قربانزاده: حضور رییسی، به روحانی در تغییر زمین بازی کمک کرد/ خانجانی: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برد  

درخواست حذف این مطلب
نشست تحلیل تکنیک های کمپین های انتخابات ریاست جمهوری، با حضور جهانبخش خانجانی و حسین قربان زاده از چهره های موثر کمپین های روحانی و قالیباف برگزار شد. به گزارش ایلنا، در ابتدای این نشست که به همت گروه سیاست نظری انجمن اندیشه و قلم و با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، مجری با اشاره به رایزنی با اعضای ارشد ستاد حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی، تاکید کرد: مطلوب ما این بود که در این جلسه نمایندگان هر سه نامزد حضور یابند و تا دو سه روز قبل، قرار بود عضو ستاد آقای رئیسی هم حاضر شوند که نیامدند.او هدف از این نشست را واکاوی علمی دستاورد ها و هزینه های انتخابات برای جامعه دانست.*کار عملیاتی کمپین روحانی از اسفند۹۵ شکل گرفتجهانبخش خانجانی، مدیر ستاد خبری دکتر حسن روحانی در ایام انتخابات، با بیان اینکه این بحث ها اکنون نه برای عامه مردم بلکه به صورت تخصصی برای سیاسیون و فعالان رسانه است، گفت: در دنیا تجارت برند ها و علم برندینگ تبدیل به حوزه ای شده که اندیشمندانی و شرکت های بزرگی در نظام ارزش آفرینی برند فعالیت می کنند. برخی می گویند صحبت کردن از برند و کمپین سیاسی، تنزل جایگاه سیاست و رقابت سیاسی است، اما تصور من برخلاف این عقیده است، باید از استفاده کنندگان کمپین ها سپاس گزاری کرد چرا که امروزه، کمپین در دنیا به موضوع علمی تبدیل شده است.او افزود: با توجه به رشد فزاینده رسانه های مختلف خصوصا در فضای مجازی، این حوزه رشد فزاینده ای داشته است و طبیعتا جریان های سیاسی کوشیده اند که از این علم بهره برداری کنند. این مفهوم به توسعه سیاسی در کشور و ابزارهای آن مربوط می شود. واقعیت این است که ما از مفاهیم توسعه آگاهی نداریم.خانجانی در تحلیل ساختار کمپین انتخاباتی دکتر روحانی و نحوه تولید پیام ها در ستاد اوگفت: در ستاد دکتر روحانی برخلاف برخی کاندیدا ها که از سال ها قبل کتابی برای کمپین خود طراحی کردند، یک کمپین منسجم از ماه ها قبل شکل نگرفت. کمپین انتخاباتی روحانی، زمان آغاز دقیقی نداشت اما کار عملیاتی را از اسفند۹۵ که ستاد شکل گرفت، آغاز کردیم.او ادامه داد: هرچند کارستادی صرفا در دو سه ماه پایانی انجام شد اما فعالین ستادی به واسطه پیشینه خود توانستند مراحل کمپین انتخاباتی را پس از شکل گیری ستاد به سرعت پیاده کنند. البته از مدت ها قبل، احزاب و جریانات سیاسی اتاق فکرهایی برای انتخابات تشکیل داده بودند اما نمی توان گفت که این حرکات، در خدمت شکل گیری یک کمپین بود اما پس از تشکیل ستاد به سرعت تمام مطالعات لازم برای این کمپین اعم از بررسی swot شکل گرفت و ما در این تحلیل از پژوهش های دولت هم استفاده کردیم.*در ستاد روحانی به دنبال شروع دعوا نبودیمرئیس ستاد خبری روحانی با اشاره به اینکه معمولا علما از کمپین، انتخابات و آنچه که برایشان تجویز می شود چندان تبعیت پذیر نیستند و ظاهرا دکتر روحانی هم استثنا نیست، گفت: اما ما کارخود را انجام می دادیم. ما اهداف و مخاطبین خود را شناسایی کردیم و استراتژی خودرا بر اساس مواضع انتخاباتی تبیین کردیم. اصالتا به دنبال ایجاد چالش نبودیم، به همین دلیل ما شروع کننده دعوا نبودیم یعنی استرانژی ما رفتار ایجابی بود. بر اساس همان مدل طراحی شده، پیام، شعار و رنگ انتخاباتی را بر اساس همه آنچه جاذبه تبلیغاتی بود و باعث جلب مخاطب می شد، انتخاب کردیم و ابزار ها را طراحی کردیم و طبیعی بود که قالیباف و رئیسی از همین مدل استفاده کردند.سخنگوی وزارت کشور دولت اصلاحات با اشاره به شناخته شده بودن رقبای روحانی گفت: من خودم ۶ماه قبل از انتخابات گفتم طبیعی است که همه افراد برای همگرایی بین جناح مقابل می کوشند و مشخص است که رقابت ما با چه جریان فکری است. حتی حدس علمی و مناسبی داشتیم که برخی جریانات مانند جریان احمدی نژاد یا حضور نمی یابند یا امکان فعالیت ندارند. فشارهای سیاسی رقیب باعث شده بود کمپین های فرعی به صورت موردی در پاسخ به فعالیت های رقیب شکل دهیم و به نوعی به شناسایی جناح رقیب پرداختیم. مخاطبان ما سه دسته بودند: جریان متوسط رو به بالا جریان متوسط رو به پایین و آرای خاموش.*عضو ستاد قالیباف: رئیسی و قالیباف عملا علیه هم رقابت می کردند/ حضور جهانگیری کار ما را دشوار کرددر ادامه این نشست، حسین قربانزاده، مدیر مسئول روزنامه همشهری با بیان اینکه کمپین را به کارزار، ترجمه می کنند، افزود: طبیعتا تعیین خط مشی ها اولویت ها و سیاست ها و طراحی برنامه رقابت با رقبا در هر حوزه ای را کمپین می دانند. اگر مشتری، مخاطب و مزیت رقابتی درست پیمایش بشوند امکانش هست که کمپین موفق بشود.او با بیان اینکه طبیعتا ما در هر انتخابات کاندیدا هستیم، ادامه داد: اما صادقانه بگویم قالیباف شخصا تمایلی به کاندیداتوری نداشت و هرچند از ابتدای آذر ۹۵ افکارسنجی داشتیم و اتاق فکری از سال ها قبل شکل گرفته بود، اما زمان شکل گیری ستاد، دو هفته قبل از ورود بود.سردبیر همشهری ۵ موضوع که باعث پیشتاز شدن طرف مقابل و افتادن قالیباف می شد، را این گونه برشمرد: ۱-رقابت با رئیس جمهور مستقر۲- شرکت برای سومین بار در عین شکست خوردن در دو انتخابات قبلی ۳- ویژگی رقابت دو قطبی، (خیلی سریع در کشور ما صفر تا صد رقابت به حاکمیت می چسبد و اینکه چه کسی له حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت؟ در چنین وضعیتی عملا انتخاب رئیس قوه اجرایی به اینکه چه کسی با حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت، تبدیل می شود. ۴- رقابت همزمان قالیباف با روحانی و جهانگیری، به شدت کار را برای او دشوار کرده بود. کاندیداتوری جهانگیری، یعنی زمان جناح دولت دو برابر شده بود و دو نفر با دو نگاه کاملا مشابه گزارش کار دولت را ارائه می کردند و شبهات را پاسخ می گفتند. این شبهه برای آقایان رئیسی و قالیباف اصلا شبهه درستی نیست، چراکه آقای رئیسی و قالیباف انصافا عملا علیه هم رقابت می کردند اما کمتر کسی بود که نمی دانست جهانگیری به نفع روحانی کنار خواهد کشید. در همان مناظره نخست، این ایراد از سوی قالیباف نسبت به اسحاق جهانگیری مطرح شد و معاون اول پاسخ داد: در سال ۸۰ وزرا و معاونین دولت اصلاحات در مقابل رییس جمهور وقت، کاندیدا شدند، کاندیداتوری من هم از این جنس بود. پاسخ ما این است که آن ها واقعا با رییس جمهور وقت رقابت کردند، اما شما قصد رقابت نداشتید و از آغاز برای حمایت از روحانی آمده بودید. رقابت رییسی و قالیباف رقابت بسیار تنگاتنگی بود، قالیباف قصد کناره گیری نداشت و صرفا برای وارد آمدن شوک به جامعه انصراف داد. ۵- نفس حضور آقای رئیسی بود.عضو ارشد کمپین شهردار تهران با اشاره به شعار خبرساز ۴ درصدی ها و ۹۶ درصدی ها گفت: این شعار ۴ درصد و ۹۶ درصد را با بررسی چند عامل استفاده کردیم: ۱- افرادی که کاملا از وضع موجود راضی هستند ۲- افرادی که دلالی و قاچاق مضر انجام می دهند ۳- سود برندگان از سیستم بانکی کشور که نمی گذارند سود بانکی ما واقعی شود. اکنون ۲۱بانک از ۲۸بانک ما در آستانه ورشکستگی هستند. منظور ما از ۹۶ و ۴ درصد این بود که اقلیتی از رانت دولتی بهره مند می شوند و اکثریتی متضرر خواهند شد.او شعار دیگر کمپین خود را «نمی خواهند و نمی توانند» بیان کرد و گفت: نمی خواهند ناظر به ۴درصدی ها و عدم برخورد مناسب با ۴درصدی ها بود و نمی توانند ناظر به سوءمدیریت دولتی ها بود. ما در این باره گفتیم اقتصاد کشور اصلاح شود و باید با آن اقلیت درگیر بشوید. چون این ها نمی گذارند کد شناسه کالا اجرا شود، این ها نمی گذارند سود بانکی واقعی شود این ها نمی گذارند موسسات مالی غیرمجاز پلمپ شوند. ۱۸ عنوان تخریبی در مناظره اول علیه قالیباف مطرح شدقربانزاده در پاسخ به نقد خانجانی که گفته بود قالیباف تهاجمی برخورد کرد وما نکردیم، اظهار داشت: خیلی ها چنین تصوری دارند مثلا آقای محبیان می گوید قالیباف انتحاری رفتارکرد. در اولین مناظره، وقتی قالیباف مورد وعده دکتر روحانی صحبت کرد، بلافاصله روحانی حرف قالیباف را قطع می کند و به دروغ بودن آن اشاره می کند، در عین اینکه آقای روحانی، پیش تر البته با ذکر شروطی، از این ۴ میلیون شغل صحبت کرده بود، در پایان روحانی می گوید می خواستم گناه تان بیشتر نشود، جهانگیری بلافاصله بعد از این موضوع در حالی که هنوز هیچ کدام از دو نفر (قالیباف و جهانگیری) پشت تریبون نرفته بودند و هیچ دیالوگی بین این دو شکل نگرفته بود، به حمله به سفارت عربستان و دو سه موضوع دیگر می پردازد. در نهایت اتفاقی که رخ داد، این بود که بیش از ۱۷، ۱۸ عنوان تخریبی فقط از سوی جهانگیری در همان مناظره اول علیه قالیباف مطرح شد و قالیباف برای پاسخ به این ها زمان می خواست.او ادامه داد: کمپین آقای قالیباف طبق مدل سال ۸۴ و ۹۲ عمل نکرد، چون یک قطب رقابت، رییس جمهور مستقر بود پس اینکه علیه رییس جمهور مستقر سخن بگویند، طبیعی بود و براساس برنامه، موضوعات اقتصادی را مطرح کردیم.خانجانی: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برددر ادامه این نشست، جهانبخش خانجانی در نقد عملکرد کمپین محمدباقر قالیباف گفت: اینکه قالیباف از سال ها قبل، به ریاست جمهوری تمایل داشت، اظهر من الشمس بود. اما او به چند دلیل نمی توانست رییس جمهور شود اول نظامی بودن او بود و اینکه مردم به نظامی ها اعتماد ندارند (این را به خود او هم گفته بودم)، دوم اینکه علیرغم اینکه ایشان باهوشند، انتظار می رفت که وقتی به شهرداری برود دیگر از کسوت سرداری بیرون بیاید، اما نه تنها بیرون نیامد بلکه مجموعه شهرداری پر از نظامی ها شد و ادبیات آمرانه در آنجا حاکم شد. مشکل سوم شاید افرادی که کمپین قالیباف را طراحی کرده بودند؛ می دانستند قالیباف نمی برد و تمام تلاششان را برای بازیابی شخصیت قالیباف در جهت کسب بیشترین آرا ممکن کرده بودند دلیل چهارم، جریان سیاسی که قالیباف در آن منظومه است، قالیباف را کاندیدای خود نمی دانست و صرفا ایشان را به عنوان یار کمکی و یا از نظر ما به عنوان تخریبگر مدنظر داشتند.او با بیان اینکه ما از مدت ها قبل می دانستیم ادبیات قالیباف تخریبی است، افزود: در مناظره اول قالیباف در سخن ا ...

ادامه مطلب  

سردبیر همشهری: حضور رئیسی از عوامل مهم پیروزی روحانی بود  

درخواست حذف این مطلب
نشست تحلیل تکنیک های کمپین های انتخابات ریاست جمهوری، با حضور جهانبخش خانجانی و حسین قربان زاده از چهره های مؤثر کمپین های روحانی و قالیباف برگزار شد. قربانزاده در این نشست گفت: حضور رئیسی، به روحانی در تغییر زمین بازی کمک کرد. خانجانی نیز گفت: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برد.به گزارش روابط عمومی انجمن اندیشه و قلم، در ابتدای این نشست که به همت گروه سیاست نظری انجمن اندیشه و قلم و با همکاری پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، مجری با اشاره به رایزنی با اعضای ارشد ستاد حجت الاسلام سید ابراهیم رئیسی، تاکید کرد: مطلوب ما این بود که در این جلسه نمایندگان هر سه نامزد حضور یابند و تا دو سه روز قبل، قرار بود عضو ستاد آقای رئیسی هم حاضر شوند که نیامدند.وی هدف از این نشست را واکاوی علمی دستاوردها و هزینه های انتخابات برای جامعه دانست.*کار عملیاتی کمپین روحانی از اسفند ۹۵ شکل گرفتجهانبخش خانجانی، مدیر ستاد خبری دکتر حسن روحانی در ایام انتخابات، با بیان این که این بحث ها اکنون نه برای عامه مردم بلکه به صورت تخصصی برای سیاسیون و فعالین رسانه است، گفت: در دنیا تجارت برندها و علم برندینگ تبدیل به حوزه ای شده که اندیشمندانی و شرکت های بزرگی در نظام ارزش آفرینی برند فعالیت می کنند. برخی می گویند صحبت کردن از برند و کمپین سیاسی، تنزل جایگاه سیاست و رقابت سیاسی است، اما تصور من برخلاف این عقیده است، باید ازاستفاده کنندگان کمپین ها سپاس گزاری کرد چرا که امروزه، کمپین در دنیا به موضوع علمی تبدیل شده است.وی افزود: با توجه به رشد فزاینده رسانه های مختلف خصوصاً در فضای مجازی، این حوزه رشد فزاینده ای داشته است و طبیعتاً جریان های سیاسی کوشیده اند که از این علم بهره برداری کنند. این مفهوم به توسعه سیاسی در کشور و ابزارهای آن مربوط می شود. واقعیت این است که ما از مفاهیم توسعه آگاهی نداریم.خانجانی در تحلیل ساختار کمپین انتخاباتی دکتر روحانی و نحوه تولید پیام ها در ستاد وی گفت: در ستاد دکتر روحانی برخلاف برخی کاندیداها که از سال ها قبل کتابی برای کمپین خود طراحی کردند، یک کمپین منسجم از ماه ها قبل شکل نگرفت. کمپین انتخاباتی روحانی، زمان آغاز دقیقی نداشت اما کار عملیاتی را از اسفند ۹۵ که ستاد شکل گرفت، آغاز کردیم.وی ادامه داد: هرچند کارستادی صرفاً در دو سه ماه پایانی انجام شد اما فعالین ستادی به واسظه پیشینه خود توانستند مراحل کمپین انتخاباتی را پس از شکل گیری ستاد به سرعت پیاده کنند. البته از مدت ها قبل، احزاب و جریانات سیاسی اتاق فکرهایی برای انتخابات تشکیل داده بودند اما نمی توان گفت که این حرکات، در خدمت شکل گیری یک کمپین بود اما پس از تشکیل ستاد به سرعت تمام مطالعات لازم برای این کمپین اعم از بررسی swot شکل گرفت و ما در این تحلیل از پژوهشهای دولت هم استفاده کردیم.*در ستاد روحانی به دنبال شروع دعوا نبودیمرئیس ستاد خبری روحانی با اشاره به این که معمولاً علما از کمپین، انتخابات و آنچه که برایشان تجویز می شود چندان تبعیت پذیر نیستند و ظاهراً دکتر روحانی هم استثنا نیست، گفت: اما ما کارخود را انجام می دادیم. ما اهداف و مخاطبین خود را شناسایی کردیم و استراتژی خودرا بر اساس مواضع انتخاباتی تبیین کردیم. اصالتاً به دنبال ایجاد چالش نبودیم، به همین دلیل ما شروع کننده دعوا نبودیم یعنی استرانژی ما رفتار ایجابی بود. بر اساس همان مدل طراحی شده، پیام، شعار و رنگ انتخاباتی را بر اساس همه آنچه جاذبه تبلیغاتی بود و باعث جلب مخاطب می شد، انتخاب کردیم و ابزارها را طراحی کردیم و طبیعی بود که قالیباف و رئیسی از همین مدل استفاده کردند.سخنگوی وزارت کشور دولت اصلاحات با اشاره به شناخته شده بودن رقبای روحانی گفت: من خودم ۶ ماه قبل از انتخابات گفتم طبیعی است که همه افراد برای همگرایی بین جناح مقابل می کوشند و مشخص است که رقابت ما با چه جریان فکری است. حتی حدس علمی و مناسبی داشتیم که برخی جریانات مانند جریان احمدی نژاد یا حضور نمی یابند یا امکان فعالیت ندارند. فشارهای سیاسی رقیب باعث شده بود کمپین های فرعی به صورت موردی در پاسخ به فعالیت های رقیب شکل دهیم و به نوعی به شناسایی جناح رقیب پرداختیم. مخاطبان ما سه دسته بودند: جریان متوسط رو به بالا جریان متوسط رو به پایین و آرای خاموش.*عضو ستاد قالیباف: رئیسی و قالیباف عملاً علیه هم رقابت می کردند، حضور جهانگیری کار ما را دشوار کرددر ادامه این نشست، حسین قربانزاده، مدیر مسئول روزنامه همشهری با بیان این که کمپین را به کارزار، ترجمه می کنند، افزود: طبیعتاً تعیین خط مشی ها اولویت ها و سیاست ها و طراحی برنامه رقابت با رقبا در هر حوزه ای را کمپین می دانند. اگر مشتری، مخاطب و مزیت رقابتی درست پیمایش بشوند امکانش هست که کمپین موفق بشود.وی با بیان این که طبیعتاً ما در هر انتخابات کاندیدا هستیم، ادامه داد: اما صادقانه بگویم قالیباف شخصاً تمایلی به کاندیداتوری نداشت و هرچند از ابتدای آذر ۹۵ افکارسنجی داشتیم و اتاق فکری از سالها قبل شکل گرفته بود، اما زمان شکل گیری ستاد، دو هفته قبل از ورود بود.سردبیر همشهری ۵ موضوع که باعث پیشتاز شدن طرف مقابل و افتادن قالیباف می شد، را این گونه برشمرد: ۱-رقابت با رئیس جمهور مستقر ۲- شرکت برای سومین بار در عین شکست خوردن در دو انتخابات قبلی ۳- ویژگی رقابت دو قطبی، (خیلی سریع در کشور ما صفر تا صد رقابت به حاکمیت می چسبد و این که چه کسی له حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت؟ در چنین وضعیتی عملاً انتخاب رئیس قوه اجرایی به این که چه کسی با حاکمیت است و چه کسی علیه حاکمیت، تبدیل می شود. ۴- رقابت همزمان قالیباف با روحانی و جهانگیری، به شدت کار را برای او دشوار کرده بود. کاندیداتوری جهانگیری، یعنی زمان جناح دولت دو برابر شده بود و دو نفر با دو نگاه کاملاً مشابه گزارش کار دولت را ارائه می کردند و شبهات را پاسخ می گفتند. این شبهه برای آقایان رئیسی و قالیباف اصلاً شبهه درستی نیست، چراکه آقای رئیسی و قالیباف انصافاً عملاً علیه هم رقابت می کردند اما کمتر کسی بود که نمی دانست جهانگیری به نفع روحانی کنار خواهد کشید. در همان مناظره نخست، این ایراد از سوی قالیباف نسبت به اسحاق جهانگیری مطرح شد و معاون اول پاسخ داد: در سال ۸۰ وزرا و معاونین دولت اصلاحات در مقابل رییس جمهور وقت، کاندیدا شدند، کاندیداتوری من هم از این جنس بود. پاسخ ما این است که آن ها واقعاً با رییس جمهور وقت رقابت کردند، اما شما قصد رقابت نداشتید و از آغاز برای حمایت از روحانی آمده بودید. رقابت رییسی و قالیباف رقابت بسیار تنگاتنگی بود، قالیباف قصد کناره گیری نداشت و صرفاً برای وارد آمدن شوک به جامعه انصراف داد. ۵- نفس حضور آقای رئیسی بود.عضو ارشد کمپین شهردار تهران با اشاره به شعار خبرساز ۴ درصدی ها و ۹۶ درصدی ها گفت: این شعار ۴ درصد و ۹۶ درصد را با بررسی چند عامل استفاده کردیم: ۱- افرادی که کاملاً از وضع موجود راضی هستند ۲- افرادی که دلالی و قاچاق مضر انجام می دهند ۳- سود برندگان از سیستم بانکی کشور که نمی گذارند سود بانکی ما واقعی شود. اکنون ۲۱ بانک از ۲۸ بانک ما در آستانه ورشکستگی هستند. منظور ما از ۹۶ و ۴ درصد این بود که اقلیتی از رانت دولتی بهره مند می شوند و اکثریتی متضرر خواهند شد.وی شعار دیگر کمپین خود را «نمی خواهند و نمی توانند» بیان کرد و گفت: نمی خواهند ناظر به ۴ درصدی ها و عدم برخورد مناسب با ۴ درصدی ها بود و نمی توانند ناظر به سوءمدیریت دولتی ها بود. ما در این باره گفتیم: اقتصاد کشور اصلاح شود و باید با آن اقلیت درگیر بشوید. چون این ها نمی گذارند کد شناسه کالا اجرا شود، این ها نمی گذارند سود بانکی واقعی شود این ها نمی گذارند مؤسسات مالی غیرمجاز پلمپ شوند.* ۱۸ عنوان تخریبی در مناظره اول علیه قالیباف مطرح شدقربانزاده در پاسخ به نقد خانجانی که گفته بود قالیباف تهاجمی برخورد کرد وما نکردیم، اظهار داشت: خیلی ها چنین تصوری دارند مثلاً آقای محبیان می گوید: قالیباف انتحاری رفتارکرد. در اولین مناظره، وقتی قالیباف مورد وعده دکتر روحانی صحبت کرد، بلافاصله روحانی حرف قالیباف را قطع می کند و به دروغ بودن آن اشاره می کند، در عین این که آقای روحانی، پیش تر البته با ذکر شروطی، از این ۴ میلیون شغل صحبت کرده بود، در پایان روحانی می گوید: می خواستم گناهتان بیشتر نشود، جهانگیری بلافاصله بعد از این موضوع در حالی که هنوز هیچ کدام از دو نفر (قالیباف و جهانگیری) پشت تریبون نرفته بودند و هیچ دیالوگی بین این دو شکل نگرفته بود، به حمله به سفارت عربستان و دو سه موضوع دیگر می پردازد. در نهایت اتفاقی که رخ داد، این بود که بیش از ۱۷، ۱۸ عنوان تخریبی فقط از سوی جهانگیری در همان مناظره اول علیه قالیباف مطرح شد و قالیباف برای پاسخ به این ها زمان می خواست.وی ادامه داد: کمپین آقای قالیباف طبق مدل سال ۸۴ و ۹۲ عمل نکرد، چون یک قطب رقابت، رییس جمهور مستقر بود پس این که علیه رییس جمهور مستقر سخن بگویند، طبیعی بود و براساس برنامه، موضوعات اقتصادی را مطرح کردیم.*خانجانی: کمپین نویسان قالیباف، می دانستند او نمی برددر ادامه این نشست، جهانبخش خانجانی در نقد عملکرد کمپین محمدباقر قالیباف گفت: این که قالیباف از سال ها قبل، به ریاست جمهوری تمایل داشت، اظهر من الشمس بود. اما او به چند دلیل نمی توانست رییس جمهور شود اول نظامی بودن او بود و این که مردم به نظامی ها اعتماد ندارند (این را به خود او هم گفته بودم)، دوم این که علیرغم این که ایشان باهوشند، انتظار می رفت که وقتی به شهرداری برود دیگر از کسوت سرداری بیرون بیاید، اما نه تنها بیرون نیامد بلکه مجموعه شهرداری پر از نظامی ها شد و ادبیات آمرانه در آنجا حاکم شد. مشکل سوم شاید افرادی که کمپین قالیباف را طراحی کرده بودند؛ می دانستند قالیباف نمی برد و تمام تلاششان را برای بازیابی شخصیت قالیباف در جهت کسب بیشترین آرا ممکن کرده بودند دلیل چهارم، جریان سیاسی که قالیباف در آن منظومه است، قالیباف را کاندیدای خود نمی دانست و صرفاً ایشان را به عنوان یار کمکی و یا از نظر ما به عنوان تخریبگر مدنظر داشتند.وی با بیان این که ما از مدت ه ...

ادامه مطلب  

رأی دزدی اصلاح طلبان از آرای قالیباف  

درخواست حذف این مطلب
تا همین دیروز و در همه چهار سال گذشته رسانه های حامی روحانی شدیداً به محمدباقر قالیباف حمله می کردند از هر اتفاقی برای تخریب او دریغ نمی کردند علیه او دست به افشاگری های دروغ می زدند و سرانجام با کاندیداتوری قالیباف در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری موج حملات تشدید شد. این روند لحظه ای هم متوقف نشد و با انتقادات قالیباف از دولت روحانی تمایز این دو کاندیدا از یکدیگر کاملا عیان شد. حال در اقدامی عجیب با انصراف قالیباف از کاندیداتوری که صراحتاً به نفع حجت الاسلام رئیسی انجام شد روزنامه آفتاب یزد و بسیاری از کارشناسان سیاسی اصلاح طلب تل ...

