مقابله با «هنر و تجربه» خودزنی سینما است  

درخواست حذف این مطلب
میزگرد بررسی سینمای هنروتجربه با حضور هوشنگ گلمکانی، محسن امیریوسفی، شاهین امین و فائزه عزیزخانیهنر و تجربه تا حالا بیش از 10 فیلمساز خوب و مستعد به سینما معرفی کرده که در شرایط عادی بعید بود در سینمای بدنه مجال ظهور و بروز داشته باشند. فیلمسازانی مثل فائزه عزیزخوانی، پیمان حقانی، تیمورتاش، مرتضی فرشباف، عادل یراقی، کاوه ابراهیم پور، امیر توده روستا و....به گزارش بولتن نیوز، مخالفت با «هنر و تجربه» درست از همان روزهایی علنی شد که سانس های محدود این گروه سینمایی در اختیار فیلم های اکران آزاد قرار گرفت؛ همان فیلم هایی که به قدر کافی در تهران و دیگر شهرهای ایران سالن برای نمایش داشتند و حالا ظرفیت محدود هنر و تجربه هم به امکانات اکران شان اضافه شده بود. با این وجود دست اندرکاران این گروه سینمایی معتقدند ریشه این اختلافات به پیدایش «هنر و تجربه» و آغاز فعالیت آن برمی گردد؛ همان روزهایی که دولت یازدهم همت کرد تا بخش ویژه ای به نمایش فیلم های مخاطب خاص و تجربی اختصاص دهد و به قسمتی از انگیزه های فیلمسازان جوان و علاقه مندان به سینما پاسخ دهد. از آنجا که داشته های سینمای ایران از تعداد سالن نمایش فیلم و میزان بودجه گرفته تا مدیران آن، اندک است، دعوا بر سر تعداد صندلی ها یکی از مرسوم ترین اختلافات رایج در این حوزه است. شاید به همین خاطر است که بودجه دو میلیارد تومانی و 1500 صندلی ای که سازمان سینمایی به نمایش فیلم های هنری و تجربی اختصاص داده، در میان 150 هزار صندلی سینما و میلیاردها تومان بودجه صرف شده در این حوزه به چشم می آید!با این همه، به بهانه بازپس گیری سینما فرهنگ از هنر و تجربه و محدود کردن فعالیت های این گروه و مخالفت برخی سینماگران با ادامه اکران فیلم های خاص، میزگردی با حضور هوشنگ گلمکانی از اعضای شورای سیاستگذاری این گروه، محسن امیریوسفی کارگردان سینما، شاهین امین منتقد سینما و سردبیر سایت هنر و تجربه و فائزه عزیزخانی یکی از کارگردانانی که فیلمش در این گروه سینمایی اکران شده، برگزار کردیم؛ میزگردی که در آن جای خالی مخالفان به شدت احساس می شد و برای جبران این فقدان، من به عنوان مصاحبه کننده نقد منتقدان را تا جای ممکن در قالب سوال مطرح کردم. گروه هنر و تجربه در ابتدای راه نجات دهنده تعداد قابل توجهی از فیلم های توقیفی بود؛ همان هایی که سال ها پشت درهای وزارت ارشاد منتظر دریافت مجوز بودند. شاید به همین خاطر این گروه کار خود را قدرتمند آغاز کرد، اما در ادامه با افت مخاطب و کیفیت آثار روبه رو شد؛ اتفاقی که انتقاد برخی سینماگران را در پی داشت. مخالفان این گروه سینمایی معتقدند هدفگذاری و تعیین استراتژی مناسبی برای این تجربه سینمایی اتخاذ نشده است. به همین خاطر مخاطبان برخی فیلم های به نمایش درآمده در سالن های هنر و تجربه انگشت شمارند.هوشنگ گلمکانی: من مطمئنم همه کسانی که به تعداد مخاطبان فیلم های هنر و تجربه معترض اند، تجربه ای از حضور در سالن های سینمایی هنر و تجربه خارج از ایران نداشته اند. این افراد در داخل ایران هم معمولا بیننده فیلم های سینمای بدنه اند و به اشتباه میزان فروش و تعداد مخاطب هنر و تجربه را با سینمای بدنه مقایسه می کنند. در تمام دنیا فیلم های هنر و تجربه برای مخاطبان انگشت شمار به نمایش درمی آید و این گروه سینمایی برای نمایش همین جور فیلم های کم مخاطب تاسیس شده است. تا جایی که یادم می آید اخیرا آماری درباره تعداد مخاطبان یکی از فیلم های هنر و تجربه منتشر شد که در یک بازه زمانی، سه، چهار بیننده بیشتر نداشت!گلمکانی: چنین چیزی صحت ندارد. این آمار مربوط به فیلم هایی است که به صورت تک سانس به نمایش درمی آیند. برای بررسی تعداد مخاطب باید میانگین تعداد تماشاگران چند فیلم را با هم مقایسه کرد نه پایین ترین رقم ها را.شاهین امین: در بهار 96 که فروش فیلم ها نسبت به مدت زمان مشابه سال گذشته، افت داشته، ضریب اشغال فیلم های هنر و تجربه در سینماها 14 درصد و ضریب اشغال فیلم های سینمای بدنه 10 درصد است. این در حالی است که ضریب اشغال صندلی سینماها سال 95، روزهایی که استقبال خوبی از فیلم ها می شد، 15 درصد و همان زمان ضریب اشغال صندلی های هنر و تجربه 27 درصد بود.گلمکانی: طبیعتا میزان فروش یک فیلم در 30 سینما با فروش یک فیلم در چهار سانس متفاوت است. گروه هنر و تجربه اتفاقا مختص فیلم هایی است که به خاطر نداشتن تماشاگر برخی سانس های آنها کنسل می شود. کسانی که به تعداد مخاطبان این گروه معترض اند، سالن های هنروتجربه کشورهای اروپایی را با دو، سه تماشاگر ندیده اند! من در پاریس برای تماشای یک فیلم هنر و تجربه رفتم و تنها تماشاگر فیلم خودم بودم، یک بار چهار نفر در سالنی بودیم و یک بار مثلا 12 - 10 نفر. در هنر و تجربه مسائل تجاری و اقتصادی در درجه اول اهمیت قرار ندارند. در واقع اینگونه فیلم ها مثل جویباری کوچک در کنار جریان اصلی سینماست؛ جویباری که باید وجود داشته باشد تا به واسطه آن استعدادهای جوان بتوانند خودشان را معرفی کنند.محسن امیریوسفی: در سینمای ایران هر دوره ای یک چیزی مد می شود. دوره ای بحث کارگردان سالاری داغ بود و دوره ای سینمای جشنواره ای و دوره ای هم بحث سوپراستارسازی بود و حالا در دوره ای به سر می بریم که تماشاگر در سینما اهمیت پیدا کرده و این موضوع هم اتفاق بدی نیست اما متاسفانه باید بگویم که سینمای ایران تنها سینمایی در جهان است که به سینمای مستقلش نگاه حذفی دارد. می خواهم به آنهایی که طرفدار تماشاگر بیشتر در سالن های سینما هستند و کعبه آمالی به نام هالیوود و بالیوود دارند، بگویم اتفاقا سینمای مستقل در دو کشور هند و امریکا به خوبی نفس می کشد و اوضاعش از ایران خیلی هم بهتر است. در همان دنیای پول و ثروت و چرخش مالی عظیم در سینمای شان باز هم فیلم های سینمای مستقل ساخته و اکران می شوند و تماشاگر خودشان را دارند و هیچ کسی به خودش اجازه نمی دهد به حذف سینمای مستقل فکر کند. اما در سینمای ایران این اتفاق نمی افتد. به نظرم بحثی که پیرامون هنروتجربه راه افتاده، مساله نگرانی از کمبود سالن نیست، چون تعداد سالن های این گروه سینمایی که چهار تا بیشتر نیست! اما اگر موضوع تعداد مخاطبان است با همین استدلال باید سالن های نمایش دهنده سینمای بدنه را هم تعطیل کرد! چرا که سینمای ایران بعد از انقلاب تا امروز هر دهه با افت تعداد مخاطب روبه رو بوده است. به این نکته توجه کنید که ما از فروش فیلم ها و خبرهایی که در این باره منتشر می شود، حرف نمی زنیم. دهه60 فرهنگ سینما رفتن برای مردم جایگاه ویژه ای داشت. تعداد مخاطبان «عقاب ها» و «اجاره نشین ها» قابل مقایسه با فیلم های پر فروش این روزها نیست. درست است که در این سال ها dvd و ماهواره جای سینما را گرفته اند اما مگر dvd و ماهواره به کشورهای دیگر نیامده و آنها هم با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند، پس چرا میزان تماشاگران سینما و سرانه فیلم دیدن در کشورهای دیگر پایین نرفته است؟ در حال حاضر در سینمای ایران اگر از جمعیت 80 میلیونی یک میلیون نفر فیلمی را ببینند، جشن ملی می گیرند! خب این اتفاق بیشتر شبیه جوک است. الان مثلا پرفروش ترین فیلم سینمایی ما دو تا دو میلیون و سیصد هزار نفر مخاطب دارد. حال می شود این سوال را از سینمای بدنه ایران هم پرسید که به نسبت جمعیت هشتاد میلیونی ایران که باید حداقل 30 میلیون سینمارو داشته باشد چرا کمتر از 10 درصد از این تعداد مردم به سینما می روند؟! چرا دیگر سینما رفتن جزیی از آیین ها و رفتار گروهی مردم نیست؟ درست است که زمین همیشه کج است و ما یاد گرفتیم بد رقصیدن مان را گردن دیگران بیندازیم و در اینجا هم گردن دولت می افتد. خود من بزرگ ترین مشکلات کاری را در تمام عمر کاری ام با همین سیستم مدیریت دولتی دارم، اما دولت ها به تنهایی مقصر نیستند و باید خود سینما را هم مورد آسیب شناسی قرار داد. در سال های اخیر فیلم هایی با مضامین سطحی، همه سینما را گرفته اند. نمی گویم این فیلم ها در سینما نباشد، اما باید قسمتی از این حوزه باشد نه تمام آن. در چنین شرایطی به نظرم سینمای هنروتجربه می تواند و باید به سینمای بدنه اعلام خطر کند. در حال حاضر سینمای ایران به جای اینکه به مشکلات خودش بپردازد که عمده آن از دست دادن تماشاگران است ولی وحدتی توسط مخالفان علیه هنروتجربه شکل گرفته که همه مشکلات را متعلق به این گروه سینمایی می داند که درصد بسیار ناچیزی از صندلی های سینمای کشور را دارند. اما من فکر می کنم مقابله با این گروه سینمایی به نوعی خودزنی کردن برای کل سینماست.گلمکانی: خانم نداف شما می توانید به ما بگویید مخالفان هنروتجربه چه گروهی هستند؟ حتما شما جواب این سوال را بهتر از من می دانید اما به نظرم اگر سرآغاز این دعوا را بررسی کنیم، ممکن است به نتایجی برسیم. دعوایی که با اکران همزمان فیلم های سینمای بدنه در هنروتجربه آغاز شد. گلمکانی: نه این دعوا قبل از اینها شروع شد. من می خواهم بدانم آیا مردم همان هایی که اصلا سینما نمی روند، مشکلی با فعالیت هنروتجربه دارند؟ مخاطبان سینما چطور؟ آنها از چهار سالنی که در اختیار این گروه سینمایی است دلخورند؟ پاسخ این سوال ها کاملا واضح است؛ کسی که می خواهد در سینما یک کمدی عامه پسند را ببیند، اصلا خبر ندارد که گروه هنر و تجربه هم وجود دارد! این گروه سینمایی تعداد اندکی تماشاگر دارد که تنوع منوی سینمایی فیلم ها در تهران (و چند شهر دیگر) و بیشتر شدن امکان انتخاب شان خوشحال اند. اما بخشی از این مخالفت ها مربوط به منتقدان و روزنامه نگاران است که نقد کردن بخشی از ذات کارشان است. در نتیجه بیشتر مخالفت ها از سمت خود سینماست. در حالی که آدم های اصلی سینما باید متوجه باشند موج عظیمی از جوان ها متقاضی حضور در عرصه سینما هستند. سینماگران باید این واقعیت را بپذیرند که در 10 سال اخیر هجوم جوان ها به سینما بیشتر شده و یکی از دلایل این اشتیاق تحول تکنولوژی است. تفکر حاکم بر صنعت سینمای ایران یک تفکر سنتی است و مثل همیشه تفکرات سنتی در کشور ما در برابر پدیده های نو مقاومت می کند. از جنبه اقتصادی هم هنر و تجربه برای فیلمسازانی که تفکر سنتی دارند، خطری بالقوه است که بیم آن دارند بالفعل شود. ما ظرفیت ها و امکانات محدودی در حوزه سینما داریم و عده ای می خواهند این امکانات بین آدم های محدود تری تقسیم شود.پیش از به راه افتادن گروه هنر و تجربه به دلیل بروکراسی موجود در فیلمسازی، جوانی که می خواست فیلم بسازد باید تهیه کننده باسابقه ای پیدا می کرد و سرمایه ای را که از منبعی جذب کرده بود در اختیار او می گذاشت تا بتواند فیلمش را بسازد. خیلی از تهیه کنندگان فقط با دادن کارت تهیه کنندگی شان به کسانی و بدون انجام دادن کاری چند ده میلیون تومان صاحب می شدند که اسم شان تهیه کننده صوری است. بعد از راه افتادن گروه هنر وتجربه خیلی از مشتاقان فیلمسازی مجال پیدا کردند بروکراسی موجود را دور بزنند. آنهایی که از این بروکراسی نفع می بردند، از جمله معترضان گروه هنر وتجربه اند. اما برای مخالفت شان به بهانه های دیگری متوسل می شوند. پس منطقی نیست تنها دلیل اعتراض شان اکران همزمان فیلم های سینمای بدنه در سالن های هنر و تجربه باشد. چون نمایش این فیلم ها در دوره ای اتفاق افتاد به قصد آزمون و خطا. این چیزی است که در مرامنامه گروه هنر و تجربه هم نوشته شده اما مخالفان بدون خواندنش این ایراد را می گیرند. هنر و تجربه نباید فقط بر چند فیلمی که با آنها قرارداد پخش و نمایش بسته، تمرکز کند. ما نگاه مان به کل تولیدات سینمای ایران است و می خواهیم فیلم های هنری و تجربی دیگری را هم که خارج از این گروه نمایش داده می شوند آدرس بدهیم. با این همه قبول دارم تعداد سانس های این فیلم ها کمی زیاد بود. اما این آزمون و خطا آنقدر نیاز به جنجال نداشت که به بهانه اش کل موجودیت این گروه را زیر سوال ببرند.امین: ما اگر بخواهیم بحث هزینه- فایده کنیم، که بحثی کاملا عینی است و کارکردهای هنروتجربه را بررسی کنیم، به این نتیجه می رسیم سینمای ایران باید این گروه را حلوا حلوا کند! هنروتجربه از نظر بهره وری دو کارکرد دارد، یکی از این کارکردها، اقتصادی است. بیش از 10 مصاحبه طی سال های اخیر موجود است که در آن آقای فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش و تهیه کنندگان سینما به این نکته اذعان داشتند که هنروتجربه باری را از دوش سینمای ایران برداشته است. فشاری که از سمت برخی فیلمسازان وارد می شد و انتظار داشتند آثارشان اکران شود. یک گروه کوچک با چهار سالن سینما، فیلم هایی را که مناسب اکران گسترده نیستند، روی پرده برده است. خب می دانید که ما در سینمای ایران توزیع فقر می کنیم! در چنین حالتی نباید فیلم هایی که با هزینه های اندک ساخته شده اند، با فیلمی که سه میلیارد تومان صرف ساخت آن شده، مقایسه کنیم. اتفاقا خیلی از فیلم هایی که در هنروتجربه اکران می شوند، به لحاظ مالی و به نسبت هزینه شان درآمد مناسبی دارند. به این می گویند بهره وری با امکانات کم و بازدهی مناسب. یعنی وقتی فیلمی با بودجه 100 میلیون تومانی ساخته شده وقتی فقط از هنروتجربه همین مقدار یا بیشتر درآمد دارد یعنی سود. مساله بعدی این است که به واسطه هنروتجربه فیلمسازان بسیاری به سینما معرفی شدند، به جز محسن امیریوسفی، مجید برزگر و شهرام مکری که پیش از شکل گیری این گروه، اسم شان شنیده شده و فیلم های شان اکران نشده بود، بقیه فیلمسازان اصلا اجازه شناخته شدن و حتی نفس کشیدن در فضای سینما نداشتند. در شرایطی که بازدهی خیلی از شرکت های دولتی و خصوصی در ایران به 10درصد هم نمی رسد، بازدهی گروه هنرو تجربه بیش از 50 درصد بوده است. هنر و تجربه تا حالا بیش از 10 فیلمساز خوب و مستعد به سینما معرفی کرده که در شرایط عادی بعید بود در سینمای بدنه مجال ظهور و بروز داشته باشند. فیلمسازانی مثل فائزه عزیزخوانی، پیمان حقانی، تیمورتاش، مرتضی فرشباف، عادل یراقی، کاوه ابراهیم پور، امیر توده روستا و.... علاوه بر این توانسته اند کسب و کار خرد و اندکی به راه بیندازند. خیلی از فیلمسازان این گروه با پول توجیبی شان فیلم ساخته اند. پس به لحاظ اقتصادی و فرهنگی این گروه سینمایی تا اینجا مفید فایده است. این را هم بگویم بسیاری از مخالفان هنروتجربه، نه فیلم های این گروه سینمایی را می بینند و نه مطالب مربوط به هنروتجربه را درست می خوانند. آنهایی که در این چند وقت در مخالفت با هنروتجربه تندروی کردند، فقط کافی است اسم 10 فیلمی را که در هنر و تجربه دیده اند، بگویند. مثلا چند وقت پیش آقای سیروس الوند گفته بود مشکل گروه هنروتجربه تغییر پیاپی مدیریت است. یعنی این جمله شاهکار بود! آقای الوند با تمام احترامی که برای شان قایلم گفته است وجود هنروتجربه خوب است اما اکوسیستم سینما را به هم زده! این حرف یعنی چی؟! یعنی یک سالن سینما فرهنگ اکوسیستم سینما را به هم زده است؟! واقعیت این است که ما حرف زدن بدون دقت به آمار و اطلاعات واقعی و نه حرف های دوستان را خوب بلدیم! کسانی که یک بار تجربه اکران در گروه هنروتجربه را داشتند، حاضرند فیلم بعدی شان را با همین شیوه اکران کنند؟ فائزه عزیزخانی: جریان هنر و تجربه آنقدر دانشجویی و جمع و جور است که من از این بحث ها تعجب می کنم! بحث هایی که پیرامون این گروه شکل گرفته نشان دهنده ترسی است که آقای گلمکانی از آن حرف زد. عده ای در سینمای ایران هستند که نمی خواهند گاردشان را باز کنند و کسی را به جمع شان راه بدهند، اما به نظرم تاریخ مصرف این جبهه گیری ها گذشته است. بهانه هایی هم که می آورند هیچ ربطی به چرخه اقتصادی سینما ندارد. می دانید هنروتجربه جلوی چه اعتراض بزرگی را گرفته است؟! نسلی در سینمای ایران مدام فیلم ساختند و فیلم های شان در کمدها ماند. خیلی وقت ها به ژانرهای مختلف پناه بردند و برای دیده شدن استراتژی شان را تغییر دادند. حق انتخاب دیگری هم به جز سینما نداشتند، حالا که این انتخاب کوچک برای شان ایجاد شده، عده ای جلوی این روزنه را گرفته اند!اما در پاسخ به سوال تان باید بگویم معلوم است من فیلمساز علاقه ندارم فیلمم را در هنروتجربه اکران کنم! چرا باید در دو سالن فیلمم را نمایش دهم؟! من هم دلم می خواهد اتفاق استاندارد برای فیلمم بیفتد! اما وقتی مجبورم بین چیزی که وجود ندارد (اکران عمومی) و هنروتجربه یکی را انتخاب کنم، خب انتخابم دومی است و برای این کار دست هنروتجربه را هم می بوسم. این گروه بستری کوچک را فراهم کرد اما همین بستر کوچک را هم تحمل نمی کنند. همه آنهایی که فیلم می سازند اگر همین چند سانس را هم برای اکران نداشته باشند، بالاخره جایی صدای شان بلند می شود. با این حرف ها هنروتجربه معبر و گذرگاه برای برخی فیلمسازان است. این با ایده تقویت سینمای مستقل در تضاد نیست؟ یا اینکه ما اصلا صنعت سینما نداریم که بخواهیم به پیشرفت سینمای مستقل در این ساز و کار فکر کنیم!گلمکانی: عنوان سینمای مستقل برای برخی فیلم ها در سینمای ایران به دلیل تعریف جهانی آن بحث برانگیز است. به نظرم بهتر است وارد این مساله نشویم چون خیلی از فیلم هایی که در هنروتجربه اکران می شوند در دسته بندی سینمای مستقل جا نمی گیرند. اما مساله اینجاست در کشوری که استانداردهای تعداد صندلی برای هر 100 یا 1000 نفر پایین تر از استانداردهای جهانی است و تعداد تولیدات بیش از این ظرفیت است، دعوا بر سر صندلی سینما، عادی است. حرف های خانم عزیزخانی حرف دل بسیاری از کسانی است که فیلم شان در هنروتجربه به نمایش درمی آید و همه می خواهند امکانات و صندلی های بیشتری داشته باشند. در این میان تعداد کمی تصور می کنند جایگاه شان در همین یکی دو سالن است و اگر فیلم شان در بیست سالن به نمایش درآید، به ضررشان است. اما مقصر این کاستی ها گروه هنروتجربه نیست. مناسبات سینمای ایران به نحوی است که به آنها اجازه نمی دهد جایگاه مورد نظرشان را پیدا کنند. من مطمئنم خیلی از فیلمسازانی که فیلم شان در گروه هنر و تجربه اکران می شود قبلش سراغ پخش کننده های سینمای بدنه رفته اند و کسی حاضر نشده فیلم شان را پخش کند. این طبیعی است. آقای گلمکانی با توجه به اظهارات شما ما نمی توانیم هنر و تجربه را در ایران با مدل جهانی آن مقایسه کنیم. در سینمای ایران کارگردان و فیلمساز راه دیگری برای نمایش فیلمش ندارد جز اینکه سراغ هنرو تجربه برود. حتما در مدل جهانی این اجبار وجود ندارد. امین: در جهان انواع مدل های نمایش وجود دارد اما ما در ایران انواع فیلم و نمایش نداریم. یک مدل نمایشی بوده که تا امروز همان اجرا می شود. همین حالا اگر سری به دفاتر پخش ما بزنید می بینید یک مدل سنتی عقب مانده از همان روزها تا امروز وجود دارد و مدل دیگری را هم نمی پذیرند. اما در دنیا چون مدل های مختلف نمایش وجود دارد، مدل هنروتجربه پذیرفته شده است. با این همه باید به این نکته توجه کنیم هنروتجربه اکران فیلمخانه ای مانند سینماتک نیست، مدل اکران محدود در سینماست. در حال حاضر امکانات حداقلی برای هنروتجربه در شهری مثل تهران باید یک پردیس سه سالنی باشد، خب وقتی چنین اتفاقی نیفتاده باید بگوییم امکانات این گروه زیر حداقل است. آقایان می خواهند همین امکانات حداقلی را هم زمین بزنند. سالن شماره 2 سینما فرهنگ را از هنر و تجربه قصد دارند بگیرند، در حالی که اگر این سالن تمام سانس هایش در کل سال کامل فروش کند، مبلغی که به تهیه کننده می رسد، 700 میلیون تومان است. تازه این اتفاق هم هیچ وقت نمی افتد اما دیدید بابت این سالن و این مبلغ چه جنجالی به پا کردند.گلمکانی: اگر دنبال الگوهای جهانی هنر و تجربه می گردید، باید بگویم سینمای هنر و تجربه فرانسه 50، 60 سال قدمت دارد. متاسفانه ما آنقدر ملت عجولی هستیم که حاضر نیستیم پنج، شش سال صبرکنیم. شکل سنتی تولید و نمایش در دنیا اینطور بوده که وسایل فیلمسازی در دست عده معدودی سرمایه گذار قرار داشته و فیلمساز باید به ساخت فیلمی فکر می کرده که بتواند حداقل نیمی از این سالن ها را پر کند. در سال های اخیر وضعیت، متفاوت تر از قبل شده است. برخلاف گذشته که سینماگران برای ساخت فیلم راهی جز ثبت نام کردن در فارابی و انتظار برای دریافت دوربین و تجهیزات و مواد خام نداشتند، حالا دیگر نیازی به این مجوزها و تجهیزات نیست و به تعبیری، قدرت توزیع شده است. حالا با همین گوشی های تلفن همراه هم می شود فیلم ساخت. حالا می شود بروکراسی را دور زد. در بخش نمایش هم تنوع امکانات عرضه و نمایش به وجود آمده است. اگر زمانی فیلم ها تنها در سینما یا تلویزیون که در کشور ما حکومتی و انحصاری است به نمایش درمی آمدند، حالا شبکه نمایش خانگی هم هست، به اضافه امکان نمایش در سالن های کوچک غیررسمی و خیلی راحت می توان فیلم را در اینترنت آپلود کرد و به دست همه رساند. این روزها مردم در خانه های شان هم پرده سینما دارند و مسوولان محترم هم نمی توانند این وضعیت را کنترل کنند، اگر می توانستند، حتما این کار را می کردند!ضمن اینکه در گذشته وقتی فیلمسازی می خواست فیلم بسازد، در قصه، انتخاب بازیگر، پروداکشن و... باید چیزهایی را در نظر می گرفت که به واسطه آنها بتواند سالن بزرگی را پر کند. در حالی که امروز فیلمسازانی با تفکرات و ایده هایی وجود دارند که دنبال تماشاگران میلیونی نیستند. به نظرم این اتفاق عین دموکراسی است، اینکه زمانی خدمات برای اکثریت سینمارو بود و در حال حاضر اقلیت هم حق انتخاب دارند. گروه هنروتجربه به نوعی معنای دموکراسی است. هم برای فیلمساز و هم برای تماشاگری که انتظار انتخاب و تماشای فیلم های متنوع تری را دارد.فرض را بر این بگذارید که خانه سینما یا مسوولان سینمایی یا هر نهاد و مقام دیگری گروه هنروتجربه را تعطیل کنند، جز اینکه دل عده ای در سینما خنک می شود، چه اتفاق مثبت دیگری می افتد؟ این کار چه سودی برای مخالفانش دارد؟ اگر مشکل بودجه ای است که صرف این گروه می شود که مبلغ آن اعلام شده است. دو میلیارد و 500 میلیون تومانی که بودجه تولید یک فیلم معمولی در سینمای بدنه است. آن وقت می گویند هنروتجربه بودجه دولت را هدر می دهد! در سراسر جهان دولت ها برای فعالیت های فره ...

ادامه مطلب  

سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود/می خواهند سینمای ایدئولوگ را مقابلِ روشنفکری قرار دهند/تغییر مخملباف از یک فناتیک اسلام?  

درخواست حذف این مطلب
سینمای پس از انقلاب وامدار چه کسانی است و چگونه به پیشرفت امروزی خود رسیده؟ پرویز جاهد می گوید: خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. بیضایی با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند و همگی در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند. به گزارش خبرنگار ایلنا، در اینکه سینمای بعد از انقلاب در عرصه های بین المللی بسیار موفق تر از سینمای پیش از انقلاب است، شکی نیست، اما چه کسانی چراغ این راه را روشن کرده اند؟ آیا این موفقیت بازهم کارِ فیلمسازان موج نویی پیش از انقلاب بود؟ از طرفی آیا می توان سینمای دفاع مقدس که محصول دوران جنگ با عراق است را به عنوان سینمای مخصوص سال های پس از انقلاب دانست؟ این سینما تا چه حد به ژانر سینمای جنگ نزدیک است؟ اصولا ژانرهای سینمایی چقدر در ایران وجود دارند؟ چرا در ایران سینمای وحشت نداریم؟در گفتگو با پرویز جاهد این سوال ها را مرور کردیم.می گویند حرکت موج نوی سینمای ایران پس از انقلاب متوقف شد. پس از آن تا سال ها بیشتر فیلم ها محتوای ضد رژیم شاه، دستگاه ساواک و تحت تاثیر جو سیاسی زمانه هستند تا اینکه دوباره موج نویی ها مثل کیمیایی، مهرجویی و نادری با فیلم هایی مثل دندان مار، اجاره نشین ها و دونده وارد سینما می شوند و حرف های تازه ای می زنند. همین گروه می گویند حرکت دوباره موج نو است که بعد از انقلاب سینما را نجات می دهد؟یک جورهایی بله. اصلا وضعیت سینما بعد از سال های ابتدای انقلاب یک وضعیت برزخی است. در آن زمان روی موجودیت سینما بحث بود؛ اینکه باید باشد یا نباشد. سینما به عنوان مظهر رژیم فاسد گذشته و پدیده ای مبتذل مطرح بود و انقلاب یک جورهایی با یورش به سینماها، میکده ها و فاحشه خانه ها آغاز می شود. یعنی همه این ها در یک ردیف قرار می گیرند و مورد خشم جامعه مذهبی و انقلابی اند. در آن زمان سینما از نگاه برخی انقلابیون و بخش هایی از مردم جامعه، در کنار فحشا و میخوارگی قرار می گیرد. دیدگاه عمومی به سینما منفی است و به آن به عنوان پدیده ای مذموم و شیطانی نگاه می شود. خیلی طول می کشد تا از این وضعیت رها شویم. آن سال ها تلاش و مبارزه اصلی سینماگران برای اثبات مشروعیت سینما در جامعه ایران است. اگر فتوای امام خمینی(ره) نبود که گفت سینما با فحشا فاصله دارد، اصلا امروز سینمایی در ایران وجود نداشت؛ چون خیلی از روحانیون سنت گرا با موجودیت سینما مخالف بودند و وجودش را نمی خواستند. اگر آن فتوا نبود، اصلا سینما ادامه پیدا نمی کرد. در چنین وضعیت برزخی که سینما بین ماندن و نماندن معلق است، خود سینماگران هم بلاتکلیف هستند. سینماگران قبل از انقلاب و همه عوامل سینما درگیر آن هستند. عده زیادی که ترسیدند، جمع کردند و فرار کردند و عده زیادی هم به خاطر فعالیت شان در فیلم فارسی و سینمای جاهلی به محکمه ها فراخوانده شدند. موج نویی ها یا سینماگران روشنفکر با اینکه به دید دیگری به آنها نگاه می شد و به هرحال کمتر آلوده فساد سینمای فارسی بودند یا از دید نظام موجود و نیروهای انقلابی آلوده نبودند، اما بازهم وضعیت روشنی نداشتند.خیلی ها از فیلمفارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند که تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقلابی جا زدند. آن ها همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فیلمفارسی را یک جور دیگری وارد فضای فیلم بعد از انقلاب کردند. در فیلم های آن ها، جاهل فیلمفارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقلابی شده بود که پیشینه اسلامی هم دارد و نمازش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر.خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. شاید حداقل یکی دو سال. بیضایی بعد از انقلاب با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر شروع می کند. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه اینها یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند. مهرجویی بعد به فرانسه مهاجرت می کند اما خیلی آنجا نمی ماند و زود به ایران برمی گردد. بیضایی در یک بستر تاریخی، یک وضعیت انتقالی را از یک دوره تاریخی به دوره تاریخی دیگر با نمایشنامه و فیلم درخشانش (مرگ یزدگرد) نشان می دهد که در آن بین وضعیت انقلابی و دگرگونی سیاسی در جامعه ایران امروز و انقلاب، با وضعیت تاریخی پیش از اسلام و تغییر حکومت ساسانی به خلفای اسلامی شباهت هایی وجود دارد. این فیلم ها در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند. البته در همان دوره، خیلی ها هم از فیلمفارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند؛ تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقلابی جا زدند و همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فیلمفارسی را یک جور دیگری وارد فضای فیلم بعد از انقلاب کردند. در فیلم های آن ها، جاهل فیلمفارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقلابی شده بود که پیشینه سنتی هم دارد و نمازش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر. باید گفت بعد از انقلاب، سینمای جدی و هنری با همان موج نویی ها دوباره پامی گیرد. چون هنوز نسلی به وجود نیامده که سینمای دیگری را به ما معرفی کند. همه چیز معلق است. هنوز نه آموزش سینما هست و نه دانشگاهی برای تربیت نسل جدید. جوان های علاقه مند هم در آن دوران درگیر سیاست بودند. یعنی اگر کسی دوربین هشت میلیمتری داشت یا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سینما یاد می گرفت یا در سینمای آزاد آن موقع کار می کرد، حالا دوربین اش را برداشته بود و از تظاهرات مردم و درگیری گروه های سیاسی در خیابان ها فیلم می گرفت یا وابسته ی یک گروه سیاسی شده بود و می خواست برای آن گروه فیلم تبلیغاتی بسازد. در چنان وضعیتی کسی دنبال سینما به مفهوم هنر سینما نبود. در این درگیری های فرهنگی و سیاسی است که کیارستمی دست به کار می شود و با همان دغدغه ها و مولفه های پیشین اش در سینمایی که زن در آن غایب است و با محدودیت های زیادی مواجه است، داستان هایی درباره کودکان کار می کند. او سعی می کند با محدودیت های سینمای ایران در آن دوره کار می کند. طبعا پناه بردن به سینما و داستان هایی درباره کودکان ریسک کمتری دارد و این موضوع بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران است.نمایی از فیلم مرگ یزدگر ساخته بهرام بیضاییدر آن دوران فیلم ها به سرعت به محاق می رفتند؛ «مرگ یزدگرد» توقیف می شود. چون وضعیت جامعه سریع تغییر کرده. حجاب اجباری می شود و خیلی از این فیلم ها به دلیل نداشتن حجاب بازیگرها توقیف می شوند نه به دلیل مسائل سیاسی. «خط قرمز» مسعود کیمیایی (بر مبنای فیلمنامه شب سمور بیضایی) اصلا یک فیلم انقلابی است اما به خاطر اینکه در آن یک بازیگر زن بی حجاب است قابل نمایش نیست. یا «حاجی واشنگتن» علی حاتمی به خاطر داشتن برخی صحنه ها و رقص انتظامی توقیف می شود. گرچه هنوز ممیزی و سانسور به شکل سازمان یافته اش به وجود نیامده اما چون عرف جامعه تغییر کرده، این توقیف ها صورت می گیرد. این دوره ی انتقالی تا اواسط دهه 60 که با تاسیس بنیاد سینمایی فارابی، وضعیت سینما و قوانین آن اندکی برای سینماگران مشخص تر می شود و خط قرمزها معلوم می شود و فیلم سازها می دانند در چه حدود و قالبی باید کار کنند و این باعث می شود که فیلم های دیگری ساخته شود و فیلم سازهای جوان تری هم می آیند. اما نباید فراموش کرد که موج نوی سینمای ایران به عنوان یک جریان سینمایی، در دهه پنجاه تمام می شود گرچه سینماگران موج نویی هستند و در فضاهای متفاوت به حیاتشان ادامه می دهند.محسن مخملباف آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ از یک آدم فناتیک اسلامی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی سوپرمدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از فیلمسازی انقلابی و مدافع نظام به فیلم ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. وقتی می گوییم ورود دوباره موج نویی ها به نوعی سینمای هنری را نجات می دهد، حوزه هنری و آدم هایی مثل محسن مخملباف و مجید مجیدی کجای کار قرار می گیرند؟محسن مخملباف پدیده واقعا منحصربه فردی در تاریخ سینمای ایران است. آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ او از یک آدم فناتیک اسلامی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی سوپرمدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از فیلمسازی انقلابی و مدافع نظام به فیلم ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. مخملباف در این چرخه، خیلی سیاسی و رادیکال شروع می کند و می خواهد درک خودش را از سینما به عنوان سینمای سیاسی و اسلامی جا بیندازد و ایدئولوگ سینمای اسلامی در حوزه هنری است. او می خواهد سینمای دیگری را مقابل سینمای روشنفکریِ موج نوییِ قبل انقلابی که بعد از انقلاب هم کار می کند، راه بیندازد و جبهه جدیدی باز کند.سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری، ادامه ی تفکر اولیه مخملباف اند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری درتضادند و می خواهند تفکر جدید و سینمای آلترناتیوی را که با ارزش های اسلامی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند.این گرایش همچنان در سینمای ایران وجود دارد؛ به شکل های دیگری مثلا در آوینی ادامه پیدا می کند و الان هم می رسد به سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری که ادامه ی آن تفکرند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری در تضادند. آن ها درک خیلی خاصی از سینما دارند و البته نظریات شان هم شبیه هم نیست؛ هرکدام یک چیزی می گویند اما در نهایت همان تفکر است و می خواهند تفکر جدید و سینمای آلترناتیوی را که با ارزش های اسلامی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند. مخملباف اما از این فضا عبور می کند و یکدفعه وارد سینمای روشنفکری می شود و فیلم هایی با تم رئالیستی انتقادی می سازد. مثلا «دستفروش» را می سازد که از نظر ساختار سینمایی فوق العاده است و نه تنها بهترین فیلم او بلکه یکی از بهترین فیلم های سینمای بعد از انقلاب است. او فیلم ساز جدیدی می شود که هیچ پیشینه ای در قبل از انقلاب ندارد. مجید مجیدی هم همین طور. او بازیگر فیلم مخملباف (بایکوت) بود و بعد، خودش سینماگر می شود. او هم یک سینمای رئالیستی شاعرانه ای را دنبال می کند که اوجش «رنگ خدا» و «بچه های آسمان» است. البته «بچه های آسمان» او خیلی وامدار سینمای قبل از انقلاب است؛ ادامه همان سینمای کودکِ کانون پرورش فکری است که تقوایی و بیضایی و نادری می ساختند. سینمایی که شخصیت هایش کودکانِ سخت کوشِ فقیرِ وابسته به طبقات محروم جامعه هستند و تضادهای اجتماعی در این فیلم ها خیلی برجسته است.نمایی از فیلم گبه ساخته محسن مخملبافدر این بین ژانر دفاع مقدس مربوط به بعد از انقلاب رخ می نماید؟ژانر سینمای جنگ که در گفتمان رسمی اسمش را گذاشته اند دفاع مقدس، یک ژانر کاملا جدید در سینمای ایران است که قبل از انقلاب اصلا وجود نداشته است.قبل از انقلاب برای جنگ ظفار عمان و... هم فیلم هایی ساخته می شد.تا جایی که می دانم، فیلم داستانی در مورد دخالت ارتش ایران در جنگ ظفار و حمایت شاه از سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سرکوبی مخالفان چپ گرای این کشور وجود ندارد اما فیلم های حادثه ای در دهه پنجاه ساخته شد که موضوع آن قدرت نمایی ارتش ایران در سرکوب شورش های محلی و یاغیانی بود که با حکومت شاه درگیر بودند. فیلم هایی مثل فاتحین صحرای محمد زرین دست و غلام ژاندارمِ امان منطقی در این زمینه اند. این فیلم ها اگرچه مستقیما در مورد جنگ ظفار نیستند اما در همین دوره ساخته شده اند و نمادی از ماهیت میلیتاریستی حکومت شاه و قدرت ارتش او در سرکوب مخالفان حکومت بود.یعنی اِلِمان های مشترک مثل قهرمان پروری و اسطوره سازی فیلم های جنگی در آنها نیست؟چرا. آنها هم به هرحال تحت تاثیر هالیوود و سینمای جنگی و حماسی و ماجراجویانه دنیا و به خصوص غرب هستند. فیلم های اولیه جنگی سینمای ایران هم از همین نوع است؛ یعنی همان الگوهای فیلمفارسی بر آنها غالب است. قهرمان، همان قهرمان فیلمفارسی است که حالا به جنگ رفته است. گرچه خیر و شر تعریفش عوض شده ولی همان دیدگاه قهرمان پرورانه نسبت به خیر و شر در فیلمفارسی وجود دارد. اما بعد از مدتی با آمدن سینماگران تازه نفس و جنگ دیده مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، فضای سینمای جنگ عوض می شود. سینمای جدیدی معرفی می شود که پیشتاز در ژانر جنگ است و دوربین در آن، زاویه دید سرباز یا بسیجی ای است که خودش شهادت طلب است و می خواهد برود جنگ و حمله کند و ترس ندارد و دنبال قهرمان شدن نیست بلکه جنگ برای او مقدس است و جنبه ایمانی دارد و به مثابه جهاد و شهادت است و دیگر به عنوان حماسه ملی و میهنی مطرح نیست.یعنی کار فیلمسازان شاخصی مثل حاتمی کیا و ملاقی پور که در همین ژانر کار می کنند با آن چیزی که اوایل جنگ ما از دفاع مقدس داشتیم خیلی متفاوت است؟قطعاً فیلم های این فیلمسازان متفاوت است با فیلم های امثال خاچیکیان و ایرج قادری که فیلم های جنگی می سازند. اصلا آن ژانر دیگری است و بیشتر سینمای حادثه ای و ماجراجویانه است ک ...

