چگونه در تابستان درس بخوانیم؟  

درخواست حذف این مطلب
خیلی از دانش آموزان در تابستان ترجیح میدن به کلاس آموزشی یا باشگاه ورزشی برن و سه ماه تعطیلی خودشون رو اینجوری سپری کنن. بعضی ها هم در کنار کلاس یا باشگاه، بخشی از تابستان خودشون رو به تفریح یا مسافرت اختصاص میدن.در این بین دانش آموزانی هستن که در کنار این برنامه های تابستان که برای خودشون در نظر گرفتن، ترجیح میدن کمی هم درس بخونن تا به هدفی که برای خودشون مشخص کردن بتونن نزدیک تر بشن.در این مقاله میخوایم راهکارهایی رو برای اینکه در تابستان درس بخوانیم باهم مرور کنیم تا اگر هم خواستیم در کنار برنامه های تفریحی و… که در تابستان برای خودمون در نظر گرفتیم، درس بخوانیم، بهتر و موثرتر و با توجه به شرایط تابستان درس بخوانیم.آیا تابستان درس بخوانیم یا نخوانیم ؟این که در تابستان درس بخوانیم یا نخوانیم بستگی به هدفی داره که برای دانش آموز نسبت به سایر اهدافش اولویت بیشتری داره. مثلاً یه دانش آموز که داره برای به دست آوردن به مقام ورزشی در حد المپیک تلاش میکنه شاید درس خواندن در تابستان برای این دانش آموز خوب نباشه! چون اون رو از اولویت زندگیش که موفقیت و کسب مقام در اون حرفه ی ورزشی هست دور کنه و حال خوشی رو عایدش نکنه!اما درس خواندن در تابستان برای دانش آموزی که اولویت اصلی اهدافش در حال حاضر اینه که در آزمون نمونه دولتی یا تیزهوشان قبول بشه و یا سال بعد کنکور داره و باید برای کنکور درس بخونه، خیلی بهتره که از فرصت تابستان استفاده کنه و بصورت اصولی و با توجه به شرایط تابستان درس بخونه.چگونه با شرایط تابستان درس بخوانیم ؟درس خواندن در تابستان با توجه به گرمی هوا و میل به تفریح و سرگرمی و… شاید یه کم سخت باشه ولی همونطوری که در بالا گفتم اگر با روش دُرُست و اصولی و متناسب با شرایط تابستان درس بخوانیم می تونیم از این فرصت برای رسیدن به چیزی که برای خودمون درنظر گرفتیم استفاده کنیم.بعضی از دانش آموزان قبل از فرا رسیدن تعطیلات تابستان برنامه ریزی می کنن تا از این تعطیلات به بهترین نحو ممکن برای درس خواندن استفاده کنن ولی وقتی تعطیلات شروع میشه متوجه نمیشه که چطور این 3 ماه هم مثل تعطیلات تابستانی سالهای گذشته تموم شد و انگار هیچ کاری انجام ندادن…!مشکل اینجاست که بسیاری از دانش آموزان با برنامه ریزی آشنا نیستند و فکر میکنن برنامه ریزی یعنی اینکه یه چیزهایی رو روی کاغذ بنویسیم و خیلی راحت و ریلَکس از صبح تا شب بشینیم و برنامه رو اجرا کنیم و به قول یکی از مشاوران دوران دانش آموزی ام، تا وقتی اجرای برنامه هامون تموم نشده نَخوابـــیم گفتن اینکه باید به برنامه ای که می نویسیم تا حتی در تابستان درس بخوانیم ساده است ولی به همین اندازه هم اجرای برنامه ای که با خوش خیالی و بدون در نظر گرفتن شرایط شخصی و محیطی نوشته شده سخت، دشوار و گاهی هم با شکست همراه میشه. طوری که حتی اگر با اراده ترین فرد هم این برنامه ای که بدون در نظر گرفتن شرایط نوشته شده رو اجرا کنه، نهایتاً یک الی دو هفته میتونه به برنامش عمل کنه و تا برنامش تموم نشده به رخت خواب ندهبا چه برنامه ای در تابستان درس بخوانیم ؟یه شیوه ی غلط و نادرست برای برنامه ریزی کردن اینه که مثلاٌ من بیام یه برنامه ای رو به یه دانش آموز بِدَم و بهش بگم برو اجراش کن! اگه اجرا کنی موفق میشی و اگر اجرا نکنی هم تقصیر خودته که اجراش نکردی درصورتی که وقتی یه برنامه رو به یه دانش آموز میدیم تا اون رو اجرا کنه، اگر به شرایط شخصی و محیطی اون دانش آموز توجه نکرده باشیم، مثل این می مونه که یه برنامه ای رو بخوایم روی یه کامپیوتر نصب کنیم! با این تفاوت که کامپیوتر هیچ وقت خسته نمیشه ولی انسان بعد از مدتی فعالیت خستگی میاد سراغش پس چیزی که هنگام برنامه ریزی باید بهش توجه کنیم اینه که برنامه ی هر شخص مخصوصِ خودش هست و بهترین کسی که میتونه برنامه ریزی کنه خودِ دانش آموز هست؛ چون نسبت به بقیه بیشتر خودش رو میشناسه و اگر با روش های درست برنامه ریزی کردن آشنا باشه میتونه برنامه ی منحصر به فرد خودش رو برای این که در تابستان درس بخونه آماده ی اجرا کنه.چیزی که جالبه اینه که حتی برای نصب برنامه روی کامپیوتر هم باید شرایط سخت افزاری اون کامپیوتر با برنامه یا نرم افزاری که قراره روی اون نصب بشه هم خوانی داشته باشه! حالا بعضیا میشینن فقط برنامه رو روی کاغذ مینویسن و میدن به «انسان» تا اجرا کنه خب تا اینجا فهمیدیم که باید شرایطی رو برای برنامه ریزی درس خواندن در تابستان بهش توجه کنیم که یکی از این شرایط، خودِ تابستان هست! هر روز تعطیل بودن و مشغول نبودن به کاری و… در مجموع باعث میشه که کم کم احساس بی حوصلگی کنیم و نتونیم از این فرصت برای درس خواندن در تابستان استفاده کنیم.پس قدم اول برای برنامه ریزیِ درس خواندن در تابستان اینه که این بی حوصلگی رو برطرف کنیم؛ اما چه جوری؟! قدم اول: رهایی از بی حوصلگی درس خواندن در تابستانمشکلی که در بالا بهش اشاره کردم و گفتم که خیلی ها برنامه ریزی خَفَن(!) می کنن ولی وقتی میخوان به اون برنامه عمل کنن میبینن توانایی اجرای اون برنامه رو برای مدت طولانی ندارن، یه دلیل مهمش اینه که به بی حوصلگی که در تابستان یقه ی همه ی دانش آموزان رو میگیره توجه نکردن و فقط چیزهایی رو روی کاغذ نوشتن برای برنامه ریزی این که راحت تر بتونیم در تابستان درس بخوانیم باید همین بی حوصلگیِ طبیعیِ تابستانی رو هم موقع برنامه ریزی بهش توجه کنیم؛ یعنی دانش آموزی وقتی داره روی کاغذ می نویسه که من باید فردا از صبح تا شب هم 100 تا تست بزنم، هم کتاب های توصیفی رو بخونم، هم باشگاه برم، هم کلاس برم، هم… درحالیکه قبلاً روزی 2 تا تست هم نمی زد، درحقیقت به شیوه ی ماهرانه ای داره خودش رو گول میزنه!این دانش آموز برنامش رو روی کاغذ می نویسه ولی حیف که کسی نیست این برنامه رو اجرا کنه! دلیلش هم اینه که این برنامه اصلاً برای اون دانش آموز طراحی نشده و شرایطی مثل بی حوصلگی تابستانی رو اصلاً در برنامه ریزی خودش در نظر نگرفته.برای رها شدن از بی حوصلگی و درس خواندن در تابستان باید سعی کنیم برنامه ی یکنواختی نداشته باشیم؛ یعنی اگر امروز برنامه ای اجرا کردیم و ازش رضایت کامل داشتیم، این امکان وجود داره که اون برنامه بعد از چند بار اجرا کردن برامون تکراری بشه و از انجام اون احساس بی حوصلگی کنیم.بنابراین برای اینکه در تابستان درس بخوانیم و از این فرصت بیشترین استفاده رو برای پیشرفت خودمون ببریم، باید برنامه ای رو برای خودمون تهیه کنیم که تنوع داشته باشه و هر روزش مثل روزهای قبل نباشه که رفته رفته باعث بی حوصلگی بیشتر بشه؛ با توجه به اینکه قبلاً هم اشاره کردم خودِ تابستان همینطوری حوصله بَر هست! پس برنامه ریزی متنوّع و به دور از تکراری بودن می تونه تا حد زیادی جلوی افزایش بی حوصلگی برای درس خواندن در تابستان رو بگیره و ما رو در جهت اجرای برنامه مون مصمم تر و قوی تر کنه.قدم دوم: در تابستان کم ولی مُداوم درس بخوانیدبا توجه به شرایط موجود در روزهای تابستان -که در بالا به یکی از اونها یعنی بی حوصلگی اشاره کردیم- برنامه ریزی بلندپروازانه و ایده آل گرایانه نه تنها ما رو از اجرای برنامه مون برای درس خواندن در تابستان دور می کنه بلکه روزهای تابستان رو به معنی واقعی کلمه برامون زهر مار میکنه دو دانش آموز رو تصور کنید که میخوان در تابستان برای درس خواندن برنامه ریزی انجام بدن. یکی ...

ادامه مطلب  

توصیه برترین های کنکور ۹۶ به پشت کنکوری ها/ وقت تان را در "فضای مجازی" هدر ندهید/ مطالعه روزانه ۸ تا ۱۵ ساعت برای کسب "رتبه برتر" - خبرگزاری تسنی?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیمگروه استان ها، صبح امروز نتایج اولیه آزمون سراسری سال 96 اعلام شد و داوطلبان باید با مطالعه دفترچه راهنمای انتخاب رشته های تحصیلی از روز پنج شنبه (19 مرداد) برای انتخاب رشته به سایت سازمان سنجش مراجعه کنند.در همین راستا سازمان سنجش اسامی نفرات برتر کنکور 96 در رشته های مختلف را اعلام کرد که میان آنها دانش آموزانی از سراسر کشور دیده می شود.براساس اعلام ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش در کنکور 96، تمام داوطلبان مجاز شده اند و در مجموع 453 هزار نفر در دوره های روزانه و شبانه پذیرش می شوند؛ همچنین سال گذشته 753 هزار ظرفیت وجود داشت که امسال به 744 هزار ظرفیت رسیده است.در ادامه گفت وگوی خبرنگاران تسنیم در سراسر کشور را با رتبه های برتر کنکور 96 می خوانید:روزانه 12 ساعت درس می خواندم/ پشت کنکوری ها با "فضای مجازی" خود را سرگرم نکنندسیدرضا سالاری کیا در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در شیراز، با ابراز اینکه "پیش از اعلام نتایج رتبه 10 تا 20 را برای خودم پیش بینی می کردم"، اظهار داشت: در طول مدتی که برای کنکور درس می خواندم خیلی کم از رسانه ها و فضای مجازی استفاده می کردم چراکه معتقدم استفاده از این شبکه ها مانع موفقیت می شود.وی با بیان اینکه تنها در دروس ریاضی و فیزیک از کلاس خصوصی استفاده کرده است، گفت: روزانه 12 تا 13 ساعت درس می خواندم و رقابت سالم با دوستان و آرامش فضای خانه را از عوامل موفقیت خود می دانم.سالاری کیا با اعلام اینکه "رشته پزشکی را برای ادامه تحصیل خود انتخاب کردم"، افزود: علاقه شخصی به این رشته علت انتخابم است اما برای انتخاب دانشگاه بین شیراز و شهید بهشتی تهران شک دارم. دارنده رتبه 7 رشته تجربی با اظهار اینکه "از دوم دبیرستان برای کنکور شروع به درس خواندن کردم که ابتدا چندان زیاد و جدی نبود"، گفت: در دوران پیش دانشگاهی ساعت درس خواندنم را بیشتر کردم.وی خطاب به داوطلبان کنکور سال آینده توصیه کرد در طول درس خواندن روحیه خود را از دست ندهند و با فضای مجازی خود را سرگرم نکنند.سید اسدلله سالاری کیا، پدر سید رضا نیز در گفت وگو با تسنیم گفت: سخت کوشی کنار تیزهوشی ویژگی بارز سیدرضا است و از همان ابتدا با برنامه و مدیریت زمان درس می خواند. پیگیری و پشتکار از دیگر ویژگی های سیدرضا است به گونه ای که هر منبع جدید درسی که وارد بازار می شد ظرف 48 ساعت خریداری می کرد و می خواند.روزانه 11 ساعت درس می خواندم/کلاس کنکور نرفتممهدی روانخواه در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در یاسوج، با تأکید بر اینکه "به دست آوردن این رتبه را پیش بینی می کردم" اظهار داشت: طبق برنامه ریزی قبلی درس می خواندم به طوری که روزانه 11 ساعت مشغول مطالعه بودم.وی با بیان اینکه "در کلاس های کنکور شرکت نکردم" عنوان کرد: پدر و مادرم در به دست آوردن این رتبه نهایت همکاری را داشتند به گونه ای که خود را برای همیشه مدیون آنان می دانم و امیدوارم بتوانم پاسخگوی محبت های بی دریغشان باشم.روانخواه ابراز کرد: جا دارد از مشاورم سرکار خانم شقایق بناوند که خود نیز از برگزیدگان کنکور سال گذشته بوده تشکر کنم زیرا نهایت همکاری را با حقیر برای موفقیتم داشتند.وی عنوان کرد: بنا دارم در رشته پزشکی تحصیل کنم و امیدوارم فرزندان این استان با برنامه ریزی دقیق بتوانند در کنکورهای بعدی حائز بهترین رتبه ها شوند.به گزارش تسنیم، مهدی روانخواه متولد 77 از اهالی شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد در کنکور امسال توانست رتبه 10 کشوری در رشته علوم تجربی و رتبه یک منطقه 3 را کسب کند.کلاس فوق برنامه استفاده نکردم/ مطمئن بودم رتبه برتر را کسب می کنمامیرحسین قاسمی نژاد رائینی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در سیرجان اظهار داشت: قبل از کنکور پیش بینی این نتیجه را داشتم، چون واقعاً تلاش کردم اما بعد از کنکور واقعاً با محاسبات خودم مطمئن بودم رتبه برتر را کسب می کنم.وی بیان کرد: قبل از آزمون و در دوران درس خواندن، مطالعه رسانه ها به ویژه مصاحبه رتبه های برتر سال های قبل، نکات بسیار خوبی برای موفقیت بنده داشت.رتبه یک کنکور تجربی کشور افزود: سال های گذشته و در دوران متوسطه نیز درس خواندن را به صورت مداوم دنبال می کردم و همیشه از نفرات برتر در شهرستان بودم.وی با ابراز اینکه "به کلاس های فوق برنامه اعتقاد ندارم" گفت: من اصلاً از کلاس های فوق برنامه استفاده نکردم و هیچ کلاس آموزشی نرفتم چون به این کلاسها اعتقاد ندارم و تنها آزمون های قلم چی شرکت می کردم.قاسمی نژاد رائینی با اشاره به برنامه خود برای آینده تصریح کرد: همیشه به پزشکی علاقمند بودم و اگر بخواهم رشته تحصیلی انتخاب کنم رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران را نتخاب می کنم.وی خاطر نشان کرد: از شبکه های اجتماعی در دوران تحصیل کمتر استفاده می کردم و تنها در حد خواندن پیامک بود و قطعاً استفاده کمتر از این شبکه ها برای کسانی که می خواهند در کنکور موفق شوند مؤثر خواهد بود.رتبه یک کنکور تجربی کشور نقش پدر و مادر خود را در کسب رتبه برتر مهم خواند و افزود: اول عنایت خداوند و سپس تلاش خودم و راهنمایی های والدین باعث کسب این رتبه شد.پیش بینی می کردم رتبه 3 را کسب کنم/ روزانه 8 ساعت برای کنکور درس خواندممحمدامین مطهری نیا در گفت و گو با خبرنگار تسنیم در یزد با اشاره به اینکه برای موفقیت در کنکور تلاش بسیاری کرده، اظهار داشت: در یک سال آخر مانده به کنکور، برای اینکه بتوانم به موفقیت دست پیدا کنم و هدف مد نظرم را انجام دهم، روزانه هشت ساعت مطالعه می کردم.وی در ارتباط با کلاس های کنکور و استفاده از این کلاس ها، خاطرنشان کرد: زیاد در کلاس های کنکور شرکت نکردم و تنها دو جلسه برای ادبیات و سه جلسه هم برای زبان کلاس کنکور رفتم.رتبه 6 کنکور سراسری ریاضی ادامه داد: البته پیش بینی من کسب رتبه سه کنکور بود و این پیش بینی هم بر اساس یک حس درونی به وجود آمده بود که به این پیش بینی نرسیدم و رتبه شش را کسب کردم.مطهری نیا خاطرنشان کرد: به دوستان و هم سن وسالان خودم که قصد شرکت در کنکور را دارند پیشنهاد می کنم که پیش از شرکت در کلاس های کنکور ابتدا خود و هدفشان را بشناسند و بعد اقدام به این کار کنند نه اینکه چون دوستشان به کلاس رفته، آنها هم حتماً این کار را انجام دهند.وی تصریح کرد: در حال حاضر قصد دارم که رشته برق را برای ادامه تحصیل انتخاب کنم البته این رشته را به صورت صددرصد انتخاب نکردم و قطعاً بررسی های بیشتری انجام می دهم.رتبه شش کنکور سراسری ریاضی تصریح کرد: بیشتر افرادی که رتبه های خوب ریاضی را کسب می کنند به این رشته گرایش پیدا می کنند، من هم حتماً بررسی می کنم ببینم آنها از این انتخاب چه دلیلی داشتند و در صورتی که دلیل مناسبی بود، رشته برق را انتخاب می کنم.کنکوری ها وقتشان را در کلاس های کنکور هدر ندهند/در هیچ شبکه اجتماعی عضو نبودمصابر دین پژوه، رتبه یک رشته علوم ریاضی و فنی در کنکور 96، در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در تبریز ضمن اشاره به پیش بینی رتبه تک رقمی در کنکور امسال اظهار کرد: با توجه به درصد پاسخ های صحیح خودم و مقایسه آن با وضعیت برگزیدگان کنکورهای گذشته، پیش بینی می کردم که رتبه ام تک رقمی شود.وی افزود: اما اینکه رتبه یک را کسب کنم کمی غیرقابل باور بود چرا که در سال های گذشته، درصد پاسخ های صحیح در رتبه های اول بیشتر و بهتر بوده است. در حال حاضر لحظات شیرینی پشت سر می گذارم و خوشحال هستم که به نوعی مزد زحماتم را گرفته ام.دین پژوه در مورد مدت زمان و برنامه مطالعه خود برای آمادگی هرچه بیشتر در کنکور سراسری خاطرنشان کرد: در روزهایی که به مدرسه می رفتیم روزانه 7ــ6 ساعت برای مطالعه وقت می گذاشتم. در روزهایی هم که مدارس تعطیل بود، ابتدا 11 ساعت مطالعه داشتم که رفته رفته و در این اواخر به 13 ساعت رساندم.وی در ادامه تصریح کرد: من در هیچ یک از کلاس های متفرقه و کنکور شرکت نکردم چون با توجه به سطح علمی مدرسه مان، نیازی برای حضور در این کلاس ها احساس نکردم. به کنکوری ها هم پیشنهاد می کنم بیشتر خودشان برای موفقیت تلاش کنند، مطالعه کنند و وقتشان را در کلاس های کنکور هدر ندهند. فکر می کنم اگر کنکوری ها خودشان بخواهند، می توانند موفقیت بیشتری کسب کنند.رتبه یک علوم ریاضی و فنی در مورد حضور در فضای مجازی نیز گفت: تاکنون در فضای مجازی و هیچ یک از شبکه های اجتماعی حضور نداشتم و زمانی که کنکور دادم تازه می خواستیم گوشی تلفن همراه قدیمی ام را تعویض کنیم.وی افزود: شخصاً به رشته نرم افزار علاقه دارم اما فعلاً نتیجه قطعی را نمی دانم و باید کمی بیشتر تحقیق کنم، بااین حال احتمال انتخاب رشته نرم افزار دانشگاه صنعتی شریف زیاد است.دین پژوه در مورد تأثیر خانواده در کسب رتبه یک کنکور سراسری گفت: فکر می کنم پس از لطف خدا و تلاش های خودم، خانواده ام با مهیاکردن شرایط، بیشترین نقش را در کسب این موفقیت ایفا کرده است. در پایان از مدیریت مدرسه تیزهوشان مدنی 1 تبریز هم تشکر می کنم.در دوره های آموزشی مؤسسات کنکور شرکت نکردم/ پیش بینی رتبه های خوب را داشتمسیدحسن موسوی بندرآبادی در گفت و گو با خبرنگار تسنیم در یزد با اشاره به اینکه تلاش بسیار زیادی برای موفقیت در کنکور انجام داده، اظهار داشت: هر کسی بنا به ظرفیتی که در خود می بیند لازم است که ساعاتی را برای درس خواندن و شرکت در کنکور اختصاص دهد.وی افزود: من با توجه به اینکه احساس نیاز می کردم، ساعت های زیادی را برای درس خواندن اختصاص داده بودم و تلاش زیادی کردم که بتوانم به این رتبه برسم.رتبه 10 کنکور سراسری ریاضی در ارتباط با استفاده از کلاس های کنکور گفت: به جز یک درس که احساس نیاز کردم و کلاس خصوصی گرفتم از کلاس کنکور استفاده نکردم و در هیچ یک از مؤسسات کنکور هم شرکت نکردم.موسوی بندرآبادی گفت: سایر هم سن های خودم که قصد شرکت در کنکور دارند هم به نظرم باید در صورتی که احساس نیاز می کنند وارد کلاس های کنکور شوند وگرنه اراده و همت خود شخص بسیار تأثیرگذار تر از سایر موارد است.وی افزود: من برای کنکور امسال پیش بینی رتبه خوبی داشتم و با توجه به تلاشی هم که کرده بودم، احساس می کردم توانایی لازم برای کسب این رتبه و یا رتبه های خوب دیگر را دارم.رتبه 10 کنکور سراسری ریاضی ادامه داد: برای رشته ای که می خواهم در آن ادامه تحصیل بدهم تحقیق زیادی کرده و منابع مختلفی را مطالعه کردم ولی هنوز به نتیجه قطعی نرسیدم و ان شاءالله در روزهای آینده و پس از کمی تحقیق و بررسی دیگر تصمیم قطعی را می گیرم.کسب رتبه سوم برایم دور از ذهن نبود/ خودم را درگیر فضای مجازی نکردمآتوسا عبداللهی امانی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در کرج اظهار داشت: رتبه ای که در کنکور به دست آورده ام مدیون زحمات پدر و مادر و همچنین تلاش های خود هستم.وی افزود: قبل از کنکور سراسری هنر که در آزمون های آزمایشی کشوری شرکت می کردم اکثرا رتبه تک رقمی را به دست می آوردم و این رتبه در کنکور برای من دور از ذهن نبوده است.نفر سوم کنکور با بیان اینکه به موسیقی علاقه دارم و 10 سال پیانو می نواختم گفت: من برای شرکت در کنکور فقط یکسال درس خوانده ام.وی با اشاره به اینکه در کنار منابع درسی آموزش و پرورش حتماً برای ورود به این رشته باید کلاس کنکور گذرانده شود گفت: من به تمام کسانی که پشت کنکور هستند توصیه می کنم به هیچ عنوان ناامید نشوند و راه خود را ادامه دهند و برای رسیدن به راه خود تلاش کنند. رشته مورد علاقه و مورد انتخاب من موسیقی است و دوست دارم در دانشگاه موسیقی ادامه تحصیل بدهم.عبداللهی بیان کرد: در زمان کنکور خود را درگیر فضای مجازی نکرده ام و در تمام مدت تمرکز خود را بر روی درس و این رشته گذاشته ام. کسب رتبه سوم در رشته هنر را مدیون خداوند و والدینم هستم.تمام تلاشم را برای موفقیت در کنکور انجام دادم/ برنامه ریزی های مناسب و هدفمندی برای مطالعه داشتممهدی شفیعی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در اردبیل اظهار داشت: تمام تلاش خود را برای موفقیت در کنکور انجام داده ام و برنامه ریزی های مناسب و هدفمندی برای مطالعه داشتم و در این زمینه کمک خداوند متعال و خانواده ام در رسیدن به موفقیت همیشه شامل حال من بوده است که از تشکر پدر و مادر کامل تشکر و قدردانی را دارم.وی افزود: فراهم کردن شرایط و فضای مناسب برای مطالعه در خانه برای دستیابی به این موفقیت نیز بسیار تاثیرگذار بود و خودم پیش بینی می کردم که بتوانم جزو نفرات برتر کنکور باشم که هم اکنون نیز از به دست آوردن این رتبه بسیار خوشحال هستم.شفیعی بیان کرد: توصیه من به پشت کنکوری ها و دوستانم این است که مطالعه و برنامه ریزی با زمان بندی صحیح را مبنای کار خود قرار دهند تا بتوانند به اهداف و خواسته های خود دست یابند.وی اظهار کرد: از شبکه فضای مجازی به ندرت استفاده می کردم و تمام سعی ام بر این بود که خودم را سرگرم شبکه و فضای مجازی نکنم و از اوقات فراغتم برای کمک به خانواده ام استفاده کنم.رتبه نهم کنکور علوم تجربی گفت: هر روز زمان زیادی را به مطالعه اختصاص می دادم به طوری که تا ساعت دو بامداد مطالعه می کردم و تحصیلاتم را نیز در مدرسه تیزهوشان به اتمام رسانده ام که به امید خداوند سرانجام توانستم به هدف خود در موفقیت کنکور دست یابم.مهدی شفیعی از اهالی اردبیل در کنکور امسال توانست رتبه 9 کشوری در رشته علوم تجربی کسب کند و افتخاری برای مردم استان اردبیل باشد.هیچ وقت تسلیم کنکور نشدم/ پدر و مادرم بیسوادند/ فقط در آزمون آزمایشی شرکت کردمصبح امروز (15 مرداد ماه) با اعلام نتایج کنکور سراسری سال 96 باخبر شدیم که یکی از دانش آموزان موفق شهرستان کامیاران با نام "فرید صابری" در رشته ادبیات و علوم انسانی که برای نخستین بار در آزمون سراسری شرکت کرده بود موفق به کسب رتبه ششم کشوری شد.در این گفت وگو سعی بر این است که بیشتر با "فرید صابری" دانش آموز موفق کامیارانی آشنا شویم.مشروح گفت وگوی تسنیم با نفر ششم کنکور سراسری سال 96 در رشته ادبیات و علوم انسانی را در ادامه می خوانید:تسنیم: ضمن عرض ادب و احترام، جناب صابری در ابتدا خودتان را معرفی کنید؟صابری: " فرید صابری" هستم اهل و ساکن شهرستان کامیاران و در خانواده ای 6نفره شامل سه برادر و یک خواهر به دنیا آمده ام و پدر و مادرم هم بیسواد هستند و در طبقه متوسط شهرستان کامیاران زندگی می کنیم.بنده فرزند آخر خانواده و در حقیقت با برادر دیگرم دوقلو هستیم و وی هم در رشته علوم تجربی در کنکور سراسری سال 96 موفق شدند رتبه 400 را کسب کنند.تسنیم: چه کسانی در کسب این موفقیت شما نقش داشتند و نقش خانواده از جمله پدر و مادر در این آزمون چگونه بود؟صابری: این موفقیتی را که در کنکور سراسری کسب کردم مدیون خانواده و پدر و مادرم به ویژه زحمات مادرم هستم و این موفقیت تابع تلاش های شخصی خودم و حمایت های بی دریغ پدر و مادرم بود چراکه در طول یک سال گذشته خانواده ام کنارم بودند و اگر حمایت های آنان نبود اکنون این موفقیت و رتبه ششم کشوری هم حاصل نمی شد.تسنیم: برای چندمین بار است که در کنکور سراسری شرکت می کنید و پیش بینی شما درباره رتبه خود قبل از اعلام نتیجه چه بود؟صابری: بنده متولد بیست و ششم اردیبهشت ماه سال 78 هستم و برای نخستین بار در آزمون سراسری کنکور هم شرکت کردم و توانستم با تلاش و پشتکار موفق به کسب رتبه ششم کشوری در رشته علوم انسانی شوم.پیش بینی خودم از این رتبه این بود که من در آزمون های آزمایشی که شرکت می کردم همیشه رتبه های اول و دوم را در کشور کسب می کردم اما متأسفانه با وجود این همه موفقیت در آزمون های آزمایشی در دفترچه تخصصی بر اساس وقتی که سر جلسه کنکور تنظیم کرده بودم در درس فلسفه به دلیل کمبود زمان نتوانستم به خوبی امتیاز بالا کسب کنم.تسنیم: شما در چه مدرسه ای در دوران دبیرستان تحصیل کرده اید؟صابری: من در دبیرستان نمونه دولتی شهید صیاد شیرازی شهرستان کامیاران تحصیل کردم و برای اولین بار هم رشته ادبیات و علوم انسانی در این دبیرستان برای ما راه اندازی شده بود.تسنیم: بفرمایید دلیل موفقیت خود را در چه می دانید؟صابری: اگر اجازه بدهید برای پاسخ به این سؤال شما از مفهومی از یکی از بزرگان به نام آندرنو استفاده کنم که مفهوم "هستی با ترس" را عنوان می کند؛ به این معنا است که هر ساله هزاران و صدها هزار نفر در کشورمان کنکور را تجربه می کنند و این ترس ترسی است که همه دارند و خود من هم این ترس را داشتم چراکه به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه در وجود همه افراد بوده و قرار است این ترس تا ابد وجود داشته باشد.تسنیم: در طول شبانه روز چند ساعت مطالعه می کردید؟صابری: من متأسفانه مانند بیشتر دانش آموزان شهرستان کامیاران به دلیل کمبود امکانات آموزشی و محرومیت در سال دوم دبیرستان به علت کمبود مشاوره و اطلاعات نتوانستم خوب درس بخوانم اما از سال سوم دبیرستان سعی کردم بهتر و بیشتر تلاش کنم و درس بخوانم به طوری که در طول شبانه روز 10 تا 11 ساعت مطالعه می کردم و در زمستان گذشته تا 12 ساعت مطالعه کردن را تثبیت کردم.تسنیم: چه رشته ای را انتخاب خواهید کرد و علت انتخاب این رشته چیست؟ در چه دانشگاهی قصد ادامه تحصیل دارید؟صابری: به احتمال بسیار زیاد رشته فلسفه در دانشگاه تهران را انتخاب می کنم.تسنیم: توصیه شما به دیگر کنکوری ها در سال های آینده چیست؟صابری: توصیه من به کنکوری های امسال و سال های آینده این است که اگر به هر دلایلی در کنکور امسال موفق نشدید و اتفاقی که می خواهد بیفتد، آنچه مهم است افق اخلاقی است و کنکور چیزی غیرانسانی است و «هیچ وقت خود را تسلیم کنکور نکنیم» و به خاطر کنکور خود را سرزنش نکنیم و از نفرتی که از کنکور خواهیم داشت خود را حفظ کنیم چون در این میان می توانیم تصمیم بگیریم و تمام انرژی خود را برای شرکت در کنکور بگذاریم.تسنیم: آیا شما در مؤسسات و برنامه های فوق برنامه کلاسی شرکت داشتید؟صابری: من خودم فقط در آزمون های آزمایشی یکی از مؤسسات خصوصی شرکت می کردم اما تأکید من بر خودآموزی است چراکه به تثبیت مطالب کمک می کند و خودم تمام مطالب را یاد گرفتم و اگر افراد تلاش کنند خودشان مطالب را یاد بگیرند بهتر می توانند موفق شوند.تسنیم: چقدر در ایام پیش از کنکور از رسانه ها استفاده کردید؟صابری: دوران کنکور برای من سخت بود و یک دیوار سخت و بتونی و سیاهی بود که اگر دوستان و حمایت خانواده نبود نفسم قطع می شد و از طریق رسانه های جمعی با برخی دوستانم صحبت می کردم و در این میان یک دوست صمیمی به نام "پژمان برخورداری" که خود وی دانشجوی فوق جامعه شناسی دانشگاه تهران است و 5 سال از من بزرگتر است داشتم که برخی مباحث درسی را با آن در میان می گذاشتم.بدون شک بخش عظیم تحمل آن دوران را مدیون و وامدار این دوست عزیزم "پژمان برخورداری" هستم و از وی تشکر و قدردانی بی نهایت را دارم.تسنیم: در پایان چه صحبتی دارید؟صابری: در تمام طول این سال ها موضوعی که برای من مهم بوده و روز به روز این نکته هم برایم جالب بود و متوجه آن شدم «امر آموزش» بود و اساساً آموزش برای استان کردستان که استانی محروم است امری کلیدی بوده و می تواند نوعی تشابه با کشور ژاپن را داشته باشد.آموزش بهترین پتانسیل از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می تواند به روی منابع انسانی داشته باشد و از طرف دیگر آموزش را باید خیلی جدی گرفت چرا که می تواند افراد متخصص در حوزه های مختلف منابع انسانی تربیت کند.به رتبه 2 رقمی راضی بودم/ کیفیت درس خواندن مهم است نه کمیت آنبه گزارش خبرگزاری تسنیم از اصفهان، محمد حسین زارعی اصفهانی نوجوان اصفهانی موفق به کسب رتبه هشتم گروه ریاضی در آزمون سراسری سال 96 شد، این دانش آموز اصفهانی، فرزند اول یک خانواده 4 نفره است، مادر وی دارای لیسانس حسابداری و پدرش فوق دیپلم مهندسی عمران است. گفت وگوی اختصاصی تسنیم با این نوجوان اصفهانی را در ادامه می خوانید:تسنیم: برنامه ریزی و مطالعه ویژه برای شرکت در کنکور را از چه زمانی آغاز کردید؟زارعی: شروع به خواندن برای کنکور مرز مشخصی نداشت، حتی زمانی که در سال دوم دبیرستان درس می خواندم برای کنکور بود، اما اگر تنها برای کنکور مد نظر باشد از تیر ماه سال گذشته بعد از امتحانات نهایی آغاز کردم.ساعات مطالعه در روز مرز ثابتی نداشت به گونه ای که یک روز 6 ساعت و روز دیگر10 ساعت بود و بیشتر بستگی به شرایط آن روز داشت.تسنیم: فکر می کنید مهم ترین عامل موفقیت شما در این آزمون چه بود؟زارعی: نمی توان گفت یک یا چند عامل دلیل موفقیت شده است زیرا موفقیت چیزی نیست که ناگهانی به دست آید، لطف خداوند، زحمات خودم، کمک های پدر و مادر، همراهی دوستانم، شرایط مدرسه، دبیران خوب و منابع درسی خوبی که انتخاب کردم از دلایل موفقیت من به شمار می رود.تسنیم: در مدتی که برای کنکور درس می خواندید تفریحات و زمان استراحت را چطور پشت سر می گذاشتید؟زارعی: برای یک شخص کنکوری تفریح زیاد معنایی ندارد و ممکن است بعضی اوقات این وقت را پیدا کند که به تفریح بگذراند، اوقات تفریح من نسبتا زیاد بود و اکثر اوقات را به پیاده روی در پارک و تماشای تلویزیون می پرداختم و فقط درس خواندن نبود.تسنیم: در کلاس های کنکور هم شرکت می کردید؟زارعی: خیر، در هیچ کلاس کنکوری شرکت نمی کردم و حضور من تنها در آزمون های آزمایشی بود و علاوه بر آن از اطلاعات کلاس درس و دبیران بیشتر استفاده می کردم.تسنیم: آیا در دوران کنکور از فضای مجازی استفاده می کردید؟زارعی: بله، به همان اندازه که تلویزیون تماشا می کردم از فضای مجازی نیز استفاده می کردم و می ...

ادامه مطلب  

«مسئولان صاحب قدرتی» که خود را بی نیاز از نوشتن «پایان نامه» می بینند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبرنگاران پویا؛ عباس کاظمی؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم در مقاله ای با عنوان «چرایی برون سپاری پایان نامه های دانشجویی» سعی کرده به پرسشهایی نظیر "چرا دانشجویان کارهای خود را برون سپاری می کنند؟ چرا پایان نامه های خود را به افراد دیگر می سپارند؟" پاسخ دهد.کاظمی در مقدمه این مقاله آورده است «به جای اینکه این پدیده ای را که امروز فساد علمی نام گرفته است یک سویه مورد نقد قرار دهیم، بر آن شدیم تا دلایل این کار را از زبان دانشجویانی که خود پایان نامه هایشان را به دیگران سپردند جویا شویم؛ برای این منظور حدود 30 مصاحبه با دانشجویان و فارغ التحصیلانی که از دفاعشان بیش از سه سال نگذشته است انجام داده ایم؛ پرسش ما این بود "دلایلی که دانشجو برای برون سپاری برای ما برمی شمرد چیست و چه عواملی موجب گرایش وی به این وضعیت شده است؟ اگر دانشجو به دلایل مختلفی به دانشگاه آمده چرا پایان نامه خود را برون سپاری کرده است؟ آنها عمدتاً چه دلایلی را برمی شمرند و چگونه وضعیتی را که پدید آورده اند توجیه می کنند؟"، در مجموع هفت دلیل از زبان این دانشجویان استخراج شده است که شنیدن آنها می تواند بخشی از واقعیت حول این پدیده را برای ما روشن سازد؛ در این مقاله همچنین به دلیل محدودیت فضا بسیاری از نقل قول های دانشجویان که به عنوان شاهد مثال در متن گزارش است حذف شده است».علل و انگیزه های دانشجوییدسته اول دلایل را می توان ذیل پدیده ای به نام ناتوانی و ضعف درک کرد؛ ناتوانی و ضعف به مجموعه ای از دلایل اشاره دارد که شامل فقدان اعتماد به نفس، بی سوادی دانشجو و ناتوانی به دلیل عدم آموزش صحیح در دانشگاه است؛ برخی از دانشجویان که بعد از مدتها به تحصیل روی آوردند با توجه به اینکه میان دوره لیسانس و ارشد خود شکاف و فاصله احساس می کنند، دچار عدم اعتماد به نفس و در مرتبه بعد احساس ناتوانی در انجام پایان نامه می شوند؛ بنابراین یک شکل از ناتوانی، احساس ضعفی است که دانشجو به طور کلی در نوشتن چیزی احساس می کند؛ فرد بیش از اندازه احساس بی سوادی می کند و این توان را در خود نمی بیند که پایان نامه را بتواند بنویسد.دلیل اول: عدم تبحر«خیلی در کار پایان نامه تبحر نداشتم، چون تبحر نداشتم یک وقفه طولانی در آن افتاد و همین طور گرفتاریهای شخصی برای خودم هم پیش آمده بود؛ من حاضرم 10 تا کتاب بخوانم ولی 10 تا کتاب ننویسم چون خیلی تبحر نوشتن ندارم؛ در پایان نامه باید یکسری چیزهایش را خودت بنویسی؛ من نقطه ضعفی که تو این قضیه دارم این است که شاید خیلی چیزها را بدانم، ولی روی کاغذ آوردن برایم سخت هست، تبحر در نوشتن ندارم.» (کد 20)یکی از دلایل ناتوانی که در نقل قولهای بالا آمده نشان دهنده ضعفی است که دانشجو در خود احساس می کند؛ بخش دیگر این ناتوانی را می توان ذیل تغییر رشته ایها فهم کرد؛ برای بسیاری که رشته های دیگر به مقطع کارشناس ارشد آمده اند با توجه به کیفیت آموزش و دانشگاه های ایران، احساس ضعف در انجام کارهای درسی و علمی می کنند؛ به همین دلیل کار پایان نامه معمولا طولانی می شود و در نهایت آنها ناچار به سپردن کار به فرد دیگری می شوند اما از مهمترین دلیل ناتوانی می توان به «ضعف آموزشی» اشاره کرد.دانشجویانی که به دلیل ناتوانی برون سپاری کرده اند بیشتر آموزش و دانشگاه را هدف انتقاد خود قرار داده اند، آنها معتقدند که در دوره تحصیل خود چیز زیادی یاد نگرفته اند.«فقط از ما پول گرفتند و یک دهم آن چیزی که از ما می گرفتند نه به ما خدمات ارائه می شد و نه هیچ چیز دیگری؛ اساتید هم می آمدند یکسری مطالب را خیلی کلیشه ای و روتین تکرار می کردند و تقریبا خیلی تفاوتی با دوره کارشناسی نداشت؛ به همین خاطر که دیدم دانشگاه از من پول می گیرد تا صرفا مدرک بدهد، گفتم بگذار پایان نامه اش هم باشد در کنار بقیه کارها... من تا الان 15-10 میلیون برای ارشدم هزینه کردم و هیچی در ازای آن نگرفتم... گفتم این دو میلیون هم روی آن 15 میلیون که هزینه کردم.» (کد 25)دلیل دوم: دانشجویان قدرتمنددسته دوم دلایل نه از سر ضعف و ناتوانی بلکه از سر «قدرت» باید درک شود؛ فرد به دلیل داشتن قدرت زیاد از موقعیت خود سوءاستفاده می کند و خود را از انجام تکلیف درسی و نوشتن پایان نامه بی نیاز می بیند؛ بخش قابل توجهی از مدیران و صاحبان قدرت که به دانشگاه می آیند از موقعیت خود سوءاستفاده می کنند و نه تنها در کلاسهای درس شرکت نمی کنند، تکالیف درسی خود را نیز برون سپاری می کنند.«طرف مدیر اداره هست و دانشجو هم هست و اصلا سر کلاس نمی آید و غیرحضوری می گیرد و تمام استادها هم همکاری می کنند و پایان نامه اش بیرون انجام می شود مثلا من مدیری می شناسم که از یک سازمان دولتی بزرگ بود و پایان نامه اش را بیرون داده است؛ علی رغم اینکه خیلی هم آدم مذهبی هست ولی پایان نامه اش را داده کسی بیرون برایش انجام داده و استادها خیلی هم استقبال می کردند و زود هم دفاع می کند و بورسیه می شود؛ می گویم همه این چیزها تاثیر می گذارد روی کاهش علاقه اش به تحصیل و ادامه تحصیل.» (کد 21)دلیل سوم: مشغله و درگیری شغلیدسته سوم از دلایل نه به دلیل ناتوانی و ضعف و نه به دلیل قدرت زیاد و موقعیت بالاست، بلکه بیشتر به دلیل مشغله و درگیری شغلی و سایر درگیریهای موجود در زندگی است؛ این دسته از دلایل را ذیل «مقوله عدم فرصت» جای دادیم؛ در اینجا دانشجو اذعان می کند که نوشتن پایان نامه کاری سخت نیست، اما تنها دلیل آن نداشتن زمان مناسب برای نوشتن است؛ این فقدان زمان مناسب ناشی از عوامل متعددی است؛ یک عامل در فرصت سنواتی است، به آن معنا که دانشجو زمان زیادی برای تحویل پایان نامه ندارد و اگر نتواند دفاع کند یا باید دانشگاه را ترک کند یا اینکه باید هزینه بیشتری به دلیل سنوات پرداخت کند؛ به دلیل نپرداختن شهریه بیشتر دانشجو ترغیب می شود با هزینه کمتری کار را به فردی بسپارد و سریع تر فارغ التحصیل شود.«شرایطم ایجاب کرد که مجبور شدم؛ زمانم داشت می گذشت، ترمم بالا می رفت، دوباره باید هزینه می دادم؛ از طرفی هم می خواستم بیایم تهران و رفت و آمد برایم سخت بود مجبور شدم دادم این خانم نوشت و عاقبتش را هم که گفتم».(کد 24)آنچه که موضوع فقدان فرصت را معنادار می کند زنجیره ای است که نام آن را شفت گذاشته ایم که مخفف 3 کلمه «شاغل، فرزند و تأهل» است؛ در بسیاری از مصاحبه هایی که با این دسته از دانشجویان داشته ایم همزمان 3 عامل را با هم ذکر کرده اند؛ هر دانشجویی که در این دامن گرفتار شد، به سختی توان انجام پایان نامه و کارهای درسی خود داشته است؛ از میان این 3 زنجیره ما حلقه اول را ابتدا ذکر می کنیم؛ شاغل بودن که یکی از انگیزه های غیردانشگاهی آمدن به دانشگاه است، خود عاملی برای پایین آمدن کیفیت تحصیل شده است؛ در میان همه دلایل دیگری که می توان برشمرد فقدان فرصت کافی در میان سخنان مصاحبه شوندگان اهمیت بیشتری داشته است.کسانیکه شاغل هستند دائم دغدغه و اضطراب تحصیل و رسیدن به شغل خود را دارند، دائما در این وضعیت هستند که چگونه زندگی خود را در کنار شغل و درس خود مدیریت کنند، برون سپاری یکی از استراتژیهای مدیریت زندگی است؛ در چنین شرایطی بحث علمی اساسا موضوعیتی برای دانشجو ندارد، به همین دلیل می توان گفت هویت کسانیکه برون سپاری می کنند قبل از آنکه دانشجو باشند، مادر، کارمند و نظایر آن هستند؛ در واقع ما با وضعیت تعارض هویتی مواجهیم و هویت دانشجویی در اینجا هویتی اضافی است که بر سایر هویتهای پیشین افزوده می شود؛ اما با توجه به گذرا بودن و موقعیتی بودن این هویت در مقایسه با سایر هویتهای از پیش موجود به سادگی نمی تواند جای خود را باز کند.تأهل در کنار اشتغالکاظمی در ادامه این مقاله که در ماهنامه فرهنگ امروز به چاپ رسیده، گفته است که از طرف دیگر چشم انداز فعالیت علمی و آینده ای که با یک کارخوب در پایان نامه برای این افراد وجود دارد چندان روشن نیست و در میان مقایسه ای که از یک کار خوب و پایان نامه با کیفیت می بیند با گرفتاری هایی شغلی که در پیش دارد، کار کردن روی پایان نامه خردمندانه به نظر نمی رسد در چنین شرایطی دانشجویانی که با ما مصاحبه می کردند ضمن برشمردن دلایل برون سپای اغلب کارهای خود را توجیه می کردند؛ یکی از این توجیهات عدم علاقه به موضوعی است که کار می کنند یا سختگیری است که استاد می تواند روی کار داشته باشد است.«به دلیل مشکلاتم وقتش را نداشتم؛ از یک طرف کارمند بودم، از یک طرف زن و بچه داشتم، خانواده داشتم و وقت آن چنانی نداشتم که دنبال کارهایی که مربوط به پایان نامه ام هست، بروم یا تایپش کنم؛ الان کار اداری آموزشی دارم، در آموزش کار می کنم، خب دانشجویانی به من مراجعه می کنند، الان شما آمدید با من صحبت می کنید، دانشجو بیاید مجبورم جواب دانشجو را بدهم؛ پس من نمی توانستم به طور کامل وقتم را بگذارم برای این کار؛ از یک طرف هم خانواده داشتم و آن مشکلات خاص خودش را داشت باید می رفتیم خانه بچه مشکل داشت، خانمم مشکل داشت، یا خریدی، کاری داشتیم؛ برای همین وقت آنچنانی نداشتیم که بخواهم دنبال کار پروژه یا این چیزها باشم، من مجبور شدم که بدهم بیرون» (کد 26)در کنار شاغل بودن اگر مسئله تأهل هم قرار بگیرد، وضعیت بغرنج تر می شود برای فردی که هم در موقعیت شغلی درگیر است و هم ازدواج کرده است و تعهداتی برای زندگی دارد هویت دانشجویی جایگاه چندانی ندارد. در اینجا شغل و تأهل به عنوان فاکتروهای مهم زندگی پیش از ورود به دانشگاه برای فرد وضعیت او را تعیین می کنند و دانشگاه چنان قدرتی در دادن هویتی متفاوت بدانها ندارد؛ تأهل مردان و زنان دو سنخ متفاوت است اگر زن متأهل دانشجو باشد کارهای خانه نیز بدان افزوده می شود و در نتیجه فرد فرصت بسیار کمتری برای خروج از تعهدات جاری زندگی دارد؛ جالب اینجاست که همان چیزی که باعث آمدن فرد (مثلا زن خانه دار) به دلیل ...