ادامه مطلب  

چرا «روحانی» با وجود ناراضیان بسیار رئیس جمهور شد؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران روز جمعه 29 اردیبهشت 96 برگزار شد. حسن روحانی رئیس جمهور کنونی کشورمان در این دوره از انتخابات با سیدابراهیم رئیسی، سید مصطفی هاشمی طبا و سید مصطفی میرسلیم رقابت کرد و توانست با کسب 57 درصد آرا مجدداً به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود.خبرگزاری تسنیم در گفت وگویی با پرویز امینی تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس نتیجه انتخابات دوازدهم و آرای کسب شده از سوی کاندیداها را به بحث و بررسی گذاشته است که در ذیل می خوانید.تسنیم: عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ صرف نظر از سایر ایام، شما پیش و پس از انتخابات مختلف، تحلیلهای قابل توجهی درباره شرایط سیاسی اجتماعی کشور ارائه کرده اید و بویژه پس از هر انتخاباتی، حداقل از سال 88 به این سو، تحلیلی درباره جامعه شناسی آرا ارائه کرده اید که برخی از آنها در قالب کتاب نیز عرضه شده است. میخواستیم با همین چارچوب جامعه شناسی، به انتخابات اخیر نیز بپردازیم. انتخاباتی که در آن 42 میلیون نفر شرکت کردند و نصاب بالایی از مشارکت به ثبت رسید. نخستین سوال این است که چرا علیرغم مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد و ممکن است عده ای را به این اشتباه بیندازد که پس مردم انگیزه ای برای شرکت نخواهند داشت، مشارکت تا این حد بالاست؟**پرویز امینی: بنده هم خدمت شما سلام عرض می کنم؛ بله، مشارکت 42 میلیونی بیشترین نصاب عددی حضور در انتخابات 40 سال اخیر است که نسبت به دوره قبل حدود 6 میلیون افزایش رأی نیز در آن دیده می شود. این میزان مشارکت علی رغم نارضایتی گسترده اجتماعی، مشارکت قابل توجهی است که علاوه بر عناصری مثل مناظره های زنده، علل سه گانه ای می توان برایش در نظر گرفت.نخستین عامل «اعتبار صندوق رأی» است. در واقع مسیر پر فراز و نشیب انتخابات در ایستگاه های مهمی مثل دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 و نیز خرداد 24 خرداد 92 و... از یک سو و نیز انتخابات مجلس نهم که گزینه تحریم در آن پررنگ شد، نشان داده است که با هر تمایلی از نظر فکری و سیاسی، حضور در انتخابات، بر تحریم آن، برتری دارد. حتی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی می دانند برای بهینه کردن شرایط کشور به نفع خود، می توانند بر روی صندوق رأی به عنوان یک راه مسالمت آمیز و بی هزینه، حساب کنند. مثلا نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی مثل ابراهیم یزدی، از نمادهای موافقت با جمهوری اسلامی مثل سعید جلیلی، به روحانی و خاتمی احساس نزدیکی و قرابت بیشتری می کنند. در واقع صندوق رأی در جمهوری اسلامی این انبساط و ظرفیت را دارد که مخالفینش را از موافقینش راضی تر کند.یکی دیگر از علل شکل گیری مشارکت 42 میلیونی، «دوقطبی شدن» انتخابات در هفته آخر با کنار رفتن قالیباف بود. این دوقطبی با افزایش سطح تضادها، میل مشارکت خصوصا به نفع روحانی را افزایش داد به طوری که در مناطقی مثل منطقه یک تهران که آراء روحانی حدود 80 در برابر 18/5 به نفع روحانی است، مشارکتی 80 درصدی را تجربه کرده است. یا مثلاً در منطقه 6 تهران که نسبت آرای آقای روحانی به رئیسی 85 به 13 درصد است، مشارکت نسبتاً بی سابقه 95 درصدی را مشاهده می کنیم.عامل سوم را میتوان بالنسبه «گفتمانی شدن انتخابات» دانست. رئیسی و روحانی در یک سطحی، ولو نه درجه اول، توانستند نزاع های گفتمانی را شکل بدهند و متناسب با نزاع گفتمانی، طبقات اجتماعی هوادار این گفتمان ها را به صحنه مشارکت در انتخابات بیاورند. روحانی با گفتمان تلفیقی توسعه و آزادی، طبقه متوسط شهری و محیط های نخبگانی، و رئیسی با گفتمان عدالت (سیدالمحرومین)، طبقات ضعیف و محروم و اقشار در حاشیه را تا حدودی بسیج کردند.البته روحانی از رئیسی در این باره موفق تر بود و توانایی نمایندگی گفتمان مورد نظر خود را بیشتر داشت. افزایش سطح مشارکت در طبقات متوسط به بالای شهری در شهری مثل تهران، این واقعیت را تأیید می کند.همچنین کاهش مشارکت در مناطقی که خاستگاه طبقات ضعیف و در حاشیه است نیز، این مسئله را تأیید می کند که رئیسی و به طور کلی جریان رقیب دولت، در مجموع نتوانسته گفتمان عدالت را تمام و کمال نمایندگی کند. به طور مثال، در قبال مشارکت 80 درصدی در منطقه یک با نسبت 80 به 18.5 به نفع روحانی، در منطقه 15 با کمترین فاصله رأی بین روحانی و رئیسی (52 در برابر 43) مشارکت 53 درصد است. کاهش مشارکت در روستاها به عنوان مناطق در حاشیه ای نیز نشان می دهد گفتمان عدالت در غیاب فردی مثل احمدی نژاد، بخشی از ظرفیت بسیج کنندگی هواداران خود را از دست داده است.** آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز نداردتسنیم: آقای روحانی در انتخابات 96 توانست 57 درصد آرا را کسب کند. گرچه این میزان رای در بین رؤسای جمهور گذشته کمترین درصد کسب آرا است اما میزان آرای روحانی در مقایسه با خودش در انتخابات یازدهم حدود 7 درصد افزایش داشته است. آرای 57 درصدی آقای روحانی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ این رشد رای روحانی نسبت به سال 92 از کجا ناشی می شود؟** پرویز امینی: آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز ندارد. البته به لحاظ رسانه ای و سیاسی روحانی و حامیانش تلاش کرده و می کنند که تفسیر یکپارچه ای از آنها ارائه کنند و مثلا این 57 درصد را نشانه "آری" به تصمیمات و مناسبات و شعارها و عملکرد و افکار طرف پیروز و "نه" به طرف مغلوب. از نظر شعارها و افکار و ...جا بیاندازند (البته طرف پیروز هر کس غیر روحانی نیز بود احتمالا همین کار را می کرد).اما واقعیت غیر از این است. بر پایه نظرسنجی هایی که فضای اولیه آرا و نیز روند تغییر آرا در طول رقابت های انتخاباتی و نیز نتایج نهایی آرا را با کمترین اختلاف درست پیش بینی کرده بودند. روحانی در آغاز رقابت های انتخاباتی حدود 35 تا 40 درصد آرا منفی (کسانی که گفته بودند قطعا به روحانی رای نمی دهند) و همین حدود آرا مثبت داشت. بعد از اولین مناظره آرا مثبت روحانی با چند درصد کاهش یافت و تا مرز سی درصد، پایین آمد و تا قبل هفته آخر انتخابات یعنی پیش از مناظره سوم و کنار رفتن قالیباف روحانی در بهترین حالت، از مرز چهل درصد آرا مثبت فراتر نرفت.بنابراین آرا روحانی در انتخابات دوازدهم دو بخش اصلی دارد. بخش حدودا چهل درصدی که آرا کم و بیش تثبیت شده وی در طول انتخابات است و بخش دیگر که بین 15 تا 20 درصد که در ده روز و یک هفته پایانی به روحانی اضافه شده است.** آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» 15 درصد آرای روحانی را تشکیل می دهدتسنیم: منظور از این 40 درصد همان آرای اصطلاحاً ایدئولوژیک آقای روحانی است که رای اصلاح طلبان محسوب می شود؟ یا همین 40 درصد را هم می توان به بخشهای مختلف تقسیم بندی کرد؟** پرویز امینی:نه. بخش چهل درصدی خود شامل دو دسته آرا است. آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» که متعلق به بدنه معروف به اصلاح طلبی است که حدود 15 تا 20 درصد کل آرای روحانی را تشکیل می دهد. آراء ایدئولوژیک-سیاسی باثبات ترین آراست و هیچ کس بدون برخورداری از این آراء نمی تواند پیروز شود. خاتمی و احمدی نژاد و روحانی متکی به این پایگاه پیروز ادوار انتخابات ریاست جمهوری شده اند. مشکل امثال قالیباف ضعف در داشتن این آراء ایدئولوژیک-سیاسی است که در هر سه انتخابات شرکت کرده از آن بی بهره یا کم بهره بوده است. این آراء علاوه بر اهمیت کمی دارای ارزش کیفی اند. آرایی اند که فضاسازی انتخاباتی را به عهده دارند . روحانی به واسطه از پایگاه ایدئولوژیک موسوم به اصلاح طلبی در این انتخابات و انتخابات 92 استفاده کرده است. این پایگاه اکنون در فضای سیاسی و رسانه ای مدافع دولت اند و نقش تهاجم به منتقدان دولت را بر عهده دارند.بخش دوم این چهل درصد، آرایی «اجتماعی» است که یکی از دلایل جذب آنها توسط روحانی، مزیت گفتمانی وی در نمایندگی گفتمان توسعه و آزادی است که عمده طبقات متوسط شهری و بخش های متروپل و نیز نخبگان را در بر می گیرد. این فضای گفتمانی بااضافه فضای معرفتی و فکری کم و بیش سکولار جریان اصلاحات، با منافع اقلیت های مذهبی مثل اهل تسنن سازگاری بیشتری دارد و بنابراین کشش بیشتری در این مناطق برای رای به روحانی وجود دارد در حالیکه در همان مناطق با گرایش شیعی رای رییسی بیش از روحانی است. مثلا در استان سیستان و بلوچستان که دارای دو بخش سیستان و بلوچستان است دو جور رای دهی داریم. در مناطق سیستان مثل شهرستان زابل رییسی تقریبا دو برابر روحانی دارد. اما در بلوچستان حتی روستاهایی بودند که 100 درصد به روحانی رای داده اند. همچنین ذهنیت اجتماعی تمایل به دو دوره ای دیدن روسای جمهور در بخش های دیگر اجتماعی نیز در شکل دادن به این بخش از سبد آرا روحانی موثر بوده اند.تسنیم: بنابراین آقای روحانی تا چند روز مانده به انتخابات، رای زیر 50 درصد داشته است؛ آن 15 تا 20 درصد رایی که به او اضافه و منجر به آن شد که بتواند انتخابات را در دور اول به سود خود تمام کند، چگونه کسب شده است؟** امینی: بخش 15 تا 20 درصدی که در هفته پایانی انتخابات به روحانی اضافه شد و رای روحانی را از حدود 40 درصد به 57 درصد رساند آرا «سرنوشت ساز» انتخابات است که به شکل متفاوتی در سبد رای روحانی جای گرفت در حالیکه استعداد داشت مسیر دیگری را بپیماید. شواهد نظرسنجی ها نشان می دهد که در هفته آخر رای منفی روحانی از حدود 40 به حدود 25 کاهش پیدا می کند و در عوض رای مثبت روحانی از حدود 40 به بالای 55 ارتقا پیدا می کند. در واقع این بخش سرنوشت ساز آرا انتخابات را کسانی تشکیل می دهند که جزء ناراضیان از روحانی و دولت او هستند اما در رقبا به شکل ایجابی و سلبی ترجیحی پیدا نکردند تا از او عبور کنند.** رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب شدندتسنیم: یعنی این 15 الی 20 درصد را رقبای روحانی با عدم رقابت قدرتمند با او، تقدیمش کردند.کدام خطای رقبای روحانی، این فرصت را در اختیار او قرار داد؟** پرویز امینی: رقبای روحانی دو محدودیت و خطای عمده داشتند که نتوانستند این آرا را جلب کنند. اول اینکه نتوانستند به شکلی در انتخابات ظاهر بشوند که ایجابا نشان بدهند بهتر از روحانی و دولتش می توانند کشور را اداره کنند و بنابراین ترجیحی نسبت به ادامه روحانی در این بخش از مردم نتوانستند ایجاد کنند. مثلا عمده مسئله مردم و نیز نقطه ضعف روحانی مسایل اقتصادی مثل بیکاری و معیشت و نیز تا حدودی فساد بود اما منتقدان دولت در الگوی رقابتی خود کسی را نداشتند که به طور طبیعی این مسایل را نمایندگی کند و با کنار رفتن قالیباف که تا حدودی از نظر کارایی مزیت هایی بر روحانی داشت، موضع ایجابی جریان منتقد دولت ضعیف تر شد. در این بخش از جامعه در مقایسه بین رییسی و روحانی، رییسی به دلیل آن که کاراکتر اقتصادی و مدیریتی شناخته شده نداشت، نتوانست اعتماد این بخش را برای حل مسایل اقتصادی کشور جلب کند.مسئله دوم، ترجیح سلبی روحانی بود. رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب او در موضوعاتی مثل ناامنی ناشی از جنگ بر اثر تغییر روابط خارجی و نیز از بین رفتن آزادی های مدنی و اجتماعی و سیاسی با آمدن رقبای وی شدند. آنها با این هراس افکنی، باعث شدند این بدنه ناراضی از روحانی بین انتخاب گزینه بد و بدتر قرار گیرد که در این دو گانه روحانی در موقعیت «بد»، نسبت به رییسی در موقعیت «بدتر» ترجیح پیدا کرد. ملاق ...