ادامه مطلب  

سینمای ایران نمی تواند سراغ جن ها و خون آشام ها برود  

درخواست حذف این مطلب
سینمای پس از انقلاب وامدار چه کسانی است و چگونه به پیشرفت امروزی خود رسیده؟ پرویز جاهد می گوید: خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. بیضایی با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند و همگی در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند.در اینکه سینمای بعد از انقلاب در عرصه های بین المللی بسیار موفق تر از سینمای پیش از انقلاب است، شکی نیست، اما چه کسانی چراغ این راه را روشن کرده اند؟ آیا این موفقیت بازهم کارِ فیلمسازان موج نویی پیش از انقلاب بود؟ از طرفی آیا می توان سینمای دفاع مقدس که محصول دوران جنگ با عراق است را به عنوان سینمای مخصوص سال های پس از انقلاب دانست؟ این سینما تا چه حد به ژانر سینمای جنگ نزدیک است؟ اصولا ژانرهای سینمایی چقدر در ایران وجود دارند؟ چرا در ایران سینمای وحشت نداریم؟در گفتگو با پرویز جاهد این سوال ها را مرور کردیم.می گویند حرکت موج نوی سینمای ایران پس از انقلاب متوقف شد. پس از آن تا سال ها بیشتر فیلم ها محتوای ضد رژیم شاه، دستگاه ساواک و تحت تاثیر جو سیاسی زمانه هستند تا اینکه دوباره موج نویی ها مثل کیمیایی، مهرجویی و نادری با فیلم هایی مثل دندان مار، اجاره نشین ها و دونده وارد سینما می شوند و حرف های تازه ای می زنند. همین گروه می گویند حرکت دوباره موج نو است که بعد از انقلاب سینما را نجات می دهد؟یک جورهایی بله. اصلا وضعیت سینما بعد از سال های ابتدای انقلاب یک وضعیت برزخی است. در آن زمان روی موجودیت سینما بحث بود؛ اینکه باید باشد یا نباشد. سینما به عنوان مظهر رژیم فاسد گذشته و پدیده ای مبتذل مطرح بود و انقلاب یک جورهایی با یورش به سینماها، میکده ها و فاحشه خانه ها آغاز می شود. یعنی همه این ها در یک ردیف قرار می گیرند و مورد خشم جامعه مذهبی و انقلابی اند. در آن زمان سینما از نگاه برخی انقلابیون و بخش هایی از مردم جامعه، در کنار فحشا و میخوارگی قرار می گیرد. دیدگاه عمومی به سینما منفی است و به آن به عنوان پدیده ای مذموم و شیطانی نگاه می شود. خیلی طول می کشد تا از این وضعیت رها شویم. آن سال ها تلاش و مبارزه اصلی سینماگران برای اثبات مشروعیت سینما در جامعه ایران است. اگر فتوای امام خمینی(ره) نبود که گفت سینما با فحشا فاصله دارد، اصلا امروز سینمایی در ایران وجود نداشت؛ چون خیلی از روحانیون سنت گرا با موجودیت سینما مخالف بودند و وجودش را نمی خواستند. اگر آن فتوا نبود، اصلا سینما ادامه پیدا نمی کرد. در چنین وضعیت برزخی که سینما بین ماندن و نماندن معلق است، خود سینماگران هم بلاتکلیف هستند. سینماگران قبل از انقلاب و همه عوامل سینما درگیر آن هستند. عده زیادی که ترسیدند، جمع کردند و فرار کردند و عده زیادی هم به خاطر فعالیت شان در فیلم فارسی و سینمای جاهلی به محکمه ها فراخوانده شدند. موج نویی ها یا سینماگران روشنفکر با اینکه به دید دیگری به آنها نگاه می شد و به هرحال کمتر آلوده فساد سینمای فارسی بودند یا از دید نظام موجود و نیروهای انقلابی آلوده نبودند، اما بازهم وضعیت روشنی نداشتند.خیلی طول کشید تا امثال بیضایی و دیگران توانستند دوباره فیلم بسازند. شاید حداقل یکی دو سال. بیضایی بعد از انقلاب با «مرگ یزدگرد» شروع می کند. تقوایی خیلی دیرتر شروع می کند. کیمیایی «خط قرمز» و مهرجویی «مدرسه ای که می رفتیم» را می سازد که همه اینها یک جورهایی سیاسی هستند و به انقلاب ربط دارند. مهرجویی بعد به فرانسه مهاجرت می کند اما خیلی آنجا نمی ماند و زود به ایران برمی گردد. بیضایی در یک بستر تاریخی، یک وضعیت انتقالی را از یک دوره تاریخی به دوره تاریخی دیگر با نمایشنامه و فیلم درخشانش (مرگ یزدگرد) نشان می دهد که در آن بین وضعیت انقلابی و دگرگونی سیاسی در جامعه ایران امروز و انقلاب، با وضعیت تاریخی پیش از اسلام و تغییر حکومت ساسانی به خلفای اسلامی شباهت هایی وجود دارد. این فیلم ها در گفتمان سیاسی انقلابی و تاریخی ساخته می شوند. البته در همان دوره، خیلی ها هم از فیلمفارسی به سینمای بعد از انقلاب آمدند؛ تغییر ماهیت ظاهری دادند و خودشان را انقلابی جا زدند و همان مایه ها، داستان ها، شخصیت ها و روایت های فیلمفارسی را یک جور دیگری وارد فضای فیلم بعد از انقلاب کردند. در فیلم های آن ها، جاهل فیلمفارسی تبدیل به ساواکی شد یا آرتیست اش که با آن جاهل درگیر می شد، تبدیل به انقلابی شده بود که پیشینه سنتی هم دارد و نمازش را می خواند و چاقویش شده هفت تیر. باید گفت بعد از انقلاب، سینمای جدی و هنری با همان موج نویی ها دوباره پامی گیرد. چون هنوز نسلی به وجود نیامده که سینمای دیگری را به ما معرفی کند. همه چیز معلق است. هنوز نه آموزش سینما هست و نه دانشگاهی برای تربیت نسل جدید. جوان های علاقه مند هم در آن دوران درگیر سیاست بودند. یعنی اگر کسی دوربین هشت میلیمتری داشت یا در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان سینما یاد می گرفت یا در سینمای آزاد آن موقع کار می کرد، حالا دوربین اش را برداشته بود و از تظاهرات مردم و درگیری گروه های سیاسی در خیابان ها فیلم می گرفت یا وابسته ی یک گروه سیاسی شده بود و می خواست برای آن گروه فیلم تبلیغاتی بسازد. در چنان وضعیتی کسی دنبال سینما به مفهوم هنر سینما نبود. در این درگیری های فرهنگی و سیاسی است که کیارستمی دست به کار می شود و با همان دغدغه ها و مولفه های پیشین اش در سینمایی که زن در آن غایب است و با محدودیت های زیادی مواجه است، داستان هایی درباره کودکان کار می کند. او سعی می کند با محدودیت های سینمای ایران در آن دوره کار می کند. طبعا پناه بردن به سینما و داستان هایی درباره کودکان ریسک کمتری دارد و این موضوع بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران است.نمایی از فیلم مرگ یزدگر ساخته بهرام بیضاییدر آن دوران فیلم ها به سرعت به محاق می رفتند؛ «مرگ یزدگرد» توقیف می شود. چون وضعیت جامعه سریع تغییر کرده. حجاب اجباری می شود و خیلی از این فیلم ها به دلیل نداشتن حجاب بازیگرها توقیف می شوند نه به دلیل مسائل سیاسی. «خط قرمز» مسعود کیمیایی (بر مبنای فیلمنامه شب سمور بیضایی) اصلا یک فیلم انقلابی است اما به خاطر اینکه در آن یک بازیگر زن بی حجاب است قابل نمایش نیست. یا «حاجی واشنگتن» علی حاتمی به خاطر داشتن برخی صحنه ها و رقص انتظامی توقیف می شود. گرچه هنوز ممیزی و سانسور به شکل سازمان یافته اش به وجود نیامده اما چون عرف جامعه تغییر کرده، این توقیف ها صورت می گیرد. این دوره ی انتقالی تا اواسط دهه 60 که با تاسیس بنیاد سینمایی فارابی، وضعیت سینما و قوانین آن اندکی برای سینماگران مشخص تر می شود و خط قرمزها معلوم می شود و فیلم سازها می دانند در چه حدود و قالبی باید کار کنند و این باعث می شود که فیلم های دیگری ساخته شود و فیلم سازهای جوان تری هم می آیند. اما نباید فراموش کرد که موج نوی سینمای ایران به عنوان یک جریان سینمایی، در دهه پنجاه تمام می شود گرچه سینماگران موج نویی هستند و در فضاهای متفاوت به حیاتشان ادامه می دهند. وقتی می گوییم ورود دوباره موج نویی ها به نوعی سینمای هنری را نجات می دهد، حوزه هنری و آدم هایی مثل محسن مخملباف و مجید مجیدی کجای کار قرار می گیرند؟محسن مخملباف پدیده واقعا منحصربه فردی در تاریخ سینمای ایران است. آدمی است که ابتدا ضدسینماست ولی عاشق سینما می شود و اصلا سینما عامل دگرگونی او و چرخش های سریع فکری و ایدئولوژیک اش می شود؛ او از یک آدم فناتیک اسلامی و ضدمدرن، یک دفعه به آدمی سوپرمدرن تبدیل می شود که گذشته خودش را قبول ندارد و نقد می کند و بعد از آن، آنقدر پیش می رود که از فیلمسازی انقلابی و مدافع نظام به فیلم ساز تبعیدی و اپوزیسیون تبدیل می شود. مخملباف در این چرخه، خیلی سیاسی و رادیکال شروع می کند و می خواهد درک خودش را از سینما به عنوان سینمای سیاسی و اسلامی جا بیندازد و ایدئولوگ سینمای اسلامی در حوزه هنری است. او می خواهد سینمای دیگری را مقابل سینمای روشنفکریِ موج نوییِ قبل انقلابی که بعد از انقلاب هم کار می کند، راه بیندازد و جبهه جدیدی باز کند.این گرایش همچنان در سینمای ایران وجود دارد؛ به شکل های دیگری مثلا در آوینی ادامه پیدا می کند و الان هم می رسد به سینماگرانی مثل نادر طالب زاده و شورجه و حاتمی کیا و شمقدری که ادامه ی آن تفکرند که فکر می کنند سینما باید حریم هایی را حفظ کند و با ابتذال مبارزه شود و به نوعی با سینمای روشنفکری در تضادند. آن ها درک خیلی خاصی از سینما دارند و البته نظریات شان هم شبیه هم نیست؛ هرکدام یک چیزی می گویند اما در نهایت همان تفکر است و می خواهند تفکر جدید و سینمای آلترناتیوی را که با ارزش های اسلامی مدنظرشان هم خوان باشد، بیاورند. مخملباف اما از این فضا عبور می کند و یکدفعه وارد سینمای روشنفکری می شود و فیلم هایی با تم رئالیستی انتقادی می سازد. مثلا «دستفروش» را می سازد که از نظر ساختار سینمایی فوق العاده است و نه تنها بهترین فیلم او بلکه یکی از بهترین فیلم های سینمای بعد از انقلاب است. او فیلم ساز جدیدی می شود که هیچ پیشینه ای در قبل از انقلاب ندارد. مجید مجیدی هم همین طور. او بازیگر فیلم مخملباف (بایکوت) بود و بعد، خودش سینماگر می شود. او هم یک سینمای رئالیستی شاعرانه ای را دنبال می کند که اوجش «رنگ خدا» و «بچه های آسمان» است. البته «بچه های آسمان» او خیلی وامدار سینمای قبل از انقلاب است؛ ادامه همان سینمای کودکِ کانون پرورش فکری است که تقوایی و بیضایی و نادری می ساختند. سینمایی که شخصیت هایش کودکانِ سخت کوشِ فقیرِ وابسته به طبقات محروم جامعه هستند و تضادهای اجتماعی در این فیلم ها خیلی برجسته است.نمایی از فیلم گبه ساخته محسن مخملبافدر این بین ژانر دفاع مقدس مربوط به بعد از انقلاب رخ می نماید؟ژانر سینمای جنگ که در گفتمان رسمی اسمش را گذاشته اند دفاع مقدس، یک ژانر کاملا جدید در سینمای ایران است که قبل از انقلاب اصلا وجود نداشته است.قبل از انقلاب برای جنگ ظفار عمان و... هم فیلم هایی ساخته می شد.تا جایی که می دانم، فیلم داستانی در مورد دخالت ارتش ایران در جنگ ظفار و حمایت شاه از سلطان قابوس، پادشاه عمان، در سرکوبی مخالفان چپ گرای این کشور وجود ندارد اما فیلم های حادثه ای در دهه پنجاه ساخته شد که موضوع آن قدرت نمایی ارتش ایران در سرکوب شورش های محلی و یاغیانی بود که با حکومت شاه درگیر بودند. فیلم هایی مثل فاتحین صحرای محمد زرین دست و غلام ژاندارمِ امان منطقی در این زمینه اند. این فیلم ها اگرچه مستقیما در مورد جنگ ظفار نیستند اما در همین دوره ساخته شده اند و نمادی از ماهیت میلیتاریستی حکومت شاه و قدرت ارتش او در سرکوب مخالفان حکومت بود.یعنی اِلِمان های مشترک مثل قهرمان پروری و اسطوره سازی فیلم های جنگی در آنها نیست؟چرا. آنها هم به هرحال تحت تاثیر هالیوود و سینمای جنگی و حماسی و ماجراجویانه دنیا و به خصوص غرب هستند. فیلم های اولیه جنگی سینمای ایران هم از همین نوع است؛ یعنی همان الگوهای فیلمفارسی بر آنها غالب است. قهرمان، همان قهرمان فیلمفارسی است که حالا به جنگ رفته است. گرچه خیر و شر تعریفش عوض شده ولی همان دیدگاه قهرمان پرورانه نسبت به خیر و شر در فیلمفارسی وجود دارد. اما بعد از مدتی با آمدن سینماگران تازه نفس و جنگ دیده مثل ملاقلی پور و حاتمی کیا، فضای سینمای جنگ عوض می شود. سینمای جدیدی معرفی می شود که پیشتاز در ژانر جنگ است و دوربین در آن، زاویه دید سرباز یا بسیجی ای است که خودش شهادت طلب است و می خواهد برود جنگ و حمله کند و ترس ندارد و دنبال قهرمان شدن نیست بلکه جنگ برای او مقدس است و جنبه ایمانی دارد و به مثابه جهاد و شهادت است و دیگر به عنوان حماسه ملی و میهنی مطرح نیست.یعنی کار فیلمسازان شاخصی مثل حاتمی کیا و ملاقی پور که در همین ژانر کار می کنند با آن چیزی که اوایل جنگ ما از دفاع مقدس داشتیم خیلی متفاوت است؟قطعاً فیلم های این فیلمسازان متفاوت است با فیلم های امثال خاچیکیان و ایرج قادری که فیلم های جنگی می سا ...

ادامه مطلب  

سینمای کودک و نوجوان از ریتم افتاده است/ شورایی که شعار می دهد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-نیوشا روزبان: شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان ۱۹ اسفند ماه سال ۹۳ با حضور مهدی ارگانی، مسعود کرامتی، حمید جبلی، جواد حاتمی، مهدی یزدانی، محسن چینی فروشان، علیرضا تابش، فرشته طائرپور و مرضیه برومند با حکم حجت الله ایوبی رییس وقت سازمان سینمایی با هدف تقویت و احیای سینمای کودک و نوجوان ایران شکل گرفت.امروز بعد از گذشت ۲ سال و چند ماه از فعالیت این شورا و در آستانه برگزاری سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان، با تعدادی از کارگردانان و تهیه کنندگان سینمای کودک و نوجوان به گفتگو نشستیم تا درباره عملکرد شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان بحث و تبادل نظر کنیم. مهمترین نکته ای که در این گزارش از سوی سینماگران به آن اشاره می شود این است که این شورای فعالیت چشمگیری نداشته و اکثر برنامه های آن در حد شعار باقی مانده است.همچنین در بخشی از این گزارش می خوانید آنچه که به عنوان خروجی شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان در سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان به نمایش گذاشته می شود، بنا به اظهار نظر تعدادی از سینماگرانی که به عنوان هیات انتخاب و یا داور در این جشنواره حضور دارند، آثاری است که از کیفیت چندان مناسبی برخوردار نبوده است.در این گزارش با سیروس حسن پور، کامبوزیا پرتوی، جلال فاطمی و غلامرضا آزادی گفتگو کرده ایم. با ما در این گزارش همراه باشید:فرمول شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان اشتباه استسیروس حسن پور کارگردان سینمای کودک و نوجوان با اشاره به اینکه در مجموع نسبت به عملکرد شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان راضی نیست، گفت: با توجه به اینکه امسال در سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان عضو هیات انتخاب بودم می توانم بگویم که حاصل کار این شورا و بنیاد سینمایی فارابی برای من به عنوان یک کارگردان سینمای کودک و عضوی از هیات انتخاب جشنواره قابل قبول نبود. فیلم هایی که حاصل فعالیت و برنامه ریزی این شورا بوده است و در جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان شرکت کرده است، از نظر کیفی در سطح مناسبی قرار ندارد و پایین تر از حد استاندارد است.وی ادامه داد: امیدوارم نکاتی که بیان می کنم این تصور را ایجاد نکند که موضوع گیری شخصی نسبت به این شورا دارم بلکه براساس شرایطی که در سینمای کودک و نوجوان بوجود آمده است نکات مختلف را می گویم. البته دوستان سینماگر می توانند در جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان حاصل این خروجی را ببینند و قضاوت کنند که با شرایط فیلمسازی فعلی و بودجه هایی که برای تولید فیلم در این زمینه در نظر گرفته اند چه آثاری تولید شده است.امیدوارم نکاتی که بیان می کنم این تصور را ایجاد نکند که موضوع گیری شخصی نسبت به این شورا دارم بلکه براساس شرایطی که در سینمای کودک و نوجوان بوجود آمده است نکات مختلف را می گویماین سینماگر عنوان کرد: من نیز از جمله کسانی بودم که پروژه ای در بنیاد سینمایی فارابی ارائه کردم که از سوی این شورا تصویب شد اما متاسفانه شرایط و تسهیلاتی که برای این پروژه در نظر گرفته بودند شرایط مناسب برای تولید یک فیلم خوب نبود و همین مساله سبب شد تا به سمت تولید فیلم مورد نظر نروم چراکه احساس کردم با این بودجه فیلم ساخته نخواهد شد. اگر در چنین شرایطی تصمیم می گرفتم «درناهای کاغذی» را جلوی دوربین ببرم، این اثر تبدیل به یک کار ضعیف می شد.کارگردان فیلم «چوپان دروغگو» تاکید کرد: معتقدم نگاه غلطی نسبت به تولیدات سینمای کودک و نوجوان وجود دارد که همین مساله سبب شده است تا آثار سینمایی تبدیل به تله فیلم هایی شوند که حتی می توان آنها را ضعیف تر از تله فیلم های تولید شده در نهادهای دیگر دانست. به جرات می توانم بگویم از بین آثاری که برای جشنواره تولید شده است یک کار با کیفیت ندیدم.وی بیان کرد: البته ظاهرا شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان چند ماهی است که دیگر فعالیت نمی کند زیرا اواخر سال گذشته ۲ طرح سینمایی برای ارزیابی به شورا ارائه کردم که به دلیل برگزار نشدن جلسات شورا، هیچ جوابی به من داده نشده است.حسن پور گفت: می توانم بگویم که تقریبا با هیچ فیلمسازی در زمینه سینمای کودک و نوجوان تماس گرفته نشد تا برای راهبردی کردن این شورا همفکری کنند. بودجه قابل توجهی از سوی بنیاد سینمایی فارابی برای تولید فیلم های کودک و نوجوان اختصاص داده شده است که نام هیچ کدام از این فیلم ها را نمی توان فیلم گذاشت که البته سند حرفم نیز وجود دارد و فیلم های این دوره از جشنواره گواه آن است.وی تاکید کرد: چه اتفاقی می افتد که این شورا که طی این سه سال درباره آن شعارهای بسیاری داده شد، نتوانسته ۲ کار خوب به جای هشت کار ضعیف تولید کند. در حال حاضر بودجه ها از بین رفته است و آثاری تولید شده است که استاندارد نیستند.کارگردان فیلم «تصمیم کبری» توضیح داد: فرمول کار در سینمای کودک و نوجوان از ابتدا غلط بوده است و من به عنوان یک کارگردان در این حوزه توقع داشتم شورای راهبری به لحاظ کیفی به سینمای کودک و نوجوان کمک کند اما متاسفانه در این زمینه هیچ اتفاقی رخ نداد و تنها در این حوزه شعار شنیده شد. متاسفانه با فرمول موجود نمی توان سینمای کودک و نوجوان را راه انداخت و معتقدم این فرمول پوسیده است.وی با اشاره به اینکه کمک هزینه تولید فیلم در سینمای کودک درست برنامه ریزی نشده است، بیان کرد: بنیاد سینمایی فارابی برای یک پروژه سینمایی ۳۰۰ میلیون تومان وام در نظر می گیرد ولی با این بودجه باز هم تهیه کننده سینمای کودک با مشکلات بسیاری مواجه است زیرا از سوی بخش خصوصی هیچ سرمایه گذاری برای سینمای کودک و نوجوان صورت نمی گیرد تا در کنار وام ۳۰۰ میلیون تومانی بودجه ای دیگر برای تولید داشته باشد. شاید بنیاد سینمایی فارابی بگوید که هدف آنها ارائه وام و در کنار آن مشارکت بخش خصوصی برای تولید فیلم بوده اما عملا این اتفاق رخ نداده است زیرا تهیه کننده و کارگردان مورد نظر با همان بودجه ای که بنیاد سینمایی فارابی مقرر کرده است فیلم خود را تولید می کند. در چنین شرایطی فیلم بی شک ضعیف می شود، زمانی هم که به فیلمساز گفته می شود چرا این کار را کرده اید، می گوید بعد از سال ها می خواستم یک فیلم در حوزه سینمای کودک و نوجوان تولید کنم و در چنین شرایطی تصمیم گرفتم فیلم را با ارزان ترین هزینه ممکن بسازم.حسن پور گفت: تمام موارد و فرمول تولید فیلم در سینمای کودک و نوجوان باید آسیب شناسی شود و حمایت و پشتیبانی لازم در زمینه سینمای کودک و نوجوان صورت گیرد، همچنین باید کنترل و نظارت لازم در زمینه چگونگی تخصیص بودجه و تولید صورت گیرد. باید فیلمنامه هایی که در شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان تصویب و حمایت شده است مورد ارزیابی قرار بگیرد تا مشخص شود چه فیلمنامه های ضعیفی برای تولید تصویب شده است.کارگردان فیلم «قطار کودکی» بیان کرد: با دیدن فیلم هایی که در جشنواره به نمایش گذاشته می شود، به راحتی می توان خروجی این شورا را ارزیابی کرد. حتی من اعلام آمادگی می کنم تا میزگردی در جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان برگزار شود تا خروجی هایی این چند سال را ارزیابی کنیم. در این میزگرد شورای مربوطه و بنیاد سینمایی فارابی می توانند از عملکرد خود دفاع کنند.وی در پایان تاکید کرد: در این میان چند فیلم نیز برای حضور در جشنواره فیلم فجر تولید شده است که ربطی به بنیاد فارابی و یا شورا ندارد، مانند تولیدات کانون پرورش فکری کودک و نوجوان که بعد از چند سال در این حوزه ورود پیدا کرده اند که فکر نمی کنم آنها را هم خاص دانست. متاسفانه روابطی در زمینه تولید سینمای کودک و نوجوان وجود دارد که همین مساله سبب شده است تا این سینما پیشرفت چشمگیری نداشته باشد.سینمای کودک و نوجوان هنوز دغدغه نشده استمازیار پرتوی کارگردان سینمای ایران که آثار ماندگاری در سینمای کودک و نوجوان تولید کرده است نیز به خبرنگار مهر گفت: صادقانه باید بگویم که تا امروز فعالیت های شورای سیاستگذاری و راهبری سینمای کودک و نوجوان را دنبال نکرده ام، اما آنچه که می بینم این است که نیازی به این سینما احساس نشده است که بخواهند برای آن برنامه مدون و درستی در نظر بگیرند. این نیاز باید از سوی مسئولان احساس شود تا سینمای کودک و نوجوان بتواند شکل گیرد.سینمای کودک و نوجوان تنها زمانی دغدغه مسئولان می شود که قرار است جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان برگزار شود، در چنین شرایطی است که تازه به یاد می آورند فیلمی برای حضور در این جشنواره وجود نداردوی ادامه داد: سینمای ایران هرجا نیازی احساس کرد به سرعت وارد عمل شد که نمونه بارز آن لزوم وجود گروه سینمایی «هنر و تجربه» است که به سرعت این گروه راه اندازی شد و برخی از سینماها را مختص سینمای «هنر و تجربه» کردند. اما متاسفانه در حال حاضر برای سینمای کودک و نوجوان نیازی احساس نمی کنند تا بخواهند یک گروه سینمایی برای آن ایجاد کنند و سینمای مخصوص آن در نظر بگیرند. البته یکی از دلایل اصلی این مساله، بحث تولید است. وقتی فیلم هایی در حوزه «هنر و تجربه» تولید شد نیاز به ایجاد یک گروه سینمایی خاص هم به وجود آمد تا بتوان پاسخگوی مخاطبان چنین سینمایی بود و در کنار آن صاحب فیلم نیز احساس امنیت کند و حاضر باشد اثرش در آن گروه سینمایی اکران کند.کارگردان فیلم «گلنار» بیان کرد: با توجه به اینکه سینمای کودک و نوجوان تولید چندانی ندارد و حمایت چندانی از آن صورت نمی گیرد، نیازی برای ایجاد یک گروه سینمایی مختص آن احساس نمی شود. در دولت قبل ناگهان اعلام شد که باید برای سینمای کودک و نوجوان کاری کرد، همین مساله سبب شد ...

ادامه مطلب  

آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایران  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر آئین رونمایی از تندیس جشن م ...

ادامه مطلب  

گردشگری نجومی در کویر یزد  

درخواست حذف این مطلب
کویر بزمگاه خیال آدمی است، خاصه آنکه اهل تفرج در پرمعماترین بخش هستی بی کرانه آسمان باشی. آسمان همیشه برای انسان رازهای ناگشوده داشته است و آسمان پرستاره کویر پرسش ها بر هزاران پرسش آدمی از معمای هستی افزوده است. در شمار این جست وجوهای بی پایان در باب معمای هستی آدمی در عصر اساطیر و در فهم اساطیری برای هر جرم آسمانی که در افق چشم آدمی قرار می گرفت معنایی می یافت و در بسیار موارد تصور می کرد افلاک و اجرام تقدیر فردی و جمعی ما را می نویسند۱ و در عصر تجدد که مصادف با معنا باختگی محیط پیرامون بود باز هم آسمان به عرصه ناگشوده رازهای طبیعت بدل شد و انسان هر روز و هرشب و با کمک آخرین دستاوردهای تکنولوژیک گشودن رازهای آسمان را پی گرفته و بر دانشش افزوده است. از منظری دیگر البته شب کویر جولانگاه گفت وگوهای روشنفکرانه نیز قرار گرفته است. زیباترین تصویر شب کویر را دکتر علی شریعتی در روزگار ما آفریده: «شب کویر این موجود زیبا و آسمانی که مردم شهر نمی شناسند. آنچه می شناسند شب دیگری است، شبی است که از بامداد آغاز می شود. شب کویر به وصف نمی آید. آرامش شب که بی درنگ با غروب فرا می رسد آرامشی که در شهر از نیمه شب، در هم ریخته و شکسته می آید و پریشان و ناپایدار روز زشت و بی رحم و گدازان و خفه کویر می میرد و نسیم سرد و دل انگیز غروب، آغاز شب را خبر می دهد... آسمان کویر این نخلستان خاموش و پر مهتابی که هرگاه مشت خونین و بی تاب قلبم را در زیر باران های غیبی سکوتش می گیرم و نگاه های اسیرم را همچون پروانه های شوق در این مزرع سبز آن دوست شاعرم رها می کنم، ناله های گریه آلود آن امام راستین و بزرگم را که همچون این شیعه گمنام و غریبش، در کنار آن مدینه پلید و در قلب آن کویر بی فریاد، سر در حلقوم چاه می برد و می گریست. چه فاجعه ای است در آن لحظه که یک مرد می گرید... چه فاجعه ای... شب آغاز شده است. در ده چراغ نیست. شب ها به مهتاب روشن است و با قطره های درشت و تابناک باران ستاره، مصابیح آسمان.»به رغم این تصویرهای زیبا، ما از فرصت غوطه وری در آسمان کویر محرومیم. چرا که آلودگی های نوری شهرها مانع از چشیدن این تجربه است. محققان می گویند آلودگی نوری زمانی رخ می دهد که به طور ناخواسته مناطقی که مورد نظر ما نیست از سوی انرژی نورانی روشن شود. اغلب به نادرستی تصور می شود که دیوار چین تنها ساخته بشر است که می تواند از فضاهای دور دست دیده شود. حال آنکه آنچه در فضاهای دوردست از چهره زمین دیده می شود نوری است که از سیاره ما به آسمان فرستاده می شود. به واسطه اتلاف روزافزون انرژی روشنایی و نورپردازی نامناسب شهرها نورهای مصنوعی که بشر تولید کرده است آسمان را نشانه رفته است. هرگونه منبع نوری که باعث شود تا نور به سمت بالا (آسمان) جایی که واقعاً مورد نیاز نیست، هدایت شود موجب آلودگی نوری می شود. این اتفاق به دلایل زیر رخ می دهد:♦ منابع نوری غیرضروری؛ منابع نوری که به منظور مفیدی ایجاد نشده اند یا در زمان هایی مورد استفاده قرار می گیرند که نیازی به روشنایی آنها نیست.♦ منابع نوری با درخشندگی بیش از حد؛ منابع نوری که درخشندگی بیش از میزان مورد نیاز دارند.♦ طراحی نامناسب لامپ های شهری؛ اغلب دیده می شود لامپ های شهری بدون سرپوش یا با سرپوش های نامناسب طراحی شده اند. ♦ نورپردازی نامناسب؛ به معنای ایجاد منابع نوری مختلف در ترکیب ها و موقعیت های نامناسب است. هر یک از ما نیز به نحوی متاثر از پدیده آلودگی نوری هستیم. این پدیده آسمان شب ها را بیش از حد روشن می کند و مانع از دیدن ستارگان و ارتباط ما با آسمان می شود. امروزه اغلب مردم در بهترین حالت های جوی نیز قادر به رصد ستاره ها نیستند. به همین علت بسیاری از افراد مجبورند به کیلومترها خارج از شهر نقل مکان کنند تا بتوانند از زیبایی آسمان شب بهره مند شوند. همین نیاز جایگاه کویر را در گردشگری نجومی برجسته می کند. گردشگری نجومی (astronomical tourism) پدیده نوینی است. گرچه نجوم قدمتی به درازنای تمدن دارد اما گردشگری نجومی پدیده ای نوظهور است و در ادبیات جهانی گردشگری بر مدار «پارک های آسمان تاریک» معرفی می شود. جست و جوها نشان می دهد گردشگری نجومی در میان گردشگران جهان هواداران بسیار دارد و از سوی کشورهایی که از این امکان برخوردارند، به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است. در گردشگری نجومی رخدادهایی همانند رصد ستاره ها و سیارات با چشم مسلح یا غیرمسلح در قالب تورها مدیریت می شود. اجرای برنامه هایی همانند رصدهای گروهی، رصدهای فصلی، رقابت های فرهنگی مرتبط با نجوم و... برای تمامی گروه های سنی جذابیت دارد و به تعداد طرفداران آن افزوده می شود.«استرونومیک توریسم» یا گردشگری نجومی شاخه ای تخصصی از گردشگری است و متاثر از مفاهیم مطرح در علوم فضا، اخترشناسی و کیهان شناسی است. می توان این نوع از گردشگری را این گونه نیز تعریف کرد: شناخت و مطالعه ستارگان حین سفر یا سفر با هدف شناخت و مشاهده ستارگان. طی سال های اخیر مطالعات آماتوری ستاره شناسی افزایش چشمگیری داشته است. در ایران، دوستداران تاریخ ایران، باستان شناسان و دانشجویان دیگر رشته های مرتبط، به همراه کوهنوردان و بیابانگردان با اشتیاق و کنجکاوی به دوستداران ستاره شناسی در کویرهای ایران می پیوندند و اغلب بر فراز بام آتشکده ها، خانه های روستایی و بناهای تاریخی دوردست و در عمق تاریکی شب به رصد ستارگان مشغول می شوند. گاه نیز اندک گردشگران خارجی از سوی تورهای داخلی به این مناطق می آیند. گردشگری نجومی از حدود دو دهه پیش مورد توجه قرار گرفت. بررسی ها نشان می دهد نخستین توجهات به گردشگری نجومی در شیلی پدید آمد. علاوه بر شیلی، هم اکنون آمریکا، کانادا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی، هند، روسیه، سوئد و نروژ از جمله کشورهای فعال در این عرصه هستند. همان گونه که انتظار می رود گردشگری نجومی به زنجیره ای از زیرساخت ها مانند رصدخانه، کمپ های اختصاصی مناطق تاریک و هتل های مختص این موضوع در مناطق جغرافیایی نزدیک به محل وقوع رخدادهای مرتبط با گردشگری نجومی نیاز دارد. بدیهی است که این امکانات گردش سرمایه و فرصت های شغلی متناسب با خود را پدید می آورند.در ایران نیز گردشگری نجومی مورد توجه قرار گرفته و علاقه مندان زیادی دارد. موقعیت مناسب اقلیمی ایران و گستره وسیع بیابان ها و کویرهای کشور ما فرصت بی بدیلی در این عرصه پدید آورده است. هم اینک بیش از ۴۰ رصدگاه در کشور ما فعال است و تورهای نجومی به این مقاصد برگزار می شود که یزد از جمله این مناطق است.رخدادهای کنونی گردشگری نجومی در کشور ما عموماً آموزشی-ترویجی است و انجمن ها و سازمان های مردم نهاد نجومی محور فعالیت ها هستند، در حالی که دفاتر گردشگری در این عرصه باید فعال شوند تا این عرصه به کسب وکاری اثرگذار و اقتصادی تبدیل شود و در عمل با گردش سرمایه، امکان رشد و نمو و توسعه گردشگری نجومی پدید آید.علاوه بر این باید این نکته نیز مورد توجه قرار گیرد که گردشگری نجوم نباید فقط به برگزاری تورهای رصدی یا چند مسابقه که البته در جای خود ارزشمند است، محدود شود. توسعه ابعاد فرهنگی گردشگری نجومی نیز باید مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که دانش نجوم در ایران قدمتی دیرینه دارد. بر مبنای شواهد و نقوش سفالینه های به دست آمده در کاوش های باستان شناسانه، ایرانیان از عهد کهن به نجوم توجه داشته اند. سنت نوروز و سده اساساً بر مبنای محاسبات نجومی شکل گرفته است. در دوران اسلامی نیز ایرانیان سرآمد دیگر ملل مسلمان در دانش نجوم بودند. دانش نجوم ایرانیان به نام های بزرگی چون ابوریحان بیرونی، موسی خوارزمی، عمر خیام نیشابوری، عبدالرحمان خازنی، نصیرالدین طوسی و قطب الدین شیرازی، عبدالعلی بیرجندی و غیاث الدین جمشید کاشانی پیوند خورده است. رصدخانه های مراغه و سمرقند در حوزه ایران فرهنگی گواه روشن آشنایی عالمانه دانشمندان ما با ...

