تاریخ، جزئیات و آخرین اخبار  

درخواست حذف این مطلب
مگان مارکل meghan markle و پرنس هری prince harry در ماه نوامبر نامزد شدند، در حال تدارک جشن عروسی خود می باشند که "لباس عروس و دامادی" خود را بر تن کنند.این مراسم عروسی، مهم ترین روز زندگی مشترک این دو زوج ( پرنس هرس prince harry و مگان مارکل meghan markle ) خواهد بود که قرن هاست باید با سنت قدیمی خانواده سلطنتی برگزار شود. اما پرنس هری prince harry و مگان مارکل meghan markle نمی خواهند این مراسم تشریفاتی باشد، چون آنها قول داده اند عروسی 2018 باعث شادی و لذت مردم شود و می خواهند آن را به فرصتی برای جشن گرفتن در کنار مردم تبدیل کنند. این زوج که در ماه نوامبر نامزد شدند، در حال تدارک جشن عروسی خود می باشند که "لباس عروس و دامادی" خود را بر تن کنند.این روز بزرگ چه زمانی است و چه کسی آن را برنامه ریزی می کند؟این عروسی در روز شنبه نوزدهم ماه می در کلیسای جورج واقع در قلعه ویندسور برگزار می شود که پرنس هری در آن به دنیا آمده بود. گفته می شود که این مکان "مکان بسیار خاصی" برای این زوج در طول رابطه اشان می باشد. آفیس لورد چمبرلین در کاخ باکینگهام، مسئول برگزاری برای سازمان دهی این جشن عروسی سلطنتی می باشد، اما پرنس هری prince harry و مگان مارکل meghan markle بر همه چیز نظارت دارند. با این وجود، طبق دستورالعمل منشی خصوصی هری، ادوارد لان فاکس، آفیس لورد چمبرلاین در حال آماده سازی این مکان برای روز عروسی می باشد. پذیرایی از ساعت 12 بعد از ظهر شروع خواهد شد. هزینه های این مراسم توسط خانواده سلطنتی پرداخت خواهد شد و والدین مگان مارکل نیز در این مراسم حضور خواهند داشت. این عروسی همراه با خدمات کلیسا از جمله موسیقی، گل آرایی، دکوراسیون و پذیرش خواهد بود. پرنس هری prince harry چگونه از مگان مارکل meghan markle خواستگاری کرد؟مگان مارکل meghan markle به برنامه former suits star گفت که سال گذشته، زمانی که با پرنس هری prince harry مشغول پختن جوجه کباب در ناتینگهام در کاخ کنسینگتون بودیم، انتظار خواستگاری را نداشتم. پرنس عمق احساسات خود را در مصاحبه تلویزیونی نشان داد:"مارکل زن زیبایی بود و همان زنی بود که می خواستم وارد زندگی ام شود، من عشق زندگی ام را پیدا کرده بودم."مگان مارکل meghan markle و پرنس هری prince harryچه کسانی برای مراسم عروسی مگان مارکل meghan markle و پرنس هری prince harry دعوت شده اند؟در این مراسم عروسی، 600 مهمان دعوت شده اند و 200 نفر آنها که جزو دوستان صمیمی هستند و بعد از مراسم به خانه فروگرومردر ویندسور دعوت شده اند. این زوج از رهبران سیاسی برای حضور در این مراسم دعوت نکرده اند، پس نه نخست وزیر و نه دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در این مراسم حضور نخواهند داشت، همچنین رئیس جمهور سابق آمریکا باراک اوباما نیز از این فهرست حذف شده است. منابع سلطنتی اعلام کرده اند که فهرست این مهمانان محدود به کسانی خواهد بود که رابطه نزدیکی با این زوج دارند، چون کلیسای جورج نسبتا کوچک است .از مهمانان خواسته شده است تا دوربین و گوشی های دوربین دار و هرگونه وسیله ای که می توانند عکس بگیرند با خود نیاورند. همچنین تاکید شده است که مدال های خو ...

ادامه مطلب  

ترجمه اختصاصی کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده | قسمت اول  

درخواست حذف این مطلب
همانطور که وعده داده بودیم، هر هفته آخرین کتاب از مجموعه هری پاتر را با نام هری پاتر و فرزند نفرین شده در سایت مجموعه زندگی شروع کرده ایم. هر چهارشنبه می توانید با مراجعه به صفحه اختصاصی (lifecollection.ir/hpcc) محتوای جدید کتاب را مطالعه کنید. این صفحه در حال تکمیل بوده و پس از انتشار چند قسمت فعال می شود. کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده نوشته جی کی رولینگ بوده و این نسخه نمایشنامه آن کتاب است که به صورت اختصاصی توسط امیر فولادی برای سایت مجموعه زندگی ترجمه شده است.هری پاتر و فرزند نفرین شده دارای دو بخش اصلی است. بخش اول شامل اجرای اول و دوم و بخش دوم شامل اجرای سوم و چهارم است. ترجمه از ابتدای کتاب شروع شده و هر هفته تکمیل می شود. اجرای اول کتاب ۱۹ سکانس داشته که در اولین قسمت منتشر شده در سایت می توانید ۴ سکانس را به صورت کامل مطالعه کنید. همچنین توصیه می شود برای مطالعه از نسخه دسکتاپ سایت استفاده کنید و با موبایل مطالعه نکنید. همچنین جهت سهولت بیشتر شما کاربران در انتهای هر مطلب فایل پی دی اف مخصوص هر بخش قرار داده شده تا جهت مطالعه به صورت آفلاین بتوانید از آن استفاده کنید. بعد از اتمام تمامی قسمت ها فایل نهایی کتاب نیز منتشر خواهد شد.عنوان اصلی کتاب: هری پاتر و فرزند نفرین شده (harry potter and the cursed child)نویسندگان: جی کی رولینگ و جک تورنمترجم: امیر فولادیویراستار: امیر فولادیناشر: مجموعه زندگی دیجیتالهرماینی با یک بسته از برگه ها در دفتر به هم ریخته ی هری می نشیند.او به آرامی شروع به مرتب کردن می کند. هری شتاب زده وارد می شود. او زخمی بر صورت دارد که خونریزی می کند.هرماینی: چطور پیش رفت؟هری: حقیقت دارد.هرماینی: تئودر نات؟هری: تحت نظر است.هرماینی: و زمان برگردان چی؟(هری زمان برگردان را نشان می دهد، زمان برگردان به شکل جذابی برق می زند)هرماینی: آیا این اصل است؟ کار می کند؟ این زمان را به عقب تر هم برمی گرداند یا فقط یک ساعت می تواند این کار را انجام دهد؟هری: ما هنوز هیچ چیزی نمی دانیم. می خواستم آنجا امتحان کنم ولی کار منطقی به نظر نمی رسید.هرماینی: بسیار خوب، الان در دست ماست.هری: آیا تو مطمئنی که می خواهی نگه اش داری؟هرماینی: فکر کنم که ما چاره ی دیگری نداریم، نگاهش کن این کاملا با زمان برگردانی که من داشتم متفاوت است.هری(با سردی گفت): ظاهرا جادوگری از زمانی که ما کودک بودیم پیشرفت کرده است.هرماینی: داری خونریزی میکنی.(هری صورتش را در آینه نگاه می کند.با ردایش روی زخم میزند)هرماینی: نگران نباش محو می شودهری(با یک نیشخند): هرماینی در دفتر من چه کار داری؟هرماینی: من از شنیدن در باره ی تئودر نات نگران شدم، فکر کردم که تو همه ی کارای اداری رو انجام داده بودی.هری: معلوم شد که هنوز نتوانستم انجام بدم.هرماینی: معلوم است که انجام ندادی، هری چطور میشود در این هرج و مرج کار کرد اصلا؟(هری چوب خودش را تکان می دهد و برگه ها به حالتی مرتب جمع می شوند)هری: دیگر به هم ریخته نیست.هرماینی: ولی هنوز این ها را دست کم می گیری، چیز های شگفت انگیز زیادی اینجا وجود دارد از ترول هایی که سواری می کنند بر کوه ها، غول هایی که بر کمرهایشان تتو های بال دار دارند، گرگینه هایی که کلا به زیرزمین رفتن و …هری: عالیه پس، بزن از اینجا بریم، یک تیم باید جمع کنیم.هرماینی: هری، درک می ‎کنم این کار برای تو هیجان انگیز نیست.هری: برای تو است.هرماینی: من با کارهای خودم سرگرم هستم، اینجا آدم ها و هیولا هایی هستن که در کنار ولدمورت جنگیده اند در جنگ بزرگ جادوگران، همچنین متحدان تاریکی هنوز وجود دارنداین مشکلات علاوه بر مشکل تئودر نات هنوز وجود دارند، ولی اگر رئیس قانون های جادوگری هنوز از این پوشه ها باخبر نشده است….هری: ولی نیازی نیست که من بخوانمش، من بیرون از همه چیز بر دارم، خودم شایعات در مورد نات را شنیدم و در مورد آن کارهایی انجام می دهم. واقعا لازم نیست به من یادآوری کنی.(هرماینی به هری نگاه می کنه)هرماینی: آب نبات دوست داری؟ به ران نگو.هری: بحث را عوض نکن.هرماینی: من که دوست دارم.هری: نمی توانم فعلا بخورم، الان رژیمم، میدونی که این شرینی ها اعتیاد آورند آره؟هرماینی: چی می توانم بگم؟ پدر و مادرم دندان پزشک بودن، به این کار عادت کردم، چهل سالگی یکم واسه ترک کردن دیر است… هری تو کار فوق العاده ای انجام دادی، قطعا لازم نیست که به تو یاد آوری کنم، من فقط از تو می خوام که یک نگاهی با کاغذ ها بی اندازی، این را یک تلنگر از طرف وزارتخانه ی جادو بدان…(هری سرش را تکان می دهد و حرف های هرماینی را قبول می کند)هرماینی: جینی چطوره ؟هری: معلوم شد همان اندازه که شوهر خوبی هستم در کار های اداری هم خوبم، رز و هیوگو خوب هستند؟هرماینی(با یک پوزخند): میدونی هری، ران میگه که من بیشتر منشی ام اتل را بیشتر او میبینم، به نظرت یک روزی میرسه که باید بین والدین نمونه یا کارمند نمونه یک کدام را انتخاب کنیم. هری از وقت استراحتی که داری فعلا لذت ببر و بعد برگرد یا یک دید تازه به این پرونده و مسائل نگاه کن.هری: هرماینی تو واقعا فکر میکنی این مسائل معنی خاصی دارند؟هرماینی(با لبخند): می تواند داشته باشد، و اگر معنی خاصی داشته باشد، یک راهی برای حل کردنش پیدا می کنیم همیشه اینجوری بوده.(با لبخند هرماینی یک آبنبات دیگر در دهن خود میگذارد و دفتر هری را ترک می کند، هری وسایل خود را جمع می کند و از دفتر بیرون می آید سپس به سمت راهرو میرود، سنگینی مسئولیتی که دارد را حس می کند)او پیاده روی می کند به سمت باجه تلفن و شماره ۶۲۴۴۲ را شماره گیری می کند.باجه تلفن: خداحافظ هری پاتر.او از وزارت جادو خارج می شود.آلبوس نمی تواند بخوابد. او بالای پله ها نشسته است. او صدای طبقه ی پایین را می شنود. صدای هری شنیده می شود قبل از اینکه او را ببینیم. یک مرد سن بالا بر روی ویلچر نشسته است. آموس دیگوریهری: آموس، من درک می کنم، واقعا میگم ولی من فقط در خانه هستم…آموس: من تلاشم را کردم در وزارت خانه وقت ملاقات بگیرم ولی آنها می گویند “آه دیگوری وقت ملاقات هست اما برای دو ماه دیگر” من خیلی صبر کرده ام.هری: آموس تو وسط شب به خانه ی من می آیی، آن هم وقتی بچه هایم دارند برای سال تحصیلی جدید آماده می شوند، این درست نیست.آموس: هری من دوماه صبر کردم ولی یک جغد به من رسید که در نامه نوشته بود که هری پاتر قرار ملاقات را کنسل کرده است برای کاری ضروری، وقت ملاقات بعدی شما دوماه دیگر است و این قضیه دوباره و دوباره تکرار می شود. هری تو من را پس می زنی.هری: نه آموس من اینکار را نمی کنم، فقط نگرانم. به دلیل وظیفه ای که به عنوان رئیس نیروی اجرایی جادو به من داده شده احساس مسئولیت می کنم. همین.آموس: چیزهای زیادی است که تو برایشان مسئولیت داری هری.هری: منظورت چیه؟آموس: پسرم سدریک را به خاطر داری؟هری(به یادآوری او هری را ناراحت می کند): آره، او را به خاطر دارم، متاسفم برای فقدان…آموس: ولدمورت تو را می خواست هری نه پسر من را این را تو به من گفتی. او گفت که اضافی را بکش، هری آیا پسر من اضافی بود؟هری: آقای دیگوری همانطور که میدانی، من تلاش شما را برای زنده نگه داشتن خاطرات او محترم میدانم ولی…آموس: خاطرات او! من احتیاجی به این کار ندارم. نه دیگر، من یک پیرمردم، یک پیرمرد در حال مردن، من اینجام که فقط یک چیز از تو بخوام، التماس میکنم که کمکم کنی او را برگردانم.هری: او را برگردانم؟ آموس، این نشدنی است.آموس: هری تو رئیس هستی، زمان برگردان در دستان وزارتخانه است.هری: آموس تمام زمان برگردان ها از بین رفته اند.آموس: دلیلی که من را به اینجا آورده است این که یک شایعه را شنیدم، یک شایعه قوی و این است که وزارتخانه در طی بازرسی از تئودر نات یک زمان برگردان پیدا کرده است. هری لطفا اجازه بده پسرم را برگردانم.(با یک وقفه ی طولانی هری صبر می کند، هضم این موضوع برای او سخت است، آموس به او نزدیک می شود درحالی که گوش می دهد)هری: آموس، بازی کردن با ز ...

ادامه مطلب  

بهترین مدل مو های مگان مارکل بعد از ازدواج با پرنس هری  

درخواست حذف این مطلب
مگان مارکل meghan markle بعد از ازدواج با پرنس هری تغییراتی در مدل مو هایش ایجاد کرده که در ادامه آن ها را خواهید دیدمگان، دوشس ساسکس meghan, duchess of sussex ریچل مگان مارکل؛ زاده ۴ اوت ۱۹۸۱، مدل و بازیگر سابق آمریکایی است. او بیشتر برای بازی در نقش ریچل زین در مجموعه تلویزیونی سوتس که از شبکه یواس ای نتورک پخش می شود، شناخته شده است.مگان مارکل meghan markle و شاهزاده هری prince harry که از ژوئن ۲۰۱۶ با هم دوست بوده و قرار می گذاشتند، اوایل نوامبر ۲۰۱۷ بدون اعلام عمومی نامزد کردند. نامزدی آنها در ۲۷ نوامبر ۲۰۱۷ به صورت رسمی از طریق دربار پادشاهی بریتانیا اعلام شد و ازدواج این زوج در ۱۹ ماه می ۲۰۱۸ در کلیسای سنت جرج انجام گرفت. مارکل نیز اعلام کرد که پس از عروسی قصد دارد از بازیگری کناره گیری کند و وقت خود را به کارهای بشردوستانه اختصاص دهد.شاهزاده هری در مورد رابطه خود با مگان مارکل چنین گفته است: «من به طرز باورنکردنی خیلی سریع عاشق مگان شدم… همه ستاره ها جمع شده بودند و همه چیز فوق العاده بود. تنها این زن زیبا بود که به نحوی راه افتاده و وارد زندگی من ش ...

ادامه مطلب  

لوکس ترین عروسی های سلطنتی از سال 2000 تا 2017  

درخواست حذف این مطلب
عروسی های خانواده لطنتی به دلیل مجلل و با شکوه بودن شان همیشه مورد توجه افراد عاده بوده و هستند. به همین بهانه در این مقاله لوکس ترین عروسی های خاندان سلطنتی در کشورهای مختلف از سال 2000 تا 2017 را گردآوری کرده ایم. پرنس کریستین christian و الساندرا د اسما از alessandra de osma هانوفر اکساندرا د اسما که یک وکیل بود در زمان سفر خود به پرو با پرنس کریستین آشنا شد و همین آشنایی منجر به ازدواج این زوج شد. این دو نفر در اواخر سال 2018 در لیما، پرو با هم ازدواج کردند. الکساندرا در مراسم عروسی اش لباسی با طراحی جورج ویزکو jorge vázquez به تن کرده بود.پرنس کارل فیلیپ carl philip و پرنسس سوفیا sofia از سوئد پرنس کارل فیلیپ و پرنسس سوفیا در سال 2015 در کاخ سلطنتی chapel در استکهلم با هم ازدواج کردند. لباس عروس تمام تور از طراحی های طراح معروف سوئدی ida sjostedt بودپرنسس مادلین madeleine و کریستوفر اونیل christopher o'neill از سوئد پرنسس مادلین و کریستوفر اونیل در سال 2013 در کاخ سلطنتی chapel در استکهلم با هم ازدواج کردند. این لباس عروس کاملا سفارشی بوده و توسط برند ولنتینو valentino طراحی شد.پرنس فیلیکس felix و پرنسس کلاری claire از لوکزامبورگ پرنس فیلیکس و پرنسس کلاری لادامرک در سال 2013 با هم ازدواج کردند. لباس عروس این مراسم عروسی توسط elie saab با دنباله 3 متری طراحی و دوخته شد. این لباس عروس با الماس هایی تزیین شده بود.پرنس guillaume و پرنسس استفانی stéphanie از لوکزا ...

ادامه مطلب  

تصاویری جدید از مراسم عروسی لیونل مسی با آنتونلا روکوز  

درخواست حذف این مطلب
مراسم عروسی لیونل مسی , ساعاتی قبل مراسم ازدواج لیونل مسی اسطوره فوتبال جهان و همسرش برگزار شد.لیونل مسی 30 ساله با آنتونلا روکوز 29 ساله در یک مراسم پر زرق و برق و با میهمانان ویژهجشن مراسم ازدواج خود را برگزار کردند، جشنی که طبق برنامه ریزی های چند ماه قبل در زادگاه ستارهشماره 10 تیم فوتبال بارسلونا برپا شد.ستاره های جهان فوتبال به همراه همسرانشان با جت های شخصی یک به یک برای حضور در این ...

ادامه مطلب  

ترجمه اختصاصی کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده | قسمت اول  

