برای این افراد کار های عجیب و احمقانه، عادی است!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش شفاف، لیدی گاگا می گوید: «اشکالی ندارد عجیب باشید، شاید عجیب بودن شما، عادی بودن من باشد. من فکر می کنم این یک نگرش است.» بنابراین او عجیب بودن را یک موضوع درونی می داند، هریک از ما آنقدر متفاوت هستیم که این کلمه معنایش را از دست می دهد. اگر همه صد در صد طبیعی بودند، پس درباره چه حرف می زدیم یا در تلویزیون چه می دیدیم؟ زندگی قطعا یکنواخت و کسل کننده می شد.هیچ وقت مرغ ها رو اینقدر خوشحال ندیده بودیمکلاه ایمنی ندارین؟ مشکلی نیس ...

ادامه مطلب  

تصاویر بامزه از کارهای احمقانه والدین  

درخواست حذف این مطلب
برترین ها: مردم به راحتی یک نفر را قضاوت می کنند و او را پدر یا مادر بدی می نامند و به خاطر اینکه فرزندش را در خطر انداخته سرزنش می کنند. البته منظور ما کسانی نیست که فرزندانشان را عمدا در معرض خطر فیزیکی واقعی قرار می دهند، بلکه والدینی است که اجازه می دهند بچه هایشان هرطور می خواهند رفتار کنند؛ و کار های احمقانه و سوال برانگیز انجام دهند. کار های آن ها ثابت می کند هیچ پدر و مادری کامل نیست و حتی عاقلترین والدین هم می توانند اشتباه کنند و هیچ ربطی به عشقشان به فرزندشان ندارد. در این مطلب تصاویر خنده دار از پدر و مادر هایی می بینید که در رسیدگی به فرزندشان عاجز شده اند.یک ثانیه قبل از فاجعههر طور شده می ...

ادامه مطلب  

اتساع معنوی حصر/ برجام یک توافق خوشبختی نبود/ مجلس می توانست فک شیت بگذارد/ ضرورت راه اندازی مرکز بزرگ علوم و فناوری هسته ای/ از سقوط خشن امپرا  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری میزان - وحید عظیم نیا؛ مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، امروزه مهمترین بخش فکری نهاد قانونگذاری کشور است که ۲۹۰ نماینده با استناد به گزارش های تخصصی این مرکز به امور تقنین می پردازند. موسس چنین مرکزی -که اتفاقا اولین رئیس آن بود - دکتر محمد جواد لاریجانی است که امروزه یکی از مهمترین «استراتژیست» های نظام جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود و نه تنها از عرصه خدمت کناره گیری نکرده است، بلکه علیرغم فعالیت در چندین حوزه کاری، ارتباط مستحکمی با عرصه تحقیق و پژوهش دارد و اداره یکی از مهمترین نهاد تحقیقاتی کشور یعنی «پژوهشگاه دانش های بنیادی» نیز برعهده اوست.این پژوهشگاه در حوزه علوم پایه فعالیت می کند، از ریاضیات و فیزیک نظری گرفته تا نجوم رصدی و علوم شناختی و فیزیک شتابگر ها و بایو انفورماتیک. این علوم بخشی از حوزه های علم مدرن است که این مرکز بدان می پردازد. براساس آخرین رده بندی مجله nature که معروف به nature-index است و مراکز علمی را از نظر تحقیقاتی ارزیابی و رده بندی می کند، پژوهشگاه دانش های بنیادی را در سطح جهانی در زمرة ۵۰۰ مرکز اول قرار داده است و در کشور در بالاترین رده –ردة اول- تشخیص داده است. پروژه های عمده علمی کشور که ابعاد ملی دارند مانند طرح رصدخانة ملی، طرح شتابگر ملی و اخیراً پروژه تاسیس مرکز ابررایانش ملی در این مرکز در حال پیگیری است.معاونت وزیر امور خارجه در دوران دفاع مقدس، نمایندگی سه دوره مجلس شورای اسلامی، عضویت در کمیته سه نفره حامل پیام تاریخی حضرت امام خمینی(ره) به گورباچف شخص نخست اتحاد جماهیر شوروی، عضو شورای نظارت بر صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران و دبیری ستاد حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران از جمله سوابق کاری و مسئولیت های کنونی این استراتژیست کشورمان است که اتفاقا اشراف کاملی نیز به پرونده هسته ای دارد و در دو سال اخیر به طور مداوم - بسته به چگونگی روند مذاکرات هسته ای-، راهکار هایی جهت کمک به سیر صحیح مذاکرات و نتایج آن ارائه کرده است.البته دکتر لاریجانی معتقد است انتقاد های او به «برجام» نه از سر مخالفت و مچ گیری بلکه برای دفاع از حقوق مردم و کمک به تامین تام منافع ملی است.عصر یک روز پاییزی، در ساختمان قدیمی و البته سرسبز پژوهشگاه دانش های بنیادی، مهمان رئیس این پژوهشگاه شدیم. هرچند دو ساعت، زمان کمی برای بحث در حوزه های مختلف سیاسی است، اما اولین بخش از این گفتوگو به چند حوزه، از جمله «برجام» محدود شد و انشاا... در سلسله گفتوگو های دیگر به سایر موضوعات خواهیم پرداخت.مشروح گفتوگوی تفصیلی تحریریه سیاسی خبرگزاری میزان با محمدجواد لاریجانی به قرار زیر است:رشد خوب خبرگزاری میزانمیزان: آقای دکتر قبل از ورود به بحث از حضرتعالی خیلی ممنونم که وقت خودتان را در اختیار تحریریه سیاسی خبرگزاری میزان قرار دادید. امیدوارم بحث خوبی با شما داشته باشیم.لاریجانی: من هم از شما و از همه همکارانتان تشکر می کنم. خبرگزاری میزان انصافا در این مدت کمی که متولد شده است رشد خوبی داشته و توانسته به اهداف شکل گیری آن نزدیک شود. امیدوارم بحث خوب و البته مفید برای مردم داشته باشیم.احتمالا روح «برجام» در رفته است.میزان: مصاحبه های اخیرتان را که مرور می کردم کلیدواژه های مهمی مانند «اتساع معنوی»، «همه یا هیچ»، «پیش فرض» و ... به چشم می خورد. البته جایی هم گفته بودید «برجام روح ندارد اگر هم داشته باشد روح کثیفی دارد»؛ اتفاقا امروز هم جان کری وزیر پیشین امور خارجه آمریکا گفت: برجام روح ندارد...لاریجانی: احتمالاً روحش در رفته است (میخندد).چرخ سانتیریفیوژ و پیش فرض نادرستمیزان: مایلم درباره همین «اتساع معنوی» بپرسم. اگر یادتان باشد در فروردین ۱۳۹۴ - دقیقا ۱۴ فرودین ۱۳۹۴ – «فکت شیت» آمریکایی ها درباره چارچوب توافقی که بعد ها به «برجام» مشهور شد، منتشر شد. پس از آن از رئیس سازمان انرژی اتمی در جلسه غیر علنی مجلس نقل شد که گفت رهبر معظم انقلاب درباره ضرورت انتشار فکت شیت ایرانی از طرف تیم مذاکره کننده هسته ای سخن گفته اند. البته یکی از نمایندگان هم به نقل از وزیر خارجه گفت که رهبری خواستار ارائه فکت شیت است و ما نیز باید هر چه زودتر این کار را انجام دهیم؛ کاری که هرگز انجام نشد و البته رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۲۰ فروردین همان سال،هم به رفع مشکلات چارچوب اولیه اشاره داشتند. سوال اینجاست اگر آن زمان طبق نظر رهبر معظم انقلاب -که طبق قانون اساسی ریلگذار مسائل سیاست خارجی است- حرکت می شد آیا امروز شاهد این تفسیر های متفاوت از برجام و به قول شما «اتساع معنوی» برجام بودیم؟لاریجانی: «برجام» موضوعی است که با تفصیل زیاد و در نویت های متعدد به نقد و بررسی آن پرداخته ایم تا آنجا که برخی فکر می کنند من به طور مطلق با مذاکره درباره مسائل هسته ای مخالف هستم. من با مذاکره هسته ای مخالف نیستم. من منتقد هستم. اصلاً مذاکره هسته ای یعنی چه؟ اگر دولت ما می خواهد محدودیت هایی را که بناحق به اسم هسته ای و برخلاف معیار های ادعایی حقوق بشر برما تحمیل شده است، رفع کند و می خواهد از اهرم مذاکره نیز استفاده نماید، این مذاکره فی نفسه خوب است و من به هیچ وجه مخالف مذاکره هسته ای نبوده و نیستم. بحث من انتقاد از این مذاکرات در چندین قسمت است، یکی پیش فرض های مذاکره است، ببینید این اولین بخش مهم است. شما شعار معروف دکتر روحانی خاطرتان هست که گفتند باید چرخ سانتریفیوژ ها بچرخند و همچنین چرخ اقتصاد هم بچرخد، این یعنی چه؟ یعنی یک تناسب معکوس وجود دارد و اگر چرخ سانتریفیوژ ها زیاد بچرخد، چرخ اقتصاد کم می چرخد، خب این پیش فرض نادرستی است. چرخ اقتصاد ما مشکلش بخاطر سانتریفیوژ ها نبود این اشکالی است که من بار ها آن را گفته ام. این پیش فرض سبب شد آمریکایی ها بُل بگیرند و بگویند ایران به خاطر تحریم ها در آستانه زانو زدن است و همین موضوع استدلال آقای ترامپ نیز هست او گفت ایران در آستانه سقوط کامل بود ما رفتیم به دادش رسیدیم در حالیکه چنین نبود، این پیش فرض غلط بود که به دشمن ما نیز سیگنال غلط داد.استراتژی برد-برد با دزد جواب نمی دهدنقد دوم من راجع به اصطلاح استراتژی برد-برد است. این اصطلاح علی الاصول برای مذاکراتی است که دو طرف هرکدام خواسته های مشروعی دارند و به نحوی با کمی بالا و پایین کردن مسائل با هم کنار می آیند؛ ما اینجا یک دزدی داریم که به خانه درآمده اموال ما را جمع کرده تا ببرد، بعد ما می گوییم باید باهم همکاری کنیم، فریزر و یخچال برای تو و این صندلی هم برای من؛ این را برد- برد نمی نامند...اشتباه تکنیکی در برجاممیزان: شاید منظور این است برد که برد...لاریجانی: ما اگر «تئوری بازی» (game theory) را به کار ببریم اشکالی ندارد. شاید اولین کتابی که من در سیاست خارجی حدود ۲۵-۲۶ سال، پیش نوشتم کاربرد تئوری بازی ها در سیاست خارجی باشد، ولی این برد- برد برای اینجا نیست و این اشتباه کاملاً استراتژیک بود. این اشتباه سبب شد که باز ما به طرف مقابل سیگنال اشتباه بدهیم که احساس کند که مستأصل شده ایم و حاضر شده ا یم بخشی از حقوقمان را به آن ها واگذار کنیم و سوم تکنیک «همه یا هیچ» یا تکنیک «بیگ بنگ» است؛ یعنی ما یک دفعه کار را نهایی کنیم و قال قضیه را بکنیم. این تکنیک بعضی جا ها جواب میدهد، اما نه در این مورد، این شیوه در جایی کاربرد دارد که شما به هم اعتماد دارید و ضمناً دو طرف کارهایشان قابل اعمال دو طرفه است، این تئوری برای اینجا غلط است و من معتقدم باید کاملاً قدم به قدم کار میکردیم حتی قدم اول را نیز ما برمیداشتیم، ولی قدم های مهم ما باید زمانی باشد که اول آن ها قدم های مهم را برداشته باشند، این بیگ بنگ اشتباه بسیار مهم تکنیکی ما بود، ما کارمان را انجام دادیم و معلوم بود طرف مقابل کارش را انجام نمیدهد.هدف آمریکایی ها از انتشار پیشدستانه «فکت شیت»حالا اشکال چهارم مربوط می شود به آن «اتساع معنوی» که شما گفتید در واقع این موضوع مربوط به سند سازی (documentation) این مذاکرات است که خود بحث بسیار مهمی است. به خصوص اگر می خواستیم بیگ بنگ باشد، باید مستندات ما آنقدر سخت می بود که طرف مقابل نتواند حرکتی فراتوافق داشته باشد، اما متاسفانه یک متن بسیار گشادی است آن قسمتش که مربوط به ما هست نامتوازن است، توهین آمیز است لُب مطلب در ابتدای متن را می بینید که می گوید خلاصه ایران باید به دنیا نشان دهد که بچه بدی نیست. خب چرا متن اینطور شروع می شود؟ باید بگوییم هدف از این مذاکرات این است که طرفین هر دو باید به هم نشان دهند که بچه بدی نیستند و بعد اتساع معنوی وجود دارد که به آن (semantic elasticity) می گویند. شما مطالبی به کار بردید که بر اساس تفسیر های مختلف طرف مقابل می تواند تفسیر های خاصی از آن مطرح کند و اهداف خود را در آن جاسازی نماید. آمریکایی ها کاملاً می دانستند هنوز این تنور داغ بود که «فکت شیت» اول را دادند، می خواستند این سوراخ-سمبه ها را پر کنند ما در آن زمان بایستی بلافاصله «فکت شیت» خود را می دادیم و نکات خود را می گفتیم، اما به هر دلیلی نکردیم. خب حرف های آنان می ماسد. طرف مقابل فکت شیتش را می دهد و ما هم چیزی نگفتیم عملاً این شد که در این قضیه آن ها میدان داری بدی کردند و آن چیز هایی که شما گفتید به نظرم درست است، بزنگاه های مهمی وجود دارد که باید آن ها را درست کنیم، هدف این است که نقاط آسیب پذیرمان را کاهش دهیم. این اصل بحث است.مجلس می توانست فکت شیت بگذاردمیزان: من جوابم را نگرفتم، شما در مصاحبه دی ماه ۹۵ در آستانه یک سالگی برجام بحث هایی گفتید که خیلی هم جالب بود، اما من بحثم این بود که اگر به حرف های رهبر معظم انقلاب گوش می دادند و فکت شیت منتشر می شد- این یک مصداق است - آیا این اتفاق می افتاد؟لاریجانی: حتماً نقاط آسیب پذیر ما کمتر می شد، ببینید برجام سندی است که نقاط آسیب پذیر مختلفی دارد که دشمن می تواند از آن ها سوءاستفاده کند. ما هرچقدر نقاط آسیب پذیر را کاهش بدهیم به نفعمان است خصوصاً آنکه قسمت اصلیش را کاهش دهیم مثل برداشتن تحریم ها. حالا می خواهم یک نمونه به شما بگویم اولاً مجلس می توانست مصوبه های قوی داشته باشد، چون از مجلس در دنیا پذیرا هستند، همین بازی که ترامپ با کنگره می کند، حرف هایش را از زبان همین کنگره می زند و مقبول است در دنیا. مجلس می توانست یک فکت شیت دقیق بگذارد و از ب. بسما... تا ت. تمّت را تفسیر کند. این اقدام مشکلی ایجاد نمی کرد و همه دنیا نیز می پذیرفتند و می گفتند این مجلس است که گفته و همه هم می پذیرفتند. به علاوه این حرکت می توانست برخی اوقات قدرت مانور برای دولت هم ایجاد کند که بتواند عنداللزوم از آن ها استفاده کند. وزارت خارجه هم بایست دائماً این کار را بکند و ما باید مداوم نقاط آسیب پذیر را کاهش دهیم، مثلاً به عنوان نمونه مساله تحریم را در نظر بگیرید: می گویند از حیث هسته ای، اصلاً تحریم از این حیث معنا ندارد، چون ببینید کشتی ما می خواهد برود به رُتردام، تحریم است، نمی رود. بعد این را برمی دارند، حالا می رود رُتردام می گویند سلام علیکم، برچسب هسته ای تان را برداشتیم، برچسب حقوق بشری بهش زدیم، در حالیکه تحریم یک واقعیت خارجی است و برچسب نیست؛ مهم است که بگوییم تحریم به هیچ وجه نمی تواند حیثی باشد اگر تحریمی برداشته شود، این تحریم که آن واقعیت خارجی است با هیچ برچسب دیگری قابل تجدید نیست.قرار نبود برچسب ها را عوض کنیم ما میخواستیم تحریم ها را لغو کنیممیزان: به نکته خوبی اشاره کردید، این بحث را طرف مقابل ما مطرح می کند تا ما را تحت فشار بگذارد. اینکه در آستانه ورود به مذاکرات بگوییم همه تحریم ها رفع خواهدشد و یا اینکه روز توافق یعنی ۲۳ تیر از رفع بالمره تحریم ها حرف بزنیم، اما وقتی بعد از اجرای برجام میبینم تحریم ها نه تنها بالمره برداشته نشده بلکه حتی در حد انتظار هم برداشته نشده است و در چنین وضعی عد ه ای در داخل حرف همان طرف مقابل را می زنند و می گویند قرار نبود همه تحریم ها برداشته شود. یعنی به ماندن بخشی از تحریم ها مشروعیت می دهند. به نظر شما چنین پالس هایی چقدر می تواند در زیاده خواهی دشمن و زیر فشار بودن ایران تاثیر گذار باشد؟لاریجانی: من می خواهم بگویم تحریم هسته ای قبول، ولی تحریم هسته ای، نه برچسب تحریم. هر مورد تحریمی که ناشی از قطعنامه های هسته ای بوده آن تحریم باید به عنوان واقعیت خارجی بررسی شود و لغو گردد نه اینکه برچسب آن برداشته شود. یعنی وقتی می گوییم تحریم پولی ایران برداشته شد، این تحریم با هر برچسب دیگر بیاید تحریم است. متن می بایست این را روشن کند که ما برایمان تحریم واقعیت خارجی است نه برچسب آن. این یک چیزی بوده که می بایست در متن توضیح داده می شد.میزان: خب باید این فلسفه را بپذیریم و بعد در عمل اجرا کنیم.لاریجانی: بلهمصوبه ای که می تواند ترفندهای آمریکا را خنثی کندمیزان: در داخل کشور ذهنیت هایی هست که چنین موضوعاتی را قبول ندارد.لاریجانی: خب اشتباه می کنند، چون ما قرار نبود صرفاً این برچسب را عوض کنیم ما می خواستیم تحریم ها را عوض کنیم.یکی از مواردی که مجلس محترم می تواند مصوبه ای راهگشا و سدّ کنندة شیطنت های آمریکا داشته باشد، همین موضع است. یعنی مجلس می تواند تصویب کند که مقصود از «تحریم» واقعیت خارجی تحریم است و لغو تحریم هم ناظر به واقعیت خارجی است؛ لذا اگر گفته شود تحریمی برداشته شده یعنی دیگر آن واقعیت خارجی وجود ندارد. از این تفسیر بسیار معقول و مستدل، بلافاصله نتیجه می شود که آمریکا یا هیچ یک از دول ۱+۵ حق ندارند تحریم های مصرح در قطعنامه مربوطه و در سند برجام را حتی با برچسب دیگر اعمال کنند؛ و اگر کردند نقض عهد شفاف کرده اند و مجلس باید چنین مصوبه ای را به دولت برای اعمال ابلاغ نمایند. این بهترین پاسخ به مصوبات تحریمی جدید کنگرة آمریکا است و بسیاری از ترفند های آنان را خنثی می کند. این مصوبه مجلس ما که شاید حجمش را بتوان در کمتر از ۵ خط تمهید کرد می تواند از شدیدترین قطعنامه های عمدتاً خطابی و حماسی مجلس علیه آمریکا مؤثرتر باشد!آمریکا و اروپا میخواهند برجام به عنوان یک زنجیر بزرگ بر پای ما باشدمیزان: هم اکنون در آستانه دو سالگی اجرای برجام هستیم، آخرین مصاحبه تفضیلی شما هم شهریور ماه بوده است که در این مدت اتفاقات جدیدی رخ داده است. مثلاً چندی پیش بحث «آیسا» مطرح بود اما الان دیگر «آیسا» نیست بلکه «کاتسا» مطرح هست، یا موارد دیگری مثل تصویب قانون مقابله با آمریکا در مجلس و یا اظهارات مشوه رئیس جمهور سبک مغز آمریکا درقبال ایران و ... سوال مشخص من بر می گردد به نامه ۹ ماد ه ای رهبر انقلاب که در تاریخ ۲۹ مهر ۹۴ منتشر شد. آنجا گفته شده که «وضع هرگونه تحریم در هر سطح و هر بهان های نقض برجام است». خب الان هم مسئولان و دست اندرکاران برجام اعتراف می کنند که بله، نقض برجام صورت گرفته است شما به نقض فاحش و غیرفاحش گریزی زده و گفته اید که اصلاً چنین موضوعی را قبول ندارید. حالا با توجه به این اتفاق هایی که افتاده آیا شما معتقدید که نقض برجام صورت گرفته است و اگر شده چرا این راه را ادامه میدهیم؟لاریجانی: اینجا مجموعه ای از مسائل مهم وجود دارد: یکی اینکه اصلاً غربی ها شامل آمریکا و دول عمده اروپایی می خواهند با «برجام» چکار کنند؟ به نظرم نه آمریکا و نه اروپا هیچکدام نمی خواهند برجام را بردارند -که عمدتاً مهار توانمندی هسته ای ما و کاهش آن و از بین بردن آن است- آن ها می خواهند برجام به عنوان یک زنجیر بزرگ بر پای ما باشد و خودشان از منافعی که از برجام و تحریم ها دارند بهره مند گردند! پس ما با یک وضعیت قرمز روبرو هستیم و این وضعیت این است که تمام محدودیت های ما در امر هسته ای همه اعمال شود و در مقابل غربی ها در هرگونه تحریم علیه ما دستشان باز باشد، این شرایطی نیست که ما تحملش کنیم، به هیچوجه. حالا «برجام» هست و هرچند وقت یک اروپایی به ایران می آید و می رود، اما وقتی به شرکت ها می گویند تو چرا کارت را انجام نمی دهی می گوید از آمریکا می ترسیم. باید گفت اگر عوامل کاری –شرکت ها و بانکها- نمی توانستند با جمهوری اسلامی بدون اجازه واشنگتن تعامل داشته باشند، چرا دولت های آنان برجام را امضا کرده اند؟ چرا گفتند ۱+۵؟ خب، می گفتند: «ما تبع و حاشیه ای هستیم و در واقع ۰+۳ هستیم»؟! دولت های امضا کننده برجام می بایست تعهدات خود را با هر هزینه ای انجام دهند همانطور که ایران چنین کرده است. معنای اعتبار این است. اینکه تحت فشار آمریکا نقض عهد کنند، یک عمل رسوا است. هنگامی که دولت ها تعهد به رفع تحریم می دهند باید مقدمات آن را خود بعهده بگیرند؛ در غیر آنصورت نمی بایست تعهدی را بپذیرند.خیلی دغل کردید که امضا کردیدمیزان: اروپا که دولت نیست و شرکت ها هم تابع دولت نیستند.لاریجانی: به عنوان یک (state) این ها امضا کرده اند، حالا می گویند می ترسیم؛ خب خیلی دغل کردید که امضا کردید، از اول می توانستید بگویید ما امضا می کنیم مشروط به اینکه آمریکایی ها ما را اذیت نکنند. می خواهم بگویم این بهانه ها قابل قبول نیست. نکته دوم اینکه ترامپ اصلاً حرف حسابش راجع به «برجام» چیست؟ حرفش این است که ما می خواهیم تحریم ها را به ایران اضافه کنیم تا ایران تن به بقیه امور بدهد. بقیه امور کمترینش است یا ایران بخاطر وضع اقتصادیش سقوط می کند که ما دنبالش هستیم، سقوط هم نکند اسیر ما می شود بنابراین کل حرف ترامپ درباره «برجام» این است که ما تحریمهایمان مفید بود که «برجام» درآمد حالا یک خورده دیگر اضافه می کنیم به تحریم ها و بهتر از «برجام» درمی آید حال سوال مهم این است که ما در برخورد با این تحریم ها چه می توانیم بکنیم؟ الان دولتمردان ما مسابقه ای گذاشته اند در اینکه آمریکا را نقد کنند و بگویند ترامپ بد است اگرچه این کار خوبی است، اما این پاسخ عمل آمریکا نیست ما باید در مقابل تهدیدات آمریکا یک اقدام مؤثر عرضه کنیم.باید خیال سرمایه گذاری آمریکا روی تحریم ها را از سرشان بدر کنیممیزان: راهکار لازم است، چون الان «برجام» اجرا و نقض هم شده است، الان تکلیف چیست؟لاریجانی: می خواهم بگویم پاسخ این نیست که ما هی بگوییم ترامپ عقلش کم است و... این ها اصلاً برای ما مهم نیست، پاسخ عملی مهم است و ما باید دندان سرمایه گذاری آمریکا روی تحریم ها را بکشیم. به نظرم باید خودمان رزمایش یک تحریم بازسازی شده (stimulated) را اعمال کنیم، یعنی حتی می شود که آمریکایی و اروپایی بگویند ما میخواهیم این کار را با شما انجام دهیم، ما بگوییم نه! اگر چنین کاری را شروع کنیم خوب است و اعلام کنیم که ما برای سازماندهی اعمال تحریم ها به طور بازسازی شده کمیت های درست کرده ایم. نفس این کار غربی ها را به یک تفکر دوم وامیدارد. دو قدم که جلو برویم می فهمند ما تا آخر خط رفته ایم. چون اگر تحریم ها را عملیاتی کنند و اقتصاد ما با تحریم ها کامل سرزنده باشد، آنگاه ما نشانه های درستی به غرب داده ایم آنگاه ما برای بقیه خسارتی که از برجام دیدیم، فکر مناسب می کنیم. این جواب دقیقش است.اقتصادمان را براساس تحریم ببندیم نه به امید برداشته شدن تحریممیزان: حالا که ما می گوییم نقض برجام صورت گرفته است خب نامه رهبر معظم انقلاب هم هست که فرموده اند اگر تحریم صورت بگیرد، نقض برجام است. خب اگر نقض صورت گرفته ادامه برجام چه معنایی دارد؟لاریجانی: ببینید، یکی مساله نقض «برجام» است، یکی هم بحث انحلالش است، یعنی بعضی ها مباحث لغوی و تأویلی درست می کنند که باید دید مثلاً چقدر نقض بوده؟ یک درجه نقض بوده یا فاحش و غیرفاحش بوده است؟ «برجام» عملاً و عمدتاً از خاصیت افتاده است و البته هیچگاه خاصیتی پیدا نکرد؛ بنابراین غرب دارد «برجام» را برای ما کاملاً بی خاصیت می کند و برای خودش بسیار با خاصیت، همانطور که تا به حال چنین بوده است. ما باید خود را آماده کنیم تا با این وضعیت روبرو شویم، پاسخش خیلی روشن است اولین پاسخی که من گفتم این است که ما باید تصمیم بگیریم اقتصادمان را براساس تحریم ببندیم نه به امید برداشتن تحریم. خودمان تحریم بگذاریم تحریم های بازسازی شده و بعد تمام غل و زنجیری که مانع حقوق مسلم ما برای توسعه در علوم و فنون هسته ای است یکی یکی در چارچوب npt باز کنیم. البته من npt را به این شکل قبول ندارم و حالا به عنوان سندی است که امضاء کرده ایم و فعلاً سند نیمه جانی است.چشم انداز موجهی برای حل مشکلات اقتصادی توسط برجام نمی بینممیزان: شما در جایی درباره به رسمیت شناختن حق غنی سازی ایران صحبت کردید با این محور که آن ها در جایگاهی نیستند که بخواهند حق ما را به رسمیت بشناسند و بعد نقض کنند. خاطرم هست یکی از نکاتی که مسئولان پز می دادند این بود که می گفتند در برجام حق غنی سازی ایران به رسمیت شناخته شد؛ ما وقتی چنین چیزی را می گوییم یعنی پذیرفته ایم که آن ها آقابالاسر باشند و برای ما تصمیم بگیرند، پس هرچه بگویند درست است و یا بعد از گذشت دو سال و برگزاری انتخابات! میگویند «برجام» محکمات و متشابهات دارد خب اگر ...

ادامه مطلب  

در همه ی این سال ها بنده ایستادم و گفتم نتیجه ی انتخابات مردم هرچه هست باید تحقّق پیدا کند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ اول فروردین ۹۶ در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح سخنان مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است.بسم الله الرّحمن الرّحیمو الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةالله فی الارضین. اللّهمّ صلّ على فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها عدد ما احاط به علمک، اللّهمّ صلّ على ولیّک علىّ بن موسى الرّضا عدد ما احاط به علمک، صلاةً دائمةً بدوام ملکک و سلطانک، اللّهمّ سلّم على ولیّک علىّ بن موسى الرّضا عدد ما احاط به علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک. اللّهمّ کن لولیّک الحجّة بن الحسن صلواتک علیه و على آبائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً حتّى تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلا.یک سال دیگر و یک بار دیگر خدای متعال این توفیق را به ما داد که در زیر سایه ی بقعه ی مبارکه ی علیّ بن موسی الرّضا (علیه السّلام) در جمع شما برادران و خواهران حضور پیدا کنیم و ضمن همدلی و هم زبانی با این آحاد جمعیّت عظیم و مؤمن و پُرشور، مطالبی را در زمینه­ ی مسائل کشور، مسائل انقلاب، مسائل اصلی و اساسی در میان بگذاریم. خدای متعال را بر این توفیق سپاسگزارم. جمع پُرشور متراکمی که در این رواق مطهّر(۲) و در اطراف این محل، اعم از مجاوران مشهد مقدّس و زوّار محترمی که به جاذبه ی [این] امام بزرگوار، به این منطقه و به این استان و به این شهر تشریف آورده اند، همه مایلند و همه مشتاقند که سخن دل انقلاب و نظام را در زمینه­ ی مسائل گوناگون بشنوند. بنده در فرصتی که امروز هست، قهراً به بخشی از آنچه لازم است گفته بشود، میتوانم بپردازم و امیدوارم مورد هدایت الهی و رضای الهی و مقبول درگاه الهی باشد.برادران و خواهران عزیز! امسال سال مهمّی برای کشور است؛ هم به جهت نیاز کشور به یک تحرّک مهمّ اقتصادی که ان شاءالله مسئولین کشور به آن بیندیشند و بپردازند، و هم از جهت در پیش بودن انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراهای شهر و روستا که آن­ هم در جای خود بسیار مهم است.در سال ۹۵ -سال گذشته- با وجود اینکه کشور دچار مشکلات اقتصادی بود ولی ملّت ایران از دو جهت خوش درخشید؛ هم از جهت پایبندی به مسائل انقلاب و ارزشهای انقلاب و نظام اسلامی که مظهر آن پُرشور بودن راه پیمایی عظیم بیست ودوّم بهمن و اجتماعات مردم در مورد مسائل مربوط به انقلاب بود که نشان­دهنده­ی پایبندی و شور و هیجان و دل بستگی ملّت ایران به مسائل انقلاب بود؛ جهت دوّم، پایبندی مردم به مسائل ایمانی و دینی بود. امسال به گزارش مورد اطمینانی که از سراسر کشور در ماه مبارک رمضان، در ماه محرّم و ماه صفر و بقیّه­ی مراسم دینی داده شد، شور و حضور و دل بستگی مردم به مسائل ایمانی، از همیشه بیشتر بود. هم در قضایای مربوط به انقلاب، هم در قضایای مربوط به مسائل دینی و ایمانی، حضور مردم و بُروز همّتهای بلند مردم از همیشه بیشتر بود. این خیلی مهم است از این جهت که اوّلاً سمت و سوی حرکت ملّت ایران را و هویّت ملّت ایران را به رخ دوست و دشمن میکشد. نه راهپیمایی بیست ودوّم بهمن مربوط به یک سلیقه ی سیاسی است و نه جلسات محرّم و ماه رمضان و اعتکاف و راه پیمایی اربعین مربوط به یک سلیقه ی سیاسی است، [بلکه] مربوط به همه ی ملّت ایران و مربوط به همه ی سلایق گوناگون کشور است. پس این نشان میدهد که سمت و سوی حرکت ملّت ایران، سمت و سوی انقلابی و دینی است؛ مربوط به هر سلیقه ی سیاسی که باشند. [پس] هویّت ملّت ایران را به رخ دوست و دشمن کشید. این یک. دوّم اینکه اجتماع عمومی مردم و وحدت ملّی را هم به همه نشان داد. وقتی شما این سال ۹۵ را از آغاز تا انجام نگاه کنید، همه ی قضایا این دو نشانه ی مهم را نشان میدهد: هم همبستگی مردم را در مسائل اساسی زندگی با وجود اختلاف نظرها در مسائل فرعی و سیاسی گوناگون نشان میدهد -امّا در جهت اصلی که جهت نظام و جهت انقلاب است، مردم همسو و هم جهتند- این یک، و بعد دل بستگی مردم را نشان میدهد به انقلاب و به نظام و به مسائل دین و ایمان؛ این در دنیا خود را نشان داده است، این به رخ دشمن و دوست کشیده شده است؛ این [مربوط به] سال ۹۵.البتّه حوادث تلخ در طول سال وجود داشت که آخرینِ آن، قضیّه ی همین آتش نشانان جان باخته ی عزیز بود که فداکاری کردند و حادثه ی تلخی بود. حوادث تلخ همیشه هست، عمده این است که همّت مردم و اراده ی مردم و جهت حرکت مردم، مژده بخش و نشانه ی پیشرفت باشد که این بحمدالله وجود داشت.من عرض میکنم که این نیاز ملّی، امسال هم به قوّت خود باقی است. امسال هم ملّت ایران، هم باید اتّحاد ملّی خود را نشان بدهند، هم باید پایبندی خود به انقلاب و نظام و مباحث و مسائل دینی را نشان بدهند و اثبات کنند، هم باید سمت و سوی حرکت خود را به رخ دشمنان ایران و دشمنان جمهوری اسلامی و دشمنان ملّت ایران بکشند؛ به این مناسبت بحث امروز را بنده انتخاب کرده ام.بحث امروز درباره ی دو موضوع است: یک مسئله راجع به مسائل اقتصادی کشور است که البتّه دور از اصطلاحات اهل فن، آنچه را به نظر میرسد مردم عزیزمان خوب است بدانند و به آن توجّه کنند و در آن جهت حرکت کنند و مطالبه ی آنها از ما مسئولین باشد، در بحث اقتصادی عرض میکنم؛ ان شاءالله در بحث مربوط به انتخابات هم -که موضوع دوّم بحث امروز من است- مطالبی را به عرض خواهم رساند.برادران و خواهران عزیز! مسئله ی اقتصاد، مسئله ی اولویّت دار کشور است؛ نه­ فقط امسال، که چند سال است این مسئله در رأس اولویّتهای فوری کشور قرار دارد و نیاز به تحرّک اقتصادی به شکل صحیح و با برنامه ریزی صحیح، در این چند سال محسوس بوده است و کارهایی هم شده است که من اشاره خواهم کرد. اولویّت امروز ملّت ایران، مسئله ی اقتصادی است و توجّه کنید که اولویّت دشمن هم مسئله ی اقتصادی است؛ یعنی امروز دشمنان جمهوری اسلامی برای اینکه بتوانند اهداف خودشان را در مورد ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی محقّق کنند، دنبال راهکارهای اقتصادی، و یا به تعبیر درست تر، دنبال ضربه زدن اقتصادی به ملّت ایرانند. هدف دشمن این است که بتواند با فشار اقتصادی، ملّت ایران را نسبت به نظام اسلامی و جمهوری اسلامی دلسرد و دلزده کند و بین ملّت ایران و نظام اسلامی فاصله بیندازد و هدفهای خودش را از این راه دنبال کند. البتّه من به شما عرض کنم دشمنِ نادانِ بی ایمان ما سالها است که این تلاش را میکند برای جدا کردن ملّت از نظام [ولی] موفّق نشده است؛ بعد از این هم به حول و قوّه ی الهی موفّق نخواهد شد. خب، دشمن توفیق پیدا نمیکند امّا ما موظّفیم این بحث را طرح کنیم؛ برای اهمّیّت آن، برای توجّه مسئولان به آن، برای ایجاد پیوندها و ارتباطات همکاری میان مردم و مسئولان در زمینه ی اقتصاد؛ چون مسئله ی اقتصاد، مسئله ی معیشت مردم، مسئله ی بسیار مهمّی است و من مقداری در این زمینه ها عرایضی خواهم کرد؛ [البتّه] به­ طور اجمال در پیام اوّل سال، دیروز به عرض ملّت ایران رساندیم، امروز یک مقداری مسئله را باز میکنم. امام سجّاد (علیه الصّلاةوالسّلام) در دعا به خدای متعال عرض میکنند: وَ نَعوذُ بِکَ مِن تَناوُلِ الاِسرافِ وَ مِن فِقدانِ الکَفاف؛(۳) این نشان دهنده ی اهمّیّت مسئله ی اقتصادی است که امام سجّاد از خدای متعال درخواست میکند و به خدای متعال پناه میبرد. از اسراف و از اینکه منابع معیشتی، به قدر کافی در اختیار مردم وجود نداشته باشد، این نشان دهنده ی اهمّیّت مسئله ی اقتصاد است. پس باید در این زمینه بحث کنیم.ولیکن قبل از آنکه وارد بحث اصلی بشوم، دو نکته را مایلم حتماً مورد تأکید قرار بدهم و به شما عزیزانی که تشریف دارید و کسانی که این صحبت را بعداً می شنوند، این دو نکته را یادآوری کنم:نکته ی اوّل؛ دشمن در تبلیغات وسیع خود تلاش میکند که کمبود های معیشتی و اقتصادی کشور را به نظام اسلامی و به جمهوری اسلامی نسبت بدهد؛ این نقشه ی دشمن است. آنها میخواهند این جور وانمود بکنند که نظام اسلامی قادر نبوده است و قادر نیست مشکل اقتصادی ملّت ایران را و مشکلات اساسی ملّت ایران را حل کند و گره ها را باز کند؛ یک سوءاستفاده ی این جوری میخواهند بکنند برای کوبیدن نظام اسلامی. این حرف ناشی از بغض و عداوت و کینه ی آنها به نظام اسلامی است. این یک حرف خلاف واقع است، خدماتی که نظام اسلامی و جمهوری اسلامی به ایران و ملّت ایران در این مدّت کرده است، یک خدمات برجسته و فوق العاده است. اگر وضع ملّت را و وضع کشور را مقایسه کنیم با قبل از دوران اسلامی یعنی در دوران طاغوت، آن وقت معلوم میشود که چه خدمات بزرگ و ارزشمندی را نظام اسلامی تقدیم کرده است. بله، ضعفهایی وجود دارد؛ این ضعفها مربوط به مدیریّت ماها است، این مربوط به کمبود ها و ناتوانایی های مدیرانی است که در بخشهای مختلف مشغول کار بوده اند؛ امّا نظام اسلامی توانایی هایی را در خود پرورش داده و مدیرانی را تربیت کرده است که توانسته اند کارهای بسیار بزرگی را در طول این سی و چند سال برای کشور انجام بدهند؛ آن هم درحالی که در این سی و چند سال، ملّت از همه طرف در فشار تحریم و فشار اقتصادی دشمنان بوده است.من چند نمونه را عرض میکنم. البتّه اینها فقط نمونه هایی است که من میگویم وَالّا آن فهرست خدمات نظام جمهوری اسلامی، یک فهرست بسیار طولانی تر از این حرفها است. ببینید! جمعیّت کشور از اوّل انقلاب تا امروز دو برابر شده است. یعنی از حدود چهل میلیون به نزدیک به هشتاد میلیون رسیده است، امّا آنچه اتّفاق افتاده و آن کارهایی که در زمینه های مختلف انجام گرفته است، بحث دو برابر و سه برابر نیست، [بلکه] ارقام فوق العاده و بسیار چشمگیری است.در زمینه های زیرساختی، کارهایی در کشور شده است که حقیقتاً از نظر معیار و مقیاسی، [که] انسان با کشورهای دیگر می سنجد، بسیار بزرگ و عظیم است. از باب مثال: راه های کشور در این مدّت، شش برابر شده است؛ ظرفیّت بنادر کشور در این مدّت، بیست برابر شده است؛ سدهای مخزنی کشور -که آب شُرب و آب کشاورزی را تأمین میکنند- سی برابر شده است؛ تولید برق کشور، چهارده برابر شده است؛ صادرات غیر نفتی کشور، ۵۷ برابر شده است -قبل از انقلاب، [یعنی] در دوران طاغوت، صادرات کشور تقریباً منحصر بود به نفت و یک مختصری اشیاء تولیدی دیگر که در جنب صادرات نفتی، تقریباً هیچ بود؛ امروز صادرات غیر نفتی ۵۷ برابر افزایش پیدا کرده است- تولید محصولات پتروشیمی سی برابر و تولید محصولات فولادی پانزده برابر [شده است]؛ اینها کارهای زیرساختی است؛ هر کشوری بخواهد تحرّک پیدا کند، پیشرفت اقتصادی پیدا کند، به این چیزها احتیاج دارد؛ این کارها در دوران انقلاب انجام گرفته است.در زمینه ی علم و فنّاوری، از اوّل انقلاب [تاکنون]، تعداد دانشجویان ۲۵ برابر شده است؛ اوّل انقلاب، همه ی دانشجویان کشور دویست و خرده ای هزار [نفر] بود، امروز نزدیک پنج میلیون دانشجو در کشور مشغول تحصیل هستند؛ مقالات علمی شانزده برابر [شده]؛ و فعّالیّتهای علمی و فنّاوری فراوان دیگر.در زمینه ی توسعه ی اجتماعی و انسانی، شاخصها بسیار بالا است. در زمینه ی خدمات -خدمت رسانی- به مردم -مثل برق و گاز و تلفن و آبادی روستاها- آمارها بسیار خوب و مژده بخش است. در زمینه ی فعّالیّتهای نظامی، آمارها فوق العاده است؛ کشوری که قبل از پیروزی انقلاب، از لحاظ نظامی وابسته ی محض به خارج از کشور بود -آن هم به دشمنانی مثل آمریکا- امروز از لحاظ پیشرفتهای نظامی، آن چنان چشمگیر است که چشم دشمن را هم میزند، او را هم خشمگین و نگران و عصبانی میکند.اینها همه اش هنر نظام اسلامی است؛ اینها کارهایی است که نظام اسلامی کرده است. عرض کردم که اگر این فهرست را بخواهم بگویم، یک فهرست بسیار طولانی است و کار از اینها برتر و بالاتر است. البتّه انقلاب متوقّف نمیشود، پیشرفت متوقّف نمیشود؛ کارهای زیادی وجود دارد که باید انجام بگیرد و به حول و قوّه ی الهی انجام خواهد گرفت و در سیاستهای کلّی نظام اسلامی [هم] به آن کارهایی که باید در آینده انجام بگیرد، تصریح شده است و ذکر شده است که چه کارهایی باید انجام بگیرد.خب، ضعفهایی هم داشته ایم که کم نبوده؛ بنده از ضعفهای فعّالیّتهای مسئولین کشور -از جمله خودِ این حقیر- در سطح عموم ملّت ایران و در طول سالها، آگاهم؛ ضعفهای زیادی وجود داشته که این مربوط به مدیریّتهای ما است، مربوط به حرکت عمومی نظام اسلامی نیست. ما هرجا یک مدیریّت انقلابیِ فعّالِ پُرتحرّک داشتیم، کار پیش رفته است؛ هرجا مدیریّتهای ضعیف، بی حال، ناامید، غیرانقلابی، و بی تحرّک داشتیم؛ کارها یا متوقّف مانده است، یا انحراف پیدا کرده است. این مسئله ای است که وجود دارد؛ یک اشکالی و یک ضعفی است که وجود دارد؛ باید مدیرانمان ان شاءالله پُرانگیزه تر باشند، کارآمدتر باشند، تلاش بیشتری را انجام بدهند، و به حول و قوّه ی الهی همین جور هم خواهد شد. من به­ طور قاطع عرض میکنم که اگر مدیریّت در بخشهای مختلف کشور، متدیّن باشد، انقلابی باشد و کارآمد باشد، همه ی مشکلات کشور حل خواهد شد؛ ما مشکل غیرقابل حلّی در کشور نداریم. یک نکته این بود که عرض شد.نکته ی دوّم این است که ظرفیّتهای کشور بسیار بالا است؛ ما توانایی هایمان، استعدادمان در کشور خیلی زیاد است؛ یعنی اگر ما امیدواری هایی را به آینده ابراز میکنیم و میگوییم که این کارها باید انجام بگیرد یا میگوییم این کارها انجام خواهد گرفت، این با تکیه ی بر ظرفیّتها و توانایی های بالقوّه ی کشور است. ما کشورمان، هم از لحاظ نیروی انسانی، هم از لحاظ نیروهای طبیعی -نیروهای زیرزمینی، روی زمینی و امکانات گوناگون- جزو کشورهای ثروتمند محسوب میشود. از لحاظ نیروی انسانی -همین طور که عرض کردیم- پنج میلیون دانشجو، یک ثروت عظیمی برای کشور است؛ علاوه ی بر این، ما حدود ده میلیون فارغ التّحصیل دانشگاهی داریم که اینها میتوانند کارهای مختلف را انجام بدهند. ما ۳۳ میلیون جوانی که در سنّ کار باشد -یعنی بین پانزده سال و چهل سال سن داشته باشد- در کشور داریم؛ یعنی یک کشور جوان [هستیم] که دارای این توانایی است که بتواند کار کند. برطبق [عقیده­ ی] اهل نظر و اهل فن، بهترین زمان [کارایی] انسانِ دارای توان کار -مرد و زن- بین پانزده سال و چهل سال است و ما از این جهت، در کشور وضعمان بحمدالله بسیار خوب است و ۳۳ میلیون از جمعیّت کشور در این سنین قرار دارند، که میتوانند کار کنند، میتوانند بارهای سنگین را بر دوش خودشان حمل کنند. در منابع زیرزمینی [هم] در دنیا پیشرفته هستیم. من یک وقتی عرض کردم(۴) که جمعیّت کشور در حدود یک صدم جمعیّت دنیا است امّا تقریباً همه­ ی منابع اصلی ما از یک صدم بیشتر است؛ بعضی دو صدم است، بعضی سه صدم است، بعضی پنج صدم است؛ یعنی ما از لحاظ منابع، دستمان باز است. در همین جلسه ی اوّل سال -یکی دو سال قبل-(۵) گفتم که ما از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی بهترین کشور و ثروتمندترین کشور در همه ی دنیا از لحاظ منابع نفت و گاز بر روی هم [ما هستیم]، گفتم که ما در درجه ی اوّل قرار داریم. اخیراً آماری به بنده دادند و معلوم شد که ما از لحاظ تنها گاز هم در دنیا اوّلیم، یعنی هیچ کشوری به قدر کشور ما نفت و گاز ندارد، و درخصوص گاز، هیچ کشوری در دنیا به قدر ما گاز ندارد که امروز یکی از منابع مهمّ انرژی است. خب این کشور، کشور ثروتمندی است؛ بیخود نیست که دشمنان ما -[یعنی] قدرتهای سلطه گر، آمریکا و امثال آن- چشم طمع دوخته­ اند به این کشور و میخواهند این کشور را زیر سلطه دربیاورند. البتّه این آروزی همیشگی آنها است و این آرزو برآورده نخواهد شد و این آرزو را قطعاً به گور خواهند برد.خب، وارد بحث مربوط به اقتصاد بشویم، وقت محدود است و من باید بتوانم همه ی آنچه را که میخواهم عرض بکنم، ولو کوتاه، عرض بکنم.ببینید، ما برای کشورمان و برای ملّتمان چه میخواهیم؟ ما میخواهیم ملّت و کشور به کجا برسد؟ ما برای ملّت ایران امنیّت ملّی میخواهیم، عزّت ملّی میخواهیم، سلامت عمومی میخواهیم، رفاه عمومی میخواهیم؛ پیشرفت همه جانبه میخواهیم، استقلال از قدرتهای سلطه گر جهانی میخواهیم، شکوفایی استعدادها میخواهیم، رها شدن و نجات یافتن از آسیب های اجتماعی -مثل اعتیاد و فساد و امثال اینها- میخواهیم؛ اینها را برای کشور میخواهیم؛ اینها چیزهایی است که ما در زمینه ی مسائل مادّی برای کشورمان دنبال میکنیم و میخواهیم. آن وقتی ملّت به آسایش خواهد رسید که این مواد برای او در داخل کشور تأمین بشود. خب چگونه میشود اینها را به دست آورد ؟ عزّت ملّی، امنیّت ملّی، اقتدار ملّی، پیشرفت همه جانبه چه جور به دست می آید؟ من عرض میکنم بدون اینکه کشور یک اقتصاد قوی داشته باشد، اینها به دست نمی آید. نیاز ما اقتصاد قوی، تولید قوی، همراه با مدیریّت قوی است؛ نیازمان این است: یک اقتصاد قوی و مطمئن و متّکی به خود که دستمان به سمت دیگران دراز نباشد، بتوانیم انتخاب کنیم، بتوانیم حرکت کنیم، بتوانیم اقدام کنیم، بتوانیم روی قیمت نفت اثر بگذاریم، پول ملّی را ارزشمند کنیم، قدرت خرید مردم را بالا ببریم؛ بدون یک اقتصاد قویِ این جوری، نه به یک عزّت مستمرّی خواهیم رسید، نه به یک امنیّت مستمرّی خواهیم رسید؛ این چیزها را باید تأمین کنیم. اهمّیّت اقتصاد این است. و البتّه بدون اتّحاد ملّی هم به دست نمی آید؛ بدون پیوند عمومی ملّت با نظام هم این خواسته ها به دست نمی آید؛ بدون فرهنگ انقلابی هم به دست نمی آید؛ بدون مسئولان شجاع و فعّال و پُرکار هم این خواسته ها تأمین نخواهد شد. همه ی اینها را لازم داریم و باید تأمین کنیم و میتوانیم تأمین کنیم. [پس] یکی از مشکلات عمده ی کنونی ما مسئله ی اقتصاد است.خب، اقتصاد مقاومتی را مطرح کردیم و گفتیم؛ دوستان و فعّالان مسئول در قوّه ی مجریّه و بقیّه ی دستگاه های کشور، با علاقه این مسئله را دنبال کردند و برنامه ریزی هایی کردند، کارهایی را انجام دادند. خب این کارها خوب است و من به بعضی [از آنها] هم اشاره خواهم کرد لکن آنچه امروز برای ما مشهود است و مقابل چشممان می­بینیم، [این است که] خلأهای اقتصادی ما خلأهای بزرگی است. یکی­ مسئله­ ی بیکاری است؛ بخصوص بیکاری جوانان و بخصوص بیکاری جوانان تحصیل­ کرده. این یک خلأ است، یک حفره است. این را باید تأمین کرد. مسئله­ ی معیشت طبقات ضعیف [مهم است]؛ ما اطّلاعات را دائماً دنبال میکنیم و از وضع مردم در بخشهای مختلف کشور مطّلع میشویم؛ مردم از لحاظ معیشت دچار مشکلند. مسئله ی بیکاری هست، مسئله ی سختی معیشت هست؛ و مشکلات گوناگونی که در زمینه ی فرهنگی و اجتماعی به دنبال اینها می آید.خب، عرض کردیم که دشمن هم بر روی همینها تمرکز میکند و روی اینها تبلیغات میکند. صاحب نظران اقتصادی، آن کسانی که در زمینه ی مسائل اقتصادی صاحب نظرند، مشکل عمده را در رکود و بیکاری می بینند؛ حق هم با آنها است. یکی مسئله ی بیکاری است، یکی مسئله ی رکود تولید و کمبود تولید در داخل کشور است. خب اینها در اقتصاد مقاومتی هست منتها اقتصاد مقاومتی یک مجموعه است. اگر ما بتوانیم این مجموعه را تجزیه کنیم و در هر فرصتِ زمانی، بر روی بخشی از مسائل مهمّ آن تکیه ی بیشتری در کشور انجام بگیرد، مطمئنّاً خواهیم توانست نتایج خوبی از آن بگیریم.در سال ۹۵ کارهای خوبی انجام گرفت. حق این است که به تلاشهایی که مسئولان محترم انجام داده اند بپردازیم و از آنها قدردانی بکنیم. در اوائل سال گذشته که بنده در همین جلسه ی اوّل سال تأکید زیادی بر روی کارگاه های کوچک و متوسّط کرده بودم، مسئولین تصمیم گرفتند که به کارگاه های کوچک و متوسّط کمک کنند؛ پانزده هزار میلیارد تومان بودجه گذاشتند برای اینکه مثلاً حدود بیست هزار کارگاه کوچک را تحرّک ببخشند و فعّال کنند و از رکود خارج کنند؛ اقدام هم کردند، البتّه یک قدری دیر شد لکن بالاخره اقدام شروع شد و انجام گرفت. خب این اقدام، اقدام خوبی بود منتها در هر کار خوبی، آنچه لازم است، نظارت و استمرار است. اگر چنانچه نظارت لازم و توجّه و دقّت لازم در ادامه ی کار انجام نگیرد، کار به سرانجام نمیرسد؛ یا به سرانجامِ مطلوب نمیرسد. من توضیح خواستم از کسانی که دست اندرکار این قضیّه بودند و از طُرق مختلف، از لحاظ میدانی تفحّص کردم، ]فهمیدم] خب کار پیش رفته است منتها نه به آن اندازه ای که هزینه شده. کار پیشرفت هایی داشته است منتها آن جوری که مورد نظر است و باید پیش میرفت و انجام میگرفت، انجام نگرفته است. باید کاری کنیم که تدابیر مسئولان و سیاستهای اجراییِ مسئولان بتواند به نتایج نهایی برسد.امروز مشکلات ما در زمینه ی بخشی از شاخصها، مشکلات زیادی است. بعضی از شاخصها خوب است؛ فرض بفرمایید که شاخص تورّم کاهش نشان میدهد که این خوب است، امّا شاخص بیکاری افزایش نشان میدهد یعنی بیکاری بیشتر شده است. اینها آمارهای رسمی خود مسئولین است. یا رشد اقتصادی، مثبت نشان میدهد امّا رشد سرمایه گذاری، منفی است؛ که این یکی از عیوب اساسی و بزرگ است. یا مثلاً در بعضی از بخشها -مثل بخش نفت- پیشرفت داریم، [امّا] در بعضی از بخشهای دیگر -مثل بخش معدن، مثل مسکن- عقب رفت داریم. یعنی آمارهای رسمی انسان را قانع نمیکند به اینکه حرکت عمومی به سمت رفع مشکلات اقتصادی است.خب، حالا از گذشته عبور کنیم، به آینده نگاه کنیم. آنچه بنده در مورد آینده به عنوان نقطه ی اولویّت دار و کلیدی به آن نگاه میکنم، عبارت است از تولید؛ تولید ملّی، تولید داخلی. توصیه ی بنده، خواسته ی بنده، مطالبه ی بنده، تکیه ی بر روی تولید داخلی است. تولید داخلی یک کلید واژه است. اینها را عرض میکنیم تا اوّلاً چون در محضر ملّت ایران این حرفها دارد گفته میشود، مسئولین محترم به این توجّه کنند و روی آن تکیه کنند، ثانیاً افکار عمومی مردم هم در همین جهت مطالبه گر باشد؛ مطالبات مردم هدایت بشود به این سمتی که مورد توجّه و مورد تعرّضِ(۶) امروز ما است. من این جور اح ...

ادامه مطلب  

متن کامل هفتمین گزارش وزارت خارجه به مجلس از اجرای برجام  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، گزارش حاضر هفتمین گزارش وزارت امورخارجه است که در اجرای تبصره یک قانون «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» مصوب 21/7/1394 مجلس شورای اسلامی تهیه شده و به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تقدیم می­گردد.[1] این گزارش در سه بخش الف) موانع و چالش ها؛ ب) آخرین تحولات در حوزه رفع تحریم ها؛ و ج) آخرین تحولات در حوزه فعالیت های هسته ای، به تحولات مرتبط با اجرای برجام در دوره سه ماهه 26 تیر لغایت 26 مهر 1396 می پردازد.مهم ترین تحول در رابطه با برجام طی سه ماه اخیر و در سطح کلان، خودداری رئیس جمهور آمریکا از تائید پایبندی جمهوری اسلامی ایران به مفاد برجام می باشد که در تاریخ 21 مهر 1396، علیرغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر اجرای کامل تعهدات برجامی از سوی ایران، صورت گرفت. تائید یا عدم تائید پایبندی ایران به برجام از سوی رئیس جمهور آمریکا یک موضوع داخلی آمریکا است اما می تواند بر ادامه اجرای تعهدات آن کشور طبق برجام و اثربخشی نظام رفع تحریم های برجام تاثیر تعیین کننده داشته باشد. آقای ترامپ که از پیش از انتخاب به ریاست جمهوری مخالفت شدید خود با برجام را آشکار کرده بود، طی 9 ماه گذشته به دلیل مبانی و ساختارهای برجام، رویکرد حکیمانه جمهوری اسلامی ایران، و عدم همراهی بین المللی با وی، قادر به فسخ یکجانبه این تفاهم نشد و نهایتا تصمیم گرفت با استفاده از یک سازوکار داخلی و عدم تایید پایبندی ایران به برجام، تصمیم گیری در مورد خروج از برجام و بازگشت تحریم های آمریکا را به کنگره محول نماید. در مورد نحوه رفتار کنگره احتمالاتی وجود دارد که هیچ کدام قطعیت ندارد، اما احتمال بازگرداندن تحریم های هسته ای توسط کنگره که به معنای نقض فاحش برجام از سوی این کشور خواهد بود، یکی از احتمالات است.آثار و تبعات این اقدامِ هیات حاکمه آمریکا بر استمرار ایفای تعهدات آن کشور در حوزه رفع تحریم ها، با دقت از سوی وزارت امور خارجه رصد می شود. چنانچه اقدام رئیس جمهور آمریکا در خودداری از تائید پایبندی ایران به برجام منجر به نقض عملی تعهدات این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران شود، یا کنگره اقدام به بازگرداندن تحریم های هسته ای نماید، مراتب بلافاصله به هیات عالی نظارت بر برجام و مجلس محترم شورای اسلامی جهت تصمیم مقتضی گزارش خواهد شد. در عین حال تردیدی نیست که صرف خودداری رئیس جمهور آمریکا از تایید پایبندی ایران به برجام به رغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی، و سخنان ضد برجامی رئیس جمهور آمریکا، به منزله بی اعتنایی مستکبرانه آمریکا نسبت به دیدگاه مرجع صالح بین المللی و صریح از بندهای 26، 28 و 29 برجام و مغایر با اصل حسن نیت در ایفای تعهدات می باشد.بخش نخستموانع و چالش ها در اجرای برجامهمانگونه که در گزارش های پیشین مورد تاکید قرار گرفت، از زمان اجرایی شدن برجام در تاریخ 26 دی ماه 1394، علیرغم گشایش های عمده ای که صورت گرفته است، کوتاهی ها و بدعهدی های دولت آمریکا، تحریم های باقیمانده غیرهسته ای، به همراه دسته ای از موانع و مشکلات فنی در حوزه مراودات مالی و بانکی، موجب شده است تا سرعت تحقق گشایش های ناشی از برجام با وضعیت مطلوب فاصله داشته باشد.وزارت امور خارجه بنا بر وظایف محوله و ذاتی خود، تمامی تحولات مرتبط با اجرای برجام را رصد و هرگونه تاخیر، تعلل، بدعهدی و به ویژه نقض تعهدات برجامی از سوی آمریکا را ابتدا در قالب نامه رسمی از سوی وزیر امور خارجه به خانم موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و هماهنگ کننده برجام ثبت و ضبط نموده و سپس در کمیسیون مشترک برجام که هر سه ماه بین ایران و کشورهای 1+5 تشکیل می شود، مطرح و پیگیری کرده است. برخی از این موارد توسط طرف آمریکایی اصلاح شده، و نسبت به سایر موارد حسب نظر هیات نظارت بر اجرای برجام واکنش متناسب اتخاد گردیده است. لازم به توضیح است که در برجام دو گونه نقض عهد وجود دارد: عدم اجرای تعهدات (non-performance)، و عدم اجرای فاحش تعهدات (significant non-performance).تاکنون در گزارش های سه ماهه، به تفصیل موانع و چالش های پیشِ رویِ اجرای برجام تشریح شده اند. در گزارش حاضر، به چالش هایی که همچنان روند اجرای برجام را متاثر می سازند، پرداخته خواهد شد.1- موارد نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی آمریکا از برجامدر طول یک سال و نه ماه که از اجرایی شدن برجام می گذرد، مجموعه ای از نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی از اجرای برجام توسط دولت آمریکا صورت گرفته است که از سوی جمهوری اسلامی ایران در قالب 10 نامه از سوی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به خانم موگرینی به عنوان هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام، ثبت و ضبط شده است. این موارد هر بار در گزارش های سه ماهه وزارت امور خارجه به کمیسیون محترم امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز درج شده است. در این گزارش مجموعه ای از مهم ترین آنها یک بار دیگر به اطلاع مجلس محترم می رسد:تمدید "قانون تحریم های ایران" موسوم به آیسا از سوی کنگره آمریکا؛ایجاد محدودیت برای سفر اتباع کشورهایی که مشمول "برنامه لغو روادید آمریکا" هستند برای سفر به آمریکا، به دلیل سفر به ایران؛تلاش آمریکا برای ایجاد فضایی منفی علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، برخلاف تعهد جمعی کشورهای 1+5 برای تحقق "تغییر بنیادین" در رویکرد و تعامل شورا با جمهوری اسلامی ایران؛تعلل عمدی دولت آمریکا در رفع موثر تحریم های هسته ای، به نحوی که در موارد متعددی این تعهد صریح آمریکا به صورت مقطعی، کند و در برخی مواقع به نحو بازدارنده ای پیچیده بوده است؛تلاش برای جلوگیری از عادی سازی تجارت سایر کشورها با ایران و بهره مند شدن جمهوری اسلامی ایران از منافع اقتصادی برجام، از طریق دامن زدن و گسترش شک و تردید نسبت به آینده روابط اقتصادی و همکاری با ایران؛تاخیر غیرموجه از سوی وزارت خزانه داری آمریکا در صدور مجوزهای لازم برای فروش یا اجاره هواپیمای مسافربری به ایران؛ایجاد مقررات دست وپاگیر و موانع روانی در مسیر دسترسی آسان بانک مرکزی ایران به منابع مالی خود؛پیچیده نمودن و مشروط ساختن مقررات رفع تحریم ها از سوی وزارت خزانه داری آمریکا به منظور ایجاد تردید در بانک های غیرآمریکایی و اکراه آنها از همکاری با ایران؛طرح مکرر قوانین مختلف تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران در کنگره آمریکا با هدف تخریب فضا و جلوگیری از عادی سازی روابط تجاری سایر کشورها با ایران؛طراحی و تبلیغ گسترده در مورد سیاست غیرقانونی "بازنگری برجام" از سوی دولت جدید آمریکا و اشارات مکرر (مستقیم و غیرمستقیم) به امکان عدم تمدید اسقاط قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران، با هدف ایجاد تردید و نگرانی نامحدود در جامعه اقتصادی جهانی نسبت به آینده روابط اقتصادی با ایران؛تشدید و افزایش مقررات دست و پاگیر وزارت خزانه داری آمریکا جهت شرکت های غیرآمریکایی برای همکاری با ایران در تعارض با بند 29 برجام مبنی بر تعهد این کشور بر عدم تضعیف اجرای موفقیت آمیز برجام و خودداری از هر سیاستی است که تاثیر مستقیم و نامطلوب بر عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران بگذارد؛افزایش چشمگیر اظهارات تحریک آمیز و خصمانه مقامات ارشد آمریکا علیه برجام، که علاوه بر بی اعتنایی به اصول حقوق بین الملل، نقضِ شروط مندرج در برجام - خصوصا بند 28- محسوب می شود که صراحتا اشعار می دارد مقامات ارشد کشورهای طرف برجام همه ی تلاش خود را، از جمله در اظهارات عمومی خود، برای اجرای موفقیت آمیز برجام به کار خواهند بست؛اتخاذ مکرر مواضع منفی مقامات عالیرتبه آمریکا علیه برجام از جمله در سخنرانی رئیس جمهور این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (28 شهریور 1396) و نیز سخنرانی مورخ 21 مهر 1396 که به بهانه اعلام راهبرد جدید این کشور در قبال ایران صورت گرفت. این موضع گیری ها مغایر با تعهدات صریح آمریکا در برجام و یکی از اصول مهم حقوق بین الملل - که در برجام نیز صراحتا تکرار شده - یعنی اجرای با "حسن نیت تعهدات" است؛تمدید اسقاطیه های تحریم های ایران توسط دولت جدید آمریکا به شکلی که عامدانه و از حیث شکل، مفاد، زبان و اقدامات همزمان (از جمله افزودن همزمان شماری از اشخاص و نهادهای ایرانی به فهرست تحریمی) کمترین فضای مساعد را برای بهره مندی کامل ایران از لغو تحریم های مشخص شده در پیوست شماره 2 برجام فراهم سازد؛اعلام عمومی اجرای تعهدات برجامی با منفی ترین تعابیر و با هدف کاهش یا عدم بهره مندی ایران از اثرات مثبت تداوم برجام؛اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا نزد سازمان ملل متحد در سفر به وین به منظور اعمال نفوذ بر فعالیت حرفه ای آژانس؛طرح اتهامات واهی و تبلیغات گسترده علیه ایران با هدف مقدمه چینی برای اعلام عدم پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، که در تعارض کامل با هشت گزارش رسمی آژانس بین المللی انرژی اتمی است و می تواند علاوه بر تاثیرات مخرب بر اعتبار کلی آژانس به عنوان نهاد صالح برای راستی آزمایی پایبندی ایران به برجام، اثرات غیرقابل پیش بینی بر حوزه عدم اشاعه داشته باشد؛مقدمه چینی برای شانه خالی کردن از مسئولیت و تعهدات برجامی دولت آمریکا با طرح مکرر اتهام عدم پایبندی ایران، ارجاع موضوع تصمیم گیری در مورد تمدید و تداوم اسقاطیه های تحریم های هسته ای به کنگره آمریکا، و ایجاد فضای ابهام در مورد برجام از طریق تحمیل احتمالی و مجدد تحریم ها از سوی کنگره.2- مصوبه کنگره آمریکا در مورد تحریم علیه روسیه، ایران و کره شمالیدر تاریخ 3 مرداد 1396، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه تحریم روسیه، ایران و کره شمالی را به تصویب رساند. این طرح در 8 تیر 1396 با برخی تفاوت ها در مجلس سنای آمریکا به تصویب رسیده بود. هرچند در مصوبه جدید، تحریم موضوعی جدیدی علیه ایران وضع نشده است، ولیکن قوانین تحریمی پیشین و دستورات اجرایی صادره توسط روسای جمهور قبلی آمریکا، همچنین نظام تحریم افراد در تحریم های غیرهسته ای موجود علیه ایران (موشکی، تسلیحاتی، حقوق بشر، تروریسم) تجمیع و دامنه شمول آنها به مصداق های جدید تسری یافته است. معیارها و آستانه شمول این تحریم ها بر اشخاص (حقیقی و حقوقی) به نحوی طراحی شده است که اشخاص بیشتری در معرض ورود به فهرست های تحریمی آمریکا با آثار فرامرزی، قرار خواهند گرفت.یکی از بخش های مهم قانون جدید تحریمی کنگره آمریکا، تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بهانه و اتهامِ واهی حمایت از تروریسم می باشد. البته سپاه پاسداران پیش از این به بهانه های مختلف و بر اساس فرمان های اجرایی 13382، 13553 و 13606 رئیس جمهور آمریکا، همچنین بر اساس قوانین cisada و tra و نیز مقررات فدرال 31 cfr 561 و 31 cfr544 تحت تحریمهای غیرقانونی آمریکا قرار گرفته بود ولیکن بر اساس قانون جدید "کلیت" این نهاد مورد تحریم واقع شده و دامنه تحریم های آن نیز به نحوی گسترده تر شده است. قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست تحریم های مرتبط با تروریسم وزارت خزانه داری آمریکا بلافاصله پس از سخنرانی مورخ 21 مهر 1396 رئیس جمهور آمریکا، در راستای اجرای این بخش از قانون اخیر کنگره آمریکا بود.جمهوری اسلامی ایران تصویب قانون جدید در کنگره آمریکا را اقدامی خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران و در تعارض آشکار با تعهدات آمریکا طبق برجام (مقدمه و بندهای 26 و 29) و ناقض روح و هدف برجام و تعهد دولت های عضو به اجرای آن با حسن نیت و در فضای سازنده دانسته و اعتراض رسمی خود در این خصوص را به هماهنگ کننده برجام اعلام نموده است.مجلس شورای اسلامی در تاریخ 22 مرداد 1396 در واکنش به تداوم اقدامات خصمانه دولت آمریکا و تصویب قانون جدید کنگره آمریکا در خصوص تحریم ایران، قانون "مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه" را به تصویب رساند. در این قانون وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران با رعایت سلسله مراتب نیروهای مسلح و هماهنگی شورای عالی امنیت ملی، موظف شده اند ظرف مدت شش ماه پس از تصویب این قانون نسبت به تهیه و ارائه برنامه راهبرد جامع مقابله با تهدیدات آمریکا اقدام و سالانه نسبت به پیشبرد آن به مجلس شورای اسلامی گزارش دهند. همچنین وزارت امور خارجه موظف شده است ظرف مدت سه ماه با همکاری نیروی قدس سپاه پاسداران، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و بانک مرکزی نسبت به شناسایی اشخاص حقیقی و حقوقی آمریکایی که در فعالیت های نظامی و اطلاعاتی این کشور مشارکت موثر دارند اقدام و با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی نام آنها را در فهرست تحریم ثبت و منتشر نماید. در بخش دیگری از این قانون مقرر شده است به منظور تقویت بنیه دفاعی کشور و افزایش توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تروریسم و ....، دولت مبالغی را به ستاد کل نیروهای مسلح و سایر سازمان های ذیربط از جمله وزارت امور خارجه اختصاص دهد.3- بازنگری سیاست دولت جدید آمریکا در قبال ایران و برجام از ابتدای ریاست جمهوری آقای ترامپ، اعلام شده بود که دولت جدید آمریکا در حال بازنگری سیاست آن کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران است. این موضع عمدتا در ادامه تلاش های آمریکا برای کاهش بهره مندی ایران از ثمرات برجام و زمینه سازی برای اقدامات یکجانبه این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. در تاریخ 21 مهر 1396 رئیس جمهور آمریکا، پس از ایراد اتهامات بی پایه و اساس و در سخنانی کاملا سخیف و بی ادبانه، راهبرد جدید آمریکا در خصوص جمهوری اسلامی ایران را اعلام نمود. این راهبرد در موضوع برجام شامل ادعاهای زیر بود:توافق هسته ای یکی از بدترین و یک طرفه ترین قراردادهایی است که آمریکا تاکنون امضاء کرده است؛ایران بیش از 100 میلیارد دلار دریافت کرده است که می تواند برای حمایت مالی از تروریسم به کار گرفته شود. 7/1 میلیارد دلار هم به صورت نقدی دریافت کرده است؛برجام به ایران اجازه می دهد بخش های کلیدی برنامه ی هسته ای خود را توسعه دهد، و از آن مهم تر، ظرف چند سال محدودیت های کلیدی این توافق پایان خواهد یافت و ایران می تواند به سرعت به سمت "نقطه گریز هسته ای" حرکت کند؛در برابر تاخیر کوتاه مدت و موقت در راه رسیدن ایران به سلاح هسته ای، آنچه آمریکا دریافت کرد فقط یک بازرسی ضعیف بود. بدترین قسمت توافق برای آمریکا این بود که ایران همه ی پول را در همان ابتدا دریافت کرد که چنین چیزی بی سابقه است؛ایران در چندین مورد توافق را نقض کرده است. مثلا دو بار از حد مجاز 130 تن آب سنگین فراتر رفته است. ایران همچنین نتوانسته است انتظارات آمریکا را در مورد نحوه استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته برآورده سازد؛عده ای بر این باورند که ایران با کره شمالی همکاری و معامله می کند؛در متن برجام ذکر شده است که توافق هسته ای ایران قرار است به صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی کمک کند، حال آنکه در شرایطی که آمریکا به تعهدات خود پایبند است، ایران بر آتش منازعه و آشوب در سراسر خاورمیانه می دمد؛ایران به روح توافق پایبند نبوده و نیست؛از زمان امضای توافق هسته ای، تهاجمات خطرناک ایران بیشتر شده است. در عین حال، حجم زیادی از تحریم ها برداشته شده و ایران به توسعه برنامه موشکی خود ادامه می دهد. ایران قراردادهای بسیار سودآوری با طرف های دیگر این توافق منعقد ساخته است؛"بر اساس قانون بازنگری توافق هسته ای کنگره، و بر اساس سابقه مستند و مشهودی که ارائه کردم، امروز اعلام می کنم که ما نه می خواهیم و نه می توانیم این توافق را تائید کنیم و از ادامه ی این مسیر خودداری می کنیم؛"دستور به دولت برای رفع نواقص جدی توافق در همکاری با کنگره،" از جمله بندهای مربوط به زمان پایان محدودیت ها (sunset clauses) که طی چند سال همه محدودیت های کلیدی بر برنامه هسته ای ایران را خاتمه می دهد؛سکوت در برابر برنامه موشکی ایران؛"در صورتی که نتوانیم با کنگره و متحدین به راه حلی برای این مشکلات برسیم، به توافق خاتمه داده خواهد شد. برجام مستمرا تحت بازنگری است و من به عنوان رئیس جمهور می توانم در هر زمانی به آن پایان دهم." قبل و بعد از اظهارات رئیس جمهور آمریکا و در پاسخ به سخنان بی اساس وی، دو بیانیه از سوی جمهوری اسلامی صادر و در شورای امنیت ملل متحد رسما ثبت و سند گردید (ضمیمه می باشد). همچنین جناب آقای دکتر روحانی رئیس جمهور کشورمان بلافاصله پس از سخنان آقای ترامپ در یک صحبت تلویزیونی زنده حاضر شده و طی سخنانی نکات زیر را در مورد برجام اظهار داشتند:برجام یک توافق چندجانبه است و در سازمان ملل متحد و طبق قطعنامه تائید شده است، این یک سند دوجانبه بین ایران و آمریکا نیست؛کسی ادعا می کند می خواهد در برابر سلاح هسته ای ایستادگی کند که تنها کشوری است در تاریخ جهان که دو بار از سلاح هسته ای علیه یک ملت استفاده کرده است؛برجام مستحکم تر از آن چیزی است که این آقا در دوران رقابت انتخاباتی فکر می کرد. ماه ها از حکومت جدید آمریکا گذشته و مداوم علیه برجام شعار می دهد و تازه که می خواست در باره برجام تصمیمی بگیرد، می گوید من می خواهم با همکاری کنگره به برجام تبصره بزنم. نمی داند که به برجام نه ماده ای اضافه می شود، نه تبصره ای و نه بندی؛مردم بزرگ ایران دیدند که برای اولین بار، آمریکا در برابر یک تعهد چندجانبه بین المللی موضع گرفت و بلافاصله کشورهای بزرگ دنیا و اتحادیه اروپا، در برابر آمریکا موضع گرفتند. آمریکا امروز، تنهاتر از همیشه در برابر برجام و توطئه هایش علیه ملت ایران است؛ما تا زمانی که حقوق ما تامین می شود، تا زمانی که منافع ما اقتضاء می کند و تا زمانی که ما از منافع برجام برخوردار هستیم، در چارچوب منافع و مصالح ملی به برجام احترام می گذاریم؛ما با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کردیم و در چارچوب معاهدات بین المللی و برجام با آژانس همکاری خواهیم کرد، اما اگر روزی منافع ما تامین نشود و طرف های ما بخواهند تعهدات خودشان را زیر پا بگذارند، بدانند ایران لحظه ای درنگ نخواهد کرد و به آنها پاسخ خواهد داد؛آنچه امروز و امشب از مقامات آمریکا شنیده شد، جز تکرار حرف های نادرست، اتهامات واهی و فحاشی که در طول سال های گذشته و در طول 40 سال گذشته تکرار می کردند، چیز جدیدی نبود؛هدف آمریکا این است که دنیا را نسبت به ایران و برجام متزلزل کند و در نهایت می خواهد جلوی سرمایه گذاری و رشد اقتصادی و رونق اقتصادی را بگیرد. علیرغم حرف های ترامپ و علیرغم اهداف شوم سیاستمداران آمریکایی، ملت ما برای رشد و رونق اقتصادی، بیش از پیش تلاش خواهد کرد و فرمان رهبری را برای اقتصاد مقاومتی اجرایی و عملیاتی خواهد کرد.همچنین خانم فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا نیز بلافاصله در رسانه ها حاضر شده و صریح و آشکار به سخنان آقای ترامپ واکنش نشان داد. اهم نکات مطروحه توسط ایشان عبارت است از:توافق هسته ای محدود به برنامه هسته ای ایران است؛برجام نه یک توافق داخلی بلکه یک قطعنامه شورای امنیت است. برجام توافق داخلی آمریکا یا یک توافق دو طرفه نیست و یک کشور نمی تواند یک طرفه برجام را رد کند؛آژانس هشت بار پایبندی ایران به برجام را تایید کرده است؛توافق هسته ای همچنان نتیجه بخش است و هیچ رییس جمهور کشوری نمی تواند برجام را لغو کند؛اتحادیه اروپا و جامعه جهانی متعهدند تا توافق هسته ای را حفظ کنند.4- تلاش آمریکا برای اعمال فشار به مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی در تلاش برای اعمال فشار بر آژانس بین المللی انرژی اتمی و تحت تاثیر قرار دادن گزارش ها و فعالیت های این آژانس در حوزه راستی آزمایی اجرای تعهدات هسته ای جمهوری اسلامی ایران وفق برجام، خانم نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد با انجام سفری رسمی و پرحاشیه، تلاش نمود تا مقدمات مورد نیازِ دولت آمریکا برای زیر سئوال بردن پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات برجامی خود را فراهم نماید.قبل از انجام این سفر، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به این اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا، در تاریخ 28 مرداد 1396 نامه مشترکی را خطاب به خانم موگرینی و آقای آمانو ارسال نمود. همچنین معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی نامه جداگانه ای خطاب به آقای آمانو ارسال کرد. در این نامه ها با اشاره به اینکه اهداف اعلام شده برای سفر مزبور نگرانی های جدی نسبت به نقض بیشتر متن و روح برجام و قطعنامه 2231 از سوی دولت آمریکا ایجاد می کند، خاطرنشان شده است اقدام اخیر می تواند ضربه ای به اعتبار آژانس بین المللی انرژی اتمی که نقشی حیاتی در رژیم عدم اشاعه به طور عام و در برجام بطور خاص دارد، وارد نماید. در این نامه ها تاکید شده است که این اقدام در مغایرت آشکار با روح و متن برجام، خصوصا بندهای 26، 28 و 29 آن بوده و با مفاد برجام و قطعنامه 2231 در خصوص نقش آژانس و ضرورت صیانت از استقلال آن و حفاظت از اطلاعات حساسی که در اختیار آژانس قرار می گیرد، در مغایرت می باشد. در این نامه ها همچنین بر وظیفه حساس آژانس در پرهیز از اخلال در توسعه اقتصادی و فناوری ایران و احترام به مقررات امنیتی لازم الاجرا و حقوق اشخاص، و نیز احتیاط لازم برای حفاظت از اسرار صنعتی، فناوری و تجاری و سایر اطلاعات محرمانه ای که در اختیار این آژانس قرار می گیرد، اصرار شده است.بخش دومآخرین تحولات در حوزه رفع تحریم هاپس از اجرایی شدن برجام، تحریم های مرتبط با موضوع هسته ای علیه ایران رفع و گشایش های قابل ملاحظه ای در مسیر بازگشت به شرایط عادی آغاز شده و این روند همچنان و به صورت مستمر ادامه داشته و دارد. در گزارش های سه ماهه ی قبلی، خصوصا چهار گزارش نخست، گشایش ها و دستاوردهای عمده در حوزه های مختلف با استناد به آمار و اطلاعات دریافتی از دستگاه هایِ مختلفِ اجرایی و اقتصادی، به تفصیل تشریح گردید. انعکاس آمار و اطلاعات واصله از دستگاه ها در گزارش های سه ماهه وزارت امور خارجه، عمدت ...