ادامه مطلب  

گردشگری نجومی در کویر یزد  

درخواست حذف این مطلب
کویر بزمگاه خیال آدمی است، خاصه آنکه اهل تفرج در پرمعماترین بخش هستی بی کرانه آسمان باشی. آسمان همیشه برای انسان رازهای ناگشوده داشته است و آسمان پرستاره کویر پرسش ها بر هزاران پرسش آدمی از معمای هستی افزوده است. در شمار این جست وجوهای بی پایان در باب معمای هستی آدمی در عصر اساطیر و در فهم اساطیری برای هر جرم آسمانی که در افق چشم آدمی قرار می گرفت معنایی می یافت و در بسیار موارد تصور می کرد افلاک و اجرام تقدیر فردی و جمعی ما را می نویسند1 و در عصر تجدد که مصادف با معنا باختگی محیط پیرامون بود باز هم آسمان به عرصه ناگشوده رازهای طبیعت بدل شد و انسان هر روز و هرشب و با کمک آخرین دستاوردهای تکنولوژیک گشودن رازهای آسمان را پی گرفته و بر دانشش افزوده است. از منظری دیگر البته شب کویر جولانگاه گفت وگوهای روشنفکرانه نیز قرار گرفته است. زیباترین تصویر شب کویر را دکتر علی شریعتی در روزگار ما آفریده: «شب کویر این موجود زیبا و آسمانی که مردم شهر نمی شناسند. آنچه می شناسند شب دیگری است، شبی است که از بامداد آغاز می شود. شب کویر به وصف نمی آید. آرامش شب که بی درنگ با غروب فرا می رسد آرامشی که در شهر از نیمه شب، در هم ریخته و شکسته می آید و پریشان و ناپایدار روز زشت و بی رحم و گدازان و خفه کویر می میرد و نسیم سرد و دل انگیز غروب، آغاز شب را خبر می دهد... آسمان کویر این نخلستان خاموش و پر مهتابی که هرگاه مشت خونین و بی تاب قلبم را در زیر باران های غیبی سکوتش می گیرم و نگاه های اسیرم را همچون پروانه های شوق در این مزرع سبز آن دوست شاعرم رها می کنم، ناله های گریه آلود آن امام راستین و بزرگم را که همچون این شیعه گمنام و غریبش، در کنار آن مدینه پلید و در قلب آن کویر بی فریاد، سر در حلقوم چاه می برد و می گریست. چه فاجعه ای است در آن لحظه که یک مرد می گرید... چه فاجعه ای... شب آغاز شده است. در ده چراغ نیست. شب ها به مهتاب روشن است و با قطره های درشت و تابناک باران ستاره، مصابیح آسمان.»به رغم این تصویرهای زیبا، ما از فرصت غوطه وری در آسمان کویر محرومیم. چرا که آلودگی های نوری شهرها مانع از چشیدن این تجربه است. محققان می گویند آلودگی نوری زمانی رخ می دهد که به طور ناخواسته مناطقی که مورد نظر ما نیست از سوی انرژی نورانی روشن شود. اغلب به نادرستی تصور می شود که دیوار چین تنها ساخته بشر است که می تواند از فضاهای دور دست دیده شود. حال آنکه آنچه در فضاهای دوردست از چهره زمین دیده می شود نوری است که از سیاره ما به آسمان فرستاده می شود. به واسطه اتلاف روزافزون انرژی روشنایی و نورپردازی نامناسب شهرها نورهای مصنوعی که بشر تولید کرده است آسمان را نشانه رفته است. هرگونه منبع نوری که باعث شود تا نور به سمت بالا (آسمان) جایی که واقعاً مورد نیاز نیست، هدایت شود موجب آلودگی نوری می شود. این اتفاق به دلایل زیر رخ می دهد: ♦ منابع نوری غیرضروری؛ منابع نوری که به منظور مفیدی ایجاد نشده اند یا در زمان هایی مورد استفاده قرار می گیرند که نیازی به روشنایی آنها نیست. ♦ منابع نوری با درخشندگی بیش از حد؛ منابع نوری که درخشندگی بیش از میزان مورد نیاز دارند. ♦ طراحی نامناسب لامپ های شهری؛ اغلب دیده می شود لامپ های شهری بدون سرپوش یا با سرپوش های نامناسب طراحی شده اند. ♦ نورپردازی نامناسب؛ به معنای ایجاد منابع نوری مختلف در ترکیب ها و موقعیت های نامناسب است. هر یک از ما نیز به نحوی متاثر از پدیده آلودگی نوری هستیم. این پدیده آسمان شب ها را بیش از حد روشن می کند و مانع از دیدن ستارگان و ارتباط ما با آسمان می شود. امروزه اغلب مردم در بهترین حالت های جوی نیز قادر به رصد ستاره ها نیستند. به همین علت بسیاری از افراد مجبورند به کیلومترها خارج از شهر نقل مکان کنند تا بتوانند از زیبایی آسمان شب بهره مند شوند. همین نیاز جایگاه کویر را در گردشگری نجومی برجسته می کند. گردشگری نجومی (astronomical tourism) پدیده نوینی است. گرچه نجوم قدمتی به درازنای تمدن دارد اما گردشگری نجومی پدیده ای نوظهور است و در ادبیات جهانی گردشگری بر مدار «پارک های آسمان تاریک» معرفی می شود. جست و جوها نشان می دهد گردشگری نجومی در میان گردشگران جهان هواداران بسیار دارد و از سوی کشورهایی که از این امکان برخوردارند، به طور جدی مورد توجه قرار گرفته است. در گردشگری نجومی رخدادهایی همانند رصد ستاره ها و سیارات با چشم مسلح یا غیرمسلح در قالب تورها مدیریت می شود. اجرای برنامه هایی همانند رصدهای گروهی، رصدهای فصلی، رقابت های فرهنگی مرتبط با نجوم و... برای تمامی گروه های سنی جذابیت دارد و به تعداد طرفداران آن افزوده می شود.«استرونومیک توریسم» یا گردشگری نجومی شاخه ای تخصصی از گردشگری است و متاثر از مفاهیم مطرح در علوم فضا، اخترشناسی و کیهان شناسی است. می توان این نوع از گردشگری را این گونه نیز تعریف کرد: شناخت و مطالعه ستارگان حین سفر یا سفر با هدف شناخت و مشاهده ستارگان. طی سال های اخیر مطالعات آماتوری ستاره شناسی افزایش چشمگیری داشته است. در ایران، دوستداران تاریخ ایران، باستان شناسان و دانشجویان دیگر رشته های مرتبط، به همراه کوهنوردان و بیابانگردان با اشتیاق و کنجکاوی به دوستداران ستاره شناسی در کویرهای ایران می پیوندند و اغلب بر فراز بام آتشکده ها، خانه های روستایی و بناهای تاریخی دوردست و در عمق تاریکی شب به رصد ستارگان مشغول می شوند. گاه نیز اندک گردشگران خارجی از سوی تورهای داخلی به این مناطق می آیند. گردشگری نجومی از حدود دو دهه پیش مورد توجه قرار گرفت. بررسی ها نشان می دهد نخستین توجهات به گردشگری نجومی در شیلی پدید آمد. علاوه بر شیلی، هم اکنون آمریکا، کانادا، نیوزیلند، آفریقای جنوبی، هند، روسیه، سوئد و نروژ از جمله کشورهای فعال در این عرصه هستند. همان گونه که انتظار می رود گردشگری نجومی به زنجیره ای از زیرساخت ها مانند رصدخانه، کمپ های اختصاصی مناطق تاریک و هتل های مختص این موضوع در مناطق جغرافیایی نزدیک به محل وقوع رخدادهای مرتبط با گردشگری نجومی نیاز دارد. بدیهی است که این امکانات گردش سرمایه و فرصت های شغلی متناسب با خود را پدید می آورند.در ایران نیز گردشگری نجومی مورد توجه قرار گرفته و علاقه مندان زیادی دارد. موقعیت مناسب اقلیمی ایران و گستره وسیع بیابان ها و کویرهای کشور ما فرصت بی بدیلی در این عرصه پدید آورده است. هم اینک بیش از 40 رصدگاه در کشور ما فعال است و تورهای نجومی به این مقاصد برگزار می شود که یزد از جمله این مناطق است.رخدادهای کنونی گردشگری نجومی در کشور ما عموماً آموزشی-ترویجی است و انجمن ها و سازمان های مردم نهاد نجومی محور فعالیت ها هستند، در حالی که دفاتر گردشگری در این عرصه باید فعال شوند تا این عرصه به کسب وکاری اثرگذار و اقتصادی تبدیل شود و در عمل با گردش سرمایه، امکان رشد و نمو و توسعه گردشگری نجومی پدید آید.علاوه بر این باید این نکته نیز مورد توجه قرار گیرد که گردشگری نجوم نباید فقط به برگزاری تورهای رصدی یا چند مسابقه که البته در جای خود ارزشمند است، محدود شود. توسعه ابعاد فرهنگی گردشگری نجومی نیز باید مورد توجه قرار گیرد؛ چرا که دانش نجوم در ایران قدمتی دیرینه دارد. بر مبنای شواهد و نقوش سفالینه های به دست آمده در کاوش های باستان شناسانه، ایرانیان از عهد کهن به نجوم توجه داشته اند. سنت نوروز و سده اساساً بر مبنای محاسبات نجومی شکل گرفته است. در دوران اسلامی نیز ایرانیان سرآمد دیگر ملل مسلمان در دانش نجوم بودند. دانش نجوم ایرانیان به نام های بزرگی چون ابوریحان بیرونی، موسی خوارزمی، عمر خیام نیشابوری، عبدالرحمان خازنی، نصیرالدین طوسی و قطب الدین شیرازی، عبدالعلی بیرجندی و غیاث الدین جمشید کاشانی پیوند خورده است. رصدخانه های مراغه و سمرقند در حوزه ایران فرهنگی گواه روشن آشنایی عالمانه د ...

ادامه مطلب  

سینمای ایران در بهار 96  

درخواست حذف این مطلب
یک گزارش درباره ریز و درشت اکران 96 که گیشه آن با یکه تازی «گشت 2»، «خوب، بد، جلف» و «نهنگ عنبر 2» به رقم 62 میلیارد تومانی رسید. در این پرونده حاشیه ها، شکست خورده ها، ستاره ها و نکات دیگر اکران مرور شده.62 میلیارد تومان در برابر 60 میلیارد تومان. سینماها در سه ماه اول سال 96 تنها دو میلیارد تومان بیش از مشابه سال پیش فروش داشته اند که با احتساب افزایش قیمت بلیت عددی ناچیز است. یعنی همچنان گیشه بهار سال 95 پررونق تر از بهار 96 است. همان طور که فروش نوروزی سال پیش بیشتر از نوروز امسال بود.از نظر کیفی هم آثاری که در بازه زمانی سال گذشته روی پرده رفتند بالاتر می ایستند. با این حساب آیا وضع بهار 96 سینما وخیم است؟ در شرایط عادی بله اما در قیاس با سال های قبل از 95 و روزهایی که سالن ها سوت و کور بود به همین مقدار هم باید دلخوش کرد. نگرانی جایی است که بدانیم سه فیلم جور مابقی را می کشند: «گشت 2»، «خوب، بد، جلف» و «نهنگ عنبر؛ سلکشن رویا» مجموع 49 میلیارد تومان فروش داشته و به داد گیشه رسیده اند.نگرانی مضاعف وقتی است که با رقم های پایین دیگر فیلم ها مواجه می شویم؛ ربطی هم ندارد که آیا مورد حمایت قرار گرفته اند یا نه. «ویلایی ها» به اندازه کافی حمایت تلویزیون و سینماگران را داشت ولی فروش آن روی 800 میلیون تومان مانده. از آن سوی فیلمی مثل «آشوب» با تیزرهای جذاب و تبلیغات متعدد زیر 500 میلیون تومان فروش دارد. در این شرایط باید فروش یک میلیارد و 400 میلیون تومانی «برادرم خسرو» را تحسین کرد؛ فیلمی که نسبتی با گیشه ندارد اما داستان یک انسان دوقطبی مورد توجه قرار می گیرد. یادمان نرود که فیلم های کمدی اکران شده آثار تراز و باکیفیتی نیستند. پیمان قاسمخانی در گام نخست برای کارگردانی «خوب، بد، جلف» نمره قبولی می گیرد اما همه راضی از سالن خارج نشدند. «هنگ عنبر؛ سلکشن رویا» لحظات بامزه ای دارد اما نان «نهنگ عنبر» را می خورد. سامان مقدم در قصه گویی خست داشته و سخت پسندها را راضی نکرده. وضع برای «گشت 2» بدتر است؛ کمدی سعید سهیلی روی چند شوخی منشوری بنا شده و در باقی موارد قصه اش گیرا نیست. اگر حاشیه های «گشت ارشاد» نبود فیلم به چنین فروشی می رسید؟سال پیش تعداد فیلم هایی که فروش شان از 5 میلیارد تومان گذشت صرفا کمدی نبودند اما تا الان هیچ فیلمی این رقم را رد نکرده و «ماجرای نیمروز» به پشتوانه کیفیت بالا و حمایت های معقول چهار میلیارد و 300 میلیون تومان فروش داشت. در این پرونده اکران بهار 96 را از هشت منظر بررسی کرده ایم: پرفروش ها، کم فروش ها، شکست خورده ها، ستاره های اکران، ستاره های سوخته، غافلگیرکننده ها، پرحاشیه ها و شرایط سیمرغی در اکران.ستاره های اکرانرضا عطاران: آقای گیشه امسال هم سهمی بالا از فروش دارد؛ «نهنگ عنبر؛ سلکشن رویا» تا الان بیش از 13 میلیارد تومان فروش داشته با باور کنیم ستاره بخت رضا عطاران همچنان پرفروغ است. نمی توان بخش عمدهای از موفقیت فیلم در گیشه را مرهون سابقه خوش «نهنگ عنبر» ندانست. اما این موفقیت مگر جز با درخشش عطاران و دیگر بازیگران به دست آمده؟ قسمت دوم فیلم سامان مقدم به اندازه قسمت اول درخشان نیست و می توان به آن ایرادهای فراوان وارد کرد اما مخاطبان سینما از آن استقبال می کنند و عطارانش را دوست دارند. او رد نقش ارژنگ همچنان بر مدار کم شانسی است و در لحظه وصال باز هم بخت یارش نیست. سکانس رقص او در فصل بازگشت به دهه 60 بر ملاحت عطاران افزوده.حمید فرخ نژاد:اکران بهار 96 بیش از همه به کام حمید فرخ نژاد است که گیشه فیلم های او در مجموع نزدیک به 36 میلیارد تومان رسیده؛ «گشت 2» حدود 20 میلیارد تومان و «خوب، بد، جلف» 16 میلیارد تومان. فرخ نژاد در کنار سعید سهیلی، تهیه کننده «گشت 2» قرار گرفته و اوضاع بر وفق مراد اوست. فرخ نژاد اصولا بازیگر گیشه نیست. این مسئله پاشنه آشیل کارنامه او شده بود و در سال های اخیر به اوج رسید. مهم ترین فیلمش یعنی «استرداد» در گیشه شکست خورد چه برسد به فیلم هایی مثل «مشکل گیتی»، «یاسین» و... وضع برای «به رنگ ارغوان» بدتر است؛ فیلمی که بعد از سال ها توقیف و سوژه ای امنیتی آن شانس فروش داشت اما این مسئله حاشیه ای و نیز نام حاتمی کیا به داد فیلم نرسید تا فرخ نژاد عملا ستاره بی سو لقب بگیرد.در «خوب، بد، جلف» بازی کنترل شده ای دارد. اما در «گشت 2» یکی از بدترین بازی های کارنامه اش را رقم زده.پژمان جمشیدی:خودمان هم خسته شده ایم از اینکه مدام می گوییم کی باور می کرد فوتبالیست دیروز، بازیگر محبوب این روزها باشد؟ پژمان جمشیدی در مدتی کوتاه، نقش های متنوعی بازی کرده و استعدادش را در زمینه های مختلف به رخ کشیده. «خوب، بلد، جلف» ادامه نقش او در «پژمان» است اما با تعریفی متفاوت. او حالا بازیگری است که می خواهد دایره نقش هایش را گسترش دهد و فیلم روشنفکری هم بازی کند. این موقعیت برای کاراکتر ساده لوح پژمان، ذهن را به سمت سریال «پژمان» می برد اما پیمان قاسمخانی مرزی باریک بین این دو کشیده و جمشیدی حواسش به تفاوت ها بوده. نتیجه آنکه علاوه بر بازی خوب، بده بستانش با سام درخشانی جذاب شده.ده میلیاردی هاخوب، بد، جلف: پیش بینی ها در خصوص فیلم اول پیمان قاسم خانی درست از آب درآمد و «خوب، بد، جلف» طی یک روند اصولی به فروش بالای ده میلیارد تومان دست پیدا کرد. این فیلم بلافاصله بعد از پایان جشنواره و به عنوان اولین فیلم اکران نوروز روی پرده رفت تا قبل از تعطیلات و با توجه به شلوغی روزهای پایانی، فروش فیلم به مرز پنج میلیارد رسید. این روند با آغاز تعطیلات سیر صعودی به خود گرفت و شروع اکران «گشت 2» تاثیری روی فروش آن نگذاشت، به نحوی که «خوب، بد، جلف» توانست پیش از پایان فروردین، وارد باشگاه ده میلیاردی ها شود. این فیلم در نهایت اکرانش را با فروشی نزدیک به 16 میلیارد و شکستن رکورد فروش «فروشنده» به پایان رساند.گشت 2: سعید سهیلی با وجود مشکلاتی که برای «گشت ارشاد» به وجود آمد، دست به ریسک بزرگی زد و تصمیم گرفت تا قسمت دوم این فیلم را هم سازد. ریسکی که البته جواب هم داد و در نهایت فروشی نزدیک به 20 میلیارد تومان داشت. «گشت 2» بعد از پشت سر گذاشتن حواشی بسیار موفق شد مانند قسمت اولش، در اکران نوروز جایی برای خودش پیدا کند. فیلم در کمتر از سه روز فروش خود را از مرز یک میلیارد تومان گذراند تا نشان دهد آمده که رکورد فروش را بزند.بعد از پایان تعطیلات نوروز فروش این فیلم به 10 میلیارد تومان رسید، در همان ایام سهیلی طی گفت و گویی اعلام کرد که با این روند، به راحتی فیلمش تمامی رکوردهای فروش را خواهدزد. در حالی که فروش گشت 2 به مرز 17 میلیارد رسیده بود و رکورد فروش را زد، نسخه قاچاق آن از پیاده روها سر درآورد و فروش فیلم را با افت محسوسی رو به رو کرد.نهنگ عنبر 2: سامان مقدم دو سال بعد از موفقیت فیلم «نهنگ عنبر» دست به کار شد و قسمت دوم آن را ساخت. فرمول او برای ساخت قسمت دو اتفاقا به خوبی جواب داد و فیلم با بهره گیری و تمرکز بر المان ها و نکاتی که منجر به موفقیت قسمت اول شده بود، توانست مخاطبان را در بدترین شرایط اکران به سالن های سینما بکشاند. فیلم مقدم درست در بحبوحه مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری در آستانه ماه رمضان روی پرده رفت. اما با این حال سالن های سینما پر شد و خیلی زودتر از حد تصور فیلم وارد باشگاه ده میلیاردی ها شد. فروش فیلم همچنان روی نمودار به روند صعودی اش ادامه می داد تا حملات تروریستی تهران به یکباره ترمزش را کشید و روند فروش حسابی کند شد.ستاره های سوختهمحمدرضا فروتن: اگر دیر بجنبد از او یک نام باقی می ماند. خودمان هم دوست نداریم چنین بی پروا درباره محمدرضا فروتن حرف بزنیم اما شما خودتان قاضی. او در سال های اخیر چه نقش متفاوت یا چه فیلم پرفروشی داشته؟ از او در اکران بهار امسال «نقطه کور» اکران عمومی شد اما برای فروتن یک شکست تمام عیار است. فیلم کمتر از 300 میلیون تومان فروش داشت و این یعنی بازیگر محبوب ما نتوانسته تماشاچی به سالن بکشاند. تازه نقشی را بازی کرده که در آن به شهرت رسید؛ مردی شکاک به همسر (هانیه توسلی) که در «قرمز» در حد اعلا از فروتن شاهد بودیم. این بار اما بازی اش سایه ای از «قرمز» است و این زنگ خطر را بلندتر برایش به صدا در می آورد.فرهاد اصلانی: به یک باره اوج گرفت و در سال های اخیر غالب نقش هایش به دل مخاطبان سینما نشسته. سهم او از اکران بهار 96 دو فیلم است که یکی در گیشه شکست خورد و دیگری تازه به چرخه اکران اضافه شده. فرهاد اصلانی بازیگری باهوش است و در فیلم ضعیف می داند چه کند که به چشم بیاید. «یک روز بخصوص» از جمله فیلم هایی است که اصلانی خودش را سوار بر آن کرده و اسیر کلیشه های نقش و منطق غیرقابل باور فیلم نشده است.او در فیلم اسعدیان نقش بوفه چی یک بیمارستان را دارد که کم کم وارد قاچاق قلب شده. اصلانی از موقعیتی غیرقابل باور نقشی باورپذیر می سازد. با حرکت بدن، میمیک صورت و لحن بیان. «یک روز بخصوص» با یک میلیارد فروش در گیشه شکست خورد. «زیر سقف دودی» فروش معقول تری دارد اما از خوش نقشی اصلانی در آن خبری نیست. مرد سرد و بی تفاوت داستان روی کلیشه ها حرکت می کند و درونیاتش را فریاد می زند.مصطفی زمانی: سهم او از اکران بهار دو فیلم است اما هر دو در گیشه شکست خوردند. از مصطفی زمانی ابتدا «یک روز بخصوص» اکران عمومی شد و مدتی بعد «تیک آف». در اولی نقشی کلیشه ای برعهده داشت: خبرنگاری که خواهرش به قلب نیاز دارد اما پا روی وجدان نمی گذارد و خارج از نوبت اقدام نمی کند. شعارهای پررنگ فیلم همایون اسعدیان روی بازی او سایه انداخته و زمانی در حد تیپ باقی ماند.در «تیک آف» اما بازی متفاوتی دارد؛ نقش یک جوان بوشهری که با دوستان به سیم آخر می زند. بر لهجه مسلط است و نمونه باورپذیری است از جوان هایی با آرزوهای فروخورده. «یک روز بخصوص» و «تیک آف» هر کدام یک میلیارد تومان فروش داشتند و این یعنی شکست.فجایع فروشدو عروس: بعضی فیلم ها هستند که به اسم سینمایی ساخته می شوند که چند روزی اکران بگیرند تا بتوانند قیمت رایتشان را در شبکه خانگی حداقل به قیمت کف یک فیلم سینمایی بفروشند. حکایت دو عروس هم از این قاعده مستثنا نیست. فیلم را داود موثقی ساخته که در ساخت فیلم های بدنه تبحر زیادی دارد و همه کارهایش پرفروش بوده اند. فیلم هایی که حالا یا مثل کلید ازدواج، بازیگران هیجان انگیزی داشت یا مثل بله برون و خواستگار محترم قصه شان کمی و فقط کمی قابل توجه بوده اند. اما «دو عروس» نه قصه خوبی دارد و نه بازیگران قابل توجهی. نتیجه چنین ترکیبی هم مشخص است، رقم زدن یک فاجعه در گیشه با فروشی کمتر از 450 هزار تومان.قلب سفید قاصدک: در روزهایی که فیلم های اسم و رسم دار خود را آماده می کردند تا به تدریج جایگزین فیلم های نوروزی شوند، فیلمی بی نام و نشان خیلی بی سر و صدا روی پرده رفت. همانطوری که هیچ کس خبر نداشت که چنین فیلمی کی و کجا تولید شده، هیچ کس ه ...

ادامه مطلب  

رؤیای برخورد با مدیران نجومی تعبیر نشد!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598به نقل از روزنامه کیهان، با بررسی روند مواجهه دولت با موضوع فیش های نجومی متاسفانه به این مسئله پی می بریم که انگیزه و اراده ای در دولت برای برخورد با این مفاسد وجود ندارد و تا به امروز رویای برخورد با مدیران نجومی تعبیر نشده است.در روزهای گذشته و با انتشار خبر تبرئه مدیران نجومی بگیر، موضوع این حقوق ها و مدیران ویژه و حرامخوار بار دیگر به تیتر یک رسانه ها بدل شد و افکار عمومی با حیرت آمیخته با تاسف و نگرانی به آن واکنش نشان داد.به دنبال انتشار خبر تبرئه مدیران نجومی بگیر از سوی دیوان محاسبات روابط عمومی این دیوان در جوابیه ای تصریح کرد: اقدامات دیوان محاسبات بر مبنای قانون صورت پذیرفته و کماکان در حال انجام است، در این روند برخی مدیران محکوم و عده ای نیز تبرئه شده اند!پیش از این محمد حسینی نماینده تفرش و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه دیوان محاسبات پرونده تعداد قابل توجهی از مدیران نجومی بگیر را مختومه اعلام و آنان را تبرئه کرده است، از شکایت برخی مدیران نجومی بگیر به دیوان عدالت برای بازپس گرفتن پول هایشان خبر داده بود!جوابیه دیوان محاسبات مبنی بر اینکه بررسی حقوق های نجومی در این دیوان ادامه دارد و همچنین برخی مدیران در روند بررسی ها تبرئه شده اند نه تنها از ابهامات نکاست بلکه سؤالات دیگری را نیز به میان کشید که در گزارش دیروز به آن پرداختیم از جمله اینکه چرا یک و نیم سال از آغاز بررسی این حقوق ها می گذرد و هنوز به نتیجه نهایی نرسیده است و از سوی دیگر در کجای دنیا در برخورد با متخلفینی که شایستگی تصدی سمتی را ندارند از گفتمان و روند اقناعی استفاده می شود که دیوان محاسبات مدیران متخلف را مجاب [!] به استرداد وجوه دریافت شده کرده است؟مدیران نجومی بگیر، مستحق مجازات هستند یا مجاب شدن؟!طفره رفتن دیوان محاسباتحسینعلی حاجی دلیگانی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس-فروردین ۹۶- درباره آخرین پیگیری های مربوط به حقوق های نجومی با توجه به نشست اعضای کمیسیون برنامه و بودجه با رئیس دیوان محاسبات، اظهار داشت: ما از رئیس دیوان محاسبات انتظار شفاف سازی داشتیم، اما ایشان موضوع را شفاف نکردند.حاجی دلیگانی افزود: حتی زمانی هم که از آقای عادل آذر سؤال کردیم که حقوق خودتان چقدر است، ایشان طفره رفت و پاسخ نداد؛ حتی از پاسخ درباره حقوق و مزایای دادستان و معاونان دیوان هم طفره رفت.عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت: به دلیل این عدم پاسخگویی، بر اساس آیین نامه داخلی مجلس و قانون دیوان محاسبات، به دنبال آن هستیم تا طرح استیضاح رئیس دیوان را پیگیری کنیم؛ چرا که وقتی کسی می خواهد مسئول شفاف سازی حساب ها باشد، خودش هم باید وضعیتش را شفاف کند.حاجی دلیگانی با انتقاد از تهیه سلیقه ای گزارش برخورد با حقوق های نجومی اظهار داشت: هم گزارش اولی که در صحن مجلس قرائت شد سلیقه ای بود و هم گزارش دومی که اتفاقا در صحن مجلس قرائت نشد.وی تصریح کرد: به عنوان مثال، از آقای عادل آذر پرسیده ایم ملاک ۲۰ میلیون تومان برای بررسی حقوق های نجومی را از کجا آورده اید، ایشان با صراحت می گویند که از خودشان درآورده اند!شکایت از بازپس گرفتن حقوق های نجومی!محمد حسینی نماینده تفرش و عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس از تبرئه مدیران نجومی خبر داده و گفته بود که برخی از این مدیران برای بازپس گرفتن حقوق های نجومی مسترد شده شکایت کرده اند و برخی نیز چون در همان محلی که حقوق ها را دریافت کرده اند مشغول به کار هستند بنا به مصالحی اقدام به شکایت نکرده اند، با توجه به این سخنان سؤالی که می توان پرسید آن است که این مدیران نجومی بگیر و حرامخوار که به فرموده رهبر معظم انقلاب صلاحیت تصدی این سمت ها را ندارند چرا به فعالیت در پست های سابق ادامه می دهند و از سوی دیگر روند امور به سمت تبرئه شدن آنها پیش رفته است که چنین جرئتی به خود راه داده و حتی دست به شکایت می زنند و یا می توانند شکایت کنند؟!انتشار اسامی متهمان و تبرئه شدگانحمیدرضا حاجی بابایی نماینده همدان و عضو کمیسیون بودجه مجلس در گفت وگویی با بیان اینکه دیوان محاسبات باید اسامی متهمان و تبرئه شدگان حقوق های نجومی را منتشر کند، گفت: انتظار داریم دیوان محاسبات و سازمان بازرسی درمورد عدم ارائه لیست حقوق های پرداختی دستگاه های مختلف با گذشت بیش از ۵ ماه از زمان لازم الاجرا شدن قانون گزارش دهند.وی با تاکید بر لزوم برخورد با نجومی بگیران در کشور گفت: در ماده ۲۹ قانون برنامه ششم این مسئله مطرح شده که سامانه ای طراحی شده و میزان حقوق همه مدیران و مسئولان از نهادهای مختلف و حتی نهادهای زیر نظر مقام معظم رهبری در آن درج شود و پس از ارائه به دیوان محاسبات و دیوان بازرسی کل کشور به اطلاع عموم مردم نیز برسد.وی افزود: در این قانون حتی نهادهای زیرنظر مقام معظم رهبری نیز آورده شده تا بهانه از دست کسانی که به دنبال راهی به منظور عدم ارائه حقوق و دریافتی های خود بودند گرفته شود.عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس اظهار داشت: براساس قانون برنامه ششم توسعه هم دیوان محاسبات و هم سازمان بازرسی کل کشور از یک فروردین ۱۳۹۶ موظف هستند که این موضوع را پیگیری و گزارشات حقوق های پرداختی را دریافت کنند و همه دستگاه ها نیز موظف هستند که این گزارش را به سازمان بازرسی ارائه دهند و سازمان بازرسی و دیوان محاسبات نیز این گزارش ها را در اختیار عموم قرار دهند.حاجی بابایی خاطرنشان کرد: با توجه به اینکه پنج ماه و نیم از زمان اجرایی شدن این قانون گذشته ما توقع داریم که سازمان بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات گزارشی را ارائه کنند که براساس قانون برنامه ششم بنا بوده که گزارش حقوق های پرداختی دستگاه های مختلف به اطلاع مردم برسد و لیست ...

ادامه مطلب  

2 سال قبل از افشای فیش های نجومی تذکر دادیم گوش ندادند  

درخواست حذف این مطلب
نماینده اصلاح طلب مجلس شورای اسلامی مدعی شده است که دو سال قبل از رسوایی فیش های نجومی در دولت یازدهم موضوع را به وزارت اقتصاد اطلاع داده بود اما اقدام مؤثری در این رابطه صورت نگرفت این در حالی است که اخیراً سخنگوی قوه قضائیه هم اشاره داشته اند که موضوع فیش های نجومی مربوط به دولت یازدهم است در این میان سال ها پیش وقتی اسحاق جهانگیری وزیر صنعت بود یکی از نمایندگان مجلس نیز وی را به پرداخت پاداش های نجومی متهم کرده بود. به گزارش «جوان» تاجگردون نماینده کمیسیون برنامه و بودجه مجلس که حامی دولت نیز به شمار می رود مدعی شده دو سال قبل اف ...

