همه چیز به نفع تهران پیش می رود؛ هر تلاشی برای انزوای ایران موجب افزایش قدرتش خواهد شد  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری میزان، عمق استراتژیک جمهوری اسلامی ایران کلیدواژ ه ای است که بارها و بارها از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به منظور تبیین نفوذ مفاهیم انقلاب اسلامی در جهان و به خصوص در میان کشورهای اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است؛ به عنوان مثال، رهبر انقلاب در دیدار با اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین در تاریخ ۱۳۹۳/۰۹/۰۶ در این زمینه می فرمایند: مفاهیم انقلاب و مفاهیم اسلام، مثل عطر گل هاى بهارى است؛ هیچ کسى نمیتواند جلوى آن را بگیرد؛ پخش می شود، همه جا می رود؛ نسیم روح افزا و روان بخشى است که همه جا را به خودى خود می گیرد؛ حالا جنجال کنند، داد و بیداد کنند؛ رفته، صادر شده و الان شما در کشورهاى گوناگونى ملاحظه کنید؛ این تفکّر در لبنان دارد فعّالیت می کند، در عراق دارد فعّالیت می کند؛ جوان هاى عراقى حرکت کردند همراه ارتششان شدند توانستند این پیروزى ها را به دست بیاورند؛ در سوریه همین جور، در غزّه همین جور، در فلسطین همین جور، در یمن همین جور، ان شاءالله در قدس شریف و برای نجات مسجدالاقصی نیز همین جور.رهبر معظم انقلاب در سال ۱۳۹۴ نیز در دیداری صریح و صمیمی با بیش از هزار جوان دانشجو «حضور و نفوذ شگفت آور و معنوی ایران» در منطقه را از واقعیاتی برشمردند که تشکل های دانشجویی باید مورد توجه قرار دهند.حضرت آیت الله خامنه ای در سخنان خود می فرمایند: با خبریم که آمریکایی ها و مرتجعان منطقه در نشست های پنهان خود، برای یکدیگر از نفوذ ایران در منطقه درد دل می کنند، اما کاری هم از دستشان بر نمی آید.نفوذ ایران اسلامی در منطقه، موهبتی خدادادی است، نه فیزیکی و متکی بر سلاحایشان در ادامه سخنان خود علت اصلی بمباران خانه و کاشانه مردم یمن را غیظ و عصبانیت سعودی ها و حامیانشان از نفوذ ایران در منطقه برشمردند و افزودند: بر خلاف ادعاها، نفوذ ایران اسلامی در منطقه، موهبتی خدادادی است، نه فیزیکی و متکی بر سلاح، و ما همچون شهید بهشتی به دشمنان این ملت می گوییم از این عصبانیت و غیظ بمیرید.رهبر معظم انقلاب همچنین در بیانات خود در دیدار با دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکل های دانشجویی در سال 84 در این خصوص می فرمایند: ملت های مسلمان عمق استراتژیک نظام جمهوری اسلامی اند. چرا تبلیغات عجیب و غریب آمریکائی و انگلیسی سعی می کنند بین ملت های مسلمان با ملت ایران جدائی بیندازند؟ چرا؟ با مسئله قومیت، با مسئله سنی، شیعه؟ چون می دانند آن ها عمق راهبردی و عمق استراتژیک جمهوری اسلامی محسوب می شوند. تکیه گاه یک ملت به عمق استراتژیک اوست. نمیخواهند ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی از این حمایت و طرفداری ای که از او در کشورهای مختلف می شود - که البته بی نظیر هم هست - برخوردار باشد. شما در هیچ جا نمی بینید که در یک کشوری از رؤسای یک کشور دیگری، آحاد مردم - نه سیاسیون - تجلیل و احترام کنند؛ عکسشان را بلند کنند، نامشان را با هیجان بیاورند؛ جز جمهوری اسلامی. در کشورهای مسلمان هر جا بروید، آنجائی که رد پائی از جمهوری اسلامی هست، مردم نسبت به آن و نسبت به جمهوری اسلامی ابراز احساساتشان اینجوری است. دشمن این را نمی خواهد؛ دشمن نمی خواهد این ارتباط برقرار باشد.در خلیج فارس شما چه کار میکنید؟ خلیج فارس خانه ما است خلیج فارس جای حضور ملّت بزرگ ایران استعملیات خلیج خوک ها (bay of pigs invasion) که در کوبا از آن به نام «la batalla de girón» یاد می شود، یک عملیات نظامی ناموفق بود که توسط «آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا» برای ساقط کردن حکومت سوسیالستی «فیدل کاسترو» در کوبا طراحی شده بود.بلافاصله بعد از به ثمر نشستن انقلاب کوبا؛ آمریکا پیرو سیاست خصمانه خود در مقابل انقلاب های مردمی ضمن مطرح کردن این ادعا که در کوبا دیکتاتوری برقرار شده، خصومت خود را آغاز کرد.کاسترو اصلاحات خود را اجرا کرد و با ملی کردن منافع و دارایی های آمریکا در کوبا، حکومت سوسیالیست خود را آغاز کرد، بسیاری از ثروتمندان کوبا به آمریکا گریختند تا به کمک سیا دولت کاسترو را سرنگون کنند. در آوریل 1961 فراریان کوبا با کمک سیا عملیات "خلیج خوک ها" را اجرا کردند که شکست سختی به همراه داشت.در 17 آوریل 1961 به دستور «جان اف کندی»، رئیس جمهور وقت آمریکا، و با ارزیابی اشتباه سازمان سیا، نیروی 1700 نفری آمریکا وارد «جزیره خوک ها» شد که نیروهای طرفدار کاسترو، با غافلگیر کردن ضد انقلابیون کوبایی، ظرف ۴۸ ساعت، نیروهای شرکت کننده در عملیات خلیج خوک ها را قلع و قمع کرده و صدها تن از مخالفین کاسترو دستگیر، زندانی و اعدام شدند.حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ 13 اردیبشهت 1395 با معلمان و فرهنگیان دیدار کردند و در این دیدار سخنانی پیرامون حضور نظامی ایران در خلیج فارس مطرح کردند.مقام معظم رهبری در این دیدار فرمودند: اینکه امروز شما می بینید دشمنان حرف های بزرگ تر از دهان خودشان می زنند، همه اش قابل پاسخگویی است از سوی ملّت ایران. می نشینند طرّاحی می کنند که ایران باید در خلیج فارس رزمایش نظامی نداشته باشد؛ چه غلط های عجیب غریبی! او از آن طرف دنیا می آید اینجا رزمایش راه می اندازد؛ شما اینجا چه کار می کنید؟ خب بروید در همان خلیج خوک ها؛ بروید آنجاها و هرجا می خواهید رزمایش [کنید]. در خلیج فارس شما چه کار می کنید؟ خلیج فارس خانه ما است. خلیج فارس جای حضور ملّت بزرگ ایران است؛ ساحل خلیج فارس به اضافه سواحل زیادی از دریای عمّان، متعلّق به این ملّت است؛ باید حضور داشته باشد، باید رزمایش کند، باید اظهار قدرت بکند.این اشاره حضرت آیت الله خامنه ای به خلیج خوک ها کنایه ای به ضعف ارتش آمریکا و عملیات ناموفق «خلیج خوک ها» در کوبا بود.مسئله نفوذ ایران در منطقه غرب آسیا و تاثیرگذاری جمهوری اسلامی بر معادلات منطقه و جهان، موضوعی است که همواره مورد توجه کارشناسان و تحلیلگران معتبر قرار گرفته است و مقامات رسمی کشورهای مختلف نیز به این موضو اذعان داشته اند.رئیس سازمان سیا: ایران همچنان به دنبال گسترش نفوذ خود در منطقه استبرای مثال، مایک پمپئو رئیس سازمان سیا درباره نفوذ ایران در منطقه می گوید، احتمالا نفوذ ایران در منطقه به بزرگترین چالش برای سیاست خارجی آمریکا در طولانی مدت تبدیل شود.پمپئو در ادامه ایران را یک کشور قدرتمند معرفی می کند و می گوید قدرت و نفوذ آن به خصوص در سال های اخیر در حال افزایش است، زمانی که به آنچه در سوریه و عراق و یمن روی داده توجه کنیم متوجه این تهدید می شویم. ایران به دنبال تبدیل شدن به بزرگترین قدرت منطقه است.رئیس سازمان سیا در مصاحبه ای با شبکه خبری msnbc مدعی شد: امروز ما شاهد نفوذ بیش از اندازه ایران هستیم. نفوذی که از شش یا هفت سال گذشته بسیار بیشتر شده است.به ادعای پومپئو، ایران در دولت عراق نفوذ زیادی دارد و به افزایش قدرت حزب الله در لبنان کمک می کند، با انصارالله در یمن همکاری می کند، نیروهای مورد حمایت ایران در عراق در امتداد مرزهای سوریه در حال جنگ هستند و ایران در سراسر خاورمیانه دامن گسترده است.کیسینجر: ایران بزرگ ترین چالش خاورمیانه«هنری کیسینجر» به عنوان وزیر خارجه اسبق آمریکا و یک سیاست مدار کهنه کار بارها به نفوذ ایران در منطقه و جهان اذعان و درباره خطر این گسترش نفوذ برای آمریکا هشدار داده است.کیسینجر در نشست «چالش های جهانی و راهبرد امنیت ملی ایالات متحده» کمیته نیرو های مسلح سنا، عنوان کرد: ایران از لحاظ تاریخی و سیاسی بیش از سایر قدرت های این منطقه، قدرتی یکپارچه باقی مانده و توانسته است زبان و فرهنگ خود را حفظ کند.وی مدعی شد: نفوذ ایران با راهبرد نامحسوس و تهاجمی این کشور بیش از پیش تقویت شده است، این کشور از یک سو خود را در چارچوب نظام سازمان ملل با تمام محدودیت هایش تعریف کرده و از سوی دیگر خود را قدرتی انقلابی می شناسد که نظم موجود جهانی را مورد تهاجم قرار می دهد.نتانیاهو: گسترش نفوذ ایران تهدیدی برای روسیه استگسترش نفوذ ایران در منطقه و جهان موضوعی است که نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز در موارد متعددی درباره آن سخن گفته و به این موضوع اذعان کرده است.«بنیامین نتانیاهو» در مصاحبه با کانال 9 تلویزیون رژیم صهیونیستی ادعا کرده است که گسترش نفوذ ایران در منطقه تهدیدی برای روسیه است!نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ادامه ادعاهای خود افزود: روسیه دلایل بسیار محکمی برای همکاری با ایران دارد اما گسترش نفوذ ایران در سوریه برای اسرائیل غیرقابل قبول است.تحلیلگر مسائل خاورمیانه و جنوب آسیا در موسسه استراتفور: نفوذ ایران از غرب افغانستان تا عراق و سوریه و تا جنوب لبنان و در کل منطقه ی غرب آسیا افزایش یافته استمایکل نایبی اسکوی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه و جنوب آسیا در موسسه استراتفور، در پایگاه خبری «استیتسمن» می نویسد: «اکنون ده سال از جنگ آمریکا علیه عراق و سرنگونی صدام، دیکتاتور معدوم آن کشور، می گذرد. نفوذ ایران از غرب افغانستان تا عراق و سوریه و تا جنوب لبنان و در کل منطقه ی غرب آسیا افزایش یافته است.عضو ارشد «اندیشکده میدل ایست»: ایران قدرتمندتر از هر زمان دیگری است«چارلز لیستر»، عضو ارشد «اندیشکده میدل ایست»، مستقر در واشنگتن، در نشستی در مجلس نمایندگان آمریکا به قدرت ایران و حزب الله لبنان اعتراف کرد.«لیستر» در نشستی که در کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا برگزار شد گفت: ایران قدرتمندتر از هر زمان دیگری است و سپاه پاسداران در حال رقابت مستقیم با منافع و نفوذ آمریکا است.رسانه های آمریکایی و غربی نیز در موارد متعددی به نفوذ و تأثیرگذاری ایران در منطقه و جهان پرداخته و بارها به این گسترش نفوذ اذعان کرده اند.رفتار آمریکا موجب گسترش نفوذ ایران در منطقه می شودپایگاه تحلیلی «فارن افرز» ماه فوریه سال جاری در گزارشی ضمن بیان این مطلب که رفتار آمریکا موجب گسترش نفوذ ایران در منطقه می شود نوشته است: در طول 7 سال گذشته تحولات اجتماعی و جنگ های داخلی، نظم سیاسی که خاومیانه را از زمان جنگ جهانی اول تاکنون تعریف می کرد را بر هم زده است.در این گزارش ضمن اشاره به برخی از حوادث در طول سال های گذشته مانند وقوع جنگ در یمن و سوریه آمده است که از نگاه ترامپ و بسیاری از ناظران در واشنگتن و منطقه، ایران دلیل بسیاری از این حوادث است.فارن افرز می نویسد: به نظر می رسد واشنگتن بر این باور است که به عقب راندن نفوذ ایران می تواند نظم خاورمیانه را بازگرداند. اما چنین انتظاری به دلیل درک نادرست از آنچه در ابتدای امر باعث برهم خوردن این نظم شد نشات می گیرد، ایران باعث این سقوط نشده است و محدود کردن ایران، ثبات را به منطقه باز نمی گرداند.در ادامه این گزارش آمده است: هیچ تردیدی نیست که ابعاد بسیاری از رفتار ایران چالش های جدی را برای آمریکا ایجاد می کند. علاوه بر این هیچ شکی نیست که ایران از سقوط نظم قدیمی در جهان عرب که این کشور را محدود می کرد بهره برده است. اما با این وجود سیاست خارجی آن بسیار عمل گراتر از آن چیزی است که بسیاری در غرب درک کرده اند و همان گونه که اراده ایران به تعامل با آمریکا در پرونده هسته ای نشان داد، این کشور بر اساس محاسبات سختگیرانه منافع ملی عمل می کند.در بخش پایانی گزارش فارن افرز آمده است: ایران از مرحله جنگ با داعش قوی تر از قبل بیرون آمده است، همچنین موقعیت آمریکا در خاورمیانه بیانگر عقب نشینی گسترده تر آن از رهبری جهان است؛ آمریکا فاقد ظرفیت لازم برای به عقب راندن ایران و پر کردن خلأ ناشی از این اقدام ایجاد است.نتیجه عکس پشتیبانی آمریکا از سیاست‎های تهاجمی عربستان علیه ایران وب سایت بلومبرگ ماه نوامبر به موضوع حمایت آمریکا از سیاست های ضدایرانی عربستان سعودی پرداخته و در گزارشی استدلال می کند که چرا پشتیبانی آمریکا از سیاست‎های تهاجمی عربستان علیه ایران و پی گیری جنگ اقتصادی علیه تهران به منظور مقابله با نفوذ و قدرت ایران در منطقه نتیجه عکس در پی خواهد داشت و موجب افزایش نفوذ بیشتر ایران در منطقه می شود.در این گزارش آمده است: مهمترین پیامد احتمالی تلاش برای انزوای ایران و اتخاذ رویکرد تهاجمی علیه این کشور موجب افزایش قدرت ایران در خاورمیانه خواهد شد، همانگونه که حمله دولت بوش به ...

ادامه مطلب  

رنگ ماه تولد شما و مفهوم آن چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها - ترجمه از پردیس بختیاری: برخی ها برای طالع بینی به ستاره ها نگاه می کنند و برخی دیگر به فنجان قهوه یا کف دست، ما اما برای شخصیت شناسی رنگ ها را انتخاب کرده ایم. رنگ ها معانی مختلفی را القا می کنند. هر ماه تولدی رنگ مخصوص به خود را دارد که شما می توانید به کمک آنها تا حدودی شخصیت و مفهوم رنگ متعلق به خود را بدانید. اگر دوست دارید که خصوصیات رنگ ماه تولدتان و به تبع خودتان را بدانید، در ادامه مطلب با ما همراه باشید. ژانویهرنگ: کاراملیشخصیت: منطقی، با اراده، مرد عمل، واقع گراچه زمانی از این رنگ استفاده کنید؟ زمانی که می خواهید در راهی که در پیش گرفته اید ثبات قدم داشته باشید یا این که احساس مسئولیت کنید.مفهوم: مفهوم این رنگ اراده ای آهنین است. ین رنگ جسارت لازم را به شما می دهد تا با اراده قوی ای که دارید به آرزوهایتان رنگ واقعیت بپاشید. فوریهرنگ: بنفششخصیت: خلاق، رویاپرداز، الهام بخش چه زمانی از این رنگ استفاده کنید؟ زمانی که احساس گرفتاری می کنید، این رنگ به شما حس آزادی و رهایی می دهد.مفهوم: این رنگ به شما کمک می کند تا روح بشریت را درک کنید و در نتیجه با دوستان و خانواده های خود ارتباط بیشتری برقرار کرده و از آنها کمک بگیرید. مارسرنگ: سبز دریاییشخصیت: همدل، دلسوز، احساساتیچه زمانی از این رنگ استفاده کنید؟ زمانی که می خواهید از چیزی الهام بگیرید، این رنگ می تواند به شما ایده های نابی را انتقال دهد.مفهوم: این رنگ تخیل شما را بر می انگیزد اما نه در حدی که در این کار غرق شوید، بلکه به گونه ای که میان جهان خودآگاه و ناخودآگاه تان تعادل را رعایت کنید. آوریلرنگ: قرمزشخصیت: آتشین، پر انرژی، پرشور و شجاعچه زمانی از این رنگ استفاده کنید؟ هر وقت خواستید که انرژی تان را افزایش دهید یا با ترس هایتان مقابله کنید.مفهوم: این رنگ شور و اشتیاق شما را افزایش می دهد به طوری که در هر رقابتی پیروز خواهید شد. مهرنگ: سبزشخصیت: با ثابت، دارای شور و نشاط جوانی، موفق، خوشبخت چه زمانی از این رنگ استفاده کنید؟ زمانی که می خواهید شور و نشاط درونی تان را به تعادل برسانید.مفهوم: سبز رنگ زندگی است، به همین دلیل به کمک آن می توانید زخم هایتان را التیام بخشید. علاوه بر آن ثبات شخصیتی شما را نیز افزایش می دهد ...

ادامه مطلب  

ذبح محله ها به بهانه توسعه شهری  

درخواست حذف این مطلب
زیست شهری ایرانیان در سه لایه متقاطع صورت می گیرد، خانه مسکونی، محله شهری و شهر که یافته ها، آموزه ها و تجربه های عینی و عملی نشان می دهد، استوارترین و پرشورترین فضای زیستی شهروندان محله ها هستند که امروزه زیر چنگال ماشین آلات توسعه شهری فرومی ریزند و زیر چکمه های سیاه مدرنیته نبض حیات تپنده محلات قدیمی شهرها که هویت بخش تعاملات انسانی، انسجام اجتماعی، حافظه تاریخی(خاطره)، رفتارها و هنجارها، فرهنگ و هنر و سلیقه بودند به شماره افتاده است. ۵۵آنلاین :زیست شهری ایرانیان در سه لایه متقاطع صورت می گیرد، خانه مسکونی، محله شهری و شهر که یافته ها، آموزه ها و تجربه های عینی و عملی نشان می دهد، استوارترین و پرشورترین فضای زیستی شهروندان محله ها هستند که امروزه زیر چنگال ماشین آلات توسعه شهری فرومی ریزند و زیر چکمه های سیاه مدرنیته نبض حیات تپنده محلات قدیمی شهرها که هویت بخش تعاملات انسانی، انسجام اجتماعی، حافظه تاریخی(خاطره)، رفتارها و هنجارها، فرهنگ و هنر و سلیقه بودند به شماره افتاده است. یکی از مهم ترین پیامدهای صنعتی شدن و نوسازی به دلیل فراهم آوردن بسترهای لازم برای رشد جمعیت، بالا رفتن سطح سواد، تغییر الگوهای مصرفی، بهبود سطح زندگی، توسعه ارتباطات، ظهوروگسترش پدیده ای به نام شهرنشینی است که این توسعه در شهرهای ایران به ویژه کلانشهرها با تخریب محله ها موجب تضعیف همبستگی های اجتماعی سنتی، تضعیف سازمان های سنتی و مشارکت همسایگی شده است، دیگر به مثابه سابق جوانان امروزی در معرفی هویت مکان تولد خود نمی گویند ما زاده محله قلهک، ستارخان، قلعه مرغی، شهر ری، نارمک، فرحزاد و نازی آباد هستیم. امروزه از شرق، غرب، مرکز و جنوب شهر سخن گفته می شود و هویتی چندپاره با بی اعتنایی مدنی به محل سکونتگاه و مشارکت همسایگی پدیدار است، روزنامه «قانون» در ادامه سلسله میزگردهای تحلیلی این بار به کارکردهای محله وتخریب محلات در شهرهای ایران و استان های مختلف به گفت وگو با هوشمند علیزاده، دانش آموخته دکتری طراحی شهری ازدانشگاه نیوکاسل انگلستان و دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه کردستان، صلاح الدین مولانایی، دکتری معماری با گرایش آموزش طراحی معماری-کاربرد سازه در طراحی معماری از دانشگاه علم و صنعت ایران، نایب رییس کمیته آموزش سازمان نظام مهندسی ساختمان استان کردستان و استادیار دانشگاه کردستان و احمد غلامی، دکتری جامعه شناسی و پژوهشگر حوزه اجتماعی پرداخته است که مشروح آن را در ادامه می خوانید.محله بنیادی ترین عنصر شهری و حلقه واسط بین شهر و شهروندان است و به نوعی محله رکنی میان خانواده و شهر است که امروز با توسعه شهری و فضای آپارتمان سازی، فروپاشی شکل خانواده های گسترده این رکن مهم که از خانه های مجاور هم در یک فضای جغرافیایی خاص تشکیل می شود و خانواده نسبت به محله مسکونی احساسی مشابه خانه مسکونی خود را دارد، از بین رفته است و به نوعی به هم پیوستگی، معاشرت نزدیک، روابط محکم همسایگی و اتحاد غیررسمی میان گروهی مردم روبه زوال است. حال با این تفاسیر چرا سازمان نظام مهندسی و شهرداری ها که در فرآیند شکل گیری و توسعه شهری نقش مستقیمی دارند در طراحی نقشه و فرآیند صدور مجوز، تیشه به ریشه نابودی محله می زنند. این را تحلیل کنید .هوشمندعلیزاده: همانطورکه خودتان نیز اشاره کردید، محله بنیادی ترین عنصر سازمان فضایی-کالبدی و اجتماعی شهر است که روح زندگی خانوادگی و روابط غیررسمی اجتماعی مشخصی در آن جریان داشته و به همین خاطر تعلقات مکانی را در آن بیشتر عینیت بخشیده است. از این نظر، محله از دو جزء مشخص تشکیل شده است. نخست، فضا و مکان های موجود در آن که بستر زندگی خانوادگی و همسایگی عده ای را به واسطه وابستگی و علایق مشترک با یکدیگر فراهم آورده است و دوم، فضایی اجتماعی و انتزاعی که روابط، آستانه ها، تعاملات اجتماعی و شبکه های اجتماعی را نهادینه کرده است. با وجود این دوپارامتر است که مفهوم محله موجودیت پیدا می کند و در صورت خدشه دار شدن یکی از این دو، مفهوم محله و به ویژه تعلقات مکانی کم رنگ شده و به نوعی استرس های محیطی شکل گرفته و بحران هویت محله ای را به دنبال خواهد داشت که خود منجر به خواست تغییر محل زندگی و تداوم مسائل و مشکلات آن می شود. در شهرهای سنتی ایران، پیش از ورود جریان مدرنیزاسیون برآمده از مدرنیسم، محلات واجد ساختار همگنی بودند؛ به گونه ای که جدایی فضایی محله های برحسب سرمایه های مادی یا اجتماعی افراد چندان محسوس نبود و محله هابستری آرام و پایدار برای سکونت به ویژه ماندگاری جمعیت، گسترش شبکه های بین فردی در میان همسایگان و در این میان حس تعلق به مکان، تعلق اجتماعی و مشارکت اجتماعی را ایجاد کرده بودند اما با ورود جریان مدرنیزاسیون که تفکر مادی را در انسان برجسته کرد و این تفکر تکثر موقعیت های اقتصادی و اجتماعی جدیدی را در پی داشت، منجر به گسیختگی در شهر و بحران های موجود آن شد. از وجوه بارز این تفکر، اهمیت یافتن خانواده هسته ای، زندگی فردی، مسکن فردی، آپارتمان نشینی و عدم توجه به اجتماع محلی و درنتیجه ایجاد استرس های محیطی، جدایی گزینی ساکنین و تحرک های جمعیتی بالا در دوران معاصر است. ازنظر مارشال برمن تحرک های جمعیتی بالا زاده ظهور تفکر مدرنیته است. در این تفکر، زیست بوم انسانی تازه ای خلق و زیست بوم های قدیمی و کهنه نابود می شوند، مسیر کلی حیات شتاب می یابد، اشکال تازه ای از قدرت منسجم و یکپارچه و انواع جدیدی از مبارزه طبقاتی شکل می گیرد. این به آن معنی است که تحرک های بالای جمعیتی منتج از صورت بندی های جدید اقتصادی و اجتماعی کشور حاصل از شتاب جریان مدرنیزاسیون (تقلید شکلی از مصادیق مدرنیته) نظام شهری را در کل دگرگون کرده و به عنوان عامل اصلی بحران هویت محله ای در دوران معاصر در شهرهای ایران به حساب می آید. البته با توجه به معنای تحت الفظی کلمه شهرداری و اینکه محله عنصر بنیادین سازمان فضایی-کالبدی و اجتماعی شهر است، چنین پنداری شکل گرفته که شهرداری عامل اصلی پدیده بحران هویت مفهوم محله در شهر به حساب می آید. واقعیت این است که شهرداری به دلیل عدم برخورداری از ساختار نهادی مدیریت یکپارچه شهری فقط بخشی از جریان دخیل در این بحران به حساب می آید و مشکلات شهری ایجادشده به ویژه بحران هویت مفهوم محله برآیند نیروهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه است که در طول زمان تا دوره معاصر جریان داشته است. سازمان نظام مهندسی ساختمان به دلیل رویکرد غالب بر آن ازنظر تاکید بر تک بنای معمار-محور، به آن صورت با واحد فضایی-اجتماعی محله تعاملی سازنده نداشته و ساختمان را تنهابا اعمال ضوابط طرح های توسعه شهری و مستقل از بستر استقرار آن یعنی بعد شهری ساختمان، می بیند. البته از اهداف دهگانه قانون نظام مهندسی ساختمان سه هدف (اهداف 1، 4 و 7) به نوعی مرتبط با بُعد شهری به ویژه زمینه استقرار ساختمان است که عینیت آن ها ساختمان را به عنوان مکان سکونت خانوار به واحد فضایی-اجتماعی محله مرتبط می کند اما متاسفانه تاکنون اقدام خاصی به دلیل غلبه رویکرد تک بنایی، در راستای اجرای آن ها به عمل نیامده است. احمد غلامی: محله به درستی تاریخ یک شهر و مبنای هویت شهر به حساب می آید. درواقع می توان گفت شهر چیزی نیست جز حجمی کالبدی- اجتماعی از روابط مبتنی بر محله ها. تا قبل از عصر مدرن و سیاست های شهرمحورانه به جای رویکردهای محله محور، محله ها و قطاع های شهری بخشی از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی آن شهر به حساب می آمدند. هرچند با اولین بارقه های عصر مدرن و به ویژه در عصر ناپلئون، هوسمان شهردار وقت پاریس، پایان مفهوم محله را با برنامه ریزی های شهر محور خود اعلام کرده بود. خیابان های بزرگی که وی از دل محله های سنتی و کهن قرون وسطای پاریس احداث کرد، هرچند به اصطلاح خود هوسمان تجلی نور و رهیافت های زیبایی شناسی به مناطق کور و تاریک شهر بود اما درواقع خود موجب شد تا جایگاه های زیستی افراد در شهرها از مفهوم محله به بلوک تغییر یابد. چنین وضعیتی به سرعت در بحث الگوهای شطرنجی و ... در طراحی شهرهای مدرن رعایت شد و طرح خیابان به شاهراه اصلی تقسیم بندی ها و تفکیک های شهری مبدل شد. مفهوم خیابان و بلوارها به قدری مهم بود که مارشال برمن و همچنین اخیرا ریچارد دنیز سبک زیستی مدرن را به عنوان «مدرنیسم در خیابان» یا «مدرنیته خیابانی» موردبررسی قرار داده اند. داستان خیابان هایی راکه محله ها و به دنبال آن زندگی و حیات اجتماعی را از میان برده اند می توان در سراسر تاریخ هنر و اندیشه اجتماعی مدرن مشاهده کرد. برای نمونه وقتی آثار عکاسانی چون آتژه عکاس فرانسوی را مشاهده می کنید، خیابان های خالی از سکنه و بی روح را می بینید که خود به درستی مبین این ادعاست. امروزه در بسیاری از مناطق شهری ما، به ویژه بعد از رویارویی با شهرسازی مدرن، می توان اضمحلال مفهوم پدیده ای را شاهد بود. درواقع فقدان محله در شهرهای ما و به ویژه کردستان که به ویژه بعد از سیاست های شهرداری ها طی دو سه دهه اخیر تسریع یافته، با خود مفهوم اضمحلال هویت شهری را هم به همراه داشته است. از این دوره به بعد مفاهیم اجتماعی هم با چرخشی معنایی و مصداقی همراه بوده اند؛ محله هایی جای خود را به همسایه داده و شورای محل و عناوینی از این نوع به هیات مدیره که محدوده کمتری را در بر می گیرد، مبدل شده اند. درواقع با اضمحلال مفهوم محله، می توان شاهد از میان رفتن مفهوم یکپارچگی اجتماعی و انتظام متکثر شهری بود. گویی تمام مناطق و بلوک های شهری به شکلی متحدالشکل و هم شأن در حال توسعه اند و تنها چیزی که جریان زندگی را تداوم می بخشد، مفهوم تولید شهری است که بهترین مصداق استیلای نظام سرمایه داری در حوزه شهری است. لوفور و هاروی این وضعیت را به مثابه شهری کردن سرمایه در دوران جدید و خصیصه دوران سرمایه داری و عصر تروریسم زندگی روزمره به حساب می آورند. درواقع نظام تولید فضایی و کالبدی که شهرداری ها هم در آن ذی نفع و راهبر هستند، موجب از میان رفتن عناصری چون خاطره، هویت و تاریخ و به معنای انتقادی آن از دست رفتن معنای زندگی شده است. شهرداری ها به ویژه در ایران و کردستان بدون لحاظ کردن بافت های سنتی و بومی امروزه از عوامل اصلی اضمحلال و تخریب محله ها به حساب می آیند.صلاح الدین مولانایی: قبل از پاسخ به این سوال ابتدا نقدی به خود پرسش وارد است. سوال در حیطه تاریخی چند دهه قبل کارکرد دارد. امروزه با تغییر شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و فناوری در جامعه ، ساختار شهرهای ما تغییریافته و این تغییرات به صورت ناگزیر و سلسله مراتب وار و اجتناب ناپذیر بوده است؛ بنابراین نمی توان بر پایه نظام معماری و شهرسازی گذشته(از صدها سال پیش تا چند دهه قبل) نسبت به ساختار شهری امروز و بالطبع محلات آن چنین نظری(اضمحلال محلات) داشت. نظام کالبدی محلات که به عنوان یک رکن مهم ساختار شهرسازی ایرانی-اسلامی بر اساس روابط فرهنگی، قومیتی، اعتقادی، اقتصادی و اجتماعی شکل می گرفت باگذشت زمان و تغییر تمامی یا برخی از شرایط فوق الذکر تغییریافته و امروز هویتی جدید برای آن تعریف شده است. شاید بهتر است پرسش را به این نحو مطرح کرد که چه تعریفی از هویت محلات در نظام امروز شهرسازی ما وجود دارد و نقش و جایگاه ضوابط نظام مهندسی و شهرداری در این تعریف هویت چیست؟ در این خصوص نیز ابتدا باید به مکانیسم نظام شهرسازی توجه داشت. قبل از آنکه نقش نظام مهندسی و شهرداری ها را در این خصوص بررسی کنیم، لازم است به نقش و جایگاه ضوابط و مقررات بالادست توجه داشته باشیم. بر اساس قوانین موجود، طرح های جامع، تفصیلی، هادی، توسعه شهری، شهرهای جدید، شهرک ها و نوسازی بافت های فرسوده و... هستند که نظام محلات و محله بندی، خیابان ها و دسترسی ها، حدود ارتفاعی و خط افق و فضای سبز و غیره را تعیین می کنند و شهرداری و نظام مهندسی در رده های پایین این سلسله مراتب قرار می گیرند که اختیارات چندانی هم برای آن ها تعریف نشده یا حدود وظایف و اختیارات آن ها روشن و محدود است و ساختار اجرایی و عملی دارند؛بنابراین در پاسخ به سوال لازم است به طرح های بالادست و ضوابط و مقررات موجود در این طرح ها و سازمان ها و نهادهای مرتبط با آن ها نظیر وزارت راه و شهرسازی، استانداری ها، سازمان میراث فرهنگی، شوراهای اسلامی شهرها، کمیسیون ها و تعدادی دیگر توجه کرد و با نقد و بررسی هریک از آن ها نسبت به تعریف هویت محلات در شهرهای امروزی و جایگاه آن اقدام کرد.البته در همین محدوده اختیارات و وظایف نظام مهندسی و شهرداری نیز این نقد بر این دو مجموعه وارد است که مسائل کیفیتی و مباحثی نظیر هویت بخشی و هویت سازی در معماری و شهرسازی ایرانی- اسلامی با تاکید بر شاخص های بومی و منطقه ای در مجموعه سرفصل های کارکردی شهرداری ها و نظام مهندسی، کمرنگ بوده و پژوهش های کاربردی در خصوص موارد فوق توسط این نهادها، اندک و ناکافی است و باید در این زمینه اهتمام بیشتری به عمل آید.برای معنابخشی دوباره به نقش و کارکردهای محله با ساخت اجتماعی و پیوستار فرهنگی چه باید کرد؟ زیرا اکنون در شهرهای استان های مناطق کردنشین ایران، اجتماع و به هم پیوستگی در محله ها نابود می شود.هوشمندعلیزاده: البته بحران هویتی نقش و کارکردهای محله با ساخت اجتماعی و پیوستار فرهنگی ساکنان آن مساله ای عام و دامن گیر اکثر شهرهای کشور در دوران معاصر است و معنا بخشی و تقویت این مهم یعنی بازخوانی مفهوم محله، التیامی بر زخم های عمیقی است که شهرنشینی بر پیکره ساکنانش نهاده و آن ها را از تعلق به مکان و اجتماع بی بهره کرده است. برای این مهم لازم است که به بازخوانی پاره ای از اصول شکل گیری فضایی-کالبدی و عملکردی محلات قدیمی ایران همچون اصل پیاده مداری، مرکزیت و تنوع فعالیت ها بپردازیم. همان طورکه درگذشته گفته شد، غلبه عوامل مادی به ویژه ماشین بر انسان، تحرک پذیری انسان و جدایی فضایی او را تسریع بخشید و همین موضوع ارتباط نزدیک انسان با فضا و اجتماع را تضعیف و نقش او را در هویت بخشی به محله زایل کرد. حال این مساله لازم است با توسل بر اصل پیاده مداری به منظور ایجاد ارتباط نزدیک انسان با فضا و اجتماع، تعریف مرکزیت به منظور هویت بخشی فضایی-کالبدی به محل ...

ادامه مطلب  

جامعه شناختی هنر نوین / نگرشی نو بر هنر معاصر (6)  

درخواست حذف این مطلب
سرویس تجسمی هنرآنلاین: قبل از هر چیز باید اشاره کنم که سهروردی در رساله ی منطق هنر، نظریات خود درباره ی فلسفه ی هستی، هنر و قابلیت های انتقال معنی در هنر را با این عقیده پیوند می دهد که چیزی که نام اصل هنری یا معنی مابعدالطبیعه را از وجود خویش ارائه دهد یک معنی و یک بوم هنری است، اما آنچه به جز این باشد و نافی حقیقت، تنها چیزی است که برای اثبات موجودیت فیزیکی خویش خلق شده است، اما در هنر معاصر و در نظریه ی احساس یگانه و یا رمزآفرینی هنر که این احساس خود برخاسته از حیات نامفهوم است، متأثر از همین احساس متمایل به غیر مابعدالطبیعه است و سهروردی کوشیده است نا نشان دهد که میان جوهر هنر و فیزیک در یک ارتباط هنری تنها یک ذات فلسفی است که می تواند پیام رسان باشد. اما چگونه پرسش های فلسفی هنر که هر یک از آغاز یک پیدایشی نظری و منطبق با مفاهیم زبان در سیر تاریخ حیات بشری ریشه دوانده اند قابل بررسی و پاسخگویی اند، مبحثی است که مطابق با زبان به صورت جاری در زمان شکل و ارائه تازه ای از خود بروز می دهند، و لذا این رساله در توجیه مسایل وجودی و هستی شناسی ذات هنر هرگز به بن بست و دیوار بی پاسخی برنمی خورد و تا مسئله کشف و شهود و تا مسئله رمز حیات ابهام و حیرت معنایی دارد، کنکاش در هستی شناسی و پی بردن به ذات و جوهر هنر یک عمق بی انتهایی است که جای بازبینی، طرح سئوال و بررسی معنای تازه ی انسانی را حکم می کند.منطق ذات در هنر در درجه اول خود ذات هستی و امور مداخله گر در شناخت شناسی بشری است و هیچ کدام از سه وجه ذاتی، معارفی و اندیشه ای آن خالی از پرسش نمی ماند، هرچند توضیح بشر از آنها یک توضیح علمی است و یا هر چند که نیروی بازیافت اندیشه یک نیروی متافیزیکی و یا اسطوره ای است، اما توضیحی که سهروردی از امور در معنی می دهد، خارج از قسم اول است، یعنی این توضیح جزء حاکم بر پوسته ی ظاهری ادراک ها نمی باشد و پرسش های فلسفی طرح شده از نظر سهروردی متمایز از توضیح علمی است و عمده اش مبتنی بر ذات است که هیچگاه نمی توان به طور جدی به این پرسش ها نزدیک شد و یا پاسخی درخور برای چرایی هر یک مطرح ساخت.به همین دلیل، درمی یابیم که توضیحات و یا اظهارات و یا ادراکات فلسفی هنر از جمله آنچه خود شیخ اشراق به زبان فلسفی هنر و خارج از محدوده ی ادراکات معمول زبان در زمان توانسته است طرح نماید از جهت صورت به مثابه یک تحلیل از استعاره ی معنی در هنر است و آوردگاه آن برخاسته از چرایی آن چون ذاتی است که در شکل بیرون اندیشه متجلی می گردد.آیا از نظر شیخ اشراق اعتبار مابعدالطبیعه در اندیشه هنرمندانه و فراتر از آن اعتبار فلسفه ی هنر با توجه به بازی معمولی ادراک از هستی هنر صرفاً یک شیوه ی سلبی توجیه پذیر است؟ در پاسخ به این پرسش می توان گفت: شیخ اشراق پاره ای از راه های اثباتی را برای ملاحظه فیزیک و مبنای آن پیشنهاد کرده است. ازجمله، او معتقد است که، گرچه تصاویر غیرمتافیزیکی خالی از تصویرند، یعنی بار کلامی ندارند، اما از طرفی، تفکری که با این تصاویر عرضه می گردند، فوق العاده مهم هستند و این بدان معنی است که توصیف های تأکیدی را بر این اهمیت از حیث نتایج تاریخی در برابر ادعای دیگری از شیخ اشراق بیاوریم. و آنجاست که او در عرصه ی عمل از اعتقاد به طرح فرم و فلسفه در ارائه یک اندیشه پرهیز می کند، شیخ اشراق فلسفه را بیشتر یک شوخی فلسفی می خواند و فلسفه ی هنر را یک اعتبار بیانی در برابر تاریخ، فلسفه و هنر می داند و معتقد است که نخستین علم و یا اصیل ترین پرسش، فلسفه ی چرایی ذات است و ذات نیز خاستگاه اجتماعی اش را در قالب و ارائه های هنری عرضه می کند و از این رو برای اثبات حقیقت در هنر می رود تا به یک باور همگانی برسد و این امر چنانچه خارج از عالم وجود و خارج از بازی های قراردادی با زبان معمول یا عالم گفتار به کار گرفته شود، دیگر، آن زبان نیست انگاری را که صرفاً. و به کمک آن اظهارات مابعدالطبیعه را ساخته اند درباره ی وجود موجودات سخنی سخت گفته اند و از این رو درباره ی هستی که مبحث هستی سنتی از نگاه هنرمند است و فلسفه ای است سنتی، سخنی نمی توان راند و در این طریق باید خاموشی گزید. و همه ی معانی آن را در خاموشی رها کرد. و درباره ی وجود اندیشه ی هنری نه ایجابی و سلبی نه باید دید، پس، بوم و هستی رنگ و آنچه از خامه ی قلم نقاش و تصویرگر ارائه می گردد با آن توصیف از هستی و تفکر، آن گونه که شیخ اشراق ارائه می نماید یک حقیقت نیست! بلکه، یک مجزا است.و این عملی است که در محدوده ی علوم طبیعی است و اشکالی ایجاد نمی کند، اما مشکـل بسیـار بزرگ ایـن است که ایـن درک خود به مثابه بازی نیمه کاره ای است که پایان نپذیرفته باشد.اگر چنانچه معنای هنر را چونان موضوعی که در آن به بیان آورده می شود تعریف کنیم، موضوعی از تعریف هنر تلقی می شود که هنرمند همواره سعی کرده است تا در پیدایش راهی هنری برای آنکه به موضوعیت متن بپردازد از ایفای آنچه در گفتار به آن رسیده است پرهیز کرده است و به ایجاد متن های بدیع و بی سابقه دست یافته است، این مبنای تفاوت فردیت متن با جوهر هنر است.«واگنر» بر آن شده است تا متن های موسیقی را نسبت به متن های تابع شنیداری خویش تعریف کند و این به ادراک و فهم انسانی از موسیقی معطوف می شود به پیدایش نظریه ی واگنر، و این همان متنی است که از معنای اجرای اُپرا و موسیقی به دست می آید و بدان معنی است که هر یک از متن های موسیقی و اُپرایی یک معنای مستقـلی را در متـن خویش نهفتـه دارد و ایـن از نقطه نظر مفهومی به همـان متـن های ناخـوانای موسیـقی شبیـه است که از سیستم های موسیقایی است و هر از چندگاه، نیز هر یک از متون هنری در متن خویش تکثیر می شوند و این تکثیر نماهاست که در تداوم زمان متن ها را که به دنبال یکدیگر می آیند به ثبوت متن، مقیّد به سبک می رسانند و از ترکیب این دو رخداد جدید، پیشاپیش مُفَسرها و منتقدان هنری، اقتضائات متن اثر را تحلیل می کنند و به قضاوت می کشانند و همواره ممکن است این پرسش بشود که چگونه می شود که ممکن است در اثر تلاش و تحرکی در متن و پیدایش یک اثر هنری شکل می پذیرد و همه ی استنباط ها را نفی کند و اگر هیچ متن هنری مسبوق به ارائه استقلال هنری متکی نباشد و این دو یعنی هنر شنیداری و هنر اصیل تجسمی و حتی هنرهای نمایشی نیز هیچ کدام متکی به متن هنری خویش نباشند. بدان معنی است که هنر موسیقی و هنر درام بازگوینده ی معنای متفاوت هستند؟!در هنرهای تجسمی که اجسام به عنوان روان و روح معنی رشدپذیر و شکل یافته می شوند، هر کدام از عناوین و نشانه های رفتاری معنی در خویش به شکل زیبا و دلپسندانه ای که خاستگاه واقعی پیدا کرده باشد برای ملاحظه ی مخاطب به شیئی مبدل می شود که هم دارای حجم است و هم دارای پرده های چشم نواز نور و رنگ، یعنی برخوردار از ویژگی های شناخت روانی صاحب اثر است، در هر شکل و بهر صورتی که تصویر ارائه گردد برای هنرمند تجسمی هیچ تفاوتی ندارد که وجه عظیم هنر را مجزا از نمادهای هنری و بصری خویش بخواهد.در اینجا وظیفه ی هنرمند ایجاد رابطه صحیح فردی از طریق شناخت های فکری است و این رابطه ای است بین انسان، محیط و اشیاء که در این حالت برای هر یک از مضمون های فکری می شود شکل، نماد و یا مأخذ ترسیم کرد.و در این حـال سطـح معیـن هـر شیئـی در نمایـاندن ارزش خودکامگی ها تأثیر اجمالی بر کارها صورت مثبت می یابد و همچنان که زمین می بیند، پی به موجود بودن در اشیاء خواهد برد. و اجمالاً باید اظهار داشت که آنچه می بینیم، هرگونه دلیلی که ارائه گردد معنای غلبه ی احسـاس است بر خصـوصیات بیـرونی هر یک از آثار هنری و خود دلیلی قانع کننده است بر دلالت وجود وضع اولیه در بیان هنری، یعنی اظهار این نظریه که هنر امری غیرشخصی و خصوصی است و این خود به تنهایی نفی رمانتیسم است و همواره هنر همین تأثیر چنـد کثرت گرایی را به همراه دارد. یعنی التزام به امری ورای احساس و دریافت های احساسات های روانی بی شمار و این، راه را برای کشف اهمیت ذهن باز می گذارد. برای اثبات استدلال درباره ی نیروی عظیم حکم حاوی اصل اعتباری پیشینی و مستقل از تجربه ی خاص هنـری خویش بر انسـان. و، چنین بیان شـده است که جز نقد خرد ناب یا اثبات توانایی وجودی تفکر در ظهور خلاقیت ها هرگز بر حکم کردن اثباتی بر حسب اصول، داوری ناقض نداشته باشد، و اگر نتوانست روش حکمی در هنر را در مقام بخش ویژه ای از حضور تفکر دربرگیرنده باشد، چون قدرتی که مربوط به شناخت انسان است و همچنین مدعی است که دارای ارزش و قوه ی بیانی مستقل است، بخشی از قدرتی را که همواره و بیشتر مرتبط است به حکم اثباتی اصل و بلکه در چنین مقامی در والاترین مرتبه ی موضوع تفکر وجود عینی دارد و در باب بحث اثبات حضور در این باب از لحاظ معنی نباید اصول حاکم را آنگونه که نیستند در آنجا مورد نیاز قرار داد.یک نظام فلسفی هستی از باب آنکه زیر عنوان نظام متافیزیک عام قرار دارد و بنظر می رسد که اگر قرار است در آینده به یک نظام نقداندیش تعریف و تفسیر گردد، بنای تقویت چنین اندیشه ای را برای اثبات ظهور قوه ی اجرایی اندیشه در هنر بر یک محور وجودی تفکر باید جستجو کرد. و آن ناحیه ای است که ژرفای خلاقیت بنام اکنون و حاصل تجربه های گذشته، حال و آینده ی فردیست شکل می پذیرد و از این رو شالوده ی قدرت شکل دهنده ی تملک اصلی هریک از اقتدارها تقدم دارد بر این حضور و ظهور اندیشه ای و این طور است که هیچ گاه از بنای نادیده انگاشتن شالوده ی حیات اندیشه نوگرایی وقوع و واقع نمی شود.در همین فضا و بوم اندیشه ای هنرمندانه است که مفهوم زیبایی شناسی و چگونگی های مفهوم و شاخص های اثباتی آن پرسش های بسیاری را برانگیزد، اما هر پرسش از هر متن هنری لاجرم و الزاماً پاسخ هر پرسش را بصورت جواب به دنبال نخواهد داشت و مقام خلقت و خلاقیت های هنری در چگونگی شکل گیری مخلوق هنری در هر صورت پرسش زیبایی شناختی متصور است و منوط به دانستن اثری است که چیزی اثبات و حیاتش را به خود مرتبط نماید و در این اصل، هر اندازه پرسش زیبایی شناسی جدی تر و عمیق تر بیان شود مفهوم اندیشه حضور در مبحث زیبایی شناسی گاهی به مرجعیت تفکر زیبایی شناسی نزدیک تر است. به نحوی که کانون شناخت مفهوم زیبایی از نقطه نظر اهمیت متن در زیبایی شناسی همان معنای کلاسیک حضور متن در اصل رخدادهای هنری مجالی وسیع را برای اتکاء مفهوم به غایت هستی و همان یگانه پرستی در شکل دوم زیبایی معنا بخشد و طبیعت و هنر در حکم غایی مبتنی باشد بر همان اصول ذوق شناسی و زیبایی شناختی در منشاء و ارجاع داده شود به همان متن اصلی هرمنوتیک، یعنی همان جایی که هنر متصور می شود که ظهور و بروزش از حکمیت زیبایی شناختی مفهوم می یابد. و این زیباترین انتقال حکمیت و انعکاس خصوصیت ناخواسته بودن مفاهیمی است که به صورت ظهور شوق و ظهور ذوق به تو ارائه می شود. و صرفاً در مقام مرجعی تو که همان مقام حکم اجرایی نسبت به امکان اصل و نفی اصل بی طرفی باشد، می تواند مشاهده گردد. و، در نتیجه بینهایت ذهن زیبایی نسبت به اجزای اصلی هر رخداد هنری باشد.و در نهایت بر حسب تکیه به چنین مفاهیم و معنایی است که اصول و اصل حاکمیت و مشاهده ی معنی واژه ی «زیبا» مفهومی ورای معنای مرجعی و تفسیری می یابد و غایت شناسانه ی آن بر اصولی استوار می گردد که به تولید بالفعل استحکام بخشد و این بدون اشاره به مفهوم شکلی است که مشکل معنای تولید را برای بالفعل شدن در آثار هنری به وجود می آورد. و نحوه ای است برای بیان مفاهیم بالفعل شدن و مشکلی است برای تعیین شیوه های اجرایی آثار هنری در محدوده ی تولید یک محصول هنری و در اینجا به اختصار با اشاره به تکیه بر مرجعیت مفهومی متن اثر می توان در معنایی راستین از نگاشتن و یا زمان بندی بهره ای تازه یافت و به تفصیل خواهیم گفت که زبان متناظر است بر فهم های بشری و فاهمه بخودی خود هیچگاه شایستگی آن را ندراد تا برای تفسیر متن های هنری یگانگی و انضمام معنایی به وجود آورد. و یا ارمغانی را از زبان ذاتی خود با وجود کلماتی در شکل و ارائه عالی ترین معنای آن از نوخاستگی به مثابه مرجع ارائه دهد. ساختمان اصلی زبان و یا به عبارتی نشانه رفتن در بیان مفاهیم از یگانگی خواهد گفت و آنچه در ذهن بر اثر ادراک از معنای هستی ارائه و اثبات وجود می یابد، راهی است که بر تفسیر هنری از باب شناخت زیبـایی صورت می بخشـد. و از این باب زبـان در هنر چون مؤلفه ای است که هیچ گاه مؤلفه ی تازه ای را از واژه های منظومی و اثباتی دربر نخواهد گرفت و علائم مرتبط با خویشتن را هرگاه که با لفظی مکتوب و اثباتی به خویش باز می خوانیم مرتبط خواهیم شد به یک اصل پیشین که تفسیر هنری را به عالم وجود ارائه داده است.در این ظهور، پیش از آنکه موضوع اندیشه را با ارائه ای نو از آفرینش و تفسیر وجودی زیبایی باز گفته باشیم وارد خواهیم شد بر استواری متن که همان بوم و سطح اندیشه ی هنری است و از اینجا اشاره ای خواهیم داشت که معادل متن آن در پهنه ی وسیع فرهنگ جهانی منهای مفاهیم بین مرزی آن درهم یافتن همان سطحی است که القائات شعوری به دیواره و کف آن به صورت افقی و عمودی نقش حیات می پذیرند و این مفهوم مرز خاص و مستلزم بودن را هیچ گاه با خویش ندارد. و متن، مطلقاً به آنچه تفسیر از آن آغاز شده است ارتباط پیدا نمی کند. و متن، متناظر است به عناوین شناختی اندیشه از ظهور و اثرات مثبت و در عین حال اثبات حیات هنری را القاء می کند و نزدیکی ارتباط معنوی دو واژه را برای ظهور حاکمیت خاص لغوی و در بازشناسی قابلیت های وجود خویش از اثبات و بازگو کردن دیدگاه های خویشتن منشأپذیر است و همین دیدگاه هرمنوتیکی و یا ساختگرایانه که در آثار هنری دریدا مشاهده شده است مفهوم اصلی حیات را به گونه ای که اثبات نگاه و نظر در متن هنری مطرح کرده است را به دنبال دارد و باید گفت: متعالی ترین واژه ی فهم رفیع انسانی از هنر وجودی خویش، همان واقعیت اثباتی نو از همین عقیده است، و تا مشکلی جدی از مفاهیم آن ادراک نداشته باشیم پی به گفته ی وجودی عمیقش نخواهیم برد.این یک تمایز و این یک شاخص و این یک تعریف و این یک ترسیم، و یک طریق و یک مسیر برای ادراکی نو از جوهر حیات ذاتی است که آثار هنری متبلور از قوه و قریحه ذاتی آن است و بر ادراک خواننده و یا بیننده چنان می نشیند که متن اصلی و عنوان نهایی این ظهور هنری منشأیی پیشین دارد، این منشأ پیشین همان ادراکی است که صاحب قلم با استواری اندیشه ی ادراکی از مراجعه به مرجعیت غایی و از دریچه ی زیبایی شناختی خویش با اشاره به اصول مسلم ادراکی و از طرف کشف حجاب از خویش که به معنای نظاره ی شهودی است در تقارن و تقابل بیرون شکل تازه ای می گیرد و در قالب و اثر هنری بروز می کند.و در این مباحث می توان گفت که منشأ بروزدهی ارائه آثار هنری که جنبه ی اصیل و مآخذی ادراکی و ذهنی دارد، نیست، الا به غایت هستی و کشف از نهایت ضمیر و وجود ارتباطی با هیچ منشأ دیگری ندارد و جز اتکا به عقل ضمیری و ارجاع تفکر صاحب هنر به نهایت وجودی خویش که همان مبدأ ذات خویش یعنی فطرت انسانی که برگرفته از غایت ذات الهی انسانی آسمانی یعنی همان پرتو وجود ذات خالق است هیچ مبنا و غایت دیگری ندارد و اوست که اندیشه ی ادراکی شهودی خردمندانه ی عقل ستیر، عاشقی را برای ادراک زیبایی در جوهره ی خلقت تو، انسان الهی، آسمانی و زمینی شده به رعایت و امانت و به مثابه نشانه ای از وجود فطرت تو که برگرفته از جوهر وجودی اوست به ارمغان می آورد. و جلوه های بارز درک هستی از معنای وجودی خویش را به تو در شکل کشف رمز و راز در قـالب و تفسیر و نظرهای هنرمندانه از خویش بروز می دهی و این در نهایت، شکل برمی گردد به انتهای ادراک شهودی که خود را با منظری شهودی ادراک کنی و معنی تازه ای ببخشی و با این درک نفی دوگانگی در متن خویش را بازشناسی.اما مسئله اصلی، یک تمایز است که در ارائه آثار هنری، بخصوص در زمان معاصر آنچه متن اندیشه را تفکیک می دهد از متن اجرا و ارائه اثر، تفاوتی است که تفکر صاحب هنر را به سمت ارائه متن سوق داده است و اثر از چنین معنایی، به خودی خود بروز کرده و شکل حقیقتی خود را به نشانه ی مصداق در آن بارور کرده است و این مصداق به آن چیزی اطلاق می شود که وجود مسایل غیرذهنی را سبب شده است و در برابر این اثر و یا به عبارتی در طرف دیگر این ساخت اندیشه، یک اندیشه برداشت کننده، منتقد، یک برداشت کننده ی پذیرنده و یا یک برداشت کننده ی ناپذیر اما بی تفاوت قرار دارد.همان گونه کـه بین دریافتگر متن اثر هنری به صورت تفسیرهای گوناگون اشاعه هایی صورت می پذیرد. بین هر یک از مضامین و الگوهای مرتبه ای اخلاقی نیز بر همین اساس یک رابطه مؤلف، خلاق و مصنف به عبارت یک پدیده تاریخی شکل می پذیرد. و این شکل پذیری از بعد تاریخی ریشه در خاستگاه تاریخی قرون وسطی و قبل از آن نیز دارد.از طرفی دیگر هیچ نقطه ی ثابت و تعیین کننده ای برای منشأ سخن که ابهام تاریخی معنا را شفاف و روشن ارائه دهد، وجود ندارد تا آنجایی که صاحب هنر که تعیین کننده مفاهیم هنر در تکوین تاریخی هنر بوده است نیز به متن هنری تاریخ برسد. و از سویی دیگر خالق اثر که خاستگاهش بیان مفاهیم تکوین یافته ی جدای از تاریخ است، از نظر ذیل مفهوم، ربط است به اتکا و ادعای تاریخی و همان نقطه مفهومی و تحقیقی است که عقیده و اندیشه را به معنای تازه ای یعنی محصول حقیقی اندیشه در هنر که محور شعور و ادراک را محصول هنر و انسان محسوب دانسته اند به آزادی برخاسته از مفهوم کار روی آورده است و استقلال رأی را در بازبینی به تعبیری هنرمندانه حتی اگر کار هنری نیز سراسر گویای اندیشه و نظریه و شخصیت صاحب هنر باشد، باز نشان دهنده ی همان متن اثر خواهد بود و موضوع استقلال در پهنه ی بوم و سطح اثر اتفاق می افتد.لارنس می گوید: هرگاه به احساس بیان حقیقت در یک اثر هنری بپردازیم، احساس حقیقت شناسی میل به سمت تعالی در هنر را از دیدگاه انسان برمی انگیزد و این همان نگرش حقیقت خواهانه است و یک برداشت ضد رمانتیک و ضد امپرسیونیستی ست. و این نگاه تازه و دوباره و نویی است بر شخصیت ارائه شده براساس حضور دوباره ی هنر در انسان و مطلبی است غیرشخصی و موضوعی است که از خاستگاه جامعه شناسی در هنر قابل بررسی، مطالعه و تحقیق است. منظور از ارائه یک نظر تازه، برداشت های منابع خیال در ارائه آثار هنری است، آنگونه که بُعد اندیشه و هنر در مسیر و بستر پدیدارشناسی خیال، رشد یابد، تأکید به قصد قربت و نزدیکی به مفاهیم انسان الهی را می رویم تا در مقایسه با یک اثر تازه خلق شده ی دیگر موضوع بندی نماییم و آنگاه، خود خیال در وسعت پدیدارشناسی حامل تصدی تازه می گردد و اینجا نقطه ی ابتدایی ظهور شخصیت و بازنگری تفسیر راستین هنر معنی می پذیرد، اما متنی که مورد تفسیر و توجیه است، بی آنکه در تفسیرهای تازه درباره ی تقلیل رمانتیسم به متن صرفاً تقابلی تبدیل می شود بر امور غیرواقع و در معنی تخیلی می پردازد و یا به عبارتی، خیال، نقش اول را در تعیین محتوی به عهده می گیرد.برای «دریدا» به واقع این یک تصویر ارائه شده از متن خاستگاه و فلسفه هنر در بقیه تاریخ است و تشکیلی در متن از آئینه شفاف تر و بازیافتنی است از قطب حقیقت اندیشی انسان که ادبیات و هنر را پهنه ای برای بروز آراء و داستان زندگی خویش نهاد.اما، اصل زیبـایی شنـاسی که خود پرسش هـای بی شماری را برمی انگیزد، پرسش از هنر در تاریخ، پرسش از خلق وخوی هنری و چگونگی هر یک از زوایای معنایی در مفهوم آنها و بررسی مقام معنایی هنر و یا اینکه خلاقیت و مخلوق و خالق هرکدام در نگاه و نظر نقادانه جا و شأنی معین دارند یا خیر.در هر صورت اصل پرسش زیبایی شناسی منوط به آن است که اتفاقی رخ دهد و تفسیر و معنایی صورت پذیرد و هر اندازه که پرسش زیبایی شناسی جدی تر باشد، اصل دانستن مفهوم نیز جدی تر خواهد شد. و این به آن معناست که موجودیت و مرجعیت تفسیر متن و خالق اثر هنری هر یک از اصل مفهومی خویش را به یک مورد، تفسیر هنری تلقی کند. و متنی را بیافریند که قابلیت خلاقیت را در کانون نهانی خویش بازشناسد، بنحوی که اصول متکی به خلاقیت اثر را به مبنای مبانی آن حفظ کند و نخستین کانون تفسیر هنر را شکل می دهد و در مجالی وسیع تر که طول زمان را به عنوان بعد چهارم برای تکمیل آن قائل می شویم مجالی وسیع تر داشته باشد که در نهایت برای نگاه به این آثار که در زمان حال با خلاقیت هنر و اندیشه و زیبایی شناسی توسط صاحب قلم خلق شده اند، این تاریخ است که مفهوم اصلی آن را شکلی نوین می دهد و از همینجاست که کلمه ی کلاسیک در هنر همیشه بار اعتباری و بار اعتنایی و بار هرمنوتیک دارد. و هرمنوتیک نیز اعتباری خواهد بود و حکم آن حُکمی است مبتنی بر حکم ذوق آفرینی و زیبایی شناسی که این اصل با ارجاع به اصل تعینات در حکم هنری. که، پس از تعینات، حکم مرجعی است. یعنی بررسی ارزش محتوایی در هنر، سایر تعینات حکم از تعینات مفهومی و شناختی برخوردار می گردد. حکم زیبایی شناسی بر مبنای مفهوم شادمانه زیستن یک ملاک دائم ارزش تفکر است که انعکاس خلاقیت را برای ارائه مفهومی بی طرف به معانی مکانی می برد.آنچه تاکنون به عنوان یک نگاه تازه قابل بررسی است از نظـر «امبرتواکو» هرمنوتیسین ایتـالیایی که در دهه ی 60 می زیست و تلاش داشت برای آنکه در تبیین آنچه وی آن را «حق متن» و «حق مفّسر» می نامید، بپردازد، انگیزه اش از طرح چنین نظری، مبالغه ای بود آسان گرایانه که برگرفته از مفهوم تفسیری اثـر هنری باشد در حدود یک نگاه از بعد هرمنوتیک آنچه صورت پذیر است تفسیر رساله ای عالم هرمنوتیک هنر می باشد و این رساله ی نظری در علم نشانه ها و در علم رموز، خود نقش زندگی عالمانه را بازبینی می نماید و تلاش در شاخص بازنمایی اکو بُعدها، خود عقیده ی «پیرس» درباره ی اهمیت ارزش زیبایی در ابعاد زندگی است. و رمز و نشانه های نامحدود آن تا به این نتیجه منجر شود. و، خود رهیافتی است برای درک همه ی معیارها، بدان مفهوم که هر کُنش برای تفسیر هنری خویش می تواند یک پایان خوشی بر همه ی مفاهیم ارائه دهد.به زعم ترجیح بر مبنای اکو برای متن باید تفسیری معادل معنا قائل شد. که، براساس آن بنیادهای وجود معنا را در آن عالم و از خود آن ...

ادامه مطلب  

نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت یافتن این شهر، یک نقش ما لا کلام فیه است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، بیانات حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب -۲۹ مهر ۱۳۸۹ - در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم به قرار زیر است.بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فی الأرضین.السّلام علیک ایّتها السّیّدة یا فاطمة المعصومة یا بنت موسیبن جعفر علیک و علی ابائک الطّیّبین الطّاهرین المعصومین افضل الصّلاة و السّلام.تقارن این دیدار بسیار باعظمت ما، که حضور برجسته ی اساتید، بزرگان، فضلا و آحاد طلاب عزیز حوزه ی علمیه ی قم به آن عظمت بخشیده است، با میلاد مسعود حضرت علی بن موسیالرضا (علیه الاف التّحیّة و الثّناء) و همچنین ولادت خواهر بزرگوار ایشان، حضرت فاطمه ی معصومه (سلام اللَّه علیها) ما را به یاد حرکت عظیم و مبارک این برادر و خواهر و هجرت پرمعنای این دو بزرگوار می اندازد؛ که بدون تردید در تاریخ ملت ایران و تاریخ تشیع، یک حرکت سازنده و تأثیرگذار بوده است.بدون تردید نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت یافتن این شهر عریقِ مذهبىِ تاریخی، یک نقش ما لا کلام فیه است. این بانوی بزرگوار، این دختر جوانِ تربیت شده ی دامان اهل بیت پیغمبر، با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهم السّلام) و عبور از شهرهای مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلی معارف اهل بیت (علیهم السّلام) در آن دوره ی ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهل بیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند.امروز هم مرکز معرفتی دنیای اسلام، شهر قم است. امروز هم مثل همان دوران، قم قلب فعال و متحرکی است که میتواند و میباید خون معرفت و بصیرت و بیداری و آگاهی را در سرتاسر پیکر امت اسلامی پمپاژ کند. در آن روز، اولین کتابهای فقه و معارف شیعه و پیروان اهل بیت (علیهم السّلام) از قم صادر شد. کتابهای اساسی مورد اعتماد و اتکای فقیهان و عالمان و محدثان در شهر قم به وسیله ی حوزه ی قم به وجود آمد. کتاب «نوادر الحکمه» ی محمد بن احمد بن یحیی، کتاب «بصائر الدرجات» صفار، کتاب «الشرایع» علی بن بابویه قمی، کتاب «محاسن» برقی، کتب احمد بن محمد بن عیسی و ده ها و صدها کتاب دیگر در این پایگاه معرفتی به وجود آمد و تولید شد. شخصیتهائی در اینجا پرورش یافتند که وقتی به اقطار عالم اسلامی سفر میکردند، محفل آنها محفل فیض بود. شیخ صدوق (رضوان اللَّه علیه) که جزو نسل سومیها و چهارمیهای این حرکت عظیم است، وقتی به بغداد رفت - که بغداد مرکز شیعه و مرکز حدیث بود - در پای منبر او علما و فضلا و بزرگانی جمع شدند و از او استفاده کردند. لذا ملاحظه میکنید که شیخ صدوق، شیخ و استاد مفید (رضوان اللَّه علیهما) است. بنابراین قم شد مرکز.امروز هم قم مرکز است. در اینجا در طول سالهای متمادی، ده ها هزار پروانه ی عاشق، گرد شمع معارف اهل بیت حرکت میکنند، علم میآموزند، معرفت میآموزند، با مشکلاتِ بسیار دست و پنجه نرم میکنند، هدفهای عالی و معنوی را در نظر میگیرند و بدون توجه به این مشکلات پیش میروند. شاید در دنیا کمتر شهری سراغ داریم، شاید هم سراغ نداریم که این تعداد عظیم، انسانهای دنبال فراگیری دانش دین و معرفت و معنویت و سلوک جمعی، از زن و مرد مشغول تلاش و کار باشند و شب و روز مجاهدت معنوی و علمی و فرهنگی کنند. این حوزه ی امروز قم است، با این موقعیت ممتاز جهانی؛ آن هم سابقه ی قم است، که اولین حوزه ی اساسىِ مهم تشیع در این شهر تشکیل شده است و بزرگانی از قبیل شیخ کلینی و شیخ صدوق و دیگران بهره مندان از این چشمه ی فیض بوده اند، که آثار آنها نگهدارنده ی معارف اهل بیت (علیهم السلام) در طول قرنهای متمادی بوده است.خوب، حوزه های علمیه - بخصوص حوزه ی علمیه ی قم - در هیچ دوره ای از تاریخ خود، به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته اند؛ به قدر امروز مؤثر در سیاستهای جهانی و شاید مؤثر در سرنوشت جهانی و بین المللی نبودند. حوزه ی قم هرگز به قدر امروز دوست و دشمن نداشته است. شما ملتزمان حوزه ی علمیه ی قم، امروز از همیشه ی این تاریخ، دوستان بیشتری دارید؛ دشمنان بیشتر و خطرناکتری هم دارید. امروز حوزه ی علمیه ی قم - که در قله ی حوزه های علمیه قرار گرفته است - یک چنین موقعیت حساسی را داراست.در اینجا یک مغالطه ای هست که باید به آن اشاره کنم. ممکن است بعضی بگویند اگر حوزه های علمیه وارد مسائل جهانی، مسائل سیاسی، مسائل چالشی نمیشدند، اینقدر دشمن نمیداشتند و محترم تر از امروز بودند. این مغالطه است. هیچ جمعی، هیچ نهادی، هیچ مجموعه ی باارزشی به خاطر انزوا و کناره گیری و گوشه نشینی و خنثی حرکت کردن، هرگز در افکار عمومی احترام برانگیز نبوده است، بعد از این هم نخواهد بود. احترام به مجامع و نهادهای بیتفاوت و تنزه طلب که دامن از مسائل چالشی برمیچینند، یک احترام صوری است؛ یک احترامِ در معنا و در عمق خود بیاحترامی است؛ مثل احترام به اشیاء است، که احترام حقیقی محسوب نمیشود؛ مثل احترام به تصاویر و تماثیل و صورتهاست؛ احترام محسوب نمیشود. گاهی این احترام، اهانت آمیز هم هست؛ همراه با تحقیر باطنىِ آن کسی است که تظاهر به احترام میکند. آن موجودی که زنده است، فعال است، منشأ اثر است، احترام برمیانگیزد؛ هم در دل دوستان خود، و هم حتّی در دل دشمنان خود. دشمنی میکنند، اما او را تعظیم میکنند و برای او احترام قائلند.اولاً حاشیه نشین شدن حوزه ی علمیه ی قم و هر حوزه ی علمیه ی دیگری به حذف شدن میانجامد. وارد جریانات اجتماع و سیاست و مسائل چالشی نبودن، بتدریج به حاشیه رفتن و فراموش شدن و منزوی شدن میانجامد. لذا روحانیت شیعه با کلیت خود، با قطع نظر از استثناهای فردی و مقطعی، همیشه در متن حوادث حضور داشته است. برای همین است که روحانیت شیعه از یک نفوذ و عمقی در جامعه برخوردار است که هیچ مجموعه ی روحانی دیگری در عالم - چه اسلامی و چه غیر اسلامی - از این عمق و از این نفوذ برخوردار نیست.ثانیاً اگر روحانیت میخواست در حاشیه و در پیاده رو حرکت کند و منزوی شود، دین آسیب میدید. روحانیت سرباز دین است، خادم دین است، از خود منهای دین حیثیتی ندارد. اگر روحانیت از مسائل اساسی - که نمونه ی برجسته ی آن، انقلاب عظیم اسلامی است - کناره میگرفت و در مقابل آن بیتفاوت میماند، بدون تردید دین آسیب میدید؛ و روحانیت هدفش حفظ دین است.ثالثاً اگر حضور در صحنه موجب تحریک دشمنیهاست، این دشمنیها در یک جمع بندی نهائی مایه ی خیر است. آن دشمنیهاست که غیرتها و انگیزه ها را تحریک میکند و فرصتهائی برای موجود زنده میآفریند. هر جا به مجموعه ی روحانیت یا به دین یک خصومت ورزی و کین ورزیای انجام گرفت، در مقابل، حرکتی سازنده از سوی بیداران و آگاهان انجام گرفت. یک وقتی در جمعی گفتم که نوشتن یک کتاب به وسیله ی یک نویسنده ی متعصب ضد شیعه، موجب به وجود آمدن چندین کتاب منبع بزرگ شیعی شد. در همین شهر قم اگر کتاب «اسرار هزار ساله» از سوی یک فرد منحرف که ترکیبی از تفکرات سکولاریستی و گرایشهای وهابیگری داشت، منتشر نمیشد، امام بزرگوار ما نمیرفت درس خود را مدتی تعطیل کند و کتاب «کشف الاسرار» را بنویسد؛ که در این کتاب، اهمیت حکومت اسلامی و ولایت فقیه، نخستین جوانه هایش مشاهده میشود. بازتولید این تفکر مهم فقهی و شیعی در ```کتاب «کشف الاسرار» امام بزرگوار محسوس است. اگر تحرک گرایشهای چپ و مارکسیستی و حزب توده در دهه ی ۲۰ و اوائل دهه ی ۳۰ نمیبود، کتاب ماندگاری مثل «اصول فلسفه و روش رئالیسم» تولید نمیشد و به وجود نمیآمد. بنابراین، این دشمنیها به ضرر ما تمام نشده است. هر جا خصومت ورزی انجام گرفت، موجود بیدار و آگاه - یعنی حوزه ی علمیه - از خود واکنشی نشان داد و فرصتی آفرید. دشمنیها فرصت آفرینند؛ آن وقتی که ما بیدار باشیم، آن وقتی که ما زنده باشیم، آن وقتی که ما غافل نباشیم.در همان دوران رضاخانی، آن حرکت خصمانه ای که با روحانیت شد، موجب شد مرجع تقلیدی مثل مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) اجازه ی صرف وجوهات را در تولید نشریه های دینی و مجلات دینی بدهد؛ که این یک چیز بیسابقه ای بود، در آن روز هم چیز عجیبی بود. بنابراین نشریه ی دینی با پول وجوهات و با سهم امام به راه افتاد؛ مجامع دینی با اتکای به سهم امام به وجود آمد. یعنی شخصیتی مثل سید اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) برخلاف آنچه که برخی تصور میکردند و میکنند، به فکر مسائل فرهنگی کشور ما و دنیای شیعه و کشور شیعه است و صرف سهم امام را در یک چنین کاری مجاز میشمرد؛ اینها فرصتهاست. دشمنیها یک چنین فرصتهای بزرگی را به وجود می آورند.رابعاً با بی طرف ماندن روحانیت در مسائل چالشىِ اساسی، موجب نمیشود که دشمن روحانیت و دشمن دین هم بی طرف و ساکت بماند؛ «و من نام لم ینم عنه».(۱) اگر روحانیت شیعه در مقابل حوادث خصمانه ای که برای او پیش می آید، احساس مسئولیت نکند، وارد میدان نشود، ظرفیت خود را بروز ندهد، کار بزرگی را که بر عهده ی اوست، انجام ندهد، این موجب نمیشود که دشمن، دشمنی خود را متوقف کند؛ بعکس، هر وقت آنها در ما احساس ضعف کردند، جلو آمدند؛ هر وقت احساس انفعال کردند، به فعالیت خودشان افزودند و پیش آمدند. غربیها ظرفیت عظیم فکر شیعه برای مواجهه ی با ظلم جهانی و استکبار جهانی را از مدتها پیش فهمیده اند؛ از قضایای عراق، از قضایای تنباکو؛ لذا آنها ساکت بشو نیستند؛ آنها به تجاوز خود، به پیشروی خود ادامه میدهند. سکوت و بی طرفی علما و روحانیون و حوزه های علمیه به هیچ وجه نمیتواند دشمنی دشمن را متوقف کند. بنابراین حرکت حوزه های علمیه، بی طرف نماندن حوزه های علمیه در قبال حوادث جهانی، در قبال مسائل چالشىِ ملی و بین المللی یک ضرورتی است که نمیشود از آن غافل شد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دو عنوان و دو مفهوم غلط و انحرافی به وسیله ی کسانی که هم با روحانیت بد بودند، هم با انقلاب دشمن بودند، در ذهنها مطرح شد. البته به این حرفها پاسخ داده شده است؛ هم قولاً، هم عملاً؛ اما «رگ رگ است این آب شیرین و آب شور». باید همیشه متوجه بود، همیشه بیدار بود.این دو مفهوم غلط و در واقع دو تهمت را دشمن به عنوان تاکتیک مطرح کرده است: یکی طرح مسئله ی حکومت آخوندی است. میگویند در ایران حکومت آخوندی، حکومت روحانی بر سر کار است. این را نوشتند، گفتند، ترویج کردند، تکرار کردند. دیگری طرح موضوع آخوند حکومتی است؛ تقسیم آخوند به حکومتی و غیر حکومتی. هدفشان از طرح این دو مفهوم انحرافی و غلط این بود که اولاً نظام اسلامی را از پشتوانه ی عظیم فکری و نظری و استدلالی و علمی علمای دین محروم کنند؛ ثانیاً روحانیت مسئول را، روحانیت انقلابی را، روحانیت حاضر در صحنه را که در مقابل دشمنیها سینه سپر کرده است، به خیال خودشان منزوی کنند، بدنام کنند. یعنی آخوند یک نوعش حکومتی است، که این بد است، منفی است، ضد ارزش است؛ یک نوعش غیر حکومتی است، که این مثبت است، این منزه است.نسبت روحانیت با نظام اسلامی، نسبت روشنی است. نسبت روحانیت و حوزه های علمیه با نظام اسلامی، نسبت حمایت و نصیحت است. این را توضیح خواهم داد. حمایت در کنار نصیحت، دفاع در کنار اصلاح. آن دو مفهوم غلط، حقیقتاً انحرافی و خصمانه است؛ به دلیل اینکه اولاً حکومت آخوندی و نسبت دادن جمهوری اسلامی به این مفهوم، حرف دروغی است. جمهوری اسلامی حکومت ارزشهاست، حکومت اسلام است، حکومت شرع است، حکومت فقه است، نه حکومت افراد روحانی. روحانی بودن کافی نیست برای اینکه کسی سلطه ی حکومتی پیدا کند. جمهوری اسلامی با حکومتهای روحانیای که در دنیا میشناسیم، در گذشته هم بوده است، امروز هم در نقطه هائی از دنیا هست، ماهیتاً متفاوت است. حکومت جمهوری اسلامی، حکومت ارزشهای دینی است. ممکن است یک روحانی ارزشهائی را حائز باشد که از بسیاری از روحانیها برتر باشد؛ او مقدم است؛ اما روحانی بودن هم موجب نمیشود که از کسی سلب صلاحیت شود. نه به تنهائی روحانی بودن صلاحیت آور است، نه روحانی بودن موجب سلب صلاحیت است. حکومت دین است، نه حکومت یک صنف خاص و یک مجموعه ی خاص. تقسیم روحانی به حکومتی و غیر حکومتی و ارزش و ضد ارزش قلمداد کردن اینها هم یک غلط فاحش است. رفتن به سمت حکومت و رفتن به سمت هر چیزی غیر از حکومت، اگر برای دنیا شد، بد است؛ اگر برای هوای نفس شد، بد است؛ مخصوص رفتن به سمت حکومت نیست. ما به سمت هر هدفی حرکت کنیم که مقصودمان هوای نفس باشد، مقصودمان منافع شخصی باشد، این ضد ارزش است؛ این همان مصداق دخول در دنیاست که فرمود: «الفقهاء امناء الرّسل ما لم یدخلوا فی الدّنیا»؛ (۲) این مخصوص رفتن به سمت حکومت نیست. اگر هدف، دنیاست، مردود است؛ حکومت و غیرحکومت ندارد؛ اما اگر رفتن به سمت حکومت با هدف معنوی است، با هدف الهی است، این از برترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است؛ از برترین مصادیق مجاهدت است؛ این قبول مسئولیتهای سنگین است، یا دفاع از مسئولان صاحب صلاحیت است. اگر روحانىِ حکومتی به آن کسی گفته میشود که برای ادای دین خود، برای ادای مسئولیت شرعی خود، برای خاطر خدا از نظام اسلامی حمایت میکند یا از مسئولینی حمایت میکند، این ارزش است، این ضد ارزش نیست؛ نداشتن این حالت، ضد ارزش است. پس هیچکدام از این دو مفهوم - نه مفهوم حکومت روحانی و حکومت آخوندی، و نه مفهوم آخوند حکومتی، روحانی حکومتی - مفاهیم درستی نیست. طرح اینها پس از انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، یک طرح مغالطه آمیز است؛ این مفاهیم متعلق به فرهنگ این انقلاب نیست.اما متقابلاً دو حقیقت و دو مفهوم دیگر وجود دارد که آنها مفاهیم ارزشی و ارزش آفرین است. یک مفهوم این است که نظام به لحاظ نظری و علمی محتاج علمای دین و حوزه های علمیه و مستظهر به تلاش علمی آنهاست. نظام متکی به حوزه های علمیه است؛ متکی به علما، برجستگان و صاحب نظران دینی است. یک مفهوم دیگر هم این است که حوزه و روحانیت نسبت به نظام دینی بیتفاوت نیست. هیچ روحانیای، هیچ عالم دینی، هیچ خادم اسلامی نمیتواند نسبت به نظامی که بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزه ی اسلام حرکت کرده است و کار میکند، بیتفاوت باشد؛ نمیتواند خود را بیگانه به حساب بیاورد. این هم یک حقیقت دیگر است.آن حقیقت اول که گفتیم نظام مستظهر به حوزه های علمیه است، به خاطر این است که نظریه پردازی سیاسی و نظریه پردازی در همه ی جریانهای اداره ی یک ملت و یک کشور در نظام اسلامی به عهده ی علمای دین است. آن کسانی میتوانند در باب نظام اقتصادی، در باب مدیریت، در باب مسائل جنگ و صلح، در باب مسائل تربیتی و مسائل فراوان دیگر نظر اسلام را ارائه بدهند که متخصص دینی باشند و دین را بشناسند. اگر جای این نظریه پردازی پر نشد، اگر علمای دین این کار را نکردند، نظریه های غربی، نظریه های غیردینی، نظریه های مادی جای آنها را پر خواهد کرد. هیچ نظامی، هیچ مجموعه ای در خلأ نمیتواند مدیریت کند؛ یک نظام مدیریتی دیگری، یک نظام اقتصادی دیگری، یک نظام سیاسی دیگری که ساخته و پرداخته ی اذهان مادی است، می آید جایگزین میشود؛ همچنان که در آن مواردی که این خلأها محسوس شد و وجود داشت، این اتفاق افتاد.اینکه بنده درباره ی علوم انسانی در دانشگاه ها و خطر این دانشهای ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانیای که امروز رائج است، محتواهائی دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامی و نظام اسلامی است؛ متکی بر جهان بینی دیگری است؛ حرف دیگری دارد، هدف دیگری دارد. وقتی اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران میآیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسی داخلی، خارجی، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند. حوزه های علمیه و علمای دین پشتوانه هائی هستند که موظفند نظریات اسلامی را در این زمینه از متون الهی بیرون بکشند، مشخص کنند، آنها را در اختیار بگذارند، برای برنامه ریزی، برای زمینه سازیهای گوناگون. پس نظام اسلامی پشتوانه اش علمای دین و علمای صاحب نظر و نظریات اسلامی است؛ لذا نظام موظف به حمایت از حوزه های علمیه است، چون تکیه گاه اوست.علاوه ی بر اینها که نظام اسلامی برای اداره ی ملت و کشور نیازمند به حوزه هاست، یک نکته ی دیگر هم وجود دارد و آن این است که امروز شبهه هائی مطرح میشود که آماج آن شبهه ها نظام است. شبهات دینی، شبهات سیاسی، شبهات اعتقادی و معرفتی در متن جامعه تزریق میشود - بخصوص در میان جوانان - هدفش فقط این است که یکی را از یک فکری منتقل کند به یک فکر دیگری؛ هدفش این است که پشتوانه های انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنی با نظام است. لذا برطرف کردن این شبهه ها، مواجهه ی با این شبهه ها، پاک کردن این غبارها از ذهنیت جامعه - که به وسیله ی علمای دین انجام میگیرد - این هم یک پشتیبانی دیگر، یک پشتوانه ی دیگر برای نظام اسلامی است. پس نظام اسلامی از جهات مختلف متکی به علمای دین و نظریه پردازان و محققان و دانشمندان حوزه های علمیه است.از آن طرف، حوزه های علمیه هم نمیتوانند بیتفاوت بمانند. حوزه ی علمیه، بخصوص حوزه ی علمیه ی قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه میتواند از زاده ی خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بیتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست. بنابراین نسبت بین حوزه های علمیه و نظام جمهوری اسلامی، نسبت حمایت متقابل است. نظام از حوزه ها حمایت میکند، حوزه ها از نظام حمایت میکنند؛ همکاری میکنند، به یکدیگر کمک میکنند.یک مسئله ای در اینجا مطرح است، من هم مطرح میکنم؛ بعد هم چند تا مسئله ی دیگر از مسائل مهم حوزه را ان شاءاللَّه مطرح خواهم کرد. این مسئله عبارت است از مسئله ی استقلال حوزه ها. آیا حمایت نظام اسلامی از حوزه های علمیه میتواند به استقلال حوزه های علمیه خللی و لطمه ای وارد کند یا نه؟ آیا این کار مجاز است یا نه؟ این بحث مهمی است. اولاً حوزه های علمیه همیشه در طول تاریخ مستقل بودند؛ نه فقط در دوران حکومتهای معارض با تشیع، بلکه حتّی در دوران حکومتهای شیعی. یعنی آن وقتی که صفویه در رأس کار قرار گرفتند و علمای بزرگی مثل محقق کرکی و پدر شیخ بهائی و بزرگان زیادی به ایران آمدند و در مناصب گوناگون دینی قرار گرفتند، هرگز این علما و شاگردان و تربیت شدگان آنها مقهور سیاست صفویه نشدند و در اختیار آنها قرار نگرفتند. بله، کمک میکردند، همکاری میکردند، از آنها تعریف و تجلیل میکردند؛ اما در قبضه ی آنها نبودند، به اختیار آنها نبودند. در بخشی از دوران قاجاریه هم همین جور بود. کاشف الغطاء (رضوان اللَّه تعالی علیه) آن عالم بزرگ به ایران آمد و کتاب «کشف الغطاء» را نوشت. ایشان در این کتاب - هم در مقدمه، هم در بحث جهاد به مناسبت جنگهای روس و ایران - تجلیل زیادی از فتحعلیشاه میکند؛ اما کاشف الغطاء آدمی نبود که توی مشت فتحعلیشاه و امثال فتحعلیشاه قرار بگیرد؛ آنها مستقل بودند. میرزای قمی در منزل خود در قم مورد احترام و تجلیل پادشاه زمان خودش قرار میگیرد؛ اما زیر بار خواسته ی او نمیرود. آنها اصرار داشتند آنچه را که میخواهند، میرزا فتوا بدهد؛ اما میرزا قبول نکرد، زیر بار نرفت. میرزای قمی رساله ای دارد به نام «رساله ی عباسیه» که نظر فقهی خودش را در باب جهاد بیان کرده است. این رساله چند سال قبل از این برای اول بار چاپ و منتشر شد. از ایشان جوری سؤال میکنند که مثلاً وکالتی بدهد، نیابتی بدهد که بتوانند از طرف او جهاد کنند - به گمانم این موضوع در «جامع الشتات» هم آمده باشد - اما ایشان زیر بار نمیرود و قبول نمیکند. روحانیت شیعه همیشه اینجور بوده، همیشه مستقل بوده، هرگز در قبضه ی قدرتها قرار نگرفته است؛ امروز هم همین جور است، بعد از این هم باید همین جور باشد و به توفیق الهی همین جور خواهد بود.اما در اینجا هم مراقب باشید یک مغالطه ی دیگری به وجود نیاید؛ استقلال حوزه ها به معنای عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقی نشود؛ یک عده ای این را میخواهند. بعضیها میخواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه ی حوزه را با نظام قطع کنند؛ این نمیشود. وابستگی غیر از حمایت است، غیر از همکاری است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه ها کمک کند. البته معیشت طلاب به صورت سنت معمول و بسیار پرمعنا و پررمز و راز باید به وسیله ی مردم اداره شود؛ مردم بیایند وجوهات شرعیشان را بدهند؛ این اعتقاد من است.انسان هرچه به اعماق این عادت و سنت دیرین که شاید از صد سال، صد و پنجاه سال قبل در میان حوزه های ما رائج است، دقت میکند، آن را مهمتر، پرمعناتر، پررمز و رازتر مشاهده میکند. راز ارتباط مستحکم مردم با حوزه ها همین است که احساس خویشاوندی میکنند. مردم توقع زیادی هم از روحانی ندارند، اما خودشان را به پشتیبانی مالی حوزه ها و روحانیون متعهد میدانند؛ و همین درست است.اما مسائل حوزه ها فقط مسئله ی م ...