ادامه مطلب  

متن کامل هفتمین گزارش وزارت خارجه درباره برجام  

درخواست حذف این مطلب
وزارت خارجه هفتمین گزارش سه ماهه خود در اجرای برجام را در سه بخش به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تقدیم کرد.به گزارش شمانیوز: هفتمین گزارش سه ماهه وزارت خارجه در خصوص اجرای برجام در سه بخش شامل موانع و چالش ها در اجرای برجام، آخرین تحولات در حوزه رفع تحریم ها و آخرین تحولات در حوزه فعالیت های هسته ای است.متن کامل این گزارش به شرح زیر است:«بسم الله الرحمن الرحیمهفتمین گزارش سه ماهه وزارت امور خارجه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در خصوص اجرای برجام (۲۶ تیر الی ۲۶ مهر ۱۳۹۶)گزارش حاضر هفتمین گزارش وزارت امورخارجه است که در اجرای تبصره یک قانون «اقدام متناسب و متقابل دولت جمهوری اسلامی ایران در اجرای برجام» مصوب ۱۳۹۴/۰۷/۲۱ مجلس شورای اسلامی تهیه شده و به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی تقدیم می ­گردد. این گزارش در سه بخش الف) موانع و چالش ها؛ ب) آخرین تحولات در حوزه رفع تحریم ها؛ و ج) آخرین تحولات در حوزه فعالیت های هسته ای، به تحولات مرتبط با اجرای برجام در دوره سه ماهه ۲۶ تیر لغایت ۲۶ مهر ۱۳۹۶ می پردازد.مهم ترین تحول در رابطه با برجام طی سه ماه اخیر و در سطح کلان، خودداری رئیس جمهور آمریکا از تائید پایبندی جمهوری اسلامی ایران به مفاد برجام می باشد که در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶، علیرغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی مبنی بر اجرای کامل تعهدات برجامی از سوی ایران، صورت گرفت. تائید یا عدم تائید پایبندی ایران به برجام از سوی رئیس جمهور آمریکا یک موضوع داخلی آمریکا است اما می تواند بر ادامه اجرای تعهدات آن کشور طبق برجام و اثربخشی نظام رفع تحریم های برجام تاثیر تعیین کننده داشته باشد. آقای ترامپ که از پیش از انتخاب به ریاست جمهوری مخالفت شدید خود با برجام را آشکار کرده بود، طی ۹ ماه گذشته به دلیل مبانی و ساختارهای برجام، رویکرد حکیمانه جمهوری اسلامی ایران، و عدم همراهی بین المللی با وی، قادر به فسخ یکجانبه این تفاهم نشد و نهایتا تصمیم گرفت با استفاده از یک سازوکار داخلی و عدم تایید پایبندی ایران به برجام، تصمیم گیری در مورد خروج از برجام و بازگشت تحریم های آمریکا را به کنگره محول نماید. در مورد نحوه رفتار کنگره احتمالاتی وجود دارد که هیچ کدام قطعیت ندارد، اما احتمال بازگرداندن تحریم های هسته ای توسط کنگره که به معنای نقض فاحش برجام از سوی این کشور خواهد بود، یکی از احتمالات است.آثار و تبعات این اقدامِ هیات حاکمه آمریکا بر استمرار ایفای تعهدات آن کشور در حوزه رفع تحریم ها، با دقت از سوی وزارت امور خارجه رصد می شود. چنانچه اقدام رئیس جمهور آمریکا در خودداری از تائید پایبندی ایران به برجام منجر به نقض عملی تعهدات این کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران شود، یا کنگره اقدام به بازگرداندن تحریم های هسته ای نماید، مراتب بلافاصله به هیات عالی نظارت بر برجام و مجلس محترم شورای اسلامی جهت تصمیم مقتضی گزارش خواهد شد. در عین حال تردیدی نیست که صرف خودداری رئیس جمهور آمریکا از تایید پایبندی ایران به برجام به رغم گزارش های مکرر آژانس بین المللی انرژی اتمی، و سخنان ضد برجامی رئیس جمهور آمریکا، به منزله بی اعتنایی مستکبرانه آمریکا نسبت به دیدگاه مرجع صالح بین المللی و صریح از بندهای ۲۶، ۲۸ و ۲۹ برجام و مغایر با اصل حسن نیت در ایفای تعهدات می باشد. بخش نخست: موانع و چالش ها در اجرای برجامهمانگونه که در گزارش های پیشین مورد تاکید قرار گرفت، از زمان اجرایی شدن برجام در تاریخ ۲۶ دی ماه ۱۳۹۴، علیرغم گشایش های عمده ای که صورت گرفته است، کوتاهی ها و بدعهدی های دولت آمریکا، تحریم های باقیمانده غیرهسته ای، به همراه دسته ای از موانع و مشکلات فنی در حوزه مراودات مالی و بانکی، موجب شده است تا سرعت تحقق گشایش های ناشی از برجام با وضعیت مطلوب فاصله داشته باشد.وزارت امور خارجه بنا بر وظایف محوله و ذاتی خود، تمامی تحولات مرتبط با اجرای برجام را رصد و هرگونه تاخیر، تعلل، بدعهدی و به ویژه نقض تعهدات برجامی از سوی آمریکا را ابتدا در قالب نامه رسمی از سوی وزیر امور خارجه به خانم موگرینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و هماهنگ کننده برجام ثبت و ضبط نموده و سپس در کمیسیون مشترک برجام که هر سه ماه بین ایران و کشورهای ۱+۵ تشکیل می شود، مطرح و پیگیری کرده است. برخی از این موارد توسط طرف آمریکایی اصلاح شده، و نسبت به سایر موارد حسب نظر هیات نظارت بر اجرای برجام واکنش متناسب اتخاد گردیده است. لازم به توضیح است که در برجام دو گونه نقض عهد وجود دارد: عدم اجرای تعهدات (non-performance)، و عدم اجرای فاحش تعهدات (significant non-performance).تاکنون در گزارش های سه ماهه، به تفصیل موانع و چالش های پیشِ رویِ اجرای برجام تشریح شده اند. در گزارش حاضر، به چالش هایی که همچنان روند اجرای برجام را متاثر می سازند، پرداخته خواهد شد.۱- موارد نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی آمریکا از برجامدر طول یک سال و نه ماه که از اجرایی شدن برجام می گذرد، مجموعه ای از نقض، بدعهدی، تاخیر، تعلل و تخطی از اجرای برجام توسط دولت آمریکا صورت گرفته است که از سوی جمهوری اسلامی ایران در قالب ۱۰ نامه از سوی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به خانم موگرینی به عنوان هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام، ثبت و ضبط شده است. این موارد هر بار در گزارش های سه ماهه وزارت امور خارجه به کمیسیون محترم امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز درج شده است. در این گزارش مجموعه ای از مهم ترین آنها یک بار دیگر به اطلاع مجلس محترم می رسد:تمدید "قانون تحریم های ایران" موسوم به آیسا از سوی کنگره آمریکا؛ایجاد محدودیت برای سفر اتباع کشورهایی که مشمول "برنامه لغو روادید آمریکا" هستند برای سفر به آمریکا، به دلیل سفر به ایران؛تلاش آمریکا برای ایجاد فضایی منفی علیه جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد، برخلاف تعهد جمعی کشورهای ۱+۵ برای تحقق "تغییر بنیادین" در رویکرد و تعامل شورا با جمهوری اسلامی ایران؛تعلل عمدی دولت آمریکا در رفع موثر تحریم های هسته ای، به نحوی که در موارد متعددی این تعهد صریح آمریکا به صورت مقطعی، کند و در برخی مواقع به نحو بازدارنده ای پیچیده بوده است؛تلاش برای جلوگیری از عادی سازی تجارت سایر کشورها با ایران و بهره مند شدن جمهوریاسلامی ایران از منافع اقتصادی برجام، از طریق دامن زدن و گسترش شک و تردید نسبت به آینده روابط اقتصادی و همکاری با ایران؛تاخیر غیرموجه از سوی وزارت خزانه داری آمریکا در صدور مجوزهای لازم برای فروش یا اجاره هواپیمای مسافربری به ایران؛ایجاد مقررات دست وپاگیر و موانع روانی در مسیر دسترسی آسان بانک مرکزی ایران به منابع مالی خود؛پیچیده نمودن و مشروط ساختن مقررات رفع تحریم ها از سوی وزارت خزانه داری آمریکا به منظور ایجاد تردید در بانک های غیرآمریکایی و اکراه آنها از همکاری با ایران؛طرح مکرر قوانین مختلف تحریمی علیه جمهوری اسلامی ایران در کنگره آمریکا با هدف تخریب فضا و جلوگیری از عادی سازی روابط تجاری سایر کشورها با ایران؛طراحی و تبلیغ گسترده در مورد سیاست غیرقانونی "بازنگری برجام" از سوی دولت جدید آمریکا و اشارات مکرر (مستقیم و غیرمستقیم) به امکان عدم تمدید اسقاط قوانین تحریمی آمریکا علیه ایران، با هدف ایجاد تردید و نگرانی نامحدود در جامعه اقتصادی جهانی نسبت به آینده روابط اقتصادی با ایران؛تشدید و افزایش مقررات دست و پاگیر وزارت خزانه داری آمریکا جهت شرکت های غیرآمریکایی برای همکاری با ایران در تعارض با بند ۲۹ برجام مبنی بر تعهد این کشور بر عدم تضعیف اجرای موفقیت آمیز برجام و خودداری از هر سیاستی است که تاثیر مستقیم و نامطلوب بر عادی سازی روابط تجاری و اقتصادی با ایران بگذارد؛افزایش چشمگیر اظهارات تحریک آمیز و خصمانه مقامات ارشد آمریکا علیه برجام، که علاوه بر بی اعتنایی به اصول حقوق بین الملل، نقضِ شروط مندرج در برجام - خصوصا بند ۲۸- محسوب می شود که صراحتا اشعار می دارد مقامات ارشد کشورهای طرف برجام همه ی تلاش خود را، از جمله در اظهارات عمومی خود، برای اجرای موفقیت آمیز برجام به کار خواهند بست؛اتخاذ مکرر مواضع منفی مقامات عالیرتبه آمریکا علیه برجام از جمله در سخنرانی رئیس جمهور این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد (۲۸ شهریور ۱۳۹۶) و نیز سخنرانی مورخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶ که به بهانه اعلام راهبرد جدید این کشور در قبال ایران صورت گرفت. این موضع گیری ها مغایر با تعهدات صریح آمریکا در برجام و یکی از اصول مهم حقوق بین الملل - که در برجام نیز صراحتا تکرار شده - یعنی اجرای با "حسن نیت تعهدات" است؛تمدید اسقاطیه های تحریم های ایران توسط دولت جدید آمریکا به شکلی که عامدانه و از حیث شکل، مفاد، زبان و اقدامات همزمان (از جمله افزودن همزمان شماری از اشخاص و نهادهای ایرانی به فهرست تحریمی) کمترین فضای مساعد را برای بهره مندی کامل ایران از لغو تحریم های مشخص شده در پیوست شماره ۲ برجام فراهم سازد؛اعلام عمومی اجرای تعهدات برجامی با منفی ترین تعابیر و با هدف کاهش یا عدم بهره مندی ایران از اثرات مثبت تداوم برجام؛اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا نزد سازمان ملل متحد در سفر به وین به منظور اعمال نفوذ بر فعالیت حرفه ای آژانس؛طرح اتهامات واهی و تبلیغات گسترده علیه ایران با هدف مقدمه چینی برای اعلام عدم پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، که در تعارض کامل با هشت گزارش رسمی آژانس بین المللی انرژی اتمی است و می تواند علاوه بر تاثیرات مخرب بر اعتبار کلی آژانس به عنوان نهاد صالح برای راستی آزمایی پایبندی ایران به برجام، اثرات غیرقابل پیش بینی بر حوزه عدم اشاعه داشته باشد؛مقدمه چینی برای شانه خالی کردن از مسئولیت و تعهدات برجامی دولت آمریکا با طرح مکرر اتهام عدم پایبندی ایران، ارجاع موضوع تصمیم گیری در مورد تمدید و تداوم اسقاطیه های تحریم های هسته ای به کنگره آمریکا، و ایجاد فضای ابهام در مورد برجام از طریق تحمیل احتمالی و مجدد تحریم ها از سوی کنگره.۲- مصوبه کنگره آمریکا در مورد تحریم علیه روسیه، ایران و کره شمالیدر تاریخ ۳ مرداد ۱۳۹۶، مجلس نمایندگان آمریکا لایحه تحریم روسیه، ایران و کره شمالی را به تصویب رساند. این طرح در ۸ تیر ۱۳۹۶ با برخی تفاوت ها در مجلس سنای آمریکا به تصویب رسیده بود. هرچند در مصوبه جدید، تحریم موضوعی جدیدی علیه ایران وضع نشده است، ولیکن قوانین تحریمی پیشین و دستورات اجرایی صادره توسط روسای جمهور قبلی آمریکا، همچنین نظام تحریم افراد در تحریم های غیرهسته ای موجود علیه ایران (موشکی، تسلیحاتی، حقوق بشر، تروریسم) تجمیع و دامنه شمول آنها به مصداق های جدید تسری یافته است. معیارها و آستانه شمول این تحریم ها بر اشخاص (حقیقی و حقوقی) به نحوی طراحی شده است که اشخاص بیشتری در معرض ورود به فهرست های تحریمی آمریکا با آثار فرامرزی، قرار خواهند گرفت.یکی از بخش های مهم قانون جدید تحریمی کنگره آمریکا، تحریم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بهانه و اتهامِ واهی حمایت از تروریسم می باشد. البته سپاه پاسداران پیش از این به بهانه های مختلف و بر اساس فرمان های اجرایی ۱۳۳۸۲، ۱۳۵۵۳ و ۱۳۶۰۶ رئیس جمهور آمریکا، همچنین بر اساس قوانین cisada و tra و نیز مقررات فدرال ۳۱ cfr ۵۶۱ و ۳۱ cfr۵۴۴ تحت تحریمهای غیرقانونی آمریکا قرار گرفته بود ولیکن بر اساس قانون جدید "کلیت" این نهاد مورد تحریم واقع شده و دامنه تحریم های آن نیز به نحوی گسترده تر شده است. قرار گرفتن نام سپاه پاسداران در فهرست تحریم های مرتبط با تروریسم وزارت خزانه داری آمریکا بلافاصله پس از سخنرانی مورخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶ رئیس جمهور آمریکا، در راستای اجرای این بخش از قانون اخیر کنگره آمریکا بود.جمهوری اسلامی ایران تصویب قانون جدید در کنگره آمریکا را اقدامی خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران و در تعارض آشکار با تعهدات آمریکا طبق برجام (مقدمه و بندهای ۲۶ و ۲۹) و ناقض روح و هدف برجام و تعهد دولت های عضو به اجرای آن با حسن نیت و در فضای سازنده دانسته و اعتراض رسمی خود در این خصوص را به هماهنگ کننده برجام اعلام نموده است.مجلس شورای اسلامی در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۹۶ در واکنش به تداوم اقدامات خصمانه دولت آمریکا و تصویب قانون جدید کنگره آمریکا در خصوص تحریم ایران، قانون "مقابله با نقض حقوق بشر و اقدامات ماجراجویانه و تروریستی آمریکا در منطقه" را به تصویب رساند. در این قانون وزارت امور خارجه، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران با رعایت سلسله مراتب نیروهای مسلح و هماهنگی شورای عالی امنیت ملی، موظف شده اند ظرف مدت شش ماه پس از تصویب این قانون نسبت به تهیه و ارائه برنامه راهبرد جامع مقابله با تهدیدات آمریکا اقدام و سالانه نسبت به پیشبرد آن به مجلس شورای اسلامی گزارش دهند. همچنین وزارت امور خارجه موظف شده است ظرف مدت سه ماه با همکاری نیروی قدس سپاه پاسداران، وزارت دفاع، وزارت اطلاعات و بانک مرکزی نسبت به شناسایی اشخاص حقیقی و حقوقی آمریکایی که در فعالیت های نظامی و اطلاعاتی این کشور مشارکت موثر دارند اقدام و با هماهنگی شورای عالی امنیت ملی نام آنها را در فهرست تحریم ثبت و منتشر نماید. در بخش دیگری از این قانون مقرر شده است به منظور تقویت بنیه دفاعی کشور و افزایش توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با تروریسم و ....، دولت مبالغی را به ستاد کل نیروهای مسلح و سایر سازمان های ذیربط از جمله وزارت امور خارجه اختصاص دهد.۳- بازنگری سیاست دولت جدید آمریکا در قبال ایران و برجاماز ابتدای ریاست جمهوری آقای ترامپ، اعلام شده بود که دولت جدید آمریکا در حال بازنگری سیاست آن کشور در قبال جمهوری اسلامی ایران است. این موضع عمدتا در ادامه تلاش های آمریکا برای کاهش بهره مندی ایران از ثمرات برجام و زمینه سازی برای اقدامات یکجانبه این کشور علیه جمهوری اسلامی ایران بوده است. در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۶ رئیس جمهور آمریکا، پس از ایراد اتهامات بی پایه و اساس و در سخنانی کاملا سخیف و بی ادبانه، راهبرد جدید آمریکا در خصوص جمهوری اسلامی ایران را اعلام نمود. این راهبرد در موضوع برجام شامل ادعاهای زیر بود:توافق هسته ای یکی از بدترین و یک طرفه ترین قراردادهایی است که آمریکا تاکنون امضاء کرده است؛ایران بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار دریافت کرده است که می تواند برای حمایت مالی از تروریسم به کار گرفته شود. ۷/۱ میلیارد دلار هم به صورت نقدی دریافت کرده است؛برجام به ایران اجازه می دهد بخش های کلیدی برنامه ی هسته ای خود را توسعه دهد، و از آن مهم تر، ظرف چند سال محدودیت های کلیدی این توافق پایان خواهد یافت و ایران می تواند به سرعت به سمت "نقطه گریز هسته ای" حرکت کند؛در برابر تاخیر کوتاه مدت و موقت در راه رسیدن ایران به سلاح هسته ای، آنچه آمریکا دریافت کرد فقط یک بازرسی ضعیف بود. بدترین قسمت توافق برای آمریکا این بود که ایران همه ی پول را در همان ابتدا دریافت کرد که چنین چیزی بی سابقه است؛ایران در چندین مورد توافق را نقض کرده است. مثلا دو بار از حد مجاز ۱۳۰ تن آب سنگین فراتر رفته است. ایران همچنین نتوانسته است انتظارات آمریکا را در مورد نحوه استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته برآورده سازد؛عده ای بر این باورند که ایران با کره شمالی همکاری و معامله می کند؛در متن برجام ذکر شده است که توافق هسته ای ایران قرار است به صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی کمک کند، حال آنکه در شرایطی که آمریکا به تعهدات خود پایبند است، ایران بر آتش منازعه و آشوب در سراسر خاورمیانه می دمد؛ایران به روح توافق پایبند نبوده و نیست؛از زمان امضای توافق هسته ای، تهاجمات خطرناک ایران بیشتر شده است. در عین حال، حجم زیادی از تحریم ها برداشته شده و ایران به توسعه برنامه موشکی خود ادامه می دهد. ایران قراردادهای بسیار سودآوری با طرف های دیگر این توافق منعقد ساخته است؛بر اساس قانون بازنگری توافق هسته ای کنگره، و بر اساس سابقه مستند و مشهودی که ارائه کردم، امروز اعلام می کنم که ما نه می خواهیم و نه می توانیم این توافق را تائید کنیم و از ادامه ی این مسیر خودداری می کنیم؛"دستور به دولت برای رفع نواقص جدی توافق در همکاری با کنگره،" از جملهبندهای مربوط به زمان پایان محدودیت ها (sunset clauses) که طی چند سال همه محدودیت های کلیدی بر برنامه هسته ای ایران را خاتمه می دهد؛سکوت در برابر برنامه موشکی ایران؛در صورتی که نتوانیم با کنگره و متحدین به راه حلی برای این مشکلات برسیم، به توافق خاتمه داده خواهد شد. برجام مستمرا تحت بازنگری است و من به عنوان رئیس جمهور می توانم در هر زمانی به آن پایان دهم." قبل و بعد از اظهارات رئیس جمهور آمریکا و در پاسخ به سخنان بی اساس وی، دو بیانیه از سوی جمهوری اسلامی صادر و در شورای امنیت ملل متحد رسما ثبت و سند گردید (ضمیمه می باشد). همچنین جناب آقای دکتر روحانی رئیس جمهور کشورمان بلافاصله پس از سخنان آقای ترامپ در یک صحبت تلویزیونی زنده حاضر شده و طی سخنانی نکات زیر را در مورد برجام اظهار داشتند:برجام یک توافق چندجانبه است و در سازمان ملل متحد و طبق قطعنامه تائید شده است، این یک سند دوجانبه بین ایران و آمریکا نیست؛کسی ادعا می کند می خواهد در برابر سلاح هسته ای ایستادگی کند که تنها کشوری است در تاریخ جهان که دو بار از سلاح هسته ای علیه یک ملت استفاده کرده است؛برجام مستحکم تر از آن چیزی است که این آقا در دوران رقابت انتخاباتی فکر می کرد. ماه ها از حکومت جدید آمریکا گذشته و مداوم علیه برجام شعار می دهد و تازه که می خواست در باره برجام تصمیمی بگیرد، می گوید من می خواهم با همکاری کنگره به برجام تبصره بزنم. نمی داند که به برجام نه ماده ای اضافه می شود، نه تبصره ای و نه بندی؛مردم بزرگ ایران دیدند که برای اولین بار، آمریکا در برابر یک تعهد چندجانبه بین المللی موضع گرفت و بلافاصله کشورهای بزرگ دنیا و اتحادیه اروپا، در برابر آمریکا موضع گرفتند. آمریکا امروز، تنهاتر از همیشه در برابر برجام و توطئه هایش علیه ملت ایران است؛ما تا زمانی که حقوق ما تامین می شود، تا زمانی که منافع ما اقتضاء می کند و تا زمانی که ما از منافع برجام برخوردار هستیم، در چارچوب منافع و مصالح ملی به برجام احترام می گذاریم؛ما با آژانس بین المللی انرژی اتمی همکاری کردیم و در چارچوب معاهدات بین المللی و برجام با آژانس همکاری خواهیم کرد، اما اگر روزی منافع ما تامین نشود و طرف های ما بخواهند تعهدات خودشان را زیر پا بگذارند، بدانند ایران لحظه ای درنگ نخواهد کرد و به آنها پاسخ خواهد داد؛آنچه امروز و امشب از مقامات آمریکا شنیده شد، جز تکرار حرف های نادرست، اتهامات واهی و فحاشی که در طول سال های گذشته و در طول ۴۰ سال گذشته تکرار می کردند، چیز جدیدی نبود؛هدف آمریکا این است که دنیا را نسبت به ایران و برجام متزلزل کند و در نهایت می خواهد جلوی سرمایه گذاری و رشد اقتصادی و رونق اقتصادی را بگیرد. علیرغم حرف های ترامپ و علیرغم اهداف شوم سیاستمداران آمریکایی، ملت ما برای رشد و رونق اقتصادی، بیش از پیش تلاش خواهد کرد و فرمان رهبری را برای اقتصاد مقاومتی اجرایی و عملیاتی خواهد کرد.همچنین خانم فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی و امنیتی اتحادیه اروپا نیز بلافاصله در رسانه ها حاضر شده و صریح و آشکار به سخنان آقای ترامپ واکنش نشان داد. اهم نکات مطروحه توسط ایشان عبارت است از:توافق هسته ای محدود به برنامه هسته ای ایران است؛برجام نه یک توافق داخلی بلکه یک قطعنامه شورای امنیت است. برجام توافق داخلی آمریکا یا یک توافق دو طرفه نیست و یک کشور نمی تواند یک طرفه برجام را رد کند؛آژانس هشت بار پایبندی ایران به برجام را تایید کرده است؛توافق هسته ای همچنان نتیجه بخش است و هیچ رییس جمهور کشوری نمی تواند برجام را لغو کند؛اتحادیه اروپا و جامعه جهانی متعهدند تا توافق هسته ای را حفظ کنند.۴- تلاش آمریکا برای اعمال فشار به مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمیدر تلاش برای اعمال فشار بر آژانس بین المللی انرژی اتمی و تحت تاثیر قرار دادن گزارش ها و فعالیت های این آژانس در حوزه راستی آزمایی اجرای تعهدات هسته ای جمهوری اسلامی ایران وفق برجام، خانم نیکی هیلی نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد با انجام سفری رسمی و پرحاشیه، تلاش نمود تا مقدمات مورد نیازِ دولت آمریکا برای زیر سئوال بردن پایبندی جمهوری اسلامی ایران به تعهدات برجامی خود را فراهم نماید.قبل از انجام این سفر، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در اعتراض به این اقدام غیرمتعارف و تبلیغاتی نماینده آمریکا، در تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ نامه مشترکی را خطاب به خانم موگرینی و آقای آمانو ارسال نمود. همچنین معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی نامه جداگانه ای خطاب به آقای آمانو ارسال کرد. در این نامه ها با اشاره به اینکه اهداف اعلام شده برای سفر مزبور نگرانی های جدی نسبت به نقض بیشتر متن و روح برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ از سوی دولت آمریکا ایجاد می کند، خاطرنشان شده است اقدام اخیر می تواند ضربه ای به اعتبار آژانس بین المللی انرژی اتمی که نقشی حیاتی در رژیم عدم اشاعه به طور عام و در برجام بطور خاص دارد، وارد نماید. در این نامه ها تاکید شده است که این اقدام در مغایرت آشکار با روح و متن برجام، خصوصا بندهای ۲۶، ۲۸ و ۲۹ آن بوده و با مفاد برجام و قطعنامه ۲۲۳۱ در خصوص نقش آژانس و ضرو ...

ادامه مطلب  

مشهود است که انتظارات مردم در مورد برجام برآورده نشد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست: سیدمحمدمهدی توسلی - محمدمهدی ملکی؛ درب شماره یک؛ ساختمان وزارت امور خارجه؛ طبقه دوم؛ دفتر عباس عراقچی. مدتی را منتظر ماندیم تا تماس تلفنی معاون سیاسی وزیر خارجه تمام شود و وارد اتاقش شویم. وقتی تماس تلفنی اش تمام شد با همان رسم دیپلماتیک خودش به استقبال آمد. در ابتدای مصاحبه اشاره کرد که بعد از شما دیدار خارجی دارم و نمی توانم گفتگو را زیاد ادامه دهم؛ با این حال در حدود ۱ ساعت گپ و گفت ما با نفر دوم وزارت امور خارجه و عضو ارشد تیم مذاکرات هسته ای طول کشید.روز گفتگوی ما با عباس عراقچی دقیقاً فردای همان روز تعرض فرقه شیرازی به سفارت ایران در لندن بود، برای همین گفتگو را از موضوع سفارت ایران در لندن شروع کردیم. ابتدا جزئیاتی از وقایع تعرض به سفارت ایران را گفت و بعد هم سئوالات ما را جواب داد. عراقچی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه ضرورت تماس شما به عنوان معاون سیاسی وزارت خارجه با سفیر انگلیس چه بود، با توجه به اینکه احضار سفیر توسط مدیرکل مربوطه انجام می شود؟ گفت: در شب حادثه ما در شرایطی بودیم که این افراد در بالکان سفارت حضور داشتند و هر لحظه احتمال ورود آنها به داخل سفارت وجود داشت و لذا باید اقدام فوری انجام می شد. در آن موقع شب و لحظات بحرانی فرصت احضار سفیر و اعتراض وجود نداشت؛ بنابراین بلافاصله تماس های تلفنی برقرار شده و نگرانی خود را به سفیر انگلیس ابلاغ کردیم و این در حالی بود که عملیات پلیس هم در حال انجام بود.وی در مورد ادامه پیگیری های وزارت امور خارجه ایران نیز اظهار داشت:ما پیگیر تعرض به سفارت ایران در لندن هستیم تا افرادی که به سفارت ایران تعرض کردند، در دادگاه محاکمه شوند.عراقچی در مورد موضع وزارت خارجه درباره ادامه حضور در برجام بدون حضور آمریکا نیز تصریح کرد: موضع و جمع بندی ما این نیست که بدون حضور آمریکا و خروج یکجانبه آنها از برجام و نقض تمامی تعهدات آمریکا، برجام بتواند ادامه پیدا کند.معاون سیاسی وزیر امور خارجه افزود: جمع بندی ما این است که اگر آمریکا از برجام خارج و تحریم های یکجانبه آنها برگردد، حتما ما برجام را ادامه نخواهیم داد چرا که منافع ما تامین نخواهد شد. هم به دلیل بازگشت تحریم های آمریکا و هم به دلیل نقض فاحش برجام توسط آمریکا، تصور ما این است که برجام ادامه پیدا نخواهد کرد.وی با بیان اینکه ما «به طور کامل» نتوانسته ایم از دست آوردهای برجام استفاده کنیم، اظهار داشت: واقعیت این هست که وقتی آمریکا دید نمی تواند برجام را از بین ببرد، شرایطی را ایجاد کرد که کشورهای دیگر نگران باشند از کار کردن با ایران و بر اثر همکاری با ایران مورد جریمه های آمریکا قرار بگیرند و امروز به دلیل این فضای روانی، خیلی از شرکت ها و بانک ها با ایران کار نمی کنند و این یک واقعیتی است؛ آیا این نقض برجام است؟ بله.عراقچی افزود:دولت آمریکا متعهد شده که برجام را با حسن نیت و در یک فضای سازنده اجرا کند و فضایی که اکنون وجود دارد، سازنده نیست و اینها مواردی است که ما مدعی هستیم که آمریکا نقض برجام انجام داده و حسن نیت لازم را در این خصوص نداشته، نتیجه آن هم این شده که خیلی از شرکت ها با ایران همکاری نمی کنند.معاون سیاسی وزیر خارجه با تأکید بر اینکه در حوزه بانکی هنوز به حالت عادی قبل از تحریم ها برنگشته ایم، گفت: این مسئله علل متعددی هم دارد، یکی همین فضایی است که آمریکا ایجاد کرده، یکی محدودیت هایی است که fatf به دلیل پولشویی اجرا کرده که بحث خود را دارد، یکی تحریم های اولیه آمریکا است که هنوز وجود دارد و موضوع برجام هم نبوده، و بخشی از مشکلات هم به بانک های داخلی خودمان باز می گردد، با این حال همه این ها به این معنی نیست که در بن بست بانکی قرار داریم. گشایش های خوبی انجام شده، تعاملات مالی زیادی انجام شده یا در حال انجام است، کارگزاری های زیادی پس از برجام با صدها بانک خارجی ایجاد شده است و .... ضمنا همه شعب بانک های ایرانی در خارج از کشور در حال کار کردن هستند. به طور خاص هم نفت ما فروش می رود و هم پول آن باز می گردد.وی با بیان اینکه شرکت ها و بانک ها بعضا از ترس اینکه مورد جریمه آمریکا قرار گیرند با ایران وارد تعامل نمی شوند، اظهار داشت: بنابراین انتظاری هم نبوده که بعد از برجام، آمریکا دشمنی خود را با ایران کنار بگذارد و مثلا همکاری های اقتصادی ما با آمریکا شکل بگیرد و یا گسترش پیدا کند.عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه برخی از کارشناسان اینطور گفتند که یکی از علل اعتراضات دی ماه، تامین نشدن توقعاتی بود که مردم از برجام داشتند و یا به عبارتی شکسته شدن تصور برجام در ذهن مردم، تحلیل شما از این موضوع چیست؟ گفت: من متخصص مسائل داخلی نیستم، بحث های اجتماعی داخلی را هم نمی توانم تحلیل کنم و اینکه ریشه این آشوب ها چه بود و غیره در حوزه صلاحیت بنده نیست و ورود نمی کنم. ولی نکته ای که مشهود است و درست هم هست این است که انتظارات اقتصادی مردم پس از برجام برآورده نشده است.معاون سیاسی وزیر خارجه همچنین در مورد اخبار مربوط به مذاکره کره شمالی و آمریکا نیز گفت: از یک طرف شاهد تلاش های کره شمالی برای دستیابی به سلاح های هسته ای هستیم و موضع اصولی جمهوری اسلامی ایران هم مخالفت با اشاعه سلاح های هسته ای در تمام جهان است؛ ما این قبیل سلاح ها را ضد بشری و ضد اسلامی می دانیم و ما از هر اقدامی که جهت خلع سلاح های کشتار جمعی و هسته ای باشد، استقبال می کنیم اما اینکه کره شمالی مصلحت خود را در این برهه از زمان چگونه تشخیص می دهد، باید منتظر بمانیم؛ چرا که هر کشوری زمانی که احساس می کند به توانمندی رسیده است، با اعتماد به نفس وارد مذاکره می شود و احتمالاً کره شمالی هم به این نتیجه رسیده است اما اینکه آیا رفتارش درست است یا اشتباه، این دیگر به تصمیمات رهبران آن کشور بستگی دارد و باید منتظر نتایج اتفاقات آینده باشیم.عراقچی همچنین در مورد گفتگوهای سیاسی وزارت خارجه در مورد مسائل منطقه نیز اظهار داشت: باید تفاوت قائل شویم بین «گفتگو» و «مذاکره»، چراکه «گفتگو» به معنی رایزنی سیاسی و «مذاکره» به معنای به تفاهم رسیدن با کشوری دیگر یا با جمعی از کشورها است.وی در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه در مورد بحث های موشکی در منطقه در گفتگوهای سیاسی مورد بحث قرار گرفته است؟ تصریح کرد: ما در بحث موشکی با هیچ کس مذاکره ای نکرده و نمی کنیم ؛ چرا که بحث امنیت ملی است، در عین حال ما در هیچ صحنه ای خجالت نمی کشیم که مواضع خودمان را بیان کرده و از موشک ها و برنامه موشکی خود دفاع کنیم. ما در خصوص برنامه موشکی و آینده صنعت موشکی کشور، نه از کسی اجازه گرفته ایم، نه این کار را در آینده خواهیم داشت و نه مذاکره و مصالحه ای داشته ایم.معاون سیاسی وزیر خارجه در مورد سفر «لودریان» به ایران به برخی از جزئیات گفتگوهای مقامات ایرانی اشاره کرد و اظهار داشت: در بحث برجام اتفاق نظری را با طرف فرانسوی داشتیم، مبنی بر اینکه برجام قابل مذاکره مجدد نیست و باید به صورت کامل اجرا شود.وی همچنین در مورد جزئیات گفتگوهای ظریف و رئیس جمهور با وزیر امور خارجه فرانسه گفت: در دیدار وزیر خارجه فرانسه با جناب آقای ظریف و در دیدار با رئیس جمهور همگی مواضع ما را در خصوص مسئله موشکی و غیرقابل مذاکره بودن این مسئله به طرف فرانسوی بیان کردند.مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با عباس عراقچی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه را در زیر می خوانید:جزئیات وقایع سفارت ایران در انگلیس به چه صورتی بود که باعث شد شما به عنوان معاون سیاسی وزیر امور خارجه ورود کنید و شخصاً با سفیر انگلیس در ایران تماس بگیرید؟عراقچی: تصور می کنم در خصوص اتفاق تعرض به سفارت ایران در انگلیس موضوع پنهانی نمانده است و همه جزئیات بلافاصله اطلاع رسانی شد. یک عده ای با استفاده از نردبان وارد بالکان سفارت شدند و به پرچم ما اهانت کردند و شروع به تبلیغات کردند. سفارت ما فورا با پلیس تماس می گیرد و پلیس نیز بلافاصله در صحنه حاضر می شود. اگرچه به اعتقاد ما در برخورد با اخلالگران تعلل صورت گرفته است. تلاش پلیس این بوده که بدون درگیری و از طریق صحبت این ماجرا تمام شود و به همین دلیل حدود سه ساعتی این ماجرا به طول کشیده است که به نظر ما کاملاً غیر ضروری بوده و بعد از آن پلیس با استفاده از نردبان های متحرک به بالکان ورود پیدا می کند و افراد را دستگیر می کند. البته در حفاظت از سفارت، سفیر و کارمندان، پلیس اقدامات خود را انجام می دهد و پوشش لازم برقرار می شود اما آنچه که از نظر ما محل اعتراض است این است که پلیس اولا در جلوگیری از این حادثه، و ثانیا در خاتمه سریع آن تعلل داشته است.ما همان شب مراتب اعتراض خود را به سفیر انگلیس در تهران منتقل کردیم و بر حفظ جان دیپلمات های خود و همینطور برای دستگیری اخلال گران تاکید کرده و هشدار دادیم. ما پیگیر تعرض به سفارت ایران در لندن هستیم تا افرادی که به سفارت ایران تعرض کردند، در دادگاه محاکمه شوند.ما پیگیر تعرض به سفارت ایران در لندن هستیم تا افرادی که به سفارت ایران تعرض کردند، در دادگاه محاکمه شوندروز پس از حادثه، سفیر انگلیس توسط مدیرکل اروپا وزارت امور خارجه احضار شد و در آن دیدار مجدداً مراتب اعتراض ایران به آنها ابلاغ و بار دیگر تاکید شد که تامین امنیت سفارت جزو مسئولیت های دولت میزبان است. همچنین به آنها گفتیم که تدابیر لازم برای آینده را باید در نظر بگیرند.ضرورت تماس شما به عنوان معاون سیاسی وزارت خارجه با سفیر انگلیس چه بود؟ با توجه به اینکه احضار سفیر توسط مدیرکل مربوطه انجام می شود...عراقچی: در شب حادثه ما در شرایطی بودیم که این افراد در بالکان سفارت حضور داشتند و هر لحظه احتمال ورود آنها به داخل سفارت وجود داشت و لذا باید اقدام فوری انجام می شد.در آن موقع شب و لحظات بحرانی فرصت احضار سفیر و اعتراض وجود نداشت؛ بنابراین بلافاصله تماس های تلفنی برقرار شده و نگرانی خود را به سفیر انگلیس ابلاغ کردیم و این در حالی بود که عملیات پلیس هم در حال انجام بود.اطلاع رسانی هم خوب انجام شد، سفیر ما هم از طریق توئیت های مختلف اطلاع رسانی کردند. خوشبختانه هم سفیر و هم دیگر کارکنان سفارت در داخل سفارت بودند و با پلیس هم هماهنگی های لازم را انجام دادند و نهایت ماجرا خاتمه پیدا کرد ولی پیگیری های ما ادامه خواهد داشت؛ هم برای اینکه چرا پلیس نتوانسته از وقوع چنین موضوعی جلوگیری کند و هم برای اینکه چرا ماجرایی را که از نظر ما می توانست ده دقیقه ای جمع شود را سه ساعته خاتمه داد.آیا پیگیری های وزارت خارجه منتهی به این موارد می شود یا در سطحی بالاتر توسط آقای ظریف با همتای انگلیسی خود نیز مطرح می شود؟عراقچی:همه اقدامات لازم انجام شده است و اقدامات بیشتری نیز در جریان است. احضار سفیر هم انجام شد. ضمنا در همان اولین تماس هایی که با مقامات وزارت خارجه انگلیس داشتیم، رسما از طرف دولت انگلیس از ما عذر خواهی کردند، سفیر انگلیس هم در جلسه ای که احضار شده بود مجدداً عذر خواهی کرد.چه مسائلی در مکالمه تلفنی شما با سفیر انگلیس در شب حادثه مطرح شد؟عراقچی: اینکه پلیس باید حتما وارد عمل شود و این چهار نفر را دستگیر کند، پلیس باید پوشش امنیتی را برای سفارت و کارمندان ما قائل شود، ما مسئولیت مستقیم جان سفیر و دیپلمات های خود را متوجه پلیس می دانیم، اینکه باید عذر خواهی شود، اینکه باید موضوع پیگیری شود و افرادی که این اقدام را انجام دادند مجازات شوند و همه این موارد در شب حادثه مطرح شد و اثر آن را هم بلافاصله شاهد بودیم.با توجه به اینکه برخی اظهارات مبنی بر اینکه برجام را با طرف های اروپایی اجرایی کنیم مطرح می شود، آیا در صورتی که این اقدام صورت گیرد، اساساً تامین کننده منافع کشور است و اهداف برجام محقق می شود؟ بالاخره تیم مذاکره کننده هسته ای بیشترین جلسات را با طرف های آمریکایی داشتند که نشان می دهد طرف آمریکایی را در تحقق اهداف برجام منشا تاثیر جدی تر می دانند؟عراقچی: در این رابطه بحث هایی شده و برخی هم نظرات موافق و مخالف خود را مطرح کردند که آیا می توان بدون حضور آمریکا برجام را ادامه داد یا خیر. موضع و جمع بندی ما این نیست که بدون حضور آمریکا و خروج یکجانبه آنها از برجام و نقض تمامی تعهدات آمریکا، برجام بتواند ادامه پیدا کند.جمع بندی ما این نیست که بدون حضور آمریکا و خروج یکجانبه آنها از برجام و نقض تمامی تعهدات آمریکا، برجام بتواند ادامه پیدا کندالبته موضع ما پیش از این صراحتا گفته شده است و آن اینکه ما تا زمانی به برجام متعهد هستیم که منافع ما تامین می شود. با اروپا، با آمریکا و یا بدون حضور آنها، صرفا تا زمانی که منافع ما در برجام تامین شود در آن توافقنامه خواهیم ماند.جمع بندی ما این است که اگر آمریکا از برجام خارج و تحریم های یکجانبه آنها برگردد، حتما ما برجام را ادامه نخواهیم داد چرا که منافع ما تامین نخواهد شد. هم به دلیل بازگشت تحریم های آمریکا و هم به دلیل نقض فاحش برجام توسط آمریکا، تصور ما این است که برجام ادامه پیدا نخواهد کرد.یکی از شروط رهبر معظم انقلاب در موضوع برجام دریافت تعهد کتبی از رئیس جمهور آمریکا برای برداشته شدن تحریم ها بود، چرا تیم مذاکره کننده این شرط از شروط رهبر معظم انقلاب را نادیده گرفت؟ اگر این شرط عملی می شد شرایط برجام در حال حاضر بهتر نبود؟عراقچی: آن چیزی که جزو شروط رهبر معظم انقلاب بود این بود که لغو تحریم های آمریکا و آن تحریم هایی که در کنگره باید اسقاط شود، این ها باید کتبا توسط دولت آمریکا اعلام شود و این کار صورت گرفت. فرمان های اجرایی جدید رئیس جمهور آمریکا که صادر شدند و دستورهای وی به وزرای خارجه و خزانه داری آمریکا برای اسقاط تحریم های کنگره و دستورات دیگری که برای لغو تحریم ها یا اسقاط آنها داد، همه مکتوب انجام شد و در روزنامه رسمی دولت آمریکا هم ثبت شد و به چاپ رسید. باید دانست این ها جزو شروطی بود که اگر اجرایی نمی شد اجازه اجرای برجام داده نمی شد. این ها انجام شد و به هیات نظارت بر اجرای برجام و مقام معظم رهبری ارائه شد و بعد از آن ما اجازه اجرای برجام را پیدا کردیم؛ بنابراین همه این ها به موقع خودش و به صورت کتبی انجام شده است. برخی از دوستان در دستورات کتبی که رئیس جمهور آمریکا داد تشکیک کردند که آیا شامل فلان بند و قانون هم می شود یا نه، که در آن زمان آقای کری نامه ای نوشت و تاکید کرد که این دستورات شامل اجرایی شدن آن موارد هم خواهد شد و در روز اجرایی شدن خیالتان راحت باشد که این موارد هم به اصطلاح اسقاط خواهند شد، در روز اجرایی شدن هم این مساله صورت گرفت. ما در دو جا داریم که آقای کری نامه داده و امضا کرده است، جای دوم در مورد قانون ویزا بود که خاطرتان باید باشد و شرح آن مفصل است، وی در نامه ای که برای ما نوشت گفته بود که این قانون ویزا را برای کسانی که وارد همکاری اقتصادی با ایران شوند اجرایی نخواهند کرد که این نیز صورت گرفت. بنابراین شرط مقام معظم رهبری مبنی بر تضمین کتبی تعهدات آمریکا برای لغو و اسقاط تحریم ها در روز اجرایی شدن برجام، الحمدلله انجام شد و در روزنامه رسمی دولت آمریکا هم ثبت شده و مکتوب است.آینده برجام را با توجه به اینکه ترامپ برای خروج از برجام ضرب الاجل تعیین کرده و چندین مرتبه تاکنون تهدید به عدم امضای ادامه تعلیق تحریم ها کرده است، چطور ارزیابی می کنید؟عراقچی: ابتدا یک نکته ای را توضیح بدهم، در برجام تضمین اجرا با خود کشورهای مشارکت کننده در برجام است، یعنی هر یک از کشورهای عضو برجام می توانند هر لحظه که بخواهند از آن خارج شوند، این موضوع شامل جمهوری اسلامی ایران هم می شود. ما هر لحظه اراده کنیم بر اساس حق حاکمیتی خود این کار را انجام می دهیم و هر کشور دیگر هم همینطور است.به یاد دارید که در اسفند ۹۳، چند ماه قبل از به سرانجام رسیدن توافق هسته ای و با روشن شدن چشم اندازهای برجام، ۴۷ سناتور جمهوری خواه آمریکا نامه ای سرگشاده خطاب به رهبران ایران نوشتند و گفتند که رئیس جمهور آینده آمریکا می تواند با گردش یک قلم برجام را از بین ببرد. واقعیت این است که بله آقای ترامپ الان با یک امضا می تواند برجام را از بین ببرد. حتی با عدم امضا هم این کار را می تواند انجام دهد، یعنی با عدم تمدید اسقاطیه ها تحریم های آمریکا باز می گردد و برجام از بین می رود اما توجه داشته باشیم که الان یک سال و دو ماه است که آقای ترامپ می خواهد آن به اصطلاح گردش قلم (امضا) را انجام دهد ولی نتوانسته و این به دلیل استحکام برجام است.بنابراین تضمین اجرای برجام خود ما هستیم و اینکه شرایطی را بوجود آوریم که هیچ رئیس جمهوری در آمریکا جرات ...

ادامه مطلب  

تفاوت های ماهوی فلسفه اسلامی وفلسفه یونانی/آشنایی با اندیشه عامری  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه_خداداد خادم: یکی از فلاسفه ای که ابهام های زیادی درباره آثار او وجود دارد، ابوالحسن عامری نیشابوری، فیلسوف قرن چهارم هجری است. عامری یکی از مهم ترین فیلسوفانی است که در فاصله زمانی میان دو فیلسوف بزرگ یعنی فارابی و ابن سینا می زیسته است. ابوالحسن در نیشابور زاده شد و در همانجا به تحصیل علوم دینی پرداخت و سپس در بلخ نزد ابوزید بلخی به تحصیل فلسفه پرداخت. پس از مرگ استادش به چاچ رفت و نزد ابوبکر قفال، فقه و کلام آموخت و سپس به بخارا بازگشت و کتاب معروف خود السعاده و الاسعاد را در همانجا به رشته تحریر درآورد و در فاصله سال های ۳۵۲ -۳۴۲ در نیشابور اقامت کرد و حدود ۵ سال ساکن ری شد و به تدریس و تصنیف مشغول بود. در نهایت وی در سال ۳۸۱ در نیشابور دارفانی را وداع گفت.دکتر نصرالله حکمت، استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی یکی از افرادی است که بر روی آثار عامری از دوران رساله دکتری تا کنون کارهای متعددی انجام داده است. وی معتقد است که کتاب السعاده و الاسعاد متعلق به عامری نیست. چرا که ادبیات این کتاب با دیگر آثار عامری متفاوت است. در گفتگویی که با وی داشته ایم زندگی و آثار عامری را بحث کرده و سعی کرده ایم، دیدگاه عامری را درباره مسائل مختلف از جمله سیاست، اخلاق و ... از زبان ایشان بشنویم. مشروح این گفتگو در آمده است؛*ابتدا بفرمائید که ویژگی اصلی ابوالحسن عامری چیست؟پیشنهاد می کنم قبل از اینکه به این بحث بپردازیم، یک مقدمه را درباره ابوالحسن عامری بگویم که فکر می کنم ضررورت دارد. مبحثی درباره یکی از کتاب های عامری چند سالی است که مطرح است. کتابی به نام «السعاده والاسعاد» وجود دارد. ماجرای این کتاب بسیار پیچیده و عجیب است. این کتاب منسوب به عامری است. اما بنده در تحقیقاتم به این نتیجه رسیدم که این کتاب از آن عامری نیست. در کتابی که نوشته ام این مسائل را آورده ام.*اما انتساب یک کتاب به عامری چه اهمیتی دارد؟ماجرای این کتاب بسیار متفاوت است و به همین خاطر است که من کتاب خودم را با این مبحث یعنی السعاده شروع کرده ام. چرا که اگر کتاب السعاده از آن عامری باشد، عامری کاملاً هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ شخصیت، متفاوت با شخصیتی که این کتاب را ندارد خواهد بود. اگر این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد قضیه بسیار متفاوت است.نخستین بار مرحوم مجتبی مینوی در سال ۱۳۳۶ این کتاب را به نام ابوالحسن عامری و توسط دانشگاه تهران چاپ کرده است. مرحوم مینویی در سفری که به آلمان می رود کتابی را به نام السعاده والاسعاد پیدا می کند که به نام فردی به نام ابوالحسن ابن ابی ذر بوده است. مرحوم مینوی اولاً از روی این نسخه استنساخ می کند، یعنی با خط خودش از روی آن یک نسخه برمی دارد و آن را به ایران می آورد. یک مقدمه کوتاه و یک فهرست اعلامی برآن افزوده است. البته نسخه ای که ایشان می نویسد چند صفحه ای را نداشته بعداً در ایران از روی نسخه ای که در اختیار آقای مهدوی بوده، آن را تکمیل می کند که آن نسخه هم خود داستانی دارد.ایشان در اسم این نویسنده یک تصرف می کند چون این نویسنده ناشناخته و مجهول است. ایشان به نحو استحسانی و اجتهادی و به خاطر شباهت اسمی حدس می زند که این کتاب باید از آن ابوالحسن عامری باشد. از لحظه ای که این کتاب یعنی حدود ۶۰ سال پیش به همت مرحوم مینوی منتشر شد، در واقع همه این کتاب را به نام ابوالحسن عامری تلقی کردند و هیچ کس خدشه ای در این کار نکرد و همه محققان هم در ایران و هم در خارج از ایران اعم از عرب و غربی این کتاب را از آن عامری دانستند. هیچ کس تردید نکرد، تا اینکه بنده در دوره دکتری و زمانی که رساله دکتری خودم را به راهنمایی استاد دکتر جهانگیری و در زمینه اخلاق و در سنت خودمان کار کردم و نوشتم. با اشاره ایشان و علاقه خودم قرار شد که برروی کتاب السعاده کار کنیم. اما نظر به اینکه کتاب السعاده علی الدوام از قول افلاطون و ارسطو اقوالی را نقل می کند؛ به این نتیجه رسیدیم که بررسی کنیم وببینیم که میزان تأثیر دیدگاه های اخلاقی ارسطو و افلاطون را در آثار ابولحسن عامری و به ویژه در این کتاب چه اندازه است. چرا که این کتاب درباره اخلاق و سیاست است، (السعاده بخش اخلاق و الاسعاد هم یعنی سعادت بخشیدن به دیگران است) یک سوم کتاب را اخلاق و دو سوم آن را سیاست اشغال کرده است.همین نکته سیاست هم بوده است که نظر سید جمال الدین را به خود جلب کرده بود. در حین مطالعه احساس کردم که بین کتاب السعاده و سایر آثار عامری فاصله و شکافی وجود دارد. هم به آدم آدم باید این جرائت را پیدا بکند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس استلحاظ نثر با نثر عامری سازگاری ندارد و آن متانت و استحکامی را که سایر آثار عامری دارد، ندارد و به هم ریخته است. به ویژه این نکته که نقاط اخلاقی مورد نظر عامری اصلاً در این کتاب دیده نمی شود. آرام آرام این فکر به ذهنم خطور کرد که می تواند این اثر از آن عامری نباشد. اما چه چیزی این حدس را تقویت کرد؟ از عمر انتساب این اثر به عامری حدود ۴۰ سال گذشته بود و اولین بار آن را مرحوم مینوی آورده بود و در سنت و تاریخ ما هیچ اثری و ردپایی نمی بینیم که این کتاب را به عنوان کتاب ابوالحسن عامری شناخته باشد.این مسائل حدس من را تقویت کرد؛ اما می دانید که یک زمان هایی آدم جرائت مخالفت با مشهور را ندارد و درواقع مخالفت با مشهور کمی دشوار است. درحالیکه آدم باید این جرائت را پیدا کند که درباره بسیاری از مشهورات بتواند سوال کند. چرا که خیلی از مشهورات بی اساس است. بنابراین ما نباید نتایج دقیق پژوهش هایمان را در آستانه مشهورات قربانی کنیم و آنها را ذبح کنیم. بلکه باید به نتایج توجه کنیم. در همان موقع من این را جدی گرفتم و در رساله دکتری ام موخره ای افزودم و انتساب این کتاب را به عامری مورد شک قرار دادم. بعداً مرحوم مجتبوی وقتی کتاب تاریخ فلسفه دکتر نصر را ترجمه کرد در بخش عامری در یادداشت های آن به این نکته اشاره کردند که یکی از دانشجویان گروه فلسفه انتصاب السعاده را به ابوالحسن عامری مورد شک قرار داده است.نکته دیگر اینکه در روز دفاع آقای دکتر دینانی وقتی که من گفتم تا کنون این اثر را از آن عامری دانستند و برای نخستین بار است که بنده این کتاب را از آن عامری نمی دانم، ایشان فرمودند که من قبل از شما این را فهمیده بودم اما به کسی نگفته ام و در دفتر گروه هم به بنده فرمودند که شاه بیت رساله شما این است که این اثر را به عنوان اثر عامری زیر سوال بردید.متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته استدر مقاله ای دیگر که در مجله معارف به چاپ رسید، ادله خود را در این زمینه که این اثر می تواند از آن عامری نباشد آورده ام و اعلام کردم که ارجح می دانم که این اثر از آن عامری نباشد. متاسفانه سرزمین فلسفه اسلامی یک سرزمین غبار گرفته و سوخته است و کمتر کسی پایش را در آنجا گذاشته است. درباره فلسفه اسلامی اغلب یک دسته مشهورات را تکرار می کنند و به ویژه در فضای تاریخ فلسفه اسلامی پارادایمی بسیار قدرتمند وجود دارد که این پارادایم را مستشرقان پدید آورده اند و در اینجا بنده به ضرس قاطع می گویم که آنچه در تاریخ فلسفه های موجود درباره چهره های درخشان فلسفه اسلامی گفته شده علی الاغلب با چهره راستین این فلاسفه انطباق ندارد و مخدوش است. در این کتاب حدود ۱۵ دلیل بر این که کتاب السعاده از آن عامری نیست آورده ام.*اما چه اهمیتی دارد که این کتاب از آن عامری باشد یا نباشد و چه تاثیری می تواند در روند ما داشته باشد؟ یعنی تفکر اصلی عامری چیست که با این کتاب تغییر بکند یا نکند.قبل از اینکه به این موضوع بپردازم، باید یک مسئله دیگری را مطرح کنم و آن این است که ما کتابی داریم که یک محقق اردنی به نام دکتر سحبان خلیفات استاد دانشگاه اردن نوشته است. اسم این کتاب رسائل ابوالحسن عامری است که در ایران دکتر مهدی تدین ترجمه و مرکز نشر دانشگاهی آن را منتشر کرده است. این کتاب مشتمل بر دو بخش است که بخش دوم آن مشتمل بر چند رساله از ابولحسن عامری است که ایشان آنها را تصحیح کرده و با یک مقدمه تکمیلی آورده است. بخش های پراکنده(شذرات) را گردآوری کرده و آنها را آورده است. کار ایشان در این بخش بسیار محکم و متین و قابل تقدیر است. بخش اول این کتاب بخشی بسیار خطرناک و از بیخ و بن ویران است. وی در بخش اول ابوالحسن عامری را معرفی کرده است، درواقع تاریخ اطلاعات قابل توجهی از ابوالحسن عامری به ما نداده است.آقای سحبان خلیفات هم می گوید که اطلاعات ما درباره عامری بسیار ناچیز است، اما وی در بخش اول اطلاعات بسیار زیادی درباره عامری به ما می دهد و از ابوالحسن عامری نیشابوری فارسی زبان، یک عامری دیگری ساخته است- عامری به احتمال خیلی قوی (هرچند که ما در بحث علمی توجه خاصی به مذهب نداریم اما با توجه به آثار عامری) شیعه مذهب است. عامری خودش می گوید که من فارسی زبانم. اما این نویسنده از این فیلسوف یک شخصیت جعلی درست کرده است. تمام تاریخ را شخم زده که از ابوالحسن عامری یک فیلسوف غیر ایرانی، غیر شیعی بسازد. یعنی اوج کینه و کدورت را با شیعه و ایران دارد. از او یک شخصیت عرب، سنی مذهب، حنفی و ماتریدی ساخته است. او را به یک قبیله به نام بنی عامر در اردن منتسب کرده است و به نحوی او را اردنی می داند.*اما او این کار را چگونه می کند؟ با یک کلمه و آن کلمه «ابن ابی ذر » است که در کتاب السعاده آمده است. درصورتی که «ابن ابی ذر» جزء اسم عامری نیست. قبل از کتاب السعاده محمد بن یوسف عامری داریم. این فرد با کلمه «ابن ابی ذر» در نیشابور یک «ابن ابی ذر» پیدا کرده است و بعد ابوذر که پدر او بوده است که ظاهراً در نیشابور قاضی بوده و ... . یعنی تمام تاریخ را شخم زده است که از این ابوالحسن عامری، به استناد و با تکیه بر «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی بسازدt اما متاسفانه امروز این کتاب منبع عامری شناسی ما در ایران است. در دائره المعارف درباره بلخی استاد وی مقاله ای با استناد به این کتاب نوشته شده است که بخش اول آن تماماً جعلی است در اینجاست که اهمیت السعاده مشخص می شود. یعنی اگر ما السعاده را از آن عامری بدانیم به استناد، «ابن ابی ذر» یک شخصیت جعلی از ابوالحسن عامری درست می کنیم که اصلاً به ایشان ربطی ندارد. این از لحاظ شخصیتی بود. اما از لحاظ فکر معتقدم که اصلاً این، یک کتاب نیست بلکه یک جُنگ است که مولف آن هم مشخص نیست. به صورت نامرتب و نثر به هم ریخته و آشفته این کتاب را نوشته و در آن اینقدر قال و اقول آورده است که شما نمی توانید بفهمید که این سخن از آن ارسطو یا افلاطون یا کسی دیگر است. حرف های خودش را به دهان ارسطو و حرف های ارسطو را به دهان افلاطون گذاشته است و هکذا.*دکتر دینانی هم معتقد است که ابوالحسن عامری نثر بسیار زیبایی دارد؟بله، همین طور است نثر عامری هم به لحاظ ادبی و هم از نظر اندیشه نثر بسیار پخته ای است. یعنی وقتی که عامری می خواهد یک مطلب را بنویسد انگار که مجموعه آن اثر را در ذهنش دارد و بعد شروع به نگاشتن می کند.*استاد اگر ممکن است این مطلب را به صورت موردی در یکی از کتاب های عامری به مانشان بدهید؟وقتی می خواهد بنویسد بحث را خیلی دقیق و مرتب شروع می کند و یکی از تکیه کلام های عامری در نثرش این است که «فاذا تقرر هذا»، یعنی اگر این مطلب روشن شد، حالا ما به بحث بعدی می پردازیم. یعنی مانند حلقات یک سلسله مرتب بحث را پیش می برد. کاملا یک روال منطقی دارد و شما می توانید ارتباط مباحث را با هم درک کنید. درصورتی که در کتاب السعاده همه چیز در آن گفته شده است. یعنی مولف این کتاب که بنده نمی دانم کیست و قطعاً فیلسوف نیست همه چیز در آن گفته است.به فرض مثال ابوالحسن عامری یک اثر بسیار گرانقدری به نام «الامد علی الابد» دارد که آن را آقای روسون تصحیح و به انگلیسی ترجمه کرده است. در مقدمه این کتاب بحثی راجع به معنای فیلسوف دارد و می گوید که ما در طول تاریخ ۵ فیلسوف بیشتر نداشتیم. از قول ابوزید بلخی استاد خودش نقل می کند و می گوید که وای بر روزگاری که به منِ ناقص اطلاق حکیم می کنند. بعد افراد زیادی از جمله زکریای رازی را نام می برد و می گوید که اینها فیلسوف نیستند. اینچنین آدمی که برای حکیم منزلت خاصی قائل است و آن را برای هر کسی خرج نمی کند چگونه در کتاب السعاده بسیاری کسان از جمله معاویه را حکیم می خواند؟!از سوی دیگر در مبانی اخلاقی شکاف عمیقی بین آثار عامری و السعاده وجود دارد. یعنی شما در نزد مولف این کتاب دیدگاه مستقر معلومی درباره مباحث اخلاقی پیدا نمی کنید. حرف های زیادی از قول افلاطون و ارسطو گفته است و هیچ تمایزی بین این اقوال قائل نیست. درصورتی که عامری در سایر آثارش دیدگاه اخلاقی بسیار مستحکمی را مطرح کرده است و انسان را به نحو خاصی می شناسد یعنی انسان شناسی خاصی دارد که برمبنای آن سخن از اخلاق یا سایر جهات زندگی انسان ها می گوید که آن را در کتاب السعاده نمی بینید.بنابراین اگر بخواهیم بحثمان را درباره السعاده به پایان ببریم اولین نکته این است که این کتاب هیچ ربطی به عامری ندارد، اینکه مولفش مجهول است ما حق نداریم آن را جزء آثار عامری قلمداد کنیم. دوم اینکه کاری که دکتر سحبان خلیفات کرده است در حالیکه بخش دوم آن بسیار گران سنگ است. اما بخش اول آن احتیاج به نقادی جدی دارد که من بخش های از این قسمت را در کتاب خودم نقد کرده ام و نشان داده ام که ایشان تاریخ را تحریف کرده است. اما معتقدم که نقد این کتاب باید به طور وسیع انجام بشود و نه اینکه در ایران ترجمه و مورد قبول واقع شود.*استاد بحث انسان شناسی را در دیدگاه عامری اشاره کردید. پرسش بنده هم این است که جایگاه انسان در اندیشه عامری چیست؟نخست باید این نکته را بگویم که عامری در سنت کندی قرار دارد. ویژگی این خط فلسفی با خط فلسفی فارابی و ابن سینا در این است که مباحث وجودشناسی در سنت عامری یک رنگ کمتری دارد و در فارابی و ابن سینا خیلی مطرح است و به ویژه مهمترین بحثی که فارابی ابداع کرده بحث تمایز وجود و ماهیت است که پیشینه یونانی ندارد. این را در عامری نمی بینید یعنی سنت عامری و استادانش کمتر به حوزه وجودشناسی و مباحث انتزاعی می پردازند و این به معنای این نیست که اصلاً نپرداخته اند، بلکه کم پرداخته اند و بیشتر به انسان پرداخته اند. درواقع به گونه ای در آثار عامری شما مرکزیت انسان را می بینید و همه چیز با انسان معنی پیدا می کند. در حالی که در فارابی و ابن سینا وجودشناسی آنها در نهایت یک چرخشی از وجودشناسی به انسان شناسی است. اما در عامری این خیلی برجسته است.ویژگی دیگر این خط فکری این است که اینها ذوالفنون و جامع العلوم بوده اند. یعنی به همه علوم زمان خودشان توجه داشتند و انسان را یک مجموع می دیدند و از آنجایی که این علوم همه مربوط به انسان است، توجه به همه این علوم برایشان اهمیت داشته است. اما اگر بخواهیم به اختصار دیدگاه عامری را نسبت به انسان بگوئیم، همانطور که قبلا اشاره کردم ایشان کتابی به نام الامد علی الابد دارد که این کتاب بسیار عجیب و شگفت انگیز است و به نظرم مرکز این کتاب، انسان است. البته در بعضی از فصول بحث مرگ انسان را مطرح کرده است. اما برای اینکه بتواند مرگ انسان را مورد مطالعه قرار بدهد، انسان را در این حیات مورد مطالعه قرار داده است.عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکندروسون این کتاب را به «on the after life» ترجمه کرده است. به نظر من این ترجمه با عنوان کتاب یعنی «الامد علی الابد» تطابق ندارد. به هرصورت متن کتاب، به درستی ترجمه شده است اما نکته ظریفی در آن است که حال و هوای متن اصلی یعنی اثر عامری به ما می گوید که این متن در یک سنت نوشته شده است و عقبه ای دارد. همه متونی هم که در سنت غربی نوشته شده است وقتی که می خوانیدشان متوجه می شوید که در یک سنت نوشته شده است. این ترجمه یک ترجمه خنثی و معلق و بلاتکلیف است. یعنی اگر یک انگلیسی زبان آن را بخواند هیچ ارتباطی با آن متن اصلی برقرار نمی کند، چون نشانه های وقوع این کتاب در سنت را در این ترجمه نمی بینید. به عنوان نمونه در بسیاری از موارد در این متن انسان به عنوان عبد معرفی شده است، در صورتیکه در ترجمه«man» آمده است، این واژه نمی تواند معنای عبد را القا بکند. باید توجه داشت که واژه عبد و عبودیت در تفکر عامری از کلیدواژه های آن است. به عنوان کتاب اگر توجه کنیم می توانیم انسان شناسی عامری را به دست بیاوریم. الامد به لحاظ زبان عربی به معنای یک تکه از زمان است، منتها تکه زمانی که سوار بر مرکب ابدیت است.*یعنی طبیعت را در تسخیر خود دارد؟بله یعنی زمان و طبیعت و همه چیز مسخر این تکه از زمان است. عظمت انسان به این صورت مشخص است. یعنی انسان یک موجود ازلی- ابدی است. امثال ابوالحسن عامری برای یک موجود ابدی- ازلی فکر می کنند. یک موجود ابدی- ازلی را می خواهند مدیریت کنند. درحالیکه در بخش عمده ای از فلسفه غرب انسان موجودی ۶۰ یا ۷۰ ساله است. آنها دارند یک موجود ۶۰ یا ۷۰ ساله را مدیریت می کنند. جالب است که عامری اصرار بر «عَلی الابد» دارد که یک قید احترازی است، درصورتیکه «الی الابد» یک قید توضیحی است. همه انسان ها چه بخواهند و چه نخواهند به سمت ابدیت می روند. در واقع دارد موقعیت انسان را توصیف می کند که تو می توانی همه عالم را مسخر خودت بکنی. اما زمانی که به «on the after life» ترجمه می شود وا می رود. یعنی درباره پس از مرگ! آیا واقعاً اسم رساله عامری این است؟ چون عامری در این کتاب می خواهد درباره مرگ و انسان سخن بگوید، مترجم به ظرافت هایی که در انتخاب این اسم وجود دارد توجه ندارد.نکته دیگر درباره این ترجمه این است که معروف است که ۸ سال از وقت آقای روسون را گرفته اما سوال این است که چرا این فرد ۸ سال از عمرش را به این کتاب اختصاص داده است؟ به نظر من انگیزه اصلی او چیزی نیست جز اینکه اعلام بکند که ابوالحسن عامری هرچیزی که در این رساله گفته است از رساله فایدون افلاطون گرفته است. یعنی می خواهند شخصیتی برجسته و صاحب تفکر مستقل را که اسم انسان را «الامد علی الابد» که من آن را به «جامی از جاودانگی» ترجمه می کنم، می گذارد، متلاشی بکند و بگوید که این شخصیت صاحب تفکر نیست و هرچیزی که دارد از فایدون افلاطون گرفته است و به همین دلیل است که اصرار دارد که این کتاب را به «on the after life» ترجمه کند. چرا که فایدون افلاطون هم راجع به بعد از زندگی است.به هر حال عامری در یک جمله عمیق و گسترده درباره انسان شناسی، انسان را تکه ای از زمان می داند که بر مرکب ابدیت سوار است و این توانایی را دارد که ابدیت را مسخر خود بکند. بتواند در این عالم طبیعت خلیفه اللهی خود را که در قرآن گفته شده متحقق کند.*با توجه به اینکه عامری انسان را محور می داند، می خواهم به سیاست در اندیشه عامری بپردازید. هر چند در جایی خواندم که در بحث اجتماعیات، عامری سیاست را به سیاست کلی، سیاست ملکی، سیاست مدنی، سیاست منزل به نقل از افلاطون بیان می کند یا در جای دیگر اجتماعات را در تقسیم بندی دیگر به مدینه سعیده (خوشبختی)، مدینه شقیه (بدبختی و بی نوایی)، مدینه نجده (شجاعت و دلاوری)، مدینه شرهه (آزمندی.) و یا در جایی دیگر به مدینه سعیده، شقیه و... می پردازد.اینها همه برگرفته از کتاب السعاده است و هیچ کدام از این مباحث از آن عامری نیست. اگر کتاب «السعاده» را از آثار عامری حذف کنید، مباحث سیاسی مذکور را نخواهید داشت. درصوتی که در این کتاب شاهدید که نویسنده بین این مدین ...

