تصاویر/ اختتامیه نمایشگاه عملکرد و دستاوردهای بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس  

درخواست حذف این مطلب
به روز شده در: ۱۵ تیر ۱۳۹۶ - ۲۰:۱۷ روزشمار دفاع مقدس (15 تیر) •شهادت مهندس شهید علی انصاری، استاندار انقلابی گیلان به دست منافقین (1360 ه.ش) •تصویب لایحه تقسیمات کشوری در مجلس شورای اسلامی (1362 ه.ش) • شهادت شهید قاسمعلی صادقی (1364 ه.ش) • رحلت آیت‏ الله «سیدجواد خامنه ای» پدر بزرگوار مقام معظم رهبری حضرت «آیت الله خامنه ‏ای» (1365 ه.ش) عکس >> عکسعکس: عظیمی و رنگ ...

ادامه مطلب  

موشک های ماوریک و عملیات پیکان/ اقداماتی برای بهبود شرایط سربازی و رفع تبعیض/ مخالفت بنی صد با تجهیز سپاه/ چرایی ادامه جنگ بعد از آزادسازی خرم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری میزان؛ «تحفظ» نداشت اما صراحت چرا. می گفت «اگر هر کدام از دو نهاد ارتش و سپاه نبودند معلوم نبود جنگ چه سرنوشتی می داشت». نیک می دانست جنگ زوایای پنهان و پیدای زیادی دارد که برای قضاوت درباره آن باید به ظرف مکان و زمان هم توجه شود بنابراین اعتقاد نداشت با حدس و گمان حرف بزند و هر کجا لازم بود صریح می گفت «این موضوع را باید از اهل فن پرسید». رویه گفت وگو نشان داد نباید طیف های سیاسی به بهانه انتقام جویی از ارتش یا سپاه، به انحاء مختلف آنها را در جنگ مقصر جلوه دهند چرا که این دو نهاد مکمل هم بودند. البته تفاوت آشکار بین حفاظت از خلیج فارس و سایر مرزها به هر عقل سلیم اجازه «مقایسه عملکرد ارتش و سپاه در این دو حوزه» را نمی دهد.امیر سرتیپ دوم ستاد شاهین تقی خانی متولد ۱۷ خرداد ۱۳۴۲ در تهران است. او به واسطه شغل نظامی پدرش، از بدو تولد همراه با خانواده در شهر های تهران، دزفول، شیراز و همدان زندگی کرده است.امیر تقی خانی با اخذ مدرک دیپلم در سال ۶۰ و پس از گذراندن دوره خدمت سربازی در سال ۶۱، از شهریور ۱۳۶۲ به استخدام نیروی زمینی ارتش درمی آید و پس از گذراندن دوره یک ساله اولیه در ارتش، با رسته مخابرات وارد لشکر ۲۳ نیرو های مخصوص می شود و پس از معرفی، عازم پادگان «پسوه» در شمالغرب کشور شده و چند ماهی را در آنجا سپری می کند. پس از گذراندن این مقطع، او مسئول «افسر مخابرات و فرمانده دسته ارتباط» تیپ ۲ لشکر ۲۳ می شود و در این مدت در چند عملیات پاکسازی و همچنین عملیات «قادر» حاضر می شود.او از اواخر سال ۶۶ وارد مجموعه عقیدتی سیاسی تیپ ۲ لشکر ۲۳ می شود و پس از مدتی، مسئولیت «تبلیغات و روابط عمومی» این لشکر را بر عهده می گیرد. سال ۶۹ به ستاد نیروی زمینی می رود و به مدت ۱۲ سال مسئولیت خبر این نیرو را بر عهده می گیرد و سپس مدیر روابط عمومی نیروی زمینی ارتش می شود. پس از آن نیز امیر تقی خانی وارد سازمان عقیدتی سیاسی ارتش می شود. او هم اکنون «معاون فرهنگی و روابط عمومی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش» و «سخنگوی ارتش» است. امیرسرتیپ تقی خانی عصر یکی از روزهای پاییزی و همزمان با هفته دفاع مقدس، مهمان خبرگزاری میزان بود و ضمن بازدید از مرکز رسانه قوه قضائیه، از تحریریه های مختلف خبرگزاری میزان نیز بازدید کرد و سپس به مدت بیش از دو ساعت با خبرنگاران تحریریه سیاسی این خبرگزاری به گفت وگو نشست. گفت وگویی که در آن از «بدنه انقلابی ارتش قبل از انقلاب»، «نقش ارتش در مقابله با ضد انقلاب»، «شبهه های مختلف در طول دفاع مقدس»، «چرایی ادامه جنگ پس از آزادسازی خرمشهر»، «روحیه فعلی ارتش» و موضوعات مختلف روز ارتش سخن رانده شد.متن گفت وگوی تفصیلی خبرگزاری میزان با امیر تقی خانی به شرح زیر است.میزان: امیر در ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار خبرگزاری میزان قرار دادید سپاسگزارم.امیر تقی خانی: خواهش می کنم. در خدمت شما هستم و امیدوارم گفت وگوی خوبی داشته باشیم.بدنه ارتش قبل از انقلاب، از قشر کم درآمد و البته مذهبی جامعه بودندمیزان: به عنوان سوال نخست در خصوص ارتباط ارتش دز زمان انقلاب با انقلابیون و روحانیون برای ما توضیحاتی را ارائه دهیدامیر تقی خانی: ارتباط ارتش با انقلاب به یک سال قبل از پیروزی انقلاب محدود نمی شود. بدنه ارتش در زمانی که انقلاب هنوز پیروز نشده بود، مؤمن بود و در این مجموعه کسانی ک به امام(ره)، روحانیت و دین عشق می‎ ورزیدند، ارتباطاتی را با مراجع و روحانیون پیشگام انقلاب برقرار کردند. شهید بزرگواری مثل شهید نامجوی از سال 46-47 هسته های انقلابی را در ارتش با شناسایی نیروهای مؤمن و معتقد تشکیل داد و ارتباط با روحانیت را به تدریج تقویت کرد و مرکز تشکیل این هسته های انقلابی را دانشگاه افسری امام علی (ع) بنیان نهاد. نه تنها در تهران بلکه در شهرستان ها نیز افرادی نظیر شهید نامجوی حضور داشتند و فعالیت می کردند. از سوی دیگر ارتش در زمان قبل از انقلاب به دلیل نگرانی هایی که رژیم طاغوت از احزاب به ویژه حزب توده و کمونیست داشت، ناچاراً در استخدام و به کارگیری جوانان برای جذب، روی جنبه های عقیدتی آنها حساسیت چندانی نداشت. از طرفی بدنه ارتش از قشر کم درآمد و البته مذهبی جامعه بودند اینها آمدند و کم کم لشکریان امام (ره) برای پیروزی انقلاب شدند. و البته ارتباط با روحانیت به مرور تقویت شد و همین ارتباط زمینه های همراهی و همدلی بیشتر ارتش با انقلاب و امام (ره) را فراهم کرد و نه تنها در پیروزی انقلاب بلکه در سالهای بعد و جنگ تحمیلی و پس از آن نیز، این ارتباط و تقویت حضور روحانیون برکات بسیاری را برای ارتش به همراه داشت.اگر همراهی ارتش نبود، انقلاب شاید خیلی خیلی دیرتر به پیروزی می رسیدمیزان: اگر همراهی ارتش با مردم نبود، انقلاب به پیروزی می رسید؟ امیر تقی خانی: قبل از پیروزی انقلاب، رژیم کم کم متوجه شده بود که نمی تواند روی این ارتش حساب کند چرا که بدنه ارتش همراه رژیم طاغوت نبود. سران ارتش نیز نمی توانستند از بدنه ارتش برای رسیدن به اهدافشان استفاده کنند. اگر همراهی ارتش نبود، انقلاب شاید خیلی خیلی دیرتر و با شهدای بیشتر و خسارات فراوان تری به پیروزی می رسید. نمی توانیم بگوییم «اگر ارتش نمی خواست، انقلاب پیروز نمی شد» چراکه خواست عموم مردم، ایجاد انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) بود.ارتش با دم مسیحایی امام راحل، روحیه و قدرت مضاعفی گرفتمیزان: چه عواملی باعث هجمه به ارتش پس از پیروزی انقلاب شد؟امیر تقی خانی: به محض پیروزی انقلاب، رفته رفته خط و خطوط های افراد و جریان ها روشن شد و خیلی از افراد برای نیل به اهدافشان، امیال و گرایش های خود را که با جمهوری اسلامی همخوانی نداشت بیان کردند. از 22 بهمن 57 تا 28 فروردین 58 که امام خمینی (ره) آن حکم را درباره ارتش صادر کردند و گفتند که «ارتش، ارتش اسلامی است و باید بماند»، تکلیف ارتش مشخص شد و با این دم مسیحایی امام راحل، روحیه و قدرت مضاعفی گرفت. همین زمان، دقیقاً نقطه آغاز هجمه علیه ارتش بود. با ایجاد غائله های مختلف در برخی نقاط کشور سعی کردند انرژی ارتش را در آن مناطق متمرکز کنند. ضمن آنکه مدام شعار انحلال ارتش را نیز سر می دادند.حزب توده، منافقین، کمونیست ها و چریک های فدایی خلق، شعار «انحلال ارتش» سر می دادندمیزان: شعار «انحلال ارتش» از سوی کدام طیف ها مطرح می شد؟امیر تقی خانی: شعار انحلال ارتش از سوی حزب توده، منافقین، کمونیست ها، چریک های فدایی خلق و همه کسانی که بعدها راهشان را از انقلاب اسلامی جدا کردند، سر داده می شد. انقدر این گروه ها بحث انحلال ارتش را مطرح کرده بودند که برخی ها ناخواسته با این خط همراه شده بودند. با وجود همه این هجمه ها، لطف حضرت امام (ره) و همچنین هوشمندی حضرت آقا، باعث تثبیت جایگاه ارتش شد. علقه و علاقه حضرت آقا به ارتش، باعث شد که بعدها ایشان از سوی امام خمینی (ره) به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع و در واقع نماینده امام در ارتش انتخاب شوند.دولت موقت بسیاری از تجهیزات نظامی را پس فرستادمیزان: نگاه دولت موقت به ارتش و استفاده از توان این مجموعه نظامی چگونه بود؟ امیر تقی خانی: نگاه دولت موقت این بود که ما برای اینکه جنگی با کسی نداریم و کسی ما را تهدید نمی کند بسیاری از تجهیزات نظامی را پس فرستادند، دوره خدمت سربازی را کاهش دادند، بحث انتقالی ها و جابجایی کارکنان ارتش را مطرح کردند و ... ؛ لشکر 92 زرهی ارتش که برخلاف برخی یگان ها که عناصر بومی داشتند، عمده نیروهایش مربوط به خود استان نبودند و از جاهای مختلف آمده بودند، با بی تدبیری دولت موقت در بحث جابجایی کارکنان و نیروها، قدرتش کاسته شد. مثلاً متخصص تانک ما از آن لشکر هزار کیلومتر دور شد و در نتیجه آن تانک بدون متخصص و باقی ماند. حتی عناصر اطلاعات ارتش که باید چشم و گوش ارتش باشند و همواره حرکات دشمن را رصد کنند، به دلیل همان نگاه دولت موقت به ارتش و جابجایی های صورت گرفته، در ماجرای تهاجم عراق به ایران نتوانستند کار خود را به خوبی انجام دهند.هجمه های داخلی به ارتش، برای صدام یک فرصت مناسب ایجاد کردمیزان: به سراغ دفاع مقدس برویم. دلیل اصلی حمله صدام به ایران چه بود؟امیر تقی خانی: صدام از قبل از پیروزی انقلاب هم نسبت به ایران کینه داشت. قرارداد 1975 الجزایر باب میل صدام نبود و احساس می کرد که سرش کلاه رفته است، در حالی که به نظر من قرارداد الجزایر قراردادی خوب و منصفانه بود. ضمن اینکه هجمه علیه ارتش از سوی برخی افراد و جریان های داخلی، برای صدام یک فرصت مناسب را ایجاد کرده بود. او گمان می کرد که بهترین فرصت انتقام از ایران فرا رسیده است و بر همین اساس کم کم زمینه های تجهیز قوای نظامی خود را فراهم کرد.اینکه می گویند ارتش در ابتدای جنگ غافلگیر شد حرف درستی نیستمیزان: آمادگی ارتش در ابتدای جنگ و مشخصا روزهای نخست تهاجم ارتش بعث به ایران چگونه بود؟امیر تقی خانی: این حرف که عده ای می گویند «ارتش در ابتدای جنگ غافلگیر شد» حرف درستی نیست. کاملاً مردود است. ارتش در ماه های قبل از آغاز جنگ تحمیلی، قرائن و شواهد حمله دشمن را دریافت کرد و گزارش های آن را به مسئولان ارائه داد. اما وقتی که نگاه به ارتش، نگاه درستی نباشد که در آن مقطع نبود، طبیعتاً به حرف ها و گزارش هایش نیز توجهی نمی شد. با وجود همه این موارد، مجموعه ارتش در ابتدای جنگ آمادگی داشت. مثلاً پادگان «دژ» ارتش در همان یکی دو روز ابتدایی جنگ ایستاد و شهدای زیادی را تقدیم کرد. 2 گردان تکاور دریایی ما در همان روزهای اول تهاجم دشمن در خرمشهر چندین روز ایستادگی کردند و با دشمن مبارزات تن به تن داشتند. صدها دانشجوی دانشگاه افسری ارتش به فرماندهی شهید نامجوی همان روز دوم تهاجم ارتش بعث حرکت کردند و به منطقه رفتند. لشکر 92 زرهی ما با همان تعداد تانک و توپخانه و تجهیزاتی که داشت در همان روزهای اول مقابل دشمن ایستاد تا یگان های پشتیبانی مثل لشکر 77 و لشکر 21 و دیگر یگان ها برسند و کمک کنند. ملت شریف مان حماسه آفرینی هوانیروز را در روزهای ابتدای جنگ را به یاد دارند. نیروی دریایی ارتش نیز با پشتیبانی نیروی هوایی، در تاریخ 7 آذر 59 عملیات پیکان را انجام داد و طومار نیروی دریایی عراق را پیچید؛ به نحوی که تا پایان جنگ، دیگر عراق چیزی به نام نیروی دریایی نداشت. در عملیات پیکان نیروی دریایی ارتش با پشتیبانی خلبانان تیزپرواز نیروی هوایی با موشک های ماوریک، آنها را مورد هدف قرار دادند. علاوه بر این‎ ها، ارتش طرح های عملیاتی مقابله با دشمن را هم داشت و آنها را به اجرا گذاشت. باید قبول کنیم که در یک سال اول جنگ ارتش تنها بود. البته مردم نیز جانانه بودند و همراهی کردند، سپاه ما نیز در آن زمان که سپاه نوپایی بود وجودش برای صیانت از انقلاب اسلامی بود. با همه بضاعتش بود اما برای یک نبرد کلاسیک تربیت نشده بود و هنوز انسجام لازم را برای یک عملیات بزرگ نداشت. فراموش هم نکنیم که بخش قابل توجهی از نیروهای ارتش، هنگامی که جنگ تحمیلی آغاز شد درگیر مبارزه با ضد انقلاب بودند. مردم کردستان خواستار حضور ارتش بودندمیزان: مبارزه با ضدانقلاب عمدتا در کردستان بود، درست است؟امیر تقی خانی: بله؛ کردستان برای ما عزیز بود و ما برای حفظ مردم عزیز کُرد در آنجا حضور پیدا کردیم. به جرأت می گویم که خود مردم آنجا می خواستند که ارتش بیاید و مناطق و روستاها را از محاصره ضد انقلاب نجات دهد.مخالفت بنی صدر با تجهیز سپاهمیزان: سپاه با چه کیفیتی وارد جنگ شد و تاثیر حضور آن چگونه بود؟امیر تقی خانی: سپاه در همان سال اول جنگ آموزش هایی را فرا گرفت و مجموعه ارتش تلاش کرد تا سپاه را به عنوان برادر دوست داشتنی خود، تجهیز کند. البته مخالفت های زیادی برای آموزش و تجهیز سپاه از سوی دولت موقت و بالاخص بنی صدر صورت می گرفت. در سال دوم جنگ، سپاه به لحاظ رزمی و آمادگی بسیار تقویت شده بود و پیروزی های بزرگ رزمندگان اسلام نیز از همرای ارتش و سپاه در سال دوم جنگ رقم خورد. اگر هرکدام از این ها وجود نداشتند، شک نکنید نتیجه ای را که امروز گرفته ایم، به هیچ عنوان به دست نمی آوردیم.بنی صدر فاقد هوش نظامی بودمیزان: ایجاد اختلال در امور دفاعی از سوی بنی صدر را چگونه ارزیابی می کنید؟امیر تقی خانی: وقتی همه وقایع را کنار هم می گذاریم نمی توانیم بگوییم بنی صدر از سر نادانی این کارها را می کرد. بنی صدر سپاه را تحویل نمی گرفت. او به هیچ وجه میل به تجهیز سپاه نداشت. در یک محاسبه ساده می توان گفت که عدم میل بنی صدر به تجهیز سپاه به معنای بی میلی او به تقویت توان دفاعی بوده است. او فاقد هوش نظامی بود و به همین خاطر به نتایج بی خردی هایش فکر نمی کرد.مخالفت بنی صدر با عملیات لشکر 92 ارتش در سوسنگردمیزان: موردی هم پیش آمده بود که بنی صدر با انجام اقدامی از سوی ارتش مخالفت کند؟امیر تقی خانی: بله؛ فرماندهی بنی صدر بر نیروهای مسلح، کار را برای مجموعه ارتش نیز بسیار سخت کرده بود. 25 یا 26 آبان سال 59، زمانی که سوسنگرد در محاصره بود، قرار بر این شد که این حصر شکسته شود. اگر حصر سوسنگرد شکسته نمی شد، به نوعی خوزستان در خطر قرار می گرفت. در سوسنگرد، «مردم» و «یگان هایی از ستادهای جنگ نامنظم شهید چمران که ترکیبی از تیپ 55 هوابرد، نیروی هوایی، ژاندارمری و نیروهای سپاه بودند» در محاصره قرار داشتند. بنی صدر باید به ارتش مجوز می داد تا یکی از تیپ های لشکر 92 را وارد کند و حصر سوسنگرد را بشکند اما این مجوز را نداد. حضرت آقا بعد از این کار بنی صدر، تماسی با حضرت امام (ره) داشتند و پیگیری مستمری انجام دادند تا عملیات انجام شود. حضرت آقا ساعت 2 صبح نامه ای را به مرحوم قاسمی فرمانده لشکر 92 و امیر فلاحی نوشتند و حکم شکستن حصر سوسنگرد به امر امام (ره) را صادر کردند. امیر فلاحی فرمانده نیروی زمینی و مرحوم قاسمی فرمانده لشکر 92 نیز به سبب ارادتی که به حضرت امام خمینی (ره) داشتند و البته ولایتمداری شان، حکم ایشان را مبنی بر شکستن حصر سوسنگرد بر دستور بنی صدر ارجح دانستند و این عملیات را انجام دادند.«جنگ» سختی های بسیار زیادی را برای خانواده های نیروهای مسلح به همراه داشتمیزان: نقش خانواده های رزمندگان را در طول هشت سال دفاع مقدس چگونه ارزیابی می کتید؟امیر تقی خانی: تردیدی نداریم که جنگ، سختی های بسیار زیادی را برای خانواده های نیروهای مسلح به همراه داشته است و این خانواده ها در فشار روحی روانی و اقتصادی فراوانی قرار داشتند. بسیاری از رزمنده ها و شهدای ما در 8 سال دفاع مقدس نیز متکی به صبر همسر و خانواده خود بودند.لطمه ای که اینجا و در شرایط فعلی از ترک جبهه به من وارد می شود به مراتب بیشتر از «از دست دادن فرزندم» استمیزان: مواردی را برای ما ذکر کنید که رزمندگان یا فرماندهان ارتش دفاع از میهن را به حضور در کنار اعضای خانواده ترجیح داده باشند.امیر تقی خانی: به خاطر دارم سرگرد فرهاد احمدیان رئیس ستاد تیپ 2 لشکر 23، 55 روز بود که در منطقه حضور داشت و به مرخصی نرفته بود. حتی میل به مرخصی رفتن هم نداشت. بیش از آنکه نگران خانواده اش باشد نگران عملیات و رزمندگان بویژه سربازان بود. سرانجام در منطقه ماند و سرانجام در همان منطقه به شهادت رسید. امیر سرتیپ حسن براتی که فرمانده تیپ 2 لشکر 23 بود، با اینکه در عملیات های «فتح المبین» و «بیت المقدس»، دو سه بار مجروح شده بود و به زحمت می توانست حرکت کند و معمولاً در طول روز، بعد از سرکشی هایش از منطقه با دارو و مُسکن آرام می شد، مدت ها مرخصی نرفت و تیپ را رها نکرد. شهید نیاکی فرمانده لشکر 92 زرهی اهواز بود. در جنگ به او خبر می دهند که دخترت دچار بیماری شده و اگر می توانی برگرد. او نمی رود. یکی دو بار دیگر به او می گویند «حال دخترت خوب نیست، بیایی بهتر است». شهید نیاکی می گوید «این جا هم من فرزندانی دارم، شما در تهران می توانید به دخترم کمک کنید. لطمه ای که اینجا و در شرایط فعلی از ترک جبهه به من وارد می شود به مراتب بیشتر از «از دست دادن فرزندم» است»؛ فرزند شهید نیاکی مدتی بعد از دنیا رفت ولی شهید نیاکی در منطقه ماند.لزوم حفظ اسرار نظامی در جنگمیزان: عده ای معتقدند در زمان جنگ، آن طور که باید و شاید اطلاع رسانی ‎های مربوط به وقایع جنگ برای مردم گفته نمی شد. یا اینکه این اطلاعات به صورت ناقص یا بعضا وارونه انعکاس داده می شد؛ نظر شما در این رابطه چیست؟امیر تقی خانی: یکی از مهم ترین اصولی که باید در هر جنگ و درگیری نظامی رعایت شود، حفظ اسرار نظامی است. ما باید در زمان جنگ حساب شده عمل می کردیم و در نوع اطلاعاتی که به جامعه و مردم می دادیم دقت لازم را انجام می دادیم. هرگونه حرکت محاسبه نشده ممکن بود مورد سوء استفاده دشمن قرار بگیرد. در هر جنگ و عملیاتی، پیروزی و شکست وجود دارد. ما نمی توانیم ادعا کنیم که در تمام عملیات های 8 سال دفاع مقدس پیروز شده ایم. تشخیص اینکه آن زمان چه مقدار از حقایق جنگ باید به مردم گفته می شد، با نظر فرماندهان رده بالا و محاسبه و تاثیرات روحی و روانی برخی اخبار بود. مثلا اعلام تعداد شهدا بلافاصله پس از عملیات ها یا در حین انجام عم ...

ادامه مطلب  

از تصمیم عجیب غرضی تا کج سلیقگی بازرگان  

درخواست حذف این مطلب
رئیس اداره دوم ارتش در هنگام شروع جنگ به مناسبت هفته دفاع مقدس به کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین آمده بود تا خاطراتش را بعد از سال ها روایت کند.جمهوریت؛ جنگ تحمیلی یکی از بی رحم ترین حوادث تاریخ سیاسی ایران است. ایرانِ تازه انقلاب کرده به یک باره آژیر جنگ را شنید. در طی همه سال های بعد از این جنگ هشت ساله گرچه بسیار از دلاوری های نیروهای نظامی سخن گفته شده است اما هنوز هم بخش های مغفول مانده زیادی ناگفته مانده است. جنگ که آغاز شد نه سپاه شکل گرفته بود نه بسیج. ارتش تنها تکیه گاه مردم بود. همان روزهایی که بی اعتمادی به ارتش هم در بین مردم و خصوصا انقلابیون زیاد بود. برخی از فرماندهان ارتش به خاطر وابستگی به رژیم پهلوی تصفیه شده بودند و مردم نظر مساعدی به ارتشی ها نداشتند. اما جنگ که آغاز شد همان ارتشی ها به وسط میدان آمدند. با سرهنگ محمدمهدی کتیبه رئیس اداره دوم ارتش که در آغاز جنگ مسئول جمع آوری اطلاعات ارتش بوده است در کافه خبر خبرگزاری خبرآنلاین به گفتگو نشستیم. او صراحتا می گوید یک هفته قبل از شروع جنگ به مقامات گفته صدام می خواهد از خوزستان به ایران حمله کند. شاهد ادعایش را هم بیشتر از 200 نماینده مجلس شورای اول می گیرد. او از دخالت های برخی غیرنظامی ها در دوران جنگ روایت کرد. از کج سلیقگی های بازرگان گفت و از برخی اقدامات عجیب غرضی در اهواز که به ادعای او به شدت ارتش را تضعیف کرد. از بنی صدر برایمان گفت که معتقد است ملی گرا بود و به شدت پیرو مصدق. معتقد است منافقین در ابتدای جنگ با صدام رابطه نداشتند اما ... مشروح گفت وگوی خبرگزاری خبرآنلاین به سرهنگ کتیبه را در ادامه بخوانید: در مورد ایران چقدر در جریان آغاز جنگ تحمیلی قرار داشت روایت ها مختلف است، آقای شمس اردکانی روایت می کنند که در یکی از پروازهای کویت به ایران که چند ماه قبل از جنگ بود متوجه آرایش نظامی عراقی ها شدند. ایشان می گویند این هشدار را داده بودند اما کسی به آن توجه نکرد. آیا ارتش حمله عراق به ایران را پیش بینی کرده بود؟ من رئیس اداره دوم ارتش بودم، یعنی کلیه اطلاعات ارتش زیر نظر من بود. آن موقع چون وزارت اطلاعات وجود نداشت، من تقریبا همه کارهای اطلاعات کشوری را هم انجام می دادم. در مقطعی که بنی صدر رئیس جمهور بود، من اطلاعات وسیعی تهیه کردم و آنها را به او ارائه دادم. بنی صدر تحت تاثیر قرار گرفت و تقریبا متوجه شد که عراق به زودی به ایران حمله می کند. او گفت همین مطالب را به اطلاع امام هم برسانیم. در جماران که همراه با تیمسار فلاحی، رئیس ستاد ارتش خدمت امام رسیدیم نقشه وضعیتی تهیه کرده بودم که آن را به عرض امام رساندم. آنجا وضعیت جبهه های مرزی مان با عراق را شرح دادم و گفتم احتمال اینکه عراق هرچه زودتر به ایران حمله کند وجود دارد. حضرت امام گفتند اینها را به آقای خامنه ای و دکتر بهشتی هم بگویید. اما اصل موضوع در زمان آقای رجایی بود. تقریبا یک هفته مانده به شروع جنگ مجلس شورای اسلامی شهید رجایی را خواستند. قرار بود شهید رجایی درباره تحرکاتی که در غرب کشور وجود داشت و ارتش عراق مثلا به پاسگاه ها حمله می کرد توضیح دهد. آقای رجایی از من، سرلشگر فلاحی و امیر ظهیرنژاد هم دعوت کرد که با ایشان به مجلس برویم. من نقشه وضعیتی تهیه کرده بودم که آنجا شرح دادم. اینکه آقای شمس اردکانی می گوید از هوا مشاهده کرده است قابل رویت نیست. ما هر روز همه حرکات ارتش عراق را زیر نظر داشتیم و اطلاعات جامعه برای ما مستند می نمود. مشخص شد تعدادی از واحدهای پیاده، واحدهای زرهی، توپخانه و لجستیکی ارتش عراق از نقاط مختلف عراق حرکت کرده اند و در مرز ما مستقر شده اند. ما نظامی ها می گوییم که برای شروع هر عملیاتی شواهد و قرائنی لازم است. اگر این قرائن و شرایط تحقق پیدا کرد عملیات صد در صد قطعی است. پس بنابراین از این حرکات، جابجایی ها و اسکان واحدهای زرهی و لجستیکی یقین داشتیم که ارتش عراق به ایران حمله می کند. ما این نقشه وضعیت را به دفتر مرحوم هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس بردیم. آنجا آقای خامنه ای، رجایی و هاشمی بودند. وقتی این را شرح دادیم به جلسه مجلس رفتیم. جلسه مجلس را از حالت علنی به جلسه خصوصی تبدیل کردند. خبرنگاران و تماشاگران از مجلس بیرون رفتند. من نقشه وضعیت را روی تریبون مجلس نصب کردم. نمایندگانی که در انتهای مجلس نشسته بودند آمدند جلو روی زمین نشستند تا بتوانند نقشه وضعیت را ببینند. اولین نفری که پشت تریبون رفت من بودم. آنجا گفتم هفته آینده ارتش عراق از محور خوزستان به ما حمله خواهد کرد. حرکاتی هم که در غرب انجام می دهد حرکاتی برای فریب ماست. دشمن می خواهد حمله را از خرمشهر و آبادان آغاز کند. بنابراین من یک هفته قبل از شروع جنگ اعلام کرده بودم که ارتش عراق از کجا حمله می کند. بیش از 200 نفر از نمایندگان مجلس هم شاهد من بودند. بنی صدر ملی گرا بود. او آنقدرکه به دکتر مصدق اهمیت می داد به امام اعتقاد نداشت. ما در تمام اتاق های دفتر او که می رفتیم، عکس دکتر مصدق را می دیدیم. او نسبت به روحانیت هم علاقه زیادی نداشت. اما می خواست به ارتش متکی باشد. معمولا وقتی کسی در جنگ پیروز شود می گویند عملیات موفقیت آمیز بود. اما اگر ناموفق باشد می گویند اطلاعات نداشتیم. بعد از شروع جنگ هم عده ای سمپاشی می کردند که ما از آغاز جنگ اطلاع نداشتیم. اما متاسفانه ارتش به علت مشکلاتی که در کردستان داشتیم نمی توانست به موقع نیروها را وارد کار کند و جلوی فعالیت ارتش عراق را بگیرد. همانطور که عنوان کردید، عده ای می گفتند ارتش نمی توانست وقوع جنگ را پیش بینی کند. به ادعای این افراد نهایت پیش بینی ارتش این بود که به خاطر نفت به بخش هایی از خوزستان حمله می شود. این نظریه غیرکارشناسی است. صدام حسین در صحبت های خودش گفته بود که من باید نهار فلان روز را در تهران بخورم. ما نظامی ها معتقد بودیم که اگر ارتش عراق دزفول را بگیرد تمام استان خوزستان را در قبضه خواهد گرفت. بنابراین امیرشهید ظهیرنژاد ستاد نیروی زمینی را در دزفول مستقر کرد و جلوی ارتش عراق را که تا پل کرخه پیش آمده بود گرفت، ارتش عراق را شکست داد و اجازه نداد به دزفول وارد شوند. تقریبا می شود گفت که خوزستان را به این نحو از دسترسی عراق خارج کرد. شما به این اشاره کردید که فرماندهان ارتش خیلی توان رویارویی با جنگ را نداشتند. می توانیم بگوییم ارتش در ابتدای جنگ توان درگیر شدن با یک جنگ را نداشت؟ بهترین واحد ما در ارتش لشگر زرهی 92 اهواز بود. متاسفانه به علت حرکاتی که بعضی غیرنظامی ها انجام دادند که البته نمی خواهم اسمشان را بیاورم این لشگر تضعیف شد. در آنجا دخالت های بیجا کردند و لشگر را از قدرت و صلابت انداختند. یادم می آید یک هفته قبل از جنگ من احساس خطر می کردم، بنی صدر رئیس جمهور بود همه فرماندهان نیروهای سه گانه را دعوت کردیم که به اهواز برویم و لشگر را بررسی کنیم. اما امیر ظهیرنژاد، فرمانده نیروی زمینی به این خاطر که دیگران در لشگر دخالت هایی کرده بودند گفت نمی آید. لشگر 92 خیلی به هم ریخته و تضعیف شده بود. نیروهای دیگر ما هم در کردستان که شورش شده بود درگیر بودند. اما ما بحمدالله توانستیم لشگر 77 خراسان را با فرماندهی قوی به آبادان، خرمشهر و اهواز بیاوریم. حضرت آیت الله خامنه ای و مرحوم دکتر چمران هم مجلس را رها کردند، به اهواز آمدند و ستاد جنگ های نامنظم را تشکیل دادند تا نیروهای داوطلب مردمی را ساماندهی کنند. همین ستاد جلوی نفوذ ارتش عراق به اهواز را سد کرد واجازه نداد نیروهای عراقی وارد اهواز شوند. شما فرمودید نمی خواهید از کسی که دخالت می کرد اسم ببرید اما در خاطرات دیگران به نقش آقای غرضی اشاره شده است. منظورتان ایشان بود؟ منظورم آقای غرضی بود اما نمی خواستم از ایشان اسم ببرم. درباره کودتای نوژه هر عاقلی متوجه می شود که این کودتا بی حاصل است. اما یک حاصل برای دشمن داشت. این حاصل این بود که ارتش را در نظر مردم کمی ضعیف کند. همین کار را آقای غرضی به شدت در اهواز انجام داد. من خودم دو نفر از افسران خوب را که یک نفرشان شهید شد به اهواز فرستادم. اما آقای غرضی اینها را تهدید کرده بود که اگر بخواهید دخالت کنید شما را زندانی می کنم. آقای غرضی بهترین افسر ما را به زندان انداخت. اگر از این افسر اسم بیاورم همه او را می شناسند. آقای غرضی رئیس عملیات فرمانده لشگر 92 و فرمانده تیم دزفول را مدتها در زندان نگه داشت. بعد که این دو نفر آزاد شدند گفتند اشتباه شده! ببینید این لشگر چه بر سرش آمد. آقای غرضی یک جا هم گفته اند که «اگر یک عدد آر پی جی داشتم خرمشهر سقوط نمیکرد.» از این حرفها زیاد زده می شود. بگذارید مثالی بزنم. سالی که جنگ شروع شد آقای عرفانی رئیس کشتیرانی جمهوری اسلامی بود. من یک هفته قبل از جنگ به ایشان زنگ زدم و پرسیدم چرا این کشتی ها را در خرمشهر نگه داشته ای؟ اگر عراق حمله کند اینها را می گیرد. هم مال التجاره شان از بین می رود و هم خود کشتی. این کشتی ها را از خرمشهر ببر بیرون. آقای عرفانی الان حی و حاضر است. او گفت می خواهم این کار را بکنم اما استاندار گفته اگر چنین کاری بکنی کارگرهای ما بیکار می شوند به همین خاطر به ما اجازه نداده است. بی صلاحیتی اینهاست. به نظرتان تصفیه های نظامی که بعد از انقلاب در ارتش اتفاق افتاد چقدر در تضعیف نیروی نظامی کشور تاثیر گذاشت؟ ما بعد از انقلاب یک پشتیبان داشتیم که آن هم حضرت امام بود. امام (ره) ارتش را در آغوش گرفتند و از نیروهای ارتش استفادهکردند. اما همه گروه های چپ به همسایه شمالی گرایش داشتند و هدفشان تضعیف انقلاب بود. اینها می خواستند ما قدرتی نداشته باشیم که در مقابل تحریکات خارجی مقاومت کنیم. هدف آنها انحلال ارتش بود. اما ما ارتشی ها قبلا پیش بینی و برنامه ریزی کرده بودیم که سلطنت پهلوی برکنار می شود و باید ارتش در اختیار ملت قرار بگیرد. به همین خاطر ما یک سازماندهی در کل ارتش برای حفظ ارتش از انحلال و اضمحلال آن داشتیم. پس همبستگی خود را با امام و انقلاب اعلام کردیم. عده ای از انقلابیون مسلمان پیرو امام هم به خاطر کج سلیقگی نسبت به ارتش زیاد نظر خوشی نداشتند. اما ما محکم ایستادیم و تقریبا چند ماه بعد از انقلاب که در مسائلی که در کردستان و خوزستان شکل گرفت ارتش قائله ها را خواباند. من خودم در 22 بهمن 57 در لشگر 27 سنندج خدمت می کردم. خیلی از پرسنل در این لشگر کرد بودند و احساس استقلال طلبی و جدایی از ایران را داشتند. من با درجه سرگردی با کمک نماینده حضرت امام لشگر را حفظ کردیم و یک عدد فشنگ از این لشگر خارج نشد. بنابراین نباید خدمات بعد از انقلاب ارتشی ها را فراموش کنیم. درست است که سپاه پاسداران الان تشکیل شده و یک سازمان وسیع و خدوم است اما در زمان جنگ سپاه هنوز پا نگرفته بود. اتفاقا هم شهید نامجو و هم شهید کلاهدوز در تشکیل سپاه موثر بودند. یکی از انتقاداتی که بعضی نیروهای سپاه دارند این است که ارتش آن زمان اطلاعات لازم را به سپاه نمی داد. این چقدر صحیح است؟ این حرف غلط است. من بعد از انقلاب رئیس اداره دوم شدم. ما یک مرکز آموزش اطلاعات داشتیم که من در آن همه بچه های آنموقع سپاه را آموزش اطلاعاتی دادم. علاوه بر این من هر روز دو بولتن داشتم. یک بولتن اطلاعاتی و دیگر بولتن حفاظتی. برادران سپاه و مسئولان عالی کشور هر روز این دو بولتن را دریافت می کردند. راجع به نسبت مجاهدین خلق (منافقین) با صدام چه اطلاعاتی داشتید؟ راجع به اینکه ممکن است آنها به صدام بپیوندند هم هشداری داده بودید؟ منافقین در ابتدای شروع جنگ ارتباط چندانی با صدام نداشتند. اینها می گفتند شما انقلاب کردید اما حکومت داری سرتان نمی شود و آن را به ما بسپارید. می گفتند آخوندها باید بروند به حوزه و منبر خودشان. بعد که به مرور موضع گیری کردند اطلاعات جامع و کاملی در قالب یک کتاب 300-400 صفحه ای تهیه کردم و در اختیار مسئولان قرار دادم. قبل از آنکه منافقین دست به ترور بزنند من اقداماتشان را در آینده پیش بینی کرده بودم. اینها برای گرفتن عضو چه کارها که نکرده بودند! اسلحه می دادند و می گفتند یک ترور انجام بده. اگر آن فرد آن ترور را انجام می داد عضوش می کردند. اگر نمی کرد به او مشکوک می شدند و فکر می کردند نفوذی است. هشدارهای شما چه واکنش هایی به دنبال داشت؟ موضع گیری هایی که می شد بر مبنای همین اطلاعات بود. اما همین که آنها از ایران رانده شدند به صدام متوسل شدند. من شخص آقای بازرگان را فرد موجه و خوبی می دانم. او خدمات زیادی هم انجام داده است و به او علاقه دارم. آقای بازرگان به ارتش اعتماد داشت و قصدش انحلال ارتش نبود. اما کج سلیقگی هایی در او سراغ دارم که بد نیست در اینجا یادآوری شود. او با آقای سپهبد قرنی که از طرف حضرت امام به عنوان رئیس ستاد ارتش انتخاب شده بود بد برخورد کرد و او را تحت فشار قرار داد. راجع به جذبشان توسط صدام پیش بینی داشتید؟ نه نمی دانستم اینها انقدر خبیث هستند که به دامن دشمن ایران پناه می برند. در زمان جنگ، عنوان ستون پنجم بسیار پرکاربرد بود. در دوران جبهه هم افراد زیادی به خاطر گرا دادن دستگیر شدند و ... بله. بعد که مجاهدین از ایران رانده شدند هنوز هم برخی از اینها در ایران باقی مانده بودند که ستون پنجم عراق شدند. آنها به عراق گرا می دادند که اگر فلان نقطه در تهران را در موشک باران بزنی بهتر است. من خودم در ابتدای جنگ آبادان بودم. گروه هایی از دختر و پسر آنجا بودند که به جبهه آمده بودند و تقریبا فعالیتشان ستون پنجمی برای عراق بود. در بخشی از صحبت تان به بی اعتمادی به ارتش در سال های اول انقلاب اشاره فرمودید. دولت موقت هم به ارتشی ها بی اعتماد بود؟ من شخص آقای بازرگان را فرد موجه و خوبی می دانم. او خدمات زیادی هم انجام داده است و به او علاقه دارم. آقای بازرگان به ارتش اعتماد داشت و قصدش انحلال ارتش نبود. اما کج سلیقگی هایی در او سراغ دارم که بد نیست در اینجا یادآوری شود. او با آقای سپهبد قرنی که از طرف حضرت امام به عنوان رئیس ستاد ارتش انتخاب شده بود بد برخورد کرد و او را تحت فشار قرار داد. مثلا در آذربایجان غربی کردها و ترک ها اختلاف پیدا کرده بودند و به جان هم افتادند. آقای قرنی دستور داد لشگر 64 ارومیه دخالت کند. احمد صدر حاج سیدجوادی وزیر کشور بازرگان گفت که ارتش دخالت نکند. هرچه ارتش درخواست می کرد که برود دخالت کند دولت اجازه نمی داد. وزیر کشور می گفت بالاخره یک گروه فشنگش تمام می شود. آخر این حرف است؟ طرفی که از خارج تامین می شود فشنگش تمام نمی شود اما آن کسی که به ما متکی است فشنگش تمام می شود. بنابراین چنین دخالت هایی در امور نظامی می شد که اصلا درست و شایسته نبود. باعث رفتن آقای قرنی از سمت شان هم آقای بازرگان بود. دولت بنی صدر چطور؟ او مدعی است که حامی ارتش بوده. همانطور هم که گفتید به او وقوع جنگ را هشدار داده بودید. او چه اقدامات بازدارنده ای ترتیب داد؟ من خیلی به دفتر بنی صدر رفته بودم. او ملی گرا بود. او آنقدرکه به دکتر مصدق اهمیت می داد به امام اعتقاد نداشت. ما در تمام اتاق های دفتر او که می رفتیم، عکس دکتر مصدق را می دیدیم. او نسبت به روحانیت هم علاقه زیادی نداشت. اما می خواست به ارتش متکی باشد. ببینید در ارتش تقریبا یک حالت انضباط درونی ریشه ای وجود دارد که وقتی یک نفر فرمانده کل قوا می شود از او تبعیت می کند. حضرت امام فرماندهی کل قوا را به بنی صدر داده بودند. تا زمانی که این پست قانونی بود، ارتش از بنی صدر تبعیت کرد. اما وقتی مجلس به بنی صدر رای عدم کفایت داد ارتش هم کنار کشید و بنی صدر هم به صورت زنانه از کشور فرار کرد. آن زمان که هنوز وزارت اطلاعات تشکیل نشده بود و سپاه هم تازه داشت پا می گرفت، دیگر چه سازمان های اطلاعاتی بودند که وقوع جنگ را پیش بینی کند؟ بعد از انقلاب مسئولین رده بالا به این نتیجه رسیدند که ما یک سازمان اطلاعاتی متمرکز مثل ساواک به وجود نیاوریم. بنابراین اطلاعات را تقسیم کردند. قسمت اطلاعات داخلی را به اطلاعات شهربانی سپردند. اطلاعات خارجی را به نخست وزیری دادند و اطلاعات ارتش هم که سر جای خودش بود. در اطلاعات نخست وزیری آقای خسرو تهرانی مسئول بود. با این حال آنها نه کادر مشخص، نه نیروی کافی و نه اطلاعات لازم را نداشتند. در شهربانی هم آنها مثل قدیم در امور داخلی فعالیت می کردند. اداره دوم ارتش هم برای اطلاعات نظامی است. ما در کل ارتش رکن دو داریم. رکن دو مسئول جو، زمین و دشمن است. یعنی وضع این سه را بررسی می کند. به جز رکن دو ما یک اداره دوم هم داریم. اداره دوم غیر از رکن دوم است. اداره دوم مسئول تهیه اطلاعات استراتژیکی یعنی همه اطلاعاتی است که ما را تهدید می کند. مثلا فرض کنید ما در مرزهایمان یک روز از طریق ترکیه، عراق، شمال یا خلیج فارس مورد تهدید قرار بگیریم. ما باید امروز همه این تهدیدات را امروز که در زمان جنگ نیستیم و در صلح به سر می بریم جمع آوری، نگهداری و دسته بندی کنیم و در زمان خودش در اختیار مسئولین تصمیم گیرنده نظامی و سیاسی قرار دهیم. منافقین در ابتدای شروع جنگ ارتباط چندانی با صدام نداشتند. اینها می گفتند شما انقلاب کردید اما حکومت داری سرتان نمی شود و آن را به ما بسپارید. می گفتند آخوندها باید بروند به حوزه و منبر خودشان. بعد که به مرور موضع گیری کردند اطلاعات جامع و کاملی در قالب یک کتاب 300-400 صفحه ای تهیه کردم و در اختیار مسئولان قرار دادم. قبل از آنکه منافقین دست ...

ادامه مطلب  

جیره غذایی ارتش های چند کشور جهان از دریچه دوربین عکاس گاردین  

درخواست حذف این مطلب
جیره غذایی ارتش های چند کشور جهان از دریچه دوربین عکاس گاردین موضوعی است که این روزها مورد توجه کاربران شبکه های اجتماعی و سایر رسانه ها قرار گرفته است . که در این میان به جز برنامه ریزی و استراتژی دقیق ، یکی از مهم ترین مواردی که می تواند پیروزی نیروهای نظامی در مقابل دشمن را تضمین کند ابزارها و تجهیزاتی است که برای آنها در نظر گرفته می شود. در ادامه با میهن پست همراه شوید.در کنار ابزارآلات نظامی که همواره در طول تاریخ برای تجهیز و قدرتمند شدن ارتش ها اهمیت فراوان داشته اند از یک طرف و از طرف دیگر این جیره غذایی ارتش است که باعث سرپا ماندن آن می شود و البته این امر به حدی تاثیر مثبت دارد که طی چند سال اخیر میزان سرمایه گذاری ارتش ها برای تجهیز نیروهای خود به بهترین و پیشرفته ترین لوازم افزایش یافته است.جیره غذایی ارتش نیز در کشورهای مختلف هموراه مورد توجه خاص قرار داشته و هر یک از کشورها به واسطه اهداف نظامی مختلفی که دارند، لوازم متفاوتی را برای نیروهای خود طراحی می کنند و در اختیار آنها قرار می دهند.در این میان «سارا لی» و «دیوید لوین» عکاسان مشهور روزنامه گاردین در یک اقدام جالب بسته جیره غذایی ارتش های مختلف جهان را سوژه قرار داده و از آن ها عکس گرفتند و در واقع بسته های جیره غذایی که یک نیروی نظامی در ارتش های مختلف با خود حمل می کنند به نمایش گذاشته اند.جیره غذایی ارتش آمریکا :کیک حاوی بادام و غلات، سیب ادویه زده شده، نوشیدنی غیرالکلی، کره بادام زمینی، شیرینی، کنسور ماکارونی با سبزیجات و سس گوجه فرنگی، اجاق گاز یکبار مصرف بدون شعله، کیسه های پلاستیکی مخصوص گرم کردن غذاجیره غذایی ارتش آمریکاجی ...