ادامه مطلب  

موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

یک عدّه علمداران تبعیّت از فرهنگ غرب و فریفتگان به زرق و برق غربی اند؛ خودکوچک بین ها و خودکم بین ها  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ ۱۴ مهر ۱۳۷۹ با جمعی از اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه قم در مدرسه فیضیه دیدار کردند.مشروح سخنان مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است.بسم اللَّه الرّحمن الرّحیمالحمدللَّه ربّ العالمین. والصّلاة والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا سیّد الأنبیاء والمرسلین. حبیب قلوبنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. الهداة المهدیّین المعصومین. سیّما بقیّةاللَّه فی الأرضین.در خدمت شما علمای محترم، فضلای گرامی، فضلای جوان، طلاّب زحمتکش و خدوم حوزه ی علمیه ی قم، در این مدرسه ای که محور و مرکز خاطره های بزرگ و حوادث شورانگیز تاریخ نیم قرن اخیر کشور ماست، این اجتماع برای من بسیار مغتنم، شیرین و هیجان انگیز است. از آقایان علمای محترم و اساتید معظّم حوزه ی علمیه و دیگر عزیزانی که در جلسه حضور دارند - فضلای جوان و خواهرانی که در مدرسه ی دارالشفاء اجتماع کرده اند - صمیمانه تشکّر میکنم و امیدوارم این مجلس ما و دیدار ما و اجتماع ما، مشمول نظر لطف و عنایت و قبول حضرت حق قرار گیرد.جلسه، جلسه ای بسیار صمیمی است؛ جلسه ای طلبگی، و گوینده و شنونده، همه طلبه ها و فرزندان این حوزه و این مدرسه ایم. مطلبی که امروز در نظر گرفتم در این اجتماع عزیز در میان بگذارم، مطلبی راجع به حوزه است؛ ولی مسائل حوزه از مسائل کلّ جامعه، مسائل کشور، مسائل جهان، بلکه مسائل تاریخ جدا نیست. حوزه و روحانیت جزیره ای نیست که با پیرامون خود ارتباطی نداشته باشد. برحسب بافت معمولىِ همیشگىِ تغییرناپذیر نظام اجتماعی و روابط انسانی ما، حوزه و روحانیت مثل خونی است که در سرتاسر پیکره ی جامعه در جریان است؛ در حرکت است؛ با همه جا مرتبط است؛ لذا مسائل روحانیت و مسائل حوزه، پیوندی ناگسستنی با مسائل کشور، مسائل نظام اسلامی، مسائل دنیای امروز و حتی با مسائلی از تاریخ و گذشته دارد که من در بحث امروز، فهرست گونه ای از آن را عرض میکنم.یک مطلب درباره ی این نکته است که نظام اسلامی چه خطّی را برای خود ترسیم کرده است؟ مسیری که نظام اسلامی برای خود در نظر گرفته و فرض کرده است، چیست؟ مطلب بعدی این است که در این مسیر - که بیگمان از فراز و نشیب ها و چالش ها و افت و خیز ها خالی نیست - نقش آفرینان اصلی چه کسانی هستند و حوزه ی علمیه در این میان کجا قرار دارد؛ چه نقشی دارد؛ چه نقش آفرینیای دارد؟ مطلب سوم این است که در نظام اسلامی در حال حاضر، بر حسب طبیعت این نظام، چالش هایی هست؛ این چالش ها چیست؟ نظام با چه موانعی، با چه مزاحمتهایی، احیاناً با چه معارضه هایی، با چه پدیدار هایی که باید با آن ها مقابله کند، روبه روست؟ نوع تقابل با این چالش ها باید مورد توجّه و تعمّق و ژرف اندیشی حوزویان قرار گیرد. مطلب بعدی این است که با این مقدمات، امروز واجبات روحانیت چیست؟ واجباتی داریم و مستحبّاتی - به محرّمات نمیپردازم - امروز واجبات روحانیت و حوزه ی علمیه چیست؟ همان طور که در گزارش مدیر محترم حوزه ی علمیه ی قم شنیدیم، در این چند سال کار های مهمی شده است. برخی از این کارها، کار هایی است که آثار آن در آینده های میان مدّت و حتی بلندمدّت دانسته خواهد شد. این کار ها شده است؛ این خلأ ها بوده و پُر شده است؛ اما باز هم ما خلأ هایی داریم که باید آن ها را شناسایی کنیم و راه پُر کردن آن خلأ ها را بشناسیم. در پایان، بخش پنجم است که توصیه هایی است به شما عزیزان؛ برادران و فرزندان من.مطلب اوّل این است که خط کلّی نظام اسلامی چیست؟ اگر بخواهیم پاسخ این سؤال را در یک جمله ادا کنیم، خواهیم گفت: خط کلّی نظام اسلامی، رسیدن به تمدّن اسلامی است. این یک پاسخ کلّی و قابل توضیح و تشریح. البته این که در مقابل تمدّن کنونی بشر - یعنی تمدّن مادّی غرب - میتواند تمدّن دیگری مطرح شود یا نه و این تمدّن برای پیدایش خود و سپس برای ماندگاری و استواری خود، از چه عناصر و از چه عواملی کمک خواهد گرفت، در این باره سخن ها هست. اگر شما به بلندگویانِ تمدّن کنونی غرب مراجعه کنید، آن ها خواهند گفت: تمدّن مادّی غرب ابدی و تغییرناپذیر است. از اوایلی که این تمدّن اوج گرفته بود - یعنی از قرن نوزدهم میلادی - بحث معارضه ی سنّت و مدرنیته را مطرح کردند. یعنی همه ی آنچه که این تمدّن تقدیم بشریّت میکند، چیز های مدرن و نو و تازه و اجتناب ناپذیر و جذّاب و خواستنی است و هرچه در مقابل آن است، این سنّت است، این منسوخ است، این قدیمی است، این زوال پذیر است. این بحث را شما امروز هم گاهی در برخی از محافل روشنفکری ما میبینید؛ اما این بحثِ نویی نیست؛ این بحثِ قرن نوزدهمىِ دنیای غرب است که ادامه پیدا کرده است؛ با این هدف که تمدّن غرب در راه خود، همه ی فرهنگ ها را، همه ی تمدّنها را، همه ی زیرساخت های مدنی را، همه ی روابط انسانی و اجتماعی را، همه ی آن چیزی را که تمدّن غرب آن را نمیپسندد، از سر راه خود بردارد و حاکمیت مطلق خود را با پشتوانه ی قدرت مادّی و سرمایه داری از یک سو، قدرت نظامی و سیاسی از یک سو، قدرت رسانه یی از یک سو، ابدی کند.شما دیدید وقتی که نظام مارکسیستی در شوروی سابق و اروپای شرقی برافتاد - با این که نظام مارکسیستی تمدّنی جدید و نو نبود؛ تفکّری بود بر اساس همان تمدّن غربی؛ عمدتاً با همان پایه های تفکّر و تمدّن غربی؛ با همان پایه های مادّی؛ درعین حال با دستگاه سرمایه داری غرب و نگهبانان و افسونگرانِ پاسدار تمدّن غربی معارضه ای داشت - مسأله ی نظم نوین جهانی و مسأله ی تک ابرقدرتی در دنیا را مطرح کردند. یعنی امروز تمدّن غرب حتی در میان اجزای خود، آن وحدت و انسجام و آن یگانگی و صداقت لازم را ندارد. یک نقطه که یک رشد مادّی بیشتری کرده است، بنا به طبیعت تمدّن مادّی، افزون طلب است؛ کلیّت طلب است؛ تمامیّت طلب است و بقیه ی بخش ها را نادیده میگیرد.در تمدّن مادی غرب - همچنان که در همین ماه های جاری در دنیا مشاهده کردید - هرچه حرف میزنند، طرّاحی هزاره ی دوم را میکنند! حالا مگر تمدّن مادّی غرب، سرتاسر هزاره ی اوّل را فرا گرفته بود که شما میخواهید هزاره ی دوم را هم به آن ملحق کنید؟! مگر بشر از این دو، سه قرنی که از سیطره ی تمدّن مادّی غرب گذشته، راضی است؟! مگر تمدّن مادّی غرب توانسته است زخم های کهنه ی بشریّت را علاج کند؟! آیا فقر در دنیا از بین رفت؟ آیا گرسنگی از بین رفت؟ آیا ظلم و تبعیض از بین رفت؟ آیا آرامش خاطر انسان تأمین شد؟ آیا مهربانی و صفای میان انسان ها تأمین شد؟ یا بعکس، تمدّن مادّی غرب در دوره ی استعمار، سپس در دوره ی استثمار - که سلطه ی حکومت های غربی در دوره ی استثمار، مثل دوره ی استعمار، مستقیم نبود؛ به شکل استثمار نیرو ها در دنیای عقب افتاده و فقیر بود؛ همان سلطه ی پنهانی قاهری که همه ی سرمایه ها و همه ی نیرو ها را از آن ها میربود و در خود هضم میکرد و جیب کمپانی های سرمایه داری را بیشتر میانباشت - و سپس در دوره ی رسانه و در دوره ی ارتباطات - یعنی امروز - در همه ی این سه دوره، با زور، با قدرت نمایی، با زورگویی، با ایجاد اختناقِ طرف مقابل و صف مقابل همیشه وارد میدان شده است؛ در حالی که در بالاترین مراکز خود هنوز تبعیض هست؛ تبعیض نژادی هست؛ فاشیسم هست! با این سابقه، با این همه گرفتاری، با این همه مشکلات، تمدّن مادّی غرب ادّعای ابدیّت میکند! اما این ادّعا، ادّعای واهی، غیرعملی و ناکام است.آری؛ بی شک تمدّن اسلامی میتواند وارد میدان شود و با همان شیوه ای که تمدّنهای بزرگ تاریخ توانسته اند وارد میدان زندگی بشر شوند و منطقه ای را - بزرگ یا کوچک - تصرّف کنند و برکات خود یا صدمات خود را به آن ها برسانند، این فرآیند پیچیده و طولانی و پُرکار را بپیماید و به آن نقطه برسد. البته تمدّن اسلامی به صورت کامل در دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه ارواحنافداه است. در دوران ظهور، تمدّن حقیقی اسلامی و دنیای حقیقی اسلامی به وجود خواهد آمد. بعضی کسان خیال میکنند دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه، آخرِ دنیاست! من عرض میکنم دوران ظهور حضرت بقیةاللَّه، اوّلِ دنیاست؛ اوّلِ شروع حرکت انسان در صراط مستقیم الهی است؛ با مانع کمتر یا بدون مانع؛ با سرعت بیشتر؛ با فراهم بودن همه ی امکانات برای این حرکت. اگر صراط مستقیم الهی را مثل یک جاده ی وسیع، مستقیم و همواری فرض کنیم، همه ی انبیا در این چند هزار سال گذشته آمده اند تا بشر را از کوره راه ها به این جاده برسانند. وقتی به این جاده رسید، سیرْ تندتر، همه جانبه تر، عمومیتر، موفقتر و بیضایعات یا کم ضایعات تر خواهد بود. دوره ی ظهور، دوره ای است که بشریّت میتواند نفس راحتی بکشد؛ میتواند راه خدا را طی کند؛ میتواند از همه ی استعداد های موجود در عالم طبیعت و در وجود انسان به شکل بهینه استفاده کند. امروز از امکانات بشر استفاده ی بهینه نمیشود؛ استعداد ها ضایع و نابود میشود؛ استعداد های طبیعی هم همین طور. همه ی این پدیده هایی که شما میبینید علیه محیط زیست و در آلوده سازی محیط زیست وجود دارد، ناشی از بد استفاده کردن از امکانات طبیعی است. بشر در این راه افتاده است و پیش میرود؛ اما این راه درستی نیست؛ راه منحصری نیست. راه دانش، راه های فراوانی است. بشر میتواند در سایه ی نظام الهی آن راه را بیابد و طی کند. فعلاً نمیخواهیم وارد این بحث شویم؛ این بحث مجال وسیعتری میطلبد. به هرحال خطّی که نظام اسلامی ترسیم میکند، خطّ رسیدن به تمدّن اسلامی است.زوال تمدّن ها معلول انحراف هاست. تمدّنها بعد از آن که به اوجی رسیدند، به خاطر ضعف ها و خلأ ها و انحراف های خود رو به انحطاط میروند. ما نشانه ی این انحطاط را امروز در تمدّن غربی مشاهده میکنیم، که تمدّنِ علم بدون اخلاق، مادیّتِ بدون معنویّت و دین و قدرتِ بدون عدالت است. وقتی که در فلسطین اشغالی، در خانه ی مردمی که خودِ صاحبخانه ها از زندگی در آن یا از زندگی آسوده در آن محرومند، یک فلسطینی از سرِ ناچاری حرکتی انجام دهد و آسیبی به یک صهیونیستِ بیگانه ی غریبه ی به زور آمده بخورد، همه ی دستگاه های تبلیغاتی غرب بسیج میشوند تا این حادثه را بزرگ کنند! اگر کسی کشته شده باشد، عکس پدر او، مادر او، بچه ی او، خواهر او، گریه ها و ناراحتیهایشان، در مجلاّت امریکایی و سایر مجلات دنیا چاپ میشود! اما امروز یک کودک، یک نوجوان، در آغوش پدرش و در مقابل چشم او، در فلسطین کشته میشود؛ زن و مرد و کودک نمازگزار در مسجدالاقصای مسلمانان به گلوله بسته میشوند. دستگاه های ارتباطاتی جمهوری اسلامی روز اوّل با اروپا تماس گرفتند که خبر های اروپا را کسب کنند، از آن طرف به آن ها گفتند که این جا هیچ خبری نیست! حادثه ی به این عظمت، در روز های اوّل و دوم، در اروپا و در منطقه ی سلطه ی تمدّن غربی، هیچ خبری نیست! تا وقتی که بتدریج تظاهرات اوج میگیرد، مردم در همه جا بلند میشوند، صدای اعتراض ها بلند میشود؛ آن دستگاه هایی که مدّعی طرفداری از حقوق بشرند، مدّعی اطّلاع رسانیاند، آن وقت مجبور میشوند یک اطّلاعی، آن هم البته ناقص و نه کامل، یکجانبه و نه عادلانه، به سود غاصب و نه به سود مردم مظلوم بدهند! این ها همه نشانه های شکست و انحطاط تمدّن غرب است.البته نه پیدایش و نه زوال تمدّنها، مسأله ای دفعی نیست؛ یک مسأله ی تدریجی و تاریخی است؛ اما این ها نشانه هایش است. امروز بسیاری از متفکّران غرب هم به این حقیقت توجّه پیدا کرده اند، هشدار میدهند و میگویند؛ بنابراین هیچ شگفتی نباید داشت از این که برقی از گوشه ای بجهد؛ همچنانی که همه ی تمدّنهای عالم به وجود آمده اند، یک فکر نو، یک پیشنهاد نو برای بشریت مطرح شود و بر اساس آن فکر، یک نظام سیاسی در گوشه ای از دنیا بتواند یک ملت را گرد هم جمع کند؛ آن ملت ایستادگی کند؛ آن مردم به شرایط لازمی که خواهم گفت، عمل کنند؛ زبدگان و نخبگان و خواص جامعه نقش های خود را پیدا کنند و طبق آن عمل کنند؛ لذا هیچ بُعدی ندارد - بلکه نتیجه ای حتمی است - که این تمدّن مثل همه ی تمدّنهای دیگر رشد خواهد کرد؛ مثل خورشیدی که بتدریج بالا می آید و به وسط السماء میرسد، اشعّه و انوار خود را به نقاط مختلف دنیا خواهد تابانید. بنابراین، این نظام اسلامی، نظامی است که یک خطِّ حرکت معقول و منطقی برای خود تصویر کرده است. این سیْری نیست که بتواند متوقّف شود؛ این سیْری هم نیست که مراحل گوناگونی که در آن هست، برای آن دائمی و ابدی باشد. یک حرکت تکاملی است. از آغاز انقلاب اسلامی این حرکت به وجود آمد؛ این برق در این نقطه از عالم درخشید؛ چشم هایی را خیره کرد؛ بعد هم این توفیق را پیدا کرد که نظام اسلامی را به وجود بیاورد؛ این نظام اسلامی هم از آغاز تشکیل، با چالش های خود، با مشکلات خود، با امکانات خود، حرکتی را آغاز کرده است و پیش میرود. این خط اگر با جدیّت، با پشتکار، با شناخت آنچه که لازم است، با عمل به آنچه که وظیفه است، ادامه پیدا کند، سرنوشت حتمی عبارت است از این که تمدّن اسلامی یک بار دیگر بر مجموعه ی عظیمی از دنیا، پرتوِ خود را بگستراند. نه به معنای این که لزوماً نظام سیاسىِ اسلامی در نقاط دیگر جهان هم قبل از عصر ظهور گسترش پیدا کند؛ نه. معنایش این نیست؛ بلکه تمدّن بر اساس یک فکر جدید، یک حرف جدید، یک نگاه جدید به مسائل بشر و مسائل انسانیت و علاج درد های انسانیت است؛ یک زبان نویی است که دل های نسل های نوی انسان و قشر های محروم جوامع گوناگون، آن زبان را میفهمند و درک میکنند. به معنای رساندن یک پیام است به دلها، تا بتدریج در میان جوامع مختلف گسترش و رشد پیدا کند. این امری است که شدنی است. با وضعی که امروز من در کشورمان مشاهده میکنم، با ریشه های عمیقی که تفکّر اسلامی در کشور ما دارد، با حرکت بسیار وسیع و گسترده ای که از اوّل انقلاب در راه تعمیق این اندیشه آغاز شده است و امروز به جا های خوبی هم رسیده است، به نظرم میرسد که این آینده برای نظام اسلامی، یک آینده ی قطعی و اجتناب ناپذیر است.مطلب دوم این است که نقش آفرینان اصلی در این عرصه چه کسانی هستند؟ ما میخواهیم ببینیم روحانیت در این میان کجا قرار دارد و شما طلاّب جوان و فضلای جوان - کسانی که نقد ارزشمند جوانی خود را برداشتید و به این حوزه آوردید - میخواهید این سرمایه را برای چه و در کجا مصرف کنید؟ نقش آفرینان اصلی در این جا چه کسانی هستند؟ اولاً باید معلوم باشد که این حرکت عظیم نظام اسلامی و حرکت به سمت آن آینده ی آرمانی - که ایجاد تمدّن اسلامی است؛ یعنی تمدّنی که در آن، علم همراه با اخلاق است؛ پرداختن به مادّیات، همراه با معنویّت و دین است؛ و قدرت سیاسی، همراه با عدالت است - یک حرکت تدریجی است. البته پُرهیجان است؛ اما هر کس بداند چه کار میکند. هر قدمی که برمیدارد، برای او هیجان انگیز است؛ اما این کار عظیم و ماندگار تاریخی، این کاری که سر و کارش با نسل ها و قرنهاست، این را نباید با کار های دفعی، جزئی و شعاری اشتباه کرد. این کاری است که باید گام به گام، هر گامی محکمتر از گام قبل، با نگاه دقیق نسبت به هر قدمی که برمیداریم و با دید نافذ نسبت به مسیری که طی میکنیم، همراه باشد.برای ایجاد یک تمدّن اسلامی - مانند هر تمدّن دیگر - دو عنصر اساسی لازم است: یکی تولید فکر، یکی پرورش انسان. فکر اسلامی مثل یک دریای عمیق است؛ یک اقیانوس است. هر کس که لب اقیانوس رفت، نمیتواند ادّعا کند که اقیانوس را شناخته است. هر کس هم که نزدیک ساحل پیش رفت و یا چند متری در آب در یک نقطه ای فرو رفت، نمیتواند بگوید اقیانوس را شناخته است. سیْر در این اقیانوس عظیم و رسیدن به اعماق آن و کشف آن - که از کتاب و سنّت همه ی این ها استفاده میشود - کاری است که همگان باید بکنند؛ کاری است که در طول زمان باید انجام گیرد. تولید فکر در هر زمانی متناسب با نیاز آن زمان از این اقیانوس عظیم معارف ممکن است. یک روزی حرف های مرحوم شهید مطهّری که مطرح میشد، به گوش بعضی ناآشنا میآمد. حرف های شهید مطهّری، حرف های دین بود؛ حرف های قرآن بود؛ حرف های اسلامی بود؛ اما بسیاری از کسانی که با دین و قرآن و اسلام هم سر و کار داشتند، با آن حرف ها آشنایی نداشتند! در همه ی زمان ها این امکان برای متفکّران آگاه، قرآن شناسان، حدیث شناسان، آشنایان با شیوه ی استنباط از قرآن و حدیث، آشنایان با معارف اسلامی و مطالبی که در قرآن و در حدیث اسلامی و در سنّت اسلامی هست، وجود دارد که اگر به نیاز زمانه آشنا باشند، سؤال زمانه را بدانند، درخواست بشریّت را بدانند، میتوانند سخن روز را از معارف اسلامی بیرون بیاورند. حرف نو همیشه وجود دارد؛ تولید فکر، تولید اندیشه ی راهنما و راهگشا برای بشریّت.شرط دوم، پرورش انسان است. حال در آن جایی که فکر و انسان باید تولید شود، ببینید نقش آفرینان چه کسانی هستند. این نقش آفرینان کسانی هستند که باید بتوانند افکار را هدایت کنند. این یک بُعد قضیه است. چون این راه جز با پای ایمان و نیروی ایمان و عشق طیشدنی نیست، باید کسانی باشند که بتوانند روح ایمان را در انسان ها پرورش دهند. بدون شک مدیران جامعه جزو نقش آفرینانند؛ سیاستمداران جزو نقش آفرینانند؛ متفکّران و روشنفکران جزو نقش آفرینانند؛ آحاد مردم هر کدام به نحوی میتوانند در خور استعداد خود نقش آفرینی کنند؛ اما نقش علمای دین، نقش کسانی که در راه پرورش ایمان مردم از روش دین استفاده میکنند، یک نقش یگانه است؛ نقش منحصر به فرد است. مدیران جامعه هم برای این که بتوانند درست نقش آفرینی کنند، به علمای دین احتیاج دارند. سیاستمداران و فعّالان سیاسی در جامعه نیز همین طور. محیط های گوناگون علمی و روشنفکری نیز همین طور. برقی از سخن یک عالمِ دینِ پارسا و زمان شناس ممکن است بجهد، ظلماتی را از دلی یا دل هایی بزداید؛ چقدر هدایت ها به این ترتیب اتّفاق افتاده است. این نقش، نقش یگانه است. نقش آفرینی را به علمای دین منحصر نمیکنیم؛ اما جایگاه نقش آفرینی علمای دین را از همه ی جایگاه های دیگر برجسته تر میبینیم؛ به این دلیل روشن که در این راه، اندیشه ی دینی و ایمان دینی برای انسان ها لازم است؛ تولید فکر اسلامی برای این راه ضروری و لازم است و اگر علمای دین سر صحنه نباشند، دیگری نمیتواند این کار را انجام دهد. البته عالم دین با آن شرایطی که نیاز به آن شرایط هست، ای بسا نتواند این نقش را ایفا کند؛ او هم اگر این شرایط را نداشته باشد، نخواهد توانست؛ که حالا من بعد در دنباله ی عرایضم مطالبی در این زمینه هم عرض خواهم کرد. البته در آحاد مردم هم نقش آفرینىِ دینی هست؛ از راه امر به معروف و نهی از منکر؛ از راه آماده سازی خود برای این که در یک جایگاه نقش آفرین قرار گیرند.وقتی نگاه میکنیم، حوزه ی روحانیت و علمای دین، اگر با آن تربیتِ درست و در آن مدارجِ لازم پرورش پیدا کنند، نقششان نقش یگانه است؛ لذا امام بزرگوار ما الگویی برای علمای دین شد. اگر امام نمیبود، اگر نَفَس گرم او و منطق نیرومند و استوار او و ایستادگی او در این راه نمیبود و نمیتوانست مجموعه و منظومه ی عظیمی از علمای دین را در این راه به حرکت بیندازد، یقیناً این حرکت عظیم ملت ایران اتّفاق نمیافتاد. هیچ حزب سیاسی، هیچ رجل سیاسی، هیچ رجل دانشگاهی، هیچ آدم اجتماعی معروف و محبوب امکان نداشت بتواند این اقیانوس عظیم ملت ایران را این طور به تلاطم بیندازد و مردم را به خیابان ها بکشاند. این فقط روحانیت بود و پیشوایىِ امام بزرگوار ما با خصوصیاتی که او داشت؛ که اگر این خصوصیات را آن شخصیت عظیم هم نمیداشت، باز این کار به این آسانی ها ممکن نبود. این نقش یک روحانی است که شرایط لازم را دارد و در زمانِ متناسب ظهور و بروز میکند و این طور عظیم نقش آفرینی او در تاریخ و در جهان روشن و مسجّل میشود. این وضع روحانیت است. پس جایگاه روحانیت این است.طلبه ی جوان وقتی که وارد حوزه ی علمیه میشود و درس حوزه را میخواند و برنامه ی حوزه را عمل میکند، چشمش به این است که بتواند در این حرکت عظیم مردمی نقش بیافریند؛ نه لزوماً نقشی همانند نقش امام؛ نقش های آگاهیبخش و هدایت کننده مثل نقش پیامبران. آن قدر آدم سازی و پرورش انسان های والا و باایمان مهم است که اگر یک روحانی همّت خود را صرف کند و در طول زمان بتواند تعدادی انسانِ مناسب و استوار را بسازد، کار بزرگی را انجام داده است. طلبه ی جوان و فاضل جوان به فکر آن است که در این حرکت عظیم مردمی، در این خطّ مستقیمی که نظام الهی و اسلامی به سمت آن سرانجامِ بسیار درخشان و بزرگ خود حرکت میکند، بتواند نقش ایفا کند و این حرکت را حتمیّت و تسهیل ببخشد. البته امروز نظام اسلامی با چالش های بزرگی مواجه است. اگر این چالش ها شناخته نشود، اگر معارضه ها دانسته نشود - چه معارضه های ممکن، چه معارضه های واقع و موجود - نمیتوان درست نقش ایفا کرد؛ نمیشود واقعیت را فهمید و با آن مواجه شد. پس مسأله ی بعدی این است که چالش های کنونی نظام چیست؟شرط اوّلِ کسی که میخواهد در این راه حرکت کند، این است که بداند با چه کمین ها و موانعی روبه رو خواهد شد؛ خودش را آماده کند. «العالم بزمانه لا تهجم علیه اللّوابس». (۱) عالمِ به زمان فقط این نیست که انسان با تعدادی از مردم ارتباط دوستانه داشته باشد، یا خبر هایی از این جا و آن جا به گوش او برسد. عالمِ به زمان کسی است که بداند در کجای دنیا زندگی میکند؛ صف بندی های مقابل او چیست؛ انگیزه های مخالفت با او کدام است؛ طرح هایی که این انگیزه ها به وسیله ی آن ها تحقّق پیدا میکند، چیست؟ این عالم ِ. به زمان است. البته این مخالفت ها و این دشمنی ها هرگز دشمنی با شخص نیست؛ اما شخص باید بداند کجا قرار دارد و نظام او و راه او و اهداف او با چه چیزی مواجه است.من این را هم به شما عرض کنم، موانع و مشکلات و کمین ها در راه هر جامعه ای و هر نظامی و هر مجموعه ای از انسانها، اگرچه برای آن ها دردسر و مشکل درست میکند، اما بن بست درست نمیکند. در واقع با یک نگاه میشود گفت که مشکلات مایه ی رشد است؛ نعمت است. هیچ ملتی نمیتواند بدون دست و پنجه نرم کردن با موانع و مشکلاتی که با آن مواجه است، به جایی برسد. اگر ملت ایران هشت سال جنگ تحمیلی را نمیداشت، البته خیلی از ویرانی ها را، خیلی از فقدان ها را، خیلی از خسارت ها را نمیداشت؛ ا ...

ادامه مطلب  

دشمنی با انقلاب اسلامی ادامه دارد/ جنگ نرم آمریکایی این بار از کانال های تلگرام  

درخواست حذف این مطلب
دشمنی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران پس از حدود 40 سال، این روزها شکل جدیدی به خود گرفته است و به فرموده مقام معظم رهبری، "امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است". به گزارش صدخبربیست و دوم بهمن ماه سال 1357، اعتراضات چندساله مردم ایران ثمره خود را نشان داد و نظام پادشاهی پهلوی با مشارکت طبقات مختلف مردم ایران سرنگون و زمینه روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره)، مرجع تقلید عالی قدر مذهب شیعه فراهم شد. زمینه ساز انقلاب سال 57 ایران، علاوه بر تمامی اختلافات طبقاتی که در دهه 40 و 50 میان گروه های مختلف مردم به وجود آمده بود و علاوه بر همه تنش های اجتماعی که محمدرضا شاه و کارگزارانش به وجود آورده بودند، دلیل مهم دیگری داشت. دلیلی که پایه و اساس انقلاب اسلامی ایران بود و آن تقاضای مردم برای بازگشت دین مبین اسلام به سیاست بود.ورود قوانین اسلام و شریعت الهی به سیاست ایران، اصلی ترین خواسته مردم در دهه 40 و 50 شمسی بود. موضوعی که به کلی توسط شاه ایران فراموش شده بود؛ و همین موضوع زمینه سلطه استکبار جهانی یعنی آمریکا را بر ایران فراهم کرده بود. آمریکایی که سالها دست نشانده خود یعنی محمدرضا پهلوی را در ایران قرار داده بود و قوانین استثمار و استعمارگران جهانی را در ایران اجرا می کرد.مردم ایران در طی سالیان طولانی دشمنی و دخالت بی حد و مرز کشورهایی همچون آمریکا و انگلیس را در سیاست داخلی و خارجی خود دیده بودند و از اینکه حق اظهار نظر در تصمیمات شاه ایران را نداشتند بسیار خسته و ناراضی بودند. آنها بارها در اعتراضات خود برقراری حکومت اسلامی و قطع دخالت های آمریکا در سیاست های داخلی ایران را اعلام کرده بودند و این حق مردم ایران بود که خود برای کشورشان تصمیم بگیرند و اجازه ندهند منابع کشور توسط آمریکا و انگلیس به تاراج رود.سرانجام با همه سرکوبگری ها و کشتارهایی که توسط نظامیان حکومت شاهنشاهی ایران در جهت ساکت کردن مردم اتفاق افتاد؛ قدرت ایمان و اراده دینی مردم ایران بود که پیروز شد و انقلاب اسلامی با همه خون های پاک ریخته شده پیروز شدy اتفاقی که اصلا و ابدا به مذاق بزرگان استعمار جهانی یعنی آمریکا و انگلیس و فرزند نامشروع آنها یعنی اسرائیل خوش نیامد؛ چرا که دیگر بر کشور بزرگ و قدرتمندی مانند ایران که در منطقه و جهان جایگاهی چشمگیر و حائز اهمیت داشت کنترلی نداشتند.پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران به آرامش رسیدند، آرامشی که پیروی از اسلام و شریعت الهی به رهبری امام خمینی (ره) به آنان هدیه داده بود. امام خمینی (ره) در همان روزهای آغازین انقلاب اسلامی برائت خود و انقلاب اسلامی ایران را از استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا، انگلیس و اسرائیل اعلام کرد. در این بین کشورهایی که سالها مردم ایران را در بدبختی و فلاکت نگه داشته بودند و از این امر سود می بردند، دست خود را از ایران و مردم آگاهش کوتاه و منافع خود را در خطر دیدند. از همین رو از ابتدای تشکیل جمهوری اسلامی ایران همواره دشمنان این انقلاب و در راس آنها آمریکا سعی داشته اند به بهانه های مختلف مردم ایران خصوصا نسل جدید را نسبت به انقلاب و اهداف آن بدبین کنند. در طول 4 دهه ای که از انقلاب می گذرد ایجاد جنگ، تفرقه افکنی، سیاه نمایی، ترویج فرهنگ غربی و غیراسلامی، تاسیس شبکه های فارسی زبان در انگلیس و آمریکا و ... همه از روش ها و ابزارهای آمریکا و متحدانش برای سلطه بر دلهای مردم ایران و بدبین کردن آنها نسبت به جمهوری اسلامی بوده است. از آنجا که گذر زمان روش ها و ابزارهای جنگ فرهنگی را تغییر می دهد و دشمن نیز به خوبی با جنگ رسانه ای آشناست، همه علایق و تمایلات مردم ایران را به خوبی رصد می کند تا بتواند ضربه خود را به سختی بر پیکره نظام جمهوری اسلامی وارد کند. با توجه به اینکه در عصر ارتباطات به سر می بریم یکی از بخش های جدایی ناپذیر اکثر مردم قطعا گوشی های هوشمند و نرم افزارهایی است که در این گوشی ...

ادامه مطلب  

دشمن بیرونی و درونی انقلاب اسلامی  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی برهان؛ رهبر معظم انقلاب در تبیین و تعریف دشمن های درونی و بیرونی که بر سر راه انقلاب اسلامی قرار می گیرند، می فرمایند: «پیمودن این راه، دشمن و مزاحم دارد. بزرگ ترین دشمن این راه عبارت است از دشمنى که در درون خود ماست و آن دشمن عبارت است از: راحت گرایى، غفلت گرایى، تنبلى گرایى، آسان گرایى و تمایل به پرهیز کردن از میدان هاى دشوار. این راه، جدّ و جهد و مجاهدت لازم دارد.تمایلات انحرافى انسان ها - تمایل به مال دنیا، تمایل به منطقه هاى انحصارى زندگى، تمایل به شهوات گوناگون - موانع این راه است که به خصوص ما مسئولان و برادران و خواهرانى که در بخش هاى مختلف کشور مسئول اند، باید به خداى متعال پناه ببریم و مراقب باشیم و به هم دیگر تذکر دهیم. این دشمن درونى، البته خطرناک تر از دشمن بیرونى است.این راه، دشمنان خارجى هم دارد. دشمنان بیرونى کسانى هستند که نگاه مى کنند، مى بینند ایران اسلامى در حال تبدیل شدن به یک الگو در دنیاى اسلام است و آن ها نمى خواهند این طور شود. مى دانند که اگر جمهورى اسلامى بتواند مسائل زندگى و مسائل مادى و گره هاى گوناگون را - که در هر کشورى کم و بیش وجود دارد - برطرف و باز کند و به زندگى مردم رونق و شکوفایى بخشد، آن گاه مسلمان ها گرم و گیراتر به سمت این الگو حرکت مى کنند. لذا مرتب مانع ایجاد مى کنند.»[1] مثال هایی از دشمنان درونی و بیرونیبرای روشن شدن بیشتر مسئله، بیان مثال هایی از این دو دسته دشمن می تواند ما را کمک کند. رهبر معظم انقلاب همواره مثال های فراوانی را در این موارد بیان کرده اند که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:- «از موانع درونى انسان، مى توان به «خلقیات فاسد» اشاره کرد. مثلاً در راه تکامل، خودخواهى انسان یک مانع است. خودپرستى و خودبینى - که انسان فقط شخص خود را به حساب بیاورد و دیگران را به چیزى نشمارد - مانع بزرگى در راه تکامل انسان است که در او حسد، طمع، حرص و برادرکشى ایجاد مى کند.- از جمله موانع دیگرى که انسان را از راه کمال باز مى دارد، تنبلى، تن پرورى، بى اعتنایى به کار و بى شوقى نسبت به حرکت است... شما به جوامع عقب افتاده ى عالم - از جمله جوامع اسلامى خود ما در کشورهاى متعدد - نگاه کنید! یکى از رازهاى عقب افتادگى و انحطاط این کشورها - از لحاظ مادى و معنوى - این است که عمل در زندگى شان، نقش زیادى ندارد. این ها دردها و مرض هاى درونى است، این ها موانع درونى انسان است که او را از کار باز مى دارد.- شهوترانى یا میل به شهوات؛ که هر چه مى خواهد انجام دهد، فکر عاقبت را نکند و دنباله رو هوى و هوس خود باشد. در روایت معروفى نقل شده است که فرموده اند: «ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان، اتباع الهوى و طول الامل»؛ ترسناکترین بلایى که از ابتلاى شما مسلمانان به آن مى ترسم، این است که دنباله رو هواى نفس خودتان باشید؛ یعنى شهوترانى کردن و شهوات را بر عقل مسلط ساختن. این ها همه موانع درونى انسان است.- یک نوع موانع هم، خارج از وجود انسان است. مثلاً حکومت هاى ظالم و دیکتاتور، در طول تاریخ مانع تکامل انسان ها بوده اند.- سرمایه داران بزرگ و زراندوز که همه ى تلاش خود را صرف این مى کرده اند که خود به نوایى برسند، دیگران را براى رسیدن به مقاصد خود استخدام و استثمار مى کردند. این ها جزو موانع کمال بشرند. فساد آن ها، ظلم آن ها، قدرت آن ها، پول آن ها، شلاق آن ها، شمشیر آن ها، امروز بمب اتم آن ها، موشک هاى بالستیک آن ها، سیاست هاى پیچیده ى آن ها، توطئه هاى تبلیغاتى آن ها، نیروهاى نظامى آن ها، همه و همه، موجب مى شود که میلیاردها انسان، از راه کمال باز بمانند.»[2]- «خطر درونى که دشمن قدیمى امت اسلامى است همان کج فهمى و جمود و تحجّر، یا خودباختگى و التقاط، یا نومیدى و ضعف نفس، یا تردید و وسوسه ى فکرى و یا مجموعه اى از این ها و امثال آن است. ملت رشید و پیشرو ایران به رهبرى امام خمینى عظیم راحل، دشمن درونى را شکست داد و بر آن فائق آمد تا توانست در جبهه هاى سیاسى و نظامى پیروز شود و نظام جمهورى اسلامى را در کشور خود مستقر و در مدت 20 سال در راه آن مجاهدت کند. ولى تا دشمن بیرونى در مقابله با اسلام و جمهورى اسلامى فعال است، خطر سر برآوردن آن دشمن درونى نیز همواره هست و مسئولان نظام اسلامى در ایران، این را خطرى بالقوه بزرگ و جدّى می شمارند. آنچه ما آن را تهاجم فرهنگى دشمن مى نامیم و پیوسته مردم هوشیار خود و بیش از همه جوانان را به مجاهدت در برابر آن فرا می خوانیم، همانا کوشش همه جانبه ى دشمنان ما با استفاده از همه ى ابزارهاى تبلیغى و خبرى و سیاسى و امنیتى براى برانگیختن همین دشمن درونى است.»[3]دشمن بیرونی خطرناک تر است یا دشمن درونی؟در پاسخ به این سؤال که دشمن بیرونی خطرناک تر است یا بیرونی، پای درس «آیت الله خامنه ای» می نشینیم تا هم دشمن خطرناک تر را شناسایی کنیم و هم علت خطرناک تر بودن آن را بیابیم. ایشان می فرمایند:- «دشمنى که در درون هر یک از افراد مسلمان و مؤمن وجود داشت. خطرناک تر از همه ى دشمن ها هم همین است. این دشمن در درون ما هم وجود دارد: تمایلات نفسانى، خودخواهی ها، میل به انحراف، میل به گمراهى و لغزش هایى که زمینه ى آن را خود انسان فراهم مى کند. پیغمبر با این دشمن هم سخت مبارزه کرد؛ منتها مبارزه ى با این دشمن، به وسیله ى شمشیر نیست؛ به وسیله ى تربیت و تزکیه و تعلیم و هشدار دادن است. لذا وقتى که مردم با آن همه زحمت از جنگ برگشتند، پیغمبر فرمود شما از جهاد کوچک تر برگشتید، حالا مشغول جهاد بزرگ تر شوید.- ممکن است دشمن خارجى بیاید، سرکوب کند، شکست دهد و تار و مار کند؛ اما نمى تواند نابود کند بالاخره ایمان مى ماند و در جایى سر بلند مى کند و سبز مى شود. اما آن جایى که این لشکرِ دشمن درونى به انسان حمله کرد و درون انسان را تهى و خالى نمود، راه منحرف خواهد شد. هرجا انحراف وجود دارد، منشأش این است. پیغمبر با این دشمن هم مبارزه کرد.»[4]- «همه ى کسانى که در جبهه هاى عظیم مثل جبهه ى انقلاب اسلامى به دشمن پشت کرده و فرار مى کنند، اول در جبهه ى دلِ خود شکست مى خورند. یا مرعوب مى شوند یا مجذوب جلوه هاى دنیا یا آلوده به شهوات مى گردند یا پول و مقام آن ها را فریب مى دهد و یا چهره ى چاپلوس دشمن دچار گمراهیشان مى کند. انسان اول در دلِ خود شکست مى خورد و هزیمت مى کند، بعد هزیمت او در جبهه ى بیرونى آشکار مى شود.»[5]«مرگ ما بیش از آنچه ناشى از این باشد که دیگرى بیاید ما را بکُشد، ناشى از این است که در درون خودمان اختلافى به وجود مى آید. غالباً مرگ هاى ما ناشى از ویروسى، میکروبى، بیمارى اى و سلول عاصى اى است که سرطان درست مى کند؛ کمتر ناشى از این است که کسى بیاید آدم را بکُشد. دولت اسلامى هم همین طور است؛ باید مواظب دشمن هاى درونى اش باشد؛ این ها آفت هایش است.» [6] همان طور که دشمن درونی خطرناک تر از دشمن بیرونی است، شجاعت مبارزه با آن هم از دشمن بیرونی باید بیشتر باشد. چه بسا انسان هایی که در مبارزه با دشمن بیرونی موفق بوده اند اما در مقابل کبر و خودمحوری و بقیه ی دشمن های درونی شکست خورده اند.شجاعت مبارزه با دشمن درونی، بیشتر از دشمن بیرونی استهمان طور که دشمن درونی خطرناک تر از دشمن بیرونی است، شجاعت مبارزه با آن هم از دشمن بیرونی ب ...

ادامه مطلب  

بنیان های سیاسی تفکر داعشی  

درخواست حذف این مطلب
اگرچه داعش مدت هاست در صدر اخبار و مطبوعات جهان قرار دارد، اما بسیاری از ابعاد این گروه همچنان رازآلود و نامکشوف باقی مانده است. فرماندهٔ عملیات ویژهٔ ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، در اواخر سپتامبر۲۰۱۴ اعتراف کرد، ائتلاف ضدداعش هنوز که هنوز است از درک این جنبش سلفی عاجز مانده و البته شکست دادن داعش در گرو شناختن کامل آن است. «مایکل ناگتا» همچنین دربارهٔ ایدئولوژی داعش افزود: «به هیچ عنوان نمی توان گفت ایدهٔ مرکزی این گروه را شکست داده ایم، ما حتی آن را درست متوجه نشده ایم.» تاکنون پژوهشگران و اندیشمندان زیادی از زوایا و با اتخاذ رویکردهای گوناگونی به این پدیده پرداخته اند. در هنگام بررسی بسیاری از پژوهش های انجام شده، این گروه در ابتدا یک اندیشه و ایدهٔ نوین نسبت به دیگر گروه های اسلامگراست، اما برخی دیگر از منابع، داعش را یک جنبش اجتماعی با اهدافی ویژه دانسته اند و سرانجام برخی متفکران با اشاره به ساختارمندی دولت اسلامی وجوه دولتمند آن را برجسته ساخته اند. این نوشتار سعی دارد بر ایدئولوژی داعش پرتو جدیدی بیفکند. در این راستا، مفاهیم «امامت»، «بیعت»، «وطن»، «تکفیر»، «هجرت» و «جهاد» که اصلی ترین مقوم های افعال گروه تکفیری و تروریستی داعش هستند، مورد بررسی قرار خواهند گرفت. به نظر می رسد، عمده ترین دلیل رازآلود باقی ماندن دولت اسلامی نادیده گرفتن گذشتهٔ آن است؛ شناخت کامل و بسندهٔ این جنبش بیش و پیش از هر چیز در گرو شناختن تبار آن است. این گروه در سال ۲۰۰۶ تأسیس شد، اما چند سال بعد در خلال سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ که فتوحات این جنبش به اوج رسید، جهان در بهت و حیرت شدیدی فرورفت و به نظر می رسید داعش یکباره به صورت یک مجموعهٔ تروریستی کامل از آسمان بر زمین افتاده است. جهان از گذشته این گروه اطلاع چندانی نداشت، تنها وقتی در آوریل ۲۰۱۳ جامعهٔ توحید و جهاد به «دولت اسلامی عراق» تغییر نام داد، توجه های بین المللی بیش از پیش به آن جلب شد. جهان دریافت که دولت اسلامی عراق چیزی بیشتر از صرف شعبهٔ عراقی القاعده است. سپس موسم سیطره بر سوریه فرا رسید و داعش ضمن معرفی خود به عنوان دولت اسلامی عراق و شام وجوه دیگری بر هویت خود افزود. در مرحلهٔ بعدی، این گروه با افزایش نیروها و منابع خود به فعالیت هایش در عراق شدت بیشتری بخشید و تا ژوئن ۲۰۱۴ بر بیشتر مناطق سنی نشین شمال عراق مسلط شد و در نهایت نیز اعلام کرد، خلافت عظمای اسلامی را احیا کرده است؛ بدین ترتیب، عراق و شام نقطهٔ عزیمت جاه طلبی های مرزی داعش بود. در شمارهٔ نخست نشریهٔ «دابق» به یکی از مفاهیم اساسی در اندیشهٔ سیاسی گروه دولت اسلامی پرداخته شده که در سنت اندیشهٔ سیاسی اهل سنت دارای مابه ازایی قابل توجه است. مفهوم امامت در حالی در اندیشهٔ سیاسی شیعی به معنای خاص سیادت و پیشوایی خاص دینی-سیاسی منصوص در خصوص ائمه شیعی است که در اندیشهٔ سیاسی سنی حدود و ثغور آن به صرف پیشوایی سیاسی محدود می شود. البته مفهوم «امام» در این مجموعه بارها برای فقها و بزرگانی که مورد احترام گروه دولت اسلامی هستند به کار رفته است: احمدبن حنبل، تقی الدین ابن تیمیه، ابوالاعلی مودودی، محمدبن عبدالوهاب، ابوبکر البغدادی و بسیاری دیگر متصف به صفت امام شده اند؛ چه اینکه مفهوم امام در فقه اهل سنت به معنای پیشوای دینی و علما نیز بارها به کار رفته است، اما حالت مصدری این مفهوم، یعنی امامت به معنای ضابطه مندتری به کار می رود و پیشوایی توأمان سیاسی را تداعی می کند.امامتدر این شماره از فصلنامهٔ دابق در مقاله ای با عنوان «امامت از آنِ ملت ابراهیم است»، سعی شده از دو مفهوم مهم «امامت» و «ملت ابراهیم» به عنوان زیربنای فقهی و سیاسی برای اثبات لزوم حرکات داعش به نحوی پسینی استفاده شود. از یک سو مفهوم امامت از میان مسلمانان رخت بربسته و از سوی دیگر مفهوم ملت ابراهیم تحت تأثیر حاکمیت دولت های ملی و ناسیونالیسم کاذب به فراموشی سپرده شده است. دابق در این مقاله با اشاره به استعارهٔ مسئولیت چوپان در قبال دستهٔ خود، امام سیاسی را نیز به همان صورت در برابر دسته و ملت خود مسئول می داند: «عبدالله بن عمر از پیامبر نقل می کند، هرکس همچون چوپان است و هر چوپانی در برابر دستهٔ خود مسئول است. امام نیز همچون چوپان و در برابر دستهٔ خود مسئول است.» این حدیث بی درنگ یادآور این حدیث نبوی است: «کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُم مَسئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ، فَالأمیرُ الَّذی عَلَی النّاسِ راعٍ وَ هُوَ مَسئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ وَ الرَّجُلُ راعٍ عَلی اَهل بَیْتِهِ وَ هُوَ مَسئُولٌ عَنْهُمْ وَ المَرْأهُ راعِیَهٌ عَلی بَیْتِ بَعْلِها وَ وَلَدِها وَ هِیَ مَسْئُولَهُ عَنْهُمْ وَ الْعَبدُ راعٍ عَلی مالِ سَیِّدِهِ وَ هُوَ مَسئُولٌ عَنْهُ، اَلا کُلُّکُمْ راعٍ وَ کُلُّکُم مَسئُولٌ عَنْ رَعِیَّتِهِ. همهٔ شما نگهبان و مسئول [عملکرد و رفتار] یکدیگر هستید. حاکمان نگهبان مردم و [نسبت به عملکرد مدیریتی خود و رفتارهای مردم] مسئولند. مرد نگهبان [خانواده اش] و [نسبت به رسیدگی امور زندگی خانواده] مسئول است؛ و زن نگهبان [اموال زندگی] منزل همسر و [مراقب تربیت] فرزندانش است و [نسبت به رسیدگی به امور خانه و شوهرداری و تربیت فرزندان] مسئول است؛ و غلام (خدمتکار) نگهبان اموال صاحب و مولایش و [نسبت به حفظ و مصرف صحیح آن] مسئول است. پس آگاه باشید همهٔ شما نگهبان و [نسبت به رفتارهای مدیریتی خود و عملکرد] کسانی که تحت نظر شما هستند، مسئول هستید.»طبق این روایت مسئولیت هر راعی نسبت به رعیتش مطلق است؛ یعنی هم خداوند در قیامت از عملکرد او نسبت به رعیتش سؤال می کند و هم رعیت باید از راعی سؤال کند و مطالبات خویش را مطرح سازد. بدین ترتیب، حدیث نقل شده از عبدالله بن عمر، در واقع تمهیدکنندهٔ مقدمه ای برای روشن ساختن اهمیت امامت و التزام به امام در جامعهٔ اسلامی است. سپس به این نکته اشاره می شود که امروزه نه دیگر مسلمانان پیرو امامی کمربسته به اجرای شریعت هستند و نه مفهوم ملت ابراهیم در زندگی مسلمین نقشی دارد: «ملت ابراهیم به مفهومی تزیینی مبدل شده و برای از میان برداشتن این شرایط لازم است مسلمانان به امامی واحد اقتدا کنند و پیرامون یک محور گرد آیند تا قانون خدا در زمین جاری شود. تضعیف مفهوم امامت نیز در روی آوردن به ایدهٔ گمراه کنندهٔ سکولاریسم ریشه دارد.»سپس در فرازی کوتاه دستورهایی که خداوند به حضرت ابراهیم (علیه السلام) در مورد رسالت وی و هدایت مردم داده، اشاره شده است. با توجه به مضامین استفاده شده در این فراز و نیز اشاره ای که پس از آن در خصوص مصداق امامت اصیل شده، این حس به خواننده منتقل می شود که نویسندهٔ مقاله همه موارد تشریح شده به عنوان وظایف حضرت ابراهیم را به دولت اسلامی هم تسری می دهد. در پایان این مقاله نتیجه گیری می شود: «همان طور که از متن آیه مشخص است، امامت از آنِ ملت ابراهیم است و اینکه هرکس از این امامت رویگردانی کند، از بخشی از این ملت بزرگ رویگردانی کرده است و بر هر دانشمند و فقیهی که از ملت ابراهیم تبعیت می کند واجب است علیه امامت دولت اسلامی سخن نگوید و در پی تضعیف یا نابودی آن نباشد و بر آن هاست که بدانند دولت اسلامی -که خداوند به آن وعدهٔ فتح و اتحاد و استقرار مذهب بر روی زمین را داده است- امامت بی چون وچرا را بر عهده دارد؛ بنابراین، هرکس در قلمرو آن از اقتدارش سرپیچی کند مرتد شناخته می شود و می توان پس از اتمام حجت با وی جنگید.»بیعتدر شماره پنجم فصلنامه دابق که محرم ۱۴۳۶ قمری منتشر شده نیز برای دومین بار مفهوم «بیعت» به کار رفته است. اصلی ترین مقاله این شماره که طرح روی جلد را نیز به خود اختصاص داده با عنوان «حفظ و توسعه» سعی می کند با اشاره به بیعت شمار زیادی از عشیره های جزیرةالعرب، سینای مصر، یمن، لیبی و الجزایر، گروه دولت اسلامی را در آستانه گسترش و تثبیت خود نشان دهد. سپس در نامه مفصلی که این گروه برای خلیفه ارسال داشته اند، با استناد به دیدگاه ابن حزم اندلسی، به نقد ایده لزوم برخورداری از رأی موافق سراسر بلاد اسلامی برای انعقاد امامت گفته شده که: «در پاسخ به کسانی که می گویند امامت بدون رضایت اشراف و عقلای امت معتبر نیست باید گفت، چنین عقیده ای باطل است، زیرا گذشته از اینکه دسترسی به چنین اشخاصی اصولاً غیرممکن و در توان هیچ کس نیست، هزینه غیرقابل محاسبه ای هم دارد. درحالی که خداوند منان راضی نیست که هیچ کس متحمل هزینه ای شود که در توانش نیست، چه اینکه الله می گوید: وَ ما جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبیکُمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ.»بدین ترتیب، ب ...

ادامه مطلب  

اصل مشکلات و مطالبات به حق مردم نباید نادیده گرفته شود/استکبار جهانی؛ پشت صحنه اغتشاشات اخیر/بصیرت ملت ایران فتنه اخیر را در نطفه خاموش کرد  

درخواست حذف این مطلب
خطیبان جمعه استان مرکزی با تشکر و قدردانی از حضور پرشکوه و حماسی مردم استان در راهپیمایی «حماسه سازان اقتدار و امنیت» بر لزوم پیگیری مطالبات به حق مردم از سوی مسئولان تاکید کردند. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از دیار آفتاب؛ ائمه جمعه استان مرکزی امروز در خطبه های نماز جمعه این استان با تشکر و قدردانی از حضور پرشکوه و حماسی مردم استان در راهپیمایی «حماسه سازان اقتدار و امنیت» بر لزوم پیگیری مطالبات به حق مردم از سوی مسئولان تاکید کردند و گفتند: اغتشاشات اخیر توطئه ای دیگر از سوی نظام استکبار جهانی در رأس آن شیطان بزرگ، رژیم غاصب صهیونیستی، انگلیس و رژیم سعودی بود که با بصیرت و حضور باشکوه مردم در صحنه حمایت از نظام این فتنه در نطفه خاموش شد. خطیبان جمعه استان مرکزی بر لزوم هوشیاری در مقابل توطئه های دشمنان تاکید کردند و از مسئولان خواستند تا با برنامه ریزی برای برقراری عدالت اجازه سوء استفاده از دشمنان را از چنین اعتراضاتی ندهند.امام جمعه اراک: به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از اراک امروز؛ آیت الله قربانعلی دری نجف آبادی، نماینده ولی فقیه در استان مرکزی و امام جمعه اراک در خطبه های این هفته نماز جمعه اراک به اعتراضات و حوادث اخیر در کشور اشاره کرد و گفت: اعتراضات باید در چارچوب قانون اساسی باشد، مردم باید از طریق اعتراضات قانونی خواسته های خود را به گوش مسئولین برسانند.اغتشاشات اخیر کشور توسط افراد فریب خورده صورت گرفت دری نجف آبادی با اشاره به اینکه در این حوادث برخی افراد به دلیل غفلت فریب خوردند، اظهار کرد: در اغتشاشات اخیر متاسفانه برخی حرمت شکنی ها و قانون شکنی هایی انجام شد که هیچ کس آن را قبول ندارد. وی به نقش دشمنان و استکبار در جریان این اغتشاشات و آشوب ها اشاره کرد و ادامه داد: به دلیل وعده های دروغی که به برخی از افراد داده شده بود، ابزاردست دشمنان شدند. امام جمعه اراک با تأکید بر اینکه مردم باید هوشیار باشند تا فریب دشمنان را نخوردند، افزود: افراد آگاه باید جوانان را راهنمایی و هدایت کنند تا تحت تأثیر بیگانگان قرار نگیرند. وی به نقش روحانیت در دوران مختلف قبل و بعد از انقلاب اشاره کرد و ادامه داد: روحانیت در دوران مختلف همواره همراه و در کنار مردم بودند، انقلاب اسلامی را به آسانی به دست نیاورده ایم که بخواهیم به راحتی آن را از دست بدهیم.فریب دغل کاری های دشمنان را نخوریم نماینده ولی فقیه در استان مرکزی با تاکید بر لزوم هوشیاری در مقابل توطئه ها و ترفندهای دشمنان گفت: مردم باید آگاه باشند تا فریب دغل کاری های آمریکا، رژیم غاصب صهیونیستی و آل سعود را نخورند. دری نجف آبادی با تقدیر از زحمات دستگاه های مختلف که در این یک هفته در برقراری نظم و امنیت تلاش داشتند، اظهار کرد: باید تلاش شود این امنیت و آرامش برای همیشه برقرار بماند. امام جمعه اراک اسلام را کلید عزت و سربلندی جمهوری اسلامی ایران عنوان کرد و گفت: در این راستا باید تلاش های لازم برای حفظ شعارئر اسلامی اندیشیده شود.ولایت فقیه محور وحدت وی رهبر معظم انقلاب را محور وحدت و عظمت عنوان کرد و ادامه داد: در تمام جهان اسلام شخصیتی لایق تر از رهبر معظم انقلاب برای مدیریت جامعه اسلامی پیدا نخواهید کرد.وحدت ملی خاری در چشم دشمنان است نماینده ولی فقیه در استان مرکزی با تأکید بر اینکه وحدت ملی خاری بر چشم دشمنان است، گفت: باید تلاش کرد که این وحدت و انسجام آسیب نبینند. دری نجف آبادی با اشاره به اینکه حرمت شکنی اخیر به ضرر همه مردم جامعه است، گفت: این اقدامات در عرصه بین الملل هم به ضرر کشور تمام شد چراکه اینگونه نا آرامی ها کشور را در نگاه برخی سرمایه گذاران ناامن جلوه می دهد و باید چند سال تلاش کرد تا این خسارت ها جبران شود. وی به مشکلات امروز جامعه هم اشاره کرد و گفت: بیکاری، حاشیه نشینی، حقوق نجومی، فساد و غیره از مهم ترین مشکلات موجود در جامعه است که باید تلاش های لازم در جهت رفع آن ها اندیشیده شود.نظام پرداخت حقوق ها عادلانه باشد/مسئولان به جای منافع حزبی، برای رفع مشکلات تلاش کنند امام جمعه اراک با اشاره به اینکه نظام پرداخت باید عادلانه باشد، افزود: در موضوع حقوق نجومی باید یک حداقل و حداکثری در نظر گرفته شود تا بر اساس یک سیاست مناسب پرداختی ها صورت بگیرد تا کمتر مورد اعتراض جامعه باشد. دری نجف آبادی خاطرنشان کرد: مسئولان به جای اینکه به فکر جیب خودشان و منافع حزب و گروه خود باشند، برای رفع مشکلات و عزت و سربلندی ملت تلاش کنند.امام جمعه خمین: به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از پایگاه خبری خمین نیوز؛ حجت الاسلام سیدعلی حسینی، امام جمعه شهرستان خمین در خطبه های نماز جمعه این هفته با اشاره به اغتشاشات اخیر گفت: دشمن از جمهوری اسلامی ایران زخم خورده است و به همین خاطر سعی بر ضربه زدن به انقلاب اسلامی دارد. وی اظهار کرد: دشمن با هر توطئه ای سعی دارد تا نظام جمهوری اسلامی ایران را ساقط کند و از هر فرصتی و با کمک عوامل خود در داخل کشور، استفاده می کند تا به اهداف خود برسد. حسینی عملکرد نامناسب مسئولان را از دیگر عوامل ایجاد اغتشاشات اخیر دانست و گفت: عملکرد نامطلوب مسئولان باعث ایجاد اعتراضات مردمی و در نهایت سوءاستفاده دشمنان از این اعتراضات شد.مسئولان به مطالبات برحق مردم رسیدگی کنند وی تصریح کرد: برخی از مسئولین به انقلاب اعتقادی نداشته و وظیفه خود را به درستی انجام نمی دهند و این موجب نارضایتی مردم شده است؛ مسئولین باید به مشکلات مردم رسیدگی و مسائل آنها را پیگیری کنند. حسینی گفت: معترضین به عملکرد مسئولین نیز، می توانستند طوری دیگری عمل کنند و با تجمعات قانونی و شعارهای بهتر، اعتراض خود را اعلام کنند تا دشمن نتواند از اعتراضات، سوء استفاده کند. وی افزود: دشمن با استفاده از شبکه های اجتماعی و عوامل خود فروخته و دین ستیز خود در کشور، از اعتراضات سوء استفاده کرد و برخی از مساجد و مصلی ها را آتش زد و اموال عمومی را تخریب کرد. حسینی بیان کرد: دشمنان نظام اسلامی احمق هستند و خیال می کنند با چنین کارهایی می توانند این نظام را ساقط کنند، اما باید بدانند که مردم، نیروی انتظامی، بسیج و دیگر نهادها و اقشار مختلف جامعه اجازه ضربه زدن به جمهوری اسلامی را به دشمن نمی دهند.مشکلات داخلی کشور ربطی به دشمن ندارد وی اظهار کرد: مشکلات داخلی کشور ربطی به دشمن ندارد چراکه با وجود اعتراضات مردم نسبت به عملکرد مسئولین، همه در برابر دشمن متحد هستند و حاضر هستند برای این حفظ نظام جان بدهند. خطیب نماز جمعه خمین در ادامه با اشاره به فرمان کشف حجاب، گفت: ملت ایران در برابر این قانون ایستادند و شهید دادند و اکنون نیز تحت هیچ شرایطی نمی گذارند تا به دین خدشه ای وارد شود و از حجاب اسلامی در کشور دفاع می کنند. حسینی در بخشی دیگر از صحبت های خود به شهدای دانشجو اشاره کرد و حفظ و پایداری نظام جمهوری اسلامی را مدیون شهدای این مرز و بوم دانست.امام جمعه شازند: به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از پایگاه خبری شازند ما، حجت الاسلام موسوی امام جمعه شازند، در آئین عبادی سیاسی نماز جمعه این هفته به اتفاقات اخیر در کشور اشاره کرد و گفت: در اغتشاشات اخیر برخی تفکرات ضدانقلابی علیه کشور و ملت در حال شکل گیری بود ولی حرکت خودجوش و باشکوه مردمی بهترین پاسخ به اغتشاشگران در داخل و حامیان آنان در خارج بود. وی با بیان اینکه حرکت مردم ایران اسلامی در محکومیت اغتشاشات اخیر، پاسخ دندان شکنی به دشمنان این نظام و انقلاب بود، اضافه کرد: آمریکا، اسرائیل و انگلیس در اتفاقات اخیر هم نوا شده و از اغتشاشگران حمایت می کردند اما به یاری پروردگار و با بصیرت مردم ایران اسلامی این دشمنان قسم خورده نظام اسلامی رسوا شدند. امام جمعه شازند ادامه داد: دشمنان این نظام همان سناریوی سال ۸۸ را در این اغتشاشات نیز پیش گرفتند و می خواستند بلایی که بر سر سوریه، افغانستان و عراق آورده اند را بر سر ایران بیاورند اما مردم ما با بصیرت و هوشیاری مثال زدنی خود، راه ها را بر روی دشمنان بستند. موسوی بیان کرد: از طرف دیگر مسئولان باید برای رفع مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم چاره ای عاجل بیندیشند و اجازه ندهند که دشمنان این مشکلات را دستاویزی برای بر هم زدن امنیت کشور کنند. وی تصریح کرد: در حال حاضر مهمترین مشکلات جامعه، بیکاری، تورم و گرانی بوده که گریبانگیر مردم به ویژه جوانان شده است و دولتمردان هر چه سریع تر درصدد رفع مشکلات برآیند. امام جمعه شازند در ادامه به سالروز اجرای طرح استعماری حذف حجاب توسط رضاخان اشاره و یادآور شد: منظور از کشف حجاب فقط راه اندازی بی بند و باری نبود بلکه آنها هدف بزرگتری را دنبال می کردند. موسوی خاطرنشان کرد: دستاورد بی حجابی در غرب نابودی بنیان خانواده بوده و از بین رفتن حجاب در جامعه یعنی از بین رفتن حیاء و پاکدامنی را به دنبال داشته است چراکه حجاب سبب امنیت زن در جامعه بوده و دشمنان اسلام همواره برای مبارزه با دین و اعتقادات مذهبی از ترویج بی حجابی استفاده کردند.امام جمعه آشتیان: به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از سفیر آشتیان، حجت الاسلام غلامرضا نیشابوری، امام جمعه آشتیان در خطبه های این هفته نماز جمعه آشتیان غفلت را از مهم ترین موانع رشد و پیشرفت دانست و گفت: یکی از مصادیق در این زمینه غفلت از دشمن است، شگردها و تاکتیک های جدید دشمن فتنه است. نیشابوری اظهار کرد: بیشترین هشدارها در کلام حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نسبت به غفلت از دشمن است که یک لحظه از دشمن غافل نشوید، امام علی(ع) در نهج البلاغه به همه از جمله خواص و کارگزاران جامعه یادآوری تاکید فرموده که از دشمن غافل نشوید. وی ادامه داد: خواص و کارگزاران و مسئولین جامعه باید خدمت به مردم را عبادت بدانند و در این راستا نیز تلاش کنند تا دشمن نتواند فتنه ای جدید به پا کند. حوادث اخیر اگر چه تلخ بود اما غفلت زده ها را تا اندازه ای بیدار کرد، خطرناکترین غفلت بی توجهی و غفلت خواص، نخبگان، مسئولین و مدیران جامعه است. وی ناسپاسی و کفران نعمت نسبت به داشته ها و سرمایه های مادی و معنوی را یکی از آسیب های جامعه اسلامی دانست و گفت: بزرگترین آسیب کفران نعمت است، اگر ملتی سرمایه ای را که با مجاهدت و ایثار خون جوانان به دست آمده قدردانی و سپاسگزاری نکند، دچار قهر الهی می شود. امام جمعه آشتیان اظهار کرد: یکی از نعمتهای بزرگی که خداوند به ملت ایران داده، وجود نظام جمهوری اسلامی و رهبری الهی آن است. نظامی که در ابعاد مختلف در حال رشد و پیشرفت خیره کننده است. وی گفت: نظام جمهوری اسلامی در ابعاد خدماتی، صنعتی، نظامی، پزشکی، شهرسازی، آموزش و دانشگاه ها قدم های چشمگیری برداشته است. تمام دستاوردهای بدست آمده همیشه همراه با توطئه ها و تحریم های شکننده و کارشکنی همراه بوده است. نیشابوری با بیان اینکه ملت ایران قدردان نظام اسلامی هستند، اظهار کرد: طبیعی است که هر کشوری در کنار پیشرفت ها و توفیقات مشکلاتی هم داشته باشد. البته نباید مسئولین نسبت به کاستی ها بی تفاوت باشند. امام جمعه آشتیان ادامه داد: متأسفانه در جامعه ما آنقدر سیاه نمایی و تخریب صورت می گیرد که دستاوردها دیده نمی شود، عده ای سر سفره انقلاب نشسته اند، نان و نمک آن را می خورند و به جای شکرگزاری کفران نعمت می کنند و می گویند؛« رضاشاه دیکتاتور بیایید» اگر رضا شاه بود این همه پیشرفت انجام می شد؟! یا اجازه می داد شما نفس بکشید؟! نفس هایتان را در سینه خفه می کرد. نیشابوری اظهار کرد: از مردم آشتیان و جوانان آن به خاطر فهم و غیرت ملی و دینی تشکر می کنم که در این بازی وارد نشدند و از مسئولین تامین کننده امنیت تشکر می کنم، مردم خواهان برخورد قاطع و انقلابی با بر هم زنندگان نظم و امنیت هستند.نباید مطالبات به حق مردم را نادیده گرفت امام جمعه آشتیان گفت: اصل مشکلات و مطالبات به حق مردم را نباید نادیده گرفت، ائمه جمعه وظیفه دارند مطالبات و گلایه های مردم را در تریبون نماز جمعه بیان کنند و مسئولین باید در جهت برطرف کردن آن تلاش کرده و نسبت به هشدارهای مقام معظم رهبری توجه ویژه داشته باشند.مردم خواسته های خود را از طریق قانونی پیگیری کنند نیشابوری گفت: مردم باید خط خود را از جریان های فتنه، نفاق و خط اغتشاش و ناامنی جدا کرده و خواسته های خود را از طریق قانونی پیگیری کنند، در فضای ناامن هیچ خواسته ای تامین نمی شود بلکه خسارات بیشتر می شود.پشت پرده اغتشاشات اخیر استکبار جهانی قرار دارد امام جمعه آشتیان بیان کرد: اسناد و شواهد بیانگر این است که پشت سر این اغتشاشات اخیر آمریکا، انگلیس، اسرائیل و سعودی ها هستند. طرحی از ۴ سال پیش توسط «مایکل اندریا» مسئول سابق مبارزه با تروریسم سازمان سیاسی آمریکا و یک افسر اطلاعاتی موساد طراحی شد که هزینه اجرای آن را سعودی ها تقبل کردند.بصیرت مردم دشمنان را ناامید و ناامنی را پایان داد وی افزود: در این توطئه دشمنان، دو اتاق عملیات در اربیل عراق و هرات افغانستان شکل گرفت و قرار بود که بعد از موفقیت طرح، داعش و تکفیری ها به داخل ایران بیایند اما بصیرت مردم همچون گذشته دشمنان را ناامید و ناامنی را پایان داد. نیشابوری خاطرنشان کرد: حوادث اخیر ثابت کرد اگر هشدارهای دلسوزان نظام ویژه امام خامنه ای(مدظله العالی) در گذشته شنیده می شد و مورد توجه قرار می گرفت چه بسا چنین اتفاقاتی نمی افتاد. رهبری بارها به بی اعتمادی به غرب و نفوذ دشمنان هشدار داده و اقتصاد مقاومتی را تنها راه نجات از مشکلات اقتصادی عنوان کرده اند.امام جمعه دلیجان: به گزارش دیار آفتاب؛ به نقل از پیام دلیجان؛ حجت الاسلام محمدتقی کرامتی امام جمعه دلیجان در خطبه های این هفته نماز جمعه دلیجان به سالروز شهادت شهید «احمدی روشن» اشاره کرد و گفت: رشد و پیشرفت هر جامعه ای در گروه حضور دانشگاهیان و دانشجویان در عرصه های مختلف است. کرامتی بصیرت و دشمن شناسی را نیاز امروز جامعه دانشگاهی عنوان کرد و افزود: دشمنان همواره به دنبال پیاده کردن اهداف و برنامه های خود هستند و در این راستا دانشجویان همواره مورد هدف دشمنان بوده اند.دشمن از اعتراضات به حق مردم به نفع خود بهره برداری سیاسی کرد وی به آشوب های اخیر اشاره کرد و گفت: این حوادث ابتدا با اعتراضات صنفی و مطالبات مردمی آغاز شد و در ادامه با سوءاستفاده دشمنان به آشوب و اغتشاش تبدیل شد.مسئولان به خواسته های مردم توجه داشته باشند امام جمعه دلیجان با تاکید بر اینکه اعتراض مردمی در چارچوب قانون برای رسیدگی به مشکلات امری پسندیده است، اظهار کرد: مسئولین هم باید به این خواسته های مردم توجه داشته باشند تا این اعتراضات به ابزاری برای سوءاستفاده دشمنان تبدیل نشود. کرامتی با اشاره به اینکه دشمن همواره به دنبال نفوذ در کشور است، افزود: استکبار از کوچکترین فرصت برای ضربه زدن به نظام استفاده می کند.دشمن درصدد جبران شکست های خود در منطقه است وی با بیان اینکه استکبار به دلیل شکست های که در منطقه خورده است درصدد ضربه زدن به کشور است، اضافه کرد: باید مراقب باشیم دشمن به راحتی نتوانند از مشکلات به نفع خود بهره برداری کند. امام جمعه دلیجان با اشاره به اینکه فتنه های دشمنان تمامی ندارد، ادامه داد: فتنه اخیر هم با فتنه های ۸۸ و سال ۷۸ که قبل در کشور ایجاد شد، مرتبط و برنامه ریزی شده از سوی دشمنان است.مردم نظام و انقلاب را دوست دارند کرامتی با اشاره به اینکه مردم نظام و انقلاب را دوست دارند، بیان کرد: مردم به راحتی اجازه نمی دهند که عده ای بخواهند به نظام اهانت کنند، و در راهپیمایی خودجوش مردمی روز چهارشنبه این را ثاب ...

ادامه مطلب  

خبرگزاری ایمنا - بی عفتی و بی غیرتی سلامت خانواده ها را تضعیف می کند  

درخواست حذف این مطلب
کاشان - استاد حوزه و دانشگاه گفت: بی عفتی و بی غیرتی سلامت خانواده ها را تضعیف می کند.به گزارش خبرنگار ایمنا از شهرستان کاشان حجت الاسلام و المسلمین محمد حسین صابری اراکی در آیین سوگواری فاطمی که در خانه تاریخی آل یاسین برگزار شده بود اظهار کرد: سبک و سیاق زندگی حضرت زهرا(س) س ...

ادامه مطلب  

بررسی انتقادی سند توسعه پایدار ۲۰۳۰ یونسکو؛ آثار و پیامدهای آن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، پژوهشگر عرصه مباحث اجتماعی در مقاله ای با عنوان «بررسی انتقادی سند توسعه پایدار 2030یونسکو؛ آثار و پیامدهای آن» به بررسی این مقوله پرداخته است .چکیدهاین پژوهش با رویکرد تحلیلی، توصیفی، انتقادی، و با هدف بررسی سند آموزش 2030 یونسکو، به عنوان پروژه جهانی یکسان سازی نظام های آموزشی تدوین یافته است؛ پروژه ای که پس از برجام هسته ای، به عنوان پرژوه عملی نفوذ فرهنگی غرب در ایران و به عنوان «برجام فرهنگی» از آن یاد شده است. این پروژه توسط کارگروه ملی آموزش 2030، توسط دولت یازدهم با همکاری یونسکو تصویب و در اردیبهشت 95 توسط دولت برای اجرا ابلاغ گردید. نهیب رهبر فرزانه انقلاب مبنی بر گلایه از شورای عالی انقلاب فرهنگی و تصویب و اجرای بی سر و صدای آن، گفتمان جدیدی در این عرصه و بیان چالش ها و ناسازگاری این گونه اسناد بین اللملی با آموزه های دینی و معارف ناب اهل بیت‰، شکل گرفت. یافته های پژوهش حاکی از این است که پذیرش این سند دارای پیامدهای است. از جمله پذیرش سند به عنوان سند بالادستی در کشور، پذیرش سلطه فرهنگی غرب، حذف بسیاری از ارزش های دینی از متون آموزشی، پذیرش رسمی سلطه غرب در ارکان نظام اسلامی، تعارض سند با مبانی اندیشه اسلامی، چالش های حقوقی و امنیتی، تعارض با فلسفه تشکیل حکومت اسلامی.کلیدواژه ها: سند 2030، رویکردهای راهبردی، اهداف سند، رویکرد جنسیتی، حق شرط، چالش های حقوقی و امنیتی.مقدمهبرنامه آموزش 2030، برنامه ای فراملی و نسخه ای واحد جهانی برای تحقق آرمان چهارم از مجموعه آرمان های اهداف توسعه پایدار یونسکو می باشد؛ توسعه ای شامل کلیت نظام آموزشی در تمامی سطوح آموزش، اعم از رسمی، غیررسمی و ساختار نایافته، برای دستیابی به جامعة یادگیرنده و پایدار. آرمان برنامة آموزش 2030، «تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه» است. از سوی یونسکو، برای تحقق این آرمان، هفت هدف ویژه طراحی شده است. این اهداف عبارتند از: آموزش ابتدایی و متوسطة فراگیر؛ توسعة مراقبت آوان کودکی و آموزش پیش دبستانی و فراگیر؛ دسترسی برابر به آموزش عالی و آموزش فنی و حرفه ای؛ مهارت های مختلف برای کار شایسته و شرافتمندانه؛ فراگیری و دسترسی برابر زنان و مردان به فرصت های آموزشی؛ سوادآموزی فراگیر جوانان؛ و آموزش شهروندی برای توسعة پایدار. اما ابزارهای لازم برای تحقق آرمان های فوق، عبارتند از: 1. توسعة فضای مناسب یادگیری؛ 2. افزایش بورس ها و تربیت معلم؛ 3. توسعة همکاری های بین المللی (جفری، 1384،ص13).سند و یا برنامه آموزشی 2030، توسط کمیسیون ملی یونسکو تدوین و در کشورهای مختلف از جمله ایران بومی سازی شده است. سند بومی سازی شده در ایران، به عنوان «سند ملی آموزش» مطرح و مشتمل بر هفت بخش می باشد: 1. پیش گفتار؛ 2. مروری بر شاخص های اقتصادی- اجتماعی و جمعیت شناختی ایران و ارتباط آن با آموزش؛ 3. معرفی ساختار آموزشی ایران (از پایه تا عالی)؛ 4. ساختار و راهبردهای کلان ملی برنامة آموزش 203 در جمهوری اسلامی ایران؛ 5. اهداف هفت گانة آموزش؛ 6. عوامل مؤثر در تحقق اهداف آموزش 2030؛ 7. نظام نظارت و ارزیابی برنامه آموزش 2030.[2]بر اساس اهداف اعلام شده توسط سازمان ملل، از سال 2015 تا 2030، همه کشورهای عضو سازمان ملل باید تلاش کنند تا به اهداف و شاخص های توسعه پایدار با همکاری و تعامل با یکدیگر، در سه سطح ملی، منطقه ای و بین المللی دست یابند.[3]این مقاله، به بررسی سند 2030 و اهداف، چالش ها و پیامدهای آن می پردازد. اجمالاً، آنچه درباره این سند گفتی است، ناهمخوانی آن با روح فرهنگ اسلامی و آموزه ها و معارف دینی است. از یک سو، تعارض آشکار این سند با آموزه های اسلامی و هنجارها و فرهنگ ایرانی و از سوی دیگر، ناسازگاری جدی آن با سیاست های کلی ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری و اسناد بالادستی این حوزه از جمله چالش های جدی این سند است. رهبر معظم انقلاب در این زمینه تأکید دارند: «ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بین المللی» مواجه هستیم که برای نسل جوانِ ملت ها، به ویژه ملتِ ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربی ها کاری غلط است. آموزش و پروش در قانون اساسی، مسئله «حاکمیتی» است و دولت باید نقش آفرینی کند» (12/2/1395). ازاین رو، این مقاله به بررسی انتقادی کم و کیف این سند و میزان سازگاری و همسویی آن با اسناد بالادستی نظام آموزشی ما، بخصوص آموزه ها و معارف اسلامی و آثار و پیامدهای آن می پردازد.پیشینه شکل گیری سند آموزش 2030برنامه آموزش 2030، اولین بار در سال 1990 (1369ش)، در شهر جامتین تایلند، کنفرانسی جهانی با عنوان «آموزش برای همه» و با هدف فراگیر ساختن آموزش در کشورهای جهان، با همکاری پنج سازمان بین المللی (یونسکو، یونیسف، صندوق جمعیت سازمان ملل، بانک جهانی برنامه عمران سازمان ملل متحد) برگزار شد. ده سال پس از این کنفرانس و در آوریل 2000 (اردیبهشت 1379)، در شهر داکار سنگال، کنفرانسی دیگر برگزار شد که طی آن، سندی با عنوان «چارچوب عمل داکار» طراحی، و برنامه ای 15 ساله برای «آموزش برای همه» ارائه شد. از سوی دیگر، سران کشورهای جهان در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل در آغاز هزاره جدید (سال 2000)، توافق کردند تا برای دستیابی به توسعه پایدار در کشورهای جهان و پایان دادن به فقر و کاهش شکاف طبقاتی، تا سال 2015 برای تحقق هشت هدف مشترک تلاش کنند.پس از گذشت 15 سال از این دو واقعه، توافق بر «اهداف توسعه هزاره» و برنامه «آموزش برای همه»، دست اندرکاران معتقد بودند که هر چند از زمان اجرای این دو برنامه، پیشرفت های خوبی حاصل شده، اما دستیابی به اهداف این برنامه ها تا مهلت مقرر آن، یعنی تا سال 2015 تحقق نیافته است. ازاین رو، برای اتمام کارهای ناتمام آنها، اقداماتی تکمیلی لازم است. به همین دلیل، وزرای آموزش و پرورش برخی کشورهای جهان (از جمله ایران) و نمایندگان عالی رتبه آنها در اردیبهشت 1394 (ماه مه 2015)، در اینچئون کره جنوبی گرد آمدند و بر یک برنامه 15 ساله جهانی دیگر توافق کردند. نتیجه این توافق، بیانیه ای به نام «بیانیه اینچئون» در 20 بند بود که ضمن آن، شرکت کنندگان خود را متعهد به اجرای اهداف آموزشی مورد توافق دانستند.از سوی دیگر، در مهرماه 1394 (سپتامبر 2015)، سندی به نام «دستور کار 2030 برای توسعه پایدار» به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید که یک برنامه 15 ساله دیگر را برای تحقق توسعه پایدار در کشورهای جهان ارائه نمود. این برنامه، که دربردارندة 17 هدف در عرصه های مختلف فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی است، هدف چهارم خود را به «آموزش» اختصاص داده است. این هدف عبارت است از: «تضمین آموزش با کیفیت، برابر و فراگیر و ترویج فرصت های یادگیری مادام العمر برای همه». ازاین رو، در راستای بیانیه اینچئون، با توجه به نتایج دستور کار 2030 برای توسعه پایدار و با استفاده از تجارب کشورها در اجرای برنامه های پیشین درباره «آموزش برای همه»، «چارچوب عمل برنامه آموزش 2030» تهیه شد و در کنفرانس عمومی یونسکو در پاریس در آبان (نوامبر) سال 1394 به تصویب رسید (آموزش 2030، 1395، ص13). این «چارچوب عمل»، به همراه «بیانیه اینچئون»، مشترکاً توسط یونسکو در قالب سندی با عنوان «آموزش 2030: بیانیه اینچئون و چارچوب عمل برای اجرای هدف چهارم توسعه پایدار» منتشر شد.کمیسیون ملی یونسکو در ایران، که متولی اجرای چارچوب عمل های جهانی در ایران است، پس از تصویب نهایی «برنامه آموزش 2030» در یونسکو در سال 1394، تهیه چارچوب عملی آموزش 2030 را در دستور کار خود قرار داد و در این راه، اقداماتی را بدین شرح انجام داد:1. تشکیل 30 کارگروه ملی با هدف تهیه چارچوب عمل ملی که نتیجه آن در قالب یک سند 368 صفحه ای با نام «چارچوب عمل ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی ایران» آماده و در 20 آذر 95 از آن رونمایی شد.2. پیگیری اخذ مصوبه از هیئت دولت: به موازات تشکیل کارگروه های فوق، و طرح تشکیل «کارگروه ملی آموزش 2030»، در نهایت، هیئت دولت تشکیل «کارگروه ملی آموزش 2030» را تصویب و 25 شهریور 95 ابلاغ کرد.اهداف سندسند 2030، دارای اهداف آشکار و پنهان فراوانی است. در یک نگاه، این سند پروژه عمیق و بلندمدت جهانی سازی فرهنگ غربی است. برخی اهدافی که به صراحت در این سند مطرح شده است، عبارتند از:[4]1. هرچند هدف چهارم یعنی آموزش 2030، دستور کار سند توسعه پایدار بود، اما بیانیه اینچئون با صراحت اعلام کرد که صرفاً به اهداف آموزشی محدود نمی شود، بلکه در تحقق اهداف دیگر از جمله امور بهداشتی، اقتصادی و الگوهای تولید و مصرف و تغییر اقلیم، نقش اساسی ایفا می کند. این بیانیه بر این باور است که آموزش قادر است تحقق هر یک از اهداف توسعه پایدار، از جمله برابری جنسیتی (هدف پنجم) را تسریع کند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 37).2. یونسکو به عنوان متولی و راهبر رویداد مهم آموزش 2030 می باشد. اجلاس یونسکو، ارادۀ سیاسی منعکس شده در پیمان نامه های متعدد بین المللی در زمینة حقوق بشر را که حق آموزش و ارتباط و پیوند آن با سایر حقوق بشر را تصریح می کند، تأئید می کند.3. کشورهای مختلف باید گزارش جامع و اطلاعات لازم را برای تدوین اهداف آموزشی در اختیار کارگروه 2030 قرار دهند. این گزارش با هدف هم افزایی منطق های آموزش و همسان سازی فرهنگی و آموزشی برای همه کشورها می باشد.4. از دیگر اهداف این سند، بررسی چالش های پیش روی نظام های آموزشی و دادن اولویت ها و راهبردهای لازم برای رفع این چالش ها می باشد.5. حمایت همه جانبه از تلاش ها و برنامه ریزی برای ایجاد فضاهای یادگیری جنسیت محور، اتخاذ رویکردی واحد در حوزۀ مسائل جنسیتی در متون درسی و در آموزش معلمان و ریشه کنی خشونت و تبعیض جنسیت محور در مدارس.[5]6. حمایت از اجرای برنامۀ اقدام جهانی در حوزۀ آموزش برای توسعه پایدار و همسان سازی فرهنگی. از این موضوع، در کنفرانس جهانی آموزش برای توسعۀ پایدار آیچی ناگویا در سال 2014 رونمایی شد.[6]7. مسئولیت اجرای موفقیت آمیز این الگو بر عهده دولت هاست. ترویج پاسخ گویی، شفافیت و حاکمیت مشارکت محور در همه سطوح و ایجاد چارچوب های حقوقی و سیاست گذاری.8. حمایت همه جانبه یونسکو از کشورها برای تداوم تعهد سیاسی برای تدوین سیاست ها، برنامه ریزی ها در جهت تحقق اهداف ویژه سند آموزشی 2030 است (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 12).ازاین رو، با توجه به آنچه گذشت، اهداف این سند بسیار بیش از آن چیزی است که به ظاهر به عنوان «سند آموزشی» مطرح شده است. در عین حال، در کلیات این سند، گروه های هدف، محتوا، هدف و اصول کلی سند چنین بیان شده است:ـ گروه های هدف: همه افراد صرف نظر از جنسیت، سن، نژاد، رنگ، قومیت، زبان، مذهب، عقیده سیاسی یا غیره، خاستگاه ملی یا اجتماعی، دارایی یا محل تولد، افراد مهاجر و بومی، کودکان و نوجوانان به ویژه آنها که در شرایط آسیب پذیر قرار دارند.ـ محتوای آموزش: آموزش به عنوان ابزاری جامع و حیاتی است که باید محتوای آن ترویج مردم سالاری و حقوق بشر باشد و به ارتقای حقوق شهروندی جهانی، بردباری و مشارکت مدنی و توسعۀ پایدار کمک می کند.ـ هدف آموزش: آموزش: ابزار دستیابی به برابری میان زنان و مردان، توانمندسازی زنان و دختران برای مشارکت کامل سیاسی و اجتماعی و نیز توانمندسازی آنان از منظر اقتصادی است (همان، ص 37). هدف آموزش باید ترویج متقابل بردباری، دوستی و صلح باشد (همان، ص 50).ـ یادگیری مادام العمر و اینکه باید فرصت های یادگیری گسترده، انعطاف پذیر و غیررسمی از طریق روش های مختلف و با اختصاص منابع کافی و ایجاد سازوکارهای مناسب و از طریق تشویق افراد یه یادگیری آزاد ... صورت گیرد (ر.ک: همان، ص 41).رویکردهای راهبردی [7]در سند 2030، رویکردهای راهبردی بسیاری وجود دارد که اجمالاً می توان به موارد زیر اشاره کرد:1. پاسخگویی و اقدام دولتبرای ارزیابی و اجرای تعهدات و تضمین استقرار چارچوب های سیاست گذاری مستحکم سیاسی و قانونی که زیربنای تحقق آموزش 2030 است، دولت ها باید در زمینه بازبینی فعالیت ها در نظام آموشی خود، فعالانه و به طور مشارکتی اقدام کنند. همچنین، دولت ها متعهد به بومی سازی اهداف جهانی آموزش، در چارچوب این سند و طراحی روش های ارزیابی در چارچوب فرایندی فراگیر، شفاف و کاملاً پاسخگو می باشند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395،ص19).2. جذب افراد در حاشیه ماندهحذف تلاش نظام های آموزشی برای جذب افراد طرد شده یا در معرض خطر و در حاشیه مانده (همان، ص 175). عبارت «افراد دارای سایر عقاید»؛ «افراد آسیب پذیر» و «در حاشیه مانده»، در تفاسیر نهادهای حقوق بشری، شامل بهائیت و فرق انحرافی و گروه های دارای گرایشات همجنس گرایانه می شود.3. رویکرد جنسیتیـ تلاش دولت برای تضمین برابری جنسیتی: نظام های آموزشی باید برای حذف تعصب مبتنی بر جنسیت و تبعیض ناشی از سوگیری های فرهنگی و اجتماعی و وضعیت اقتصادی تلاش کنند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، بی تا، ص 36).ـ تدوین سیاست هایی برای رعایت حقوق زنان و مردان: دولت ها باید در زمینه تدوین سیاست هایی که حقوق زنان و مردان در آن به درستی رعایت شده باشد و نیز فضاهای آموزشی و برنامه ریزی مرتبط با این سیاست ها اقدام کنند.ـ حذف تبعیض و کلیشه های جنسیتی: باید در مسائل مربوط به جنسیت در حوزۀ آموزش ... تبعیض های مبتنی بر جنسیت و خشونت در مؤسسات آموزشی را حذف کرد تا ضمانتی برای تأثیر برابر آموزش و یادگیری بر دختران، پسران، زنان و مردان و حذف کلیشه های مبتنی بر جنسیت و کمک به ترویج و پیشبرد برابری میان زنان و مردان باشد (همان، ص 37).- سیاست گذاری و برنامه ریزی ... از طریق استفاده زودهنگام از آموزش، به ویژه توسط زنان و دختران و یادگیری بزرگسالان و همچنین ترویج فرصت هایی برای آموزش و تربیت جوانان و بزرگسالان در همۀ رده های سنی و از هر قشری، با هدف توانمندسازی آنان با عنایت ویژه به مسئلۀ تساوی جنسیتی و حذف موانع جنسیتی و نیز با توجه به اقشار آسیب پذیر (هدف 3-4؛ کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص 26-28).ـ هدف از آموزش، ریشه کنی نابرابری های جنسیتی و تضمین دسترسی برابر به همۀ مقاطع آموزشی برای اقشار آسیب پذیر تا سال 2030 (هدف 5-4).– توجه ویژه به هنجارهای جنسیتی، به عنوان ابزاری برای اندازه گیری پیشرفت، لازم است تا تلاش بیشتری برای دستیابی به آن انجام شود. دختران نوجوان و زنان جوانی که ممکن است در برابر خشونت مبتنی بر جنسیت، ازدواج در سنین کودکی، بارداری زودرس و بارِ سنگین کارهای منزل قرار گیرند، و همچنین دختران نوجوان و زنانی که در نواحی فقیرنشین و دورافتادۀ روستایی ساکن هستند، به توجه ویژه نیاز دارند (همان، ص 161).- اتخاذ سیاست های مقابله با خشونت های جنسیتی: برای تضمین تساوی جنسیتی در برنامه ها و نظام های آموزشی، نیازمند ظرفیت سازی و سرمایه گذاری در اجرا، پایش، ارزیابی و پیگیری برنامه ها و نظام های آموزشی هستیم. به همین منظور، تضمین امنیت شخصی زنان و دختران در مسیر رفت و برگشت آنها از مدرسه و مؤسسات آموزشی به منزل و... حذف خشونت جنسیت محور در مدارس، لازم است سیاست هایی برای مقابله با همۀ اشکال خشونت و سوءاستفادۀ جنسی تنظیم شود (همان، ص 30-31-29 و 268).4. اصلاح و بازبینی نظام آموزشی، محتوای کتب درسی و تربیت معلم- تضمین بازبینی کتاب های درسی ...، همچنین آموزش معلمان و نظارت بر فعالیت های آنان توسط دولت ها، به نحوی که موارد یاد شده باید عاری از هرگونه کلیشۀ جنسیتی باشند و در ترویج تساوی جنسیتی، عدم تبعیض، حقوق بشر و آموزش بین فرهنگی مؤثر واقع شوند(کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص26-28-29-59).- ازآنجاکه معلمان از پایه های اساسی تحقّق و تضمین آموزش با کیفیت به شمار می آیند، لازم است برای توانمندسازی، استخدام نیروهای کافی، تأمین حقوق مناسب و مکفی، ارتقای مهارت های آ نها و نیز حمایت از آنان در قالب نظام های آموزشی مؤثر، کارآمد و مجهز تلاش شود (همان، 349؛ هدف: 4ج).- تدوین راهبردهای جنسیت محور برای جذب و جلب با انگیزه ترین افراد علاقه مند به حرفۀ معلمی و تضمین انتقال معلمان به مناطقی که به وجودشان نیاز بیشتری وجود دارد. لازمۀ این کار، سیاست گذاری و وضع قوانینی است که حرفۀ معلمی را برای نیروهای انسانی موجود و آینده جذاب می کند. این کار، از طریق بازبینی، واکاوی و بهینه سازی کیفیت آموزش معلمان میسر است (همان).ـ بازنگری مواد درسی، با هدف تضمین کیفیت و ارتباط آن با محتوا، مهارت ها، ظرفیت ها، ارزش ها، فرهنگ ها و جنسیت (همان، ص 29 و 59).ـ سیاست گذاری ها باید در راستای دگرگون ساختن نظام های آموزشی انجام شوند (همان).-ارائۀ بورس در بین المللی سازی آموزش عالی و نظام های پژوهشی در کشورهای در حال توسعه، به منظور فراهم آمدن امکان ادامۀ تحصیل زنان و دختران در حوزه های علم، فناوری، مهندسی و ریاضیات لازم است که توجه ویژه ای در این زمینه به عمل آید (همان، ص 34؛ هدف: 4ب).ـ افزایش قابل توجه معلمان واجد شرایط، از جمله از طریق تقویت همکاری های بین المللی برای تربیت معلم در کشورهای در حال توسعه تا سال 2030 (هدف 4- ج).5. ایجاد محیط آموزشی امن- تدوین و اجرای سیاست های جامع، چندوجهی و منسجم جنسیت محور... و ترویج هنجارها و نظام هایی برای تضمین امنیت مدارس و به دور ماندن آنها از خشونت (هدف 4- الف).- باید دولت ها محافظت از مؤسسات آموزشی را به عنوان یک محل آرام و به دور از خشونت تضمین کنند. ضمن اینکه حفاظت از مدارس به عنوان یک فضای آزاد و عاری از هرگونه خشونت جنسیتی علیه دختران و پسران الزامی است (همان، ص 296؛ هدف: 4 الف).پیامدهای پذیرش سندبرخی منتقدان سند 2030 بر این باورند که امضای این سند، به مثابه «برجام فرهنگی» است و پیامدهای خسارت باری برای نظام جمهوری اسلامی ایران دارد.[8] با نگاهی منصافانه، به نظر می رسد، پذیرش این سند و میثاق بین المللی، پیامدهایی به دنبال دارد که با مبانی فکری نظام اسلامی و آموزه های دینی به شدت در تضاد و تعارض می باشد. برخی از این پیامدها عبارتند از:1. پذیرش میثاق بین المللی 2030، به عنوان سند بالادستیبا پذیرش سند 2030 یونسکو، این سند مقدم و به عنوان اسناد بالادستی کشورها تلقی شده است؛ یعنی اسناد کشور ما باید در همسویی با سند توسعه یونسکو اجرا شود. بر اساس تعهدی که داده شده است: ما باید sdg4 را به عنوان یک سند و میثاق بین المللی اصل قرار دهیم و سیاست های کلان و برنامه های خود را همسو و مطابق آن تغییر دهیم و اجرای برنامه ها را هم بر اساس شاخص های آنها پیاده کنیم. بر اساس عبارات متعدد در متن سند جهانی «آموزش 2030» و سایر بیانیه ها و اسناد پیشین مرتبط (همانند «توافق نامه مسقط»)، کشورهای پذیرنده این اسناد، «متعهد» و «موظف» شده اند «تا اهداف جهانی را در اهداف، سیاست ها، طرح ها و اقدامات ملی چرخه سیاست گذاری و برنامه ریزی، سازمان دهی نظام های آموزشی و آماده سازی منابع خود ادغام کند» و ضمن حفظ ساختارهای موجود خود، آنها را با برنامه آموزش 2030 انطباق دهند. در متن آموزش 2030 حداقل 23 بار در صفحات 8، 9، 10، 11، 12، 13، 24 57، 63، 67، 72 و 73 از تعهد کشورها به انجام اقدامات مختلف یاد شده است. شاهد این نکته بند نخست مصوبه هیئت دولت در تاریخ 25/6/95 است که تصریح می کند «به منظور هماهنگی و ارائه راه کارهای تحقق اهداف و تعهدات برنامه آموزش 2030، همسو با اهداف و تعهدات برنامه اهداف توسعه پایدار، کارگروه ملی آموزش 2030 تشکیل می گردد». ازاین رو، برای نمونه، اگر در متن قرآن مسئله ای در مغایرت با سند 2030 وجود داشت، باید کنار گذاشته شود؛ چراکه قانون پیوستن به یک معاهده بین المللی این است که آن اصل قرار می گیرد و قوانین دیگر در تطابق با آن تغییر کنند.افزون بر این، دولت ها مجری و متولی بومی سازی سند 2030 هستند؛ زیرا بن مایۀ آموزش2030 در درون کشورها قرار دارد. دولت ها، نقش مهمی در تحقق حق آموزش دارند. ضمن اینکه به عنوان متولیان و مجریان، تأمین کننده های مالی این نوع آموزش نیز هستند. دولت ها باید بر فرایند آموزش، نظارت راهبردی داشته باشند و در حفظ و تقویت این نظارت بکوشند. دولت ها باید در فرایند بومی سازی و اجرای اهداف اصلی و ویژۀ آموزش2030، بر مبنای تجارب و اولویت های ملی دخیل باشند. ازاین رو، ازآنجا که مسئولیت اصلی این پایش، بر عهدۀ دولت هاست، این کشورها باید در زمینۀ ایجاد سازوکازهای مؤثر برای پایش و پاسخ گویی اقدام کنند. این سازوکارها باید در مشاوره با جامعۀ مدنی ایجاد شوند (کمیسیون ملی یونسکو- ایران، 1395، ص36).این در حالی است که در نظام ج.ا.ا. افزون بر بخش مربوط به امور فرهنگی، علمی و فناوری در سند چشم انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404، اسناد بالادستی کاملاً مرتبطی نیز در این حوزه وجود دارد که در تعارض با سند 2030 قرار دارد. برخی از این اسناد عبارتند از:1. سیاست های کلی علم و فناوری (نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری)؛2. سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ابلاغی مقام معظم رهبری؛3. سیاست های کلی نظام برای رشد و توسعة علمی و تحقیقاتی کشور در بخش آموزش عالی و مراکز تحقیقاتی؛4. نقشة جامع علمی کشور؛ ابلاغی 9/4/1393 توسط رهبر فرزانه انقلاب.5. سند تحول بنیادین آموزش و پرورش (مصوب 14/10/1389 در شورای عالی انقلاب فرهنگی).2. پذیرش سلطه فرهنگی غربپذیرش سند 2030 یونسکو، مستلزم دور شدن از آموزه های اسلامی، معارف قرآنی و بسیاری از ارزش های اسلامی است؛ چرا که روح حاکم بر سند 2030، جهانی سازی فرهنگ غرب و توسعه سلطه فرهنگی غرب بر کشورها است. طبق این سند، یونسکو به عنوان مرکزی ذی صلاح برای تدوین و اجرای برنامه جهانی آموزش، در تحقق توسعه پایدار جهانی پذیرفته شده است. به گونه ای که این سند جهانی، تعهدات و الزاماتی را برای کشورهایی که آن را بپذیرند، به دنبال خواهد داشت و عدم پایبندی به آنها، پیامدهای ناگواری به دنبال دارد. افزون بر این، آموزش شهروندی جهانی، مستلزم گذر از بسیاری از ارزش های اسلامی و اخلاقی در سطح خانواده، مدرسه و جامعه و پذیرش حاکمیت فرهنگ لیبرالی غرب است. هدف سند 2030، که به صراحت در متن آن آمده است، جهانی سازی فرهنگ غربی، و دگرگون سازی جامعه بشری بر اساس فرهنگ اومانیستی غربی است.سند 2030 با استفاده از عناوینی مانند «ترویج شیوه های ...

ادامه مطلب  

«کربلای 5»؛ جایی که عراق دو سوم توان نظامی خود را به معرکه نبرد آورده بود/ ماجرای جشن و پایکوبی رژیم بعث بعد از شهادت یکی از فرماندهان/ ایران چ?  