ادامه مطلب  

عطریانفر قالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای ?  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدعطریانفرقالیباف واقعا یک سیاستمرد نیست؛ این بنده خدا بازی خورد / اگر هر دو کاندیدای اصولگرا می ماندند، رئیسی 6 میلیون و قالیباف 4 میلیون رای می آورد / وعده های جذاب رقیب، 5 میلیون از آرای روحانی را کم کرد / اصلا نمی توانم بپذیرم که یک سید اهل مسجد با تتلو دیدار کند / می خواهید رای تتلو را بگیرید، چرا با او عکس می گیرید؟ چرا دست به سر و گوش او می کشید؟/ آقای مصباح! شما که از 1348 در سیاست را بستید، حالا هم در حوزه فیلسوف بمانیداو روایت خاص خود را از انتخابات اردیبهشت ماه دارد. می گوید از یکسال قبل این تحلیل را داشته است که حسن روحانی پیروز انتخابات ریاست خواهد شد.عطریانفر درباره دلایل پیروزی روحانی و شکست اصولگرایان حرف هایی دارد که در این گفت و گو به تفصیل در مورد آن سخن گفته است. این عضو ارشد حزب کارگزاران درباره آینده سیاسی ابراهیم رییسی هم چنین اعتقادی دارد :« باور نمی کنم برای آقای رئیسی یک راه جدید یا"آغازی" شکل گرفته باشد.»گفت و گوی تفصیلی انتخاب با محمدرضا عطریانفر را در ادامه می خوانید:*شما چه مصباحزمانی فهمیدید که آقای روحانی، انتخابات را می برد؟یکسال قبل از انتخابات.*یعنی قبل از اینکه اصلا آرایش سیاسی به این شکل، شکل بگیرد؟بله*چه مولفه هایی برای این تحلیل تان داشتید؟رقابتهای سیاسی در ایران متاسفانه حزبی نیست و احزاب با هم رقابت نمی کنند. اگرچه احزاب به مفهوم اسمی در دستگاه حقوقی وزارت کشور ثبت شده و رقابتهایی هم کم و بیش صورت می گیرد لکن این حجم از رقابتهای سیاسی که احزاب تامین کننده یا ادامه دهنده آن هستند ، چندان قابل تسری به کل فضای سیاسی کشور بخصوص در حوزه طبقات متوسط شهری نیست. تجربه سیاسی ما بعد از 39 سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد، رهیافتهایی را به مانشان داده که از این رهگذر، به ما هوشیاری سیاسی تجربی می دهد . خوشبختانه برخی از نهادهای سنجش آرای عمومی در حد قابل اعتمادی می توانند برآورد شرایط کنند اما انها تلاش شان نوعا مقید به یکی، دو ماه قبل از برگزاری انتخابات است. اگر بخواهیم واقع بینانه اظهارنظر کنیم باید به پیشینه ها رجوع کنیم و برآوردها از بستر عمومی تحولات سیاسی باشد .آقای روحانی شخصیت اصولگرای محبوبی بود که برانگیخته شد. وی به دلیل رفتار افراطی برخی تندروها در جریان اصولگرا، مرزبندی خود را با انها بروز داد. جریان اصلاح طلب و اصولگرا در عرصه رقابتهای سیاسی ایران از موقعیت برابر برخوردار نیستند. اصولگرایان با اعتماد کافی از اینکه نهادهای قدرت آنها را همراهی می کند، فعالیتهای سیاسی خود را دنبال می کنند اما جریان اصلاح طلب " خائفا یترّقب "برای تثبیت سیاست ورزی خویش در جنگ و گریز است.جریانی که رهبران ، چهره های شاخص و نیروهای کلیدی اش، دچار تضییق جّدی است. اصلاح طلبان در روند سیاست ورزی خود بیش از آنکه روی عنوان اصلاح طلبی اصرار کنند به مسّمای اصلاح طلبی توجه می کنند . مشخصه های عنصر اصلاح طلب و رفتار اصلاح طلبانه چیست؟. رویکرد اصلاح طلبی عبارت است از اینکه به اقتضای زمان، بنا به ضرورت و نیاز جامعه رویکردها را با روشهایی که تامین کننده منافع مردم باشد تطبیق می دهند. روش هاباید مبتنی بر روند آرام باشد. روندهای ارام باید حتما از قانون تبعیت کند .حرکتها به سمت تامین منافع ملی باید تدریجی باشد. باید به سمت مصالحه کلی پیش رفت . باید با دنیای پیرامونی به یک توافق در حوزه عمل و نظر رسید . باید نگاه حداکثری داشت . باید نگاه فراگیر باشد. مواضع در حکومت ایدئولوژیک نباید بمفهوم دنیای جنگ سرد باشد. جامعه مشحون از انواع و اقسام اقوام است که در هویت ایرانی اشتراک ودوام دارد و این اشتراک هویتی است که باید مبنای عمل سیاستمداران باشد. اصلاح طلبان با این مبنا حرکت وسیره سیاسی خود را تعریف کرده اند. از جمله نتایج فوری این نگاه اینکه هر کس چنین سیرتی داشت ، مورد اقبال قرار خواهد گرفت.شما در مجلس می بینید شخصیتی مثل آقای مطهری با جنس اصولگرایی مورد توجه اصلاح طلبان است وبراحتی در لیست. اصلاح طلبان قرار می گیرد حتی خط قرمز انها می شود . چون منطق حاکم بر رفتار سیاسی او همین سنخ است . این شخصیت، سال هاست مورد توجه و ارزیابی اصلاحات است. اجمالا اینکه اصلاح طلبان نبض جامعه را در حد بضاعت خود می شناسند. برآورد انها از اقای روحانی اینکه وی در عملکرد خود نسبتا موفق بوده است. وقتی سخن از نسبّیت می شود. چون سیاست ورزی امری نسبی است.در امر سیاست نمی توان مطلق طلب بود. مطلق گرایی ما را اسیر رفتارهای افراطی می کند. انسانها را به عناصر رادیکال چپ یا راست تبدیل می کند. نشان داده شد علیرغم محدودیت هایی که وجود داشته آقای روحانی با همان مبنا ، لکن با منطق اصلاح طلبی و اعتدال حرکت رو به رشد داشته است. وقتی این موقعیت را با جامعه مخاطب بخصوص طبقه متوسط شهری که خاستگاه اندیشه اصلاح طلبان است می سنجید ،در می یابید که آقای روحانی، پیروز دوره دوم هم هست. ما در پیش بینی پیروزی آقای روحانی دو جنبه را در نظر داشتیم؛ یکی جنبه ذاتی عملکرد ایشان به این معنا که در عمل دولت دستاوردهای مهمی داشته است.در دیپلماسی خارجی دستاورد برجام را دارد و همه می دانند؛ دوست و دشمن، ایرانی و غیرایرانی، چپ و راست توافق دارند که دستاورد بزرگی است. کسانی که واقع بین نیستند و بیشتر تحت تاثیر عواطف ایدئولوژیک یا حسادت های درونی خودهستند، به سادگی از کنار این دستاوردها می گذرند و متاسفانه برخی نهادها نیز از باب تحقیر، سخنانی می گویند که در شأن آنها نیست. در حوزه مباحث داخلی هم جامعه به یک نوع امنیت پایدار دست یافته و احساس آرامش می کند . بخصوص بعد از تلاطمات و آشفته بازاری که در دوره آقای احمدی نژاد بود این هم برای مردم دستاورد مهمی محسوب می شود.اینکه دولت موفق شده قدرت خرید مردم را در حد بضاعت ثابت نگه دارد ، به این معنا که هر روز دچار دست انداز روحی و نگرانی نباشند که توان خریدشان 10 تا 20 درصد کاهش پیدا کند. یا اگر در جایی افزایش قیمتی بوده، پا به پای آن بخصوص نزد طبقات حقوق بگیر که اسیر این گرفتاری می شوند، به همان نسبت درآمدشان افزایش پیدا کرده کمااینکه طبقه متوسط کارمندی نیز در طول این 4 سال 101 درصد افزایش حقوق داشته است. طبقه کارگری بالای 120 درصد افزایش حقوق داشته. بیش از آن نسبتی که تورم زندگی آنها را تحت تاثیر قرار داده باشد، سرفصل درآمدشان هم تقویت شده است. احساسی که جامعه از این دولت دارد احساس همدلانه و همگرائی است . بخصوص اینکه آقای روحانی رقیب واجد اخلاق و دارای پرنسیب رقابتی منّزه در برابر خود نداشت.جریان اصولگرای رقیب آقای روحانی از یک پراکندگی جدی رنج می برد. قدرت تجمیع آرا و افکار خود را نداشت. آنها دیرهنگام با اتحاد ناپایدار ، پدیده ای به نام «جمنا» را شکل دادند، آن هم با روند کاملا ناپخته ، شئوناتی را در کنار هم چیدند و یک بازی دموکراسی تصنعی را تدارک دیدند . اما از پیش مشخص بود نمی توانند نیروهای تحت امر را نسبت به این دموکراسی آمرانه قانع کنند. اگرچه دوهزار و 500 نفر را از سراسر کشور گرد آوردند اما چون هدایت از بیرون بود ضعیف ظاهر شدند.اینها همه دلالت بر این داشت که آقای روحانی با یک رقیب گردن کلفت و مستّدلی روبه رو نیست. نتیجه این رقابت در ساحتی خود را نشان داد که چشم های بصیرو بینای مردم بخصوص طبقات هوشیاری ناظر بودند . عرصه ایکه نخبگان سیاسی و دولتمردی از درون آن زاده می شوند، جامعه داوری می کند بازیها را می فهمد و واژه ها را می داند و طرف مقابل را هم می شناسد. بدون اینکه در مقام تمثیل باشم ذهن معطوف به این فرمایش حضرت امیر در رقابت حق و باطل در عصر رسول خدا می شود . زمی فرماید: در رکاب پیامبرخدا(ص) با رقیب، با دشمن می جنگیدیم و زمانی دشمن از ما کشته می گرفت و زمانی هم ما دشمن را شکست می دادیم . اما وقتی خداوند صداقت و صحت عمل ما را دید پیروزی را بر ما نازل کرد.« فمرّهَََ لنا من عدوّنا و مرّة لعدوّنا منا ، فلمّا رأى اللَّه صدقنا أنزل علینا النصر و لعدوّنا الکبت ... یکون العمل والجهاد کله فی سبیل اللَّه، فالنصرهُ لا بد أن تکون للَّه»بدون اینکه در مقام مقایسه باشیم امابرخی رقابتهای سیاسی مهم در این عرصه از این سنخ است. اما حماسه 96 حادثه عجیب و غریبی بودکه در هاضمه و حافظه سیاسی مردم ما پیامد تجارب پیشین ، مقرون به تحقق بود . ملت می دانست طرفین چه کرده اند این مردم در مقام داوری وصدور حکم، صداقت و صفا و رفتار صمیمانه اصلاحات را علیرغم همه محدودیتها احساس کردند و رای خود را تقدیم آقای روحانی کردند.بنده به عنوان کسی که یک نوع اشراف مختصر در فضای سیاسی دارد، به این جمع بندی رسید که پیروز سال 96 آقای روحانی است . مکرر در مصاحبه هایم نیز اشاره می کردم که وی فراتر از رای دوره قبل خود ظاهرخواهد شد . هم از نظر درصد و هم از نظر کمیت . یک مقدار که جلوتر آمدیم و ترکیب مشخص شد، مشخص شد ارزیابی بنده با واقعیت منطبق بود . نه از زمانی که آقای رئیسی آمد بلکه قبل از اینکه ایشان مطرح شود، زمانی که چهره های متعدد 10 نفره مطرح بودند ، عرضم این بود که نامزد نهایی جریان اصولگرا آقای قالیباف است و کسی دیگر نخواهد بود.شش ماه قبل از برگزاری انتخابات قبل از اینکه آقای رئیسی را به صورت vip از درِ تشریفات وارد جمنا کنند - نه به لحاظ فیزیکی- و به آقای قالیباف بگویند روی صندلی عقب بنشیند و ایشان را روی صندلی آقای قالیباف بنشانند، پیام این بود که آقای قالیباف از صحنه رقابتها بیرون می رود . با حضور آقای رئیسی، پیش بینی من این بود اگرچه حتی ممکن است در نظرسنجی ها آقای قالیباف بالاتری از آقای رئیسی باشد اما حتما ایشان را متذکر خواهند شد که به نفع آقای رئیسی از صحنه بیرون برود و این اتفاق هم رخ داد. این نشحیص در" کلیات" از یکسال قبل از برگزاری انتخابات و در" جزئیات "شش ماه بعد ازآن بود . نکته ای هم نبود که حالا خیلی دلالت بر هوش سیاسی من داشته باشد. هر کسی اگر یک مقدار به معادلات دقت می کرد، می توانست به این جمع بندی برسد.*شما هیچ جایی از این رقابت منهای هفته آخر که اوضاع به نفع آقای روحانی شد، اصلا نگران نشدید؟به هیچ عنوان.*اما برخی نظرسنجی باتوجه به سیل حملات به اقای روحانی، حکایت از مقداری ریزش آرای ایشان داشت.نظرسنجی روی هنجارهای سیاسی احتماعی امر مهم و تخصصی است. به صرف اینکه گروهی یکبار نظرسنجی کند، کفایت نمی کند. نظرسنجی پایدار ، جریانی راهگشا است. نظرسنجی ای می تواند به صلاح، رهنمون کند که مستمر باشد و نه منقطع. کافی است به نوع نگرش در حوزه نظرسنجی که دوستمان آقای عباس عبدی به اتفاق اقای محسن گودرزی دارد توجه کنید . آنها تخصّصا و حرفه ای کارشان این است . هیچگاه ندیدیم تعابیر نگران کننده ای از ناحیه آقای عبدی استخراج و منتقل شود. با هم تقریبا هم نظر بودیم . با یک تفاوت که من غیر علمی و عمدتا شهودی به این جمع بندی رسیدم ولی ایشان آدم متخصص و حرفه ای با نگاه جامعه شناختی است . فعالیت روزانه اش این است و با برداشتهای اجتماعی و ارتباطاتی که دارد به چنین جمع بندی عالمانه ای رسیده بود . بدون اینکه هیچگاه در این زمینه با هم دیالوگ داشته باشیم.*الان بحثی وجود دارد که می گویند اگر هر دو نامزد اصولگرا می ماندند یعنی هم آقای قالیباف و هم آقای رئیسی احتمال داشت که انتخابات به مرحله دوم برود.به هیچ وجه. استدلالی که این نظریه را رد می کند این که عرصه رقابت در سال 96 کاملا خط کشی شده بود . فضای مبهم، آشفته و نامشخصی نبود و دو جبهه کاملا از هم فارق و جدا بودند و رای اصلاح طلبی و اصولگرایی از هم جدا شده بود.اگر چنانچه رای اصولگرایی دوپاره می شد جناب آقای رئیسی و جناب آقای قالیباف . رای این دو نامزد انتخاباتی از درون ظرفی برداشت میشد که منحصر به اصولگرایی بود و هیچگاه از رای اصلاح طلب چیزی به طرف انها منتقل نمی شد. اگر این ها دوپاره می ماندند، حتی ممکن بود جمع آرای آقای رئیسی و آقای قالیباف به 15 میلیون هم نرسد. چراکه نه تنها از رای اصلاح طلبی چیزی به آنها منتقل نمی شد بلکه رای خودشان هم ریزش می کرد. به این احتمال که جامعه اصولگرایان، احساسشان این میشد که دچار تفرقه هستند و دوپاره اند و چون دو پاره اند احتمال پیروزی شان ضعیف است. به دلیل همین احساس، خلع انگیزه می شدند. قبلا پیشنهاد کردم دوستان اصولگرا اگر عقل مدبّر داشته باشند و با مدیریت سیاسی درست عمل کنند حتما مصلحت شان این است که روی یک فرد توافق کنند تا تجمیع آرا را برایشان رقم زند .نفس این تجمیع، یک هم افزایی ایجاد می کند و این هم افزایی می تواند رای شان را افزایش دهد. این اتفاق در آخرین لحظات برایشان رخ داد . آقای جهانگیری که خیلی خوب در رقابتها ظاهر شد یا آقای هاشمی طبا که نسبتا خوب صحبت کرد و برای خودش منطق داشت یا حتی آقای میرسلیم که دائم سوال می کرد و متعلق به آن جناح بود، چون از پیش، جامعه رای دهنده می دانست که آقای جهانگیری به نفع آقای روحانی کنار خواهد رفت . دوم اینکه مشخص بود آقای هاشمی طبا خودش از موضع دفاع از آقای روحانی ظاهر شده و تا روزهای آخر هم می گفت که خودم به آقای روحانی رای می دهم. سوم اینکه می دانستند آقای میرسلیم به عنوان یک زاپاس در گوشه میدان نشسته که اگر یک وقت توپ از میدان خارج می شد به نفع آقای رئیسی و قالیباف به میدان برمیگرداند .چون مردم باور داشتند اینها شخصیتهای مستقل در میدان نیستند، اگر چه در مناظرات هم خوب صحبت کردند و کم نداشتند اما می بینیم جامعه مستحضر و مطلع بود و برایش مشهود بود که قرارش نیست اصولگرایی به میرسلیم رای دهد یا رای اصلاح طلبی درسبد آقای جهانگیری یا آقای هاشمی طبا قرار گیرد. این مرزبندی کاملا تفکیک شده بود. پس رای آقای روحانی همین رای بود و رای اصولگراها همان بود .اگر رئیسی و قالیباف با هم در انتخابات می ماندند ، آقای رئیسی 6 میلیون و آقای قالیباف 4 میلیون رای می آورد و درواقع 5 میلیون این رای مازاد اثر هم افزایی و رزنانسی است که به دلیل وحدت و امید طرفداران برای نیل به مرحله دوم بود که ایجاد شد.*آیا این 5 میلیون به خاطر دادن وعده های فریبنده نبود؟ببینید! وعده های فریبنده در همان 6 میلیون و 4 میلیون ها لحاظ شده است. این افزایش ناشی از هم افزایی وبضرب تشویق رهبران شان برای کسب نصاب بالاتر و امید به اینده بهتر بود .*اصلا این 16 میلیون رای چیست؟ آیا ما می توانیم بگوییم اصولگرایان 16 میلیون رای دارند؟ آنها همیشه بیشتر از 8 میلیون رای نداشتند.نه اصلاح طلبان 24 میلیون رای تشکیلانی دارند و نه اصولگرایان 16 میلیون رای، طرفین باید باورشان باشد که این رای، رای سازمانی و حزبی انها نیست. بارها اعلام کردیم ظرفیت رای اصولگرایی در کشورحداکثر 15 الی 20 درصد است. رای اصلاح طلبی هم 25 الی 30 درصد است. اگر 40 میلیون رای دهنده باشد که بگوییم انتخابات خیلی پرشور است و نحله های سیاسی با حداکثر ظرفیت چسبندگی حزبی- سازمانی ایفای نقش کنند، رای اصلاح طلبی 16 میلیون و رای اصولگرایی حدود 10 میلیون خواهد بود. آنچه که مازاد این اتفاق رخ داده 14 میلیون رای صحیح خاکستری است که 5 میلیون ان تحت تاثیرهمین عوامفریبی وامید افرینی های حضرات اصولگرا هدایت شد والباقی در سبد اصلاحات قرار گرفت . بارها این تجربه راداشتیم اگر آرای ملی از مرز50 درصد بالا زد،این مازاد آرای خاکستری است ونوعا به سمت اندیشه اصلاحات هدایت می شود.منطق رقابتهای ما در این دوره نیز باید چنین می شد که آقای روحانی 29 میلیون رای می آورد و آقای رئیسی 10 میلیون. یعنی یک به 3. چیزی که در آخرین براورد های آقای عبدی هم هست .(نسبت 1 به 3). بسیار مهم است اسیب شناسی کنیم چرا 5 میلیون از 14 میلیون ارای خاکستری که قهرا متعلق به آقای روحانی بوده کم شده و به رای اصولگرایی اضافه شده است؟ علتش ناشی از آثارناخواسته وتحقق یافته عوامفریبی رقبای آقای روحانی و برخی از وعده های خلاف انهاست . وعده های جذاب3 تا 5 برابر شدن یارانه ها که تاثیراتش را در اقشار فرودست جستجو می کردند .یک بخشی هم تاثیر ناکامی های آقای روحانی بود که وی به همه منویات و خواسته های خود دست پیدا نکرد و انتقادهایی در حق ایشان وجود داشت. بخصوص که آثار زیانبار دوره گذشته بلافاصله بعد از پایان کار آقای احمدی نژاد نشان داده نشد و بعدها بروز کرد . فی الواقع بعضی از شعارهای جذاب غیر واقع بینانه ومنحرف کننده از ناحیه رقیب و برخی از نقدهای واقع بینانه در حق آقای روحانی، باعث شد که جهت5 میلیون رای عوض شود و به سمت دیگری برود.*بیشتر روستایی بودند یا شهری؟ارای روستایی وطبقات محروم وفرودست در شهر های دورافتاده ای که تحت تاثیر شعارهای فریبنده بودند . بخشی به خاطر همین شعارهای جذاب انحرافی و بخشی که به سبد آقای روحانی نرفت ناشی از انتقادهایی بود به ناکامی دولت . ضمن اینکه طبقات محروم پیامد تخریب های افراطیون انتظار داشتند باتحقق برجام اتفاقات شگرفی درزندگی شان رخ دهد و نداد . به بیان دیگر تقسیم 14 میلیون رای ( 5،میلیون به نفع جریان راست و مابقی به نفع جریان آقای روحانی ) ناشی از فضای دوقطبی بود که بارها رهبری به ایجادش هشدار می دادند .*آیت الله موحدی کرمانی گفته بودند که آقای رئیسی 16 میلیون رای حلال دارد و رای آقای روحانی مبتنی بر تخلف است. سوال این است که اصلا مبنای اینکه 16 میلیون رای حلال باشد اینکه رای آقای روحانی مبتنی بر رای خلاف است یا صندوقها را بستند و نگذاشتند طرف مقابل رای بدهد، دیر شروع کردند درحالی که از کجا معلوم آنها که پشت در مانده بودند به آقای رئیسی رای می دادند!اولا توصیه ای که به صفت ارادتمندی کوچک به حضرات دارم این است که چرا حیثیت و هویت روحانی واعتقادی خود را به خاطر سیاست و قدرت اینطور مخدوش می کنند ؟ سخن از رای حلال و حرام چیست ؟ این ایا یک نوع بازی با الفاظ و مقدسات مردم نیست ؟ اگر اینچنین باشد می خواهید چه پیامی برسانید؟ ایا پیام این است که دیگرانی که به آقای روحانی رای دادند، ضدانقلاب بودند ؟! کلیپی از برخی چهره های درجه سه آنها مطرح شده که برخلاف تاکیدات رهبری است و می گوید معنی ندارد اجازه دهیم اکثریت قاطع در انتخابات حصور یابند !! اگر اکثریت بیایند، ما رای نمی آوریم و باید مدیریت کنیم ،چون با حضور حداقلی است که پیروز می شویم !! پیام این است که هرکس به رقیب ما رای دهد، ضدانقلاب است و این برخلاف دکترین نظام سیاسی است که امام تحت عنوان مردمسالاری و رای مردم در این کشور نهادینه کرده اند . به اتکای کدام قدرت برخی اجازه دارند خلاف نظر امام حرف بزنند؟ ما امروز به کُنه حقیقت فرمایشات آقای هاشمی رفسنجانی می رسیم که در رد صلاحیت سیدحسن اقای خمینی گفت شما مگر مشروعیت تان از چه کسی گرفته اید که به خودتان اجازه می دهید برخلاف دیدگاه امام حرف بزنید وفرزند فرهیخته وعالم فاضل پاکدامن وهوشمند او را رد کنید؟! این اقایان دارند دین شان را به تاراج می دهند و تحت الشعاع مطامع قدرت کسانی قرار می دهند که نفعی هم برایشان ندارد. نمونه اش برخی صحبتهای خلاف واقع آقای قالیباف .آیا می خواهید دین تان را به خاطر این نوع خلاف گویی ها مخدوش کنید؟! دوم اینکه اگر قرار بر این باشد به نتیجه ارا قلبا تمکین نکنید وشبهه ناک صحبت کنید ناخواسته برخلاف نظر خود موضعگیری اقای مهندس موسوی را تایید می کنید . مگر آقای مهندس موسوی که به انتخابات ایراد گرفت شما نگفتید چرا حرف خلاف قانون می زنی؟ همه بایدتمکین میکردیم که قانون از هر کسی مهمتر است و پذیرفتیم که به هر حال انتخابات صورت گرفته و نهادهای مسئول هم ان را تائید کردند پس دیگر حرفی نمی ماند .این سیاست دوگانه است و از نظر ما بازی است. موضوع آقای موحدی شاید تاحدی قابل فهم باشد چون ایشان به عنوان مسئول جامعه روحانیت مبارزکسی است که این داستان حول محوریت ایشان مدیریت شده و می خواهد از برگزیده خود دفاع کند ولی اصلا نمی فهمیم چرا دیگران این صحبتها را می کنند؟ جناب اقای جنتی این شخصیت محترم ومعّمرکه خود مسئول شورای نگهبان اند . اگر تخلفی شده و انرا به این پررنگی وغلظت مطرح می کنند پس چرا انتخابات را تائید می کنند؟ نظارت، وظیفه شماست و قانون به شما اقتدار داده که تصمیم بگیرید. اگر حرف شما درست است پس فرمایشات مقام معظم رهبری چیست که اعلام کردند انتخابات خوب، آرام و با حضور حداکثری بود و تائید حضور مردم را مطرح فرمودند .حرفهای بی حساب و کتابی که از نا ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.همان زمان انتخابات گفته می شد اگر رییسی کنار می رفت و قالیباف در انتخابات می ماند، قالیباف رای بیشتری داشت. شما هم این موضوع را قبول دارید؟بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس ...

ادامه مطلب  

دردسرهایی که سیف برای اقتصاد ایجاد کرد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598به نقل از نسیم، تقریبا هر ۶ ماه یکبار وعده داد که دلار را تک نرخی می کند، اما نتوانست است. از همه جالب تر آنچه آبروی ساختمان میرداماد را برده، سانسور آمارهای اقتصادی است؛ او آمار بخش هایی که منفی است را اعلام نمی کند! ولی الله سیف رئیس کل بانک مرکزی در دولت حسن روحانی و طی چهار سال گذشته نشان داده که استاد انجام دادن کارهای نسنجیده و سخنان عجیب و غریب است! حجم انجام اعمال و عجیب و غریب و سخنان دردسر آفرین از سوی نفر اول ساختمان میرداماد در طول سالهای فعالیت دولت یازدهم به حدی بوده که او را تبدیل به پرحاشیه ترین رئیس کل بانک مرکزی در طول تاریخ فعالیت این نهاد کرده است. به گفته کارشناسان این گونه رفتارها از سوی رئیس کل بانک مرکزی دولت روحانی شان این نهاد مهم و تاثیر گذار در اقتصاد کشور را به شدت تنزل بخشیده به طوری که دیگر کسی مانند گذشته روی حرفهای رئیس کل بانک مرکزی حساب باز نمی کند. بررسی تحولات اقتصادی کشور در طول چهار سال گذشته نشان می دهد که مسئولان بانک مرکزی و مدیران دولت یازدهم همواره در حال جمع و جور کردن اظهارات نسنجیده سیف هستند و ماهی نبوده که رئیس حسابدارِ ساختمان میرداماد با حرفهای پر حاشیه خود اقتصاد کشور را ملتهب نکرده باشد!تک نرخی کردن ارز و وعده های روی زمین مانده سیفرئیس کل بانک مرکزی با چهار بار وعده دادن در خصوص تک نرخی شدن ارز رکودار وعده های عمل نشده در خصوص بازار ارز به شمار می رود. ولی الله سیف از ابتدای سال 93 به طور متوسط هر شش ماه یک بار در خصوص تک نرخی شدن دلار یک وعده به مردم و فعالان اقتصادی داده و در نهایت هم قول داد تا با اجرای برجام زمینه تک نرخی شدن ارز را فراهم کند. اما امروز با وجود گذشته حدود یک سال و نیم از اجرای برجام هنوز نتوانسته دلار را تک نرخی کند.آخرین وعده سیف در مورد تک نرخی شدن دلار هم هفته گذشته به مردم و فعالان اقتصادی داده شد و این بار پایان سال 96 برای این کار تعیین شد. اما سیف آنقدر در این چهار سال وعده دلار تک نرخی را داده و بعد به وعده خود عمل نکرده که به نظر می رسد هیچ کدام از فعالان اقتصادی صحبتهای اخیر رئیس ساختمان میرداماد در مورد تک نرخی شدن ارز را جدی نگرفتند! چندی قبل پدرام سلطانی نایب رئیس اتاق بازرگانی که از حامیان پر و پا قرص دولت تدبیر و امید هم به شمار می رود از عملکرد بانک مرکزی در قبال تک نرخی شدن ارز انتقاد کرد و اعلام کرد دلیل خلف وعده های مکرر سیف در خصوص تک نرخی شدن ارز بی برنامه بودن بانک مرکزی است.موسسات مالی و اعتباری غیر مجاز و بحرانی که بانک مرکزی تحت مدیریت سیف برای برای اقتصاد ایران ایجاد کرد!بحران ساماندهی موسسات مالی و اعتباری غیرمجاز در دوره مدیریت ولی الله سیف بر بانک مرکزی به اوج خود رسیده به شکلی که روزی نیست، شاهد تجمعات گسترده مردمی در مقابل ساختمان میرداماد در اعتراض به تصمیمات بانک مرکزی در این زمینه نباشیم. اما در این بین نباید از سخنان و تصمیمات عجیب و غریب رئیس کل بانک مرکزی دولت حسن روحانی در تشدید این مشکلات چشم پوشی کرد. مهمترین پرونده ساماندهی نهادهای غیرمتشکل پولی در دولت فعلی ادغام تعدادی نهاد مالی به مشکل خورده تحت عنوان یک موسسه مالی به نام کاسپین بوده است. ولی الله سیف و مدیرانش در بانک مرکزی، بدون مطالعه و با عجله تعدادی موسسه پر مشکل را کنار هم گذاشت و بدون تعیین تکلیف اموال موسسات پیشین به طرزی کاملا مشکوک، مجوز موسسه جدید کاسپین را صادر کردند. اکنون مشکل آن موسسات نه تنها حل نشده بلکه هیچ کم از یک بحران کامل امنیتی ندارد. در بعضی از استان ها کار به خشونت کشیده است و ولی الله سیف هر روز صبح روبروی بانک مرکزی افتخار دیدن تجمع سپرده گذاران معترض کاسپین را دارند! به این ترتیب یک مشکل مالی با سرانگشت تدبیر مقامات محترم بانک مرکزی به یک کلاف در هم پیچ امنیتی تبدیل شده است. به این ترتیب سیف با ضعف در مدیریت یک مشکل 5 هزار میلیارد تومانی در نظام بانکی کشور، نام خود را در تاریخ اقتصاد ایران به عنوان فردی مطرح کرد که با موفقیت مشکل بانکی سال 92 را به بحران بانکی سال 96 تبدیل کرد!موضع دوگانه آقای رئیس کل در مورد برجام که کار دست دولت روحانی داد!بعد از اجرای برجام ولی الله سیف رئیس کل بانک مرکزی مانند سایر اعضای کابینه دولت روحانی به حمایت از برجام و تشریح دستاوردهای آن پرداخت و تاکید کرد که بعد از برجام روابط بانکی کشور به دوران قبل از تحریمها برگشته است. حتی زمانی که حسن روحانی در روز نخست اجرای برجام در یک ادعای عجیب اعلام کرد که در همان ساعات نخست اجرای این تفاهمنامه بین المللی 1000 ال سی گشایش پیدا کرده، ولی الله سیف در اقدامی تامل برانگیز به دفاع از سخنان رئیسش در دولت تدبیر و امید پرداخت و عدد مورد نظر روحانی را تایید کرد. با این وجود فعالان اقتصادی این ادعا را رد کردند و چند روز بعد مشخص شد که صحبتهای روحانی و سیف در خصوص گشا ...

ادامه مطلب  

این روحانی، روحانی دیگری است  

درخواست حذف این مطلب
هفته نامه مثلث - امید کرمانی ها: فضای پساانتخابات ریاست جمهوری در این روزها محل بحث و تحلیل است و یکی از مهم ترین موضوعات مورد تحلیل نیز ویژگی های رفتاری، کرداری و عملکردی آقای روحانی در چهار سال آینده است. به نظر شما آقای روحانی جدید در دولت دوازدهم چه تفاوت هایی با آقای روحانی دولت یازدهم خواهد داشت؟- با توجه به تغییر شرایط، آقای روحانی قوت هایی یافته و ارتباطات معنی داری با جریانات سیاسی پیدا کرده که قطعا در رفتارش تاثیر خواهد گذاشت. او با رأی 57 درصدی رئیس جمهور منتخب مردم شد که نسبت به سال 92 نتیجه بهتری محسوب می شود. آقای روحانی می تواند به عملکرد خودش در چهار سال گذشته تکیه بیشتری کند. در واقع رأی اعتماد دوباره مردم به آقای روحانی معطوف به عملکرد چهار سال گذشته است. ثانیا ارتباطات آقای روحانی با جریانات سیاسی خیلی شفاف شده، در صورتی که در دولت یازدهم این طور نبود. اصولگراها، اصلاح طلبان و حزب اعتدال و توسعه سال 92 پیروزی آقای روحانی را به نفع خود تعبیر و تفسیر می کردند. در واقع هر کدام این پیروزی را منتسب به خود می دانستند و حتی برخی ها سهمی را برای دیگران قائل نبودند اما آقای روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تمام تکیه اش بر اصلاح طلبان بود. تمام ستادهای انتخاباتی اش توسط اصلاح طلبان اداره می شد و جریانات دیگر در پیروزی آقای روحانی ادعایی ندارند، بنابراین آقای روحانی امروز آقای روحانی دیگری است. الان هویت اصلاح طلبی اش محرز بوده، حتی اگر خودش در جامعه روحانیت مبارز باشد یا این که هنوز اعلام نکند اصلاح طلب است. از این نظر هم اوضاع کاملا شفاف شده و آقای روحانی هم منتسب به جریان اصلاحات است. به ویژه آن که آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول او خودش را نامزد اصلاح طلبان عنوان و به آقای روحانی در مناظرات کمک شایانی کرد. بنابراین هویت آقای روحانی با هویت مواضع و عملکرد او نسبت به سال 92 شفاف شد. هر چند ما در این دوره حمایت صریح آقای ناطق نوری و آقای لاریجانی را از آقای روحانی داریم و آقای روحانی مقداری فراجناحی می شود اما ارتباطات او نسبت به گذشته شفاف شده است و به نظر می آید با توجه به این که 4 سال رئیس جمهور و چهره شناخته شده ای بود با این ارتباطاتی که با جریانات سیاسی پیدا کرد، در موقعیت بسیار قوی تری از گذشته قرار دارد.به نظر شما نگاه آقای روحانی به حوزه سیاست خارجی چطور خواهد شد؟ برخی منتقدان او می گفتند گرایش دولت یازدهم بیشتر به سمت غرب است، آیا با آمدن ترامپ آقای روحانی تلاش خواهد کرد در کسوت رئیس جمهوری دوازدهم تعادل در سیاست خارجی را به سمت شرق مدیریت کند؟- این تعریفی است که منتقدان و مخالفان دارند و می گویند که «آقای روحانی نگاه به غرب را دنبال می کند» اما در واقعیت این طور نیست. آقای روحانی طرف حسابش گروه 1+5 است که شامل شرق و غرب می شود و برجام را هم در مقابل این کشورها متعهد به اجرا شد، بنابراین معتقدم این تهمتی است که به آقای روحانی زده می شود. کسانی که تکیه آنها بر شرق است و مقابل غرب ایستادند شاید بتوانند چنین تعبیری را بیان کنند و بگویند «آقای روحانی چون مثل ما نیست، پس بر ماست یعنی ما با شرقیم و او با غرب است»، در حالی که آقای روحانی نگاه متعادلی به ارتباطات و سیاست خارجی کشور دارد.مشخصا درباره ارتباط با آمریکا، آقای روحانی هنگام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نگاهش این بود که باید برویم با کدخدا مشکلات مان را حل و فصل کنیم. بر همین اساس وقتی بر صندلی ریاست جمهوری نشست و چندی بعد برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شد، با اوباما تلفنی صحبت کرد، حالا با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا به نظر شما آقای روحانی جدید چه رویکردی را در قبال دولت واشنگتن دنبال خواهد کرد، آیا فصل جدیدی را در روابط دو کشور خواهد گشود یا برعکس با توجه به رفتارهای ترامپ، نگاهش را نسبت به آمریکا تغییر خواهد داد؟- آقای روحانی و وزارت خارجه جمهوری اسلامی از قبل مواضع و ارتباطات شان با شرق و غرب به ویژه آمریکا تعریف شده بود. اینها در چارچوب برجام با هم مراودات و مناسباتی داشتند و سعی می کردند سیاست های شان را تنظیم کنند. البته آقای ترامپ هم به لحاظ وابستگی به حزب جمهوریخواه و هم به لحاظ شخصیت فردی کاملا با آقای اوباما متفاوت است، این می تواند در روابط بین ایران و آمریکا تاثیر بگذارد اما قطعا ایران برای تغییر یا سردتر کردن روابط دو جانبه با آمریکا پیشگام نخواهد بود. بیشتر یک حالت صبر و انتظار مقابل ترامپ در دنیا مشاهده می شود. حتی کشورهای اروپایی و روسیه نیز حالت صبر و انتظار دارند. برخی رفتارهای آقای ترامپ را اصل تلقی نمی کنند، بلکه یک نوع عدم تعادل شخصیتی از ناحیه آقای ترامپ می بینند نه یک سیاست رسمی از طرف آمریکا، چون بالاخره آمریکا یک ساختاری دارد که رئیس جمهور هم بخشی از آن است، بنابراین فکر می کنم هنوز آن حالت صبر و انتظار برطرف نشده و ترامپ به تعادل نرسیده و نمی شود روی رفتارهای او حساب کرد؛ قطعا آقای روحانی نیز این مسئله را لحاظ خواهد کرد.در ابتدای صحبت خود اشاره کردید که آقای روحانی با آقای روحانی دولت یازدهم تفاوت هایی کرده است و رویکرد سیاسی اش شفاف تر شده، الان بحث این است که در چینش کابینه دولت آینده بیشتر به سمت اصلاح طلبان میل کند یا این که حزب اعتدال و توسعه می کوشد بیشتر ظهور و بروز در کابینه پیدا کند تا بعد از دولت دوازدهم بتواند در معادلات سیاسی کشور حرفی برای گفتن داشته باشد و جناحی را تحت عنوان اعتدال لیدری کند؟- چینش کابینه دولت یازدهم در شرایط سختی انجام شد چون آقای روحانی مجلس نهمی را پیش رو داشت که در مقابلش قد علم کرده و عَلَم مخالفت برافراشته بود و سعی می کرد تا جایی که می تواند دست و پای آقای روحانی را ببندد و خط و نشان هایی برای وزرا بکشد تا آنها قادر به اعمال تغییراتی در زیرمجموعه خود نباشند و نیروهایی که از لحاظ سیاسی منتسب به مجلس نهم بودند سر کار بمانند و تا حدودی هم مجلس نهم در این رابطه موفق شد. ما آن زمان می دیدیم با وجودی که آقای روحانی خیلی مواضع صریح و شفافی را بروز می داد اما وزرا این گونه نبودند و همه دست به عصا راه می رفتند و از نمایندگان حساب می بردند اما با روی کار آمدن مجلس دهم مقداری اوضاع تغییر کرد، منتها دیگر زمانی به عمر کابینه نمانده بود. با روی کار آمدن مجلس دهم خبرهای موثقی رسید که شش وزیر عوض می شوند اما تجدید نظر صورت گرفت و کار متوقف شد.البته در آبان ماه سال 95 آقای روحانی سه وزیر آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی را تغییر داد.- بله، سه وزیر عوض شدند اما آقای روحانی سه وزیری را برای اخذ رأی اعتماد به مجلس دهم معرفی کرد که نتوانستند از مجلس نهم رأی اعتماد بگیرند اما از مجلس دهم رأی اعتماد گرفتند. اینها نشانه هایی است که مجلس دهم با آقای رئیس جمهور همراه است، به رغم اینکه ممکن است انتقادهایی هم به عملکرد دولت دارد. بنابراین امروز روابط و همکاری آقای روحانی با مجلس دهم شفاف تر خواهد بود، نسبت به روابطی که او با مجلس نهم داشت. به عبارت دیگر دست آقای روحانی در انتخاب وزرا و اعضای کابینه کاملا باز است چون فراکسیون امید مجلس درباره رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم می تواند نقش تعیین کننده ای را ایفا کند. ارتباطات با هیات رئیسه شورای عالی سیاستگذاری و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان و آقای خاتمی از آقای روحانی دیگر پشتوانه ای است که آقای روحانی می تواند با اتکا به آن کابینه خود را چینش کند. آقای روحانی نیز بعد از انتخابات نامه نوشت و از آقای خاتمی اسم برد و تشکر کرد. بنابراین در این چارچوب پیش ب ...