ادامه مطلب  

چرا آیت الله بروجردی مانع اعدام"نواب صفوی" نشد/سرباز آیت الله خامنه ای هستم - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- عباس کلاهدوز و محمدعلی سافلی: "هر دو (من و مقام معظم رهبری) از نظر فکری نزدیکترین فرد به هم بودیم و حتی من گاهی اوقات به بعضی­ ها می­ گویم اگر من جای ایشان بودم و اطلاعات ایشان را داشتم من هم همین تصمیم را می­ گرفتم که ایشان گرفتند."، این تعبیر شخصیتی است که سالها هم نشین و هم بحث رهبر انقلاب بوده است.آیت الله سید جعفر شبیری زنجانی متولد سال 1316 در شهر مقدس قم است. پدرش مرحوم آیت الله سید احمد زنجانی سال ها در حرم حضرت معصومه و مدرسه فیضیه قم نماز جماعت برگزار می کرد و اکنون برادر بزرگترش آیت الله سید موسی شبیری زنجانی به جای پدر امام جماعت نماز مغرب و عشا در حرم حضرت معصومه و نماز ظهر و عصر در مدرسه فیضیهٔ قم است.آیت الله سید جعفر شبیری تحصیلات علمیه را از محضر پدر و سایر اساتید آن زمان همچون مرحوم امام، آیت الله مستنبط و سایر مراجع آن زمان فراگرفت اما درباره عدم شرکت در درس آیت الله بروجردی عذری داشت که در مصاحبه به آن اشاره کرده است. همین عذر بود که او را به جلسات درس حاج شیخ مرتضی حائری کشاند و از این رهگذر توفیق مصاحبت چندساله با رهبر انقلاب پیدا کرد.وی در طول سالهای تحصیل از مبارزه غافل نبود و در مسیر مبارزه با فدائیان اسلام و سایر مبارزان انقلابی همراه بود تا جایی که برای کسب اجازه از امام برای ترور نخست وزیر رژیم پهلوی عازم نجف می شود. این یار دیرین رهبر انقلاب این روزها مشاور عالی رئیس قوه قضائیه است.خبرنگاران سیاسی تسنیم در سلسله گفت وگوهایی با شاگردان مرحوم بروجردی و امام خمینی(ره) و علمای اعلام کاوشی نو در نهضت بنیان گذار انقلاب اسلامی خواهند داشت و در این بین به بیان ناگفته ها و کمترگفته شده هایی از تاریخ انقلاب اسلامی می پردازند. تاکنون 10 بخش از این گفت وگوها شامل مصاحبه با آیات سید جواد علم الهدی، فیض گیلانی، علوی گرگانی، قافی یزدی، سیدجعفر کریمی، مرحوم صابری همدانی، سیدرضا بنی طبا، یوسف طباطبایی نژاد، مبشر کاشانیوواحدی جهرمی منتشر شده و در آینده نیز ادامه دارد.متن پیش رو مصاحبه خبرنگاران سیاسی تسنیم با آیت الله شبیری زنجانی است که از منظرتان می گذرد:پیش از اینکه من امام را بشناسم، او من را می شناختتسنیم: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، آشنایی شما با حضرت امام از چه تاریخی بود؟ گویا مرحوم پدرتان با مرحوم امام هم مباحثه بودند.بسم الله الرحمن الرحیم. پیش از اینکه من امام را بشناسم ایشان من را می ­شناختند. با پدرم دوست بودند و دوستی بین آنها معروف بود. در ماجرای فوت برادر کوچکترم، مرحوم حاج احمد آقا نامه­ ای برای ما نوشتند و گفتند که با شنیدن فوت برادرتان منزل ما به هم ریخت. تسنیم: شما از چه زمانی وارد حوزه علمیه قم شدید، شروع درس خارج­ تان از کدام یک از بزرگان حوزه علمیه شروع شد و شرکت­ کردنتان در کلاس درس امام از چه تاریخی بود؟ورود بنده به حوزه علمیه سال 1327 یا 1328 بود. البته زمان دقیق را فراموش کرده ام. درس خارج هم سال 34 شروع کردم چون سال 35 عتبات رفتم.تسنیم: شروع درس خارج شما از محضر آیت الله بروجردی شروع شد؟خیر؛ درس آقای بروجردی را خیلی دوست داشتم شرکت کنم چون وضع خاصی درس ایشان داشت، من خیلی مایل بودم. منتها من دو اشکال داشتم یکی گوشم سنگین بود و یکی هم پایم درد می ­کرد. آن زمان بلندگو هم نبود و اگر جلو می­ خواستم بنشینم نزدیک خود آیت ­الله بروجردی، آنجا جمعیت فشرده بود و پایم آزاد نبود و اگر عقب می­ خواستم بنشینم، صدا را نمی شنیدم لذا با اینکه خیلی اشتیاق شرکت در درس ایشان را داشتم اما توفیق پیدا نکردم.تنها یک روز درس آیت الله حکیم را درک کردمدر قم درس امام، درس آیت­ الله شیخ ­مرتضی حائری و آیت ­الله حاج سیدمحمد محقق ­داماد شرکت می کردم و درس مرحوم آیت ­الله سید محسن حکیم را در نجف یک روز فقط درک کردم. در سال 35 که به نجف مشرف شدم یک روز در کلاس درس ایشان بودیم که بعد ایشان مریض شدند و درس تعطیل شد. من هم در آن سال دو ماه بیشتر در نجف نبودم و به ایران برگشتم، در سفر بعدی نیز ایشان مکه مشرف شده بودند لذا درس ایشان را جز آن یک روز، درک نکردم.درس اصلی که من شرکت می کردم، درس آیت­ الله خویی، آیت­ الله سیدحاج­ محمد شاهرودی و آیت الله حاج میرزاباقر زنجانی بود. در ماه رمضان، وقتی درس­های خارج دیگر تعطیل بود، یک درس خصوصی ایشان می­ فرمودند و در درس ایشان شرکت می کردم.درس مرحوم آیت­ الله حاج­ سیدنصرالله مستنبط هم شرکت داشتم. درس آیت­ الله فانی یادم نیست که شرکت کردم یا نه، احتمالاً یک مدت کوتاهی شرکت کردم و یا بحث و صحبتی بود. چون نامه­ ای که ایشان مرقوم فرمودند یک اظهار لطفی مبنی بر اینکه مثلاً مناسب بود به نجف برمی ­گشتی داشتند اما من یادم نیست که سابقۀ بحثی در خدمت ایشان داشتم یا نه، منتها مشخص است که دورانش کوتاه بوده است.تسنیم: در چه سالی به نجف مشرف شدید؟سال 1335 بود، یکی سال 1343 بعد از دستگیری بود، آن زمانی که امام از زندان آزاد شدند در نجف بودم، یکی هم وقتی امام از ترکیه به نجف منتقل شدند، سال 47 بود که آن زمان سفر من برای تحصیل نبود. تحت عنوان زیارت و تحصیل رفتم اما درحقیقت می­ خواستیم برای قیام مسلحانه از ایشان اجازه بگیریم، ولی نمی خواستیم مطرح شود.نظر استاد رهبر انقلاب درباره شهید نواب صفوی و ترور علمتسنیم: همان زمان که بحث ترور علم مطرح شد؟بله واقعیت این است که وقتی امام را دستگیر کردند، من از آیت ­الله حائری پرسیدم که آیا می ­شود علم را ترور کرد؟ تا این را گفتم ایشان فرمودند خدا رحمت کند شهید نواب­ صفوی را، جایش خالی است! بعد گفتم بالاخره تکلیف چیست؟ نظر شما چیست؟ فرمودند مگر کسی پیدا می شود؟ گفتم اگر وظیفه باشد، تکلیف باشد خودم می­ روم. ایشان فرمودند که باید به مردم آگاهی داد، کشورهای اسلامی به طور کلی استعمار زده شده­ اند، باید کوشش کرد و استعمارزدایی کرد. متوجه شدم نظرش این است که باید کار فرهنگی بیشتر شود.من هم بعد از اینکه امام به نجف منتقل شدند، دیگر فکر کردم حتماً از امام موافقت می گیرم چون ایشان مبارزاتش با آن رژیم خیلی علنی و آشکار بود. من خدمتشان رفتم، صحبت کردم، ایشان همان حرف آیت الله حائری را فرمودند و گفتند: باید کار فرهنگی کرد، باید به مردم آگاهی داد و چون بالاخره جوان و خام بودیم من ابتدا پیش خودم فکر کردم امام مدتی در تبعید بودند و از وضع ایران اطلاعی ندارند. به خودم گفتم مردم آگاهی دارند، چطور امام می­ فرمایند باید آگاهی داد؟! تا اینکه در ماه محرم سال 57 متوجه شدم بله، قبلا آگاهی نبوده است! عاشورا و آن هیجانی که ایجاد شد تازه متوجه شدم مردم آگاه نبودند و یک مرتبه مردم آگاه شدند. از سربازخانه­ ها فرار می­ کردند و حاضر نبودند از آن رژیم حمایت کنند لذا متوجه شدم آنچه جوان در آئینه بیند، پیر در خشت خام بیند.تسنیم: اولین آشنایی­ تان با مرحوم نواب در چه تاریخی بود و چه شد که به شخصیت مرحوم نواب­ صفوی علاقه مند شدید؟علاقه مندی من به ایشان از سال 1329 که مسالۀ ملی شدن نفت مطرح بود، آغاز شد. مجلس قانون ملی شدن نفت را تصویب کرد، در حقیقت ملی شدن نفت به برکت یک نامه نواب­ صفوی بود. نامه­ ای که نواب برای نمایندگان نوشت و آن نامه باعث شد نمایندگان جرات مخالفت نکنند و به اتفاق آرا، رای به ملی شدن نفت دادند. از همان سال به فعالیت­ هایی که می شد علاقه مند شده بودم و در جمعیت فدائیان اسلام که در قم بودند، شرکت می­ کردم منتها نواب را بعد از آزادی از زندان، وقتی به قم آمدند برای اولین بار دیدم.تسنیم: یکی از شبهات و ادعاهایی که هر از گاهی مطرح می کنند، بحث ترورهایی بود که توسط فدائیان اسلام انجام می شد. اینها می گویند این ترورها از نظر شرعی مشکل داشته و ترور کسروی یا ترور رزم آرا، عملیات تروریستی بوده است. پاسخ شما از نظر تاریخی و هم از نظر فقهی به شبهه افکنی درباره آن ترورها و اعدام­ های انقلابی که توسط فدائیان اسلام انجام می ­شود، چیست؟اتفاقاً این مساله­ ای بود که در جلسه ای با حضور من، شهید نواب٬ شهید واحدی و یکی از دوستان ما -آقای خدایی از روحانیونی که در دفتر مرحوم آیت­ الله فاضل بودند- بررسی شد. آقای خدایی همین سوال و اشکال را مطرح کردند و آنجا بحث شد. مقداری صحبت شد که الان جزئیات بحث یادم نیست و فکر می­ کنم مسئله سپر کفار شدن مطرح بود که اینها(برخی عوال داخلی) منافع کشورهای اسلامی را فدای خارجی­ ها می کنند و این افراد عامل کفار شدند. آنچه از این جلسه یادم هست این بود در اواخر سال آقای حجت فوت کرده بودند و آقایان دیگر مانند آقای سیدمحمد خوانساری و آیت ­الله صدر هنوز در قید حیات بودند. عالمی که مجوز شرعی ترورهای فدائیان را دادآقای واحدی گفتند ما این راه را که می ­رویم می دانیم چه خواهد شد یعنی بالاخره ما را می کشند، ما نمی آییم کاری بکنیم که هم دنیایمان را از دست بدهیم و هم آخرتمان را اما چون آقای حجت فوت کردند می گوییم و اِلا بروز نمی دادیم. ما درباره ترورها با آیت­ الله حجت صحبت کردیم و کاملاً برای ما از این جهت ابهامی نیست. البته ما اطلاع داشتیم که ایشان بیش از آقای حجت، با آقای صدر و همچنین با آقای خوانساری در ارتباط بودند.تصویر آیت الله سیدمحمد حجت؛ شهید واحدی می گفت اعدام انقلابی رزم آرا و کسروی با هماهنگی وی صورت گرفته استمن حتی زمانی که نواب از زندان آزاد شد، همراه چندنفر رفتیم خدمت مرحوم سیدصدرالدین صدر، آقای صدر خیلی تحویل گرفتند. بعد پرسیدند حال آقای نواب چطور است؟ گفتم از زمانی که از زندان آزاد شدند، ایشان ضعیف شده اند. مرتب این طرف و آن طرف فعالیت داشتند و سخنرانی می­ کنند که آقای صدر فرمودند به ایشان بگویید یک مقداری به سلامتی­ شان برسند. معلوم بود آقای صدر علاقه زیادی به نواب داشتند ولی آن زمان نامی از آقای صدر نبردند. همین ارتباط را با آقای بروجردی داشتند و کسی اطلاع نداشت.یک بار خود من واسطه بین آنها و آیت الله بروجردی بودم. حتی نزدیکان آیت­ الله بروجردی و اطرافیان هم نظرشان این بود و خیلی مخالف نواب بودند و خیال می­ کردند اینها با آقای بروجردی مخالف هستند.فردی که نفر دوم فدائیان اسلام را در فیضیه کتک زدتسنیم: جماعت مذکور درباره رابطه مرحوم نواب صفوی با علما و مراجع هم شبهه وارد می کنند از جمله مخالفت مراجع وقت و آیت الله بروجردی با حرکت آنها. نمونه آن را هم کتک خوردن یکی از اعضای فدائیان توسط اصحاب آیت الله بروجردی در نظر می گیرند؟این یکی از اشتباهات است که نوعاً کسانی که اطلاع ندارند، آن را بیان می کنند. آنچه در بیرون شایع شده مربوط به جریانی است که در مدرسه فیضیه شهید واحدی را کتک زدند. آنهایی که کتک زدند از اصحاب آقای بروجردی نبودند. تعدادی از طلاب خرم­ آبادی­ بودند. طلبه­ های متدین و خوبی هم بودند و به آقای بروجردی ارادت داشتند اما از یاران ایشان نبودند.علتش این بود آقای بروجردی پیغام داده بودند که اینها مرتب هر روز در مدرسه فیضیه سخنرانی می کنند، وضع حوزه داشت به هم می ریخت، مصلحت نبود و حوزه باید محفوظ می ماند. آقای بروجردی پیغام دادند به اینها بگویید در فیضیه سخنرانی نکنند. طلبه ها هم آمدند با آقای واحدی روبرو شدند و وی را کتک زدند، منتها زمانی که آقای نواب از زندان آزاد شده بود و قم آمد، همه علما رفتند دیدن ایشان. آقای بروجردی هم چند نفر را برای بازدید فرستادند.تسنیم: برگردیم به بحث سپر کفار شدن، درباره این قاعده فقهی بیشتر توضیح دهید و بگویید منظور از سپر کفار شدن چه بود و چگونه شهید نواب صفوی با این مسئله مبارزه می کرد؟بله؛ در آن جلسه می­ گفتیم اینها سپر کفار هستند و درحقیقت فدائیان اسلام و نواب صفوی اشکالشان به دستگاه حکومت در همین قسمت بود که می گفت کشورهای اسلامی باید در برابر کفار بایستند و نگذارند اینها کشورهای اسلامی را بدوشند و استعمار کنند و کشورهای اسلامی عملاً مستعمرۀ انگلستان شده اند.خبر جالب روزنامه انگلیسی درباره شهادت نواب صفوییادم هست اولین بار که قبل از انقلاب -سال 56 و 57 بود- دختر شهید نواب صفوی را دیدم، برایش مجله ای را بردم و گفتم می­ خواهید اهمیت کار پدرتان را بدانید، این خبر کوتاه را بخوانید. شهادت نواب را روزنامه­ های آن زمان نمی­ خواستند تیتر بکنند، نمی­ خواستند بزرگ کنند. مجله ترقی در صفحه وسط یک خبر کوتاهی نوشته بود، از قول یکی از روزنامه­ های معروف انگلستان که "نواب صفوی مردی که منافع انگلستان را در خاورمیانه به خطر انداخته بود اعدام شد." این واقعیت کار شهید نواب صفوی را نشان می داد.منافع کشورهای غربی به ضرر خاورمیانه بود. نواب صفوی از این رنج می­ برد و می گفت باید جلوی آن را گرفت، سخنرانی هایش در مصر٬ اردن و در عراق تمام هم و غمش این مساله بود و خواسته­ اش این بود که مسلمانان قیام کنند.شهید نواب صفوی در دادگاهدر اردن در مرزی که بین اردن و اسرائیل بود، آنها وقتی از مرز عبور می­ کنند -در سفری که به اردن داشتند- می روند در مسجدی که آنجا بوده، نماز بخوانند(در خاطرات آقای عبدخدایی این وجود دارد) یکی از این افرادی که همراه نواب بوده با کنار ­دستی خودش صحبت می کند و می­ گوید این سید اولاد پیغمبر فکر نکرده ما از این مرز عبور کردیم و رفتیم نماز بخوانیم اگر آن سرباز اسرائیلی ما را دیده بود به رگبار می بست چه می شد؟ نواب می­ شنود، رویش را برمی گرداند و می گوید خیلی خوب می شد، الان کشورهای اسلامی خواب هستند، مسلمانان خواب هستند و نمی دانند چه بلایی سرشان آمده است. اگر ما 50،60 نفر یکجا کشته می­ شدیم، جهان اسلام بیدار می­ شد، قیام می­ کرد و فلسطین را از شر اسرائیل نجات می­ داد.به این ترتیب فلسفه اینکه گاهی ترورهایی انجام می دهند روشن می­ شود. او می­ خواست منافع انگلستان را در خاورمیانه را از بین ببرد و مانع از بین رفتن منافع کشورهای اسلامی شود.چرا آیت الله بروجردی مانع از اعدام نواب نشد؟تسنیم: بعد از دستگیری شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام، امام با مرحوم بروجردی دیدار می کنند و از ایشان درخواست می­ کنند جلوی اعدام آنها را بگیرند ولی گویا مرحوم بروجردی می گویند من مطمئن هستم نواب و یارانش اعدام نمی شوند. در خاطرات برخی آقایان هم آمده است که حضرت امام با دلخوری شدید محضر آیت الله بروجردی را ترک می کنند. علت عدم ورود آیت الله بروجردی برای جلوگیری از اعدام شهید نواب صفوی چه بود؟من تعبیر ایشان را نمی دانم و اینکه امام در ملاقاتشان چه گفتند. من هم اطمینان داشتم اینها اعدام نمی شوند. در این جریان بعد از دستگیری نواب، پدرم با آیت ­الله بروجردی یک ملاقاتی داشتند. شاید همان جلسه­ ای بوده که با امام رفتند. پدرم به آیت الله بروجردی گفته بودند اگر مصلحت نیست شما ورود کنید، ما و دیگران اقدامی بکنیم؟ آقای بروجردی فرموده بودند من شخصاً می­ خواهم اقدام بکنم.اقدام و بنای آقای بروجردی هم این بود که اگر حکم اعدام صادر شد جلوگیری کنند و اگر زندان باشد بنا نداشتند دخالت کنند. فرد یا افرادی را در دادگاه گذاشته بودند که گزارش کار را به اطلاع آقای بروجردی برسانند. طبق معمول آن زمان بعد از اینکه رای قطعی می شود یعنی دادگاه تجدیدنظر رای می­ دهد -10 روز حق فرجام بود، فرجام ­خواهی هم معمولاً آخرین روز است- حکم اعدام فدائیان وقتی تایید می­ شود اینها می­ آیند حکم اعدام را ابلاغ می­ کنند و با اصرار می گویند که اگر اعتراض به رای دارید الان باید اعتراض کنید و نمی گذارند 10 روز بگذرد. معمولا دو روز هم فرصت می­ دهند وصایا و کارهایشان را انجام بدهند ولی دستگاه قضایی شاه یک روز هم تاخیر نمی­ اندازند.همان روزی که حکم اعدام تایید شد، بعدازظهر آقای شیخ­ محمدجواد حجتی کرمانی(برادر بزرگ شیخ ­علی کرمانی) جلوی مدرسه فیضیه به من رسید، حوزه تعطیل بود و با یک ناراحتی گفت "حکم اعدام تایید شده و من بروم در مدرسه سخنرانی کنم" من هم چون خبر داشتم گفتم "نه؛ اعدام نمی­ کنند." اطمینان داشتم. همان اطمینانی که آقای بروجردی داشتند. به آقای حجتی هم گفتم الان سخنرانی شما نتیجه­ ای ندارد و در مدرسه فیضیه کسی نیست. همه رفتند خانه هایشان. کسانی هم که در مدرسه ساکن هستند رفتند در حجره­ شان و الان کسی آنجا نیست. خلاصه این را با اطمینان گفتم حالا فردا آقای بروجردی اقدامی می­ کنند.بعداً متوجه شدیم برای فردا هم نگذاشتند و همان شبانه آقای بروجردی نامه فرستادند. نامه به تهران می­ آید و مشخص می­ شود شاه به "پیست اسکی آبعلی" رفته است. آنجا نامه به دست شاه می ­رسد و شاه می­ گوید زود اعدام بکنید بگویید نامه بعداً به دست من رسیده است. این بود که قبل از آفتاب آنها را اعدام کردند.همین باعث شد بعد از اینکه نواب شهید شد آیت­ الله کاشانی را به همین اتهام دستگیر کردند. بلافاصله آقای بروجردی تند برخورد کردند، چون آن تجربه بود لذا دیگر آقای کاشانی یک روز هم در زندان نماندند و فوری او را آزاد کردند.تسنیم: کمی به سوابق تحصیلی شما بپردازیم. حضرتعالی در محضر حاج شیخ مرتضی حائری، هم بحث رهبر انقلاب بودید. ویژگی درس حاج شیخ مرتضی چه بود که شما بین استادان حوزه ایشان را انتخاب کردید و وارد درس و بحث ایشان شدید؟درس­ ها هر کدام یک خصوصیاتی دارد که بسته به ذوق شاگردی است که انتخاب می­ کند. من از برادر بزرگم (حاج ­آقا موسی) پرسیدم من درس کدام یک از آقایان شرکت کنم؟ ایشان فرمودند که درس را باید بروید ببینید کدام را می­ پسندید، ذوق­ ها متفاوت است بعد ایشان فرمودند من خودم درس ایشان(شیخ مرتضی) را می­ پسندم و خوشم می­ آید. خیلی ها خوششان نمی­ آمد چراکه بیان ایشان یک مقدار اِغلاق [پیچیده گویی] داشت. شاید بعضی­ ها خیلی آن را نمی­ پسندند ولی گفتند من شرح لمعه نزد ایشان خواندم خیلی خوشم آمد، من هم رفتم درس ایشان خیلی خوشم آمد.آیت الله شیخ مرتضی حائری در کنار امام خمینی - دیدار اعضای مجلس خبرگان قانون اساسی با امام(ره)از چپ به راست: امام خمینی، شیخ مرتضی حائری، آیت الله انگجی، شهید صدوقی، آیت الله سبحانی، آیت الله مکارم شیرازی، بنی صدر، آیت الله منتظری، آیت الله طاهری اصفهانیایشان اقوال علما را کمتر نقل می­ کردند و بیشتر فکر می­ کردند و راحت شاگرد با استاد بحث می­ کرد، بحث که می­ کردیم گاهی اگر نظرشان این بود که شاگرد درست می­ گوید، دیگر با او مجادله نمی­ کرد و فوری می­ گفت درست می­ گوید. یادم می­ آید اشکالی مطرح می کردند و می­ گفتند به نظر شما جواب چه می­ شود؟ یادم نیست من جواب دادم یا مقام معظم رهبری، جوابی که دادیم ایشان فرمودند نظر من هم همین بود. انصاف خاصی که ایشان در برابر شاگرد داشتند و اگر نظرشان بود که حرف شاگرد درست است تسلیم می­ شدند. این مزیتی بود که داشتند.تاریخ اولین آشنایی رهبر انقلاب و مرحوم هاشمی رفسنجانیتسنیم: مرحوم هاشمی رفسنجانی گفته بودند من آشنایی­ ام با رهبر معظم انقلاب در درس آقای محقق­ داماد سال 38 بود. رهبر انقلاب نیز فرموده بودند که اولین دیدار ایشان با آقای هاشمی در کربلا بوده شما نیز در آن سفر حضور داشتید. آشنایی رهبر انقلاب با آقای هاشمی از کربلا شروع شد؟در کربلا فقط آیت الله خامنه ای با آقای هاشمی دیدار کردند و آشنا شدند. من وقتی آقا را اتفاقی در کربلا دیدم گفتم مناسب است با چندتن که از ایران آمدیم، دوست شوید. آمدند آنجا همدیگر را دیدند اما دیدارشان با مرحوم هاشمی در آنجا به دوستی نرسید فقط شناختند. آقای ربانی­ املشی هم بودند. وقتی در صحن امام حسین من را دیدند، با تعجب گفتند کِی آمدی؟ گفتم تازه آمدم.سال 38 که آمدند قم در درس آقای داماد با هم رفیق شدند و با هم بحث را شروع کردند و رفاقت آنها از آنجا شروع شد. سفر عتبات را آقای هاشمی به اشتباه سال 1340 ذکر کرده است. من به ایشان گفتم آن سفر با گذرنامه نرفتیم با دفترچه 20 تومانی رفتیم. گفتم سال 38 بود نه سال 40 که ایشان تصدیق کرد.تسنیم: اولین آشنایی شما با ...

ادامه مطلب  

ظرفیت حضور دانشجومعلمان قرآن در فضای خارج از دانشگاه/ این نهال نوپا جامعه را گلستان می کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا)، مراسم تقدیر از دانشجو معلمان قرآنی فعال در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی قرآن کریم، بعدازظهر امروز چهارشنبه، 21 تیرماه جاری در محل سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور برگزار شد.این مراسم با حضور حمید صابرفرزام، رئیس سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور، زهرا نقی زاده، رئیس مرکز مطالعات میان رشته ای قرآن کریم و جمعی از دانشجو معلمان قرآنی برگزار شد.رئیس سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور در این مراسم ضمن قدردانی از فعالیت های دانشجو معلمان قرآن کریم اظهار کرد: بنده از نزدیک شاهد تلاش های خوب دانشجو معلمان در ایام برگزاری نمایشگاه قرآن امسال بودم و گزارش ها و عکس هایی هم که از فعالیت های غرفه به ما رسید، نشان از تلاش های خوب اولین حضور دانشجو معلمان در این نمایشگاه بود.وی ادامه داد: از راه انداری طرح دانشجو معلم قرآن کریم به همت سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور، یکسال نمی گذرد و باید همگی کمک کنیم این نهال یک ساله پا بگیرد و بتواند فضای جامعه را گلستان کند.صابرفرزام با تاکید بر سخنی از پیامبر اکرم(ص) تصریح کرد: رسول اکرم(ص) می فرمایند: «خَیرُکُم مَن تَعَلَّمَ القُرآن و علمُهُ؛ بهترین شما کسی است که قرآن را فراگیرد و به دیگران بیاموزد»، ما در فضای دانشگاهی هستیم و این فضا فرصت مناسبی برای فعالیت آموزگاران قرآنی است، دانشجویانی که در فضای دانشگاهی، تلاش می کنند در امر قرآن و آموزش آن فعالیت کنند و این اجر و ثواب زیادی دارد.وی ادامه داد: این ظرفیت وجود دارد فعالیت های دانشجو معلمان قرآن کریم به فضای خارج از دانشگاه انتقال یابد، اردوهای جهادی دانشجویی و نظیر آن، از جمله این فضاهاست.رئیس سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور خاطرنشان کرد: هدف اصلی از برگزاری طرح دانشجومعلم قرآن کریم، حضور در فضای خود دانشگاه است، اینکه دانشجویان حول محور قرآن جمع شوند و این ارزشمندتر است، از دانشجو معلمان می خواهم این کار را با جدیت بیشتری دنبال کنند.وی با اشاره به زمینه های حضور و فعالیت دانشجومعلمان قرآن کریم در سازمان فعالیت های قرآنی، گفت: سازمان فعالیت های قرآنی دانشگاهیان کشور، متعلق به فعالان قرآنی دانشگاهیان کشور است و این افراد می توانند در بخش های مختلف با این سازمان، اعم از مرکز دانشجو معلم و خبرگزاری بین المللی قرآن که به برکت قرآن و برای قرآن راه اندازی شده است، همکاری داشته باشند.صابرفرزام افزود: همچنین دانشجومعلمان علاقه مند به همکاری با این سازمان می توانند پس از اتمام دوره تحصیلات تکمیلی خود، در مرکز مطالعات این سازمان به کارهای مطالعاتی بپردازند و یا در مرکز رشد و فناوری های نوین قرآنی که وابسته به سازمان فعالیت های قرآنی است، ایده ها و طرح های خود را به محصول تبدیل کنند و مرکز از آن ها حمایت خواهد کرد.وی ادامه داد: در مرکز آموزش سازمان، به دانشجو معلمان قرآن کریم برای تعریف شغل آینده شان، خدمات ویژه ای عرضه می شود، مرکز تولیدات ...

ادامه مطلب  

وظایف کمیسیون «پاسداری از ولایت فقیه» در خبرگان چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، یک روز پیش از اجلاسیه دوم مجلس خبرگان بود که تهران را به مقصد قم ترک کردیم تا با امام جمعه و نماینده ولی فقیه در اصفهان گفت وگو کنیم. شاگرد پا به سن گذاشته امام راحل در قم میزبان ما شد و با صبر و حوصله سوالات ما را از سالهای دور نهضت و همراهی اش با امام راحل پاسخ گفت. جواب هایی که با طمانینه داده می شد و مشخص بود یاد کردن از آن دوران برای وی لذت بخش است. آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد در شهریور ۱۳۲۳ شمسی در روستای ظفرقند اردستان به دنیا آمد. وی در سال ۱۳۳۷ با مشورت پدر جهت تحصیل و فراگیری علوم دینی راهی شهر مقدس قم شد و تا سال ۴۳ دروس مقدماتی و قسمت عمده کتب سطح حوزه را در محضر اساتید حوزه علمیه قم فرا گرفت و در اواخر سال ۴۳ تقریبا همزمان با تبعید امام خمینی (ره) به ترکیه برای ادامه تحصیل به نجف اشرف مشرف شد و در محضر علمای آن بلاد تلمذ کرد. وی در مدت اقامت در نجف از نزدیک شاهد زندگی شخصی و نحوه مبارزات امام بود و روایت ها و کمتر گفته شده هایی از آن دوران دارد. آیت الله طباطبایی نژاد در اواخر سال ۴۸ از شهر نجف به ایران مراجعت کرد و مشغول به تحصیل و تدریس و فعالیت انقلابی شد. از جمله مسئولیت های آیت الله طباطبایی نژاد می توان به مسئولیت های ذیل اشاره کرد:عضویت در دیوان عالی کشورنماینده مردم اردستان در دوره سوم و جهارم مجلس شورای اسلامینماینده مقام معظم رهبری در کشور سوریه منصوب گردیدندنماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهانعضویت در مجلس خبرگان رهبریمتن پیش رو نیز گفت وگوی دوساعته با آیت الله طباطبایی نژاد است که از منظرتان می گذرد: با تشکر از وقتی که در اختیارمان قرار دادید، حضرتعالی از چه زمانی برای تحصیل به قم مشرف شدید و مبدأ آشنایی شما با حضرت امام خمینی(ره) در چه تاریخی بود؟ بسم الله الرحمن الرحیم. بنده از سال ۱۳۳۷ وارد قم شده و در سن ۱۴ سالگی مشغول تحصیل شدم. زمان مرحوم آیت الله بروجردی بود و از همان زمان که قم آمدیم و نوجوان بودیم با امام آشنایی پیدا کردیم. وقتی درس امام در مسجد سلماسی تعطیل می شد تقریباً خیابان ارم پر از طلبه می شد و می گفتند درس حاج آقا روح الله تمام شده است. درس خارجش تقریباً بعد از درس مرحوم آیت الله بروجردی بیشترین جمعیت را داشت. با مرحوم حاح آقا مصطفی هم در مدرسه حجتیه که درس اسفار ملاصدرا را می گفت آشنا شدیم و به ایشان علاقه مند بودیم. آن زمان صحبت نهضت و قیام نبود و بعد که مرحوم بروجردی از دنیا رفتند، صحبت نهضت شروع شد و ما هم بیشتر با امام آشنا شدیم.مطالعه مخفیانه «کشف الاسرار» امام خمینی(ره) امام البته قبل از آن هم کتاب «کشف الاسرار» را نوشت که این کتاب پیش یکی از دامادهای ما در تهران موجود و البته ممنوع بود و آن موقع وی کتاب را در مغازه اش مخفی کرده بود و در کارتونی گذاشته بود. من آن زمان کتاب کشف الاسرار امام را می خواندم. به خصوص جواب هایی که به کسروی داده بود. وقتی این کتاب را می خوانیم متوجه می شویم حرف های امام از نوجوانی با حرف زمان پیریش یکی بوده و حقیقت را درک کرده بوده و کتاب بسیار خوبی است. در واقعه مدرسه فیضیه هم حضور داشتید؟ بعد از وفات مرحوم آقای بروجردی جلسه ای ۲۵ شوال مصادف با شهادت حضرت امام صادق (ع) بود که به واقعه فیضیه معروف است و من خودم آنجا بودم. جلسه را مرحوم آقای گلپایگانی گرفته بودند و بعضی به امام گفته بودند شما هم شرکت کنید و بعضی گفته بودند شرکت نکنید. مرحوم آقای انصاری قمی منبری بود و بسیار هم آن زمان مشتری داشت. خیلی شیرین حرف می زد. ایشان منبر رفته بود و ما هم کنار ایستاده بودیم. دیدیم وسط جمعیت هر چه آقا می خواهد صحبت کند یکی صلوات می فرستاد و بقیه می فرستادند. آقای انصاری می گفت هر که می خواهد صلوات بفرستد اجازه دهد خودم بگویم.پسر همشیره ما حاج آقا رضا موسوی که ۴، ۵ سال قبل فوت کردند و از من ۵، ۶ ماه کوچک تر بود با این آقای حمید روحانی که ما به او زیارتی می گفتیم، این دو نفر خیلی داغ بودند. پسر همشیره ما عصبانی شده بود و از پشت سر زده بود توی گوش آن شخص که صلوات می فرستاد. یک دفعه دیدیم ریختند سر کسی و او را می زنند. خیلی هم کتک خورد.حمله کنندگان به فیضیه «بهایی» بودند/ درخواست شنیع از طلبه هاخلاصه مجلس بهم خورد و آقای انصاری هم از منبر آمد پایین. یک دفعه ریختند داخل مدرسه و چوب های درختان انار دستشان بود. شیشه ها را می شکستند و به سر طلبه ها می زدند. ما و یک تعدادی از دیوار مدرسه فیضیه رفتیم مدرسه دارالشفا و فرار کردیم. اخوی ما که در انفجار حزب جمهوری اسلامی شهید شدند، داخل فیضیه مانده بود و جزو کسانی بود که داخل حجره ها رفته بودند. این ها آمده بودند در حجره ها را باز می کردند و می گفتند بیایید بیرون و هر طلبه ای که می خواست بیاید بیرون با چوب به سرش می زدند. افرادی که هجوم آوردند عوامل ساواک بودند؟ بله؛ اما بنظر می رسید بهایی ها هستند چون اخوی به من می گفت که ما را در ایوان جمع کردند و گفته بودند که باید به امام زمانتان لعن کنید! متأسفانه طلبه ها خیلی بابت این مسئله گریه کرده بودند.بین «فیضیه» و «دارالشفا» جوی خون جاری شد گویا یک طلبه را هم از بالای بام به پایین انداختند. یک طلبه را انداخته بودند که شهید شد و بعد امام خیلی به وی پرداخت. بین مدرسه فیضیه و مدرسه دارالشفا اگر رفته باشید یک راهروی آب بود که خیلی خون در آن ریخته شده بود یعنی معلوم نبود چه کرده بودند و انگار کسی را سر بریده باشند خون جاری شده بود. زمانی که با نهضت امام آشنا شدیم قبل و بعد ۱۵ خرداد همواره در تظاهرات شرکت می کردیم که البته کسی غیر از طلبه ها شرکت نمی کردند حتی می توانم بگویم یک غیرطلبه هم شرکت نمی کرد. یعنی نهضت هنوز جنبه عمومی پیدا نکرده بود؟ بله، مردم باورشان هم نمی شد شاید ما هم باور نمی کردیم اما به حساب حمایت از روحانیت و دین بالاخره راه می افتادیم اما اینکه شاه بتواند با این کارهای ما بیرون برود، تصورش نبود و خیلی جاها واقعاً آن نقش روحانیون و نقش حوزه را مردم متاسفانه خبر ندارند. یک زمانی اصلاً غیر روحانی در کار نبودند. من خودم یادم هست که وقتی در تظاهرات رد می شدیم، یکی از این کاسبان بلند می گفت مگر با این بچه بازی ها می شود شاه را بیرون کرد؟ نه این که نخواهند ولی باورشان نمی شد.برای مثال در تشییع جنازه مرحوم آیت الله سعیدی که در زندان شاه شکنجه و به شهادت رسیده بود، در قبرستان جدیدی که الان دیگر کهنه شده دفنش کردند و کسی جرات نمی کرد تشییع جنازه برود و فقط طلبه ها بودند. بعد هم زمانی که به نزدیک قبرستان رسیدیم، یک دفعه کماندوها ریختند و با باتوم مردم را زدند که در کوچه ها فرار کردیم. واقعا به این سادگی نهضت نشد. مردم ساخته نبودند منتهی کم کم با بیانیه ها و اعلامیه هایی که امام می داد، مردم روشن شدند.روش های جالب پخش اعلامیه امام؛ از روش زیر آستری تا جادادن در رساله آیت الله حکیمرابط امام که این اعلامیه ها را به مردم برساند تنها طلبه ها بودند. مثلا فرض کنید می خواستند اعلامیه آقا را از قم ببرند بندرعباس. باید اعلامیه را بگذارد لای آستر قبا و رویش پنبه بگذارد که دست می زنند صدای کاغذ ندهد و اگر می گرفتند حکمش اعدام بود. بعد هم بروند در زیرزمین و جاهای دیگر تکثیر کنند و بفرستند که من همین جا خوب است بگویم در نجف هم یکی از کارهایی که می کردند این بود که کتاب های رساله مرحوم حکیم یا کسانی که مشکلی نداشتند را می گرفتند. در صحافی جلد زرکوب می کردند و لابه لای این جلد اعلامیه امام را می گذاشتند و به هیچ وجه معلوم نبود. مانند زمان امام صادق(ع) که کسی جرات نداشت از شیعه صحبت کند، از امام خمینی هم کسی جرات نداشت حرف بزند. شما چه زمانی برای تحصیل به نجف تشریف بردید؟ امام بعد از آزادی از زندان بخاطر سخنرانی در مدرسه مسجد اعظم قم، به ترکیه تبعید شد. وقتی به ترکیه تبعید شد همان موقع تقریبا سال ۴۳ بود به صورت قاچاق رفتم نجف و پنج سال نجف بودم البته در این میان یک سفر آمدم ده بیست روزی ایران و دو مرتبه رفتم. تا سال ۴۸ من نجف اشرف بودم. دو سال اولش را درس خارج نمی رفتم چون دروس سطح را هنوز تمام نکرده بودم. در نجف درس کدام یک از حضرات آیات شرکت می کردید؟ درس سطح را عمدتاً نزد آقای راستی کاشانی می رفتم. یک قسمتی از مکاسب را پیش مرحوم ملکوتی خواندم و همین طور آقای زنجانی. با آیت الله راستی هم که -خدا شفایش بدهد- خیلی مانوس بودیم چون من پای درسش اشکال می کردم و ایشان به من علاقه مند شده بود و می دید مطالعه می کنم. هر جا می رفتیم من را هم دعوت می کرد و فکر می کردند من کاشی(اهل کاشان) هستم.بعد هم که سطح تمام شد، درس فقه امام و درس اصول آقای خویی می رفتم. بعضی از درس ها هم آقای راستی سفارش می فرمود. می گفت دو تا درس ثابت داشته باش اما درس بقیه علما را هر چند شده هفت هشت ماهی برو که بالاخره بعدا به دردت می خورد تا حدود کار علما و مراجع را بدانی. من درس آقای بجنوردی می رفتم که خیلی مهم بود. درس آشیخ باقر زنجانی را خود آقای راستی هم می آمد و با هم می رفتیم. ایشان سفارش کرده بود که بیایم و من می رفتم ولی درس عمده ام درس اصول آقای خویی و درس فقه امام(ره) بود.تلفنی که خبر ورود امام را به عراق اعلام کرد/ اولین مقصد امام در عراق کدام شهر بود؟ زمانی که حضرت امام به عراق آمدند چگونه مطلع شدید؟ فضای عمومی شهرهای شیعه نشین نسبت به ورود حضرت امام(ره) چگونه بود و از ایشان چطور استقبال کردند؟ زمان ورود امام(ره) نزد مرحوم آیت الله رضوانی که در شورای نگهبان بودند، شرح منظومه می خواندیم. نزدیک غروب بود که وسط درس خبر دادند که یک تلفنی از بغداد زدند به منزل آیت الله خویی و حاج آقا مصطفی گفته ما آمدیم عراق. همین که این را گفتند بلند شدیم و گفتیم نمی شود صحبت کرد و درس خواند. رفتیم مدرسه آیت الله بروجردی و آنجا که بودیم، دیدیم مدرسه پر از جمعیت است. گفتند آقای خویی خواب بوده و خادمش می گوید که زنگ زدند.ما زنگ زدیم به آقای شیخ نصرالله خلخالی نماینده آقای بروجردی در عراق که مدرسه را ایشان ساخته بود. روحانی بسیار خوبی بود و وضع مالیش هم خوب بود یعنی کارهای تجارتی هم می کرد. شیخ نصرالله گفت من تازه از سوریه آمده ام و می روم بررسی می کنم و تماس می گیرم. حاج آقا مصطفی آدرس مسافرخانه ای را داده بود و از طریق آن آدرس می خواست پیگیری کند. بالاخره همه منتظر بودیم که زنگ بخورد که بالاخره زنگ به صدا درآمد و آقای خلخالی گفت با حاج آقا مصطفی در مسافرخانه نزدیک حرم حضرت موسی بن جعفر(ع) است.من یادم هست اولین کسی بودم که پیشنهاد دادم به کاظمین برویم. غروب بود ۵، ۶ نفری راه افتادیم آمدیم ساحة الامام علی یعنی میدان امام علی که مینی بوس ها برای سوار شدن می ایستادند. یکی دو ساعت در راه بودیم تا رسیدیم کاظمین و رفتیم در همان مسافرخانه. پسر مسافرخانه چی گفت آقا را بردند منزل و من ایستاده ام که افراد را راهنمایی کنم. وارد خانه شدیم، شیخ نصرالله خلخالی و حاج آقا مصطفی نشسته بودند و آقا خوابیده بود. آقا مصطفی گفتند بروم آقا را صدا بزنم که البته تعارف بود و ما گفتیم راضی به این کار نیستیم و با حاج آقا مصطفی نشستیم به صحبت کردن.روایت حاج آقا مصطفی از ورود جالب امام به عراقحاج آقا مصطفی می گفت ما را از ترکیه که سوار هواپیما کردند، نمی دانستیم کجا می برند تا اینکه یک جا هواپیما نشست. راه افتادیم و فکر کردیم کسی دنبالمان می آید. دیدیم نه کسی هم نیامد. همین طور با آقا راه افتادیم از فرودگاه بیاییم بیرون دیدیم هیچ کس پشت سرمان هم نیست. بعد حاج آقا مصطفی فرمودند وقتی تابلوها را که دیدم شناختم چون قبلا بغداد آمده بودم و فهمیدم بغداد هستیم. بعد همین مسافرخانه را که قبلاً آمده بودم می شناختم. اسم مسافرخانه جمیل بود و برخی قصه های در راه را فرمود.ساعت ۱۲ شده بود که آمدیم در همین مسافرخانه و پشت بام تخت خواب گذاشته بودند. بیرون آمدیم، دیدیم دو تا مینی بوس و یک اتوبوس آمده همه از نجف آمده بودند. صبح حرم موسی بن جعفر(ع) حضرت امام را دیدیم و یکی دو روز کاظمین بودند که دیگر فوج فوج جمعیت می آمدند. ما همراه امام رفتیم سامرا و تقریباً شاید ۵۰ تا ماشین جمعاً پشت سر هم بودند.استقبال شیخ اهل سنت سامرا از امام/"شما غریب نیستید"نزدیک سامرا که رسیدیم شیخ اهل سنت و رئیس حوزه شان به استقبال آمد و جمله قشنگی گفت. همه ایستادند و امام از ماشین پایین آمد. ایشان هم مقابل امام ایستاد و گفت که "شما فکر نکنید که غریب هستید. شما چون برای اسلام قیام کردید هر کجا بروید، هر کشور اسلامی بروید آن کشور برای خودتان است! " خیلی تعبیر قشنگی بود و جمله خوبی گفت. سامرا یکی دو روز بودیم بعد رفتیم برای کربلا، کربلا هم خیلی خطرناک بود یعنی اصلا اینقدر جمعیت جمع شده بودند که باور کردنی برای ما نبود. از بیرون کربلا ماشین های ما را نگذاشتند داخل بیاید و فقط ماشین امام وسط جمعیت پیدا بود. به استقبال امام می رفتند؟ بله، ریخته بودند دم «باب القبله» حرم امام حسین(ع). امام پیاده شد که به حرم بروند و آنجا واقعا وحشت کردم که اتفاقی برای امام بیفتد. این شرطه ها با ضرب باتومشان می زدند که مردم کنار بروند و نمی رفتند. بالاخره امام مشرف شدند به حرم حضرت اباعبدالله و نماز هم در صحن خواندند. بعد هم منزلی گرفته بودند برایشان و ما هم آنجا رفتیم. منزل علمای کربلا ساکن بودند؟ خیر؛ منزلی بود که اجاره کرده بودند، بعد هم آنجا شام دادند و ما شام خوردیم. شب شنبه بود و نصف هفته درس هایمان را تعطیل کرده بودیم تا اینکه امام به نجف آمدند و استقبال شدیدی از ایشان در نجف انجام شد. دو سه روز در خانه آقا بودیم و می رفتیم و می آمدیم. یک حیاط ۳۰ متری بود که چند اتاق هم داشت. من در اتاق پشت سر امام بودم که یک دریچه هم باز بود و حرف امام را گوش می دادم لذا راوی خیلی خبرها خود من بودم.همان شب اولین نفرمرحوم آیت الله سید محمود شاهرودی آمدند. بعد مرحوم آقای خویی و آقای ...