درخواست حذف این مطلب
همانطور که وعده داده بودیم، از امروز ۲۰ دی ترجمه آخرین کتاب از مجموعه هری پاتر را با نام هری پاتر و فرزند نفرین شده در سایت مجموعه زندگی شروع خواهیم کرد. هر چهارشنبه می توانید با مراجعه به صفحه اختصاصی (lifecollection.ir/hpcc) محتوای جدید کتاب را مطالعه کنید. این صفحه در حال تکمیل بوده و پس از انتشار چند قسمت فعال می شود. کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده نوشته جی کی رولینگ بوده و این نسخه نمایشنامه آن کتاب است که به صورت اختصاصی توسط امیر فولادی برای سایت مجموعه زندگی ترجمه شده است.هری پاتر و فرزند نفرین شده دارای دو بخش اصلی است. بخش اول شامل اجرای اول و دوم و بخش دوم شامل اجرای سوم و چهارم است. ترجمه از ابتدای کتاب شروع شده و هر هفته تکمیل می شود. اجرای اول کتاب ۱۹ سکانس داشته که در اولین قسمت منتشر شده در سایت می توانید ۴ سکانس را به صورت کامل مطالعه کنید. همچنین توصیه می شود برای مطالعه از نسخه دسکتاپ سایت استفاده کنید و با موبایل مطالعه نکنید. همچنین جهت سهولت بیشتر شما کاربران در انتهای هر مطلب فایل پی دی اف مخصوص هر بخش قرار داده شده تا جهت مطالعه به صورت آفلاین بتوانید از آن استفاده کنید. بعد از اتمام تمامی قسمت ها فایل نهایی کتاب نیز منتشر خواهد شد.عنوان اصلی کتاب: هری پاتر و فرزند نفرین شده (harry potter and the cursed child)نویسندگان: جی کی رولینگ و جک تورنمترجم: امیر فولادیویراستار: رضا توکلیناشر: مجموعه زندگی دیجیتالیک ایستگاه شلوغ و پر رفت و آمد. پر از مردمی که سعی دارند به یک مکانی دیگر بروند. در میان شلوغی جمعیت، دو جعبه بزرگ بر روی چرخ دستی های باری تکان میخورند. چرخ دستی ها توسط دو پسر هدایت می شوند. جیمز پاتر و آلبوس پاتر، مادر آن ها جینی به دنبال آنها حرکت می کند. یک مرد سی و هفت ساله، هری، دختر خودش، لیلی، را بر روی شانه های خود قرار داده است.آلبوس: پدر، او مدام تکرار می کند.هری: جیمز، لطفا تکرار نکن.جیمز: من فقط گفتم که ممکن است او در گروه اسلاترین قرار بگیره و ممکن است او … ( پدرش به او خیره میشود) خیلی خب.آلبوس: ( به مادرش نگاه میکند) برای من نامه مینویسی مگر نه؟جینی: هر روز اینکار را انجام میدهم اگر بخواهی.آلبوس: نه. نه هر روز. جیمز میگه بیشتر مردم فقط یکبار یا دوبار در ماه نامه دریافت می کنند. من نمی خواهم که …هری: ما سال پیش، هفته ای سه نامه برای برادرت می نوشتیم.آلبوس: چی؟ جیمز! ( آلبوس به صورتی عجیب به جیمز نگاه می کند)جینی: آره درسته. تو نباید به هرچی که برادرت درباره ی هاگوارتز میگه باور کنی، اون شوخی زیاد می کنه.جیمز: (نیش خند میزند) میشه الان بریم؟ ( البوس یک نگاه به پدر و مادرش میکند)جینی: تمام کاری که باید انجام بدی اینه که مستقیم به سوی دیوار بین سکوی نه و ده حرکت کنی.لیلی: من خیلی هیجان زده ام.هری: اصلا نه ایست و نترس اگه اینکار رو کنی با دیوار برخورد میکنی، این خیلی مهمه. بهترین کاری که میتونی انجام بدی اینه که بدوی اگه استرس داری.آلبوس: من آمادم.( هری و لیلی هردو دست هایشان را روی چرخ دستی آلبوس میگذارند. جینی به جیمز می پیوندد. باهم به سمت ستون حرکت میکنند)این سکو مملو از بخارهایی است که از قطار هاگوارتز اکسپرس خارج می شود و همچنین یک سکوی شلوغ است ولی به جای مردمی با کت و شلوار های مجلل که روزشان را شروع می کنند، حالا پر است از جادوگران و ساحره ها در رداهای بلند که سعی می کنند با عزیزان خود خداحافظی کنند.آلبوس: همینه.لیلی: شگفت انگیزه!آلبوس: سکوی نه و سه چهارملیلی: اونا کجا هستن؟ اصلا اینجان ؟ شاید هنوز نیامده اند؟( هری به ران , هرماینی , و دخترشان رز اشاره میکند و لیلی به سرعت به سمت آنها می رود)لیلی: عمو ران , عمو ران !!!( لیلی شتابان سمت او میرود و ران او را در آغوش میگیرد)ران: پاتر مورد علاقه ی من کی بود؟لیلی: جایزه من کجاست؟ران: آیا از جادوی ویزلی که بینی را میدزده با خبری؟رز: مادر ! پدر دوباره میخواهد آن کار ضایع را انجام دهد؟هرماینی: تو میگی ضایع , او میگه باشکوه، من میگم یک چیزی بین این دو.ران: یک لحظه. اجازه بده این را بجویم، حالا فقط اهمیت دارد … ببخشید فکر کنم بوی سیر به مشامم میخورد.(ران نفس خود را به صورت لیلی میزند و لیلی میخندد)لیلی: تو بیشتر بوی فرنی میدی!ران: بینگ . بنگ . بونگ . خانم جوان , آماده باش که هیچ بویی را حس نکنی…(او بینی لیلی را میگیرد)لیلی: بینی من کجاست؟ران: تا دا!!( دست های رانی خالی اند , این یک تردستی ضایع است و همه از این تردستی ضایع لذت میبرند)لیلی: تو بامزه ایی.آلبوس: دوباره همه به ما نگاه می کنند.ران: این بخاطره من ! من خیلی معروف هستم . آزمایش هایی که روی بینی انجام میدم افسانه ایی هستن.هرماینی: قطعا یک چیزی هستن!هری: پس درست پارک کردی یا نه؟ران: اره پارک کردم. هرماینی فکر میکرد نمیتونم امتحان رانندگی ماگل ها رو به راحتی قبول شم , درست میگم ؟او فکر میکرد که من مجبور شم بازرس رو گول بزنم تا قبولم کنه!هرماینی: من اصلا این فکر را نکردم , من به تو ایمان کامل دارمرز: و من ایمان کامل دارم که او بازرس را گول زده.ران: اوی!!آلبوس: پدر…(آلبوس ردای هری را میکشد , هری به پایین نگاه می کند)آلبوس: آیا فکر میکنی؟ چی میشود اگر من؟ اگر من در گروه اسلاترین قرار بگیرم.هری: اسلاترین، خانه ی مار ها و جادو های تاریک …. این جایگاه جادوگران با شهامت نیست.هری: آلبوس سوروس , من و مادرت نام تو را از دو استاد هاگوارتز انتخاب کرده ایم. یکی از آنها اسلاترین بوده و می شود گفت او یکی از شجاع ترین آدم هایی است که تا به امروز دیده ام.آلبوس: من فقط میگم که ….هری: اگه تو خیلی به این موضوع اهمیت میدهی . کلاه انتخاب کننده احساسات تو را حس میکندآلبوس: واقعا ؟هری: برای من که اینجور بود. این چیزی است که او هیچوقت به زبان نیاورده است، چیزی که یک لحظه ذهنش را مشغول می کند.هاگوارتز تو را میسازد.آلبوس: من قول میدهم، آنجا هیچ چیزی باعث ترس تو نمی شود.جیمز: البته به جز تسترال ها. مراقب آن ها باش.آلبوس: من فکر میکردم که آنها نامرئی هستند.هری: به حرف پروفسورها گوش بده، به حرف های جیمز اهمیت نده و به یاد داشته باش که لذت ببری. حالا اگر میخوای که قطار بدون تو برود بهتر است سوار شوی.لیلی: من میخواهم به دنبال قطار بروم.جینی: لیلی همین الان برگرد.هرماینی: رز، یادت باشه که محبت و علاقه ما را به نویل برسونی.رز: مادر میدانی که من نمی توانم علاقه ی شما را به یک پروفسور برسانم!( رز وارد قطار می شود. سپس آلبوس برمیگردد و جینی و هری را برای آخرین بار بغل میکند قبل از اینکه دنبال رز برود)آلبوس: خیلی خب , خداحافظ.(او سوار قطار میشود. هرماینی , جینی , ران و هری , قطار را که سوت میزند و جایگاه را ترک میکند , مشاهده میکنند)جینی: به نظرت از پس این کار برمیایند؟هرماینی: هاگوارتز جای بزرگی است.ران: بزرگ. شگفت انگیز. پر از غذا. حاضرم هرکاری کنم که به آنجا برگردم.هری: عجیبه. آلبوس نگران این است که در گروه اسلترین بی افتد.هرماینی: نه عجیب نیست، رز نگران این است که آیا میتواند رکورد کویدیچ رو در سال اول یا سال دوم بشکنه یا نه؟ یا اینکه کی میتواند زودتر تست سمج را بدهد؟ران: من هیچ نظری ندارم که حس جاه طلبی را از کی به ارث برده.جینی: هری چه احساسی پیدا میکنی اگر؟ اگر آلبوس؟ …ران: میدونستی جین , ما همیشه فکر میکردیم که ممکن است تو در گروه اسلترین قرار بگیری.جینی: چی ؟ران: باور کن که حتی فرد و جرج سر این موضوع شرط بستن.هرماینی: الان میتوانیم بریم؟ مردم دارند نگاه میکنند , میدونی که چراجینی: وقتی شما سه تا با هم هستید مردم همیشه نگاه میکنند و اگر با هم نباشید به تو نگاه میکنن.( هر چهار نفر با هم ایستگاه را ترک میکنند. جینی , هری را متوقف میکند)هری، او مشکلی برایش پیش نمی آید ؟ مگه نه؟هری: البته که مشکلی پیش نمی آید.آلبوس و رز در راهروی واگن قطار حرکت می کنند. ساحره ی فروشنده نزدیک میشود درحالی که چرخ دستی خودش را هل می دهد.ساحره ی فروشنده: عزیزانم، شما به چیزی احتیاج ندارید؟ پیراشکی های کدوتنبل ؟ شکلات قورباغه ایی ؟ کیک پاتیلی؟( رز متوجه نگاه دوستداشتنی آلبوس به شکلات قورباغه ایی می شود) آل . باید تمرکز کنیم.آلبوس: تمرکز بر روی چی ؟رز: روی اینکه با چه کسانی میتوانیم دوست شویم. مادر و پدر های ما همدیگر را در اولین قطاری که سوار شدند ملاقات کردند.آلبوس: پس ما باید الان تصمیم بگیریم که با چه کسانی میتوانیم برای همیشه دوست بمانیم؟ یکم ترسناک است.رز: اتفاقا خیلی هم جذاب است. من یک گرنجر- ویزلی هستم و تو یک پاتر، همه دوست دارند که با ما دوست شوند. اصلا میتوانیم انتخاب کنیم.آلبوس: پس چطور انتخاب کنیم؟ به کدوم کوپه باید بریم؟رز: اول بررسی میکنیم و بعد انتخاب میکنیم.( آلبوس دری را باز میکند تا نگاهی بی اندازد. کودکی با موهای زرد تنها نشسته است، اسکورپیوس، کس دیگری در کوپه نیست. آلبوس لبخندی میزند، اسکورپیوس به او نیز لبخند میزند)آلبوس: سلام . این کوپه ی …اسکورپیوس: جای کسی نیست. فقط من هستم.آلبوس: عالیه . پس میشه که برای یک لحظه بیایم داخل اگر که مشکلی نیست؟آلبوس: آلبوس . آل . اسم من آلبوس است…اسکورپیوس: سلام اسکورپیوس. ببخشید من اسکورپیوس هستم. تو آلبوس هستی. من اسکورپیوس هستم. و تو باید …( رز حالت دوستانه ی چهره اش تغییر میکند)رز: من رز هستم.اسکورپیوس: سلام رز. دوست داری مقداری از زنبور های ویزویزوی من بخوری ؟رز: مرسی من تازه صبحانه خورده ام.اسکورپیوس: راستی من مقداری شکلات شوک دهنده , آبنبات فلفلی و حلزونای ژله ای دارم. ایده مامانم بود. اون میگه که (با لحن آواز) “ شیرینی ها همیشه باعث میشن که دوست پیدا کنی “( اسکورپیوس از اینکه با آواز گفته است پشیمون میشه) ایده ی احمقانه ای بود به نظر من.آلبوس: میشه من یکم از اون داشته باشم …. مامان من اجازه نمی دهد که شیرینی بخورم , به نظرت از کدوم شروع کنم؟( رز دور از دید اسکورپیوس تلنگری به آلبوس میزند) اسکورپیوس: به نظر من آبنبات فلفلی پادشاه تنقلاتِ. یه نوع شیرینی , با مزه نعناع و فلفلِ که باعث میشه از گوشات دود بلند شه.آلبوس: فوق العاده است. پس من برمیدارم… ( رز دوباره آلبوس را میزند) رز میشه لطفا دیگه منو نزنی ؟رز: من تو را نزدم.آلبوس: چرا داری منو میزنی و این درد داره.(در چهره ی آلبوس ناامیدی ظاهر شد)اسکورپیوس: اون داره به خاطر من تو را میزنه.آلبوس: چی ؟اسکورپیوس: نگاه کن ! من میدونم شما کی هستین , و فکر کنم که شما هم بدونید من کی هستم.آلبوس: منظورت چی هست؟ تو میدونی ما کی هستیم؟اسکورپیوس: تو آلبوس پاتر و او رز گرنجر- ویزلیِ و من اسکورپیوس مالفوی هستم. مادر من آستوریا و دراکو مالفوی پدر من است. پدر و مادر های ما با هم رابطه ی خوبی نداشتند.رز: خیلی محترمانه گفتی . پدر و مادر تو مرگ خوار هستند.اسکورپیوس: ( با لحنی تند ) پدرم بود . ولی مادرم هیچوقت جز اونا نبود. (رز روی خودش را برمیگرداند و اسکورپیوس دلیلش را میداند) من میدانم که شایعات چی هستند ولی اونا دروغن.( آلبوس نگاهش را از رز شرمنده شده به اسکورپیوس بیچاره می اندازد)آلبوس: چی؟ کدام شایعه ها؟اسکورپیوس: شایعه این است که پدر و مادر من نمیتوانستند بچه دار شوند به همین دلیل پدرم و پدربزرگم , مادرم را با استفاده از یک زمان برگردان به گذشته فرستاده اند.آلبوس: او را به کجا فرستادن؟رز: شایعه این است که او پسر ولدمورتِ، آلبوس.( یک سکوت بسیار وحشتناک حاکم می شود)این حتما یک داستان مضخرفه. منظورم اینه که تو یک بینی داری.( با این گفته سردی صحبت ها از بین میرود، اسکورپیوس با حالت ترحم انگیزی میخندد)اسکورپیوس: بینی من شبیه پدرم شده است! بینی او را دارم همچنین موهای او و اسم و رسمش.نه اینکه چیز زیاد مهمی باشد. منظورم اینه که مشکلات پدر و پسری , من هم این مشکلات را دارم. ولی در کل ترجیح میدم پسر یک مالفوی باشم تا پسر پادشاه تاریکی.( اسکورپیوس و آلبوس یکدیگر را نگاه میکنند و یک چیزی بین آن دو رد و بدل میشود)رز: خیلی خب , ما باید یکجای دیگر برای نشستن انتخاب کنیم. زود باش البوس.( آلبوس در فکر فرو میرود)آلبوس: نه ( رز به او نگ ...

ادامه مطلب  

آن چه از «هری پاتر» نمی دانستید  

درخواست حذف این مطلب
«جی.کی. رولینگ» دنیای «هری پاتر» را آن قدر گسترده و پیچیده خلق کرده که بعد از گذشت ۲۰ سال و انتشار چندین کتاب و فیلم دنباله دار، هنوز هم رازهای ناگفته ای درباره این پسرک جادوگر وجود دارد.هواداران «هری پاتر» امسال ۲۰ سالگی مجموعه رمان محبوب شان را جشن گرفتند. «دنیل ردکلیف» بازیگر نقش «هری» هم روز یکشنبه (۲۳ جولای) ۲۸ ساله شد، شاید بهانه ای بهتر از این برای پرداختن به این رمان ها و فیلم های اقتباسی آن ها وجود نداشته باشد.«ایندیپندنت» نوشت: سال ۲۰۰۷ آخرین قسمت از هفت گانه پرفروش «هری پاتر» به بازار آمد اما طی ۱۰ سال گذشته، «رولینگ» هر بار بخش جدیدی را به این پازل اضافه و خوانندگان را هیجان زده می کند. این نویسنده مشهور و ثروتمند انگلیسی چند سال پیش وب سایتی به نام «پاترمور» راه اندازی کرد که می توان آن را دایرة المعارف اطلاعات جزئی درباره این رمان ها دانست.در این گزارش به پشت صحنه این مجموعه پرطرفدار می پردازیم، جزییاتی ناگفته از نحوه نوشته شدن داستان های «هری پاتر» و ساخته شدن فیلم های سینمایی آن.ثروت «هری پاتر» از کجا آمده بود؟وقتی «هری» متوجه می شود می تواند وارد مدرسه جادوگری شود، اولین کاری که می کند مراجعه به بانک جادوگری «گرینگات» است. او در صندوق اماناتش تلی از شمش و سکه های طلا می بیند. «هری» واقعا ثروتمند است، حتی بیشتر از اکثر دوستانش در «هاگوارتز»، اما چطور؟ این را کتاب «هری پاتر و سنگ جادو» توضیح نمی دهد. اما «رولینگ» بعدها در وب سایت «پاترمور» به این مسأله می پردازد؛ جریان از این قرار است که یکی از اجداد «هری» داروسازی مبدع بود. او که در قرن دوازدهم زندگی می کرد، از این راه پول زیادی کسب می کند و آن ها را برای نسل های بعدی اش باقی می گذارد. سال ها بعد «فلیمونت پاتر» ـ پدربزرگ «هری» ـ با ارثیه ای که از خود به جای می گذارد، این ثروت را چهاربرابر می کند.یکی از شخصیت های داستان «هری پاتر» واقعی استدر مجموعه رمان های «رولینگ»، «نیکلاس فلامل» کیمیاگری است که سنگ جادو را خلق می کند؛ سنگی که در جلد اول به آن اشاره شده و باعث جاودانگی انسان می شود. اما در واقعیت، «فلامل» محقق و کتاب فروشی فرانسوی بود که در قرن ۱۴ و اوایل قرن ۱۵ زندگی می کرد. بعد از مرگ «فلامل» از او به عنوان فردی یاد می شد که مخفیانه کیمیاگری می کرده و به راز جاودانگی دست پیدا کرده است. «رولینگ» این موضوع را در «پاترمور» شرح داده است.راز پرواز کردن کتاب های کتابخانه «هاگوارتز»در مجموعه فیلم های اقتباسی «هری پاتر» به ویژه «هری پاتر و شاهزاده دورگه»، صحنه هایی دیده می شود که در آن کتاب ها پرواز می کنند و خودشان سر جای اصلی شان برمی گردند. این صحنه با کمک گرفتن از تکنیک دستکش های سبزرنگ گرفته شده؛ یعنی افراد با به دست کردن این دستکش ها، کتاب ها را جابه جا می کنند. درست همان طور که پرده سبزرنگ در برخی صحنه های تخیلی عمل می کند، این دستکش ها هم پس از فیلمبرداری از صحنه حذف می شود و این طور به نظر می رسد که کتاب ها خود به خود در حال حرکت و پرواز هستند. دو «هری پاتر» در داستان داریماین مسأله به سفر زمان مربوط نمی شود، بلکه پدر پدربزرگ شخصیت اصلی داستان های «رولینگ» هم «هری پاتر» نام داشت. این جادوگر در قرن ۱۹ و اوایل ۲۰ زندگی می کرد. اما در کتاب های اصلی «هری پاتر» به جد بزرگ «هری» اشاره ای نمی شود، بلکه او در رمان های «هیولاهای خارق العاده و زیستگاه آن ها» که قسمت اول آن ها اولین بار در سال ۲۰۰۱ با نام نویسنده ای خیالی روانه بازار شد، موجودیت پیدا کرد.یک شخصیت مخفی لابه لای روزنامه های ساختگی در رمان های «هری پاتر» گه گاه، روزنامه ای ساختگی به نام «دیلی پرافِت» در دست شخصیت ها دیده می شود. این روزنامه به اخبار جادوگران در انگلستان و آمریکا می پردازد اما شاید کمتر کسی متوجه تبهکاری به نام «جادوگر کینگر» شد که در روزنامه ها نامش برده می شد. او یکی از اوباشی بود که طی چندین دهه انواع جرم و جنایت ها را مرتکب شده. «میرافورا مینا» از کمپانی «مینالیما» طراح پروژه «هری پاتر» بود که چنین شخصیتی را طراحی کرد. او درباره این طرح به «اینسایدر» گفت: الان ما می دانیم که این جزییات دیده می شوند. در گذشته نمی دانستیم هواداران چقدر صحنه ها را موشکافی می کنند.وجود یک کارخانه تولید عطر در پشت صحنه «هیولاها»یکی دیگر از ایده های ابداعی طراحان «مینالیما»، کمپانی تولید عطری به نام «دیواین مجیک» است که اولین بار نامش در فیلم «هری پاتر و شاهزاده دورگه» دیده می شود؛ در یکی از صحنه های ابتدایی این رمان وقتی «هری پاتر» با «دامبلدور» دیدار می کند، پوستر تبلیغاتی این شرکت پشت سر «دامبلدور» به چشم می خورد. در کتاب «هیولاهای خارق العاده و زیستگاه آن ها» هم پوستری برای تبلیغ همان برند دیده می شود. رخدادهای این کتاب بیش از نیم قرن زودتر از داستان های هفت گانه «هری پاتر» اتفاق می افتند.شغل قبلی «دامبلدور» چه بود؟«دامبلدور» شخصیتی آکادمیک، مدیر مدرسه جادوگری «هاگوارتز» و یک جادوگر نابغه است. او بیشتر برای شکست دادن جادوگر سیاه «گریندل والد» در سال ۱۹۴۵، کشف ۱۲ کاربرد خون اژدها و فعالیت هایش در زمینه کیمیاگری شهرت دارد. بنابراین روشن است که او تنها مدیر مدرسه جادوگری نیست و در کار تدریس هم تبحر دارد. در واقع «لرد ولدمورت» زمانی وارد «هاگوارتز» می شود که «دامبلدور» در آن جا واحد تغییر شکل تدریس می کرده.پس از انتشار رمان های «هیولاهای خارق العاده» ه ...

