط شد. نظر ما ابتدا روی ده بود و کمیسیون رای نداد و روی ۱۴ رفتیم. آن ۱۴ برابر که شد ۱۴ برابر با کل اضافه کارها بود. ۱۴ برابر حداقل حقوق با اضافه کارها است. بله. یعنی در واقع همان ۷ برابر بود. آن زمان فقط ۷ برابر حقوق بود یا ده و نیم برابر فقط حقوق بود، این همه مزایا در آن بود حتی جز عیدی هر گونه ماموریت هم شامل می شد. همه چیز پیش بینی شده بود و کسی خطا می کرد تا ۶ ماه از مسئولیت خلع می شد و اخراج می شد. غوغایی کردند و حرفی زده شد که در بیرون درز کرد و خیلی واقعیت نداشت. بعد شورای نگهبان این را به مجلس بازگرداند. ایراد قانون اساسی گرفته شد. دو الی سه شرط به این اضافه کردند. یکی این که بتوان تا ۳۰ درصد افزایش داد. یکی این که بشود در مناطق محروم و مرزی و یکی بحث کسانی که در داخل کشور برای اینها استثنائاتی وجود دارد همانند پزشکی که در فلان جا است. اینها اضافه شد. بعد که اصلاح شد و به شورای نگهبان رفت دوباره شورای نگهبان گفت ایراد دارد. چه ایرادی داشت؟ گفتند مشکل قبلی وجود دارد. آن ۳۰ درصد افزایش حقوق به ۶۰ درصد رسید و آن غوغا شد. در کمیسیون مصوب شد و در سراسر کشور غوغا ایجاد کرد. در جلسه ای به من گفتند چنین اتفاقی افتاده است و مجمع تشخیص بودم و به مجلس آمدم. اطلاعیه ای علیه مجلس داده شده و آقای لاریجانی هم محکم موضع گرفتند و ناراحت شدند. سه الی چهار بار هم اسم من را آورده بودند. بیرون همه می گفتند این که اسم من را آورده انگار من نوشتم، چنین نیست بلکه من از ابتدا مخالف اینها بودم. من به دوستان هم گفتم. لاریجانی گفت همه چیز بهم ریخته است، من گفتم مشکلی ندارد. گفتم به روز اول بازگردانید. حالا که برطرف نمی شود همان ۱۴ برابر تنها بگذارید. گفت مگر می شود؟ گفتم هر کاری می شود. انجام داد و بعد از مجلس رای گرفت و همه رای دادند. من در مطبوعات چیزی تحت این عنوان نوشتم که پرنده آزادی دوباره جان گرفت. این به شورای نگهبان رفت و این را به مجمع داد و مجمع بر این ایراد گرفت. به مجمع رفتیم و دولت با تمام قدرت آمد. به عنوان مخالف بود. بله. دوستان ما هم در مجمع هم خیلی ها مخالف بودند. ما هر چه داد و فریاد کردیم مجمع به حذف این رای داد. در مجمع وقتی بحث بود، دولت محترم و دوستان این بحث را داشتند که به زودی قانون مدیریت را می اوریم. این حرف در اسفند ماه بود. الان تیر ماه است. فروردین و اردیبهشت و خرداد و تیر ماه، مستضعفین محترم ۵۰ میلیون و ۱۰۰ میلیون و ۲۰۰ میلیون را می گیرند و ان شاالله یک روزی قانون مدیریت به مجلس خواهد آمد و آن چطور بیاید و چطور مصوب شود خدا داند. (می خندد) چنین مبالغی را دریافت می کردند؟ من عادت ندارم اسم کسی را ببرم یا چیز بی ربطی بگویم اما علی الحساب همه گفتند و مقام معظم رهبری هم موکد فرمودند ۶ ماهه تعیین تکلیف کنید. این مجلس ۶ ماهه تعیین تکلیف نکرده است و دولت هم نکرده و آزاد گذاشتند هر کسی هر میزان که دریافت می کرد دریافت کند. دولت فرمود ما اصلاحاتی انجام دادیم من از اصلاحات اطلاعی ندارم. ان شاالله که انجام شده است. اما در مجلس هیچ چیزی روی این قضیه مصوب نشده است. یعنی یکی از ان درخشان ترین مواد برنامه ششم را با تیر در هوا زدند. سامانه سر جایش هست؟ بله. همه هست. همسان سازی حقوق بازنشسته ها هم هست. سامانه ها هم اجرایی نشده است؟ خیر. اگر سامانه هم اجرایی شود جای شکر دارد. حداقل کسی بخواهد ببیند شما باید می دیدید. دیدید؟ اشاره ای داشتید که حقوق های نجومی پشتیبانانی دارند که زور و تاثیرگذاری آنها کم نیست. چه کسانی هستند؟ نمی شود کسی که حقوق خوبی دارد تصمیم بگیرد حقوق ها را کاهش دهد. مشکل ما امروز این است. سخت ترین دوران زندگی من – من ۸ ماه شبانه روز برای برنامه ششم نشستم و برخی شب ها در کمیسیون خوابیدم- نوشتن برنامه ششم بود. از هفته آخر مرداد تا آخر اسفند در برنامه ششم بودم، نمایندگان واقعا زحمت کشیدند و همه به این رای دادند. اما متاسفانه...! یکی از نکات این بود که شما ماده ۳۸ حقوقش را گفتید و یک نکته را بدانید تا بیشتر ناراحت شوید، آن ماده ۳۸ چیز دیگری هم می گفت که هیچ کسی پاداش خدمت میلیاردی دریافت نکند. یعنی وقتی حقوق ها را ۱۴ میلیون کردید ۳۰ ضربدر ۱۴ چقدر می شود؟ ۴۲۰ تومان می شود. امروز میلیاردی پاداش می گیرند و آن آزاد شد. کسی که ۴۰ میلیون حقوق می گیرد ۳۰ در ۴۰ میلیون چقدر پاداش پایان خدمت اوست؟ یک میلیارد و ۲۰۰ تومان خواهد بود. ناقابل است. آنها این پول را همان روز می گیرند. یعنی ۶ ماه بعد نمی گیرند. وقتی به معلم پاداش پایان خدمت ۵۰ میلیونی می دهند گاهی دو سال و نیم طول می کشد. هنوز در صف هستند. بله، در صف هستند. این ظلم ریشه تمام کسانی را که پشتیبانی می کنند، می کند. واقعا ناراحت کننده است. هر کسی که می خواهد دخیل باشد. با ماده ۳۸ عشق بازی می کردم. واقعا لذت می بردم. حتی ما می گفتیم ۱۵، ۱۶، ۱۹ یا حتی ۲۰ میلیون (بگذارید)، ولی یک سقفی داشته باشد تا ملت بفهمند هر کسی چه میزان حقوق دارد. اما... برنامه ششم همه این موارد نیست. یک ماده این است. قبلا بر اساس اصل ۱۴۲ قانون اساسی یک نفر وزیر می شد باید اموال خود و خانواده خود را به قوه قضائیه اطلاع بدهد. حالا اگر ندهد هیچ قانونی نداریم که مجازات شود. در برنامه ششم این را آوردیم که اگر لیست اموال را نداد یا اشتباه داد یا کم داد، مجازات برای او تعیین شود. فوراً قوه قضائیه وارد می شود و حکم صادر می کند و وی را برکنار می کند. این سرجای خود است؟ بله. گزارشی که دیوان محاسبات برای حقوق های نجومی داد، شما را قانع کرد؟ نخیر. من از دیوان محاسبات گلایه هم دارم. دیوان محاسبات محلل (حلال کننده) در این رابطه بود. چطور ممکن است برای ۴۰۰-۳۰۰ نفر و اینهمه داد و فریاد، همه برای همین است؟ آن طرف هم مدعی پیدا شد که ۴۰۰-۳۰۰ نفر هم نبودند. یک نکته هم بگویم، وقتی این حقوق ها را مصوب می کردیم یک جایی –نمی خواهم بگویم کجاست- مسئولی دارد که با من آشنا بود، به مجلس آمد و به من گفت این حقوق ها را زیر ۲۰ میلیون گذاشتید می دانید در جایی که ما هستیم همه بالای ۲۰ میلیون حقوق دریافت می کنند؟ در همان زمان؟ در همان زمان همه بالای ۲۰ میلیون بودند. من یک نظر دارم و همیشه در سخنرانی ها گفته ام، ما باید قانون وضع کنیم و مجلس روی اینها ایستاد ولی در جای دیگر گیر پیدا کرد، من می گویم به هر کسی هر چقدر می دهید باید توجیه قانونی و منطقی و عقلی داشته باشد. می گویید مجلس اینجا خوب عمل کرد و جاهای دیگر نگذاشتند. من در این قسمت می گویم مجلس خوب عمل کرد. من می خواهم در بسته حقوق های نجومی نگاه کنم، حدود ۳۰ برنامه پخش شد و نماینده های مختلف از حزب های مختلف اینجا نشسته اند و همه هم گفتند از گزارش دیوان محاسبات قانع نشدیم. همانجا بلند شوید و بگویید قانع نشدید. تذکر آئین نامه ای بدهید و عنوان کنید. مگر نگفتند؟ در صحن مجلس یک وضعیتی پیدا کرده است، من در مجلس ششم خیلی صحبت می کردم الان کمتر صحبت می کنم چرا؟ اگر کسی می خواهد تذکری دهد باید از ساعت ۸ صبح هیچ کاری نکند و دست روی دکمه بگذارد تا اعلام می کنند زود فشار دهد تا او بیفتد والا نمی تواند تذکر دهد و حرف زند. یعنی تغییر آئین نامه ای که صورت گرفت. دست نماینده را به کلی بسته است. نماینده در مجلس خیلی کاره ای نیست. سیستم حکمفرمایی می کند. موفق شوید و دکمه را بزنید نفر ۳۶ ام می شوید. نفر اول و دوم تذکر می دهند و دوباره پاک می کنند. این موضوع تمام می شود. دوباره دست خود را روی دکمه می گذارید و نفر ۷۰ ام می شوید. باز می گویند ببخشید نشد. مگر ما یک نفر را استخدام کنیم و بگوئیم بجای من این دکمه من را بگیرید تا نوبت من شود و من بتوانم دو کلمه صحبت کنم. گفته بودید در برنامه ششم توانستید تا ۹۰ درصد در مبارزه با اشرافی گری موفق باشیم. هنوز سر این حرف هستید؟ بله. آن ده درصد هم آن ماده است که حذف شد. ما در برنامه ششم قسمتی تحت عنوان مبارزه با مفاسد داریم. روح برنامه ششم نظارتی است. مثلا بانک مرکزی. مصیبت هایی که چند روز پیش در کشور ایجاد شده است.... با موسسات؟ بله. همه تقصیر را گردن موسسات نمی اندازم. من فکر می کنم سیاست هایی ممکن است پشت این قضیه باشد که پول موسسات هم خالی شود. یعنی به جای دیگری برود. من فکر می کنم و ان شاالله چنین نیست. یعنی کجا برود؟ برود در بانک ها. مثال می گویم. چرا این را می گویم؟ ما در برنامه ششم مصوب کردیم و الان قانون داریم که از اول فروردین این قانون هست، بانک مرکزی موظف است جز آن واحدهایی که ۳ میلیارد بیشتر ندارند، بالاتر از آن را یا باید منحل سازد یا باید مجوز دهد. پول اینها باید آنلاین در حساب بانک مرکزی باشد، ساعت ۱۲ شب رئیس بانک مرکزی باید کل دارائی خود را در کشور ببیند. حتی وزارتخانه و دانشگاهی داشتیم که اینها سال گذشته ۱۰۰ میلیارد از سازمان مدیریت گرفته تا مشکلات خود را حل کند، این پول را در حساب می گذاشت و سود این را برای موسسه خود می گرفت. یعنی ۱۰۰ میلیارد از گردش خون کشور خارج می شد. حالا در کشور می دانید ۱۲۵۰ هزار میلیارد تومان نقدینگی آخر اسفند ماه داشتیم که ۴۵ درصد این یخ بسته و فریز شده است. یعنی در گردش خون نمی چرخد، یعنی به مردم اکسیژن نمی رساند. یعنی به مردم غذا نمی رساند. آن ۵۵ درصد هم دو سوم سرعت را دارند یعنی یک سوم سرعت کم است. نتیجه همین می شود.خدا نکند یک روزی این یخ آب شود. اگر کنترل نشود و این یخ آب شود تورم تا ۷۰ درصد ممکن است بالا رود. این پول یخ است. از سال ۱۳۹۲ که ما ۴۹۴ هزار میلیارد نقدینگی داشتیم الان قریب به هزار و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان شده است. نزدیک به سه و نیم برابر! هر چه نقدینگی بالاتر رود حقوق پائین می آید. همانند شربتی می شود که جلوی حسینیه گذاشته اند، هر وقت کم می آید یک سطل آب توی آن می ریزند. (می خورد) همه شربت می خورند اما شربت لیوان قبلی با لیوان بعدی فرق دارد. حقوق سال قبل با حقوق امسال متفاوت است. پس بانک مرکزی در برنامه ششم قانون دارد. شورای فقهی درست کردیم و باید اجرا شود. یعنی همان کاری که در قانون بانکداری می خواستیم انجام دهیم که می گفتند لایحه می دهیم و لایحه هم ندادند. یک عده مخالفت می کردند که اجازه دهید لایحه می آورند. گفتیم دو الی سه ماده را که امهات است، مصوب می کنیم هر زمان لایحه آوردند این را داخل آن لایحه می گذاریم. آقای وزیر اسبق! این سند ۲۰۳۰ چه بود که رهبر انقلاب اینقدر مقتدرانه و مدبرانه جلوی این ایستادند و اجازه ندادند؟ این ریشه دارد. به یاد دارید آن زمانی که سند تحول بنیادین را مصوب می کردیم؟ عده ای آن موقع مخالفت هایی داشتند. دو تفکر وجود دارد، یک تفکر در کشور وجود دارد که می گوید ما باید تعلیم و تربیت خود را مبتنی بر آیات قرآنی انجام دهیم، البته معنا این نیست که از تجربه دنیا استفاده نکنیم. از تمام تجربیات دنیا هم استفاده بکنیم. نه از محتوای دنیا، بلکه تجربیات و روش هایی است که رفته اند. برخی اعتقاد دارند ما باید از دنیا کمک بگیرم حتی در محتوا باید چنین کنیم. ما وزارت آموزش و پرورش رفتیم و ۲۴ ماه ایستادیم و ۸ ماه در شورای آموزش عالی آموزش و پرورش و ۸ ماه در کمیته سه جانبه آموزش و پرورش و شورای عالی انقلاب فرهنگی و حزوه علمیه و شورای عالی انقلاب فرهنگی هم ۸ ماه هیچ کاری را به دست نگرفت، دو هفته جلسه را هفته ای یک بار کرد تا این را مصوب کند. قانون شد. مقام معظم رهبری گفتند ۱۴۱ راهکار است که همه باید اجرا شود و این نسخه شفابخشی است. ما شروع به اجرای آن کردیم. این که می گویند ۲۰۳۰ یعنی از ۲۰۱۵ تا ۲۰۳۰ است. ۱۵ ساله است. ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۵ هم سند دیگری بود. گفتند چطور آن ۱۵ سال بخشی از آن را اجرا کردید؟ احسنت، آن سند این بود که دخترها باید مدرسه درس بخوانند. نباید به خاطر جنسیت ظلم شود و دختران به مدرسه نروند. من آنجا صحبت کردم که ما جزو ۶ کشور پیشرفته دنیا هستیم که تعداد دختران ما در دانشگاه ها و مدارس از پسران دارند پیشی می گیرند. متاسفانه وقتی ۲۰۳۰ آمد ۳۰ کمیته برای آن تشکیل می شود، در ۳۰۰ صفحه آماده می شود. در ۳۰۰ صفحه به عنوان سند ملی آموزش آماده کرده اند. مثلا ما در سند تحول بنیادین می گوییم دانش آموز را باید به شکلی تربیت کنید که حقوق شهروندی بیاموزد، خداجو باشد، ایثارگر باشد، جهادگر باشد، راستگو و درستکار باشد. آن آمده این را چطور نوشته است؟ ایثارگر و جهادگر را برداشته است. نوشتند حقوق شهروندی را بداند، صادق باشد و این گونه اصلاح کردند. یعنی سند تحول ما را با ۲۰۳۰ مطابقت دادند. نه این که ۲۰۳۰ را با سند تحول ما مطابقت دهند. اصلا چه نیازی به این هست؟ ما سند ملی و سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را رهبر انقلاب دو سال از ما در روز معلم تشکر کرد. وقتی ما این را پذیرفتیم این تا ۲۰۳۰ دنباله دارد. هر بخشنامه و هر چه که در یونسکو مصوب شود ما باید آن عینا اجرا کنیم. حذف درس هایی همانند حسین فهمیده هم در این چارچوب بود؟ من نمی توانم بگویم در این راستا بود، من می گویم اصلا ۲۰۳۰ را بخشنامه ندانید بلکه ۲۰۳۰ یک تفکر است. برای بسیاری سوال است که چرا دستگاه های مسئول و ناظر همانند مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی تا این اندازه باید ضعیف عمل کنند که کار به رهبری برسد؟ کاملا حرف درستی است. گلایه مندی باید باشد، هم از مجلس و هم از شورای عالی انقلاب فرهنگی باید گله کرد. می دانستند؟ قطعا می دانستند. بله. من که می دانستم، شهریور ماه سال قبل این کار انجام شد و من متوجه شدم و زنگ زدم و پیگیری کردم. در ماده ۶۳ برنامه ششم این را آورده ایم. در ماده ۶۳ برنامه ششم نگاه کنید نوشتیم وزارت آموزش و پرورش مکلف است فقط سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را اجرا کند و چیز دیگری را نمی تواند اجرا کند. من اسم نبردم ولی می دانستم. قانون برنامه ششم ۲۰۳۰ را منع کرده است. قانون می گوید این را اجرا نکنید. اجرا کردیم. تخلف است. الان سند تحول چه میزان اجرا شده است؟ ما مجتمع های آموزشی روستایی درست کردیم و برای همین تفکر سند تحول بنیادین بود که یکی یکی دارد تعطیل می شود، قلب سند تحول بنیادین دانشگاه فرهنگیان است. هر سال باید ۳۰ هزار دانشجو بگیرد تا بتواند معلمانی پرورش دهد که در نهایت مردم راضی باشند. یعنی بعد از ۱۵-۱۰ سال به جایی برسیم ...