درخواست حذف این مطلب
گروه حماسه و دفاع مقدس - رجانیوز:سنگینی شرایط دشوار پس از عملیات کربلای 4 ضرورت انجام عملیات دیگری را ایجاب می کرد. عملیاتی که پیروزی آن تضمین شده باشد و ضمنا از جنبه نظامی و سیاسی بسیار ارزشمند باشد تا آثار نامطلوب عدم فتح کربلای 4 را جبران نماید.به گزارش رجانیوز، عملیات کربلای 5 که یکی از بزرگترین عملیات های رزمندگان در طول جنگ تحمیلی بود، 31 سال پیش در تاریخ 19 دی ماه سال 1365 با رمز مبارک یازهرا(ع) در منطقه شلمچه و شرق بصره آغاز شد.فرماندهان و رزمندگان ایرانی در میانه تردید و امید، 19 دی به خط شلمچه زدند و عراقی ها در جشن پیروزی شان در کربلای 4 حسابی غافلگیر شدند. روش و منش چاپلوس پروری صدام از دلایل اصلی این غافلگیری بود. ناحیه مرزی ِ استراتژیک شلمچه در منطقه شمال غربی خرمشهر واقع شده که از جنوب با اروند رود، از شمال با منطقه عمومی اهواز و از غرب با مرزهای بین المللی ایران و عراق، محصورگردیده است . وجود اروند رود در جنوب آن ، دریاچه ی ماهی و جزایربوبیان ، ویژگی نظامی خاصی را در این منطقه به وجود آورده است وبه خاطر نزدیکی جغرافیایی آن با شهر صنعتی بصره ، از نظرکارشناسان نظامی ، دارای اهمیت فوق العاده ای بوده است .ارزشمند ترین منطقه موجود شلمچه بود که دشمن در آن مستحکم ترین مواضع و موانع را داشت، به طوری که عبور از آن ها غیر ممکن می نمود و با توجه به اصول نظامی شناخته شده و محاسبات کمی، ضریب موفقیت بسیار ناچیز بود و بالطبع تضمین پیروزی از سوی فرماندهان عملیات را غیر ممکن می ساخت؛ لیکن ضرورت غیر قابل انکار ادامه جنگ در آن موقعیت و لزوم تسریع در تصمیم گیری پس از عملیات کربلای 4 سبب گردید که صرفا برای انجام تکلیف و با امید به نصرت الهی، تمامی نیروهای خودی اعم از رزمنده و فرمانده برای عملیات بزرگ کربلای 5 آماده شوند.حمدانی از فرماندهان گارد ریاست جمهوری عراق می گوید:«حمله (کربلای4) ایران به کلی شکست خورد و رقابتی میان فرماندهان سپاه سوم و هفتم عراق که همیشه موفق بودند، پدید آمد. فرمانده سپاه سوم، طالی الدوری برای اینکه نشان دهد ایران را شکست داده است، امار و ارقامی از تلفات فوق العاده سنگین نیروهای ایرانی ارائه داد که غیر منطقی به نظر می رسید.»ماهر عبدالرشید، فرمانده سپاه هفتم هم می دانست که باید مطابق میل صدام رفتار کند. او هم آمارهای غیر واقعی داد. آمارهایی که تقریبا خنده دار یود. اما صدام رضایت داشت چون پس از فاو، این دروغگویی ها تسکینش می داد. فرماندهان می گفتند با تلفات سنگینی که به ایرانی ها وارد شده، می توانیم همه نفس راحتی بکشیم. فرماندهانی که مدت ها در جبهه بودند به مرخصی رفتند و آماده باش لغو شد. مردم در جامعه هم آمارها را باور کردند و می گفتند تا ایرانی ها عملیات دیگری شروع کنند، حداقل شش ماه زمان می خواهند. ایرانی ها کمتر از دو هفته بعد حمله کردند و دروغ ها برملا شد. معلوم شد فرماندهان تلفات ایرانی را 10 برابر بیشتر اعلام کرده اند.هنگام انتخاب منطقه عملیات کربلای 5، آنچه اوضاع را پیچیده تر می کرد، این بود که:- تنها انجام یک عملیات نمی توانست موثر باشد.- به علاوه عملیات باید با پیروزی توام باشد.- هم چنین سرعت عمل نیز نقش تعیین کننده ای در این عملیات داشت.دشمن با توجه به اهمیت منطقه، زمین شرق بصره را مسلح به انواع موانع و استحکامات کرده بود و با رها کردن آب در منطقه، انجام هرگونه عملیاتی را غیر ممکن ساخته و فضای امنی را برای خود به وجود آورده بود تا بتواند حرکت هر نیروی مهاجم را قبل از دستیابی به خط اول خود سرکوب کند.رزمندگان شجاع سپاه اسلام در مرحله اول عملیات ، با هجومی مرگبار وغافل گیرانه به قلب دشمن ، در تاریخ فردای آن روز، شلمچه را آزادمی نمایند و با گسترش عملیات خود، هر لحظه فاصله خود را بابصره کم می کنند؛ به طوری که صدای شلیک مسلسل ها مردم شهر را سراسیمه به خیابان ها می ریزد.در دومین مرحله این عملیات ، رزمندگان اسلام با عبور از موانع ایذایی و بسیار محکم ، هجوم سنگین خود را علیه مواضع دشمن شروع می کنند که پاسگاه های شلمچه ،بوبیان و کوت سواری در این هجوم ، آزاد می شود. رزمندگان اسلام باهجوم دیگری چندین کیلومتر از جاده ی آسفالته شلمچه ـ بصره را آزادمی کنند و به عمق مواضع دشمن نفوذ کرده ، خود را به دژ فولادین بصره می رسانند.این دژ توسط کارشناسان خارجی احداث شده بودکه دارای خاکریزهای مثلثی ، هلالی ، سنگرهای مستحکم بتونی وموانع ایذایی سنگین بود و ساخت آن پنج سال طول کشیده بود.اولین خط دفاعی دشمن دژی بود که در یک سمت آن سنگرهای بتونی برای استراحت نیرو و در سمت مقابل، سنگرهای دیده بانی و تیربار با مهمات آماده و سنگرهای تانک احداث شده بود. این دژ، امریکای دشمن را از موقعیت ممتازی برای اشراف و تسلط کامل بر منطقه برخوردار می کرد. در پشت خط اول چند موضع هلالی شکل احداث، که قطر هر یک به 300 الی 400 متر و ارتفاع آن به 5 تا 6 متر می رسید.در پشت مواقع هلالی، برای تردد و استقرار تانک، جاده ساخته شده بود و به این وسیله تانک می توانست با استقرار روی مواضع مشخص شده، کل منطقه درگیری را زیر پوشش گلوله مستقیم و تیربار قرار دهد.دومین خط دشمن به فاصله صد متر از خط اول و به موازات آن احداث، و سیل بندی بود به عرض 205 و ارتفاع 4 متر که دارای موضع پیاده، کانال مواصلاتی و مواضع تانک بود. این سیل بند از جنوب جاده شروع می شد و به سمت اروند ادامه داشت.سومین خط دشمن، خاکریزی بود به موازات خط دوم و دارای مواضع پیاده و تانک که در جلوی آن کانال َمتروکه ای به عرض 4 و عمق 2 متر احداث شده بود.چهارمین رده دشمن در پشت نهر دوعیجی قرار داشت و شامل نهر، دژ و چندین موضع هلالی پی در پی، که بر توانایی دشمن برای مقابله و دفاع می افزود.پنجمین رده دشمن در پشت نهر جاسم قرار داشت. ضمن آن که در حد فاصل خط چهارم و پنجم، قرارگاه دشمن، خصوصا قرارگاه تاکتیکی سپاه سوم (مقر فرماندهی لشکر11)، دارای مواضع مستحکمی بود و پدافند مستقل داشت. پس از خط جاسم تا کانال زوجی، مرکز توپخانه، لجستیک و عقبه لشکر 11 قرار گرفته بود و رده ششم و هفتم دشمن شامل کانال زوجی و مثلثی های غرب کانال زوجی بود. در منطقه شلمچه، دشمن زمین را به شکل پنج ضلعی درآورده بود. که از استحکامات بسیار پیچیده ای بر خوردار بود.گارد ریاست جمهوری عراق با فرماندهی صدام به منطقه اعزام می شود وبی درنگ پاتک های سنگین خود را آغاز می کند؛ اما هر بار با تحمل شکست های سنگین وادار به عقب نشینی می شود. در مرحله سوم عملیات ، رزمندگان اسلام از کنار اروند به مواضع دشمن در محور نهر جاسم هجوم برده ، یگان های سر در گم دشمن را درعملیات ی قیچی کرده و تعدادی از آن ها را کشته یا زخمی می کنند و با عبور از نهر جاسم و تسلط بر پل های ارتباطی ، به عمق مواضع دشمن نفوذ می کنند.استعداد دشمنمنطقه عملیاتی در حوزه پدافندی سپاه سوم عراق بود و سه لشکر 11 پیاده، 5 مکانیزه و 3 زرهی در این منطقه مستقر بودند.با شروع عملیات، تعداد زیادی از یگان های پیاده، زرهی، مکانیزه، گارد ریاست جمهوری، نیروهای مخصوص، کماندو و توپخانه عراق به تدریج در منطقه عملیاتی حضور یافتند.قوای خودیبراساس موجودی 200 گردان نیرو، نحوه رزم به شکل زیر طراحی شد:قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله وسلم به عنوان قرارگاه مرکزی.قرارگاه کربلا تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله وسلم هدایت نیروهای زیر را به عهده داشت:- لشکر 25 کربلا.- لشکر 41 ثارالله علیه السلام.- لشکر 31 عاشورا.- تیپ مستقل 33 المهدی (عج).- تیپ مستقل 18 الغدیر.- تیپ مستقل 48 فتح.قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله وسلم هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:- لشکر 17 علی بن ابی طالب علیه السلام.- لشکر 5 نصر.- لشکر 105 قدس.- لشکر 155 ویژه شهدا.- لشکر 21 امام رضا علیه السلام.- تیپ مستقل 57 حضرت ابوالفضل علیه السلام.- تیپ مستقل 12 قائم (عج).قرارگاه قدس تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله وسلم هدایت نیروهای زیر را بر عهده داشت:- لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم.- لشکر 7 ولی عصر (عج).- لشکر 8 نجف اشرف.- لشکر 14 امام حسین علیه السلام.- لشکر 32 انصارالحسین علیه السلام.- تیپ مستقل 44 قمربنی هاشم علیه السلام.هم چنین، گردان مستقل 38 زرهی ذوالفقار، تیپ 20 زرهی رمضان و تیپ توپخانه 15 خرداد تحت امر قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه وآله وسلم بودند. در مجموع، 24 گردان توپخانه، آماده آتش وجود داشت.در جریان عملیات نیز قرارگاه عملیاتی نوح و تیپ های مستقل 110 خاتم الانبیاءصلی الله علیه وآله وسلم و 22 بدر به نیروهای عمل کننده ملحق شدند.غافلگیری در شرق بصرهعراقی ها سراسیمه نیروهای بسیاری را به منطقه شلمچه آوردند تا ایرانی ها را عقب بزنند. قرار بود عملیات ساعت 2 نیمه شب آغاز شود که خبر رسید شاید عملیات لو رفته باشد. پس ساعت شروع عملیات را پیش انداختند و ساعت 1 و 35 دقیقه بامداد رمز عملیات اعلام شد. دو ساعت از عملیات گذشت و پیشروی امیدوار کننده بود. یعنی عراقی ها غافلگیر شدند. ایرانی ها کانال پرورش ماهی را رد کردند و گروهی دیگر در نوک جزیره بوارین و خط معروف موانع 5 ضلعی را شکستند. پاسگاه بوبیان عراق را هم گرفتند.ارتش عراق روز دوم عملیات بیشتر از 20 بار پاتک کرد که همه ناموفق بود و مجبور شد عقب نشینی کند. توپخانه دشمن و تیر مستقیم تانک ها تنها پل ارتباطی را بی وقفه زیر آتش گرفته بود و ارتباط کاملا قطع شده بود. آتش دشمن الحاق برخی گروه ها را هم قطع کرده بود.انتقال مهمات، غذا و مجروح به هیچ عنوان مقدور نبود. و همه چیز توسط افراد حمل می شد. فشار دشمن در عصر روز دوم عملیات به کارگیری هوانیروز و نیروی هوایی را ضروری کرد.نبرد شبانه روزی کربلای 5 ادامه داشت و نیروهای ایرانی با سرعت محدود پیش می رفتند. رزمندگان، شب دهم تلاش کردند در غرب نهر جاسم سرپل بگیرند و شب یازدهم سرپل را گرفتند و بعد از فرار عراقی ها، در غرب نهرجاسم عملیات را ادامه دادند.نبرد در نهر جاسمدشمن که زمین داده بود تا نیروهایش را حفظ کند و تا غرب نهرجاسم عقب نشسته بود، در چهارراه شلمچه مقاومت می کرد. عملیات در غرب نهر جاسم تا شب نوزدهم عملیات (7 بهمن 1365) ادامه داشت.عراق برای سد کردن پیش روی رزمندگان اسلام به کلیه سپاه های خود اعلام کرد یگان های کیفی و عملیاتی خود را به شلمچه اعزام کنند. خیلی سریع بیش از 100 یگان عراق به منطقه آمدند.طی این مدت فقط 25 یگان سپاه در برابر دشمن صف آرایی کردند و بارها با سازمان و جذب نیروی جدید، عملیات را ادامه دادند. روزهای خونینجبهه ایران و عراق به خونین ترین روزهایش رسیده بود و تمام قدرت در طرف در زمین محدود شلمچه به میدان آمده بود. عراق حدود دو سوم استعداد ارتش خود یعنی 180 تیپ را وارد منطقه نبرد کرده بود. می توان گفت شدیدترین و گسترده ترین عملیات در میان 90 عملیات دفاع مقدس، کربلای 5 بوده است. مقدار گازهای ناشی از پرتاب گلوله هادر فضای جبهه به حدی زیاد بود و تنفس را برای رزمندگان مشکل می کرد.در این عملیات 30000 نفر به شهادت رسیده و یا مجروح شدند. سپاه در عملیات کربلای 5 آسیب جدی دید و تعدادی از فرماندهان و نخبگان مانند حاج حسین خرازی، حاج اسماعیل دقایقی، حجت الاسلام میثمی و ده ها شهید دیگر به شهادت رسیدند.حمدانی از فرماندهان عراقی می گوید:بیش از 5000 توپ و تانک در این منطقه بر روی هم آتش ریختند. شما نمی توانستید 10 متر جا پیدا کنید که بمباران نشده باشد. وضعیتی که من دیدم را فقط در فیلم ها دیده بودم.در پایان نبرد کربلای 5، ایران موضع برتر را داشت و توانسته بد خط دفاعی شلمچه را بشکند. آمریکا برای جلوگیری از شکست عراق و سقوط بصره، ناو هواپیمابر جان اف کندی را به خلیج فارس فرستاد. روزنامه های دی ولت، اشپیگل و زوددویچه سایتونگ نوشتند: آمریکا با شش گردان و ششصد هواپیمای جنگی آماده ...

ادامه مطلب  

امامِ انقلابیِ ما کشور را از منجلاب ها بیرون کشید/ امام بزرگوار ما مسیر را عوض کرد و یک تغییر بزرگ انجام گرفت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ در مراسم بیست و هفتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه الله) بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّةالله فی الارضین.اجتماع بسیار عظیم و پرشکوهی است که برای احترام به یاد عزیز امام بزرگوارمان در اینجا تشکیل شده است؛ در بسیاری از مناطق دیگرِ کشور هم شبیه این اجتماع به خاطر یاد امام و به خاطر عشق به امام بزرگوار تشکیل شده.روزهای پایانی ماه پربرکت شعبان است. به گمان زیاد امام بزرگوار از این ماه، بهره ی فراوان معنوی میبردند. قرائن نشان میدهد که آن دل نورانی به برکت این ماه بر نورانیّت خود می افزود. این فِقره ی معروف دعای مناجات شعبانیّه: اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِیآءِ نَظَرِها اِلَیک،(۱) از جملاتی بود که در بیانات امام تکرار میشد؛ مکرّر در سخنرانی به مناسبتهای گوناگون، این فِقره ی از دعا را میخواندند. این نشان دهنده ی این است که این بزرگوار به این مناجات و به این مضامین و به این ایّام بابرکت اُنس داشتند. بنده هم که یک وقتی از ایشان سؤال کردم راجع به دعاها، یکی از دعاهایی که ایشان تکیه کردند بر روی آن و ترجیح میدادند آن دعا را، همین مناجات شعبانیّه بود. فِقرات مهمّی در این دعا هست که از جمله این فِقره است: اِلهی هَب لی قَلباً یُدنیهِ مِنکَ شُوقُه، وَ لِسانًا یُرفَعُ اِلَیکَ صِدقُه، وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنکَ حَقُّه؛(۲) دل پرشوقی که به بارگاه قرب الهی نزدیک میشود؛ زبان صادقی که صدق آن موجب تقرّب به پروردگار میگردد؛ نگاه حق نگری که موجب میشود انسان به خدای متعال نزدیک تر شود. این خصوصیّات در این دعای شریف و در این مناجات، از خدای متعال خواسته شده است؛ اینها برای ما درس است. و امام بزرگوار کسی بود که با این درسها، در همه ی عمر مأنوس بود و به برکت همین اُنس و به برکت همین آشنایی با مراتب حق و حقیقت و تقرّب به پروردگار، خدای متعال این قدرت را به او بخشید که بتواند این حرکت عظیم و ماندگار را انجام بدهد.درباره ی امام بزرگوار میخواهیم حرف بزنیم. یکی از عناوین و اوصافی که درباره ی امام راحل عظیم الشّأن ما، کمتر به کار رفته است و کمتر از این عنوان استفاده کرده ایم، عبارت است از یک عنوان جامع که من این جور تعبیر میکنم: مؤمنِ متعبّدِ انقلابی. ما امام را با صفات متعدّدی همواره توصیف میکنیم امّا این صفت -که ما کمتر امام را با آن توصیف کرده ایم- یک صفت جامع است؛ مؤمن است، متعبّد است، انقلابی است.مؤمن: یعنی مؤمن به خدا است، مؤمن به هدف است، مؤمن به راهی است که او را به این هدف میرسانَد، و مؤمن به مردم است. یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین؛(۳) درباره ی رسول اکرم هم این تعبیر در قرآن آمده است: مؤمن به خدا، و مؤمن به هدف، و مؤمن به راه، و مؤمن به مردم.عبد است، متعبّد است؛ یعنی خود را عبد میداند در مقابل پروردگار؛ این هم صفت بسیار مهمّی است. شما ملاحظه کنید، خدای متعال در قرآن، پیغمبر اکرم را با صفات متعدّدی ستوده است: وَ اِنَّکَ لَعَلَی ٰ خُلُقٍ عَظیم،(۴) فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم؛(۵) و صفات متعدّد دیگر که هر کدام از اینها یک فصل فراوانی از خصوصیّات پیغمبر را بیان میکند؛ ولی آن صفتی که به ما مسلمانها دستور داده شده است که هر روز درباره ی پیغمبر در نمازهایمان تکرار کنیم این است که «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه»؛ این نشان دهنده ی اهمّیّت عبودیّت است؛ عبد بودن آن چنان برجسته است که خدای متعال این صفت را به مسلمانان تعلیم میدهد که در نماز خود، هر روز چند مرتبه تکرار کنند؛ امام دارای این صفت بود، صفت عبودیّت؛ اهل خشوع بود، اهل تضرّع بود، اهل دعا بود؛ مؤمن متعبّد.امّا صفت سوّم، یعنی مؤمن متعبّدِ انقلابی؛ این، آن نقطه ای است که مایلم بر روی آن تکیه کنم و درباره ی آن سخن بگویم. امام، امامِ انقلاب بود.انقلاب یک کلمه است و در دل آن حقایق بی شماری وجود دارد؛ امامِ انقلاب یعنی پیشوای همه ی این خصوصیّاتی که کلمه ی انقلاب متضمّن آن است. قدرتهای مادّی هم که نسبت به امام همواره غضبناک بودند، عصبانی بودند و البتّه میهراسیدند از امام بزرگوار، بیشتر به خاطر این صفت بود: صفت انقلابیگری امام؛ با این خصوصیّتِ او دشمن بودند. امروز هم دشمنان ملّت ایران با خصوصیّت انقلابیگری او خصومت دارند و دشمنند. اساساً قدرتهای مادّی از کلمه ی انقلاب وحشت میکنند؛ از کلمه ی «انقلاب اسلامی» وحشت میکنند، میهراسند، میرَمند. فشارهایی هم که وارد میکنند، به خاطر انقلابیگری است؛ شرح خواهم داد که انقلابیگری متضمّن چه مفاهیم و معانی و خطّمشی هایی است؛ حق دارند که بترسند. فشارها البتّه با بهانه های مختلف وارد میشود؛ گاهی با بهانه ی هسته ای، گاهی با بهانه ی حقوق بشر و بهانه هایی از این قبیل، امّا حقیقت قضیّه عبارت است از همین که دشمنان ملّت ایران و دشمنان ایران اسلامی از خصوصیّت انقلابیگری واهمه دارند و نگرانند. در همین اواخر، در چند ماه قبل از این، یک سیاستمدار آمریکایی گفت: ایران به خاطر انقلاب اسلامی تحریم است؛ اصل تحریم مربوط به انقلاب ۱۹۷۹ -یعنی انقلاب سال ۵۷- است! این یک حقیقت است.علّت چیست؟ چرا با انقلاب مخالفند؟ علّت این است که این کشور بزرگ و پهناور، این کشور پربرکت، این کشور ثروتمند -که هم ثروت طبیعی دارد، هم ثروت انسانی دارد- یکپارچه در قبضه ی قدرت آنها بود، در اختیار آمریکا بود؛ انقلاب آمد آنها را از این کشور بیرون کرد؛ دشمنی با انقلاب به خاطر این است؛ انقلاب آنها را راند. علاوه بر این، الهام بخش دیگران هم شد. انقلاب اسلامی ایران که به وسیله ی مردم این کشور به وجود آمد و ادامه پیدا کرد، الهام بخشِ ملّتهای دیگر شد؛ که این در جای خود بحث مفصّلی است و دلایل بی شماری هم بر آن وجود دارد.امامِ انقلابیِ ما کشور را از منجلاب ها بیرون کشید؛ به وسیله ی انقلاب، کشور را از منجلابهای متعدّدی خارج کرد. جوانهای عزیز ما که دوران قبل از انقلاب را درک نکرده اند، لمس نکرده اند، باید درست دقّت کنند و توجّه کنند که مسئله این است، مسئله ی اساسی این است. اگر یک ملّتی مسئله ی اساسی خود را نداند، گمراه میشود. مسئله این است که انقلاب اسلامی آمد این کشور را از منجلابها نجات داد؛ از منجلاب وابستگی، از منجلاب عقب ماندگی، از منجلاب فساد سیاسی، از منجلاب فساد اخلاقی، از منجلاب حقارت بین المللی. ما گرفتار این چیزها بودیم؛ ما، هم وابسته بودیم، هم تحقیرشده بودیم، هم عقب افتاده و عقب نگه داشته شده بودیم؛ در علم، در اقتصاد، در فنّاوری، در حضور بین المللی، در همه چیز ما را عقب نگه داشته بودند. عوضِ همه ی اینها، ما آقابالاسرِ آمریکایی و انگلیسی داشتیم. آن روزها ما چهار برابر امروز نفت صادر میکردیم؛ جمعیّت کشور هم از نصف امروز کمتر بود، درعین حال اکثر نقاط این کشور از خدمات عمومی دولتی که برعهده ی دولتها است محروم بودند؛ کشور در فقر و عقب افتادگی دست وپا میزد؛ در فساد اخلاقی دست وپا میزد. در همه ی زیرساخت های کشور -راه، آب، برق، گاز، مدرسه، دانشگاه، خدمات شهری- کشور دچار آفت بود، دچار عقب افتادگی و عقب ماندگی بود، دچار تهیدستی بود؛ ثروتهای طبیعی کشور را در اختیار بیگانگان میگذاشتند و دستگاه حاکمه بهره مند میشدند و مردم را یا با فریب، یا با زور و ارعاب، ساکت نگه میداشتند؛ امّا خب دلهای مردم پُر بود، واقعیّات را میدیدند؛ و نتیجه، دنباله روی از آن فریاد ربّانی و الهیِ امام بزرگوار شد که انقلاب را به راه انداخت.امام بزرگوار ما مسیر را عوض کرد و یک تغییر بزرگ انجام گرفت؛ [امام ] مسیر ملّت ایران را تغییر داد، ریل را عوض کرد؛ ما را به سمت هدفهای بزرگ حرکت داد. این هدفها که انقلاب و امام انقلاب، ما را به سمت این هدفها حرکت دادند و جامعه ی ایرانی را به این سمت رهنمون شدند، فوق العاده حائز اهمّیّت است. این هدفها خلاصه میشود در حاکمیّت دین خدا. حاکمیّت دین خدا به معنی عدالت اجتماعیِ به معنای واقعی است، به معنای ریشه کنی فقر است، به معنای ریشه کنی جهل است، به معنای ریشه کنی استضعاف است؛ حاکمیّت دین خدا به معنای برقراری منظومه ی ارزشهای اسلامی است، [به معنای ] ریشه کنی آسیب های اجتماعی است، [به معنای ] تأمین سلامت جسمی و سلامت اخلاقی و معنوی و پیشرفت علمی کشور است، [به معنای ] تأمین عزّت ملّی و هویّت ملّی ایرانی و تأمین اقتدار بین المللی است، [به معنای ] فعّال کردن ظرفیّتهایی است که خداوند در این سرزمین قرار داده است؛ اینها همه در حاکمیّت دین خدا مندرج است و امام ما را به این سمت حرکت داد؛ درست نقطه ی مقابل آن راهی که در رژیم طاغوت ما را به آن سمت میکشاندند و میبردند.خب، این هدفها که قطار جامعه ی اسلامی به برکت انقلاب به سوی آن هدفها حرکت کرد، هدفهای دور از دسترسی هستند، زمان بَرند، احتیاج به گذشت زمان دارند، احتیاج به تلاش دارند، لکن دسترسی به همه ی اینها ممکن است به یک شرط؛ آن شرط این است که قطار در همین ریل پیش برود؛ در ریل انقلاب. امام راه را به ما نشان داد، معیارها و شاخصها را به ما نشان داد، هدفها را برای ما مشخّص کرد و خود او حرکت را آغاز کرد. ما تا امروز به برکت حرکت در جهت انقلاب، دستاوردهای زیادی پیدا کرده ایم امّا هنوز تا آن هدفها فاصله بسیار زیاد است. میتوانیم به آن هدفها برسیم، مشروط بر اینکه این قطار بر روی همین ریل حرکت کند؛ بر روی ریلی که امام، قطار جامعه ی اسلامی را به حرکت درآورد. بعد از رحلت امام، ما هرجا انقلابی عمل کردیم پیش رفتیم و هرجا از انقلابیگری و حرکت جهادی غفلت کردیم، عقب ماندیم و ناکام شدیم؛ این یک واقعیّتی است. بنده در این سالها خودم مسئول بودم؛ اگر تقصیری در این مطلب باشد، متوجّه این حقیر هم هست؛ هرجا انقلابی بودیم، جهادی حرکت کردیم، بر روی آن ریل حرکت کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا کوتاهی کردیم و غفلت کردیم، عقب ماندیم. میتوانیم برسیم به شرط اینکه انقلابی حرکت کنیم و انقلابی پیش برویم.مخاطب این سخن، نسل امروز و نسل فردا و نسل فرداهای بعد است؛ مخاطب این سخن، همه ی ما هستیم؛ مسئولان مخاطبند؛ فعّالان سیاسی، فعّالان فرهنگی، فعّالان اجتماعی، همه مخاطب این سخنند؛ جوانان، دانشگاهیان، حوزویان، پیشه وران، روستاییان، شهریان، همه مخاطب این سخنند؛ همه باید بدانند میتوان این راه را با شیوه ی انقلابی حرکت کرد و آن وقت، پیشرفت قطعی است؛ و میتوان به شیوه ی دیگری حرکت کرد و آن وقت سرنوشت سرنوشت رقّت آوری خواهد بود. امام تعبیر رایجی داشتند، مکرّر در مواردی میگفتند: «اسلام سیلی خواهد خورد». اگر راه را عوض کردیم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد، اسلام هم سیلی خواهد خورد.توجّه بفرمایید(۶) سخن باقی است؛ حرف در این زمینه فراوان و حرفهای لازم زیاد است که من از این فرصت استفاده میکنم و به شما و به ملّت ایران عرض میکنم که عزیزان من! انقلاب، سرمایه ی ممتاز و منحصربه فرد ملّت ما و کشور ما است. برای به دست آوردن انقلاب هزینه داده ایم؛ هزینه های سنگینی هم پرداخت شده است امّا صدها برابرِ آن هزینه ها، منافع وجود دارد؛ این یک تجارت پرسود است برای ملّت. بله، هشت سال جنگ هزینه بود، شورشها هزینه بود، تحریمها هزینه بود -اینها همه هزینه ی انقلاب است- امّا صدها برابر این هزینه ها، سود در این راه وجود دارد؛ هزینه ها و منافع و سودها از اوّل با هم همراه بودند؛ هم هزینه دادیم، هم سود بردیم. در جنگ، جوانان ما رفتند و به شهادت رسیدند امّا ملّت و مجموعه ی جوان کشور دستاوردهای بزرگی را از همان جنگ پرهزینه به دست آوردند. از اوّل، این هزینه ها و منافع با هم همراه بوده اند، منتها هرچه جلو آمدیم، هزینه ها سبک تر و قابل تحمّل تر، امّا منافع کلان تر و بیشتر شده است. امروز روزی است که ما میتوانیم، ملّت ایران میتواند بدون اینکه هزینه ی زیادی را متحمّل بشود، منافع بزرگی را از انقلاب به دست بیاورد؛ امروز این توانایی وجود دارد. انقلاب ریشه دوانده است، درخت نظام اسلامی مستحکم شده است، حقایق بسیاری روشن شده، راهکارهایی به وجود آمده؛ امروز اوضاع برای ملّت ایران روشن تر و زمینه آماده تر و راه هموارتر است از گذشته؛ هزینه هست، باز هم هست امّا هزینه ها سبک تر و قابل دفع تر و قابل اجتناب تر از گذشته است.این نکته ی مهمّی است: این انقلاب با کودتا به وجود نیامد، با حرکت نظامی به وجود نیامد؛ مثل بعضی از انقلابها که یک عدّه افسر نظامی رفتند یک حکومتی را برداشتند، حکومت دیگری به جایش گذاشتند؛ نه، این انقلاب به وسیله ی مردم به وجود آمد؛ با عزم مردم، با نیروی انقلاب مردم، با ایمان مردم به وجود آمد؛ با همین نیرو از خود دفاع کرد، با همین نیرو هم باقی ماند و ریشه دواند. این مردم بودند که نترسیدند؛ این مردم ایران عزیز بودند که ایستادگی کردند و مصداق این آیه ی شریفه شدند: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعُوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایمانًا وَ قالُوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل.(۷) مدام تهدید شدیم، مدام گفتند حمله میکنیم، مدام گفتند تحریم میکنیم، مردم نه از تهدید نظامی ترسیدند، نه از تحریم ترسیدند، نه از تحریم فلج شدند؛ نترس، شجاع، سربلند، حرکت را ادامه دادند؛ از این پس هم باید همین باشد. مردم ما، قشرهای مختلف ما، جوانهای ما، روحانیّون ما، پیشه وران ما، دانشگاهیان ما، محقّقین ما، مسئولان ما، دولتی های ما، مجلسی های ما باید انقلابی بمانند و انقلابی حرکت بکنند -که شاخصهایی را عرض خواهم کرد- و همه انقلابی باشند تا بتوانیم این راه را با موفّقیّت پیش برویم و ادامه بدهیم.این خطا است که گمان کنیم انقلابی فقط آن کسی است که در دوران امام بوده است، یا در دوران مبارزات در کنار امام بوده است؛ نه، بعضی کأنّه این جور خیال میکنند که انقلابیّون آن کسانی هستند که در دوران امام یا در دوران مبارزات یا در دوران حکومت امام بزرگوار حضور داشتند، در کنار امام بودند؛ نه، اگر معنای انقلابی را این بگیریم، انقلابی همین ما پیروپاتال ها خواهیم بود. انقلاب مال همه است؛ جوانها انقلابی اند و میتوانند انقلابی باشند، با آن معیارها و شاخصهایی که عرض خواهم کرد. میتواند یک جوانِ امروز از من سابقه دار در انقلاب، انقلابی تر باشد؛ همچنان که در دوران دفاع مقدّس دیدیم کسانی بودند که جان خودشان را کف دست گرفتند در راه این انقلاب و در راه اِنفاذ(۸) فرمان امام به جبهه رفتند، جانشان را فدا کردند؛ انقلابیِ صددرصد، انقلابی کامل، آنها هستند؛ آنهایی که آماده ی فداکاری اند؛ پس ما نباید انقلابی را منحصر کنیم به یک عدّه ای که در دوران مبارزات با امام بودند یا امام را می شناختند یا در کنار او بودند؛ نه، انقلاب یک شطّ جاری است و همه ی کسانی که در طول تاریخ با این ممیّزات حضور دارند و تلاش میکنند انقلابی اند، ولو امام را ندیدند؛ مثل اغلب شما جوانها.این هم خطا است که ما خیال کنیم اگر گفتیم فلانی انقلابی است، یعنی فلانی افراطی است؛ یا وقتی میخواهیم اشاره کنیم به انقلابی ها و انقلابیّون، تعبیر افراطی را به کار ببریم؛ نه، این خطا است. انقلابیگری به معنای افراطی بودن نیست. این دوگانه هایی که سوغات بیگانه ها و حرف دشمنان ایران است، نباید در ایران و در فرهنگ سیاسی ما جا باز کند؛ آنها تقسیم میکنند مردم را به تندرو و میانه رو. بحث تندرو و کندرو نداریم. انقلابی را میگویند تندرو، غیر انقلابی را میگویند میانه رو! این یک دوگانه ی بیگانه است، آنها اینها را در رادیوهایشان، در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان تکرار میکنند، ما این را نباید تکرار بکنیم. انقلابی، انقلابی است.این هم خطا است که ما از همه ی کسانی که انقلابی هستند، یک نوع عمل انقلابی توقّع داشته باشیم؛ یا یک درجه ی از انقلابیگری توقّع داشته باشیم؛ نه. به قول ما طلبه ها انقلابیگری مقول به تشکیک است. ممکن است یک نفر نسبت به مفاهیم انقلاب و عمل انقلابی بهتر حرکت کند، یک نفر به آن خوبی حرکت نکند امّا در همان راه دارد حرکت میکند. اینکه ما هرکسی خوب حرکت نکرد یا به طور کامل حرکت نکرد را متّهم بکنیم به غیر انقلابی یا ضدّ انقلابی این هم خطا است؛ نه، ممکن است یک نفری صد درجه میزان حرکت او ارزش دارد، یک نفری کمتر ارزش دارد، یک نفری از او کمتر ارزش دارد امّا همه در این راه حرکت میکنند. مهم این است که آن شاخصها تطبیق بکند. مهم شاخصها است. مهم این است که آن کسی هم که با آن شدّت و با آن جدّیّت حرکت نمیکند، شاخصهای انقلابیگری را داشته باشد. اگر این شاخصها وجود داشت، آن وقت طرف انقلابی است، فرد انقلابی، مجموعه ی انقلابی، دولت انقلابی، سازمان انقلابی؛ عمده این است که شاخصها را بشناسیم.برای انقلابی بودن شاخصهایی وجود دارد. من پنج شاخص را در اینجا ذکر میکنم. البتّه بیش از اینها میشود خصوصیّاتی را گفت لکن من فعلاً پنج شاخص برای انقلابیگری ذکر میکنم که ما باید سعی کنیم در خودمان این پنج شاخص را ایجاد کنیم و حفظ کنیم، هرجا هستیم؛ یکی در کار هنر است، یکی در کار صنعت است، یکی در کار فعّالیّت سیاسی است، یکی در کار فعّالیّت علمی است، یکی در کار فعّالیّت اقتصادی و بازرگانی است؛ فرقی نمیکند؛ این شاخصها در همه ی افراد ما ملّت ایران میتواند وجود داشته باشد. پنج شاخص که اینها را شرح خواهم داد [عبارتند از]: شاخص اوّل، پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب؛ شاخص دوّم، هدف گیری آرمانهای انقلاب و همّت بلند برای رسیدن به آنها که آرمانهای انقلاب و اهداف بلند انقلاب را در نظر بگیریم و همّت برای رسیدن به آنها داشته باشیم؛ شاخص سوّم، پایبندی به استقلال همه جانبه ی کشور، استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی -که مهم تر از همه است- و استقلال امنیّتی؛ شاخص چهارم، حسّاسیّت در برابر دشمن و کار دشمن و نقشه ی دشمن و عدم تبعیّت از او، که البتّه باید دشمن را شناخت، نقشه ی او را فهمید و از تبعیّت دشمن سر باز زد -عرض کردیم که قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است؛ من این چند وقت دو سه بار دراین باره صحبت کردم(۹)- شاخص پنجم، تقوای دینی و سیاسی که این بسیار مهم است. این پنج شاخص اگر در کسی وجود داشته باشد، قطعاً انقلابی است؛ حالا درجات انقلابی بودن، همان طور که عرض کردیم، مختلف است. من برای هرکدام از اینها یک توضیح کوتاه و مختصری میدهم.عرض کردیم که شاخص اوّل، پایبندی به ارزشهای مبنائی و اساسی اسلام است. بنده در سال گذشته در همین جلسه راجع به مبانی امام صحبت کردم؛ مبانی اساسی ما اینها است. مبنای اوّل، پایبندی به اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است. اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است، اسلام آمریکایی هم دو شاخه دارد: یک شاخه اسلام متحجّر، یک شاخه اسلام سکولار؛ این اسلام آمریکایی است. استکبار و قدرتهای مادّی از هر دو شاخه پشتیبانی کرده اند و میکنند؛ یک جاهایی آنها را به وجود می آورند، یک جاهایی آنها را راهنمایی میکنند، یک جاهایی آنها را کمک میکنند؛ اسلام ناب در مقابل آنها است؛ اسلام ناب اسلامی است که همه جانبه است؛ از زندگی فردی و خلوت فردی تا تشکیل نظام اسلامی، همه را شامل میشود. اسلام ناب آن اسلامی است که هم تکلیف من و شما را در خانواده با خود و در خلوت شخصی مان معیّن میکند، هم تکلیف ما را در جامعه معیّن میکند، هم تکلیف ما را در قبال نظام اسلامی و ایجاد نظام اسلامی معیّن میکند؛ این اسلام ناب است. این یکی از مبانی است که باید به این پابند بود.یکی دیگر از مبانی، محور بودن مردم است که وقتی ما مردمی بودن را و محور بودن مردم را با اسلام همراه میکنیم، ترکیب آن میشود جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی یعنی این؛ مردم محورند، مقاصد برای مردم است، هدفها متعلّق به مردم است، منافع مال و مِلک مردم است، اختیار در دست مردم است؛ اینها مردمی بودن است: رأی مردم، خواست مردم، حرکت مردم، عمل مردم، حضور مردم و شرافت مردم در نظام جمهوری اسلامی. این یکی از آن مبانی است و به معنای واقعی کلمه باید به این معتقد بود.یکی از آن مبانی اساسی و ارزشهای اساسی عبارت است از اعتقاد به پیشرفت، اعتقاد به تحوّل، به تکامل، و تعامل با محیط، البتّه با پرهیز از انحرافها و خطاهایی که در این راه ممکن است وجود داشته باشد. تحوّل و تکامل؛ هم فقه ما، هم جامعه شناسی ما، هم علوم انسانی ما، هم سیاست ما، هم روشهای گوناگون ما باید روزبه روز بهتر بشود، منتها به دست آدمهای خبره، به دست آدمهای وارد، به دست انسانهای اهل تعمّق و کسانی که اهلیّت ایجاد راه های نو را دارند؛ نیمه سوادها و آدمهای ناوارد و مدّعی نمیتوانند کاری انجام بدهند. به این باید توجّه داشت؛ اینها همه یک صراطی است که چپ و راست دارد؛ از وسط جادّه باید حرکت کرد.حمایت از محرومان؛ یکی از مبانی اساسی و ارزشهای اساسی نظام اسلامی عبارت است از حمایت از محرومان. یکی دیگر حمایت از مظلومان است در هر نقطه ی عالم. اینها ارزشهای اساسی انقلاب است؛ از اینها نمیشود صرفِ نظر کرد. اگر کسی، کسانی یا جریانی نسبت به محرومین بی تفاوت باشد، یا نسبت به مظلومان عالم بی تفاوت باشد، این شاخص در او وجود ندارد.خب، اگر این پایبندی به ارزشهای اساسی وجود داشت -که این شاخص اوّل بود- حرکت، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود و در تندباد حوادث، این حرکت تغییر پیدا نمیکند. [امّا] اگر این پایبندی وجود نداشت، نقطه ی مقابل این پایبندی، عمل گرایی افراطی است؛ یعنی هر روزی به یک طرف رفتن و هر حادثه ای انسان را به یک طرف کشاندن:میکِشد از هر طرف، چون پَر کاهی مراوسوسه ی این وآن، دمدمه ی خویشتن این میشود عمل گرایی؛ هر روزی انعطاف به یک جهت و به یک سمت؛ این منافات دارد با آن پایبندی. در تعبیر قرآنی، این پایبندی به ارزشها را «استقامت» ...

ادامه مطلب  

چگونه مانع از استراق سمع اندروید و گوگل از گوشی خود شویم؟  

درخواست حذف این مطلب
در دورانی که هر دستگاه، میکروفون دارد و این دستگاه ها توسط شرکت هایی ساخته شده که دوست دارند فعالیت های شما را ردگیری کنند، پرسش های فوق بسیار تأمل برانگیز است. بهتر است نگاهی داشته باشیم به برخی از حقایق پشت پرده ضبط مکالمات گوگل و این که چگونه می توانید آن ها را متوقف کنید.چگونه مانع از استراق سمع اندروید و گوگل از گوشی خود شویم؟گوگل از چه راهی گوش می کند؟پیش از این که به این سئوال جواب دهیم به شما توضیح می دهیم که گوگل دقیقا چه چیزهایی از گوشی اندرویدی شما را ثبت و ضبط می کند. اگر روی گوشی تنظیم خاصی وجود دارد که آن را فعال کرده اید، به زبان آوردن ok google باعث می شود تا دستگاه منتظر شنیدن یک فرمان باشد. قبل از این مرحله، گوشی منتظر شنیدن ok google است. اما هر چیزی که درباره آن صحبت می کنید ثبت نمی شود و در گوگل آپلود نمی شود. همین نگرانی در خصوص آمازون اکو هم وجود دارد. ضبط مداوم و پیوسته هر چیزی که دستگاه می شنود باعث ذخیره حجم عظیمی از داده بدون استفاده و غیرمفید می شود.حتی اگر عبارت ok google را فعال نکرده باشید هم چنان می توانید از فرامین صوتی استفاده کنید. آیکون میکروفون در نوار جستجو را لمس کنید یا دکمه هوم را نگه دارید تا google assistant باز شود. در هر دو حالت، از شما تقاضای یک دستور می شود.آن چه که گوگل ضبط می کند فرامین صوتی است که شما به گوشی تان می گویید. مثلا اگر بگویید، “خب، اکی گوگل، جک بلک چند سال دارد؟ گوگل این پرسش را ضبط می کند.چگونه مانع از استراق سمع اندروید و گوگل از گوشی خود شویم؟چگونه به فایل های ضبط شده گوگل گوش کنم؟گوگل برای این که کاربران بتوانند با خدمات این شرکت تعامل گسترده داشته باشند، یک پرتال در اختیارشان می گذارد. یکی از این امکانات ضبط صدای تعاملات شما با گوگل assistant است. برای گوش دادن به آن ها:بیشتر بدانید: اطلاعاتی از نسل سوم گوشی های هوشمند galaxy۱- وارد صفحه google my activity شوید. در این جا هر چیزی مانند ویدیوهای یوتیوب که تازه تماشا کرده اید تا اپ هایی که روی گوشی باز کرده اید را می بینید.۲- از فیلتر استفاده کنید تا فایل های صوتی ضبط شده گوگل نمایش داده شود. در بالای صفحه، زیر نوار جستجو روی filter by date & product کلیک کنید.۳- سپس، تیک گزینه all products در زیر filter by google product را بردارید و مطمئن شوید که تنها گزینه voice & audio تیک خورده باشد.۴- مجددا روی دکمه search کلیک کنید.چگونه مانع از استراق سمع اندروید و گوگل از گوشی خود شویم؟حالا می توانید یک تایم لاین از تمام فایل های صوتی ضبط شده توسط گوگل را ببینید. روی هر کدام که خواستید کلیک کنید تا آن را گوش کنید.چگونه قابلیت “ok google” را روی گوشی خاموش کنیمابتدا، ویژگی شناسایی اکی گوگل روی گوشی را غیرفعال کنید. برای این کار مراحل زیر را دنبال کنید:۱- بخش settings را روی گوشی باز کنید و وارد قسمت google شوید.۲- عبارت search در زیر services را انتخاب کنید.۳- سپس، voice را لمس کنید.۴- چیزی تحت عنوان voice match می بینید. حتی ممکن است به عنوان “ok google” detection لیست شده باشد. آن را لمس کنید.۵- اسلایدر مربوط به say “ok google” anytime را غیرفعال کنید. اگر تمایلی به فعال بودن این امکان در هنگام رانندگی ندارید و قصد خاموش کردن این ویژگی در گوگل مپس و اندروید اتو را دارید باز از همین روش استفاده کنید.چگونه مانع از استراق سمع اندروید و گوگل از گوشی خود شویم؟به محض انجام این کار، دستیار گوگل تنها در صورتی به ok google پاسخ می دهد که اپ گوگل روی گوشی باز باشد. از حالا به بعد، گوگل حتی با کلمات کلیدی ok google هم به شما گوش نمی کند.بیشتر بدانید: چگونه نام آیکن های android را تغییر دهیم؟دسترسی گوگل به میکروفون ...

ادامه مطلب  

دانلود huge enemy: worldbreakers - بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی  

درخواست حذف این مطلب
کلمات کلیدی: دانلود huge enemy: worldbreakers برای ویندوز, دانلود نسخه ویندوز بازی huge enemy: worldbreakers , دانلود دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای ویندوز, دانلود نسخه ویندوز بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی , دانلود huge enemy: worldbreakers برای کامپیوتر , دانلود نسخه کامپیوتر بازی huge enemy: worldbreakers , دانلود دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای کامپیوتر , دانلود نسخه کامپیوتر بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی , دانلود دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای windows , دانلود نسخه windows بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی , دانلود huge enemy: worldbreakers برای windows , دانلود نسخه windows بازی huge enemy: worldbreakers , دانلود دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای pc , دانلود نسخه pc بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی , دانلود huge enemy: worldbreakers برای pc , دانلود نسخه کرک شده بازی huge enemy: worldbreakers برای ویندوز, دانلود نسخه کرک شده بازی huge enemy: worldbreakers برای کامپیوتر, دانلود نسخه کرک شده بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای ویندوز, دانلود نسخه کرک شده بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای کامپیوتر, دانلود نسخه کم حجم بازی huge enemy: worldbreakers برای ویندوز, دانلود نسخه کم حجم بازی huge enemy: worldbreakers برای کامپیوتر, دانلود نسخه کم حجم بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای ویندوز, دانلود نسخه کم حجم بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای کامپیوتر, , download huge enemy: worldbreakers for windows, download huge enemy: worldbreakers for pc, download huge enemy: worldbreakers game for windows, download huge enemy: worldbreakers full dlc, download huge enemy: worldbreakers free, download huge enemy: worldbreakers cracked, huge enemy: worldbreakers direct download link, huge enemy: worldbreakers crack, huge enemy: worldbreakers keygen, huge enemy: worldbreakers patch, huge enemy: worldbreakers serial, huge enemy: worldbreakers license, huge enemy: worldbreakers torrent, nhkg,n fhcd huge enemy: worldbreakers, دانلود huge enemy: worldbreakers, داونلود, دانلد, بازی huge enemy: worldbreakers, گیم huge enemy: worldbreakers, کرک huge enemy: worldbreakers, شماره سریال, کیجن, لایسنس رایگان, لایسنس, دانلود بازی huge enemy: worldbreakers برای ویندوز, دانلود بازی huge enemy: worldbreakers برای کامپیوتر, دانلود بازی huge enemy: worldbreakers برای pc, دانلود گیم huge enemy: worldbreakers, دانلود رایگان بازی huge enemy: worldbreakers, دانلود بازی huge enemy: worldbreakers با لینک مستقیم, دانلود رایگان بازی huge enemy: worldbreakers با لینک مستقیم, داونلود بازی huge enemy: worldbreakers, دانلد بازی huge enemy: worldbreakers, دریافت huge enemy: worldbreakers, download دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, crack دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, keygen دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, patch دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, serial دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, دانلود دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای ویندوز, بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی برای کامپیوتر, کرک دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, دشمن بزرگ: شکننده های جهانی فول لایسنس, شماره سریال دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, کیجن دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, دریافت لایسنس رایگان دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, لایسنس دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, دانلود بازی دشمن بزرگ: شکننده های جهانی, داونلود دشمن بزرگ: ش ...

ادامه مطلب  

نگاهی به مفهوم حجم رنگ و اهمیت آن در کیفیت تصویر تلویزیون  

درخواست حذف این مطلب
انجمن معتبر آزمایش و گواهی ورباند دوچر الکترونیکر (vde) اخیرا گواهی «توانایی تولید ۱۰۰ درصد حجم رنگ» را برای سری ۲۰۱۷ تلویزیون های qled سامسونگ صادر کرد. این گواهی که برای اولین بار برای یک تولیدکننده تلویزیون صادر می شود نشان می دهد که حجم رنگ با سرعت در حال تبدیل شدن به روشی کارآمد برای اندازه گیری دقت نمایش رنگ است.حجم رنگ به شکل نمایشی سه بعدی تعریف می شود که نشان دهنده ظرفیت بازتولید رنگ در یک نمایشگر در تمامی سطوح روشنایی آن است، معیاری که می تواند تضمین کند تصاویر به همان شکل مورد نظر تهیه کننده، در تلویزیون نمایش داده شود. اما وجه تمایز حجم رنگ با دیگر استانداردهای رنگ چیست؟ در ادامه نگاهی خواهیم داشت به این معیار جدید رنگ.نگاهی به مفهوم حجم رنگ و اهمیت آن در کیفیت تصویر تلویزیوناز sdr تا hdr اندازه گیری دقت رنگبسیاری از استانداردهای رنگ که در دوران تلویزیون های crt تعریف شده اند از روشنایی منسوخ ۱۰۰ نیت استفاده می کنند و در این میزان روشنایی، بسیاری از نمایشگرها نمی توانند تصاویر را با رنگ های دقیق نمایش دهند.اما اخیرا و با معرفی اولین سری تجاری از تلویزیون های hdr توسط شرکت سامسونگ در سال ۲۰۱۵، میزان روشنایی تا حد زیادی افزایش یافته و امکان نمایش سفید و سیاه را بصورتی واقع گرایانه تر فراهم کرد و با گسترده تر شدن بازه رنگ، تصاویر به جسم واقعی نزدیک تر شدند. این بازه جدید رنگ را دامنه دینامیکی بالا (hdr) و بازه قدیمی را دامنه دینامیکی ...

ادامه مطلب  

درک مفهوم بصیرت افزایی مانع از نفوذ دشمن می شود/ عدم مشارکت در انتخاتات موجب تضعیف نظام می شود  

درخواست حذف این مطلب
سید حمزه میرتقی گفت: عدم شناخت و درک مفهوم بصیرت افزایی با ورود دشمن در عرصه های اجتماعی فرهنگی و سیاسی برابر است. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از فردیسان سید حمزه میرتقی شامگاه روز گذشته (پنج شنبه) در همایش افرایش بصیرت سیاسی و دینی در مسجد قمر بنی هاشم(ع) مشکین دشت گفت: عدم شناخت و درک مفهوم بصیرت افزایی با ورود دشمن در عرصه های اجتماعی فرهنگی و سیاسی برابر است. وی در ادامه افزود: عدم وجود بصیرت دینی و سیاسی موجب می شو دشمن با حربه های مخفیانه اهداف خود را با تاثیر بر افکار اقشار مختلف جامعه پیش ببرد. سردار میرتقی با تاکید بر سخ ...

ادامه مطلب  

گزارش فارس از هیجدهمین اجلاسیه بسیج اساتید نیازی نیست اروپا درباره مسائل دفاعی به ما مشاوره دهد/ مشکلات کشور راه حل های ۳ ماهه دارد نه ۳ ساله  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، هجدهمین اجلاس سراسری بسیج اساتید با حضور گسترده اساتید بسیجی از دانشگاه های مختلف کشور در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد و صدها نفر از اساتید بسیجی کشور امروز با حضور در اجلاس سراسری بسیج اساتید پیرامون مسائل مهم کشور به گفت وگو پرداخته و پای سخنان جمعی از مسئولان و شخصیت های سیاسی کشور نشستند.آیت الله مصباح یزدی: نگرانیم عوامل مثبت جامعه تضعیف شود/ جوانانی تربیت شده اند که مایه افتخار تاریخ هستندآیت الله محمّدتقی مصباح یزدی، رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم، در این اجلاس، بسیج را یک حرکت فراگیر اجتماعی دانست و اظهار داشت: بسیج یعنی سرعت و جدیت در کار، بسیج حرکتی است با سرعت و شتاب برای رسیدن به اهداف که اعضای بسیج دارند.وی ادامه داد: اولین هدف از تشکیل بسیج دفاع بود، ابتدا دفاع نظامی و بعد دفاع در صحنه های دیگر، مانند صحنه های علمی و فرهنگی.رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) افزود: انقلاب ما بر خلاف انقلاب های دیگر پسوندی دارد با عنوان اسلامی، که این پسوند انقلاب ما را از انقلاب های دیگر ممتاز می کند. مهمترین هدف هم همین است و سایر اهداف در سایه آن قرار دارد و اگر بعد اسلامی را از انقلاب حذف کنیم می شود مانند انقلاب های دیگر دنیا.آیت الله مصباح یزدی تصریح کرد: جمهوری اسلامی یک ترکیب خاص است و این جمهوری با جمهوری های دیگر فرق دارد چون قالبش اسلامی است.وی تأکید کرد: کسانی می گفتند جمهوری و اسلامی در کنار هم قرار نمی گیرند، وقتی بحث رفراندوم برای جمهوری اسلامی مطرح شد عده ای هم می گفتند که بگوییم جمهوری دموکراتیک اما امام اصرار داشت جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد.رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خطاب به اساتید بسیجی در اجلاس تصریح کرد: اساتید دانشگاه باید نکات مثبت را در جامعه رواج دهند و سعی کنند عوامل منفی را هم از جامعه دور کنند. باید ببینیم در چهل سال گذشته وظایف ما درست انجام شده یا نه. در جهت عوامل مثبت پشرفت های بزرگی شده، جوانانی در دانشگاه تربیت شده اند که مایه افتخار تاریخ هستند ولی نگرانی ما این است که عوامل مثبت رو به ضعف برود و عوامل منفی رو به شدت. البته این نگرانی باید باشد وگرنه به مشکل می خوریم.آیت الله مصباح در ادامه به وظایف علما و اساتید در شرایط کنونی اشاره کرد و افزود: مشکلات و دردهایی وجود دارد و هرکسی که در جامعه مسئولیت دارد باید با پشتکار و تعهد خود برای حل مشکلات کشور تلاش کند.وی یادآور شد: کمترین دوره ای وجود دارد که این همه دشمن و دشمنی علیه مسلمین وجود داشته باشد، آن هم با ابزارهای مختلف. در میان آنها دشمنانی هم وجود دانرد که در اقتصاد، سیاست و امور نظامی به عهد خود وفادار نیستند و حتی به بیماران ما هم دارو نمی دهند.آیت الله مصباح یزدی خاطرنشان کرد: به این دلیل این دشمنی ها وجود دارد که یک ملت می خواهد برای سعادت ابدی خود مسیری را طی کند و دشمنان مخالف این هستند.استاد برجسته حوزه علمیه یادآور شد: وظیفه اساتید چنین زمانی افزایش می یاید و باید تلاش بیشتری انجام شود. وی گفت: ما هر جایی در برابر دشمن از خود ضعف نشان دادیم به مشکل خوردیم و اینجاست که باید برگردیم و ببینیم که درست عمل کرده ایم یا نه.آیت الله مصباح یزدی تصریح کرد: معمولا گفته می شود که بالاترین هدف از حرکت اجتماعی، برپایی عدالت در جامع است اما امام کلمه الله را هدف بالاتری می دانست، پس کلمه الله از عدالت هم بالاتر است.وی افزود: انسان باید بداند مسیری که انتخاب کرده به کجا میرسد و در این راه دو عنصر دانستن و خواستن باید مورد توجه قرار گیرد.مصباح یزدی تاکید کرد: ما اگر بخواهیم جامعه اسلامی پیشرفت کند باید معرفت جامعه و دانستنی های آنها را بالا ببریم و البته اینکه اراده قوی هم باید باشد.وی گفت: هدف اصلی انقلاب اسلامی، اسلام است و اگر اسلام را حذف کنیم، ارزش اصلی خود به عنوان جهاد را از دست می دهد.سردار غیب پرور: وقتی می گوییم دولت راه را برای کمک بسیج باز کند، تعارف نمی کنیمسردار غلامحسین غیب پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین در این اجلاس با اشاره به دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی گفت: ما در فرآیند سوم از انقلاب اسلامی هستیم و پیروزی انقلاب و استقرار حکومت اسلامی را پشت سر گذاشته ایم.وی ادامه داد: ما اگر گام اول را پشت سر گذاشتیم، دوگانه بعد یعنی اسلامی کردن جامعه و تشکیل حکومت اسلامی کار سختی نیست. انقلاب اسلامی پیشرفت های بسیاری داشته و ایستادگی مردم در جنگ ۸ ساله نمونه ندارد.سردار غیب پرور وجود ولایت فقیه را در دیگر کشورها بی مانند دانست و گفت: جنس انقلاب جنس پیشرفت برای مردم مظلوم جهان است و از سوی دیگر برای کسانی که با انقلاب رابطه خوبی ندارند ترساننده است، این عده چهار دهه است که با انقلاب به دشمنی ها پرداخته اند و دشمنی شان همچنان ادامه دارد.رئیس سازمان بسیج مستضعفین افزود: انقلاب اسلامی پیشرفت های بسیاری داشته که یکی از ابعاد آن در حوزه علم و فناوری است.سردار غیب پرور پیشرفت های کشور را نعمت بسیار بزرگی دانست و اظهار داشت: ما قبل از انقلاب ۱۷۰ هزار دانشجو داشتیم و امروز حدود ۵ میلیون دانشجو داریم و نرخ با سوادی از ۴۲ درصد به ۹۰ درصد رسیده است. ۲ در صد علم جهان در ایران تولید می شود و ۲۰۰ دانشمند ایرانی از برترین دانشمندان جهان هستند. در جمع ۳ کشور برتر جراحی مغز و اعصاب هستیم و در بسیاری از مسابقات علمی جهان جوانان ما مدال کسب می کنند.وی ادامه داد: بسیج یکی از برکات انقلاب اسلامی ایران است و رهبری بسیج را کلید طلایی حل مشکلات کشور می دانند. ما هرکسی که دلداده انقلاب اسلامی است و کشورش را دوست دارد بسیجی می دانیم، رهبر معظم انقلاب و فرمانده ارتش و همه بزرگان نیز خودشان را بسیجی می دانند.سردار غیب پرور گفت: اگر ادعا داریم بسیج کلید حل مشکلات کشور است باید قد بکشیم. بسیج برای برون رفت از مشکلات صنعت و کشاورزی حرف و برنامه دارد. ما برای حل مسائل اعلام آمادگی کرده ایم چراکه شرایط فعلی کشور تعارف بردار نیست، جنگ اقتصادی مشخص است و تنها کسی این را نمی بیند که خواب باشد یا خود را به خواب زده باشد.وی ادامه داد: برخی می گویند مشکلات کشور راه حل سیاسی دارد، این حرف ها بوی بحث مذاکره را می دهد! مذاکره با چه کسی؟ کسی که دستش به خیانت آلوده است؟ در ارتش جنگنده کوثر می سازیم و از معدود کشورهای سازنده این حوزه هستیم، دلیل آن است که در ارتش خود باوری هست و دلال و افراد فاسد هم وجود ندارد. بیاید از اقیانوس عظیم بسیج و اساتید بسیجی استفاده کنیم.رئیس سازمان بسیج مستضعفین گفت: ما با بخش کوچکی از دولت تعامل برقرار کرده ایم اما مثل قطره و اقیانوس است. باید از ظرفیت های داخلی برای حل مشکلات کشور استفاده کرد.وی ادامه داد: اولین قدم برای حل مشکلات شناخت میدان عمل است و گام بعدی شناخت و بهره برداری از داشته های انسانی، مادی و معنوی است. البته آسیب هایی هم هست که بخش عمده آن مشکلات مدیریتی است و بخش دیگر شرکت های خصوصی غیر دولتی است.سردار غیب پرور با اشاره به اقدام بسیج در کشف محل های احتکار کالا گفت: در مسئله احتکار خودمان به هم رحم نمی کنیم، در یک استانی یک آقایی ۹۰ تن شکر را در انبار احتکار کرده بود، یا در همین مساله پوشک یک نفر ۶۰ میلیارد تومان پوشک را احتکار کرده بود، چرا این رفتارها رخ می دهد؟ چرا این کار را می کنید بی انصاف ها؟ گرانی، تورم و احتکار مسائلی است که بخش خصوصی هم در آن نقش دارند.وی در پایان تاکید کرد: باید باور کنیم که انقلاب اسلامی راهی است برای رشد و تعالی بشر در جهان، البته تحقق آن زحمت دارد و باید تلاش کرد. ما مطمئن هستیم که با امید و خود باوری می توان بر مشکلات غلبه کرد.* نیازی نیست اروپا درباره مسائل دفاعی به ما مشاوره دهد/ راه حل مشکلات کشور مقابله با نفوذی هاسترئیس سازمان بسیج مستضعفین همچنین در حاشیه این اجلاس در پاسخ به سوالی در مورد رفتار اروپا در قبال کشورمان گفت: هیچ دولت بیگانه ای حق ندارد به ما «باید و نباید» بگوید.وی تصریح کرد: ما روی پای خودمان ایستاده ایم و سیاست های ما را مسئولان نظام مشخص می کنند و درباره مسائل دفاعی کشور نیازی نیست که اروپا به ما مشاوره دهد، زیرا مسیر ما کاملاً مشخص است و بهتر است آنها هم کاملاً کوتاه بیایندرئیس سازمان بسیج مستضعفین در مورد بازگشت دوباره تحریم ها گفت: تحریم های دشمنان چهل سال است که برقرار است، البته شدت و ضعف داشته است. وی تصریح کرد: می پذیریم که تحریم ها اخیراً شدت داشته و مردم تحت فشار هستند، ولی این را باید بدانیم که در مقابل دشمن بایستیم، دشمن به کمتر از اضمحلال انقلاب راضی نیست.غیب پرور گفت: ما باید در داخل کشور به خودمان بیاییم؛ مشکلات کشور راه حل دارد و نباید بگذاریم روی هم انباشته شوند.وی افزود: راه حل مشکلات کشور، اعتماد به نیروهای انقلاب و اقدامات جهادی، انقلابی و جلوگیری از نفوذی هاست.غیب پرور در پاسخ به سوالی درباره دخالت نهادهای انقلابی در کار دولت گفت: اگر این را نگویند ما به خودمان شک می کنیم؛ با این حرف ها ما یقین می کنیم مسیرمان درست است؛ وقتی می گوییم بسیج برای حل مشکلات طرح دارد، ادعا نیست، ما در بخش های مختلف طرح داریم، بیایند بشنوند و اگر نخواستند نپذیرند.وی عنوان کرد: ما بسیج هستیم و وظیفه پاسداری از انقلاب را داریم و دخالت در کار دولت معنایی ندارد.رئیس سازمان بسیج مستضعفین در پاسخ به سوال دیگری درباره اینکه آیا امکان جنگ وجود دارد؟ گفت: وقتی مقام معظم رهبری می گویند احتمال جنگ وجود ندارد، یک پشتوانه قوی پشت سخنان ایشان است؛ به دلایل مختلف جنگ نخواهد شد و محال است، آمریکا هم دنبال جنگ نیست و اگر حرف آن را می زند، بلوف می زند.* قضات انقلابی، اساتید بسیجی و خادمان گمنام جمهوری اسلامی ایران تجلیل شدنددر این همایش که با حضور آیت الله مصباح یزدی، سردار غلامحسین غیب پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین، محمدباقر قالیباف شهردار سابق تهران و مجتبی زارعی رییس سازمان بسیج اساتید کشور برگزار شد؛ از خدمت گزاران گمنام جمهوری اسلامی ایران تقدیر شد.همچنین در بخش دیگری از مراسم از دو نفر از اساتید بسیجی و دو نفر از قضات شجاع و انقلابی که در مبارزه با فساد اقتصادی نقش داشتند، هم تقدیر شد.هجدهمین اجلاس سراسری سازمان بسیج اساتید کشور با عنوان بسیج اساتید و آغاز دوره تمدنی انقلاب اسلامی در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد.رستمی: دانشگاه سنگری در مقابل توطئه های دشمنان استحجت الاسلام رستمی رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در ادامه این مراسم گفت: در دوره ای قرار داریم که شاید پیچیده ترین هجمه ها نسبت به جامعه و کشور ایران صورت می گیرد و جنگ نظامی٬ سیاسی٬ اقتصادی و فشار دیپلماتیک، جای خود را به جنگ کانونی داده و دشمنان با استفاده از سلاح القای ناتوانی و ایجاد بی اعتمادی به جامعه علیه ما تلاش می کنند.رستمی یادآور شد: دشمن به دنبال ایجاد ناامیدی در جامعه است و در این شرایط سنگری که انتظار است مدافع جامعه باشد دانشگاه است.رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در ادامه خطاب به اساتید بسیجی افزود: دانشگاه در تمام ادوار محل خلق حماسه های دفاع از کشور بوده است و شما، بسیجی بودن را در خودباور کرده اید.وی ادامه داد: اساتید دانشگاه باید برای سال تحصیلی پیش رو، در برابر دشمنی که گفته ۴۰ سالگی انقلاب نباید دیده شود، مقابله کنید.وی افزود: دشمن بارها آرزوهای خود برای نابودی نظام را به گور برده و نظام با سرافرازی به حیات خود ادامه داده است٬ البته شرط این امر مقاومت و ایستادگی اهل حق است.رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها با بیان اینکه خداوند وعده نصرت به مجاهدان داده است عنوان کرد: استادان باید محل مراجعه دانشجویان باشند٬ شما باید امید به آینده را نشان دهید.قالیباف: مشکلات کشور راه حل های ۳ ماهه دارد نه ۳ ساله/ شعار «پوشک ـ موشک» جنگ روانی دشمن استمحمّدباقر قالیباف، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، امروز(چهارشنبه ۱۴ شهریور) در هجدهمین اجلاس سراسری بسیج اساتید که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد، گفت: ما به دنبال دشمن تراشی برای خود نیستیم بلکه به دنبال صراط مستقیم قرآن و اسلام هستیم و این ذات انقلاب اسلامی است، و وقتی چنین نگاهی داشته باشیم، حتماً تهدید و تحریم هست تا ما را از صراط مستقیم دور کنند.وی افزود: ما به دنبال یک حیات معنوی برخاسته از فرهنگ اسلامی هستیم و امروز می بینیم که در دو عرصه با ما می جنگند؛ یکی اقتصادی و دوم عرصه رسانه ای و جنگ روانی. هدفشان هم منصرف کردن ما از آرمانهای انقلاب است.قالیباف با بیان اینکه دشمن می خواهد با دستاویز قرار دادن برخی ناکارامدی ها ما را از آرمان های انقلاب دور کنند، اظهار داشت: امروز با افتخار باید از آرمان های انقلاب اسلامی دفاع کنیم. چرا باید در برخی محیط ها و نشست ها بشنویم که ما نسبت به آرمان طلبی خود و استقلال و عزّت امروز خود پاسخی نداریم.عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: امروز در همین کشورهای اطراف، دولتها با یک اخم و بالا و پایین کردن عوارض تغییر می کنند. امروز با یک توییت استقلال کشورها در معرض تهدید قرار می گیرد.وی افزود: کجای دنیا این گونه است که افراد در هر سطحی هر حرفی بخواهند بگویند، حتی برخی تهمت می زنند و دروغ می گویند به گونه ای که به نظر می رسد گاهی آزادی در ایران به هرج و مرج نزدیک می شود.قالیباف با بیان اینکه اسلام سیاسی امام راحل، امت اسلامی را آنچنان انسجامی بخشید که در جنگ های ۳۳روزه و حوادث عراق و سوریه ، برنامه های آمریکا را بر هم زدند، تصریح کرد:امام راحل می گفتند که دور کردن غربزده ها از کشور کار سختی است. چرا در چهل سالگی با افتخار کارنامه خود را بالا نبریم و نگوییم که در این حوزه ها عالی بوده ایم؟وی ادامه داد: هر چالشی که امروز در کشور داریم در حوزه کارکردهاست و ربطی به آرمان های انقلاب ندارد.شهردار اسبق تهران با بیان اینکه دشمن برای وارد کردن فشار روحی- روانی می کوشد از این ناکارآمدی ها بهانه تراشی کند و مردم را ناامید کند، اظهار داشت: این شعار «پوشک،موشک» یک جنگ روانی است که بگویند مردم اینها پول برای موشک دیگران را دارند اما برای پوشک کودکان شما ندارند.قالیباف ادامه داد: ما در این چهل سال هم به تکلیف عمل کردیم و هم نتیجه محور بودیم، اما در مرحله دولت سازی درجا زده ایم، منظورم هر سه قوه است.وی خاطرنشان کرد: در حوزه عملکردی دو ضعف جدی داریم؛ یک ضعف ساختاری و دو ضعف مدیریتی که دومی در اولویت است.عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه امروز گرفتار جنگ اقتصادی هستیم و ارز هر روز یک قیمت دارد، تصریح کرد: اگر مقایسه ای با دهه اول انقلاب انجام دهیم می بینیم که آن زمان هم خیلی شرایط قابل پیش بینی نبود.قالیباف ادامه داد: مشکلات کشور راه حل های روشن دارد؛ راه حل هایی که وعده نمی دهد که سه سال بعد آثارش مشخص شود بلکه راه حل هایی که سه ماه بعد مردم تاثیر آن را ببینند.وی تصریح کرد: می توان کاری کرد که قیمت ارز در یک نقطه متوقف شود. آیا واقعاً تأمین کالاهای مورد نیاز مردم شدنی نیست؟ آیا پوشک مورد نیاز را نمی توان تأمین کرد؟ آیا در کوتاه مدت نمی توان راهی برای جلوگیری از له شدن خانواده های ضعیف تدوین کرد؟قالیباف افزود: البته که می شود نهایتاً تا آخر همین امسال حداکثر راه حل هایی برای سامان دادن وضع موجود تدوین کرد.وی با بیان اینکه در بانکها بیش از ۴۰۰ میلیون حساب وجود دارد در حالی که جمعیت ما ۸۰ میلیون است، خاطرنشان کرد: بیش از ۷۰ درصد سودهای سپرده های بانکی به ۴ درصد از مردم صاحبان حسابها تعلق می گیرد.قالیباف ادامه داد: از یک جوان تولیدکننده مالیات می گیریم اما از سودهای لجام گسیخته به چند درصد مالیات اخذ نمی شود.عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: در مالیات، صادرات، واردات، قاچاق کالا و... تا آخر عمر همین دولت می توان ساماندهی انجام داد.شهردار سابق تهران با بیان اینکه ۴ درصدی ها هم قادرند قانون بنویسند و هم مصوبه تصویب کنند، تصریح کرد: آن ها می توانند ۲۵۶ میلیون یورو ارز دولتی بگیرند و در بازار آزاد بفروشند و به هیچکس هم پاسخگو نباشند.قالیباف ادامه داد: همه اینها در کوتاه مدت قابل اصلاح است. یکی از راه ها سوق دادن نقدینگی به سمت طرح های نیمه تمام مزیت دار است.وی افزود: با همه فشارها و تحریم ها قادریم که در سال ۱۴۰۰ یک ثبات ایجاد کنیم. من این بحث را مکتوب کرده ام و برای دوستانی که لازم بود فرستادم.وی ادامه داد: اما چرا این ساماندهی انجام نمی شود؟ چون یک نگاه است که می گوید اقتصاد راه حل سیاسی دارد.عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: امروز وظیفه ما و هرکسی که ایران و اسلام دوست دارد این است که از دولت برای حل مشکلات اقتصادی حمایت کنیم . بنده که مواضع سیاسی ام نسبت به این دولت شفاف و روشن بوده است ، اما باید همه دست به دست هم دهیم و این دولت را کمک کنیم و نباید رفتار سیاسی کنیموی اظهار داشت: اما دولت باید واقعا دنبال راه حل اقتصادی برای مشکلات کشور باشد ، نه اینکه در ظاهر به دنبال راههای اقتصادی باشد اما در واقع راه حلهای سیاسی را دنبال کند.شهردار سابق تهران اضهار داشت: ما نباید مثل کسانی باشیم که یک زمان از دولت حمایت می کنند و زمانی که دولت در فشار است دست از حمایت می کشند، این جوانمردی نیست.زارعی در اجلاس سراسری بسیج اساتید:آموزش های کنونی در دانشگاه ها تولید مهارت نمی کند/بسیج اساتید همکار انتقادی دولت است مجتبی زارعی رییس سازمان بسیج اساتید در هجدهمین اجلاس سراسری بسیج اساتید با اشاره انتصاب خود در این سازمان خطاب به سردار غیب پرور گفت: پارسال در چنین روزی شما این امانت را به این بسیجی کوچک سپردید از آن رو تا کنون با اینکه فرصت محدود بود به آنچه در حکم رهبر فرزانه انقلاب اسلامی برای جنابعالی به عنوان فرمانده بسیج مستضعفین آمده هم به مقوله اثربخشی و تحول خواهی، توجه کردیم.وی ادامه داد: هیچ ایرانی ای نیست که اهمیت نقش بسیج سازندگی را در این وانفسای بروکراتیک روابط خشک اداری نداند و آن در زیر مجموعه بسیج مستضعفین در هر کوی و برزن ایفای نقش می کند.زارعی تصریح کرد: اساتید بسیجی در دانشگاه بدون تعجیل، بدون تندروی و با متانت علمی و بدون سلایق سیاسی و جناحی گذشته سازمان را در یک کار علمی مورد بررسی قرار دادند و به یک روش شناسی رسیدند، که دوران پسا 40 سالگی انقلاب را در دهه پنجم انقلاب چگونه طی کنند.وی ادامه داد: ما از چیستی و کیستی بسیج اساتید پرسش کردیم، پرسش انتقادی! به مفهوم سنجش وضع موجو و امکان های رو به جلو. در برخی حوزه ها جهت ها را تغییر دادیم، در برخی حوزه ها اصلاح روشی داشتیم و در برخی حوزه ها به امور نوپدید وارد شدیم.زارعی در ادامه با اشاره به چند رابطه گفت: روش شناسی تولید قدرت از رابطه هاست و به همین دلیل باید به چند رابطه مهم توجه کنیم، مانند رابطه استاد و علوم انسانی، استاد و جامعه، بسیج اساتید و جامعه، استاد و استاد، استاد و دانشجو، استاد و مسجد، رابطه استاد و دولت، رابطه نسبت استاد و بین الملل، نسبت استاد و تولید مقاله در مجلات و نسبت استاد و تشکیلات.وی تاکید کرد: اگر از رابطه این نسبت ها به نفع انقلاب و ایرانیان و علاقمندان به جمهوری اسلامی در جهان تولید قدرت نشود ما صحنه را به دیگری واگذار خواهیم کرد.رئیس بسیج اساتید درباره رابطه استاد و علوم انسانی ادامه داد: در این رابطه بسیج اساتید کار گذشتگان را تکمیل می کند و از ادامه بحث آیا علوم انسانی اسلامی امکان دارد یا نه؟ امتناع می کند.زارعی گفت: دبیرخانه ای با عنوان علوم انسانی اسلامی در مسیر شدن اتفاق خواهد افتاد. دانشگاه امروز میزبان فقیه فیلسوف و فیلسوف اجتماعی با نام آیت الله مصباح است که تولید قدرت و تولید علم کرده است. شبه روشنفکران خیال می کنند می توانند ما در بحث امکان و امتناع نگاه دارند!وی در ادامه با اشاره به نسبت بسیج اساتید و دانشگاه تصریح کرد: ما می خواهیم این نسبت را از مناسبت زدگی صرف تغییر دهیم و به متن آموزش و پژوهش وارد شویم.رئیس بسیج اساتید درباره نسبت استاد و جامعه هم افزود: مقالات استاد و پایان نامه ها باید مانند رویکردی که بسیج پر افتخار در حوزه سازندگی انتخاب کرده در حوزه علم هم باید به رویکرد حل مسئله برسد و گرهی را از مشکلات مردم باز کند. استاد جامعه باید این رابطه صرف با پژوهش های توصیفی را تغییر دهد.زارعی در مورد رابطه استاد با نهاد سیاست گذار هم یادآور شد: استاد بسیجی مستمع صرف در برابر سیاست گذاران علم نخواهد بود، ما از سیاستگذاری علم در کشور هم مطالبه داریم و هم از شورای عالی انقلاب فرهنگی و هم از وزارت علوم ضمن همراهی و پشتیبانی از رویکرد حل المسائلی گلایه داریم و شاکی هستیم که نسبت تحقق نقشه های علمی کشور را به رویکرد مردم پسندانه و خداپسندانه بسیج و بسیج اساتید نزدیک نمی کند و مطالبات خود را آغاز خواهیم کرد.رئیس سازمان بسیج اساتید اظهار داشت: ما رقیب دولت نیستیم اما مستمع هم نیستیم ما همکار انتقادی دولت هستیم. البته تنها انتقاد هم نمی کنیم بلکه تجویز راه حل کردیم.وی درباره نسبت استاد و مسجد ادامه داد: اساتیدی که اینجا هستند در محلات خود از موضع علم و تخصص خودشان می خواهند به مردم خدمت کنند.زارعی درباره رابطه استاد و آموزش گفت: ما به نسبت آموزش و آمایش در کشور به شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت علوم انتقاد داریم چون آموزش مهارت تولید نمی کند، ما نسبت آموزش را در بسیج اساتید آموزش به ماهو آموزش شروع نمی کنیم و ادامه نخواهیم داد. در جنگ نرم و ...

ادامه مطلب  

راهبرد جایگزین اعتمادسازی برای اروپا/ پاسخ گویی موردی وزرا به مجلس جوابگو نیست  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، جنگ تمام عیار دشمن در چند جبهه علیه جمهوری اسلامی ایران مراحل جدیدی را آغاز کرده است. بر این اساس صرفاً تکیه بر جنگ اقتصادی پاسخگوی مقابله همه جانبه با دشمن نخواهد بود بلکه این مقابله، سازوکاری هدفمند، هماهنگ و قدرتمند را می طلبد که غفلت از آن منجر به ایفای نقش انفعالی در زمین او می شود. ضروری است که با اقدامات پیش دستانه و برملا کردن اهداف پشت پرده دشمن، قدرت مانور را از او گرفت. دشمن در جنگ اقتصادی پایه های استحکامات معیشتی مردم را سست و در جنگ روانی افکار جامعه را متزلزل و در جنگ فیزیکی نیروهای فریب خورده را به میدان آشوب و بلوا می کشاند.ابراهیم کارخانه ای رئیس کمیته هسته ای مجلس نهم بر این باور است که می بایست برای مقابله با هر یک از تاکتیک هایش قرارگاهی ویژه متشکل از کلیه عوامل ذیربط در عالی ترین سطح تشکیل و با تعمیم آن در کلیه سطوح کشوری و دمیدن روح ملّی و حماسی مقابله با دشمن در افکار عمومی، عوامل استحکام بخشی به سنگرهای دفاعی اقتصادی سیاسی و فرهنگی کشور، موجبات ناامیدی دشمن را فراهم کرد.متن گفت وگو با این عضو کمیسیون انرژی مجلس نهم را در ادامه می خوانید.به نظر شما امروز دشمن در هر سه جبهه اقتصادی، سیاسی و روانی علیه کشورمان به یک اندازه نیرو صرف کرده است؟کارخانه ای: نه. قوی ترین سلاح دشمن که آتش تهیه جنگ را فراهم می کند، جنگ روانی و رسانه ای است؛ اگر با سد کردن راههای نفوذ و استحکام بخشی به افکار عمومی مردم، دشمن در این جبهه زمین گیر شود، توطئه های دیگر دشمن توفیق چندانی نخواهد داشت.زمانی که سرویس های جاسوسی عبری، عربی و آمریکایی اقدام به ایجاد قرارگاه های جنگ اقتصادی علیه ایران کرده اند، تشکیل قرارگاه «هماهنگی نظارتی جنگ اقتصادی» ضروری است.بر این اساس لازم است با تشکیل قرارگاه «هماهنگی جنگ روانی و رسانه ای» به مقابله هماهنگ هدفمند و قدرتمند با جنگ رسانه ای دشمن پرداخت؛ در شرایطی که رسانه های دشمن با تمام قدرت به میدان آمده اند وظیفه همه رسانه های درونی نظام در تمامی فضاها است که با تمام قدرت به مقابله با توطئه های هماهنگ و برنامه ریزی شده دشمن به پردازند و از پاشیدن بذر نفاق دشمن در جامعه و ایجاد شکاف بین مردم و مسئولین که معبر توطئه دشمن است جلوگیری کنند.رسانه های کشور دقیقاً باید در این مقطع چه تفاوتی در رویکرد خود نسبت به قبل بدهند؟کارخانه ای: در حالی که دشمن با تمام توان به میدان آمده اکنون زمان آن نیست که صدا و سیما در قالب چند برنامه ویژه خبری که طی سال ها ادامه داشته است به تحلیل مسائل روز بپردازد، بلکه می بایست با تغییرات اساسی در شیوه برنامه ریزی سیاسی و اقتصادی، جنگی قدرتمندانه، هوشمندانه و تمام عیار را در سه جبهه اقصادی، روانی و عملی علیه دشمن فریبکار و جنایتکار، ساماندهی، برنامه ریزی و اجرایی کند.صداوسیما بالاترین نقش را در جنگ تحمیلی اقتصادی دشمن ایفا کنددر حالی که دشمن در خانه های مردم و همراه مردم در حال توطئه است صدا و سیما به عنوان اثرگذارترین رسانه کشور می بایست بالاترین نقش را در جنگ تحمیلی اقتصادی دشمن ایفا کند و با اختصاص پربیننده ترین ساعات به برنامه های تحقیقی، مستند و پر محتوا به مقابله با جنگ تمام عیار دشمن در تمامی عرصه ها بپردازد و با آگاهی بخشی به مردم و تنویر افکار عمومی، توطئه های خطرناک دشمن را که اقتصاد، امنیت ملی و منطقه ای و آرامش کشور را هدف قرار داده است، برملا کرده و چهره پلید و آدمکش رسانه های فاسد و معاند را که با فراهم کردن آتش تهیه جنگ دستشان تا مرفق به خون ده ها میلیون انسان بی گناه آلوده است را بیش از پیش رسوا کنند.این نهاد که از آن به عنوان «قرارگاه عملیاتی جنگ اقتصادی» یاد می کنید، قرار است دقیقاً چه نقشی را برعهده گیرد؟کارخانه ای: تشکیل این قرارگاه به عنوان بازوی عملیاتی شورای عالی هماهنگی اقتصاد مقاومتی متشکل از قویترین و کارآمد ترین نیروهای جهادی که نقش اتاق عملیات جنگ را ایفا می کند و به منظور ایجاد هماهنگی و نظارت مستمر و تمام وقت بر نهادهای حاضر در میدان جنگ اقتصادی، اقدامی ضروری است که می تواند با پیگیری ضربتی اجرای تصمیمات شورای عالی هماهنگی اقتصاد مقاومتی، طراحی برنامه ها و ارائه پیشنهادهای انقلابی مقابله با جنگ اقتصادی و نظارت و ارزیابی عملکرد کلیه دستگاه های عامل در میدان جنگ اقتصادی جهت ارائه به شورای عالی هماهنگی اقتصاد مقاومتی نقش کلیدی ایفاء کند.فکر نمی کنید اگر این قرارگاه تأسیس شود به سرنوشت سایر نهادهای مشابه همانند شورای عالی هماهنگی اقتصاد مقاومتی دچار شود؟کارخانه ای: شاید. اما شکی نیست که شورای عالی هماهنگی اقتصاد مقاومتی نباید صرفاً به تشکیل یک جلسه در هفته و اتخاذ چند تصمیم در مقابله با جنگ اقتصادی دشمن اکتفا کند، بلکه می بایست همچون دوران دفاع مقدس با برنامه ریزی جامع و بسیج هدفمند همه امکانات کشور و شناخت همه راهها و محور های نفوذی دشمن و تشکیل پایگاههای اقتصاد مقاومتی در کلیه سطوح دستگاههای اجرایی و اقصی نقاط کشور با سازوکار مشخص و با حمایت و پشتیبانی همه جانبه مردم، دست به انجام سلسله عملیاتهای هدفمند و بزرگ علیه تحریم اقتصادی دشمن بزند و تا بیرون راندن کامل دشمن از سرزمین اقتصادی کشور بی امان به مبارزه با دشمن غدار ادامه دهد.بدون شک حضور پرشور مردم در میدان عزم ملی همچون دوران دفاع مقدس، موجبات شکست توطئه های دشمن فراهم خواهد ساخت.در جایی که سرویس های جاسوسی عبری، عربی و آمریکایی در منطقه اقدام به ایجاد قرارگاه های جنگ اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران کرده اند، ایجاد هماهنگی و اتخاذ تدابیر هوشمندانه در مقابله با جنگ اقتصادی دشمن و برهم زنندگان نظم اقتصادی کشور در قالب تشکیل قرارگاه «هماهنگی نظارتی جنگ اقتصادی» ذیل شورای عالی هماهنگی اقتصادی متشکل از وزارت اطلاعات، س ...

ادامه مطلب  

اندیشکده برهان - ضرورت توجه به تربیت اسلامی در نظام آموزشی  

درخواست حذف این مطلب
گروه فرهنگی – اجتماعی اندیشکده برهان/ محمد آقابیگی کلاکی؛ نظام آموزشی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای آموزشی جامعه شناخته می شود که برخی از مهم ترین رسالت های اجتماعی بر عهده ی آن گذارده و کارکردها و انتظارات خاصی بر آن مترتب می شود. این نظام آموزشی در جامعه ی ایران در 2 سطح آموز ش های پایه و نظام آموزش عالی قابل تقسیم است.این 2 حوزه اگرچه از یکدیگر مجزا و قابل انفکاک نیستند، اما از لحاظ ساختاری و اداری مجزا هستند و تحت اداره ی 2 وزارتخانه ی متفاوت قرار دارند. علی رغم این مسئله، یعنی پیوستگی این 2 سطح از آموزش و غیرقابل انفکاک بودن آن ها، این گفتار در صدد است رسالت های متوجه نظام آموزشی جامعه را در سطوح پایه، با توجه به اهداف جامعه و نظام جمهوری اسلامی، مورد بررسی قرار دهد و وضعیت کنونی عملکرد این نظام را با توجه به آن نقش ها و رسالت ها مورد نقد قرار دهد. آنچه در اینجا گفته می شود با شدت بیشتری به نظام آموزش عالی نیز قابل تعمیم می باشد.برای این منظور، با توجه به ماهیت گفتمانی نظام آموزشی کنونی جامعه و با توجه به مقتضیات تاریخی و اجتماعی در کنار بررسی گفتمان اسلامی مابعد انقلاب ایران، سعی شده است اهداف نظام آموزشی و انقلاب اسلامی در 2 سطح خرد (با تأکید بر سطوح فردی) و کلان (با تأکید بر اهداف اجتماعی، فرهنگی و تمدنی) مقایسه شود و انطباق یا اختلاف آن ها در معرض قضاوت قرار گیرد.گفتمان نظام آموزشی مدرن ایران و زمینه های پیدایش آنآموزش و پرورش در هر جامعه ای، فارغ از اهداف و ارزش های آن، پاره ای از رسالت های مشترک را بر عهده دارد؛ با این حال قابل توجه است که کیفیت و چگونگی انجام این رسالت ها، می تواند بر حسب ارزش ها و اهداف جوامع، متفاوت باشد. از جمله ی این رسالت ها و کارکردهای مشترک باید به جامعه پذیر کردن افراد، انتقال فرهنگ از نسل های پیشین و آماده کردن افراد برای ایفای نقش های منطبق با ارزش ها و باورهای جامعه برای نیل به آن اهداف در سطوح مختلف اشاره کرد.البته قابل ذکر است که این نقش ها و رسالت ها در جوامع مدرن در یک چارچوب رسمی و نظام وار برای نظام آموزشی طرح ریزی شده است؛ چرا که آموزش و پرورش در اجتماعات سنتی و به ویژه در نظام آموزش های دینی، رسالت های دیگری را بر عهده دارد و کارکردهای متفاوتی را برآورده می ساخته است. رسالت های و کارکردهایی که اکنون در نظام آموزشی انتظار آن می رود، در اجتماعات پیشامدرن عمدتاً از طرق غیررسمی و در فرآیند زندگی روزمره محقق می شده است. در نتیجه، نظام های آموزشی در این جوامع در انطباق با دین و رسالت های آن تعریف می شده است. به عبارت دیگر، نظام آموزشی در اجتماعات پیشامدرن صورت و قالبی دینی داشته و وظایف آن بر همین مبنا شکل می گرفته است.اما با حرکت جوامع به سوی مدرن شدن، که با پیچیدگی روابط و در هم ریخته شدن روابط و اجتماعات سنتی، تغییر فرآیندهای کار و تولید، تحول در نقش و جایگاه خانواده و بسیاری دیگر از تغییرات اجتماعی و نهادی همراه است، نظام آموزشی ای ضرورت پیدا می کند که بتواند نیازها و الزامات این جامعه ی جدید را برآورده کند و ضمن پر کردن خلأهای کارکردی نهادهایی که در اثر این تغییرات ساختاری استحاله شده اند یا ناتوان از عملکرد مثبت در جهت خواسته ها و انتظارات این جامعه هستند، جایگزین آن ها شوند.بر این اساس، نظام آموزشی نوین، ضمن برآورده کردن فرآیندهای جامعه پذیری و انتقال فرهنگ، جایگزین نظام آموزشی دینی پیشامدرن می شود و در جهانی که قرار است دین دیگر در آن نقشی نداشته باشد، متعهد به برآورده ساختن همه ی ملزومات جامعه برای رسیدن به اهداف و تحقق آرمان های آن می گردد. در این تحول، از نظام آموزشی انتظار می رود به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی و لازمه ی پیشرفت اجتماعی با انتقال فرهنگ[1] و جامعه پذیر کردن[2]افراد و تأمین مبانی مشروعیت نظم و قانون آن جامعه، که اکنون جایگزین دین و نظم دینی یا شبه دینی شده است،[3]افراد جامعه را برای پذیرفتن نقش های متناسب[4]با الزامات این جامعه و در ساختارهای آن آماده و مهیا سازد. جامعه ی ایران نیز، با ورود به فرآیند فاصله گیری از جامعه ی سنتی و قدم نهادن در مسیر مدرنیزاسیون، نظام آموزشی خود را به التزام و خواسته ها و اقتضائات این فرآیند شکل داده و در راستای نیل به اهداف جدیدی، که مدرنیته وعده ی آن ها را داده بود، سازمان دهی و صورت بندی نموده است.مقدمه ی ایجاد این نظام آموزشی نوین به تأسیس دارالفنون در سال 1228 هجری شمسی بازمی گردد، اما شکل گیری مدون و نظام مند این سیستم آموزشی را باید در دوره ی رضاخان به عنوان عامل مدرنیزاسیون جامعه ی ایران جست وجو کرد که با همراهی منورالفکران غرب زده و نیروهای استعماری انگلستان و برخی دولت های دیگر غربی در صدد تغییر ساخت اجتماعی جامعه ی ایران در همه ی وجوه آن برآمده بود.در حقیقت اگرچه تا زمان انقلاب مشروطه مدارس چندی در قالب، ساختار و محتوای آموزشی جدید آن از سوی افراد مختلفی با انگیزه های متفاوت پی ریزی و ایجاد شده بود، اما قدم های اصلی برای ایجاد ساختار نوین آموزش و پرورش ایران را باید در دوره ی حکومت استبدادی ـ استعماری پهلوی اول مورد توجه قرار داد.اگرچه در این دوره عمده ی تمرکز دولت اقتدارگرا بر تقویت و تجدید سازمان ارتش و تبلیغ ناسیونالیسم، به عنوان منبعی برای مشروعیت بخشی به این رژیم و تحکیم وحدت ملی و پیامد آن، استقرار یک حکومت مرکزی قدرتمند استوار است و کمتر توجهی به آموزش و پرورش می شود، اما با حضور منورالفکران و تأثیرهای آنان، قدم های اولیه برای تأسیس این نظام آموزشی برداشته می شود که زمینه ساز اقدامات بعدی قرار می گیرد.در این دوره، برنامه ی تحصیلات ابتدایی و متوسطه (شامل 6 سال دوره ی تحصیلات ابتدایی و 6 سال دوره ی تحصیلات متوسطه) تدوین می شود که به موجب آن، در آخر هر 6 سال، می بایست امتحانات نهایی عمومی به عمل می آمد. تأسیس دانش سراها ی مقدماتی و بالاخره تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 هجری شمسی اساس این اقدامات را فراهم می آورد.[5]وقوع جنگ جهانی دوم و به دنبال آن اشغال ایران به وسیله ی نیروهای متفقین، این نظام آموزشی را نیز همانند سایر ابعاد جامعه متأثر ساخت و ادامه ی کار مدارس و نظام آموزش و پرورش نوین ایران را مختل ساخت؛ اما پس از پایان این آشوب ها و ادامه ی روند مدرنیزاسیون جامعه و تبعات آن، در سال 1322 هجری شمسی، قانون تعلیمات اجباری به تصویب رسید که به موجب آن، دولت ملزم به تعمیم آموزش ابتدایی اجباری و همگانی طی 10 سال شد؛ هرچند قابل توجه است که این قوانین در عمل با مشکلاتی مواجه شده اند و نتوانسته اند محقق شوند.اما مسئله ی اساسی تری که در تعیین وضعیت امروز نظام آموزش و پرورش جامعه ی ایران و همگرایی یا واگرایی آن با اهداف، مقاصد و انتظارات انقلاب اسلامی مؤثر واقع می شود، به محتوا و جهت گیری این نظام آموزشی بازمی گردد که بی تردید نمی توانسته است فارغ از روند مدرنیزاسیون جامعه ی ایران باشد. برای این منظور، توجه به این نکته ضروری است که چه گفتمانی برای برساخت هویت اجتماعی ایران و ایرانی در آن برهه از زمان حاکم بوده و خط مشی سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه را تعیین کرده و در صدد اعمال تغییرات مورد نظر بوده است.در حالی که بسیاری از طراحان و مروجان گفتمان هویتی این دوره همان منورالفکران دور ه ی مشروطه هستند و یا اینکه پایگاه اقتصادی و اجتماعی مشابهی با آن ها دارند، اما گفتمان این دوره تفاوت هایی با دوره ی قبلی آن دارد که تا پیش از روی کار آمدن رضاخان ادامه داشته است.منورالفکران در دوره ی مشروطه مروج گفتمانی هستند که با نفی وضعیت موجود جامعه ی ایرانی و تشخیص و معرفی دین اسلام به عنوان عامل این وضع و مسبب عقب ماندگی و عدم ترقی جامعه (به همان نحو که روشن فکران غربی مسیحیت را عامل انحطاط و و عقب ماندگی غرب می پنداشتند)، منش اجتماع غرب را راه برون رفت از همه ی گرفتاری ها و عقب ماندگی ها معرفی کردند و آن را نسخه ی بی بدیل درمان دردهای جامعه پنداشتند.در باب دین ستیزی، این گفتمان قابل توجه است که صورت بندی آنان از مشکلات دینی و چگونگی تأثیر دین اسلام در عقب ماندگی جامعه ی ایران، کاملاً به نقد متفکران غربی از مسیحیت اتکا و ارجاع دارد. آن ها در عین اینکه همانند غربیان نقد دین را اولین و اساسی ترین اقدام برای برون رفت از عقب ماندگی می دانستند، بدون توجه به تفاوت های اسلام و مسیحیت، دین اسلام را از همان وجوهی مورد نقد قرار می دادند که روشن فکران و انتلکتوئل های غربی مسیحیت را نقد می کردند.منورالفکران در دوره ی مشروطه مروج گفتمانی هستند که با نفی وضعیت موجود جامعه ی ایرانی و تشخیص و معرفی دین اسلام به عنوان عامل این وضع و مسبب عقب ماندگی و عدم ترقی جامعه، منش اجتماع غرب را راه برون رفت از همه ی گرفتاری ها و عقب ماندگی ها معرفی کردند.از این منظر، کل تاریخ اسلام و به ویژه تشیع در جامعه ی ایران به عنوان دوره ای از انحطاط و در صورت و سیمای قرون وسطایی بازنمایی می شود که در کنار ترسیم دوره ی ماقبل اسلام، به عنوان عصری از شکوفایی فرهنگی و تمدنی جامعه ی ایران و تاریخ سازی برای این تمدن ـ که به ویژه در دوره ی بعد پیگیری می شود و در اینجا صرفاً بنای آن گذاشته می شود ـ ضرورت مدرنیزاسیون و قدم گذاشتن در مسیر غربی شدن و سر تا پا فرنگی شدن و الگوگیری از ملل مترقیه ی غربی را برای آنان اجتناب ناپذیر می سازد.اما این منورالفکران تا پیش از روی کار آمدن حاکمیت استبدادی و استعماری رضاخان، امکانی برای تأثیرگذاری اجتماعی و عملیاتی ساختن آرا و اندیشه هایشان و اعمال تغییرات اجتماعی نداشتند. این مسئله از آنجا ناشی می شود که به جهت پایگاه سیاسی و اجتماعی آنان، که عمدتاً برخاسته از متن دربار بودند، امکان هم جوشی و همراه شدن با متن توده ی جامعه برای آنان فراهم نمی شد؛ اما از سوی دیگر عامل مهم تری نیز وجود دارد که مانع از فراگیری این گفتمان می شود و آن مغایرت ارزشی و اعتقادی آن ها با اعتقادات، باورها و ارزش های جامعه است که عمدتاً بر دین و آموزه های دینی تکیه دارد.علاوه بر آنچه گفته شد، به سبب جایگاه حاشیه ای این افراد در دربار، که موجب موضع اپوزیسیونی آن ها نسبت به حاکمیت می شود، امکان بهره گیری آن ها از ظرفیت دربار و ابزارهای سیاسی برای اعمال تغییرات مورد نظرشان از بین می رفت. اما وضعیت این منورالفکران در دوره ی استبداد رضاخانی متفاوت شد. در این دوره نیز اگرچه آن ها از پایگاه اجتماعی مناسبی در میان توده های مردم به دلایل ذکرشده برخوردار نبودند، اما از لحاظ سیاسی سیاست گذار و دست اندرکار اعمال سیاست های استبدادی و استعماری شدند. علاوه بر این گفتمانی که در این دوره شکل گرفت و تبلیغ شد، از لحاظ محتوایی نیز تفاوت های چندی با گفتمان پیش از حکومت پهلوی دارد.مؤلفه های این دوره نیز همچون دوره ی پیشین مشتمل بر تأکید بر ناسیونالیسم و پیشرفت به مثابه ی آنچه در غرب روی داده است، به عنوان زنجیره های ایجابی،[6]و معرفی دین اسلام و به ویژه مذهب شیعه به عنوان عامل انحطاط و عقب ماندگی جامعه ی ایران، به مثابه ی زنجیره ی سلبی[7]آن، می باشد. اما تفاوت اساسی ای که از لحاظ کیفی در این گفتمان روی می دهد.این است که در حالی که در گفتمان پیشین تأکید اصلی بر نیل به ترقی و پیشرفت از مسیر غربی شدن قرار گرفته بود، اما در این دوره تأکید اصلی بر مؤلفه ی ناسیونالیسم و آرمانی سازی از تاریخ باستان ایران استوار می شود و مدرنیزاسیون غربی به عنوان ابزاری برای احیای شکوه از دست رفته ی ایران باستان تعریف می گردد و ضرورت می یابد.بر اساس مقارنت زمانی طرح این گفتمان ها با تغییر شکل و ساختار آموزش و پرورش ایران و نیز حاکمیت این گفتمان بر برنامه ریزی های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه ، بدون شک نظام آموزشی نوین ایران نمی تواند مبرا و منفک از تأثیرات این گفتمان باشد، بلکه در مقابل، باید بر اساس ارزش ها و گزاره های آن شکل گیرد و ملتزم به برآورده ساختن مقاصد و منویات آن باشد.اما در شکل گیری و گسترش نظام آموزشی جدید، با این شکل و ساختار و با محتوایی که در نگاهی عمیق در تضاد با اعتقادات و ارزش های دینی مردم قرار داشت، نمی توانست در فضایی آرام به ثمر بنشیند. در این مسیر، علاوه بر آنکه استبداد حاکمیت سیاسی نقش اساسی در هدم نظام آموزش های دینی جامعه و جایگزینی آن با نظام آموزشی مدرن دارد، باید به نحوه ی مواجهه ی نیروهای سنتی جامعه و به ویژه عالمان مذهبی در مقابل این تغییر اشاره داشت.عالمانی که در مقابل تهدیدات نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی استعمار همواره سردمدار مبارزه با آن بوده اند، در تحلیل این تغییر، با معادله ی پیچیده تری مواجه هستند که شرایط را برای تصمیم صحیح و عملکرد مناسب آنان با دشواری و صعوبت همراه می سازد. در اینجا سخن از واژه ی مقدس «علم» در میان است و علم از منظر این عالمان، شرقی و غربی و دینی و غیردینی ندارد؛ آموختن آن بر اساس تعالیم و آموزه های دینی فریضه ای است که بر دوش هر مرد و زن مسلمانی نهاده شده است و باید آن را آموخت، حتی اگر بیخ چین باشد و باید آن را اخذ کرد، حتی اگر از اهل نفاق و شرک باشد و...ورود غرب با پوشش و در لوای علم، امکان مواجهه با آن را دشوار می سازد و این دشواری تا بدان حد می رسد که عالمان شیعه در این برهه استحاله ی ارزشی و انحرافات آشکارشده در دانش آموختگان این نهاد آموزشی نوین را به نحوه ی اداره ی این مدارس و نه محتوای علم ارجاع می دهند و برای جلوگیری از بروز چنین انحرافاتی خود دست به تأسیس مدارس جدید می زنند و یا از تأسیس آن ها تحت مدیریت افراد متعهد و مؤمن حمایت می کنند. به عنوان نمونه، می توان از شیخ فضل الله نوری نام برد که علی رغم آنکه در خط مقدم مواجهه با غرب قرار دارد، اما در شرح احوالات او عنوان شده است که از کمک های مالی برای تأسیس مدارس جدید دریغ نمی کرده است.در نتیجه ی همه ی این عوامل، نظام آموزشی ای شکل گرفت که با مشروعیتی فراگیر، ضمن هدم و نابودی کامل نظام آموزشی سنتی حداقل در سطوح پایه ی آن، با گذشت بیش از یک قرن از پیدایش اولین نمونه های آن، اکنون کلیه ی سطوح آموزش و پرورش جامعه ی ایران متأثر از آن است و مؤلفه های گفتمانی مؤثر در آن هنوز و علی رغم تحولات عظیم اجتماعی ای چون پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی همچنان بر آن حاکم است و اهداف خرد و کلان جامعه را تعیین می کند.این فراگیری تا بدان حد است که علی رغم وجود نظام آموزشی دینی در سطوح عالی آن در حوزه های علمیه، اما حتی این نظام آموزشی نیز در سطوح مقدماتی و آموزش های پایه متکی بر نظام آموزشی مدرن جامعه می باشد و ورودی های خود را از خروجی این نظام آموزشی می پذیرد؛ مسئله ای که در کنار مواجهه ی غیرنقادانه ی ما با علم و نظام آموزشی مدرن، می تواند در تغییر نگرش و رویکرد حوزه های علمیه تحت تأثیر گفتمان مدرن دخیل واقع شود و آن را از مسیر اصلی خود دور کند و روزنه ای برای ورود مبانی علم سکولار به معارف دینی فراهم آورد؛ مسئله ای که امروز می توان نمونه ها و مواردی از آن را مشاهده کرد.علی رغم وجود نظام آموزشی دینی در سطوح عالی آن در حوزه های علمیه، اما حتی این نظام آموزشی نیز در سطوح مقدماتی و آموزش های پایه متکی بر نظام آموزشی مدرن جامعه می باشد و ورودی های خود را از خروجی این نظام آموزشی می پذیرد.گفتمان انقلاب اسلامی و نظام آموزش ...