ادامه مطلب  

تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش منحل شود/ حضرت آقا در جبهه شبانه برای گشت می رفت/ وضعیت جبهه را که تشریح کردم، بنی صدر غش کرد!  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق ـ یکی دیگر از ویژه برنامه های ایام پرافتخار 8 سال دفاع مقدس را در سالگرد و سالروز این هفته عزیز برگزار می کنیم. در این ویژه برنامه ها در خدمت امیران و سردارانی هستیم که لحظه لحظه جنگ را درک کردند و با آنها گفت وگو می کنیم تا از زاویه های مختلف سختی های جنگ، کارهایی که در جنگ صورت گرفته و البته مسائل روز دفاعی کشور را مرور کنیم.ان شاالله مطالب جدیدی برای شما مردم داشته باشد که خیلی درباره جنگ شنیدید و با پوست و گوشت و استخوان تان درک کردید و البته برای نسل جوان که با آن دوران فاصله گرفته و خیلی هایی که ندیده اند.مهمان ارجمندی در این برنامه داریم. افتخار دارم در خدمت یکی از امیران عزیز ارتش جمهوری اسلامی ایران باشم که لحظه لحظه 8 سال دفاع مقدس را درک کرده اند. کسی که به عنوان یکی از یاران نزدیک شهید صیاد شیرازی نام می برند که همواره در کنار شهید حضور داشتند.یکی از 13 فرمانده بلندپایه نظامی کشور که دارای درجه سرلشگری هستند و بعد از جنگ هم «نشان فتح» دریافت کردند.در ادامه مشروح گفت و گوی محمد حسین رنجبران باامیرسرلشگر حسین حسنی سعدی جانشین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء، معاون سابق هماهنگ کننده ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده اسبق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران از نظرتان می گذرد:مهمترین محورهای مطرح شده در این برنامه بدین شرح است: *عده ای بدنبال انحلال ارتش و ایجاد ارتش توحیدی بودند*تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش منحل شود*وضعیت جبهه را که تشریح کردم، بنی صدر غش کرد!*حضرت آقا در جبهه شبانه برای گشت رزمی رفت*در سال های آخر جنگ، کمک دولت وقت کم شد*اطلاع رسانی سریع پذیرش قطعنامه، اشتباه بود*نتوانستیم چهره واقعی منافقین را به مردم نشان دهیم*وضعیت روز حکم می کند که در سوریه باشیم*دانش ارتش به روز شده است*تصمیم حضرت آقا برای انتصاب امیر موسوی واقعا عالی بود*موشک ها را برای دفاع از خودمان آماده می کنیم؛ آمریکا نگران چیز دیگری است*هیچگاه اجازه بازدید از مراکز نظامی را نخواهیم داد*کسانی که بحث «ارتش حرفه ای» را مطرح می کنند، خودشان هم نمی دانند چه می گویند***سوال: من می خواهم از دوشنبه 31 شهریور 59 شروع کنم. زمانی که به همراه شهید نامجو در دانشکده افسری بودید و ساعت یک بعد از ظهر صدای انفجار را شنیدید.حسنی: آن زمان من سرهنگ دوم، فرمانده تیپ دانشجویان دانشگاه افسریه امام علی (ع) بودم و سرهنگ نامجو هم فرمانده دانشگاه افسری بود. برنامه طبق معمول انجام می شد. به مسجد دانشگاه برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. از مسجد به سمت ستاد دانشگاه برمی گشتیم، از پله های ستاد که داشتیم بالا می رفتیم، وارد ستاد دانشگاه که شدیم چند انفجار شنیدیم.به دفتر سرهنگ نامجو رفتم و گفت که آقا این انفجاری که شنیده شد حمله عراق به جمهوری اسلامی ایران بود و فرودگاه های ما را بمباران کردند و حمله زمینی خود را آغاز کرده است. من هم با ارتش رفتم اجازه گرفتم که باید آماده می شدیم به سمت اهواز برویم.روز دوم مهر تقریبا ساعت دو بعدازظهر به طرف فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. فرودگاه مهرآباد رفتیم و نیروی هوایی هم تقریبا 12-10 فروند هواپیمای 330 آماده کرده بود. ما خودمان با اولین گردان و اولین پرواز حرکت کردیم.س: کلا چقدر نیرو توانستید در این 48 ساعت جمع کنید؟حسنی: تقریبا 5 گردان پیاده سبک، حدودا 900 نفر جمعا ستاد و پشتیبانی و گردان سازماندهی کردیم.س: آن موقع که شروع کردید فکر می کردید، یک عرصه 8 ساله را پیش رو داشته باشید؟حسنی: اصلا، نه؛ چنین تصوری که جنگ بخواهد 8 سال به طول بیانجامد، نداشتیم. هیچوقت نمی شد چنین پیش بینی کرد ولی بالاخره می دانستیم با عراق درگیر شویم درگیری قطعی خواهد بود.س: پیش بینی آن را داشتید؟ برایتان غیر منتظره نبود؟حسنی: خیر؛ نبود، چون در این زمینه که می خواهیم سوابق را بررسی کنیم، در مورد آغاز جنگ لازم است یک بررسی های قبلی در این زمینه داشته باشیم. انقلاب پیروز شد، ارتش دیگر آن نظم و انضباط و سازماندهی ارتش دیگر وجود نداشت. خیلی از فرماندهان را گرفتند و بعضی ها اسیر شدند، بعضی ها بازداشت شدند و تعدادی اخراج شدند و یک وضعیت خاصی بر ارتش گذشت.آنچه که از ارتش باقی ماند، یک ارتش جوان بود. به هر حال در این زمینه یک تغییر و تحولاتی انجام شد، رئیس ستاد برای ارتش انتخاب شد. هنوز 8 روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که ضد انقلاب حرکت کرد و پایگاه مهاباد را خلع سلاح کرد. یک تیپ کامل را خلع سلاح کرد. آن موقع سازمانی نبود که از انقلاب دفاع کند و در مقابل ضد انقلاب مقاومت کند.در نتیجه، بعد از این عملیات که ضد انقلاب انجام داد و پادگان را خلع سلاح کرد، به سمت سنندج حرکت کرد که پادگان سنندج را هم خلع سلاح کند. به همین ترتیب در منطقه کردستان یک وضعیت خاصی را به وجود بیاورند. در آن زمان دنبال استقرار کردستان بودند. ارتش هم به همین ترتیب بود و همه به منزل رفتند و دیگر کسی نبود. تقریبا روز 15 اسفند بود که حضرت امام فرمودند ارتشی ها به پادگان برگردند و بعد کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد.این کمیته ها که تشکیل شد فرمانده انتخاب کردند؛ فرمانده گردان و فرمانده تیپ و فرمانده لشکر انتخاب کردند.س: کمیته انتخاب کرد؟حسنی: بله؛ کمیته انتخاب و معرفی می کردند. وقتی بنده را به عنوان فرمانده گردان انتخاب کردند، یک درجه دار داشتیم، عناصر گردان را همین تعدادی را که در انجا بودند، در کنار ساختمان جمع کرد و گفت ما این سرگرد را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم. نگفت فرمانده گردان؛ گفت جناب بی جناب، فرمانده بی فرمانده!ایشان را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم و حالا ما می خواهیم این گردان را جمع وجور و آماده کنیم. در اینجا با این وضعیت بود. خیلی از ارتشی ها قبل انقلاب انسان های متدین و انقلابی بودند ولی مخفیانه کار می کردند؛ از جمله امیر سلیمی و امیر رحیمی، وقتی اوضاع را به این ترتیب دیدند که چنین وضعیتی وجود دارد، روز 26 فرودین خدمت حضرت امام رفتند.گفتند الان وضعیت به این ترتیب است و ارتش فرمانده ندارد. شما به عنوان فرمانده ارتش اعلام کنید، ارتش یک سازمانی را به خود بگیرد و بداند فرمانده دارد. با فرمان شما ارتش پا بگیرد.س: آن موقع هم بعضی از نظامی ها انحلال ارتش را می خواستند؟حسنی:بله؛ آن زمان یک عده خواستند که ارتش باید منحل بشود. عده ای می خواستند ارتش بی طبقه توحیدی باشد و خیلی مسائل در این زمینه بود.س: همه اینها اثر بر بدنه ارتش گذاشت.حسنی: به هرحال حضرت امام مکث کرده بودند؛ سلیمی و رحیمی رفته بودند و غروب روز 27 ام، امام فرمانی دادند که روز 29 اعلام شد. ارتشی که تا 22 بهمن در برابر انقلاب بوده، حالا رهبر انقلاب در روز 29 بهمن به همین ارتش اعلام می کند که ارتش در خیابان ها بروید و با ساز و برگ تان رژه بدهید اما این ارتشی که الان شکل گرفت آن ارتش قبل از انقلاب نبود.همه حداکثر از درجه سرهنگ دو به پائین بودند و از درجه سرهنگ دو به بالا همه رفته بودند. این وضعیت تا سال 58 ادامه پیدا کرد. وضعیت پاوه پیش آمد که می دانید حضرت امام صراحتا گفتند که ارتش ظرف 24 ساعت این غائله پاوه را خاتمه بدهید. اینجا دیگر به عنوان فرمانده دستور می دادند. همه با دل و جان دستور ایشان را اجرا می کردند.در چنین وضعیتی روز 30 شهریور تقریبا دوسوم نیروی زمینی ارتش در کردستان درگیر بود. ما درگیری همین 20 ماه را بخواهیم تشریح کنیم، تعداد شهدایی که نیروی زمینی دادند ...س: چند نفر شهید شدند در آن 20 ماه؟حسنی: آماری که بنده دارم افسر درجه دار 334 نفر شهید، جانباز 618 نفر در همان کردستان، کارکنان وظیفه 278 نفر شهید، 532 نفر جانباز، جمع شهدا تقریبا 612 نفر شهید و 1150 نفر جانباز نیروی زمینی در این منطقه داده بود، تا توانست امنیت را در کردستان برقرار کند.کردستان به نحوی بود که در محورها روز هیچ کسی نمی توانست حرکت کند. ضد انقلاب بودند نه مردم کرد، حتی بی امنی به نحوی بود که اگر مردم کرد مریض داشتند روز نمی توانستند به بیمارستان برسانند. البته عناصر سپاه شهرستانی هم شرکت کرده بودند و در این زمینه کمک کرده بودند. به تدریج امنیت محورها روزانه و بعد شبانه برقرار شد.س: پس این درگیری با این همه شهید و جانباز در مدت 20 ماه تقریبا باعث شد که شما از مرزها با عراق و نقطه صفر مرزی غفلت کنید؟حسنی:نه در این زمینه غفلت نکردیم. ارتش در جریان امور بود.س: یعنی گزارش هم از تحرکاتشان می داد؟حسنی: بله؛ من همینجا گفتم. یکسری ار خبرنگارها سوال کردند گفتند شما اگر می دانستید که عراق حمله می کند چرا قبلا نیامدید، دو لشکر به سمت خوزستان ببرید در ان قسمت هایی که عراق حمله کرده است؟ گفتم جنگی نبوده ولی اگر نیروی زمینی ارتش یکی دو لشکر از کردستان بر می داشت و کردستان را سبک و تضعیف می کرد و در همین 3-2 روز ضد انقلاب موفق می شد در کردستان یک وضعیت حادی را به وجود بیاورد، نمی گفتند ارتش خطا کرده است؟ هنوز جنگی نبوده در اینجا، هنوز درگیری در کردستان بود.اگر عراق در کردستان موفق می شد ضد انقلاب در کردستان موفق می شد، جنگی به پا نمی شد. باز وضعیت لشکر 92 را باید بازگو کنیم که لشکر 92 ما کدام لشکر در اینجا بود.س: یک جایی گفته بودید آن لشکری که پشت عراق می لرزید اسمش می آمد.حسنی: واقعا پشت عراق می لرزید وقتی اسم لشگر آورده می شد. این را باید مفصل برایتان بازگو کنم. برای لشکر چه گذشت و چه روزهایی بر لشکر گذشت. لشکر 92 یک حالت استثنایی داشت، با سایر لشکرها فرق می کرد. مثلا لشکر 77 کارکنانش اغلب مشهدی بودند، 81 اغلب کرمانشاهی و بومی بودند یا از شهرستان های اطراف بودند.ولیکن در خوزستان یک شهری بود که هم صنعت، هم نفت و هم دریا و هم کشاورزی را داشت. جاذبه ای برای ارتش کمتر داشت. کمتر مردم آنجا جذب ارتش می شدند و شغل فراوان بوده است و بومی های ارتشی کم بودند؛ در نتیجه عناصر لشکر 92 همه غیربومی بودند و وقتی هم انقلاب پیروز شد، آن تصمیماتی که شورای انقلاب گرفته بود و گفت، هر کس به هر جا می خواهد منتقل شود و چنین شد.کسایی هم که در لشکر 92 بودند چند سال در گرمای خوزستان حضور داشتند وقتی چنین فرمانی را دادند، از خدا خواسته همه رفتند. درخواست انتقال دادند و بعضی ها وزارت اموزش و پرورش، تعدادی به ژاندارمری و تعدادی هم به مراکز آموزشی رفتند. تقریبا عناصری که در لشکر راننده تانک، فرمانده تانک، فرمانده توپ، توپچی و تعمیرکار و در مشاغل مختلف بودند، رفتند. وقتی دیگر کسی نبود ببینید چه بر لشکر گذشته است.خدمت سربازی را یک سال کردند. یعنی دو سال یک سال شد، یک سال مرخص شدند رفتند. این یک سالی که باقی ماندند، چهار ماه در مرکز آموزشی بودند، 8 ماه سرباز رزمی بودند، یعنی 60 درصد وظیفه های ما مرخص شدند، 40 درصد باقی ماندند. این شد وضعیت تصمیماتی که در مورد خدمت سربازی گرفتند. علاوه بر این، تمام قراردادها را لغو کردند.س: خریدهای نظامی را لغو کردند؟حسنی: خریدهای نظامی را لغو کردند حتی هواپیماهای اف 16 شنیدم یک تعدادی وارد ایران شده بود آنها را برگرداندند.س: چه کسانی این کار را انجام دادند؟حسنی: برایتان می گویم.س: ممکن است براساس خیانت این کارها را کرده باشند؟حسنی: بلاخره بی هدف نبوده است. همین هواپیما اف 14 که بهترین هواپیماها هستند و در طول جنگ چه نقشی ایفا کردند، انها را داشتند حراج می کردند. تمام قراردادهایی که بسته بودند همه را در این زمینه لغو کردند. چه تصمیم در مورد ارتش داشتند خدا می داند چکار می خواستند انجام دهند.س: اینهایی که شما از آنها صحبت کردید چه کسانی بودند؟حسنی: آن زمان شورای موقت انقلاب آقای یزدی، آقای قطب زاده بود که جزء شورای انقلاب بود، در آخر به چه سرنوشتی دچار شد؟ اعدامش کردند.س: در جایی اشاره کردید، یک تصمیمی دیگر هم شورای انقلاب گرفته بود آن هم وابسته های نظامی را همه برگرداندند؛ در صورتی که وابسته های نظامی ما اطلاعات جمع می کردند.حسنی:آن موقع یک وضعیت های خاصی برقرار بود. عناصر اطلاعات ارتش اطلاعات کامل از وضع عراق داشتند، ولی این عناصر اطلاعاتی که رکن دوم ها می گفتند، بعد انقلاب کسی جرات نمی کرد بگوید من رکن دومی هستم؛ می گفتند این اطلاعاتی و ساواکی است. اینها ساواکی نبودند بلکه اطلاعات ارتش بودند و کاری با ساواک نداشتند و اگر می گفتند اطلاعاتی هستند مردم به سمت شان یورش می بردند.فضای داغ انقلاب بود و این هم طبیعی است. در این زمینه ما اطلاعات کامل از عراق داشتیم ولی دیگر این عناصرمان برگشتند و جمع شدند و ما نمی دانستیم در عراق چه خبر است. ما حتی قبل از انقلاب در خود ستاد ارتش عراق عامل داشتیم. می دانستیم آنها چه تصمیمی می گیرند. بعد انقلاب آنها از ما مطلع بودند و جاسوس هایشان در ایران بودند و همه وضعیت ها را به عراق گزارش می کردند.س: امیر، جایی از شما خواندم که در روزهای ابتدای جنگ در برخی استان ها استانداران آن زمان اجازه نمی دادند که لشکرهای ارتش از پادگان ها خارج شوند.حسنی: در مشهد، تهران جنگ آغاز شد و اینها گفتند، شما می خواهید کودتا کنید.س: گفتند ارتش می خواهد کودتا کند؟حسنی:تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش شکل نگیرد، ارتش منحل بشود. انحلال ارتش را خواستار بودند. ضد انقلاب حاضر نبود ارتش شکل بگیرد.س: بنی صدر به لشکر 92 زرهی در اهواز می آید و می گوید شما در اینجا وقت تلف می کنید، بروید در ارتفاعات زاگرس و از لرستان شروع کنید. همانجا هم ظاهرا حضرت آقا که در آن زمان نماینده امام بودند در آنجا حضور داشتند و گفتند ما همینجا می مانیم و دفاع می کنیم و حتی ظاهرا آنجا یک برخورد فیزیکی هم بنی صدر با یکی از سرهنگ های ارتش می کند؛ درست است؟حسنی: دیدگاه ها بر این مبنا بود که بنی صدر می گفت کردستان را باید داشته باشیم. حتی از لشکر 92 هم گردان هایی به کردستان رفته بود.س: یک نامه ای از شما جدیدا منتشر شد به ناخدا صمدی فرمانده تکاوران دریایی خرمشهر؛ نوشتید که امید امام و ملت ایران به شما رزمندگان سلحشور است. وقتی این نامه را می نوشتید، امیدی بود که خرمشهر بماند؟حسنی: نه، ببینید، عراق قوی ترین لشکرش را برای خرمشهر گذاشت و هدف نهایی اش خرمشهر و آبادان بود.س: تا اروند را بگیرد.حسنی: بله؛ از ارتش 3 گردان در آنجا مقاومت می کرد. گردان 232 تانک، 165 مکانیزه و گردان دژ. دو گردان هم از تکاوران دریایی آمده بودند، دو گردان هم از دانشجویان دانشگاه افسری به خوزستان برده بودیم.ما روز 4 مهر ماه 2 گردان دانشجو را فرستادیم. همه گفتند خرمشهر در حال سقوط است، کمک کنید. واقعا ورود دانشجویان افسری به خرمشهر یک فرشته نجات بودند. چقدر کمک و فعالیت کردند. به هر حال عراق که می خواست با لشکر سه زرهی و یگان های نیرومخصوصی که از شلمچه به سمت خرمشهر امد، باید ظرف حداکثر24 ساعت خرمشهر را اشغال می کرد.چطور شد که تا روز 19 مهر نتوانست که از شمال خرمشهر در مارد پل زد از رودخانه کارون عبور کرد و عقبه های ما را یعنی محور اهواز به طرف آبادان و محور ماهشهر به طرف آبادان را قطع کرد. در اینجا عقبه ما را بست تا دیگر نتوانیم نیرو و تجهیزات بفرستیم.می خواست از دو سمت آبادان را محاصره کند. هم از سمت اهواز و ماهشهر که آمده بودند پل ایستگاه هفت و پل ایستگاه دوازده، از بهمن شیر عبور کند به سمت آبادان بیایند و هم از سمت خرمشهر وارد شوند. روز 27 مهر، دو گردان دانشجویی که داشتیم، می خواستیم تعویض کنیم، چون در روز 25 مهر عراق از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش گرفت و تلفات سنگینی به مردم و نیروهای رزمنده در انجا وارد کرده بود.ما دو گردان دانشجویی که فرستاده بودیم، تصمیم گرفتیم با دو گردان اهواز تعویض کنیم، دانشجوها را ماهشهر بردیم که گردان ها را تعویض کنیم و امکان جابه جایی و تعویض هم فراهم نشد.در همان زمان سرهنگ فروزان که فرمانده ژاندارمری کل کشور بود به عنوان فرمانده قرارگاه اروند تعیین کردند که تصمیم واقعا به جایی گرفتند. فروزان بسیار افسر شجاع، مدیر و مدبر را تعیین کردند و این خیلی کمک به حفظ خرمشهر و آبادان کرد.ایشان ستاد خودش را در ماهشهر تشکیل داد. بعد از ظهر روز 27 مهر یک پاکتی به من دادند که نوشته بود که شما به عنوان فرمانده عملیات خرمشهر و آبادان تعیین شدید و سریع با بالگرد بروید، در خرمشهر و آبادان فرمانده قبلی را تعویض کنید و بگویید که به تهران برود.روز 27 مهر وارد خرمشهر و آبادان شدم. وقتی آنجا رفتم، وضعیت خاصی بود. وقتی رفتیم، عراق تا نزدیکی مسجد جامع پیش آمده بود. تقریبا قسمت عمده خرمشهر را اشغال کرده بود. روز 28 و 29 داشت پیشروی می کرد، هم از طریق بهمن شیر و هم از طریق خرمشهر که بیاید از کارون عبور کند و وارد آبادان شود.من روز 29 دیدم عراق تقریبا نزدیک جاده ساحلی کارون رسیده است که در خرمشهر قرار داشت. وقتی این وضعیت را دیدم که اگر عراق از کارون عبور می کرد ما نیروی زیادی نداریم که دیگر در آبادان در مقابلش دفاع کند.از ان جبهه هم به طرف بهمن شیر آمده است، اگر وارد آبادان شود آبادان از دست ما می رود و عراق به هدف خودش می رسید. عصر روز 30 مهر تقریبا اوایل شب بود، فرماندهانی که در خرمشهر می جنگیدند گردان های تکاور دریایی، دانشجویان دانشگاه افسری از گردانهای لشکر 92 و همچنین فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر شهید جهان آرا را جمع کردم و گفتم وضعیت به این ترتیب است. الان عراق به ساحل کارون نزدیک می شود. اگر از کارون عبور کند ما نیرویی نداریم تا در برابرش دفاع کند و گفتم دستور این است که شبانه نیروهای تان را در ساحل کارون بیاورید و از خرمشهر دفاع کنید و نگذارید عراق وارد آبادان شود.برخی کمی ناراحت بودند چون چند روز جنگیده بودند. شبانه نیروهایی که داشتیم با قایق آن سمت کارون آوردیم و بعد حتی روی پل کارون هم شبانه فرستادیم، یک افسر مهندسی داشتیم رفتند یکسری مین های ضد تانک و ضد نفربر ریخت که عراق از پل عبور نکند. آن جبهه را حفظ کردیم. به همین ترتیب داشتیم ادامه می دادیم تا این که یک روز بالاخره بنی صدر آمد وضعیت خرمشهر آبادان را ببیند و کمک کند.تقریبا روز 6 آذر بود که گفتند بنی صدر با همراهانش به آبادان می آید. سرهنگ شکرریز – خدا رحمتش کند - فرمانده عملیات آبادان و خرمشهر بود. پای هلی کوپتر رفتند، بنی صدر با فروزان، فلاحی، فکوری وزیر دفاع و 3 - 4 نفر دیگر امده بودند. بنی صدر را موتورسیکلتی سوار کرد برد و جبهه را به او نشان داد. ستاد ما در آبادان در بانک ملی بود و به ما هم گفت یک نقشه آماده کنید و وقتی بنی صدر آمد برایش تشریح کنید، ببیند وضعیت دشمن چه چیزی است تا کجا پیش آمده است و وضعیت تدارکات چه چیزی است و اوضاع به چه ترتیبی است. ما هم به همین ترتیب آماده کردیم. تقریبا ساعت 5 بود که از جبهه برگشتند و به ستاد آمدند.میزی که ما گذاشته بودیم، بنی صدر بالا نشست و بقیه آقایان هم دو طرف میز نشستند و ماهم تخته گذاشته بودیم. نقشه را روبرو گذاشتیم و برایشان تشریح کردیم. من مشکلات را برایشان عنوان می کردم بنی صدر گردنش روی شانه اش کج شد و غش کرد. دکتر شیبانی هم آنجا بود. دکتر شیبانی بلافاصله بنی صدر را در طبقه زیر زمین بردند و سرم به او وصل کردند. به هوش آمد و در همانجا استراحت کرد تا فردا صبح. هوا گرگ و میش بود، آفتاب هم سر نزده بود سوار هلی کوپتر شد و رفت. س: ترسید!حسنی: این وضعیت بنی صدر در اینجا بود.س: یک مستندی از تلویزیون در سال 89 بود یا 87 به نام مستند «دفاع مقدس» پخش شده بود. شما یک انتقادی کردید و گفتید که صداوسیما کم لطفی کردند. البته گفتید که خود ما هم در معرفی عملکردمان در جنگ بی تقصیر نیستیم. خود ما ارتشی ها! قضیه چه بوده است؟حسنی: البته آن واقعیت هایی که باید صدا و سیما پخش می کرد، هم روحیه به رزمنده ها می داد و هم روحیه به مردم می داد. به آن ترتیب نبودند ولی بلاخره صحنه جنگ بود و آتش و تیر و گلوله در این زمینه بود، ولی آن انتظاری که ما داشتیم، انجام نشد و بعضی مطالبی که می گفتند، یه خورده...س: مثلا اینکه اول جنگ 4 عملیات کلاسیک ناموفق بود.حسنی: همین! عملیات ناموفق را عنوان کردند. بالاخره دشمن دو برابر ما نیرو داشته است. آمادگی داشته است و ما در کردستان درگیر بودیم. ما باید دفاع می کردیم. در برابر انها همین کار را هم انجام دادیم. برای همین منظور، لشکر 16 زرهی آمد عملیات نصر را انجام داد. لشکر 16 در برابر دو لشکر عراق حمله کرد.آیا می خواست لشکر عراق را از خاک ما بیرون کند و داخل خاک عراق بفرستد و در آنجا پسش بزند، اینکه امکان نداشت! ولی عملیات لشکر 16 زرهی بر این مبنا بود؛ چون عراق هم داشت به سمت اهواز پیشروی می کرد. کاری کرد که عراق دیگر نتوانست به سمت اهواز برود. عراق را متوقف کردند. عقب جبهه هم نیروی زمینی گردان تشکیل دادن را شروع کرد. تیپ 58 ذوالفقار، تیپ 31 گرگان، 50-40 گردان در مرکز آموزش تشکیل دادند. به تدریج آن تجهیزاتی که تعمیری داشتیم، آماده کردند و توان رزمی را بالا بردند.در کنار ما هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مردمی را جذب کردند، آموزش دادند و سازماندهی کردند و برای سال دوم جنگ و بیرون راندن دشمن آماده شدیم. تقریبا وقتی ما حمله کردیم استعداد ما بر دشمن برتری داشت. ما برتری نیرو را بر دشمن کسب کردیم و عملیات ثامن الائمه، طریق القدس و بیت المقدس و فتح المبین را به ترتیب انجام دادیم. اینها همه روی اصول نظامی بوده است.س: چطور به این جمع بندی رسیدید که با سپاه و نیروهای مردمی دیگر، واحد عملیات انجام دهید.حسنی: اول انقلاب هماهنگی بیشتر بود. وقتی آن سانحه هواپیما پیش آمد و شهید صیاد به عنوان فرمانده نیروی زمینی انتخاب شد، صیاد همه همکاری ها را با سپاه کرد و به سپاه بسیار خدمت کردند و چند عملیات موفق را انجام دادند.س: مهم ترین یا جذاب ترین چیزی که همکاری با صیاد شیرازی در سپاه نظرتان را جلب کرد چه بوده است؟ حسنی: همان همکاری و هماهنگی که داشتند. مثلا من و شهید باقری با هم در قرارگاه نصر در عملیات فتح المبین بودیم.س: خاطره ای از ایشان دارید؟حسنی: بله، خیلی خاطره از ایشان داریم. عملیات فتح المبین را انجام دادیم، بیت المقدس را انجام دادیم و بسیار در کنار هم بودیم و با هم همکاری می کردیم.س: چقدر به عملیات آزادسازی خرمشهر خوشبین بودید وقتی د ...

ادامه مطلب  

موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

خلل بنی صدر در نیروهای مسلح/ماجرای بازگرداندن جنگنده های هوایی ایران توسط دولت موقت/ ارتباط سران ارتش با شخصیت های انقلابی/ «کُدگذاری» تسلیح  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری میزان، نشان «رنجری» روی بازوی سمت چپ امیر و در کنار سایر علائم و درجه سرتیپی خودنمایی می کند. امیر می گوید «دوره رنجری یکی از دوره های سخت آموزش نظامی است که آن را گذرانده و حتی دو بار مار خورده است».امیرسرتیپ محمدحسن نامی سال 1356 وارد ارتش شد و سابقه 110 ماه حضور در جبهه های حق علیه باطل را چه در غائله کردستان و چه در دفاع مقدس دارد و در این مدت 6 بار مجروح شده است.امیر نامی با پایان هشت سال دفاع مقدس در سمت هایی همچون معاونت وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، ریاست سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، معاونت ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، گروه پدافند غیرعامل کشور، انجمن ژئوپلیتیک ایران، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و جانشینی بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و ... انجام مسئولیت کرده است.امیر نامی پیشتر به مدت چهار سال وابسته نظامی ایران در کره شمالی بود و اکنون مشاور فرمانده کل ارتش جمهوری اسلامی ایران است.در آستانه هفته دفاع مقدس، خبرگزاری میزان، میزبان امیرسرتیپ محمدحسن نامی بود. مشروح گفت وگوی بیش از دو ساعته خبرنگاران میزان با امیر نامی به قرار زیر است.میزان: امیر در ابتدا از اینکه وقت خودتان را در اختیار خبرگزاری میزان قرار دادید سپاسگزارم.امیر نامی: خواهش می کنم. در خدمت شما هستم و امیدوارم گفت وگوی خوبی داشته باشیم.امیر موسوی در حوزه های «عملیات» و «استراتژی های نظامی» جزو نفرات ممتاز جهان استمیزان: اجاره بدهید اولین سوالم را دباره آخرین جابجایی ارتش بپرسم؛ بیش از یک ماه از انتصاب سرلشکر موسوی به فرماندهی کل ارتش می گذرد. با توجه به شناختی که از ایشان دارید به نظر شما مهمترین تغییر و تحولی که در ارتش پدید خواهد آمد در کدام زمینه خواهد بود؟امیر نامی: امیر موسوی در طول دوران دفاع مقدس و پس از آن نقش بسیار ارزنده ای را در نیروهای مسلح ایران ایفا کرد. او جزو انسان های مومن، اخلاق گرا، معتقد و ولایی است که با تمام وجود از ولایت پیروی می کند. امیر موسوی در حوزه های عملیات و استراتژی های نظامی، فردی بسیار شاخص و جزو نفرات ممتاز در جهان است. وی به دغدغه های پرسنل، مجموعه ارتش و خانواده ها توجه ویژه ای دارد و یقیناَ در آینده ای نزدیک شاهد ارتقای سطح معیشتی پرسنل ارتش خواهیم بود. در همه حالات امیر موسوی، «خضوع و خشوع» کاملا نمایان است. البته امیر صالحی نیز که 12 سال فرماندهی کل ارتش را بر عهده داشت، انسانی مومن، پرتلاش و دارای سوابقی درخشان بود.بعد از انقلاب عده ای از «ارتش بی طبقه توحیدی» سخن گفتند میزان: ارتباط سران ارتش با شخصیت های انقلابی در ابتدای پیروزی انقلاب چگونه بود؟ شهریور 59 که جنگ آغاز شد، ناخالصی در ارتش وجود داشت یا خیر؟ امیر نامی: در زمان آغاز جنگ تحمیلی در 31 شهریور 1359، ارتش به صورت کامل پاکسازی شده بود. از سال 58 به بعد یگان های ارتش مجدداً سازماندهی شدند. یک نکته ای را هم بگویم؛ چندین نفر از سران ارتش از قبل از پیروزی انقلاب به عنوان رابط با آیات عظام و امام خمینی (ره) مراودات داشتند. حتی سابقه دوستی و آشنایی سرلشکر سلیمی با حضرت آیت الله خامنه ای به سال 1348 بر می گشت. این ها یعنی یک آمادگی برای پذیرش انقلاب اسلامی از همان زمان در ارتش وجود داشت. در ابتدای پیروزی انقلاب خیلی ها می گفتند ارتش باید منحل شود ولی نگاه الهی حضرت امام (ره) بر ماندگاری ارتش بود. اگر ارتش در ابتدای انقلاب از بین می رفت مشکلات بسیار بیشتری گربیان کشور را می گرفت. ارتش همان زمان هم از بدنه مردم بود و بستگان درجه یک و اقوام ارتشی ها در تظاهرات های قبل و ابتدای انقلاب حضوری جدی و موثر داشتند. شاید در هیچ کجای دنیا سابقه نداشته باشد که ارتش با این سرعت و پیوستگی به انقلاب بپیوندد. حضرت امام خمینی (ره) با مشاهده همین موارد دستور دادند ارتش در صحنه باقی بماند و انضباط خود را حفظ کند. بعد از آنکه امام خمینی ارتش را «ارتش انقلاب» خواندند و بر لزوم حفظ آن تأکید کردند، عده ای آمدند و از «ارتش بی طبقه توحیدی» سخن گفتند. درحالیکه در ارتش اصلاً چنین چیزی مفهوم ندارد و همه مسائل بر پایه انضباط استوار است. سهل انگاری بنی صدر در برگزار نکردن جلسه شورای عالی دفاع مشهود بودمیزان: با توجه به نوپا بودن نظام جمهوری اسلامی ایران در اواخر دهه 50، بفرمایید بنی صدر در تحمیل جنگ هشت ساله و یا غائله کردستان، چگونه در امور نظامی نیروهای مسلح خلل ایجاد می کرد؟امیر نامی: اگر چه باید اقدامات مورد نظر برای پاکسازی غائله کردستان زودتر انجام می شد اما به هر صورت با فرمان الهی حضرت امام (ره) این غائله تمام شد. سهل انگاری در این زمینه از سوی بنی صدر مشهود بود. در زمان آغاز جنگ تحمیلی هم سهل انگاری بنی صدر مشهود بود او تا 27 مهر 59 جلسات شورای عالی دفاع را تشکیل نداد درحالیکه مُدام اخبار تحرکات دشمن مخابره می شد. یگان های اطلاعاتی نیروی زمینی قبل از شروع جنگ، گزارش های متعددی از آماده سازی لجستیکی و توپخانه ای و اقدامات شناسایی دشمن ارائه می دادند. بنی صدر می تواسنت جلسه شورای عالی دفاع را حداقل در شهریور ماه و زمانی که همه شواهد و قرائن نشان می داد چه اتفاقی قرار است بیفتد، برگزار کند، ولی تا 27 مهر جلسه را تشکیل نداد. اگر آن جلسه زودتر برگزار می شد، شاهد آن پیشروی های ابتدایی ارتش بعث نبودیم. اگر این جلسات زودتر تشکیل می شد توان لشکرهای 77، 21 و 16 مورد استفاده قرار می رفت و ما با استفاده از «مواضع سَد کننده» کاری می کردیم که دشمن نتواند وارد خاک ما شود.وزیر دفاع دولت موقت کاری کرد دست ما در پادگان های کردستان خالی شودمیزان: ماجرای بازگرداندن جنگنده های هوایی ایران توسط دولت موقت چه بود؟امیر نامی: در زمان پیروزی انقلاب اسلامی، چند فروند از هواپیماهای f16 که ایران خریداری کرده و پول آن را پرداخته بود، وارد شده بود و مابقی هنوز داخل کشور نشده بود. افراد عضو نهضت آزادی و دولت موقت، در همان زمان در اقدامی عجیب با ورود این هواپیماهای جنگنده به کشور مخالفت کردند. دولت موقت همان جنگنده هایی را هم که به کشور آمده بود، بازگرداند. خیلی از آن افراد «دانسته» هدف دشمن را دنبال می کردند. به عنوان مثال آن زمان شخصی مثل «مدنی» (وزیر دفاع دولت موقت) به یک باره خدمت سربازی را از 2 سال به 1 سال کاهش داد؛ با این اقدام او یک مرتبه پادگان هایی که ما در کردستان به آنها نیاز داشتیم خالی از سرباز شد. در یک مورد دیگر «مدنی» آمد و گفت انتقال هر ارتشی به مکان دیگر برای ادامه خدمت، منعی ندارد؛ او با این کار خود می خواست «سازمان برای رزم» را به هم بزند. البته بعدها دیدیم که او دستگیر شد. این دست از افراد آن زمان زیاد بودند و گاهاً شناخته می شدند و در مواقعی هم ناشناخته باقی می ماندند. حفاظت اطلاعات ارتش نقش بسیار سازنده ای در جلوگیری از به وقوع پیوستن اهداف ضدانقلاب به خصوص در محیط های نظامی داشت.اگر بنی صدر با چادر از کشور فرار نمی کرد اینگونه برای مردم شناخته نمی شدمیزان: به نظر شما بهتر نبود همان زمان که بنی صدر باید جلسات شورای عالی دفاع را تشکیل می داد و این کار را نکرد، عدم کفایت سیاسی اش به رای گذاشته می شد؟امیر نامی: بعضی مواقع لازم است به افراد زمان داده شود تا بهتر شناخته شوند. اگر زودتر از موعد مقرر با بنی صدر برخورد می شد شاید مردم چهره واقعی او را نمی شناختند. اگر با چادر از کشور فرار نمی کرد اینگونه برای مردم شناخته نمی شد. اتفاقا راهبرد مقام معظم رهبری در موضوع آمریکا همانند راهبرد حضرت امام خمینی (ره) در برخورد با بنی صدر است و همین امر باعث شده مردم ما نسبت به آمریکا شناخت خوب و کاملی به دست بیاورند.توان ارتش ما از زمان قبل از انقلاب بیشتر استمیزان: گاها شنیده می شود که «اگر ایران پس از پیروزی انقلاب رابطه اش را با آمریکا ادامه می داد، در حوزه نظامی پیشرفتهای بیشتری به دست می آورد». نظر شما در خصوص این گفته ها چیست.امیر نامی: قبل از پیروزی انقلاب، نیروی دریایی ارتش ایران در خلیج فارس، نقش ژاندارم را برای آمریکایی ها ایفا می کرد اما امروز که دیگر خبری از این ایفای نقش به نفع آمریکایی ها نیست، می بینیم که خود آنها میلیاردها دلار هزینه کرده و خودشان را به منطقه رسانده اند. بدون شک امروز توان ارتش ما از زمان قبل از انقلاب بیشتر است. الان آمریکایی ها به عربستان تسلیحات می دهند اما این امر به معنای افزایش قدرت نظامی سعودی ها نیست چرا که اختیار آن تجهیزات در اختیار عربستان نیست. همه کشورها سعی می کنند به سمت استقلال حرکت کنند ولی استیلای استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل مانع تحقق این هدف آنها شده است. امروز در محیط پیرامون ما اگر بخواهند از کشور مستقلی نام ببرند آن کشور تنها و تنها «جمهوری اسلامی ایران» است. حتی آمریکا هم امروز مستقل نیست چراکه شدیداً تحت نفوذ لابی های صهیونیستی است. 48 نفر از 72 ثروتمند جهان صهیونیست هستند و اکثر این صهیونیستها در آمریکا زندگی می کنند و این ها هستند که برای آمریکا تصمیم گیری می کنند. ما امروز در همه ابعاد حاکمیتی مستقل هستیم و به عنوان یک ارتشی به این وضعیت مان افتخار می کنیم.در یک رفت و برگشت در کردستان بر سر راهمان مین می گذاشتندمیزان: قبل از تحمیل جنگ هشت ساله، شما سابقه حضور در جبهه کردستان را نیز داشتید. از مصائب و سختی های حضور در آن جبهه برایمان بگویید.امیر نامی: بله، از 1 فروردین 58 در کردستان حاضر بودیم. مبارزه با ضد انقلاب در کردستان که اکثراً به صورت نامنظم و چریکی بود، ظرفیت زیادی را از ارتش گرفت؛ چراکه ارتش نیروی منظم بود و عمده درگیری ها در کردستان و به صورت چریکی بود. البته ارتش پس از آغاز جنگ تحمیلی با تغییر وضعیت هایی که انجام داد مجدداً توان خود را به دست آورد و توانست کنترل کامل کردستان را به دست بگیرد. هم «وجود ضدانقلاب» و هم «جغرافیای وحشی کردستان» شرایط را برای ما در آن مقطع بسیار سخت کرده بود. در خاطرم است در زمستان 58 یک بار با همه تجهیزات و مهمات و غذاها، به کوه های کردستان رفتیم و 3 ماه آنجا ماندیم. باید برف ها آب می شدند تا بتوانیم پایین بیاییم. گاهاً یک دسته به صورت کامل به ارتفاعات می رفتیم و چند مدت آنجا می ماندیم. این ارتفاعات به دلیل آنکه استراتژیک بودند نباید از دست ما خارج می شدند. گاهاً ارتفاع این کوها به یک هزار و 930 متر می رسید و ما پیاده و با وجود برف سنگین به بالای آن می رفتیم. امیر سرتیپ ناصر آراسته که زمانی هم جانشین فرمانده کل ارتش بودند، یک بار در هنگام رفت و برگشت به همین ارتفاعات، پایش بر روی مین رفت و چشمش را از دست داد. در یک رفت و برگشت، بر سر راهمان مین می گذاشتند. نیروی زمینی ارتش و هوانیروز در خواباندن غائله کردستان نقش بسزایی داشتند. تیمسار «فلاحی» فرمایشات ایشان را بارها و بارها مطالعه می کردمیزان: یکی از قهرمانانی که نقش مهمی در خاموش کردن غائله کردستان ایفا کرد «تیمسار فلاحی» بود. در خصوص شخصیت این شهید برایمان صحبت کنید.امیرنامی: تیمسار فلاحی انسانی خالص، پاک و معتقد به حضرت امام (ره) بود. با تمام توان می ایستاد تا فرمان امام خمینی (ره) اجرا شود. فرمایشات ایشان را بارها و بارها مطالعه می کرد. ایشان می گفت «کلام امام، کلام معمولی نیست ، بارها و بارها باید آن را خواند». تیمسار فلاحی که آن زمان فرمانده نیروی زمینی ارتش بود، نقش ارزنده ای در خواباندن غائله کردستان داشت. همانطور که در همه جای دنیا مرسوم است اصل ارتش به نیروی زمینی است. مثلا واژه «آرمی» را در انگلیس هم برای ارتش و هم برای نیروی زمینی به کار می برند. به همین خاطر در آن زمان تیمسار فلاحی به نوعی هم فرمانده نیروی زمینی و هم فرمانده ارتش بود. این را هم بگویم که امروز دلیل اصلی حمله نکردن آمریکا به کشورمان، وجود نیروی زمینی قدرتمند در ارتش، سپاه و بسیج است. این یک اصل نظتمی است که «هر چقدر هم بمباران کنیم تا زمانی که پای نیروی زمینی در کار نباشد اتفاق خاصی نمی افتد و حاصلی به دست نمی آید». ما هم در هوافضا و هم در دریا قدرتمندیم اما نقش اصلی در اقتدار کشورمان را نیروی زمینی ایفا می کند.شهید فلاحی و شهید چمران هیچ زاویه ای با هم نداشتندمیزان: تعامل و همکاری شهید فلاحی و شهید چمران در جبهه کردستان چگونه بود؟ شما این گزاره را که «نظرات شهید فلاحی و شهید چمران مخالف یکدیگر بود» را قبول دارید؟امیر نامی: خیر؛ ببینید، نیروهای منظم یک قواعدی را می پذیرد و نیروهای چریکی یک قواعد دیگر را. تلاش تیمسار فلاحی و شهید چمران «ایجاد هماهنگی بیشتر» و هدف اصلی هر دو آنها «دفع ضد انقلاب» بود. ضمن آنکه دیدگاه شهید چمران درباره ارتش دیدگاهی بسیار ارزنده بود. ایشان پیگیر حفظ و اقتدار ارتش بود. این 2 نفر به هیچ عنوان زاویه ای با هم نداشتند و کاملاً همدیگر را درک می کردند؛ هدف هر دو آنها حفظ انقلاب اسلامی بود.دشمنان خوی تجاوز و وحشی گری صدام را خوب تشخیص دادندمیزان: چگونه شد که دولت های غربی و شرقی صدام را برای حمله به ایران تهییج کردند؟ در خصوص حمایت های شوروی سابق و آمریکا از ارتش رژیم بعث نیز برایمان توضیح دهید.امیر نامی: دشمن وقتی متوجه شد با نا امن کردن ایران و به پا کردن غائله در نقاط مختلف کشور به هدف خود نمی رسد، به دنبال پیدا کردن فرد یا گروهی رفت که بتواند با تمسک به دسیسه های مرزی، ایران را نا امن کند. به این نتیجه رسیدند که صدام و رژیم بعث گزینه مناسب آنهاست. دشمنان خوی تجاوز و وحشی گری که در صدام وجود داشت را خوب تشخیص دادند. از اسفند سال 57 تجهیز و توجیه صدام توسط دشمنان قسم خورده نظام جمهوری اسلامی آغاز شد. هم شوروی سابق، هم آمریکا و هم صهیونیسم بین الملل حامی صدام بودند. شوروی یک خط ویژه هوایی به وجود آورد و مرتباً با استفاده از هواپیماهای غول پیکرخود ، به عراق تجهیزات ارسال کرد. آنها بیش از 720 هزار تُن تجهیزات و مهمات نظامی را وارد عراق کردند. آن زمان که تانک «تی 64» به ارتش عراق داده شد، حتی هنوز وارد یگان های زمینی شوروی نشده بود. برژینسکی مشاور امنیت ملی آمریکا در زمان انقلاب، چند روز قبل از تهاجم ارتش بعث به خاک ایران با صدام ملاقات کرد. صدام برای او کاری را که می خواست انجام دهد، شرح داد. برژینسکی از اقدام صدام استقبال کرد و به او گفت «وجود یک ایران یکپارچه، تهدیدی برای منافع آمریکاست». نیروی هوایی ایران آن زمان بیش از هزار خلبان داشت و صدام به شدت نگران این تعداد خلبان و جنگنده های در اختیار ایران بود. آمریکایی ها به او دلداری می دادند که «نگران نباش، آن افردی که این هواپیماها را می توانستند سرپا نگه دارند، افراد ما بودند و خلبانان ایرانیِ امروز، هیچ کاری نمی توانند با آن هواپیماها انجام دهند».آمریکایی ها صدام را شوراندند که ایران توانایی استفاده از ابزارها و تجهیزات نظامی اش را ندارد.صدام همه حساب و کتاب ها را انجام داده بود جز آنکه در ایران امامی وجود داردمیزان: صدام در خیالات خودش قبل از جنگ تحمیلی چگونه رویای فتح تهران در 7 روز را پرورش می داد؟امیر نامی: ببینید، شروع جنگ بدین شکل بود که در روز 29 شهریور صدام در پادگان «کوت» عراق پشت تانک t64 قرار گرفت. در 40 متری آن تانک، «عدنان خیرالله» برادرزن صدام در یک خودروی جیپ نشسته بود. به محض آنکه خبر پرواز 100 فروند جنگنده عراقی به او رسید، او خبر را به صدام انتقال داد و به او گفت «جوانان به سمت ایران حرکت کردند». کنار آن تانک یکسری از مقامات عراقی و سایر کشورهای مرتجع منطقه حضور داشتند. صدام به آنها گفت «تا یک ساعت دیگر کمر جمهوری اسلامی ایران شکسته می شود و ما روز سوم در اهواز و روز هفتم در تهران خواهیم بود». جنگنده های عراقی در آن روز پایگاه های هوایی 19 شهر ایران را زدند. سرلشکر «وفیق السامرایی» در خاطراتش می نویسد که صدام حتی اسامی شهرهای ایران را برای خودش انتخاب کرده بود و برای هر کدام از آنها استاندار هم برگزیده بود. خرمشهر را «محمره» ، اهواز را «احواز» و سوسنگرد را «خفاجیه» نامگذاری کرده بود. همه حساب و کتاب ها را انجام داده بود جز آنکه در ایران امامی وجود داشت که با یک فرمان او همه چیز تغییر می کرد. بعد از صحبت های صدام در خصوص شکسته شدن کمر ایران تا یک ساعت دیگر، اطرافیانش به مدح او که خود را «سردار قادسیه» نامیده بود پرداختند. مرحله اول عملیات ارتش بعث، جداسازی خوزستان از ایران بود، قرار بود «تنگه فنی» را ببندند که اگر آن بسته می شد خوزستان با مشکلات جدی مواجه می شد.استراتژی ما در روزهای نخست جنگ، سد کردن راه دشمن بودمیزان: راهبرد نظامی ما در نخستین روزهای آغاز جنگ چه بود؟ امیر نامی: استراتژی نیروهای زمینی ما این بود که در وهله اول، در مقابل پیشروی دشمن سد ایجاد کنند و با عملیات های کوچک به دشمن تک بزنند. به مرور جبهه نیروهای انقلاب با حضور سپاه تقویت شد و پیروزی هایمان چشمگیرتر شد.فرماندهان از پشت بی سیم باورشان نمی شد رزمنده ها به ک ...