ادامه مطلب  

واکنش معلمان به گروگانگیری اوراق امتحان نهایی  

درخواست حذف این مطلب
واکنش معلمان به گروگانگیری اوراق امتحان نهایی اجتماع > آموزش - علی اصغر محمدی:«گروگان» تعبیری است که سخنگوی دولت در واکنش به درخواست معلمان درخصوص پرداخت حق الزحمه امتحانات سال۹۵ به کار برد که واکنش های زیادی به دنبال داشت.حالا فرهنگیان متعجب از این پاسخ نوبخت خواستار عذرخواهی شده اند. ماجرا از این قرار است که معلمانی که سال95 در امر برگزاری امتحانات نهایی و تصحیح اوراق مشارکت داشته اند هنوز حق الزحمه خود را دریافت نکرده اند. این موضوع موجب شد تا انگیزه ای برای فعالیت در امتحانات نداشته باشند و حتی زمزمه های تأخیر در اعلام نتایج امتحانات به گوش برسد. همشهری در گزارشی تحت عنوان «بی میلی معلمان به تصحیح ورقه های امتحان نهایی» به این موضوع پرداخت که با واکنش وزیر آموزش و پرورش روبه رو شد. فخرالدین احمدی دانش آشتیانی وعده داد که تا پایان خرداد همه حق الزحمه معلمان پرداخت خواهد شد. انکار بی میلی معلمان به تصحیح اوراق امتحانات نهایی اما پایان ماجرا نبود و محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت این بار از موضع طلبکارانه وارد میدان شد و در این باره گفت: «ما هر سال بودجه آموزش و پرورش را 110درصد اختصاص می دهیم ولی باز هم امسال این وزارتخانه به دولت اعلام کرده اگر120میلیارد تومان ندهید، برگه های امتحانی را تصحیح نمی کنیم. همیشه گروگانی داریم که آموزش وپرورش با آن بودجه بیشتری دریافت کند».سخنان نوبخت افزون بر اینکه بازتاب فراوانی بین معلمان داشت، موجب شد تا سخنگوی کمیسیون آموزش مجلس نیز دست به قلم ببرد و چند نکته را به سخنگوی دولت متذکر شود. آنطور که خبرگزاری تسنیم نوشته در بخشی از نامه سیدحمایت میرزاده خطاب به نوبخت آمده است: «اصطلاح گروگانگیری را به کار بردید برای حقوق مسلم معلمان، در کنار صدها حقوق ضایع شده آنها... اولاً معلمان هیچ وقت گروگانگیری نکرده اند وگرنه شما و همکاران تان در آن جایگاه تشریف نداشتید. اجازه بفرمایید راحت تر عرض کنم، سازمان برنامه و بودجه به چه حقی حقوق معلمان را سال ها به تأخیر می اندازد که امروز شما با این ادبیات سخن می گویید؟ به چه حقی حق الزحمه نه چند میلیونی، نه چند صدهزارتومانی بلکه چند هزار تومانی معلمان را از خرداد سال قبل پرداخت نکرده است؟ به چه حقی حق تدریس معلمان را که در اصل حقوق است، نمی دهد؟ به چه حقی اضافه کار اکثر ادارات را کامل و برای آموزش و پرورش قطره چکانی ...

ادامه مطلب  

شجاعت خلاقیت و ایده پردازی از مشخصه های یک کارآفرین است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سرویس آموزش و پرورش پانا فخرالدین دانش آشتیانی عصر روز گذشته در دیدار صمیمانه با کارکنان دانشگاه شهید رجایی در سالن جلسات این دانشگاه با اشاره به ایام مبارک ماه رجب و ایام البیض ضمن ابراز امیدواری از خدمتگزاری شایسته مسئولان به نظام تعلیم و تربیت کشور گفت: در نظام ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » معلمان در انتظار ژنرال/وزارت «بطحایی» از دیدگاه موافقان و مخالفان  

