علت مواضع چالشی ترامپ  

درخواست حذف این مطلب
بنابراین ترامپ باید خود را به عنوان مصلح و برهم زننده وضع موجود به مردم نشان می داد و این امر به دلیل نارضایتی های مردم آمریکا می توانست موفقیت آمیز باشد درنتیجه در واقعیت امر و پس از انتخابات می توان گفت بسیاری از مواضع پیشین ترامپ فقط مربوط به مقطع رقابت های انتخاباتی بوده است و درحال حاضر باید بر اساس مقتضیات سیاست خارجی آمریکا و مقدورات و محذورات موجود عمل کند. بدون شک بسیاری از مواضع و سیاست هایی که ترامپ در زمان رقابت های انتخاباتی اتخاذ کرده است در دوره ریاست جمهوری اش تعدیل خواهد شد که برجام نیز یکی از این مسائل است بنابر ...

ادامه مطلب  

روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!  

درخواست حذف این مطلب
مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روزنامه جوان: مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!محمدجواد ابطحی نماینده خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در گفت وگویی با اشاره به پیامک نوروزی حسن روحانی رئیس جمهور به تلفن همراه مردم گفت: ما از ...

ادامه مطلب  

گفت وگو با «میرزا آقا» میوه فروشی که چهره انتخابات شد/ امروز قرار است آقای روحانی را ببینم  

درخواست حذف این مطلب
حالا دیگر همه میرزا آقا را می شناسند. روزی که رییس جمهور در اردبیل دیدار مردمی گذاشته بود میرزا آقا در صف اول عکس روحانی را در دست گرفته بود و با چشم های گریان حرف هایش را گوش می کرد. در کلیپ هایی که بعد از دیدارش با او منتشر شد علت حمایتش از روحانی را از بین رفتن تحریم ها اعلام کرد. «یه پاییز زرد و زمستون سرد و یه زندون تنگ و یک زخم قشنگ و دم جمعه عصر و غریبی حصر و...» آهنگ پیشواز تلفن میرزاآقا قطع می شود و گوشی را برمی دارد. می گوید فارسی صحبت کردن برایش سخت است اما همه تلاشش را می کند تا جواب سوال ها را به فارسی بگوید. حالا دیگر همه او را می شن ...

ادامه مطلب  

دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانی  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتصاویر دیدار مهمانان خارجی با حسن روحانیتص ...

ادامه مطلب  

همچون ترامپ برجام را سوژه تبلیغات انتخاباتی نکنیم  

درخواست حذف این مطلب
حمیدرضا عسگری در سرمقاله امروز روزنامه آفرینش نوشت:پس از آنکه سناتور "باب کورکر" رییس جمهوریخواه کمیته روابط خارجی سنای آمریکا از تعلیق تصویب طرح تحریمی جدید ایران در سنای این کشور خبر داد گمانه زنی های بسیاری درمورد نوع سیاست خارجی دولت آمریکا و سلایق سیاسی در بین نمایندگان سنای این کشور صورت گرفت.اهمیت این تصمیم سنای آمریکا زمانی برای تحلیل و تفسیر سیاسی جذاب تر شد که شخص باب کورکر که خود از حامیان این طرح تحریمی جدید است اعلام کرده که تصویب این طرح به دو دلیل از دستور کار فعلی سنا خارج شده است. وی یکی از دلایل را نگرانی از نحوه واکنش اتحادیه ...

ادامه مطلب  

جهانگیری روحانی را به حاشیه برد  

درخواست حذف این مطلب
مناظره جمعه از نگاه حامیان هر کاندیدا پیروزی همان کاندیدا بود. اما این میان اتفاقی روز جمعه افتاد که شاید ستاد انتخاباتی حسن روحانی پیش بینی آن را نمی کرد. هر قدر حسن روحانی انفعالی حاضر شد جهانگیری توانست با ایفای نقش پشتیبان او توجه حامیان روحانی را به خود جلب کند دفاعی که البته در نهایت به ضرر روحانی خواهد شد و ناتوانی های او را در ارائه گزارش عملکرد چهار ساله اش مشهود می کند. از روز گذشته تردیدها در فضای مجازی و میان حامیان روحانی بالا رفته که آیا جهانگیری باید صرفاً یک کاندیدای پوششی باقی بماند یا آنکه می توان به این گزینه هم خیلی جد ...

ادامه مطلب  

دولت روحانی دولت اصلاحات  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: دکتر عبد الله گنجی اگرچه انگاره ذهنی تحلیلگران سیاسی این است که از 38سال انقلاب اسلامی فقط هشت سال آن دولت در اختیار چپ- اصلاحات نبوده است اما درباره اینکه هشت ساله 1384- 1376 دولت اصلاحات حاکم بوده است اختلاف وجود ندارد. در دولت اول روحانی اصلاح طلبان بازی دوگانه ای را شروع کردند. از یک طرف رحم اجاره ای را مفهوم سازی می کردند و دولت ایشان را مدیون پایگاه اجتماعی خود می دانستند و از طرفی به دنبال فاصله گذاری بین خود و عملکرد روحانی بودند و این تعارض را تا آخر مدیریت کردند. اما در دولت جدید روحانی فضا کاملاً متفاوت است. روحانی در بعد سل ...

ادامه مطلب  

عبدالله ناصری در گفتگوی تفصیلی با فارس/بخش اول بخشی از سرمایه اصلاحات در حمایت از روحانی سوخت/در شرایطی با ریاست جمهوری لاریجانی هم موافقیم  

درخواست حذف این مطلب
حوزه احزاب خبرگزاری فارس- قاسم عزیزی و مهدی بختیاری: عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی اصلاحات، از دهه 70 تا اواسط دهه 80 به واسطه فعالیت در روزنامه بیان، سلام و خبرگزاری ایرنا، بیشتر یک شخصیت رسانه ای بود. با روی کار آمدن محمود احمدی نژاد در تیرماه سال 84، ناصری بلافاصله خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) را ترک کرد تا با ورود به سازمان مجاهدین انقلاب، فعالیت خود را این بار در عرصه سیاسی با کار تشکیلاتی پی بگیرد.او که به دلیل مشکل بیماری، مدتی است برخی کارهای خود ازجمله تدریس در دانشگاه را رها کرده، در منزلش در شمال شهر پذیرای ما بود و در گفتگویی تفصیلی به برخی نقطه نظرات خود درباره عملکرد دولت، حمایت اصلاح طلبان از روحانی و آینده این جریان گفت و خبرگزاری فارس نیز به رسم امانتداری، متن این گفتگو را پس از تایید وی منتشر می کند.ناصری در این گفت و گو با بیان اینکه روحانی همه داشته های خود را در برجام متمرکز کرد، می گوید که بسیاری از کنش گران سیاسی و حتی دوستان نزدیک به خود رئیس جمهور نیز به ایشان تذکر می دادند که انتظارات منطقی از نظر افکارسازی در برابر برجام شکل بدهد.عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان به سیاست های محمدباقر نوبخت در سازمان برنامه و بودجه اشاره ای داشت و معتقد بود که متاسفانه جای حساسی مثل سازمان برنامه و بودجه در دست مدیران غیراقتصادی و غیرکارشناس قرار دارد و آقای روحانی نباید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده و فرافکنی کند.وی با بیان اینکه بخشی از سرمایه اجتماعی اصلاح طلبان به خاطر حمایت از روحانی سوخت شد، در عین حال تصریح دارد که دوم خردادی ها ضمن حمایت از روحانی حتما از رئیس جمهور انتقاد می کنند و سعی هم دارند که مخالفان دولت از این انتقادات سوء استفاده و بهره برداری نکنند.ناصری همچنین تاکید دارد: اصلاح طلبان بابت بعضی از تصمیمات و انتصابات مهم و غیرمعقول آقای روحانی خیلی هزینه دادند.این فعال سیاسی اصلاح طلب می گوید: به عبارتی اگر کشور به این سمت برود که مسائل ملی، اقتصادی، معیشتی، فرهنگی، سیاسی، حقوق بشر، منطقه ای و بین المللی ایجاب کند، اصلاح طلبان حتما رضایت می دهند که یک اصولگرا مثل آقای لاریجانی به ریاست جمهوری برسد و مجلس آن بدست آقای باهنر بیفتد و اصلاح طلبان حتی خانه نشین شوند و کنش سیاسی خود را انجام دهند.بخش اول از مشروح گفت وگو با عبدالله ناصری عضو شورای مشورتی اصلاح طلبان به شرح زیر است:** روحانی هیچ عقبه سیاسی نداشت* اصلاح طلبان بسیاری معتقدند که آقای روحانی، دولتش را مدیون آنها و حمایت هایی است که اصلاح طلبان از او کردند. اما امروز ما شاهد انتقاداتی از سوی این جریان و برخی افراد شاخص آن به دولت هستیم که شاید در برخی موارد از جناح رقیب و منتقد دولت هم شدیدتر است. خصوصا در موضوع اقتصادی که این روزها بسیاری می گویند دولت هیچ تلاشی برای رفع آن نمی کند و یا اصولا توانی ندارد و کار را رها کرده است.آیا جبهه اصلاحات که شما هم عضوی از آن هستید و در انتخابات هم از آقای روحانی حمایت کردید، در این خصوص مطالبه ای از دولت داشتید و آیا شما هنوز به نگاه خودتان در حمایت از آقای روحانی معتقدید؟من قصد ندارم منفعل بودن دولت در بعضی از موارد را انکار کنم اما ابتدا می خواهم در مورد سیاست اصلاح طلبان صحبت کنم چرا که آقای روحانی نامزد تشکیلاتی اصلاح طلبان نبود بلکه از او حمایت شد و البته معتقدم حتما اصلاح طلبان در سال های ۹۲ و ۹۶ بهترین تصمیم را گرفتند.هسته مرکزی و اصلی جبهه اصلاحات هیچگاه در ارتباط با آقای رئیس جمهور و اعضای هیات دولت به دنبال سهم خواهی نبودند و تا ۱۴۰۰ هم همین روند ادامه پیدا خواهد کرد. خط قرمز اصلاح طلبان بحث جامعه مدنی و مردم بود.بدون تعارف، این موتور محرکه اصلاح طلبان بود که مردم را در سال ۹۲ با یک سیاست و سال ۹۶ با تاکتیک هایی پای صندوق رای کشاند تا به آقای روحانی رای بدهند. ما باید بپذیریم که آقای روحانی هیچ عقبه سیاسی نداشت و حتی مرحوم آقای هاشمی هم در زمانی که آقای روحانی برای شرکت در انتخابات ثبت نام کرد، معتقد بود آقای روحانی بیش از سه تا چهار میلیون رای ندارد اما بالاخره تصمیم تاریخی که اصلاح طلبان گرفتند، سرنوشت ساز بود.اینکه آیا ما مطالبه ای از دولت داریم یا نه، باید اینطور بگویم که اصلاح طلبان همچنان منتقد هستند و سرسختانه هم انتقاد خود را با آقای روحانی در میان می گذارند. البته آقای روحانی هم سهم مشخصی در مدیریت کشور دارد. اگرچه طبق قانون اساسی دومین مقام اجرایی کشور است، اما در دولت قبل هم که حاکمیت یکدست بود -خصوصا در دولت دوم آقای احمدی نژاد- می دیدیم که رئیس جمهور علیرغم همراه بودن از لحاظ فکری، مشکلاتی داشت.** رئیس جمهور یک قدرت قابل توجه به نام رسانه در اختیار نداردرئیس جمهور اسمش رئیس جمهور است اما قدرت محدودی دارد خیلی خوش بینانه 50 درصد از قدرت را می توانیم برای رئیس جمهور در نظر بگیریم. امروز صدا و سیما در اختیار رئیس جمهور نیست و یا لااقل می توانیم بگوییم هماهنگ با جاهای دیگری است هرچند که اخبار رئیس جمهور را هم پخش می کند اما رئیس جمهور یک قدرت قابل توجه به نام رسانه را در اختیار ندارد.دولت اصلاحات هم با این محدودیت ها روبه رو بود و ناهمسویی سیاسی بین صدا و سیما و دولت وجود داشت هر چند خبرگزاری ایرنا و روزنامه ایران با هماهنگی تیم سخنگوی دولت و شورای اطلاع رسانی، ظرفیت هایی را ایجاد کرده بود.دستگاه امنیتی دولت یعنی وزارت اطلاعات، یک نهاد ثانوی تلقی می شود و در خصوص اقتصاد هم که پول و سرمایه ملی متوجه آن می شود، در خوشبینانه ترین حالت، ۵۲ درصد آن در اختیار دولت است و بقیه آن در دست نهادهای قدرتمندی است که بعد از جنگ و در اوایل انقلاب شکل گرفتند و بعضی از این نهادها در دولت احمدی نژاد با سیاست غلط اصل ۴۴ قدرت فوق العاده پیدا کردند.امروز مناسبات بین المللی سیاسی، اجتماعی، منطقه ای و اقتصادی همه در هم گره خورده است و دیگر جهان نمی تواند بپذیرد که شما در یک قوه مسیری را بروید و قوه دیگر مسیری متفاوت از آن را دنبال کند.شما نگاه کنید موضوع آتش زدن سفارت عربستان که از سوی رهبری نیز توبیخ و تقبیح شد، بیش از اینکه دستاورد داشته باشد و بخواهیم آن را به حادثه منا و کشتارهای سال ۶۶ ارتباط بدهیم -که البته آنها هم در جای خود مهم هستند- برای ما هزینه داشت و من فکر می کنم که حالا حالاها با آن درگیر خواهیم بود.این مسئله دیگر دست دولت نبود. من و شما هم به عنوان یک کنشگر و تعقیب کننده اخبار می دانیم که پشت این قضایا چه کسانی بودند و به کجا رسید. اگر ما دولتی داشتیم که واقعاً مطابق منشور قانون اساسی، بالاترین مقام اجرایی بود و در کل امور اجرایی کشور دخالت داشت و به عبارتی صاحب اراده و اختیار بود، حتماً خیلی راحت تر می شد کارکرد رئیس جمهور را در حوادث امروز سنجید.** روحانی همه داشته های خود را در برجام متمرکز کرد * گذشته از این موضوعاتی که شما مدعی آن شدید و برخی از آنها از نظر ما جای نقد دارد، حتی اگر اینها را هم قبول کنیم، بازهم نمی توان دامن دولت را بری از خیلی اشکالات فعلی دانست. شما مشخصا چه ایرادی به آقای روحانی و عملکردی که به قول شما در حیطه اختیارات دولت بوده، دارید؟آقای روحانی همه داشته های خود را در برجام متمرکز کرد در حالی که بسیاری از کنش گران سیاسی و حتی دوستان نزدیک به خود رئیس جمهور نیز به ایشان تذکر می دادند که انتظارات منطقی از نظر افکارسازی در برابر برجام شکل بدهید.** روحانی نباید از زیر بار مسئولیت شانه خالی کندامروز سهم آقای روحانی و ناکارآمدی تیم اقتصادی ایشان مشخص است. متاسفانه جای حساسی مثل سازمان برنامه و بودجه در دست مدیران غیراقتصادی و غیر کارشناس قرار دارد و آقای روحانی نباید از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کرده و فرافکنی کند. این یک واقعیت است که مردم باید بدانند که بخشی از این اقتصاد بحران زده مربوط به دولت است و البته بخش دیگر آن حتما ارتباطی با دولت ندارد.وقتی موسسات مالی و اعتباری بی حساب و کتاب در دولت آقای احمدی نژاد شکل می گیرد و بعد همه تبعات آن به دولت فعلی می رسد و دولت و بانک مرکزی هم باید تعهدات خود در برابر مردم را ادا کنند، مسائلی از این قبیل قطعا مسئولیت را سخت می کند و بازدهی را پایین می آورد.** روحانی به بخش قابل توجهی از انتظارات پاسخ ندادالبته باید بپذیریم که اگر بعد از برجام، نهادهای برون دولتی و اجرایی به گونه دیگری رفتار می کردند، می توان ادعا کرد که احتمال اینکه ترامپ از برجام بیرون برود ضعیف بود.بنابراین رئیس جمهور و دولت با وجود همه این محدودیت ها بهتر از این نمی توانست عمل کند اما مردمی که به گفتمان اصلاح طلبی اتکا کرده بودند و به گفتمان اصلاح طلبی رای دادند، انتظارات مشخصی داشتند که آقای روحانی به بخش قابل توجهی از این انتظارات پاسخ نداد.امروز با این شرایطی که پیش آمده و در حالی که 5 سال از عمر دولت آقای روحانی می گذرد شاهد آن هستیم که بحران ها بیشتر شده است. اگر به سال ۹۲ برگردیم، آقای روحانی باید تیم اقتصادی، سیاسی و افکارسازی خود را به گونه ای دیگر تنظیم می کرد و بعضی از مسیرهای طی شده را نمی رفت تا در سال چهلم انقلاب شاهد ابر بحران اقتصادی نمی بودیم.** تا 1400 با روحانی* آیا اصلاح طلبان که مدعی روی کار آوردن دولت یازدهم و دوازدهم هستند، حاضرند پای هزینه هایی که آقای روحانی و دولت وی داشته نیز بایستند؟ به نظر خیلی منصفانه نیست جبهه ای خود را مدعی بداند که آقای روحانی را بر سر کار آورده اما در شرایط فعلی که دولت به مشکل خورده اینگونه خود را کنار بکشد.اصلاح طلبان بارها و مکرر گفته اند که سیاست ما تا 1400 بدون تردید کماکان حمایت از آقای روحانی است یعنی اگر دوباره بخواهد انتخابات 22 اردیبهشت تکرار شود در همان فضای سیاسی و اجتماعی، حتما رویکرد اصلاح طلبان حمایت از آقای روحانی خواهد بود.** «اعتدال و توسعه» یک حزب حرفه ای نیست*ما در درون خود دولت هم شاهد دعواها و رقابت های حزبی هستیم که خصوصا در مسائلی مثل اقتصاد و معیشت، دود آن در چشم مردم می رود. این دعواها مثل دعوای حزب کارگزاران با اعتدال و توسعه دیگر علنی هم شده و صراحتا علیه هم بیانیه می دهند. شما این دعواها را ناشی از چه می دانید؟ چطور شد که رفقای دیروز، رقبای امروز شدند؟دعواهای حزب کارگزاران و اعتدال و توسعه را بهتر است از خودشان بپرسید. به نظر من کار خوبی نبود. در عین حال که این اعتقاد را دارم که این واقعیت جامعه سیاسی ماست و مردم هم باید در جریان کار قرار بگیرند چرا که اگر مسائل شفاف و آشکار شود، خیلی بهتر از این است که پشت پرده باقی بماند.من در تقسیم بندی تشکیلاتی، اعتدال و توسعه را یک حزب حرفه ای نمی دانم و سابقه کار تشکیلاتی حرفه ای و جدی هم ندارد هر چند که در 4-5 سال اخیر به پشتوانه دولت و بعضی از انتصابات برای افراد در استان ها و مسئولیت های حزبی رده بالا توانسته عرض اندام کند. این ها منطقی برای یادگیری کار حزبی نیست. البته یادگیری کار تشکیلاتی حق هر حزبی است اما اعتدال و توسعه هنوز در آغاز کار است و پختگی سیاسی را ندارد. اگر این حزب از پختگی سیاسی برخوردار بود حتما خیلی بهتر می توانست فضای سیاسی و حتی اقتصادی را برای دولت آقای روحانی شکل دهد.من اهمیتی در بیانیه حزب کارگزاران سازندگی و اعتدال و توسعه نمی بینم اما بر این باورم که اگر صدور این بیانیه در شورای سیاسی حزب کارگزاران با حضور آقای جهانگیری بررسی می شد حتما آقای جهانگیری اجازه انتشار چنین چیزی را نمی داد.** رفتارهای ناهماهنگ، حزب کارگزاران را زیر سوال می بردجهت گیری های چهره های سرشناس حزب کارگزاران سازندگی همیشه متفاوت بوده است. به عنوان مثال در انتخابات سال 88 دبیرکل حزب کارگزاران (غلامحسین کرباسچی) در ستاد انتخابات آقای کروبی فعالیت می کرد و همه افراد و از جمله چهره های ورزیده و پخته ای مثل حسین مرعشی در ستاد آقای موسوی بودند هرچند آقای کرباسچی هم در نهایت به میرحسین موسوی رای داد.این نوع رفتارهای ناهماهنگ، حزب کارگزاران را زیر سوال می برد. مثل آن نامه معروف که بعد از خروج آمریکا از برجام نوشته شد.* همان نامه ای که آقای کرباسچی هم آن را امضا کرد؟بله؛ در مورد همان نامه حتماً اگر آقای کرباسچی با آقایان مرعشی، نجفی و زنگنه و آقای جهانگیری مشورت می کرد حتما با استدلال، از امضا کردن زیر چنین نامه ای جلوگیری می کردند. هرچند این نامه خیلی دامنه تاثیرگذاری را هم شکل نداد.در مورد این اظهارات شما که فرمودید «رفقای دیروز، رقبای امروز» شده اند (اشاره به دو حزب کارگزاران سازندگی و اعتدال و توسعه) باید بگویم که رفتار حزبی و تشکیلاتی حزب اعتدال و توسعه و نزدیک بودن بسیار زیاد حزب به دولت و گلوگاه های دولت مثل سازمان برنامه و بودجه، دفتر رئیس جمهور، وزارت آموزش و پرورش و بعضی از مشاورین رئیس جمهور، خیلی رفتارهای مطلوبی برای رضایت گیری از جامعه مدنی نیست. حزب اعتدال و توسعه اگر چندین سال با فعالیت تشکیلاتی به یک پختگی سیاسی برسد و بعد وارد قدرت سیاسی اجرایی شود، موفق تر خواهد بود.حزب اعتدال و توسعه نتوانسته خیلی در اندیشه های سیاسی کشور تاثیرگذار باشد. همین وضعیت را حزب کارگزاران سازندگی نیز در روزهای ابتدای فعالیت خود داشت.نامه نگاری های حزب کارگزاران باید در دفتر سیاسی این حزب مورد بررسی قرار می گرفت. ما در سازمان مجاهدین انقلاب هم همین روند را طی می کردیم. متن نامه در شورای سیاسی به طور کامل خوانده می شد و حتی اعضا در مورد بعضی از واژه ها و کلمات، اظهار نظر می کردند. بنابراین اگر صدور بیانیه یک روند اینچنینی را در تشکیلات طی کند، خیلی به اوت out (بیرون) نمی زند.من باورم این است که اگر اعضای حزب اعتدال و توسعه نیز متن بیانیه را با آقایان نوبخت و واعظی هماهنگ می کردند، سعی می شد که پاسخی ندهند؛ اما در عین حال ظرفیت احزاب سیاسی باید از یکدیگر متمایز باشد و تشخیص داده شود چون اگر بنا به گلایه باشد، احزاب با سابقه و منسجم تر اصلاحات حرف های بسیاری دارند اما شرایط کشور ایجاب نمی کند که با این ادبیات که چه سهمی در دولت داشتند، با هم حرف بزنیم.احزاب اصلی اصلاحات هیچگاه به دنبال سهم خواهی از آقای روحانی نبودند که امروز گروکشی و گلایه کنند. به هر حال اصلاحات یک ظرفیت است و رهبری جبهه اصلاحات می تواند با یک نوار ویدیویی فراخوان می دهد و دیدیم که افراد زیادی برای اولین بار به جمهوری اسلامی رأی دادند. این می تواند ظرفیت خوبی برای نظام سیاسی تلقی شود البته اگر از آن استفاده کنیم.* آقای دکتر شما فرمودید حزب اعتدال و توسعه خیلی حزب پخته ای نیست، اگر این حزب خیلی حزب جدی نبود پس چرا در انتخابات های سال 94 و 96 اینقدر از سوی اصلاح طلبان تحویل گرفته شد؟اصلاح طلبان به دلیل تجربه ای که از سال 92 کسب کرده بودند، به این نتیجه رسیدند که هرچه وسعت این ائتلاف را افزایش دهند متناسب با شرایط فعلی کشور خواهد بود. با همین تحلیل هم بود که آقای لاریجانی را در لیست قم وارد کردند و ممکن هم بود که اگر آقای لاریجانی در لیست اصلاح طلبان وارد نشود، مقداری از رأی ایشان جا به جا شود.جمع بندی نهایی اصلاح طلبان این بود که آقای لاریجانی را که سابقه تشکیلاتی و فعالیت سیاسی وی مشخص است و نیز به دلیل اینکه در کنار آقای روحانی قرار گرفت، وارد لیست قم کنند.درباره لیست تهران نیز جلسات مختلفی برگزار شد و در پایان دوستان به این جمع بندی رسیدند که بخشی از سهمیه را به حزب اعتدال و توسعه بدهند و این حزب دیگر لیست جداگانه ای نداشته باشد که آقای جلالی و نعمتی هم از آن لیست و جریان وارد شدند.* ولی به نظر می رسد که اصلاح طلبان این ترس را هم داشتند که اگر حزب اعتدال و توسعه برای انتخابات لیستی جداگانه بدهد، حمایت دولت را به دنبال داشته باشد.نه دولت که نمی توانست رسماً وارد انتخابات شود. جبهه اصلاحات به خاطر تجربه کار انتخاباتی طولانی مدت خود می دانست که شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان کجای کار و حزب اعتدال و توسعه در چه نقطه ای است.بالاخره جریانی که بعد از انتخابات سال 96 کنار آقای ناطق و شخصیت های سابقه دار اصولگرا قرار می گیرد و از آقای روحانی حمایت می کند، طبیعی است که در شرایط خطیر کشور این ائتلاف را جدی تر کند.راهبرد اصلاح طلبان برای سال 94 این بود که مجلسی متفاوت تر از مجلس نهم شکل بگیرد و مشی مجلس نهم دیگر حاکم نباشد و این کف انتظارات بود و ایده آل نیز مجلسی با اکثریت نمایندگان اصلاح طلب بود.البته ما اصلاح طلبان در خیلی از حوزه های انتخابیه، به صورت رسمی و غیر رسمی از نامزدهای معتدل اصولگرایی حمایت کردیم چرا که می خواستیم مجلس دهم متفاوت تر از مجلس نهم باشد و خوشبختانه این محقق شد. برای این ائتلاف جلسات زیادی هم برگزار شد تا نهایتا دوستان در هیات رئیسه به این جمع بندی رسیدند که همه یک لیست بدهند و همین روند هم طی شود.** نه عارف قربانی شد و نه جهان ...