ادامه مطلب  

اینکه ترویج کنیم راهی جز پناه بردن به دشمن نداریم، بزرگ ترین خیانت در حقّ ملّت است؛ من به حول و قوّه ی الهی و با همراهی شما تا جان و توان دارم،  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۹۷، در همایش ده ها هزار نفری «خدمت بسیجیان» در ورزشگاه آزادی، بیاناتی را ایراد فرمودند.بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به نقل از khamenei.ir، به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیم (۱)الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المعصومین المکرّمین سیّما بقیّةالله فی الارضین. السّلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیک منّی سلام الله ابداً ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار و لا جعله الله آخر العهد منّی لزیارتک السّلام علی الحسین و علی علیّ بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.شب شهادت سیّدالسّاجدین حضرت علیّ بن الحسین (علیه السّلام) است. ایّام بسیار مهمّ بعد از عاشورا است؛ در واقع ایّام حماسه ی زینبی است. در چنین روزهایی مسیر کربلا و کوفه و شام و بعد از آن مدینه، مسیر حرکت نورانیِ پُرشکوه حماسی زینب کبریٰ و حضرت امام سجّاد و بقیّه ی اسرای عاشورا است؛ اینها که توانستند با این حرکت خود، ماجرای عاشورا را ابدیّت ببخشند، آن را دائمی کنند، زوال ناپذیر کنند. ما هم امروز در چنین روزهایی احساس ارتباط قلبی بیشتری با آن شهیدان عظیم الشّأن میکنیم. اربعین هم در پیش است. ملّت ما، ملّت عراق، مردمان زیادی از ملّتهای دیگر در تدارک حماسه ی بزرگ اربعینند. حماسه ی اربعین یک پدیده ی فوق العاده ای است که به لطف و فضل الهی در هنگامی که دنیای اسلام نهایت نیاز را به این چنین حماسه ای دارد، به وجود آمده است. یاد سرور شهیدان را در دلهای خودمان، در ذهن خودمان مغتنم میشمریم. سلام ارادتمندانه و مخلصانه ی خودمان را به آن بزرگوار و آن بزرگواران و به خاک پاک شهیدان اهدا میکنیم و عرض میکنیم:ای صبا ای پیک دور افتادگاناشک ما بر خاک پاکشان رسان (۲)این اجتماع عظیم امروز، این جمعیّت جوان و پُر شور و بسیجی که یادآور اجتماع در همین عرصه و ورزشگاه در دهه ی ۶٠ است(۳) که آنجا جوانها رفتند و به پیروزی رسیدند و ان شا ءالله شما هم در عرصه هایی که در پیش رو دارید، به پیروزی کامل خواهد رسید.این جلسه ی بزرگ در موقعیّت بسیار حسّاسی تشکیل شده است؛ موقعیّت کشور، موقعیّت منطقه، موقعیّت جهان، موقعیّتهای حسّاسی است، بخصوص برای ما ملّت ایران. حسّاسیّت از این جهت که از یک طرف عربده کشی های سران استکبار و سیاستمداران آمریکای جهان خوار، از یک طرف قدرت نمایی جوانان مؤمن و پیروزی های پیاپی در میدانهای مختلف، از یک طرف مشکلات اقتصادی کشور و تنگیِ معیشتِ بخش بزرگی از مردم ضعیف کشور و از طرفی حسّاس شدن و به تکاپو افتادن نخبگان کشور که این وضعیّت آنها را حسّاس کرده و به تکاپو و تلاش فکری و عملی وادار کرده است. کشور به خاطر وجود مشکل، از خمودگی و بی عملی درآمده است؛ خیلی ها که فقط تماشاگر بودند، امروز احساس وظیفه میکنند و سرگرم تلاش میشوند؛ اینها جهات مختلفی است، اوضاع ویژه ای است برای کشور و این جلسه در چنین شرایطی تشکیل شده است.جان کلام من در صحبت امروز عبارت است از، اوّل عظمت ایران، دوّم اقتدار جمهوری اسلامی و سوّم شکست ناپذیری ملّت ایران. اینها رجز خوانی نیست، شعار محض نیست، سخن توخالی مثل بعضی از شعارها و حرفهایی که بعضی دیگر میزنند نیست؛ اینها واقعیّاتی است که دشمنان ملّت ایران آرزو میکنند که ما اینها را ندانیم یا از آنها غفلت کنیم و گمان دیگری در مورد خودمان و کشورمان و ملّتمان ببریم؛ ولی این حقایق واضح تر از این است که کسی بتواند آنها را انکار کند.گفتیم عظمت ایران، نه فقط در زمان حال. عظمت ایران یک امر تاریخی است. در طول زمان، کشور عزیز ما توانسته است در عرصه ی علم، در عرصه ی فلسفه، در عرصه ی سیاست، در عرصه ی هنر، در عرصه ی پرچم داری علوم اسلامی در میان ملّتهای مسلمان، و در برهه ای از زمان در میان همه ی ملّتهای جهان، سرافراز بِایستد و خود را نشان بدهد. عظمت ایران یک امر واضحی است که هر منصفی ناچار است آن را تصدیق بکند. البـتّه این مربوط به زمان ما و همچنین دوران تاریخی است؛ استثنا شده است از این وضعیّت، دویست سالِ قبل از پیروزی انقلاب ؛ در دوران اواسط قاجاریّه به بعد و دوران منحوس پهلوی -در این دویست سال- عظمت ایران متأسّفانه پایمال شد که فعلاً بحث ما ربطی به آن قضیّه ندارد.در مورد اقتدار جمهوری اسلامی همین بس که جمهوری اسلامی، کشور ایران را از زیر سلطه ی انگلیس و آمریکا بیرون کشید. این سلطه تقریباً از اوّلِ قرنِ نوزدهم میلادی شروع شده بود؛ بر همه ی امور این کشور، بیگانگانِ بی رحم و متکبّر مسلّط بودند؛ اقتدار جمهوری اسلامی همین بس که توانست کشور را و ملّت را از زیر این سلطه ی ظالمانه نجات بدهد. همچنین یکی از مظاهر اقتدار جمهوری اسلامی، نجات کشور از شرّ حکومت استبدادی سلطنتی و پادشاهی موروث بود. و همچنین جمهوری اسلامی در طول این چهل سال عمر خود، در مقابل دست اندازی های دشمنان سینه سپر کرده است و برای اوّلین بار در این قرنهای اخیر، در یک جنگی جمهوری اسلامی توانسته است مانع از تجزیه ی کشور بشود. قبل از دوران جمهوری اسلامی، در دوران پهلوی و قاجار هر جنگی اتّفاق افتاد، یا دشمنان بخشی از خاک کشور را تجزیه کردند و یا خودشان حضور نظامی در کشور پیدا کردند و ملّت را تحقیر کردند. برای اوّلین بار، ملّت ایران در جنگ تحمیلیِ هشت ساله توانست جبهه ی وسیع دشمن را بکلّی ناکام کند، آنها را از کشور بیرون براند، تمامیّت ارضی کشور را حفظ کند؛ معنای اقتدار این است. اقتدار به این است که جمهوری اسلامی توانسته است اعتبار و احترام این کشور را در منطقه و در کلّ جهان بالا ببرد و یک تنه در مقابلِ جبهه ی وسیع استکبار بِایستد.گفتیم شکست ناپذیری ملّت ایران، که البتّه این به برکت اسلام است. دلیل این شکست ناپذیری و نشانه ی این شکست ناپذیری را میشود در پیروزی ملّت ایران در انقلاب بزرگ اسلامی، پیروزی ملّت ایران در دفاع مقدّس، ایستادگی ملّت ایران در طول چهل سال در مقابل توطئه های دشمنان مشاهده کرد. ملّت ما عقب نشینی نکرد، از پای در نیامد، در مقابل دشمن احساس ضعف و شکستگی نکرد؛ این پیروزی ملّت ایران است. این وضع کشور است. البتّه توضیح بیشتری در این زمینه ها ان شاءالله خواهم داد. این وضعیّت امروز ما است.ولی برادران عزیز، خواهران عزیز، ملّت بزرگ ایران! در صحنه ی نبرد سیاسی و نبرد اقتصادی، عیناً مثل صحنه ی نبرد نظامی اگر جبهه ای که احساس پیروزی میکند، به خود مغرور بشود، راه پیروزی جلوی او بسته خواهد شد. مغرور شدن به پیروزی، نداشتن نقشه، نداشتن ابتکار برای تداوم پیروزی ها قطعاً موجب عقب ماندن در مقابل دشمن و موجب پیشروی دشمن خواهد شد. اگر مغرور بشویم، اگر به بی عملی و بی ابتکاری دچار بشویم، ناکام خواهیم ماند. باید تلاش را، مجاهدت را، ابتکار عمل را، استفاده ی از امکانات را به نحو اکمل ادامه داد. ما در نیمه ی راهیم، در اوایل راهیم، و باید برسیم به آن قلّه ای که مورد نظر انقلاب اسلامی است. هم تلاش لازم است، هم راه بلدی لازم است، هم شجاعت لازم است، هم تدبیر لازم است، لکن آنچه برای شما جوانها مهم است که به آن توجّه کنید، این است که نوک پیکانِ این حرکت عظیم ملّی، شما جوانها هستید؛ شما هستید که راه را باز میکنید. پیرانِ مجرّب اگر خسته نباشند، بی حال نباشند، ازکار افتاده نباشند، میتوانند راهنمایی کنند ولی موتور پیش برنده ی این قطار، شما جوانها هستید.در گذشته هم همین جور بوده است؛ در همه ی عرصه های جهاد همین جور بوده است. ما در این حدود چهل سال جهادهای متعدّدی داشته ایم؛ در همه ی این جهادها جوانها جلو بوده اند، جوانها راه گشا بوده اند، جوانها نوک پیکان بوده اند. در جهاد با طاغوت در دوره ی پیش از پیروزی -دوره ی مبارزات- در جهاد با تجزیه طلبان در آغاز پیروزی انقلاب که در شرق کشور، در غرب کشور، در شمال کشور تجزیه طلبانی پیدا شدند، در جهاد با این تجزیه طلبان، جلودارِ این حرکت عظیم جوانها بودند؛(۴) در جهاد سازندگی که از رویشهای آغاز انقلاب بود، جوانها جلو بودند و آنها بودند که این حرکت عظیم جهاد سازندگی را شروع کردند؛ در جهاد با تروریسمِ منافق و خائن در اوایل دهه ی ۶٠، در جهاد با متجاوزین در هشت سال دفاع مقدّس، در جهاد برای ترمیم خرابی های بعد از جنگ بعد از سال ۶۷، در جهاد فرهنگی در برابر تهاجم فرهنگی سال ۷۰، جوانها بودند که توانستند آن فضای دشوار را به نفع انقلاب و اسلام تغییر بدهند؛ در جهاد علمی از حول وحوش آغاز دهه ی ۸۰، جوانها بودند که در دانشگاه های مختلف، در پژوهشگاه های مختلف، به ندای مطالبه ی پیشرفت علمی لبّیک گفتند و راه علم و فنّاوری را به صورت جهشی در کشور باز کردند؛ و بالاخره در جهاد با تروریسم تکفیری در دهه ی ۹۰ در این سالهای اخیر.و امروز هم در جهاد فکری و جهاد عملی برای گشودن گره های اقتصادی، باز هم جوانهایند. در برابر مشکلات اقتصادی کشور، پیشنهادهایی به ما میدهند -که ما هم میدهیم به مسئولین و میگوییم اینها را دنبال کنند- که بسیاری از پیشنهادها مربوط به جوانها است و پخته و کاملاً کارگشا و راه گشا. جوانهای ما بحمدالله امروز در قبال مسائلی که کشور با آنها مواجه است، هم صاحب فکرند، هم صاحب انگیزه اند؛ و همان طور که اشاره شد، مشکلات، همه را به تحرّک وادار کرده است و جوانهای ما احساس تکلیف میکنند، احساس مسئولیّت میکنند.امروز در حدود ده هزار هسته ی گروه های جهادی در سرتاسر کشور مشغولند که اینها در واقع مژده ی آینده ی کشورند، سرمایه ی عظیمی هستند برای آینده ی کشور؛ مشغول کارند، مشغول تلاشند؛ شاید صدها هزار کار مهمّ مربوط به طبقات ضعیف را در نقاط دوردست کشور، اینها انجام داده اند و دارند انجام میدهند؛ کارهای ریز و درشت -به حسب نیازهایی که مردم دارند- این یک سرمایه ی عظیمی است برای کشور. باز هم پس نقش جوانها است که مژده ی آینده ی بهتر را به ما میدهد.شما جوانها صاحب کشورید. بنده وقتی از جوانها تمجید میکنم در صحبتها، بعضی ها میگویند معلوم میشود فلانی از برخی از جوانهای منحرف، از لا ابالی گری ها و از خلاف کاری های بعضی از جوانها اطّلاعی ندارد؛ نه، بنده از آنها هم مطّلعم. بالاخره در کشور مسلّماً جوانهایی هم هستند که این خصوصیّات مثبت و درخشان در آنها وجود ندارد، آنها ریزشهای ما هستند. حرف من این است که رویشهای ما بر ریزشهای ما رجحان دارند، غلبه دارند. بیش از آن مقداری که افراد به سمت لا ابالی گری پیش میروند، جوانها به سمت تعهّد، به سمت فکر و عمل در راه اهداف دارند حرکت میکنند و این مژده ی آینده است. بعضی اینها را درک نمیکنند، نقش جوانها را در آیند ه ی کشور بلکه در حال حاضرِ کشور، درست مورد توجّه قرار نمیدهند. بعضی ها حتّی سعی میکنند وانمود کنند که جوانها مشکل کشورند یا حتّی کاری بکنند که جوانها را تبدیل کنند به مشکل کشور؛ بنده بعکس معتقدم جوانها راه حلّ مشکلند، نه مشکل.خب، حالا من با شما جوانهای عزیز که فرزندان عزیز من به شمار میروید، عرایضی دارم؛ به اینها باید توجّه کنید. مهم این است که شما جوانها تصوّر نکنید که راهی که پیش روی ما است، یک اتوبان آسفالته ی بی مانع است؛ نه . راه پیشرفت به روی ما باز است امّا راه پُرپیچ و خمی است، راه دارای فراز و نشیبی است، موانعی در این راه وجود دارد، دشمن به طور کامل در مقابل ما فعّال است. ما باید در مقابله ی با موانع، این راه را طی کنیم؛ این [کار] شرایطی دارد. گام اوّل برای اینکه بتوانیم این راه را درست طی بکنیم، این است که وجود و حضور دشمن را حس کنیم. آن روشنفکرنمای راحت طلب و ریاکار و منافق که اساساً دشمنی آمریکا را انکار میکند و این دشمنی را نمیفهمد و نسخه ی تسلیم در مقابل آمریکا را برای ملّت و دولت مینویسد، مرد این میدان نیست؛ اگر عامل دشمن نباشد، حدّاقل مردِ میدانِ مهمّ پیشرفت کشور نیست. بنابراین گام اوّل، احساس حضور دشمن و وجود دشمن است. تا انسان نداند که دشمن در مقابل او است، برای خود حِرز و حفاظ و سنگر به وجود نمی آورد و سلاح لازم را در دست نمیگیرد.گام دوّم، اعتماد به نفْس و عزم بر ایستادگی است. آدمهای بی روحیه، مردّد، ترسو، فرصت طلب، خودکم بین، در این میدان هیچ هنری نمیتوانند نشان بدهند، اگر مانع برای دیگران درست نکنند. خودشان که هیچ کاری نمیتوانند بکنند، گاهی مانع هم در مقابل دیگران به وجود می آورند؛ مأیوسند، دیگران را هم مأیوس میکنند؛ تنبلند، دیگران را هم وادار به تنبلی میکنند. قرآن کریم درباره ی گروهی از افرادی که در آن وقت بودند، این جور میفرماید: لَو خَرَجوا فیکـُم ما زادوکُم اِلّاخَبالًا وَ لَاَوضَعوا خِلالَکُم ؛(۵) یعنی اینها اگر به میدان جهاد هم با شما بیایند، شما را به فساد میکشانند؛ حتّی اگر با شما به میدان جهاد هم بیایند، در میان شما اختلال ایجاد میکنند؛ کمک که نمیکنند، مانع راه هم میشوند. البتّه جوانهای ما در همه ی آن جهادهایی که قبلاً اسم آوردم و گفتم، به این بلیّه مبتلا نبودند؛ اعتماد به نفْس داشتند، شجاعت داشتند، تردید نداشتند، بزدل و ترسو نبودند؛ که اگر بودند، کارها پیش نمیرفت.این هم گام دوّم.گام سوّم، شناخت حوزه و عرصه ی تهاجم است. جنگ ما با دشمن و تهاجم دشمن به ما در کجا است؟ این را باید درست تشخیص بدهیم. باید تهدید دشمن را درست فهم کنیم، اندازه ی آن را بشناسیم و معلوم بشود عرصه ی تهاجم کجا است. اگر دشمن از مرز شرقی حمله میکند، شما نیروهایتان را به مرز غربی ببرید، کار به جایی نخواهید برد، سودی از وجود نیروها نخواهید برد. باید بدانید دشمن از کجا حمله میکند. همه ی نظام، همه ی کشور، همه ی مردم باید درک درستی از عرصه ی نبرد دشمنان داشته باشند.خب عرصه ی نبرد کجا است؟ بنده دو سه مورد از عرصه های نبرد دشمن را میگویم. اوّل، اسلام و ایمان اسلامی است. آمریکا از اسلام سیلی خورده است، از اسلام کینه در دل دارد. آمریکا از انقلاب اسلامی سیلی خورده است، از انقلاب اسلامی کینه در دل دارد. اینها در ایران همه کاره بودند، همه چیز در اختیار خودشان بود، مسئولین کشور فرمانبرِ مطیع آنها بودند، منابع کشور در اختیارشان بود، سرمایه های کشور با میل آنها جابه جا میشد، سیاستهای اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کشور به میل آنها برنامه ریزی میشد، دستشان از همه ی اینها کوتاه شد. چه کسی کوتاه کرد؟ اسلام کوتاه کرد، انقلاب اسلامی کوتاه کرد؛ لذا دشمنند. بعضی ها از جمله ی نق زن ها میگویند بدگویی از آمریکا نکنید که با شما دشمن نشوند؛ دشمنی آنها فقط به خاطر این بدگویی و گفتن و مرگ بر آمریکایی که شما میگویید نیست؛ اینها از اصل انقلاب، از اصل حرکت عظیم ملّت ایران کینه در دل دارند، کِید و مکر آنها به خاطر این است؛ این اوّلین عرصه ی جنگ است. لذا اینها میترسند یک قدرت اسلامی بزرگی در این منطقه سر بلند کند و جلوی مطامع آنها را بکلّی در این منطقه بگیرد؛ میخواهند این اتّفاق نیفتد؛ از این میترسند، در مقابل این، صف آرایی و جبهه گیری میکنند.از قدرت اسلامی و قدرت انقلابی میترسند لذا سعی میکنند عناصر قدرت را مخدوش کنند و از بین ببرند. عناصر قدر ...

ادامه مطلب  

«خرد پیشرفت و توسعه»/با دانشگاه عزلت گزیده از زندگی جامعه چه باید کرد؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از فرهنگستان علوم، دکتر رضا داوری اردکانی، رئییس این فرهنگستان و چهره ماندگار فلسفه در سرمقاله شماره شصت و چهارم نشریه فرهنگستان علوم که به تازگی منتشر شده با عنوان «خرد پیشرفت و توسعه» می نویسد:پیشرفت تاریخی از جمله اصول تجدد است و بنابراین می توان تجدد را جهان پیشرفت دانست. مراد از پیشرفت در اینجا سیر به سوی کمال معنوی و اخلاقی نیست بلکه پیشرفت در ساختن دائم دنیای آدمی است. در نیم قرن اخیر توسعه جای پیشرفت را گرفته است. شاید هم تجدد در سیر خود به جایی رسیده است که امکان پیشرفتش پایان یافته و به جای پیشرفت توسعه می یابد.اگر از لفظ پیشرفت افزایش و بهبود فهمیده می شود توسعه حکایت از افزایش و گسترش می کند یعنی در توسعه چیزی که هست بیشتر می شود و گسترش و بسط می یابد. پیداست که این جمله بیان معنی اصطلاح توسعه نیست اما شاید در فهم این معنی و درک امکان های توسعه به کار آید. توسعه متعلق به زمانی است که کشورهای صاحب اقتصاد پیشرفته به مرحله ای از علم و تکنولوژی و تولید یا به اصطلاح به مرحله بازتولید برای زندگی مصرفی رسیده اند.در همین مرحله بود که کشورهای امریکای لاتین و آسیا و افریقا، توسعه نیافته یا در حال توسعه نامیده شدند. این کشورها قرون هجدهم و نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم را نگذرانده بودند که بتوانند توسعه یافته باشند. توسعه یافتگی مقدمات و سوابقی می خواهد و کشورهایی که در زمان ما این سوابق را نداشته اند نمی توانند توسعه یافته باشند. نکته ای که توجه به آن ضرورت دارد اینست که توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی در تاریخ جدید معنی دارد یعنی به طور کلی نمی توان گفت که هر نظم زندگی هر وقت که بوده اگر مثلاً شباهتی به نظم اروپای غربی نداشته توسعه نیافته بوده است. به تمدن های قدیم صفت توسعه نیافته نمی توان داد. تقابل توسعه نیافته با توسعه یافته به اصطلاح اهل منطق، تقابل عدم و ملکه است.در تقابل عدم و ملکه موضوعی که متصف به صفتی می شود یا صفتی از آن سلب می شود باید شأنیت احراز آن صفت را داشته باشد. مثلاً سنگ چشم ندارد و نمی بیند اما به آن نابینا نمی گویند زیرا شأنیت بینا بودن ندارد. جهان های قدیم هم شأنیت توسعه یافتگی و توسعه نیافتگی نداشته اند ولی آیا جهانی که اکنون توسعه نیافته خوانده می شود واجد شأنیت توسعه یافتگی است؟ اگر توسعه (در اصطلاح اروپاییش) به معنی گشوده شدن و از درون به در آمدن و گسترده شدن باشد، در جهان موسوم به توسعه نیافته چیزی برای بسط و گسترش نمانده است. اگر چیزی هم از تجدد فرا گرفته، از باطن تجدد جدا بوده و در زمره آداب و علوم و مهارت های رسمی و ظاهری قرار داشته است.از اینها که بگذریم توسعه نیافته نامی است که اروپا به کشورهایی داده است که در راه علم و تکنولوژی و تولید و مدیریت و بهداشت و آموزش پیشرفتی نداشته و آموخته ها و مکتسبات خود را هماهنگ نکرده و در جای مناسب قرار نداده اند. باید تحقیق کرد که معنی این نام چیست. در ظاهر درست است که همه کشورها از آغاز قرن بیستم می توانستند در تجدد اروپایی شریک شوند چنانکه ژاپن شریک شد و کره و تایوان و چین هم به توسعه رسیده یا به آن نزدیک شده اند اما این شرکت علاوه بر شرایط مادی و رسمی به شرایط روحی و فکری نیز موکول و موقوف بوده است.اروپای جدید راه خود را با یافتن خردی آغاز کرد که صرفاً شناسنده نبود بلکه چیزها را به اختیار خود در می آورد و می شناخت یعنی شناختش با تصرف قرین بود. گویی آدمی دیگر جزئی از جهان و طبیعت نبود بلکه خود را در مقابل طبیعت می دید و برای اینکه ذات خود را اثبات کند می بایست بر آن غالب شود چنانکه گویی انسانیت با اراده و قدرت و از طریق قهر طبیعت و جهان می بایست محقق شود. علم به طور کلی با حقیقت سر و کار دارد اما این بار حقیقت چندان با قدرت و اراده در هم آمیخته است که دیگر درباره نسبتش با حقیقت نمی دانیم چه بگوییم و اگر فیلسوفی مثل ویلیام جیمز آن را گزارشی از صلاح عملی می داند سخنش را نباید با تعریف رسمی حقیقت سنجید و مردود دانست بلکه موقع و زمان و جهان او را باید درک کرد. خرد این جهان با خردی که در جهان قدیم به عملی و نظری تقسیم می شد یکی نیست.این خرد را صرف یک قوه نفسانی هم نباید دانست بلکه خرد خاص جهان جدید است. این خرد را گرچه متفکران رنسانس بخصوص امثال دکارت و اسپینوزا کشف و وصف کرده اند، مردمان آن را از فیلسوفان فرا نگرفته اند بلکه آن را از جهان خود دریافت کرده و در آن سهیم شده اند. اگر در فلسفه جدید عقل را امر ترانساندانتال (شبه متعالی) دانسته اند برای اینست که بگویند صفت نفسانی نیست بلکه وجودی ورای اشخاص و افراد آدمی دارد و عقل جهان است نه اینکه میان همه آدمیان به تساوی تقسیم شده باشد بلکه آدمیان حق دارند و می توانند یکسان از آن برخوردار شوند. اکنون از معتزله چیزی نمی گویم اما دکارت وقتی گفت که عقل به تساوی میان آدمیان تقسیم شده است مرادش عقل بالفعل نبود زیرا چنانکه خود او توضیح داده است عقل در کاربردش و با روش خاص به کار بردنش بالفعل می شود.پس به نظر او همه استعداد تعقل دارند اما از سخنش نباید نتیجه گرفت که عقل به صورت بالفعل در همه جا به نحو یکسان وجود دارد. عقل جدید را همه مردم می توانند واجد شوند به شرط اینکه در جهان جدید شریک شده باشند. اینکه بعضی صاحبنظران اروپایی گفته اند که جهان در حال توسعه یا توسعه نیافته تجدد و اصول آن را درنمی یابند، مقصودشان در اصل توهین و تحقیر نیست بلکه بیشتر نظر به اختلاف جهان ها دارند و معتقدند کسی که به جهانی تعلق دارد فهمش فهم آن جهان است و چه بسا که با فهم جهان های دیگر بیگانه باشد و امور را به نحوی که آنها درمی یابند و می شناسند، درنیابد. آشنایی با عقل جدید و واجد شدنش مخصوصاً از آن جهت دشوار است که عقل، عقل محض یعنی صرفاً شناسنده نیست (کانت با اینکه عقل را عقل محض خوانده اما جلوه آن را در قوه فاهمه دیده و فاهمه را هم صورت بخش و مقوّم علم و نه شناسنده محض دانسته است).عقل تجدد عقل مشکل یاب و مسئله ساز و راهنمای تصرف و تغییر و ساختن و ویران کردن است. عقلی که افلاطون و ارسطو و ابن سینا و توماس آکوئینی می شناختند، جهان را می شناخت و همراهی و هماهنگی با آن را می آموخت. عقل جدید را شاید با وام گرفتن تعبیر پراکسیس مارکس (و نه پراکسیس ارسطو) بهتر بتوان درک کرد. عقل جدید عقل پراکسیس است یعنی عقلی که می شناسد و تصرف می کند و با تصرف کردن و ساختن می شناسد.این عقل در قرون اولیه رنسانس ظاهر شده و در قرن هجدهم قوام یافته و در طی قرون هجدهم و نوزدهم و بیستم به صورت علم و تکنولوژی و سیاست تحقق پیدا کرده و بالاخره در دهه های آخر قرن بیستم آثار کهولت و ناتوانی در آن ظاهر شده است. این عقل امر ثابتی نیست که یکباره به همه مردمان در همه زمان ها داده شده باشد. من که دانشجوی فلسفه ام و اندکی با تعالیم فیلسوفان قدیم و جدید آشنایی دارم درصدد اثبات اصالت خرد دنیای متجدد نیستم و اگر از اهمیت آن می گویم از آن روست که این خرد تقدیر جهان کنونی و وجود آدمی در قرون اخیر را رقم زده است.ملاصدرا نیازی به این خرد نداشت و بی بهرگی از آن مایه نقص فلسفه اش نمی شد. اما دنیای جدید با این خرد شناخته شده است و ساخته و اداره می شود. برخورداری از این خرد مایه امتیاز و شرف نیست بلکه یک ضرورت است زیرا با پیشرفت ملازمه دارد و نداشتنش به معنی بیرون بودن از جهان پیشرفت و توسعه است. با توجه به این وضع می توان دریافت که در جهان متجدد خرد پیشرفت و توسعه جای هر خرد دیگری را تنگ کرده است.چگونه است که یک جلوه خرد می تواند جای صورت های دیگر خرد را تنگ کند؟ خرد، ماهیت ثابت و یکنواخت ندارد. اینکه انسان را حیوان ناطق و عاقل خوانده اند نادرست نیست زیرا انسان با داشتن زبان، قوه درک و فهم و دیدن جزئی در کلی و کلی در جزئی و ... دارد. اما این قوه در هر تاریخی صورت ها وتعیّنهای خاص پیدا می کند. چیزی که موجب می شود تصویر معین و ثابت از خرد داشته باشیم و در نظرمان مسلم می سازد که عقل را مشترک معنوی بدانیم وجود عقل مشترک و قدرت نفوذ و غلبه آن بر زبان و گفتار و کار و کردار ماست.عقل مشترک مصلحت شناس است و البته مصالح جزئی و موقت را می شناسد و راهبردش سازش با روزگار و همرنگ جماعت شدن است. این عقل خویشاوندی دور با عقل عملی متقدمان دارد زیرا حکم به باید و نباید هم می کند (عارفان این عقل را عقل بلفضول خوانده اند). به پراکسیس هم شبیه است چون گاهی به کارسازی نیز می پردازد. ما معمولاً این عقل را با مطلق فهم و درک مترادف می گیریم و چه بسا که بعضی از اهل فلسفه نیز این عقل را مطلق عقل تلقی کنند.عقل در دین و عرفان و علم و اخلاق و فلسفه و عرف معانی خاص دارد که هر یک با دیگری تفاوت ها دارد. علاوه بر این در هر زمان هم عقل به صورتی خاص جلوه می کند الا اینکه عقل هر چه باشد صورت بالنسبه متعیّن نسبت و ارتباط آدمی با وجود است. فهم ما در نسبتی که با جهان خود داریم قوام می یابد ولی مردمان همه در گذشته و در دوره جدید یک جهان نداشته و حتی با گسترش آثار تجدد در سراسر روی زمین نیز همه کشورها و ملت ها به نحو تام و تمام در جهان جدید وارد و شریک نشده اند. نسبت یونانیان قدیم با جهان در شناخت و عمل اخلاقی-سیاسی ظهور کرده و در جهان اسلامی و مسیحی فهم مردمان با ایمان و قبول پیوند خورده است.اگر در این پیوند تعارضی می بینید تعارض همواره در تاریخ بشر بوده است. این تعارض گاهی پوشیده است و گاهی کم و بیش آشکار. در عصر جدید فهم در رفت و آمد میان شک و یقین در راه ساختن و مسخر کردن بوده و هنوز این راه به پایان نرسیده است. عقل جدید عقل تکنیک است. منطقش هم از زمان لایبنیتس (قرن هفدهم) منطق ریاضی است. عنوان کتاب دکارت «گفتار در روش به کار بردن عقل» بسیار معنی دار است زیرا روش باید دست عقل را بگیرد و آن را راه ببرد و به کار اندازد. البته در فلسفه از ابتدا وجود یک عقل کل محیط بر نسبت های مذکور نیز تصدیق شده است. افلاطون در صدر تاریخ فلسفه و هگل در پایان این تاریخ هر دو به عقل متحقق قائل بودند.با این تفاوت که یکی عقل را پیش از همه چیز موجود می دانست و دیگری به تحقق عقل در پایان تاریخ می اندیشید. عقل دوران جدید دیگر عقل موافقت و همراهی با نظم طبیعی نیست بلکه صورت بخش و سامان دهنده جهان است. عقل توسعه را هم که باید عقل سازنده باشد، با عقل درّاک و داننده دوره های یونانی و اسلامی و مسیحی اشتباه نباید کرد ولی چه کنیم که این اشتباه شایع است چنانکه وقتی از عقل و عقلانیت می گویند غالباً مرادشان عقل انتزاعی و فهم رسمی یعنی صورت مهدّب عقل مشترک است.با این عقل به مواجهه وضع موجود نمی توان رفت زیرا کار آن حکم کردن در باب درستی و نادرستی و روایی و ناروایی سخن ها و کارها با میزان آراء همگانی است نه نقد آنچه هست و درک آنچه می تواند باشد. شاید در سراسر جهان توسعه نیافته یا لااقل در کشور ما در اوایل آشنایی با اروپا و تجدد اروپایی این پرسش که اروپا چرا و چگونه و با چه امکان هایی به تأسیس علم تکنولوژیک و سازمان و اقتصاد و سیاست جدید قادر و نائل شده است، به ابهام و اجمال مطرح بود و به این جهت کارهایی هم صورت گرفت و تا حدودی ادب و فرهنگ نیز جان تازه یافت.بعضی اقوام مثل ژاپنی ها به اخذ تجدد اکتفا نکردند بلکه آن را از آن خود ساختند اما در بسیاری جاها این توجه به تدریج فروکش کرد و اصل پرسش منتفی شد و این پندار پدید آمد که مدرسه و دانشگاه می سازیم و ادارات و سازمان هایی از روی مدل غربی ترتیب می دهیم و همین کافی است که ما را به آنچه غرب متجدد رسیده است، برساند. فهم شایع و رایج اینست که در اجتماعات انسانی علم و تکنولوژی و هنر و فرهنگ و فلسفه و دین و شیوه زندگی امور جداگانه ای هستند که در کنار هم قرار گرفته اند یعنی اجتماع انسانی کم و بیش مثل یک خانه است که آن را با آب و گل و گچ و سیمان و آهن و چوب می سازند و پیداست که ترکیب این اجزاء انضمامی است و اگر خانه وحدتی دارد وحدتش حاصل طرح سازنده است (البته در این ترکیب انضمامی هم اجزاء باید در جای مناسب قرار گیرند تا وحدت حاصل شود) ولی اجتماع انسانی مجموعه اجزاء و ترکیب انضمامی نیست.ترکیب جامعه اتحادی است و همه اجزاء و شئون در جای خاص و در نسبت با اجزاء دیگر قرار دارند یعنی تفکر و هنر و فرهنگ و علم و تدبیر و کار و رفتار و اخلاق در نسبت با یکدیگر تعیّن خاص یافته اند هر چند که در ظاهر هر یک از اجزاء وجود مستقل دارند و به نظر می رسد که می توان آنها را از جای خود برداشت و به هر جای دیگر برد. اما آنچه به جای دیگر می رود ظاهری بیش نیست و آثار وجود بر آن مترتب نمی شود. علم و تکنولوژی را می توان فرا گرفت اما تا شرایط روحی و اخلاقی و خرد سامان بخش و پشتیبان آن نباشد و جایگاه آنها در نظام زندگی معلوم نشود، نشاط و رشد ندارد.اقوام جهان غالباً در نسبتشان با تجدد شئون آن را از هم جدا و مستقل انگاشته و در حدود امکان شئون مطلوب خود را اخذ کرده اند. غافل از اینکه چون این شئون از پشتیبانی باطن برخوردار نیست و عقل سازنده آن را راه نمی برد، ناقص و لنگ و ناتوان است. از این کنار هم گذاشتن جز صورتی از تجدد که تجددمآبی پژمرده و بی روح است حاصل نمی شود. برای فهم این معنی توجه باید کرد که تجدد تاریخی است که شاید بتوان آن را دوران بسط قدرت انسان تعبیر کرد.این قدرت با تقلید یا به بیان دقیق با صرف تقلید حاصل نمی شود. وجه احتیاط در حکم مربوط به تقلید این بود که چون نهال تجدد در اروپا روییده و ثمر داده است و همه کشورها آن را از اروپا فرا گرفته اند، تقلید را به کلی نمی توان بی وجه و منتفی دانست. مفهوم و معنی و راه تجدد همه اروپایی است. حتی کسانی که می گویند چرا تجدد را امر جهانی و بشری ندانیم و آن را به اروپا نسبت دهیم ناگزیر باید بپذیرند که این امر (به نظر آنان) جهانی و انسانی، ابتدا در اروپا پدید آمده و رنگ اروپایی دارد و همه اقوام آن را از اروپا گرفته یا در گرفتنش چشم به اروپا داشته اند و همچنان نیز دارند (منظور از اروپا اروپای جدید و متجدد است که شامل امریکای شمالی و ژاپن هم می شود. هر چند که امریکا و ژاپن نسبت مساوی و یکسان با اروپا ندارند و ممکن است وضع این دو کشور و بخصوص امریکا را بسط خاصی از قرن هجدهم اروپا بدانیم).چیزی که در جایی پدید می آید و همه جهان به آن رو می کنند، لاجرم در این رویکرد صورتی از تقلید وجود دارد. تقلید شاگرد از استاد در هنگام فراگیری امر مذمومی نیست و آن را با تقلید جاهلانه یکی نباید دانست. آنچه مذموم است دانسته و ندانسته از همه چیز تجدد غربی تقلید کردن و این تقلید را ابتکار و اندیشه و جلوه خرد خود انگاشتن است. دشواری کار توسعه نیافتگی اینست که گاهی در آن میان قدیم و جدید و ضرورت و امکان و مؤثر و غیر مؤثر و ضعف و قدرت و ... تفاوت گذاشته نمی شود و این بدان جهت است که خرد قدیم در جهان جدید کمتر به کار می آید و خرد جدید هم هنوز قوام نیافته است.توسعه نیافتگی زمان قبل از تجدد نیست بلکه وضع نه جدید بودن و نه قدیم بودن است. توسعه نیافتگی وضعی است که در آن مردمان دلبسته تجدد و در عین حال بیگانه با آنند و شاید هم به شدت با آن مخالف باشند. در کشور توسعه نیافته سازمان های علمی و اداری و فرهنگی تأسیس می شود. ترتیبات اداری و وظایف سازمانی را نیز از روی مدل کشورهای توسعه یافته اقتباس می کنند و پیداست که در این کار هیچ نیازی به تأمل و تفکر و تدبیر نیست اما وقتی سازمان به وجود آمد و وظیفه ای برای آن مقرر شد باید کاری بکند و نیازی را که در نظر بوده است برآورد. سازمان اداری و ترتیبات و آئین نامه را می شود با گرده برداری فراهم کرد.اما کارآمد بودنش را نمی توان با تقلید تأمین و تضمین کرد زیرا اداره یک سازمان و راه بردنش تقلیدی و حتی می توان گفت که آموختنی نیست زیرا در هر جا هر سازمانی باید نیازهای خاص آنجا را بشناسد و برآورد. شناختن نیاز و راه های برآوردن آن به صرف آموزش حاصل و معین نمی شود. این شناخت کار خرد است. خردی که نباید با هوش روان شناسی اشتباه شود زیرا این خرد، خرد دنیاساز و ساری در جامعه مدرن و متناسب با نظام آن جامعه است.مدرسه ای که اسمعیلیه در مصر و نظام الملک در بسیاری شهرها تأسیس کردند می توانست قرن ها با نظام و برنامه ثابت به تعلیم علوم زمان بپردازد و اعتقادی را ترویج کند اما دارالفنون برای اینکه دارالفنون بماند می بایست نیازهای حکومت و کشور را بشناسد و راهنمای راه برآوردن آنها باشد. دارالفنون این توانایی را نداشت و به تدریج ناتوان تر شد و نتوانست روی پای خود بایستد. حکومت هم هر چه توانست با آن کرد و بالاخره چون آن را برای خود نه سودمند بلکه مزاحم یافت به کارش پایان داد. مدرسه سیاسی هم وضعی کم و بیش شبیه به دارالفنون داشت.این هر دو تا زمانی که توپچی و داروساز و پزشک و مأمور سیاسی و کنسولی تربیت می کردند، لنگ لنگان در راهشان می رفتند اما وقتی این نیازها تا حدودی با آموزش یا بر اثر توسعه روابط با اروپا برآورده شد، بودن آنها دیگر وجهی نداشت. دانشگاه تهران هم که تأسیس شد، یک مؤسسه صرفاً آموزشی بود و حاصل علوم دانشمندان جهان را تعلیم می کرد. این دانشگاه که می بایست علم های لازم برای کشور را در وحدت و هماهنگیشان با یکدیگر بازشناسد و آنها را تعلیم کند و در سایه آموزش در مسائل خاص کشور پژوهش کند، در حال و هوای قدیم ماند.منتهی در این هوا و فضایی که شبیه هوای نظامیه بغداد و الازهر مصر بود، علم جدید تدریس می کرد. چنانکه گویی: «علم بالذات متحول را در زمان متوقف» قرار داده باشند. علم و زمان به هم بسته اند. در وضع توسعه نیافتگی علم از زمان و تاریخ جدا می شود. به علم به عنوان مثال اشاره شد و گرنه در توسعه نیافتگی هیچ چیز با زمان نسبت ندارد و کارها بر طبق عادت یا به اقتضای ضرورت های هرروزی صورت می گیرد. اینکه دانشگاه و سازمان چه وظیفه ای دارند و چه باید بکنند در خودآگاهی جهان توسعه نیافته جایی ندارد. به این جهت برای ادای هر کاری باید به اساسنامه و آئین نامه و مقررات مراجعه کنیم تا دریابیم برای چه به وجود آمده اند و چه باید بکنند به این هم شاید التفات نکنیم که آن وظیفه و هدف و سازمان و شیوه کار هم ترجمه و اقتباسی از مراجع خارجی است.در این صورت متصدیان اداره این سازمان ها برای خود وظیفه ای احساس نمی کنند زیرا آنها سازمانی را به حکم احساس نیاز و برای ادای وظیفه معین بوجود نیاورده اند بلکه ابتدا آن را بوجود آورده اند و سپس ناگزیر در اساسنامه برای آن وظیفه ای هم ذکر کرده اند. اروپا با این فکر که مدرسه هم چیزی است که اگر باشد خوبست و وجود دانشگاه لازم است و ... مدرسه و دانشگاه تأسیس نکرد بلکه آنها را ساخت زیرا وجودشان را در نظام جدید زندگیش ضروری می دید و به وجود آنها احساس نیاز می کرد. سازمان هایی که بر اثر نیاز به وجود می آیند اولاً تصنعی نیستند ثانیاً در وقت و جای مناسب به وجود می آیند ثالثاً با سازمان های دیگر که آنها هم مورد نیاز بوده اند هماهنگند.خرد تجدد هم چیزی جز درک امکان ها و ضرورت ها و طراحی هماهنگ سازمان ها و کارها نیست. وقتی گفته می شود در جهان توسعه نیافته خرد توسعه وجود ندارد مراد تخفیف ساکنان این جهان نیست زیرا شاید بعضی از برآمدگان این جهان و حتی ساکنان آن در زمره دانشمندان و نویسندگان و شاعران بزرگ باشند. یعنی مراد از خرد توسعه درک و فهم و خرد خاص اشخاص نیست. خرد هر دوران درکی متعلق به آن دوران و راهگشای هماهنگی در کارهاست.در جهان توسعه نیافته چون چیزها و کارها کمتر در جای خود و وقت مناسب به وجود آمده و صورت گرفته است، هماهنگی طبیعی میان آنها وجود ندارد و هماهنگ کردنشان هم کاری بسیار دشوار است و از هیچکس و حتی از سیاستمداران ممتاز نیز نمی توان توقع داشت که به آسانی از عهده این کار برآیند. شاید از این گفته برآید که پس همه راه ها بسته است و مشکل توسعه نیافتگی چاره ندارد البته در شرایط سیاسی و فرهنگی کنونی و با تدابیری که معمولاً در جهان توسعه نیافته اندیشیده و اجرا می شود، از توسعه نیافتگی نمی توان گذشت و راه به جایی نمی توان برد زیرا تدبیر -اگر تدبیری باشد- راه نیست بلکه شیوه پیمودن راه است.پس باید به فکر راه و راه گشایی بود. راه گشایی نیز با تفکر و تذکر به اینکه از کجا آمده ایم و با خود چه داریم و چه می خواهیم و چه می توانیم بکنیم میسر می شود. درست است که در کویر و کوهستان به آسانی نمی توان کار آبادانی کرد. ولی آدمی با تفکر و خرد خود از عهده کارهای دشوار برمی آید. اختیار هم ظهورش با فکر و خرد است و جایی که درک و تفکر نباشد چه بسا که اختیار با بلهوسی اشتباه شود و با این اشتباه است که چه بسا بگویند این سخن ها بر مبنای اعتقاد به جبر تاریخ قرار دارد.جبر تاریخ را غالباً به جای موجبیت تاریخی به زبان می آورند. موجبیت تاریخی به این معنی است که حوادث تاریخی به حکم ضرورت علت و معلولی واقع می شوند و هر چه به وجود می آید علتی داشته است و اگر علت وجود داشته باشد معلول هم به ضرورت پدید می آید. نکته اینست که حتی اگر نظم تاریخی را با نظم طبیعت یکی بدانیم، باز هم شناختن علت ها و معلول ها در تاریخ آسان نیست و مخصوصاً نباید غافل بود که یکی از اوصاف عمده تاریخ تجدد تصدیق و اثبات مدخلیت اراده انسانی در ساختن و پرداختن جهان و زندگی است و اراده هر چه باشد نمی تواند معلول یک علت مادی باشد.بیان بالنسبه روشن و کمتر کلی مطلب اینست که علت وجود رنسانس و دوران تجدد در قرون وسطی نبود. بلکه دوران جدید با یک گسست آغاز شد. رنسانس حادثه ای غیرقابل پیش بینی بود و با این داعیه پدید آمد که تاریخ را آدمی می سازد. در مورد این سخن هر نظری داشته باشیبم در اینکه تاریخ اروپا به حکم موجبیت تاریخی ساخته نشده و مخصوصاً پیش آمدنش با تفکری نو و تلقی تازه ای از انسان و از وجود امکان یافته است، به دشواری می توان تردید کرد. اروپا طرحی در برابر خود یافت که می بایست آن را اجرا کند. این طرح گرچه غیر واقع بینانه نبود اما صفت رؤیایی بودنش بود که به آن عظمت می بخشید. جهان توسعه یافته این طرح را امر عادی تلقی کرده است. روح آسان طلب و سطحی میل دارد که همه چیز را ضروری و گردش کارها را یکسره تابع ضرورت های هرروزی بداند و گاهی نیز به اختیار مطلق قائل ...

ادامه مطلب  

دوران آمریکایی ها در منطقه پایان یافته و جمهوری اسلامی ماندگار است  

درخواست حذف این مطلب
سردار جوانی مطرح کرد دوران آمریکایی ها در منطقه پایان یافته و جمهوری اسلامی ماندگار است دفاع > سپاه و بسیج - همشهری آنلاین:معاون سیاسی سپاه گفت: همه شواهد نشان می دهد دوران آمریکایی ها در منطقه پایان یافته و جمهوری اسلامی در منطقه ماندگار است. به گزارش خبرگزاری فارس، یدالله جوانی معاون سیاسی سپاه گفت وگویی مشروح با محوریت «مسیر مطلوب انقلاب» صورت داده که در ادامه می خوانید.در چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی قرار داریم و دشمنان ملت ایران از یک سو برای افزایش فشارهای اقتصادی و از سوی دیگر برای ناامید سازی مردم نسبت به آینده تمام تلاش خود را به کار بسته اند، با توجه به این مسائل ارزیابی شما از آینده چگونه است؟ما در بحث آینده انقلاب اسلامی باید به بحث اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی توجه داشته باشیم. انقلاب اسلامی در عصر حاضر و در دوران معاصر تنها انقلابی است که آرمان های مشخصی را با مسیر مشخص برای خودش تبیین کرده است؛ چرا که انقلاب دینی و اسلامی است و مبانی و اصول خاصی دارد. آنچه حضرت آقا از آرمان انقلاب اسلامی تحت عنوان پی ریزی تمدن نوین اسلامی و حیات طیبه یاد می کنند، در واقع نشان می دهد انقلاب اسلامی نقطه ای را نشانه روی کرده و قله ای را مشخص کرده که باید در آن قله قرار بگیرد و شاید دلیل اصلی این شدت دشمنی دشمنان هم همین شفاف بودن آرمان های ملت ایران است؛ استقلال، عزت و پیشرفت.در جایی امام خامنه ای فرمودند اگر می خواهیم آرمان را در یک کلمه خلاصه کنیم، آن کلمه «پیشرفت» است؛ یعنی پیشرفت هم در حوزه مادی و هم در حوزه معنوی. البته ایشان شاخص را هم در پیشرفت مشخص کردند که در هر حوزه چگونه است. برای نمونه در بحث تولید علم ایشان عبارت های زیبایی دارند و می گویند باید در حوزه تولید علم آنچنان پیشرفت کنیم که در آینده نه چندان دور در اقصی نقاط جهان اگر کسی بخواهد با علم روز آشنا شود، باید زبان فارسی را یاد بگیرد که این یک نشانه سازی است و انقلاب اسلامی می خواهد ملت ایران را به چنین نقطه ای برساند.اسلام برتر است و برتر از اسلام وجود ندارد؛ این اصلی است که در دین الهی ما مطرح می شود.با توجه به اینکه انقلاب ما اسلامی و دینی است، دشمن نگران این است که انقلاب ما و جمهوری اسلامی و ملت ایران اسلام را به معنای حقیقی پیاده کنند که این پیاده کردن اسلام، یعنی پیشرفت، حیات طیبه و اصلاح. بر اساس اسلام و ارزش های انسانی و همچنین قانون اساسی، آرمان انقلاب اسلامی سعادت نوع بشر روی کره زمین است؛ از این رو دشمنان با ما مشکل دارند و سنگ اندازی می کنند. در این فضا و به ویژه در مقطع فعلی که دشمن جنگ ترکیبی با ما دارد و اصرار می کند که سال چهلم پیروزی انقلاب اسلامی سال فروپاشی آن هم است، این سؤال مهم مطرح می شود که آینده انقلاب اسلامی چه خواهد بود؟ من معتقدم انقلاب اسلامی آینده خیلی روشن و درخشانی دارد و باید از این مرحله عبور کنیم؛ چرا که ما در این چهل سال گذشته شرایط سختی را پشت سر گذاشتیم که شاید بسیاری از نسل جوان آن را نشنیده اند و آن را لمس نکرده اند.شرایط دهه شصت برای ما به مراتب شکننده و سخت تر از الآن بود؛ چرا که ما آن موقع امکانات امروز را نداشتیم و باقی ماندیم. در چهل سال گذشته روند حرکت انقلاب رو به جلو بوده است، اگرچه در داخل یکسری غفلت ها و کم کاری هایی شده، امروز هم آسیب های ما که جدی شده، ناشی از همین ها است. اگر امروز آسیبی وجود دارد حتی در حوزه معیشتی، برای عبور از این وضعیت ظرفیت های بالایی هم داریم.برای تضمین این آینده مطلوب که گفتید چه باید کرد؟ رسیدن به آن چه الزاماتی دارد؟باید کار و تلاش کرد؛ به عبارتی باید با تلاشی 24 ساعته و با باور اینکه در جنگ اقتصادی هستیم، تلاش کنیم. مفهوم اینکه می گوییم باید بجنگیم، این است که همه از جمله دولتمردان و وزرا به ویژه وزرایی که نوع کارشان در معیشت اقتصاد تأثیر مستقیم و غیر مستقیم دارد، پای کار باشند و فعالیت مضاعف کنند.زمان جنگ تحمیلی، جنگ از هفت صبح تا دو بعد از ظهر نبود. عملیات های ما در شب بود و گاهی 10 تا 15 شبانه روز و حتی 72 شبانه روز کامل ادامه داشت تا حاصلش این پیروزی ها شد.بنابراین آینده روشن است و موقعیت ما در منطقه بسیار خوب است و مشکلاتی هم که در داخل داریم، قابل حل است؛ اما به اهتمام بیشتری نیازمند هستیم و اینکه باید نقشه راهی که رهبری به ویژه در زمینه اقتصاد مقاومتی تبیین کردند، جدی بگیریم و خیلی دل خوش نکنیم به اینکه غربی ها از ما گره گشایی کنند، چون این دل خوش کردن به دیگران نوعی فرصت سوزی است.ما از این مرحله عبور می کنیم. من فکر می کنم آینده خیلی بهتر از آن چیزی است که دیگران حتی تصورش را می کنند.امروز آمریکایی ها می خواهند با فشار اقتصادی ما را از منطقه بیرون کنند؛ اما همه شواهد نشان می دهد دوران آمریکایی ها در منطقه پایان یافته و جمهوری اسلامی در منطقه ماندگار است. همه می گویند آمریکایی ها اقتصاد ایران را دچار فروپاشی می کنند؛ اما شواهد و قراین نشان می دهد اقتصاد ایران اگرچه اشکالاتی دارد، اما فرصت ها و ظرفیت هایی دارد که این اشکالات برطرف می شود و وضعیت اقتصادی رونق می گیرد. اینجا به مجاهدت نیاز است؛ امیدواریم با اهتمام هایی که در حال شکل گیری است، بتوانیم از این مرحله عبور کنیم.به دشمنی آمریکا اشاره کردید، رهبری در یکی از دیدارهای اخیرشان از مثلث فشار دشمن سخن گفتند که جنگ روانی یکی از شیوه های سه گانه دشمن برای ناامیدسازی مردم از انقلاب اسلامی است و این گونه القا می شود که دشمن موفقیت هایی هم داشته، برای مقابله با آن چه باید کرد؟مجموعه ای از اقدامات لازم است. جنگ روانی از طریق شایعه، دروغ پردازی و حتی برجسته سازی و خیلی تکنیک های دیگر، مانند اتهام و افترا بستن و وارونه جلوه دادن حقایق و واقعیت ها از عوامل مؤثر در ایجاد تغییر در کشورها است که دشمن به کار می بندد. اینجا ابتدا باید ابزار و امکانات این کار را از دشمن گرفت. آنچه مطرح می شود، این است که افکار عمومی و مدیریت فضای مجازی و مدیریت شبکه های مجازی از سوی دشمن در همین راستا انجام می شود و امروز دشمن برای مدیریت افکار و آرای ملت ما به ابزار و وسایل نوینی دسترسی پیدا کرده است.متأسفانه، در سال های اخیر غفلت هایی صورت گرفته که باید دلایل آن بررسی شود. برای نمونه، در این زمینه اغتشاشات یک دهه گذشته همگی بر بستر همین شبکه های اجتماعی شکل گرفت. فیس بوک و توئیتر در اغتشاشات سال 88 و تلگرام و اینستاگرام در اغتشاشات دی ماه سال گذشته نقش مؤثری داشتند. دشمن از همین ابزار برای ایجاد تحریک و ایجاد اغتشاش و ناآرامی استفاده کرد و مردم باید در جریان واقعیت ها قرار بگیرند. دشمن به نوعی سیاه نمایی و برجسته سازی می کند. در این راستا، باید ضمن تبیین واقعیت ها برای مردم و نسل جوان، داشته ها و ظرفیت های کشور که از آن غفلت شده، برای نسل جوان تبیین شود که آنها بدانند راه و چاره عبور از مشکلات چیست.باید با مفسدان اقتصادی برخورد جدی شود تا دشمن در عملیات روانی خلع سلاح شود؛ به عبارتی، باید چندین اقدام همزمان صورت گیرد؛ یکی از مهم ترین آنها مبارزه و برخورد سریع با مفسدان اقتصادی است که با اموال مردم ثروت اندوزی نامشروع داشته اند و ثروتمند شده اند. باید با کسانی که در افکار عمومی به اخلال در نظم عمومی متهمند و در روند معیشتی رویکردهای منفعت طلبانه و سوداگری دارند، برخورد جدی شود و پس از آن به اطلاع مردم برسد. آن چیزی که عامل نارضایتی مردم است، باید مورد توجه قرار بگیرد و تجزیه و تحلیل شده و به آن رسیدگی شود؛ پس هم آگاه سازی و هم اقدام عملی لازم است. اگر اینها هماهنگ با هم دنبال شود، دشمن ناتوان خواهد بود که بر روی افکار عمومی ملت تأثیر مطلوب خود را بگذارد.مهم ترین راه برون رفت از وضعیت فعلی اقتصادی چیست؟کشور در شرایط جنگ ترکیبی قرار دارد. دشمن اکنون بر اقتصاد تمرکز کرده است. برای جامعه و ملت ما اول باید این جنگ اقتصادی فهم شود و قوای مقننه، مجریه و قضائیه باید در رویکردها، جهت گیری ها و اقدامات شان این باور را داشته باشند که در جنگ اقتصادی قرار داریم. دشمن بنا را بر فشار گذاشته و ما باید ببینیم چطور می شود فشارها را خنثی کرد. به طور حتم راه خنثی کردن، تغییر نگاه دشمن برای برداشتن فشارها نیست؛ بلکه باید به ظرفیت هایی که در داخل کشور داریم توجه کنیم.اما یکی از نکات مهم این است که مردم ما نسبت به این وضعیت آگاهی پیدا کنند، وقتی کشوری مورد هجوم قرار می گیرد، راه پیروزی اش این است که مردمش، خودشان را در مقابله و دفاع سهیم بدانند، آنچه در جنگ نظامی هشت ساله داشتیم، دفاع مردم پایه بود، حضرت امام(ره) مردم را در جنگ سهیم کردند و یک دفاع مردم پایه شکل گرفت و کمک های مردمی بر پایه بسیج سهم بالایی در جنگ و در تبدیل شدن آن به دفاع مقدس داشت. امروز به نظر می رسد هنوز نتوانسته ایم مردم را نسبت به جنگ اقتصادی و اینکه چگونه می توانند برای برون رفت از این جنگ نقش آفرینی کنند، آگاه کنیم؛ اما به هرحال در جامعه لایه ها و اقشار مختلفی وجود دارد، دولت به طور حتم باید به اقشار آسیب پذیر توجه بیشتر داشته باشد، تولید را بیشتر و اقتصاد مقاومتی را پیاده سازی کند که امروز ضرورتش بیشتر از گذشته است.دشمن به دنبال این است که مشکلات قشر آسیب پذیر جامعه را بیشتر کند. پس یکی از راه های کاهش آسیب ها این است که نگذاریم کارخانه ها و صنایعی که کارگران فعال دارند دچار رکود شوند؛ لذا باید واردات را کنترل کرد و مبارزه با قاچاق و مفاسد اقتصادی را به طور جدی دنبال کرد؛ چرا که کشور ما برای برون رفت از این وضعیت ظرفیت های بالایی دارد.با توجه به مشکلاتی که در عرصه اقتصاد شاهد آن هستیم؛ موضوعی که جنابعالی به جنگ اقتصادی تعبیر کردید، تک تک قوای حاکمیتی وظایفی دارند، ولی در افهام تحلیلگران و مردم در تیم اقتصادی دولت یکپارچگی برای برون رفت از وضعیت اقتصادی دیده نمی شود، جناب عالی تغییر کابینه را تا چه حد در بهبود وضعیت اقتصادی کشور مؤثر می دانید؟من معتقدم که کابینه آقای روحانی متناسب با نگاهی که به برجام داشتند تدوین شده، به این صورت که روحانی معتقد بوده که از طریق برجام و ورود سرمایه خارجی از طریق اروپا، مشکل اقتصادی کشور حل می شود، ولی این اتفاق نیفتاد و ما به هر حال درگیر جنگ اقتصادی شدیم و تیم اقتصادی این کابینه متناسب با جنگ اقتصادی نیست؛ فلذا، به یقین کابینه باید ترمیم و اصلاح بشود، اما با جابه جایی صرف افراد در کابینه مشکلات اقتصادی کشور حل نمی شود، باید رویکردها و سیاست های دولت تغییر کند.به این صورت که افرادی در این جایگاه اقتصادی در تیم دولت قرار بگیرند که معتقد به پیاده سازی اقتصاد مقاومتی باشند و ظرفیت های داخلی را به سمت آن ببرند و در نگاه به بیرون خیلی به غرب امید نداشته باشند. با نگاه به شرق و تعاملات بیشتر می توان نیازها را برطرف کرد. در یک جمله می توان گفت؛ باید رویکردها و جهت گیری ها بر مبنای اقتصاد مقاومتی تغییر کند تا مشکلات کشور حل شود.پیرو سؤال قبلی، قوه قضائیه در جنگ اقتصادی چه وظیفه ای دارد؟ همان طور در جریان هستید انتظار عموم از دستگاه قضایی برخورد جدی و قاطع با مفسدان اقتصادی است، به نظر شما چنین اتفاقی می افتد؟قضاوت عمومی این است که قوه قضائیه متناسب با وضعیتی که در آن قرار داریم به وظایف خود عمل نمی کند در بیانات رهبر معظم انقلاب می بینیم که هر وقت دیدارهایی صورت می گیرد در سخنان شان این گونه برداشت می شود که انتظار ایشان از قوه قضائیه برآورده نشده است. برای نمونه اگر ما به عقب برگردیم می بینیم فرمان 8 ماده ای رهبر معظم انقلاب برای سال 1380 است؛ یعنی در واقع 17 سال پیش معظم له فرمان 8 ماده ای مبارزه با مفاسد اقتصادی را به سران سه قوه ابلاغ کردند و تصریح داشتند که به صورت جدی مبارزه با مفاسد آغاز شود و نسبت ها در نظر گرفته نشود.نسبت ها به معنای اینکه چه کسی فرزند چه کسی است و به اعتراضاتی که به دلیل برخورد با نزدیکان مسئولان بلند می شود، توجه و مبارزه به شکل جدی دنبال شود. خب در اواخر دولت آقای احمدی نژاد وقتی پرونده سه هزار میلیاردی مطرح شد، ایشان در واکنش به این موضوع فرمودند، اگر آنچه گفته شد در بحث مبارزه با مفاسد اقتصادی در این سال ها جدی گرفته می شد، امروز شاهد این پرونده ها نبودیم. به این معنا که قوه قضائیه وظایفش را به خوبی انجام نداده است. اگرچه طی سال های اخیر قوه قضاییه نسبت به گذشته فعال تر شده، ولی حرکتش باید شتاب بیشتری بگیرد و مردم این انتظار را دارند که انتظار بحقی است. اگر کسانی مخلّ امور اقتصادی شده اند و به تعبیر مقامات عالی قضایی مفسد اقتصادی هستند و با دشمن همسویی دارند، انتظار مردم این است که به سرعت رسیدگی شود و مجازات صورت گیرد.یکی از اشکالات این است که قوه قضائیه امروز رفتارش در برخورد با مفسدان متناسب با اوضاع عادی است، در حالی که ما در وضعیت جنگ اقتصادی هستیم و نمی توان به صورت عادی به چنین موضوعات مهمی رسیدگی کرد. نباید این رسیدگی ها طولانی مدت شود؛ چرا که زمانبر شدن آن با مطالبه مردم و رهبری سازگاری ندارد. هر کشوری که درگیر چنین جنگی است، با افرادی که مثلاً جاسوسی می کنند یا اخلال ایجاد کرده و کارشکنی می کنند، با تشکیل دادگاه صحرایی برخورد می کنند.در واقع باید در کوتاه ترین زمان ممکن محاکمه، اعلام مجازات و اجرای آن طول بکشد تا عبرت دیگران شود. امروز اگر دستگاه قضایی این احساس را پیدا کند که در زمان جنگ قرار داریم که ماهیتش اقتصادی است، کسانی که دچار جرایم اقتصادی از جمله احتکار و اخلال و غارت بیت المال شده اند را به سرعت محاکمه خواهد کرد؛ چرا که این امر ارتباط مستقیمی با اقتصاد ملی و معیشت مردم دارد و می تواند برای کشور عواقب جبران ناپذیری داشته باشد. چگونه می توان اعتماد عمومی به قوه قضائیه را تقویت کرد؟امروز مردم از قوه قضائیه گله مند هستند و رضایت خوبی ندارند؛ چرا که احساس می کنند برخورد قوه قضائیه با مفسدان اقتصادی با نیازهای روز جامعه ما متناسب نیست. مردم معتقدند، اگر مفسدان اقتصادی با برخورد نامناسب روز به روز جسارت بیشتری پیدا کنند و خلاف بیشتری انجام دهند، این موضوع به نداشتن قاطعیت قوه قضائیه برمی گردد؛ از این رو مردم از هر نوع رفتار انقلابی، قانونی، با صلابت و شجاعت قوه قضائیه با مفسدان و برخورد با کسانی که خیانت می کنند و ضربه می زنند، استقبال می کنند. من فکر می کنم بین برخورد قوه قضائیه با فساد و اعتماد مردم به این قوه ارتباط مستقیمی وجود دارد.هرچه برخورد قوه قضائیه با مفسدان و اخلال گران شجاعانه و انقلابی تر باشد، اعتماد مردم بالاتر می رود و آنجایی که قوه قضائیه آن برخورد انقلابی و شجاعانه را نداشته باشد، مردم ناامید می شوند؛ البته قوه قضائیه نمونه این برخوردهای انقلابی را دارد و باید خوب اطلاع رسانی شود. در مواردی که ضعیف است، باید حرکت خود را شتاب ببخشد؛ چون به هر حال وقتی اطلاعاتی در جامعه منتشر می شود؛ برای نمونه الآن در وضعیتی که در بازار ارز و سکه وجود دارد و افرادی دستگیر شدند، گاهی مطرح شد که افراد دخیل در حد محارب و مفسد فی الارض هستند؛ یعنی این انتظار در مردم به وجود آمده است که برخورد با مفسدان فی الارض باید با شجاعت باشد. اگر چنین اتفاقی بیفتد اعتماد مردم افزایش پیدا می کند و اگر نه اعتماد مردم نسبت به آن چیزی که الآن هست، بیشتر مخدوش می شود.این سؤال مطرح است که چرا رهبر معظم انقلاب در برخورد با مفاسد اقتصادی ورود نمی کنند؟اگر دقت کنید در می یابید ایشان به صورت علنی ورود جدی در این موضوع دارند، حتی خودشان در دیدار عمومی این نکته را مطرح کردند و پاسخ دادند که مطرح می شود چرا رهبری ورود نمی کند؟ خودشان می گویند آنچه در این موارد ایشان به صورت علنی بیان می کنند حتی یک دهم پیگیر ی ها و صحبت هایی نیست که به صورت غیر علنی و حتی توبیخ از مسئولان پیگیری می کنند.ایشان در دیدار با وزرا و هیئت دولت و تیم های مختلف در راستای حل مشکلات کشور ورود جدی دارند و نقشه راه را ترسیم می کنند، ولی مشکل این است که دستگاه های ما این سیاست های رهبری را دقیق پیاده نمی کنند. شاید بعضاً هم از انجام این کار ناتوان باشند.دلیل این است که به هر حال مجموعه هایی که باید به این سیاست و تدابیر عمل کنند منتخب مردم هستند و مردم، دولت را انتخاب می کنند، این دولت افراد را به صورت وزیر معرفی می کند و وزرا از سوی نمایندگان مجلس که منتخب مردم هستند، رأی اعتماد می گیرند؛ فلذا منتخبان مردم هستند که در واقع باید پیاده کننده این سیاست ها و تدابیر باشند، پس این طور نیست که رهبر معظم انقلاب اگر کار یا تدبیری را از وزیری مطالبه کردند و آن وزیر به این خواسته بموقع پاسخ مثبت نداد، ایشان دست شان باز باشد که وزیر را جا به جا کنند، چون سازوکاری که فردی بخواهد وزیر را جا به جا کند در قانون تعریف شده و رهبر معظم انقلاب بر اساس جایگاه خودشان که در قانون اساسی بیان شده مطالبه می کنند و بعضاً در جلسات علنی و عمومی مطرح می کنند.به نظر می رسد اگر در رویکردها و جهت گیری های رهبر معظم انقلاب دقت کنیم، در می یابیم که ایشان بیشترین اهتمام را برای حل مسائل جامعه و حل مشکلات مردم دارند.سپاه در جایگاه پاسدار انقلاب چه نقشی در مقابله با جنگ اقتصادی علیه ملت ایران دارد؟به هر حال وقتی که جنگ اقتصادی علیه کشور ما شکل می گیرد و دشمن، ملت را در این جنگ نشانه رفته همه در اینجا مسئولیت پیدا می کنند. همه قوای کشور، سازمان ها، نهادها، آحاد مردم و رسانه ها هر یک سهمی دارند، اما سپاه در این میان یک جایگاه ویژه ای دارد که این امر به ماهیت سپاه بر می گردد. سپاه پاسداران در واقع یک نهاد انقلابی است که رهبر معظم انقلاب تصریح دارند بعد نهادی سپاه بر بعد سازمانی آن غلبه دارد، به این معنا که انقلاب هر کجا در تنگنا قرار بگیرد و به یک نیرویی نیاز داشته باشد، سپاه پاسداران باید به آن عرصه ورود کند، ما یک ورود برجسته سپاه را سال 58 داریم در مقابله با اخلال های امنیتی و غائله های تجزیه طلبی کردستان، سیستان وبلوچستان و... همچنین در مقابله با تروریسم و بمب گذاری ها سپاه نقش ایفا کرد.در جنگ تحمیلی حضور مؤثر یافت و در کنار ارتش و دیگر نیروهای مردمی و بسیج از کشور دفاع کرد. البته شاکله اصلی سپاه به این سبب شاکله گردان و تیپ و قرارگاه و نیروهای چهارگانه شد. سپاه مجموعه و نهادی است که وقتی انقلاب تهدید می شود باید ورود کند، الان جنگ اصلی، جنگ اقتصادی است، مشکلات کشور ما مشکلات اقتصادی است، در اینجا سپاه ظرفیت هایی دارد و باید از این ظرفیت ها بهره برداری کند، سال های گذشته همکاری سپاه با دولت های مختلف را داریم که خیلی از کارشناسان معتقدند همین همکاری های سپاه از بعد از جنگ در دولت های مختلف بود که سبب شد دشمنان از تحریم ها بهره هایی که می خواستند را نبردند و کارشان کارساز نبود و علت اصلی عصبانیت آنها، به ویژه آمریکایی ها از سپاه فقط به مسائل منطقه ای در سوریه و عراق مربوط نمی شود.وقتی سپاه پاسداران در عسلویه فازهای 15 و 16 و در بندرعباس پالایشگاه ستاره خلیج فارس را به نتیجه می رساند، در حوزه انرژی، آب و ابرپروژه های عمرانی کشور فعالیت های موفق دارد، از این هم ناراحت می شوند. دشمن متوجه است که با ظرفیتی که سپاه دارد می تواند در حوزه اقتصاد هم حماسه بیافریند. وقتی جنگ اقتصادی دشمن تشدید می شود، بدیهی است که وظایف سپاه هم سنگین تر می شود و مجموعه های دیگر را هم فعال تر می کند، این ظرفیت زمانی فعال تر می شود که دولت اهتمام داشته باشد، به ویژه وقتی مطرح می کنند که اقتصاد مقاومتی مردم پایه است و سپاه مردم را در بسیج سازمان داده است. سپاه به راحتی می تواند طرح های مردم پایه برای پیاده سازی اقتصاد مقاومتی در کشور را از طریق بسیج راه اندازی کند. البته این امر توجه و مطالبه دولت را می طلبد که به مسئله نقش آفرینی سپاه توجه نشان دهد.نظر شما درباره حمایت سپاه از دولت به ویژه درباره حمایت های سردار سلیمانی از آقای روحانی چیست؟به هر حال سپاه، پاسدار انقلاب اسلامی است که جمهوری اسلامی از دل آن متولد شده است. سپاه همواره مواضع، رویکردها و جهت گیری های انقلابی در راستای حقوق مردم، تأمین امنیت، پیشبرد اهداف و گره گشایی از مشکلات مردم داشته و اساساً سپاه با این رویکردهای انقلابی تعریف می شود و این به اسمی که دارد، بر می گردد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سپاه بدون انقلاب تعریف نمی شود و اگر بخواهیم بدانیم که رویکردهای سپاه درست است یا خیر باید ببینیم رویکردهای سپاه انقلابی است یا نه و این رویکردهای انقلابی در راستای رساندن ملت ایران به قله های عزت و افتخار و خنثی سازی توطئه ها علیه ملت و حفظ استقلال و عزت ملت ایران است یا نه.وقتی دشمن ما را تهدید کرد، جناب آقای روحانی موضع قاطع و انقلابی را اتخاذ کرد، در جلوی چشم مقامات اروپایی گفت که تصور نکنید که می توانید جلوی نفت ایران را بگیرید که صادر نشود و نفت دیگران صادر شود؛ یا نفت همه صادر می شود، یا نفت هیچ کس. این یک موضع انقلابی در راستای تأمین حقوق ملت ایران بود. در چنین مقطعی سرلشکر سلیمانی نامه ای خطاب به آقای رئیس جمهور نوشتند که به نوعی اعتباربخشی به آن تهدید بود که نیروهای مسلح به ویژه نیروی قدس که با تصریح خود سرلشکر سلیمانی؛ هسته مقابله با توطئه های دشمنان در منطقه و تأمین حقوق ملت ایران و ملت های آزاده است، خود این نیرو کفایت می کند تا آمریکایی ها را سرجای شان بنشانیم و نگذاریم به ملت آسیبی برسد.در یک جمله می توان گفت سپاه از هر رویکرد انقلابی حمایت می کند و آنچه در قالب نامه انتشار یافت و مواضعی که فرمانده کل سپاه اتخاذ کرد، همه در راستای حمایت از رویکردها و مواضع انقلابی مسئولان کشور است؛ چرا که این رویکرد ها با هویت سپاه عجین شده و هر کس رویکرد انقلابی داشته باشد مورد تأیید و پشتیبانی سپاه است.حدود و ثغور فعالیت سپاه چگونه است؟سپاه به اقتضای پاسداری از انقلاب اسلامی در حوزه ها و عرصه های مختلف ...

ادامه مطلب  

برون رفت از چالش غربت ایران در ایران؛ بازخوانی اندیشه و تمدن ایران شهری است  

درخواست حذف این مطلب
وزیر راه و شهرسازی در گفت وگویی تفصیلی به ریشه یابی پدیده ازجاکندگی اجتماعی و گسست هویتی در شهرهای ایران پرداخت و راهکار مقابله با این پدیده ها و قرار گرفتن ایران در مسیر توسعه را بازگشت به نظام معرفتی که ریشه در اعماق این سرزمین دارد، دانست. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، شهرهای ما به گسستگی هویتی از پیشینه تاریخی و فرهنگی خود دچار شده اند. عده ای ریشه آن را در نزاع فرهنگی ما با غرب و عده ای در توسعه اجتناب ناپذیر شهرها می دانند. به گزارش پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی به نقل از «اعتماد»، عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی در گفت وگوی پیش رو در ترسیم وضعیت حاضر ابتدا تصویری از وضعیت متعارض ایران در دوران نوگرایی می گوید. آشکارترین جلوه این تعارض را هم از جهت مفهومی و هم از جهت کارکردی در زندگی شهری در قالب چالش و حرکت به مفهومِ عام آن (mobility) و زیست پذیری (liveability) می بیند.او در ادامه بزرگ ترین چالش را در غربت ایران در ایران می بیند. از همین روی راهکار را در بازخوانی اندیشه و تمدن ایران شهری جست وجو می کند. به گمان او صلح و امید اجتماعی در رهگذر بازجان گرفتن تمدن ایران شهری در قلمرو این تمدن به دست خواهد آمد. خوشبختانه، نشانه های زندگی در این تمدن هم چنان یافت می شود. بنابراین، هم چنان می توان چشم انداز امیدورانه ای را ترسیم کرد.امروز وضع ایران شهر ما از منظر شما چگونه است؟ ضمن اینکه فکر می کنید گروه ها و طبقات اجتماعی از زندگی در ایران شهر ما تا چه حد راضی اند؟نیازی به توضیح فراوان درباره این موضوع نیست که ایران شهر ما در چه وضعیت پرچالشی قرار دارد. در همین زمستان امسال دیدید که برای نفس کشیدن در تهران با مشکل جدی مواجه بودیم؛ در حال حاضر نیز امکان زندگی در تهران از جهت منابع زیستی و هم از نظر روابط اقتصادی وجود ندارد. ما نزدیک به ۵ میلیون فقیر در پیرامون شهر تهران بزرگ با ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر جمعیت داریم. از جهت انواع بزه ها هم نیازی به گفتن نیست. وجود از هم گسیختگی اجتماعی و بحران هویت در تهران و دیگر شهرهای ایران نیاز به اثبات ندارد و من می خواهم در این نشست درباره ریشه های آنها سخن بگویم.وجود مشکل حرکت در فضای شهری کشور کاملا قابل مشاهده است. برای جابه جایی در تهران روزانه ساعت ها باید وقت گذاشت، از همه مهم تر مشکل حرکت در اندیشه ها و نمادها را داریم. در زمینه تاریخ و مشکلات تاریخی حرکت در طول زمان نیز حرف برای گفتن بسیار است. ما در ایران شهر دچار یک چالش بنیادین هم از جهت حرکت و هم زیست و زندگی هستیم. بنابر این رضایتمندی طبقات مختلف اجتماعی اندک است.ریشه مشکلاتی که به آن اشاره می کنید در کجاست؟نمی توانیم به عنوان یک مسوول از این مشکلات چشم پوشی کنیم، واقعیت این است که جوانان ما هراس سنگینی از آینده دارند. نکته کلیدی و بنیادی سخن من این است که ریشه مشکلات در «از جاکندگی اجتماعی» است؛ ما دچار از جاکندگی هویتی، تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و ... هستیم. در غربت قرار گرفتن مفهوم ایران این وضع را ایجاد کرده است: من در میان جمع و دلم جای دیگر است. در ایران زندگی می کنیم ولی درکش نمی کنیم.مقصودتان از مفهوم ایران، دولت - ملت است؟نه. منظورم فهم از هستی موضوعی به نام ایران است. هستی ایران در مجموعه فراگرد فکری، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بطور کلی در یک نظم معرفتی معنی پیدا می کند و نه در یک چارچوب جغرافیایی صرف به نام ایران.اجازه بدهید یک مرحله به عقب برگردیم، به آن نظام معنایی که همراه ایران است: حکمت ابن سینایی، حکمت سهروردی و... وقتی درباره ایران صحبت می کنیم، منظورمان نظام معرفتی و مهجور مانده از این نظام است. برای بازخوانی و بازگشت به توسعه ایران باید به یک نظام معرفتی که ریشه در اعماق سرزمین دارد و اکنون با مدرنیته درگیر شده است برگردیم؛ البته فقط قصد بیان دردها و رنج ها را ندارم بلکه می خواهم چشم انداز نیز ارایه دهم. باید بدانیم که چشم انداز یک داد و ستد است باید چیزهایی را از دست بدهیم و چیزهایی به دست بیاوریم مشکل این است که فکر می کنیم در چشم انداز باید همه چیز را با هم داشته باشیم.مسائل اقتصادی و دیدگاه هایی که مثلا لیبرالیسم مطرح می کند چقدر در پدید آوردن وضع امروز موثر بوده است؟کارل پولانی، اندیشمند مجارستانی مقیم امریکا که پس از مهاجرت به این کشور کتاب تغییر بزرگ را در ۷۰ سال قبل نوشت در کتابش اندیشه ای مطرح کرد که هنوز هم که هنوز است جای توجه و بررسی دارد. وی در نقد لیبرالیسم که عمدتا بر محور اقتصاد و آن هم ایدئولوژیک و جهانی است صحبت می کند. بزرگ ترین مشکل لیبرالیسم از نظر پولانی این است که مفهوم اقتصاد را از بستر اجتماع جدا می کند و می خواهد اقتصادی بسازد که جایگاهی در اجتماع ندارد. در واقع دچار از جا کندگی اجتماعی شده است. مشکل لیبرالیسم این است که می خواهد برای همه جهان یک نظریه ثابت بدهد. البته این مشکل در سوسیالیسم به شکل بسیار حادتری دیده می شود و تجربه از جاکندگی در ایران از نوع سوسیالیستی آن است.این نظریه پولانی بود که البته هنوز هم در دنیا راجع به آن بحث می شود. این اندیشمند لهستانی می گوید این نظریه در مرحله اجرا امکان وقوع ندارد چون زندگی از اقتصاد قابل تفکیک نیست و اقتصاد بخشی از زندگی اجتماعی است. نتیجه اجرای یک امر غیرممکن به انواع مشکلات منجر شده و به توسعه تعارض و انواع ناآرامی های اجتماعی می انجامد.می خواهم با کمک گرفتن از نظریه از جا کندگی اجتماعی پولانی این موضوع را بگویم که از جا کندگی تنها در اقتصاد نیست ما از جا کندگی را در همه حوزه ها اعم از فرهنگ، اجتماع، سیستم، اقتصاد و... هم می بینیم. از جاکندگی بحثی فراتر از اقتصاد صرف است. نتیجه از جاکندگی اجتماعی در ایران منجر به کالایی شدن (کمودیفیکیشن) همه چیز شده است. زندگی ایران پس از ازجاکندگی منجر به کالایی شدن همه چیز و قابل خرید و فروش شدن همه چیز شده است: شهر، قانون، آب، هوا، رودخانه و... را به راحتی خرید و فروش می کنند.مفهوم کالایی شدن را چه کسانی دنبال می کنند؟کسانی که می خواستند شهر را اداره کنند دیدند به وضعیت امتناع و غیرقابل اداره شدن شهر رسیده اند. اولین چیزی که به ذهنشان رسید این بود که شهر را بفروشند. در اوایل فقط کوه پایه ها را می فروختند و ساختمان می ساختند اما بعد به تدریج همه منابع زیستی، آب و هوا، رودخانه و همه چیز را به فروش گذاشتند. بنابراین بلافاصله بعد از بحث از جا کندگی با مفهوم کالایی شدن مواجه شدیم که در این مفهوم، همه چیز کالاست.حتی کسانی که می خواستند راه حل بدهند هم در چنبره کالایی شدن گرفتار شدند. مگر مسکن مهر غیر از این است که برخی می خواستند یک سری انسان هایی که کالا هستند را در خانه هایی که انبارند جای دهند؟ در هر جای کشور که خواستند انبار و قفسه هایی ساختند و مردم را در آنها چیدند. در مسکن مهر نه شهر می بینیم، نه مقام انسان. در مسکن مهر نه ساختار اجتماعی وجود دارد و نه حتی ساماندهی شهری دیده شده است، فقط یک سری قفسه هستند که می توانید در آن انسان یا هر کالای دیگری بگذارید.مفهوم کالایی شدن تنها مختص لیبرالیسیم است؟نه، در سوسیالیسم این مفهوم به صورت حادتری دیده می شود. سوسیالیسم هم ساحت زندگی انسان را به تعارض طبقاتی تبدیل می کند و می خواهد همه انسان ها را بدون توجه به ویژگی های متفاوت آنان و بدون توجه به حق انتخاب آنان در یک جامعه به اصطلاح بدون طبقه به پیش براند: یعنی افراطی تر از لیبرالیسم. سوسیالیسم از ابتدا و از اساس به هویت جوامع بی اعتقاد است اگر شما به نوشته های عامیون یا اعضای حزب توده در دهه ۲۰ بنگرید درمی یابید که تمام افتخارشان این است که هیچ تعلقی به هیچ سرزمینی ندارند. اصلا از جا کندگی شعارشان است نه نتیجه اعمال شان.ریشه این عدم احساس تعلق در ایران از چه زمانی قابل پیگیری است؟مفهوم ازجاکندگی و غربت در وطن به شکلی ضعیف تر قبلا هم در ایران بوده اما شکل افراطی آن بعد از مشروطه است. این هم شعری از شفیعی کدکنی در توصیف این حس:طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ستبا چشم های روشن برّاق با گیسویی بلند،به بالای آرزوهرکس ازو نشانی دارد،ما را کند خبراین هم نشان ما:یک سو، خلیج فارسسوی دگر، خزرالبته با انقلاب آی سی تی مفهوم از جا کندگی هر روز عمیق تر می شود.به نظر شما دلیل این از جا کندگی از بستر اجتماعی و کالایی شدن را در کجای تاریخ کشورمان باید جست وجو کرد؟اگر نگاهی تاریخی کنیم، می بینیم که سیدجواد طباطبایی درباره نظریه انحطاط تاریخ در ایران می گوید ما دو شکست بزرگ تاریخی بعد از اسلام داریم که یکی در چالدران و دیگری ترکمنچای است. بعد از شکست چالدران شاهد روی کار آمدن صفویه هستیم. صفویه آنچه از شکست یاد گرفت و برای ما به ارث (از جهت معرفتی) گذاشت این بود که ایران را با برگشت به سنت، یک بار دیگر یکپارچه و متحد کرد. آنها با طرح مفهوم «مرشد کامل» ایران را یکپارچه کردند اما اگر دقت کنیم آغاز صفویه، پایان رنسانس در غرب است و پدیده مدرنیته به تدریج به غرب شکل تازه ای می بخشد بنابراین از آن شکست یاد گرفتیم که باید همه چیز را درونی کرده و در عین حال داد و ستد با جهان بیرون را بیشتر کنیم. البته نحوه درونی کردن امور در دوران صفویه جای نقد بسیاری دارد و عده ای بر این باورند که ناتوانی کنونی ما در بازتولید مفاهیم در ایران به نحوه ای بازتعریف صفویان از هستی ایران باز می گردد و ریشه مشکلِ کنونی ما همان جاست.یک بار دیگر در ترکمنچای شکست خوردیم این بار سیاست معکوس اتخاذ شد. پس از این شکست سیاست باز کردن آغوش به روی جهان غرب را در پیش گرفتیم که وجه غالب آن حرکت به سمت نظریه های چپ گرایانه و سوسیالیستی بود. شکل گیری عامیون در تهران، حزب دموکرات در گیلان، چپ گرایان در آذربایجان و نهایتا ایجاد حزب توده در سراسر کشور از آثار این شکست بود. این صورت مساله ای به نام «ایران» و هستی آن از اندیشه آنان در برون رفت از مشکلات حذف می شود.می بینید که پشت کردن به کل میراث معنوی، اقتصادی، زیستی و... چه به شکل چپ آن و چه به شکل لیبرالیستی آن در تاریخ کشور وجود دارد ولی آنچه در هر دوی این جنبش ها دیده می شود این است که مفهومی به نام «هستی معنوی ایران» در آنها جایی ندارد. بنابراین بی وزنی ای که الان داریم تصادفی نیست بلکه برمی گردد به یک ریشه تاریخی و از جا کندگی اجتماعی که به سوداگری مطلق منجر شده است. به نحوی که وقتی برای جوانان ایرانی از بازار آزاد بحث می شود آنچه در ذهنشان شکل می گیرد یک نوع بی قانونی، لاقیدی و عدم تعهد به همه چیز است در حالی که اصل نظام بازار رقابتی در دل خود چنین چیزی ندارد اما ناتوانی در بازتولید و خلق مجدد مفاهم هستی شناسانه در ایران، موجب فزونی یافتن تعارض ها به جای یافتن راهی برای برون رفت شده است.ما چقدر فرصت داشته ایم و تلاش کرده ایم تا خودمان را به این تاریخ و فرهنگ پیوند بزنیم؟الان متاسفانه این منابع تاریخی و میراث فرهنگی که در کشور داریم روی دوش عده ای سنگینی می کند و فکر می کنند اگر این آثار تخریب شوند و برج به جای آنها ساخته شود از شرشان راحت می شویم. الان چقدر از فضای چهارباغ اصفهان باقی مانده؟ چه مقدار از فضای ۳۰ ...