درخواست حذف این مطلب
معلمان در انتظار ژنرال/وزارت «بطحایی» از دیدگاه موافقان و مخالفانreviewed by on aug 16rating: به گزارش ایران ویج به نقل از خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، جلسه بررسی صلاحیت وزیران پیشنهادی کابینه دوازدهم از دیروز با حضور رئیس جمهور و وزاری پیشنهادی دولت در مجلس شورای اسلامی در حال برگزاری است.در هفته های اخیر با معرفی «سید محمد بطحایی» به عنوان گزینه پیشنهادی وزارت آموزش وپرورش، بحث های موافقان و مخالفان وی از میان جامعه فرهنگیان به ویژه در فضای مجازی حسابی داغ بود.منتقدان که به عملکرد بطحایی در دوران حضورش به عنوان معاون توسعه مدیریت و پشتیبانی وزارت آموزش وپرورش ( در دوران حضور فانی) نقدها دارند، حضور او در وزارت آموزش وپرورش را بازگشت به عقب می دانند.به اذعان مخالفان بطحایی، او در مدت حضورش در وزارت آموزش وپرورش عملکرد موفقی نداشته و نتوانسته است در بحث بودجه این وزارتخانه گشایشی را ایجاد کند. کاهش دو هزار میلیارد تومانی سود صندوق ذخیره فرهنگیان،عدم توانایی گرفتن بدهی ۸۰۰ میلیارد تومانی دولت به صندوق و کاهش ۳۱ درصدی بند سایر بودجه از سایر نقدهای مخالفان به بطحایی است.* رئیس جمهور زمان کافی برای بررسی وزیر پیشنهادی آموزش وپرورش نگذاشته استنظرات تعدادی از مخالفان بطحایی بدین شرح است:جهانبخش محبی نیا عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس:جامعه فرهنگیان با انتخاب بطحایی به شوک فرورفته است و نگرانی هایی را در این رابطه دارند باید توجه داشت که آموزش وپرورش کلید توسعه کشور است و بزرگترین سرمایه گذاری ها باید در این وزارتخانه انجام شود.مشکل آموزش وپرورش فقط بودجه نیست، فردی که برای آموزش وپرورش معرفی می شود باید نفر دوم یا سوم کابینه دولت باشد. عملکرد آقای بطحایی در حوزه معاونت توسعه مدیریت و پشتیبانی و صندوق ذخیره فرهنگیان برجسته نبود و به نظر میرسد رئیس جمهور فرصت کافی برای بررسی وزیر پیشنهادی آموزش وپرورش نداشته و نگرانی های معلمان را لحاظ نکرده است.* برنامه بطحایی به معیشت معلمان توجهی نداردقاسم جاسمی نماینده کرمانشاه:شتابزدگی در اجرای سند تحول بنیادین که سند مادر برای سیاست گذاری و برنامه ریزی در آموزش وپرورش است را شاهد هستیم، در شرایطی که اجرای این سند نیازمند فراهم کردن زیرساخت های لازم است اما بدون توجه به آنها کار اجرای سند آغاز شده است.مشکلات معیشتی و منزلتی معلمان که از سختی و تبعیض رنج می برند و این مسائل بر عملکرد آنها تاثیر منفی داشته است و در برنامه وزیر پیشنهادی آموزش وپرورش به این موضوع توجهی نشده است.توجه به رفاه، معیشت و منزلت معلمان بسیار کمرنگ است و آنچه باعث ناکارآمدی این وزارتخانه شده عدم توجه به دغدغه های معلمان است. به دلیل سیاسی بازی ها، یک فرد با مدرک دکترا را که در فرمانداری کار می کرد بعد از تغییر دولت به آموزش وپرورش بازگرداند اما او را نه تنها به عنوان معلم ساده بلکه به عنوان انباردار در یکی از شهرهای اطراف به کار گرفتند، فضای سیاسی آموزش وپرورش را خفه کرده است.* باز هم رکود و روزمرگی در آموزش وپرورشنامی یک معلم:مشکلات معلمان مالی و معیشتی است و تنها انتخاب وزیر ملاک نیست و دولت باید از آموز و پرورش حمایت کند تا مشکلات کنترل شود و حتی اگر آقای نجفی هم انتخاب می شد بدون حمایت دولت و مجلس باز هم نمی توانست اوضاع آموزش و پرورش را تغییر دهد.گذران زندگی با حقوق اندک معلمان دشوار است اضافه کارها نیز در موعد مقرر پرداخت نمی شود و با فاصله چندین ماه به دستشان می رسد و حضور آقای بطحایی در رأس وزارت آموزش وپرورش نمی تواند تحول ایجاد کند و بازهم روزمرگی جریان خواهد داشت.* آموزش وپرورش یک ژنرال می خواهدمحسن بیگلری نماینده سقز و بانه:آموزش وپرورش ابرمرد و ژنرال میخواهد و آموزش و پرورش در بحرانی ترین زمان خود است آیا اقای بطحایی برای این وضعیت بحرانی برنامه ای دارد با این حالت بحرانی و شکافی که در آموزش وپرورش ایجاد شده است، وزیری نیاز داریم ک ...