ادامه مطلب  

میزگرد «نگاه به شرق»| متقی: چرا الگوی رفتاری ایران و روسیه تغییر کرد؟/کرمی: سه دلیل اهمیت سفر ولایتی به روسیه؛ ارتباط با چین جدی گرفته نشد - اخ?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ــ سفر اخیر «علی اکبر ولایتی» مشاور بین الملل مقام معظم رهبری به روسیه و دیدار با "ولادیمیر پوتین" و ابلاغ پیام های رهبر معظم انقلاب و حجت الاسلام روحانی چند روزی است در صدر اخبار کشور قرار دارد و بازتاب های بسیاری در فضای رسانه ای بین المللی داشته است.پس از انجام این سفر تحلیل های متفاوتی پیرامون اهمیت این دیدارها و همچنین گسترش روابط دوجانبه تهران ــ مسکو در رسانه ها و محافل خبری منتشر شد.بیشتر بخوانید:نوع نشستن پوتین مقابل ولایتی نشانه چه بود؟شیخ الاسلام: باید از ظرفیت بلوک شرق در برابر آمریکا استفاده کنیمخبرگزاری تسنیم با توجه به اهمیت این سفر و تصمیم جمهوری اسلامی برای گسترش روابط خود با شرق میزگردی با حضور ابراهیم متقی مدیر گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران و جهانگیر کرمی مدیر گروه مطالعات روسیه دانشکده روابط بین الملل دانشگاه تهران برگزار کرد که چکیده این میزگرد روز یکشنبه در خبرگزاری تسنیم منتشر شد. (اینجا)متن کامل این میزگرد را می توانید در زیر بخوانید:** کرمی: "نه شرقی، نه غربی" یعنی حفظ استقلال و نفی سلطه** تسنیم: با توجه به سفر اخیر آقای ولایتی به روسیه و دیدار با رئیس جمهور این کشور بحث نگاه به شرق بسیار مطرح شده است. برخی معتقدند این موضوع در تعارض با شعار "نه شرقی، نه غربی" است که از شعارهای اولیه و اساسی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود. نظرتان راجع به این موضوع چیست؟جهانگیر کرمی: این واقعیتی است که در دنیا نظام دو قطبی وجود ندارد و در نبود نظام دو قطبی سیاست "نه شرقی و نه غربی" هم طبیعتا آن معنای گذشته را نخواهد داشت، اما محتوای سیاست نه شرقی و نه غربی شاید خیلی ربطی به سیستم دو قطبی و یا وجود دو ابرقدرت ندارد و در آن بحث استقلال ملی، استقلال عمل در سیاست خارجی، و نفی سلطه مطرح می شود.به نظر من محتوا و درون مایه اصلی سیاست "نه شرقی و نه غربی" استقلال دولت، استقلال عمل ملی و نفی سلطه در روابط بین الملل جزء ارکان اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.اگر بخواهم نسبت این سیاست با سیاست شرقی را بیان کنم، باید بگویم: مسئله غرب مسئله همه دنیاست امروز در چین، ژاپن، ترکیه و حتی کشورهای آفریقایی هم مسئله شان غرب است چون از قرن پانزدهم میلادی به بعد که رنسانس اتفاق افتاد و بعد از این دوره (رنسانس)، اصلاح دینی، مدرنیسم و عصر روشنگری و بعد از آن شکاف جهانی ایجاد شد و شرایط مرکز پیرامونی را به وجود آورد، در این شکاف جهانی و وضعیت مرکز پیرامونی، نسبت همه دنیا با آن مرکز باید تعیین شود.مسئله غرب مسئله همه دنیاست. امروز در چین، ژاپن، ترکیه و حتی کشورهای آفریقایی هم مسئله شان غرب است چون از قرن پانزدهم میلادی به بعد که رنسانس اتفاق افتاد و بعد از رنسانس، مدرنیسم و عصر روشنگری و اصلاح دینی و بعد از آن انقلاب صنعتی، شکافی جهانی ایجاد کرد و شرایط مرکز ــ پیرامونی را به وجود آورد در این شکاف جهانی نسبت همه دنیا با آن مرکز باید تعیین شود.یعنی اصطلاحا جهانی سومی سازی شکل گرفته در واقع بخشی از دنیا به خاطر تحولاتی در درون خود دچار وضعیتی شده که به یک فرادستی دست پیدا کرده و دیگران را به منبع تامین منابع و بازار خود تبدیل کرده است.تا قرن پانزده و شانزده میلادی شرایط اکثر قدرت های دنیا در همه قاره های جهان کمابیش شبیه به هم بود. نسبت قدرت امپراتوری صفویه در ایران با عثمانی و اروپا خیلی نزدیک به هم بود ولی به خاطر رنسانس و اتفاقی که در اروپا به تدریج رخ داد و از همه مهمتر انقلاب صنعتی در قرن 18 و 19، اروپا به موقعیتی دست پیدا کرد و همه دنیا از آن جا ماندند، در نتیجه غرب مسئله اصلی دنیا شده است. لذا سیاست شرقی در ایران در مقابل موضوعی با عنوان سیاست غربی مطرح می شود. سیاست غربی سیاست دیروز، امروز و فردا نیست بلکه این موضوع از گذشته های دور یعنی از زمانی که در قرن نوزده به ویژه بعد از جنگ ایران و روس که مجبور شدیم نگاه جدی تری به بیرون از کشور داشته باشیم، برای ایران وجود داشت.میزگرد «نگاه به شرق» در خبرگزاری تسنیمنگاه به غرب در روسیه و چین و دیگر ممالک هم بوده و هنوز هم هست و یکی از بزرگترین مسائل مطرح شده برای روسیه این است که روسیه با غرب چه نسبتی دارد؟ عده ای آتلانتیک گرا هستند، عده ای شرق گرا هستند و عده ای اوراسیا گرا هستند که سعی می کنند این توازن را برقرار کنند. برای جمهوری اسلامی ایران هم سیاست شرقی عمدتا در مقابل سیاست غربی اهمیت پیدا می کند به این دلیل که در دوران حکومت پهلوی سیاست ایران سیاست غربی شد. نگاه در دوران قاجار سیاست غربی نبود و تن در دادن به سلطه و اجبار غربی - شرقی حاکم بود، یعنی اگر شرق را در آن زمان روسیه تزاری بدانیم، روابط ایران با انگلیس و روسیه تزاری از سر انتخاب نبود بلکه از سر تحمیل و انفعال، روابط نسبتا متعادلی حاکم بود.** کرمی: سیاست "نه شرقی، نه غربی" در جریانهای ملی گرا و اسلام گرا پس از انقلاب وجود داشتدر دوران حکومت پهلوی سیاست ایران سیاست غربی شد. نگاه در دوران قاجار سیاست غربی نبود و سیاست غربی ــ شرقی حاکم بود، یعنی اگر شرق را در آن زمان روسیه تزاری بدانیم، روابط ایران با انگلیس و روسیه تزاری از سر انتخاب نبود بلکه از سر تحمیل، روابط نسبتاً متعادلی حاکم بود.لذا در قرن نوزده میلادی ایران ناگزیر به روابط با روسیه و انگلیس است ولی انگلیسی ها در قرن بیستم به دلیل انقلاب اکتبر و به بهانه انقلاب کمونیستی حصاری دور روسها ایجاد می کنند و ایران به سمت سیاست غربی رفت گرچه این مساله هم از سر انتخاب نیست، بلکه نوعی تحمیل و اجبار است.**کرمی: در دولت اصلاحات روابط تجاری ایران و روسیه به 4میلیارد دلار رسیدوقتی انقلاب اسلامی اتفاق می افتد، سیاست نه شرقی و نه غربی حاکم می شود. این سیاست چه در جریانهای ملی گرا به مفهوم موازنه منفی دوره مرحوم دکتر مصدق و در جریانهای اسلام گرا به معنای نفی سلطه خارجی و حتی خارجی ستیزی مطرح شد.این سیاست نه شرقی، نه غربی در دوره انقلاب تا فروپاشی شوروی کاملا برقرار بود و بعد از فروپاشی شوروی، روابط ایران و روسیه از سال 1989 برقرار شد. یک سال قبل از فروپاشی شوروی (زمان گورباچف) مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی به روسیه سفری داشتند و قرارداد 10 ساله با روس ها منعقد شد و آن مبنای روابط جدیدی شد که تا امروز ادامه دارد.گر چه برخی در ایران، دولت اصلاحات را متهم به سیاست غربگرایانه می کنند، اما در این دولت به نظر من سیاست متوازنی وجود داشت به این دلیل که در این دوران روابط تجاری ایران و روسیه گسترش یافت و در حوزه تجاری به حدود 4 میلیارد دلار رسید.در حالی که در دولت نهم و دهم گرچه آقای احمدی نژاد از سیاست شرقی نام می برد و آقای متکی (وزیر خارجه وقت) سیاست ایران را سیاست شرق گرایانه نامید، اما روابط ایران و روسیه به علت تحریم ها و روابط جدید بین آمریکا و روسیه به شدت افول کرد. روسیه ایران را به حاشیه برد و این سبب شد سیاست شرقی در آن دولت موفق نباشد. همچنین در این دوره شش قطعنامه سازمان ملل متحد علیه ایران با رای مثبت چین و روسیه تصویب شد و روابط تجاری با روسیه به حدود یک میلیارد دلار کاهش یافت.به هر حال، سیاست شرقی به معنای گسترش روابط با روسیه و چین و هند و کلا کشورهای آسیایی عمدتا در دوره های تعادل در سیاست خارجی ایران بیشتر معنا پیدا کرده است و این نشان می دهد که هر تحولی جدی در سیاست شرقی مستلزم روابط متعادل با غرب است و در غیر این صورت ممکن است کشورهای شرقی تصور کنند که تلاش ایران از سر نیاز و اجبار بوده و در عمل هم اتفاق مهمی رخ ندهد. یا اینکه غربی ها با فشار بر ممالک شرقی، به عنوان مانعی برای سیاست شرقی ایران عمل کنند.ابراهیم متقی: سیاست نگاه به شرق تابع فضای عمومی سیاست جهانی و شرایطی است که ایران در آن قرار دارد. ایران بعد از سال 1392 بر این احساس بود که می تواند روابط خود را با جهان غرب و محیط پیرامون ارتقا دهد. محور اصلی تفکر دولت وقت در normalization (عادی سازی) قرار داشت، یعنی سطح روابط جمهوری اسلامی با جهان غرب و همسایگان خود باید ارتقا پیدا کند و عادی شود و فضایی را به وجود آورد که در سال 1368 و در دوران بعد از جنگ به وجود آمد.** متقی: سیاست دولت روحانی برای بازسازی روابط با جهان غرب تبدیل به یک سراب در سیاست خارجی شدنظام بین الملل و کشورهای منطقه ای در سالهای دفاع مقدس ایران از الگوی سنگربندی در برخورد با ما استفاده کردند. سیاست خارجی آقای هاشمی معطوف به این بود که با گرایش به غرب و بهره گیری از رویکرد نوسازی در سیاست اقتصادی و در عمل نشانه هایی از عمل گرایی سیاست خارجه بتواند زمینه بازسازی روابط را با جهان به وجود بیاورد. این امر در سال 1368 امکان پذیر شد. علل به وجود آمدن این امر را می توان در خلأ قدرت در خلیج فارس و تبدیل شدن عراق به غول منطقه ای مشاهده کرد. جهان غرب به این نتیجه رسیده بود که باید موازنه منطقه ای اعاده شود و در نتیجه ضرورت های مربوط به سیاست جهانی با رویکرد سیاست خارجی ایران هماهنگ شد. در نتیجه روابط ما با شرکتهای اقتصادی آمریکا و شرکت های اروپایی و همچنین قراردادهای تسهیلاتی که با روسیه منعقد کردیم، ارتقا پیدا کرد. اما این وضعیت در سیاست خارجی روحانی حاصل نشد.نظام بین الملل و کشورهای منطقه ای در سالهای دفاع مقدس ایران از الگوی سنگربندی در برخورد با ما استفاده کردند. سیاست خارجی آقای هاشمی معطوف به این بود که با گرایش به غرب و بهره گیری از رویکرد نوسازی در سیاست اقتصادی و در عمل نشانه هایی از عمل گرایی سیاست خارجه بتواند زمینه بازسازی روابط را با جهان به وجود بیاورد.سیاست بازسازی روابط با جهان غرب یا به اصطلاح normalization تبدیل به یک سراب در سیاست خارجی شد و این احساس وجود داشت که جهان غرب می تواند با ایران همکاری های اقتصادی بیشتری داشته باشد و ایران در فضای engagement (مشارکت ــ ارتباط) با محیط بین الملل واقع شود. اما در دوره اوباما سیاست مهار و تحریم ها ادامه پیدا کرد. یک بخشی از تحریم ها در چارچوب برجام تعلیق مرحله ای شد و یک سرانجامی داشت که در ذات آن برنامه جامع اقدام مشترک وجود داشت.در این شرایط بحران های منطقه ای گسترش پیدا کرد و ایران به علت فضای بحران در محیط منطقه ای که آمریکا و جهان غرب ایجاد کرده بودند، ناچار به درگیرسازی شد. جهان غرب محیط منطقه ای را در وضعیت آشوب قرار داد. شما در فضای آشوب یا باید کنشگر باشید و یا اینکه خودتان هم درگیر آشوب شوید. ایران الگوی کنشگری را انتخاب کرد و نتیجه آن شد که به صورت تعیّنی حوزه نفوذ ایران تحت تأثیر آشوب سازی آمریکا و اروپایی ها در عراق و سوریه که مبتنی بر حمایت از داعش توسط عربستان بود، قرار گرفت و ایران در آن نقش آفرینی کرد.** وتوی قطعنامه انگلیس علیه ایران توسط روسیه نشانه تغییر الگوی رفتاری دو کشور بود امروز موازنه قدرت در محیط منطقه ای تغییر پیدا کرده است. وقتی قدرت یک کشور افزایش پیدا می کند، باید الزامات جدیدی را حوزه سیاست خارجه اجرا کند که بخشی از این الزامات که ناشی از معادله قدرت است، چگونگی کارکردن با فضای منطقه ای و بین المللی است.گرچه در گذشته روسیه به همراه چین 6 قطعنامه در ارتباط با بحث های هسته ای ایران را تأیید کرده بود اما زمانی که انگلستان براساس قطعنامه 2231 شورای امنیت، قصد تصویب یک قطعنامه جدید علیه جمهوری اسلامی را داشت، روسیه آن را وتو کرد که این به معنای تغییر در الگوهای رفتاری ایران نسبت به روسیه و روسیه نسبت به ایران است.