ادامه مطلب  

خاندان سلطنتی بریتانیا از کجا و چقدر کسب درآمد می کند؟  

درخواست حذف این مطلب
شاید تا به حال این سؤال برایتان پیش آمده باشد که خاندان سلطنتی بریتانیا هزینه ی سرسام آور زندگی اشرافی و مجلل خود را از کجا تأمین می کند. هیچ یک از اعضای این خاندان به حرفه ی خاصی مشغول نیستند، پس درآمد آن ها از کجاست؟ در ادامه به منابع درآمد خاندان سلطنتی بریتانیا و درآمد هر یک از اعضای آن، از ملکه گرفته تا کودکان این خاندان، می پردازیم.درآمد خاندان سلطنتی بریتانیا از کجا است؟ اعضای خاندان سلطتنی بریتانیا از سه راه برای تأمین مخارج روزانه ی خود کسب درآمد می کنند: درآمد حاصل از املاک سلطنتی: پول حاصل از آن املاک و دارایی های متعلق به پادشاهی بریتانیا یعنی ملکه الیزابت دوم که دولت بریتانیا آن ها را اداره می کند و در مجموع ۱۵ بیلیون دلار است.ثروت حاصل از کلکسیون های سلطنتی: ثروت حاصل از کلکسیون های بزرگ آثار هنری و ذخایر سلطنتی از جمله جواهرات سلطنتی که ۴ بیلیون دلار تخمین زده می شود.تجارت های خصوصی: دارایی های خصوصی ریز و درشت خاندان سلطنتی، از مزارع و املاک استیجاری گرفته تا یک شعبه ی اعیانی رستوران مک دونالد در خارج لندن. طبق برآوردها، تمامی دارایی های خاندان سلطنتی در مجموع ۳۳ بیلیون دلار ارزش دارد. در عین حال، خاندان سلطنتی سالانه ۲/۵ بیلیون دلار درآمد برای کشور بریتانیا ایجاد می کند که حاصل از گردشگری و تجارت های ریز و درشتی است که درآمد آن ها به لطف وجود خاندان سلطنتی نصیب این کشور می شود. حالا می خواهیم ببینیم هر یک از اعضای خاندان سلطنتی بریتانیا چقدر و چطور کسب درآمد می کنند.۱- ملکه الیزابت: ۵۲۰ میلیون دلار بخشی از درآمد ملکه الیزابت درصد سودی است که او از املاک سلطنتی دریافت می کند. این مبلغ سالیانه نزدیک به ۱۲ میلیون دلار است. البته این مبلغ در آینده افزایش خواهد یافت چون با بازسازی کاخ باکینگهام، ارزش این ملک به میزان ۱۵ تا ۲۵ درصد بالاتر خواهد رفت. علیرغم هزینه ای که صرف بازسازی خواهد شد، این یک معامله ی دو سر سود برای ملکه محسوب می شود چون طبق قانون مبلغی که به ملکه پرداخت می شود هرگز نباید کمتر از سال قبل باشد. اما این تنها بخش کوچکی از درآمدهای ملکه است. از آنجایی که ملکه الیزابت، دوشس لنکستر هم هست، مبلغی را هم از بابت مقام دوکی لنکستر دریافت می کند. علاوه بر این، او املاک بسیار ارزشمندی دارد. کاخ بالمورال به ارزش ۱۴۰ میلیون دلار، عمارت سندرینگهام به ارزش ۶۵ میلیون دلار و کاخ باکینگهام به ارزش تقریبی ۵ بیلیون دلار، تنها بخشی از املاک بسیار او هستند. دیگر دارایی های ملکه عبارتند از مزرعه های پرورش حیوانات و اسب های مسابقه، جزایر بسیار و کلکسیون تمبر مشهور پدربزرگش، شاه جورج پنجم. طبق برآوردهای سایت فوربس، دارایی های خصوصی ملکه به تنهایی ۱۰۰ میلیون دلار ارزش دارد.۲- پرنس فیلیپ: ۳۰ میلیون دلار درآمد سالیانه ی پرنس فیلیپ، همسر ملکه از املاک سلطنتی حدود ۵۰۰ هزار دلار است که به تأمین مخارج سفرهای او کمک می کند. پرنس فیلیپ قصد دارد در سال جاری میلادی از وظایف عمومی اش که بخشی از منبع درآمد او هستند کناره گیری کند. هنوز معلوم نیست این مسأله تا چد در سرمایه ی پرنس فیلیپ تأثیر می گذارد، اما به احتمال زیاد درآمد او با کاهش رو به رو خواهد شد. با این حال، شکی نیست درآمد ملکه برای آنکه هر دوی آن ها بتوانند زندگی راحتی داشته باشند کافی خواهد بود.۳- پرنس چارلز: ۴۰۰ میلیون دلار پرنس چارلز، برخلاف والدینش، بیشتر ثروتش را از راه درآمد حاصل ...

ادامه مطلب  

مدل لباس و کفش مگان مارکل در مراسم تولد پرنس چارلز  

درخواست حذف این مطلب
روز شنبه 19 می مراسم عروسی مگان مارکل و پرنس هری برگزار شد. بعد از آن روز، اولین باری که مگان مارکل و پرنس هری در مجامع عمومی حاضر شدند، جشن تولد پرنس چارلز بود. به همین بهانه در این مقاله مدل لباس و کفش مگان مارکل را گردآوری کرده ایم.مگان مارکل megham markle برای تولد 70 سال'd پرنس چارلز charles با لقب دوشس ساکسس و با لباسی ساده از برند گات فشن goatfashion و کفشی از برند تارا میلون tamaramellon به همراه پرنس هری prince harry، برای اولین بار بعد از مراسم ازدواجش در کاخ باکینگهام حاضر شد.مدل لباس مگان مارکل meghan markle در تولد پرنس چارلز از برند گات فشن goatfation - عکس شماره 1مدل لباس مگان مارکل meghan markle در تولد پرنس چارلز از ب ...

ادامه مطلب  

هری پاتر و ۱۵ حقیقت جالب در مورد لرد ولدمورت  

درخواست حذف این مطلب
سری هری پاتر مجموعه ای از کاراکتر های مثبت و منفی است که در دو جناح به نبرد با یکدیگر مشغول هستند. اما در راس تمامی آنتاگونیست های این مجموعه، شخصیت لرد ولدمورت قرار دارد. فردی که توانسته چنان ترسی بر جامعه جادوگران حاکم کند که خیلی ها حتی از گفتن اسم وی هم ترس دارند. اما با اینکه ولدمورت یک شخصیت منفی در مجموعه هری پاتر به حساب می آید، خیلی از طرفداران این مجموعه او را به چشم یکی از بهترین کاراکتر های منفی تاریخ دیده می بینند. دقیقا مانند جوکر در سری بتمن یا دارت ویدر در سری جنگ ستارگان که بدون آن ها، جایی از کار می لنگد، لرد ولدمورت هم با تمام شرارت هایش یکی از ارکان اصلی مجموعه هری پاتر بوده و حتی می توان گفت که شخصیت هری هم بدون وجود او، شبیه به فردی ناقص است که زندگی بدون هدفی دارد.۱- نقش وی در فیلم ها توسط هفت بازیگر مختلف ایفا شده استهفت عدد مقدسی برای شخص لرد ولدمورت به حساب می آید و وی آن را قوی ترینِ اعداد می داند. حال دست بر قضا نقش وی را در سری فیلم های هری پاتر، هفت بازیگر مختلف ایفا کرده اند. مطرح ترین این افراد و فردی که برای بیش ترین مدت نقش وی را در فیلم ها ایفا کرده، رالف فینس است اما علاوه بر او، هیرو فینس تیفین، فرانک دیلان، کریستین کولسن (در نقش تام ریدل جوان)، میشل برندت، ریچارد برمر و یان هارت نیز در قسمت های مختلفی نقش لرد ولدمورت را برعهده داشته اند.۲- در برخی ترجمه های کتاب نام وی تغییر یافته استسری کتاب های هری پاتر به بیش از ۳۰ زبان مختلف ترجمه شده اند و یکی از مواردی که همواره در راه ترجمه کتاب ها مشکل ساز بوده، مربوط به کتاب دوم و جایی است که هری و تام ریدل در تالار اسرار هستند و تام اسم کاملش یعنی «تام مارولو ریدل» را روی دیوار می نویسد و سپس این اسم با تغییر جای حروف، به عبارت «من لرد ولدمورت هستم» تبدیل می شود. از آنجایی که عبارت «من لرد ولدمورت هستم» در زبان های مختلف به شیوه های مختلفی نوشته می شود، پس مترجمین به ناچار مجبور شده اند نام اصلی ولدمورت را تغییر دهند تا حروف آن بتوانند این عبارت را تشکیل دهند.برای مثال در زبان فرانسوی، ترجمه «من لرد ولدمورت هستیم» عبارت «je suis voldemort» می شود و به همین دلیل هم مترجمین فرانسوی کتاب دوم، نام تام ریدل را به tom elvis jedusor تبدیل کرده اند تا حروف آن عبارت مذکور را تشکیل دهند. این قضیه فقط هم در مورد زبان فرانسوی صادق نبوده و برای مثال نام میانی (مارولو) در زبان آلمانی به vorlost، در زبان ایتالیایی به orvoloson و در زبان هلندی به asmodom تغییر یافته است.۳- ولدمورت تنها دو مرگ خوار زن داردولدمورت تعدادی از جادوگران بی رحم را در قالب مرگ خوار ها کنار خود جمع کرده و با استفاده از آن ها به ایجاد رعب و وحشت پرداخته و کار های شرورانه خودش را انجام می دهد. اما نکته جالب در مورد مرگ خوار های ولدمورت این است که تنها دو نفر از آن ها زن هستند. البته به احتمال زیاد این موضوع ربطی به دست کم گرفتن زن ها توسط ولدمورت ندارد چرا که در سری هری پاتر شاهد هستیم یک سری از بهترین جادوگر ها زن هستند و این در مورد مرگ خوار ها نیز صدق می کند.با اینکه شاید خیلی ها نارسیسا مالفوی را نیز یک مرگ خوار بدانند، ولی در واقع وی با وجود بودن در جناح تاریکی (احتمالا به دلیل اصرار همسرش) هرگز یک مرگ خوار نبوده و نشان مخصوص روی مچ دستش حک نشده است. پس تنها مرگ خوار های زن ولدمورت بلاتریکس لسترنج و آلکتو کارو هستند که مخصوصا اولی جزو بهترین و قابل اعتماد ترین افراد ولدمورت به شمار می رود.۴- ولدمورت هنگام مرگ ۷۱ سال سن داشتولدمورت در سال ۱۹۲۶ متولد و در سال ۱۹۹۸ هم در هاگوارتز کشته شد. با اینکه او بیش تر زمان خود را صرف پیدا کردن راهی برای جاودانگی صرف کرده بود و همچنین بیش تر از هر جادوگر دیگری در تاریخ اقدام به ساختن جان پیچ کرده و روحش را تقسیم کرده بود، اما در نهایت عمری مانند یک انسان معمولی داشت و تنها ۷۱ سال زندگی کرد.با اینکه سن بالای ولدمورت هرگز در فیلم ها به چشم نمی آید و ظاهری به مراتب جوان تر از سنش دارد، می توان این مورد را به نوعی توجیح کرد. به این صورت که ولدمورت نزدیک به ۱۳ سال از عمرش را بدون بدن سپری کرده و به همین دلیل هم در هنگام مرگ، بدن یک فرد ۵۸ ساله را داشت.۵- عبارت «اسمشو نبر» از داستان دوقلو های کری الهام گرفته شده استهمان طور که در ابتدای متن هم اشاره کردیم، رعب و وحشتی که ولدمورت در جامعه جادوگری ایجاد کرده بود به حدی زیاد بود که خیلی ها حتی از گفتن اسم وی نیز وحشت داشتند و او را اسمشو نبر خطاب می کردند. اما جی.کی.رولینگ در این مورد از داستان دوقلو های کِرِی الهام گرفته است. با اینکه شاید خیلی ها دوقلو های کِرِی را با فیلمی که در سال ۲۰۱۵ و با بازی تام هاردی از آن ها ساخته شد به یاد بیاورند، اما این دو برادر در اصل گنگستر هایی بودند که در دهه ۶۰ میلادی ترس و وحشت خاصی در لندن ایجاد کرده بودند.رولینگ در مصاحبه ای که در این مورد داشته رسما الهام گرفتن از دوقلو های کری را تایید کرده و در این مورد گفت:در لندن دو برادر گنگستر به نام دوقلو های کِرِی بودند که مردم حتی از گفتن اسم آن ها نیز به دلیل خشونت بالا و کار هایی که انجام داده بودند، وحشت داشتند. به نظر من این نشانگر قدرت بسیار بالای آن ها بود. وقتی شما بتوانید کاری کنید که مردم حتی از استفاده از اسم تان هم وحشت داشته باشند، این نشان می دهد که شما قدرت زیادی دارید. حال ولدمورت نیز چنین شرایطی در جامعه جادوگری داشت و مردم از گفتن اسمش هم وحشت داشتند.البته در کتاب آخر هری پاتر ولدمورت حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و نفرینی ایجاد کرده بود که مکان هر فردی را که اسمش را می برد، فاش می کرد.۶- هری و ولدمورت به نوعی باهم ارتباط فامیلی دارنددر جایی از کتاب محفل ققنوس، سیریوس می گوید که تمامی جادوگرانی که خون خالص جادوگری دارند، به نوعی با هم فامیل هستند. درست است که هری و ولدمورت هیچ یک جادوگری با خون خالص نیستند و یکی از والدین آن ها غیرجادوگر است، اما به هر حال یکی از والدین آن ها جادوگری با خون خالص است. هری عضو خانواده پاتر ها است و ولدمورت هم عضو خانواده گانت ها که هر دو این ها، از جمله نوادگان برادران پِوِرِل هستند.به طور دقیق تر، پاتر ها نوادگان سومین برادر از پِوِرِل ها یعنی ایگنوتوس پورل هستند که شنل نامرئی کننده هری هم از وی به ارث رسیده است. حال گانت ها هم از نوادگان دومین برادر این خانواده یعنی کادموس پورل هستند. این بدین معنی است که هری و ولدمورت فامیل دور یکدیگر به حساب می آیند. همچنین هم ولدمورت و هم مارولو گانت ادعا می کنند که از نوادگان سالازار اسلیتیرین هستند و در نتیجه هری هم از نوادگان اسلیتیرین به حساب می آید.۷- معنی اسم ولدمورت در فرانسوی «پروازِ مرگ» استرولینگ هرگز به صورت مستقیم به معنی نام ولدمورت اشاره نکرده است. با این حال وی گفته که حرف «t» پایانی این اسم نباید تلفظ شود. حال اگر کمی دقیق تر شویم و البته این را هم بدانیم که رولینگ کاملا به زبان فرانسوی مسلط است، ممکن است بتوانیم معنی واژه ولدمورت را پیدا کنیم. واژه «مورت» (بدون تلفظ ت پایانی) در زبان فرانسوی به معنی مرگ است. در این حالت عبارت vol de mort در فرانسوی معنی «پروازِ مرگ» یا «دزدِ مرگ» را می دهد. هر دو این معانی برای واژه ولدمورت منطقی به نظر می رسند.معنی اول از آنجایی منطقی است که ولدمورت پیام آور مرگ است و علاوه بر آن بدون نیاز به وسیله جانبی ای، قادر به پرواز کردن است. معنی دوم هم از این حیث منطقی است که ولدمورت سعی می کند با رسیدن به جادوانگی به نوعی از مرگ دزدی کند.همچنین واژه ولدمورت تا حدودی در یک سری زبان های دیگر هم معنی دارد. مثلا واژه «vuldimortdek» در زبان روسی قدیمی به معنی جادوگر سیاه است یا ترجمه کلمه «vol de mort» در زبان کاتالانی «آرزوی مرگ» می شود.۸- توانایی هری در صحبت کردن با مارها به دلیل نفرین ولدمورت بوداولین بار در کتاب اول هری پاتر متوجه می شویم که هری قادر به صحبت کردن با مار ها است و وی در باغ وحش با یک مار ارتباط برقرار می کند. همچنین در کتاب دوم نیز وی با استفاده از این زبان، تالار اسرار را باز می کند. در اصل صحبت کردن به زبان مار ها توانایی است که در بین نوادگان سالازار اسلیتیرین به ارث می رسد و ولدمورت هم به همین دلیل چنین توانایی ای دارد. ...

ادامه مطلب  

اولین عکسهای مراسم غسل تعمید پرنس لویی، فرزند کیت و شاهزاده ویلیام  

درخواست حذف این مطلب
مراسم غسل تعمید پرنس لویی در تاریخ 9 جولای در لندن برگزار شد. دیروز مجموعه عکس های این مراسم به صورت رسمی منتشر شد که در ادامه آنها را برای شما گردآوری کرده ایم.شاهزاده ویلیام william و کیت میدلتون kate middleton مجموعه جدیدی از عکس های خانوادگی شان به اشتراک گذاشتند. این مجموعه عکس ها دیروز به صورت رسمی منتشر شد. در یکی از این عکس ها پرنس لویی louis با خنده زیبایی در آغوش مادرش کیت میدلتون kate middleton قرار دارد و همه معتقدند که این عکس جزو بهترین عکس های این مجموعه است.عکاس این عکس های زیبا مت پورتئوس matt porteous است. این عکاس قبلا هم عکس های جشن تولد شاهزاده جورج را گرفته شود. این عکاس دیروز در اینستاگرام خودش این پیغام را منتشر کرد که یکی دیگر از افتخارات بزرگ او گرفتن این عکس های زیبای خانوادگی بود. این عکس ها توسط امیلی ناش emily nash خبرنگار ویژه خانواده سلطنتی منتشر شد. این عکس ها همگی مربوط به مراسم غسل تعمید پرنس لویی louis در کلیسای لوئیس بوده و در تاریخ 9 جولای 2018 گرفته شد. بیشتر بدانید : مدل لباس مگان مارکل و کیت میدلتون در مراسم غسل تعمید در لندنعکس خانوادگی کیت میدلتون kate middleton و شاهزاده ویلیام william در مراسم غسل تعمید پرنس لویی louisعکس زیبای کیت میدلتون kate middleton و پرنس لویی louis در مراسم غسل تعمید بیشتر بدانید : 9 واقعیت جالب درباره کیت میدلتون kate middelton که نمی دانستیدعکس خانوادگی در مراسم غسل تعمید پرنس لویی louis عکس کیت میدلتون kate middleton و پرنس لویی louis در مراسم غسل تعمیدعکس خانوادگی شاهزاده ویلیام william در مراسم غسل تعمید پرنس لویی louisکاترین، دوشس کمبریج catherine, duchess of cambridge (کاترین الیزابت «کیت» میدلتون؛ زادهٔ ۹ ژانویه ۱۹۸۲) همسر شاهزاده ویلیام، دوک کمبریج است. از وقتی که نامزدی آنها شروع شد، کاترین از طرف رسانه ها مورد توجه شدید قرار گرفت و البته این گمان بوجود آمد که آنها در نهایت ازدواج خواهند کرد. در ۱۶ نوامبر ۲۰۱۰، دفتر شاهزاده ویلیام رسماً نامزدی آنها را اعلام کرد و قرار شد که تاریخ عروسی ۲۹ ...

ادامه مطلب  

آن چه از «هری پا تر» نمی دانستید/ یکی از شخصیت های داستان «هری پا تر» واقعی است/ تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
«جی. کی. رولینگ» دنیای «هری پا تر» را آن قدر گسترده و پیچیده خلق کرده که بعد از گذشت ۲۰ سال و انتشار چندین کتاب و فیلم دنباله دار، هنوز هم رازهای ناگفته ای درباره این پسرک جادوگر وجود دارد. هواداران «هری پا تر» امسال ۲۰ سالگی مجموعه رمان محبوبشان را جشن گرفتند. «دنیل ردکلیف» بازیگر نقش «هری» هم روز یکشنبه (۲۳ جولای) ۲۸ ساله شد، شاید بهانه ای بهتر از این برای پرداختن به این رمان ها و فیلم های اقتباسی آن ها وجود نداشته باشد. «ایندیپندنت» نوشت: سال ۲۰۰۷ آخرین قسمت از هفت گانه پرفروش «هری پا تر» به بازار آمد اما طی ۱۰ سال گذشته، «رولینگ» هر بار بخش جدیدی را به این پازل اضافه و خوانندگان را هیجان زده می کند. این نویسنده مشهور و ثروتمند انگلیسی چند سال پیش وب سایتی به نام «پاترمور» راه اندازی کرد که می توان آن را دایرة المعارف اطلاعات جزئی درباره این رمان ها دانست.در این گزارش به پشت صحنه این مجموعه پرطرفدار می پردازیم، جزییاتی ناگفته از نحوه نوشته شدن داستان های «هری پا تر» و ساخته شدن فیلم های سینمایی آن.ثروت «هری پا تر» از کجا آمده بود؟وقتی «هری» متوجه می شود می تواند وارد مدرسه جادوگری شود، اولین کاری که می کند مراجعه به بانک جادوگری «گرینگات» است. او در صندوق اماناتش تلی از شمش و سکه های طلا می بیند. «هری» واقعا ثروتمند است، حتی بیشتر از اکثر دوستانش در «هاگوارتز»، اما چطور؟ این را کتاب «هری پا تر و سنگ جادو» توضیح نمی دهد. اما «رولینگ» بعد ها در وب سایت «پاترمور» به این مسأله می پردازد؛ جریان از این قرار است که یکی از اجداد «هری» داروسازی مبدع بود. او که در قرن دوازدهم زندگی می کرد، از این راه پول زیادی کسب می کند و آن ها را برای نسل های بعدی اش باقی می گذارد. سال ها بعد «فلیمونت پا تر» ـ پدربزرگ «هری» ـ با ارثیه ای که از خود به جای می گذارد، این ثروت را چهاربرابر می کند.یکی از شخصیت های داستان «هری پا تر» واقعی استدر مجموعه رمان های «رولینگ»، «نیکلاس فلامل» کیمیاگری است که سنگ جادو را خلق می کند؛ سنگی که در جلد اول به آن اشاره شده و باعث جاودانگی انسان می شود. اما در واقعیت، «فلامل» محقق و کتاب فروشی فرانسوی بود که در قرن ۱۴ و اوایل قرن ۱۵ زندگی می کرد. بعد از مرگ «فلامل» از او به عنوان فردی یاد می شد که مخفیانه کیمیاگری می کرده و به راز جاودانگی دست پیدا کرده است. «رولینگ» این موضوع را در «پاترمور» شرح داده است.راز پرواز کردن کتاب های کتابخانه «هاگوارتز»در مجموعه فیلم های اقتباسی «هری پا تر» به ویژه «هری پا تر و شاهزاده دورگه»، صحنه هایی دیده می شود که در آن کتاب ها پرواز می کنند و خودشان سر جای اصلیشان برمی گردند. این صحنه با کمک گرفتن از تکنیک دستکش های سبزرنگ گرفته شده؛ یعنی افراد با به دست کردن این دستکش ها، کتاب ها را جابه جا می کنند. درست همان طور که پرده سبزرنگ در برخی صحنه های تخیلی عمل می کند، این دستکش ها هم پس از فیلمبرداری از صحنه حذف می شود و این طور به نظر می رسد که کتاب ها خود به خود در حال حرکت و پرواز هستند.دو «هری پا تر» در داستان داریماین مسأله به سفر زمان مربوط نمی شود، بلکه پدر پدربزرگ شخصیت اصلی داستان های «رولینگ» هم «هری پا تر» نام داشت. اینجادوگر در قرن ۱۹ و اوایل ۲۰ زندگی می کرد. اما در کتاب های اصلی «هری پا تر» به جد بزرگ «هری» اشاره ای نمی شود، بلکه او در رمان های «هیولاهای خارق العاده و زیستگاه آن ها» که قسمت اول آن ها اولین بار در سال ۲۰۰۱ با نام نویسنده ای خیالی روانه بازار شد، موجودیت پیدا کرد.یک شخصیت مخفی لابه لای روزنامه های ساختگیدر رمان های «هری پا تر» گه گاه، روزنامه ای ساختگی به نام «دیلی پرافِت» در دست شخصیت ها دیده می شود. این روزنامه به اخبار جادوگران در انگلستان و آمریکا می پردازد اما شاید کمتر کسی متوجه تبهکاری به نام «جادوگر کینگر» شد که در روزنامه ها نامش برده می شد. او یکی از اوباشی بود که طی چندین دهه انواع جرم و جنایت ها را مرتکب شده. «می رافورا می نا» از کمپانی «می نالیما» طراح پروژه «هری پا تر» بود که چنین شخصیتی را طراحی کرد. او درباره این طرح به «اینسایدر» گفت: الان ما می دانیم که این جزییات دیده می شوند. در گذشته نمی دانستیم هواداران چقدر صحنه ها را موشکافی می کنند.وجود یک کارخانه تولید عطر در پشت صحنه «هیولا ها»یکی دیگر از ایده های ابداعی طراحان «می نالیما»، کمپانی تولید عطری به نام «دیواین مجیک» است که اولین بار نامش در فیلم «هری پا تر و شاهزاده دورگه» دیده می شود؛ در یکی از صحنه های ابتدایی این رمان وقتی «هری پا تر» با «دامبلدور» دیدار می کند، پوس تر تبلیغاتی این شرکت پشت سر «دامبلدور» به چشم می خورد. در کتاب «هیولاهای خارق العاده و زیستگاه آن ها» هم پوستری برای تبلیغ همان برند دیده می شود. رخدادهای این کتاب بیش از نیم قرن زود تر از داستان های هفت گانه «هری پا تر» اتفاق می افتند.شغل قبلی «دامبلدور» چه بود؟ «دامبلدور» شخصیتی آکادمیک، مدیر مدرسه جادوگری «هاگوارتز» و یک جادوگر نابغه است. او بیشتر برای شکست دادن جادوگر سیاه «گریندل والد» در سال ۱۹۴۵، کشف ۱۲ کاربرد خون اژد ها و فعالیت هایش در زمینه کیمیاگری شهرت دارد. بنابراین روشن است که او تنها مدیر مدرسه جادوگری نیست و در کار تدریس هم تبحر دارد. در واقع «لرد ولدمورت» زمانی وارد «هاگوارتز» می شود که «دامبلدور» در آن جا واحد تغییر شکل تدریس می کرده.پس از انتشار رمان های «هیولاهای خارق العاده» همچنین مشخص شد ا ...