ادامه مطلب  

ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط ارتش  

درخواست حذف این مطلب
جانشین فرمانده کل ارتش با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی پاسخ داد. الف: جانشین فرمانده کل ارتش با اشاره به اقدامات انجام شده از سوی ارتش در زمینه مبارزه با داعش اظهار کرد: ارتش اقدامات بسیاری در مقابله با داعش انجام داده است که بمباران تجمعات خارج از 40 کیلومتر مرز ایران از عراق توسط نیروی هوایی و انجام عملیات های متعدد شناسایی توسط هوانیروز از جمله آنهاست. امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش شامگاه پنجشنبه با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد. متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؟پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند.در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کن ...

ادامه مطلب  

ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سم  

درخواست حذف این مطلب
ناگفته های نشاندن هواپیمای «ایساف» در بندرعباس/ تعداد تیپ های واکنش سریع ارتش افزایش می یابد/ عربستان برای خروج از منجلاب یمن، دست نیاز به سمت ایران دراز کرده استreviewed by on sep 21rating: به گزارش ایران ویج به نقل از حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، اولین میهمان ویژه برنامه دست خط در هفنه دفاع مقدس بود. مشروح این برنامه را در ادامه می خوانید.مجری: سعی می کنیم در ویژه برنامه های دستخط زوایای مختلف و پنهان ۸ سال دفاع مقدس را از زبان امیران و سرداران عرصه دفاع مقدس بشنویم و آنها را واکاوی کنیم و اگر بتوانیم، اطلاعات بیشتری را بخصوص به نسل جوان منتقل کنیم. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.در این برنامه افتخار داریم در خدمت یکی از امیران سرافراز ارتش جمهوری اسلامی ایران باشیم. کسی که بیش از ۱۰۰ ماه از عمر خود را در عرصه دفاع مقدس گذرانده است. خاطرات فراوانی از ۸ سال دفاع مقدس دارد، از لحظه آغاز جنگ تا پایان جنگ که گفتنی های زیادی را از ایشان خواهیم شنید.همچنین با توجه به جایگاه مهمی که در ارتش جمهوری اسلامی ایران دارد حرف های گفتنی هم از امروز کشور دارد؛ از امنیت پایداری که کشور در منطقه پرتلاطم دارد.در خدمت امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان، جانشین فرماندهی کل ارتش جمهوری اسلامی ایران، هستیم. افتخار دادند که این وقت را به ما و برنامه دستخط اختصاص دادند.مجری:خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم.اظهار داشت: یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند.مجری: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند.بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است.در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید.اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود.مجری: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای ۷۴۷ مسافربری است.از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند.۱۸۰ نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد.می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد.مجری:رصد دقیق وجود دارد؛پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا ۷ ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. ۸-۷ ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد.بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند.۱۷ فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید.وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد.نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را… تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم.مجری: مرزهای شرقی به چه صورت است؟پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند.ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود.س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که ۵ تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و ۵ تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو ۵ تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال ۱۹۹۱ که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها ۱۴-۱۳ سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند.راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم.در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش ۵ تیپ واکنش سریع یعنی ۴ تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و ۵ تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند.البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند.مجری: یعنی ممکن است این ۵ تیپ افزایش یابد.پوردستان: قطعا این ۵ تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند.مجری: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟پوردستان: در سال ۹۳ که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه ۹۳، به فاصله کمتر از یک ماه ۵ استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم.تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم.همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد ۲۱۴ با دو تا ۲۰۹ که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند.مجری: خودتان شخصا وارد شدید؟پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند.این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز ۴۰ کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این ۴۰ کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود.مجری: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از ۴۰ کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد.مجری: اثرات چه بود؟پوردستان: بسیار خوب بود.مجری: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است.نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند.مجری:یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم.مجری:ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟پوردستان: این خط قرمز ۴۰ کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم.یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم.مجری: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با crs بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم.مجری: این برطرف شد؟پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد.مجری: این طراحی خودمان است؟پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند.مجری:برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد.من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت.مجری: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم.یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد.مجری: این پیامی در عرصه نظامی دارد.پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود.س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد.مجری: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند.مجری: داوطلب می شوند؟پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد.این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم.می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند.مجری: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند.مجری: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟پوردستان: بله. ۴ نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ ۴۵ و دیگری از جای دیگر بود.مجری: دلاورانه هم جنگیدند.پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به ۳۰۰ نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید.مجری: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند.این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این ۵-۴ گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است.امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت.مجری: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود.مجری:حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و … تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند.یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا ۲۰۰ – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود.یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند.به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند ۲۰ دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد.همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند.عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پ ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدم  

درخواست حذف این مطلب
ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدمreviewed by on sep 21rating: به گزارش ایران ویج به نقل از خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای ۷۴۷ مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؛ پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا ۷ ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. ۸-۷ ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را… تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که ۵ تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و ۵ تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو ۵ تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال ۱۹۹۱ که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها ۱۴-۱۳ سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش ۵ تیپ واکنش سریع یعنی ۴ تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و ۵ تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این ۵ تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این ۵ تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال ۹۳ که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه ۹۳، به فاصله کمتر از یک ماه ۵ استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد ۲۱۴ با دو تا ۲۰۹ که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز ۴۰ کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این ۴۰ کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از ۴۰ کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز ۴۰ کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. ۴ نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ ۴۵ و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به ۳۰۰ نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این ۵-۴ گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و … تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا ۲۰۰ – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند ۲۰ دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال ۶۶ مقدمات فراهم شد و ۶۷ ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر ۷ ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: ۱۲ سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق ر ...

ادامه مطلب  

وضعیت روز حکم می کند که در سوریه حضور داشته باشیم/ ماجرای حضور رهبرانقلاب در یک گشت رزمی - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیرسرلشگر حسین حسنی سعدی جانشین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء شنبه شب با حضور در برنامه تلویزیونی دستخط به سوالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به ذشرح ذیل است:س:سلام، خوش آمدید؛ من می خواهم از دوشنبه 31 شهریور 59 شروع کنم. زمانی که به همراه شهید نامجو در دانشکده افسری بودید و ساعت یک بعد از ظهر صدای انفجار را شنیدید.حسنی: آن زمان من سرهنگ دوم، فرمانده تیپ دانشجویان دانشگاه افسریه امام علی (ع) بودم و سرهنگ نامجو هم فرمانده دانشگاه افسری بود. برنامه طبق معمول انجام می شد. به مسجد دانشگاه برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. از مسجد به سمت ستاد دانشگاه برمی گشتیم، از پله های ستاد که داشتیم بالا می رفتیم، وارد ستاد دانشگاه که شدیم چند انفجار شنیدیم.به دفتر سرهنگ نامجو رفتم و گفت که آقا این انفجاری که شنیده شد حمله عراق به جمهوری اسلامی ایران بود و فرودگاه های ما را بمباران کردند و حمله زمینی خود را آغاز کرده است. من هم با ارتش رفتم اجازه گرفتم که باید آماده می شدیم به سمت اهواز برویم. روز دوم مهر تقریبا ساعت دو بعدازظهر به طرف فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. فرودگاه مهرآباد رفتیم و نیروی هوایی هم تقریبا 12-10 فروند هواپیمای 330 آماده کرده بود. ما خودمان با اولین گردان و اولین پرواز حرکت کردیم.س: کلا چقدر نیرو توانستید در این 48 ساعت جمع کنید؟حسنی: تقریبا 5 گردان پیاده سبک، حدودا 900 نفر جمعا ستاد و پشتیبانی و گردان سازماندهی کردیم.س: آن موقع که شروع کردید فکر می کردید، یک عرصه 8 ساله را پیش رو داشته باشید؟حسنی: اصلا، نه؛ چنین تصوری که جنگ بخواهد 8 سال به طول بیانجامد، نداشتیم. هیچوقت نمی شد چنین پیش بینی کرد ولی بالاخره می دانستیم با عراق درگیر شویم درگیری قطعی خواهد بود. س: پیش بینی آن را داشتید؟ برایتان غیر منتظره نبود؟حسنی: خیر؛ نبود، چون در این زمینه که می خواهیم سوابق را بررسی کنیم، در مورد آغاز جنگ لازم است یک بررسی های قبلی در این زمینه داشته باشیم. انقلاب پیروز شد، ارتش دیگر آن نظم و انضباط و سازماندهی ارتش دیگر وجود نداشت. خیلی از فرماندهان را گرفتند و بعضی ها اسیر شدند، بعضی ها بازداشت شدند و تعدادی اخراج شدند و یک وضعیت خاصی بر ارتش گذشت. آنچه که از ارتش باقی ماند، یک ارتش جوان بود. به هر حال در این زمینه یک تغییر و تحولاتی انجام شد، رئیس ستاد برای ارتش انتخاب شد. هنوز 8 روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که ضد انقلاب حرکت کرد و پایگاه مهاباد را خلع سلاح کرد. یک تیپ کامل را خلع سلاح کرد. آن موقع سازمانی نبود که از انقلاب دفاع کند و در مقابل ضد انقلاب مقاومت کند.در نتیجه، بعد از این عملیات که ضد انقلاب انجام داد و پادگان را خلع سلاح کرد، به سمت سنندج حرکت کرد که پادگان سنندج را هم خلع سلاح کند. به همین ترتیب در منطقه کردستان یک وضعیت خاصی را به وجود بیاورند. در آن زمان دنبال استقرار کردستان بودند. ارتش هم به همین ترتیب بود و همه به منزل رفتند و دیگر کسی نبود. تقریبا روز 15 اسفند بود که حضرت امام فرمودند ارتشی ها به پادگان برگردند و بعد کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد.این کمیته ها که تشکیل شد فرمانده انتخاب کردند؛ فرمانده گردان و فرمانده تیپ و فرمانده لشکر انتخاب کردند.س: کمیته انتخاب کرد؟حسنی: بله؛ کمیته انتخاب و معرفی می کردند. وقتی بنده را به عنوان فرمانده گردان انتخاب کردند، یک درجه دار داشتیم، عناصر گردان را همین تعدادی را که در انجا بودند، در کنار ساختمان جمع کرد و گفت ما این سرگرد را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم. نگفت فرمانده گردان؛ گفت جناب بی جناب، فرمانده بی فرمانده!ایشان را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم و حالا ما می خواهیم این گردان را جمع وجور و آماده کنیم. در اینجا با این وضعیت بود. خیلی از ارتشی ها قبل انقلاب انسان های متدین و انقلابی بودند ولی مخفیانه کار می کردند؛ از جمله امیر سلیمی و امیر رحیمی، وقتی اوضاع را به این ترتیب دیدند که چنین وضعیتی وجود دارد، روز 26 فرودین خدمت حضرت امام رفتند. گفتند الان وضعیت به این ترتیب است و ارتش فرمانده ندارد. شما به عنوان فرمانده ارتش اعلام کنید، ارتش یک سازمانی را به خود بگیرد و بداند فرمانده دارد. با فرمان شما ارتش پا بگیرد.س: آن موقع هم بعضی از نظامی ها انحلال ارتش را می خواستند؟حسنی: بله؛ آن زمان یک عده خواستند که ارتش باید منحل بشود. عده ای می خواستند ارتش بی طبقه توحیدی باشد و خیلی مسائل در این زمینه بود.س: همه اینها اثر بر بدنه ارتش گذاشت.حسنی: به هرحال حضرت امام مکث کرده بودند؛ سلیمی و رحیمی رفته بودند و غروب روز 27 ام، امام فرمانی دادند که روز 29 اعلام شد. ارتشی که تا 22 بهمن در برابر انقلاب بوده، حالا رهبر انقلاب در روز 29 بهمن به همین ارتش اعلام می کند که ارتش در خیابان ها بروید و با ساز و برگ تان رژه بدهید اما این ارتشی که الان شکل گرفت آن ارتش قبل از انقلاب نبود.همه حداکثر از درجه سرهنگ دو به پائین بودند و از درجه سرهنگ دو به بالا همه رفته بودند. این وضعیت تا سال 58 ادامه پیدا کرد. وضعیت پاوه پیش آمد که می دانید حضرت امام صراحتا گفتند که ارتش ظرف 24 ساعت این غائله پاوه را خاتمه بدهید. اینجا دیگر به عنوان فرمانده دستور می دادند. همه با دل و جان دستور ایشان را اجرا می کردند. در چنین وضعیتی روز 30 شهریور تقریبا دوسوم نیروی زمینی ارتش در کردستان درگیر بود. ما درگیری همین 20 ماه را بخواهیم تشریح کنیم، تعداد شهدایی که نیروی زمینی دادند ...س: چند نفر شهید شدند در آن 20 ماه؟حسنی: آماری که بنده دارم افسر درجه دار 334 نفر شهید، جانباز 618 نفر در همان کردستان، کارکنان وظیفه 278 نفر شهید، 532 نفر جانباز، جمع شهدا تقریبا 612 نفر شهید و 1150 نفر جانباز نیروی زمینی در این منطقه داده بود، تا توانست امنیت را در کردستان برقرار کند. کردستان به نحوی بود که در محورها روز هیچ کسی نمی توانست حرکت کند. ضد انقلاب بودند نه مردم کرد، حتی بی امنی به نحوی بود که اگر مردم کرد مریض داشتند روز نمی توانستند به بیمارستان برسانند. البته عناصر سپاه شهرستانی هم شرکت کرده بودند و در این زمینه کمک کرده بودند. به تدریج امنیت محورها روزانه و بعد شبانه برقرار شد.س: پس این درگیری با این همه شهید و جانباز در مدت 20 ماه تقریبا باعث شد که شما از مرزها با عراق و نقطه صفر مرزی غفلت کنید؟حسنی: نه در این زمینه غفلت نکردیم. ارتش در جریان امور بود.س: یعنی گزارش هم از تحرکاتشان می داد؟حسنی: بله؛ من همینجا گفتم. یکسری ار خبرنگارها سوال کردند گفتند شما اگر می دانستید که عراق حمله می کند چرا قبلا نیامدید، دو لشکر به سمت خوزستان ببرید در ان قسمت هایی که عراق حمله کرده است؟ گفتم جنگی نبوده ولی اگر نیروی زمینی ارتش یکی دو لشکر از کردستان بر می داشت و کردستان را سبک و تضعیف می کرد و در همین 3-2 روز ضد انقلاب موفق می شد در کردستان یک وضعیت حادی را به وجود بیاورد، نمی گفتند ارتش خطا کرده است؟ هنوز جنگی نبوده در اینجا، هنوز در گیری در کردستان بود.اگر عراق در کردستان موفق می شد ضد انقلاب در کردستان موفق می شد، جنگی به پا نمی شد. باز وضعیت لشکر 92 را باید بازگو کنیم که لشکر 92 ما کدام لشکر در اینجا بود. س: یک جایی گفته بودید آن لشکری که پشت عراق می لرزید اسمش می آمد. حسنی: واقعا پشت عراق می لرزید وقتی اسم لشگر آورده می شد. این را باید مفصل برایتان بازگو کنم. برای لشکر چه گذشت و چه روزهایی بر لشکر گذشت. لشکر 92 یک حالت استثنایی داشت، با سایر لشکرها فرق می کرد. مثلا لشکر 77 کارکنانش اغلب مشهدی بودند، 81 اغلب کرمانشاهی و بومی بودند یا از شهرستان های اطراف بودند.ولیکن در خوزستان یک شهری بود که هم صنعت، هم نفت و هم دریا و هم کشاورزی را داشت. جاذبه ای برای ارتش کمتر داشت. کمتر مردم آنجا جذب ارتش می شدند و شغل فراوان بوده است و بومی های ارتشی کم بودند؛ در نتیجه عناصر لشکر 92 همه غیربومی بودند و وقتی هم انقلاب پیروز شد، آن تصمیماتی که شورای انقلاب گرفته بود و گفت، هر کس به هر جا می خواهد منتقل شود و چنین شد.کسانی هم که در لشکر 92 بودند چند سال در گرمای خوزستان حضور داشتند وقتی چنین فرمانی را دادند، از خدا خواسته همه رفتند. درخواست انتقال دادند و بعضی ها وزارت اموزش و پرورش، تعدادی به ژاندارمری و تعدادی هم به مراکز آموزشی رفتند. تقریبا عناصری که در لشکر راننده تانک، فرمانده تانک، فرمانده توپ، توپچی و تعمیرکار و در مشاغل مختلف بودند، رفتند. وقتی دیگر کسی نبود ببینید چه بر لشکر گذشته است.خدمت سربازی را یک سال کردند. یعنی دو سال یک سال شد، یک سال مرخص شدند رفتند. این یک سالی که باقی ماندند، چهار ماه در مرکز آموزشی بودند، 8 ماه سرباز رزمی بودند، یعنی 60 درصد وظیفه های ما مرخص شدند، 40 درصد باقی ماندند. این شد وضعیت تصمیماتی که در مورد خدمت سربازی گرفتند. علاوه بر این، تمام قراردادها را لغو کردند. س: خریدهای نظامی را لغو کردند؟حسنی: خریدهای نظامی را لغو کردند حتی هواپیماهای اف 16 شنیدم یک تعدادی وارد ایران شده بود آنها را برگرداندند.س: چه کسانی این کار را انجام دادند؟حسنی: برایتان می گویم. س: ممکن است براساس خیانت این کارها را کرده باشند؟حسنی: بلاخره بی هدف نبوده است. همین هواپیما اف 14 که بهترین هواپیماها هستند و در طول جنگ چه نقشی ایفا کردند، انها را داشتند حراج می کردند. تمام قراردادهایی که بسته بودند همه را در این زمینه لغو کردند. چه تصمیم در مورد ارتش داشتند خدا می داند چکار می خواستند انجام دهند.س: اینهایی که شما از آنها صحبت کردید چه کسانی بودند؟حسنی: آن زمان شورای موقت انقلاب آقای یزدی، آقای قطب زاده بود که جزء شورای انقلاب بود، در آخر به چه سرنوشتی دچار شد؟ اعدامش کردند.س: در جایی اشاره کردید، یک تصمیمی دیگر هم شورای انقلاب گرفته بود آن هم وابسته های نظامی را همه برگرداندند؛ در صورتی که وابسته های نظامی ما اطلاعات جمع می کردند.حسنی: آن موقع یک وضعیت های خاصی برقرار بود. عناصر اطلاعات ارتش اطلاعات کامل از وضع عراق داشتند، ولی این عناصر اطلاعاتی که رکن دوم ها می گفتند، بعد انقلاب کسی جرات نمی کرد بگوید من رکن دومی هستم؛ می گفتند این اطلاعاتی و ساواکی است. اینها ساواکی نبودند بلکه اطلاعات ارتش بودند و کاری با ساواک نداشتند و اگر می گفتند اطلاعاتی هستند مردم به سمت شان یورش می بردند. فضای داغ انقلاب بود و این هم طبیعی است. در این زمینه ما اطلاعات کامل از عراق داشتیم ولی دیگر این عناصرمان برگشتند و جمع شدند و ما نمی دانستیم در عراق چه خبر است. ما حتی قبل از انقلاب در خود ستاد ارتش عراق عامل داشتیم. می دانستیم آنها چه تصمیمی می گیرند. بعد انقلاب آنها از ما مطلع بودند و جاسوس هایشان در ایران بودند و همه وضعیت ها را به عراق گزارش می کردند.س: امیر، جایی از شما خواندم که در روزهای ابتدای جنگ در برخی استان ها استانداران آن زمان اجازه نمی دادند که لشکرهای ارتش از پادگان ها خارج شوند. حسنی: در مشهد، تهران جنگ آغاز شد و اینها گفتند، شما می خواهید کودتا کنید. س: گفتند ارتش می خواهد کودتا کند؟حسنی: تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش شکل نگیرد، ارتش منحل بشود. انحلال ارتش را خواستار بودند. ضد انقلاب حاضر نبود ارتش شکل بگیرد. س: بنی صدر به لشکر 92 زرهی در اهواز می آید و می گوید شما در اینجا وقت تلف می کنید، بروید در ارتفاعات زاگرس و از لرستان شروع کنید. همانجا هم ظاهرا حضرت آقا که در آن زمان نماینده امام بودند در آنجا حضور داشتند و گفتند ما همینجا می مانیم و دفاع می کنیم و حتی ظاهرا آنجا یک برخورد فیزیکی هم بنی صدر با یکی از سرهنگ های ارتش می کند؛ درست است؟حسنی: دیدگاه ها بر این مبنا بود که بنی صدر می گفت کردستان را باید داشته باشیم. حتی از لشکر 92 هم گردان هایی به کردستان رفته بود.س: یک نامه ای از شما جدیدا منتشر شد به ناخدا صمدی فرمانده تکاوران دریایی خرمشهر؛ نوشتید که امید امام و ملت ایران به شما رزمندگان سلحشور است. وقتی این نامه را می نوشتید، امیدی بود که خرمشهر بماند؟حسنی: نه، ببینید، عراق قوی ترین لشکرش را برای خرمشهر گذاشت و هدف نهایی اش خرمشهر و آبادان بود.س: تا اروند را بگیرد. حسنی: بله؛ از ارتش 3 گردان در آنجا مقاومت می کرد. گردان 232 تانک، 165 مکانیزه و گردان دژ. دو گردان هم از تکاوران دریایی آمده بودند، دو گردان هم از دانشجویان دانشگاه افسری به خوزستان برده بودیم. ما روز 4 مهر ماه 2 گردان دانشجو را فرستادیم. همه گفتند خرمشهر در حال سقوط است، کمک کنید. واقعا ورود دانشجویان افسری به خرمشهر یک فرشته نجات بودند. چقدر کمک و فعالیت کردند. به هر حال عراق که می خواست با لشکر سه زرهی و یگان های نیرومخصوصی که از شلمچه به سمت خرمشهر امد، باید ظرف حداکثر24 ساعت خرمشهر را اشغال می کرد.چطور شد که تا روز 19 مهر نتوانست که از شمال خرمشهر در مارد پل زد از رودخانه کارون عبور کرد و عقبه های ما را یعنی محور اهواز به طرف آبادان و محور ماهشهر به طرف آبادان را قطع کرد. در اینجا عقبه ما را بست تا دیگر نتوانیم نیرو و تجهیزات بفرستیم.می خواست از دو سمت آبادان را محاصره کند. هم از سمت اهواز و ماهشهر که آمده بودند پل ایستگاه هفت و پل ایستگاه دوازده، از بهمن شیر عبور کند به سمت آبادان بیایند و هم از سمت خرمشهر وارد شوند. روز 27 مهر، دو گردان دانشجویی که داشتیم، می خواستیم تعویض کنیم، چون در روز 25 مهر عراق از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش گرفت و تلفات سنگینی به مردم و نیروهای رزمنده در انجا وارد کرده بود. ما دو گردان دانشجویی که فرستاده بودیم، تصمیم گرفتیم با دو گردان اهواز تعویض کنیم، دانشجوها را ماهشهر بردیم که گردان ها را تعویض کنیم و امکان جابه جایی و تعویض هم فراهم نشد.در همان زمان سرهنگ فروزان که فرمانده ژاندارمری کل کشور بود به عنوان فرمانده قرارگاه اروند تعیین کردند که تصمیم واقعا به جایی گرفتند. فروزان بسیار افسر شجاع، مدیر و مدبر را تعیین کردند و این خیلی کمک به حفظ خرمشهر و آبادان کرد.ایشان ستاد خودش را در ماهشهر تشکیل داد. بعد از ظهر روز 27 مهر یک پاکتی به من دادند که نوشته بود که شما به عنوان فرمانده عملیات خرمشهر و آبادان تعیین شدید و سریع با بالگرد بروید، در خرمشهر و آبادان فرمانده قبلی را تعویض کنید و بگویید که به تهران برود. روز 27 مهر وارد خرمشهر و آبادان شدم. وقتی آنجا رفتم، وضعیت خاصی بود. وقتی رفتیم، عراق تا نزدیکی مسجد جامع پیش آمده بود. تقریبا قسمت عمده خرمشهر را اشغال کرده بود. روز 28 و 29 داشت پیشروی می کرد، هم از طریق بهمن شیر و هم از طریق خرمشهر که بیاید از کارون عبور کند و وارد آبادان شود. من روز 29 دیدم عراق تقریبا نزدیک جاده ساحلی کارون رسیده است که در خرمشهر قرار داشت. وقتی این وضعیت را دیدم که اگر عراق از کارون عبور می کرد ما نیروی زیادی نداریم که دیگر در آبادان در مقابلش دفاع کند.از ان جبهه هم به طرف بهمن شیر آمده است، اگر وارد آبادان شود آبادان از دست ما می رود و عراق به هدف خودش می رسید. عصر روز 30 مهر تقریبا اوایل شب بود، فرماندهانی که در خرمشهر می جنگیدند گردان های تکاور دریایی، دانشجویان دانشگاه افسری از گردانهای لشکر 92 و همچنین فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر شهید جهان آرا را جمع کردم و گفتم وضعیت به این ترتیب است. الان عراق به ساحل کارون نزدیک می شود. اگر از کارون عبور کند ما نیرویی نداریم تا در برابرش دفاع کند و گفتم دستور این است که شبانه نیروهای تان را در ساحل کارون بیاورید و از خرمشهر دفاع کنید و نگذارید عراق وارد آبادان شود. برخی کمی ناراحت بودند چون چند روز جنگیده بودند. شبانه نیروهایی که داشتیم با قایق آن سمت کارون آوردیم و بعد حتی روی پل کارون هم شبانه فرستادیم، یک افسر مهندسی داشتیم رفتند یکسری مین های ضد تانک و ضد نفربر ریخت که عراق از پل عبور نکند. آن جبهه را حفظ کردیم. به همین ترتیب داشتیم ادامه می دادیم تا این که یک روز بالاخره بنی صدر آمد وضعیت خرمشهر آبادان را ببیند و کمک کند.تقریبا روز 6 آذر بود که گفتند بنی صدر با همراهانش به آبادان می آید. سرهنگ شکرریز – خدا رحمتش کند - فرمانده عملیات آبادان و خرمشهر بود. پای هلی کوپتر رفتند، بنی صدر با فروزان، فلاحی، فکوری وزیر دفاع و 3 - 4 نفر دیگر امده بودند. بنی صدر را موتورسیکلتی سوار کرد برد و جبهه را به او نشان داد. ستاد ما در آبادان در بانک ملی بود و به ما هم گفت یک نقشه آماده کنید و وقتی بنی صدر آمد برایش تشریح کنید، ببیند وضعیت دشمن چه چیزی است تا کجا پیش آمده است و وضعیت تدارکات چه چیزی است و اوضاع به چه ترتیبی است. ما هم به همین ترتیب آماده کردیم. تقریبا ساعت 5 بود که از جبهه برگشتند و به ستاد آمدند.میزی که ما گذاشته بودیم، بنی صدر بالا نشست و بقیه آقایان هم دو طرف میز نشستند و ماهم تخته گذاشته بودیم. نقشه را روبرو گذاشتیم و برایشان تشریح کردیم. من مشکلات را برایشان عنوان می کردم بنی صدر گردنش روی شانه اش کج شد و غش کرد. دکتر شیبانی هم آنجا بود. دکتر شیبانی بلافاصله بنی صدر را در طبقه زیر زمین بردند و سرم به او وصل کردند. به هوش آمد و در همانجا استراحت کرد تا فردا صبح. هوا گرگ و میش بود، آفتاب هم سر نزده بود سوار هلی کوپتر شد و رفت. س: ترسید!حسنی: این وضعیت بنی صدر در اینجا بود.س: یک مستندی از تلویزیون در سال 89 بود یا 87 به نام مستند «دفاع مقدس» پخش شده بود. شما یک انتقادی کردید و گفتید که صداوسیما کم لطفی کردند. البته گفتید که خود ما هم در معرفی عملکردمان در جنگ بی تقصیر نیستیم. خود ما ارتشی ها! قضیه چه بوده است؟حسنی: البته آن واقعیت هایی که باید صدا و سیما پخش می کرد، هم روحیه به رزمنده ها می داد و هم روحیه به مردم می داد. به آن ترتیب نبودند ولی بلاخره صحنه جنگ بود و آتش و تیر و گلوله در این زمینه بود، ولی آن انتظاری که ما داشتیم، انجام نشد و بعضی مطالبی که می گفتند، یه خورده...س: مثلا اینکه اول جنگ 4 عملیات کلاسیک ناموفق بود. حسنی: همین! عملیات ناموفق را عنوان کردند. بالاخره دشمن دو برابر ما نیرو داشته است. آمادگی داشته است و ما در کردستان درگیر بودیم. ما باید دفاع می کردیم. در برابر انها همین کار را هم انجام دادیم. برای همین منظور، لشکر 16 زرهی آمد عملیات نصر را انجام داد. لشکر 16 در برابر دو لشکر عراق حمله کرد.آیا می خواست لشکر عراق را از خاک ما بیرون کند و داخل خاک عراق بفرستد و در آنجا پسش بزند، اینکه امکان نداشت! ولی عملیات لشکر 16 زرهی بر این مبنا بود؛ چون عراق هم داشت به سمت اهواز پیشروی می کرد. کاری کرد که عراق دیگر نتوانست به سمت اهواز برود. عراق را متوقف کردند. عقب جبهه هم نیروی زمینی گردان تشکیل دادن را شروع کرد. تیپ 58 ذوالفقار، تیپ 31 گرگان، 50-40 گردان در مرکز آموزش تشکیل دادند. به تدریج آن تجهیزاتی که تعمیری داشتیم، آماده کردند و توان رزمی را بالا بردند. در کنار ما هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مردمی را جذب کردند، آموزش دادند و سازماندهی کردند و برای سال دوم جنگ و بیرون راندن دشمن آماده شدیم. تقریبا وقتی ما حمله کردیم استعداد ما بر دشمن برتری داشت. ما برتری نیرو را بر دشمن کسب کردیم و عملیات ثامن الائمه، طریق القدس و بیت المقدس و فتح المبین را به ترتیب انجام دادیم. اینها همه روی اصول نظامی بوده است. س: چطور به این جمع بندی رسیدید که با سپاه و نیروهای مردمی دیگر، واحد عملیات انجام دهید.حسنی: اول انقلاب هماهنگی بیشتر بود. وقتی آن سانحه هواپیما پیش آمد و شهید صیاد به عنوان فرمانده نیروی زمینی انتخاب شد، صیاد همه همکاری ها را با سپاه کرد و به سپاه بسیار خدمت کردند و چند عملیات موفق را انجام دادند. س: مهم ترین یا جذاب ترین چیزی که همکاری با صیاد شیرازی در سپاه نظرتان را جلب کرد چه بوده است؟ حسنی: همان همکاری و هماهنگی که داشتند. مثلا من و شهید باقری با هم در قرارگاه نصر در عملیات فتح المبین بودیم.س: خاطره ای از ایشان دارید؟ حسنی: بله، خیلی خاطره از ایشان داریم. عملیات فتح المبین را انجام دادیم، بیت المقدس را انجام دادیم و بسیار در کنار هم بودیم و با هم همکاری می کردیم.س: چقدر به عملیات آزادسازی خرمشهر خوشبین بودید وقتی داشت طراحی می شد؟حسنی: ما کاملا مطمئن بودیم. همه بچه ها روحیه بسیار بالایی داشتند. عملیات فتح المبین را پشت سر گذاشته بودند، واقعا یک روحیه شادی داشتند. بسیار پرانرژی بودند. اصلا نگران حرکات عراق نبودند و همین هم شد. به همین ترتیب عمل کردند و با همین روحیه بر عراق تاختند و عراق هم فکر نمی کرد که خرمشهر را از دست بدهد. عراق خرمشهر را مثل یک دژ مستحکمی به وجود آورده بود و سه رده دفاعی ایجاد کرده بود. خطوط دفاعی و سیم خاردار، میدان مین، کانال آب و دور تا دور به طرف آبادان و به طرف شمال و شرق چنین بود. فکر نمی کرد کسی بتواند وارد خرمشهر شود. س: برخی بعد از جنگ زمزمه هایی کردند که بعد از فتح خرمشهر می شد جنگ را تمام کرد و این کار را انجام ندادیم؛ چنین چیزی را قبول دارید؟حسنی: هرکسی که پشت گود نشسته و می گوید لنگش کنید، اینها بودند. جنگ را چه کسی آغاز کرد؟ ما آغاز کردیم؟! من این را گفتم، شاید هم مورد پسند نباشد. گفتم فرض کنید شب در خانه تان نشسته اید، با خانواده استراحت می کنید و یک تعداد وارد خانه شما می شوند و در خانه را می شکنند و داخل می شوند، به سمت تان تیراندازی می کنند و همسر و فرزندتان را مجروح و شهید می کنند و خانه شما را به هم می ریزند و نزدیک صبح هم از خانه ات بیرون می روند.شما چکار می کنید؟ می آیید پشت دیوار خانه خود و می گویید دست شما درد نکند؟ ممنون که این کار را کردید، یا باشد، فردا صبح به کلانتری برای شکایت می روم؟ شما ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » وضعیت روز حکم می کند که در سوریه حضور داشته باشیم/ ماجرای حضور رهبرانقلاب در یک گشت رزمی  