** متقی: سیاست "نه شرقی، نه غربی" در فضای تئوریک سیاست خارجی معنای عدم تعهد استلذا اگر بخواهیم سیاست "نه شرقی، نه غربی" را در فضای تئوریک سیاست خارجی مورد توجه قرار دهیم، به معنای عدم تعهد است که در ایران دو ریشه تاریخی دارد؛ یکی در دوره شهید مدرس است که از واژه "سیاست عدمی" برای اولین بار استفاده کرد و بعد از آن دکتر مصدق در عصر "ناسیونالیسم" به عنوان گفتمان مسلط ایران و جهان که دارای رویکرد ضداستعماری بود، مفهوم موازنه منفی را به کار گرفت.«موازنه منفی» با کودتای 28 مرداد کارکرد خود را از دست داد و ایران به صورت ناخواسته وارد فضای ژئوپولیتیکی جدیدی شد که با قالب های اندیشه سیاسی ایرانی تطبیق نداشت. کتاب ارزشمندی است که مهرزاد بروجردی به عنوان پایان نامه دکترای خود در آمریکا نوشته است که به فارسی نیز ترجمه شده و نام آن «روشنفکران و مسئله غرب» است. بروجردی به نتیجه می رسد که در سال های 1332 تا 1357 هم مارکسیست ها، هم اسلامگرایان، هم اسلامگرایان روشنفکر مثل دکتر شریعتی و هم فلاسفه ای مثل حسین نصر که در فضای دربار شاه نقش آفرین بودند، ضد آمریکا و ضد غرب بودند، یعنی بروجردی اندیشه های حسین نصر، شایگان و شادمان را بررسی می کند و از درون آن، این بحث را مطرح می کند که چگونه غرب تبدیل به other در تفکر سیاسی ایرانی شده است.** متقی: "نه شرقی نه غربی" به معنای عدم تعهد رادیکال است انقلاب اسلامی حاصل چنین توازن گفتمانی است، بنابراین جهت گیری سیاست خارجه ایران در دوران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی جهت گیری "نه شرقی نه غربی" بود. این نه شرقی نه غربی به معنای عدم تعهد رادیکال است، حتی بازرگان (اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی) و وزیر امور خارجه وی یعنی کریم سنجابی هم سیاست عدم تعهد را در پیش داشتند. اما سیاست عدم تعهد آنها سیاست عدم تعهد لیبرالی یا عدم تعهد مثبت بود و بعد که فضا در ساختار داخلی رادیکالیزه می شود، عرصه سیاست خارجه را هم با خود رادیکالیزه می کند.** متقی: "حمایت از مخالفین منطقه ای ایران" سیاست اصلی سند امنیت ملی آمریکاکارویژه اصلی سیاست خارجه در هر کشوری تعیین هدف و به کارگیری سازوکارهایی است که بتواند به آن هدف نائل شود، لذا زمانی بحث های حاشیه ای مطرح می شود که آن هدف تأمین نشده است.گزینه نگاه به غرب برای ایران پاسخ نداد و مطلوبیت های لازم را برای اقتصاد و امنیت و سیاست خارجی ایران حاصل نکرد، یعنی بخش عمده سراب دیپلماسی مربوط به روندهای سیاست خارجی جهان غرب به ویژه آمریکاست که اجازه نداد الگوی کنش مرحله ای روحانی به نتیجه مطلوب برسد.در مجموع باید بگویم در فضای فعلی، محیط منطقه ای به لحاظ شکل بندی های ژئوپولیتیکی تغییر پیدا کرده است، همچنین قدرت منطقه ای ایران افزایش پیدا کرده و سیاست آمریکا در ارتباط با فضای منطقه ای مبتنی بر offshore balancing (تعادل خارج از محدوده) است، در واقع چه در دوره اوباما یعنی سند امنیت ملی 2015 و چه در سند امنیت ملی دسامبر 2017 ترامپ می بینیم که offshore balancing (تعادل خارج از محدوده) محور اصلی سیاست منطقه ای آمریکا در برخورد با ایران است.این offshore balancing به معنای حمایت از مخالفین منطقه ای ایران است، اینجاست که بهترین گزینه برای ایران بر اساس ضرورت های راهبردی خود و مبتنی بر فضای ژئوپولیتیک منطقه که براساس شکل خاصی از آرایش قدرت تنظیم شده است، گرایش و نگاه به شرق است.به این دلیل که گزینه نگاه به غرب برای ایران پاسخ نداد و مطلوبیت های لازم را برای اقتصاد و امنیت و سیاست خارجی ایران حاصل نکرد، یعنی بخش عمده سراب دیپلماسی مربوط به روندهای سیاست خارجی جهان غرب به ویژه آمریکاست که اجازه نداد الگوی کنش مرحله ای روحانی به نتیجه مطلوب برسد.** کرمی: سیاست دولت های سازندگی و اصلاحات غربگرایانه نبودجهانگیر کرمی: درباره بحث تحول در سیاست "نه شرقی و نه غربی" این سؤال مطرح می شود که اگر واقعاً تغییر اوضاع و شرایط بین المللی باعث بازنگری در سیاستهای کلان جمهوری اسلامی ایران می شود این بازنگری تنها نباید مختص سیاست "نه شرقی و نه غربی" باشد بلکه مسائل دیگری هم وجود دارد که وقتی منتقدین مطرح می کنند: "این سیاستها دیگر جوابگو نیست"، گفته می شود، این سیاست ها از اصول انقلاب اسلامی است و از اول بوده و نمی شود آن را تغییر داد.نکته بعدی اینکه باید بگویم: سیاست دولت سازندگی، دولت اصلاحات و دولت روحانی سیاست غربگرایانه نیست، بلکه سیاست متعادلی است به این معنا که در زمان دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی اولین قرارداد بزرگ با روس ها که مبنای قراردادهای 30ساله شده، با ابعاد اقتصادی، فنی و نظامی منعقد شد و منجر به ورود حجم وسیعی از تکنولوژی های نظامی و تسلیحاتی و زیردریایی ها شد. همچنین روابط با چین با سفر آقای هاشمی به چین گسترش پیدا کرد و مبنای روابط با چین و هند و کشورهایی اروپایی شد. آقای هاشمی خیزی هم برای روابط با آمریکا برداشت که به نتیجه نرسید.در دولت اصلاحات قرارداد 10 ساله دوم ایران و روس در مسکو امضا شد و سطح روابط ایران و روسیه به 4 میلیارد دلار افزایش پیدا کرد. این سطح از روابط شاید فقط دو مورد مشابه دارد: یکی دوران پهلوی دوم با روس ها در سال 1345 تا 1357 که دوران طلایی روابط ایران با روسیه است و از 10 صنعت بزرگ ایران 7 صنعت مربوط به روس ها بود. صنایعی مثل ذوب آهن، فولاد، کارخانه های سیمان، بخشی از کارخانه های نساجی، صنایع آذرآب و نیروگاه های حرارتی که نه در دوره رضاشاه و نه در دوره محمدرضا شاه نتوانستند از غربی ها بگیرند.دوران دیگر مربوط به قرن 19 میلادی است که عمدتا تحمیلی بود اما سیاست پهلوی دوم نسبت به روس ها تحمیلی نبود و انتخابی بود و برای متعادل سازی روابط شرق و غرب انجام گرفت که البته موفق نشد.سیاست دولت سازندگی، دولت اصلاحات و دولت روحانی سیاست غربگرایانه نیست، بلکه سیاست متعادلی است به این معنا که در زمان دولت آیت الله هاشمی رفسنجانی اولین قرارداد بزرگ با روس ها که مبنای قراردادهای 30ساله شده، با ابعاد اقتصادی، فنی و نظامی منعقد شد و منجر به ورود حجم وسیعی از تکنولوژی های نظامی و تسلیحاتی و زیردریایی ها شد.در دولت روحانی مجددا روابط با روسیه گسترش پیدا کرد و حجم مبادلات تجاری ایران با روسیه از یک میلیارد دلار (دولت احمدی نژاد) به حدود 3 میلیارد دلار رسیده است. همچنین همکاری های نظامی ایران و روسیه در سوریه گسترش پیدا کرد. لذا این تقسیمی که در کشور می کنند که سیاست غرب گرایانه سیاست دولت های اصلاح طلب بوده، به نظر من بنیانی ندارد و شاید بیشتر به خاطر نگرش اولویت اقتصادی آنهاست که چنین دیده می شود.چون نگرشی است که نهایتا توسعه اقتصادی را مهم تر دانسته و طبعا الگوی اقتصادی را غرب می داند و این موضوع در شرق و غرب عالم وجود دارد لذا به این دلیل سیاست غرب گرا گفته می شود ولی در ماهیت و عمل سیاست غرب گرایانه نیست بلکه نوعی تعادل و توازن را داراست.** تسنیم: گفتید سیاست نگاه به شرق ضمن استقلال عمل ملی و نفی سلطه است، آیا در برابر غرب هم می توانیم استقلال عمل ملی و نفی سلطه را حفظ کنیم و با آن ارتباط داشته باشیم؟ اکثر منتقدان سیاست غربی معتقدند غرب نسبت به شرق غیرقابل اعتماد است و هیچ گاه خواسته های ما را برآورده نکرده در حالی که مسائل تجاری و مبادلات با روسها و شرقی ها سبب شده این کشورها دنبال سایر مسائل در ایران نباشند.جهانگیر کرمی: در مورد اینکه آیا می شود رابطه با غرب را دنبال کرد و در عین حال نفی سلطه برقرار نباشد، جواب من مثبت است، چراکه نفی سلطه مفهوم کلی است، نمی شود در عصر وابستگی متقابل و در دورانی که یک وابستگی متقابل پیچیده میان همه ملت ها و دولتها وجود دارد، به سیاست های رادیکال چسبید و نفی سلطه را با مصداق خاص مدنظر داشت. مگر هند، ژاپن، مالزی، ترکیه و خیلی از دولت های شرق آسیا و خیلی از کشورهایی که روابط خوبی با آمریکا و اروپا دارند، سلطه غرب را پذیرفته اند؟من افراط در غرب ستیزی را محصول یک دوره خاصی از تاریخ ایران می دانم. هرچند قابل درک است یعنی با توجه به سلطه روس ها در قرن نوزده و سلطه انگلیسی ها و آمریکایی ها در قرن بیستم، انقلاب اسلامی به شدت بیگانه ستیز شد. این بیگانه ستیزی کاملا مبنای تاریخی قابل درکی دارد ولی در طول زمان این بیگانه ستیزی باید با شرایط جدید تطبیق داده می شد اما هنوز هم در ایران عمدتا به معنی آن همانند قرن نوزده و بیستم می خواهیم این بیگانه ستیزی را با مصداق غرب دنبال کنیم. این موضوع با واقعیت های امروز ایران و جهان سازگار نیست. دیگر ایران را نباید با ایران عصر قاجار و پهلوی مقایسه کرد. ایران پس از انقلاب اسلامی واقعا مستقل شده و لذا نباید از تعامل جدی تر با غرب نگران باشد.چراکه بسیاری از کشورها هستند که کاملا با غرب روابط دارند و لزوما تحت سلطه غرب نیستند و جمهوری اسلامی ایران را نمی توان مورد خاصی دانست که اگر با غرب رابطه داشته باشد لزوما تحت سلطه می رود.من افراط در نفی سلطه را محصول یک دوره خاصی از تاریخ ایران می دانم. هرچند قابل درک است یعنی با توجه به سلطه روسها در قرن نوزده و سلطه انگلیسی ها و آمریکایی ها در قرن بیستم، انقلاب اسلامی به شدت بیگانه ستیز شد. این بیگانه ستیزی کاملاً مبنای تاریخی قابل درکی دارد ولی در طول زمان این بیگانه ستیزی باید با شرایط جدید تطبیق داده می شد** کرمی: رابطه با شرق باید برای منافع ملی باشد نه برای مقابله با غربدر مورد روابط با شرق هم باید دید این رابطه را برای چه می خواهیم؟ اگر رابطه با شرق را برای منافع ملی کشورمان بخواهیم، خیلی خوب است. اما اگر روابط با چین، هند و روسیه را برای مقابله با غرب بخواهیم، این سیاست ابتر و ناکارآمدی است. همچنین اگر نگاه مان به این کشورها برای خارج شدن از فشار غرب باشد، این موضوع ضمن اینکه یک بازی دیپلماتیک خوب می تواند باشد، اما معلوم نیست برای همیشه جواب دهد.اگر می خواهیم این کشورها را جایگزین روابط با غرب کنیم، به نظر من در بلند مدت جوابگو نیست. اعتقاد من این است که جمهوری اسلامی ایران اولویت های سیاست خارجی خود را باید براساس واقعیت های محیطی خود تنظیم کند؛ یعنی اولویت اول را همسایگان قرار دهد چون سرنوشت ما با هم درتنیده است. اولویت دوم مناطقی مانند خلیج فارس، خاورمیانه، منطقه جنوب آسیا، حوزه اوراسیایی، ...

ادامه مطلب  

اعتراض موگرینی به انتقاد ترامپ از برجام  

درخواست حذف این مطلب
همزمان با اینکه مشاور سیاست خارجی رئیس جمهور جدید فرانسه خواستار همکاری بسیار نزدیک درباره ادامه توافق هسته ای ایران شده «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با اتخاذ لحنی انتقادی از رویکرد دولت ترامپ در مخالفت با برجام آن را در برابر تأیید پنج باره تعهد ایران در آژانس بین المللی انرژی هسته ای تعریف کرد در مقابل نماینده امریکا در سازمان ملل متحد از اتحادیه اروپا خواست اقدامات بیشتری برای مقابله با تهران انجام دهد. هر چند محورهای مخالفت بروکسل و واشنگتن به برجام محدود نمی شود و فهرست اختلافات دو طرف طیف وسیعی از جمله توافق آ ...

ادامه مطلب  

منافع فردی مانع اقتصاد مقاومتی  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: احمد شهاب از آن جهت که نمی توان اقتصاد مقاومتی را در دل منافع فردی تعریف کرد ماهیت این ادبیات مورد غفلت واقع شده است. به این معنا قرار بوده است که سیاست ها برخاسته از اقتصاد مقاومتی باشد نه آنکه سیاست ها برخاسته از اهداف اقتصادی باشد و اگر قرار باشد که سیاست هایی که معلول اهداف اقتصادی اند همان سیاست هایی باشند که مد نظر مقام معظم رهبری است رهبر معظم چه نیازی به بیان مفهوم اقتصاد مقاومتی داشته اند؟ آیا جز این است که مصادیق اقتصاد مقاومتی محقق نمی شود مگر آنکه سیاست ها معلول اهدافی که تاکنون بر مبنای آن انجام می شده است نبوده و اقتص ...