ادامه مطلب  

هری پاتر و مادر ایرانی اش  

درخواست حذف این مطلب
هری پاتر، شاید برای خیلی ها یک داستان محسوب شود، یک سرگرمی یا اثر ادبی اما برای ما نه. ما چند ده میلیون نفری که زمانی برای خریدن نخستین نسخه های این کتاب ساعت ها صف ایستادن را به جان خریده ایم و بی تابانه چشم ها را از روی واژه به واژه ای دیگر برده ایم، لحظاتی از ترس و نگرانی قلب هایمان به تپش افتاده، کتاب و چشم مان را بسته ایم و خودمان را مثل یکی از شاگردان همیشه در حاشیه جا داده ایم انتهای تالار اصلی و در دلمان برای قهرمان آرزوی شانس کرده ایم. نوجوانان و کودکان ایرانی اما نه با آنچه که رولینگ نوشته بود، که با ترجمه های مسحور کننده و روان و خوش خوان ویدا اسلامیه به این جریان جهانی پیوستند. ویدا اسلامیه مترجمی که وقت ترجمه هری پاتر، خودش را قدر دانش ما کوچک می کرده، به همان اندازه ساده دل می شده، از مردن شخصیت های محبوب غمگین می شده و برایشان اشک می ریخته و به شکوه پایان ماجرا به دیده تحسین نگاه می کرده. قطعاً همین سیالیت احساسات و همراه شدن است که توانست در فضای رقابتی شدید که بر بازار نشر و ترجمه های هری پاتر حاکم بود، کار ویدا اسلامیه را متمایز کند و امضای او پشت کتاب برای خوانندگان ایرانی قدر نام خود رولینگ اعتبار داشته باشد جشن امضای کتاب های او هنوز شلوغ ترین ها باشد. ترجمه هری پاتر برای اسلامیه فقط یک کار حرفه ای نبود. هری اگر دوست ما است، برای اسلامیه عضوی از خانواده اش محسوب می شود! به مناسبت بیستمین سالگرد انتشار نخستین داستان از مجموعه هفتگانه هری پاتر به گفت و گویی متفاوت با این مترجم خوش ذوق نشسته ایم و از روند این ماندگاری و موفقیت کم سابقه در حوزه ترجمه آثار کودک و نوجوان نشسته ایم و البته ناگفته هایی از این مسیر بیست ساله. شاید ابتدا بشود اسمش را گذاشت خوش شانسی. سال 79 زمانی که ترجمه هری پاتر به ویدا پیشنهاد شد او ابتدای راه حرفه ای شدن قرار داشت. با اینکه کتاب ویژه نوجوانان بود، آنقدر برایش جذاب شد که نمی توانست تا پایانش آن را زمین بگذارد! همین نشان می داد که این کتاب چیز متفاوتی است، با این حال او به استقبال از این کتاب مطمئن نبود. اگر دقیق تر بخواهیم بگوییم او بعد از ترجمه یک رمان از آگاتا کریستی، دومین تجربه اش را در کار ترجمه پشت سر می گذاشت، تازه کار محسوب می شد و اصلاً به پرفروش بودن فکر نمی کرد؛ هرچند هری پاتر در اروپا و امریکا نیز از ابتدا کتاب پرفروشی بود اما بعید به نظر نمی رسید به سرنوشت پرفروش های دیگری گرفتار شود و به زودی فراموش شود. حداقل در ایران کسی فکرش را هم نمی کرد تا بیست سال بعد همچنان طولانی ترین صف ها برای خرید یک کتاب، مربوط به هری پاتر باشد. «آن موقع خرید اینترنتی و نسخه دیجیتال کتاب که وجود نداشت. از همان «جام آتش» بود که این صف ها شکل گرفت، دوست من در انگلستان در روز اول انتشار برای خرید و ارسال یک نسخه از آن ساعت ها درصف ایستاده بود. در ایران واقعاً بی سابقه بود، کسی باورش نمی شد چنین صف هایی برای کتاب تشکیل شده باشد.» اما این صف ها تا همین سال پیش که نمایشنامه ای از این مجموعه منتشر شد ادامه داشت. کودکان و نوجوانان ایرانی آن روزها حالا جوانان بیست و چند ساله ای هستند که از همان کودکی هری پاتر را به عنوان دوست خود پذیرفته اند، «هنوز که هنوز است وقتی من را می بینند می گویند ما با هری پاتر کتاب خوان شدیم و این اتفاق کمی نیست! غنیمت است.»برای مرگ دامبلدور گریه کردمنخستین قسمت از مجموعه هری پاتر یعنی هری پاتر و سنگ جادو را اسلامیه ترجمه نکرده بود و تنها ویراستاری اش را برعهده داشت. بعد از آن اول قسمت سوم را ترجمه کرد و بعد قسمت دوم! کتابی که به گفته خودش تأثیر عاطفی عمیقی بر او گذاشت «هری پاتر و زندانی آزکابان را بیش از بقیه دوست دارم چرا که نخستین کتابی بود که خواندم و بعد از ترجمه هم به دخترم تقدیمش کردم. این کتاب من را خیلی تحت تأثیر عاطفی قرار داد و بار عاطفی اش زیاد بود. حس نبودِ پدر و مادر برای یک بچه 12-10 ساله را واقعاً می توانستم لمس کنم و بعد وقتی فهمیدم یک پدرخوانده دارد هر چند جای پدر را نمی گرفت اما خوشحال شدم! فکر می کنم همه مان خوشحال شدیم!»اسلامیه ازدواج و تولد دخترش را از مهم ترین اتفاقات زندگی اش می داند، اما اگر موضوعی نقطه عطف باشد آن هری پاتر است. هری پاتر مسیر زندگی حرفه ای او را به قبل و بعد خودش تقسیم کرد؛ «این شهرت نقطه عطفی بود، وقتی ناگهانی سر و صدا کرد و نام من با هری پاتر سر زبان ها افتاد، معذب شدم، باعث شد خیلی خیلی بیشتر از قبل دقت کنم چون احساس می کردم زیر ذره بین هستم و باید کمترین اشکال در کارم باشد» وقتی از تأثیر کتاب ها بر زندگی اش می پرسیم به مسأله مقابله خیر و شر اشاره می کند. خیر و شر درون مایه اصلی داستان های فانتزی است و هرچند اسلامیه زمانی که این کتاب را ترجمه می کرد بیش از مخاطبان اصلی بر تخیلی بودن ماجرا واقف بود و مثل هر بزرگسال دیگری از بیرون به ماجرا نگاه می کرد با این حال این مقابله خیر و شر برای او هم اهمیت و جذابیت خاص خودش را داشت و همیشه در تیم خیر بود و موفقیت آنها برایش مهم بود. آنقدر که از مردن شخصیت های محبوب به اندازه مخاطبان ناراحت می شد، اما چاره ای نداشت جز ترجمه همانی که خانم رولینگ نوشته بود «زمانی که دامبلدور مرد اصلاً باورم نمی شد انگار یک آدم زنده، یک آدم آشنا و کسی که می شناختمش مرده، باورتان نمی شود ولی وقتی بار اول خواندم گریه ام گرفت و می گفتم این رولینگ دارد چه کار می کند؟ یعنی چه؟ تا آخر کتاب هفتم منتظر بودم این یک شوخی یا کلک باشد و دامبلدور برگردد! با اینکه آخر آب پاکی را با مراسم خاکسپاری روی دستمان ریخت من باز باور نمی کردم یا حتی اسنیپ که از اول داستان ما را حرص داد از دستش لجمان می گرفت موقع مردن آنقدر خانم رولینگ عزیزش کرد که می گفتیم ای کاش نمی مرد!.»دخترم هری را رقیب خود می دانست!اینکه می گوییم هری و همه معلمان و همکلاسی هایش در هاگوارتز سال ها بخشی از خانواده ویدا در ایران بودند فقط به خاطر این حس آشنایی و علاقه به شخصیت هایی که این چنین قوی ساخته و پرداخته شدند نیست؛ حتی دختر کوچک ویدا هم تا مدتها به هری به چشم یک برادر کوچکتر که رقیب او در حس مادری و فرزندی شده است نگاه می کرد و به هری که مادر وقت زیادی را با او می گذراند حسودی می کرد. «دخترم خیلی کوچک بود که ترجمه را شروع کردم، البته زمانی که به دنیا آمد مدتی کار را کنار گذاشتم. وقتی سه چهار ساله بود مدام سؤال می کرد که چه می کنی و من داستان را برایش تعریف می کردم اما سردرنمی آورد، کم کم از هری پاتر لجش گرفت؛ اما بعدتر که بزرگ شد و خودش شروع کرد به خواندن مجموعه علاقه مند شد.» البته اینطور هم نبود که محبوبیت هری پاتر و به تبع آن اسلامیه در ایران تمام ماجرا باشد. روی دیگر این سکه چالش های فراوانی بود که برای یک مترجم تازه کار سخت هم می نمایاند. اول از همه انتقادها و نظراتی که می رفت او را دلسرد کند یا انرژی و وقتش را بگیرد. «اوایل که تجربه کمتری داشتم نقدها بهم برمی خورد و در واقع منتقدان ایرانی، بد می گفتند. وقتی ازشان می پرسیدم، کتاب را نخوانده بودند؛ وقتی چیزی را نخواندید چه طور در موردش نظر می دهید. برخی به صرف اینکه در این کتاب جادو مطرح بود می گفتند خرافات است. خب اساساً ادبیات تخیل است. جادو هم بخشی از این تخیل و یکی از ابزارهای ادبیات است. انتقاد اگر از کار ...

ادامه مطلب  

مهاجرت تضمینی به جزیره پرنس ادوارد کانادا: شرایط و مدارک جدید  

درخواست حذف این مطلب
پرنس ادوارد یکی از مقصدهای مهاجرتی ارزان و سریع کانادا است. مهاجرت به کانادا از طریق روش های مختلف امکان پذیر است که مهاجرت به کانادا از طریق سرمایه گذاری و کارآفرینی و مهاجرت به کانادا از طریق نیروی کار متخصص (skilled worker) از آن جمله است. برای مهاجرت به کانادا از طریق این برنامه ها، می بایست مدارک و شرایط لازم و حد نصاب امتیازهای اعلامی را کسب کنید تا پرونده متقاضی اصلی پس از بررسی اولیه توسط آفیسرهای اداره مهاجرت استانی، در وضعیت pool رفته و برای تکمیل پرونده و دعوت به مصاحبه کارهای بعدی را انجام دهید.هزینه های مهاجرت به کانادا و همچنین شرایط مهاجرت هر چند سال یک بار به روز رسانی می شود و با توجه به تغییر نرخ ارز در ایران، مهاجرت کارآفرینی به این کشور که نیاز به ودیعه سرمایه گذاری و ارزشیابی دارایی های متقاضی اصلی دارد، با نوسان همراه می شود.با توجه به اینکه مخاطبان سفر به کانادا می بایست مدرک آیلتس داشته باشند و هزینه دریافت این مدرک نیز سال به سال افزایش و شرایط قبولی سخت تر می شود، لذا اگر مشتاق تجربه مهاجرتی به سرزمین های سرد شمالی هستید، توصیه میشود که در اسرع وقت با مراجعه به سایت های مهاجرتی استانی کانادا، از جدید ترین اطلاعات منتشره مطلع و نسبت به ارسال مدارک اقدام کنید. افرادی که به زبان انگلیسی آشنا هستند، نیازی به استخدام وکیل نداشته چرا که کلیه مراحل به صورت اینترنتی قابل انجام است. همچنین پرداخت هزینه های مهاجرتی نیز از طریق کارت های اعتباری قابل انجام پرداخت بوده و اگر کارت اعتباری ندارید، از شرکت های پرداخت مجازی داخلی استفاده کنید.صفحه اطلاعات خود اظهاری اداره مهاجرت پرنس ادوارد expression of interestیکی از برنامه های مهاجرت کارآفرینی و سرمایه گذاری استانی، استان زیبا پرنس ادوارد است که کوچکترین استان کشور محسوب می شود و یکی از استان های راحت برای مهاجرت کارآفرینی به کانادا خواهد بود. برای مهاجرت به استان پرنس ادوارد، می بایست شرایط ومدارک و امتیازات لازم را کسب کنید.شرایط مهاجرت به جزیره پرنس ادوارداین شرایط در سال ۲۰۱۸ میلادی به شرح زیر بوده و هر روز احتمال تغییر قوانین وجود دارد. لذا برای دریافت اطلاعات دقیق و پرهیز از تلف شدن زمان و هزینه خود، به سایت اداره مهاجرت استانی جزیره پرنس ادوارد مراجعه کنید و شرایط جدید به روز شده برای سال ۲۰۱۹ را مشاهده کنید.https://www.princeedwardisland.ca/en دارای سوابق مدیریت یا مالکیت کسب و کار حداقل ۳ سال در ۵ سال گذشته باشد.دارای حداقل دارایی به ارزش معادل۶۰۰ هزار دلار کانادا (مجموع دارایی های متقاضی و همسر بصورت املاک، زمین، مستغلات و سپرده ثابت بانکی) باشد.دارای حداقل تحصیلات در مقطع دیپلم باشد.سن متقاضی بین ۲۱ تا ۵۰ سال باشد.دارای مدرک زبان آیلتس حداقل clb 4 در هر مهارت باشد. در زمان ارائه تقاضا، باید دارای طرح کاری (business proposal) و طرح توجیهی (business plan) مورد قبول از جانب استان باشد. (در طرح کاری و طرح توجیهی، جزئیات خرید یا ایجاد یک کسب و کار در جزیره پرنس ادوارد به حداقل مبلغ ۱۵۰ هزار دلار کانادا، باید ذکر شود)متقاضی پس از قبولی در مصاحبه باید مبلغ ۲۰۰ هزار دلار کانادا را به عنوان ودیعه راه اندازی کسب و کار ۱۵۰ هزار دلاری در جزیره پرنس ادوارد پرداخت نماید.این مبلغ تحت شرایط ذیل به متقاضی برگشت داده خواهد شد:مبلغ ۲۵ هزار دلار کانادا پس از ۶ ماه زندگی در استان پرنس ادوارد پس از دریافت کارت اقامت (که در ابتدای ورود به متقاضی ارائه می شود)مبلغ ۲۵ هزار دلار کاناد ...