ادامه مطلب  

آخوندی: دچار «ازجاکندگی اجتماعی» شده ایم  

درخواست حذف این مطلب
عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی در گفت وگوی پیش رو در ترسیم وضعیت حاضر ابتدا تصویری از وضعیت متعارض ایران در دوران نوگرایی می گوید. آشکارترین جلوه این تعارض را هم از جهت مفهومی و هم از جهت کارکردی در زندگی شهری در قالب چالش و حرکت به مفهومِ عام آن (mobility) و زیست پذیری (liveability) می بیند.به گزارش اعتماد، او در ادامه بزرگ ترین چالش را در غربت ایران در ایران می بیند. از همین روی راهکار را در بازخوانی اندیشه و تمدن ایران شهری جست وجو می کند. به گمان او صلح و امید اجتماعی در رهگذر بازجان گرفتن تمدن ایران شهری در قلمرو این تمدن به دست خواهد آمد. خوشبختانه، نشانه های زندگی در این تمدن هم چنان یافت می شود. بنابراین، هم چنان می توان چشم انداز امیدورانه ای را ترسیم کرد.امروز وضع ایران شهر ما از منظر شما چگونه است؟ ضمن اینکه فکر می کنید گروه ها و طبقات اجتماعی از زندگی در ایران شهر ما تا چه حد راضی اند؟نیازی به توضیح فراوان درباره این موضوع نیست که ایران شهر ما در چه وضعیت پرچالشی قرار دارد. در همین زمستان امسال دیدید که برای نفس کشیدن در تهران با مشکل جدی مواجه بودیم؛ در حال حاضر نیز امکان زندگی در تهران از جهت منابع زیستی و هم از نظر روابط اقتصادی وجود ندارد. ما نزدیک به ۵ میلیون فقیر در پیرامون شهر تهران بزرگ با ۱۲ تا ۱۳ میلیون نفر جمعیت داریم. از جهت انواع بزه ها هم نیازی به گفتن نیست. وجود از هم گسیختگی اجتماعی و بحران هویت در تهران و دیگر شهرهای ایران نیاز به اثبات ندارد و من می خواهم در این نشست درباره ریشه های آنها سخن بگویم.وجود مشکل حرکت در فضای شهری کشور کاملا قابل مشاهده است. برای جابه جایی در تهران روزانه ساعت ها باید وقت گذاشت، از همه مهم تر مشکل حرکت در اندیشه ها و نمادها را داریم. در زمینه تاریخ و مشکلات تاریخی حرکت در طول زمان نیز حرف برای گفتن بسیار است. ما در ایران شهر دچار یک چالش بنیادین هم از جهت حرکت و هم زیست و زندگی هستیم. بنابر این رضایتمندی طبقات مختلف اجتماعی اندک است.ریشه مشکلاتی که به آن اشاره می کنید در کجاست؟نمی توانیم به عنوان یک مسوول از این مشکلات چشم پوشی کنیم، واقعیت این است که جوانان ما هراس سنگینی از آینده دارند. نکته کلیدی و بنیادی سخن من این است که ریشه مشکلات در «از جاکندگی اجتماعی» است؛ ما دچار از جاکندگی هویتی، تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و ... هستیم. در غربت قرار گرفتن مفهوم ایران این وضع را ایجاد کرده است: من در میان جمع و دلم جای دیگر است. در ایران زندگی می کنیم ولی درکش نمی کنیم.مقصودتان از مفهوم ایران، دولت - ملت است؟نه. منظورم فهم از هستی موضوعی به نام ایران است. هستی ایران در مجموعه فراگرد فکری، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و بطور کلی در یک نظم معرفتی معنی پیدا می کند و نه در یک چارچوب جغرافیایی صرف به نام ایران.اجازه بدهید یک مرحله به عقب برگردیم، به آن نظام معنایی که همراه ایران است: حکمت ابن سینایی، حکمت سهروردی و... وقتی درباره ایران صحبت می کنیم، منظورمان نظام معرفتی و مهجور مانده از این نظام است. برای بازخوانی و بازگشت به توسعه ایران باید به یک نظام معرفتی که ریشه در اعماق سرزمین دارد و اکنون با مدرنیته درگیر شده است برگردیم؛ البته فقط قصد بیان دردها و رنج ها را ندارم بلکه می خواهم چشم انداز نیز ارایه دهم. باید بدانیم که چشم انداز یک داد و ستد است باید چیزهایی را از دست بدهیم و چیزهایی به دست بیاوریم مشکل این است که فکر می کنیم در چشم انداز باید همه چیز را با هم داشته باشیم.مسائل اقتصادی و دیدگاه هایی که مثلا لیبرالیسم مطرح می کند چقدر در پدید آوردن وضع امروز موثر بوده است؟کارل پولانی، اندیشمند مجارستانی مقیم امریکا که پس از مهاجرت به این کشور کتاب تغییر بزرگ را در ۷۰ سال قبل نوشت در کتابش اندیشه ای مطرح کرد که هنوز هم که هنوز است جای توجه و بررسی دارد. وی در نقد لیبرالیسم که عمدتا بر محور اقتصاد و آن هم ایدئولوژیک و جهانی است صحبت می کند. بزرگ ترین مشکل لیبرالیسم از نظر پولانی این است که مفهوم اقتصاد را از بستر اجتماع جدا می کند و می خواهد اقتصادی بسازد که جایگاهی در اجتماع ندارد. در واقع دچار از جا کندگی اجتماعی شده است. مشکل لیبرالیسم این است که می خواهد برای همه جهان یک نظریه ثابت بدهد. البته این مشکل در سوسیالیسم به شکل بسیار حادتری دیده می شود و تجربه از جاکندگی در ایران از نوع سوسیالیستی آن است.این نظریه پولانی بود که البته هنوز هم در دنیا راجع به آن بحث می شود. این اندیشمند لهستانی می گوید این نظریه در مرحله اجرا امکان وقوع ندارد چون زندگی از اقتصاد قابل تفکیک نیست و اقتصاد بخشی از زندگی اجتماعی است. نتیجه اجرای یک امر غیرممکن به انواع مشکلات منجر شده و به توسعه تعارض و انواع ناآرامی های اجتماعی می انجامد.می خواهم با کمک گرفتن از نظریه از جا کندگی اجتماعی پولانی این موضوع را بگویم که از جا کندگی تنها در اقتصاد نیست ما از جا کندگی را در همه حوزه ها اعم از فرهنگ، اجتماع، سیستم، اقتصاد و... هم می بینیم. از جاکندگی بحثی فراتر از اقتصاد صرف است. نتیجه از جاکندگی اجتماعی در ایران منجر به کالایی شدن (کمودیفیکیشن) همه چیز شده است. زندگی ایران پس از ازجاکندگی منجر به کالایی شدن همه چیز و قابل خرید و فروش شدن همه چیز شده است: شهر، قانون، آب، هوا، رودخانه و... را به راحتی خرید و فروش می کنند.مفهوم کالایی شدن را چه کسانی دنبال می کنند؟کسانی که می خواستند شهر را اداره کنند دیدند به وضعیت امتناع و غیرقابل اداره شدن شهر رسیده اند. اولین چیزی که به ذهنشان رسید این بود که شهر را بفروشند. در اوایل فقط کوه پایه ها را می فروختند و ساختمان می ساختند اما بعد به تدریج همه منابع زیستی، آب و هوا، رودخانه و همه چیز را به فروش گذاشتند. بنابراین بلافاصله بعد از بحث از جا کندگی با مفهوم کالایی شدن مواجه شدیم که در این مفهوم، همه چیز کالاست.حتی کسانی که می خواستند راه حل بدهند هم در چنبره کالایی شدن گرفتار شدند. مگر مسکن مهر غیر از این است که برخی می خواستند یک سری انسان هایی که کالا هستند را در خانه هایی که انبارند جای دهند؟ در هر جای کشور که خواستند انبار و قفسه هایی ساختند و مردم را در آنها چیدند. در مسکن مهر نه شهر می بینیم، نه مقام انسان. در مسکن مهر نه ساختار اجتماعی وجود دارد و نه حتی ساماندهی شهری دیده شده است، فقط یک سری قفسه هستند که می توانید در آن انسان یا هر کالای دیگری بگذارید.مفهوم کالایی شدن تنها مختص لیبرالیسیم است؟نه، در سوسیالیسم این مفهوم به صورت حادتری دیده می شود. سوسیالیسم هم ساحت زندگی انسان را به تعارض طبقاتی تبدیل می کند و می خواهد همه انسان ها را بدون توجه به ویژگی های متفاوت آنان و بدون توجه به حق انتخاب آنان در یک جامعه به اصطلاح بدون طبقه به پیش براند: یعنی افراطی تر از لیبرالیسم. سوسیالیسم از ابتدا و از اساس به هویت جوامع بی اعتقاد است اگر شما به نوشته های عامیون یا اعضای حزب توده در دهه ۲۰ بنگرید درمی یابید که تمام افتخارشان این است که هیچ تعلقی به هیچ سرزمینی ندارند. اصلا از جا کندگی شعارشان است نه نتیجه اعمال شان.ریشه این عدم احساس تعلق در ایران از چه زمانی قابل پیگیری است؟مفهوم ازجاکندگی و غربت در وطن به شکلی ضعیف تر قبلا هم در ایران بوده اما شکل افراطی آن بعد از مشروطه است. این هم شعری از شفیعی کدکنی در توصیف این حس:طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ستبا چشم های روشن برّاق با گیسویی بلند،به بالای آرزوهرکس ازو نشانی دارد،ما را کند خبراین هم نشان ما:یک سو، خلیج فارسسوی دگر، خزرالبته با انقلاب آی سی تی مفهوم از جا کندگی هر روز عمیق تر می شود.به نظر شما دلیل این از جا کندگی از بستر اجتماعی و کالایی شدن را در کجای تاریخ کشورمان باید جست وجو کرد؟اگر نگاهی تاریخی کنیم، می بینیم که سیدجواد طباطبایی درباره نظریه انحطاط تاریخ در ایران می گوید ما دو شکست بزرگ تاریخی بعد از اسلام داریم که یکی در چالدران و دیگری ترکمنچای است. بعد از شکست چالدران شاهد روی کار آمدن صفویه هستیم. صفویه آنچه از شکست یاد گرفت و برای ما به ارث (از جهت معرفتی) گذاشت این بود که ایران را با برگشت به سنت، یک بار دیگر یکپارچه و متحد کرد. آنها با طرح مفهوم «مرشد کامل» ایران را یکپارچه کردند اما اگر دقت کنیم آغاز صفویه، پایان رنسانس در غرب است و پدیده مدرنیته به تدریج به غرب شکل تازه ای می بخشد بنابراین از آن شکست یاد گرفتیم که باید همه چیز را درونی کرده و در عین حال داد و ستد با جهان بیرون را بیشتر کنیم. البته نحوه درونی کردن امور در دوران صفویه جای نقد بسیاری دارد و عده ای بر این باورند که ناتوانی کنونی ما در بازتولید مفاهیم در ایران به نحوه ای بازتعریف صفویان از هستی ایران باز می گردد و ریشه مشکلِ کنونی ما همان جاست.یک بار دیگر در ترکمنچای شکست خوردیم این بار سیاست معکوس اتخاذ شد. پس از این شکست سیاست باز کردن آغوش به روی جهان غرب را در پیش گرفتیم که وجه غالب آن حرکت به سمت نظریه های چپ گرایانه و سوسیالیستی بود. شکل گیری عامیون در تهران، حزب دموکرات در گیلان، چپ گرایان در آذربایجان و نهایتا ایجاد حزب توده در سراسر کشور از آثار این شکست بود. این صورت مساله ای به نام «ایران» و هستی آن از اندیشه آنان در برون رفت از مشکلات حذف می شود.می بینید که پشت کردن به کل میراث معنوی، اقتصادی، زیستی و... چه به شکل چپ آن و چه به شکل لیبرالیستی آن در تاریخ کشور وجود دارد ولی آنچه در هر دوی این جنبش ها دیده می شود این است که مفهومی به نام «هستی معنوی ایران» در آنها جایی ندارد. بنابراین بی وزنی ای که الان داریم تصادفی نیست بلکه برمی گردد به یک ریشه تاریخی و از جا کندگی اجتماعی که به سوداگری مطلق منجر شده است. به نحوی که وقتی برای جوانان ایرانی از بازار آزاد بحث می شود آنچه در ذهنشان شکل می گیرد یک نوع بی قانونی، لاقیدی و عدم تعهد به همه چیز است در حالی که اصل نظام بازار رقابتی در دل خود چنین چیزی ندارد اما ناتوانی در بازتولید و خلق مجدد مفاهم هستی شناسانه در ایران، موجب فزونی یافتن تعارض ها به جای یافتن راهی برای برون رفت شده است.ما چقدر فرصت داشته ایم و تلاش کرده ایم تا خودمان را به این تاریخ و فرهنگ پیوند بزنیم؟الان متاسفانه این منابع تاریخی و میراث فرهنگی که در کشور داریم روی دوش عده ای سنگینی می کند و فکر می کنند اگر این آثار تخریب شوند و برج به جای آنها ساخته شود از شرشان راحت می شویم. الان چقدر از فضای چهارباغ اصفهان باقی مانده؟ چه مقدار از فضای ۳۰ سال پیش پیرامون حرم مطهر امام رضا(ع) باقی مانده است؟ این سوداگری همه منابع تاریخی را مزاحم خود می داند.اصلا چرا مفهوم و اندیشه «ایران» اینقدر برای ما مهم است؟چون این مفهومی است که تمام هستی و هویت ما را تبیین می کند. البته در همه کشورها هم ا ...

ادامه مطلب  

معرفی و برنامه دکتر قاضی زاده هاشمی وزیر پیشنهادی وزارت بهداشت  

درخواست حذف این مطلب
دکترسید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر پیشنهادی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برنامه خود برای وزارت بهداشت را به نگاهی به اقدامات انجام شده در دولت یازدهم اعلام کرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت، دکترسید حسن قاضی زاده هاشمی وزیر پیشنهادی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به تشریح طرح تحول سلامت در دولت یازدهم پرداخته و براین اساس برنامه کلان خود در دولت دوازدهم شرح داده است. برای دریافت فایل پی دی اف و نسخه کامل برنامه بهروی معرفی و برنامه کلیک کنیدتحقق رویکرد سلامت همه جانبه و انسان سالم با رعایت اولویت پیشگیری بر درمان و مسؤولیت پذیری، توانمندی و مشارکت ساختارمند و فعالانه فرد، خانواده و جامعه در تامین، حفظ و ارتقای سلامت، تامین امنیت غذا و درمان، ارائه خدمات آموزشی، پژوهشی، بهداشتی، درمانی و توانبخشی سلامت مبتنی بر اصول و ارزش های انسانی- اسلامی و نهادینه سازی آن در جامعه(بندهای1 و 2 و 11 سیاست های کلی سلامت)تداوم، ارتقا و نهادینه سازی طرح تحول سلامت در چارچوب برنامه ششم توسعه کشوراستقرار نظام ارجاع و برنامه پزشکی خانواده، در قالب شبکه خدمات جامع و همگانی سلامتاجرای برنامه تحول و نوآوری در آموزش و پژوهش علوم پزشکیتأمین منابع مالی پایدار ، کنترل هزینه ها از طریق مدیریت شفاف و متناسب سازی درآمدها، هزینه ها و فعالیت هااصلاح ساختار نظام سلامت به منظور تقویت تولیت، چابک سازی و تفکیک نقش هارصد، مدیریت و مطالبه اصلاح مولفه های اجتماعی برای پیشگیری از آسیب به ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی سلامتسوابق علمی، تخصصی و اجراییدکتر سید حسن هاشمیاستاد تمام دانشگاه علوم پزشکی تهرانسوابق تحصیلی: دکتری پزشکی عمومی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد (1365) دکتری تخصصی چشم پزشکی از دانشگاه علوم پزشکی مشهد (1368) فلوشیپ قرنیه و سگمان قدامی چشم از دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی – بیمارستان لبافی نژاد (1370)سوابق اجرایی و مدیریت کلان وزیر بهداشت درمان و آموزش پزشکی (1392 تا کنون)عضو شورای مرکزی جهاد سازندگی کشور (1360 تا 1362) عضو شورای مرکزی جهاد سازندگی خراسان (1358 تا 1360) مسئول مهندسی جنگ جهاد سازندگی کشور (1360 تا 1362)مسئول بازسازی مناطق جنگ زده (1360 تا 1362)دبیرکل انجمن چشم پزشکی جمهوری اسلامی ایران (1390 تاکنون) عضو کمیته علوم بالینی فرهنگستان علوم پزشکی ایران (1384 تاکنون) رییس دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران (1384) عضو هیئت ممیزه دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی و درمانی تهران (1383 تاکنون)عضو کمیسیون تدوین و نظارت و ارزشیابی وزارت بهداشت (نماینده ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران) (1380تا 1384)دبیر شورای سیاستگذاری رشته چشم پزشکی (1390 تا 1391)عضو شورای مرکز ملی تحقیقات علوم پزشکی کشور (1378 تا 1380)عضو هیئت تحریریه مجله middle east journal of ophthalmology (1994 تاکنون)عضو شورای آموزش پزشکی و تخصصی به عنوان نماینده وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (1376 تا 1384)مشاور وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (1376 تا 1380)عضو شورای عالی برنامه ریزی آموزش پزشکی (1376 تا 1380)دبیر شورای آموزش پزشکی و تخصصی کشور (1376 تا 1380) رییس بخش قرنیه بیمارستان فارابی (1383 تا 1385 و 1388 تا 1390)عضو شورای راهبردی و سیاستگذاری بیمارستان فارابی (1387 تاکنون)کارشناس تخصصی رشته چشم در دادسرا و هیئت های انتظامی سازمان نظام پزشکی (1385 تاکنون)مدیر گروه چشم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران (1384 تا 1387)عضو شورای عالی مرکز تحقیقات چشم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران (1384 تاکنون)نائب رئیس و عضو هیأت مدیره انجمن چشم پزشکی جمهوری اسلامی ایران (1384 تا 1386)عضو شورای پژوهشی بیمارستان فارابی (1383 تا 1386)عضو هیئت ممتحنه گواهینامه آزمون دستیاری چشم پزشکی (1381 تا کنون)عضو کمیته اعتبار بخشی شورای آموزش پزشکی و تخصصی (1380 تاکنون)مؤسس و عضو هیأت مدیره انجمن پزشکی لیزری ایران (1380 تا 1383)عضو هیأت مدیره انجمن چشم پزشکی ایران (1378 تا 1381)عضو هیأت امنای ارزی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (1376 تا 1379)عضو هیئت تحریریه مجله انجمن چشم پزشکی ایران (1375 تاکنون)رییس بخش اورژانس گروه چشم پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران (1371 تا 1373)افتخارات دکتر سید حسن هاشمی محقق برتر در چهاردهمین جشنواره ابن سینا - 1391 محقق برتر جشنواره چشم پزشکی فارابی – 1390 محقق برتر گروه جراحی علوم بالینی - پانزدهمین جشنواره تحقیقاتی علوم پزشکی رازی - 1388 رتبه اول در امتحان بورد چشم پزشکی ایران - 1368 جزو 3% اول فارغ التحصیلان رشته پزشکی – 1364اولین مبتکر و مجری مدیریت جهادی در بخش غیردولتی:نورآوران سلامت پروژه خیریه ای است که با دیدگاه خدمت رسانی به اقشار محروم و روستایی کشور راه اندازی شد. این برنامه در قالب طراحی، ساخت و بهره گیری از تریلی های مدرن و مجهز به امکانات درمانی و جراحی چشم پزشکی و دندانپزشکی اجرا شده است. تلفیق دانش و صنعت بومی کشور با تکنولوژی به روز دنیا موجب شده است تا خدمات چشم پزشکی از معاینه تا جراحی و نیز خدمات دندانپزشکی در دورترین نقاط روستایی در اختیار هموطنان عزیز قرار گیرد.تألیفات و کتب علمی دکتر سید حسن هاشمی1. راهنمای مراقبت های چشمی (ویژه پزشکان عمومی)،ترجمه، دکتر سید حسن هاشمی،13892. ناخنک، تالیف و ترجمه، دکتر سید حسن هاشمی،دکتر احمد خیرخواه، دکتر شکیبا عبادالهی 13883. فیکوچاپ، تالیف و ترجمه، دکتر سید حسن هاشمی،دکتر پوپک پیر 13874. پرستار چشم پزشکی، تالیف و ترجمه، دکتر سیدحسن هاشمی، دکتر مسعود اقصائی فرد 13875. دانستنیهای چشم پزشکی، دکتر سید حسن هاشمی وهمکاران 13876. جراحی رفراکتیو. ترجمه و تدوین دکتر سید حسن هاشمی، دکتر محمد میر آفتاب، دکتر علی غلامی نژاد، دکتر افشین لطفی صدیق،دکتر مهدی خانلری، دکتر کامران جلالی، 13857. کاتاراکت، کتاب راهنمای بیماران. دکتر سید حسن هاشمی، 13858. مراقبین چشم در ایران. دکتر سید حسن هاشمی،13859. یک فصل ازکتاب vitreoretinal surgery، آقای دکتر پیمان.10. refractive outcome of silicon oil removal and intraocular lens implantation using laser interpherometry. faghihi h. md, riazi m.md.hashemi h, mdمقالات انگلیسی339 مقاله در مجلات معتبرتخصصیمقالات فارسی38 مقاله در مجلات معتبر تخصصیکنگره و سمینارارائه 227 مقاله انفرادی و مشترک در کنگره ها و سمینارهای تخصصی داخلی و بین المللیرویکردها و برنامهفصل نخست مروری بر دیدگاه ها و مبانی نظری سلامتبرخورداری از یک زندگی سالم، مولد و با کیفیت، توام با طول عمر قابل قبول و عاری از بیماری و ناتوانی، نیازی اساسی و حقی همگانی است که در دین مبین اسلام، اعلامیه جهانی حقوق بشر(ماده بیست و پنجم)، اعلامیه حقوق بشر اسلامی و در قوانین اساسی بسیاری از کشورها مورد تاکید قرارگرفته است. اگرچه تامین و حفظ سلامت وظیفه ای فردی، اجتماعی، سازمانی و حاکمیتی است ولیکن مسؤولیت و تولیت این امر بر عهده دولت ها بوده و یکی از مولفه های حکمرانی بهینه و پیش شرط تحقق توسعه پایدار در هر کشور به شمار می رود. اساسنامه سازمان جهانی بهداشت (1946) نیز برخورداری از بالا ترین حد استانداردهای منطقی و قابل حصول سلامت، بدون در نظر گرفتن نژاد، مذهب، عقاید سیاسی و موقعیت اقتصادی و اجتماعی را حق مسلم هر انسانی بیان می کند. مطابق اصل دوم و سوم قانون اساسی کشورمان، «جمهوری اسلامی ایران نظامی‏ است‏ بر پایه‏ ایمان‏ که از راه استفاده‏ از علوم‏ و فنون‏ و تجارب‏ پیشرفته‏ بشری‏ و تلاش‏ در پیشبرد آنها، قسط، عدل‏ و استقلال‏ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ و همبستگی‏ ملی‏ را تامین می کند و برای‏ نیل‏ به‏ این اهداف‏ باید همه‏ امکانات‏ خود را برای‏ اموری از جمله ایجاد رفاه‏ و رفع فقر و برطرف‏ ساختن‏ هر نوع‏ محرومیت‏ در زمینه‏ های‏ تغذیه‏ و مسکن‏ و کار و بهداشت‏ و تعمیم‏ بیمه» به‏ کار برد؛ اصل بیست و نهم، برخورداری‏ از تامین‏ اجتماعی‏ از نظر بازنشستگی‏، بیکاری‏، پیری‏، ازکارافتادگی‏، بی‏ سرپرستی‏، در راه‏ ماندگی‏، حوادث‏ و سوانح‏، نیاز به‏ خدمات‏ بهداشتی‏ درمانی‏ و مراقبتهای‏ پزشکی‏ به‏ صورت‏ بیمه‏ و غیره‏، را حقی‏ همگانی می داند؛ و همچنین بند 1 اصل 43، تامین‏ نیازهای‏ اساسی همچون مسکن‏، خوراک‏، پوشاک‏، بهداشت‏، درمان‏، آموزش‏ و پرورش‏ و امکانات‏ لازم‏ برای‏ تشکیل‏ خانواده‏ برای‏ همه»‏ نیز از ضوابط اساسی اقتصاد کشور برشمرده شده است.از دیدگاه سازمان جهانی بهد اشت wh : سلامت عبارتست از: «احساس رضایت کامل جسمانی، روانی و اجتماعی نه تنها فقدان بیماری و ناخوشی. تعیین کننده های سلامت عواملی هستند که بطور مستقیم یا غیرمستقیم شرایطی را فراهم می کند که ابعاد مختلف سلامت(جسمی، روانی، اجتماعی) تحت تاثیر مثبت یا منفی قرار گیرند. این عوامل به اختصار عبارتند از: ژنتیک/ بیولوژی، رفتار و شیوه زندگی، نظام مراقبت سلامت، محیط فیزیکی و محیط اجتماعی- اقتصادی. بررسی ها نشان می دهد سهم اثر هر یک از عوامل تعیین کننده بر ابعاد مختلف سلامت عبارت است از: ژنتیک/ بیولوژی(10 درصد)، رفتار و شیوه زندگی فردی (20 درصد)، نظام مراقبت سلامت (20 درصد). محیط فیزیکی (10 درصد)، محیط اجتماعی - اقتصادی(40 درصد)، (شکل 1).شکل 1: سهم تعیین کننده های سلامتنظام سلامتسیستم یا سامانه شامل مجموعه ای از عوامل متعامل است که هدف یا اهداف مشترکی را دنبال می کنند. گزارش سال 2000 سازمان جهانی بهداشت، نظام های سلامت به این صورت تعریف می کند: تمام سازمان ها، موسسات و منابعی که به ارائه (یا تولید) اقدامات سلامت اختصاص دارند و یک اقدام سلامت عبارتست از: هر گونه تلاشی که خواه در مراقبت سلامت فردی، خدمات بهداشت عمومی و یا از طریق برنامه های بین بخشی انجام می گیرد و هدف اصلی آن ارتقای سلامت است. این نظام ها ممکن است یکپارچه و با هدایت مرکزی باشند اما غالبا اینگونه نیست. سیاستگذاران باید بدانند که چرا نظام های سلامت به شیوه های خاصی عمل می کنند و آنها چه اقدامی می توانند برای ارتقای این وضعیت انجام دهند.[1] (. گزارش سال 2000 سازمان جهانی بهداشت: نظام های سلامت، عملکرد و کارایی.) براساس تفکر سیستمی و زنجیره تولید ارزش هر نظام سلامت به دنبال تحقق مجموعه ای از اهداف یا پیامدهای(طولانی مدت، میان مدت، کوتاه مدت) از طریق بروندادها/محصولات ویژه تولید شده بوسیله کارکردهای خود است.اهداف نظام سلامتسلامت بهتر بدون تردید، پیامد نهایی/ هدف اصلی یک نظام سلامت است. اما چون ممکن است مراقبت از سلامت هزینه های کمرشکن به دنبال داشته باشد و نیاز به آن، غیر قابل پیش بینی باشد، سازوکارهای مشارکت و تسهیم خطر و ارائه حمایت مالی، بسیار حائز اهمیت هستند از این رو هدف دوم نظام سلامت عادلانه ساختن مشارکت مردم در تامین منابع مالی نظام سلامت است. پاسخ دهی به انتظارات مردم در مورد مسائلی غیر از سلامت، هدف سومی است که منعکس کننده اهمیت احترام به شان، اختیار و محرمانه بودن اطلاعات افراد است. کمبود منابع در هر کشوری سبب شده است که از سال 2007، سازمان جهانی بهداشت، کارآیی و هزینه اثربخشی را نیز به عنوان یکی از پیامدهای هر نظام سلامتی در نظر بگیرد.محصولات/ بروندادهای نظام سلامت عمده محصولات/ بروندادهای مستقیم نظام های سلامت در دنیا برای پاسخ به مولفه های سلامت (ژنتیک و رفتار و شیوه زندگی، تعیین کننده های اجتماعی- اقتصادی، عوامل محیطی) شامل خدمات فردی، خدمات جمعیتی، شواهد و سیاست ها می باشند. باید توجه کرد که برخی از نظام های سلامت همچون ج.ا.ایران در تولید مستقیم فناوری های سلامت از جمله فرآورده های دارویی و خونی، تجهیزات پزشکی و همچنین آموزش منابع انسانی نیز نقش دارند.کارکردهای نظام سلامتنظام سلامت باید به منظور دستیابی به اهداف فوق، کارکردهای زیر را انجام دهد:حکمرانی و رهبریمنظور از حکمرانی و رهبری در نظام سلامت حصول اطمینان از وجود سیاست های کلان و راهبردی و نظارت مؤثر بر اجرای آن، ایجاد زمینة همکاری و تعامل بیشتر، تدوین قوانین و مقررات، طراحی ساختار نظام متناسب با سیاست ها و پاسخگویی است. وجود راهبردهای به روز و همسو با نیاز سلامتی جامعه، وجود برنامه های ملی مرتبط با اولویت های سلامت کشور، تولید و انتشار دوره ای و منظم مستندات و شواهد مربوط به عملکرد نظام و درنظرگرفتن مکانیسم های پایش و ارزیابی نظام سلامت، مهم ترین نشانگرهای پایش، ارزیابی و تعیین وضعیت حاکمیت و رهبری نظام سلامت است.ارایه خدمات سلامتارائة خدمات سلامت، شناخته شده ترین جزء نظام سلامت است و ارایه مداخله ها سلامت مؤثر، ایمن، باکیفیت، در دو سطح فردی و عمومی، با محوریت افراد نیازمند، در زمان و مکان مناسب و با صرف حداقل هزینه را شامل می شود. جامعیت، در دسترس بودن، پوشش، تداوم، کیفیت، فرد (بیمار) محوری، مشارکت و مسئولیت پذیری از ویژگیهای یک نظام سالم ارائة خدمات سلامت به شمار میروند. تعداد و توزیع تسهیلات ارائه دهندة خدمات پیشگیری و ارتقای سلامت، خدمات بستری، سرپایی و خدمات خاص و میزان آمادگی زیرساخت های فیزیکی و تجهیزاتی بخش های مختلف نظام سلامت از متداول ترین نشانگرهای پایش، ارزیابی و تعیین وضعیت این جزء است.تأمین منابع مالیمنظور از تأمین مالی در نظام سلامت، حصول اطمینان از پایداری منابع، جمع آوری پول، انباشت و تخصیص مناسب آن به شیوه ای است که درنهایت منجر به پوشش عادلانة نیاز های سلامتی مردم شود. تأمین ذخیرة مالی به اندازة نیاز، توجه به مشوق های مالی ارائه دهندگان خدمات سلامت، تأمین پوشش مؤثر خدمات و حفاظت مالی از بروندادهای تأمین مالی کارآ و سلامت محور هستند. کل هزینه های سلامت و سهم آن از درآمد ناخالص داخلی ، درصد هزینه های سلامت از هزینه های کلی دولت، سهم پرداخت های مستقیم از جیب خانوارها برای خدمات سلامت و درصد خانوارهای مواجهه شده با هزینه های کمرشکن و فقرزا، متداول ترین نشانگرهای پایش، ارزیابی و تعیین وضعیت تأمین منابع مالی نظام سلامت هستند.آموزش و پژوهشهدف آموزش توسعه کیفی و کمی هدفمند پاسخگو، جامعه نگر و عادلانه آموزش علوم پزشـکی (سـلامت ) ادغام یافته در عرصه ارائه مراقبتهای سلامت متناسب با نیازهای جامعه و گسترش مرزهای دانش و تربیت افرادی عالم ، متخلق به اخلاق اسلامی و حرفه ای ، توانمند ،کارا، جامعه نگر و پاسخگوی نیازهای سلامت جامعه است. در جهت پژوهش، فناوری و نوآوری سلامت تولید علم نافع و تحقق مرجعیت علمی،خود اتکایی در تولید دارو، واکسن و تجهیزات و ملزومات پزشکی می باشد.دسترسی به دارو، واکسن ها و فناوری های سلامت این جزء، ناظر بر توانایی نظام سلامت در فراهم آوردن امکان دسترسی به داروها، واکسن ها و فناوری های سلامت ایمن، باکیفیت، کارآمد، هزینه اثربخش و مصرف مؤثر است. فراهم بودن داروهای اساسی در مراکز دولتی و خصوصی ارائه دهندة خدمات سلامت، دسترسی مردم به داروها و فنّاوری های موردنیاز سلامت، میانگین قیمت داروها و هزینه های پرداختی مردم برای دارو و فنّاوری ها، وجود یک سیاست ملی به روز دارویی، تهیة فارماکوپة دارویی و درصد پوشش بیمه ای جمعیت از متداول ترین نشانگرهای پایش، ارزیابی و تعیین وضعیت این جزء هستند.نظام های اطلاعات سلامتنظام های اطلاعات سلامت، چهار کارکرد اصلی تولید داده، تدوین، تحلیل، انتشار و استفاده از داده ها را در بردارد. یک نظام جامع اطلاعات سلامت، داده های موردنیاز را از منابع مختلف داده ای نظام سلامت، جمع آوری و تحلیل می کند و پس از اطمینان از کیفیت، ارتباط و به وقت بودن آن، داده ها را به اطلاعات قابل استفاده برای سیاست گذاران سلامت تبدیل می نماید. اهمیت این جزء با توجه به نقش مهم اطلاعات معتبر و رسا در تصمیم گیری های نظام سلامت برکسی پوشیده نیست. منابع انسانی سلامتمنابع انسانی سلامت که اصلی ترین ورودی نظام سلامت است، مشتمل بر همة افرادی می شوند که قصد و نیت اصلی آن ها از ارائة خدمت، ارتقاء سطح سلامت است. تنوع زیادی از منابع انسانی در بخش سلامت دیده می شود. که مدیریت موثر تولید و به کارگیری آنها از اهم وظایف نظام سلامت است. نشانگرهای توزیع کمی و کیفی منابع انسانی سلامت و میزان ماندگاری آنان از اهم نشانگرهای این کارکرد است.فصل دوم اقدامات دولت یازدهم در بخش سلامتکارکرد تولیت حمایت طلبی و تبدیل سلامت به گفتمان غالب دولت تشکیل ستاد مدیریت بحران دارو و رفع مشکل کمبود و گرانی دارو تعریف منابع جدید و افزایش منابع موجود سلامت با حمایت موثر مجلس محترم شورای اسلامی انتقال منابع مالی به سازمان های بیمه گر برای خرید خدمت از وزارت ب.د.آ کنترل قیمت دارو و تجهیزات پزشکی حمایت از داروهای تولید داخل و افزایش سهم داروهای تولید داخل از بازار دارویی گسترش، حفظ و ارتقای نظام مقررات بین المللی ارتقای مشارکت جامعه در ارتقای سلامت و افزایش همکاری های بین بخشی تشکیل مجمع ملی سلامت استقرار نظام پایش و ارزشیابی خدمات سلامت در کشور تدوین و استقرار نظام برنامه ریزی عملیاتی در سطح ستاد وزارت، دانشگاه ها/ دانشکده های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی و سازمان های وابسته، به منظور اعمال حکمرانی مطلوب درون بخش سلامت ایجاد نظام مدیریت برنامه های مشترک و اختصاصی از طریق داشبوردهای مدیریتی استقرار سامانه پایش برنامه ی عملیاتی اتصال نظام ارزیابی عملکرد و رتبه بندی دانشگاه ها به میزان پیشرفت برنامه ی عملیاتیکارکرد ارایه خدماتبهداشت و مراقبت های اولیه سلامت اجرای برنامه ارائه خدمات و مراقبت های اولیه بهداشتی درمانی(خدمات نوین سلامت) به روستائیان، شهرهای زیر 20 هزار نفر و عشایر اجرای برنامه ارائه خدمات و مراقبت های اولیه بهداشتی درمانی (خدمات نوین سلامت) به حاشیه نشینان و شهرهای 20 تا 50 هزار نفر اجرای برنامه ارائه خدمات و مراقبت های اولیه بهداشتی درمانی (خدمات نوین سلامت) به شهرهای بالاتر از 50 هزار نفر و کلانشهرها تکمیل، توسعه و اصلاح برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع در مناطق شهری دو استان فارس و مازندران طراحی برنامه های نوین سلامت و بازنگری برنامه های قبلی سلامت بازنگری و ارتقا برنامه های بهداشت عمومی (آب سالم، غذای ایمن، هوای پاک) اجرای پروژه احداث، تکمیل و توسعه نظام شبکه بهداشتی کشور اجرای پروژه مشارکت و همکاری بخش های دولتی و غیر دولتی در ارایه خدمات بهداشتی بهره گیری از مشارکت جامعه در ارتقای سلامت اجرای پروژه تهیه و تدوین بسته های خدمات بهداشتی درمانی سطح اول ارتقای کیفیت خدمات سطح اول سلامتدرمان و مراقبت های بیمارستانی اجرای برنامه کاهش سهم پرداختی مردم از هزینه بستری کاهش سهم مردم از هزینه بستری از 37 درصد به 3 درصد برای روستاییان و 6 درصد برای شهرنشینان و حمایت مالی از 26 میلیون بیمار بستری کاهش پرداخت مستقیم از جیب مردم در مجموع بازار سلامت(دولتی- خصوصی، بستری- سرپایی) از 56 درصد به 40درصد حفاظت مالی از بیماران بستری در برابر هزینه های کمرشکن در بیمارستان های دولتی برای 77.4 % جمعیت کشوربه صورت هدفمند کاهش 42 درصدی قیمت انواع لوازم و تجهیزات پزشکی مصرفی تامین 69000 قلم تجهیزات پزشکی سرمایه ای برای بیمارستان های موجود و جدیدالاحداث (16271 قلم در بیمارستان های موجود، 52750 قلم برای بیمارستان های جدید الاحداث) حضور 5334 پزشک متخصص و فوق تخصص در 307 شهر کمتر توسعه یافته و محروم و تمام وقت شدن همگی آنان در بیمارستان های دولتی حضور 6619 (854 نفر پزشک متخصص مقیم در هر شب در 17 تخصص) در 412 بیمارستان اصلی کشور در 214 شهر برای درمان بیماران اورژانس انجام 135 میلیون بار ویزیت توسط 14000 متخصص و فوق تخصص در 658 کلینیک ویژه در 385 شهر کشور با نرخ ارزان دولتی به منظور دسترسی اقشار محروم همراه با ساخت 250 پلی کلینیک تخصصی جدید شامل 6440 مطب برای فعالیت این پزشکان راه اندازی کلینیک ویژه در 128 شهر منطقه محروم از 31 استان کشور توسعه اورژانس کشورراه اندازی 32 پایگاه اورژانس هوایی و انتقال 7351 مصدوم و بیمار بدحال به بیمارستان ها طی 4860 سورت پروازی توسعه و نوسازی ناوگان آمبولانس زمینی اورژانس کشور با به کار گیری 2400 دستگاه آمبولانس پیشرفته تا پایان دولت یازدهم / ناوگان اورژانس پیش بیمارستانی کشور تا قبل از طرح تحول نظام سلامت تنها 3000 آمبولانس در اختیار داشته است. ساخت و گسترش 125 بخش اورژانس در بیمارستان های تروما و اصلی کشور و نوسازی بخش اورژانس در سایر بیمارستان ها افزایش 1500 تخت اورژانس و بهسازی و استانداردسازی 180 بخش اورژانس در سراسر کشور توجه خاص به بیماران نیازمند به مراقبت های ویژه با افتتاح 2400 تخت توجه ویژه به بیماران سرطانی با ایجاد شبکه جامع تشخیص زودرس و درمان سرطان در 3 سطح در کشور استاندارد سازی و توسعه 9 مرکز تخصصی درمان سوختگی و توسعه 185 تخت ویژه سوختگی (bicu) توسعه 1000 تخت جدید بستری و روانپزشکی 15 بخش اورژانس روانپزشکی همراه با بازسازی بخش های موجود اجرای برنامه ملی درمان پیشرفته سکته های قلبی به صورت شبانه روزی در 54 بیمارستان کشور در 24 شهر بعنوان اولین علت مرگ ایرانیان اجرای برنامه ملی درمان پیشرفته سکته های مغزی به صورت شبانه روزی در 55 بیمارستان کشور در 25 شهر بعنوان دومین علت مرگ ایرانیان تامین تجهیزات پزشکی سرمایه ای برای بیمارستان های موجود و جدیدالاحداث اجرای برنامه مقیمی پزشکان در بیمارستان های کشور توجه خاص به بیماران نیازمند به مراقبت های ویژه، سوختگی، سرطان و ایجاد شبکه جامع تشخیص زودرس و درمان سرطان ساماندهی خدمات دندانپزشکی با ایجاد کلینیک های دندانپزشکی دانشگاهی با تعرفه ارزان در نقاط مختلف کشور استقرار سامانه ملی صدور الکترونیکی پروانه های موسسات پزشکی به منظور ایجاد شفافیت در این حوزه و دسترسی آسان مردم و صاحبان حرف پزشکی به اطلاعات ذی قیمت شامل 21000 موسسه پزشکی ساماندهی ارائه خدمات به گردشگران سلامت از طریق اعتباربخشی کیفی بخش های بین الملل و ساماندهی موسسات گردشگری با همکاری سایر دستگاه های زیربط تدوین و اجرای نسل نوین اعتباربخشی در 900 بیمارستان کشور با رویکرد ارتقاء ایمنی بیماران و بهبود کیفیت خدمات و تکریم بیماران تدوین سند سطح بندی خدمات، مراکز تشخیصی درمانی و تجهیزات پزشکی در قالب (سند ملی درمان 1404) حذف پول زیرمیزی به میزان 7 تا 10 هزار میلیارد (با پ ...

ادامه مطلب  

دستورالعمل اقتصادی از امام صادق (ع)  

درخواست حذف این مطلب
شیعه نیوز: داستانی است که در کافی مرحوم کلینی در رابطه با امام صادق علیه السلام آمده است: یکی از اصحاب امام صادق شخصی به نام عبدالرحمان بن سیابه است.پدرش از اصحاب حضرت بود. می گوید: پدرم که از دنیا رفت، یک کسی از دوستان پدرم در خانه ما را زد. به من تسلیت گفت و سؤال کرد: آیا پدرت ارثی به جا گذاشته است؟ گفتم: نه، ما وضع مالی مان خوب نبود. هزار درهم به من داد و گفت: این را حفظ کن و با آن کاسبی کن و از سودش استفاده کن. نگذار سرمایه ات از دست برود.می گوید: نزد مادرم آمدم و گفتم و مادرم هم خوشحال شد. فردای آن روز رفتم یکی دیگر از دوستان پدرم را پیدا کردم. گفتم: یک چنین پولی به من رسیده است. او هم یک مقدار پارچه ابریشمی برایم خریداری کرد و یک مغازه ای برایم گرفت و روزی زیادی خدا نصیب ما کرد. پدر از دست رفته بود و این دو رفیق پدر یک کمکی کردند و وضع ما خیلی خوب شد.فصل حج که رسید به ذهنم رسید حج خانه خدا بروم. گفتم: حالا که اوضاع خوب است، پول حج هم داریم، به حج برویم. به مادر گفتم: تصمیم دارم حج بروم. گفت: پسرم اول هزار درهمی را که رفیق پدر داده تسویه کن و بعد به حج برو.سراغ رفیق پدرم آمدم، هزار درهم را دادم. نگاهی کرد و تعجب کرد. گفت: هزار درهم کم است؟ من بیشتر به تو بدهم؟ گفتم : نه پول با برکتی بود. وضع ما خوب شده است. می خواهم حج بیت الله بروم و آماده ام پول شما را پس بدهم. پول را دادم و با سود پول هایی که بدست آورده بودم به حج بیت الله الحرام رفتم.از حج که برگشتم به مدینه خانه امام صادق(علیه السلام) آمدم. جمعیتی نشسته بودند، من یک جوانی بودم و سن و سالی نداشتم. یک گوشه مجلس نشستم تا دیگران سؤالاتشان را از امام صادق(علیه السلام) بپرسند.جمعیت که رفتند و خلوت شد، حضرت به من اشاره کردند که سؤالی داری؟ خدمت حضرت رفتم و گفتم: من پسر فلانی هستم. پ ...

ادامه مطلب  

درّه های رنگی عجیب در چین+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.به گزارش بولتن نیوز، درّ ه های رنگی عجیبی در استان شانشی چین به دست طبیعت پدید آمده اند که در طی هزاران سال شکل گرفته اند.ویژگی خاص این درّ ه های رنگی موجب می شود، سالانه هزاران نفر گردشگر از سراسر دنیا برای دیدن آنها به این منطق ...

ادامه مطلب  

آن روی سکه تحریم های آمریکا/ ناآگاهی یا ناتوانی؟  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: *********بلندگوی جنگ در دست دشمن! ابراهیم کارخانه ای در کیهان نوشت:۱- در حالی که سرنخ اصلی تمامی بی نظمی های اقتصادی به سوء مدیریت دستگاه های دولتی و عوامل رانت خوار پشت پرده مدیریتی بر می گردد؛ ساده انگاری است که تصور شود با برخورد نیروی انتظامی با چند دلال، وضعیت آشفته بازار سکه و ارز سامان پیدا خواهد کرد. باید با کسانی که سیاست گذاری غلط کردند و راه را برای ورود افراد فرصت طلب و رانت خوار باز کردند قاطعانه برخورد شود. باید دست سیاستگذاران تاجرپیشه را از برنامه های اقتصادی کشور کوتاه کرد. نباید اجازه داد دلالان و سوداگران، انگل وار بر زخم هایی بنشینند که سیاست ورزان تاجر پیشه بر بدنه اقتصاد کشور وارد ساخته اند.۲- مگر در تهاجم نظامی هر کس که به جبهه دشمن کمک کند به عنوان خیانت کار جنگی مورد محاکمه قرار نمی گیرد. چرا با خیانت کاران و سوداگران جنگ اقتصادی با مسامحه برخورد می شود؟ چرا مدیران دستگاه های اجرایی عوامل فساد اقتصادی را شناسایی و از بدنه خود دور نمی کنند؟ چرا در عین غفلت از شفاف سازی در دستگاه های خودی؛ شفاف سازی در چارچوب fatf را پیگیری می کنند.۳ - در حالی که جزای یک تروریست یا قاتل یک نفر مرگ است؛ آیا سزای کسانی که به حقوق یک ملت ۸۰ میلیونی تجاوز کرده اند و نظم اقتصادی کشور را بهم ریخته اند و میلیون ها نفر را به فقر کشانده اند کمتر از ارتکاب یک جنایت است.!؟ در حالی که تمامی دستگاه های اطلاعاتی، انتظامی و قضایی کشور در مواردی برای دستگیری یک مجرم بسیج می شوند آیا نباید تمامی این دستگاه ها برای کوتاه کردن دست متجاوزان به حقوق ملت بسیج شوند!؟۴- در صحنه جنگ فرمانده حرف اول را می زند. اگر به قول سردار نام آور اسلام حاج قاسم سلیمانی فرمانده لشکر خود ترسو باشد؛ کار آن لشکر تمام است. بر این اساس کسانی که مدیریت و فرماندهی جنگ را بر عهده دارند باید شجاعانه و مدبرانه عمل کنند. کسانی که دل در گرو دنیا دارند نمی توانند در میدان جنگ با دشمن قدرتمندانه برخورد کنند.۵- در حالی که در مرزهای جغرافیایی، قدرتمندانه در مقابل تجاوز دشمن ایستادگی و مقاومت می شود و به بهای خون رشیدترین فرزندان ملت اجازه ورود دشمن به وجبی از خاک پاک ایران اسلامی داده نمی شود؛ چرا تروریست های اقتصادی و عوامل سودجو و فرصت طلب به راحتی از مرزهای حفاظت نشده وارد سرزمین اقتصادی کشور می شوند و نظم اقتصادی مملکت را به هم می ریزند و تهاجمی علیه آنها صورت نمی گیرد! یقینا” در این عرصه جای مردان انقلابی، شجاع و توانمندو مدیر و مدبر خالی است.۶- چرا میدان جنگ اقتصادی مدیریت نرخ سکه و ارز به دشمن واگذار شده و دلالان وابسته به دلارهای سعودی و اماراتی بازار بورس سکه و ارز کشور را به دست گرفته اند؟ چرا علیرغم چند برابری قیمت فروش سکه نسبت به زمان ثبت نام با توجه به دگرگونی شرایط در جهت حفظ منافع ملت و ذخایر ملی کشور محدودیتی برای تحویل سکه اعمال نمی شود!؟ مگر نه این است که منافع ملت بر منافع فرد ارجحیت دارد!؟ چرا و به چه دلیل به یک نفر ۱۵۹/۸ میلیون دلار و ۵۱ میلیون یورو داده می شود تا توزیع کند این نور چشمی ها چه کسانی هستند؟ چرا دائماً صحبت از انتشار لیست دریافت کنندگان ارز به نرخ دولتی می شود ولی به دنبال آن خبری از برنامه ریزی و احقاق حقوق مردم نیست !؟ چرا در حالی که عقربه بورس سکه و ارز هر لحظه در جهت اراده دشمن جابه جا می شود؛ مسئولین در انتظارند تا عرضه و تقاضا نرخ تعادلی سکه و ارز را تعیین کند؛ بدون شک ادامه این روش، بازی در زمین دشمن و خیانت به اقتصاد کشور است. جا دارد مسئولان ذی ربط هرچه سریع تر این بازار مکاره را تعطیل و عوامل بیرونی و نفوذی آنها را در دستگاه های اجرایی شناسایی و به عنوان برهم زنندگان نظم اقتصادی قاطعانه مورد محاکمه قراردهند.۷- درحالی که دشمن با تمام توان و با تشکیل اتاق جنگ ۳۸۰ نفره به جنگ اقتصاد کشور برخاسته است؛ آیا برای مقابله با این تهاجم گسترده دشمن، تشکیلاتی متناسب تدارک دیده است!؟ آیا تشکیل هفته ای یکبار جلسه شورای عالی هماهنگی اقتصاد مقاومتی که هر یک از اعضاء آن درگیر کارهای نفس گیر خود هستند جوابگوی مقابله با این حجم عظیم از تهاجم دشمن هست!؟ اگر نیست چرا اقدامی اساسی و انقلابی صورت نمی گیرد!؟ مردم منتظرند.۸- چرا وزارت ارتباطات که می بایست نقش لجستیکی نظام اسلامی را در عرصه ارتباطات و فضای مجازی ایفا نماید؛ نه اینکه به مقابله با دشمن بر نمی خیزد، بلکه موانع خودی را نیز از سر راه دشمن در فضای مجازی بر می دارد و بلندگوی جنگ را در فضای مجازی به دست دشمن می سپارد و مهم تر از آن چرا اجازه داده می شود صدای رجز دشمن در جبهه خودی بذر نفاق و توطئه بپاشد!؟ چرا در وزارت صنعت معدن و تجارت که قلب اقتصادی کشور است خبری از برنامه ریزی و مقابله قاطع و برنامه محور با توطئه های اقتصادی دشمن نیست!؟ چرا لیست کامل دریافت کنندگان چند میلیاردی ارز منتشر و برای رسیدگی به دستگاه قضا تحویل نمی شود!؟ چرا دستگاه های نظارتی فقط در ماه های رمضان و آغاز سال تحصیلی به طور گسترده و سراسری بر قیمت چند قلم کالا از قبیل زولبیا و بامیه و لوازم التحریر نظارت می کنند!؟ آیا اکنون زمان آن نیست که دستگاه های نظارتی با تمام قدرت به میدان نظارت و نرخ گذاری واقعی همه کالاها اقدام کنند!؟ چرا این وزارت با قاطعیت عوامل سودجو و نفوذی و برهم زنندگان نظم اقتصادی را از بدنه خود دور نمی کند!؟ چرا در فروش اینترنتی خودرو برای قطع دست عوامل رانت خوار؛ زمان ثبت نام خودرو را باز نمی گذارند تا همه مردم بتوانند به طور یکسان ثبت نام و بعد با سازوکاری مناسب و شفاف قرعه کشی کنند!؟۹- در حالی که ریشه تمامی نابسامانی های بازار سکه و ارز در بانک مرکزی است و به گفته معاون اول محترم قوه قضائیه از مسئولان بانک به طور مکتوب تقاضای آزادی عوامل دستگیر شده را نموده اند؛ چرا قوه محترم قضائیه به درخواست بانک مرکزی عوامل نابسامانی های بازار سکه و ارز را آزاد کرده است؛ مگر قوه قضائیه تحت نظر قوه مجریه انجام وظیفه می نماید.!؟۱۰- چرا دستگاه های نظارتی به طور هدفمند و هماهنگ ریشه های شبکه برانداز اقتصادی را خصوصاً در حوزه سکه و ارز شناسایی و دستگیر نمی کنند؟ چرا موجی از مقابله با عوامل دشمن در فضای عمومی جامعه شنیده نمی شود !؟ چرا مردمی که بار گرانی بر دوش آنها سنگینی می کند؛ شاهد محاکمه عوامل سودجو و برهم زننده نظم اقتصادی کشور نیستند!؟۱۱- چرا در حالی که ملت ایران درگیر جنگ اقتصادی است صدا و سیما به وظیفه انقلابی خود عمل نمی کند؟ چرا سودهای بادآورده میدان جنگ اقتصادی را کمک به دشمن و غنیمت گرفتن از جبهه خودی را، خیانت به نظام اسلامی معرفی نمی کند؟ چرا در حالی که صدای رجز دشمن از رسانه های خارجی گوش فلک را کر کرده است و رسانه های بیگانه، هم آهنگ و هدفمند، استحکامات نظام اسلامی را هدف قرار می دهند؛ برنامه هایی جامع، مستمر و اثرگذار از رسانه ملی دیده و شنیده نمی شود؟ آیا صدا و سیما تصور می کند با اختصاص چند برنامه از گفت وگوی ویژه خبری و دعوت یکجانبه از مدیران دستگاه های دولتی به وظیفه انقلابی خود در میدان جنگ با دشمن به درستی عمل کرده است!؟۱۲- در حالی که قیمت زمین و مسکن سر به آسمان کشیده و تهیه آن برای کسانی که فاقد مسکن هستند به رویا تبدیل شده است و با بالا رفتن سرسام آور اجاره بها تهیه یک سرپناه هزینه ای بالاتر از معیشت را بر زندگی مردم تحمیل می کند؛ آیا دولت محترم تدبیر و امید برای حل این معضل بزرگ که معلول عدم سیاست گذاری صحیح از سوی مسئولان است برنامه ای در دست اقدام دارد یا منتظر است که عرضه و تقاضای مسکن نیز مانند بازار سکه وارز، نرخ تعادلی را به نفع صاحبان سرمایه و دلالان و سودجویان تعیین کند! در شرایط جنگ اقتصادی سپردن تعیین نرخ کالا به «عرضه و تقاضا» مانند رها کردن لشکر بدون فرماندهی در مقابله با تهاجم دشمن است.۱۳- مگر نه این است که هدف دشمن از جنگ اقتصادی گرانی سرسام آور و فلج نمودن چرخ زندگی توده مردم و ایجاد نارضایتی عمومی و در نهایت تقابل دولت با مردم است؛چرا دستگاه های دولتی با تمام توان وارد میدان مقابله با دشمن نمی شوند؟ چرا در حالی که مردم به شدت در انتظار اقدام انقلابی از سوی دولت در دستگاه های اجرایی هستند؛ اثری از اقدام و عمل انقلابی مشاهده نمی شود!؟ زمان اقدام و عمل انقلابی کی و کجاست !؟ رهبر معظم انقلاب با تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی و شورای عالی هماهنگی اقتصاد مقاومتی راه را برای تصمیم گیری باز کردند؛ چرا برنامه ای ضربتی و اقدامی قاطع برای مقابله با دشمن تهیه و اجرا نمی شود!؟۱۴- آیا نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی تصور می کنند با تصویب برنامه ششم توسعه و برخی قوانین دیگر و تشکیل چند نشست تحت عناوین مختلف در این برهه حساس از زمان که چشم امید مردم به نمایندگان آنهاست؛ به وظیفه خود به درستی عمل کرده اند!؟ بدون شک کسانی که این گونه تصور می کنند از زیر بار مسئولیت سنگین خود شانه خالی می کنند.چرا که مجلس در راس امور نظام است و در مواقع حساس می بایست با بهره گیری از دو اهرم قانون گذاری و نظارت انقلابی؛ راهگشای نظام اسلامی باشد.۱۵- چرا در سراسر کشور دادگاه های ویژه جنگ اقتصادی تشکیل نمی شود؟ مگر ظلمی که افراد فرصت طلب و سودجو و برهم زنندگان نظم اقتصادی بر مردم تحمیل می کنند کمتر از ظلمی است که در یک دعوای شخصی به یک فرد وارد می شود!؟ انتظار این است که قوه محترم قضائیه تمام قد و قاطع به دفاع از حقوق مردم در میدان جنگ اقتصادی نقش آفرینی کند.۱۶- اینکه توانمندی دلالان و منفعت طلبان از توانمندی مدیران دستگاه های اجرایی سبقت گرفته و دست برتر مدیریت بازار از آن سودجویان و متجاوزان به حقوق مردم است، حاکی از ناتوانی تیم اقتصادی در مواجهه با مشکلات اقتصادی کشور است و اینکه علیرغم اتخاذ انواع راهکارها روزبه روز برآشفتگی و نابسامانی های موجود در بازار اقتصاد کشور افزوده می گردد، بیانگر این واقعیت است که ادامه این رویکرد غلط مدیریت و برنامه ریزی اقتصادی، تاکنون جز دامن زدن به مشکلات مردم نتیجه دیگری در بر نداشته است. اکنون زمان آن فرا رسیده است که اعضای تیم اقتصادی اعم از بازیگران روی صحنه و پشت صحنه و اعضای ناکارآمد دولت همان گونه که 193 نماینده مجلس درخواست نموده اند راه را برای نیروهای توانمند و برنامه محور باز کنند.آن روی سکه تحریم های آمریکاسعید سید حسین زاده در خراسان نوشت:بخشی از تحریم های آمریکا علیه ایران در حالی از امروز دوباره به حالت قبل از برجام باز می گردد که قطعا راهکار های مقابله با آن از مدت ها پیش مورد بحث و بررسی کارشناسان و مسئولان بوده است . اما آن چه در این میان جدای از این بحث ها قابل توجه است و به عبارتی از منظری دیگر درباره تحریم ها می توان به آن نگریست «فرصت های ایران به واسطه این تحریم ها» است. مرکز پژوهش های کنگره آمریکا در گزارشی که در 11 می سال 2018 (21 اردیبهشت ماه سال 1397) و به فاصله سه روز پس از اعلام ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از برجام منتشر کرده است، به راهبردهایی که ایران می تواند پس از بازگشت تحریم های آمریکا دنبال کرده و درپی آن با تحریم ها مقابله کند، اشاره می کند. از نظر نویسنده این گزارش «کنز کاتزمن» که متخصص مسائل خاورمیانه است و سابقه نگارش گزارش های پژوهشی دیگری درباره توافق هسته ای ایران را نیز در کارنامه خود دارد، اعمال مجدد تحریم ها فرصت هایی را برای اقتصاد ایران فراهم می آورد که در صورت استفاده بهینه از آن ها جمهوری اسلامی می تواند به بازسازی اقتصاد خود و حرکت به سمت« اقتصاد مقاومتی» اقدام کند و بنابراین تحریم آمریکا در این حالت می تواند موجب ایجاد منافع بالقوه ای برای اقتصاد ایران شود. در یادداشت پیش رو به منافع و فرصت های بالقوه تحریم اقتصادی برای ایران از منظر سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی پرداخته می شود.1) افزایش صادرات غیرنفتیبنا بر این گزارش، صادرات غیرنفتی هم اکنون حدود دو سوم درآمد لازم برای تأمین واردات کالاها و خدمات ایران را فراهم می آورد که با افزایش تولید و صادرات این محصولات میزان منابع مالی صادرات نفتی که باید برای تامین واردات کالاها و خدمات صرف شود، کاهش یافته و درآمدهای دولت ایران در حدود 22 درصد افزایش خواهد یافت. شاید مهم ترین اثری که کاهش صادرات نفتی ایران می تواند برای اقتصاد کشورداشته باشد، ارتقای تولید و فروش محصولاتی از قبیل مواد معدنی، سیمان، کود اوره و دیگر کالاهای صنعتی و کشاورزی پایه است.ریچارد نفیو معمار تحریم های ایران در کتاب «هنر تحریم ها» به نتایج اعمال فشار تحریم ها در حوزه صادرات نفت خام در سال2012 و 2013 اشاره و اذعان می کند که «این تحریم ها به توسعه بخش های غیرنفتی ایران به ویژه بخش سیمان منجر شد و این توسعه کمک کرد دولت از برخی آثار دفعی تحریم های نفتی مصون بماند، زیرا دولت تلاش کرد فرصت های جدیدی را در بازار برای محصولات تحریم نشده خود پیدا کند. عملاً ایران توانست حضور خود و کالاهای غیرنفتی اش در این بازارها را به صورت مستقیم بر اثر تحریم ها افزایش دهد؛ یعنی تحریم هایی که توانایی این کشور برای صادرات یک کالا را محدود کرده بود به توسعه توانایی ایران در کالاهای دیگر انجامید. پس این جا بالاتر از نشان دادن استقامت، ایران توانسته بود از توفان تحریم ها نیز بگریزد».2) افزایش فروش فراورده های نفتی (پتروشیمی) و میعانات گازیطبق بررسی های این گزارش، ایران فروش فراورده های نفتی خود مانند پتروشیمی ها و میعانات گازی را افزایش داده است. گاز طبیعی که از مخازن گازی استحصال می شود عمدتاً حاوی حجم قابل ملاحظه ای میعانات گازی است. این محصول به شیوه های مختلف قادر به تبدیل گازوئیل، بنزین، نفت سفید، سوخت جت و... است. در مقایسه با پالایشگاه نفت خام، در پالایشگاه میعانات گازی، فرایندهای تبدیلی و پالایشی کمتر است، بنابراین هزینه سرمایه گذاری آن نصف هزینه سرمایه گذاری پالایشگاه نفت خام است. این محصول به دلیل داشتن ارزش حرارتی بالا از اهمیت قابل توجهی برای صادرات برخوردار است، به گونه ای که صادرات آن می تواند هزینه سرمایه گذاری اولیه یک پالایشگاه گازی را در ظرف مدت زمان کوتاهی برگرداند.بندهای 13 و 15 سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی بر مقابله با ضربه پذیری درآمد حاصل از صادرات نفت و گاز از طریق افزایش صادرات محصولات پتروشیمی و فراورده های نفتی و همچنین افزایش ارزش افزوده از طریق تکمیل زنجیره ارزش صنعت نفت و گاز اشاره دارد و ارتقای تولید و فروش میعانات گازی می تواند ضمن تولید ارزش افزوده مضاعف برای اقتصاد کشور، گامی در جهت مقابله با تحریم های آمریکا باشد.3) اجرای سیاست جایگزینی واردات و ارتقای تولید ملیبنا به یافته های این گزارش تحریم ها باعث می شود برخی از تولیدکنندگان ایرانی اقدام به افزایش تولید داخلی برخی کالاها به عنوان جایگزینی برای واردات کنند. این روند توسط اقتصاددانان ایرانی و رهبر جمهوری اسلامی، که مدت هاست معتقد است ایران باید «اقتصاد مقاومتی» را که کمتر وابسته به واردات و سرمایه گذاری خارجی است، ایجاد کند، مورد تأکید و تأیید قرار می گیرد. علاوه بر این، برخی از وجوه و منابع خصوصی صرف سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار تهران و دارایی های فیزیکی خواهد شد. هرچند این روند به طور کلی برای طبقه با درآمد بالای شهری مؤثر است.4)خصوصی سازی و ورود نهادهای شبه دولتی به اقتصاددر طول چند سال گذشته، بخشی از شرکت های دولتی به نهادهای شبه دولتی یا خصوصی واگذار شده است که برخی از آن ها با عنوان شرکت های هلدینگ، بنیادها یا گروه های سرمایه گذاری شناخته می شوند. براساس اطلاعات سازمان خصوصی سازی ، حدود 120 سازمان و نهاد خصوصی وجود دارد که بخش قابل توجهی از تولید ناخالص داخلی ایران را تشکیل می دهند.حرکت به سمت مردمی سازی و اجرای سیاست های کلی اصل 44 یکی از ضرورت های تحقق اقتصاد مقاومتی است. از منظر رهبر انقلاب اقتصاد دولتی جواب نمی دهد و باید بخش خصوصی را وارد میدان و از آن حمایت کرد. البته ورود بخش خصوصی به عرصه های مختلف باید با نظارت و سیاست گذاری دولت همراه باشد تا اولاً موانع بر سر ورود و فعالیت بخش خصوصی برطرف شود و ثانیاً حمایت ها و مشوق های لازم در جهت رشد و پیشرفت آن فراهم شود.5)ایجاد محدودیت بر واردات کالاهای لوکسبرای تامین منابع ارزی مورد نیاز واردکنندگان کالاهای ضروری، باید واردات کالاهای لوکس مانند خودرو یا تلفن همراه را کاهش دهیم. این نکته از این رو ضروری است که ما تجربه معکوس این چنین اقدامی را در هنگامه اوج تحریم ها و بحران ارزی کشور در سال 1391 شاهد بودیم. ریچارد نفیو در کتاب «هنر تحریم ها» نشان می دهد که آمریکا چگونه در عین تحریم اقلام مختلف، واردات کالاهای لوکس را از تحریم مستثنا کرده تا به احساس اجتماعی تحریم شدگی بیشتر دامن بزند و در عین حال منابع ارزی کشور که باید صرف نیازهای ضروری شود، به هدر برود.6 ) اصلاح نظام پرداخت یارانه دولتیفرصت اصلاح سازوکارهای هدفمندی یارانه ها می تواند به عنوان فرصتی در جهت بهبود وضعیت خانوارهای ایرانی تلقی شود. زیرا با شناسایی افراد نیازمند واقعی می توان اولاً در هزینه های هدفمندی یارانه ها صرفه جویی کرد و ثانیاً مصارف حاصل از آزادسازی حامل های انرژی را برای حمایت از تولید داخلی به کار گرفت.در مجموع با توجه به آن چه که مرکز پژوهش های کنگره آمریکا بدان اذعان کرد می توان گفت تحریم ها در عین این که تهدیدی است که در صورت عدم اتخاذ راهبردهای مناسب برای مقابله با آن، می تواند آسیب های زیادی برای اقتصاد کشور داشته باشد، از سوی دیگر فرصتی است که می توان با تکیه بر آن، برخی اصلاحات اساسی و بازسازی اقتصادی که در صورت فقدان شرایط تحریمی بدان توجهی نمی شد، پیگیری کرد.شرایط تحریم قطعا وضعیت مناسبی نخواهد بود و فشارها و چالش هایی را برای اقتصاد ما ایجاد خواهد کرد اما آن چه بدیهی است اگر نتوانیم از اندک فرصت های موجود در دل تحریم ها استفاده مناسب را ببریم این فشارها تاثیرات دوچندانی را برجا خواهد گذاشت.ناآگاهی یا ناتوانی؟امیر استکی در وطن امروز نوشت: یکی از نمایندگان مجلس جناب علی مطهری، در اظهارنظری مقصر وضعیت کنونی ریال را سپاه پاسداران به جرم موشک پراکنی به سمت داعش و سایر دلواپسان و منتقدان برجام معرفی کرده اند. این نماینده محترم مردم که در فراکسیونی متشکل از میوه های درخت «تَکرار» حضور دارند با عملکرد خود در جریان نابسامانی های اقتصادی و اجتماعی اخیر، معنای جدیدی به مفهوم وکیل الدوله در ایران امروز بخشیده اند. در این نوشته سعی می کنیم به اختصار به این مساله بپردازیم.در حال حاضر دو دیدگاه کلی در میان سیاسیون و یک دیدگاه کلی در میان تحصیلکردگان اقتصاد درباره افزایش بسیار زیاد «نرخ ارز» و «سقوط ارزش ریال» وجود دارد. ما در این دسته بندی اقدام به یک ساده سازی کرده ایم و تفاوت ها در تحلیل های مختلف را برای توجه دادن به مفهوم مشترک و محوری تحلیل های موجود درباره نرخ ارز از قلم انداخته ایم. این ساده سازی صدالبته در یک بحث دقیق و فنی پیرامون این مساله موضوعیت نخواهد داشت اما در سطح تحلیلی که ما در یک روزنامه می توانیم به آن بپردازیم و برای روشن کردن نکته محوری بحث این نوشته درباره ناکارآمدی ذاتی نخبگان تگ شده به دولت، کفایت خواهد کرد.اقتصاددانان ایرانی با همه تمایزاتی که دارند، در زمینه جهش نرخ ارز بر این مساله اتفاق نظر دارند که محرک اصلی این وضعیت حجم بسیار بزرگ نقدینگی در کشور است. عده ای از سیاسیون در کشور هم همین نظر را پذیرفته اند اما عده دیگری که در رأس آنها اعضای «فراکسیون امید»، بخش بزرگی از «اصلاح طلبان» و «حامیان و اعضای دولت محترم تدبیر و امید» قرار دارند، کماکان به قرائت های مختلف در حال تکرار همان چیزی هستند که جناب علی مطهری بیان داشته اند.اما دسته اول به اتکای آمار و ارقام و بینات اظهرمن الشمس به این مهم اشاره می کنند که حجم نقدینگی در 5 سال زمامداری جناب روحانی تقریبا 3 برابر شده است. یعنی در عرض 5 سال تقریبا هزار هزار میلیارد تومان به نقدینگی در کشور افزوده شده است. این نقدینگی که تا قبل از پاییز سال 96 به شکل عمده در قالب «شبه پول» بود، پس از تصمیم نابهنگام بانک مرکزی برای «کاهش نرخ بهره سپرده های بانکی به 15 درصد»، آرام آرام راه بازارهایی با بهره‏وری بالاتر را در پیش گرفت و زمستان همان سال نخستین نشانه های حضور خود را با یک شوک ارزی بروز داد.صاحبان سپرده های بزرگ به روشنی بسیار جلوتر از دولتمردان متوجه ناممکن بودن ادامه میهمانی نرخ بهره بانکی بالا شده بودند. پرواز دلار از زمستان سال پیش شروع شد، درست زمانی که تعلیق تحریم های آمریکا برای یک دوره 4 ماهه توسط رئیس جمهور آمریکا تمدید شده بود و هیچ تصوری درباره بدعهدی آمریکا در عدم تمدید آنها در بهار 97 در دولتمردان تدبیر و امید و بین فعالان اقتصادی و صاحبان سپرده های کلان همسو با دولت وجود نداشت. صاحبان سرمایه مالی در ایران اما همانگونه که اشاره شد به روشنی از ناممکن بودن ادامه سیاست انقباض مالی دولت آگاه شده و ته آن را برآمده تشخیص داده بودند. میهمانی تمام شده بود و بانک مرکزی با کاهش نرخ بهره به 15 درصد رسما پیام روشنی به صاحبان سپرده ها در این رابطه منتقل کرد.آن زمان کارشناسان اقتصادی این کار بانک مرکزی را با توجه به یک رشته دلایل فنی غلط و صدالبته دیرهنگام توصیف کردند اما گویا ...

ادامه مطلب  

پنجه در پنجه سیا و موساد انداخته ایم/ تلاش سرویس های جاسوسی برای نفوذ به سپاه  

درخواست حذف این مطلب
معاون سازمان حفاظت اطلاعات سپاه با اشاره به ظرفیت ها و توانمندی های هوشمندانه سازمان حفاظت اطلاعات سپاه در ناکام ساختن دشمن برای نفوذ در این نهاد گفت: پنجه در پنجه سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی بزرگ جهان انداخته ایم.به گزارش پایداری ملی، بیستم بهمن ماه سالروز یکی از بزرگ ترین و اعجاب آورترین عملیات های دوران دفاع مقدس است، عملیاتی ناممکن که پس از چند روز با رشادت و ایثارگری و حماسه سازی رزمندگان اسلام به اهداف خود دست یافت و با نصرت الهی و جانفشانی رزمندگان فتح فاو ممکن شد. به تحقیق مهم ترین عوامل پیروزی این عملیات را در کنار طراحی آن، اقدامات گسترده و دقیق حفاظت اطلاعات و اجرای دقیق عملیات فریب است؛ از این رو روز اجرای این عملیات، «روز حفاظت اطلاعات» در سپاه نامگذاری شده است.به همین بهانه و نظر به اهمیت نقش سازمان حفاظت اطلاعات در مجموعه و ساختار سپاه به ویژه در عرصه ناکام سازی پروژه های نفوذ سرویس های جاسوسی دشمن و برای آشنایی بهتر و شناخت بیشتر با کارکردهای سپاه در این حوزه گفتگویی با سردار حسن امامی یکی از معاونان سازمان حفاظت اطلاعات سپاه انجام شده است که مشروح آن را در ادامه می خوانید.** سردار لطفاً از چرایی نامگذاری سالروز آغاز عملیات والفجر 8 به عنوان روز حفاظت اطلاعات در سپاه بفرمایید؟- سردار امامی: ضمن گرامیداشت ایام الله دهه فجر و تسلیت شهادت حضرت زهرا(س) باید عرض کنم که بنا به دلایلی و با پیشنهاد سازمان حفاظت اطلاعات و تصویب فرمانده محترم کل سپاه از چند سال گذشته این روز، روز حفاظت اطلاعات در سپاه نامگذاری شده است. بدون تردید همه هشت سال دفاع مقدس عبرت آموز بود. فرمانده معظم کل قوا دوران دفاع مقدس را مینیاتوری می دانند که همه قسمت هایش ظرافت و زیبایی دارد، اما مقطعی که عملیات والفجر 8 صورت گرفت، برجستگی خاصی داشت.در عملیات های پیشین بنا به دلایلی دچار عدم الفتح هایی شدیم که بعد از گذشت آن، همه اراده ها بر این قرار گرفت که یک عملیات بزرگ و موفقیت آمیز داشته باشیم. همه به خدا اتکال داشتند و این توکل بی نظیر بود. برای این عملیات همه فرماندهان و مسئولان به این نتیجه رسیدند که انجام این عملیات بزرگ در این مقطع نیازمند پیاده سازی و طراحی اقدامات سخت حفاظتی و تیزهوشی بسیار بالا است.طراحی های مختلف انجام شد و یکی از این طراحی ها در حوزه حفاظت اطلاعات بود. یعنی از ماه ها پیش از اجرای این عملیات در منطقه عملیاتی اروند، با نهایت ظرافت و رعایت پوشش، تدابیر لازم برای رعایت اصول حفاظتی اندیشیده شد. همه اعتقاد پیدا کردند و عمل کردند.اگر قبل از وارد شدن به این طراحی ها هر اقدامی صورت می گرفت در هنگام اقدامات آماده سازی منطقه هم همین روند ادامه یافت. اصلاً تغییر ظاهری وجود نداشت.به هر حال رصد اطلاعات منطقه، وجود رادارهای رایزت و عوامل انسانی دشمن در منطقه و اجرای هر اقدامی برای عملیات می توانست کل عملیات را افشا کند. ترددها کم و زیاد نشد، پوشش های گیاهی اصلاً به هم نخورد و در عین حال کارهای مهندسی بسیاری صورت گرفت، ولی معلوم نبود، تمام منطقه زیر دید دشمن بود. سکنه بومی در منطقه حضور داشته باشد، نیرو وارد شود، تجهیزات وارد شود، کار مهندسی انجام شود و منطقه آماده عملیات باشد، اما کسی متوجه نشود آن هم در عملیات عبور از اروند که نیروهای زیادی شبانه می خواهند حمله کنند؛ لذا مهم ترین اقدامات و طرح های فریب با نهایت دقت صورت گرفت.هم در این منطقه و هم در جزایر و سایر نقاطی که قرار بود در عملیات فریب، دشمن را به اشتباه محاسباتی بیندازیم. دشمن ذهنش مشغول شد و تا چند روز پس از شروع عملیات والفجر 8 باورشان این بود که منطقه اصلی عملیات، منطقه فریب است و منطقه اصلی جای دیگری است؛ به موضوعی که در اسناد عراقی ها وجود دارد.در طول دوران دفاع مقدس رعایت اصول حفاظتی برجستگی پیدا کرد و وقتی خدا این عزم و اراده و توکل را در رزمندگان دید، نصرت خود را نازل کرد و اینجا آیه «ان تنصرالله ینصرکم» تفسیر و پیروزی محقق شد و به سرعت به خطوط دشمن رسیدیم. در غفلت دشمن فاو تصرف شد و دشمن زمانی متوجه شد که دیگر پاتک هم فایده نداشت. در وضعیت فعلی هم اگر این عزم و اراده تعقیب شود، همچنان نصرت خدا را به همراه خواهد داشت؛ لذا والفجر 8 به مثابه نقطه اوج رعایت اصول حفاظتی روز شاخصی شد.** جایگاه و ابعاد سازمان حفاظت اطلاعات سپاه را توضیح دهید.سردار امامی: مجموعه سپاه به دلیل نقش، جایگاه و رسالت خطیر و مهمی که در پاسداری از دستاوردهای انقلاب دارد، همواره مورد توجه و هجوم دشمنان انقلاب بوده و هست؛ از این رو دشمنان از بدو تشکیل تلاش کردند بتوانند از درون و بیرون ضرباتی را به سپاه وارد کنند. بحث رخنه و نفوذ همچنان در دستور کار آنها است و به اشکال مختلف درصدد تخریب مجموعه سپاه هستند و همچنان این امر در دستور کارشان قرار دارد. دستگاه حفاظت اطلاعات در سپاه به همین دلیل در نظر گرفته شده است تا از این گوهر ارزشمند و نهاد مقدس پاسداری کند؛ لذا سازمان حفاظت اطلاعات با تمام سازوکارها و ظرفیت های موجود در طول چند دهه گذشته از بدو تأسیس که به حفاظت اطلاعات در سپاه مأموریت یافته، توانسته در ابعاد مختلف از این مجموعه پاسداری و مراقبت کند و هرگونه تحرکات دشمن را برای رخنه به سپاه و ایجاد خلل به اهداف مرجع آن ناکام بگذارد.تا امروز سازمان حفاظت با همراهی کارکنان و کمک و همراهی جامعه اطلاعاتی توانسته در مجموعه سپاه نقش خود را به خوبی ایفا کند و اجازه نداده دشمن به اهدافی که در مجموعه سپاه داشته حتی نزدیک شود.در مجموع، خدمت همکاران در سپاه و دلسوزان انقلاب این نوید را می دهم که مجموعه سازمان حفاظت اطلاعات توانسته با بهره از تجربه بیش از سه دهه و با همه ظرفیت های خود یک مجموعه توانمند و هوشمند داشته باشد. در مقابله با تهدیدات و آسیب هایی که امروز متوجه سپاه است، پن ...

ادامه مطلب  

مفهوم ازدواج تا ۲۰۳۰ در آمریکا غیرقابل فهم است/در "سند ۲۰۳۰" و "پیمان برن" چه می گذرد؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، بررسی اسناد بالادستی که بر اساس اسناد و قوانین بین المللی تدوین شده اند در حوزه علمیه قم در جریان است. در همین راستا جلسه ای با محوریت سند 2030 با حضور فضلای حوزه در مدرسه فیضیه برگزار شد. در این سخنرانی حجت الاسلام علی کشوری ــ کارشناس الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ــ ابعاد تبعیت از اسناد گوناگون بالادستی بین المللی، از جنله 2030 را تشریح کرد. متن زیر مشروح این نشست است.* * * * * * *سلام علیکم و رحمة الله و برکاته، بسم الله الرحمن الرحیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی القاسم محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین المعصومین سیما بقیة الله فی الأرضین ارواحنا لآماله الفداء و عجل الله تعالی فرجه الشریف.همان طور که برادر عزیزمان فرمودند موضوع گزارش حقیر به حضرات آقایان، یک بحث کلان هست نسبت به جایگاه اسناد بین المللی در سال 1396. عرائض بنده سه بخش دارد و بنده بسیار مختصر در این سه بخش این سه موضوع را محضر شما گزارش می دهم.* اسناد بین المللی را ذیل یک درگیری کلان ببینیمبخش اول که مهم است همه به آن توجه کنند این است که داستان اسناد بین المللی، یکی از 5 محور مواجهه ما با نظام سلطه و تمدن مدرنیته است. من می خواهم به صورت ساده این موضوع را محضر دوستان گزارش دهم که ما باید به صورت ماهواره ای و کلان به این داستان نگاه کنیم. اگر واقعاً ما پدیدۀ اسناد بین المللی –درست تر تعبیر کنم، با پدیده هجوم اسناد بین المللی به هویت شیعی- روبرو هستیم، علت این است که فکر انقلاب اسلامی در دنیا یک درخشش و پیشرفت داشته است. همین الآن که ما باهم صحبت می کنیم، ظرف کمتر از چند هفته طرح ناتوی عربی با شکست جدی روبرو شده است؛ در ایام انتخابات 29 اردیبهشت ماه سفر معروف آقای ترامپ به منطقه اتفاق افتاد و مصوبه اصلی این سفر نیز تشکیل ناتوی عربی علیه جمهوری اسلامی بود. طرحی بود برای اینکه نفوذ ژئوپلیتیک ایران را کنترل کند. اما در کمتر از چند هفته کویت، عمان و قطر با این طرح مخالفت جدی کردند و به ایران پیغام دادند که ما با این طرح همراهی نمی کنیم. به هر حال این، جزء چیزهایی عجیب است که طرحی هنوز متولدنشده به شکست بینجامد و کنترل قطر به موضوع آنها تبدیل شود و دستور کار آنها تغییر یابد.عرض بنده این است که ما حتماً باید مسأله اسناد بین المللی را ذیل این درگیری کلان ببینیم. واقعیت مطلب این است که علی رغم تمام ضعف هایی که داریم فکر انقلاب اسلامی در منطقه در حال پیشروی است و در داخل نیز نسبت به دوره های قبل رشد قابل توجهی داشته است. جبهه فکری فرهنگی و مردمی انقلاب اسلامی در انتخابات اخیر نشان داد که منسجم تر است و نقشه دشمن را بهتر می شناسد، اختلافاتش کمتر شده است و نقاط اساسی را خوب شناسایی می کند. لذا در داخل نیز اتفاقات مثبتی رخ می دهد. حادثه امروز تهران نیز این گزارۀ جبهه توسعه گرا و غرب گرا که امنیت نیز میوه نظریات توسعه غربی است را با یک ابطال روشن روبرو کرد. لذا به نظر من انقلاب اسلامی هم در بعد ژئوپلیتیک منطقه ای و هم در بعد داخلی در حال پیشروی است. پرونده این پیشروی انقلاب اسلامی و محورهای آن قابلیت بازخوانی دارد ولی موضوع بحث بنده نیست، خواستم بگویم وقتی راجع به اسناد بین المللی بحث می کنیم باید موضوع بحث را ذیل این درگیری کلان ببینیم. همان طور که عرض کردم 5 محور برای کنترل انقلاب اسلامی طراحی شده است که یک محور آن اسناد بین المللی است؛ یعنی اسناد بین المللی به دنبال این هستند که این مقاومت درخشان قبل از ظهور را به شکست کشانده و برای آن چالش ایجاد کنند. در کنار این شما می توانید پروژۀ مسأله سازی و ایجاد فشار به جمهوری اسلامی را نیز یکی از محورها تلقی کنید. دائماً یا علیه ما تحریم وضع می شود و یا طراحی های امنیتی علیه ما صورت می گیرد و... . این موضوع غیر از مسأله اسناد است. 5 محور وجود دارد و ما اینها را در جلساتی شرح می دهیم، بنده می خواهم به مسأله اسناد بپردازم. پس مسأله اسناد، یک محور مواجهه بین انقلاب و مدرنیته است و از نظر بنده مهم است که بدانیم –شاید این تحلیل، خلاف برخی از تحلیل هایی باشد که در حال مشهورشدن هستند- ما در موضع ضعف نیستیم؛ بلکه در موضع قدرت قرار داشته و در حال شکست دادن بسیاری از طراحی هایی هستیم که علیه انقلاب اسلامی اتفاق افتاده است.*توصیه های الزام آوربا این فضا و با این پیش فرض، سؤال این است که اسناد می خواهند چه کار کنند؟ این سؤال اول است. این اسناد چه نقشی برعهده دارند تا در این درگیری نقش ایفا کنند؟ برای اینکه این بحث روشن شود بنده ناچارم مقدمه ای را عرض کنم. ببینید، در رویه سازمان های بین المللی؛ وقتی کشوری در فضای تعامل با سازمان های بین المللی قرار می گیرد، با دو دسته کار مهم روبرو می شود. یکی الزاماتی است که سازمان های بین المللی به آن کشور تحمیل می کنند؛ اصطلاحا تعهدات و معاهداتی است که تحمیل می شود. دسته دیگرِ فعالیت هایی که در تعامل بین یک کشور و سازمان های بین المللی مورد توجه قرار می گیرد، توصیه هایی است که سازمان های بین المللی به آن کشور می کنند. ظاهر توصیه ها نیز این است که الزام آور نیستند. پس بنابراین اگر جمهوری اسلامی ارتباطاتی با who، fao، unesco، شورای امنیت و نهادهای مختلف سازمان ملل دارد، سازمان ملل در بعضی از موارد به امضای معاهده دعوت می کند و منظور از معاهده در عرف بین الملل این است که اگر معاهده را نقض کنید ذیل فصل هفتم شورای امنیت قرار می گیرد و شورای امنیت می تواند علیه شما اقدام کند. در موضوعات مختلف اگر یک بحث الزام آوری نقض شود ما یا هر کشور دیگری باید ذیل فصل هفتم تنبیه شویم. این موضوع به موارد اندکی از موارد تعامل مربوط می شود؛ بیشتر موارد تعامل به موضوعی به نام توصیه های بین المللی مربوط می شود.به این نکته توجه کنید که توصیه های بین المللی مانند توصیه های منابر ما در حوزه های علمیه نیستند تا شما بگویید که یک نصیحت یا خیرخواهی است. عنوان، توصیه است که در مقابل الزام قرار دارد. چرا توصیه را در مقابل الزام قرار داده اند؟ علت این نیست که می خواهند اختیار طرف مقابل را به رسمیت بشناسند و شأنی برای او قائل باشند؟ نه؛ بلکه ذیل این است که تمام اهداف سازمان های بین المللی در قالب الزام قابلیت پیشبرد ندارند.چرا تمام اهداف سازمان های بین المللی در قالب الزام قابلیت پیشبرد ندارند؟ دلیل این موضوع بسیار روشن است. چون سازمان بین المللی ابتدا باید هدفی که دنبال می کند را در کشور مورد نظر جا بیندازد و اصطلاحاً برای آن فرهنگ سازی کند. بنده خواهش می کنم حضرات علمای بصیر حاضر در جلسه توجه کنند، این نکته بسیار فنی است؛ وقتی یک سازمان بین المللی به کشوری توصیه می کند، یعنی هنوز فکری که در آن سازمان بین المللی پخته و پذیرفته شده مثلاً در ایران طرفدار ندارد و وقتی فکر طرفدار نداشت، حتی اگر معاهده هم داشته باشد با اقبال افکار عمومی روبرو نمی شود و افکار عمومی مقابل آن جبهه می گیرند. اساساً خبر ندارند تا به سمت مرحله اجراشدن نیز پیش بروند. لذا از تکنیکی استفاده می کنند که در ادبیات حقوق بین الملل از آن به توصیه تعبیر می شود. بنده خواهش می کنم معاونت حقوقی جناب آقای رئیس جمهور و بعضی از دوستانی که دائماً می گویند ما در موضوع سند 2030 حق تحفظ اعلام کرده ایم به این تحلیلِ مستند توجه کنند که ما با چنین پدیده ای روبرو هستیم. برای اینکه بحث بنده مستند باشد و مشخص شود که معنای توصیه در روابط بین الملل چیست، این عبارت را برای شما می خوانم. این عبارتی که می خوانم در اساسنامه یونسکو و مصوب سال 2016 است. وقتی توصیه ای به کشوری می شود ــ حالا فرض می گیرم که سند 2030 یک توصیه است ــ مقرراتی مربوط به توصیه وجود دارد. بنده این مقررات و ماده یکم این اساس نامه را برای شما می خوانم. شواهد بسیاری وجود دارد که سند 2030 تعهدآور است ولی ما نرمش قهرمانانه می کنیم و فرض می گیریم دفاعیه ای که آقای دکتر فیض و آقایان دیگر فرمودند ــ مبنی بر اینکه ما حق تحفظ اعلام کرده ایم ــ [درست است.] در همین جلسه آخر شورای عالی انقلاب فرهنگی چند تن از وزرا و جناب آقای رئیس جمهور صحبت کردند و محور بحث آنها این بود که ما حق تحفظ اعلام کرده ایم. ما نیز به استناد روایت امام صادق حرف برادر مؤمن خودمان را می پذیریم و فرض می گیریم که حق تحفظ وجود دارد. البته بعداً به ما جواب دهند که مجموعه قرائنی که اثبات می کنند این سند تعهدآور است را چکار کنیم. ما از این موضوع رفع ید نموده و فرض می کنیم توصیه است.سند 2030 یک توصیه است و این توصیه باید ذیل اسناد یونسکو نگاه شود. نباید فکر کنند تشکل های پژوهشی حوزه علمیه قم، مجموعه های ساده اندیشی هستند که وقتی به آنها گفته می شود توصیه است، فکر کنند که همان توصیه منابر است؛ خیر، توصیه مقرراتی دارد که ذیل این مقررات اجرا می شود. «این مقررات شامل آماده سازی و بررسی و پذیرش و موارد زیر از سوی مجمع عمومی می شود.» پس اگر توصیه ای شد، ما باید این مجموعه کارها را انجام دهیم.1. «معاهدات بین المللی برای تبدیل شدن به قانون در کشورهای عضو.» اگر توصیه ای شد آن کشور باید قوانین کشور خود را مبتنی بر این توصیه بازتعریف کند. جناب آقای دکتر فیض ــ که پیغام می دهید و می گویید توصیه است ــ دقت می کنید؟ شنیدم مسئول عالی رتبه ای به حوزه علمیه قم و نزد یکی از حضرات آقایان تشریف آورده و همین استدلال را مطرح کرده و گفته اند توصیه است و حق تحفظ داریم. بنده دارم از روی اساسنامۀ یونسکو می خوانم. شما می فرمائید توصیه است ولی این اساسنامه که گفته ذیل توصیه باید تغییر قانون اتفاق بیفتد.* چرا حوزه قم را ساده فرض می کنند؟2. «توصیه هایی که در آنها مجمع عمومی اصول و هنجارهایی را برای سازماندهی جهانی مسائل خاص صورت بندی کرده است.» خود اساسنامه می گوید اساساً فلسفه توصیه، تغییر هنجارها و ارزش هاست. چرا آقایان جامعه مسلمان ایران را ساده فرض می کنند؟ بنده از این ناراحتم که چرا حوزه علمیه پربرکت و دقیق قم را ساده فرض می کنند! خب این مجموعه اسناد بین المللی در دسترس است و زبان انگلیسی نیز زبان پیچیده ای نیست. کسی اندکی زبان انگلیسی بلد باشد می تواند این مسائل را از روی اسناد بین المللی مطالعه کند. به محض اینکه اشکال می کنیم می گویند توصیه است! اساسنامه یونسکو می گوید اصول و هنجارهایی را برای سازمان دهی جهانی مسائل خاص صورت بندی می کند. پس تصریح می کند که قرار است اتفاقات خاصی بیفتد. در قسمت دوم عرائض خودم این اتفاقات خاص را توضیح خواهم داد. قرار است اتفاقات خاصی بیافتد اما هنجارها و اصول هایی وجود دارند که مانع تحقق این اتفاقات خاص هستند. سازمان های بین المللی سعی می کنند این اصول ها و هنجارها را با توصیه تغییر دهند. یکی از کارکردهایی که توصیه دارد این است که وقتی مطرح می شود، منشأ گفتمان و بحث و گفتگو می گردد. به عنوان مثال who در حوزه بهداشت توصیه نموده و تحلیلی را ارائه می دهد. بنده اخیراً به ضلالت افتاده بودم و گزارش های who را در موضوع سلامت مرور می کردم. در آنجا بحث طبقه بندی بیماری ها در جهان مطرح بود. بحث، حول بیماری های جنسی بود و یک مجموعه رفرنس بین المللی ــ که عمده این تحقیقات نیز در کشور آمریکا بوده است ــ به این گزارشِ who پیوست شده بود. این گزارش ها اثبات تجربی و پوزیتیویستی می کردند که بیماری های جنسی، بیماری نیستند، بلکه یک سلیقه و یک نوع علاقه است. یک مجموعه تحقیقات میدانی بر روی طایفه خاصی انجام داده و گفته اند چرا شما همجنس بازی و... را بیماری تلقی می کنید. ببینید؛ به بهانه توصیه و گزارش، برای حرف های غلط خود گفتمان سازی می کنند. الآن در همین چند ماهی که سند 2030 در کشور ما مورد بحث قرار گرفته، چه مقدار تعریف غلط و تعریف مضر به رفاه مردم در جامعه ما رواج پیدا کرده و بحث شده است! بنده چون می خواهم به اصل بحث برسم، این مقدمه مهم را تذکر دادم. دوستان در دولت محترم جمهوری اسلامی ــ که ما این دولت را به تنفیذ رهبری محترم می شماریم و واقعاً قصد ما بحث علمی و صلاح و سداد است و با کسی دعوای سیاسی نداریم ــ مدام نگویند که ما حق تحفظ داریم و صرفاً یک توصیه است؛ نخیر آقا! توصیه ابزار گفتمان سازی و تغییر هنجارها و اصول است. بر اساس اسنادی که در اساسنامه یونسکو وجود دارد و بخشی از آنها را محضر شما قرائت کردم نظام قانون گذاری باید بر اساس توصیه تغییر کند.* سازمانهای بین المللی از 2030 چه هدفی را دنبال می کنند؟از دل قسمت اول عرائض بنده سؤالی متولد می شود؛ یونسکو و باقی سازمان های بین المللی چه هدفی را در ایران پیگیری می کنند؟ البته مسأله دگرگون سازی جهان به نفع نظام سرمایه داری، یک پروژه جهانی است و بنده قبول دارم و فقط ایران نیست. قرار است همه به نفع سرمایه دارهای بزرگی که در آمریکا و برخی کشورهای اروپایی حضور دارند دوشیده شوند. بنده این را قبول دارم ولی بنده می خواهم راجع به ایران بحث کنم. من عبارت یونسکو را مستند قرار می دهم؛ قرار است برای سامان دهی مسائل جهانی خاص اصول و هنجارها تغییر پیدا کنند. سؤال فنی دوم این است که اصول و هنجارهایی که یونسکو به دنبال تغییر آنهاست، چه چیزی می باشد؟ پس بنابراین با ابزار توصیه می خواهند اصول و هنجارهایی را تغییر دهند. برای چه منظوری؟ برای مسائلی خاص. اولاً این مسائل خاص چه چیزی هستند؟ باید عبارات را از کلیت خارج کنیم. ما خودمان هم در بحث های طلبگی و خصوصاً در سطوح عالی ــ حضرات آقایان مستحضر هستند ــ گاهی در کفایه به عبارتی می رسیم و این عبارت به قدری سخت است که ــ به قول مرحوم آقا رضا همدانی که به مرحوم آخوند گفته بودند هنر شما این است که مسائل آسان را سخت بیان می کنید ــ گاهی آنچه در انتها به دست طلبه می رسد این است که برخی از اساتید به طلبه فحش داده و می گویند فتأمل. عبارت مغلق است و شرح های مختلفی نیز داده شده است و در پایان نیز طلبه به تأمل دعوت می شود. این اسناد بین المللی بدتر از کفایه هستند. بعضی از جاهای کفایه خیلی روشن تر از این اسناد هستند. آقایان می گویند برای سامان دهی جهانی مسائل خاص. چرا توضیح نمی دهند که این مسائل خاص در ایران چه چیزی هستند تا مسأله قدری واضح شود؟ چرا نمی گویند سازمان های بین المللی دقیقاً به دنبال چه چیزی هستند؟بنده با استناد به برخی از اسناد بین المللی برخی از این مسائل خاص را خدمت شما عرض می کنم. اولین مسأله ای که در دنیا برای سازمان ملل مسأله می باشد، مفهومی تحت عنوان توسعه پایدار است؛ یعنی اگر شما مجموعه ای از اسناد بین المللی را مطالعه کنید، متوجه می شوید که سازمان های بین المللی دغدغه توسعه پایدار و مفاهیم مرتبط با آن را دارند. چون جلسه به صورت ملی منعکس می شود، بنده از روی برخی از اسناد برای شما به صورت مستند بخوانم.این سندی که بنده الآن از روی آن می خوانم، کنوانسیون مریدا است. کنوانسیون مریدا به مسأله مبارزه با فساد و مسأله شفافیت اختصاص دارد. همان طور که اذعان دارید، ظاهر مسأله فساد و شفافیت، بسیار مثبت است. بنده دارم از روی متن دفتر کنوانسیون در ایران می خوانم. بعدا نیایند بگویند دروغ ها بزرگ. بنده کاری ندارم به اینکه ممکن است برخی بدون سند حرف بزنند ولی دأب ما در فعالیت هایی که با نگاه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در فضای سند 2030 داریم این است که مستند حرف بزنند. بنده از رو برای شما می خوانم. «با ابراز نگرانی از وخامت، مشکلات و تهدیدات ناشی از فساد نسبت به ثبات و امنیت جوامع که به سنت ها و ارزش های دموکراسی، ارزش های اخلاقی و عدالت، لطمه می زند و توسعه پایدار و حاکمیت قانون را به خطر می اندازد.» بسیار صریح آقایان گفته اند که توسعه پایدار به خطر افتاده است و ما برای این ورود پیدا کرده ایم که توسعه پایدار را از طریق بخش قضائی تقویت کنیم. این سند، مربوط به سند حوزه قضائی است که سازمان ملل پیشنهاد داده است. حتماً متن سند 2030 یونسکو را نیز خوانده اید. هدف سند 2030، دگرگون سازی جهان ماست؛ در عنوان سند آمده است که «دگرگون ساختن جهان ما، دستور کار 2030 برای توسعه پایدار». پس هدف در آموزش نیز [توسعه پایدار است.] آقایان نگویند آموزش جامع چیز خوبی است. سؤال این است که آموزش جامع برای چی؟ برای انتقال نظام مفاهیم مرتبط با توسعه پایدار. گاهی اوقات کلمه را برای ما ناقص می گویند [و ما فکر می کنیم خوب است.] همین عنوان آموزش جامع با تمام مشتقات و کلمات مشابه خود در اسناد بین المللی آمده است. منتهی دگرگون سازی جهان از طریق آموزش برای توسعه پایدار. در سند یونسکو بود. متأُسفانه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی این سند (توانمند سازی و کاهش فقر) را ترجمه کرده و در اختیار تمام نهادهای نظام نیز قرار داده است. همان طور که مشاهده می کنید عنوان کتاب، «توانمندسازی و رفع فقر» است. همان طور که می بینید ورودی جذاب است و ادبیات کاملاً خنثی و بلکه حذاب است ولی وقتی به درون آن می رویم این سند می گوید نظام سرمایه داری نتوانسته به حوزه فقرا تعمیم پیدا کند و ما می خواهیم از طریق اعمال این تجربیات، فقرا را در نظام سرمایه داری ضرب کنیم. بنده در آن چهل جلسه ای که در دانشگاه شریف الگوی برنامه ریزی با نگاه اسلامی را شرح می دادم مستندات این حرف را آورده و بحث کرده ام و در آن بحث های تفصیلی موجود است. پس یکی از مسائل خاص، توسعه پایدار است.* مفهوم توسعه پایدارخب مگر توسعه پایدار چیز بدی است؟ خواهش می کنم دقت کنید؛ قسمت مهم گزارش حقیر به حضرات آقایان و فضلائی که در جلسه حضور دارند این است که مگر توسعه پایدار امر مذمومی است؟ آیا توسعه پایدار آنچنان که آقایان در ایران می گویند باعث رفع مشکلات می شود؟ ما همیشه در بیش از هزار جلسه ای که در سراسر کشور داشته ایم، دو دسته استدلال را [برای نقد توسعه] در کشور خودمان مطرح کرده ایم و از محضر برادران عزیز خواهش می کنم به این دو دسته استدلال توجه کنند تا ماهیت توسعه پایدار وضوح بیشتر پیدا کند. دسته اول استدلالاتی که ما به استناد به آنها می گوییم توسعه پایدار آرمان شهر مطلوب ما نمی تواند باشد و رفاه مردم را در جمهوری اسلامی به چالش می کشد، بررسی وضعیت فعلی کشورهای توسعه یافته است. تمام کشورهای توسعه یافته از حیث روابط انسانی در وضعیت وخیمی قرار دارند.بنده توضیح بدهم. مهم ترین عامل رفاه و تکامل انسان ها روابط انسانی است. یعنی اگر کسی می خواهد انسانی را کامل کند یا برای او رفاه ایجاد کند، بسته اولِ توصیه های او به آن انسان باید حول این باشد که چگونه روابط خود را با دیگران تنظیم کند. شما تصور کنید یک زن و شوهر نتوانند روابط خود را بهینه کنند. معنای این حرف آن است که رفاه آن زن و شوهر و تکامل آنها به چالش کشیده می شود. مسأله روابط انسانی و بهینه شدن آنها ...