ادامه مطلب  

این آخرین حج من است/سرپرستی از ۱۵۰ یتیم به طور پنهانی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه»،حجج اسلام محمدعلی مؤیدی و محمد حسین مؤیدی در این گفتگو به تبیین شخصیت علمی و معنوی مرحوم آیة الله مؤیدی قمی پرداختند و با اشاره به چگونگی ورود ایشان به سلک روحانیت گفتند: وقتی حاج آقا کوچک بودند، همراه پدرشان برای شرکت در نماز حضرت آیة الله نجفی مرعشی می رفتند و چون پدربزرگ ما بسیار مقید به نماز جماعت بود، لذا در اثر همین همراهی، ابوی ما جزو مکبرین نماز مرحوم آیة الله نجفی مرعشی شدند و از همان جا به حوزه عشق و علاقه پیدا کردند و در واقع همین مکبر بودن به نماز جماعت حضرت آیة الله نجفی مرعشی باعث شد که شوق و ذوق و علاقه خاصی به حوزه پیدا کنند.هم چنین مرحوم والد نقل می کردند: زمانی که طفل پنج شش ساله ای بودم به خاطر جو مذهبی خانواده و این که منزلشان نزدیک حرم بود، برای روضه به بیوت علما از جمله منزل مرحوم آیة الله العظمی مرعشی نجفی می رفتیم. وقتی وارد مجلس ایشان می شدیم، آیة الله مرعشی تمام قد به پای من کودک پنج شش بلند می شد و کاری نداشت که شخص وارد شونده چه سنی دارد احترام یک مرجع و کسی که زعامت حوزه را دارد در من خیلی تأثیر گذاشت و همین برخورد باعث جذب من به حوزه شد. خود ایشان هم به همین سیره مقید بودند و هرگاه بچه کوچکی بر ایشان وارد می شد، به احترام او بلند می شدند.* از روش تحصیل ایشان مطالبی به خاطر دارید؟این طور که گاهی از سخنان خود حاج آقا می شنیدیم ایشان به مباحث کلاسیک اهتمام خاصی داشتند تا علوم روز را هم به خوبی یاد بگیرند و لذا وقتی طلبه شدند می فرمودند: من گاهی در یک سال سه پایه درسی را می خواندم و امتحان می دادم. به اصطلاح امروزی به صورت جهشی دروس را می خواندند و این نشان از نبوغ ایشان در یادگیری دروس و مباحث علمی داشت.* آیا مرحوم والدتان در خانواده اهل علم بزرگ شده بودند و پدر ایشان نیز حوزوی بودند؟پدر بزرگ ما مرحوم حاج میرزا محمود حاجی حسینی از کسبه قم بودند و منزل ایشان در گذرخان قرار داشت، لکن جد مادری ایشان مرحوم حاج آقا شیخ اصغر مؤید الشریعه شاگرد آیة الله حاج سیدمحمد حجت کوه کمری، بودند و علت این که فامیلی ابوی ما نیز از حاجی حسینی به مؤیدی تغییر کرده به همین علت است؛ ریشه این مسئله هم به کارهای سیاسی اجتماعی ایشان برمی گردد؛ زیرا بعداز زندانی های حاج آقا و تبعیدهای ایشان که مکرر ایشان را می گرفتند و زندانی می کردند به خاطر این که برای بارهای بعدی نگویند شما قبلاً زندانی شده اید و تازه آزاد شده اید فامیلی خودشان را به واسطه آشنا داشتن در ثبت احوال به مؤیدی تغییر دادند.* از خاطرات سیاسی ایشان در دوران مبارزه با رژیم ستم شاهی پهلوی مطالبی به خاطر دارید؟در سال 1342 و در جریان نهضت امام خمینی ؟ق؟ ایشان به خاطر فعالیت های انقلابی که داشتند چندین بار دستگیر شدند و به زندان رفتند، از آن زمان برگزاری دعای توسل در مسجد بالاسر حرم مطهر حضرت معصومه را پایه گذاری کردند. در زمانی که کسی جرئت فعالیت های انقلابی را نداشت و به زبان آوردن نام حضرت امام خمینی جرم بود، ایشان بعد از دعا به صورت عربی حضرت امام را دعا می کردند و شاه را به صورت دعای عربی نفرین می کردند، حجة الاسلام والمسلمین توحیدی داماد آیة الله بهاءالدینی نقل می کردند که ما در دعای توسل پدر شما در بالاسر حرم مطهر و بالاسر مشهد مقدس شرکت می کردیم، ایشان هم صدای شیوا و رسایی داشتند و هم مسلط به مضامین بسیاری از دعاها بود و نام مبارک امام را که خیلی از افراد جرئت نداشتند در سخنرانی بگویند به صورت کامل و رسا می بردند و دعای اللهم احفظ قائدنا الخمینی را می خواندند.مرحوم والد بین ساواک به «کید کیده» معروف بود، چراکه دعای «کید کیده» ایشان بین انقلابیون مشهور بود. همیشه بعد از دعا و زمانی که نام حضرت ولی عصر را می بردند و همه بلند می شدند، در همان حین با تعویض عمامه سفید خود به مشکی، سریع از مجلس خارج می شدند، و چند ماهی ساواک به دنبال دستگیری پدر بودند تا این که موفق می شوند. خودشان می فرمودند: در زمان دستگیری شناسنامه پسردایی من که شهرت او مؤید الشریعه بود در جیبم بود و وقتی مأموران ساواک شناسنامه را دیدند و من هم گفتم من حاجی حسینی نیستم و این شناسنامه من است مرا رها کردند و از آن به بعد به مؤیدی مشهور شدند، ولی در جلسات بعدی ایشان را گرفتند و چند باری زندان رفتند و تبعید شدند.* از خاطرات دوران طلبگی مرحوم پدر مطالبی به خاطر دارید؟ ایشان می فرمودند: «در حوزه از همان ابتدا نسبت به درس علاقه مند بودم، اما باید در مغازه ابوی هم حاضر می شدم و در همان جا هم از هر فرصتی برای علم آموزی استفاده می کردم به گونه ای که اگر احساس می کردم شخص فاضلی به مغازه پدر آمده، از او استفاده علمی می کردم و به همین خاطر برخی از آقایان می ترسیدند از آن جا عبور کنند، چراکه گاهی در پاسخ دادن عاجز می شدند و به همین جهت پدربزرگمان ایشان را از ماندن در مغازه نهی می کردند که شما کاسبی من را خراب کرده ای و هرکسی می آید از او چیزی می پرسی، خلاصه ایشان را شخصی پرسشگر در کسب علوم می شناختند.* اساتید مطرح مرحوم آیة الله مؤیدی چه کسانی بودند؟ایشان ادبیات عرب اعم از مغنی، مطول و سیوطی و نیز حاشیه ملا عبدالله (منطق) و لمعه را نزد اساتید بنام حوزه علمیه قم همانند حضرات آیات؛ آیة الله سلطانی طباطبایی، مرحوم آیة الله مشکینی، مرحوم آیة الله ستوده و مرحوم آیة الله محقق داماد گذراندند و بعد از سپری نمودن دروس سطح، دروس خارج فقه و اصول را نزد بزرگانی چون؛ شیخ مرتضی حائری یزدی، آیة الله میلانی، آیة الله گلپایگانی، امام خمینی و آیة الله مرعشی نجفی و آیة الله اراکی آموختند. مرحوم والد غالباً در قم بودند و مدت محدودی نیز به نجف مشرف شدند و در ایام تبعیدشان نیز مدتی در مشهد بودند. غالب برنامه های ایشان در قم بود اگرچه در سال 1360 مدتی در زاهدان به عنوان نماینده امام حضور داشتند و در همان جا درس خارج کفایه می گفتند، ولی از سال 1364 به بعد ایشان به صورت رسمی درس خارج داشتند.* سیره علمی استاد چگونه بود؟ایشان مقید بودند هر درسی را که می گرفتند، بلافاصله آن را تدریس می کردند و زیاد هم تدریس می کردند و یک درس را بارها و بارها تدریس می کردند. گاهی به ایشان می گفتند: شما با این پایه علمی چرا این قدر لمعه درس می دهید؟ با این که از نظر علمی موقعیتی داشتند، حاضر نبودند بلافاصله به تدریس درس بعدی مشغول شوند اما علاقه داشتند که طلاب دروس پایه را از نخبه های حوزه بگیرند. هر وقت به ایشان می گفتیم شما چرا این قدر این درس را می گویید می فرمودند: اجازه بدهید آقایان دیگر دروس بالاتر را بگویند و این از تواضع علمی ایشان بود. مرحوم والد غالباً دروس منقول می گفتند، البته مدتی در دانشگاه زاهدان و دانشگاه علم و صنعت و خواجه نصیرالدین طوسی دروس معارف دانشگاه را به فراخور مباحث عقلی آن تدریس می کردند.مرحوم پدر خیلی مقید بودند که تعطیلات کم باشد و غالباً از جامعه مدرسین و مدیران حوزه گلایه داشتند که چرا این قدر تعطیلات حوزه زیاد است و می فرمودند: ما برخی از دروس را در تعطیلات حوزه می خواندیم و تأکید فراوانی نسبت به مباحثه علمی داشتند. در اوایل طلبگی که وارد مدرسه آیة الله مجتهدی شده بودم، از بنده سؤال می کردند که آیا در درس ها مباحثه دارید؟ متأسفانه امروزه برخی از طلاب فقط با نوار یا جزوه دروس را می گذرانند و کاری به درس و مباحثه ندارند، به دانشجویان هم این را می گفتند که حتماً مباحثه داشته باشید و روش حوزه را در دانشگاه به دانشجویان تأکید می کردند.* زندگی حجره نشینی ایشان چگونه بود؟ابوی ما با توجه به این که در خانواده متمولی به دنیا آمده بودند و جدشان تاجر بود، اما ساده زیستی را همواره رعایت می کرد و می فرمود: ما در حوزه نان را با دوغ می خوردیم. از تجمل گرایی دوری می کردند و یکی از دلایل موفقیت ایشان رعایت همین نکات بود. با توجه به این که منزل والدین شان قم بود، ولی اکثر اوقات برای درس خواندن در حجره بودند و شاید هفته ای یک بار به منزل می آمدند و با این که مغازه پدرشان کنار مدرسه خان بود و در مدرسه خان و دارالشفا حجره داشتند، غالباً در مدرسه خان بودند.* نحوه آشنایی مرحوم آیة الله مؤیدی با امام راحل چگونه بود و آیا از امام راحل خاطراتی برایتان نقل کرده اند؟بنده چندین بار راجع به امام از ایشان سؤال کردم. درباره مسایل سال 42 ایشان هم جزو طلبه هایی بودند که آزار و اذیت ساواک شامل حالشان شد. ارتباط ابوی ما با حضرت امام به این دلیل بود که در درس ایشان حاضر می شدند چراکه درس امام در قم مطرح شده بود و وقتی مرحوم امام از نجف اشرف به قم منتقل شدند، درسشان خیلی شلوغ شده بود و حاج آقا شاگرد فقهی و اصولی و سیاسی حضرت امام شده بودند و از زمانی که امام در مسجد سلماسی تدریس داشتند، ایشان جزو شاگردان امام بودند و از همان مجالس درس با افکار امام مأنوس شده بودند و بعداز این که حضرت امام در درس فرموده بودند که چرا طلبه ها در قم مانده اند و با این اوضاع دیگر حوزه علمیه می خواهیم چکار کنیم ایشان از قم به تهران هجرت کردند و آن جا یک پایگاه مذهبی و فرهنگی به نام مسجد حسنی ایجاد کردند.* آیا از خاطرات دوران تبعید و زندان خاطراتی از ایشان شنیده اید؟ایشان در جریان مبارزه با رژیم ستم شاهی سختی تبعید، حبس و زندان را چشیدند و در زندان های مختلف مثل؛ زندان قصر، قزل قلعه، اوین و زندان کمیته به سر بردند. مدتی نیز در تبعید بودند، من جمله مدتی در سُنقُر، دامغان، نیشابور و بیجار در تبعید بودند و زندان ها و تبعیدهای گوناگونی متحمل شدند و با بسیاری از آقایان مانند آقای هاشمی رفسنجانی؛ شهید ربانی املشی و مرحوم طالقانی، مرحوم بازرگان و... هم سلول بودند. ایشان نقل می کردند گاهی وقتی ما را برای بازجویی می بردند به خاطر این که مطالب مان یکسان باشد به صورت عربی و به عنوان قرآن خواندن بازجویی ها را مطرح می کردیم و می گفتیم: اعوذبالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم یا ایها الاملشی قل اذا سئل فلان فلان در جواب این گونه بگو و به بهانه خواندن قرآن در لابه لای آیات قرآن مطالب را به سلول کناری منتقل می کردند که از من این را پرسید و حواست باشد چیزی غیر از این نگویی.* آیا خاطرات ایشان منتشر شده است؟مطالب مربوط به مبارزان ایشان در خاطرات آیة الله هاشمی رفسنجانی، آقای دوانی و آقای گرامی آمده است، لکن کتابی را که مرکز اسناد انقلاب اسلامی از خاطرات ضبط شده مرحوم والد در سال 1370 تنظیم و تدوین کرده و به امضای ایشان هم رسیده است هنوز منتشر نشده است، در آن کتاب مطالبی راجع به انقلاب یا راهپیمایی های بزرگی که ایشان هدایت می کردند بیان شده است از جمله این راهپیمایی ها تظاهرات 16 شهریور 1357 تهران است که منتهی به واقعه عظیم 17 شهریور و و ...

ادامه مطلب  

درس هایی از یک قیام‎  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاویر درس هایی از یک قیام‎تصاوی ...

ادامه مطلب  

چطور شب امتحانی درس بخوانیم در سبکتو همراه با پادکست های صوتی  

درخواست حذف این مطلب
با رسیدن فصل امتحانات، بزرگترین دغدغه افراد به درس خواندن شب امتحانی تغییر کرده است. بهترین روش درس خواندن این است که در طول ترم یا نیمسال هر روز زمانی کوتاه را به مرور درس ها اختصاص دهیم تا در آخر ترم با کلی درس انباشته شده و اطلاعاتی که گویی دفعه اولی است که آنها را می بینیم مواجه نشویم. اما حقیقت این است که برای افراد بسیاری این حالت ایده آل است و از بعد از دبستان دیگر اجرایش نکرده اند. اما چاره چیست؟ با سبکتو همراه باشید تا نکته های شب امتحانی درس خواندن را با هم بررسی کنیم:مدل درس خواندن خودتان را پیدا کنیدقبل از هر کاری مدل درس خواندنتان را پیدا کنید. افراد با توجه به عادت ها و رفتارهایشان، بر اساس یک روش خاصی مغزشان آمادگی بیشتری برای دریافت مطالب بیشتر با حجم بالاتر پیدا می کند. این حالت را برای خودتان پیدا کنید، چون نه تنها در مواقع شب امتحانی بلکه در تمام زندگی به کارتان می آید. برخی افراد در مطالعات گروهی و برخی با صدای بلند درس خواندن، توانایی مغزشان را بیشتر می کند.در وضعیت غیرراحت قرار بگیریدبیایید قبول کنیم که روی تخت نشتن یا دراز کشیدن نمی تواند راه خوبی برای درس خواندن باشند. پس خودتان را گول نزنید و حالا که به درس خواندن شب امتحانی رسیده اید کمی به خودتان سختی دهید. پشت میز بنشینید، کمرتان را صاف نگه دارید و حواستان را از روی گل قالی و تابلوی عکس روی دیوار بردارید و به کتاب یا جزوتان توجه کنید. اگر خسته شدید به جای تغییر وضعیت بلند شوید و کمی قدم بزنید یا یک چای بریزید و دوباره شروع کنید.یک نگاه کلی بیندازیدالبته احتمالا این کاری است که در طول مطالعه زیاد انجام می دهید. اما قبل از شروع یک نگاه کلی به کتاب بیندازید و با موضوعات کلی کتاب و بخش های مختلف آن آشنا شوید و بشناسید. در این نگاه کلی، به هر فصل یا تیتر مهمی که می رسید کمی زیر مجموعه آن را بخوانید تا درکی از اینکه در چه مورد صحبت می کند به دست آورید یا اگر در کلاس حضور داشتید سعی کنید صحبت های استادتان را به یاد آورید.استرس و ناراحتی را کنار بگذاریدشب امتحانی درس خواندن معمولا همراه با استرس از حجم باقی مانده درس ها و گذر زمان است. در برخی افراد این حس تبدیل به احساس ناراحتی نسبت به خود یا سرزنش کردن خودش برای اینکه در طول ترم مطالعه نداشته تبدیل می شود. اما چیزی که م ...

ادامه مطلب  

استرس شب امتحان را با این روشها از بین ببرید  

درخواست حذف این مطلب
با فرا رسیدن ایام امتحانات، دلهره دانش آموزان هم شروع می شود. آنان در هر سن و سالی که باشند باز هم چون نگرانی های مختلف مربوط به درس خواندن در ذهن شان شکل می گیرد دچار اضطراب و ترس از امتحان می شوند.گروهی از دانش آموزان عصبانی، افسرده، پریشان، ناراحت و مضطرب می شوند و گروهی دیگر، چنان آشفته و نگران می شوند که پاسخ سوالات ساده را هم از یاد می برند.داشتن کمی اضطراب و دلهره در ایام امتـحانات امری طبیعی و معقـول است چرا که مـوجب حرکت و انگیـزه بچه ها برای یادگیری و موفقیت می شود. اما اگر این نگرانی به حدی برسد که تاثیر منفی بر روند آموزش روزانه آنان بگذارد و مانعی برای پیشرفت آنها شود، غیرطبیعی و نامعقول است. علت تشویش بیش از اندازه گروهی از دانش آموزان، عدم استفاده درست آنها از نیروی فکری - ذهنی شان است. آنها می توانند با کمی تلاش، برنامه ریزی و به کارگیری روش های گوناگون کاهش اضطراب موفقیت خود را در امتحان ها تضمین کنند.استرس و اضطراب امتحاناضطراب و استرس امتحان، حالت تشویش، نگرانی و هیجان ناخوشایندی است که اغلب دانش آموزان و دانشجـویان در ایام امتحانات بدان مبتلا می شوند. گاهی این اضطراب با سردرد، سرگیجه، دل درد، حالت تهوع، تپش قلب و تنگی نفس نیز همراه می شود.اضطراب امتحان، اضطرابی است که با خودپنداره ضعیف دانش آموز درباره توانایی های ذهنی اش شناخته می شود و موجب کاهش عملکرد او در روزهای پایانی سال تحصیلی می شود. میزان قابل قبولی از تنش و دلهره در زمان امتحان می تواند سیستم عصبی خودکار انسان را فعال کند و موجب هوشیاری بیشتر او برای کسب موفقیت در امتحان شود. دلیل اصلی این اضطراب همیشه کم کاری، تنبلی و یا عدم تسلط بر محتوای درس ها نیست، بلکه گاهی دانش آموزان موفق، با انگیزه و درس خوان نیز دچار آثار منفی اضطراب ناشی از امتحان می شوند.بسیاری از دانش آموزان قبول دارند زمانی که دقیق تر و عمیق تر مطالعه می کنند اضطراب امتحان در آنها به حداقل کاهش می یابد. این امر نیز بدان دلیل است که هر چه درباره موضوعی بیشتر بدانند مهارت و اعتماد بیشتری نسبت به دانسته های خود پیدا می کنند. داشتن اعتماد به نفس در زمان گذراندن امتحانات به منزله امید برای موفقیت است. به طور حتم، این گروه از دانش آموزان با اتکا به تلاش و کوشش خود می توانند با آرامـش و آسـودگی سـر جلسـه امتحان بروند و آزمون شان را با کمترین دلهره و تشویش بدهند.باورهایی که موجب اضطراب دانش آموزان از امتحان می شود اغلب تصورها و نگرش های منفی و کاهش دهنده قوای ذهنی و انگیزشی هستندبرای مثال:_ اگر در امتحان قبول نشوم تمام اعتبارم را از دست خواهم داد._ کاش اول سال درس ها را به طور کامل می خواندم._ من یک بدشانس واقعی هستم و تمام سوالاتی که بلد نیستم، سر امتحان خواهند آمد._ به طور حتم کمترین نمره کلاس نصیب من خواهد شد.برای مقابله با چنین طرز فکرها و باورهایی، دانش آموز باید بلافاصله مداد و کاغذ به دست بگیرد و به نوشتن و خواندن درس هایش ادامه دهد. او نباید اجازه دهد که چنین تفکراتی مانع مطالعه و تلاش او برای یادگیری شود. به طور حتم، همین که دانش آموز مطلبی را بخواند یا مساله یی را حل کند، علائم نگرانی و اضطراب او کاهش خواهد یافت. او حتی می تواند به مقابله با این افکار برخیزد و در مقابل به خود بگوید، «من اکنون فقط باید به درس و تکلیفم توجه کنم و جایی برای منفی نگری و رشد افکار مخرب در ذهن ندارم».والدین و مربیان هم می توانند با به کار بردن روش های زیر اضطراب امتحان را در کودکان و نوجوانان کاهش دهند_ انجام تکالیف درسی، تمرین حل کردن،... باید از ابتدای سال تحصیلی با نظم و جدیت دنبال شود. اگر دانش آموزی در طول تـرم تحصیـلی خـود عمـلکرد ضعیفی داشته باشد، تذکرهای پشت سرهم پدر و مادر در ایام امتحان نه تنها هیچ کمکی به کودک یا نوجوان نمی کند، بلکه موجب ترس و آشفتگی بیشتر او هم می شود._ هر گونه سخت گیری بی مورد و تنبیه دانش آموز به دلیل نگرفتن نمره های عالی، باعث تشدید اضطراب درونی دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان می شود. راه حل نمرات پایین بچه ها در تنبیه کردن آنها نیست، بلکه در یافتن راهی برای رفع علت اصلی آن است که همانا ضعف یادگیری کودک است._ ترس از شکست و عدم قبولی در دانش آموزانی رشد می کند که فکر موفقیت و اول شدن، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است. اگر پدر و مادر خواسته ها و معیارهایی دور از توان و استعداد کودکانشان داشته باشند، آنان را چنان نگران و پریشان می کنند که راه دستیابی به موفقیت برایشان غیرممکن و سخت جلوه می کند._ هیچ گاه تفاوت های فردی بین کودکان را نادیده نگیرید و مرتب نمره های آنها را با هم مقایسه نکنید؛ زیرا همین امر موجب ناراحتی، فشار روانی و بدبینی نسبت به یکدیگر در آنها می شود. برای تشویق بچه ها به درس خواندن می توان به آنها دلگرمی داد و با حمایت های کلامی مثبت خود آنها را نسبت به استـعدادهای بالقوه شان آگاه کرد تا بدین ترتیب، ریشه های ترس و اضطراب را - که عامل بسیاری از مشکلات روانی است - در آنها از بین برد._ ایجاد آمادگی در بچه ها و فراهم آوردن شرایط و امکاناتی که آنها بتوانند با آرامش و راحتی به مطالعه و درس بپردازند، می تواند ترس و اضطراب ناشی از امتحان را کاهش دهد.روش های صحیح مطالعه قبل از امتحانگام اول تنظیم برنامه درسی مناسب برای گذراندن موفقیت آمیز امتحان هاست. برنامه ریزی درست به دانش آموز کمک می کند تا وقتش را با دقت بین درس های مختلف تقسیم کند و از انرژی ذهنی خود بهترین استفاده را ببرد. برای مثال، می تواند برنامه ریزی خود را براساس وقت بیشتر برای درس های مهم تر و یا وقت بیشتر برای درس هایی که در آن ضعیف است، مشخص کند. بدیهی است بیشتر خواندن و تمرین کردن، علاقه و انگیزه دانش آموز را برای یادگیری بیشتر خواهد کرد.هنگام برنامه ریزی برای مطالعه درس ها باید توجه داشت که از شیوه تک درسی استفاده نشود، زیرا نه تنها دانش آموز را زود خسته و بی حوصله می کند، بلکه سطح یادگیری او را نیز کاهش می دهد. به جای این شیوه بهتر است مطالعه ...

ادامه مطلب  

نامه سرگشاده جمعی از اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان دانشگاه فرهنگیان به «بنگاه کاریابی» تبدیل شده است/ ۴ معاونت اصلی دانشگاه در اختیار اف?  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش خبرگزاری فارس، جمعی از اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان در نامه ای نارضایتی و اعتراض خود را از عملکرد هیأت حاکمه این دانشگاه ابراز کردند. در این نامه قید شده است: «1- عدم توجه به منویات مقام معظم رهبری در راستای حفظ و اعتلای دانشگاه فرهنگیان: برای نشان دادن نظر مرحمت آمیز و موشکافانه مقام معظم رهبری نسبت به اهمیت این دانشگاه و بی اعتنایی مسئولان با این بصیرت و دقت تنها به دو مورد بسنده می کنیم. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است:الف : "دانشگاه فرهنگیان خیلی مهم است. همه فرآیندهایی که منتهی می شود به جذب معلم برای تدریس و برای تعلیم و تربیت بایستی سالم و با معیاراسلام و انقلاب سنجیده بشود اگر این کار را کردیم؛ نتیجه همان چیزی خواهد بود که شما می خواهید هم مورد رضای خدا خواهد بود هم برای آینده کشور مولّد یک نسل باعظمت و امیدبخش خواهد بود اگر این ها نشود نه."ب: "دانشگاه فرهنگیان یکی از مراکز بسیار مهم است که باید برای توسعه کمی و کیفی آن هر آنچه می توان سرمایه گذاری کرد."آیا روشن تر از این می شود نقشه راه ترسیم کرد؟ یعنی مسئولان واقعا این دقت نظر را تشخیص نمی دهند؟ آیا نتایج ویران کننده این سرپیچی از رهنمودها را نمی توان پیش بینی کرد؟ بلاشک نسل های آینده از این بی توجهی آسیب خواهند دید. 2- عدم اعتقاد به ضرورت و اهمیت دانشگاه فرهنگیان: در بخش اهداف اساسنامه دانشگاه فرهنگیان (ماده 1- بند 1) آمده است: دانشگاه فرهنگیان، دانشگاهی است برای تأمین، تربیت و توانمندسازی منابع انسانی وزارت آموزش و پرورش، پیشرو در آموزش، پژوهش، تولید و ترویج علم نافع مورد نیاز آموزش و پرورش، سرآمد در آموزش و شایستگی های حرفه ای و تخصصی تربیت محور، توانمند در بهره گیری از فناوری های نوین آموزشی و تربیتی در انجام مأموریت ها، مبتنی بر معیارهای نظام اسلامی، توانمند در زمینه سازی برای شکوفایی فطرت، استعدادها و شکل گیری هویت یکپارچه اسلامی- ایرانی- انقلابی دانشجومعلمان، برخوردار از هیأت علمی و مدیران مؤمن، آراسته به فضائل اخلاق اسلامی، عامل به عمل صالح، تعالی جو و تحول آفرین، باورمند به جامعه عدل جهانی....حتی بررسی کم عمقی از وضعیت کنونی این دانشگاه نمایانگر این مسأله است که مسیر در حال طی شدن، به هیچ عنوان ما را به اهداف اساسنامه نزدیک هم نخواهد کرد چه رسد به آنکه آن را محقق سازد!دانشگاهی که بر طبق آمار موجود از کمترین ظرفیت خود برای جذب دانشجو معلم 4 ساله استفاده می کند چگونه قرار است به پرورش معلمانی مطابق با اهداف اساسنامه دانشگاه نائل آید؟!دانشگاهی که تبدیل به مؤسسه کاریابی فارغ التحصیلان بیکار دانشگاه ها و برگزاری دوره های ضمن خدمت شده چگونه قرار است نقشی در تربیت کسانی داشته باشد که حتی 6 ماه هم در فضای این دانشگاه حضور ندارند؟! آن هم کسانی که شخصیتی کاملاً شکل یافته دارند! 3- عدم اعتقاد به جذب دانشجو به شیوه تأکید شده در اساسنامه دانشگاه:در اساسنامه دانشگاه در تبیین وظایف و اختیارات دانشگاه (ماده 3- بند1) صراحتا ذکر شده: تعلیم و تربیت دانشجومعلمان و مدیران و کارشناسانی با شایستگی های اخلاقی، اعتقادی، انقلابی، تخصصی و حرفه ای و مسلط بر مبانی و شیوه های تربیت اسلامی، در طراز جمهوری اسلامی ایران از طریق آموزش های بلندمدت، با مجوز شورای گسترش آموزش عالی بر اساس همین بند اساسنامه مسؤولان وقت در سال 91 دستور جذب 25 هزار دانشجو در دانشگاه فرهنگیان را صادر کردند که نهایتاً قریب به 22500 نفر جذب گردید؛ جالب آنکه از مجموع یک میلیون داوطلب ادامه تحصیل در دانشگاه های سراسر کشور بیش از 700 هزار نفر برای ادامه تحصیل در دانشگاه فرهنگیان ابراز تمایل کرده بودند!ولی متاسفانه پس از آن سیر نزولی جذب دانشجوی شبانه روزی آغاز شد، به گونه ای که در سال 92: 17500 نفر؛ در سال 93: 10000 نفر؛ در سال 94: 4300 نفر و در سال 95: 3800 نفر (بدون احتساب تکمیل ظرفیت به دلیل نامشخص بودن تعداد) در دانشگاه فرهنگیان پذیرفته شدند.همچنین در سال 94 به بهانه عدم وجود امکانات و منابع مالی کافی، ماده 28 اساسنامه را دستاویز قرار دادند و شروع به جذب حدود 5000 نفر از فارغ التحصیلان دانشگاه های دیگر کردند. در ماده 28 اساسنامه آمده است: تأمین "بخشی از" نیازهای "خاص" آموزش و پرورش در رشته هایی که امکان توسعه آن ازطریق «دانشگاه» وجود ندارد، مطابق ضوابط و مقررات وزارت آموزش و پرورش از میان دانش آموختگان سایر دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی و پژوهشی کشور و حوزه های علمیه، مشروط به گذراندن دوره یکساله مهارت آموزی در «دانشگاه» "بلامانع می باشد.باید توجه کرد که در تمامی رشته هایی که هم اکنون دانشگاه در آن دانشجوی ماده 28 می پذیرد، کرسی فعال برای جذب دانشجومعلم متعهد خدمت و شبانه روزی وجود دارد و هیچ یک از این رشته ها رشته خاص نیستند!دیگر اینکه ذکر مشخص "بخشی از نیازها" نشان می دهد که جذب دانشجو معلم از طریق این ماده، تنها جزء کوچکی از پذیرش اصلی (پذیرش بر اساس بند 1 ماده 3 اساسنامه) است؛ نه آنکه دو تا سه برابر پذیرش دانشجوی شبانه روزی را به خود اختصاص دهد!دیگر اینکه ذکر عبارت "بلامانع می باشد" در پایان این ماده، نشان از تأکید تنظیم کنندگان اساسنامه بر استفاده از آن، تنها در شرایط اضطراری و خاص دارد و اختصاص ردیف 28 از 31 ماده به آن شاهدی بر این ادعاست. نهایتا اینکه هیچ کدام از دانشجویان ماده 28 دوره یک ساله برای مهارت آموزی نداشته اند و نهایتاً 6 ماه دوره دیده اند. جالب تر آنکه کارورزی خود را نیز در تابستان و در دانشگاه گذرانده اند و برای این دوره، پول هم داده اند!!با وجود اینکه جذب از طریق ماده 28 بازخورد بسیار نامناسبی در داخل و خارج دانشگاه داشت و منجر به ورود معلمانی نامطمئن، بی انگیزه و سردرگم و با سنین بالا به نظام آموزش و پرورش شد، امسال هم به جذب 10000 نفر دیگر از طریق این ماده اقدام شده است!متأسفانه به نظر می رسد حریم متعالی و مقدس تربیت معلم در حد یک بنگاه کاریابی برای جویندگان کار تنزل کرده و صرفه اقتصادی برای مسؤولان فعلی، اولویت اول و آخر شده است!اگر چه برنامه ریزان دانشگاه، ماده 28 را برای استفاده ای مناسب منظور کرده اند، ولی مطمئناً چنانچه سوءاستفاده از آن را پیش بینی می کردند، از آوردن این ماده صرف نظر می نمودند؛ علاوه بر این در نهایت تأسف، راهکار جدیدی نیز توسط مسئولان دانشگاه برای پذیرش معلمان آینده پیشنهاد شده است: ترکیبی از تحصیل در دانشگاه فرهنگیان و سایر دانشگاه های کشور! موسوم به روش 2+2!! مطمئنا این شیوه نیز در اجرا و بازخورد نتایج، ضعف های بسیاری را نمایان خواهد ساخت و ما را بیش از پیش از دستیابی به اهداف سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش و اهداف تربیتی و اخلاقی دانشگاه فرهنگیان عقب خواهد انداخت و نتایج آن زمانی مشخص خواهد شد که دیگر کار از کار گذشته است!الگوبرداری ناقص و بدون تناسب از دیگر دانشگاه های وزارت علوم و روش های تربیت معلم سایر کشورها، نه تنها کارساز نیست که تربیت معلمان آینده نظام را با سردرگمی و ابهام هر چه بیشتر روبه رو خواهد کرد. به نظر می رسد برای مسئولان دانشگاه، اجرای آزمایشی نظریات شواب، شون و... از اهمیت بیشتری نسبت به اجرای اهداف اساسنامه یافته است!بدین شرح دانشگاه فرهنگیان نیازی به اساسنامه ای خاص ندارد و تکرار اساسنامه یکی از دانشگاه ها مانند آزاد، پیام نور، علمی کاربردی و.... می تواند پاسخگوی نیازها و اهداف کنونی این دانشگاه باشد!مطمئنا کاهش روزافزون دانشجویان پیوسته و حضوری دانشگاه، زنگ خطری جدی برای سیاست گذاران تعلیم و تربیت کشور است.4- به کارگیری مدیران وارداتی و عدم استفاده از نیروهای متخصص تربیت معلم:متأسفانه عدم اعتقاد و اطمینان به نیروهای قدیمی و پیشکسوت تربیت معلم باعث شده که شاهد وجود جمع کثیری از وابستگان به سایر دانشگاه ها و سازمان ها در سطح مدیریت های خرد و کلان دانشگاه باشیم. چگونه می توان امید داشت اشخاصی که هرگز فضای تربیت معلم را درک نکرده اند در پیشبرد اهداف متعالی آن مؤثر واقع شوند؟!مطمئنا عدم اعتقاد سرپرست محترم دانشگاه به توانمندی های افراد درون مجموعه، موجب گشته که هر 4 معاونت اصلی دانشگاه و اکثر مدیریت های استانی به دست افرادی از اغیار اداره شوند!متأسفانه تعلق مدیران و مسئولان حاکم به فضایی خارج از دانشگاه، موجب شده که حرف و دیدگاه چندان مشترکی میان ستاد و صف موجود نباشد و نیازهای هیأت حاکمه دانشگاه کاملاً متفاوت و گاه در تقابل با نیازها و درخواست های اعضای هیأت علمی و کارکنان صف قرار گیرد.برای اثبات مدعا کافی است نگاهی به مصوبات هیأت امنا در سه سال اخیر بیاندازیم؛ کاملاً واضح است که دغدغه اصلی دانشگاه اجرای نظریات هیأت رئیسه در رابطه با شیوه های مختلف جذب دانشجو معلم به جز شیوه اصلی است! که با دغدغه های کارکنان و اعضای هیأت علمی فاصله بسیار دارد!باید پرسید اگر این همه تغییر در سیستم پذیرش دانشجو معلم به بهانه کمبود بودجه و امکانات است، پس چه نیازی به ورود نیروهای آزاد، بازنشسته و هیأت علمی دیگر دانشگاه هاست که به صورت قراردادی ماهانه، بودجه های کلان دانشگاه به آنان تحت عنوان حقوق و مزایا پرداخت می شود؟! 5- تغییرات نامناسب در چارت سازمانی دانشگاه:متأسفانه یکی از بلاهای جبران ناپذیری که دانشگاه بدان گرفتار آمد، تغییرات نامناسب و غیر اصولی در چارت سازمانی دانشگاه است؛ با وجود اینکه در اساسنامه دانشگاه تنها پردیس ها (ماده 5، ماده 18،ماده 16 بند4) و دانشکده ها (ماده 5، ماده 8 بند 10، ماده 15) دیده شده و هیچ ذکری از مدیریت پردیس های استانی وجود ندارد، در یک حرکت ناباورانه تأسیس مدیریت پردیس های استانی توسط دانشگاه پیشنهاد و اجرا شد! و لایه ای جدید به لایه های مدیریتی قبل افزوده شد!دانشگاهی که به گفته مسئولانش با کمبود بودجه بسیار مواجه است، لایه مدیریتی ای را بنیان نهاد که هر ماهه بودجه کلانی از دانشگاه را برای پرداخت حقوق مدیران و کارکنان و سایر مخارج می بلعد.این درحالی است که مراکزی که دانشجویان در آن زندگی و تحصیل می کنند از حداقل امکانات برخوردارند و برای انجام امور روزانه خود با مشکلات متعدد دست و پنجه نرم می کنند؛ علاوه بر این در چارت جدید توسعه بیش از پیش حوزه ستادی باعث گردیده بیش از 3000 کارمند در دانشگاه پدید آید که این نسبتی بی بدیل به تعداد اعضای هیأت علمی و میزان پذیرش دانشجومعلم در میان کل دانشگاه های ایران است!در چارت جدید با کمال تأسف، مراکز آموزش عالی به "واحد" یا همان "ساختمان" تنزل یافته و از کمترین میزان پرسنل و منابع مالی برخوردار گردیده است. مراکزی که روزی خود در حد یک دانشگاه فعالیت داشتند، اکنون به مکان هایی متروک و بی متولی تبدیل شده که حتی از کوچک ترین امکانات درآمدزایی نیز محروم مانده اند!هرگونه درآمدی باید به پردیس، لایه استانی و نهایتا سازمان مرکزی واریز گردد تا پس از یک تا دو سال درصد کوچکی از آن به واحدها باز گردد. این روند دقیقا متناقض با سیاست های درآمدزایی کشور و دیگر دانشگاه ها در حرکت است.متأسفانه نظام لایه لایه مدیریتی با هم پوشانندگی های بسیار و تعدد پست های مشابه در پردیس، مدیریت پردیس های استانی و نهایتاً سازمان مرکزی، نه تنها موجب توسعه و پیشرفت دانشگاه فرهنگیان نشده که موجبات کندی بسیار در انجام وظایف محوله و پاسخ گویی به کارکنان، اعضای هیأت علمی و دانشجو معلمان عزیز را پ ...