درخواست حذف این مطلب
وضعیت روز حکم می کند که در سوریه حضور داشته باشیم/ ماجرای حضور رهبرانقلاب در یک گشت رزمیreviewed by on sep 24rating: به گزارش ایران ویج به نقل از گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیرسرلشگر حسین حسنی سعدی جانشین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء شنبه شب با حضور در برنامه تلویزیونی دستخط به سوالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به ذشرح ذیل است:س:سلام، خوش آمدید؛ من می خواهم از دوشنبه ۳۱ شهریور ۵۹ شروع کنم. زمانی که به همراه شهید نامجو در دانشکده افسری بودید و ساعت یک بعد از ظهر صدای انفجار را شنیدید.حسنی: آن زمان من سرهنگ دوم، فرمانده تیپ دانشجویان دانشگاه افسریه امام علی (ع) بودم و سرهنگ نامجو هم فرمانده دانشگاه افسری بود. برنامه طبق معمول انجام می شد. به مسجد دانشگاه برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. از مسجد به سمت ستاد دانشگاه برمی گشتیم، از پله های ستاد که داشتیم بالا می رفتیم، وارد ستاد دانشگاه که شدیم چند انفجار شنیدیم.به دفتر سرهنگ نامجو رفتم و گفت که آقا این انفجاری که شنیده شد حمله عراق به جمهوری اسلامی ایران بود و فرودگاه های ما را بمباران کردند و حمله زمینی خود را آغاز کرده است. من هم با ارتش رفتم اجازه گرفتم که باید آماده می شدیم به سمت اهواز برویم. روز دوم مهر تقریبا ساعت دو بعدازظهر به طرف فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. فرودگاه مهرآباد رفتیم و نیروی هوایی هم تقریبا ۱۲-۱۰ فروند هواپیمای ۳۳۰ آماده کرده بود. ما خودمان با اولین گردان و اولین پرواز حرکت کردیم. س: کلا چقدر نیرو توانستید در این ۴۸ ساعت جمع کنید؟حسنی: تقریبا ۵ گردان پیاده سبک، حدودا ۹۰۰ نفر جمعا ستاد و پشتیبانی و گردان سازماندهی کردیم. س: آن موقع که شروع کردید فکر می کردید، یک عرصه ۸ ساله را پیش رو داشته باشید؟حسنی: اصلا، نه؛ چنین تصوری که جنگ بخواهد ۸ سال به طول بیانجامد، نداشتیم. هیچوقت نمی شد چنین پیش بینی کرد ولی بالاخره می دانستیم با عراق درگیر شویم درگیری قطعی خواهد بود. س: پیش بینی آن را داشتید؟ برایتان غیر منتظره نبود؟حسنی: خیر؛ نبود، چون در این زمینه که می خواهیم سوابق را بررسی کنیم، در مورد آغاز جنگ لازم است یک بررسی های قبلی در این زمینه داشته باشیم. انقلاب پیروز شد، ارتش دیگر آن نظم و انضباط و سازماندهی ارتش دیگر وجود نداشت. خیلی از فرماندهان را گرفتند و بعضی ها اسیر شدند، بعضی ها بازداشت شدند و تعدادی اخراج شدند و یک وضعیت خاصی بر ارتش گذشت. آنچه که از ارتش باقی ماند، یک ارتش جوان بود. به هر حال در این زمینه یک تغییر و تحولاتی انجام شد، رئیس ستاد برای ارتش انتخاب شد. هنوز ۸ روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که ضد انقلاب حرکت کرد و پایگاه مهاباد را خلع سلاح کرد. یک تیپ کامل را خلع سلاح کرد. آن موقع سازمانی نبود که از انقلاب دفاع کند و در مقابل ضد انقلاب مقاومت کند.در نتیجه، بعد از این عملیات که ضد انقلاب انجام داد و پادگان را خلع سلاح کرد، به سمت سنندج حرکت کرد که پادگان سنندج را هم خلع سلاح کند. به همین ترتیب در منطقه کردستان یک وضعیت خاصی را به وجود بیاورند. در آن زمان دنبال استقرار کردستان بودند. ارتش هم به همین ترتیب بود و همه به منزل رفتند و دیگر کسی نبود. تقریبا روز ۱۵ اسفند بود که حضرت امام فرمودند ارتشی ها به پادگان برگردند و بعد کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد.این کمیته ها که تشکیل شد فرمانده انتخاب کردند؛ فرمانده گردان و فرمانده تیپ و فرمانده لشکر انتخاب کردند. س: کمیته انتخاب کرد؟حسنی: بله؛ کمیته انتخاب و معرفی می کردند. وقتی بنده را به عنوان فرمانده گردان انتخاب کردند، یک درجه دار داشتیم، عناصر گردان را همین تعدادی را که در انجا بودند، در کنار ساختمان جمع کرد و گفت ما این سرگرد را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم. نگفت فرمانده گردان؛ گفت جناب بی جناب، فرمانده بی فرمانده!ایشان را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم و حالا ما می خواهیم این گردان را جمع وجور و آماده کنیم. در اینجا با این وضعیت بود. خیلی از ارتشی ها قبل انقلاب انسان های متدین و انقلابی بودند ولی مخفیانه کار می کردند؛ از جمله امیر سلیمی و امیر رحیمی، وقتی اوضاع را به این ترتیب دیدند که چنین وضعیتی وجود دارد، روز ۲۶ فرودین خدمت حضرت امام رفتند. گفتند الان وضعیت به این ترتیب است و ارتش فرمانده ندارد. شما به عنوان فرمانده ارتش اعلام کنید، ارتش یک سازمانی را به خود بگیرد و بداند فرمانده دارد. با فرمان شما ارتش پا بگیرد. س: آن موقع هم بعضی از نظامی ها انحلال ارتش را می خواستند؟حسنی: بله؛ آن زمان یک عده خواستند که ارتش باید منحل بشود. عده ای می خواستند ارتش بی طبقه توحیدی باشد و خیلی مسائل در این زمینه بود. س: همه اینها اثر بر بدنه ارتش گذاشت.حسنی: به هرحال حضرت امام مکث کرده بودند؛ سلیمی و رحیمی رفته بودند و غروب روز ۲۷ ام، امام فرمانی دادند که روز ۲۹ اعلام شد. ارتشی که تا ۲۲ بهمن در برابر انقلاب بوده، حالا رهبر انقلاب در روز ۲۹ بهمن به همین ارتش اعلام می کند که ارتش در خیابان ها بروید و با ساز و برگ تان رژه بدهید اما این ارتشی که الان شکل گرفت آن ارتش قبل از انقلاب نبود.همه حداکثر از درجه سرهنگ دو به پائین بودند و از درجه سرهنگ دو به بالا همه رفته بودند. این وضعیت تا سال ۵۸ ادامه پیدا کرد. وضعیت پاوه پیش آمد که می دانید حضرت امام صراحتا گفتند که ارتش ظرف ۲۴ ساعت این غائله پاوه را خاتمه بدهید. اینجا دیگر به عنوان فرمانده دستور می دادند. همه با دل و جان دستور ایشان را اجرا می کردند. در چنین وضعیتی روز ۳۰ شهریور تقریبا دوسوم نیروی زمینی ارتش در کردستان درگیر بود. ما درگیری همین ۲۰ ماه را بخواهیم تشریح کنیم، تعداد شهدایی که نیروی زمینی دادند … س: چند نفر شهید شدند در آن ۲۰ ماه؟حسنی: آماری که بنده دارم افسر درجه دار ۳۳۴ نفر شهید، جانباز ۶۱۸ نفر در همان کردستان، کارکنان وظیفه ۲۷۸ نفر شهید، ۵۳۲ نفر جانباز، جمع شهدا تقریبا ۶۱۲ نفر شهید و ۱۱۵۰ نفر جانباز نیروی زمینی در این منطقه داده بود، تا توانست امنیت را در کردستان برقرار کند. کردستان به نحوی بود که در محورها روز هیچ کسی نمی توانست حرکت کند. ضد انقلاب بودند نه مردم کرد، حتی بی امنی به نحوی بود که اگر مردم کرد مریض داشتند روز نمی توانستند به بیمارستان برسانند. البته عناصر سپاه شهرستانی هم شرکت کرده بودند و در این زمینه کمک کرده بودند. به تدریج امنیت محورها روزانه و بعد شبانه برقرار شد. س: پس این درگیری با این همه شهید و جانباز در مدت ۲۰ ماه تقریبا باعث شد که شما از مرزها با عراق و نقطه صفر مرزی غفلت کنید؟حسنی: نه در این زمینه غفلت نکردیم. ارتش در جریان امور بود. س: یعنی گزارش هم از تحرکاتشان می داد؟حسنی: بله؛ من همینجا گفتم. یکسری ار خبرنگارها سوال کردند گفتند شما اگر می دانستید که عراق حمله می کند چرا قبلا نیامدید، دو لشکر به سمت خوزستان ببرید در ان قسمت هایی که عراق حمله کرده است؟ گفتم جنگی نبوده ولی اگر نیروی زمینی ارتش یکی دو لشکر از کردستان بر می داشت و کردستان را سبک و تضعیف می کرد و در همین ۳-۲ روز ضد انقلاب موفق می شد در کردستان یک وضعیت حادی را به وجود بیاورد، نمی گفتند ارتش خطا کرده است؟ هنوز جنگی نبوده در اینجا، هنوز در گیری در کردستان بود.اگر عراق در کردستان موفق می شد ضد انقلاب در کردستان موفق می شد، جنگی به پا نمی شد. باز وضعیت لشکر ۹۲ را باید بازگو کنیم که لشکر ۹۲ ما کدام لشکر در اینجا بود. س: یک جایی گفته بودید آن لشکری که پشت عراق می لرزید اسمش می آمد. حسنی: واقعا پشت عراق می لرزید وقتی اسم لشگر آورده می شد. این را باید مفصل برایتان بازگو کنم. برای لشکر چه گذشت و چه روزهایی بر لشکر گذشت. لشکر ۹۲ یک حالت استثنایی داشت، با سایر لشکرها فرق می کرد. مثلا لشکر ۷۷ کارکنانش اغلب مشهدی بودند، ۸۱ اغلب کرمانشاهی و بومی بودند یا از شهرستان های اطراف بودند.ولیکن در خوزستان یک شهری بود که هم صنعت، هم نفت و هم دریا و هم کشاورزی را داشت. جاذبه ای برای ارتش کمتر داشت. کمتر مردم آنجا جذب ارتش می شدند و شغل فراوان بوده است و بومی های ارتشی کم بودند؛ در نتیجه عناصر لشکر ۹۲ همه غیربومی بودند و وقتی هم انقلاب پیروز شد، آن تصمیماتی که شورای انقلاب گرفته بود و گفت، هر کس به هر جا می خواهد منتقل شود و چنین شد.کسانی هم که در لشکر ۹۲ بودند چند سال در گرمای خوزستان حضور داشتند وقتی چنین فرمانی را دادند، از خدا خواسته همه رفتند. درخواست انتقال دادند و بعضی ها وزارت اموزش و پرورش، تعدادی به ژاندارمری و تعدادی هم به مراکز آموزشی رفتند. تقریبا عناصری که در لشکر راننده تانک، فرمانده تانک، فرمانده توپ، توپچی و تعمیرکار و در مشاغل مختلف بودند، رفتند. وقتی دیگر کسی نبود ببینید چه بر لشکر گذشته است.خدمت سربازی را یک سال کردند. یعنی دو سال یک سال شد، یک سال مرخص شدند رفتند. این یک سالی که باقی ماندند، چهار ماه در مرکز آموزشی بودند، ۸ ماه سرباز رزمی بودند، یعنی ۶۰ درصد وظیفه های ما مرخص شدند، ۴۰ درصد باقی ماندند. این شد وضعیت تصمیماتی که در مورد خدمت سربازی گرفتند. علاوه بر این، تمام قراردادها را لغو کردند. س: خریدهای نظامی را لغو کردند؟حسنی: خریدهای نظامی را لغو کردند حتی هواپیماهای اف ۱۶ شنیدم یک تعدادی وارد ایران شده بود آنها را برگرداندند. س: چه کسانی این کار را انجام دادند؟حسنی: برایتان می گویم. س: ممکن است براساس خیانت این کارها را کرده باشند؟حسنی: بلاخره بی هدف نبوده است. همین هواپیما اف ۱۴ که بهترین هواپیماها هستند و در طول جنگ چه نقشی ایفا کردند، انها را داشتند حراج می کردند. تمام قراردادهایی که بسته بودند همه را در این زمینه لغو کردند. چه تصمیم در مورد ارتش داشتند خدا می داند چکار می خواستند انجام دهند. س: اینهایی که شما از آنها صحبت کردید چه کسانی بودند؟حسنی: آن زمان شورای موقت انقلاب آقای یزدی، آقای قطب زاده بود که جزء شورای انقلاب بود، در آخر به چه سرنوشتی دچار شد؟ اعدامش کردند. س: در جایی اشاره کردید، یک تصمیمی دیگر هم شورای انقلاب گرفته بود آن هم وابسته های نظامی را همه برگرداندند؛ در صورتی که وابسته های نظامی ما اطلاعات جمع می کردند.حسنی: آن موقع یک وضعیت های خاصی برقرار بود. عناصر اطلاعات ارتش اطلاعات کامل از وضع عراق داشتند، ولی این عناصر اطلاعاتی که رکن دوم ها می گفتند، بعد انقلاب کسی جرات نمی کرد بگوید من رکن دومی هستم؛ می گفتند این اطلاعاتی و ساواکی است. اینها ساواکی نبودند بلکه اطلاعات ارتش بودند و کاری با ساواک نداشتند و اگر می گفتند اطلاعاتی هستند مردم به سمت شان یورش می بردند. فضای داغ انقلاب بود و این هم طبیعی است. در این زمینه ما اطلاعات کامل از عراق داشتیم ولی دیگر این عناصرمان برگشتند و جمع شدند و ما نمی دانستیم در عراق چه خبر است. ما حتی قبل از انقلاب در خود ستاد ارتش عراق عامل داشتیم. می دانستیم آنها چه تصمیمی می گیرند. بعد انقلاب آنها از ما مطلع بودند و جاسوس هایشان در ایران بودند و همه وضعیت ها را به عراق گزارش می کردند. س: امیر، جایی از شما خواندم که در روزهای ابتدای جنگ در برخی استان ها استانداران آن زمان اجازه نمی دادند که لشکرهای ارتش از پادگان ها خارج شوند. حسنی: در مشهد، تهران جنگ آغاز شد و اینها گفتند، شما می خواهید کودتا کنید. س: گفتند ارتش می خواهد کودتا کند؟حسنی: تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش شکل نگیرد، ارتش منحل بشود. انحلال ارتش را خواستار بودند. ضد انقلاب حاضر نبود ارتش شکل بگیرد. س: بنی صدر به لشکر ۹۲ زرهی در اهواز می آید و می گوید شما در اینجا وقت تلف می کنید، بروید در ارتفاعات زاگرس و از لرستان شروع کنید. همانجا هم ظاهرا حضرت آقا که در آن زمان نماینده امام بودند در آنجا حضور داشتند و گفتند ما همینجا می مانیم و دفاع می کنیم و حتی ظاهرا آنجا یک برخورد فیزیکی هم بنی صدر با یکی از سرهنگ های ارتش می کند؛ درست است؟حسنی: دیدگاه ها بر این مبنا بود که بنی صدر می گفت کردستان را باید داشته باشیم. حتی از لشکر ۹۲ هم گردان هایی به کردستان رفته بود. س: یک نامه ای از شما جدیدا منتشر شد به ناخدا صمدی فرمانده تکاوران دریایی خرمشهر؛ نوشتید که امید امام و ملت ایران به شما رزمندگان سلحشور است. وقتی این نامه را می نوشتید، امیدی بود که خرمشهر بماند؟حسنی: نه، ببینید، عراق قوی ترین لشکرش را برای خرمشهر گذاشت و هدف نهایی اش خرمشهر و آبادان بود. س: تا اروند را بگیرد. حسنی: بله؛ از ارتش ۳ گردان در آنجا مقاومت می کرد. گردان ۲۳۲ تانک، ۱۶۵ مکانیزه و گردان دژ. دو گردان هم از تکاوران دریایی آمده بودند، دو گردان هم از دانشجویان دانشگاه افسری به خوزستان برده بودیم. ما روز ۴ مهر ماه ۲ گردان دانشجو را فرستادیم. همه گفتند خرمشهر در حال سقوط است، کمک کنید. واقعا ورود دانشجویان افسری به خرمشهر یک فرشته نجات بودند. چقدر کمک و فعالیت کردند. به هر حال عراق که می خواست با لشکر سه زرهی و یگان های نیرومخصوصی که از شلمچه به سمت خرمشهر امد، باید ظرف حداکثر۲۴ ساعت خرمشهر را اشغال می کرد.چطور شد که تا روز ۱۹ مهر نتوانست که از شمال خرمشهر در مارد پل زد از رودخانه کارون عبور کرد و عقبه های ما را یعنی محور اهواز به طرف آبادان و محور ماهشهر به طرف آبادان را قطع کرد. در اینجا عقبه ما را بست تا دیگر نتوانیم نیرو و تجهیزات بفرستیم.می خواست از دو سمت آبادان را محاصره کند. هم از سمت اهواز و ماهشهر که آمده بودند پل ایستگاه هفت و پل ایستگاه دوازده، از بهمن شیر عبور کند به سمت آبادان بیایند و هم از سمت خرمشهر وارد شوند. روز ۲۷ مهر، دو گردان دانشجویی که داشتیم، می خواستیم تعویض کنیم، چون در روز ۲۵ مهر عراق از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش گرفت و تلفات سنگینی به مردم و نیروهای رزمنده در انجا وارد کرده بود. ما دو گردان دانشجویی که فرستاده بودیم، تصمیم گرفتیم با دو گردان اهواز تعویض کنیم، دانشجوها را ماهشهر بردیم که گردان ها را تعویض کنیم و امکان جابه جایی و تعویض هم فراهم نشد.در همان زمان سرهنگ فروزان که فرمانده ژاندارمری کل کشور بود به عنوان فرمانده قرارگاه اروند تعیین کردند که تصمیم واقعا به جایی گرفتند. فروزان بسیار افسر شجاع، مدیر و مدبر را تعیین کردند و این خیلی کمک به حفظ خرمشهر و آبادان کرد.ایشان ستاد خودش را در ماهشهر تشکیل داد. بعد از ظهر روز ۲۷ مهر یک پاکتی به من دادند که نوشته بود که شما به عنوان فرمانده عملیات خرمشهر و آبادان تعیین شدید و سریع با بالگرد بروید، در خرمشهر و آبادان فرمانده قبلی را تعویض کنید و بگویید که به تهران برود. روز ۲۷ مهر وارد خرمشهر و آبادان شدم. وقتی آنجا رفتم، وضعیت خاصی بود. وقتی رفتیم، عراق تا نزدیکی مسجد جامع پیش آمده بود. تقریبا قسمت عمده خرمشهر را اشغال کرده بود. روز ۲۸ و ۲۹ داشت پیشروی می کرد، هم از طریق بهمن شیر و هم از طریق خرمشهر که بیاید از کارون عبور کند و وارد آبادان شود. من روز ۲۹ دیدم عراق تقریبا نزدیک جاده ساحلی کارون رسیده است که در خرمشهر قرار داشت. وقتی این وضعیت را دیدم که اگر عراق از کارون عبور می کرد ما نیروی زیادی نداریم که دیگر در آبادان در مقابلش دفاع کند.از ان جبهه هم به طرف بهمن شیر آمده است، اگر وارد آبادان شود آبادان از دست ما می رود و عراق به هدف خودش می رسید. عصر روز ۳۰ مهر تقریبا اوایل شب بود، فرماندهانی که در خرمشهر می جنگیدند گردان های تکاور دریایی، دانشجویان دانشگاه افسری از گردانهای لشکر ۹۲ و همچنین فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر شهید جهان آرا را جمع کردم و گفتم وضعیت به این ترتیب است. الان عراق به ساحل کارون نزدیک می شود. اگر از کارون عبور کند ما نیرویی نداریم تا در برابرش دفاع کند و گفتم دستور این است که شبانه نیروهای تان را در ساحل کارون بیاورید و از خرمشهر دفاع کنید و نگذارید عراق وارد آبادان شود. برخی کمی ناراحت بودند چون چند روز جنگیده بودند. شبانه نیروهایی که داشتیم با قایق آن سمت کارون آوردیم و بعد حتی روی پل کارون هم شبانه فرستادیم، یک افسر مهندسی داشتیم رفتند یکسری مین های ضد تانک و ضد نفربر ریخت که عراق از پل عبور نکند. آن جبهه را حفظ کردیم. به همین ترتیب داشتیم ادامه می دادیم تا این که یک روز بالاخره بنی صدر آمد وضعیت خرمشهر آبادان را ببیند و کمک کند.تقریبا روز ۶ آذر بود که گفتند بنی صدر با همراهانش به آبادان می آید. سرهنگ شکرریز – خدا رحمتش کند – فرمانده عملیات آبادان و خرمشهر بود. پای هلی کوپتر رفتند، بنی صدر با فروزان، فلاحی، فکوری وزیر دفاع و ۳ – ۴ نفر دیگر امده بودند. بنی صدر را موتورسیکلتی سوار کرد برد و جبهه را به او نشان داد. ستاد ما در آبادان در بانک ملی بود و به ما هم گفت یک نقشه آماده کنید و وقتی بنی صدر آمد برایش تشریح کنید، ببیند وضعیت دشمن چه چیزی است تا کجا پیش آمده است و وضعیت تدارکات چه چیزی است و اوضاع به چه ترتیبی است. ما هم به همین ترتیب آماده کردیم. تقریبا ساعت ۵ بود که از جبهه برگشتند و به ستاد آمدند.میزی که ما گذاشته بودیم، بنی صدر بالا نشست و بقیه آقایان هم دو طرف میز نشستند و ماهم تخته گذاشته بودیم. نقشه را روبرو گذاشتیم و برایشان تشریح کردیم. من مشکلات را برایشان عنوان می کردم بنی صدر گردنش روی شانه اش کج شد و غش کرد. دکتر شیبانی هم آنجا بود. دکتر شیبانی بلافاصله بنی صدر را در طبقه زیر زمین بردند و سرم به او وصل کردند. به هوش آمد و در همانجا استراحت کرد تا فردا صبح. هوا گرگ و میش بود، آفتاب هم سر نزده بود سوار هلی کوپتر شد و رفت. س: ترسید!حسنی: این وضعیت بنی صدر در اینجا بود. س: یک مستندی از تلویزیون در سال ۸۹ بود یا ۸۷ به نام مستند «دفاع مقدس» پخش شده بود. شما یک انتقادی کردید و گفتید که صداوسیما کم لطفی کردند. البته گفتید که خود ما هم در معرفی عملکردمان در جنگ بی تقصیر نیستیم. خود ما ارتشی ها! قضیه چه بوده است؟حسنی: البته آن واقعیت هایی که باید صدا و سیما پخش می کرد، هم روحیه به رزمنده ها می داد و هم روحیه به مردم می داد. به آن ترتیب نبودند ولی بلاخره صحنه جنگ بود و آتش و تیر و گلوله در این زمینه بود، ولی آن انتظاری که ما داشتیم، انجام نشد و بعضی مطالبی که می گفتند، یه خورده… س: مثلا اینکه اول جنگ ۴ عملیات کلاسیک ناموفق بود. حسنی: همین! عملیات ناموفق را عنوان کردند. بالاخره دشمن دو برابر ما نیرو داشته است. آمادگی داشته است و ما در کردستان درگیر بودیم. ما باید دفاع می کردیم. در برابر انها همین کار را هم انجام دادیم. برای همین منظور، لشکر ۱۶ زرهی آمد عملیات نصر را انجام داد. لشکر ۱۶ در برابر دو لشکر عراق حمله کرد.آیا می خواست لشکر عراق را از خاک ما بیرون کند و داخل خاک عراق بفرستد و در آنجا پسش بزند، اینکه امکان نداشت! ولی عملیات لشکر ۱۶ زرهی بر این مبنا بود؛ چون عراق هم داشت به سمت اهواز پیشروی می کرد. کاری کرد که عراق دیگر نتوانست به سمت اهواز برود. عراق را متوقف کردند. عقب جبهه هم نیروی زمینی گردان تشکیل دادن را شروع کرد. تیپ ۵۸ ذوالفقار، تیپ ۳۱ گرگان، ۵۰-۴۰ گردان در مرکز آموزش تشکیل دادند. به تدریج آن تجهیزاتی که تعمیری داشتیم، آماده کردند و توان رزمی را بالا بردند. در کنار ما هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مردمی را جذب کردند، آموزش دادند و سازماندهی کردند و برای سال دوم جنگ و بیرون راندن دشمن آماده شدیم. تقریبا وقتی ما حمله کردیم استعداد ما بر دشمن برتری داشت. ما برتری نیرو را بر دشمن کسب کردیم و عملیات ثامن الائمه، طریق القدس و بیت المقدس و فتح المبین را به ترتیب انجام دادیم. اینها همه روی اصول نظامی بوده است. س: چطور به این جمع بندی رسیدید که با سپاه و نیروهای مردمی دیگر، واحد عملیات انجام دهید.حسنی: اول انقلاب هماهنگی بیشتر بود. وقتی آن سانحه هواپیما پیش آمد و شهید صیاد به عنوان فرمانده نیروی زمینی انتخاب شد، صیاد همه همکاری ها را با سپاه کرد و به سپاه بسیار خدمت کردند و چند عملیات موفق را انجام دادند. س: مهم ترین یا جذاب ترین چیزی که همکاری با صیاد شیرازی در سپاه نظرتان را جلب کرد چه بوده است؟ حسنی: همان همکاری و هماهنگی که داشتند. مثلا من و شهید باقری با هم در قرارگاه نصر در عملیات فتح المبین بودیم. س: خاطره ای از ایشان دارید؟ حسنی: بله، خیلی خاطره از ایشان داریم. عملیات فتح المبین را انجام دادیم، بیت المقدس را انجام دادیم و بسیار در کنار هم بودیم و با هم همکاری می کردیم. س: چقدر به عملیات آزادسازی خرمشهر خوشبین بودید وقتی داشت طراحی می شد؟حسنی: ما کاملا مطمئن بودیم. همه بچه ها روحیه بسیار بالایی داشتند. عملیات فتح المبین را پشت سر گذاشته بودند، واقعا یک روحیه شادی داشتند. بسیار پرانرژی بودند. اصلا نگران حرکات عراق نبودند و همین هم شد. به همین ترتیب عمل کردند و با همین روحیه بر عراق تاختند و عراق هم فکر نمی کرد که خرمشهر را از دست بدهد. عراق خرمشهر را مثل یک دژ مستحکمی به وجود آورده بود و سه رده دفاعی ایجاد کرده بود. خطوط دفاعی و سیم خاردار، میدان مین، کانال آب و دور تا دور به طرف آبادان و به طرف شمال و شرق چنین بود. فکر نمی کرد کسی بتواند وارد خرمشهر شود. س: برخی بعد از جنگ زمزمه هایی کردند که بعد از فتح خرمشهر می شد جنگ را تمام کرد و این کار را انجام ندادیم؛ چنین چیزی را قبول دارید؟حسنی: هرکسی که پشت گود نشسته و می گوید لنگش کنید، اینها بودند. جنگ را چه کسی آغاز کرد؟ ما آغاز کردیم؟! من این را گفتم، شاید هم مورد پسند نباشد. گفتم فرض کنید شب در خانه تان نشسته اید، با خانواده استراحت می کنید و یک تعداد وارد خانه شما می شوند و در خانه را می شکنند و داخل می شوند، به سمت تان تیراندازی می کنند و همسر و فرزندتان را مجروح و شهید می کنند و خانه شما را به هم می ریزند و نزدیک صبح هم از خانه ات بیرون می روند.شما چکار می کنید؟ می آیید پشت دیوار خانه خود و می گویید دست شما درد نکند؟ ممنو ...

ادامه مطلب  

وضعیت حکم میکند درسوریه باشیم/موشکهارابرای دفاع ازخودآماده میکنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر، امیرسرلشگر حسین حسنی سعدی جانشین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء شنبه شب با حضور در برنامه تلویزیونی «دستخط» به سوالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به ذشرح ذیل است:س:سلام، خوش آمدید؛ من می خواهم از دوشنبه ۳۱ شهریور ۵۹ شروع کنم. زمانی که به همراه شهید نامجو در دانشکده افسری بودید و ساعت یک بعد از ظهر صدای انفجار را شنیدید.حسنی: آن زمان من سرهنگ دوم، فرمانده تیپ دانشجویان دانشگاه افسریه امام علی (ع) بودم و سرهنگ نامجو هم فرمانده دانشگاه افسری بود. برنامه طبق معمول انجام می شد. به مسجد دانشگاه برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. از مسجد به سمت ستاد دانشگاه برمی گشتیم، از پله های ستاد که داشتیم بالا می رفتیم، وارد ستاد دانشگاه که شدیم چند انفجار شنیدیم.به دفتر سرهنگ نامجو رفتم و گفت که آقا این انفجاری که شنیده شد حمله عراق به جمهوری اسلامی ایران بود و فرودگاه های ما را بمباران کردند و حمله زمینی خود را آغاز کرده است. من هم با ارتش رفتم اجازه گرفتم که باید آماده می شدیم به سمت اهواز برویم. روز دوم مهر تقریبا ساعت دو بعدازظهر به طرف فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. فرودگاه مهرآباد رفتیم و نیروی هوایی هم تقریبا ۱۲-۱۰ فروند هواپیمای ۳۳۰ آماده کرده بود. ما خودمان با اولین گردان و اولین پرواز حرکت کردیم.س: کلا چقدر نیرو توانستید در این ۴۸ ساعت جمع کنید؟حسنی: تقریبا ۵ گردان پیاده سبک، حدودا ۹۰۰ نفر جمعا ستاد و پشتیبانی و گردان سازماندهی کردیم.س: آن موقع که شروع کردید فکر می کردید، یک عرصه ۸ ساله را پیش رو داشته باشید؟حسنی: اصلا، نه؛ چنین تصوری که جنگ بخواهد ۸ سال به طول بیانجامد، نداشتیم. هیچوقت نمی شد چنین پیش بینی کرد ولی بالاخره می دانستیم با عراق درگیر شویم درگیری قطعی خواهد بود. س: پیش بینی آن را داشتید؟ برایتان غیر منتظره نبود؟حسنی: خیر؛ نبود، چون در این زمینه که می خواهیم سوابق را بررسی کنیم، در مورد آغاز جنگ لازم است یک بررسی های قبلی در این زمینه داشته باشیم. انقلاب پیروز شد، ارتش دیگر آن نظم و انضباط و سازماندهی ارتش دیگر وجود نداشت. خیلی از فرماندهان را گرفتند و بعضی ها اسیر شدند، بعضی ها بازداشت شدند و تعدادی اخراج شدند و یک وضعیت خاصی بر ارتش گذشت. آنچه که از ارتش باقی ماند، یک ارتش جوان بود. به هر حال در این زمینه یک تغییر و تحولاتی انجام شد، رئیس ستاد برای ارتش انتخاب شد. هنوز ۸ روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که ضد انقلاب حرکت کرد و پایگاه مهاباد را خلع سلاح کرد. یک تیپ کامل را خلع سلاح کرد. آن موقع سازمانی نبود که از انقلاب دفاع کند و در مقابل ضد انقلاب مقاومت کند.در نتیجه، بعد از این عملیات که ضد انقلاب انجام داد و پادگان را خلع سلاح کرد، به سمت سنندج حرکت کرد که پادگان سنندج را هم خلع سلاح کند. به همین ترتیب در منطقه کردستان یک وضعیت خاصی را به وجود بیاورند. در آن زمان دنبال استقرار کردستان بودند. ارتش هم به همین ترتیب بود و همه به منزل رفتند و دیگر کسی نبود. تقریبا روز ۱۵ اسفند بود که حضرت امام فرمودند ارتشی ها به پادگان برگردند و بعد کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد. این کمیته ها که تشکیل شد فرمانده انتخاب کردند؛ فرمانده گردان و فرمانده تیپ و فرمانده لشکر انتخاب کردند.س: کمیته انتخاب کرد؟حسنی: بله؛ کمیته انتخاب و معرفی می کردند. وقتی بنده را به عنوان فرمانده گردان انتخاب کردند، یک درجه دار داشتیم، عناصر گردان را همین تعدادی را که در انجا بودند، در کنار ساختمان جمع کرد و گفت ما این سرگرد را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم. نگفت فرمانده گردان؛ گفت جناب بی جناب، فرمانده بی فرمانده!ایشان را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم و حالا ما می خواهیم این گردان را جمع وجور و آماده کنیم. در اینجا با این وضعیت بود. خیلی از ارتشی ها قبل انقلاب انسان های متدین و انقلابی بودند ولی مخفیانه کار می کردند؛ از جمله امیر سلیمی و امیر رحیمی، وقتی اوضاع را به این ترتیب دیدند که چنین وضعیتی وجود دارد، روز ۲۶ فرودین خدمت حضرت امام رفتند. گفتند الان وضعیت به این ترتیب است و ارتش فرمانده ندارد. شما به عنوان فرمانده ارتش اعلام کنید، ارتش یک سازمانی را به خود بگیرد و بداند فرمانده دارد. با فرمان شما ارتش پا بگیرد.س: آن موقع هم بعضی از نظامی ها انحلال ارتش را می خواستند؟حسنی: بله؛ آن زمان یک عده خواستند که ارتش باید منحل بشود. عده ای می خواستند ارتش بی طبقه توحیدی باشد و خیلی مسائل در این زمینه بود.س: همه اینها اثر بر بدنه ارتش گذاشت.حسنی: به هرحال حضرت امام مکث کرده بودند؛ سلیمی و رحیمی رفته بودند و غروب روز ۲۷ ام، امام فرمانی دادند که روز ۲۹ اعلام شد. ارتشی که تا ۲۲ بهمن در برابر انقلاب بوده، حالا رهبر انقلاب در روز ۲۹ بهمن به همین ارتش اعلام می کند که ارتش در خیابان ها بروید و با ساز و برگ تان رژه بدهید اما این ارتشی که الان شکل گرفت آن ارتش قبل از انقلاب نبود.همه حداکثر از درجه سرهنگ دو به پائین بودند و از درجه سرهنگ دو به بالا همه رفته بودند. این وضعیت تا سال ۵۸ ادامه پیدا کرد. وضعیت پاوه پیش آمد که می دانید حضرت امام صراحتا گفتند که ارتش ظرف ۲۴ ساعت این غائله پاوه را خاتمه بدهید. اینجا دیگر به عنوان فرمانده دستور می دادند. همه با دل و جان دستور ایشان را اجرا می کردند. در چنین وضعیتی روز ۳۰ شهریور تقریبا دوسوم نیروی زمینی ارتش در کردستان درگیر بود. ما درگیری همین ۲۰ ماه را بخواهیم تشریح کنیم، تعداد شهدایی که نیروی زمینی دادند ...س: چند نفر شهید شدند در آن ۲۰ ماه؟حسنی: آماری که بنده دارم افسر درجه دار ۳۳۴ نفر شهید، جانباز ۶۱۸ نفر در همان کردستان، کارکنان وظیفه ۲۷۸ نفر شهید، ۵۳۲ نفر جانباز، جمع شهدا تقریبا ۶۱۲ نفر شهید و ۱۱۵۰ نفر جانباز نیروی زمینی در این منطقه داده بود، تا توانست امنیت را در کردستان برقرار کند. کردستان به نحوی بود که در محورها روز هیچ کسی نمی توانست حرکت کند. ضد انقلاب بودند نه مردم کرد، حتی بی امنی به نحوی بود که اگر مردم کرد مریض داشتند روز نمی توانستند به بیمارستان برسانند. البته عناصر سپاه شهرستانی هم شرکت کرده بودند و در این زمینه کمک کرده بودند. به تدریج امنیت محورها روزانه و بعد شبانه برقرار شد.س: پس این درگیری با این همه شهید و جانباز در مدت ۲۰ ماه تقریبا باعث شد که شما از مرزها با عراق و نقطه صفر مرزی غفلت کنید؟حسنی: نه در این زمینه غفلت نکردیم. ارتش در جریان امور بود.س: یعنی گزارش هم از تحرکاتشان می داد؟حسنی: بله؛ من همینجا گفتم. یکسری ار خبرنگارها سوال کردند گفتند شما اگر می دانستید که عراق حمله می کند چرا قبلا نیامدید، دو لشکر به سمت خوزستان ببرید در ان قسمت هایی که عراق حمله کرده است؟ گفتم جنگی نبوده ولی اگر نیروی زمینی ارتش یکی دو لشکر از کردستان بر می داشت و کردستان را سبک و تضعیف می کرد و در همین ۳-۲ روز ضد انقلاب موفق می شد در کردستان یک وضعیت حادی را به وجود بیاورد، نمی گفتند ارتش خطا کرده است؟ هنوز جنگی نبوده در اینجا، هنوز درگیری در کردستان بود.اگر عراق در کردستان موفق می شد ضد انقلاب در کردستان موفق می شد، جنگی به پا نمی شد. باز وضعیت لشکر ۹۲ را باید بازگو کنیم که لشکر ۹۲ ما کدام لشکر در اینجا بود. س: یک جایی گفته بودید آن لشکری که پشت عراق می لرزید اسمش می آمد. حسنی: واقعا پشت عراق می لرزید وقتی اسم لشگر آورده می شد. این را باید مفصل برایتان بازگو کنم. برای لشکر چه گذشت و چه روزهایی بر لشکر گذشت. لشکر ۹۲ یک حالت استثنایی داشت، با سایر لشکرها فرق می کرد. مثلا لشکر ۷۷ کارکنانش اغلب مشهدی بودند، ۸۱ اغلب کرمانشاهی و بومی بودند یا از شهرستان های اطراف بودند.ولیکن در خوزستان یک شهری بود که هم صنعت، هم نفت و هم دریا و هم کشاورزی را داشت. جاذبه ای برای ارتش کمتر داشت. کمتر مردم آنجا جذب ارتش می شدند و شغل فراوان بوده است و بومی های ارتشی کم بودند؛ در نتیجه عناصر لشکر ۹۲ همه غیربومی بودند و وقتی هم انقلاب پیروز شد، آن تصمیماتی که شورای انقلاب گرفته بود و گفت، هر کس به هر جا می خواهد منتقل شود و چنین شد.کسانی هم که در لشکر ۹۲ بودند چند سال در گرمای خوزستان حضور داشتند وقتی چنین فرمانی را دادند، از خدا خواسته همه رفتند. درخواست انتقال دادند و بعضی ها وزارت اموزش و پرورش، تعدادی به ژاندارمری و تعدادی هم به مراکز آموزشی رفتند. تقریبا عناصری که در لشکر راننده تانک، فرمانده تانک، فرمانده توپ، توپچی و تعمیرکار و در مشاغل مختلف بودند، رفتند. وقتی دیگر کسی نبود ببینید چه بر لشکر گذشته است.خدمت سربازی را یک سال کردند. یعنی دو سال یک سال شد، یک سال مرخص شدند رفتند. این یک سالی که باقی ماندند، چهار ماه در مرکز آموزشی بودند، ۸ ماه سرباز رزمی بودند، یعنی ۶۰ درصد وظیفه های ما مرخص شدند، ۴۰ درصد باقی ماندند. این شد وضعیت تصمیماتی که در مورد خدمت سربازی گرفتند. علاوه بر این، تمام قراردادها را لغو کردند. س: خریدهای نظامی را لغو کردند؟حسنی: خریدهای نظامی را لغو کردند حتی هواپیماهای اف ۱۶ شنیدم یک تعدادی وارد ایران شده بود آنها را برگرداندند.س: چه کسانی این کار را انجام دادند؟حسنی: برایتان می گویم. س: ممکن است براساس خیانت این کارها را کرده باشند؟حسنی: بلاخره بی هدف نبوده است. همین هواپیما اف ۱۴ که بهترین هواپیماها هستند و در طول جنگ چه نقشی ایفا کردند، انها را داشتند حراج می کردند. تمام قراردادهایی که بسته بودند همه را در این زمینه لغو کردند. چه تصمیم در مورد ارتش داشتند خدا می داند چکار می خواستند انجام دهند.س: اینهایی که شما از آنها صحبت کردید چه کسانی بودند؟حسنی: آن زمان شورای موقت انقلاب آقای یزدی، آقای قطب زاده بود که جزء شورای انقلاب بود، در آخر به چه سرنوشتی دچار شد؟ اعدامش کردند.س: در جایی اشاره کردید، یک تصمیمی دیگر هم شورای انقلاب گرفته بود آن هم وابسته های نظامی را همه برگرداندند؛ در صورتی که وابسته های نظامی ما اطلاعات جمع می کردند.حسنی: آن موقع یک وضعیت های خاصی برقرار بود. عناصر اطلاعات ارتش اطلاعات کامل از وضع عراق داشتند، ولی این عناصر اطلاعاتی که رکن دوم ها می گفتند، بعد انقلاب کسی جرات نمی کرد بگوید من رکن دومی هستم؛ می گفتند این اطلاعاتی و ساواکی است. اینها ساواکی نبودند بلکه اطلاعات ارتش بودند و کاری با ساواک نداشتند و اگر می گفتند اطلاعاتی هستند مردم به سمت شان یورش می بردند. فضای داغ انقلاب بود و این هم طبیعی است. در این زمینه ما اطلاعات کامل از عراق داشتیم ولی دیگر این عناصرمان برگشتند و جمع شدند و ما نمی دانستیم در عراق چه خبر است. ما حتی قبل از انقلاب در خود ستاد ارتش عراق عامل داشتیم. می دانستیم آنها چه تصمیمی می گیرند. بعد انقلاب آنها از ما مطلع بودند و جاسوس هایشان در ایران بودند و همه وضعیت ها را به عراق گزارش می کردند.س: امیر، جایی از شما خواندم که در روزهای ابتدای جنگ در برخی استان ها استانداران آن زمان اجازه نمی دادند که لشکرهای ارتش از پادگان ها خارج شوند. حسنی: در مشهد، تهران جنگ آغاز شد و اینها گفتند، شما می خواهید کودتا کنید. س: گفتند ارتش می خواهد کودتا کند؟حسنی: تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش شکل نگیرد، ارتش منحل بشود. انحلال ارتش را خواستار بودند. ضد انقلاب حاضر نبود ارتش شکل بگیرد.س: بنی صدر به لشکر ۹۲ زرهی در اهواز می آید و می گوید شما در اینجا وقت تلف می کنید، بروید در ارتفاعات زاگرس و از لرستان شروع کنید. همانجا هم ظاهرا حضرت آقا که در آن زمان نماینده امام بودند در آنجا حضور داشتند و گفتند ما همینجا می مانیم و دفاع می کنیم و حتی ظاهرا آنجا یک برخورد فیزیکی هم بنی صدر با یکی از سرهنگ های ارتش می کند؛ درست است؟حسنی: دیدگاه ها بر این مبنا بود که بنی صدر می گفت کردستان را باید داشته باشیم. حتی از لشکر ۹۲ هم گردان هایی به کردستان رفته بود.س: یک نامه ای از شما جدیدا منتشر شد به ناخدا صمدی فرمانده تکاوران دریایی خرمشهر؛ نوشتید که امید امام و ملت ایران به شما رزمندگان سلحشور است. وقتی این نامه را می نوشتید، امیدی بود که خرمشهر بماند؟حسنی: نه، ببینید، عراق قوی ترین لشکرش را برای خرمشهر گذاشت و هدف نهایی اش خرمشهر و آبادان بود.س: تا اروند را بگیرد. حسنی: بله؛ از ارتش ۳ گردان در آنجا مقاومت می کرد. گردان ۲۳۲ تانک، ۱۶۵ مکانیزه و گردان دژ. دو گردان هم از تکاوران دریایی آمده بودند، دو گردان هم از دانشجویان دانشگاه افسری به خوزستان برده بودیم. ما روز ۴ مهر ماه ۲ گردان دانشجو را فرستادیم. همه گفتند خرمشهر در حال سقوط است، کمک کنید. واقعا ورود دانشجویان افسری به خرمشهر یک فرشته نجات بودند. چقدر کمک و فعالیت کردند. به هر حال عراق که می خواست با لشکر سه زرهی و یگان های نیرومخصوصی که از شلمچه به سمت خرمشهر امد، باید ظرف حداکثر۲۴ ساعت خرمشهر را اشغال می کرد.چطور شد که تا روز ۱۹ مهر نتوانست که از شمال خرمشهر در مارد پل زد از رودخانه کارون عبور کرد و عقبه های ما را یعنی محور اهواز به طرف آبادان و محور ماهشهر به طرف آبادان را قطع کرد. در اینجا عقبه ما را بست تا دیگر نتوانیم نیرو و تجهیزات بفرستیم.می خواست از دو سمت آبادان را محاصره کند. هم از سمت اهواز و ماهشهر که آمده بودند پل ایستگاه هفت و پل ایستگاه دوازده، از بهمن شیر عبور کند به سمت آبادان بیایند و هم از سمت خرمشهر وارد شوند. روز ۲۷ مهر، دو گردان دانشجویی که داشتیم، می خواستیم تعویض کنیم، چون در روز ۲۵ مهر عراق از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش گرفت و تلفات سنگینی به مردم و نیروهای رزمنده در انجا وارد کرده بود. ما دو گردان دانشجویی که فرستاده بودیم، تصمیم گرفتیم با دو گردان اهواز تعویض کنیم، دانشجوها را ماهشهر بردیم که گردان ها را تعویض کنیم و امکان جابه جایی و تعویض هم فراهم نشد.در همان زمان سرهنگ فروزان که فرمانده ژاندارمری کل کشور بود به عنوان فرمانده قرارگاه اروند تعیین کردند که تصمیم واقعا به جایی گرفتند. فروزان بسیار افسر شجاع، مدیر و مدبر را تعیین کردند و این خیلی کمک به حفظ خرمشهر و آبادان کرد.ایشان ستاد خودش را در ماهشهر تشکیل داد. بعد از ظهر روز ۲۷ مهر یک پاکتی به من دادند که نوشته بود که شما به عنوان فرمانده عملیات خرمشهر و آبادان تعیین شدید و سریع با بالگرد بروید، در خرمشهر و آبادان فرمانده قبلی را تعویض کنید و بگویید که به تهران برود. روز ۲۷ مهر وارد خرمشهر و آبادان شدم. وقتی آنجا رفتم، وضعیت خاصی بود. وقتی رفتیم، عراق تا نزدیکی مسجد جامع پیش آمده بود. تقریبا قسمت عمده خرمشهر را اشغال کرده بود. روز ۲۸ و ۲۹ داشت پیشروی می کرد، هم از طریق بهمن شیر و هم از طریق خرمشهر که بیاید از کارون عبور کند و وارد آبادان شود. من روز ۲۹ دیدم عراق تقریبا نزدیک جاده ساحلی کارون رسیده است که در خرمشهر قرار داشت. وقتی این وضعیت را دیدم که اگر عراق از کارون عبور می کرد ما نیروی زیادی نداریم که دیگر در آبادان در مقابلش دفاع کند.از آن جبهه هم به طرف بهمن شیر آمده است، اگر وارد آبادان شود آبادان از دست ما می رود و عراق به هدف خودش می رسید. عصر روز ۳۰ مهر تقریبا اوایل شب بود، فرماندهانی که در خرمشهر می جنگیدند گردان های تکاور دریایی، دانشجویان دانشگاه افسری از گردانهای لشکر ۹۲ و همچنین فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر شهید جهان آرا را جمع کردم و گفتم وضعیت به این ترتیب است. الان عراق به ساحل کارون نزدیک می شود. اگر از کارون عبور کند ما نیرویی نداریم تا در برابرش دفاع کند و گفتم دستور این است که شبانه نیروهای تان را در ساحل کارون بیاورید و از خرمشهر دفاع کنید و نگذارید عراق وارد آبادان شود. برخی کمی ناراحت بودند چون چند روز جنگیده بودند. شبانه نیروهایی که داشتیم با قایق آن سمت کارون آوردیم و بعد حتی روی پل کارون هم شبانه فرستادیم، یک افسر مهندسی داشتیم رفتند یکسری مین های ضد تانک و ضد نفربر ریخت که عراق از پل عبور نکند. آن جبهه را حفظ کردیم. به همین ترتیب داشتیم ادامه می دادیم تا این که یک روز بالاخره بنی صدر آمد وضعیت خرمشهر آبادان را ببیند و کمک کند.تقریبا روز ۶ آذر بود که گفتند بنی صدر با همراهانش به آبادان می آید. سرهنگ شکرریز – خدا رحمتش کند - فرمانده عملیات آبادان و خرمشهر بود. پای هلی کوپتر رفتند، بنی صدر با فروزان، فلاحی، فکوری وزیر دفاع و ۳ - ۴ نفر دیگر امده بودند. بنی صدر را موتورسیکلتی سوار کرد برد و جبهه را به او نشان داد. ستاد ما در آبادان در بانک ملی بود و به ما هم گفت یک نقشه آماده کنید و وقتی بنی صدر آمد برایش تشریح کنید، ببیند وضعیت دشمن چه چیزی است تا کجا پیش آمده است و وضعیت تدارکات چه چیزی است و اوضاع به چه ترتیبی است. ما هم به همین ترتیب آماده کردیم. تقریبا ساعت ۵ بود که از جبهه برگشتند و به ستاد آمدند.میزی که ما گذاشته بودیم، بنی صدر بالا نشست و بقیه آقایان هم دو طرف میز نشستند و ماهم تخته گذاشته بودیم. نقشه را روبرو گذاشتیم و برایشان تشریح کردیم. من مشکلات را برایشان عنوان می کردم بنی صدر گردنش روی شانه اش کج شد و غش کرد. دکتر شیبانی هم آنجا بود. دکتر شیبانی بلافاصله بنی صدر را در طبقه زیر زمین بردند و سرم به او وصل کردند. به هوش آمد و در همانجا استراحت کرد تا فردا صبح. هوا گرگ و میش بود، آفتاب هم سر نزده بود سوار هلی کوپتر شد و رفت. س: ترسید!حسنی: این وضعیت بنی صدر در اینجا بود.س: یک مستندی از تلویزیون در سال ۸۹ بود یا ۸۷ به نام مستند «دفاع مقدس» پخش شده بود. شما یک انتقادی کردید و گفتید که صداوسیما کم لطفی کردند. البته گفتید که خود ما هم در معرفی عملکردمان در جنگ بی تقصیر نیستیم. خود ما ارتشی ها! قضیه چه بوده است؟حسنی: البته آن واقعیت هایی که باید صدا و سیما پخش می کرد، هم روحیه به رزمنده ها می داد و هم روحیه به مردم می داد. به آن ترتیب نبودند ولی بلاخره صحنه جنگ بود و آتش و تیر و گلوله در این زمینه بود، ولی آن انتظاری که ما داشتیم، انجام نشد و بعضی مطالبی که می گفتند، یه خورده...س: مثلا اینکه اول جنگ ۴ عملیات کلاسیک ناموفق بود. حسنی: همین! عملیات ناموفق را عنوان کردند. بالاخره دشمن دو برابر ما نیرو داشته است. آمادگی داشته است و ما در کردستان درگیر بودیم. ما باید دفاع می کردیم. در برابر انها همین کار را هم انجام دادیم. برای همین منظور، لشکر ۱۶ زرهی آمد عملیات نصر را انجام داد. لشکر ۱۶ در برابر دو لشکر عراق حمله کرد.آیا می خواست لشکر عراق را از خاک ما بیرون کند و داخل خاک عراق بفرستد و در آنجا پسش بزند، اینکه امکان نداشت! ولی عملیات لشکر ۱۶ زرهی بر این مبنا بود؛ چون عراق هم داشت به سمت اهواز پیشروی می کرد. کاری کرد که عراق دیگر نتوانست به سمت اهواز برود. عراق را متوقف کردند. عقب جبهه هم نیروی زمینی گردان تشکیل دادن را شروع کرد. تیپ ۵۸ ذوالفقار، تیپ ۳۱ گرگان، ۵۰-۴۰ گردان در مرکز آموزش تشکیل دادند. به تدریج آن تجهیزاتی که تعمیری داشتیم، آماده کردند و توان رزمی را بالا بردند. در کنار ما هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مردمی را جذب کردند، آموزش دادند و سازماندهی کردند و برای سال دوم جنگ و بیرون راندن دشمن آماده شدیم. تقریبا وقتی ما حمله کردیم استعداد ما بر دشمن برتری داشت. ما برتری نیرو را بر دشمن کسب کردیم و عملیات ثامن الائمه، طریق القدس و بیت المقدس و فتح المبین را به ترتیب انجام دادیم. اینها همه روی اصول نظامی بوده است. س: چطور به این جمع بندی رسیدید که با سپاه و نیروهای مردمی دیگر، واحد عملیات انجام دهید.حسنی: اول انقلاب هماهنگی بیشتر بود. وقتی آن سانحه هواپیما پیش آمد و شهید صیاد به عنوان فرمانده نیروی زمینی انتخاب شد، صیاد همه همکاری ها را با سپاه کرد و به سپاه بسیار خدمت کردند و چند عملیات موفق را انجام دادند. س: مهم ترین یا جذاب ترین چیزی که همکاری با صیاد شیرازی در سپاه نظرتان را جلب کرد چه بوده است؟ حسنی: همان همکاری و هماهنگی که داشتند. مثلا من و شهید باقری با هم در قرارگاه نصر در عملیات فتح المبین بودیم.س: خاطره ای از ایشان دارید؟ حسنی: بله، خیلی خاطره از ایشان داریم. عملیات فتح المبین را انجام دادیم، بیت المقدس را انجام دادیم و بسیار در کنار هم بودیم و با هم همکاری می کردیم.س: چقدر به عملیات آزادسازی خرمشهر خوشبین بودید وقتی داشت طراحی می شد؟حسنی: ما کاملا مطمئن بودیم. همه بچه ها روحیه بسیار بالایی داشتند. عملیات فتح المبین را پشت سر گذاشته بودند، واقعا یک روحیه شادی داشتند. بسیار پرانرژی بودند. اصلا نگران حرکات عراق نبودند و همین هم شد. به همین ترتیب عمل کردند و با همین روحیه بر عراق تاختند و عراق هم فکر نمی کرد که خرمشهر را از دست بدهد. عراق خرمشهر را مثل یک دژ مستحکمی به وجود آورده بود و سه رده دفاعی ایجاد کرده بود. خطوط دفاعی و سیم خاردار، میدان مین، کانال آب و دور تا دور به طرف آبادان و به طرف شمال و شرق چنین بود. فکر نمی کرد کسی بتواند وارد خرمشهر شود. س: برخی بعد از جنگ زمزمه هایی کردند که بعد از فتح خرمشهر می شد جنگ را تمام کرد و این کار را انجام ندادیم؛ چنین چیزی را قبول دارید؟حسنی: هرکسی که پشت گود نشسته و می گوید لنگش کنید، اینها بودند. جنگ را چه کسی آغاز کرد؟ ما آغاز کردیم!؟ من این را گفتم، شاید هم مورد پسند نباشد. گفتم فرض کنید شب در خانه تان نشسته اید، با خانواده استراحت می کنید و یک تعداد وارد خانه شما می شوند و در خانه را می شکنند و داخل می شوند، به سمت تان تیراندازی می کنند و همسر و فرزندتان را مجروح و شهید می کنند و خانه شما را به هم می ریزند و نزدیک صبح هم از خانه ات بیرون می روند.شما چکار می کنید؟ می آیید پشت دیوار خانه خود و می گویید دست شما درد نکند؟ ممنون که این کار را کردید، یا باشد، فردا صبح به کلانتری برای شکایت می روم؟ شما پای برهنه هم شده تا آنجایی که بتوانید تعقیبش می کنید. بعد خرمشهر وضعیتی شد که عراق فهمید که دیگر نمی تواند مقاومت کند و خودش را عقب کشید، ما هم به ...