ادامه مطلب  

بیادی:قالیباف،قربانی شد/نامزدی رئیسی از سر حسادت بود  

درخواست حذف این مطلب
الهه محمدی: حسن بیادی دبیرکل جمعیت آبادگران جوان ایران یکی از این سیاستمداران اصولگرا است که معتقد است اصولگراها نباید چندان روی 16 میلیون رایی که نصیبشان شده است حساب کنند؛ چون به نظر او این تعداد رای نشان از ریزش رای این جناح سیاسی نسبت به انتخابات های سال های گذشته است. او از جمنا هم دل خوشی ندارد و معتقد است تمامیت خواهان اصولگرا قالیباف را در این انتخابات تحقیر کرده اند. بیادی می گوید قالیباف و رضایی قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند و حمایت اصولگرایان از رییسی نه به خاطر صدق و صفا که از روی حسادت به خاطر آینده روشن او بوده است.او که در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین حضور یافته بود انتقادات دیگری هم به دوستان هم طیفی اش دارد و خطاب به آن ها می گوید مگر رهبری گفتند فقط اصولگراها آتش به اختیار باشند؟!دبیر کل جبهه آبادگران همانطور که قبلا هم از محمود احمدی نژاد دفاع می کرد این بار هم معتقد است او خدمات زیادی به مردم ارائه داده و به خاطر همین هم جایگاه ویژه ای در بین مردم دارد.بیادی همچنین در این گفت وگو انتقادات زیادی را به ساختار مجلس شورای اسلامی و همچنین نوع فعالیت احزاب وارد کرد و گفت که این باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابررقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند.گفت وگوی حسن بیادی با خبرآنلاین را در ادامه بخوانید؛***آقای بیادی! شما در جلسه اخیر همایش فصلی احزاب از اشکالات ساختاری احزاب در ایران و نیازمندی به تغییرات در این حوزه گفته بودید. به نظر شما نقش احزاب چقدر در مسائل جاری کشور اثر گذار است؟ آیا قوانینی که برای احزاب هست، در قانون اساسی یا آئین نامه هایی که نوشته شده، کافی است؟ قوانینی که برای احزاب در کشورمان موجود است، قوانینی نیست که سیاستهاى مدیریت اجرایى کشور و انتخابات ما را به سمت سیستم پارلمانی ببرد. یعنی احزاب ما فقط شکلی است به این صورت که گروهی با هم فعالیت می کنند و فقط موقع انتخابات ها است که از خودشان حرکتی نشان می دهند و نوعا هم تفکرها بیشتر مطرح است تا احزاب. می گویند اصولگرا، می گویند اصلاح طلب یا مستقل ویا معتدل، بنابراین تفکر بیشتر مطرح است تا خودِ حزب . در واقع اینها معضلاتی است که وجود دارد و باید روی اینها کار شود اما کجا؟ درحال حاضر احزاب نیستند که در انتخابات تاثیر می گذارند بلکه گروه هایی هستند که به صورت باندی شکل می گیرند و در انتخابات ها حضور پیدا می کنند و در این بین، باندهای متصل به قدرت و ثروتند که همیشه هم برنده صحنه هاى نابرابر رقابتهاى انتخاباتى و انتصابى اند؛ بنابراین این طرز انتخابات باعث این می شود که شایستگان بر سر کار نیایند و تفکر شایسته سالاری مستقر نشود و نوعا انتخابات ما دچار آسیب های جدی می شوند. فکر نمی کنم هیچ جای دنیا به این شکل انتخابات برگزار شود. بنابراین با توجه به اینکه ما بالغ بر 80 میلیون نفر جمعیت داریم، با این نوع انتخابات، بر سر کار آوردن افراد شایسته سخت خواهد بود و کما فى السابق این معضلات وجود خواهدداشت.بنابراین شما نقش باندهای قدرت و ثروت را در شکل گیری انتخابات ها بیشتر می دانید تا نقش احزاب. درست است؟بله؛ علاوه بر اینکه انتخابات های ما ساختار خوبی ندارند؛ احزاب و جریانات سیاسى و اجتماعی هم داراى قوانین فراگیری نمی باشند و در نتیجه موثر نبوده و انتخاباتها جولانگاه باندهای متصل به قدرت و ثروت می شوند. علاوه براین معضلات پدیده نامیمون دیگری به نام «مدیریت های جزیره ای» است که این ساختار با توجه به قدرت، عزت ، رهبر، قانون اساسى، کشور و مردم خوبى که داریم به هیچ وجه در شأن جمهوری اسلامی نمی باشد. این نوع ساختار، نتیجه و حاصلی جز معضلاتی همانند فساد خانمان برانداز ادارى و اقتصادى که درحال حاضر بر کشورسایه شوم و نحسى که افکنده، نخواهد داشت. من این مثال را می زنم که وقتی یک یخچال را به مثابه یک ساختار فرض کنیم، چنانچه این یخچال خراب باشد هر غذایی که داخلش بگذاریم، خراب می شود. افرادی که وارد دولت می شوند از آنجا که ساختار غلط است، تا حدودی می توانند حرکت کنند و اثرگذاری حزبی شان 5 الی 10 درصد است و بقیه ساختار دست خودِ دولت و حزب نیست. بنابراین هر دولتی که می آید از احزاب گریزان است یعنی احزاب نقش مستقیم در شکل گیری دولت ها و مجالس و شوراها ندارند. چراکه مجلس مان، مجلسی نیست که بتواند از طریق احزاب اداره شود. یا کلا اکثریت مجلس دست یک تفکر می افتد یا دست دولت و خیلی کم اتفاق می افتد که مجلس و دولت بتوانند بصورت اساسى و قانونى با هم هماهنگ شوند. لذا نه نقش مجلس آن چیزی هست که باید باشد و نه دولت و نه قوه قضائیه.علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ یعنی شما راه چاره این موضوع را اداره مجلس به وسیله احزاب می دانید؟ آیا مجلس ما آمادگی پارلمانی شدن را از طریق احزاب دارد؟ یا بهتر بگویم که آیا توانایی این را داریم که نوع انتخابات مان را به سمت پارلمانی ببریم؟این مدیریت جزیره ای تا تبدیل به یک مدیریت یکپارچه و پارلمانی نشود، هیچ سیستمى پاسخگوی مردم نخواهد بود و همانطور که خدمتتان عرض کردم مردم این معضلات را همیشه درزندگى روزمره خود خواهند داشت و ضرر اصلی هم متوجه مردم خواهد بود. فلذا هر نوع فسادی حتی سیستماتیک در این مجموعه از مدیریت جزیره اى پیش بینى و محتمل است. به عنوان مثال می بینید یک بخش از اداره کشور مربوط به اداره شهرها و مراکز استانهاست که واقعا این مدیریت جزیره ای به شکلی است که استانداران، فرمانداران و بخشداران هیچ اهمیتی برای نمایندگان مردم نیستند و نوعا متوسل به زور و قوه قهریه می شوند. یعنی در واقع مردم با یک تفکرات منسوخ مواجه بوده و نوعا استانهای ما با تفکر امپراطوری اداره می شود و دخل و تصرفهایی که در بخش مشارکتهای مردمی صورت می پذیردکه نقش مردم را فقط در زمان انتخابات می توان مشاهده نمود. الان شهرهای ما به خاطر وجود مدیریت های جزیره ای با چالش های جدی مواجه اند و همین عمل بسترهای لازم را برای وقوع جرم و نهایتاً ایجاد فساد براى مسئولین و نارضایتی براى مردم مهیا می کند. ما اگر یک سیستم پارلمانی داشته باشیم، شهرهای مان یک دولت به نام دولت محلی خواهند داشت و یک پارلمان به نام پارلمان شهری و مشارکت مردم در سطح عالی اتفاق خواهد افتاد. مثلا جریان اصلاح طلب را می بینیم که دم از مردمسالاری می زنند درحالی که باندهاى نامربوط نمی گذارند لوازم مردمسالاری فراهم شود و فقط تنها چیزی که اتفاق می افتد، اعتراض است و اعتراض. اصولگرایان هم از این معضل نامیمون مستثنى نیستند و نوعا با مدیریت های جزیره ای بیشتر موافقت دارند تا مدیریت های یکپارچه.حل این معضلات وظیفه کیست؟ منظورم این است که آیا این خود اعضای جناح های سیاسی نیستند که باید از مدیریت های جزیره ای به مدیریت های یکپارچه رو بیاورند؟به نظرم حل این معضلات با سران نظام است؛ به این معنا که اگر سران نظام اعتقادی به این مسائل داشته و قبول کنند که این معضلات با این سیستم مدیریتی قابل حل نیست، حتما این اتفاق مخصوصا در مجلس خواهد افتاد. نظرم این است که این نوع مجلس ما قادر نیست هیچ مشکلی را از کشور حل کند و همیشه به روزمره گى دچار است و به همین دلیل مجلس مان هم با این نوع مدیریت امپراطوری و متاثر و متصل به باندهاى قدرت و ثروت ره به جایى نخواهد برد و اثرگذاری خودشان را با آن اختیارات محدودی که دارند به حداقل همیشگى خواهند رساند.ظاهرا شما در همایش خانه احزاب با اشاره به همین ناکارامد بودن سیستم پارلمانی ما درمورد فضای امنیتی اشاره کرده بودید که بعضا هر صحبتی که می شود از آن برداشت امنیتی می شود. اکنون که بحث دولت تفنگ از سوی آقای روحانی هم مطرح شده است، این موضوع می تواند به محلی برای گفت وگو برای کاهش فضای امنیتی کشور بدل شود؟خودِ آقای روحانی و اکثریت نزدیکانشان یک فرد امنیتی هستند در صورتى که نظر بنده مربوط می شود به یک تفکر افراطى که با عملکرد ناشایست و به دور از انصاف و قانون خود عامل ناهنجاریهاى کاذب فرهنگى و اجتماعى می شوند و در واقع جمع ناامنى را در سطوح مختلف زندگى مردم و جامعه سیاسى ایجاد می کنند.ولی ایشان همیشه بر فضای غیرامنیتی تاکید داشته است. منظورتان از اینکه خود آقای روحانی هم شخصیت امنیتی است، چیست؟منظور من این است علیرغم اینکه آقاى روحانى در سطوح مختلف مدیریتهاى امنیتى و تقنینى و دفاع مقدس بوده اند با ایشان برخوردهاى تخریبى و امنیتى میکنند و این درحالی است که ایشان سالیان متمادى دبیر و در حال حاضر رئیس شوراى امنیت کشور بوده و هستند. لذا من معتقدم که به سادگی می توانیم بیان کنیم که ما هیچ مسئول محبوبی در کشور نداریم و اگر هست، ظاهری است. چرا باید اینطور باشد؟ چرا باید این سیستم معیوب را ادامه داد و چرا بعضى از مجریان و تصمیم سازان تمامیت خواه باعث دو قطبى شدن و ایجاد دوگانگى بین مردم میشوند تا مردم حس کنند که کشور امنیتی اداره می شود. براى وجود همین سیستم ناقص است که باعث می شود که کسی جرات نکند بگوید که من حزبی هستم کمااینکه هیچ دولتی تاکنون اذعان نکرده که متعلق به کدام حزب است. هیچ نماینده مجلسی هم نگفته که متعلق به کدام حزب است و همانطور که مشاهده میفرمائیدبه تفکر و باند خود اشاره می کنند. در این سیستم است که هر کسی انقلاب، نظام و رهبری را مصادره به مطلوب و از آن سوءاستفاده می کند و چنانچه کسى صحبت و نظر مخالفى ایراد کند فورا به ضدنظام، ضدولایت فقیه یا ضدانقلاب متهم خواهد شد. بنابراین امنیتی از نوع و جنس فعالیتهاى صادقانه وزارت اطلاعات نیست بلکه از لحاظ تفکر ضد امنیتى کاذب است که خود دستگاههاى نظارتى و امنیتى از آثار شوم این معضل مستثنى نیستند.آقای بیادی! به بحث انتخابات ورود کنیم. شما در زمان انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری گزینه هایی مثل آقای قالیباف را برای آینده سیاسی کشور گزینه مناسبی ارزیابی کرده بودید. منظورتان از این آینده سیاسی بهتر چه بود؟البته من به شرط و شروط هایی آقاى قالیباف را بهتر معرفی کردم. به شرط اینکه اصولگرایان در سیستم سیاسی مطلوبی که مورد قبول جامعه بزرگ اصولگرایان باشد قرار نداشتند و درمیان افرادى که مطرح بودند فقط اقاى دکتر رضایى و دکتر قالیباف ظرفیت این سمت را دارا بودند. اما همانطور که پیش بینى کرده بودم این بزرگواران قربانى تصمیمات غلط و خودخواهى دوستان و مشاوران بى تدبیرخود شدند.یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی.آقای رضایى و قالیباف برای آینده سیاسی کشور چه ظرفیت هایی داشتند که در این انتخابات سوخته شد؟ البته شما ورود آقای قالیباف را به عرصه رقابت های انتخاباتی مناسب ارزیابی کرده بودید اما در عین حال پیش بینی کرده بودید که آقای روحانی برنده خواهد شد.یکی از نتایج این سیستم معیوب در مدیریت سیاسى کشور که مشغول کار و فعالیت درآن هستیم علاوه بر فرصت سوزی های زیاد، آسیب به سرمایه های نیروی انسانی قابل توجه است. اشخاصی مثل آقایان رضایى و قالیباف به همین راحتی بر سر کار نیآمده و تجربه کسب نکرده اند، حداقل ٣٨ سال زحمت و فداکارى و تلاش را نباید به همین سهولت با دو تا مناظره طوری ضایع کنیم که مسئولین ما در پست های دیگر سازمانی هم قرار نگیرند و اگر هم قرار گرفتند به عنوان یک دشمن یا مخالف و اپوزیسیون قرار بگیرند. کشور ما نیاز به وحدت دارد ولی چرا سیستم مدیریتى کشورمان بصورت عادى تولید تفرقه می کند؟ این نشان می دهد در این سیستم که آقای روحانی موفق شده، چنانچه قالیباف هم موفق می شد، باز همین انتقادات وجود داشت. یعنی همین درگیری هایی که الان وجود دارد همان جریاناتى که در زمان آقای احمدی نژاد اتفاق افتاد تکرار می شد و این سوال مرا هیچکس پاسخ نداده که چرا اصولا روسای جمهور و مسئولین رده یک ما پس از پایان ماموریتشان محبوب نمى مانند؟ مقام معظم رهبری هم اگر محبوب مانده، به این دلیل است که در میانه راه، بلطف خدامسئولیت رهبری را عهده دار شدند. چون زمانی که معظم له رئیس جمهور بودند بخاطر نوگرایى و تفکرات اصلاح گرانه و قاطعیت خود، مخالفین جدی داشتند. هنوز یادمان نرفته در مجلس دوم مخالفت ها کمتر از الان نبود و تهدیدهایی که آن موقع می کردند هم کمتر از الان نبود. بنابراین به نظرم سیستم اشکال دارد و نه اشخاص و بالاخره این سیستم کاری می کند که انسان نتواند انتقاد کند. درواقع تولید نابسامانی می کند و یکسری را مجبور به انتقاد و اعتراض و مقابله کردن می کند یا اینکه قوانین طوری است که هرکسی به راحتی می تواند از آن عبور کند. حال سؤال اینجاست که آیا در مورد تخریب یا تهدید قانون براى همه یکسان اجازه داده است؟ خیر. در اخلاق سیاسی و دینی ما هیچ جا اجازه تخریب به کسی داده نشده ولی می بینیم که به راحتی مسئولین گذشته و حال و حتى آینده را تخریب می کنند. حتی صداوسیما و بعضی رسانه های مکتوب که ملی هستند، به باندهای قدرت و ثروت وابستگی پیدا کرده و نمی توانند جایگاه اصلی شان را در این سیستم پیدا کنند.منظورتان از اینکه گفتید با دو تا مناظره نباید کسانی که بیش از ٣٨ سال زحمت کشیده اند را کنار گذاشت، چیست؟کلا من با سیستم سلبی مخالفم. یکی از شرایط رئیس جمهور این است که از رجل سیاسی و مذهبی باشد. اما بسیاری از کاندیداهای ما رجل اجرایی هستند و نه رجل سیاسی و مذهبی. از این 6 نفر نامزد ریاست جمهوری در انتخابات اخیر، به نظرم 3 نفرشان یا رجل سیاسی نبودند و یا رجل مذهبی نبودند و برخی هم که نه رجل سیاسی بودند و نه رجل مذهبی. یعنی بهترین رجل اجرایی کشور بودند بنابراین به نظرم برداشت از این قانون می تواند متفاوت باشد. الان از من سوال کنید که به نظر شما بین این 6 نفر کدام یک این مصداق را داشتند؟ پاسخ تنها به آقایان روحانی و میرسلیم معطوف خواهد شد که هم رجل سیاسی بودند و هم رجل مذهبی. بقیه یا رجل سیاسی بودند و یا رجل مذهبی و هر دو خصوصیت را با هم نداشتند. ضمن اینکه انتظاراتی که می توان از یک رئیس جمهور داشت نیز در آن مناظره ها کامل مشخص شد. با کمی دقت درمییابیم که یکی از دلایل موفقیت کشورهای در حال توسعه این است که تحصیلات و تجربیات رئیس جمهورها نوعا از جنس علوم انسانی است و یکی از موفقیت های کشورهاى دنیا همین است. به نظرم بالای 90 درصد رهبران دنیا و روسای دولتها،نوعا از جنس علوم انسانی هستند. اگر هم از این جنس نباشند، از طریق حزب آمده اند و حزب هم به شکلی به مردم متصل بوده و جنس مردمی دارد. یکی از موارد موفقیت در این انتخابات اخیراذعان به جرأت و اقتدارحزب موتلفه به داشتن نماینده (میرسلیم) بوده است. درواقع به نظرم این شروع خوبی بود که حزب موتلفه به طور مستقل یک نفر را معرفی و شورای محترم نگهبان نیز تائید کرده است. یعنی از طریق باندها نیامده اند اما آقایان روحانی، قالیباف، جهانگیری و هاشمی طبا نمی توانند بگویند از طریق کدام حزب آمده اند. آیا آقای روحانی از طرف حزب اعتدال و توسعه آمده؟ آیا این حزب چنین ظرفیتی واقعى در انتخابات هاى قبل دارد و یا به دلیل اینکه آقای روحانی انتخاب شده این حزب قدرت گرفته یا اینکه قدرت داشته و منجر به پیروزی آقای روحانی شده است؟ اینها سوالاتی است که مجلس، وزارت کشور و مجمع تشخیص مصلحت نظام باید روی آن کار کنند و به همین راحتی هم اتفاق نمی افتد. الان فرهنگ مدیریت جزیره ای جا افتاده و تا بخواهد یکپارچه شود، زمان می برد. به دولت، مدیریت یکپارچه می گویند اما سازمانهای دیگر که هرکاری می خواهند می کنند، آیا پیرو مدیریت اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما هم در راستاى مدیریت یکپارچه است؟ یعنی همه یک حرف را می زنند؟ یا هر کسی یک حرفی می زند؟ اینها آسیب است. نه چپ و نه راست هیچکدام این معضل را حل نکرده اند و هر کسی با یک شعار آمده و آن شعار را هم محقق نکرده و هر کاری که خواسته اند با مجلس کرده اند و این امر نامبارک براى دیگر زمینه هاى کشوردارى مستثنى نبوده است و تنها درصد این معضلاتشان کم و زیاد بوده است.پس اگر اینگونه است، در مورد ظرفیت آقای قالیباف توضیح بفرمایید که چرا ایشان را گزینه خوبی برای انتخابات می دانستید با اینکه کاندیدای حزبی هم نبوده اند؟ به نظر شما اگر ایشان در این سیستم بالا می آمد درحال حاضر بهتر از آقای روحانی بود؟چون تغییرات مستلزم زمان طولانى است و در مقابل تغییر مقاومت صورت مى پذیرد لذا مجبوریم در این سیستم کار کنیم. من نگفتم که چه کسی رای می آورد بلکه در پاسخ به این سوال که چه کسی ظرفیت بهتری در میان اصولگرایان دارد، به آقای قالیباف اشاره کردم. حتی گفتم با اینکه انتقادات جدی نسبت به ایشان دارم ولی در بین کسانی که مطرح هستند از دو نفر نام بردم که یکی آقای رضایی و دیگری آقای قالیباف بود که با عدم حضور آقای رضایی بخاطر بى مهری هایى که از سوى اصولگرایان تمامیت خواه صورت پذیرفت، روی آقای قالیباف تاکید کردم که اگر کسی در کنار آقای قالیباف طرح شود، صلاح نمی دانم که ایشان رقابت را ادامه دهد ولی اگر به تنهایی مطرح شوند، امید اینکه به دور دوم بروند، هست اما با این شواهد و قرائن آقای روحانی رای می آورد چراکه می دانستم فقط آقای قالیباف نمی آید و درواقع ابتدا ایشان را کوچک و تحقیرمی کنند و بعد به او پیشنهاد کناره گیرى میدهند. درواقع با توجه به اینکه این اتفاقات را محتمل می دانستم به نظرم شانس آقای روحانی بیشتر بود. چون آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.آن کسانی که طراح جمنا هستند با آقای قالیباف مخالف بودند یعنى اهدافى را که پیگیرى می کردند و نتیجه رأى گیریهایشان تقریباً از پیش تعیین شده بود. چطور رای می گیرند که آقای بذرپاش یا آقای زاکانی بالاتر از آقای قالیباف و رضایى هستند؟ این نشان دهنده این است که باندهای قدرت و ثروت به مطرح شدن آقای قالیباف رضایت نداشتند.در مورد آقای رئیسی چطور؟به نظر بنده آقای رئیسی هم مستقل آمد وحداقل اینکه از طریق جمنا نیامد بخش مهمى از جامعه اصولگرایى از ایشان حمایت جدى کردند اگرچه آوردن و حمایت ایشان از طرف پشت پرده ایها از سر صدق و صفا نبود و البته بخاطر محتمل بودن آینده روشن ترى براى ایشان از سر حسادت صورت پذیرفت. ولی جمنا از آمدن ایشان به انتخابات حمایت کرد...چه حمایتی؟ آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند. وقتی افراد شایسته جزو نفرات آخر در رای گیری جمنا رای می آورند، این نتیجه نشان می دهد که کاندیداها از پیش تعیین شده بودند.بله؛ دلیلم هم محاسباتی است. به نظرم با کناره گیری آقای قالیباف کسانی که قرار بود به ایشان رای دهند به آقای روحانی رای دادند و نه به آقای رئیسی! همانطور که قبلا هم گفتم با کنار رفتن آقای قالیباف نباید انتظار داشته باشیم که آرایش به سبد آقای رئیسی سرازیر شود و این اتفاق هم افتاد. ولی اگر آقای رئیسی کنار می رفت، حتما 95 درصد آرایش در سبد آقای قالیباف ریخته می شد. این یک اشتباه استراتژیک بود که انجام دادند. اگر این اتفاق می افتاد که رییسی به نفع قالیباف کنار می رفت به نظرم حداقل 20 میلیون رای می آورد! یعنی حضور آقای رئیسی باعث شد که انتخابات به دور دوم کشیده نشود.پس درواقع ظرفیت های لازم برای جمع آوری آراء در آقای رئیسی وجود نداشت؟بله وجود نداشت. نظر من این است والا من با آقای رئیسی رفاقت دارم. تنها تحلیلم را بیان می کنم ولی اینکه به چه کسی رای دادم، مخفی است. شاید به کسی دیگر رای بدهم ولی می دانم دیگری رای می آورد اما وظیفه ام این است که به شایسته رای دهم. نزد خودم عهد کرده ام به کسانی رای دهم که در دفاع مقدس حضور داشته اند. یعنی زمانی که کشور نیاز به جانفشانی داشته به میدان آمده اند.اما بعد از انتخابات دیدیم که اصولگرایان روی پشتوانه 16 میلیونی رای آقای رییسی تاکید زیادی می کنند و می گویند روحانی باید به این تعداد رای توجه داشته باشد...به نظرم اصولگرایان اگر قبول دارند که سال 88، 24 میلیون رای آوردند و الان 16 میلیونیا باید بگویند که آن 24 میلیون غلط بوده یا اینکه 8 میلیون ریزش رای داشته اند. درواقع باید اعتراف کنند که به نظرم 8 میلیون ریزش داشتند. درواقع این 16 میلیون برایشان حُسن نیست.آمدن آقای رئیسی و کارش هیچ ربطی به جمنا نداشته است. چون تمامیت خواهان در جمنا سیستم و ساختار معیوبی داشتند والا جمنا می توانست بیش از این موفق شود اما از آنجا که یک باند 5 نفره پشت سر جمنا بود، بلا تشبیه بقیه به مثابه عروسک خیمه شب بازی بودند.پس به نظر شما ریزش رای داشتند و زیاد هم نباید روی این 16 میلیون رای حساب کنند و انتظار داشته باشند که آقای روحانی آنطور که آن ها می خو ...