ادامه مطلب  

چگونه کتاب بخوانیم تا بیشترین استفاده را ببریم؟  

درخواست حذف این مطلب
امروزه هم کتاب ها زیاد شده اند و هم کتاب خوان ها، اما بیشتر مردم نه کتاب های خوب را می شناسند و نه به آنچه می خوانند، می اندیشند. عدم دقت منجر به عدم درک و عدم درک باعث فراموشی سریع مطالب خواهد شد. مطالعه فنی است که باید آن را آموخت. برای خواندن یک کتاب، برخورداری از مهارت خواندن کافی نیست، به ویژه اگر مجبور به خواندن یک کتاب آموزشی یا درسی باشید و درک مفاهیم برای شما ضروری باشد. در این مقاله شما خواهید دید که باید چگونه کتاب بخوانیم.مقاله های مرتبط:خلاصه ی نکات مهم:از آغازِ کتاب شروع به خواندن کنید؛خواندنِ مقدمه و مؤخره ی کتاب ضروری نیست؛حین خواندن کتاب، برحسب نیاز استراحت کنید؛از فهرست مطالب برای یافتن فصل ها یا قسمت های خاص استفاده کنید؛عبارات و جملات جالب یا مهم را علامت گذاری کنید؛یادداشت ها یا توضیحات مهم را با مداد بنویسید.بخش اول: مراحل مقدماتی۱. انتخاب کتاباگر می خواهید برای دل خودتان کتاب بخوانید، برای خرید کتاب احتمالا به دو گزینه فکر می کنید: کتاب های داستانی یا غیرداستانی. از میانِ میلیون ها کتاب داستانی و غیرداستانی موجود، یافتنِ کتاب دل خواه و مناسب خودتان، کار سختی است. برای شروع انتخاب کتاب، بهتر است به دو دسته از موضوعات بیندیشید: موضوعاتی که به آنها علاقه دارید و موضوعاتی که علاقه ای به آنها ندارید. سعی کنید از تنوع گسترده ی موضوعات کتاب غافل نشوید. برخی از انواع موضوعات ادبیات داستانی عبارتند از: داستان های علمی-تخیلی به سبک پادآرمانشهر (عطش مبارزه نوشته ی سوزان کالینز)، داستان های واقع گرایانه (بیگانگان نوشته ی اس.ای.هینتون)، داستان های فانتزی (سرزمین قصه ها نوشته ی کریس کولفر) و داستان های تاریخی (بربادرفته نوشته ی مارگارت میچل).با ملاک قراردادن سلیقه ی شخصی تان، راحت تر می توانید کتاب مورد علاقه تان را پیدا کنید. خرید کتاب به صلاح دید دیگران، لزوما لذت بخش بودن آن را برای شما تضمین نمی کند. بعضی از افراد از خواندن رمان های فانتزی لذت می برند و برخی دیگر از این نوع رمان ها متنفرند. به این بیندیشید که دوست دارید هنگام خواندن یک کتاب، چه چیزهایی را تجربه کنید؟ آیا در جست وجوی یک داستان ماجراجویانه ی پرشور هستید یا کشفِ اندیشمندانه ی ایده ها؟ دوست دارید حجم کتابی که می خوانید، چقدر باشد؟ دوست دارید داستانی که می خوانید چقدر چالش بر انگیز باشد؟ عقاید خاصی وجود دارند که دوست دارید نویسنده از آنها دوری یا استقبال کرده باشد؟ اگر پاسخ این پرسش ها را بدانید، حوزه ی انتخاب تان محدود می شود و کتاب مناسب خودتان را راحت تر پیدا می کنید.محدود کردنِ حوزه ی انتخابِ کتاب های غیرداستانی نسبت به کتاب های داستانی، آسان تر است. بیشترِ کتاب های غیرداستانیِ معروف، روایتگر تاریخ یا زندگی نامه ی افراد مشهور هستند. پس برای خرید این گونه کتاب ها باید از خودتان بپرسید: دوست دارم با سرگذشت کدام شخصیت مشهور بیشتر آشنا بشوم؟ دوست دارم از کدام کشور، رویداد بزرگ، جنگ یا واقعه ی تاریخی بیشتر بدانم؟ آیا به کسب اطلاعات بیشتر درباره ی اقیانوس ها، دایناسورها، دزدان دریایی یا شعبده بازی علاقه دارم؟ تقریبا درباره ی هر موضوعی که فکرش را بکنید، کتاب غیرداستانی وجود دارد.یافتن یک کتاب غیرداستانی درباره ی موضوعی که به آن علاقه دارید، پایان کار نیست. شما باید سبک نگارش نویسنده را اجمالا ارزیابی کنید تا حدس بزنید از آن لذت خواهید برد یا نه. ازآنجاکه ما با همه ی سبک های نگارشی راحت نیستیم، بهتر است قبل از خرید کتاب، دو صفحه ی نخست آن را بخوانیم. اگر سبک نگارش نویسنده برای شما دشوار و کسل کننده است، بهتر است از خرید آن منصرف شوید.به کتابخانه ها مراجعه کنید و از کتاب دارها کمک بگیرید. کتابخانه مکان آرام و مناسبی برای جست وجوی کتاب های گوناگون است، گذشته ازاین، فقط با پرداخت هزینه ی عضویت می توانید کتاب های مورد علاقه تان را بخوانید.کتاب ها را از روی جلدشان قضاوت نکنید. شاید عنوان و تصاویر روی جلد، کسل کننده یا مغایر با سلیقه ی شما به نظر برسند، اما داستان می تواند لذت بخش و جذاب باشد، طوری که نتوان از روی جلد کتاب تصورش را کرد. البته این نکته شامل همه ی کتاب ها نمی شود، پس بهتر است کتاب را عاقلانه انتخاب کنید! ضخامت کتاب را هم در نظر بگیرید. اگر می خواهید خواندن کتاب را سریع تمام کنید، کلِ کتاب های بزرگ و قطور را از فهرست انتخاب تان حذف کنید. در آخر، اگر می خواهید برای فرد دیگری کتاب بخرید، سن و علایق آن فرد را هنگام انتخاب کتاب درنظر بگیرید.از اطرافیان کمک بگیرید. دوستان خوب و خویشاوندان نزدیک با شناختی که از شما دارند، می توانند کتاب هایی را به شما معرفی کنند که احتمال می دهند شما هم از خواندن شان لذت خواهید برد.در اینترنت جست وجو کنید. وارد گروه ها و صفحاتی بشوید که در آنها کتاب دوستان به معرفی و نقد کتاب می پردازند. در این گروه ها، افراد بهترین کتاب هایی را که خوانده اند به هم معرفی می کنند. شما می توانید دیدگاه های دیگران را درباره ی کتاب های معرفی شده، ملاک انتخاب خود برای خرید کتاب قرار بدهید. درکل، از این فضا برای آشنایی سریع با محبوب ترین و پرفروش ترین کتاب ها استفاده کنید.عضویت در باشگاه های کتاب راه دیگری برای خرید کتاب و دریافت آن از طریق پست است.شرکت در نشست های بحث و گفت وگو درباه ی یک کتاب خاص با حضور نویسنده در کتاب فروشی ها یا شهرکتاب ها از راه های دیگر آشنایی بیشتر با کتاب هاست.فراموش نکنید در دل هر داستانی، درس پندآموزی نهفته است، پس شانس تجربه اندوزی خود را به واسطه ی کسل شدن از توضیحات مختصر نویسنده در چند صفحه ی نخست کتاب از دست ندهید.۲. دسترسی به کتابشما می توانید برای دسترسی به کتابی که انتخاب کرده اید به یکی از روش های زیر عمل کنید:مراجعه به کتابخانه ها یا کتاب فروشی ها، قرض گرفتن کتاب از دوستان و آشنایان و خرید نسخه های الکترونیکی کتاب ها.مراجعه به کتابخانه هاجنبه ی مثبت: بدون خریدن کتاب از مطالب آن بهره می برید.جنبه ی منفی: درصورتی که کتاب موردنظر شما از سوی عضو دیگری از کتابخانه به امانت گرفته شده باشد، برای دریافت آن باید منتظر بمانید.مراجعه به کتاب فروشی هاجنبه های مثبت:می توانید به انواع کتاب های موجود در بازار به راحتی دسترسی پیدا کنید؛با پرداختن پول صاحب کتاب شوید؛می توانید در کتاب شخصی خودتان علامت گذاری کنید یا یادداشت بنویسید؛در صورت تمایل، می توانید چند سال بعد آن کتاب را دوباره بخوانید.جنبه های منفی:باید هزینه ای پرداخت کنید؛باید در کتابخانه ی شخصی تان، فضایی را به آن اختصاص بدهید (امروزه داشتن کتابخانه باوجود فضای محدود آپارتمان ها برای همه میسر نیست).قرض گرفتن کتاب از دوستان یا آشنایانسعی کنید امانت دار خوبی باشید و ترجیحا زمان مشخصی را برای پس دادن کتاب مشخص کنید، درغیراین صورت، ممکن است به خیالِ قرض گرفتن از یک آشنا، آن کتاب یک سال در گوشه ی کتابخانه ی شما خاک بخورد.خرید نسخه های الکترونیکیبا ظهور کتاب خوان های الکترونیکیِ قابل حمل و گوشی های هوشمند در سال های اخیر، استفاده از نسخه های الکترونیکی کتاب ها یا همان ایبوک ها (e-book) بسیار متداول شده است.جنبه های مثبت:هزینه ی خرید ایبوک ها معمولا کمتر از نسخه های چاپ شده است. بنابراین، اگر کتاب خوان الکترونیک دارید، به گزینه ی خرید ایبوک فکر کنید؛ایبوک ها همیشه و همه جا در گوشی موبایل، تبلت یا آیپد در دسترس شما هستند.همانند کتاب های چاپ شده ی کاغذی، با پرداخت هزینه ی خرید ایبوک، برای همیشه صاحب آن می شوید.جنبه ه ...

ادامه مطلب  

اصولگرایان به آزادی مردم کمتر اهمیت می دهند  

درخواست حذف این مطلب
روزنامه اعتماد: با اصولگرایان پیوند فکری دارد و با اصلاح طلبان «وصلت» فامیلی. بچه دریاست اما بی گدار به آب نمی زند. چه وقتی می خواهد برای زندگی اش «نامزد» انتخاب کند و چه وقتی که قرار است برای انتخابات «نامزد» شود. در جوانی هم «سینما» می رفته و هم «حسینیه». اولی مذهبی اش کرده و دومی او را سیاسی!«سیاسی ترین» جوان شهر بوده و «جوان ترین» وزیر مستعفی جمهوری اسلامی. احمد توکلی، «آقای همیشه منتقد» همه دولت ها بوده است. از دولت چپ گرای زمان جنگ و دولت راست گرای هاشمی گرفته تا دولت اصلاح طلب خاتمی و دولت عدالتخواه احمدی نژاد و اعتدال روحانی. هم «دولتی» بوده و هم «مجلسی». برای محمدعلی رجایی «سخنگویی» و برای میرحسین موسوی «وزارت» کرده و در چهار دوره مجلس، «وکالت». می گوید به رییس جمهور شدن اشتیاق دارد اما علاقه نه! معتقد است رییس جمهور باید ساده زیست باشد اما زمانی که نوبت به انتخاب می رسد، از احمدی نژاد عبور و از قالیباف حمایت و تاکید می کند: «برای اداره یک کشور، عقلانیت مهم تر از ساده زیستی است». قبله سیاسی توکلی به سوی «راست» است اما می گوید پشت سر «بعضی» اصلاح طلبان نماز هم می خواند. البته مکرر تکرار می کند که این روزها مرز میان جریان های سیاسی از بین رفته، حمیت جناحی ضعیف شده و «افراد قر و قاطی». می گوید حزب بازی های امروزی همه اش کلوب سیاسی است.اصولگرایی است که زیاد دست به «قلم» می شود و از «خط کشیدن» دور فساد می نویسد. گاهی رییس جمهور را مخاطب قرار می دهد و گاهی به شفاف سازی برای مردم روی می آورد. دیگر نه در راهروهای بهارستان خبری از توکلی است و نه در صحن پارلمان. این روزها فقط باید در ساختمان «دیدبانی»اش از او سراغ گرفت. جایی که وقتی تلفنش زنگ می خورد، این پیغام به گوش می رسد: «با سلام، شما با سازمان مردم نهاد دیدبان شفافیت و عدالت تماس گرفته اید.» سازمانی که او به همراه تعدادی دیگر از نمایندگان مجلس نهم راه اندازی کرده است و در تشریح سیاست هایش می گوید: «یکی از برنامه های ما مبارزه با قوانین، طرح ها و لوایح فسادزا است.»بالاخره راه برای گفت وگو با او هموار می شود. این بار نه در پایتخت که مسیرش به اصفهان می افتاد و 100 دقیقه او می گوید و من می شنوم. هم از کودکی و جوانی اش، هم از سیاست و «سیاسی»کاری هایش.اهل بهشهر هستید و بچه دریا.بله بهشهری ام ولی دریایی نه. کمترین فاصله بین کوه و دریا اول در رامسر و بعد از آن در بهشهر است ولی بهشهر از قدیم بندر نداشته است. سروکار داشتن با دریا بیشتر برای آب تنی، استفاده های تفریحی و ماهیگیری مرسوم بود اما بهشهری ها بندری محسوب نمی شوند؛ بیشتر به کار کشاورزی و صنعتی مشغول هستند.خودتان چقدر اهل دل به دریازدن هستید؟در عالم سیاست که بوده ام؛ در آب تنی و شنا در دریا هم، ای بدک نیست.در عالم سیاست بودید؟!ظاهرا. یعنی بقیه این طور می گویند.گاهی محافظه کاری هم به خرج می دهید.سیاستمداری که محافظه کار نباشد، عقلش را از دست داده است. [خنده] ولی محافظه کاری به جهت حفظ مصالح مردم یا به جهت حفظ مصالح خود دو نتیجه می دهد. وقتی شما کاری را نمی کنید و خطری را نمی پذیرید برای اینکه ضرری برای مردم به دنبال دارد و یک وقت خطری را نمی پذیرید چون می خواهید خودتان در قدرت بمانید و این دو جهت با هم فرق دارند.من ان شاء الله دومی نیستم ولی به جهت اول بعضی وقت ها محافظه کاری می کنم. وقتی به مجلس هفتم رفتم، بچه هایم در خانه به من گفتند که بابا ! تو محافظه کار شده ای. گفتم من عن بینه محافظه کار شدم؛ یعنی از روی بصیرت و دانایی این کار را می کنم و از روی اراده محافظه کاری می کنم، نه به خاطر اینکه از چیزی بترسم. ترس، نعمت خداست. مهم این است که برای چه می ترسی و از چه می ترسی. اگر انسان به خاطر مردم از چیزی بترسد و در نتیجه برای دفع خطر از مردم به ترسش اعتنا کند، این کار خیلی خوب است. سیاستمدار کارش همین است که یکجا بترسد و یکجا شجاعت نشان دهد.این نظر خودتان است یا بقیه هم در مورد محافظه کاری شما همین نظر را دارند؟نمی دانم. البته بچه های من قانع شدند. به آنها تذکر دادم که وضع به این صورت است که اگر در مجلس بخواهم ١٠ هدف را تعقیب کنم، در ٩ مورد زمین می خورم. از چهار هدف صرف نظر می کنم و اصلا چیزی نمی گویم. در اهدافم کوتاه و با بقیه راه می آیم که بتوانم مثلا چهار تا از پنج مورد باقیمانده را به انجام برسانم. من این محافظه کاری را بد نمی دانم.آقای دکتر! از خاطرات کودکی تان چقدر به خاطر دارید؟یادم می آید پدرم به تهران رفته بود و برای برادرم دوچرخه ٢٤ فیلیپس خریده بود. شب وقتی با قطار به خانه رسید، دوچرخه را به شاگرد مغازه سر کوچه مان دادیم که آچارکشی و مونتاژ کند که سر پا شود. برادرم خیلی خوشحال بود و ایستاده بود که درست شود، من هم کنارش ایستاده بودم. دوچرخه که آماده شد، اول دست من داد و گفت اول تو سوار بشو! خیلی لذت بردم. برادر بزرگ ترم پسر اول خانواده و ٦ سال از من بزرگ تر بود.شما آن موقع چند ساله بودید؟حدودا ٨، ٩ ساله. این خاطره خیلی زیباست. برادرم همانطور جوانمرد ماند و هست. الحمدالله.پس تصویر کودکی در ذهن شما خوشایند و دلنشین است.البته ناخوشی هم بوده. ما دو نوبت به مدرسه می رفتیم. صبح می رفتیم و ساعت ١١ به خانه برمی گشتیم. ناهار می خوردیم، استراحت می کردیم و دوباره به مدرسه می رفتیم. فاصله منزل ما تا مدرسه یک ربع ساعت تا ٢٠ دقیقه راه بود. گاهی از خیابان که رد می شدیم ارابه هایی بود که حکم وانت بار را داشت. اسب بود و پشت آن ارابه وصل بود. یواشکی پشت ارابه سوار می شدیم، دو دستگیره داشت که آنها را می گرفتیم و پای خودمان را به پایین بدنه ارابه گیر می دادیم. وقتی راننده ارابه متوجه می شد، شلاق را به عقب پرت می کرد تا مجبور شویم پایین بیاییم. یک روز بعدازظهر که به مدرسه می رفتیم، سوار شدم و پایم لای پره ارابه گیر کرد. خیلی خطرناک بود، داد زدم. راننده ارابه متوجه شد، افسار اسب را کشید و ایستاد. تمام پوست ساق پای من کنده شد. اینطور خاطره ها هم ناخوشی های آن روزها بود.چند خواهر و برادر بودید؟ما جمعا چهار فرزند بودیم، دو پسر و دو دختر.و شما فرزند چندم؟من آخری بودم.عموما بچه های ته تغاری برای پدر و مادر عزیزتر و در عین حال لوس تر هستند. این موضوع در مورد شما هم صدق می کرد؟اصلا در خانه ما لوس بازی باب نبود. پدرم اهل لوس کردن بچه ها نبود و از این جهت هیچ کدام لوس بازی نداشتیم. مهربانی پدر و مادر و مخصوصا مادرم در خانواده زیاد بود. خدا رحمت شان کند.مادر خانه دار بودند؟بله. البته مادرم خیاط بودند و در خانه خیاطی می کردند. پدر و مادرم، هر دو بزرگ زاده بودند؛ فهم و شعور و عقل شان بسیار بالا بود. مادر در ایامی که وضعیت کسب پدرم خیلی بد شده بود، تا نیمه های شب خیاطی می کرد که آبرومندانه خانه را حفظ کند چون سرشناس بودیم و رفت و آمد زیادی داشتیم؛ فقر هم خیلی شدید بود. با اینکه در واقع وضع مالی مان خوب نبود، در ظاهر ولی به گونه دیگری بودیم. مادرم تقریبا همیشه یک کمک کار داشت. مردم آنقدر فقیر بودند که بچه شان را به ما می سپردند. به آن «اِشکم قِرار» می گفتند. یعنی قرارداد کار در ازای سیر کردن شکم.این اصطلاح مازندرانی است؟بله. در آن زمان کسانی خودشان را در اختیار قرار می دادند و در خانه ها کار می کردند که فقط سیر شوند و لباسی هم باشد.یعنی به جای مزدشان فقط به آنها غذا داده شود؟غذا و لباس آنها تامین شود و به فراخور حال صاحبکار به آنها اقلام دیگری می دادند و کمک های دیگری هم می کردند. در خانه ما همیشه اینها سر سفره بودند و فرقی با بچه ها نداشتند و البته مزد هم به خانواده آنان می دادند. پدرم روی این مساله بسیار حساس بود که اینها اکرام شوند. این طور نبود که آنها آخر غذا بخورند. همان موقع که ما غذا می خوردیم، آنها هم سر سفره همراه با همه اعضای خانواده غذا می خوردند.بچه ها به فراخور کودکی شان همیشه خواسته هایی دارند. چطور قانع می شدید که باید از خواسته های تان صرف نظر کنید؟به نظر من در آن موقع آدم ها را بهتر تربیت می کردند؛ یعنی بچه ها با واقعیت ها سر و کار داشتند و درک آنها از نداری و فقر راحت تر اتفاق می افتاد. در مجموع قناعت بیشتر بود و بچه ها سریع الرضاتر بودند. به یک ٥ دیناری، ١٠ شاهی راضی بودند که بروند با آن یک استکان تخمه آفتابگردان بگیرند که به آن سه مِشکه می گفتند. نمی دانم وجه تسمیه آن چیست.با این اوصاف پس احتمالا در کودکی کار هم می کردید؟نه. ما در خانه کار می کردیم یعنی کارهای خانه را. اینکه ظرف بشوییم و به مادر کمک کنیم. البته رسم بود که ما تابستان ها کار می کردیم. دم مغازه پدرم که داروفروش بود، می رفتم. یک داروخانه به فاصله دویست، سیصد متر بالاتر متعلق به حاج کاظم آقای حجتی بود. قرار با هم داشتند که اگر دارویی را نداشتیم؛ نسخه که می آمد، من باید می دویدم و به آنجا می رفتم و آن را می گرفتم. یادداشت می کردند که من چه دارویی گرفته ام. از آنجا می دویدم و دارویی را که نداشتند، می گرفتم تا نسخه را تکمیل کنم. از این کارها می کردیم و روزی ٢ ریال به من می دادند. با ٢ ریال می شد یک بستنی نانی خرید.حقوق تان را بیشتر خرج می کردید یا اهل پس انداز کردن بودید؟نه! پس انداز نمی شد. خرج می شد دیگر. شکم نمی گذاشت که پس انداز شود. [خنده]بچه سر به راه و آرامی بودید یا حرص هم می دادید؟از دستم حرص نمی خوردند چون حرف شنو بودم اما بچه آرامی هم نبودم. چون خیلی به مادرم خدمت می کردم، در خانواده برادر خانمم می گوید که «همیشه تو را توی سرِ ما می کوبیدند.» [خنده]درس و تحصیل را از کدام مدرسه شروع کردید؟ همان بهشهر بودید؟بله. من ٥ سالم بود که به مدرسه رفتم.چقدر زود!آنجا رسم بود که بچه های بااستعداد زودتر به مدرسه می رفتند. یک امتحان می گرفتند. فقط امتحان املا می گرفتند. من خیال می کردم اگر کسی یک کلمه نتواند بنویسد رفوزه است. نخستین کلمه ای را که نتوانستم بنویسم، کاغذم را در چمدانم- جعبه کوچکی که داشتم- گذاشتم و گفتم من می خواهم بروم. سال بعد یعنی وقتی ٦ سالم شد به مدرسه رفتم.یعنی فقط به خاطر اینکه نتوانستید نخستین کلمه را بنویسید؟! خیلی زود جا زدید!نه نخستین کلمه املا را بلکه ضمن املا فقط به خاطر اینکه کلمه ای را که نتوانستم بنویسم، بلند شدم و آمدم. ٥ سال خیلی کم است؛ ٦ سالگی به دبستان شاه عباس رفتم.مدرسه دولتی؟آن موقع در شهرستان ها اصلا مدرسه غیردولتی نبود. دبستان شاه عباس دبستانی بود که در زمین های قصر شاه عباس بنا شده بود. دیوار نداشت و در دامنه کوه بود. گاهی برای بازی به بالای کوه می رفتیم. قصر شاه عباس در دامنه جنوب شرقی شهر بود. یک قصر هم بالای کوه های کم ارتفاع جنوب غربی بود که آن را بعدها صفی شاه ساخته بود و هنوز هم هست. بین قصر پایین کوه در شرق و قصر بالای کوه کانال و راه زیرزمینی وجود داشت. بعضی از قسمت های آن سالم بود. یادم می آید آنجا گرگم به هوا بازی می کردیم و قایم می شدیم که بعدها بسته شد. برای دوران دبیرستان هم به مدرسه ١٥ بهمن بهشهر و رشته ریاضی رفتم.شاگرد زرنگ بودید؟بله. البته همیشه شاگرد اول نبودم ولی شاگرد زرنگ بودم. یک معلم ادبیات داشتم، خدا رحمتش کند، آقای حامی که مرد وطن دوستی بود. به زبان فرانسه مسلط بود و برای ما مثال می زد که در جنوب فرانسه برنج هم تولید می شد. در یک سال تولیدشان کم بود، دولت از مردم خواست کمتر برنج بخورند، در آن سال نه تنها برنج وارد نکردند، بلکه صادرات داشتند! پسرش همکلاس من بود. ما با هم رقیب بودیم و من بعضی وقت ها گله می کردم که چرا از او حمایت می کنند. الان هم با هم رفیقیم و تماس داریم.در قدیم، خیلی از خانواده ها معتقد بودند که کار نسبت به تحصیل اولویت دارد. شرایط خانواده چقدر برای تحصیل به شما کمک می کرد و فضا چقدر فراهم بود؟پدرم خودش درس خوانده بود و پنجم ابتدایی قدیم را داشت؛ آخرین سطحی که در بهشهر درس می دادند. عموی بزرگم هم در ساری تا سوم دبیرستان را هم خوانده بود. در واقع، درس خواندن در خانواده ما مرسوم بود و اصرار داشتند که بچه ها درس بخوانند. ولی خب بچه ها خودشان درس می خواندند و کسی کمک شان نبود. تشویق می کردند ولی کمک نمی کردند. ما چون نسبتا بااستعداد و درس خوان بودیم، در مدرسه مورد توجه بودیم و این خودش در درس خواندن شوق ایجاد می کرد.یعنی همیشه بچه درس خوان بودید؟بله. تا پنجم دبیرستان بهشهر بودم. معلمین خوبی داشتم. بعضی را خدا حفظ کند و بعضی به رحمت خدا رفتند و خیلی بر من موثر بودند. یک معلم ریاضی داشتم به نام آقای خسرو تهرانی که ورزشکار هم بود. ایشان خیلی خوب جبر را درس می داد. معلم دیگری به نام آقای محمدتقی راسخی داشتم که تربیت دینی من بسیار مدیون اوست. مردی بسیار شریف بود. با دوچرخه به مدرسه می آمد؛ سبد خرید نان را به دسته آن آویزان می کرد و دربرگشت از مدرسه خرید خانه را انجام می داد و به خانه اش که گوشه شهر بود، می رفت. چون خودش اهل عمل بود، حرفش تاثیر می گذاشت. در کلاس هم فقط قصه می گفت. فقه درس می داد، فقه یعنی تعلیمات دینی. نمی دانم در حال حاضر چه اسمی دارد.الان اسمش تعلیمات دینی شده.بله. علوم فقه. کسی متاسفانه به این درس ها احترامی نمی گذاشت. او چون جاذبه اش قوی بود، بچه ها سر کلاس ساکت بودند و خوب گوش می دادند. قصه هم می گفت که خیلی موثر بود. سال ششم دبیرستان به تهران رفتم برای اینکه رشته ریاضی درس های سال آخرش مهم بود و سخت.به تنهایی عازم تهران شدید؟بله. آنجا به خانه خواهرم رفتم. همزمان به کلاس زبان شکوه رفتم که از کلاس های معروف آن موقع تهران بود. دو سه ماه زبان انگلیسی خواندم. خانه خواهرم سلطنت آباد (پاسداران فعلی) بود. آخر هفته ها هم برای شرکت در سخنرانی ها به حسینیه ارشاد می رفتم.بیشتر پای سخنرانی چه کسانی می نشستید؟صدرالدین بلاغی که خدا رحمتش کند، آقای حجازی و شریعتی هم خیلی کم می رفتم. دیگر اواخر جلسات سخنرانی شریعتی بود که این قبیل جلسه ها محدود شد. در مجموع جلسات سخنرانی این سه چهار نفر را می رفتم.پس فعالیت های غیردرسی شما حسینیه ارشاد رفتن و کلاس زبان بود.بله. همین کارها بود. البته این به ایامی مربوط می شود که من مذهبی شده بودم.قبل از آن مذهبی نبودید؟نمازی می خواندیم دیگر! بعد از آن بود که متوجه مسائل دینی شدم. داستان به این صورت بود که تابستان ها حدود ١٠ روز به تهران منزل خواهرم می آمدم و تفریح می کردم. خانواده خواهرم یک دوست خانوادگی داشتند که مرد آن خانواده بازاری بود. پسر آنها همسن من بود. او اهل مطالعه بود و کتاب های روانشناسی زیاد می خواند. ما با همدیگر به خیابان و سینما می رفتیم. یک شب فیلمی دیدیم و روی تراس خانه خواهرم که کنار مسجد امام حسین(ع) فعلی بود، خوابیده بودیم. راجع به مسائل زندگی حرف می زدیم و از رابطه دختر و پسر و اینکه باید دوست دختر داشت یا نه می گفتیم. او از روانشناسی چیزهایی بیان می کرد که مثلا خوب نیست و این عیب ها را دارد و... در یک لحظه، من و دوستم هر دو این جمله را بدون اراده گفتیم: «اسلام چه دین خوبی است که همه چیز را از روی حساب گفته است!» این جمله در ذهن من حک شده است. ساعت دوازده و نیم شب بود. او هم مثل من نمازخوان بود. البته غیر از نماز خواندن چیز دیگری از دین نداشتیم.یک نوجوان معمولی بودید.بله. سینما هم می رفتیم.یعنی سینمای قبل از انقلاب!بله. فیلم ها بد بود، خوب نبود. در ایران تقید زیاد نبود. پدرم به نماز خواندن و راست گفتن خیلی اصرار داشت. اصرارش هم درست بود.موقعی که در مورد خوب یا بد بودن رابطه دختر و پسر حرف می زدید، این جمله را گفتید؟دقیقا. آن موقع به این نتیجه رسیدیم که ضرر دارد و خوب نیست. از نظر روانشناسی به این نتیجه رسیدیم و معلوم نیست چقدر پایه داشته باشد؛ مهم این است که ما به این نتیجه رسیدیم. هوا هم خیلی گرم بود، دوش گرفتیم و خوابیدیم. من آن موقع کلاس دهم دبیرستان را تمام کرده بودم. ١٩ تیر ماه ١٣٤٦ و به بهشهر برگشتم. از آن به بعد به هیچ دختری اعتنا نمی کردم. به هرحال من جوان سرشناسی بودم.قبل از آن اعتنا می کردید؟نه به این شکلی که این روزها رسم است. اصلا تصورتان باید خیلی عقب تر برود. ولی خب جوان بودم و این قید را نداشتم. البته بی حیا نبودم و احترام خانوادگی خودم را حفظ می کردم. ولی دیگر هیچ اعتنایی نکردم. دقیقا تاریخ آن هم در یادم مانده است. ١٥ شعبان آن سال با اوایل آبان مصادف شده بود. به مدرسه رفتم. همکلاسی ای به نام آقای عباسعلی صلواتی داشتم که پسر یک کارگر بود و نزدیک خانه ما زندگی می کرد. آنها هم نمازخوان بودند. به من گفت امشب مسجد مهدیه برنامه ویژه دارند. مسجد مهدیه نزدیک خانه ما بود. گفتند که از مشهد سخنران می آید. من هم رفتم. بالکن نیمه تمامی داشت که دقیقا روبه روی منبر و تریبون بود. برای من مهم نبود که چه می گفتند و چیزهایی که گفتند در خاطرم نمانده است. مهم این بود که کسی که مداحی می کرد، واقعا بسیار زیبا مداحی می کرد و وقتی می گفت یا صاحب الزمان! من تنم می لرزید. همین طور گریه می کردم. اهل گریه نبودم. اشک می ریختم و می شنیدم. به خانه آمدم و شب غذا لوبیا داشتیم. یک غذای مرسوم بود و من هم خیلی دوست داشتم. نان را در آن تیلیت کردم و در همان حال به پدرم گفتم مرا به مشهد بفرست که درس بخوانم. گفت چرا؟ گفتم می خواهم به جلسه امام زمان بروم. آنها که از مشهد آمده بودند جزو انجمن حجتیه بودند و هنوز چیزی بلد نبودم. گفت نمی شود. برادرت را تازه به تهران فرستاده ام، وضع مان اقتضا نمی کند و اینها. گفتم خودم کمک می کنم، کار می کنم و درس می خوانم. بعد یکسری سوال کرد که چقدر خرجت می شود و... یک دفعه متوجه شدم که پدرم سر به سر من می گذارد. گفت این چه حرف هایی است که می زنی؟ بروم تهران یعنی چه؟ مگر من می گذارم تو دیپلم نگرفته از این خانه جدا شوی؟ من تازه متوجه شدم که او با من شوخی می کرد. یک دفعه بغضم ترکید. از غذا دست کشیدم و رفتم تو اتاق دیگر و روی تخت افتادم. بی اختیار اشک می ریختم. مادرم وحشت زده شد. گفت چه شده؟ خواهرم بالای سرم آمد. خلاصه آن شب کلی گریه کردم. صبح به مدرسه رفتم. جریان را برای آقای راسخی که معلم دینی ما بود، تعریف کردم و گفتم می خواهم به مشهد بروم. شما بیایید به آقاجون بگویید که راضی شوند. گفت چرا می خواهی به مشهد بروی؟ من خودم اینجا جلسه امام زمان دارم. بیا، شرکت کن. حجتیه در بهشهر نبود. آقای راسخی هر خطری را برای دین در شهر احساس می کرد، بدل آن را می زد. با کمونیست ها و توده ای ها مبارزه می کرد، یک دفعه با ولنگارها و یک وقتی با یاغی ها مبارزه می کرد. گفت به پدرت بگو راسخی گفت جلسه منزل حاج میرزا هم هست. حاج میرزا دستفروشی بود که کنار مسجد جامع بساط داشت. فقیر و عیال وار، ولی منیع الطبع و بلندنظر بود. در خانه اش جلسه می گذاشت و آقای راسخی درس می داد. جلسه که تمام می شد، دو سه نفر را گلچین می کرد و نگه می داشت و حرف های سیاسی می زد. نخستین حرف های سیاسی که علیه نظام شاهنشاهی شنیدم را از آقای راسخی شنیدم.یعنی نخستین بنیان های سیاسی شما از آنجا گذاشته شد؟بله، ایشان پایه گذاشت و برای من سیاست را تعریف کرد. از فردای آن شب تاریخی به نامحرم نگاه نمی کردم. دخترعموهایم سر به سر من می گذاشتند؛ مرا صدا می کردند، یک لحظه نگاه می کردم و دوباره سرم را پایین می انداختم؛ به من می خندیدند. ولی بعد به تدریج همه فامیل مرا پذیرفتند و احترام من حفظ شد.خانواده هم به اندازه شما مقید بودند؟خانواده حمایت می کردند. البته یک خانواده معمولی بودیم. نماز و احترام به روحانیت هم در خانواده بود.آقای دکتر! آن روزها عاشق هم می شدید؟بله.چند بار؟یک دفعه و هنوز هم ادامه دارد. [خنده] عاشقی ای که به ازدواج منتهی شد. عشق زمینی بود. عشق زمینی ای که عشق خدایی بود. عشق زمینی هم می تواند خدایی باشد دیگر. عاشق زنم شدم و هنوز هم عاشقش هستم. زن بسیار خوبی دارم.چگونه با همسرتان آشنا شدید؟ایشان دخترخاله مادرم هستند و خاله من که اختلاف سنی اش با من کم است و فقط ١٦ سال از من بزرگ تر است، زود بیوه شد و پسرش همبازی من بود. خانواده ها در شهرستان ها مخصوصا خانواده ما خانواده خیلی بزرگی هستند، با یکدیگر خیلی رفت و آمد دارند و از حال هم خبر دارند. خانه شان یک خانه بزرگ بود که چند خانواده با هم در آن زندگی می کردند. من معمولا رییس می شدم و دختربچه ها را هم نخودی بازی می گرفتیم و در بازی می آوردیم تا اینکه قیودات مذهبی من ایجاد شد. پدر ایشان هم روحانی سید بود که به رحمت خدا رفت و زود جوانمرگ شد. ایشان شش ماهه بود که پدرش به رحمت خدا رفت. بعد مادر و خواهرهایم گفتند بهیجه به درد تو می خورد. می گفتم: حالا بگذارید ببینیم چه می شود. یک بار گفتند فلانی ـ یکی از بچه های فامیل را اسم بردند که شش هفت سال از من بزرگ تر بود ـ خواستگار بهیجه است. تو نمی خواهی به خاله چیزی بگوییم؟ گفتم نه! اتفاقا خیلی خوب شد که این فرد خواستگار بهیجه شد. اگر بهیجه به او جواب مثبت دهد، معلوم می شود که به درد من نمی خورد و شما اشتباه می کردید. چون او فردی بود که اصلا مقید و نمازخوان نبود. وقتی به بهیجه موضوع خواستگاری را گفته بودند، گفته بود من زن حمال می شوم اما زن فلانی نمی شوم. این آزمایش خوبی بود.آن زمان علاقه ای هم به ایشان داشتید؟نه، نه. حس خاصی نبود.همان حس دخترخاله و پسرخاله؟بله، حالا می گویم حس قلبی از کجا شروع شد. بعد گذشت و من سال اول دانشگاه بازداشت شدم و ١١ روز زندان بودم. پدر و مادرم نمی دانستند.انجمن جوانان مسلمان بهشهر کتابخانه ای داشت که عبارت بود از گنجه ای در یک آرایشگاه. این انجمن در سال ١٣٢٧ تاسیس شده بود به ریاست آقای بنی کاظمی که آرایشگر همان آرایشگاه بود. (مردی بسیار شریف، که هنوز از برکت وجودش برخورداریم. وی از نزدیکان فقیه اخلاقی و زاهد معروف بهشهری، آیت الله کوهستانی بود و از آن بزرگوار تاثیر زیادی پذیرفته بود بعد از انقلاب به فرماندهی سپاه برگزیده شد در دفاع مقدس یک پسرش شهید و یکی هم جانباز شد.) موقعی که ما جوان بودیم، موسسین انجمن عاقله مرد بودند؛ ولی اسم انجمن شان، همچنان انجمن جوانان مسلمان بهشهر بود. تابستان ١٣٤٩به بهشهر رفتم و با کمک آقای بنی کاظمی و دوستان دیگر یک سالن کوچک نسبتا متروک در مسجد امام حسین علیه السلام را مسجدی ک ...

ادامه مطلب  

حقوق زوال ناپذیر خوانندگان  

درخواست حذف این مطلب
لیزنا، دکتر یزدان منصوریان، دانشیار دانشگاه خوارزمی: یکی از موانع مطالعه برای بسیاری از ما نگرانی از به پایان نرساندن کتابهایی است که می خوانیم. گویی بر اساس یک قانون نانوشته یا نباید کتابی را برای خواندن انتخاب کنیم؛ یا اگر تصمیم به خواندنش گرفتیم باید آن را تا خط آخر بخوانیم. انگار جز این باشد مرتکب گناهی نابخشودنی شده ایم که حتی اعتراف به ارتکابش نیز آسان نیست! در نتیجه اصلاً سراغ بسیاری از آثار نمی رویم تا گرفتار عذاب وجدان ناتمام گذاشتن آن ها نشویم!تجربه نشان می دهد این تلقی از مطالعه مرسوم و متداول است. بارها در جلسه های فنون مطالعه یا نشست های معرفی کتاب شاهد پرسش های مشابهی از سوی مخاطبانی بوده ام که نگران همین مسئله بودند. آنان نمی دانستند با این همه متن ناتمام چه کنند و از اینکه تا امروز تلاششان برای خواندن بسیاری از شاهکارهای ادبی ناکام مانده افسوس می خوردند. زیرا چه بسیارند مشتاقان ادبیات کلاسیک که فقط چند صفحۀ نخست جنگ و صلحِ تولستوی یا بخشهایی از جنایت و مکافات داستایوفسکی را خوانده اند و چون مجذوب متن نشده اند آن ها را رها کرده اند. آنان برای جبران این ناکامی در جستجوی تکنیکی کارآمد هستند که به این کتاب های کلاسیک علاقه مند شوند و به این آسودگی خیال برسند که سرانجام توانسته اند تعدادی از شاهکارهای ادبی جهان را بخوانند. اما به زودی می فهمند که خواندن کتاب هایی با این حجم کار آسانی نیست و به ابزاری فراتر از یک یا چند تکنیک ساده نیازمند است.من بر این باورم که ترفند و تکنیک موثری در این زمینه وجود ندارد. زیرا معتقدم خواندن رخدادی است که باید برای ما اتفاق افتد و بیش از آنکه نیازمند ترفند باشد، نیازمند اشتیاقی است که همۀ موانع را از سر راه خواندن متنی که دوست داریم بر دارد. تا آن شور نباشد هیچ راهکاری موثر نخواهد آمد. بنابراین، آنچه ما را به خواندن یک متن ترغیب می کند ریشه در کنجکاوی و اشتیاقی دارد که برای کشف محتوای آن متن و دریافت پیام نویسنده داریم. نیرویی درونی که ما را به خواندن تشویق می کند و چندان تابع عوامل بیرونی نیست. حتی اگر عوامل بیرونی نیز در این تصمیم سهیم باشند، در نهایت سهم انگیزش درونی بیشتر است. ضمن آنکه، این حق ماست که کتاب هایی را که دوست داریم بخوانیم و کتاب هایی را که دوست نداریم نخوانیم. بنابراین، ما حق داریم بعضی از شاهکارهای ادبیات جهان را که همگان تحسین می کنند هم دوست نداشته باشیم و به جای این شاهکارها داستانی از یک نویسندۀ گمنام بخوانیم. داستانی که برای ما جذاب و الهام بخش است، اما منتقدان ادبی آن را شایستۀ هیچ جایزه ای نمی دانند. این ها همه بخشی از «حقوق زوال ناپذیر خوانندگان» است که دانیل پناک در کتاب «همچون یک داستان» مطرح می کند. به باور او این حقوق عبارتند از: حق نخواندن، حق رج زدن، حق به پایان نرساندن یک کتاب، حق دوباره خواندن، حق خواندن هر چه پیش آید، حق پیوستن به بواریسم، حق کتاب خواندن در هر جا، حق تفننی خواندن، حق خواندن با صدای بلند و حق سکوت کردن.اگر بخواهیم تمام این حقوق ده گانه را در یک مفهوم خلاصه کنیم، می توانیم به «آزادی خواندن» اشاره کنیم. به این معنا که خوانندگان باید در انتخاب آثار و همچنین در چگونگی خواندن آن ها آزاد باشند. کار ما در مقام کتابدار و مروج مطالعه فقط فراهم آوردن شرایطی است که زمینه ساز مواجهۀ مخاطبان با آثار باشد. شرایطی سرشار از آسودگی و امنیت که در آن هر یک از مخاطبان راهش را بیابد و مسیرش را آزادانه انتخاب کند. البته ما موظفیم مشاور آنان در انتخاب آثار باشیم، اما این مشاوره نباید به شکل دستوری، تجویزی یا تعیین تکلیف باشد. زیرا خواندن در قالب ها و چارچوب های سفت و سخت به تکلیفی دشوار تبدیل خواهد شد که بعید است طرفداران چندانی داشته باشد. خواندن اگر با لذت و آزادی همراه نباشد دوامی ندارد و اثربخش هم نخواهد بود. آزادی خواندن نیز وجوه متعددی دارد که یکی از آنها استقلال در انتخاب آثار است. همانطور که رانگاناتان می گوید هر کتابی خوانندۀ خودش را دارد و هر خواننده ای در جستجوی کتابی است که می تواند با آن ارتباط برقرار کند. بنابراین، نمی توان انتظار داشت همۀ مردم به یک میزان آثار مختلف را دوست داشته باشند. خوشبختانه تعدد و تنوع نویسندگان و آثار به حدی است که هر یک از ما هزاران گزینه برای انتخاب داریم. در نتیجه، اگر کتابی را به هر دلیل دوست ندارید، می توانید بی درنگ رهایش کنید و به سراغ متن دیگری بروید و آنقدر این جستجو را ادامه دهید تا به آنچه می خواهید برسید. بی آنکه نگران ناتمام ماندن متن های اولیه باشید. در مورد حق به پایان نرساندن یک ک ...