ادامه مطلب  

از بی انگیزگی مدیران و ناکارآمدی شورای راهبردی سینمای کودک تا عدم شناخت لازم، فقدان فیلمنامه و نبود حمایت های دولتی  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: همزمان با برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان برخی از چهره های فعال سینمای کودک از وضعیت این گونه مهم سینمایی انتقاد کردند؛ این سینماگران از بی تدبیری مدیران و عدم اختصاص بودجه و تسهیلات کافی، ناکارآمدی شورای راهبردی سینمای کودک و نوجوان و وعده ها و شعارهای بدون عمل متولیان سینما به عنوان مشکلات این عرصه نام بردند. به گزارش خبرنگار سینماپرس، سینما مبتنی بر عناصر گوناگونی است که با طرح مفاهیم مختلف در زمینه هایی همچون: سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و غیره شکل می گیرد؛ در این مسیر اما کودکان نیز همچون بزرگسالان سهمی دارند و سال ها است که در سینمای جهان فیلم سازی برای کودکان جایگاه ویژه ای پیدا کرده است.متأسفانه در ایران این امر به شکل جدی تاکنون محقق نشده و هرچند که بسیاری از دست اندرکاران و مسئولین سیاست گذار در امور سینمایی کشور سال ها است دغدغه آن را دارند که سینمای کودک در ایران به جایگاه ویژه ای دست پیدا کند و بتواند نه تنها در کشور که با کودکان جهان ارتباط برقرار نموده و سهمی در سینمای جهانی داشته باشد اما این امر به دلایل مختلف که اغلب به فقر سینمای ایران از لحاظ فنی و تکنیکی، ساختار و داستان پردازی باز می گردد محقق نشده است.سینمای کودک و نوجوان از جمله موضوعات زیرشاخه جریان اصلی سینماست که اگر به درستی به آن پرداخته شود می تواند تاثیرات مثبت زیادی را برای نسل های آینده در زمینه های گوناگون فراهم آورد. سینمای کودک نیاز مبرم برای هر جامعه ای است و نباید سهل انگارانه از کنار آن عبور کرد. هر چند که سال های سال است سینمای کودک در ایران مورد بی مهری قرار گرفته و از سوی مسئولان و تهیه کننده ها حمایتی از این سینمای رو به زوال نمی شود.بلاتکلیفی دامنه دار و گسترده سینمای کودک که بعد از تأسیس شورای سیاستگذاری و راهبردی سینمای کودک شکل بدتری به خود گرفته است با واکنش منفی تعدادی از سینماگران فعال حوزه سینمای کودک مواجه شده و اغلب اهالی سینما بر این باورند که عملکرد این شورا تصنعی است.بسیاری بر این امر اعتقاد دارند در حالی که بسیاری از کشورهای جهان تمرکز و توجه بسیار ویژه ای در زمینه تولید فیلم های داستانی و انیمیشن برای کودکان و نوجوانان شان دارند، کشور ما که طی سال های پس از پیروزی انقلاب توجه ویژه ای به این گونه مهم سینمایی داشت در سال های اخیر با نوعی رکود و بحران در این ژانر سینمایی مواجه شده است و این مسئله باعث شده تا مخاطبان اصلی این حوزه سینمایی بدل به مشتریان پر و پا قرص انیمیشن ها و فیلم های کودکانه هالیوودی بشوند؛ این اتفاق مهم زنگ خطری برای مسئولان فرهنگی و هنری کشور ما است چرا که اگر کودکان و نوجوانان ما که آینده ساز این سرزمین هستند بخواهند همچنان در غرقاب تولیدات هالیوودی دست و پا بزنند روز به روز از فرهنگ بومی خود دور شده و حلقه ارتباطی شان را با فرهنگ ملی و میهنی از دست می دهند و طی چند دهه دیگر اصلا هویتی از فرهنگ ایرانی در کشور وجود نخواهد داشت.سینماپرس در همین رابطه با ۱۰ تن از چهره های شناخته شده سینمای کودک و نوجوان آقایان: حجت الله سیفی، محمد نیک بین، علی قوی تن، اسماعیل براری، عادل بزدوده، علی عبدالعلی زاده، حسن آقاکریمی، جلال فاطمی، سیدمحمدرضا خردمندان و مقصود جباری گفتگو انجام داده که ماحصل آن برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است:حجت الله سیفی کارگردان سینما با انتقاد شدید از متولیان سینمای کودک به ویژه مسئولان شورای راهبردی سینمای کودک گفت: متأسفانه مسئولان و مدیران فرهنگی و سینمایی اصلاً به این مطلب فکر نمی کنند که ما باید نسل آینده ای داشته باشیم و بر اساس فرهنگ و ارزش های ملی مان به شخصیت های تاریخی و بزرگ کشورمان فیلم هایی برای کودکان و نوجوانان تولید کنیم و آن ها را با هویت و فرهنگ ملی و ایرانی تربیت نماییم. گویا مسئولان و مدیران سینمایی هیچ فرزند و نوه ای ندارند و به همین دلیل است که به طور کلی به کودکان بی توجهند و هیچ قدم مثبتی برای آن ها در سینما برنمی دارند؛ شاید هم اگر فرزند و نوه ای دارند آن ها هم همانند سایر کودکان و نوجوانان به ناچار فیلم ها و کارتون های خارجی را تماشا می کنند و بر اساس فرهنگ غربی رشد و نمو می کنند.علی قوی تن دیگر کارگردان سینما با انتقاد از بلاتکلیفی سینمای کودک اظهار داشت: سینمای کودک دچار سردرگمی شده و هیچ سیاست درستی برای رونق آن در نظر گرفته نشده است و مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور به طور کل سینمای کودک و نوجوان را از یاد برده اند و به همین علت است که هیچ برنامه گذاری برای احیای مجدد این سینما صورت نمی گیرد. متأسفانه حدود ۲ دهه قبل سینمای کودک به ناگهان توسط مسئولان وقت معاونت سینمایی به حال خود رها شد و تنها یاد و نامی از دوران طلایی سینمای کودک باقی ماند که تا به امروز هم علیرغم وعده های متعدد نتوانسته ایم سینمای کودک و نوجوان را به دوران اوج آن روزگار بازگردانیم.محمد نیک بین تهیه کننده سینما در آستانه برگزاری سی امین جشنواره فیلم کودک و نوجوان گفت: فقدان فیلمنامه مناسب، شکست در گیشه و عدم حمایت مدیران باعث رکود سینمای کودک شده است و اگر مسئولان سینمای کودک دغدغه ای برای رونق مجدد این گونه مهم سینمایی دارند بایستی نسبت به این موضوعات توجه نشان داده و معضلات آن را رفع کنند. طیف گسترده ای از جامعه را کودکان و نوجوانان تشکیل می دهند و بدیهی است که این طیف نیاز به سینمایی مختص به خود دارند و مسئولان سینمای ایران باید مانند دست اندرکاران سینمای جهان خوراک مناسبی را برای این نسل فراهم کنند اما متأ ...

ادامه مطلب  

چگونه باید با مبتذل سازان و انحصارطلبان سینمای ایران مبارزه کرد؟  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: مسئله کنترل فیلم سینمایی خارجی در شرایطی مطرح می شود که بیست و هشت شرکت پخش کننده رسمی محصولات شبکه نمایش خانگی رسما ورشکست شده اند. به گزارش سینماپرس، مشرق در گزارشی نوشت: خبری که چند روز پیش منتشر شد که سایت فیلمو وابسته به وب سایت آپارات از تصویر کیت هرینگتون در تبلیغاتی شهری اش استفاده کرده است، از چند زاویه قابل ارزیابی است. مشخص است که دیگر بازیگران ناتوانی مثل «بهرام رادان» که دیالوگ هایش را هنوز نمی تواند به درستی ادا کند و «محمدرضا گلزار» پیرپسر سینمای ایران نمی توانند روی بیلبوردها کارکرد تبلیغاتی داشته باشند. صورتک های قشنگ سینما نمی توانند قهرمان واقعی مردم باشند. با همین مقدمه باید یک تراژدی سی ساله در حوزه فرهنگ را بررسی کرد که چرا سوپراستارنماهای سینمای ایران چنان حقیر شدند که حتی سایت فیلمو از صورتک آنها برای تبلیغات استفاده نمی کند! چرا مخاطبان سینمای ایران دائما در حال ریزش هستند؟ چرا بدنه اصلی سینمای ایران برای جذب مخاطب، ساده ترین راه ها را با استفاده از کمدی های مستهجن انتخاب می کند؟! سینمای ۵ درصدی و جمعیت شناسی مخاطبان سینمای ایرانجمعیت افرادی که در ایران راهی سالن ها سینما می شوند در خوشبینانه ترین حالت از مرز دو میلیون پانصد هزار نفر تجاوز نمی کند. نمونه اش فیلم «نهنگ عنبر» است که پرفروش ترین فیلم سینمای ایران در سال ۹۶ شد اما تعداد مخاطبانش از دو میلیون پانصد هزار نفر تجاوز نکرد. نکته مهم دیگر این است که همین فیلم در شبکه نمایش خانگی توزیع خواهد شد و تقریبا تیراژ انتشارش در خوشبینانه ترین حالت از یک میلیون تجاوز نخواهد کرد. یعنی با این همه بوق و کرنا، صدها سایت سینمایی، چند صد کانال تلگرامی، چند روزنامه سینمایی و ده ها مجله سینمایی، فقط سه و نیم میلیون نفر از مردم ایران، مخاطب سینمای ایران هستند.چرا مدیران فرهنگی ما این وضعیت آشفته را درک نمی کنند؟! مردم میلی به سینمای در حال احتضار ایران ندارند! برای یافتن پاسخ سئوالات طرح شده، کمی به عقب باز گردیم. باید گذشته را پس از تحولات فرهنگی انقلاب ۱۳۵۷ بررسی کنیم. سینمای ایران در سال ۱۳۵۶ عملا با ده عدد تولید به مرگی ناگهانی دچار شد. سینمای فارسی در آن سال عملا مخاطبی نداشت و مخاطبان سینمای ایران به همین میزان فعلی کنونی یعنی مخاطبان ۵ درصد فعلی رسیده بود. انقلاب فرصت خوبی برای دلالان و کارتل های سینمای فارسی بود که بتوانند که زمینه انحصار را در سینمای ایران ایجاد کنند. کمتر از چند ماه از وقوع انقلاب، پرفروشترین فیلم در سینماهای ایران که جمعیت انقلابی هیجان زده از آن استقبال می کنند فیلم هندی شعله است. در مقطع زمانی ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۱ کماکان روند عدم توفیق فیلم های ایران ادامه دارد و برخی آثار مثل برزخی ها و تاراج توفیقی نسبی در گیشه بدست می آورند که سازنده این دو اثر پرفروش، ایرج قادری، از عامه پسندسازان سرشناس سینمای فارسی است. سینمای ایران به مثابه موجودی عقب مانده بود که توان رقابت با فیلم های خارجی نمایش داده شده انقلابی مثل نبرد الجزایز یا فیلم «چه» را نداشت. کارتل خاتمی کارساز شدمحمد خاتمی هر کجا که حضور دارد جمعی از هنرمندان سعی می کنند تا با او در یک کادر عکس بیندازند و سعی می کنند به صورت عمومی علاقه خود را به خاتمی نشان دهند. آیا این واکنش از سوی هنرمندان نشات گرفته از یک علقه سیاسی است؟ خاتمی نزد سینماگران به یک دلیل مشخص محبوب است. او در دوران وزارتش با سینماگران ایرانی همراه شد و عرضه فیلم خارجی را ممنوع کرد این اتفاق در شرایطی افتاد که سینمای ایران هنوز تک ساحتی و تک ژانری نشده بود و آثار متنوع در حوزه سینمای دفاع مقدس، کودک و حتی ترسناک ساخته می شد. اما در همان شرایط فیلم خارجی ممنوع شد و کارتل های زیر زمینی از هر دوران دیگری، به صورت فعال تر در این حوزه فعالیت می کردند. در واقع مخاطبان سینمای ایران به دلیل شرایط اجباری به سراغ فیلم های ایرانی می رفتند. این وضعیت همچنان نزدیک به دو دهه ادامه داشت و دست یابی غیر قانونی به محصولات متنوع فرنگی سبب می شد، مخاطب سینما به شکل صعودی ریزش قابل اعتنایی داشته باشد. تعداد معین مخاطبان سینما با راه اندازی موسسه رسانه های تصویری و عدم ممنوعیت دستگاه vhs سبب شد که ریزش مخاطبان سینمای دو چندان شود. این مقطع تاریخی سینمای ایران را با شوک بزرگی در جذب مخاطب مواجه کرد. دوم خرداد چه بلایی بر سر مخاطبان سینما آوردمحمد خاتمی با شعار توسعه سیاسی به صحنه قدرت بازگشت اما همان روش های مدیرتی را در حوزه سینما در پیش گرفت و دوم خرداد به جای توسعه سینمای ایران با شعار آزادی های اجتماعی بزرگترین ضربه را به سینمای ایران زد. احیای ژانر «دختر پسری» بسیاری از فیلمسازان را از لانگ شات های معروف محمد علی سجادی، امیر قویدل ، یدالله صمدی به سوی کلوزآپ نماهای عاشقانه باسمه ای شور عشق (نادر مقدس) کشاند و پایه ریزی فرهنگی در دوران ریاست جمهوری خاتمی سینمای ایران را به سراغ ممنوعه ها و قصص آپارتمانی کشاند. آنقدر شور عشق های مختلفی ساخته شد که مخاطب شوریده سینما بیشتر سراغ تایتانیک می رفت تا سمبل های باسمه ای. با آغاز دهه هشتاد و توسعه دیجیتالی همزمان با دوم خرداد، حنای سینمای ایران رنگ «دخترپسری »تری به خود گرفت و مسئولان دولتی بستری ر ا برای سینمای آپارتمانی فراهم کردند که تاکنون این بستر همچنان فعال و پویاست و مخاطب سینما را بیشتر دل زده می کند. با این حال مسئولان فرهنگی آن زمان متوجه شدند که محصولاتی نظیر شور عشق ممکن است حیات سینمای ایران متوقف کند و برای علاقه مندان پر شمار سینما که در ایران تمایل شدیدی به توسعه ژنریک داشتند و فیلم های ترسناک، علمی تخیلی، ابرقهرمانی را مطالبه می کردند،چند فیلم خارجی را به صورت محدود اکران کردند.اکران فیلم هفت (دیوید فینچر)، مظنونین همیشگی (برایان سینگر) و مصائب مسیح (مل گیبسون) در دوران اصلاحات نما ...

ادامه مطلب  

حمله خالق «خانه سبز» به فیلمسازان ایرانی  

درخواست حذف این مطلب
بیژن بیرنگ کارگردان سریال های «همسران» و «خانه سبز» انتقادات تندی را به وضعیت حال حاضر سینمای ایران وارد کرده است. از نظر این کارگردان که موضع عجیبی درباره ساختن فیلم های تلخ دارد مثلاً نباید فیلمی درباره اسیدپاشی ساخته شود. او دلیل پرداختن به چنین سوژه هایی را فردگرا شدن سینمای سال 95 در غیاب کمپانی های فیلمسازی می داند. بیرنگ در میان صحبت هایش لقب هایی مثل قاتل نیز به این نوع سینما داده قاتلی که می تواند امید را بکشد و جامعه را از پیش بدبین کند. بیرنگ در گفت وگو با ایلنا به تندی از وضعیت سینمای ایران انتقاد کرده است. البته او که علاق ...

ادامه مطلب  

قناعت: فاصله نسل ها کم شده و فیلمسازان سینمای کودک باید همپای پیشرفت های جهانی جلو روند/ بودجه میلیاردی متضمن خوب بودن یک اثر نیست  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: حسین قناعت کارگردان سینمای کودک و نوجوان که با ۲ فیلم سینمایی «دزد و پری۲» و «قهرمانان کوچک» در سی امین جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان حضور دارد معتقد است: فاصله نسل ها کم شده و جهان مرتباً در حال پیشرفت است و فیلمسازان سینمای کودک همپای پیشرفت های جهانی باید جلو بروند. به گزارش سینماپرس ژانر سینمای کودک به دلیل اهمیتی که این قشر از جامعه در آینده و سرنوشت هر کشوری دارند در تمامی کشورهای صاحب صنعت سینما قدر و قیمت فراوانی دارد و دولت ها و حکومت ها توجه ویژه ای به آن می کنند؛ بسیاری از کشورها با استفاده از نظرات کارشناسان و صاحب نظران در زمینه مسائل مختلف اجتماعی، رواشناسی و... به خوبی به این مهم واقفند که می توان با تولید آثار سینمای کودک اهداف و نظرات حکومت ها در ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و... را برای نسل های بعدی در تولید آثار سینمای کودک و نوجوان متبادر کرد و به آن ها دست یافت.همزمان با برگزاری سی امین جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان سیدرضامنتظری (خبرنگار سینماپرس و منتقد) با حسین قناعت (کارگردان) در رابطه با مشکلات و آسیب های سینمای کودک گفتگو کرد که ماحصل آن در ذیل نقل شده است.*منتظری: مایلم در ابتدا بحث خود را در رابطه با فیلم «قهرمانان کوچک» که در جشنواره حضور دارد شروع کنیم و سپس به فیلم دیگر شما یعنی «دزد و پری۲» بپردازیم و کمی هم راجع به وضعیت بغرنج و آشفته سینمای کودک با هم صحبت داشته باشیم؛ بنده اعتقاد دارم عدم توجه به ادبیات کهن ایران زمین و قهرمانان وطنی یکی از مهمترین آفاتی است که به سینمای کودک در کشور ما لطمه زده است. متأسفانه سازندگان آثار سینمایی ما چندان توجهی به قصه ها و داستان های ایرانی ندارند و جز یکی دو کارگردان که همواره در آثارشان سعی داشته اند از کهن افسانه های ایرانی برای تولید فیلم شان بهره مند شوند دیگر فیلمسازان به فکر تولید آثاری مبتنی بر ادبیات کهن و فولکلوریک ایران زمین برای کودکان نیفتاده اند. شما به عنوان فیلمسازی که همواره در ساخته های تان سعی کرده اید قهرمان سازی و قهرمان پروری داشته باشید فکر نمی کنید که قهرمانان فیلم های تان باسمه ای هستند و خوب از کار درنیامده اند؟ آیا به این باور نرسیده اید که شکل کلیشه ای و تکراری برای قهرمانان دیگر نمی تواند کودکان امروز را مانند کودکان ۲ و ۳ دهه قبل جذب کند؟ قناعت: بنده به این نکته باور دارم که ساخت فیلم برای کودک تماماً رویاپردازی است. ما بچه ها را به دنیای رویایی می بریم که خودمان برای آن ها می سازیم. قهرمان پروری و قهرمان سازی را باید ۲ جور تعبیر کنیم. قهرمان در اغلب فیلم های کودک وجود دارد. من در تمامی فیلم هایم قهرمان داشتم و این باعث همذات پنداری کودکان و نوجوانان با این نوع فیلم ها می شود. سینمای ما در این سال ها از تیپ آرتیست و قهرمان فرار کرده و این یکی از لطماتی است که ما دیده ایم اما از آنجا که بچه های امروز با بچه های ۲۰ سال قبل تفاوت های بسیاری دارند ما باید دنبال ارائه قهرمانان به شکلی جدید در فیلم ها باشیم. قطعاً با ریتم کند نمی توان کودکان امروزی را در سالن های سینما نگه داشت. یک فیلم باید اکت داشته باشد و بتواند با بچه ها ارتباط قوی و موثری برقرار کند.*منتظری: در «قهرمانان کوچک» اتفاقاً شکل قهرمان سازی همانند همان فیلم های ۲-۳ دهه قبل است؛ حتی ما شاهد قهرمانی در این فیلم هستیم که همانند برخی از فیلمفارسی های قدیم از تمام هست و نیست خود برای بهبودی شرایط زندگی بقیه می گذرد به نحوی که در آخر فیلم قهرمان اصلی تمام آرزوهای خود را به دلیل خوشحالی مادر و پدر و برادرش نقش برآب کرده و از غول چراغ جادو می خواهد که همه چیز را به شکل اول در بیاورد؛ ضمناً قهرمان در فیلم شما فرد نیست و شما سعی کرده اید تا جمعی از قهرمانان را در فیلم تان به تصویر بکشید؟ آیا دلیل این اتفاق چیزی به جز جذب کودکان با هر تفکر و عقیده ای بوده است؟ قناعت: من معتقدم یک آدم تنها نمی تواند روی مخاطب تأثیر بگذارد و اگر چند نفر باشند فضا گرم تر می شود و جمع بیشتری با آن ارتباط برقرار می کنند؛ مثلاً در «قهرمانان کوچک» یاس متخصص کامپیوتر و به نوعی هکر است، پارسیا زبان خوبی دارد و به همین دلیل او را برای جاسوسی به رستوران می فرستند، امیرکیان و ایمان تکواندو کار هستند، سامیار بچه غول است و معجزه می کند، همه این ها باعث وسعت قهرمان سازی در فیلم می شوند و فکر نمی کنم که قهرمان سازی به این صورت اشکالی داشته باشد.خیلی ها مثلا بچه غول را دوست نداشتند و اصرار می کردند باید بازی آن کمرنگ یا برداشته شود و پیشنهاد تغییر دادند. اما من این شخصیت را بسیار دوست دارم، ما غول کودک در هیچ فیلمی ندیده ایم. اما نگاه من پست مدرن و امروزی است، من کودکان امروز را می شناسم و بر اساس ذائقه آن ها فیلمسازی می کنم. حتی شاید باورش سخت باشد که در فیلم جدیدم که این روزها نگارش آن را در دست دارم یک دختر زیبا قرار است نقش غول چراغ جادو را بازی کند و آرزویش این است که بدل به یک انسان شود. من فکر می کنم اینکه من در قرن ۲۱ توانسته ام قصه های کهن هزار و یک شب و شهرزاد قصه گو را به روز کنم و آن ها را روایت کنم کاری است که هر شخصی توان انجام آن را ندارد.حضور این تعداد قهرمان و شخصیت در فیلم باعث می شود همه بچه ها و مخاطبان حداقل با یک کاراکتر ارتباط برقرار کنند و این به نظر من امر بدی نیست که شما نسبت به آن معترض هستید. من از اولین اثر سینمایی ام که ساختم همواره تلاش کردم تا قاعده کلاسیک و ۳ پرده ای را در فیلم هایم راعایت کنم اما به جای آنکه مثلاً در پرده اول فیلم فقط ۳ اتفاق بگذارم در آن ۱۰ اتفاق می گنجانم تا برای بچه ها جذاب تر و دوست داشتنی تر بشود. من معتقدم اگر یک قصه خطی باشد و یک بازیگر پیش برنده داستان فیلم باشد آن فیلم نمی تواند با کودکان امروزی ارتباط برقرار کند. تعداد زیاد داستانک و شخصیت ریتم فیلم را تندتر می کند و ما را به سینمایی نزدیک می کند که به درد بچه های امروز می خورد. بچه هایی که عادت به کامپیوتر و گوشی دارند و با تصویر عجین هستند.*منتظری: پس از دوران طلایی سینمای کودک فیلمسازان دچار یک سطحی نگری عمیق در کلیت فیلم هایشان شدند که همانا توجه به سن و سال مخاطبان شان بود، همین امر باعث تنزل چشمگیر و به یک باره فیلم ها گردید، دلیل این امر آن بود که فیلم سازان کودک را فراموش کرده و تنها به نام ساخت فیلم برای کودکان بسنده نمودند و در آثارشان به دغدغه های خود پرداختند، کودکان که به ناگهان تخیل و فانتزی را در سینمای محبوب شان فنا شده دیدند از این فیلم ها استقبال به عمل نیاورده و سینمای کودک با افت و ریزش شدید مخاطب مواجه گردید. از سوی دیگر در این میانه حتی برخی از فیلمسازان به دلیل عدم آشنایی کافی با روح و روان و افکار کودکان اقدام به ساخت فیلم هایی نمودند که با این که سراسر در تخیل های کودکانه می گذشت اما با این حال نمی توانست با مخاطب کودک ارتباط برقرار نماید و داستان های تو در تو و پیچیده ای که در این آثار روایت می شد برای مخاطب کودک عاری از هر جذابیتی بود؛ شما به عنوان یک فیلمساز دغدغه مند سینمای کودک چقدر برای نسل امروز و ساخت فیلم برای آن ها تحقیق و پژوهش می کنید؟ بدون تعارف ما باید اذعان کنیم که متأسفانه امروزه بزرگترین معضل سینمای کودک ما این است که فیلمسازان با افکار کهنه و پوسیده قدیمی کار می کنند و همچنان در همان فضای فیلم های دهه ۶۰ شان به سر می برند و نتوانسته اند خودشان را به روز کنند و دلیل اصلی هم عدم شناخت از دغدغه ها و نیازهای کودکان امروزی است شما به عنوان یک فیلمساز که فیلم های تان مورد استقبال است چقدر تلاش دارید تا خودتان را به کودکان نزدیک کنید؟ قناعت: جهان هر روز تازه می شود. در همین ۲ ساله تلگرام رسانه ها را تحت تأثیر قرار داد و انقلابی برپا کرد. این بچه های امروز با ۲ سال قبل متفاوت هستند فاصله نسل ها بسیار کم شده است. ما باید به بچه ها نزدیک شویم. نزدیک شدن به بچه های امروزی سخت است. اگر فیلمسازی تا ۱۰ سال قبل می توانست از خاطره های کودکی اش سوژه هایی جذاب گیر بیاورد و آن را تبدیل به فیلمنامه کند این امر امروزه محال شده است. اما اگر یکی از آن سوژه ها امروز ساخته شود هیچ کودکی اصلا کمترین ارتباطی با آن برقرار نمی کند. خیلی از این فیلم ها که در فارابی ساخته شده و اکران نمی شود به دلیل آن است که تاریخ مصرفش گذشته است. من با ادبیات امروز آشنا هستم با حامد همایون و محسن یگانه و موسیقی امروز آشنا هستم. می دانم نسل امروز چه می خواهد. کودک درون من همیشه زنده است. اتفاقات تلخ را دوری می کنم و وقت برای کارم می گذارم. مطالعه می کنم و فیلم می بینم و فیلمنامه می نویسم و با خانواده ام وقت می گذرانم.*منتظری: بسیار خوب است که فیلمسازی در سینمای کودک پیدا شد که تا این میزان زندگی اش را وقف این سینمای رو به اضمحلال کرده باشد!؛ سوألی که من دارم این است شما نیاز حضور فیلمسازان جوان، خلاق و تازه نفس را در حوزه سینمای کودک و نوجوان تا چه حد ضروری می دانید؟ متأسفانه امروزه اکثریت قریب به اتفاق فیلمسازان مطرح سینمای کودک که در همین جشنواره حضور دارند حرفی برای گفتن ندارند و سال ها است جایی برای فعالیت نداشته اند. فیلمسازانی که سال ها است کار نکرده اند و یا فیلم های شان شکست های بسیار سنگینی را در گیشه متحمل شده؛ چرا مدیران سینمایی ما از نسل جدید و جوان با تفکرات و ایده ها و خلاقیت جدید حمایت نمی کند و همچنان از همان چرخه کهنه قدیمی حمایت می کند؟ البته در این میان هستند فیلمسازانی مانند ایرج طهماسب و مرضیه برومند که توانسته اند خودشان را به روز نگه دارند اما بسیاری از فیلمسازان رسماً باید کنار گذاشته شوند. چرا شوراهای متعدد مانند شورای راهبردی سینمای کو ...

ادامه مطلب  

شاه حسینی: کف تعریف امام راحل در بهشت زهرا از سینما را سقف تعیین کردند!  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: مجید شاه حسینی نویسنده و پژوهشگر سینمایی گفت: مهم این است که بدانیم انقلاب اسلامی ایران در خصوص سینما نهایت تساهل و تسامح را به کار برد. در همان سال های نخستین انقلاب رویکرد، رویکردی در مجموع تأییدی بود، در حالی که انقلاب های مهمی که در قرن بیستم اتفاق افتاد به شیوه ما با سینما برخورد نکردند. چرا سینمای انقلاب اسلامی مانیفست ندارد، این موضوعی است که در گفت وگو با مجید شاه حسینی، نویسنده و پژوهشگر سینمایی به بحث گذاشته شده است. این استاد دانشگاه معتقد است که مانیفست هنر انقلاب اسلامی را امام خمینی (ره) ترسیم کرده اند. بخش اول این گفت وگو پیش روی شماست. گفت وگو را با با این سؤال آغاز می کنم، به نظر می رسد سینمای ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تکلیف خودش را با انقلاب مشخص نکرد. به عبارت دیگر با توجه به تحولات چشمگیری که ما در سینمای پس از انقلاب می بینیم واقعاً سینما پس از انقلاب متحول شد، اما به نظر می رسد که در انقلاب اسلامی به حذف برهنگی و خشونت از سینما اکتفا کرده است. حال با توجه به فرموده حضرت امام که در سخنرانی معروفشان گفتند که ما با سینما مخالف نیستیم و با فحشا مخالفیم، به نظر می آید که سینما به همین قناعت کرد که تنها خشونت و برهنگی را حذف کند و با توجه به این مسئله این مهم سینمای ایران را به نوعی دچار انفعال کرد. مسئله اصلی این است که دلیل اینکه سینمای ما از اول انقلاب اسلامی مانیفست و دکترین مشخصی نداشته است چیست؟ به عبارت دیگر آیا فرهنگ ما دکترین مشخصی نداشته یا تنها این مسئله شامل حال سینما می شود؟انقلاب اسلامی ایران قطعاً بر مبنای یک تئوری شکل گرفت و البته امداد خاصه الهی موجب شد که این تئوری در این زمان به نتیجه برسد و بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی ایران، حضرت امام خمینی(ره) در آن مقطع زمانی بتواند این نور را به این کشور منتقل کند یا بازتاب این نور را به کشور ما بتاباند. حضرت امام سوای اینکه یک عالم دینی بزرگوار بوده اند، درک بسیار عمیق و دقیقی از شرایط اجتماعی زمان خود داشتند و طبعاً یک نوبت در خرداد ۴۲ این تلاش صورت گرفت که مردم بتوانند به نوعی در مقابل الحاق رژیم گذشته بایستند که حضرت امام سر سلسله این حرکت فرهنگی بودند و چون نتیجه نداد، خداوند مقدر فرمودند و گویی این اذن ۱۵ سال بعد صادر شد و حضرت امام در آن سال موفق شدند که در واقع آینه وار این نوری را که به نظر من نوری عرشی است به کشور ما بتابانند. این را گفتم تا بدانیم که انقلاب را اصلاً چگونه باید فهمید، اینکه الان هر کسی می گوید انقلاب کار ما بود، ما ایده دادیم، حزب ما بود و دسته ما بود در حقیقت هیچ یک از اینها نیست. هیچ کس جز امام خمینی(ره) نمی توانست انقلاب اسلامی ایران را محقق کند و ایشان هم مأذون به اذن رب بود. ضمن اینکه شرایط مکانی و زمانی را ایشان به درستی می شناختند، اما چنین حرکت عظیمی را بی اذن نمی توان محقق کرد. بنابراین صاحب این جریان فکری، رهبر یک انقلاب بزرگ که برای همه زمینه های مهم این انقلاب نیازسنجی کرده بودند و مطالب درخوری داشتند و در سخنرانی هایشان نیز این مسائل منعکس بود، وقتی که در پاریس تشریف داشتند؛ منظورم از پاریس دقیقاً همان دهکده نوفل لوشاتو است، کسانی از ایران رفتند و با ایشان به نوعی بیعت کردند و از سینما نیز افرادی از همان سینمای قبل از انقلاب به محضر ایشان رسیدند و مثلاً با ایشان بیعت و اعلام کردند که سینمای رژیم پهلوی، سینمای مطلوبی نیست و ما به نمایندگی از آن سینمای جایگزین و آن سینمایی که شأن ملت ایران است با شما عهد می بندیم که در مسیر اهداف و مصالح نهضت شما فعالیت های سینمایی مان را تنظیم کنیم، شاید سینما به نوعی به استقبال امام رفت.چه کسانی از سینمای ایران با امام(ره) بیعت کردند؟ اینکه آن افراد که بودند را می توان در تاریخ سینمای ایران پیدا کرد؛ چراکه نمی خواهم از آدم خاصی نام ببرم. روز تشریف فرمایی حضرت امام را کاملاً به یاد دارم؛ چراکه تشریف فرمایی ایشان را از نزدیک دیدم و از نزدیک شاهد سخنرانی مشهور ایشان در بهشت زهرا بودم. آنچه ایشان آن روز راجع به سینما فرمودند، صرفاً یک جمله و یک توصیف سلبی بود؛ یعنی اینکه سینما چه نباید باشد.طبعاً روزی که رهبر یک انقلاب وارد کشوری می شود، انقلابی که هنوز مدیریت آن کشور را به دست نگرفته ابتدا باید بقی السیف رژیم قبلی را سرنگون کنند و بعد کشور را به مدیریت نظام انقلابی دربیاورند، به همین دلیل بیش از این نمی شود راجع به تک تک پدیده های اجتماعی در یک روز صحبت کرد. سینمای قبل از انقلاب آنقدر بد بود که عقلای همان سینما از آن تبری جستند و به پیشواز حضرت امام رفته و بیعت شان را در فرانسه تقدیم کرده بودند و حضرت امام(ره) هم جمله ای فرموده بودند با این مضمون که ما با سینما مخالف نیستیم و با فحشا مخالفیم.البته این یک تعریف حداقلی از سینما می تواند باشد. بله و بسیار تعجب می کنم که سال ها بعد همین تعریف حداقلی که نه، این تعریف سلبی از حداقلی هم کمتر است و کف تعریف سینما می توانست این باشد که سینما مرتکب چه اموری نشود، در حقیقت سقف تعریف حضرت امام(ره) از سینما تلقی شد و کسانی با بدفهمی خود اصرار کردند که همین تعریف سلبی را به معنای تنها تعریف از سینما بشناسند. کسانی همین امروز هم در کشور ما هستند که تلاش می کنند با نوستالژی کردن سینمای قبل از انقلاب بگذارید معادل فارسی اش را بگویم، با ایجاد حس دلتنگی نسبت به سینمای قبل از انقلاب، از آن یک رؤیا و اسطوره بسازند و جنبه ملی و فولکلوریک به آن سینمای نجس بدهند و بگویند که همه چیز آن سینما ستودنی و پرستیدنی است تا جایی که امروز می بینیم کوچک ترین نقدی را نسبت به سینمای کثیف قبل از انقلاب برنمی تابند.یعنی نسبت به فیلمفارسی هایی با آن شکل؟ مطلق سینمای آن دوره را عرض می کنم.یعنی داشتیم کسی را که به این شکل که شما می گویید از سینمای قبل از انقلاب دفاع کند؟ بله، الان کم نیستند.مطلق سینمای قبل از انقلاب منظورشان است؟ بله، چون اصلاً نگاهشان نگاه حسی است نه نگاه عقلی. در مورد کوچه ملی چرا شعر می خوانیم؟ چرا فیلم می سازیم؟ کوچه ملی کجاست؟ چه فیلم هایی در آن نمایش داده می شد؟ تالارها، سالن ها و نمایش ها چگونه بود؟ چرا در مراسم افتتاحیه فیلم فجر از مطلق فیلمفارسی دفاع می کنیم؟ افرادی می روند بالا و از اسطوره های آن سینما نام می برند و از جمعیت کف می گیرند. اصلاً راه دوری نرویم به همین حافظه چند سال اخیرمان رجوع کنیم تا ببینیم نگاه نسبت به سینمای قبل از انقلاب از یک نگاه انتقادی و نگاه قرین نقد، دارد به یک نگاه قرین تحسین تبدیل می شود. به عبارت دیگر به جای اینکه آن سینما را نقد کنیم، در ستایش آن شعر می سراییم و از تمام مؤلفه های آن تکریم و تجلیل بلاوجه می کنیم.یک نگاهی به رنگین نامه های سینمایی مان بیندازیم. کسی از بازیگران آن سینما می میرد چه زجموره ای به راه می اندازند! مهم این است که بدانیم انقلاب اسلامی ایران در خصوص سینما نهایت تساهل و تسامح را به کار برد. در همان سال های نخستین انقلاب رویکرد، رویکردی در مجموع تأییدی بود، در حالی که انقلاب های مهمی که در قرن بیستم اتفاق افتاد به شیوه ما با سینما برخورد نکردند. در سال ۱۹۱۷ وقتی انقلاب اکتبر روسیه اتفاق می افتد و نظام بلشویکی در آنجا مستقر می شود، نه سینما که همه هنرهای هفت گانه زیر نظر حزب کمونیست تعریف می شوند. به تعریف آنها هنرمند کسی است که عضو حزب کمونیست باشد. اگر عضو حزب کمونیست نیستی حق سرودن شعر و چاپ آن را نداری چه رسد به ساخت فیلم. بعد می آید سینمای عصر تزار را بر مبنای اصول اولیه تعریف می کند. اگر باور غلطی به نام ماتریالیسم دیالکتیکی در باور بنیانگذاران آن انقلاب وجود دارد، می گویند اصل دیالکتیکی باید در منطق تدوین آن سینما لحاظ بشود و از کارگاه لئوکولشوف روسی منطق دیالکتیکی در قالب منطق جدید به وجود می آید. سینماگرانی مثل سرگئی آیزنشتاین و پودوفکین.شما می گویید که کشورهای انقلابی برای سینما مانیفست داشتند؟ بله.پس این ایراد را می توان به انقلاب اسلامی ایران گرفت که برای سینما هیچ مانیفست و دکترینی نداشته و در مورد سینما عقب مانده است. در واقع شما الان کشور ما را با یک کشور انقلابی مثل انقلاب اکتبر مقایسه می کنید و توضیح می دهید که آنها برای سینما یک مانیفست و دکترین مشخصی داشتند، اما این اتفاق در مورد انقلاب ما نیفتاد، می شود اینطور تعبیر کرد؟ الکساندر داوژنکو و ژیگاورتوف دقیقاً فیلمسازانی بودند که بر مبنای تئوری هنر انقلابی با تعریف بلشویکی تربیت شدند و سینمایی را ایجاد کردند که ما آن سینما را تحسین نمی کنیم؛ چراکه شاید خیلی از مؤلفه های محتوایی اش را قبول نداشته باشیم، ولی توسط دنیا این سینما تحسین می شود.کسانی هستند در کشور ما که معتقدند اگر یک انقلاب به عرصه تئوری پردازی در مورد سینما روی بیاورد، نتیجه آن چیزی است به نام سینمای ایدئولوژیک و سینمای ایدئولوژیک را آنچنان تحقیر می کنند که گویی ما از زهر هلاهل صحبت می کنیم، در حالی که کسانی که امروز مانیفست داشتن یک انقلاب برای سینما را محکوم می کنند و معتقدند اگر انقلابی مانیفست هنری سینمایی داشت نتیجه یک سینمای ایدئولوژیک و شعاری و از جنس پروپاگانداست، بسیاری از آنها ماتریالیست ها و کمونیست های اول انقلاب هستند. ما که سوابق آدم ها را یادمان نرفته است؛ در واقع تعلقاتی به جریان های چپگرای سوسیالیستی اول انقلاب داشتند و حالا بعد از سقوط ﺑﻠﺸﻮﻳسم و نظام سوسیالیستی خیلی با سینمای ایدئولوژیک و سینمای پروپاگاندا بد شده اند. باز هم تأکید می کنم غایت ما سینمای ایدئولوژیک نیست؛ چراکه ما دین را ایدئولوژی نمی دانیم و سطح دین خیلی بالاتر از آن است. دین معارفی آسمانی است که توسط یک پیامبر اولوالعزم به پیروان خود عرضه می شود. تعریف انقلاب اسلامی از هنر دقیقاً چیست؟ این نیست که آدم ها بر سر یک ایدئولوژی جمع شوند، به تفاهم برسند و بخواهند اصول بنیاد ایدئولوژیک را بر همه جوانب و شئون اجتماعی از جمله سینما حاکم کنند. ما تعریفمان حتماً از غایت هنر، هنر ایدئولوژیک نیست، هنر دینی است و برای دین هم تعریف داریم، اما جالب است همین حداقل را بعضی ها از انقلاب ما دریغ کردند. منظورم از حداقل این است که یک انقلاب بعد از اینکه رژیمی را ساقط می کند و بر کشوری مستقر می شود، حق دارد که مانیفست فرهنگی - هنری خود را تعریف کند، یعنی معتقدند این انقلاب نباید مانیفستی برای هنر داشته باشد. حقیقت این است کسانی هنوز معتقدند که انقلاب اسلامی ایران مانیفستی برای سینمای خود ندارد و چه خوب که ندارد، چون دست ما آزاد است و هنر باید آزاد باشد و مبسوط الید به هر راهی که می خواهند بروند، اما جالب است کسانی که این حرف را می زنند، اصلاً در فیلمسازی شان آزاد نیستند چون دقیقاً از مانیفست لیبرال دموکراسی غرب تبعیت می کنند و به جوایز جشنواره های خارجی شان نگاه کنید. آنها هم دارند طبق یک ره گفت غالب فیلم می سازند و سفارش شان را از بیرون مرزها می گیرند، اما تظاهر می کنند که دارند فارغ از هر تعهدی و صرفاً بر مبنای درک هنری خود فیلمسازی می کنند. درک هنری یعنی همان حدیث نفس؟ بله، سینما اصولاً یک هنر صنعت تجارت رسانه است که شأن رسانه ای آن از شئون قبلی بسیار مهم تر و گران تر از آن است که کسی با آن حدیث نفس بکند. سینما به دلیل شأن رسانه ای در همه جای دنیا مورد مداقه و نظارت مدیران سیاسی آن جامعه است. البته در برخی مواقع این نظارت غیرمحسوس است و این توهم ایجاد می شود که شاید سینما در بعضی کشورهای دنیا کاملاً آزاد است که اصلاً اینطور نیست. سینما رسانه ای است که در هیچ کجای دنیا اینگونه که کاملاً همه مقدورات و مقدراتش را به خودش واگذار کند، نیست. حال سؤال اینجاست که چرا در کشور ما این اتفاق افتاده است ...