ادامه مطلب  

دیدار تتلو با رییسی منجر به ریزش رای شد/ رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود  

درخواست حذف این مطلب
محمد دهقان: نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی؛ ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی بود.رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.به گزارش عصر ایران به نقل از ایسنا، دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؟جمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیج ...

ادامه مطلب  

دیدار تتلو با رییسی منجر به ریزش رای شد/رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بود  

درخواست حذف این مطلب
رئیس ستاد انتخاباتی قالیباف، نتیجه کنار رفتن قالیباف به نفع رییسی را ریختن ۵۰ درصد از آرای او به سبد روحانی دانست و گفت: طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران در گفت وگو با ایسنا ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیستجمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد ...

ادامه مطلب  

چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

قالیباف از جنس لاریجانی و باهنر نیست  

درخواست حذف این مطلب
مدل آقای قالیباف مدلی است که از اذان صبح می آید بیرون تا پایان شب و لذتش همین است که این مترو به ثمر برسد این تونل به ثمر برسد و مدلش این کار است. خیلی جنس آقای قالیباف جنس آقای لاریجانی و باهنر و... نیست، جنس کسانی که فضای سیاسی بیشتری دارند و ممکن است علاقه شان جلسات سیاسی باشد؛ نیست.جمهوریت؛ «انتخابات ٢٩ اردیبهشت ٩٦ با همه حواشی کم نظیر آن به اتمام رسید اما مباحث درباره آن همچنان باقی است. چهره عجیب این انتخابات محمدباقر قالیباف بود که سومین حضورش در انتخابات هم به ناکامی انجامید. حسین قربانزاده، سردبیر روزنامه همشهری و دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت - حزب محمدباقر قالیباف - از نزدیک ترین چهره ها به شهردار تهران است. وی در گفت وگو با «شرق» نکاتی را درباره روزهای انتخابات و شرایطی که منجر به کناره گیری قالیباف شد، بیان کرد. گزیده این گفت وگو را با هم می خوانیم: - معمولا در کشور ما دولت مستقر تکرار می شود و سوابق هم همین را نشان داده است. آقای دکتر روحانی هم به عنوان رئیس جمهور مستقر این چرخه را تکرار کردند و با وجود آن چیزی که در نظرسنجی های حدود ماه های بهمن و اسفند ارائه شد، موفق شدند. - رقابت سنگینی که در هفته های آخر و به ویژه هفته آخر اتفاق افتاد این نتیجه را (در انتخابات ریاست جمهوری) رقم زد. - جامعه ما دو ویژگی هیجانی بودن و تا حدی ناراضی بودن را داراست و این موضوع را اساتید جامعه شناسی هم مطرح می کنند. بنابراین هر چقدر این فضای دوقطبی و این فضای چالشی بین رقبا بیشتر شود، طبیعتا نتیجه بلافصل آن، حضور بیشتر مردم و مشارکت آنهاست. - وقتی به دو هفته پایانی انتخابات و به ویژه هفته آخر نگاه می کنیم و سخنرانی آقایان روحانی و رئیسی را در شهرهای مختلف تجزیه و تحلیل می کنیم؛ به ویژه سخنان جناب آقای دکتر روحانی در مشهد و ارومیه و... را، لزوما مرتبط با مطالبه اصلی مردم نیست. - فصل مشترک همه نظرسنجی هایی که ایرنا، ایسپا، دانشگاه تهران، بسیج، وزارت، سپاه و هر جای دیگری که شما ببینید، انجام داده اند در طول سال گذشته این بوده که مطالبه اول مردم ایجاد شغل و دغدغه بیکاری است. - معتقدم مهم ترین شاخصه هایی که باید در این انتخابات می آمد و تأثیرگذار بود و صحنه را عوض می کرد، دغدغه های اصلی اقتصادی بود. البته آزادی هم دغدغه مردم و همان جوان هست؛ آزادی مدنی، آزادی اجتماعی و... ولی اگر با همان جوان الان صحبت کنی، حتما مهم ترین مطالباتش شغل، مسکن و ازدواج خواهد بود. - آقای احمدی نژاد کشور را با ٥٠٦ هزار میلیارد تومان تحویل آقای روحانی داد و حالا یک تریلیون و ٣٠٠ هزار میلیارد تومان میزان نقدینگی است یعنی از سال ١٣٩٢ تا ١٣٩٦ ٨٠٠ هزار میلیارد تومان نقدینگی اضافه شده است. این ٨٠٠ هزار میلیارد تومان کجا رفته است؟ این همان مدل مدیریتی است که ما به آن نقد داریم. - اگر دولت فقط پایش را از روی گلوی شغل بردارد، می شود چند میلیون شغل. - بخشی از برداشتی که از این سه مناظره هست، به آن چیزی که بازنمایی مناظرات است، برمی گردد چون بازنمایی مناظره از خود مناظره مهم تر است. در بازنمایی مناظره تیم تبلیغاتی و عملیات روانی آقای روحانی به کمک لشکر فضای مجازی در داخل و خارج خیلی خوب عمل کردند. - چرا فکر می کنید (قالیباف) آن کسی نبود که مطرح می کرد؟ ... آقای قالیباف واقعا همان بود اما من به شما حق می دهم که بعد از گذشت ٣٨ سال از انقلاب به دلیل این که بسیاری از مسئولان حد و حدود را نگه نداشتند و مردم را بدبین کردند، شما هم بدبین باشید اما درباره آقای قالیباف واقعیت همین است. ایشان هیچ فعالیت اقتصادی حتی مباح نداشته و زندگی معمولی ای دارند. - بزرگ ترین افتخار شهرداری در حوزه رسیدگی به تسهیلات رفاهی کارکنان یعنی کمک قانونی به تعاونی های مسکن که بیش از ٢٧ هزار نفر از پرسنل را شامل می شد، با توسل به یک نامه مغشوش سازمان بازرسی که خود رئیس سازمان بازرسی و دادستان کل کشور و دادستان تهران آن را رد کردند، به یک سوژه منفی علیه قالیباف تبدیل کردند و بعدها سرنخ این سوژه سازی هم کشف شد. هیچ اقدام غیر قانونی و جرمی در این زمینه ارتکاب نیافته و ارائه تسهیلات منطبق بر قوانین مصوب مجلس و شورای شهر به همه کارکنان بوده است. - دروغ را آن قدر بزرگ گفتند تا همه باور کنند. هنوز بعد از گذشت حدود ١٠ ماه یک مورد هم (درباره املاک نجومی) اثبات نشده است در حالی که موارد حقوق نجومی ثابت شده بود و افراد اذعان کردند که این حقوق ماهانه را گرفته اند. - اگر گفتیم آقای روحانی در شهرک غرب متری سه هزار تومان در این سال زمین گرفته این هم سندش، مستند حرف زده ایم. اگر گفتیم آقای جهانگیری ١٤٥ هزار تومان در میدان ونک گرفته سندش را هم نشان می دهیم و این چیزی نیست که ما بگوییم تهمتی زده ایم. حرف ما این است که اعلام این جرم هم نیست، بلکه این چیزی است که وجود داشته و قراردادش هم موجود است. - اصلا بخششی در کار نیست... هر کسی که کارمند دولت است یا کارمند شهرداری یا نهاد عمومی غیر دولتی تا آخر عمر می تواند از یک بن مسکن استفاده کند، یعنی یا عضو تعاونی ها شود یا به شکلی که بگوید من این بن مسکن را خریده ام. یعنی به او یک حق مسکنی اعطا شود. کارمند دولت این طور است. نهادهایی مثل نهادهای نظامی خانه های سازمانی دارند که بعد واگذار می شود. وزارتخانه ها هم این بن مسکن را دارند و تعاونی. تعاونی را هم افراد ایجاد می کنند و می روند تسهیلات می گیرند. این تعاونی ها از یک مراجعی مثل شهرداری و... تسهیلات می گیرند. این تسهیلات را چه کسی مشخص می کند؟ شورای شهر و مجلس بر اساس قوانینی که وجود دارد در این موضوع از کارگر پسماند کهریزک تا آن رفتگری که آقای قالیباف گفت تا حمل ونقل موتوری از این بن مسکن استفاده کرده اند. تقاطع حکیم - بلوار تعاون دو هزار و ٥٠٠ واحد هست که هر کسی که آنجاست حدود ٩٠ میلیون تومان در طول دو سال پرداخت کرده است اقساط پنج میلیونی و ١٠ میلیونی پرداخت کرده تا نهایتا ٩٠ میلیون تومان شده. زمانی که کلید واحد را به او داده اند همان زمان می توانسته آن را متری چهار میلیون تومان بفروشد. اگر صد متر بوده یعنی ٤٠٠ میلیون تومان، یعنی حدود ٣٠٠ میلیون تومان سود کرده است؛ چه کارمند پسماند کهریزک، چه کارمند شهرداری چه کسی دیگر. ولی اینها تعاونی هایی هستند که همه جا وجود دارند. می روند پنج میلیون یا ١٠ میلیون می سازند و بعد تحویل می دهند و بعد آن فرد یا در آن خانه می نشیند یا می فروشد. - این دو هزار و ٥٠٠ میلیون تومانی که آقای جهانگیری گفت هم دادستان و هم سازمان بازرسی تأیید کردند که اینها همان ٢٧ هزارنفری هستند که تعاونی های آنها یک میلیون و صد هزار متر مربع تسهیلات گرفته اند. این را بی بی سی اولین بار تیتر زد؛ همان شب اولی که در سایت معماری نیوز اعلام شد، فردایش بی بی سی تیتر زد که دو هزار و ٥٠٠ میلیون تومان هبه به مدیران شهری. در حالی که کذب محض بود. ٢٧ هزارنفری که بهره مند بودند را تبدیل کردند به ١٥٠ نفر. ١٥٠ نفر هم ...

ادامه مطلب  

کنار رفتن قالیباف از انتخابات با تصمیم جمنا بود؟  

درخواست حذف این مطلب
دهقان همچنین دیدار تتلو با رییسی را کار غلط و حتی بدی دانست که بسیاری از افراد را در انتخابات به تردید انداخت.نایب رییس فراکسیون نمایندگان ولایی با تاکید بر اینکه رقابت های انتخاباتی تمام شده است گفت: همه باید برای موفقیت دولت کمک کنیم چون موفقیت دولت، موفقیت نظام و مردم است.محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران در گفت وگو با ایسنا ضمن آسیب شناسی انتخابات به تحلیلی درباره دلایل عدم موفقیت اصولگرایان پرداخت که مشروح آن را در زیر می خوانید.اصولگرایان پیش از آغاز رقابت های انتخاباتی با تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی برای رسیدن به اجماع و کاندیدای واجد شرایط تلاش کردند که به نظر می رسد نتیجه این تلاش ها و رایزنی ها حضور اصولگرایان با تمامی قوا در عرصه انتخابات است. با توجه به این شرایط دلیل موفق نشدن اصولگرایان را در انتخابات چه می دانید؟یک جریان سیاسی و اعتقادی حتما باید در انتخابات فعال باشد. چون اصل در انتخابات تلاش همه جریان ها و حضور در عرصه است. پس طبیعی است اگر همه جریان های سیاسی در رقابت های انتخاباتی حضور پیدا نکنند، سطح مشارکت پایین خواهد آمد؛ لذا از منظر اصل نظام و انقلاب، شرکت و حضور تمام قد در انتخابات لازم است تا سطح مشارکت افزایش یابد. پیروزی روحانی طبیعی بوداز طرف دیگر تجربه جهانی نشان داده که رئیس جمهور مستقر معمولا در دور دوم انتخابات رای می آورد که طبق بررسی ها در طول تاریخ دموکراسی در دنیا رئیس جمهور مستقر تنها ۱۳ مورد نتوانسته رای آورد؛ لذا رویه ای غیر از آن موضوعی استثنایی است و طبق قاعده نیست.در ایران نیز در دوره دوم آقای احمدی نژاد، آقای موسوی با تمام قوا و پشتیبانی اصلاح طلبان در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد که حتی توهم پیروزی در انتخابات را داشت که با همان توهم فتنه ای در کشور ایجاد کرد. در نهایت نیز او علیرغم تمامی پشتیبانی ها ۱۳ میلیون و رئیس جمهور مستقر حدود ۲۵ میلیون رای آورد؛ بنابراین پیروزی آقای روحانی در دولت دوم او طبیعی است. البته کسب ۱۶ میلیون رای اصولگرایان در برابر رای ۲۳ میلیونی مطلوب است. حتی ممکن بود خودمان با برنامه ریزی دقیق در انتخابات نتیجه انتخابات را عوض می کردیم.منظور شما چیست؟منظورم این است که اگر آقای رئیسی به جای آقای قالیباف کنار می رفت، نتیجه بهتری رقم می خورد. البته این بدان معنا نیست که ما حتما پیروز انتخابات می شدیم. بلکه نتیجه تفاوت بیشتری داشت. چون حدود ۵۰ درصد آرای آقای قالیباف به سبد آقای رئیسی نرفت و به سمت آقای روحانی رفت.۵۰ درصد از آرای قالیباف به سبد روحانی ریخته شداین موضوع نه تنها در نظرسنجی ها بیان شد که ما هم به عینه آن را دیدیم؛ بنابراین اگر آقای رئیسی به نفع آقای قالیباف کنار می رفت اجبارا رای های او به سبد آقای قالیباف ریخته می شد. چون طرفداران او ایدئولوژیک تر بودند و به آقای روحانی رای نمی دادند. هرچند ممکن بود که در این حالت طرفداران آقای رئیسی از کنار رفتن او به نفع آقای قالیباف ناراحت شوند، اما در نهایت رای شان را به آقای قالیباف می دادند که این اتفاق رخ نداد و ۵۰ درصد از رای های آقای قالیباف به سبد آقای روحانی ریخته شد.آیا این صحبت های شما را می توان این گونه تعبیر کرد که قبل از انتخابات اصولگرایان پیش بینی شکست در انتخابات را داشتند؟پیش بینی پیروزی در انتخابات را نداشتیماین پیش بینی طبیعی است و ما مرتب در جلسات رسمی این موضوع را مطرح می کردیم چون این یک روند و نرم جهانی است که معمولا رئیس جمهور مستقر دردور دوم انتخابات رای می آورد و فقط در موارد استثنایی خلاف آن دیده شده است که این موضوع مرتبا در جلسات رسمی اصولگرایان مطرح می شد؛ لذا براساس همین تحلیل ها به این نتیجه رسیدیم که تنها یک نفر باید با رئیس جمهور مستقر رقابت کند.استراتژی ما در انتخابات این بود که حتی الامکان انتخابات به دور دوم کشیده شود، اگر میسر شد تمامی تلاش ها برای پیروزی در دور اول انجام شود و اگر این دو فرضیه به نتیجه نرسید هزینه شکست را کم کنیم؛ بنابراین طبیعی بود که ما به عنوان رقیب رئیس جمهور مستقر که از تمامی ابزارها در دوران تبلیغات استفاده می کرد، بر روی یک گزینه به اجماع برسیم.این اتفاق که اکثر کابینه دولت در دوران انتخابات بر خلاف مواد ۶۸ و ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری از رئیس جمهور دفاع کرده و به ضرر سایر نامزدها موضع گرفته اند اتفاق نادری است که شاید از ابتدای دوران انتخابات ریاست جمهوری تا دوره دوازدهم رخ نداده است.اولین هدف ما در انتخابات بالا بردن سطح مشارکت بودشما در صحبت های خود سه استراتژی و هدف برای اصولگرایان جهت حضور در انتخابات برشمردید. فکر می کنید در نهایت توانسته اید به کدام هدف برسید؟اولین هدف ما بالا بردن سطح مشارکت بود که توانستیم نه تنها به این هدف برسیم که ۱۶ میلیون رای را به نفع اصولگرایان جمع کردیم. این میزان رای بالا در تاریخ رقابت های انتخابات ریاست جمهوری بعد از انقلاب با رئیس جمهور مستقر بی سابقه است. بعد از آقای رئیسی، آقای موسوی توانست ۱۳ میلیون رای را آن هم با پشتیبانی تمامی اصلاح طلبان و حتی مخالفان نظام کسب کند.در شرایطی که بیشتر نظرسنجی ها حکایت از پیشگامی آقای قالیباف نسبت به آقای رئیسی داشت، چرا در نهایت آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی کنار رفت؟این بحث های درونی اصولگرایان است. نظر شخصی بنده کنار رفتن آقای رئیسی بود منتها وحدت بین نیروهای انقلاب از پیروزی نهایی یک نفر مهمتر است.احتمال رای آوری قالیباف بیشتر از رییسی بوداین صحبت شما در حالی است که آقای قالیباف تا آخرین لحظه اعلام می کرد که در رقابت های انتخاباتی به نفع کسی کنار نمی رود و حتی سفر انتخاباتی به مشهد را داشت ولی یک مرتبه کنار رفتن او به نفع آقای رئیسی اعلام شد. چه اتفاقی در جبهه اصولگرایی رخ داد که آقای رئیسی تبدیل به کاندیدای واحد اصولگرایان شد؟براساس نظرسنجی ها در روزهای آخر انتخابات به این نتیجه رسیدیم که باید یک نفر از اصولگرایان در رقابت های انتخاباتی بماند. طبیعتا درباره آن یک نفر اختلاف نظر وجود داشت که ما طبق نظرسنجی ها معتقد به ماندن آقای قالیباف در عرصه بودیم چون احتمال رای آوری او بیشتر بود.با توجه به این که در روزهای آخر رقابت های انتخاباتی برخی نظرسنجی ها به نفع آقای رئیسی شده بود. آن ها هم حق داشتند که بر ماندن خود اصرار کنند اما تحلیل ما این بود که علی رغم نظرسنجی های متفاوت اگر آقای قالیباف کنار رود بخش مهمی از رای های او به سبد آقای روحانی ریخته می شود. نگاه آقای قالیباف در برابر این اختلاف نظر دوستانه کاملا ایثارگرانه بود که اگر آقای رئیسی کنار نرود او داوطلبانه از عرصه رقابت ها کنار خواهد کشید. آقای قالیباف ایثارگرایانه کنار کشید.آیا هیچ فرد و یا مسئولی به آقای قالیباف برای کنار کشیدن از رقابت های انتخاباتی توصیه ای نکرد؟برای کنار رفتن قالیباف هیچ توصیه ای در کار نبودهیچ توصیه ای در کار نبود. آقای قالیباف براساس تحلیل انتخاباتی و البته با ازخودگذشتگی به نفع آقای رئیسی کنار کشید چون باید یک نفر در انتخابات باقی می ماند. نظر آقای قالیباف حتی برخلاف نظر برخی اعضای ستادش بود. ما معتقد بودیم که باید آقای رئیسی کنار رود اما چون این اتفاق رخ نداد آقای قالیباف کنار رفت.به نظر شما چرا آقای رئیسی علیرغم تحلیل های انتخاباتی مبنی بر رای آوری بیشتر آقای قالیباف کنار نرفت؟آقای رئیسی شخصا مخالف با کنار رفتن از عرصه رقابت نبود و حتی اعلام کرد که اگر جمنا به نتیجه برای کنار رفتنش برسد قطعا این کار را می کند و تا پایان برای آقای قالیباف کار می کند.آیا این صحبت شما بدان معنا است که جمنا موافق ماندن آقای رئیسی و کنار کشیدن آقای قالیباف بود؟کنار رفتن قالیباف با تصمیم جمنا بودجمنا به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیستجمنا براساس سازوکاری که تعیین شده بود به این نتیجه رسید که امکان کناره گیری آقای رئیسی نیست؛ لذا آقای قالیباف داوطلبانه انصراف داد. البته این نظر جمنا نیز براساس برخی نظرسنجی ها بود و هیچ بحث پشت پرده و یا تحل ...

ادامه مطلب  

پایان رفاقت رییسی و قالیباف  

درخواست حذف این مطلب
کد مطلب: 91890تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۶:۲۹بعد از انتخابات است و کلی سوال در باره رقیبی که شکست را متحمل شد.... اینکه از این پس رقبای حسن روحانی چه می کنند؟ استراتژیشان چیست؟ چه مسیری را برمی گزینند و در این راه کدام یک بهترین راه حل برای آنها است و کدام یک بدترین؟به گزارش ایران خبر،از میان همه اینها، شاید بیش از هرکسی سرنوشت محمدباقر قالیباف درصدرگمانه زنی ها باشد. قالیبافی که با رفتار انتخاباتی اش دوستی در میان چهره های پیروز انتخابات ریاست جمهوری و شورای شهر به جای نگذاشت و باید خیلی زود عرصه شهرداری تهران را وداع گوید؛ بخصوص حالا که عین 21 نفر لیست اصلاح طلبان به شورای شهرتهران راه یافته اند.قالیباف این روزها هرجایی که آفتابی می شود، می گویند لابد در فکر و سودای جایگاهی و قدرتی آفتابی شده. درست مثل دیدار چندروز پیشش با علی نوریان سرپرست دانشگاه آزاد اسلامی، آن هم با حضور محسن ها شمی معاون عمرانی دانشگاه. همین شد که این تصور پیش آمد شاید با روند ها شمی زدایی در دانشگاه آزاد و آمدنعلی نوریان، احتمالا محسن ها شمی هم از کار کنار می رود و قالیباف جانشین او می شود. اما عده ای هم می گویند در کنار این، سمت هایی مثل بنیاد مستضعفان یا ستاد اجرائی فرمان امام(ره) و یا شهرداری یکی از شهرهای غیرتهرانی(!) نیز برای قالیباف در نظر گرفته شده.درکنار سرنوشت قالیباف، سرنوشت جبهه ای که او و البته رئیسی را برای کاندیداتوری ریاست جمهوری ورقابت با حسن روحانی برگزید هم مورد پرسش است. جمنا این روزها بی سرو سامان تر از گذشته و شاید در کمای شکست بیست و نهم اردیبهشت مانده و خبری از این جبهه هم نیست. نکند این جبهه هم برخلاف ادعایی که از سازماندهی بالایش داشت، صرفا یک جبهه انتخاباتی بوده و بعد از شکست انتخاباتی فرو پاشیده ؟... آن هم علی رغم همه جلسه گذاشتن ها ی سه هزار نفری در شهر آفتاب و اتوبوس اتوبوس آدم هایی که برای سخنرانی های رئیسی اینطرف و آن طرف می فرستاد. شاید هم نه، این جبهه قرار است قدرتمند نقش دولت در سایه حسن روحانی را ایفا کند؟این دو موضوع را در کنار هجمه های اخیر روحانیون معنوی اصولگرایان مانند آیت الله مصباح بگذارید که علیه سخنرانی اخیر حسن روحانی، بیانیه صادر می کنند و سخنرانی به راه انداخته اند، آنها به دنبال چه هدفی می گردند؟همه این پرسش ها را از محمود میرلوحی سیاستمدار اصلاح طلب، عضو شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان،نائب رئیس مجمع استانداران جمهوری اسلامی ایران و عضو دفتر سیاسی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی و عضو شورای شهر آینده تهران پرسیدیم.-------------------------آقای میرلوحی! این روزها درباره آینده سیاسی قالیباف بسیار صحبت می شود. از دیدگاه شما کدام یک از این دو موضوع محتمل تر است؛ بازگشت قالیباف به نظامی گری سابق خودو یا اصرار بر ماندن در عالم سیاست؟به نظر می آید قالیباف با آمدن به عرصه انتخابات ریاست جمهوری 96 آن هم بعد از دوناکامی قبلی دچار خطای استراتژیک شد. از سویی دیگر روش او در این انتخابات، غیرعلمی و کارشناسی بود. وی صرفا به کپی برداری از احمدی نژاد پرداخت و طبیعی بود که جامعه پس از بازخوردی که از آن مدل رفتار و برخورد دیده بود با تکرار این رفتار موافق نیست. خلاصه آنکه قالیباف با حضور در صحنه انتخابات سقوط آزاد کرد و دیدیم او در حالی که در ابتدای رقابت ها 22 درصد رای داشت و آقای رئیسی یازده درصد رای، به یکباره جای این دو تغییر کرد. همراهان قالیباف نیز به او نتیجه تغییر دیدگاه مردم را منعکس کردند، برای همین هم بود که از مناظره دوم به بعد، با وجود اینکه قالیباف قبل از آقای رئیسی تبلیغات میدانی در استانها را آغاز کرده بود، وی (قالیباف) در استان ها تبلیغات نکرده و به تلویزیون بسنده نمود. اما وقتی کار به تبلیغات و مناظره ها رسید، شرایط طوری پیش رفت تا نیروهای هوادار او در بلاتکلیفی قرار گرفتند، طبیعتا کناره گیری قالیباف از انتخابات نیز با میل و رغبت نبود و در حال حاضر هم مشاهده می کنیم که برخی منازعات بین او و آقای رئیسی شروع شده است. به عبارتی قالیباف با کناره گیری اش به نفع رئیسی روغن ریخته را نذر کرد. به هر روی، آقای قالیباف، هم به خاطر ادبیات انتخاباتی و گفتمانی که علیه جهانگیری و روحانی در پیش گرفت و هم بحث طبقه بندی مردم به 96 درصدو 4 درصد، آسیب جدی به خود زد. اما در پاسخ به اینکه اکنون قالیباف به فضای نظامی برمی گردد یا در سیاست می ماند باید گفت، نباید برای او پیش بینی موقعیت مناسبی کرد. احتمال می دهم که قالیباف برای مدتی باید خود را از نو بررسی و ارزیابی کند. برآورد من این است که دعوت های خیلی سطح بالایی در چنین شرایطی از آقای قالیباف نخواهد شد.*** دیدار اخیر آقای قالیباف با علی نوریان سرپرست دانشگاه آزاد آن هم با حضور محسن ها شمی، سر و صدای زیادی به پا کرد درحدی که بسیاری گفتند که قالیباف قرار است با توجه به تغییرات عمده ای که در دانشگاه آزاد (به نفع اصولگرایان) درحال رخ دادن است،به جای محسن ها شمی معاون عمرانی دانشگاه شود؟البته به نظر می آید در این رابطه دورخیزی صورت گرفته است. دیدیم که در بحث مترو جدال لفظی سختی بین محسن ها شمی و قالیباف صورت گرفت و پاسخ آقای قالیباف پاسخ تندی بود. با توجه به اینکه آقای ولایتی و نوریان تصمیم به ها شمی زدایی دردانشگاه آزاد گرفته اند و حتی یاسر ها شمی رئیس دفتر هیئت امنا را هم تغییر داده اند، تغییر محسن ها شمی و جانشینی قالیباف دور از ذهن نیست اما در حال حاضر برآورد خاصی از این موضوع ندارم.**اینکه قالیباف در بنیاد مستضعفان یا ستاد اجرائی فرمان حضرت امام (ره) جای بگیرد یا شهردار شهرهای دیگر شود را چه قدر محتمل می دانید؟فراموش نکنیم که آقای قالیباف برای ریاست جمهوری خیز برداشته بود برای همین بعید می دانم او به چنین پست هایی راضی باشد و یا به شهرداری شهر دیگری برود. به ویژه آنکه شورای شهر اصفهان و مشهد هم در اختیار اصلاح طلبان است. تنها احتمال شهرداری او در قم و اهواز می رود که فکر نمی کنم قالیباف آن را بپذیرد.**این روزها بسیاری از سرنوشت جبهه جمنا (همان ساز و کاری که اصولگرایان برای انتخابات تعبیه کرده بودند) سخن می گویند، فکر می کنید جمنا از این پس چه خواهد کرد و آیا قادر خواهد بود نقش دولت در سایه را ایفا کند؟جمنا تلاش داشت یک کپی برداری ناقصی از شورای عالی اصلاح طلبان داشته باشد. اما بیشتر بر روی شانه نظامی ها سوار بود. از همان آوردن افراد به طور اتوبوسی برای آقای رئیسی مشخص بود که این کار، کار ساختار یافته سیاسی نیست و چنین چیزی به صورت طبیعی در فضای موجود کشور (که این اتوبوس ها سازماندهی شوند ) عملی نیست. اگر امروز اصلاح ط ...