ادامه مطلب  

متن کامل میزگرد بررسی مستند «انقلاب جنسی» منتشر شد - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، بیشتر از یکماه از آغاز فروش اینترنتی مستند انقلاب جنسی گذشته است. مستندی که در همین یکماه باعث اتفاقات و حرف و حدیث های مختلفی شده است. از طرفی فروشش توسط کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه توقیف می شود و از طرفی دیگر میزگرد های کارشناسی ای با حضور اساتید علوم اجتماعی برگزار می شود و تاکید می شود که این کار حداقل باعث شده تا باب گفتگو باز شود.ترسیم خط قرمزهای خیالی سال های سال مانع از گفتگو درباره یک خطر بزرگ شده است. عوامل تولید مستند انقلاب جنسی معتقدند که این خط قرمز ها چیزی نبوده که جایی نوشته شده باشد به همین خاطر آنها «جرات و جسارت» به خرج می دهند تا حرف بزنند و حرف هم بشنوند.موسسه فرهنگی آرمان مدیا صاحب این اثر است. موسسه ای که ریشه اش در دانشگاه صنعتی شریف شکل گرفته است جایی که محمدحسن مددی، محسن اخوان فر و حسین شمقدری هر سه دانش آموخته آن بوده اند. حالا محمدحسن مددی تهیه کننده انقلاب جنسی، محسن اخوان فر مدیر تولید و حسین شمقدری کارگردان این مستند هستند. آرمان مدیا طبق گفته مدیرانش حالا هیچ وابستگی به مجموعه های دولتی و حاکمیتی ندارد و تماما بصورت خصوصی اداره می شود.در ادامه متن کامل میزگرد بررسی مستند انقلاب جنسی در خبرگزاری تسنیم با حضور محسن اخوان فر و حسین شمقدری منتشر می شود. این میزگرد پیش از این در سه بخش مجزا با عنوان های «منطق «انقلاب جنسی» دینی و محکم است/جسارت کردیم و خط قرمزی قائل نشدیم»، «برداشت جامعه از مسائل جنسی مقابل شرع است/«انقلاب جنسی» فهم ازدواج موقت را ساده می کند» و ««انقلاب جنسی» را به دفاتر مراجع می فرستیم/تردید داشتیم اما ساختارشکنی کردیم» منتشر شده بود.انقلاب جنسی دومین مستندی بود که بدون هیچ قرارداد با فرد یا نهادی تولید کردیمتسنیم: از 11 شهریور فروش اینترنتی مستند «انقلاب جنسی» شد و حالا چند هفته از آن گذشته است. هیچ کسی و یا نهادی دوست نداشت آن را به اسم خودش ثبت کند که به فروش اینترنتی تن دادید؟اخوان: سال 1396 هشتمین سال فعالیت مان است. آرمان مدیا در سال 1391 به صورت رسمی ثبت شد و 2 سال قبل از آن هم به اسم گروه آرمان فعالیت می کردیم. در این 8 سال روال این گونه بوده است که قبل از ساخت فیلم، ابتدا با جایی قرارداد می بستیم و سپس آن را می ساختیم. این قرارداد عمدتا با صدا و سیما است اما یک مثال نقض داشت و آن هم مستند «33 سال سکوت» بود. برای این مستند به بسیج صداوسیما، بنیاد حفظ آثار، شبکه افق و ... پیشنهاد دادیم اما کسی طرح را نپسندید. ما آن مستند را ساختیم و بلافاصله مشتری اش پیدا شد و شبکه افق آن را خرید. مستند انقلاب جنسی، دومین کاری بود که ما بدون قرارداد آن را تولید کردیم و زمانی هم که تولید شد مشتری پیدا نکرد.تسنیم: البته انگار مستند «33 سال سکوت» فروش اینترنتی خوبی داشت.اخوان: بله فروش خوبی داشت. هم چنین میراث آلبرتا 3 فروش خوبی داشت. ما در حقیقت رایت تلویزیونی 33 سال سکوت را به شبکه افق فروختیم و فروش اینترنتی آن دست خودمان بود و چیزی حدود 25 میلیون تومان فروش داشت.انقلاب جنسی بعد از این که تولید شد به نهادهای زیادی پیشنهاد خریدش را دادیم اما رد کردند. البته قابل پیش بینی هم بود که رد می شود و ما گله ای از آن ها نداریم. بدیهی است که آنها کارهایی می خرند که بتوانند در تلویزیون پخش کنند. این کار قابلیت پخش تلویزیونی ندارد و ما هم گله ای از آن ها نداریم که چرا نخریدند.محسن اخوان فر مدیر تولید مستند انقلاب جنسیما از یازدهم شهریور کار را روی سایت یک فیلم گذاشتیم و دارد فروش می کند. البته هزینه های تولید آن یک مقدار بالا است اما فکر می کنم میزان فروش مستند برای دو هفتهابتدایی یک رکورد است که از ده میلیون تومان گذشته است.هر روز باید التماس کنیم تا لینک های تقلبی را بردارندبرای ساخت مستند به 3 کشور هلند و اسپانیا و فرانسه رفتیم. هزینه های تولید آن، نیروی انسانی، خرید یورو 4700 تومانی و ... را در نظر بگیرید می بینید که بالاخره هزینه های تولید آن، بالاست و البته لینک های تقلبی را در نظر بگیرید که هر روز باید التماس کنیم که حذف شوند. جالب است همانی که لینک دانلود رایگان را گذاشته با ما که تهیه کننده ایم بحث می کند و می گوید کار برای جبهه انقلاب است و همه باید آن را ببینند!تسنیم: شما خودتان می دانستید که اگر چنین کاری را بسازید ممکن است کسی آن را نخرد؟ اخوان: وقتی در مرحله فیلم نامه بود خیر. فکر می کردیم که میتوانیم یک نسخه تلویزیونی از آن دربیاوریم اما وقتی تصویربرداری ها انجام شد فهمیدیم که کسی آن را نمی خرد.تسنیم: چه شد که این سوژه را انتخاب کردید؟ سوژه ای که انگار سالهاست خط قرمز است.شمقدری: در سفرهایی که بیشتر در اروپا داشتم، حدود 6-7 ماه در آن جا زندگی کردم و همیشه سعی کردم که نگاه محققانه داشته باشم. نسبت به سبک زندگی شان، تعاملاتشان و ... این نگاه را داشتم و کم کم به درکی نسبت به زیست جنسی یک انسان اروپایی رسیدیم که آن درک، کشفی بود که به نظر خودمان می شد یک مستند راجع به آن ساخت تا دریچه ای جدید از سبک زندگی جدیدی باز بشود. تا دیروز دریچه ما یا «من و تو» بوده است یا صدا و سیما. من و تو که دریچه نقادانه ای نسبت به آن جا نیست و صدا و سیما هم نگاه یک طرفه دارد.ریسک پذیر بودیماین موضوعات ما را به یک جمع بندی رساند که می توانیم مستندی بسازیم که مخاطب را نسبت به مسائل جنسی یک قدم جلوتر ببرد. قبل از این که یک سری کارهایی انجام شده بود و ما خط شکن نبودیم. کارهایی مانند «پشت صحنه» فیلمی از تورج کلانتری یا مستند «یک پیشنهاد ساده» ساخته یاسر عرب و ... کارهایی بود که از نوع دید بچه های انقلابی مستندهایی با موضوع جنسی ساخته شده بود. من حس میکنم که انجام این کار بیشتر به خطر پذیر بودن خود ما ربط داشته باشد. از طرفی هم حس ما این است که به دلیل پیش زمینه ای که داشته ایم، اعتماد بیشتری به ما می شود و ناخودآگاه این حس را داریم.با استدلال های محکم و منطقی به خط قرمزها نزدیک می شویم/مطمئن بودیم که حرفمان دینی استتسنیم: یعنی چون «شمقدری» هستید، اعتماد بیشتری می شود؟ شمقدری: هم به دلیل شمقدری بودن، هم به دلیل آرمان مدیا و هم به دلیل رزومه هایی که قبلا داشته ایم. البته حس ما این چنین است و از جایی به ما لزوما اوکی داده نشده است. حسمان این است که می توانیم به خط قرمزها نزدیک شویم و البته مهم تر این است که حس می کنیم به دلیل استدلال منطقی تر و محکم تری که داریم، راحت تر می توانیم حرف بزنیم. به نظر من کارهای قبلی که راجع به موضوعات جنسی ساخته شده بود، به خوبی نتوانسته بود خیلی جنبه نقادانه ای داشته باشد و بینش مخاطب را یک مرحله جلو ببرد بلکه بیشتر از جنس افشاگرانه بود. کارهای ما بیشتر از جنس تحلیلی بینشی است و سعی می کنیم که بینش مخاطب را یک گام جلوتر ببریم. ما به خودمان مطمئن بودیم که حرفی که داریم می زنیم از بستر دین و اسلام است. حرف جدی و جدیدی است و به همین دلیل یک مقدار بی پروا بودیم و برای خودمان خط قرمز قائل نشدیم.جنبه های مثبت غرب همان جایی است که به اسلام نزدیک شده استتسنیم: کدام قسمت از حرف هایتان در این مستند، جدید بوده است؟ شمقدری: وقتی که دنیای غرب را نگاه می کردیم، دو جنبه در آن می دیدیم. یکی جنبه های مثبت آن بود و دیگری جنبه های منفی آن. به این نتیجه رسیدیمکه جنبه های مثبت آن جایی است که بیش تر به آن چیزهایی که در اسلام داریم نزدیک شدند و در مقابل در جنبه های منفی غرب آن جاهایی است که از اسلام دور شدند. این نوع تحلیل در آرمان مدیا، تحلیل جدیدی است و به نظرم اکثر مخاطبان ما به آن رسیده بودند. برای خود ما هم کشف جدیدی بود که بسیار برایمان جالب بود. این برداشت جدید همان بینش جدیدی بود که به نظرم قبل از این نبوده و اصلا کسی راجع به آن حرف نزده است.غربی ها در زیست جنسی عقده ای نمی شوند و نیازهایشان عنداللزوم برآورده می شودتسنیم: یک جمله معروفی از سید جمال الدین اسدآبادی است که می گوید «رفتم به غرب اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم. برگشتم به شرق مسلمان دیدم اما اسلام ندیدم». چیزی که شما می گویید حرف جدیدی نیست.شمقدری: البته کسی راجع به زیست جنسی با این رویکرد صحبت نکرده بود. ما این حرف را راجع به کلیت دین داری در میراث آلبرتا 3 مطرح کردیم اما چنین موضوعی راجع به زیست جنسی شاید به ذهن کسی نرسد. آن چه که در ذهن ما وجود دارد این است که غرب غرق فساد و انحرافات جنسی است اما به نظرم به ذهن کسی نمی رسد که در غرب اتفاقا نکاتی وجود دارد.حسین شمقدری کارگردان مستند انقلاب جنسیدر سفرهای اولی که خود من به اروپا داشتم، نوع نگاهم خیلی منفی بود. با خودم می گفتم که این ها دچار فساد شدند، برهنگی دارند و اوضاع خیلی خراب است. اما زمانی که آشنایی من بیشتر شد، این جنبه برای من پر رنگ شد که خیلی هم این گونه نیست و فضا آن چنان هم بی بند و باری نیست. اتفاقا قواعدی هست و آدم ها در زیست جنسی عقده ای نمی شوند و نیازهایشان عند اللزوم برآورده می شود. اتفاقا همه چیز به افراد این امکان را می دهد که نیازهایشان برآورده شود؛ البته نگاه اسلام هم همین است که نیاز ها باید برآورده شود.تسنیم: فکر می کنید که توانسته اید این موضوع را در فیلم خود بگویید؟ شمقدری: به نظرم بله.تسنیم: به نظرتان با همان حرف های حجت الاسلام قاسمیان همه چیز را روشن و مسئله را حل کردید؟شمقدری: به نظرم بله. کلیدی ترین قسمت در اینجا این است که می گوید حکومت کلیسا اعتقاد داشت که غریزه جنسی اهریمنی است.رژه همجنس بازها باعث می شود از زندگی غربی دلزده شویمواقعیت قضیه این است که دنیای غرب خوبی و بدی را در کنارهم دارد که در مجموع این خوبی ها و بدی ها در کنار هم می گوییم که این الگو، الگوی مناسبی نیست و نمی صرفد که ما به خاطر بخش های خوب آن دچار بخش های بد آن نیز بشویم. الگویی که در فیلم به عنوان الگوی برتر معرفی می کنیم و خود من هم به آن اعتقاد دارم و در زندگی خانوادگی ام استفاده می کنم، این است که مدل اسلامی مدلی است که برای خوشبخت شدن من در دنیا مدل بهتری است. وقتی مثلا پدیده ی رژه همجنس بازها را در آنجا می بینم و زندگی جوان های آن جا را می بینم باعث می شود که از زندگی آن ها دل زده شوم و البته در عین حال نقاط مثبت آن را هم می بینم.ماجرای مصاحبه جنجالی که در خارج از ایران بازخوردهای بیش تری داشتاخوان: ما در سال 1391 در مورد میراث آلبرتا 1 مصاحبه ای با یک رسانه معمولی و تقریبا ناشناس داشتیم. وقتی سال 92 به دانشگاه epfl در سوئیس رفتیم در آن جا چند نفر به ما گفتند که شما غلط کرده اید که در مصاحبه با فلان رسانه این چنین حرفی راجع به جوانان خارج از کشور زده اید. در حقیقت بازخورد ها در آن طرف بیشتر از این طرف بود.«می گویند هرکسی غیر از شمقدری ساخته بود الآن در گونی بود»/مسئله اصلی جرئت و جسارت است نه توانایی و آزادی عملیک حرفی که ما زیاد می شنویم و حرف سطحی ای هم است، این است که «شما» اجازه دارید از این حرف ها بزنید و بقیه نمی توانند. حال جالب است که از این حرف، جدیدتر نمی شنویم. هفته گذشته در جایی مجددا این صحبت مطرح شد و من به گوینده گفتم که عزیز جان حرف جدید بزنید اما بازهم توئیت کرده است که اگر شمقدری سازنده این فیلم نبود، سازنده را می گرفتند و در گونی می کردند اما به شمقدری کاری ندارند. به ایشان گفتم که حرف جدید بزن، بس است تا کی می خواهی خودت را فریب بدهی و هی بگویی که این ها میتوانند و بقیه نمی توانند؟ این ها آزادی عمل دارند و بقیه نمی توانند! کدام آزادی عمل و کدام توانایی؟ اتفاقا اگر مساله ای وجود داشته باشد، واقعا مساله جرات و جسارت است. مساله این است که شما بخواهی کاری را انجام بدهی. شما نمی توانید فقط حرف بزنید و البته دیکته نانوشته غلط ندارد. امروز چرا انقلاب جنسی نقد مثبت و منفی می شود؟ چون یک نفر رفته است و این کار را کرده است. بزرگترین حرفی که راجع به میراث آلبرتا 1 شنیدیم چه بود؟ این بود که شما رانت دارید و با رانت تان پیش احمدی نژاد رفته اید.دانشگاه شریف این جسارت را واقعا به ما داد. دانشگاه شریف به ما جرات و جسارت داد که به جای حرف زدن، کاری انجام بدهیم که تاثیر داشته باشد.«شما کاری کردید که شاید بقیه اجازه انجام آن را نداشتند». من می گویم که این حرف غلط است و بسیاری از گویندگان این حرف، جرات انجام آن را ندارند. بقیه حاضر نیستند که فحشش را بشنوند. میگویند فحش دادن آسان است و برویم به شمقدری و آرمان مدیا فحش بدهیم. بیاییم بگوییم که این ها رفتند سراغ موضوع ازدواج موقت پس شروع کنیم به آن ها فحش بدهیم. حرف و استراتژی ما این است که بیشتر از آنکه حرف بزنیم کار کنیم.بیشتر از 30 کلیپ با عنوان «یک یا دو» ساخته ایم. در همین کلیپ آخر که یک روحانی مجری آن است، از مردم می پرسد که آیا شما دختر به آخوند می دهید یا خیر؟ همین کلیپ را نشستیم و شمردیم و چیزی بیش از 4.5 میلیون بازدید داشت. اما همان طور که گفتم و باز هم می گویم شما ممکن است کارتان همراه با خطا باشد در برخی موارد. ما این مساله را می پذیریم و کتمان نمی کنیم.در مستند انقلاب جنسی، پژوهش میدانی انجام دادیمتسنیم: مبانی مطالعاتی شما برای پژوهش مستند انقلاب جنسی چه بود؟ نتیجه پژوهش تان چه بوده که بر اساس آن مستند را ساخته اید؟شمقدری: شروع آن درکی بوده است که ما از دنیای غرب داشته ایم اما قطعا باید یک مرحله پژوهش را رد می کردیم برای اینکه یک سری نکاتی در فیلمنامه در می آمد که بخشی از آن را باید تیم پژوهش جواب می داد. اما قطعا مطالعاتی بر روی غرب، تاریخ آن، سیر تحولات جنسی و... انجام شد. از این مرحله که بگذریم، پژوهشی که در مستند ارزشمند است، پژوهش میدانی است. در جشنواره های مهم دنیا پژوهش را چیزی تعریف می کنند که ما را به یک سوژه برساند؛ آن سوژه کشفی جدید باشد و از آنجایی که معرفی آن کشف جدید نتیجه آن پژوهش بوده است، جایزه پژوهش را می گیرد.انتظار دیدن حجم انبوهی از سند در یک مستند حاصل نگاه عوامانه به «پژوهش در مستند» استیک تعریفی که در نگاه عوامانه به فیلم مستند می شود، این است که فیلمی که بیاید و سندهای گسترده تری را ارائه دهد، گویی که در پژوهش قوی تر بوده است؛ در حالی که پژوهش در مستند، پژوهشی است که ما را به درک جدیدی از دنیای واقعیت امروز می رساند. برای مثال مستندی که رفته بود و یک گمشده ی تاریخی را پیدا کرده بود و آن را معرفی کرده بود، جایزه بهترین پژوهش را دریافت کرده بود. بنابراین پایه پژوهش باید به خروجی برسد. ما در مستندمان به دلیل همین مساله و ایجاد جذابیت در کار، پژوهشمان را به صورت روشن و واضح در کار ارائه ندادیم. این که عده ای می گویند که کار شما پژوهش نداشته است، غلط است.در معرفی مستند نوشته ایم: «ما امروز در ابتدای مسیری هستیم که غرب از 200 سال پیش در راه آزادی های جنسی طی کرده است». مثلا می گویند که چرا گفتید از 200 سال قبل؟ در حالی که ما تمام نکات تاریخی مربوط به آن را داریم که از زمان وایکینگ ها بوده است که اولین ریشه های انقلاب جنسی بروز کرده و نحوه پیشرفت آن چگونه بوده است. البته نیازی ندیدیم که این موضوعات را خیلی واشح در کار ارائه بدهیم.تسنیم: گفتید که پژوهش میدانی در کار ارزشمند است اما احساس می شود که در مستند انقلاب جنسی این پژوهش میدانی کاملا آسیب پذیر است و به راحتی زیر سوال می رود؛ مثلا در آنجایی که تصویر یک آقا و خانم جوان در دستتان است و هم در اروپا و هم در ایران فیلم برداری کرده اید، از افراد می پرسید که دوست دارید که شب را با کدام از این افراد سپری کنید؟ خارجی ها هم جنسشان را اما ایرانی ها جنس مخالفشان را انتخاب می کنند؛ این یکی از پایه ها و نتیجه گیری های مهم فیلم شما است. یعنی در غرب هیچ کسی وجود نداشت که جنس مخالفش را انتخاب کند؟ و یا در ایران کسی نبود که هم جنسش را انتخاب کند؟ البته شاید چنین چیزی وجود داشته و شما در تصویر نیاورده باشید. یکی از این برداشت ها کافیست تا تمام پژوهش شما زیر سوال برود.شمقدری: اگر در کار نگاه کنید می بینید که با 7 نفر مصاحبه شده است، 5 نفر جنس موافقشان را می گویند و 2 نفر جنس مخالفشان را می گویند. سوال ما این بوده است که حاضرید با چه کسی یک شب رومانتیک و شاد را سپری کنید؟ دو عکس را نشان می دهیم و اغلب 80 درصد غربی ها جنس موافقشان را انتخاب می کنند و در ایران اغلب جنس مخالفشان را انتخاب می کنند.این موضوعی است که اتفاق می افتد. من نمی دانم مشکل شما با این قضیه چیست؟ این چرا ها چیزهایی است که میتواند در فیلم اضافه شود یا به مخاطب واگذار شود و ما نتیجه گیری را به مخاطب واگذار کردیم. در ایران مساله جنسی اولویت بر مسائل دیگر دارد در حالی که در غرب اولویت ندارد. در ایران نگاه حاکم، نگاه جنسی است که خود می تواند دیگر مسائل را پوشش بدهد در حالی که در غرب این گونه نیست. برای مثال در غرب سمپاتیک نیست و او می گوید که من چون زن هستم، یک زن بهتر می تواند من را درک کند و بیش تر با آن حس نزدیکی می کنم. واقعیت همین است و من نمی دانم مشکل شما چیست؟اخوان: شاید باورپذیری این موضوع آن قدر برای شما سخت است که نمی توانید به آن فکر کنید.تسنیم: مساله باور پذیری من نیست بلکه آسیب پذیری پژوهش میدانی آنهم تنها با یک مثال نقض است. برای مثال وقتی در ایران کار را ضبط می کردید، هیچ کسی نبود که در پاسخ به این سوال شما بخواهد با هم جنس خودش یک شب رومانتیک داشته باشد؟ شمقدری: خیر هیچ کس نبود.تسنیم: واقعا هیچ کس نبود؟ شمقدری: یک خانمی بود که البته فکر می کنم حیا کرد و جلوی دوربین گفت که دوست دارد با یک خانم، شب رومانتیکی را تجربه کند. به او گفتم که تمام مسائل را کنار بگذارد و حقیقتا بگوید که بیشتر دوست دارد با کدام باشد؟ گفت اگر محدودیت را کنار بگذاریم، دوست دارد با جنس مخالفش باشد.قضاوت داشتیم و نداشتیمتسنیم: اینکه جوانان غربی در پژوهش میدانی شما، همجنسشان را انتخاب می کنند ایده آل است؟ خودتان گفتید غربی ها در زیست جنسی عقده ای نمی شوند و نیازهایشان عند اللزوم برآورده می شود، این هم لابد در همان راستا باید بپذیریم؟شمقدری: این موضوع دوجنبه است و راجع به این قضاوتی در فیلم نکردیم. در این بخش می خواهیم نکات منفی غرب را بگوییم و از این سکانس آغاز کردیم تا به صحنه رژه هم جنسگرا ها برسیم. ما راجع به این موضوع قضاوت نکردیم اگر چه در صحنه های قبلی قضاوت کردیم. چرا در این جا قضاوت نداشتیم؟ برای این که احساس کردیم اگر قضاوت کنیم، تاثیرگذاری آن کمتر می شود. بخشی از این پدیده مثبت است و بخش دیگری از آن منفی است.اتفاقا خوب است که نگاه جنسی داشته باشیم و نسبت به جنس مخالف حریص باشیم. اتفاقا این موضوع یکی از ضمانت های حفظ خانواده است و باعث می شود دو نفر بتوانند کنار هم زندگی کنند. حال از یک طرف هم می توانید بگویید منفی است چرا که نباید نگاه جنسی نسبت به هر چیز غلبه پیدا کند. اما خوب است و خود من دوست دارم. به نظر من نگاه جنسی یک جاهایی باید غلبه پیدا کند و برای همین است که اتفاقا اسلام میگوید که تا می توانید محیط زن و مرد را از هم جدا کنید. در حقیقت این قطب مثبت و منفی باید باشد و از بین نرود. شاید یک نگاه این باشد که این قطب مثبت و منفی باید از بین برده شود و شرایط عادی سازی شود.تسنیم: یعنی مثل غرب.شمقدری: شاید این موضوع باعث بشود که زن و مرد نسبت به هم نگاه جنسی نداشته باشند، کنار هم کار کنند و ... اما این به نظر من خوب نیست. شاید شما یک مشکل را حل کرده باشید اما بنیان خانواده را زیر سوال برده اید. من حاضر نیستم که بچه ها در مدرسه بهتر درس بخوانند، افراد در محل کار بهتر کار کنند اما بنیان خانواده سست شود. من ترجیح می دهم که بنیان خانواده حفظ بشود.تسنیم: چگونه می توانید بنیان خانواده را حفظ کنید؟ شمقدری: مساله جنسی و کشش بین قطب مثبت و منفی زن و مرد یکی از مسائلی است که باعث بنیان خانواده می شود.همین که شما حرص دارید که شب با یک زنی باشد و گزینه ی اول تو همسر خودت باشد، نکته بسیار مثبتی است و این موضوع باعث می شود که در کنار همسرت آرامش و لذتی که قرار است ببری را پیدا کنی.تسنیم: پس به نظر شما اکنون با جواب هایی که در ایران به سوال های شما داده شده و افراد ترجیح دادند با جنس مخالفشان باشند، شرایط خوبی داریم؟ شمقدری: بله دقیقا. اتفاقا این موضوع مثبت است.تسنیم: البته در فیلم انگار این گونه القا نمی شود و نگرانی به خاطر همین است.شمقدری: در آن جا قضاوت نکردیم. این صحبت موضع شخصی من است.ترتیب سکانس ها به گونه ای است که مخاطب مجبور به اصلاح قضاوت اولیه اش می شودتسنیم: این حرف شما پسندیده است که اتفاقی که در ایران می افتد و جاذبه ای که جنس مخالف برای جوانان دارد اتفاقا خوب است اما در مستند چنین چیزی را نمی بینیم. مستند نمایش آرامش یک جوان غربی است که همه شهواتش ارضا شده و حرصی برای حضور کنار جنس مخالفش ندارد، انگار فقط دوست دارد با کسی باشد که بتواند به خوبی با او ارتباط برقرار کند و حرف بزند اما در مقابل، یکی ایرانیِ مقید و در فشار را می بینیم که انگار از روی حرص و عقده های انباشته جنس مخالفش را انتخاب می کند. چیزی که نمایش دادید با چیزی که الان می گویید به آن معتقدید هم خوانی ندارد.شمقدری: در دنیای فیلم، اول یک پدیده می بینید که ممکن است 60-70 درصد مخاطبان همین برداشت را بکنند که بگویند غرب به چه نقطه ای رسیده است که عقده ای نیستند اما وقتی که وارد سکانس دیگر یعنی رژه همجنس گرا ها می شوید، مجبور هستید که در قضاوت خود اصلاحاتی انجام بدهید. ما این دو سکانس را پشت سر هم قرار دادیم. سکانس اول مقدمه ای برای دومی است. در مقدمه نمی خواستیم که قضاوت شتاب زده ای داشته باشیم و بگوییم که جامعه غرب فلان است. ما آن سکانس را کنار رژه هم جنس گراها قرار دادیم تا بگوییم که ما قضاوتی نمی کنیم اما ببینید که در نهایت به کجا رسیدند؛ به جایی مثل رواج گس ...

ادامه مطلب  

امامِ انقلابیِ ما کشور را از منجلاب ها بیرون کشید/ امام بزرگوار ما مسیر را عوض کرد و یک تغییر بزرگ انجام گرفت  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۳۹۵ در مراسم بیست و هفتمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی (رحمه الله) بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین سیّما بقیّةالله فی الارضین.اجتماع بسیار عظیم و پرشکوهی است که برای احترام به یاد عزیز امام بزرگوارمان در اینجا تشکیل شده است؛ در بسیاری از مناطق دیگرِ کشور هم شبیه این اجتماع به خاطر یاد امام و به خاطر عشق به امام بزرگوار تشکیل شده.روزهای پایانی ماه پربرکت شعبان است. به گمان زیاد امام بزرگوار از این ماه، بهره ی فراوان معنوی میبردند. قرائن نشان میدهد که آن دل نورانی به برکت این ماه بر نورانیّت خود می افزود. این فِقره ی معروف دعای مناجات شعبانیّه: اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلوبِنا بِضِیآءِ نَظَرِها اِلَیک،(۱) از جملاتی بود که در بیانات امام تکرار میشد؛ مکرّر در سخنرانی به مناسبتهای گوناگون، این فِقره ی از دعا را میخواندند. این نشان دهنده ی این است که این بزرگوار به این مناجات و به این مضامین و به این ایّام بابرکت اُنس داشتند. بنده هم که یک وقتی از ایشان سؤال کردم راجع به دعاها، یکی از دعاهایی که ایشان تکیه کردند بر روی آن و ترجیح میدادند آن دعا را، همین مناجات شعبانیّه بود. فِقرات مهمّی در این دعا هست که از جمله این فِقره است: اِلهی هَب لی قَلباً یُدنیهِ مِنکَ شُوقُه، وَ لِسانًا یُرفَعُ اِلَیکَ صِدقُه، وَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنکَ حَقُّه؛(۲) دل پرشوقی که به بارگاه قرب الهی نزدیک میشود؛ زبان صادقی که صدق آن موجب تقرّب به پروردگار میگردد؛ نگاه حق نگری که موجب میشود انسان به خدای متعال نزدیک تر شود. این خصوصیّات در این دعای شریف و در این مناجات، از خدای متعال خواسته شده است؛ اینها برای ما درس است. و امام بزرگوار کسی بود که با این درسها، در همه ی عمر مأنوس بود و به برکت همین اُنس و به برکت همین آشنایی با مراتب حق و حقیقت و تقرّب به پروردگار، خدای متعال این قدرت را به او بخشید که بتواند این حرکت عظیم و ماندگار را انجام بدهد.درباره ی امام بزرگوار میخواهیم حرف بزنیم. یکی از عناوین و اوصافی که درباره ی امام راحل عظیم الشّأن ما، کمتر به کار رفته است و کمتر از این عنوان استفاده کرده ایم، عبارت است از یک عنوان جامع که من این جور تعبیر میکنم: مؤمنِ متعبّدِ انقلابی. ما امام را با صفات متعدّدی همواره توصیف میکنیم امّا این صفت -که ما کمتر امام را با آن توصیف کرده ایم- یک صفت جامع است؛ مؤمن است، متعبّد است، انقلابی است.مؤمن: یعنی مؤمن به خدا است، مؤمن به هدف است، مؤمن به راهی است که او را به این هدف میرسانَد، و مؤمن به مردم است. یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین؛(۳) درباره ی رسول اکرم هم این تعبیر در قرآن آمده است: مؤمن به خدا، و مؤمن به هدف، و مؤمن به راه، و مؤمن به مردم.عبد است، متعبّد است؛ یعنی خود را عبد میداند در مقابل پروردگار؛ این هم صفت بسیار مهمّی است. شما ملاحظه کنید، خدای متعال در قرآن، پیغمبر اکرم را با صفات متعدّدی ستوده است: وَ اِنَّکَ لَعَلَی ٰ خُلُقٍ عَظیم،(۴) فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم؛(۵) و صفات متعدّد دیگر که هر کدام از اینها یک فصل فراوانی از خصوصیّات پیغمبر را بیان میکند؛ ولی آن صفتی که به ما مسلمانها دستور داده شده است که هر روز درباره ی پیغمبر در نمازهایمان تکرار کنیم این است که «اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسولُه»؛ این نشان دهنده ی اهمّیّت عبودیّت است؛ عبد بودن آن چنان برجسته است که خدای متعال این صفت را به مسلمانان تعلیم میدهد که در نماز خود، هر روز چند مرتبه تکرار کنند؛ امام دارای این صفت بود، صفت عبودیّت؛ اهل خشوع بود، اهل تضرّع بود، اهل دعا بود؛ مؤمن متعبّد.امّا صفت سوّم، یعنی مؤمن متعبّدِ انقلابی؛ این، آن نقطه ای است که مایلم بر روی آن تکیه کنم و درباره ی آن سخن بگویم. امام، امامِ انقلاب بود.انقلاب یک کلمه است و در دل آن حقایق بی شماری وجود دارد؛ امامِ انقلاب یعنی پیشوای همه ی این خصوصیّاتی که کلمه ی انقلاب متضمّن آن است. قدرتهای مادّی هم که نسبت به امام همواره غضبناک بودند، عصبانی بودند و البتّه میهراسیدند از امام بزرگوار، بیشتر به خاطر این صفت بود: صفت انقلابیگری امام؛ با این خصوصیّتِ او دشمن بودند. امروز هم دشمنان ملّت ایران با خصوصیّت انقلابیگری او خصومت دارند و دشمنند. اساساً قدرتهای مادّی از کلمه ی انقلاب وحشت میکنند؛ از کلمه ی «انقلاب اسلامی» وحشت میکنند، میهراسند، میرَمند. فشارهایی هم که وارد میکنند، به خاطر انقلابیگری است؛ شرح خواهم داد که انقلابیگری متضمّن چه مفاهیم و معانی و خطّمشی هایی است؛ حق دارند که بترسند. فشارها البتّه با بهانه های مختلف وارد میشود؛ گاهی با بهانه ی هسته ای، گاهی با بهانه ی حقوق بشر و بهانه هایی از این قبیل، امّا حقیقت قضیّه عبارت است از همین که دشمنان ملّت ایران و دشمنان ایران اسلامی از خصوصیّت انقلابیگری واهمه دارند و نگرانند. در همین اواخر، در چند ماه قبل از این، یک سیاستمدار آمریکایی گفت: ایران به خاطر انقلاب اسلامی تحریم است؛ اصل تحریم مربوط به انقلاب ۱۹۷۹ -یعنی انقلاب سال ۵۷- است! این یک حقیقت است.علّت چیست؟ چرا با انقلاب مخالفند؟ علّت این است که این کشور بزرگ و پهناور، این کشور پربرکت، این کشور ثروتمند -که هم ثروت طبیعی دارد، هم ثروت انسانی دارد- یکپارچه در قبضه ی قدرت آنها بود، در اختیار آمریکا بود؛ انقلاب آمد آنها را از این کشور بیرون کرد؛ دشمنی با انقلاب به خاطر این است؛ انقلاب آنها را راند. علاوه بر این، الهام بخش دیگران هم شد. انقلاب اسلامی ایران که به وسیله ی مردم این کشور به وجود آمد و ادامه پیدا کرد، الهام بخشِ ملّتهای دیگر شد؛ که این در جای خود بحث مفصّلی است و دلایل بی شماری هم بر آن وجود دارد.امامِ انقلابیِ ما کشور را از منجلاب ها بیرون کشید؛ به وسیله ی انقلاب، کشور را از منجلابهای متعدّدی خارج کرد. جوانهای عزیز ما که دوران قبل از انقلاب را درک نکرده اند، لمس نکرده اند، باید درست دقّت کنند و توجّه کنند که مسئله این است، مسئله ی اساسی این است. اگر یک ملّتی مسئله ی اساسی خود را نداند، گمراه میشود. مسئله این است که انقلاب اسلامی آمد این کشور را از منجلابها نجات داد؛ از منجلاب وابستگی، از منجلاب عقب ماندگی، از منجلاب فساد سیاسی، از منجلاب فساد اخلاقی، از منجلاب حقارت بین المللی. ما گرفتار این چیزها بودیم؛ ما، هم وابسته بودیم، هم تحقیرشده بودیم، هم عقب افتاده و عقب نگه داشته شده بودیم؛ در علم، در اقتصاد، در فنّاوری، در حضور بین المللی، در همه چیز ما را عقب نگه داشته بودند. عوضِ همه ی اینها، ما آقابالاسرِ آمریکایی و انگلیسی داشتیم. آن روزها ما چهار برابر امروز نفت صادر میکردیم؛ جمعیّت کشور هم از نصف امروز کمتر بود، درعین حال اکثر نقاط این کشور از خدمات عمومی دولتی که برعهده ی دولتها است محروم بودند؛ کشور در فقر و عقب افتادگی دست وپا میزد؛ در فساد اخلاقی دست وپا میزد. در همه ی زیرساخت های کشور -راه، آب، برق، گاز، مدرسه، دانشگاه، خدمات شهری- کشور دچار آفت بود، دچار عقب افتادگی و عقب ماندگی بود، دچار تهیدستی بود؛ ثروتهای طبیعی کشور را در اختیار بیگانگان میگذاشتند و دستگاه حاکمه بهره مند میشدند و مردم را یا با فریب، یا با زور و ارعاب، ساکت نگه میداشتند؛ امّا خب دلهای مردم پُر بود، واقعیّات را میدیدند؛ و نتیجه، دنباله روی از آن فریاد ربّانی و الهیِ امام بزرگوار شد که انقلاب را به راه انداخت.امام بزرگوار ما مسیر را عوض کرد و یک تغییر بزرگ انجام گرفت؛ [امام ] مسیر ملّت ایران را تغییر داد، ریل را عوض کرد؛ ما را به سمت هدفهای بزرگ حرکت داد. این هدفها که انقلاب و امام انقلاب، ما را به سمت این هدفها حرکت دادند و جامعه ی ایرانی را به این سمت رهنمون شدند، فوق العاده حائز اهمّیّت است. این هدفها خلاصه میشود در حاکمیّت دین خدا. حاکمیّت دین خدا به معنی عدالت اجتماعیِ به معنای واقعی است، به معنای ریشه کنی فقر است، به معنای ریشه کنی جهل است، به معنای ریشه کنی استضعاف است؛ حاکمیّت دین خدا به معنای برقراری منظومه ی ارزشهای اسلامی است، [به معنای ] ریشه کنی آسیب های اجتماعی است، [به معنای ] تأمین سلامت جسمی و سلامت اخلاقی و معنوی و پیشرفت علمی کشور است، [به معنای ] تأمین عزّت ملّی و هویّت ملّی ایرانی و تأمین اقتدار بین المللی است، [به معنای ] فعّال کردن ظرفیّتهایی است که خداوند در این سرزمین قرار داده است؛ اینها همه در حاکمیّت دین خدا مندرج است و امام ما را به این سمت حرکت داد؛ درست نقطه ی مقابل آن راهی که در رژیم طاغوت ما را به آن سمت میکشاندند و میبردند.خب، این هدفها که قطار جامعه ی اسلامی به برکت انقلاب به سوی آن هدفها حرکت کرد، هدفهای دور از دسترسی هستند، زمان بَرند، احتیاج به گذشت زمان دارند، احتیاج به تلاش دارند، لکن دسترسی به همه ی اینها ممکن است به یک شرط؛ آن شرط این است که قطار در همین ریل پیش برود؛ در ریل انقلاب. امام راه را به ما نشان داد، معیارها و شاخصها را به ما نشان داد، هدفها را برای ما مشخّص کرد و خود او حرکت را آغاز کرد. ما تا امروز به برکت حرکت در جهت انقلاب، دستاوردهای زیادی پیدا کرده ایم امّا هنوز تا آن هدفها فاصله بسیار زیاد است. میتوانیم به آن هدفها برسیم، مشروط بر اینکه این قطار بر روی همین ریل حرکت کند؛ بر روی ریلی که امام، قطار جامعه ی اسلامی را به حرکت درآورد. بعد از رحلت امام، ما هرجا انقلابی عمل کردیم پیش رفتیم و هرجا از انقلابیگری و حرکت جهادی غفلت کردیم، عقب ماندیم و ناکام شدیم؛ این یک واقعیّتی است. بنده در این سالها خودم مسئول بودم؛ اگر تقصیری در این مطلب باشد، متوجّه این حقیر هم هست؛ هرجا انقلابی بودیم، جهادی حرکت کردیم، بر روی آن ریل حرکت کردیم، پیش رفتیم؛ هرجا کوتاهی کردیم و غفلت کردیم، عقب ماندیم. میتوانیم برسیم به شرط اینکه انقلابی حرکت کنیم و انقلابی پیش برویم.مخاطب این سخن، نسل امروز و نسل فردا و نسل فرداهای بعد است؛ مخاطب این سخن، همه ی ما هستیم؛ مسئولان مخاطبند؛ فعّالان سیاسی، فعّالان فرهنگی، فعّالان اجتماعی، همه مخاطب این سخنند؛ جوانان، دانشگاهیان، حوزویان، پیشه وران، روستاییان، شهریان، همه مخاطب این سخنند؛ همه باید بدانند میتوان این راه را با شیوه ی انقلابی حرکت کرد و آن وقت، پیشرفت قطعی است؛ و میتوان به شیوه ی دیگری حرکت کرد و آن وقت سرنوشت سرنوشت رقّت آوری خواهد بود. امام تعبیر رایجی داشتند، مکرّر در مواردی میگفتند: «اسلام سیلی خواهد خورد». اگر راه را عوض کردیم، ملّت ایران سیلی خواهد خورد، اسلام هم سیلی خواهد خورد.توجّه بفرمایید(۶) سخن باقی است؛ حرف در این زمینه فراوان و حرفهای لازم زیاد است که من از این فرصت استفاده میکنم و به شما و به ملّت ایران عرض میکنم که عزیزان من! انقلاب، سرمایه ی ممتاز و منحصربه فرد ملّت ما و کشور ما است. برای به دست آوردن انقلاب هزینه داده ایم؛ هزینه های سنگینی هم پرداخت شده است امّا صدها برابرِ آن هزینه ها، منافع وجود دارد؛ این یک تجارت پرسود است برای ملّت. بله، هشت سال جنگ هزینه بود، شورشها هزینه بود، تحریمها هزینه بود -اینها همه هزینه ی انقلاب است- امّا صدها برابر این هزینه ها، سود در این راه وجود دارد؛ هزینه ها و منافع و سودها از اوّل با هم همراه بودند؛ هم هزینه دادیم، هم سود بردیم. در جنگ، جوانان ما رفتند و به شهادت رسیدند امّا ملّت و مجموعه ی جوان کشور دستاوردهای بزرگی را از همان جنگ پرهزینه به دست آوردند. از اوّل، این هزینه ها و منافع با هم همراه بوده اند، منتها هرچه جلو آمدیم، هزینه ها سبک تر و قابل تحمّل تر، امّا منافع کلان تر و بیشتر شده است. امروز روزی است که ما میتوانیم، ملّت ایران میتواند بدون اینکه هزینه ی زیادی را متحمّل بشود، منافع بزرگی را از انقلاب به دست بیاورد؛ امروز این توانایی وجود دارد. انقلاب ریشه دوانده است، درخت نظام اسلامی مستحکم شده است، حقایق بسیاری روشن شده، راهکارهایی به وجود آمده؛ امروز اوضاع برای ملّت ایران روشن تر و زمینه آماده تر و راه هموارتر است از گذشته؛ هزینه هست، باز هم هست امّا هزینه ها سبک تر و قابل دفع تر و قابل اجتناب تر از گذشته است.این نکته ی مهمّی است: این انقلاب با کودتا به وجود نیامد، با حرکت نظامی به وجود نیامد؛ مثل بعضی از انقلابها که یک عدّه افسر نظامی رفتند یک حکومتی را برداشتند، حکومت دیگری به جایش گذاشتند؛ نه، این انقلاب به وسیله ی مردم به وجود آمد؛ با عزم مردم، با نیروی انقلاب مردم، با ایمان مردم به وجود آمد؛ با همین نیرو از خود دفاع کرد، با همین نیرو هم باقی ماند و ریشه دواند. این مردم بودند که نترسیدند؛ این مردم ایران عزیز بودند که ایستادگی کردند و مصداق این آیه ی شریفه شدند: اَلَّذینَ قالَ لَهُمُ النّاسُ اِنَّ النّاسَ قَد جَمَعُوا لَکُم فَاخشَوهُم فَزادَهُم ایمانًا وَ قالُوا حَسبُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَکیل.(۷) مدام تهدید شدیم، مدام گفتند حمله میکنیم، مدام گفتند تحریم میکنیم، مردم نه از تهدید نظامی ترسیدند، نه از تحریم ترسیدند، نه از تحریم فلج شدند؛ نترس، شجاع، سربلند، حرکت را ادامه دادند؛ از این پس هم باید همین باشد. مردم ما، قشرهای مختلف ما، جوانهای ما، روحانیّون ما، پیشه وران ما، دانشگاهیان ما، محقّقین ما، مسئولان ما، دولتی های ما، مجلسی های ما باید انقلابی بمانند و انقلابی حرکت بکنند -که شاخصهایی را عرض خواهم کرد- و همه انقلابی باشند تا بتوانیم این راه را با موفّقیّت پیش برویم و ادامه بدهیم.این خطا است که گمان کنیم انقلابی فقط آن کسی است که در دوران امام بوده است، یا در دوران مبارزات در کنار امام بوده است؛ نه، بعضی کأنّه این جور خیال میکنند که انقلابیّون آن کسانی هستند که در دوران امام یا در دوران مبارزات یا در دوران حکومت امام بزرگوار حضور داشتند، در کنار امام بودند؛ نه، اگر معنای انقلابی را این بگیریم، انقلابی همین ما پیروپاتال ها خواهیم بود. انقلاب مال همه است؛ جوانها انقلابی اند و میتوانند انقلابی باشند، با آن معیارها و شاخصهایی که عرض خواهم کرد. میتواند یک جوانِ امروز از من سابقه دار در انقلاب، انقلابی تر باشد؛ همچنان که در دوران دفاع مقدّس دیدیم کسانی بودند که جان خودشان را کف دست گرفتند در راه این انقلاب و در راه اِنفاذ(۸) فرمان امام به جبهه رفتند، جانشان را فدا کردند؛ انقلابیِ صددرصد، انقلابی کامل، آنها هستند؛ آنهایی که آماده ی فداکاری اند؛ پس ما نباید انقلابی را منحصر کنیم به یک عدّه ای که در دوران مبارزات با امام بودند یا امام را می شناختند یا در کنار او بودند؛ نه، انقلاب یک شطّ جاری است و همه ی کسانی که در طول تاریخ با این ممیّزات حضور دارند و تلاش میکنند انقلابی اند، ولو امام را ندیدند؛ مثل اغلب شما جوانها.این هم خطا است که ما خیال کنیم اگر گفتیم فلانی انقلابی است، یعنی فلانی افراطی است؛ یا وقتی میخواهیم اشاره کنیم به انقلابی ها و انقلابیّون، تعبیر افراطی را به کار ببریم؛ نه، این خطا است. انقلابیگری به معنای افراطی بودن نیست. این دوگانه هایی که سوغات بیگانه ها و حرف دشمنان ایران است، نباید در ایران و در فرهنگ سیاسی ما جا باز کند؛ آنها تقسیم میکنند مردم را به تندرو و میانه رو. بحث تندرو و کندرو نداریم. انقلابی را میگویند تندرو، غیر انقلابی را میگویند میانه رو! این یک دوگانه ی بیگانه است، آنها اینها را در رادیوهایشان، در تبلیغاتشان، در اظهاراتشان تکرار میکنند، ما این را نباید تکرار بکنیم. انقلابی، انقلابی است.این هم خطا است که ما از همه ی کسانی که انقلابی هستند، یک نوع عمل انقلابی توقّع داشته باشیم؛ یا یک درجه ی از انقلابیگری توقّع داشته باشیم؛ نه. به قول ما طلبه ها انقلابیگری مقول به تشکیک است. ممکن است یک نفر نسبت به مفاهیم انقلاب و عمل انقلابی بهتر حرکت کند، یک نفر به آن خوبی حرکت نکند امّا در همان راه دارد حرکت میکند. اینکه ما هرکسی خوب حرکت نکرد یا به طور کامل حرکت نکرد را متّهم بکنیم به غیر انقلابی یا ضدّ انقلابی این هم خطا است؛ نه، ممکن است یک نفری صد درجه میزان حرکت او ارزش دارد، یک نفری کمتر ارزش دارد، یک نفری از او کمتر ارزش دارد امّا همه در این راه حرکت میکنند. مهم این است که آن شاخصها تطبیق بکند. مهم شاخصها است. مهم این است که آن کسی هم که با آن شدّت و با آن جدّیّت حرکت نمیکند، شاخصهای انقلابیگری را داشته باشد. اگر این شاخصها وجود داشت، آن وقت طرف انقلابی است، فرد انقلابی، مجموعه ی انقلابی، دولت انقلابی، سازمان انقلابی؛ عمده این است که شاخصها را بشناسیم.برای انقلابی بودن شاخصهایی وجود دارد. من پنج شاخص را در اینجا ذکر میکنم. البتّه بیش از اینها میشود خصوصیّاتی را گفت لکن من فعلاً پنج شاخص برای انقلابیگری ذکر میکنم که ما باید سعی کنیم در خودمان این پنج شاخص را ایجاد کنیم و حفظ کنیم، هرجا هستیم؛ یکی در کار هنر است، یکی در کار صنعت است، یکی در کار فعّالیّت سیاسی است، یکی در کار فعّالیّت علمی است، یکی در کار فعّالیّت اقتصادی و بازرگانی است؛ فرقی نمیکند؛ این شاخصها در همه ی افراد ما ملّت ایران میتواند وجود داشته باشد. پنج شاخص که اینها را شرح خواهم داد [عبارتند از]: شاخص اوّل، پایبندی به مبانی و ارزشهای اساسی انقلاب؛ شاخص دوّم، هدف گیری آرمانهای انقلاب و همّت بلند برای رسیدن به آنها که آرمانهای انقلاب و اهداف بلند انقلاب را در نظر بگیریم و همّت برای رسیدن به آنها داشته باشیم؛ شاخص سوّم، پایبندی به استقلال همه جانبه ی کشور، استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی، استقلال فرهنگی -که مهم تر از همه است- و استقلال امنیّتی؛ شاخص چهارم، حسّاسیّت در برابر دشمن و کار دشمن و نقشه ی دشمن و عدم تبعیّت از او، که البتّه باید دشمن را شناخت، نقشه ی او را فهمید و از تبعیّت دشمن سر باز زد -عرض کردیم که قرآن این عدم تبعیّت را «جهاد کبیر» نام نهاده است؛ من این چند وقت دو سه بار دراین باره صحبت کردم(۹)- شاخص پنجم، تقوای دینی و سیاسی که این بسیار مهم است. این پنج شاخص اگر در کسی وجود داشته باشد، قطعاً انقلابی است؛ حالا درجات انقلابی بودن، همان طور که عرض کردیم، مختلف است. من برای هرکدام از اینها یک توضیح کوتاه و مختصری میدهم.عرض کردیم که شاخص اوّل، پایبندی به ارزشهای مبنائی و اساسی اسلام است. بنده در سال گذشته در همین جلسه راجع به مبانی امام صحبت کردم؛ مبانی اساسی ما اینها است. مبنای اوّل، پایبندی به اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است. اسلام ناب در مقابل اسلام آمریکایی است، اسلام آمریکایی هم دو شاخه دارد: یک شاخه اسلام متحجّر، یک شاخه اسلام سکولار؛ این اسلام آمریکایی است. استکبار و قدرتهای مادّی از هر دو شاخه پشتیبانی کرده اند و میکنند؛ یک جاهایی آنها را به وجود می آورند، یک جاهایی آنها را راهنمایی میکنند، یک جاهایی آنها را کمک میکنند؛ اسلام ناب در مقابل آنها است؛ اسلام ناب اسلامی است که همه جانبه است؛ از زندگی فردی و خلوت فردی تا تشکیل نظام اسلامی، همه را شامل میشود. اسلام ناب آن اسلامی است که هم تکلیف من و شما را در خانواده با خود و در خلوت شخصی مان معیّن میکند، هم تکلیف ما را در جامعه معیّن میکند، هم تکلیف ما را در قبال نظام اسلامی و ایجاد نظام اسلامی معیّن میکند؛ این اسلام ناب است. این یکی از مبانی است که باید به این پابند بود.یکی دیگر از مبانی، محور بودن مردم است که وقتی ما مردمی بودن را و محور بودن مردم را با اسلام همراه میکنیم، ترکیب آن میشود جمهوری اسلامی؛ جمهوری اسلامی یعنی این؛ مردم محورند، مقاصد برای مردم است، هدفها متعلّق به مردم است، منافع مال و مِلک مردم است، اختیار در دست مردم است؛ اینها مردمی بودن است: رأی مردم، خواست مردم، حرکت مردم، عمل مردم، حضور مردم و شرافت مردم در نظام جمهوری اسلامی. این یکی از آن مبانی است و به معنای واقعی کلمه باید به این معتقد بود.یکی از آن مبانی اساسی و ارزشهای اساسی عبارت است از اعتقاد به پیشرفت، اعتقاد به تحوّل، به تکامل، و تعامل با محیط، البتّه با پرهیز از انحرافها و خطاهایی که در این راه ممکن است وجود داشته باشد. تحوّل و تکامل؛ هم فقه ما، هم جامعه شناسی ما، هم علوم انسانی ما، هم سیاست ما، هم روشهای گوناگون ما باید روزبه روز بهتر بشود، منتها به دست آدمهای خبره، به دست آدمهای وارد، به دست انسانهای اهل تعمّق و کسانی که اهلیّت ایجاد راه های نو را دارند؛ نیمه سوادها و آدمهای ناوارد و مدّعی نمیتوانند کاری انجام بدهند. به این باید توجّه داشت؛ اینها همه یک صراطی است که چپ و راست دارد؛ از وسط جادّه باید حرکت کرد.حمایت از محرومان؛ یکی از مبانی اساسی و ارزشهای اساسی نظام اسلامی عبارت است از حمایت از محرومان. یکی دیگر حمایت از مظلومان است در هر نقطه ی عالم. اینها ارزشهای اساسی انقلاب است؛ از اینها نمیشود صرفِ نظر کرد. اگر کسی، کسانی یا جریانی نسبت به محرومین بی تفاوت باشد، یا نسبت به مظلومان عالم بی تفاوت باشد، این شاخص در او وجود ندارد.خب، اگر این پایبندی به ارزشهای اساسی وجود داشت -که این شاخص اوّل بود- حرکت، حرکت مستمر و مستقیم خواهد بود و در تندباد حوادث، این حرکت تغییر پیدا نمیکند. [امّا] اگر این پایبندی وجود نداشت، نقطه ی مقابل این پایبندی، عمل گرایی افراطی است؛ یعنی هر روزی به یک طرف رفتن و هر حادثه ای انسان را به یک طرف کشاندن:میکِشد از هر طرف، چون پَر کاهی مراوسوسه ی این وآن، دمدمه ی خویشتن این میشود عمل گرایی؛ هر روزی انعطاف به یک جهت و به یک سمت؛ این منافات دارد با آن پایبندی. در تعبیر قرآنی، این پایبندی به ارزشها را «استقامت» ...

ادامه مطلب  

منورالفکران ضد ملی/ در تکاپوی معتبرسازی تهدیدات/ دوئل دیپلماتیک بر سر شام  

درخواست حذف این مطلب
سرویس سیاست مشرق -روزنامه ها و جراید در بخش سرمقاله و یادداشت روز به بیان دیدگاه ها و نظریات اصلی و اساسی خود می پردازند؛ نظراتی که بیشتر با خط خبری و سیاسی این جراید همخوانی دارد و می توان آن را سخن اول و آخر ارباب جراید عنوان کرد که اهمیت ویژه ای نیز دارد. در ادامه یادداشت و سرمقاله های روزنامه های صبح کشور با گرایش های مختلف سیاسی را می خوانید: ********هشداردرباره توطئه های پسابرجامدکتر ابراهیم کارخانه ای در کیهان نوشت:شکی نیست برجام نه اینکه مشکل اقتصادی کشور را حل نکرد بلکه خود به مشکلی برای کشور و عاملی برای توطئه دشمن تبدیل شده است. در ذیل در قالب 28 سؤال و هشدار مهم در 4 بخش به بررسی لزوم هوشمندی مواجهه با توطئه های پسا برجامی دشمن پرداخته می شود:الف- هوشمندی سیاسی و مقابله پیشدستانه با توطئه های دشمن1- در حالی که جمهوری اسلامی ایران با هوشمندی سیاسی و اقدامات پیشدستانه تمامی توطئه های مشترک آمریکا و غرب را در منطقه به شکست کشانیده است، چرا این هوشمندی سیاسی و اقدامات پیشدستانه و بازدارنده در برجام مشاهده نمی شود؟2- در حالی که کشورهای طرف مذاکره با آمریکا و غرب که برای حل مشکلات خود موضوع مذاکره را به حوزۀ دفاعی تسری داده اند همگی طعمه دشمن شده اند آیا تصور ورود به مذاکره بر سر توان موشکی و قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران تصور خیانت به کشور، انقلاب اسلامی و آرمان شهیدان نیست؟3- در حالی که دولت آمریکا، مصوبات کنگره و حفظ منابع ملی آمریکا را مقدم بر عهدنامه ها و معاهدات بین المللی و حتی مصوبات شورای امنیت می داند آیا تأکید یکجانبه بر برجام گامی در جهت حفظ منافع ملی کشور است؟4- در حالی که از برجام جز نامی باقی نمانده و آمریکا بدون حد و مرز دائما علیه ایران اسلامی تحریم وضع می کند آیا ایجاد فضای دو قطبی بین المللی موافق و مخالف برجام، عرصه سیاسی را بر جمهوری اسلامی ایران برای اتخاذ تصمیم مبتنی بر منافع ملی تنگ تر نخواهد کرد و آیا در شرایطی که حتی رژیم صهیونیستی نیز از برجام دفاع می کند حمایت هدفمند برخی کشورها از برجام گامی در جهت همراهی با آمریکا نیست؟5- با وجود غیر قابل اعتماد بودن آمریکا و غرب و پرونده سیاه آنها در مواجهه با انقلاب اسلامی؛ تیم مذاکره کننده تمامی داشته های خود را یکجا و یک جانبه در سبد معامله با دشمن قرار داد و از اجرای متناظر تعهدات که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید فرموده اند صرف نظر کرد. آیا علی رغم چنین شرایطی طرح مذاکره مجدد با غرب ساده لوحی سیاسی نیست؟6- مگر لازمۀ هوشمندی سیاسی برخورداری از بصیرت سیاسی و مقابله پیشدستانه با راه های توطئه دشمن نیست پس چرا علی رغم شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران تاکنون هیچ گونه اقدام بازدارنده ای صورت نگرفته است و روز به روز بر شدت تحریم ها افزوده می شود؟7- در حالی که برجام نه اینکه مشکل اقتصادی کشور را حل نکرده است بلکه خود به مشکلی برای کشور و عاملی برای توطئه دشمن تبدیل شده است، آیا علت را نباید در خودشیفتگی سیاسی به غرب و غفلت از هشدارهای دقیق مقام معظم رهبری و بی اعتنایی به فریادهای دلسوزانه منتقدان جست وجو کرد؟ آیا نباید از اشتباهات گذشته درس عبرت گرفت؟8- با وجودی که در برجام تمامی خواسته های آمریکا در موضوع کنترل برنامه هسته ای جمهوری اسلامی ایران محقق شده است آیا علت مخالفت تاکتیکی ترامپ با برجام اقدامی فریبکارانه برای انحراف افکار عمومی جهان و اعمال فشار بیشتر سیاسی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران نیست؟9- اگر مجریان برجام در چهار مرحله اصلی برجام شامل: مذاکره، توافق، اجراء و نظارت، هوشمندانه عمل کرده اند، ریشۀ این همه نابسامانی های در برجام در کجاست و چرا علی رغم شفاف و صریح بودن تعهدات جمهوری اسلامی ایران، تفسیر واحدی از تعهدات طرف مقابل که رهبر فرزانه انقلاب بر آن تأکید فرموده بودند مشاهده نمی شود؟10- اگر بر اساس بند 2 نامه مهم مقام معظم رهبری درباره برجام که در آن بر اجرای بند 3 قانون اقدام متقابل و متناسب مجلس شورای اسلامی تاکید شده بود چنانچه با اولین عهدشکنی آمریکا که درست روز بعد از اجرای برجام صورت گرفت در اقدامی قاطع برجام متوقف و کلیه فعالیت های هسته ای از سر گرفته می شد آیا شاهد وضعیت اسفبار کنونی در رابطه با برجام بودیم؟ آیا دشمن جرأت پیدا می کرد دست به اعمال شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران بزند؟ب- لزوم هوشیاری در برابر اقدامات فریبکارانۀ اروپا11- اگر اروپا با حفظ برجام موافق است چرا در برابر نقض مکرر برجام و اعمال شدیدترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران هیچ گونه اقدامی علیه مواضع ضد برجامی آمریکا انجام نمی دهد؟12- در حالی که غرب به بهانۀ هراس شرکت ها و بانک های بزرگ اروپایی از آمریکا خود ناقض برجام و همگام با آمریکاست آیا اصرار کشورهای اروپایی بر حفظ برجام یک بازی فریبکارانه و توطئه سیاسی علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟13- در جایی که شیطان بزرگ منفورترین کشور جهان نزد ملت ایران است آیا در یک تقسیم کار تاکتیکی و سیاسی مقرر نشده است آمریکا برنامه های خود را به نحوی فریبکارانه از طریق اروپا پیگیری و برنامه ریزی نماید؟14- چرا با وجود 10 نامه ظریف به کمیسیون مشترک، هیچ گاه آمریکا به عنوان ناقض برجام شناخته نشده است و همواره طرفین بر پایبندی به برجام دعوت شده اند. آیا علت آن همراهی کامل اروپا با آمریکا نیست؟15- در حالی که اروپا هم خط آمریکا است و در طول 38 سال گذشته همواره سیاست واحدی را علیه جمهوری اسلامی ایران اتخاذ نموده است، آیا حمایت اروپا از برجام یک بازی سیاسی هدفمند برای ایجاد انحراف در دستگاه محاسباتی تصمیم سازی جمهوری اسلامی ایران نیست؟16- در حالی که اروپا با هدف اصلی آمریکا علیه انقلاب اسلامی یعنی کنترل فعالیت های موشکی و منطقه ای جمهوری اسلامی ایران کاملاً اتفاق نظر دارد، آیا دفاع اروپا از برجام یک توطئه فریبکارانه و هدفمند علیه انقلاب اسلامی نیست؟17- در حالی که آمریکا و اروپا در اتخاذ سیاست های کلی جهانی و منطقه ای همسنگر یکدیگرند آیا مذاکره مجدد با اروپا ساده لوحی سیاسی نیست؟18- اروپا از کدام برجام دفاع می کند برجامی که طعمه ترامپ شده است و یا برجامی که خود آنها به بهانۀ آمریکاهراسی آن را زیر پا گذاشته اند؟ واقعیت این است که هیچ تفاوتی در پایبندی آمریکا و اروپا به برجام وجود ندارد و هر تصمیمی که دولت و کنگرۀ آمریکا بگیرد اروپا نیز همان را اجرا می کند و تنها تفاوت در تاکتیک های آنهاست.19- در حالی که رئیس جمهور محترم در طی مذاکرات سال های 84-82 با سه کشور اروپایی که بدون هیچ گونه دستاوردی منجر به توقف کامل کلیه فعالیت های هسته ای گردید، خود رئیس تیم مذاکره کننده هسته ای بوده و در سال 92 ادامه مذاکره با آنها را بدون حضور آمریکا بی فایده و مشروط به کسب اجازه آنها از آمریکا می داند آیا ورود به مذاکره مجدد با کشورهای اروپایی که توسط برخی مطرح می شود به معنی عدم عبرت گیری از گذشته و زخم مجدد بر پیکره نظام اسلامی نیست؟ج- تصمیم نهایی آژانس حرف آخر آمریکا20- آیا برخورد تاکتیکی آژانس با موضوع امکان ورود به اماکن نظامی، در جهت ایجاد انحراف در دستگاه محاسباتی تصمیم گیری جمهوری اسلامی ایران برای خروج بهنگام و پیشدستانه از برجام و یا npt طراحی و برنامه ریزی نشده است؟21- با وجود مخالفت قاطع جمهوری اسلامی ایران با بازرسی از اماکن نظامی آیا اعلام آمانو مبنی بر امکان بازرسی از اماکن نظامی پس از مذاکره با نماینده دائم آمریکا در سازمان ملل علی رغم تأیید مکرر پایبندی جمهوری اسلامی ایران به برجام، چراغ سبز آژانس برای ورود بهنگام آمریکا به توطئه ای جدید علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟22- آیا بین اعلام آژانس مبنی بر امکان بازرسی از اماکن نظامی و مصوبه مجلس سنای آمریکا درباره ورود آژانس به اماکن نظامی جمهوری اسلامی ایران، هماهنگی هدفمندی وجود ندارد؟ آیا برگ نهایی توطئه بهنگام آمریکا در دست آمانو نیست؟23- آیا ساده انگاری سیاسی نیست که تصور شود که آژانس از اجرای مصوبه کنگره آمریکا مبنی بر ورود بازرسان آژانس به اماکن نظامی جمهوری اسلامی ایران سر باز خواهد زد و به دفاع از جمهوری اسلامی ایران در مقابل آمریکا و غرب خواهد ایستاد؟24- آیا با توجه به سوابق سوء آژانس و آموزش بازرسان اعزامی در آمریکا، جایی برای خوش بینی به این نهاد بدسابقه که از بدو تولد در جهت سیاست های آمریکا عمل کرده است وجود دارد؟ آیا حرف نهایی آژانس حرف آخر آمریکا نخواهد بود؟د- پایان وقت نظارت و لزوم اتخاذ تصمیم نهایی25- آیا پس از گذشت قریب دو سال از اجرای برجام، چیزی از تعهدات طرف مقابل باقی مانده است که بر اجرای آنها نظارت شود؟ آیا وقت اقدام متقابل و تصمیم گیری بهنگام فرا نرسیده است؟26- در برابر نقض مکرر برجام و اعمال شدیدترین و بی سابقه ترین تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران چه اقدام بازدارنده ای از سوی هیئت نظارت بر اجرای برجام صورت گرفته است؟ آیا عدم اجرای قانون اقدام متقابل و متناسب مجلس شورای اسلامی و صرفاً اکتفا بر پاسخ لفظی موجب ترغیب بیشتر دشمن به اعمال تحریم های بیشتر نشده است؟27- آیا در حالی که از برجام جز کاغذی بر جای نمانده است، تأکید کشورهای اروپایی و حتی رژیم صهیونیستی بر حفظ برجام یک بازی انحرافی و توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران نیست؟ آیا ستاد پیگیری برجام نباید در برابر این تناقضات آشکار تصمیم گیری و روشنگری کند؟28- آیا ستاد پیگیری اجرای برجام آن قدر که بر اجرای دقیق تعهدات جمهوری اسلامی ایران تأکید داشته است پیگیر اجرای تعهدات طرف مقابل بوده است اگر جواب مثبت است چرا در حالی که جمهوری اسلامی ایران 100 درصد تعهدات خود را انجام داده است طرف مقابل نه اینکه به تعهدات خود عمل نکرده است بلکه تحریم های شدیدتری را نیز علیه جمهوری اسلامی ایران وضع و اجرا نموده است؟دوئل دیپلماتیک بر سر شامعلیرضارضاخواه در خراسان نوشت:به دنبال اعلام پایان خلافت سیاه داعش توسط سردار قاسم سلیمانی، فرماندهی سپاه قدس، این روزها شاهد جابه جایی صحنه رویارویی قدرت های سیاسی منطقه ای و فرا منطقه ای از عرصه میدانی به عرصه دیپلماسی هستیم. از یک سو تروئیکای ایران، روسیه و ترکیه با برگزاری مذاکرات آستانه به دنبال حرکت به سمت صلحی پایدار در سوریه هستند و از سوی دیگر کشورهای غربی به ویژه فرانسه و متحدان منطقه ای آن ها به ویژه عربستان در تلاش اند تا از طریق مذاکرات ژنو شکست های خود را در عرصه میدانی جبران کنند. مذاکرات آستانه که به ابتکار جریان مقاومت و به ویژه ایران حدود 14 ماه پیش کلید خورد تاکنون دستاوردهای واقعی و تاثیر گذاری داشته است از جمله این دستاوردها می توان به "آتش بس های متعدد زمانمند" و "ایجاد مناطق صلح پایدار در داخل خاک سوریه" اشاره کرد. در مقابل نشست ژنو که به ابتکار دول غربی و عربی حدود شش سال پیش آغاز شده تاکنون هیچ دستاورد ملموسی نداشته است. دور جدید دوئل دیپلماتیک آستانه و ژنو در شرایطی در حال شکل گیری است که سه مولفه اصلی، وضعیت میدانی سوریه، اوضاع منطقه ای غرب آسیا و تحولات کلان بین المللی، موفقیت هر کدام از این نشست ها را تعیین می کند. در ادامه مطلب، به این سه مولفه کلیدی می پردازیم.الف: وضعیت میدانی سوریهاولین مولفه کلیدی اوضاع میدانی سوریه است. در سطح میدانی با توجه به آخرین تحولات صورت گرفته می توان گفت، در داخل سوریه چهار بازیگر اصلی قابل شناسایی هستند که البته وزن و توان نظامی و سیاسی آن ها بسیار متفاوت است. بازیگر اول دولت سوریه است که می توان گفت چیزی کمتر از دو سوم خاک این کشور را تحت کنترل دارد که البته باید گفت، این دو سوم مهم ترین بخش های سوریه از جمله دمشق، پایتخت و نوار ساحلی غرب کشور را که بخش استراتژیک سوریه محسوب می شود، در خود جای داده است. طرف دومی که بیشترین مناطق خاک سوریه را اکنون در اختیار خود دارد، ائتلاف موسوم به "نیروهای سوریه دموکراتیک" است که ستون فقرات آن را نیروهای کرد سوری تشکیل می دهند و تحت حمایت مستقیم آمریکا قرار دارد. این گروه اکنون بخش عمده نوار شمالی سوریه و مناطق وسیعی از استان دیرالزور، رقه، حلب و حسکه را در اختیار دارد و در مجموع می توان گفت کمی بیش از یک سوم خاک سوریه اکنون در اختیار این گروه شبه نظامی است. ائتلاف سوریه دموکراتیک بارها اعلام کرده است با ارتش سوریه دشمنی ندارد اما در عین حال تاکید دارد که قصد ندارد مناطقی را که از اشغال داعش یا دیگر مخالفان سوری خارج کرده است، به دولت سوریه واگذار کند . این ائتلاف که به طور عمده نظرات و طرح های آمریکا در سوریه را پیاده می کند، خواهان تشکیل کشوری فدرال است که هر منطقه در اداره خود تا حدودی آزادی عمل داشته باشد، پیشنهادی که دولت سوریه گفته است با کلیت آن مخالفتی ندارد و آماده است بر سر آن مذاکره کند. بازیگر سوم مجموعه معارضین سوری هستند که البته بسیار متکثر و ناهمگون هستند و بر بخش های مختلفی از خاک سوریه سیطره دارند که در چند کانون و نقطه اصلی در سراسر خاک سوریه پراکنده شده است. بزرگ ترین منطقه تحت کنترل آن ها در ادلب قرار دارد که اکنون بیشتر جریان های افراط گرا مانند النصره و احرارالشام در آن جا حکمرانی می کنند. بازیگر آخر هم داعش است که این روزها نفس هایش به شمارش افتاده و در بخش های بیابانی سه استان حسکه، دیرالزور و حمص پراکنده شده است. در همین حال بخش هایی از شمال سوریه نیز در کنترل ارتش ترکیه و هم پیمانان سوری آن هاست، آمریکایی ها نیز حدود دو هزار نیرو در خاک سوریه دارند که در مناطق کرد نشین مستقر هستند. نیروهای روسی نیز در کنار نیروهای مقاومت در مناطق تحت کنترل دولت مستقر هستند.ب: اوضاع منطقه ای غرب آسیامولفه تاثیر گذار دوم در فرجام دوئل دیپلماتیک بر سر سوریه، اوضاع منطقه ای با تاکید بر چهار بازیگر اصلی یعنی ایران، ترکیه، عربستان و رژیم صهیونیستی است. عربستان به عنوان حامی اصلی معارضین تکفیری و مخالفان دولت مرکزی سوریه، این روزها به شدت درگیر بحران داخلی است. سرکوب تعداد زیادی از شاهزادگان مخالف بن سلمان به بهانه مبارزه با فساد از یک سو، ناتوانی در جنگ یمن و سوریه از سوی دیگر باعث شده است تا محمد بن سلمان که تلاش دارد هرچه زودتر بر تخت پادشاهی تکیه بزند، بیش از همه چیز درگیر حفظ جایگاه و موقعیت داخلی اش باشد. هرچند این روزها سعودی ها تلاش کرده اند تا با برگزاری نشست هایی تروریست های سوری را برای مذاکرات ژنو بزک کنند، اما سیاست اصلی ریاض در ماه های پیش رو تلاش برای بحران آفرینی منطقه ای به ویژه در لبنان خواهد بود. در این بحران آفرینی رژیم صهیونیستی نیز که این روزها به شدت نگران تقویت محور مقاومت در منطقه است به احتمال زیاد ریاض را همراهی خواهد کرد. نشانه های چنین رفتاری را می توان در گروگان گیری سعد حریری و اجلاس اخیر اتحادیه عرب بر ضد حزب ا... و علنی ساختن روابط ریاض و تل آویو دید. از سوی دیگر ترکیه که پیشتر تلاش می کرد خود را به عنوان رهبر جریان معارض سوری معرفی کند، به دنبال سیاست های واشنگتن در حمایت از کردهای سوری و اختلاف ریاض با جریان های اخوانی منطقه، فاصله خود را با محوری غربی-عربی-عبری بیشتر کرده است و تلاش دارد تا با چرخش به سمت عملگرایی در سیاست خارجی، از اشتباهات گذشته اش درس بگیرد. هرچند توافق اخیر اردوغان و ترامپ درباره قطع کمک واشنگتن به کردها نگرانی هایی را از احتمال چرخش دوباره ترکیه برانگیخته است، در این میان جمهوری اسلامی ایران به پشتوانه پیروزی های میدانی خود در عراق و سوریه، ثبات داخلی و دیپلماسی قوی و هوشمندانه اش، توانسته است جایگاهی برتر در منطقه را کسب کند. امری که می تواند در پیشبرد اهداف کشورمان در مذاکرات آینده سوریه نقطه قوت محور مقاومت محسوب شود.ج: تحولات بین المللیسومین عامل تعیین کننده در دوئل دیپلماتیک پیش رو، تحولات بین المللی به عنوان سطح کلان تحلیل است. سه بازیگر اصلی تحولات بین المللی آمریکا، روسیه و چین هستند. آمریکا به عنوان حامی اصلی مخالفان سوری در یک سال گذشته و به دنبال روی کارآمدن دونالد ترامپ سیاست انزواگرایی را در پیش گرفته و مداخلات خود را در غرب آسیا کاهش داده است، به گونه ای که به تازگی رابرت فیسک روزنامه نگار انگلیسی با اشاره به این واقعیت در روزنامه ایندیپندنت نوشت" در خاورمیانه دیگر حرف آخر را آمریکا نمی زند، رقبا جای آن را گرفته اند". این عقب نشینی آمریکا از تحولات بین المللی را می توان در تلاش های پاریس برای جایگزینی واشنگتن و برنامه پنتاگون برای کاهش حمایت هایش از نیروهای سوریه دموکراتیک نیز دید. از سوی دیگر روسیه به عنوان دیگر بازیگر بین المللی این روزها رویکرد بین الملل گرایی خود را به شدت افزایش داده است و تلاش می کند تا خلأ موجود در نتیجه انزواگرایی آمریکایی را با یارگیری های منطقه ای و فرامنطقه ای پر کند. همزمان چین نیز تلاش می کند تا با اتکا به قدرت اقتصادی اش خود را برای جهان چند قطبی عصر افول آمریکا آماده کند.در پایان باید تاکید کرد که با توجه به مولفه های ذکر شده احتمال این که در دوئل دیپلماتیک پیش رو، محور غربی-عربی-عبری موفقیتی کسب کند بسیار بعید به نظر می رسد، بنابراین می توان پیش بینی کرد در چنین شرایطی بازیگران منطقه ای دست به ماجراجویی های جدیدی برای به هم ریختن ثبات نسبی ایجاد شده بزنند.مسابقه مصرفامیر استکی در وطن امروز نوشت: «تحریک مصرف» به عنوان اصلی ترین عامل «افزایش تقاضا» همواره برای «رونق اقتصادی» و «افزایش رشد اقتصادی» در اقتصادهای سرمایه داری مطرح بوده است. در سیستم به هم پیوسته تجارت جهانی افزایش مصرف در هر یک از واحدهای این سیستم منافعی را برای همه واحدها به دنبال خواهد داشت. درست است که در این سیستم هر واحد همه آنچه مصرف می کند را تولید نمی کند اما در شرایطی که این واحدها در یک سیستم جهانی تجارت آزاد به هم پیوسته شده اند، اگر در هیچ واحدی محدودیتی برای افزایش مصرف به وجود نیاید، در نهایت همه این واحدها به علت وابستگی های متقابل شان از بالا رفتن مصرف بشدت استقبال خواهند کرد اما در عالم واقع همه واحدها از این افزایش مصرف «سود» نمی برند.نکته اساسی اینجاست که مزیت های نسبی واحدهای مختلف با هم متفاوت است و تنها در صورتی یک واحد از افزایش مصرف در خود و دیگر واحدها سود می برد که مزیت های نسبی اش کمترین وابستگی را به مواد خام و منابع طبیعی اش داشته باشد. به عبارت دیگر ارزش افزوده ای که در تولید کالا و خدمات و مخصوصا در تولیدات با تکنولوژی بالا وجود دارد در محصولات کشاورزی و منابع زیرزمینی که به شکل خام فروخته می شوند وجود ندارد. با این اوصاف هر چه یک اقتصاد توسعه یافته تر باشد، از جریان افزایش مصرف جهانی سود بیشتری می برد و می تواند بدون هیچ محدودیت بزرگی این جریان را در درون خود آزاد بگذارد. اما در اقتصادهای وابسته به منابع طبیعی، افزایش مصرف اگرچه ممکن است ولی در تحلیل نهایی نوعی غارت خودخواسته منابع تجدیدناپذیر و سرمایه های آن اقتصاد است. تولید کالا و خدمات در یک اقتصاد توسعه یافته به شکل موثری تجدیدپذیر است ولی تولید نفت، سنگ آهن، مس و... در یک اقتصاد توسعه نیافته محدودیت های اساسی دارد. با این اوصاف بیشترین سود از مسابقه مصرفی که هم اکنون در جهان برپاست به جیب کشورهای توسعه یافته می رود و کشورهایی مانند ایران که عمده منابع ارزی آنها وابسته به نفت و مشتقات آن است در تحلیل نهایی بازندگانی بزرگ خواهند بود. افزایش مصرف در کشوری مانند ایران باید گام به گام با توسعه اقتصادی غیروابسته به نفت افزایش یابد تا هم در ابتدا محرکی برای تولیدات داخلی و هم در وهله دوم عاملی برای تسهیل پیوستن به جریان آزاد تجارت جهانی باشد.اما در شرایطی که خبری از توسعه اقتصادی و افزایش رشد اقتصادی غیر وابسته به نفت در ایران نیست، افزایش مصرف کالاهای وارداتی در اصل غارت منابع کشور و زدن جیب آیندگان است. اقشاری که بیشترین مصارف کالاهای وارداتی را دارند در اصل در حال بلعیدن منابع ملی هستند. از آنجا که قیمت ارز بنا بر دلایل سیاسی توسط دولت بشدت کنترل می شود و بنا به اذعان کارشناسان اقتصادی از وضعیت متعادل خود فاصله زیادی دارد، لذا افزایش مصرف کالای وارداتی ضربه بزرگی به منافع آحاد ملت می زند، چرا که دولت با دسترسی به منابع ارزی ناشی از فروش دارایی های سرمایه ای - نفت و مشتقاتش و منابع دیگر طبیعی- قادر به پایین نگه داشتن و کنترل نرخ ارز شده است و مابه التفاوت نرخ کنونی با نرخ تعادلی دلار در اصل از منابع عمومی پرداخت می شود. وضعیتی که از هزینه کرد سرمایه های همه مردم ایجاد می شود ولی برندگان اصلی آن اقشاری هستند که با دسترسی به درآمدهای ریالی بالاتر امکان بیشتری برای مصرف کالاهای وارداتی دارند. هزینه رفاه طبقات متوسط به بالای جامعه در شرایط کنونی از جیب همه مردم ایران پرداخت می شود. نکته جالبی که درباره کشور ما وجود دارد این است که نزدیک به 90 درصد کالاهای مصرفی مورد نیاز مردم در داخل کشور تولید می شود و همین باعث شده است در هر سطحی از قیمت نفت دولت ها بتوانند قیمت دلار را به نحوی موثر مدیریت کنند، چرا که نیازهای عمده ارزی کشور از واردات حجم بالای کالای مصرفی رها و بیشتر درگیر مصارف مربوط به واردات مواد اولیه، ماشین آلات و کالاهای سرمایه ای است اما در دولت های جناب روحانی با توجه به سیاست های انقباض مالی که تورم را هدف گرفته اند، رکود سنگینی بر بخش های مختلف اقتصاد کشور سایه انداخته است که با تعطیلی بنگاه های کوچک و بزرگ اقتصادی در عرصه تولید، ذره ذره توانمندی های تولیدی داخل را نابود می کند. برخلاف ادعاهای نزدیکان دولت تدبیر و امید، این تلاش های آنها - خاصه در انعقاد برجام - نبود که از ابتلای ایران به سرنوشت ونزوئلا جلوگیری کرد، بلکه این توانمندی های تولید داخلی بود که توانست تا حدود بسیار بالایی ضربه شوک ارزی را بگیرد. اما در این چند سال این ت ...