ادامه مطلب  

هزینه های ریز و درشت جشن عروسی  

درخواست حذف این مطلب
اتاق خبر 24: جشن عروسی متشکل از عناصری با رقم های درشت است که سال به سال درشت تر می شوند و عملا برگزاری این مراسم را از یک جشن شادی آفرین به یک مراسم پر از استرس و نگرانی برای عروس و داماد و خانواده های شان تبدیل کرده است. ساده ترین دسته گل عروس را 250هزار تومان قیمت گذاری می کنند و ماشین عروس را در ارزان ترین حالت با 450 هزار تومان با چند گل ارزان و چند متر روبان تزئین می کنند. قیمت آرایشگاه عروس کمتر از یک میلیون تومان نیست و کرایه یک لباس عروس برابر با هزینه آرایشگاه است.قیمت طلا و زیورآلات که تابع بازار است و بسته به این که با چند گرم طلا بشود سرویس نیم ست عروس و حلقه های عروس و داماد را تهیه کرد باید بین 10 تا 15میلیون تومان پرداخت کرد. پردردسرترین بخش این هزینه ها برگزاری جشن و پذیرایی شام و شیرینی از میهمانان است. سالن های برگزاری میهمانی در کلاس های متفاوتی دسته بندی شده اند و بنا به همین دسته بندی برای خود مقرراتی وضع کرده اند که این مقررات شامل تعداد و تنوع در پذیرایی می شود. صاحب یکی از این سالن ها که حداکثر گنجایش 120 میهمان را دارد، می گوید: «در سالن ما کمتر از 9 نوع غذا و 5 نوع دسر سرو نخواهد شد و این تنوع تا 14 نوع غذا هم تنوع خواهد یافت؛ البته چهار میلیون تومان هم حق ورودی می گیریم.»او حاضر نیست یک مراسم عروسی با پنج نوع غذا برگزار کند و تأکید می کند که این نوع مراسم در شأن سالن تحت مدیریتش نیست و کلاس کارش را پایین می آورد. سالن های دیگر با گنجایش 250 نفر و تنوع غذایی 14 نوع غذا و بیشتر برای پذیرایی از هر نفر منوهایی با قیمت 90 تا 200هزار تومان دارند که ازجمله سالن هایی با قیمت متوسط محسوب می شوند. به این هزینه ها باید هزینه شیرینی، میوه و نوشیدنی نفری5تا 7هزار تومان اضافه شود؛ علاوه بر این هزینه موسیقی بین 4 تا 7میلیون اضافه می شود و اگر سفره عقد و رقص نور یا چایخانه سنتی و فیلمبرداری و عکس و... هم در منو باشد به ترتیب به هزینه ها اضافه می شود و هزینه های عروسی به صورت پلکانی افزایش پیدا می کند.محاسبات نشان می دهد که احتمال برگزاری یک عروسی ساده و شیک بسیار کمتر از آن است که بتوان تصور کرد و برگزاری چنین عروسی با صد نفر میهمان بین 40 تا 50 میلیون تومان هزینه دربر دارد. آن چه اتحادیه ها و اصناف می گویند با واقعیت جاری در جامعه فاصله زیادی دارد. قیمت هایی که از سوی مدیران اصناف اعلام می شود آن قدر با واقعیت فاصله دارد که نه تنها قابل باور نیست که قابل اعتنا هم به نظر نمی رسد. مثلا یکی از این مسئولان اعلام کرده برگزاری عروسی با سه نوع غذا و سه نوع دسر برای هر نفر 30 هزار تومان قیمت دارد و این سرویس در تالارهای برگزاری عروسی به شهروندان تهرانی ارائه می شود.چندی پیش یک نفر از برگزاری جشن عروسی با هزینه سه میلیون تومانی سخن گفته بود یا ادعای ارائه دسته گل صد هزار تومانی برای عروس و... داشت، اما به نظر می رسد این ها حرف هایی است که در محافل رسمی بیان می شود و در عمل آن چه مردم باید برای برگزاری عروسی ها با آن دست و پنجه نرم کنند حکایت های دیگری است که جز با پرداخت صورت حساب های درشت راهی پیش پای عروس و دامادها نمی گذارد.البته صرف نظر از جشن عروسی هم راه دیگری است که پیش پای عروس و دامادهاست.با 3 میلیون تومان هم می توان عروسی گرفت!هزینه برگزاری در باغ ها صدها میلیون تومان است؛ تاکید بر استفاده از تالارهای با پروانه کسب.مراسم ازدواج برای زوج های جوان و حتی خانواده های آن ها یکی از دغدغه هایی است که گاه موجب می شود، شروع زندگی مشترک ماه ها و حتی سال ها به تعویق بیفتد، زیرا این روزها هزینه های برگزاری این مراسم بسیار سرسام آور است. برای نمونه یکی از گران ترین بخش های این مراسم تالار پذیرایی است و رقم هایی که از سوی مدیران تالارها اعلام می شود، بسیار وحشتناک است. بااین حال خسرو ابراهیمی نیا، رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی و تجهیز مجالس بر این باور است که این قیمت ها صحت ندارد و بهتر است زوج ها به سمت برگزاری مراسمی با حداقل تشریفات بروند.هزینه تمام شده یک مراسم عروسی در تالارها کاملا متغیر است، به طوری که گاهی هزینه تمام شده بیش از صدها میلیون تومان می شود. این مسئله چقدر صحت دارد؟بنده به عنوان رئیس اتحادیه تالارهای پذیرایی و تجهیز مجالس، درباره تالارهای عروسی مجاز صحبت می کنم که تلاش می شود در این تالارها با رعایت موازین شرعی، خدمات مناسب نیز ارائه شود. عموم عروسی هایی که در تالارهای شهر تهران برگزار می شود برای خانواده هایی از اقشار متوسط و ضعیف است؛ بنا براین این قیمت ها نمی تواند صحت داشته باشد، البته تعدادی تالار در شهر تهران وجود که عموما در مناطق شمالی شهر قرار دارند که هزینه تمام شده در آن ها گران تر است، اما بعید می دانم قیمت تمام شده در این تالارها نیز بیش از 100 میلیون تومان باشد.با وجود این برخی از هتل های شهر تهران هستند که می توانم به هتل استقلال، اسپیناس، آزادی اشاره کنم که هزینه تمام شده عروسی در این هتل ها گران تر است و چند صد میلیون تومان می شود. باوجود این در این هتل ها و تالارهای بالای شهر نیز عروسی ها تحت نظارت اتحادیه و با رعایت موازین شرعی برگزار می شود. عموما نرخ هزینه عروسی برای هر فرد از 25 تا 60هزار تومان متغیر است، اما در برخی از هتل ها با توجه به تنوع غذاها و منوی هشت نوع غذا، از 150 تا 200هزار تومان تغییر می کند.در این میان به دلیل هژمونی فرهنگی شاهد هستیم که خانواده ها اصرار دارند تا هزینه های عروسی تصاعدی باشد که این با مقوله فرهنگی و مذهبی کشور در تعارض است؛ زیرا اسراف است. اما متاسفانه فضای مجازی موجب شده تا برخی از مراسم عروسی خارج از شهر تهران انجام شود؛ برای مثال باغ های لواسان، شهریار، کرج و اسلامشهر که شنیده ام برخی از این مراسم هزینه های بسیار بالایی دارد که مورد تایید ما نیست. آن چه که مورد تایید کمیسیون فنی اتحادیه برای نرخ های تالارهای عروسی است براساس ظرفیت شان تعیین شده و در شهر تهران در حال اجراست.براساس نظارت ها و تعیین قیمت ها حداقل و حداکثر هزینه تمام شده عروسی در تالار چه میزان است؟ اعلام شده هزینه تمام شده در عروسی ازسه میلیون برای صد نفر شروع می شود. این امر چگونه امکان پذیر است؟این قیمت شدنی است؛ تالار با سه نوع غذا، سه نوع دسر، نفری 30 هزار تومان وجود دارد. اگر بخواهید به شما معرفی می کنم.این تالارها ورودی ندارد؟درباره ورودی باید به چند مسئله اشاره کنم. اداره تالارها هزینه های ثابتی دارند که می توان علاوه بر هزینه های جاری، به کارکنان اشاره کرد. کارکنانی که باید همیشه حضورداشته باشند، اما به دلایل مختلف همیشه مشغول به کار نیستند. یک تالار پذیرایی در بهترین حالت براساس کمیسیون فنی اتحادیه 120 مراسم خواهد داشت درنهایت در چهار ماه فعال است و هفت ماه کار خاصی ندارد. بسیاری از تالارهای پذیرایی در شهر به دلیل هزینه های بالای مدیریت باوجود کاربری تجاری، تعطیل می شوند.گرفتن ورودی برای این است که تالارها بتوانند به فعالیت شان ادامه دهند؛ البته بسیاری از تالارها برای این که بتوانند مشتری جذب کنند، ورودی دریافت نمی کنند، بااین حال قیمت ورودی در تالار 200 یا 300هزار تومان است. تالارها به دنبال سود نیستند و برای بقا تلاش می کنند. البته برخی سفارش ها در عروسی ها وجود دارد که قیمت را بالا می برد.تعداد تالارهای شهر تهران چقدر است؟کمتر از هزار تالار است که با توجه وضعیت کنونی هرماه تعدادی بسته می شود.در حال حاضر شرکت هایی فعال هستند که عروسی هایی را با ضوابط خاص خود برگزار می کنند، این شرکت ها چه میزان بر عملکرد تالارها اثر منفی گذاشته اند و آیا شما این شرکت های را تایید می کنید؟توصیه من به تمامی کسانی که قصد برگزاری مراسم عروسی دارند این است، حتما به واحدهای صنفی که دارای پروانه کسب هستند مراجعه کنند، اسامی این تالارها در سایت اتحادیه تالارهای پذیرایی موجود است. همچنین توصیه می کنیم که از تشریفات زیاد خودداری کنند.چه تعداد شکایت از تالارها برای رعایت نکردن ضوابط قیمتی دارید؟به هرحال شکایت هایی نیز وجود دارد که با مراجعه به اتحادیه در کمتر از 24 ساعت به آن رسیدگی و حق طرفین پرداخت می شود.بحث بر سر آرایش و پیرایش داماداصلاح دامادی چند؟گرچه می توان یکی از هزینه های جدی برگزاری مراسم ازدواج را به آرایشگاه های زنانه و هزینه آرایش و پیرایش عروس مربوط دانست، اما ظاهرا برای دامادها هزینه های این بخش چندان کمرشکن محسوب نمی شود؛ چراکه به گفته رئیس اتحادیه آرایشگران مردانه هزینه های مربوط به آرایشگاه داماد می تواند در حد ارقامی بین 200 تا 300 هزار تومان و نهایتا یک تا دو میلیون تومان باشد. در ادامه گفت وگوی مصطفی گواهی، رئیس اتحادیه آرایشگران و پیرایشگران مردانه با روزنامه «آسمان آبی» را می خوانیم.اصلاح شب دامادی چقدر هزینه دارد؟آرایش و پیرایش داماد هم مانند تمام موارد دیگر براساس درجه کیفی واحد مربوطه و همچنین منطقه جغرافیایی آن هزینه های مختلفی را به همراه دارد. عده ای از افراد به دنبال آرایشگاه های خاص و لاکچری هستند و همان گونه که برای عروس خانم ها برخی آرایشگاه های لاکچری و برند وجود دارد برای آقایان نیز شاهد چنین وضعیتی هستیم، اما در کنار این واحدهای لاکچری در مناطق جنوبی شهر یا حتی نقاط مرکزی می توان گفت رقم متعارف اصلاح داماد رقمی حدود 200 تا 300 هزار تومان می شود.در آرایشگاه های لاکچری چطور؟این بخش بستگی به خواسته و سلیقه افراد دارد، اما در برخی موارد به طور مثال فرد می خواهد برای مراسم ازدواج خود ...

ادامه مطلب  

عکس های مدل کارت عروسی های زیبا  

درخواست حذف این مطلب
یکی از مراحل تدارکات عروسی، تهیه کردن کارت عروسی و رساندن آن به دوست فامیل و آشنایان است و البته آخرین مرحله تدارکات عروسی است و یکی از زیباترین قسمت های عروسی نیز می باشد. عروس و داماد با ذوق و خوشحالی کارت عروسی خود را به کسانی که دعوت کرده اند می دهند و دیگران هم در شادی آنها سهیم می شوند. در انتخاب کارت عروسی باید بسیار دقت کرد زیرا بعضی ها به عنوان یادگاری این کارت را نگهداری می کنند.شاید فکر کنید که انتخاب کارت عروسی یکی از کارهای ساده در عروسی است ولی انتخاب این کارت دعوت همراه با چالش های خاص خود ...

ادامه مطلب  

چند ایده جالب توجه و خلاقانه برای عکاسی عروسی (قسمت 1)  

درخواست حذف این مطلب
عکاسی عروس و داماد یکی از شاخه های عکاسی و از جذاب ترین شان است. برای دور شدن از کلیشه های عکاسی عروسی، چند ایده خلاقانه بهتان معرفی می کنیم1. از فضاهای منفی استفاده کنیدcacá santoro عکاس اهل برزیل از برترین عکاسان عروسی است. او معمولا از فضاهای منفی در عکاسی زیاد استفاده می کند؛ برای مثال در این عکس خلاقیت به خرج داده و از عناصر جنگ ستارگان در عکس هایش استفاده کرده تا تاکید بر موضوع اصلی بیشتر شود. عکاسی عروسی2. عکس های دوتایی تاشوelisha braithwaite عکاس عروسی عکس های الیز و اسپنسر براون را در معبد شهر دریاچه نمک در یوتاه ایالت متحده ثبت کرده است. استفاده از دو عکس پشت سر هم در یک عکس هم به عکس حس پویایی و حرکت می دهد و هم از قانون های سنتی عکاسی تبعیت می کند. عکاسی عروسی3. عروس و داماد را به مکان های هیجان انگیز ببریدداگلاس دسپرس و کاترین پارک دیکین در لیست 30 فوتوژورنالیست عروس در سال 2018 قرار گرفتند. اگرچه طیف عکاسی آنها خیلی وسیع است اما با بردن عروس و داماد در محیط و فضاهای طبیعی هیجان انگیز عکس های فوق العاده ای را در محیط های طبیعی ثبت می کنند. عکاسی عروسی4. استفاده درست و بجا از نورbethan haywood jones عکاس در این شات با استفاده درست از نور و بازی با زمان و کمی از اغراق در نور با روشن تر کردن عکس، تصویری کلاسیک از یک ازدواج را رقم زده و آن را با جادوی جهان واقعی آمیخته است. عکاسی عروسی5. لحظه ها را حس کنید و دریابیدعروسی مراسمی برای بهم پیوستن دو عاشق و برگزاری جشن برای شاد بودن در لحظه است. عکاس باید تمام صحنه های خاطره ...

ادامه مطلب  

ژانگولربازی های شب عروسی، به قیمت پول خون!  

درخواست حذف این مطلب
«تمام چیزی که از عروسی می ماند، عکس هایش است.» این جمله را اغلب کسانی که در سال های دور و نزدیک ازدواج کرده اند، به عروس و دامادهای در حال برنامه ریزی یادآوری می کنند. اصلا چرا راه دوری برویم. همیشه بهترین قسمت دور زدن در آلبوم های خانوادگی، مرور عکس های قدیمی عروسی است.این عکس ها هر چقدر بی هواتر گرفته شده باشند، لطف بیشتری دارند و حس و حال لحظه را بیشتر نشان می دهند. برای همین هم یکی از مراحل مهم برنامه ریزی برای عروسی پیدا کردن کسی است که بتواند لحظه ها را ثبت کند. اما این روزها این مرحله از فرآیند پیچیده برگزاری مراسم عروسی آن قدر مهم شده که همه چیز فدای آن می شود؛ حتی آسایش و شادی دوست و آشناها و خود عروس و داماد؛ آن هم در مهم ترین روز زندگی شان!هر چه خفن تر بهتر!کم کم هوا دل پذیر می شود. این اتفاق برای کسانی که منتظر اتفاق خاصی نیستند، صرفا یک تغییر فصل مطبوع است؛ اما برای آنهایی که منتظر یکی از به یادماندنی ترین روزهای زندگی شان، یعنی جشن عروسی هستند، بهتر شدن هوا یعنی موقعیتی بهتر برای برگزاری یک مراسم به یادماندنی. با شروع فصل بهار دیگر سرمای هوا مانع عکاسی در هوای باز یا برگزاری عروسی در باغ نمی شود و طبیعت هم در زیباترین حالت خودش قرار دارد و این حال همه را خوب می کند. همه اینها دست به دست هم می دهند تا زوج های زیادی با تمام وجود مشغول برنامه ریزی باشند. این روزها با داغ شدن تب و تاب شبکه های اجتماعی و رقابتی که در آنها بر سر برگزاری هر چه خفن تر جشن عروسی وجود دارد، باعث شده که برای خیلی ها این برنامه ریزی پیچیده تر بشودو دختر و پسرها در روز عروسی به مصاف شاخ غول بروند. خب این شور و حال برای عده زیادی، کاسبی خوبی به راه انداخته و خلق کننده های عجیب ترین ایده ها برنده رقابت بر سر تور کردن عروس و دامادها می شوند. برای این که از این ایده های خلاقانه سر در بیاوریم، باید در نقش عروس و دامادی ذوق زده سراغ کسانی می رفتیم که خودشان را برنامه ریز عروسی معرفی می کنند. آنها به ما پیشنهادهایی می دادند که در مقابل شان به سختی می توانستیم جلوی گرد شدن چشم های مان را بگیریم. البته وقتی قیمت اجرای هر کدام از این پیشنهادها را می گفتند، دیگر مهار چشم ها به کلی از دست می رفت. اما آنها انگار اولین بارشان نبود که با این صحنه مواجه می شدند. خیلی خونسرد از مزایای برگزاری مراسمی می گفتند که در یاد همه می ماند و مهمان ها را انگشت به دهان می گذارد.ثبت خاطره های واقعی یا ساختگیقدیم ترها یک نفر با یک دوربین معمولی تصویر عروس و داماد را در روز عروسی ثبت می کرد. تا همین اواخر هم یک گروه دو نفره شامل یک زن و یک مرد با یک دوربین عکاسی و یک دوربین فیلمبرداری که بین بخش زنانه و مردانه مراسم جابجا می شد، کار عروس و دامادهای خوشحال را راه می انداختند اما اخیرا این چیزها کفایت عروسی های جدید را نمی دهد و باید یک تیم کارکشته متشکل از چندین متخصص در رشته های مختلف حاضر باشند تا یک فیلم شبه سینمایی تمام عیار از قبل و حتی بعد از عروسی ثبت کنند. نفوذ تیم نفوذی ما به یکی از گروه های خفن فیلمبرداری از مراسم عروسی دستاوردهای تعجب آوری داشت.همه چیز از ورود به یک استودیوی شیک در قیطریه شروع شد. با آنها از طریق اینستاگرام آشنا شدیم و آدرس و شماره تلفن گرفتیم. وقتی وارد شدیم با ما طوری برخورد کردند که انگار سال هاست همدیگر را می شناسیم. اول چند نمونه کار برای مان پخش شد. در حال پخش نمونه کارها توضیحات آنها را می شنیدیم و هر لحظه تعجب مان زیادت می کرد. بخش هایی از ویدیوها روی یک کشتی در سواحل یونان گرفته شده بود و بخش هایی هم در بناهای تاریخی این کشور. لابد قرار بود یکی از ما نقش سقراط را بازی کند. نمونه کارها که تمام شد نوبت به مرور آپشن هایی رسید که برایمان خدمات استودیو را توضیح می داد.مدیر استودیو که زن جوانی بود، توضیح داد که ما می توانیم هر کشوری را که می خواهیم برای عکاسی و فیلمبرداری ویدیوهای قبل از عروسی انتخاب کنیم. پیشنهاد آنها برای فصل بهار استانبول بود که به گفته خودشان هم هوای خوبی دارد و هم سفر به این شهر به صرفه تر است. البته اگر می خواستیم پاریس را هم برایمان ردیف می کردند تا چند سال دیگر بچه های مان عکس عروسی پدر و مادرشان را که زیر برج ایفل بودند، نشان دوستان شان بدهند و همین حالا هم خودمان بتوانیم بقیه را حسابی تحت تاثیر قرار بدهیم.قیمت این کار بسته به کشوری که انتخاب می کردیم، از ۳۵ میلیون تومان تا ۱۰۰ میلیون تومان متغیر بود. اینجا بود که نتوانستیم جلوی تعجب مان را بگیریم اما خانم مدیر در کمال خونسردی برای مان توضیح داد که بردن یک تیم هفت نفره شامل عروس و داماد به همراه تجهیزات کامل به یک کشور دیگر خرج هایی دارد که اگر آنها را بشمرد، حتما قانع می شویم که این پول زیادی نیست. برای سه روز کامل عکاسی و فیلمبرداری در استانبول باید ۳۵ میلیون تومان پرداخت می کردیم، البته اگر آپشن های اضافه را نمی خواستیم و آرایشگر را خودمان تقبل می کردیم، در غیر این صورت چهار میلیون تومان برای آرایشگری که تمام طول سفر با ما باشد و ظاهرمان را آراسته نگه دارد، به فاکتور اضافه می شد.استخدام استایلیست برای بدبدن ها!این تمام ماجرا نیست. اگر عروس و داماد چغر و بدبدنی باشیم و ندانیم در چه زاویه و ژستی درست مثل مدل ها به نظر می رسیم، با یک و نیم میلیون تومان ناقابل، یک استایلیست هم ما را همراهی می کرد. این استایلیست نه تنها به ما می گوید چطور ژست بگیریم، بلکه قبل از سفر لباس های مان را هم چک می کند و به ما می گوید که چه مدل لباسی بیشتر به ما می آید تا همان ها را با خودمان به سفر بیاوریم. یک آپشن دیگر هم مانده. اگر فیلمبرداری هوایی بخواهیم باید پنج میلیون تومان بیشتر بدهیم تا یک پهپاد کوچک از ارتفاع بالا هم تصویرمان را ثبت کند. به این ترتیب، ما در پایا ...

ادامه مطلب  

عروسی دختر لری در خرم آباد  

درخواست حذف این مطلب
لر ها آداب و رسوم خاصی دارند عروسی آن ها مانند زندگیشان آداب و رسومی دارد آن ها با نوای ساز لری و با ریتمی آرام در عروسی ها به حرکت در می آیند و دستمال بر دست می گیرند و عروس را سوار اسب می کنند لباس های مردان لری بخشی از هویت آن ها می باشد به تازگی خانواده ای در خرم آباد تصمیم گرفتند تا با آداب و رسوم اجدادشان مراسم عروسیشان را برگزار کنند تا انگیزه ای برای همشهریانشان نیز باشد در ادامه تصاویری از مراسم عروسی دختر لری در خرم آباد را در نیک صالحی مشاهده کنید.عروسی لُرها مثل زندگی روزمره شان آداب و رسومی دارد. اگرچه چرخ سریع زندگی شهری این آئین را هم زیر گرفته، اما هنوز هم گاه نوای ساز و دغلی که مردان و زنان لُر را با ریتمی آرام به حرکت درمی آورد از میان ولولۀ شادی عروسی ها شنیده می شود و می توان عروس را سوار بر اسب دید؛ آن هم در روزگاری که مرکب آهنیِ شب عروسی یکی از تجملی ترین بخش های ماجرای مراسم ازدواج شده است.عروسی لُرهامراسم سنتی عروسی دختر لری در خرم آبادزندگ ...

ادامه مطلب  

نکاتی مهم در انتخاب تالار عروسی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش سایت خبری و به نقل از سایت عروس: تالارعروسی برای عروس،داماد و هم برای میهمانان اهمیت خاص و ویژه ای را دارا می باشد و انتخاب مناسب ترین تالار عروسی از مهمترین تشریفات در مراسم عروسی به شمار می رود.حتی همیشه برای انتخاب تالار عروسی خانواده طرفین دچار اختلاف نظر هایی می شوند. اگر شما در نظر دارید که عروسی خود را در یکی از بهترین تالارهای شهر برگزار کنید ، اولین گام برای برگزاری جشن عروسی ، انتخاب و ثبت کردن تاریخ جشن شما در تالار عروسی می باشد.تا زمانی که تالار خود را انتخاب نکرده و قرارداد بین طرفین بسته نشده و قطعیت زمان عروسی معلوم نشده باشد، بقیه کارهای عروسیتان پا در هوا است زیرا تمام عوامل عروسی شما بر اساس تاریخ مراسم عروسی می باشد و تاریخ مراسم با تالار ثبت میشود.در ابتدا مهمان های خود را جدا جدا با تفکیک مهمان های عروس و مهمان های داماد لیست بگیرید.تعداد مهمان ها را دقیق دربیارید. اما توجه داشته باشید در انتخاب تالار عروسی به کیفیت غذا ، سرویس دهی مهماندارها ، زیبایی و نظافت تالار توجه و دقت کافی را داشته باشید. میزها ، صندلی ها ، ظروف پذیرایی ، تزئینات تالار و ارتفاع سقف را حتما در نظر بگیرید.اگر سقف تالار شما کوتاه باشد در روز عروسی، در نظر بگیرید که امکان فیلمبرداری با کرین برای گروه فیلمبرداری شما وجود نخواهد داشت. موقعیت نمازخانه ، سرویس بهداشتی و اتاق تعویض لباس بانوان را حتما درنظر بگیرید.اگر تالار در طبقات بالای ساختمان قراردارد، حتما پله های تالار را درنظر بگیرید، چرا که بالاخره لیز بودن پله ها مشکل ساز می شود. اگر میخواهید تالار باغ انتخاب کنید این را حتما در نظر داشته باشید که چه تاریخی از سال را می خواهید برای عروسیتان انتخاب کنید.آیا تاریخ عروسی شما در تابستان است یا در فصلی سرد؟اگر در فصل سرد می خواهید مراسم عروسی بگیرید پس تالار باغ گزینه ای مناسب برای شما نمی باشد. برای انتخاب تالار عروسی حتما این نکته را در نظر بگیرید که تالار عروسی شما پارکینگ برای ماشین مهمانانتان داشته باشد یا حتی اینکه چه فضایی را به شما برای امنیت خودروهایتان به شما اختصاص می دهد.اگربرای پیدا کردن تالار عروسی یا باغ عروسی فرصت کمی دارید را دارید نباید به خود استرس و نگرانی راه بدهید. چرا که امروزه چیزی که در شهر شما فراوان است تالار عروسی می باشد. فقط کافیست برای انتخاب بهترین تالار دقت بخرج بدهید.به روز بودن طراحی و چیدمان سالن پذیرایی یکی از مهمترین مواردی است که شما باید به آن هم توجه داشته باشید. زیبایی و تمیزی آن در مراسمتان قابل مشاهده است مخصوصا در فیلم عروسیتان که این هم مهم تلقی می شود.تالارهایی هستند که حتی تم عروسی شما را هم برایتان اجرا می کنند و زیبایی بسزایی را به جشن شما می بخشند. زیبایی دکور مراسم به بهتر جلوه داده شدن نمای داخلی تالار و حتی در چشمان مهمانان شما نقش زیادی را می تواند ایفا کند.هستند تالارهایی که حتی گل آرایی را جزئی از خدمات خود می دانند. زیبایی گل آرایی در دید میهمانان شما جذابیت بیشتری را دارد.مسیری را که عروس می ...