ادامه مطلب  

وضعیت روز حکم می کند که در سوریه حضور داشته باشیم/ ماجرای حضور رهبرانقلاب در یک گشت رزمی  

درخواست حذف این مطلب
وضعیت روز حکم می کند که در سوریه حضور داشته باشیم/ ماجرای حضور رهبرانقلاب در یک گشت رزمی جانشین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء گفت: وضعیت روز چنین حکم می کند که در سوریه به این ترتیب حضور داشته باشیم.به گزارش آناج به نقل از تسنیم، امیرسرلشگر حسین حسنی سعدی جانشین قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء شنبه شب با حضور در برنامه تلویزیونی دستخط به سوالات مختلفی پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به ذشرح ذیل است:س:سلام، خوش آمدید؛ من می خواهم از دوشنبه 31 شهریور 59 شروع کنم. زمانی که به همراه شهید نامجو در دانشکده افسری بودید و ساعت یک بعد از ظهر صدای انفجار را شنیدید.حسنی: آن زمان من سرهنگ دوم، فرمانده تیپ دانشجویان دانشگاه افسریه امام علی (ع) بودم و سرهنگ نامجو هم فرمانده دانشگاه افسری بود. برنامه طبق معمول انجام می شد. به مسجد دانشگاه برای نماز ظهر و عصر رفته بودیم. از مسجد به سمت ستاد دانشگاه برمی گشتیم، از پله های ستاد که داشتیم بالا می رفتیم، وارد ستاد دانشگاه که شدیم چند انفجار شنیدیم.به دفتر سرهنگ نامجو رفتم و گفت که آقا این انفجاری که شنیده شد حمله عراق به جمهوری اسلامی ایران بود و فرودگاه های ما را بمباران کردند و حمله زمینی خود را آغاز کرده است. من هم با ارتش رفتم اجازه گرفتم که باید آماده می شدیم به سمت اهواز برویم. روز دوم مهر تقریبا ساعت دو بعدازظهر به طرف فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. فرودگاه مهرآباد رفتیم و نیروی هوایی هم تقریبا 12-10 فروند هواپیمای 330 آماده کرده بود. ما خودمان با اولین گردان و اولین پرواز حرکت کردیم.س: کلا چقدر نیرو توانستید در این 48 ساعت جمع کنید؟حسنی: تقریبا 5 گردان پیاده سبک، حدودا 900 نفر جمعا ستاد و پشتیبانی و گردان سازماندهی کردیم.س: آن موقع که شروع کردید فکر می کردید، یک عرصه 8 ساله را پیش رو داشته باشید؟حسنی: اصلا، نه؛ چنین تصوری که جنگ بخواهد 8 سال به طول بیانجامد، نداشتیم. هیچوقت نمی شد چنین پیش بینی کرد ولی بالاخره می دانستیم با عراق درگیر شویم درگیری قطعی خواهد بود. س: پیش بینی آن را داشتید؟ برایتان غیر منتظره نبود؟حسنی: خیر؛ نبود، چون در این زمینه که می خواهیم سوابق را بررسی کنیم، در مورد آغاز جنگ لازم است یک بررسی های قبلی در این زمینه داشته باشیم. انقلاب پیروز شد، ارتش دیگر آن نظم و انضباط و سازماندهی ارتش دیگر وجود نداشت. خیلی از فرماندهان را گرفتند و بعضی ها اسیر شدند، بعضی ها بازداشت شدند و تعدادی اخراج شدند و یک وضعیت خاصی بر ارتش گذشت. آنچه که از ارتش باقی ماند، یک ارتش جوان بود. به هر حال در این زمینه یک تغییر و تحولاتی انجام شد، رئیس ستاد برای ارتش انتخاب شد. هنوز 8 روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود که ضد انقلاب حرکت کرد و پایگاه مهاباد را خلع سلاح کرد. یک تیپ کامل را خلع سلاح کرد. آن موقع سازمانی نبود که از انقلاب دفاع کند و در مقابل ضد انقلاب مقاومت کند.در نتیجه، بعد از این عملیات که ضد انقلاب انجام داد و پادگان را خلع سلاح کرد، به سمت سنندج حرکت کرد که پادگان سنندج را هم خلع سلاح کند. به همین ترتیب در منطقه کردستان یک وضعیت خاصی را به وجود بیاورند. در آن زمان دنبال استقرار کردستان بودند. ارتش هم به همین ترتیب بود و همه به منزل رفتند و دیگر کسی نبود. تقریبا روز 15 اسفند بود که حضرت امام فرمودند ارتشی ها به پادگان برگردند و بعد کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد.این کمیته ها که تشکیل شد فرمانده انتخاب کردند؛ فرمانده گردان و فرمانده تیپ و فرمانده لشکر انتخاب کردند.س: کمیته انتخاب کرد؟حسنی: بله؛ کمیته انتخاب و معرفی می کردند. وقتی بنده را به عنوان فرمانده گردان انتخاب کردند، یک درجه دار داشتیم، عناصر گردان را همین تعدادی را که در انجا بودند، در کنار ساختمان جمع کرد و گفت ما این سرگرد را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم. نگفت فرمانده گردان؛ گفت جناب بی جناب، فرمانده بی فرمانده!ایشان را به عنوان رهبر گردان معرفی می کنیم و حالا ما می خواهیم این گردان را جمع وجور و آماده کنیم. در اینجا با این وضعیت بود. خیلی از ارتشی ها قبل انقلاب انسان های متدین و انقلابی بودند ولی مخفیانه کار می کردند؛ از جمله امیر سلیمی و امیر رحیمی، وقتی اوضاع را به این ترتیب دیدند که چنین وضعیتی وجود دارد، روز 26 فرودین خدمت حضرت امام رفتند. گفتند الان وضعیت به این ترتیب است و ارتش فرمانده ندارد. شما به عنوان فرمانده ارتش اعلام کنید، ارتش یک سازمانی را به خود بگیرد و بداند فرمانده دارد. با فرمان شما ارتش پا بگیرد.س: آن موقع هم بعضی از نظامی ها انحلال ارتش را می خواستند؟حسنی: بله؛ آن زمان یک عده خواستند که ارتش باید منحل بشود. عده ای می خواستند ارتش بی طبقه توحیدی باشد و خیلی مسائل در این زمینه بود.س: همه اینها اثر بر بدنه ارتش گذاشت.حسنی: به هرحال حضرت امام مکث کرده بودند؛ سلیمی و رحیمی رفته بودند و غروب روز 27 ام، امام فرمانی دادند که روز 29 اعلام شد. ارتشی که تا 22 بهمن در برابر انقلاب بوده، حالا رهبر انقلاب در روز 29 بهمن به همین ارتش اعلام می کند که ارتش در خیابان ها بروید و با ساز و برگ تان رژه بدهید اما این ارتشی که الان شکل گرفت آن ارتش قبل از انقلاب نبود.همه حداکثر از درجه سرهنگ دو به پائین بودند و از درجه سرهنگ دو به بالا همه رفته بودند. این وضعیت تا سال 58 ادامه پیدا کرد. وضعیت پاوه پیش آمد که می دانید حضرت امام صراحتا گفتند که ارتش ظرف 24 ساعت این غائله پاوه را خاتمه بدهید. اینجا دیگر به عنوان فرمانده دستور می دادند. همه با دل و جان دستور ایشان را اجرا می کردند. در چنین وضعیتی روز 30 شهریور تقریبا دوسوم نیروی زمینی ارتش در کردستان درگیر بود. ما درگیری همین 20 ماه را بخواهیم تشریح کنیم، تعداد شهدایی که نیروی زمینی دادند ...س: چند نفر شهید شدند در آن 20 ماه؟حسنی: آماری که بنده دارم افسر درجه دار 334 نفر شهید، جانباز 618 نفر در همان کردستان، کارکنان وظیفه 278 نفر شهید، 532 نفر جانباز، جمع شهدا تقریبا 612 نفر شهید و 1150 نفر جانباز نیروی زمینی در این منطقه داده بود، تا توانست امنیت را در کردستان برقرار کند. کردستان به نحوی بود که در محورها روز هیچ کسی نمی توانست حرکت کند. ضد انقلاب بودند نه مردم کرد، حتی بی امنی به نحوی بود که اگر مردم کرد مریض داشتند روز نمی توانستند به بیمارستان برسانند. البته عناصر سپاه شهرستانی هم شرکت کرده بودند و در این زمینه کمک کرده بودند. به تدریج امنیت محورها روزانه و بعد شبانه برقرار شد.س: پس این درگیری با این همه شهید و جانباز در مدت 20 ماه تقریبا باعث شد که شما از مرزها با عراق و نقطه صفر مرزی غفلت کنید؟حسنی: نه در این زمینه غفلت نکردیم. ارتش در جریان امور بود.س: یعنی گزارش هم از تحرکاتشان می داد؟حسنی: بله؛ من همینجا گفتم. یکسری ار خبرنگارها سوال کردند گفتند شما اگر می دانستید که عراق حمله می کند چرا قبلا نیامدید، دو لشکر به سمت خوزستان ببرید در ان قسمت هایی که عراق حمله کرده است؟ گفتم جنگی نبوده ولی اگر نیروی زمینی ارتش یکی دو لشکر از کردستان بر می داشت و کردستان را سبک و تضعیف می کرد و در همین 3-2 روز ضد انقلاب موفق می شد در کردستان یک وضعیت حادی را به وجود بیاورد، نمی گفتند ارتش خطا کرده است؟ هنوز جنگی نبوده در اینجا، هنوز در گیری در کردستان بود.اگر عراق در کردستان موفق می شد ضد انقلاب در کردستان موفق می شد، جنگی به پا نمی شد. باز وضعیت لشکر 92 را باید بازگو کنیم که لشکر 92 ما کدام لشکر در اینجا بود. س: یک جایی گفته بودید آن لشکری که پشت عراق می لرزید اسمش می آمد. حسنی: واقعا پشت عراق می لرزید وقتی اسم لشگر آورده می شد. این را باید مفصل برایتان بازگو کنم. برای لشکر چه گذشت و چه روزهایی بر لشکر گذشت. لشکر 92 یک حالت استثنایی داشت، با سایر لشکرها فرق می کرد. مثلا لشکر 77 کارکنانش اغلب مشهدی بودند، 81 اغلب کرمانشاهی و بومی بودند یا از شهرستان های اطراف بودند.ولیکن در خوزستان یک شهری بود که هم صنعت، هم نفت و هم دریا و هم کشاورزی را داشت. جاذبه ای برای ارتش کمتر داشت. کمتر مردم آنجا جذب ارتش می شدند و شغل فراوان بوده است و بومی های ارتشی کم بودند؛ در نتیجه عناصر لشکر 92 همه غیربومی بودند و وقتی هم انقلاب پیروز شد، آن تصمیماتی که شورای انقلاب گرفته بود و گفت، هر کس به هر جا می خواهد منتقل شود و چنین شد.کسانی هم که در لشکر 92 بودند چند سال در گرمای خوزستان حضور داشتند وقتی چنین فرمانی را دادند، از خدا خواسته همه رفتند. درخواست انتقال دادند و بعضی ها وزارت اموزش و پرورش، تعدادی به ژاندارمری و تعدادی هم به مراکز آموزشی رفتند. تقریبا عناصری که در لشکر راننده تانک، فرمانده تانک، فرمانده توپ، توپچی و تعمیرکار و در مشاغل مختلف بودند، رفتند. وقتی دیگر کسی نبود ببینید چه بر لشکر گذشته است.خدمت سربازی را یک سال کردند. یعنی دو سال یک سال شد، یک سال مرخص شدند رفتند. این یک سالی که باقی ماندند، چهار ماه در مرکز آموزشی بودند، 8 ماه سرباز رزمی بودند، یعنی 60 درصد وظیفه های ما مرخص شدند، 40 درصد باقی ماندند. این شد وضعیت تصمیماتی که در مورد خدمت سربازی گرفتند. علاوه بر این، تمام قراردادها را لغو کردند. س: خریدهای نظامی را لغو کردند؟حسنی: خریدهای نظامی را لغو کردند حتی هواپیماهای اف 16 شنیدم یک تعدادی وارد ایران شده بود آنها را برگرداندند.س: چه کسانی این کار را انجام دادند؟حسنی: برایتان می گویم. س: ممکن است براساس خیانت این کارها را کرده باشند؟حسنی: بلاخره بی هدف نبوده است. همین هواپیما اف 14 که بهترین هواپیماها هستند و در طول جنگ چه نقشی ایفا کردند، انها را داشتند حراج می کردند. تمام قراردادهایی که بسته بودند همه را در این زمینه لغو کردند. چه تصمیم در مورد ارتش داشتند خدا می داند چکار می خواستند انجام دهند.س: اینهایی که شما از آنها صحبت کردید چه کسانی بودند؟حسنی: آن زمان شورای موقت انقلاب آقای یزدی، آقای قطب زاده بود که جزء شورای انقلاب بود، در آخر به چه سرنوشتی دچار شد؟ اعدامش کردند.س: در جایی اشاره کردید، یک تصمیمی دیگر هم شورای انقلاب گرفته بود آن هم وابسته های نظامی را همه برگرداندند؛ در صورتی که وابسته های نظامی ما اطلاعات جمع می کردند.حسنی: آن موقع یک وضعیت های خاصی برقرار بود. عناصر اطلاعات ارتش اطلاعات کامل از وضع عراق داشتند، ولی این عناصر اطلاعاتی که رکن دوم ها می گفتند، بعد انقلاب کسی جرات نمی کرد بگوید من رکن دومی هستم؛ می گفتند این اطلاعاتی و ساواکی است. اینها ساواکی نبودند بلکه اطلاعات ارتش بودند و کاری با ساواک نداشتند و اگر می گفتند اطلاعاتی هستند مردم به سمت شان یورش می بردند. فضای داغ انقلاب بود و این هم طبیعی است. در این زمینه ما اطلاعات کامل از عراق داشتیم ولی دیگر این عناصرمان برگشتند و جمع شدند و ما نمی دانستیم در عراق چه خبر است. ما حتی قبل از انقلاب در خود ستاد ارتش عراق عامل داشتیم. می دانستیم آنها چه تصمیمی می گیرند. بعد انقلاب آنها از ما مطلع بودند و جاسوس هایشان در ایران بودند و همه وضعیت ها را به عراق گزارش می کردند.س: امیر، جایی از شما خواندم که در روزهای ابتدای جنگ در برخی استان ها استانداران آن زمان اجازه نمی دادند که لشکرهای ارتش از پادگان ها خارج شوند. حسنی: در مشهد، تهران جنگ آغاز شد و اینها گفتند، شما می خواهید کودتا کنید. س: گفتند ارتش می خواهد کودتا کند؟حسنی: تمام تلاش ضد انقلاب این بود که ارتش شکل نگیرد، ارتش منحل بشود. انحلال ارتش را خواستار بودند. ضد انقلاب حاضر نبود ارتش شکل بگیرد. س: بنی صدر به لشکر 92 زرهی در اهواز می آید و می گوید شما در اینجا وقت تلف می کنید، بروید در ارتفاعات زاگرس و از لرستان شروع کنید. همانجا هم ظاهرا حضرت آقا که در آن زمان نماینده امام بودند در آنجا حضور داشتند و گفتند ما همینجا می مانیم و دفاع می کنیم و حتی ظاهرا آنجا یک برخورد فیزیکی هم بنی صدر با یکی از سرهنگ های ارتش می کند؛ درست است؟حسنی: دیدگاه ها بر این مبنا بود که بنی صدر می گفت کردستان را باید داشته باشیم. حتی از لشکر 92 هم گردان هایی به کردستان رفته بود.س: یک نامه ای از شما جدیدا منتشر شد به ناخدا صمدی فرمانده تکاوران دریایی خرمشهر؛ نوشتید که امید امام و ملت ایران به شما رزمندگان سلحشور است. وقتی این نامه را می نوشتید، امیدی بود که خرمشهر بماند؟حسنی: نه، ببینید، عراق قوی ترین لشکرش را برای خرمشهر گذاشت و هدف نهایی اش خرمشهر و آبادان بود.س: تا اروند را بگیرد. حسنی: بله؛ از ارتش 3 گردان در آنجا مقاومت می کرد. گردان 232 تانک، 165 مکانیزه و گردان دژ. دو گردان هم از تکاوران دریایی آمده بودند، دو گردان هم از دانشجویان دانشگاه افسری به خوزستان برده بودیم. ما روز 4 مهر ماه 2 گردان دانشجو را فرستادیم. همه گفتند خرمشهر در حال سقوط است، کمک کنید. واقعا ورود دانشجویان افسری به خرمشهر یک فرشته نجات بودند. چقدر کمک و فعالیت کردند. به هر حال عراق که می خواست با لشکر سه زرهی و یگان های نیرومخصوصی که از شلمچه به سمت خرمشهر امد، باید ظرف حداکثر24 ساعت خرمشهر را اشغال می کرد.چطور شد که تا روز 19 مهر نتوانست که از شمال خرمشهر در مارد پل زد از رودخانه کارون عبور کرد و عقبه های ما را یعنی محور اهواز به طرف آبادان و محور ماهشهر به طرف آبادان را قطع کرد. در اینجا عقبه ما را بست تا دیگر نتوانیم نیرو و تجهیزات بفرستیم.می خواست از دو سمت آبادان را محاصره کند. هم از سمت اهواز و ماهشهر که آمده بودند پل ایستگاه هفت و پل ایستگاه دوازده، از بهمن شیر عبور کند به سمت آبادان بیایند و هم از سمت خرمشهر وارد شوند. روز 27 مهر، دو گردان دانشجویی که داشتیم، می خواستیم تعویض کنیم، چون در روز 25 مهر عراق از زمین و هوا خرمشهر را زیر آتش گرفت و تلفات سنگینی به مردم و نیروهای رزمنده در انجا وارد کرده بود. ما دو گردان دانشجویی که فرستاده بودیم، تصمیم گرفتیم با دو گردان اهواز تعویض کنیم، دانشجوها را ماهشهر بردیم که گردان ها را تعویض کنیم و امکان جابه جایی و تعویض هم فراهم نشد.در همان زمان سرهنگ فروزان که فرمانده ژاندارمری کل کشور بود به عنوان فرمانده قرارگاه اروند تعیین کردند که تصمیم واقعا به جایی گرفتند. فروزان بسیار افسر شجاع، مدیر و مدبر را تعیین کردند و این خیلی کمک به حفظ خرمشهر و آبادان کرد.ایشان ستاد خودش را در ماهشهر تشکیل داد. بعد از ظهر روز 27 مهر یک پاکتی به من دادند که نوشته بود که شما به عنوان فرمانده عملیات خرمشهر و آبادان تعیین شدید و سریع با بالگرد بروید، در خرمشهر و آبادان فرمانده قبلی را تعویض کنید و بگویید که به تهران برود. روز 27 مهر وارد خرمشهر و آبادان شدم. وقتی آنجا رفتم، وضعیت خاصی بود. وقتی رفتیم، عراق تا نزدیکی مسجد جامع پیش آمده بود. تقریبا قسمت عمده خرمشهر را اشغال کرده بود. روز 28 و 29 داشت پیشروی می کرد، هم از طریق بهمن شیر و هم از طریق خرمشهر که بیاید از کارون عبور کند و وارد آبادان شود. من روز 29 دیدم عراق تقریبا نزدیک جاده ساحلی کارون رسیده است که در خرمشهر قرار داشت. وقتی این وضعیت را دیدم که اگر عراق از کارون عبور می کرد ما نیروی زیادی نداریم که دیگر در آبادان در مقابلش دفاع کند.از ان جبهه هم به طرف بهمن شیر آمده است، اگر وارد آبادان شود آبادان از دست ما می رود و عراق به هدف خودش می رسید. عصر روز 30 مهر تقریبا اوایل شب بود، فرماندهانی که در خرمشهر می جنگیدند گردان های تکاور دریایی، دانشجویان دانشگاه افسری از گردانهای لشکر 92 و همچنین فرمانده سپاه پاسداران خرمشهر شهید جهان آرا را جمع کردم و گفتم وضعیت به این ترتیب است. الان عراق به ساحل کارون نزدیک می شود. اگر از کارون عبور کند ما نیرویی نداریم تا در برابرش دفاع کند و گفتم دستور این است که شبانه نیروهای تان را در ساحل کارون بیاورید و از خرمشهر دفاع کنید و نگذارید عراق وارد آبادان شود. برخی کمی ناراحت بودند چون چند روز جنگیده بودند. شبانه نیروهایی که داشتیم با قایق آن سمت کارون آوردیم و بعد حتی روی پل کارون هم شبانه فرستادیم، یک افسر مهندسی داشتیم رفتند یکسری مین های ضد تانک و ضد نفربر ریخت که عراق از پل عبور نکند. آن جبهه را حفظ کردیم. به همین ترتیب داشتیم ادامه می دادیم تا این که یک روز بالاخره بنی صدر آمد وضعیت خرمشهر آبادان را ببیند و کمک کند.تقریبا روز 6 آذر بود که گفتند بنی صدر با همراهانش به آبادان می آید. سرهنگ شکرریز – خدا رحمتش کند - فرمانده عملیات آبادان و خرمشهر بود. پای هلی کوپتر رفتند، بنی صدر با فروزان، فلاحی، فکوری وزیر دفاع و 3 - 4 نفر دیگر امده بودند. بنی صدر را موتورسیکلتی سوار کرد برد و جبهه را به او نشان داد. ستاد ما در آبادان در بانک ملی بود و به ما هم گفت یک نقشه آماده کنید و وقتی بنی صدر آمد برایش تشریح کنید، ببیند وضعیت دشمن چه چیزی است تا کجا پیش آمده است و وضعیت تدارکات چه چیزی است و اوضاع به چه ترتیبی است. ما هم به همین ترتیب آماده کردیم. تقریبا ساعت 5 بود که از جبهه برگشتند و به ستاد آمدند.میزی که ما گذاشته بودیم، بنی صدر بالا نشست و بقیه آقایان هم دو طرف میز نشستند و ماهم تخته گذاشته بودیم. نقشه را روبرو گذاشتیم و برایشان تشریح کردیم. من مشکلات را برایشان عنوان می کردم بنی صدر گردنش روی شانه اش کج شد و غش کرد. دکتر شیبانی هم آنجا بود. دکتر شیبانی بلافاصله بنی صدر را در طبقه زیر زمین بردند و سرم به او وصل کردند. به هوش آمد و در همانجا استراحت کرد تا فردا صبح. هوا گرگ و میش بود، آفتاب هم سر نزده بود سوار هلی کوپتر شد و رفت. س: ترسید!حسنی: این وضعیت بنی صدر در اینجا بود.س: یک مستندی از تلویزیون در سال 89 بود یا 87 به نام مستند «دفاع مقدس» پخش شده بود. شما یک انتقادی کردید و گفتید که صداوسیما کم لطفی کردند. البته گفتید که خود ما هم در معرفی عملکردمان در جنگ بی تقصیر نیستیم. خود ما ارتشی ها! قضیه چه بوده است؟حسنی: البته آن واقعیت هایی که باید صدا و سیما پخش می کرد، هم روحیه به رزمنده ها می داد و هم روحیه به مردم می داد. به آن ترتیب نبودند ولی بلاخره صحنه جنگ بود و آتش و تیر و گلوله در این زمینه بود، ولی آن انتظاری که ما داشتیم، انجام نشد و بعضی مطالبی که می گفتند، یه خورده...س: مثلا اینکه اول جنگ 4 عملیات کلاسیک ناموفق بود. حسنی: همین! عملیات ناموفق را عنوان کردند. بالاخره دشمن دو برابر ما نیرو داشته است. آمادگی داشته است و ما در کردستان درگیر بودیم. ما باید دفاع می کردیم. در برابر انها همین کار را هم انجام دادیم. برای همین منظور، لشکر 16 زرهی آمد عملیات نصر را انجام داد. لشکر 16 در برابر دو لشکر عراق حمله کرد.آیا می خواست لشکر عراق را از خاک ما بیرون کند و داخل خاک عراق بفرستد و در آنجا پسش بزند، اینکه امکان نداشت! ولی عملیات لشکر 16 زرهی بر این مبنا بود؛ چون عراق هم داشت به سمت اهواز پیشروی می کرد. کاری کرد که عراق دیگر نتوانست به سمت اهواز برود. عراق را متوقف کردند. عقب جبهه هم نیروی زمینی گردان تشکیل دادن را شروع کرد. تیپ 58 ذوالفقار، تیپ 31 گرگان، 50-40 گردان در مرکز آموزش تشکیل دادند. به تدریج آن تجهیزاتی که تعمیری داشتیم، آماده کردند و توان رزمی را بالا بردند. در کنار ما هم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مردمی را جذب کردند، آموزش دادند و سازماندهی کردند و برای سال دوم جنگ و بیرون راندن دشمن آماده شدیم. تقریبا وقتی ما حمله کردیم استعداد ما بر دشمن برتری داشت. ما برتری نیرو را بر دشمن کسب کردیم و عملیات ثامن الائمه، طریق القدس و بیت المقدس و فتح المبین را به ترتیب انجام دادیم. اینها همه روی اصول نظامی بوده است. س: چطور به این جمع بندی رسیدید که با سپاه و نیروهای مردمی دیگر، واحد عملیات انجام دهید.حسنی: اول انقلاب هماهنگی بیشتر بود. وقتی آن سانحه هواپیما پیش آمد و شهید صیاد به عنوان فرمانده نیروی زمینی انتخاب شد، صیاد همه همکاری ها را با سپاه کرد و به سپاه بسیار خدمت کردند و چند عملیات موفق را انجام دادند. س: مهم ترین یا جذاب ترین چیزی که همکاری با صیاد شیرازی در سپاه نظرتان را جلب کرد چه بوده است؟ حسنی: همان همکاری و هماهنگی که داشتند. مثلا من و شهید باقری با هم در قرارگاه نصر در عملیات فتح المبین بودیم.س: خاطره ای از ایشان دارید؟ حسنی: بله، خیلی خاطره از ایشان داریم. عملیات فتح المبین را انجام دادیم، بیت المقدس را انجام دادیم و بسیار در کنار هم بودیم و با هم همکاری می کردیم.س: چقدر به عملیات آزادسازی خرمشهر خوشبین بودید وقتی داشت طراحی می شد؟حسنی: ما کاملا مطمئن بودیم. همه بچه ها روحیه بسیار بالایی داشتند. عملیات فتح المبین را پشت سر گذاشته بودند، واقعا یک روحیه شادی داشتند. بسیار پرانرژی بودند. اصلا نگران حرکات عراق نبودند و همین هم شد. به همین ترتیب عمل کردند و با همین روحیه بر عراق تاختند و عراق هم فکر نمی کرد که خرمشهر را از دست بدهد. عراق خرمشهر را مثل یک دژ مستحکمی به وجود آورده بود و سه رده دفاعی ایجاد کرده بود. خطوط دفاعی و سیم خاردار، میدان مین، کانال آب و دور تا دور به طرف آبادان و به طرف شمال و شرق چنین بود. فکر نمی کرد کسی بتواند وارد خرمشهر شود. س: برخی بعد از جنگ زمزمه هایی کردند که بعد از فتح خرمشهر می شد جنگ را تمام کرد و این کار را انجام ندادیم؛ چنین چیزی را قبول دارید؟حسنی: هرکسی که پشت گود نشسته و می گوید لنگش کنید، اینها بودند. جنگ را چه کسی آغاز کرد؟ ما آغاز کردیم؟! من این را گفتم، شاید هم مورد پسند نباشد. گفتم فرض کنید شب در خانه تان نشسته اید، با خانواده استراحت می کنید و یک تعداد وارد خانه شما می شوند و در خانه را می شکنند و داخل می شوند، به سمت تان تیراندازی می کنند و همسر و فرزندتان را مجروح و شهید می کنند و خانه شما را به هم می ریزند ...

ادامه مطلب  

در سال 93، جنگنده های ایران، داعشی را در خاک عراق بمباران کردند/ شخصا برای شناسایی وارد خاک عراق شدم  

درخواست حذف این مطلب
امیر پوردستان جانشین فرمانده ارتش مطالب مهم و جدیدی را درباره روزهای نخست پس از سقوط موصل اعلام کرد.به گزارش عصرایران، امیر پوردستان که در آن مقطع، فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران بود در مصاحبه با برنامه دستخط سیما گفت: هنگام حمله داعش در سال 93، شخصاً به همراه بالگردهای هوانیروز برای شناسایی وارد خاک عراق شدم. جنگنده هایی ایران در آن سال، داعشی ها را در خاک عراق بمباران کردند.متن کامل مصاحبه:جانشین فرمانده کل ارتش با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی پاسخ داد.به گزارش خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؟پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند.در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفول ...

ادامه مطلب  

ماجرای گفته نشده از بمباران مواضع داعش توسط جنگنده های ارتش/ شخصاً وارد خاک عراق شدم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری تسنیم، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: س: خیلی خوش آمدید. پوردستان: بنده هم محضر جنابعالی و همکاران محترم شما و همچنین به پیشگاه ملت ولایت مدار ایران اسلامی عرض سلام و ادب و احترام دارم. یاد و خاطره تمامی شهیدان به ویژه شهدای دفاع مقدس را گرامی می داریم و به روح بلند و ملکوتی آنها درود می فرستیم. از خداوند بزرگ عاجزانه تقاضا می کنیم به همه مشتاقان توفیق ادامه راهشان را عنایت کند. س: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. پوردستان: خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. س: تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. س: رصد دقیق وجود دارد؛ پوردستان: بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. س: مرزهای شرقی به چه صورت است؟ پوردستان: مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ.ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. س: در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ پوردستان: امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. س: یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. پوردستان: قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. س: در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ پوردستان: در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. س: خودتان شخصا وارد شدید؟ پوردستان: بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. س: در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. س: اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. س: تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. س: یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. س: ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ پوردستان: این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. س: در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ پوردستان: سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. س: این برطرف شد؟ پوردستان: بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. س: این طراحی خودمان است؟ پوردستان: بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. س: برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ پوردستان: امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. س: عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ پوردستان: عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. س: این پیامی در عرصه نظامی دارد. پوردستان: بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. س: نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ پوردستان: این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. س: ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. س: داوطلب می شوند؟ پوردستان: بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. س: ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ پوردستان: آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. س: افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ پوردستان: بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. س: دلاورانه هم جنگیدند. پوردستان: بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. س: رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ پوردستان: قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. س: رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ پوردستان: در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. س: حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ پوردستان: اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. س: از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ پوردستان: سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. س: همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) س: اهل کجا هستید؟ پوردستان: من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. س: مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. س: چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ پوردستان: خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کنم اینها را خاش یا ایرانشهر بردم. عصرها کنار هم بودیم. البته غافل از خانواده نبودم. با توجه به این شرایط، خیلی در کشور چرخیدیم. شاید بتوان ...

ادامه مطلب  

هنگام حمله داعش شخصا وارد خاک عراق شدم/ عربستان دست نیاز به سمت ایران دراز کرده است/ حمله به سپاه برای خلع سلاح نظام است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، امیر سرتیپ پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش پنج شنبه شب با حضور در برنامه دستخط، به سولات مختلفی در حوزه های مختلف پاسخ داد.متن کامل سخنان وی به شرح ذیل است: برای خیلی ها سوال است که الان در دایره کلی امنیت و حفظ امنیت و اقتدار کشور به خصوص در مرزهای ما چه بخش هایی در اختیار ارتش جمهوری اسلامی است و چه بخش هایی در اختیار و وظایف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. خدمت شما و ملت عزیز عرض کنم که در خصوص امنیت مرزها و آسمان کشور، مسئولیت سنگین و عظیمی بر عهده ارتش جمهوری اسلامی ایران است. اگر از نیروی زمینی شروع کنم بخش های زیادی از مرزهای غرب کشور در اختیار نیروی زمینی است. ماموریت کنترل آن با نیروی زمینی است. به ویزه آن بخشی که الان حساس ترین بخش ما است یعنی استان کرمانشاه ما همسایه استان دیاله عراق است و ما مطلع هستیم در استان دیاله تعداد زیادی از عناصر داعش به صورت متفرق حضور دارند. بعد از شکستی که در موصل برای داعشی ها پیش امد، بخشی به سمت سوریه و بخشی به سمت ارتفاعات همرین آمدند که در استان دیاله است. امروز مسئولیت سنگین کنترل این خط برعهده نیروی زمینی است که بحمدالله با توجه به بازدیدهایی که از سوی ستاد کل نیروهای مسلح شده، قابلیت و قدرت و استحکام خوبی را در این حوزه نیروی زمینی از خود نشان داده است. در حوزه های مرزهای هوایی و کنترل آسمان کشور، چشم بیدار آسمان کشور قرارگاه پدافند هوایی ما هست. ما یکسری کریدورهای پروازی داریم که هواپیمای سیویل وارد کشور شوند. همانند گیت هایی که وجود دارد. در آسمان هم گیت است و هواپیماها باید از آن گیت ها وارد کشور شوند. هواپیما برای کریدورهایی مشخص شده است و کوچک ترین تخلفی از این کریدورها باشد، توسط قرارگاه پدافند به همان هواپیمای مسافربری اخطار داده می شود که شما تخطی کردید و به کریدور خود بازگردید. اگر برنگشت بار دوم و بار سوم جنگنده ها را بلند می کند و برای آن می فرستد. اخطار اصلی به او می دهند که این کار انجام شود. تاکنون چنین موردی پیش امده است؟ بله. بارها و بارها پیش می آید. مثلا دو سال قبل هواپیمای ایساف از افغانستان بلند شد و می خواست در امارات بنشیند و از بالای فضای کشور ما عبور می کرد. خلبان خودش را هواپیمای مسافربری اعلام کرد. رادارها هم گرفته بودند که این هواپیمای 747 مسافربری است. از یک طریق دیگر، سیستم های ما به ما گفتند این یک هواپیمای نظامی است. نفراتی که آن هستند افسران و درجه داران آمریکایی و برای ایساف هستند. به خلبان اخطار داده شد که درست است که هواپیمای شما مسافربری است، اما نفرات شما نظامی هستند؛ خلبان استنکاف کرد، به او اخطار داده شد و نپذیرفت و جنگنده ها بلند شدند و هواپیما را در بندرعباس نشاندند. 180 نفر از افسران آمریکایی و افسرانی که وابسته به ایساف بودند از هواپیما پیاده شدند که این کار عظیمی بود که تا وزارت امور خارجه هم کشیده شد. می خواهم عرض کنم چنین فعالیت هایی در آسمان ایران رخ می دهد. رصد دقیق وجود دارد؟بله. بعد از حرکتی که مثلا در خلیج فارس انجام شد و ملوانان آمریکایی دستگیر شدند، این حرکتی بود که یک ساعت انجام شد اما تا 7 ساعت بعدش قرارگاه پدافند با جنگنده های آمریکایی درگیر بودند که می خواستند جزیره فارسی را بمباران کنند که موشک های s200 و بقیه موشک ها، بر روی هواپیماهای امریکایی تمرکز کردند و را اخطار کرده بودند که اگر شما از adiz ما یا fir ما بخواهید داخل بیایید، ما شلیک می کنیم. 8-7 ساعت پدافند با نیروهای امریکایی به طور مستقیم درگیر بودند. این بخشی از کارهایی است که ارتش انجام می دهد. بحث ریگی را نیروی هوایی با همکاری قرارگاه پدافند پیش بردند. وزارت اطلاعات اطلاع دادند که ریگی در این هواپیما نشسته است، اما نشاندن این هواپیما کار ساده ای نبود. این هواپیما از آسمان جنوبی کشور وارد شده و از بندرعباس رد شد. از همانجا جنگنده ها بلند شدند و از کنار این قرار گرفتند. 17 فروند هواپیما بلند شد. دو تانکر سوخت رسان بلند شد که این هواپیماها سوختگیری می کردند و کنار این حرکت می کردند. این هواپیما تا مشهد می رود و برمی گردد و در نهایت از بندرعباس می خواهد از مرز خارج شود. به جنگنده دستور تیراندازی داده می شود تا ببیند شما جدی هستید. وقتی خلبان مسافربری می بیند که تیراندازی می شود می نشیند. می گویند می خواهید بنشینید چرخ ها را باز کنید تا ما مطمئن شویم. ارتفاع خود را کم کنید و در نهایت در بندرعباس می نشیند که ریگی دستگیر می شود. چنین کار مشترکی انجام می شود. این در حوزه دفاع از آسمان کشور است که انصافاً ظرفیت بسیار خوبی در مجموعه قرارگاه پدافند و در نیروی هوایی وجود دارد. نیروی دریایی هم اقتصاد دریایی را... تا خلیج عدن دزدی دریایی نداریم. مرزهای شرقی به چه صورت است؟ مرزهای شرقی مسئولیتش با برادران سپاه است و یک بخشی با مرزبانی است. در مرز جنوب شرق کشور که حرکت گروهک ها را داریم که مسئولیت با برادران سپاه است. مرز شمال غرب هم با درگیری پژاک و پ. ک.ک را داریم که باز هم مسئولیت با برادران سپاه است. در همین حوزه هم یگان های هوانیروز ما هستند که پشتیبانی می کنند. ما قرارگاهی را در زاهدان زدیم که برادران سپاه را پشتیبانی می کند. در شمال غرب هم بالگردهای ارتش هستند که پشتیبانی می کنند و در این راه شهدای زیادی دادند. وحدت و همدلی بین ارتش، سپاه و ناجا خیلی قشنگ اتفاق می افتد. این که می گویم آسمان کشور، بخشی از رادارها و موشک های پدافند هوایی مربوط به برادران سپاه هست اما همه تحت شبکه یکپارچه مجموعه پدافند هوایی در اختیار ارتش است کنترل می شود. در جایی گفته بودید مناسب با تهدیدهای دشمن ظرفیت های جدیدی در نیروهای مسلح ایجاد می شود. خبرش آمد که 5 تیپ واکنش سریع را ارتش تشکیل داده و 5 تیپ واکنش سریع را سپاه تشکیل داده است. این دو 5 تیپ با چه هدفگذاری تشکیل شده است؟ امروز با چهره تازه ای از تهدید روبرو هستیم. بعد از سال 1991 که آمریکایی در منطقه وارد شدند، به عنوان یک مسئول عرض کنم که اینها برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران آمدند. امریکایی ها 14-13 سال ماندند و دست از پا درازتر از منطقه بیرون رفتند. راهبرد جدید خود را تعریف کردند که خودشان می گویند «جنگ ترکیبی» است. یعنی در این تاکتیک جدید جنگ ترکیبی دیگر عملیات تاخیری و فرسایشی ندارند؛ داعش را ایجاد کردند و بازیگران صحنه این جنگ سخت، داعش هستند. ما وظیفه داریم متناسب با مقابله با داعش و گروهک های تروریستی و تکفیری، خود را آماده کنیم. در این فضای جنگ های نیابتی بود که ستاد کل نیروهای مسلح دستور دادند ارتش 5 تیپ واکنش سریع یعنی 4 تا در نیروی زمینی و یکی در نیروی دریایی و 5 تیپ در سپاه پاسداران تشکیل شود. اینها تیپ های واکنش سریع هستند یعنی قابلیت انعطاف و تابنده خیلی بالایی دارند. قدرت آتش بالایی دارند. بالگردهایی در اختیار آنها است. در کوتاه ترین زمان ممکن می توانند در منطقه حاضر شوند و اجرای ماموریت کنند. البته این ابتدای کار است و بنا است تمامی یگان ها متناسب با این یگان ها آماده شوند. یعنی ممکن است این 5 تیپ افزایش یابد. قطعا این 5 تیپ بیشتر خواهد شد. امروز هم در مجموعه نیروی زمینی بسترسازی شده است که ان شاالله همه یگان ها به سمت یگان واکنش سریع بروند. در زمان حمله داعش به عراق و نزدیک شدن به مرزهای ما فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بودید که حرف های گفتنی بسیاری از آن زمان دارید که الان بتوان گفت. بخش هایی را هم قبلا گفتید. آیا چیزهایی را دارید که تاکنون نگفتید و جالب باشد برای مردم که بدانند. اصلا چطور در جریان قرار گرفتید و چطور حرکت کردید و چه تدابیری را اندیشیدید؟ در سال 93 که داعش در مرزهای ما آمد، خرداد ماه 93، به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان را پشت سر گذاشتند. از استان الانبار به استان دیاله در سعدیه و جلولا آمد. به ما اطلاع دادند که داعش در سعدیه و جلولا آمده است. بلافاصله ما در مرز حاضر شدیم. تعدادی تیپ در مرز داشتیم. تعدادی از تیپ ها را بلافاصله در مرز مسقر کردیم. برای ما مشخص نبود که موقعیت داعش کجا است. عناصر اطلاعاتی ما چون حمله بسیار سریع انجام شد نمی توانستند دقیق مشخص کنند که موقعیت داعش کجا است. ما بهتر دیدیم اولین بار خود برای شناسایی برویم. همان ظهر برنامه ریزی کردیم که یک بالگرد 214 با دو تا 209 که محافظ بودند داخل خاک عراق بروند البته این را پیش بینی کردیم که تیمی پشت مرز بگذاریم که اگر احیاناً بالگردها را زدند یا مجبور به فرود اضطراری شدیم این بالگردها سریع بتوانند جمع کنند. خودتان شخصا وارد شدید؟ بله. اولین نفری بودم که رفتم. این کار انجام شد. ما تا نزدیکی سعدیه و جلولا رفتیم. موقعیت مشخص شد که دشمن در سعدیه و جلولا است و جلوتر نیامده است. البته ما با ارتفاع پائین می رفتیم و آمادگی هم داشتیم. حتی یکسری توپخانه ها را آماده کردیم که اگر درگیری شد، پشت هدف را بزنند. این کار انجام شد و شناسایی کردیم و بلافاصله با نظر ستاد کل این خط قرمز 40 کیلومتر را ترسیم کردیم و گفتیم از این 40 کیلومتر هر نیرویی بیاید ما با او درگیر می شویم و می زنیم. بلافاصله بعد از آن هم خلبانان رفتند و بازدید کردند، حتی تا رده فرماده گروهان و فرمانده دسته را بردیم با هماهنگی مرزبانی عراق وارد خاک عراق کردیم و با gps نقاطی را مشخص کردیم که اگر حرکتی به سمت مرز بیاید آتش باری شود و با گلوله باران آنها را از بین ببریم که بالگردها هم آماده بودند. نیروی هوایی هم برای بمباران آماده بود. در آن برهه شنیده شد که دو عملیات هوایی جنگنده های ما به مواضع داعش داشتند و دو عملیات هم هوانیروز داشت. این مطلب درست است؟ پوردستان: هوانیروز بیشتر عملیات شناسایی می کرد. عملیاتی که هوانیروز انجام داد نیرویی برای شناسایی نیامده بود، اما نیروی هوایی خارج از 40 کیلومتر نقاط تجمعی داشتند که رفتند و بمباران کردند. منتشر نشد. اثرات چه بود؟ پوردستان: بسیار خوب بود. تصمیم گیری چگونگی مقابله با داعش که شما اشاره کردید و تصمیم گیری های خاص بود، در چه سطوحی گرفته می شود؟ پوردستان: در سطح ستاد کل است. ستاد کل هماهنگ کننده تمام این عملیات ها است. هیچ کدام از سازمان ها یعنی نه ارتش و نه سپاه راساً خودشان تصمیم گیری نمی کنند. یک کار دیگر داعش این است که چون به مقابله ما برخورد کرده است بر اساس یک راهبردی عمل می کند که نتانیاهو مطرح کرده است. نتانیاهو می گوید همیشه کنار جمهوری اسلامی ایران باید یک شعله آتشی روشن باشد. اگر در غرب کشور این شعله روشن نشد به شرق کشور ببرید. الان داعش به افغانستان استان لنگرهار آمده است. یک بخشی از طالبان هم با او بیعت کردند. البته هنوز نزدیک مرزهای ما نیستند بلکه نزدیک مرز پاکستان هستند. دنبال محل استقرار هستند. یعنی افغانستان را دقیق رصد می کنیم؟ پوردستان: بله. اشراف اطلاعاتی بسیار خوبی در مجموعه افغانستان وجود دارد. هم سپاه قدس حضور دارند و هم نیروهای اطلاعاتی ما حضور دارند. نفراتی که در افغانستان حضور دارند و اطلاعات را می آورند. اشراف اطلاعاتی کامل در مجموعه داعش داریم. ممکن است انجا هم خط قرمزی برای داعش تعریف کنید؟ این خط قرمز 40 کیلومتری برای تمامی مرزهای ایران است. اگر داعش مرزهای شرقی ما بیاید قطعاً برخورد خواهد شد. به یاد دارم وابسته نظامی پاکستان را خواستم و گفتم خبر داریم داعش در کشور شما هستند و باید اینها را جمع کنید. گفتم اگر حرکتی انجام دادیم شما گله مند نشوید. ایشان تکذیب کرد و گفتند چنین نیست و اگر باشد ما برخورد می کنیم. یعنی ما اول اخطار به کشور متبوع اخطار می دهیم که اگر می توانید جلوی آن را بگیرید و اگر نمی توانید ما اقدام می کنیم. در مورد پدافند چیزی را اشاره کردید که البته مصلحت نیست بگوئیم، ولی آنچه جلوی چشم مردم اتفاق افتاده است جالب است که بپرسیم، چند باری پیش آمد در همین تهران از نظر قدرت و دقت پدافند که گفتید که مایه قوت قلب است، موجود یا پرنده ای دیده شد که سریعاً سیستم پدافندی ما اقدام کردند. مردم هم نگران که این چه بود؟ این واقعا چطور اتفاق می افتد؟ سیستم های راداری که ما داریم عمدتاً برای پرنده هایی است که با آر سی اس بالا هستند. برای ریزپرنده ها طراحی نشده بود. این نقصی بود که داشتیم. این برطرف شد؟ بله. این را حتما باید با رویت چشمی دیدبان می دید و به سمت آن تیراندازی می کرد. بحمدالله توسط سازمان تحقیقات و جهاد خودکفایی هم نیروی زمینی ارتش و هم قرارگاه پدافند، یکسری سلاح هایی درست شد که با امواج الکترومغناطیس کار می کنند و خیلی راحت با پرتاب و تابش امواج الکترومغناطیس کاری می کنند که ریزپرنده بنشیند و نیازی به تیراندازی سلاح ها نباشد. این طراحی خودمان است؟ بله. بارها و بارها این در میدان تست شده است. واقعا جوانانی این را ساختند که مایه افتخار کشور هستند. برای مردم جالب است که از زبان جانشین فرمانده کل ارتش بدانند جایگاه ارتش جمهوری اسلامی ایران و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در منطقه چه جایگاهی است؟ امروز به حمدالله به سطح قابل قبولی از بازدارندگی رسیدیم. یعنی دشمن می داند اگر بخواهد ضربه اول را وارد کند، ضربه دوم که ضربه ما است به مراتب کوبنده تر و مهلک تر است. این قابلیت تهاجمی ما است که سبب شد استکبار نتواند حرکتی را انجام دهد. من به عنوان یک آدم مسئول عرض می کنم که گزینه های روی میز امریکا حقیقتاً روی میز بود، ولی جرات اجرا کردن و پیاده کردن آن را نداشت. عربستان با خریدهایی که جدیداً انجام داد تبلیغات زیادی دارد. عربستان کجای صحنه در منطقه است؟ عربستان با این طوفان قاطعیتی که در یمن راه انداخت نشان داد ظرفیت عملیاتی ندارد. یک حجم عظیمی از سلاح های زمینی و هوایی و دریایی در کشوری همانند عربستان جمع شده و تمامی افسران آن فارغ التحصیلان دانشگاه های امریکا یا ایتالیا و انگلیس و فرانسه هستند اما ما ظرفیت عملیاتی ندیدیم. یعنی طوری شد که دستش را به سمت کشورهای دیگر دراز کرد. از مراکش، پاکستان و جاهای دیگر سرباز آورد و در میدان نبرد وارد کرد. این پیامی در عرصه نظامی دارد. بله. عربستان دنبال مسئله و راهی است که محترمانه از منجلابی که در یمن برای خود درست کرده است خارج شود و به همین خاطر است که دست نیاز به سمت کشورهای منطقه دراز کرده است و به نوعی دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی ایران دراز کرده است که کمک بگیرد تا محترمانه از منجلاب که درست کرده است خارج شود. نکته آخر که گفتید دست نیاز به سمت جمهوری اسلامی دراز کرده است یعنی خبری هست؟ این کار سیاسیون است که من در این حوزه نمی خواهم وارد شوم اما شواهد و قرائن این را نشان می دهد. ارتش جمهوری اسلامی جضور مستشاری در سوریه دارد؟ پوردستان: بله. الحمدالله حضور فعال و خوبی را نفرات داوطلب ما به صورت مستشاری در کنار برادران عزیز سپاه دارند. داوطلب می شوند؟ بله. ما امروز با انبوه داوطلبان مواجه هستیم که نمی دانیم چه جوابی به انها بدهیم. اگر درها باز شود من فکر می کنم آماری که از ایران به سمت سوریه خواهند رفت قطعاً از آمار ارتش سوریه بیشتر خواهد شد. این را صادقانه عرض می کنم، چند روز همدان بودم. بازدیدی داشتیم. افسر پدافند هوایی ساعت ها بیرون ایستاده بود و می گفت من فقط می خواهم امیر را ببینم تا من آمدم دست در گردن من انداخت و با گریه خواست که من را به سوریه بفرستید. گفتم پسرم صبر کنید به نوبت می فرستیم. می خواهم عرض کنم چنین روحیه ای در بین نیروهای ما وجود دارد. خلبانان ما با چه انگیزه هایی داوطلب هستند که این کار را انجام دهند. ارتش چند شهید مدافع حرم تقدیم کرده است؟ آخرین مدافعی که ماه گذشته بود، هشتمین مدافع حرم بود که به شهادت رسید. از یگان های مستقر در شرق کشور بود که در سوریه به شهادت رسید. از کارکنان توپخانه ما بودند. افرادی که اوایل شهید شدند از تکاورهای ما بودند؟ بله. 4 نفر از بچه های تیپ نوهد بودند و بقیه از یگان های مختلف نیروی زمینی بود. یکی از تیپ 45 و دیگری از جای دیگر بود. دلاورانه هم جنگیدند؟بله. خبر را گرفتیم بحمدالله نزدیک به 300 نفر از النصره کشته شدند. خود فرمانده سپاه که بچه های ما زیر امر آنها انجام وظیفه می کردند، می گفتند فتح المبین دیگری در اینجا خلق کردید. رزمایش جدیدی را پیش رو خواهیم داشت؟ قطعا. در سال هر نیروی ما باید چند رزمایش انجام دهد. در مجموعه ارتش ما رزمایش را از رده تیپ داخل به بالا می گوییم. یعنی این کار انجام می شود. مثلا در مجموعه نیروی زمینی مثال بزنم. یک گروهان وقتی آموزشش تمام می شود باید آزمایش گروهان بدهد. یعنی در میدان برود و تمام تکنیک ها و تاکتیک ها را پیاده کند. این گردان در قالب گردان وارد می شود و گردان باید یک مرحله آموزش را انجام دهد و بعد وارد میدان شود. بعد این 5-4 گردان در کنار هم تیپ را تشکیل می دهند. این رزمایش ها معمولاً هم در حوزه های عمومی انجام می شود، یعنی همه رسته ها با هم انجام می دهند و هم در حوزه های تخصصی است. امسال هم برنامه ریزی شده است، هم نیروی زمینی و هم نیروی هوایی و هم نیروی دریایی و هم قرارگاه پدافند رزمایش هایی را خواهند داشت. رزمایش با کشورهای خارجی نخواهیم داشت؟ در حوزه نیروی دریایی فعلا این رزمایش ها وجود دارد. رزمایشی با پاکستانی ها، چینی و احتمالا با روس ها خواهیم داشت. رزمایش ها به صورت امداد و نجات است. در حوزه دریای خزر هم انجام می شود. حادثه دلخراش اتوبوس سربازان اتفاق افتاد که شما از آن به بعد دستور دادید که این جابجایی ها به صورت ریلی انجام شود. بعد از این، دیگر حادثه ای نداشتیم؟ اینها حوادثی است که حقیقتا از ید ما خارج است. مجموعه سربازانی که می آیند زیاد است و این سربازان ابتدا در حوزه های نظام وظیفه وارد می شوند. در حوزه نظام وظیفه اینها به پادگان های مختلف تقسیم می شوند. به ارتش و سپاه و ... تقسیم می شوند. اینها توسط اتوبوس های شهری این کار انجام می دهند. یعنی سازمان نظام وظیفه با ترمینال های شهری قرارداد می بندد و تا 200 – 300 دستگاه اتوبوس می آید و این سربازان را سوار می کند و به شهرهای تقسیمی خود می برند. بعد از آن یک تفاهم نامه ای را با پلیس راه منعقد کردیم، زمانی که سربازان بخواهند به مرخصی بروند، به پلیس راه اطلاع رسانی می شود و پلیس راه برای اینها اسکورت می گذارد که راننده تخلف نکند، راننده سرعت بیش از حد نرود. یکی از دلایل سقوط اتوبوس سربازان سرعت از بیش حد راننده بود که نتوانست کنترل کند. یک تمهیدات اینچنینی انجام شد. استفاده از ناوگان ریلی هم هست. جاهایی که خط آهن است سربازان را با آن وسایل می فرستیم. یک نکته ای را نباید بیان کنم ولی می خواهم ملت عنایت رهبری را بدانند که چقدر نسبت به سربازان عنایت دارند. به خاطر دارم در اولین شرفیابی محضر ایشان، زمان ارائه ما مشخص است که مثلا به ما می گویند 20 دقیقه صحبت کنید و ده دقیقه ای هم رهبری اگر مطلبی دارند، بیان کنند. بعد از آن هم اذان و نماز است. من خدمت ایشان رسیدم و مطالب را عرض کردم گفتم مطالب من باقی ماند و اجازه دارم بیان کنم؟ آقا اجازه دادند و من مطالب را ادامه دادم. مطالب من تمام شد. همین که مطالب من تمام شد، صدای اذان بلند شد. حضرت آقا نگاهی به پائین کردند و دیدم به اذان گوش می دهند. رو به من کردند و گفتند من عادت ندارم، موقع اذان چیزی بگویم اما باید این را به شما بگویم که به فکر سربازان باشید، سعی کنید متدین شوند و خوشبین و انقلابی بروند. عنایت ایشان سبب شد در این سال ها انصافاً کارهای خوبی در پادگان ها هم در ارتش و هم سپاه انجام شد. یعنی ما در پادگان ها افتادیم و آسایشگاه ها و سرویس حمام و سرویس بهداشتی و وسایل ورزشی و بومی سازی را پیگیری کردیم. از کجا با همسرتان آشنا شدید؟ سال 66 مقدمات فراهم شد و 67 ازدواج کردیم. ابتدا برادر همسر من به خواستگاری خواهر من آمدند. ایشان هم پاسدار در لشگر 7 ولیعصر در قرارگاه جنوب سپاه خدمت می کردند. همان بزرگواری که شهید شدند؟ پوردستان: خیر. برادر بزرگ همسر من در روزهای اول جنگ در خرمشهر شهید شدند. ایشان برادر سوم بودند که به خواستگاری خواهر من آمدند که این وصلت سبب شد، ما هم با خانواده ایشان آشنا شویم و با توجه به این که خانواده مذهبی و شهید بودند و همسر من عضو بسیج خواهران شهرشان بود از ایشان خواستگاری کردیم و وحدت ارتش و سپاه را در خانه هم تجلی دادیم. (می خندد) اهل کجا هستید؟ من خودم متولد اهواز هستم. اصالتاً دزفولی هستیم. زبان مادری من دزفولی است. مهریه چه بود؟ پوردستان: 12 سکه بهار آزادی با یک جلد کلام الله مجید بود. چقدر با حاج خانم صمیمی هستید؟ برای ایشان عاشقانه می نویسید؟ خیلی از پیشرفت های خود را مدیون صبر و بردباری ایشان هستم. الان می گویند مرخصی، من ماموریت که رفتم خانواده را با خودم بردم. مثلا می خواستم یگان های جنوب شرق را بازدید کنم اینها را خاش یا ایرانشهر بردم. عصرها کنار هم بودیم. البته غافل از خانواده نبودم. با توجه به این شرایط، خیلی در کشور چرخیدیم. شاید بتوان گفت ما تمام کشور را چرخیدیم. از ابتدا ازدواج که اهواز بودیم و به شیراز رفتیم، از شیراز به تهران آمدیم، از تهران به پسوه رفتیم؛ جایی که ناامن بود. از پسوه به خرم آباد رفتیم. از اینجا به مشهد رفتیم. از مشهد به تهران آمدیم و بعد به شیراز رفتیم و دوباره به تهران رفتیم. خیلی جابه جا شدیم. در این جابه جایی ها پخته شدیم، آب دیده ش ...