ادامه مطلب  

اطلاعات اندک ایتالیایی ها از چهره واقعی ایران معاصر/ توصیف جالب مدیر «کورئیس» از زیارت بارگاه رضوی/ بسیاری از سنت ها در جنوب ایتالیا زنده است  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری فارس، گروه آیین و اندیشه: اکبر قولی رایزن فرهنگی ج.ا.ایران در ایتالیا، سه دوره در فواصل زمانی مختلف در رم حضور داشته است. نخستین حضور او در رم به سال 1380 باز می گردد. وی در این مدت تا حدودی به زبان ایتالیایی تسلط یافته است. فعالیت های او در ایتالیا به گسترش همکاری های دانشگاهی؛ فعالیت های فرهنگی-هنری و انتشاراتی و معرفی ایران اسلامی اختصاص دارد.به گفته وی، برخی ایرانیان مقیم ایتالیا، «آتش» فرهنگ ایران اسلامی را «به اختیار» در ایتالیا برافروخته اند و نقش مؤثری در آشنایی ایتالیایی ها با فرهنگ و تمدن ایران اسلامی ایفاء کرده اند.وی دیدگاه متفاوتی نسبت به جایگاه یک رایزن فرهنگی در کشور میزبان دارد و معتقد است با افزایش آگاهی محیطی، می توان از هزینه ها کاست و بر کمیت و کیفیت فعالیت فرهنگی افزود.اکبر قولی با حضور در خبرگزاری فارس، از جامعه کاتولیک ایتالیا و باورهای رایج در آن و تشابهات فرهنگی اش با ایران سخن گفت. مشروح این گفت وگو در ادامه می آید:3 دوره مأموریت فرهنگی در ایتالیا * چطور رایزن فرهنگی ایران در ایتالیا شدید؟- تحصیلات من در رشته های مهندسی کامپیوتر و مدیریت بود و از ابتدای تأسیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به عنوان نیروی رسمی همکاری خود را با سازمان آغاز کردم. در سال های 83 - 80 در نخستین مأموریت، به عنوان کارشناس فرهنگی در ایتالیا حضور یافتم و با به پایان رسیدن دوره مأموریت رایزن وقت، یک سال و نیم سرپرست رایزنی فرهنگی در ایتالیا بودم. در سال های 90 - 87 به عنوان نفر دوم رایزنی، مأموریت دوم خود در ایتالیا را به انجام رساندم و مانند نوبت اول، مجدداً یک سال و نیم سرپرست رایزنی فرهنگی بودم و اینک در مأموریت سوم خود، از فروردین ماه سال 1395 به عنوان رایزن فرهنگی ج.ا.ایران در ایتالیا حضور یافته ام.*خودخواسته بوده یا ناخواسته؟!- قطعاً بخشی از آن خودخواسته بوده است. در نخستین مأموریت، علاقه شخصی مرا بر آن داشت که فراسوی وظایف حرفه ای، بر شناخت فرهنگ ایتالیا تمرکز نمایم و زبان ایتالیایی را نیز تا حدودی فرا بگیرم. پس از بازگشت از این مأموریت، مطالعات خود در این حوزه را ادامه دادم. پس از تکمیل تجربیاتم در مأموریت دوم و خدمت به عنوان مدیرکل اروپا – آمریکای سازمان پس از بازگشت، علاقه شخصی ام از یک سو و صلاحدید سازمانی از سوی دیگر، موجبات صدور حکم سومین مأموریتم در ایتالیا به عنوان رایزن فرهنگی را فراهم کرد و نظر به باوری که به زمینه مساعد همکاری های فرهنگی بر مبنای مناسبات تاریخی همه جانبه دو کشور ایران و ایتالیا داشتم، به اتکاء آشنایی با محیط؛ اشخاص و شبکه روابط در ساختار فرهنگی ایتالیا، فعالیت خود را از نخستین روز ورود به ایتالیا آغاز کردم. تصور می کنم از معدود رایزنان فرهنگی سازمان باشم که سه دوره مأموریت در یک کشور داشته اند. شخصاً این خصیصه را مثبت ارزیابی می کنم و نتیجه آن را نگاه تخصصی به فعالیت فرهنگی بر مبنای آگاهی محیطی می دانم.*از چه حیث فرمودید زمینه کار فرهنگی در ایتالیا فراهم است؟ آیا قرابتی وجود دارد؟- بله! قرابت و اشتراک زمینه ساز فعالیت های فرهنگی میان ایران و ایتالیا وجود دارد. از قرابت های محتوایی که بگذریم؛ دو فرهنگ و تمدن غنی و پرقدمت ایران و ایتالیا، دو اشتراک ساختاری نیز دارند که زمینه مناسبی را برای همکاری های فرهنگی فراهم می سازد. اشتراک نخست، به مناسبات تاریخی دو امپراطوری ایران و ایتالیا و مناسبات همه جانبه ای که در جریان آن شکل گرفته و تا زمان حال نیز استمرار داشته، بر می گردد. اشتراک ساختاری دوم نیز به این واقعیت باز می گردد که ایتالیا مرکز مسیحیت کاتولیک در جهان است و ج.ا.ایران نیز مرکزیت مشابهی در جهان تشیع دارد و اشتراک ساختاری در فرهنگ دینی و قدمت تاریخی و گسترش آن در کلیه شئونات زندگی اجتماعی و فرهنگی دو کشور نیز زمینه مناسبی برای همکاری های فرهنگی فراهم کرده است.حضور فرهنگ کاتولیک در شبکه فرهنگی ایتالیا محسوس است*حضور واتیکان در ایتالیا موثر است؟ موج لائیسیت ه­ای که در جهان غرب وجود دارد در ایتالیا کمتر است؟- از تأثیر گردشگران مذهبی بر اقتصاد ایتالیا؛ به ویژه شهر رم؛ محل مقر مقدس (واتیکان) که بگذریم؛ شبکه جهانی خیریه ها؛ بیمارستان ها؛ دانشگاه ها و... وابسته به واتیکان، حضور شاخصی در شبکه سازمان های اجتماعی ایتالیا دارد و نقش و حضور فرهنگ کاتولیک در شبکه فرهنگی ایتالیا از موارد یاد شده به مراتب بیشتر است. این تأثیرگذاری به ویژه با انتصاب پاپ جدید که محبوبیت فراوانی دارد و اصلاحات داخلی و موضع گیری های بین المللی اش در ایتالیا، مورد تأیید اکثریت است، افزایش نیز یافته است. بر این مبنا، اگر چه اصل جدایی دین از حکومت در قانون اساسی ایتالیا نیز ملحوظ است؛ اما در ایتالیا، دین از سیاست به مثابه، اندیشه حاکم بر یک حاکمیت جدا نیست و اشتراک احزاب راست و چپ مشارک در قدرت، در قید کاتولیک بودن و پشتیبانی نسبی از آن ها؛ گواه این امر است.عدم وجود مراکز فساد و کم شماری قمارخانه ها در ایتالیا در سایه حضور واتیکان*چرا؟ آیا در قوانین آن ها چیزی است؟- بله! عامل مؤثری وجود دارد که فراسوی ساختار حقوقی اتحادیه اروپا و بنیان های تاریخی حقوق رومی؛ یا حتی ساختارهای قضایی کاتولیکی قرون میانه، به عرف ایتالیایی باز می گردد. نظر به ریشه دار بودن فرهنگ مسیحیت کاتولیک در شبکه مناسبات اجتماعی ایتالیا، عرفی که پشتوانه پذیرش جمعی مصوبات قانونی است، مانع تصویب قوانین مغایر با خط قرمزهای فرهنگ کاتولیکی در ایتالیا می شود. به عنوان نمونه، تنها اخیراً و پس از موضع تسامحی واتیکان نسبت به دگرباشان جنسی بود که ازدواج اینها در این کشور رسمیت پیدا کرد؛ اما نظر به موضع همچنان منفی واتیکان نسبت به سقط جنین یا فعالیت کارگران جنسی، قوانین بازدارنده کشور ایتالیا در خصوص این موارد؛ در مقایسه با بسیاری از دیگر کشورهای اروپایی، بسیار سختگیرانه است و عدم وجود مراکز فساد و کم شماری قمارخانه ها و اینگونه مراکز نیز، مصداق دیگری از این تأثیر عرفی است. بر همین این مبنا، بارها لایحه هایی در خصوص سامان دهی به وضعیت قاچاق و فعالیت مخفیانه کارگران جنسی با پیشنهاد تأسیس مراکزی برای آنها به مجلس نمایندگان ایتالیا رفت که به همین دلایل عرفی، هرگز رسمیت نیافت.*این موضوع(فعالیت کارگران جنسی) جرم است؟- این موضوع جرم است؛ اما جرمی که باز هم نظر به تأثیر عرف کاتولیکی، برای مراجعین به این کارگران جنسی، جریمه به همراه دارد.پایبندی ایتالیایی ها به پیشه های تاریخی شان/بسیاری از سنن در جنوب ایتالیا زنده است*افکار عمومی نظرش چیست؟- افکار عمومی دیدگاه­ دینی دارد. ایتالیا مهد مسیحیت کاتولیک است. شما کلیساهای زیادی در شهر می بینید که روزهای شنبه و یکشنبه غالباً پر هستند. مردم و حتی جوانان در کلیساها حضور پیدا می­ کنند. حتی روزهای عادی هم، حدود ساعت 6 بعدازظهر، نوای دعای عصرگاهی شان که گروهی قرائت می کنند، به گوش می رسد. به هر حال جهانی­ سازی دارد نقش دین و فرهنگ ها را کم رنگ می­ کند و از بین می­ رود. خرده ­فرهنگ­ ها کم­ کم از بین می روند و به سمت جهانی واحد با فرهنگی واحد که همان بی­ هویتی است، سیر می کند.اما در ایتالیا، به واسطه ریشه های تاریخی پایبندی مردم به سنت­ ها؛ به خصوص در مناطق جنوبی، در مقابل جریان جهانی سازی مقاومت می­ شود. هنوز بسیاری از سنن در جنوب ایتالیا زنده است. به عنوان نمونه روال غالب جوامع غربی بر این است که جوانان از سن 18 سالگی مستقل می­ شوند؛ اما در ایتالیا، نه تنها جوانان پس از سن 18 سالگی از خانه طرد نمی­ شوند؛ بلکه غالباً تا زمانی که ازدواج نکرده باشند، در خانواده و کنار والدین حضور دارند و آن ها هزینه وی را می پردازند. در جنوب ایتالیا، سنت نظارت بر روابط و آمد و شد دختران جوان هم چنان در جریان است و حفظ بکارت پیش از ازدواج نزد خانواده های سنتی یک ارزش محسوب می شود؛ امری که در شمال ایتالیا؛ نظیر غالب دیگر کشورهای اروپایی، کم تر مشهود است. جالب است که بسیاری از آیین های مذهبی پرشمار ایتالیا؛ به ویژه در جنوب این کشور، با آیین هایی نظیر حمل علامت یا زنجیر زنی نزد شیعیان مشابهت دارد.در مسیحیت اعتقاد به ارزش معنوی شهادت و شهید وجود دارد*به چه مناسبت­ هایی؟- در مسیحیت اعتقاد به ارزش معنوی شهادت و شهید؛ همچنین اعتقاد به عروج وجود دارد؛ بر این مبنا به عنوان نمونه در مراسم عید پاک یا وفات حضرت مریم(س)، شخصاً در سیسیل شاهد حضور جماعتی جوان مانند دسته ­های سینه­ زنی خودمان بودم که دست یکدیگر را گرفته و دو صف در حرکت را تشکیل داده بودند که با قرائت دسته جمعی مرثیه ای حزن انگیز، تمثال حضرت مریم(س) را که سوار بر محملی تابوت مانند از میان صفوف عبور داده می شد، مشایعت می کردند. جالب است بدانید که در ایام عید پاک، در بعضی مناطق از جمله جنوب ایتالیا، مراسمی برگزار می شود که «وتّیِنتِه­» کردن نامیده می شود و از بسیاری جهات با خرافه قمه زنی شباهت دارد. در این مراسم، سوگواران تصلیب عیسی مسیح(ع) با ابزاری نظیر رنده فلزی در صفوفی نظیر صفوف سینه زنی، پشت ساق پا و کمر خود را به قصد قربت به عیسی مسیح(ع) مجروح می کنند و پس از مراسم با این باور که زخم ها شفا خواهند یافت، استحمام می کنند.* چقدر از این شباهت ­ها قابل استفاده است که ما خودمان را معرفی کنیم؟ آیا ظرفیتی است؟- این شباهت­ ها موجب درک و همکاری متقابل شده است. پیشینه مناسبات همه جانبه دو کشور به ایران عصر پارتیان باز می گردد؛ مناسباتی که در دور جدید خود؛ پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیش تر فرهنگ محور بوده است. باید توجه داشت که علیرغم حضور ایتالیا در اروپای غربی، این کشور با بدهی ملی سنگین خود، اقتصادی ضعیف و سیاستی بی ثبات دارد؛ اما به لحاظ فرهنگی همیشه یک قطب محسوب شده و همواره روابط فرهنگی خوبی با ایران داشته است. اگرچه ایتالیا پس از پیروزی انقلاب اسلامی؛ حتی در بدترین شرایط سیاسی و پرتنش ترین دوره مناسبات ج.ا.ایران با اروپا و امریکا نیز، روابط سیاسی خود را با ایران قطع نکرده و آن را در سطح مطلوبی حفظ نموده؛ اما شخصاً بر این باور هستم که این روابط در وهله نخست فرهنگ محور بوده و از این حیث، اهمیت روابط فرهنگی از روابط سیاسی و اقتصادی بیشتر و ظرفیت های بسیار خوبی برای فعالیت های فرهنگی دو جانبه وجود دارد.*شاید زمان برلوسکونی یک مقدار بد شده؟- درست است؛ اما در آن دوره هم این روابط به طور ناخواسته محدود شده و قطع نگردیده است. یکی از نقاط ضعف ایتالیا بحران اقتصادی و بدهی ملی آن است؛ بر این مبنا در برهه هایی ناگزیر از تبعیت از سیاست های آمریکا و همپیمانان اروپایی اش بوده است. اما به طور کلی، فراسوی فراز و نشیب ها در روابط سیاسی، بخش های خصوصی و دولتی این کشور در غالب برنامه های فرهنگی ما مشارکت داشته و در فضای پسابرجام نیز؛ علیرغم بحران اقتصادی اخیرشان، اشتیاق زیادی به همکاری وجود دارد و استقبال از مشارکت در فعالیت های فرهنگی روز به روز بیشتر می شود؛ به نحوی که در واقع، یکی از بهترین موارد تعاملات فرهنگی بین المللی ج.ا.ایران، با ایتالیا در جریان است.همان گونه که ذکر شد ما بسیاری از برنامه های فرهنگی مان را با همکاری نهادهای فرهنگی دولتی و خصوصی ایتالیا تحقق بخشیده ایم. جلب مشارکت کشور میزبان؛ به ویژه پشتیبانی مالی در اجرای برنامه ها، همواره سیاست رایزنی فرهنگی در ایتالیا بوده است و بر همین مبنا به عنوان نمونه، در ماه گذشته کنسرت مشترک ارکستر سمفونیک تهران و :«راونّا» با مساعدت وزارت امورخارجه و فرهنگ ایتالیا در تهران و راونّا برگزار شد؛ یا تمام 5 هزار یورو هزینه برگزاری نمایشگاه بزرگی که سال گذشته در خصوص مقایسه زندگی عشایری در ایران و ایتالیا برگزار کردیم و 15 هزار یورو هزینه چاپ کتاب مصور این رخداد که با مقدمه وزیر فرهنگ ایتالیا به چاپ رسید را، استانداری و اداره کل میراث فرهنگی استان «آبروتزو» پرداخت کردند.*موضوع کتاب چه بود؟- این کتاب مصور به بررسی تطبیقی زندگی عشایری در ایران و ایتالیا اختصاص داشت.سالیانه حدود 700 دانشجوی ایرانی برای ادامه تحصیل به ایتالیا سفر می کنند*شما برای ایرانیان مقیم آنجا چه برنامه ­ای دارید؟ ارتباط آن ها با رایزنی فرهنگی چگونه است؟آیا آمار دقیقی از تعداد ایرانیان مقیم دارید؟- آمار دقیقی در خصوص تعداد ایرانیان مقیم ایتالیا در دست نیست؛ اما وزارت امور خارجه از طریق سفارت ج.ا.ایران در ایتالیا در حوزه وظایف خود، تهیه این آمار را در دستور کار دارد؛ به عنوان نمونه می دانیم که، سالیانه حدود 700 – 600 دانشجوی ایرانی برای ادامه تحصیل به ایتالیا سفر می کنند؛ اما بدون شک، شمار ایرانیان مقیم ایتالیا در قیاس با کشورهایی مانند آلمان و سوئد، اندک است؛ اما فرای در اختیار نداشتن آمارهای دقیق کمی، به لحاظ کیفی می دانیم که جمعیت قابل توجهی از ایرانیان مقیم ایتالیا را هنرمندان قدیمی یا دانشجویان جوان رشته های هنر تشکیل می دهند که رایزنی فرهنگی همواره آمادگی خود در خصوص حمایت از فعالیت های فرهنگی هنری آنها اعلام کرده و به عنوان نمونه ای از چنین حمایت هایی، در سال گذشته و امسال از برگزاری نمایشگاه نقاشی آقای پژمان تدین با عنوان «نقاشی های آهنگین» و همچنین نمایشگاه آثار حسن واحدی که 40 سال سابقه فعالیت در عرصه هنرهای تجسمی در کشور ایتالیا دارد، حمایت و پشتیبانی کرده ایم. این حمایت در خصوص دانشجویان ایرانی، بیشتر به شکل مساعدت از فعالیت در معرفی فرهنگ و تمدن ایران اسلامی تحقق می یابد که این امر، خود در راستای اهداف این رایزنی در معرفی چهره واقعی فرهنگ و تمدن ایران اسلامی؛ به ویژه ایران معاصر، در تصحیح تحریفات رسانه ای در این خصوص می باشد.اطلاعات اندک ایتالیایی ها از چهره واقعی ایران معاصر *تصویری که ایتالیایی ها از ما دارند چیست؟ - به واسطه قدمت و غنای فرهنگ و تمدن ایران و ایتالیا و ریشه های مشترک تاریخی شان، از کودکان دبستانی گرفته تا سالمندان ایتالیایی؛ به واسطه کتب درسی یا تألیفات زیاد در این خصوص، شناخت مطلوب و تؤام با احترامی نسبت به ایران باستان و گذشته تاریخی آن تحت نام «پرشیا» دارند؛ اما اطلاعات از چهره واقعی ایران معاصر اندک و تحت تأثیر تحریفات رسانه ای که بر مسائل سیاسی نظیر مناقشات ایران با آمریکا و رژیم اشغالگر قدس یا چالش هسته ای متمرکز است، به این مسائل تحریفی محدود می باشد و حتی در پاره ای موارد و نزد جوان ترها،؛ به واسطه مشابهت اسمی ایران و عراق در تلفظ ایتالیایی آن و هم مرزی دو کشور و... با تصویر جنگ و خشونت شایع در عراق پیوند خورده است. این تصویر تحت تحریفات رسانه ای، گاهاً تصویری از یک کشور عقب مانده بیابانی است که ساکنان بدوی چادر نشین آن با شتر تردد می کنند؛ به نحوی که شخصاً در بسیاری از سخنرانی هایم در برنامه های فرهنگی، ضروری دیده ام که با مزاح خاطرنشان کنم، فرزندانم تا کنون شتر ندیده اند و برای دیدن آن کنجکاوی می کنند. به طور کلی؛ مگر عده ای قلیل، تصویر روشنی از پیشرفت های ایران معاصر در ایتالیا وجود ندارد و تصویر نادرست ایشان از واقعیت ایران معاصر با توهم عدم امنیت در آن نیز همراه است.*اصلاح این موضوع مستلزم این است که شما در رسانه باشید، چقدر از این ابزار استفاده کردید؟-رسانه های ایتالیا نقش مهمی در تحریف رسانه ای تصویر واقعی ایران معاصر و القاء حس ایران­ هراسی و اسلام­ هراسی داشته اند و یکی از دلایل آن، حضور و نفوذ لابی صهیونیستی در رسانه های این کشور است؛ با این وجود، ما نیز برای زمینه سازی پخش برنامه هایی با محتوای معرفی فرهنگ و تمدن ایران معاصر از رسانه های جمعی ایتالیا فعال بوده ایم و شخصاً در مأموریت اخیر بر آن بوده ام که از رهگذر مشارکت در برنامه های فاخر فرهنگی که پخش رسانه ای در سطح بین المللی دارند، حضور تصویر واقعی ایران معاصر و پیشرفت های آن را در رسانه های ایتالیا تأمین کنم. مطابق سیاست سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در عرصه بین المللی، رایزنی های فرهنگی مناسبات فرهنگی را مدیریت می کنند و نظر به تنوع حوزه های فعالیت هنری، فرهنگی، علمی و دانشگاهی و عدم امکان اشراف تخصصی به همه این حوزه ها، رایزنی های فرهنگی منطقاً مجری برنامه های فرهنگی نمی توانند باشند.از این رو ما در ایتالیا با رصد فرهنگی و کارشناسی محیطی، سعی می کنیم حتی الامکان به جای انجام مستقل برنامه های فرهنگی، زمینه حضور بهترین نمایندگان داخلی مطابق مخاطب شناسی جامعه میزبان در جشنواره های مختلف بین المللی در ایتالیا را فراهم کنیم. قاعدتاً حضور در برنامه های فرهنگی و هنری بین المللی، هم موثرتر و هم کم هزینه تر است. غالباً انجام این برنامه ها با بهترین کیفیت به لحاظ تخصصی و با هزینه طرف ایتالیایی انجام می شود. از طرفی زمینه حضور رسانه ای نمایندگان کشورمان در بالاترین سطح کمی و کیفی نیز فراهم می شود و ضمناً در عرصه رقابت نیز وارد شده ایم. به عنوان نمونه از چنین ساختاری، سینمای معنوی ج.ا.ایران از حدود 17 سال پیش تا کنون، همواره نمایندگان موفقی در جشنواره بین المللی معتبر و پر مخاطب «مذهب امروز» ایتالیا داشته و حتی در سال های اخیر، سینماگران ایرانی در هیأت داوران این جشنواره نیز حضور مؤثر داشته اند.تأثیرات برگزاری کنسرت مشترک تهران و راونّا*یعنی نقش شما در تشکیلات جشنواره ها پررنگ است؟- صد در صد چنین است و این نقش پر رنگ، بر رصد فرهنگی؛ مخاطب شناسی دقیق؛ کارشناسی محیطی و مدیریت دیپلماسی فرهنگی مبتنی است. به عنوان نمونه، جشنواره فیلم مدیترانه، یک جشنواره سینمایی معتبر بین المللی با تمرکز بر سینمای حوزه مدیترانه است که ج.ا.ایران امسال با 20 فیلم در آن شرکت کرد و ظرف یک هفته برگزاری این جشنواره، چندان در بخش هنری جراید فرهنگی ایتالیا به معرفی سینمای ج.ا.ایران پرداخته شد که ما با صرف هزاران یورو نیز، موفق به چنین حضور مثبت در رسانه های ایتالیا نمی شدیم.یا به عنوان نمونه ای دیگر، کنسرت مشترک ارکستر سمفونی تهران و راونّا که با همکاری رایزنی فرهنگی در ایران و ایتالیا برگزار شد، مطابق رصد بازتاب رسانه ای آن، علاوه بر پخش مستقیم رادیویی و پخش غیر مستقیم تلویزیونی از شبکه های 3 و 1 رادیو تلویزیون دولتی ایتالیا و پوشش تصویری اخبار آن توسط شبکه های اسکای و یورو نیوز، در صفحات فرهنگی حدود 200 روزنامه و مجله ایتالیایی؛ انگلیسی؛ فرانسوی؛ آلمانی؛ اسپانیایی؛ روسی و... انعکاس مثبت داشته است. این بازتاب مثبت و گسترده مطبوعاتی، هم زمان با سفر رئیس جمهور آمریکا به ریاض و حملات تروریستی تهران و القاء حس عدم امنیت در ج.ا.ایران توسط رسانه های معاند در ایتالیا رخ داد و سفر 160 موسیقیدان برجسته ایتالیایی به همراه «ریکاردو موتی» که یکی از بزرگ ترین رهبران ارکستر در جهان است، بخش اعظم این تحریفات را خنثی کرد. این نمونه گواه آن است که، فعالیت های فرهنگی برون مرزی باید هدفمند و راهبردی و منطبق بر نقشه راهی برگرفته از یک دیپلماسی فرهنگی ساختارمند باشد.به اعتقاد من بی شک، هنر از آن جهت که هنر است، دغدغه اهل هنر بوده و در حوزه تخصص من نیست؛ اما در حوزه دیپلماسی فرهنگی و بر مبنای رصد؛ کارشناسی و مخاطب شناسی دقیق، می تواند زبان تفاهم و تعامل و ابزار گفتمانی برای ما باشد که اهداف آن را منافع ملی ترسیم می کند. به این ترتیب، با اذعان به ارزش زیبایی شناختی کنسرت مشترک ارکستر سمفونی تهران و راونّا؛ یا عوائد آموزشی آن، آنچه از منظر دیپلماسی فرهنگی حائز اهمیت است، حضور رسانه ای ج.ا.ایران در این سطح کمی و کیفی با نمونه سازی مشارکت زنان، چنان که در واقعیت نیز در جریان است؛ نمایش بین المللی امنیت داخلی ج.ا.ایران در این برهه حساس؛ تبدیل حدود 160 نوازنده ارکستر راونّا و رهبر شهیر آن به سفرای فرهنگی راوی واقعیت ایران معاصر و نمایش چهره ای فاخر در قالب شرکت در برنامه ای فاخر از ج.ا.ایران؛ به عنوان کشوری بوده که بر آن است، خود را به عنوان قدرت نخست منطقه معرفی کند و بداهتاً، معرفی خود در چنین جایگاهی، نمایشی در خور این جایگاه را نیز می طلبد. از خیلی جهات پیشرفته­ تر از ایتالیایی ها هستیم*اگر به آن ها بگویید از خیلی جهات پیشرفته­ تر از شما هستیم واکنش آن ها چیست؟- فرای اینکه پاسخ فرضی آن ها چه خواهد بود، منطق مدیریتی دیپلماسی فرهنگی حکم می کند که در شرایط تحریفات رسانه ای فعلی، زمینه سفر این پرسش شوندگان مفروض؛ به ویژه آن هایی که خود مخاطبانی دارند، به ایران تسهیل و فراهم شود. قریب به اتفاق ایتالیایی ها پس از ...

ادامه مطلب  

راهنمای لذت بردن از سینمای کلاسیک و صامت  

درخواست حذف این مطلب
پیش درآمد۱٫ غوطه خورده در خلسه «جاذبه» و «بین ستاره ای»، وقتی که پیشنهاد دیدن فیلم های کلاسیک را می شنود خنده ای کج بر لبانش می نشیند: «آقا بی خیال... چطوری اونا رو می بینین؟»برای این سینما دوستان، این عشق فیلم های تازه نفس، سخت است از جادوی سینمای کلاسیک بگویی. در بهترین نمونه ها نهایت تحمل شان برای عقب رفتن در تاریخ سینما، «پدرخوانده» است و البته حاضرند چند سکانسی از «خوب، بد، زشت» را هم بزنند به بدن، اما از لئونه عقب تر، حاضر نیستند. به هیچ وجه. وقتی فهرست ۱۰ فیلم منتخب منتقدان از تاریخ سینما را می بینند و نام های داستان «توکیو» و «سرگیجه» و «قاعده بازی»، آماده هستند تا با همان اعتماد به نفس لامصبی که زندگی دیجیتال به آنها ارزانی کرده با چشمانی گرد شده بپرسند: «اینا چیه آخه؟ پس «دارک نایت» کو؟»برای آنها سینمای کلاسیک در نهایت یعنی همراهی کلیپ وار موسیقی و تصاویر و البته مردان خشن و اسلحه به دستی که رؤیاهای نوجوانانه ما را از شجاعت و زرنگی و اعتماد به نفس و جذابیت تداعی کنند. بی جهت نیست که این دسته مسلط بر فضای مجازی (و به تازگی رسانه های کاغذی)، عموما خوی و خصلت مذکرانه دارند. در این دسته عشق فیلم ها، زنان جای بسیار اندکی دارند.در سریال درخشان «اتاق خبر» مسئول جدید سایت اینترنتی شبکه تلویزیونی، جوانی تیزهوش و با اعتماد به نفس است. در آخرین قسمت سریال او دورهمی با دوستانش در محل کار نشسته اند و تصمیم می گیرند فهرست ده فیلم برتر تاریخ سینما را برای جذب مخاطبان بیشتر روی سایت ببرند. پس شروع می کنند: «آواتار»، «جاذبه» و ... در انتها «ماتریکس» را هم اضافه می کنند. تاریخ سینما برایشان از ۱۹۹۹ عقب تر نمی رود! این صحنه طعنه آمیز سوروکین وار نشان می دهد که در نیویورک هم ماجرا به ایران شباهت دارد. آنجا هم اعتماد به نفس این نسل جدید در مواجهه با سینمای کلاسیک، شکایت های مشابهی پدید آورده است.۲٫ یک سوال حیاتی: سینمای کلاسیک واقعا مجموعه ای فیلم های دمده و خسته کننده با بازی های بد و داستان های قابل پیش بینی است؟ نکته شگفت انگیز ماجرا اینجاست که در اکثر مواقع جواب این پرسش مثبت است!بونوئل در کتاب «با آخرین نفس هایم» تعریف می کند که در دهه ۳۰ وقتی در هالیوود مستقر بوده، نقشه ای روی دیوار اتاقش داشته است که بر طبق آن می توانسته با گرفتن اطلاعاتی اولیه از قهرمان هر فیلمی، پایان داستان و فرجام شخصیت ها را به درستی حدس بزند. سیستم استودیویی و متمرکز هالیوود، نویسنده های پر کار را به درون لابیرنتی از فرمول های مشابه روایتی سوق می داد.با پروبال گرفتن ژانرها این اتفاق تشدید هم شد. سینمای گنگستری، وسترن، موزیکال و ... هر کدام احکام خود را داشتند. فیلم های ژانری شاید برای شیفتگان تاریخ سینما یک سرگرمی خارق العاده و پر از مفاهیم مردم شناسانه و تاریخی باشد اما برای عشق فیلم های عزیزدردانه ما عموما خسته کننده و بدون جذابیت هستند.* بازی ها؟ در دهه ۳۰ و حتی ۴۰ به ندرت می توانید با معیارهای بازیگری امروز بازی درخشانی پیدا کنید. ستاره ها مغرورانه بر پرده سینما می لغزیدند و طراحان لباس هم عموما بی توجه به مقتضیات ماجرا خوش دوخت ترین ها و زیباترین لباس ها را به تن آنها می کردند. بازی ها آکنده بود از میمیک های مبالغه آمیز تئاتری در همان استایل مرد خبیث – مرد شریف و زن بی بندوبار – زن نجیب. همان تعبیر مشهور همفری بوگارت، بازیگری یعنی دیالوگ ها را خوب از بر کنید و مواظب باشید پای تان لای سیم های کف صحنه گیر نکند.* فیلم ها خسته کننده هستند؟عموما بله، صحنه های حادثه ای و زد و خورد، عموما با معیارهای کنونی قلابی هستند. گلوله ها بد شلیک می شوند و بدون نشان جراحت بر بدن می نشینند. گلوله خورده ها هم خوب زمین نمی خورند. ریتم فیلم ها اکثرا از خط داستان عقب تر است. پرده آبی ها عموما زمخت هستند و قابل تشخیص، گریم ها تصنعی و تئاتری هستند و دکورها غیرقابل باور.به این موارد سیاه و سفید بودن اکثر این فیلم ها و سطح پایین جلوه های ویژه را هم اضافه کنید تا به عمق مکافات پی ببرید.این شرایط حاکم بر اکثر فیلم های کلاسیک است بدون ذره ای غلو (این جمله مشهور که سینمای کلاسیک سینمایی نجیب و شریف است هم دردی را دوا نمی کند. این استدلال کهنه منتقدهایی است که نمی توانند میان نوستالژی نوجوانی خود و ماهیت نقد فیلم رابطه سلامتی ایجاد کنند.)اما یادتان باشد ما داریم از فضای حاکم بر بیش از بیست هزار فیلم حرف می زنیم. بی شمار فیلمی که در دوران سینمای کلاسیک در هالیوود ساخته شدند، غوطه خوردن بی پروا و بدون راهنما در این اقیانوس حبه ندرت مرواریدی نصیب شما می کند و عموما دست تان پر از صدف های خالی و خز و جلبک خواهد بود. و مهم تر این که از آن سو چشم پوشی بر این سینما، بر مرواریدهای این سینما، شما را از گنجیه ای از احساس، تیزهوشی، حکمت و زیبایی محروم می کند.شاهکارهای سینمای کلاسیک می توانند زندگی شما را غنی تر کنند. شما را در تجربه های احساسی و زیبایی شناختی که غول های بی همتای آن دوره سینما برای تان فراهم ساختند، شریک می کنند و زندگی تان از این رو به آن رو می شود؟ شاید.رابین وود در مورد سینمای کلاسیک و آن مرواریدهای گم شده در میان انبوهی از بدلی جات و خز و جلبک ها، نقطه نظرات خاص خود را دارد. به نظر او تنها آن دسته از فیلم های کلاسیک در تاریخ به یادگار ماندند که از دیواره الگوها و کلیشه ها و ژانرها عبور کردند و انتظارات تماشاگران و حاشیه امنیت آنها را برآشفته ساختند.دارودسته «کایه دوسینما» در دهه ۵۰ بخش اعظمی از این کشف و شهودهای هدف دار را در دنیای سینمای کلاسیک انجام دادند. آنها و بعدش هم همتای آتشین مزاج شان در آمریکا یعنی اندروساریس مؤلفان بزرگ را کشف کردند و برای ما به یادگار گذاشتند. کج سلیقگی هایی هم داشتند. در حق هیوستن وایلر و مهم تر از همه وایلدر جفا کردند. همین طور که ارزش دیوید لین و رابرت راسن را هم خوب نفهمیدند اما هر چه بود اولین پالایش بزرگ را آنها انجام دادند. سپاسگزارشان هستیم.۳٫ این سلسله مطالبی که پیش رو دارید راهنمای نزدیک شدن به سینمای کلاسیک برای همان دسته عشق فیلم هایی است که بر مبنای چند تجربه شکست خورده راه ورود به سرزمین دل انگیز شاهکارهای کلاسیک را گم کرده اند. مفهوم سینمای کلاسیک را در این مجموعه مطالب از چارچوب سینمای آمریکا فراتر در نظر گرفته ایم. در واقع اگر بخواهیم سختگیر نباشیم و روی معنای کلمات مته به خشخاش نگذاریم، این تلاشی است برای سفری لذتبخش به تاریخ سینمایی آن که ادعای مرور همه شاهکارهای تاریخی را داشته باشد.فصل اول؛ چگونه به سینمای صامت عشق بورزیم؟سینمای دهه ۲۰ برای آکادمیسین های سینمایی مثل قوم و خویش می ماند. به این معنا که بیشتر دوست داریم درباره شان حرف بزنیم تا ببینیم شان! مورخان سینمایی علاقه ویژه ای به این فصل از تاریخ سینما دارند. کلی ملات برای نوشتن دارند. از دستور زبانی که گریفیث برای سینمای داستانی نوشت در «تولد یک ملت» (۱۹۱۶) تا درباره مکتب اکسپرسیونیسم سینمای آلمان که با شکست تحقیرآمیز این کشور در جنگ جهانی اول تشدید شده بود و ملت آلمان را دوباره به دنیای اشباح و تاریکی ها و نیروهای ماورایی هل داده بود. بهترین های شان: «مطب دکتر کالیگاری» (وینه، ۱۹۱۸)، «نوسفراتو» (مورنائو، ۱۹۲۲)، «متروپولیس» (لانگ، ۱۹۲۶).می توانند از سینمای رئالیسم سوسیالیستی شوروی بگویند و مکتب مونتاژ، «رزمناو پوتمکین» (آیزنشتاین، ۱۹۲۶)، «اکتبر» (آیزنشتاین، ۱۹۲۸) و «طوفان بر فراز آسیا» (پودوفکین، ۱۹۲۹)، یا سوررئالیست های فرانسوی و کارهای بونوئل و دالی و من ری و ور لاک. اما مسئله اینجاست که آن نکاتی که در بخش اول این مطلب در مورد موانع نزدیکی عشق فیلم های امروزی به سینمای کلاسیک گفتیم اینجا کمابیش همگی وجود دارند. به اضافه یک نقص تحمیلی بزرگ تر: فقدان صدا.برای همین است که دیدن فیلم های ذکر شده حتی برای آن آکادمیسین های سختکوش هم سخت است چه برسد به عشق فیلم های کم حوصله ما.ایمان و وسوسه: مصایب ژاندارک، طلوعاین واقعیتی است که سینمای دوره صامت را حتی با معیارهای سینمای دهه های ۳۰ و ۴۰ هم نمی توان سنجید. پس طور باید عشق فیلم عزیزمان را با این بخش از تاریخ سینما آشنا ساخت؟ آیا باید این فیلم ها را به عنوان ویرایشگران زبان سینما فقط در کتاب های تاریخ سینما جستجو کرد؟ یعنی راه بسته است؟نه الزاما حتی در دهه ۲۰ ه ...