ادامه مطلب  

جشن عروسی در نقاط مختلف جهان  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها - ترجمه از پردیس بختیاری: روز عروسی، مهم ترین روز زندگی هر کسی است و این روز می تواند به بهترین خاطره زندگی تبدیل شود. مسلما مراسم عروسی در خاطره شدن این روز مهم بی تاثیر نیست. اما اینکه بدانیم برگزاری مراسم عروسی در هر کشور و هر مکانی متفاوت است می تواند این موضوع را جالب تر کند. در این مطلب برخی از آداب و رسوم ازدواج در کشورهای مختلف جهان را برایتان آورده ایم تا شما هم با سنت های زیبای عروسی آشنا شوید.1. هندمراسم عروسی در هند کاملا بستگی به محل زندگی و مذهب عروس و داماد دارد که منطقه به منطقه متفاوت است. از آنجا که اکثر عروسی هایی که در هند برگزار می شود تا حد زیادی وابسته به سنت های قدیمی است، معمولا تا چند روز به طول می انجامد. به عنوان مثال در مراسمی به نام «مهندی»، عروس دست ها و پاهای خود را با حنا رنگ می کند که اغلب دوستان و خانواده اش نیز در این رسم او را همراهمی می کنند. 2. چیندر سنت های چین معمولا عروس لباسی به رنگ قرمز به تن می کند که البته اخیرا بسیاری از آنها در اواسط مراسم لباس هایشان را تغییر داده و لباسی سفید را جایگزین آن می کنند. رنگ قرمز نشانه ای از خوش شانسی و دور نگه داشتن شیطان از عروس و داماد است. روی لباس عروس نیز معمولا طرح هایی از اژدهاست که سمبلی از قدرت می باشد. در روز عروسی، داماد به دنبال عروس می رود. رسم این است که دوستان عروس، او را دوره می کنند و تظاهر می کنند که نمی خواهند او را به دست داماد بسپارند. داماد نیز برای این که بتواند عروس را به دست آورد، به آنها پولی می ده تا آزادش کنند.دختران چینی معمولا در سن پایین ازدواج می کنند به طوری که دختری که در سن 30 سالگی همچنان مجرد باشد، از نظر آنها ترشیده است.3. موریتانیدر موریتانی، کشوری در شمال غربی آفریقا، اعتقاد بر این است که هر چه عروس چاق تر باشد، جای بیشتری در دل همسرش باز خواهد کرد. بنابراین، اگرچه در اکثر نقاط جهان عروس ها قبل از عروسی رژیم های سخت غذایی خود را آغاز می کنند که تا آن روز خوش اندام شوند، اما در این منطقه برعکس است. عروس های مجبورند که خودشان را تا می توانند چاق کنند. در واقع چاقی نشانه از خوشبختی و موفقیت آنها در ازدواج است. 4. جامائیکامراسم عروسی در جامائیکا آنقدر بزرگ و مهم است که تمام مردم منطقه را به دور خود جمع می کند. طبق سنت های قدیمی، مردم تمام روستاها در روز عروسی برای تماشای عروس که زیباتر از همیشه است، به خیابان ها می آیند. اگر آنها احساس کنند که عروس به اندازه کافی زیبا و جذاب نشده است، از او انتقاد می کنند. در این شرایط عروس بار دیگر به خانه اش می رود تا خودش را زیباتر سازد. در مراسم عروسی ج ...

ادامه مطلب  

«ازدواج بهاره رهنما» | عکسهای جدید ازدواج بهاره رهنما و همسرش؛ «امیر خسرو عباسی»  

درخواست حذف این مطلب
«ازدواج بهاره رهنما» | امیر خسرو عباسی و بهاره رهنما چهارم شهریور امسال زندگی مشترک خود را جشن گرفتند. از زمانی که نخستین عکس مراسم عروسی بهاره رهنما و خسرو عباسی منتشر شد، کاربران فضای مجازی همچنان دنبال عکسهای این مراسم می گردند. عکسهای جدید ازدواج بهاره رهنما را در ادامه ببینید!بیشتر ببینید: عکس: عروسی بهاره رهنما +جزئیاتبیشتر ببینید: تشریفات ازدواج بهاره رهنما +عکسبیشتر بخوانید: امیر خسرو عباسی کی ...

ادامه مطلب  

گالری مدل موی فر بلند بچگانه شیک و زیبا  

درخواست حذف این مطلب
فر موی بچه گانه،, مدل موی بچه گانه،جدیدترین مدل های موی فر دخترانه بلند موی فر ۲۰۱۷ جدیدترین و زیباترین مدل های موی فر بچگانهمدل موی بلند بچگانه فرمدل های موی فر بلند داشتن موی فر مخصوصا برای دختر بچه ها شیک تر و دوست داشتنی تر است به شرطی که اصول مراقبت از موهای فر و بلند را مادران عزیز بدانند. چون مراقبت از موی فر بلند برای بچه ها خیلی سخت است. برای نگهداری و مراقبت از موی فر رعایت یکسری نکاتی لازم است که در زیر توضیح داده شده است: ۸ پرهیزی که دارندگان موی فر بهتر است به آنها پایبند باشند: ۱- پرهیز از شانه کردن موی فری که خشک و کثیف استیکی از مشکلات اصلی خانم هایی که موی فردارند، گره خوردن موها درهم است. شانه زدن و باز کردن گره وقتی مو رطوبت کافی دارد و تمیز است، کار دشواری نیست اما وقتی مو کثیف و خشک است، شانه کردن و باز کردن گره ها باعث کنده شدن مو و ریزش آن می شود. برای شانه زدن، ابتدا موها را تمیز بشویید تا رطوبت کافی داشته باشند. بعد از کمی خشک شدن، شانه زدن مو را از نوک آغاز کنید. ۲- پرهیز از وز دادن و خشک کردن مو با حولهیکی از خطاهای خانم هایی که موی فر دارند، خشک کردن آن با حوله است. هرگز نباید حوله را روی سر انداخت و با ورز دادن مو، آن را خشک کرد. این کار سبب گره خوردن موها می شود. بهترین کار این است که حوله ای از الیاف بامبو را دور موهای تان بپیچید و با دست مو را فشار دهید تا آب آن گرفته شود. بعد در معرض جریان هوا قرار بگیرید و صبر و حوصله داشته باشید تا مو های تان به طور طبیعی خشک شود. ۳- پرهیز از مصرف نرم کننده بعد از شامپو زدناغلب شامپوها چربی را به طور کامل از روی مو برمی دارند و سبب خشکی مو می شوند. شستشو مخصوصا شستشوی روزانه با شامپو می تواند سبب وز و گره خوردن مو در هم به دلیل خشکی شود، بنابراین هرگز بعد از شامپو زدن مو، استفاده از ماسک مو یا نرم کننده را فراموش نکنید. حتی می توانید از شامپوهای ۲ در ۱ که خود حاوی نرم کننده هستند، استفاده کنید. اگرچه نرم کننده ها به نرم و مرطوب شدن موها بعد از حمام کمک می کنند اما باید در شبانه روز و در طول هفته هم مو را به کمک کرم ها و سرم ها مرطوب کرد. اکثر خانم ها از روغن نارگیل استفاده می کنند. این روغن خوب است اما استفاده مکرر و روزانه از آن را توصیه نمی کنیم.در داروخانه سرم های مناسبی وجود دارد که می توانید هر از گاهی از آنها هم کمک بگیرید. ۴- پرهیز از خوابیدن با موی چربخیلی از خانم ها با موی فر، شب، هنگام خوابیدن، موها را با روغن نارگیل یا سرم های مرطوب کننده چرب می کنند و بعد بدون اینکه پوشش روی سر بگذارند، می خوابند. آنه ...

ادامه مطلب  

مراسم عروسی جسیکا چستین 40 ساله با همسر 34 ساله اش  

درخواست حذف این مطلب
جسیکا چستین jessica chastain بازیگر مشهور با جیان لوکا پاسی gian luca passi در روز شنبه در ایتالیا مراسم ازدواج اش را برگزار کرد. این مراسم عروسی در نزدیکی شهر ونیز برگزار شد.جسیکا چستین jessica chastain بازیگر مشهور با جیان لوکا پاسی gian luca passi در روز شنبه در ایتالیا مراسم ازدواج اش را برگزار کرد. این مراسم عروسی در نزدیکی شهر ونیز برگزار شد.جسیکا چستین 40 ساله برای روز عروسی اش یک لباس عروس سفید بسیار ساده که فقط قسمت بالای آن کار شده بود به تن کرده بود. او همچنین به عنوان زیورآلات فقط یک جفت گوشواره به تن کرده بود.جیان لوکا پاسی 34 ساله، همسر جسیکا چستین با یک کت و شلوار آبی بسیار شیک، یک پیراهن سفید و کراوات خاکستری در مراسم عروسی اش حاضر شده بود.مراسم عروسی جسیکا چستین jessica chastain و جیان لوکا پاسی gian luca passi - عکس شماره 1مراسم عروسی جسیکا چستین jessica chastain و جیان لوکا پاسی gian luca passi - عکس شماره ...

ادامه مطلب  

انتخاب بهترین لباس مجلسی برای عروسی  

درخواست حذف این مطلب
انتخاب لباس مجلسی مناسب کار سخت است. در این مطلب به شما می گوییم که لباس مجلسی مناسب برای عروسی باید چه ویژگیهایی داشته باشد.همه ما خانم ها از چندین هفته تا چندین ماه قبل از یک مهمانی، عروسی و یا هر مجلسی که در آن نیاز باشه ظاهری متمایز داشته باشیم به دنبال یک لباس شب شیک می گردیم. انتخاب یک لباس مجلسی کار ساده ای نیست و به ظاهر و فرم بدن شما بستگی دارد. نکاتی برای انتخاب لباس مجلسی و معرفی چند مدل لباس در این مقاله مطالعه کنید.با کارشناسان حوزه مد صحبت کرده ایم و در اینجا نکاتی آورده ایم که می تواند به شما در مورد پوشیدن یا نپوشیدن بعضی لباس ها و استفاده از برخی اکسسوارها در مراسم عروسی دوستان یا اقوامتان مفید واقع شود.لباس مجلسی دخترانه اگر یک خانم بالغ بالای 18 سال هستید بهتر است لباس مجلسی کوتاه نپوشید چون نه تنها احترام به خانواده های میزبان است بلکه لباس های بلند بسیار زیباتر و جذاب تر هستند.باید لباس های تک رنگ یا طرح های ساده انتخاب کنیدممکن است روز عروسی خودتان نباشد و فقط به عروسی فرد دیگری دعوت شده باشید، اما می دانید که دوربین هایی ازچپ و راست و همه طرف هستند که از شما عکس می گیرند، پس می خواهید که زیبا باشید و در بهترین حالت ظاهر شوید. به منظور انجام این امر، کارشناسان مد پیشنهاد می کنند که “بیشتر لباس های تک رنگ و طرح های ساده مناسب شما است.” به علاوه در این سناریو، لباس روشن گزینه مطمئن و درستی برای پوشیدن است.با توجه به این موضوع، سالها است که این باور وجود دارد که باید از طرح های راه راه افقی دوری کنیم و از راه راه عمودی استفاده کنیم. اگر بخواهیم بلندتر و لاغرتر دیده شویم، می توان با اطمینان گفت که اصل عمومی همین است. ولی وقتی می دانیم که قرار است در چند عکس دیده شویم. خلاف این قضیه درست است. همانطور که مطالعات نشان می دهند، راه راه افقی در مقایسه با راه راه عمودی، حالت باریک تری به پیکر ما می دهند. اگر برای عروسی بعدی، قصد استفاده از طرح راه راه باریک ساده دارید، راه راه عمودی را کنار بگذارید و راه راه افقی را انتخاب کنید.لباس مجلسی برای عروسیحتماً دامنی تا نوک انگشتان پایتان بپوشیدبا آنکه ممکن است لباس کوتاه یا دامن کوتاهی که اخیراً آن را خریده اید، بسیار زیبا و جذاب باشد و به شما بیاید، اما عروسی، مکانی برای نشان دادن آن نیست. پس آن را در خانه گذاشته و به دنبال لباسی بلندتر و مناسب تر باشید. پیراهن ها و دامن ها باید طولشان تا نوک انگشتان پا باشد. از آنجایی که شما در مراسم عروسی زیاد می نشینید و بلند می شوید، جالب نیست که مرتب دامن تان را پایین بکشید.چیزی مناسب با محل مراسم انتخاب کنیداگر می دانید که عروسی قرار است در کجا برگزار شود، می توانید از این نکته استفاده کنید که چه چیزهایی در این مکان مناسب پوشیدن است و چه چیزهایی مناسب پوشیدن نیست. اگر در اواسط تابستان قرار است در محوطه بیرون زیر نور خورشید بنشینید، می توانید لباسی بپوشید که بسیار متفاوت باشد. بنا به نظر کارشناسان مد خارجی:مشخص بودن محل برگزاری می تواند به شما کمک کند چه چیزی بپوشید. رویداد مذهبی ممکن است نیاز به پوشاندن موها و بازوهایتان داشته باشد یا لباس فضای باز برای یک رویداد ساحلی مناسب خواهد بود.”از آنچه در کارت دعوت نوشته شده راهنمایی بگیریدنکته مثبت اینجاست که حتی اگر چیز زیادی در مورد مراسمی که قرار است در آن حضور یابید نمی دانید یا هنوز مطمئن نیستید که چه لباسی مناسب است، بیشتر دعوت نامه ها می توانند اطلاعات بیشتری در این خصوص به شما بدهند که ممکن است در زمان انتخاب لباس برای پوشیدن در آن مراسم، برایتان مفید باشد.شارون شواتزر، کارشناس بین المللی اتیکت در این باره می گوید:”محل و زمان عروسی را مد نظر قرار دهید تا در مورد اینکه چگونه لباس بپوشید تصمیم گیری کنید. اگر دعوت نامه نشان دهد که مراسم در زمان غروب آفتاب برگزار می شود، پس می دانید که باید چگونه لباس بپوشید. اگر دعوت نامه نشان دهد که عروسی، بعد از ظهر است پس لباستان می تواند غیر جدی تر و غیر رسمی تر باشد.”نمی توانید اشتباها لباس غیر مناسبی مانند لباس نسبتاً سیاه بپوشیداغلب شنیده اید که هر خانمی حتما باید حداقل یک پیراهن کوتاه سیاه (lbd) داشته باشد، و این پیراهن را برای اکثر مناسبت ها مانند مهمانی ها و دیگر مراسم، در کمدش آویزان کند. اما آیا lbd برای مراسم عروسی هم مناسب است؟ همانطور که روشن است، این لباس مناسب است!یک کارشناس مد می گوید:”لباس کوتاه سیاه می تواند برای هر مناسبتی پوشیده شود و عروسی ها هم از این قاعده مستثنی نیستند. اگر در کمد لباستان یک پیراهن کوتاه مشکی ندارید، پس این فرصت را به عنوان بهترین فرصت برای خرید در نظر بگیرید و لباس جدیدتان را بخرید. بدانید که از این لباس به اندازه کافی استفاده خواهید کرد.همچنین بخوانید : مدل های لباس مجلسی دخترانه جدیدکفش های راحت انتخاب کنیدهمانطور که می دانید پوشیدن کفش راحت در هر مراسمی یکی از اصول اتیکت عمومی است. طبیعتاً منظورمان پوشیدن کفش های صورتی روشن پیاده روی تان برای عروسی نیست. بلکه منظورمان پوشیدن کفش خوب و زیبا یعنی پوشیدن کفشی که بتوانید به راحتی چند ساعت آن را بپوشید است. آلیس هد، یک مدیر برنامه ریزی و برگزاری عروسی در آمریکا پیشنهاد می دهد که “کفش هایی را انتخاب کنید که برای چند ساعت قابل پوشیدن باشد.”در حالی که همه ما احتمالاً کفش هایمان را از زیر میز در خواهیم آورد و مجدد آن را برای رقصیدن در طول مجلس رقص خواهیم پو ...

ادامه مطلب  

کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده | قسمت سوم  

درخواست حذف این مطلب
همانطور که وعده داده بودیم، هر هفته آخرین کتاب از مجموعه هری پاتر را با نام هری پاتر و فرزند نفرین شده در سایت مجموعه زندگی شروع کرده ایم. هر چهارشنبه می توانید با مراجعه به صفحه اختصاصی (lifecollection.ir/hpcc) محتوای جدید کتاب را مطالعه کنید. این صفحه در حال تکمیل بوده و پس از انتشار چند قسمت فعال می شود. کتاب هری پاتر و فرزند نفرین شده نوشته جی کی رولینگ بوده و این نسخه نمایشنامه آن کتاب است که به صورت اختصاصی توسط امیر فولادی برای سایت مجموعه زندگی ترجمه شده است.هری پاتر و فرزند نفرین شده دارای دو بخش اصلی است. بخش اول شامل اجرای اول و دوم و بخش دوم شامل اجرای سوم و چهارم است. ترجمه از ابتدای کتاب شروع شده و هر هفته تکمیل می شود. اجرای اول کتاب ۱۹ سکانس داشته که در اولین قسمت منتشر شده در سایت می توانید ۴ سکانس را به صورت کامل مطالعه کنید. همچنین توصیه می شود برای مطالعه از نسخه دسکتاپ سایت استفاده کنید و با موبایل مطالعه نکنید. همچنین جهت سهولت بیشتر شما کاربران در انتهای هر مطلب فایل پی دی اف مخصوص هر بخش قرار داده شده تا جهت مطالعه به صورت آفلاین بتوانید از آن استفاده کنید. بعد از اتمام تمامی قسمت ها فایل نهایی کتاب نیز منتشر خواهد شد.عنوان اصلی کتاب: هری پاتر و فرزند نفرین شده (harry potter and the cursed child)نویسندگان: جی کی رولینگ و جک تورنمترجم: امیر فولادیویراستار: امیر فولادیناشر: مجموعه زندگی دیجیتالیک صدای بلند شنیده میشود و سپس یک تصادف اتفاق میافتد، دادلی دورسلی و عمه پتونیا و عمو ورنون پشت یک تخت قایم میشونددادلی: مامان، من میترسم.عمه پتونیا: من میدانستم با آمادن به اینجا یک مشکل برایمان پیش میآید، ورنون، ورنون، هیچجایی نیست که بتوانیم قایم شویم.یک صدای بلند دیگر شنیده میشود.عمو ورنون: صبرکن، هرچی هست اینجا نمیآید.عمه پتونیا: ما طلسم شدهایم، او ما را طلسم کرده است، همهی تقصیرها به گردن او است. برگرد به جایی که بودی.هری جوان راهش را میکشد، در حالی که عمو ورنون تفنگش را درمیآورد.عمو ورنون: هرکسی هستی، مواظب باش که من مسلح هستم.با یک صدای بلند و یک ضربهی محکم در از جا کنده میشود، هاگرید در وسط ورودی در ایستادهاست و به همهی آنها نگاه میکند.هاگرید: کاش یک لیوان چای درست میکردید! سفر آسانی نبوده برای من.دادلی: او را نگاه کن!عمو ورنون: دادلی پشت سر من به ایست، من این خردهفروش را فراری میدهم.هاگرید: چی گفتی به من؟یک صدای بلند شنیده میشود و سپس یک تصادف اتفاق میافتد، دادلی دورسلی و عمه پتونیا و عمو ورنون پشت یک تخت قایم میشونددادلی: مامان، من میترسم.عمه پتونیا: من میدانستم با آمادن به اینجا یک مشکل برایمان پیش میآید، ورنون، ورنون، هیچجایی نیست که بتوانیم قایم شویم.یک صدای بلند دیگ ...

ادامه مطلب  

عروسی لاکچری پسند به قیمت پول خون/از استخدام استایلیست برای بدبدن ها تا سفارش ویژه حوضچه قو!  