ادامه مطلب  

شباهت جالب همسر «شفر» به بازیگر زن ایرانی +عکس  

درخواست حذف این مطلب
شباهت جالب همسر وینفرد شفر به مریم سعادت، بازیگر سینما و تلویزیون را می بینید. آفتاب نیوز : کد خبر: ۵۲۴۴۲۱ تاریخ انتشار: ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۸:۲۳ برچسب ها: شفر ، مریم سعادتxshare google plus google reader stumble upon delicious facebook twitter cloob digg بازدید از صفحه اولارسال به ...

ادامه مطلب  

پاسخ کمالوندی به موضوع تغییر برجام با همکاری اروپا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس، آینده برجام به یکی از موضوعات روز تبدیل شده است. برجام چه خواهد شد و ترامپ با این توافق بین المللی چه خواهد کرد؟ بهروز کمالوندی سخنگوی سازمان انرژی اتمی در گفت وگویی مشروح ضمن تشریح وضعیت فعلی فعالیت های هسته ای ایران به آینده برجام و گزینه های مختلف قابل تصور درباره تصمیمات ترامپ علیه برجام پرداخت.وی سفیر ایران در کشورهای زیمبابوه و اندونزی بود و به عنوان دیپلمات ارشد نیز در سفارتخانه های ایران در سوئد، اسپانیا، قبرس و ایتالیا نیز فعالیت کرده است. او همچنین در سمت های معاونت اداری - مالی، اداره کشورهای آمریکای لاتین و معاونت آمریکای وزارت خارجه نیز کارکرده است.کمالوندی معاون امور بین المل مجلس و سخنگوی این سازمان است.متن کامل این مصاحبه از نظر مخاطبان می گذرد.در سالی که گذشت دستاورد ما در بخش هسته ای در کشور چه بود و اشاره ای هم داشته باشید که با توجه نزدیک بودن دهه فجر، آیا پروژه خاصی برای رونمایی دارید یا خیر برای بیست فروردین که روز فناوری هسته ای است چطور؟یکسری کارهای معمول و متداول توسط پژوهشگاه علوم و فنون هسته ای که عمدتا روی حوزه پزشکی هسته ای و نیاز دارویی مردم در حال انجام است. مثل اف دی جی در کرج، تاسیساتی برای جی ام پی به معنی تولید خوب و تولیدی که تمیز است، در دست ساخت است. چون استاندارد دارو خیلی مهم است باید استانداردهای کلاس بالا باشد که در این زمینه ها کار هایی انجام شده است. این قبیل مسائل اهمیت زیادی دارد چون با سلامت انسان ها سر و کار دارد.ما در حال صادر کردن رادیو دارو به خیلی از کشورها هستیم. بعضی از مواد اولیه را وارد می کنیم اما برنامه داریم، مواد اولیه را هم خودمان تولید کنیم و زمینه اش وجود دارد البته در برجام هم برای این کار پیش بینی هایی صورت گرفته و هیچ مانعی در این مسیر نداریم. حتی مواردی که به حوزه بازفراوری می رسد، بازفراوری ظاهرش طوری است که یک عده فکر می کنند برجام جلوی بازفراوری را گرفته در حالی که در رابطه با کارهای تولید رادیو دارو که نیاز به بازفراوری دارد در برجام منعی ندارد.یکسری کارهای دیگر هم داریم که به طبع برجام پیش آمده است، و دو کار عمده است؛ یکی در ارتباط با مدرن سازی راکتور اراک است که اسمش "راکتور آب سنگین خنداب" است که البته این راکتور از نظر جغرافیا به خنداب نزدیک و در واقع چسبیده به خنداب است. این راکتور در حال مدرن سازی است و نهایتا نصب که به خوبی پیش می رود. متأسفانه بعضی ها طوری تبلیغات می کردند که گوئی این راکتور یک راکتور در حال کار بوده که برجام آن را متوقف کرده است. در حالی که طراحی آن را خودمان انجام می دهیم ولی بازبینی طرح توسط چینی ها انجام می شود. این طرح عملا سه مرحله دارد که ما یک مرحله را کاملا تمام کردیم و بعبارتی مرحله مقدماتی یا طراحی اولیه انجام شده و چینی ها هم تایید کردند. مرحله دوم که مرحله طراحی تفصیلی است. کارهای آن هم در حال انجام شدن و قراردادهای آن هم توافق شده است و فکر می کنم ظرف چهار تا پنج ماه آینده این مرحله را تمام کنیم، بعد از آن هم بحث های مهندسی استمورد بعدی در رابطه با بحث برجام، موضوع ایزوتوپ پایدار است، ایزوتوپ پایدار استفاده های مختلفی دارد که ما تاکنون تولید کننده نبوده ایم ولی بنا است که تولید کننده ایزوتوپ پایدار باشیم.پروژه آن هم با روس ها انجام می شود و الان هم قراردادهایش بسته شده است و الان در مرحله نصب آبشارهای نمونه هستیم و بعد از آن به سمت آبشارهای اصلی و تولید خواهیم رفت و ما حداقل دو ایزوتوپ پایدار را تولید خواهیم کرد؛ فرق ایزوتوپ های پایدار با ایزوتوپ های با مصرف دارویی همان طور که از اسمش پیداست؛ ایزوتوپ پایدار، پایدار و با دوام است استفاده ای صنعتی و دارویی- پزشکی دارد. تعداد دو سه کشور بیشتر هم آن را تولید نمی کنند. البته روس ها با تعداد زیادی ایزوتوپ مشغول تولید هستند. ما دو سه نمونه پر مصرف آن را قرار است تولید کنیم که انشاءالله مقدمه ای شود تا در این زمینه هم تکنولوژی ما توسعه پیدا کند.دسته دیگر هم کارهای بلند مدت است. مثل نیروگاه، در حال حاضر کارهای مربوط به دو نیروگاه انجام شده و به مرحله گودبرداری ها رسیده است. و براساس برنامه زمان بندی، شش سال دیگر ما باید اولین نیروگاه را افتتاح کنیم. دو سال بعد از آن هم نیروگاه بعدی را که جمعا سه نیروگاه خواهند شد.در طول هشت سال آینده این اقدامات کارهای بلند مدت و مهمی است. سرمایه گذاری دو نیروگاه حدود ده میلیارد دلار و کار بسیار بزرگی است. البته ما باید نیروگاه های بیشتری داشته باشیم ولی در این زمینه مسئله اصلی، مسئله اقتصادی آن است چون هزینه بر است. با توجه به اینکه کشورهای دنیا معمولا در احداث این گونه نیروگاه ها روی بودجه های خودشان حساب نمی کنند و روش هایی که من یک نمونه اش را اشاره کردم مثلبی او او (boo) یا بی او تی(bot) به شکل های مختلفی انجام می شود که ما مشغول بررسی و مذاکره در این خصوص هستیم.در زمینه های دیگر مثل لیزرهای پزشکی و لیزرهای صنعتی مشغول اقدام و فعالیت هستیم. در دنیای لیزر توان لیزر مهم است اینکه شما با چند وات می توانید، تولید کنید و چقدر از آن استفاده پزشکی دارد و چقدر استفاده صنعتی دارد و حتی چقدر استفاده نظامی دارد. ما در بالا بردن توان لیزری مان شرایط نسبتا خوبی داریم و آینده خوبی هم در پیش است. به طور مثال کریستال هایی تولید می کنیم که چین هم نمی تواند مشابه آن را تولید کند، مثل کریستال پانزده سانت. اینها دانش و تکنولوژی است که البته باید آرام آرام صنعتی و تجاری شود و بعد از صنعتی شدن باید قابلیت رقابت هم داشته باشد.یک زمان است که هیچی ندارید یک زمان دارید ولی اقتصادی نیست اما زمانی که بتوانید آن را اقتصادی کنید در کلاس بالاتری قرار می گیرید؛ در حال حاضر هم در این زمینه ما در چنین وضعیتی هستیم و برای بیست فروردین هم یک تعدادی از این پیشرفت ها به موقع رونمایی می شود.با این تحولاتی که به ویژه در رفتارهای ترامپ و آمریکایی ها و اروپایی ها دیده می شود، شما چه آینده ای را برای برجام و فعالیت های اتمی ایران پیش بینی می کنید، به ویژه که الان در سه ماه آینده مهمترین سوال شاید این باشد در صورتیکه لغو تحریم ها علیه ایران تمدید نشود آیا حیات برجام تمام می شود یا خیر همچنان می تواند به حیات خودش ادامه دهد؟برجام چند بُعد دارد یک بُعد سیاسی و یک بُعد حقوقی، یک بُعد اقتصادی و تحریمی ، برجام وقتی متولد شد یک آثاری را گذاشت ولو اینکه امروز هم از بین برود آن آثار به این سادگی نمی تواند حذف شود.اولین اثرش رها شدن جمهوری اسلامی از فشارهایی بود که در نتیجه شش قطعنامه سنگین فصل هفت شورای امنیت بر آن وارد شده بود، حتی اگر امروز هم تعلیق ها توسط آمریکا امضاء نشود و برجام به هم بخورد، دوباره زنده کردن آن شش قطعنامه برای آنها خیلی کار ساده ای نیست مگر یک سازوکاری راه بیندازند برای نظارت بر تعهدات ما، و آنها بتوانند، اثبات کنند جمهوری اسلامی ایران به تعهدات خود پایبند نیست که عملا چنین اتفاقی از جانب ما نمی افتد.بخشی از تحریم ها از طرف شورای امنیت بود و بخشی هم از جانب آمریکا، تحریم های یکجانبه آمریکا به صورت طبیعی قابل بازگشت است؟بله تحریم های یکجانبه هم در دو بخش بوده که یک بخش تحریم های اولیه که همچنان وجود دارد. یعنی یک شخص آمریکایی اعم از حقیقی و حقوقی نمی تواند در ایران سرمایه گذاری کند. این شخص حقیقی- حقوقی را تعریف کردند، یکبار گفتند 75 درصد سهام شرکت آمریکایی باشد بعد گفتند 50 درصد بعد هم 25 درصد، نوع دوم تحریم های آمریکا یعنی تحریم های ثانویه است که برای غیر آمریکایی ها تدوین شده است. براساس این تحریم اگر شخصی در ایران سرمایه گذاری کند دیگر از سرمایه گذاری در آمریکا محروم می شود.اتفاقی که افتاد این بود که اسقاطیه ها این نوع تحریم ها را تعلیق می کند. ببینید در این وضعیت مهم این است که ما درست بازی کنیم. در حال حاضر که آمریکا به تنهایی این تحریم های اولیه را دنبال می کند کارش فوق العاده سخت است و اثر بخشی این تحریم ها به طور قابل ملاحظه ای کاهش می یابد. همچنین اروپایی ها هم حتی گفتند در این زمینه دنبال مکانیزم هایی هستند که از شرکت های خود حمایت کرده تا آنها به دلیل سرمایه گذاری در ایران آسیب نبینند.یعنی در وضعیت برجام منهای آمریکا؟بله این تلقی اروپایی هاست و آمریکایی ها هم به همین دلیل خیلی برایشان مهم است که اروپا را همراه داشته باشند، همان طور که برای ما مهم است برای آنها هم این موضوع مهم است؛ در شرایط کنونی بازی به این شکل پیش رفته که اروپا سمت چه کسی قرار می گیرد و این برای ما خیلی تعیین کننده خواهد بود .من در شکل گیری اتحادیه اروپا آنجا بودم یعنی در سال های اواخر دهه 1360که اتحادیه داشت شکل می گرفت. آن موقع می دیدیم که یک اتحادیه ای در حال شکل گیری است که به سختی دارند به هم نزدیک می شوند. مکانیزم هایی که درست کردند این بود که ابتدا از نظر اقتصادی کنار هم قرار گرفتند و بعد آرام آرام از نظر سیاسی متحد شدند. البته در حال حاضر از لحاظ امنیتی کنار هم نیستند و به ناتو و آمریکا گره خورده اند.می توان گفت که اتحادیه اروپا در اقتصاد با هم هستند اما در امنیت به آمریکا گره خورده اند. با این حال از طرف دیگر هم به ما گره خورده اند یعنی حرفی که خانم موگرینی گفت نشانه خوبی بود. او گفت اگر چه رابطه ما با ایران به لحاظ اقتصادی چهار دهم درصد حجم کل روابط اقتصادی اروپا با دنیاست بنابراین عدد زیاد مهمی نیست اما ما بر مبنای این چهار دهم درصد یا نیم درصد محاسباتمان را با ایران نمی چینیم ما براساس ضریب اهمیت ایران در امنیت اروپا روابطمان را با ایران تنظیم می کنیم.این موضوع نیز به مسائل منطقه، سیل مهاجرین، مسائل تروریزم و غیره گره خورده است. بنابراین چنین موضوعاتی باعث می شود که اروپایی ها برای قرار گیری در کنار آمریکا کمی احتیاط کنند اما دنیای سیاست دنیای واقعگرایی و دنیای قدرت است اصلا دنیای سیاست به معنی دنیای قدرت است. موضوع علم سیاست موضوع قدرت است. در عالم قدرت فضا و شرایط فرق می کند. در عالم قدرت که در آن واقع گرایی وجود دارد بالاخره هر کشوری محاسبات خودش را دارد. محاسبات در این عالم هم بر اساس منافع خودی و در عین حال ملاحظه و بررسی منافع و مواضع قدرت ها و دیگران صورت می گیرد.پیش بینی شما در مورد اتفاقات آینده چیست، آقای ترامپ گفته که در سه ماه آینده تحریم ها را تعلیق نمی کند، در چنین وضعیتی نقش اروپا بسیار مهم می شود یعنی از یک طرف باید از اعتبار خودش و اعتبار برجام به عنوان راه حل جهانی دفاع کند و از طرف دیگر باید با این وضعیت آمریکا هم کنار بیاید، پیش بینی شما چیست؟در عالم سیاست هیچ وقت یک دیپلمات نمی گوید یا نمی نویسد که چه اتفاقی می افتد، چون در عالم سیاست هیچ چیزی قطعیت ندارد، مثلا شما می گویید با ترکیه در مورد کشور عراق چه کار کنیم، اگر منظورتان کردستان است باید گفت که در کردستان می توانیم تا اندازه زیادی همراه باشیم اما در رابطه با سوریه احتمالاً مقابل یکدیگر هستیم.پس بر مبنای مصالح، منافع و واقعیت ها روابط خود با ترکیه را تنظیم می کنیم. مجموعه ای از موضوعات است که برای ما مشخص می کند چه چیزهایی باید بدهیم و چه چیزهایی باید بگیریم. این عالم، عالم بده بستان است آخر باید ببینیم سر چه چیزی معامله و چقدر معامله می کنیم. این آدمی که ما با آن مواجه هستیم (ترامپ) نیز یک تاجر است که می خواهد بخرد و البته ارزان هم می خواهد بخرد.من سخنرانی اخیر ترامپ در کنگره را مستقیم گوش می کردم و معلوم بود که صحبت های ایشان صحبت های یک تاجر است. از جمله بحث هایش این بود که من دستور دادم بیست میلیارد دلار کمک به کشورهایی که علیه ما رای داده اند را دیگر به آنها اختصاص ندهند، به عبارتی چون آنجا به نفع ما (آمریکا) رای ندادند اینجا دلیلی ندارد که پول به آنها بدهیم. این نگاه سیاسی نیست بلکه یک نگاه تجاری است. البته در آمریکا خیلی از نخبه های دولتی سعی کردند این نگاه ترامپ راکنترل کنند ولی بالاخره یکجایی خودش را نشان می دهد که ترامپ آدم سیاست نیست.باید دید که این آدم تا چه اندازه حاضر است هزینه دهد تا تهدیدهایش را عملی کند. ممکن است در یک زمانی همه چیز را در یک کفه بگذارد و به کشورهای دیگر دنیا از جمله اروپا بگوید من راه شما را می بندم و یا باید با ایران این گونه که من می خواهم رفتار کنید.یعنی به نظر شما آیا ترامپ بر سر برجام با اروپا به یک رویارویی می رسد، آیا اروپایی ها دنبال این هستند که مثلا یک امتیازی به ترامپ بدهند برای اینکه در برجام بتوانند از ترامپ یک امتیازی بگیرند؟ وزیر خارجه اخیرا گفته بود یک سری کمیته های کاری تشکیل شده است و در این کمیته ها موضوع موشکی و موضوع منطقه ای ایران را هم مطرح کرده اند و این ایده هم مطرح شد که اروپا دنبال این است که در موضوع دیگری یک امتیازی به ترامپ بدهند. همچنین نیکی هیلی هم فکر می کنم این موضوع را گفته بود که اگر اروپایی ها در موضوع موشکی خوب اقدام کنند این امکان وجود دارد که ترامپ در موضوع برجام باقی بماند. تحلیل شما از این موضوعات چیست؟برای اجماع سازی وقتی بخواهید بر روی یک کشور فشار بیاورید باید این فشار قدرتمندانه باشد تا آن ها به خواسته شما تن دهد. یا باید قدرت فشار داشته باشید یا باید شما را دوست داشته باشند و از روی عشق با شما همراه شوند و یا اینکه قدرت متقاعد کردن داشته باشید که اصطلاحا به آن قدرت اجماع سازی می گویند ؛ به نظر من هیچ کدام از این موضوعات به اندازه موضوع هسته ای قدرت اجماع سازی در جهان را ندارد. موضوعاتی مانند تروریزم، حقوق بشر و بحث های منطقه ای به حدی نیست که بتواند دنیا را علیه ایران بسیج کند.بنابراین تیم آمریکایی برای اینکه بتواند اجماعی علیه ایران درست کند با مشکلات زیادی روبرو خواهد بود. شما دیدید که در زمان اغتشاشات اخیر، آمریکا موضوع را به شورای امنیت برد، طبق منشور سازمان ملل هر کدام از اعضا می توانند موضوعی را به شورای امنیت بیاورند اما مهم این است که بتوانند آن را خطری برای صلح و امنیت بین المللی معرفی کنند تا به یک نتیجه ای برسند. آمریکا این موضوع را به شورای امنیت برد ولی ده کشور از پانزده کشور عضو شورا او را به گونه ای مسخره کردند و بر این نکته تاکید کردند که تنها موضوعاتی باید به شورای امنیت برود که صلح و امنیت بین المللی را به مخاطره می اندازد. در شورای امنیت شما باید بتوانید جامعه جهانی را متقاعد کنید که صلح و امنیت بین المللی در خطر است؛ اگر نتوانستید چنین موضوعی را ثابت کنید هیچ کشوری به شما رای نمی دهد البته بهره بستان های سیاسی به ویژه بین قدرت های بزرگ هم تعیین کننده است. یادمان باشد که آمریکایی ها زمانی توانستند به ما فشارهای زیادی بیاورند که حتی چین و روسیه را نیز با خود همراه کردند آمریکائی ها توانستند توسعه برنامه اتمی ایران را خطری برای صلح و امنیت بین المللی معرفی نمایند.بعد از برجام می بینیم که آمریکا اسم چین و روسیه را در کنار ما به عنوان دشمن می آورد و این یعنی آمریکا دشمنی خود را عیان کرد، یک سیاستمدار هیچ وقت دشمنی خود را کاملا عیان نمی کند. به نظر من سیاست خارجی آمریکا در حال حاضر خیلی قوی نیست برای اینکه شما هر چقدر هم آدم ماهر داشته باشید باید یک موضوعاتی هم داشته باشید که بتوانید دیگران را بر سر آن موضوع خاص متقاعد کنید. اروپایی ها می خواهند ترامپ را متقاعدکنند اما چیزی که ما حس کردیم این بود که اصلا باب گفت و گو از سوی آمریکا باز نشده است.به عبارتی اروپایی ها گفتند می خواهیم در مورد ایران صحبت کنیم و یک گروهی برای این کار تشکیل دادند. تا اینجای کار یک امر عادی است یعنی شق القمری انجام نداده اند ولی از اینجا به بعد باید ببینیم خروجی این کار چه چیزی خواهد بود. این خروجی مستلزم این است که یک چیزهایی داشته باشند. بنابراین اولین مرحله برای این کار این است که دیگر کشورها را متقاعد کنند ایران مخل نظم جهانی است. اما زمانی که در خلوت با اروپایی ها صحبت می کنید آنها می دانند چنین ادعاهایی صحت ندارد.پیش بینی شما از نیتجه کار این کارگروه ها چیست؟نمی شود پیش بینی کرد ولی جواب این سوال به این بر می گردد که چقدر بخواهند برای این موضوع هزینه کنند. حرف ترامپ این است که من برجام را باید اصلاح کنم و این حرف خیلی بزرگ است، یعنی به فرض محال اگر این اتفاق بیفتد، اصلا سنگ روی سنگ بند نمی شود. از فردا روی هیچ توافق بین المللی نمی شود حساب کرد توافقی که شش کشور قوی و اتحادیه اروپا آن را به سرانجام رسانده اند را نمی شود یک فرد بیاید و خواستار لغو آن و اجرای توافق دیگری شود. بنابراین، ترامپ و آمریکا برای متقاعد کردن دیگر کشور ها کار سختی دارند؛ حالا اگر نگوییم این کار نشدنی است ولی کار خیلی خیلی سختی خواهد بود.حالا ممکن است از طریقی غیر از برجام فشار بیاورند مثلا بگویند در مورد مسائل منطقه، مسئله موشکی یا مسئله حقوق بشر و یا مسئله تروریسم باید به ایران فشار بیاوریم اما برجام راه های فشار را کلا بسته است.به طور مثال یکی از آن پنج حوزه اصلی که در برجام بوده و تحریم های آن برداشته شده است فروش نفت بود. حالا این کشورها به کدام دلیل باید دور هم جمع شوند و بگویند ما از این به بعد نفت شما را نمی خریم. مسئله دیگر موضوع بیمه ها، کشتی ها و هواپیماها یعنی حمل و نقل بود و همین طور مسئله بانکی که به صورت کلی حتی تحریم بانک مرکزی و تحریم های سوییفت را شامل می شد. حالا این خنده دار است که مثلا بگویند چون ایران حقوق بشر را رعایت نمی کند پس ما جلوی سوییفت را ببندیم یا بانک مرکزی را تحریم کنیم، از آنها نفت نخریم و یا بیمه کشتی ها را متوقف کنیم. غیر از این در بخشی از برجام آمده که شما به بهانه های دیگر نمی توانید همین تحریم ها را برگردانید. پس آمریکا باید در جایی غیر از این پنج حوزه عمده بگردد مواردی را برای تحریم پیدا کند. تا الان هم همین کار را کردنده اند مثلا دو یا چند فرد یا شرکت را پیدا کردند و در لیست گذاشتند. اروپا به دنبال مکانیزم هایی است که از سرمایه گذاری شرکت های خود در ایران حمایت کند/ تیم آمریکایی برای اینکه بتواند اجماعی علیه ایران درست کند با مشکلات زیادی روبرو خواهد بود/در عالم سیاست زورگویی کاربردی ندارد/اگر برجام تقض شود کمتر از دو سال به بیشتر از آن میزان قبل و تعیین شده در قانون می رسیمولی ممکن است سه ماه دیگر رئیس جمهور آن تعلیق تحریم را امضا نکند در نتیجه بخشی از این تحریم ها اتوماتیک وار علیه ایران اجرایی می شود ؟بله اگر اجرا نکند و ننویسد اصلا اختیار کشور ما را می گذارد به اینکه براساس پاراگراف 36 همه یا بخشی از تعهدات خودش را اجرا نکند. این حق هم برای ما وجود دارد.یعنی یکی گزینه ها این است که وقتی آمریکا بخشی از تعهداتش را اجرا نمی کند ایران هم مثلا موازنه کاری کند و بگوید که ما هم بخشی از تعهدات خودمان را اجرا نمی کنیم؟اصلا تعهد اصلی آمریکا همین اسقاطیه تعلیقه ها است اگر آن را امضا نکند این طور نیست که بخشی از تعهد خود را اجرا نکرده، بلکه همه آن را اجرا نکرده است. ولی ما در دیدگاه خودمان با آمریکا و بقیه کشورها یک توافقی داشتیم و این توافق ما با اینها از طرف یکی نقض شده است. بنابراین برای تصمیم گیری باید همه جوانب بررسی شود.این چیزی که من گفتم درست است، یعنی یکی از گزینه های ایران در برابر این اقدام آمریکایی ها و ترامپ این است که ایران هم بخشی از تعهداتش را تعلیق کند یا اجرا نکند ولی از برجام خارج نشود؟ببینید پاراگراف 36 این حق را به ما داده که اگر ایران ببیند نقضی در اجرای برجام صورت گرفته (می تواند این نقض فاحش باشد یا حتی نقض محدودی تلقی شود)، ایران هم حق دارد که به صورت کلی یا جزئی بخشی از تعهدات خودش یا همه آن را اجرا نکند. در فرض شما واضح است که نقض یک طرفه صورت گرفته در چنین حالتی ما هستیم که می توانیم از توافق خارج شویم بدون اینکه تبعاتش گردن ما را بگیرد یا می توانیم بمانیم و یک بخشی از توافق را اجرا نکنیم. تصمیم گیری در این خصوص به عهده هیئت نظارت بر برجام است که با ملاحظه همه موضوعات تصمیم بگیرد ولی نکته مهم این است که دست ایران هم برای چنین برخورد هایی باز است.فرض می گیریم این اتفاق می افتد یعنی آمریکا تمدید تعلیق تحریم ها را متوقف می کند و این تحریم ها دوباره اجرایی می شود و ایران هم بخش مهمی از تعهداتش را در قالب برجام متوقف می کند. در این بخش کسی که ضرر خواهد کرد ایران خواهد بود یعنی ما تحت تحریم هایی قرار می گیریم و دوباره مشکلاتی بوجود می آید. به هر حال آمریکا می تواند یکسری بانک ها و شرکت های خصوصی را مجازات کند و دستش بازتر است. در نتیجه این فعل و انفعالات کسی که ضرر خواهد کرد احتمالا ایران خواهد بود. اقدامات فنی که ما بعد از خروج از برجام می توانیم انجام دهیم چیست و این اقدامات فنی به ضرر ما خواهد بود یا ما را حداقل به همان سطح قبلی برمی گرداند ؟اینکه ما بخواهیم یک بخشی از تعهدات را اجرا نکنیم بر می گردد به ارزیابی ما از شرایطی که خواهیم داشت. بدتر ...

ادامه مطلب  

نرگس محمدی و همسرش علی اوجی  

درخواست حذف این مطلب
آفتاب نیوز : منبع: پارسینهکد خبر: ۵۲۴۱۸۴ تاریخ انتشار: ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۱۸:۱۲ برچسب ها: نرگس محمدی ، همسرش ، علی اوجیxshare google plus google reader stumble upon delicious facebook twitter cloob digg بازدید از صفحه اولارسال به دوستاننسخه چاپیعضویت در ...

ادامه مطلب  

انتخابات ۹۶، رفراندوم برجام بود  

درخواست حذف این مطلب
برجام یکی از مهم ترین و جهــــانی ترین توافقنامه های بین المللی است کـــــه باید آن را در نوع خود بی نظیر و دقیق تر، کم نظیر دانست.تحریم های جدید، همان هایی که علی لاریجانی معتقد است، تازگی ندارد فقط اندکی «پیاز داغ» آن را زیادتر کرده اند؛ موجی از انتقادات، هجمه ها و سیاه نمایی را به راه انداخت تا جایی که یکبار دیگر پس از دو سال، این ابهام به وجود آمد که بالاخره واکنش ایران به رفتارهای ناقض برجام از سوی آمریکا چه خواهد بود. مباحث این چنینی که ابعادی ملی و حتی فراملی دارد در میان بزرگان نظام قطعا جایگاه ویژه ای دارد و برخوردهای رسانه ای با آنچه در جلسات مهم و محرمانه، پشت درهای بسته پیرامون این پیمان نامه بزرگ به انجام می رسد متفاوت خواهد بود و اما بررسی برجام از منظر بایدها و نبایدهای روابط بین الملل از آن دست کارهایی است که کمک می کند ... اما بررسی برجام از منظر بایدها و نبایدهای روابط بین الملل از آن دست کارهایی است که کمک می کند جامعه با آگاهی یافتن از اصل ماجرا، آرامش خود را حفظ کند.راهی اصفهان شدیم تا در ساعتی خلوت و ساکت که دانشکده خالی از دانشجویان بود، مجموعه تحولات دوساله با تکیه بر برجام را در منطقه و جهان درگیر در مسئله برجام به بحث گذارده شود و این مهم با یکی از اساتید دانشگاه اصفهان با کوله باری از تجربه انجام شد. دانش آموخته دانشگاه امام صادق(۶۱-۶۸) و دانشگاه تولوز فرانسه. دکترای علوم سیاسی با گرایش روابط بین الملل. صاحب آثاری چون «امنیت پایدار»، «تاثیر گروه های تکفیری بر محیط زیست طبیعی و انسانی خاورمیانه در عصر جهانی شدن» و نیز «جایگاه تکافل و رفتارهای حمایت گرایانه در دیپلماسی فرهنگی». دانشیار دانشگاه اصفهان یکی از همراهان همیشگی رسانه در تحلیل رخدادها.آنچه در پی می آید حاصل دو ساعت گفت وشنود است با دکتر محمدعلی بصیری با موضوع «برجام؛ دیروز، امروز و فردا» بدون آنکه بحث را به مباحث جناحی سوق دهیم یا بنا بر این داشته باشیم که مدافع صرف و منتقد تمام قد آن باشیم.چرا برجام به این اندازه به طول انجامید، به نوعی ۱۲ سال طول کشید تا ۷ امضا پای این معاهده زده شد.علت طول کشیدن برجام به این مسئله برمی گشت که حدود ۱۲ سال قبل از برجام، آمریکایی ها در بحث صلح آمیز بودن برنامه ایران پیشتازانه گام برداشته بودند و در مجامع داخلی و رسانه های خود موضع گیری می کردند، اما قادر نبودند افکارعمومی دنیا و متحدان خود را جذب کنند.لازمه این امر طی کردن یک پروسه بلندمدت و طرح دعواهای متعدد در آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای امنیت بود. این اتهامات توسط بازرسانی مرتب بررسی می شد و ادعای آمریکایی ها مورد شک و شبهه قرار داشت. این رفت و آمدها و سپس مواضع تنشی که کشور می گرفت، باعث شده بود تا آمریکایی ها افکار متحدان خود و افکار بین المللی و سازمان ها را بسیج تا علیه ایران اجماع کنند. این اجماع طول کشید.نهایتا اما قطعنامه صادر شد و سپس فشارهای اقتصادی و تهدیدهای عملی ایران را وادار به حل این مسئله کرد تا از این طریق تحریم ها برداشته شود و حداقل حقی که npt و آژانس بین المللی انرژی اتمی برای ایران به عنوان یک عضو قائل بود- حق غنی سازی با حداکثر سقف سه درصد- را بتوانیم به رسمیت بشناسیم. به هر جهت دولت آمریکا به عنوان یک قدرت هژمون برای بسیج کردن متحدان و اجماع در آژانس و شورای امنیت به این زمان نیاز داشت. چرا همه از برجام سخن می گویند، چه کشورهایی که داخل این بحث بودند یعنی ۱+۵، چه کشورهایی که اصلا درگیر نبودند. به عبارتی برجام یک دغدغه جهانی است. آیا اثر برجام بین المللی است؟فارغ از جریانات جناحی و سلیقه ای، برجام یک موفقیت دیپلماتیک در صحنه بین المللی بود. برجام ایران در خروجی چهار بحران اتمی عراق، لیبی، کره شمالی و ایران برای افکارعمومی و طرف ها موفقیت آمیز بود. به تعبیری گام بین المللی و یک بازی برد - برد بود، اما نه ۵۰، ۵۰٫ معمولا دستاورد دیپلماسی خوشحال کننده تر، موفق تر و عاقلانه تر از دستاورد جنگ است.بر همین اصل، امروزه افکارعمومی اکثر کشورها، سازمان ها و اعضای درگیر این مسئله، همچنان خواستار حفظ برجام هستند. حتی خود آمریکایی ها، ترامپ و جمهوری خواهان، علی رغم شعارهای خود در انتخابات در نهایت به این جمع بندی رسیده اند که به طور صریح اعلام نکنند از برجام بیرون می آیند و سعی کنند از ابزارهای فرعی خواسته ها و فشارهای خود را بر ایران وارد کنند. برجام یک نقطه مثبت با حمایت بالای افکارعمومی است.به همین دلیل حتی جمهوری خواهانی که معتقد هستند کلاه سر آمریکا رفته و با این فرصت دست ایران باز شده است، امروز جرات موضع گیری رسمی و صریح در برابر برجام را ندارند.به عنوان یک استاد روابط بین الملل، آیا می توانید نظیری برای برجام در تاریخ دیپلماسی دنیا مثال بزنید؟بله، در دهه ۷۰ در آمریکای لاتین قرارداد تِلاتِلِلکو (پیمان نامه ۱۹۶۷مبنی بر بازدارندگی از استقرار جنگ افزارهای هسته ای در کشورهای آمریکای لاتین) انعقاد شد. در آن منطقه یک مسابقه تسلیحاتی وحشتناک بین آرژانتین و برزیل شروع شده بود و به سمتی می رفت که این رقابت به برخورد تسلیحاتی فقرآور برای منطقه منجر شود یا حتی ممکن بود برخورد نظامی صورت بگیرد -مانند رقابتی که اخیرا بین هند و پاکستان در بحث هسته ای پیش آمده است- در پیمان تلاتللکو پذیرفته شد تا منطقه عاری از سلاحِ هسته ای شود و هیچ کدام از کشورها به سوی تولید بمب اتم نروند و در عین حال در چرخه سوخت استفاده صلح آمیز داشته باشند.این قرارداد بسیار موفق بود و شاید بتوان گفت بعد از سه دهه یکی از دستاوردهای توسعه ای قابل قبول که امروزه برزیل و آرژانتین به آن دست پیدا کرده اند همین قرارداد است که به جای سوق دادن منابع ملی به سمت یغما در یک مسابقه بی پایان، باعث شد به سمت حوزه های دیگر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سوق داده شود. امروز اقتصاد برزیل و آرژانتین یکی از ۲۰ اقتصاد برتر دنیا محسوب می شوند. شاید اگر برجام پیش برود و حتی منطقه ای تر شود، می توان از قرارداد تلاتللکو در آمریکای لاتین به عنوان مشابه آن یاد کرد.پروسه قرارداد تلاتللکو نیز مانند برجام طی شد؟بله، اما این پروسه بیشتر منطقه ای بود.پس برجام جهانی تر است؟بله، بحرانی که از آن یاد شد مربوط به آمریکای لاتین و آمریکای شمالی بود، اما برجام خاورمیانه را در برمی گیرد و این منطقه به دلیل قرارگرفتن بین چند قاره، حساسیت تمام قدرت های اروپایی، آسیایی و آمریکایی را برانگیخته است.اگر تحولات سیاسی ایران و آمریکا در این ۱۲ سال را بررسی کنیم، مشاهده خواهیم کرد در آمریکا پس از جمهوری خواهان، ۸ سال دموکرات ها روی کار بودند و سپس حکومت را به جمهوری خواهان سپردند. در ایران نیز اصلاحات رفت، اصولگرایان روی کار آمدند و سپس اعتدالگرایان حکومت را در دست گرفتند. روحیه دموکرات های آمریکایی صلح طلبانه است و جمهوری خواهان روحیه ای جنگ طلبانه دارند. با بررسی این روند متوجه خواهیم شد یک دوره اعتدالگرایی در آمریکا با یک دوره افراط گرایی و تندروی در ایران مصادف شد، این تلاقی چه تاثیرات مثبت و منفی بر برجام گذاشت؟اگر همزمان با حکومت دموکرات ها در آمریکا، در ایران نیز اصلاح طلبان یا اعتدالگرایان روی کار بودند، شاید برجام زودتر به نتیجه می رسید یا حتی ممکن بود به شورای امنیت و توافق دیپلماتیک نمی کشید و با مذاکره، در همان اتاق اول بحران و شورای سران آژانس مسئله حل و فصل می شد، اما به دلیل این تلاقی و روحیه به دست آوردن خواسته از راه تقابل اصولگرایان، این تنش تشدید و پرونده به شورای امنیت وارد شد.البته باید این موضوع را نیز در نظر بگیریم که اگر دو طرف متعادل بودند، این حجم دستاورد رقم زده نمی شد، مانند پیمان سعدآباد که اگر همان زمان برای مذاکره متوقف می شد، تکرار همان مسیری بود که حسن روحانی در آن دوران دبیر شورای امنیت ملی بود.من معتقدم اگر دو حکومت ایران و آمریکا همزمان با هم متعادل بودند، داستان به نحوی دیگر رقم می خورد؛ کشور مسیر دیگری را طی می کرد و به طور مثال به چرخه ۲۰ هزار نمی رسید، هزینه های جانبی تحریم را متحمل نمی شد و مسئله به نحوی دیگر حل و فصل می شد. شاید هم وضعیت امروز ما در زمینه هسته ای به عنوان یک دستاورد و تثبیت حق ملی رقم نمی خورد.با نگاه از زاویه روابط بین الملل، در کنار یک دولت، سازمان هایی مانند انرژی اتمی، شورای امنیت ملی و... وجود دارند. حدودا سال ۱۳۹۰ در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد به نوعی اجازه ندادند دولت در مذاکرات هسته ای به صورت مستقیم دخالت داشته باشد. نگرانی هایی بود که احساس می کردند اراده ای برای حل مسئله وجود ندارد.با روی کار آمدن حسن روحانی دوباره وزارت امورخارجه به عنوان نقش اول بازی برجام معرفی شد. قبل از آن بین حرف هایی که از سوی جلیلی یا وزیر امورخارجه وقت و رئیس جمهور زده می شد، ناهماهنگی هایی به چشم می خورد. این ناهماهنگی قبلی و هماهنگی کنونی چگونه توجیه می شود؟این امر به جناح های موجود در کشور و سهمی که آنها در ارگان ها و نهادها دارند، برمی گردد. در دولت اصولگرایان، به دلیل اینکه آنها قصد نداشتند از طریق مذاکره مسئله حل و فصل شود، چندصدایی را تقویت می کردند. هم دولت، هم شورای امنیت، هم وزیر خارجه و هم دستگاه نظامی همه اصولگرا بودند. به نظر من این یک تاکتیک توافق شده بود که به گونه ای این بازی را ادامه دهند.آیا افکارعمومی حق دارد به این نتیجه برسد که آنها کلا قصد نداشتند این مسئله حل وفصل شود؟آنها هنوز هم معتقدند از طریق دیپلماسی نفعی به ایران نمی رسد و کشور بازنده است. همین افراد منتقد برجام هستند.مگر برجام یک قرارداد اقتصادی است که با نگاه سود و ضرر با آن برخورد می شود؟در سیاست خارجی در بحث استراتژی و ابزار چانه زنی، برخی از کشورها ابزارهای نظامی را خصوصا سلاح های استراتژیک می بینند. کما اینکه کره شمالی و اسرائیل غاصب این کار را انجام می دهند و صدام نیز این کار را انجام می داد.روشی که عربستان نیز آن را پیش گرفته است.بله، بستگی به دید در حوزه سیاست خارجی دارد که به بحث سخت افزاری بیشتر بها داده شود یا نرم افزاری. بنابراین به دلیل نگاه سخت افزاری به این مسئله، خروجی آن همین بازیگری بود که مشاهده شد.علی رغم اینکه ظاهر تشتت است، اما واقعیت چیز دیگری را دنبال می کند. به دیپلماسی زیاد بها داده نمی شود. دولت اصلاح طلب و اکنون اعتدالگرا معتقدند از دیپلماسی یا همان ابزار نرم، چانه زنی و فرهنگ، می توان در سیاست خارجی به دستاوردهای بیشتری دست یافت تا از طریق ابزارهای سخت افزارانه که همان بحث های نظامی، تحریم و... است.تجلی آن امروز در نهادهایی که در دست این جریان هستند نشان داده شده است که بین رئیس جمهور، وزیرخارجه و دبیر شورای امنیت ملی هماهنگی وجود دارد. معتقدم گفتمان غالب در هر دو جناح این دو خروجی را در این دو دوره از خود نشان داده است. در این میان منافع ملی قربانی است؟منافع ملی یک واقعیت ثابت ندارد. دید فرد، گروه و جناح که منافع آنها از این طریق تامین شود به منافع ملی تفسیر می شود. این امر در همه کشورها، احزاب و ملت ها یکسان است.برجام مسئله ای فراملی است.یک تفسیر از منافع ملی این است که از برجام، اقتصاد پویا و منافع حزب، جناح و فرد تامین شود و تفسیر دیگر این تامین چرخه سوخت، دستیابی به حداکثر توان بازدارندگی، تجارت صِرف هسته ای و تامین سود جناح، مدیر و حزب است. در هر دو تفسیر کلمه منافع ملی مشترک است، اما مسیر، مصداق و سبد می تواند متفاوت باشد.همانطور که اصولگرایان معتقد نبودند به منافع ملی ضربه می زنند و رقیب اعتقاد داشت با طی این مسیر منافع ملی کمتری برای توده مردم باقی خواهد ماند، اکنون اصولگرایان نیز بیان می کنند آثار برجام، رفع بیکاری و اشتغالزایی چه شد؟ و منافع برای مردم حداکثری نبوده است. بر اساس نگاه احزاب، جناح ها و جریان ها منافع ملی می تواند تغییر کند.در واقع همان برساخته اجتماعی که از آن به بیّن ذهنی یا سازه انگاری نام می بریم، تفسیر مشترکِ بیّن ذهنیِ آن جریانِ غالب که گفتمان و بین اذهان اجماع می کند، منافع ملی است. مصداق آن در کل، دستیابی کشور به رفاه، درآمد و اشتغال و... است. فقط راه رسیدن به آن متفاوت است، گروهی با مسیر مسالمت آمیز و نرم آن را طی می کنند و گروهی با مسیر تقابلی و سخت.یکی از انتقاداتی که به روحانی وارد شده این است که او توقع ایجاد کرد و می توانست یک گفتمان واقع گرایانه تر و مطلوب تر شکل بدهد. برخی معتقدند روحانی با تمام درایت و سیاستی که دارد در برجام تهییجی و کمی کنترل نشده، رفتار کرد. این امر در نقطه ای به طنزی برای مردم تبدیل شده بود. برای انجام یک کار بزرگ نباید یک توقع بزرگ تر ایجاد کرد تا آن کار در بطن آن گم شود. این تعادل رعایت نشد. به نظر شما این انتقاد وارد است؟بله! زمانی روحانی این حرف را زد که گلوگاه مشکلات کشور مربوط به تحریم های ناشی از فشارهای هسته ای بود. او در آن زمان معتقد بود اگر کشور ۵ گره دارد، گره اصلی که باید باز شود مسئله هسته ای است. به همین دلیل مجبور بود شعار دهد و افکارعمومی را مجاب و مردم را بسیج کند تا به او رای دهند.ایران طی این ۳۸ سال با آمریکا و غرب مشکلات اساسی دارد و آنها در نهایت خواستار استحاله یا براندازی نظام ایران هستند. یکی از مسائلی که این بحث را تشدید کرد، بحث هسته ای بود. شاید بتوان گفت ۱۰ درصد از مشکلات ایران و آمریکا هسته ای بود و ۹۰ درصد مسائل ایدئولوژیک است که همچنان ادامه دارد. آنها با ساختار سیاسی، اقتصادی، دفاعی و نظامی، ابزارهای دفاعی، فرهنگی و آموزشی، حقوق بشری و... ایران مشکل دارند.اوباما نیز در مذاکرات اعلام می کرد مسئله هسته ای یکی از ۱۰ مشکل ما با ایران است که قصد حل کردن آن را در برجام داریم. نباید تمرکز افکارعمومی را بر این موضوع قرار داد که برجام تمام مشکلات را حل خواهد کرد و تمامی روابط مانند روابط اقتصادی و تجاری ایران و آمریکا عادی خواهد شد.این امر تبدیل به یک چالش دردسرساز شده است؟بله، تبدیل به چالش دردسرسازی شده که رقیب و افکارعمومی به پای دولت پیچیده است و دولت نمی تواند به راحتی خود را نجات دهد، زیرا مواضعی گرفته است که هزینه و زمان زیادی می برد تا بتواند ما به ازای آن را خنثی کند. واقعیت امر چیزی که دولت نشان داد، نبود. برجام فقط ۱۰ درصد از مشکلات، که مربوط به مسائل هسته ای بود را رفع کرده است.تحریم های نفتی، بیمه های کشتیرانی، سرمایه گذاری و بخشی از تحریم های بانکی برداشته شده است. گروه ۱+۵ تا اندازه ای که قول داده بودند از برجام برای کشور دستاورد به همراه آوردند. امروز بودجه کشور تقریبا از طریق فروش نفت و گاز تامین می شود. اما هنوز در مباحث موشکی، حمایت از تروریسم و... با ایران مشکلاتی دارند که در برجام برای رفع آنها تعهدی نشده است.در برجام توافقی بر سر این مسائل صورت نگرفته است که تحریم های قبلی لغو شود و کشوری اجازه تحریم جدید علیه ایران نداشته باشد. به هر جهت شعارهایی که تعمدا یا جاهلا داده می شد، وضعیتی را شکل داده که تبدیل به پاشنه آشیل دولت شده است. اما در انتخابات اهل فن، نخبگان و افکارعمومی که تحت تاثیر این گروه ها بودند، آنچنان تحت تاثیر قرار نگرفتند و به نوعی به برجام رای دادند.ایران و آمریکا منهای جمعیت و وسعت کشور، بسیار به هم شبیه هستند. یعنی محافل داخلی دخالت زیادی در سیاست دارند. جابه جایی قدرت به صورت کامل انجام می شود. آیا برخورد محافل داخلی آمریکا با برجام نیز مانند برخورد محافل داخلی ایران است، آنها نیز تا این اندازه به برجام می پردازند؟نه تا این اندازه. رسانه ها و گفتمان های متنوع تری افکارعمومی آمریکا را تحت تاثیر قرار می دهد، به همین دلیل به برجام به عنوان یک مسئله مقطعی مهم نگاه کردند. برجام برای آنها به صورت یک محور دائمی با ایران نیست.منظور من برخورد محافل داخلی آمریکا با بالادستی های خود در رابطه با برجام است. آنها این گام را لازم می دانستند و اینکه امروز باید گامی دیگر برداشته شود. حتی به ترامپ فشار آوردند تا برجام را لغو نکند. آنها معتقد هستند به اقتضای منافع ملی دموکرات ها در آن دوره برجام را امضا کرده اند و ترامپ باید مسیر دیگری طی کند.هرچند ایرانیان معتقد هستند روح و جسم برجام در حال آسیب است، اما در استدلال و توجیه آمریکایی ها واقعیت امر این نیست. به این اندازه که مقامات رسمی و غیررسمی ایران به برجام حساسیت نشان می دهند، مقامات آمریکایی به این شکل عمل نمی کنند.تفاوت بزرگی نیز وجود دارد، اینکه آمریکایی های امضاکننده برجام یعنی اوباما و جان کری دیگر روی کار نیستند و گروهی جدید آمدند که نقشی در امضای برجام نداشتند، اما ایرانی های امضاکننده برجام هنوز هستند. به عبارتی دولت به امری پاسخ می دهد که خود مسبب آن بوده است. این مسئله کار را برای روحانی مشکل می کند؟مسلما بله. در حقوق بین الملل اصل بقای مسئولیت دولت ها نکته جابه جا شدنی نیست. زمانی که رئیس جمهوری رسمی آمریکا سندی را امضا می کند، این به عهده دولت آمریکاست. ممکن است در اجرا و تاکتیک سنگ اندازی کنند، اما نمی توانند اصل ماجرا را به دلیل مخالفت با حزبی دیگر رد کنند.همین وضعیت یعنی تعهد پایدار مسئولیت های حقوق بین المللی در کشور ما نیز وجود دارد. اگر دولت اصولگرا روی کار می آمد نیز نمی توانست تعهدات برجام را نفی کند. مجبور بود هرچند با تاکتیک های متفاوت و متضاد، اما به اصل این مسئله پایبند بماند. اگرچه در آمریکا نیز دموکرات ها روی کار بودند، دغدغه ذهنی و سنگ اندازی ها کمتر بود.شاید گام دومی برای مذاکره روی اختلافات بعدی ایجاد می شد و روابط به این اندازه تنش زا نمی شد. دموکرات ها تحریم هایی داشتند، اما به اندازه ای نبود که ایران را حساس کند. در کل با وجود اصولگرایان نیز روند اصلی برجام عوض نمی شد فقط ممکن بود تغییراتی جزئی در تاکتیک ها و زمان اجرا ایجاد می شد.با بررسی رسانه ها، مشاهده می کنیم رسانه های آمریکایی هیچ ابایی از بیان محاسن برجام ندارند و بدون حمله به کسی، معایب آن را نیز عنوان می کنند. آخرین خبر از رویترز این بود که ایالت متحده آمریکا ماده ۲۹ برجام را نقض کرده است. به الطبع ترامپ باید خوشحال باشد و دموکرات ها ناراحت. سیستم رسانه ای حاکم بر ایران و آمریکا می تواند بر برجام تاثیر بگذارد یا خیر؟در ایران عمدتا احساس بیشتر از عقلانیت حاکم است که به رسانه ها نیز منتقل شده است. حتی گاهی رسانه های مدرن یا همان شبکه های اجتماعی به موضوعی می پردازند که بعد از ۲۴ ساعت مشخص می شود این مسئله از پایه بی اساس و شایعه بوده است، اما همین امر باعث می شود گاهی حتی وزیر یا یکی از روسای سه قوه در برابر این خبر دروغین موضع بگیرد. این امر به دلیل جو احساس زده سیاست در ایران است. اما در دنیای غرب اجازه نمی دهند چنین اخباری پا بگیرد و با عقلانیت آن را مهار می کنند.آیا با بررسی روند برجام، به سرانجام رسیدنش در آن زمان برای شما قابل پیش بینی بود؟من معتقد بودم با روندی که کشور در این زمینه طی می کند و تنگناهایی که ایجاد شد و اینکه دنیای غرب نیز به این جمع بندی رسید که شرایط نظامی برای آن مهیا نیست و هزینه سنگینی برای آنها در پی خواهد داشت، سرانجام برجام قابل پیش بینی بود. من تحلیلی کلان تر، جامعه شناسی و بین المللی دارم. زمانی که برجام امضا شد، نظر من این بود که در نهایت ایران از برجام به عنوان یک برنده بیرون نخواهد آمد.استدلالم نیز این بود که در طول تاریخ ۵۰ سال گذشته شاهد قراردادهای مشابهی مانند نهضت ملی نفت و پیمان کنسرسیوم، گروگانگیری و قرارداد الجزایر و جنگ تحمیلی و قطعنامه ۵۹۸ بودیم که لازمه آنها رئالیسم سیاسی، واقع گرایی و قدرت مسلط بود. زمانی که طرف مذاکره یک قدرت مسلط ۱۰۰ ساله است که تجربه حقوق بین الملل قوی تر، سیاست و دیپلماسی بالاتر دارد و به تمامی روندهای اقتصادی و نظامی بین الملل مسلط است، مطمئنا برنده این مذاکره خواهد بود.به عبارتی طرف برتر، برنده مذاکره است. در این قراردادها نیز طرف مسلط و برتر غرب بوده و برنده اصلی نیز غرب است. ممکن است در این زمینه در این قراردادها ضرر کمتری داده باشیم به همین دلیل خروجی بلندمدت برجام نیز متفاوت تر از برخی دیگر از قراردادها نخواهد بود. انتظار بالایی که در مردم ایجاد کرده بودند، انتظار احساسی و غیرعقلانی بود. حداکثر این بود که کشور توانست از یک محاصره سنگین یعنی نفت در برابر غذا و دارو، نجات پیدا کند.برجام تجربه خوبی برای ایران بود، به عبارتی یک تمرین منتهی به یک تجربه عالی شد. آیا قبول دارید که ایران مذاکره چندانی نکرده بود؟هیئت های دیپلماتیک ایر ...