ادامه مطلب  

استرس شب امتحان را با این روشها از بین ببرید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش جام نیوز، گروهی از دانش آموزان عصبانی، افسرده، پریشان، ناراحت و مضطرب می شوند و گروهی دیگر، چنان آشفته و نگران می شوند که پاسخ سوالات ساده را هم از یاد می برند.داشتن کمی اضطراب و دلهره در ایام امتـحانات امری طبیعی و معقـول است چرا که مـوجب حرکت و انگیـزه بچه ها برای یادگیری و موفقیت می شود. اما اگر این نگرانی به حدی برسد که تاثیر منفی بر روند آموزش روزانه آنان بگذارد و مانعی برای پیشرفت آنها شود، غیرطبیعی و نامعقول است. علت تشویش بیش از اندازه گروهی از دانش آموزان، عدم استفاده درست آنها از نیروی فکری - ذهنی شان است. آنها می توانند با کمی تلاش، برنامه ریزی و به کارگیری روش های گوناگون کاهش اضطراب موفقیت خود را در امتحان ها تضمین کنند. استرس و اضطراب امتحاناضطراب و استرس امتحان، حالت تشویش، نگرانی و هیجان ناخوشایندی است که اغلب دانش آموزان و دانشجـویان در ایام امتحانات بدان مبتلا می شوند. گاهی این اضطراب با سردرد، سرگیجه، دل درد، حالت تهوع، تپش قلب و تنگی نفس نیز همراه می شود.اضطراب امتحان، اضطرابی است که با خودپنداره ضعیف دانش آموز درباره توانایی های ذهنی اش شناخته می شود و موجب کاهش عملکرد او در روزهای پایانی سال تحصیلی می شود. میزان قابل قبولی از تنش و دلهره در زمان امتحان می تواند سیستم عصبی خودکار انسان را فعال کند و موجب هوشیاری بیشتر او برای کسب موفقیت در امتحان شود. دلیل اصلی این اضطراب همیشه کم کاری، تنبلی و یا عدم تسلط بر محتوای درس ها نیست، بلکه گاهی دانش آموزان موفق، با انگیزه و درس خوان نیز دچار آثار منفی اضطراب ناشی از امتحان می شوند.بسیاری از دانش آموزان قبول دارند زمانی که دقیق تر و عمیق تر مطالعه می کنند اضطراب امتحان در آنها به حداقل کاهش می یابد. این امر نیز بدان دلیل است که هر چه درباره موضوعی بیشتر بدانند مهارت و اعتماد بیشتری نسبت به دانسته های خود پیدا می کنند. داشتن اعتماد به نفس در زمان گذراندن امتحانات به منزله امید برای موفقیت است. به طور حتم، این گروه از دانش آموزان با اتکا به تلاش و کوشش خود می توانند با آرامـش و آسـودگی سـر جلسـه امتحان بروند و آزمون شان را با کمترین دلهره و تشویش بدهند. باورهایی که موجب اضطراب دانش آموزان از امتحان می شود اغلب تصورها و نگرش های منفی و کاهش دهنده قوای ذهنی و انگیزشی هستندبرای مثال:_ اگر در امتحان قبول نشوم تمام اعتبارم را از دست خواهم داد._ کاش اول سال درس ها را به طور کامل می خواندم._ من یک بدشانس واقعی هستم و تمام سوالاتی که بلد نیستم، سر امتحان خواهند آمد._ به طور حتم کمترین نمره کلاس نصیب من خواهد شد.برای مقابله با چنین طرز فکرها و باورهایی، دانش آموز باید بلافاصله مداد و کاغذ به دست بگیرد و به نوشتن و خواندن درس هایش ادامه دهد. او نباید اجازه دهد که چنین تفکراتی مانع مطالعه و تلاش او برای یادگیری شود. به طور حتم، همین که دانش آموز مطلبی را بخواند یا مساله یی را حل کند، علائم نگرانی و اضطراب او کاهش خواهد یافت. او حتی می تواند به مقابله با این افکار برخیزد و در مقابل به خود بگوید، «من اکنون فقط باید به درس و تکلیفم توجه کنم و جایی برای منفی نگری و رشد افکار مخرب در ذهن ندارم». والدین و مربیان هم می توانند با به کار بردن روش های زیر اضطراب امتحان را در کودکان و نوجوانان کاهش دهند_ انجام تکالیف درسی، تمرین حل کردن،... باید از ابتدای سال تحصیلی با نظم و جدیت دنبال شود. اگر دانش آموزی در طول تـرم تحصیـلی خـود عمـلکرد ضعیفی داشته باشد، تذکرهای پشت سرهم پدر و مادر در ایام امتحان نه تنها هیچ کمکی به کودک یا نوجوان نمی کند، بلکه موجب ترس و آشفتگی بیشتر او هم می شود._ هر گونه سخت گیری بی مورد و تنبیه دانش آموز به دلیل نگرفتن نمره های عالی، باعث تشدید اضطراب درونی دانش آموز از درس و مدرسه و امتحان می شود. راه حل نمرات پایین بچه ها در تنبیه کردن آنها نیست، بلکه در یافتن راهی برای رفع علت اصلی آن است که همانا ضعف یادگیری کودک است._ ترس از شکست و عدم قبولی در دانش آموزانی رشد می کند که فکر موفقیت و اول شدن، ذهن آنها را بیش از حد به خود مشغول کرده است. اگر پدر و مادر خواسته ها و معیارهایی دور از توان و استعداد کودکانشان داشته باشند، آنان را چنان نگران و پریشان می کنند که راه دستیابی به موفقیت برایشان غیرممکن و سخت جلوه می کند._ هیچ گاه تفاوت های فردی بین کودکان را نادیده نگیرید و مرتب نمره های آنها را با هم مقایسه نکنید؛ زیرا همین امر موجب ناراحتی، فشار روانی و بدبینی نسبت به یکدیگر در آنها می شود. برای تشویق بچه ها به درس خواندن می توان به آنها دلگرمی داد و با حمایت های کلامی مثبت خود آنها را نسبت به استـعدادهای بالقوه شان آگاه کرد تا بدین ترتیب، ریشه های ترس و اضطراب را - که عامل بسیاری از مشکلات روانی است - در آنها از بین برد._ ایجاد آمادگی در بچه ها و فراهم آوردن شرایط و امکاناتی که آنها بتوانند با آرامش و راحتی به مطالعه و درس بپردازند، می تواند ترس و اضطراب ناشی از امتحان را کاهش دهد. روش های صحیح مطالعه قبل از امتحانگام اول تنظیم برنامه درسی مناسب برای گذراندن موفقیت آمیز امتحان هاست. برنامه ریزی درست به دانش آموز کمک می کند تا وقتش را با دقت بین درس های مختلف تقسیم کند و از انرژی ذهنی خود بهترین استفاده را ببرد. برای مثال، می تواند برنامه ریزی خود را براساس وقت بیشتر برای درس های مهم تر و یا وقت بیشتر برای درس هایی که در آن ضعیف است، مشخص کند. بدیهی است بیشتر خواندن و تمرین کردن، علاقه و انگیزه دانش آموز را برای یادگیری بیشتر خواهد کرد.هنگام برنامه ریزی برای مطالعه درس ها باید توجه داشت که از شیوه تک درسی استفاده نشود، زیرا نه تنها دانش آموز را زود خسته و بی حوصله می کند، بلکه سطح یادگیری او را نیز کاهش می دهد. به جای این شیوه بهتر است مطالعه سه، چهار درس را در برنامه روزانه خود بگنجاند. هر چه تنوع در ز ...

ادامه مطلب  

«میراث آیت الله»/ تاکنون به حجم تخلفات دانشگاه آزاد رسیدگی نشده است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در کانال شخصی خود یادداشتی با عنوان «میراث آیت الله» خطاب به سردبیر نشریه صدا منتشر کرد که متن این یادداشت در ادامه می آید:جناب آقای قوچانیسردبیر محترم مجله صدابا سلام و عرض خسته نباشید بابت اداره چندین مجله که عمدتاً قشر فرهیخته را جامعه هدف خود قرار داده است، جسارتاً می خواستم گلایه ای از ادامه رویکرد انتخاباتی تان در این مجلات داشته باشم. در دوران رقابت برای دست یابی به سکوهای قدرت اجرایی و شوراها، نقدها و تخریب های اصولی و غیر اصولی را شاهد بودیم، اما ادامه حرکت با همان دست فرمان در نشریاتی که مدعی تغذیه قشر صاحب فکر جامعه اند چندان زیبنده نیست. مشاهده تیترهایی چون " میراث باقر؛ شهر سوخته"، " میراث آیت الله" و... بدون ارائه مطالبی مستند و اقناع کننده اهل اندیشه برای دوران تبلیغات شاید قابل اغماض بود، اما اکنون بعد از پایان دوران آن هنرنمایی های حرفه ای، انتظار می رود که پای بندی به مصالح جامعه مجدداً پررنگ شود. حتی اگر ارقام ادعا شده در مورد بدهی شهرداری صحت داشته باشد باید گفت "تهران شهری مدرن و زیبا، اما مقروض" است که دست کم بیگانگان نیز بر پیشرفت چشمگیر آن اذعان دارند، اما در این میان چون بر موضوع " میراث آیت الله" اشراف تاریخی دارم به نقد این مقاله مبادرت می نمایم تا شاید بتوانم به سهم خود همکاران عزیز آن مجله را به فضای اطلاع رسانی عادی نزدیک سازم .بررسی سابقه تاریخی دانشگاه آزاد در مجله شماره 117 صدا با جمله ای از مرحوم هاشمی رفسنجانی آغاز شده که به دلیل گزینشی عمل شدن، اهداف اولیه از اقدامی که همه شخصیت های نظام و در رأس آن امام با آن موافق بودند مشخص نمی شود. ایده" ضرورت مقابله با مدرک گرایی" به عنوان آفتی بنیان کن بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد؛ زیرا تا آن زمان بسیاری از دست اندر کاران اداره کشور به یمن خرید مدرک تحصیلات عالیه از مؤسسات غیر معتبر امریکایی یا اروپایی عنوان " دکترا" را با خود حمل می کردند که فاقد هرگونه پشتوانه علمی بود و موجب تحمیل حقارت های بسیاری به ملت ایران در حوزه های تخصصی می شد.در پاسخ به این مطالبه عمومی، آقای هاشمی در خطبه نماز جمعه 31 اردیبهشت 1361( به غلط در مقاله "میراث آیت الله"، 21 خرداد آمده است) می گوید:" مراکزی درست کنیم به نام دانشگاه آزاد، اما نه مانند دانشگاه آزاد در رژیم گذشته؛ دانشگاه آزاد واقعی که مواد تحصیلی دانشگاهی با آن روش تحصیل که در حوزه های علمیه می خوانند، خوانده شود... هرکس می خواهد بیاید. شرط دیپلم و مانند آن هم نگذاریم؛ یک آزمون برای کشف صلاحیتشان بگذاریم، وارد آن جا که شدند کلاس های محدود مثلاً 30 نفری با استاد معین، در ساعت معین نباشد، بلکه مثل شیوه آموزش طلبه ها باشد. آقایانی که طلبه بوده اند و این جا هستند می دانند وقتی که ما در قم درس می خواندیم بعد از سحر و نماز صبح می آمدیم در این مقبره، در آن مقبره، در مسجد؛ گوشه کناری می نشستیم، هر استادی یک شاگردی داشت. بنده که درس می خواندم مقید نبودم که چه کسی استاد باشد. کسی که یک سال از من جلوتر بود به من درس می داد. آن پایه را من می فهمیدم و به کسی که یک سال از من عقب تر بود درس می دادم... ما طالب علم می خواهیم، طالب مدرک نمی خواهیم... این جریان، راهی می شود برای این که در سراسر کشور دست کم در مراکز استان ها، ده ها مدرسه به سبک حوزه های علمیه داشته باشیم. " ( هاشمی رفسنجانی، خطبه های نماز جمعه سال 1361، جلد دوم، دفتر نشر معارف انقلاب، بهار 1376، صص 7-205)براساس همین اهداف، همگان به صحنه می آیند تا با بلیه مدرک گرایی مقابله شود و مؤسسه ای تأسیس گردد که نه مدرکی برای کسب علم مطالبه کند و نه مدرکی اعطا شود بلکه صرفاً مشتاقان کسب دانش بیشتر، جذب شوند؛ برای راه اندازی چنین طرحی به ثبت شرکت ها( و نه ستاد انقلاب فرهنگی) مراجعه شد و در تاریخ 27/11/61 تأسیس آن بر اساس ماده 584 قانون تجارت با شماره 2451 در اداره ثبت شرکت ها و مؤسسات غیرتجاری تهران ثبت گردید؛ به عبارت دیگر، دانشگاه آزاد به هیچ وجه تحت نظارت نظام آموزش عالی کشور قرار نگرفت. آقای هاشمی در این زمینه می گوید:" … عصر دکتر [عبدالله] جاسبی آمد و برای شروع کار دانشگاه آزاد مشاوره کردیم.از نخست وزیرخواستم که پولی به حساب بریزد و از بنیاد مستضعفان خواستم که محلی بدهد … احمدآقا آمد... از ایشان خواستم که از امام بخواهد، مبلغی برای بودجه دانشگاه آزاد بدهند... احمدآقا آمد و اطلاع داد که امام یک میلیون تومان برای دانشگاه آزاد داده اند." ( پس از بحران، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1361، دفتر نشر معارف انقلاب، صص 270-263) به این ترتیب دانشگاه آزاد فعالیت خود را در اردیبهشت 1362 کلید زد.اما به فاصله اندکی از آغاز به کار، بدون هیچ گونه هماهنگی با نظام آموزش عالی کشور، دانشگاه آزاد در مسیر صدور مدرک واقع می شود، آن هم در سطح دکتری:" چهارشنبه 31 مرداد 1363: ...ظهر، آقای دکتر [عبدالله] جاسبی آمد، گزارشی از وضع دانشگاه آزاد اسلامی داد. امسال بنا است پنج هزار دانشجو بگیرند و شاگردان تک درسی را به بیست هزار نفر برسانند و چند واحد جدید باز کنند و دوره دکترا داشته باشند." ( به سوی سرنوشت، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1363، دفتر نشر معارف انقلاب، ص252)طبعاً این قانون شکنی آشکار، با مخالفت صاحب نظران و دغدغه مندان تبعات نادیده گرفتن ساختارهای قانونی نظام آموزش عالی مواجه می شود و دولت وقت که به چپ تمایل دارد( اصلاح طلبان بعدی) بیشترین انتقاد را به انحراف دانشگاه آزاد از اهداف اولیه خود می کند؛ البته جریان راست و حتی تکنوکرات ها که بعدها کارگزاران نام گرفتند نیز با این میزان قانون شکنی مخالفت علنی داشتند: " دوشنبه 15 اسفند:... ظهر آقای ]محمدعلی[ نجفی ]وزیر فرهنگ و آموزش عالی[ آمد و انتقاداتی به سیستم اداره دانشگاه آزاد ]اسلامی[ داشت."(آرامش و چالش، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1362، نشر معارف اسلامی، ص527) چگونه ممکن است شرکتی که قرار بوده صرفاً واحدهای تک درسی ارائه نماید و به همین دلیل مجوزی از هیچ یک از مراجع نظام آموزشی کشور اخذ نکرده تنها یک سال پس از تأسیس، در قانون شکنی ای بی بدیل دوره دکتری دایر کند. در حالی که اگر مجوز هم داشت حتی یک دوره کاردانی(فوق دیپلم) را پشت سر نگذاشته بود به راه اندازی دوره دکتری مبادرت ورزد؟ آقای هاشمی در این ایام تمام تلاش خود را بر شکستن مقاومت طرفداران قانون قرار می دهد: " سه شنبه 25 اردیبهشت 1363: ...دکتر احمدی از ستاد انقلاب فرهنگی آمد... راجع به دانشجو شناخته شدن محصلان دانشگاه آزاد تأکید کردم... " (به سوی سرنوشت، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1363، دفتر نشر معارف انقلاب، صص8-107) چنین فشاری بر مراجع آموزش عالی کشور چه وجهی می توانست داشته باشد، در حالی که دانشگاه آزاد هیچ گونه مجوزی برای صدور مدرک نداشت: " سه شنبه 20 اسفند 1364: ... عصر در [جلسه] شورای انقلاب فرهنگی شرکت کردم. ..درباره دانشگاه آزاد اسلامی بحث شد. تندروها با توسعه آن مخالفند. ادامه بحث به جلسه بعد موکول گردید..." (امید و دلواپسی، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1364، دفتر نشر معارف انقلاب، صص5-444). ادبیات سیاسی به کار گرفته شده در برابر کسانی که به بدیهیات قانونی تأکید دارند قابل توجه است؛ این ادبیات تهاجمی ظاهراً از اوایل انقلاب برای شکستن مقاومت ها کارکرد داشته است.در جلسه بعد جناب آقای هاشمی کمی از خواسته های فراقانونی خود عدول می کند و راضی می شود که دست کم طبق اساس نامه خود دانشگاه آزاد مطالبه امتیاز نماید که البته آن نیز خلاف قوانین کلان آموزش عالی بود و رمز آن را باید در ادبیات تهاجمی یافت: " سه شنبه 27 اسفند 1364: در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. بحث درباره دانشگاه آزاد اسلامی بود. جمعی با توسعه آن مخالفند. قرار شد فقط آن واحدهایی که شرایط اساسنامه را دارند، رسمی شوند و مدرک بدهیم... " ( همان، صص451-450) تفسیر این سخن آقای هاشمی آن است که حتی درمقام تشخیص درستی یا نادرستی فعالیت های مدیریت دانشگاه آزاد نباید اساس نامه آن مبنای قضاوت منتقدان قرار گیرد. زیرا در این جلسه بعد از مقاومت اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، ایشان به این مطلب تن می دهد که صرفاً واحدهای تک درسی که شرایط اساس نامه را دارند رسمی شوند( که البته آن نیز خلاف قانون بود) اما آیا ایشان می پذیرد که فعالیت های غیر قانونی بارز این دانشگاه تا حد گرفتن دانشجوی دکتری متوقف شود؟ خیر، هرگز! به همین دلیل آقای هاشمی می کوشد برای شکستن مقاومت ها در برابر کارهای خلاف قانون از امام بهره گیرد :" شنبه 13 اردیبهشت 65 : ...احمدآقا آمد وضع جنگ و مسائل ارتش و سپاه را برای گزارش خدمت امام گفتم و از امام خواستم که در جهت تقویت دانشگاه آزاد اسلامی، پیغامی به افراطی های دانشگاه بدهند. آن ها اخیراً مشکل تراشی می کنند... "( اوج دفاع، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1365، دفتر نشر معارف انقلاب،ص 87) اما پاسخی از سوی امام دریافت نمی کند؛ لذا مجدداً به طور مستقیم درخواست را نزد امام مطرح می کند: " شنبه 10 خرداد65: صبح به زیارت امام رفتم... از امام خواستم دانشگاه آزاد اسلامی را در مقابل مخالفان تندرو تقویت کنند. فرمودند موارد اختلاف و نقاط نظر طرفین را بنویسم تا تصمیم بگیریم؛ نوشتم و فرستادم. " (همان، ص113) اما هرگز این درخواست علی رغم پیگیری های متعدد مورد اجابت واقع نمی شود: " جمعه16 خرداد65: احمدآقا آمد... در مورد دانشگاه آزاد اسلامی صحبت کردیم. گفت نامه ای که به امام در خصوص نقاط نظر مخالفان داده ام، جلوی امام است و هنوز نخوانده اند. " ( همان، ص120) آقای هاشمی بعد از مأیوس شدن از امام راهی جز این در پیش روی خود نمی بیند که اساس نامه دانشگاه آزاد را تغییر دهد. بنابراین برخلاف نقلی که از آقای ناطق نوری شده است بعد از مشاهده انحراف از اهداف اولیه، دیگر امام از دانشگاه آزاد حمایت نمی کنند. همچنین آیت الله خامنه ای در دیدار مدیران مسئول نشریات دانشجویی در تاریخ 4/12/77 با کنایه گفتند نام ایشان را تبرکاً در دانشگاه آزاد قرار داده اند و مجدداً تأکید نمودند که در سیاست گذاری این دانشگاه دخالتی نداشته اند. به این ترتیب رسماً اهداف این دانشگاه متفاوت می شود؛ هرچند از مدت ها قبل به صورت غیرقانونی تغییر کرده بود. این بار برای موجه ساختن فعالیت آموزشی رسمی آن با تسلیم اساس نامه به شورای عالی انقلاب فرهنگی بر حسب ظاهر راه قانون گرایی در پیش گرفته می شود: " چهارشنبه 4 تیر65: دکتر [عبدالله] جاسبی آمد. گزارش وضع دانشگاه آزاد اسلامی را داد و برای معافیت سربازی [دانشجویان مشمول] و تصویب اساس نامه کمک خواست. " (همان، ص146)اما به علت نارسا بودن اساس نامه جدید و شفاف نبودن وضعیت حقوقی دانشگاه آزاد بررسی آن در شورای عالی انقلاب فرهنگی به درازا می کشد: " سه شنبه 7 بهمن65: عصر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. اساس نامه دانشگاه آزاد اسلامی مطرح بود؛ پیشرفت نداشت. "(همان، ص 442)آقای هاشمی اصرار فراوان دارد که علی رغم نارسایی ها، اساس نامه دانشگاه آزاد به تصویب رسد: " سه شنبه 19 خرداد 66: عصر به جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی رفتم. آیت الله خامنه ای نبودند. درباره لزوم تسریع در تصویب اساس نامه دانشگاه آزاد اسلامی صحبت شد. " (پایان دفاع؛ آغاز بازسازی، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1366، دفتر نشر معارف انقلاب، ص139)عاقبت با وجود گویا نبودن برخی مواد، اساس نامه دانشگاه آزاد به تصویب شورای انقلاب فرهنگی می رسد: " سه شنبه 21 مهر 66: آقای جاسبی آمد و درباره اساس نامه دانشگاه آزاد اسلامی تذکراتی داد. عصر در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی شرکت کردم. اساس نامه های دانشگاه آزاد اسلامی و جذب نخبگان علمی تصویب شد. " (همان، ص309). ماده 4 این اساس نامه تأکید دارد که دانشگاه از زمان صدور مجوز از سوی شورای گسترش رسمیت می یابد؛ مقوله ای که حتی تا کنون به صورت کامل حل و فصل نشده است؛ با این وجود این ماده از اساس نامه به صراحت روشن می سازد که پیش از تصویب اساس نامه، این دانشگاه فاقد مجوز و صلاحیت قانونی برای کار در عرصه آموزش عالی کشور بوده است. جناب آقای هاشمی با استفاده از موقعیت خود در مجلس شورای اسلامی در تاریخ 14/2/67 ماده واحده ای را تحت عنوان " تأیید رشته های دانشگاه آزاد اسلامی" از تصویب می گذراند. بر اساس این ماده واحده به شورای عالی انقلاب فرهنگی اجازه داده می شود تا بر اساس ضوابط خاصی، مدارک تحصیلی فارغ التحصیلان دانشگاه آزاد پیش از این تاریخ را ارزیابی نماید تا این افراد نیز بتوانند همانند فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی از دانشنامه( مدرک دانشگاهی) معتبر استفاده نمایند.تصویب این ماده واحده در مجلس در ابتدای سال 67 بعد از تصویب اساس نامه جدید دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال 66، اذعان صریحی از جانب جناب آقای هاشمی رفسنجانی بود که دانشگاه آزاد تا این تاریخ دارای هیچ گونه مشروعیت قانونی برای فعالیت به مثابه یک مؤسسه آموزش عالی نبوده و به طریق اولی نمی توانسته دانشنامه معتبر صادر نماید؛ به همین دلیل نیز قانون گذار!! در صدد رفع و رجوع عملکردهای غیرقانونی چند ساله این دانشگاه برمی آید.اما آیا با این میزان استفاده از قدرت قوه مقننه پایانی بر بی قانونی ها رقم می خورد؟ نگاهی حتی گذرا بر تاریخچه " میراث آیت الله" خلاف آن را ثابت می کند. بعد از تصویب اساس نامه دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی طبق همین اساس نامه اولین اقدامی که سریعاً باید صورت می گرفت معرفی فردی به عنوان نامزد ریاست دانشگاه به شورای عالی انقلاب فرهنگی بود. علی رغم تمامی تذکرها و پی گیری های انجام شده از سوی مراجع ذی صلاح امر آموزش عالی این اقدام توسط هیئت امنا صورت نمی گیرد. بررسی دستور جلسات و صورت جلسات آن ثابت می کند که هیچ گامی برای قانونی کردن ریاست این دانشگاه برداشته نمی شود. آیا نباید این سؤال مطرح شود که چرا می بایست از ریاست فردی به مدت 25 سال برخلاف اساس نامه این مجموعه حمایت شود؟ پاسخ روشن است؛ هرچند دانشگاه آزاد ناگزیر شد به دلیل مقاومت به حق اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد قانونی نبودن مدارک صادره توسط دانشگاه، اساس نامه آن را به تصویب این شورا برساند اما حاضر نبود فراتر از این گامی برداشته شود و رئیس دانشگاه تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی درآید؛ زیرا اگر به این میزان از قانون مندی تن می داد باید پذیرای سایر قوانین نیز می شد. برای نمونه، بعد از اخذ مجوز فعالیت به عنوان یک مؤسسه آموزش عالی از شورای عالی انقلاب فرهنگی، دانشگاه آزاد برای همه رشته هایی که دایر کرده بود و آن چه می خواست در آینده راه اندازی کند باید از شورای گسترش مجوز اخذ می کرد؛ مقوله ای که حتی تا کنون" میراث آیت الله" به آن تن نداده است. در سال 94 دکتر مجتبی شریعتی نیاسر- معاون آموزشی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری- در حاشیه جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی درجمع خبرنگاران گفت: " از نظر وزارت علوم، دانشگاه آزاد هیچ فرقی با دانشگاه های دیگر ندارد و باید همه قوانین را رعایت کند. " وی با اشاره به بررسی رشته محل های دانشگاه آزاد افزود: " بالغ بر 6700 رشته محل فاقد مجوز دانشگاه آزاد اسلامی مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد تقریباً 33 درصد رشته ها مورد تأیید قطعی قرار گرفت. 40 درصد رشته ها نیاز به رفع نقص داشته و بقیه رشته ها به دلیل نداشتن شاخص های لازم مردود شدند. " وی ادامه داد: " به دانشگاه آزاد اسلامی اعلام شد که رشته محل هایی که دارای نقص هستند پس از رفع نقص مجدداً باید برای بررسی به وزارت علوم ارسال شوند و چنان چه رفع نقص صورت نگیرد این رشته ها به جمع رشته های مردودی اضافه می شود. " معاون آموزشی وزیر علوم با اشاره به غیر قانونی بودن کمیته سه نفره ای که دانشگاه آزاد مدعی است در داخل این دانشگاه به امر صدور مجوز!! مبادرت می کند، گفت: " بالغ بر 2850 مرکز آموزش عالی وجود دارد که همه این مراکز باید از یک جای واحد که همان شورای گسترش است مجوز بگیرند. " (ایسنا، چهارشنبه 18 آذر 1394)بر اساس این اظهارات صریح، آن هم از سوی وزارت علوم دولت یازدهم، تا سال 94 هنوز دانشگاه آزاد به قانون مندی در این زمینه تن نداده است و معلوم نیست پذیرش ساختارهای قانونی کی محقق گردد. در این سال از نظر این مرجع ذی صلاح صرفاً 33 درصد از رشته محل های این دانشگاه شاخص های لازم را دارند و صدور مدرک برای نزدیک به 70 درصد شاغلان به تحصیل در این دانشگاه فاقد اعتبار علمی و قانونی است.نکته قابل توجه تر این که در فصل دوم گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس تحت عنوان" بررسی سرفصل آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی" آمده است: "الف- مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی بدون مجوز کمیته سه نفره در بسیاری از موارد اقدام به تأسیس رشته و پذیرش دانشجو کرده اند. رشته ها پس از گذشت سال ها از زمان پذیرش دانشجو به تصویب کمیته ارزیابی رسیده اند.ب- تنها در 120 واحد دانشگاهی دانشگاه آزاد اسلامی، 1597 رشته محل در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری تأسیس شده اند که در این میان 1442 رشته محل از کمیته ارزیابی( سه نفره) مجوز دریافت کرده( %91 از مجموع کل) و تنها 155 رشته( %9) که اکثر آن ها در مقطع کاردانی و کارشناسی هستند از دفتر( شورای) گسترش آموزش عالی مجوز دریافت داشته اند.ج- این آمار نشان می دهد که 91 درصد از 1597 رشته محل تأسیس شده در دانشگاه آزاد اسلامی یا برای اخذ مجوز به دفتر( شورای) گسترش آموزش عالی ارسال نشده...د- مستندات موجود نشان می دهد که بسیاری از رشته هایی که از سوی کمیته ارزیابی( سه نفره) مورد تایید قرار گرفته اند نه تنها دارای حداقل های ضوابط شورای گسترش نبوده اند بلکه شرایط حداقلی ضوابط غیرقانونی کمیته ارزیابی را نیز نداشته اند.ه-افزون بر موارد فوق، اسناد و مدارک نشان می دهد که برخی از رشته های تأسیس شده توسط کمیته ارزیابی( سه نفره) آن هم در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری... حتی پس از گذشت سال ها از تصویب آن ها و پذیرش دانشجو در آن رشته ها، از حداقل هیئت علمی لازم برخوردار نمی باشند( در بهار سال 1385)و- نکته بسیار جالب در مورد رشته های تحصیلات تکمیلی واحد علوم تحقیقات تهران این جاست که در بسیاری از رشته های تحصیلات تکمیلی، دوره کارشناسی ارشد یک رشته سال ها پس از تأسیس دوره دکتری تأسیس شده است، که این امر برخلاف قوانین آموزش عالی کشور است."گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص نشان می دهد اولاً دانشگاه آزاد حتی به کمیته سه نفره خودساخته توجه نمی کرده است و این کمیته صرفاً برای حفظ ظاهر بوده است در ثانی علت تعجیل در تأسیس دوره دکتری برخلاف قانون قبل از راه اندازی دوره های پایین دستی آن چه بوده است. همان طور که امروز همگان بر آن واقفند تأمین عنوان دکتری برای صاحبان منصب بحث گسترش علم نبود بلکه هدف گسترش نفوذ سیاسی و پیوندهای مفسده برانگیز در چارچوب دادوستدهای آلوده کننده مدیریت کشور بود. بنابراین این که چرا اصولاً دانشگاه آزاد در سنوات گذشته به قانون تن نمی داده بحثی مهم و حیاتی است. ابتدا باید تأکید شود که این تن ندادن به قانون و مراجع قانونی هیچ گونه ارتباطی به آمد و شد دولت ها و گرایش های سیاسی آن ها نداشته است؛ همچنین به تدابیر مدیریتی برای سرعت بخشیدن به امور اجرایی نیز مرتبط نبوده است، زیرا با پشتوانه ای چون آقای هاشمی همه نوع امکانات در اختیار این دانشگاه قرار می گرفته است. جالب است بدانیم در شرایطی که امام حتی تصرف دولت در اموال بنیاد مستضعفان را مجاز نمی دانستند آقای هاشمی استفاده از این اموال را برای دانشگاه آزاد مباح می شمردند: " شنبه 24 فروردین 1364: ... با نخست وزیر، تلفنی صحبت کردم و از او خواستم یک چاپخانه از بنیاد مستضعفان در اختیار دانشگاه آزاد اسلامی قرار گیرد. " ( امید و دلواپسی، خاطرات هاشمی رفسنجانی سال 1364، دفتر نشر معارف انقلاب، ص 65) در حالی که امام به صراحت به آقای هاشمی ضرورت رعایت حریم اموال مربوط به محرومان را یادآور می شوند: " شنبه 30 آذر 1364 به زیارت امام رفتم... امام فرمودند به نمایندگان موافق دولت بگویم از حربه ای که به دستشان آمده در مورد مخالفت با نظر امام علیه مخالفان دولت استفاده نکنند و اموال بنیاد مستضعفان که مال فقراست به دولت منتقل نشود." (همان صص 8-365)بنابراین قرار گرفتن در مسیر غیرقانونی مطلق نمی تواند مربوط به محدودیت هایی باشد که بخش غیردولتی عموماً از آن رنج می برد بلکه دانشگاه آزاد به سرعت در مسیر تبدیل شدن به یک حیاط خلوت سیاسی قرار می گیرد؛ در این خلوتگاه داد و ستدهایی به انجام می رسد که هرگز با شفافیت و قانون مداری سازگاری ندارد.برای نمونه، اردیبهشت سال 1381 ریاست وقت دانشگاه آزاد در چهل و پنجمین اجلاس شورای مرکزی این دانشگاه که در واحد علوم و تحقیقات تهران برگزار می شود می گوید: " این همه به نمایندگان( مجلس شورای اسلامی) سرویس می دهیم، و متقابلاً باید ما از حمایت نمایندگان برخوردار باشیم... این طور نباشد که جاده یک طرفه باشد و ما سرویس بدهیم اما از آن طرف ما از آن چیزی نخواهیم. "در سال 1382 نیز ریاست وقت در چهل و هفتمین اجلاس شورای مرکزی می گوید: " همان طور که اعلام شده فردا دیدار با ریاست محترم قوه قضاییه است که ان شاءالله در خدمت هستیم؛ البته خود قوه قضاییه برای این دیدار اظهار تمایل کرده بود به خاطر خدمتی که دانشگاه آزاد اسلامی به قوه قضاییه کرده است... در مجموع تعداد زیادی از مسئولان قوه قضاییه را از قاضی گرفته تا... آموزش داده یا در حال آموزش دادن است." ( این اظهارات طی نامه ای به شماره 64336/80 به تاریخ 14/4/82 به همه رؤسای واحدها منعکس می شود.)اگر ارائه این خدمات آموزشی به نهادهای قدرت سیاسی، اقتصادی، امنیتی، اجرایی، تقنینی و... بر اساس روال قانونی و شفاف باشد که یک طرف خدماتی آموزشی ارائه دهد و طرف دیگر طبق معمول، تحصیل کند و هزینه آن را بپردازد دیگر چرا باید ریاست دانشگاه طلب مابه ازا از نمایندگان و... نماید؟! اگر همه چیز در این دانشگاه وفق مقررات و تحت نظارت قانون بود هرگز یک حیاط خلوت سیاسی و اقتصادی قدرتمندی شکل نمی گرفت که بتواند مدرک گرایی فاجعه آمیزتری را بر کشور حاکم سازد.اگر دان ...

ادامه مطلب  

آلاله های سرخ دیار کریمان که در مردادماه پرپر شدند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگاردفاع پرساز یزد، شهیدان «اکبر یاورپناه»، «حسین ابهت»، «حسین رشیدی فر»، «حسین صابری حسین آباد»، «سیدابوالفضل مشهدی بافان»، «سیدجلیل ساداتی»، «عباسعلی صوت داودی»، «علی رضا رحیمی ساغند»، «محمد پورحدادیان تفت»، «محمد دهقانی محمدآبادی»، «محمدکاظم ابوترابی زارچی»، «محمدحسین رضایی صدرآبادی»، «محمدرضا زینل نیا طوسی»، «محمدرضا فرقانی الله آبادی»، «محمدرضا مسلمان بافقی»، «محمدعلی فرقانی الله آبادی»، «محمود جعفری خرمی»، «محمود صابری حسین آباد»، «مهدی صادقیان»، «ناصر دهقان قطرمی»، «ناصر منتظری»، «محمود مقیمی فیروزآباد»، «نصرالله میرجلیلی»، «بیژن پورجعفرآبادی»، «عبدالحمید عاشق ابوالفضل یزدی»، «علی اصغر شیرسلیمیان»، «علی بمان کارگران حاجی آبادی»، «علی محمد فتاحی حسن آباد»، «علی محمد فتاحی حسن آباد»، «محمد لازمی سخویدی»، «محمدجلیل همتی»، «سید اکبر سیدرضائی خورمیزی»، «علی اصغر پاریزی خبر»، «غلامرضا عزیزی نژاد»، «ناصر آچوری» و «رامین حکم اللهی» شهدایی از استان یزد هستند که از 16 مردادماه تا 21 این ماه به خیل کاروان شهیدان پیوستند.در ادامه به طور خلاصه این شهدا را معرفی می کنیم. شهید اکبر یاورپناه پانزدهم اردیبهشت 1344، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش عباس، بنا و معمار بود و مادرش ربابه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت مسئول دسته در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر به شهادت رسید. پیکر وی را در گلزار شهدای محله نعیم آباد زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید: ای اهل ایمان در پیشرفت کار خود صبر و مقاومت پیشه کنید. به ذکر خدا و نماز توسل جویید که خدا یاور صابران است.ای برادران بیایید این مسجدها و پایگاه ها و نماز جمعه ها را پر کنید. شهید حسین ابهت پنجم شهریور 1342، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش محمدصادق، نساج بود و مادرش رباب نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اقتصاد اجتماعی درس خواند و دیپلم گرفت. کشتی گیر بود. از سوی بسیج به جبهه رفت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تخریب چی در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:از شماها می خواهم که همواره را شهدا را ادامه بدهید.همیشه دنباله رو امام امت باشید.امام را تنها نگذارید و مو به مو دستوراتشان را عمل کنید. شهید حسین رشیدی فر یکم فروردین 1349، در شهرستان تهران دیده به جهان گشود. پدرش داوود (شهادت 1365) و مادرش بتول خانم نام داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. کاریکاتوریست بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر و صورت، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین شهرستان یزد به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:هوشیار باشید که این دشمن و منافقین می خواهند شما را از اسلام بیگانه کنند. هیچ گاه از یاد خدا غافل نشوید. شهید حسین صابری حسین آباد پانزدهم فروردین 1345، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش احمد، کارگر بود و مادرش زهرا نام داشت. دانش آموز چهارم متوسطه در رشته تجربی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:به نماز جمعه و نماز جماعت اهمیت بدهید که نماز جمعه نمایش وحدت و قدرت ارتش تمام امت مسلمان است. صبررا پیشه خود سازید تا بتوانید در برابر ناملایمات مقاومت کنید.جبهه ها را گرم نگهدارید و درس را هم به نحو احسن بخوانید چون هرد و برای ما مهم است. شهید سید ابوالفضل مشهدی بافان پنجم تیر 1344، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش سیدعلی، میوه فروش بود و مادرش رقیه نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت جانشین فرمانده گروهان در هورالعظیم بر اثر اصابت گلوله به سر و سینه، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش واقع است. او را حسین آقا نیز می نامیدند. فرازی از وصیتنامه شهید:تا می توانیم باید در دنیا عمل صالح و خیر انجام دهیم که در آخرت توشه ای داشته باشیم برای گذر از پل صراط. دنیا محل گذر است و دنیای که مادی باشد به مشتی نمی ارزد. شهید سید جلیل ساداتی بیستم تیر 1337، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش سیدرضا، در آموزش و پرورش کار می کرد و مادرش صغری نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته فلزکاری درس خواند و دیپلم گرفت. کارمند آموزش و پرورش، فیلم ساز، آهنگ ساز و کارگردان تئاتر بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت معاون فرمانده گروهان در پاسگاه الیج هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار وی در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش قرار دارد. فرازی از وصیت نامه شهید:ضد انقلاب می خواهد با شایعه پراکنی از عظمت و قداست این نهضت بکاهد. در مقابل هر نوع ضدانقلاب موضعی محکم بگیرید.صبر و تقوا را سفارش می کنم. شهید عباسعلی صوت داوودی نوزدهم دی 1343، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش محمدعلی، راننده تاکسی بود و مادرش لیلا نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. کارگر کارخانه بود. به عنوان سرباز ژاندارمری در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1363، با سمت تک تیرانداز در پیرانشهر توسط گروه های ضدانقلاب بر اثر اصابت گلوله به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:از شما ملت رزمنده می خواهم اسلام را پایدار و زنده نگهدارید که خون شهیدان پایمال نشود. در این دنیای فانی هیچ چیز بهتر از مرگ با عزت نیست.در راه امام باشید و سنگر اسلام را حفظ نمایید. شهید علی رضا رحیمی ساغند دهم فروردین 1336، در شهرستان مشهد به دنیا آمد. پدرش علی اکبر، در کارخانه ذوب آهن کار می کرد و مادرش ربابه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. نقاش ساختمان و کارگر کارخانه پارچه بافی بود. سال 1363 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر و پا، شهید شد. مزار در گلزار شهدای خلدبرین شهرستان یزد واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:در زندگیتان همیشه به یاد خدا باشید و تمام کارهایتان به یاد خدا باشید. با آن کسانی که با این دولت مخالفت می کنند و با دشمن همکاری می کنند مبارزه کنید.به این دنیا و چیزهایی که شیطان به آن رنگ فریب می دهد دل مبندید. شهید محمد پورحدادیان تفت یکم اردیبهشت 1348، در شهرستان تفت به دنیا آمد. پدرش ابراهیم، در کارگاه آهنگری کار می کرد و مادرش بیگم نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. کارگر آهنگری بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت آرپی جی زن در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین شهرستان یزد واقع است. او را محمدحسن نیز می نامیدند. شهید محمد دهقانی محمدآبادی یکم خرداد 1346، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش میرزامحمد، کشاورز بود و مادرش فاطمه نام داشت. طلبه فلسفه و کلام اسلامی در سطح یک بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تک تیرانداز در هورالعظیم بر اثر ترکش به گردن، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای روستای محمدآباد زادگاهش واقع است.فرازی از وصیتنامه شهید:سفارشی که به خواهران دینی دارم هر چه کردید حجاب و عفت اسلامی را حفظ کنید. صبر را پیشه سازید که خداوند با صابران است. شهید محمدکاظم ابوترابی زارچی یکم اردیبهشت 1343، در شهر زارچ از توابع شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش زین العابدین، کشاورز بود و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند و دیپلم گرفت. سال 1362 ازدواج کرد و صاحب یک دختر شد. به عنوان پاسدار کمیته انقلاب اسلامی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت فرمانده دسته و غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر و دست، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای باغ رضوان زادگاهش قرار دارد. فرازی از وصیتنامه شهید:برادران و خواهران عزیزم در خط اسلم باشید.از سنگرهای خونین انقلاب اسلامی دفاع کنید.شهید محمدحسین رضایی صدرآبادی دهم فروردین 1348، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش علی، کشاورز بود و مادرش شهربانو نام داشت. تا سوم ابتدایی درس خواند. بنایی می کرد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت غواص در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به قلب، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش واقع است. شهید محمدرضا زینل نیا طوسیهفتم آذر 1338، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش حسین، خواروبارفروش بود و مادرش فاطمه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. برق کار ساختمان بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1362، در مهران هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به کمر و کتف، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:ما در مقابل تمام ملت ایران مسئول هستیم. باید با خون خود این همه حقی که ملت بردوش ها دارند را جبران کنیم.ما باید برویم تا اسلام و قرآن را حمایت کنیم. شهید محمدرضا فرقانی الله آبادیبیست و سوم اردیبهشت 1348، در تهران به دنیا آمد. پدرش هادی، بنا و معمار بود و مادرش بی بی صدیقه نام داشت. دانش آموز دوم متوسطه در رشته بهداشت بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت معاون فرمانده دسته در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی در گلزار شهدای حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) خیرآباد شهرستان یزد به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:خواهرانم با حفظ حجاب خود مشت محکمی باشید بر دهان دشمنان اسلام.کشته شدن با عزت بر زندگی با ظالمان ترجیح دارد.خداوند با صابران است. شهید محمدرضا مسلمان بافقی بیست و یکم مرداد 1344، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش حسن، در کارخانه کارگری می کرد و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته مکانیک درس خواند. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. شانزدهم مرداد 1364، با سمت تک تیرانداز در هورالعظیم بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:ما از مرگ نمی هراسیم چه رسد مرگی که در راه خدا باشد. ما شیعه مولایی هستیم که گفت مرگ سرخ را بر زندگی با ذلت ترجیح می دهم.آنان که دنیا را محل ماندن می دانند چه تنگ نظرند زیرا دنیا فانی است. شهید محمدعلی فرقانی الله آبادی پانزدهم خرداد 1347، در شهر زارچ از توابع شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش حسن، کشاورز بود و مادرش سکینه ...