درخواست حذف این مطلب
عروسی لاکچری پسند به قیمت پول خون/از استخدام استایلیست برای بدبدن ها تا سفارش ویژه حوضچه قو!به گزارشمجله اینترنتیملکانه،همیشه بهترین قسمت دور زدن در آلبوم های خانوادگی، مرور عکس های قدیمی عروسی است.این عکس ها هر چقدر بی هواتر گرفته شده باشند، لطف بیشتری دارند و حس و حال لحظه را بیشتر نشان می دهند. برای همین هم یکی از مراحل مهم برنامه ریزی برای عروسی پیدا کردن کسی است که بتواند لحظه ها را ثبت کند. اما این روزها این مرحله از فرآیند پیچیده برگزاری مراسم عروسی آن قدر مهم شده که همه چیز فدای آن می شود؛ حتی آسایش و شادی دوست و آشناها و خود عروس و داماد؛ آن هم در مهم ترین روز زندگی شان!هر چه خفن تر بهتر!کم کم هوا دل پذیر می شود. این اتفاق برای کسانی که منتظر اتفاق خاصی نیستند، صرفا یک تغییر فصل مطبوع است؛ اما برای آنهایی که منتظر یکی از به یادماندنی ترین روزهای زندگی شان، یعنی جشن عروسی هستند، بهتر شدن هوا یعنی موقعیتی بهتر برای برگزاری یک مراسم به یادماندنی. با شروع فصل بهار دیگر سرمای هوا مانع عکاسی در هوای باز یا برگزاری عروسی در باغ نمی شود و طبیعت هم در زیباترین حالت خودش قرار دارد و این حال همه را خوب می کند.همه اینها دست به دست هم می دهند تا زوج های زیادی با تمام وجود مشغول برنامه ریزی باشند. این روزها با داغ شدن تب و تاب شبکه های اجتماعی و رقابتی که در آنها بر سر برگزاری هر چه خفن تر جشن عروسی وجود دارد، باعث شده که برای خیلی ها این برنامه ریزی پیچیده تر بشود.و دختر و پسرها در روز عروسی به مصاف شاخ غول بروند. خب این شور و حال برای عده زیادی، کاسبی خوبی به راه انداخته و خلق کننده های عجیب ترین ایده ها برنده رقابت بر سر تور کردن عروس و دامادها می شوند. برای این که از این ایده های خلاقانه سر در بیاوریم، باید در نقش عروس و دامادی ذوق زده سراغ کسانی می رفتیم که خودشان را برنامه ریز عروسی معرفی می کنند. آنها به ما پیشنهادهایی می دادند که در مقابل شان به سختی می توانستیم جلوی گرد شدن چشم های مان را بگیریم. البته وقتی قیمت اجرای هر کدام از این پیشنهادها را می گفتند، دیگر مهار چشم ها به کلی از دست می رفت. اما آنها انگار اولین بارشان نبود که با این صحنه مواجه می شدند. خیلی خونسرد از مزایای برگزاری مراسمی می گفتند که در یاد همه می ماند و مهمان ها را انگشت به دهان می گذارد.ثبت خاطره های واقعی یا ساختگیقدیم ترها یک نفر با یک دوربین معمولی تصویر عروس و داماد را در روز عروسی ثبت می کرد. تا همین اواخر هم یک گروه دو نفره شامل یک زن و یک مرد با یک دوربین عکاسی و یک دوربین فیلمبرداری که بین بخش زنانه و مردانه مراسم جابجا می شد، کار عروس و دامادهای خوشحال را راه می انداختند اما اخیرا این چیزها کفایت عروسی های جدید را نمی دهد و باید یک تیم کارکشته متشکل از چندین متخصص در رشته های مختلف حاضر باشند تا یک فیلم شبه سینمایی تمام عیار از قبل و حتی بعد از عروسی ثبت کنند. نفوذ تیم نفوذی ما به یکی از گروه های خفن فیلمبرداری از مراسم عروسی دستاوردهای تعجب آوری داشت.همه چیز از ورود به یک استودیوی شیک در قیطریه شروع شد. با آنها از طریق اینستاگرام آشنا شدیم و آدرس و شماره تلفن گرفتیم. وقتی وارد شدیم با ما طوری برخورد کردند که انگار سال هاست همدیگر را می شناسیم. اول چند نمونه کار برای مان پخش شد. در حال پخش نمونه کارها توضیحات آنها را می شنیدیم و هر لحظه تعجب مان زیادت می کرد. بخش هایی از ویدیوها روی یک کشتی در سواحل یونان گرفته شده بود و بخش هایی هم در بناهای تاریخی این کشور. لابد قرار بود یکی از ما نقش سقراط را بازی کند. نمونه کارها که تمام شد نوبت به مرور آپشن هایی رسید که برایمان خدمات استودیو را توضیح می داد.مدیر استودیو که زن جوانی بود، توضیح داد که ما می توانیم هر کشوری را که می خواهیم برای عکاسی و فیلمبرداری ویدیوهای قبل از عروسی انتخاب کنیم. پیشنهاد آنها برای فصل بهار استانبول بود که به گفته خودشان هم هوای خوبی دارد و هم سفر به این شهر به صرفه تر است. البته اگر می خواستیم پاریس را هم برایمان ردیف می کردند تا چند سال دیگر بچه های مان عکس عروسی پدر و مادرشان را که زیر برج ایفل بودند، نشان دوستان شان بدهند و همین حالا هم خودمان بتوانیم بقیه را حسابی تحت تاثیر قرار بدهیم.قیمت این کار بسته به کشوری که انتخاب می کردیم، از 35 میلیون تومان تا 100 میلیون تومان متغیر بود. اینجا بود که نتوانستیم جلوی تعجب مان را بگیریم اما خانم مدیر در کمال خونسردی برای مان توضیح داد که بردن یک تیم هفت نفره شامل عروس و داماد به همراه تجهیزات کامل به یک کشور دیگر خرج هایی دارد که اگر آنها را بشمرد، حتما قانع می شویم که این پول زیادی نیست. برای سه روز کامل عکاسی و فیلمبرداری در استانبول باید 35 میلیون تومان پرداخت می کردیم، البته اگر آپشن های اضافه را نمی خواستیم و آرایشگر را خودمان تقبل می کردیم، در غیر این صورت چهار میلیون تومان برای آرایشگری که تمام طول سفر با ما باشد و ظاهرمان را آراسته نگه دارد، به فاکتور اضافه می شد.استخدام استایلیست برای بدبدن ها!این تمام ماجرا نیست. اگر عروس و داماد چغر و بدبدنی باشیم و ندانیم در چه زاویه و ژستی درست مثل مدل ها به نظر می رسیم، با یک و نیم میلیون تومان ناقابل، یک استایلیست هم ما را همراهی می کرد. این استایلیست نه تنها به ما می گوید چطور ژست بگیریم، بلکه قبل از سفر لباس های مان را هم چک می کند و به ما می گوید که چه مدل لباسی بیشتر به ما می آید تا همان ها را با خودمان به سفر بیاوریم. یک آپشن دیگر هم مانده. اگر فیلمبرداری هوایی بخواهیم باید پنج میلیون تومان بیشتر بدهیم تا یک پهپاد کوچک از ارتفاع بالا هم تصویرمان را ثبت کند. به این ترتیب، ما در پایان ماجرا، یک آلبوم عکس حرفه ای، یک آلب ...

ادامه مطلب  

جشن عروسی سنتی عشایر قشقایی شیراز  

درخواست حذف این مطلب
درحاشیه نهمین جشنواره گردشگری پارس در شیراز، دو زوج ایل قشقایی شامل دو برادر و دو خواهر، بخشی از مراسم عروسی سنتی خود را برگزار کردند.به گزارش شفا ...

ادامه مطلب  

نقد فصل اول سریال the terror  

درخواست حذف این مطلب
دو کشتی قرن نوزدهمی وسط یخبندان قطب شمال گرفتار می شوند، هیولایی وحشی شکارشان می کند، انزوا و گرسنگی دیوانه شان می کند و این گونه the terror به یکی از بهترین سریال های ۲۰۱۸ تبدیل می شود.بعضی وقت ها مثل بچه ها می شوم. دیده اید وقتی اسبا ب بازی، اکشن فیگور، پازل یا دوچرخه ی جدیدی می خریدیم، دوست داشتیم هر چه زودتر آن را به دیگران نشان بدهیم و علاوه بر کمی فخر فروختن، دوست مان را در اشتیاق و ذوق زدگی مان شریک کنیم؟ خب، این روزها این حس به طرز شدیدی درباره ی من و سریال «ترور» (the terror) صدق می کند. این عیبی ندارد. ولی وقتی داریم درباره ی هنر صحبت می کنیم، لحن مان باید از آن ذوق زدگی بچگانه فاصله بگیرد و جای خودش را به فراهم کردن دلیل و منطق بدهد. مهم نیست من چقدر از فلان اثر خوشم آمده است. مهم این است که هرطور شده باید احساساتم را کنترل کنم و با آرامش توضیح بدهم که چرا و چگونه از فلان اثر خوشم آمده است و چرا شما بهتر است آن را دریابید. ولی بعضی وقت ها رام کردن احساساتِ افسارگسیخته ام درباره ی یک اثر به کاری غیرممکن تبدیل می شود. مغزم به سکوی نفتی شعله وری در وسط دریا تبدیل می شود که با لجبازی تمام به سوختن ادامه می دهد و هیچ نشانه ای از آرام گرفتن و کوتاه آمدن از خودش بروز نمی دهد. چند هفته ای از تمام شدنِ سریال «ترور» می گذرد و درگیری روانی ام با این سریال اگرچه کم نشده است، اما عادی شده است. «ترور» آن پشت و مشت ها به سوختن ادامه می دهد و هرچقدر هم صبر کنم چیزی تغییر نمی کند. تفاوتش این است که در حال حاضر صحبت کردن درباره ی این سریال برایم آزاردهنده است. چون دوتا از متضادترین غریزه ها و احساساتم در مقابل هم قرار گرفته اند؛ در یک طرف اصول نقدنویسی می گوید که باید هرطور شده افسار این اسب وحشی را بگیرم و از فرار کردن آن جلوگیری کنم، اما از طرف دیگر این اسب با اسب های همیشگی که پس از مدتی کلنجار رفتن با آنها کوتاه می آمدند فرق می کند.از یک طرف می خواهم افکارم را درباره ی «ترور» دسته بندی کنم و از طرف دیگر هر وقت به «ترور» فکر می کنم کتابخانه ی مغزم به جای شلخته ای با کتاب های پراکنده و پاره پاره شده و قفسه های سقوط کرده و صندلی های شکسته تبدیل می شود که نظم را غیرممکن می کند. از یک سو می خواهم برایتان تعریف کنم که «ترور» یک سریال تاریخی در ژانر وحشت است که حکم ترکیبی از عناصر «بیگانه» (alien) و «موجود» (the thing) را دارد، ولی از طرف دیگر می خواهم مثل دیوانه ها یک وانت بخرم، یک بلندگو گوش خراش روی سقفش نصب کنم و بعد در کوچه و خیابان راه بیافتم و از ته حلق فریاد بزنم که «خونه دار و بچه دار برید ترور رو ببینین!». درگیری جهان اولی اعصاب خردکنی است، اما به همان اندازه که دیوانه کننده است، به همان اندازه هم لذت بخش است. چون این اتفاق هر چند وقت یک بار فقط در صورتی می افتد که تمام فاکتورهای لازم کنار هم قرار بگیرند. یکی از آنها سلیقه ی شخصی است. «ترور» از نقطه نظر غیرشخصی، تمام فاکتورهای لازم برای تبدیل شدن به یکی از بهترین سریال های تاریخ تلویزیون را دارد، اما وقتی گزینه ی هم راستایی با سلیقه ی شخصی هم تیک می خورد یعنی شاهکاری داریم که دقیقا برای یک نفر ساخته شده است. مثل این می ماند که یک روز هدیه ی گران قیمتی از کسی که اصلا انتظارش را نداشتید دریافت کنید که تا آخرین مولکول های تشکیل دهنده اش دقیقا براساس سلیقه ی شخصی تان طراحی شده است. انگار یک نفر وارد مغزتان می شود، نقشه ای از رویایی ترین سریالی که دوست داشتید ببینید می کشد و بعد سریالش را درست براساس آن طراحی می کند.«ترور» هر چیزی که از یک سریال وحشت/بقا بخواهیم را دارد و هر چیزی که من از یک سریال وحشت/بقا دوست دارم را گرد هم آورده است. اولین چیزی که درباره ی «ترور» دوست دارم این است که بالاخره جای خالی «مردگان متحرک» را در زندگی ام پُر کرد و این کار توسط همان شبکه ای انجام شد که خودش «مردگان متحرک» را خراب کرده بود. تا همین چند سال پیش «مردگان متحرک» حکم محبوب ترین سریال وحشت/بقای تلویزیون را داشت که موفق شده بود به خوبی سیر فروپاشی روانی انسان ها از سرگردانی در آخرالزمانی بی رحم را به تصویر بکشد. ولی خیلی وقت است که «مردگان متحرک» جای خودش را به سریالی داده است که دیگر نمی توان در هیچ زمینه ای به جز شاکی کردن مان روی آن حساب باز کرد. ولی شبکه ی ای .ام. سی با «ترور» نه تنها حفره ی درونی باقی مانده از طرفداران روی برگردانده از «مردگان متحرک» را پُر می کند، بلکه با سریالی مواجه ایم که «مردگان متحرک» حتی در بهترین روزهایش هم نمی تواند خواب نزدیک شدن به کیفیتش را ببیند. نسخه ی بی عیب و نقصِ هر آنچه که «مردگان متحرک» نصفه و نیمه دارد یا اصلا ندارد، در «ترور» یافت می شود. «ترور» اگرچه در یخبندان های قطب شمال جریان دارد و از لحاظ فنی در یک دنیای آخرالزمانی اتفاق نمی افتد، ولی گرفتار شدن در یکی از دورافتاده ترین و متروک ترین و مرگبارترین نقاط کره ی زمین که بقا با چنگ و دندان و حتی روی آوردن به غریزه ی حیوانی حرف اول و آخر را می زند یعنی محل وقوع اتفاقات این سریال تمام فاکتورهای یک داستان آخرالزمانی را دارد. اگر «مردگان متحرک» فقط ادای وحشت ناشی از چشم در چشم شدن با مرگ و اجبار انسان برای دست زدن به هر کار منزجرکننده ای برای زنده ماندن را در می آورد، «ترور» با کله به درون این ظلمات تهوع آور شیرجه می زند. اگر مسئله ی تلاش برای بقا در «مردگان متحرک» تبدیل به یکی از آخرین نگرانی های سریال شده است، تقریبا هر اپیزود از «ترور» به راه تازه ای که بازمانده ها از طریق آن به چیزی برای زنده ماندن چنگ می اندازند اختصاص دارد. اگر «مردگان متحرک» به جایی رسیده است که عنصر خطر به طور کامل از دنیا حذف شده است، «ترور» در دنیایی جریان دارد که بوی تعفن مرگ در فضا به جای اکسیژن به مشام می رسد. اگر زامبی ها در «مردگان متحرک» به جای منبع اصلی تولیدکننده ی ترس و افسردگی و داستانگویی جای خودشان را به وسیله ای برای به رخ کشیدن مهارت های «کیل» های دار و دسته ی ریک داده اند، کارگردانی هیولای مرکزی «ترور» چه از لحاظ مضمون و چه از لحاظ اجرا، در کنار بهترین هیولاهای سینما قرار می گیرد. از همه مهم تر اگر «مردگان متحرک» حتی در زمینه ی پروتاگونیست اصلی اش هم مشکل جدی شخصیت پردازی دارد (چه برسد به کاراکترهای فرعی و درجه سوم)، «ترور» ثابت می کند چگونه می توان ۱۳۰ نفر را طوری برای بیننده مهم کرد که به مرگ تک تکشان اهمیت بدهد. «ترور» در یک کلام تعریف وحشت اتمسفریک، روانکاوانه و ماوراطبیعه در واقع گرایانه ترین و تنش زاترین شکل ممکنش است.داستان این سریال که از روی کتابی به همین نام اقتباس شده و با الهام از واقعیت نوشته شده، مخصوص آنهایی است که عاشق مطالعه ی ماجراهای اسرارآمیز و تاریخی که راز و رمزهای مورمورکننده ی زیادی پیرامون آنها می چرخد هستند؛ یکی از همان ماجراهایی که ممکن است یک شب در حال گشت و گذار در گوشه های تاریک و نمور اینترنت بهش برخورید. یا یکی از آن ماجراهایی اسرارآمیزی که ممکن است یک شب در حالی که چند نفری وسط جنگل دور آتش جمع شده اید و به کبابی شدن سیب زمینی هایتان دقت می کنید بشنوید. این داستان های سربه مهر تاریخی همیشه برای من از هر چیزی ترسناک تر بوده است. به طوری که شاید ۱۵ تا فیلم ترسناک با بهترین کارگردانی ها تماشا کنم و هیچ وقت به آن وحشتی دچار نشوم که باعث می شود مدام پشت سرم را از ترسِ کسی که دستش را برای گرفتن شانه ام دراز می کند چک کنم. اما کافی است چند دقیقه از این داستان های خشنِ تاریخی را با بدترین کیفیت در یوتیوب تماشا کنم تا به مرز زهرترک شدن نزدیک شوم. همیشه پیش خودم فکر کرده ام که چرا چنین واکنشی به این جور داستان ها دارم و اگرچه هرکدام از آنها ممکن است ویژگی های تاثیرگذارِ منحصربه فرد خودشان را داشته باشند، ولی دو عنصر در همه ی آنها تکرار می شود: مرگ و ناشناختگی. وقتی دوتا از بزرگ ترین ترس های بشریت با هم ترکیب می شوند غیر از این هم انتظار نمی رود. مرگ از این جهت که اکثر این معماهای سر بسته با مرگ آغاز می شوند. مثلا عده ای اکتشافگر به طبیعتِ برفی روسیه قدم می گذارند و بعد جنازه های یخ زده ی آنها با جمجمه های شکسته یافت می شود. هیچکس زنده نمانده است. همه به طرز فجیحی مُرده اند و هیچ نکته ی خیالی و هالیوودی ای هم درباره شان وجود ندارد. هیچکس برخلاف تمام انتظارات بر تهدیدات دنیای اطرافش پیروز نشده است. تنها چیزی که مانده است زجرهای غیرقابل تصور منتهی به مرگ های دلخراش است. از آن بدتر اینکه معمولا مدارک سفت و سختی برای توضیح دادن این مرگ ها وجود ندارد. از یک طرف نیاز دیوانه وار انسان برای فراهم کردن جواب برای هر سوال و معما را داریم و از طرف دیگر عدم توانایی انسان برای فراهم کردن توضیحی برای بزرگ ترین وحشتش. تصادف این دو با یکدیگر به انفجاری اتمی منجر می شود که نقطه ی ثقلِ آرامش انسان را به هم می ریزد.«ترور» حاصل ازدواجِ شاهزاده ی مرگ و بانوی ناشناختگی است. اگر مرگ و ناشناختگی را گودالی در نظر بگیریم، تماشای «ترور» همچون پریدن به درونش برای دیدنِ انتهای آن است«ترور» حاصل ازدواجِ شاهزاده ی مرگ و بانوی ناشناختگی است. اگر مرگ و ناشناختگی را گودالی در نظر بگیریم، تماشای «ترور» همچون پریدن به درونش برای دیدنِ انتهای آن است. چیزی که در انتها گیرمان می آید اصلا زیبا نیست. می گویند هر کسی که به درون این گودال می پرد ممکن است قبل از آتش گرفتن و جزغاله شدن بر اثر نزدیک شدن به اعماق زمین، چیزهای زیادی ببیند. دیواره ی گودال برای او تبدیل به پرده ای می شود که تصاویری همچون سینماهای اولیه روی آن شلیک می شوند. می گویند یکی از تصاویری که دیدنش، آنها را قبل از مرگ به جنون می کشاند، تصویری از دو کشتی به یخ نشسته در برهوتی منجمد است. در سال ۱۸۴۵، دو کشتی سلطنتی بریتانیا به اسم های «اربوس» و «ترور» به رهبری کاپیتان سر جان فرانکلین برای اکتشاف در قطب شمال راهی یکی از بزرگ ترین ماموریت های نسل خود می شوند. هدف آنها پیدا کردن گذرگاه شمال غربی برای سرعت بخشیدن به داد و ستدهای تجاری از طریق کشتی است؛ ماموریتی که خیلی ها قبل از آنها در انجامش شکست خورده بودند و چیزی که می دانیم این است که آنها هم قرار است به شکست خورده های قبلی اضافه شوند. این اطلاعات جدیدی نیست. هرکسی که داستان این دو کشتی به گوشش خورده باشد، از سرنوشت شوم و مرگبارشان آگاه است. معمای اصلی که تاریخ دانان و تئوری پردازان را درباره ی این اکتشاف به فکر وا داشته این است که دقیقا چه اتفاقی برای آنها افتاده است. حقیقت این است که یکی از تنها مدارکی که از این ماموریت باقی مانده مربوط به نامه های کاپیتان فرانکلین می شود که داخل یک قوطی در جزیره ی پادشاه ویلیام یافت می شوند. در اولین نامه فرانکلین وضعیت ماموریت را عالی و طبق برنامه توصیف می کند. اما نامه ی بعدی که حدود چند ماه بعد از نامه ی اول نوشته شده، فاش می کند که کشتی ها در یخ گرفتار شده اند، فرانکلین به علاوه ی بیست و چهار نفر از خدمه مُرده اند و بازمانده ها در حال ترک کردن کشتی ها و پیاده روی روی یخ برای یافتن نشانه ای از زندگی در جهنم سفید قطب شمال هستند. خب، دقیقا بین نگارش این دو نامه چه اتفاقی افتاده که همه چیز را از حالت «عالی» به حالت «هرج و مرج و مرگ مطلق» تغییر داده است؟ خب، این دقیقا همان سوالی است که سریال سعی می کند با تکیه بر یافته ها و خیال پردازی جوابی برای آن جور کند؛ سعی می کند تا صفحات سفید تاریخ این اکتشاف را از حوادث جذابی که به سرنوشت مختوم این دو کشتی منجر شد پُر کند.«ترور» درباره ی تمام اتفاقات بدی است که یک سفر دریایی به قلب شمال در قرن نوزدهم را تهدید می کند. درباره ی اتفاق افتادن تک تک آنها. سایه ی سنگین مرگ در این سریال همچون هیولایی به وسعت آسمان است. از مرگ با یخ زدن و غرق شدن و سقوط کردن گرفته تا مرگ با خفه شدن، سوختن، بیماری، شکست روانی و حمله ی انسان و حیوان. اینجا با کامل ترین کلکسیون مرگ طرفیم. از آن بدتر اینکه اینجا زجر و درد پادشاهی می کنند. چه روانی و چه فیزیکی. «ترور» از این نظر خیلی یادآور اتمسفر شکنجه آور و ریتم داستانگویی آهسته اما پیوسته ی «سرگذشت ندیمه» است. «سرگذشت ندیمه» به عنوان سریالی درباره ی طیف گسترده ی تمام وحشت های زندگی زیر نظر یک حکومت گیلیادی به راحتی می تواند در فهرست ترسناک ترین سریال های تلویزیون قرار بگیرد. حالا تصور کنید اگر «سرگذشت ندیمه» به طور مستقیم در ژانر وحشت قرار می گرفت چه اتفاقی می افتاد؟ «ترور» اتفاق می افتاد. درست همان طور که «سرگذشت ندیمه» درباره ی لایه برداری و عمیق شدن در انواع و اقسام وحشت هایی است که شهروندان گیلیاد تحمل می کنند، وحشتِ «ترور» هم از کالبدشکافی تمام تهدیدات روانی و فیزیکی ای که خدمه ی این دو کشتی با آنها دست و پنجه نرم می کنند سرچشمه می گیرد. بنابراین در این سریال نباید دنبال ترس های پیش پاافتاده و بی مغزِ جامپ اسکرمحور باشید. هدف «ترور» این نیست که با یک جامپ اسکر برای چند ثانیه غافلگیرتان کند و بعد منتظر بمانید تا جامپ اسکر بعدی از راه برسد. «ترور» شهربازی نیست. «ترور» تونل وحشت نیست. «ترور» ترن هوایی نیست. «ترور» علاقه ای به سرگرم کردن و فراهم کردن لحظاتی لذت بخش برای شما از طریق ترس های بامزه ندارد. در عوض «ترور» می خواهد در حال تماشای آن با تمام سلول های بدنتان، زجر و درد را احساس کنید. «ترور» بیشتر از اینکه آن رفیق تان که از پشت دیوار جلوی رویتان می پرد و با قهقه زدن شوکه تان می کند باشد، مثل غرق مصنوعی در یک زیرزمین ناشناخته توسط یک مرد ناشناس می ماند. مثل دو دستِ حلقه شده به دور گلو می ماند که نه می کشد و نه رها می کند. کلاستروفوبیا در این سریال فرمانروایی می کند. «ترور» درباره ی این است که زندگی در لبه ی منجمد دنیا در حالی که باید سال ها به امید آب شدن یخ ها و باز شدن مسیر دندان روی جگر بگذاری و از شدت انزوا، دیوانه نشوی چگونه است؟ شاید اگر با هر سریال دیگری طرف بودیم، از مطرح کردن این سوالِ سخت پا پس می کشید و روی ترس های سریع تر و آشکارتر و خونین ترش سرمایه گذاری می کرد، ولی «ترور» با هوشمندی عکس این کار را انجام داده است. به طوری که چهار-پنج اپیزود ابتدایی سریال به طور انحصاری به روند آرام زندگی این آدم ها با بدتر شدن اوضاعشان در وسط ناکجا آباد می پردازد.این حرف ها به این معنی نیست که در این مدت اتفاق مهمی نمی افتد و باید صبر کنیم تا سریال به جاهای بهترش برسد. نه، هرکدام از اپیزودها یک ماموریت مرکزی دارند که کاراکترها برای زنده ماندن با آن سر و کله می زنند. وجود یک خط داستانی بلند با خرده پیرنگ هایی که این وسط پراکنده شده اند به ساختاری منجر شده که هم اجازه می دهد کاراکترهای پرتعداد سریال را بدون شتاب زدگی بشناسیم، هم همیشه یک بحرانِ درگیرکننده ی هفتگی داشته باشیم و هم دنیای سریال فرصتِ چندبُعدی و قابل لمس شدن پیدا می کند. هر سه از نکات طلایی موفقیت سریالی در این ژانر هستند. در سریالی که حول و حوش زجر کشیدن و حرکت آهسته اما متداوم کاراکترها به سوی مرگ می چرخد اهمیت دادن به آنها حرف اول و آخر را می زند. از این نظر «ترور» به جمع «بهتره با ساول تماس بگیری» (better call saul) و «آمریکایی ها» (the americans) به عنوان سریال هایی می پیوندد که اگرچه از سرانجام کاراکترهایش آگاه هستیم، ولی نبوغ نویسندگان این سریال ها این است که نه تنها آگاهی مخاطب از مقصدِ کاراکترها تحمل آن را آسان تر نمی کند، بلکه سخت تر می کند. در واقع اینکه پایانِ داستان از قبل برایمان اسپویل شده است، حکم یک نوع وحشتِ اضافه را دارد. مثلا در «آمریکایی ها» که درباره ی جاسوسان خفته ی روسی در خاک ایالات متحده در دوران جنگ سرد است، می دانیم که سرانجام داستان به فروپاشی شوروی و شکست آنها منجر می شود. بنابراین دنبال کردنِ شخصیت های اصلی سریال که برای پیروزی با شعار جنگ برای صلح دست به هر کار وحشتناکی می زنند، تماشای آنها را غم انگیزتر می کند؛ اینکه در پایان هیچ وسیله و بهانه ای برای توجیه کردن تمام تصمیماتِ بدت نداشته باشی ترسناک است. در «ترور» هم به محض اینکه عاشقِ کاراکترها شدید و با نگاه کردن به چهره ی افسرده و شانه های خمیده از خستگی شان آرزو می کردید کاش می توانستید آنها را در حال چرت زدن جلوی شومینه ی خانه شان ببینید، ناگهان به یاد می آورید که رویای بازگشت به خانه هیچ وقت برای هیچکدام از آنها اتفاق نخواهد افتاد.تصادفِ تمایلِ شما به نجات پیدا کردن آنها، آگاهی تان از عدم وجود نجات و ناتوانی تان از تغییر دادن سرنوشتشان به احساساتِ پرهیاهو و پریشانی منتهی می شود که ثانیه به ثانیه ی سریال را به یک کابوسِ آزاردهنده تبدیل می کند. نکته ی بعدی این است که خرده ماموریت های اپیزودیک این فرصت را فراهم می کند که تا نحوه ی نزدیک شدن کاراکترها به جنون و مرگ را درک کنیم. اوضاعِ خدمه ی کشتی های اربوس و ترور در طول یک شبانه روز به هرج و مرج کشیده نمی شود. مسئله این است که اکثر این اعضای این تیم اکتشافی برای سال ها سفرهای دریایی آموزش دیده اند. اکثرشان آدم های شجاعی با وحدت و همبستگی غبطه برانگیزی هستند که به محض اینکه به مشکل برمی خورند کنترل خودشان را از دست نمی دهند. بلکه سعی می کنند اوضاع را مدیریت کنند. تلاش آنها برای مبارزه با مشکلاتشان در اوج وحشتِ فلج کننده ای که احاطه شان کرده است یکی از همان چیزهایی است که حس احترامتان را نسبت به آنها برمی انگیزد. با اینکه اضطراب روی صورت همه ی افسران و ملوانان و کاپیتان ها به وضوح دیده می شود، اما آنها با قدرت پای انضباط نظامی شان ایستادگی می کنند. اگرچه وحدت و استقامت آنها برای از دست ندادن تمدن قابل تحسین است، ولی همزمان صحنه هایی مثل جایی که کاپیتان فرانکلین از تفنگدارانش می خواهد تا به موجودی که تهدیدشان می کند سلطه ی امپراتوری بریتانیا و اراده ی پروردگاری را که نگهدارش است آموزش بدهند، متوجه می شویم که آنها دقیقا متوجه شدت تهدید نشده اند؛ آنها دقیقا نمی دانند در چه هچلی گیر افتاده اند. اما فروپاشی این گروه نه در یک چشم به هم زدن، بلکه به طور قطره چکانی اتفاق می افتد.وحشت در «ترور» به اشکال مختلفی ظاهر می شود و همه ی آنها در ظاهر یک هیولای قاتلِ خون خوار نیست. بزرگ ترین وحشتِ سریال در اپیزودهای آغازین فضای کسل کننده و اضطراب بی وقفه ای است که روی مغزِ نحیف همه سنگینی می کند. «ترور» درباره ی این است که چگونه این فشار روانی آرام آرام آدم ها را به سوی از دست دادن عقلشان می برد که بدترین اتفاقی است که می تواند در زمانی که همه بیشتر از هر چیزی به همبستگی نیاز دارند بیافتد. آنها با اینکه تمام تلاششان را می کنند تا در مقابل هر چیزی که تهدیدشان می کند ایستادگی کنند، ولی بستنِ هر حفره به باز شدن یک حفره ی دیگر منجر می شود. شاید بهترین چیزی که برای توصیف حال و هوای «ترور» می توان پیدا کرد «بیگانه» ی ریدلی اسکات باشد. و اینکه خود ریدلی اسکات یکی از تهیه کننده های اجرایی این سریال است در شباهتِ عناصر این دو به یکدیگر تاثیرگذار بوده است. مثل آن فیلم، خدمه ی یک کشتی خودشان را در دنیای بی رحمی پیدا می کنند که کسی صدای فریادشان را نمی شنود. اگر خدمه ی نوسترومو در عمق دوردست فضا گرفتار شده بودند، تیم کاپیتان فرانکلین خودشان را وسط جهنمی پیدا کرده اند که شعله های سرما بی وقفه در حال زبانه کشیدن است و نزدیک ترین کمک به آنها با پای پیاده ماه ها یا حتی سال ها از آنها فاصله دارد. و البته اگر خدمه ی نوسترومو مجبور بودند با هیولایی به اسم زنومورف درگیر شوند که تا حالا افتخار آشنایی با آن را نداشتند، خدمه ی کاپیتان فرانکلین هم به تدریج توسط موجود ناشناخته ای که در میان برف و بوران، آنها را به فجیح ترین اشکال ممکن شکار می کند مورد هدف قرار می گیرند. درست همون طور که مبارزه با زنومورف غیرممکن به نظر می رسید، اینجا هم با هیولایی مواجه ایم که در یه چشم به زدن شکارهایش را می قاپد و فقط ردپایی از خون و دست و پاها و سرهای قطع شده از خودش به جا می گذارد. به این ترتیب ماموریتی که خیلی منظم و دقیق و حرفه ای شروع شده بود یواش یواش با فروپاشی روانی کاراکترها در برخورد با مرگی که آرام آرام آرواره هایش را به دور آنها می بندد به آشوب و درگیری بین خودی ها منجر می شود. از پوست های دستی که توسط برخورد با فلزهای یخ زده کنده می شوند تا جمع شدن آدم های وحشت زده دور میز در حالی که صدای زوزه ی باد از بیرون به گوش می رسد و گمانه زنی برای کشف ماهیت این هیولا. از بررسی موتور کشتی از طریق شیرجه زدن به درون دریا با لباس غواصی قرن نوزدهمی تا فوتبال بازی کردن خدمه روی برف و یخ زیر شفق سبز قطبی.بزرگ ترین وحشتِ سریال در اپیزودهای آغازین فضای کسل کننده و اضطراب بی وقفه ای است که روی مغزِ نحیف همه سنگینی می کنداگرچه در «ترور» خدمه برای زنده ماندن باید با گرسنگی و بیماری و هیولا و شورشِ خودی ها دست و پنجه نرم کنند، ولی مکان در این سریال بزرگ ترین تهدید است. مکان در آثارِ وحشت/بقا حرف اول را می زند. جایی که لازم نیست حتما یک دشمن مستقیم قصد جانتان را کرده باشد، چرا که همان مکانی که در آن قرار دارید خودش به تنهایی برای کشتن یا دیوانه کردنتان کافی است. از شهر سایلنت هیل از بازی های این مجموعه با مه غلیظ و فضای کابوس وارش تا گم شدن در راهروهای عمارت اسپنسر از بازی «رزیدنت ایول». از فضای کلاستروفوبیک غارهای فیلم «سقوط» (the descent) تا محدوده ی سرطانی ناشی از سقوط شهاب سنگ از فیلم «نابودی» (annihilation). مکان در همه ی این آثار مداوم ترین خطری است که چه از لحاظ روانی و چه از فیزیکی کاراکترها را تهدید می کند و مخاطب را آزار می دهد. گرفتار شدن دو کشتی وسط هزارتویی از کوه های یخی که گویی حاصل مشت های غول های زیر آب برای بیرون آمدن هستند ...