ادامه مطلب  

نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت یافتن این شهر، یک نقش ما لا کلام فیه است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، بیانات حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب -۲۹ مهر ۱۳۸۹ - در دیدار طلاب و فضلا و اساتید حوزه علمیه قم به قرار زیر است.بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمد للَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فی الأرضین.السّلام علیک ایّتها السّیّدة یا فاطمة المعصومة یا بنت موسیبن جعفر علیک و علی ابائک الطّیّبین الطّاهرین المعصومین افضل الصّلاة و السّلام.تقارن این دیدار بسیار باعظمت ما، که حضور برجسته ی اساتید، بزرگان، فضلا و آحاد طلاب عزیز حوزه ی علمیه ی قم به آن عظمت بخشیده است، با میلاد مسعود حضرت علی بن موسیالرضا (علیه الاف التّحیّة و الثّناء) و همچنین ولادت خواهر بزرگوار ایشان، حضرت فاطمه ی معصومه (سلام اللَّه علیها) ما را به یاد حرکت عظیم و مبارک این برادر و خواهر و هجرت پرمعنای این دو بزرگوار می اندازد؛ که بدون تردید در تاریخ ملت ایران و تاریخ تشیع، یک حرکت سازنده و تأثیرگذار بوده است.بدون تردید نقش حضرت معصومه (سلام اللَّه علیها) در قم شدن قم و عظمت یافتن این شهر عریقِ مذهبىِ تاریخی، یک نقش ما لا کلام فیه است. این بانوی بزرگوار، این دختر جوانِ تربیت شده ی دامان اهل بیت پیغمبر، با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهم السّلام) و عبور از شهرهای مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرود آمدن در قم، موجب شده است که این شهر به عنوان پایگاه اصلی معارف اهل بیت (علیهم السّلام) در آن دوره ی ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهل بیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند.امروز هم مرکز معرفتی دنیای اسلام، شهر قم است. امروز هم مثل همان دوران، قم قلب فعال و متحرکی است که میتواند و میباید خون معرفت و بصیرت و بیداری و آگاهی را در سرتاسر پیکر امت اسلامی پمپاژ کند. در آن روز، اولین کتابهای فقه و معارف شیعه و پیروان اهل بیت (علیهم السّلام) از قم صادر شد. کتابهای اساسی مورد اعتماد و اتکای فقیهان و عالمان و محدثان در شهر قم به وسیله ی حوزه ی قم به وجود آمد. کتاب «نوادر الحکمه» ی محمد بن احمد بن یحیی، کتاب «بصائر الدرجات» صفار، کتاب «الشرایع» علی بن بابویه قمی، کتاب «محاسن» برقی، کتب احمد بن محمد بن عیسی و ده ها و صدها کتاب دیگر در این پایگاه معرفتی به وجود آمد و تولید شد. شخصیتهائی در اینجا پرورش یافتند که وقتی به اقطار عالم اسلامی سفر میکردند، محفل آنها محفل فیض بود. شیخ صدوق (رضوان اللَّه علیه) که جزو نسل سومیها و چهارمیهای این حرکت عظیم است، وقتی به بغداد رفت - که بغداد مرکز شیعه و مرکز حدیث بود - در پای منبر او علما و فضلا و بزرگانی جمع شدند و از او استفاده کردند. لذا ملاحظه میکنید که شیخ صدوق، شیخ و استاد مفید (رضوان اللَّه علیهما) است. بنابراین قم شد مرکز.امروز هم قم مرکز است. در اینجا در طول سالهای متمادی، ده ها هزار پروانه ی عاشق، گرد شمع معارف اهل بیت حرکت میکنند، علم میآموزند، معرفت میآموزند، با مشکلاتِ بسیار دست و پنجه نرم میکنند، هدفهای عالی و معنوی را در نظر میگیرند و بدون توجه به این مشکلات پیش میروند. شاید در دنیا کمتر شهری سراغ داریم، شاید هم سراغ نداریم که این تعداد عظیم، انسانهای دنبال فراگیری دانش دین و معرفت و معنویت و سلوک جمعی، از زن و مرد مشغول تلاش و کار باشند و شب و روز مجاهدت معنوی و علمی و فرهنگی کنند. این حوزه ی امروز قم است، با این موقعیت ممتاز جهانی؛ آن هم سابقه ی قم است، که اولین حوزه ی اساسىِ مهم تشیع در این شهر تشکیل شده است و بزرگانی از قبیل شیخ کلینی و شیخ صدوق و دیگران بهره مندان از این چشمه ی فیض بوده اند، که آثار آنها نگهدارنده ی معارف اهل بیت (علیهم السلام) در طول قرنهای متمادی بوده است.خوب، حوزه های علمیه - بخصوص حوزه ی علمیه ی قم - در هیچ دوره ای از تاریخ خود، به قدر امروز مورد توجه افکار جهانی و انظار جهانی قرار نداشته اند؛ به قدر امروز مؤثر در سیاستهای جهانی و شاید مؤثر در سرنوشت جهانی و بین المللی نبودند. حوزه ی قم هرگز به قدر امروز دوست و دشمن نداشته است. شما ملتزمان حوزه ی علمیه ی قم، امروز از همیشه ی این تاریخ، دوستان بیشتری دارید؛ دشمنان بیشتر و خطرناکتری هم دارید. امروز حوزه ی علمیه ی قم - که در قله ی حوزه های علمیه قرار گرفته است - یک چنین موقعیت حساسی را داراست.در اینجا یک مغالطه ای هست که باید به آن اشاره کنم. ممکن است بعضی بگویند اگر حوزه های علمیه وارد مسائل جهانی، مسائل سیاسی، مسائل چالشی نمیشدند، اینقدر دشمن نمیداشتند و محترم تر از امروز بودند. این مغالطه است. هیچ جمعی، هیچ نهادی، هیچ مجموعه ی باارزشی به خاطر انزوا و کناره گیری و گوشه نشینی و خنثی حرکت کردن، هرگز در افکار عمومی احترام برانگیز نبوده است، بعد از این هم نخواهد بود. احترام به مجامع و نهادهای بیتفاوت و تنزه طلب که دامن از مسائل چالشی برمیچینند، یک احترام صوری است؛ یک احترامِ در معنا و در عمق خود بیاحترامی است؛ مثل احترام به اشیاء است، که احترام حقیقی محسوب نمیشود؛ مثل احترام به تصاویر و تماثیل و صورتهاست؛ احترام محسوب نمیشود. گاهی این احترام، اهانت آمیز هم هست؛ همراه با تحقیر باطنىِ آن کسی است که تظاهر به احترام میکند. آن موجودی که زنده است، فعال است، منشأ اثر است، احترام برمیانگیزد؛ هم در دل دوستان خود، و هم حتّی در دل دشمنان خود. دشمنی میکنند، اما او را تعظیم میکنند و برای او احترام قائلند.اولاً حاشیه نشین شدن حوزه ی علمیه ی قم و هر حوزه ی علمیه ی دیگری به حذف شدن میانجامد. وارد جریانات اجتماع و سیاست و مسائل چالشی نبودن، بتدریج به حاشیه رفتن و فراموش شدن و منزوی شدن میانجامد. لذا روحانیت شیعه با کلیت خود، با قطع نظر از استثناهای فردی و مقطعی، همیشه در متن حوادث حضور داشته است. برای همین است که روحانیت شیعه از یک نفوذ و عمقی در جامعه برخوردار است که هیچ مجموعه ی روحانی دیگری در عالم - چه اسلامی و چه غیر اسلامی - از این عمق و از این نفوذ برخوردار نیست.ثانیاً اگر روحانیت میخواست در حاشیه و در پیاده رو حرکت کند و منزوی شود، دین آسیب میدید. روحانیت سرباز دین است، خادم دین است، از خود منهای دین حیثیتی ندارد. اگر روحانیت از مسائل اساسی - که نمونه ی برجسته ی آن، انقلاب عظیم اسلامی است - کناره میگرفت و در مقابل آن بیتفاوت میماند، بدون تردید دین آسیب میدید؛ و روحانیت هدفش حفظ دین است.ثالثاً اگر حضور در صحنه موجب تحریک دشمنیهاست، این دشمنیها در یک جمع بندی نهائی مایه ی خیر است. آن دشمنیهاست که غیرتها و انگیزه ها را تحریک میکند و فرصتهائی برای موجود زنده میآفریند. هر جا به مجموعه ی روحانیت یا به دین یک خصومت ورزی و کین ورزیای انجام گرفت، در مقابل، حرکتی سازنده از سوی بیداران و آگاهان انجام گرفت. یک وقتی در جمعی گفتم که نوشتن یک کتاب به وسیله ی یک نویسنده ی متعصب ضد شیعه، موجب به وجود آمدن چندین کتاب منبع بزرگ شیعی شد. در همین شهر قم اگر کتاب «اسرار هزار ساله» از سوی یک فرد منحرف که ترکیبی از تفکرات سکولاریستی و گرایشهای وهابیگری داشت، منتشر نمیشد، امام بزرگوار ما نمیرفت درس خود را مدتی تعطیل کند و کتاب «کشف الاسرار» را بنویسد؛ که در این کتاب، اهمیت حکومت اسلامی و ولایت فقیه، نخستین جوانه هایش مشاهده میشود. بازتولید این تفکر مهم فقهی و شیعی در ```کتاب «کشف الاسرار» امام بزرگوار محسوس است. اگر تحرک گرایشهای چپ و مارکسیستی و حزب توده در دهه ی ۲۰ و اوائل دهه ی ۳۰ نمیبود، کتاب ماندگاری مثل «اصول فلسفه و روش رئالیسم» تولید نمیشد و به وجود نمیآمد. بنابراین، این دشمنیها به ضرر ما تمام نشده است. هر جا خصومت ورزی انجام گرفت، موجود بیدار و آگاه - یعنی حوزه ی علمیه - از خود واکنشی نشان داد و فرصتی آفرید. دشمنیها فرصت آفرینند؛ آن وقتی که ما بیدار باشیم، آن وقتی که ما زنده باشیم، آن وقتی که ما غافل نباشیم.در همان دوران رضاخانی، آن حرکت خصمانه ای که با روحانیت شد، موجب شد مرجع تقلیدی مثل مرحوم سید ابوالحسن اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) اجازه ی صرف وجوهات را در تولید نشریه های دینی و مجلات دینی بدهد؛ که این یک چیز بیسابقه ای بود، در آن روز هم چیز عجیبی بود. بنابراین نشریه ی دینی با پول وجوهات و با سهم امام به راه افتاد؛ مجامع دینی با اتکای به سهم امام به وجود آمد. یعنی شخصیتی مثل سید اصفهانی (رضوان اللَّه تعالی علیه) برخلاف آنچه که برخی تصور میکردند و میکنند، به فکر مسائل فرهنگی کشور ما و دنیای شیعه و کشور شیعه است و صرف سهم امام را در یک چنین کاری مجاز میشمرد؛ اینها فرصتهاست. دشمنیها یک چنین فرصتهای بزرگی را به وجود می آورند.رابعاً با بی طرف ماندن روحانیت در مسائل چالشىِ اساسی، موجب نمیشود که دشمن روحانیت و دشمن دین هم بی طرف و ساکت بماند؛ «و من نام لم ینم عنه».(۱) اگر روحانیت شیعه در مقابل حوادث خصمانه ای که برای او پیش می آید، احساس مسئولیت نکند، وارد میدان نشود، ظرفیت خود را بروز ندهد، کار بزرگی را که بر عهده ی اوست، انجام ندهد، این موجب نمیشود که دشمن، دشمنی خود را متوقف کند؛ بعکس، هر وقت آنها در ما احساس ضعف کردند، جلو آمدند؛ هر وقت احساس انفعال کردند، به فعالیت خودشان افزودند و پیش آمدند. غربیها ظرفیت عظیم فکر شیعه برای مواجهه ی با ظلم جهانی و استکبار جهانی را از مدتها پیش فهمیده اند؛ از قضایای عراق، از قضایای تنباکو؛ لذا آنها ساکت بشو نیستند؛ آنها به تجاوز خود، به پیشروی خود ادامه میدهند. سکوت و بی طرفی علما و روحانیون و حوزه های علمیه به هیچ وجه نمیتواند دشمنی دشمن را متوقف کند. بنابراین حرکت حوزه های علمیه، بی طرف نماندن حوزه های علمیه در قبال حوادث جهانی، در قبال مسائل چالشىِ ملی و بین المللی یک ضرورتی است که نمیشود از آن غافل شد.بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دو عنوان و دو مفهوم غلط و انحرافی به وسیله ی کسانی که هم با روحانیت بد بودند، هم با انقلاب دشمن بودند، در ذهنها مطرح شد. البته به این حرفها پاسخ داده شده است؛ هم قولاً، هم عملاً؛ اما «رگ رگ است این آب شیرین و آب شور». باید همیشه متوجه بود، همیشه بیدار بود.این دو مفهوم غلط و در واقع دو تهمت را دشمن به عنوان تاکتیک مطرح کرده است: یکی طرح مسئله ی حکومت آخوندی است. میگویند در ایران حکومت آخوندی، حکومت روحانی بر سر کار است. این را نوشتند، گفتند، ترویج کردند، تکرار کردند. دیگری طرح موضوع آخوند حکومتی است؛ تقسیم آخوند به حکومتی و غیر حکومتی. هدفشان از طرح این دو مفهوم انحرافی و غلط این بود که اولاً نظام اسلامی را از پشتوانه ی عظیم فکری و نظری و استدلالی و علمی علمای دین محروم کنند؛ ثانیاً روحانیت مسئول را، روحانیت انقلابی را، روحانیت حاضر در صحنه را که در مقابل دشمنیها سینه سپر کرده است، به خیال خودشان منزوی کنند، بدنام کنند. یعنی آخوند یک نوعش حکومتی است، که این بد است، منفی است، ضد ارزش است؛ یک نوعش غیر حکومتی است، که این مثبت است، این منزه است.نسبت روحانیت با نظام اسلامی، نسبت روشنی است. نسبت روحانیت و حوزه های علمیه با نظام اسلامی، نسبت حمایت و نصیحت است. این را توضیح خواهم داد. حمایت در کنار نصیحت، دفاع در کنار اصلاح. آن دو مفهوم غلط، حقیقتاً انحرافی و خصمانه است؛ به دلیل اینکه اولاً حکومت آخوندی و نسبت دادن جمهوری اسلامی به این مفهوم، حرف دروغی است. جمهوری اسلامی حکومت ارزشهاست، حکومت اسلام است، حکومت شرع است، حکومت فقه است، نه حکومت افراد روحانی. روحانی بودن کافی نیست برای اینکه کسی سلطه ی حکومتی پیدا کند. جمهوری اسلامی با حکومتهای روحانیای که در دنیا میشناسیم، در گذشته هم بوده است، امروز هم در نقطه هائی از دنیا هست، ماهیتاً متفاوت است. حکومت جمهوری اسلامی، حکومت ارزشهای دینی است. ممکن است یک روحانی ارزشهائی را حائز باشد که از بسیاری از روحانیها برتر باشد؛ او مقدم است؛ اما روحانی بودن هم موجب نمیشود که از کسی سلب صلاحیت شود. نه به تنهائی روحانی بودن صلاحیت آور است، نه روحانی بودن موجب سلب صلاحیت است. حکومت دین است، نه حکومت یک صنف خاص و یک مجموعه ی خاص. تقسیم روحانی به حکومتی و غیر حکومتی و ارزش و ضد ارزش قلمداد کردن اینها هم یک غلط فاحش است. رفتن به سمت حکومت و رفتن به سمت هر چیزی غیر از حکومت، اگر برای دنیا شد، بد است؛ اگر برای هوای نفس شد، بد است؛ مخصوص رفتن به سمت حکومت نیست. ما به سمت هر هدفی حرکت کنیم که مقصودمان هوای نفس باشد، مقصودمان منافع شخصی باشد، این ضد ارزش است؛ این همان مصداق دخول در دنیاست که فرمود: «الفقهاء امناء الرّسل ما لم یدخلوا فی الدّنیا»؛ (۲) این مخصوص رفتن به سمت حکومت نیست. اگر هدف، دنیاست، مردود است؛ حکومت و غیرحکومت ندارد؛ اما اگر رفتن به سمت حکومت با هدف معنوی است، با هدف الهی است، این از برترین مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است؛ از برترین مصادیق مجاهدت است؛ این قبول مسئولیتهای سنگین است، یا دفاع از مسئولان صاحب صلاحیت است. اگر روحانىِ حکومتی به آن کسی گفته میشود که برای ادای دین خود، برای ادای مسئولیت شرعی خود، برای خاطر خدا از نظام اسلامی حمایت میکند یا از مسئولینی حمایت میکند، این ارزش است، این ضد ارزش نیست؛ نداشتن این حالت، ضد ارزش است. پس هیچکدام از این دو مفهوم - نه مفهوم حکومت روحانی و حکومت آخوندی، و نه مفهوم آخوند حکومتی، روحانی حکومتی - مفاهیم درستی نیست. طرح اینها پس از انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، یک طرح مغالطه آمیز است؛ این مفاهیم متعلق به فرهنگ این انقلاب نیست.اما متقابلاً دو حقیقت و دو مفهوم دیگر وجود دارد که آنها مفاهیم ارزشی و ارزش آفرین است. یک مفهوم این است که نظام به لحاظ نظری و علمی محتاج علمای دین و حوزه های علمیه و مستظهر به تلاش علمی آنهاست. نظام متکی به حوزه های علمیه است؛ متکی به علما، برجستگان و صاحب نظران دینی است. یک مفهوم دیگر هم این است که حوزه و روحانیت نسبت به نظام دینی بیتفاوت نیست. هیچ روحانیای، هیچ عالم دینی، هیچ خادم اسلامی نمیتواند نسبت به نظامی که بر اساس اسلام پدید آمده است، با انگیزه ی اسلام حرکت کرده است و کار میکند، بیتفاوت باشد؛ نمیتواند خود را بیگانه به حساب بیاورد. این هم یک حقیقت دیگر است.آن حقیقت اول که گفتیم نظام مستظهر به حوزه های علمیه است، به خاطر این است که نظریه پردازی سیاسی و نظریه پردازی در همه ی جریانهای اداره ی یک ملت و یک کشور در نظام اسلامی به عهده ی علمای دین است. آن کسانی میتوانند در باب نظام اقتصادی، در باب مدیریت، در باب مسائل جنگ و صلح، در باب مسائل تربیتی و مسائل فراوان دیگر نظر اسلام را ارائه بدهند که متخصص دینی باشند و دین را بشناسند. اگر جای این نظریه پردازی پر نشد، اگر علمای دین این کار را نکردند، نظریه های غربی، نظریه های غیردینی، نظریه های مادی جای آنها را پر خواهد کرد. هیچ نظامی، هیچ مجموعه ای در خلأ نمیتواند مدیریت کند؛ یک نظام مدیریتی دیگری، یک نظام اقتصادی دیگری، یک نظام سیاسی دیگری که ساخته و پرداخته ی اذهان مادی است، می آید جایگزین میشود؛ همچنان که در آن مواردی که این خلأها محسوس شد و وجود داشت، این اتفاق افتاد.اینکه بنده درباره ی علوم انسانی در دانشگاه ها و خطر این دانشهای ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانیای که امروز رائج است، محتواهائی دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامی و نظام اسلامی است؛ متکی بر جهان بینی دیگری است؛ حرف دیگری دارد، هدف دیگری دارد. وقتی اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران میآیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسی داخلی، خارجی، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند. حوزه های علمیه و علمای دین پشتوانه هائی هستند که موظفند نظریات اسلامی را در این زمینه از متون الهی بیرون بکشند، مشخص کنند، آنها را در اختیار بگذارند، برای برنامه ریزی، برای زمینه سازیهای گوناگون. پس نظام اسلامی پشتوانه اش علمای دین و علمای صاحب نظر و نظریات اسلامی است؛ لذا نظام موظف به حمایت از حوزه های علمیه است، چون تکیه گاه اوست.علاوه ی بر اینها که نظام اسلامی برای اداره ی ملت و کشور نیازمند به حوزه هاست، یک نکته ی دیگر هم وجود دارد و آن این است که امروز شبهه هائی مطرح میشود که آماج آن شبهه ها نظام است. شبهات دینی، شبهات سیاسی، شبهات اعتقادی و معرفتی در متن جامعه تزریق میشود - بخصوص در میان جوانان - هدفش فقط این است که یکی را از یک فکری منتقل کند به یک فکر دیگری؛ هدفش این است که پشتوانه های انسانی نظام را از بین ببرد؛ مبانی اصلی نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنی با نظام است. لذا برطرف کردن این شبهه ها، مواجهه ی با این شبهه ها، پاک کردن این غبارها از ذهنیت جامعه - که به وسیله ی علمای دین انجام میگیرد - این هم یک پشتیبانی دیگر، یک پشتوانه ی دیگر برای نظام اسلامی است. پس نظام اسلامی از جهات مختلف متکی به علمای دین و نظریه پردازان و محققان و دانشمندان حوزه های علمیه است.از آن طرف، حوزه های علمیه هم نمیتوانند بیتفاوت بمانند. حوزه ی علمیه، بخصوص حوزه ی علمیه ی قم مادر این نظام است؛ به وجود آورنده و مولد این انقلاب و این حرکت عظیم است. یک مادر چگونه میتواند از زاده ی خود، از فرزند خود غافل بماند، نسبت به او بیتفاوت باشد، در هنگام لازم از او دفاع نکند؟ ممکن نیست. بنابراین نسبت بین حوزه های علمیه و نظام جمهوری اسلامی، نسبت حمایت متقابل است. نظام از حوزه ها حمایت میکند، حوزه ها از نظام حمایت میکنند؛ همکاری میکنند، به یکدیگر کمک میکنند.یک مسئله ای در اینجا مطرح است، من هم مطرح میکنم؛ بعد هم چند تا مسئله ی دیگر از مسائل مهم حوزه را ان شاءاللَّه مطرح خواهم کرد. این مسئله عبارت است از مسئله ی استقلال حوزه ها. آیا حمایت نظام اسلامی از حوزه های علمیه میتواند به استقلال حوزه های علمیه خللی و لطمه ای وارد کند یا نه؟ آیا این کار مجاز است یا نه؟ این بحث مهمی است. اولاً حوزه های علمیه همیشه در طول تاریخ مستقل بودند؛ نه فقط در دوران حکومتهای معارض با تشیع، بلکه حتّی در دوران حکومتهای شیعی. یعنی آن وقتی که صفویه در رأس کار قرار گرفتند و علمای بزرگی مثل محقق کرکی و پدر شیخ بهائی و بزرگان زیادی به ایران آمدند و در مناصب گوناگون دینی قرار گرفتند، هرگز این علما و شاگردان و تربیت شدگان آنها مقهور سیاست صفویه نشدند و در اختیار آنها قرار نگرفتند. بله، کمک میکردند، همکاری میکردند، از آنها تعریف و تجلیل میکردند؛ اما در قبضه ی آنها نبودند، به اختیار آنها نبودند. در بخشی از دوران قاجاریه هم همین جور بود. کاشف الغطاء (رضوان اللَّه تعالی علیه) آن عالم بزرگ به ایران آمد و کتاب «کشف الغطاء» را نوشت. ایشان در این کتاب - هم در مقدمه، هم در بحث جهاد به مناسبت جنگهای روس و ایران - تجلیل زیادی از فتحعلیشاه میکند؛ اما کاشف الغطاء آدمی نبود که توی مشت فتحعلیشاه و امثال فتحعلیشاه قرار بگیرد؛ آنها مستقل بودند. میرزای قمی در منزل خود در قم مورد احترام و تجلیل پادشاه زمان خودش قرار میگیرد؛ اما زیر بار خواسته ی او نمیرود. آنها اصرار داشتند آنچه را که میخواهند، میرزا فتوا بدهد؛ اما میرزا قبول نکرد، زیر بار نرفت. میرزای قمی رساله ای دارد به نام «رساله ی عباسیه» که نظر فقهی خودش را در باب جهاد بیان کرده است. این رساله چند سال قبل از این برای اول بار چاپ و منتشر شد. از ایشان جوری سؤال میکنند که مثلاً وکالتی بدهد، نیابتی بدهد که بتوانند از طرف او جهاد کنند - به گمانم این موضوع در «جامع الشتات» هم آمده باشد - اما ایشان زیر بار نمیرود و قبول نمیکند. روحانیت شیعه همیشه اینجور بوده، همیشه مستقل بوده، هرگز در قبضه ی قدرتها قرار نگرفته است؛ امروز هم همین جور است، بعد از این هم باید همین جور باشد و به توفیق الهی همین جور خواهد بود.اما در اینجا هم مراقب باشید یک مغالطه ی دیگری به وجود نیاید؛ استقلال حوزه ها به معنای عدم حمایت نظام از حوزه و حوزه از نظام تلقی نشود؛ یک عده ای این را میخواهند. بعضیها میخواهند به عنوان استقلال و به نام استقلال، رابطه ی حوزه را با نظام قطع کنند؛ این نمیشود. وابستگی غیر از حمایت است، غیر از همکاری است. نظام به حوزه مدیون است؛ باید به حوزه ها کمک کند. البته معیشت طلاب به صورت سنت معمول و بسیار پرمعنا و پررمز و راز باید به وسیله ی مردم اداره شود؛ مردم بیایند وجوهات شرعیشان را بدهند؛ این اعتقاد من است.انسان هرچه به اعماق این عادت و سنت دیرین که شاید از صد سال، صد و پنجاه سال قبل در میان حوزه های ما رائج است، دقت میکند، آن را مهمتر، پرمعناتر، پررمز و رازتر مشاهده میکند. راز ارتباط مستحکم مردم با حوزه ها همین است که احساس خویشاوندی میکنند. مردم توقع زیادی هم از روحانی ندارند، اما خودشان را به پشتیبانی مالی حوزه ها و روحانیون متعهد میدانند؛ و همین درست است.اما مسائل حوزه ها فقط مسئله ی م ...

ادامه مطلب  

آوینی چگونه می اندیشید؟ | نگاهی به آثار شهید  

درخواست حذف این مطلب
علیرضا معافآوینی که بود و چگونه می اندیشید؟تفسیر آوینی از انقلاب اسلامی چه بود؟آوینی غرب را چگونه تحلیل می کرد؟و...پاسخ های متنوع،متکثر، متلون و گاه متعارضی به این سوالات اساسی و بنیادی داده شده است که هرچند این تفاوت ها و تعارض ها گاهی ناشی از شخصیت متضلع و کثیرالاضلاع آن سید بزرگوار است ولی در سال های اخیر غرض ورزی ها ، تحریف نگاری ها و وارونه نمایی های عمدی نیز به آن اضافه شده است که فارغ از انگیزه ها و انگیخته های این نظرسازی ها باید برای مقابله با آن تدبیری اندیشید. طبعا و منطقاً، عقلانی ترین روش در فهم اندیشه ها، افکار و آراء شهید آوینی رجوع به آثار قلمی و زحمات علمی آن شهید عزیز و جلیل القدر است.ضرورت قطعی و وجوبی همه فعالان جبهه فرهنگی و فکری انقلاب اسلامی، بازخوانی و خوانش دقیق و موشکافانه آثار و افکار استاد شهید مطهری، استاد علامه مصباح یزدی، شهید سید مرتضی آوینی و امثال این بزرگواران است. مروری بر اهمّ محورهای آثار سید شهیدان اهل قلم (به تعبیر امام خامنه ای) و سلاله سلسله سادات (به تعبیر علامه جوادی آملی) می تواند مدخلی بر مطالعه دقیقتر حرفهای آن عزیز به ویژه دیدگاههایش پیرامون هنر انقلاب و هنر اسلامی باشد. در این نگاشته مروری اجمالی بر همه آثار آن شهید عزیز خواهیم داشت. توسعه و مبانی تمدن غربتوسعه و مبانی تمدن غرب طی سال های 1364 تا 1366 به صورت سلسله مقالاتی با عنوان کلی تحقیقی مکتبی در باب توسعه و مبانی تمدن غرب در ماهنامه جهاد به چاپ رسید.مقدمه کتاب در جواب اینکه چرا ما باید توسعه پیدا کنیم، برخی جواب های رایج را مطرح و نقد می کند.فصل اول با عنوان در معنای توسعه، به نسبت توسعه با اندیشه ترقی (progress) و تکامل و رشد، به معنای قرآنی آنها و فقر و عدالت اجتماعی می پردازد.فصل دوم با عنوان توسعه یافتگی، اوتوپیای قرن حاضر، آرمان توسعه یافتگی را علت غایی حرکت های فردی و اجتماعی بشر جدید معرفی می کند:توسعه اقتصادی، آرمان پرجاذبه عصری است که بشر خدا را فراموش کرده و از جاودانگی روح خویش غفلت کرده است. در تقسیم بندی ملل جهان به توسعه یافته و توسعه نیافته معیار و میزان چیست؟ توسعه اقتصادی، به اعتقاد حقیر آن بینش خاصی که جهان را با ماده معنا می کند، می تواند بعد اقتصادی حیات بشر را مبنای شناخت و تعریف او قرار دهد. در نظام اعتقادی ما آن توسعه ای معتبر است که بر تعالی روحی بشر تکیه دارد و تعالی روحی بشر نیز به پرهیز از فزون طلبی و تکاثر و منع اسراف و تبذیر و پیروی از یک الگوی متعادل مصرف منتهی می شود، نه به رشد اقتصادی محض.بهشت زمینی عنوان فصل سوم است که با نگاهی به اقوال نویسندگان غربی، توسعه یافتگی را اوتوپیای بشر امروز می داند و به بررسی آن می پردازد:سخن از بهشت زمینی توسعه یافتگی است و اینکه در این بهشت، آنچنان که مفاهیم اقتصادی غرب حکم می کند، کار کردن شر مسلمی است که باید هرچه بیشتر از آن خلاص شد.میمون برهنه عنوان فصل چهارم است: به راستی چرا در جوامع توسعه یافته کار به عنوان شری واجب و امری مصدع تلقی می شود و در مقابل آن، فراغت و تفریح و تفنن ارزشی مطلق پیدا کرده است.در پاسخ به این سؤال، نویسنده نگاهی به کتاب میمون برهنه نوشته دزموند موریس می اندازد و در پایان به بعضی از نتایج اصالت لذت طلبی، مثل ازهم پاشیدگی خانواده در غرب اشاره می کند.فصل پنجم با عنوان توسعه برای تمتع سؤال از علت ازهم پاشیدگی خانواده ها در ممالک توسعه یافته و اصطلاحا پیشرفته می کند و به تبیین نسبت آن با توسعه یافتگی می پردازد. در این مسیر نگاه جوامع غربی به لفظ توسعه و پیشرفت در گشودن گره بحث مؤثر می افتد: آنچه ما در لفظ توسعه اقتصادی می بینیم رفع محرومیت ها و فقر و پر کردن شکاف هایی است که از ظلم و ستم و بی عدالتی نتیجه شده است اما جامعه غربی در همین لفظ، مصرف نامحدود و تمتع بیشتر از لذایذ دنیایی می بیند. تحلیل های استعمارگرانه غربی در زمینه گرسنگی و عدم پیشرفت کشورهای جهان سوم نباید ما را از فلسفه ای که پشت لفظ توسعه اقتصادی نهفته است، غافل کند. آن نظرگاهی که پیشرفت را در توسعه اقتصادی می بیند همان نظرگاهی است که معتقد است بزرگ ترین مشکل بشر در تمام طول تاریخ تمدن ها تولید غذا و مبارزه با طبیعت بوده است و به همین علت اعصار زندگی بشر بر کره زمین را با روند تکامل ابزار تولید انطباق می دهند: عصر سنگ، عصر مفرغ، عصر آهن. در این اعتقاد مهم ترین خصوصیتی که بشر را از حیوان جدا می کند، ابزارسازی اوست. آنها انسان را حیوان ابزارساز تعریف می کنند و این چنین ورود بشر در عصر تکنولوژی را بزرگ ترین واقعه تاریخ می دانند.فصل ششم با عنوان تمدن اسراف و تبذیر، شواهدی از اسراف و تبذیر در تمدن جدید مثل میزان مصرف انرژی و مواد معدنی را از قول روشنفکران غربی مطرح می کند.عمق فاجعه به عنوان فصل هفتم به تبعات فاجعه آمیز اسراف در بهره برداری از ذخایر انرژی می پردازد:وقتی ما مواد معدنی و ذخایر طبیعی را با این شتاب از صورت طبیعی آن خارج می کنیم و به شکلی درمی آوریم که دیگر امکان بازگشتن به طبیعت را از دست می دهد، مسئله اینجاست که تا کی می توان این روند را دنبال کرد. امروز که زندگی ما تا اعماق وابسته به فرآورده های مدرن تکنولوژی است، دریافت عمق فاجعه بسیار مشکل و غالبا محال است. همه ما سعی می کنیم که خود را گول بزنیم و فاجعه را به تأخیر بیندازیم و همه چیز را به گونه ای توجیه کنیم که نیازی به تغییر دادن وضعیت موجود نباشد، حال آنکه خواه ناخواه روی می رسد که ما ناچار از پذیرفتن واقعیت خواهیم شد.در ادامه با نگاهی به کتاب تنها یک زمین به بحران های دیگری از قبیل تخریب محیط زیست و آلودگی آب ها اشاره می شود.دیکتاتوری اقتصاد، فصل هشتم کتاب است که حضور بلامنازع اقتصاد در زندگی بشر امروز را مهم ترین علت تن دادن انسان به تخریب طبیعت و آلودگی رادیواکتیو دانسته است.فصل نهم با عنوان نظام سیاره ای اقتصاد به نحوه حاکمیت شیطانی دیکتاتورهای اقتصادی در قالب شرکت های چندملیتی پرداخته است.از دیکتاتوری پول تا اقتصاد صلواتی عنوان فصل دهم است. در این فصل پس از بررسی ماهیت پول و اصالت غیرواقعی آن در دیکتاتوری اقتصاد، تنها راه نجات، اقتصاد صلواتی معرفی می شود.فصل یازدهم با عنوان و ما ادریک ما البانک؟ حاکمیت با دیکتاتوری پول بر جهان از طریق نظام پیوسته بانکداری را بررسی می کند.فصل دوازدهم با عنوان سودپرستی، بنیان اقتصاد آزاد به ریشه وابستگی انسان به دنیا و تن دادن او به دیکتاتوری اقتصاد، یعنی حب نفس با خودپرستی پرداخته است و در پایان نسبت میان اقتصاد و اخلاق را نیز بررسی کرده است.دو فصل سیزدهم و چهاردهم با عناوین نظام آموزشی و آرمان توسعه یافتگی و نظام آموزشی غربی، محصول جدایی علم از دین، نقش نظام آموزشی علوم جدید را در ایجاد تمدن فعلی بشر بررسی کرده و ابتنای آن بر تصرف هر چه بیشتر در طبیعت را مورد مداقه قرار داده است.فصل پانزدهم با عنوان انسان از نسل میمون، خرافه ای جاهلانه، به تعارض آموزش علوم جدید با برخی باورهای دینی پرداخته است و از جمله به نقد باورهای علمی جدید در مورد پیدایش انسان بر کره زمین و فرضیه جهش (mutation) پرداخته است. با توجه به همین تعارضات لزوم بازنگری در نظام آموزش کنونی جامعه انقلابی ایران مورد تأکید قرار گرفته است: اگر انقلاب اسلامی ایران پیروز نشده و کار رجعت به مبانی فرهنگی اسلام در همه زمینه ها به این حد از وسعت و اشاعه نرسیده بود، هرگز امکان سخن گفتن از این مسایل با این همه جرأت و جسارت به وجود نمی آمد... رودررویی انقلاب اسلامی ایران در اصل با تفکر غربی است و ما ان شاءالله در آینده ای نه چندان دور شاهد یک رجعت همه جانبه فرهنگی به اصول و مبانی اسلام خواهیم بود و خواهیم دید که چگونه تمدن اسلام مبتنی بر همین رجعت وسیع فرهنگی، تحولات عظیمی را در ارکان و ظواهر حیات اجتماعی انسان ایجاد خواهد کرد و نظامات تازه ای را در همه زمینه های علمی، فرهنگی، سیاسی و مدنی برقرار خواهد داشت.فصل شانزدهم با عنوان تأملی بیشتر در خلقت انسان نخستین به نقد داروینیسم و ابطال آن با استناد به تفسیر المیزان پرداخته است.عنوان فصل هفدهم نوح نبی (ع) و تاریخ تمدن است که مندرجات کتب تاریخ رسمی را که بر اساس اعتقادات غیرواقعی مورخان عصر جدید نگارش یافته را به عرصه نقد کشیده است.آخرین فصل کتاب با عنوان ترقی یا تکامل؟ به طرح این سؤالات می پردازد:چرا رنسانس و در پی آن انقلاب صنعتی در غرب پیش آمد؟ لوازم تاریخی یک چنین تحولی چه بود و چگونه همه این لوازم به یک باره در غرب جمع آمد و مودی به تولد و رشد و اشاعه جهان شمول به این تمدن شد؟در پایان لازم به ذکر است، از اشارات شهید در مقالات مختلف این مجموعه چنین برمی آید که ایشان طرح مبسوطی در ذهن داشته اما تحقق این طرح در مجله جهاد ناتمام مانده است.ماهیت علوم جدید، معنای اصطلاحی غرب و غرب زدگی، مبانی تاریخی تمدن جدید غربی و ... از جمله مباحثی بوده اند که سیدمرتضی آوینی در نظر داشته مقالات جداگانه ای را به آنها اختصاص دهد و طبعا جای آن مباحث در این مجموعه خالی است. هر چند ایشان در آثار و مقالات بعدی خویش درباره این موضوعات به کفایت سخن گفته است. آینه جادو (جلد 1)آینه جادو، اولین کتاب منتشر شده به قلم سیدمرتضی آوینی است که توسط خود ایشان و در زمان حیات شان (1370) جمع آوری و تنظیم شده است. موضوع کتاب، سینماست. مقالاتی که در کتاب گرد آمده اند پیش از آن در فصل نامه فارابی و ماهنامه سوره به چاپ رسیده بودند اما انتشار همزمان آنها توجه اهل نظر را به مضامین نامتعارف این کتاب جلب کرد. در واقع انتشار آینه جادو از آن بابت اتفاق ویژه ای به شمار می آید که از ابتدای تاریخ سینمای ایران تا سال های پس از پیروزی انقلاب، تأملاتی از این دست درباره سینما، توانایی ها و تأثیراتش به مثابه یک هنر تکنولوژیک غربی و نسبتش با هویت ایرانی و اسلامی طرح نشده بود و مقالات و کتاب های مهم ادبیات سینمایی کشورمان عموما توجه شده یا با گرته برداری از آرا و عقاید غربی شکل گرفته اند.آینه جادو کتابی تألیفی درباره ماهیت سینماست که نظرات و مباحثی اصیل را مطرح می کند. اظهارنظرهای بدیع و منحصر به فرد نویسنده درباره سینما و رسانه های رایج روزگار ما حتی مخالفان را به تأمل واداشت و تا امروز هم سخنان مشابه از کسی نشنیده ایم.سیدمرتضی آوینی در مقدمه کتاب تصریح می کند که این مقالات را پس از سال ها آشنایی نظری و ده سال تجربه عملی در حیطه سینما نگاشته، ضمن آنکه از مطالعات و استنباط هایش در دیگر حوزه ها نیز بهره برده است.چهار مقاله آغازین با عنوان های جذابیت در سینما، مونتاژ به مثابه معماری سینما، آینه جادو، قاب تصویر و زبان سینما بیش از دیگر مقالات کتاب سینما را به عنوان موضوع اصلی در نظر دارند. در حالی که چهار مقاله بعدی با عنوان کلی سینما و تلویزیون به مثابه یک رسانه گروهی سینما را همچون یک رسانه مهم و تأثیرگذار در کنار دیگر رسانه ها (تلویزیون، رادیو، مطبوعات و ادبیات ژورنالیستی) مورد بررسی قرار می دهند. عنوان های فرعی این مقاله ها عبارتند از: جادوی پنهان و خلسه نارسیسی، زبان، تلویزیون، سینما و اوقات فراغت، درباره ارتباطات و رمان، سینما و تلویزیون.آخرین مقاله که بلندترین مقاله کتاب است با عنوان تأملاتی در ماهیت سینما یک بحث مفصل در باب جنبه های گوناگون و ابعاد زیبایی شناسانه فیلم سازی با نظر به جوهر و ذات سینماست. این مقاله به نوعی عصاره و طرح اولیه کتاب آینه جادو محسوب می شود. آینه جادو (جلد 2)این کتاب دربردارنده تمامی نقد فیلم هایی است که سیدمرتضی آوینی در فاصله سال های 1368 تا 1372 نگاشته به اضافه دو سه مقاله سینمایی دیگر که در همین مجموعه قرار گرفته است. این کتاب اولین بار در سال پس از شهادت ایشان به چاپ رسید تا به همراه کتاب اول، مجموعه نوشته های سینمایی آن شهید را عرضه کند.نقد فیلم های چاپ شده در این کتاب عموما یادداشت هایی هستند که مؤلف پس از دیدن فیلم های دوره های مختلف جشنواره فجر به عنوان گزارشی از وضعیت عمومی سینمای ایران در ماهنامه سوره و گاهنامه سوره سینما به چاپ رسانده بود، به همین جهت حجم و ساختار این نقدها شباهتی به نقد فیلم های متعارف که پس از دیدن یک فیلم در هنگام نمایش عمومی نوشته می شود، ندارند، البته در این میان نقد فیلم های مهاجر و رقصنده با گرگ ها استثناء به شمار می آیند.این نقدها شامل اغلب فیلم های مهم جشنواره نهم، دهم و یازدهم فجر می شوند. ضمن آنکه دو مقاله ابتدای کتاب هم با تأکید بر فیلم های جنگی به نمایش درآمده در جشنواره هفتم نوشته شده اند. دو مقاله پی در پی هم که در زمان اکران عمومی فیلم هامون نوشته شده بودند و یک نقد درباره فیلم مهاجر در کنار یادداشت های جشنواره هشتم قرار گرفته اند، به جز اینها بقیه مقالات کتاب، یکی همان نامه معروف به ابراهیم حاتمی کیاست با عنوان نامه ای به دوست زمان جنگ، دیگری یادداشتی شاعرانه درباره مجموعه تلویزیونی قصه های مجید و دو نقد بر فیلم های خارجی زیر آسمان برلین و رقصنده با گرگ ها.آخرین مقاله کتاب که مفصل هم هست، تنها تک نگاری نوشته شده توسط شهید آوینی است که به طور کامل یک فیلم ساز کلاسیک معتبر سینمای جهان را مورد ارزیابی قرار می دهد. این مقاله با عنوان عالم هیچکاک، تفسیری جامع و استثنایی درباره ویژگی فیلم های آلفرد هیچکاک، نسبت سینما و ادبیات در آثار او، معنای راز در قصه هایی که او تعریف می کند و مفهوم گناه، ترس، وسوسه و معما در آثار اوست. آینه جادو (جلد 3)این کتاب که آخرین جلد از مجموعه آینه جادو محسوب می شود، برای اولین بار در سال 1378 به چاپ رسید و با انتشار آن کار گردآوری و تنظیم نوشته ها و گفته های سینمایی مرتضی آوینی به پایان رسید. در واقع پس از انتشار جلد دوم که نقد فیلم ها به اضافه چند مقاله دیگر را دربر داشت، این کتاب باقیمانده آثار تألیفی، همچنین سخنرانی ها و مصاحبه های مؤلف را دربردارد.در مقاله ابتدای کتاب با عناوین سینما و مردم و کدام سینما؟ به طرح مباحثی جدی درباره اهمیت مخاطب در سینما و بی اعتنایی سینمای روشنفکری به مقوله جذابیت می پردازد.سپس به سینما، مخاطب می رسیم که حاوی متن سخنرانی مؤلف در سمینار بررسی سینمای پس از انقلاب و پاسخ های کتبی به نامه های اعتراض آمیزی است که در همان سمینار خطاب به سخنران نوشته شده بودند. این پرسش و پاسخ ها علاوه بر آنکه جذاب اند نوعی جمع بندی آخرین عقاید آن شهید درباره سینما، روشنفکری، عرفان زدگی و هنر مدرن محسوب می شوند.سینما هنر محض نیست و سینما، تکنولوژی و ساختار هویتی برای انسان نو دو گفت وگو با مرتضی آوینی هستند که اولی به همان سخنرانی سمینار می پردازد و دومی به بهانه انتشار کتاب آینه جادو انجام پذیرفته است.مقاله تکنیک در سینما که آخرین مقاله بخش اول کتاب است یکی از آخرین نوشته های سینمایی مرتضی آوینی به شمار می آید و نوعی فتح باب برای طرح مباحثی جدید و شاید طرح اولیه نگارش آینه جادویی دیگر باشد.سه مقاله نگاهی دوباره به روایت فتح، واقعیت در سینمای مستند و یک تجربه ماندگار از آن جهت که به نحوه ساخته شدن مجموعه برنامه های روایت فتح می پردازد دارای وحدت موضوع هستند.چهار مقاله پایانی کتاب نیز به چهار موضوع مختلف می پردازد: جایگاه فیلم کوتاه در سینمای ایران، درباره سینما کودکان، سینما و هویت دینی دفاع مقدس و گزارشی شتابزده از سینمای پاکستان. آغازی بر یک پایانآغازی بر یک پایان شامل مجموعه مقالاتی است با موضوع انقلاب اسلامی که در چهار بخش تنظیم شده است.بخش نخست به امام خمینی (ره) و ولایت فقیه اختصاص یافته است.داغ بی تسلی سوگ نوشته ای است در غم رحلت امام (ره) که البته با نگاهی امیدوار به آینده به پایان می رسد. اگر بعد از رحلت رسول الله، ظهر حکومت اسلام به غروب خونین شهادت حسین بن علی (ع) و شب بی قمر غیبت انجامید، این بار امام فرصت یافت تا وثیقه حکومت را به معتمدین خویش بسپارد و این خود نشانه ای است بر این بشارت که این بار خداوند اراده کرده است تا حزب الله و مستضعفین را به امامت و وراثت زمین برساند.مبشر صبح پس از دیدار جمعی از هنرمندان حوزه هنری با رهبر انقلاب اسلامی در آبان 1368 نگاشته شده است.امام و حیات باطنی انسان که در اولین سالگرد رحلت امام (ره) نوشته شده است، موقع و مقام حضرت امام (ره) را در بستر تاریخ حقیقی بشر که خود آن را تاریخ حیات باطنی انسان می نامد، تبیین می کند و تاریخ های ظاهری تمدن و سلاطین را از حقیقت بی بهره می داند: چرا این ظاهربینی بر بشر امروز غلبه یافته و او را تا بدین همه به سراب اندیشی و تنگ نظری کشانده است، هر چه هست انسان امروز اگرچه هنوز مبدأ شمارش روزها و سال ها را بر هجرت این رسول و تولد آن دیگری نهاده است اما دیگر قدر انبیا را نمی شناسد و تا این جهل باقی است قدر حضرت امام (ره) را نیز درنخواهد یافت چرا که او نیز از احیاگران حیات باطنی انسان و بنیان گذاران خانه حقیقت است و انقلاب اسلامی ام القرای این عصر است.در دهه شصت و امام خمینی، نویسنده آنچه را که در مقاله پیشین طرح کرده است، بسط می دد و ابعاد وجودی امام را در نسبت با تاریخ انبیا بررسی می کند.بخش دوم که شامل شش مقاله است، مسایل فرهنگی و اجتماعی مبتلا به انقلاب و نظام اسلامی را طرح و بررسی می کند.گرداب شیطان ویژگی های انقلاب اسلامی را نسبت به سایر انقلاب های اخیر برمی شمارد اما به ما در مورد شیوه های مرسوم دشمن در راندن انقلاب جوان ما به سوی دام گسترده خویش و جذب ما در گرداب لغزنده شیطان هشدار می دهد. به زعم نویسنده، شیوه رایج دشمن در این موارد گذشته از پخش اکاذیب و شایعات، آن است که آنها میان شرایط خاص حاکم بر جامعه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و سیاسی با غایات و اهداف شیطانی خویش مشترکاتی را جست وجو می کنند و با تأکید اثباتی و یا انگاری بر آن مشترکات ما را ناآگاهانه به سوی دام می لغزانند.در برابر فرهنگ واحد جهانی به بررسی راهکارهای مقابله انقلاب اسلامی با فرهنگ یکپارچه و فراگیر غربی می پردازد و از جمله پیشنهاد می کند که آنچه در جهان امروز بیش از همه برای بشر ضرورت دارد، دست یابی به منطقه ای آزاد از سلطه جهانی استکبار است.پروسترویکای اسلامی وجود ندارد، به رد برخی شبهات مطرح شده در مطبوعات سال های پایانی دهه شصت می پردازد. در این سال ها در مورد مردمی بودن شیوه حکومت دینی مسایلی مطرح شد که نویسنده را به پاسخ گویی به آنها واداشت. برخی مطبوعات با مقایسه انقلاب اسلامی و انقلاب کمونیستی، فرجامی یکسان برای آن دو پیش بینی کردند.نویسنده در این مقاله کوشیده است با تبیین تفاوت های ماهوی میان این دو انقلاب، یکسان بودن فرجام آنها را به بطلان بکشاند. در نظر نویسنده بیش از آنکه انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن در معرض فروپاشی باشد، این نظام تمدن غربی است که در سراشیب زوال و اضمحلال افتاده است.وفاق اجتماعی که در پاسخ به نظرخواهی روزنامه کیهان نگاشته شده، به نحوه ایجاد وفاق اجتماعی توسط نظام دینی در جامعه ایرانی پرداخته و به تبیین ماهیت وفاق اجتماعی با رجوع به تحقیقات دانشمندان علوم اجتماعی پرداخته است. سپس به موانع این وفاق در جامعه ایرانی اشاره کرده و شیوه غلبه بر این موانع را بررسی کرده است.اسلامیت یا جمهوریت، به دعوای تاریخی جدایی دین از سیاست می پردازد که این بار در قالب جدایی اسلامیت و جمهوریت رخ نموده است. نویسنده که خود معتقد به عینیت سیاست و دیانت است به آرا و اقوال دانشمندان مسلمان مراجعه می کند و نفس حضور اجتماعی دین را که در قالب شریعت جلوه کرده است، ملازم با تأسیس حکومت می داند.بنیان سفسطه بر باد است در زمانی نگاشته شده است که برخی نویسندگان و اندیشمندان مباحثی در باب مدیریت فقهی و مدیریت علمی مطرح کردند. نویسنده با تحلیل مفاهیم مدیریت فقهی و مدیریت علمی، تعارض میان این دو را ناشی از تعارض میان علم به مفهوم غربی آن و فقه می داند و غیر علمی بودن مدیریت فقهی را بی اساس می شمرد. در نظر او گویندگان این نظر بدون توجه به واقعیت های جامعه، نوک پیکان حمله خود را متوجه ولایت فقیه کرده اند و سعی در نفی آن دارند.بخش سوم کتاب دو مقاله در مورد بوسنی و هرزگوین است.صلیبی از خون سرخ به اوضاع دشوار و جانسوز ملت مسلمان بوسنی پرداخته است.ارتش متحد اسلام با بررسی موقعیت یک کشور مسلمان –بوسنی- در قالب اروپا و ظلمی که بر آن رفته است، تشکیل ارتش متحد اسلامی را پیشنهاد می کند.اما بخش چهارم در پنج مقاله به وضعیت معنوی جهان معاصر و حرکت باطنی انقلاب اسلامی در آن می پردازد.ایمان منجی جهان فرداست در زمان حمله آمریکا برای بازپس گیری کویت از ارتش عراق نوشته شده است و در آن، عصر تمدن غربی پایان یافته تلقی شده است. اگر این هیولای قدرت از بین برود خلأ وجود آن را چگونه باید پر کرد؟ به نظر می رسد که بیش از اضمحلال و فروپاشی کامل با رویکرد دیگرباره انسان به عالم معنا خلأ درونی بشر که ناشی از بی ایمانی است پر خواهد شد.نظم نوین جهانی و راه فطرت، بررسی مقاله ای است حکیمانه از آلن دو بنوآ درباره بحران خلیج فارس. این نویسنده فرانسوی بی پرده برخی پیچیدگی ها و نادرستی های پنهان تمدن غرب را بیان می کند و همین که این سخنان بر قلم یک فرانسوی جاری شده است خود به خود حکایت از آن دارد که امپریالیسم رسانه ای محکوم به شکست است و حق می تواند به صورت مشروط نه به طور مطلق بر زبان غربی ها نیز جاری شود.در دولت پایدار حق فرا می رسد نویسنده فرا رسیدن کسی را بشارت می دهد که هیبتش از هم اکنون همه قلب ها را گرفته است. انقلاب اسلامی فجری است که بامدادی در پی خواهد داشت و از این پس تا آنگاه که شمس ولایت از افق حیثیت کلی وجود انسان سر زند و زمین و آسمان ها به غایت خلقت خویش واصل شوند، همه نظاماتی که بشر از چند قرن پیش در جست وجوی اتوپیای لذت و فراغت – که همان جاودانگی موجود شیطان است برای آدم فریب خورده- به مدد علم تکنولوژیک بنا کرده است یکی پس از دیگری فرو خواهد پاشید و خلاف آنچه بسیاری می پندارند، آخرین مقاتله ما به مثابه سیاه عدالت نه با دموکراسی غرب که با اسلام آمریکایی است که اسلام آمر ...

ادامه مطلب  

پلی دیدنی و خاص در سرزمین ونکوور/عکس  

درخواست حذف این مطلب
تصویری از یک پل دیدنی و خاص واقع در ونکوور کانادا را مشاهده می کنید. آفتاب نیوز : تصویری از یک پل دیدنی و خاص واقع در ونکوور کانادا را مشاهده می کنید.کد خبر: ۵۲۴۹۳۷ تاریخ انتشار: ۰۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۳:۵۰ برچسب ها: پل ، ونکوورxshare google plus google reader stumble upon delicious facebook twitter cloob digg با ...

ادامه مطلب  

فردا پنجشنبه اولین روز ماه رمضان است  

درخواست حذف این مطلب
با رویت حلال ماه رمضان، فردا (پنجشنبه) اول ماه مبارک رمضان اعلام شد. آفتاب نیوز : ستاد استهلال با اعلام رویت حلال ماه رمضان، فردا پنجشنبه را اولین روز از ماه مبارک رمضان اعلام کرد.منبع: ایسناکد خبر: ۵۲۳۹۱۱ تاریخ انتشار: ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱:۲۶ برچسب ها: ماه رمضان ، حلال ماه رمضانxshare google plus google reader s ...

ادامه مطلب  

عکس/ استفاده از اسب آبی برای حمل کالسکه!  

درخواست حذف این مطلب
در تصویر زیر استفاده از اسب آبی برای حمل ارابه در اوایل قرن بیستم در آمریکا را می بینید. آفتاب نیوز : کد خبر: ۵۲۳۹۳۵ تاریخ انتشار: ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۷ - ۰۲:۲۰ برچسب ها: اسب آبی ، کالسکهxshare google plus google reader stumble upon delicious facebook twitter cloob digg بازدید از صفحه اولارس ...

ادامه مطلب  

هیچ عقب نشینی از ژنو تا وین صورت نگرفته/اجازه مذاکره درباره تحریم های اولیه را نداشتیم/ تا زمانی که از برجام نفع خود را می بریم در آن می مانیم  

درخواست حذف این مطلب
جوان آنلاین: سید عباس عراقچی معاون سیاسی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام شب گذشته در برنامه «جهان آرا» شبکه افق در خصوص «آینده برجام» سخن گفت.*تغییر ساختار وزارت خارجهعراقچی در گفت وگو با وحید یامین پور مجری این برنامه درباره تغییر ساختار وزارت خارجه بیان کرد: تجدید ساختاری که در وزارت خارجه صورت گرفته به این خاطر است که این وزارتخانه به صورت چابک تری حرکت کند.وی افزود: در ساختار جدید وزارت خارجه تخصصی تر و معاونت های منطقه ای حذف شده و به جای آن اداره کل های منطقه ای ایجاد شده است.عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای در ادامه بیان کرد: برنامه جهان آرا برنامه شناخته شده ای است، بحث ما هم چالشی خواهد بود شما جزو مجریان و منتقدان هم هستید. امیدوارم امشب یک بحث و برنامه با تقوا داشته باشیم و هدفمان این باشد که به ابهامات و سوالات پاسخ داده شود و صادقانه به بحث گذاشته شود، هدف حتما مچ گیری نیست. هدف این است که شما سوالات دقیقی را مطرح و هم توقع این است که من صادقانه پاسخ دهم و هم توقع این است که آنهایی که گوش می دهند صادقانه گوش بدهند و دنبال این نباشند که از بین صحبت های من جمله ای در بیاورند و قبل و بعدش را بزنند.وی درخصوص مطالبی که در فضای مجازی درباره اش منتشر می کنند نیز گفت: بله می خوانم و برایم می فرستند. آنها هم خوب و جالب است.یامین پور هم گفت که من در این برنامه به عنوان منتقد حضور ندارم به عنوان مجری هستم، ولی این اجازه را به من داده اید که به نمایندگی از مردم سؤالاتی که در افکار عمومی از شما مطرح است، صریح و صادقانه بپرسیم.*صحبت غیررسمی ندارم/مجبورم در چارچوب صحبت کنممعاون سیاسی وزیر خارجه ادامه داد: من صحبت غیررسمی ندارم. به عنوان معاون وزیر خارجه و عضو تیم مذاکره کننده هر صحبت من رسمی است. عراقچی اضافه کرد: مقید هستم در چارچوب مواضع کشور و دستورالعمل هایی که به من داده می شود به عنوان یک دیپلمات، هر دیپلماتی در چارچوب دستورا لعمل ها حرکت می کند و برای من واجب است در چارچوب مواضع جمهوری اسلامی صحبت کنم. چون هر چه من بگویم به عنوان موضع کشور تلقی می شود و حرفی را نزنم که در مذاکرات برای من مشکل ساز شود و حریفان ما از آن سوءاستفاده کنند. اینها محدودیت های من است ولذا با این محدودیت ها نمی توانم کنار کسی بنشینم و با آن مناظره کنم، هر کسی را بیاورید چه اساتید دانشگاه، مذاکره کنندگان سابق حتی وزیر خارجه اسبق و سابق، آنها آزادانه صحبت می کنند، ولی من مجبور هستم در چارچوب صحبت کنم. در هر مناظره ای که من باشم دو طرف هم سنخ هم نیستند. دستور ما این است که وارد مذاکرات چالشی نشویم.مجری برنامه خطاب به عراقچی با بیان اینکه شما چهره ای هستید که سیاست خارجی را به سیاست داخلی و منافع حزبی و جناحی گره نزدید برخلاف کسانی که در لباس دیپلمات ها در فیلم های رسمی و غیررسمی حتی در گفت وگوهای رسمی عنوان کرده اند که تصمیمات در حوزه بین الملل در انتخابات ما اثر می گذارد و اینها منتشر هم شده است و مردم به چنین دیپلماتی اعتماد نمی کنند ولی الحمدالله چهره ای که از شما هست قابل اعتماد هست و این به من کمک می کند که سوالاتم را صریح تر از شما بپرسیم.معاون وزیر خارجه در پاسخ بیان کرد: دیپلمات در تعریفش مثل یک سرباز کشور است به هیچ یک از مسائل داخلی نباید ورود کرده و دخالتی داشته باشد و ماموریت های محوله نظام را صادقانه اجرا کند، دیپلمات های ما عموما همین هستند. اگر کسی در همان شکلی که شما گفتید عمل کرد حتما تخلف کرده است، ولی احساس می کنم شما یکی دو مورد خاص در ذهنتان بود که من آنها را اینگونه قبول ندارم.* 40 سال است ظریف برای نظام کار می کندبه گزارش فارس، عراقچی در خصوص اظهارات مجری برنامه مبنی بر اینکه در شورای روابط خارجی آمریکا صحبت کرده و عنوان می کند که مواضعی که می گیریم بر انتخابات بعدی اثر می گذارد و نمی خواهم موضوع را باز کنم ما نباید با برگ سیاست خارجی در سیاست داخلی بازی کنیم، افزود: حتما اینگونه است و همه ما آن را رعایت می کنیم. در جلسه سخنرانی آقای ظریف من حضور داشتم، اصلا منظور ایشان این نبود، نمی خواهم دفاع کنم،صادقانه عرض می کنم، آقای ظریف 40 سال است برای نظام کار می کند در نیویورک و تهران و هزاران سخنرانی انجام داده و صدها و هزاران ساعت مذاکره داشته است و اینکه در یک سخنرانی یک جمله را بچسبید، درست نیست. ایشان درباره دموکراسی در ایران صحبت می کرد و اتفاقا در سخنرانی خود در دفاع از انتخاب رئیس جمهور قبلی (احمدی نژاد) سخن می گفت که مردم از وضع دولت قبل ناراضی بودند و.... بحثی خوب و در چارچوب منافع نظام بود.*در ژنو گفتیم باید ته مذاکره را بدانیموی در ادامه این برنامه در پاسخ به سؤالی درباره توافق ژنو که به برجام منجر شد و آیا آن چیزی که در برجام توافق شد همان بود که در ژنو بر سر آن توافق حاصل شد؟ گفت: ژنو یکسری اصول کلی و خط مشی ها را به عنوان توافق اولیه مشخص کرد و در دو سالی که مذاکره شد این را به یک توافق با همه جزییات و دقایقش تبدیل کردیم. در ژنو یک توقفی را در روندی که به سمت حاد شدن می رفت ایجاد کرد و دو طرف توافق کردند آنجایی که هستند بایستند و شروع به مذاکره کنند.معاون وزیر خارجه یادآور شد: ما در ژنو گفتیم ما به این کفایت نمی کنیم که هر کس هر جا هست بایستد، باید ته مذاکره را بدانیم که در آخر به چه چیزهایی خواهیم رسید، برای ما مهم بود که آخر مذاکره غنی سازی ما ادامه یابد و به آن احترام گذاشته شود. یکی از خطوط قرمز بسیار پررنگ ما این بود که غنی سازی حتی یک روز متوقف نشود و ادامه یابد و به آن احترام گذاشته شود.* دنبال تثبیت حق مسلم خودمان بودیمعراقچی بیان کرد: در ژنو درباره تحریم ها، برنامه هسته ای، محدودیت ها و اقدامات اعتمادساز و رفع تحریم ها تصمیمات کلی گرفته و همه در برجام پیاده شد. در بحث تحریم ها که توافق کرده بودیم تمام تحریم های مرتبط با هسته ای به طور کامل برداشته شود، در برجام به طور کامل عنوان و به این ترتیب عمل شد. یک اشکالی نسبت به سوال شما دارم، اینکه مسئله اصلی رفع تحریم ها بود نه این گونه نبود.به گزارش فارس، وی ادامه داد: رفع تحریم ها خواسته بسیار بزرگ ما بود، ولی ما در بحران هسته ای، خواست اصلی ما و شعار اصلی مردم ما این بود که «انرژی هسته ای حق مسلم ماست.» اگر می خواستیم برای تحریم ها وارد مذاکره شویم، چرا کاری کردیم که تحریم شویم؟ ما دنبال تثبیت حق مسلم خودمان بودیم.وی افزود: خواسته هایی که داشتیم که تمام تحریم های مرتبط با هسته ای برداشته شود هم در متن برجام هم در عمل برداشته شد.معاون وزیر خارجه درباره اینکه تحریم ها در لوزان به تحریم های ثانویه محدود شد نیز اظهار داشت: اعتقاد ندارم ما وارد مذاکرات شدیم برای رفع تحریم ها، بلکه وارد مذاکره شدیم که حق مسلم خود را تثبیت کنیم و جامعه بین الملل و 1+5 و شورای امنیت به برنامه غنی سازی ما احترام بگذارند و این یک دستاورد بزرگ است. وی گفت: تحریم هایی که به دنبال برداشتن آن بودیم تحریم های مرتبط با هسته ای بود. ما تحریم های دیگری هم داریم که بعد از انقلاب اعمال شد که همان تحریم های اولیه هستند. بعدا که در بحث هسته ای وارد شدیم تحریم های ثانویه را اعمال کردند. ما در ژنو توافق کردیم تمام تحریم های مرتبط با هسته ای برداشته شود، در لوزان و برجام وقتی پیاده شد همه اینها تحریم های ثانویه بود. ما اجازه مذاکره درباره تحریم های اولیه را نداشتیم. ما باید در این خصوص درباره روابط دوجانبه و حادثه گروگانگیری مذاکره می کردیم. عراقچی افزود: من لوزان را توافق نمی نامم، وقتی به مراحل آخر نزدیک شدیم در لوزان و به داشته هایی که رسیدیم در یک بیانیه مطبوعاتی اعلام کردیم. برجام تمام تحریم هایی که به بهانه هسته ای گذاشته شده بود و تحریم های اروپا و شورای امنیت را برداشته است.*هیچ عقب نشینی از ژنو تا وین صورت نگرفته استرئیس ستاد پیگیری اجرای برجام تصریح کرد: هیچ عقب نشینی از ژنو تا وین صورت نگرفته است.وی گفت: تمام خواسته ما این بود تمامی تحریم ها باید همزمان با اقدامات ایران، لغو شود، اروپایی ها قبول کردند، شورای امنیت قبول کرد. تحریم های آمریکا دو دسته است تحریم های کنگره و تحریم های رئیس جمهور و دستورات اجرایی رئیس جمهور که آمریکایی ها گفتند ما دستورات رئیس جمهور را می توانیم لغو کنیم، ولی کنگره خودش باید لغو کند. کنگره چون دست جمهوری خواهان است آن را لغو نمی کنند، ولی می توانیم ویو (اسقاط) کنیم. این بحث به داخل منتقل و درباره آن نتیجه گیری شد که تحریم های کنگره را رئیس جمهور ویو کند ولی متعهد شود آن را ادامه دهد. در سال 94 مقام معظم رهبری فرمودند که تحریم ها باید لغو شود، ولی برخی تحریم ها را می گویند رئیس جمهور آمریکا اختیار ندارد، عیب ندارد همان ها را که اختیار دارد، لغو کند.به گزارش فارس، معاون وزیر خارجه خاطرنشان کرد: دستورات اجرایی رئیس جمهور آمریکا لغو شد، رئیس جمهور آمریکا اختیار دارد قوانین کنگره را ویو کند که برخی 120 روزه و برخی 180 روزه است. رئیس جمهور آمریکا طبق قانون اساسی نمی تواند برای ابد یک قانون را ویو کند. در برجام رئیس جمهور آمریکا متعهد شده که قوانین کنگره را ویو کند و متعهد شده بعد از 120 روز دوباره ویو کند و برای همین است که اگر ترامپ ویو نکند، نقض برجام را انجام داده است.وی درباره بدعهدی های آمریکا نیز ادامه داد: آنچه ویو تحریم های کنگره بود تا الان انجام شده است، آنچه به عنوان نقض تعهدات آمریکا است را به کمیسیون مشترک ارائه کرده و اعتراض خود را ثبت کردیم؛ مواردی است که مربوط به پاراگراف های 26، 28 و 29 است که همه متعهد شدند برجام را براساس فضای سازنده اجرا کنند. ترامپ از زمانی آمده شروع کرده به تخریب این فضای سازنده و هر روز حرف از پاره کردن برجام می زند که این خلاف برجام و نقض برجام است.عراقچی درباره قانون صدور ویزا و آیسا نیز بیان کرد: قانون ویزا قانونی بود که کنگره آمریکا تصویب کرد که ورود اتباع برخی کشورها را ممنوع کند، اینکه قانون چقدر بی مبنا بود و کشورهای واقعی تروریست پرور را در برنگرفت، بماند، ولی اثر جانبی که برای ما می توانست داشته باشد این بود اتباع آمریکایی که برای بیزینس و امر اقتصادی به ایران مسافرت می کند، با مشکلی مواجه می شد که اگر می خواست به آمریکا برود باید ویزا می گرفت، نمی توان این را نقض برجام نامید، ولی در بحث حسن نیت نیست. این قانون (ویزا) به طور خاص نقض فاحش و معمولی برجام نبود. نقض بند 26 و 28 از این بابت که فضای کار اقتصادی با ایران را می توانست دچار مشکل کند، بود. عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته ای ایران خاطرنشان کرد: نقضی به عنوان نقض فاحش است که برجام را به این سمت می برد که کنار گذاشته شود. ما اعتراض کردیم نقض بندهای 26 و 28 است، آن زمان آمریکایی ها در مورد مباحث اقتصادی ویو کردند.* اختصاص بیش از 80 میلیارد دلار خطوط اعتباری در 2 سال گذشتهبه گزارش فارس، رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام ادامه داد: ما در طول 2 سال گذشته موارد متعددی داشتیم که با ایران وارد کار اقتصادی شدند و سرمایه گذاری کرده و قرارداد را هم امضا کردند و کنار هم نرفتند، مثل توتال. در طول 2 سال گذشته بیش از 80 میلیارد دلار خطوط اعتباری به ما اختصاص داده شد که نزدیک 29 میلیارد دلار امضا و 12 میلیارد دلار آن اجرایی شده است. ترامپ از زمانی که آمده با بیان این حرفها که می خواهم از برجام خارج شوم و تمدید نمی کنم، فضای بلاتکلیفی و سرگردانی را ایجاد کرده که نقض برجام است و ما با این مقابله خواهیم کرد. حتما بحث تخریبی که ایشان در فضای مطلوب برای سرمایه گذاری در ایران انجام داده، نقض برجام است و با آن برخورد خواهیم کرد.*مجوزهای خرید هواپیما را با تاخیر صادر کردندعراقچی افزود: آمریکایی ها در برخی جاها که تکالیفی را داشتند یک مقدار با تاخیر و تعلل انجام دادند، مجوزهای خرید هواپیما را با تاخیر صادر کردند. خریدهایی که از ایرباس و بوئینگ انجام شده، مجوزهایش داده شده است.وی گفت: آمریکا مجوز فروش هواپیما به ایران را صادر کرده است.عراقچی در پاسخ به سؤال مجری که چرا پس 115 هواپیمای مسافربری زمین گیر را داریم؟ گفت: سفارشاتی که برای هواپیماها هست طبق روال انجام می شود و تا الان 10 تا 11 هواپیما وارد شده است. موعد تحویل اکثر آنها در 2018 است، ایرباس یکی دو مورد آماده داشت که تحویل داد. اینکه هواپیماهایی هستند و زمین گیرند در این باره باید مسئولان هواپیمایی توضیح دهند. اینها به این دلیل نیست که مجوزی برای این کار نیست، یک تعدادی از موتورها به خارج از کشور اعزام و تعمیر شد و برگشت. مسائل مالی و اعتبارات معمولا دخیل است، برجام موانعی که بر سر راه اقتصاد ایران بوده از جمله هواپیماها را برداشته است.معاون وزیر خارجه در پاسخ به این سؤال که مجوزی که برای ایرباس صادر شده مجوزهای موردی است، ولی آمریکا تعهد داده بود مجوز کلی صادر کند، عنوان کرد: مجوز فروش هواپیما به ایران جزو تحریم های اولیه آمریکا است و تحریم هسته ای نیست. در تحریم هایی که با برجام برداشته شده، چند مورد جزو تحریم های غیرهسته ای است که یکی بحث فروش هواپیماست، بحث صادرات مواد غذایی و فرش ما به آمریکا و دیگری اجازه به شعب غیرآمریکایی شرکت های آمریکایی، یعنی شرکت های آمریکایی که در اروپا شعبه دارند می توانند با ایران کار کنند.*بازی هایی که آمریکایی ها بعد از اجرای برجام درآوردندمعاون ظریف درباره اینکه چرا ما به سرعت تعهداتمان را اجرایی کردیم و آیا ما عجله نکردیم؟ خاطرنشان کرد: شما دو موضوع را قاطی کردید، یکی چند ماهه رسیدن به توافق و اجرایی شدن توافق و اینکه چه کسی زودتر کارش را انجام دهد و دیگری درباره اجرایی شدن و زمان بهره برداری ما از رفع تحریم ها. در زمانی که برجام می خواست اجرایی شود یکسری کار را ما باید انجام می دادیم، یکسری کار را آنها. آنها (اروپا، آمریکا و شورای امنیت) باید تحریمها را لغو یا ویو می کردند که کار یک مصوبه بود، ولی کارهای ما در این زمینه چند ماهی طول می کشید مثل جمع آوری سانتریفیوژها و ... کارهای آنها طولانی نبود.رئیس ستاد پیگیری اجرای برجام خاطرنشان کرد: بحث این بود که چه کسی اول انجام دهد. رهبری عنوان کردند که اقدامات دو طرف باید متناظر انجام شود، نه همزمان. آنها تحریم ها را لغو کردند و تاریخ اجرا را گذاشتند بعد از انجام کارهای ما. یعنی ابتدا آنها تحریم ها را لغو کردند، هم شورای وزیران اتحادیه اروپا جلسه گذاشت، هم شورای امنیت قطعنامه 2231 را تصویب کرد و قطعنامه های قبلی را لغو کرد و هم آمریکایی ها دستورات اجرایی را صادر کردند، ولی زمان اجرای آن زمانی شد که ایران کارهایش را انجام دهد. عراقچی ادامه داد: طبق قول و قرار این کار انجام شد و به نقطه ای رسیدیم که کارمان را انجام داده بودیم و آنها تحریم ها را لغو کردند. از 26 دی 94 وارد اجرای برجام شدیم و باید از مزایای رفع تحریم ها بهره مند شویم. در اینجا آمریکایی ها شروع به بازی در آوردن کردند، هم دولت قبلی و هم دولت کنونی، نه اینکه قوانین خود را دوباره برگردانند و با فضایی که ایجاد کردند و سخت گیری هایی که اوفک انجام می داد و زمانی ترامپ آمد با جنجال هایی که ایجاد کرد فضا را برای ما تخریب کردند که ما نتوانیم به صورت کامل از مزایای برجام بهره مند شویم.*راکتور آب سنگین اراکبه گزارش فارس، وی درباره راکتور آب سنگین اراک نیز گفت: اراک یعنی راکتور آب سنگین، آنچه در اراک می ساختیم یک راکتور تحقیقاتی بود و قدرتی نبود که برق تولید کند و یک راکتور آب سنگین آسانترین و سریع ترین راه رسیدن به بمب هسته ای است. چون در ضایعات سوختش پلوتونیوم پدید می آید که بازفراوری می کنند و ماده اولیه برای بمب تولید می شود. این موضوع در برنامه هسته ای ایران مایه نگرانی جدی بود که ایران دارای یک راکتور است که سریع به بمب برسد. ما که برنامه بمب نداشتیم.وی ادامه داد: مذاکرات که شروع شد یکی از موضوعات اصلی بحث اراک بود. آنها می گفتند اراک باید جمع شود، خط قرمزی که بسیار پررنگ بود و برای ما گذاشته شده بود این بود که اراک باید راکتور آب سنگین باقی بماند. اگر می شد به لحاظ فنی پلوتونیوم را از بین می برد ایرادی نداشت، ولی ماهیت آب سنگین باید حفظ می شد. آمریکایی ها و اروپایی ها ماه ها اصرار می کردند اراک باید جمع شود، بعد گفتند اراک را جمع کنید ما یک راکتور آب سنگین پیشرفته برایتان می سازیم و 130 میلیون دلار هزینه اش را پرداخت می کنیم که ما چندین ماه در این زمینه بحث و جدل کردیم و نپذیرفتیم.معاون وزیر خارجه افزود: بعد از چند ماه گفتند یک راکتور ترکیبی بسازیم که هم با آب سبک کار کند هم با آب سنگین، دانشمندان ما بررسی کردند که این آب سنگین نیست، ولی ماهیت اصلی آب سبک است و نپذیرفتیم بعد از ماه ها کشمکش متخصصان ما گفتند ما طراحی ارائه می دهیم که میزان تولید پلوتونیم کاهش می یابد آمریکایی ها گفتند شما نمی توانید و چندین جلسه دانشمندان ما و آمریکا نشستند که این طرح را بررسی کردند و بالاخره آمریکایی ها اعتراف کردند که طرح ایران به لحاظ فنی کار می کند و درست است.وی بیان کرد: در لوزان راکتور آب سنگین را با قلبی که ایران طراحی می کند که هم آب سنگین است و هم پلوتونیوم تولید نمی شود، قبول کردند. گفتند قلب (کلاندریا) را از بین ببرید و جدید بسازید. بچه های سازمان انرژی اتمی گفتند ما این را از بین نمی بریم و می خواهیم در موزه ای که داریم بگذاریم، گفتند ما در سوراخ های قلب بتن می ریزیم که قابل کارایی نباشد و به جای آن قلب جدید می سازیم.معاون وزیر خارجه با طرح این سؤال که در توافق ژنو اسم اراک چه بود؟ اضافه کرد: در نهایت قلب راکتور خارج شد و قرار است با قلب جدید جایگزین شود.* در داخل به جای اینکه حرف ما را قبول ک ...