ادامه مطلب  

جوانان دنبال انقلاب نیستند مطالبه گرند  

درخواست حذف این مطلب
جوانان دنبال انقلاب نیستند مطالبه گرند ایران > سیاست داخلی - دانیال ابوالحسن معمار:چشم هایتان را ببندید و تصور کنید. آنها خواب و خوراکی نداشتند که شب و روز برایشان معنایی داشته باشد. فقط حواس شان به حول و حوش ساعت 4و 5بعدازظهر بود که روزنامه های عصر از راه می رسیدند؛ کیهان و اطلاعات. رادیو و تلویزیون زیرنظر رژیم بود و خبری از انقلاب به دست مردم نمی داد، اینترنت هم که هنوز به دنیا نیامده بود، می ماند فقط روزنامه ها که آن روزها حکم کیمیا را داشت.جلوی دکه روزنامه فروشی، غلغله می شد. جوانان صف می کشیدند تا خبرهای داغ روزهای انقلاب را از دست ندهند. حالا چشمان تان را باز کنید و جوانان نسل امروز را ببینید؛ جوانانی که هر روز یک مطالبه جدید دارند؛ یک روز از فیلترینگ می گویند و روز دیگر از حجاب؛ گاهی از بیکاری می نالند و گاهی از مشکلات مسکن و ازدواج. یک روز به صورت جمعی فریاد می زنند و یک روز یک نفره ماجرای خیابان انقلاب را درست می کنند.دغدغه های این نسل با آن نسل انقلاب چقدر تفاوت کرده است؟ آنها چه می خواستند و اینها چه می خواهند؟ گذشت 4دهه باید باعث این همه تغییر می شده یا نه؟ اینها سوالاتی است که برای پاسخگویی به آنها روبه روی عباس عبدی و ناصر فکوهی، 2 تن از جامعه شناسان شناخته شده کشور نشستیم.مطالبات نسل جوان انقلاب با مطالبات نسل جوان امروز آنقدر متفاوت شده که شاید در برخی از موارد کاملا برعکس شده باشد، شما اولا چقدر معتقد به این تغییر هستید و در ضمن فکر می کنید چرا طی حدود 4دهه این اتفاق افتاده است؟فکوهی: ابتدا باید دقیقا بدانیم که کدام نسل را با کدام نسل مقایسه می کنیم. فرض کنید کسانی را که امروز در رده سنی 20 تا 35سال هستند با کسانی که در سال57 در این رده سنی بودند، مقایسه می کنیم. در اینجا دو مسئله وجود دارد که می توان درباره آنها صحبت و آنها را باز کرد. یکی اینکه گروه های مورد استناد ما، در 2 شرایط درونی و بیرونی متفاوت بوده و هستند.جوانان زمان انقلاب در دوره ای می زیستند که 10سال تزریق گسترده سرمایه های نفتی به ایران صورت گرفته بود. موقعیتی که ایران در زمان شروع انقلاب داشت، موقعیتی بود که در آن زمان مقدار زیادی سرمایه به جامعه تزریق شده و بسیاری از اقشار پایین درآمدشان بالا رفته بود و خیلی از کسانی که تا آن زمان به خارج از کشور نرفته بودند، می توانستند به اروپا سفر کنند ولی در عین حال، اختلاف طبقاتی بسیار زیادی ایجاد شده بود.این بالا رفتن ناگهانی ثروت، افزایش اختلاف طبقاتی و تشدید تضادهای انفجارانگیز البته در بسیاری از انقلاب های بزرگ اجتماعی دیده می شود. بنابراین ، این مسئله نبود که وضعیت کل جامعه وضعیت اسفباری از لحاظ فقر و ناتوانی مالی و نداری باشد، ولو آنکه محرومیت ها نیز در بسیاری از نقاط کشور بسیار شدید بود بلکه نسبت به قبل، سرمایه بیشتری وارد جامعه شده و در گردش بود ولی ما با یک توزیع بسیار نامطلوب و در پی آن شیوه های مصرف نامطلوب تر از لحاظ فرهنگی و اجتماعی سروکار داشتیم که بسیار تنش زا بودند.در آن دوره از نظر بیرونی نیز یک موقعیت جهانی وجود داشت .تقریبا همه جا ما با یک گرایش اتوپیایی-انقلابی برای ایجاد موقعیت های بهتر در روندهای کوتاه و رادیکال که «انقلاب» فرض می شد روبه رو بودیم. اواخر دهه 70میلادی راه حل های انقلابی به عنوان یک راه حل جذاب مطرح بود. بنابراین می شود گفت که نسل جوان آن موقع خیلی ایدئالیست بودند- من و آقای عبدی هم سن و سال هستیم و متولد 35- خود ما خیلی ایدئالیست و اتوپیایی بودیم.البته این اتوپیایی دیدن جهان و ایدئالیست بودن صرفا در ایران مسئله نبود بلکه اکثر جوانان و حتی گاه افرادی از سنین متوسط و بالا مثلا روشنفکران جاافتاده و باتجربه نیز در جهان بودند که همینطور فکر می کردند و جز اندکی از افراد که آنها نیز مخالفتشان با اتوپیا بیشتر از آنکه از سر عقلانیت باشد از سر منافع بود کسی تصور دیگری نداشت جز تعداد انگشت شماری از متفکران، همه این تصور را داشتند. البته دقت داشته باشیم که اتوپیایی بودن لزوما با رادیکال بودن یکی نبوده و نیست.یعنی می توان پنداشت همه چیز را می توان و باید در روندی سریع و انقلابی عوض کرد اما بر سر راه و روش، اختلاف داشت و باور به اعمال روش های اصلاح طلبانه یا تندروانه داشت که باز در آن زمان باور به تندروی بسیار بیشتر از باور به اصلاحات انقلابی بود چیزی که ما بعد از انقلاب هم دیدیم تعداد زیادی از کسانی که از خارج از کشور به ایران برگشتند و بعضا شاید با این نظام مخالف بودند ولی این اتوپیا در آنها وجود داشت که با اینکه مخالف هستیم، اما ما می توانیم برویم و بسازیم.من در درجه اول معتقدم آن اتوپیای انقلابی امروز تا حد زیادی در دنیا و در ایران از بین رفته است. واقع بینی در جوانان این دوره خیلی بیشتر شده است و شاید بتوانم بگویم محافظه کاری و فردگرایی سودجویانه در نسل جوان و میانسال امروز همزمان با ناامیدی از آنچه تصور می کردند به دست می آوردند بالا رفته است و بی آنکه از میان رفته باشد بسیار تعدیل شده است.اما همچنان آن اختلاف طبقاتی که در انقلاب تأثیرگذار بود، وجود دارد و شاید شکاف بیشتر هم شده باشد، اینطور نیست؟فکوهی:باز در مقایسه نسل ها باید بگویم نسلی که ما الان داریم می بینیم، هم از درون یک تزریق سرمایه نفتی بیرون آمده به خصوص در دوره آقای احمدی نژاد که بیش از 800میلیارد دلار سرمایه تزریق شد و شکل این تزریق و ورود سرمایه به سیستم نیز بسیار بدتر بود و بسیاری از مردم را به زندگی وابسته به دولت عادت داد و بسیاری دیگر را به خودنمایی و اشرافی گری.شاید بتوان گفت در دوره پیشین، ما هسته یا هسته های اقلیتی را داشتیم که سرمایه های اصلی را جذب می کردند و بعد طبقه متوسط نسبتا بزرگی وجود داشت که توزیع سرمایه در آن انجام می شد و کم و بیش مردم از وضع خودشان راضی بودند، طبقه پایین جامعه نیز هر چند بسیار محروم بود اما از حداقل های زیادی برخوردار بود اما همه از بالا تا پایین به دلایل مختلف از اختلاف طبقاتی و از تبعیض ناراضی بودند. اتفاقی که در دوره آقای احمدی نژاد افتاد، این بود که آن هسته فاسد بسیار گسترش پیدا کرد؛ هم به صورت افقی در سراسر کشور و در پهنه جغرافیایی هم به صورت عمودی تا سطح مشاغل پایین؛به خصوص با از بین بردن سازمان برنامه و بودجه.در نتیجه فساد، به نوعی«دمکراتیزه» و «درونی» شد. دمکراتیزه شدن فساد، طبقه متوسط یا به اصطلاح طبقه ای را که معمولا در جامعه عامل ثبات است به شدت زیر ضربه و فشار قرار داد. آن اختلاف طبقاتی هم با همان شدت افزایش پیدا کرد که این ضریب شورش را افزایش داد و دائما می دهد (دقت دارید که شورش با انقلاب متفاوت است و لزوما هدف مشخصی را دنبال نمی کند و سازمان یافته هم نیست اما خطرش گاه از انقلاب بیشتر است).یعنی ما از یک طرف حداقل ها را تأمین نمی کنیم و از طرف دیگر طبقه متوسط یا وجود ندارد یا به شدت زیر فشار قرار دارد. یک فشار هم که الان وجود دارد و باز در زمان شاه وجود نداشت، فشار روی سبک زندگی. تا جایی که من به خاطر دارم در دوره پیش از انقلاب، کسی به سبک زندگی افراد تا حد زیادی کاری نداشت.تبعیض هایی از لحاظ سبک زندگی مثلا برای ورود به برخی از اماکن وجود داشت اما گسترش و عمومیت در سطح فضای عمومی مثلا شهری را نداشتیم.این سبک زندگی جوانان و اصلاح آن، اتفاقا موضوعی است که امروز خیلی هم به طور جد دنبال می شود.فکوهی: بله. به نظرم همه این عواملی که گفتم پتانسیل های رادیکالی را در جوانان امروز ایجاد می کند. بنابراین از یک طرف در واقع ما می توانیم بگوییم که آن شاخص هایی که به صورت ذهنی منظورم تئوریک و اتوپیایی است و ممکن است شورش و انقلاب را به عنوان راه حل توجیه کنند و به آن دامن بزنند امروزه خیلی کمتر مورد باور هستند اما از طرف دیگر شاخص های عینی که باعث شورش می شود حتی اگر شما به شورش اعتقاد نظری نداشته باشید خیلی بیشتر شده است.اگر به هر موجودی بیش از یک حدی فشار وارد شود، عقلانیتش را از دست می دهد و سیستم های بیولوژیک بر سیستم های عقلانی اش غالب می شوند. این اتفاقی است که به نظر من دارد برای نسل جوان امروز می افتد. به نظر من، مسئولیت این امر نیز در درجه اول با کسانی است که دارند این نسل را به سمت شورش می برند و راهی برایش باقی نمی گذارند.کسی که نه می تواند مهاجرت کند، نه می تواند کار داشته باشد، نه می تواند ازدواج کند، نه می تواند رابطه سالم با خانواده اش داشته باشد، نه اصلا می تواند سرگرمی ای داشته باشد و نه می تواند آنطور که می خواهد زندگی کند، چه باید بکند؟ ادوارد هال در کتاب «بعد پنهان» تمثیلی دارد که به آن مثال شیر و مربی سیرک می گوید.