ادامه مطلب  

عکس/رقابت تیم های ارتش و سپاه با حریفان در مسابقات نظامی ۲۰۱۷  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، مسابقات نظامی (army games ۲۰۱۷) در سال ۲۰۱۷ با ۲۸ رشته از ۲۹ ژوئیه تا ۱۲ اوت (۷ الی۲۱ مرداد) در پنج کشور آذربایجان، بلاروس، قزاقستان، چین و روسیه آغاز شده و هم اکنون در حال برگزاری است.در رقابت های بخش تعمیرات و پشتیانی توپخانه که در شهر کورال چین برگزار می شود، تیمی از نیروی زمینی سپاه پاسداران به نمایندگی از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران حضور پیدا کرد که در ادامه تصاویر مربوط به رقابت این تیم در جریان مسابقات نظامی ۲۰۱۷ را می بینید.در بخش دیگری از این مسابقات غواصان نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، در مسابقات غواصی عمیق و نجات که در شهر سواستوپول روسیه برگزار می شد، شرکت کردند و به رقابت با حریفان خود پرداختند.در بخش دیگری از این رقابت ها و در بخش مساباقات پهپاد، تیمی از نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی بعنوان نماینده نیروهای مسلح ایرانی حضور دارد. این مسابقات به میزبانی شهر اوتار کشور قزاقستان برگزار شد.رقابت تیم های ارتش و سپاه با حریفان در مسابقات نظامی ۲۰۱۷ رقابت تیم های ارتش و سپاه با حریفان در مسابق ...

ادامه مطلب  

تغییر کاربری از برجام برای فرار از پاسخگویی  

درخواست حذف این مطلب
کمتر از70 روز مانده به انتخابات جامعه ایرانی هنوز نتوانسته دستاوردهای «عینی» برجام را احساس کند. دستاوردهای عینی (شعارهای هسته ای- تبلیغاتی) که دولت از دستیابی به آن عاجز بوده «بهبود آنی معیشت مردم» «لغو کامل تحریم ها» و « توسعه روابط تجاری- بانکی با کشورها» است. هر کدام از اعضای کابینه یازدهم برای «فرار دولت از پاسخگویی» و «دست برتر داشتن رئیس جمهور در مناظرات انتخاباتی» تلاش کردند از دستاوردهای عینی (محقق نشده برجام) عبور و دستاوردهای «شعاری- خیالی» برجام را برجسته کنند. به همین دلیل از اواسط پاییز به نظر می رسد دولتمردان طبق یک دستورال ...

ادامه مطلب  

آشنایی با ده سلاح برتر ارتش کره شمالی +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان؛ در این مطلب قصد داریم به بررسی قوی ترین سلاح های حال حاضر در کره شمالی بپردازیم. شاید در وهله اول شبیه طنز به نظر برسد اما قدرت ارتش کره شمالی آنقدر زیاد است که به هیچ عنوان نمی توان آن را نادیده گرفت حتی اگر برخی تجهیزات نظامی آنها قدیمی محسوب شود.شبه جزیره کره به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده است که در مساحتی به وسعت 250 کیلومتر در 4 کیلومتر از هم جدا شده اند و در این ناحیه آتش بس برقرار است و هیچگونه تجهیزات جنگی در این مساحت دیده نمی شود؛ این تقسیم بندی پس از جنگ داخلی کره در سال 1953 صورت گرفت و از آن زمان تاکنون برقرار است. کره شمالی از نظر مساحت حدود 120 هزار کیلومتر مربع بزرگتر از کره جنوبی است؛ با این حال شکل ظاهری شبه جزیره کره بسیار باریک به نظر می رسد چرا که این منطقه از 8400 کیلومتر خط ساحلی برخوردار است که 2500 کیلومتر آن متعلق به کره شمالی و 5900 کیلومتر دیگر متعلق به کره جنوبی است.از نظر تعداد نیروی حاضر در ارتش نیز کره شمالی بر همسایه جنوبی خود برتری دارد؛ ارتش کره شمالی از تسلیخات توپخانه ای، هوایی و زمینی قدرنمندی بهره می برد که به این تجهیزات باید یک میلیون نفر نیروی انسانی فعال در ارتش این کشور را نیز اضافه کرد. اگرچه تجهیزات نظامی کره شمالی قدیمی به شمار می آید و در مقابله با هر دشمنی احتمالا بازنده جنگ باشند اما با همین امکانات نیز قادر است شهرهای بزرگ کره جنوبی را با راکت ها و موشک های مخرب خود هدف قرار دهد.این آسیب پذیری به خاطر کوچکتر بودن مساحت کره جنوبی و فاصله کم پایتخت آن با منظقه آتش بس است؛ سئول تنها 60 کیلومتر با منطقه آتش بس بین دو کره فاصله دارد و این در حالی است که پایتخت کره شمالی یعنی پیونگ یانگ در فاصله 140 کیلومتری از این منطقه قرار گرفته و از حملات احتمالی کره جنوبی در امنیت بیشتری قرار دارد؛ بنابراین کره جنوبی برای مقابله با کره شمالی باید از موشک های دوربرد استفاده کند.اما معادلات منطقه با دستیابی کره شمالی به سلاح اتمی پیچیده شد؛ چرا که این کشور با دستیابی به بمب اتم قادر است هر کشوری را که قصد دخالت در امور داخلی این کشور را دارد، به سادگی تهدید کند. به نظر شما در این شرایط در صورت جنگ بین دو کره، کدام طرف برنده خواهد بود؟ در ادامه به بررسی 10 سلاح برتر کره شمالی که در زرادخانه های این کشور قرار دارند می پردازیم. با ما همراه باشید.10. توپ 170 میلی متری کوکسان m-1989 هویتزرگاهی سلاح های مرگبار لزوماً نباید خیلی از لحاظ فناوری پیشرفته باشند. قدرت بالای این سلاح ها می تواند برای هر دشمنی خطرناک باشد و عدم استفاده از تجهیزات الکترونیکی زیاد باعث مقاومت در برابر پارازیت های دشمن و جلوگیری از بروز اختلال در آنها می شود و به این تجهیزات امکان حضور مقتدرتر در میدان های جنگی که مملو از پالس های مزاحم و پارازیت است را می دهد.توپ کوکسان 170 میلی متری یکی از ادوات جنگی سنگین محسوب می شود که بر روی تانک بازطراحی شده تیپ 59 چین سوار می شود. لوله توپ کوکسان که قابلیت تغذیه خودکار را نیز دارد در بالای برجک تانک قرار گرفته و قادر است 12 موشک را با خود حمل کند. سرنشینان و دیگر موشک هایی که توسط این جنگ افزار حمل می شوند در قسمت مجزایی قرار دارند.با توجه به به کار گرفته نشدن فعالیت خودکار و کالیبر بالا در این توپ، در نتیجه نرخ آتش آن بسیار پایین است به طوری که قادر است 2 موشک در هر 5 دقیقه شلیک کند؛ بنابراین استفاده از این جنگ افزار برای شلیک های پیاپی و ماموریت های سریع مناسب نیست.مورد دیگری که می توان در مورد کوکسان گفت این است که این توپ فاقد قابلیت mrsi (شلیک همزمان چند موشک) است که از قدرت مانور آتش آن در میدان جنگ می کاهد. اما با همه این اوصاف فراموش نکنید که اگر از این جنگ افزار به درستی استفاده شود، قادر است خسارات سنگینی به دشمن وارد کند و از آنجایی که حداکثر برد آن 60 کیلومتر است، قادر است به سادگی پایتخت کره جنوبی را هدف قرار دهد. این جنگ افزار در زمان جنگ ایران و عرق به ایران صادر شد و شاهد عملکرد آن در این جنگ بودیم. 9. ضد هوایی بازطراحی شده سرفیس sa-13 | مجهز به zsu 23 و 4 ضد هواییاین ضد هوایی یک جنگ افزار سیار است که مجهز به چندین موشک های کوتاه برد شده است و برای محافظت از نیروهای زمینی در جنگ بسیار حیاتی است و برای هدف قرار دادن اهداف دور نیز به سیستم sam مجهز می شود. ضد هوایی اصلی و روسی sa-13 به 4 موشک sam که با امواج مادون قرمز هدایت می شد، مجهز بود و بر روی نفربرد چند منظوره mt-lb سوار می شد اما در نسخه بازطراحی شده و جدیدتری که کره شمالی آن را در اختیار دارد، شاهد استفاده از 8 موشک کوچکتر و مدرن تر هستیم که از لحاظ تئوری حجم آتش بر روی دشمن را دو برابر می کنند. این جنگ افزار، بسیار سبک است و امکان استفاده از آن در آب و خشکی وجود دارد و تمامی نیروهای خط مقدم جنگ می توانند از این جنگ افزار برای حفاظت از خود در برابر حملات هوایی دشمن استفاده کنند.ضدهوایی های قوی ارتش کره شمالی ممکن است از دیدگاه برخی کشورهای غربی قابل اعتنا قلمداد شوند اما کره شمالی برای دفاع هوایی خود تنها به استفاده از ضدهوایی اکتفا نکرده و از نیروی هوایی قدرتمند خود که برتر از بسیاری از هماتایان آسیایی خود است، نیز در این زمینه استفاده می کند.کره شمالی حدود 10000 ضدهوایی از انواع مختلف در اختیار دارد که قوی ترین آنها zsu-23-4 شیلیکا محسوب می شود. 4 آتشبار 23 میلی متری که توسط یک رادار هدایت می شوند در این ضدهوایی نصب شده اند و با نرخ 4000 گلوله در دقیقه قادر است آسمان را برای هر جنگنده دشمن که در ارتفاع پایین پرواز کند، نا امن کند. قابلیت سیار بودن این ضدهوایی، امکان حضور ان در خط مقدم جنگ و کمک به نیروها را می دهد و از این ضدهوایی مرگبار در نیروی هوایی کره شمالی نیز استفاده می شود.8. قایق موشکی کلاس نونگوکره شمالی تاکنون هیچ درگیری جدی در دریا با کشور متخاصم نداشته است و برای رویارویی با هر دشمن احتمالی که از سطح دریا به مرزهای این کشور تجاوز کند باید از زیردریایی و قایق هایی که قابلیت حمل لانچر موشک های مختلف را دارند استفاده کند. قایق های کلاس نانگو از جمله قایق های تندرو و کوچک و ارزانی محسوب می شوند که با ابزراهای مختلف برای پرتاب موشک به سمت دشمن تجهیز شده اند. طراحی این قایق ها شبیه کشتی های تیپ ses است که مانند یک هاورکرافت عمل می کنند. این قایق حدود 200 تن وزن دارد و سرعتی حدود 92 کیلومتر در ساعت دارد که رهگیری آن توسط زیردریایی ها را بسیار دشوار می کند.این قایق جنگی به صورت رادارگریز طراحی شده است و با ظاهر شبح واری که دارد، شناسایی آن به وسیله رادارهای دشمن بسیار دشوار خواهد بود. با توجه به اندازه این قایق، جنگ افزارهای سنگینی بر روی آن سوار می شوندکه برای حملات ناگهانی و گروهی به ناوگان دریایی دشمن کافی به نظر می رسد. این قایق جنگی از یک آتش بار 76 میلی متری اصلی و 4 موشک ضد کشتی kh-35 با برد 120 کیلومتر و یک آتشبار گاتلینگ 30 میل متری بهره می برد. نسخه دیگری از آتشبار 30 میلی متری گاتلینگ در تصویر فوق به نمایش در آمده است.در حال حاضر نیز تنها 6 نمونه از این قایق های جنگی به صورت عملیاتی در ناوگان نیروی دریایی کره شمالی فعال هستند که به واسطه قدرت مانور بالا و آتش سنگینی که دارند، زمزمه هایی مبنی بر تولید انبوه آنها نیز به گوش می رسد.7. میگ 29s فولکروماین جنگنده به عنوان مدرن ترین و پیشرفته ترین جنگنده حال حاضر در نیروی هوایی کره شمالی که به نیروی هوایی خلق کره(kpaf) نیز معروف است، به شمار می آید چرا که بقیه جنگنده های حاضر در نیروی هوایی کره شمالی از رده خارج شده اند و قدیمی محسوب می شوند. کره شمالی در زمان شوروی سابق تعداد 17 میگ 29s را از آن کشور در سال 1988 خریداری کرد که اکنون آن هواپیماها نقش تعیین کننده ای در دفاع هوایی این کشور بازی می کنند.البته این تعداد میگ 29s با 200 میگ قدیمی دیگر از جمله میگ 21 و میگ 23 در نیروی هوایی کره شمالی حضور دارند که دو مورد آخر هیچ شانسی در رویارویی با جنگنده های مدرن کنونی دیگر کشورها ندارند. میگ 29 از موتور دوقلو بهره می برد و از جمله جنگنده های نسل چهارم به شمار می رود که در انجام هر گونه مانور هوایی بسیار عالی عمل می کنند.وزن جنگ افزارهایی که توسط این جنگنده حمل می شود زیاد نیست چرا که 6 موشک هوا به هوا در زیر بالهای آن قرار گرفته و یک تانک سوخت نیز در قسمت زیر هواپیما تعبیه شده است. انواع مختلفی از میگ 29 به کره شمالی صادر شده است که تنها در نبردهای هوایی اثرگذار هستند و در در صورت حمله زمینی به پایگاه هوایی، از قابلیت های پایینی برخوردارند. استفاده از موشک های هوا به هوای r-60 و r-27 در این جنگنده دیده شده است که مدرن ترین نوع موشک های هوا به هوا در جدول تجهیزات نظامی کره شمالی به شمار می روند. کنترل عملیات نظامی میگ های 29 کره شمالی توسط پایگاه هوایی کومسانگ گارد که در حوالی پیونگ یانگ قرار دارد، انجام می شود. البته گزارش های زیادی از رسانه های غربی منتشر شده است که در آنها با توجه به تجربه کم خلبانان این هواپیماها، به بی خطر بودن نیروی هوایی کره شمالی اشاره شده است. اما این در حالی است که همواره از هواپیماهای میگ 29s و خلبانان آنها در بهترین شرایط حفاظت می شود تا در صورت نیاز بتوانند در برابر حملات احتمالی واکنش خوبی از خود نشان دهند.یکی از کارهای اصلی که میگ 29 قادر به انجام آن است، اعلام هشدار سریع به دشمن(qra) است به طوری که با این اعلان خطر، بقیه ناوگان هوایی از وجود خطر مطلع می شوند و برای کمک به منطقه اعزام می شوند.با اینکه کیفیت تمرینات، خدمات و در دسترس بودن این جت ها در بهترین شرایط نیست اما همین حد نیز برای رویارویی با دشمنان در تجاوز هوایی به کره شمالی کافی به نظر می رسد. اما در عصری که جنگ افزارها عمدتا به سیستم رهگیری awacs هستند، احتمالا میگ 29 های کره شمالی در شلیک موفق به حتی یک هدف نیز ناکام بمانند و تنها امیدشان برای دقاع از سرزمینشان به نیروی زمینی خواهد بود.6. kn-09 mlrsاین جنگ افزار یکی از آخرین نمونه از ادوات جنگی است که توسط کره شمالی به تازگی رونمایی شده است و هر دشمنی در فاصله 200 کیلومتری باید از این نوع موشک انداز هراس داشته باشد. kn-09 در واقع نوعی موشک انداز چندتایی است که به 8 راکت با کالیبر 300 میلی متری مجهز شده است که بر روی یک ماشین شش چرخ ساخت ...

ادامه مطلب  

10سلاح برتر ارتش کره شمالی +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
در این مطلب قصد داریم به بررسی قوی ترین سلاح های حال حاضر در کره شمالی بپردازیم. شاید در وهله اول شبیه طنز به نظر برسد اما قدرت ارتش کره شمالی آنقدر زیاد است که به هیچ عنوان نمی توان آن را نادیده گرفت حتی اگر برخی تجهیزات نظامی آنها قدیمی محسوب شود.به گزارش صدخبر وقتی در مورد کشور کره صحبت می کنیم، اولین چیزی که به ذهن می رسد گجت های الکترونیکی بی شماری است که در این کشور ساخته می شود؛ اما اشتباه نکنید چرا که آن کشور مورد اشاره، کره جنوبی نام دارد اما در این مقاله قصد داریم در مورد همسایه معروفش کره شمالی صحبت کنیم که سخنرانی های رهبر آن، به سرعت سرتیتر تمامی خبرگزاری های جهان می شود. در این مطلب قصد داریم به بررسی قوی ترین سلاح های حال حاضر در کره شمالی بپردازیم. شاید در وهله اول شبیه طنز به نظر برسد اما قدرت ارتش کره شمالی آنقدر زیاد است که به هیچ عنوان نمی توان آن را نادیده گرفت حتی اگر برخی تجهیزات نظامی آنها قدیمی محسوب شود.شبه جزیره کره به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده است که در مساحتی به وسعت 250 کیلومتر در 4 کیلومتر از هم جدا شده اند و در این ناحیه آتش بس برقرار است و هیچگونه تجهیزات جنگی در این مساحت دیده نمی شود؛ این تقسیم بندی پس از جنگ داخلی کره در سال 1953 صورت گرفت و از آن زمان تاکنون برقرار است. کره شمالی از نظر مساحت حدود 120 هزار کیلومتر مربع بزرگتر از کره جنوبی است؛ با این حال شکل ظاهری شبه جزیره کره بسیار باریک به نظر می رسد چرا که این منطقه از 8400 کیلومتر خط ساحلی برخوردار است که 2500 کیلومتر آن متعلق به کره شمالی و 5900 کیلومتر دیگر متعلق به کره جنوبی است.از نظر تعداد نیروی حاضر در ارتش نیز کره شمالی بر همسایه جنوبی خود برتری دارد؛ ارتش کره شمالی از تسلیخات توپخانه ای، هوایی و زمینی قدرنمندی بهره می برد که به این تجهیزات باید یک میلیون نفر نیروی انسانی فعال در ارتش این کشور را نیز اضافه کرد. اگرچه تجهیزات نظامی کره شمالی قدیمی به شمار می آید و در مقابله با هر دشمنی احتمالا بازنده جنگ باشند اما با همین امکانات نیز قادر است شهرهای بزرگ کره جنوبی را با راکت ها و موشک های مخرب خود هدف قرار دهد. این آسیب پذیری به خاطر کوچکتر بودن مساحت کره جنوبی و فاصله کم پایتخت آن با منظقه آتش بس است؛ سئول تنها 60 کیلومتر با منطقه آتش بس بین دو کره فاصله دارد و این در حالی است که پایتخت کره شمالی یعنی پیونگ یانگ در فاصله 140 کیلومتری از این منطقه قرار گرفته و از حملات احتمالی کره جنوبی در امنیت بیشتری قرار دارد؛ بنابراین کره جنوبی برای مقابله با کره شمالی باید از موشک های دوربرد استفاده کند.اما معادلات منطقه با دستیابی کره شمالی به سلاح اتمی پیچیده شد؛ چرا که این کشور با دستیابی به بمب اتم قادر است هر کشوری را که قصد دخالت در امور داخلی این کشور را دارد، به سادگی تهدید کند. به نظر شما در این شرایط در صورت جنگ بین دو کره، کدام طرف برنده خواهد بود؟ در ادامه به بررسی 10 سلاح برتر کره شمالی که در زرادخانه های این کشور قرار دارند می پردازیم. با ما همراه باشید.10. توپ 170 میلی متری کوکسان m-1989 هویتزرگاهی سلاح های مرگبار لزوماً نباید خیلی از لحاظ فناوری پیشرفته باشند. قدرت بالای این سلاح ها می تواند برای هر دشمنی خطرناک باشد و عدم استفاده از تجهیزات الکترونیکی زیاد باعث مقاومت در برابر پارازیت های دشمن و جلوگیری از بروز اختلال در آنها می شود و به این تجهیزات امکان حضور مقتدرتر در میدان های جنگی که مملو از پالس های مزاحم و پارازیت است را می دهد. توپ کوکسان 170 میلی متری یکی از ادوات جنگی سنگین محسوب می شود که بر روی تانک بازطراحی شده تیپ 59 چین سوار می شود. لوله توپ کوکسان که قابلیت تغذیه خودکار را نیز دارد در بالای برجک تانک قرار گرفته و قادر است 12 موشک را با خود حمل کند. سرنشینان و دیگر موشک هایی که توسط این جنگ افزار حمل می شوند در قسمت مجزایی قرار دارند. با توجه به به کار گرفته نشدن فعالیت خودکار و کالیبر بالا در این توپ، در نتیجه نرخ آتش آن بسیار پایین است به طوری که قادر است 2 موشک در هر 5 دقیقه شلیک کند؛ بنابراین استفاده از این جنگ افزار برای شلیک های پیاپی و ماموریت های سریع مناسب نیست. مورد دیگری که می توان در مورد کوکسان گفت این است که این توپ فاقد قابلیت mrsi (شلیک همزمان چند موشک) است که از قدرت مانور آتش آن در میدان جنگ می کاهد. اما با همه این اوصاف فراموش نکنید که اگر از این جنگ افزار به درستی استفاده شود، قادر است خسارات سنگینی به دشمن وارد کند و از آنجایی که حداکثر برد آن 60 کیلومتر است، قادر است به سادگی پایتخت کره جنوبی را هدف قرار دهد. این جنگ افزار در زمان جنگ ایران و عرق به ایران صادر شد و شاهد عملکرد آن در این جنگ بودیم. 9. ضد هوایی بازطراحی شده سرفیس sa-13 | مجهز به zsu 23 و 4 ضد هواییاین ضد هوایی یک جنگ افزار سیار است که مجهز به چندین موشک های کوتاه برد شده است و برای محافظت از نیروهای زمینی در جنگ بسیار حیاتی است و برای هدف قرار دادن اهداف دور نیز به سیستم sam مجهز می شود. ضد هوایی اصلی و روسی sa-13 به 4 موشک sam که با امواج مادون قرمز هدایت می شد، مجهز بود و بر روی نفربرد چند منظوره mt-lb سوار می شد اما در نسخه بازطراحی شده و جدیدتری که کره شمالی آن را در اختیار دارد، شاهد استفاده از 8 موشک کوچکتر و مدرن تر هستیم که از لحاظ تئوری حجم آتش بر روی دشمن را دو برابر می کنند. این جنگ افزار، بسیار سبک است و امکان استفاده از آن در آب و خشکی وجود دارد و تمامی نیروهای خط مقدم جنگ می توانند از این جنگ افزار برای حفاظت از خود در برابر حملات هوایی دشمن استفاده کنند. ضدهوایی های قوی ارتش کره شمالی ممکن است از دیدگاه برخی کشورهای غربی قابل اعتنا قلمداد شوند اما کره شمالی برای دفاع هوایی خود تنها به استفاده از ضدهوایی اکتفا نکرده و از نیروی هوایی قدرتمند خود که برتر از بسیاری از هماتایان آسیایی خود است، نیز در این زمینه استفاده می کند. کره شمالی حدود 10000 ضدهوایی از انواع مختلف در اختیار دارد که قوی ترین آنها zsu-23-4 شیلیکا محسوب می شود. 4 آتشبار 23 میلی متری که توسط یک رادار هدایت می شوند در این ضدهوایی نصب شده اند و با نرخ 4000 گلوله در دقیقه قادر است آسمان را برای هر جنگنده دشمن که در ارتفاع پایین پرواز کند، نا امن کند. قابلیت سیار بودن این ضدهوایی، امکان حضور ان در خط مقدم جنگ و کمک به نیروها را می دهد و از این ضدهوایی مرگبار در نیروی هوایی کره شمالی نیز استفاده می شود.8. قایق موشکی کلاس نونگوکره شمالی تاکنون هیچ درگیری جدی در دریا با کشور متخاصم نداشته است و برای رویارویی با هر دشمن احتمالی که از سطح دریا به مرزهای این کشور تجاوز کند باید از زیردریایی و قایق هایی که قابلیت حمل لانچر موشک های مختلف را دارند استفاده کند. قایق های کلاس نانگو از جمله قایق های تندرو و کوچک و ارزانی محسوب می شوند که با ابزراهای مختلف برای پرتاب موشک به سمت دشمن تجهیز شده اند. طراحی این قایق ها شبیه کشتی های تیپ ses است که مانند یک هاورکرافت عمل می کنند. این قایق حدود 200 تن وزن دارد و سرعتی حدود 92 کیلومتر در ساعت دارد که رهگیری آن توسط زیردریایی ها را بسیار دشوار می کند. این قایق جنگی به صورت رادارگریز طراحی شده است و با ظاهر شبح واری که دارد، شناسایی آن به وسیله رادارهای دشمن بسیار دشوار خواهد بود. با توجه به اندازه این قایق، جنگ افزارهای سنگینی بر روی آن سوار می شوندکه برای حملات ناگهانی و گروهی به ناوگان دریایی دشمن کافی به نظر می رسد. این قایق جنگی از یک آتش بار 76 میلی متری اصلی و 4 موشک ضد کشتی kh-35 با برد 120 کیلومتر و یک آتشبار گاتلینگ 30 میل متری بهره می برد. نسخه دیگری از آتشبار 30 میلی متری گاتلینگ در تصویر فوق به نمایش در آمده است. در حال حاضر نیز تنها 6 نمونه از این قایق های جنگی به صورت عملیاتی در ناوگان نیروی دریایی کره شمالی فعال هستند که به واسطه قدرت مانور بالا و آتش سنگینی که دارند، زمزمه هایی مبنی بر تولید انبوه آنها نیز به گوش می رسد.7. میگ 29s فولکروماین جنگنده به عنوان مدرن ترین و پیشرفته ترین جنگنده حال حاضر در نیروی هوایی کره شمالی که به نیروی هوایی خلق کره(kpaf) نیز معروف است، به شمار می آید چرا که بقیه جنگنده های حاضر در نیروی هوایی کره شمالی از رده خارج شده اند و قدیمی محسوب می شوند. کره شمالی در زمان شوروی سابق تعداد 17 میگ 29s را از آن کشور در سال 1988 خریداری کرد که اکنون آن هواپیماها نقش تعیین کننده ای در دفاع هوایی این کشور بازی می کنند.البته این تعداد میگ 29s با 200 میگ قدیمی دیگر از جمله میگ 21 و میگ 23 در نیروی هوایی کره شمالی حضور دارند که دو مورد آخر هیچ شانسی در رویارویی با جنگنده های مدرن کنونی دیگر کشورها ندارند. میگ 29 از موتور دوقلو بهره می برد و از جمله جنگنده های نسل چهارم به شمار می رود که در انجام هر گونه مانور هوایی بسیار عالی عمل می کنند. وزن جنگ افزارهایی که توسط این جنگنده حمل می شود زیاد نیست چرا که 6 موشک هوا به هوا در زیر بالهای آن قرار گرفته و یک تانک سوخت نیز در قسمت زیر هواپیما تعبیه شده است. انواع مختلفی از میگ 29 به کره شمالی صادر شده است که تنها در نبردهای هوایی اثرگذار هستند و در در صورت حمله زمینی به پایگاه هوایی، از قابلیت های پایینی برخوردارند. استفاده از موشک های هوا به هوای r-60 و r-27 در این جنگنده دیده شده است که مدرن ترین نوع موشک های هوا به هوا در جدول تجهیزات نظامی کره شمالی به شمار می روند. کنترل عملیات نظامی میگ های 29 کره شمالی توسط پایگاه هوایی کومسانگ گارد که در حوالی پیونگ یانگ قرار دارد، انجام می شود. البته گزارش های زیادی از رسانه های غربی منتشر شده است که در آنها با توجه به تجربه کم خلبانان این هواپیماها، به بی خطر بودن نیروی هوایی کره شمالی اشاره شده است. اما این در حالی است که همواره از هواپیماهای میگ 29s و خلبانان آنها در بهترین شرایط حفاظت می شود تا در صورت نیاز بتوانند در برابر حملات احتمالی واکنش خوبی از خود نشان دهند.یکی از کارهای اصلی که میگ 29 قادر به انجام آن است، اعلام هشدار سریع به دشمن(qra) است به طوری که با این اعلان خطر، بقیه ناوگان هوایی از وجود خطر مطلع می شوند و برای کمک به منطقه اعزام می شوند. با اینکه کیفیت تمرینات، خدمات و در دسترس بودن این جت ها در بهترین شرایط نیست اما همین حد نیز برای رویارویی با دشمنان در تجاوز هوایی به کره شمالی کافی به نظر می رسد. اما در عصری که جنگ افزارها عمدتا به سیستم رهگیری awacs هستند، احتمالا میگ 29 های کره شمالی در شلیک موفق به حتی یک هدف نیز ناکام بمانند و تنها امیدشان برای دقاع از سرزمینشان به نیروی زمین ...

ادامه مطلب  

بمباران تجمع نیروهای داعش / رصد داعش توسط ارتش در همسایه های شرقی  

درخواست حذف این مطلب
جانشین فرمانده کل ارتش با اشاره به اقدامات انجام شده از سوی ارتش در زمینه مبارزه با داعش اظهار کرد: ارتش اقدامات بسیاری در مقابله با داعش انجام داده است که بمباران تجمعات خارج از 40 کیلومتر مرز ایران از عراق توسط نیروی هوایی و انجام عملیات های متعدد شناسایی توسط هوانیروز از جمله آنهاست.به گزارش ایسنا، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش شامگاه پنجشنبه در برنامه تلویزیونی «دستخط» به بیان بخش هایی از اقدامات ارتش طی سال های اخیر اشاره و خاطرنشان کرد: ارتش در سال های گذشته توانست با رصد دقیق خود در یک اقدام خود، پرواز ایساف را که حامل 180 نفر از نیروهای نظامی بود به زمین بنشاند.وی همچنین درباره دستگیری ملوانان آمریکایی در خلیج فارس گفت: دستگیری ملوانان آمریکایی در خلیج فارس در یک ساعت انجام شد اما 7 ساعت بعد از آن پدافند هوایی با جنگنده های آمریکا درگیری هایی داشتند. آنها می خواستند با ورود به آب های کشورمان جزیره فارسی را بمباران کنند اما موشک های پدافند هوایی از جمله s200 روی جنگنده های آمریکایی قفل شدند و به آنها اعلام شد که در صورت ورود به آب های ایران به سمتشان شلیک خواهد شد.جانشین فرمانده ارتش همچنین به دستگیری عبدالمالک ریگی از سرکردگان یکی از گروه های تروریستی در جنوب شرق کشور اشاره کرد و گفت: ریگی با همکاری نیروی هوایی و قرارگاه پدافند هوایی با وزارت اطلاعات دستگیر شد. وزارت اطلاعات به ما اعلام کرد که او در هواپیمایی نشسته است. با رصد ما مشخص شد که این هواپیما از بندرعباس وارد شده است. زمان ورود این هواپیما 17 فروند جنگنده و هواپیما به پرواز درآمدند. همچنین دو تانکر سوخت رسان نیز برای آنها از زمین بلند شد. هواپیمای حامل ریگی تا مشهد رفت و سپس در بازگشت قصد داشت تا از نزدیکی بندرعباس از مرزهای کشور ما خارج شود. در این لحظه به جنگنده های ارتش دستور داده شد تا اقدام به تیراندازی و خلبان را متوجه جدیت موضوع کنند. در نهایت نیز خلبان زمانی که جدیت نیروهای نظامی را مشاهده کرد، ناگزیر به فرود شد و عبدالمالک ریگی دستگیر شد.پوردستان با بیان اینکه در حوزه دفاع از آسمان امروز ظرفیت های خوبی در پدافند هوایی و نیروی هوایی ارتش وجود دارد، خاطرنشان کرد: در نیروی دریایی ارتش نیز شاهد تامین امنیت اقتصاد دریایی توسط ارتش هستیم. امروز با حضور نیروهای دریایی در آب های بین المللی تا خلیج عدن، هیچ دزد دریایی شناورهای ما را تهدید نمی کند.وی با تاکید بر وحدت و همکاری میان ارتش و سپاه در تامین امنیت مرزهای کشور اظهار کرد: مسئولیت تامین امنیت مرزهای شرقی کشور با سپاه و مرزبانی است. از شمال غرب نیز که شاهد درگیری های گروه های پژاک و پ.ک.ک هستیم مسئولیت امنیت با سپاه پاسداران است اما یگان هایی از هوانیروز این نیروها را در شرق و شمال غرب پشتیبانی می کنند.جانشین فرمانده کل ارتش ادامه داد: بخشی از توانمندی موشکی و راداری پدافند هوایی کشور مربوط به توانمندی های سپاه است اما به دلیل همدلی و همکاری میان این دو نیرو، همه توان های موشکی و راداری سپاه تحت شرایط یکپارچه پدافند هوایی که در اختیار ارتش است، کنترل می شود.به گزارش ایسنا، امیر سرتیپ پوردستان در ادامه به بیان دلایل تشکیل تیپ های واکنش سریع در ارتش و سپاه پرداخت و گفت: امروز با چهره جدیدی از تهدیدها علیه کشور روبه رو هستیم. در همین زمینه پس از سال 1991 که آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به منطقه آمد، آنها حدود 14 سال در منطقه حضور داشتند اما دست از پا درازتر مجبور به ترک منطقه شدند. آمریکایی ها پس از این اقدام راهبرد جدیدی ایجاد کردند و طی آن جنگ های ترکیبی یا همان جنگ های هیبریدی را راه انداختند. آنها در راستای این راهبرد جدید خود داعش و گروه های تفکیری را در منطقه ایجاد و تقویت کردند.وی خاطرنشان کرد: به واسطه ایجاد جنگ های نیابتی، ستاد کل نیروهای مسلح دستور تشکیل 5 تیپ واکنش سریع در ارتش و 5 تیپ واکنش سریع را در سپاه صادر کرد که انعطاف بالا، قدرت آتش زیاد و قابلیت اجرای عملیات در کوتاه ترین زمان در منطقه خاص، از ویژگی های این تیپ محسوب می شود.فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش همچنین به بیان اقدامات انجام شده در زمان نزدیک شدن داعش به مرزهای کشور در سال 93 پرداخت و گفت: در خرداد 93 که داعش به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان در عراق را پشت سر گذاشت و به نزدیکی مرزهای ایران آمد، بلافاصله ارتش در مرز حاضر شد و تیپ های خود را در منطقه مستقر کرد. در آن زمان برایمان مشخص نبود که داعش دقیقا تا کجا آمده است. به همین خاطر من به همراه افراد دیگر برای شناسایی به عمق عراق رفتیم. پس از شناسایی محل دقیق داعش بلافاصله با نظر ستاد کل نیروهای مصلح خط قرمزی به فاصله 40 کیلومتر خارج از ایران ترسیم کردیم و پس از آن نیز با هماهنگی نیروهای عراقی این منطقه 40 کیلومتری را جهت مقابله احتمالی با داعش تجهیز کردیم.وی ادامه داد: بالگردهای هوانیروز و پرنده های نیروی هوایی نیز برای بمباران مواضع داعش در حالت آماده باش قرار گرفتند.پوردستان با اشاره به انجام عملیات هایی توسط جنگنده های ارتش علیه مواضع داعش خاطرنشان کرد: هوانیروز عملیات هایی برای شناسایی مواضع داعش انجام داد اما نیروی هوایی تجمعاتی از نیروهای داعش که خارج از خط 40 کیلومتر تشکیل شده بود را بمباران کرد.وی تصریح کرد: تصمیم گیری درباره چگونگی مقابله با داعش در سطح ستاد کل نیروهای مسلح انجام می شود و هیچ کدام از نیروهای ارتش و سپاه راسا در این زمینه تصمیم گیری نمی کنند.جانشین فرمانده کل ارتش در ادامه به حضور داعش در همسایگان شرقی ایران اشاره و اظهار کرد: چون داعش با مقابله ما مواجه شد، بر اساس راهبرد نتانیاهو که معتقد است همیشه باید در کنار جمهوری اسلامی ایران آتش دائمی روشن باشد، الان به افغانستان آمده اند و در نزدیکی مرز پاکستان مستقر شده و بخش هایی از طالبان نیز با آنها بیعت کرده اند.پوردستان با تاکید بر اینکه به همه تحرکات داعش در افغانستان و مرز پاکستان اشراف کامل داریم، خاط ...