ادامه مطلب  

طبقه متوسط مدام حاکمیت را غافلگیر کرده است  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدابراهیم اصغرزاده زمانی پرچمدار شعار «مرگ بر آمریکا» بود و از طراحان تسخیر سفارت آمریکا و از همرزمان معصومه ابتکار در سال 58 به شمار می رفت. اما به هر روی گذر زمان و حوادث روزگار یا دلایلی دیگر، موجب شد تا دیپلماسی را به انقلابی گری ارجح بداند و مذاکره و گفتگو را برگزیند. او این روزها در شمار تئوریسین های مطرح جریان اصلاحات به شمار می آید و آراء و تحلیل هایش در رسانه های درون مرزی و فرامرزی مورد توجه قرار می گیرد.گفتگوی پیش روی تان تحلیلی است بر حوادث و رویدادهایی که در بهار96 در سپهر سیاسی ایران رخ داده است؛ از انتخابات ریاست جمهوری بیست و نهم اردیبهشت ماه، پیروزی قاطعانه اصلاح طلبان در شورای شهر تهران و هت تریک شکست های اصولگرایان گرفته تا تحریم قطر توسط کشورهای عربی و وقوع حوادث تروریستی در مجلس شورای اسلامی و حرم امام(ره).در یک بعدازظهر گرم در ماه رمضان به دفتر دکتر ابراهیم اصغرزاده، عضو دوره اول شورای شهر تهران، نماینده مجلس سوم و روزنامه نگار رفتیم و با او به گفتگو نشستیم. متن ذیل مشروح تحلیل های دکتر اصغرزاده است که در ادامه می خوانید:به نظر شما هدف تروریست ها در عملیات اخیر که منجر به شهادت و جراحت تعدادی از هموطنان عزیزمان شد، چه بود؟ تحلیل شما از زمان و دامنه این حمله ناجوانمردانه به تهران چیست؟صرف نظر از آنکه هدف چه نهاد یا چه اشخاصی باشد هر عملیات تروریستی که از خارج مرز علیه اهالی داخل یک کشور سازماندهی و هدایت شود تهاجم علیه کشور هدف تلقی می شود. در این مورد خاص هم ضربه به منافع ایران آن هم با حمله به نقاطی مهم و حیثیتی در مرکز کشور بوده است. هدف، قبل از هر چیز بی ثباتی و ناامن سازی اوضاع کشوری است که مردم صلح دوست آن دیرزمانی است اهداف عدالت جویانه و آزادیخواهانه خود را در تلاش های مسالمت جویانه و به دور از هرگونه قهر و خشونت دنبال می کنند. مردمی که در انتخابات اخیر شگفتی آفریدند و با هوشمندی سیاست های تندروانه را به حاشیه راندند. چهار سال پیش هم مردم دولتی اعتدالگرا و میانه رو را به قدرت رساندند.دولت روحانی در طول 4 سال گذشته با دستیابی به توافق برجام توانست زمینه را برای حضور دیپلماتیک و اقتصادی بیشتر ایران در عرصه بین المللی مهیا سازد و راه را برای بازیگری و حضور موثر در منطقه خاورمیانه که سالهاست خاور خون و جنون شده است فراهم ساخت. خب باید هم ایران از جنایاتی نظیر آنچه در پاریس، لندن، منچستر و کابل اتفاق افتاد بی نصیب نماند. تردید نکنید یکی از اهداف طراحان این جنایت تحمیل فضای امنیتی و ایجاد زمینه های رشد افراط گری و رادیکالیسم است. اگر یادتان نرفته باشد همزمان باخیزش بهار عربی که پایه حکومت های پوسیده پادشاهی و نظام های قبیله ای در جهان عرب لرزید خشونت داعشی اوج گرفت و اتفاقا متوجه کشورهایی شد که در سیستم سیاسی خود نظام پارلمانی را تجربه کرده بودند. حالا نیز از زاویه ای دیگر بهار ترامپیسم طلوع کرده که چیزی جز دمیدن بر آتش بحران منطقه ای نیست.اینجا هم می توان گفت که مرکز فرماندهی تروریسم تکفیری، بیش از هر چیز جنبش دموکراسی خواهانه و صلح طلبانه ملت ایران را هدف قرارداده است. تردید نکنیم داعش، القاعده، طالبان، بوکوحرام، جبهه النصره، وهابیت و دیگر جریان های افراطی جهان اسلام بیش از هر چیز از نظام های مبتنی بر پارلمان و تحولات دموکراتیک که بستر رشد تروریسم را می خشکاند وحشت دارند. انتخابات شگفتی ساز اخیر ایران و تعلق خاطر طبقات متوسط و میانی ایران به استمرار سیاست اعتدالی و تعاملی دولت روحانی هدف اصلی تروریست ها بوده است. شکست های اخیر داعش و خلافت اسلامی ابوبکر بغدادی در موصل و رقه هم تلاش آنها را برای کشاندن ترور و تخریب به داخل ایران تشدید کرده است. با این حال به نظرم عربستان نخواهد توانست رضایت خود را از جهت گیری داعش به سوی اهدافی در ایران پنهان کند.به نظر شما سهم عربستان در فاجعه تروریستی تهران چه میزان است؟به یاد بیاوریم وقتی که رئیس جمهور شریر آمریکا، بوش پسر، ایران را رسما به عنوان محور شرارت نامید چه هزینه گزافی را بر دوش اقتصاد ایران و تغییر ترتیبات امنیتی منطقه گذاشت. حالا این کازینودار آمریکایی، دونالد ترامپ هم با تحمیل نظم موردنظر خود قصد دارد منطقه را به دوران گماشتن ژاندارم و تجارت اسلحه و نفت برگرداند. در این نظم ترامپی، عملا ملت ایران به عنوان آماج مورد تهاجم و فشار و تحریم قرارمی گیرد و امنیت منطقه بر دوش عربستان گذاشته می شود و در پیمان به اصطلاح ضدتروریستی با حضور ترامپ ده ها کشور اسلامی و عربی شرکت کننده دست به تشکیل ناتوی عربی- اسلامی به رهبری عربستان می زنند. معاهده سنگین تسلیحاتی و تجاری میان عربستان و آمریکا منعقد می شود. بحران اخیر بین عربستان و قطر و محاصره زمینی، هوایی و دریایی قطر نیز چون در سیاست منطقه ای چشم و گوش بسته از ریاض پیروی نکرده است را باید تنها یکی از اولین ثمرات آن دانست.چندی پیش بنا به اعلام رسمی نایب ولیعهد و وزیر جنگ آن کشور که گفت عربستان جنگ را به داخل ایران خواهد کشاند، بنابراین به نظر می رسد ریاض از قبل مسئولیت هرگونه اقدام تروریستی در خاک ایران را پذیرفته است. از سوی دیگر داعشی که از دامان تفاسیر جهادی و تکفیری مفتی های وهابی زاده شد و رشد کرد حالا درحال از دست دادن دو مقر اصلی خلافت خود در موصل و رقه است، پس بهتر است با دادن برد بین المللی به عملیات، مخصوصا هدایت آن به داخل ایران از پیامدهای شکست و افت روحیه حامیان خود جلوگیری کند. نظم نوین منطقه ای ترامپ به صورت هوشمندانه ای ناتوی عربی ضدتروریسم را برای جلب حمایت سنی مذهبان متعصب به سمت شکاف شیعی - سنی و بهره برداری از آن شیفت می دهد. از این رو اصلاح طلبان و حامیان دولت روحانی باید متوجه وظیفه مبرم خود در نیفتادن به تله ای که نظم ترامپی پیش پای ما پهن کرده، دارند.تقویت وحدت و همبستگی ملی که به زیبایی در پیام مولوی عبدالحمید بیان شد و ارتقای عناصر وحدت بخش میان تمامی اقوام، اقلیت ها، و نژادها ضرورت تام دارد. نیروهای حزب اللهی و افسران جنگ نرم نیز بهتر است به جای تمرکز بر مقصرنمایی دولت روحانی و ربط دادن حوادث اخیر به سیاست های دولت از فضای انتخابات خارج شوند. اصولگرایان منتقد دولت نیز بهتر است از حجم خشم و نفرت خود در نقد دولت بکاهند و به جای فشل سازی دولت و ناامیدکردن بدنه اجتماعی هوادار روحانی اجازه ندهند یاس و نگرانی بر فضای جامعه مستولی شود و با دقت و مسئولانه تر از گذشته موقعیت حساس منطقه را رصد کند. اکنون روس ها نیز با زیرکی، دم از برتری نظامی ایران در جنگ با عربستان می زنند و بروز هرگونه خطای محاسبه در منطقه و برافروختن آتش نزاع و تشجیع و ترغیب ایران به زورآزمایی نظامی اشتباه مهلک است. همه باید خویشتن داری کنند و با تقویت دیپلماسی منطقه ای آب بر این کینه و نفرت خانمانسوز بریزند.برندگان این خطای محاسبه قطعا روسیه، آمریکا، اسرائیل و بازندگان آن، مردم مسلمان ایران و عربستان و سایر اعراب منطقه و گسترش جنگ های بی پایان نژادی و مذهبی خواهد بود.ایران باتجربه گرانسنگ مردم سالاری در شرایط رشد و ثبات اقتصادی قرارگرفته و اگر این ثبات با نزاع های منطقه ای هر چند کوتاه به هم بخورد، دیگر بازگرداندن آن به شرایط نرمال به این سادگی ها میسر نخواهد شد.تا پیش از برگزاری انتخابات برآوردهای مختلفی از میزان رای حسن روحانی می شد. در 2 الی 3 روز مانده به برگزاری انتخابات، برخی اصولگرایان از جمله عزت الله ضرغامی و محسن رضایی از پیروزی ابراهیم رئیسی خبر می دادند. آیا واقعا او از روحانی پیش افتاد و ساعات پایانی اتفاق خاصی رخ داد؟ یا اینکه اظهارات اصولگرایان را می توان صرفاً عملیات روانی رقیب تلقی کرد؟ببینید هیچ انتخاباتی در خلا برگزار نمی شود. برای درک واقعی تر تاثیر و نتایج انتخابات باید بستر فرآیندهای تاریخی و طولانی مدت را در نظرگرفت. باید به نقش واقعی نیروها، طبقات اجتماعی و مکانیزم های نهفته زیر پوست جامعه اهمیت داد.چیزی که جامعه را بسوی یک انتخاب ساده و سریع می راند فشاری است که معمولا برای تحمیل یک سبک زندگی خاص و مهندسی شده به جامعه وارد می شود که نه تنها موردپسند این بخش از اجتماع نیست بلکه دائما منجر به تحریک و تحقیر او می شود. سبک زندگی برای عموم مردم به خصوص طبقه متوسط بسیار مهم است. مردم از اجبار گریزان و از ریاکاری، دروغ و فساد گروه های قدرتمند مسلط به شدت متنفرند. برداشت اصولگراها این بود که اگر در افکارعمومی از روحانی تصویر یک رئیس جمهور ناتوان و ناکارآمد را ساخت پس آخر هفته روحانی رفته. یا اگر طبقه متوسط و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان دچار عدم قطعیت شوند که روحانی این دفعه هم نخواهد توانست یا نخواهند گذاشت کاری از پیش ببرد پس سرخوردگی و بی اعتمادی نسبت به آینده موجب ریزش آرای روحانی شده و انتخابات به دور دوم خواهد افتاد. آن وقت اصلاح ناپذیری کشور اثبات شده و بیهودگی مرام و اندیشه اصلاح طلبی برای ده، بیست سال دیگر خیال اصولگراها را راحت خواهد کرد.با اینکه به نظر می رسید روحانی عملا در چهار ساله اول ریاست جمهوری یا نخواست یا نتوانست به وعده گشایش فضای امنیتی و سیاسی عمل کند و از این رو جامعه سکوت و قهر با او را پیشه کرد، اما هفته آخر تبلیغات و از مناظره سوم که دست از دفاع منفعلانه از وضع موجود برداشت و برخی خطوط قرمز فرضی را کنار گذاشت، توانست رادار خودش را با طول موج طبقه متوسط و حاشیه نشینان سیاسی و فرهنگی تنظیم کند. اکثریت مردم هم تصمیم گرفتند تمام قد از او حمایت و وعده هایش را باور کنند. البته کسی در جریان انتخابات قطبی شده برای کاندیدای خود صورت حساب نمی فرستد، ولی نهایتا در عمل انتخاب مردم از فرمولی خطی و یک مجهولی تبعیت می کند، زیرا مردم خودشان به قوه ابتکار خود دست به ساده سازی مناسبات سیاسی می زنند و از این ساده سازی با استفاده گزینشی از برخی پدیده های اجتماعی و تاریخی به دلیل انتشار یک پیام ساده که خصلت اعتراضی و نفی وضعیت وجود دارد، استقبال می کنند. مثلا مانند پیامی که شعار ایران برای ایرانیان می دهد یا تصویری که از پیروزی رقیب و افتادن کشور به ورطه فلاکت و جنگ در ذهنیت جامعه می نشیند.در اینکه انتخابات ریاست جمهوری یک پدیده منحصربفرد بود، کسی شکی ندارد، اصولگرایان در آن شکست خوردند. این شکست زنجیره شکست های قبلی آنها را نیز تکمیل کرد، زیرا به نظرم نتوانستند از اتفاقات گذشته به خوبی درس بگیرند. فاجعه آمیزتر فرار آنها به جلو بود آن هم با پیش کشیدن بحث نخ نما شده تقلب و تمییز آرای مردم به سیاه و سفید یا حلال و حرام. مثالی بزنم حتما اسطوره سیزیف را شنیده اید. فرزند زیرک یکی از خدایان یونانی که راز خدایان را برملا کرد و محکوم شد تخته سنگی را هر روز از پایین کوهی به بالا ببرد و چون به نزدیک قله می رسید سنگ از دستش رها می شد و به پایین کوه می غلتید و هر باره روز از نو، روزی از نو. تسلسلی سخت و سراسر مشقت. به نظر می رسد لااقل بخشی از اصولگرایان به رنجی سیزیف وار مبتلا شده اند.پس از فروپاشی شوروی جریان راست سنتی دل نگران از فروپاشی به دامان بنیادگرایی غلتید و به تفسیری وارونه از انقلاب اسلامی پناه برد که از سنت دور شده و به شدت نگاه ایدئولوژیک زده پیدا می کرد. نگاه ایدئولوژیک که مانند یک بسته قرار بود نسخه شفابخش تمام بن بست های اجتماعی و باطل السحر تمام معضلات فرهنگی و اقتصادی باشد. جریان چپ اما به این باور رسید که باید از فروپاشی شوروی درس گرفت، تغییر و تحولات زیرپوستی جامعه را پذیرفت و با اصلاح و رفرم به نوسازی و افزودن ظرفیت های جدید آن پرداخت. وقتی به دوم خرداد 76 رسیدیم این نگاه جواب داد. از آن زمان تا حالا یعنی 20 سال است که این دو جریان سیاسی در مقابل هم آرایش می گیرند، همیشه این جریان اصلاح طلب بوده است که با ابتکارعمل و انتخاب تاکتیک های مناسب دست بالا را داشته و توانسته حتی از درونی ترین لایه های جریان اصولگرایی یارگیری کند. از جمله خود آقای روحانی که از میان جامعه روحانیت مبارز برخاسته بود.این توهم و آن خطای دید برخی اصولگراها که گفتید از آنجا ناشی می شد که آنها از تحولات زیرپوستی جامعه غافل بودند و از همراهی با جامعه در حال گذار و تحول طلب عقب می ماندند به خصوص طبقه متوسط که دائما در این سال ها جریان حاکم را غافلگیر کرده است. اصلاح طلبان همیشه سعی می کنند از تحولات روزمره اندکی ارتفاع بگیرند و با فاصله بیشتری روندها را کشف کنند.اصولگرایانی که تصور می کردند با پایان عمر دولت اصلاحات و حذف اصلاح طلبان با فیلتر نظارت استصوابی برای همیشه آنان را از قدرت سیاسی طرد کرده اند دریافتند که اصلاح طلبان بر جنبش های زیرپوستی جامعه سوارند و با انتقال مرکز ثقل گفتاری به میانه طیف و حمایت از روحانی عملگرا و البته «اعتدالگرا» و با انعطاف گفتمانی راه مانور خود را به خوبی بلدند. پیروزی قدرتمندانه روحانی و پیروزی اصلاح طلبان در شوراهای شهر و روستا به جان گرفتن دوباره آنان در عرصه سیاسی کشور منجر خواهد شد. غیرقابل انکار است که با ایستادگی جامعه مدنی و استفاده از مکانیزم صندوق رای، مردم توانسته اند با اراده خود تندروهای بنیادگرا را عقب برانند.آقای دکتر! چه کسانی در انتخابات 96 به آقای روحانی رای دادند؟به نظرم باید ببینیم چه کسانی به روحانی رای ندادند، چون کسانی که به روحانی رای دادند شامل طیف وسیعی از آرای سلبی تا آرای ایجابی می شود که عمدتا نگران آینده مملکت و توسعه کشورند و منافع ملی را بر منافع گروهی و شخصی ترجیح می دهند. به نظر می رسد هواداران روحانی شعارهای او در پیوستن و همسویی با جامعه جهانی را باور کرده و در تعمیق و تثبیت برجام و دستاوردهایش تردید به خود راه نمی دهند. به نظر می رسد آرای روحانی از یک همگنی برخوردار است. یعنی اینطور نیست که طبقات تنگدست یا طبقات نابرخوردار و محروم تر تماما آرائشان به کیسه اصولگرایان ریخته شده باشد. چیزی که در این میان حائز اهمیت به نظر می رسد، آن است که این بلوک رای، از صحنه اجتماعی قابل حذف نیست و چیزی حدود 60 درصد جامعه را تشکیل می دهد.ارزش هایش، ارزش های مدرن است و ارزش هایی که طبقه متوسط آن را مطالبه می کند شخص محور هم نیست. یعنی اگر آقای روحانی هم نباشد و شخص دیگری باشد که حامل ژن آزادیخواهی و صلح دوستی باشد به او رای می داد. اینگونه نیست که حالا پس از انتخابات این موج بخوابد یا از بین برود، بلکه با زندگی روزانه مردم عجین شده است. موجی که با سخن روحانی وقتی گفت که اگر من رای قابل قبولی به دست آورم تحریم های غیرهسته ای را هم بر می دارم، بلند شد و بعید می دانم پس از تهدیدات ترامپ به تحریم بیشتر و پس از تروریسم کور حمله اخیر به تهران فرو بنشیند. اما در طبقه بندی کسانی که به روحانی رای ندادند به نظرم رفتار انتخاباتی سه بلوک قابل مطالعه است.نخستین بلوک رای متعلق به کسانی است که اساسا به هر دلیل از مشارکت امتناع ورزیدند پای صندوق نیامدند و اگر هم آمدند رای خود را باطل کردند و در صندوق انداختند. بخشی از این آرا رای تحریمی ها و قهرکرده هاست؛ چه از دولت آقای روحانی چه از اصلاح طلبان و چه از اصولگرایان. یعنی متاسفانه کسانی که به هر علت انتخابات را غیرموثر می دانند. بخشی از این آرا دچار سرخوردگی اند. بخشی هم امتناع خود از مشارکت را بخشی از مبارزه و اعتراض فعال می شناسند. عده ای هم تنبلی کردند و ترجیح دادند عطای انتخابات را به لقایش ببخشند. گروهی از لایه های تنگدست تر، گروهی که در حاشیه اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرند و دسته ای هم که جزء طرفداران احمدی نژاد به شمار می روند در بلوک اول می گنجند. سهم این بلوک حداکثر 15 میلیون از 56 میلیون واجدان رای است.دومین بلوک متعلق به سبد آرای اصولگرایان است که حدود 16 میلیون رای را جذب کردند و توانستند به انسجام قابل قبولی پشت سر ابراهیم رییسی دست پیدا کنند. آرای بلوک دوم در نگاهی عمیق تر به چند شعبه تقسیم می شود که مهم ترینش متعلق به محافظه کاران سنتی و جناح راست دین محور است. آرای اینها در بهترین حالت به سقف7 یا 8میلیون می رسد. البته سالهاست که انتخابات در ایران از حالت ایدئولوژی زدگی و تکلیف محوری خارج شده و مردم به آن به عنوان یک حق برای تعیین سرنوشت خود نگاه می کنند.بخش هایی از آرای ریخته شده به سبد اصولگراها متاثر از تاکتیک های تبلیغاتی آنها در جذب گروه های حاشیه نشین جغرافیایی و اقتصادی با طرح افزایش میزان یارانه هاست. یکی از نکات ظریف این انتخابات طرح شعارهای معیشتی از سوی محافظه کارترین و راست ترین ضلع اصولگرایی برای برقراری رابطه و جذب فقیرترین و تنگدست ترین لایه های اجتماعی است که معمولا به رویاهای پوپولیستی دل می بندند. تاکتیک تبلیغاتی دیگری که در میان اصولگرایان دیده شد، استفاده از چهره ها و سلبریتی های عجیب مثل تتلو خواننده رپ بود. شخصیتی که با تی شرت نما در حالیکه تمام بازوانش خالکوبی و نمایان است مقابل کاندیدای اصولگرا می نشیند. البته اگر این تاکتیک منجر به انعطاف بیشتر محافظه کاران در تحمل سبک های زندگی این قبیل افراد شود در نوع خود تحولی است، خب اگر اصولگرایان این قدر منعطف شده اند که می توانند تتلو را تحمل کنند، بنابراین به طریق اولی می توانند موسیقی فاخر و هنرهای بهداشتی تر را نیز تحمل کنند.با این حال، من معتقدم نباید به اصولگرایان سهمی بیش از 10درصد رای دهندگان اختصاص دهیم. 60درصد هم برای اصلاح طلبان و تحول خواهان، در این بین هم 30درصدی باقی می ماند که این 30درصد هم تماشاگران هستند با همان ترکیبی که قبلا گفتم.پس از اعلام نتایج انتخابات اصولگرایان مدام از تخلفات گسترده سخن گفته اند و آرای مردم را به حلال و حرام تقسیم کرده اند. چرا این جریان سیاسی پس از رای نیاوردن اینگونه واکنش نشان می دهد؟انتخابات ۲۹ اردیبهشت در نوع خود نقطه عطفی تاریخی است برای بیان یک «نه» بزرگ به بازگشت به دوره پسرفت احمدی نژادی و رای اعتمادی است به امید به آینده بهتر. در رفتار انتخاباتی مردم، آزادیخواهی و توجه به سبک زندگی آزادانه تر، مدرن تر و صلح دوستی موج می زند. حوادث تروریستی اخیر نیز همین وضعیت را نشانه گرفته است. متاسفانه بعضی با فرار رو به جلو و برای کاهش از بار اشتباهات خود در بدعت کم نظیری سعی کردند آرای مردم را به حلال و حرام تجزیه کنند؛ به خیال خودشان خواسته اند حالا که نتیجه مشخص شده، پیامد و اثر انتخابات را مهندسی کنند.این فرار به جلو نشان از همان انسداد باب درس آموزی اصولگرایان دارد. در انتخابات 94 هم وقتی لیست امید به طور کامل پیروز شد به ...

ادامه مطلب  

دانلود gmail - نرم افزار موبایل مدیریت جی میل  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: gmail gmail for android google mail android جی میل جیمیل ایمیل گوگل جیمیل برای اندروید آندروید اندروید gmail جیمیل download gmail download gmail for android gmail for android دانلود gmail دانلود gmail برای اندروید gmail برای اندروید نرم افزار gmail برای اندروید جیمیل نرم افزار جیمیل نرم افزار gmail برای htc نرم افزار gmail برای samsung نرم افزار gmail برای motorola نرم افزار gmail برای سامسونگ نرم افزار gmail برای اچ تی سی نرم افزار gmail برای موتورولا نرم افزار جیمیل برای htc نرم افزار جیمیل برای samsung نرم افزار جیمیل برای motorola نرم افزار جیمیل برای سامسونگ نرم افزار جیمیل برای اچ تی سی نرم افزار جیمیل برای موتورولا ...