ادامه مطلب  

حقایق پنهان در دل نسخه های نجومی  

درخواست حذف این مطلب
ماجرای نسخه های نجومی 6 و 37 میلیارد تومانی که اولی توسط محسن سرخو عضو هیئت مدیره سازمان تأمین اجتماعی و... ماجرای نسخه های نجومی 6 و 37 میلیارد تومانی که اولی توسط محسن سرخو عضو هیئت مدیره سازمان تأمین اجتماعی و دومی از سوی دکتر احمد میدری معاون رفاه اجتماعی وزیر رفاه رسانه ای شد موضوعی است که از ارتباطات پنهانی برخی پزشکان با برخی شرکت های دارویی و پورسانت ها و سفرهای خارجی آشکارتر پرده بر می دارد اما این تنها یک روی این سکه است و به نظر می رسد ماجرای نسخه های نجومی یک روی دیگر هم دارد و آن مماشات عجیبی است که بیمه ها در برابر پزشکانی که ن ...

ادامه مطلب  

روایت «فریبرز عرب نیا» از دشمنی هایی که عمر هنرمند را تلف می کند  

درخواست حذف این مطلب
مدت ها بود خبری از «فریبرز عرب نیا»، بازیگر نقش مختار در سریال «مختارنامه»، نبود. تا اینکه چندی پیش باخبر شدم که عرب نیا به دلیل تعطیلات تابستانی به ایران برگشته. همین فرصت مناسبی شد که به سراغش بروم و نحوه فعالیت های هنری اش را جویا شوم. او در این گفت وگو به برخی از رفتارهای غیرحرفه ای که در سینمای ایران رایج شده اعتراض داشت؛ مثل آوردن اسپانسر ازسوی بازیگران در فیلم های سینمایی! یا اینکه چرا فیلم سازان بزرگ سینمای ایران همچنان باید برای ساخت فیلمشان اجازه بگیرند. همین طور تأکید کرد که افتخارات سینمای ایران نتیجه فعالیت های ارزشمند فیلم سازان «سینمای مستقل» است و اینکه هیچ وقت در تاریخ هنر، سینمای دولتی موفق نبوده و نیست. مشروح گفت وگوی ما با فریبرز عرب نیا را بخوانید. بعد از بازی در سریال «مختارنامه» و کارگردانی مینی سریال «رنگ شب» که در شبکه های مختلف تلویزیون پخش شد، دیگر شاهد حضور شما در تلویزیون و سینما نبودیم. علت این غیبت چیست؟دلیل دوری من از عرصه هنر این است که فعلا ساکن ایران نیستم و تمام وقت در خدمت کارهای پسرم هستم. به همین دلیل طبق قراری که با خودم گذاشته ام، احتمالا تا یکی، دو سال آینده هم خبری از من نخواهید شنید.در ایران بازار کار هنری سازوکار چندان منطقی ای ندارد. آیا با این غیبت از فضای سینما و تلویزیون ایران، به کارتان لطمه ای وارد نمی شود؟برای بازیگران به طور خاص این گونه نیست! بازیگر وقتی مداوم ازسوی تماشاگران دیده شود، در ذهن می ماند. از قدیم می گویند سینما به شدت بی رحم و فراموش کار است. از این نظر گفته شما کاملا درست است. دوری ام می تواند باعث ایجاد فاصله ای جدی میان من و تماشاگران شود، اما حقیقت این است که خوشبختانه از سال ها قبل برنامه ریزی زندگی ام این گونه بوده که اولویت هایم معنای «روی بورس بودن» ندهد. در شرایط فعلی اولویت برای من زندگی پسرم است که امکان دارد هزینه اش فراموش شدن من باشد. هرچند از معجزات روزگار این بود که در پنج، شش سالی که به واسطه بازی در «مختارنامه» از سینما دور افتاده بودم، سینما در دوره فترت طولانی به سر می برد. سالن های سینما در سیطره فیلم های سطحی بودند و بسیاری از طرفداران جدی سینما از من تشکر می کردند که به این بازار ابتذال آغشته نشدم. وقتی به سینما برگشتم، به نظرم رسید غیبتم خیلی ضربه زننده نشده. نکته دیگر در مورد بازیگر به شکل کلی این است که بازیگران از جایی به بعد در خاطره جمعی مردم حک می شوند و خطر فراموشی تهدیدشان نمی کند؛ به عنوان مثال اگر جای مرحوم شکیبایی خالی است، هیچ وقت ارج و قربشان کم نشده است. به دلیل فوت ایشان، هیچ فیلم تازه ای از ایشان دیده نمی شود، اما از معجزات سینما این است که نسل فعلی کارهای ایشان را بیشتر از بازیگران فعال و روی بورس کنونی قبول دارند.مثل اتفاقی که برای بازیگر بزرگ سینما؛ یعنی دانیل دی لوئیس، این روزها رقم خورده. او با وجود گزیده کاری اش، از دنیای بازیگری سینما خداحافظی کرد، اما هیچ وقت تأثیرات غیرقابل انکار او در تاریخ سینما فراموش نمی شود؟کاملا مثال بجایی مطرح کردید. دانیل دی لوئیس که از بازیگران موردعلاقه من است، از دنیای بازیگری خداحافظی کرد، اما فیلم هایش چندباره دیده خواهد شد و به بزرگی و ارزش کارش بیشتر پی خواهند برد. مثال دیگر، باب دیلن، ترانه سرا و آهنگ ساز بزرگ آمریکایی که سال گذشته جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد. از سال ها قبل که او به عنوان نابغه موسیقی شناخته می شد و هنوز هم می شود، از برگزاری تور و کنسرت کناره گیری کرد، درحالی که در جهان غرب چنین رفتاری یعنی ازدست رفتن مقدار بسیار هنگفتی دلار که قطعا خوشایند تهیه کنندگان و دلال های هنری نبوده و نیست. به همین دلیل بعد از چندوقت دلال ها سراغ مدیر همیشگی برنامه های او می روند که خیلی به دیلن نزدیک بوده و از او درخواست می کنند که دیلن را دوباره به دنیای هنر برگرداند. چون مردم هنوز شیفته اش هستند و کنسرت هایش کاملا پیش فروش می شده است. بعد از صحبتی چنددقیقه ای بین مدیر برنامه و دیلن، مدیر برنامه نزد دلال ها بازمی گردد و با خنده می گوید، یک جمله گفت که بهتر است همه مان پیگیری این موضوع را فراموش کنیم. او گفت: «من تا کی باید شاهکار خلق کنم؟ خودم دیگر خسته شده ام». به نظرم اینها مطالبی است که می توان از تاریخ هنر درس گرفت.به نظر شما چرا دانیل دی لوئیس در دهه ٥٠ زندگی اش و در اوج موفقیت صحنه را ترک می کند؟مهم تر از این سؤال که چرا خداحافظی کرد، این است که چگونه خداحافظی کرد! حدس من این است که آخرین بازی او در سینما (که هنوز اکران نشده) بزرگ ترین و بی نقص ترین بازی اش در کارنامه هنری اوست.کارگردان این فیلم هنوز دیده نشده، پل تامس اندرسن است که خود همچون دی لوئیس یک اعجوبه تمام عیار است که فیلم هایش یکی از دیگری دیدنی تر و به یادماندنی تر هستند.قبل از این هم فیلم بسیار خوب و بزرگ (there will be blood) با ترجمه خوب «خون به پا خواهد شد»، محصول همکاری عالی و بی نقص این دو هنرمند بزرگ عرصه سینما بوده است که برای هردو نیز اسکار به بار آورد.پس حدس من این است که گویی با فیلمی از دنیای سینما خداحافظی کرده که احتمالا تا سال ها، بلکه دهه ها همانندش ساخته نخواهد شد. من که شخصا بی صبرانه منتظر دیدن بازی آخر او در این فیلم وسوسه کننده هستم.مثال دیگر آخرین بازی یک بازیگر بسیار خوب دیگر است به نام «فیلیپ سایمور هافمن» که بازی هایش را بسیار دوست دارم. البته او خداحافظی نکرد، بلکه از این دنیا رفت. او نیز آخرین بازی اش در فیلمِ یک کارگردان استاد فن بود با نام «آنتوان کور بژن»؛ یک بازی یکدست و بی نقص با فینالی حیرت انگیز و بسیار کنترل شده که هیچ گاه تأثیرش از یاد تماشاچی نخواهد رفت.درست است که هر کدام از این هنرمندان حروفی به الفبای تاریخ هنر افزوده اند و قابل حذف هم نیستند. اما آیا فکر نمی کنید اوضاع در ایران کمی فرق می کند؟شاید! اما در کل مسئله همان است و می شود نتیجه گرفت که هنرمندان حقیقی بخشی از خاطره ماندگار جمعی می شوند. نکته دوم اینکه از جایی به بعد تکرار مکررات برای هنرمند به مثابه سم کشنده ای است. او هم احتیاج به هوای تازه دارد. بنابراین من هم سعی می کنم با الگوبرداری از هنرمندان حقیقی برای بازسازی خودم از این خلأ اجباری استفاده بهینه کنم.می توان گفت در جست وجوی هوای تازه هستید؟به معنایی یک جور خانه تکانی روحی است یا بازپروری ساختار روانی و رابطه خودم با بیرون از خودم که بخشی از آن مخاطبان هستند و بخشی دشمنان! دیدن رفتارهای آنها در این ماجراها درس های بزرگی به من می دهد.چطور؟به طور مثال سال گذشته به سبب رفتار نادرست وزارت ارشاد و مدیرانش در آن مقطع که موجب ازدست رفتن حقوق من در فیلم «گاهی» شد، اعلام کردم با این مدیران و آن شیوه و روال دیگر کار نخواهم کرد. اما گروهی در مطبوعات و شبکه های اجتماعی و مجازی با تیتر غلط نوشتند که «عرب نیا از دنیای بازیگری خداحافظی کرد»!کدام نشریه رسمی یا معتبری چنین تیتری زد؟اطلاع ندارم کدام یک ابتدا این خبر نادرست را منتشر کرد. اما در مطبوعات و فضای مجازی چندین بار منتشر شد و کم کم گسترش پیدا کرد که حتی طرفداران من با نگرانی و رنجش از من می پرسیدند یا می گفتند آیا از ایران رفته اید که دیگر نیایید؟! در صورتی که هیچ کدام از اینها صحت نداشتند و قرار نبوده و نیست که برای همیشه از ایران بروم و بازیگری را کنار بگذارم. یا خبرنگار محترمی که از معدود کسانی است که به سلامت حرفه ای ایشان ایمان دارم، از من پرسید «واقعا حتی اگر پیشنهادهای وسوسه انگیز به شما شود، مثلا اگر آقای فرهادی هم به شما پیشنهاد کند، کار نخواهید کرد؟» که پاسخ دادم: «حتی اگر ایشان به من پیشنهاد بازی بدهند و قرار باشد فیلم در ایران براساس سیاست های چرخه اکران به نمایش عمومی در آید، بله کار نخواهم کرد. اما اگر خارج از ایران باشد، کار خواهم کرد». بعد، بعضی ها در فضای مجازی و مطبوعات حرف هایم را به دروغ به این شکل منتشر کردند که من در این ارشاد کار نخواهم کرد مگر با آقای فرهادی در خارج از کشور! اگر قرار بود عرب نیا از فرهادی یا هرکس دیگر درخواست حضور در فیلمش را داشته باشد، خب به خودش می گفت. تعارف هم که نداریم. من در حدود ٣٠سالی که فعالیت داشته ام حتی یک بار نشده از کارگردانی درخواست کنم که در فیلمش حضور داشته باشم. چون اصلا نگاه من به این حیطه این گونه نیست. به نظرم نقش برای یک نفر مقدر می شود. کمااینکه خیلی از نقش ها را رد کرده ام و کسانی دیگر آن نقش ها را بازی کردند که سهمشان بود.اما این دشمنی ها متأسفانه عمر و انرژی یک هنرمند را تلف می کند. درحالی که در ایران فیلم سازان خوب برای اینکه هنرشان را به اثبات برسانند خیلی کارها انجام می دهند که جزء وظیفه شان نیست. مثل اینکه مجبورند هم کارگردانی کرده و هم خودشان سرمایه گذاری کنند! حتی جای طراح صحنه لباس و تدوینگران و... هم فکر می کنند. در صورتی که در سینمای حرفه ای دنیا مثلا طراحان صحنه و فیلم برداران آپشن های دیگری را غیر از آنچه از آنها خواسته اند در نظر می گیرند که کارگردان سر صحنه دغدغه ای خارج از وظیفه اش نداشته باشد. به همین دلیل مثلا کلینت ایستوود در این سن وسال با ایده های خلاقانه همچنان فیلم های خوبی می سازد. چون بی خودی انرژی اش را هدر نمی دهد.همین طور است. چون همه چیز حرفه ای و تخصصی است و حیطه وظایف مشخص است و تعریف شده اند.به همین دلیل شکوفایی فیلم سازان در سینمای ما با همه توانایی هایی که وجود دارد بیشتر شبیه رویش تک درخت هاست تا اینکه نظام مند باشد. به طور کلی فکر می کنید کدام یک از مدیریت های سینمایی در این سال ها موفق تر عمل کرده اند؟معتقدم شادروان سیف الله داد در دورانی که در معاونت سینمایی حضور داشتند، موفق عمل کردند. هرچند همان زمان هم دشمن ها با او خصومت جدی داشتند. اما همه چیز قانونمندتر شده بود. چون او خودش از دل سینمای حرفه ای آمده بود! و البته کسی که ...

ادامه مطلب  

پروژه پاکسازی اذهان از فیش های نجومی/ مجلس نجومی ها را طلبکار کرد!  

درخواست حذف این مطلب
رهبر انقلاب در شهریور 95 به صراحت عنوان داشتند: «از مسئله حقوق های نجومی آسان عبور نکنید و به مردم بگویید که چه کار کردید، این قضیه مردم اعتمادشان ضربه خورده است.»به گزارش گروه رسانه های دیگر آنا، در حالی که رهبر معظم انقلاب سال 95در رابطه با موضوع فیش های نجومی عنوان داشتند نباید موضوع فیش های نجومی به دست فراموشی سپرده شود و باید با عاملان، برخوردهایی چون عزل و برکناری، برگرداندن آنچه از بیت المال به صورت نامشروع خارج شده است و مجازات صورت گیرد، روز گذشته مسئولان دیوان محاسبات مجلس در بهت و حیرت عمومی عنوان داشتند پرونده فیش های نجومی بسته و همه نجومی بگیران هم تبرئه شدند و دو نفر نیز برای پس گرفتن حقوق هایشان شکایت کرده اند! این در شرایطی است که افکار عمومی منتظر انتشار نتایج برخوردهای قضایی با نجومی بگیران بودند.رسوایی حقوق نجومی در سال ۹۵ کار را به آنجا کشاند که روحانی قول داد با بررسی علل و اصلاح قوانین این ننگ را پیگیری کند، اما با وجود تکلیف قانون برنامه برای ایجاد سامانه حقوق و مزایای مدیران هنوز اقدامی مشاهده نشده است. ابتدای سال گذشته بود که موضوع فیش های نجومی به یک جنجال رسانه ای و رسوایی برای بخش دولت تبدیل شد تا جایی که هر روز فیش یکی از مدیران دولتی در خروجی رسانه ها قرار می گرفت و در پی اش دولت عذر خواهی می کرد و برکناری های دومینوواری اتفاق می افتاد، افتضاح حقوق های نجومی کار را به آنجا رساند که حسن روحانی رئیس جمهور به اجبار در این رابطه بیانیه ای صادر و به مردم تأکید کرد، برای مبارزه با فساد و رانت در نظام اداری و اقتصادی کوتاه نمی آییم و با کسی در این باره عقد اخوت نبسته ایم.روحانی خطا را پذیرفتروحانی گفته بود از وزرا خواسته ام در مورد هرگونه پرداخت، به ویژه حقوق و مزایا، از بیت المال که شامل بودجه کل کشور و همه منابع عمومی است، حداکثر دقت را صورت دهند تا خدای ناکرده ریشه های تعمیق شده بی انضباطی مالی و رانت خواری مجدداً از گوشه ای سربرنیاورد و تخلف، توجیه نشود. در حالی که اقدام نجومی بگیران در جامعه تقبیح شده بود، سخنگوی دولت به تمجید از برخی نجومی بگیران پرداخت و از آنها به عنوان ذخیره های انقلاب یاد کرد که با واکنش های تند مردم و مسئولان روبه رو شد.بیانات رهبری در مورد فیش های نجومیرهبر انقلاب سال 95 تعبیرات مهمی درباره حقوق ها و برداشت های نامتعارف بیان کردند و فرمودند: این طور نباشد که ما سر و صدا کنیم و بعد قضایا را به کلی تمام کنیم و به دست فراموشی بسپاریم، این حقوق ها، برداشت های غیرمنصفانه و ظالمانه از بیت المال است، این برداشت ها نامشروع، گناه و خیانت به آرمان های انقلاب اسلامی است، دریافت های نامشروع باید برگردانده بشود و اگر کسانی بی قانونی کرده اند، مجازات بشوند. اگر سوءاستفاده از قانون هم شده است، باید اینها را از این کار ها برکنار بکنند.در همین راستا نیز رهبر انقلاب اسلامی در شهریور 95 به صراحت عنوان داشتند:«از مسئله حقوق های نجومی آسان عبور نکنید و به مردم بگویید که چه کار کردید، این قضیه مردم اعتمادشان ضربه خورده است. به نظر من برای متخلف اصلاً نباید عذر تراشید، برخورد هم بایستی قاطع باشد، مخصوص قوه مجریه هم نیست. در همه قوا و در همه سازمان ها، همین معنا ساری و جاری است، همه باید این را رعایت بکنند. خب، قوه مجریه جلوی چشم است و حالا مثلاً بیشتر از دیگران گسترده است.»در واقع رهبر انقلاب در مورد برخورد با عاملان دریافت حقوق های نجومی، خواستار سه نوع برخورد عزل و برکنار کردن، برگرداندن آنچه از بیت المال به صورت نامشروع خارج شده است و مجازات شده اند. حتی سال گذشته، در پی ارسال نامه معاون اول رئیس جمهور به رهبر معظم انقلاب مبنی بر درخواست همکاری و مشارکت همه دستگاه ها و ...

ادامه مطلب  

دستمزد «ریالی» برای آکتور هالیوودی «دلار» نمی شود!  

درخواست حذف این مطلب
سایت سرگرمی ملکانه :بانی ویدئو-گروه سینمای ایران- بهاره گل پرور: استفاده از هنرپیشگان خارجی در پروژه های سینمایی داخلی یکی از موضوعاتی است که سینماگران کمتر سمت آن رفته اند. موضوعی که می تواند علاوه بر گیشه داخلی، وجهه قابل قبولی از سینمای ایران در عرصه های جهانی نیز ارائه دهد. فارغ از مشکلات اقتصادی و پرداخت دستمزدهای بازیگران خارجی، استفاده از بازیگران خارجی در پروژه های داخلی با چالش های زیادی روبروست. از موضوعات ویدئونامه ها و بومی بودن ویدئو ها گرفته تا مشکلات اخذ مجوزهای لازم برای حضور بازیگر خارجی در ایران و همراه نبودن ارگان های مرتبط در این خصوص با ویدئوسازان از دیگر مشکلات استفاده از بازیگران خارجی در ویدئو هاست.در هفته ای که گذشت طی دو شماره به موضوع استفاده از هنرپیشگان خارجی در پروژه های داخلی پرداختیم. ابوالفضل جلیلی در این خصوص گفت: «به نظرم بسیار خوب است که هنرپیشگان و ویدئوسازان خارجی نیز به ایران رفت و آمد کنند و تبادل اندیشه و فرهنگ صورت بگیرد، همین باعث پیشرفت فرهنگی و حتی سیاسی کشور خواهد شد. البته قطعا نمی توان گفت که حضور بازیگر خارجی در پروژه های داخلی منجر به مطرح شدن سینمای ما در سطح بین المللی می شود، ولی وقتی حرف ما جهانی باشد، جهان هم از آن استقبال می کند» قربان محمدپور نیز در این خصوص گفت: «به نظرم سینمای ما نیاز به استفاده از بازیگران خارجی در پروژه های داخلی ندارد، چراکه آنقدر بازیگر توانا و مطرح در کشور داریم که نیازی به حضور بازیگران احساس نمی شود.مگر اینکه داستان هایی باشد که ویدئو نیاز به حضور بازیگر خارجی داشته باشد.» محمدرضا شرف الدین نیز در این باره گفت: «سینمای ما جهانی نیست و کاملا شخصی است. در سینمایمان وارد موضوعات جهانی نشده ایم که بخواهیم از بازیگران خارجی استفاده کنیم. اگر هم در جایی استفاده کرده ایم به خاطر وجه اقتصادی و مشارکت هایی است که به صورت خودجوش بوده. تا وقتی سینمایمان بین المللی نشود، نیازی به بازیگر خارجی نداریم» محسن علی اکبری هم معتقد است: «توانایی و اقتصاد سینمای ایران در حدی نیست که توان پرداخت دستمزد بازیگران مطرح خارجی را داشته باشد. اقتصاد کنونی سینمای ما جوابگو نیست.» حسین سلطان محمدی نیز در این خصوص بیان کرد:«استفاده از بازیگران خارجی در پروژهای داخلی ما جزو استثنائات بوده است. این موضوع به تجربه صنعتی و ارتباطات هنری و شناخت دوطرفه نیاز دارد. در درجه دوم هم مسئولان خودمان توجیه شوند و باید در این خصوص همفکری های لازم صورت بگیرد.ما در عین همفکری، درباره اثری مذهبی همچون «رستاخیز» نمی توانیم به توافق برسیم، چه برسد به اینکه یک عنصر خارجی به ایران بیاید. حال آنکه در چرخه صنعت سرگرمی غربی حکایت های شخصی زیادی دارد!»در گزارش پیش رو که بخش پایانی گزارش بررسی چالش های حضور بازیگران خارجی در پروژه های سینمایی داخلی است، به سراغ سینماگران و صاحب نظران رفتیم که از حضورتان می گذرد.حسین شهابی:قانون کپی رایت نداریم، تهیه کنندگان هم توانایی مالی ندارندحسین شهابی، نویسنده و کارگردان در خصوص استفاده از بازیگران مطرح خارجی در پروژه های سینمایی داخلی به بانی ویدئو گفت: شاید در موارد خاصی بتوانیم از بازیگران شناخته شده بین المللی استفاده کنیم، اما تهیه کنندگان سینمای ما بضاعت پرداخت دستمزد این بازیگران را ندارند. در حالی که در خارج از ایران سینما تبدیل به یک صنعت شده و چون قانون کپی رایت هم در آنجا رعایت می شود، طبیعتا سینمای آنها هم اغلب به مرز سود دهی می رسند. ما در ایران قانون کپی رایت نداریم و تهیه کنندگان هم چنین توان مالی ای ندارند. اما اگر بابی باز و راهکار بهتری برای این مشکل اندیشیده شود، قطعا به رشد و اعتلای اقتصادی سینمای ایران کمک خواهد شد. البته بحث سینمای هنری جداست و فکر نمی کنم در سینمای فرهنگی و هنری، چهره بودن مطرح باشد.وی افزود: من هم ده سال پیش و زمانی که کسی زیاد به این مسائل فکر نمی کرد، در این زمینه تلاش کردم و از طریق نمایندگی سونی در ایران هم برای پرداخت دستمزد یک بازیگر مطرح بین المللی موافقت لازم را دریافت کردم. در ازای آن قرارداد بسته بودند که نسخه خارج از کشور و کپی رایت این ویدئو را از ما بگیرند و ما هم پذیرفتیم، ولی در گرفتن مجوز دچار مشکل شدیم. فکر می کنم یکی از مشکلات اصلی حضور بازیگران خارجی، بعد از دستمزد، اخذ مجوز خصوصا در مورد پوشش خانم ها باشد که یکی از بزرگ ترین مشکلات است. همچنین مشکلاتی از قبیل هماهنگی با وزارت ارشاد و هماهنگی با سایر ادارات و نهادهایی که خودشان را محق می دانند که در این زمینه نظر بدهند اضافه می شود.این تهیه کننده در خصوص اینکه دولت در این زمینه چگونه می تواند به سینماگران بخش خصوصی کمک کند، عنوان کرد: به نظرم مسئولان سازمان سینمایی و اتحادیه تهیه کنندگان باید شورایی تشکیل بدهند و تبادل نظر کنند. خیلی وقت است که زمان آن فرا رسیده دولت در این زمینه ورود کند. البته کماکان تلاش هایی می شود و من همه ساله می شنوم که یک یا دو کارگردان ایرانی تلاش می کنند از بازیگران برند و مطرح دنیا در ویدئو هایشان استفاده کنند، ولی متاسفانه این افراد تنها هستند و به تنهایی نمی توانند از عهده مشکلات آن برآیند.شهابی ادامه داد: این مساعدت از سوی دولت صورت نگرفته و بازیگران هم رفت و آمدی به ایران ندارند. آنها نگرانند که مبادا به ایران بیایند و دچار مشکلاتی شوند که البته این هم بخشی از نگرانی هاست. من خود وقتی برای ویدئوم با یک بازیگر خارجی تماس گرفتم، ابتدا مشکلش این بود که اگر به ایران بیاید به مشکلات امنیتی برخواهد خورد و به خاطر همین از ورود به ایران اجتناب می کرد. ما تلاش زیادی کردیم که برای به ایران آمدن متقاعدش کنیم، ولی او نظرش این بود حاضر است در پروژه حضور پیدا کند، به شرطی که این ویدئو را در یکی از کشورهای مجاور ایران بسازیم. او ویدئونامه را دوست داشت حتی حاضر بود به دستمزدش تخفیف بدهد که این امکان برایش فراهم شود، ولی متاسفانه ساختن این ویدئو برای ما امکان پذیر نبود و من هم نمی خواستم این اتفاق در کشور دیگری بیفتد. ورود دولت به این مسئله یکی از راهکارهای بسیار خوب است، اما گمان نمی کنم چنین امکاناتی مهیا شود. اگر مسئولان سازمان سینمایی ما- که در واقع جزو وظایفشان است- به رشد سینمای ایران کمک کنند، می توانند در این موضوع بسیار موثر باشند.کارگردان ویدئو سینمایی «آزاد به قید شرط» در خصوص اینکه آیا حضور بازیگران خارجی در پروژه های داخلی ممکن است منجر به این شود که سینمای ایران مخاطبان بین المللی پیدا کند، توضیح داد: قطعا همین طور است. سینمای هنری ایران این مسیر را سالهاست که برای سینمای تجاری باز کرده است، ولی متولیان این نوع سینما و این نوع ویدئو ها هم قصور کرده اند. همچنین اتحادیه های تهیه کنندگان و تشکلات صنفی تهیه کنندگی نیز در این زمینه کم کاری کرده اند. اگر هم مواردی بوده تصور می کنم از سوی سازمان سینمایی استقبال نشده است.وی در ادامه توضیح داد: من خود پروژه ای به نام «بازگشت» داشتم که قرار بود سال ۸۴ ساخته شود. از ایران هم با هنرپیشگان خوبی قرارداد بسته بودیم که متاسفانه به خاطر مشکلاتی که برای بازیگر خارجی این پروژه پیش آمد، پروژه منتفی شد. مطمئنا حضور بازیگران خارجی در ویدئو می تواند هم در جهانی شدن سینمای ایران و هم در رشد و رونق اقتصادی آن کمک کند. ممکن است در داخل ایران ویدئو ها به فروش قابل قبولی هم برسند اما متاسفانه هنوز سینما تبدیل به صنعت سودآوری در ایران نشده است.وی اضافه کرد: فکر نمی کنم حضور بازیگران خارجی در فروش داخلی ویدئو ها تاثیر قابل توجهی داشته باشد. البته تاثیر خواهد داشت ولی بستگی به این دارد که از چه بازیگر مطرح جهان در ویدئو استفاده شود. معمولا ایرانی ها ویدئو های هالیوودی و آمریکایی می بینند و بازیگران اروپایی را زیاد نمی شناسند. به خاطر همین استفاده از بازیگر خارجی در ویدئو بیشتر در خارج از کشور موفق خواهد بود. این کار در انتها به نفع خود دولت است. ویدئوسازی سودآورترین صنعت دنیاست، ولی متاسفانه از تمام کشورها عقبیم. در ترکیه و کشورهایی که هنوز سینما در آن معنای واقعی ندارد، چندصد کمپانی ویدئو و سریال سازی فعالیت می کنند. در واقع مسئولانشان این اهمیت را دریافته و به این صنعت کمک کرده و موفق هم شده اند. امیدوارم مسئولان سازمان سینمایی ما هم کمک کنند. نه این که بازیگر خوب نداشته باشیم، ولی اگر ارتباط و تعامل خوبی با سینمای جهان داشته باشیم، این مشکلات رفع خواهد شد و حداقل در هر سال چند ویدئو خواهیم داشت که در آن از بازیگران مطرح دنیا استفاده خواهد شد.بابک کریمی: داستان ه ...