مربی چون شلاق دستش است، حرکات شیر را کنترل می کند بنابراین با شلاق می تواند شیر را وادار به قرار گرفتن در فواصل مختلفی نسبت به خودش کند، مثلا بچسبد به دیواره قفس، بنابراین حرکتی که بین شیر و مربی شیر وجود دارد این است که شیر از مربی دور می شود و بنا بر فرمان او جابه جا می شود. این تا زمانی عمل می کند که شیر ببیند جایی برای فاصله گرفتن هست اما وقتی ببیند جایی برای رفتن نیست شیر به طرف مربی برمی گردد و به او نزدیک شده و تهدیدش می کند و شلاق دیگر اثری ندارد.این بحثی است که در مورد فاصله می کنیم، این فاصله(که حال می توانید در اینجا تعبیرش کنید به آرامش مدنی و اطاعت از نظم) تا جایی قابل کنترل است که خود شما طرف را به سمت غیرقابل کنترل بودن نبرید و اگر به سمت غیرقابل کنترل بردید، شیر برمی گردد به طرف مربی و خشونت نشان می دهد. ما الان داریم با جامعه و جوان هایمان چنین رفتاری می کنیم. درضمن صبر جوان ها الان خیلی بیشتر از آن دوره است. یعنی چنین فشارهایی اگر در آن دوره به وجود می آمد خیلی زودتر از آن انقلاب می شد و الان با وجود این فشارهایی که روی جوان هاست رفتارهایشان به نظر من کمابیش عقلانی است.خب آقای عبدی شما هم فکر می کنید با وجود اینکه فشار روی جوانان امروز بیشتر شده، عقلانیت و صبر آنها هم افزایش یافته است؟عبدی: در مورد این مثالی که آقای دکتر فکوهی زدند، من یادداشتی به نام «خستگی اجتماعی» نوشته ام. در این یادداشت برای توضیح خستگی اجتماعی از یک مفهوم فیزیکی استفاده کرده ام. در فیزیک و مکانیک ما بحثی به نام ضریب خستگی داریم. ضریب خستگی یعنی اینکه یک شیء که می تواند شیشه، آهن، چوب یا هر چیز دیگری باشد و به ظاهر در شرایط بسیار عادی قرار دارد اما شما می بینید که یکدفعه این شیء شکسته یا کج می شود، بدون اینکه فشار جدیدی به آن وارد شود، این به دلیل خستگی است. فکوهی: مثل آن قطره آبی که می گویند لیوان را سرریز می کند....عبدی: بله. دقیقا. یک قطره آخر است که آن را سرریز می کند. این تنش را محاسبه می کنند، برای بناهای مهم، می گویند که نباید زیاد از حد به آن تنش وارد شود، چون یک جایی مقاومت آن را می شکند. شما بدون اینکه هیچ فشار بیرونی خاصی را شاهد باشید متوجه می شوید که آن خراب شد. در جامعه هم همینطور است. جامعه ما الان به وضعیت خستگی اجتماعی رسیده و کاملا درست است که جوانان صبرشان بیشتر شده است که این خستگی را هنوز تحمل می کنند.شاید یکی از دلایل اصلی آن این است که طبقات بالاتر از جوان ها، یعنی مسن تر، کنشگرتر و فعال تر هستند و تجربیات خاص خودشان را دارند؛ پدیده ای که در زمان شاه وجود نداشت. در زمان انقلاب، شاه با یک طبقه کاملا جوان مواجه بود درحالی که طبقات میانی را کنار زده بود. الان طبقات میانی اینطور نیست و آنها حضور دارند و فعال هستند و می توانند برخورد کنند، قانع کنند و خیلی کارهای دیگر که می توانند انجام دهند و در گذشته چنین نبود. در نتیجه این وضعیت تنش آلود را نسبت به عوارض احتمالی تغییرات ناگهانی آن قابل تحمل تر تصور می کنند.به نظرتان طبیعی است که در گذر 40سال، مطالبات جوانان اینقدر تغییر کند؟عبدی: به نظرم از یک نظر هیچ تفاوتی نکرده اند. رژیم گذشته تأکید می کرد بر بی حجابی و مخالفت با حجاب، ولی نتیجه این شد که حتی نیروهای کمونیست هم با حجاب همدلی داشتند با اینکه مبتنی بر عقایدشان نبود. البته جوان آن روز درواقع بیش از آنکه دنبال حجاب باشد دنبال یک مبارزه سیاسی و دنبال تضمین اختیار آزادی خودش بود.آنها یک چیز را می خواستند و اینها یک چیز دیگر را؛ ولی هر دو در پی تحقق خواست خودشان بودند و این خواست هم دربرابر چیزی بود که از آنها منع شده بود. ببینید در قاعده روانشناسی هم هست که مردم به آنچه منع می شوند حریص هستند. حالا یک زمانی از حجاب منع می شدند به آن حریص بودند و امروز از بی حجابی منع می شوند که ممکن است حریص شوند.بنابراین در هر دو مشترک هستند، چون مواجهه با منع است. مصداقش این است که یک نفر برای زنده بودن مبارزه می کند تا غذا گیرش بیاید و بخورد و دیگری مبارزه می کند برای زنده بودن که مثلا آب به دست بیاورد و بخورد. این نیست که این غذا با آب فرق دارد، هر دوی آنها برای زندگی مبارزه می کنند، برای دفاع از اختیار و عدم دخالت در زندگی خودشان؛ بنابراین از این نظر مشترک هستند.پس شما تفاوتی میان جوان امروز با جوان انقلابی 40 سال قبل نمی بینید، هر دو در حال مبارزه هستند؟عبدی: البته تفاوت نسل امروز با نسل ما، یعنی جوان 20ساله امروزی با من که زمان انقلاب 22ساله بودم، بسیار زیاد است. ولی معنای این تفاوت ها این نیست که باید یکسان می بودند و حالا بپرسیم که چرا نیستند. همچنان که من هم با پدرم تفاوت داشتم. پدران ما هم با پدرانشان تفاوت های بسیار زیادی داشتند.جامعه در حال تحول است. شاید ارزش ها خیلی فرق نداشته باشد، اما سلسله مراتب ارزشی فرق می کند. به این معنی که مثلا در یک مقطع می بینید که ارزش مهم عدالت و برابری است، اما کسی که طرفدار عدالت و برابری است معنایش این نیست که طرفدار آزادی نیست. آزادی در سلسله دوم رتبه بندی اش قرار می گیرد، اما در یک مقطع دیگر می بینید که این دو جابه جا می شوند، اینطور نیست که یکی را قربانی دیگری می کند.این یعنی اولویت ها میان جوانان انقلاب و نسل امروز عوض شده است، اینطور نیست؟عبدی: بله. این سلسله مراتب ارزشی مسئله خیلی مهمی است. نکته دیگر تفاوت هایی است که در دنیا رخ داده است. زمان ما اگر اتفاقی مثلا در دانشگاه تهران رخ می داد، چندین ماه طول می کشید که خبرش به دانشگاه پلی تکنیک برسد. آن هم به صورت پنهانی و از روی بیانیه هایی که در کنار دیوارها می ریختند و شما باید آنجا می نشستید و می خواندید، مطلع می شدید و اگر ساواک این نشریه را در دست شما می دید چند سال زندان روی شاخش بود.ولی امروز فرماندار گلپایگان، وقتی مرتکب رفتاری در اتاقش می شود، قبل از تمام شدن جلسه، احتمالا خانواده اش تماس گرفته اند که چه اتفاقی در جلسه افتاده؟ این تحول رسانه ای فوق العاده مهم است. آن موقع اصلا در مخیله ما نمی گنجید که بتوانیم یک مطلب یا مسئله ای را بنشینیم و بنویسیم و آزاد یک دکمه را فشار دهیم و همه دنیا آن را بخوانند. این تغییرات موجب شده که فضا در همه دنیا تغییر کند. کسی که در اروپا زندگی می کند، با آب و هوای آنجا،با کسی که در صحرای آفریقا زندگی می کند، اولویت هایش کلا متفاوت است. به نظر من تغییراتی که برای ما به وجود آمده در این سال ها، به اندازه همین میزان مقایسه ای است که بین صحرای آفریقا می توانیم داشته باشیم با قاره سبز اروپا. الان ما با تعجب می گوییم این همه تفاوت بین این نسل ها هست و من باید با تعجب بیشتری بگویم که اگر این همه تفاوت نباشد جای تعجب دارد.و سبک زندگی جوانان انقلاب و جوانان امروز هم به همین اندازه متفاوت شده که از نظر شما اگر تغییر نمی کرد جای تعجب داشت.عبدی: بله. سبک زندگی کاملا فرق کرده و به نظر من اکنون فضای انقلابی مطلقا وجود ندارد. فضای انقلابی شرایط خاصی دارد و فضایی است بسیار دگرخواهانه. چیزی که مرحوم شریعتی از آن به «نهضت» تعبیر می کند که البته من با اصل آن موافق ولی با نتیجه ای که در ضرورت تداوم آن می گیرد مخالفم. از نظر مرحوم شریعتی فضای نهضت با نهاد کلا فرق دارد. فضای نهضتی یک فضای دگرخواهانه است و شما می توانید با حداقل امکانات زندگی کنید،نه تنها می توانید بلکه رغبت هم دارید که با اقل امکانات زندگی کنید، اما به نظر بنده نهضت همیشه یک امر موقتی است و باید تبدیل به نهاد شود. اگر قرار باشد که نهضت همیشه ادامه داشته باشد که دیگر نهضت نیست، چیز دیگری است. به نظر من جوان اول انقلاب، یک جوان کاملا انقلابی، ایثارگر، دگرخواه و غیروابسته به مادیات بود و این چیزها برایش اهمیتی نداشت ولی آن یک امر کاملا موقتی بود که می توانست برای یک سال، 2 سال، 3 سال، 4سال ادامه پیدا کند، بعد جامعه خسته می شود.یک مدتی جنگ است و همه شور و نشاط دارند و بعد از آن تمام می شود. بنابراین به ناچار باید به نهاد تبدیل می شد، اما این اتفاق نیفتاد. مشکل ساختار ما هم همین است که می خواهد نهضت را ادامه دهد اما ابزار و زمینه های آن را ندارد. جوان در دوره ما یا با انقلاب ارتباط برقرار کرد یا با جنگ. جنگ عرصه ای بود برای ارتباط برقرار کردن با فضای نهضتی. ولی بعد از جنگ و سال 68 ما اصلا چنین فضایی را نداریم.بعد از آن به شکل صوری کوشش می کنند که جوان را با مفهوم نهضتی ارتباط دهند که این اصلا امکان پذیر نیست زیرا مابه ازای عینی نداشت. مفاهیم نهضت را سر کلاس منتقل نمی کنند، در میدان عمل است که افراد در این مسیر قرار می گیرند. بعد از پذیرش قطعنامه باید تبدیل شدن به نهاد به طور جدی ولی نه نصفه و نیمه انجام می شد ولی در این دوره و بعد از 68 ، دوره سازندگی ...