ادامه مطلب  

اسب تروا پشت درِ دولت/خط حمله سایبری از تحریم تا جنگ لفظی  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آنرا سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: ********اسب تروا پشت درِ دولتمحمد ایمانی در کیهان نوشت:1- نوع و درجه حساسیت ، مسئله ای مهم در حیات فردی و اجتماعی و سیاسی ماست. عقب افتادن یک وعده غذا، هر کدام ما را به تکاپو می اندازد اما مثلا هفته ها مطالعه نکردن، احتمالا حساسیتی در برخی از ما برنیانگیزد. کمترین بیماری جسم، بلافاصله ما را به هم می ریزد، اما نابسامانی فکر و روح، شاید نه! دیدن چند تروریست که شلیک می کنند، بلافاصله موج قدرتمند و فراگیر ملی درست می کند. اما موضوع نفوذ، اغلب به چشم نمی آید؛ چه رسد به اینکه حساسیت و اقدامی را برانگیزد. گاه حتی این نفوذ در قواره اسب تروا، تحفه ای از سوی دشمن تلقی می شود که باید برایش دست افشانی و پایکوبی هم کرد! قبیل این هیجان آفرینی ها را در ماجرای برجام و برخی قرار مدارهای بعدی دیده ایم.2– مجوز اخیر دولت فرانسه به یک گروه تروریستی منفور ملت ایران برای برگزاری نشست، هر چند متضمن اهانت به وزیر خارجه ماست که دو روز قبل از آن مهمان دولت فرانسه بود، در عین حال می تواند حاوی برخی احتمالات و دلالت ها باشد. این اتفاق، یک دلالت مهم با خود دارد و آن تهیدستی روزافزون حریف غربی در مقابل ملت ایران است. اینکه «مریم فیصل» ( قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی! ) در میتینگ کذایی چه چیزی بلغور می کند، چقدر واجد اعتبار است؟ همین طور است اظهارات جان بولتون سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل و برنار کوشنر وزیرخارجه اسبق فرانسه که روزگاری متولی مهار ایران در درون مرزهایش بودند و حالا نفوذ بی بدیل ایران در چهار گوشه منطقه و شاخ و برگ گستراندن آن را با استیصال نظاره می کنند. نشست منافقین بدین معنا ، فوران عقده های طیفی ورشکسته از مقامات ناکام غربی بود. همین ترکی الفیصل زمانی در ریاست استخبارات سعودی، طراح پروژه های بزرگ ضد ایرانی در لبنان و عراق و سوریه بود و امروز یک ورشکسته به تمام معنا محسوب می شود.3– نشانه قدرتمندی روز افزون ایران را از جمله باید در ناکامی منطقه ای رژیم سعودی و عزل چند رئیس استخبارات این رژیم در طول دهه گذشته بازخوانی کرد. میدل ایست آن لاین مرداد 1391 درباره برکناری «امیر مقرن» نوشت « 4 شکست بزرگ عربستان از ایران در عراق و سوریه و لبنان و بحرین، علت برکناری مقرن بن عبد العزیز از ریاست استخبارات عربستان بوده است، چرا که ملک عبدالله از نفوذ فزاینده ایران در منطقه هراسان است. آمریکایی ها به پادشاه عربستان توصیه کردند مقرن را از این سمت برکنار کند، آنها به صراحت گفتند وی در موقعیت مهم خود این جدیت لازم در کار را ندارد. برکناری مقرن و جایگزینی بندربن سلطان، نشانه شکست سیاست های رژیم سعودی در قبال سیاست منطقه ای ایران است».4– بندر بن سلطان با دستور مستقیم آمریکا مأمور شده بود تا شکست های فاحش ریاض- واشنگتن در حد فاصل عراق تا سوریه و لبنان و بحرین را جبران کند اما به دو سال نکشید که او هم در فروردین 93 به خاطر ناتوانی در مقابل گسترش نفوذ ایران، از ریاست سرویس جاسوسی عربستان عزل شد. اردیبهشت ماه 92، یعنی در فاصله میان عزل مقرن و بندر، شاهزاده ترکی فیصل (رئیس اسبق استخبارات سعودی و سفیر سابق این رژیم در آمریکا) ضمن سخنانی در اندیشکده بلفر وابسته به دانشگاه هاروارد گفته بود « ایران مسئله اول سیاست خارجی عربستان در دهه آینده است. عراق اکنون به لطف پیامدهای اشغال آمریکا به یک حوزه مهم برای نفوذ فزاینده ایران تبدیل شده است. هدف ما این است که این نفوذ را کنار بزنیم». اما ترکی فیصل 4 سال پس از این سخنان در کدام موقعیت است؟ به عنوان همدم جدید زنجموره های بیوه رئیس یک سازمان تروریستی، جانشین ابریشمچی و مسعود رجوی شده است!5– استناد به عزل زنجیره ای چند رئیس سرویس اطلاعاتی دولت عربستان با همه اهمیتش، ناقص و نارسا به نظر می آید وقتی که سخنان هفته گذشته مایک پمپئو رئیس جدید سازمان سیا را در گفت وگو با شبکه «msnbc» مرور می کنیم. پمپئو در این گفت وگو تاکید کرد: « نفوذ ایران در منطقه در مقایسه با ۷سال گذشته ( 2010 میلادی/ 1389 شمسی) بسیار بیشتر شده است. امروز، این کشور نفوذ بسیار زیادی دارد، نفوذی که فراتر از نفوذ آنها در ۶ یا 7 سال گذشته است. ایران در همه جای خاورمیانه حضور دارد». بر مبنای این قبیل ارزیابی های راهبردی، ترکی فیصل و جان بولتون و برنارکوشنر و جولیانی و گینگریچ و جو لیبرمن و ... برخی بازیافتی های چندباره منافقین، سرجمع ، چقدر می ارزند؟6- ماجرای پاریس و نظایر فراوان آن با وجود بی اهمیتی، درعین حال می تواند نوعی عملیات فریب برای پرت کردن حواس مخاطب ایرانی از برخی موضوعات مهم باشد؛ آنجا که پای نفوذ دیپلماتیک یا سیاسی و اقتصادی و فرهنگی برای شکستن اقتدار بی بدیل ایران در منطقه در میان است. اگر این نفوذ طلبی نسبت به محافل تصمیم گیر و تصمیم ساز واقعیت داشته باشد و دشمن بخواهد نسخه به روزرسانی شده عملیات «اسب تروا» یا مثلا پروژه آژاکس را دنبال کند، آن گاه سؤال مهم این است که آیا حساسیت کافی در افکار عمومی، دیدبان های امنیتی و به ویژه مراکز مدیریتیِ هدف دشمن وجود دارد؟ آیا مثلا به اندازه حساسیت در مقابل نفوذ تیم های تروریستی هوشیار و مراقب هستیم؟7- نگاه اسب تروایی جریان نفوذ به برخی اجزای دولت ، واقعیتی انکار ناپذیر است، همچنان که «ابراهیم – الف» از افراطیون مدعی اصلاح طلبی اسفند 1392 در گفت وگو با روزنامه قانون صراحتا اظهار داشت « دولت روحانی، رحم اجاره ای ماست». و پس از او «عبداله – ن» از اعضای حزب منحله مشارکت ، به روزنامه فرهیختگان گفت « اگر رحم اجاره ای دولت ، جنین را خوب محافظت کند، حتما اصلاح طلبان آن را دوباره اجاره خواهند کرد»! مشابه این گزاره های خبری بارها درباره آقایان هاشمی و خاتمی ادا شده است. «سعید – ح» مشاور ارشد رئیس دولت اصلاحات که در برخی پروژه های ضد امنیتی نقش داشت ، یکی دو سال پیش گفت ماموریت دولت روحانی، نُرمالیزاسیون است. اما سمت و سوی این تغییر طلبی از انقلابیگری به عادی سازی کذایی امورچیست؟ کافی است قضاوت سال 84 همین فرد را درباره خاتمی و مجمع روحانیون مرور کنیم.8– «سعید- ح» اواخر مرداد ۸۴ ( آخرین روزهای ریاست خاتمی ) در یکی از ساختمان های نهاد ریاست جمهوری میزبان خبرنگار سایت ضدانقلابی «پیک نت» (مدیریت شده از خارج کشور) بود. آن خبرنگار ماجرای دیدار و گفت وگوی با «سعید- ح» را چنین بازگو می کند؛ «در یکی از کوچه های فرعی خیابان نوفل لوشاتو، یکی از ساختمان های فرعی ریاست جمهوری قرار دارد. وارد این ساختمان قدیمی که می شوید، تابلویی در روبرو نظرتان را جلب می کند که با امضای حراست ریاست جمهوری از مکالمه کنندگان می خواهد در هنگام صحبت پشت تلفن احتیاط کنند و مواظب شنود بیگانگان باشند. این تابلوها همه جا حتی کنار در آسانسوری که سوار آن می شوم تا در طبقه دوم به مصاحبه با سعید - ح بروم، به چشم می خورد. او در گفت وگویی که داشتم، گفت: ترجیح می دهم درباره خاتمی صحبت نکنم مبادا که به او بر بخورد. او با ما تفاوت داشت. خاتمی روحانی بود و گروه خونی اش بیشتر به مجمع روحانیون می خورد. حزب مشارکت ما هم با مجمع خیلی فرق دارد، هرچند خاتمی در بین اعضای مجمع بهترین است. مجمع روحانیون، بدترین خیلی دارد. ما از ابتدا هم می دانستیم خاتمی با ما فرق دارد. بین اجزای سیستم فکری او سازگاری وجود ندارد. او آخرین میخ را بر تابوت اصلاحات زد». آیا سران مجمع روحانیون زنده بودند که هیچ اعتراضی به این مصاحبه نکردند؟9- مشابه این رویکرد منافقانه بارها درباره مرحوم هاشمی اعمال شد. «صادق – ز» از شبه روشنفکرانی که بارها اجازه مصاحبت و مصاحبه با هاشمی را پیدا کرد، 12 خرداد 92 به روزنامه بهار گفت « هاشمی دارد به اپوزیسیون تبدیل می شود و حاکمیت اندک اندک می گوید آشیخ اکبر باید تکلیفت را معلوم کنی... هاشمی 5 یا 10 سال دیگر با ما نخواهد بود اما جنبش ادامه پیدا می کند... ایده آل من نه تنها آقای روحانی بلکه حتی عارف و رئیس دولت اصلاحات هم نیست. ایده آل من واسلاو هاول، آنگ سان سوچی، مهدی بازرگان و ماندلاست». او دو هفته پیش از آن در مصاحبه با «مسیح-ع» روزنامه نگار فراری گفته بود «اگر خداوند یک سی چهل سالی به هاشمی عمر بدهد ایشان هم [مانند دخترش] نه می گوید بهائیان خائن هستند و نه به مجاهدین می گوید منافق. منتها یادمان باشد هاشمی، واسلاو هاول و ایده آل ما نیست».10- همین فرد 21 مرداد 92 در مصاحبه با ارگان فتنه درپاریس (سایت کلمه) ضمن مرور دردمندانه ناکامی های اپوزیسیون می گوید «یکی از دلایل ناکامی این است که وقتی به فضای باز رسیدیم روشنفکران به کمتر از شتر رضایت نداده اند. مثلا دوران انقلاب کنار دانشگاه تهران چادر زده بودند و برای حزب [تروریست] کومله و دموکرات کردستان، لباس و پتو و غذا جمع می کردند در حالی که این احزاب در جنگ با سپاه و ارتش بودند. این مشخص بود که دوام نمی آورد. بعد از دوم خرداد فضا باز شد؛ ما چه کار کردیم؟ گفتیم درباره ولایت فقیه بحث کنیم، جنگ بعد از سوم خرداد و فتح خرمشهر درست نبوده، قصاص این گونه است، نعوذبالله خدا و پیغمبر آن گونه است. ببینید اگر این دفعه هم دچار همین خطا شویم نه روحانی و نه پدرجد روحانی کاری نمی توانند بکنند. یاد بگیریم میلی متر به میلی متر جلو برویم».11- این قبیل اظهارات ، به مثابه نشتی شبکه نفوذ است و الا قطعا در محافل داخلی خود صریح تر از این ادبیات را به کار می گیرند. سؤال مهم این است که آیا امثال آقای روحانی با سوابق ممتد امنیتی، نمی توانند بفهمند جریان انگل وار نفوذ ، واقعا دنبال کدام مقصود است و در این میان، چرا ادعای حمایت از روحانی و دولت او را دستاویز قرار داده است؟! این طیف در سال 88 که تنشان داغ بود و نقاب از چهره کنار زده بودند، شعار دادند» انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است». یا در سال 92 به بهانه جشن پیروزی روحانی ، علیه یکی از نامزدها شعار می دادند « خاک تو سر {...} بدون هیچ دلیلی»!!12- فعال کردن انواع شکاف های اجتماعی و سیاسی و قومی و مذهبی و گسترش آن به عمق حاکمیت (پروژه سوخته حاکمیت دوگانه)، سیاست دیرینه سرگرم سازی و فرسایش نیروها و انگیزه ها به عنوان مقدمه شبیخون است. آمریکا و انگلیس یک بار در حد فاصل سال های 1330 تا 1332، این کار را نسبت به دو طیف مذهبی و ملی و مشخصا در قبال آیت الله کاشانی و دکتر مصدق انجام دادند. وقتی مردم به ویژه با معارضه جویی های مصدق علیه نیروهای انقلابی و مماشات وی با وابستگان دربار و اعتماد محض به آمریکا سرخورده شدند، زمان به میدان گسیل کردن شعبان بی مخ ها و پری بلنده ها فرا رسیده بود.13- امروز البته سال 1332 نیست، چنان که نظام و مردم، در سال های 78 و 88 نشان دادند. اما کوتاهی برخی دولتمردان ارشد در باز گذاشتن مجاری نفوذ از یک سو و سرگرم کردن عوام و خواص با مجادلات غفلت آفرین، همچنان که فرصت تحمیل هزینه های هنگفت را به دشمن می دهد، موجبات سوء ظن جدی را فراهم می کند. مومن به اجتناب از مواضع تهمت امر شده و اگر کسی با وجود تذکر اجتناب نکند، تردید درباره او به یقین تبدیل خواهد شد. بازنده و قربانی اول چنین روندی - به شهادت تاریخ انقلاب -میزبانان «طیف طفیلی نفوذ» خواهند بود که از اعتبار و حیات خود برای اغیارهزینه کرده اند. به یاد بیاوریم که نهضت آزادی، گروهک رجوی و باند مهدی هاشمی معدوم ، چه بلای عبرت آموزی سر بنی صدر و منتظری آوردند؟حقوق بشر آمریکایی در دوران ترامپمصطفی طاهری در خراسان نوشت:هفته دوم تیرماه در تقویم کشورمان به عنوان هفته «حقوق بشر آمریکایی» نامگذاری شده است. وجه تسمیه آن هم قرارگرفتن سالروز فاجعه حمله شیمیایی سردشت در سال 66، انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در سال 60 و حمله ناو دریایی آمریکا به هواپیمای مسافربری کشورمان در این بازه یک هفته ای است. شاید برای افرادی که مانند من سال های ابتدایی و میانی دهه شصت را ندیده اند، این مثال ها کمی دور به نظر برسد و احتمال تغییر رویه آمریکا وجود داشته باشد. سعی خواهم کرد با نگاهی واقع بینانه برخی از حوادث و اتفاقاتی را که در چند ماه اخیر درباره حقوق ملت ها رخ داده است مرور کنم.یکی از حقوق اولیه انسان ها «حق حیات» است. امروز کشورهایی مورد حمایت آمریکا هستند که به راحتی جنایت می کنند و بدون هیچ واهمه ای جنایات خود را استمرار می بخشند. سعودی ها از ابتدای سال 94 (25مارس سال 2015) به یمن حمله نظامی کردند و تاکنون خبری از حقوق بشر آمریکایی در این باره نشده است. شاید حق مردم یمن از نظر آن ها این است که بمب های قوی تر و بهتری نصیب آن ها شود! اخیراً «رانیا خالک» نویسنده و تحلیلگر آمریکایی در توئیتر خود به حمله وحشیانه سعودی ها به مردم مظلوم یمن اشاره کرد و نوشت: «در یمن، در هر ساعت، یک شهروند جان خود را به علت ابتلا به بیماری وبا از دست می دهد و علت شیوع گسترده وبا در یمن، بمباران ها و محاصره عربستان سعودی است که از سوی آمریکا مورد حمایت قرار گرفته است.» کمتر از دو هفته پیش نیز سنای آمریکا در کمال ناباوری با طرح منع فروش تسلیحات بیشتر به سعودی مخالفت کرد و به فروش سلاح به این کشور با اکثریت آرا رأی داد. این درحالی است که سازمان عفو بین الملل در شهریور ماه سال گذشته از به کارگیری بمب های ساخت آمریکا در حمله به یمن خبر داده بود. نکته تلخ دیگر تاریخ هم این است که آمریکای امروز در حالی پرچمدار مقابله با تسلیحات اتمی و کشتار جمعی است و برای کره شمالی کُری می خواند که خود به عنوان تنها کشور استفاده کننده از بمب اتمی علیه انسان ها شناخته می شود. در دوران جدید آمریکا نیز استفاده از بمب های هولناک تکرار شده است. به عنوان مثال ارتش آمریکا در فروردین ماه سال جاری بمب 11تنی موسوم به «مادر بمب ها»را در کشور افغانستان و هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود آزمایش کرد. یکی دیگر از حقوق جوامع، پذیرش حاکمان و اعمال نظر در این خصوص است. اما آمریکا و برخی دیگر از کشورهای غربی علی رغم این که خود را مدافع «دموکراسی» می دانند، در این باره استانداردهای دوگانه ای دارند. کشورهایی مانند بحرین و عربستان که تاکنون رنگ انتخابات واقعی را به خود ندیده اند، به صراحت تحت الحمایه یانکی ها هستند. این موضع حتی محل انتقاد شخصیت ها و رسانه های آمریکایی هم قرار گرفته است. این تناقض رفتاری آمریکا در قبال مواجهه با استبداد خاندان آل سعود پس از سفر ترامپ به این کشور در نشست خبری استوارت جونز دستیار وزیر امور خارجه آمریکا مورد سوال قرار گرفت که با مکث طولانی و پاسخ بی ربط او به این تناقض روبه رو شد. با این حال این ماجرا در قبال ایران رنگ و بویی دیگر می گیرد! مقامات رسمی و عالی دولت ترامپ به فاصله کمی از برگزاری انتخابات در ایران و مشارکت 73درصدی مردم در انتخابات، حرف از تغییر نظام در ایران می زنند! درباره مبارزه ادعایی آمریکا با تروریسم هم گفتنی زیاد است. فارغ از آن که نقش آمریکا در ایجاد، شکل گیری و استمرار حمایت از تروریسم در منطقه چقدر است، این کشور از حامیان علنی تروریست ها هم حمایت می کند. چندی پیش رئیس جمهور جدید آمریکا درحالی با پادشاه عربستان به رقص شمشیر پرداخت که این کشور توسط افکارعمومی به عنوان مهد تروریسم و افراط گرایی در جهان شناخته می شود. پایگاه اینترنتی گلوبالیست در یادداشتی با اشاره به همین مسئله تأکید کرد: «تروریسم امروز، تروریسم تکفیری است و محتوای آموزشی مدارس وهابی و مسیری که ریال های سعودی در داخل و خارج کشور طی می کنند، نشان می دهد عربستان منبع اصلی آن است.» رژیم صهیونیستی هم که اصل و اساس آن برپایه ترور، زور و تهدید شکل گرفته است، حامی بارز تروریسم در منطقه است. هفته گذشته وبگاه تایمز اسرائیل به نقل از منابعی در گروه های معارض و تروریستی در سوریه نوشت: « اسرائیل از زمان آغاز بحران در این کشور، به صورت مداوم از طریق مرز بلندی های جولان، حمایت های مالی، انسانی و پزشکی به معارضان سوری ارائه می کند.» از این دست نمونه ها در ماه های اخیر بی شمار است؛ بگذریم. ماده 15 اعلامیه جهانی حقوق بشر درباره «حق تابعیت» انسان هاست. این اعلامیه که مورد پذیرش همه کشورهای غربی مدعی حقوق بشر است، تأکید کرده که هیچ کس را نمی توان از تابعیت اش محروم کرد. اما رژیم آل خلیفه در بحرین در یک سال گذشته تابعیت تعداد قابل توجهی از مخالفان خود ازجمله شیخ عیسی قاسم را سلب کرده است بدون آن که صدای این مدعیان به اعتراض بلند شود. شاید دوشیدن شیخ نشین های عربی با فروش اسلحه بیشتر، برای انگلیس و آمریکا اولویت بیشتری نسبت به این حقوق اولیه دارد! درباره نسبت آمریکا با «آزادی بیان» هم حرف های زیادی قابل ذکر است اما روز گذشته نوام چامسکی تحلیلگر برجسته آمریکایی در گفت و گو با راشاتودی به نکته ظریفی درباره آزادی بیان در این کشور اشاره کرد. وی در این مصاحبه به فشار بر منتقدان سیاست های داخلی اشاره کرد و گفت: «اگر شما از سیاست ها انتقاد کنید، ضد آمریکایی به شمار می آیید، این اتفاق فقط در دیکتاتوری ها روی می دهد.» این نمونه ها و ده ها مصداق دیگر حاکی از رویکرد ابزاری آمریکا به خصوص در دوره دونالد ترامپ به مقوله حقوق بشر است. ابزاری که «ظاهر» آن حمایت از مردم جهان و در «باطن» تأمین کننده منافع کانون های قدرت در دولت آمریکاست.خط حمله سایبری از تحریم تا جنگ لفظیزهرا طباخی در وطن امروز نوشت: حجت الاسلام والمسلمین محسنی اژه ای در سخنان پیش از خطبه های نماز جمعه تهران در یک پیش بینی قابل تامل گفت: «به عنوان فردی که از اول انقلاب تا امروز در دستگاه قضایی و دستگاه اجرایی بودم، تجربه ثابت کرده بعد از هر تخریبی علیه سپاه و برخی عناصر انقلابی، یک اقدام خطرناک اتفاق افتاده است. امروز که آمریکا به یک نحوی کری می خواند و افراد و نهادهای انقلابی مثل سپاه، بسیج و دستگاه قضایی از لسان برخی مسؤولان تحقیر می شوند و وقتی به تجربه گذشته نگاه می کنم، به گمانم یک فتنه جدید در پیش است».معاون اول دستگاه قضا انقلابی کارکشته ای است که در ایام فتنه 88 وزیر اطلاعات بود. در دهه 70 نیز بر کرسی دادستان کل ویژه روحانیت تکیه داشت و پیش تر نیز سال ها مسؤولیت سنگین قضاوت را عهده دار بوده است. پس هشدار وی پیرامون خطر وقوع فتنه ای جدید را باید جدی گرفت. اگر مهم ترین هزینه تحمیلی بروز فتنه در کشورمان در برهه های مختلف را از دست رفتن «وحدت کلمه» ایرانیان بدانیم، آیا جز هشدار مذکور نشانه های دیگری از بسترسازی برای ایجاد اختلاف سیاسی- اجتماعی در جامعه به چشم می خورد؟سکوت رادیوییمطالعه روند تاریخی رصد و پایش دشمن نشان می دهد پیش از وقوع فتنه های سیاسی در داخل ایران، از مدتی قبل سکوت خبری در دستگاه فکری و برنامه ریز دشمن در حوزه رسانه به شکل عملیاتی بروز می یابد. در یک سال اخیر پسابرجام انتشار مقالات و خلاصه مطالب کنفرانس ها و هم اندیشی های متخصصان «برنامه ایران» در اندیشکده های شناخته شده آمریکا و اروپا به شکل محسوسی کاهش یافته و تقریبا متوقف شده است. اعلام «سکوت رادیویی» زمانی اولویت قرارگاه فرماندهی است که صحبت پیرامون سوژه، عملیات در حال اجرا را با خطر لو رفتن مواجه کند و هویت و موقعیت عوامل دشمن در زمین هدف را در معرض سوختن قرار دهد. پس، از منظر رصد موضوع ایران نیز شرایط «عملیاتی» و «مشکوک» ارزیابی می شود.تضعیف اقتصاددر عرصه اجتماعی نیز کاتالیزورهای ایجاد شکاف اجتماعی در حال واکنش هستند.برای ایجاد اختلاف در جوامع مقاوم و پایدار چند مسیر متصور است:الف- تحریک موثر نقاط ضعف جامعه هدفب- حمله به کانون های قدرت افزای ملی«اقتصاد» نقطه ضعف غیرقابل انکار جامعه ایرانی است. در حوزه نظام سازی، پس از تثبیت سیاسی نوبت به بومی سازی اقتصاد و ایجاد سازوکارهای ملی برای رشد و توسعه زیرساخت اقتصاد می رسد. با این احتساب کشور انقلابی ما از چرخه رشد خود عقب نمانده اما به هر حال در مرحله مهمی به سر می بریم. پس وضع تحریم های هوشمند فزاینده توسط دولت آمریکا و تمدید تحریم های اقتصادی قدیمی توسط اتحادیه اروپایی را باید پیشران ایجاد فتنه جدید به حساب آورد. کما اینکه پیش تر «رکس تیلرسون» وزیر خارجه ترامپ آشکارا عنوان کرد برنامه ایالات متحده «براندازی ایران» از مسیر «نرم» و «درونی» است.اختلاف سیاسیاما تحریم علاوه بر اقتصاد بر رفتار سیاسی مسؤولان نیز تاثیر گذاشته است. بقای تحریم های قدیمی در حوزه های پولی و بانکی، ممانعت دشمن از تجارت آزاد ایران، وضع تحریم های جدید پسابرجامی و جلوگیری از دسترسی کشورمان به درآمدهای نفتی و دارایی های بلوکه؛ گزینه های دولتی را که به برجام امید بسته بود بشدت محدود کرده است.دولت عصبی است و عصبانیت خود را از شکست پروژه برجام در نحوه تعامل با قوا به بدترین شکل ممکن مقابل چشمان بهت زده مردم بروز می دهد و ناخواسته پازل دشمن ...

ادامه مطلب  

مصوبه مشارکت بخش غیردولتی در ارائه خدمات الکترونیکی ابلاغ شد  

درخواست حذف این مطلب
وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در در راستای اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی، افزایش مشارکت بخش خصوصی و همچنین توسعه دولت الکترونیکی، مصوبه "مشارکت بخش غیردولتی در ارائه خدمات الکترونیکی" را به تمامی دستگاه های اجرایی ابلاغ کرد. در این مصوبه آمده: با استناد به ماده (4) قانون وظایف و اختیارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و ماده (5) اساسنامه شورای اجرایی (عالی) فناوری اطلاعات، مصوبه دوم جلسه یازدهم مورخ 29/1/1396 شورا با عنوان "دستورالعمل مشارکت بهش غیردولتی در ارائه خدمات الکترونیکی دولت جمهوری اسلامی ایران" که در نامه شماره 1035/200 مورخ 27/1/1397 به تایید و توشیح رئیس جمهوری محترم رسیده است، جهت اجرا ابلاغ می شود.متن مصوبات یازدهمین جلسه شورای اجرایی فناوری اطلاعات (مصوبه 2) به شرح زیر است:به استناد ماده 15 ضوابط فنی اجرایی توسعه دولت الکترونیکی مصوب ششمین جلسه شورای عالی فناوری اطلاعات کشور ابلاغی به شماره 145/200 مورخ 11/06/1393 مبنی بر تصویب ارائه خدمات الکترونیکی دستگاه­های اجرایی با استفاده از روش مشارکت و سرمایه گذاری بخش غیردولتی در شورای اجرایی فناوری اطلاعات و همچنین مفاد مندرج در ماده (8) آیین­نامه توسعه و گسترش کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات مصوبه شماره 89604/ت52333هـ مورخ 11/07/1394 هیأت محترم وزیران و نیز اجرای بند الف ماده (25) قانون برنامه پنجساله ششم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب 14/12/1395 مجلس شورای اسلامی درخصوص ارائه خدمات دستگاه­های اجرایی بصورت الکترونیکی، "دستورالعمل مشارکت و سرمایه­گذاری بخش غیردولتی (خصوصی و تعاونی) در ارائه خدمات الکترونیکی دولت جمهوری اسلامی ایران" که در یازدهمین جلسه کمیسیون توسعه دولت الکترونیکی مورخ 15/10/1394 به تصویب رسیده است (ابلاغی به شماره 374829 مورخ 27/11/1394 معاون محترم رییس جمهور و رییس سازمان برنامه و بودجه کشور)، باستناد الزامات فوق الذکر مراتب در یازدهمین جلسه شورای اجرایی فناوری اطلاعات مورخ 28/01/1396 به شرح زیر به تصویب رسید. همچنین فهرست طرح‏ها و پروژه‏های پیشنهادی دارای اولویت در ارائه خدمات الکترونیکی جهت مشارکت با بخش غیردولتی به شرح پیوست به تصویب رسید. شایان ذکر است اجرای مصوبات مذکور با رعایت قوانین و مقررات و در چارچوب قانون بودجه سالیانه انجام می­گیرد.مقدمهاین دستورالعمل در راستای اجرای ردیف­های (3)، (13)، (20) و (22) سیاست­های کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغی 29/11/1392 و اعمال مواد (7) و (12) قانون رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی کشور مصوب 27/02/1394، ماده (27) قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت (2) مصوب 06/12/1393، بند (ب) ماده (214) قانون برنامه پنج ساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران مصوب 15/10/1389، مواد (8) و (17) آیین نامه توسعه و گسترش کاربری فناوری اطلاعات مصوب هیات وزیران به شماره 89604/ت52333 هـ مورخ 11/07/1394 و ماده (15) ضوابط فنی اجرایی توسعه دولت الکترونیکی مصوب شورای اجرایی فناوری اطلاعات ابلاغی به شماره 145/200 مورخ 11/06/1393در جهت تسهیل مشارکت بخش خصوصی در پیاده سازی خدمات الکترونیکی، ایجاد روشی نظام­مند و شفاف با هدف ایجاد فرصت و رفتار برابر در قبال بخش غیر دولتی (بخش خصوصی و تعاونی) و رقابت پذیر توام با استفاده بهینه از منابع مالی، مسوولیت پذیری طرفین مشارکت، کاهش مخاطرات قراردادهای مشارکتی و نیز صیانت از حقوق مصرف کننده ها در حوزه دولت الکترونیکی، تدوین شده است.ماده 1-تعاریفالف- کمیسیونکمیسیون توسعه دولت الکترونیکی موضوع ماده (3) ضوابط فنی اجرایی توسعه دولت الکترونیکی مصوب شورای اجرایی فناوری اطلاعاتب- دستگاه اجراییدستگاه های موضوع ماده 5 قانون مدیریت خدمات کشوریج- مشارکتمشارکت اختصار از هرگونه مشارکت عمومی خصوصی بوده و عبارت از رابطه ای قراردادی میان دستگاه اجرایی با بخش غیر دولتی (بخش خصوصی و تعاونی) است که درآن بخش غیر دولتی (بخش خصوصی و تعاونی) نسبت به سرمایه­گذاری و ارائه هرگونه خدمات الکترونیکی هم راستا با اهداف دستگاه اجرایی اقدام کرده و مخاطره ها براساس قرارداد منعقده بین طرفین پوشش داده می شود. سرمایه­گذاری و مشارکت بر اساس روش های شناخته شده از جمله ساخت، بهره برداری و انتقال (bot)، ساخت، بهره برداری، پرداخت اجاره به سرمایه پذیر و انتقال (bolt)، ساخت، انتقال، پرداخت اجاره به سرمایه گذار (btl)، ساخت، مالکیت و بهره برداری (boo)، تجهیز و بازسازی، مالکیت و بهره برداری (roo)، بهره برداری و نگهداری (o&m)، تجهیز و بازسازی، بهره برداری و انتقال (rot) و... قابل انجام است.د- مشارکت کنندهمنظور از مشارکت کننده، اشخاص حقوقی (شامل بخش خصوصی و تعاونی) طرف مشارکت بادستگاه اجرایی است، به گونه­ای که این موضوع نیاز به انجام سرمایه گذاری مالی، توان تخصصی، عملیات اجرایی و یا ترکیبی از آن ها ازطرف مشارکت کننده داشته باشد.هـ - شرکت پروژهشرکتی که مشارکت کننده برای انجام پروژه در صورت لزوم تاسیس می­کند.و- طرح مشارکتعبارت است از طرح­هایی که موضوع مشارکت قرار می­گیرند و کارکرد آنها تامین خدمات دولتی براساس مقررات و ضوابط نقشه جامع دولت الکترونیکی و از منظر فنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توجیه­پذیر باشند.طرح های مشارکتی از دو نوع خودگردان و غیرخودگردان هستند. طرح خودگردان طرحی است که دارای توجیه اقتصادی برای مشارکت کننده بوده و عواید ناشی از آن، هزینه ها و سود مورد نظر را پوشش می دهد. طرح غیرخودگردان طرحی است که در صورت عدم حمایت (اعم از تضمین خرید خدمات، تضمین حداقل تقاضا و سایر مشوق ها) دارای توجیه اقتصادی برای مشارکت کننده نیست.ز- وجوه تکمیلیمنابع مالی تعهد شده دستگاه اجرایی در راستای توجیه پذیری اقتصادی طرح، به استناد مدل مالی نهایی مصوب در مرحله انتخاب طرف بخش غیر دولتی (بخش خصوصی و تعاونی) مشارکت.ماده 2-دستگاه­های اجرایی می­توانند با شناسایی زمینه­های مشارکت، از بین خدمات اعلام شده توسط کمیسیون نسبت به تعریف طرح، انجام امکان سنجی، مطالعه اولیه، تهیه درخواست برای پیشنهاد (rfp)، انتخاب مشارکت کننده و سایر ملزومات را با رعایت قانون برگزاری مناقصات و رعایت مقررات مربوط به مزایده مندرج در آیین­نامه معاملات دولتی، جهت دریافت گواهی مشارکت از کمیسیون اقدام نمایند. این روش نافی سایر روش­های مندرج در سایر قوانین و مقررات نمی­باشد و دستگاه­های اجرایی حسب صلاحدید می­توانند از این روش استفاده نمایند.تبصره 1- علاوه بر فهرست اعلامی کمیسیون، دستگاه­های اجرایی می­توانند فهرست خدمات و طرح­های قاب ...

ادامه مطلب  

واکسینه شدن اقتصاد کشور برابر نوسان ناگهانی ارز  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سایت طلا به نقل از اقتصادآنلاین ؛این در حالی است که در دهه های اخیر انتخاب نظام ارزی بهینه به عنوان یکی از نخستین گام های مصون سازی اقتصاد در برابر شوک های تورمی و تبعات ناشی از آن مطرح و مورد استفاده بوده است. به گزارش دنیای اقتصاد، طی دهه های گذشته بسیاری از کشورها که پیش تر در قالب یک نظام ارزی تثبیت شده بخش قابل توجهی از منابع ارزی خود را صرف حفظ مصنوعی ارزش پول ملی می کردند، با تغییر نظام ارزی خود به یک نظام ارزی شناور توانسته اند علاوه بر هدایت این منابع به بخش واقعی اقتصاد، فضای کسب وکار را در برابر شوک های تورمی مصون کنند و وضعیت رفاهی شهروندان را بهبود بخشند. این روزنامه در گزارشی با مرور تجربه مالزی و بنگلادش، اثر تغییر نظام ارزی بر دگردیسی اقتصادی این دو کشور از یک اقتصاد کوچک و بسته به اقتصادی باز و پویا را بررسی کرده است. الگویی که به شرط رعایت الزاماتی مانند استقلال بانک مرکزی، می تواند عایقی در مقابل شوک های تورمی و تبعات ناشی از آن از جمله بیکاری باشد.انتخاب نظام ارزی مناسب یکی از حساس ترین انتخاب های سیاست گذارانه است؛ چراکه در صورت عدم تجانس نظام ارزی و واقعیت های اقتصادی، سیاست های ارزی محکوم به شکست خواهند بود. بررسی تجربه جهانی نشان می دهد در دو دهه گذشته عمده کشورهای توسعه یافته نظام ارزی خود را به نظام ارزی شناور تغییر داده اند. اما این به معنای بهینه بودن این نظام ارزی در تمامی شرایط اقتصادی نیست، بلکه موفقیت این رویکرد نیازمند پیش زمینه هایی است که چشم پوشی از آنها حتی ممکن است به فروپاشی نظام ارزی بینجامد. نمونه ای از چنین تجربه پرمخاطره ای را می توان در تجربه تلخ دلاری شدن اقتصاد زیمبابوه پس از شناورسازی نرخ ارز جست وجو کرد. بررسی های کارشناسانه نشان می دهد تنوع در بخش تولید، دسترسی به بازارهای بین المللی و وجود بازار ارز عمیق و سیال، استقلال بانک مرکزی در سیاست گذاری، پتانسیل بانک مرکزی در مداخله در بازار ارز و وجود لنگر اسمی مناسب برای جایگزینی نظام ارزی تثبیت شده؛ پیش زمینه هایی است که نبود آنها حرکت به سمت نظام ارزی شناور را مخاطره آمیز خواهد کرد. در سوی مقابل نیز کشورهای در حال توسعه ای چون بنگلادش و تایلند توانسته اند با بهینه سازی مختصات اقتصادی نظام شناور ارزی را پیاده سازی کنند. نظام ارزی جدیدی که مطابق با چهره اقتصادی این کشورها ترسیم شده است و به واسطه وجود برخی از مخاطرات برون زا و درون زا، حرکت نرخ ارز در این نظام های ارزی در شرایط ضروری تحت کنترل نسبی بانک مرکزی حرکت می کند.دو انتخاب حدیهدف از تعیین یک نظام ارزی، نه تعیین یک قیمت مشخص برای متغیرهای ارزی بلکه تعیین مکانیزمی اثرگذار با انتخاب یک سیستم منطبق بر واقعیت های اقتصادی است. لزوم این تناسب باعث شده است کارشناسان اقتصادی در بررسی اثرگذاری نظام های ارزی، کمتر از صفت تفضیلی استفاده کنند. بررسی های بسیاری نشان می دهد سیستم ارزی مناسب در هر کشور در تناسب با متغیرهایی چون سهم ابزارهای مختلف در تامین مالی تعیین می شود. با این وجود بررسی ها نشان می دهد کشورهای توسعه یافته در دهه اخیر عموما سیاست های ارزی خود را در راستای نیروی تعادلی حاکم بر بازار ارز منعطف کرده اند. بخش قابل توجهی از این انعطاف با تغییر نظام های ارزی از نظام ارزی تثبیت شده به سمت نظام ارزی شناور حاصل شده است. البته باید توجه کرد نظام ارزی شناور و نظام ارزی تثبیت شده در واقع دو حد گستره نظام های مالی هستند و سیاست های ارزی در کشورهای مختلف به صورت ترکیبی از این دو حد اعمال می شود. بررسی ها نشان می دهد نظام ارزی در کشورهای مختلف به گونه ای تغییر می کنند که ضمن ثبات بخشی به بازار ارز از وارد شدن شوک به سایر متغیرهای کلان اقتصادی جلوگیری کنند. از سوی دیگر این نرخ باید به گونه ای تعدیل شود که اثر معناداری بر توان رقابتی کالاهای تولیدشده نداشته باشد. در نظام ارزی ثابت، بانک مرکزی با دخالت در بازار ارز، نرخ ارز تعادلی بازار را به سمت نرخ هدف گذاری شده سوق می دهد. این کار از طریق تبدیل ذخایر خارجی به دلار و عرضه آن به منظور کاهش قیمت و تبدیل دلار به ذخیره خارجی به منظور افزایش قیمت ارز صورت می پذیرد. این در حالی است که در نظام ارزی شناور، قیمت تعادلی از برخورد عرضه و تقاضا در بازار ارز حاصل می شود. به دلیل ماهیت تعادلی این نظام ارزی در مبانی نظری فرض می شود که در این حالت تراز تجاری با مکانیزم تعدیل نرخ ارز همیشه به تعادل می رسد؛ بنابراین در نظام ارزی شناور به دلیل وجود تعادل در تراز تجاری، دارایی های خارجی بانک مرکزی و در نتیجه پایه پولی تغییر نمی کند. با این وجود بررسی های کارشناسانه نشان می دهد کشورها به دلیل برخی ملاحظات مانند سیاست های مربوط به بخش صنعتی، معمولا این نرخ تعادلی را متناسب با نیاز به پول ملی قدرتمند یا ضعیف تا حدودی تغییر می دهند. از نگاه کارشناسان اقتصادی مزیت اصلی استفاده از نظام ارزی شناور، عایق بندی اقتصاد در مقابل شوک های ناشی از تورم و بیکاری در کشورهای دیگر است. افزون بر این به علت ماهیت تعادلی این سیستم، هزینه مدیریت آن برای بانک مرکزی کمتر خواهد بود. با این وجود کارشناسان اقتصادی توصیه می کنند کشورهایی که بخش عمده ای از تجارت خود را با تعداد معدودی کشور انجام می دهند، برای دفع ریسک ارزی بهتر است از سیستم نرخ ارز تثبیت شده استفاده کنند. البته با توجه به وجود و ایجاد انگیزه تقویت پول ملی در این نظام ارزی، سیاست گذاران باید نرخ تعادلی ارز را به صورت واقعی و با نگاه به شکاف تراز تجاری تعیین کنند.بحران در سرزمین هزار معبدیکی از نمونه های موفق تغییر نظام ارزی تجربه تایلند در تغییر نظام ارزی پس از وقوع بحران در سال 1997 بود. بررسی های کارشناسانه نشان می دهد بحران ارزی سال 1997 در تایلند نخستین بحران ارزی به وقوع پیوسته در بین کشورهای آسیایی است. به رغم افزایش روز افزون سرمایه گذاری و تقویت اثر پول گسترده (broad money)، کسری حساب جاری تایلند در میانه دهه 1990 روندی رو به افزایش داشت. به نحوی که این متغیر کلان اقتصادی در میانه دهه 1990 به بیش از 7 درصد تولید ناخالص داخلی رسید. شکافی که عمدتا با خرید کوتاه مدت دارایی های مالی توسط خارجی ها پوشش داده می شد. نظام ثابت ارزی در کنار اختلاف بزرگ و مثبت نرخ های بهره در تایلند و کشورهای مبدا سرمایه گذاری در دهه 1980 عملا در بردارنده بازدهی مثبت با کمترین ریسک برای سرمایه گذاران خارجی بود اما این روند جذاب از میانه دهه 1990 وارد فاز جدیدی شد. بررسی آمارها نشان می دهد در میانه این دهه نسبت ذخایر خارجی تایلند به تعهدات کوتاه مدت به کمتر از یک واحد رسید. این نسبت در واقع منعکس کننده هزینه بالای حفظ ارزش پول ملی برای سیاست گذاران تایلندی بود. در سال 1996 رشد اقتصادی، صادرات و سرمایه گذاری در این کشور به دلیل تقویت ارزش مصنوعی پول ملی کاهش یافت، ضمن آنکه اقتصاد تایلند در این سال ها با کسری فزاینده حساب جاری مواجه بود. نرخ های بهره بالا و تورم نیز در حال افزایش بود. در چنین شرایطی استفاده از نظام ارزی تثبیت شده باعث عدم به روز رسانی نرخ ارز بر حسب متغیرهای واقعی اقتصاد شده بود. در سال 1996 و در نتیجه تقویت مصنوعی پول ملی، رقم واقعی رشد اقتصادی، صادرات و میزان سرمایه گذاری در تایلند رو به کاهش گذاشت. از سوی دیگر خلأ مدیریتی و تمرکز سرمایه گذاری در بخش راکد شده مستغلات باعث کاهش توان بانک ها در ارائه وام شد. افزون بر این بالا نگه داشتن نرخ بهره با هدف جلوگیری از خروج سرمایه گذاری با تضعیف همزمان قدرت وام دهی بانک ها و توانایی بازپرداخت وام گیرندگان، باعث تضعیف بیشتر نظام مالی در تایلند شده بود. میزان سرانه تولید ناخالص داخلی این کشور در سال 1996 حدود 1600 دلار (یک پنجم میزان این متغیر درآمریکا) بود. در اوایل سال 1997 با کاهش اعتماد فعالان اقتصادی به نظام ارزی در کشور تایلند و در نتیجه نوسانات ناشی از فعالیت های سوداگرانه، نرخ ارز در تایلند رو به فزونی نهاد. شدت نوسانات نرخ ارز در نیمه اول سال 1997 به حدی بود که منابع دانشگاهی از بحران مالی تایلند با نام «شکست ارزی» یاد می کنند. با سقوط پول ملی تایلند و در نتیجه مداخله بانک مرکزی برای حفظ ارزش «بات»، دارایی های خارجی بانک مرکزی در یک مسیر نزولی قرار گرفت. موج ناشی از بحران مالی، بحران ارزی، تشدید شکاف در تراز تجاری و کاهش مستمر دارایی های خارجی باعث شد که در نیمه دوم سال 1997، بانک مرکزی تایلند که توان فنی چندانی برای تثبیت نرخ ارز نیز نداشت، نرخ ارز در این کشور را شناور کند. امری که باعث افت یک چهارم از ارزش بات در کمتر از یک سال شد. در چنین شرایطی در پی ورشکستگی موسسات و شرکت های مالی، تضعیف شرکت های مقروض در اثر افزایش بدهی ارزی و توسعه نامتوازن نظام مالی در خلأ شفافیت و چارچوب های نظارتی، باعث شد تا سیاست گذاران تایلندی با پی بردن به ناتوانی خود در حل مستقل بحران، از صندوق بین المللی تقاضای کمک کنند.بحران زدایی ارزی در دو مرحلهصندوق بین المللی در حل پازل تایلندی پیش رو دو مساله عمده را شناسایی کرد؛ مدیریت نظام ارزی و بازگرداندن ثبات به نظام مالی. نخستین گام در اصلاح نظام ارزی تایلند، کاهش نقش ارز مسلط در نظام ارزی تثبیت شده و افزایش تلورانس مجاز در این سیستم میخکوب شده بود. این مرحله به نوعی زمینه ساز گام نهایی اصلاح یعنی تغییر نظام ارزی به یک نظام ارزی شناور بود. تغییری که نخست به صورت یک نظام ارزی ثابت با تلورانس بیشتر و سپس به صورت تغییر این نظام به نظ ...

ادامه مطلب  

جنگ بعدی در عراق بر سر چیست؟/ fatf ابزار تحریم های هوشمند  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آنرا سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: ********پاس گل نمی دادیم گستاخ نمی شدندجعفر بلوری در کیهان نوشت:در علوم سیاسی می خوانیم، قالب سیاسی حاکم بر کشورها معمولا یا «ساختارمحور» است یا «کارگزارمحور». در قالب «ساختار»، این قانون است که رهبران آن کشور را «محدود» و «کنترل» می کند و رهبران سیاسی نیز تصمیمات خود را بر اساس قوانین مدون و «ساختار» موجود، تنظیم می کنند. اما، در قالب سیاسیِ «کارگزارمحور»، قانون نمی تواند افراد را آن طور که باید، محدود نماید و تصمیمات غالبا «فردمحور» هستند. از میان این دو قالب سیاسی نیز، بیشتر کشورها بنا به دلایل متعدد ترجیح می دهند ساختارمحور باشند چرا که ریسک موجود در این مدل را کمتر و کارایی آن را بیشتر از قالبِ «کارگزاری» می دانند. در این مدل، از آنجایی که تصمیمات اصلی بر عهده فرد می باشد، این «ساختار» است که تحت تاثیر «کارگزار» قرار دارد و کاملا طبیعی است که در چنین مدلی، ضریب خطا بالاتر رفته و خطر افزایش یابد.ظاهر امر نشان می دهد در دو کشور آمریکا و عربستان افرادی روی کار آمده اند که نه تنها ساختارمحور نیستند، بلکه ساختارشکنند. اگر فرض بگیریم ترامپ فردی «کنترل شده» از سوی لابی های صهیونیستی نیست و بپذیریم ایشان با شکستن ساختارها، آمریکا را در قالب «کارگزار» اداره می کند به طریق اولی، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان و همه کاره این کشور را نیز می توان یک ساختارشکن تمام عیار توصیف کرد. در واقع دو فرد خاص با ویژگی های نزدیک به هم که از قضا روابط بسیار نزدیک و غیر عادی هم با یکدیگر دارند، در دو کشور مهم روی کار آمده اند و در ظاهر هم که شده نشان داده اند، در قالب ساختار ها نمی گنجند. محمد بن سلمان با شکستن «ساختار » 85 ساله حاکم بر خاندان سعودی، ولیعهد را برکنار و خود همه کاره عربستان می شود و ترامپ نیز بی اعتنا به تلاش های گسترده صورت گرفته از سوی کشورهای جهان، در چشم بر هم زدنی، توافقات مهمی چون «توافق آب و هوایی پاریس» را در میان فریادهای اعتراضی رهبران اروپا و حتی آمریکا لغو ، طرح بهداشتی و درمانی «اوباماکر» را ملغی و برجام را پاره می کند! این دو ساختارشکن، ویژگی های مشترک دیگری هم دارند و آن، ناپخته بودن در حوزه مسائل سیاسی است. در خام بودن این دو همین بس که ترامپ تا یک ماه قبل از رسیدن به قدرت، «سردار سلیمانی» را با «سلیمانیه» عراق اشتباه می گرفت و محمد بن سلمان 32 ساله نیز تا سال 2009 با الفبای سیاست هم آشنا نبود! افتادن اداره کشورهای مهمی مثل آمریکا و عربستان به دست چنین موجوداتی، می تواند هم برای خود آنها و هم برای کشورهای دیگر خطرآفرین باشد. طی این چند ماه گذشته، تحلیلگران زیادی گفته یا نوشته اند، آمریکا را ترامپ و آل سعود را محمد بن سلمان و سایر کشورها را هر دوی اینها به فنا خواهند داد!این دو اما مدتی است، در حال رجزخوانی برای کشورمان ایران هستند. ترامپ بعد از پیروزی در انتخابات، عربستان را بنا به دلایلی از جمله دلارهای سعودی، به عنوان نخستین کشور خارجی برای سفر انتخاب و قراردادی به ارزش 500 میلیارد دلار! با این کشور امضا می کند که 110 میلیارد دلار آن نظامی است؛ رقمی که بالاترین قرارداد نظامی تاریخ لقب گرفته است. هدف اول این سفر نیز تشکیل یک «ناتوی عربی»(شبیه سازمان پیمان آتلانتیک شمالی یا ناتو) برای مقابله با ایران و متحدانش اعلام می شود!در بحبوحه واکنش ها به این خبر است که ناگهان اعلام می شود، بین کاخ سفید و پنتاگون، بر سر حمله به نیروهای مقاومت و نزدیک به ایران در سوریه بحث هایی آغاز شده است. طبق این گزارش ها، کاخ سفید خواستار درگیری حتی با نیروهای ایرانی است و پنتاگون، به شدت با این تصمیم به خاطر «تبعات غیر قابل پیش بینی آن برای آمریکا و منطقه» مخالفت می کند. این را هم می شنویم که مقامات خام و نوجوان! سعودی در تریبون های رسمی می گویند می خواهد داعش و جنگ را به تهران بکشانند!فارغ از اینکه این تهدیدات را چقدر باید جدی تلقی کرد و در صورت آغاز جنگ علیه کشورمان، نتیجه آن چه خواهد شد باید پرسید، چه چیزی باعث چنین گستاخی هایی از سوی این دو و دنباله روهای آنها شده است؟ آیا صرفا شخصیت های خاص و خودمحور ترامپ و محمد بن سلمان، باعث شروع چنین رویکردی علیه کشورمان شده است؟ سؤال مهم دیگر اینکه، در چنین شرایطی، چه باید کرد؟به نظر می رسد قالب سیاسی کارگزارمحور حاکم بر این دو کشور در اتخاذ چنین رویکردی بی تاثیر نباشد. چه بخواهیم چه نخواهیم، یک جوان خام فاسد و یک پیرمرد تاجر فاسد زمام امور را در این کشورهای مهم به دست گرفته اند و دائم مقابله با ایران را نشخوار می کنند. حال اینکه چرا مقابله با ایران، تمام هم و غم این دو کشور و نوچه هایشان شده، سؤال مهم دیگری است که می بایست، پاسخ آن را پیدا کنیم؛به نظر می رسد بخشی از «دلایل» چنین گستاخی هایی را باید در تحولات خارجی به ویژه منطقه و بخش دیگر آن را در تحولات داخلی جست و جو کنیم. دلایلی که در هر دو حوزه داخلی و خارجی نهایتا، به یک نهاد نظامی قدرتمند یعنی سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران ختم می شود! همه قبول دارند که سپاه، یکی از مهمترین دلایل به ثمر ننشستن پروژه پرهزینه و سنگین داعش است. غرب، رژیم صهیونیستی و سعودی، سرمایه گذاری بسیار سنگینی روی این پروژه کرده و نقشه های بزرگی در سر داشتند که در این باره زیاد گفته و شنیده ایم. تضعیف ایران و مقاومت، اسلام هراسی، تجزیه کشورها با تغییر مرزها و تجارت اسلحه برای رونق اقتصاد بیمار غرب، از جمله اهداف تعریف شده از راه اندازی قائله داعش و تکفیری ها بود که در صورت موفقیت در نهایت، به ایجاد حاشیه امن برای اسرائیل ختم می شد. سپاه با کمک مردم و دولت های عراق، سوریه و لبنان این پروژه شیطانی بزرگ را عقیم و هزینه سنگینی را روی دست صاحبان داعش گذاشته است. به قول ستون نویس روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال، آمریکا میلیاردها دلار در لبنان سرمایه گذاری کرد اما ایران با کمک حزب الله لبنان، سود این سرمایه گذاری هنگفت را به جیب زد و اکنون تهران، در حال تکرار همین سناریو در عراق، این بار به کمک حشدالشعبی است.آزادسازی حلب، ناکام گذاشتن طرح اشغال استان حماء، مقابله با طرح ویژه کمربند امنیتی آمریکا در مناطق مرزی سوریه (که با هدف تامین امنیت اسرائیل طراحی شده بود) حمله موثر موشکی به دیرالزور سوریه و کمک به الحاق نیروهای حشدالشعبی به ارتش سوریه در منطقه مرزی «البوکمال» و... از جمله دیگر موفقیت های بزرگ سپاه طی همین یکی دو ماه گذشته در منطقه هستند و این سوای پیروزی های شگرف سپاه طی 5 سال گذشته است. بنا بر این طبیعی است که این کشورها از سپاه و ایران عزیز عصبانی باشند. تحریم هایs722 سنای آمریکا علیه سپاه و همراهی شماری از نمایندگان پارلمان اروپا با این تحریم ها نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی هستند.بنابر این، چرایی تلاش های غرب و متحدانش برای تضعیف سپاه که مسبوق به سابقه است، قابل درک است اما آنچه قابل درک نیست، برخی اظهار نظرهای داخلی علیه این نهاد است که همه معترفیم، در تامین امنیت ایران و منطقه، کم نگذاشته و الحق والانصاف به گردن همه ما و مردم منطقه حق دارد. شاید برای توجیه ناکامی ها، شاید هم برای حاشیه سازی ها؛ هدف اما هر چه که باشد، زخم زبان زدن و «تکه پرانی» به چنین نهادی روش مناسبی نیست و قطعا نتیجه عکس خواهد داشت.حکایت عجیبی شده؛ دولت از یک طرف اعتراف می کند پروژه های اقتصادی سپرده شده به سپاه را، نه به اجبار که به درخواست خود و بنا به نیازی که به این نهاد داشته، امضاء کرده و از این بابت نیز میلیون ها دلار بدهکار سپاه است. اما از آن طرف با متلک پرانی، القاء می کند که «دولت با تفنگ» عامل ناکار آمدی «دولت بی تفنگ» است تا بدین ترتیب سعی در توجیه ناکامی ها کند. ظهور دولت بدهکار در قامت یک طلبکار، نه منطقی است و نه چاره کار است. شاید دولت تصمیم گرفته باشد این پروژه ها را برون سپاری کند، چرا که شنیدیم عده ای معتقدند، مدیر را هم باید از خارج وارد کنیم، چون توان ما در حد همان تهیه آبگوشت بزباش است.نکته مهم دیگر آن است که، این نیش و کنایه ها و فشارهای داخلی، همزمان شده با تلاش های غرب برای تحت فشار قرار دادن سپاه که ان شاءالله کاملا اتفاقی است. البته ممکن است علت این همزمانی، زیاد هم «اتفاقی» نباشد. شاید دولت به فکر کلید زدن برجام 2 و 3 است! غربی ها می گویند، برجام 1 همان بود که دیدید و اگر به دنبال بهره برداری از منافع اقتصادی آن هستید، باید در حوزه مسائل منطقه ای هم با ما وارد مذاکره شوید. اظهارات اخیر آقای ظریف در برلین درباره لزوم حل بحران منطقه با مذاکره ای شبیه به مذاکرات هسته ای! تداعی کننده برجام 2 بود آن هم در شرایطی که شرایط در منطقه صد در صد به نفع محور مقاومت، سپاه و ایران و علیه محور تکفیری، سعودی، آمریکایی است. برجام تجربه موفقی نبود و مولفه قدرت هسته ای ما را هدف قرار داد، بنا بر این 2و3و4 کردن آن، سایر مولفه های قدرت را از ما گرفته و ایران را به لقمه راحتی برای بلعیده شدن تبدیل خواهد کرد؛ یا با قشون کشی داعش به تهران یا عملی شدن تهدیدات، صاحبان داعش. با بی مهری به سپاه پای داعشی ها را به کشور باز نکنیم!اشاره کردیم، تلاش ها برای تحت فشار قرار دادن سپاه از سوی آمریکا و متحدانش، مسبوق به سابقه است. چنین فشارهایی در سی و چند سال گذشته همواره وجود داشته و در برهه های مختلف و بسته به شرایط! افزایش یا کاهش یافته است. به نظر هم نمی رسد هدف دشمن از تهدید به تحریم سپاه، مصادره اموال آن باشد چرا که سپاه اصولا در خارج از کشور سرمایه ای ندارد. دشمن امروز، «شرایط» فشار را مهیا دیده و این نیش و کنایه های داخلی است که آن شرایط را فراهم کرده! دشمن دو قطبی سازی های کاذب را که در داخل به آن دامن زده می شود، یک «فرصت» می بیند برای ضربه زدن به دولت و سپاه به طور توأمان. بنا بر این به نفع دولت هم هست که با ارسال پالس های«غلط انداز»، به دشمن پاس گل ندهد. پاس گل دادیم که، محمد بن سلمان و دونالد ترامپ، اینگونه گستاخ گستاخ شدند.جنگ بعدی در عراق بر سر چیست؟سید رضا قزوینی غرابی در خراسان نوشت: نیروهای مسلح عراق موفق شدند مسجد بزرگ نوری، جایی که سرکرده گروه تروریستی داعش از آنجا خلافت خود را اعلان کرده بود آزاد کنند. با اینکه حیدر العبادی نخست وزیر عراق سقوط دولت خودخوانده داعش در موصل را اعلام کرد اما این به معنای نابودی کامل این گروه در استان نینوا و برخی دیگر ازمناطق عراق نیست. نخست وزیر عراق احتمالا طی یک یا دو روز آینده آزاد سازی کامل شهر را اعلام خواهد کرد تا علاوه بر آنکه عراقی ها جشن بزرگ پیروزی را برگزار کنند چشم به چالش های فراروی عراق پس از آزادی موصل داشته باشند.هرچند تکفیری ها همچنان در مناطقی از چهار استان سنی نشین نینوا، صلاح الدین، الانبار و کرکوک حضور دارند و آزاد سازی آنها ممکن است هفته ها یا چند ماه به طول بینجامد اما سخن از چالش های عراق غالبا متوجه مرحله پس از موصل و نه نابودی کامل داعش است و این موضوع به دلیل اهمیت راهبردی داخلی و خارجی استان نینوا و شهر موصل باز می گردد.علاوه بر اینکه داعش آواره یا داعشی که در مناطق بسیار کوچک حضور دارد با داعشی که دارای یک پایتخت و زمین برای حکومت داری است تفاوت هایی دارد.در هر صورت دولت عراق به ویژه شخص نخست وزیر با مشکلات جدی بر سر راه خود مواجه است. این مشکلات از آنجایی بیشتر می شود که بدانیم کمتر از یک سال دیگر انتخابات مهم و حساس پارلمانی عراق برگزار خواهد شد و خود این انتخابات در سایه چالش هایی که به آن اشاره خواهد شد می تواند بر بسیاری از موضوعات سیاسی و امنیتی عراق سایه بیفکند همانگونه که آن چالش ها نیز قطعا بر انتخابات تأثیر گذار خواهد بود.مشکلات و چالش های فراروی عراق را می توان در حوزه های اجتماعی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی جای داد.اداره استان جنگ زده نینوا بزرگ ترین مشکل العبادی پس از اعلان آزادی کامل این استان خواهد بود. نینوا استانی با تنوع قومیتی و مذهبی بالاست و به دلیل اهمیت بالایی که دارد از هم اکنون طرف های داخلی و خارجی چشم طمع به آن دارند. عرب های سنی به شدت به دنبال تبدیل آن به یک اقلیم هستند تا عملا دست مرکز را از مدیریت آن کوتاه کنند. کردها از این موضوع حمایت می کنند اما شیعیان با جداشدن آن از مرکز مخالفند و این موضوع را زمینه سازی برای تقسیم کشور و تشکیل اقلیم هایی بر مبنای طایفه ای و مذهبی می دانند.از سوی دیگر موضوع بازسازی نینوا یکی دیگر از چالش های بزرگ بغداد خواهد بود. این استان از رهگذر حضور داعش متحمل زیان های اقتصادی هنگفتی شد، زیر بناها تخریب، خانه های مردم و بخش های خدماتی به میزان قابل توجهی از بین رفته است و پیش بینی می شود دولت حداقل 100 میلیارد دلار برای بازسازی این استان نیاز دارد که به تنهایی از پس آن بر نمی آید و قطعا نیاز به کمک های کشور ها و سازمان های بین المللی دارد. کما اینکه بازگشت یک میلیون آواره موصلی به خانه های ویران شده خود و مشکل مسکن و کار و بهداشت و نیازهای اولیه آنان به خودی خود چالشی بزرگ برای مدیریت بحران العبادی به شمار می آید.مناطق غیر وابسته به اقلیم که اکنون در دست پیشمرگه های کرد است نیز از جمله مسائل مهم و بحث برانگیز میان اربیل و بغداد خواهد بود.پس از تصرف موصل توسط داعش در سال 2014 تاکنون و بعدها در جریان آزاد سازی آن مناطق، پیشمرگه های اقلیم کردستان بر مناطقی گسترده در نینوا و کرکوک مسلط شدند و حاضر به تحویل آنها به دولت مرکزی نیستند. این موضوع چالشی بزرگ در روابط مرکز و اقلیم به وجود آورده است و در صورتی که حل و فصل نشود حتی می تواند به تهدیدات نظامی میان دو طرف یا تنش های جدی در روابط آنها منجر شود. بازگشت همه نیروهای نظامی به مرزهای ما قبل ژوئن 2014 راه حلی است که باید مورد توجه همه باشد.علاوه بر اینکه همه پرسی احتمالی کردها برای استقلال کردستان در 3 مهرماه جاری و اصرار اربیل بر مشارکت مناطق مورد منازعه با بغداد در آن و تبعات احتمالی نتایج این همه پرسی بر اوضاع سیاسی و امنیتی عراق و چگونگی برخورد بغداد با آن، چالشی جدی برای عراقی ها می باشد. تجربه استان الانبار و عصیان این مناطق در دوران نخست وزیر پیشین عراق نشان می دهد شکل مناسبات دولت مرکزی با مردم نینوا بسیار حائز اهمیت است.در جریان اشغال موصل بخش قابل توجهی از مردم این شهر به دلیل بی اعتمادی به دولت مرکزی، از حضور داعش استقبال کردند. هر چند تجربه سه سال حضور داعش در این مناطق، تجربه ای تلخ برای اهالی بوده است اما توانایی بغداد در ایجاد فضای اعتماد دو طرفه می تواند مسئله ای مهم در فضای پسا داعش و ایجاد ثبات در آنجا باشد. تسریع در خدمت رسانی و بهبود سریع اوضاع اقتصادی و اجتماعی مردم سهم اصلی در بازگشت اعتماد را ایفا خواهد کرد. وضعیت گروه های مسلح موجود در استان نینوا که در عملیات آزاد سازی موصل نقش داشتند نیز بسیار مهم است. ارتش، پیشمرگه ها، الحشد الشعبی و الحشد العشائری چهار گروه عمده ای هستند که در این مناطق حضور دارند. حضور هر یک از این نیروها در این مناطق با حساسیت هایی همراه است. به خصوص آنکه گروه های شبه نظامی محلی که با داعش جنگیدند هر یک وابسته به یکی از طرف های سیاسی است و عملا این به معنای آن است که این افراد یا گروه ها در آینده برای تحقق خواسته ها و اهداف سیاسی و اقتصادی خود می توانند بر نیروی شبه نظامی در اختیار خود حساب کنند.حضور نیروهای نظامی ترکیه در شمال عراق و اصرار آنها بر ماندن تا این لحظه، وضعیت اجتماعی و فرهنگی موصل و استان نینوا به ویژه سه سال تلاش های فرهنگی داعش برای کاشتن بذر افراط گرایی در میان 300 هزار کودک، نوجوان و جوان محصل از طریق آموزش های مذهبی، مبارزه با فساد موجود در عراق که العبادی قول به ریشه کنی آن داده بود و در دوران بازسازی موصل، اهمیت آن بیش از پیش احساس خواهد شد، تظاهرات دوره ای جریان صدر برای مطالبه اصلاحات توسط دولت، تلاش شخصیت ها و احزاب اهل سنت در برگزاری نشست هایی چالش برانگیز و تطهیر مسئولان سابقی که پرونده جنایی و تروریستی و سوابق بعثی دارند و بازگرداندن مجدد آنها به فضای سیاسی، از جمله چالش های دیگر دولت مرکزی پس از دوران سقوط داعش در موصل می تواند باشد.در میان این موضوعات نباید از کشورهای منطقه که در تقویت داعش و گروه های تروریستی در عراق نقش داشتند و نگاه آینده آنان به عراق غافل شد. عربستان سعودی، امارات و قطر به طور جدی در حمایت از گروه های شبه نظامی و تروریستی فعال در عراق نقش ایفا کردند و شکست داعش به معنای شکست سیاست آنها خواهد بود. آیا این کشورها که اکنون خود را در مقابل ایران ناکام می بینند به فاز جدیدی از حمایت از ناامنی در عراق متوسل نخواهند شد؟ به خصوص آنکه نیروهای الحشد الشعبی به قدرت نظامی مهمی تبدیل شده اند که می تواند علاوه بر افزون شدن قدرت شیعیان به قدرت بیشتر ایران در عراق نیز کمک کند. این چالش و صدور 14 ساله بی ثباتی و ناامنی به عراق توسط این 3 کشور را باید به طور جدی در نظر داشت.هرچند برخی از چالش های مورد اشاره می تواند تهدیداتی بالقوه باشد و هیچ گاه بالفعل نشود اما تجربه عراق پس از صدام نشان می دهد که مشکلات سیاسی یا امنیتی همیشه در صحنه این کشور بوده اند و این دو ارتباط معناداری با یکدیگر دارند. بروز مشکلات سیاسی جدی به نا امنی و ظهور گروه های تروریستی کمک کرده است و غلبه بر مشکلات امنیتی در سایه ساختار نادرست حقوقی و سیاسی، به بروز مشکلات جدید سیاسی منجر می شود.آیا می توان در فرصت کم باقیمانده تا انتخابات و تمرکز دولت و گروه های سیاسی بر آن، به حل بخش قابل توجهی از مشکلات و چالش های پس از داعش در موصل امیدوار بود؟ سهم قدرت های منطقه ای و بین المللی در اوضاع پیش روی عراق چه خواهد بود؟ آیا ناتوانی در مدیریت عراق پسا داعش می تواند به ظهور مجدد افراط گرایان جدید یا قدرت یابی مجدد داعش کمک کند؟ به نظر می رسد جنگ با این مشکلات مهم ترین چالش دولت عراق و آینده این کشور خواهد بود.fatf ابزار تحریم های هوشمندمحمدعلی مسعودی در وطن امروز نوشت: با انتشار بیانیه نهایی نشست fatf در والنسیای اسپانیا، تحلیل های غلطی از اعلام نظر fatf درباره ایران در حال انتشار است. تحلیل های مبتنی بر پیروزی ایران در مواجهه با fatf، تقدیر fatf از اقدامات ایران، وعده بهبود روابط بانکی در ماه های پیش رو به واسطه تصمیم fatf، رفع شدن خطر تحریم های بانکی و...تحلیل های غلط ناشی از نگاه های غلطی است که تحلیلگران و رسانه ها به ماهیت fatf دارند و به همین علت از فهم درست سیاست fatf در قبال ایران عاجزند. این نگاه غلط منجر به ارائه تحلیل غلط می شود و زمانی که این تحلیل غلط در فضای جامعه پمپاژ شود، تصمیم گیری غلط بر اساس آن شکل خواهد گرفت.هرچند بخشی از این تحلیل های غلط خاستگاه سیاسی دارد و به منظور دستیابی به اهداف سیاسی است که اینگونه خلاف واقع تحلیل می کنند و جامعه را به ادراک اشتباه می رسانند اما لازم است برای روشن شدن افکار عمومی تحلیل های غلط را مورد نقد قرار داد.ماهیت fatf چیست؟به رغم آنکه خیلی ها تصور می کنند fatf یک نهاد مستقل بین المللی با رویه کاملا کارشناسی است و لذا مساله ایران با این نهاد کاملا جنس کارشناسی داشته و ربطی به سیاست های نظام سلطه در قبال ایران ندارد، باید مجددا تاکید کرد fatf نقشی کاملا منطبق با سیاست های آمریکا برای پیگیری سیاست خارجی خود در جهان دارد. برای همین است که fatf از ۲۰۰۱ به بعد است که ضریب می گیرد چرا که آمریکا با تصویب قانون وطن پرستی ۲۰۰۱ اراده خود برای استفاده از ابزار پولی- بانکی برای مقابله با تهدیدهای خارجی را بروز می دهد. آیا تحریم های fatf واقعیت دارد؟صحبت از تحریم های fatf یک آدرس غلط است. درست است fatf یک لیست سیاه (اقدام متقابل) و یک لیست خاکستری (بیانیه عمومی) دارد که با توجه به سیاست های خود در قبال کشورها، آنها را در درون این لیست ها قرار می دهد اما قرار گرفتن در این لیست ها به معنای اعمال تحریم نیست. تحریم معنای مشخصی دارد، مانند آنچه آمریکا علیه ایران وضع کرده و می کند یا آنچه شورای امنیت سازمان ملل ذیل بند ۴۱ فصل 7 منشور و در قطعنامه ۲۲۳۱ علیه ایران وضع کرده است اما قرار گرفتن در یکی از 2 لیست fatf به معنای هشدارهایی است که این گروه به کشورهای عضو و غیرعضو می دهد و تنها نشان دهنده بالا بودن ریسک همکاری با آن کشور در زمینه بانکی است و صرفا هشداری است که می تواند نادیده گرفته شود. همانند سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ که ایران به عنوان نخستین کشور در لیست سیاه (اقدام متقابل) این گروه قرار گرفت اما دچار مشکل جدی در روابط بانکی خود با خارج نشد اما زمانی که تحریم های ثانویه بانکی آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۱۲ به اوج خود رسید و بانک مرکزی و اکثر بانک های ایرانی تحت تحریم قرار گرفتند، روابط بانکی دچار مشکلات اساسی شد.نکته دیگر، توجه به این مساله است که چرا ریسک همکاری افزایش می یابد؟ آیا اگر کشوری به هشدار fatf توجه نکند، fatf ضمانت اجرایی برای اعمال سیاست های خود دارد؟ جواب منفی است. آنچه سبب افزایش ریسک می شود وجود تحریم های بانکی است که یا به واسطه آمریکا وضع یا توسط شورای امنیت تصویب شده است. به عبارت دیگر fatf تنها به شناسایی این ریسک ها می پردازد و هیچ اهرم فشاری برای اعمال سیاست های خود ندارد اما به دلیل آنکه در طول تحریم های بانکی نظام سلطه قرار گرفته است، هشدارهایش معنادار می شود.اینکه تنها ایران و کره شمالی 2 کشوری که به صورت مشخص سیاست های سلطه گرانه آمریک ...

ادامه مطلب  

روشنفکران در فهم معنای آزادی به اقتضائات جامعۀ ایران توجه نداشتند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، زاویه در برنامۀ این هفتۀ خود به بررسی مفهوم آزادی در عصر مشروطه پرداخت. مهمانان زاویه داوود مهدی زادگان (دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) و داریوش رحمانیان (دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تهران) بودند.صلواتی مجری کارشناس برنامه ابتدا سوال اول را از مهدی زادگان پرسید و مطلب را اینطور توضیح داد که برخی بین دو مفهوم در مشروطه تفاوت قائل می شوند، یکی دورۀ مشروطه که از ۱۲۸۵ تا ۱۳۵۷ طول کشید و دیگری انقلاب مشروطه که از ۱۲۸۵ تا ۱۲۹۰ یا ۹۱ بطول انجامید. سوای ارزشیابی این دو دوره، اگر بخواهیم روی دورۀ دوم که انقلاب مشروطه بود متمرکز شویم و این پرسش مهم را که خاستگاه معرفتی آزادی را برای ما روشن می کند بپرسیم، مشروطه خواهان اعمّ از روحانیون یا منورالفکران بر چه اساسی و از کجا فهمیدند که باید از آزادی بحث کنند و آزادی آنقدر مهم است که درباره اش انواع مقاله و روزنامه و جلسه و گفتگو نوشته و برگزار گردد و این ضرورت از کجا آمد؟ آیا ناشی از فشار و مطالبۀ مردم بود؟ یا نه استبداد و خفقان آنها را مجبور کرد؟ یا نه عقب ماندگی موجود احساس سخن از آزادی را ایجاد کرد؟ و یا نه اصلاً از بیرون میوه های آزادی را در غرب دیدند و گفتند چقدر خوب است که ما هم از این میوه ها بهره مند شویم؟ این خاستگاه کجاست؟مهدی زادگان گفت: بحث مشروطه و مفهوم آزادی از مباحث مهمی است که هنوز هم درگیرش هستیم. برای شروع پاسخ ابتدا باید از مباحث اندیشه و مفهوم شناسی آزادی در آنها شروع کنیم، زیرا هم دربارۀ مشروطه و هم آزادی قرائت و تلقی واحدی وجود ندارد و بر اساس هر طبقه از تعاریف و مفاهیم یک حوزۀ جدید شناسایی خواهد شد و این بحث هم که مشروطه را دوره یا انقلاب بدانیم باز به همان تلقی برمی گردد و لذا یک تیپ شناسی از مشروطه لازم است و تنها یک جریان وجود ندارد! و سپس در پاسخ صلواتی که تذکر داد دربارۀ ضرورت توجه به مفهوم آزادی در مشروطه سخن بگوید، گفت: خاستگاه مفهوم آزادی بر اساس اینکه به کدام جریان دینی یا روشنفکری تعلّق دارد فرق می کند. از نظر من در جامعۀ روشنفکری ضرورت و خاستگاه های بومی و معرفتی اصیل برای این مفهوم وجود نداشته و اینگونه نبوده که روشنفکرها بر اساس یک خاستگاه اجتماعی یا یک تفکّر و مطالعه و بحث عمیق به مفهوم آزادی رسیده باشند، همانطور که در غرب خاستگاه داشته و خاستگاهش هم طبقۀ بورژووا بود و در آنجا آزادی بعنوان متعلّق مباحث و مطالعات معرفتی متأخّر از خاستگاه های اجتماعی آن بوده و در غرب آزادی ابتدا در بستر اجتماعی شکل گرفت که متأثر از شکل گیری بورژوازی بود و حتی مطالعات فلسفی دربارۀ آن نیز متأخر از جنبۀ اجتماعی آن بود.صلواتی گفت: ولی در ایران وارونه اتفاق افتاد درست است؟مهدی زادگان پاسخ داد: بله زیرا ما در جامعۀ ایران طبقۀ بورژوا نداشتیم و این مفهوم وارداتی بود.رحمانیان در پاسخ به سوال اول گفت: این موضوع با یک جلسه حل و فصل نشده و به جواب کامل و جامع نخواهیم رسید، اما دربارۀ صدا و سیما که اغلب فرهیختگان و دانشگاهیان منتقد برنامه های آن هستند و دل خوشی از برخورد آن با تاریخ ما ندارند، باید سپاسگزار باشیم که از برنامه هایی مثل «هویت» یا برنامه های مشابه به برنامۀ «زاویه» رسیده ایم. عصر جدید را اساساً عصر فرهنگ رسانه ای شده می دانند و عصری که رسانه فرهنگ را می سازد و دوره ای که روایت کردن یک الزام است و یا روایتت می کنند یا روایت می شوی، لذا همیشه گفته ام به جای «می اندیشم پس هستم» دکارت باید گفت «روایت می کنم پس هستم». در کشوری با ۳هزار سال تاریخ مدوّن برخورد نهادهای ما با تاریخ حقیقتاً باعث تأسف و نگرانی است و روایت تاریخ ایران در کشور اگر واقعاً کما هو حقه انجام شود به اندازۀ پانصد لشگر برای این کشور کار خواهد کرد و ما که الان اینجا نشسته ایم داریم نان فردوسی رو می خوریم، نان مورّخان بزرگ را می خوریم و باید گفت که تاریخ در این کشور خوار است ذلیل است و نادیده انگاشته شده و وضع رشتۀ تاریخ خراب است.سپس ادامه داد: تاریخ مفاهیم هنوز در ایران به خوبی شکل نگرفته و یکی از عقب مانده ترین شعب تاریخ در ایران تاریخ اندیشه و مفاهیم است و مفاهیمی مانند آزادی، عدالت، ملّت، دولت، انتخابات، مشارکت، جامعه و اجتماع، همۀ اینها فاقد پژوهش های درست و روشمند است و خیلی در این زمینه کم توجهی کردیم و بخش مهمی از آشفتگی تفکّر در ایران کنونی ناشی از این است که تاریخ نداریم و تاریخ اینها را ننوشتیم و با تاریخ انقلاب مشروطه خیلی ضعیف برخورد کردیم. سوال شما روی دیگر سکه هم دارد و آن اینکه تلقی مخالفان مشروطه از آزادی چه بود و باید بگویم این صف آرایی و جبهه آرایی سالها پیش از انقلاب مشروطه شکل گرفته و از آغاز اصلاحات یعنی اقدامات عباس میرزا و قائم مقام و همگنان آنها این صف آرایی شر وع شد. عباس میرزا وقتی اصلاح نظام ارتش را در دستور کار قرار داد ناچار شد توجیه دینی بکند، زیرا متهم به این شد که تشبّه به کفّار کرده و کشف حجاب از سرباز ایرانی کرده و غیره. از همان زمان به بعد دو طیف نوخواهان و نوگرایان و سنّت زدگان، زیرا نمی خواهم لفظ سنّت گرایان را بکار ببرم؛ کهنه اندیشانی که با خیلی از مظاهر تجدّد مخالفت می کردند، مقابل هم ایستادند و تاریخ دویست سالۀ ما اینها را نشان داده و باید اینگونه بحث کرد و گفت که کسانی بودند که نه فقط با آزادی بلکه با اصلاح سر یا تأسیس مدرسه یا راه آهن و با هر گونه تازگی و نوآوری سر ستیزه داشتند و می ترسیدند. لذا فقط بحث آزادی نیست، مشروطه و دموکراسی و قانون و غیره که باید پرسید از کجا آمدند؟ من سی سال است روی پروژۀ انحطاط کار می کنم و تاریخ انحطاط را بررسی می کنم. ما از دورۀ صفویه وارد نظام بین الملل شدیم و به بازی گرفته شدیم و اقتداری داشتیم و چون ایرانیان همیشه عادت داشتند در مرکز و محور توجه باشند و به همین دلیل به شاه خود قبلۀ عالم می گفتند، زیرا همواره دوست داشتند در متن باشند نه حاشیه، اما بعد از صفویه ایران به حاشیه رفت و اصلاحات و تغییر فکر در عباس میرزا هم صرفاً نبوده بلکه بارقه هایش در خود صفویه هم بوده و مسئلۀ اصلی هم این بوده که خیلی از متفکّران جامعه حس کردند هستی ایران و ملت ایران در خطر نابودی و زوال است و بعد سفرنامه نویسان ایرانی یا فارسی نویسان از اواخر قرن هجده، کسانی مثل اعتصام الدین بیگ و منشی اسماعیل و یا میرزا ابوطالب اصفهانی نویسندۀ "مسیر طالبی" یا میرزا عبداللطیف شوشتری و بعد کسانی مثل میرزا صالح شیرازی یا میرزاحسن خان ایلچی و رضا قلی میرزا و غیره تقریباً همگی در سفرنامه های خود، همانطور که مستشارالدوله در کتاب "یک کلمه" گفت، اتفاق نظر داشتند که راز ترقّی غرب، انگلیسی ها، فرانسوی ها و فرنگیان و اینکه یک ملت کوچک مثل انگلیس از یک جزیرۀ کوچک توانسته یک شبه قارّه را بگیرد، در آزادی و دموکراسی و نهادینه کردن عدالت و اصالت دادن به حق و حقوق مردم و مشارکت آنها در سرنوشت کشور بوده و راز بدبختی ما در ظلم و ستم و تبعیضی است که در جامعه نهادینه شده بود.در اینجا صلواتی به هر دو مهمان تذکّر داد که از مقدّمات بپرهیزند و سعی کنند پاسخ سوال را بدهند و ضمن واکنش به نقد پیش گفتۀ رحمانیان به صدا و سیما خاطرنشان کرد که این نشانۀ سعۀ صدر صدا و سیماست که به بلوغ و عقلانیتی رسیده که زمینۀ اینگونه برنامه ها و طرح چنین نقدهایی را خود ممکن ساخته و سپس مجدّداً سوال خود را تکرار کرد که ضرورت طرح مفهوم آزادی در مشروطه چه بود؟!مهدی زادگان در پاسخ ابتدا به رحمانیان واکنش نشان داد و گفت: فرض کنیم در جمهوری اسلامی به تاریخ مشروطه پرداخته نشده، ولی آیا قبل از آن هم پرداخته شده بود؟ اتفاقاً بعد از انقلاب اسلامی اساساً مشروطه احیا شد و پرداختن به آن دوباره زنده شد و تا قبل از انقلاب مشروطه تقریباً فراموش شده بود و واقعیتی نداشت ولی بعد انقلاب دوباره زنده شد و اکنون خیلی ها اعمّ از روشنفکر یا انقلابی وقتی می‎ خواهند از انقلاب بحث کنند به مشروطه می‎ پردازند.صلواتی مجدّداً تذکر داد که بحث ما مشروطه نیست بلکه تلقی از آزادی در مشروطه است! و همانطور که در مورد تلقی منورالفکرها از آزادی گفتید، نظر علما را هم بگویید!مهدی زادگان ادامه داد: برخلاف نظر رحمانیان که می گوید باید به چند دهه قبل از مشروطه برگردیم، به نظرم آزادی در تلقی منورالفکری هنوز شکل نگرفته بود و هرچند ممکن است در ادبیات آخوندزاده یا ملکم خان گزارش ها یا روایاتی بوده باشد، اما خود همین مفهوم مشروطه در همان ایام هنوز ناشناخته بود و تصور کنید که آیت الله طباطبایی در همان مجلس اول اعلام می کند که ما نمی دانیم مشروطه چیست ولی به ما گفتند که آبادی می آورد، امنیت می آورد، و ما هم گفتیم چیز خوبی است، و صلواتی در تکمیل گفت: در سرمقاله هم اشاره شد که برخی تصور می کردند مشروطه گوشت و رفاه و ... می آورد.مهدی زادگان ادامه داد: بله تا آن زمان هم کسی نمی‎ دانست مشروطه چیست و صلواتی پرسید: یعنی آزادی را هم نمی دانستند چیست؟ و سپس سوال را اینگونه از رحمانیان پرسید که آیا واقعاً مفهومی از آزادی نداشتند؟رحمانیان پاسخ داد: ما عادت به کلّی گویی راجع به تاریخ داریم و مخصوصاً آنها که مفهوم شکست دربارۀ مشروطه را مطرح می کنند و من اصلاً قبول ندارم، خیلی علاقه دارند کلّی گویی کنند و مدام با غرب و انگلیس مقایسه می کنند و تقلیل می دهند که البته همۀ اینها روی یک سکه است و نه اینکه کاملاً درست باشد یا اصلاً نباشد. من نگفتم از دورۀ عباس میرزا مفهوم آزادی کاملاً شناخته شده بود بلکه آغاز بود مثل قنات که مظهری دارد ولی ممکن است سرچشمۀ آن صد کیلومتر آن ورتر از آن باشد و باید توجه داشت که ما شکست های پی در پی خوردیم و سیّاحان و بازرگانان ما به غرب به انگلیس و روسیه و فرانسه رفتند و اروپا را دیدند و دیدند آنجه بهرحال نظمی حاکم است و عدالتی برقرار است و هرچند آن جوامع برای برخی مدینۀ فاضله شد که من قبول ندارم، اما واقعیت این است که آنها وضعیت جامعۀ خود را با آنها مقایسه کردند و دیدند در کشور ما پادشاه خودش را علی الاطلاق همه کاره دانسته و دوست دارد هر کسی را طناب بیندازند بکشند و امنیت جانی وجود ندارد و این وضعیت فرسودگی نظام سیاسی و ضعف ارتش و ضعف کشور و ضعف عمومی مردم همۀ اینها خود به خود به این تبیینات منجر شد که بر اثر مقایسۀ خود با دیگری می دیدند در غرب مجلس و قانون و دموکراسی و مطبوعات آزاد و آزادی قلم هست و در ایران نیست، لذا این مباحث را مطرح کردند و ما الان در مقام ارزشگذاری و داوری آنها نیستیم و منظور اینکه هر کدام بر اساس آن تبیینات ترّقی و چیرگی بر عقب ماندگی را در اصلاح ارتش دید یا در فنّ یا خیلی ها در دموکراسی و آزادی دیدند و برای همۀ اینها اسناد و مدارک فراوان است. اما باید این نکته را بگویم که ما متأسفانه روشمند با تاریخ برخورد نمی کنیم و تاریخ اندیشه و مفاهیم نیازمند دانش و روش و مهارت و مفاهیم و چهارچوب های نظری خاص خود است و برای این مهم خوب است که از نظریۀ توماس اسپرینگز درکتاب مهم "فهم نظریه های سیاسی" کمک بگیریم که در آنجا آمده هرگاه یک جامعه دچار بحران شود و به بیقراری و اضطراب دچار گردد، اقبال آن جامعه بویژه نخبگان به اندیشۀ سیاسی بیشتر می شود و زنگ خطر به صدا درمی آید. به قول افلاطون درد بایستی بر ادراک آدمی تأثیر بگذارد و می گذارد، مثلاً شما وقتی ریگی به کفشت وارد شود در حال راه رفتن حواست به کفشت و راه خواهد بود و درد آگاهی آفرین است و سهراب چه خوب گفته که: گاه زخمی که به پا داشته ام، زیر و بم های زمین را به من آموخته است...بله آزادی در جامعه وارد شد اما به دلیل آن دردها!سپس صلواتی از مهدی زادگان پرسید: شما از نوعی تیپ شناسی سخن گفتید، و گفتید قبل مشروطه بحث آزادی مطرح نبوده، لطفاً بیشتر توضیح می دهید؟مهدی زادگان پاسخ داد: رحمانیان از روشمندی حرف زد که خیلی خوب ا ...

ادامه مطلب  

اول چاه را بکنید ...  

درخواست حذف این مطلب
اخیرا یک نماینده مجلس با اشاره به اشکالات پیش آمده در نحوه تعامل دولت و مجلس، خواستار تغییر شکل نظام سیاسی به نظام پارلمانی شده است. این تغییر گرچه نیازمند اصلاح قانون اساسی است اما اگر الزامات و پیش شرط های نظام پارلمانی نادیده گرفته شود، کشور هزینه سنگینی بابت این تغییر متحمل می شود.اظهارات یوسفیان ملا نماینده مردم آمل و لاریجان در مجلس شورای اسلامی درباره لزوم تغییر شکل نظام سیاسی کشورمان، موجی از واکنش ها به این موضوع ایجاد کرد و فعالان و کارشناسان سیاسی مختلفی مخالفت خود با تغییر نظام سیاسی ایران به یک نظام پارلمانی را اعلام کردند. در حال حاضر طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، رییس جمهور و نمایندگان مجلس با رای جداگانه مردم انتخاب شده و رییس جمهور وزاری پیشنهادی خود را برای کسب رای اعتماد به مجلس معرفی می کند. وزرا هم در برابر رییس جمهور پاسخگو هستند هم در مقابل مجلس. در سال 68 با بازنگری هایی که در متن قانون اساسی انجام شد، پست نخست وزیری حذف و مصوب شد که رییس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب شود. در واقع تلاش شد که شکل نظام سیاسی ایران به نظام ریاستی نزدیک شود هرچند با تغییرات انجام شده در قانون اساسی، نظام سیاسی ایران نه کاملا ریاستی شد نه پارلمانی.یوسفیان ملا نماینده ای بود که در روزهای گذشته بحث تغییر شکل نظام سیاسی ایران را مطرح کرد البته تقاضای او با واکنش عمدتا منفی روبرو شد. او در گفت وگو با خانه ملت اظهار داشت:«مجلس اگر بخواهد با دولت تعامل داشته باشد، باید چشم پوشی های فراوانی را انجام دهد. در حال حاضر مجلس مسائل فراوانی را می بیند ولی به خاطر تعامل صحبتی نمی کند. مسئله نظارت مجلس با قوانین و مقررات فعلی به معنای درگیر شدن با دولت است و بسیاری تعامل را در این می دانند که سوال و استیضاح مطرح نشود...ایجاد نظام پارلمانی نتایج خوبی را به دنبال دارد، اما برای رسیدن به آن به بازنگری قانون اساسی نیاز داریم به همین جهت نمایندگان مجلس در این فکر هستند که برای بازنگری در قانون اساسی چه اقدامی انجام دهند، آیا نامه ای را به مقام معظم رهبری برای بازنگری در قانون اساسی تقدیم کنند یا اینکه معظم له، دستور بازنگری قانون اساسی را به رئیس جمهور ابلاغ کنند.»البته طرح موضوع اولیه در این زمینه در سال 90 از سوی رهبری عنوان شد. رهبری در واقع شیوه فعلی نظام سیاسی را خوب و موثر دانستند اما راه را برای تغییر نظام در آینده احتمالا دور نبستند. ایشان در جمع اساتید، دانشجویان و دانشگاهیان در کرمانشاه اشاره کردند که «در شرایط فعلی نظام سیاسی کشور، ریاستی است و رییس جمهور با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می شود که شیوه خوب و موثری است اما اگر روزی در آینده احتمالا دور، احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسوولان قوه مجریه بهتر است هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد...نوسازی نظام، به هیچ وجه به معنای تجدید نظر در آرمان ها نیست بلکه به معنای تغییر در سیاست ها و نظام ها و تدابیر است.»در نظام های دموکرات مختلفی در دنیا هم نظام سیاسی ریاستی و هم پارلمانی وجود دارد و تجارب خوبی هم از این نظام ها برای حفظ و ارتقای نقش مردم در عرصه سیاسی بدست آمده است. البته هر کشوری متناسب با ویژگی های سیاسی و اجتماعی خود نظام پارلمانی یا ریاستی را برگزیده است. حالا این سوال مطرح می شود که نظام ریاستی برای نظام سیاسی ایران مناسب تر است یا پارلمانی؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید بدانیم نظام پارلمانی و ریاستی دارای چه مشخصه هایی است؟ آیا مخالفت ها برای برقرای نظام پارلمانی در ایران توجیه علمی و منطقی دارد؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش ها ابتدا تعریفی از نظام پارلمانی و ریاستی داشته سپس دلایل مخالفت فعالان و کارشناسان سیاسی را بررسی می کنیم.نظام ریاستی:این نظام حاصل تفکر تفکیک قوا از یکدیگر است. در نظام ریاستی، رییس جمهور و نمایندگان مجلس جداگانه توسط مردم در انتخابات برگزیده می شوند. قوه مجریه و مقننه حق دخالت در وظایف یکدیگر نداشته و هیچ قوه ای نمی توانند قوه دیگری را منحل کنند.نظام ریاستی دارای دو ویژگی است، یکی اینکه در این رژیم، رئیس جمهور ( در مورد آمریکا ) مانند نمایندگان پارلمان ( کنگره ) مستقیما به وسیله ملت انتخاب می شود و انتخاب وی از طرف ملت، اعتبار و حیثیت فوق العاده زیادی در برابر پارلمان به او می دهد... دیگر اینکه در رژیم ریاستی، وزرا در برابر قوه مقننه، مسئولیت سیاسی ندارند. نه پارلمان می تواند حکومت و وزرا را با استیضاح و ندادن رای عدم اعتماد مجبور به استعفا کند، نه حکومت می تواند پارلمان را منحل سازد.فقدان مسئولیت سیاسی وزرا در برابر پارلمان، مهمترین شاخص رژیم ریاستی است که آن را از رژیم پارلمانی متمایز می سازد. این ویژگی، به قوه مجریه در برابر پارلمان، اعتبار و قدرت قابل توجهی می بخشد. در این رژیم، رئیس کشور، نقش مهمی در دستگاه مجریه به عهده دارد و این اوست که در واقع، حکومت را اداره و رهبری می کند.(1)در نظام ریاستی، مجلس حق استیضاح وزرای دولت را ندارد و وزرا فقط در مقابل رییس دولت مسئول هستند. دوره تصدی رییس دولت به تصمیم پارلمان بستگی ندارد و طبق قانون زمان این دوره مشخص شده است.البته شکل ریاستی حکومت دارای مزایا و معایبی است. مزایای شکل ریاستی را بدین گونه می توان خلاصه کرد: ثبات حکومت را تضمین می کند، سیاستی مستمر و مداوم پیگیری می شود، ریاست جمهوری که منتخب مردم و بدون مسئولیت ها در برابر قوه مقننه است، مقام مناسبی برای برآمدن از عهده ضرورت هاست، از خدمات کارشناسان بهتر استفاده می شود، برای کشورهای دارای جوامع مختلف مناسبت رین شکل حکومت است، اطمینان سیاست ها تضمین شده است، روحیه حزب گرایی به کمترین حد می رسد. از معایب نظام ریاستی می توان به موارد زیر اشاره کرد: رئیس قوه مجریه خودکامه می شود، سخت گیری آن اجازه نمی دهد با زمان همگام باشد، تصمیمات با تاخیر غیر عادی گرفته می شود، برای کشورهای دارای وسعت متوسط نامناسب است، مسئولیت ها تضمین نشده است.(2)نظام پارلمانی:نظام پارلمانی برخلاف نظام ریاستی، بر تفکیک قوا مبتنی نبوده و ارتباط خیلی نزدیکی میان قوا وجود دارد و در واقع دوره تصدی رییس دولت به اراده قوه مقننه بستگی دارد. در نظام پارلمانی، رییس جمهور، پادشاه یا ملکه مقامی اسمی دارند و نخست وزیر به عنوان رییس دولت محسوب می شود. برای تشکیل دولت ابتدا انتخابات پارلمانی برگزار می شود و حزبی که اکثریت آرا را به دست آورد، کابینه را تشکیل می دهد. اگر حزبی اکثریت نسبی را کسب نکند، با ائتلاف میان احزابی که بیشترین کرسی های پارلمان را کسب کرده اند، دولت تشکیل می شود.رژیم پارلمانی نوعی حکومت است که بر اساس تفکیک خفیف و نسبی قوا یعنی بر اساس همکاری قوا قرار دارد. در این رژیم، قوه مجریه شامل یک رئیس کشور ( رئیس جمهور و یا پادشاه) و یک هیات وزیران است و این هیات در برابر پارلمان مسئولیت دارد. در رژیم پارلمانی، وظایف حکومتی تقسیم و هرکدام به ارگان های مختلف محول شده است و بین قوه مجریه و قوه مقننه نوعی همکاری وجود دارد. ارگان های حکومتی ( قوه مقننه و قوه مجریه ) در انجام وظایف خود انحصار عمل ندارند بلکه در برخی امور با یکدیگر همکاری می کنند. به طور مثال، وزرا حق دارند همانند نمایندگان مجلس مقننه، قوانین پیشنهاد داده و در مذاکرات مجلس شرکت کنند و از سیاست دولت دفاع نمایند و متقابلا مجلس هم حق دارد در تعیین وزرا دخالت کند با تایید یا عدم تایید آنها نظر خود را ابراز نماید.در این رژیم، قوای حکومتی به ویژه قوه مقننه و قوه مجریه در برابر هم دارای اختیارات و وسایلی اند که از آن برای اعمال نفوذ در یکدیگر استفاده می کنند. وزرا در مقابل مجلس مقننه مسئول اند و مجلس می تواند آنها را استیضاح و بازخواست کند یا با ندادن رای اعتماد آنها را از کار برکنار نماید و متقابلا قوه مجریه نیز می تواند مجلس مقننه را منحل سازد. تفکیک قوای حکومتی، همکاری ارگان ها با یکدیگر و بهره مندی آنها از وسایل اعمال نفوذ متقابل، به ویژه وجود مسئولیت سیاسی وزرا در مقابل پارلمان، مشخصات رژیم پارلمانی است که آن را کاملا با رژیم ریاستی از طرفی،و رژیم های اختلاط قوا از طرف دیگر متمایز و متفاوت می سازد.(3) درباره امتیازات نظام پارلمانی حکومت می توان به مواردی اشاره کرد، مانند هماهنگی میان قوه مجریه و قوه مقننه، وجود مانعی بر سر راه خودکامگی قوه مجریه، حکومت مردان وزنان پرتوان، راحتی تصمیم گیری، آگاهی کامل از عقاید موجود در مجلس و میان مردم، وجود اپوزیسیون قوی که حکومت بدیل دانسته می شود، پاسخگویی در برابر افکار عمومی، قابلیت انعطاف، ارزش آموزشی گسترده، دموکراتیک شدن پادشاهی ها و ابتکار در قانونگذاری. با وجود مزایای نظام پارلمانی، این نظام دور از ایراد نیست: در آن تفکیک قوا نقض می شود، شکل بی ثباتی از حکومت است، در سیاست ها استمرار و تداوم وجود ندارد، کشور به آشوب کشیده می شود، قوه مجریه خودکامه می شود، منافع ملی نادیده گرفته می شود، بحران ملی به طور مناسب رفع نمی شود، هماهنگی قوای مجریه و مقننه ممکن است زیانبار باشد، بوروکراسی گسترش می یابد. مخالفت می شود، صرفا برای این که مخالفت شود، قوه مجزیه در برابر قوه مقننه فرو دست می شود، و این که حکومت پارلمانی، حکومت سیاست پیشگان است.(4)انگلستان نمونه نظام پارلمانی وایالات متحده آمریکا یک نمونه نظام ریاستی است. با این اوصاف نظام سیاسی در ایران را می توان نیمه ریاستی- نیمه پارلمانی دانست زیرا رییس جمهور و نمایندگان مجلس در انتخابات جداگانه ای انتخاب می شوند، دولت حق ارائه لایحه به مجلس را دارد، مجلس حق سوال و استیضاح وزرا و حتی رییس جمهور را دارد در حالی که دولت چنین اختیاری را ندارد. در واقع وزرا علاوه بر رییس جمهور باید به مجلس هم پاسخگو باشند. نظام سیاسی ایران دارای ویژگی های هر دو نظام ریاستی و پارلمانی است.واکنش ها به تغییر شکل نظام سیاسیمطرح شدن برقرای نظام پارلمانی در ایران با واکنش هایی از سوی فعالان و صاحب نظران سیاسی همراه شد. ابتدا بهروز نعمتی سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت که در این رابطه مذاکره ای با آقای لاریجانی داشته و او از طرح این موضوع اعلام بی اطلاعی کرده است. نع ...