ادامه مطلب  

حمایت اصلاح طلبان از روحانی ادامه می یابد؟  

درخواست حذف این مطلب
مثلث آنلاین: شکل گیری کمپین پشیمانی که در ادامه طرح عبور از روحانی توسط اصلاح طلبان ارزیابی شده است، بازخوردهای فراوانی در رسانه ها داشته است. در پرونده این هفته این مساله را بررسی کرده ایم.این روزها برای حسن روحانی متفاوت تر از همیشه شده است. خیلی ها می گویند او دیگر چندان شبیه «روحانی» روزهای قبل از انتخابات نیست. تحلیل ها درباره چرایی وقوع این پدیده به نسبت کسانی که تحلیل و تفسیر می کنند پای مولفه های زیادی را به میان می آورد. برخی ادعا می کنند رئیس جمهور با فاکتورهایی مواجه شده که بالاجبار تغییر رویه داده است. برخی دیگر می گویند او از ابتدا همین بوده، طبیعت انتخابات موجب شده آن حرف و شعار ها مطرح شود. برخی می گویند روحانی دانسته و با حساب و کتاب این رفتار را از خود نشان می دهد. آنها باورشان این است که او در حال بالانس آرایش سیاسی کشور است. علت هر چه باشد موجبات رخ نمایی یک پدیده دیگر را نیز فراهم کرده است. صورت این پدیده این است: «پشیمان شده ایم؛ باید از روحانی عبور کنیم.»آنچه رخ داده این است که چند چهره مشهور یا اصطلاحا سلبریتی در فضای مجازی پست هایی گذاشته اند با مضمون گلایه از حسن روحانی و البته برخی در این ماجرا پیشرو تر هم شده اند و کمپین پشیمانی به راه انداخته اند. این داستان به صورت همزمان گره خوردگی پیدا کرده با ایده برخی اصلاح طلبان که از چند وقت پیش ایده کناره گیری جهانگیری از دولت و آغاز تلاش برای ورود به انتخابات 1400 را بیان کرده بودند. پیشنهادی که از سمت رسانه ها اتیکت «عبور از روحانی» خورده است.این مساله با یک رخداد دیگر هم مواجه شده؛ ایراد سخنانی از سوی اسحاق جهانگیری که برخی رسانه ها از آن تعبیر کرده اند که اختلاف به مرکزیت دولت رسیده است. سوال اینجاست که حسن روحانی چه نسخه ای برای عبور از این شرایط متفاوت دارد؟ نرو سمیه!ماجرا از پست های برخی هنرمندان و سلبریتی ها در فضای مجازی آغاز شد. گروه های زیادی از هنرمندان در فضای شخصی خود پست به اشتراک گذاشتند. جنس پست ها را می توان از چند جنبه گروه بندی کرد. بعضی از هنرمندان از جنبه منفی و تندی به لایحه و دولت انتقاد کردند. به عنوان مثال، «باران کوثری» پست گذاشته است: «یک توئیت خیلی جالب خواندم، مضمونش این بود: «یعنی یک سفر خارج رفتن جریمه اش (چون این پول عوارض نیست، جریمه است) از جریمه ای که دادگاه برای قاضی مرتضوی در نظر گرفته بیشتر است.» یا «مهرداد صدیقیان» برای تاثیرگذاری پست خود دست روی نوستالژی گذاشته و با نگاه نقادانه طرح شیر کرده است: «لابد اونایی که این طرح رو دادن گمان می کنند کسانی که با دلار ۴۲۰۰ تومانی خارج می رن حتما ثروتمندن! بدون هیچ توجیهی پول گزاف می گیریم ازشون... فکر کنم کارتون رابین هود رو دیدن آقایون! فقط تا آخر ندیدن! وسطش برق رفته! چون آخرش از پولدارا می گرفت می داد به فقیرا.» پست «فرهاد آئیش» اما کوتاه بود: «هر روز بهتر از دیروز.» آئیش البته سریع پستش را پاک کرد؛ اما طرح آن قدر برای بسیاری از هنرمندان سنگین بوده که حتی باوجود نداشتن سابقه اعتراض های اجتماعی، برای نخستین بار وارد صحنه اعتراض شدند. «حدیث میرامینی» یکی از آنهاست. او اعتراضش را با این مضمون انتشار داده است: «جالبه که هنوز داریم بهش می گیم عوارض خروج، به قول یه دوستی این دیگه عوارض نیست، جریمه خروج از کشوره.» این لایحه البته چشمه طنز بعضی از هنرمندان را هم جوشان کرده است. «مجید صالحی» در پستی همه تقصیرها را گردن عمل جراحی امیر نوری گذاشته است: «بفرما سه روز امیر نوری نبود، بیمارستان بود؛ عوارض خروج از کشور سه برابر شد. خدا رو شکر زودتر مرخص شد تا وضعیت آشفته تر نشده، منم شرمندم.» صالحی البته زهرخند خود را با انتشار عکس امیر نوری و رئیس مجلس ریخته است. واکنش «نوید محمدزاده» اما لقب طنزترین پست را از آن خود کرد. محمدزاده با انتشار دیالوگ ماندگار شخصیت محسن فیلم «ابد و یک روز» و انتشار عکسش در استوری، اینگونه نوشته است: «سمیه نرو، اگه رفتی بار اول ۲۲۰ هزار تومان، دفعه دوم، ۳۳۰ هزار تومان، دفعه سوم ۴۴۰ هزار تومان باید عوارض خروج از کشور بدی.»مهدی پاکدل، بازیگر سینما و تلویزیون در فضای مجازی نوشت: «دوستان عزیز، این مردم خیلی بیشتر از اینا شریف اند... و با سیلی صورت خودشونو سرخ نگه میدارن!» رضا صادقی، خواننده هم در صفحه خود آورده است: «سلام آقای رئیس جمهور... رای دادیم، حمایت کردیم، توهین شنیدیم، تهمت شنوفتیم... حرف من عوارضی و قیمتش، نون و قیمتش، زلزله زده و محرومیتش، گرونی و مصیبتش، حتی نون و نداشتنش نیست، درد اینجاست که انگار از حال و روزمون خبر ندارید... چشم یاری داشتیم... حیف؛ خداحافظ آقای رئیس جمهور.» علی رام نورایی، بازیگر سینما و تلویزیون که البته در انتخابات اخیر از روحانی حمایت نکرده بود هم در واکنش به هزینه جدید عوارض خروج از کشور در فضای مجازی نوشت: «خدا رو شکر که زمان انتخابات برای کسی تبلیغ نکردم... جالبه الان به خاطر این یک موضوع همه به رنگ بنفش دارن حساسیت پیدا می کنن! عوارض وجود نگیرن ازمون تا ۱۴۰۰ صلوات.»دو بازیگر دیگر سینما که در انتخابات از روحانی حمایت کرده بودند نیز مطالبی را در انتقاد از تصمیم جدید دولت منتشر کردند. پیش از این نیز هنرمندانی چون مهدی فخیم زاده و حمیدرضا آذرنگ در مطالبی نوشته بودند که حمایت خود از روحانی را پس می گیرند. یک جامعه شناس: اعتراض سلبریتی ها اثرگذار استروزنامه صبح نو با انتشار مطلبی در این مورد به بررسی تاثیر اجتماعی این ماجرا پرداخت. دکتر سیدحسن حسینی، جامعه شناس و استاد دانشگاه در رابطه با تاثیری که اعتراض مجازی سلبریتی ها خواهد گذاشت، به این روزنامه توضیح می دهد: «درحال حاضر که لایحه به تصویب مجلس نرسیده است اما مسلما این موضع گیری هایی که از طرف سلبریتی ها انجام می شود، اثرگذار خواهد بود. اعتراض سلبریتی ها بر افکار عمومی تاثیرگذار است. این اعتراض ها ممکن است که بر رای مجلس هم اثرگذار باشد. دولت عوارض را سیصد درصد افزایش داده ولی احتمال این وجود دارد که مجلس سیصد درصد را به صد درصد کاهش دهد.» او دلیل واکنش های سلبریتی ها را این طور عنوان می کند: «معلوم نیست که مسئولان ما در کجا زندگی می کنند. شما در هیچ جای دنیا نمی بینید که در بودجه بندی هایشان یک دفعه یک سری سیستم های عوارضی را سیصد درصد زیاد کنند. خروجی کشور ما برای کشورهای غیرزیارتی ۷۵ هزار تومان بوده است، این میزان قرار است که برای بار اول به ۲۲۰ هزار تومان برسد. این نشان می دهد که این آقایان در منظومه شمسی زندگی نمی کنند. این گونه گران کردن ها باعث گران شدن زندگی مردم می شود. من اگر بخواهم کالایی را از مغازه داری بخرم، شاید آن مغازه دار اصلا سفر خارج از کشور نداشته باشد، اما کالایش را به من گران می فروشد وقتی من به او اعتراض می کنم، از قانونی که مجلس و دولت تصویب کرده است، حرف می زند. هیچ جای دنیا اینها سابقه ندارد.» حسینی درباره نگاه مردم به دولتمران نیز می گوید: «من به عنوان یک جامعه شناس، این گونه قیمت گذاری ها جمله عوارض خروج از کشور را یک توهین به حساب می آورم. دولت ما و تنظیم کنندگان بودجه ما نسبت به کسانی که می خواهند از کشور خارج شوند، حساسیت دارند، درصورتی که کسانی که از کشور خارج می شوند، هنرمندند، استاد دانشگاه اند، خانواده ای که فرزندش در آنجاست و برای دیدار او به خارج از کشور می رود. هرسال ما ۶ الی ۷ میلیون نفر مسافر به عتبات عالیات داریم. این سرکیسه کردن مردم است. در کشوری که بالاترین منابع گازی را دارد، بیشترین منابع نفتی را دارد، چهارمین کشور ازنظر وجود منابع در دنیا هستیم. این موضوع بر کل اقتصاد جامعه اثر می گذارد. در دنیا دولتمردان نخستین کاری که انجام می دهند این است که قیمت های مواد خوراکی مردم شان را کنترل می کنند. این روند رشد قیمت ها بسیار بطئی است. کمترین عوارض و مالیات را هم روی آن می گذارند. سفر هم جزو سبدهای هزینه مردم است. یکی سفر زیارتی می رود و یکی همسفر سیاحتی، با این جور کارها، با این جریمه ها نمی توانند جلوی سفر رفتن مردم را بگیرند. این جریمه کردن های این چنینی اتفاقا تبعات منفی سیاسی زیادی دارد. یکی از آنها فاصله انداختن میان دولت و مردم است. مبلغ ممکن است که زیاد نباشد اما بحثی که در رسانه ها و فضای مجازی به وجود آورده است، مردم دولت را کمتر از خودشان می دانند. اگر مجلس آن را تغییر دهد، به آن دید منفی پیدا می کنند. اینها جنبه های ظریف این اتفاق است که متأسفانه مشاوران، اینها را به دولتمردان خوب مشاوره نمی دهند.» حال باید منتظر ماند و دید، هنرمندانی که تا دیروز موافق منافع دولت بودند و امروز به شیوه خود دست به اعتراض زده اند، چگونه می توانند در رای مجلس تاثیرگذار باشند.پشیمانیم به صحن علنی مجلس رسیداما در ادامه این تحولات برخی نمایندگان مجلس که در انتخابات ۹۶ از حسن روحانی حمایت کرده بودند، در جلسه علنی مجلس انتقادات تندی را متوجه دولت دوازدهم کردند. این روزها اختلاف بین اصلاح طلبان و دولت فزونی یافته؛ به طوری که گام های اصلاح طلبان برای عبور از دولت بلندتر شده و سرعت بیشتری پیموده است. هر لحظه ای که از عمر دولت دوازدهم سپری می شود، حامیان اصلاح طلب او ریزش می کنند و حالا چهره های شاخص این جریان آشکارا انتقادها و انتظارات خود را در محافل عمومی نسبت به روحانی اعلام می کنند. موج فزاینده ابراز پشیمانی از انتخاب روحانی به صحن بهارستان کشید و برخی چهره های اصلاح طلب مجلس انتقادات تندی را از عملکرد دولت وی مطرح کردند. مصطفی کواکبیان، نماینده مردم تهران که جزو ناطقان میان دستور صحن علنی مجلس بود انتقادات تندی علیه عملکرد دولت روحانی در هشت ماهه اخیر انجام داد. کواکبیان در بخشی از اظهارات خود خطاب به روحانی گفت: «آقای رئیس جمهور! همشهری گرانقدر من، آیا در فضای مجازی هستید تا ببینید امروز بابت حمایت از شما چه ناسزاهایی که به ما اصلاح طلبان گفته نمی شود؟» در بخش دیگری از جلسه، محمود صادقی عضو فراکسیون امید و از نمایندگان اصلاح طلب مجلس دهم در نطق میان دستور خود با انتقاد از توزیع نامناسب اعتبارات در بودجه های سالانه کل کشور گفت: «توزیع نامناسب اعتبارات در بودجه، منجر به عدم توازن در طبقات اجتماعی شده است و سال به سال با بودجه های سالانه کشور شکاف بین لایه های مختلف جامعه بیشتر شده و فقیر فقیرتر و غنی غنی تر می شود.» اما این پایان کار نبود، نطق کواکبیان و صادقی واکنش های انتقادآمیز سایر نمایندگان را نیز برانگیخت. در یکی از این واکنش ها سید حسین نقوی حسینی نماینده مردم ورامین در مجلس با اعتراض به اظهارات کواکبیان که گفته بود یک اصولگرا نامش در حامیان روحانی نیست، گفت: «آقایان مصباحی مقدم و کاظم جلالی به نام اصولگرایی معتدل برای آقای روحانی در انتخابات ستاد زده اند و از آقای روحانی حمایت کردند، اینها اگر اصولگرا هستند، بگویند.» همچنین بهروز نعمتی یکی دیگر از نمایندگان تهران در واکنش به نطق کواکبیان در صحن علنی خاطر نشان کرد: «باید یادمان باشد که انتخابات ریاست جمهوری تمام شده، چرا به آن دامن می زنید؟ آقای روحانی همان وعده ای که به شما داده اند را به اصولگرایان معتدل هم داده اند.» کواکبیان نیز در پاسخ به نعمتی گفت: «ما گفتیم که از آقای روحانی حمایت کرده ایم، بنده وکیل الدوله نیستم، وکیل المله هستم.» براساس این گزارش، پس از پایان جلسه علنی مجلس نیز کواکبیان و نعمتی با درگیری لفظی یکدیگر را تهدید کردند. با این اوصاف حدودا سه سالی به پایان کار دولت دوازدهم و آخرین دوره ریاست جمهوری روحانی زمان باقی است و حالا اصلاح طلبان پروژه عبور از روحانی را کلید زده اند؛ عبور از کسی که در انتخابات 92، 94 و 96 بزرگترین ائتلاف را با او برقرار کردند و حالا به باور برخی کارشناسان، سودای انتخابات مجلس در 98 را در سر می پرورانند، البته بدون ائتلاف با روحانی و جریان تابع او تا با عبور از لیست امید و تبدیل کردن آن به لیست یکپارچه اصلاح طلبان، مجلس یازدهم را به پایگاه اصلی و مرکز پشتیبانی نامزد خودشان در انتخابات ریاست جمهوری 1400 بدل کنند. به نظر می رسد در این بین، اصلاح طلبان نیز نمی خواهند عملکرد غیر قابل دفاع دولت مورد حمایت شان در 92 و 96، که عمدتا در وضعیت اقتصادی کشور و عدم بهبود وضعیت معیشتی مردم نمایان است، به پای آنها نوشته شود.اعتراض به ناکارآمدی به مرکزیت دولت رسیدموج کمپین پشیمانی تا آنجا بالا گرفت که حسام الدین آشنا هم تصمیم به واکنش در این مورد گرفت. او در صفحه توییتر خود نوشت: «پویش پشیمانی با پشتیبانی کسانی شکل گرفت که باید در مورد کارهای کرده و نکرده خود پاسخگو باشند. آنها ثروت و سعادت ملت را به تاراج دادند. چه سدهایی ساختند که پشتش آبی نیست، چه فرودگاه هایی ساختند و پروازی به آنجا نیست.» آشنا در توییت دیگری نوشت: «به دست هر نماینده یک مجوز پالایشگاه و پتروشیمی به اسم خصوصی سازی؛ پتروشیمی را به وزارت رفاه، پالایشگاه را به وزارت دفاع، روغن کشی را به بنیاد شهید، نیروگاه سازی را به آستان قدس، مخابرات را به سپاه و ستاد پیمانکاری را به قرارگاه خاتم‎الانبیا.»این اما تنها صدایی از دولت نبود که شنیده می شد. از پاستور حرف های دیگری هم بود که مردم آن را بشنوند و البته متعجب شوند. سخنان برخی از اعضای دولت نشان دهنده اختلاف نظری جدی در خصوص منشأ این نارضایتی ها بین دولتمردان دولت دوازدهم است. اختلاف نظری که نشان می دهد حجم مشکلات به اندازه ای است که دیگر مدیریت آن تنها در مجموعه دولت امکان پذیر نیست و دامنه نقدها به داخل دایره مدیران ارشد دولتی رسیده است. یکی از این انتقادها از سوی اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور که این روزها اخباری مبنی بر حضور حاشیه ای وی در دولت به گوش می رسد، بیان شد. جهانگیری، که زمانی از وی به عنوان یکی از جانشینان احتمالی حسن روحانی در سال 1400 نام برده می شد و در انتخابات سال جاری به عنوان مدافع تمام قد دولت ظاهر شد، حالا زیر سایه محمود واعظی رئیس دفتر رئیس جمهور قرار گرفته است. از همین رو جهانگیری در دومین همایش اقتصاد ایران می گوید: «قدرت خرید و درآمد آحاد جامعه کاهش پیدا کرده است. رشد اقتصادی، بودجه دولت و بهره وری وضعیت مناسبی ندارد. استنباط من این است که در سیاستگذاری ضعف اصلی را داشتیم. با تغییر دولت ها سیاست های ما عوض می شود و رئیس جمهور جدید فکر کرده هرچه رئیس جمهور قبلی کرده همه را باید تغییر دهد یا با تغییر یک وزیر یا یک مدیر خیلی از سیاست ها تغییر یافته است.» وی در بخش دیگری از سخنان خود تصریح می کند: «یک بازنشسته را نمی بینید که از حقوق خود راضی باشد، این در حالی است که قبلا فرض بر این بود که با بازنشستگی یک کارمند دولت سبک می شود، اما امروز با بازنشسته شدن یک فرد ردیف بودجه این کارمند از یک ردیف به ردیف دیگر منتقل می شود و اتفاقی در بودجه دولت نمی افتد.» در سخنان جهانگیری نه تنها نشانه ای از استدلال آشنا در خصوص اینکه طرفداران دولت قبل مسبب این مشکلات هستند، دیده نمی شود، بلکه به درستی به نارسایی های دولت دوازدهم در اموری همانند کاهش قدرت خرید مردم و بازنشستگان اشاره می کند که اتفاقا منشأ اصلی نارضایتی های فعلی از دولت است. روزنامه جوان در مطلبی در این مورد با اشاره به سخنان آشنا نوشت: «سوال اصلی با در نظر گرفتن تمام این فرضیه ها این است که فرجام چنین شکافی در دولت به کجا می انجامد؟ آیا با شدیدتر شدن اختلافات ممکن است که چنین برخوردهایی شکل علنی به خود بگیرد و به پاکسازی دولت منجر شود؟ پاسخ به این سوال به شدت به تحولات پیش روی اقتصاد کشور بستگی دارد. طبیعی است که اگر تحول جدی در لایحه بودجه سال 97 روی ندهد، موج تورمی ناشی از افزایش قیمت حامل های انرژی می تواند موج انتقادات را علیه دولت سنگین تر کند. در صورت بالا گرفتن فشارها و افزایش انتقادات به احتمال زیاد شاهد استعفا یا خروج برخی از عناصر مهم از دولت روحانی خواهیم بود. گزینه اول در این باره اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس جمهور است که انتقادهای وی را چند سطر بالاتر خواندیم. خروجی که بنا به تحلیل برخی از صاحبنظران به شدت تحت تاثیر رقابت های سیاسی در سال های 98 و 1400 خواهد بود. شاید جهانگیری امیدوار است که بتواند با خروج همراه با اعتراض خود بار عملکرد انتقاد برانگیز دولت در حوزه اقتصادی را از دوش خود برداشته و اندک امیدی برای اینکه بتواند به عنوان نامزد اصلاح طلبان به صحنه بیاید را حفظ کند. البته در این میان برخی خروج چهره هایی همچون جهانگیری را مقدمه فاصله گرفتن کامل دولت از بدنه اصلاح طلبان می دانند. صادق زیباکلام به عنوان یکی از چهره های رسانه ای اصلاح طلبان به صراحت به این نکته اشاره کرد که خروج جهانگیری دولت را به قعر دره خواهد فرستاد. از سوی دیگر چهره ای همچون عطاءالله مهاجرانی فاصله گرفتن از دولت را زمینه شکست کامل در انتخابات های پیش رو می داند. با تمام این تحلیل ها آنچه قطعی به نظر می رسد عمیق تر شدن گسل های درونی در دولت با وخاومت اوضاع اقتصادی است. گسل هایی که می تواند به فروپاشی برخی از اتحادها در فضای سیاسی امروز کشور بینجامد.» این روزنامه ادامه داده است: «در تمام این کش و قوس ها یک نکته مهم وجود دارد و آن اینکه اگر روحانی بخواهد از موضع خود در برابر اصلاح طلبان کوتاه بیاید و به خواسته های آنان تن در دهد، وی در طول ریاست جمهوری خود با چالشی جدی در خصوص افزایش مطالبات و خواسته های آنان مواجه خواهد شد؛ اتفاقی که می تواند به انحراف دولتش از مسیر اصلی خود بینجامد اما اگر روحانی در سمت ریاست جمهوری بخواهد در برابر این خواسته ها مقاومت کند و به سهم خواهی اصلاح طلبان که ناشی از حمایت آنان در جریان دو ا ...