ادامه مطلب  

بهترین راههای بالا بردن تمرکز در کودکان  

درخواست حذف این مطلب
«میشه اینقدر وول نخوری و مشقتاتو انجام بدی؟»مطمئنا شما هم وقتی فرزندتان مشغول درس خواندن است، چندین بار این جمله را به او می گویید. من شخصا این مشکل را دارم. دختر پرجنب و جوش، بازی گوش و پرحرفِ هشت ساله ام را خیلی سخت می توانم مجبور کنم یکجا بنشیند و بدون حواس پرتی زیاد روی تکالیف خود تمرکز کند و آنها را انجام دهد.از عبارت «حواس پرتی زیاد» استفاده کردم، چون کودکان همیشه پر انرژی و بازیگوش هستند و نمی توانیم انتظار داشته باشیم به طور کامل تمرکز کنند و حواس شان اصلا پرت نشود! ولی با این وجود باز هم ممکن است مهارت تمرکز کردن را در آنها افزایش دهیم و کاری کنیم بتوانند برای مدت زمان طولانی تری روی یک کار تمرکز کنند. این نوشته را بخوانید تا با راههای بالا بردن تمرکز در کودکان آشنا شوید.مقاله های مرتبط:قبل از بررسی این موضوع، باید به چند نکته بپردازیم:بچه ها معمولا کنجکاو و پرانرژی هستند و دلیل اصلی برای عدم تمرکزشان این است که ذهن آنها عملکرد متفاوتی دارد.وقتی کاری که به آنها سپرده ایم، برایشان جالب نباشد، خیلی سریع خسته می شوند و توجه خود را به چیزی جلب می کنند که جالب تر است، برخلاف بزرگسالان که کاری را دوست داشته باشند یا نه، آن را به اتمام می رسانند!در ادامه روش هایی را می خوانید که به کودک شما کمک می کند راحت تر و سریع تر تمرکز کند:۱. بازی کردن تمرکز کودکان را افزایش می دهدازآنجایی که کودکان در هنگام بازی ، مطالب زیادی را یاد می گیرند، بهتر است کاری کنیم فعالیت هایشان بیشتر شبیه بازی کردن باشد. تلفن هوشمند، تبلت و رایانه را از آنها دور نگاه دارید و اجازه دهید کودکان، با اسباب بازی های معمولی بازی کنند و همچنین بازی هایی که تمرکز آنها را بیشتر می کند را انجام دهند و تمرکزکردن را تمرین کنند.تحقیقات نشان داده است تلفن های هوشمند می توانند مدت زمان تمرکز کودکان را کاهش دهند. بنابراین اصلا تلفن هوشمند را در اختیار آنها قرار ندهید یا به ندرت اجازه ی بازی با آن را به او بدهید.– بازی های فکری: قدرت تمرکز کودکان را با انجام بازی های فکری بیشتر کنید. بازی هایی که نیازمند فکرکردن، برنامه ریزی و استفاده از حافظه هستند، مفیدند. جدول کلمات، جورچین و بازی با کارت می تواند قدرت تمرکز کودک روی کلمات، اعداد و تصاویر را بالا ببرد. پازل تصویری که در آن، بچه های کوچک تر باید به دنبال یک غلط یا یک شی پنهان در تصویر بگردند، می تواند توجه و تمرکز کودک را بالا ببرد.-مرتب کردن: مرتب کردن و تمرکز رابطه ی خیلی قوی ای دارند. دنبال کردن دستور تهیه غذا، چیدن میز و مرتب کردن اشیاء به ترتیب حروف الفبا، فعالیت هایی هستند که به کودکان کم تمرکز کمک می کنند.– نشستن: در این بازی کودک تمرین می کند که بتواند مدت زمانی را فقط در یک جا، بدون تکان خوردن بنشیند. یک بازی تمرکزی دیگر در این دسته بازی ها، «مجسمه بازی» است. با تکرارکردن این کلمه، ذهن کودک عادت می کند، و کم کم این ارتباط بین ذهن و بدن تمرکز کودک را بالا می برد.۲. محیط را آماده کنیدبرخی کودکان با محیط آرامش بخش و ساکت راحت تر هستند. برخی دیگر در محیطی راحت تر هستند که جنب و جوش زیادی دارد. درک این مسأله که کودک شما در کدام محیط راحت تر است، می تواند اولین قدم در افزایش تمرکز او باشد.– آرامش: موسیقی بی کلامِ آرامش بخش و نور کم می تواند کودک شما را برای درس خواندن آماده کند. «کالپانا» (kalpana)، مادر «ماناو» (manav) چهار ساله، می گوید: ««ماناو» همیشه پرانرژی بود، ولی بعد از اینکه یک تنگ ماهی را در اتاقش قرار دادم، حس می ٰکنم کمی آرام تر شده! فکر می کنم تماشای شناکردن ماهی ها تأثیر خوبی روی او داشته است!»– دستگاه ها: حالت ایده آل این است که همه ی دستگاه ها شامل تلویزیون، آی پد، گوشی هوشمند و غیره را موقع درس خواندن خاموش کنیم یا از اتاق بیرون ببریم تا حواس کودک را پرت نکنند. اگر برای درس خواندن به رایانه نیاز دارد، مطمئن شوید از آن فقط برای درس خواندن استفاده می کند، نه چیز دیگر.– در دسترس بودن لوازم: هر چیزی که کودک لازم دارد را در دسترس او قرار دهید تا مجبور نشود بلند شود و چیزی را بردارد. کتاب ها، دفتر ها، مدادرنگی، مداد ها و حتی یک لیوان آب را برای او روی میز بگذارید. این کار به کودک یادآوری می کند، چه میزان از کارها باقی مانده و زمان خود را بهتر مدیریت کند. همه ی این کارها تمرکز و توجه کودکان را بیشتر می کنند.خوردن غذای سالم رابطه مستقیمی با تمرکز کودک دارد. خوردن غذاهای آماده یا شیرین باعث می شود کودک بی حال شود، ولی غذا های پروتئینی مانند بادام، تخم مرغ و گوشت بدون چربی هوشیاری و تمرکز را بالا می برد.– کافئین: تحقیق جدیدی در آمریکا نشان می دهد مصرف قهوه و نوشیدنی های انرژی زا و کافئین دار در کودکان افزایش یافته است. این نوشیدنی ها شکر اضافی ناسالمی را وارد بدن آنها می کند که بعد باعث افت انرژی آنها می شود.– سبزیجات: تحقیقی جالب در دانشگاه «آلستر» (ulster) انگلیس نشان می دهد: خوردن نان تُست و لوبیا ی پخته برای صبحانه قدرت درک کودکان را افزایش می دهد. کارشناسان اعتقاد دارند خوردن میوه ها و سبزیجات، آنتی اکسیدان هایی را وارد بدن می کند که قدرت ذهن را افزایش می دهند.۴. روال کارهای روزمره اهمیت دارد«آنیتا» (anita)، مادر «راهول» (rahul) چهار ساله، همه چیز را برنامه ریزی کرده است. «راهول ساعت ۳.۳۰ از مدرسه برمی گرده و یه چیزی می خوره. ساعت ۴ می برمش بیرون تا با بچه های همسایه بازی یا دوچرخه سواری کنه».«ساعت ۵ برمی گردیم خونه، دست و صورتش رو می شوره، و یه چیزی می خوره. ساعت ۵.۳۰ درس خوندن رو شروع می کنه یا تکالیفش رو انجام می ده تا ساعت ۷.۳۰. بعد شام می خوره و ساعت ۸.۳۰ می خوابه».همه ی ما لازم نیست به اندازه ی «آنیتا» منظم باشیم، مهم است که کودک ما برنامه ریزی داشته باشد، حتی اگر این برنامه ریزی انعطاف پذیرتر باشد. این کار مدیریت زمان را آسان تر می کند و همچنین ذهن کودک را طوری برنامه ریزی می کند که بداند چه وقت باید درس بخواند. در نتیجه تمرکز را افزایش می دهد! برای مثال، «راهول» می داند بعد از بازی کردن باید درس بخواند. پس وقتی بازی تمام شد، وارد فاز درس خواندن می شود.۵. چرت زدن و استراحت تمرکز را بیشتر می کندبیشتر کودکان بعد از یک خواب خوب شبانه راحت تر می توانند تمرکز کنند.یک چرت کوتاه برای ۲۰ دقیقه بعد از مدرسه یا بعد ازظهر برای افزایش تمرکز عالی است.قبل از اینکه کودک درس خواندن را شروع کند، باید دستشویی برود و چیزی بخورد. چون این چیز ها تمرکز را پایین می برد.۶. کارهای بزرگ را به کارهای کوچک تر تقسیم کنیدخواندن یک فصل کامل از یک درس، به صورت یکباره ممکن است برای کودک سخت باشد. بهتر ا ...

ادامه مطلب  

بارم بندی درس زبان فارسی و شیوه مطالعه آن برای امتحان نهایی  

درخواست حذف این مطلب
یکی از مهم ترین مشکلات درسِ زبان فارسی در کنکور پاره پاره و تکه تکه بودن آن است به طوری که حلیات و حفظیات آن یکجا مطرح نشده و به صورت مختلف در جاهای مختلف کتاب بیان شده که نقطه ضعفی به حساب می اید،نکته جالب این است که کتابی که پیش رو دارید تنها منبع زبان فارسی کنکور است بنابراین یادگیری آن میتواند شمارا در حل تست های کنکور بسیار یاری رساند. درس زبان فارسی به ۳ بخش تقسیم میشود حفظیات،حلیات،املادروس حلیاتی شامل درس های ۱،۲،۵،۷،۹،۱۳،۱۵،۱۷،۲۰،۲۴دروس حفظیاتی شامل درس های ۳،۶،۸،۱۱،۱۲،۱۴،۱۶،۱۹،۲۱،۲۲و دروسِ املایی شامل درس های ۴،۱۰،۱۸،۲۳تحلیل بخش حلیاتدر این قسمت با سوالاتی سر و کار داریم که باید حل بشوند یعنی شما باید طبق یک فرمول خاص چیزی را بنویسید بشمارید یا توضیح بدهید در درس ۱ و ۲ مبحث شمارش تعداد تکواژ،واژه،واج و قوائد واج نویسی را داریم این مباحث عمدتا دارای سوالات نوشتاری هستند. این مباحث و مباحث از این دست با تمرین زیاد میشه روشون تسلط پیدا کرد و نمره کاملشون رو گرفت.درس ۵ در مورد مطابقت نهاد و فعل هستش این درس عموما ۱ تیپ سوال رایج داره و اون هم حذف به قرینه معنوی،لفظی هستش، این درس یکی از ساده ترین دروس حلیاتی شماست.درس ۷ درس آشفته ای هستش به گونه ای که با گروه فعلی شروع به کار میکنه و در انتها در مورد املا و معنی حرف میزنه بهتره این درس رو با تک تک سطور حفظ باشید و قسمت حلیاتی این درس هم همون نوشتن یک فعل از بن فلان یا بهمان هستش.در درس ۹ شما با نمودار کشی آشنا میشوید این درس اهمیت بسیار زیادی دارد و مهم ترین درس بخش حلیاتی به شمار میرود برای این درس مسند سازها، و جملات ۱ جزئی و ۲ جزئی بی فعلا کتاب رو تک به تک حفظ باشید و تمام مثال های کتاب را بدون کم و کاست حل کنید حتی سوالاتی که خود کتاب حل کرده و تا میتوانید جمله بنویسید و نمودار ...

ادامه مطلب  

ماجرای تعویض عمامه با کلاه پهلوی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا آیت الله حاج شیخ عزیزالله خسروی زنجانی در سال 1287 شمسی در یکی از روستاهای زنجان به دنیا آمد و پس از فراگیری علوم مقدماتی وارد حوزه علمیه زنجان شد. وی پس از 10 سال راهی قم شد و در مدت دوازده سال در دروس خارج فقه و اصول و فلسفه و حکمت متعالیه شکت کرد. این عالم وارسته در سال 1334 به امر آیت الله العظمی بروجردی به منظور ترویج احکام قرآن و معارف اهل بیت به منطقه محروم «تکاب» در آذربایجان غربی عزیمت کرد و تا پایان عمر خود به مدت چهل سال تمام به تدریس وعظ خطاب ارشاد مردم و ایجاد و مدت پرداخت. وی پس از قیام پانزده خرداد 1342 به دلیل گام برداشتن در جهت اهداف استاد و رهبر خودحضرت امام خمینی در مجالس عمومی بارها مورد تهدید و تطمیع واقع شد ولی تا پایان با اعتماد و اتکای به خدا ثابت و استوار ایستاد. سرانجام این عالم مجاهد و پرهیزکار در دهم خرداد 1374 در 87 سالگی دعوت حق را اجابت کرد و در گلزار شهدای تکاب به خاک سپرده شد. به بهانه فرا رسیدن سالروز ارتحال این عالم ربانی مصاحبه دو دهه قبل وی را بازنشر می کنیم: * لطفا شرح کوتاهی از دوران کودکی و تحصیل خود بفرمایید. من در مکتب خانه قرآن و ابواب الجنان و تنبیه الغافلین را نزد پسرخاله ام مرحوم ملاحبیب الله خواندم بعد از آن کتاب نصاب الصبیان و گلستان را و پس از آن کتاب های تاریخ وصّاف و درّه نادره را که در ادبیات فارسی بسیار مشکل بود خواندم با خواندن این دو کتاب نیازی به تاریخ معجم نبود ولی نیمی از آن را هم نزد استاد خواندم. در 20 سالگی به تأکید و تشویق مرحوم آیت الله شیخ فیاض زنجانی در یکی از مدارس علوم دینی زنجان مشغول تحصیل شدم و در مدرسه مسجد سید فتح الله حجره گرفتم پس از اتمام جامع المقدمات و جامی قوانین را پیش مرحوم آقاشیخ حسین قره گلی و مطوّل را نزد مرحوم آخوند ملاّحسین کلامی که مردی عصبانی بود خواندم شرح لمعه را نزد مرحوم شیخ یعقوب علی (داماد آیت الله شیخ فیاض) خواندم. در اینجا خاطره ای را نقل می کنم که شاید ذکر آن برای طلاب عزیز مفید واقع شود: یک روز به خدمت مرحوم آیت الله شیخ فیاض که درس خارج می فرمود رسیدم. از من پرسید: فرزندم! روزی چند درس می خوانی؟ عرض کردم: دو درس (البته سه درس می خواندم ولی در آن روزها یکی از درس ها تعطیل شده بود) ایشان آهی کشید و فرمود: همین است که به جایی نمی رسید. منظور این بود که دو درس زیاد است. آقا شیخ یعقوب علی بعدها گفت: اگر گفته بودی سه درس می خوانم یک سیلی هم حواله ات می کرد! شیخ فیاض زنجانی و میرزا صادق آقاتبریزی هر دو از شاگردان شیخ هادی تهرانی بودند که در نجف ساکن بود و به خاطر شیوه خاصی که در اشکال کردن به علمای سابق داشت مورد بی مهری علمای معاصرش قرار گرفت. شیخ هادی تهرانی ذهن نقّادی داشت می گویند: روز اوّل که در درس از استاد شنید ضرب در اصل الضرب بود تا یک هفته در کلاس درس حاضر نشد و روی این مطلب فکر می کرد و بعد به استاد اشکال کرد که به چه دلیل مصدر اصل است؟ و چرا نباید عکس آن باشد همان طوری که الرجل در اصل رجل بوده سپس الف و لام به آن افزوده شده الضرب هم در اصل ضرب بوده و ال به آن اضافه شده است. خلاصه اینکه مرحوم شیخ فیاض مانند استادش معتقد بود که طلبه نباید روزی بیش از یک درس بخواند و تا آن درس را خوب نفهمیده و با دلیل نپذیرفته به درس دیگر نرود. مرحوم آیت الله حجّت هم نظرش همین بود یک روز در قم که در خدمت ایشان بودم عرض کردم: آقا چرا ما هرچه درس می خوانیم مجتهد نمی شویم؟ فرمودند: اشکال کار شماها این است که سرتان را زیر انداخته اید و فقط درس می خوانید با این روش هرگز به اجتهاد نمی رسید. کسی که می خواهد مجتهد شود از همان اولین روز طلبگی باید هر درسی را که می خواند در همان درس اجتهاد کند و فکر خودش را به کار بیندازد. * در ایام تحصیلات شما در زنجان اوضاع و شرایط سیاسی چگونه بود؟ موقعی که در پری بودم احمدشاه حکومت می کرد. یک بار که با پدرم به زنجان آمده بودم دیدم اوضاع شهر حالت عادی ندارد گفتند: احمدشاه به خارج رفت و رضاخان که وزیر جنگ بود شاه شد. شرایط خوبی نبود نه برای درس خواندن نه برای زندگی کردن. پس از آنکه چندسالی در زنجان مشغول تحصیل علوم دینی بودم قضیه امتحان طلاب پیش آمد. از کلیله و دمنه و گلستان سؤال می شد که اغلب طلاب نخوانده بودند و مشکل بود. ما را هم امتحان کردند از یکی سؤال شد: در جمله «حَسُنت جَمیعُ خِصاله» با اینکه در شأن پیغمبر(ص) است چرا کلمه حسنت مؤنث آمده؟ او ندانست عمامه اش را برداشتند و کلاه پهلوی بر سرش گذاشتند. نوبت به من رسید. از من معنی این شعر را سؤال کردند: «بر توست پاس خاطر بیچارگان و شکر/ بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا» گفتم این شعر سه قسمت دارد: بر توست پاس خاطر بیچارگان شکر بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا به تعبیر دیگر کلمه شکر در مصرع اوّل مربوط به مصرع دوم است. جواب درست بود عمامه ام را بر نداشتند ولی بعد از چند روز اوضاع بدتر شد به هرکس می رسیدند عمامه اش را برمی داشتند. قریب یک ماه از مدرسه سید فتح الله بیرون نیامدم. از نان خشک هایی که در انبار مدرسه بود ارتزاق می کردم همه حجره ها خالی شد و خیلی ها چون اوضاع را مساعد نمی دیدند خودشان از لباس روحانیت بیرون آمدند و به شغل دیگری پرداختند در مدرسه سید فتح الله فقط من مانده بودم و خادم مدرسه. پس از آنکه اوضاع مقداری آرام شد به ده برگشتم و عده ای را تشویق به تحصیل علوم دینی کردم چند نفر از جوانان مستعد آن منطقه از جمله حاج میرآقا (آیت الله سید اسماعیل موسوی امام جمعه اسبق زنجان) که از خانواده اصیلی بود همراه من به زنجان آمدند. البته خیلی ها به شدت مخالف بودند و می گفتند در شرایط حاضر که روحانیون از طلبگی خارج می شوند چرا جوان های مردم را به حوزه علمیه می بری و آنها را از همه چیز محروم می کنی؟ ولی من گوش به حرفشان ندادم چون اسلام احتیاج به آخوند داشت و الآن هم که حکومت به دست علما افتاده بیشتر از سابق احتیاج به آخوند دارد. باید در هر شهر و ده از اهالی همانجا چند نفر روحانی داشته باشند. قبل از آمدن من به تکاب در این منطقه حتی یک نفر روحانی مقیم نبود. من همت کردم علی رغم مخالفت خوانین منطقه به پشتیبانی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) شاگردانی را تربیت کردم و با اینکه در تکاب مدرسه علمیه نبود همه آنها را در خانه خودم درس دادم. من یکی دو سال بیشتر از عمرم باقی نمانده است و تنها آرزویم این است که مدرسه علمیه تکاب ساخته شود تا مرکزی برای تربیت طلاب در این منطقه باشد و من همه کتاب هایم را وقف کرده ام تا در کتابخانه این مدرسه مورد استفاده طلاب قرار گیرد. من خودم به جایی نرسیدم و آنچه هم در قم و نجف آموخته بودم در اینجا از یادم رفت نه دویونجا آش ایچدیم نه یار مام یازا قالدی ولی ناامید نیستم دلخوشی ام به علما و بزرگانی است که با تشویق حقیر به کسوت روحانیّت درآمدند و منشأ خیر و برکت شدند. * اساتید شما در قم چه کسانی بودند؟ با اینکه مکاسب را تا حدودی خوانده بودم ولی دوباره مکاسب و کفایه را نزد آیت الله مرعشی نجفی(ره) خواندم. پس از آن درس خارج فقه و اصول را از محضر چند نفر از بزرگان استفاده کردم یکی مرحوم آیت الله میرزا محمّد فیض قمی بود چندسالی به درس ایشان رفتم گاهی نظریات فقهی خاصی داشتند مثلاً معتقد بودند آب قلیل با تماس نجس نجس نمی شود مگر رنگ و بویش تغییر کند. استاد دیگر درس خارج من آیت الله حجت(ره) بود خدا او را بیامرزد بر گردن من حق زیاد داشت. استاد دیگر من آیت الله سید محمدتقی خوانساری(ره) بود. در سالی که در قم قحطی و خشکسالی بود ایشان در ...

ادامه مطلب  

ماجرای تعویض عمامه با کلاه پهلوی  

درخواست حذف این مطلب
از یکی سؤال شد: در جمله «حَسُنت جَمیعُ خِصاله» با اینکه در شأن پیغمبر(ص) است چرا کلمه حسنت مؤنث آمده؟ او ندانست عمامه اش را برداشتند و کلاه پهلوی بر سرش گذاشتند.خبرگزاری فارس: آیت الله حاج شیخ عزیزالله خسروی زنجانی در سال 1287 شمسی در یکی از روستاهای زنجان به دنیا آمد و پس از فراگیری علوم مقدماتی وارد حوزه علمیه زنجان شد. وی پس از 10 سال راهی قم شد و در مدت دوازده سال در دروس خارج فقه و اصول و فلسفه و حکمت متعالیه شکت کرد. این عالم وارسته در سال 1334 به امر آیت الله العظمی بروجردی به منظور ترویج احکام قرآن و معارف اهل بیت به منطقه محروم «تکاب» در آذربایجان غربی عزیمت کرد و تا پایان عمر خود به مدت چهل سال تمام به تدریس وعظ خطاب ارشاد مردم و ایجاد و مدت پرداخت.وی پس از قیام پانزده خرداد 1342 به دلیل گام برداشتن در جهت اهداف استاد و رهبر خودحضرت امام خمینی در مجالس عمومی بارها مورد تهدید و تطمیع واقع شد ولی تا پایان با اعتماد و اتکای به خدا ثابت و استوار ایستاد.سرانجام این عالم مجاهد و پرهیزکار در دهم خرداد 1374 در 87 سالگی دعوت حق را اجابت کرد و در گلزار شهدای تکاب به خاک سپرده شد.به بهانه فرا رسیدن سالروز ارتحال این عالم ربانی مصاحبه دو دهه قبل وی را بازنشر می کنیم: لطفا شرح کوتاهی از دوران کودکی و تحصیل خود بفرمایید.من در مکتب خانه قرآن و ابواب الجنان و تنبیه الغافلین را نزد پسرخاله ام مرحوم ملاحبیب الله خواندم بعد از آن کتاب نصاب الصبیان و گلستان را و پس از آن کتاب های تاریخ وصّاف و درّه نادره را که در ادبیات فارسی بسیار مشکل بود خواندم با خواندن این دو کتاب نیازی به تاریخ معجم نبود ولی نیمی از آن را هم نزد استاد خواندم.در 20 سالگی به تأکید و تشویق مرحوم آیت الله شیخ فیاض زنجانی در یکی از مدارس علوم دینی زنجان مشغول تحصیل شدم و در مدرسه مسجد سید فتح الله حجره گرفتم پس از اتمام جامع المقدمات و جامی قوانین را پیش مرحوم آقاشیخ حسین قره گلی و مطوّل را نزد مرحوم آخوند ملاّحسین کلامی که مردی عصبانی بود خواندم شرح لمعه را نزد مرحوم شیخ یعقوب علی (داماد آیت الله شیخ فیاض) خواندم.در اینجا خاطره ای را نقل می کنم که شاید ذکر آن برای طلاب عزیز مفید واقع شود: یک روز به خدمت مرحوم آیت الله شیخ فیاض که درس خارج می فرمود رسیدم. از من پرسید: فرزندم! روزی چند درس می خوانی؟ عرض کردم: دو درس (البته سه درس می خواندم ولی در آن روزها یکی از درس ها تعطیل شده بود) ایشان آهی کشید و فرمود: همین است که به جایی نمی رسید. منظور این بود که دو درس زیاد است. آقا شیخ یعقوب علی بعدها گفت: اگر گفته بودی سه درس می خوانم یک سیلی هم حواله ات می کرد!شیخ فیاض زنجانی و میرزا صادق آقاتبریزی هر دو از شاگردان شیخ هادی تهرانی بودند که در نجف ساکن بود و به خاطر شیوه خاصی که در اشکال کردن به علمای سابق داشت مورد بی مهری علمای معاصرش قرار گرفت.شیخ هادی تهرانی ذهن نقّادی داشت می گویند: روز اوّل که در درس از استاد شنید ضرب در اصل الضرب بود تا یک هفته در کلاس درس حاضر نشد و روی این مطلب فکر می کرد و بعد به استاد اشکال کرد که به چه دلیل مصدر اصل است؟ و چرا نباید عکس آن باشد همان طوری که الرجل در اصل رجل بوده سپس الف و لام به آن افزوده شده الضرب هم در اصل ضرب بوده و ال به آن اضافه شده است. خلاصه اینکه مرحوم شیخ فیاض مانند استادش معتقد بود که طلبه نباید روزی بیش از یک درس بخواند و تا آن درس را خوب نفهمیده و با دلیل نپذیرفته به درس دیگر نرود. مرحوم آیت الله حجّت هم نظرش همین بود یک روز در قم که در خدمت ایشان بودم عرض کردم: آقا چرا ما هرچه درس می خوانیم مجتهد نمی شویم؟ فرمودند: اشکال کار شماها این است که سرتان را زیر انداخته اید و فقط درس می خوانید با این روش هرگز به اجتهاد نمی رسید. کسی که می خواهد مجتهد شود از همان اولین روز طلبگی باید هر درسی را که می خواند در همان درس اجتهاد کند و فکر خودش را به کار بیندازد. در ایام تحصیلات شما در زنجان اوضاع و شرایط سیاسی چگونه بود؟موقعی که در پری بودم احمدشاه حکومت می کرد. یک بار که با پدرم به زنجان آمده بودم دیدم اوضاع شهر حالت عادی ندارد گفتند: احمدشاه به خارج رفت و رضاخان که وزیر جنگ بود شاه شد. شرایط خوبی نبود نه برای درس خواندن نه برای زندگی کردن.پس از آنکه چندسالی در زنجان مشغول تحصیل علوم دینی بودم قضیه امتحان طلاب پیش آمد. از کلیله و دمنه و گلستان سؤال می شد که اغلب طلاب نخوانده بودند و مشکل بود. ما را هم امتحان کردند از یکی سؤال شد: در جمله «حَسُنت جَمیعُ خِصاله» با اینکه در شأن پیغمبر(ص) است چرا کلمه حسنت مؤنث آمده؟ او ندانست عمامه اش را برداشتند و کلاه پهلوی بر سرش گذاشتند.نوبت به من رسید. از من معنی این شعر را سؤال کردند: «بر توست پاس خاطر بیچارگان و شکر/ بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا» گفتم این شعر سه قسمت دارد: بر توست پاس خاطر بیچارگان شکر بر ما و بر خدای جهان آفرین جزا به تعبیر دیگر کلمه شکر در مصرع اوّل مربوط به مصرع دوم است. جواب درست بود عمامه ام را بر نداشتند ولی بعد از چند روز اوضاع بدتر شد به هرکس می رسیدند عمامه اش را برمی داشتند.قریب یک ماه از مدرسه سید فتح الله بیرون نیامدم. از نان خشک هایی که در انبار مدرسه بود ارتزاق می کردم همه حجره ها خالی شد و خیلی ها چون اوضاع را مساعد نمی دیدند خودشان از لباس روحانیت بیرون آمدند و به شغل دیگری پرداختند در مدرسه سید فتح الله فقط من مانده بودم و خادم مدرسه. پس از آنکه اوضاع مقداری آرام شد به ده برگشتم و عده ای را تشویق به تحصیل علوم دینی کردم چند نفر از جوانان مستعد آن منطقه از جمله حاج میرآقا (آیت الله سید اسماعیل موسوی امام جمعه اسبق زنجان) که از خانواده اصیلی بود همراه من به زنجان آمدند. البته خیلی ها به شدت مخالف بودند و می گفتند در شرایط حاضر که روحانیون از طلبگی خارج می شوند چرا جوان های مردم را به حوزه علمیه می بری و آنها را از همه چیز محروم می کنی؟ ولی من گوش به حرفشان ندادم چون اسلام احتیاج به آخوند داشت و الآن هم که حکومت به دست علما افتاده بیشتر از سابق احتیاج به آخوند دارد. باید در هر شهر و ده از اهالی همانجا چند نفر روحانی داشته باشند.قبل از آمدن من به تکاب در این منطقه حتی یک نفر روحانی مقیم نبود. من همت کردم علی رغم مخالفت خوانین منطقه به پشتیبانی مرحوم آیت الله العظمی بروجردی(ره) شاگردانی را تربیت کردم و با اینکه در تکاب مدرسه علمیه نبود همه آنها را در خانه خودم درس دادم. من یکی دو سال بیشتر از عمرم باقی نمانده است و تنها آرزویم این است که مدرسه علمیه تکاب ساخته شود تا مرکزی برای تربیت طلاب در این منطقه باشد و من همه کتاب هایم را وقف کرده ام تا در کتابخانه این مدرسه مورد استفاده طلاب قرار گیرد.من خودم به جایی نرسیدم و آنچه هم در قم و نجف آموخته بودم در اینجا از یادم رفت نه دویونجا آش ایچدیم نه یار مام یازا قالدی ولی ناامید نیستم دلخوشی ام به علما و بزرگانی است که با تشویق حقیر به کسوت روحانیّت درآمدند و منشأ خیر و برکت شدند.اساتید شما در قم چه کسانی بودند؟با اینکه مکاسب را تا حدودی خوانده بودم ولی دوباره مکاسب و کفایه را نزد آیت الله مرعشی نجفی(ره) خواندم. پس از آن درس خارج فقه و اصول را از محضر چند نفر از بزرگان استفاده کردم یکی مرحوم آیت الله میرزا محمّد فیض قمی بود چندسالی به درس ایشان رفتم گاهی نظریات فقهی خاصی داشتند مثلاً معتقد بودند آب قلیل با تماس نجس نجس نمی شود مگر رنگ و بویش تغییر کند.استاد دیگر درس خارج من آیت الله حجت(ره) بود خدا او را بیامرزد بر گردن من حق زیاد داشت.استاد دیگر من آیت الله سید ...

ادامه مطلب  

برای آنهایی که رویای مهندس شدن دارند/ من برای چه رشته ای ساخته شده ام؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه تحلیل و اطلاع رسانی صبح زاگرسبه نقل از گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو-مریم اویسی، این روزها و شب های مرداد ماه برای داوطلبین کنکور و خانواده های منتظرشان، داغ تر و پر التهاب تر است. آزمون سراسری و انتخاب رشته بیش از هر انتخابی که در زندگی پشت کنکوری ها وجود داشته، می تواند سرنوشت ساز باشد.این روزها که به انتخاب رشته نزدیک می شویم، داوطلبان نباید مسیر زندگی و هدفی که برای آینده ترسیم کردند را دست کم بگیرند و حالا با اعلام نتایج، تمام تمرکز و سعی و تلاش نیز باید در جهت بهترین نتیجه از وضعیت موجود باشد.اگر شما هم جز آن دسته از افرادی هستید که برای هر مورد مشکوک و غیر مشکوکی ، از «اسپویل کردن قسمت های جدید سریال و مهمان امشب خندوانه تا ویژگی های یک انتخاب رشته خوب» به اینترنت و گوگل رجوع می‎ کنید ، دست نگه دارید!این بار، و برای آشنایی با رشته های مطرح و پر طرفدار ، از راه بهتری استفاده کنید. بی تردید، انتقال تجربیات توسط شخصی که در یک رشته تحصیل کرده، کمک زیادی در شناخت واقعی از رشته ها دارد.شخصی که توانسته بازار کار و سرد وگرم آن حوزه را بچشد ، حرف های گفتنی زیادی برای کسانی که تازه در راه پر پیچ و خم تحصیلات دانشگاهی قرار گرفتند؛ دارد.خبرگزاری دانشجو، برای آنکه اطلاعات جامع تر و دقیق تری از هررشته ارائه دهد، از فارغ التحصیلان خواسته تا با زبانی صمیمی رشته خود را معرفی کنند.آنچه از دل برآید، حتما بر دل می نشیند و می تواند به شما کمک کند تا متوجه شوید دورنمایی که از رشته مورد علاقه تان پیش بینی می کردید، تا چه حد به واقعیت نزدیک است.در اولین شماره از پرونده رشته های تحصیلی، سراغ رشته های رفتیم که بسیاری از داوطلبان، بخاطر شنیدن لقب مهندس سراغ آنها می روند.باهم واقعیت و آنچه که در رشته های مهندسی اتفاق می افتد از بازار کار گرفته تا محتوای تحصیلی را مورد بررسی قرار می دهیم. مهندسی برقوقتی دوستان و آشنایانم برای انتخاب رشته به من مراجعه می کنند و درباره مهندسی برق مشورت می گیرند، قبل از این که اجازه بدهم از من سوال کنند من چند سوال اساسی از آن ها می پرسم. خیلی مهم است که از برق چه چیزهایی می دانند؟ چرا فکر می کنند برق انتخاب مناسبی برای آن هاست؟ کمی هم از سوابق شان در دبیرستان می پرسم تا بدانم بیشتر به چه درس هایی علاقه مندند و چه کارهای فوق برنامه ای کرده اند. چند پرسش جانبی درباره سطح زبان انگلیسی و آشنایی با برنامه نویسی و رباتیک و چیزهای دیگر هم می پرسم و بعد از آن تازه شروع می کنم به صحبت کردن!خیلی خیلی خلاصه بگویم؛ اگر از ریاضی بدت می آید و با فیزیک الکتریسیته ساکن و جاری و الکترومغناطیس حال نمی کنی، احتمالا باید در انتخاب مهندسی برق بیشتر فکر کنی. کاربردهای رشته برق خیلی خیلی گسترده است. کسی که طراح یک نیروگاه عریض و طویل است و کسی که یک تراشه بسیار ظریف الکترونیکی طراحی می‎کند، هر دو مهندس برق هستند. (به علاوه کلی کاربرد دیگر که اینجا نمی خواهم بگویم و با یک جستجوی ساده در دانشنامه ها و سایت ها و کانال ها پیدا می شود.) حرفم این است که هر نقطه ای از مهندسی برق که باشی قطعا با یک سری مفهوم فیزیکی طرف هستی که باید با آن ها زندگی کنی. و همچنین باید از یک سری فرمول ریاضی استفاده کنی. البته بسته به این که دقیقا در چه حوزه ای از برق کار می کنی، به مفاهیم مختلفی از ریاضی و فیزیک احتیاج داری. پس اگر با ریاضی و فیزیک میانه خوبی نداری، حداقل حرفم این است که کمی در انتخابت تردید کن؛ با مهندس های برق دیگر هم مشورت کن تا تصمیم بهتری بگیری. به علاوه این که بد نیست به رشته های دیگر هم فکر کنی!اما اگر از بچگی عاشق مدار و ربات و این جور چیزها بوده ای، احتمالا برق گزینه خوبی باشد (دقت کنید که هیج حرفی را با قطعیت نمی توانم بزنم!!) حتی اگر یک برنامه نویس ماهر هم هستی در بعضی شاخه های برق می توانی بدرخشی.خود برق هم ویژگی های دوست داشتنی و خاصی دارد. مثلا این که سرعت تحولات آن خیلی زیاد است. یک قانون به نام قانون مور وجود دارد که خواندنش خالی از لطف نیست. تحولات مهندسی برق انسان ها را خلاق بار می آورد و شاید هم انسان های خلاق شانس بیشتری برای موفقیت در این رشته داشته باشند.این ها مجموعه نکاتی بود که به نظرم مهم است در ایام پساکنکور بدانید. ولی به یکی دو نفر اکتفا نکنید. شنیدن نظرات دیگران هم می تواند مفید باشد...مهندسی مکانیکهرچقدر مکانیکی ها بین مهندس ها باکلاس هستند، بیرون از دانشگاه مردم عموماً انتظار دارند آقای مهندس سریع آچار بدست بشود و ماشین خراب شده را تعمیر کند. خانم مهندس ها البته حداقل به لحاظ انتظارات نابه جا خیال راحت تری دارند. برق و مکانیک معمولاً پر طرفدارترین رشته های مهندسی هستند. ساده ترین نکته درباره تفاوت این دو رشته مسئله مغز انتزاعی و عینی است. بچه ‎های مکانیک تا چیزی را نبینند قانع نمی شوند، دوره دبیرستان هم به فیزیک، خصوصاً دینامیک و گرما و انرژی علاقه دارند. برقی ها اما ذهن انتزاعی تر دارند و بیشتر با ریاضیات سر و کار دارند.مکانیکی ها با اشیاء سر و کار دارند. قواعد حاکم بر رفتارهای مواد را می دانند و تلاش می کنند تا آنها را به تسخیر خودشان دربیاورند. از هواپیماهای غول پیکر، قطارهای سریع السیر تا زیردریایی های فوق سبک محصول علم و نوآوری آنها است. درس های سخت مکانیک از ترم دوم با استاتیک شروع می شود و به مرور ترمودینامیک، طراحی اجزا، ارتعاشات و ... خود نشان می دهند. مکانیک در بیشتر دانشگاه های صنعتی و مادر ایران، با سابقه و استخوان دار است و اساتید با سابقه و کار کشته زیادی در دانشگاه های ایران مکانیک تدریس می کنند. اوضاع کار و اشتغال مکانیکی ها ارتباط مستقیمی با رونق صنعت در هر منطقه دارد. طبیعتاً این روزها با وضعیت نا به سامان صنعت کشور، بازار مکانیکی ها هم تا حدی کساد است. با این حال مهندس های خلاق زیادی هم هستند که در همین شرایط توانسته اند طرحی نو دراندازند و کارآفرینی کنند.شرکت مپنا احتمالاً معروف ترین جلوه گاه توانمندی های مهندسان مکانیک ایرانی است. شرکتی که با طراحی و ساخت نیروگاه، لوکوموتیو و قطعات مختلف صنعت نفت، توانمندی های مهندسان مکانیک ایرانی را در سطح جهانی مطرح کرده است.هوافضا، مکانیک خودرو، رباتیک، کشتی سازی و حتی متالورژی را می توان رشته های خواهر مکانیک دانست. رشته های که تلاش کرده اند دریای عظیم مکانیک را محدود کرده و عمق بیشتری به کارهایشان بدهند. مهندسی کامپیوتراگر از من می پرسی، کامپیوتری بودن بیش از هر چیز به رفاقت کردن می ماند! به عنوان یک کامپیوتری بیشتر وقتت را با لپ تاپ ات سپری می کنی. درس و کار و تفریحت را در کنار اویی. حتی اگر بخواهی، می توانی سوال هایت را با او در میان بگذاری یا تجربیات و یافته های روزانه ات برایش بگویی و در شادی و غم هایت شریکش کنی! می شنود و ]احتمالا[ بین خودتان می ماند.کامپیوتر روحیات خاص خودش را دارد! دقیق، منضبط، منطقی. خیلی کار راه می اندازد اما بعضی وقت ها هم خیلی حوصله سربر و اعصاب خورد کن است. بدتر این که نمی دانی چه اش شده! باید قلقش را بلد باشی و با زبان خودش با او سخن بگویی. مهندسی کامپیوتر، همین را می آموزد. یا لااقل، می شود درس های اصلی رشته را از این زاویه هم نگاه کرد:الگوریتم: بیانگر روش حل مسئله ی اوست. این که چگونه از پس مسائل بر می آید.هوش مصنوعی: درباره این که چگونه فکر می کند، یاد می گیرد و با مسئله های جدید مواجه می شود.طراحی شیئ گرا: می آموزد که اشیاء و روابط آن ها را چگونه مدل کنیم. شاید بتوان گفت نگاه کامپیوتری به دنیای واقعی و جهان بینی اش را توضیح می دهد.نظریه زبان ها و ماشین ها: زبان و منطق پشت کامپیوتر هاست. واقعا ها! گریزی هم به بعضی نظریات متداول زبان شناسی هم می زند.طراحی کامپایلر: میان برنامه ای که ما می نویسیم و زبان صفر و یک فاصله است. این درس می آموزد که چگونه برناهم هایمان به زبانی که او بفهمد ترجمه می شود.پایگاه داده: پیرامون این که چگونه یک سیستم اطلاعات را به خاطر می سپارد و دانسته هایش را به یاد می آورد.ساختار کامپیوتر: کالبد شناسی بدن کامپیوتر است. این که یک کامپیوتر از چه بخشی هایی، و هر کدام چگونه ساخته شده است.اگر قصد داری به ما کامپیوتری ها بپیوندی، خودت را برای ۴ سال به نسبت پرفشار و درس های تمرین و پروژه دار آماده کن. بعد هم که مدرک گرفتی تازه اول کار است. مدام باید یاد بگیری و به روز باشی. البته خیلی هم نترسانمت؛ غالب دوستانم از رشته شان راضی اند و کاری که می کنند را دوست دارند. اما دانشجوی پشیمان و خسته ای که قصد تغییر رشته دارد هم دیده ام.بازار کاری مهندسی کامپیوتر از دو جهت قابل توجه است. اولا فرصت های شغلی برای یک مهندس کامپیوتر بسیار متنوع است و حتی از سال های اول دوره ی کارشناسی می شود وارد بازار کار شد. خانم ها هم می توانند شغلی متناسب با شان و شرایط خود داشته باشند.دیگر این که بسیار حرف برای گفتن دارد. ثروتمند ترین افراد عصر ما، مردان این عرصه هستند. کمتر جنبه ای از زندگی امروز بشر، با گسترش اینترنت تحت تاثیر قرار نگرفته است. با این همه، کامپیوتر هنوز رو به گسترش است و فردای ما را کامپیوتری ها خواهند ساخت.مهندسی کامپیوتر رشته ای جذاب، باکلاس، آینده دار، چالشی و رقابتی است. اگر دنبال یک رشته ی سبک و بی درد سر برای گذران دوران دانشگاه هستید، کامپیوتر انتخاب مناسبی نیست. اما اگر به دنبال یک زندگی موفق هستید و علاقه و پشتکارش را هم دارید، کامپیوتر گزینه ی خوبی است. تا اطلاع ثانوی عصر، عصر ماست؛ عصر فناوری ارتباطات و اطلاعات.مهندسی متالورژی لطفا متالورژی را با هیچ رشته دیگری مقایسه نکنید، به خاطر بازار کار هم به سوی مهندسی مواد نیایید که هیچ خبری نیست. متالورژی عشق می خواهد و دیدی به وسعت یک کهکشان و همتی به بلندای تمام تاریخ، اگر دقیق نگاه کنیم در جای جای تاریخ اثری از مهندسی مواد و تاثیرات شگرف آن در پیشرفت بشریت می بینیم. بعله تاریخ بشریت مدیون ما متالورژیست هاست. اگر می خواهید بدانید در مهندسی مواد چه دروسی می خوانید؟ باید بگویم همه چیز، از شیمی و ریاضیات گرفته تا مکانیک و نرم افزار همه و همه ابزار های شما ب ...

ادامه مطلب  

جمع بندی دروس، در یک ماه باقی مانده تا کنکور  

درخواست حذف این مطلب
تا آزمون سراسری 96 مدت زمان زیادی نمانده است و چه با برنامه درسخوانده باشید و چه بی برنامه، اگر در این فرصت باقی مانده، برنامه درستی نداشته باشید، ممکن است که نتوانید از تلاش خود، نتیجه دلخواه را بگیرید؛ زیرا یکی از مهم ترین زمان های آمادگی برای کنکور که به قول مشاوران تحصیلی به عنوان یکی از زمان های استراتژیک در کنکور مطرح است، همین یک ماه باقی مانده تا آزمون سراسری است که به دوران جمع بندی نیز معروف است. اهمیت دوران جمع بندی و روش برنامه ریزی دراین ایام را همه می دانند. با استفاده صحیح از وقت در این یک ماه و اجرای روش صحیح جمع بندی، درهر جایگاهی که باشید رشد خواهید کرد؛ به همین دلیل و برای موفقیت، قبل از هر چیز از تمامی توان خود استفاده کنید.به طور حتم، تا به حال مسابقه های دومیدانی را دیده اید. لحظه های آخری را که دونده ها به خط پایان نزدیک می شوند تجسم کنید. آنان تلاش می کنند که به هر روش ممکن و البته اخلاقی، خود را سریع تر از دیگران به خط پایان برسانند و تمامی انرژی خود را خرج می کنند؛ چراکه بعد از خط پایان، دیگر به داشتن انرژی نیازندارند.در کنکور، ماه آخر، یعنی نزدیک شدن به خط پایان؛ به همین خاطر، شما نیز باید سعی کنید تا همه انرژی خود را خرجکنید؛ البته منظورمان این نیست که استراحت نکنید، اما تا جایی که می توانید، تلاش کنید؛ به این منظور، در ایام باقی مانده سعی کنید که به یک جمع بندی درست و اصولی از آنچه قبلاً مطالعه کرده اید، برسید تا شما نیز از این آزمون نتیجه دلخواه خود را بگیرید.درماه آخر چگونه باید درس بخوانید تا نتیجه بهتری بگیرید ؟بهترین کار، انجام یک مرور جامع و سریع است؛ زیرا ماه آخر فرصت خوبی برای فراگیری مطالب جدید نیست. البته در این یک ماه، مطالب جدید بسیاری را می توان فراگرفت و بخوبی هم آموخت و این مدت فرصت کمی نیست، اما این بدترین روش استفاده از این یک ماه باارزش است. شما حتماً از این نکته بخوبی مطلع هستید که در این ماه، چگونگی عملکرد شما، اثر بسیار قوی و تعیین کننده ای بر نتیجه نهایی تان دارد؛ زیرا این زمان، دوران جمع بندی، یعنی زمان تثبیت یافته هاست نه یادگیری؛ به همین دلیل، نباید مطالب جدید را مطالعه کرد؛ زیرا شما با اختصاص این وقت بسیار مهم به خواندن مطالب جدید، وقت خود را از دست می دهید؛ بدون اینکه این مطالب مرور نشده، بتواند در پاسخگویی سؤالات کنکور به شما کمک کند؛ پس بهترین استفاده از این یک ماه، جمع بندی است. جمع بندی، یعنی مرور درس هایی که خوانده اید و نه اضافه کردن به حجم مطالبی که دوره نشده و در حافظه تان تثبیت نگشته است. در دوره جمع بندی، سعی می شود قسمت هایی که قبلاً مطالعه شده، مرور شود تا داوطلب آرامش و اطمینان بیشتری بیابد و مطمین شود مطالبی را که قبلاً خوانده، فراموش نشده است. این کار به این علت صورت می گیرد که او، مطالب زیادی را مطالعه کرده و روی هم انباشته است و به محض مرور و دوره کردن، تمام مطالب برایش تداعی می شود و این موضوع باعث آرامش و اطمینان بیشترداوطلب خواهد شد. در دوران جمع بندی، تست هایی را که قبلاً زده اید تکرار کنید؛ زیرا علاوه بر یادآوری و تسلّط روی همان تست ها، اشتباهاتی که قبلاً داشته اید، یادآوری می شوند. لازم به ذکر است که هدف از تست زدن، مشخص شدن اشکالات پنهان فرد در مطالعات قبلی است، نه سنجش. روش های جمع بندی (روش غلط – روش درست) قبل از اینکه روش صحیح و اصولی را توضیح دهیم، قصد داریمروش غلط و متداول دربین داوطلبان را بیان کنیم: در این روش، داوطلب، تمامیدرس های خود را از روی مطلب های خلاصه نویسی شده یا جزوه هایش، طبق یک برنامهجامع مطالعه می کند و شاید تا روز کنکور، این کار را چندین بار انجام دهد. در این روش، دو اشکال عمده وجود دارد: اول اینکه شما مطلب های غیرضرور رانیز مطالعه خواهید کرد، و دوم اینکه هیچ گاه احساس تسلّط بر دروس و منابع نمی کنید، و درحقیقت احساس می کنید که باید دوباره آنها را مرور کنید.روش صحیح جمع بندی این روش، شامل دو مرحلهاست:الف:خود آزمایی به شیوه آزمون دادن در این روش، شما زمان خود را به دوره های دو یا سه روزه تقسیم می کنید و صبحروز اول را آزمون می دهید؛ البته این آزمون باید یک کنکور جامع باشد که بهتر استاز سؤالات کنکور سال های گذشته بوده و در صورت امکان، شرایط کنکور نیز شبیه سازی شود.ب:تحلیل آزمون پس از یک استراحت کوتاه، آزمون خود را سؤال به سؤال(در هر درس)تحلیل کنید و در یک برگه، مبحث هایی از هر درس را که غلط جواب دادهیا نتوانسته اید پاسخ دهید، یادداشت کنید. اکنون باید برای مدت زمان باقیمانده،یک برنامه جامع بنویسید. برای انجام این کار، ابتدا در هر درس، یک اولویت مهم را معین کنیدو در برنامه ریزی خود قرار دهید و برای هر دو گروه درس های عمومی و اختصاصی حتماً وقت کافی بگذارید.برنامه ریزی را دقیق انجام دهید (چه مبحثی، کدام منبع و(… و در زمان اجرای برنامه، نگران ضعف و دوره مطالبنباشید؛ چون هر ضعفی که داشته باشید، به طور حتم در آزمون بعد، معین خواهدشد.با اعمال این شیوه و آزمون هایی که شما برای سنجش خود انجام می دهید، هم مرور بسیار خوبی خواهید داشت و نیز با حذف مطالبی که مطمینید تسلّط کامل به آنها دارید، وقت بیشتری برای مرور دیگر موضوعات و درس هایی دارید که در آنها احساس ضعف بیشتری می کنید.مزیت های روش صحیح جمع بندیاین روش، مزیت های بسیار زیادی دارد که بهچندمورد آن اشاره خواهیم کرد:1- مرور همه مطالبدر یک کنکور استاندارد، اغلب از تمامی مبحث ها، دست کم یک سؤالوجود خواهد داشت، و اگر چنین هم نباشد، در چند آزمونی که شما انجام خواهید داد، به طور قطع شما از هر مبحث، دستکم به یک سؤال پاسخ خواهید داد. انجام این کار سبب می شود که اطلاعات شما در تمامی بحث هایاختصاصی و عمومی سنجیده شود.2- رفع اشکال عمده و عدم اتلاف وقتدر این روش، هر بار که آزمون می دهید، بخشی از اشکال های شمابرطرف می شود و هر بار در مقایسه با دفعه گذشته، آمادگی شما بالاتر می رود؛درضمن، چونمطالبی را که می دانید، درست پاسخ خواهید داد، دیگر وقتی برای مطالعه آنها سپرینخواهید کرد؛ بنابراین، وقتتان تلف نمی شود.3- تمرین مهارت های آزمون دادنبه طورحتم تا زمانی که در شرایط آزمون های مشابه کنکور قرار نگرفته باشید، متوجه نخواهید بود که داشتن اطلاعات کافی برای پاسخگویی به سؤال، کافی نیست و باید بامهارت های آزمون دادن، آشنا بوده و آنها را به کار ببندید .این مهارت ها،نیازمند تمرین هستند و تنها راه آموختن آنها، تجربه کردن است. در این روش، شما اینمهارت ها را هر سه روز یک بار تمرین می کنید. دوران جمع بندی، زمانی برای دوره درسهاهمان گونه که قبلاً هم اشاره کرده ایم، در آمادگی برای کنکور حتماً شما باید زمانی را برای جمع بندی اختصاص دهید تا مطالب در ذهن شما تثبیت شود. بهترین زمان برای اجرای این برنامه، یک ماه باقی مانده تا زمان برگزاری آزمون سراسری است. در این مقطع زمانی، دیگر درس جدید نخوانید. هر قدر خوانده اید، دیگر بس است. اگرشما 80 درصد از مباحث کنکور را با کیفیت 100 درصد خوانده باشید، بهتر است از داوطلبانی که100 درصدمباحث کنکور را با کیفیت 80 درصد خوانده اند. خلاصه اینکه ماه آخر، وقت «جدیدخوانی» نیست، بلکه وقت «دوباره خوانی» است. در واقع، شما در این زمان، فقط باید مرور کنید.هنگام مرور یا به اصطلاح دوره مباحث درسی، باید به دونکته مهم توجه کنید: اول اینکه همیشه از درس ها و مباحثی شروع کنید کهضعف بیشتری در آنها احساس می کنید، و دوم اینکه اولویت را به مرور درس ها ومباحثی بدهید که مدت بیشتری از مطالعه شان گذشته است؛ اما حواستان به این نکته هم باشد کهاگر بخواهید در مرور هم از همان روش های مرسوم مطالعه استفاده کنید، برای یک مرورجامع، لااقل به یک فرصت شش ماهه نیاز دارید و در این یک ماه باقی مانده کاریاز پیش نمی برید؛ پس باید به درک درستی از مفهوم مرور برسید.مرور، صرفاً به معن ...