ادامه مطلب  

روح سند ۲۰۳۰ همچنان در آموزش و پرورش جولان می دهد/ حذف معلم قرآن از مدارس ابتدایی با انگیزه فرهنگی یا اقتصادی ؟!  

درخواست حذف این مطلب
حال اما در شرایطی که هنوز ترکش های تصویب و اجرای سند ۲۰۳۰ یونسکو از ذهن ها پاک نشده است، مسئولان آموزش و پرورش در دولت دوازدهم دست به اقدام جنجالی دیگری زده اند و با حذف معلمان قرآن در مقطع ابتدایی، آموزش قرآن را از معلمان تخصصی مربوطه گرفته و به معلمان هر کلاس واگذار کرده اند.نقشه راه سند تحول بنیادین درباره آموزش قرآن سند تحول بنیادین، آذرماه سال ۱۳۹۰ در هشت فصل مختلف به تایید رئیس جمهور رسید و به عنوان نقشه راه وزارت آموزش و پرورش برای دستیابی به اهداف تعلیم و تربیت در افق ۱۴۰۴تبیین شد. در بند اول از فصل هشتم این سند که به تببین اهداف عملیاتی و راه کارها پرداخته شده است، در مورد فعالیت های قرآنی در مدارس آمده است: «تقویت انس با قرآن در دانش آموزان و توسعه فرهنگ و سواد قرآنی با اصلاح برنامه ها و توانمند سازی معلمان در راستای تقویت مهارت روخوانی و روان خوانی در دوره ی ابتدایی، آشنایی با مفاهیم کلیدی قرآن در دوره متوسطه اول و آموزش معارف قرانی در متوسطه دوم بر اساس منشور توسعه فرهنگ قرآنی»بر اساس این سند، آموزش و پرورش وظیفه برنامه ریزی و مهندسی آموزش عمومی قرآن کشور را بر عهده دارد و نکته حائز اهمیت در این سند قانونی تاکید بر انجام گرفتن تمامی فعالیت های قرآنی کشور مبتنی بر سیاست ها و برنامه های آموزش و پرورش است. به نحویکه در یکی از بندهای آن آمده است، تمامی فعالیت های قرآنی کشور که توسط نهادها، ارگان ها و سازمان های دولتی و مؤسسات قرآنی مردمی در حوزه آموزش عمومی قرآن کشور انجام می گیرد- مانند آموزش روخوانی و روان خوانی و … – باید از سیاست ها و برنامه های آموزش و پرورش تبعیت کند.با اینکه آموزش و پرورش به عنوان متولی و سیاست گذار آموزش قرآن در کشور تعیین شده است اما تصمیم اخیر این وزارتخانه برای حذف آموزش قرآن توسط مربیان پرورشی و حذف مربیان متخصص از آموزش قرآن خود فاصله زیادی با اصول سند تحول بنیادین دارد.حذف معلم قرآن از مقطع ابتداییچند روز قبل، معاون پرورشی و فرهنگی وزیر آموزش و پرورش، در اتفاقی مهم و قابل تامل از حذف معلمان پرورشی برای آموزش قرآن در مقطع ابتدایی خبر داد. مهدی فیض با تاکید بر اینکه از سال تحصیلی جاری برای مدارس دوره ابتدایی، معلم مجزا که درس قرآن را تدریس کند بکار گرفته نخواهد شد، وظیفه تدریس قرآن در مدارس ابتدایی را از وظایف معلم هر کلاس دانسته و تاکید کرده بود که وظیفه آموزش قرآن در مقطع ابتدایی به عهده معلم هر کلاس است!فیض ادامه داد: بهره بردار معلمان قرآنی در دوره ابتدایی، معاونت آموزش ابتدایی است .وی با بیان اینکه اکنون آموزش قرآن در کلاس درس برعهده معلمان قرار داده شده است و نیازی به استخدام معلم قرآن برای مدارس نیست، با تفسیری قابل تامل گفته بود: با این شیوه آمار معلمان قرآنی به تعداد معلمان مدارس ابتدایی خواهد بود.فرشیدی: حذف معلم قرآن از مقطع ابتدایی باسند تحول بنیادین در تضاد استدر همین زمینه دکتر محمود فرشیدی وزیر پیشین آموزش و پرورش در گفتگو با مشرق، حذف معلمان پرورشی از آموزش قرآن در مقطع ابتدایی را ظلمی آشکار به آینده قرآنی کشور دانست و گفت:چنین تصمیمی اگر به منظور کاهش بار مالی آموزش و پرورش و شانه خالی کردن از زیر بار استخدام معلمان قرآنی صورت گرفته باشد، کاملا غیر منطقی و مخالف اصول آموزش و پرورش است.وی ...