ادامه مطلب  

توصیه ی ما این است که در مدیریّت های مختلف، جوان ها بیشتر به کار گرفته بشوند  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، به نقل از khamenei.ir، حضرت آیت الله خامنه ای در تاریخ اول فروردین ۹۷ در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، بیانات مهمی را ایراد فرمودند.مشروح سخنان مقام معظم رهبری در این دیدار به شرح زیر است.بسم الله الرّحمن الرّحیمو الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علیٰ سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفیٰ محمّد و علیٰ آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین. اللّهمّ صلّ علىٰ ولیّک علىّ بن موسیٰ عدد ما فی علمک صلاةً دائمةً بدوام عزّک و سلطانک، اللّهمّ سلّم علىٰ علىّ بن موسى الرّضا عدد ما فی علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک. اللّهمّ صلّ علیٰ ولیّک علیّ بن محمّد الهادی النّقیّ سلاماً دائماً بدوام عزّک و سلطانک.خدای متعال را شاکرم که توفیق عنایت کرد یک بار دیگر، یک سال دیگر در کنار این بقعه ی مطهّر و مبارک با شما مردم عزیز و وفادار دیدار کنم و سلام مخلصانه ی خود را به زوّار عزیزی که از سراسر کشور در اینجا اجتماع کرده اند و به مجاوران محترم این شهر مقدّس عرض کنم. حلول سال نو و عید نوروز را تبریک عرض میکنم و شهادت حضرت امام هادی (سلام اللّه علیه) را تسلیت عرض میکنم. این امام بزرگوار در مجموعه ی آثار و برکاتی که از ائمّه ی هدیٰ (علیهم السّلام) رسیده است، این خصوصیّت را دارد که در ضمن زیارت، مهم ترین فصول مربوط به مقامات ائمّه (علیهم السّلام) را با بیان وافی و شافی، با زیباترین تعبیرات بیان کرده اند. زیارت جامعه ی کبیره، از این بزرگوار است؛ زیارت امیرالمؤمنین در روز غدیر که یکی از غُرَر (۱) تعبیرات و فرمایشات ائمّه (علیهم السّلام) است، از این بزرگوار است. امیدواریم که به برکتِ نگاهِ عطوفت آمیزِ این امام بزرگوار -که شهادت ایشان با روز اوّل سال و با عید نوروز همراه شده است- ملّت ایران در این سال از هدایت الهی برخوردار باشند.امروز چند مطلب را من عرض خواهم کرد به شما برادران و خواهران عزیز که حضور دارید و در واقع به همه ی ملّتِ بزرگِ ایران. اوّلاً یک نگاه گذرا و اجمالی به کارنامه ی چهل ساله ی جمهوری اسلامی -چه در اصول بنیانی و شعار ها و ارزشها، و چه در عملکردها- خواهیم کرد؛ چون سال ۱۳۹۷ که امسال است، چهلمین سال پیروزی انقلاب است. در این چهل سال، این پرچمِ برافراشته، چشم ها را، دل ها را در مجموعه ی عظیمی از ملّتهای منطقه به خود جلب کرده است. مایلیم یک نگاه اجمالی بکنیم، ببینیم در این چهل سال، شعار های اصلیِ نظامِ جمهوریِ اسلامی در چه وضعیّتی است، عملکرد ما مسئولین در این مدّت چگونه است. البتّه این بحث، یک بحث طولانی و مفصّلی است که با آن طول و تفصیل، مناسب این جلسه نیست لذا بنده اکتفا میکنم به بیانی کوتاه و تقریباً بااشاره؛ بیان مفصّلِ این موضوع را محوّل میکنم به جلسه ی دیگری در ماه مبارک رمضان. اگر زنده بودم و ماه مبارک را درک کردم، در یکی از دیدار های ماه مبارک رمضان، مفصّل در این زمینه ان شاءاللّه صحبت خواهم کرد؛ یک مطلب این است.مطلب بعدی این است که عرض کنیم در کشور ما استعداد ها و ظرفیّتهای بسیار گسترده ای وجود دارد که تاکنون از آن ها استفاده نشده است؛ اگر استفاده بشود، وضعیّت کشور بمراتب پیش خواهد رفت و بهتر خواهد شد. مطلب بعدی که امروز عرض میکنم، این است که موانع استفاده ی از این ظرفیّتها چیست؛ یک مقداری به عیوب رفتاریِ خودمان واقف بشویم؛ ببینیم چه چیزی موجب شده است که ما نتوانیم از این ظرفیّت وسیع استفاده کنیم. مطلب بعدی، سر فصل بعدی، راجع به شعار امسال است که «حمایت از کالای ایرانی» است؛ یک توضیحی در این زمینه عرض میکنم. بعد هم یک اشاره ای به مسائل منطقه و یک اشاره ای به آینده خواهم کرد؛ این فهرست بحث های امروز است. امیدوارم برادران عزیز و خواهران عزیز که در جلسه حضور دارند، با حوصله این بحث را بشنوند و از خدای متعال درخواست میکنم که زبان بنده را گویا کند تا بتوانم آنچه مورد نظر است بیان کنم.در بابِ ارزش های اصلیِ انقلاب و شعار های انقلاب و اصول بنیادین انقلاب، آنچه من میتوانم عرض بکنم این است که انقلاب، امتحان خوبی در این زمینه پس داده است؛ یعنی ملّت ایران توانسته است اصول بنیادین را و شعار های اصلی انقلاب را به همان استحکامِ اوّل، تا امروز حفظ کند. شعار ها و ارزش های اصلی این ها است: استقلال، آزادی، مردم سالاری، اعتماد به نفس ملّی و خود باوری ملّی، عدالت، و برتر و بالاتر از همه ی این ها تحقّق و پیاده شدن احکام دین و شریعت در کشور؛ این شعار ها با همان طراوتِ اوّل حفظ شده است.امروز کشور از استقلال برخوردار است و این خواسته ی عمومی این مردم در انقلاب بوده، یعنی واکنش ملّت ایران به دویست سال سلطه ی بیگانگان بر این کشور است. این را خوب است جوان های ما، اهل فکر و تحقیق ما، مورد توجّه قرار بدهند. تا قبل از انقلاب، حدود دویست سال قدرت های سلطه گر بر این کشور مسلّط بودند و حکومت ها زیر سایه ی قدرت های بیگانه حکومت میکردند. حکومت قاجار با تضمینِ دولتِ تزاریِ روسیه بر سرِ پا بود؛ یعنی در جنگ های ایران و روس، در قضیّه ی ترکمانچای، عبّاس میرزای قاجاری [از روس ها]قول گرفت که حکومت در خاندان قاجار باقی بماند؛ یعنی خاندان قاجار زیر پرچم و ضمانت روس ها زندگی میکردند. بعد انگلیس ها آمدند، رضاخان را سر کار آوردند؛ همان انگلیس ها محمّد رضا را سر کار آوردند؛ بعد در بیست وهشتم مرداد سال ۳۲ آمریکایی ها وارد میدان شدند و محمّد رضا را تجدید سلطنت کردند؛ یعنی در طول این سال های متمادی، حکومت های ما را یا این قدرت یا آن قدرت می آورد و میبُرد. در یک برهه ای از زمان -قرارداد ۱۹۰۷- انگلیس و روس تزاری با هم توافق کردند، کشور ایران را بین خودشان تقسیم کردند؛ یک قسمت زیر سلطه ی انگلیس، یک قسمت زیر سلطه ی روس، یک قسمت کوچک هم این وسط مستقل؛ یعنی این جور کشور در زیر سلطه بود؛ لذا خواست عمومی ملّت ایران این بود که از این حالت خارج بشود و استقلال پیدا کند. من میتوانم عرض بکنم که امروز هیچ کشوری در دنیا، ملّتی به استقلال ملّت ایران ندارد؛ همه ی ملّتهای دنیا به نحوی از انحاء، نوعی ملاحظه کاری در مقابل قدرت ها دارند. آن ملّتی که آرائش تحت تأثیر هیچ کدام از قدرت ها قرار نمیگیرد، ملّت ایران است؛ بنابراین استقلال محفوظ ماند.آزادی؛ استقلال و آزادی در کنار هم جزو شعار های اصلی انقلاب بوده است؛ آزادی در این کشور تأمین شده است. بله، عدّه ای بی انصافی میکنند؛ از آزادی موجود استفاده میکنند و بدروغ میگویند آزادی وجود ندارد؛ رادیو های بیگانه و تبلیغات بیگانه هم سخن آن ها را بازتاب میدهند. واقع قضیّه این نیست؛ امروز در کشور ما آزادی فکر هست، آزادی بیان هست، آزادی انتخاب هست؛ هیچ کس به خاطر اینکه فکرش و نظرش مخالف نظرِ حکومت است، مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمیگیرد. هرکس ادّعا کند که «من مورد فشار قرار گرفته ام، چون عقیده ام در فلان مسئله برخلاف عقیده ی حکومت بوده»، هرکس این جور ادّعایی بکند، دروغ گفته؛ چنین چیزی نیست. افراد متعدّد در رسانه های مختلف، افکارِ گوناگونِ ضدّ حکومت را -که عقیده شان است- ابراز میکنند و کسی هم با این ها کاری ندارد؛ بنا هم نیست که کسی متعرّض این ها بشود. آزادی بیان هم هست؛ میتوانند بگویند.بله، آزادی در همه جای دنیا چهارچوب دارد؛ آزادی یعنی «برخلاف قانون عمل کردن» وجود ندارد؛ آزادی یعنی «برخلاف دین و شریعت عمل کردن» وجود ندارد. چهارچوب آزادی در کشور ما، قانون اساسی ما و قوانین کشور و همه الهام گرفته ی از شریعت مطهّر اسلام است؛ البتّه این هست. اینکه کسی توقّع داشته باشد آزاد باشد و برخلاف قانون عمل کند، منطقی نیست و این وجود ندارد؛ بنابراین آزادی هست.مردم سالاری؛ انتخابات عمومی در کشور ما جزو کم نظیرترین انتخابات ها در تمام دنیا و در کشور های مختلف است. تقریباً همه ی سال ها و اخیراً هر دوسال یک بار، انتخابات انجام میگیرد. در انتخابات همه آزادند، همه شرکت میکنند، با شور و شوق هم ملّت ما شرکت میکنند. شما ملاحظه کنید در این چهل سال، دولت هایی که با انتخاب مردم سرِ کار آمدند، دارای گرایش های مختلف بودند؛ یک وقت گرایش به نوعِ سیاستی داشتند، یک وقت گرایش به ضدّ آن داشتند؛ همه ی این ها را مردم انتخاب کردند. مردم سالاری در کشور ما مستقر است. ما در انتخابات های خودمان نگذاشتیم یک روز تأخیر بشود، حتّی در دوران جنگ.ارزش و اصل دیگر، اعتماد به نفس ملّی و خودباوری ملّت ایران است یعنی ملّت، در مقابل دیگران احساس انفعال و سرافکندگی نداشته باشد؛ یعنی روحیه ی «ما میتوانیم»؛ این امروز بحمداللّه در کشور وجود دارد. البتّه عرض کردم، شرح این ها و آمار های مربوط به این ها طولانی است و این ها را در جلسه ی دیگری عرض خواهم کرد. امروز بحمداللّه ملّت ما و جوانان ما روی پای خودشان می ایستند و احساس استقلال و خودباوری میکنند.مسئله ی عدالت. بنده در چند هفته ی قبل گفتم (۲) در بحث عدالت عقبیم؛ عقیده ی من همین است، منتها دیگران -بدخواهان- جور دیگری استفاده کردند؛ معنای این حرف را این قرار دادند که کشور در باب عدالت، هیچ حرکتی انجام نداده است؛ این خلاف واقع است. در باب عدالت کار های بسیار زیادی انجام گرفته، کار های بسیار خوبی انجام گرفته است، منتها این، آن عدالتی که ما دنبالش هستیم و آرزوی ملّت مسلمان است نیست، با آن فاصله دارد؛ وَالّا اگر شما مقایسه کنید کشور ما را با دوران قبل از انقلاب یا با بسیاری از کشور های دیگر، می بینید در اینجا فاصله ی طبقاتی کمتر است، توانایی های قشر ضعیف بیشتر است، عمومیّت آموزش وپرورش و بهداشت و دیگر چیز ها حتماً از بسیاری کشور های دیگر بیشتر است.من یک آماری اینجا نوشته ام که این را بد نیست بگویم. منشأ این آمار و کسی که این آمار را داده است، بانک جهانی است؛ یعنی آمار داخلی نیست. اینجا گفته میشود که پیش از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بود. ضریب جینی، یک محاسبه ای است که برای نشان دادن شکاف طبقاتی و فاصله ی فقیر و غنی در کشور ها انجام میگیرد؛ هرچه عدد این ضریب بالاتر باشد، شکاف طبقاتی بیشتر است؛ هرچه کمتر باشد، شکاف طبقاتی کمتر است. قبل از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بوده است؛ در سال ۹۴ ضریب جینی در کشور ۳۸ بوده است؛ یعنی ما این مقدار -فاصله ی ۵۰ و ۳۸- توانسته ایم فاصله ی طبقاتی را کم کنیم.[طبق]یک آمار دیگر -که این آمار هم مربوط است به بانک جهانی؛ آمار بانک جهانی است؛ جزو آمار های بین المللی است- قشر فقیر مطلق، پیش از انقلاب ۴۶ درصدِ ملّت ایران بودند، یعنی تقریباً نصف ملّت ایران قبل از انقلاب جزو قشر های فقیر مطلق بودند؛ امروز این عددِ ۴۶ درصد، رسیده است به ۹/۵ درصد -البتّه در سال ۹۳؛ آمار بعد از آن را بنده ندارم- یعنی این مقدار، کار انجام گرفته.جمهوری اسلامی با وجود همه ی فشار هایی که داشته است، در تأمین عدالت کار های بزرگی انجام داده است و پیشرفت های خوبی کرده است. البتّه تبلیغات، چیز دیگری را میگوید؛ و آن عدالتی هم که ما توقّع داریم، ما دنبالش هستیم، بیش از این ها است؛ بنابراین شعار عدالت هم، شعار واقعی است و شعاری است که بحمداللّه در کشور، ماندگار و مستقر است؛ و مسئله ی دین و تحقّق شریعت به برکت وجود شورای نگهبان؛ که همه ی قدرت های مستکبر هم با شورای نگهبان مخالفند، به خاطر اینکه تأمین کننده ی انطباق قوانین و عملکرد ها با شرع مقدّس است؛ این مربوط به شعارها؛ بنابراین من میتوانم به طور اجمال عرض بکنم که عملکرد چهل ساله در زمینه ی شعار های اصلی انقلاب، عملکرد قابل قبول و عملکرد خوبی است.امّا در مورد کارکرد های مسئولان کشور؛ کارنامه در باب عملکرد اجرائی مسئولان. در باب امنیّت و ثبات، کارکرد، کارکرد بسیار خوبی است؛ در باب علم و فنّاوری، کارکرد ها بسیار خوب است؛ در باب زیرساخت های کشور -یعنی راه های ارتباطی، سدها، نیروگاه ها، بنادر و امثال اینها- کارکرد، بسیار کارکرد خوبی است؛ در باب صادرات غیر نفتی، در باب سرانه ی ناخالص ملّی، سرانه ی ناخالص ملّی نسبت به دوران قبل از انقلاب، تقریباً به دو برابر رسیده است، یک کارنامه ی مطلوبی در این زمینه ها وجود دارد؛ در باب توسعه ی اجتماعی همین جور؛ یعنی در عملکردها، در بخش های مختلف، آمار های خرسندکننده ای وجود دارد. البتّه تبلیغات، غیر از این را نشان میدهد؛ در تبلیغات، دشمنان سعی میکنند مردم را از واقعیّتهای مثبت دور کنند، برای اینکه دل های آن ها را نسبت به انقلاب اسلامی و نسبت به نظام و نسبت به اسلام چرکین کنند؛ واقعیّت این است که عرض کردیم.مطلب بعدی راجع به امکانات و ظرفیّتهای استفاده نشده است؛ این هم نکته ی بسیار مهمّی است. من میخواهم عرض بکنم آنچه شما ملاحظه میکنید -از پیشرفتها، از امکانات، از توانایی های عمومی و ملّی- استفاده ی از بخشی از ظرفیّت کشور است؛ ظرفیّت کشور بیش از این ها است. اگر ما بتوانیم از همه ی ظرفیّت کشور با برنامه ریزیِ درست استفاده کنیم، پیشرفت کشور، رشد کشور بسیار بیشتر از امروز خواهد شد. ظرفیّتهایی که وجود دارد [این ها است]:یکی ظرفیّت جوانان دانش آموخته ی ما است؛ این خیلی مهم است. ما ده میلیون [نفر]در کشور جوانان فارغ التّحصیل دانشگاهی داریم؛ بیش از چهار میلیون دانشجوی مشغول به تحصیل داریم؛ یعنی ۲۳ برابر اوّل انقلاب. اوّل انقلاب ما ۱۷۰ یا ۱۸۰ هزار دانشجو داشتیم؛ امروز بیش از چهار میلیون دانشجو داریم؛ یعنی ۲۳ برابر آن روز دانشجو هستند؛ این یک ظرفیّت بسیار مهمّی است برای کشور. غیر از جوانان دانشجو، جوانانی که در حوزه های علمیّه مشغول تحصیلند یا جوانانی که در میدان های عملی مشغول کار هستند تعدادشان بسیار زیاد است؛ این ها توانایی های زیادی دارند و میتوانند در علم، در صنعت، در امور تجربی و در تربیت نقش آفرینی کنند. ما از این ها استفاده ی درستی نکرده ایم؛ امروز هم متأسّفانه استفاده ی درستی نمیکنیم. اینکه بنده اصرار دارم که جوان ها هر جایی که دستشان میرسد خودشان کار کنند، اقدام کنند، تأسیس کنند، ابتکار کنند به خاطر این است. یک برنامه ریزیِ جامعی لازم است در کشور انجام بگیرد برای استفاده از این مجموعه ی جوانی که ما در کشور داریم. اینکه ما گفتیم «آتش به اختیار»، فقط مخصوص کار های فرهنگی نیست، در همه ی زمینه هایی که برای پیشرفت کشور مؤثّر است جوان ها میتوانند نقش آفرینی کنند. این یکی از امکانات ما است.یکی از امکانات و ظرفیّتهای مهم، موج جمعیّتی است که بعضی ها مخالفند. بعضی ها میگویند «جمعیّت کشور چرا باید این تعداد باشد و چرا باید بیشتر بشود؟»؛ این خطا است. هشتاد میلیون جمعیّت در یک کشور، آبرو برای این کشور است؛ این کشور هشتاد میلیون [جمعیّت دارد]. این سیاست غربی ها -که من بعد اشاره خواهم کرد- [یعنی]سیاست تحدید نسل، امروز گریبان خود آن ها را گرفته است و دارد بیچاره شان میکند؛ میخواهند کشور های اسلامی از جمعیّتهای زیاد و جوان های فعّال و انسان های کارآمد برخوردار نباشند. اینکه من اصرار میکنم که حتماً بایستی تکثیر نسل بشود، خانواده ها باید فرزنددار بشوند -فرزند های بیشتری- برای این است که فردای این کشور به همین جوان ها احتیاج دارد و جوان و نیروی انسانی چیزی نیست که انسان بتواند از خارج وارد کند؛ بایستی خود کشور آن را تأمین بکند. این موج جمعیّتی یکی از امکانات است.وسعتِ سرزمینِ کشورِ ما و همسایگی با آب های بین المللیِ آزاد، از فرصت های این کشور است؛ ما از این ها به طورکامل استفاده نمیکنیم؛ یکی از دو حاشیه ی خلیج فارس متعلّق به ما است، بخش عمده ای از دریای عمان متعلّق به ما است. همسایگان متعدّد؛ با پانزده کشور ما همسایه هستیم و این یک امکان و یک ظرفیّت بسیار مهم برای کشور است. کشور ما از لحاظ جغرافیایی در جای حسّاسی قرار گرفته است؛ نقطه ی اتّصال شرق و غرب و شمال و جنوب است و این از لحاظ جغرافیایی مهم است.منابع طبیعی باارزشی در کشور ما وجود دارد که امروز بدون اینکه ارزش افزوده ای داشته باشد، به خارج فروخته میشود؛ یکی از آن ها نفت و گاز است. من سال گذشته در همین جلسه (۳) گفتم که ما در موجودی نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی هیچ کشوری به قدر ایران عزیز ما مجموعاً نفت و گاز ندارد؛ در گاز اوّل، در نفت چهارم و در مجموع این ها -حجم مجموع نفت و گاز- اوّل در همه ی دنیا [هستیم]. این خیلی ظرفیّت مهمّی است؛ امکان بسیار مهمّی است؛ اینکه دشمن میخواهد به هر قیمتی تسلّط خود را و قیمومیّت (۴) خود را بر این کشور اعمال کند، به خاطر همین ثروت ها است. این [نفت و گاز]یکی از منابع باارزش کشور است، [به علاوه ی]فلزّات فراوان و باارزش، مراتع، جنگل ها و امکانات فراوان دیگر. اگر از این ظرفیّتها استفاده بشود، اقتصاد ایران در میان بیش از دویست کشور جهان، بین دوازده کشور اوّل قرار خواهد گرفت؛ اگر با ابتکار جوانها، با حضور جوانها، با حضور مدیران فعّال و پُرکوشش ان شاءاللّه بشود از این امکانات استفاده کرد، اقتصاد کشور در میان دوازده اقتصاد اوّل همه ی دنیا قرار خواهد گرفت و از همه جهت پیشرفته خواهد شد که امروز البتّه این جور نیست.خب، ما چرا از این ظرفیّتها استفاده نکرده ایم؟ علّت اینکه از این ظرفیّتها استفاده نشده است، وجود موانع است؛ من چند مورد از این موانع را میشمارم.یکی از این موانع باور نداشتن بعضی از مسئولین ما به همین ظرفیّتها است؛ یا باور ندارند یا به این ها اهمّیّت نمیدهند. وجود این همه جوان در کشور، یک ظرفیّت مهمّی است؛ بعضی از مسئولین ما، در طول زمانها، به این اهمّیّتی نمیدادند؛ بعضی ها این را باور نداشتند، اهمّیّت نمیدادند؛ این را که «از دست این جوان ها کار برمی آید»، بعضی ها قبول نداشتند، باور نداشتند. آن روزی که صنعت هسته ای کشور شروع به فعّالیّت کرد و به آن اوجی که همه میدانید رسید، بعضی ها بودند -حتّی بعضی از دانشمندان ما، بعضی از نسل های قدیمی ما- که به ما میگفتند «آقا نکنید، فایده ای ندارد، نمیشود، نمیتوانید»؛ بعضی ها به خود من نامه مینوشتند و میگفتند نمیتوانید. چرا؟ چون آن کسانی که دست اندرکار بودند، همه تقریباً جوان بودند؛ اکثر آن ها در سنین حدود سی سال و کمتر از سی سال بودند؛ این ها توانستند. همان کسانی که منکر بودند، بعداً اعتراف کردند که «بله، این ها واقعاً توانستند این کار را انجام بدهند». امروز در صنایع مختلف، در نانوتکنولوژی، در صنایع گوناگون، در صنایع برتر -به قول فرنگی مآب ها «های تِک» - کشور، عمده جوان ها هستند؛ مشغول کارند، دارند تلاش میکنند و میتوانند؛ جوان های ما قادر به خیلی از کار های بزرگ هستند. بعضی از مسئولینِ ما در طول زمان، این امکان را باور نداشتند یا به آن اهمّیّت نمیدادند.به نظر من مهم ترین چالش کشور ما یک چالش ذهنی است، یعنی همین که افکار عمومی نمیدانند چقدر ثروت در اختیار کشور هست؛ بعضی از مسئولین ما هم متأسّفانه نمیدانند چقدر ثروت -ثروت انسانی و ثروت طبیعی- در اختیار کشور هست؛ دشمن هم از همین دارد استفاده میکند. دشمن میخواهد بگوید که شما نمیتوانید یا ندارید؛ بنده اصرار دارم به مردم بگویم که ما میتوانیم و ما دارا هستیم و امکاناتمان فراوان است. مسئولین ما باید به قدرت جوانان و به توانایی جوانان ایمان بیاورند و اهمّیّت بدهند؛ جوانان ما هم باید از کار خسته نشوند، از ابتکار خسته نشوند، از بعضی از قدرنشناسی ها دلسرد نشوند. بعضی جوان ها به ما شکایت میکنند که «ما این کار را کردیم یا میتوانستیم بکنیم یا میتوانیم بکنیم؛ [امّا]به ما اعتنائی نمیشود»؛ خیلی خب، دلسرد نباید بشوند؛ باید دنبال کنند کار را، ابتکار را؛ مسئول هم وظیفه دارد، خود جوان هم وظیفه دارد؛ این یکی از موانع.یک مانع دیگر کم کاری ها است. بعضی از افرادی که در بخش های مختلف مسئولند، متأسّفانه دچار تنبلی و کم کاری بوده اند و هستند. وضع کشور اقتضا میکند کار پُرتوان و پُرتلاش را؛ مسئولین و مدیران در هرجا که هستند، بایستی تلاش را افزایش دهند.یکی از موانعی که موجب شده ما از این ظرفیّتها استفاده نکنیم، اعتماد کردن به نسخه ی بیگانگان بوده. عرض کردم؛ مردم ما در مقابل بیگانگان منفعل نیستند. بعضی از مسئولینِ ما در گوشه وکنار کشور به نسخه ی بیگانگان اعتماد بیشتری دارند تا به نسخه ی داخلی! و ...

ادامه مطلب  

سخنان آیت اله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در روز اول فروردین 1397 با محوریت سال حمایت از کالای ایرانی  

درخواست حذف این مطلب
الای ایرانی یعنی محصول نهایی کار و سرمایه و فعّالیّت اقتصادی و ذهن و ابتکار و همه چیز. سرمایه گذار با سرمایه ی خود، کارگر با کار خود، طرّاح با ذهن خود و با دانش خود، اینها همه تلاش میکنند و محصول [کار آنها] میشود کالای ایرانی. بنابراین چیز باعظمتی است، چیز بسیار مهمّی است؛ این را بایستی حمایت کرد. در حمایت از این کالای ایرانی -که محصول تلاش فعّالان اقتصادی و فعّالان کارگری و سرمایه گذاران و برنامه ریزان و طرّاحان و مانند اینها است- هم مردم نقش دارند به عنوان تولید کننده ی کالای ایرانی، هم مردم نقش دارند به عنوان مصرف کننده ی کالای ایرانی؛ هم باید تولید کنند، هم باید مصرف کنند؛ هم باید در تولید تلاش کنند -که حالا عرض میکنم کارهایی را که باید انجام بگیرد- هم باید در مصرف مراقبت بکنند که کالای ایرانی مصرف کنند؛ و این هم یک وظایفی را بر عهده ی مردم و بر عهده ی مسئولین دولت قرار میدهد؛ مخاطب این شعار، هم مردمند، هم مسئولاننداقتصاد گردان - سخنان آیت اله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در روز اول فروردین 1397 با محوریت سال حمایت از کالای ایرانیبسم الله الرّحمن الرّحیمو الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علیٰ سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفیٰ محمّد و علیٰ آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین. اللّهمّ صلّ علىٰ ولیّک علىّ بن موسیٰ عدد ما فی علمک صلاةً دائمةً بدوام عزّک و سلطانک، اللّهمّ سلّم علىٰ علىّ بن موسى الرّضا عدد ما فی علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبریائک. اللّهمّ صلّ علیٰ ولیّک علیّ بن محمّد الهادی النّقیّ سلاماً دائماً بدوام عزّک و سلطانک. خدای متعال را شاکرم که توفیق عنایت کرد یک بار دیگر، یک سال دیگر در کنار این بقعه ی مطهّر و مبارک با شما مردم عزیز و وفادار دیدار کنم و سلام مخلصانه ی خود را به زوّار عزیزی که از سراسر کشور در اینجا اجتماع کرده اند و به مجاوران محترم این شهر مقدّس عرض کنم. حلول سال نو و عید نوروز را تبریک عرض میکنم و شهادت حضرت امام هادی (سلام اللّه علیه) را تسلیت عرض میکنم. این امام بزرگوار در مجموعه ی آثار و برکاتی که از ائمّه ی هدیٰ (علیهم السّلام) رسیده است، این خصوصیّت را دارد که در ضمن زیارت، مهم ترین فصول مربوط به مقامات ائمّه (علیهم السّلام) را با بیان وافی و شافی، با زیباترین تعبیرات بیان کرده اند. زیارت جامعه ی کبیره، از این بزرگوار است؛ زیارت امیرالمؤمنین در روز غدیر که یکی از غُرَر(۱) تعبیرات و فرمایشات ائمّه (علیهم السّلام) است، از این بزرگوار است. امیدواریم که به برکتِ نگاهِ عطوفت آمیزِ این امام بزرگوار -که شهادت ایشان با روز اوّل سال و با عید نوروز همراه شده است- ملّت ایران در این سال از هدایت الهی برخوردار باشند. امروز چند مطلب را من عرض خواهم کرد به شما برادران و خواهران عزیز که حضور دارید و در واقع به همه ی ملّتِ بزرگِ ایران. اوّلاً یک نگاه گذرا و اجمالی به کارنامه ی چهل ساله ی جمهوری اسلامی -چه در اصول بنیانی و شعارها و ارزشها، و چه در عملکردها- خواهیم کرد؛ چون سال ۱۳۹۷ که امسال است، چهلمین سال پیروزی انقلاب است. در این چهل سال، این پرچمِ برافراشته، چشمها را، دلها را در مجموعه ی عظیمی از ملّتهای منطقه به خود جلب کرده است. مایلیم یک نگاه اجمالی بکنیم، ببینیم در این چهل سال، شعارهای اصلیِ نظامِ جمهوریِ اسلامی در چه وضعیّتی است، عملکرد ما مسئولین در این مدّت چگونه است. البتّه این بحث، یک بحث طولانی و مفصّلی است که با آن طول و تفصیل، مناسب این جلسه نیست لذا بنده اکتفا میکنم به بیانی کوتاه و تقریباً بااشاره؛ بیان مفصّلِ این موضوع را محوّل میکنم به جلسه ی دیگری در ماه مبارک رمضان. اگر زنده بودم و ماه مبارک را درک کردم، در یکی از دیدارهای ماه مبارک رمضان، مفصّل در این زمینه ان شاءاللّه صحبت خواهم کرد؛ یک مطلب این است. مطلب بعدی این است که عرض کنیم در کشور ما استعدادها و ظرفیّتهای بسیار گسترده ای وجود دارد که تاکنون از آنها استفاده نشده است؛ اگر استفاده بشود، وضعیّت کشور بمراتب پیش خواهد رفت و بهتر خواهد شد. مطلب بعدی که امروز عرض میکنم، این است که موانع استفاده ی از این ظرفیّتها چیست؛ یک مقداری به عیوب رفتاریِ خودمان واقف بشویم؛ ببینیم چه چیزی موجب شده است که ما نتوانیم از این ظرفیّت وسیع استفاده کنیم. مطلب بعدی، سر فصل بعدی، راجع به شعار امسال است که «حمایت از کالای ایرانی» است؛ یک توضیحی در این زمینه عرض میکنم. بعد هم یک اشاره ای به مسائل منطقه و یک اشاره ای به آینده خواهم کرد؛ این فهرست بحثهای امروز است. امیدوارم برادران عزیز و خواهران عزیز که در جلسه حضور دارند، با حوصله این بحث را بشنوند و از خدای متعال درخواست میکنم که زبان بنده را گویا کند تا بتوانم آنچه مورد نظر است بیان کنم.در بابِ ارزشهای اصلیِ انقلاب و شعارهای انقلاب و اصول بنیادین انقلاب، آنچه من میتوانم عرض بکنم این است که انقلاب، امتحان خوبی در این زمینه پس داده است؛ یعنی ملّت ایران توانسته است اصول بنیادین را و شعارهای اصلی انقلاب را به همان استحکامِ اوّل، تا امروز حفظ کند. شعارها و ارزشهای اصلی اینها است: استقلال، آزادی، مردم سالاری، اعتماد به نفس ملّی و خود باوری ملّی، عدالت، و برتر و بالاتر از همه ی اینها تحقّق و پیاده شدن احکام دین و شریعت در کشور؛ این شعارها با همان طراوتِ اوّل حفظ شده است.امروز کشور از استقلال برخوردار است و این خواسته ی عمومی این مردم در انقلاب بوده، یعنی واکنش ملّت ایران به دویست سال سلطه ی بیگانگان بر این کشور است. این را خوب است جوانهای ما، اهل فکر و تحقیق ما، مورد توجّه قرار بدهند. تا قبل از انقلاب، حدود دویست سال قدرتهای سلطه گر بر این کشور مسلّط بودند و حکومتها زیر سایه ی قدرتهای بیگانه حکومت میکردند. حکومت قاجار با تضمینِ دولتِ تزاریِ روسیه بر سرِ پا بود؛ یعنی در جنگهای ایران و روس، در قضیّه ی ترکمانچای، عبّاس میرزای قاجاری [از روس ها] قول گرفت که حکومت در خاندان قاجار باقی بماند؛ یعنی خاندان قاجار زیر پرچم و ضمانت روس ها زندگی میکردند. بعد انگلیس ها آمدند، رضاخان را سر کار آوردند؛ همان انگلیس ها محمّد رضا را سر کار آوردند؛ بعد در بیست وهشتم مرداد سال ۳۲ آمریکایی ها وارد میدان شدند و محمّد رضا را تجدید سلطنت کردند؛ یعنی در طول این سالهای متمادی، حکومتهای ما را یا این قدرت یا آن قدرت می آورد و میبُرد. در یک برهه ای از زمان -قرارداد ۱۹۰۷- انگلیس و روس تزاری با هم توافق کردند، کشور ایران را بین خودشان تقسیم کردند؛ یک قسمت زیر سلطه ی انگلیس، یک قسمت زیر سلطه ی روس، یک قسمت کوچک هم این وسط مستقل؛ یعنی این جور کشور در زیر سلطه بود؛ لذا خواست عمومی ملّت ایران این بود که از این حالت خارج بشود و استقلال پیدا کند. من میتوانم عرض بکنم که امروز هیچ کشوری در دنیا، ملّتی به استقلال ملّت ایران ندارد؛ همه ی ملّتهای دنیا به نحوی از انحاء، نوعی ملاحظه کاری در مقابل قدرتها دارند. آن ملّتی که آرائش تحت تأثیر هیچ کدام از قدرتها قرار نمیگیرد، ملّت ایران است. بنابراین استقلال محفوظ ماند. آزادی؛ استقلال و آزادی در کنار هم جزو شعارهای اصلی انقلاب بوده است؛ آزادی در این کشور تأمین شده است. بله، عدّه ای بی انصافی میکنند؛ از آزادی موجود استفاده میکنند و بدروغ میگویند آزادی وجود ندارد؛ رادیوهای بیگانه و تبلیغات بیگانه هم سخن آنها را بازتاب میدهند. واقع قضیّه این نیست؛ امروز در کشور ما آزادی فکر هست، آزادی بیان هست، آزادی انتخاب هست؛ هیچ کس به خاطر اینکه فکرش و نظرش مخالف نظرِ حکومت است، مورد فشار و تهدید و تعقیب قرار نمیگیرد. هرکس ادّعا کند که «من مورد فشار قرار گرفته ام چون عقیده ام در فلان مسئله برخلاف عقیده ی حکومت بوده»، هرکس این جور ادّعایی بکند، دروغ گفته؛ چنین چیزی نیست. افراد متعدّد در رسانه های مختلف، افکارِ گوناگونِ ضدّ حکومت را -که عقیده شان است- ابراز میکنند و کسی هم با اینها کاری ندارد؛ بنا هم نیست که کسی متعرّض اینها بشود. آزادی بیان هم هست؛ میتوانند بگویند. بله، آزادی در همه جای دنیا چهارچوب دارد؛ آزادی یعنی «برخلاف قانون عمل کردن» وجود ندارد؛ آزادی یعنی «برخلاف دین و شریعت عمل کردن» وجود ندارد. چهارچوب آزادی در کشور ما، قانون اساسی ما و قوانین کشور و همه الهام گرفته ی از شریعت مطهّر اسلام است؛ البتّه این هست. اینکه کسی توقّع داشته باشد آزاد باشد و برخلاف قانون عمل کند، منطقی نیست و این وجود ندارد. بنابراین آزادی هست. مردم سالاری؛ انتخابات عمومی در کشور ما جزو کم نظیرترین انتخابات ها در تمام دنیا و در کشورهای مختلف است. تقریباً همه ی سالها و اخیراً هر دوسال یک بار، انتخابات انجام میگیرد. در انتخابات همه آزادند، همه شرکت میکنند، با شور و شوق هم ملّت ما شرکت میکنند. شما ملاحظه کنید در این چهل سال، دولتهایی که با انتخاب مردم سرِ کار آمدند، دارای گرایشهای مختلف بودند؛ یک وقت گرایش به نوعِ سیاستی داشتند، یک وقت گرایش به ضدّ آن داشتند؛ همه ی اینها را مردم انتخاب کردند. مردم سالاری در کشور ما مستقر است. ما در انتخابات های خودمان نگذاشتیم یک روز تأخیر بشود، حتّی در دوران جنگ. ارزش و اصل دیگر، اعتماد به نفس ملّی و خودباوری ملّت ایران است یعنی ملّت، در مقابل دیگران احساس انفعال و سرافکندگی نداشته باشد؛ یعنی روحیه ی «ما میتوانیم»؛ این امروز بحمداللّه در کشور وجود دارد. البتّه عرض کردم، شرح اینها و آمارهای مربوط به اینها طولانی است و اینها را در جلسه ی دیگری عرض خواهم کرد. امروز بحمداللّه ملّت ما و جوانان ما روی پای خودشان می ایستند و احساس استقلال و خودباوری میکنند. مسئله ی عدالت. بنده در چند هفته ی قبل گفتم(۲) در بحث عدالت عقبیم؛ عقیده ی من همین است، منتها دیگران -بدخواهان- جور دیگری استفاده کردند؛ معنای این حرف را این قرار دادند که کشور در باب عدالت، هیچ حرکتی انجام نداده است؛ این خلاف واقع است. در باب عدالت کارهای بسیار زیادی انجام گرفته، کارهای بسیار خوبی انجام گرفته است، منتها این، آن عدالتی که ما دنبالش هستیم و آرزوی ملّت مسلمان است نیست، با آن فاصله دارد؛ وَالّا اگر شما مقایسه کنید کشور ما را با دوران قبل از انقلاب یا با بسیاری از کشورهای دیگر، می بینید در اینجا فاصله ی طبقاتی کمتر است، توانایی های قشر ضعیف بیشتر است، عمومیّت آموزش وپرورش و بهداشت و دیگر چیزها حتماً از بسیاری کشورهای دیگر بیشتر است. من یک آماری اینجا نوشته ام که این را بد نیست بگویم. منشأ این آمار و کسی که این آمار را داده است، بانک جهانی است؛ یعنی بانک داخلی نیست. اینجا گفته میشود که پیش از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بود. ضریب جینی، یک محاسبه ای است که برای نشان دادن شکاف طبقاتی و فاصله ی فقیر و غنی در کشورها انجام میگیرد؛ هرچه عدد این ضریب بالاتر باشد، شکاف طبقاتی بیشتر است؛ هرچه کمتر باشد، شکاف طبقاتی کمتر است. قبل از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بوده است؛ در سال ۹۴ ضریب جینی در کشور ۳۸ بوده است؛ یعنی ما این مقدار -فاصله ی ۵۰ و ۳۸- توانسته ایم فاصله ی طبقاتی را کم کنیم. [طبق] یک آمار دیگر -که این آمار هم مربوط است به بانک جهانی؛ آمار بانک جهانی است؛ جزو آمارهای بین المللی است- قشر فقیر مطلق، پیش از انقلاب ۴۶ درصدِ ملّت ایران بودند، یعنی تقریباً نصف ملّت ایران قبل از انقلاب جزو قشرهای فقیر مطلق بودند؛ امروز این عددِ ۴۶ درصد، رسیده است به ۹/۵ درصد -البتّه در سال ۹۳؛ آمار بعد از آن را بنده ندارم- یعنی این مقدار، کار انجام گرفته. جمهوری اسلامی با وجود همه ی فشارهایی که داشته است، در تأمین عدالت کارهای بزرگی انجام داده است و پیشرفتهای خوبی کرده است. البتّه تبلیغات، چیز دیگری را میگوید؛ و آن عدالتی هم که ما توقّع داریم، ما دنبالش هستیم، بیش از اینها است. بنابراین شعار عدالت هم، شعار واقعی است و شعاری است که بحمداللّه در کشور، ماندگار و مستقر است. و مسئله ی دین و تحقّق شریعت به برکت وجود شورای نگهبان؛ که همه ی قدرتهای مستکبر هم با شورای نگهبان مخالفند، به خاطر اینکه تأمین کننده ی انطباق قوانین و عملکردها با شرع مقدّس است؛ این مربوط به شعارها. بنابراین من میتوانم به طور اجمال عرض بکنم که عملکرد چهل ساله در زمینه ی شعارهای اصلی انقلاب، عملکرد قابل قبول و عملکرد خوبی است. امّا در مورد کارکردهای مسئولان کشور؛ کارنامه در باب عملکرد اجرائی مسئولان. در باب امنیّت و ثبات، کارکرد، کارکرد بسیار خوبی است؛ در باب علم و فنّاوری، کارکردها بسیار خوب است؛ در باب زیرساخت های کشور -یعنی راه های ارتباطی، سدها، نیروگاه ها، بنادر و امثال اینها- کارکرد، بسیار کارکرد خوبی است؛ در باب صادرات غیر نفتی، در باب سرانه ی ناخالص ملّی، سرانه ی ناخالص ملّی نسبت به دوران قبل از انقلاب، تقریباً به دو برابر رسیده است، یک کارنامه ی مطلوبی در این زمینه ها وجود دارد؛ در باب توسعه ی اجتماعی همین جور؛ یعنی در عملکردها، در بخشهای مختلف، آمارهای خرسندکننده ای وجود دارد. البتّه تبلیغات، غیر از این را نشان میدهد؛ در تبلیغات، دشمنان سعی میکنند مردم را از واقعیّتهای مثبت دور کنند، برای اینکه دلهای آنها را نسبت به انقلاب اسلامی و نسبت به نظام و نسبت به اسلام چرکین کنند؛ واقعیّت این است که عرض کردیم. مطلب بعدی راجع به امکانات و ظرفیّتهای استفاده نشده است؛ این هم نکته ی بسیار مهمّی است. من میخواهم عرض بکنم آنچه شما ملاحظه میکنید -از پیشرفتها، از امکانات، از توانایی های عمومی و ملّی- استفاده ی از بخشی از ظرفیّت کشور است؛ ظرفیّت کشور بیش از اینها است. اگر ما بتوانیم از همه ی ظرفیّت کشور با برنامه ریزیِ درست استفاده کنیم، پیشرفت کشور، رشد کشور بسیار بیشتر از امروز خواهد شد. ظرفیّتهایی که وجود دارد [اینها است]: یکی ظرفیّت جوانان دانش آموخته ی ما است؛ این خیلی مهم است. ما ده میلیون [نفر] در کشور جوانان فارغ التّحصیل دانشگاهی داریم؛ بیش از چهار میلیون دانشجوی مشغول به تحصیل داریم؛ یعنی ۲۳ برابر اوّل انقلاب. اوّل انقلاب ما ۱۷۰ یا ۱۸۰ هزار دانشجو داشتیم؛ امروز بیش از چهار میلیون دانشجو داریم؛ یعنی ۲۳ برابر آن روز دانشجو هستند؛ این یک ظرفیّت بسیار مهمّی است برای کشور. غیر از جوانان دانشجو، جوانانی که در حوزه های علمیّه مشغول تحصیلند یا جوانانی که در میدانهای عملی مشغول کار هستند تعدادشان بسیار زیاد است؛ اینها توانایی های زیادی دارند و میتوانند در علم، در صنعت، در امور تجربی و در تربیت نقش آفرینی کنند. ما از اینها استفاده ی درستی نکرده ایم؛ امروز هم متأسّفانه استفاده ی درستی نمیکنیم. اینکه بنده اصرار دارم که جوانها هر جایی که دستشان میرسد خودشان کار کنند، اقدام کنند، تأسیس کنند، ابتکار کنند به خاطر این است. یک برنامه ریزیِ جامعی لازم است در کشور انجام بگیرد برای استفاده از این مجموعه ی جوانی که ما در کشور داریم. اینکه ما گفتیم «آتش به اختیار»، فقط مخصوص کارهای فرهنگی نیست، در همه ی زمینه هایی که برای پیشرفت کشور مؤثّر است جوانها میتوانند نقش آفرینی کنند. این یکی از امکانات ما است. یکی از امکانات و ظرفیّتهای مهم، موج جمعیّتی است که بعضی ها مخالفند. بعضی ها میگویند «جمعیّت کشور چرا باید این تعداد باشد و چرا باید بیشتر بشود؟»؛ این خطا است. هشتاد میلیون جمعیّت در یک کشور، آبرو برای این کشور است؛ این کشور هشتاد میلیون [جمعیّت دارد]. این سیاست غربی ها -که من بعد اشاره خواهم کرد- [یعنی] سیاست تحدید نسل، امروز گریبان خود آنها را گرفته است و دارد بیچاره شان میکند؛ میخواهند کشورهای اسلامی از جمعیّتهای زیاد و جوانهای فعّال و انسانهای کارآمد برخوردار نباشند. اینکه من اصرار میکنم که حتماً بایستی تکثیر نسل بشود، خانواده ها باید فرزنددار بشوند -فرزندهای بیشتری- برای این است که فردای این کشور به همین جوانها احتیاج دارد و جوان و نیروی انسانی چیزی نیست که انسان بتواند از خارج وارد کند؛ بایستی خود کشور آن را تأمین بکند. این موج جمعیّتی یکی از امکانات است. وسعتِ سرزمینِ کشورِ ما و همسایگی با آبهای بین المللیِ آزاد، از فرصتهای این کشور است؛ ما از اینها به طور کامل استفاده نمیکنیم؛ یکی از دو حاشیه ی خلیجِ فارس متعلّق به ما است، بخش عمده ای از دریای عمان متعلّق به ما است. همسایگان متعدّد؛ با پانزده کشور ما همسایه هستیم و این یک امکان و یک ظرفیّت بسیار مهم برای کشور است. کشور ما از لحاظ جغرافیایی در جای حسّاسی قرار گرفته است؛ نقطه ی اتّصال شرق و غرب و شمال و جنوب است و این از لحاظ جغرافیایی مهم است. منابع طبیعی باارزشی در کشور ما وجود دارد که امروز بدون اینکه ارزش افزوده ای داشته باشد، به خارج فروخته میشود؛ یکی [از آنها] نفت و گاز است. من سال گذشته در همین جلسه(۳) گفتم که ما در موجودی نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی هیچ کشوری به قدر ایران عزیز ما مجموعاً نفت و گاز ندارد؛ در گاز اوّل، در نفت چهارم و در مجموع اینها -حجم مجموع نفت و گاز- اوّل در همه ی دنیا [هستیم]. این خیلی ظرفیّت مهمّی است؛ امکان بسیار مهمّی است؛ اینکه دشمن میخواهد به هر قیمتی تسلّط خود را و قیمومیّت(۴) خود را بر این کشور اعمال کند، به خاطر همین ثروتها است. این [نفت و گاز] یکی از منابع باارزش کشور است، [به علاوه ی] فلزّات فراوان و باارزش، مراتع، جنگلها و امکانات فراوان دیگر. اگر از این ظرفیّتها استفاده بشود، اقتصاد ایران در میان بیش از دویست کشور جهان، بین دوازده کشور اوّل قرار خواهد گرفت؛ اگر با ابتکار جوانها، با حضور جوانها، با حضور مدیران فعّال و پُرکوشش ان شاءاللّه بشود از این امکانات استفاده کرد، اقتصاد کشور در میان دوازده اقتصاد اوّل همه ی دنیا قرار خواهد گرفت و از همه جهت پیشرفته خواهد شد که امروز البتّه این جور نیست. خب، ما چرا از این ظرفیّتها استفاده نکرده ایم؟ علّت اینکه از این ظرفیّتها استفاده نشده است، وجود موانع است؛ من چند مورد از این موانع را میشمارم. یکی از این موانع باور نداشتن بعضی از مسئولین ما به همین ظرفیّتها است؛ یا باور ندارند یا به اینها اهمّیّت نمیدهند. وجود این همه جوان در کشور، یک ظرفیّت مهمّی است؛ بعضی از مسئولین ما، در طول زمانها، به این اهمّیّتی نمیدادند؛ بعضی ها این را باور نداشتند، اهمّیّت نمیدادند؛ این را که «از دست این جوانها کار برمی آید»، بعضی ها قبول نداشتند، باور نداشتند. آن روزی که صنعت هسته ای کشور شروع به فعّالیّت کرد و به آن اوجی که همه میدانید رسید، بعضی ها بودند -حتّی بعضی از دانشمندان ما، بعضی از نسلهای قدیمی ما- که به ما میگفتند «آقا نکنید، فایده ای ندارد، نمیشود، نمیتوانید»؛ بعضی ها به خود من نامه مینوشتند و میگفتند نمیتوانید. چرا؟ چون آن کسانی که دست اندرکار بودند، همه تقریباً جوان بودند؛ اکثر آنها در سنین حدود سی سال و کمتر از سی سال بودند؛ اینها توانستند. همان کسانی که منکر بودند، بعداً اعتراف کردند که «بله، اینها واقعاً توانستند این کار را انجام بدهند». امروز در صنایع مختلف، در نانوتکنولوژی، در صنایع گوناگون، در صنایع برتر -به قول فرنگی مآب ها «های تِک»- کشور، عمده جوانها هستند؛ مشغول کارند، دارند تلاش میکنند و میتوانند؛ جوانهای ما قادر به خیلی از کارهای بزرگ هستند. بعضی از مسئولینِ ما در طول زمان، این امکان را باور نداشتند یا به آن اهمّیّت نمیدادند. به نظر من مهم ترین چالش کشور ما یک چالش ذهنی است، یعنی همین که افکار عمومی نمیدانند چقدر ثروت در اختیار کشور هست؛ بعضی از مسئولین ما هم متأسّفانه نمیدانند چقدر ثروت -ثروت انسانی و ثروت طبیعی- در اختیار کشور هست؛ دشمن هم از همین دارد استفاده میکند. دشمن میخواهد بگوید که شما نمیتوانید یا ندارید؛ بنده اصرار دارم به مردم بگویم که ما میتوانیم و ما دارا هستیم و امکاناتمان فراوان است. مسئولین ما باید به قدرت جوانان و به توانایی جوانان ایمان بیاورند و اهمّیّت بدهند؛ جوانان ما هم باید از کار خسته نشوند، از ابتکار خسته نشوند، از بعضی از قدرنشناسی ها دلسرد نشوند. بعضی جوانها به ما شکایت میکنند که «ما این کار را کردیم یا میتوانستیم بکنیم یا میتوانیم بکنیم؛ [امّا] به ما اعتنائی نمیشود»؛ خیلی خب، دلسرد نباید بشوند؛ باید دنبال کنند کار را، ابتکار را؛ مسئول هم وظیفه دارد، خود جوان هم وظیفه دارد؛ این یکی از موانع. یک ...

ادامه مطلب  

چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟/ سخت است؛ اما می‏ شود!  

درخواست حذف این مطلب
سینماپرس: این یادداشت شفاهی، گفتاری است از شهید سیدمرتضی آوینی که حدود سال ۱۳۷۱ در جمعی از علاقمندان ایده ‏ها و دیدگاه ها و تجربه‏ های او بیان شده است. سؤال اساسی گفتار این است که چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟ و چگونه به هنرجویان آموزش بدهیم که هنرمندانی مسلمان و در خدمت تفکر دینی بار بیایند؟ راه شناختن وضعیت عالم امروزروزگار ما، روزگار اصالتِ فایده است، یعنی هر سخنی که می ‏شنوید، بلافاصله در ذهن‏تان می ‏آید که چه فایده‏ای دارد؛ روزگار ما چنین روزگاری است. بنابراین، سعی می‏ کنم قدری فایده ‏های این بحث را هم بگویم که خیلی مجرّد و انتزاعی نباشد، هر چند به نظرم اصل مطلب انتزاعی است. اصلاً عالم امروز عالم انتزاع است، عالم مابعدالطبیعه است - نه عالم ماوراءالطبیعه - عالم فلسفه است و همه مفهوم‏ ها در این عالم، انتزاعی است. با صورت تشریعی که در ذهن ما مسلمان‏ها هست، نمی‏ شود تصور درستی از چنین عالمی ارایه کرد، یعنی حتماً باید مبنا و مقدمه مابعدالطبیعیِ جهان امروز را بدانید و از این طریق سعی کنید جهان امروز را بشناسید. با این صورت تشریعی که از دین در ذهن ما هست، اصلاً نمی‏ شود این عالم را شناخت. دلیل آن هم روشن است. یعنی اگر در ماهیت این دو عالم قدری تأمل کنیم و آنها را با هم تطبیق دهیم و قیاس کنیم، خیلی راحت می‏ فهمیم که از این نظر، عالم امروز را اصلاً نمی‏ شود شناخت.چون دینی که در دست ماست - و از طریق فقه، اصول و سایر درس ‏هایی که در حوزه ‏ها تدریس می ‏شود به دست ما رسیده - صورتی از عالم در ذهن ما ساخته که کاملاً با صورتی که علوم جدید و تفکر انتزاعیِ فلسفی به دنیا داده متفاوت است. یعنی شما عالمی با خدا، شیطان، بهشت و جهنم تصور می‏ کنید و این تعلیم، تصوری تشریعی به شما می‏ دهد، در حالی که با این تصور نمی‏ شود دنیای امروز را شناخت. شما نهایتاً به آنجا می‏رسید که مثلاً می‏گویید آمریکا شیطان است، اما برای اینکه بفهمید با این شیطان چگونه باید مقابله کرد، به تفکر انتزاعی نیاز دارید، یعنی احتیاج دارید که مبانی مابعدالطبیعیِ عالم امروز را بدانید. حتی لازم است در خودِ حکمت دین غور و تعمق بیش‏تری کنید؛ یا به «حکمت تأویلی» مسلح باشید، یعنی حکمت به معنای حقیقی لفظ. اما چگونه می‏توان توقع داشت مثلا همه مسوولان کشور ما با پشتوانه چنین حکمتی با عالم جدید رو به‏ رو شوند و در آن نظر کنند؟ نمی‏توان توقع داشت همه حکیم باشند و حکمت دینی را مثل حضرت امام بدانند و از این نظرگاه عالم امروز را بشناسند. همه همین صورت تشریعی در ذهن‏شان هست که چندان تفاوتی با «دین عجوزه‏ ها» ندارد؛ یعنی با همین تصوری که پیرزنان و قدمای عوام در ذهن‏شان دارند که تصور خیلی ساده‏ ای از عالم است و از همین نظرگاه نسبت به اطرافشان حکم می‏کنند؛ منتها دچار عُجب نمی‏شوند و از روی خودخواهی و خودبینی با عالم برخورد نمی‏کنند، سعی نمی‏کنند درباره همه چیز نظر بدهند و خودشان را از خیلی چیزها کنار می‏کشند. دینی هم که این‏طور به دست می‏ آید، غیر از دین عجوزه‏ ها نیست و تصور خیلی ساده ‏ای از دنیا به ما می‏دهد، مگر اینکه همان‏طور که عرض کردم، حکمت بدانیم و از نظرگاه این حکمت با عالم امروز رو به ‏رو شویم، یعنی همان‏طور که حضرت امام برخورد می‏کردند یا الان آیت‏ اللَّه خامنه‏ ای برخورد می‏کنند؛ این توقع را از هر کسی نمی‏توان داشت.منشأ اختلاف‏ هایی هم که بین ما پیش می‏ آید، همین جاست که می‏خواهیم از نظرگاه فقه - فقه فعلی و فعلیت‏ یافته، نه فقه بالقوه - با جهان امروز مقابله کنیم. این فقه چیزی به ما نمی‏دهد که بشود با آن مبانی عالم امروز را شناخت. ما احتیاج داریم درباره ماهیت‏ ها بحث کنیم و از این طریق به حقیقت عالم رجوع کنیم، اما این چیزی که در حال حاضر از تفکر حوزوی در دست ما هست، این امکان را ندارد که ماهیت عالم امروز را بشناسد. به این دلیل که ماهیت عالم امروز با مابعدالطبیعه یونانی و بعد با تفکر اسکولاستیک۱ - یعنی تحولی که مابعدالطبیعه ی یونانی نسبت به تفکر مسیحی، آن‏ هم مسیحیت یونان‏ زده، پیدا می‏کند - شکل گرفته است. پس ما تا موقعی که به این مابعدالطبیعه مسلح نباشیم، اصلاً نمی‏فهمیم عالم امروز چگونه عالمی است و آن وقت، چطور می‏خواهیم درباره عالم امروز نظر بدهیم؟ مثلاً درباره هنر که موضوع بحث ماست، باید بگویم که هنر امروز هنر گذشته نیست، هنری نیست که مولوی می‏گوید:چون غرض آمد هنر پوشیده شدصد حجاب از دل به سوی دیده شدمولوی هنر را به معنای فضیلت و کمال می‏ آورد. یا حافظ که می‏گوید:آسمان کشتی ارباب هنر می‏شکندتکیه آن به، که بر این بحر معلّق نکنیماو هم هنر را به معنای فضیلت و کمال می‏ آورد و معنای حرفش این است که روزگار با اهل کمال و انسان‏های کامل سرِ سازگاری ندارد. این هنر با هنر به مفهومی که حالا در دست ما هست - مثل گرافیک، نقاشی، سینما، تئاتر و... - اصلاً قابل قیاس نیست؛ یا مثل «علم» به معنایی که گذشتگان ما می‏گفتند و در حدیث هست و «علم» به مفهومی که امروز به علوم تجربی، روان‏شناسی، جامعه‏ شناسی و... اطلاق می‏شود.متأسفانه این خَلط مبحث وجود دارد؛ چون در تحولی که معنی کلمه‏ ها در طول تاریخ پیدا می‏کند، تأمل نمی‏کنند. علمِ امروز را به معنای علم گذشتگان می‏گیرند و حدیث‏ هایی که علم در آنها مورد تأیید قرار گرفته، به علوم جدید نسبت می‏دهند؛ در حالی که علم مورد نظر روایت‏ ها با علم امروز کاملاً متفاوت است، هنری هم که در گذشته مطرح بوده با این هنر متفاوت است و... ما با رجوع به مآثری که در اختیار داریم، نمی‏توانیم به این سادگی درباره عالم امروز نظر بدهیم؛ این کار احتیاج به حکمت تأویلی دارد.در صورتی می‏توانیم درباره عالم امروز نظر بدهیم که مبانی مابعدالطبیعی آن را در پرتو نور حکمت دینی بشناسیم، چون از خودِ مابعدالطبیعه هم به‏ تنهایی کاری برنمی‏ آید و انسان دچار همان اشتباه‏ هایی می‏شود که در طول تاریخ، علمای یونان‏ زده خودمان گرفتار آن شده‏ اند. یعنی اگر خودِ این مابعدالطبیعه هم ذیل نور حکمت دینی نباشد، فایده ‏ای ندارد. این علم، نوری است که خداوند در قلب متّقین تجلی می‏دهد و عالم جدید را در پرتو این نور باید شناخت.این دو معنای هنر - هنری که در قدیم می‏گفتند و هنر جدید - اصلاً نسبتی با هم ندارند. نه تنها نسبتی با هم ندارند، بلکه اصلاً در بعضی مصداق‏ ها همدیگر را نقض می‏کنند. البته ممکن است بعضی مصداق ‏های آنها قابل تطبیق باشند، مثلاً شاید بتوان شعر بعضی شاعران این روزگار را که اهل حکمتند، با آنچه گذشتگان «هنر» می‏خواندند و نحوی کمال و فضیلت شمرده می‏شد، معادل قرار داد. ولی این سخن درباره بعضی مصداق‏ ها صادق است، یعنی در جزء، نه در کل. هیچ‏یک از هنرهای نقاشی، گرافیک، تئاتر و... با آنچه قبلاً هنر نامیده می‏شد، قابل تطبیق نیستند.هنر جدید خاصّ عالم جدید است، یعنی زاییده و مولود تکنولوژی است، مولود عالمی که تکنیک هم در آن متولد شده و آن را جز از همین نظرگاه نمی‏شود بررسی کرد و هر طورِ دیگری آن را بررسی کنید، به اشتباه می‏روید. اگر هنر امروز را این‏طور بررسی نکنید، این اشتباه پیش می‏ آید که هنر جدید در دست ما همان قدر موم است که در دست غربی‏ ها و به ما همان‏طور جواب می‏دهد که به غربی‏ ها - یعنی از آن می‏توان به عنوان وسیله و ابزار استفاده کرد. این است بلایی که امروز گرفتار آن شده‏ایم.عالم و هنر جدید جهت دارندشما بهتر از من می‏دانید که ما در این چهارده سال(بعد از انقلاب) رشدی در هنر نداشته ‏ایم؛ چه در تلویزیون، چه در سینما و چه در ادبیات داستانی - مگر در شعر که در آن سابقه تاریخی داریم، و قدری هم در گرافیک که به یک معنا به تفکر دینی نزدیک می‏شود و الان به دلیل‏ های آن کاری نداریم.۲ ما در هیچ‏یک از این هنرها رشدی نداشته‏ ایم و اصلاً ماهیت این هنرها را درک نکرده‏ ایم. هنر جدید، هنر تکنولوژیک است، چنان که عالم امروز هم عالم تکنولوژیک است. عالم تکنولوژیک، عالمی است که ظاهر آن نسبت به باطنش اصالت پیدا کرده و در این عالم اصلاً همه چیز تبدیل به اشیایی شده که باطنِ آنها را حذف کرده‏ اند تا امکان تصرف در آنها باشد. مثالی درباره کلمه‏ ها بزنم: کلمه ‏هایی که امروز در شعر نو به کار می‏رود، اصلاً کلمه ‏هایی نیست که در گذشته به کار می‏رفته. ممکن است لفظ همان لفظ باشد، کلمه‏ هایی مثل سیاه، سفید، سرخ، بنفش، عقل، هوش و... .تمام این کلمه ‏ها گرفتار شیئیت شده ‏اند؛ از باطن خالی شده‏ اند و جز پوسته‏ های ظاهری، چیزی نیستند. در آنها معنای جدیدی دمیده شده است، مثل «علم» که جز پوسته لفظ، چیز دیگری نیست و معنای باطنی آن چیز دیگری است. «هنر» هم همین‏طور است و جز پوسته لفظ چیزی از آن باقی نمانده. باطنش چیز دیگری شده است که باید درباره آن فکر کرد. نمی‏خواهم بگویم عالم جدید از همان آغاز با دین تضاد داشته، بلکه چون با غایت تصرف در طبیعت شکل گرفته، از سایر غایت‏ ها انصرافِ وجه پیدا کرده است. وقتی انسان چیزی را به عنوان غایت خود انتخاب می‏کند، آن چیز قبله‏ اش می‏شود. وقتی بشر غایت خود را تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر قرار می‏دهد، از سایر جهت‏ ها و غایت‏ ها منصرف می‏شود. آن وقت دیگر همِّ او متوجهِ بر پا کردن یک عالم دینی نخواهد شد، چنان که همِّ او متوجهِ بر پا کردن هیچ عالم دیگری نمی‏شود، غیر از عالمی که در آن، تصرف در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر ممکن است. بنابراین، سیر بشر با انتخاب قبله شروع می‏شود و متناسب با آن از عالم اطراف خود جواب می‏گیرد. رشد علوم در همین جهت است، محصول و لازمه‏ هایی هم که اختراع می‏شود در همین جهت است، شیوه ‏های تحقیق هم در همین جهت پیدا می‏شود. حتی علوم انسانی هم قبله و غایتی جز تصرف بیش‏تر در عالم به قصد تمتع بیش‏تر ندارد. یعنی اصلاً نمی‏توانید تصور کنید چیزی در عالم جدید باشد و این جهت را نداشته باشد.اینکه هر موجودی در این عالم جهتی دارد، از لحاظ فلسفی اثبات‏ شده است. ممکن است بگویید این ضبط صوت صدای من را ضبط می‏ کند؛ بله، ولی جهت آن چیز دیگری است. در جزء به من جواب می‏ دهد، ولی در کلیت خود به من جواب نمی‏دهد، بلکه متناسب با جهت خودش جواب می‏دهد و اصلاً برای همین هم اختراع شده و در همان جهت خاص جواب می‏دهد که در آن اختراع شده. این‏طور نیست که محصو هنر در دنیای جدید به این سادگی‏ ها ظرفِ مظروفی واقع شود که ما می‏خواهیم بر آن تحمیل کنیم. نمی‏خواهم بگویم اصلاً نمی ‏شود، چون این هم اصالت دادن به ابزار و اشیاست. وقتی شما می ‏گویید تشکیلات دنیای امروز را اصلاً نمی‏شود عوض کرد، یعنی باز هم به آن اصالت داده ‏اید و این با تفکر ما سازگار نیست. ما مطمئنیم می‏ شود اینها را عوض کرد، منتها سخت است؛ یعنی باید ماهیت آنها را شناخت.خود شیئیتی هم که برای همه چیز - از جمله هنر - پیدا شده، جهت‏ مند است. موسیقی جاز را در نظر بگیرید؛ ظاهر آن بر باطنش دلالت دارد، یعنی هیچ‏کس به این فکر نمی ‏افتد که از موسیقی جاز استفاده دینی کند، این فکر به ذهن هیچ‏کس خطور نمی ‏کند که مثلاً از موسیقیِ رقص در خدمت دین بهره بگیرد. بقیه محصولات تمدن جدید هم همین‏طورند، با این تفاوت که ظاهرشان به باطن آنها دلالت ندارد، یعنی ما به ظاهر این دلالت را در آنها نمی‏بینیم، ولی در باطن‏شان همین دلالت موجود است. این دلالت در همه ی مظاهر دنیای جدید وجود دارد، چون عالم امروز جهت‏ مند است؛ منتها یک جا - مثل موسیقی جاز - این دلالت مشخص و آشکار است، ولی مثلا به نقاشی که می‏رسید، این‏قدر معلوم نیست. اگرچه وقتی ماهیت نقاشی غربی را بررسی می‏کنید، می‏بینید آن هم جهت ‏مند است. درباره گرافیک، سینما و تئاتر هم همین معنا صدق می‏کند. اینها را اگر آن‏طور که غربی‏ها به ما تدریس می‏کنند و خودِ وسایل اقتضا دارند، به حال خودشان بگذارید، همان جهت را با خودشان می‏ آورند، هیچ تفاوتی نمی‏کند. هر شیئی، یک شی‏ء فرهنگی است. هر شیئی که متعلق به دنیای جدید است، به دلیل اینکه جهت‏ مند است، یک شی‏ء فرهنگی است و هویت فرهنگی دارد. این هویت فرهنگی را نمی‏شود از آن گرفت. آن شی‏ء، این هویت فرهنگی را متناسب با غایت و جهت خود پیدا کرده است - چه در ظاهرش مشخص باشد و چه نباشد. حالا قضیه به این شکل است که وقتی نقاشی به همان صورتی تدریس می‏شود که غربی‏ ها آن را تا اینجا رسانده ‏اند، همان اقتضا را با خودش دارد. اگر با نقاشیِ دنیای جدید آشنا بودید، برایتان تحلیل می‏کردم تا ببینید نگرش نقاشی جدید چیست. در مقاله‏ ای که برای «نگاره» نوشته‏ ام۳ مشخص کرده ‏ام که نقاشیِ دنیای جدید اصلاً «نقاشی برای نقاشی» است، نه نقاشی برای هر چیز دیگر.هنرمند انقلابی و اقتضای آموزش هنرهای جدید ... نمی‏شود برنامه‏ ای ارایه کرد که همه هنرهای جدید در آن آموزش داده شوند. برای هر یک از هنرها به طور خاص باید برنامه ای در نظر بگیریم، این هنرها کاملاً با هم متفاوتند و به صورتی کاملاً متفرق از هم در دنیای امروز رشد و تکامل پیدا کرده ‏اند. به یک معنا، اصلاً این‏طور نیست که وحدتی بر آنها حاکم باشد. البته از لحاظ نسبتی که با مفهوم آزادی دارند، وحدتی بر آنها حاکم است. از آنجا که انسان جدید این هنرها را آفریده یا خلق کرده است و او نسبتی با مفهوم آزادی دارد، همه ی هنرها در دنیای جدید نسبتی با مفهوم آزادی دارند. اما از جهت‏ های دیگر، وحدتی بر آنها حاکم نیست. تکنیک‏ های متفاوتی دارند، قالب‏ های متفاوتی ‏اند که آنها را باید منتزع و جدا از هم آموخت و برای هر یک باید برنامه مشخصی ریخت.اولاً تکنیکِ هر هنر را باید به طور مجزّا آموخت. یعنی شما اصلاً نمی‏توانید در آموزشکده ‏تان طریقی پیدا کنید که هم تکنیک هنرها را به هنرجو بیاموزید و هم او را مسلمان بار بیاورید، این دو با یکدیگر قابل جمع نیستند. تکنیک هنرها را باید کاملاً مجزّا از تفکر اسلامی آموخت، برای اینکه مجزّا از این تفکر شکل گرفته و چند قرن هم از شکل‏ گیری آن می‏گذرد. هنرهای جدید قالبی پیدا کرده‏ اند که این قالب صرفاً نسبت به خود آنها جواب می‏دهد. همه ی اینها مثل موسیقی جاز جهت‏ مندند، منتها در موسیقی جاز این دلالت از ظاهر به باطن آشکار است، ولی در بقیه ی هنرها چنین نیست. نقاشی هم همین قدر جهت‏ مند است و دلیل آن تا اندازه‏ ای به ماهیت خود نقش برمی‏گردد - که ما فعلاً به این بحث و اینکه نقش و نقاشی تا چه حد می‏تواند تفکر بپذیرد کاری نداریم. ولی از آنجا که نقاشی در دنیای امروز به صورت یک هنر جدید ظهور کرده و کاملاً «نقاشی برای نقاشی» است، نسبت به هیچ تفکر و هیچ غایت و غرض دیگری پذیرش ندارد. مثلاً «انتزاعی بودن» از صفت‏ هایی است که نقاشی مدرن دارد، از لازمه‏ های ذاتی نقاشی است و وقتی این لازمه ذاتی را از آن بگیرید، اصلاً از حالت نقاشی خارج می‏شود و دیگر ماهیتاً نقاشی نیست. وقتی بخواهید تفکری را به طور صریح در نقاشی بیان کنید، تبدیل به گرافیک می‏شود. یعنی در نقاشی مدرن تفکر باید کاملاً به صورت انتزاعی بیان شود، از همان طریقی که خود نقاشی باز کرده و با همان تکنیکی که در طیّ سال‏ها یافته است. به محض اینکه بخواهید تفکری را از طریق نقش بیان کنید، به طور کامل از ماهیت نقاشی مدرن عدول کرده ‏اید. مثلاً نقاشی‏ های آقای «حسین صدری» ظاهراً اسلامی است، اما برای عوام‏ الناسْ اسلامی است. او در واقع با عدول از ماهیت نقاشی مدرن این آثار را خلق می‏کند، مثلاً بچه‏ ای را - یتیمی را - در حال گریه می‏کِشد. موضوع کارهایش رُمانتیک است. اینها اصلاً موضوع‏ هایی نیست که هنر جدید بپذیرد. هنر جدید هنر خواص است، اصلاً هنر عوام نیست، یعنی عوام اصلاً هنر جدید را درک نمی‏کنند. این است که اگر ما از هنر جدید انتظار داشته باشیم که تفکری دینی را ارایه کند که عوام هم درک کنند، انتظار بیهوده ‏ای است، برای اینکه انتزاعی بودن جزو صفت‏ های نقاشی مدرن است و کاری هم نمی‏توانید کنید؛ به محض اینکه تفکر صریح را در آن مطرح کنید، تبدیل به گرافیک می‏شود.گرافیک ماهیتاً سفارش ‏پذیر است، چون در کنار کتابت و صنعت چاپ و گراور و غیره رشد کرده است. گرافیک با ایلوستراسیون۴ شروع می‏شود و در واقع، تصویرگریِ کتاب، نشریه ‏ها و روزنامه‏ هاست. یا مثلاً کاریکاتور اصلاً خاصیت سیاسی داشته، یعنی خاصیت‏ هایی داشته که از آن در جهت اِعمال تفکر خاصّ سیاسی استفاده می‏شده، مثلا یک حزب یا دسته سیاسی از آن برای حمله به دست ه‏ای دیگر استفاده می‏کرده است. وقتی به آثار بسیاری از کاریکاتوریست‏ ها مراجعه می‏کنید، می‏بینید تفکر خاصی در کار آنها مشخص است، چون کاریکاتور و گرافیک از همان ابتدا این‏طور شکل گرفته که سفارش‏ پذیر بوده است. تفکر می‏پذیرد، یعنی می‏شود تفکری را به واسطه آن مطرح کرد.۵ به همین دلیل است که ما بعد از انقلاب در گرافیک خیلی رشد کرده ‏ایم. واقعاً رشدمان در این زمینه بی‏ نظیر بوده است. گرافیک به ما میدان می‏دهد و در دست ما مثل موم می‏شود، چون خودش ماهیتاً سفارش‏ پذیر و تفکرپذیر است.اما نقاشی تفکرپذیر نیست. نقاشی جدید عیناً مثل موسیقی است؛ بیش‏تر لحن است تا تفکر، و با آن نمی‏شود مفهومی را به عوام‏ الناس انتقال داد، حتی به خواص هم نمی‏شود چیزی منتقل کرد. موسیقی ماهیتاً چیزی است که از غیر طریق عقل و ادراکِ عقلی دریافت می‏شود. زیر و بم موسیقی مستقیماً از طریق حالت و احساس درک می‏شود، نه از طریق عقل. بنابراین، شنونده موسیقی در برابر این پرسشِ شما که «فلان جمله یا قطعه موسیقی چه می‏گوید؟» پاسخی ندارد. نقاشی هم همین‏طور است؛ نقاشی مدرن اصلاً لحن است، موسیقی است و به همین جهت نمی‏شود از آن در جهت یک تفکر خاص استفاده کرد. سؤال ما از ابتدا این است که چگونه هنرها را در خدمت اسلام درآوریم؟ چگونه به هنرجویان آموزش بدهیم که هنرمندانی مسلمان و در خدمت تفکر دینی بار بیایند؟ سؤال این است. بنابراین، باید یک‏یک هنرها را با توجه به ماهیت آنها تحلیل کنید که آیا در خدمت دین درمی‏ آیند یا خیر. عالم جدید عالم دینی نبوده که بگویید همه این قالب ‏ها نسبت به تفکر دینی خاضع ند. عالم جدید برای تصرف بشر در طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر ظهور کرده و همه تفکر و تأمل و علم و تکنیک در خدمت همین غایت و قبله‏ ای است که بشر جدید برای خود انتخاب کرده است. حتی مفهوم ‏های کلی انتزاعی در خدمت همین غایت است. این آزادی که امروز مطرح می‏شود، در خدمت تصرف در عالم طبیعت به قصد تمتع بیش‏تر است.یا مثلا «تساوی زن و مرد» اصلاً یک امر خلاف ذات طبیعت است، چون زن و مرد ذاتاً و طبیعتاً با هم متفاوتند و این تفاوت ذاتی و طبیعی دلالت بر تفاوت روحانی و نفسانی دارد، یعنی ماهیتاً متفاوتند؛ منتها عالم جدید این تساوی را به دلیل دیگری مطرح می‏کند. اصلاً طرح تساوی زن و مرد از لازمه‏ های عالمِ جدید به قصد رسیدن به آن قبله و غایتی است که گفته شد. همه چیز این عالم همین است، از مفهوم ‏های انتزاعی فلسفی گرفته تا علم، تکنولوژی و... چون قبله بشر جدید این است. عالم جدیدی که در اطراف ما بنا شده، همین عالم است. یعنی ما همه چیز را با این دید می‏فهمیم. حتی اینکه زمین دوْر خورشید می‏چرخد، با این تفکر بیگانهنیست. فکر نکنید این عالمی که در ذهن‏مان ساخته‏ ایم عین واقعیتِ عالم است؛ اصلاً این‏طور نیست. همه چیز این عالم با هم می‏خواند و تطبیق می‏کند و نسبت به همان غایتی که عرض کردم، معنا می‏شود.حالا یک‏یک هنرها را ببینید: موسیقی که عرض کردم لحن است، گرافیک لحن و موسیقی است، نقاشی هم لحن و موسیقی است. موسیقی هم خودش درک نمی‏شود و تفکرپذیر نیست، مگر اینکه شما به جماعتی که خودشان را به صورت انسان کامل، انسانِ نسبتاً کامل ساخته ‏اند و به یک معنا حقیقت اسلام در وجودشان محقق شده، ساز بیاموزید و آنها به ساز تسلط خارق‏ العاده پیدا کنند. اگر وجود آنها نسبت به حقیقت دین مظهریت داشته باشد و بر ساز هم تسلط کامل پیدا کنند، شاید نتیجه کارشان را بشود «دینی» خواند. وگرنه، طور دیگری نمی‏شود صفت دینی را به نحوی موسیقی اطلاق کرد. اصلاً هنر این‏طور است. نقاشی هم همین‏طور است. اگر هنرمندی نسبت به دین مظهریت داشته باشد و بر تکنیک نقاشی مدرن مسلط شود و کاملاً بر آن غلبه کند، تا آنجا که این تکنیک مثل ابزار در خدمت او باشد، اثری که خلق می‏کند با دین نسبت دارد. وگرنه، نمی‏شود گفت نقاشی مدرن باید چه مشخصه‏ هایی پیدا کند تا دینی باشد. درباره بقیه هنرها هم همین‏طور است.داستان‏ نویسی امروز با آنچه ما در گذشته داشته‏ ایم، کاملاً متفاوت است. داستان‏ های گذشته در عالمِ اجمال است و داستان‏ های جدید در عالمِ تفصیل. اینها دو عالم کاملاً متفاوتند، منتها ظاهرشان یکی است. ما فکر می‏کنیم یکی‏ اند چون درک ما از آنها اشتباه است. آن یکی در عالم اجمال است و این یکی در عالم تفصیل. داستان‏ های قرآن در عالم اجمال است، نه در عالم تفصیل. داستان جدید (رُمان، نووِل، داستان کوتاه، داستان بلند) تفصیل و توصیف «من» است. «من» در عالم جدید یعنی «فرد منتشَر» - فردی که در این عالم جدید انتشار پیدا کرده و تکثیر شده است - چون عالمِ جدید در عین حال می‏خواهد همه انسان‏ها را به هم شبیه کند، یعنی واقعاً در این جهت حرکت کرده که همه انسان‏ها به هم شبیه شوند: آموزش یک‏سان می‏بینند، با رسانه‏ های یک‏سان سر و کار دارند و توسط این رسانه‏ ها آموزش یک‏سان به آنها داده می‏شود و در سراسر دنیا فرهنگِ یک‏سان تبلیغ می‏شود؛ دیگر چین با یونان تفاوتی نمی‏کند.الان فرهنگ در سراسر دنیا فرهنگ واحدی است، غیر از ایران که امام در آن فرهنگ دیگری بنا کرده و اکنون بزرگ‏ترین معضل ایران برای رسیدن به توسعه اقتصادی، همین فرهنگ است. این فرهنگ با عالم جدید اصلاً جمع نمی‏شود، چون غایت و قبله‏ اش غایت و قبله عالم جدید نیست. درست مثل تفاوت آنچه قبل از اسلام بود و آنچه بعد از اسلام آمد. عیناً همین اتفاق افتاده است. یعنی امام آمد و فرهنگی بنا کرد که اصلاً با جاهلیت جمع نمی‏شود. مگر اسلام با جاهلیت قبل از خود جمع شد که حالا ما منتظریم این فرهنگ ...