ادامه مطلب  

انتشار دو کتاب همزمان با جشن تولد بیست سالگی هری پاتر  

درخواست حذف این مطلب
نام طرفداران «هری پاتر» در گینس ثبت شدحمایت توییتری «جی.کی. رولینگ» از مسلمانانتجلیل از جی کی رولینگ با نشان ملازم افتخاریواکنش نویسنده هری پاتر در پی سفر ترامپ به انگلیسدست نوشته «هری پاتر» به سرقت رفت«هری پاتر» جوایز اولیویه را جارو کرددر بزرگترین جایزه تئاتری انگلستان، «هری پاتر و کودک نفرین شده» کاندیدای ۱۱ جایزه شدنویسنده «هری پاتر» پرقدرت ترین چهره سینمایی بریتانیا شدبه گزارش ایسکانیوز از مجله «بیزینس اینسایدر»، 20 سال از انتشار کتاب اول مجموعه «هری پاتر» تحت عنوان «هری پاتر و سنگ جادو» می گذرد. قرار است در تاریخ بیستم اکتبر (29 آبان) نمایشگاهی در کتابخانه ملی بریتانیا برای بزرگداشت بیست سالگی انتشار اولین کتاب مجموعه «هری پاتر» برگزار شود و در آن از دو کتاب جدید رونمایی شود.البته هیچ کدام از این دو کتاب توسط نویسنده مجموعه هری پاتر نگاشته نشده اما ناشر آن «بلومزبری» است که تاکنون همه داستان های «هری پاتر» را منتشر کرده است. کتاب اول که «هری پاتر: تاریخچه جادو» ن ...

ادامه مطلب  

مقایسه مخارج جشن عروسی در ایران با سایر کشورها  

درخواست حذف این مطلب
کلیه خرج های سنگین عروسی با یک جمله شروع می شوند. عروسی یک شب است و باید به یادماندنی باشد. برای مراسم های لاکچری داستان این جمله کمی متفاوت است.به گزارش صدخبرکلیه خرج های سنگین عروسی با یک جمله شروع می شوند. عروسی یک شب است و باید به یادماندنی باشد. برای مراسم های لاکچری داستان این جمله کمی متفاوت است. عروسی باید چشم کورکن و خاص باشد! به همین خاطر معمولا افرادی که به سراغ عروسی های لاکچری می روند، از هیچ خرجی دریغ نمی کنند. شرکت های تشریفات هم این موضوع را متوجه شده و روز به روز امکانات عجیب و غریب تری در اختیار عروس و دامادها قرار می دهند. از پرواز با بالن گرفته تا کالسکه سواری و اسکورت با موتور. آتلیه ها هم تقریبا قرارداد یک فیلم بلند را با عروس و داماد بسته و فیلم عادی پشت صحنه و مستند در مورد عروس و داماد می سازند. تالارها با آسانسور ماشین عروس مازراتی را به داخل تالار آورده و آتش بازی های خاص برگزار می کنند. خلاصه همین چیز برای چشم کورکردن و خاص شدن مهیاست! برای خارجی ها ولی داستان کمی فرقه می کند. با اینکه تشابهات زیادی بین مدل های عروسی لاکچری وجود دارد ولی اینکه کی و کجا بیشتر خرج می کنند تفاوت هایی دارد که جالب است بدانید.یکی از مهم ترین بخش های به یادماندنی کردن عروسی تصویربرداری است. به قول بازرس اتحادیه عکاسان تهران، لازمه این حرفه، هنر و خلاقیت است و وجه دریافتی را نوع هنر صورت گرفته در کار مشخص می کند چون عکاسان و فیلمبرداران آن چنان نفعی از فعالیت و نوع کار خود در جامعه ندارند و به تناسب نوع خدماتی که ارائه می دهند، هزینه دریافت می کنند. همین دست اظهارات و فقدان تعرفه مشخص باعث شده که یکی از عکاسی های مشهور تهران، برای انجام خدمات عکاسی و فیلمبرداری شب عروسی، مبلغ 16 میلیون و 600هزار تومان دریافت کند یا حتی یک آتلیه در سایت خود، بدون هراس از اعلام چنین قیمت های عجیبی، پکیج فیلمبرداری و عکاسی عروسی را تا 17 میلیون و 800 هزار تومان قیمت بزند تا زوج های تجمل گرا را جذب خدمات خود از جمله تصویربرداری با هلی شات، ساخت کلیپ آشنایی و به قول خودشان کلی پاسپورت کند. از طرفی بعضی دیگر با اعلام رقم های حدود 20 تا 25 میلیون تومان، خدمات خاص تری را در اختیار شما می گذارند. مثلا با کسانی که شما معرفی می کنید، مصاحبه کرده و به نوعی یک مستند از عروس و داماد می سازند. این مستند هم به صورت کوتاه در شب عروسی برای همه مهمان ها پخش می شود. قیمت لباس عروس به قدری بالاست که حتی تجمل گراها نیز به دنبال خرید آن نیستند و ترجیح می دهند که لباس را اجاره کنند. با این حال بعد از بررسی قیمت ها در مناطق مختلف شهر تهران مشخص شد که برای خرید لباس عروس باید از حدود هفت میلیون تومان به بالا پرداخت کرد. البته این در مزون های وسط شهر است. اگر به سراغ مزون های بالای شهر بروید باید از بین لباس عروس های خارجی و برند انتخاب کنید. مدل هایی که معمولا کمتر از 20 میلیون تومان قیمت نداشته و ممکن است تا 30 میلیون تومان نیز هزینه روی دست شما بگذارند.اجاره ماشین عروس هم از آن اتفاقاتی است که در سال های اخیر نمود بیشتری یافته و با ورود خودروهای لوکس به کشور، خیلی ها به این فکر افتادند که به جای استفاده از خودروی خود، یک خودروی گران قیمت اجاره کنند. اجاره بدون راننده یک خودروی مرسدس بنز اس کلاس، به ازای یک ساعت 110 هزار تومان است؛ البته شرکت اجاره دهنده، خودرو را کمتر از 14 ساعت اجاره نمی دهد و در این صورت، آقای داماد باید حداقل یک میلیون و 540 هزار تومان بپردازد.اگر به دنبال ماشین های خاص تری هستید، می توانید یک مازراتی و یا حتی لیموزین اجاره کنید. قیمت مازراتی به ازای 24 ساعت حدود پنج میلیون تومان تمام می شود. اگر لیموزین بخواهید باید حداقل ساعتی 500 هزار تومان پیاده شوید. در یک موسسه اجاره خودروی دیگر، لیموزین را برای یک روز کاملا با 13 میلیون تومان در اختیار شما می گذارند. یک موسسه نیز برای کرایه کالسکه شامل چهار اسب سفید و یک کاروان حدود هفت میلیون تومان هزینه دریافت می کند. البته از آنجا که حرکت کالسکه داخل شهر ممنوع است، تنها عروس و داماد می توانند در مقابل تالار و برای یک مسیر کوتاه برای عکسبرداری و فیلمبرداری از آن استفاده کنند. بالن سواری از دیگر خرج های لاکچری است. کاری که قیمت آن نیز برای یک ساعت چهار میلیون تومان است. جالب است بدانید، موسسات جدیدی پیدا شده اند که ماشین عروس شما را اسکورت می کنند. آن هم به وسیله موتورهای چند ده میلیونی. هر اسکورت موتورسوار هم حدود 400 هزار تومان خرج روی دستتان می گذارد.برای تبدیل یک خودروی لوکس به یک ماشین عروس لوکس، باید دوباره دست به جیب شوید. بسته به نوع و میزان گل های به کاررفته در تزیین خود ...

ادامه مطلب  

بهترین عکس های عروسی در سال ۲۰۱۷  

درخواست حذف این مطلب
تصاویر زیر بهترین عکس های عروسی سال ۲۰۱۷ را به انتخاب فرلس نشان می دهند. جوایز عکاسی فرلس همه ساله به آن دسته از عکس های عروسی اهدا می شود که تعریفی نو از این شاخه عکاسی ارائه دهند یا به اندازه کافی سرگرم کننده و جالب باشند. به گزارش شفا ...

ادامه مطلب  

موارد مهم در انتخاب تالار عروسی  

درخواست حذف این مطلب
انتخاب تالار عروسی یکی از گزینه های اصلی و اساسی برای برگزاری مراسم عروسی می باشد. ایرانیان از تالارهای عروسی با فضای آزاد بیشتر استقبال می کنند.حداقل سه ماه قبل از تاریخ برگزاری عروسی خود نسبت به انتخاب تالار عروسی اقدام کنید.نکاتی که باید در انتخاب یک تالار عروسی مورد توجه قرار گیرد به شرح زیر می باشند:دیزاین کلی تالار از اهمیت بالایی برخوردار است، تمیز بودن فضا و میز و صندلی ها و حتی آب آبنمای باغ عروسی، تمیز بودن فرش یا موکت پهن شده، رنگ فرش ورودی، نحوه ی چیدمان میزهای پذیرایی و شمع ها و گل آرایی.نوع برخورد و ظاهر مناسب مهمانداران تشریفات عروسی و پوشیدن لباس فرم به موسسه خدمات مجالس عروسی اعتبار می دهد.در مراسم عروسی تعداد دفعات پذیرایی و تمیز بودن ظروف غذا و گرم سرد شدن غذا و همچنین طبخ غذا به اندازه ی کافی از نکاتی هستند که در ذهن مهمانان خواهند ماند.ظرفیت تالار عروسیباید به وسعت تالار یا باغ محل برگزاری عروسی خود توجه ویژه ای داشته باشید، اگر تعداد مهمانان شما کم هستند، انتخاب تالار پذیرایی بزرگ و با وسعت زیاد کار اشتباهیست به دلیل اینکه مهمانان همه ی وسعت تالار را اشغال نکرده و مراسم عروسی شما خلوت به نظر می رسد. بنابراین حتما توجه داشته باشید که تالار پذیرایی متناسب با تعداد مهمانان خود انتخاب نمایید.موقعیت تالار عروسی و نزدیکی به شهردر واقع مهمترین موضوع در انتخاب تالار عروسی این مورد است. تالار محل برگزاری مراسم عروسی شما باید از نظر دسترسی شهری، موقعیت مناس ...

ادامه مطلب  

مدافع جداشده به سیاه جامگان بازگشت  

درخواست حذف این مطلب
ورزش سه: مدافع صاحب نام تیم سیاه جامگان که در نیم فصل لیگ برتر فوتبال کشور با تیم مشهدی تسویه حساب و قراردادش را فسخ کرده بود روز گذشته پس از مدت ها دوباره در تمرینات این تیم حضور یافت. سرمربی تیم سیاه جامگان درباره حضور مجدد محمدرضا خانزاده گفت: این مدافع که سابقه حضور در تی ...

ادامه مطلب