ادامه مطلب  

چماق پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان بر سر روحانی  

درخواست حذف این مطلب
پس از طرح معرفی نامزدهای در سایه از سوی اصلاح طلبان که با مخالفت آشکار محمود واعظی وزیر ارتباطات و عضو شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه مواجه شد اختلافات درونی جریان اصلاحات با دولت یازدهم در حال آشکار تر شدن است. پیش از این جریان اصلاحات طرح «نامزدهای ضربه گیر» را با هدف فشار و سهم خواهی از روحانی رسانه ای کرد که یکی از چهره های مطرح ضمن انتقاد از سیاست های دولت در حوزه اقتصاد و سلامت مردم گفته بود: چنانچه نامزد انتخابات شوم و آرای بیشتری از روحانی داشته باشم ایشان باید به نفع من کنار برود. در همین زمینه شنیده های خبرنگار «جوان» حاکی است یک ...

ادامه مطلب  

روحانی می خواهد ذهن مردم را از مسائل اصلی منحرف کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تسنیم محمدنبی حبیبی دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی با اظهار تأسف از اظهارات آقای روحانی در همدان و ارومیه گفت: روحانی فضا را ملتهب می خواهد تا مطالبات مردم را پنهان کند. وی با اشاره به چرایی اظهارات ساختارشکنانه روحانی گفت: روحانی بر اساس نظرسنجی های اخیر به این نتیجه رسیده است که به دلیل عدم اجرای وعده های خود با ریزش رأی روبه رو است لذا اطرافیان او گفته اند شما باید حرف های ساختارشکنانه بزنید تا بتوانید آرای مخالفین را هم جمع کنید. دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه رویکرد رئیس جمهور در طرح اینگونه سخنان انحرافی است اظهار کرد: او ...

ادامه مطلب  

روحانی به مناظره دوطرفه دعوت شد  

درخواست حذف این مطلب
دیروز ابتدا ستاد قالیباف و سپس ستاد رئیسی از روحانی خواستند که برای مناظره رودررو با آنان اعلام آمادگی کند. به نظر می رسد این یک هماوردی جدی از سوی منتقدان دولت و وضع موجود باشد اگر چه پاسخ تلویحی ستاد روحانی و پذیرش این دعوت چندان جدی تلقی نشد و برای کم نیاوردن و عبور از مسئله ارزیابی شد. حضور جهانگیری و هاشمی طبا در مناظرات که اولی در هنگام ثبت نام صراحتاً اعلام کرد «مکمل» روحانی است و قصد رقابت با او را ندارد و دومی دیروز اعلام کرد که به روحانی رأی خواهد داد موجب شد در فضای مناظرات شش نفره نوعی محدودیت و محرومیت از بحث های اصلی ایجاد شود ...

ادامه مطلب  

چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

مصاحبه بامیوه فروش حامی روحانی که عکسش جهانی شد/مردم را قسم می دادم به روحانی رای بدهند  

درخواست حذف این مطلب
مصاحبه بامیوه فروش حامی روحانی که عکسش جهانی شد/مردم را قسم می دادم به روحانی رای بدهند اعتماد با میرزا موسی طالب قشلاق است که ٥٣ سال سن دارد و عکسش در دنیا به عنوان یک میوه فروش کم درامد اردبیلی حامی روحانی منتشر شد مصاحبه کرده است.بخشی از مصاحبه را می خوانید: چه شد که آن روز برای دیدار آقای روحانی به ورزشگاه رفتی؟من آقای روحانی را خیلی دوست دارم آقای هاشمی خدارحمت کند را هم همینطور. چندین سال پیش روزی هم که آقای خاتمی آمده بودند توی ورزشگاه اردبیل خیلی دوست داشتم بروم و ببینمش اما دیر رسیدم و رفته بود. به خاطر همین وقتی شنیدم آقای روحانی برا ...

ادامه مطلب  

عبور از روحانی خطاست؛ یعنی هموارکردن راه پوپولیسم  

درخواست حذف این مطلب
"از رایی که در اردیبهشت ١٣٩٦ دادیم، دفاع می کنیم و به خوبی می دانیم که چه تصمیم مهمی گرفتیم، ولی به همان میزان حق داریم و وظیفه داریم که از تصمیمات و سیاست های نادرست و مساله دار انتقاد کنیم و اینها دو روی یک سکه و واقعیت هستند." آفتاب نیوز : در روزهای اخیر و به خصوص بعد از ارائه لایحه بودجه سال ۹۷ از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی، انتقادهایی نسبت به عملکرد دولت مطرح شده است؛ برخی از پیشمانی رای خود به روحانی گفته اند و برخی نیز گفته اند علی رغم انتقادهایی که به دولت دارند اما همچنان از دولت حمایت خواهند کرد.به گزارش آفتاب نیوز، در همین باره صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح طلب با انتشار یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشته است: نارضایتی از دولت آقای روحانی چه در شهرستان ها و چه درتهران از اوایل سال تحصیلی خیلی پررنگ بود و این را در گردهمایی های دانشجویی می دیدم. حتی در اجتماعاتی که قبل از اینکه دانشگاه ها باز شوند، در تابستان و مناسبت های مختلف می رفتم، این امر قابل مشاهده بود. با شروع سال تحصیلی نارضایتی ها پررنگ تر شد. بنده خیلی در دوران انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم برای حمایت از آقای روحانی کمپین کرده بودم. از این حیث خیلی در معرض انتقاد قرار می گرفتم. برخی من را متهم می کردند که قصد فریب رای دهندگان را داشته ام. در عین حال برخی هم معتقد بودند که صادقانه از مردم خواسته ام تا به آقای روحانی رای دهند و خودم هم فکر نمی کردم که آقای روحانی چنین عملکردی داشته باشد.این استاد دانشگاه افزوده است: نخستین اما و اگرها، در فکر فرو رفتن ها و نارضایتی ها در جریان معرفی کابینه به وجود آمد؛ وقتی که آقای روحانی از اهل سنت، کردها و زنان در کابینه دعوت نکرد. این موج سرخوردگی آن زمان شکل گرفت. همچنین در نخستین گفت وگوی تلویزیونی با مردم در آبان ماه اعتراضات مردم خیلی بیشتر شد. سخنرانی آقای روحانی در تلویزیون بسیار ناامید کننده بود و در این گفت وگو آقای روحانی وارد مشکلات و مسائل واقعی و جدی جامعه نشد.زیباکلام می نویسد: این صحبت در بین اصلاح طلبان مطرح شد که آقای جهانگیری چه باید بکند و باید اصلاح طلبان چه واکنشی در مقابل دولت داشته باشند. خیلی از اصلاح طلبان به سبب حمایت از دولت در معرض اتهام بودند. همچنین در میان رهبری اصلاح طلبان این سوال که «با روحانی چه باید کرد» طرح شد. به موازات طرح این پرسش گفته شد که بهتر است تا آقای جهانگیری در دولت نماند چون عدم محبوبیت دولت می تواند برای آقای جهانگیری مضر باشد. برنامه اقتصادی آقای روحانی به گونه ای نبود که امید داشته باشیم تا در انتهای تونل بعد از چهار سال نوری دمیده خواهد شد. برخی اصلاح طلبان معتقد بودند که اگر آقای جهانگیری از دولت کنار بکشد، می تواند یکی از گزینه های جدی اصلاح طلبان برای ١٤٠٠باشد اما اگر در دولت بماند شانس اینکه نامزد جدی اصلاح طلبان باشد، از بین می رود. این بود که هشتگ عبور از روحانی و کمپین از رای به روحانی پشیمانیم مطرح شد. اصولگرایان از این مساله استقبال کردند. آنها از بحرانی که در بین اصلاح طلبان به وجود آمده، خوشحال بودند. دو نوع واکنش در بین اصلاح طلبان دیده شد. عده ای سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفتند و در مقابل او سکوت کردند تا گام های مثبتی از سوی دولت در آینده برداشته و از ابعاد نارضایتی ها کاسته شود. عده ای دیگر از اصلاح طلبان می گفتند که باید سیاست عبور از روحانی دنبال شود. آنها معتقد بودند که اگرچه اصلاح طلبان از روحانی حمایت کردند اما دولت پاسخگوی شعارهایش نبوده است و دیگر دلیلی ندارد که از او حمایت شود.این فعال سیاسی اصلاح طلب نوشته است: من برخلاف عده ای از اصلاح طلبان معتقدم ما باید به حمایت از او ادامه دهیم. همچنین آقای جهانگیری باید در دولت بماند. اگرچه جدا شدن آقای جهانگیری از دولت به نفع او خواهد بود و شانسش در انتخابات ١٤٠٠ از بین نخواهد رفت اما شکست آقای روحانی میخی بر تابوت دولت خواهد کوبید. اگر آقای جهانگیری جدا شود، احتمال عدم موفقیت دولت تبدیل به یقین خواهد شد و حرکت دولت به سمت دره قطعی خواهد بود. نباید بر اساس خدشه دار شدن اعتبار اصلاح طلبان سیاستی را انتخاب کرد. شکست آقای روحانی فقط شکست او نخواهد بود بلکه این مساله به زیان منافع ملی کشور خواهد بود و کشور در نتیجه شکست آقای روحانی متضرر می شود. اینکه روحانی نتوانسته از نظر اقتصادی موفق شود باعث می شود تا کشور متضرر شود. همان طور که سیاست های رییس جمهور در سال های ٨٤ تا ٩٢ کشور را به عقب راند، عدم موفقیت دولت آقای روحانی باعث عدم موفقیت کشور خواهد شد. بهتر است که به جای دست شستن از روحانی تلاش کنیم تا دولت شکست نخورد. چون در این صورت این مردم هستند که هزینه اش را می دهند. دلیل دیگر این است که اگر روحانی شکست بخورد، برخلاف تصور خیلی ها راه برای آقایان لاریجانی، باهنر، ضرغامی، محسن رضایی یا قالیباف باز نمی شود. این تصوری است که اصولگرایان معتدل دارند. آنها سخت در اشتباه هستند. آقای روحانی اگر شکست بخورد راه برای پوپولیسمی که در سال ٨٤ ظهور کرد، باز می شود. در سال هایی که خاتمی رییس جمهور بود نارضایتی هایی به وجود آمد که نهایتا منجر شد تا پوپولیسم آقای احمدی نژاد پیروز شود. اگر از روحانی عبور کنیم، همان داستان سال ٨٤ تکرار خواهد شد. این دلیل اصلی ای است که نباید از روحانی عبور کرد. باید به روحانی بچسبیم و تمام توان را به کار ببریم تا رییس جمهور را به سمت روحانی ای که در زمان انتخابات بود، سوق دهیم. مطالبات را مطرح کنیم. این کار خیلی دشوار است. امروز با روحانی ای طرف هستیم که می خواهد با رضایت اصولگرایان حرکت کند. نباید بگذاریم روحانی منافع سیاسی خودش را دنبال کند بلکه باید او را به سمتی بکشانیم که مطالبات مردم را برآورده کند. امروز عبور از روحانی یعنی هموار کردن راه برای پوپولیسم و ما نباید این اشتباه را برای بار دوم تکرار کنیم.روحانی عقب نشینی کرده است؟احمد غلامی. سردبیر روزنامه شرق نیز در یادداشتی نوشته است: هنوز مدت زمان چندانی از دوره دوم ریاست جمهوری حسن روحانی نگذشته که موجی از انتقادات در شبکه های اجتماعی به راه افتاده است. در سطح جامعه و در گفت وگوی میان مردم کوچه وبازار نیز نقل مجالس بیش از هرچیز، انتقاد از دولت روحانی و عملکرد آن است؛ دولتی که دوره نخست خود را با مسائل و مصائب سیاست خارجی منطقه ای و جهانی پشت سر گذاشت. در تمام آن چهار سال برخی صاحب نظران ازجمله اصلاح طلبان، دولت را خطاب قرار می دادند که برای همیشه نمی توان خلأ سیاست داخلی را با سیاست خارجی پُر کرد. با فروکش کردن مسائل منطقه، جنگ با داعش، بحران عراق و کردستان یکباره چنان فضای خالی ای در سیاست داخلی ایجاد شده است که مخالفان دولت می توانند از آن استفاده کنند. حسن روحانیِ خوش اقبال این بار با بداقبالی مواجه شد و آن بداقبالی، تقارن این فضای تهی با ارائه لایحه بودجه به مجلس بود. لایحه ای که برای اقشار فرودست و کم درآمد جامعه حامل هیچ خبر خوشی نیست؛ زیرا در تبصره ١٤ ماده واحده این لایحه آمده است قریب به نیمی از جمعیت یارانه بگیران از بودجه سال آینده حذف خواهند شد. طرح درستی یا نادرستی حذف یارانه ها از منظر شاخصه های اقتصادی، در این متن به کار نمی آید؛ اما اثر منفی این حذف، در کوتاه مدت بی تردید به وجهه مردمی دولت روحانی آسیبی جدی وارد خواهد کرد. خاصه اینکه تنها دستاورد دولت روحانی در حوزه بهداشت، طرح بیمه سلامت بود که سرنوشت خوشایندی پیدا نکرد. اینک دولت روحانی با دو وضعیت مخاطره آمیز روبه رو است: خلأ سیاست داخلی و نیز نارضایتی مردم از شرایط اقتصادی که در این تقارن ناخوشایند با هم درمی آمیزند و سیاستی را بازتولید می کنند که نه به نفع دولت است و نه به سود مردم؛ درست مانند سقوط ستاره ها در سیاه چاله ها. ازاین رو، در افواه مردم این شایعه پا گرفته که روحانی در برابر جناح های مخالف دولت عقب نشینی کرده و جانب مصلحت را گرفته است. اثبات درستی یا نادرستی این شایعه از سوی دولت و حامیانش، هیچ تأثیری در احیای «مردم» ندارد؛ مردمی که با هزاران امید و آرزو پای صندوق های رأی رفتند و به روحانی رأی دادند. به نظر می رسد آنچه بیش از همه مردم را سرخورده کرده، باور آنان به این نکته است که روحانی دیگر نیازی به رأی مردم ندارد! و اینک بیش از هرچیز در پی ماندن در قدرت است. شاید این حرف و حدیث ها پایه و مبنای چندانی نداشته باشد؛ اما هرچه هست، باور مردم به دولت روحانی و فراتر از آن سیاست را خدشه دار کرده است. مردم احساس می کنند فریب خورده اند و هیچ چیز خطرناک تر و تاریک تر از این تفکر نیست که مردمی فریب خود را بپذیرند. به هر تقدیر شرایط برای دولت روحانی مطلوب نیست، بااینکه پیش از روی کارآمدن دوباره دولت روحانی برخی از متفکران و اقتصاددانان هشدارهایی مبنی ب ...

ادامه مطلب  

منطق حمایت نهادگرایان از روحانی  

درخواست حذف این مطلب
فرشاد مومنی در کانون دانش آموختگان اقتصاد و صفایی فراهانی در دانشگاه تهران مطرح کردندجامعه اقتصاددانان کشور طی روزهای مانده به برگزاری انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در بیانیه های مختلفی مردم را دعوت به نوشتن نام حسن روحانی روی برگه های رأی کردند. یکی از این بیانیه ها مربوط به 163 اقتصاددان نزدیک به طیف نهادگرایی بود که اتفاقا در 4 سال گذشته انتقادهای زیادی به برخی سیاست های اقتصادی دولت وارد می کردنداقتصاد گردان - هادی سلگی: اقتصاددانان نزدیک به این نحله فکری بطور کلی معتقد بودند که جایگاه مشاوران اقتصادی دولت به دست افرادی با ذه ...

ادامه مطلب  

استقبال رسمی از روحانی در بازگشت از نیویورک  

درخواست حذف این مطلب
مراسم استقبال رسمی از حسن روحانی، رئیس جمهوری اسلامی ایران پس از بازگشت از سفر سه روزه به نیویورک جهت حضور و سخنرانی در هفتاد و سومین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، ظهر پنجشنبه (۵ مهر) در فرودگاه مهرآباد تهران برگزار شد. ایسنا: مراسم ...