ادامه مطلب  

ناگفته های میرسلیم از انتخابات  

درخواست حذف این مطلب
یکی از تفاوت های انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم با ادوار گذشته، حضور یک نامزد حزبی در صحنه رقابت ها بود؛ حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی ترین تشکل های سیاسی کشور، سید مصطفی میرسلیم را به عنوان کاندیدای اختصاصی خود معرفی کرد. چندی بعد از معرفی او، شماری از اصولگرایان تشکلی به نام «جمنا» را پایه ریزی کردند که هدفش معرفی گزینه واحد از سوی این جریان بود. حزب مؤتلفه اسلامی هم با وجود داشتن یک نامزد حزبی در صحنه، اعلام کرد با «جمنا»یی که می خواست در نهایت به یک نامزد برسد، تعامل خواهد داشت. این در حالی بود که سید مصطفی میرسلیم از همان زمان اعلام موجودیت «جمنا» انتقاداتی را متوجه این نهاد کرد. او در گفت و گو با «ایران» از دلایل مخالفتش با «جمنا» می گوید؛ همچنین از تفاوت دیدگاهش با حزب مؤتلفه اسلامی که مقرر کرده بود او در مناظره ها درباره تخلفات منتسب به محمدباقر قالیباف شهردار اصولگرای تهران حرفی نزند. میرسلیم همچنین خبر داد پیش از تشکیل «جمنا» 50 نفر از اعضای مجلس خبرگان رهبری خواستار نامزدی سید ابراهیم رئیسی بودند و اصرار و پافشاری آنها بود که تولیت آستان قدس رضوی را به میدان رقابت آورد. ناگفته های مصطفی میرسلیم نامزد انتخابات ریاست جمهوری دوره دوازدهم را در زیر می خوانید...حزب مؤتلفه اسلامی بر خلاف ادوار گذشته، حضور فعال تری در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری داشت و علاوه بر معرفی نامزد اختصاصی، جناب عالی که نامزد حزب بودید تا روز انتخابات در صحنه رقابت باقی ماندید. چه تحول و ضرورتی باعث شد تا مؤتلفه چنین رویکرد جدی ای به انتخابات دوازدهم ریاست جمهوی داشته باشد؟ برآورد حزب مؤتلفه اسلامی ازشرایط عمومی کشور و وضعی که در آن به سر می بریم، این بود که قطعاً باید تحولی رخ دهد تا موجب بروز مشکلات اجتماعی نشود. بر مبنای اطلاعات دقیقی که از استان های کشور داشتیم، خسارت های مهمی احساس می کردیم. از نظرشرایط اقتصادی و اجتماعی نیز مشکلاتی وجود داشت که باید چاره جویی می شد. به نظرمان رسید که باید با حضور حزب هشدار لازم را در این زمینه بدهیم. چه خودمان برای ایفای تکلیف مسئولیت پیدا کنیم یا دیگران در قالبی که وجود دارد ایفای وظیفه نمایند، باید مشکلات گفته شود؛ زیرا نپرداختن به آنها مسائلی بغرنج تر در آینده می آفریند. هم اکنون نیز اگر دولت محترم به آن موارد نپردازد، نظام ما با مشکل مواجه خواهد شد. براین اساس اعتقاد ما این است که دولت دوازدهم باید موفق بشود؛ با اینکه رقیب ما بوده است. چون منافع ملی برتر از همه این رقابت هاست و باید به آن توجه کرد. بنابراین علت حضور ما این بود که احساس کردیم کفایت لازم در دولت یازدهم نبوده و باید به نحوی جبران شود. به همین دلیل در حد خودمان برای حضور در صحنه انتخابات اعلام آمادگی کردیم تا برای مسائل و مشکلات کشور چاره جویی کنیم. چه زمانی به «جمنا» دعوت شدید؟ما در حزب مؤتلفه از اردیبهشت ماه برای حضور مستقل در انتخابات ریاست جمهوری، تصمیم گیری کردیم. هنوز تشکیلاتی تحت عنوان «جمنا» وجود نداشت، مگر در ذهن مؤسسان اصلی آن؛ ما خبر نداشتیم و اقدام مستقل خودمان را در حزب انجام دادیم. تشکیلات حزب شناخته شده است و معرفی نامزد فرایندی دارد که آن را طی کردیم. برای اصل حضور و مصداق نامزد، فرایندی چند ماهه طی شد و با نظرسنجی از استان ها، اعضای مجمع، دبیران و بعد هم در شورای مرکزی حزب تصمیم نهایی گرفته شد. در دی ماه سال ۹۵ به مشهد مشرف شدیم و آنجا تصمیم حزب اعلام شد. به موازات این، برخی از دوستان دیگر ما در جبهه اصولگرایان هم به فکر چاره جویی مسائل بودند و به سازماندهی جمعی به عنوان «جبهه مردمی نیروهای انقلاب» مبادرت کردند. آنان مبنای خود را کار حزبی قرار ندادند، بنابراین از ابتدا به سراغ ما به عنوان حزب نیامدند؛ هر چند سراغ شخصیت های حزب آمدند. ما هم چون در نیت، آنان را با خود مشترک می دیدم، با این همکاری موافقت کردیم و گفتیم در استان ها هم این همکاری صورت بگیرد؛ زیرا نیت آنها را هم مثل خودمان اصلاح امور کشور می دیدیم؛ هر چند به لحاظ روش به آنان انتقاد داشتیم. همان طور که اشاره کردید، «جمنا»، متشکل از «افراد» بود اما مؤتلفه تأکید داشت به عنوان یک «حزب» وارد رقابت ها شود. با توجه به عدم تجانس فعالیت مشترک فرد و حزب که از همان ابتدا هویدا بود، مؤتلفه با چه استدلالی ورود به بحث امکان فعالیت مشترک انتخاباتی را با «جمنا» پذیرفت؟آیا چنین نکته ای در مذاکرات و رایزنی های درون حزبی مورد اشاره و بحث قرار گرفت؟بله؛ طبیعتاً همه مسائل در حزب قبل از تصمیم گیری بررسی می شود. در مجموع به این نتیجه رسیدیم که چون هدف مشترکی وجود دارد و نیت ما و آنان یکسان است، پس با این دوستان همکاری داشته باشیم و ضمناً به آنان بگوییم که پیشبرد صحیح این کار مستلزم طی کردن فرایند دقیق تشکیلاتی است؛ به آنان اعلام کردیم خوب است در سازماندهی خود از تجربه ما استفاده کنید که در بهترین وضع به نتیجه مطلوب برسید. شاید هم آنان عنایت کردند، اما این نقیصه تا آخر وجود داشت و اکنون هم هست و من خبر ندارم در آینده می خواهند چه کاری انجام دهند. به هر حال تفاوتی است که بین ما و «جمنا»جود دارد.«جمنا» از ابتدا اعلام کرده بود بنا دارد به«نامزد واحد» برسد؛ پیش بینی مؤتلفه این بود که مثلاً نامزد مؤتلفه می تواند نامزد نهایی باشد؟ و اگر نامزد دیگری معرفی می شد، قرار بود حزب چه واکنشی نشان دهد؟ما که نیازمند آن نبودیم در «جمنا» درباره ما تصمیم گیری شود.به هر حال یک جبهه شکل گرفته و اعلام شده بود که قرار است در فرایندی چند مرحله ای و با مکانیزم از پیش مشخص شده به «گزینه واحد» برسند؛ مؤتلفه هم از این هدف گذاری «جمنا» مطلع بود، پس طبیعتاً باید برای احتمالات مختلف، درون مؤتلفه بحث و پیش بینی لازم انجام می شد...بله، اعلام کردند ما هم به آنان پاسخ دادیم تصمیم گیری ای که در حزب انجام می دهیم، مستقل از نظراتی است که در جمنا اعلام می شود و در نهایت شورای مرکزی حزب باید تصمیم بگیرد. لذا ما از دادن تعهد شخصی خودداری کردیم. می دانید که آنان با تمام کسانی که نامزد می شدند یا نامزدشان می کردند این مذاکره را داشتند تا متعهد شوند اگر تصمیم گیری شد که کنار بروند، همراهی و تبعیت کنند.با توجه به اصرار حزب مؤتلفه به تصمیم گیری مستقل از سویی و تأکید «جمنا» برای معرفی نامزد واحد، تعامل مؤتلفه و «جمنا» برای کار مشترک انتخاباتی همچنان مبهم به نظر می رسد...درست است؛ مبهم است، بود و تا آخر هم مبهم ماند. چون تشخیص اینکه چه کسی باشد و چه کسی نباشد یا چه کسی بماند و نماند، سازوکار می خواهد. در مورد این ابهام در حزب مؤتلفه بحثی نشد؟بله. بحث شد.این بحث به نتیجه مشخصی هم رسید؟نه؛ تا آخرین لحظه به نتیجه مشخصی نرسیدیم. من خودم با نامزد نهایی جمنا که آقای رئیسی بود، صحبت کردم و هر دو به این نتیجه رسیدیم که بهتر است، هر دو در صحنه رقابت انتخاباتی باقی بمانیم.این جمع بندی شما و نامزد نهایی «جمنا»، قاعدتاً، مربوط به واپسین روزهای رقابت انتخاباتی است؛ سؤال مشخص من درباره ابتدای مذاکرات تعامل بود. بعد از اینکه نام شما به عنوان نامزد حزب مؤتلفه اسلامی اعلام شد، از طرف «جمنا» چه کسی وظیفه مذاکره کننده با شما را ایفا کرد؟شورای مرکزی «جمنا» هنوز تشکیل نشده و هیأت اولیه مشغول سازماندهی بودند. فکر می کنم اواسط دی ماه از بنده دعوت کردند که با آنها صحبت کنم.در آن جلسه چه افرادی حضور داشتند؟اکثرشان بودند. غیر از یکی دو نفر که در مسافرت بودند.محورهای بحث آن جلسه چه موضوعات و نکاتی بود؟آنان می خواستند ببینند برنامه و هدف ما برای انتخابات چیست و چگونه می خواهیم در انتخابات حاضر شویم؛ خب ما برای آنها برنامه، تدابیر و نحوه حضور خود را شرح دادیم. سپس پرسیدند:«آیا موفق به رأی آوری می شوید؟» و من پاسخ دادم: «شخصاً پانصدهزار رأی دارم. اگر در چارچوب حزب مؤتلفه باشد، آرای من می تواند به دو تا چهار میلیون رأی برسد و اگر همه شما دوستان همکاری کنید می توانیم تا به دست آوردن 40 درصد کل آراء را تضمین کنیم؛ باقی هم بستگی به شرایطی دارد که پیش می آید».با توجه به سخنان شما در آن جلسه، در واقع، پیشنهاد مشخص شما این بود که شما به عنوان نامزد مؤتلفه، گزینه نهایی «جمنا» برای انتخابات ریاست جمهوری باشید. این برداشت درست است؟بله؛ دعوتشان هم کردم؛ به آنها گفتم با توجه به نکاتی که تصمیم گیری کرده اید، خوب است که در شورای مرکزی حزب بیایید و با ما هم مذاکره کنیم و ان شاءالله به نتیجه برسیم. واکنش آنها چه بود؟ظاهراً استقبال کردند، اما در عمل، ترتیب اثر ندادند. قطعاً آنها هم برنامه شان را اعلام کردند...بله. برنامه شان مشخص بود و می خواستند بر همان مبنا از ما هم تعهدی بگیرند که اگر به این نتیجه رسیدند که ما هم کنار برویم، طبق تعهد داده شده، کنار برویم. من هم گفتم تصمیم گیری با شورای مرکزی حزب مؤتلفه است و من نمی توانم از طرف آنها قولی بدهم.وقتی محتوای مذاکره خود را با «جمنا» در شورای مرکزی مؤتلفه مطرح کردید، واکنش اعضا چه بود؟ چون در رسانه ها به نقل از اعضای حزب عنوان شد که تعهد نمی دهند... فرایند ما دوگانه نبود؛ وضعیت روشن بود.اگر شکاف، چنین عمیق بوده و هر دو طرف از مواضع خود کوتاه نمی آمدند، چرا مؤتلفه و «جمنا» روند و مذاکره انتخاباتی را ادامه دادند؟ شکاف به تشکیلات برمی گردد به مسائل سیاسی برنمی گردد.وقتی مؤتلفه از نظر تشکیلاتی و معرفی نامزد با «جمنا» نقطه اشتراکی نداشتند و این نکته از همان ابتدا هم واضح بود، ادامه مذاکره و تلاش برای رسیدن به تعامل، متکی به چه منطق و استدلالی بود؟ تعاملی شکل نگرفت.اما در اعلام نتایج رأی گیری اولیه «جمنا» برای معرفی نامزدها، اسم شما به عنوان نفر چهاردهم اعلام شد... خیر؛ هیچ وقت اسم من نبود. شایعات است. بعد از آن حتی از بنده دعوت هم نشد.ولی خبر نتایج این رأی گیری «جمنا» و قرار گرفتن نام شما در رده چهاردهم در رسانه های رسمی مثل خبرگزاری ها منتشر شد؛ نکته اینجاست که چرا مؤتلفه به این خبر که انتشار گسترده ای هم داشت، واکنش نشان نداد و آن را تکذیب نکرد؟ اصلاً قرار به ۱۴ نفر نبود و هدف رأی گیری معرفی ۱۰ نفر بود. من هم به همان جلسه ای که گفتم، رفتم.در آن برهه، شما در گفت و گویی درباره احتمال «مهندسی آرا» در انتخابات درونی «جمنا» هشدار دادید. این انتخابات را سالم و شفاف می دانید یا مهندسی شده و هدایت شده؟بحث اصلی ما همین بود؛ گفتیم اگر قرار است یک مجمع عمومی تشکیل شود، دعوت از اعضا برای شکل دادن مجمع عمومی قواعدی دارد. چگونه این ها از استان های مختلف جمع شدند؟ شما همین طوری حکم دادید؟گزینشی برخورد کردید؟ یا از میان حاضران انتخاب صورت گرفته است؟ تشکیل مجمع عمومی قواعدی دارد؛ اگر مراعات شود اعتبار رأی گیری بیشتر می شود. در غیر این صورت حالت خصوصی به خود می گیرد. این نکته ای بود که ما بحث داشتیم.آنها برای جلب اعتماد شما چه توضیحی دادند؟هیچگونه توضیحی ندادند و دنبال جلب اعتماد ما نبودند و برنامه شان را به روالی که تشخیص می دادند، ادامه دادند. الان، چه جمع بندی ای دارید؟ انتخابات «جمنا» برای تعیین مجمع عمومی و نامزدها قابل اعتماد بود؟ ما با توجه به شناختی که داریم، معتقدیم آن نحوه گردآوری افراد در مجمع عمومی اشکال داشت. با معیارهای ما سازگار نبود. ما اینگونه کار نمی کنیم. اعضای جمنا با وجود واگذاری نتیجه انتخابات می گویند این تشکل تجربه موفقی بود و باید این تشکیلات را ادامه دهیم. چنین برداشتی را می پذیرید؟ما از مبنا با این نوع اقدام تشکیلاتی موافق نیستیم.چرا موافق نیستید؟ وقتی تصمیم جمعی اصولگرایان این است که... تکلیف یک تشکیلات باید به شکل قانونی مشخص باشد؛ وقتی ما می گوییم حزب مؤتلفه اسلامی قانون آن را تعریف کرده است؛ وقتی می گوییم «جبهه پیروان خط امام» باز این متشکل از احزاب است. ولی یک جبهه ای به نام «جمنا» ایجاد شده که نه متشکل از احزاب است و نه هنوز تکلیف ثبت قانونی آن مشخص است؛ باید بنشینند و خیلی موارد را درست کنند تا به قول خودشان این تجربه موفق، موفق تر شود.«جمنا» و حامی آن کسب ۱۶ میلیون رأی در انتخابات اخیر را سند موفقیت خود می دانند. نظر شما چیست؟بله؛ این میزان رأی قابلیت خوبی است.«جمنا» ملاک ارزیابی فعالیت انتخاباتی را تعداد آرا می داند و با همین شاخص نتیجه می گیرد که روش هم درست بوده، شما تأیید می کنید که رأی آوری اصولگرایان خوب بوده اما منتقد روش «جمنا» هستید. چگونه می توان تعداد آرای کسب شده را موفقیت دانست اما روش گزینش نامزدی که آن تعداد آرا را جذب کرده، نادرست دانست؟ خیر، من بنا را به نتیجه نمی گذارم. اصلاً اعتقاد ندارم تعداد رأی ملاک حق است. حق چیز دیگری است.اما در انتخابات همواره تعداد آرای جذب شده از ملاک های اصلی ارزیابی است؟ بله ،عملاً ملاک است و چاره بهتری هم نداریم؛ اما به این معنا نیست که فرد انتخاب شده، حقانیت هم دارد. اجازه بدهید یک بار دیگر این نکته را تکرار کنم اما اگر «جمنا» بگویند ما با این روش نامزدی را انتخاب کردیم که این میزان رأی آورده، بنابراین روش ما درست است، این در تعارض با حرف شماست که تعداد آرای نامزد نهایی «جمنا» را خوب می دانید روش آنها را درست نمی دانید... ولو اینکه رأی هم بیاورد درست نیست؛ چون ما قبول نداریم به هر شکلی رأی آورده شود.یعنی معتقدید راه رأی آوری نامزد «جمنا»، درست نبوده؟بله، روش های رأی آوری که اتخاذ شده بود از نظر ما درست و مقبول نبوده است. در هیچ کدام از طرف ها. به اصولگرایان هم توصیه می کنیم این روش ها را تکرار نکنند.پیش بینی بسیاری از ناظران این بود که شما دقیقه 90 انصراف می دهید و گمانه زنی آنان این بود که مؤتلفه دنبال سهم از دولت آینده است. درباره حضور در دولت احتمالی نامزد نهایی «جمنا»، پیشنهاد مشخصی به شما شد؟ از طرف دوستان ما در «جمنا» پیشنهاد رسمی به ما نشد. اما غیررسمی روز بیست و هفتم اردیبهشت به ما اعلام شد که خوب است اتحادی پدید بیاید؛ نظر ما این بود که نه، اتفاقاً این مناسب نیست.چه کسانی این پیشنهاد را دادند؟دوستان ما در «جمنا» این پیشنهاد و خبر را به ما دادند. این پیشنهاد را به آقای قالیباف هم دادند که آقای قالیباف زیربار رفت و پذیرفت به نفع آقای رئیسی کنار برود.گفته شد به آقای قالیباف پیشنهاد شده کنار بروند و در صورت پیروزی آقای رئیسی، معاون اول شوند...من خبر ندارم.به شما هم پیشنهاد پست و مقامی در کابینه داده شد؟ اصلاً پیشنهادی به ما نشد.یعنی فقط گفتند بی قید و شرط کنار بروید؟ رسماً نگفتند کنار بروید ولی پیغام دادند؛ برخی از اعضای شورای مرکزی مؤتلفه که در شورای مرکزی «جمنا» هستند، تمایل آنها را به ما منعکس کردند. در شورای مرکزی بحث کردیم؛ چون تصمیم گیری شخصی نیست که دو یا سه نفر بگویند این کار را انجام دهید. وقتی شورای مرکزی حزب مؤتلفه، یک نفر را به عنوان نامزد ریاست جمهوری انتخاب می کند، همان شورا باید بگوید آیا به مصلحت است که آن نامزد انصراف دهد یا نه؟ شورای مرکزی همچنین چیزی را تصویب نکرد؛ تمایل «جمنا» این بود که ما کنار برویم اما شورای مرکزی حزب این تصمیم را نگرفت. با آقای قالیباف هم مذاکره ای داشتید؟من اصلاً با آقای قالیباف صحبت نکردم. چون آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. اما اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.چرا اعتقاد ندارید؟ به دلیل برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم. در مورد آقای رئیسی هم همین دیدگاه را داشتید؟خیر؛ وضع آقای رئیسی فرق می کند؛ او اهل خلاف نیست، اما او یک عنصر قضایی در کشور است. با وجود این، معمولاً کسی که در صحنه نظامی، قضایی و اطلاعاتی فعال بوده ، نباید وارد صحنه سیاسی شود. یک قاضی معمولاً به دلیل نوع کارش، پنجاه درصد موافق و پنجاه درصد مخالف دارد. قاضی رأی می دهد، نمی شود دل همه را به دست بیاورد؛ باید تصمیم گیری کند؛ طبیعی است. یک عنصر قضایی نباید خود را در معرض آرای عمومی قرار دهد. با آقای رئیسی در دوره رقابت انتخابات گفت و گویی داشتید؟در دوره انتخابات با ایشان صحبتی نداشتم؛ البته قرار بود ما بعد از اعلام نامزدی من در مشهد، با ایشان دیداری داشته باشیم که انجام نشد؛ اگر انجام می شد، صحبت می کردیم.چرا انجام نشد؟ ما وقت گرفته بودیم؛ ظاهراً ایشان گفته بودند که در سفرند و برنامه دیدار ما لغو شد. ایشان تولیت آستان قدس رضوی را داشتند و ما هم نمی دانستیم ایشان قصد نامزدی دارند؛ اما احتمالاً تصمیم را در دی ماه ۹۵ گرفته بودند. اگر تصمیم مشخص بوده که فراخوان «جمنا» ظاهرسازی می شود... ما خبرنداشتیم. بعداً فهمیدیم عده ای در مجلس خبرگان متمایل به آقای رئیسی بودند که به عنوان یک شخصیت روحانی، از خانواده سادات و معتمد می تواند نامزد موجهی باشد و در مقابل آقای روحانی جایگاه خوبی به دست آورد. تشخیص آنها با توجه به نتیجه آرا، ضعیف نبود. اما این تصمیم گیری در دی ماه رو نشده بود.یک ایرادی به اصولگرایان مطرح می شود این است که چطور جناحی با این قدمت و سابقه کار در نهایت به دو نامزدی می رسید که یکی مثل آقای رئیسی اصلاً در صحنه سیاسی نبوده و ناگهان نامزد نهایی می شود و دیگری، آقای قالیباف که در کارنامه خود شکست های متعدد انتخاباتی داشته.چرا باید یک جناح با سابقه و ریشه دار به نقطه ای برسد که در زمان انتخابات سرنوشت ساز ریاست جمهوری، ناگزیر شود با نامزدی ناشناخته یا با نامزدی که قبلاً دو بار از مردم جواب منفی گرفته، وارد صحنه سرنوشت ساز انتخابات ریاست جمهوری شود؟اولاً یک نفر می تواند ۱۰ بار هم از ملت رأی نیاورد و دفعه یازدهم رأی بیاورد؛ به شرط آنکه پشتوانه حزبی داشته باشد. با نکته ای که درباره آقای قالیباف اشاره کردید موافقم. دو بار شکست خورده بود و پشتوا ...

ادامه مطلب  

روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!  

درخواست حذف این مطلب
مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روزنامه جوان: مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!محمدجواد ابطحی نماینده خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در گفت وگویی با اشاره به پیامک نوروزی حسن روحانی رئیس جمهور به تلفن همراه مردم گفت: ما از ...

ادامه مطلب  

ویدیو: قالیباف در مناظره به جهانگیری درباره "کاندیدای پوششی" چه گفت؟  

درخواست حذف این مطلب
در مناظره دوم میان کاندیدای دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری محمد قالیباف خطاب به جهانگیری گفت: ای کاش خود شما اخلاق را رعایت می کردید این از پدیده های عجیبی است که جنابعالی به عنوان معاون اول رئیس جمهور نامزد شده اید. در مناظره دوم میان کاندیدای دوازدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری محمد قالیباف خطاب به جهانگیری گفت: ای کاش خود شما اخلاق را رعایت می کردید این از پدیده های عجیبی است که جنابعالی به عنوان معاون اول رئیس جمهور نامزد شده اید. البته حق شهروندی شما هست شما هم می گویید رقیب هستیم اما مردم باید قضاوت کنند. صداقت شما را مردم چند روز آین ...

ادامه مطلب  

دانلود google maps - نرم افزار موبایل مکان یابی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: google maps نقشه گوگل download google maps download google maps for ios google maps for ios دانلود google maps دانلود نقشه گوگل download google maps for iphone google maps for iphone download google maps for ipad google maps for ipad download google maps for ipod google maps for ipod download نقشه گوگل download نقشه گوگل for ios نقشه گوگل for ios دانلود نقشه گوگل download نقشه گوگل for iphone نقشه گوگل for iphone download نقشه گوگل for ipad نقشه گوگل for ipad download نقشه گوگل for ipod نقشه گوگل for ipod دانلود google maps برای iphone google maps برای iphone دانلود google maps برای ipad google maps برای ipad دانلود google maps برای ipod google maps برای ipod دانلود نقشه گوگل دانلود نقشه گوگل برای ios نقشه گوگل برای ios دانلود نقشه گوگل دانلود نق ...

ادامه مطلب  

دانلود chrome - نرم افزار موبایل گوگل کروم  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: chrome گوگل کروم download chrome download chrome for android chrome for android دانلود chrome دانلود chrome برای اندروید chrome برای اندروید نرم افزار chrome برای اندروید گوگل کروم نرم افزار گوگل کروم نرم افزار chrome برای htc نرم افزار chrome برای samsung نرم افزار chrome برای motorola نرم افزار chrome برای سامسونگ نرم افزار chrome برای اچ تی سی نرم افزار chrome برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گوگل کروم برای samsung نرم افزار گوگل کروم برای motorola نرم افزار گوگل کروم برای سامسونگ نرم افزار گوگل کروم برای اچ تی سی نرم افزار گوگل کروم برای موتورولا نرم افزار گوگل کروم برای htc نرم افزار گو ...

ادامه مطلب  

روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!  