ادامه مطلب  

حفاظت اطلاعات سپاه: پنجه در پنجه سیا و موساد انداخته ایم/ تلاش سرویس های جاسوسی برای نفوذ به سپاه - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دفاعی خبرگزاری تسنیم، بیستم بهمن ماه سالروز یکی از بزرگ ترین و اعجاب آورترین عملیات های دوران دفاع مقدس است، عملیاتی ناممکن که پس از چند روز با رشادت و ایثارگری و حماسه سازی رزمندگان اسلام به اهداف خود دست یافت و با نصرت الهی و جانفشانی رزمندگان فتح فاو ممکن شد. به تحقیق مهم ترین عوامل پیروزی این عملیات را در کنار طراحی آن، اقدامات گسترده و دقیق حفاظت اطلاعات و اجرای دقیق عملیات فریب است؛ از این رو روز اجرای این عملیات، «روز حفاظت اطلاعات» در سپاه نامگذاری شده است.به همین بهانه و نظر به اهمیت نقش سازمان حفاظت اطلاعات در مجموعه و ساختار سپاه به ویژه در عرصه ناکام سازی پروژه های نفوذ سرویس های جاسوسی دشمن و برای آشنایی بهتر و شناخت بیشتر با کارکردهای سپاه در این حوزه گفتگویی با سردار حسن امامی یکی از معاونان سازمان حفاظت اطلاعات سپاه انجام شده است که مشروح آن را در ادامه می خوانید.** سردار لطفاً از چرایی نامگذاری سالروز آغاز عملیات والفجر 8 به عنوان روز حفاظت اطلاعات در سپاه بفرمایید؟- سردار امامی: ضمن گرامیداشت ایام الله دهه فجر و تسلیت شهادت حضرت زهرا(س) باید عرض کنم که بنا به دلایلی و با پیشنهاد سازمان حفاظت اطلاعات و تصویب فرمانده محترم کل سپاه از چند سال گذشته این روز، روز حفاظت اطلاعات در سپاه نامگذاری شده است. بدون تردید همه هشت سال دفاع مقدس عبرت آموز بود. فرمانده معظم کل قوا دوران دفاع مقدس را مینیاتوری می دانند که همه قسمت هایش ظرافت و زیبایی دارد، اما مقطعی که عملیات والفجر 8 صورت گرفت، برجستگی خاصی داشت.در عملیات های پیشین بنا به دلایلی دچار عدم الفتح هایی شدیم که بعد از گذشت آن، همه اراده ها بر این قرار گرفت که یک عملیات بزرگ و موفقیت آمیز داشته باشیم. همه به خدا اتکال داشتند و این توکل بی نظیر بود. برای این عملیات همه فرماندهان و مسئولان به این نتیجه رسیدند که انجام این عملیات بزرگ در این مقطع نیازمند پیاده سازی و طراحی اقدامات سخت حفاظتی و تیزهوشی بسیار بالا است.طراحی های مختلف انجام شد و یکی از این طراحی ها در حوزه حفاظت اطلاعات بود. یعنی از ماه ها پیش از اجرای این عملیات در منطقه عملیاتی اروند، با نهایت ظرافت و رعایت پوشش، تدابیر لازم برای رعایت اصول حفاظتی اندیشیده شد. همه اعتقاد پیدا کردند و عمل کردند.اگر قبل از وارد شدن به این طراحی ها هر اقدامی صورت می گرفت در هنگام اقدامات آماده سازی منطقه هم همین روند ادامه یافت. اصلاً تغییر ظاهری وجود نداشت.به هر حال رصد اطلاعات منطقه، وجود رادارهای رایزت و عوامل انسانی دشمن در منطقه و اجرای هر اقدامی برای عملیات می توانست کل عملیات را افشا کند. ترددها کم و زیاد نشد، پوشش های گیاهی اصلاً به هم نخورد و در عین حال کارهای مهندسی بسیاری صورت گرفت، ولی معلوم نبود، تمام منطقه زیر دید دشمن بود. سکنه بومی در منطقه حضور داشته باشد، نیرو وارد شود، تجهیزات وارد شود، کار مهندسی انجام شود و منطقه آماده عملیات باشد، اما کسی متوجه نشود آن هم در عملیات عبور از اروند که نیروهای زیادی شبانه می خواهند حمله کنند؛ لذا مهم ترین اقدامات و طرح های فریب با نهایت دقت صورت گرفت.هم در این منطقه و هم در جزایر و سایر نقاطی که قرار بود در عملیات فریب، دشمن را به اشتباه محاسباتی بیندازیم. دشمن ذهنش مشغول شد و تا چند روز پس از شروع عملیات والفجر 8 باورشان این بود که منطقه اصلی عملیات، منطقه فریب است و منطقه اصلی جای دیگری است؛ به موضوعی که در اسناد عراقی ها وجود دارد.در طول دوران دفاع مقدس رعایت اصول حفاظتی برجستگی پیدا کرد و وقتی خدا این عزم و اراده و توکل را در رزمندگان دید، نصرت خود را نازل کرد و اینجا آیه «ان تنصرالله ینصرکم» تفسیر و پیروزی محقق شد و به سرعت به خطوط دشمن رسیدیم. در غفلت دشمن فاو تصرف شد و دشمن زمانی متوجه شد که دیگر پاتک هم فایده نداشت. در وضعیت فعلی هم اگر این عزم و اراده تعقیب شود، همچنان نصرت خدا را به همراه خواهد داشت؛ لذا والفجر 8 به مثابه نقطه اوج رعایت اصول حفاظتی روز شاخصی شد.** جایگاه و ابعاد سازمان حفاظت اطلاعات سپاه را توضیح دهید.سردار امامی: مجموعه سپاه به دلیل نقش، جایگاه و رسالت خطیر و مهمی که در پاسداری از دستاوردهای انقلاب دارد، همواره مورد توجه و هجوم دشمنان انقلاب بوده و هست؛ از این رو دشمنان از بدو تشکیل تلاش کردند بتوانند از درون و بیرون ضرباتی را به سپاه وارد کنند. بحث رخنه و نفوذ همچنان در دستور کار آنها است و به اشکال مختلف درصدد تخریب مجموعه سپاه هستند و همچنان این امر در دستور کارشان قرار دارد. دستگاه حفاظت اطلاعات در سپاه به همین دلیل در نظر گرفته شده است تا از این گوهر ارزشمند و نهاد مقدس پاسداری کند؛ لذا سازمان حفاظت اطلاعات با تمام سازوکارها و ظرفیت های موجود در طول چند دهه گذشته از بدو تأسیس که به حفاظت اطلاعات در سپاه مأموریت یافته، توانسته در ابعاد مختلف از این مجموعه پاسداری و مراقبت کند و هرگونه تحرکات دشمن را برای رخنه به سپاه و ایجاد خلل به اهداف مرجع آن ناکام بگذارد.تا امروز سازمان حفاظت با همراهی کارکنان و کمک و همراهی جامعه اطلاعاتی توانسته در مجموعه سپاه نقش خود را به خوبی ایفا کند و اجازه نداده دشمن به اهدافی که در مجموعه سپاه داشته حتی نزدیک شود.در مجموع، خدمت همکاران در سپاه و دلسوزان انقلاب این نوید را می دهم که مجموعه سازمان حفاظت اطلاعات توانسته با بهره از تجربه بیش از سه دهه و با همه ظرفیت های خود یک مجموعه توانمند و هوشمند داشته باشد. در مقابله با تهدیدات و آسیب هایی که امروز متوجه سپاه است، پنجه در پنجه سرویس های اطلاعاتی بزرگ جهان، از جمله سیا و موساد و برخی سرویس های دیگر که اهداف خاصی را در کشور ...

ادامه مطلب  

چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟/ سخت است؛ اما می‏ شود!  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: این یادداشت شفاهی، گفتاری است از شهید سیدمرتضی آوینی که حدود سال ۱۳۷۱ در جمعی از علاقمندان ایده ‏ها و دیدگاه ها و تجربه‏ های او بیان شده است. سؤال اساسی گفتار این است که چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟ و چگونه به هنرجویان آموزش بدهیم که هنرمندانی مسلمان و در خدمت تفکر دینی بار بیایند؟ راه شناختن وضعیت عالم امروزروزگار ما، روزگار اصالتِ فایده است، یعنی هر سخنی که می ‏شنوید، بلافاصله در ذهن‏تان می ‏آید که چه فایده‏ای دارد؛ روزگار ما چنین روزگاری است. بنابراین، سعی می‏ کنم قدری فایده ‏های این بحث را هم بگویم که خیلی مجرّد و انتزاعی نباشد، هر چند به نظرم اصل مطلب انتزاعی است. اصلاً عالم امروز عالم انتزاع است، عالم مابعدالطبیعه است - نه عالم ماوراءالطبیعه - عالم فلسفه است و همه مفهوم‏ ها در این عالم، انتزاعی است. با صورت تشریعی که در ذهن ما مسلمان‏ها هست، نمی‏ شود تصور درستی از چنین عالمی ارایه کرد، یعنی حتماً باید مبنا و مقدمه مابعدالطبیعیِ جهان امروز را بدانید و از این طریق سعی کنید جهان امروز را بشناسید. با این صورت تشریعی که از دین در ذهن ما هست، اصلاً نمی‏ شود این عالم را شناخت. دلیل آن هم روشن است. یعنی اگر در ماهیت این دو عالم قدری تأمل کنیم و آنها را با هم تطبیق دهیم و قیاس کنیم، خیلی راحت می‏ فهمیم که از این نظر، عالم امروز را اصلاً نمی‏ شود شناخت.چون دینی که در دست ماست - و از طریق فقه، اصول و سایر درس ‏هایی که در حوزه ‏ها تدریس می ‏شود به دست ما رسیده - صورتی از عالم در ذهن ما ساخته که کاملاً با صورتی که علوم جدید و تفکر انتزاعیِ فلسفی به دنیا داده متفاوت است. یعنی شما عالمی با خدا، شیطان، بهشت و جهنم تصور می‏ کنید و این تعلیم، تصوری تشریعی به شما می‏ دهد، در حالی که با این تصور نمی‏ شود دنیای امروز را شناخت. شما نهایتاً به آنجا می‏رسید که مثلاً می‏گویید آمریکا شیطان است، اما برای اینکه بفهمید با این شیطان چگونه باید مقابله کرد، به تفکر انتزاعی نیاز دارید، یعنی احتیاج دارید که مبانی مابعدالطبیعیِ عالم امروز را بدانید. حتی لازم است در خودِ حکمت دین غور و تعمق بیش‏تری کنید؛ یا به «حکمت تأویلی» مسلح باشید، یعنی حکمت به معنای حقیقی لفظ. اما چگونه می‏توان توقع داشت مثلا همه مسوولان کشور ما با پشتوانه چنین حکمتی با عالم جدید رو به‏ رو شوند و در آن نظر کنند؟ نمی‏توان توقع داشت همه حکیم باشند و حکمت دینی را مثل حضرت امام بدانند و از این نظرگاه عالم امروز را بشناسند. همه همین صورت تشریعی در ذهن‏شان هست که چندان تفاوتی با «دین عجوزه‏ ها» ندارد؛ یعنی با همین تصوری که پیرزنان و قدمای عوام در ذهن‏شان دارند که تصور خیلی ساده‏ ای از عالم است و از همین نظرگاه نسبت به اطرافشان حکم می‏کنند؛ منتها دچار عُجب نمی‏شوند و از روی خودخواهی و خودبینی با عالم برخورد نمی‏کنند، سعی نمی‏کنند درباره همه چیز نظر بدهند و خودشان را از خیلی چیزها کنار می‏کشند. دینی هم که این‏طور به دست می‏ آید، غیر از دین عجوزه‏ ها نیست و تصور خیلی ساده ‏ای از دنیا به ما می‏دهد، مگر اینکه همان‏طور که عرض کردم، حکمت بدانیم و از نظرگاه این حکمت با عالم امروز رو به ‏رو شویم، یعنی همان‏طور که حضرت امام برخورد می‏کردند یا الان آیت‏ اللَّه خامنه‏ ای برخورد می‏کنند؛ این توقع را از هر کسی نمی‏توان داشت.منشأ اختلاف‏ هایی هم که بین ما پیش می‏ آید، همین جاست که می‏خواهیم از نظرگاه فقه - فقه فعلی و فعلیت‏ یافته، نه فقه بالقوه - با جهان امروز مقابله کنیم. این فقه چیزی به ما نمی‏دهد که بشود با آن مبانی عالم امروز را شناخت. ما احتیاج داریم درباره ماهیت‏ ها بحث کنیم و از این طریق به حقیقت عالم رجوع کنیم، اما این چیزی که در حال حاضر از تفکر حوزوی در دست ما هست، این امکان را ندارد که ماهیت عالم امروز را بشناسد. به این دلیل که ماهیت عالم امروز با مابعدالطبیعه یونانی و بعد با تفکر اسکولاستیک۱ - یعنی تحولی که مابعدالطبیعه ی یونانی نسبت به تفکر مسیحی، آن‏ هم مسیحیت یونان‏ زده، پیدا می‏کند - شکل گرفته است. پس ما تا موقعی که به این مابعدالطبیعه مسلح نباشیم، اصلاً نمی‏فهمیم عالم امروز چگونه عالمی است و آن وقت، چطور می‏خواهیم درباره عالم امروز نظر بدهیم؟ مثلاً درباره هنر که موضوع بحث ماست، باید بگویم که هنر امروز هنر گذشته نیست، هنری نیست که مولوی می‏گوید:چون غرض آمد هنر پوشیده شدصد حجاب از دل به سوی دیده شدمولوی هنر را به معنای فضیلت و کمال می‏ آورد. یا حافظ که می‏گوید:آسمان کشتی ارباب هنر می‏شکندتکیه آن به، که بر این بحر معلّق نکنیماو هم هنر را به معنای فضیلت و کمال می‏ آورد و معنای حرفش این است که روزگار با اهل کمال و انسان‏های کامل سرِ سازگاری ندارد. این هنر با هنر به مفهومی که حالا در دست ما هست - مثل گرافیک، نقاشی، سینما، تئاتر و... - اصلاً قابل قیاس نیست؛ یا مثل «علم» به معنایی که گذشتگان ما می‏گفتند و در حدیث هست و «علم» به مفهومی که امروز به علوم تجربی، روان‏شناسی، جامعه‏ شناسی و... اطلاق می‏شود.متأسفانه این خَلط مبحث وجود دارد؛ چون در تحولی که معنی کلمه‏ ها در طول تاریخ پیدا می‏کند، تأمل نمی‏کنند. علمِ امروز را به معنای علم گذشتگان می‏گیرند و حدیث‏ هایی که علم در آنها مورد تأیید قرار گرفته، به علوم جدید نسبت می‏دهند؛ در حالی که علم مورد نظر روایت‏ ها با علم امروز کاملاً متفاوت است، هنری هم که در گذشته مطرح بوده با این هنر متفاوت است و... ما با رجوع به مآثری که در اختیار داریم، نمی‏توانیم به این سادگی درباره عالم امروز نظر بدهیم؛ این کار احتیاج به حکمت تأویلی دارد.در صورتی می‏توانیم درباره عالم امروز نظر بدهیم که مبانی مابعدالطبیعی آن را در پرتو نور حکمت دینی بشناسیم، چون از خودِ مابعدالطبیعه هم به‏ تنهایی کاری برنمی‏ آید و انسان دچار همان اشتباه‏ هایی می‏شود که در طول تاریخ، علمای یونان‏ زده خودمان گرفتار آن شده‏ اند. یعنی اگر خودِ این مابعدالطبیعه هم ذیل نور حکمت دینی نباشد، فایده ‏ای ندارد. این علم، نوری است که خداوند در قلب متّقین تجلی می‏دهد و عالم جدید را در پرتو این نور باید شناخت.این دو معنای هنر - هنری که در قدیم می‏گفتند و هنر جدید - اصلاً نسبتی با هم ندارند. نه تنها نسبتی با هم ندارند، بلکه اصلاً در بعضی مصداق‏ ها همدیگر را نقض می‏کنند. البته ممکن است بعضی مصداق ‏های آنها قابل تطبیق باشند، مثلاً شاید بتوان شعر بعضی شاعران این روزگار را که اهل حکمتند، با آنچه گذشتگان «هنر» می‏خواندند و نحوی کمال و فضیلت شمرده می‏شد، معادل قرار داد. ولی این سخن درباره بعضی مصداق‏ ها صادق است، یعنی در جزء، نه در کل. هیچ‏یک از هنرهای نقاشی، گرافیک، تئاتر و... با آنچه قبلاً هنر نامیده می‏شد، قابل تطبیق نیستند.هنر جدید خاصّ عالم جدید است، یعنی زاییده و مولود تکنولوژی است، مولود عالمی که تکنیک هم در آن متولد شده و آن را جز از همین نظرگاه نمی‏شود بررسی کرد و هر طورِ دیگری آن را بررسی کنید، به اشتباه می‏روید. اگر هنر امروز را این‏طور بررسی نکنید، این اشتباه پیش می‏ آید که هنر جدید در دست ما همان قدر موم است که در دست غربی‏ ها و به ما همان‏طور جواب می‏دهد که به غربی‏ ها - یعنی از آن می‏توان به عنوان وسیله و ابزار استفاده کرد. این است بلایی که امروز گرفتار آن شده‏ایم.عالم و هنر جدید جهت دارندشما بهتر از من می‏دانید که ما در این چهارده سال(بعد از انقلاب) رشدی در هنر نداشته ‏ایم؛ چه در تلویزیون، چه در سینما و چه در ادبیات داستانی - مگر در شعر که در آن سابقه تاریخی داریم، و قدری هم در گرافیک که به یک معنا به تفکر دینی نزدیک می‏شود و الان به دلیل‏ های آن کاری نداریم.۲ ما در هیچ‏یک از این هنرها رشدی نداشته‏ ایم و اصلاً ماهیت این هنرها را درک نکرده‏ ایم. هنر جدید، هنر تکنولوژیک است، چنان که عالم امروز هم عالم تکنولوژیک است. عالم تکنولوژیک، عالمی است که ظاهر آن نسبت به باطنش اصالت پیدا کرده و در این عالم اصلاً همه چیز تبدیل به اشیایی شده که باطنِ آنها را حذف کرده‏ اند تا امکان تصرف در آنها باشد. مثالی درباره کلمه‏ ها بزنم: کلمه ‏هایی که امروز در شعر نو به کار می‏رود، اصلاً کلمه ‏هایی نیست که در گذشته به کار می‏رفته. ممکن است لفظ همان لفظ باشد، کلمه‏ هایی مثل سیاه، سفید، سرخ، بنفش، عقل، هوش و... .تمام این کلمه ‏ها گرفتار شیئیت شده ‏اند؛ از باطن خالی شده‏ اند و جز پوسته‏ های ظاهری، چیزی نیستند. در آنها معنای جدیدی دمیده شده است، مثل «علم» که جز پوسته لفظ، چیز دیگری نیست و معنای باطنی آن چیز دیگری است. «هنر» هم همین‏طور است و جز پوسته لفظ چیزی از آن باقی نمانده. باطنش چیز دیگری شده است که باید درباره آن فکر کرد. نمی‏خواهم بگویم عالم جدید از همان آغاز با دین تضاد داشته، بلکه چون با غایت تصرف در طبیعت شکل گرفته، از سایر غایت‏ ها انصرافِ وجه پیدا کرده است. وقتی انسان چیزی را به عنوان غایت خود انتخاب می‏کند، آن چیز قبله‏ اش می‏شود. وقتی بشر غایت خود را تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر قرار می‏دهد، از سایر جهت‏ ها و غایت‏ ها منصرف می‏شود. آن وقت دیگر همِّ او متوجهِ بر پا کردن یک عالم دینی نخواهد شد، چنان که همِّ او متوجهِ بر پا کردن هیچ عالم دیگری نمی‏شود، غیر از عالمی که در آن، تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر ممکن است. بنابراین، سیر بشر با انتخاب قبله شروع می‏شود و متناسب با آن از عالم اطراف خود جواب می‏گیرد. رشد علوم در همین جهت است، محصول و لازمه‏ هایی هم که اختراع می‏شود در همین جهت است، شیوه ‏های تحقیق هم در همین جهت پیدا می‏شود. حتی علوم انسانی هم قبله و غایتی جز تصرف بیش‏تر در عالم به قصد تمتع بیش‏تر ندارد. یعنی اصلاً نمی‏توانید تصور کنید چیزی در عالم جدید باشد و این جهت را نداشته باشد.اینکه هر موجودی در این عالم جهتی دارد، از لحاظ فلسفی اثبات‏ شده است. ممکن است بگویید این ضبط صوت صدای من را ضبط می‏ کند؛ بله، ولی جهت آن چیز دیگری است. در جزء به من جواب می‏ دهد، ولی در کلیت خود به من جواب نمی‏دهد، بلکه متناسب با جهت خودش جواب می‏دهد و اصلاً برای همین هم اختراع شده و در همان جهت خاص جواب می‏دهد که در آن اختراع شده. این‏طور نیست که محصو هنر در دنیای جدید به این سادگی‏ ها ظرفِ مظروفی واقع شود که ما می‏خواهیم بر آن تحمیل کنیم. نمی‏خواهم بگویم اصلاً نمی ‏شود، چون این هم اصالت دادن به ابزار و اشیاست. وقتی شما می ‏گویید تشکیلات دنیای امروز را اصلاً نمی‏شود عوض کرد، یعنی باز هم به آن اصالت داده ‏اید و این با تفکر ما سازگار نیست. ما مطمئنیم می‏ شود اینها را عوض کرد، منتها سخت است؛ یعنی باید ماهیت آنها را شناخت.خود شیئیتی هم که برای همه چیز - از جمله هنر - پیدا شده، جهت‏ مند است. موسیقی جاز را در نظر بگیرید؛ ظاهر آن بر باطنش دلالت دارد، یعنی هیچ‏کس به این فکر نمی ‏افتد که از موسیقی جاز استفاده دینی کند، این فکر به ذهن هیچ‏کس خطور نمی ‏کند که مثلاً از موسیقیِ رقص در خدمت دین بهره بگیرد. بقیه محصولات تمدن جدید هم همین‏طورند، با این تفاوت که ظاهرشان به باطن آنها دلالت ندارد، یعنی ما به ظاهر این دلالت را در آنها نمی‏بینیم، ولی در باطن‏شان همین دلالت موجود است. این دلالت در همه ی مظاهر دنیای جدید وجود دارد، چون عالم امروز جهت‏ مند است؛ منتها یک جا - مثل موسیقی جاز - این دلالت مشخص و آشکار است، ولی مثلا به نقاشی که می‏رسید، این‏قدر معلوم نیست. اگرچه وقتی ماهیت نقاشی غربی را بررسی می‏کنید، می‏بینید آن هم جهت ‏مند است. درباره گرافیک، سینما و تئاتر هم همین معنا صدق می‏کند. اینها را اگر آن‏طور که غربی‏ها به ما تدریس می‏کنند و خودِ وسایل اقتضا دارند، به حال خودشان بگذارید، همان جهت را با خودشان می‏ آورند، هیچ تفاوتی نمی‏کند. هر شیئی، یک شی‏ء فرهنگی است. هر شیئی که متعلق به دنیای جدید است، به دلیل اینکه جهت‏ مند است، یک شی‏ء فرهنگی است و هویت فرهنگی دارد. این هویت فرهنگی را نمی‏شود از آن گرفت. آن شی‏ء، این هویت فرهنگی را متناسب با غایت و جهت خود پیدا کرده است - چه در ظاهرش مشخص باشد و چه نباشد. حالا قضیه به این شکل است که وقتی نقاشی به همان صورتی تدریس می‏شود که غربی‏ ها آن را تا اینجا رسانده ‏اند، همان اقتضا را با خودش دارد. اگر با نقاشیِ دنیای جدید آشنا بودید، برایتان تحلیل می‏کردم تا ببینید نگرش نقاشی جدید چیست. در مقاله‏ ای که برای «نگاره» نوشته‏ ام۳ مشخص کرده ‏ام که نقاشیِ دنیای جدید اصلاً «نقاشی برای نقاشی» است، نه نقاشی برای هر چیز دیگر.هنرمند انقلابی و اقتضای آموزش هنرهای جدید ... نمی‏شود برنامه‏ ای ارایه کرد که همه هنرهای جدید در آن آموزش داده شوند. برای هر یک از هنرها به طور خاص باید برنامه ای در نظر بگیریم، این هنرها کاملاً با هم متفاوتند و به صورتی کاملاً متفرق از هم در دنیای امروز رشد و تکامل پیدا کرده ‏اند. به یک معنا، اصلاً این‏طور نیست که وحدتی بر آنها حاکم باشد. البته از لحاظ نسبتی که با مفهوم آزادی دارند، وحدتی بر آنها حاکم است. از آنجا که انسان جدید این هنرها را آفریده یا خلق کرده است و او نسبتی با مفهوم آزادی دارد، همه ی هنرها در دنیای جدید نسبتی با مفهوم آزادی دارند. اما از جهت‏ های دیگر، وحدتی بر آنها حاکم نیست. تکنیک‏ های متفاوتی دارند، قالب‏ های متفاوتی ‏اند که آنها را باید منتزع و جدا از هم آموخت و برای هر یک باید برنامه مشخصی ریخت.اولاً تکنیکِ هر هنر را باید به طور مجزّا آموخت. یعنی شما اصلاً نمی‏توانید در آموزشکده ‏تان طریقی پیدا کنید که هم تکنیک هنرها را به هنرجو بیاموزید و هم او را مسلمان بار بیاورید، این دو با یکدیگر قابل جمع نیستند. تکنیک هنرها را باید کاملاً مجزّا از تفکر اسلامی آموخت، برای اینکه مجزّا از این تفکر شکل گرفته و چند قرن هم از شکل‏ گیری آن می‏گذرد. هنرهای جدید قالبی پیدا کرده‏ اند که این قالب صرفاً نسبت به خود آنها جواب می‏دهد. همه ی اینها مثل موسیقی جاز جهت‏ مندند، منتها در موسیقی جاز این دلالت از ظاهر به باطن آشکار است، ولی در بقیه ی هنرها چنین نیست. نقاشی هم همین قدر جهت‏ مند است و دلیل آن تا اندازه‏ ای به ماهیت خود نقش برمی‏گردد - که ما فعلاً به این بحث و اینکه نقش و نقاشی تا چه حد می‏تواند تفکر بپذیرد کاری نداریم. ولی از آنجا که نقاشی در دنیای امروز به صورت یک هنر جدید ظهور کرده و کاملاً «نقاشی برای نقاشی» است، نسبت به هیچ تفکر و هیچ غایت و غرض دیگری پذیرش ندارد. مثلاً «انتزاعی بودن» از صفت‏ هایی است که نقاشی مدرن دارد، از لازمه‏ های ذاتی نقاشی است و وقتی این لازمه ذاتی را از آن بگیرید، اصلاً از حالت نقاشی خارج می‏شود و دیگر ماهیتاً نقاشی نیست. وقتی بخواهید تفکری را به طور صریح در نقاشی بیان کنید، تبدیل به گرافیک می‏شود. یعنی در نقاشی مدرن تفکر باید کاملاً به صورت انتزاعی بیان شود، از همان طریقی که خود نقاشی باز کرده و با همان تکنیکی که در طیّ سال‏ها یافته است. به محض اینکه بخواهید تفکری را از طریق نقش بیان کنید، به طور کامل از ماهیت نقاشی مدرن عدول کرده ‏اید. مثلاً نقاشی‏ های آقای «حسین صدری» ظاهراً اسلامی است، اما برای عوام‏ الناسْ اسلامی است. او در واقع با عدول از ماهیت نقاشی مدرن این آثار را خلق می‏کند، مثلاً بچه‏ ای را - یتیمی را - در حال گریه می‏کِشد. موضوع کارهایش رُمانتیک است. اینها اصلاً موضوع‏ هایی نیست که هنر جدید بپذیرد. هنر جدید هنر خواص است، اصلاً هنر عوام نیست، یعنی عوام اصلاً هنر جدید را درک نمی‏کنند. این است که اگر ما از هنر جدید انتظار داشته باشیم که تفکری دینی را ارایه کند که عوام هم درک کنند، انتظار بیهوده ‏ای است، برای اینکه انتزاعی بودن جزو صفت‏ های نقاشی مدرن است و کاری هم نمی‏توانید کنید؛ به محض اینکه تفکر صریح را در آن مطرح کنید، تبدیل به گرافیک می‏شود.گرافیک ماهیتاً سفارش ‏پذیر است، چون در کنار کتابت و صنعت چاپ و گراور و غیره رشد کرده است. گرافیک با ایلوستراسیون۴ شروع می‏شود و در واقع، تصویرگریِ کتاب، نشریه ‏ها و روزنامه‏ هاست. یا مثلاً کاریکاتور اصلاً خاصیت سیاسی داشته، یعنی خاصیت‏ هایی داشته که از آن در جهت اِعمال تفکر خاصّ سیاسی استفاده می‏شده، مثلا یک حزب یا دسته سیاسی از آن برای حمله به دست ه‏ای دیگر استفاده می‏کرده است. وقتی به آثار بسیاری از کاریکاتوریست‏ ها مراجعه می‏کنید، می‏بینید تفکر خاصی در کار آنها مشخص است، چون کاریکاتور و گرافیک از همان ابتدا این‏طور شکل گرفته که سفارش‏ پذیر بوده است. تفکر می‏پذیرد، یعنی می‏شود تفکری را به واسطه آن مطرح کرد.۵ به همین دلیل است که ما بعد از انقلاب در گرافیک خیلی رشد کرده ‏ایم. واقعاً رشدمان در این زمینه بی‏ نظیر بوده است. گرافیک به ما میدان می‏دهد و در دست ما مثل موم می‏شود، چون خودش ماهیتاً سفارش‏ پذیر و تفکرپذیر است.اما نقاشی تفکرپذیر نیست. نقاشی جدید عیناً مثل موسیقی است؛ بیش‏تر لحن است تا تفکر، و با آن نمی‏شود مفهومی را به عوام‏ الناس انتقال داد، حتی به خواص هم نمی‏شود چیزی منتقل کرد. موسیقی ماهیتاً چیزی است که از غیر طریق عقل و ادراکِ عقلی دریافت می‏شود. زیر و بم موسیقی مستقیماً از طریق حالت و احساس درک می‏شود، نه از طریق عقل. بنابراین، شنونده موسیقی در برابر این پرسشِ شما که «فلان جمله یا قطعه موسیقی چه می‏گوید؟» پاسخی ندارد. نقاشی هم همین‏طور است؛ نقاشی مدرن اصلاً لحن است، موسیقی است و به همین جهت نمی‏شود از آن در جهت یک تفکر خاص استفاده کرد. سؤال ما از ابتدا این است که چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟ چگونه به هنرجویان آموزش بدهیم که هنرمندانی مسلمان و در خدمت تفکر دینی بار بیایند؟ سؤال این است. بنابراین، باید یک‏یک هنرها را با توجه به ماهیت آنها تحلیل کنید که آیا در خدمت دین درمی‏ آیند یا خیر. عالم جدید عالم دینی نبوده که بگویید همه این قالب ‏ها نسبت به تفکر دینی خاضع ند. عالم جدید برای تصرف بشر در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر ظهور کرده و همه تفکر و تأمل و علم و تکنیک در خدمت همین غایت و قبله‏ ای است که بشر جدید برای خود انتخاب کرده است. حتی مفهوم ‏های کلی انتزاعی در خدمت همین غایت است. این آزادی که امروز مطرح می‏شود، در خدمت تصرف در عالم طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر است.یا مثلا «تساوی زن و مرد» اصلاً یک امر خلاف ذات طبیعت است، چون زن و مرد ذاتاً و طبیعتاً با هم متفاوتند و این تفاوت ذاتی و طبیعی دلالت بر تفاوت روحانی و نفسانی دارد، یعنی ماهیتاً متفاوتند؛ منتها عالم جدید این تساوی را به دلیل دیگری مطرح می‏کند. اصلاً طرح تساوی زن و مرد از لازمه‏ های عالمِ جدید به قصد رسیدن به آن قبله و غایتی است که گفته شد. همه چیز این عالم همین است، از مفهوم ‏های انتزاعی فلسفی گرفته تا علم، تکنولوژی و... چون قبله بشر جدید این است. عالم جدیدی که در اطراف ما بنا شده، همین عالم است. یعنی ما همه چیز را با این دید می‏فهمیم. حتی اینکه زمین دوْر خورشید می‏چرخد، با این تفکر بیگانهنیست. فکر نکنید این عالمی که در ذهن‏مان ساخته‏ ایم عین واقعیتِ عالم است؛ اصلاً این‏طور نیست. همه چیز این عالم با هم می‏خواند و تطبیق می‏کند و نسبت به همان غایتی که عرض کردم، معنا می‏شود.حالا یک‏یک هنرها را ببینید: موسیقی که عرض کردم لحن است، گرافیک لحن و موسیقی است، نقاشی هم لحن و موسیقی است. موسیقی هم خودش درک نمی‏شود و تفکرپذیر نیست، مگر اینکه شما به جماعتی که خودشان را به صورت انسان کامل، انسانِ نسبتاً کامل ساخته ‏اند و به یک معنا حقیقت اسلام در وجودشان محقق شده، ساز بیاموزید و آنها به ساز تسلط خارق‏ العاده پیدا کنند. اگر وجود آنها نسبت به حقیقت دین مظهریت داشته باشد و بر ساز هم تسلط کامل پیدا کنند، شاید نتیجه کارشان را بشود «دینی» خواند. وگرنه، طور دیگری نمی‏شود صفت دینی را به نحوی موسیقی اطلاق کرد. اصلاً هنر این‏طور است. نقاشی هم همین‏طور است. اگر هنرمندی نسبت به دین مظهریت داشته باشد و بر تکنیک نقاشی مدرن مسلط شود و کاملاً بر آن غلبه کند، تا آنجا که این تکنیک مثل ابزار در خدمت او باشد، اثری که خلق می‏کند با دین نسبت دارد. وگرنه، نمی‏شود گفت نقاشی مدرن باید چه مشخصه‏ هایی پیدا کند تا دینی باشد. درباره بقیه هنرها هم همین‏طور است.داستان‏ نویسی امروز با آنچه ما در گذشته داشته‏ ایم، کاملاً متفاوت است. داستان‏ های گذشته در عالمِ اجمال است و داستان‏ های جدید در عالمِ تفصیل. اینها دو عالم کاملاً متفاوتند، منتها ظاهرشان یکی است. ما فکر می‏کنیم یکی‏ اند چون درک ما از آنها اشتباه است. آن یکی در عالم اجمال است و این یکی در عالم تفصیل. داستان‏ های قرآن در عالم اجمال است، نه در عالم تفصیل. داستان جدید (رُمان، نووِل، داستان کوتاه، داستان بلند) تفصیل و توصیف «من» است. «من» در عالم جدید یعنی «فرد منتشَر» - فردی که در این عالم جدید انتشار پیدا کرده و تکثیر شده است - چون عالمِ جدید در عین حال می‏خواهد همه انسان‏ها را به هم شبیه کند، یعنی واقعاً در این جهت حرکت کرده که همه انسان‏ها به هم شبیه شوند: آموزش یک‏سان می‏بینند، با رسانه‏ های یک‏سان سر و کار دارند و توسط این رسانه‏ ها آموزش یک‏سان به آنها داده می‏شود و در سراسر دنیا فرهنگِ یک‏سان تبلیغ می‏شود؛ دیگر چین با یونان تفاوتی نمی‏کند.الان فرهنگ در سراسر دنیا فرهنگ واحدی است، غیر از ایران که امام در آن فرهنگ دیگری بنا کرده و اکنون بزرگ‏ترین معضل ایران برای رسیدن به توسعه اقتصادی، همین فرهنگ است. این فرهنگ با عالم جدید اصلاً جمع نمی‏شود، چون غایت و قبله‏ اش غایت و قبله عالم جدید نیست. درست مثل تفاوت آنچه قبل از اسلام بود و آنچه بعد از اسلام آمد. عیناً همین اتفاق افتاده است. یعنی امام آمد و فرهنگی بنا کرد که اصلاً با جاهلیت جمع نمی‏شود. مگر اسلام با جاهلیت قبل از خود جمع شد که حالا ما منتظریم این فرهنگ ...

ادامه مطلب  

حاج احمد متوسلیان از برجستگان دفاع مقدس بود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۸۷ در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیم خیلی خوشحالم و خداوند را شاکرم که امروز توفیق پیدا کردیم در این دانشگاه بزرگ و مهم در جمع شما عزیزان حضور پیدا کنیم. هم دانشجویان عزیز تشریف دارید، هم اساتید محترم و مسئولان این دانشگاه. و بحمدالله دانشگاه علم و صنعت جزو دانشگاه هایی است که هم افتخارات علمی دارد، هم افتخارات انقلابی. اگر ما یکی از وظایف مهم دانشگاه ها را عبارت بدانیم از تربیت نیروهای صالح، برجسته، مفید برای اداره ی بخشهایی از کشور و حضور تأثیرگذار در قضایای کشور - که همین هم هست؛ یقیناً یکی از وظایف دانشگاه ها این است - دانشگاه شما در این بخش یکی از پیشرفته ترین و پیشروترین دانشگاه هاست. فهرست طولانیای را میتوان شمرد از متخرجین این دانشگاه که در بخش های مختلف کشور در طول این سال ها نقش های مهمی ایفا کرده اند. حالا به عنوان نمونه، چون نام و یاد شهیدان هم در این جلسه بر زبان دوستان رفت، من هم عرض بکنم همین سردار عالی مقام، جاوید نشان، آقای حاج احمد متوسلیان که من از نزدیک این مرد برجسته را میشناختم و کار او، روحیه ی او و تلاش او را دیده ام و او یکی از برجستگان دفاع مقدس بود - به نظر من بخصوص شما جوان های عزیز، شرح حال این برجستگان را که خیلی درس ها به ما میآموزد، بخوانید؛ خصوصاً در آن بخشی که مربوط به عملیات این سردار عزیز هست؛ چه در غرب، چه در فتح المبین، چه در بیت المقدس - و نام این شهید محمود شهبازی که به طور متصل با این مرد بزرگ همراه است، این ها از افتخارات بزرگ و از متخرجین این دانشگاهند. امروز هم که بحمدالله رئیس جمهور انقلابی، متعهد، کارآمد، فعال و شجاع هم جزو دانشجویان این دانشگاه و هم جزو اساتید این دانشگاه بوده. این ها برای این دانشگاه سوابق بسیار خوب و برجسته ای است.امروز اگرچه در جلسه اساتید عزیز تشریف دارند، لکن خطاب من بیشتر به دانشجوهاست؛ اگرچه مطالبی هم در زمینه ی مسائل کلیای که حتماً استادان عزیز را درگیر میکند، در بین عرایضم خواهم داشت. من وقت را تقسیم میکنم: بحث کوتاهی را درباره ی مسئله ی دانشجوئی و دانشجویان و نقش دانشجو - که به نظر من جزو مسائل مهم کشور ماست - عرض میکنم. بعد در صحبت دیگری و در نگاه دوباره ای، بازخوانیای به انقلاب، چه از لحاظ تاریخچه، چه از لحاظ مضمون - کوتاه - در پایان دهه ی سوم عرض خواهم کرد. بعد هم در مقوله ی پیشرفت و عدالت - که گفتیم دهه ی چهارم دهه ی پیشرفت و عدالت است - عرایض مختصر و نکاتی را عرض میکنم.حالا جلسات دانشگاهی - جلسات دانشجوئی - برای ما جلسات خیلی دلنشینی است؛ چون هم فضای صداقت و خلوص در این جلسات هست، هم دانشجو در شکل دهی حال و آینده نقش اساسی دارد. این آن چیزی است که به نظر من دانشجویان ما هرگز نباید این را از نظر دور بدارند. دانشجو نقش آفرین است؛ هم در زمان حال و هم نسبت به دوران آینده؛ فردای کشور.این عنصری که در این کارگاه عظیم با همت و تلاش خود و با هدایت و کمک استادان، ارزش افزوده و فوق العاده ای پیدا میکند، دانشجوست. و یقیناً با این نگاه، دانشگاه مهمترین زیرساخت پیشرفت و توسعه ی کشور است؛ یعنی هیچ یک از زیرساخت های گوناگون کشور اهمیت و نقش دانشگاه را ندارد؛ چون دانشگاه نیروی انسانی را تربیت میکند که مهمترین سرمایه ی کشور نیروی انسانی است. از دانشگاه همیشه و در همه جا این انتظار هست که محل جوشش و اوج دو جریان حیاتی در کشور باشد: اول، جریان علم و تحقیق؛ دوم، جریان آرمان گراییها و آرمان خواهیها و هدفگذاریهای سیاسی و اجتماعی. کمتر محیطی را - شاید محیط دیگری را نشود پیدا کرد - میتوان پیدا کرد که مثل دانشگاه این دو جریان در آن به طور موازی همواره جوشش داشته باشد؛ هم جریان علم و تحقیق که مایه ی حیات جامعه و عزت جامعه است و عزت علمی به دنبال خود عزت اقتصادی، عزت سیاسی، عزت بین المللی را میآورد، در دانشگاه هاست، و هم آن مسئله ی آرمان گرایی که به ظاهر به مسئله ی علم ارتباطی هم ندارد، اما در همه جای دنیا انتظار از دانشگاه ها به خاطر حضور دانشجو این است که در زمینه ی ترسیم آرمان ها و گرایش به تحصیل این آرمان ها و رسیدن به این آرمان ها، دانشگاه فعال باشد. این دیگر مربوط میشود بخصوص به دانشجو؛ جوانىِ دانشجو، سن دانشجو، آمادگیهای روحی دانشجو، که این اقتضا را به دانشگاه میدهد. این، انتظار از دانشگاه است. البته در بعضی از جاها این انتظار برآورده میشود، در بعضی جاها هم برآورده نمیشود.در مورد جریان اول - که جریان علم و تحقیق است - باید گفت در گذشته در کشور ما کمابیش این جریان بود؛ نمیشود بکلی حرکت دانشگاهىِ پیش از انقلاب را نفی کرد. ایرادهایی بر آن وارد است، لکن بالاخره حرکتی بود که وجود داشت. عناصر دلسوز، علاقه مند و عالمی پیدا میشدند و در دانشگاه ها نقش ایفا میکردند، لکن بعد از انقلاب حرکت علمی در دانشگاه ها سرعت گرفته، که البته دلایلی هم دارد که چرا این پیش آمده است.در این سال های اخیر که مسئله ی تولید علم و نهضت تولید علم، نهضت نرم افزاری، بازگشت به خود، اهتمام به تحقیق در دانشگاه ها مطرح شده، یک حالت جهشی در این حرکت به وجود آمده است؛ در بخشی از مسائل علمی و کارهای علمی و فناوری که نمونه هایش را دارید مشاهده میکنید، در زمینه ی دانش های پزشکی، در زمینه ی دانش های نو، در زمینه ی مسائل هسته ای، در زمینه ی نانو و غیر این ها کارهای مهمی در دانشگاه ها ی ما انجام گرفته است که در گذشته تصور نمیشد که ما بتوانیم؛ محقق ما، استاد ما، دانشجوی ما، جوان ما بتوانند به این نقاط دست پیدا کنند و این جهش را پیدا کنند؛ اما امروز پیدا شده. آنچه مهم است این است که این جهش باید ادامه پیدا کند. ما در زمینه ی مسائل علمی دچار عقب ماندگی مزمن هستیم. آنچه که اهمیت دارد - که من حالا بعد هم عرض خواهم کرد - مسئله ی ادامه ی حرکت سریع است. ما باید این سرعت و این شتابی را که در حرکت علمی ما وجود دارد، سال ها ادامه بدهیم؛ هیچ جایز نیست که ما اندکی توقف کنیم؛ زیرا عقب ماندگی ما از دنیای پیشرفته ی از لحاظ علمی، عقب ماندگی زیاد و قابل توجهی است؛ این را میدانیم، این را میفهمیم و از او رنج میبریم. علت هم این است که ملت ما یک ملت دارای هوشِ زیر متوسط نیست که بگوید حالا حقم است. ملت ما ملتی است که دارای هوش بالای متوسط جهانی است؛ این حرفی است که ثابت شده؛ همه میگویند. خیلیها ذکر میکنند، میگویند، آثارش هم مشاهده میشود. سابقه ی علمی ما و تاریخ علمی ما هم همین را تأیید میکند. این ملت، آن هم در این نقطه ی حساس از کره ی زمین، از لحاظ علمی دچار این عقب ماندگی و فقری که بر او تحمیل کرده اند باشد، غیر قابل تحمل است. ما خدا را شکر میکنیم که چشم ما را به این عقب افتادگی باز کرد؛ به ما تفهیم شد که ما دچار این فقر هستیم و خدا را شکر میکنیم که این همت، این شوق، این امید در مجموعه ی ما به وجود آمد که میتوانیم این عقب ماندگی را برطرف کنیم. بنابراین، این شتابی که وجود دارد، این جهشی که وجود دارد، باید سال ها ادامه پیدا کند.عرض کردیم که کشور باید به عزت علمی برسد. هدف هم باید مرجعیت علمی باشد در دنیا؛ همین طور که بارها عرض کرده ایم. یعنی همین طور که شما امروز ناچارید برای علم و دستیابی به محصولات علمی به دانشمندانی، به کتاب هایی مراجعه کنید که مربوط به کشورهای دیگرند، باید به آنجا برسیم که جوینده ی دانش، طالب علم، مجبور باشد بیاید سراغ شما، سراغ کتاب شما؛ مجبور باشد زبان شما را یاد بگیرد تا بتواند از دانش شما استفاده کند. هدف باید این باشد. این یک آرزوی خام هم نیست. این چیزی است که عملی است. اینجایی هم که ما امروز از لحاظ علمی و فناوری قرار داریم، این هم یک روزی جزو آرزوهای خام به حساب میآمد.یقیناً قبل از انقلاب - قبل از اینکه این حرکت و شوق در مردم به وجود بیاید؛ این احساس دلیری در مقابل موانع در مردم ما به وجود بیاید - اگر میگفتند که کشور ما خواهد توانست به این نقطه از دانش های گوناگون برسد، کسی باور نمیکرد. آن روزی که برای یک بیماری معمولی که امروز توی بیمارستان های درجه ی سه و چهار در شهرستان های دور ما به راحتی آن را علاج میکنند، افراد ناچار بودند به کشورهای خارج بروند، پول های زیادی بدهند، منت زیادی را بکشند - این مال خیلی قدیم نیست، مال همین پیش از انقلاب است - با این وضعی که امروز ما داریم در دانش های گوناگون و در بخش های مختلف، یقیناً یک روزی به نظر خیلیها دست نیافتنی بود؛ اما ملت ما به او دست یافت، جوان های ما به او دست یافتند. همین مسئله ی هسته ای از این قبیل است، مسائل گوناگون در بخش های علمی از این قبیل است. بنابراین، اینی هم که یک روزی کشور ما و ملت ما کاروان دانش را آن چنان پیش ببرد که بتواند در دنیا مرجع علمی باشد، چیز ممکنی است. البته مقدماتی دارد، که این مقدمات بایستی طی شود و این مقدمات شروع هم شده. یکی از این مقدمات، همین خودآگاهی ماست که احساس کنیم که «باید»؛ و احساس کنیم که «میتوانیم». یکی دیگر از مقدمات، تهیه ی نقشه ی علمی جامع کشور است که کشور از لحاظ تحصیل علم و طلب علوم مختلف دچار سردرگمی نباشد. این کار خوشبختانه انجام گرفته. همین دوستان و محققین و برجستگان، برخاسته ی از دانشگاه ها و از این دانشگاه، توانسته اند نقشه ی جامع علمی را تهیه و فراهم کنند، که در شرف نهایی شدن است و این یک گام بسیار بلند در راه پیشرفت علم در کشور است. البته بعد از آنکه نقشه ی جامع علمی تهیه و فراهم شد، کارهای دیگری هم بایستی انجام بگیرد؛ از جمله: ایجاد نظام مهندسی این نقشه، تبدیل نقشه ی جامع علمی به صدها پروژه ی علمی، و سپردن این پروژه ها به پیمانکاران امینی که عبارتند از همین دانشگاه ها و اساتید و مراکز تحقیقاتی دانشگاه ها. بعد، ایجاد شبکه ی نظارت بر این پیشرفت علمی؛ حسن اجراء. و درگیر کردن استاد، دانشجو، محقق - که حالا دانشجویان پرسیدند در زمینه ی پیشرفت علمی، تکلیف ما چیست - این ها حتماً باید در این طرح مهندسی نقشه ی جامع علمی دیده شود. هر تک تک دانشجو میتواند نقش ایفاء کند؛ هر مرکزی از مراکز تحقیقاتی، هر کارگاه آموزشی میتواند نقش ایفا کند و اساتید هم میتوانند. بنابراین یک کار چند ساله است. این کار چند ساله با شدت، با حدت، با پیگیری تمام، با امید بایستی دنبال شود و ان شاءالله به نتایجی خواهد رسید. یقیناً روزی خواهد رسید که شما ببینید مرجعیت علمی یافتن دانشگاه های ایران و دانشمندان ایران چیز دور از دسترسی نیست؛ خیلی نزدیک به شماست. شما جوان ها یقیناً این را خواهید دید؛ من تردیدی ندارم.این مربوط به جریان اول؛ دانشگاه ها و دانشجویی و انتظار از دانشجو که البته نقش اساتید در این جریان اول نقش بسیار تعیین کننده و مهم و حساسی است.جریان دوم که آن مسئله ی آرمان خواهی است در دانشگاه ها - که در زبان متعارف به او گفته میشود جنبش دانشجویی - در کشور ما تاریخ بسیار جالبی دارد. این را از این جهت میگویم و رویش تکیه میکنم که این حرکت باید ادامه پیدا کند و این چیزی نیست که بتواند متوقف بشود؛ چون کشور در شرائطی است و نظام جمهوری اسلامی، ساخت و ویژگیها و مختصاتی دارد که حتماً جنبش دانشجوئی در کنارش بایستی حضور داشته باشد. این جنبش دانشجوئی در کشور ما در تاریخِ ثبت شده و شناخته شده ی خود، همیشه ضد استکبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و بشدت عدالتخواه بوده است. این ممیزات جنبش دانشجوئی ما از روز اول است تا امروز. اگر کسی مدعی جنبش دانشجوئی باشد، اما این ممیزات را نداشته باشد، صادق نیست. دست جنبش دانشجوئی نمیتواند در دست کسانی باشد که در فلسطین قتل عام میکنند، در عراق جنایت میکنند، در افغانستان مردم را از دم تیغ میگذرانند؛ این جنبش دانشجوئی نیست. جنبش دانشجوئی خصلت و خاصیتش در کشور ما لااقل اینجور است - شاید در خیلی از کشورهای دیگر هم باشد - که ضد استکباری، ضد سلطه، ضد دیکتاتوری و طرفدار عدالت است. شروع این حرکت یا مقطع شناخته شده ی این حرکت، همین 16 آذر است.جالب است توجه کنید که 16 آذر در سال 32 که در آن سه نفر دانشجو به خاک و خون غلتیدند، تقریباً چهار ماه بعد از 28 مرداد اتفاق افتاده؛ یعنی بعد از کودتای 28 مرداد و آن اختناق عجیب - سرکوب عجیب همه ی نیروها و سکوت همه - ناگهان به وسیله ی دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود می آید. چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیس جمهور آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتای 28 مرداد بودند، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میکنند، که البته با سرکوب مواجه میشوند و سه نفرشان هم کشته میشوند. حالا 16 آذر در همه ی سالها، با این مختصات باید شناخته شود. 16 آذر مال دانشجوی ضد نیکسون است، دانشجوی ضد آمریکاست، دانشجوی ضد سلطه است.بعد، از آن سال تا سال 42 - که شروع نهضت روحانیت و نهضت دینی و اسلامی در کشور ماست - جنبش دانشجوئی کم و بیش تحرکاتی دارد. من یادم است سالهای 38 و 39 و 40 و ...، دانشجوها تحرکاتی داشتند، منتها بشدت سرکوب میشد و اجازه نمیدادند بروز پیدا کند؛ تا نهضت روحانیت در سال 1341 و اوجش در سال 42 شروع شد، که اینجا باز شما نشانه ی جنبش دانشجوئی را مشاهده میکنید؛ یعنی در تمام پانزده سالی که بین 1342 است که شروع نهضت روحانیت باشد، تا 1357 که پیروزی انقلاب اتفاق افتاد، شما در همه جا و دوشادوش روحانیت و در کنار او، جنبش دانشجوئی را مشاهده میکنید. دانشگاه های کشور، محیطهای دانشجوئی کشور، مرکز تحرک و فعالیت است و یکی از بازوهای اساسی نهضت در تمام طول این مدت - که این را ما از نزدیک هم خودمان شاهد بودیم؛ هم دوستانی که در کار نهضت و مبارزات بودند و هم همه این را تجربه کرده اند و آزموده اند - دانشجویانند. بنابراین، دانشگاه ها یک بخش لاینفک از نهضت روحانیت بودند. البته در دانشگاه ها جریانهای الحادی و ضد دینی و مارکسیست و غیره هم بودند، لکن آن حرکت غالب، مربوط بود به دانشجوهای مسلمان. لذا گروه هائی که تشکیل میشد - گروه های مبارز - و کارهائی که انجام میگرفت مثلاً در زندانها - این زندانهای گوناگون در سالهای مختلف که ما خودمان تجربه کردیم - در همه جا، دانشجوها هم حضور داشتند؛ یعنی روحانیون و دانشجویان عمده ی زندانیها را تشکیل میدادند. همین موجب شد که ما روحانیون مشهد، علمای مشهد و جمع کثیری از مردم مشهد در سال 57، قبل از پیروزی انقلاب، وقتی میخواستیم تحصن انجام بدهیم، این تحصن در مرکز دانشگاهی پزشکی امام رضا انجام گرفت؛ یعنی مرکزیت دانشگاه. در تهران هم تحصنِ علما و روحانیون و انقلابیون و مبارزین برای ورود امام - که در ورود ایشان تأخیر شده بود - در دانشگاه تهران انجام گرفت. اینها نشان دهنده ی نقش دانشگاه و نقش دانشجوست، تا انقلاب پیروز شد.بعد از پیروزی انقلاب این حرکت دانشجوئی - جنبش دانشجوئی، حضور دانشجوئی - صحنه ی عجیبی است. در همان ماه های اول، مسئله ی تشکیل سپاه پاسداران و حضور فعال دانشجویان در سپاه است و به فاصله ی چند ماه، تشکیل جهاد سازندگی به وسیله ی خود دانشجوهاست، که خود دانشجوها جهاد سازندگی را تشکیل دادند و خودشان آن را توسعه دادند؛ خودشان آن را پیش بردند، که یکی از برکات و افتخارات نظام اسلامی، جهاد سازندگی بود. چند ماه بعد از این، موج دوم حضور دانشجویان در مواجهه و مقابله ی با عناصر مسلحی بود که دانشگاه را لانه ی خودشان کرده بودند، که اتفاقاً خیلی از آنها غیر دانشجو بودند و همین دانشگاه تهران تبدیل شده بود به مرکز تسلیحات و تفنگ و مهمات و نارنجک! آنها این وسائل را جمع کرده بودند برای اینکه با انقلاب مبارزه کنند. کسی که توانست اینها را از دانشگاه تهران ازاله کند، خود دانشجوها بودند؛ حرکت عظیم دانشجوها که اینجا هم خودش را نشان داد.سال 59 با شروع دفاع مقدس، حضور دانشجوها در جبهه است که نمونه های مختلفی از آن وجود دارد که یکی از آنها همین حاج احمد متوسلیان و امثال اینها بودند که بلند شدند رفتند منطقه ی غرب در کردستان، در عین غربت - بنده در همان ماه های اول جنگ، پنج شش ماه بعد از اول جنگ، منطقه ی کردستان را از نزدیک دیدم؛ گرد غربت آنجا بر سر همه کأنه پاشیده شده بود - و در تنهائی، بیسلاحی و با حضور فعال دشمن و بمباران دائمی دشمن، این مخلص ترین نیروها در آنجا کارهای بزرگی را انجام دادند که قبل از عملیات فتح المبین - عملیاتی که این سردار بزرگوار و دوستانش انجام دادند - عملیات محمد رسول الله (صلّی الله علیه و اله و سلّم) را انجام دادند که آن، یک نمونه از حضور دانشجویان است. یک نمونه ی دیگر دانشجوهائی هستند که در ماجرای هویزه حضور پیدا کردند که آن دانشجوها را هم بنده، تصادفاً در همان روزی که اینها داشتند میرفتند - روز 14 دی - به طرف منطقه ی نبرد و درگیری، دیدم؛ شهید علم الهدی و شهید قدوسی و دیگران. این مربوط به سالهای 60 و 61 است که البته ادامه پیدا کرد تا آخر جنگ. یعنی واقعاً یکی از بخشهای تأمین کننده ی نیروهای فعال ما در طول دوران هشت سال دفاع مقدس، دانشگاه ها بودند. بعد هم که در همان اوائل دهه ی 60، وقتی بازگشائی دانشگاه ها انجام شد، جهاد دانشگاهی تشکیل شد که یکی از نقاط حساس و یکی از مراکز مایه ی افتخار، جهاد دانشگاهی است. قبل از اینها هم در سال 58، تسخیر لانه ی جاسوسی به دست جنبش دانشجوئی است.حالا دانشجو به حیث دانشجو، عضو جنبش دانشجوئی است. ممکن است آن کسی که خودش در تسخیر لانه ی جاسوسی فعال بوده، بعد از مدتی از کار خودش پشیمان شود - کمااینکه ما پشیمان شده هائی هم داریم! خیلی از کسانی که در جنبش دانشجوئی حضور داشتند، در برهه ی دیگری، گرفتاریهای زندگی و انگیزه های مختلف، ثبات قدم را از اینها گرفت - لکن حرکت بزرگ مربوط به دانشجوست، که این حرکتِ تسخیر لانه ی جاسوسی یکی از مهمترینِ این حرکات است.حالا این یک تاریخچه است، تا امروز هم ادامه دارد. در تمام دورانهای مختلف، در طول انقلاب، حوادث گوناگون، لحظه های حساس و خطیر، حضور دانشجویان مؤمن، متعهد، عدالتخواه، باگذشت، توانسته فضا را در جهت صحیح هدایت کند. این برداشت من از جنبش دانشجوئی و نگاه من به جنبش دانشجوئی است: ضد استکباری، ضد فساد، ضد اشرافی گری، ضد حاکمیت تجمل گرایانه و زورگویانه، ضد گرایشهای انحرافی؛ اینها خصوصیات جنبش دانشجوئی است. در همه ی این سالهای انقلاب، حضور دانشجویان در این صحنه ها، حضور فعال و مؤثری بوده. دانشجوها گفتمان ساز بوده اند، فضای فکری ساخته اند، گفتمانهای سیاسی و انقلابی را در جامعه حاکم کرده اند، که در موارد زیادی این وجود داشته.البته من قضاوتم روی بدنه ی دانشجوست. ممکن است افرادی، بخشهائی از مجموعه ی دانشجوئی جور دیگری باشند. نه تعجب میکنیم، نه انکار میکنیم؛ مطمئناً این است؛ اما بدنه ی دانشجوئی، طبیعت کار دانشجوئی و روحیه ی دانشجوئی، اینی است که عرض کردم. دانشجو ضد ظلم است، ضد استکبار است، ضد سلطه ی خارجی است، عاشق آرمانهای بزرگ است، امیدوار به رسیدن به این آرمانهاست. در واقع حضور قشر جوان، بخصوص دانشجو، موتور حرکت یک جامعه است. باید دانشجوها همیشه به این توجه داشته باشند و روی او برای آینده ی کشور حساب کنند.یک جمله هم در باب تشکل های دانشجوئی عرض کنم. البته منظور تشکل های سیاسی، اجتماعی دانشجویان است؛ تشکل های علمی، بحث دیگری دارد. تشکل های دانشجوئی نقش آفرینند؛ بدون تردید. منتها باید توجه داشت که تشکل دانشجوئی، حزب به این اصطلاحی که امروز در دنیا هست و احزاب با آن اصطلاح شناخته میشوند، نیست و با آن فرق دارد؛ تشکل دانشجوئی با حزب فرق دارد. احزاب و سازمانهای سیاسی در وضع رائج و متعارف عالم، تشکیلاتی هستند که برای رسیدن به قدرت به وجود آمده اند. احزاب در دنیا اینجورند. یعنی مجموعه هائی تشکیل میشوند برای اینکه قدرت سیاسی را در جامعه در دست بگیرند. این خاصیت حزب این است. تشکل های دانشجوئی مطلقاً برای این به وجود نمیآیند و نمیخواهند قدرت را در دست بگیرند. تشکل های دانشجوئی برای رسیدن آرمانها به وجود میآیند که فراتر از مسئله ی به قدرت سیاسی رسیدن و حکومت را به دست گرفتن، است. این - قدرت سیاسی - برایشان مطرح نیست. البته احزاب بدشان نمی آید که از این مجموعه های دانشجوئی برای رسیدن به قدرت استفاده کنند. به نظر ما این، روا نیست و خودِ دانشجوها باید به این توجه داشته باشند. احزاب میخواهند چیزی به دست بیاورند، قدرت را کسب کنند. دانشجوها غالباً با فعالیتهای دانشجوئی، جان خودشان، توان خودشان، نشاط خودشان را مایه میگذارند و چیزی تقدیم میکنند؛ آن جائی که لازم بشود، جان را تقدیم میکنند؛ کما اینکه دیدید.ضمناً تشکل های دانشجوئی فرصتی هم برای دانشجو ایجاد میکند برای کار دسته جمعی. و من به کار دسته جمعی اعتقاد دارم و این را یک نیاز دانشجو میدانم؛ کسب مهارتهای گوناگون؛ مهارتهای سیاسی، اجتماعی. و توجه دارید شما جوانان عزیز؛ چه برادرها، چه خواهرها، که دانشجو محاط به انواع خدعه ها و گردابهای گوناگون است؛ محاط به انواع خطرهاست. در کشور ما لااقل اینجور است. یکی از اهداف توطئه های استکباری در کشور ما، بلاشک دانشجوها هستند. علتش هم معلوم است؛ در کشور ما نسبت جوان، نسبت بسیار بالائی است، نسبت دانشجو هم نسبت بالائی است و دانشجو نقش آفرین است؛ هم در زمینه های علمی، هم در زمینه های سیاسی. آن کسانی که برای این کشور و برای این ملت خوابهائی دیده اند، ناچارند روی دانشجوی ایرانی سرمایه گذاری کنند؛ از جاذبه های غریزی گرفته تا فریبهای سیاسی، تا دکان داریهای بظاهر معنوی - عرفانهای ساختگی - که انواع و اقسام این چیزها وجود دارد. تشکل ها میتوانند مصونیت بخش باشند؛ میتوانند دانشجو را از افتادن در گردابهای مختلف و منجلابهای مختلف نجات بدهند و حفظ کنند. این، نقشی است که تشکل ها میتوانند ایفاء کنند. مسئولین تشکل ها که نامهای مختلفی دارند و با عنوانها ...

ادامه مطلب  

انقلابی ماندن و انقلابی عمل کردن یکی از الزامات سازمان قضایی نیروهای مسلح است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از سازمان قضایی نیروهای مسلح، حجت الاسلام سیداسماعیل خطیب، رئیس مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه در مراسم تکریم و معارفه مدیرکل حفاظت و اطلاعات سازمان قضایی نیروهای مسلح که در سالن غدیر این سازمان برگزار شد، با تسلیت ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و ایام اندوهبار اسارت اهل بیت(ع) اظهار کرد: امام سجاد(ع) و زینب کبری(س) با خطبه ها و افشاگری ها و روضه خوانی ها، حماسه حسینی را به یک حماسه جهانی و نهضت تبدیل کردند که در سراسر تاریخ برای همیشه ماندگار شد و حتی دوست و دشمن درباره آن سخن گفتند.وی ادامه داد: امروز هم به گفته امام راحل(ره) منشاء این انقلاب عاشوراست و همین هیات ها و جلسات و محرم و صفر باعث پیدایش و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی و نظام مقدس گردید و امروز می بینیم همچون دوران گذشته این انقلاب و نظام مقدس بر اساس همان ایده ها و آرمان ها و راه جهاد و شهادت توانسته است در مقابل تمام دشمنی ها، انحراف ها و عملیات روانی و بسیج رسانه های دشمن ظفر یابد.خطیب افزود: دشمن چه زمانی که دشمنی خود را با فتنه گروهک ها شروع کرد و این فتنه را با فتنه منافقان و بنی صدر ادامه داد و چه زمانی که این دشمنی را با جنگ تحمیلی، تحریم ها، تهاجم فرهنگی نهایتا با فتنه 88 به نظر خودش به کمال رساند، نتوانست اقدامی کند و در طول 40 سال انقلاب اسلامی با صبر، برنامه، جهاد، ولایتمداری، شهادت و حرکت بسیجی و جهادی در مقابل نظام سلطه و تمام توانمندی که دشمن علیه نظام به کار گرفته ایستادگی کرد و پیشرفت و ثبات خود را تضمین کرد.وی تصریح کرد: این نظام بر اساس فرهنگ عاشورا برپا و با خون و شهادت بیمه شده است و با رهبری امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری هدایت شده و در در مقابل همه این دشمنی ها پیروز شده است؛ این در حالی است که دشمن در دشمنی خود هیچ کوتاهی نکرد و همه توان خود را در براندازی نظام به کار گرفت.خطیب اضافه کرد: در عرصه های مختلف دشمن در دشمنی خود از هیچ تلاشی فروگذار نکرده است؛ چه در فتنه هایی که از بیرون تحمیل کرد و چه فتنه هایی در درون شکل گرفت که با بصیرت و هوشیاری مردم تمامی اینها با شکست روبرو شد. اکنون نیز پیروزی انقلاب و نظام و تداوم آن به همین بستگی دارد که ما بتوانیم این فرهنگ عاشورایی، زینبی و سیدالساجدینی را در میان خودمان، خانواده ها و نسل خود تداوم ببخشیم و برای همین است که هر روز دشمن به شکلی، تمام همّ و غمّش را برای مقابله با نظام به کار می گیرد؛ حال چه فتنه 88 باشد، چه شرایطی که برجام پیش آورد که بتواند به عنوان پسابرجام از آن استفاده کند و چه دشمنی هایی که با نفوذ در میان نظام و اقتصاد ما پیش آورد.وی خاطرنشان کرد: برخی حوزه های اقتصاد ما با نفوذ افرادی به فساد کشیده شد و در کنار تحمیلی که بر این کشور شد، سبک زندگی، روش و منش برخی افراد، وابستگی و گرایش به غرب پیدا کرد. امروز، جریاناتی تلاش می کنند که فساد را در کشور گسترش دهند ، مقام معظم رهبری این نفوذ را اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی دانستند و امروز با همین امر مواجهیم.وی تصریح کرد: عدهای با ایجاد مجموعه هایی که فعالیتهای فرهنگی و آموزشی انجام می دهند، در جهت نفوذ و گسترش فرهنگ غربی در تلاش هستند که شاهد جدی آن سند ٢٠٣٠ و اسنادی است که به نام توسعه پایدار به کشور وارد می شود. خطیب با اشاره به توطئه های دشمن در بحث اقتصاد و تحریم به تبیین برنامه ریزی دشمن در رابطه با فشار به جمهوری اسلامی پرداخت و گفت: دشمن مدتها فکر می کرد می تواند با یک فشار خارجی این نظام را به زانو در بیاورد. وقتی مایوس و با شکست مواجه شد، به فعالیت ها و اقداماتی در درون نظام پرداخت و عده ای این توطئه را تئوریزه کرده و به عنوان فشار از پایین آن را در جامعه مطرح کردند.وی خاطرنشان کرد: امروزه می بینید که دشمن با یک تغییر رویه این دو اقدام را با هم تلفیق کرده، عوامل نفوذی آنها در داخل و دشمنی های آنها در خارج دست به دست هم داده و همراه و موازی با هم حرکتی را در جهت و بر علیه این نظام پیگیری میکنند که این هماهنگی و همراهی را همگی به خوبی میبینیم که هر روز در حوزه هایی اعم از فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به نحوی بروز پیدا می کند.رئیس مرکز حفاظت و اطلاعات قوه قضائیه به بیان مصادیقی در این زمینه پرداخت و گفت: دشمنان با دشمنی ها، ادامه تحریم ها و فشارها اقدامات خود را علیه جمهوری اسلامی ایران انجام میدهند و با استفاده از جاهلی مثل ترامپ و انداختن او به جان ایران، تلاش می کنند در این ثباتی که نظام پیدا کرده و نفوذی که کشورمان در منطقه ایجاد کرده است، اخلال ایجاد کنند.وی با اشاره به اذعان دشمنان به نفوذ ایران در جهان و منطقه تاکید کرد: دشمن تلاش می کرد و تمام توانش را به کار گرفت که بتواند نظام را در درون مرزهای خودش بر اندازد. سپس به اینجا رسید که آن را در مرزهای خودش محصور کند و امروز می بینید که عملا صدور این انقلاب و نظام، منطقه را فرا گرفته و کار به جایی رسیده که خود دشمن این نظام و این جمهوری اسلامی را به عنوان یک ابرقدرت جهانی به رسمیت می شناسد و ترامپ به عنوان کسی که خود را در راس نظام سلطه می داند، می گوید که دشمنی با ایران هدف من است. خطیب بیان داشت: در بحث برجام و قراردادهای برجام تمام قدرتمندان دنیا در یک طرف می نشینند و ایران را به یک طرف دعوت می کنند؛ ولی دشمن این عظمت ر ...

ادامه مطلب  

منورالفکران ضد ملی/ در تکاپوی معتبرسازی تهدیدات/ دوئل دیپلماتیک بر سر شام  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: ********هشداردرباره توطئه های پسابرجامدکتر ابراهیم کارخانه ای در کیهان نوشت:شکی نیست برجام نه اینکه مشکل اقتصادی کشور را حل نکرد بلکه خود به مشکلی برای کشور و عاملی برای توطئه دشمن تبدیل شده است. در ذیل در قالب 28 سؤال و هشدار مهم در 4 بخش به بررسی لزوم هوشمندی مواجهه با توطئه های پسا برجامی دشمن پرداخته می شود:الف- هوشمندی سیاسی و مقابله پیشدستانه با توطئه های دشمن1- در حالی که جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی سیاسی و اقدامات پیشدستانه تمامی توطئه های مشترک آمریکا و غرب را در منطقه به شکست کشانیده است، چرا این هوشمندی سیاسی و اقدامات پیشدستانه و بازدارنده در برجام مشاهده نمی شود؟2- در حالی که کشورهای طرف مذاکره با آمریکا و غرب که برای حل مشکلات خود موضوع مذاکره را به حوزۀ دفاعی تسری داده اند همگی طعمه دشمن شده اند آیا تصور ورود به مذاکره بر سر توان موشکی و قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تصور خیانت به کشور، انقلاب اسلامی و آرمان شهیدان نیست؟3- در حالی که دولت آمریکا، مصوبات کنگره و حفظ منابع ملی آمریکا را مقدم بر عهدنامه ها و معاهدات بین المللی و حتی مصوبات شورای امنیت می داند آیا تأکید یکجانبه بر برجام گامی در جهت حفظ منافع ملی کشور است؟4- در حالی که از برجام جز نامی باقی نمانده و آمریکا بدون حد و مرز دائما علیه ایران اسلامی تحریم وضع می کند آیا ایجاد فضای دو قطبی بین المللی موافق و مخالف برجام، عرصه سیاسی را بر جمهوری اسلامی ایران برای اتخاذ تصمیم مبتنی بر منافع ملی تنگ تر نخواهد کرد و آیا در شرایطی که حتی رژیم صهیونیستی نیز از برجام دفاع می کند حمایت هدفمند برخی کشورها از برجام گامی در جهت همراهی با آمریکا نیست؟5- با وجود غیر قابل اعتماد بودن آمریکا و غرب و پرونده سیاه آنها در مواجهه با انقلاب اسلامی؛ تیم مذاکره کننده تمامی داشته های خود را یکجا و یک جانبه در سبد معامله با دشمن قرار داد و از اجرای متناظر تعهدات که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید فرموده اند صرف نظر کرد. آیا علی رغم چنین شرایطی طرح مذاکره مجدد با غرب ساده لوحی سیاسی نیست؟6- مگر لازمۀ هوشمندی سیاسی برخورداری از بصیرت سیاسی و مقابله پیشدستانه با راه های توطئه دشمن نیست پس چرا علی رغم شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران تاکنون هیچ گونه اقدام بازدارنده ای صورت نگرفته است و روز به روز بر شدت تحریم ها افزوده می شود؟7- در حالی که برجام نه اینکه مشکل اقتصادی کشور را حل نکرده است بلکه خود به مشکلی برای کشور و عاملی برای توطئه دشمن تبدیل شده است، آیا علت را نباید در خودشیفتگی سیاسی به غرب و غفلت از هشدارهای دقیق مقام معظم رهبری و بی اعتنایی به فریادهای دلسوزانه منتقدان جست وجو کرد؟ آیا نباید از اشتباهات گذشته درس عبرت گرفت؟8- با وجودی که در برجام تمامی خواسته های آمریکا در موضوع کنترل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران محقق شده است آیا علت مخالفت تاکتیکی ترامپ با برجام اقدامی فریبکارانه برای انحراف افکار عمومی جهان و اعمال فشار بیشتر سیاسی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران نیست؟9- اگر مجریان برجام در چهار مرحله اصلی برجام شامل: مذاکره، توافق، اجراء و نظارت، هوشمندانه عمل کرده اند، ریشۀ این همه نابسامانی های در برجام در کجاست و چرا علی رغم شفاف و صریح بودن تعهدات جمهوری اسلامی ایران، تفسیر واحدی از تعهدات طرف مقابل که رهبر فرزانه انقلاب بر آن تأکید فرموده بودند مشاهده نمی شود؟10- اگر بر اساس بند 2 نامه مهم مقام معظم رهبری درباره برجام که در آن بر اجرای بند 3 قانون اقدام متقابل و متناسب مجلس شورای اسلامی تاکید شده بود چنانچه با اولین عهدشکنی آمریکا که درست روز بعد از اجرای برجام صورت گرفت در اقدامی قاطع برجام متوقف و کلیه فعالیت های هسته ای از سر گرفته می شد آیا شاهد وضعیت اسفبار کنونی در رابطه با برجام بودیم؟ آیا دشمن جرأت پیدا می کرد دست به اعمال شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران بزند؟ب- لزوم هوشیاری در برابر اقدامات فریبکارانۀ اروپا11- اگر اروپا با حفظ برجام موافق است چرا در برابر نقض مکرر برجام و اعمال شدیدترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه اقدامی علیه مواضع ضد برجامی آمریکا انجام نمی دهد؟12- در حالی که غرب به بهانۀ هراس شرکت ها و بانک های بزرگ اروپایی از آمریکا خود ناقض برجام و همگام با آمریکاست آیا اصرار کشورهای اروپایی بر حفظ برجام یک بازی فریبکارانه و توطئه سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟13- در جایی که شیطان بزرگ منفورترین کشور جهان نزد ملت ایران است آیا در یک تقسیم کار تاکتیکی و سیاسی مقرر نشده است آمریکا برنامه های خود را به نحوی فریبکارانه از طریق اروپا پیگیری و برنامه ریزی نماید؟14- چرا با وجود 10 نامه ظریف به کمیسیون مشترک، هیچ گاه آمریکا به عنوان ناقض برجام شناخته نشده است و همواره طرفین بر پایبندی به برجام دعوت شده اند. آیا علت آن همراهی کامل اروپا با آمریکا نیست؟15- در حالی که اروپا هم خط آمریکا است و در طول 38 سال گذشته همواره سیاست واحدی را علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نموده است، آیا حمایت اروپا از برجام یک بازی سیاسی هدفمند برای ایجاد انحراف در دستگاه محاسباتی تصمیم سازی جمهوری اسلامی ایران نیست؟16- در حالی که اروپا با هدف اصلی آمریکا علیه انقلاب اسلامی یعنی کنترل فعالیت های موشکی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران کاملاً اتفاق نظر دارد، آیا دفاع اروپا از برجام یک توطئه فریبکارانه و هدفمند علیه انقلاب اسلامی نیست؟17- در حالی که آمریکا و اروپا در اتخاذ سیاست های کلی جهانی و منطقه ای همسنگر یکدیگرند آیا مذاکره مجدد با اروپا ساده لوحی سیاسی نیست؟18- اروپا از کدام برجام دفاع می کند برجامی که طعمه ترامپ شده است و یا برجامی که خود آنها به بهانۀ آمریکاهراسی آن را زیر پا گذاشته اند؟ واقعیت این است که هیچ تفاوتی در پایبندی آمریکا و اروپا به برجام وجود ندارد و هر تصمیمی که دولت و کنگرۀ آمریکا بگیرد اروپا نیز همان را اجرا می کند و تنها تفاوت در تاکتیک های آنهاست.19- در حالی که رئیس جمهور محترم در طی مذاکرات سال های 84-82 با سه کشور اروپایی که بدون هیچ گونه دستاوردی منجر به توقف کامل کلیه فعالیت های هسته ای گردید، خود رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای بوده و در سال 92 ادامه مذاکره با آنها را بدون حضور آمریکا بی فایده و مشروط به کسب اجازه آنها از آمریکا می داند آیا ورود به مذاکره مجدد با کشورهای اروپایی که توسط برخی مطرح می شود به معنی عدم عبرت گیری از گذشته و زخم مجدد بر پیکره نظام اسلامی نیست؟ج- تصمیم نهایی آژانس حرف آخر آمریکا20- آیا برخورد تاکتیکی آژانس با موضوع امکان ورود به اماکن نظامی، در جهت ایجاد انحراف در دستگاه محاسباتی تصمیم گیری جمهوری اسلامی ایران برای خروج بهنگام و پیشدستانه از برجام و یا npt طراحی و برنامه ریزی نشده است؟21- با وجود مخالفت قاطع جمهوری اسلامی ایران با بازرسی از اماکن نظامی آیا اعلام آمانو مبنی بر امکان بازرسی از اماکن نظامی پس از مذاکره با نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل علی رغم تأیید مکرر پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، چراغ سبز آژانس برای ورود بهنگام آمریکا به توطئه ای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟22- آیا بین اعلام آژانس مبنی بر امکان بازرسی از اماکن نظامی و مصوبه مجلس سنای آمریکا درباره ورود آژانس به اماکن نظامی جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی هدفمندی وجود ندارد؟ آیا برگ نهایی توطئه بهنگام آمریکا در دست آمانو نیست؟23- آیا ساده انگاری سیاسی نیست که تصور شود که آژانس از اجرای مصوبه کنگره آمریکا مبنی بر ورود بازرسان آژانس به اماکن نظامی جمهوری اسلامی ایران سر باز خواهد زد و به دفاع از جمهوری اسلامی ایران در مقابل آمریکا و غرب خواهد ایستاد؟24- آیا با توجه به سوابق سوء آژانس و آموزش بازرسان اعزامی در آمریکا، جایی برای خوش بینی به این نهاد بدسابقه که از بدو تولد در جهت سیاست های آمریکا عمل کرده است وجود دارد؟ آیا حرف نهایی آژانس حرف آخر آمریکا نخواهد بود؟د- پایان وقت نظارت و لزوم اتخاذ تصمیم نهایی25- آیا پس از گذشت قریب دو سال از اجرای برجام، چیزی از تعهدات طرف مقابل باقی مانده است که بر اجرای آنها نظارت شود؟ آیا وقت اقدام متقابل و تصمیم گیری بهنگام فرا نرسیده است؟26- در برابر نقض مکرر برجام و اعمال شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران چه اقدام بازدارنده ای از سوی هیئت نظارت بر اجرای برجام صورت گرفته است؟ آیا عدم اجرای قانون اقدام متقابل و متناسب مجلس شورای اسلامی و صرفاً اکتفا بر پاسخ لفظی موجب ترغیب بیشتر دشمن به اعمال تحریم های بیشتر نشده است؟27- آیا در حالی که از برجام جز کاغذی بر جای نمانده است، تأکید کشورهای اروپایی و حتی رژیم صهیونیستی بر حفظ برجام یک بازی انحرافی و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟ آیا ستاد پیگیری برجام نباید در برابر این تناقضات آشکار تصمیم گیری و روشنگری کند؟28- آیا ستاد پیگیری اجرای برجام آن قدر که بر اجرای دقیق تعهدات جمهوری اسلامی ایران تأکید داشته است پیگیر اجرای تعهدات طرف مقابل بوده است اگر جواب مثبت است چرا در حالی که جمهوری اسلامی ایران 100 درصد تعهدات خود را انجام داده است طرف مقابل نه اینکه به تعهدات خود عمل نکرده است بلکه تحریم های شدیدتری را نیز علیه جمهوری اسلامی ایران وضع و اجرا نموده است؟دوئل دیپلماتیک بر سر شامعلیرضارضاخواه در خراسان نوشت:به دنبال اعلام پایان خلافت سیاه داعش توسط سردار قاسم سلیمانی، فرماندهی سپاه قدس، این روزها شاهد جابه جایی صحنه رویارویی قدرت های سیاسی منطقه ای و فرا منطقه ای از عرصه میدانی به عرصه دیپلماسی هستیم. از یک سو تروئیکای ایران، روسیه و ترکیه با برگزاری مذاکرات آستانه به دنبال حرکت به سمت صلحی پایدار در سوریه هستند و از سوی دیگر کشورهای غربی به ویژه فرانسه و متحدان منطقه ای آن ها به ویژه عربستان در تلاش اند تا از طریق مذاکرات ژنو شکست های خود را در عرصه میدانی جبران کنند. مذاکرات آستانه که به ابتکار جریان مقاومت و به ویژه ایران حدود 14 ماه پیش کلید خورد تاکنون دستاوردهای واقعی و تاثیر گذاری داشته است از جمله این دستاوردها می توان به "آتش بس های متعدد زمانمند" و "ایجاد مناطق صلح پایدار در داخل خاک سوریه" اشاره کرد. در مقابل نشست ژنو که به ابتکار دول غربی و عربی حدود شش سال پیش آغاز شده تاکنون هیچ دستاورد ملموسی نداشته است. دور جدید دوئل دیپلماتیک آستانه و ژنو در شرایطی در حال شکل گیری است که سه مولفه اصلی، وضعیت میدانی سوریه، اوضاع منطقه ای غرب آسیا و تحولات کلان بین المللی، موفقیت هر کدام از این نشست ها را تعیین می کند. در ادامه مطلب، به این سه مولفه کلیدی می پردازیم.الف: وضعیت میدانی سوریهاولین مولفه کلیدی اوضاع میدانی سوریه است. در سطح میدانی با توجه به آخرین تحولات صورت گرفته می توان گفت، در داخل سوریه چهار بازیگر اصلی قابل شناسایی هستند که البته وزن و توان نظامی و سیاسی آن ها بسیار متفاوت است. بازیگر اول دولت سوریه است که می توان گفت چیزی کمتر از دو سوم خاک این کشور را تحت کنترل دارد که البته باید گفت، این دو سوم مهم ترین بخش های سوریه از جمله دمشق، پایتخت و نوار ساحلی غرب کشور را که بخش استراتژیک سوریه محسوب می شود، در خود جای داده است. طرف دومی که بیشترین مناطق خاک سوریه را اکنون در اختیار خود دارد، ائتلاف موسوم به "نیروهای سوریه دموکراتیک" است که ستون فقرات آن را نیروهای کرد سوری تشکیل می دهند و تحت حمایت مستقیم آمریکا قرار دارد. این گروه اکنون بخش عمده نوار شمالی سوریه و مناطق وسیعی از استان دیرالزور، رقه، حلب و حسکه را در اختیار دارد و در مجموع می توان گفت کمی بیش از یک سوم خاک سوریه اکنون در اختیار این گروه شبه نظامی است. ائتلاف سوریه دموکراتیک بارها اعلام کرده است با ارتش سوریه دشمنی ندارد اما در عین حال تاکید دارد که قصد ندارد مناطقی را که از اشغال داعش یا دیگر مخالفان سوری خارج کرده است، به دولت سوریه واگذار کند . این ائتلاف که به طور عمده نظرات و طرح های آمریکا در سوریه را پیاده می کند، خواهان تشکیل کشوری فدرال است که هر منطقه در اداره خود تا حدودی آزادی عمل داشته باشد، پیشنهادی که دولت سوریه گفته است با کلیت آن مخالفتی ندارد و آماده است بر سر آن مذاکره کند. بازیگر سوم مجموعه معارضین سوری هستند که البته بسیار متکثر و ناهمگون هستند و بر بخش های مختلفی از خاک سوریه سیطره دارند که در چند کانون و نقطه اصلی در سراسر خاک سوریه پراکنده شده است. بزرگ ترین منطقه تحت کنترل آن ها در ادلب قرار دارد که اکنون بیشتر جریان های افراط گرا مانند النصره و احرارالشام در آن جا حکمرانی می کنند. بازیگر آخر هم داعش است که این روزها نفس هایش به شمارش افتاده و در بخش های بیابانی سه استان حسکه، دیرالزور و حمص پراکنده شده است. در همین حال بخش هایی از شمال سوریه نیز در کنترل ارتش ترکیه و هم پیمانان سوری آن هاست، آمریکایی ها نیز حدود دو هزار نیرو در خاک سوریه دارند که در مناطق کرد نشین مستقر هستند. نیروهای روسی نیز در کنار نیروهای مقاومت در مناطق تحت کنترل دولت مستقر هستند.ب: اوضاع منطقه ای غرب آسیامولفه تاثیر گذار دوم در فرجام دوئل دیپلماتیک بر سر سوریه، اوضاع منطقه ای با تاکید بر چهار بازیگر اصلی یعنی ایران، ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی است. عربستان به عنوان حامی اصلی معارضین تکفیری و مخالفان دولت مرکزی سوریه، این روزها به شدت درگیر بحران داخلی است. سرکوب تعداد زیادی از شاهزادگان مخالف بن سلمان به بهانه مبارزه با فساد از یک سو، ناتوانی در جنگ یمن و سوریه از سوی دیگر باعث شده است تا محمد بن سلمان که تلاش دارد هرچه زودتر بر تخت پادشاهی تکیه بزند، بیش از همه چیز درگیر حفظ جایگاه و موقعیت داخلی اش باشد. هرچند این روزها سعودی ها تلاش کرده اند تا با برگزاری نشست هایی تروریست های سوری را برای مذاکرات ژنو بزک کنند، اما سیاست اصلی ریاض در ماه های پیش رو تلاش برای بحران آفرینی منطقه ای به ویژه در لبنان خواهد بود. در این بحران آفرینی رژیم صهیونیستی نیز که این روزها به شدت نگران تقویت محور مقاومت در منطقه است به احتمال زیاد ریاض را همراهی خواهد کرد. نشانه های چنین رفتاری را می توان در گروگان گیری سعد حریری و اجلاس اخیر اتحادیه عرب بر ضد حزب ا... و علنی ساختن روابط ریاض و تل آویو دید. از سوی دیگر ترکیه که پیشتر تلاش می کرد خود را به عنوان رهبر جریان معارض سوری معرفی کند، به دنبال سیاست های واشنگتن در حمایت از کردهای سوری و اختلاف ریاض با جریان های اخوانی منطقه، فاصله خود را با محوری غربی-عربی-عبری بیشتر کرده است و تلاش دارد تا با چرخش به سمت عملگرایی در سیاست خارجی، از اشتباهات گذشته اش درس بگیرد. هرچند توافق اخیر اردوغان و ترامپ درباره قطع کمک واشنگتن به کردها نگرانی هایی را از احتمال چرخش دوباره ترکیه برانگیخته است، در این میان جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه پیروزی های میدانی خود در عراق و سوریه، ثبات داخلی و دیپلماسی قوی و هوشمندانه اش، توانسته است جایگاهی برتر در منطقه را کسب کند. امری که می تواند در پیشبرد اهداف کشورمان در مذاکرات آینده سوریه نقطه قوت محور مقاومت محسوب شود.ج: تحولات بین المللیسومین عامل تعیین کننده در دوئل دیپلماتیک پیش رو، تحولات بین المللی به عنوان سطح کلان تحلیل است. سه بازیگر اصلی تحولات بین المللی آمریکا، روسیه و چین هستند. آمریکا به عنوان حامی اصلی مخالفان سوری در یک سال گذشته و به دنبال روی کارآمدن دونالد ترامپ سیاست انزواگرایی را در پیش گرفته و مداخلات خود را در غرب آسیا کاهش داده است، به گونه ای که به تازگی رابرت فیسک روزنامه نگار انگلیسی با اشاره به این واقعیت در روزنامه ایندیپندنت نوشت" در خاورمیانه دیگر حرف آخر را آمریکا نمی زند، رقبا جای آن را گرفته اند". این عقب نشینی آمریکا از تحولات بین المللی را می توان در تلاش های پاریس برای جایگزینی واشنگتن و برنامه پنتاگون برای کاهش حمایت هایش از نیروهای سوریه دموکراتیک نیز دید. از سوی دیگر روسیه به عنوان دیگر بازیگر بین المللی این روزها رویکرد بین الملل گرایی خود را به شدت افزایش داده است و تلاش می کند تا خلأ موجود در نتیجه انزواگرایی آمریکایی را با یارگیری های منطقه ای و فرامنطقه ای پر کند. همزمان چین نیز تلاش می کند تا با اتکا به قدرت اقتصادی اش خود را برای جهان چند قطبی عصر افول آمریکا آماده کند.در پایان باید تاکید کرد که با توجه به مولفه های ذکر شده احتمال این که در دوئل دیپلماتیک پیش رو، محور غربی-عربی-عبری موفقیتی کسب کند بسیار بعید به نظر می رسد، بنابراین می توان پیش بینی کرد در چنین شرایطی بازیگران منطقه ای دست به ماجراجویی های جدیدی برای به هم ریختن ثبات نسبی ایجاد شده بزنند.مسابقه مصرفامیر استکی در وطن امروز نوشت: «تحریک مصرف» به عنوان اصلی ترین عامل «افزایش تقاضا» همواره برای «رونق اقتصادی» و «افزایش رشد اقتصادی» در اقتصادهای سرمایه داری مطرح بوده است. در سیستم به هم پیوسته تجارت جهانی افزایش مصرف در هر یک از واحدهای این سیستم منافعی را برای همه واحدها به دنبال خواهد داشت. درست است که در این سیستم هر واحد همه آنچه مصرف می کند را تولید نمی کند اما در شرایطی که این واحدها در یک سیستم جهانی تجارت آزاد به هم پیوسته شده اند، اگر در هیچ واحدی محدودیتی برای افزایش مصرف به وجود نیاید، در نهایت همه این واحدها به علت وابستگی های متقابل شان از بالا رفتن مصرف بشدت استقبال خواهند کرد اما در عالم واقع همه واحدها از این افزایش مصرف «سود» نمی برند.نکته اساسی اینجاست که مزیت های نسبی واحدهای مختلف با هم متفاوت است و تنها در صورتی یک واحد از افزایش مصرف در خود و دیگر واحدها سود می برد که مزیت های نسبی اش کمترین وابستگی را به مواد خام و منابع طبیعی اش داشته باشد. به عبارت دیگر ارزش افزوده ای که در تولید کالا و خدمات و مخصوصا در تولیدات با تکنولوژی بالا وجود دارد در محصولات کشاورزی و منابع زیرزمینی که به شکل خام فروخته می شوند وجود ندارد. با این اوصاف هر چه یک اقتصاد توسعه یافته تر باشد، از جریان افزایش مصرف جهانی سود بیشتری می برد و می تواند بدون هیچ محدودیت بزرگی این جریان را در درون خود آزاد بگذارد. اما در اقتصادهای وابسته به منابع طبیعی، افزایش مصرف اگرچه ممکن است ولی در تحلیل نهایی نوعی غارت خودخواسته منابع تجدیدناپذیر و سرمایه های آن اقتصاد است. تولید کالا و خدمات در یک اقتصاد توسعه یافته به شکل موثری تجدیدپذیر است ولی تولید نفت، سنگ آهن، مس و... در یک اقتصاد توسعه نیافته محدودیت های اساسی دارد. با این اوصاف بیشترین سود از مسابقه مصرفی که هم اکنون در جهان برپاست به جیب کشورهای توسعه یافته می رود و کشورهایی مانند ایران که عمده منابع ارزی آنها وابسته به نفت و مشتقات آن است در تحلیل نهایی بازندگانی بزرگ خواهند بود. افزایش مصرف در کشوری مانند ایران باید گام به گام با توسعه اقتصادی غیروابسته به نفت افزایش یابد تا هم در ابتدا محرکی برای تولیدات داخلی و هم در وهله دوم عاملی برای تسهیل پیوستن به جریان آزاد تجارت جهانی باشد.اما در شرایطی که خبری از توسعه اقتصادی و افزایش رشد اقتصادی غیر وابسته به نفت در ایران نیست، افزایش مصرف کالاهای وارداتی در اصل غارت منابع کشور و زدن جیب آیندگان است. اقشاری که بیشترین مصارف کالاهای وارداتی را دارند در اصل در حال بلعیدن منابع ملی هستند. از آنجا که قیمت ارز بنا بر دلایل سیاسی توسط دولت بشدت کنترل می شود و بنا به اذعان کارشناسان اقتصادی از وضعیت متعادل خود فاصله زیادی دارد، لذا افزایش مصرف کالای وارداتی ضربه بزرگی به منافع آحاد ملت می زند، چرا که دولت با دسترسی به منابع ارزی ناشی از فروش دارایی های سرمایه ای - نفت و مشتقاتش و منابع دیگر طبیعی- قادر به پایین نگه داشتن و کنترل نرخ ارز شده است و مابه التفاوت نرخ کنونی با نرخ تعادلی دلار در اصل از منابع عمومی پرداخت می شود. وضعیتی که از هزینه کرد سرمایه های همه مردم ایجاد می شود ولی برندگان اصلی آن اقشاری هستند که با دسترسی به درآمدهای ریالی بالاتر امکان بیشتری برای مصرف کالاهای وارداتی دارند. هزینه رفاه طبقات متوسط به بالای جامعه در شرایط کنونی از جیب همه مردم ایران پرداخت می شود. نکته جالبی که درباره کشور ما وجود دارد این است که نزدیک به 90 درصد کالاهای مصرفی مورد نیاز مردم در داخل کشور تولید می شود و همین باعث شده است در هر سطحی از قیمت نفت دولت ها بتوانند قیمت دلار را به نحوی موثر مدیریت کنند، چرا که نیازهای عمده ارزی کشور از واردات حجم بالای کالای مصرفی رها و بیشتر درگیر مصارف مربوط به واردات مواد اولیه، ماشین آلات و کالاهای سرمایه ای است اما در دولت های جناب روحانی با توجه به سیاست های انقباض مالی که تورم را هدف گرفته اند، رکود سنگینی بر بخش های مختلف اقتصاد کشور سایه انداخته است که با تعطیلی بنگاه های کوچک و بزرگ اقتصادی در عرصه تولید، ذره ذره توانمندی های تولیدی داخل را نابود می کند. برخلاف ادعاهای نزدیکان دولت تدبیر و امید، این تلاش های آنها - خاصه در انعقاد برجام - نبود که از ابتلای ایران به سرنوشت ونزوئلا جلوگیری کرد، بلکه این توانمندی های تولید داخلی بود که توانست تا حدود بسیار بالایی ضربه شوک ارزی را بگیرد. اما در این چند سال این ت ...