ادامه مطلب  

آمار تخلفات از خطوط قرمز  

درخواست حذف این مطلب
جوان آنلاین: با خروج آمریکا از برجام و اعلام استراتژی دولت مبنی بر ادامه مذاکرات با اروپا، سایه روابط خارجی بر اقتصاد کشور همچنان تداوم یافت. شرطی شدن اقتصاد و گره خوردن آن به سیاست خارجی همچون ۴ سال نخست دولت روحانی در حالی است که منتقدان و کارشناسان درباره توان اروپا برای تقابل با آمریکا و حمایت از ایران تردید هایی جدی را مطرح کردند. در این راستا و جهت واکاوی برجام اروپایی با دکتر علی باقری، معاون دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی گفت وگو کرده ایم. باقری به واسطه حضور در مذاکرات هسته ای در دولت سابق و تصدی معاونت اروپای وزارت امور خارجه در دولت نهم، با ساز و کار اتحادیه اروپایی و توان واقعی آن در راستای مقابله با تحریم های آمریکا کاملا آشناست. باقری معتقد است برجام اروپایی صرفا بازی با ایران است و جمهوری اسلامی باید با روسیه و چین مستقل از اتحادیه اروپایی ببندد. وی در این گفت وگو هشدار های رهبر معظم انقلاب در ۳ مقطع در فاصله سال های ۹۲ تا پس از اجرای برجام را بازخوانی کرده و مشکلات امروز در حوزه هسته ای را حاصل بی توجهی وزیر امور خارجه به این هشدار ها می داند. بخش نخست این گفت وگوی ۲ ساعته را در ادامه می خوانید.رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان با اقشار مختلف مردم، برای دومین بار فرمودند: «همه خطوط قرمزی که ما معین کرده بودیم رعایت نشد». ایشان همچنین برجام را نمونه واضحی از الگوی مذاکره آمریکایی بیان و تأکید کردند مذاکره درباره مسائل گوناگون با دولتی با چنین مختصات مشکل درست می کند. ارزیابی حضرتعالی از این فرمایشات رهبری و همچنین سایر مواضع ایشان درباره برجام چیست؟رهبر انقلاب دست کم در ۳ مقطع در موضوع مذاکره ورود کردند و چارچوب هایی را برای مشی و رفتار دولت و مذاکره کنندگان ارائه فرمودند؛ مقطع نخست مربوط به آغاز به کار دولت یازدهم و شروع مذاکرات مستقیم و دوجانبه با آمریکایی هاست.رهبری از ابتدای شروع مذاکرات این دوره فرمودند: من به نتیجه این مذاکرات خوشبین نیستم. مثلا حضرت آقا ۱۲ آبان ۹۲ یعنی قبل از توافق ژنو که آذرماه ۹۲ بود، در دیدار دانش آموزان و دانشجویان می فرمایند من به این مذاکرات خوشبین نیستم، ولی ان شاءالله ملت ما از ورود به این عرصه ضرری نخواهد کرد و این مذاکرات تجربه ای برای ملت ایران خواهد شد. اینکه می گویند من خوشبین نیستم این عبارت را در مکالمات عادی خودمان هم داریم. یک پدر وقتی پسرش می خواهد با کسی شراکت کند، می گوید این کار را نکن، چون من به این موضوع و این فرد خوشبین نیستم. اینجا خوشبین نیستم یعنی این پدر برای پسرش عقل و فهم قائل است و دوم اینکه این پسر چند سال بعد نگوید که شما نگذاشتی من شریک شوم و موفق شوم. از همان ابتدا این فرزند وقتی نظر پدر را می پرسد، می گوید مخالفم، اما برای اینکه فرزندش به یک عقلانیتی برسد طوری می گوید که خود پسر به یک انتخاب درست برسد. در نتیجه اگر پسر اشتباه هم کند برای او تجربه می شود و به درد مسیر تکامل او خواهد خورد.مقطع دوم؛ مربوط به طول مذاکرات تا حصول توافق در وین است. در این مدت ایشان خطوط قرمز و اساسی مذاکرات و مطالبات ایران از مذاکرات را بیان فرمودند، اما متأسفانه در این مقطع نیز دولتمردان تدبیر و امید و مذاکره کنندگان به این فرمان ها و دستور ها توجهی نکردند تا جایی که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد نتوانستیم برخی خطوط قرمز را رعایت و حفاظت کنیم. در این دوره رهبری فرمودند: «از حقوق ملت ایران نباید یک قدم عقب نشینی بشود»، اما در برجام دست کم ۱۰۰ حق هسته ای ملت ایران را از بین بردند از جمله ۲۰ حق به طور ابدی، ۱۸ حق بدون سقف زمانی، ۴۰ حق به مدت ۱۵ سال و ۱۶ حق به مدت ۱۰ سال. باز رهبری فرمودند: «هیچ شیوه نظارتی غیرمتعارف که ایران را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل می کند، به هیچ وجه مورد قبول نیست»، اما در برجام ۵۷ دریچه برای بازرسی و نظارت بیگانگان از مراکز حساس، نظامی و امنیتی کشور ایجاد کردند از جمله ۲۴ مورد آن ابدی، ۸ مورد آن به مدت ۱۵ تا ۲۰ سال و ۲۰ مورد آن به مدت ۱۰ سال. باز رهبری فرمودند: «ما محدودیت ۱۰ سال و ۱۲ سال و مانند این ها را قبول نداریم؛ ۱۰ سال یک عمر است»، اما در برجام دست کم ۲۸ محدودیت ۱۰ ساله و بیشتر را پذیرفتند از جمله ۷ محدودیت به مدت ۱۰ سال، ۹ محدودیت به مدت ۱۵ سال، ۱ محدودیت به مدت ۲۰ سال، ۱ محدودیت به صورت ابدی. در جای دیگر رهبری فرمودند: «تحریم های اقتصادی و مالی و بانکی، همه باید «فوراً» هنگام امضای موافقتنامه لغو بشود»، اما در برجام اتحادیه اروپایی موظف به برداشتن تحریم ها «پس از ۸ سال» و آمریکا نیز «پس از گذشت ۸ سال» فقط متعهد به انجام اقدام مقتضی برای برداشته شدن تحریم ها شد. باز رهبری فرمودند: «تحریم ها همه باید فوراً در هنگام امضای موافقتنامه لغو شود، تحریم ها باید برداشته شود، «توقف تحریم» نداریم، «تعلیق تحریم» را قبول نداریم»، اما در برجام آنچه آمریکا موظف به انجام آن است عمدتاً اقدام مقتضی برای توقف تحریم هاست. مردم ما فراموش نکرده اند عده ای با خوشحالی می گفتند ما بودیم که گره مذاکرات را باز کردیم، غافل از اینکه هزینه این گره بازکردن زیرپا گذاشته شدن خطوط قرمز ابلاغی رهبری نظام بوده است. در مقطع سوم که پس از حصول توافق است و مذاکره کنندگان توافق را که ضایع کننده خطوط قرمز ابلاغی بود به کشور آوردند، رهبر انقلاب با علم به اینکه «توافق مطلوب» حاصل نشده است و برای کاهش خسارت های این توافق و تبدیل آن حداقل به «توافقی مقبول»، شروطی را برای اجرای آن تعیین کرده و طی فرمانی به رئیس جمهور ابلاغ کردند، اما متأسفانه باز هم دولت و مذاکره کنندگان از کنار این شروط گذشتند و آن را اجرا نکردند تا جایی که بعد ها شخص رهبر انقلاب زبان به گلایه گشودند و در دانشگاه فرهنگیان فرمودند: «یکی از شرط ها این بود که گفتیم رئیس جمهور وقت آمریکا بنویسد و امضا کند که تحریم ها برداشته شد. این جزو شرایط بنده بود. خب! مسؤولان... نتوانستند و نتیجه اش این است که دارید مشاهده می کنید». در آن فرمان رهبری فرمودند: معامله و تبادل مواد ۵/۳ درصد با کیک زرد باید بتدریج و در دفعات متعدد باشد، اما دولت تدبیر و امید همه ۱۰ هزار کیلو مواد ۵/۳ درصد را یکجا به خارج کشور فرستاد و حتی نیم گرم آن را نگه نداشت تا به اندازه ذره ای از فرمان رهبری تبعیت کرده باشد.حضرت آقا هم که اوایل مذاکرات گفتند من خوشبین نیستم معنی این حرف کاملا مشخص بود مبنی بر اینکه من بدبینم و نباید این مسیر را رفت، اما خب! شما آن مقطع سال ۹۲ را به خاطر بیاورید. همه اصرار داشتند این مسیر، مسیری است که جواب می دهد، چون آمریکا اینطور گفته و در فلان جا این وعده ها را به ما داده است، پس اگر به این مسیر برویم به نتیجه خواهیم رسید. عمده کسانی که در کشور و در آن دوره، به نوعی مسؤولیت داشتند به صورت علنی و بدون توجه به بدبینی حضرت آقا به این روش، از مذاکره با آمریکا حمایت کردند.نکته دیگر اینکه رهبری بحث تعیین و تدوین خطوط قرمز را در طول دوره مذاکرات به طور کامل تدوین کردند؛ از پاییز ۹۲ تا تیرماه ۹۴ که مذاکرات به نتیجه رسید. ایشان در این خطوط قرمز که حدود ۱۱ مورد بود، چارچوب هایی را که مذاکره کنندگان باید در آن چارچوب کار می کردند تا به نتیجه مورد نظر نظام برسند تعیین کردند. این مسیر کاملا مشخص شده بود، اما عملا، متاسفانه به این خطوط قرمز توجهی نشد. الان نکته ای به ذهن بنده آمد؛ اخیرا آقای ظریف گفتند در موضوع برجام، ناشکری ها باعث شد تا نتوانیم حداکثر بهره را از این معاهده ببریم. سوال من به عنوان یک شهروند در این باره این است که آیا برای زیر پا گذاشتن خطوط قرمز باید شکرانه به جا بیاوریم؟ چنین چیزی اصلا معقول است؟از سوی دیگر، وزیر امور خارجه در مصاحبه با روزنامه «ایران» فرمایشی را مطرح کردند که از یک فعال سیاسی غیرقابل پذیرش و از یک مقام مسؤول دولتی غیرقابل تحمل است. ایشان در این مصاحبه تصریح کرده اند: «در واقع این عدم اطمینان [برای سرمایه گذاری خارجی ها در ایران]... را آمریکایی ها درست نکردند، بلکه کسانی درست کردند که ۲ سال و نیم در بوق ناامیدی دمیدند». این حرف مهمی است که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در مصاحبه با روزنامه رسمی دولت با صدای رسا می فرماید: آهای دنیا! بدانید که آمریکا مانع سرمایه گذاری در ایران پس از برجام نبود، بلکه آمریکا با تمام توان به میدان تشویق سرمایه گذاری خارجی در ایران آمد و همه بستر های لازم را مهیا کرد و فقط برخی هموطنان ایرانی ام که با استدلال و منطق نشان دادند توافقی که خطوط قرمز نظام را زیر پا می گذارد، تأمین کننده منافع ملت ایران نیست، آن ها مسؤول عدم سرمایه گذاری خارجی ها در ایران هستند. این اظهارات واقعاً شگفت آور است. جناب آقای وزیر! تصور نمی کنید در دیدار آتی شما با غربی ها، خانم موگرینی به شما بگوید که خود شما به صراحت اذعان می کنید که آمریکا مانع برخورداری ایران از برجام نشده است، پس چرا اینقدر آمریکا را متهم به نقض برجام می کنید؟ در آن صورت شما چه پاسخی خواهید داشت؟ آیا نباید اذعان کنید چند نامه اعتراضی شما به خانم موگرینی درباره نقض عهد آمریکا و اروپا بی مبنا بوده است؟ آیا به نظر شما این اظهارات در راستای تأمین منافع ملی است؟ آیا بهتر از این می شد برای ترامپ دیوانه هدیه فرستاد؟ ان شاءالله عصبانیت، موجب خروج انسان از اعتدال نشود و برای رد کردن نظر کسانی که با نظرات ما موافق نیستند، بسترساز تطهیر نجس ترین رژیم روی کره زمین نشویم.وضعیت کنونی ناشی از ناشکری از برجام نیست، بلکه ناشی از ناشکری از نعمت ولایت و نافرمانی و بی توجهی نسبت به فرامین رهبری بود. به هرحال الان دیگر باید از برجام درس بگیریم. تا به حال موارد زیادی بوده که به فرامین رهبری کم توجهی شد و آسیب زیادی هم متوجه کشور و مردم شد. در ۴۰ سال گذشته هم هر کجا از منویات رهبری اطاعت کردیم به نتیجه رسیدیم و هر کجا از این فرامین تعدی و تخطی کردیم، ناکام ماندیم و حاصلی جز خسارت برای کشور نداشتیم.البته شاید موضوع خطوط قرمز و زیر پا گذاشتن آن عادی شده باشد، اما خط قرمز چیست؟ خط قرمز نظامی، یعنی حق نداری ذره ای از مرز عقب نشینی کنی و اگر چنین کنی با تو برخورد خواهد شد و حتی ممکن است مجازات شوی؛ بنابراین اینکه مذاکره کنندگان نتوانستند برخی خطوط قرمز را حفظ کنند، یعنی نتوانستند در مقابل دشمن در مرز شلمچه بایستند و عقب نشینی کردند و تا عوارضی تهران- قم عقب نشستند. نکته مهم دیگر آنکه وقتی توافق برای کسی مهم باشد و به خاطر توافق حاضر شود خطوط قرمز را زیر پا بگذارد، برای اینکه توافق شود، از آنجا که طرف مقابل از خواسته اش کوتاه نمی آید، مذاکره کننده خودی خطوط قرمز نظام را لحاظ نمی کند تا خواسته طرف مقابل تأمین شود. به عبارت دیگر اگر با زیر پا گذاشتن خطوط قرمز خودی به توافق برسیم، می تواند به این معنا باشد که عملاً خطوط قرمز طرف مقابل حفظ شده است. به هر حال در هیچ کجای دنیا به سربازی که خطوط قرمز را رها کرده و به صد ها کیلومتر عقب تر عقب نشینی کند، جایزه نمی دهند که برخی انتظار دارند مردم ایران برای این عقب نشینی سجده شکر به جا آورند.بعد از خروج آمریکا از برجام، گزینه های متعددی در موضوع واکنش ایران به این موضوع مطرح بود، اما در نهایت اعلام شد برجام با کشور های اروپایی ادامه پیدا می کند و حتی زمان بندی تعیین شد تا کشور های اروپایی بسته پیشنهادی خود برای حفظ برجام را ارائه کنند. اخیراً که این بسته ارائه شد رئیس جمهور در تماس با مکرون و مرکل، این بسته را مأیوس کننده خواند، اما رئیس مجلس، آن را در سطح کلان مطلوب ارزیابی کرد. حضرتعالی به عنوان کسی که سابقه معاونت اروپا را در وزارت خارجه داشتید، این بسته را چطور ارزیابی می کنید و اینکه به نظر شما برجام اروپایی در عمل چقدر شانس تحقق دارد؟نکته اول این است که ما با چه عینکی می خواهیم آنچه را که شما برجام اروپایی خوانده اید، ببینیم. با عینک حقوقی یا سیاسی؟ از نظر حقوقی بعد از خروج آمریکا از برجام، دیگر چیزی به نام برجام نمی توانیم داشته باشیم، چون برجام توافقی بود میان ایران و چند کشور که یکی از آن کشور ها آمریکا بود. با خروج آمریکا حدود ۲۰ صفحه از توافق ۹۰ صفحه ای برجام از بین رفت؛ وقتی که وجود یا عدم وجود حتی یک ویرگول می تواند در نتیجه توافق تأثیر داشته باشد، چگونه می شود توافق ۹۰ صفحه ای با توافق ۷۰ صفحه ای یکی باشد؟ چیزی که الان پیش روی ما است، دیگر برجام نیست، یک سند دیگر است که البته اکنون جای بحث آن نیست، اما از نظر سیاسی ممکن است به دلایلی کسانی دوست داشته باشند که به سند جدید هم برجام بگویند، اما مهم این است که هدف ما از برجام چه بوده است؟ اگر هدف از برجام، برداشته شدن تحریم ها بوده که خود برجام هم نتوانسته این کار را بکند؛ اجرای آن در ۲ سال و چند ماهی که آمریکا هم در برجام بود، نتوانست این هدف را محقق کند. پس اکنون چگونه و بر اساس چه منطقی می توانیم به این برجامی که در متنِ سند، تحریم ها را برنداشته و در بیش از ۲ سال گذشته، آمریکا و اروپا هم به تعهدات خود عمل نکرده اند، آن هم به این چند صفحه باقیمانده از آن امید داشته باشیم؟ این واقعیت که دستاورد برجام «تقریباً هیچ» بوده است از زبان منتقدان بیرون نیامده که خدای نکرده مرتکب ناشکری شده باشند! این سخن رئیس بانک مرکزی دولت تدبیر و امید در ۵ سال گذشته است. یا این واقعیت که «ما بعد برجام نتوانستیم حتی یک حساب بانکی در انگلیس باز کنیم»، حرف منتقدان نبوده که بخواهند خدای نکرده ناشکری کنند! به همین خاطر هم برجام از جهت سیاسی دیگر رمقی برایش باقی نمانده است. خب! حال برگردیم به سوال شما درباره برجام اروپایی. ابتدا باید از دولتمردان تدبیر و امید پرسید، شما از برجام اروپایی چه انتظاری دارید؟ اگر امید آن ها به برداشته شدن تحریم ها توسط اروپایی ها باشد، این «امید» با هیچ «تدبیر» معقول و منطقی سازگاری ندارد، چرا که اروپایی ها در مقابل ۲ طرف هستند: آمریکا و ایران. آمریکا طرفی است که برخلاف تعهدش عمل کرده، ولی چون ابرقدرت است، لذا اروپایی ها درباره اقدام برخلاف نظر و میل آمریکا قطعاً ملاحظه دارند که این ملاحظه عمدتاً اروپایی ها را به عدم انجام اقدامی برخلاف نظر آمریکا سوق می دهد.به عبارت دیگر، از منظر سیاسی شاید اروپایی ها بخواهند برخلاف نظر متحد قدرتمند خود عمل کنند، ولی از نظر اقتصادی، قدرت و توانایی اقدام برخلاف نظر آمریکا را ندارند. البته این واقعیت ها به این معنا نیست که اروپا در همه موارد و همیشه مانند یک مزدور آمریکا عمل می کند، چرا که برای مثال اروپایی ها در قبال اقدام علیه روسیه هیچ گاه به عنوان یک بازیگر منفعل و صددرصد تابع آمریکا عمل نمی کنند، چون به دلایل مختلف از جمله اقتصادی، وابستگی های زیادی به این کشور دارند و از سوی دیگر می دانند چنانچه به عنوان مزدور آمریکا علیه روسیه وارد اقدام شوند، با واکنش جدی روس ها از جمله در موضوع گاز مورد نیازشان مواجه می شوند، لذا اروپایی ها همواره در موضوع روسیه ملاحظات خاص خود را دارند. خب! تا اینجا به واکنش اروپایی ها به سیاست های یک طرف برجام یعنی آمریکا اشاره کردیم، حال به نگاه اروپایی ها در موضوع برجام نسبت به طرف دیگر که ایران است توجه کنیم. قاعدتاً اقدام اروپایی ها در موضوع برجام رابطه بسیار زیادی با نوع عملکرد ما چه در حال حاضر و چه در چند سال گذشته دارد. یا هنگامی که آمریکایی ها برخلاف تعهدات شان در برجام، نامه مربوط به امکان صدور هواپیمای مسافری به ایران را صادر نکردند، مقام های دولت تدبیر و امید بسیار سخاوتمندانه با آمریکایی ها برخورد کردند و در این مدت هیچ اقدامی که موجب ایجاد هزینه برای آمریکایی ها به خاطر نقض تعهدشان باشد، نکردند. یا حتی هنگامی که تحریم های جامع و سنگین کاتسا به تصویب کنگره و امضای رئیس جمهور آمریکا رسید، مقام های دولت تدبیر و امید و حتی برخی بزرگان مجلس که همسو با دولت تدبیر و امیدند، با صراحت تمام گفتند کاتسا تحریم جدید نیست، بلکه تجمیع تحریم های قبلی است! وقتی آمریکا و اروپا به نقض تعهدات خود ادامه دادند، دولتمردان تدبیر و امید تحت فشار افکار عمومی داخلی مجبور شدند چند نامه اعتراضی به هماهنگ کننده کمیسیون مشترک برجام بنویسند، ولی جز چند نامه هیچ اقدام دیگری را انجام ندادند. خب! اروپایی ها وقتی این رفتار ها را می بینند پیش خودشان حساب می کنند که «ایرانی ها تا مدت ها با وجود نقض برجام از سوی ما و آمریکا، نه تن ها اعتراضی نمی کردند، بلکه با صدای رسا در تریبون های رسمی خود می گفتند آمریکا و اروپا برجام را نقض نکرده اند و حتی برای عدم نقض توسط ما هم برای افکار عمومی خود توجیه هم می آوردند! بعد از یک مدتی هم که به خاطر فشار افکار عمومی اظهار کردند که اروپا و آمریکا ناقض برجام هستند، فقط به ارسال چند نامه اکتفا کردند».حال شما می خواهید اروپایی ها چه تصوری از ما داشته باشند؟ با این رفتار دولتمردان تدبیر و امید، اروپایی ها به این نتیجه خواهند رسید که «یا مقام های دولتی ایران از فهم عمل به برجام یا نقض برجام ناتوان هستند یا اینکه آنقدر در وضعیت بدی به سر می برند که حتی با نقض برجام از سوی ما اروپایی ها هم صدای شان درنمی آید و حداکثر یک نامه چند خطی به کمیسیون مشترک برای مدیریت افکار عمومی داخل خود می نویسند»؛ بنابراین این تصور ایجاد شده نزد اروپایی ها از نوع برخورد ما با نقض تعهدات، این پیام غلط را به آن ها ارسال کرده که ایران در مقابل نقض تعهدات طرف مقابل واکنشی نشان نمی دهد. حال به نظر شما اروپایی ها در ادامه مسیر چگونه با ما برخورد خواهند کرد؟ به نظر شما با این وضعیت، «امید» به اروپایی ها برای عمل به برجام و ایستادگی در مقابل آمریکا، «تدبیر عقلایی» است؟ دقت کنید: اروپایی ها با خروج آمریکا از برجام میان ۲ طرف قرار گرفته اند؛ آمریکا و ایران. آن ها یقین دارند موضع آمریکا در خروج از برجام و اعمال تحریم های بیشتر علیه ایران نادرست، غیرقانونی و زورگویانه است و در مقابل یقین دارند موضع ایران در برجام درست، قانونی و عدالت طلبانه است، اما در این میان آن چیزی که تعیین کننده است که اروپا، ایران یا آمریکا را انتخاب کند، صرفاً منافع خود آنهاست. اروپایی ها حساب می کنند که منفعت اقتصادی آن ها در تبعیت از آمریکا علیه ایران است و منفعت امنیتی آن ها در حمایت از ایران در مقابل آمریکاست، اما در عمل آن ها به این جمع بندی می رسند که در صورت تخطی آن ها از تحریم های آمریکا با تحریم و دیگر مجازات ها از سوی آمریکا مواجه خواهند شد و در صورت تخطی آن ها از تعهدات برجامی با مجازاتی از سوی ایران مواجه نخواهند شد، چرا که با خروج آمریکا از برجام نه تن ها ایران اقدامی نکرد، بلکه با خوشحالی از اعلام خروج یک مزاحم از برجام خبر داد! عملکرد دولتمردان تدبیر و امید در ۵ سال گذشته بویژه در مقطع اخیر (پس از خروج آمریکا از برجام) اروپایی ها را به این برآورد رسانده که واکنش ایران در قبال تبعیت اروپا از آمریکا علی ...

ادامه مطلب  

علم جدید و ادیان توحیدی / مهدی گلشنی  

درخواست حذف این مطلب
اشاره: فیزیکدان متألّه استاد دکتر مهدی گلشنی در کتاب جدیدشان «چالش ها و تبیین ها خداباوری و دانشمندان معاصر غربی» به چند مطلب اساسی پرداخته اند که یکی از آنها موضوع نوشتار حاضر است. این کتاب در سه فصل تنظیم شده: «خداباوری از منظر دانشمندان معاصر غربی» «علم جدید و بعضی چالش ها در برابر ادیان توحیدی» و «اسلوب جدید برهان نظم». استاد گلشنی در این کتاب به منابع و مآخذ متعددی ارجاع داده اند که در اینجا به اقتضای رعایت حوصله خوانندگان گرامی بسیاری از آنها حذف می شود. عنوان اصلی متن زیر «علم جدید و بعضی چالش ها در برابر ادیان توحیدی» است.***مقدمهعلم جدید در اوایل قرن نوزدهم به جهان اسلام وارد شد اما آنچه بیشترین اثر را بر بسیاری از متفکران اسلامی گذاشت خود علم نبود بلکه پس زمینه های فلسفی علم جدید بود که همراه با علم آمد و بر ذهن متفکران و روشنفکران مسلمان حاکم شد. مکاتبی مثل پوزیتیویسم و داروینیسم در محافل آکادمیک رواج یافت و موجب پیدایش چالش هایی در برابر اعتقادات خداباورانه مسلمانان شد. بعضی از عالمان مسلمان کوشیدند که برخی از ایده های کلام اسلامی را در پرتو یافته های علم جدید بازتعبیر کنند اما فیلسوفان مسلمان بین یافته های علم جدید و زمینه های فلسفی آن تمایز قائل شدند. آنها کشف اسرار طبیعت از طریق تجربه و نظریه پردازی را تأیید و تشویق کردند اما علیه بعضی تعابیر پوزیتیویستی علم جدید هشدار دادند تعابیری که به عنوان یافته های علم تلقی می شد.ما همراه با فلاسفه اسلامی معاصر معتقدیم که ریشه تعارض ادعاشده بین دین و علم در پیوست های فلسفی این علم است نه خود علم. برای روشن شدن مطلب در بخشهای زیر به بعضی از این موارد می پردازیم.مسئله حیات روحطبق قرآن افراد بشر یک بعد روحی و یک بعد جسمانی دارند. بعد روحی در یک مرحله متأخر از تکون بدن انسان اضافه می شود و آثار غیر مادی دارد. آن یک نفخه الهی است که به هر انسانی افاضه می شود: «و إذ قال ربّک للملائکه انّی خالق بشرا من صلصال من حمإ مسنون فإذا سوّیته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین: هنگامی که پروردگارت به فرشتگان فرمود: من آفرینندة انسانی از گل خشک از لجنی بویناک هستم. پس چون او را استوار ساختم و در او از روح خود دمیدم برای او به سجده درافتید.» (حجر )این ایده که افراد انسانی واجد دو بُعد جسمانی و روحی هستند ایده ای بس قدیمی است و از قدیم الایام نیز مورد مناقشه بوده است. در زمان ما که مکاتب تجربه گرا حاکم هستند اصالت به ماده داده می شود و حیات محصول فرعی فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی تلقی می گردد و جایی برای روح نمی ماند. فرانسیس کریک ـ کاشف مولکول dna ـ این نکته را به وضوح می گوید: «فرضیه حیرت انگیز این است که شما شادی ها و غمهای شما خاطرات و بلندپروازی های شما احساس هویت شخصی و اختیار در حقیقت چیزی بیش از رفتار مجموعه وسیعی از سلول های عصبی و مولکول های وابسته آنها نیست!»دیدگاه رایج واقعیت را محدود به آن چیزی می کند که از طریق فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی قابل کشف است اما این اعتقاد قابل استنتاج از خود علم نیست بلکه ریشه در فلسفه طبیعت گرایانة حاکم بر محافل علمی معاصر دارد. راجر تریگ ـ فیلسوف انگلیسی معاصرـ مسئله را خوب بیان می کند: «چرا نباید یک علم تبدیل یافته حتی قادر نباشد که روزی وجود واقعیات روحی را قبول کند؟ از این تعمیم صرفاً متافیزیکی در زمان حاضر که چنین چیزهایی نمی توانند وجود داشته باشند این نتیجه گیری شده که آن غیرممکن است. [اما] سؤال این است که: آیا علاقه به فهم سرشت واقعیت مطرح است یا اعتبار یک روش علمی که برای توانایی های فعلی انسان مطرح شده است؟»در پاسخ به موضع ماده گرایان دربارهٔ مسئله حیات و روح موضع فلاسفه اسلامی به قرار زیر است:الف) انسان ها علاوه بر بُعد مادی یک بعد روحی دارند که با آماده بودن زمینه وارد می شود. در حقیقت روح یک افاضة خاص الهی به هر فرد انسانی است. نفی این بعد روحی توسط ماده گرایان یک تصمیم گیری علمی نیست بلکه یک تصمیم گیری متافیزیکی است که ریشه در خود علم تجربی ندارد.صدرالمتألهین در پی معرفت حرکت جوهری (حرکتی نامحسوس که بر سطح عالم حاکم است) مبدأ تکوّن روح را ماده جسمانی می دانست که در پی تکامل خود بعد جدیدی می یابد که دیگر مادی نیست و مبدأ آثار جدیدی می شود که قبلاً فاقد آن بود.استاد مطهری (ره) نظر قرآن دربارهٔ بروز حیات را چنین بیان می کند: «در مورد خصوص حیات منطق قرآن بر این اساس است که حیات مطلقاً فیضی است عالی و بالاتر از افق جسم محسوس این فیض روی هر حساب و قانونی که برسد از افقی عالیتر از جسم محسوس سرچشمه گرفته لهذا تطوّرات حیات ایجاد و تکوین و خلق و تکمیل است این منطق روی این اساس است که ماده محسوس در ذات خود فاقد حیات است و حیات فیض و نوری است که باید از منبعی بالاتر اضافه شود.» بعضی از فیزیکدانان معاصر بدون آنکه اشاره ای به روح داشته باشند توضیح حیات یا شعور را بر مبنای فیزیک میسر نمی دانند. از جمله اینها می توان پلانک بور بورن شرودینگر و هایزنبرگ را نام برد. برای مثال نیلزبور می گوید: «وجود حیات را باید یک حقیقت اولیه در نظر گرفت که قابل توضیح نیست بلکه به عنوان نقطه شروع در زیست شناسی تلقی شود».شرودینگر می گوید: «شعور را نمی توان به زبان فیزیک توضیح داد زیرا شعور مطلقاً بنیادی است و قابل توضیح بر حسب هیچ چیز دیگر نیست» و در جای دیگر می گوید: «ما انتظار نداریم که علوم طبیعی بصیرت مستقیمی به ما دربارهٔ سرشت روح بدهند.»پلانک در پاسخ به اینکه «آیا می توان شعور را بر حسب ماده توضیح داد؟» گفت: «نه من شعور را بنیادی در نظر می گیرم. من ماده را منبعث از شعور می دانم. ما نمی توانیم ورای شعور برویم. آنچه ما دربارهٔ آن صحبت می کنیم آنچه ما موجود در نظر می گیریم شعور را مفروض می گیرد».پل دیویس نیز فهم سرشت شعور خصوصاً شعور انسانی را از بزرگترین چالش های علم می داند: «یکی از بزرگترین چالش ها در مقابل علم فهم سرشت شعور به طور کلی و شعور انسانی به نحو خاص است ما هنوز هیچ کلیدی نداریم که [بگوید] ذهن و ماده چگونه به هم مربوطند یا در مرحله اول چه فرایندی منتهی به ظهور ذهن از ماده شد.»حتی ریچارد داکینز که معتقد است علم نهایتاً همه چیز را توضیح خواهد داد اذعان دارد که شعور یکی از مشکل ترین مسائل است. او در مصاحبه ای که در اکتبر داشت چنین گفت: «شعور بزرگترین معمایی است که زیست شناسی (بیولوژی) زیست شناسی عصبی (نوروبیولوژی) و زیست شناسی تکاملی با آن روبروست آن معضلی بسیار بسیار بزرگ است».وی در پاسخ به اینکه «آیا ما نمی توانیم مبنای شعور را بفهمیم؟» می گوید: «آن وضوحا مرتبط با مغز است و چیزی است که از مغز تراوش می کند. به نظر می رسد که وقتی مغزها به اندازه کافی بزرگ می شوند چنان که در مورد مغز انسان داریم شعور بروز پیدا می کند. اینکه آن چیست از لحاظ فلسفی سؤال بسیار مشکلی است که زیست شناسان مجهزتر از دیگران برای پرداختن به آن نیستند».پوپر معتقد بود که منشأ حیات احتمالاً برای همیشه آزمون ناپذیر خواهد بود و حتی اگر عالمان حیات را در آزمایشگاه خلق کنند آنها هرگز نمی توانند مطمئن باشند که حیات عملاً به آن طریق شروع شده است اما بعضی از عالمان برجسته معاصر همانند فیلسوفان اسلامی و بعضی از فیلسوفان غربی روح را یک افاضه خاص الهی می دانند مثلاً جان اکلز ـ زیست شناس انگلیسی برنده جایزه نوبل ـ می گوید: «چون راه حلهای ماده گرایان نمی توانند بی مانندی تجربه شده ما را توضیح دهند من مجبورم که این بی مانندی نفس یا روح را به یک خلقت روحی فوق طبیعی نسبت دهم. توضیح قضیه به زبان الهیات چنین است: هر روحی یک حقیقت الهی جدید است که به نطفه در حال رشد در زمانی بین انعقاد نطفه و تولّد افاضه می شود».نویل مات ـ برنده جایزه نوبل فیزیک ـ نیز همین را می گوید: «من برآنم که فیزیک و روان شناسی نمی توانند شعور انسانی را توضیح دهند بنابر این برای من شعور انسانی ورای علم قرار دارد و در اینجاست که من رابطه بین خدا و انسان را می جویم.»ب) فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی عملاً زمینه را برای بروز حیات آماده می کنند یعنی آنها شرایط لازم برای بروز حیات هستند اما کافی نیستند. مادیون نصف قضیه را می بینند و از نصف دیگر آن چون محسوس نیست غافلند. دکتر شلدریک خوب قضیه را تبیین می کند: «واضح است که موجودات زنده از مواد شیمیایی درست شده اند و مشتمل بر انواع زیادی از پروتئین هستند و همچنین بسیاری از جهات آنها برحسب قواعد فیزیکی کار می کنند اما این اثبات نمی کند که چیزی ورای ساختارهای فیزیکی ـ شیمیایی نیست و اینکه ما می توانیم آنها را کاملاً برحسب فیزیکی و شیمی بفهمیم.بهترین مثال را یک رادیو ترانزیستوری فراهم می کند. فرض کنید کسی دربارهٔ رادیو نمی داند و آن را مشاهده می کند و از موسیقی حاصله شگفت زده می شود و می خواهد آن را بفهمد. او ممکن است فکر کند که موسیقی از خود رادیو نتیجه می شود ـ در نتیجه اندرکنش میان اجزای آن. اگر کسی بگوید که این از خارج می آید (از یک فرستنده) ممکن است منکر شود به این دلیل که نمی بیند چیزی از بیرون بیاید و ممکن است فکر کند که دستگاه را می فهمد. او ممکن است اجزای آن رادیو را فراهم آورد و همان صدا را بشنود و بعد بگوید که من این را فهمیده ام و آن را (از موادی معلوم) ساخته ام اما هنوز نمی داند که امواج رادیویی (در واقع در خارج) وجود دارند (و رادیو صرفاً آنها را می گیرد و پخش می کند).این درست وضعی است که ما با حیات داریم. اگر اجزای رادیو را به هم بزنید چیزی نمی شنوید اما این فقط بخشی از تصویر (قضیه) است. چیزی که مشکل دیدگاه مکانیستی است این است که آن یک دیدگاه محدود است. آن مبتنی بر نصف واقعیت است!»استاد مطهری (ره) نیز فرایندهای فیزیکی ـ شیمیایی را شرط لازم برای پیدایش حیات می دانستند نه شرط کافی: «ترکیب و جمع و تفریق و تألیف اجزای ماده شرط لازم پیدایش آثار حیات و زندگی است نه شرط کافی.» ج) حتی اگر یک بشر بتواند موجودات زنده را تولید کند ادعای خداباوران مبنی بر وجود عنصر روحی رد نمی شود زیرا آنها می توانند ادعا کنند که وقتی زمینه مادّی حیات آماده باشد خداوند که فیّاض علی الاطلاق است حیات را افاضه می کند. به قول استاد مطهری (ره): «اگر بشر روزی موفق شد و قانون خلقت جانداران را کشف کرد و تمامی شرایط و اجرای مادی ترکیب موجود زنده را به دست آورد و عیناً نظیر مادّة زنده طبیعی را ساخت آیا آن موجود مصنوعی حیات پیدا می کند یا نه؟ جواب این سؤال این است که قطعاً حیات پیدا می کند زیرا محال است که شرایط وجود یک افاضه کاملاً فراهم شود و آن افاضه تحقق پیدا نکند اگر بشر روزی چنین توفیقی حاصل کند منتهای کاری که کرده این است که توانسته شرایط (بروز) حیات را فراهم کند نه اینکه حیات را بیافریند.» صدرالمتألهین ـ فیلسوف برجسته قرن یازدهم هجری ـ بر آن بود که روح در مرحله مشخصی از حرکت جوهری بدن حاصل می شود. بدن علت روح نیست اما زمینه را برای بروز روح فراهم می کند: «در حقیقت روح انسانی در مقام حدوث و عمل جسمانی است ولی در بقا و تعقل غیرمادّی است.» خلقت جهانکیهان شناسی جدید با مقاله اینشتین با عنوان «ملاحظات کیهان شناسی دربارهٔ نسبیت عام» شروع شد. اینشتین نسبیت عام را برای کل جهان به کار برد. معادلات اینشتین بسته به شرایط جواب های مختلفی دارند اما خود نسبیت عام نمی تواند این شرایط را انتخاب کند. در هابل توجه کرد که طیف نوری که از کهکشان ها به ما می رسد به طرف قرمز تمایل دارد و این انتقال به طرف قرمز متناسب با فاصله هر کهکشان از ماست. این پدیده بر حسب انبساط جهان تعبیر شد و منتهی به مدل مهبانگ (انفجار بزرگ) جهان گردید که حاکی از آن است که جهان در زمانی در گذشته خلق شده است.در دهه فرد هویل و همکارانش مدل جهان ماندگار را عرضه کردند که طبق آن جهان ابتدای زمانی ندارد و همواره بوده است. این نظریه برای برخی از فیزیکدانان جاذبه داشت زیرا از نظر آنان مسئله وجود خالق برای جهان با این نظریه منتفی می شد. به قول واینبرگ: «این ایده که جهان ابتدایی نداشته است برای بسیاری از فیزیکدانان از لحاظ فلسفی جاذبه دارد زیرا آن از (مطرح کردن) عمل فوق طبیعی خلق پرهیز می کند.» هاکینگ نیز همین نظر را دارد: «بسیاری از مردم این ایده را که جهان ابتدایی داشته است دوست نمی دارند زیرا آن احتمالاً حاکی از دخالت الهی است» اما کشف اشعه زیر موج زمینه کیهانی در مدل مهبانگ را تقویت کرد.در چند دهه گذشته بعضی از کیهان شناسان در مقام حذف زمان اولیه (برای حفاظت) بوده اند و یا مسئله خلق از عدم را مطرح کرده اند تا خلق جهان توسط یک عامل خارجی منتفی شود. در اینجا به طرح این دو مسئله و پاسخ الهیون به آنها می پردازیم.الف) حذف زمان اولیه برای خلقتبعضی از کیهان شناسان و فلاسفه معاصر بر آن بوده اند که جهان همواره بوده است و بنابر این نیازی به خالق ندارد. به زبان هاکینگ: «اگر جهان ابتدایی می داشت ما می توانستیم تصور کنیم که آن خالقی داشته است اما اگر جهان واقعاً خودکفاست و کرانه و لبه ای ندارد آن نه ابتدایی دارد و نه انتها: آن صرفاً هست. پس دیگر چه جایی برای خالق هست؟»جالب این است که هاکینگ متناهی بودن فضا و زمان و بی کرانه بودن آن را صرفاً یک پیشنهاد می داند که تأیید تجربی آن هم مشکل است: «من مایلم تأکید کنم که این ایده که زمان و فضا باید متناهی ولی بی کرانه باشند صرفاً یک پیشنهاد است آن را نمی توان از اصل دیگری استنباط کرد. مثل هر نظریه علمی دیگر ممکن است در ابتدا به دلایل زیبایی شناختی یا متافیزیکی پیشنهاد شود اما آزمون واقعی این است که پیش بینی هایی بکند که با مشاهده تطبیق داشته باشد اما این در مورد گرانش کوانتومی به دو دلیل مشکل است:اولا ما هنوز دقیقاً مطمئن نیستیم که کدام نظریه موفقانه نسبیت و مکانیک کوانتومی را تلفیق می کند اگرچه ما اطلاعات زیادی دربارهٔ شکلی که این نظریه باید داشته باشد داریم. ثانیاً هر مدلی که کل جهان را به تفصیل توصیف کند برای ما بسیار پیچیده تر از آن است که بتوانیم چنین پیش بینی های دقیقی را محاسبه کنیم. شخص باید فرضیات و تقریب های ساده کننده به کار برد و حتی در این صورت مسئله استخراج پیش بینی های دقیق دشوار است.در رد این استدلال هاکینگ که اگر جهان خودکفا باشد و مرز و لبه ای نداشته باشد جایی برای خدا نیست کونتین اسمیت ـ فیلسوف آمریکایی ملحد ـ معتقد است که این بدترین استدلال الحادی در تاریخ تفکر غربی است: «استدلال الحادی هاکینگ منتهی به این اشتباه مضحک می شود که: ـ اگر فضا ـ زمان اقلیدسی وجود دارد و فضا ـ زمان لورنتسی افسانه است در این صورت هیچ زمان حقیقی در کار نیست که جهان در آن شروع شده باشد. ـ اگر هیچ زمان حقیقی ای برای شروع جهان نبوده باشد در این صورت هیچ شروع حقیقی در کار نیست که خدا خلق کرده باشد. ـ فضا ـ زمان حقیقی وجود دارد و فضا ـ زمان لورنتسی وجود ندارد. پس: ـ هیچ شروع اولیه ای در کار نیست که خداوند در آن خلق کرده باشد. ـ پس خداوند وجود ندارد!این احتمالاً بدترین استدلال در تاریخ تفکر غربی است و من وقت خواننده را نمی گیرم که آن رارد کنم!»نکته مهم دیگر این است که امثال هاکنیگ معتقدند که با نفی حدوث زمانی جهان آن را از خدا بی نیاز می کنند به قول هاکینگ: «اگر جهان ابتدایی می داشت می توانستیم خالقی فرض کنیم اما اگر جهان خودکفا باشد و مرزی یا کرانه ای نداشته باشد نه ابتدا داشته باشد نه انتها بلکه صرفاً وجود داشته باشد در این حالت چه جایی برای خالق هست؟»اما فیلسوفان مسلمان معتقدند که ازلی بودن یا ازلی نبودن عالم تأثیری در نیاز آن به خلق ندارد. به قول استاد مطهری (ره): «چرا ما برویم سراغ روز اول بگوییم در یک لحظه عالم به وجود آمده است؟ عالم در تمام لحظاتش در حال حادث شدن است. اصلاً بقایی در عالم نیست. هیچ چیزی دو لحظه در عالم باقی نیست. تمام عالم دائماً در حال حادث شدن است.» بسیاری از فیزیکدانان نیز متذکر شده اند که فرض ابتدای زمان نداشتن جهان آن را توضیح نمی دهد. به قول پل دیویس: «اینکه جهان ممکن است ابتدای زمان نداشته باشد وجود آن را توضیح نمی دهد و نمی گوید که چرا شکل فعلی را دارد. قطعاً آن توضیح نمی دهد چرا طبیعت این میدان های ذی ربط را دارد (مثل میدان خلق) و همین طور است در مورد آن اصول فیزیکی که شرایط حالت ماندگار را تثبیت می کنند.»جالب است که خود هاکینگ که برای شروع جهان نیازی به یک موجود فوق طبیعی یا محرک اول نمی بیند وقتی به قوانین توضیح دهندة مهبانگ می رسد مسئله را شفاف نمی بیند: «اگرچه کیهان شناسی پیشرفت فوق العاده ای نسبت به زمان لاپلاس داشته است نیازی به در کار آوردن یک موجود فوق طبیعی یا محرک اول برای شروع جهان نیست اما وقتی به قوانین توضیح دهندة مهبانگ می رسیم در آبهای آلوده تر هستیم.»به علاوه همان طور که بعضی از افاضل مسلمان و مسیحی متذکر شده اند خلقت لزوماً به معنای خلقت در زمان نیست بلکه حاکی از وابستگی به خداست. حکیم عبدالرزاق لاهیجی در کتاب گوهر مراد می گوید: «بدان که جمیع عقلای عالم از ملیین و غیر هم متفقند در حدوث عالم یعنی جمیع ماسوَی الله به معنی مسبوقیت به عدم و اختلافی در این نیست و خلافی که هست در این است که عدم سابق ذاتی است یا زمانی. حکما برآنند که عدم ذاتی است و متکلمین بر آن که عدم زمانی و کلمات انبیا علیهم السلام و حکمای اقدمین مطلق است در حدوث بی تعین و تخصیص به ذاتی یا زمانی و در احادیث ائمه معصومین صلوات الله علیهم اجمعین تصریحی به احدالوجهین نیست بلکه مفهوم از آن معنایی است که سبب احتیاج به صانع باشد و بس.» به قول ایان باربور : «پیام خلقت از عدم در مورد تمامی جهان و در هر لحظه صادق است و آن حکمی هستی شناختی است نه تاریخی».و به قول آرتور پیکاک : «تأکید اصلی در آموزه یهودی ـ مسیحی خلقت روی وابستگی و امکان تمامی هویت ها جز خود خداست: آن دربارهٔ یک رابطه ابدی بین خدا و جهان است و نه دربارهٔ آغاز زمین یا کل جهان در زمانی خاص». و به قول فیلیپ هفنر: «خلقت در الهیات مسیحی محدود به هدف خداوند از خلقت نیست محدود به این نیست که در ابتدا وقتی که زمان خلق شد چه رخ داد. خلقت به نگهداری ادامه یابنده جهان توسط خداوند نیز ارجاع دارد. هر لحظه وجود جهان وابسته به فیض ادامه یابنده خداوند دارد.»این دیدگاه ها شباهت هایی با دیدگاه ملاصدرا دارد که معتقد بود جهان ما در هر لحظه دوباره خلق می شود. ملاصدرا ابتدایی برای جهان در نظر نگرفت. او معتقد بود که فیض نامنقطع الهی مستلزم ابدی بودن خلقت است. استدلال او به زبان استاد مطهری به قرار زیر بود: «خیال کرده اند نظریة ازلیت ماده با اعتقاد به خدا منافی است حال آنکه هیچ ملازمه ای میان این نظریه و انکار خدا نیست بلکه حکمای الهی معتقدند لازمة اعتقاد به خداوند اعتقاد به ازلیت و دوام فیاضیت او و دوام خالقیت اوست که مستلزم ازلیت خلق است.» بر این مبنا استاد مطهری نتیجه می گیرد که قبل از جهان ما امکان وجود جهان های دیگر بوده است: «البته ممکن است نظریه آنها (فیزیکدانان) درست باشد به این معنا درست باشد که اگر ما (فلان قدر) سال به عقب برگردیم این عالم با این نظامات نبوده است ولی از کجا معلوم است که قبل از آن این عالم به صورت دیگری وجود نداشته است؟» آرتور ادینگتون روی همین زمینه در مورد مهبانگ تردید داشت: «به عنوان یک عالم من اصلاً باور ندارم که نظم فعلی اشیا با یک انفجار شروع شده باشد بدون توجه به علم من همان قدر بی میلم که ناپیوستگی غیرصریح در سرشت خداوند را بپذیرم».یکی دیگر از نظریه های مطرح شده در این زمینه نظریه هارتل ـ اختر فیزیکدان آمریکایی ـ و هاکینگ است که کوشیدند با به کارگیری اصول مکانیک کوانتومی در مورد مهبانگ و وارد کردن مفهوم «زمان موهومی» نشان دهند که فضا ـ زمان محدود است ولی کرانه ندارد و قوانین فیزیک در این حوزه ویژه نقض نمی شوند. در این مدلها زمان از امتدادهای فضایی قابل تمییز نیست. به قول هاکینگ: «در نظریة کوانتومی گرانش چون می توان فضاـ زمان اقلیدسی را به کار برد که در آن امتداد زمان هم ارز امتدادهای فضایی است این امکان برای فضا ـ زمان هست که از نظر گسترش متناهی باشند ولی هیچ تکنیکی که تشکیل مرز یا کرانه بدهد نداشته باشند. [در این صورت] هیچ تکنیکی وجود ندارد که در آن قوانین علم نقض شوند و برای فضا ـ زمان کرانه ای نیست که نیاز باشد در آن به خدا یا قانون جدیدی متوسل شویم که شرایط مرزی را برای فضا ـ زمان وضع کند جهان کاملاً خودکفاست و متأثر از چیزی خارج از خود نیست نه خلق می شود و نه نابود بلکه صرفاً هست.»اما هاکینگ اعتراف می کند که نظریه او صرفاً یک پیشنهاد است: «من دوست دارم تأکید کنم که این اندیشه که فضا و زمان باید متناهی ولی بدون مرز باشند تنها یک پیشنهاد است که قابل استنتاج از یک اصل دیگر نیست و مانند هر نظریه علمی دیگر ممکن است به دلایل زیباشناختی یا متافیزیکی پیشنهاد شود اما آزمون واقعی این است که: آیا آن با مشاهده تطبیق می کند یا نه؟ اما تعیین این مطلب در مورد گرانش کوانتومی مشکل است.»هاکینگ متوجه است که سرگذشت جهان در زمان واقعی متفاوت با سرگذشت آن در زمان موهومی است. با این وصف می گوید: «شاید چیزی که ما زمان موهومی می نامیم واقعاً زمان حقیقی باشد و چیزی که زمان حقیقی می نامیم اندیشه ای باشد که ما اختراع می کنیم تا به ما کمک کند که بتوانیم برداشت مان از جهان را توصیف کنیم!»جالب است که او به هر وسیله ای متشبث می شود که وجود خدا را نفی کند اما وقتی با علم برخورد ابزارانگارانه می کند چگونه می تواند حکم ...

ادامه مطلب  

با کارگردانی می توانم اغنا شوم / فرم گرایی محض جایگزین قصه گویی در تئاتر شده است / نمایش "مرگ و پنگوئن" به روایت کارگردان و بازیگران  

درخواست حذف این مطلب
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "مرگ و پنگوئن" نوشته محمد چرم شیر براساس رمان "مرگ و پنگوئن" اثر آندری کورکف به کارگردانی پیام دهکردی این روزها در سالن چهارسو مجموعه تئاترشهر روی صحنه است. اثری نمادین درباره وضعیت کنونی بشر که جایی میان برزخ و دوزخ مانده و امیدی به یافتن بهشت نمی توان برایش متصور بود. این نمایش سومین تجربه پیام دهکردی در هیبت یک کارگردان است. این بازیگر شناخته شده عرصه هنرهای نمایشی، معتقد است؛ کارگردانی یعنی خلق و اصطلاح مولف برازنده کارگردان است تا بازیگر. به بهانه اجرای "مرگ و پنگوئن" گفت وگویی با کارگردان، بازیگر و طراح و سازنده عروسک این اثر داشته ایم که در ادامه می خوانید:آقای دهکردی، شما تا همین دو سه سال پیش بیشتر به بازیگری می پرداختید و همیشه جزو بازیگران مطرح و درجه یک تئاتر بودید اما چطور شد از یک جایی تصمیم گرفتید کارگردانی هم تجربه کنید؟پیام دهکردی: بازیگری غیر از این که یک عشق و یک ویژگی و ساحت عجیبی در قلب من دارد، برای من یک حرفه است و به عنوان یک امر حرفه ای به آن نگاه می کنم. همیشه در تمام کارهایی که بازی کرده ام این دغدغه را داشته ام که فرزند زمانه خودم باشم و بتوانم تألیف کنم. این دغدغه از روزی که بازیگری را شروع کرده ام با من بوده و همین طور بیشتر شده است. باورم بر این بوده که مؤلف اول و دوم به ترتیب نویسنده و کارگردان هستند و مؤلف سوم برخی از بازیگران اند چون شما قرار است به متن، فرامتن و فرامتن کارگردانی، هم اضافه کنید. این کار خیلی سختی است؛ بعضی وقت ها پیش می آید که انگار شما با بازیگری به طور کامل اغنا نمی شوید. انگار بازیگری برای این که حرف های تان را بزنید کم است و شما به یک تعریفی بزرگ تر و شکوه مندتر نیاز دارید که این تعاریف برای من گاهی اوقات در قالب شعر تراوش کرده و روی کاغذ چکیده شده و نوشته ام و بخش دیگرش کارگردانی بوده است. احساس کرده ام با کارگردانی می توانم یک جهان بینی را منتقل کنم و حرف بزنم. همچنان باورم بر این است که حرف و تفکر، از آن متن است. یعنی متن است که زاینده تفکر و اندیشه است. پس چون من قائل بر این هستم که کارگردانی نوعی نوشتن و خلق متن است، احساس کردم که با کارگردانی می توانم اغنا شوم. در حال حاضر فکر می کنم در این سال ها بهترین چیزی که توانسته ام حرفم را با آن بزنم، حوزه کارگردانی بوده است. حتی اگر کسی کارهای بازیگری من را دنبال کند، می تواند تفکرات و حتی جریان های تاریخی روز در آن پیدا کند اما این در بحث کارگردانی صد درصد قابل رؤیت است. چه در "متولد 1361"، چه در "هیچ کس نبود بیدارمان کند" و چه در "مرگ و پنگوئن". من در نمایش "مرگ و پنگوئن" به تناسب زمانه ای که داریم در آن زندگی می کنیم یک دراماتورژی روی متن آقای محمد چرمشیر انجام داده ام و این خوانش را کاملاً با نگاه آسیب شناسی اجتماعی ایجاد کرده ام. بازیگری هم عشق من بوده است اما افزون بر آن، تألیفش را دوست دارم. مثلاً دوست داشته ام اگر ویلی لومان را بازی کنم، بگویم منِ پیام دهکردی، ویلی لومان امروز را بازی می کنم، پس در آن حرف دارم. من در نمایش "ابلوموف" هم کوشش کردم که در آن تعریف انجام بدهم. اما واقعیت است که بازیگری هر چقدر هم جایگاه رفیعی داشته باشد، من همچنان معتقدم که نمایشنامه در صدر است و می درخشد و بعد از نمایشنامه نویس از آن جایی که قرار است متن به نمایش تبدیل شود، کارگردان است. به همین خاطر دوست داشتم کارگردانی را تجربه کنم تا حرفم را با جامعه هدفم و مخاطبان تئاتر بزنم و در عین حال دغدغه های علمی بازیگری ام را نیز در جنس کارهای خودم دنبال کنم.آیا می شود گفت که خلاقیت یا مؤلف بودن در کارگردانی بیشتر از بازیگری است؟پیام دهکردی: صد درصد. کارگردان یک مؤلف ثانی ناب است و بازیگر مجری سرفصل هایی است که کارگردان چیدمان کرده است. بازیگر در این دایره محدود ممکن است در برخی جاها بتواند تعاریف خودش را هم ایجاد کند. البته همه بازیگران نمی توانند این کار را انجام بدهد و آن دسته از بازیگرانی که می توانند هم ممکن است این اتفاق در همه جای اثر برای شان نیفتد. این خیلی کار سختی است. اما کارگردانی تألیف در ذاتش است.شما در تمام این سال ها آموزش هم داده اید و به عنوان یک معلم با قشری از جوان ها کار کرده اید. آیا نمی شود مؤلفه ها و دیدگاه هایی که مد نظرتان است را در کلاس ها منتقل کنید؟پیام دهکردی: آن هم تأثیر خودش را دارد ولی واقعیت است که بیشترین اثرگذاری با خلق یک اثر اتفاق می افتد. مثلاً اگر من مخالف دکلاماسیون در بازیگری هستم و معتقدم عصرش تمام شده است، می توانم به دانشجوهایم یادش بدهم ولی بهتر این است که یک نقشی را بازی کنم و آن را به عینه نشان بدهم. در مورد کارگردانی هم همین اتفاق می افتد. یکی از دلایل دیگری که من به سمت کارگردانی رفتم این بود که احساس کردم قصه گویی دارد از تئاتر ما می رود و نمایش ها دارد به سمت فرم گرایی محض حرکت می کند. احساس کردم از بین رفتن قصه گویی خطرناک است چون ما به آن نیاز داریم. به همین واسطه فکر می کنم تأثیر ما با اجرا کردن بیشتر از آموزش خواهد بود. آموزش هم جای خودش را دارد اما بهتر است من به بچه ها بگویم این کاری است که من کارگردانی کرده ام و این ها هم بازیگرانی هستند که در کار من بازی کرده اند، حالا بیایید ببینید. این خیلی تأثیر بیشتری می تواند بگذارد.شما به عنوان بازیگر کمتر در نمایش هایی حضور داشته اید که به سمت فرمالیسم رفته است. تمایل تان بیشتر به سمت متن هایی بوده که بیشتر به قصه تمایل داشته است. در کارگردانی هم همین دید را دارید دنبال می کنید؟پیام دهکردی: تقریباً. چون به هر حال من یکی از دغدغه ها و علاقه مندی های عجیب و غریبم بحث پرفورمنس است که کار هم کرده ام. کلاً کانسپچوال آرت و هنر چیدمان و عجین شدگی هنرهای نمایشی، موسیقی و تجسمی را دوست دارم. طبیعی است که در کارهایی که کارگردانی می کنم هم گرته ای از این فرم ها برداشته می شود ولی نمی توانم بگویم صرفاً تئاتر ناتورالیستی دغدغه من است. حتی تئاتر رئالیستی هم دغدغه من نیست. اگر در کار من رئالیسم وجود دارد هم یک رئالیسم شسته شده و تمیز شده است.البته چیدمانی که شما دارید در موردش صحبت می کنید در نمایشی مثل "متولد 1361" خیلی بیشتر از "هیچکس نبود بیدارمان کند" است. آن جا حتی حرکات بازیگرها هم بیشتر به فرمالیسم طعنه می زند.پیام دهکردی: کاملاً درست است. من زمانی که می خواستم نمایش "هیچکس نبود بیدارمان کند" را کار کنم، جای خالی قصه گویی و رفتن به سمت قصه را بیشتر احساس می کردم. قبل از آن تئاترهای قصه گو کم نبودند، بنابراین "متولد 1361" می توانست در زمره آثار قصه گو قرار بگیرد و از فرم هایی هم تبعیت کند ولی ما در "هیچ کس نبود بیدارمان کند" با قصه ای مواجه هستیم که از فرم تنها در ساختار صحنه ای اش بهره می برد. نمایش "مرگ و پنگوئن" حد وسط این دو نمایش قرار می گیرد ولی کمی به "متولد 1361" نزدیک تر است. شاید به خاطر این که من فکر کردم که ما به یک راه سوم نیاز داریم. یعنی تئاتر امروز ما باید یک راه میانه ای را انتخاب کند. ما از حیث روزآمدی نیاز به رویکردهای فرمالیستی داریم اما از حیث نیاز اجتماعی، به تئاتر قصه گو احتیاج داریم. تلفیق و دوخته شدن این ها با همدیگر می تواند یک اتسمفری را خلق کند که این اتمسفر خروجی اش پرسش هایی برای مخاطب شود که مخاطب این پرسش ها را دنبال کند و بگوید نسبت امروز من با این اثر چیست. من در "مرگ و پنگوئن" هم سعی کرده ام فرم را حفظ کنم و هم کاری کنم که قصه یک روایت تر و تمیزی داشته باشد. البته نمی توانم کتمان کنم که ما اگر زمان بیشتری داشتیم، حتماً شسته شده گی، پالودگی و تمیزی بهتری در اجرا می دیدیم. معنای حرفم این نیست که اجرای ما الان قابل دفاع نیست، نه. امضای من پای این کار است و تمام قد پایش ایستاده ام و دوستش دارم اما سخن ام این است که اگر زمان بیشتری داشتیم حتماً می شد رویکردی که در بازیگری در "متولد 1361" اتفاق افتاد، در این نمایش بیشتر اتفاق بیفتد.تفاوت بین اجرای دو نمایش "متولد 1361" و "کسی نیست بیدارمان کند" به ساختار خود نمایشنامه هم برنمی گردد؟پیام دهکردی: من معمولاً فرآیند تولید متن خیلی برایم مهم است. همیشه می گویم چقدر خوب است زمانی که کارگردان ها دارند کار می کنند، یک فرآیندی ایجاد شود که به یک متن برسند. "متولد 1361" صد درصد پیشنهاد من به خانم ثمینی بوده است. من از ایشان خواستم که یک کاری را برای تکریم نسل دهه 60 انجام بدهیم. یادم است که آن موقع همه به نسل دهه 60 توهین می کردند که یک نسل سطحی، بی عمق و... است که این خیلی برای من برخورنده بود چون من تفکرم این بود که نسل دهه 60 محصول یک شرایط بوده است. پشت نمایش "متولد 1361" ماه ها پژوهش میدانی بود. هم من و هم خانم ثمینی ماه ها تحقیق کردیم که جان مایه خروجی آن تحقیق ها کلمه ای بود که مبنای خوانش و دراماتورژی من در آن کار شد، کلمه "ترس". من متوجه شدم که تمام نسل دهه 60 ایران اعم از زن و مرد دچار ترس هستند. من متن را به خانم ثمینی سفارش دادم. خودم هم در مورد برخی از اپیزودها یکی دو ایده داشتم که در نهایت متن بعد از ماه ها نوشتن و تمرین روی صحنه رفت. من از اول می دانستم که قرار است به چه سمتی بروم. در مورد "هیچ کس نبود بیدارمان کند" هم عیناً همین مسیر با آقای یاراحمدی اتفاق افتاد. هر دوی ما یک پیشینه مطالعاتی تاریخی سیاسی داشتیم که مجدداً در آن مقطع هم مطالعه کردیم و در نهایت به این سمت رفتیم که امروز می خواهیم یک قصه ای تعریف کنیم که با یک بزنگاه تاریخی انطباق داشته باشد. من می خواستم به مردم یادآور شوم که حافظه تاریخی ما دارد از بین می رود. ما دچار نسیان شده ایم. خواب هستیم و بیدار نیستیم که دوباره دارد اتفاقات مرداد سال 1332 برای مان رخ می دهد. در مورد نمایش "مرگ و پنگوئن" هم یک پروسه شبیه به همین برایم وجود داشت و من از اول می دانستم که قرار است با یک اجرای کاملاً شسته شده، حرکت کنم. منتها از حدود 10- 15 روز قبل از اجرا با توجه به شرایط اقتصادی که حاکم بر کشور شد، به ناگهان از لحاظ برآوردی دچار بحران شدیم. ما یک طراحی دیگری داشتیم که من خیلی دوستش داشتم ولی متأسفانه مجبور شدیم آن را به اقتضای شرایط مالی و بودجه ای تغییر بدهیم. البته طراحی صحنه ای که الان اتفاق افتاده است هم فوق العاده شده است.عارفه لک: من چون فیلم نمایش "متولد 1361" را دیده ام و در نمایش "هیچ کس نبود بیدارمان کند" بازی کرده ام و الان هم در نمایش "مرگ و پنگوئن" بازی می کنم، فکر می کنم آقای دهکردی از فرم بهره می گیرند. یعنی از فرم به عنوان یک ابزار استفاده می کنند تا قصه شان را روایت کنند. فرم در نمایش "مرگ و پنگوئن" هم از ابتدا به این شکل وجود نداشت. مثلاً رفت وآمدهایی که در عقب صحنه اتفاق می افتد از ابتدا وجود نداشت. ما در تمرینات خیلی آزاد بودیم که یک سری برون ریزی های عاطفی داشته باشیم که بعد همه این ها هرس شد و به این فرم رسید. در نمایش "هیچ کس نبود بیدارمان کند" هم تقریباً چنین اتفاقی افتاد و ما در دو سه هفته آخر تمرین به یک شسته رفته گی در فرم رسیدیم. همه برون ریزی های عاطفی و هر کاری که به عنوان یک بازیگر دوست داشتیم را انجام دادیم و بعد تابع یک فرم و نظم خاصی شدیم. فکر می کنم بیشتر از فرم استفاده ابزاری می کنیم.پیام دهکردی: واقعیت این است که من فرم زدگی در تئاتر که الان هم خیلی رو به تزاید است را نمی پسندم و استنباطم بر این است که بخشی از این فرم زدگی ها از ناتوانی در اجرای فرآیند رئالیستی است. من همیشه این مثال را می زنم که اگر یک چارپایه روی صحنه یک لیوان آب روی آن باشد و بازیگر از در بیاید و آن یک لیوان آب را بخورد، به ظاهر کار ساده ای است اما خیلی از کسانی که به سمت فرم زدگی حرکت می کنند از انجام این حرکت عاجز هستند. ما این را با تئاتر نوگرا و پیشتاز لهستان خلط می کنیم و می گوییم آن ها هم مثلاً در تئاتر گارجنیدزه و بخشی از تئاترهای آزمایشگاهی همین کار را انجام می دهند. بله، اما آن ها ناتورالیسم را با سلول به سلول شان به ادراک عمیق رسیده اند. یعنی کاملاً یک فرمالیسم عجیب در بازی وجود دارد اما در عمق نگاه و عطر و فرکانس های صدایی یک رئالیسم را می بینیم. یعنی فرم به مدد ادراک برای شما قابل باور می شود. بنابراین خود من به شخصه چون پرفورمنس و کانسپچوال آرت دوست دارم و کار کرده ام، استنباطم این است که آن جنس کار خیلی کار ساده ای است، حداقل برای من. این را هم توی پرانتز بگویم که کارهای آقای چرمشیر به شدت استعداد آن گونه شدن دارد. برای من خیلی سخت بود که جذب به هیجانم را نسبت به آن مهار کنم و نگذارم به آن سمت برود تا بتوانیم با حفظ اصالت فرمی که انتخاب کردیم، قصه را روایت سالم کنیم و تماشاگر یکی بود و یکی نبود را بفهمد.آقای امام بخش و آقای جمالی، شما در مورد این بحث توضیحی ندارید؟مهران امام بخش: الان وقتی یک نگاه کلی به مجموعه آثاری که دارد ارائه و اجرا می شود می اندازیم، می بینیم که ما در دهه 70 خیلی فعال بودیم. بعد از خودمان می پرسیم که چرا آن اتفاقات الان نمی افتد؟ مشکل کجاست؟ مشکل تولید تفکر تئاتری است؟ مشکل تکنیک است؟ مشکل تغییر ذائقه است؟ من فکر می کنم آثار شاخص دهه 70 هر کدام برای خودشان یک جهان بینی داشتند. "مرگ فروشنده" به کارگردانی نادر برهانی مرند و "می بوسمت و اشک" به کارگردانی محمد عاقبتی را مثال می زنم و یا برخی از متون خارجی که اجرا شد هم جهان بینی داشتند. استنباط من این است که ما الان در اصل، مشکل جهان بینی داریم و چون نمی توانیم جهان بینی داشته باشیم، به شکل روی می آوریم. شکل ممکن است در یکی دو کار جواب بدهد اما بعد دچار این بحران می شویم که در کار بعدی قرار است چه اتفاقی از نظر شکل بیفتد؟ نسلی که الان تئاتر کار می کند کتاب نخوانده است. پدرم می گفت من هیچ وقت نتوانستم ادامه تحصیل بدهم و به مدارج بالای تحصیلی برسم چون تفاوتم با تو این است که من خیلی عاقل بودم ولی تو خیلی باهوشی، گرچه تو عقل نداری! منظور از عقل، نگاهی است که تو می توانی به جهان و پدیده ها داشته باشی. به نظرم بزرگترین مشکلی که الان با آن مواجهیم، مجموعه ای از یک سری استعداد است که این استعدادها به واسطه تجربه نداشتن در زندگی، در ارائه آثارشان با مشکل مواجه هستند.عباس جمالی: تجربه "مرگ و پنگوئن" برای من خیلی تجربه پرچالش و جذابی است. آقای دهکردی یک روحی دارد که خودش چالش برانگیز و برای گروه جذاب است. ایشان سعی می کند اجرا را زنده نگه دارد ولی در عین حال فضای کار آرام است. ما همیشه فکر می کنیم باید فضا پرچالش باشد تا یک اجرا زنده باشد اما فضای این کار آرام است و اجرا به گمان خود من اجرای زنده ای است. آقای چرمشیر نمایشنامه نویسی است که همیشه یک سری فرم را تجربه کرده که شاید 5 یا 10 سال بعد یکی آمده آن فرم را پخته کرده است. خوشبختانه اجرای "مرگ و پنگوئن" دارد در همان مدیوم متن، کار خودش را انجام می دهد که به گمان من این ناشی از شعور کارگردان است. الان کارگردانی یک تعریفی پیدا کرده که انگار هر کسی متن ها را له و لورده کند، کارگردان بهتری است. آن تعریف از کارگردانی هم وجود دارد که نمی خواهم آن را نفی کنم ولی در این جا کارگردان سعی کرده جهان مستقل خودش را با کمک جهان متن تعریف کند. من فکر می کنم اجرای ما اجرایی است که جای درستی ایستاده است. جای درست از این لحاظ که درام نویس می تواند ادعا کند که متن من روی صحنه است و کارگردان هم می تواند ادعا کند که دارید اجرای من را می بینید. این خیلی نقطه کمیابی است. همیشه یه مقدار بین درام نویس و کارگردان دعوا وجود دارد؛ ولی دعوایی که در این نمایش وجود دارد نقطه آموزشی و قابل دیدنش این است. اما در مورد قصه نسلی که مهران امام بخش می گوید، من گمان می کنم یک جایی درست است و یک جایی غلط می شود. الان یاد حرف یوسف اباذری افتادم که در بحث مرتضی پاشایی می گفت من نسل را قبول ندارم. به هر حال نسل یک تونالیته است.مهران امام بخش: من منظورم این نیست که نسل پیش از من نسل خوبی بوده، من خوب نیستم و نسل بعد از من نسل بدتری است. منظورم این است که هر عنصری پیرو زمان، اصطکاکش از بین می رود. عنصر ایرانی اصطکاکش نسبت به یک سری چیزها از بین رفته است. ما از هر جایی شروع کنیم به آسیب شناسی می رسیم و این ناگزیر است. 20 سال پیش ماجرای خفاش شب (غلامرضا خوشرو) در این مملکت اتفاق افتاد و کل کشور درگیر این بود که بالأخره این آدم را گرفتند یا نه. شکل جنایت این آدم هم شکل پیچیده ای نبود. زنانی دزدیده می شدند، به آن ها تجاوز می شد و سوزانده می شدند. این اتفاق 20 سال پیش افتاد ولی الان وقتی به صفحه حوادث روزنامه ها مراجعه کنیم، می بینیم که اتفاقاتی بدتر از این دارد می افتد ولی هیچ کس برایش مهم نیست. ما اصطکاک مان با دنیای پیرامون مان از بین رفته است چون هر چه پیش می رویم، نمونه این اتفاقات بیشتر می شود. پس حساسیت ها چه می شود؟عباس جمالی: درباره این مسئله خیلی عینی می شود حرف زد. من خودم حتی نمایشنامه "پنج ثانیه برف" را راجع به همین مسئله نوشته ام. واقعاً بحث ممیزی و اصطکاک ممیزی در سوژه های این چنینی خیلی بحث جدی ای است. تو کاملاً راحت هستی که یک متن خارجی برداری و هر جور دوست داری اجرا کنی و تماشاگر هم ببیند و برود ولی در مورد سوژه های این چنینی، یکی از بحث هایش اصطکاک با ممیزی است.مهران امام بخش: من پیش از "مرگ و پنگوئن" نمایش "عکس خانوادگی" به نویسندگی مرحوم محمود استادمحمد را در تالار سنگلج داشتم. من از سال 85 یک دینی به ایشان داشتم. آقای استادمحمد به من پیشنهاد حضور در این نمایش را دادند که آن موقع امکانش پیش نیامد که آن نمایش را کار کنیم و من حالا گفتم دینم را به آقای استادمحمد ادا کنم. مرحوم استادمحمد سال 85 آمد نمایشنامه "عکس خانوادگی" را بر مبنای اتفاقی که مشابه ماجرای خفاش شب در مشهد افتاد، نوشت. منظورم ماجرای قتل های زنجیره ای سعید حنایی است. آقای استادمحمد نمایشنامه را نوشت ولی شورای نظارت به ایشان اجازه کار نداد. این نمایش 10 سال بعد اجرا شد و وقتی ما اجرایش کردیم، دیدیم چقدر راحت با این قضیه برخورد می کنند.عباس جمالی: و دیگر آن کارکرد قبل را نداشت.مهران امام بخش: اگر آن موقع اجرا می شد شاید یک اتفاقی می افتاد.عباس جمالی: به خاطر این که نسل جدید بعد از 10 سال دوباره آن تجربه را تکرار نمی کند. یک تجربه ای انجام می شود و شما یک گام به جلو می روید ولی در اصطکاک ممیزی گیر می کنید. چندی پیش دو نفر آدم تئاتری بازداشت شدند، به دلیل یک تیزری که آن تیزر رسماً تیزر مبتذلی بوده است اما چرا آن دو نفر باید بازداشت شوند و چرا به خاطر یک تیزر؟ انگار روح تئاتر ما یک افولی کرده است. دیگر بحث ممنوعیت ساعدی و نعلبندیان نیست. بحث یک تیزری است که چند نفر در آن می رقصند و دو نفر هم بازداشت می شوند. افولی که اتفاق افتاده در این حد است. اما این افول را چه کسی به وجود آورده است؟ من این را فقط تقصیر دست اندرکاران تئاتر نمی اندازم و فکر می کنم اصطکاک ممیزی هم مقصر بوده است.مهران امام بخش: می گویند تئاتر همه پدیده ها را در بر می گیرد. پس تغییر و دگرگونی در هر پدیده ممکن است تأثیرش را در تئاتر بگذارد. یعنی ما وارد یک جریان هایی می شویم که اصلاً بحث آسیب شناسی نمی شود برایش تعریف کرد. همه ما تقریباً از یک نسل هستیم و قطعاً هیچ کس بیشتر از ما نسل سانسور نیست. تا این حد که اصلاً می دانیم باید چه کار کنیم. آقای پیام دهکردی برای اجرای نمایشش دقیقاً می داند که خطوط قرمز کجاست. ما نسل سانسور هستیم و اساساً سانسور در ما تنیده شده است. من فکر می کنم فقط تئاترها را نمی شود دید و خیلی چیزهای دیگر دارد دست به دست هم می دهد که شرایط به این شکل درآمده است. دائم سعی می کنیم وارد مسائل آسیب شناسی قضیه نشویم ولی در علم قضیه می بینیم که آسیب شناسی وجود دارد. دانشکده هنر و معماری هر سال هزار فارغ التحصیل دارد. فارغ التحصیلانی که بعضاً لیسانس های دوم و سوم هستند. یعنی سومین لیسانسش هنرهای نمایشی است. من یک چیزی را به بحث فرم اضافه کنم. بعد از انقلاب بازیگرها نمی توانستند همدیگر را لمس یا بغل کنند که از دستمال و پارچه برای نشان دادن این ارتباط استفاده شد و یا یک نفر یک سیبی را گاز می زد که این خودش شد یک فرم! تبدیل به یک فرم نمایشی شد که هنوز هم استفاده از این فرم را در بعضی کارها می بینیم. هیچ کس هم نمی پرسد این سیب یا پارچه از کجا آمد.رویا ناصری: این فرم در مورد عروسک ها هم اتفاق می افتد و عروسک زن و مرد هم نمی توانند همدیگر را در آغوش بگیرند. یعنی در مورد شی ء هم به این فرم رسیده اند.به زعم من هنرمندان نسل فعلی تئاتر و یا حتی نسل قبل تر اگر به سمت تئاتر قصه گو، اجتماعی، رئالیستی، ناتورالیستی، فرمالیستی و... رفته اند، حاصل یک آموزش، گذشته و تجربه است. اگر ما داریم راجع به یک آنارشی و آنارشی گری در تئاتر صحبت می کنیم که شاید هیچ تعریفی در مورد آن وجود ندارد، حاصل یک آموزش است که در دانشگاه ها و آموزشگاه های خصوصی داده می شود و یا حاصل آموزشی است از دیدن اجراها می آید. یا حاصل یک تجربه است، یعنی بعضی از آدم ها بر اساس تجربیاتی که طی سال ها کرده اند حالا به این تعریف رسیده اند. نظر شما چیست؟پیام دهکردی: درست است. من خودم معتقدم که الان تئاتر ما شتر، گاو، پلنگ است. این بهترین عبارتی است که می توانم در مورد وضعیت فعلی تئاتر به کار ببرم. یک بخشش منبعث و برآمده از اقتضای ساختار تئاترمان است. تئاتر ما الان یک نوجوان خطاکار است. کل تئاتر ما از بعد میرزا فتحعلی آخوندزاده تا الان صد سال قدمت دارد. صد سال در عمر تاریخ یک پدیده بسیار جوان محسوب می شود. فراموش نکنید که تئاتر خصوصی در اروپا، پانصد سال تاریخ مدون دارد. بنابراین مقوله ای که ما الان به عنوان آسیب ها، شاخصه ها، حسن ها و... با آن مواجه هستیم، یک بخشش محصول همه این فرآیند پر خطا و همین طور آزم ...