درخواست حذف این مطلب
محمدجواد ابطحی نماینده خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در گفت وگویی با اشاره به پیامک نوروزی حسن روحانی رئیس جمهور به تلفن همراه مردم گفت: ما از روحانی برای این پیامک تشکر می کنیم اما ما می خواهیم جواب این پیامک را بدهیم به چه شماره ای پیامک بزنیم؟!وی با بیان اینکه نمی دانیم روحانی شماره تلفن ما را از کجا به دست آورده افزود: ما هم شماره رئیس جمهور را می خواهیم تا جواب این پیامک را بدهیم. همچنین در ایام نوروز مردم به ما مراجعه می کردند و می گفتند که شماره تلفن روحانی را بدهید تا ما جواب پیامک ایشان را بدهیم. عضو فراکسیون اصولگرایا ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

روحانی می خواهد پیروزی هایش را ادامه بدهد/«میرسلیم» پایان قالیباف را اعلام کرد!  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق- «وبلاگ مشرق» خوانشی روزانه در لابه لای اخبار و مطالب رسانه های کشور است. ما درباره این خوانش البته تحلیل ها و پیشینه هایی را نیز در اختیار مخاطبان محترم می گذاریم. ۷:۳۰ هر روز با بسته ویژه خبری-تحلیلی مشرق همراه باشید.*** «روحانی باید به شخصیتی رئیس جمهور ساز تبدیل شود»روحانی می خواهد پیروزی هایش را ادامه بدهد...ایسنا گزارش داد: مجید انصاری، معاون حقوقی رئیس جمهور روحانی به تازگی طی اظهاراتی در جمع فرمانداران استان تهران در اشاره به فرایند تشکیل کابینه دوم رئیس جمهور روحانی گفته است:«امیدوارم اکنون که در آستانه تشکیل دولت دوازدهم هستیم و منتخب محبوب مردم جناب آقای دکتر روحانی همه مشغله ذهنی اش مصروف به سازماندهی و تشکیل کابینه ای قوی و ادامه راه پیروزی های گذشته، ساماندهی اقتصاد مقاومتی و ایجاد اشتغال و رونق تولید و کار در کشور است، همه به ایشان و دولت کمک کنند و پرونده رقابتهای انتخاباتی را ببندند.»[۱]*کنایه انصاری در این باره که روحانی کابینه ای می خواهد برای «ادامه راه پیروزی های گذشته» تأملات فراوانی را در پیرامون خود ایجاد می کند.آقای روحانی به آخرین مقطع عمر سیاسی خویش رسیده است و پس از طی شدن ۴ سال پیش رو در سال ۱۴۰۰ بایستی به سمتی پایین تر منتقل شود و راه دیگری هم ندارد.و لذا اینکه ایشان قصد دارد پیروزی هایش (یعنی پیروزی در انتخابات مجلس دهم و دو انتخابات ریاست جمهوری در سال های ۹۲ و ۹۶) را تکرار کند، امری بلاوجه محسوب می شود.قبل از انصاری نیز، داریوش قنبری، از فعالان اصلاح طلب و از نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی در نشریه آرمان امروز با عنوان «کابینه اصلاح طلبانه» ضمن تعیین تلویحی شرط و شروط هایی برای چینش کابینه جدید رئیس جمهور روحانی نوشته بود:«آقای روحانی باید با توجه به وعده های اعلامی کابینه مطلوب خود را به مجلس معرفی کند تا بتواند طی چهارسال آینده با دست پر در برابر مردم بنشیند و به شخصیتی رئیس جمهور ساز تبدیل شود...»[۲]اظهارات قنبری نیز در حالی است که در سال ۱۴۰۰، رئیس جمهور روحانی و کابینه ایشان با معضلات مهمی مثل کبر سنّی، عزم اصلاح طلبان برای معرفی یک نامزد رسمی و البته شکست احتمالی برجام مواجه اند که علی القاعده بعید می نماید رمقی برای «رئیس جمهور سازی» باقی بماند.جالب آنکه، «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهور پیشین نیز زمانی در سالیان باقیمانده به انتهای دولت دوم خود طی اظهاراتی در یک تریبون رسمی از این گفت که ممکن است خداوند دوباره به وی توفیق خدمت عطا کند!اما رسانه ها از این نوشتند که احمدی نژاد در پایان دولت دوم خود خواهد رفت و خداوند متعال نیز هرگز چنین دعای بلاوجهی را مستجاب نمی کند.[۳]به نظر می رسد تسامح در قبال صحبت عجیب مجید انصاری و مفهوم قابل تأمل طرح شده از سوی وی، قابل قبول نباشد و اقتراح عمومی پیرامون این معنا که آقای روحانی در انتظار چه پیروزی دیگری به سر می برد، یک مسئله ضروری است.***چرا نظام اسلامی دغدغه و نگرانی میرسلیم را ندارد؟«میرسلیم» پایان قالیباف را اعلام کرد!مصطفی میرسلیم، نامزد حزب مؤتلفه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری طی گفت وگویی تفصیلی با روزنامه دولتی ایران صحبت هایی را درباره «محمدباقر قالیباف»، شهردار اصولگرای تهران مطرح کرده است.او در بخشی از اظهاراتش می گوید:آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. اما اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.در این لحظه روزنامه ایران از وی می پرسد: چرا اعتقاد ندارید؟ و میرسلیم پاسخ می دهد:به دلیل برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم!نامزد حزب مؤتلفه همچنین درباره تحلیل های داخلی این حزب در ایام انتخابات نیز گفته است:من گفتم در مورد عملکرد شهرداری که در رأس آن آقای قالیباف است، خلاف هایی وجود دارد که باید رسیدگی شود. برخی دوستان، هم نظر بودند اما تصمیم گیری جمع این شد که وقتی در یک جبهه کار می کنیم، نباید تفرق ایجاد کنیم.میرسلیم در بخش دیگری از اظهاراتش تصریح می کند: شخصا مخالف هستم درباره تخلفات آقای قالیباف حرفی نزنم.روزنامه ایران در ادامه همچنین از او می پرسد: «فرض کنید قالیباف برنده انتخابات می شد، آیا مؤتلفه خود را سرزنش نمی کرد که بابت نگفتن تخلفات احتمالی یک نامزد به رأی آوری او کمک کرده و او به ریاست جمهوری کشور رسیده است؟» و میرسلیم پاسخ می دهد: مؤتلفه را فکر نمی کنم؛ اما من قطعاً خودم را سرزنش می کردم!او در مهمترین بخش از اظهارات خود نیز به روزنامه دولتی ایران می گوید: آقای قالیباف دیگر نمی ماند. تمام شد، اما هر جا باشد باید مواظب او بود که خلافی نکند. اینها برای جامعه ما بسیار مضر است. [۴]*تحلیلگران معتقدند یکی از چند دلیل اصلی شکست اصولگرایان در انتخابات اخیر، عملکرد ضعیف حزب مؤتلفه و پاس های گلی بود که نامزد رسمی این حزب یعنی آقای میرسلیم به جریانات رقیب می داد.وبلاگ مشرق در گرماگر ...

ادامه مطلب  

دانلود true skate - بازی موبایل اسکیت سواری  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: true skate اسکیت سواری download true skate download true skate for android true skate for android دانلود true skate دانلود true skate برای اندروید true skate برای اندروید بازی true skate برای اندروید اسکیت سواری بازی اسکیت سواری بازی true skate برای htc بازی true skate برای samsung بازی true skate برای motorola بازی true skate برای سامسونگ بازی true skate برای اچ تی سی بازی true skate برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسکیت سواری برای motorola بازی اسکیت سواری برای سامسونگ بازی اسکیت سواری برای اچ تی سی بازی اسکیت سواری برای موتورولا بازی اسکیت سواری برای htc بازی اسکیت سواری برای samsung بازی اسک ...

ادامه مطلب  

دانلود real steel - بازی موبایل جنگ ربات ها  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: real steel جنگ ربات ها download real steel download real steel for android real steel for android دانلود real steel دانلود real steel برای اندروید real steel برای اندروید بازی real steel برای اندروید جنگ ربات ها بازی جنگ ربات ها بازی real steel برای htc بازی real steel برای samsung بازی real steel برای motorola بازی real steel برای سامسونگ بازی real steel برای اچ تی سی بازی real steel برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ها برای motorola بازی جنگ ربات ها برای سامسونگ بازی جنگ ربات ها برای اچ تی سی بازی جنگ ربات ها برای موتورولا بازی جنگ ربات ها برای htc بازی جنگ ربات ها برای samsung بازی جنگ ربات ه ...

ادامه مطلب  

دانلود بازی موبایل limbo game  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: limbo game limbo game download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod download limbo game download limbo game for ios limbo game for ios دانلود limbo game download limbo game for iphone limbo game for iphone download limbo game for ipad limbo game for ipad download limbo game for ipod limbo game for ipod دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برای ipad limbo game برای ipad دانلود limbo game برای ipod limbo game برای ipod دانلود limbo game دانلود limbo game برای ios limbo game برای ios دانلود limbo game دانلود limbo game برای iphone limbo game برای iphone دانلود limbo game برا ...

ادامه مطلب  

معاون اولی قالیباف و توافق او با رئیسی برای گرم شدن بازار انتخابات مطرح شده / این سخنان را ا?  

درخواست حذف این مطلب
سروری با رد احتمال حضور مستقل قالیباف در انتخابات گفت: وی در جهت حفظ وحدت اصولگرایان به ساز و کار جمنا وفادار است.پرویز سروری درگفت و گو با خبرنگار سیاسی «انتخاب»با رد این خبر که احتمال دارد قالیباف به طور مستقل وارد انتخابات شود إظهار کرد: بنده با شناختی که از اقای قالیباف دارم می دانم که برای او حفظ وحدت اصولگرایان مهمتر از نظر خودش است کمااینکه بارها نیز إعلام کرده است که برای حفظ وحدت نیروهای انقلاب هر اقدامی انجام می دهد و حتی اگر لازم باشد ایثارگری و گذشت هم خواهد کرد.عضو شورای شهر تهران افزود: هم اکنون اقای قالیباف در بین گزینه های انتخاب شد ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شما در ...

ادامه مطلب  

چرا ظریف کاندیدای پوششی روحانی نشد؟ | قالیباف دوقطبی 88 را زنده کرد و خودش جای احمدی نژاد نشست!  

درخواست حذف این مطلب
غلامحسین کرباسچی در گفتگو با روزنامه شهروند روند انتخابات 96 به نکات جالبی اشاره می کند. او معتقد است که اصولگرایان در انتخابات شروعی خوب داشتند و در ادامه با اشتباهات عدیده روبه رو بودند و همین موضوع را یکی از دلایل پیروزی حسن روحانی عنوان کرد. غلامحسین کرباسچی در گفتگو با روزنامه شهروند روند انتخابات 96 به نکات جالبی اشاره می کند. او معتقد است که اصولگرایان در انتخابات شروعی خوب داشتند و در ادامه با اشتباهات عدیده روبه رو بودند و همین موضوع را یکی از دلایل پیروزی حسن روحانی عنوان کرد.بخشی از این گفتگو را بخوانید: یکی از مباحثی که قبل از انتخابات در فضای سیاسی مطرح می شد، بحث حضور کاندیدای پوششی در کنار آقای روحانی در انتخابات بود. این بحث کاندیدای پوششی از کجا آمد؟ آیا از برنامه های جریان اصولگریی اطلاعاتی موجود بود که بحث کاندیدای پوششی مطرح شد؟از چند جهت این کار لازم بود. جهت نخست این که به نظر می آمد سناریوی جناح مقابل دولت این است که با تاکتیک تضعیف دولت مستقر، بیان نقاط ضعف و طرح مسائل سیاسی و ایدئولوژیک ارزشی که در مجموع گفتمان اصولگرایی را درگیر خود کرده است، وارد انتخابات شود. این وضعیت الزامی را به وجود می آورد که کسی در کنار آقای روحانی باشد که بتواند به لحاظ وقت و فضای حاکم بر مناظره ها از عملکرد دولت دفاع کند. جهت دوم این بود که براساس سازوکار انتخابات در ایران باید پیش بینی هر اتفاقی تا روز رأی گیری می شد. براساس قوانین موجود نهادی به نام شورای نگهبان وجود دارد که می تواند تا آخرین لحظه درباره صلاحیت افراد اظهارنظر کند و این موضوع محدودیت هم ندارد. از سویی دیگر حوادث طبیعی هم همیشه ممکن است برای هر انسانی اتفاق بیفتد. به هرحال نمی شود در عرصه مهمی مانند انتخابات ریاست جمهوری که سرنوشت ٤ سال کشور در آن رقم می خورد به این مسائل فکر نکرد. چرا آقای جهانگیری برای این کار انتخابات شد؟چه کسی باید انتخاب می شد؟ افراد دیگری هم بودند. ظریف، نجفی، عارف یا افراد دیگر. این که در قدم نخست معاون اول دولت به عنوان رقیب انتخاباتی روحانی در رسانه ها مطرح شود، مخاطراتی را با خود به همراه داشت.در سال ٩٢ هم یک بار آقای جهانگیری برای کاندیداتوری مطرح بود، اما با ورود آقای هاشمی به صحنه ورود نکرد. آن سال جمع بندی این بود که ایشان ورود نکند. اما این دور شرایط کمی فرق می کرد. بر سر این موضوع بحث زیاد بود. در جلسات متعددی صحبت شد که حتما کسی که می خواهد وارد این عرصه شود با هماهنگی آقای روحانی کاندیدا شود. آقای جهانگیری هم به سفارش خود آقای روحانی به صحنه آمد. جهانگیری تنها کسی در دولت بود که بر تمام کارنامه دولت در حوزه های مختلف تسلط داشت و همان طور که در مناظره های انتخاباتی هم دیدیم، جهانگیری نشان داد که انتخاب درستی بوده است. او هم بر کارنامه دولت برای دفاع از عملکردش تسلط داشت و هم می توانست از نظرات جریان اصلاح طلب و اعتدال گرا دفاع کند. از لحاظ موقعیتش در فضای سیاسی هم این اطمینان وجود داشت که می تواند از مراحل تشخیص صلاحیت به عنوان رجل سیاسی عبور کند و تایید شود. برای همین بهترین گزینه جهانگیری بود. مثلا اگر آقای ظریف انتخاب می شد امکان داشت نتواند در مسائل اقتصادی تسلط کامل داشته باشد. به مناظره ها اشاره کردید. آقای جهانگیری در مناظره ها شروعی طوفانی داشت. اما در مناظره دوم و سوم کمی متفاوت از مناظره نخست ظاهر شد. در مناظره دوم بیشتر به روخوانی متن هایی که از پیش تنظیم کرده بود، اکتفا کرد و در مناظره سوم هم ترجیح داد روحانی خود پاسخ منتقدانش را بدهد. آیا این به تعبیر من عقب نشینی برنامه ریزی شده بود؟من نمی دانم عقب نشینی تعبیر درستی است یا نه. اما به هرحال آقای جهانگیری قرار بود برای دفاع از آقای روحانی و عملکرد دولت به صحنه بیاید. وقتی به عنوان کاندیدای حامی دولت به صحنه ورود می کند، لازمه اش هماهنگی با آقای روحانی ا ست. درباره مناظره ها هم باید بگویم واقعیت این است که شرایط در مناظره به گونه ای است که دست خود طرف مناظره کننده نیست و بسته به شریط باید تصمیم گیری کرد. گاهی باید تند شد و گاهی هم باید با نرمی پاسخ داد. آقای روحانی در مناظره نخست تلاش داشت مناظره آرام، منطقی و بدون تنش سپری شود، ولی متاسفانه از طرف رقبای ایشان هجمه ها علیه روحانی سنگین بود. به نظرم همین مسأله باعث شد آقای جهانگیری وجهه تهاجمی خود در انتخابات را نشان دهد و به قول شما طوفانی از آقای روحانی دفاع کرد. در مناظره دوم و سوم من فکر می کنم آقای روحانی با توجه به تحلیل مناظره نخست به این نتیجه رسید که نمی توان در مقابل حجم عظیم هجمه ها آرام و منطقی بود و فعال شد و در آن جا آقای جهانگیری به این نتیجه رسید که آقای روحانی می تواند در مقابل این هجمه ها از عملکرد دولت دفاع و آرام تر صحبت کند و فضا را به سمت آرامش هدایت کند. بنابراین با تعبیر عقب نشینی زیاد موافق نیستم و به نظرم برخوردها براساس شرایطی بود که در مناظره ها پیش آمد. شیوه مناظره ها را چگونه دیدید؟به نظرم این شیوه مناظره ها زیاد مفید نیست. در مناظره طرف های مناظره کننده باید از برنامه های خود برای اداره کشور بگویند و برنامه ها نقد شود. این مناظره ها بیشتر شبیه تست و حاضر جوابی و رو کم کنی بود. در وقت ٢ یا ٣دقیقه ای نمی توان برنامه های اقتصادی را طرح یا نقد کرد و می دیدیم طرف های مناظره خود را مقید به نقد برنامه ها نمی دانستند و در وقتی که برای نقد برنامه های همدیگر داشتند به موضوعات خود یا بعضا اتهام زنی علیه سایر کاندیداها می پرداختند. ایراد ندارد که ناگفته ها بیان شود، اما در زمینه خودش باید این صحبت ها مطرح شود. به هرحال من فکر می کنم که دستگاه رسانه ملی باید در شیوه مناظره ها برای دوره های آتی تجدید نظر کند. به رقیب آقای روحانی اشاره کردید. در همان زمان انتخابات شما در رابطه با عملکرد آقای قالیباف گفتید که او درحال دست وپا زدن است. چرا آقای قالیباف باید به این شکل در انتخابات ورود کند؟ تحلیل شما از رفتار انتخاباتی ایشان چیست؟خیلی پیش از آن در مصاحبه ای گفتم که من خیلی بعید می دانم کسی که ٢دوره سابقه حضور در انتخابات ریاست جمهوری را داشته و موفق هم نبوده بتواند برای بار سوم خودش را در افکار عمومی مطرح کند. برخلاف تحلیل من این اتفاق افتاد. تحلیل شما چه بود؟من فکر می کردم کسی مثل آقای قالیباف با توجه به مشورت با نیروهایی که در کنار ایشان چه در رسانه مطبوعاتی وابسته به شهرداری و سایر رسانه ها و نیروهای سیاسی حضور داشتند به انتخابات ورود نکند. به نظر شما چرا او به انتخابات ورود کرد؟من اطلاع دقیقی ندارم که او با چه تحلیل و انگیزه ای در این دوره کاندیدا شد. دیدم اخیرا برخی از دوستان سیاسی با تعبیر فریب خورده از او یاد کرده اند که البته من این تعبیر را نمی پسندم. به هرحال ورود قالیباف در این دور عرصه انتخابات یک اشتباه فاحش بود. او یک زمینه رأی داشت که این دور زیاد همراه او نبود و رفتار انتخاباتی او هم این زمینه را منفی تر کرد. ورود برای بار سوم آن هم با روش تخریبی که تکراری هم بود و سابقه خوبی هم این روش در ذهن افکار عمومی ندارد، درست نبود. آقای روحانی، آقای موسوی نیست، اما قالیباف به گونه ای به روحانی حمله کرد که در جامعه روحانی، جای موسوی و قالیباف، جای احمدی نژاد نشست. این تجربه در کشور ما موجود بود. اگر کسی می خواست خودش را جای کسی بگذارد، باید سعی می کرد خودش را جای کسی بگذارد که در افکار عمومی برد مثبتی دارد، نه کسی که وجهه منفی داشته باشد. بنابراین چرایی ورود قالیباف در این دور هنوز برای من با علامت سوال روبه رو است. آقای قالیباف با شعار دولت ٩٦ درصدی به صحنه رقابت آمد. به نظر می رسد با توجه به این که این یک شعار عوام پسند بود، جامعه از این شعار استقبال کند، اما این گونه نشد. عدم استقبال جامعه به خصوص قشر مستضعف از این شعار را چگونه تحلیل می کنید؟ابتدا این که من نفهمیدم که ملاک ایشان برای این ٤ درصد چه بود! جایی به شوخی گفتم شاید چون انتخابات در سال ٩٦ برگزار می شود، آقای قالیباف هم شعار دولت ٩٦ درصدی را انتخاب کرده است که دیدم آقای روحانی هم از این شوخی در مناظره ها استفاده کرد. ثانیا این حرف و شعار باید توسط کسی مطرح می شد که بتواند یک واقعیت را ب ...

ادامه مطلب  

«میرسلیم» پایان قالیباف را اعلام کرد!  

درخواست حذف این مطلب
روحانی می خواهد پیروزی هایش را ادامه بدهد…ایسنا گزارش داد: مجید انصاری، معاون حقوقی رئیس جمهور روحانی به تازگی طی اظهاراتی در جمع فرمانداران استان تهران در اشاره به فرایند تشکیل کابینه دوم رئیس جمهور روحانی گفته است:«امیدوارم اکنون که در آستانه تشکیل دولت دوازدهم هستیم و منتخب محبوب مردم جناب آقای دکتر روحانی همه مشغله ذهنی اش مصروف به سازماندهی و تشکیل کابینه ای قوی و ادامه راه پیروزی های گذشته، ساماندهی اقتصاد مقاومتی و ایجاد اشتغال و رونق تولید و کار در کشور است، همه به ایشان و دولت کمک کنند و پرونده رقابتهای انتخاباتی را ببندند.»*کنایه انصاری در این باره که روحانی کابینه ای می خواهد برای «ادامه راه پیروزی های گذشته» تأملات فراوانی را در پیرامون خود ایجاد می کند.آقای روحانی به آخرین مقطع عمر سیاسی خویش رسیده است و پس از طی شدن ۴ سال پیش رو در سال ۱۴۰۰ بایستی به سمتی پایین تر منتقل شود و راه دیگری هم ندارد.و لذا اینکه ایشان قصد دارد پیروزی هایش (یعنی پیروزی در انتخابات مجلس دهم و دو انتخابات ریاست جمهوری در سال های ۹۲ و ۹۶) را تکرار کند، امری بلاوجه محسوب می شود.قبل از انصاری نیز، داریوش قنبری، از فعالان اصلاح طلب و از نمایندگان سابق مجلس شورای اسلامی طی یادداشتی در نشریه آرمان امروز با عنوان «کابینه اصلاح طلبانه» ضمن تعیین تلویحی شرط و شروط هایی برای چینش کابینه جدید رئیس جمهور روحانی نوشته بود:«آقای روحانی باید با توجه به وعده های اعلامی کابینه مطلوب خود را به مجلس معرفی کند تا بتواند طی چهارسال آینده با دست پر در برابر مردم بنشیند و به شخصیتی رئیس جمهور ساز تبدیل شود…»اظهارات قنبری نیز در حالی است که در سال ۱۴۰۰، رئیس جمهور روحانی و کابینه ایشان با معضلات مهمی مثل کبر سنّی، عزم اصلاح طلبان برای معرفی یک نامزد رسمی و البته شکست احتمالی برجام مواجه اند که علی القاعده بعید می نماید رمقی برای «رئیس جمهور سازی» باقی بماند.جالب آنکه، «محمود احمدی نژاد» رئیس جمهور پیشین نیز زمانی در سالیان باقیمانده به انتهای دولت دوم خود طی اظهاراتی در یک تریبون رسمی از این گفت که ممکن است خداوند دوباره به وی توفیق خدمت عطا کند!اما رسانه ها از این نوشتند که احمدی نژاد در پایان دولت دوم خود خواهد رفت و خداوند متعال نیز هرگز چنین دعای بلاوجهی را مستجاب نمی کند.به نظر می رسد تسامح در قبال صحبت عجیب مجید انصاری و مفهوم قابل تأمل طرح شده از سوی وی، قابل قبول نباشد و اقتراح عمومی پیرامون این معنا که آقای روحانی در انتظار چه پیروزی دیگری به سر می برد، یک مسئله ضروری است.***چرا نظام اسلامی دغدغه و نگرانی میرسلیم را ندارد؟«میرسلیم» پایان قالیباف را اعلام کرد!مصطفی میرسلیم، نامزد حزب مؤتلفه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری طی گفت وگویی تفصیلی با روزنامه دولتی ایران صحبت هایی را درباره «محمدباقر قالیباف»، شهردار اصولگرای تهران مطرح کرده است.او در بخشی از اظهاراتش می گوید:آقای قالیباف را قبول نداشتم. ایشان چون در جبهه اصولگرایی بود، من با وی مخالفت نکردم. اما اعتقادی به نامزدی آقای قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری ندارم.در این لحظه روزنامه ایران از وی می پرسد: چرا اعتقاد ندارید؟ و میرسلیم پاسخ می دهد:به دلیل برداشتی که از مجموع عملکرد ایشان دارم!نامزد حزب مؤتلفه همچنین درباره تحلیل های داخلی این حزب در ایام انتخابات نیز گفته است:من گفتم در مورد عملکرد شهرداری که در رأس آن آقای قالیباف است، خلاف هایی وجود دارد که باید رسیدگی شود. برخی دوستان، هم نظر بودند اما تصمیم گیری جمع این شد که وقتی در یک جبهه کار می کنیم، نباید تفرق ایجاد کنیم.میرسلیم در بخش دیگری از اظهاراتش تصریح می کند: شخصا مخالف هستم درباره تخلفات آقای قالیباف حرفی نزنم.روزنامه ایران در ادامه همچنین از او می پرسد: «فرض کنید قالیباف برنده انتخابات می شد، آیا مؤتلفه خود را سرزنش نمی کرد که بابت نگفتن تخلفات احتمالی یک نامزد به رأی آوری او کمک کرده و او به ریاست جمهوری کشور رسیده است؟» و میرسلیم پاسخ می دهد: مؤتلفه را فکر نمی کنم؛ اما من قطعاً خودم را سرزنش می کردم!او در مهمترین بخش از اظهارات خود نیز به روزنامه دولتی ایران می گوید: آقای قالیباف دیگر نمی ماند. تمام شد، اما هر جا باشد باید مواظب او بود که خلافی نکند. اینها برای جامعه ما بسیار مضر است.*تحلیلگران معتقدند یکی از چند دلیل اصلی شکست اصولگرایان در انتخابات اخیر، عملکرد ضعیف حزب مؤتلفه و پاس های گلی بود که نامزد رسمی این حزب یعنی آقای میرسلیم به جریانات رقیب می داد. در گرماگرم همان روزها کراراً هشدارهایی تحلیلی را در زمینه عملکرد ناصحیح آقای ...

ادامه مطلب  

دانلود bridge constructor - بازی موبایل پل سازی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: bridge constructor پل سازی download bridge constructor download bridge constructor for android bridge constructor for android دانلود bridge constructor دانلود bridge constructor برای اندروید bridge constructor برای اندروید بازی bridge constructor برای اندروید پل سازی بازی پل سازی بازی bridge constructor برای htc بازی bridge constructor برای samsung بازی bridge constructor برای motorola بازی bridge constructor برای سامسونگ بازی bridge constructor برای اچ تی سی بازی bridge constructor برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای samsung بازی پل سازی برای motorola بازی پل سازی برای سامسونگ بازی پل سازی برای اچ تی سی بازی پل سازی برای موتورولا بازی پل سازی برای htc بازی پل سازی برای ...

ادامه مطلب  

بنزین سال گران نمی شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه 4 اسفند) پارلمان و در جریان بررسی بند(د) تبصره یک ماده واحده لایحه بودجه سال 96 کل کشور گفت: در صورت تصویب این بند از لایحه بودجه سال 96 قیمت بنزین سال آینده افزایش ...

ادامه مطلب