ادامه مطلب  

تغییر در فعالیت های مدرسه ملی سینما/ دانشجوی جدید پذیرفته نمی شود  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-نیوشا روزبان:مدرسه ملی سینمای ایران در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۹۳ به صورت رسمی و با مدیریت روح الله حسینی فعالیت خود را در حوزه آموزش تخصصی سینما آغاز کرد. این مدرسه در گام اول با شناسایی و انتخاب استعدادهای درخشان و نخبه در حوزه سینما، ۲۰ هنرجو را از سراسر کشور تحت آموزش خود قرار داد که از جمله دانشجویان موفق این مدرسه می توان به بهمن و بهرام ارک اشاره کرد که با فیلم «حیوان» در فستیوال جهانی فیلم کن خوش درخشیدند.پس از گذشت بیش از ۲ سال از فعالیت این مدرسه و با تغییر ریاست سازمان سینمایی و حضور محمدمهدی حیدریان در این سمت، اخبار مختلفی مبنی بر تعطیلی این مدرسه براساس سیاست های جدید سازمان سینمایی منتشر شد، همین امر سبب شد تا با روح الله حسینی مدیرعامل مدرسه ملی سینمای ایران گفتگو کنیم.روح الله حسینی در این گفتگو صراحتا تاکید می کند که مدرسه ملی سینمای ایران همچنان به کار خود ادامه می دهد اما فعالیت های این مدرسه با تغییر رویکرد به سمت بازآموزی و دانش افزایی سینماگران پیش می رود و تا اطلاع ثانوی هیچ دانشجویی در این مدرسه پذیرفته نمی شود.با ما در این مصاحبه همراه باشید:*با توجه به اینکه راه اندازی مدرسه ملی سینما از ایده های حجت الله ایوبی رییس سابق سازمان سینمایی بود با تغییر ریاست سازمان بارها زمزمه های انحلال مدرسه ملی سینما شنیده می شد. رسانه های غیررسمی نیز به انتشار این خبرها دامن می زدند به همین منظور خوب است که شما خودتان آخرین وضعیت مدرسه ملی سینما را تشریح کنید.- فکر می کنم از رسانه هایی که این خبر را منتشر کرده اند باید پرسید که چرا درباره فعالیت های مدرسه شایعه پراکنی می کنند. خبر تعطیلی مدرسه کذب محض بود. به ویژه انتشار این خبرها اندکی بعد از اعلام انتصاب اعضای هیات امنای جدید کمی هم عجیب و ناشیانه بود. اگر قرار بر تعطیلی یا هر تصمیم دیگری از این دست بود حکم اعضای جدید از سوی ریاست سازمان سینمایی ابلاغ یا دست کم رسانه ای نمی شد. در نهایت همین جا تاکید می کنم که فعالیت های مدرسه با قوت تمام در حال پیگیری است و هم اکنون در حال برنامه ریزی برای فعالیت های آینده مدرسه هستیم.*روند شکل گیری مدرسه ملی سینما بر چه اساس بود؟ - در اسفندماه ۱۳۹۴ حکم مدیرعامل و دبیر شورای علمی مدرسه ملی سینما را از سوی رییس سازمان سینمایی دریافت کردم، البته در زمان ثبت این مدرسه یعنی در اسفند ۱۳۹۳ به عنوان مدیر اجرایی و دبیر شورای علمی مدرسه از سوی حجت الله ایوبی رییس وقت سازمان سینمایی منصوب شده بودم. مسئولیت طراحی و اجرای مدرسه ملی سینمای ایران از ابتدا تا بحال به عهده من بوده است و شاید به دلیل اینکه از ابتدای شکل گیری این مدرسه، اطلاع رسانی دقیقی در این زمینه صورت نگرفته است، جامعه سینمایی ما هنوز تعریف مشخص و مدونی را از مدرسه نگرفته است، این تعریف در دل مدرسه و در سازمان سینمایی وجود دارد اما منتشر نشده است و شاید همین مساله سبب شده تا بسیاری از افراد نسبت به این تعریف آگاهی نداشته باشند.آبان ۱۳۹۲ از من دعوت شد تا در سازمان سینمایی حضور داشته باشم و مسئولیت اداره کل توسعه دانش و مهارت های سینمایی را برعهده بگیرم. در همین زمان بود که حجت الله ایوبی رییس سازمان سینمایی از من خواست تا پروژه مدرسه عالی سینمای ایران را طراحی و اجرا کنم و همزمان مسئولیت اداره توسعه دانش و مهارت های سینمایی به من سپرده شد، جایی که تمامی آموزشگاه های آزاد سینمایی زیر نظر اینجانب بود، به گونه ایی که یک میدان وسیع برای مطالعه و تجربه در اختیار من قرار داشت. در همان زمان طرحی با نام طرح ارزیابی و پایش این آموزشگاه ها را کلید زدم و براساس آن تمامی آموزشگاه های آزاد سینمایی در استان تهران و البرز تا پایان سال ۱۳۹۳ براساس یک سری از معیارهای علمی، مورد ارزیابی قرار گرفت و براساس این طرح تصویری از اوضاع کمی و کیفی آموزشگاه های سینمایی به دست آمد. البته این طرح به منظور آسیب شناسی و تقویت این مراکز انجام شد لیکن تصویر به دست آمده از این پروژه برای طراحی مدرسه عالی سینما و بعدتر مدرسه ملی سینما مفید بود. همزمان بعد از مدت کوتاهی مطالعه فردی و بررسی الگوهای مشابه خارج از ایران، از بسیاری از اهالی سینما و استادان دانشگاهی در حوزه سینما مشورت گرفتم که به حدود بیش از ۱۵۰ گفتگو با افراد مختلف رسید.طرحی با نام ارزیابی و پایش این آموزشگاه ها را کلید زدم و براساس آن تمامی آموزشگاه های آزاد سینمایی در استان تهران و البرز تا پایان سال ۱۳۹۳ براساس یک سری از معیارهای علمی، مورد ارزیابی قرار گرفتالبته استانداردهایی در حوزه آموزش، در تعریف و کارکرد مدارس عالی سینمایی وجود دارد که این استانداردها نیز در همان دوران مورد توجه و بررسی قرار گرفت. پس از این مطالعات و مشورت ها و شکل گیری کارگروهی کوچک، طرح تاسیس مدرسه ملی سینمای ایران آماده شد. در این طرح دو هدف اساسی وجود داشت: یکی شناسایی و پرورش استعدادهای نخبه و جوان در سینمای ایران و دیگری به روزرسانی و ارتقای دانش فعالان حرفه ای سینمای ایران. هر دوی این اهداف هم با یک رویکرد اساسی تعریف شده بود که همانا کم کردن فاصله میان حوزه عمل و کار حرفه ای و حوزه نظر و کار علمی و فکری در سینما بود. در همین زمان پیشنهاد شد لفظ عالی به ملی تغییر کند چرا که همان زمان برخی رسانه ها با استناد به همین الفاظ مدعی بودند که این مدرسه از روی مدل های خارجی مثلا مدرسه عالی فمیس در فرانسه کپی برداری شده است، در صورتی که این مدرسه از جمله آخرین نمونه هایی بود که درباره آن مطالعه کرده بودیم و قبل از آن مدارس دیگری در کشورهای مختلف را مورد بررسی قرار دادیم. نکته مهمتر اینکه نگاه خاصی به شرایط بومی، ملی و فرهنگی کشورمان داشتیم و به همین دلیل پیشنهاد دادم تا نام مدرسه عالی سینما به مدرسه ملی سینما تبدیل شود بویژه که این امر یک پروژه ملی در حوزه فرهنگ و سینما بود. جالب است حتی بدانید اگر درست یادم مانده باشد برای صیانت از ۲ واژه ایران و ملی جایی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تعهد هم دادم.در ادامه و در تابستان سال ۹۴ نشست هایی با حضور افراد مختلف از طیف های مختلف سینمایی برگزار شد تا درباره ملاحظات تاسیس یک مدرسه ملی سینمایی صحبت شود. از آن زمان به بعد و در مهر ماه سال ۹۴ کمی جدی تر فعالیت های خود را در حوزه برگزاری کارگاه های آموزشی و نشست های علمی آغاز کردیم و در همین راستا برای مثال با خانه سینما و کانون فیلمنامه نویسان تفاهمنامه ای را برای توسعه و به روزرسانی دانش فیلمنامه نویسی و انتقال تجارب بزرگان این حوزه امضا کردیم. همچنین این پیشنهاد را برای صنوف مختلف سینمایی داشتیم تا دوره های کارگاهی برگزار کنیم. در این میان برنامه بسیار مفید و موثری هم با نام «سینما دانشگاه» با همکاری دانشگاه تهران و دانشکده علوم اجتماعی برگزار کردیم که به نقد و بررسی اجتماعی فیلم های سینمایی می پرداخت. از این منظر، در واقع به دنبال توسعه نگاه و دانش بین رشته ای در سینمای ایران بودیم به این معنا که می خواستیم سینمای ایران از علوم اجتماعی، روانشناسی، ادبیات و سایر علوم بهره بیشتری بگیرد و این علوم به کمک سینما بیایند.همچنین تلاش می کردیم تا با کمک مدرسه ملی سینمای ایران، فضای گفتگوهای علمی و کارشناسی را در سینما باز کنیم. در همان نشست های سه روزه که اشاره کردم آقای اصغر فرهادی معتقد بود که در سینمای ایران خارج از فضای ژورنالیستی فضای دیگری وجود ندارد تا در آن سینماگران درباره سینما به صورت جدی بحث کنند.در نهایت برای مدرسه ملی سینما ساختاری تعریف شد و حوزه های مختلف آموزش، پژوهش، اجرایی و بین الملل شکل گرفت. ما معتقد بودیم مدرسه ما یک مدرسه ملی سینما است اما ماهیت بین المللی دارد و به دنبال این بودیم تا این مدرسه کانال ارتباط علمی و موثر سینمای ایران با خارج از ایران و حوزه بین الملل باشد. البته این بدین معنا نبود که مراکز آموزشیِ دیگر و بویژه دانشگاه ها از این مهم غافلند، بلکه به نظرمان می رسید مدرسه ملی به دلیل جایگاهی که دارد و بویژه ارتباط نزدیک و ساختاری آن با سازمان سینمایی به عنوان بدنه اجرایی سینمای کشور و از طرف دیگر ارتباط با حوزه های علمی به راحتی می تواند روابط بین المللی مناسبی در حوزه سینما برقرار کند؛ روابطی که تاثیر واقعی، کاربردی و مستمر و موثرتری داشته باشند. این مجموعه اهداف و تعاریف و فعالیت ها بعلاوه پذیرش ۲۰ هنرجوی مستعد و نخبه مجموعه کارهایی بود که در دست انجام بود تا اسفندماه سال ۱۳۹۵ که آقای حیدریان به عنوان رییس سازمان سینمایی جایگزین آقای ایوبی شدند.به هر حال آقای ایوبی بانی این ماجرا بودند و حمایت های بسیاری هم از مدرسه کردند. شخص آقای جنتی، وزیر پیشین ارشاد هم دلبستگی زیادی به مدرسه و آینده و اهداف آن داشتند. آن روزها که این تغییر در ریاست سازمان سینمایی رخ داد خیلی ها اعتقاد داشتند که مدرسه هم تعطیل خواهد شد اما خوشبختانه آقای حیدریان خیلی سریع متوجه کارکرد و اهمیتی که مدرسه می تواند در پیشبرد اهداف سینمای ایران به ویژه در حوزه فناوری ها و به روز شدن ابزار و نیروی انسانی ایفا کند، شدند و بر این اساس قول و قرارهایی با رییس جدید سازمان سینمایی گذاشته شد. در حال حاضر طراحی هایی در حوزه تفاهم و توافقی که با ایشان داشتیم دارد انجام می گیرد و در همین راستا شورای علمی جدید مدرسه ملی سینمای ایران به زودی تشکیل می شود. این شورا که شورایی جامع و متشکل از متخصصان و صاحب نظران حوزه های مختلف خواهد بود، موظف است برنامه های جدید مدرسه ملی را ذیل کلیدواژه اصلی مدرسه ملی که همان دانش افزایی است، طراحی کرده و بر اجرای آنها نظارت کند. می توان گفت اراده اصلی این روزهای مدرسه ملی این است که کسانی که در حوزه های مختلف سینمای ایران فعال هستند، دانش و مهارت های خود را از طریق این مدرسه ارتقا دهند و با سینمای جهان همگام شوند.اراده اصلی این روزهای مدرسه ملی این است که کسانی که در حوزه های مختلف سینمای ایران فعال هستند، دانش و مهارت های خود را از طریق این مدرسه ارتقا دهند و با سینمای جهان همگام شوند*با انتصاب آقای حیدریان به عنوان رییس سازمان سینمایی، اخباری منتشر شد که فعالیت های مدرسه ملی به خصوص در حوزه برگزاری کلاس های آموزشی برای دانشجویان خود با چالشی همراه است. - هیچکدام از اخبار منتشر شده صحت ندارد و من با صراحت این مساله را تکذیب می کنم. در واقع می توان این ...

ادامه مطلب  

تغییر شیوه نسخه پیچی پزشکان  

درخواست حذف این مطلب
رسانه ای شدن ماجرای نسخه های میلیاردی پزشکان از سوی مدیران تأمین اجتماعی برگ دیگری از جابه جایی پول های نجومی را رو کرد حکایتی که هم سازمان های بیمه گر بابت ناتوانی از پایش و بررسی و برخورد نکردن با پزشکانی که نسخه های میلیاردی می نویسند مورد انتقاد قرار گرفتند و هم وزارت بهداشت به دلیل نظارت نداشتن بر نسخه های تجویزی آن هم در شرایطی که کفگیر سلامت به ته دیگ خورده و دولت برای جبران بار مالی طرح تحول دست به عرضه اوراق مشارکت زده است. حالا و پس از آنکه نسخه های نجومی به تیتر یک رسانه های خبری تبدیل شد وزیر بهداشت هم به صرافت افتاده تا ب ...

ادامه مطلب  

بازیگران مرد موفق سینمای امروز ایران  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه هفت صبح:1. شهاب حسینی. مرد اول سینمای ایرانی است و به پشتوانه سال های موفقیت زنجیره ای و پیاپی حالا پدرخوانده برخی سینماگران جوان تر نیز شده است. او با شهرزاد و نقشی ضدقهرمان به محبوبیتی مضاعف دست یافت و با حضور پیاپی اش در فیلم های (درباره الی، جدایی نادر از سیمین و فروشنده) موقعیت خود را در هر دو جبهه سینمای تجاری و هنری تثبیت کرده است. او 43 ساله است. رقم دستمزدهای او برای فیلم های بزرگ سرسام آور است اما برای فیلم های فیلمسازان جوان تخفیف های خاصی قائل می شود. 2. رضا عطاران. او طرفداران پر و پاقرص خود را دارد و فهرست فیلم های پرفروشش چشم راه سیاه می کند. نهنگ عنبر 1، نهنگ عنبر 2، دراکولا، ورود آقایان ممنوع، من سالوادور نیستم، گینس، استراحت مطلق، طبقه حساس و... او از مهم ترین عناصر سینمای تجاری امروز ایران است که به عنوان فیلمساز ذائقه خاص خود را دنبال می کند. 3. حمید فرخ نژاد. اگر سال پیش قرار بود این فهرست را تهیه کنیم احتمالا نامی از فرخ نژاد در ده نفر اول هم نبود اما او امسال همزمان دو فیلم بسیار پرفروش تاریخ سینمای ایران را روی پرده دارد. گشت 2 و خوب، بد، جلف. در واقع شکست پیاپی فیلم های درام او مثل استرداد و یا زندگی مشترک آقای محمودی و بانو، راه او را مسدود نشان می داد اما بازگشت او به سینمای کمدی او را بار دیگر به سطح اول سینمای ایران بازگردانده است. فرخ نژاد 48 ساله است. 4. بهرام رادان، در نیمه دوم دهه 80 به سم گیشه مشهور شده بود اما در دهه 90 با همان درایت همیشگی اش به سطح اول سینمای ایران بازگشت و با فیلم هایی مثل بارکد، عصر یخبندان، آتش بس 2 و پل چوبی جایگاه خود را در صنعت سینما بیش از پیش تحکیم کرد. رادان 38 ساله است. 5. محمدرضا گلزار. مدت طولانی از سطح اول سینمای ایران دور بود اما در 45 سالگی بازگشت مناسبی به سینمای ایران داشت و با فیلم های مثل سلام بمبئی و خشک سالی و دروغ نشان داد که هنوز طرفداران خاص خود را دارد. از اول فیلم مادر قلب اتمی در انتظار صدور پروانه نمایش و بیرون آمدن از محاق توقیف است. گلزار 40 ساله است. 6. علی مصفا، مرد روشنفکر و خاص سینمای ایران، گزیده و ...

ادامه مطلب  

مشکل سینمای کودک با جزیره ای شدن حل نمی شود/ تشکیل شورای بالادستی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر-گروه هنر-زهرا منصوری: سی امین دوره جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان ۱۵ تیرماه به کار خود پایان داد؛ جشنواره ای که در دوره بیست و نهم طی تصمیمات مسئولان به ۲ بخش کودک و نوجوان تقسیم و مقرر شد که پس از این جشنواره کودک در اصفهان و جشنواره نوجوان در همدان برگزار شود و در مهرماه سال ۹۴ جشنواره در همدان برگزار شد و سال ۹۵ باید جشنواره کودک در مهر ماه در اصفهان برگزار می شد، اما این اتفاق نیفتاد و بار دیگر جشنواره به شکل یکپارچه و در قالب فیلم های کودکان و نوجوانان در اصفهان برگزار شد. حجت الله ایوبی رییس سابق سازمان سینمایی علیرضا رضاداد را به عنوان دبیر سی امین دوره جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان منصوب کرد که بر همین اساس امسال سی امین دوره این جشنواره با دبیری وی در اصفهان برگزار شد.درباره چند و چون برگزاری این جشنواره گفتگویی با علیرضا رضاداد داشتیم که او ضمن مطلوب دانستن نتایج برگزاری جشنواره بیان کرد که در این دوره به اهدافی که مدنظرشان بوده است رسیده اند. وی یکی از مشکلات سینمای کودک را نداشتن سالن دانست و بیان کرد «در میان اهل حرفه، درباره این مساله چند نگاه وجود دارد؛ برخی از دوستان می گویند که اگر فیلم کودک قابل اکران بسازیم همه به دنبال آن می روند و آن فیلم راه خود را باز می کند و دیگر ما احتیاج به یک توجه ویژه به فیلم و سینمای کودک نداریم بلکه این فیلمسازان هستند که باید فیلم کودکی بسازند که مثل «شهر موش ها» و «کلاه قرمزی» باشد و بتواند مخاطب جذب کند. در واقع این رویکرد حفظ وضع موجود است یعنی اعتقاد دارند در حوزه نمایش و پخش به خاطر سینمای کودک لازم نیست تغییری در وضع موجود ایجاد کنیم بلکه فیلمسازان کودک باید خود را با وضع موجود منطبق و با تغییر در رویکرد تولید، جای خودشان را باز کنند.»شرح بیشتر این گفتگو را در زیر بخوانید:*سی امین جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان اصفهان به پایان رسید. جمع بندی شما از برگزاری این دوره از جشنواره چیست؟ -فکر می کنم مسیری که از ۹ ماه پیش آغاز کردیم و حالا به انتهای آن رسیدیم مسیر درستی بوده است، ضمن اینکه ما چندی دیگر در شورای سیاستگذاری مسیر طی شده را گزارش و جمع بندی می کنیم و مطابق تفاهمنامه تا ۲ ماه بعد این گزارش را برای تعیین تکلیف چهارسال آینده به شورای سیاستگذاری ارایه خواهیم داد. به طور کلی به نظرم ما این مسیر را به خوبی طی کردیم. ما چند هدف را در این جشنواره تعقیب می کردیم؛ یکی رونق بیشتر سینمای کودک و نوجوان بود که این ماموریت و مسئولیت عمدتا به عهده بنیاد سینمایی فارابی و شورای راهبری و سیاستگذاری سینمای کودک و نوجوان بود که توجه خاصی نسبت به تولید دارد. گمان من این است که این شورا نسبتا موفق عمل کرد زیرا نتایج این جشنواره و استقبال مردم از آثار این دوره نشان می دهد که این شورا به خوبی عمل کرده است. البته خودشان هنوز راضی نیستند اما با توجه به اینکه من عضو آن شورا نیستم به راحتی می توانم درباره عملکرد مثبت آن اظهارنظر کنم. شورا در عملکرد خود بیش از آنچه که انتظار می رفت، موفق بود اما تا پاسخگویی به همه انتظاراتی که از شورا می رود و با توجه به اینکه همه بزرگان سینمای کودک در آن عضو هستند هنوز راه داریم. به هر حال امیدوارم با تقویت شورا و گسترش فعالیت های آن به سینمای آرمانی در حوزه کودک و نوجوان نزدیک شویم.بخش دیگر این رونق حاصل برنامه ای بود که در ابتدا به دلیل تغییر زمان، قدری با نگرانی انجام شد. ما گمان می کردیم شاید چند سال طول بکشد که مردم اصفهان از برگزاری جشنواره در مهرماه به برگزاری آن در اول تابستان و اواخر عادت کنند ولی با توجه به فضایی که در زمینه اطلاع رسانی و اخبار جشنواره ایجاد شد، تاسیس باشگاه مخاطبان که در این زمینه کمک کرد و اقدامی که در برنامه ریزی نمایش آثار انجام شد ما از همان شب اول با نمایش فیلم ها در سانس های فوق العاده رو به رو بودیم تا اینکه یک روز هم به نمایش فیلم ها اضافه شد.ما امسال را سال ارزیابی عملکرد خودمان در انتقال و جابجایی زمان گذاشته بودیم ولی به نظر رسید که می توانیم اتقاق نظر پیدا کنیم، یعنی برگزاری جشنواره در اواخر بهار و اوایل تیر ماه اگر از مهرماه مناسب تر نباشد، نامناسب تر هم نیست زیرا این حرکت به رونق اکران در تابستان کمک می کند. در این برهه بچه ها اوقات فراغت بیشتری دارند به همین دلیل برگزاری جشنواره در آخر بهار و اوایل تابستان می تواند به اکران کمک کند از همین رو ما در این زمینه هم توفیق پیدا کردیم.برگزاری جشنواره در اواخر بهار و اوایل تیر ماه اگر از مهرماه مناسب تر نباشد، نامناسب تر هم نیست زیرا این حرکت به رونق اکران در تابستان کمک می کندبرنامه سوم ما این بود که به لحاظ تخصصی بخش کودک و نوجوان را در داوری ها و نمایش ها تفکیک کنیم و این هدف هر چندکار سختی بود ولی محقق شد. باید آنقدر فیلم قابل توجه در حوزه کودک و نوجوان داشته باشیم که بشود برای آن داوری و نمایش های جداگانه ای گذاشت که گمان می کنم در این زمینه هم موفق شدیم، اما این موضوع به شکل طبیعی حدود ۱۲ جایزه به جوایز ما اضافه کرد بنابراین برای دوره بعد باید درباره تعداد جوایز فکر کنیم چون اگر بخواهیم این تفکیک را نگه داریم باید درباره جوایز تصمیم های بهتری گرفته شود.نکته دیگری که به برنامه های ما اضافه شد و از ویژگی های جشنواره بود، جداسازی بخش انیمیشن و مستقل کردن آن بود. باتوجه به اینکه ساختار آثار انیمیشن متفاوت و قابل داوری در جشنواره فجر نیست و راهی هم به آن ندارد و انیمیشن های بلند سینمایی تعریفی در جشنواره ها تاکنون نداشتند، ما تصمیم به این کار گرفتیم. فکر می کنم یکی از وجوه مثبت این دوره همین امر بود و فعالان سینمای انیمیشن، هیات داوران و هیات انتخاب نیز این تصمیم را ستودند.از دیگر ویژگی های این دوره برگزاری کارگاه های دوره های فیلمسازی بود؛ کارگاه هایی که مخاطبان دانش آموزی، غیرحرفه ای و حرفه ای داشت. همیشه جوانان و علاقه مندانی هستند که علاوه بر فیلم ها دنبال محیط های آموزشی هستند به همین دلیل از این کارگاه ها بسیار استقبال شد. در مجموع جمع شدن این ابعاد آموزشی و تربیتی که در تفکیک با آن روبه رو بودیم، جشنواره را به سمت نگاه تخصصی تر برد و این نگاه تخصصی با استقبال مردم و شور و نشاط آنها همراه شد. در مجموع خدارا شاکریم که قدم هایی برای سینمای کودک برداشته شد و امیدواریم سال آینده این مسیر ادامه پیدا کند.*آنچه که سینمای کودک و نوجوان را دچار مشکل کرده و حتی جشنواره فیلم های کودکان و نوجوانان را هم از جایگاه واقعی خود انداخته، کمبود و حتی نبود سالن های سینمایی است. آیا تدبیری برای این موضوع اندیشیده شده است؟ - درباره این مساله چند نگاه در میان اهل حرفه وجود دارد؛ برخی از دوستان می گویند که اگر فیلم کودک قابل اکران بسازیم همه به دنبال آن می روند و آن فیلم راه خود را باز می کند و ما احتیاج به توجه ویژه به فیلم و سینمای کودک نداریم بلکه این فیلمسازان هستند که باید فیلم کودکی بسازند که مثل «شهر موش ها» و «کلاه قرمزی» باشد و بتواند مخاطب جذب کند. در واقع این رویکرد حفظ وضع موجود است که اعتقاد دارند لازم نیست در حوزه نمایش و پخش برای سینمای کودک تغییری در وضع موجود ایجاد کنیم بلکه فیلمسازان کودک باید خود را با وضع موجود منطبق و با تغییر در رویکرد تولید جای خودشان را باز کنند.نگاه دوم در جست و جوی الگوهای دهه ۶۰، نمایش های اختصاصی و سینماهای مخصوص کودک و نوجوان است و گمان می کند آنچه دروضعیت فعلی به عنوان یک حیات طبیعی سینما پیش می رود درباره سینمای کودک و نوجوان وجود ندارد و برخی احتمالا در ذهن خود جستجو می کنند تا چیزی شبیه گروه «هنر و تجربه» درباره سینمای کودک و نوجوان ایجاد شود و یک گروه کودک و نوجوان با سالن های مخصوص خود داشته باشیم که این فیلم ها بتوانند در آنها با یارانه و حمایت دولت به نمایش درآید.یک انگاره دیگری وجود دارد که ذهن من بیشتر به آن سمت و سو متمایل است؛ که ما درباره پخش باید نگاه تخصصی داشته باشیم، اما آن نگاه تخصصی باید خود را به حیات طبیعی سینما نزدیک کند. یعنی ما در شرایط فعلی لازم نیست جزیره ای جدا از سینمای ایران برای سینمای کودک تعریف کنیم بلکه باید سینمای کودک در دل سینمای ایران و مولفه ها و زیست بوم فعلی حیات طبیعی و پایدار خود را پیدا کند. این بحثی است که در شورای سیاستگذاری کودک و نوجوان در حال پیگیری است و هنوز به نتیجه نرسیده است. البته این موضوع فقط مخصوص به سینمای کودک نیست.ما در شرایط فعلی لازم نیست جزیره ای جدا از سینمای ایران برای سینمای کودک تعریف کنیم بلکه باید سینمای کودک در دل سینمای ایران و مولفه ها و زیست بوم فعلی حیات طبیعی و پایدار خود را پیدا کندمن فکر می کنم درباره پخش و ظرفیت نمایشی احتیاج به یک نگاه بالادستی است. خوشبختانه شورای صنفی نیاز به این نگاه بالادستی را احساس کرده است برای مثال وقتی که در ایام عید بدون اینکه به حیات طبیعی پخش دست بخورد یک نوع مواظبت و برنامه ویژه برای اکران عید در نظر می گیریم، به یکباره استقبال مردم از آن چیدمان کمک می کند که ما با فروش زیادی رو به رو شویم و تقریبا همه اقشار سهم خود را در اکران عید پیدا می کنند. علاقه مندان به آثار سیاسی، کمدی، خانوادگی و ... سهم خود را از این سبد برمی دارند، زیرا افرادی که برنامه ریزی می کنند و نگاه خاصی به این مقوله دارند توجه کرده اند که این سبد برای تمام مخاطبان است. اما تقریبا به جز عید این اتفاق به صورت سازمان یافته نمی افتد و یک نگاه بالادستی در جریان نمایش وجود ندارد.البته این نکته مورد توجه شورای صنفی قرار گرفته و شورا در آیین نامه جدیدش یک هیات امنا برای جریان اکران پیش بینی کرده که بزرگترین و اولین ماموریت آن همین است که ضامن حفظ تنوع ژانر و مخاطب با حفظ حیات طبیعی باشد.اگر ما در اکران بتوانیم بدون اینکه به روال فعلی اکران دست بزنیم، آن نگاه بالادستی را در چرخه رابطه بین تولیدکننده، پخش کننده و سینمادار حاکم کنیم آنگاه آن نگاه مواظب سبد مخاطبان سینما خواهد بود و به دنبال این می رود که چرا فیلم کودک برای نمایش نداریم پس باید فکر کنیم که چگونه فیلم کودک به نمایش دربیاید.زمانی ممکن است اختصاص چند سالن راه حل آن باشد اما یک زمان ممکن است یکی از همین سرگروه ها بتواند فیلم ها را نمایش دهد. من فکر می کنم نگاه دلسوزانه بالادستی بدون اینکه بخواهد در گردش کار فعلی سینما از نگاه بیرونی تصرف انجام دهد می تواند این مساله را حل کند. به عبارتی این مساله باید در دل فعالان سینما حل شود. این جشنواره نشان داد همین سینما این ظرفیت را دارد و اگر بحث هایی که در شورای سیاستگذاری کودک و نوجوان شده است، در شورای صنفی ادامه پیدا کند تا حدود زیادی می توان برای سینمای کودک راه حل های اجرایی بهتری پیدا کرد.*رییس سازمان سینمایی در نشست اخیر اشاره کرد که بیشتر از اینکه به سرگروه سینمای کودک نیاز داشته باشیم به ساخت سالن مربوط به نمایش این آثار احتیاج داریم. این خواسته رییس سازمان چگونه محقق می شود؟ -آنچه ایشان اشاره می کنند راه حل اساسی و ریشه ای حل مشکلات اکران است اما این بحث در چهارچوب پیشنهاد در وضع موجود قابل بررسی و گفتگو است. آنچه که تحت عنوان رسیدن به حیات طبیعی عنوان می شود همان ایده و الگویی است که پیشتر رییس سازمان سینمایی مطرح کرد. او هم همین اعتقاد را دارد که در حیات طبیعی سینما رابطه بین تولیدکننده، پخش کننده و سینمادار باید بهبود پیدا کند و باید از آنها بخواهیم که مساله تنوع مخاطب را در برنامه ریزی های خود لحاظ کنند. جریان اکران هنوز ماموریت و اولویت های خود را به تامین نیازهای همه مخاطبان تسری نداده است. این جریان همان جریان عرضه و تقاضا است که در همه دنیا اتفاق میفتد. منتها در جریان اکران ما ناقص اتفاق میفتد و با آنکه تقاضا از سوی بچه ها و خانواده ها وجود داشت و این جشنواره آن را نشان داد اما ساز و کار عرضه تعریف درست نشده است. اگر به جریان مسئول، این ماموریت ها را اضافه کنیم و بگوییم که یکی از نیازهای سینما این است که همه اقشار را ببیند این مساله تاحدودی حل می شود.در حیات طبیعی سینما رابطه بین تولیدکننده، پخش کننده و سینمادار باید بهبود پیدا کند و باید از آنها بخواهیم که مساله تنوع مخاطب را در برنامه ریزی های خود لحاظ کننددر هر حال راه حل بنیادی چیزی جز گسترش سالن ها نیست اما من درباره راه حل های نزدیک تر و موقت تر صحبت می کنم، چون ممکن است مساله سالن به این سرعت حل نشود. شاید یکی از بهترین راه حل ها برای کوتاه مدت این باشد که ما از فعالان صنفی نمایش یعنی تولیدکنندگان، پخش کنندگان و سینماداران بخواهیم که به مساله تنوع مخاطب فکر کنند و این امر را در برنامه ریزی های چیدمان ف ...

ادامه مطلب  

انتقاد از زیاده خواهی و انحراف در اکران هایی ضد سینما/ «هنر و تجربه»؛ پاتوق نمایش فیلم خاص یا دکانی برای کاسب کاران؟!  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: تعدادی از اهالی سینما با تأکید بر اینکه انحراف مسیر گروه «هنر و تجربه» بر همگان آشکار است اظهار داشتند: «هنر و تجربه»؛ محلی برای کاسب کاری و دلالی شده و عایدی مثبتی برای سینما طی این سال ها در پی نداشته و ضمن نقدهای زیادی که به عملکرد مسئولان آن وارد است، سازمان سینمایی باید نسبت به این معضل اقدامی جدی نماید. به گزارش خبرنگار سینماپرس طی سال هایی که از تأسیس گروه سینمایی موسوم به «هنر و تجربه» می گذرد بسیاری از سینماگران برجسته، منتقدان و کارشناسان پیشکسوت و دغدغه مند نسبت به مضرات این گروه سینمایی همواره هشدارهای جدی داده اند و این گروه را دستاورد ناشایست دوران مدیریت حجت الله ایوبی برشمردند. این افراد معتقد بودند که گروه هنر و تجربه به آینده سینمای کشور ضربه اساسی وارد می کند چرا که جوانان علاقمند به سینما بدون آنکه راه و مسیر درست فیلمسازی بیاموزند و در ادامه وارد گردونه تولید آثار حرفه ای شوند وارد مسیری می شوند که هیچ آینده ای نه برای آن ها دارد و نه سینمای ایران!منتقدان به گروه سینمایی هنر و تجربه تأکید داشتند: گروه سینمایی هنر و تجربه نه فقط خود راه درست سینما و فیلمسازی را نمی داند بلکه در جهت هدایت هدفمند از سینماگران جوان و پرورش آن ها برای فردای سینمای کشور کاری نمی کند و نهایت فیلم های آن ها را به نمایش می گذارد و به جای نشان دادن در دانش و تجربه ورود به سینمای حرفه ای ایران در ورود به جشنواره های خارجی و خارجی پسندی را به آن ها می نمایاند.این افراد همواره بیان می کردند: گروه سینمایی «هنر و تجربه» به دلایل غیرکارشناسی، آشفته و نابسامان بودن و... لطمه های فراوان بر پیکره سینمای کشور و به ویژه سینمای بدنه زده و جماعتی از فیلمسازان جوان کشور را به سوی تولید آثار روشنفکرانه خارجی پسند سوق داده است؛ این گروه سینمایی از منظر طرفداران خود که اغلب آن ها یا در سینما دارای منافع اقتصادی هستند و یا فیلم های ضعیف و غیر استانداردشان در این گروه به نمایش در می آید جایگاه و ویترینی برای عرضه فیلم هایی است که امکان نمایش عمومی را ندارد و از همین منظر است که برخی از فیلم های غیر متعارف که در ساختار و فرم و محتوا حرف هایی غیر متعارف دارند در این گروه سینمایی به نمایش در می آیند. با آنکه در میان فیلم های اکران این گروه گاه آثار حرفه ای و قابل اعتنا هم به چشم می خورد ولی اکثریت با فیلم های ضعیف و متوسط و آماتوری است.این اعتراضات ادامه داشت تا اینکه رئیس شورای صنفی نمایش با انتقاد شدید خود علیه امیرحسین علم الهدی مدیر این گروه به اصطلاح سینمایی گفت: «هنر و تجربه» به محفل تبدیل شده است!او تأکید کرد:طرح مسئله به این شکل که یک عده کمر به قتل گروه «هنر و تجربه» بسته اند، صرفا برای آدرس غلط دادن و ایجاد یک هیاهوی مطبوعاتی و صنفی و پنهان کردن اصل قضیه است. آقای علم الهدی می گویند بیش از یک سال است که ما (شورای صنفی نمایش) چوب لای چرخ «هنر و تجربه» می گذاریم. من به صراحت می گویم ایشان خلاف واقع می گویند و حقیقت را پنهان می کنند. در یک سال گذشته به درخواست آقای علم الهدی از شورای صنفی اکران؛ ما موافقت کردیم تا فیلم هایی چون «فروشنده»، «لانتوری» بتوانند در سینماهای گروه «هنر و تجربه» هم در شکل محدودی اکران شوند و هر سالن سینمای «هنر وتجربه» ۱۵ سانس در ماه برای این فیلم ها داشته باشد. اکثریت اعضای شورای صنفی نمایش با درخواست ایشان مخالف بودند و دلیل مخالفت دوستان ما به درست این بود که این ۱۵ سانس دارد از فیلم های «هنر و تجربه» گرفته می شود و به فیلمی داده می شود که نیازی ندارد و فقط این درخواست برای بالا بردن آمار مخاطب برای ارائه به مدیران بالادستی است.سینماپرس در همین راستا گفتگویی با ۱۲ چهره فعال و سینمای کشور آقایان: سیروس الوند، حبیب اسماعیلی، حسن هدایت، جبار آذین، مهدی عظیمی میرآبادی، مهدی صباغ زاده، فرزاد موتمن، ابراهیم وحیدزاده، هوشنگ توکلی، سامان سالور، محسن شایان فر و ناصر شفق انجام داده که آن به بررسی عملکرد این گروه به اصطلاح سینمایی پرداخته که ماحصل آن برای اطلاع بیشتر مخاطبان گرامی در ذیل نقل شده است. سیروس الوند کارگردان مطرح سینما در پی انتشار نامه اخیر رئیس گروه «هنر و تجربه» که اعلام کرده بود یک عده کمر به قتل این گروه بسته اند و پاسخ شدید اللحن رئیس شورای صنفی نمایش به وی گفت: گروه سینمایی «هنر و تجربه» اکوسیستم سینما را به هم ریخت و بنده معتقدم در شرایط فعلی وجود این گروه برای سینما مضر است؛ این در حالی است که این گروه سینمایی در ابتدا با حسن نیت شکل گرفت اما تغییر رویه مدیران باعث شد این گروه سینمایی به کجراهه برود. چشم اندازی که در ابتدا برای گروه سینمایی هنر و تجربه تعریف شده بود به نمایش درآمدن فیلم هایی بود که در شرایط عادی امکان نمایش نداشتند؛ این نیت خوبی بود که باعث می شد آثار تجربی بسیاری از فیلمسازان جوان در سالن های معدودی دیده شود و علاقمندان به سینمای تجربی بتوانند در سینماهای مشخص به تماشای این نوع فیلم ها بروند.حبیب اسماعیلی تهیه کننده و بازیگر سینما نیز در این رابطه اظهار داشت: بنده معتقدم حضور هر گروهی اگر برای خدمت به سینمای کشور باشد مغتنم است و باید از آن حمایت شود اما متأسفانه گروه سینمایی «هنر و تجربه» از مسیر اصلی خود منحرف شده است. گروه سینمایی «هنر و تجربه» در زمان تأسیس اش قرار بود امکان نمایش فیلم هایی را فراهم آورد که جزو آثار خاص سینما محسوب می شدند و جایی برای اکران در سینمای بدنه نداشتند و مخاطبان کمتری از آن ها استقبال می کردند. این اتفاق باعث شد تا در ابتدای امر باری از دوش سینمای ایران برداشته شود و فیلمسازانی که این نوع فیلم ها را می ساختند بتوانند جایی برای عرضه و نمایش آثارشان داشته باشند اما متأسفانه به دلایل متعدد از جمله مدیریت غلط این گروه سینمایی از مسیر اصلی خود منحرف شد.حسن هدایت تهیه کننده و کارگردانان برجسته سینمای کشور نیز در این باره متذکر شد: گروه سینمایی «هنر و تجربه» نیازمند یک پالایش اساسی است و کارشناسان و اهل فن باید تمامی نکات مثبت و منفی که در عملکرد این گروه سینمایی وجود دارد را بررسی کنند و سپس عیب های آن را برطرف نمایند و سعی کنند شرایط نمایش و عرضه فیلم های تجربه گرا رو به بهبودی برود. اینکه فیلم های تجربه گرا بتوانند مکان مشخصی برای اکران داشته باشند نکته بسیار خوبی است که باید به آن توجه جدی شود. برخی از فیلم های باارزش تجربی در کشور ما تولید می شوند که به دلیل آنکه اکران شان در سینماهای عادی توجیه اقتصادی ندارد هیچ گاه امکان نمایش پیدا نمی کنند و این خوب است که در سالن های خاصی روی پرده بروند تا حداقل مشتاقان و علاقمندان این نوع سینما بتوانند از آن ها بهره گیری نمایند.مهدی عظیمی میرآبادی معاون اسبق نظارت و ارزشیابی سازمان سینمایی نیز در این باره گفت: بنده با اصل تأسیس این گروه سینمایی هیچ مشکلی ندارم و معتقدم که نیاز سینمای امروز ایران این است که فرصتی برای فیلمسازان تجربه گرا فراهم آورد تا آثارشان را در آن به نمایش بگذارند اما متأسفانه گروه «هنر و تجربه» فرصتی برای فرصت طلبان و باندبازی های شان با پزهای روشنفکرمآبانه به وجود آورده که باید جلوی آن هرچه سریعتر گرفته شود! پیش از آنکه در زمان مدیریت آقای ایوبی این گروه سینمایی تأسیس شود در زمان مدیریت آقای شمقدری به عنوان رئیس سازمان سینمایی هم با مدیریت آقای محمد درمنش با شاهد اکران فیلم های «مخاطب خاص» در سی ...