ادامه مطلب  

تشریح اقدامات ارتش ایران علیه داعش  

درخواست حذف این مطلب
جانشین فرمانده کل ارتش با اشاره به اقدامات انجام شده از سوی ارتش در زمینه مبارزه با داعش اظهار کرد: ارتش اقدامات بسیاری در مقابله با داعش انجام داده است که بمباران تجمعات خارج از 40 کیلومتر مرز ایران از عراق توسط نیروی هوایی و انجام عملیات های متعدد شناسایی توسط هوانیروز از جمله آنهاست.به گزارش شفاف، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش شامگاه پنجشنبه در برنامه تلویزیونی «دستخط» به بیان بخش هایی از اقدامات ارتش طی سال های اخیر اشاره و خاطرنشان کرد: ارتش در سال های گذشته توانست با رصد دقیق خود در یک اقدام خود، پرواز ایساف را که حامل 180 نفر از نیروهای نظامی بود به زمین بنشاند.وی همچنین درباره دستگیری ملوانان آمریکایی در خلیج فارس گفت: دستگیری ملوانان آمریکایی در خلیج فارس در یک ساعت انجام شد اما 7 ساعت بعد از آن پدافند هوایی با جنگنده های آمریکا درگیری هایی داشتند. آنها می خواستند با ورود به آب های کشورمان جزیره فارسی را بمباران کنند اما موشک های پدافند هوایی از جمله s200 روی جنگنده های آمریکایی قفل شدند و به آنها اعلام شد که در صورت ورود به آب های ایران به سمتشان شلیک خواهد شد.جانشین فرمانده ارتش همچنین به دستگیری عبدالمالک ریگی از سرکردگان یکی از گروه های تروریستی در جنوب شرق کشور اشاره کرد و گفت: ریگی با همکاری نیروی هوایی و قرارگاه پدافند هوایی با وزارت اطلاعات دستگیر شد. وزارت اطلاعات به ما اعلام کرد که او در هواپیمایی نشسته است. با رصد ما مشخص شد که این هواپیما از بندرعباس وارد شده است. زمان ورود این هواپیما 17 فروند جنگنده و هواپیما به پرواز درآمدند. همچنین دو تانکر سوخت رسان نیز برای آنها از زمین بلند شد. هواپیمای حامل ریگی تا مشهد رفت و سپس در بازگشت قصد داشت تا از نزدیکی بندرعباس از مرزهای کشور ما خارج شود. در این لحظه به جنگنده های ارتش دستور داده شد تا اقدام به تیراندازی و خلبان را متوجه جدیت موضوع کنند. در نهایت نیز خلبان زمانی که جدیت نیروهای نظامی را مشاهده کرد، ناگزیر به فرود شد و عبدالمالک ریگی دستگیر شد.پوردستان با بیان اینکه در حوزه دفاع از آسمان امروز ظرفیت های خوبی در پدافند هوایی و نیروی هوایی ارتش وجود دارد، خاطرنشان کرد: در نیروی دریایی ارتش نیز شاهد تامین امنیت اقتصاد دریایی توسط ارتش هستیم. امروز با حضور نیروهای دریایی در آب های بین المللی تا خلیج عدن، هیچ دزد دریایی شناورهای ما را تهدید نمی کند.وی با تاکید بر وحدت و همکاری میان ارتش و سپاه در تامین امنیت مرزهای کشور اظهار کرد: مسئولیت تامین امنیت مرزهای شرقی کشور با سپاه و مرزبانی است. از شمال غرب نیز که شاهد درگیری های گروه های پژاک و پ.ک.ک هستیم مسئولیت امنیت با سپاه پاسداران است اما یگان هایی از هوانیروز این نیروها را در شرق و شمال غرب پشتیبانی می کنند.جانشین فرمانده کل ارتش ادامه داد: بخشی از توانمندی موشکی و راداری پدافند هوایی کشور مربوط به توانمندی های سپاه است اما به دلیل همدلی و همکاری میان این دو نیرو، همه توان های موشکی و راداری سپاه تحت شرایط یکپارچه پدافند هوایی که در اختیار ارتش است، کنترل می شود.به گزارش ایسنا، امیر سرتیپ پوردستان در ادامه به بیان دلایل تشکیل تیپ های واکنش سریع در ارتش و سپاه پرداخت و گفت: امروز با چهره جدیدی از تهدیدها علیه کشور روبه رو هستیم. در همین زمینه پس از سال 1991 که آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به منطقه آمد، آنها حدود 14 سال در منطقه حضور داشتند اما دست از پا درازتر مجبور به ترک منطقه شدند. آمریکایی ها پس از این اقدام راهبرد جدیدی ایجاد کردند و طی آن جنگ های ترکیبی یا همان جنگ های هیبریدی را راه انداختند. آنها در راستای این راهبرد جدید خود داعش و گروه های تفکیری را در منطقه ایجاد و تقویت کردند.وی خاطرنشان کرد: به واسطه ایجاد جنگ های نیابتی، ستاد کل نیروهای مسلح دستور تشکیل 5 تیپ واکنش سریع در ارتش و 5 تیپ واکنش سریع را در سپاه صادر کرد که انعطاف بالا، قدرت آتش زیاد و قابلیت اجرای عملیات در کوتاه ترین زمان در منطقه خاص، از ویژگی های این تیپ محسوب می شود.فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش همچنین به بیان اقدامات انجام شده در زمان نزدیک شدن داعش به مرزهای کشور در سال 93 پرداخت و گفت: در خرداد 93 که داعش به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان در عراق را پشت سر گذاشت و به نزدیکی مرزهای ایران آمد، بلافاصله ارتش در مرز حاضر شد و تیپ های خود را در منطقه مستقر کرد. در آن زمان برایمان مشخص نبود که داعش دقیقا تا کجا آمده است. به همین خاطر من به همراه افراد دیگر برای شناسایی به عمق عراق رفتیم. پس از شناسایی محل دقیق داعش بلافاصله با نظر ستاد کل نیروهای مصلح خط قرمزی به فاصله 40 کیلومتر خارج از ایران ترسیم کردیم و پس از آن نیز با هماهنگی نیروهای عراقی این منطقه 40 کیلومتری را جهت مقابله احتمالی با داعش تجهیز کردیم.وی ادامه داد: بالگردهای هوانیروز و پرنده های نیروی هوایی نیز برای بمباران مواضع داعش در حالت آماده باش قرار گرفتند.پوردستان با اشاره به انجام عملیات هایی توسط جنگنده های ارتش علیه مواضع داعش خاطرنشان کرد: هوانیروز عملیات هایی برای شناسایی مواضع داعش انجام داد اما نیروی هوایی تجمعاتی از نیروهای داعش که خارج از خط 40 کیلومتر تشکیل شده بود را بمباران کرد.وی تصریح کرد: تصمیم گیری درباره چگونگی مقابله با داعش در سطح ستاد کل نیروهای مسلح انجام می شود و هیچ کدام از نیروهای ارتش و سپاه راسا در این زمینه تصمیم گیری نمی کنند.جانشین فرمانده کل ارتش در ادامه به حضور داعش در همسایگان شرقی ایران اشاره و اظهار کرد: چون داعش با مقابله ما مواجه شد، بر اساس راهبرد نتانیاهو که معتقد است همیشه باید در کنار جمهوری اسلامی ایران آتش دائمی روشن باشد، الان به افغانستان آمده اند و در نزدیکی مرز پاکستان مستقر شده و بخش هایی از طالبان نیز با آنها بیعت کرده اند.پوردستان با تاکید بر اینکه به همه تحرکات داعش در افغانستان و مرز پاکستان اشراف کامل داری ...

ادامه مطلب  

10 سلاح برتر ارتش کره شمالی  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها: وقتی در مورد کشور کره صحبت می کنیم، اولین چیزی که به ذهن می رسد گجت های الکترونیکی بی شماری است که در این کشور ساخته می شود؛ اما اشتباه نکنید چرا که آن کشور مورد اشاره، کره جنوبی نام دارد اما در این مقاله قصد داریم در مورد همسایه معروفش کره شمالی صحبت کنیم که سخنرانی های رهبر آن، به سرعت سرتیتر تمامی خبرگزاری های جهان می شود. در این مطلب قصد داریم به بررسی قوی ترین سلاح های حال حاضر در کره شمالی بپردازیم. شاید در وهله اول شبیه طنز به نظر برسد اما قدرت ارتش کره شمالی آنقدر زیاد است که به هیچ عنوان نمی توان آن را نادیده گرفت حتی اگر برخی تجهیزات نظامی آنها قدیمی محسوب شود.شبه جزیره کره به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شده است که در مساحتی به وسعت 250 کیلومتر در 4 کیلومتر از هم جدا شده اند و در این ناحیه آتش بس برقرار است و هیچگونه تجهیزات جنگی در این مساحت دیده نمی شود؛ این تقسیم بندی پس از جنگ داخلی کره در سال 1953 صورت گرفت و از آن زمان تاکنون برقرار است. کره شمالی از نظر مساحت حدود 120 هزار کیلومتر مربع بزرگتر از کره جنوبی است؛ با این حال شکل ظاهری شبه جزیره کره بسیار باریک به نظر می رسد چرا که این منطقه از 8400 کیلومتر خط ساحلی برخوردار است که 2500 کیلومتر آن متعلق به کره شمالی و 5900 کیلومتر دیگر متعلق به کره جنوبی است.از نظر تعداد نیروی حاضر در ارتش نیز کره شمالی بر همسایه جنوبی خود برتری دارد؛ ارتش کره شمالی از تسلیخات توپخانه ای، هوایی و زمینی قدرنمندی بهره می برد که به این تجهیزات باید یک میلیون نفر نیروی انسانی فعال در ارتش این کشور را نیز اضافه کرد. اگرچه تجهیزات نظامی کره شمالی قدیمی به شمار می آید و در مقابله با هر دشمنی احتمالا بازنده جنگ باشند اما با همین امکانات نیز قادر است شهرهای بزرگ کره جنوبی را با راکت ها و موشک های مخرب خود هدف قرار دهد. این آسیب پذیری به خاطر کوچکتر بودن مساحت کره جنوبی و فاصله کم پایتخت آن با منظقه آتش بس است؛ سئول تنها 60 کیلومتر با منطقه آتش بس بین دو کره فاصله دارد و این در حالی است که پایتخت کره شمالی یعنی پیونگ یانگ در فاصله 140 کیلومتری از این منطقه قرار گرفته و از حملات احتمالی کره جنوبی در امنیت بیشتری قرار دارد؛ بنابراین کره جنوبی برای مقابله با کره شمالی باید از موشک های دوربرد استفاده کند.اما معادلات منطقه با دستیابی کره شمالی به سلاح اتمی پیچیده شد؛ چرا که این کشور با دستیابی به بمب اتم قادر است هر کشوری را که قصد دخالت در امور داخلی این کشور را دارد، به سادگی تهدید کند. به نظر شما در این شرایط در صورت جنگ بین دو کره، کدام طرف برنده خواهد بود؟ در ادامه به بررسی 10 سلاح برتر کره شمالی که در زرادخانه های این کشور قرار دارند می پردازیم. با ما همراه باشید.10. توپ 170 میلی متری کوکسان m-1989 هویتزرگاهی سلاح های مرگبار لزوماً نباید خیلی از لحاظ فناوری پیشرفته باشند. قدرت بالای این سلاح ها می تواند برای هر دشمنی خطرناک باشد و عدم استفاده از تجهیزات الکترونیکی زیاد باعث مقاومت در برابر پارازیت های دشمن و جلوگیری از بروز اختلال در آنها می شود و به این تجهیزات امکان حضور مقتدرتر در میدان های جنگی که مملو از پالس های مزاحم و پارازیت است را می دهد. توپ کوکسان 170 میلی متری یکی از ادوات جنگی سنگین محسوب می شود که بر روی تانک بازطراحی شده تیپ 59 چین سوار می شود. لوله توپ کوکسان که قابلیت تغذیه خودکار را نیز دارد در بالای برجک تانک قرار گرفته و قادر است 12 موشک را با خود حمل کند. سرنشینان و دیگر موشک هایی که توسط این جنگ افزار حمل می شوند در قسمت مجزایی قرار دارند. با توجه به به کار گرفته نشدن فعالیت خودکار و کالیبر بالا در این توپ، در نتیجه نرخ آتش آن بسیار پایین است به طوری که قادر است 2 موشک در هر 5 دقیقه شلیک کند؛ بنابراین استفاده از این جنگ افزار برای شلیک های پیاپی و ماموریت های سریع مناسب نیست. مورد دیگری که می توان در مورد کوکسان گفت این است که این توپ فاقد قابلیت mrsi (شلیک همزمان چند موشک) است که از قدرت مانور آتش آن در میدان جنگ می کاهد. اما با همه این اوصاف فراموش نکنید که اگر از این جنگ افزار به درستی استفاده شود، قادر است خسارات سنگینی به دشمن وارد کند و از آنجایی که حداکثر برد آن 60 کیلومتر است، قادر است به سادگی پایتخت کره جنوبی را هدف قرار دهد. این جنگ افزار در زمان جنگ ایران و عرق به ایران صادر شد و شاهد عملکرد آن در این جنگ بودیم. 9. ضد هوایی بازطراحی شده سرفیس sa-13 | مجهز به zsu 23 و 4 ضد هواییاین ضد هوایی یک جنگ افزار سیار است که مجهز به چندین موشک های کوتاه برد شده است و برای محافظت از نیروهای زمینی در جنگ بسیار حیاتی است و برای هدف قرار دادن اهداف دور نیز به سیستم sam مجهز می شود. ضد هوایی اصلی و روسی sa-13 به 4 موشک sam که با امواج مادون قرمز هدایت می شد، مجهز بود و بر روی نفربرد چند منظوره mt-lb سوار می شد اما در نسخه بازطراحی شده و جدیدتری که کره شمالی آن را در اختیار دارد، شاهد استفاده از 8 موشک کوچکتر و مدرن تر هستیم که از لحاظ تئوری حجم آتش بر روی دشمن را دو برابر می کنند. این جنگ افزار، بسیار سبک است و امکان استفاده از آن در آب و خشکی وجود دارد و تمامی نیروهای خط مقدم جنگ می توانند از این جنگ افزار برای حفاظت از خود در برابر حملات هوایی دشمن استفاده کنند. ضدهوایی های قوی ارتش کره شمالی ممکن است از دیدگاه برخی کشورهای غربی قابل اعتنا قلمداد شوند اما کره شمالی برای دفاع هوایی خود تنها به استفاده از ضدهوایی اکتفا نکرده و از نیروی هوایی قدرتمند خود که برتر از بسیاری از هماتایان آسیایی خود است، نیز در این زمینه استفاده می کند. کره شمالی حدود 10000 ضدهوایی از انواع مختلف در اختیار دارد که قوی ترین آنها zsu-23-4 شیلیکا محسوب می شود. 4 آتشبار 23 میلی متری که توسط یک رادار هدایت می شوند در این ضدهوایی نصب شده اند و با نرخ 4000 گلوله در دقیقه قادر است آسمان را برای هر جنگنده دشمن که در ارتفاع پایین پرواز کند، نا امن کند. قابلیت سیار بودن این ضدهوایی، امکان حضور ان در خط مقدم جنگ و کمک به نیروها را می دهد و از این ضدهوایی مرگبار در نیروی هوایی کره شمالی نیز استفاده می شود.8. قایق موشکی کلاس نونگوکره شمالی تاکنون هیچ درگیری جدی در دریا با کشور متخاصم نداشته است و برای رویارویی با هر دشمن احتمالی که از سطح دریا به مرزهای این کشور تجاوز کند باید از زیردریایی و قایق هایی که قابلیت حمل لانچر موشک های مختلف را دارند استفاده کند. قایق های کلاس نانگو از جمله قایق های تندرو و کوچک و ارزانی محسوب می شوند که با ابزراهای مختلف برای پرتاب موشک به سمت دشمن تجهیز شده اند. طراحی این قایق ها شبیه کشتی های تیپ ses است که مانند یک هاورکرافت عمل می کنند. این قایق حدود 200 تن وزن دارد و سرعتی حدود 92 کیلومتر در ساعت دارد که رهگیری آن توسط زیردریایی ها را بسیار دشوار می کند. این قایق جنگی به صورت رادارگریز طراحی شده است و با ظاهر شبح واری که دارد، شناسایی آن به وسیله رادارهای دشمن بسیار دشوار خواهد بود. با توجه به اندازه این قایق، جنگ افزارهای سنگینی بر روی آن سوار می شوندکه برای حملات ناگهانی و گروهی به ناوگان دریایی دشمن کافی به نظر می رسد. این قایق جنگی از یک آتش بار 76 میلی متری اصلی و 4 موشک ضد کشتی kh-35 با برد 120 کیلومتر و یک آتشبار گاتلینگ 30 میل متری بهره می برد. نسخه دیگری از آتشبار 30 میلی متری گاتلینگ در تصویر فوق به نمایش در آمده است. در حال حاضر نیز تنها 6 نمونه از این قایق های جنگی به صورت عملیاتی در ناوگان نیروی دریایی کره شمالی فعال هستند که به واسطه قدرت مانور بالا و آتش سنگینی که دارند، زمزمه هایی مبنی بر تولید انبوه آنها نیز به گوش می رسد.7. میگ – 29s – فولکروماین جنگنده به عنوان مدرن ترین و پیشرفته ترین جنگنده حال حاضر در نیروی هوایی کره شمالی که به نیروی هوایی خلق کره(kpaf) نیز معروف است، به شمار می آید چرا که بقیه جنگنده های حاضر در نیروی هوایی کره شمالی از رده خارج شده اند و قدیمی محسوب می شوند. کره شمالی در زمان شوروی سابق تعداد 17 میگ 29s را از آن کشور در سال 1988 خریداری کرد که اکنون آن هواپیماها نقش تعیین کننده ای در دفاع هوایی این کشور بازی می کنند.البته این تعداد میگ 29s با 200 میگ قدیمی دیگر از جمله میگ 21 و میگ 23 در نیروی هوایی کره شمالی حضور دارند که دو مورد آخر هیچ شانسی در رویارویی با جنگنده های مدرن کنونی دیگر کشورها ندارند. میگ 29 از موتور دوقلو بهره می برد و از جمله جنگنده های نسل چهارم به شمار می رود که در انجام هر گونه مانور هوایی بسیار عالی عمل می کنند. وزن جنگ افزارهایی که توسط این جنگنده حمل می شود زیاد نیست چرا که 6 موشک هوا به هوا در زیر بالهای آن قرار گرفته و یک تانک سوخت نیز در قسمت زیر هواپیما تعبیه شده است. انواع مختلفی از میگ 29 به کره شمالی صادر شده است که تنها در نبردهای هوایی اثرگذار هستند و در در صورت حمله زمینی به پایگاه هوایی، از قابلیت های پایینی برخوردارند. استفاده از موشک های هوا به هوای r-60 و r-27 در این جنگنده دیده شده است که مدرن ترین نوع موشک های هوا به هوا در جدول تجهیزات نظامی کره شمالی به شمار می روند. کنترل عملیات نظامی میگ های 29 کره شمالی توسط پایگاه هوایی کومسانگ گارد که در حوالی پیونگ یانگ قرار دارد، انجام می شود. البته گزارش های زیادی از رسانه های غربی منتشر شده است که در آنها با توجه به تجربه کم خلبانان این هواپیماها، به بی خطر بودن نیروی هوایی کره شمالی اشاره شده است. اما این در حالی است که همواره از هواپیماهای میگ 29s و خلبانان آنها در بهترین شرایط حفاظت می شود تا در صورت نیاز بتوانند در برابر حملات احتمالی واکنش خوبی از خود نشان دهند.یکی از کارهای اصلی که میگ 29 قادر به انجام آن است، اعلام هشدار سریع به دشمن(qra) است به طوری که با این اعلان خطر، بقیه ناوگان هوایی از وجود خطر مطلع می شوند و برای کمک به منطقه اعزام می شوند. با اینکه کیفیت تمرینات، خدمات و در دسترس بودن این جت ها در بهترین شرایط نیست اما همین حد نیز برای رویارویی با دشمنان در تجاوز هوایی به کره شمالی کافی به نظر می رسد. اما در عصری که جنگ افزارها عمدتا به سیستم رهگیری awacs هستند، احتمالا میگ 29 های کره شمالی در شلیک موفق به حتی یک هدف نیز ناکام بمانند و تنها امیدشان برای دقاع از سرزمینشان به نیروی زمینی خواهد بود. 6. kn-09 mlrsاین جنگ افزار یکی از آخرین نمونه از ادوات جنگی است که توسط کره شمالی به تازگی رونمایی شده است و هر دشمنی د ...

ادامه مطلب  

مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباس  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانور تمرینی نیروی هوایی ارتش در بندرعباستصاویر مانو ...

ادامه مطلب  

درّه های رنگی عجیب در چین+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.به گزارش بولتن نیوز، درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.ویژگی خاص این درّ ه های رنگی موجب می شود، سالانه هزاران نفر گردشگر از سراسر دنیا برای دیدن آنها به این منطق ...

ادامه مطلب  

مهم ترین دستاوردهای محققان ایرانی در یک سال گذشته  

درخواست حذف این مطلب
دانشمندان ایرانی زیادی در سازمان های علمی و دانشگاه های تحقیقاتی خارج از کشور فعالیت می کنند. در این مطلب قصد داریم مهم ترین دستاوردهای محققان ایرانی در یک سال گذشته را بررسی کنیم.در طول یک سال اخیر نخبگان ایرانی در سراسر جهان دست به اقدامات جالب و مهمی زده اند و اکتشافات زیادی را در حوزه های مختلف از جمله فیزیک شیمی و پزشکی به نام خود ثبت کرده اند. تعدادی از این دانشمندان حتی جوایز معتبری را به پاس فعالیت های خود به دست آورده اند از جمله جوایز و دستاوردهای محققان ایرانی می توان به جایزه انجمن ریاضیات اروپا رکوردزنی در حفظ جنین در آزمایشگاه کشف درمان فلج حرکتی و ساخت لنزهای باریک تر از مو اشاره کرد. در این مطلب قصد داریم مهم ترین دستاوردهای محققان ایرانی در سراسر جهان را در طول یک سال گذشته بررسی کنیم. این مطلب در دو صفحه تهیه شده و از طریق شماره صفحه قسمت انتهای مطلب می توانید به صفحه مورد نظر مراجعه کنید 20 مورد از مهم ترین دستاوردهای محققان ایرانی1. کامران وفا برنده جایزه دستاورد علمی در بخش فیزیکدانشمند ایرانی دانشگاه هاروارد به نام کامران وفا در سال گذشته جایزه نقدی بخش فیزیک «جایزه دستاورد علمی» را به دست آورد. این جایزه بزرگ 25 میلیون دلار ارزش دارد و به بیش از هزار فیزیکدان ریاضیدان و دانشمندان علوم زیستی تعلق می گیرد. کامران وفا فیزیکدان ایرانی به همراه اندرو استرومینگر از دانشگاه هاروارد و جوزف پولچینسکی از موسسه کاولی جایزه سه میلیون دلاری بخش فیزیک را به دلیل ارائه نظریه ریسمان از آن خود کردند. وی در سال 1339 هجری شمسی در تهران به دنیا آمد و اکنون از استادان دانشگاه هاروارد است.2. جاوید مصلحی کشف شایع ترین علت مرگ نجات یافتگان از سرطان پروستاتدکتر جاوید مصلحی و همکارانش در دانشگاه واندربیلت پس از انجام پژوهش های بسیار به این نتیجه رسیدند که بیماری های قلبی شایع ترین علت مرگ در میان افرادی است که از سرطان پروستات نجات پیدا کرده اند. بیماران مبتلا به سرطان پروستات اغلب با تشخیص زودهنگام پیشرفت آهسته بیماری و درمان های موثر زنده می مانند. دکتر مصلحی دستیار پروفسور پزشکی کاردیووسکولار و آنکلوژی و همچینن مدیر طرح «کاردیو-آنکلوژی» در دانشگاه واندربیلت است. وی تحصلیات خود را در دانشگاه های جان هاپکینز و دانشکده پزشکی کانتیکت به پایان رساند.3. محسن رحمانی برنده جایزه بین المللی فیزیکمحسن رحمانی دانشمند جوان ایرانی در سال 1395 موفق شد جایزه سالانه اتحادیه بین المللی فیزیک محض و کاربردی را از آن خود کند. وی به دلیل تحقیقات در حوزه تعاملات نور ماده در مقیاس نانو به ویژه نانوفتونیک غیرخطی از طریق نانوساختارهای فلزی دی الکتریک و نیمه رسانا توانست این جایزه مهم را دریافت کند. محسن رحمانی مدرک دکترای خود را از دانشگاه سنگاپور اخذ کرد و سپس در آزمایشگاه blackett امپریال کالج لندن مشغول به کار شد.4. روزبه شهسواری ساخت نانوساندویچ ابررسانایکی دیگر از مهم ترین دستاوردهای محققان ایرانی در سال گذشته ساخت یک نانوساندویچ ابررسانا بود. روزبه شهسواری دانشمند ایرانی دانشگاه رایس به همراه همکاران خود توانست این ساندویچ نانویی متشکل از دو ورقه ضخیم اتمی از جنس گرافن و نانوخوشه های منیزیم اکسید که یک ابررسانای فوق العاده قوی را ایجاد می کند بسازد. از جمله کاربردهای این ابررسانا در دستگاه های الکترونیک نوری است. البته روزبه شهسواری پیش از این نیز فعالیت های مهمی در کارنامه خود داشت و تحقیقاتی در زمینه استحکام سیمان انجام داده بود. وی اکنون دستیار پروفسور در بخش مهندسی محیط زیست و شهری در دانشگاه رایس است.5. امین صالحی خوجین قرارگیری در فهرست 100 متفکر جهانینشریه معتبر فارین پالیسی هر چند سال یک بار ویژه نامه ای را منتشر می کند و به معرفی بزرگ ترین متفکران جهان می پردازد. در سال گذشته نیز نام یک دانشمند ایرانی به نام امین صالحی خوجین در میان صد متفکر برتر جهان قرار گرفت. وی دانشیار مهند ...

ادامه مطلب  

بمباران تجمع نیروهای داعش / رصد داعش توسط ارتش در همسایه های شرقی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایسنا، امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان جانشین فرمانده کل ارتش شامگاه پنجشنبه در برنامه ای تلویزیونی به بیان بخش هایی از اقدامات ارتش طی سال های اخیر اشاره و خاطرنشان کرد: ارتش در سال های گذشته توانست با رصد دقیق خود در یک اقدام خود، پرواز ایساف را که حامل 180 نفر از نیروهای نظامی بود به زمین بنشاند.وی همچنین درباره دستگیری ملوانان آمریکایی در خلیج فارس گفت: دستگیری ملوانان آمریکایی در خلیج فارس در یک ساعت انجام شد اما 7 ساعت بعد از آن پدافند هوایی با جنگنده های آمریکا درگیری هایی داشتند. آنها می خواستند با ورود به آب های کشورمان جزیره فارسی را بمباران کنند اما موشک های پدافند هوایی از جمله s200 روی جنگنده های آمریکایی قفل شدند و به آنها اعلام شد که در صورت ورود به آب های ایران به سمتشان شلیک خواهد شد.جانشین فرمانده ارتش همچنین به دستگیری عبدالمالک ریگی از سرکردگان یکی از گروه های تروریستی در جنوب شرق کشور اشاره کرد و گفت: ریگی با همکاری نیروی هوایی و قرارگاه پدافند هوایی با وزارت اطلاعات دستگیر شد. وزارت اطلاعات به ما اعلام کرد که او در هواپیمایی نشسته است. با رصد ما مشخص شد که این هواپیما از بندرعباس وارد شده است. زمان ورود این هواپیما 17 فروند جنگنده و هواپیما به پرواز درآمدند. همچنین دو تانکر سوخت رسان نیز برای آنها از زمین بلند شد. هواپیمای حامل ریگی تا مشهد رفت و سپس در بازگشت قصد داشت تا از نزدیکی بندرعباس از مرزهای کشور ما خارج شود. در این لحظه به جنگنده های ارتش دستور داده شد تا اقدام به تیراندازی و خلبان را متوجه جدیت موضوع کنند. در نهایت نیز خلبان زمانی که جدیت نیروهای نظامی را مشاهده کرد، ناگزیر به فرود شد و عبدالمالک ریگی دستگیر شد.پوردستان با بیان اینکه در حوزه دفاع از آسمان امروز ظرفیت های خوبی در پدافند هوایی و نیروی هوایی ارتش وجود دارد، خاطرنشان کرد: در نیروی دریایی ارتش نیز شاهد تامین امنیت اقتصاد دریایی توسط ارتش هستیم. امروز با حضور نیروهای دریایی در آب های بین المللی تا خلیج عدن، هیچ دزد دریایی شناورهای ما را تهدید نمی کند.وی با تاکید بر وحدت و همکاری میان ارتش و سپاه در تامین امنیت مرزهای کشور اظهار کرد: مسئولیت تامین امنیت مرزهای شرقی کشور با سپاه و مرزبانی است. از شمال غرب نیز که شاهد درگیری های گروه های پژاک و پ.ک.ک هستیم مسئولیت امنیت با سپاه پاسداران است اما یگان هایی از هوانیروز این نیروها را در شرق و شمال غرب پشتیبانی می کنند.جانشین فرمانده کل ارتش ادامه داد: بخشی از توانمندی موشکی و راداری پدافند هوایی کشور مربوط به توانمندی های سپاه است اما به دلیل همدلی و همکاری میان این دو نیرو، همه توان های موشکی و راداری سپاه تحت شرایط یکپارچه پدافند هوایی که در اختیار ارتش است، کنترل می شود.به گزارش ایسنا، امیر سرتیپ پوردستان در ادامه به بیان دلایل تشکیل تیپ های واکنش سریع در ارتش و سپاه پرداخت و گفت: امروز با چهره جدیدی از تهدیدها علیه کشور روبه رو هستیم. در همین زمینه پس از سال 1991 که آمریکا برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران به منطقه آمد، آنها حدود 14 سال در منطقه حضور داشتند اما دست از پا درازتر مجبور به ترک منطقه شدند. آمریکایی ها پس از این اقدام راهبرد جدیدی ایجاد کردند و طی آن جنگ های ترکیبی یا همان جنگ های هیبریدی را راه انداختند. آنها در راستای این راهبرد جدید خود داعش و گروه های تفکیری را در منطقه ایجاد و تقویت کردند.وی خاطرنشان کرد: به واسطه ایجاد جنگ های نیابتی، ستاد کل نیروهای مسلح دستور تشکیل 5 تیپ واکنش سریع در ارتش و 5 تیپ واکنش سریع را در سپاه صادر کرد که انعطاف بالا، قدرت آتش زیاد و قابلیت اجرای عملیات در کوتاه ترین زمان در منطقه خاص، از ویژگی های این تیپ محسوب می شود.فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش همچنین به بیان اقدامات انجام شده در زمان نزدیک شدن داعش به مرزهای کشور در سال 93 پرداخت و گفت: در خرداد 93 که داعش به فاصله کمتر از یک ماه 5 استان در عراق را پشت سر گذاشت و به نزدیکی مرزهای ایران آمد، بلافاصله ارتش در مرز حاضر شد و تیپ های خود را در منطقه مستقر کرد. در آن زمان برایمان مشخص نبود که داعش دقیقا تا کجا آمده است. به همین خاطر من به همراه افراد دیگر برای شناسایی به عمق عراق رفتیم. پس از شناسایی محل دقیق داعش بلافاصله با نظر ستاد کل نیروهای مصلح خط قرمزی به فاصله 40 کیلومتر خارج از ایران ترسیم کردیم و پس از آن نیز با هماهنگی نیروهای عراقی این منطقه 40 کیلومتری را جهت مقابله احتمالی با داعش تجهیز کردیم.وی ادامه داد: بالگردهای هوانیروز و پرنده های نیروی هوایی نیز برای بمباران مواضع داعش در حالت آماده باش قرار گرفتند.پوردستان با اشاره به انجام عملیات هایی توسط جنگنده های ارتش علیه مواضع داعش خاطرنشان کرد: هوانیروز عملیات هایی برای شناسایی مواضع داعش انجام داد اما نیروی هوایی تجمعاتی از نیروهای داعش که خارج از خط 40 کیلومتر تشکیل شده بود را بمباران کرد.وی تصریح کرد: تصمیم گیری درباره چگونگی مقابله با داعش در سطح ستاد کل نیروهای مسلح انجام می شود و هیچ کدام از نیروهای ارتش و سپاه راسا در این زمینه تصمیم گیری نمی کنند.جانشین فرمانده کل ارتش در ادامه به حضور داعش در همسایگان شرقی ایران اشاره و اظهار کرد: چون داعش با مقابله ما مواجه شد، بر اساس راهبرد نتانیاهو که معتقد است همیشه باید در کنار جمهوری اسلامی ایران آتش دائمی روشن باشد، الان به افغانستان آمده اند و در نزدیکی مرز پاکستان مستقر شده و بخش هایی از طالبان نیز با آنها بیعت کرده اند.پوردستان با تاکید بر اینکه به همه تحرکات داعش در افغانستان و مرز پاکستان اشراف کامل داریم، خاطرنشان کرد: 40 کیلومتری که در سال های قبل به عنوان خط قرمز مرز ایران برای مقابله با داعش ترسیم شده بود، شامل سراسر مرزهای کشور می شود.وی همچنین ...

ادامه مطلب  

روند قهقرایی تروریست ها؛ پیشرفت های خیره کننده سوریه و هم پیمانان + نقشه های مقایسه ای  

درخواست حذف این مطلب
نیروهای ارتش سوریه و همپیمانان آنها از دو ماه گذشته تاکنون توانسته اند بخش های وسیعی را از اشغال گروه های تروریستی تکفیری به ویژه داعش آزاد کنند که این مناطق آزادشده معادل مساحتی است که ارتش سوریه طی شش سال اخیر در کنترل خود داشته است.به گزارش صدخبر؛دستاوردهای مداوم را ارتش سوریه و همپیمانانش طی دو ماه اخیر در امتداد نقشه سوریه به دست آوردند به طوری که می توان گفت مساحت اراضی و مناطقی که ارتش طی 60 روز آزاد کرده معادل مساحتی است که از شش سال پیش تا کنون بر آن مسلط بوده است، مهمترین تحولات میدانی سوریه کدام است؟ نقشه میدانی سوریه در دو ماه پیش (بالا) توافق مناطق کاهش تنش؛ مقدمه ای برای پیروزی های بزرگ ارتش سوریهآغاز تحولات در نقشه میدانی سوریه، پس از توافق درباره ایجاد مناطق کاهش تنش در سوریه شامل چهار منطقه «استان ادلب، بخش های مشخصی از شمال استان حمص، غوطه شرقی و برخی مناطق جنوب سوریه» بود. این توافق در «آستانه» پایتخت قزاقستان در چهارمین روز ماه جاری میلادی (جولای) به دست آمد و بر این مسئله تصریح می کند که روسیه، جمهوری اسلامی ایران و ترکیه کشورهای تضمین کننده ناظر بر آتش بس در مناطق یادشده هستند.بسیاری از سوری ها گمان می کنند که این توافق دست ارتش سوریه را از ادامه عملیات نظامی بر ضد تروریسم در مناطق متعددی از سوریه می بندد، چرا که بر توقف درگیری ها میان ارتش و گروه های مسلح در شمال، مرکز و جنوب سوریه تأکید می کند، اما میدان سوریه در روزهای پس از این توافق عکس این مسئله را نشان داد، زیرا این توافق مقدمه ای برای تحقق پیروزی های بزرگ و کوبنده بود که چرخ این قطار بدون اینکه کسی بتواند آن را متوقف کند، به حرکت خود ادامه داد.در عمل ارتش سوریه، چندین عملیات نظامی را پس از متمرکز کردن نیروی خود بر مبارزه با داعش در برهه فعلی، در چندین جهت مختلف آغاز کرد که تا عمق صحرا و مرزهای سوریه و عراق امتداد دارد.دو گام همزمان ارتش سوریه در عمق صحراارتش سوریه دو خط موازی هم را در عمق صحرا آغاز کرد: خط اول، گسترش حلقه سیطره بر مناطق اطراف شهر تدمر در حومه شرقی شهر حمص و پس از آن بود که ارتش سوریه آزادسازی شهر باستانی تدمر را از تروریست های داعشی برای دومین بار پیاپی آغاز کرد، به همین سبب چاره ای جز عملیات نظامی برای دور کردن این خبر به صورت نهایی نبود.اهداف استراتژیکی که ارتش سوریه در اطراف شهر «تدمر» محقق کرد، آزادسازی میادین نفت و گازی بود که مهمترین پایه های اقتصاد سوریه را تشکیل می دهد، مهمترینِ این میادین، میدان نفتی «آراک» بود که ارتش سوریه در تاریخ 16-6-2017 از اشغال تروریست ها آزاد کرد که در 40کیلومتری شمال شرقی تدمر قرار دارد. یک منبع نظامی سوری پیشتر به تسنیم گفته بود که با آزادسازی میدان آراک، بخش اعظم تأسیسات نفتی و گازی صحرای سوریه از اشغال تروریست ها آزاد شد و به آزادسازی منطقه استراتژیک «السخنه» نزدیک شد که گذرگاه ورود به مرزهای دیرالزور از سمت شرق قلمداد می شود.تأمین امنیت خط مواصلاتی دمشق تا مرزهای سوریه و عراقخط دوم که ارتش سوریه در عمق صحرا فعالیت خود را آغاز کرد، تأمین امنیت خط مواصلاتی میان دمشق تا مرزهای سوریه و عراق و رسیدن به گذرگاه مرزی «التنف» بود به طوری که ارتش سوریه و همپیمانان آن با گام های سریعی از سمت حومه شرقی پایتخت به سمت شرق پیشروی کردند تا آمریکا مستقیماً خطر این پیشروی سریع را احساس کند و به همین سبب بارها با جنگنده های خود مواضع ارتش سوریه را در ایست «ظاظا» در حدود 55کیلومتری گذرگاه التنف هدف قرار داد که به جان باختن شماری از سربازان ارتش سوریه منجر شد. هدف آمریکا از این تجاوزات جلوگیری از پیشروی ارتش و رسیدن آن به مرزهای سوریه و عراق بود.ارتش سوریه و همپیمانانش اعتنایی به تهدید آمریکا نکردند بلکه به مسیر خود با قدرت ادامه دادند تا اینکه به هدف نهایی خود یعنی مرزها رسیدند و پس از آزادسازی حداقل 20 هزار کیلومترمربع، با نیروهای عراقی در شمال گذرگاه التنف در تاریخ 10-6-2017 دیدار کردند که با این موفقیت، راه را به روی گروه های مورد حمایت آمریکا بستند و رؤیاهای آنها را برای رسیدن به شهر دیرالزور برباد دادند، دیرالزور هدف استراتژیکی ارتش سوریه است تا آن را از محاصره تروریست های داعشی آزاد کند.دستاورد بزرگ ارتش سوریه با رسیدن به مرزهای مشترک با عراقرسیدن ارتش سوریه و همپیمانانش به مرزهای مشترک با عراق، هر گونه تأثیرگذاری گروه های مسلح مورد حمایت آمریکا را خنثی کرد، زیرا آنها از هر طرف در محاصره قرار گرفتند و در عین حال این دستاورد نقطه شروعی برای ارتش سوریه بود تا گام بعدی اش را آغاز کند که حرکت به سمت شهر دیرالزور برای شکستن حلقه محاصره آن و آزادسازی از چنگال گروه تروریستی داعش است. ارتش در عمل محدوده کنترل خود را توسعه داد و به سمت شمال حرکت کرد تا به مرزهای اداری استان دیرالزور پس از آزادسازی منطقه «الضلیعات» در تاریخ 24-6-2017 برسد.در این زمینه «رامز ترجمان» وزیر اطلاع رسانی سوریه به خبرنگار تسنیم در دمشق گفته بود: ارزیابی ما از اقدامات ائتلاف آمریکایی طی این سال ها برای ضربه زدن به داعش این است که این ائتلاف نتوانست سبب کاهش یا کند شدن روند توسعه داعش یا از بین بردن قدرت آن شود، در حالی که آنچه محور مقاومت در خلال یک مدت بسیار کم انجام داد و محقق کرد با تمرکز عملیاتش بر هدف قرار دادن تروریست ها به طور کلی و به طور خاص تروریست های داعشی، قدرت داعش در منطقه چه در عراق یا سوریه به قهقرا رفت و به شدت متزلزل شد.تحول مهم در دیرالزوردیگر تحول و رخداد ...

ادامه مطلب  

زیباترین زنان و دختران نظامی در ارتش های جهان +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه وبگردی ملکانه؛ اگرچه حضور زنان در نبردها و به ویژه در خط مقدم محدود به تعداد اندکی از کشورهاست، اما علیرغم توانایی جسمی و روانی سربازان زن در مقایسه با همنوعان مردشان، نمی توان نقش و ارزش آنان را در این خصوص نادیده گرفت.فارغ از اختلاف نظرها، حضور زنان در ارتش مانند هوای تازه است. زنان نظامی دارای قدرت، هوش، شجاعت، جسارت و زیبایی هستند. برخی پژوهشگران حتی عنوان «سلاح کشتار جمعی وسوسه» را به آنان اطلاق کرده اند. این ارتش ها، یگان هایی از زیباترین زنان را به خدمت گرفته اند.۱۰- زنان زیبا در ارتش امریکا :ارتش ایالات متحده از نظر به کارگیری زنان زیبا در یگان های خود در مقام دهم جای گرفته است. به همان اندازه که زنان زیبا در ارتش امریکا خدمت می کنند، زنانی که زیبایی کمتری دارند نیز در این یگان ها مشغول خدمتند. زنان در ایالات متحده از بدو تأسیس اجازۀ ورود به ارتش را دریافت کردند و هم اکنون ۱۴% از کل نیروهای مسلح، ۲۰% از نیروهای ذخیره و ۶% از نیروهای گارد ملی این کشور را تشکیل می دهند. ۹- ارتش چک :خدمت زنان در ارتش چک از شروع جنگ جهانی دوم آغاز شد. در آن زمان زنان به عنوان پرستار یا اپراتور مخابرات در مناطق محدود مشغول خدمت بودند. بعدها زنان وارد بخش های مختلف ارتش شدند. ۸- ارتش لهستان :لهستان از کشورهایی است که زنان را در خطوط مقدم نبرد به خدمت گرفته است. دولت این کشور از سال ۱۹۹۹ اجازۀ پیوستن زنان به ارتش را صادر کرد. هم اکنون بیش از ۲۵۰۰ زن در ارتش لهستان به خدمت مشغولند و مجازند در هر قسمتی از ارتش در نیروهای سه گانه یا گارد ملی خدمت کنند. ۷- ارتش پاکستان :زنان در پاکستان از بدو تأسیس ارتش این کشور وارد آن شدند و در خطوط مقدم نبرد به خدمت مشغول گردیدند. نخستین بار در سال ۲۰۰۶ زنان پاکستانی اجازۀ ورود به نیروی هوایی ارتش این کشور را یافتند اما هنوز اجازۀ ورود به نیروی دریایی را که فقط مختص مردان است، ندارند. ۶- ارتش نروژ :برخلاف بسیاری از کشورهای اروپ ...