ادامه مطلب  

مطالباتی برای«عزت»/فرمایشات سال ۹۶ رهبرانقلاب در حوزه سیاست خارجی  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست، سینا سنجری: چند سالی است که سیاست و رویکردی به جامعه القا می شود که بدون اتکا به قدرت های غربی و کمک آنها هیچگاه به رشد و توسعه در حوزه های اقتصادی، سیاسی و صنعتی نخواهیم رسید.از سوی دیگر برخی جریان های سیاسی جلب نظر قدرت های غربی برای همکاری در پروژه های اقتصادی و تولید ثروت را در تنزل برخی سیاست های خارجی و منطقه ای عنوان می کنند و معتقدند بدون قفل شدن در اقتصاد بین الملل و پذیرش نظام حاکم در جامعه جهانی، «تیک آف اقتصادی» صورت نخواهد گرفت.تفکری عقیم و بی فایده! رهبر معظم انقلاب در اول فروردین سال ۹۴ در پاسخ به کسانی که چنین نظراتی را مطرح می کنند، فرمودند: «یک دیدگاه معتقد است رونق و پیشرفت اقتصادی با نگاه به بیرون از مرزها امکان پذیر است، بنابراین باید سیاست خارجی را تغییر دهیم و با مستکبر کنار بیاییم و زورگویی های او را بپذیریم تا مشکلات اقتصادی حل شوند. این دیدگاه کاملا غلط، عقیم و بی فایده است»توصیه ای به فرماندهان نیروهای مسلح؛ «مقهور جنگ روانی دشمن نشوید» آنچه معظم له در اکثر دیدارهای خود از مسئولین مطالبه می کنند، لزوم دشمن شناسی و آمادگی حداکثری در مقابل توطئه دشمنان انقلاب اسلامی است. ایشان در دیدار نوروزی که در ابتدای سال ۹۶ با فرماندهان نیروهای مسلح داشتند، تصریح کردند: «دشمن، هر یک از بخش های نیروهای مسلح همچون ارتش، سپاه، نیروی انتظامی و بسیج را به نحوی می کوبد تا از درون تهی شوند اما نیروهای مسلح باید از لحاظ سازماندهی روزبه روز قوی تر شوند»حضرت آیت الله خامنه ای آنچه از فرماندهان نیروهای مسلح خواست، این بود که نسبت به تقویت روحیه نیروهای مسلح اهتمام ورزند. و هیچگونه ضعفی در مقابل دشمن به خود راه ندهند و تحت تاثیر جنگ روانی او نیز قرار نگیرند: «دشمن تلاش می کند با استفاده از تاکتیک های جنگ روانی، در مسئولان ضعف و تزلزل ایجاد، و احساس "نمی شود و نمی توانیم" را در آن ها القا کند»سرکوب دشمن، تقرب به درگاه الهی استدر قاموس فکری رهبر انقلاب تسامح در مقابل دشمن هیچ جایگاهی ندارد و سرکوب او نه معنای افراطی گری می دهد و نه اقدامی درجهت تنش آفرینی و ماجراجویی است. مقام معظم رهبری در دیدار نوروزی که با جمعی از مسئولان کشور در ۲۱ فروردین ۹۶ داشتند، برای سرکوب دشمنان نظام اسلامی از تعبیری با عنوان «تقرب به درگاه الهی» استفاده کردند و فرمودند: «امروز جبهه بزرگی از دشمنان خبیث در مقابل نظام اسلامی قرار دارند که هدف همه آن ها نابودی یا از درون تهی کردن جمهوری اسلامی است و هرگونه تلاش برای زمین گیر کردن دشمن در تضعیف نظام، در واقع همان تقرب به درگاه الهی است»اگر کسی [مسئولی] می خواهد از دشمن بترسد، به حساب ملت نترسد! امام خامنه ای در کنار هر مطالبه ای که از مسئولین برای پیگیری حل مسائل معیشتی و اقتصادی دارند، ایستادگی و قاطعیت در مقابل دشمن را هم به آنها گوشزد می کنند، گویی در دیدگاه ایشان اگر مسئولین کشور در برابر متخاصمین انقلاب سستی و انفعال نشان دهند، چرخ اقتصاد را هرگز نمی توانند بچرخانند.ایشان در دیدار با فرماندهان و کارکنان ارتش جمهوری اسلامی در ۳۰ فروردین ۹۶، اصلی ترین وظیفه مسئولان در کنار پیگیری سیاست های اقتصاد مقاومتی را «ایستادگی در مقابل ابرقدرت ها و نترسیدن از تشر آنها» دانستند.رهبر انقلاب یکی از نقاط قوت ملت ایران را روحیه شجاعت و ایستادگی ملت ایران در برابر تشرها و اخم های ابرقدرت ها عنوان کردند و فرمودند: «برای یک کشور بدترین حالت آن است که مسئولان آن کشور، از تشر دشمن بترسند زیرا این کار، در را برای ورود، تجاوز و تعرض او باز می کند»امام خامنه ای خطاب به آنهایی که عربده دشمن لرزه بر دلهایشان می اندازد تاکید کردند: «ترسیدن و دلهره از تشر دشمن و تحت تأثیر اخم قدرتمندان قرار گرفتن، اولِ بدبختی است. اگر کسی هم می خواهد بترسد، اشکالی ندارد اما از طرف ملت و به حساب مردم نترسد زیرا ملت ایران ایستاده است»قول بدهید که برای پیشرفت کشور به دشمن چشم نخواهید دوخترهبر انقلاب در عین اینکه مخاطب عمده مطالباتشان مسئولین کشور است، اما از سوی دیگر از مردم نیز انتظار دارند تا نظام اسلامی را در برخورد قاطع با دشمنان انقلاب یاری کنند.مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی که بمناسبت سالروز مبعث پیامبر اسلام(ص) در ۵ اردیبهشت ۹۶ برگزار شد از مردم خواستند «با حضور در انتخابات پیشِ رو، دشمنان اسلام و ایران را مأیوس کنند.»امام خامنه ای در این دیدار مطالبه مهمی را نیز از کاندیداهای انتخابات کردند، مطالبه ای که باز هم از جنس مقابله و عدم تاثیرپذیری از دشمن بود؛ ایشان فرمودند: «[از نامزدهای انتخابات می خواهم] قول بدهند برای پیشرفت کشور، توسعه اقتصادی و باز کردن گره ها، به بیرون از مرزها، نگاه نخواهند کرد بلکه به توانایی های ملت و ظرفیت های کشور چشم می دوزند»مطالبه ای از مردم و پاسخی به یک ادعا؛ «سایه جنگ را حضور مردم از بین می برد» در اندیشه رهبر انقلاب، تا زمانی که مردم در صحنه باشند دشمن جرات نخواهد کرد به خاک کشور تعرض کند.ایشان در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ماه ۹۶ در دیدار جمعی از کارگران که بمناسبت روز کارگر با معظم له دیدار کردند، فرمودند: «حضور کارگران و همه قشرهای ملت در صحنه، همواره سایه جنگ و تعرض و شر دشمن را از سر کشور کم خواهد کرد.»اما در این میان همان جریان سیاسی که پیشرفت و شکوفایی اقتصاد را منوط به هضم شدن در نظام حاکم بین الملل می داند، در ایام انتخابات درصدد این بود که بگوید، اگر ما در راس دستگاه اجرایی نباشیم حمله نظامی دشمن به کشور حتمی است.ایشان در این دیدار در واکنش به ادعای این جریان گفتند: «گاهی می شنویم بعضی می گویند یا در گذشته گفته اند که وقتی ما آمدیم مسئولیت پیدا کردیم، توانستیم سایه جنگ را از سر کشور رفع کنیم، اما این حرف ها درست نیست و واقعیت آن است که در تمامی سال های متمادی، حضور ملت در صحنه، باعث رفع سایه جنگ و تعرض از سر ایران شده است»به صراحت اعلام کنید جمهوری اسلامی احتیاجی به این سند [۲۰۳۰ یونسکو] نداردمقام معظم رهبری در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ با انتقادی شدید از پذیرش بی سر و صدای سند ۲۰۳۰ یونسکو توسط دولت فرمودند: «این سند و امثال آن، مواردی نیستند که جمهوری اسلامی ایران تسلیم آن ها شود، و امضای این سند و اجرای بی سروصدای آن قطعاً مجاز نیست و به دستگاه های مسئول نیز اعلام شده است»مطالبه امام خامنه ای از دولت و آموزش پرورش اجرای سند تحول در آموزش و پرورش بجای پذیرش سند ۲۰۳۰ بود. ایشان تاکید کردند: «اینجا جمهوری اسلامی ایران است و در این کشور مبنا اسلام و قرآن است. اینجا جایی نیست سبک زندگی معیوب و ویرانگر و فاسد غربی بتواند اعمال نفوذ کند. در نظام جمهوری اسلامی پذیرش چنین سندی، معنا ندارد. با صراحت اعلام کنید جمهوری اسلامی احتیاجی به این سند ندارد»اصول و مبانی خود را در ارتباطات بین المللی با صراحت اعلام کنیدرهبر معظم انقلاب مساله انتخابات را علاوه بر تاثیرات داخلی، همواره در مقیاس بین المللی تعریف کرده اند. ایشان در مراسم دانش آموختگی دانشجویان دانشگاه افسری امام حسین(ع) در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ در توصیه ای به کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، هرگونه قانون شکنی و بداخلاقی را مایه امیدواری دشمنان انقلاب عنوان کردند و فرمودند: «آقایان نامزدها باید صراحتاً نشان دهند که در مقابل زیاده خواهی آمریکا و خباثت صهیونیست ها ایستاده اند»امام خامنه ای در محفل انس با قرآن کریم در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۶ نیز به پایداری بر حق و اصرار بر اصول و محکمات انقلابی توسط مردم و مسئولین تاکید کردند و گفتند: «در راه ایمان باید قوی، صریح و ثابت قدم باشید و من اصرار دارم که در بیان مبانی اسلامی، آحاد ملت و مسئولین کشور صراحت داشته باشند. پیشرفت ارتباطات بین المللی هیچ منافاتی با صراحت در بیان مبانی و اصول ندارد و باید در میدان عمل وارد شد و بر خدا توکل کرد»مطالبه ای از مسئولین برای ایستادگی: «تسلیم زورگویان و قدرت ها نشوید» مقام معظم رهبری انقلابی گری را در حوزه سیاست خارجی و برخورد با ابرقدرت های سلطه گر، نه تنها نافی عقلانیت نمی دانند بلکه همواره این دو مولفه را مقوم یکدیگر عنوان می کنند.ایشان در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی(ره) در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۶ تاکید کردند: «انقلابیگری یعنی مسئولان کشور هدفشان راضی کردن قدرت ها نباشد و بدون انفعال و تسلیم در مقابل زورگویان، فریب آن ها را نخورند و با دوری از ضعف نفس در مقابل شیطان بزرگ، همت و هدف خود را در به کارگیری نیروها و عناصر داخلی، حل مشکلات و راضی کردن مردم متمرکز کنند»امام خامنه ای در این مراسم ضمن مطالبه از مسئولین برای مقاوم سازی کشور جهت مبارزه با تحریم ها، خاطر نشان کردند: «باید کشور در مقابل تحریم های آمریکا، مقاوم سازی شود. آمریکایی ها با وقاحت هر روز ساز جدیدی علیه ملت ایران کوک می کنند که مسئولان باید در مقابل آن ها کشور را از همه جهات سیاسی و اقتصادی مقاوم کنند»دانشجویان نباید در قید ...

ادامه مطلب  

آخوندی:ضرورت تفکیک اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی در مباحث نظام مهندسی ساختمان  

درخواست حذف این مطلب
وزیر راه و شهرسازی در نخستین همایش ملی اخلاق مهندسی در صنعت ساختمان در استان قم با تاکید بر اینکه ضمانت اجرای اخلاق عمومی قانون است در حالیکه ضمان اجرای اخلاق خصوصی، وجدان است خواستار تفکیک اخلاق عمومی از اخلاق خصوصی شد و گفت: اگر از ارزش های اخلاق خصوصی انتظار داشته باشیم که به اخلاق عمومی منتج شود در نظام جمهوری اسلامی ایران ثابت شد که این ایده کارایی ندارد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت و به نقل از وزارت راه و شهرسازی، عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی در اولین همایش ملی اخلاق مهندسی در صنعت ساختمان که در استان قم برگزار شد، به تشریح نکاتی بنیادین پرداخت و با تفکیک حوزه اخلاق عمومی از اخلاق خصوصی، گفت: نکته ای که در شروع مباحث خود توجه شما را به آن جلب میکنم این است که ما داریم راجع به مفهومی مدرن که متعلق به دنیای مدرن است و به دنیای سنتی تعلق ندارد صحبت می کنیم.وزیر راه و شهرسازی با تاکید بر این مطلب که حوزه اخلاق عمومی از اخلاق خصوصی متمایز است، افزود: وقتی از اخلاق در ایران صحبت می شود عموما ذهن ها به سمت ملکات نفسانی متمایل می شود. در حالیکه اساسا، ارزش ها و معیارهای اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی دارای تعاریفی جداگانه هستند و کارکردهای آنها نیز متفاوت از یکدیگر است.آخوندی تصریح کرد: اگر از ارزش های اخلاق خصوصی انتظار داشته باشیم که به اخلاق عمومی منتج شود و اینکه رعایت اخلاق خصوصی لزوما منجر به بهبود در بعد اخلاق عمومی می شود، در نظام جمهوری اسلامی ایران ثابت شد که این ایده کارایی ندارد.عضو کابینه دولت دوازدهم با یادآوری این مطلب که چرا اساسا فتوت نامه در نظام مهندسی کفایت نمی کند، تاکید کرد: باید در مبحث نظام مهندسی ساختمان به دنبال مباحث دیگری برویم و با مفاهیم دنیای مدرن به سوالات، مسائل و چالش های موجود پاسخ دهیم.وی با تاکید بر این مطلب که مفهوم کنترل قدرت در حوزه اخلاق عمومی بسیار حائز اهمیت است، گفت: مفهوم کنترل قدرت بسیار مهم است. معتقدم قدرت تنها شامل قدرت سیاسی نمی شود بلکه قدرت حرفه ای را نیز در برمی گیرد. به همین دلیل نیز باید به دنبال موشکافی این موضوع باشیم که چگونه باید قدرت حرفه ای را در حوزه عمومی کنترل کنیم.وزیر راه و شهرسازی با طرح سوالاتی از این دست که آیا ما می توانیم هزینه هایی که خود باید تامین کنیم، به جامع سربار کنیم؟ یا آیا ما می توانیم با دست کردن در جیب دیگری برای خود موقعیت درست کنیم؟، گفت: وقتی صحبت از ارزش های اخلاق خصوصی می کنیم عموما به مفهوم ایثار، فداکاری، سخاوت، مهربانی، محبت است و اینها ارزش هایی است که ما در حوزه اخلاق خصوصی به آن پای بند هستیم و اینها معیارهای اخلاق خصوصی است.وی ادامه داد: اینکه با معیارهای اخلاق خصوصی می توان حوزه اخلاق عمومی را اداره کرد پاسخ منفی است. زیرا اصلی ترین معیار اخلاق عمومی، عدل است و عدالت اصلی ترین مساله حوزه اخلاق عمومی است. به همین دلیل نیز وقتی از حضرت علی(ع) پرسش شد که عدل بهتر است یا جود؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند عدل بهتر است و این موضوع را به دلیل حوزه اخلاق عمومی مطرح کرد.عضو کابینه دولت دوازدهم افزود: عدل در حوزه اخلاق عمومی برتر است. در حوزه اخلاق عمومی دنبال افشای اطلاعات و مجازات هستیم در حالیکه در اخلاق خصوصی به دنبال کتمان فعل وجود هستیم. همچنین، بزرگ ترین مساله ای که ما در دنیای مدرن داریم این است که هنوز وقتی از اخلاق صحبت می کنیم به حوزه اخلاق خصوصی برمی گردیم و می خواهیم در حوزه اخلاق خصوصی تمامی مسائل حوزه عمومی را حل کنیم که کارایی ندارد.لزوم تفکیک قائل شدن بین مفاهیم اخلاق عمومی و اخلاق خصوصیآخوندی با تاکید بر این مطلب که در سایر کشورها از دو واژه برای اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی استفاده می شود، گفت: اشکال عمده ای که ما در ایران داریم این است که برای هر دو مفهوم اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی از یک واژه استفاده کرده و بین اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی تفکیک قائل نیستیم.وی همچنین تصریح کرد: اخلاق خصوصی دردهای فراوانی که در مهندسی ساختمان وجود دارد را درمان نمی کند و ما در بحث مهندسی ساختمان مسائل دیگری داریم که باید بتوانیم به آنها پاسخ مناسب و شایسته ای بدهیم. در نظام مهندسی ساختمان بحث ما اخلاق عمومی و عدل و عدالت است.وزیر راه و شهرسازی گفت: ضمانت اجرای اخلاق خصوصی وجدان و انگیزه آدمی برای تعالی در بارگاه الهی بوده و اینها مبنای اخلاق خصوصی است. در حالیکه ضمانت اجرایی در اخلاق عمومی، قانون است. بنابراین ما دو بحث را باید مورد توجه قرار دهیم. در اخلاق خصوصی سیستم خود تنظیمی و خود کنترلی است که بسیار مناسب بوده دارای اهمیت است ، چنانچه این ویژگی ها با اخلاق عمومی پیوند داده شود می تواند هم افزایی مناسبی ایجاد کند.مطالبه گری ویژگی اصلی اخلاق عمومیآخوندی با طرح این پرسش که آیا سیستم خودتنظیمی می تواند جانشین قانون شود آنرا سوالی مهم دانست که نیاز به موشکافی دارد افزود: در حوزه اخلاق خصوصی مطالبه گری وجود نخواهدداشت و نمی توان از فردی پرسش کرد که چرا سخاوت و جوانمردی ندارد؟ اما در حوزه اخلاق عمومی همگان می توانند مطالبه گری کنند که چرا عدل رعایت نمی شود؟ اساسا تمامی سیستم اقتصادی و سیستم حقوقی بر مبنای اخلاق عمومی پایه گذاری شده است. لذا اخلاق عمومی دارای یک ضمانت اجرایی ۱۰۰ درصدی بوده و اخلاق خصوصی کاملا اختیاری و داوطلبانه است.همچنین آخوندی تاکید کرد: طبق گفته مولانا موضوع اخلاق خصوصی مهار نفس است در حالیکه دستور اخلاق عمومی اجرای قانون است.عضو کابینه دولت دوازدهم با تاکید بر این مطلب که بر اساس احادیث هیچ چیزی نمی تواند جای عدل را در اخلاق عمومی بگیرد، به آیه شریفه ان الله یامر بالعدل و الاحسان... اشاره کرد و گفت: در این آیه خداوند به عدل، احسان و نیکوکاری دستور می دهد و از فحشا و منکر نهی می کند و شاهد آن هستیم که در این آیه هم امر و هم نهی وجود دارد. در غیاب عدل، انتظار رعایت اصول و قواعد مهندسی از مهندسان بی جا استآخوندی با طرح پرسش هایی از این دست که آیا در آیه شریفه ان الله یامر بالعدل و الاحسان... عدل تقدم بر نهی دارد یا خیر؟، آیا عدل مقدمه احسان است؟، آیا اساسا احسان در غیاب عدل قابل تصور و تداوم است؟، آیا می توان جامعه ای بدون عدل را تصور کرد؟، تاکید کرد: معتقدم در غیاب عدل، هیچ چیزی معنا نمی دهد و در غیاب عدل نمی توان انتظار احسان داشت.وی در ادامه به ارتباط سخنان خود با بحث مهندسی و نظام مهندسی اشاره کرد و گفت: در غیاب عدل، نمی توان از مهندسان انتظار داشت که همگی متکی بر ملکات نفسانی خود عمل کرده و تمام اصول و قواعد مهندسی را رعایت کنند. در غیاب عدل چنین انتظاری از مهندسان اساسا بی جا است.امکانپذیر شدن کنترل قدرت مطلق با تفکیک اخلاق عمومی و اخلاق خصوصیوزیر راه و شهرسازی با تاکید بر این مطلب که به دلیل عدم تفکیک میان حوزه اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی، چالش های فراوانی رخ می دهد، افزود: اساسا به دلیل آنکه تفکیکی میان حوزه اخلاق عمومی و اخلاق خصوصی ایجاد نشده ، شاهد آن هستیم که در مطبوعات و رسانه ها نیز عموما وقتی صحبت از اخلاق می شود همه راجع به احسان و نیکوکاری سخن می گویند در حالیکه باید در حوزه عمومی عدل را تعقیب کنند و در حوزه اخلاق عمومی اصلی ترین بحث این است که قدرت را کنترل کنیم.آخوندی ادامه داد: آیا یک مهندس قدرت مطلق ندارد؟ مهندس در کار خود قدرت مطلق دارد همچنانکه یک قاضی، پزشک قدرت مطلق دارند و هیچکس نمی تواند به یک مهندس بگوید که ساختمان را طوری که من می گویم طراحی کن. زیرا مهندس بر اساس دانش خود مهندسی می کند.عضو کابینه دولت دوازدهم در بیان این مطلب که اخلاق حرفه ای به دنبال چیست؟، گفت: اخلاق حرفه ای می خواهد قدرت مطلق یک حرفه مند را محدود به عدل کرده تا کسی نتواند از قدرت حرفه ای خود سوء استفاده کند. اساسا تمامی مفهوم اخلاق حرفه ای از جهت ضمانت اجرایی، کنترل کردن قد ...

ادامه مطلب  

صهیونیست شیعی در حال شکل گیری است/ القای ما نمی توانیم یکی از مشکلات جدی کشور  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه دانشگاهی گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوانحیدر مصلحی، وزیر اطلاعات دولت دهم در همایش استکبارستیزی و راه های مقابله با نفوذ دشمن در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد، گفت: امروز یکی از مشکلات جدی کشور القای ما نمی توانیم توسط دشمن است و این در حالی است که ما پیشرفت های علمی قابل توجهی داشته ایم اگر چه مشکلاتی هم داریم که این مشکلات متوجه خودمان در داخل است.وی افزود: غربی ها معتقدند که تاریخ در جهان سوم باید به طور مداوم تکرار شود یعنی سر امام حسین باید مداوم بر سر نیزه برود با این وجود رهبر معظم انقلاب فرمودند که ما باید با استفاده از تاریخ دیگر اجازه ندهیم سر امام حسین علیه السلام بر سر نیزه برود البته جنگ حق و باطل همیشه وجود دارد اما ما باید از تاریخ استفاده کنیم.وی با بیان اینکه 13 آبان و تسخیر لانه جاسوسی نیز مسئله ای است که در بحث استکبارستیزی باید از آن درس بگیریم، افزود: استکبار برنامه سنگینی برای مقابله با انقلاب اسلامی طراحی کرده است و این برنامه خود را از طریق نفوذ و گعده با انقلاب اسلامی دنبال می کنند.حجت الاسلام مصلحی با اشاره به نفوذ از جمله برنامه هایی است که دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی و همچنین مدیریت امام خمینی از همان ابتدای انقلاب طراحی کرده بود و امام نیز در مقابل این حربه ایستاد، افزود: اگر اسناد و جزواتی که با تسخیر لانه جاسوسی به دست دانشجویان پیرو خط امام افتاده بود را مطالعه کنید متوجه خواهید شد که دشمن چگونه از نفوذ استفاده کرده است و ما باید از این مقوله برای مقابله با نفوذ استفاده کنیم و رهبری هم بارها به این موضوع تاکید کرده اند.وزیر اطلاعات دولت دهم با اشاره به اینکه یکی از اهداف دشمن در مقابله با انقلاب اسلامی تغییر اصطلاحات انقلابی است، گفت: یکی از این کلمات استکبار است اگر صحبت های امام را بررسی کنید می بینیم که ایشان کلمه استکبار را که عقبه قرآنی دارد مورد توجه قرار داده اند با این وجود اگر طی سه چهار سال اخیر حرف هایی را که از لسان برخی ها که در جایگاه های مسئولیتی قرار دارند زده می شود مورد بررسی قرار دهیم متوجه خواهیم شد که چند بار کلمه استکبار و چند بار کلمه ایالات متحده آمریکا را مطرح کرده اند در واقع اینکه گفته شود استکبار بار خاص خود را دارد و وقتی هم که می گویند ایالات متحده آمریکا نیز بار معنایی خاص خود را داراست.وی با بیان اینکه نفوذ به نفوذ موردی و نفوذ جریانی تقسیم می شود، افزود: در نفوذ موردی دشمن فردی را به عنوان جاسوس به کار می گیرد و وظیفه این فرد نیز ترور فیزیکی است که از جمله این ترورها می توان به حادثه ترور دانشمندان هسته ای کشورمان اشاره کرد.حجت الاسلام مصلحی با طرح این سوال که جریان ترور دانشمندان هسته ای کشورمان چه بوده است، افزود: موساد افرادی را به عنوان جاسوس اجیر کرده بود که دانشمندان هسته ای ما را بزنند و اخیرا نیز حکم یکی از این افراد صادر شده است.وزیر اطلاعات دولت دهم اضافه کرد: یکی دیگر از زیرکدهایی که توسط افراد جاسوس انجام می شود ترور شخصیتی است یعنی دشمن فرد جاسوس را در کنار یک شخصیت قرار می دهد تا آن شخص از حیز انتفاع بیفتد و یا اینکه خود آن شخص از نظر فکری از حیز انتفاع بیفتد. به عنوان نمونه منتظری است کسی است که قبل از انقلاب به عنوان یک فرد انقلابی شکنجه های فراوانی دید و بعد از انقلاب نیز تا جایگاه قائم مقامی رهبری پیش رفت اما دشمن یک نفر به نام مهدی هاشمی را کنار او گذاشت در واقع این شخص جزو آدم های cia بود که الان هم بخش زیادی از نیروهای او در آمریکا و در داخل کشورمان در حال کار کردن هستند و حتی در جریان مذاکرات هسته ای کری وزیر امور خارجه با یکی از آدم های مهدی هاشمی در آمریکا جلساتی را داشت تا اینکه بدانند باید چگونه مذاکرات پیش برود.وی با بیان اینکه دشمن مهدی هاشمی را کنار منتظری گذاشت تا منتظری از حیز انتفاع بیفتد و البته هاشمی نیز در کار خودش موفق بود و توانست منتظری را در مقابل انقلاب بگذارد، تصریح کرد: سوال این است که cia در اول انقلاب این کار را انجام داده آیا الان می تواند دست به چنین کارهایی بزند.حجت الاسلام مصلحی به یک نمونه دانشگاهی نفوذ دشمن اشاره کرد و افزود: عبدالکریم سروش از لحاظ فکری آدم قوی بود به همین دلیل دشمن بر روی او سرمایه گذاری کرد و امروز او در آمریکا زیر دست cia و mi6 دارد کار می کند و یا اینکه کدیور یک آدم انقلابی دو آتشه در حوزه بود اما دشمن روی او کار کرد و الان این شخص در اروپا توسط ma6 کنترل می شود به گونه ای که او کتاب علیه ولایت فقیه می نویسد.وی با بیان این که دشمن برای اجرای طرح های خود هیچ عجله ای ندارد و مثلا یک پروسه 20 تا 30 ساله را طی می کند تا فرد مورد نظر آنها در راس قدرت قرار گیرد که این هم به راحتی قابل کشف نیست افزود: سوالی که می توان مطرح کرد این است که معاویه چگونه روی کار آمد؟ معاویه جزو بنی امیه است و در آن ده سالی که پیامبر در مدینه حکومت تشکیل داد جایگاه بنی امیه در نزد مسلمانان جایگاه منفوری بود چون آنها به خاطر نجات جان خود اسلام را پذیرفته بودند با این وجود زمانی معاویه به عمر و عاص گفته بود تا زمانی که من نام پیامبر را از بالای ماذنه پایین نیاورم آرام نمی نشینم و او این حرف را زمانی می زند که از نظر جغرافیایی بخش عمده ای از کشورها را تحت سیطره حکومت خود داشته است.حجت الاسلام مصلحی بیان کرد: واقعیت این است که معاویه را دقیقا یهود صهیونیسم روی کار آورد و بنی امیه و معاویه مغضوب دنیای اسلام را در راس حکومت قرار داد و این در یک پروسه سی ساله انجام شد که از این حرکت می توان به عنوان یکی از موارد نفوذ موردی نام برد.وزیر اطلاعات دولت دهم گفت: رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر با نخبگان یک نکته ظریف اشاره کردند معظم له فرمودند صهیونیست بین المللی و این یعنی صهیونیست یهودی، مسیحی، اسلامی و صهیونیست شیعی و در این زمینه تعارفی هم با یکدیگر نداریموی بیان کرد: زمانی بحث صهیونیست شیعی را در حوزه علمیه مطرح کردم که یکی از دوستان گفت این چه حرفی است که می زنید که من در پاسخ به او گفتم صهیونیست شیعی دارد شکل می گیرد و باید ببینیم که آل سعود با صهیونیسم در ارتباط است در واقع اسنادی وجود دارند که بین آل سعود و توافقاتی به عمل آمده که چه اتفاقاتی باید در جهان اسلام بیفتد. در واقع دشمن بر روی تشیع هم سرمایه گذاری کرده است.حجت الاسلام مصلحی با بیان این که در موصاد گروه های دین شناس و مذهب شناس در رابطه با دنیای اسلام وجود دارد که بسیار هم فعال هستند و حتی من می گویم که از حوزه علمیه قم هم قوی تر عمل می کنند تصریح کرد: در زمان حمله امریکا به عراق خیلی از حوزوی ها را دستگیر کردند با این وجود باید بروید و ببینید که موصاد و cia چه سوالاتی را از این حوزوی ها پرسیدند.وزیر اطلاعات دولت دهم با بیان اینکه نفوذ ...

ادامه مطلب  

روایت شهادت تک تک یاران امام حسین در دشت کربلا  

درخواست حذف این مطلب
شب و روز عاشورا بنا بر سنت تاریخی متعلق به امام حسین (ع) سرور و سالار شهیدان است و راویان به وقایع آن روز بزرگ می پردازند اما در روز عاشورا در کربلا چه گذشت؟ روایت شده عمر بن سعد با انداختن نخستین تیر، رسما جنگ را آغاز کرد و گفت : نزد عبیدالله شهادت دهید که من نخستین تیر را رها کردم . عمر بن سعد خطاب به کوفیان گفت : منتظر چه هستید! اینان یک لقمه برای شما هستند. زمانی که عمربن سعد تیر انداخت ، دیگر سپاه ابن زیاد نیز شروع به تیر اندازی کردند. (فلمّا رمی عمر، ارتمی الناس ) به گزارش ابن اعثم : باران تیر (و أقبلت السهام کأنّها المطر) از سوی کوفیان به سوی اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ شدت گرفت و امام فرمود: اینها قاصد این قوم به سوی شماست ؛ برای مرگی که چاره ای از پذیرش آن نیست ، آماده باشید. پس از آن دو گروه بر یکدیگر حمله کردند و ساعتی از روز را دسته جمعی با یکدیگر جنگیدند، به طوری که بنا به برخی اخبار پنجاه و اندی از اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ به شهادت رسیدند. در این وقت ، امام دستی به محاسنش کشید و فرمود: غضب خدا ... بر کسانی که متحد بر کشتن فرزند دختر پیامبرشان شدند، شدید خواهد بود. به خدا سوگند که تسلیم آنان نخواهم شد تا با محاسنی خونین خدا را ملاقات کنم (و اللّه ما أجبتهم الی شی ء ممّا یریدونه أبدا حتی ألقی الله و أنا مخضّب بدمی .)بلاذری می گوید: امام سوار بر اسبش ، قرآنی پیش روی خود نهاده بود و همین خشم دشمن را بیشتر بر می انگیخت . در این وقت ، عمر بن سعد، حصین بن نمیر تمیمی را همراه پانصد نفر تیرانداز به سوی امام حسین ـ علیه السلام ـ فرستاد. تیراندازی اینان سبب شد که همه اسبان سپاه امام کشته شدند و نیروهای امام پیاده گشتند.در این حمله ، بسیاری از اصحاب با تیرهایی که بر بدنشان فرود آمد، به شهادت رسیده یا زخمی شدند. (فما بقی واحد من أصحاب الحسین الاّ أصاب من رمیهم سهم ). ابن شهرآشوب اسامی شهدایی را که در حمله نخست دشمن به شهادت رسیدند، فهرست وار آورده است . این افراد جمعا 28 تن از اصحاب و ده نفر از موالی امام حسین و پدرشان امام علی ـ علیهما السلام ـ بودند که در مجموع 38 نفر می شدند. اینها افرادی هستند که اساسا فرصت نبرد تن به تن پیدا نکرده و در تیراندازی نخست کوفیان به شهادت رسیدند. دیدیم که ابن اعثم شمار آنان را بیش از پنجاه نفر یاد کرده است .ـ با شهادت پنجاه نفر در یک حمله دسته جمعی ، شمار اندکی از یاران امام حسین ـ علیه السلام ـ باقی ماندند؛ کسانی که به نوعی مبارزه تن به تن با سپاه ابن زیاد داشتند. از آن جمله ، عبدالله بن عمیر کلبی است که در برابر مبارزه خواهی یسار از موالی زیاد بن ابیه ، پس از کسب اجازه از امام حسین ـ علیه السلام ـ عازم میدان شد.در همان حال همسرش او را تحریک به جنگ می کرد و خطاب به او می گفت : قاتِل بأبی و أُمّی عن الحسین ذُریّة محمّد. برو و از نسل محمد دفاع کن. در واقع ، اوّل حبیب بن مظاهر و بُرَیْر بن خضیر قصد رفتن به مبارزه را داشتند که امام اجازه نداد و پس از آن که عبدالله بن عمیر اجازه خواست ، امام اجازه رفتن به میدان را به وی داد. وقتی در این نبرد یسار را کشت ، سالم از موالی عبیدالله به میدان آمد که به رغم آن که انگشتان عبدالله کلبی در برابر شمشیر سالم افتاد، اعتنا نکرده ، او را نیز کشت و در میان میدان شروع به رجز خوانی کرد. زنش هم عمودی در دست گرفته به تحریض او می پرداخت و می گفت : قاتِل دون َالطیّبین ذرّیّة محمّد. امام به همسر او دستور داد تا بازگردد و در عین حال آن ها را دعا کرد. یسار و سالم ، نخستین کشتگان سپاه ابن زیاد بودند. خبر عبدالله بن عمیر به صورتی که گذشت ، خبری معتبر می نماید. ابن اعثم ، از وهب بن عبدالله بن عمیر کلبی یاد کرده که همراه مادر و همسرش در کربلا بوده است . صورت نقل ابن اعثم ، طبق معمول حماسی تر و طبعا غیرقابل قبول تر است . وهب به میدان می رود، می جنگد و بر می گردد و به مادر می گوید: آیا از من راضی شدی ؟ مادر می گوید: لا، ما رضیت حتی تقتل بین یدی الحسین . او می جنگد تا آن که ابتدا دست راست و سپس دست چپش قطع و بعد کشته می شود. طبعا نباید این شخص کسی جز عبدالله بن عمیر کلبی باشد که خبر او در منابع معتبر آمده است . در امالی صدوق از وهب بن وهب یادمی شود که خود و مادرش نصرانی بودند و به دست امام حسین ـ علیه السلام ـ مسلمان شدند و به کربلا آمدند. این نیز همان شخص است و خبر یاد شده به این صورت چندان قابل اعتماد نیست . تلفیقی از این دو خبر را خوارزمی آورده است . گفتنی است که عبدالله بن عمیر پس از کشتن یسار و سالم ، سالم می ماند تا در حمله بعدی به شهادت می رسد که خبر وی را خواهیم آورد.پس از آن ابوالشعثاء یزید بن زیاد کِندی که همراه سپاه عمر بن سعد به کربلا آمده و به امام پیوسته بود، عازم نبرد شد. وی زمانی که مشاهد کرد دشمن همه پیشنهادهای امام را رد می کند (حین ردّوا ما سأل ) به آن حضرت پیوست . وی که تیرانداز ماهری بود، هشت تیر انداخت و پنج نفر را کشت . ابومخنف ازتیراندازی های گسترده او و مهارتش یاد کرده می نویسد: صد تیر انداخت که پنج تای آن خطا نرفت .امام حسین ـ علیه السلام ـ او را دعا کردند. خودش گفت حتماً پنج نفر را کشته است . ابومخنف می افزاید: و کان فی أوّل من قتل .شعر او این بود:یا رب ّ انّی للحُسَین ناصرو لابن سعد تارک و هاجرخود این شعر اشاره به ترک سپاه ابن سعد توسط او و پیوستنش به امام حسین علیه السلام ـ دارد. طبعاً در تقدّم و تأخر برخی از مبارزان و شهادت آنان اختلاف نظرهایی در منابع وجود دارد.ـ پس از تیرباران نخست و مبارزه عبدالله بن عمیر و ابوالشعثاء، سپاه عبیدالله ابتدا از سمت راست و سپس از سمت چپ به سپاه ِ اندک امام نزدیک شدند. افراد باقی مانده از سپاه امام ، روی زانو نشسته ، نیزه های خود را به سوی اسبان گرفتند و آنها به اجبار برگشتند. پس از آن ، شروع به تیراندازی به سوی سپاه عبیدالله کرده ، عده ای را کشته و شماری را مجروح کردند.در این میان عبدالله بن حوزه که فریاد زده ، بشارت جهنّم به امام حسین ـ علیه السلام ـ داده بود! بانفرین امام ، در مسیر برگشت ، از اسب به زیر افتاد و پایش به رکاب گیر کرده ، همین طور که حرکت می کرد، سرش به این سوی و آن سوی خورد تا به هلاکت رسید. مسروق بن وائل که خود ناظر این ماجرا بود، سپاه کوفه را ترک کرده برگشت و بعدها می گفت : از این خاندان چیزی دیدم که هرگز حاضر به جنگ با آنان نمی شوم .(لقد رأیْت ُ من أهل هذا البیت شَیئا لا أقاتلهم ابدا).ـ از آن پس تک تک اصحاب عازم میدان شده و پس از مبارزه به شهادت رسیدند. یکی از چهرگان کربلا بُرَیْر بن حضیر هَمْدانی است که در کوفه به سیّد القراء شهرت داشت و از شیعیان به نام این شهر بود. وقتی یزید بن معقل مبارز طلبید، بریر عازم نبرد با وی شده ، چنان ضربتی بر سر او زد که نه تنهاکلاهخود او را بلکه نیمی از سرش را هم شکافت . پس از آن رضی بن منقذعبدی به نبرد وی آمد. ساعتی به هم پیچیدند تا بُرَیْر بر سینه او نشست . رضی از دوستانش یاری طلبید. در این وقت کعب بن جابر به سوی بریر شتافت ونیزه خود را بر پشت بریر فرو کرد.[عفیف بن زهیر که خود در کربلا بوده ، می گوید: به کعب گفتم : این بریر همان است که در مسجد کوفه به ما قرآن تعلیم می داد.] پس از آن بر وی حمله کرده ، او را به شهادت رساند. در گفتگویی که میان یزید بن معقل و بریر صورت گرفت ، یزید به عقاید سیاسی بریر اشاره کرده ، گفت :به خاطر داری که در کوفه می گفتی : ان ّ عثمان بن عفّان کان علینفسه مُسْرفًا، و ان ّ معاویة بن ابی سفیان ضال ّ مضل ّ، و ان ّ امام الهدی و الحق ّ علی ّبن أبی طالب .بعدها خواهر کعب به برادرش کعب که بریر را به شهادت رسانده بود، می گفت : آیا بر ضد فرزند فاطمه جنگیدی و سیّد قرّاء را کشتی ؟ به خدا سوگند دیگر با تو سخن نخواهم گفت . نوشته اند: کعب بن جابر بعدها نیزاز کار خود نادم نبود و تصوّرش بر آن بود که خیری برای خود کسب کرده است . کسی در روزگار حکومت مصْعب بن زبیر از وی شنید که می گفت : یارب ّ! انّا قد وَفَینا، فلا تجعلنا یا رب ّ کمن قد غَدَر!؛ خدایا ما به عهد خویش وفاکردیم ؛ ما را با کسانی که عهد شکنی کردند، قرار مده . ابن اعثم ، سخن بریر بن خضیر را خطاب به کوفیان آورده است که فریاد می زد: نزدیک من آیید ای کشندگان دختر پیامبر خدا (ص ) و ذرّیه او!ـ در اینجا بلاذری خبر از نبرد حرّ بن یزید ریاحی داده است . در مقتل ابومخنف ِ (مشهور که طبعا قصه ای و غیر قابل اعتماد است ) آمده است : حرّ از امام اجازه رفتن به میدان گرفت و گفت : فانّی أوّل من خرج الیک و أُحب ّ أن أقْتُل َ بین یدیک. امام به او اجازه داد. این مطلب که حرّ نخستین کسی بوده است که با این استدلال به میدان نبرد رفته ، در فتوح نیز آمده است . این خبر در منابع کهن دیگر نیامده است .ابومخنف می نویسد: همان وقت ، یکی از کوفیان تمیمی با نام یزید بن سفیان ، که پیش از آن آرزوی نبرد با حرّ را کرده بود، باآمدن حرّ به میدان ، او را به مبارزه طلبید. آنان بلافاصله با یکدیگر گلاویز شدند و یزید در همان دم به دست حرّ کشته شد. بلاذری نوشته است که حرّ دونفر را به نام های یزید بن سفیان و مزاحم بن حُرَیث کشت . خواهیم دید که برخی منابع ، قاتل فرد دوم را نافع بن هلال نوشته اند. برخی نبرد حرّ را همزمان با نبرد زهیر بن قین و نزدیک ظهر عاشورا پس از شهادت حبیب بن مظاهر می دانند.ـ از این پس ، باقی مانده اصحاب به صورت تک تک در مبارزه تن به تن یا هجوم بخش هایی از سپاه ابن زیاد به شهادت رسیدند که خبر آنها در مآخذ آمده است . این افراد شجاعانه می جنگیدند و از آنجا که هیچ گونه تعلّق خاطری در آن لحظه به دنیا نداشتند، با تمام وجود به جنگ با افراد رفته ومردانه نبرد می کردند. بعدها یکی از کسانی که در کربلا همراه عمر بن سعد بود، حکایت چگونه جنگیدن این افراد را شرح داد: کسانی که دست در قبضه شمشیر داشته ، مانند شیر ژیان بر ما می تاختند و قهرمانان را از چپ و راست فرو می ریختند؛ آنان آماده مرگ بودند؛ امان نمی پذیرفتند؛ در مال دنیا رغبتی نداشتند؛ هیچ فاصله ای میان ایشان و مرگ نبود و در پی مُلْک نبودند. اگر ما در برابرشان نمی ایستادیم ، همه سپاه را از میان برده بودند.یکی از یاران امام حسین ـ علیه السلام ـ عمرو [یا: علی ] بن قرظه انصاری بودکه برادرش کنار عمر بن سعد و خودش نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ بود.برادری که نزد عمر بن سعد بود فریاد زد و امام حسین ـ علیه السلام ـ را به گمراه کردن برادرش متهم کرد؛ امام فرمود: خدا او را هدایت کرده است . آن شخص بر امام حسین ـ علیه السلام ـ حمله آورد که نافع بن هلال در برابرش برآمده ، او را مجروح کرد و بعدها بهبودی یافت .از چهره های برجسته کربلا، یکی همین نافع بن هلال بِجِلی است . طایفه بجیله ، از طوایف شیعه کوفه است که بعدها نیز در میان آنان شیعیان زیادی شناخته شده اند. از وی نیز تعریفی برای تشیع رسیده که بسان آنچه در باره بریر گذشت ، جالب است . وقتی به میدان مبارزه آمد، فریاد می زد: أنا الجملی ، أنا علی دین علی ّ. مزاحم بن حُرَیث به مقابله با او آمد و گفت : أنَا عَلی دین عثمان . نافع پاسخ داد: أنت علی دین شیطان . پس از آن با هم گلاویز شدند تا نافع او را کشت .ـ پس از مبارزه تن به تن برخی از اصحاب با کوفیان و کشته شدن شماری ازسپاه عبیدالله ، عمرو بن حجاج خطاب به سپاه عمر سعد فریاد زد: ای احمق ها! شما با قهرمانان این شهر می جنگید؛ کسی با آنان تن به تن به مبارزه نرود. آنها اندکند و شما با پرتاب سنگ می توانید آنها را از میان ببرید. عمر بن سعد رأی او را تصدیق کرده ، از سپاهش خواست تا کسی مبارزطلبی نکند. پس از آن عمرو بن حجاج از سمت راست سپاه کوفه بر سپاه امام یورش برد. [عمرو به سپاه کوفه فریاد می زد:یا أهل الکوفة ! الزموا طاعتکم و جماعتکم ، و لاترتابوا فی قتل من مَرَق عن الدین و خالف الامام !]. ای کوفیان ! اطاعت و جماعت خودرا نگاه دارید و در کشتن کسی که از دین خارج شده و با امام خود مخالفت کرده ، تردید به خود راه مدهید.به احتمال شمار سپاه امام در این لحظه 32 نفربوده است . خوارزمی با اشاره به این رقم ، می نویسد: همین عده به هر کجای سپاه کوفه که یورش می بردند، آن را می شکافتند. لحظاتی دامنه جنگ بالاگرفت ودر این میان ، مسلم بن عوسجه اسدی به دست دو نفر از کوفیان به شهادت رسید. شهادت مسلم موجب شادی سپاه کوفه شد و شَبَث بن ربعی که خود امیر بخشی از سپاه کوفه بود، متأثر شد. وی به یاد رشادت های مسلم بن عوسجه در جنگ با مشرکان در آذربایجان افتاد که مسلم در آنجا شش نفر ازمشرکان را کشته بود. امام حسین ـ علیه السلام ـ پیش از شهادت مسلم ، زمانیکه هنوز رمقی در وجود او مانده بود، خود را به وی رساند و فرمود: رحمک ربّک یا مسلم .آن گاه حضرت آیه فمنهم من قضی نَحْبَه و مِنْهُم من یَنْتظر رابرای وی خواند. حبیب بن مظاهر، دوست صمیمی مسلم بن عوسجه هم کناراو آمد و او را به بهشت بشارت داد و گفت : اگر در این شرایط نبودم ، دلم می خواست به وصایای تو گوش می دادم . مسلم بن عوسجه گفت : أوصیک بهذا ـ و اشاره به امام حسین ـ علیه السلام ـ کرد ـ أن تموت دونه ، در راه او کشته شوی و به دفاع از او جانت را بدهی .حبیب گفت : به خدای کعبه چنین خواهم کرد. تعبیر به این که مسلم بن عوسجه اوّل اصحاب الحسین بوده است که شهید شده ، می باید اشاره به آن باشد که نخستین شهید در حمله عمومی سپاه کوفه بوده است که طبعا پس از تیراندازی عمومی اول و شهادت برخی ازمبارزان به صورت تک تک شهید شده است .با این حال ، در زیارت ناحیه ، به طور کلی از وی به عنوان اولین شهید کربلا یاد شده است : کنت أوّل من شری نفسه و أوّل شهید من شهداء اللّه . (والله اعلم ). پیش از این از عبدالله بن عمیر سخن گفتیم و این که یسار و سالم از موالی آل زیاد را در میدان کشت .در اینجا، وقتی شمر از سمت چپ سپاه دشمن حمله کرد، بقایای سپاه امام مقاومت کرد تا آن که دشمن یورش همه جانبه ای آورد.اینجا بود که عبدالله بن عمیر کلبی به شهادت رسید. در اینجا همسرش بر بالین او رفت و گریه کرد. شمر به یکی غلامان خود با نام رستم دستور داد تا با عمودی آهنین بر سر او بکوبد. رستم چنین کرد و آن زن نیز به شهادت رسید.در گزارش طبری ، آمده است که عبدالله پس از نبردی سخت ، با حمله هانی بن ثبیت حضرمی و بکیر بن حی ّ تیمی روبرو شد که بر او یورش آوردند و عبدالله را به قتل رساندند. در انتهای این گزارش آمده است که عبدالله بن عمیر (کان القتیل الثانی من أصحاب الحسین ) (پس از بریر یا مسلم بن عوسجه ) دومین شهید از اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ است . در این نبرد، بقایای سپاه امام ، چنان فشرده در کنار یکدیگر قرار داشتند که دشمن نمی توانست در آنان نفوذی داشته باشد. به ویژه آنان اطراف خیمه ها را کنده وآتش در آنها روشن کرده بودند و دشمن تنها از یک سوی می توانست بر آنان یورش برد. عمر سعد کسانی را برای نفوذ در چادرها و کندن آنها از جای ، به درون محوطه خیمه ها فرستاد که این افراد توسط چند نفر از اصحاب امام محاصره و کشته شدند.این امر سبب شد تا عمر سعد دستور دهد تا چادرها را آتش بزنند. امام حسین ـ علیه السلام ـ فریاد زد: اجازه دهید آتش بزنند، در هرحال جز از یک سمت نمی توانند بر شما حمله کنند. دشمن برای این که کار رایکسره کند، تصمیم حمله به خیمه ها و آتش زدن آنها را گرفت . شمر همراه سپاهش نیزه اش را به سوی چادر امام حسین ـ علیه السلام ـ پرتاب کرد و فریادزد: علی ّ بالنار حتی أحرق هذا البیت علی أهله ، آتش برایم بیاورید تا این خانه را بر سر اهلش آتش بزنم . در اینجا بود که فریاد زنان و کودکان به آسمان رفته ،همه از چادر بیرون ریختند. و در اینجا بود که شَبَث بن ربعی شمر را توبیخ کرده ، حرکت او را زشت شمرد و شمر بازگشت .زهیر بن قین که فرماندهی ناحیه راست سپاه امام را داشت ، همراه با ده نفر به سوی شمر حمله کرده او رااز محل اقامت زنان و کودکان امام حسین ـ علیه السلام ـ دور کرد. اما شمر بر اوحمله کرده چند نفر از افراد وی را به شهادت رساند. نبرد ادامه یافت . اصحاب امام حسین ـ علیه السلام ـ یک یک به شهادت می رسیدند و هر کدام که شهیدمی شدند، نبود آنان کاملا احساس می شد؛ در حالی که کشته های دشمن به دلیل فراوانی آنان ، نمودی نداشت . این حوادث تا ظهر عاشورا ادامه یافت .ـ نزدیکی ظهر بود که حبیب بن مظاهر به شهادت رسید. واقعه از این قرار بودکه ابوثمامه صائدی ـ که از اصحاب امام علی ـ علیه السلام ـ بود ـ وقتی دیداصحاب تک تک به شهادت می رسند، نزدیک امام حسین ـ علیه السلام ـ آمد وگفت : احساس می کنم دشمن به تو نزدیک می شود، اما بدان ! کشته نخواهی شدمگر آن که من به دفاع از تو کشته شوم . أما پیش از آن من می خواهم در حالی خدای خود را ملاقات کنم که نماز ظهر را با تو خوانده باشم . (أحب ّ أن ألقی ربّی و قد صلّیت هذه الصلاة الّتی دنا وقتها)امام حسین ـ علیه السلام ـ فرمود:(ذکّرت الصلاة ! جَعَلَک اللّه من المصلّین الذّاکرین ) نماز را به یاد ما آوردی ! خداوند تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد. امام ادامه داد: از دشمن بخواهیدجنگ را متوقف کند تا نماز بگذاریم .حُصَین بن نُمَیر تمیمی فریاد زد: نمازشما قبول نمی شود! در این وقت ، حبیب بن مظاهر فریاد زد: ای الاغ ! نماز آل رسول الله قبول نمی شود، اما نماز تو قبول می شود؟ در این جا بود که حبیب باحصین بن تمیم درگیر شد. حبیب در این حمله با زخمی کردن اسب حصین توانست وی را به زمین بیندازد که یارانش سر رسیدند و حصین را نجات دادند. به دنبال آن با بدیل بن صریم تمیمی درگیر شده ، او را کشت . در این وقت یک تمیمی دیگر بر حبیب حمله کرده ، او را مجروح کرد.حصین بن تمیم سر رسید و شمشیرش را بر سر حبیب فرود آورد. در این وقت آن فردتمیمی از اسب پیاده شد و سر حبیب را از تنش جدا کرد. حصین بن تمیم برای افتخار، ساعتی سر حبیب را گرفته بر گردن اسبش آویخت ؛ سپس آن را به آن مرد تمیمی داد تا نزد ابن زیاد برده ، جایزه اش را بگیرد. شهادت حبیب ، امام حسین ـ علیه السلام ـ را سخت تکان داد. (لمّا قُتِل الحبیب هدّ ذلک حسینا وقال عند ذلک: أحتسب نفسی و حماة أصحابی ).وقتی مرد تمیمی به کوفه آمد،قاسم فرزند حبیب بن مظاهرکه آن زمان نوجوانی بیش نبود، از او خواست تاسر پدرش را به او بدهد تا آن را دفن کند. آن مرد نداد. قاسم چندان صبر کرد تازمان تسلط مصعب بن زبیر بر کوفه ، آن تمیمی را کشت . در مقتل منسوب به ابومخنف که بخش عمده ای از آن داستانی و بی مأخذ است ، از شهادت دوبرادر حبیب با نام های علی و یزید سخن گفته شده است .ـ بنابر خبر منابع موثق ، در این هنگام حرّ بن یزید ریاحی و زهیر بن قین بر دشمن یورش بردند و با حمایتی که از یکدیگر می کردند، به نبرد با سپاه کوفه پرداختند. پیاده نظام ها به حرّ حمله ور شده ، وی را به شهادت رساندند. منابع ،برخی از رجزهای حرّ را نقل کرده اند.وی در این رجزها از مقاومت خود دربرابر دشمن و عدم فرارش سخن گفته است . ابن اعثم می گوید: وقتی حرّ مجروح شد، اصحاب او را نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ آوردند در حالی که هنوز رمقی در تن داشت . امام دستی بر صورتش کشیدند و فرمودند: أنت الحرّ! کما سمّتک أُمّک حرّا، و أنت حرٌّ فی الدنیا و الاَخرة .حکایت آوردن حرّ نزد امام حسین ـ علیه السلام ـ در مقتل مشهور و منسوب به ابومخنف ، کاملا متفاوت نقل شده است . دشمن چندان حر را تیرباران کردند که بدنش مانندآبکش شد. آنگاه سر او را قطع کرده و به سوی حسین پرتاب کردند. آنجاست که امام دست به صورت او کشید. این روایت البته داستانی است . داستانی تر ازآن ، حکایت مصعب برادر حر و فرزند حر با نام علی است که دومی در سپاه کوفه بود و وقتی دید پدر و عمو به شهادت رسیدند او نیز وارد میدان نبرد شد؛تنی چند نفر را کشت تا کشته شد!ـ عاقبت ظهر شد و وقت نماز فرا رسید. هنوز زهیر و شماری اصحاب دراطراف امام بودند. امام نماز را به جماعت ـ در شکل نماز خوف ـ اقامه کرد. به این ترتیب که امام دو رکعت نماز ظهر را آغاز کرد در حالی که زهیر و سعید بن عبدالله حنفی جلوی امام ایستادند. گروه دوم نماز را تمام کرده ، آنگاه گروه اول رکعت دوم را به امام اقتدا کردند. در وقتی که سعید جلوی امام ایستاده بود، هدف تیر دشمن قرار گرفت . بعد از پایان نماز هم ، هرچه امام به این سوی و آن سوی می رفت ، سعید میان امام و دشمن قرار می گرفت . به همین دلیل ، چندان تیر به وی اصابت کرد که روی زمین افتاد. در این وقت از خداوند خواست تا سلام او را به رسولش برساند و به او بگوید که من از این رنجی که می برم ،هدفم نصرت ذرّیه اوست . وی در حالی به شهادت رسید که سیزده تیر بربدنش اصابت کرده بود. در واقع سعید بن عبدالله بعد از نماز ظهر که باز درگیری آغاز شده و شدّت گرفت ، در شرایطی که حفاظت از امام حسین ـ علیه السلام ـ را بر عهده داشت به شهادت رسید. در اینجا بازهم دشمن به تیراندازی به سوی اسبان باقی مانده سپاه امام ادامه داد تا همه آنان را از بین برد.در این وقت زهیر بن قین با رجزی که خواند بر دشمن حمله کرد. در شعری که از او خطاب به امام حسین ـ علیه السلام ـ نقل شده ، آمده است که امام راهادی و مهدی نامیده که در حال رفتن به ملاقات جدش پیامبر، برادرش حسن ، پدرش علی ـ علیه السلام ـ و عمویش جعفر و حمزه می باشد:أقْدِم هُدِیت هادیًا مهدیًّافالیوم َ تَلقی جدَّک النبیّاو حَسَنا و المُرتضی علیّاو ذالجَناحین الفَتی الکمیّاو أسدالله الشّهید الحیّادو نفر از کوفیان با نام های کثیر بن عبدالله شعبی و مهاجر بن اوس بر وی حمله کرده او را به شهادت رساندند. در روایتی که در امالی صدوق آمده ، گفته شده است که وی نوزده نفر را کشت تا به شهادت رسید. در مناقب ابن شهرآشوب آمده است که وی یک صد و بیست نفر را کشت ، سپس به شهادت رسید! این آمارها غیر واقعی است که مانند آن در ...

ادامه مطلب  

جهانی شدن در فضای مجازی و پیامدهای آن بر شهروندی ملی  

درخواست حذف این مطلب
جهانی شدن در فضای مجازی و پیامدهای آن بر شهروندی ملی میزآنلاین > گزارش - همشهری آنلاین:اولین نشست از دور دوم نشست های تخصصی کرسی یونسکو در فرهنگ و فضای مجازی در سال تحصیلی ۹۷-۱۳۶۹ در دانشکده مطالعات جهان برگزار شد. این نشست با سخنرانی فرزانه سیاسی راد؛ دانش آموخته مطالعات فرهنگی و رسانه دانشکده علوم اجتماعی در زمینه جهانی شدن در فضای مجازی و پیامدهای آن بر شهروندی ملی از منظر شهروندی فرهنگی، روز سه شنبه ۱۸ مهرماه در تالار ایران دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران برگزار شد.مشروح سخنرانی وی بدین شرح است:مواجۀ ملیت ها به عنوان واحدهای سیاسی با پیامدهای جهانی شدن که بواسطۀ تکنولوژی های نوین ارتباطی گسترش یافته است را می توان به عنوان گسترده ترین مسئله پیش روی هویت های ملی و شهروندی در شرایط کنونی مورد بحث قرار داد. این مسئله که به صورت مشخص تر می توان از آن تحت عنوان جهانی شدن در بستر فضای دوم یاد کرد، موجب بازنگری در مفهوم شهروندی و توجه به اقتضائات و پیامدهای جدید برای آن شده است. بر اساس پارادایم دو جهانی شدن ها (عاملی، 1382) فهم این پیامدها مستلزم تفکیک دو جهان موازی و در عین حال مرتبط و در هم تنیده و توجه به اقتضائات جهان مجازی برای مسئله هویت و شهروندی ملی است. برای ارائه تصویری دقیق از تاثیرات فضای مجازی بر وضعیت شهروندی کاربران و با توجه به ظرفیت های موجود در ادبیات حوزه ی شهروندی، نظریه های ذیل شهروندی فرهنگی کارگشا به نظر می رسد. شهروندی فرهنگی که از متاخرترین تئوری های حوزه شهروندی است با تاکید بر ناتوانی تئوری های سنتی شهروندی در برخورد با مسائل مرتبط با ظهور فرهنگ های رسانه ای شده ی جهانی، بر ضرورت بازتعریف مشارکت ها و مولفه های شهروندی ملی و همچنین نقش ویژه شهروندان (کاربران) در بازتعریف و مذاکره این مولفه ها تاکید دارد. دستیابی به این درک مذاکره ای در حوزه شهروندی مستلزم ایجاد پیوند و ارتباط همزمان میان سه بخش ظاهراً مجزا است. (1) ایجاد درکی از وضعیت شهروندی ملی در فضای واقعی، (2) کیفیت و ماهیت کنش های مشارکتی کاربران و چگونگی مفصل بندی مولفه های شهروندی در فضای دوم و در نهایت (3) چگونگی مذاکره این دو چارچوب شهروندی عناصر تشکیل دهنده این سه بخش هستند. 1. شهروندی ملیبخش نخست مدل که در پی فهم وضعیت شهروندی ملی کاربران در فضای واقعی است با درکی که تئوری های سنتی از شهروندی ملی و مولفه های آن ارائه می دهند مرتبط است. بر اساس تئوری های سنتی حوزه شهروندی که مشخصاً شامل شهروندی لیبرال، شهروندی جمهوری خواه و شهروندی جامعه گرا می شوند، مولفه های حقوق، وظایف، تعلق و احساس تعلق در هر یک از ابعاد سیاسی، اجتماعی، مدنی و فرهنگی اصلی ترین مولفه ها برای تعریف شهروندی ملی محسوب می شوند. 2. مدل های جایگزین شهروندیفهم ماهیت مشارکت های نوظهور کاربران در فضای مجازی مرهون دسته ای از تئوری های شهروندی فرهنگی است که غالباً ریشه در سنت مطالعات فرهنگی دارند و نقش رسانه ها را در راستای افزایش ظرفیت های شهروندی مورد توجه قرار داده اند. این دسته از تئوری ها که بدواً با تمرکز بر تولیدات رسانه های جمعی شکل گرفته اند در شرایط فعلی بر اولویت رسانه ها و تکنولوژی های ارتباطی به عنوان واسطه های شهروندی و مکان های مرکزی برای تولید فرهنگ، دانش و تعامل تاکید دارند. پیش از توضیح برخی از مهمترین تئوری های ذیل این دسته بیان این این مسئله ضروری به نظر می رسد که ایده ی پسینی این تئوری ها را نوعی ضرورت چرخش فرهنگی شهروندی و مشخصاً فرهنگی شدن عرصه عمومی تشکیل داده است. ترنر(2001) از جمله نظریه پردازان پیشگام در این زمینه است و معتقد است بی توجهی به فرهنگ و شهروندی در تئوری سیاسی در شرایط کنونی مسئله ساز خواهد بود چرا که شهروندی بی تردید یکی از مولفه های کلیدی سیاست، هویت، جهانی شدن و مطالعه اینترنت در عصری است که فرهنگ های ملی یکپارچه و همگن در شرایط تکثر، تنوع و چند پاره شدن قرار گرفته اند. باز تعریف عرصه عمومی مبتنی بر عناصر فرهنگی و فرهنگ های رسانه ای و مشارکتی نو ظهور موجب پیوند عمل و کنش شهروندی با فعالیت های مرتبط با سرگرمی، لذت، مصرف و گسست آن از درکی که هابرماس از عرصه عمومی ارائه کرده شده است. رسانه های جدید به طور خاص نقش ویژه ای در فراهم ساختن تعاریف جایگزین از عرصه عمومی ایفا کرده اند. مفهوم سازی مجدد از حوزه عمومی بر این اساس موجب بازتعریف و گسترده شدن درک ما از کنش ها و مشارکت های مدنی شهروندان از یکسو و ضرورت توجه به نظریه های شهروندی فرهنگی در سوی دیگر شده است. از شناخته شده ترین نظریه پردزان شهروندی فرهنگی که تلاش هایی را برای توضیح مشارکت های شهروندی در بستر فضای مجازی انجام داده اند می توان به هارتلی و یوریکیو اشاره کرد. هارتلی (2010) ایده شهروندی فرهنگی را در بافت شبکه های دیجیتال مفصل بندی می کند و معتقد است رابطه میان دولت و افراد که همواره تحت عنوان شهروندی شناخته می شود در شرایط کنونی با روابط میان افراد در شبکه های گسترش یافته جایگزین شده است. هارتلی تحقق این گونه شهروندی جدید را با شهروندی رسانه ای و استفاده مخاطبان و کاربران از رسانه ها برای خلق هویت ها، روابط انجمنی و سازمان دهی کنش ها به شدت مرتبط می داند و تبدیل مصرف کنندگان منفعل به مشارکت کنندگان فعال و توانایی سازمان دهی و تولید محتوا توسط کاربران را از خصایص اصلی آن معرفی می کند. شهروندیخودت آن را انجام بده یا آن را با دیگران انجام بده از مفاهیمی است که هارتلی با استفاده از آن ها سعی می کند نقش اینترنت و رسانه های جدید و ظهور فرهنگ های مشارکتی را در تحقق گونه ای شهروندی خصوصی و فردی شده با مرکزیت به اشتراک گذاری دیدگاه ها، منابع، و تحقق عاملیت ها از طریق همکاری و مذاکره، توضیح دهد. شش گزاره بازی هدفمند، کنش های گفتمانی، تغییرات پویا، هویت رابطه ای، منازعات جدید و دانش انضباطی به زعم هارتلی توضیح دهنده پیامدهای این فرهنگ های مشارکتی برای تحلیل شهروندی فرهنگی هستند. ویلیام یوریکیو (2004) از دیگر تئوری پردازن شهروندی فرهنگی است که به تحلیل نقش رسانه های جدید بر مشارکت های شهروندی پرداخته است. او معتقد است مشارکت در اجتماعات همتا به همتا به معنای شکل دهی به گونه ای شهروندی فرهنگی است که ظرفیت رقابت با شهروندی سیاسی را دارد. یوریکیو مدلی از شهروندی فرهنگی را ارائه می دهد که مستقیماً شامل مفصل بندی مجدد رابطۀ میان تولید و مصرف فرهنگی در فرهنگ مشارکتی می شود و بر جوامع مشارکتی با امکان انجام فعالیت های جمعی، همکاری خلاقانه و مشارکت فعال اعضای خود مبتنی هستند. یوریکیو در تشریح فرهنگ های مشارکتی معتقد است، اگرچه مفهوم فرهنگ مشارکتی بدون پیچیدگی نیست، با این حال در ساده ترین سطح گویای محو شدن مرز میان تولید و مصرف و براندازندۀ سلسله مراتب موجود ارزش های فرهنگی و اقتدار است. این اشکال جدید چرخش فرهنگی موجب به چالش کشیده شدن دولت ها و چارچوب های اقتدار و کنترل و ایجاد مسئولیت های شهروندی نسبت به نهادهایی غیر از دولت شده است. 3. فضای مذاکرهترسیم این فضا بیشتر مرهون تئوری پردازانی از رشته جامعه شناسی است. بر اساس این دسته از نظریه ها آنچه در نهایت به احساس عضویت و شمول فرهنگی می انجامد نتیجه کنش های ارتباطی، نمادین و مذاکره ای شهروندان در زندگی روزمره است. به این معنا چگونگی ساخت هویت ملی و شهروندی را بایست در بستر همین دسته از کنش ها و در قالب مشارکت هایی که در فضای دوم انجام می دهند، فهم کرد. اُنگ و استیونسون از جمله نظریه پردازنی هستند که چنین درکی از هویت ملی را مورد توجه قرار داده اند. اُنگ (1977) شهروندان را به عنوان سوژه های مذاکره کننده تعریف می کند. به این معنا شهروندی به معنی ساخت خود و ساخته شدن توسط روابط قدرت است. در این شرایط مفهوم شهروندی به مثابه دیالکتیکی میان دولت و شهروندان و همچنین در سطحی کلان تر به مثابه رابطه ی میان جریان های ملی و فراملی عمل می کند. استیونسون نیز با طرح ایده جهان شهر گرایی مسئله هویت ملی در عصر جهانی شدن را مورد توجه قرار داده است. استیونسون معتقد است برتری فرهنگ دولت در دو ...

ادامه مطلب  

ازبررسی کاندیداهای دولت دوازدهم تا انتقاد از برخی نمایندگان مجلس/ائمه جمعه استانهای سراسر کشور این هفته چه گفتند؟  

درخواست حذف این مطلب
تاکید بر اقتصاد مقاوتی و حمایت از تواید داخلی تا انتقاد از برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی از جمله موضوعاتی بودند که خطیبان جمعه این هفته استانها به آن پرداختند. به گزارش خبرنگار سیاسی شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛خطیبان ائمه جمعه استان های سراسر کشور از تاکید بر اقتصاد مقاوتی و حمایت از تواید داخلی تا انتقاد از برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی از جمله موضوعاتی بودندکه این هفته استانها به آن پرداختند.استان تهرانآیت الله موحدی کرمانی در نماز جمعه تهران: شهید رجایی می گفت مبادا ۱۱ میلیون نفری که به من رای دادند، روز قیامت مرا مواخذه کنند آیت الله محمدعلی موحدی کرمانی خطیب نمازجمعه این هفته تهران در سخنانی ضمن دعوت خودش و نمازگزاران به تقوای الهی در سخنانی، اظهار داشت: در روایات آمده است که خداوند با بندگان تا سن ۴۰ سالگی با یک سادگی و چشم پوشی رفتار می کند و از او به راحتی می گذرد ولی بعد از اینکه به سن ۴۰ سالگی رسید خداوند به دو فرشته مامور او می گوید که از حالا به بعد با شدت و سختگیری با این آدم رفتار کنید. وی ادامه داد: گناهانی که انسان انجام می دهد یک نوع نیست بعضی گناهان است که بسیار بزرگ است و انسان باید خود را برای آتش جهنم آماده کند اما بعضی گناهان اینگونه نیست. امیرالمومنین می فرمایند خداوند برخی نکات را در برخی دیگر پنهان کرده است به طور مثال غضبش را در گناهان مخفی کرده است بنابراین باید توجه کرد که انسان نمی داند در کدام گناهی انجام می دهد غضب خدا پنهان شده است. آیت الله موحدی کرمانی افزود: سپس می فرماید ولی خدا را در میان مردم پنهان کرده است آن کسی که غضب او به غضب خداست و خوشحالی اش خوشحالی خدا، بنابراین هیچ یک از بندگان خدا را نباید آزرده خاطر کنیم که شاید همین فرد ولی خدا باشد. خداوند اجابت را هم در دعایش پنهان کرده است بنابرین فرمودند که در هر دعایی حضور قلب داشته باشید خطیب نمازجمعه تهران با نقل خاطره ای از شهید رجایی درباره اهتمام به احتمال مؤاخذه از سوی مردم در روز قیامت به خاطر رأیی که به او داده اند، گفت: شهید رجایی نگران بود و می گفت که ۱۱ میلیون مردمی که به من رای داده اند مبادا روز قیامت مرا مواخذه کنند، گاهی امام زمان(عج) ممکن است دامان ما را بگیرد و در روز قیامت مؤاخذه کند.امام جمعه رباط کریم: رفع بیکاری باید اولویت اصلی دولت دوازدهم باشد/ آمریکایی ها زبان گویای اسراییل در منطقه هستند حجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه رباط کریم در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که با حضور آحاد مردم خداجو، خانواده شهدا، جانبازان و ایثارگران این شهر در مصلی بزرگ امام خمینی(ره) برگزار شد، اظهار کرد: توجه به عهد بستن با خدا و مردم یکی از نکاتی است که همواره باید مورد توجه قرار گیرد، عدم تعهد و پای بندی به عهدها امروز به یک مشکلی تبدیل شده که بسیاری از پرونده های قضایی را تشکیل می دهد. وی ادامه داد: تعهد در برابر زنان نیز یکی از عهدهایی است که باید به آن توجه کرد، اگر مردان بتوانند خانواده ها را به درستی مدیریت کنند هیچ گاه مشکلی پیش نخواهد آمد. امام جمعه رباط کریم یادآور شد: پای بند نبود به عهدها در کار یکی از علل شکست افراد است، در واقع دود عدم پای بندی به تعهدات به چشم افراد خواهد رفت. خطیب جمعه رباط کریم با اشاره به حرکات ناجوانمردانه اسراییل در منطقه آسیا، ابراز کرد: دشمنان اسلام می خواهند اسراییل را بزرگ کنند اما خدای متعال در جنگهایی بین این رژیم و مردم فلسطین همواره ملت فلسطین را پیروزمیدان کرده و انشالله این پیروزی ها ادامه خواهد داشت. حجت الاسلام محمدی نژاد با تأکید بر اینکه مردم جهان دیگر اعتباری برای آمریکا قائل نیستند، خاطرنشان کرد: در مراسم تحلیف رییس جمهور بساری از کشورهای دنیا حضور داشتند و این نشان از اعتماد مردم دنیا به ایران و حرکت آنها در جهت آزادگی است، آنها دیگر آمریکایی ها را نمی خواهند و برای این است که از ایران به عنوان کشور مستقل حمایت می کنند. وی به برخی از اولویت های دولت دوازدهم اشاره و تصریح کرد: دولت دوازدهم در حوزه اقتصادی و رفع مشکل بیکاری باید تلاش کند و سر و سامانی به بخش اقتصاد کشور بدهد.امام جمعه دماوند: کاش به جای گرفتن سلفی حقارت، از سرگذشت برجام سوال می شد حجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی در خطبه های عبادی سیاسی این هفته نماز جمعه شهردماوند که در مسجد جامع این شهر برگزار شد، با اشاره به اینکه حدود ۹۰ هیئت خارجی در مراسم تحلیف ریاست جمهوری شرکت کردند، اظهار کرد: این هیئت ها آمدند تا در بازگشت به کشورشان بگویند تا ایران در سایه سار ولایت فقیه، کشوری مردم سالار است و به این امنیت و اقتدار می بالیم.وی افزود: این مراسم حاشیه هایی داشت که عکس گرفتن با نماینده عالی اتحادیه اروپا بود که به سلفی حقارت مشهور شد و کاش نمایندگان به جای گرفتن سلفی، به وی می گفتند برجام چه شد.امام جمعه دماوند سلفی دیگری که به سلفی عزت مشهور شد، خاطر نشان کرد: ترس در چشمان داعشی خنجر به دست موج می خورد و یادآوری صحنه عاشورا و شجاعت در چشمان شهید موج می خورد.فتاح دماوندی با بیان اینکه هنوز در عراق، عربستان، سوریه و افغانستان به زمین ریخته می شود و وظیفه همه ما دفاع از مظلوم است.امام جمعه بخش گلستان: مردم خدمت می خواهند نه سلفی حقارت/ مسئولین باید تقوا داشته باشند حجت الاسلام والمسلمین عارفی امام جمعه موقت شهرگلستان در خطبه های نماز جمعه با دعوت نمازگزاران به داشتن تقوای الهی، گفت: تقوا راه نفوذ را به روی شیاطین می بندد، و از گمراهی افراد جلوگیری می کند. وی همچنین با بیان اینکه مسئولین می بایست بیشتر از مردم در کسب تقوا کوشا باشند، اظهار داشت: از ثمرات تقوای مسئولین اجرای درست قانون است، و مسئولی که برای گرفتن سمت می آید، باید وظیفه خود را انجام دهد. حجت الاسلام والمسلمین عارفی در رابطه با نارضایتی والدین از حضور فرزندانشان در قهوه خانه ها، تصریح کرد: این مراکز به پاتوق فروشندگان مواد تبدیل سده است، و سئوال من این است، قهوه خانه هایی که غیرمجاز هستند چرا باید به فعالیت خود ادامه دهند. وی در ادامه باتاکید بر تاسف انگیز بودن حرکت نماینده های مجلس، اذعان داشت: ما از مسئولین انتظار خدمت داریم نه گرفتن سلفی حقارت با افرادی که حرفشان تحریم کشور ایران است، و باید سعی کنیم تا به جای حقارت، حماسه بیافرینیم امام جمعه موقت شهرگلستان به سخنان رهبر معظم انقلاب در روز تنفیذ رئیس جمهور اشاره کرد و تبیین کرد: باید به سخنان رهبر توجه داشت، و نباید گفت که رهبرانقلاب مخالف ارتباط با دنیاست، چرا که یکی از سخنان رهبر معظم انقلاب تعامل با دنیا بود. وی در پایان باتوجه به حقوق شهروندی مردم، افزود: رئیس جمهور محبوبیت و مقبولیت خود را مدیون جمهوری اسلامی است و باید بیشتر به جمهوری اسلامی بپردازد، که این امر نکته بسیارمهمی می باشد.امام جمعه باقرشهر: انتخاب شهردار مهم ترین وظیفه شوراهاست آیت اله سید احمد موسوی امام جمعه باقرشهر در خطبه های این هفته نماز عبادی سیاسی جمعه پس از توصیه خود و نمازگزاران به تقوای الهی گفت: پرداخت خمس و ذکات بر کسی که به او خمس و ذکات تعلق میگیرد واجب است، و باید همیشه در پرداخت آن تعجیل کرد. ️امام جمعه باقرشهر ضمن اشاره به حوادث روزهای گذشته در کشور افغانستان گفت:وظیفه همه مومنین و شیعیان درهرنقطه از جهان کمک و یاری رساندن به یکدیگر در هر زمینه ای است وی افزود:دولت های اسلامی وظیفه دارند تا امنیت شعیان در افغانستان و همه نقاط دنیا تامین شود. آیت اله موسوی ضمن تبریک روز خبرنگار گفت: روز خبرنگار به پاسداشت خبرنگار شهید محمود صارمی که توسط طالبان جنایتکار به شهادت رسید به این اسم نامگذاری شده است ️ وی در ادامه با اشاره به نزدیکی شروع فعالیت پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا انتخاب اعضای شورای اسلامی را تبریک گفت. ️ وی در پایان به بیان وظیفه خطیر شوراها پرداخت و گفت: انتخاب شهردار و دهیار مهم ترین کار شوراهاست. شهردار و دهیار باید مومن متخصص و ساکن در شهر باشند و به امور فرهنگی از جمله نماز جمعه و بنای مصلی توجه ویژه ای داشته باشند. اعضای شورای اسلامی باقرشهر ،فرمانده های پایگاه های بسیج و نیروی انتظامی از افراد حاضر در نماز جمعه این هفته باقرشهر بودند.امام جمعه اسلامشهر: سلفی با موگرینی در شأن نماینده مجلس نبود حجت الاسلام والمسلمین علی قلی پور در خطبه های نماز جمعه ۲۰ مردادماه با اشاره به تحلیف رئیس جمهور منتخب مردم در مجلس شورای اسلامی و آغاز به کار دولت دوازدهم خاطرنشان کرد: مردم انتظاراتی دارند و دولت در سایه عمل به دستورات دین و مذهب باید اقداماتی انجام دهد، مشکلات مردم باید حل شود و برای پیشرفت علمی این مملکت تلاش شود. وی با اشاره مطالبات مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ رئیس جمهور دوازدهم افزود: مقام معظم رهبری در این مراسم مطالباتی مطرح کردند که مطالبات مردم است. از جمله آن می توان به: استقرار عدالت، جانب داری از محرومان مستضعف، اجرای احکام اسلام ناب، توجه به توانمندی ها و ظرفیت های عظیم کشور، رفع گرانی، تورم، فقر و مشکلات اقتصادی، اعتیاد، کم آبی اشاره کرد. امام جمعه موقت اسلامشهر به تأکید مقام معظم رهبری در خصوص حفظ وحدت اشاره کرد و گفت: دولت کاری کند که این وحدت و عزت ملی حفظ شود عزت ملی با خون شهدا و جانبازی ملت بدست آمده است. وی با اشاره به عکس گرفتن برخی نمایندگان با فدریکا موگرینی در مراسم تحلیف رئیس جمهور دوازدهم تصریح کرد: این اقدام شأن نماینده مجلس و مردم نبود. شأن عزت و اقتدار ملت نبود که اینچنین با خانم موگرینی عکس بگیرند و در تمام دنیا انعکاس پیدا کند. این خبط و خطا از جانب نمایندگان بود و کار خوبی نبود. خطیب نماز جمعه اسلامشهر تأکید کرد: نمایندگان مجلس باید جایگاه خودشان را بهتر درک کنند آن ها عصاره و نماینده این ملت هستند ملتی که در اقتدار، عزت، سربلندی، مبارزه با فساد و مبارزه با شرک و کفر زبانزد شده است. از این نمونه کارها در مجلس و در سطح مسئولین انجام نگیرد که با شأن و عزت و اقتدار مردم منافات داشته باشد. وی با اشاره به کشتار مردم و کودکان افغانستان توسط داعش و طالبان افزود: حقوق بشری ها در این شرایط خاموش اند گویی این کودکان و اطفال بشر نیستند. یک جانی را وقتی زندانی می کنند و می خواهند درباره اش حدی جاری کنند حقوق بشر از بین می رود و پایمال می شود و فریادشان گوش فلک را کر می کند ولی در این گونه جنایت ها ساکت و آرام هستند. حجت الاسلام قلی پور اعلام کرد: روز دوشنبه ۲۳ مرداد سالروز پیروزی قهرمانانه حزب الله بر ارتش رژیم اشغالگر قدس است حزب الله نمونه آیه: «الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَهُ أَلّا تَخافوا وَلا تَحزَنوا» است. انسان وقتی استقامت می کند امدادهای غیبی شامل او می شود.امام جمعه قرچک: دولت آینده بیشتر به واقعیت ها توجه کند/ ایجاد خلل در باورها یکی از راههای نفوذ دشمن است حجت الاسلام و المسلمین حجت الله اسماعیلی امام جمعه شهرستان قرچک در خطبه های نماز جمعه این شهرستان اظهار داشت: علت اصلی بیچارگی بشیرت در این عصر غفلت است. توقع جامعه اسلامی و امام عصر(عج) امروز از ملت بویژه سردمداران و مسئولان بصیرت کثیر است و بصیرت قلیل و ابتدایی فایده ای ندارد. وی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری، بیان کرد: یکی از کارهای دشمن در جنگ فرهنگی و جنگ روانی القای واقعیت های غیر واقعی است، باید یقین داشت که با ایمان راسخ و بصیرت در امور پیرامونی و مسائل جاری، با بصیرت نسبت به دشمن و بصیرت نسبت به میدان عمل و جبهه مبارزه پیروزی قطعی است. وی گفت: به سه ترفند تبلیغ، تهدید، تطنیع دشمن باید توجه داشت و بصیرت یعنی دیدن واقعیت ها آنچنان که هستند، یکی از نشانه های اهل بصیرت نپذیرفتن ترفند دشمن است. اسماعیلی افزود: فریب نخوردن نقشه دشمن و برعکس اعتقاد و اطاعت و عمل به فرامین ولایت الهی است ودر برون رفت از چالش های مختلف باید هشدارهای ولی فقیه را گوش دهیم، چقدر توصیه ها و رهنمودها و هدایت های ایشان را جامه عمل می پوشیم، در مسائل مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی چقدر پا جلو گذاشتیم. وی تاکید کرد: دلیل پیشرفت علمی و صنعتی آمریکا در ۱۵۰ سال گذشته به کارگیری اقتصاد مقاومتی است، در همه بخش ها تفکر اسلامی کار ساز است و دین محمد (ص) تنها راه نجات است. امام جمعه قرچک ادامه داد: در بخش فرهنگی چرا باور نداریم که فرهنگ اسلامی برترین فرهنگ است و ضامن سعادت اخلاقی و رفتاری است. وی تصریح کرد: قرآن سبب بصیرت است، بیداری ها و بصیرت ها از حوزه های علمیه و قرآن شروع شد تا رسیدن به پیروزی با محوریت قرآن بود. حالا شما را چه شده است که بدنبال مدل و روش و منطق بیگانه هستید. اسماعیلی گفت: ایجاد خلل در باورها یکی از راههای نفوذ است، یکی دیگر از خواسته های دشمن که ما اصول و ارزش ها خود را در سیاست خارجی دخالت ندهیم و ایدئولوژی مان را کنار بگذاریم، روحیه و تفکر انقلابی را کنار بگذاریم تا جذب جامعه جهانی شویم. وی بیان کرد: دولت آینده بیشتر به واقعیت ها توجه کند ، مردم را درک، دید اشرافی نداشته باشد، از ردهای پایین به بالا نگاه کند و پاسخگوی مطالبات حقه و ضروری جوانان باشد، به نشاط حقیقی جوانان یعنی با ایجاد اشتغال، رفع مشکلات جوانان مایه نشاط، امید و امنیت خانواده گی آنها را فراهم کند به خانوادهای ضعیف ولی آبرومند توجه شود. امام جمعه قرچک در پایان افزود: در سیاست خارجی، عزت نظام و ملت ملاک باشد، خسارات ناشی از برجام باید جبران شود، در رشد و توسعه علمی کشور قدم بردارد.امام جمعه فیروزکوه: دشمن می خواهد مساجد را در جنگ نرم افزاری خالی کند حجت الاسلام عبدالله اسماعیلی، خطیب نماز جمعه شهرستان فیروزکوه، امروز در خطبه های پرفیض نماز جمعه با تاکید بر این که در این دوره خیر و شر بسیار به هم نزدیک است، گفت: تقوا موجب نجات انسان است؛ دین و دنیا را برای دیگران ارزان نفروشیم. وی با اشاره به شروع کار دولت دوازدهم بعد از حکم تنفیذ ریاست جمهوری، خاطر نشان کرد: بستر را مردم بعد انتخابات فراهم کردند؛ همانطور که رئیس دولت اذعان دارد دولت دوازدهم باید دوره همدلی، یکپارچگی و وحدت باشد؛ پیشرفت و تعالی هر کشوری در گرو وحدت است، اگر اختلافات دامن زده شود کشور توسعه ای نخواهد داشت. اسماعیلی تاکید کرد: اگر می خواهید کارگاه های کوچک به بهره برداری برسد، فرمایشات و سخنان رهبری محقق شود، افزایش اشتغال و تولید را شاهد باشید باید دولت و مردم با هم همراه باشند ؛ مردم باید از دولت منتخب حمایت کنند و دلت هم با جهت گیری قوی در این عرصه ورود کند. وی با اشاره به این که کشور دشمنانی دارد و آنها به دنبال از بین بردن ایران هستند تا هدف الهی و انقلابی جمهوری اسلامی ایران را عوض کنند، اذعان داشت: دولت و مردم باید در صحنه باشند؛ دو چیز مایه ناراحتی دشمن است؛ مولفه اول این است که رهبری در سخنان، عمل و در قول خود در مسیر امام (ره) است؛ مولفه دوم که موجب آزار دشمن است در صحنه بودن مردم است؛ مردم تا امروز با جان و دل حرف رهبری را پذیرفتند و عملی کردند. خطیب نماز جمعه شهرستان با اشاره به پیروزی حزب الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه با اسرائیل تصریح کرد: این پیروزی با نیروهای کم در برابر نیروهای تا دندان مسلح اسرائیل محقق شد؛ جمهوری اسلامی ایران هم ۸ سال در برابر دشمنان خود ایستاد و با یاری خدا در نهایت به پیروزی رسید. وی بر عزم و همت دشمنان در عرصه فضای مجازی تاکید کرد و گفت: فرزندان خود را از فضاهای گمراه کننده و هوس رانانه فاصله دهیم؛ امروزه فضای کشنده در خانه ها وجود دارد و ما از آن بی خبریم؛ دشمن می خواهد مساجد ما را در این جنگ خالی کند؛ از ابزارهای اندک خود ناامید نشوید که خدا شما را بر دشمنان پیروز خواهد کرد.امام جمعه خیرآباد: در مسئله برجام انفعالی عمل کرده و نقض برجام را ماله کشی کردیم حجت الاسلام طزری امام جمعه خیرآباد در خطبه اول نمازجمعه این هفته خیرآباد گفت: یکی از عواملی که باعث می شود تا محبت در خانواداه تشدید شود آن است که اعضا خانواده نسبت به یکیدیگر روحیه عذرخواهی داشته باشند. حجت الاسلام طزری اظهار داشت: گاهی اوقات اتفاق می افتد که در خانواده بعضی از اتفاقات صورت می گیرد که یکی از اعضا و خانوداه نسبت به یکدیگر دچار خطا می شود یا لغزشی از او صورت می گیرد.وی خاطر نشان کرد: عده ای این روحیه را دارند که از کنار آن به راحتی رد می شودند و اصلاً برایشان مهم نیست که با کار و خطای آنان همسر و فرزندان او ناراحت شده اند و حتی خود را طلبکار هم می دانند.امام جمعه خیرآباد ادامه داد: معمولاً در این خانواده محبت وجود ندارد وکم رنگ می شود اما عده ای همین که دچار خطا می شوند به اشتباه خود پی می برند و از طرف مقابل خود عذرخواهی می کنند و سعی می کنند خطالی خود را جبران کنند، این عذرخواهی که در روایات اسلامی هم آمده است نقش بسزایی در ایجاد محبت می کند.حجت الاسلام جعفر طزری امام جمعه خیرآباد در خطبه دوم نمازجمعه این هفته خیرآباد ضمن گرامیداشت ۲۶ مرداد سالروز ورود آزادگان به میهن اسلامی بیان داشت: آزادگان سالها رنج و مشقت را با مقاومت، ایستادگی و صبر طی کردند و سرافراز وارد میهن اسلامی شدند.امام جمعه خیرآباد اظهار داشت: در خبرها آمد که گروه تروریستی داعش در یک جنایت و اقدام وحشیانه یکی از فرزندان ایران اسلامی را که به اسارات در آمده بود را به طور وحشیانه به شهادت رساندند، شهادت این شهید بزرگوار را به خانواده محترم این شهید تسلیت و تبریک عرض می کنیم و همانطور که سردار رشید اسلام قاسم سلیمانی فرمود، یقیناً انتقام خون این شهید را خواهیم گرفت. حجت الاسلام طزری تصریح کرد: این اقدام نشان داد که تنها راه برخورد با داعش، مقاومت و ایستادگی است لذا کسانی که تا دیروز شعار مذاکره با داعش را می دادند چگونه جواب خانواده این شهید را خواهند داد.وی با اشاره به مراسم تحلیف دوازدهمین دوره ریاست جمهوری در ایران گفت: حضرت آقا فرمودند نکته ای که بر آن سفارش و تاکید می کنم این است که وجود دشمن را جدی بگیریم. امام جمعه خیرآباد اظهار داشت: در مساله برجام انفعالی عمل کردیم و نقض برجام ها را ماله کشی کردیم که اخیراً رئیس جمهور امریکا اعلام کرده است در پایبندی ایران به برجام اعتقاد ندارم و قرار بر این است که از تاسیسات نظامی ایران بازدید کنیم.وی تصریح کرد: تا زمانی که وجود دشمن توهم فرض شود و تا زمانی که بیش از حد به دشمن اعتماد کنیم نتیجه ای بهتر از این نخواهد داشت.حجت الاسلام طزری افزود: در مورد بازرسی از تاسیسات نظامی که به منظور جاسوسی صورت می گیرد همانطور که مسئولان نظام فرمودند هرگز اجازه بازرسی به آنان داده نخواهد شد و ثانیاً مساله نظامی و امکانات آن از خطوط قرمز نظام است و هیچ کس اجازه رد شدن از این خط را ندارند.امام جمعه ری: سکوت سازمان ملل در برابر جنایات طالبان و داعش ننگ آور است حجت الاسلام و المسلمین سید علی شاهچراغی امام جمعه شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی این هفته که در مصلی بزرگ حضرت عبدالعظیم (ع) برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، گفت: تقوا کلید عزت و سعادت انسان است. وی افزود: در میان امامان ما تنها امامی که مردم را به زیارت قبرش دعوت شده است مضجه شریف امام رضا(ع) است. کسی که حضرت فرموده اند: بر من واجب است زائرم را در قیامت زیارت کنم؛ کسانی که توفیق زیارت از نزدیک را ندارند روز ۲۳ این ماه با قرائت زیارت مخصوص فیض این ثواب را ببرند. امام جمعه شهرری با اشاره به همپیمانی داعش و طالبان گفت: آنان با حمله به یک روستای شیعه نشین، ۶۰ شیعه را به قتل رسانده و زنان را به اسارت بردند. شیعه به این شهادتها عادت دارد امام راحل فرمودند شهادت خط سر آل علی است این شهدا نیز به تبعیت از امامانشان مرگشان را شهادت انتخاب کردند و این افتخار شیعه است اما سکوت سازمان حقوق بشر و سازمان امنیت ننگ آور است و سکوت مرگ اختیار کرده اند اگر همین اتفاق در کشور های جنایتکار مانند اسرائیل و عربستان اتفاق می افتاد سریع جلسه راه می انداختند. شاهچراغی درخصوص تنفیذ و تحلیف ریاست جمهوری بیان کرد: مشروعیت رییس جمهور با تایید رهبر است و دوره ریاست جمهوری در جامعه اسلامی با تنفیذ رهبری دولت می تواند مشروعیت داشته باشد چیزی که باید مورد توجه دولت باشد توصیه های ده گانه رهبری است اگر رییس جمهور این توصیه ها را سرلوحه خود قرار دهد به طور قطع اقدامات بزرگی انجام می شود. وی مهمترین دغدغه مقام معظم رهبری را مساله اقتصادی و مبارزه با فقر ذکر کرد و افزود: قابل قبول نیست که چهل سال پس از پیرزوی انقلاب اسلامی ما هنوز در کشو فقیر داشته باشیم طرحی که معظم له در زمینه اقتصاد مقاومتی بیان فرمودند باید دولت همه تلاش خود را معطوف کند تا این مهم را سریع مرتفع کند. امام جمعه شهرری تصریح کرد: رهبر معظم انقلاب گفتند به دشمن دل نبندید شما می بینید که دشمن با شما و برجام چه می کند شما به مردم دل ببنیدید، اگر دولت دوازدهم به مردم متکی شود موفق می شود. وی اظهار داشت: آزادگان ما در دوران اسارت مجد و عزت اسلام را حفظ کردند و با تحمل سختی اجازه ندادند به اسلام خدشه ای وارد شود. آزاده بزرگوار سید علی اکبر ابوترابی پناه و مرجع اسرای ما بود که بسیرا اثر گذار بود.استان کهکهیلویه و بویر احمدحجت الاسلام سید علی اصغر حسینی در نماز جمعه یاسوج:تنها راه مقابله با تحریم های آمریکا اقتصاد مقاومتی است حجت الاسلام سید علی اصغر حسینی امام جمعه شهر یاسوج در خطبه اول نماز جمعه این شهر با بیان اینکه امام علی (ع) درباره تقوا چهار مورد را یاد آور شدند: دین را آباد میکند و پایه اعتقادات را محکم می کند مانند چراغ نجات و رستگاری را روشن نگه می دارد و باعث رستگاری می شود .حجت الاسلام سید علی اصغر حسینی با اشاره به اینکه حضرت سلیمان به هدهد نامه ای داد و گ ...

ادامه مطلب