ادامه مطلب  

مصاحبه با برترین های کنکور امسال+عکس  

درخواست حذف این مطلب
قبل از آزمون و در دوران درس خواندن، مطالعه رسانه ها به ویژه مصاحبه رتبه های برتر سال های قبل، نکات بسیار خوبی برای موفقیت بنده داشت.تسنیم: صبح امروز نتایج اولیه آزمون سراسری سال 96 اعلام شد و داوطلبان باید با مطالعه دفترچه راهنمای انتخاب رشته های تحصیلی از روز پنج شنبه (19 مرداد) برای انتخاب رشته به سایت سازمان سنجش مراجعه کنند.در همین راستا سازمان سنجش اسامی نفرات برتر کنکور 96 در رشته های مختلف را اعلام کرد که میان آنها دانش آموزانی از سراسر کشور دیده می شود.براساس اعلام ابراهیم خدایی رئیس سازمان سنجش در کنکور 96، تمام داوطلبان مجاز شده اند و در مجموع 453 هزار نفر در دوره های روزانه و شبانه پذیرش می شوند؛ همچنین سال گذشته 753 هزار ظرفیت وجود داشت که امسال به 744 هزار ظرفیت رسیده است.در ادامه گفت وگوی خبرنگاران تسنیم در سراسر کشور را با رتبه های برتر کنکور 96 می خوانید:سیدرضا سالاری کیا در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در شیراز، با ابراز اینکه "پیش از اعلام نتایج رتبه 10 تا 20 را برای خودم پیش بینی می کردم"، اظهار داشت: در طول مدتی که برای کنکور درس می خواندم خیلی کم از رسانه ها و فضای مجازی استفاده می کردم چراکه معتقدم استفاده از این شبکه ها مانع موفقیت می شود.وی با بیان اینکه تنها در دروس ریاضی و فیزیک از کلاس خصوصی استفاده کرده است، گفت: روزانه 12 تا 13 ساعت درس می خواندم و رقابت سالم با دوستان و آرامش فضای خانه را از عوامل موفقیت خود می دانم.سالاری کیا با اعلام اینکه "رشته پزشکی را برای ادامه تحصیل خود انتخاب کردم"، افزود: علاقه شخصی به این رشته علت انتخابم است اما برای انتخاب دانشگاه بین شیراز و شهید بهشتی تهران شک دارم. دارنده رتبه 7 رشته تجربی با اظهار اینکه "از دوم دبیرستان برای کنکور شروع به درس خواندن کردم که ابتدا چندان زیاد و جدی نبود"، گفت: در دوران پیش دانشگاهی ساعت درس خواندنم را بیشتر کردم.وی خطاب به داوطلبان کنکور سال آینده توصیه کرد در طول درس خواندن روحیه خود را از دست ندهند و با فضای مجازی خود را سرگرم نکنند.سید اسدلله سالاری کیا، پدر سید رضا نیز در گفت وگو با تسنیم گفت: سخت کوشی کنار تیزهوشی ویژگی بارز سیدرضا است و از همان ابتدا با برنامه و مدیریت زمان درس می خواند. پیگیری و پشتکار از دیگر ویژگی های سیدرضا است به گونه ای که هر منبع جدید درسی که وارد بازار می شد ظرف 48 ساعت خریداری می کرد و می خواند.روزانه 11 ساعت درس می خواندم/کلاس کنکور نرفتممهدی روانخواه در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در یاسوج، با تأکید بر اینکه "به دست آوردن این رتبه را پیش بینی می کردم" اظهار داشت: طبق برنامه ریزی قبلی درس می خواندم به طوری که روزانه 11 ساعت مشغول مطالعه بودم.وی با بیان اینکه "در کلاس های کنکور شرکت نکردم" عنوان کرد: پدر و مادرم در به دست آوردن این رتبه نهایت همکاری را داشتند به گونه ای که خود را برای همیشه مدیون آنان می دانم و امیدوارم بتوانم پاسخگوی محبت های بی دریغشان باشم.روانخواه ابراز کرد: جا دارد از مشاورم سرکار خانم شقایق بناوند که خود نیز از برگزیدگان کنکور سال گذشته بوده تشکر کنم زیرا نهایت همکاری را با حقیر برای موفقیتم داشتند.وی عنوان کرد: بنا دارم در رشته پزشکی تحصیل کنم و امیدوارم فرزندان این استان با برنامه ریزی دقیق بتوانند در کنکورهای بعدی حائز بهترین رتبه ها شوند.به گزارش تسنیم، مهدی روانخواه متولد 77 از اهالی شهر یاسوج مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد در کنکور امسال توانست رتبه 10 کشوری در رشته علوم تجربی و رتبه یک منطقه 3 را کسب کند.کلاس فوق برنامه استفاده نکردم/ مطمئن بودم رتبه برتر را کسب می کنمامیرحسین قاسمی نژاد رائینی در گفت وگو با خبرنگار تسنیم در سیرجان اظهار داشت: قبل از کنکور پیش بینی این نتیجه را داشتم، چون واقعاً تلاش کردم اما بعد از کنکور واقعاً با محاسبات خودم مطمئن بودم رتبه برتر را کسب می کنم.وی بیان کرد: قبل از آزمون و در دوران درس خواندن، مطالعه رسانه ها به ویژه مصاحبه رتبه های برتر سال های قبل، نکات بسیار خوبی برای موفقیت بنده داشت.رتبه یک کنکور تجربی کشور افزود: سال های گذشته و در دوران متوسطه نیز درس خواندن را به صورت مداوم دنبال می کردم و همیشه از نفرات برتر در شهرستان بودم.وی با ابراز اینکه "به کلاس های فوق برنامه اعتقاد ندارم" گفت: من اصلاً از کلاس های فوق برنامه استفاده نکردم و هیچ کلاس آموزشی نرفتم چون به این کلاسها اعتقاد ندارم و تنها آزمون های قلم چی شرکت می کردم.قاسمی نژاد رائینی با اشاره به برنامه خود برای آینده تصریح کرد: همیشه به پزشکی علاقمند بودم و اگر بخواهم رشته تحصیلی انتخاب کنم رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران را نتخاب می کنم.وی خاطر نشان کرد: از شبکه های اجتماعی در دوران تحصیل کمتر استفاده می کردم و تنها در حد خواندن پیامک بود و قطعاً استفاده کمتر از این شبکه ها برای کسانی که می خواهند در کنکور موفق شوند مؤثر خواهد بود.رتبه یک کنکور تجربی کشور نقش پدر و مادر خود را در کسب رتبه برتر مهم خواند و افزود: اول عنایت خداوند و سپس تلاش خودم و راهنمایی های والدین باعث کسب این رتبه شد.پیش بینی می کردم رتبه 3 را کسب کنم/ روزانه 8 ساعت برای کنکور درس خواندممحمدامین مطهری نیا در گفت و گو با خبرنگار تسنیم در یزد با اشاره به اینکه برای موفقیت در کنکور تلاش بسیاری کرده، اظهار داشت: در یک سال آخر مانده به کنکور، برای اینکه بتوانم به موفقیت دست پیدا کنم و هدف مد نظرم را انجام دهم، روزانه هشت ساعت مطالعه می کردم.وی در ارتباط با کلاس های کنکور و استفاده از این کلاس ها، خاطرنشان کرد: زیاد در کلاس های کنکور شرکت نکردم و تنها دو جلسه برای ادبیات و سه جلسه هم برای زبان کلاس کنکور رفتم.رتبه 6 کنکور سراسری ریاضی ادامه داد: البته پیش بینی من کسب رتبه سه کنکور بود و این پیش بینی هم بر اساس یک حس درونی به وجود آمده بود که به این پیش بینی نرسیدم و رتبه شش را کسب کردم.مطهری نیا خاطرنشان کرد: به دوستان و هم سن وسالان خودم که قصد شرکت در کنکور را دارند پیشنهاد می کنم که پیش از شرکت در کلاس های کنکور ابتدا خود و هدفشان را بشناسند و بعد اقدام به این کار کنند نه اینکه چون دوستشان به کلاس رفته، آنها هم حتماً این کار را انجام دهند.وی تصریح کرد: در حال حاضر قصد دارم که رشته برق را برای ادامه تحصیل انتخاب کنم البته این رشته را به صورت صددرصد انتخاب نکردم و قطعاً بررسی های بیشتری انجام می دهم.رتبه شش کنکور سراسری ریاضی تصریح کرد: بیشتر افرادی که رتبه های خوب ریاضی را کسب می کنند به این رشته گرایش پیدا می کنند، من هم حتماً بررسی می کنم ببینم آنها از این ا ...

ادامه مطلب  

جان برکفان یزدی که در مردادماه بال در بال ملائک کشیدند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از یزد، شهیدان «حسن مقیمیان خرانق»، «احمدرضا اسود مروستی»، «احمدعلی یاوری»، «اسدالله برزگر خانقاه»، «حسین میغ»، «حمزه علی بابائی»، «عباسعلی مدعی حجه آبادی»، «علی کاردی»، «علی مهرابی بهرمان»، «غلامرضا فتاحی بافقی»، «محمد جهان دوست»، «محمدتقی بقائیان گرمسیر»، «محمدحسن درخشان»، «محمدحسین جوکار»، «محمدحسین زارع شحنه ئی»، «محمدرضا حسن نیا»، «محمدرضا سفیدابی»، «محمدرضا عسکری باجگانی»، «محمدطاهر قیصرحافظی»، «محمدمهدی قصاب خراسانی»، «محمود پادپر»، «محمود شایق»، « محمود شمس الدینی زارچ» و « محمود نقی» شهدایی از استان یزد هستند که در پانزدهم مردادماه به خیل کاروان شهیدان پیوستند.در ادامه به طور خلاصه این شهدا را معرفی می کنیم.شهید حسن مقیمیان خرانق یکم تیر 1339، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش عباس کشاورزی می کرد و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. به شغل بنایی مشغول بود. از سوی بسیج به جبهه رفت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت فرمانده دسته در پیرانشهر توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به فیض شهادت نائل آمد. پیکر وی را در گلزار شهدای محله نعیم آباد زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:جهاد زره محکم برای نگهداری اهل تقوای از اسلحه های دشمنان است. خدایا برای یاری کردن دین تو و آیین تو و نایب بر حق مهدی موعود به جبهه آمده ام.شهید احمدرضا اسود مروستیسوم فروردین 1345، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش نوروز علی، آشپز بود و مادرش جانی نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. شاگرد بنا بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت تک تیرانداز در پیرانشهر هنگام درگیری با نیروی عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:برادرانم دعا را فراموش نکنید که بهترین درمان ها برای دردهاست. همیشه به یاد خدا باشید.در امام بیشتر دقیق شوید تا عظمت او را بیابید.شهید احمدعلی یاوری پانزدهم شهریور 1344، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش عباس، در شرکت برق کار می کرد و مادرش رباب نام داشت. تا چهارم ابتدایی درس خواند. نقاش بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت آرپی جی زن در پیرانشهر هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر موج انفجار به شهادت رسید. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند.فرازی از وصیتنامه شهید:ملت ما هنوز بعد از چهارده قرن خاطره جانگذار کربلا را فراموش نکرده اند. مردم ما به جبهه شتافتند که ثابت کنند حرف قرآن را گوش کرده اند.هنگامی که اسلام و قرآن در خطر است آیا باید بنشینیم و نظاره گر این همه تجاوزات باشیم.شهید اسدالله برزگرخانقاه بیست و پنجم شهریور 1338، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش اکبر (فوت 1362) نانوا بود و مادرش صفا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته ادبیات درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت فرمانده گروهان در پیرانشهر هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به کمر و سر، به شهادت رسید. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:مادر جان از تو می خواهم صبر و شکیبایی خود را حفظ کنی. نماز شب و دعاهای ایام هفته را به خصوص روز شنبه را حتماً بخوانید و خود را به خدا نزدیک کنید.شما را به تقوی و ایثار در راه خدا سفارش می کنم و برای نماز اهمیت بیش تری قائل شوید.شهید حسین میغ دوازدهم مهر 1345، در روستای دهنودشت از توابع شهرستان بهاباد به دنیا آمد. پدرش اکبر، کوره آجرپزی داشت. تا دوم راهنمایی درس خواند. کارگر صافکاری خودرو بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت تک تیرانداز در پیرانشهر هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین شهرستان یزد به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:ای جوانان همیشه مسئولید که در برابر ملت های تحت ستمدیده بکوشید و آن ها را از زیر یوغ استکبار آزاد کنید. خواهرم حجاب و عفت و پاکدامی را بیش از هر چیز مورد اهمیت قرار بده.شهید حمزه علی بابائی بیست و پنجم مرداد 1345، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش اکبر (فوت 1359) کشاورزی می کرد و مادرش معصومه نام داشت. تا پایان دوره ابتدایی درس خواند. صافکار بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت پیک گروهان در ارتفاعات حمزه حاج عمران عراق بر اثر اصابت ترکش به پا، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای محله نعیم آباد زادگاهش به خاککسپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:ای خدا تو شاهد باش که من فقط برای خدا و فی سبیل الله می جنگم. به خدا قسم تا آخرین قطره خون و آخرین نفس در برابر دشمنان اسلام و قرآن ایستادگی می کنم.فرزندانتان را تشویق کنید تا به جبهه ها بیایند و کفار را از پای در بیاورند.شهید عباسعلی مدعی حجه آبادی بیستم شهریور 1344، در روستای شمسی رستاق از توابع شهرستان اشکذر به دنیا آمد. پدرش غلامحسین، کارمند آموزش و پرورش بود و مادرش بی بی نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. شاگرد شیشه بری بود. از سوی بسیج به جبهه رفت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت تک تیرانداز در ارتفاعات حمزه سنندج هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکر وی را در گلزار شهدای خلدبرین شهرستان یزد به خاک سپردند. فرازی از وصیت نامه شهید:ای مردم مسلمان، ما برای خاک جنگ نمی کنیم ما برای اسلام می جنگیم. وحدت کلمه را حفظ کنید.برای نماز اهمیت فوق العاده قائل شوید.شهید علی کاردی دوازدهم اسفند 1343، در شهرستان یزد به دنیا آمد. پدرش اکبر، لنت کوب خودرو بود و مادرش زهرا نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. در رشته ورزشی دوچرخه سواری فعالیت می کرد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت کمک آرپی جی زن در پیرانشهر بر اثر اصابت ترکش به کمر، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:شهادت دریچه آزادی من از دنیاست. شهادت منتهای حرکت یک مسلمان و شهادت آرزوی قلوب عارفان است.باید سنگرهای مدرسه خود را حفظ کنید که دشمن نتواند در صفوف شما رخنه کند.شهید علی مهرابی بهرمان هفدهم فروردین 1348، در شهرستان کرج به دنیا آمد. پدرش محمود، بنایی می کرد و مادرش سکینه نام داشت. دانش آموز اول متوسطه بود. از سوی بسیج در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1365، با سمت تک تیرانداز در فاو عراق بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پاها، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین شهرستان یزد واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:برادرانم به درس خواندنتان ادامه دهید تا در آینده بتوانید یکی از چرخ های این مملکت را به حرکت در آورید. از شما خواهرانم می خواهم فرزندانتان را زینب گونه و حسین وار تربیت کنید.ای برادران از خاک این مرز و بوم حراست کنید.شهید غلامرضا فتاحی بافقی بیستم اردیبهشت 1345، در شهرستان یزد دیده به جهان گشود. پدرش اکبر، کارگر کارخانه بود و مادرش نرجس نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند. خیاط و کارگر کارخانه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت تک تیرانداز در پیرانشهر توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به پهلو، شهید شد. مزار او در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش واقع است. فرازی از وصیتنامه شهید:امیدوارم که سلاح من را از زمین بردارید. ما باید از مادر وهب درس بگیریم که می گوید پسری که در راه خدا داده ام پس نمی گیرم.امیدوارم مردم همیشه در صحنه باشند، راه برای دشمنان ندهند و آنها را هرچه زودتر سرنگون کنند.شهید محمد جهان دوست دوم فرودین 1341، در شهرستان یزد چشم به جهان گشود. پدرش محمود، کارگر کارخانه بود و مادرش رباب نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته اتومکانیک درس خواند و دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت نیروی واحد پرسنلی گردان در پیرانشهر هنگام درگیری با نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکرش را در گلزار شهدای خلدبرین زادگاهش به خاک سپردند. فرازی از وصیتنامه شهید:خدا را در همه امور اجتماعی،سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،نظامی و غیره از یاد نبرید. همیشه از خداوند کمک بگیرید.خدایا به من توفیق بده تا در راه تو خالصانه قدم برداشته و خون ناقابلم را فدای اسلام کنم.شهید محمدتقی بقائیان گرمسیر سوم مرداد 1344، در شهرستان تفت به دنیا آمد. پدرش احمدآقا، در اداره آموزش و پرورش کار می کرد و مادرش بلقیس نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته تجربی درس خواند و دیپلم گرفت. تعمیرکار خودرو در جهادسازندگی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. پانزدهم مرداد 1362، با سمت فرمانده د ...

ادامه مطلب  

نکات مهم دوره جمع بندی  

درخواست حذف این مطلب
نکات مهم دوره جمع بندی 1- بیشتر روزهایی که تعطیل هستید، فرصت بسیار مناسبی برای مطالعه خواهید داشت و این مساله می تواند درنتیجه شما، تغییر زیادی ایجاد کند؛ اما اینکه در ماه جمع بندی به طور دقیق، چهکاری انجام دهیم، اهمیت بسیار زیادی دارد؛ چرا که اگر درست اقدام نکنیم، نتیجه مطلوبی نخواهیم گرفت. رعایت نکته های زیر، می تواند روش صحیح را در دوران جمع بندی برای شما ایجاد کند.2- کلاس های یادگیری تعطیل شود.3- برای مرور منابع، از یادداشت ها و جزواتی که قبلاً خوانده شده، استفاده شود و آنچه در آنها برای شما مهم به نظر رسیده باید دوباره خوانی شود و نه همه آنها.4- حافظه بینایی (آنچه قبلاً دیده شده) و حافظه شنوایی (آنچه قبلاً شنیده شده) مرور شود؛ نه مطالب جدید.5- مرور، نه خیلی سرسری و نه خیلی ریز و وسواسی و شامل نکات خط کشی شده، نکات استخراج شده و مانند آنها باشد.6- ممکن است عده ای سؤال کنند که من هنوز درس ها را تمام نکرده ام، با این حال چگونه می توانم روش جمع بندی را اجرا کنم. در پاسخ باید گفت: اولاً زمان محدود است، و ثانیاً فراموش نکنید معنی جمع بندی این است که ابتدا درس هایی را که خوانده اید، مرور کنید و سپس ( درصورتی که وقت کردید) برای دروس خوانده نشده، برنامه ریزی کنید؛ البته اگر این توان را در خود سراغ دارید، می توانید زمان جمع بندی تان را نسبت به دیگر داوطلبان، یک هفته کوتاه تر کرده و آن یک هفته را هم به خواندن موضوعات جدید بپردازید. اینجا انتخاب با شماست که کدام یک از دو پیشنهاد را که با سبک خواندن و مطالعه شما هماهنگ تر است، برگزینید.7- دردوران جمع بندی هم ما درحال دوره کردن هستیم، اما فصل ها و صفحه های مهم کتاب ها دوره می شود؛ زیرا با انجام چند دوره تست و آزمون های سال های قبل، تا حدود زیادی می توانیم مطمین باشیم که اگرمبحث مهمی در کتاب ها بوده، درخلال این چند دوره آزمون مطرح شده است. ضمناً قرار نیست که کارهای غیرممکن را انجام دهید؛ بلکه می خواهید در یک فاصله زمانی محدود، بهترین و درست ترین کار را انجام دهید.8- اگر در دوران جمع بندی، طبق روش اجرای آزمون، نتیجه آزمون اولتان خوب نشد، نباید این روش را رها کنید؛ زیرا هدف از زدن تست مجموعه ای در ابتدا آموزش است، نه سنجش؛ یعنی شما بتوانید با توجه به وضعیت خودتان برای روزهای باقی مانده تان برنامه ریزی کنید؛ به عبارت دیگر، آزمون به شما کمک می کند تا بتوانید برای خودتان برنامه شخصی بهتری تنظیم کنید.9- درزمان جمع بندی شما از همه زمانتان استفاده می کنید. حتماً این سؤال مطرح می شود که آیا لازم است باز هم دفتر برنامه ریزی داشته باشید؛ فراموش نکنید هنگامی که وقت شما کم و کارتان زیاد است، ضرورت داشتن یک برنامه منظم از هر زمان دیگری، بیشتر است.10- در دوران جمع بندی سعی در جابجایی درس ها با یکدیگر نکنید؛ به طور مثال سعی نکنید تا به جای دروس عمومی، زمان مطالعه دروس اختصاصی را افزایش دهید. پیشنهاد ما به این خاطر است که هر درسی را می توان به طورکامل خواند. مطالعه دروس عمومی، اولاً وقت زیادی نمی گیرد، و ثانیاً این دروس چون فرّار هستند، اگر نزدیک تر به کنکور خوانده (مرور) شوند، کمک بیشتری به شما می کنند. مطالعه کامل یک درس اختصاصی که تاکنون آن را خوب نخوانده اید، بسیار وقت گیر است؛ به همین دلیل، زمانی را که می توانید روی جمع بندی همه درس ها بگذارید، برای خواندن تنها یک درس اختصاص ندهید.11- در این مقطع زمانی ( دوران جمع بندی)، برنامه شخصی اهمیت ویژه ای می یابد؛ یعنی هرداوطلب بسته به وضعیت درسی خود به مرور و جمع بندی مطالب خوانده شده خود می پردازد و دفتر ارزیابی، گنجینه ای است که هر فرد نکته ها و اشکال های مخصوص به خود را در آن جمع آوری کرده است و با توجه به اینکه مرور بیست آزمون ممکن است میسر نباشد، مطالعه دفتر ارزیابی کاملاً راهگشاست و می تواند شما را در دانستن نقاط قوت و ضعف خود بخوبی کمک کند.12- در دوران جمع بندی برای سنجش خود حتماً از سؤالات آزمون های سراسری سال های قبل استفاده کنید؛ زیرا شبیه ترین سؤال ها به کنکور امسال، سؤال های سال های گذشته آزمون های سراسری و آزاد است. ضمناً بهترین کار در دوران جمع بندی، تکرار تست هایی است که قبلاً داشته اید؛ چرا که علاوه بر یاد آوری و تسلّط روی همان تست ها، اشتباهاتی که قبلاً داشته اید، یاد آوری می شوند؛ بنابراین، بهترین منبع، آزمون های قبلی تان و بخصوص کلاسور ارزیابی وخلاصه برداری های خودتان است.13- قراراست که در زمان نظرگرفته شده برای هردرس در دوران جمع بندی، بهترین کارممکن را انجام دهید و بهترین منبع را با توجه به وضعیت خود در آن درس انتخاب کنید. آزمون های قبلی هم ممکن است که یکی از منابع شما باشد. دقت کنید برای هردرس و مبحث، منبع و روشی را انتخاب کنید که به شما کمک کند در آزمون بعدی، کمی بهتر شوید.14- در دوران جمع بندی، اگر مطمین هستید که در دروسی آن قدر قوی هستید که احتیاج به مرور آن دروس ندارید، می توانید فقط تست بزنید؛ تکرار می کنیم فقط درس هایی که در آن بسیار قوی هستید؛ اما برای دروسی که نخوانده اید باید توجه داشته باشید که هیچ مرحله ای را نمی توان جایگزین دیگری کرد، و تا زمانی که روی مفاهیم کتاب و تمرین اشراف نداشته باشید، تست زدن هیچ کمکی به شما نمی کند.15- با استفاده از روش جمع بندی، مباحث مهم تر را به دفعات مرور خواهید کرد؛ مثلاً اگر پس از اولین آزمون، روی مبحث نور هندسی فیزیک تمرکز کنید، این مبحث در تمامی آزمون های بعدی که از خودتان می گیرید، تکرار دوره می شود.16- افرادی که قبل از عید، مطالعه خوبی نداشته اند، حتماً به خاطر داشته باشند که بهتر است به جای فکر و دغدغه درس های عقب مانده، به این فکر کنند که چگونه می توانند به حد ایده آل خودشان برسند و مطمین باشند که با مدیریت درست زمان در این روزها براحتی می توانند نتیجه ای راضی کننده از تلاش خود بگیرند؛ زیرا تجربه نشان داده است که هیچ تلاشی بی ثمر نیست.17- مباحث مهم تر را به دفعات مرور کنید.18- سعی کنید که در نیمه اول تیرماه حتماً دوره و مرور کردن و تست زدن را به اتمام برسانید تا بتوانید اقدامات یک هفته مانده به کنکور را انجام دهید.19- سعی کنید که دست کم 11 ساعت و در نهایت 13 سا ...

ادامه مطلب  

روزهای خوابگاه با طعم روزه و امتحان/ خاطره از آتش گرفتن آشپزخانه  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر- گروه حوزه و دانشگاه، زهرا ساختمانیان: ساختمان نوساز ۶ طبقه قد کشیده به آسمان در خیابان رشت که منتهی به خیابان ولی عصر می شود محل استقرار یکی از خوابگاه های خیر ساز دانشگاه صنعتی امیرکبیر است که قدمتی چندساله دارد.برای رسیدن به در خوابگاه چندبار خیابان را بالا و پایین می رم که با کمی پرس و جو کوچه بن بستی را نشانم می دهند که ساختمان خوابگاه در آنجا وجود دارد.ساکنان این خوابگاه نما آجری دانشجویان دختر دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی امیرکبیر هستند که این روزها علاوه بر گذراندن امتحانات، به روزه داری نیز مشغول هستند و همین امر موجب شد تا در روزهای پایانی ماه رمضان مهمان آنها شوم و چندساعتی را از نزدیک با نحوه درس خواندن آنها در روزهای ماه رمضان آشنا شوم.با پرده ای درب ورودی ساختمان از راهرو اصلی جدا می شود، راهرو خلوت است و با پله و آسانسور می توان به طبقات بالا رسید.در هر طبقه ۳ واحد وجود دارد و هر سوئیت خوابگاهی دارای دو اتاق ۴ تخته است. در یکی از واحدها نیمه باز است و صدای خنده ساکنان داخل اتاق من را ترغیب می کند تا خود را به واحد دعوت کنم. ۵ دانشجو در کنار هم نشته اند و درس می خوانند.اجازه ورود که می گیرم جایی میان جزوه های درسی خالی می کنند تا بنشینم. وقتی می گویم خبرنگارم کمی خود را جمع و جور می کنند و برخی ریز ریز می خندند. می گویند تاکنون مصاحبه نکرده اند. کمی با آنها صحبت می کنم و انگار یخشان آب می شود.باب گفتگو باز می شود. از شب ها و روزهای امتحان می گویند و شرین کاری هایی که گاهی خطرآفرین می شود.شب و روز دانشجوها تغییر کرده استدومین سالی است که ماه رمضان در خوابگاه هستند و سختی امتحان و روزه داری را باهم تجربه می کنند.هانیه دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی پزشکی و از شهر ساری آمده است. او می گوید: «برای اینکه بتوانیم همزمان با روزه داری بهتر درس بخوانیم بیشتر شب ها بیدار می مانیم. حالا که ماه رمضان با امتحانات همزمان شده جای شب و روزمان تغییر کرده. بیشتر دانشجوهای ساکن خوابگاه شب ها بیدار هستند و ساعت های نزدیک به افطار می خوابند.برخی از دانشجوها نیز عادت به شب بیدار ماندن ندارند و این تغییر ساعت درس خواندن موجب شده تا اختلافاتی میان دانشجوها ایجاد شود.»خدیجه دانشجوی رشته مهندسی فیزیک است که از فشردگی امتحانات دانشگاه گلایه دارد. وی می گوید: «حالا که زمان برگزاری امتحانات با ماه رمضان همزمان شده باید برنامه ریزی به گونه ای می بود که امتحانات این طور فشرده برگزار نشود.»درس خواندن دسته جمعی بازدهی بیشتری داردیکی دیگر از دانشجوها ساکن در اتاق نیز به جمع ما می پیوندد. وی که از میان جزوه های درهم ریخته روی میز تحریرش به دنبال چیزی می گردد و می گوید: «زندگی در خوابگاه سختی های خاص خودش را دارد اما در کل چندان هم بدک نیست.وی از شیراز آمده است و معتقد است یکی از شیرینی های زندگی در خوابگاه درس خواندن جمعی و شب بیداری های آن است. وقتی دانشجوها در کنار هم درس می خوانند می توانند مشکلات درسی را از یکدیگر جویا شوند و این رویه زمینه بهتر فهمیدن را فراهم می کند.ریما می گوید: در محیط خوابگاهی دانشجویان از فرهنگ های مختلف هستند و این موضوع باعث می شود تا کمی زندگی را در ابتدای ورود به این محیط سخت کند اما ...

ادامه مطلب  

بهترین روش مطالعه درس فیزیک چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
اگر دانش آموز یا دانشجو هستید، احتمالا خیلی وقت ها هنگام حل مسائل فیزیک احساس کرده اید این درس کاملا برای تان ناآشناست! در این صورت، شاید دست به دامانِ کتاب ها یا سی دی های کمک آموزشی شده باشید. برخلاف تصور خیلی از دانش آموزان، فیزیک چیزی فراتر از حفظ فرمول ها و جایگذاری داده های مسئله در آنهاست. در این مطلب می خواهیم شما را با روش مطالعه درس فیزیک آشنا کنیم تا بتوانید فیزیک را راحت تر و اصولی تر یاد بگیرید و حتی از آن لذت ببرید.مقاله های مرتبط:اولین نکته ی مهمی که باید بدانید، این است که برای فهمیدن فیزیک، باید مسئله حل کنید. معلم فیزیک شما، بر قوانین و مفاهیم اصلی تأکید می کند و شما به عنوان دانش آموز، باید بتوانید از این قوانین برای درک و حل مسئله استفاده کنید.مطالبی را که قرار است در طول ترم فرا بگیرید، به طور مختصر مرور کنید تا بتوانید برنامه ریزی کنید و بازدهی تان را بالا ببرید. برای درک و به خاطر سپردن داده ها و فرمول ها، باید مطالب اساسی و نکاتی که مباحث مختلف را به هم مرتبط می کنند، یاد بگیرید. به هرحال گاهی بعضی از فرمول ها را فراموش می کنید، اما درک مباحث اساسی به شما کمک می کند برای خودتان فرمول بسازید.با استفاده از موارد زیر، سعی کنید در ابتدای ترم پیش زمینه ای از فیزیک به دست بیاورید تا بتوانید گام های بعدی را بهتر دنبال کنید.۱. به سرفصل های درس توجه کنید و توضیحاتی را که درمورد آنها ارائه شده است، مطالعه کنید. به دنبال نکات اساسی بگردید، سعی کنید الگوی حاکم بر کتاب را شناسایی کنید و بین این درس و آموخته های قبلی تان، ارتباط برقرار کنید.۲. کتاب تان را بررسی کنید. برای این کار:فهرست و مقدمه را بخوانید؛هر یادداشتی را که خطاب به دانش آموز یا معلم در مقدمه آمده است، مطالعه کنید؛سرفصل ها را بررسی کنید تا ببینید کدام عناوین حذف شده اند و کدام مطالب را در طول ترم خواهید خواند.۳. همچنان که با این روش کتاب را بررسی می کنید، نکات اصلی و مباحث پایه را هم پیدا کنید. نگاهی به مسئله ها بیندازید و ببینید نکات اساسی چگونه در این مسائل به کار گرفته شده اند.مقاله مرتبط: تقویت حافظه دانش آموزان با ۱۲ تکنیک هوشمندانهبا آمادگی در کلاس حاضر شوید، چون تنها در این صورت می توانید نهایت استفاده را از کلاس ببرید و از پتانسیلی که برای یادگیری در کلاس وجود دارد، استفاده کنید.برای کسب این آمادگی، لازم است یاد بگیرید قبل از کلاس، در حین کلاس و بعد از کلاس، چگونه باید مطالعه کنید و چه کارهایی باید انجام بدهید.روش مطالعه درس فیزیک قبل از کلاسعنوان فصل را بررسی کنید تا بدانید قرار است چه مباحثی را یاد بگیرید. بخش هایی از کتاب تان را که مربوط به آن مباحث هستند، به طور اجمالی مطالعه کنید. این بررسی اولیه به شما کمک می کند کلاس را بهتر دنبال کنید، چون با اصطلاحات علمی آن آشنا شده اید و راحت تر می توانید مباحث را با آموخته های قبلی تان پیوند بدهید.مقدمه و خلاصه ی آن فصل را بخوانید و به تیترها و زیرمجموعه های آنها توجه کنید. سعی کنید درمورد مباحثی که قرار است پوشش داده شوند، در ذهن تان سؤال ایجاد کنید. این کار به شما کمک می کند به درس مسلط شوید و درنتیجه آن را بهتر درک کنید.تصاویر و عکس ها را بررسی کنید. ببینید هر تصویر کدام یک از مباحث اصلی را شرح می دهد.کلمه های جدید، واحد های اندازه گیری، فرمول ها و سایر موارد جدید را یادداشت کنید.قبل از تدریس، زیر عبارات خط نکشید و آنها را هایلایت نکنید، چون ممکن است استادتان روی آن مطالب تأکید نداشته باشد.چند لحظه قبل از آغاز کلاس، یادداشت های جلسه ی قبل را مرور کنید تا بتوانید درس آن جلسه و ارتباط آن با مباحث قبلی را بهتر بفهمید.مقاله مرتبط: ۷ نکته طلایی برای افزایش یادگیری دانش آموزانروش یادگیری درس فیزیک در کلاسبه موقع به کلاس بروید و تا پایان در کلاس بمانید. اساتید معمولا نکات مهم را در اولین و آخرین دقایق کلاس بیان می کنند و متأسفانه در این زمان ها بیشترِ دانش آموزان به دلایل مختلف به درس گوش نمی کنند.یادداشت برداری کنید. فهرستی از خلاصه هایتان تهیه کنید تا برای مراجعه های بعدی دچار مشکل نشوید. به اندازه ی کافی فضای حاشیه را خالی بگذارید تا بعدا بتوانید نکات و سؤالات را یادداشت کنید یا می توانید یادداشت هایتان را روی یک برگه و نکات و سؤالات را پشت آن بنویسید.وقتی یک طرح یا نمودار را از روی تخته رسم می کنید، یادتان باشد کامل بودن آن مهم تر از زیبا بودنش است. شما نباید فقط آنچه را که روی تخته می بینید کپی کنید، سعی کنید نکاتی را که استاد نمی نویسد ولی درموردشان صحبت می کند نیز یادداشت کنید.اگر هنگام یادداشت برداری از مطالب جاماندید، یک فضای خالی برای آن بگذارید و ادامه بدهید. بعدا می توانید جزوه تان را تکمیل کنید.از سؤال پرسیدن خجالت نکشید. بسیاری از معلم ها به نظرات و سؤالات دانش آموزان احتیاج دارند تا بتوانند کلاس را پیش ببرند و موضوع را باز کنند. گاهی اوقات هم فراموش می کنند یکی از مراحل حل مسئله را توضیح بدهند یا مطلبی را اشتباه می نویسند.مقاله مرتبط: برنامه ریزی برای درس خواندن با ۱۱ گام موثرروش مطالعه درس فیزیک بعد از کلاسدر اولین فرصت، یادداشت هایتان را بازبینی و اصلاح کنید. نیازی به بازنویسی یا پاک نویس نیست. به جای آن، نکات مهم را پیدا کنید و بین موضوعات اصلی ارتباط برقرار کنید. این نکات را در حاشیه ها به طور خلاصه بنویسید. این زمان فرصت خوبی است تا یادداشت ها و جزوه تان را با هم ترکیب کنید تا در آخر ترم فقط یک جزوه را بخوانید!همچنان که یادداشت هایتان را بررسی می کنید، ممکن است سؤالات مختلفی به ذهن تان برسد. این پرسش ها را یادداشت و سعی کنید با کمک کتاب و دوستان تان، به آنها پاسخ بدهید یا از معلم تان بپرسید.روش مطالعه کتاب فیزیک«مطالعه ی متن درس» و «حل مسئله»، یک چرخه است. سؤال ها شما را به سمت پاسخ ها هدایت می کنند و همان پاسخ ها، سؤال های بیشتری ایجاد می کنند. خیلی وقت ها یک فصل کامل، به توضیحِ یک موضوعِ پایه ای کوچک اختصاص داده شده است. شما باید به دنبال همین قوانین و موضوعات اساسی بگردید. این قوانین به دیدگاه فیزیکدانان درمورد طبیعت جهت می دهند. تقریبا همه ی مسائلی را که در کلاس های فیزیک با آنها مواجه می شوید، می توانید با استفاده از این فرمول ها و نکات حل کنید.وقتی به دنبالِ برقراری ارتباط بین موضوعات مختلف هستید، ممکن است متوجه شوید که ابتدای یک مسئله ی خاص با جزئیات بسیار زیاد شرح داده شده است، اما ادامه ی مسئله به صورت خیلی خلاصه بیان شده است. وقتی مسئله این گونه تعمیم داده می شود، باید به مسائلی که قبلا توضیح داده شده اند برگردید و مطمئن شوید که می دانید چطور باید آن اصل عمومی را برای این مسئله ی خاص به کار ببرید. بعد ببینید آیا مسائل دیگری هم هستند که بتوانید با استفاده از آن قوانین حل شان کنید؟مقاله مرتبط: چگونه کتاب بخوانیم تا بیشترین استفاده را ببریم؟در ادامه پیشنهادهایی برای مطالعه ی بهتر درس فیزیک ارائه شده است.۱. مباحث اصلی فصل و یادداشت هایی را که در مرحله ی پیش خوانی تهیه کرده اید، مرور کنید. به نکاتی که سر کلاس بر آنها تأکید شده بود فکر کنید و سؤال هایی را که یادداشت کرده بودید، به یاد بیاورید.۲. اول تکالیف تان را حل کنید. اگر تکالیف تان هنوز مشخص نشده است، خودتان مسئله های مهم تر را انتخاب و بررسی کنید. با توجه به مطالبی که از کلاس آموخته اید و مسائلی که حل می کنید، سعی کنید سؤالاتی درباره ی آن فصل از فیزیک در ذهن تان ایجاد کنید.۳. به طور فعال مطالعه کنید و سعی کنید مدام در ذهن تان سؤال داشته باشید. اگر بخواهید فیزیک را منفعلانه بخوانید، فقط وقت تان را تلف می کنید. وقتی فیزیک می خوانید، حتما یک مداد و کاغذ کنار دست تان داشته باشید تا نکات و سؤالاتی را که به ذهن تان می رسند، یادداشت کنید. اگر احساس کردید مطالعه تان فعال نیست، برگردید و دوباره نگاهی به مسائل و یادداشت هایتان بیندازید. بخوانید که یاد بگیرید، نه اینکه فقط مطالب را تمام کنید.۴. به صورت دوره ای مطالعه را متوقف کنید و چیزهایی را که خوانده اید، به یاد بیاورید. برای اینکه مطالعه ی مفیدتری داشته باشید، می توانید مطالب را با صدای بلند بخوانید، نکات مهم را تکرار کنی ...