ادامه مطلب  

قدرتمند ترین جنگ افزار های ارتش فرانسه  

درخواست حذف این مطلب
کارشناسان نظامی از ارتش فرانسه به عنوان خود ساخته ترین ارتش قاره اروپا یاد می کنند، فرانسه یکی از قدرت های نظامی اروپا و دنیاست که اکثر جنگ افزار هایش به صورت بومی تولید می شوند.به گزارش صدخبر کارشناسان نظامی از ارتش فرانسه به عنوان خود ساخته ترین ارتش قاره اروپا یاد می کنند، فرانسه یکی از قدرت های نظامی اروپا و دنیاست که اکثر جنگ افزار هایش به صورت بومی تولید می شوند، در ادامه به معرفی 10 مورد از قوی ترین تسلیحات نظامی این کشور می پردازیم.10- سامانه موشکی زمین به هوا و قابل حمل crotale تا به امروز تنها دو کشور روسیه و فرانسه موفق به تولید سامانه های موشکی زمین به هوا با قابلیت حمل و نقل خودکار و شلیک موشک های هدایت شونده راداری شده اند، crotale نوعی سامانه موشکی زمین به هوا با برد کوتاه است که می تواند بر روی شاسی تانک و خودرو های نظامی 6 و 8 چرخ نصب شود، ویژگی هایی مانند حمل و نقل آسان، رادار جستجو و ردیابی و قابلیت مسلح کردن 8 موشک به طور همزمان باعث شده تا این سامانه موشکی به عنوان یکی از قوی ترین سامانه های پدافند هوایی مورد استفاده ارتش فرانسه قرار بگیرد سامانه موشکی crotale قابلیت حمل و نقل از طریق هواپیماهای ترابری نظامی ای همچون c-130 و a400m را دارا است و در نتیجه به سرعت می توان آن را به مناطق عملیاتی منتقل کرد، قابلیت نصب این سامانه بر روی شاسی تانک crotale را به یک سلاح مرگبار تبدیل کرده است که می تواند پس از هر شلیک در محیط به اختفا بپردازد و در موقعیت مناسب به موضع حمله باز گردد، نمونه هایی از این سامانه هم اکنون در ناوچه های جنگی فرانسه موجود هستند.9- موشک کروز scalp پس از آمریکا و روسیه فرانسه سومین کشوری است که ناو های جنگی خود را به موشک های کروز دوربرد تجهیز می کند؛ scalp نام نوعی موشک کروز است که می تواند از فاصله بیشتر از 1000 متر اهداف را مورد حمله قرار دهد، این موشک می تواند کلاهک های انفجاری ای با حداکثر وزن 450 کیلوگرم را با خود حمل کند و ویژگی های منحصر به فرد آن ارتش فرانسه را بر آن داشته تا از آن در ناوچه های جنگی fremm خود استفاده کند. ارتش فرانسه موفق شده تا scalp را به منظور نصب بر روی جنگنده های rafale مورد باز طراحی قرار دهد که نتیجه آن تولید موشکی ملقب به سایه طوفان است، هر جنگنده rafale قادر است 3 عدد از این موشک ها را با خود حمل کند و این مسئله به ارتش فرانسه اجازه می هد تا از این موشک در عملیات هایی همچون حمله به ساختمان های زرهی، انهدام سامانه های پدافندی و حمله به اهدافی که چند صد کیلومتر در درون خاک دشمن مستقر هستند استفاده کند.8- ناو های کلاس horizon horizon نام پروژه نظامی مشترکی بین کشور های انگلیس، فرانسه و ایتالیا است که پس از ترک انگلیس، با همکاری ایتالیا و فرانسه تکمیل و نتیجه آن تولید 4 عدد ناو جنگی از کلاس horizon بود، هم اکنون دو دستگاه از این ناو های جنگی در اختیار ارتش فرانسه است.کلیدی ترین ویژگی این ناو های جنگی تجهیزات راداری منحصر به فرد آنهاست، سامانه راداری اصلی این ناو از نوع رادار الکترونیکی فعال g-band و سامانه راداری جانبی آن از نوع رادار الکترونیکی فعال thales s1850 است.اصلی ترین سلاح نصب شده بر روی این ناوها موشک انداز های عمودی ای هستند که توسط موشک های aster-15/30 مسلح می شوند؛ ناو horizon با استفاده از این موشک ها می تواند دایره ای به شعاع 150 کیلومتر را از خطر هر جنبنده هوایی ای امن نگه دارد.وظیفه اصلی این ناو مقابله با هواپیماها و دیگر تسلیحات نظامی هوایی است اما در آن شاهد به کار گیری تجهیزاتی برای مقابله با ناوها، زیر دریایی ها و نیز دفاع در برابر حمله از طرف خشکی نیز هستیم.در حال حاضر فقط یکی از این دو ناو ارتش فرانسه قابلیت استفاده در مناطق عملیاتی را دارد.7- ناو هلیکوپتر بر کلاس mistral mistral به روز ترین ناو هلی کوپتر بر نیروی دریایی ارتش فرانسه است که قابلیت های تهاجمی، جابجایی نیرو های پیاده نظام و نیز انجام عملیات نجات آن همه کارشناسان نظامی را به تحسین ای ناو وا داشته است.عرشه این ناو طولی 200 متری داشته و قادر است تا مجموع بار حداکثر 21000 تنی را با خود حمل کند، این ناو به صورت استاندارد فضای کافی برای حمل 16 هلیکوپتر با اندازه متوسط را داراست که در مورد حمل هلی کوپتر های نسبتا سبک و نیز هلی کوپتر های کوچک ظرفیت آن به 36 دستگاه هلیکوپتر هم خواهد رسید. علاوه بر این انبار بزرگ قرار گرفته در پشت این ناو می تواند به جابجایی تانک ها، نفر بر های زرهی، کامیون ها و دیگر وسایل نقلیه نظامی کمک کند و ...

ادامه مطلب  

روند قهقرایی تروریست ها؛ پیشرفت های خیره کننده سوریه و هم پیمانان + نقشه های مقایسه ای  

درخواست حذف این مطلب
فتحی نظام، خبرنگار خبرگزاری تسنیم، دمشق: دستاوردهای پیاپی را ارتش سوریه و همپیمانانش طی دو ماه اخیر در امتداد نقشه سوریه به دست آوردند به طوری که می توان گفت مساحت اراضی و مناطقی که ارتش طی 60 روز آزاد کرده معادل مساحتی است که از شش سال پیش تا کنون بر آن مسلط بوده است، مهمترین تحولات میدانی سوریه کدام است؟ نقشه میدانی سوریه در دو ماه پیش (بالا) توافق مناطق کاهش تنش؛ مقدمه ای برای پیروزی های بزرگ ارتش سوریهآغاز تحولات در نقشه میدانی سوریه، پس از توافق درباره ایجاد مناطق کاهش تنش در سوریه شامل چهار منطقه «استان ادلب، بخش های مشخصی از شمال استان حمص، غوطه شرقی و برخی مناطق جنوب سوریه» بود. این توافق در «آستانه» پایتخت قزاقستان در چهارمین روز ماه جاری میلادی (جولای) به دست آمد و بر این مسئله تصریح می کند که روسیه، جمهوری اسلامی ایران و ترکیه کشورهای تضمین کننده ناظر بر آتش بس در مناطق یادشده هستند.بسیاری از سوری ها گمان می کنند که این توافق دست ارتش سوریه را از ادامه عملیات نظامی بر ضد تروریسم در مناطق متعددی از سوریه می بندد، چرا که بر توقف درگیری ها میان ارتش و گروه های مسلح در شمال، مرکز و جنوب سوریه تأکید می کند، اما میدان سوریه در روزهای پس از این توافق عکس این مسئله را نشان داد، زیرا این توافق مقدمه ای برای تحقق پیروزی های بزرگ و کوبنده بود که چرخ این قطار بدون اینکه کسی بتواند آن را متوقف کند، به حرکت خود ادامه داد.در عمل ارتش سوریه، چندین عملیات نظامی را پس از متمرکز کردن نیروی خود بر مبارزه با داعش در برهه فعلی، در چندین جهت مختلف آغاز کرد که تا عمق صحرا و مرزهای سوریه و عراق امتداد دارد.دو گام همزمان ارتش سوریه در عمق صحراارتش سوریه دو خط موازی هم را در عمق صحرا آغاز کرد: خط اول، گسترش حلقه سیطره بر مناطق اطراف شهر تدمر در حومه شرقی شهر حمص و پس از آن بود که ارتش سوریه آزادسازی شهر باستانی تدمر را از تروریست های داعشی برای دومین بار پیاپی آغاز کرد، به همین سبب چاره ای جز عملیات نظامی برای دور کردن این خبر به صورت نهایی نبود.اهداف استراتژیکی که ارتش سوریه در اطراف شهر «تدمر» محقق کرد، آزادسازی میادین نفت و گازی بود که مهمترین پایه های اقتصاد سوریه را تشکیل می دهد، مهمترینِ این میادین، میدان نفتی «آراک» بود که ارتش سوریه در تاریخ 16-6-2017 از اشغال تروریست ها آزاد کرد که در 40کیلومتری شمال شرقی تدمر قرار دارد. یک منبع نظامی سوری پیشتر به تسنیم گفته بود که با آزادسازی میدان آراک، بخش اعظم تأسیسات نفتی و گازی صحرای سوریه از اشغال تروریست ها آزاد شد و به آزادسازی منطقه استراتژیک «السخنه» نزدیک شد که گذرگاه ورود به مرزهای دیرالزور از سمت شرق قلمداد می شود.تأمین امنیت خط مواصلاتی دمشق تا مرزهای سوریه و عراقخط دوم که ارتش سوریه در عمق صحرا فعالیت خود را آغاز کرد، تأمین امنیت خط مواصلاتی میان دمشق تا مرزهای سوریه و عراق و رسیدن به گذرگاه مرزی «التنف» بود به طوری که ارتش سوریه و همپیمانان آن با گام های سریعی از سمت حومه شرقی پایتخت به سمت شرق پیشروی کردند تا آمریکا مستقیماً خطر این پیشروی سریع را احساس کند و به همین سبب بارها با جنگنده های خود مواضع ارتش سوریه را در ایست «ظاظا» در حدود 55کیلومتری گذرگاه التنف هدف قرار داد که به جان باختن شماری از سربازان ارتش سوریه منجر شد. هدف آمریکا از این تجاوزات جلوگیری از پیشروی ارتش و رسیدن آن به مرزهای سوریه و عراق بود.ارتش سوریه و همپیمانانش اعتنایی به تهدید آمریکا نکردند بلکه به مسیر خود با قدرت ادامه دادند تا اینکه به هدف نهایی خود یعنی مرزها رسیدند و پس از آزادسازی حداقل 20 هزار کیلومترمربع، با نیروهای عراقی در شمال گذرگاه التنف در تاریخ 10-6-2017 دیدار کردند که با این موفقیت، راه را به روی گروه های مورد حمایت آمریکا بستند و رؤیاهای آنها را برای رسیدن به شهر دیرالزور برباد دادند، دیرالزور هدف استراتژیکی ارتش سوریه است تا آن را از محاصره تروریست های داعشی آزاد کند.دستاورد بزرگ ارتش سوریه با رسیدن به مرزهای مشترک با عراقرسیدن ارتش سوریه و همپیمانانش به مرزهای مشترک با عراق، هر گونه تأثیرگذاری گروه های مسلح مورد حمایت آمریکا را خنثی کرد، زیرا آنها از هر طرف در محاصره قرار گرفتند و در عین حال این دستاورد نقطه شروعی برای ارتش سوریه بود تا گام بعدی اش را آغاز کند که حرکت به سمت شهر دیرالزور برای شکستن حلقه محاصره آن و آزادسازی از چنگال گروه تروریستی داعش است. ارتش در عمل محدوده کنترل خود را توسعه داد و به سمت شمال حرکت کرد تا به مرزهای اداری استان دیرالزور پس از آزادسازی منطقه «الضلیعات» در تاریخ 24-6-2017 برسد.در این زمینه «رامز ترجمان» وزیر اطلاع رسانی سوریه به خبرنگار تسنیم در دمشق گفته بود: ارزیابی ما از اقدامات ائتلاف آمریکایی طی این سال ها برای ضربه زدن به داعش این است که این ائتلاف نتوانست سبب کاهش یا کند شدن روند توسعه داعش یا از بین بردن قدرت آن شود، در حالی که آنچه محور مقاومت در خلال یک مدت بسیار کم انجام داد و محقق کرد با تمرکز عملیاتش بر هدف قرار دادن تروریست ها به طور کلی و به طور خاص تروریست های داعشی، قدرت داعش در منطقه چه در عراق یا سوریه به قهقرا رفت و به شدت متزلزل شد.تحول مهم در دیرالزوردیگر تحول و رخداد منحصر به فرد در صحنه میدانی سوریه توسط جمهوری اسلامی ایران یکی از همپیمانان سوریه در تاریخ 18-6-2017 محقق شد که طی ...

ادامه مطلب  

زنان و دختران نظامی در ارتش های جهان  

درخواست حذف این مطلب
دختران نظامی در ارتش های جهان , اگرچه حضور زنان در نبردها و به ویژه در خط مقدم محدود به تعداد اندکی از کشورهاست، اما علیرغم توانایی جسمی و روانی سربازان زن در مقایسه با همنوعان مردشان، نمی توان نقش و ارزش آنان را در این خصوص نادیده گرفت.فارغ از اختلاف نظرها، حضور زنان در ارتش مانند هوای تازه است.زنان نظامی دارای قدرت، هوش، شجاعت، جسارت و زیبایی هستند.برخی پژوهشگران حتی عنوان «سلاح کشتار جمعی وسوسه» را به آنان اطلاق کرده اند. این ارتش ها، یگان هایی از زیباترین زنان را به خدمت گرفته اند.زنان و دختران نظامی در ارتش های جهان۱۰- زنان زیبا در ارتش امریکا :ارتش ایالات متحده از نظر به کارگیری زنان زیبا در یگان های خود در مقام دهم جای گرفته است.به همان اندازه که زنان زیبا در ارتش امریکا خدمت می کنند، زنانی که زیبایی کمتری دارندنیز در این یگان ها مشغول خدمتند. زنان در ایالات متحده از بدو تأسیس اجازۀ ورود به ارتش را دریافت کردند و هم اکنون ۱۴% از کل نیروهای مسلح، ۲۰% از نیروهای ذخیره و ۶% از نیروهای گارد ملی این کشور را تشکیل می دهند.۹- ارتش چک :خدمت زنان در ارتش چک از شروع جنگ جهانی دوم آغاز شد.در آن زمان زنان به عنوان پرستار یا اپراتور مخابرات در مناطق محدود مشغول خدمت بودند. بعدها زنان وارد بخش های مختلف ارتش شدند.دختران نظامی در ارتش های جهان۸- ارتش لهستان :لهستان از کشورهایی است که زنان را در خطوط مقدم نبرد به خدمت گرفته است.دولت این کشور از سال ۱۹۹۹ اجازۀ پیوستن زنان به ارتش را صادر کرد. هم اکنون بیش از ۲۵۰۰ زن در ارتش لهستان به خدمت مشغولند و مجازند در هر قسمتی از ارتش در نیروهای سه گانه یا گارد ملی خدمت کنند.۷- ارتش پاکستان :زنان در پاکستان از بدو تأسیس ارتش این کشور وارد آن شدند و در خطوط مقدم نبرد به خدمت مشغول گردیدند.نخستین بار در سال ۲۰۰۶ زنان پاکستانی اجازۀ ورود به نیروی هوایی ارتش این کشور را یافتند اما هنوز اجازۀ ورود به نیروی دریایی را که فقط مختص مردان است، ندارند.زنان در ارتش۶- ارتش نروژ :برخلاف بسیاری از ک ...

ادامه مطلب  

شخصا از اسد خواستم که در انتقال داعش از قلمون همکاری کند  

درخواست حذف این مطلب
دبیرکل حزب الله لبنان گفته است که برای کسب موافقت و همکاری رئیس جمهوری سوریه، با توافق تخلیه عناصر گروه تروریستی داعش از مرز لبنان، با وی دیدار کرده است. به گزارش ایلنا به نقل از العالم، دبیرکل حزب الله لبنان پنجشنبه شب همزمان با مراسم جشن مردم لبنان و حامیان مقاومت در شهر بعلبک به مناسبت پیروزی دوم و اخراج داعش از مرزهای لبنان و سوریه، سخنرانی ایراد کرد.سید حسن نصرالله در ابتدای سخنرانی خود پیروزی ارتش و ملت لبنان و مقاومت علیه همه گروه های تروریستی را تبریک گفت و در روز عرفه دعا کرد که خداوند این امت را از فتنه تکفیری و طایفه ای نجات دهد. دبیرکل حزب الله لبنان در ادامه سخنرانی گفت: به سوی کسی گام برمی داریم که بزرگترین فداکاری را انجام داد، او حسین است که نماز را به پا داشت و زکات را به جای آورد، در راه خدا جهاد کرد، در طول تاریخ ماندگار شد و همچنان الهام بخش همه انقلابیون و مبارزان مقاومت در سراسر جهان و در طول تاریخ شد.وی افزود: به سوی کسی روی می کنیم که اسوه فداکاران و الگوی صابران است. از اینجا ایشان را زیارت می کنیم و بر او سلام می گوییم " السلام علیک یا سیدی ویا مولای وعلى الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله أبدا ما بقینا وبقی اللیل والنهار ولا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم."نصرالله خاطرنشان کرد: در روز عرفه از شهر بعلبک به زائران خانه خدا عرض می کنیم که دعای ما بدرقه شماست تا سالم و سلامت به سرزمین خود برگردید. در روز عرفه همچنین قلب هایمان را روانه کربلا حسین (ع) می کنیم. دبیرکل حزب الله لبنان گفت: امروز روز نهم ماه ذی حجه است که درمیان مسلمانان به روز عرفه معروف است. دراین روز بیش از دو میلیون حاجی در منطقه عرفات در سرزمینی واحد با لباس سفید شبیه به کفن سفید میایستند؛ به گونه ای که نمی توان فقیر و پولدار را از هم تشخیص داد، همه نام خدا را بر زبان دارند و او را می خوانند و به او متوسل می شوند.نصرالله صحنه روز عرفه را نشان دهنده قدرت ملت اسلام دانست و گفت: امیدواریم که خداوند وجدان ملت ها، نخبگان و مسئولان امت اسلامی را برای خروج از این آلام و فتنه ای که جهان عرب و سلام را دربرگرفته است، بیدار کند.پیروزی مقاومت و ارتش لبنان علیه تروریسم را تبریک می گویموی پیروزی های بدست آمده ارتش لبنان و مقاومت در دو عملیات اخیر در مرزهای لبنان و سوریه را تبریک گفت و افزود: این پیروزی را به شما تبریک می گویم. این، پیروزی ارتش و مردم و مقاومت بر تروریست هایی است که سرزمین ما را اشغال کردند. لذا روز 28 اوت را روز دوم آزادسازی اعلام می کنیم و از همه کسانی که از همه استان ها به ویژه از منطقه بقاع به این جا آمدند و دراین مراسم حضور یافتید، تشکر می کنم که این نشانه سیرت و خصلت نیکوی شماست، زیرا شما اهل وفاداری، تعصب و غیرت هستید.دبیرکل حزب الله لبنان شهدا را پیروزی آفرینان واقعی خواند و از خداوند متعال خواست که آنها را مورد رحمت خویش قرار دهد. وی افزود: دراین جا، باید از همه شما عذرخواهی کنم، زیرا قرار بود که در میان شما در شهر بعلبک دراین مراسم باشکوه حاضر شوم، همانطور که 25 ماه می سال 2000 به بنت جبیل رفتم ، اما متاسفانه امروز شرایط متفاوت است و شرایط پس از جنگ ژوئیه 2006 ، مانند شرایط پیش از آن نیست؛ به ویژه اینکه آمریکا و اسرائیل این روزها به دلیل نتایج عملیاتهای مقاومت در مرزهای لبنان و سوریه خشمگین هستند، زیرا اکنون سناریوی صهیونیستی آمریکایی در آستانه شکست قرار دارد و برادران به من اجازه آمدن ندادند و به من گفتند که اجازه بدهیم شادی، تداوم داشته باشد.سید حسن نصرالله گفت : امروز اینجا جمع شده ایم تا یک پیروزی ملی جدید و آزادسازی جدید را جشن بگیریم و درباره اصطلاحی واحد که همان آزادسازی دوم است، با هم به توافق برسیم، زیرا تعداد پیروزی ها زیاد است، پیروزی اول، در سال 1985 و زمانی بود که اسرائیل از بیروت و برخی از مناطق لبنان عقب نشینی کرد و درسال های 1993 و 1996 تا سال 2000 و2006 در قانا و برخی از مناطق، شهدایی را تقدیم کردیم، به همین دلیل امروز، روز آزادسازی دوم است.وی افزود : درسال 1978 در چنین روزی یعنی در تاریخ 31 اوت، رژیم لیبی جنایت ربودن امام موسی صدر و برادرانش را مرتکب شد و وی را از خانواده و مردم و وطنش دور کرد، درحالیکه وی شخصیت و مرد بزرگی در میان امتش بود و بدین مناسبت، نمی توانم چیزی بیشتر از آنچه که برادر بزرگتر ما نبیه بری رئیس جنبش امل و رئیس پارلمان لبنان در این خصوص سخنرانی کرد، اضافه کنم. دراین جا از ایشان به علت مواضع شجاعانه وحکیمانه اش که همواره مرد چالش و تضمینی برای وحدت ملی بوده است، بسیار تشکر می کنم.همه پیروزی های مقاومت ثمره رهمنون ها امام موسی صدر استسید حسن نصرالله در بخش دیگر از سخنانش به مساله ناپدید شدن امام موسی صدر و دو همراهش اشاره کرد و گفت: مردی است که در دل امت جای دارد و برای همگان عزیز است.وی خطاب به امام موسی صدر گفت: ای سید و مولای ما، دختران و فرزندان تو در جنبش امل و حزب الله، راه و مسیر تو در مقاومت و آزادسازی و توسعه و خدمت به انسایت و حفظ لبنان و زندگی واحد و مشترک بین مسلمانان و مسیحیان و دفاع از مظلومان و روابط خاص با سوریه و دفاع از قدس و فلسطین را ادامه دادند و به این شکل، خانواده بزرگ تو، هزاران شهید را تقدیم کرد و همه آنها امیدوارند که به همین راه برگردی و تو معلم و روشنگر مسیر پیروزی ها هستی، سرورم، این آزادسازی ، دوم که آنرا جشن می گیریم، ثمره وعده هایی است که تو برای پیروزی داده ای مانند پیروزی سال 2000 و اکنون وعده هایت به ثمر نشسته است.نصرالله افزود: ما در مقابل تروریسم با سه موضع مختلف روبرو شدیم؛ بدین ترتیب که برخی ها مواضع بی طرفی در پیش گرفتند، برخی ها با ارائه امکانات در خدمت این گروهک‎ها رویکرد مثبتی به آنها داشتند و سومین گزینه رویارویی و درگیری بود که در گزینه رویارویی ما در کنار ارتش عربی سوریه ایستادیم؛ چون منطقه ای در هر دو طرف قرار گرفته که توسط ارتش سوریه کنترل می شود.وی گفت: ما نبرد را از منطقه القصیر آغاز کردیم و درگیری ها تا منطقه "جدیده" که گروههای مسلح بر آن مسلط بودند، ادامه داشت. با آنها در داخل خاک لبنان وارد جنگ شدیم. دراین نبرد نیروهای مقاومت و ارتش عربی سوریه شهدا و مجروحان زیادی را تقدیم کردند و منطقه را برای آخرین مرحله نبرد در جولای 2017 آماده کردیم. در سالهای اخیر ارتش لبنان در منطقه عرسال، رأس بعلبک و القاع وارد جنگ هایی شده است.نصرالله گفت: تروریست ها در مرزهای شرقی ما مستقر شده بود، چراکه ارتش لبنان در مرزهای شمالی لبنان به شکل بسیار مناسب مستقر بودند و مانع از آن شدند که پای هیچ گروه تروریستی به آن نرسد، اما مشکل ما از طرف مرزهای شرقی با سوریه و تسلط گروههای مسلح بر دو طرف این مرزها یعنی هزاران کیلومتر آن طرف تر بود. این منطقه مرکز تهدید واقعی برای سوریه و لبنان شده بود اما سوریه بطور کلی درگیر جنگ بود و این خطری جدی برای لبنان به شمار می آمد، به خصوص اینکه تهدید آشکار برای برپایی امارت در لبنان تا دریای مدیترانه متوجه لبنان بود. تروریست ها بمباران روستاها و شهرها را آغاز کرده بودند و این موضوع تا مرحله دوم آزادسازی ادامه داشت.اصرار حزب الله بر پایان جنگ جرود تا قبل از فرا رسیدن فصل سرما وی افزود: دولت لبنان درمرحله گذشته به علت اختلافات سیاسی، نتوانست تصمیم قاطعی را درباره این موضوع اتخاذ کند، اما با انصاف عمل کرد و درعرصه امنیتی، آشکارا در مقابله با تروریست ها و شبکه های تروریستی ایستاد و ارتش لبنان و نیروهای امنیتی داخلی و امنیت کشور، به موفقیت های مهم و برجسته ای دست یافتند و در تابستان امسال وقت آن رسید که به اشغالگری پایان داده شود، به ویژه اینکه تهدیدها علیه لبنان دوباره با فرستادن خودروهای بمب گذاری شده یا عاملان انتحاری و طراحی حملات دراین کشور و اشغال دو منطقه لبنان و گروگان گیری اهالی این دو منطقه به منظور مذاکره درباره آنان و مبادله با زندانیان زندان رومیه و تعیین شرط های مشخص برای دولت لبنان از سرگرفته شد. در همین ارتباط، ستاد اطلاع رسانی نظامی ارتش لبنان ویدئویی را به دست آورده که در آن به آشکارا از طرحی برای حمله به دو منطقه صلیبی‎نشین (به تعبیر داعش) واشغال کردن این مناطق صحبت شده بود. واضح است که تروریسم در الجرود با آغاز بهار امسال فعال شد و در تابستان، موفقیت های زیادی در مقابله با تروریست ها به دست آمد.سید حسن نصرالله همچنین گفت: تصمیم گرفتیم به آزادسازی منطقه جرود عرسال و فلیطه اقدام کنیم و همه از این موضوع اطلاع داشتند و اگر دولت می خواست که جرود عرسال آزاد شود ، ما مشکلی نداشتیم و هر کاری را که لازم بود، انجام می دادیم. آنچه من می دانم، این است که فرماندهی ارتش لبنان آماده وارد شدن به نبرد عرسال بود، اما تصمیم سیاسی دراین باره گرفته نشده بود، به همین دلیل، به جرود عرسال و جرود فلیطه رفتیم و وارد عملیات شدیم و ماموریت را انجام دادیم و اراضی اشغال شده در جرود عرسال را آزاد کردیم و اسرای عزیز و پیکرهای شهدا را بازپس گرفتیم و شاهد آن پیروزی بودیم و این پیروزی را جشن گرفتیم.باید آخرین قدم برای آزادسازی به دست ارتش لبنان باشددرمرحله پایانی، ما پیشتر به همه از جمله ارتش لبنان اعلام کرده بودیم که تابستان امسال و قبل از اینکه برف و سرما فرا رسد، می خواهیم به نبرد جرود پایان دهیم و نمی خواهیم که نظامیان ارتش لبنان و نیروهای مقاومت در سرما در کوه ها و برف بمانند. به ما گفته شد که « شما آسوده خاطر باشید»، زیرا دولت لبنان می خواهد که ارتش لبنان بقیه مناطق الجرود در راس بعلبک و القاع و الفاکهه را آزاد کند وما هم گفتیم که این نهایت، سعادت است و اگر از ما هر خدمتی خواسته شود، ما درکناری شما هستیم و دقیقاً این جمله را به آن ها گفتم : باید آخرین قدم برای آزادسازی به دست ارتش لبنان باشد.سید حسن نصرالله گفت: خلافت داعش و طرح این گروه سقوط کرد وآن ها مجازات شدند و گروه های تروریستی از کشور بیرون رانده شده و خاک لبنان از سمت سوریه بازپس گرفته شد. مجموع مساحتی که در اراضی سوریه و لبنان تحت اشغال گروه های مسلح درآمده بود، 3 هزار و 684 کیلومتر بود که مساحت آن در داخل اراضی سوریه، 2 هزار و 920 کیلومتر و در داخل اراضی لبنان، 764 کیلومتر مربع شامل کوه ها و تپه های مشرف بر روستاهای منطقه بقاع بود که تا قبل از روز شنبه، 624 کیلومتر مربع در داخل اراضی لبنان در عملیات فجر جرود آزاد شد و بدین ترتیب آزادسازی سایر اراضی لبنان که دراشغال تروریست ها بود، تکمیل شد.دبیرکل حزب الله لبنان خاطرنشان کرد که یک روز می‎گویند که حضور تروریسم در مناطق کوهستانی لبنان به نفع حزب الله است و روز دیگر عکس آن را می گویند، در حالی که ما از همان ابتدا مواضع آشکاری را انتخاب کرده بودیم و همانطوری که رئیس جمهور در جشن مرکز امنیت عمومی تصریح کردند، ما در انتظار تصمیم سرنوشت ساز دیگری هستیم، زیرا بخشی از خاک لبنان، "مزارع شبعا و تلال کفرشوما" هنوز در اشغال رژیم اشغالگر اسرائیل است.در آزادسازی مزارع شبعا جدی هستیموی تصریح کرد: ما خواستار آزادسازی مزارع شبعا و التلال با تصمیم و همکاری دولت لبنان هستیم. من خواهان جنگ با "اسرائیل" نیستم، بلکه با جدیت می خواهم که برنامه کاملی برای آزادسازی این مناطق و بازگرداندن آن به خاک لبنان درنظر گرفته شود. ما در حزب الله آرزوهای بسیاری برای تحقق این دستاورد در زمان آقای میشل عون رئیس جمهور محترم داریم.نصرالله گفت: ای اهالی بقاع، ای اهالی هرمل، ای اهالی القاع، الفاکهه، راس بعلبک و هرمل، آمریکا نمی خواهد که داعش از تلال و جرود شما خارج شود و برای همین تهید به قطع کمک های خود به ارتش لبنان کرد.وی افزود: ما رئیس جمهوری چون ژنرال میشل عون داریم، کسی که هیبت و عظمت دولت را حفظ کرده است. اگر دولت از این تصمیم عقب نشینی کند نه دولتی باقی می ماند نه ارتشی و نه حکومتی. اگر آمریکایی ها تصمیم حکومت را لغو کنند، پس جایگاه حاکمیت و استقلالی که درمورد آن صحبت می کنیم، کجاست؟ رئیس جمهور در حضور رئیس شورای عالی دفاع و نخست وزیر با این تصمیم موافقت کرد و انصافاً سعد الحریری نخست وزیر مانند قبل با این تصمیم موافقت کردند و و دیدگاه نبیه بری رئیس پارلمان نیز در این بار شناخته شده است.نصرالله ادامه داد: تصمیم دولت لبنان درخصوص نبرد در فجر الجرود یک تصمیم بسیار مهم و نش ...

ادامه مطلب  

ارتش و سپاه یک ترکیب منحصربه فردند که در دنیا مشابه ندارند/ متناسب با تهدیدات استحکامات دفاعی خود را افزایش می دهیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دفاعی امنیتی دفاع پرس، امیر سرلشکر «سید عبدالرحیم موسوی» عصر امروز (30 مرداد) طی حکمی از سوی فرمانده معظم کل قوا به عنوان فرمانده کل ارتش منصوب شد. خبرگزاری دفاع مقدس به همین مناسبت گفت وگوی تفصیلی که حدود یک سال پیش با وی انجام داده است را بازنشر می دهد؛ امیر موسوی جانشین سابق فرمانده کل ارتش و جانشین سابق رئیس ستادکل نیروهای مسلح و فرمانده کنونی کل ارتش در این گفت وگو به مسائل مهمی همچون شرح وظایف و نقش آفرینی ارتش و سپاه در استحکام دفاعی و امنیتی کشور و همچنین بیان دیدگاه خود در خصوص حضور مستشاری نیروهای مسلح در کشورهای عراق و سوریه پرداخته است که متن آن به شرح ذیل است: چندی است مقامات آمریکایی در دورانی که به "پسابرجام" معروف است، و با دستاویز قرار دادن یکی از بندهای قطعنامه 2231 در پی تضعیف توان موشکی کشورمان هستند. این در حالی است که ایالات متحده آمریکا با حمایت از گروههای تروریستی بهویژه داعش سعی دارد جبهه مقاومت را در موضع ضعف قرار دهد. هرچند که این سیاست شیطانی نیز با حضور مقتدرانه مستشاران و رزمآوران سپاه و ارتش در سوریه و عراق با شکست مواجه شده است. با توجه به موارد فوق، خبرنگار دفاع پرس گفتگویی تفصیلی را با امیر سرلشکر سید عبدالرحیم موسوی فرمانده کل ارتش درباره موضوع موشکی کشورمان و حضور مستشاری نیروهای ارتش جمهوری اسلامی در سوریه انجام داده؛ که در ادامه ماحصل این گفتوگو را میخوانید. *آمریکا وقتی متوجه شد قدرت سرشاخ شدن با ایران را ندارد، وارد فاز مذاکره شدسوال: اینکه آمریکاییها امروز از طرفی با دیپلماتهای ما پای میز مذاکره مینشینند و از گفتوگو دم میزنند و از طرفی قصد ممانعت از ادامه برنامههای دفاعی ما را داشته و توان موشکی ما را زیر سوال میبرند، به چه دلیل است؟ باید توجه داشته باشیم که مذاکره امروز آمریکا با ما یک مذاکره تاکتیکی است، و این بدان معنا نیست که طرف غربی با حسن نیت در برابر منطق و حق خضوع کرده باشند؛ زیرا نظام سلطه نمیتواند با اصل و ماهیت انقلاب اسلامی که بر اساس ظلمستیزی، استکبارستیزی و استقلالطلبی شکل گرفته است، کنار بیاید؛ چون اینگونه موارد با ماهیت و موجودیت ذاتی نظام استکباری در تضاد است. لذا اگر امروز با ما سر میز مذاکره مینشینند، به این دلیل است که در بررسیهای خود متوجه شدند که با قدرتی مثل ایران که امروز قلب تپنده جبهه مقاومت در منطقه است، نمیتوانند بهطور مستقیم سرشاخ بشوند؛ بنابراین راه دیگری را برای مقابله و تضعیف انتخاب کردند.*خصومت آمریکا با ایران ذاتی و ماهوی است/ پیگیری طرح انحلال ارتش توسط ضد انقلاب و با حمایت آمریکا یکی از این راهها بهانه قرار دادن قدرت دفاعی در حوزه موشکی است؛ که البته این مربوط به امروز هم نیست؛ طرف غربی از آغاز پیروزی انقلاب همواره به دنبال تضعیف جمهوری اسلامی در فازهای مختلف بوده است و این مطلب جدیدی نیست. ضد انقلابی که در آن دوران تحت حمایت معنوی آمریکا شعار انحلال ارتش را میدادند، دنبال چه چیزی بودند؟ آنها در واقع میخواستند جمهوری اسلامی از یک سیستم منسجم دفاعی بی بهره باشد و بعد از آن هم که شایعه درست میکردند و با تخریب ارتش نمیخواستند یک قدرت دفاعی در اختیار ولی فقیه باشد.* آمریکا چون نمیتواند حیات سیاسی ما را از بین ببرد تمام توان خود را صرف تضعیف ایران کرده است موضوعاتی همچون موشک، هواپیما، و تسلیحات دفاعی در ابعاد مختلف همگی به نوعی بهانههای استکبار جهانی در مواجهه با ایران است؛ زیرا خواسته اصلی آنها عدم حیات جمهوری اسلامی است؛ اما چون دریافتهاند که دیگر قدرت از بین بردن آن را بهطور مستقیم ندارند، از طریق مذاکرات و دیگر روشها به دنبال تضعیف نظام اسلامی هستند.* ارتش و نیروهای مسلح اجازه نمیدهند دزد به منزل بیاید و بعد با او بر سر بردن اجناس منزل به مذاکره بنشینند/ متناسب با تهدیدات استحکامات دفاعی خود را افزایش میدهیم سوال: اینکه آمریکاییها به بهانه برنامه موشکی کشورمان دور جدیدی از تحریمها را علیه ایران آغاز میکنند به چه معناست؟ آن هم در حالی که تقویت قدرت دفاعی حق مشروع همه کشورهاست؟ به نظر من آمریکاییها در این رابطه خودشان را به نفهمی زدهاند. اصلا این منطقی نیست که ما به کشوری بگوییم "تو قدرت دفاعی نداشته باش!" اینکه جمهوری اسلامی میخواهد در برابر تهدیدات از خود دفاع کند یک اصل منطقی، عقلایی و متداول بین کشورهاست، و به هیچ قدرتی مربوط نمیشود که بخواهد در این رابطه دخالت داشته باشد؛ زیرا یک نظام صاحب حیات و پیشرونده برای بقای خود نیازمند توان بازدارنده و قدرت دفاعی است. برای اینکه به ذهن نزدیکتر شود مثالی را ذکر میکنم؛ ببینید هر خانهای که دیوار و برج و باروی بلندی نداشته باشد بی شک دزد به آن طمع میکند و امروز آمریکا سردسته دزدهای عالم و مدرنترین و بهروزترین آنها است و خود را به انواع تجهیزات نظامی مجهز کرده است؛ پس کدام عقل سلیم چنین مسئلهای را تایید میکند که ما برج و باروی خود را استحکام نبخشیم، تا دزد به داخل خانهمان هجوم بیاورد و ما در خانه خود بنشینیم و با متجاوز مذاکره کنیم که کدام جنس را میتوانی ببری و کدام را نمیتوانی! نه؛ نیروهای مسلح چنین اجازهای را به دشمن نخوهند داد. ما تمام تسلیحات دفاعی خود را ارتقا خواهیم داد و قطعا به توان دفاعی امروز بسنده نخواهیم کرد. متناسب با پیچیدگی تهدیدات استحکامات دفاعی خود را افزایش می دهیم و دراین رابطه از کسی هم اجازه نخواهیم گرفت.* رصد و تحلیل جریانات منطقهای جزو ارکان وظایف ارتش و نیروهای مسلح استسوال: با توجه به بحرانهای منطقه غرب آسیا، رصد تهدیدات منطقهای امروز در ارتش از چه جایگاهی برخوردار است؟ رصد تهدیدات منطقه جزو ارکان وظایف نیروهای مسلح بهویژه ارتش است؛ ارتش باید در مرحله اول ببیند که در اطرافش چه میگذرد و سپس متناسب با آن خود را آماده کند و از اصل غافلگیری جلوگیری کند؛ تا اگر زمانی اتفاقی افتاد و درگیری آغاز شد با توجه به اطلاعات و رصد محیطی بتواند تدابیر دفاعی لازم را متناسب با آن اتخاذ کند. ارتش اگر در رصد اطلاعات موفق عمل کند، در مناسبات آتی منطقه میتواند توفیق کسب کند و توان بازدارنده خود را افزای ...

ادامه مطلب  

سعد الحریری زیر بار مذاکره سوریه نمی رود  

درخواست حذف این مطلب
شهر مرزی عرسال لبنان که در شرق این کشور و 124 کیلومتری شمال بیروت واقع شده، یکی از مراکز اصلی تجمع آوارگان سوری است که اغلب آنها از مخالفان دولت بشار اسد هستند. بعد از گزارش هایی مبنی بر وجود تعدادی از تروریست های انتحاری در میان آوارگان اردوگاه های النور و القاریه در عرسال، ارتش لبنان بیش از یک هفته پیش عملیاتی نظامی در این منطقه انجام داده است. با اجرای این عملیات به وسیله نیروهای نخبه ارتش لبنان، برخی رسانه های وابسته به معارضان سوری ادعا کرده اند که در پایان عملیات 18 آواره سوری از جمله یک کودک کشته شده اند و ارتش لبنان حدود 400 آواره را نیز بازداشت کرده است.به گزارش اعتماد، با وجود اینکه ارتش اعلام کرده که عملیات را برای شناسایی و بازداشت تروریست های داعش که در قالب آواره وارد خاک لبنان شده اند انجام داده، ایمن شقیر، وزیر حقوق بشر این کشور از قوه قضاییه و ارتش لبنان خواسته در خصوص این عملیات و کشته شدن چندین آواره سوری تحقیق صورت بگیرد. شقیر در بیانیه ای اعلام کرد: برای حفظ وجهه ارتش لبنان و جلوگیری از انتشار هرگونه شایعه ای از فرماندهی ارتش و قوه قضاییه می خواهیم برای شفافیت بیشتر تحقیقی در خصوص این عملیات صورت بگیرد. علاوه بر این برخی رسانه های معارضان سوری از کشته شدن دست کم 10 نفر از افرادی که به وسیله ارتش لبنان بازداشت شده اند خبر داده و گفته اند که این افراد قربانی شکنجه هایی شده اند که ارتش لبنان علیه آنها به کار گرفته است. گرچه ارتش لبنان تاکنون مرگ 4 بازداشتی را تایید کرده با صدور بیانیه ای اعلام کرد که این افراد قصد انجام عملیات تروریستی در لبنان را داشته اند و در معاینه های پزشکی اولیه که حین بازداشت از آنها انجام شده مشخص شد که از مشکلات جسمی رنج می برند.ارتش لبنان ضمن تاکید بر اینکه 7 نظامی ارتش در این عملیات زخمی شده اند توضیح داده که در حین انجام عملیات با تروریست هایی در اردوگاه آوارگان سوری رو به رو شده که در قالب پناهجو وارد خاک لبنان شده بودند و می خواستند در خاک لبنان عملیات انتحاری تروریستی انجام دهند. حزب الله با صدور بیانیه ای از عملیات ارتش لبنان در عرسال استقبال کرد و گفت که این پیروزی در ادامه پیروزی های نیروهای حزب الله در مرزهای شرقی لبنان با سوریه اجرا شده است و یادآور شد که عملیات عرسال کمک کرد تا صدها تروریست داعشی بازداشت و شناسایی شوند.میشل عون، رییس جمهور لبنان هم ضمن استقبال از این عملیات تاکید کرد که باید هوشیار و محتاط بود و اجازه نداد بعد از شکست داعش در سوریه این گروهک تروریستی وارد لبنان شود. ابراهیم کنعان، رییس ائتلاف تغییر و اصلاح در پارلمان لبنان از موافقان عملیات ارتش لبنان در عرسال بوده و با استقبال از این عملیات انتقاد از ارتش لبنان را نپذیرفت و تاکید کرد که نیروهای مسلح این کشور خط قرمز است و افزود: نباید برای رسیدن به مقاصد سیاسی خود ارتش را هزینه کرد، آیا وقتی کشور با خطرهای زیادی دست و پنجه نرم می کند ارتش باید دست روی دست بگذارد؟ سعد الحریری، نخست وزیر لبنان اما از مخالفان این عملیات بوده و با وجود اینکه به صورت علنی مخالفت خود را بیان نکرده اما تلاش های او در راستای محکوم کردن ارتش لبنان بوده است.الحریری بعد از این عملیات و انتشار اخبار مربوط به کشته شدن شماری از آوارگان سوری در بازداشتگاه های ارتش لبنان، ژوزف عون، فرمانده ارتش این کشور را دعوت کرد تا شرحی از جزییات عملیات عرسال را به او ارایه دهد. الحریری همچنین در سخنرانی ای که به مناسبت فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه بیروت داشته اعلام کرده ارتش و همه نیروهای امنیتی مشروع و قانونی لبنان باید سلامت و امنیت همه مقیمان در لبنان را فراهم کند و افزوده بود: برادران آواره ما شرکای لبنان در زمینه مقابله با عملیات های تروریستی هستند.مساله به اینجا ختم نشده و شماری از مسوولان نزدیک به نخست وزیر در فضای مجازی نسبت به عملیات ارتش لبنان فضایی انتقادی به راه انداختند و شبکه المستقبل وابسته به الحریری اقدام به انتشار گزارش هایی در این زمینه کرده است. روزنامه الاخبار در این باره نوشته هنوز مشخص نیست که مواضع اخیر نخست وزیر و نزدیکان او نسبت به عملیات ارتش، از بیرون از لبنان یعنی به دستور عربستان انجام می شود یا اینکه مشاوران نزدیک به الحریری چنین پیشنهادهایی به او داده اند اما آنچه قطعی است حمله به ارتش لبنان با هدف تضعیف این موسسه و ترسیم خط قرمز برای ارتش است تا به نوعی مانع مشارکت نیروهای مسلح لبنانی در عملیات نظامی پیش روی حزب الله و دولت سوریه در مناطق مرزی موازی با عرسال در سوریه شود.شکافی که در میان مسوولان لبنانی در نهاد ریاست جمهوری و نخست وزیری ایجاد شده است برای نخست ...

ادامه مطلب  

بنزین سال گران نمی شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم مسعود پزشکیان نایب رئیس مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی امروز (چهارشنبه 4 اسفند) پارلمان و در جریان بررسی بند(د) تبصره یک ماده واحده لایحه بودجه سال 96 کل کشور گفت: در صورت تصویب این بند از لایحه بودجه سال 96 قیمت بنزین سال آینده افزایش ...

ادامه مطلب