ادامه مطلب  

روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!  

درخواست حذف این مطلب
محمدجواد ابطحی نماینده خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در گفت وگویی با اشاره به پیامک نوروزی حسن روحانی رئیس جمهور به تلفن همراه مردم گفت: ما از روحانی برای این پیامک تشکر می کنیم اما ما می خواهیم جواب این پیامک را بدهیم به چه شماره ای پیامک بزنیم؟!وی با بیان اینکه نمی دانیم روحانی شماره تلفن ما را از کجا به دست آورده افزود: ما هم شماره رئیس جمهور را می خواهیم تا جواب این پیامک را بدهیم. همچنین در ایام نوروز مردم به ما مراجعه می کردند و می گفتند که شماره تلفن روحانی را بدهید تا ما جواب پیامک ایشان را بدهیم. عضو فراکسیون اصولگرایا ...

ادامه مطلب  

نگفتم 100روزه مشکلات را حل می کنم و نگفتم توافق هسته ای کلید حل مشکلات است  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: جعفر تکبیری حسن روحانی روز دوشنبه و تنها یک روز مانده به آغاز ثبت نام کاندیداهای ریاست جمهوری در یک نشست خبری حاضر شد و به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهد نشستی که در آن روحانی مدعی شد قصد تبلیغات ندارد و نمی خواهد انتخاباتی صحبت کند اما سراسر این نشست به ارائه گزارش عملکرد دولت یازدهم اختصاص داشت. به گزارش «جوان» روحانی در ابتدای نشست خود نزدیک 30 دقیقه به ارائه گزارش عملکرد حوزه اقتصادی پرداخت و مدعی شد در طول عمر دولت یازدهم درآمد بازنشستگان افراد تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی دریافتی شان به دو برابر یا به بیش از دو برابر افزایش پیدا ...

ادامه مطلب  

رأی دزدی اصلاح طلبان از آرای قالیباف  

درخواست حذف این مطلب
تا همین دیروز و در همه چهار سال گذشته رسانه های حامی روحانی شدیداً به محمدباقر قالیباف حمله می کردند از هر اتفاقی برای تخریب او دریغ نمی کردند علیه او دست به افشاگری های دروغ می زدند و سرانجام با کاندیداتوری قالیباف در انتخابات دوازدهم ریاست جمهوری موج حملات تشدید شد. این روند لحظه ای هم متوقف نشد و با انتقادات قالیباف از دولت روحانی تمایز این دو کاندیدا از یکدیگر کاملا عیان شد. حال در اقدامی عجیب با انصراف قالیباف از کاندیداتوری که صراحتاً به نفع حجت الاسلام رئیسی انجام شد روزنامه آفتاب یزد و بسیاری از کارشناسان سیاسی اصلاح طلب تل ...

ادامه مطلب  

مواضع روحانی تغییر نکرده است  

درخواست حذف این مطلب
وب سایت اصولگرای مثلث آنلاین: سیدحسین نقوی حسینی نشست روحانی با جامعه روحانیت مبارز را گامی به پیش می داند و معتقد است: «خاستگاه سیاسی روحانی از ابتدا نیز همین بود و هیچ تغییری نکرده است.» سخنگوی فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس یادآور می شود: «روحانی بعد از انتخابات ریاست جمهوری می تواند به عنوان یک رجل سیاسی نقش آفرینی و اثرگذاری کند اما قطعا لیدر جریان اصولگرا یا اصلاح طلب نخواهد بود. «این فعال سیاسی اصولگرا به تلاش های انجام شده برای ایجاد جریان سوم سیاسی در کشور اصالت نمی دهد و می گوید: «فقط دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب در عرصه سیاسی کشور هستند و به رغم تلاش های روحانی و طیف لاریجانی، جریان سیاسی به نام اعتدال نتوانست شکل بگیرد.»از انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم حدود پنج ماه می گذرد اما در همین مدت با رویکردهای متفاوتی از آقای روحانی مواجه هستیم. او در زمان اوج تبلیغات انتخاباتی بیشترین فاصله را از جریان اصولگرا پیدا کرد، حتی جامعه روحانیت به عنوان خاستگاه سیاسی آقای روحانی از او فاصله گرفت و عضو دیگری از تشکیلات خود را تایید و حمایت کرد اما بعد از مدتی به ویژه وقتی مراسم تحلیف و تنفیذ برگزار شد، شاهد آقای روحانی متفاوتی بودیم. اخیرا نشستی با حضور رئیس جمهور و اعضای جامعه روحانیت مبارز انجام شد. تصاویر نشست نشان می داد که دو طرف لبخند بر لب دارند و این مساله پالس های مثبتی را از همگرایی به جامعه منتقل می کند . ارزیابی شما از فضایی که آقای روحانی در آن قدم گذاشته و پیش می رود، چیست؟ امروز اصلاح طلبان با بیان نقدهایی به ترکیب کابینه دولت دوازدهم معتقدند رئیس جمهور محافظه کاری پیشه کرده و به همین دلیل هرچه زمان می گذرد، حمایت جریان اصلاحات از آقای روحانی در حال کمرنگ شدن است و در عوض نقدها و انتقادهایشان بیشتر و صریح تر می شود. آیا می توان گفت آقای روحانی تغییر مشی سیاسی داده است؟ صحبت درباره این موضوع نیازمند توجه و اطلاع یافتن از جزئیات بیشتر است اما اینکه اصلاح طلبان انتقاداتی به دولت دارند، بله همین طور است، حتی من در جریان نشست مجلس برای بررسی صلاحیت و برنامه های وزرای پیشنهادی با برخی چهره های شاخص این جریان از جمله آقای عارف صحبت کردم و گفتم: «ظاهرا موضوع برعکس شده، ما اصولگراها از وزرای دولت مورد حمایت شما دفاع می کنیم اما شما اصلاح طلبان به وزرای پیشنهادی حمله می کنید. در حالی که باید برعکس باشد یعنی ما حمله کنیم و شما دفاع کنید.» همان طور هم که دیدیم در مجموع مخالفت جدی با وزرای پیشنهادی رئیس جمهور صورت نگرفت، البته یکی از وزرای پیشنهادی که منتسب به جریان تند اصلاح طلب بود، نتوانست حدنصاب آرای موافق برای وزارت را کسب کند اما این اتفاق به لحاظ سیاسی نبود بلکه او رای نیاورد شاید چون خیلی از موضع بالا با مجلس برخورد کرد. بالاخره این واقعیتی در جریان بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی بود. فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس با دولت برای اعطای رای اعتماد به گزینه های پیشنهادی رئیس جمهور همکاری خوبی داشت چون اگر فراکسیون نمایندگان ولایی به بعضی وزرا رای موافق نمی داد قطعا آنها امروز وزیر نبودند. در واقع رای موافق فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس بود که باعث وزارت آن افراد شد. از طرفی همان طور که اشاره شد رئیس جمهور اخیرا نشستی با جامعه روحانیت داشت و تبادل نظراتی میان آنها اتفاق افتاد. آقای روحانی چنین نشستی را نیز با فرماندهان سپاه پاسداران برگزار کرد و تغییر موضع خیلی آشکاری در حمایت از سپاه صورت گرفت. یک دفعه موجی از حمایت سپاه پاسداران در دولت شروع شد. رئیس جمهور، معاونان و برخی وزرایی که در دولت جایگاه شان شاخص تر است، همه از سپاه حمایت کردند. آقای روحانی در مقابل بیانات سخیف و نسنجیده و غیرمنطقی ترامپ در سازمان ملل و همین طور موضع گیری اخیر رئیس جمهور آمریکا درباره برجام، سکوت نکرد و خیلی صریح پاسخ داد. این موضع گیری ها با قبل متفاوت بود چون در گذشته شاهد بودیم وقتی رئیس جمهور فعلی یا قبلی آمریکا حملات تندی به ایران می کردند، آقای روحانی خیلی عکس العمل نشان نمی داد اما این روزها مواضع متفاوت نسبت به گذشته را از آقای روحانی می بینیم. با این وجود اینکه چقدر معنای این اقدامات به معنای تغییر یا تعدیل مواضع تفسیر شود، معتقدم نیازمند بررسی بیشتر است.آقای روحانی آن طور در انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم موضع گیری می کرد که حتی برخی اصولگرایان معتقد بودند او از خطوط قرمز نظام گذشته است اما امروز کار به اینجا رسید که اصلاح طلبان منتقد او شدند چون می گویند آقای روحانی کابینه را به میل اصولگراها بست. به نظر شما چه اتفاقی در حال وقوع است؟ آیا آقای روحانی محافظه کاری پیشه کرده است یا اصلاح طلبان زیاده خواه تر شدند، در واقع این اختلاف سلیقه بین آقای روحانی و جریان اصلاحات از کجا ناشی می شود ؟ چون هرچه پیش می روند فاصله بین آقای روحانی و اصلاح طلبان بیشتر می شود . باید یک تفکیکی بین سطوح تعاملات قائل شویم. شاید در سطح رئیس جمهور یا بعضی از معاونان و برخی وزرا شاهد این مصداق ها باشیم اما در استان ها و شهرستان ها این طور نیست. در استان ها و شهرستان ها همچنان اصلاح طلبان میدانداری می کنند و معتقدند، دولت از ماست و اصلاح طلبان باید در سازمان ها، دستگاه ها، ادارات و نهادها مدیر باشند؛ به همین جهت تقریبا همه مدیر ان جابه جا شدند و همه روسای ادارات، فرمانداران، بخشدارها و حتی دهیارها تغییر کردند. اصلاح طلبان در انتخابات شوراها موضع داشتند و سعی می کردند کسانی به شوراها راه پیدا کنند که حامی دولت هستند. به این تفاوت سطوح هم باید توجه داشته باشیم که شاید در رده های بالایی بشود به مصادیقی اشاره کرد اما از سطح وزیر به پایین اتفاقی نیفتاده است و همچنان اصلاح طلبان میدان دار هستند. منتها آنچه اصلاح طلبان موضع گیری می کنند در همین رده ها است. آنها معتقدند به هر حال کادر اصلی دولت و کابینه باید وجوه اصلاح طلبی اش قوی تر و نمایان تر باشد. همین هم باعث اعتراضات شدید دوستان اصلاح طلب شد. با برخی چهره های اصلاح طلب درباره برخی وزرای پیشنهادی صحبت می کردم، آنها می گفتند: «اصلا ما اینها را اصلاح طلب نمی دانیم و قبول نداریم که بیاییم حمایت و دفاع کنیم.» بنابراین فکر می کنم انتظار اصلاح طلبان بیش از اینها است چون خودشان را عامل اصلی رای آوری آقای روحانی می دانند و معتقدند «اگر اصلاح طلبان نبودند، آقای روحانی رای نمی آورد چون جریانی که در شهرستان ها و استان ها عقبه داشت، جریان اصلاح طلب بود و آقای روحانی باید حق این نقش ایفاشده از سوی اصلاح طلبان را ادا کند و چهره کابینه بیش از آنکه به اعتدالگرایی نزدیک شود باید به اصلاح طلبی نزدیک شود.»خودتان وقتی عکس دیدار آقای روحانی را با جامعه روحانیت مبارز دیدید چه پیامی از آن گرفتید؟ برای من البته اتفاق عجیبی نبود، یعنی وقتی این عکس را دیدم تعجب نکردم. اگرچه آقای روحانی در دوره انتخابات ریاست جمهوری 29 اردیبهشت سال 96 و تبلیغات انتخاباتی به برخی از خطوط قرمز نظام تعرض کرد، رقیب هراسی را در دستورکار خود قرار داد و مباحثی را گفت که با واقعیت انطباق نداشت ولی نشست او با جامعه روحانیت مبارز برای من تعجب برانگیز نبود چون اولا بالاخره آقای روحانی رای آورد، او رئیس جمهور ملت ایران است و باید با همه گروه ها تعامل کند و نشست بگذارد، به ویژه آنکه جامعه روحانیت مبارز خاستگاه سیاسی اوست. بر همین اساس معتقدم آقای روحانی تلاش کرد با جامعه روحانیت ارتباط برقرار کند. کما اینکه نشست های دیگری هم داشت و آن نشست ها محدود به جامعه روحانیت نبود. آقای روحانی نشستی با گروهی از نمایندگان عضو فراکسیون ولایی درباره کابینه ترتیب داد، یعنی بالاخره این تعاملات در دستورکار او بود، بنابراین خیلی از نشست جامعه روحانیت مبارز و آقای روحانی تعجب نکردم.اینکه می گویند آقای روحانی به خاستگاه سیاسی خود برگشته است، چنین تحلیلی را قبول دارید؟ من از این زاویه به مسائل نگاه نکردم.برخی معتقدند آقای روحانی سال 92 و بعد از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری، از خاستگاه اصلی سیاسی خود خارج شد و در جریان اصلاح طلبی قرار گرفت اما در مقابل کسانی هم هستند که می گویند آقای روحانی همان آقای روحانی قبل از سال 92 است، به نظر شما آیا آقای روحانی از خاستگاه اصلی سیاسی اش خروجی داشته است که حالا سعی می کند به آن خاستگاه برگردد یا خیر؟ من خودم معتقدم آقای روحانی خروجی نداشته است. آقای روحانی همان آقای روحانی گذشته بود و الان هم همان روحانی گذشته است چون من الان با آقای روحانی آشنا نشدم. حداقل از سال های 62-61با او آشنا بودم. سال 62 ما آقای روحانی را به ورامین دعوت کردیم و مراسمی را به مناسبت سالگرد شهیدان رجایی و باهنر و شهدای هشتم شهریو ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

قایق روحانی را سوراخ نکنید!  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه آرمان: با معرفی کابینه دوازدهم گمانه زنی ها برای رأی اعتماد وزرای پیشنهادی در مجلس افزایش پیدا کرده است. به نظر می رسد مطالبات از آقای روحانی در چهار سال آینده با چهار سال گذشته تفاوت های معناداری پیدا کرده است. به همین دلیل و برای تحلیل و بررسی کابینه جدید آقای روحانی و دغدغه های اصلاح طلبان در این زمینه با دکتر فیاض زاهد استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی گفت وگو کردیم. وی معتقد است: «در شرایط کنونی این سوال جدی برای اصلاح طلبان وجود دارد که هدف حسن روحانی از چینش کابینه دوازدهم تقویت رویکردی است که در نهایت به حمایت از فردی مانند اسحاق جهانگیری منجر خواهد شد یا اینکه رویکرد حسن روحانی و حزب اعتدال و توسعه در نهایت به حمایت از فردی مانند علی لاریجانی خواهد انجامید. بدون شک این مسائل ممکن است اختلافات جدی تری را در آینده بین اصلاح طلبان و دولت آقای روحانی به وجود بیاورد.» این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین تصریح می کند: «در کابینه جدید مطالبه اقتصادی اصلاح طلبان در نظر گرفته نشده و برخی از این انتخاب ها بدون پیش زمینه صورت گرفته است. به نظر می رسد برخی از این انتخاب ها براساس ضرورت ها صورت گرفته و ارتباطات فردی در آنها نقش تعیین کننده ای داشته است. دولت آقای روحانی باید برای رأی اعتماد گرفتن از مجلس استدلال های مناسبی داشته باشد، و گرنه با چالش جدی در این زمینه مواجه خواهد شد.» در ادامه متن گفت وگوی «آرمان» با فیاض زاهد را می خوانید.آقای روحانی در چینش کابینه خود چه ملاحظاتی را در نظر گرفته است؟ چرا آقای روحانی به جای ورود نیروهای جدید به کابینه موقعیت افراد کابینه گذشته را تغییر داده است؟ به نظر شما کابینه آقای روحانی نیاز به تکان های شدیدتری نداشت؟به نظر من آقای روحانی استراتژی چند لایه ای را اتخاذ کرده است. از یک طرف آقای روحانی در طول مبارزات انتخاباتی یک ذهنیت چالش گرا از خود نشان داد. این در حالی است که ایشان از نظر عملی یک شخصیت اصولگرای محافظه کار به شمار می رود. در نتیجه ما با یک سیاستمدار سیاست ورز روبه رو هستیم. آقای روحانی به هر حال شاگرد مکتب آیت ا... هاشمی است و سیاست ورزی را از ایشان آموخته است. نگاه بسیاری از مردم نسبت به سیاست، نگاهی چریکی، صفر و صد و یا سیاه و سفید است. این در حالی است که هدف اصلی «سیاست» دستیابی به موقعیت های قابل تحقق است. به همین دلیل نیز برای رسیدن به اهداف آرمانی باید قدم ها را آهسته برداشت. به نظر من آقای روحانی از این رویکرد پیروی می کند. آقای روحانی از دل محافظه کاری بیرون می آید. با این وجود ایشان به دلیل همنشینی با اصلاح طلبان و برخی ضرورت های داخلی و بین المللی موقعیت خود را به یک موقعیت مطالبه جو و آوانگارد تغییر داده است. وضعیت در انتخابات ریاست جمهوری به شکلی بود که آقای روحانی به برخی از چالش ها وارد شدند که حتی یک شخصیت اصلاح طلب نیز از ورود به آن خودداری می کرد و یا اینکه با احتیاط بیشتری وارد می شد. با این وجود هنگامی که انتخابات به سود حسن روحانی به پایان رسید ایشان یک کنش دوگانه را در پیش گرفت. آقای روحانی پس از انتخابات ریاست جمهوری تا یک ماه همچنان موضع طعنه زنانه به رقیب را حفظ کرد، اما پس از پایان یک ماه دست خود را برای تعامل با همه طیف های سیاسی دراز کرد. به نظر من آقای روحانی در حال اجرای یک نوع سیاست ورزی واقعیت گرایانه و پراگماتیستی است. روحانی هنگامی که احساس کند نیاز به مذاکره است، مذاکره می کند و هنگامی که احساس می کند باید قاطعیت بیشتری به خرج داد، با قاطعیت بیشتری وارد زمین بازی می شود. به همین دلیل در شرایط کنونی با یک روحانی جدید مواجه هستیم که از آسمان به زمین آمده و رویاها را کنار گذاشته و تلاش می کند با واقعیت های سیاسی جامعه روبه رو شود. در نتیجه روحانی که در دوران انتخابات مانند منتسکیو و ژان ژاک روسو رفتار می کرد، پس از انتخابات به فردی تبدیل می شود که به دنبال حساب و کتاب است و با برنامه جلو می رود. اگر حسن روحانی را با وضعیت اصلاح طلبان در دوم خرداد76 مقایسه کنید وی یک گام عقب است اما اگر وی را با دوران پس از احمدی نژاد مقایسه کنید وی دو گام جلو تر حرکت می کند.چرا آقای روحانی یک گام از دولت اصلاحات عقب تر است؟دلیل این مسأله این است که آرمان ها و مطالبات و کابینه دولت اصلاحات وجه اصلاح طلبانه تری نسبت به کابینه آقای روحانی دارد. حسن روحانی پس از دوران احمدی نژاد با دو نیرو مواجه بود. اول نیروهایی که به دنبال آوانگاردیسم بودند و تلاش می کردند به سرعت مطالبات خود را تحقق بخشند و دوم نیروهای ایستا و ساکنی وجود داشتند که هرگونه تغییر را برای خود خطرناک و مرگ آفرین می دانستند. در نتیجه بازی کردن بین این دو نیروهای ایستا و دینامیک کار بسیار سختی است. در انتخابات ریاست جمهوری سال96 اصولگرایان احساس می کردند اگر «چوب» هم در مقابل آقای روحانی قرار بگیرد پیروز خواهد شد. استدلال اصولگرایان نیز این بود که برجام موفق نبوده و دولت نتوانسته از دستاوردهای برجام به سود خود استفاده کند و اتفاقات مهمی در زندگی مردم رخ نداده است. به همین دلیل اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که با اجماع بر یک نفر تنها با یک کاندیدا در مقابل حسن روحانی قرار بگیرند. به نظر من بزرگ ترین شانس آقای روحانی این بود که اصولگرایان به وحدت رسیدند و در نهایت با یک کاندیدا در انتخابات حضور پیدا کردند. بزرگ ترین لطفی که اصولگرایان به آقای روحانی کردند این بود که آقای قالیباف را از صحنه انتخابات خارج کردند. اصلاح طلبان و آقای روحانی به دنبال دو قطبی کردن انتخابات بودند. ظرفیت آرای خاکستری اصلاح طلبان در حمایت از آقای روحانی زمانی می توانست به صحنه بیاید که جامعه احساس نگرانی کند. تجربه تاریخی نشان داده که در حدود10 میلیون آرای خاکستری که معمولا در انتخابات حضور پیدا نمی کنند در شرایط استثنائی که احساس خطر کنند در حمایت از جریان اصلاح طلب در انتخابات شرکت می کنند. این اتفاق در انتخابات ریاست جمهوری سال96 رخ داد. به نظر من اگر انتخابات سه یا چهار قطبی بود و سنسور های جامعه تحریک نمی شد احتمال اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود بیشتر می شد. در شرایطی که انتخابات به دور دوم کشیده می شد اعتماد به نفس رئیس جمهور کاهش پیدا می کرد و کمپین انتخاباتی ایشان دچار فروپاشی می شد و چه بسا اصولگرایان به پیروزی دست پیدا می کردند. اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری فاقد تحلیل و استراتژی بودند. دلیل این مسأله نیز این است که اصولگرایان همواره از رانت هایی برخوردار بوده اند که اصلاح طلبان فاقد آن هستند. به همین دلیل نیز اصلاح طلبان مجبور هستند به صورت واقعی در زمین بازی حاضر شوند. هنگامی که آقای قالیباف از انتخابات کناره گیری کرد ترس نیروهای اجتماعی فروخفته را به اوج خود رساند. در نتیجه اصلاح طلبان با القای این تفکر که مردم ایران یا باید از حسن روحانی حمایت کنند تا وی ثبات مدیریت جامعه را حفظ کند و تعامل با جهان را افزایش بدهد یا اینکه رقیب به پیروزی برسد که در چنین شرایطی احتمال بازگشت تحریم ها و نابسامانی های داخلی وجود دارد. در نتیجه، مردم را به حمایت از آقای روحانی تشویق کردند و استراتژی اصلاح طلبان به موفقیت رسید.آیا رأی به آقای روحانی رأی سلبی و برای عدم پیروزی رقیب بوده است؟ چرا مردم در انتخابات اخیر به جای اینکه به صورت ایجابی در انتخابات شرکت کنند، تلاش می کنند یک طیف خاص در انتخابات به پیروزی دست پیدا نکنند؟رأی آقای روحانی با رقیب خود در انتخابات ریاست جمهوری بدون در نظر گرفتن10 میلیون آرا ...