ادامه مطلب  

ساعت نجومی شهر پراگ و افسانه های این ساعت  

درخواست حذف این مطلب
ساعت نجومی پراگ، واقع در بافت قدیمی شهر، یکی از جاذبه های مهم گردشگری این منطقه به شمار رفته و با افسانه هایش، از نقاط مهم دیدنی کشور چک به حساب می آید.رأس هر ساعت، صدها گردشگر از کل دنیا با دوربین هایی آماده روبه روی ساختمان شهرداری قدیمی جمع می شوند تا نمایش مکانیکی قرون وسطایی ساعت نجومی که یکی از شگفتی های جهان به شمار می رود را تماشا کنند. ساعت نجومی پراگ که به مدت ۶۰۰ سال جزو بزرگ ترین گنجینه های شهر محسوب می شد، هنوز هم مردم را به وجد می آورد. نمایش پیکره های متحرک و تصویرسازی زمان در این ساعت باعث شده ادعا کنیم که هیچ وسیله زمان سنج دیگری در دنیا به این خوبی نمی تواند زمان را نشان دهد.افسانه های ساعت نجومی پراگافسانه های زیادی حول ساخت این ساعت نجومی در بافت قدیمی شهر پراگ وجود دارد. یکی از معروف ترین افسانه ها آن است که این ساعت را استادی به نام «هانوش» (hanuš) که ساعت ساز بسیار ماهری بود، در سال ۱۴۱۰ ساخته است. مسئولین شهر در آن زمان آن قدر از ساعت نجومی خوشحال و راضی بودند که بعدتر از ترس آن که استاد هانوش نمونه دیگری از آن را برای شهر دیگری بسازد، شبانه وی را کور کردند تا این ساعت، شگفتی منحصر به فرد پراگ باقی بماند. چه این افسانه راست یا دروغ باشد، رأس هر ساعت پیکره ها جان گرفته و متحرک می شوند و از دو پنجره ساعت ۱۲ حواری بیرون آمده و به شهر سلام می کنند. در کناره های ساعت نیز اسکلتی وجود دارد که ناقوسی را به صدا در آورده، یک بوقلمون سر خود را تکان داده، یک خسیس کیفی پر از پول داشته و یک مغرور در آینه به خود نگاه می کند. تمام این نمایش با خواندن یک خروس طلایی و به صدا در آمدن ناقوسی بزرگ در بالای برج به پایان می رسد. مردم در گذشته اعتقاد داشتند که با اولین بانگ خروس در صبح تمام اشباح و شیاطین از شهر پراگ دور می شدند.درباره پیکره اسکلت کنار ساعت، افسانه هایی جداگانه نیز وجود دارد. گفته می شد زمانی که ساعت نجومی شهر برای مدتی طولانی از حرکت بایستد، ملت چک دوران سختی را سپری خواهند کرد و اسکلت نیز این واقعیت را با تکان دادن سر خود تائید می کند. بنا بر این افسانه، تنها امید برای جلوگیری از این قضیه، تولد پسری در شب سال نو بود. زمانی که ساعت دوباره به حرکت می افتاد، پسر باید از کلیسای «تین» (týn) بیرون دویده و تا ساختمان شهرداری را طی کند. وی باید این مسیر را بسیار سریع می پیمود تا قبل از آخرین ضربه ناقوس ساعت به آنجا برسد. اگر او موفق به انجام این کار می شد می توانست اسکلت و تمام نیروهای شیطانی را از شهر بیرون کند.البته در برخی افسانه های دیگر اسکلت نماد امید بوده و اگر دق ...

ادامه مطلب  

آیا سینمای ایران پر رونق است؟  

درخواست حذف این مطلب
بررسی دقیق تر تمام آثار اکران شده در سال از وجود یک بحران اقتصادی جدی در سینمای ایران حکایت می کند. فروش کل سینمای کشور در سال گذشته میلیارد تومان و تعداد مخاطب کل سینمای کشور به 23 6 میلیون نفر رسیده است.تیتر 20 - این افزایش قابل ملاحظه موجب شده برخی از رونق اقتصادی چشمگیر سینمای ایران سخن بگویند درحالی که سینمای ایران همچنان با رونق اقتصادی به معنای واقعی کلمه فاصله بسیاری دارد. در کشورهایی که صنعت سینمای پررونقی دارند مثلا در آمریکا شهروندان آنها حداقل سه بار در سال به سینما می روند. این در حالی است که هر ایرانی در سال گذشت ...

ادامه مطلب  

نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایران  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرانتصاویر نشست خبری جشن مستقل سینمای مستند ایرا ...

ادامه مطلب  

فیش های نجومی مصداق بارز فساد در سیستم اداری کشور است/ دیوان محاسبات با جدیت بیشتری موضوع فیش های نجومی را بررسی و برخورد کند  

درخواست حذف این مطلب
نمایندگان سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه فیش های نجومی مصداق بارز فساد در سیستم اداری کشور است، عنوان کردند: دیوان محاسبات با جدیت بیشتری موضوع فیش های نجومی را بررسی و برخورد کند.به گزارش خبرنگار اقتصادی عصرهامون، دیوان محاسبات پرونده ۸۸ دستگاه اجرایی متخلف در ماجرای حقوق های نجومی را مختومه اعلام کرد.در این خصوص نمایندگان سیستان و بلوچستان در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه فیش های نجومی مصداق بارز فساد در سیستم اداری کشور است، عنوان کردند: دیوان محاسبات با جدیت بیشتری موضوع فیش های نجومی را بررسی و برخورد کند.قوه قضائیه در حال پیگیری این موضوع استحسینعلی شهریاری نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار عصرهامون با اشاره به تبرئه نجومی بگیران توسط دیوان محاسبات اظهار داشت: قوه قضائیه بر روی این موضوع در حال پیگیری و بررسی است.وی ادامه داد: برخی مواقع شاید در قوانین اشکال داشته باشد که آقای اژه ای گفته این ها اگر صورت حساب ها را دستکاری کرده باشند جرم است و قطعا قوه قضاییه برخورد می کند.شهریاری اضافه کرد: بعضی مواقع ممکن است قوانین طوری باشد که از نظر قانون اشکال قانونی نداشته باشد لذا باید قوانین رو اصلاح کرد که کسی نتواند از آن استفاده کند.نماینده مردم زاهدان در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به سوال عصرهامون مبنی بر اینکه شنیده شده برخی از تبرئه شدگان شکایت کرده اند، خاطر نشان کرد: هر کس خودش صلاح بداند در حقش ظلم شده می تواند شکایت کند.وی ادامه داد: اختلاف بین کارمندان و با دستگاه های اجرایی طبق قانون دیوان عدالت اداری زیر مجموعه قوه قضاییه است که آنجا رسیدگی و مشخص می کند و هر کسی حق دارد که در صورت ظلم به مرجع قانونی شکایت کند.شهریاری تصریح کرد: شاید این افراد تصور کردند کاری که در مورد آن ها انجام شده قانونی نبوده و به ان ها ظلم شده است لذا شکایت کرده اند.فیش های نجومی مصداق بارز فساد در سیستم اداری کشور استعلی کرد نماینده مردم شهرستان خاش و عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با خبرنگار تفتان ما پرداخت فیش های نجومی به مدیران همان هجوم به ارزش های نظام و انقلاب است و باید با آن به شدت برخورد شود، اظهار کرد: حقوق نجومی برخی مسئولان، سبب نارضایتی بسیار شدید مردم شده است.وی با بیان اینکه برخی از جوانان جویای کار برای دریافت 500 هزار تومان تقاضای وام دارند، تصریح کرد: اما برخی از مسئولین حقوق های میلیونی و نجومی دریافت می کنند و در رفاه هستند.کرد با بیان اینکه حقوق کارگران و کارمندان ساده در کشور بسیار اندک است، گفت: نباید در نظام ایران اسلامی تبیعض در حقوق مردم باشد و این با روح نظام تناقض دارد.وی با بیان اینکه دین اسلام، دینی موازی است و هیچ فرقی بین افراد جامعه نیست، خاطرنشان کرد: متاسفانه مسئله حقوق های نجومی توسط دیوان محاسبات تبریه شده که مطمئناً با این اقدام راه برای سایر فسادها و ناهنجاری های اداری گشوده خواهد شد.دیوان محاسبات با جدیت بیشتری موضوع فیش های نجومی را بررسی و برخورد کندوی با تاک ...

ادامه مطلب  

شرکت مختلط غیر سهامی چیست ؟و شرایط و مدارک لازم جهت ثبت شرکت مختلط غیر سهامی چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
نمایش نتایج 1 تا 1 از 1 چهارشنبه 28 تیر 1396, 10:12 قبل از ظهر#1idearegister کاربر جدید تاریخ عضویتتیر 1396پست6تشکر کردن00 بار تشکر شده در 0 پستاین نوع شرکت مانند شرکت مختلط سهامی در قرون وسطا در اروپا در دورانی که اشراف زاده گان اروپایی تجارت را کاری دور از شان و منزلت طبقه اجتماعی خویش می دانستند متولده شده است.این اشراف زادگان با تجاری از طبقه متوسط وارد شراکت می شدند و بخشی از سرمایه را تامین می نمودند اما به شرط رعایت دو قانون : یک اینکه نامی از آنها در این تجارت برده نشود و دو اینکه مسئولیت آنها به اندازه سرمایه اولیه آورده شده باشد. این نوع از تجارت بستر تولد شرکت هایی از قبیل شرکت مختلط غیر سهامی و غیر سهامی گردید.در قانون تجارت ایران به موجب ماده 162 قانون تجارت شرکت مختلط سهامی نوعی شرکت است که با نام مخصوص بین یک عده شرکا سهامی و یک یا شریک ضامن تشکیل می شود در واقع این شراکت مابین شرکت تضامنی و شرکت سهامی است .در این قبیل شرکت ها دو نوع شریک وجود دارد 1- شرکا سهامی 2- شرکا ضامن .شریک های سهامی کسانی اند که سرمایه آنها بصورت سهام می باشد و مسئولیت انها درحد سرمایه آورده آنها می باشد.اما شریک ضامن کسی است که سرمایه ان بصورت سهام نیست و مسئول تامین کلیه دیونی است که ممکن است بجز دارایی شرکت بوجود بیاید است و اگر تعداد شریک ها ی ضامنی بیشتر از یک نفر باشد طبق قانون تمام شریک های ضامن بصورت مساوی مسئول هستند.در ضمن اشاره به اسم یک از شرکا ضامن در نام شرکت ضروری است . همچنین هیچ کدام از شرکا ضامن نمی توانند سهم خود را به دیگری بدون رضایت سایر شرکاء واگذار نماید.پس از ثبت شرکت مختلط غیر سهامی لازم است آگهی از شرکت در روزنامه کثیر الانتشار چاپ شود.قوانین حاکم بر ثبت شرکت مختلط غیر سهامی و روابط بین شرکاء:ماده ۱۴۲: روابط بین شرکاء با رعایت مقررات ذیل تابع شرکت نامه خواهد بود.ماده۱۴۳ : هریک ازشرکاء با مسئولیت محدود که اسمش جز ءاسم شرکت باشد درمقابل طلبکاران شرکت شریک ضامن محسوب خواهد شد. هر قراری که برخلاف این ترتیب بین شرکا ء داده شده باشد درمقابل اشخاص ثالث بی اثر است.ماده ۱۴۴ : اداره شرکت مختلط غیرسهامی به عهده شریک یا شرکای ضامن و حدود اختیارات آنها همان است که درمورد شرکاء شرکت تضامنی مقرر است.ماده۱۴۵ : شریک با مسئولیت محدود نه به عنوان شریک حق اداره کردن شرکت را دارد نه اداره امو ر شرکت از وظایف او است.ماده۱۴۶ : اگر شریک با مسئولیت محدود معامله ای برای شرکت کند، درمورد تعهدات ناشیه از آن معامله در مقابل طرف معام له حکم شریک ضامن را خواهد داشت مگر اینکه تصریح کرده باشد معامله را به سمت وکالت از طرف شرکت انجام می دهد.ماده۱۴۷: هر شریک با مسئولیت محدود حق نظارت در امور شرکت را داشته و می تواند از روی دفاتر و اسناد شرکت برای اطلاع شخص خود راجع به وضعیت مالی شرکت صورت خلاصه ترتیب دهد .هر قراردادی که بین شرکاء برخلاف این ترتیب داده شود از درجه اعتبار ساقط است.ماده۱۴۸ : هیچ شریک با مسئولیت محدود نمی تواند بدون رضایت سایر شرکاء شخص ثالثی را با انتقال تمام یا قسمتی از سهم الشرکه خود به او داخل در شرکت کند.ماده۱۴۹ : اگر یک یا چند نفر از شرکاء با مسئولیت محدود حق خود را در شریک بدون اجازه سایرین کلا یا بعضا به شخص ثالثی واگذار نمایند، شخص مزبور نه حق دخالت در اداره شرکت و نه حق تفتیش در امور شرکت را خواهد داشت.ماده۱۵۰ : در مورد تعهداتی که شرکت مختلط غیرسهامی ممکن است قبل از ثبت شرکت کرده باشد، شریک با مسئولیت محدود در مقابل اشخاص ثالث در حکم شریک ضامن خواهد بود، مگر ثابت نماید که اشخاص مزبور از محدود بودن مسئولیت او اطلاع داشته اند.ماده۱۵۱ : شریک ضامن را وقتی می توان شخصا برای قروض شرکت تعقیب نمود که شرکت منحل شده باشد.ماده۱۵۲ : هرگاه شرکت به طریقی غیر از ورشکستگی منحل شود و شریک با مسئولیت محدود هنوز تمام یا قسمتی از سهم الشرکه خود را نپرداخته و یا پس از تادیه مسترد داشته است، ...

ادامه مطلب  

واکنش مدیران سینمایی کشور به درگذشت «حبیب سینمای ایران»  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: مدیران فرهنگی کشور به درگذشت مرحوم حبیب اللّه کاسه ساز واکنش نشان دادند. به گزارش سینماپرس، حبیب الله کاسه ساز تهیه کننده سینمای ایران صبح امروز (چهارشبه 28 تیرماه) پس از یک دوره دست و پنجه نرم کردم با بیماری سرطان درگذشت.مسئولان فرهنگی کشور نسبت به درگذشت مرحوم حبیب الله کاسه ساز واکنش نشان دادند که در ادامه مشاهده می کنید:ابراهیم داروغه زاده معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی«درگذشت حبیب الله کاسه ساز تهیه کننده دلسوز سینمای ایران غمی گران است برای سینمای ایران، بدون شک تلاش های این فیلمساز فقید در به تصویر کشیدن دوران دفاع مقدس و ایجاد شرایط مناسب برای فیلمسازی کارگردانان سینمای ایران در یادها خواهد ماند.اینجانب با گرامیداشت یاد حبیب الله کاسه ساز، درگذشت این فیلمساز دغدغه مند را به خانواده وی و سینمای ایران تسلیت می گویم و از خدای متعال علو درجات را برای آن فرهیخته فقید خواستارم.»سازمان هنری رسانه ای اوج «نمی دانم چه حکمی است که در این سال ها و این ماه ها، هر روز خبر پرکشیدن یکی از بچه های قدیم هنر انقلاب به گوش می رسد. روزی امیرحسین فردی، روزی فرج الله سلحشور و حالا تو حاج حبیب الله کاسه ساز!تو پر کشیدی و ما هم مطیع قسمت حضرت دوستیم ولی شک نکن که یادمان نمی رود «شیخ بهایی»، «در چشم باد»، «مزرعه پدری»، «اخراجی ها» و... و تا ابد به یادت خواهیم بود.راستی چه خوش موقعی پر کشیدی حاج حبیب روزهای شهادت صادق آل محمد، روزهای بغض بقیع حالا ما هم مثل خانواده ی تو در ایام شهادت امام صادق عزادار توییم و گلوهامان پر از بغض است.سفرت بخیر رفیق قدیمی.»محمد حمزه زاده رئیس سازمان سینمایی حوزه هنری«بی تردید، حبیب سینمای ایران نامی است که در حافظه و تاریخ سینمای ایران و سینمای دفاع مقدس ماندگار است. مردی تمام نشدنی برای تمام فصول مبارزه از صحنه های دفاع مقدس تا تصویر، روایت و بازسازی تاریخ آن و تا واپسین لحظات وذرات زندگی در مبارزه با بیماری سرطان.سینماگری که با درک والا و هوشمندی سرشارش زمینه ساز تولید ده ها اثر ماندگار را در سینما و تلویزیون شد. آثاری که هر کدام با نگاهی و باری از اندیشه در خدمت فرهنگ و کیان این مرز و بوم بوده اند.بدرود مرد نام آشنا، کم حرف، نجیب، سربلند و بی ادعای سینمای ایران.»بنیاد فرهنگی روایت«انالله و انا الیه راجعونحبیب الله کاسه ساز تهیه کننده خوشنام و متعهد که از «مزرعه پدری» رسول ملاقلی پور تا «اخراجی ها» پرطرفدار سینما، از «پروانه ای در مه» تا «شیخ بهایی» و «درچشم باد»، همه، مشحون یاد و یادگاری های اوست، در شب شهادت صادق آل محمد (ص)، از میان ما پرکشید و رفت.زندگی سرشار از دغدغه و انگیزه این تهیه کننده متعهد سینمای دفاع مقدس و مدیر کاربلد سینما و آثار گران سنگ وی که در بیش از سی سال از تاریخ سینمای انقلاب، زبان گویای این هنرمند متعهد بوده است، باقیات الصالحاتی هستند که انشاء الله در دنیای دیگر دستگیر کاسه ساز خواهند بود.بنیاد فرهنگی روایت، درگذشت حبیب الله کاسه ساز که از مدیران اسبق این مجموعه فرهنگی نیز بوده و خدمات ارزنده ای را در جایگاه مدیریت انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و هیئت مدیره شهرک سینمایی دفاع مقدس صورت داده است، را به اهالی سینما که امروز در غم از دست دادن کاسه ساز هستند، و به خانواده وی تسلیت گفته و برای ایشان از درگاه خدای متعال صبر مسئلت می کند. »پیام تسلیت علیرضا رضا داد به مناسبت درگذشت «حبیب الله کاسه ساز»متن پیام علیرضا رضاد داد مشاور ارشد سازمان امور سینمایی،سمعی و بصری به شرح زیر است:درگذشت فرهیخته گرامی تهیه کننده شایسته و از همراهان و یاران سینمای کشور خصوصا سینمای انقلاب و دفاع مقدس را به خانواده آن مرحوم و خانواده بزرگ سینمای ایران تسلیت می گویم .همه ما در این غم شریک و اندوهگین از دست دادن اوئیم .او که در همه سالهای عمر خود در غم و شادی سینما و سینماگران شریک و از هیچ تلاش و کوششی برای اعتلای سینمای کشور و یاری س ...

ادامه مطلب  

حال سینمای کودک خوب نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران خبر،پروسه طولانی اکران فیلم های حوزه کودک و شرایط نامناسب در زمان اکران، از معضلاتی است که بسیاری از فیلمسازان و تهیه کنندگان حوزه سینمای کودک از آن گله مندند.چند سالی است که سینماگران زیادی حرف از مرگ سینمای کودک به میان می آوردند. تولید تعداد انگشت شمار فیلم در حوزه سینمای کودک و نوجوان حکایت از آن دارد که حال سینمای کودک چند سالی است خوب نیست. اما بسیاری از فیلمسازان مهمترین علت رکود سینمای کودک را فارغ از تمام مشکلات دیگری که وجود دارد در زمینه اکران فیلم ها می بینند. بسیاری از کارگردانانی که در سی امین جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان امسال فیلم داشتند زمان اکران فیلم شان را مهترین نگرانی و دغدغه شان عنوان می کردند. نگرانی که با توجه به اوضاع اکران فیلم های کودک در سال های اخیر به نظر بیجا نیست. در گزارش پیش رو با سه تن از فعالان حوزه سینمای کودک و نوجوان، فرشته طائرپور، غلامرضا آزادی و حسین قناعت به گفتگو نشستیم و در مقابل انتظارات فیلمسازان این حوزه را نیز با محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی عنوان کردیم و صحبت های او را نیز شنیدیم. با ما در این گزارش همراه باشید.فرشته طائرپور، تهیه کننده سینما که خودش یکی از اعضای شورای سیاست گذاری و راهبری سینمای کودک نیز هست درباره طرح و برنامه هایی که این شورا برای حل معضل اکران فیلم های سینمایی کودک داشته می گوید: «زمانی که ما شورای سیاست گذاری و راهبری سینمای کودک را تشکیل دادیم بنایمان بر این بود که در چهار شاخه موازی همزمان کار کنیم. شاخه فیلمنامه که به نظرمان زیربنای موضوع بود، شاخه تولید که نیازمند حمایتی سنجیده است و نه یک پشتیبانی نسنجیده، مسئله ای که الان خیلی ها به خاطر نبودنش گله مند هستند. دیگری بحث اکران بود که بدون خروجی اکران تولید هیچ فیلم کودکی نمی تواند ادامه پیدا کند و شاخه چهارم هم جشنواره بود که چقدر می تواند با نگاه کارشناسانه در خدمت سه شاخه دیگر باشد. اعتقاد ما بر این بود که صرف دادن جایزه در برخی از این بخش ها برای جشنواره فیلم کودک کافی نیست، چنین جشنواره ای با این ویژگی ها باید جریان ساز باشد.»فیلم کودک خوب سرمایه جذب می کندطائرپور اینطور ادامه می دهد: «در اوائل سال 95 در حوزه اکران یک طرح بسیار مفصل، با تفکیک گروه های سنی، با انتخاب نوع سینماها، اتفاقاتی که باید در سینماها بیفتد و نوع زمانبندی که برای اکران فیلم ها در ایام تعطیلات و اوقات فراغت بچه ها باید اجرایی شود تهیه شد. این طرح به سازمان سینمایی ارائه شده و به عاملان اجرایی مصوبات شورا نیز ابلاغ شده است اما متاسفانه هنوز اتفاقی در این زمینه نیفتاده است. حتی یک دفتر پخش خیلی توانا که معمولا اغلب فیلمسازان دلشان می خواهد فیلم هایشان را آن دفتر پخش کند پای کار آمد تا اجرای این طرح را برعهده بگیرد ولی نمی دانم به دلیل مسائل مالی یا به دلیل تصمیم گیری های مدیریتی و تغییرات بود که خیلی توجهی به این طرح نشد.»این تهیه کننده در ادامه توضیح می دهد: «سینمای هنر و تجربه سامان بخشی به خودش را از مرحله اکران آغاز کرد، این اتفاق در سینمای کودک هم باید بیفتد. اگر سینماهایی به طور ویژه با سوبسیدهای دولتی در ا ختیار بخش هنر و تجربه قرار نمی گرفتند، محال بود که این سینما بتواند خودش را از محاقی که در آن قرار داشت بیرون بکشد و رشد کند. در مورد سینمای کودک این اتفاق باید خیلی حساس تر بیفتد.»طائرپور همچنین درباره جزئیات طرح هایی که شورای سیاست گذاری و راهبری برای حل معضل اکران تدوین کرده می گوید: «طرح ها در این زمینه با تمام جزئیات آماده است و در اختیار سازمان سینمایی و بنیاد فارابی قرار گرفته است، اما به دلیل پیش نرفتن امور اجرایی که وظیفه شورا هم نبود هنوز نتیجه مثبتی حاصل نشده است. من شخصا امیدوار هستم که در مدیریت جدید اتفاق های خوبی در این زمینه بیفتد.»تهیه کننده «پاتال و آروزهای کوچک» در بخش دیگری از صحبت هایش با تاکید بر لزوم سرمایه گذاری درست و دقیق در حوزه سینمای کودک توضیح می دهد: «تجربه نشان داده که فیلم کودک خوب، به خودی خود می تواند برای جذب سرمایه موفق باشد. حتی اگر در مرحله تولید این اتفاق نیفتد، در مرحله نمایش می توان به وقوع این اتفاق امیدوار بود. فقط کافی است فیلم کودک خوب بسازی. این حوزه مستعدترین حوزه برای سرمایه گذاری است، آن هم به این دلیل که هر بنگاه اقتصادی آینده نگری می داند که باید روی جامعه بعدی یا مشتری های بعدی اش حساب باز کند و هیچ راهی هم بهتر از ورود به حوزه عاطفی و شناختی مخاطب جز از طریق ارائه محصولات فرهنگی و تفریحی نیست.»طائرپور در پایان می افزاید: «کافی است چرخ های سینمای کودک به درستی راه بیفتد و تبدیل به یک مجموعه جذاب شود، آن وقت فیلمسازان مطمئن باشند که سرمایه گذاران و اسپانسرها خودشان به سراغ سینمای کودک خواهند آمد.»با هفت جایزه اکرانی فلاکت بار داشتیمحسین قناعت یکی دیگر از کارگردانان سینمای کودک است که امسال با دو فیلم «دزد و پری 2» و «قهرمانان کوچک» در جشنواره بین المللی فیلم های کودکان و نوجوانان حضور داشت. او در سال های اخیر چندین فیلم سینمایی برای کودکان ساخته و بیشتر فیلم هایش هم اکران خوبی را پشت سر نگذاشتند.قناعت درباره معضل اکران سینمای کودک می گوید: «فیلم های کودک تولید می شوند، به جشنواره می آیند اما معضل اصلی از زمان اکران آنها آغاز می شود. برای مثال فیلم «دزد و پری 1» با اینکه جایزه بهترین فیلم از نگاه تماشاچیان را از جشنواره دوره قبل گرفته بود اما موقع اکران مدت زیادی معطل ماند.»این کارگردان ادامه می دهد: «ما دوسال صبر کردیم و در نهایت هم در گروه آزاد توانستیم برای «دزد و پری 1» اکران بگیریم. البته خوشبختانه این فیلم ما را روسفید کرد و با وجود اینکه ما نه برند عروسکی در فیلم داشتیم و نه از بازیگر بزرگسال چهره چندان استفاده کرده بودیم توانست به فروش خوبی دست پیدا کند. «دزد و پری 1» فیلمی کم هزینه بود که آن موقع رقمی حدود یک میلیارد و دویست هزار تومان فروخت.»قناعت که از جمله کارگردان های فعال در حوزه سینمای کودک است معتقد است که معضل اکران فیلم های حوزه کودک مشکل جدید ...

ادامه مطلب  

سیدعباس صالحی برای وزارت ارشاد چه برنامه ای دارد؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش هنرآنلاین به نقل از ایسنا، سیدعباس صالحی، وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی، اهداف این وزارتخانه را در سه بخش یعنی "صیانت و تعالی هویت و سبک زندگی اسلامی - ایرانی"، "حمایت و تقویت آفرینش های فرهنگی و هنری" و "ارائه نقش پیشتاز و الهام بخش فرهنگی ایران در منطقه و جهان" دسته بندی کرده و به تبیین دیدگاه هایش در هریک از این بخش ها پرداخته است.صالحی همچنین به تنوع و تکثر دستگاه های فرهنگی اشاره کرده و معتقد است که این امر سبب شده تا "بازیابی نقش وزارتخانه مهمی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مهم ترین رکن دستگاه اجرایی کشور در حوزه فرهنگ، مبهم و دشوار شود. تنوع دستگاه های کلان فرهنگی کشور، بر این مسئله گواهی می دهد:شورای عالی انقلاب فرهنگی و شوراهای اقماری متعدد آنسازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامیسازمان تبلیغات اسلامیسازمان های فرهنگی حوزوینهادهای فرهنگی - دینی از قبیل آستا نهای مقدسه، مساجد و ...معاونت ها و سازمان های فرهنگی و اجتماعی شهرداری هاسازمان ها و موسسات فرهنگی وابسته به نهادهای اجتماعی، اقتصادی و نظامیرسانه ها و خبرگزاری های حاکمیتی و عمومیدر چنین فضایی از تکثر دستگاه های فرهنگی، و در این مجال اندک تلاش شده است تا ضمن تبیین وضعیت موجود حوزهفرهنگ و هنر، حدود و ثغور تحلیل نقش حاکمیتی این وزارتخانه در قالب نظام اهداف و عرصه ها، اصول و رویکردها و اهمبرنامه های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دوازدهم معرفی شود."وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی در مطلب یادشده آورده است:بنا بر مبانی، اصول و ارزش ها، نظام اهداف اعمال حاکمیت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به شرح زیر می توان احصاء کرد:1- صیانت و تعالی هویت و سبک زندگی اسلامی - ایرانی2- حمایت و تقویت آفرینش های فرهنگی و هنری3- ارائه نقش پیشتاز و الهام بخش فرهنگی ایران در منطقه و جهاندر ادامه، ناظر بر هریک از این اهداف، مروری گذرا بر وضعیت موجود خواهیم داشت.صیانت و تعالی هویت و سبک زندگی اسلامی - ایرانیقوت ها و فرصت ها1. پیشنیه غنی میراث فرهنگی مادی و معنوری ایران اسلامی2. ظرفیت باورها، ارزش ها و آیین های اسلامی ایرانی برای گسترش اخلاق اجتماعی انسانی3. فرصت سازی گفتمان انقلاب اسلامی برای صیانت از هویت ملی4. ظرفیت فرهنگ و هنر اقوام ایرانی در هویت سازی بومی در چارچوب وحدت ملی5. حضور فعال تر تشکل های مردم نهاد حوزه های فرهنگ و هنر در موضوعات هویتی6. ظرفیت منابع انسانی، نهادها (حوزوی و دانشگاهی) و منابع دینی، وقف، مساجد و... (برای تقویت هویت اسلامی - ایرانی)ضعف ها و تهدیدها1. الگوسازی و ترویج سبک های زندگی ناهمساز با هویت اسلامی ایرانی2. گسست های اجتماعی (نسلی، جنسیتی، قومیتی و ...) و تأثیر آن بر هویت یکپارچه ایرانی3. ضعف محصولات فرهنگی، هنری و رسانه ای در اعتلای اخلاقی و صیانت هویتی4. کم توجهی لازم به زبان فارسی به عنوان رکن هویت ملی5. کمرنگ شدن نقش و تأثیر نهادها و آیین های هویت سازی دینی و ملی6. سطحی نگری، تحجر و ترویج خرافات و بهره برداری ابزاری از عواطف دینی و ملی7. کمرنگ شدن احساس مسئولیت و منافع ملی بویژه در میان نخبگانحمایت و تقویت آفرینش های فرهنگی و هنریقوت ها و فرصت ها1. وجود صنوف، نهادها و آیین های ریشه دار سنتی در حوزه فرهنگ و هنر2. وجود سرمایه انسانی جوان، خلاق، پویا و با استعداد3. وجود نهادهای عمومی در عرصه فرهنگ و هنر مانند شهرداری ها، وقف و... و امکان بهره مندی از ظرفیت های این نهادها4. تولیدات قابل اعتنا در برخی حوزه های فرهنگی و هنری مانند سینما و هنرهای تجسمی و کتاب5. ظرفیت بالقوه سرمایه گذاری در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه6. ظرفیت تکنولوژیک برای تولیدات فرهنگی و هنری و رسانه ای7. وجود ابزارهای حمایتی برای تولید و مصرف آثار و کالاهای فرهنگی و هنری و رسانه ای8. وجود نهادهای غیردولتی و صنفی در برخی از حوزه های فرهنگ و هنر مانند کتاب، سینما، هنرهای تجسمی، موسیقی و ...9. مشارکت نهادهای غیردولتی و بخش خصوصی در فعالیت های فرهنگی و هنری رسانه ای ملی10 . امکان شکل گیری اشتغال زودبازده در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه11 . وجود فضاها و زیرساخت های فرهنگی مناسب در برخی از شهرها و مناطق کشور12 . اشتیاق مردمی به فعالیت های فرهنگی و هنری در روستاها و مناطق محرومضعف ها و تهدیدها1. استقبال پایین از آثار و کالاهای فرهنگی و هنری داخلی در قیاس با خارجی در برخی از حوزه های فرهنگی و هنری و رسانه ای2. فقدان گفت وگوی همگانی، موثر و مستمر همه کنشگران میدان فرهنگ و هنر و رسانه برای حل مسایل و مشکلات3. پایین بودن تقاضا و سهم آثار، خدمات و کالاهای فرهنگی در سبد خرید خانوار4. کم توجهی جامعه فرهنگی و هنری به شکل گیری بازارهای جدید براساس تحولات تکنولوژیک5. کم رغبتی سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در حوزه فرهنگ و هنر و رسانه6. سرعت و تنوع تقاضاهای فرهنگی و عدم تطابق تولید و مصرف فرهنگی در ایران با آن7. وجود موانع قانونی و اجرایی در تولید و مصرف فرهنگی و عدم حمایت کافی از تولیدات فرهنگی و هنری و رسانه ای8. عدم حضور موثر و مستمر در بازارهای جهانی به دلایل مختلف از جمله مشکلات ناشی از نپیوستن به کنوانسیون برن و عدم تخصص کافی در نهادهای غیردولتی و دولتی و ...9. بالا بودن هزینه فعالیت، خدمات و تولید فرهنگی و هنری و رسانه ای10. تعدد دستگاه ها و نهادهای تصمیم گیر در حوزه فرهنگ و هنر و اختلال در تولید و مصرف فرهنگی11. پایین بودن امنیت شغلی و حرفه ای برای هنرمندان، سینماگران، نویسندگان و شاعران و اصحاب هنر و فرهنگ و رسانه12 . فقدان نظام جامع آماری حوزه فرهنگ و هنر و رسانه13. عدم شفافیت کافی در نظارت بر محصولات و آثار و خدمات فرهنگی و هنری و رسانه ای14. عدم شفافیت کافی در توزیع و مصرف بودجه ها و یارانه های حمایتی حوزه فرهنگ، هنر و رسانه15. کمبود پژوهش و آموزش و نگاه آینده نگرانه در تولید و مصرف آثار، خدمات و کالاهای فرهنگی و هنری و رسانه ای16. نگاهی ابزاری و سیاسی به حوزه فرهنگ و هنر و در نتیجه آسیب دیدن اصحاب فرهنگ و هنر و سرمایه گذاران این حوزه در مجادلات سیاسی17. بی رغبیتی اصحاب فرهنگ و هنر برای مشارکت فعالانه در سیاستگذاری و تصمیم گیری های ملی و وجود مقاومت در بدنه دولت و حاکمیت برای این مشارکت18 . عدم دسترسی مناطق محروم و روستاها به آثار، خدمات و کالاهای فرهنگی و هنری و رسانه ای19 . عدم تعادل و نابرابری توسعه فرهنگی در پهنه سرزمینی با توجه به استقرار جمعیت20 . مهاجرت سرمایه های انسانی حوزه فرهنگ و هنر و رسانه به بیرون از ایران و کاهش مرجعیت فرهنگی و هنری و رسانه ای داخلی21 . ضعف پشتوانه اندیشگی و فکری نظام تولید و مصرف فرهنگی، هنری و رسانه ایارائه نقش پیشتاز و الهام بخش فرهنگی ایران در منطقه و جهانقوت ها و فرصت ها1. جغرافیای سیاسی و سابقه تاریخی کم نظیر کشور در جهان2. شرایط مناسب برای حضور فرهنگی - تمدنی (اسلامی - ایرانی) در منطقه و جهان3. ظرفیت بالقوه بخش فرهنگ برای تعاملات و افزایش قدرت حضور ایران در عرصه جهانی4. امکان جذب سرمایه گذاران ایرانی خارج از کشور در بخش فرهنگ5. امکان برقراری روابط فرهنگی و رسانه ای با کشورهای اسلامی6. امکان بهره مندی از فناوری های نوین برای بهبود روند تولید، توزیع و مصرف آثار هنری و سینمایی ایران در جهان7. ظرفیت محصولات فرهنگی هنری (سینما، هنرهای تجسمی، تصویرگری و ...) کشور در سطح جهانی8. حضور موفقیت آمیز برخی از محصولات فرهنگ، هنر و سینمای ایران در جشنواره ها، نمایشگاه ها و حراج های بین المللی9. امکان تعاملات سازنده با دیگر کشورهای دارای سابقه فرهنگی و تمدنی درخشان در دوران پساتحریم10 . امکان همکاری، ائتلاف و ایجاد اتحادیه های رسانه ای با خبرگزاری های منطقه ای و بین المللی11 . تنوع قومیتی، دینی و فرهنگی و اشتراکات فرهنگی با کشورهای منطقه و همسایه12 . آماده شدن زمینه فعالیت های فکری و فرهنگی پس از شکست نظامی جریان های تندور فرق های در منطقه13 . گسترش توجه به دین، معنویت و اخلاق در جهان برای گفتگوها و مناسبات بین الادیانی14 . امکان ایجاد تعاملات دوستانه و بهبود چهره بین المللی در میان دیگر ملل جهان از طریق ارتباطات هنری15 .توان همکاری و تعامل مناسب با بازیگران غیردولتی در حوزه دیپلماسی عمومی و فرهنگیضعف ها و تهدیدها1. نبود استرا ...

ادامه مطلب  

آیا سینمای ایران پر رونق است؟- سال گذشته فقط فیلم بیش از میلیون تماشاگر داشته اند  

درخواست حذف این مطلب
این افزایش قابل ملاحظه موجب شده برخی از رونق اقتصادی چشمگیر سینمای ایران سخن بگویند درحالی که سینمای ایران همچنان با رونق اقتصادی به معنای واقعی کلمه فاصله بسیاری دارد. در کشورهایی که صنعت سینمای پررونقی دارند مثلا در آمریکا شهروندان آنها حداقل سه بار در سال به سینما می روند. این در حالی است که هر ایرانی در سال گذشته فقط 0 3 مرتبه به سینما رفته است. همچنین نیمی از فروش و مخاطب کل سینمای ایران در سال فقط متعلق به هفت فیلم است و این نشان می دهد که اکثریت فیلم اکران شده در سال گذشته را آثار کم مخاطب ی ...

ادامه مطلب  

حیدریان اشتباه ایوبی را تکرار می کند!  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: جبار آذین تکه پاره کردن جشنواره بین المللی فیلم فجر سابق به جشن پاره فیلم فجر و جشن پاره به اصطلاع جهانی فیلم فجر یک اشتباه بزرگ تاریخی در حیات سینما و فرهنگ کشور و حاصل بی سوادی سینمایی و ندانم کاری مدیریت اشتباهی آقای ایوبی بر سینمای ایران است. با ریاست آقای حیدریان بر سازمان سینمایی یکی از امیدهای اهالی سینما توقف برگزاری غلط به اصطلاح جشنواره جهانی فیلم فجر بود که جز بر باد دادن میلیاردها تومان پول بیت المال نتیجه ای نداشته و ندارد. از آقای حیدریان انتظار می رفت که اگر به هر دلیل نمی تواند تکه پاره های جشن فجر را جمع وجور ...

ادامه مطلب