ادامه مطلب  

گاما؛ یک مدرسه آنلاین  

درخواست حذف این مطلب
کاربرد اینترنت در بخش آموزش کاربردی انکار ناپذیر است و منجر می شود که معلمان و دانش آموزان خارج از محیط مدرسه نیز با هم در ارتباط باشند. همچنین معلمان از هر نقطه جغرافیایی می توانند دانش و مهارت های خود را با دیگر معلمان از این طریق به اشتراک بگذارند.رامین نادری ۳۶ساله مبتکر استارت آپی به نشانی gama.ir است که در آن در تلاش است که قدمی در امر آموزش بهتر دانش آموزان بردارد. رامین متولد شهرستان سمیرم از توابع اصفهان است و فوق لیسانس خود را در رشته برق از دانشگاه تهران گرفته است. او به عنوان هیات علمی پژوهشی مشغول به کار بود ولی کار پژوهشی علی رغم اینکه کار متنوعی بود، او را ارضا نمی کرد. او در زمینه آموزش دغدغه داشت و دوست داشت کاری در این زمینه انجام دهد. تا اینکه در سال ۹۳ تصمیم می گیرد ایده خود را عملی کند و استارت آپ گاما را راه اندازی می کند. در گاما چه خدمات آموزشی ارائه می دهید؟گاما به طور کلی یک بستر محتوا محور است که این محتوا توسط کاربران تولید می شود. محتوایی که در گاما به مخاطبان ارائه می شود، انواع مختلفی دارد. نوع اول آن مربوط به نمونه سوالات است که در این بخش نمونه سوالاتی که توسط معلمان در مقاطع مختلف تحصیلی از ابتدایی تا دبیرستان طرح شده است، در آن بارگذاری می شود. نوع دیگر محتوا از نوع فیلم و پاورپوینت است که بیشتر جنبه آموزشی دارد. در واقع گاما را می توان یک رسانه کمک آموزشی و ارزشیابی برای مقاطع مختلف تحصیلی تعریف کرد. محتوای آموزشی بیشتر در مورد چه مباحثی است؟محتوای آموزشی براساس مباحث درسی تحصیلی است که آن نیز توسط معلمان طراحی و بارگذاری می شود. بخش نمونه سوالات در گاما بسیار کامل تر از بخش محتوای آموزشی است و دلیل آن نیز این است که معلمان در این بخش بیشتر محتوا تولید کرده اند و اکثرا تولید محتوا در قالب پاورپوینت و فیلم آموزشی برایشان دشوار است و در این زمینه مهارت ندارند. ما در این بخش تلاش کرده ایم خودمان نیز محتوا تولید کنیم تا این کمبودها جبران شود. شما گفتید که گاما یک رسانه آموزشی و ارزشیابی است، در بخش ارزشیابی چه خدماتی ارائه می دهید؟بخش ارزشیابی از طریق آزمون آنلاین انجام می شود به این صورت که از همه درس ها و از همه مقاطع در گاما ما آزمون طراحی کرده ایم که دانش آموزان می توانند از منزل به صورت آنلاین در آزمون ها شرکت کنند و کارنامه آزمون پس از تصحیح برای کاربر صادر می شود. این کارنامه ها در پروفایل افراد ثبت می شود و می توانند به آن دسترسی داشته باشند. آزمون های آنلاین را خودتان طراحی می کنید؟ما از منابعی که معلمان در اختیارمان می گذارند، استفاده می کنیم ولی با توجه به اینکه طراحی آزمون آنلاین نیازمند رعایت استانداردهایی است، خودمان آزمون ها را طراحی می کنیم. فرآیند استفاده از خدمات گاما توسط کاربران چگونه است؟در گاما چهار سطح کاربری تعریف شده است؛ سطح کاربری دانش آموزی، سطح کاربری معلمان، سطح کاربری داوران و سطح کاربری مدیران مدرسه که هر کدام پنل مخصوص خود را دارند. تولید محتوا فقط توسط معلمان قابل بارگذاری است و بقیه کاربران می توانند از آن استفاده کنند. داوران از بین معلمان فعال ...

ادامه مطلب  

دردسرهای دوران تحصیل برای معلمان - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، لایحه اصلاح و دائمی شدن قانون مدیریت خدمات کشوری جهت طی تشریفات قانونی از سوی رئیس جمهور به مجلس ارائه شده و در بند 51 در اصلاح ماده 105 تبصره 2 این موضوع آمده است "دوران تحصیل که به صورت تعهد خدمت قبل از استخدام یا حین خدمت در اوقات اداری در مقاطع رسمی آموزشی یا معادل توسط کارمندان طی شده یا می شود جزو سابقه خدمت برای بازنشستگی منظور نمی شود. حکم مندرج در قانون متعهدین خدمت به وزارت آموزش و پرورش(مصوب 1369) از این جهت فاقد اعتبار است."هر چند که مسئولان وزارت آموزش وپرورش اعلام کرده اند، «این مسئله در لایحه اصلاح و دائمی شدن قانون مدیریت خدمات کشوری مطرح شده است و این لایحه برای اجرا باید توسط مجلس بررسی و تصویب و پس از آن به تأیید شورای نگهبان برسد تا به قانون تبدیل شود و با توجه به تجربه ما بعید است که حتی در صورت تصویب این موضوع به گذشته تسری یابد و تمام فرهنگیان را مشمول شود.» اما دانشجو معلمان نسبت به این مسئله ابراز نگرانی می کنند و این مسئله را در نامه های مختلف به وزیر آموزش وپرورش بازگو کرده اند.در همین رابطه، ابراهیم سحرخیز در گفت وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم درباره حذف دوران تحصیل از سنوات خدمت و تاثیر آن در دانشگاه فرهنگیان اظهار کرد: این مسئله به منزله از انتفاع افتادن دانشگاه فرهنگیان است اگر بخواهیم جاذبه شغلی برای جذب و نگهداشت معلمان ایجاد کنیم باید آموزش قبل از ورود به معلمی و آموزش حین خدمت را که باعث به روز شدن و ارتقای صلاحیتهای حرفه ای آنها می شود را طوری طراحی کنیم که انگیزش شغلی در آنها ایجاد کند.وی افزود: در دانشگاه های افسری نیز رویه به این شکل است و مدتی که افراد در دانشگاه افسری تحصیل می کنند جزو سنوات خدمت لحاظ می شود مسئولان می گویند اگر این قانون تصویب شود عطف ما سبق نمی شود اما آیا کسی که هم اکنون در حین خدمت است این قانون به او تسری می یابد یا خیر که این موضوع قابل بحث است.معاون سابق وزارت آموزش و پرورش گفت: هم اکنون در ایران چه جاذبه ای برای ورود به شغل معلمی وجود دارد تا بتوان بهترین افراد را جذب این حرفه کرد؟ آیا حقوق بالایی پرداخت می شود یا محل خدمت این افراد جاذبه های بالایی دارد؟ بیشتر معلمان در سالهای اول خدمت در مناطق محروم و مدارس پرجمعیت فعالیت می کنند.سحرخیز ادامه داد: برای یک ساعت تدریس معلم باید چند ساعت مطالعه داشته باشد و این کج سلیقگی است که قانونی را تصویب کنیم تا ایام تحصیل دانشجو معلمان که تا کنون اهرم انگیزشی برای ورود به این شغل بوده است و بسیاری از جوانان به امید اینکه 4 سال تحصیل جزو سنوات خدمت محسوب شود جذب دانشگاه فرهنگیان می شوند و این مسئله تنها تفاوت این دانشگاه با سایر دانشگاه هاست، را خذف کنیم و اگر بخواهیم به بهانه افزایش سن بازنشستگی و حل مشکل صندوق بازنشستگی کشور این مسئله را حذف کنیم تبعاتی را به همراه دارد.وی افزود: نگاه سازمان مدیریت و برنامه ریزی به اینکه اغلب صرفه جویی ها را در بالا بردن ...

ادامه مطلب  

معلمان و مربیان پرورشی افسران نظام اسلامی هستند  

درخواست حذف این مطلب
چتروز:گروه اجتماعی - مدیر آموزش و پرورش منوجان با بیان اینکه معلمان، مدیران و مربیان پرورشی افسران این نظام اسلامی هستند، گفت: آموزش و پرورش دستگاهی بزرگ است که در هر شرایطی قرار بگیرد باید تربیت دانش آموزان را به درستی انجام دهد.به گزارش ایکنا از کرمان، ابراهیم چتروز، مدیر آموزش و پرورش منوجان دیروز دوشنبه، 14 اسفند در برگزاری مراسم سالروز تأسیس نهاد مقدس امور تربیتی گفت: بنیانگذار انقلاب اسلامی و شهدایی مانند شهید رجایی و باهنر بنیانگذاران امور تربیتی در آموزش و پرورش بودند که ما باید از آن ها الگوبرداری کنیم.وی با بیان اینکه معلمان، مدیران و مربیان پرورشی افسران این نظام اسلامی هستند، افزود: آموزش و پرورش دستگاهی بزرگ است که در هر شرایطی قرار بگیرد باید تربیت دانش آموزان را به درستی انجام دهد.چتروز بیان کرد: پتانسیل بالقوه و بالفعل تربیت دانش آموزان بر عهده معلمان و مدیران است و از آنجایی که خطرات آسیب های اجتماعی به سنین پایین نسل ما رسیده در این میان معلمان ما باید خودشان را بروز کنند چراکه عقب ماندن از علم روز دنیا خطرات سنگینی به دانش آموزان در این سن وارد می کند.مدیر ...

ادامه مطلب