ادامه مطلب  

یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارس  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ شهید روحانی استان فارستصاویر یادواره ۳۴۱ ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - نهادی داخلی با نقش های بین المللی  

درخواست حذف این مطلب
حمیدرضا منتظری؛ همواره پس از انقلاب اسلامی، در حیطۀ تصمیم گیری سیاست خارجی ایران، شاهد حضور طیف وسیعی از بازیگران رسمی و غیررسمی بوده ایم؛ به گونه ای که در تعاملاتی پیچیده میان این بازیگران، تصمیمات سیاست خارجی اتخاذ می شود. در میان این بازیگران، یک بازیگر مهم، مجلس شورای اسلامی است که برطبق نص صریح قانون اساسی، دارای حق بالایی برای دخالت در تصمیم سازی ها و نظارت بر اجرای تصمیمات سیاست خارجی است.(1) بر این اساس، بنا داریم در این نوشتار، با تمرکز بر نقش کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، جایگاه و اهرم های تأثیرگذاری مجلس بر سیاست خارجی کشور را عنوان کنیم و نگاهی مختصر به تأثیرگذاری مجالس قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در موضوعات سیاست خارجی کشور، داشته باشیم و در انتها، راهکارهایی برای تأثیرگذاری بیشتر مجلس بر مسائل سیاست خارجی کشور، بیان نماییم.قانون اساسی و جایگاه مجلس در سیاست خارجی کشور امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، پارلمان ها به یک نیروی تعیین کننده در ملاحظات سیاست خارجی تبدیل شده اند. در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران نیز در میان نهادهای تأثیرگذار بر روند سیاست خارجی کشور، مجلس شورای اسلامی به موجب موادی از قانون اساسی، از برخی اختیارات مرتبط با مسائل فرامرزی کشور برخوردار است. به لحاظ حقوقی، نقش مجلس در حوزۀ سیاست خارجی، برخاسته از دو دسته از اختیارات عام (قانون گذاری، نظارت و...) و اختیارات خاص (تصویب عهدنامه ها، قراردادهای بین المللی و...) است. از طریق فعال ساختن این ظرفیت های قانونی، مجلس قادر به میزانی از اثرگذاری بر فرایند سیاست و روابط خارجی کشور است.درخصوص نگاه قانون اساسی به جایگاه مجلس در سیاست خارجی، می توان گفت که قانون اساسی ایران پارلمان محور است و دولت، مجری تصمیمات مجلس است. به این ترتیب، طبق قانون اساسی، مجلس می تواند در امور دخالت کند و از امکانات و ظرفیت های قانونی خود، برای تصویب قانون، نقد سیاست خارجی و در نهایت، نظارت بر عملکردهای دولت، استفاده کند. در همین راستا، طبق اصل 77 قانون اساسی جمهوری اسلامی، امضای عهدنامه ها، مقاوله نامه ها، قراردادها و موافقت نامه های بین المللی، باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد.بنابراین می توان گفت مجلس شورای اسلامی، نهاد قانون گذاری کشور است و در زمینۀ امور تقنینی و تصمیمات پارلمانی در سیاست خارجی، در دو مقوله می تواند مشارکت داشته باشد: صلاحیت های مستقیم تصمیم گیری و صلاحیت های غیرمستقیم تصمیم گیری.اگرچه در برخی دوره ها، مجلس شورای اسلامی کمتر در جریان پروسۀ تصمیم گیری و فعالیت های اجرایی در حوزۀ سیاست خارجی قرار داشته و تأثیرگذاری محدود این نهاد بیشتر در حوزۀ روابط خارجی بوده است، اما این مسئله بر مبانی حقوقی نقش آفرینی مجلس در سیاست خارجی، خدشه ای وارد نمی کند.الف) صلاحیت های مستقیم تصمیم گیری مجلس در سیاست خارجی: منظور از صلاحیت های مستقیم، اختیاراتی است که قانون اساسی صریحاً در زمینۀ سیاست خارجی، به مجلس شورای اسلامی، واگذار کرده است. برخی از این اختیارات، شامل این موارد می شود: تصویبتمامی عهدنامه ها، مقاوله نامه ها و موافقت نامه های بین المللی، مسائل مربوط به تغییرات و اصلاحات خطوط مرزی، تصویب و رسیدگی به هرگونه دعاوی و صلح راجع به اموال عمومی دولتی که طرف دعوی خارجی باشد، تصویب دریافت و اعطای هرگونه وام یا کمک های بلاعوض خارجی، تصویب استخدام کارشناس خارجی در مواقعی که ضروری تشخیص داده شود (البته استخدام کارشناس خارجی در امور نظامی ممنوع است).(2)ب) صلاحیت های غیرمستقیم در تصمیم گیری مجلس در سیاست خارجی: تصمیم گیری های غیرمستقیم مجلس در امور سیاست خارجی، موارد متعددی را شامل می شود که برخی از آن ها عبارت اند از: تصویب بودجه که بخشی از این بودجه به وزارت خارجه مربوط می شود و میزان بودجۀ مصوب می تواند اثرات کاهنده یا فزاینده در میزان کمک های مالی به نهضت های آزادی بخش و سایر فعالیت های این وزارتخانه داشته باشد، دارا بودن حق تذکر، سؤال و استیضاح، تصویب لوایحی که از سوی هیئت دولت تقدیم مجلس می شود و تبعاً برخی از این لوایح می تواند مربوط به سیاست گذاری خارجی باشد، صدور بیانیه ها و اطلاعیه های رسمی در ارتباط با مسائل خارجی، سفرهای رسمی اعضای کمیسیون های تخصصی مجلس در زمینۀ سیاست خارجی و فعالیت کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس که روابط خارجی کشور و کارکردهای وزارت خارجه و سفارتخانه های جمهوری اسلامی ایران در سایر کشورها را تحت نظر دارد.(3)معرفی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجیکمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، مهم ترین رکن مجلس در بررسی مسائل سیاست خارجی و تهیه و تدوین قوانین مناسب در این زمینه، جهت تصویب در مجلس است. این کمیسیون یکی از کمیسیون های تخصصی قوۀ مقننه است که تا دورۀ پنجم مجلس، با عنوان کمیسیون سیاست خارجی فعالیت می کرده است و طی دورۀ ششم و هفتم، با عنوان امنیت ملی و سیاست خارجی، فعال شده است. سیاست و روابط خارجی، دفاع،سیاست داخلی، اطلاعات و امنیت، حوزه های فعالیت آن کمیسیون را شامل می شوند. کمیتۀ حقوق بشر، کمیتۀ سیاست خارجی، کمیتۀ امنیت داخلی و کمیتۀ دفاع، چهار کمیته ای هستند که در زیرمجموعۀ این کمیسیون، به صورت تخصصی، به بررسی مسائل مربوط به حوزۀ اختیارات کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی می پردازند.وزارتخانه های کشور، امور خارجه، اطلاعات و دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح نیز با توجه به محدودۀ فعالیت این کمیسیون، بیشترین ارتباط را با اعضای کمیسیون مذکور دارند و وزرا موظف هستند به منظور پاسخ گویی به سؤالات نمایندگان مردم و همچنین بررسی موضوعات حوزۀ تخصصی شان، در این کمیسیون حضور یابند. کمیسیون علاوه بر همکاری با این نهادها و بررسی طرح ها و لوایحی که مربوط به فعالیت این وزارتخانه ها می شود، مسئولیت نظارت بر اجرای صحیح قوانین مربوط به این مجموعه ها را نیز برعهده دارد و در صورت لزوم، می تواند از ابزارهای نظارتی خود، مانند سؤال، تذکر و استیضاح، برای حفاظت از قانون نیز استفاده کند.(4) این کمیسیون در اخذ تصمیمات مجلس نسبت به مسائل بین المللی و چگونگی روابط ایران با کشورهای جهان، نقش اساسی دارد.از سوی دیگر، حضور رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس، در نشست های تخصصی تصمیم گیری در شورای عالی امنیت ملی، دست مجلس برای اعمال نظر در امور خارجی و ایفای نقش در عرصۀ دیپلماسی کشور برطبق قانون اساسی را باز کرده است.عملکرد مجلس در سیاست خارجی ایرانشاخص هایی نظیر مصوبات، موضع گیری ها، رفت وآمد هیئت ها و تماس های دیپلماتیک با مقامات خارجی، روابط میان پارلمانی، کاربرد صلاحیت های نظارتی و... برای ارزیابی عملکرد مجلس هر دوره، در مسائل سیاست خارجی، می تواند مفید واقع شود.الف) قبل از انقلاب اسلامی: ایران از اواخر قرن سیزدهم شمسی، مجلس قانون گذاری داشته است. در بررسی نقش این نهاد در تصمیمات و اعمال سیاست خارجی ایران در فاصلۀ زمانی تشکیل مجلس در ایران تا سقوط نظام پهلوی در سال 1357، به لحاظ کارکردی، چهار مقطع زیر قابل شناسایی است:1. مقطع اول از سال 1285 تا 1304 هجری شمسی: ادوار مختلف مجلس در ایران در این دوران، هم از جانب حکومت داخلی و هم از طرف دولت های خارجی، تحت فشارهای شدید قرار داشته است. علی رغم برخی تصمیمات مهم، نظیر اعتراض به قرارداد 1907 میان روسیه و انگلیس، رد وامی که ایران قصد داشت از دولت های روسیه و انگلیس دریافت کند، به دلیل نوپا بودن م ...

ادامه مطلب  

جریمه به کارگیری اتباع غیرمجاز باید لغو پروانه کار باشد  

درخواست حذف این مطلب
آمار دقیقی از اتباع بیگانه ای که فرصت های شغلی را در ایران به دلیل اخذ دستمزد اندک غصب کرده اند مشخص نیست اما برخی از گمانه زنی ها تعداد اتباع بیگانه غیر مجاز را حدود 3میلیون نفر معرفی می کند. در این میان کارشناسان بازار کار می گویند جریمه کارفرمایان متخلف در استفاده از اتباع غیرمجاز خارجی بی فایده است و وزارت کار باید پروانه کار آنها را لغو کند یا جریمه های سنگین تری در نظر بگیرد. به گزارش ایسنا در حالی که سال گذشته جریمه به کارگیری اتباع غیرمجاز خارجی بابت هر روز اشتغال یک میلیون و هزار و ریال بود این رقم در سال به مبلغ یک م ...

ادامه مطلب  

خبرگزاری ایمنا - توقیف سواری مگان با 100 میلیون ریال کالای قاچاق  

درخواست حذف این مطلب
ماموران انتظامی شهرستان اصفهان در بازرسی از یک دستگاه سواری مگان 100 میلیون ریال اقلام خوراکی قاچاق کشف کردند.به گزارش ایمنا سرهنگ حسن یاردوستی فرمانده انتظامی شهرستان اصفهان اظهار کرد: ماموران انتظامی یکی از کلانتری های شهرستان اصفهان حین گشت زنی در منطقه استحفاظی ب ...