ادامه مطلب  

ترفندهای دانشگاهی برای جذب نخبگان/ وقتی جاذبه علمی جدی می شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر- گروه حوزه و دانشگاه، شیوا سعیدی: موسسات آموزش عالی در سراسر جهان در حوزه های مختلفی با یکدیگر رقابت می کنند. از استخدام استادان برتر گرفته تا ایجاد محیط آموزشی بهتر و فراهم کردن فرصت های تحقیقاتی و پژوهشی اما یکی از حوزه های مهم رقابت آنها دستیابی به دانشجویان بیشتر و به خصوص نخبگان از داخل و خارج است.در سال های اخیر و پس از فروپاشی اقتصاد جهانی این امر اهمیت بیشتری یافت. همزمان با پیشرفت فناوری، بسیاری از دانشجویان ترجیح می دادند در آن دسته از موسسات آموزش عالی تحصیل کنند که برای آنها ارزش افزوده ای داشته باشد. از سوی دیگر هزینه های زندگی و شهریه دانشگاه های بزرگ نیز به مثابه مانعی برای جذب دانشجو به حساب می آمد. به همین دلیل بسیاری از دانشگاه ها سعی دارند با ارائه خدمات مختلف دانشجویان را به خود جلب کنند.درهمین راستا نگاهی به برخی برنامه های دانشگاه های مهم دنیا برای جذب دانشجو می کنیم:کمک هزینه هاروارد به دانشجویان مستعد و فقیردر سال ۲۰۱۳ میلادی دانشگاه هاروارد تلاش های خود را برای جذب دانشجویان طبقه متوسط و کم درآمد در آمریکا بیشتر کرد. این موسسه آموزش عالی نیز مانند بسیاری از دانشگاه های برتر دنیا با انگیزه های مالی و برنامه های هدف محور مختلف سعی دارد دانشجویان باهوش را از خانواده های کم درآمد به خود جذب کند. در همین راستا برنامه کمک هزینه تحصیلی ۱۰۰ درصدی برای پرداخت شهریه، هزینه ها و خوابگاه برای خانواده هایی فراهم می کند که درآمدشان کمتر از ۶۵ هزار دلار در سال است. خانواده هایی با درآمد ۱۵۰ تا ۶۵ هزار دلار در سال فقط صفر تا ۱۰ درصد هزینه های تحصیلی را پرداخت می کنند.از سوی دیگر این دانشگاه برنامه harvard college connection را طراحی کرده تا با کمک شبکه های اجتماعی با دانش آموزان نخبه در سراسر آمریکا ارتباط برقرار کند.دانشگاه آکسفورد به سراغ مدارس عمومی می روددانشگاه آکسفورد یکی از برترین مراکز آموزش عالی انگلیس و جهان است. با این وجود اکونومیست گزارش می دهد بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی تعداد فارغ التحصیلان شاخص این دانشگاه به شدت کاهش یافت. به اعتقاد کارشناسان آموزشی یکی از دلایل این امر روند طولانی پردازش درخواست متقاضیان در این دانشگاه است. این امر به خصوص برای دانش آموزان مدارس عمومی پررنگ تر است.در همین راستا این دانشگاه سعی دارد تا دانشجویان خود را از طیف وسیع تری انتخاب کند. به همین دلیل افرادی را استخدام کرده تا به سراسر انگلیس سفر می کنند و دانش آموزان را چه در مدارس خصوصی و چه عمومی به ثبت نام در آکسفورد تشویق می کنند. همچنین این دانشگاه مدرسه تابستانی برای معلمان برگزار می کند تا به آنها بیاموزد دانشگاه به دنبال چه نوع متقاضیانی است. با این وجود تعداد دانشجویانی که از مناطق فقیر نشین انگلیس وارد آکسفورد می شوند، همچنان کم است.استادان دانشگاه استنفورد به نخبگان مشاوره می دهنددر سال ۱۹۹۵ میلادی دفتر جذب دانش آموزان در مرحله کارشناسی برنامه ای آزمایشی برای شناسایی و جذب مستعد ترین و بهترین دانشجویان ایجاد کرد. این برنامه هزینه های سفر برای ۲۰۰ دانشجوی مستعد جهت بازدید از پردیس دانشگاه استنفورد را فراهم می کند. اگر این دانش آموزان در دانشگاه وارد شوند، هرکدام می توانند کمک هزینه ۱۵۰۰ دلاری تحقیقاتی دریافت کنند.همچنین استادان این دانشگاه با دانشجویان تازه واردی که علاقه خاصی به برخی حوزه های کارشناسی دارند، به طور اختصاصی مشاوره می دهند.یکی دیگر از برنامه های این دانشگاه کمک گرفتن از فارغ التحصیلان برتر خود برای جذب دانشجو از سراسر آمریکا است تا نخبگان و دانش آموزان برتر را به تحصیل در استنفورد ترغیب کنند.ویدئوهای تبلیغاتی برای تحصیل در دانشگاه برکلی کالیفرنیابرکلی از سال ۱۹۹۹ میلادی برنامه ای خاص برای جذب دانشجو در پیش گرفت. طبق این برنامه گروهی از دانشجویان و استادان این دانشگاه با متقاضیان ورود به دانشگاه تماس می گرفتند و آنها را به تحصیل در برکلی تشویق می کردند. همچنین در پردیس های این دانشگاه برنامه هایی برای ارتباط حضوری و رو در رو با دانش آموزان مستعد اقلیت های سیاهپوست، لاتین و سرخپوست ایجاد شد.از سوی دیگر این دانشگاه ویدئوهایی برای دانش آموزان و دبیرستان هایی در سراسر ایالت کالیفرنیا ارسال کرد تا دانش آموزان را به تحصیل در برکلی تشویق کند.فرصت های شغلی و کارآموزی در دانشگاه mitجذب دانشجو در دانشگاه mit، تاحدودی متفاوت از دانشگاه های دیگر است. این فرایند با توجه به علایق متنوع دانشجویان، رقابت برای جذب دانشجو بسیار متفاوت است. دانشگاه mit برای جذب دانشجو برنامه های مختلفی دارد. یکی از این موارد برگزاری رویدادهای مختلف برای ارائه ایده های دانشجویان به صاحبان کسب و کار و البته فراهم کردن فرصت کارآموزی برای دانشجویان در پروژه شرکت های مختلف است. سالانه بیش از ۲۵۰۰ فرصت شغل و کارآموزی در mit عرضه و برنامه های جذب دانشجو در پردیس ها برگزار می شود. در این برنامه ها حدود ۳۰۰ کارفرما بیش از ۴۷۰۰ مصاحبه با دانشجویان انجام می دهند. در مرحله بعد کارفرمایان می توانند دانشجوهای مورد نظر خود را برای کار در پروژه ها استخدام کنند.یکی دیگر از ابزارهای جذب دانشجو در این موسسه اتاق استراحتی با تلویزیون های مسطح و کنسول های متعدد بازی است. در این سالن یک صفحه نمایش ۱۲ فوتی برای تماشای فیلم و باشگاه ورزشی مجهز نیز وجود دارد.ایجاد محیط تحقیقاتی ایده آل در موسسه علوم و فناوری eth zurich این دانشگاه سوئیسی اهمیت زیادی به جذب دان ...

ادامه مطلب  

ترفندهای دانشگاهی برای جذب نخبگان/ وقتی جاذبه علمی جدی می شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری مهر- گروه حوزه و دانشگاه، شیوا سعیدی: موسسات آموزش عالی در سراسر جهان در حوزه های مختلفی با یکدیگر رقابت می کنند. از استخدام استادان برتر گرفته تا ایجاد محیط آموزشی بهتر و فراهم کردن فرصت های تحقیقاتی و پژوهشی اما یکی از حوزه های مهم رقابت آنها دستیابی به دانشجویان بیشتر و به خصوص نخبگان از داخل و خارج است.در سال های اخیر و پس از فروپاشی اقتصاد جهانی این امر اهمیت بیشتری یافت. همزمان با پیشرفت فناوری، بسیاری از دانشجویان ترجیح می دادند در آن دسته از موسسات آموزش عالی تحصیل کنند که برای آنها ارزش افزوده ای داشته باشد. از سوی دیگر هزینه های زندگی و شهریه دانشگاه های بزرگ نیز به مثابه مانعی برای جذب دانشجو به حساب می آمد. به همین دلیل بسیاری از دانشگاه ها سعی دارند با ارائه خدمات مختلف دانشجویان را به خود جلب کنند.درهمین راستا نگاهی به برخی برنامه های دانشگاه های مهم دنیا برای جذب دانشجو می کنیم:کمک هزینه هاروارد به دانشجویان مستعد و فقیردر سال ۲۰۱۳ میلادی دانشگاه هاروارد تلاش های خود را برای جذب دانشجویان طبقه متوسط و کم درآمد در آمریکا بیشتر کرد. این موسسه آموزش عالی نیز مانند بسیاری از دانشگاه های برتر دنیا با انگیزه های مالی و برنامه های هدف محور مختلف سعی دارد دانشجویان باهوش را از خانواده های کم درآمد به خود جذب کند. در همین راستا برنامه کمک هزینه تحصیلی ۱۰۰ درصدی برای پرداخت شهریه، هزینه ها و خوابگاه برای خانواده هایی فراهم می کند که درآمدشان کمتر از ۶۵ هزار دلار در سال است. خانواده هایی با درآمد ۱۵۰ تا ۶۵ هزار دلار در سال فقط صفر تا ۱۰ درصد هزینه های تحصیلی را پرداخت می کنند.از سوی دیگر این دانشگاه برنامه harvard college connection را طراحی کرده تا با کمک شبکه های اجتماعی با دانش آموزان نخبه در سراسر آمریکا ارتباط برقرار کند.دانشگاه آکسفورد به سراغ مدارس عمومی می روددانشگاه آکسفورد یکی از برترین مراکز آموزش عالی انگلیس و جهان است. با این وجود اکونومیست گزارش می دهد بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی تعداد فارغ التحصیلان شاخص این دانشگاه به شدت کاهش یافت. به اعتقاد کارشناسان آموزشی یکی از دلایل این امر روند طولانی پردازش درخواست متقاضیان در این دانشگاه است. این امر به خصوص برای دانش آموزان مدارس عمومی پررنگ تر است.در همین راستا این دانشگاه سعی دارد تا دانشجویان خود را از طیف وسیع تری انتخاب کند. به همین دلیل افرادی را استخدام کرده تا به سراسر انگلیس سفر می کنند و دانش آموزان را چه در مدارس خصوصی و چه عمومی به ثبت نام در آکسفورد تشویق می کنند. همچنین این دانشگاه مدرسه تابستانی برای معلمان برگزار می کند تا به آنها بیاموزد دانشگاه به دنبال چه نوع متقاضیانی است. با این وجود تعداد دانشجویانی که از مناطق فقیر نشین انگلیس وارد آکسفورد می شوند، همچنان کم است.استادان دانشگاه استنفورد به نخبگان مشاوره می دهنددر سال ۱۹۹۵ میلادی دفتر جذب دانش آموزان در مرحله کارشناسی برنامه ای آزمایشی برای شناسایی و جذب مستعد ترین و بهترین دانشجویان ایجاد کرد. این برنامه هزینه های سفر برای ۲۰۰ دانشجوی مستعد جهت بازدید از پردیس دانشگاه استنفورد را فراهم می کند. اگر این دانش آموزان در دانشگاه وارد شوند، هرکدام می توانند کمک هزینه ۱۵۰۰ دلاری تحقیقاتی دریافت کنند.همچنین استادان این دانشگاه با دانشجویان تازه واردی که علاقه خاصی به برخی حوزه های کارشناسی دارند، به طور اختصاصی مشاوره می دهند.یکی دیگر از برنامه های این دانشگاه کمک گرفتن از فارغ التحصیلان برتر خود برای جذب دانشجو از سراسر آمریکا است تا نخبگان و دانش آموزان برتر را به تحصیل در استنفورد ترغیب کنند.ویدئوهای تبلیغاتی برای تحصیل در دانشگاه برکلی کالیفرنیابرکلی از سال ۱۹۹۹ میلادی برنامه ای خاص برای جذب دانشجو در پیش گرفت. طبق این برنامه گروهی از دانشجویان و استادان این دانشگاه با متقاضیان ورود به دانشگاه تماس می گرفتند و آنها را به تحصیل در برکلی تشویق می کردند. همچنین در پردیس های این دانشگاه برنامه هایی برای ارتباط حضوری و رو در رو با دانش آموزان مستعد اقلیت های سیاهپوست، لاتین و سرخپوست ایجاد شد.از سوی دیگر این دانشگاه ویدئوهایی برای دانش آموزان و دبیرستان هایی در سراسر ایالت کالیفرنیا ارسال کرد تا دانش آموزان را به تحصیل در برکلی تشویق کند.فرصت های شغلی و کارآموزی در دانشگاه mitجذب دانشجو در دانشگاه mit، تاحدودی متفاوت از دانشگاه های دیگر است. این فرایند با توجه به علایق متنوع دانشجویان، رقابت برای جذب دانشجو بسیار متفاوت است. دانشگاه mit برای جذب دانشجو برنامه های مختلفی دارد. یکی از این موارد برگزاری رویدادهای مختلف برای ارائه ایده های دانشجویان به صاحبان کسب و کار و البته فراهم کردن فرصت کارآموزی برای دانشجویان در پروژه شرکت های مختلف است. سالانه بیش از ۲۵۰۰ فرصت شغل و کارآموزی در mit عرضه و برنامه های جذب دانشجو در پردیس ها برگزار می شود. در این برنامه ها حدود ۳۰۰ کارفرما بیش از ۴۷۰۰ مصاحبه با دانشجویان انجام می دهند. در مرحله بعد کارفرمایان می توانند دانشجوهای مورد نظر خود را برای کار در پروژه ها استخدام کنند.یکی دیگر از ابزارهای جذب دانشجو در این موسسه اتاق استراحتی با تلویزیون های مسطح و کنسول های متعدد بازی است. در این سالن یک صفحه نمایش ۱۲ فوتی برای تماشای فیلم و باشگاه ورزشی مجهز نیز وجود دارد.ایجاد محیط تحقیقاتی ایده آل در موسسه علوم و فناوری eth zurich این دانشگاه سوئیسی اهمیت زیادی به جذب دان ...

ادامه مطلب  

ترفندهای دانشگاهی برای جذب نخبگان/ وقتی جاذبه علمی جدی می شود  

درخواست حذف این مطلب
در سال های اخیر و پس از فروپاشی اقتصاد جهانی این امر اهمیت بیشتری یافت. همزمان با پیشرفت فناوری، بسیاری از دانشجویان ترجیح می دادند در آن دسته از موسسات آموزش عالی تحصیل کنند که برای آنها ارزش افزوده ای داشته باشد. از سوی دیگر هزینه های زندگی و شهریه دانشگاه های بزرگ نیز به مثابه مانعی برای جذب دانشجو به حساب می آمد. به همین دلیل بسیاری از دانشگاه ها سعی دارند با ارائه خدمات مختلف دانشجویان را به خود جلب کنند.درهمین راستا نگاهی به برخی برنامه های دانشگاه های مهم دنیا برای جذب دانشجو می کنیم:کمک هزینه هاروارد به دانشجویان مستعد و فقیردر سال ۲۰۱۳ میلادی دانشگاه هاروارد تلاش های خود را برای جذب دانشجویان طبقه متوسط و کم درآمد در آمریکا بیشتر کرد. این موسسه آموزش عالی نیز مانند بسیاری از دانشگاه های برتر دنیا با انگیزه های مالی و برنامه های هدف محور مختلف سعی دارد دانشجویان باهوش را از خانواده های کم درآمد به خود جذب کند. در همین راستا برنامه کمک هزینه تحصیلی ۱۰۰ درصدی برای پرداخت شهریه، هزینه ها و خوابگاه برای خانواده هایی فراهم می کند که درآمدشان کمتر از ۶۵ هزار دلار در سال است. خانواده هایی با درآمد ۱۵۰ تا ۶۵ هزار دلار در سال فقط صفر تا ۱۰ درصد هزینه های تحصیلی را پرداخت می کنند.از سوی دیگر این دانشگاه برنامه harvard college connection را طراحی کرده تا با کمک شبکه های اجتماعی با دانش آموزان نخبه در سراسر آمریکا ارتباط برقرار کند.دانشگاه آکسفورد به سراغ مدارس عمومی می روددانشگاه آکسفورد یکی از برترین مراکز آموزش عالی انگلیس و جهان است. با این وجود اکونومیست گزارش می دهد بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی تعداد فارغ التحصیلان شاخص این دانشگاه به شدت کاهش یافت. به اعتقاد کارشناسان آموزشی یکی از دلایل این امر روند طولانی پردازش درخواست متقاضیان در این دانشگاه است. این امر به خصوص برای دانش آموزان مدارس عمومی پررنگ تر است.در همین راستا این دانشگاه سعی دارد تا دانشجویان خود را از طیف وسیع تری انتخاب کند. به همین دلیل افرادی را استخدام کرده تا به سراسر انگلیس سفر می کنند و دانش آموزان را چه در مدارس خصوصی و چه عمومی به ثبت نام در آکسفورد تشویق می کنند. همچنین این دانشگاه مدرسه تابستانی برای معلمان برگزار می کند تا به آنها بیاموزد دانشگاه به دنبال چه نوع متقاضیانی است. با این وجود تعداد دانشجویانی که از مناطق فقیر نشین انگلیس وارد آکسفورد می شوند، همچنان کم است.استادان دانشگاه استنفورد به نخبگان مشاوره می دهنددر سال ۱۹۹۵ میلادی دفتر جذب دانش آموزان در مرحله کارشناسی برنامه ای آزمایشی برای شناسایی و جذب مستعد ترین و بهترین دانشجویان ایجاد کرد. این برنامه هزینه های سفر برای ۲۰۰ دانشجوی مستعد جهت بازدید از پردیس دانشگاه استنفورد را فراهم می کند. اگر این دانش آموزان در دانشگاه وارد شوند، هرکدام می توانند کمک هزینه ۱۵۰۰ دلاری تحقیقاتی دریافت کنند.همچنین استادان این دانشگاه با دانشجویان تازه واردی که علاقه خاصی به برخی حوزه های کارشناسی دارند، به طور اختصاصی مشاوره می دهند.یکی دیگر از برنامه های این دانشگاه کمک گرفتن از فارغ التحصیلان برتر خود برای جذب دانشجو از سراسر آمریکا است تا نخبگان و دانش آموزان برتر را به تحصیل در استنفورد ترغیب کنند.ویدئوهای تبلیغاتی برای تحصیل در دانشگاه برکلی کالیفرنیابرکلی از سال ۱۹۹۹ میلادی برنامه ای خاص برای جذب دانشجو در پیش گرفت. طبق این برنامه گروهی از دانشجویان و استادان این دانشگاه با متقاضیان ورود به دانشگاه تماس می گرفتند و آنها را به تحصیل در برکلی تشویق می کردند. همچنین در پردیس های این دانشگاه برنامه هایی برای ارتباط حضوری و رو در رو با دانش آموزان مستعد اقلیت های سیاهپوست، لاتین و سرخپوست ایجاد شد.از سوی دیگر این دانشگاه ویدئوهایی برای دانش آموزان و دبیرستان هایی در سراسر ایالت کالیفرنیا ارسال کرد تا دانش آموزان را به تحصیل در برکلی تشویق کند.فرصت های شغلی و کارآموزی در دانشگاه mitجذب دانشجو در دانشگاه mit، تاحدودی متفاوت از دانشگاه های دیگر است. این فرایند با توجه به علایق متنوع دانشجویان، رقابت برای جذب دانشجو بسیار متفاوت است. دانشگاه mit برای جذب دانشجو برنامه های مختلفی دارد. یکی از این موارد برگزاری رویدادهای مختلف برای ارائه ایده های دانشجویان به صاحبان کسب و کار و البته فراهم کردن فرصت کارآموزی برای دانشجویان در پروژه شرکت های مختلف است. سالانه بیش از ۲۵۰۰ فرصت شغل و کارآموزی در mit عرضه و برنامه های جذب دانشجو در پردیس ها برگزار می شود. در این برنامه ها حدود ۳۰۰ کارفرما بیش از ۴۷۰۰ مصاحبه با دانشجویان انجام می دهند. در مرحله بعد کارفرمایان می توانند دانشجوهای مورد نظر خود را برای کار در پروژه ها استخدام کنند.یکی دیگر از ابزارهای جذب دانشجو در این موسسه اتاق استراحتی با تلویزیون های مسطح و کنسول های متعدد بازی است. در این سالن یک صفحه نمایش ۱۲ فوتی برای تماشای فیلم و باشگاه ورزشی مجهز نیز وجود دارد.ایجاد محیط تحقیقاتی ایده آل در موسسه علوم و فناوری eth zurich این دانشگاه سوئیسی اهمیت زیادی به جذب دانشجویان مستعد می دهد. یکی از روش های جذب دانشجو در این دانشگاه استفاده از فناوری های جدید، ایجاد محیط تحقیقاتی و فرصت های آموزشی است که برای بسیاری از دانشجویان در ...

ادامه مطلب  

ترفندهای دانشگاه های دنیا برای جذب نخبگان +تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
در سال های اخیر و پس از فروپاشی اقتصاد جهانی این امر اهمیت بیشتری یافت. همزمان با پیشرفت فناوری، بسیاری از دانشجویان ترجیح می دادند در آن دسته از موسسات آموزش عالی تحصیل کنند که برای آنها ارزش افزوده ای داشته باشد. از سوی دیگر هزینه های زندگی و شهریه دانشگاه های بزرگ نیز به مثابه مانعی برای جذب دانشجو به حساب می آمد. به همین دلیل بسیاری از دانشگاه ها سعی دارند با ارائه خدمات مختلف دانشجویان را به خود جلب کنند.درهمین راستا نگاهی به برخی برنامه های دانشگاه های مهم دنیا برای جذب دانشجو می کنیم:کمک هزینه هاروارد به دانشجویان مستعد و فقیردر سال ۲۰۱۳ میلادی دانشگاه هاروارد تلاش های خود را برای جذب دانشجویان طبقه متوسط و کم درآمد در آمریکا بیشتر کرد. این موسسه آموزش عالی نیز مانند بسیاری از دانشگاه های برتر دنیا با انگیزه های مالی و برنامه های هدف محور مختلف سعی دارد دانشجویان باهوش را از خانواده های کم درآمد به خود جذب کند. در همین راستا برنامه کمک هزینه تحصیلی ۱۰۰ درصدی برای پرداخت شهریه، هزینه ها و خوابگاه برای خانواده هایی فراهم می کند که درآمدشان کمتر از ۶۵ هزار دلار در سال است. خانواده هایی با درآمد ۱۵۰ تا ۶۵ هزار دلار در سال فقط صفر تا ۱۰ درصد هزینه های تحصیلی را پرداخت می کنند.از سوی دیگر این دانشگاه برنامه harvard college connection را طراحی کرده تا با کمک شبکه های اجتماعی با دانش آموزان نخبه در سراسر آمریکا ارتباط برقرار کند.دانشگاه آکسفورد به سراغ مدارس عمومی می روددانشگاه آکسفورد یکی از برترین مراکز آموزش عالی انگلیس و جهان است. با این وجود اکونومیست گزارش می دهد بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی تعداد فارغ التحصیلان شاخص این دانشگاه به شدت کاهش یافت. به اعتقاد کارشناسان آموزشی یکی از دلایل این امر روند طولانی پردازش درخواست متقاضیان در این دانشگاه است. این امر به خصوص برای دانش آموزان مدارس عمومی پررنگ تر است.در همین راستا این دانشگاه سعی دارد تا دانشجویان خود را از طیف وسیع تری انتخاب کند. به همین دلیل افرادی را استخدام کرده تا به سراسر انگلیس سفر می کنند و دانش آموزان را چه در مدارس خصوصی و چه عمومی به ثبت نام در آکسفورد تشویق می کنند. همچنین این دانشگاه مدرسه تابستانی برای معلمان برگزار می کند تا به آنها بیاموزد دانشگاه به دنبال چه نوع متقاضیانی است. با این وجود تعداد دانشجویانی که از مناطق فقیر نشین انگلیس وارد آکسفورد می شوند، همچنان کم است.استادان دانشگاه استنفورد به نخبگان مشاوره می دهنددر سال ۱۹۹۵ میلادی دفتر جذب دانش آموزان در مرحله کارشناسی برنامه ای آزمایشی برای شناسایی و جذب مستعد ترین و بهترین دانشجویان ایجاد کرد. این برنامه هزینه های سفر برای ۲۰۰ دانشجوی مستعد جهت بازدید از پردیس دانشگاه استنفورد را فراهم می کند. اگر این دانش آموزان در دانشگاه وارد شوند، هرکدام می توانند کمک هزینه ۱۵۰۰ دلاری تحقیقاتی دریافت کنند.همچنین استادان این دانشگاه با دانشجویان تازه واردی که علاقه خاصی به برخی حوزه های کارشناسی دارند، به طور اختصاصی مشاوره می دهند.یکی دیگر از برنامه های این دانشگاه کمک گرفتن از فارغ التحصیلان برتر خود برای جذب دانشجو از سراسر آمریکا است تا نخبگان و دانش آموزان برتر را به تحصیل در استنفورد ترغیب کنند.ویدئوهای تبلیغاتی برای تحصیل در دانشگاه برکلی کالیفرنیابرکلی از سال ۱۹۹۹ میلادی برنامه ای خاص برای جذب دانشجو در پیش گرفت. طبق این برنامه گروهی از دانشجویان و استادان این دانشگاه با متقاضیان ورود به دانشگاه تماس می گرفتند و آنها را به تحصیل در برکلی تشویق می کردند. همچنین در پردیس های این دانشگاه برنامه هایی برای ارتباط حضوری و رو در رو با دانش آموزان مستعد اقلیت های سیاهپوست، لاتین و سرخپوست ایجاد شد.از سوی دیگر این دانشگاه ویدئوهایی برای دانش آموزان و دبیرستان هایی در سراسر ایالت کالیفرنیا ارسال کرد تا دانش آموزان را به تحصیل در برکلی تشویق کند.فرصت های شغلی و کارآموزی در دانشگاه mitجذب دانشجو در دانشگاه mit، تاحدودی متفاوت از دانشگاه های دیگر است. این فرایند با توجه به علایق متنوع دانشجویان، رقابت برای جذب دانشجو بسیار متفاوت است. دانشگاه mit برای جذب دانشجو برنامه های مختلفی دارد. یکی از این موارد برگزاری رویدادهای مختلف برای ارائه ایده های دانشجویان به صاحبان کسب و کار و البته فراهم کردن فرصت کارآموزی برای دانشجویان در پروژه شرکت های مختلف است. سالانه بیش از ۲۵۰۰ فرصت شغل و کارآموزی در mit عرضه و برنامه های جذب دانشجو در پردیس ها برگزار می شود. در این برنامه ها حدود ۳۰۰ کارفرما بیش از ۴۷۰۰ مصاحبه با دانشجویان انجام می دهند. در مرحله بعد کارفرمایان می توانند دانشجوهای مورد نظر خود را برای کار در پروژه ها استخدام کنند.یکی دیگر از ابزارهای جذب دانشجو در این موسسه اتاق استراحتی با تلویزیون های مسطح و کنسول های متعدد بازی است. در این سالن یک صفحه نمایش ۱۲ فوتی برای تماشای فیلم و باشگاه ورزشی مجهز نیز وجود دارد.ایجاد محیط تحقیقاتی ایده آل در موسسه علوم و فناوری eth zurich این دانشگاه سوئیسی اهمیت زیادی به جذب دانشجویان مستعد می دهد. یکی از روش های جذب دانشجو در این دانشگاه استفاده از فناوری های جدید، ایجاد محیط تحقیقاتی و فرصت های آموزشی است که برای بسیاری از دانشجویان در ...

ادامه مطلب  

اجرای طرح خشت های مهربانی 2 با کمک رسانه ها/بهره برداری از 47پروژه با 116کلاس درس در هفته دولت امسال  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش عصرهامون، علیرضا راشکی در نشست خبری با اصحاب رسانه سیستان و بلوچستان افزود: در گام اول این طرح، یک مدرسه دو کلاسه در حاشیه شهر زاهدان برای تخریب و بازسازی در نظر گرفته شده و به زودی اطلاع رسانی لازم از سوی رسانه ها در این زمینه انجام خواهد شد. وی با اشاره به هفته دولت امسال ادامه داد: در هفته دولت امسال ۴۷ مدرسه آماده تحویل در استان با ۱۱۶ کلاس درس و اعتباری بالغ بر ۱۳ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان که ازاین میزان ۴۶ پروژه روستایی و یک پروژه شهری می باشد و همچنین از این ۴۷مدرسه ۷ پروژه دولتی و ۴۰ پروژه مشارکتی دولتی و مردمی است و پیش بینی می شود برای مهر ماه امسال هم ۱۰۰ مدرسه دیگر با ۳۶۹ کلاس درس و اعتباری بالغ بر ۴۴ میلیارد آماده تحویل شود ودرمجموع ۱۴۷ مدرسه با حدود ۴۸۶ کلاس درس خواهد بود. وی اظهار کرد: با بهره برداری از پروژه های هفته دولت، 3هزار و 500دانش آموز از فضای آموزشی استاندارد بهره مند خواهند شد. این مقام مسئول بیان کرد: در حال حاضر 18 هزار کلاس درس کالبدی در استان وجود دارد که از مجموع آنها هزار کلاس درس مستحکم شده و حدود 4 هزار و 800 کلاس درس از اعتبارات ملی تجهیز و بازسازی شده اند. وی با بیان اینکه در سه سال گذشته بالغ بر 3 هزار کلاس درس استان برای وسایل سرمایشی و گرمایشی تجهیز شده اند اظهار کرد: حدود دو هزار کلاس درس هم در حال تجهیز وسایل گرمایشی و سرمایشی هستند. وی گفت: در چند سال گذشته بیش از ۱۲ درصد اعتبارات استان به نوسازی مدارس اختصاص داده شده و در بعضی اوقات این میزان به ۱۷ تا ۱۸ درصد هم افزایش پیدا کرده است. وی با اشاره به اینکه یکی از راه های تامین منابع مالی این اداره کل دراستان مشارکت مردمی است، تصریح کرد : در سال ۹۲ مشارکت خیرین مدرسه ساز ۹ میلیارد و۵۰۰ میلیون تومان بوده که امسال به ۴۷ میلیارد تومان رسیده و رشد ۵ برابری را نشان می دهد. راشکی با بیان اینکه ۵۰ درصد مدارسی که طی ۴ سال گذشته ساخته شده با مشارکت خیرین مدرسه ساز بوده است، افزود: در ۴ سال گذشته ۶۹۲ مدرسه با دوهزار و۳۱ کلاس درس و زیر بنای ۱۸۸ هزار متر مربع و اعتباری بالغ بر ۱۸۷ میلیارد تومان ساخت شده که ازاین میزان ۲۹۷ مدرسه با ۹۸۰ کلاس درس از پروژه های خیرین مدرسه ساز بوده است. وی اظهار کرد: درحال حاضر در سطح استان ۶۸۱ مدرسه در قالب ۲ هزار ۸۰۴ کلاس درس و اعتباری بالغ بر ۲۳۴ میلیارد تومان در دست اجرا وجود دارد و اگر اعتبارات تخصیص مناسبی پیدا کند، پیش بینی می شود در سال آینده تعداد قابل توجهی کلاس از این تعداد آماده تحویل شود. راشکی گفت: در طی سال گذشته ۴۴۵ کلاس درس تحویل آموزش و پرورش استان شده است، درصورتیکه فقط در شش ماه اول امسال ۴۴۶ کلاس درس تحویل خواهیم داد و پیش بینی می شود تا پایان امسال هزار و۴۵۶ کلاس درس آماده تحویل شود . وی بیان کرد: امروزه در استان ۶۵ خیر بومی در عرصه مدرسه سازی فعالیت می کنند که تاکنون ۶۸ مدرسه با ۲۴۹ کلاس درس توسط خیرین بومی ساخته اند و ۱۳۸ خیر حقیقی و بیش از ۱۰ موسسه هم به مدرسه سازی دراستان کمک کرده اند و همچنین ب ...

ادامه مطلب  

کمیته 3 نفره فاقد جایگاه قانونی است/وزارت علوم مرجع رسیدگی به زیرنظام های آموزشی از منظر قانون  

درخواست حذف این مطلب
معاون آموزشی وزارت علوم درخصوص کمیته ارزیابی رشته های دانشگاه آزاد اسلامی گفت: این کمیته با حضور سه نفر از نمایندگان وزارت علوم، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاه آزاد اسلامی رسمیت پیدا می کند و باید این کمیته در شورای گسترش آموزش عالی و با حضور هر سه نماینده تشکیل بشود و در نهایت تصمیم گیری نهایی با امضای رئیس کمیته ابلاغ شود. باید گفت که اخیراً هیچ جلسه ای با حضور نماینده وزارت علوم توسط این کمیته تشکیل نشده است بنابراین تصمیم گیری بدون حضور یکی از نماینده ها وجهه قانونی ندارد.به گزارش ایسنا، دکتر مجتبی شریعتی نیاسر در نشست خبری امروز که درخصوص مجوز رشته محل های دانشگاه آزاد در وزارت علوم برگزار شد، با بیان این مطلب اظهار داشت: علت برگزاری این کنفرانس مطبوعاتی صحبت های چند روز گذشته دکتر ولایتی رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی بود که در رسانه ملی مطرح و به کرات در کانال های مختلف پخش شد. در واقع نکاتی در این صحبت ها وجود دارد که به نوبه خود قابل تأمل است.وی در ادامه تصریح کرد: از وقتی که دکتر ولایتی به عنوان رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اسلامی انتخاب شد، صحبت ها و نکات خوبی در ارتباط با آینده دانشگاه آزاد مطرح کرد که کلیدواژه آن صحبت ها نیز کیفیت بود. در واقع بحث کیفیت آموزش عالی با اجرای طرح آمایش آموزش عالی در اسفند 94 با 8 بند اجرایی به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید که یکی از این 8 بند مساله "کیفیت" است که باید در همه زیرنظام ها مورد توجه قرار بگیرد و اما مرجع رسیدگی به این کیفیت را قانون تعیین می کند.دکتر شریعتی نیاسر همچنین افزود: رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد اشاره کرد کمیته سه نفره تشکیل شده و جلسات متعددی نیز برگزار شد و تصمیم گیری درخصوص رشته محل های این دانشگاه انجام شد و نیاز به اجازه وزارت علوم نیست. اما باید گفت قانونی که مصوب مجلس است و با پیشنهاد شورای گسترش آموزش به تصویب هیات وزیران رسید تاکید دارد کمیته ارزیابی باید با حضور هر سه عضو برگزار شود و ابلاغ تصمیمات کمیته با امضای رئیس اجرایی می شود. تاکید می کنم که تاکنون کمیته ای با حضور نماینده ما تشکیل نشده است. همچنین از سوی مسئولین دانشگاه آزاد مطرح شده است که 244 صفحه مجوز درخصوص جلسات کمیته فوق برای رشته های دانشگاه آزاد وجود دارد که من آن را تکذیب می کنم و تاکید دارم که اساساً این کمیته در دفتر شورای وزارت علوم تشکیل جلسه نداده است.به گفته وی، کمیته ارزیابی رشته های دانشگاه آزاد مربوط به سال 67 است در حالی که قانون سال 94 مصوب مجلس شورای اسلامی درخصوص نظام یکپارچه سنجش و پذیرش دانشجو که در آن تکلیف اینکه مرجع تصمیم گیری و اعلام نهایی پذیرش دانشجو باید توسط سازمان سنجش آموزش کشور صورت بگیرد بیانگر این است که قانون مرجع، تصمیم گیری درخصوص آموزش عالی را به وزارت علوم واگذار کرده بنابراین دفتر گسترش آموزش عالی براساس شاخص های خوب بدون هیچ ملاحظه ای درخصوص همه زیرنظام های دولتی و غیردولتی تصمیم می گیرد.دکتر شریعتی تاکید کرد: از منظر حقوقی مطابق ماده 3 اساسنامه دانشگاه اسلامی که در تاریخ 89.8.11 به تصویب رسیده حدود فعالیت های آموزشی و پژوهشی این دانشگاه از حیث مقطع رشته های تحصیلی و با توجه به شورای گسترش آموزش عالی وزارتین علوم و بهداشت تعیین می گردد و همچنین براساس ماده 17 اساسنامه ظرفیت پذیرش دانشجو برای هر سال تحصیلی موضوع بند ماده 12 اساسنامه براساس نیازهای کشور و حسب مورد به تصویب نهایی وزارتین علوم و بهداشت برسد.معاون آموزشی وزارت علوم با تاکید بر اینکه 65 درصد رشته محل های بررسی شده در شورای گسترش آموزش عالی در کلیه زیرنظام های دولتی و غیردولتی مربوط به دانشگاه آزاد است، گفت: تنها 16 درصد این رشته محل ها به دانشگاه های غیرانتفاعی داده شده است و در خصوص پراکندگی رشته محل ها نیز 76 درصد ظرفیت ها در مقطع ارشد به دانشگاه آزاد اسلامی و 12 درصد به دانشگاه غیرانتفاعی اختصاص یافته است.وزارت علوم مرجع رسیدگی به زیرنظام های آموزشی از منظر قانونمعاون آموزشی وزارت علوم همچنین در بخش دیگری از ماده قانون تاکید کرد: مطابق بند یک بخش ب ماده 2 قانون، اهداف، وظایف و تشکیلات وزارت علوم مصوب 83.5.18 پیشنهاد ضوابط و معیارهای کلی پذیرش دانشجو به مراجع ذی صلاح و سپس تعیین راهکارهای لازم برنامه ریزی اجرایی، آموزشی، نظارت بر فعالیت های دانشگاه ها، ارزیابی مستمر فعالیت هرگونه واحد آموزش عالی و جلوگیری از ادامه فعالیت از وظایف مصرح قانونی وزارت عتف است.دکتر شریعتی نیاسر ادامه داد: براساس مصوبه جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی مورخ 93.10.3 نحوه تعیین و اعمال ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه آزاد اسلامی به این صورت است که تعیین ظرفیت سالانه پذیرش دانشجو در تحصیلات تکمیلی و دفترچه آزمون دانشگاه آزاد باید به تایید وزارت علوم برسد. همچنین کدرشته محل هایی که مجوز شورای گسترش آموزش عالی را ندارند باید حداقل تا اردیبهشت 94 تعیین تکلیف شوند و مسئولیت بررسی و اعلام انطباق و یا عدم انطباق حسب مورد با وزارت علوم و بهداشت است.کمیته 3 نفره فاقد جایگاه قانونی استبه گفته وی، براساس قانون سنجش و پذیرش دانشجو در دوره های تحصیلات تکمیلی مصوب 94.12.18، تنها جایی که نامی از دانشگاه آزاد اسلامی آمده است در بند 4 ماده 2 بوده که مربوط به عضویت در شورای سنجش آن هم بدون حق رای است بدین ترتیب عبارت رشته های مصوب پیش از سال 94 مورد تایید است و در قانون سنجش پذیرش دانشجو به چشم نمی خورد. بنابراین با توجه به اینکه قانون مؤخر ناسخ قوانین قبلی است کمیته سه نفره فاقد جایگاه قانونی است.نقش نظارتی وزارت علوم در تایید مدارک تحصیلیمعاون آموزشی وزارت علوم گفت: نکته قابل توجه این است که در تمام دنیا مرجعی در نهادهای بالادستی تایید مدارک را برعهده دارد و به طور طبیعی همین نهاد باید شاخص های نظارتی خود را تعیین کند. لذا به طور منطقی یک زیرنظام نمی تواند جهت تایید مدارک خود احساس بی نیازی از نظارت و ارزیابی را داشته باشد. بنابراین نهاد بالادستی در کشور که مدارک زیرنظام های دولتی و غیردولتی را ارزیابی و تایید می کند، وزارت علوم است. بنابراین این وزارتخانه با همان فیلترها و شاخص هایی که دانشگاه های دولتی بررسی می شود دانشگاه های غیرانتفاعی و آزاد را نیز مورد بررسی قرار خواهد داد.دکتر شریعتی نیاسر اظهار کرد: در حال حاضر وزارت علوم به عنوان مرجع تصمیم گیری آموزش عالی برای تمامی مجوزها اعم از رشته ها، مقاطع، گروه، دانشکده، دانشگاه، دبیرخانه و غیره را در دفتر شورای گسترش آموزش عالی مورد بررسی قرار می دهد ولذا اگر مرجعی بخواهد اظهارنظر کند که تصمیم گیری درخصوص موارد فوق را می تواند انجام دهد، نمی تواند موضوعیت داشته باشد و ما انتظار داشتیم که دکتر ولایتی به عنوان رئیس هیات امنای دانشگاه آزاد با اشراف کامل بر ضوابط نسبت به مسائل این دانشگاه اظهارنظر کنند و چگونه می شود مرجعی که باید تاییدکننده مدارک تحصیلی باشد هیچ حقی در تعیین شاخصه ها و سایر موارد این تاییدیه را نداشته باشد و این اظهارنظرها از هیچ منطق و حقوقی برخوردار نیست.افزایش 7 برابری رشته محل های دانشگاه آزاد طی 4 سال گذشتهوی همچنین خاطرنشان کرد: در بین سال های 92 تا 95 یعنی در دولت یازدهم روند صدور مجوزهای رشته محل های مختلف را مورد بررسی قرار دادیم مشخص شد که در سال 92 دانشگاه آزاد اسلامی 875 رشته محل داشتند و این تعداد در سال 95 به 5 هزار و 609 مورد افزایش یافته است. این در حالی است که در دانشگاه های غیردولتی در سال 92، 1182 رشته محل وجود داشت که این آمار در سال 95 به 1379 مورد رسیده است به عبارت دیگر سرجمع مجوزهای رشته محل های دانشگاه آزاد طی این مدت بالغ بر 8 هزار و 900 مورد رسیده است.معاون آموزشی وزارت علوم گفت: توسعه رشته محل های دانشگاه آزاد در حالی صورت گرفته است که دانشگاه های وابسته به وزارت علوم که عمدتاً دانشگاه های مطرح کشور هستند و پذیرش روزانه و دولتی دارند طی این سال ها تا 2700 مورد مجوز دریافت کرده اند.صدور مجوز بیش از 3 هزار رشته محل در مقطع ارشد برای دانشگاه آ ...

ادامه مطلب  

نحوه مطالعه و بارم بندی درس جامعه شناسی برای امتحان نهایی  

درخواست حذف این مطلب
تنها منبع برای خواندن درس جامعه شناسی (مانند سایر دروس) کتاب درسی می باشد، برای تفهیم مطالب خواندن عمیق و با دقت آن ضروری است. مطمئن باشید حفظ کردن مطالب شما را به نتیجه نخواهد رساند (در امتحانات نهایی و در کنکور)، در انتهای هر درس صفحه ای گذاشته شده است که در آن صفحه شما باید مفاهیم کلیدی هر درس و تعاریف مفاهیم و خلاصه ی درس را بنویسید.بعد از خواندن هر درس با پر کردن کادرهای فوق بطور دقیق، می توانید به نتیجه زیر برسید:1- شما در انتهای هر درس صفحه ای جداگانه که مفاهیم کلیدی هر درس و تعاریف و خلاصه ی آن یکجا پرشده است را خواهید داشت.2- بعد از خواندن دقیق مطالب دروس، برای مرور و جمع بندی شما می توانید به صفحات انتهایی دروس مراجعه کنید.3- بهترین نکات درس که می تواند برای ط ...

ادامه مطلب  

هفته پایانی کنکور را دست کم نگیرید/ به روش شاگرد اول ها مطالعه کنید  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار حوزه آموزش و پرورش گروه علمی پزشکی باشگاه خبرنگاران جوان؛ اهمیت لحظه های پایانی در هر فرآیندی، امری بدیهی است به ویژه اگر این فرآیند، مانند یک مسابقه باشد، به همین دلیل باید با برنامه ریزی حساب شده به سوی هدف گام برداشت.بسیاری از نتیجه ها در لحظه های پایانی تغییر کرده است و این بستگی مستقیمی با نحوه عملکرد دارد و حتی کوچک ترین اشتباه در لحظه های آخر می تواند تأثیر بسیار بدی در نتیجه داشته باشد.نخستین روز های منتهی به کنکور سراسری نیز چنین شرایطی داشته و باید این ایام را با حرکت در مسیری صحیح پشت سر گذاشت.اشتباه در روز های پایانی ممنوع!هفته پایانی و روز آخر (روز قبل از کنکور) ازجمله روز هایی است که خطای داوطلبان غیرقابل جبران خواهد بود و می تواند نتیجه تلاش یک ساله داوطلب را زیر سوال ببرد، پس روز های حساس منتهی به کنکور را نباید دست کم گرفت و به بهانه خستگی یک ساله از درس خواندن زحمات را در عرض چند روز به باد داد.محمد رضا پوردستمالچی مشاور تحصیلی در این رابطه گفت: اگر در طول سال تحصیلی، داوطلبان یک روز درسی را نمی توانستند بخوانند، زمان برای جبران وجود داشت، اما اشتباه در لحظه های پایانی، غیرقابل جبران است؛ طی این مدت مانند داوطلبان برای رسیدن به روزهای پایانی کنکور شوق داشتیم و اکنون چند روز بیش تر نمانده، پس باز هم باید مراقب باشیم و با دقت حرکت کنیم و راهکار هایی اصولی را نقشه راه قرار دهیم.وی ادامه داد: یک هفته مانده به کنکور طبیعی است که نگرانی داوطلبان افزایش یابد، اما با رعایت و اجرای نکته های فنی گام مؤثری در بهتر استفاده کردن از این هفته ی پایانی وجود خواهد داشت.بیشتر از ۹ ساعت مطالعه نکنیدیک ورزشکار اگر چند روز قبل از مسابقه به خود فشار بیاورد و تمرین های سختی انجام دهد، دچار خستگی در عضله ها شده و به طور قطع در روز مسابقه نمی تواند با آمادگی کامل مسابقه دهد، اما اگر چند روز قبل از مسابقه، بدون فشار تمرین کند و بیش تر به عضله های خود استراحت دهد، قطعا آمادگی او در مسابقه، بیش تر خواهد بود.این مشاور تحصیلی گفت: در حقیقت، شب کنکور، همین یک هفته است و برخی از داوطلبان هم تصور می کنند باید در روز های پایانی، بیش تر درس بخوانند تا آمادگی شان بیش تر شود غافل از این که این کار، تنها سبب ایجاد خستگی ذهنی می شود و عدم یادآوری مطالب را در جلسه ی امتحان، به همراه خواهد داشت.پوردستمالچی بیان کرد: اولین و مهم ترین توصیه به داوطلبان در هفته پایانی، این است که «با آرامش و بدون فشار درس بخوانید و حداکثر روزانه ۷ تا ۹ ساعت مطالعه کنید و هرچه به کنکور نزدیک تر ...

ادامه مطلب  

"قیمت متوازن" نفت هنوز حاصل نشده است  

درخواست حذف این مطلب
دبیرکل اوپک گفت: انتظار دارد کشورهای بیشتری به توافق کاهش تولید اوپک بپیوندند. به گزارش تسنیم به نقل از اسپوتنیک محمد بارکیندو دبیرکل اوپک گفت او انتظار دارد کشورهای بیشتری به توافق کاهش تولید اوپک بپیوندند.بارکیندو تاکید کرد که به رغم تبعیت از توافق با توجه به اینکه میز ...

ادامه مطلب