ادامه مطلب  

«روحانی» در بن بست رادیکالیزم  

درخواست حذف این مطلب
تحلیل گر مسائل سیاسی گفت: مهمترین پیامد برای روحانی یا هر کسی که دست به رادیکالیسم می زند محدود شدن است و فردی که رفتار رادیکالی از خود نشان می دهد انتخاب های ناگزیر دارد. به گزارش آناج به نقل از مشرق نیوز، پرویز امینی تحلیل گر مسائل سیاسی در مصاحبه ای با روزنامه وطن امروز معتقد است نتایج رفتار رادیکالی، قدرت انتخاب ‏گری کنشگر سیاسی را محدود می کند.گفت وگوی زیر بحثی است پیرامون رادیکالیسم، دلایل شکل گیری و نتایج و پیامدهای سیاسی آن برای اشخاص، گروه ها و جریان های سیاسی که در ادامه می خوانید.جناب آقای امینی! در روزهای پایانی ایام انتخابات تحلیل کوتاهی از رادیکالیسم در رفتار آقای روحانی منتشر کردید. از آنجا که تعریف واحد و مشخصی درباره مفهوم رادیکالیسم در علوم سیاسی وجود ندارد، ابتدا پیرامون چارچوب مفهومی رادیکالیسم صحبت کنیم.درباره رادیکالیسم مساله اول این است که ادبیات موجود عمدتا محدود و آشفته است. برخی رادیکالیسم را تغییرات بنیادی معنی می کنند و برخی دیگر تعبیر به تغییرات سریع دارند، برخی هم رادیکالیسم را مساوی با تندروی و افراط گرایی می دانند. در نظام مفهومی رادیکالیسم را به 2 بخش شکل(روش) و محتوا تقسیم می کنیم تا متوجه شویم رادیکالیسم در چه حوزه ای ظهور و بروز دارد. برای اینکه ما یک سازمان مفهومی داشته باشیم و بعد وارد بحث شویم؛ این تقسیم بندی را مبنا قرار می دهیم.هر محتوا یا نظری را ما اتخاذ کنیم تفکیکی بین نظر ما با دیگران پیدا می شود. گاهی این تفاوت به شکل مخالفت با آن است و ما را در نقطه کاملا مقابل قرار می دهد و گاهی نیز مخالفت نیست، بلکه تفاوت از جنس شدت و ضعف در موضع است. مثلا راستگرایان به عدم مداخله دولت در اقتصاد تاکید دارند و چپگرایان بر دخالت دولت در اقتصاد باور دارند. این تفاوت، یک تفاوت آشکار است اما در بین خود راستگرایان یک طیف از نظرها وجود دارد که در محدوده این عدم مداخله شدت و ضعف در موضع وجود دارد. دولت های لیبرال و نئولیبرال و دولت رفاهی همگی بر عدم مداخله دولت تاکید دارند اما از لحاظ دامنه شدت و ضعف عدم مداخله تفاوت دارند.به همین ترتیب چپ گرایان نیز در مداخله دولت یک طیف را تشکیل می دهند. در این مقوله «موضع حداکثری» یا «موضع حداقلی» نسبت به یک محتوا وجود دارد. درباره روش نیز همینطور است. گاهی ما با کسی مخالفیم ولی با اسلحه این مخالفت را اعمال می کنیم و گاهی این مخالفت را با مراجعه به صندوق رای نشان می دهیم. در واقع نقطه ظهور و بروز رادیکالیسم در روش و محتوا جایی است که در آن روش یا در آن محتوا ما نقطه حداکثری طیف در آن دیدگاه ها باشیم.بنابراین موضع حداکثری در محتوا و روش یک پایه مفهومی در رادیکالیسم است. اما هر موضع حداکثری لزوما به معنای رادیکالیسم نیست. آنچه که دارای بار منفی به لحاظ ارزشی باشد در چارچوب رادیکالیسم قرار می گیرد. مثلا موضع حداکثری در عدالت خواهی به معنای رادیکالیسم نیست. یا مثلا انقلاب که یک موضع حداکثری در تغییر و تحولات اجتماعی است نیز به رادیکالیسم ترجمه نمی شود، چرا که انقلاب دارای بار ارزشی مثبت در جامعه خود است.پس رادیکالیسم برمبنای 2 مساله است؛ اول موضع حداکثری در «محتوا» و «روش داشتن» و دوم «وجود ارزیابی منفی از این حداکثرگرایی». بنابراین به تناسب اینکه چه کسی ارزیابی کننده محتوا باشد، می تواند عنوان رادیکالیسم جابه جا شود.می توان اینگونه تلقی کرد که رادیکالیسم امری نسبی است؟بله! در عمده موارد رادیکالیسم مفهوم مطلقی نیست و پیش فرض ها و ارزش های مجموعه ها و افراد در آن موثر است. مثلا وقتی غربی ها فضای داخلی ایران را با برچسب رادیکالیسم یا میانه رو تقسیم می کنند، یا موضعی که درباره حزب الله لبنان یا حماس دارند، در نسبت نزدیکی یا دوری به خودشان است؛ هرقدر از آنها دور باشید، رادیکال معرفی می شوید، برای همین آنها امام(ره) را رادیکال و تندرو خطاب می کنند چون در نسبت واگرایی کامل با اصول و ارزش های آنها قرار دارد.در فضای داخلی هم می توان دید که جریانی مثل دوم خردادی ها جریانی مثل پایداری را رادیکال می دانند و برعکس؛ اینجا به اصطلاح مفهوم رادیکالیسم بین الاذهانی نیست. مساله مهم زمانی است که این مفهوم در محتوا و روش دارای حالت «بین الاذهانی» است، اصطلاحا «intersubjective» است، یعنی فضای بزرگ تری موضع رادیکالیسم را درمورد خاصی قبول می کنند، به عنوان مثال در عرصه جهانی یک جمع بندی فراگیر و مشترک درباره رادیکالیسم داعش عمومیت یافته است، یا درباره سازمان منافقین یک ارزیابی عمومی در ایران وجود دارد که اینها گروهی رادیکالند. درباره شخص آقای روحانی چطور؟اهمیت بحث رادیکالیسم درباره آقای روحانی در این است که در انتخابات و فضای بعد از آن یک فضای بین الاذهانی درباره وجود رادیکالیسم در رفتار او شکل گرفت. تلقی عمومی این است که مسیر آقای روحانی یک مسیر رادیکال است، یعنی یک موضع حداکثری در روش و محتوا و ارزیابی منفی نسبت به آن موضع حداکثری وجود دارد که بین الاذهانی هم هست، یعنی از اصولگرایان تا آقایان حجاریان، عبدی و الیاس حضرتی و تا روزنامه شرق و حتی کرباسچی راجع به مسیر رادیکال روحانی حرف می زنند، این نشان دهنده یک فضای بین الاذهانی است.زمینه های ظهور و بروز رادیکالیسم در روحانی چیست؟رادیکالیسم در آقای روحانی علل گوناگونی دارد. ابعاد شخصیتی و روانشناختی بخشی از علل رادیکالیسم در وی است. شخصیت آقای روحانی یک «تفرعنی» دارد و این تفرعن او را به سمت این مواضع سوق می دهد، بنابراین آقای روحانی شخصیتی دارد که مخالفت با خودش یا عدم توافق با خودش را نمی تواند بپذیرید. این مسیری که ایشان با منتقدان در طول دولت یازدهم داشت، چه در محتوا و چه در روش یک رادیکالیسم بود که از درون شخصیت فرد بیرون می آید.مساله دوم شرایط روانشناختی پیروزی بعد از انتخابات است که احساس می کند باید هماوردی دوران انتخابات را ادامه دهد و از موضع قدرت با رقیب برخورد کند. مساله سوم این است که رفتار رادیکال برای روحانی در طول انتخابات یک بدنه اجتماعی ایجاد کرده که عمدتا هم از طریق فضای مجازی درک می شود، این موجب می شود روحانی برای اینکه بدنه احساس عقب نشینی در وی نکند، از آن موضع عقب نیاید و می بینیم مواضع رادیکالی که روحانی بعد از انتخابات اتخاذ می کند در آن بدنه برایش حس قهرمانی ایجاد می کند.شما نگاه کنید پیش از انتخابات ایشان آن موضع رادیکال و غیرمنصفانه را درباره جمهوری اسلامی گرفت که «در طول 38 سال فقط اعدام و زندان بلد بودند» یا اینکه «می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند» که این گزاره ها با تشویق جریان رادیکال همراه بود یا این موضع اخیرشان درباره سپاه که حتی حاضر نبود اسم سپاه را بیاورد و گفت «آنها» که موشک زدند.موضع رادیکال روحانی درباره سپاه، آنقدر حداکثری شد که به جای ترساندن داعش از سپاه، فلش را سمت سپاه برگرداند و مردم را از سپاه ترساند. این رادیکالیسم در روحانی آنقدر شدت گرفته است که حتی جایی که امنیت مردم مساله است هم ظهور و بروز دارد و موضعی می گیرد که امنیت را خدشه دار می کند و علیه نهادی موضع می گیرد که برای مردم نماد تأمین امنیت است. امنیت یک کشور برای لیبرال ترین حکومت ها هم خط قرمز است اما رادیکالیسم روحانی باعث شد از این خط قرمز هم عبور کند.یکی از دلایل دیگر این است که روحانی احساس می کند موضع رادیکال برای او یک تجربه موفق محسوب می شود، چون انتخاباتی را که در معرض شکست بود پیروز شد، حالا همان مسیر را ادامه می دهد، چون فکر می کند با رادیکالیسم به قهرمان آن بدنه تبدیل می شود!یکی دیگر از دلایل تداوم رادیکالیسم این هست که روحانی احساس می کند در رادیکالیسم مزیت هایی دارد که محدودیت های او در حوزه اقتصاد و معیشت مردم را پوشش می دهد و می تواند این مسائل را از دغدغه کانونی اجتماع خارج کند. تجربه ای که در انتخابات هم داشت و فضای انتخابات را با رادیکالیسم تغییر داد. یک مسأله ای اینجا وجود دارد، این رادیکالیسم تا کجا می تواند ادامه یابد؟!البته قطع نظر از علل تداوم رادیکالیسم که از منظر روحانی بیان شد، رادیکالیسم قابل تداوم نیست و همین پاشنه آشیل رادیکالیسم است. به دلیل اینکه موضع حداکثری نمی تواند متکی بر واقعیات باشد و در ذهنیت اجتماعی آن موضع حداکثری، دارای پایگاه اقلیت اجتماعی است. همین اقلیت بودن در ذهنیت اجتماعی و واقعیت باعث فروپاشی آن می شود. رادیکالیسم به همین دلیل تاریخ مصرف دارد و در کوتاه مدت جواب می دهد و امکان استمرار یک موضع حداکثری برای میان مدت و بلندمدت وجود ندارد.تجربه ما در دوم خرداد همین است. جناحی که در موضع رادیکالیسم بود، تغییرات بنیادی و ایدئولوژیک را تقاضا داشت و اعلام می کردند اگر به خواسته شان توجه نکنند از حاکمیت خارج می شوند و حکومت باید دربست در اختیارشان باشد؛ فرجام این رادیکالیسم در انتخابات شوراهای سال 81 دیده شد.با وجود عدم نظارت شورای نگهبان، این جریان 2 باخت داشت؛ یکی اینکه مشارکت به پایین ترین سطح ممکن رسید. کل آرای شرکت کنندگان در تهران حدود 500 هزار و خورده ای شد و به حدود یک سوم دوره قبل رسید. همچنین نفر اول این فهرست(تاجزاده) حدود 60 هزار رای در کلانشهر تهران آورد! چون آن رادیکالیسم قابل تداوم نبود، مسیر تغییرات در سیاست شکل گرفت و بعد از آن انتخابات مجلس هفتم بود که با وجود تحصن این جریان کسی برای حمایت آنها به پارلمان نیامد و 10 سال این جریان بازنده مطلق در همه انتخابات ها شد.در حال حاضر هم بخشی از کسانی که به آقای روحانی درباره رادیکالیسم اعتراض می کنند مثل آقای حجاریان خودشان رادیکال های سابق هستند و این تجربه را دارند که رادیکالیسم پایدار نیست.نکته ای را من از حرف شما می فهمم؛ اینکه رادیکالیسم برابر «واقعیت» و «عقلانیت» قرار می گیرد، درست است؟بله! در رادیکالیسم یک موضع حداکثری از یک اقلیت را شاهد هستیم. مثلا این گزاره «38 سال اعدام ...

ادامه مطلب  

نگاه روحانی به اصلاح طلبان بعد از چهار سال  

درخواست حذف این مطلب
فرارو: «دولت دوازدهم ادامه این دولت، دولت اعتدال و دولت اصلاحات است.» حسن روحانی این حرف را 23 اردیبهشت در سالن 12 هزار نفری آزادی تهران و در برابر چشم 20 هزار نفر هوادار خود بیان کرد، همان هوادارانی که شعار سر می دادند «درود بر روحانی، سلام بر خاتمی»، «روحانی دوستت داریم» و روحانی هم از آنها می خواست تا با شرکت در انتخابات به اعتدال و اصلاحات دوباره سلام کنند. شعار انتخاباتی روحانی دوباره ایران بود با این حال مواضعش نسبت به انتخابات چهار سال گذشته تند و تیزتر به نظر می رسد و خیلی ها تصور می کردند روحانی اگر به ریاست جمهوری اش ادامه پیدا کند می تواند به وعده های عملی نشده اش جامه عمل بپوشاند. خود او هم می گفت: «شما می گویید که چرا کلیدت بعضی از درها را باز نکرده است؛ من از شما می خواهم که بارأیتان به روحانی به او قدرت بازو بدهید.» اما این روزها اصلاح طلبان می پندارند زبان حالِ حسن روحانیِ دولت دوازدهم به اصلاح طلبان این است: دست از سر من بردارید! از سلام به اصلاحات تا یک کلمه «نشد»روحانی در انتخابات 29 اردیبهشت دوباره انتخاب شد اما گویا خبری از ادامه مسیر دولت اول او نبود. با گذشت سه ماه از آغاز دولت دوم روحانی، هرچند بسیاری از اصلاح طلبان هنوز معتقد به حمایت از روحانی هستند، اما انتقادات به دولت از سوی این جریان بسیار به چشم می خورد. بدنه اجتماعی اصلاح طلبان هم گویا دچار نوعی سرخوردگی و ناامیدی از روحانی شده است. این موضع گیری ها تنها در طول سه ماه اتفاق افتاده است. منتقدان علت اساسی تغییر نگاه خود به روحانی را تنها در یک جمله خلاصه می کنند؛ روحانی عوض شده است. به اعتقاد آنها، روحانی نگاهش را از سوی جریان حامی خود به سوی اصولگرایانی مثل لاریجانی چرخانده است و همین موضوع اساس همه رفتارها و تصمیم گیری های غیرقابل انتظار روحانی بوده است. اصلاح طلبان منتقد روحانی می گویند انتظار داشتند کابینه دوم روحانی چند وزیر زن داشته باشد اما روحانی تنها با یک کلمه «نشد» پرونده وزارت زنان را برای چهار سال دیگر بست. چهره های دیگری هم که خیلی محبوب این جریان سیاسی نبودند در کابینه سمت دار کابینه شدند. در کنار اینها عده ای از کمرنگ شدن نقش اسحاق جهانگیری در دولت دوم روحانی سخن می گویند. علی صوفی در این باره به فرارو گفته: با منصوب شدن محمود واعظی به ریاست دفتر رئیس جمهور می شود حضور کنونی آقای جهانگیری را تشریفاتی خواند. واعظی می خواهد به جریان اصولگرا چراغ سبز نشان دهد. یک کار برای چراغ سبز نشان دادن به آن جریان می تواند این باشد که آقای واعظی بخواهد آقای جهانگیری را دور بزند. حصری برای شکستن وجود ندارد! انتقاد دیگر اصلاح طلبان به روحانی که از سوی بدنه این جریان سیاسی مطرح می شود، موضوع حصر است. حامیان این جریان سیاسی در مبارزات انتخاباتی خواستار رسیدگی به موضوع حصر از سوی دولت شده بودند؛ وعده ای که از سوی حسن روحانی مطرح شد اما نه تنها نتیجه ای نداشته است بلکه هر از چندگاهی شایعاتی درباره وضع محدودیت جدید درباره سیدمحمد خاتمی شنیده می شود. همین دیروز بود که علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی به کلی منکر اصل حصر شد. او در اظهاراتی گفته: واژه حصر واژه درستی نیست این آقایان مدنظر شما در حصر نیستند. اخیرا آقای کروبی درخواست کرد که آقای دوستی را ببیند و انجام شد.این اظهارات با واکنش حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی رو به رو شد. او گفته: فرد دیدارکننده با آقاى کروبى را نهادهاى امنیتى انتخاب کردند نه محصورین. حسین کروبی گفت: نخست برای آقای روحانی متاسف هستم که دبیر شورای امنیت ایشان این چنین در مورد حصر توضیح می دهد. آقای شمخانی در این اظهارات منکر حصر شده است. این سخن ایشان هم به استناد ملاقات یکی از اعضای شورای مرکزی حزب اعتماد ملی با آقای کروبی است. وی تصریح کرد: برای آقای شمخانی نیز متاسف هستم که به جای آنکه بگوید در این ۵ سال برای رفع حصر چه کاری کرده صورت مساله را پاک می کند. آقای روحانی اگر وارد تعاملی با اصولگرایان شده اید، هر دو در اشتباهید صادق زیباکلام، استاد دانشگاه و فعال سیاسی نیز در گفت و گویی که با فرارو داشته از نارضایتی و دلسردی 24 میلیون رای دهنده از روحانی سخن گفته است. او گفته: یک سرخوردگی و یک احساس ناامیدی گسترده، نه تنها در بین اصلاح طلبان، بلکه در بین آن 24 میلیونی که به آقای روحانی رای داده اند به وجود آمده است. در دولت اول به نظر می رسید که روحانی تلاش می کند تا پاسخ گوی مطالبات آن 19 میلیونی که به او رای داده اند، باشد. اما با کمال تاسف باید بگویم آقای روحانی هیچ اصراری ندارد که پاسخگوی مطالبات این 24 میلیون، دانشجویان، اصلاح طلبان و کسانی باشد که شبانه روز در ستادهای او فعالیت کردند. این استاد دانشگاه همچنین در نامه ای سرگشاده به رئیس جمهور نیز نوشته: آقای دکتر روحانی، اگر به راستی وارد تعاملی با اصولگرایان شده باشید، هم شما و هم آنان سخت در اشتباهید. سرخوردگی از عملکرد شما زمینه را نه برای آقای دکتر علی لاریجانی و نه برای هیچ اصولگرای دیگری مهیا نخواهد کرد. بلکه راه را برای ظهور یک پوپولیسم دیگری همچون تیر۸۴ مهیا خواهد کرد. با این تفاوت که مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی دیگر وجود ندارد تا پوپولیسم سال۱۴۰۰ وی را به عنوان سمبل اشرافیت به پای توده های محروم بیفکند. اتفاقاً نامزد پوپولیست۱۴۰۰جنابعالی، اصولگرایان میانه رو ازجمله برادران لاریجانی را مسبب فقر و فلاکت توده های محروم هدف قرار خواهد داد؛ دقیقاً همان موجی که آقای احمدی نژاد سال ۸۴علیه مرحوم هاشمی به راه انداخت. امتیازاتی که روحانی می دهد باعث ناامیدی مردم می شود علی تاجرنیا، فعال سیاسی اصلاح طلب درباره نوع ارتباط اصلاح طلبان و روحانی بعد از انتخابات اردیبهشت 96 به فرارو می گوید: گفتمان و ادبیات آقای روحانی کاملا یک گفتمان متفاوت و محافظه کارانه است. تغییر رویه ای که در دولت دوم آقای روحانی شکل گرفته، نه تنها برای سیاسیون که برای مردم هم ملموس است. اگر به ترکیب کابینه نگاهی بیندازیم و آن را با دولت گذشته آقای روحانی مقایسه کنیم می بینیم وزرای فرهنگی، آموزشی و سیاسی دولت حاکی از رویکرد محافظه کارانه دارد. بخشی از این مساله مشکلات اقتصادی، سیاسی، بین المللی و تغییر هیات حاکمه آمریکاست که شرایط را برای کشور دشوار کرده است. این فعال سیاسی اصلاح طلب ادامه می دهد: این موضوع تا حدودی قابل درک است و باید به آقای روحانی کمی حق داد. اما تجربه گذشته نشان می دهد وقتی دولتمردان خواسته اند بیشتر در تعامل با جناح مقابل باشند و فضای آرامی ر ...

ادامه مطلب  

واکنش ظریف به فروش سلاحهای روسی به عربستان  

درخواست حذف این مطلب
جهان بی قرار جنجال های داخلی افراط گرایی های عنان گسیخته و سیاستمدارانی که در پرآشوب ترین روزهای صحنه بین المللی باید کشتی کشورهای خود را به امن ترین ساحل برسانند. ناامنی دیگر پدیده ای محصور در خاورمیانه همیشه دست در گریبان با بحران نیست. از روزهای انتخاب قربانیان افراط گرایی گذشته و گروه های تروریستی با منابع مالی در اختیار به راحتی سفره پذیرش تفکر خود را در پاریس و برلین همان گونه پهن می کنند که پیش از این در اسلام آباد یا بغداد خوان نعمت برای مشتاقان به افراط می گستراندند. به گزارش اعتماد در چنین شرایط جهانی ایران از حیث داخلی من ...

ادامه مطلب  

چرا سیاست های اقتصادی به ضد خود تبدیل شد؟  

درخواست حذف این مطلب
متأسفانه هرچقدر هم به دستاوردهای اقتصادی دولت یازدهم خوشبین باشیم نمی توانیم واقعیت ها را انکار کنیم. یکی از این سیاست های قابل نقد تکیه بیش از اندازه تیم اقتصادی به تک رقمی کردن نرخ تورم و رساندن آن زیر 10 درصد است دراین باره هم باید منصفانه و بر پایه نظرات کارشناسی صحبت کرد. وقتی در اقتصاد رکود تورمی وجود دارد به این مفهوم که کالاها گران می شوند بدون آنکه قدرت خرید اقشار هم متناسب با نرخ تورم افزایش پیدا کند همه سیاست ها به ضد خود تبدیل می شوند اگر جانب رکود گرفته شود تورم دورقمی می شود و اگر به تورم بها داده شود رکود جای بیشتری در ...

ادامه مطلب