ادامه مطلب  

مروری بر طرح هدایت نبی اکرم با نگاه به‏ آیات ‏سوره جمعه/ طرح دینداری مدعیان مخالف اوصیاء مقابل بیت النور نبی اکرم/ گوساله پرستی در امت پیامب?  

درخواست حذف این مطلب
گروه معارف - رجانیوز: متن زیر سخنرانی شب سوم محرم جناب آیت الله سیدمحمدمهدی میرباقری؛ رئیس فرهنگستان علوم اسلامی قم است که به تاریخ 21 شهریورماه 97 ایراد شده است. ایشان در این بحث با اشاره به ادامه بحث سوره مبارکه جمعه بیان کردند که طرح پیامبر جمع کردن امت حول خودشان و برخورداری مردم از رزق آسمانی و وسیع الی الله است اما در مقابل حضرت، طرح یهود امت این است که جماعت را از حول ایشان پراکنده کند و امتی جدید حول دنیاپرستی و توجه به دنیا بسازد.مروری بر طرح هدایت نبی اکرم با نگاه به‏ آیات ‏سوره جمعهبسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب العالمین و اصلی و اسلم علی خاتم انبیائه و افضل سفرائه حبیب اله العالمین ابا القاسم محمد و صلی الله علی اهل بیته المعصومین الهداه المهدیین صیما بقیه الله فی الارضین ارواحنا لتراب مقدمه لفداء واللعنه علی اعدائهم اجمعین. در توضیح طرح و برنامه‏ای ‏که وجود مقدس نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم برای اداره امت اسلامی و بشریت دارند و همچنین نقشه ها و توطئه هایی که جبهه مقابل حضرت یعنی شیاطین جن و انس و ابلیس و قوای شیطانی در عالم دارند، به سوره جمعه مراجعه کردیم و بنا شد یک مرور و ترجمه‏ای ‏داشته باشیم. در این سوره یک فرازهایی قابل تأمل و دقت است: یکی این است که سوره با تسبیح خدای متعال آن ‏هم یک تسبیح خاص شروع می‏شود و بعد از آن ‏تسبیح می‏فرماید «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّین‏» کأنه این بعث یک بعث کور یا مبهم یا بی حساب و کتاب و یا یک بعثی که خدایی نکرده عیب و نقصی در آن ‏باشد، نیست؛ البته دشواری هایی در راه است‏؛ سختی ها و موانعی است‏ و دشمنانی هستند که در مقابل جبهه حضرت جبهه‏ای ‏درست می‏کنند و صف آرایی می‏کنند و در این امت یهودسازی می‏کنند؛ ولی در عین حال کار حضرت حق کاری با توجه به این آیه است «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزیزِ الْحَکیمِ * هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّین»نکته دیگری که در این سوره قابل تأمل است‏ مربوط به همین سه آیه بعد است‏ که خدای متعال پیامبری را مبعوث کرده است و این پیامبر از ناحیه حضرت حق است و‏ این بعثت است‏ که کارساز است؛ یعنی اگر العیاذ بالله وجود مقدس نبی اکرم خودشان بخواهند به میدان بیایند کاری پیش نمی‏رود. آنچه که مهم است آن است که این ‏رسول، مبعوث حضرت حق است. قرآن می­فرماید «وَ یَقُولُ الَّذینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلا»(رعد/43) یعنی مخالفین هم همین را انکار می‏کنند و می­گویند که تو رسول نیستی. اگر بخواهد یک امتی درست بشود رسول لازم است و اگر هرکسی از پیش خودش بخواهد یک اصلاحات اجتماعی یا تدبیری بکند کار پیش نمی‏رود؛ بلکه باید کسی باشد که مبعوث باشد و با یک برنامه الهی بیاید.«هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّین‏» این بعث در بین امیین است. امکاناتی به پیامبر گرامی دادند؛ از جمله ‏ام القرایی است‏ و عده‏ای ‏ اهل این ام القرا هستند و فرهنگ مکه و کعبه را قبول دارند. اینها یک کسی می‏خواهند که پیشروی آنها باشد و جلوتر از همه آنها بیاید و از ناحیه خدای متعال آنها را راهبری کند. خدای متعال یک چنین کاری کرده و آنهایی که اهل این ام القرا هستند و این پیامبر گرامی هم آمده تا اینها را دستگیری بکند و با اینها یک امتی بسازد. این امت، ام القرا و رسول و کتاب و امام می‏خواهد. این شخصیت بزرگ و پیشگامی که در جلوی این قافله‏ و مبعوث الهی است و راهبری الهی می‏کند، سه کار اساسی می‏کند: «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَة»(جمعه/2) تلاوت‏ آیات ‏وتزکیه می‏کند و کتاب و حکمت را تعلیم می‏دهد.این حقایق هم فقط در همین محیط بعثت پیامبر گرامی است و بیرون این محیط نه تلاوت آیاتی است نه تعلیمی و تزکیه‏ای ‏است. فقط در این فضا اتفاق می‏افتد و این شخصیت است که این مأموریت ها به عهده اوست و می‏تواند آنها را انجام بدهد.داستان یهودسازی در امت نبی اکرمنکته سومی که در این سوره قابل تأمل است‏ این است که این بعثت و این برانگیختی و این اعطای کتاب و حکمت و امثال اینها فضل خداست و اوست که می‏داند فضل خودش را چطور باید تقسیم کند. «ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ» به خصوص بعد از این که صحبت از بعثت‏ وجود مقدس نبی خاتم صلی الله علیه و آله و سلم است خدای متعال می‏فرماید «وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظیم‏» یعنی از فضل با عظمت الهی صحبت می‏کند که آن ‏فضل، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را سرشار کرده و به او ظرفیتی داده که می‏تواند یک امت بزرگ از امیین و از کسانی که بعداً هم ملحق می‏شوند، بسازد. اینطور نیست که در اختیار دیگران باشد و دیگران مالک باشند؛ بلکه او مالک است. اینطور نیست که دیگران سرنوشت این بعثت را معین کنند که این بعثت در بین چه کسانی باید باشد و چه کسی مبعوث بشود. این که یهود و علمای یهود خودشان را صاحبان کتاب و اولیاء خدا بدانند و هوس کنند که این بعثت در بین آنها دست به دست بشود، این هوس است؛ البته در قبال این نعمت بزرگ یک عده‏ای ‏‏هستند‏ که حسادت می‏ورزند که به فرموده قرآن «أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه‏»(نساء/54) یعنی به این فضلی که خدای متعال به نبی اکرم و اهل بیت عنایت کرده آنها حسادت می‏ورزند و تلقی شان این است که باید این حقیقت در اختیار آنها باشد یعنی حتی راضی نیستند که محور دنیای مردم باشند و یک معیشت مادی برای مردم درست کنند بلکه باید محور هدایت و تعلیم کتاب و تزکیه و قرار بگیرند و چون خودشان را جزء اولیاء خدا می‏دانند، تلقی شان این است‏ که ظرفیت دارند که یک امت الهی در قبال این امتی که نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‏سازند بسازند؛ نسبت به انبیاء دیگر هم همینطور برای خودشان یک امتی درست می‏کردند و لااقل ‏در خصوص بعضی از انبیاء اینطوری بودند.در قبال این جریان یک جریان یهود سازی است در دل امت اتفاق افتاد که در‏ د‏استان حضرت موسی هم همین اتفاق افتاد و یک یهود سازی‏ای ‏شد و اینها مسیر امت حضرت موسی را تغییر دادند. خدای متعال داستان آنها را به صورت یک مثل ذکر می‏کند. اول مثل یهود امت حضرت موسی را ذکر می‏کند و این مثل ناظر به آن ‏چیزی است که در امت خود حضرت رخ می‏دهد و یک جریان یهودی سازی است. «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقین‏» اینهایی که خودشان را به اصطلاح عالم به کتاب می‏دانستند، یک جریان دیگری در مقابل حضرت موسی ایجاد کردند. ‏ د‏استان کلیمی ها غیر از داستان یهود است، آنها که پیروان موسای کلیم ‏هستند ‏اهل کتاب هستند؛ ولی یهود اینطوری نیستند. ‏ د‏استان یهود را در قرآن ملاحظه فرمودید اما این که قرآن ذکر می‏کند «بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمین» ‏این مثل برای آن ‏جمعیتی است که‏ آیات ‏الهی را تکذیب کردند که غرض از‏ آیات ‏الهی در تعبیر قرآن اوصیاء هستند. ذیل آیه 39 سوره مبارکه انعام علی بن ابراهیم حدیث مفصلی نقل می‏کند که در پایان آن حضرت فرمودند هر کجا دیدید‏ د‏استان تکذیب‏ آیات ‏است مقصود از‏ آیات ‏اوصیاء و‏ ائمه علیهم السلام هستند. یک جمعیتی این‏ آیات ‏الهی را تکذیب می‏کنند و زیر بار نمی‏روند و نمی‏پذیرند و آیه بودنشان و چراغ راه بودنشان را تکذیب می‏کنند و اینها قوم ظالمی ‏هستند‏.این همان داستان یهودسازی است که در امت حضرت موسای کلیم بوده و در امت حضرت هم بوده است.‏ اینها کسانی ‏هستند‏ که به فرموده قرآن «وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى‏ حَیاةٍ وَ مِنَ الَّذینَ أَشْرَکُوا یَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ»(بقره/96) حریص ترین ‏آدم ها به دنیا ‏هستند‏ که می­گویند: ‏ای ‏کاش هزار سال در این دنیا بمانیم. اینها دلشان در دنیاست و اسیر دنیا ‏هستند‏ و پایشان را از دنیا بیرون نگذاشتند و البته کتاب هم بار دوش آنها است. خدای متعال اینطور تبیین می‏کند که «مَثَلُ الَّذینَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفارا» آنهایی که کتاب را برایشان فراهم کردیم که تحمل بکنند؛ پیامبر آمده و کتاب را آماده کرد و می‏شد که اینها بردارند ولی برنداشتند لذا مثلشان مثل حماری است که کتاب به دوش خودش می‏کشد. اینها بارکش و کتاب کش هستند و کتاب فهم نیستند چون مقامات کتاب در آنها محقق نمی‏شود و این داستان یهود است.«بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمین» این داستان آن ‏قومی است که ‏آیات ‏خدا را تکذیب می‏کنند؛ ظالم هستند و از هدایت خدا برخوردار نیستند لذا در ضلالت هستند. آنهایی که آیات و اوصیاء و امامی را که حامل این کتاب است‏ تکذیب می‏کنند؛ مثل آنها خیلی مثل بدی است؛ مثل آنها مثل حماری است که کتاب برمی دارد. زیرا کسانی حامل این کتاب هستند که به فرموده قرآن «وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب‏»(رعد/43) ‏هستند‏ یعنی این کتاب در وجود مقدس آنها تجلی کرده است. «بَلْ هُوَ آیاتٌ بَیِّناتٌ فی‏ صُدُورِ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْم‏»(عنکبوت/49) یعنی قرآن‏ آیات ‏بیناتی است که در سینه این کسانی که علم الهی و علم کتاب دارند، قرار‏ د‏ارد. این ها همان آیات ‏و اوصیاء و ائمه علیهم السلام ‏هستند.‏ آنهایی که اوصیاء را تکذیب می‏کنند مثلشان نسبت به کتاب مثل حماری است که کتاب بر می‏دارد ولی بهره‏ای ‏از قرآن ندارد.این داستان همان حدیث نورانی‏ای ‏است که فریقین آن را نقل کردند «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی‏ أَنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض»(1) و‏ اینها از هم جدا نمی‏شوند. کسی که اوصیاء را تکذیب می‏کند از کتاب هم محروم می‏شود و نسبتش با کتاب نسبت حمار و چهارپایی است که کتاب روی دوشش است.راه رسیدن به کتاب این است که انسان رو به آیات ‏الهی و اوصیاء و آنهایی که حامل کتاب و عالم به کتاب هستند و کسانی که کتاب در نزد آنهاست، بیاورد. داستان این جریان یهود سازی این است که یک جمعیتی که حامل کتاب نیستند ولی کتاب بار آنهاست و ظواهر کتاب را می‏دانند، خودشان را صاحب کتاب و گاهی خودشان را صحابه می‏دانند و خیال می‏کنند علم حضرت نزد آنها است در حالی­که علم و اسرار نبی اکرم نزد آنها نیست؛ بلکه اسرار نبی اکرم نزد همین‏ آیات ‏و اوصیاء است.این مطلب را خدا در سوره مجادله با یک تعبیر لطیفی توضیح می‏دهد و می‏فرماید «فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَة»(مجادله/12) یعنی اگر می‏خواهید بروید و با پیامبر نجوا کنید و اهل نجوا بشوید و مطالب سری پیامبر را بشنوید، یک صدقه‏ای ‏پیش روی نجوایتان بدهید. البته داستان نجوا داستان پیچیده‏ای ‏است و اینجا می­فرماید که اگر اهل نجوا هستید و واقعاً معتقدید که علم کتاب نزد شماست و اسرار این کتاب را وجود نبی اکرم به شما دادند و شما می‏توانید این کتاب را در جامعه و امت اسلامی محقق کنید و کتاب به ضمیمه شما برای امت کافی است، صدقه بدهید. این را فریقین نقل کردند که جز امیرالمومنین هیچ کسی این کار را نکرده است، ایشان یک دینار داشتند که ده درهم کردند و هر بار صدقه دادند و رفتند؛ تمام که شد آیه نازل شد «أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقات‏»(مجادله/13)، یعنی شما که خیال می‏کنید اهل نجوا هستید حتی حاضر نیستید این امکانات مادی را بدهید و این اسرار را بگیرید؛ آیا شما اهل سر هستید؟ آدم اهل سر حاضر است جانش را بدهد تا به اسرار برسد. ادعا می‏کنید اهل نجوای با پیامبر هستید. بعضی ها زود اهل نجوا می‏شوند و می­گویند که در خلوت، پیامبر گرامی اسلام به ما اینطور گفتند و این علوم را به ما دادند؛ اما اینطور نیست. شما اگر اهل نجوا هستید حاضر نیستید از امکانات ظاهری تان بگذرید تا خلوتی داشته باشید و از آن ‏اسرار به دست بیاورید، چطور می‏گویید که اهل نجوا هستید. بعد این آیه نسخ و تمام شد؛ چون غرض آیه این بود که اثبات بکند پیامبر اهل نجوایی جز امیرالمومنین ندارد. در زیارت حضرت آمده است: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ یَا أَهْلَ النَّجْوَى‏»(2)شما ادعا می‏کنید علم کتاب نزد شما است؛ اما مثل شما با کتاب مثل کسی است که «حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ یَحْمِلُوها» کتاب فقط بار دوش شما است. کتاب نزد‏ آیات یعنی ائمه و اوصیاء است. شما که آنها را تکذیب می‏کنید از کتاب برخورداری ندارید. مثل اینهایی که اوصیاء را تکذیب می‏کنند همان مثل یهود امت حضرت موسی است که بهره‏ای ‏از کتاب ندارند و غیر از این که کتاب روی دوش آنها است کتاب کش هستند و عالم به کتاب نیستند. قرآن می‏فرماید شما که کتاب کش هستید و ادعا می‏کنید جزو اولیاء خدا هستید و این حقیقت هم در اختیار شماست و وادی ولایت الله هم وادی ولایت شما است شما ولی الله و اولیاء خدا هستید و‏ محیط ولایت شما ولایت الله است، باید که «فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ * وَ لا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَدا» یعنی پایتان را از دنیا بیرون گذاشته باشید و آرزوی مرگ کنید؛ اما شما دلتان در دنیاست و چطور آدمی که دلش در دنیاست ادعا می‏کند در محیط ولایت الله است و هرکسی بخواهد به سمت خدا حرکت کند باید از وادی ما بگذرد. آنهایی اولیاء الله ‏هستند‏ که از دنیا بزرگتر شدند و تعلق به حضرت حق دارند و با مأموریت در دنیا آمده اند و الا پا در این دنیا نمی‏گذاشتند. آنها هستند که می‏توانند این دنیا را آباد کنند و امت بسازند.طرح دینداری مدعیان مخالف اوصیاء مقابل بیت النور نبی اکرمبنابراین در مقابل دستگاه بعثت حضرت در یک ام القرا و با کتاب و تلاوت و تزکیه و تعلیم، یک جریان یهودسازی است. یک عده‏ای ‏که‏ آیات را تکذیب ‏می‏کنند و دنبال اوصیاء نیستند و کتابی هم در اختیارشان نیست و اهل النجوا هم نیستند و فقط نسبتشان با کتاب مثل حمار است، در همین امت هم شکل خواهد گرفت. این طرح شیطان و شیاطین در مقابل انبیاء است که می‏خواستند یک امت الهی بسازند و اینها می‏آیند یک چنین طرحی راه می‏اندازند. ‏آدم هایی که از کتاب دستشان خالی است و اهل دنیا ‏هستند‏، اگر ادعای دینداری هم می‏کنند دینشان دین آخرت گریز است که با لقاء الله نسبتی ندارد و فراری از لقاء الله ‏هستند‏.مختصات دعوت آنها این است که اگر آنها بخواهند مردم را دعوت کنند؛ به دنیا دعوت می‏کنند. خدای متعال در یکی از فرازهای سوره همین مطلب را بیان می‏کند که یهود امت حضرت موسی تخطئه می‏شوند. اینها ادعا می‏کردند ما از اولیاء خدا هستیم و این کتاب باید به ما داده بشود و پیغمبر و اوصیاء باید از ما باشند؛ اما قرآن تخطئه می‏کند که شما که دلتان در دنیا است و کتاب بار دوشتان است و این مثل آن ‏کسانی است که ‏ آیات را تکذیب ‏می‏کنند.در امت حضرت هم یک یهود سازی می‏شود یک جریانی که یَهُودِ هَذِهِ الْأُمَّة ‏هستند‏ کتاب سازی می‏کنند؛ در حالی­که از قرآن برخوردار نیستند و نسبت آنها با قرآن «کَمَثَلِ الْحِمارِ یَحْمِلُ أَسْفاراً بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذینَ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمین»‏ است. آنها اهل تکذیب‏ آیات و ظالم هستند و قوم ظالمی که خودشان هدایت نشدند چطور می‏توانند چراغ هدایت دیگران باشند. دلشان در دنیا است و اگر جامعه را به آنها بسپاری یک جامعه دنیا گرا درست می‏کنند و مردم را اسیر دنیا می‏کنند؛ چنانچه الان این اتفاق افتاده و در امت حضرت این جریان آشکار است. حد فهمشان دنیاست.بعد از این جریان خدای متعال یک مطلب دیگری را بیان می‏کند که یکی از فرازهای مهم سوره است. در مقابل این پیامبر گرامی که آمده تا یک امت بسازد و تعلیم کتاب و تزکیه بکند یک جریانی شکل می‏گیرد که جریان یهودسازی است و به تعبیری جریان یک عده اهل دنیا است که یک ظاهری از کتاب می­دانند و خودشان را همه کاره می‏دانند و می‏خواهند هدایت هم روی دوش آنها باشد و آنها امت را برسانند؛ آنها امامت کنند و آنها امت را هدایت کنند.در مقابل آنها قرآن دستور می‏دهد «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا نُودِیَ لِلصَّلاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» آنها می‏خواهند جمع دور و بر حضرت را پراکنده و دور خودشان جمع کنند قرآن می‏فرماید شما وقتی این پیامبر گرامی اسلام یک یوم الجمعه‏ای ‏ شما را آنجا جمع می‏کند روزی است که باید بر محور او جمع بشوید و بعد از آنجا منتشر بشوید. این تجمع هم برای اقامه صلات است و این اقامه صلات هم خیلی مهم است؛ یعنی یک امر ساده‏ای ‏نیست اگر این نمازی که محور و امام جماعتش وجود مقدس رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم ‏هستند‏ به پا شد،‏ هم بت پرستی ها کنار گذاشته می‏شود و هم معیشت مردم درست می‏شود.قرآن در داستان حضرت شعیب نقل می‏کند که وقتی آنها را دعوت می‏کرد به حضرت عرض می‏کنند که «أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فی‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا»(هود/87)، یعنی آیا نماز تو اقتضاء می‏کند که ما بت هایمان را کنار بگذاریم و این فرمان از نماز تو بر می‏خیزد؟! ما هر طوری دلمان می‏خواهد اقتصاد و معیشتمان را اداره می‏کنیم. نماز می‏گوید که بازارتان باید بازار خاصی باشد و چه جور زندگی و تجارت بکنید. تجارت خاص همینطور است زیرا‏ «الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّین»‏ و اگر این صلات به پا شد و خیمه‏ای ‏درست شد که در این خیمه بنا شد زندگی کنیم بازار هم بوی نماز باید بدهد و نمی‏شود هم نماز بخوانی هم بت کده بروی؛ البته ممکن است یک عده‏ای ‏نماز بخوانند و مشرک هم باشند کما این که خیلی ها ‏هستند و‏ شرک در ولایت دارند؛ ولی اگر آن خیمه و آن ‏نمازی که پیامبر اقامه می‏کند و امام جماعتش حضرت هستند یعنی بر محور امام اقامه می‏شود به پا شود در این خیمه بت پرستی نیست.در خیمه‏ای ‏که محورش امام است و بر مدار صلات به پا می‏شود، خوابش هم ذکر است بازارش هم ذکر است. اگر بیت النوری به پا شد چنانچه در آیات ‏مبارکات سوره نور توضیح داده شد «فی‏ بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال‏»(نور/36) این حقیقت کتاب این حقیقت نور الهی این حقیقت نبوت حقیقت نورانیت نبی اکرم و اهل بیت در یک خانه هایی است که اجازه رفعت در آن ‏خانه ها‏ د‏اده شده و آدم از آنجا می‏تواند به سمت عوالم بالا و سماوات حرکت بکند و سماواتی بشود و می‏تواند از این عالم در عوالم بالا برود و به سمت خدای متعال تقرب پیدا بکند. اجازه ذکر در این خانه ها داده شده است. کسی که در این خانه ها رفت «یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْغُدُوِّ وَ الْآصال‏» است. «رِجالٌ لا تُلْهیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّه‏»(نور/37)؛ یعنی یک شخصیت هایی دراین خانه ها زندگی می‏کنند که شب و صبح خدای متعال را تسبیح می‏کنند شخصیت هایی ‏هستند‏ که هیچ تجارت و هیچ بیعی آنها را از ذکر خدا غافل نمی‏کند و بازارشان هم مسجد می‏شود. حضرت آمدند و قیام کردند و بر محور خودشان صلات و ذکر و توجه به حضرت حق به پا شد که عمود خیمه زندگی است و یک امتی زیر خیمه صلات و ذکر زندگی کردند و اگر بازار در بیت النور نبی اکرم به پا شد تجارتشان هم تجارت دیگری است؛ و نه فقط بتها فراموش می‏شوند بلکه بازار هم بازار دیگری می‏شود.آنها می­گفتند که «یا شعیب أَ صَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فی‏ أَمْوالِنا ما نَشؤُا» آیا این نماز اقتضائش این است که ما بت پرستی را کنار بگذاریم؟! بله همینطور است؛ نماز پیغمبر همینطور است. ما هر طوری دلمان بخواهد در اموالمان دست می‏بریم اما نماز پیامبر خدا اقتضائش این است که ما بازارمان هم باید بازار متناسب با نماز باشد. بازار اهل صلات بازاری است که فرع بر صلات است و اتفاقاً در همین‏ آیات ‏هم توضیح داده شده است.کار دشمن این است که یهود سازی می‏کند؛ یعنی یک جریانی درست می‏کند که می‏خواهد از حول این پیامبر مردم را متفرق کند تا یک جای دیگ ...

ادامه مطلب  

تصاویر جالب که شما را به هیجان می آورد!  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مجله اینترنتیملکانه؛ گروه خاصی از مردم همیشه به دنبال هیجان و آدرنالین هستند. آن ها با چترنجات می پرند، به قله های بلند صعود می کنند و از بلندترین آسمانخراش ها بالا می روند تا سلفی های شگفت انگیز بگیرند. در این مطلب تعدادی از آن ها را مشاهده می کنید که واقعا نفستان را بند می آورد. ...

ادامه مطلب  

چشمِ باز مدیران؛ نیاز امروز است  

درخواست حذف این مطلب
چشمِ باز مدیران؛ نیاز امروز است | متن کامل بیانات اخیر رهبری در دیدار هیات دولت ایران > رهبری - همشهری آنلاین:هم زمان با هفته دولت و در آستانه سالروز شهادت شهیدان رجائی و باهنر، رئیس جمهور و اعضای هیات دولت، پیش از ظهر روز چهارشنبه هفتم شهریور با حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی دیدار کردند که ایشان در این دیدار توصیه ها و راهکارهای مهمی را به دولتمردان ارائه دادند. متن کامل بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در دیدار اخیر هیات دولت با ایشان به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیموالحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.عید غدیر را تبریک عرض میکنم به رئیس جمهور محترم، به آقایان وزرا، به خانمها و بقیّه ی آحاد افراد حاضر در جلسه و امیدواریم که ان شاءالله این عید منشأ خیرات و برکاتی باشد که خدای متعال در ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قرار داده و ما را از این نعمت بزرگ برخوردار کرده.حقیقتاً غدیر و معرّفی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به عنوان ولیّ امر امّت اسلامی و جانشین پیغمبر، یکی از نعمتهای بزرگ خدای متعال بود؛ یعنی همچنان که خود اصل نبوّت و رسالت، منّت الهی و نعمت بزرگ الهی است که «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم»،(۲) در مورد ولایت امیرالمؤمنین هم حقیقتاً یک نعمت بزرگ و یک منّت بزرگی بود: «خَلَقَکُمُ اللهُ اَنوَاراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقینَ حَتّی مَنَّ اللهُ عَلَینا بِکُم فَجَعَلَکُم فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَع »(۳) تا آخر؛ حقیقتاً نعمت بزرگی است. خب ولایت امیرالمؤمنین و مسئله ی ولایت، یک جا در قرآن -در سوره ی مائده- مایه ی یأس کفّار است: اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم؛(۴) آن روزی که مسئله ی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نصّ قرآن «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»، مایه ی یأس کّفار است که مرحوم علّامه ی طباطبائی یک تفصیل خیلی زیبایی در این زمینه دارند در تفسیر المیزان که این یأس چگونه است و با چه منطقی این یأس وجود دارد؛ یک جای دیگر در همین سوره ی شریفه، این آیه ی مبارکه است که «وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَه وَ الَّذینَ ءامَنوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغّْلِبون»،(۵) که مراد از این «الَّذینَ ءامَنوا» که در این آیه است و آیه ی قبلش که «وَهُم راکِعون»(۶) [است] -آیه ی رکوع [که میگوید] در حال رکوع، انفاق میکنند- امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) است؛ «ءامَنوا» در این آیه هم اشاره ی به همان است؛ [یعنی] آیه ی بعد از «اِنَّما وَلِیُّکُمُ الله».(۷) آن وقت اینجا «حِزبَ الله» را که همان کسانی هستند که دنباله رو این ایمان و این حرکتند، «غالبون» معرّفی میکند؛ یعنی یک جا مسئله ی یأس کفّار است، یک جا مسئله ی غلبه ی اهل حق. زمینه های حرکت امّت اسلامی و جامعه ی اسلامی، بخصوص جامعه ی شیعه اینها است که مایه ی غلبه و مایه ی یأس کفّار و مایه ی توانایی و قدرت و در اختیار ما است.آنچه ما به عنوان دولت اسلامی و حکومت اسلامی بایستی به طور دائم در نظر داشته باشیم این است که باید حکومت علوی را معیار خودمان قرار بدهیم، خودمان را با حکومت علوی بسنجیم؛ هر مقداری که بین ما و آن حکومت فاصله است، آن را عقب ماندگی به حساب بیاوریم. اگر چنانچه کارهای خوب انجام میدهیم، از لحاظ معنوی پیشرفت میکنیم یا کارهایی که مایه ی افتخارِ به حسب ارزشهای اسلامی است انجام میدهیم، مبالغه نکنیم در اهمّیّت آن؛ مقایسه کنیم با حکومت علوی و ببینیم چقدر فاصله است بین ما و او. شاخص عمده در حکومت علوی، یکی عدالت است، یکی پارسایی و پاک دامنی است، یکی مردمی بودن و با مردم بودن است؛ حکومت علوی اینها است دیگر؛ زندگی امیرالمؤمنین مظهر عدل است، مظهر زهد است، مظهر مردمی بودن و پاک زیستن است. باید اینها را معیار قرار بدهیم، واقعاً باید در این جهت حرکت کنیم. نمیگویم مثل امیرالمؤمنین بشویم که خب این امکان پذیر نیست؛ امّا قلّه را در نظر بگیریم و به سمت قلّه حرکت بکنیم؛ حالا گیرم که کسی به قلّه نرسد امّا در این جهت حرکت بکنیم؛ این وظیفه ی ما است؛ واقعاً در حکومت اسلامی برای امثال ماها که عضو و جزو این حکومت و دولت هستیم، وظیفه این است که در فکر عدالت باشیم، در فکر زهد و پارسایی خودمان باشیم، در فکر کمک به مردم باشیم، در فکر پاک زندگی کردن باشیم؛ اصلاً باید جهت گیری مان این باشد. ان شاءالله این عید بر همه ی شماها و برخانواده هایتان مبارک باشد.هفته ی دولت را هم تبریک عرض میکنم. هفته ی دولت به جز اینکه نام شریف و ماندگار آن دو شهید عزیز -شهید رجائی و شهید باهنر- را تداعی میکند و آنها را که حقّاً و انصافاً دو شخصیّت برجسته و ممتاز بودند در مقابل چشم ما قرار میدهد، علاوه بر این خود هفته ی دولت، برکاتی دارد؛ یکی از برکاتش این است که شاخص و نشانه ی عبور یک مقطع از مهلت چهارساله است؛ هر دولتی چهار سال فرصت دارد، چهار سال مهلت دارد؛ این نشان میدهد که یک دوره از این چهار سال سپری شد و به خودِ مأمور دولتی، مسئول دولتی -بخصوص مسئولین عالی رتبه، مثل آقایان که تشریف دارید- این فرصت را میدهد که یک ارزیابی ای از کار خودش بکند؛ چون ارزیابی ما، وقتی در درونِ خودمان ارزیابی میکنیم، گاهی متفاوت است با آن ارزیابی ای که انسان میخواهد در مقام بیانِ به دیگران ارزیابی کند. گاهی اوقات این ارزیابی واقعاً ما را خرسند میکند، گاهی هم ممکن است که ما ببینیم این ارزیابی جوری است که ما را متنبّه میکند و موجب میشود که به فکر بیفتیم که یک کاری را انجام بدهیم یا یک حرکتی را انجام ندهیم، جبران کنیم. بالاخره هفته ی دولت یک فرصت این چنینی است.یک جهت دیگر هم در هفته ی دولت هست و آن، این است که یک مقطعی است برای خداقوّت گفتن به مسئولین دولتی؛ واقعاً جا دارد که هرکسی که به یک نحوی از انحاء با دولت مواجه است، به مسئولین دولتی خداقوّت بگوید. کار، کار بزرگی است؛ کار، کار سنگینی است -کاری که بر عهده ی دولت است- و دولت، یعنی قوّه ی مجریّه به طور مجموع از صدر تا ذیل، یک پهنه ی عظیمی از مسئولیّت و کار را بر عهده دارد؛ از مسائل سیاسی و مسائل اقتصادی بگیرید، تا مسائل علم و فرهنگ، تا مسائل اجتماعی، تا مسائل امور زیربنائی مثل حمل و نقل و انرژی و مانند اینها، تا خدمات و امثال اینها؛ یک مجموعه ی عظیمی از کار، بر عهده ی دولت است و خب از صدر تا ذیل، چند هزار نفر مشغول کار و تلاشند و در بین این مجموعه بسیارند کسانی که حقیقتاً از همه ی نیروی خودشان استفاده میکنند و بلکه بیشتر از اندازه ای که متوقَّع و منتظَر هست کار میکنند برای اینکه کار را بتوانند خوب تحویل بدهند. انصافاً بایستی خداقوّتی گفت. در یک کشور بزرگ و پهناوری مثل کشور ما با یک جمعیّت هشتاد میلیونی، مدیریّت این مجموعه ی کار، کار بزرگی است، کار آسانی نیست و کار بسیار دشوار و مهمّی است؛ و کسانی که دست اندرکارند، خودشان بیشتر از همه میفهمند. حالا یک کسی بیرون گود ایستاده، ممکن است جور دیگری فکر کند و قضاوت کند امّا انسان وقتی وسط گود باشد، حالا بنده که دستم به کار اجرائی سالهایی بند بوده، کاملاً میفهمم که چقدر مشکلات هست، چقدر دشواری ها هست؛ حتّی اگر چنانچه این مشکلاتی که عارض بر ما است -[مثلاً] دشمنهای خبیثی که هستند- هم نباشند، بالاخره کار، بسیار دشوار و مشکل است. خب، حالا ما به سهم خودمان به همه ی شما برادران عزیز و خواهران عزیز، خداقوّت میگوییم؛ ان شاءالله که موفّق باشید و خداوند کمکتان کند تا آنچه میخواهید تحقّق پیدا کند، ان شاءالله به آسانی تحقّق پیدا کند.در هفته ی دولت باید نقاط قوّت و ضعف -عمدتاً هم به وسیله ی خود مسئولین- دیده بشود. نقاط قوّت و ضعف را با هم باید دید؛ بعضی هستند نقاط ضعف را می بینند، نقاط قوّت را نمی بینند. این، خطرش این است که انسان را به بدبینی و ناامیدی میکشاند. اینکه [همواره] فقط نگاه کنند نقاط ضعف را ببینند و آن نقاط قوّتی که وجود دارد مورد توجّه قرار نگیرد، عیب است؛ هم برای خود مسئول اگر چنانچه این جور حرکت بکند عیب است که موجب ناامیدی و دلسردی اش میشود، و هم برای کسی که از بیرون دارد نگاه میکند. عکسش هم همین جور است؛ اگر فقط نقاط قوّت را ببینیم و نقاط ضعف را نبینیم، اشکالات دیگری را به وجود می آورد؛ موجب میشود که نقاط ضعف متراکم بشود، راهِ درست پیموده نشود و انسان به اهداف نرسد؛ لذا باید هم نقاط قوّت را دید، هم نقاط ضعف را دید؛ نقاط قوّت را تقویت کرد، بیشتر کرد، افزایش داد؛ و نقاط ضعف را تا آنجایی که ممکن است انسان بنویسد، یکی یکی کم کند. در همه ی مسائل این جوری است؛ در مسائل شخصی هم همین جور است.خوشبختانه در این دولت -دولت دوازدهم- حقّاً و انصافاً نقاط قوّتی وجود دارد که قابل ذکر است. خب در این یک سالی که از عمر این دولت دوازدهم گذشته، با اینکه مدّتی از این یک ساله هم مصروف انتخاب کابینه و تعیین وزرا و مشکلاتی که در این راه هست شد، درعین حال کارهای خوبی انجام گرفته، اتّفاقات خوبی افتاده که آقای رئیس جمهور بخش مهمّی از آنها را در بیاناتشان گفتند. در زمینه ی اقتصاد، رشد ۴.۶ درصدی چیز خوبی است و اتّفاق خوبی است که افتاده؛ اگرچه با آنچه ما در سیاستها آورده ایم -۸ درصد- فاصله اش زیاد است لکن به هرحال در این شرایط، ۴.۶ درصد خوب است؛ رشد بسیار قابل قبول برای دولت است. در برخی از بخشها مثل کشاورزی و انرژی تولیدات خوبی انجام گرفته. در همین سه ماهه ی امسال، صادرات کشور قریب ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده، واردات کشور ۵ درصد کاهش پیدا کرده؛ اینها اتّفاقات خوبی است که افتاده؛ اینها قابل توجّه است، قابل ارائه ی به مردم، به سؤال کنندگان، و به افکار عمومی است که واقعاً باید اینها را شکر کرد از خدا؛ امیدواریم ان شاءالله این روند افزایش صادرات غیر نفتی و کاهش واردات، تا آخر سال ادامه پیدا کند؛ یعنی این را دنبال کنید که ان شاءالله [بشود]. در بخشهای دیگر هم کارهای خوبی شده که حالا در همین هفته، آقایان مشغول اطّلاع رسانی هستید و من هم که بعضاً مشاهده میکنم، میبینم خوب است. البتّه باید اعتراف کنیم، قبول کنیم که ماها در تبلیغات، خیلی آدمهای مسلّطی نیستیم، یعنی واقعاً -هم دولت، هم ماها، همه مان- تبلیغاتمان، تبلیغات خیلی خوب و خبررسانی هایمان حرفه ای نیست؛ امّا حالا به همان مقداری که دارد کار انجام میگیرد، خوب است به اطّلاع مردم برسد.من تذکّراتی را امروز عرض میکنم درباره ی سه مطلب: یکی راجع به همین مسائل اقتصادی که مسئله ی اساسی امروز ما است؛ یکی درباره ی مسائل خارجی یا سیاست خارجی؛ یکی هم درباره ی اتّحاد و انسجام داخلی که آقای رئیس جمهور هم اشاره کردند.درباره ی اقتصاد، ما از اوّلِ امسال و قبل از امسال چند بار جلسه داشتیم با دوستان، مسائلی را، مطالبی را بنده گفتم که روی آنها تکیه میکنم، تأکید میکنم، نمیخواهم تکرار بکنم آنها را. جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم که با هدف کار اقتصادی و کمک اقتصادی تشکیل شده، برکاتی داشته، فوایدی داشته؛ یعنی آن جلسه، آثاری در وضع عمومی داشته و میتواند بهتر و بیشتر هم داشته باشد، باید هم ادامه پیدا کند. آقایان! به طور معمول و متعارف وقتی که دو نفر انسان پهلوی هم می نشینند، نقاط مشترکی دارند، نقاط تفارقی هم دارند؛ نمیشود به استناد نقاط تفارق، انسان مشترکات را فراموش کند. بالاخره بحث مذاکره در دنیا مطرح میشود، میگویند با فلان دولت، با فلان کشور مذاکره کنیم؛ خب وقتی مذاکره با دشمنها و با مخالفین و با امثال اینها مطرح میشود، با دوستان و خودی ها به طریق اولیٰ مذاکره باید انجام بگیرد. مذاکره بشود؛ یک چیزی مورد اختلاف است، مذاکره میشود، یک کلمه ای شما میگویید، یک کلمه ای او میگوید، بالاخره به یک نقطه ای میرسید. بایستی این کار ادامه پیدا کند و لازم است.در مورد اقتصاد، باید قوی و پُرحجم کار کرد. ببینید دوستان! دشمن متمرکز شده روی مسئله ی اقتصاد، علّتش هم این است که در زمینه ی مسائل اقتصاد یک به اصطلاح خلأهایی وجود داشته، یک ضعفهایی وجود داشته، به تعبیر نظامی ها یک نقاط کور راداری وجود داشته که دشمن از آنجاها توانسته نفوذ بکند و وارد بشود؛ ما باید این نقاط کور راداری را ببندیم، ما باید نقطه ضعف ها را درست بشناسیم و اینها را برطرف کنیم؛ میتوانیم. همه ی این کارهایی را که باید انجام بگیرد -حالا من اشاره میکنم به بعضی از اینها- ما میتوانیم. در اداره ی اقتصادی کشور راه وجود دارد؛ این جور نیست که ما دچار بُن بست باشیم؛ نه، راه هایی وجود دارد و میشود این راه ها را باقدرت پیمود و رفت ان شاءالله. بایستی بکنید؛ بایستی وارد بشوید؛ بایستی پرحجم و باکیفیّت کار کنید؛ مسئولین اقتصادی کشور باید شب و روز نشناسند.بحث اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی که گفته شد، اساس سیاستهای [اقتصاد] مقاومتی، آن لُبّش عبارت است از تکیه بر تولید داخلی؛ اساسِ آن، این است. سیاستهای اقتصاد مقاومتی، هم به معنای سنگرسازی دفاعی در مقابل دشمن است -یعنی واقعاً این سیاستها اگر به طور کامل و دقیق اجرا بشود، سنگرسازی میکند؛ سنگرسازی دفاعی است- هم توانمندسازی برای حرکت به جلو است؛ یعنی سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم جنبه ی پدافندی دارد، هم جنبه ی آفندی دارد، محورش هم تولید است. لذا من حتّی از همین جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم انتظار دارم که یکی از جهاتی که روی آنها تکیه میکنند در بحثها و مسائلی که در آنجا آورده میشود و کارشناس هایی که با آن جلسه ارتباط پیدا میکنند، این است که روی مسئله ی تولید تکیه کنند. ببینیم مشکلات تولید داخلی کشور چه چیزهایی است، به انحاء مختلف دنبال راهِ حلّ این مشکلات باشیم. بنده اقتصاددان نیستم امّا حرفهای اقتصاددان ها را میخوانم؛ اقتصاددان های کشور که شما هم خیلی هایشان را قبول دارید، راه ارائه میکنند. این جور نیست که راه وجود نداشته باشد؛ راه هایی وجود دارد برای اینکه بتوانیم تولید کشور را نجات بدهیم.یک مسئله هم مسئله ی معیشت مردم است که باز به همین تولید ارتباط پیدا میکند؛ یعنی یکی از بهترین راه ها برای اینکه ما بخواهیم معیشت مردم را ترمیم کنیم و اصلاح کنیم -که الان مردم دچار مشکلات هستند در امر معیشت، بخش مهمّی از مردم دچار مشکلاتند- واقعاً باید تکیه کنیم روی مسئله ی تولید داخلی. خب، یک تلاش همه جانبه ای باید بشود برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها یا زیرِ ظرفیّت کار کردن کارخانه ها.یک مسئله ی مهم در زمینه ی مسائل اقتصادی که مناسب است بنده تذکّر بدهم، بحث مدیریّت اقتصادی است؛ دولت باید مدیریّت کند اقتصاد کشور را. مدیریّت را با تصدّیگری نباید اشتباه کرد؛ تصدّیگری دولت در امر اقتصاد به ضرر کشور تمام میشود؛ این را ما عملاً در انقلاب تجربه کردیم و میدانیم که تصدّیگری دولت خوب نیست. اصلاً سیاستهای اصل ۴۴ برای این بود که این تصدّیگری انجام نگیرد؛ [پس] آن را بکلّی از حوزه ی فکر خارج کنیم، یعنی این مدیریّتی که من میگویم، مطلقاً اشتباه نشود با تصدّیگری در مسئله ی اقتصاد.مدیریّت اقتصادی دو رکن مهم دارد؛ یکی این است که ما میدان را باز کنیم برای فعّالیّت فعّالان سالم اقتصادی؛ میدان باز بشود برای اینها و کمکشان بکنیم؛ افرادِ صاحبِ فکرِ اقتصادی بنشینند ببینند راه های کمک کردن به فعّال اقتصادی چیست -راه هایی وجود دارد- و موانعی که بر سرِ راهِ کارِ درستِ اینها و پیشرفتِ اینها وجود دارد چیست؟ آن موانع را بردارند؛ من حالا یکی دو مثال عرض خواهم کرد؛ یک رکن مدیریّت این است. یک رکن دیگر هم این است که دستگاه دولتی، هوشمندانه، هوشیارانه، با چشم باز، مراقب فعّالیّت مضرّ اقتصادی باشد؛ یعنی یک فعّال اقتصادی ای که حرکت مضر میکند، مورد توجّه قرار بگیرد، جلویش گرفته بشود، جلوی منافذ فساد بسته بشود و گرفته بشود. مدیریّت اقتصادی یعنی این، هیچ ربطی به تصدّیگری ندارد.حالا مثلاً در مورد آن بخش اوّل یعنی کمک به [فعّال اقتصادی]، من یک مثالِ همین روزها را بزنم، البتّه مثالهای فراوانی وجود دارد؛ کسانی در داخل کشور هستند که یک حرکت اقتصادی را شروع میکنند؛ باید به اینها کمک بشود. حالا اینکه گفتم مال این روزها است، همین مسئله ی نوشت افزار است؛ چند جوان باهمّت پیدا شده اند و نوشت افزار داخلی دارند تولید میکنند؛ نوشت افزار یک رقم مهمّی است؛ شما ببینید مصرف نوشت افزار -مداد و کاغذ و دفتر و بقیّه ی وسایل- چه حجم عظیمی دارد که ما در بسیاری از اینها داریم از واردات استفاده میکنیم که هم بارِ فرهنگی دارد، هم بارِ اقتصادی دارد. یک مشت جوان پیدا شده اند که از دو سه سال قبل از این، از چند وقت قبل -حالا من دقیقاً الان یادم نیست- همّت گماشتند برای اینکه نوشت افزار داخلی [تولید کنند]؛ خب اینها احتیاج به کمک دارند؛ باید به اینها کمک بشود؛ [امّا] کمک نمیشود؛ حتّی در مقابل حرکت اینها، احیاناً سنگ اندازی هم انجام میگیرد. لازم نیست سنگ اندازی را مسئول دولتی یا وزیر دولتی انجام بدهد؛ نه، ممکن است وزیر دولتی اصلاً خبر هم نداشته باشد امّا دیگرانی هستند که سنگ اندازی میکنند؛ باید جلوی این گرفته بشود. چند وقت قبل یک تعدادی از همین جوانها آمدند پیش من؛ خب آدم میبیند اینها سرتاپا شوقند، سرتاپا آمادگی و قوّه و توانِ کارند، ابتکار هم دارند، [امّا] توانایی مالی شان ضعیف است؛ باید کمک بشوند؛ کمک [به اینها] هم کمکهای چند هزار میلیاردی مثل این معوّقات بانکی ما نیست که یک نفری چند هزار میلیارد مدیون [است]؛ این جوری نیست، کمکهای خیلی خیلی کمتری است؛ با یک مختصر کمکی، با دست گذاشتن پشت اینها و حرکت دادن به جلو، به اینها کمک میشود. از این قبیل هم ما زیاد داریم. ببینید؛ بنده به عنوان مسئولی که به کارهای اقتصادی و مسائل اجرائی کشور هم کاری ندارم، مورد مراجعه ی زیادی قرار میگیرم، میدانم که بسیاری از مسئولین و وزرا و مانند اینها، مورد مراجعه قرار میگیرند. از این قبیل فراوانند؛ باید به اینها کمک بشود. برای ما خیلی پیش آمده -حالا «خیلی» که میگویم، یعنی متعدّد- که آمده اند شکایت کرده اند، بنده هم بعضی اوقات سفارش کرده ام. این یکی از کارها است که بایستی انجام بشود و از این قبیل زیاد است.یکی مسئله ی میدان را باز کردن، یعنی بهبود فضای کسب وکار [است]. یک گزارشی همین اخیراً به دست ما رسید -که حالا دقیقاً جزئیّاتش یادم نیست؛ آنچه در ذهنم مانده که خیلی برجسته بود این بود- که در یک موضوع مشخّصی در طول مدّت کوتاهی، مثلاً شاید دو سه ماه، سی بخشنامه صادر شده از طرف مسئولین! خب این فعّال اقتصادی چه جوری میتواند برنامه ریزی کند برای آینده ی خودش؟ کسی که میخواهد در این بخش و مربوط به این قضیّه کار کند، چطور میتواند برنامه ریزی کند؟ دائماً بخشنامه پشت سرِ بخشنامه، تصمیم گیری های متعارض و گاهی متناقض درباره ی یک موضوع! اینها باید برداشته بشود؛ یعنی اینها چیزهایی است که مانع کار است؛ این ثبات و آرامشی را که فعّال اقتصادی احتیاج دارد این را [ایجاد کنید]. بنابراین، یک رکن مدیریّت عرض کردیم این است که ما بتوانیم به کسانی که فعّال هستند از گروه های مردمی کمک کنیم، میدان را برای آنها باز کنیم، موانع را از سرِ راه آنها برداریم. من یک وقتی اینجا در یکی از دیدارهایی که داشتیم -مال دو سه سال پیش است؛ من آنجا تصریح کردم، [امّا] الان درست یادم نیست؛ برای اینکه مثلاً در یک مرغداری یک چیزی درست کنند؛ حالا یادم نیست؛ آن وقتی که اینجا گفتم، تفصیلاً گفتم آنها را- اشاره کردم که گزارشی چند نفر از این فعّالان بخش خصوصی به ما داده بودند که برای یک کار کوچکی، شاید حدود چند ماه لازم بوده که این آدم دوندگی کند که بتواند یک کار کوچکی را در کنار یک کار اقتصادی ای که دارد، مثلاً فرض کنید که انجام بدهد. اینها را بایست کم کرد؛ باید راه را باز کرد برای اینکه مردم بتوانند فعّالیّت کنند. این بخش اوّل است.بخش دوّم هم مبارزه ی با مفسد و بستن منافذ فساد است؛ چشمِ باز مدیران؛ آنچه نیاز است این است. ببینید، همین تازه یک گزارشی وزارت اطّلاعات برای ما فرستاد، من نگاه کردم این گزارش را دیدم از آبان ۹۶ تا تیر ۹۷، ۵۶ اخطار در مورد مسائل مربوط به فساد اقتصادی، به دستگاه های مختلف دولت از طرف وزارت اطّلاعات داده شده! خب این کار اطّلاعات، کار خوبی است؛ من نمیدانم چقدرش دنبال شده چقدرش دنبال نشده، [امّا] این مهم است که نگاه کنیم ببینیم در طول مثلاً چند ماه، وزارت اطّلاعات برخورد کرده با یک رقمِ به این بزرگی؛ یعنی ۵۶ مورد را وزارت اطّلاعات مطرح کرده و ذکر کرده. [در خصوص] همین حوادثی هم که اخیراً پیش آمد، حالا آقای دکتر روحانی اشاره کردند و بیان کردند توجیهاتی را که درست است توجیهات ایشان، منتها واقع قضیّه این است که در کنار این توجیهات، یک مقداری غفلت و بی توجّهی مدیریّتی انجام گرفته. وقتی که ما میخواهیم ارز را به هر دلیلی وارد بازار کنیم -[چون] این را لازم میدانیم، این را وسیله ای برای پایین آوردن قیمت ارز میدانیم- باید این کار را با چشمِ باز انجام بدهیم تا این جور نشود که در این شرایطِ سختِ ما، چند میلیارد دلار بیفتد دست یک عدّه ی معدودی که یا قاچاق کنند، یا ببرند در کردستان عراق بفروشند، یا در بازار داخلی آن را نقد کنند، یا به عنوان گردشگری بگیرند جور دیگر عمل کنند -که خب این را همه میدانند- و یا به عنوان آوردنِ یک کالایی ثبت سفارش کنند [ولی] یک کالای دیگر را بیاورند؛ اینها خب چیزهایی است که مدیریّتها میتوانند اینها را [مراقبت] کنند که این را من با آقای رئیس جمهور هم قبلاً در میان گذاشتم. این جور هم نیست که ما لازم باشد بالای سرِ هر یک نفری یک پلیس بگذاریم که ببینیم چه کار میکند؛ نه، امروز خب شیوه هایی وجود دارد، روشهایی وجود دارد، روشهای پیشرفته ای وجود دارد؛ میشود اینها را کنترل کرد. باید کنترل کرد یعنی باید با چشمِ باز مراقبت کرد. این مدیریّت اقتصادی است.من به نظرم می آید شما میتوانید این کار را بکنید، دولت ما میتواند این کار را بکند؛ این کاری نیست که جزو محالات ...

ادامه مطلب  

اینکه حالا باز بعضی زمزمه شروع کرده اند که «در حاشیه ی اجلاسِ مجمعِ عمومی، ممکن است مذاکره انجام بگیرد»، این به طور قطع منتفی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری میزان، حضرت آیت الله خامنه ای، در تاریخ ۷ شهریور ۱۳۹۷ در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت بیاناتی را ایراد فرمودند.بیانات مقام معظم رهبری در این دیدار به نقل از khamenei.ir، به شرح زیر است:بسم الله الرّحمن الرّحیموالحمدلله ربّ العالمین والصّلاة والسّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین و لعنةالله علی اعدائهم اجمعین.عید غدیر را تبریک عرض میکنم به رئیس جمهور محترم، به آقایان وزرا، به خانمها و بقیّه ی آحاد افراد حاضر در جلسه و امیدواریم که ان شاءالله این عید منشأ خیرات و برکاتی باشد که خدای متعال در ولایت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) قرار داده و ما را از این نعمت بزرگ برخوردار کرده.حقیقتاً غدیر و معرّفی امیرالمؤمنین (علیه السّلام) به عنوان ولیّ امر امّت اسلامی و جانشین پیغمبر، یکی از نعمتهای بزرگ خدای متعال بود؛ یعنی همچنان که خود اصل نبوّت و رسالت، منّت الهی و نعمت بزرگ الهی است که «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ اِذ بَعَثَ فیهِم رَسولًا مِن اَنفُسِهِم»،(۲) در مورد ولایت امیرالمؤمنین هم حقیقتاً یک نعمت بزرگ و یک منّت بزرگی بود: «خَلَقَکُمُ اللهُ اَنوَاراً فَجَعَلَکُم بِعَرشِهِ مُحدِقینَ حَتّى مَنَّ اللهُ عَلَینا بِکُم فَجَعَلَکُم فی بُیُوتٍ اَذِنَ اللهُ اَن تُرفَع »(۳) تا آخر؛ حقیقتاً نعمت بزرگی است. خب ولایت امیرالمؤمنین و مسئله ی ولایت، یک جا در قرآن -در سوره ی مائده- مایه ی یأس کفّار است: اَلیَومَ یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم؛(۴) آن روزی که مسئله ی ولایت مطرح شده، آن روزی است که به نصّ قرآن «یَئِسَ الَّذینَ کَفَروا مِن دینِکُم»، مایه ی یأس کّفار است که مرحوم علّامه ی طباطبائی یک تفصیل خیلی زیبایی در این زمینه دارند در تفسیر المیزان که این یأس چگونه است و با چه منطقی این یأس وجود دارد؛ یک جای دیگر در همین سوره ی شریفه، این آیه ی مبارکه است که «وَمَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَه وَ الَّذینَ ءامَنوا فَاِنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغّْلِبون»،(۵) که مراد از این «الَّذینَ ءامَنوا» که در این آیه است و آیه ی قبلش که «وَهُم راکِعون»(۶) [است] -آیه ی رکوع [که میگوید] در حال رکوع، انفاق میکنند- امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) است؛ «ءامَنوا» در این آیه هم اشاره ی به همان است؛ [یعنی] آیه ی بعد از «اِنَّما وَلِیُّکُمُ الله».(۷) آن وقت اینجا «حِزبَ الله» را که همان کسانی هستند که دنباله رو این ایمان و این حرکتند، «غالبون» معرّفی میکند؛ یعنی یک جا مسئله ی یأس کفّار است، یک جا مسئله ی غلبه ی اهل حق. زمینه های حرکت امّت اسلامی و جامعه ی اسلامی، بخصوص جامعه ی شیعه اینها است که مایه ی غلبه و مایه ی یأس کفّار و مایه ی توانایی و قدرت و در اختیار ما است.آنچه ما به عنوان دولت اسلامی و حکومت اسلامی بایستی به طور دائم در نظر داشته باشیم این است که باید حکومت علوی را معیار خودمان قرار بدهیم، خودمان را با حکومت علوی بسنجیم؛ هر مقداری که بین ما و آن حکومت فاصله است، آن را عقب ماندگی به حساب بیاوریم. اگر چنانچه کارهای خوب انجام میدهیم، از لحاظ معنوی پیشرفت میکنیم یا کارهایی که مایه ی افتخارِ به حسب ارزشهای اسلامی است انجام میدهیم، مبالغه نکنیم در اهمّیّت آن؛ مقایسه کنیم با حکومت علوی و ببینیم چقدر فاصله است بین ما و او. شاخص عمده در حکومت علوی، یکی عدالت است، یکی پارسایی و پاک دامنی است، یکی مردمی بودن و با مردم بودن است؛ حکومت علوی اینها است دیگر؛ زندگی امیرالمؤمنین مظهر عدل است، مظهر زهد است، مظهر مردمی بودن و پاک زیستن است. باید اینها را معیار قرار بدهیم، واقعاً باید در این جهت حرکت کنیم. نمیگویم مثل امیرالمؤمنین بشویم که خب این امکان پذیر نیست؛ امّا قلّه را در نظر بگیریم و به سمت قلّه حرکت بکنیم؛ حالا گیرم که کسی به قلّه نرسد امّا در این جهت حرکت بکنیم؛ این وظیفه ی ما است؛ واقعاً در حکومت اسلامی برای امثال ماها که عضو و جزو این حکومت و دولت هستیم، وظیفه این است که در فکر عدالت باشیم، در فکر زهد و پارسایی خودمان باشیم، در فکر کمک به مردم باشیم، در فکر پاک زندگی کردن باشیم؛ اصلاً باید جهت گیری مان این باشد. ان شاءالله این عید بر همه ی شماها و برخانواده هایتان مبارک باشد.هفته ی دولت را هم تبریک عرض میکنم. هفته ی دولت به جز اینکه نام شریف و ماندگار آن دو شهید عزیز -شهید رجائی و شهید باهنر- را تداعی میکند و آنها را که حقّاً و انصافاً دو شخصیّت برجسته و ممتاز بودند در مقابل چشم ما قرار میدهد، علاوه بر این خود هفته ی دولت، برکاتی دارد؛ یکی از برکاتش این است که شاخص و نشانه ی عبور یک مقطع از مهلت چهارساله است؛ هر دولتی چهار سال فرصت دارد، چهار سال مهلت دارد؛ این نشان میدهد که یک دوره از این چهار سال سپری شد و به خودِ مأمور دولتی، مسئول دولتی -بخصوص مسئولین عالی رتبه، مثل آقایان که تشریف دارید- این فرصت را میدهد که یک ارزیابی ای از کار خودش بکند؛ چون ارزیابی ما، وقتی در درونِ خودمان ارزیابی میکنیم، گاهی متفاوت است با آن ارزیابی ای که انسان میخواهد در مقام بیانِ به دیگران ارزیابی کند. گاهی اوقات این ارزیابی واقعاً ما را خرسند میکند، گاهی هم ممکن است که ما ببینیم این ارزیابی جوری است که ما را متنبّه میکند و موجب میشود که به فکر بیفتیم که یک کاری را انجام بدهیم یا یک حرکتی را انجام ندهیم، جبران کنیم. بالاخره هفته ی دولت یک فرصت این چنینی است.یک جهت دیگر هم در هفته ی دولت هست و آن، این است که یک مقطعی است برای خداقوّت گفتن به مسئولین دولتی؛ واقعاً جا دارد که هرکسی که به یک نحوی از انحاء با دولت مواجه است، به مسئولین دولتی خداقوّت بگوید. کار، کار بزرگی است؛ کار، کار سنگینی است -کاری که بر عهده ی دولت است- و دولت، یعنی قوّه ی مجریّه به طور مجموع از صدر تا ذیل، یک پهنه ی عظیمی از مسئولیّت و کار را بر عهده دارد؛ از مسائل سیاسی و مسائل اقتصادی بگیرید، تا مسائل علم و فرهنگ، تا مسائل اجتماعی، تا مسائل امور زیربنائی مثل حمل و نقل و انرژی و مانند اینها، تا خدمات و امثال اینها؛ یک مجموعه ی عظیمی از کار، بر عهده ی دولت است و خب از صدر تا ذیل، چند هزار نفر مشغول کار و تلاشند و در بین این مجموعه بسیارند کسانی که حقیقتاً از همه ی نیروی خودشان استفاده میکنند و بلکه بیشتر از اندازه ای که متوقَّع و منتظَر هست کار میکنند برای اینکه کار را بتوانند خوب تحویل بدهند. انصافاً بایستی خداقوّتی گفت. در یک کشور بزرگ و پهناوری مثل کشور ما با یک جمعیّت هشتاد میلیونی، مدیریّت این مجموعه ی کار، کار بزرگی است، کار آسانی نیست و کار بسیار دشوار و مهمّی است؛ و کسانی که دست اندرکارند، خودشان بیشتر از همه میفهمند. حالا یک کسی بیرون گود ایستاده، ممکن است جور دیگری فکر کند و قضاوت کند امّا انسان وقتی وسط گود باشد، حالا بنده که دستم به کار اجرائی سالهایی بند بوده، کاملاً میفهمم که چقدر مشکلات هست، چقدر دشواری ها هست؛ حتّی اگر چنانچه این مشکلاتی که عارض بر ما است -[مثلاً] دشمنهای خبیثی که هستند- هم نباشند، بالاخره کار، بسیار دشوار و مشکل است. خب، حالا ما به سهم خودمان به همه ی شما برادران عزیز و خواهران عزیز، خداقوّت میگوییم؛ ان شاءالله که موفّق باشید و خداوند کمکتان کند تا آنچه میخواهید تحقّق پیدا کند، ان شاءالله به آسانی تحقّق پیدا کند.در هفته ی دولت باید نقاط قوّت و ضعف -عمدتاً هم به وسیله ی خود مسئولین- دیده بشود. نقاط قوّت و ضعف را با هم باید دید؛ بعضی هستند نقاط ضعف را می بینند، نقاط قوّت را نمی بینند. این، خطرش این است که انسان را به بدبینی و ناامیدی میکشاند. اینکه [همواره] فقط نگاه کنند نقاط ضعف را ببینند و آن نقاط قوّتی که وجود دارد مورد توجّه قرار نگیرد، عیب است؛ هم برای خود مسئول اگر چنانچه این جور حرکت بکند عیب است که موجب ناامیدی و دلسردی اش میشود، و هم برای کسی که از بیرون دارد نگاه میکند. عکسش هم همین جور است؛ اگر فقط نقاط قوّت را ببینیم و نقاط ضعف را نبینیم، اشکالات دیگری را به وجود می آورد؛ موجب میشود که نقاط ضعف متراکم بشود، راهِ درست پیموده نشود و انسان به اهداف نرسد؛ لذا باید هم نقاط قوّت را دید، هم نقاط ضعف را دید؛ نقاط قوّت را تقویت کرد، بیشتر کرد، افزایش داد؛ و نقاط ضعف را تا آنجایی که ممکن است انسان بنویسد، یکی یکی کم کند. در همه ی مسائل این جوری است؛ در مسائل شخصی هم همین جور است.خوشبختانه در این دولت -دولت دوازدهم- حقّاً و انصافاً نقاط قوّتی وجود دارد که قابل ذکر است. خب در این یک سالی که از عمر این دولت دوازدهم گذشته، با اینکه مدّتی از این یک ساله هم مصروف انتخاب کابینه و تعیین وزرا و مشکلاتی که در این راه هست شد، درعین حال کارهای خوبی انجام گرفته، اتّفاقات خوبی افتاده که آقای رئیس جمهور بخش مهمّی از آنها را در بیاناتشان گفتند. در زمینه ی اقتصاد، رشد ۴.۶ درصدی چیز خوبی است و اتّفاق خوبی است که افتاده؛ اگرچه با آنچه ما در سیاستها آورده ایم -۸ درصد- فاصله اش زیاد است لکن به هرحال در این شرایط، ۴.۶ درصد خوب است؛ رشد بسیار قابل قبول برای دولت است. در برخی از بخشها مثل کشاورزی و انرژی تولیدات خوبی انجام گرفته. در همین سه ماهه ی امسال، صادرات کشور قریب ۲۰ درصد افزایش پیدا کرده، واردات کشور ۵ درصد کاهش پیدا کرده؛ اینها اتّفاقات خوبی است که افتاده؛ اینها قابل توجّه است، قابل ارائه ی به مردم، به سؤال کنندگان، و به افکار عمومی است که واقعاً باید اینها را شکر کرد از خدا؛ امیدواریم ان شاءالله این روند افزایش صادرات غیر نفتی و کاهش واردات، تا آخر سال ادامه پیدا کند؛ یعنی این را دنبال کنید که ان شاءالله [بشود]. در بخشهای دیگر هم کارهای خوبی شده که حالا در همین هفته، آقایان مشغول اطّلاع رسانی هستید و من هم که بعضاً مشاهده میکنم، میبینم خوب است. البتّه باید اعتراف کنیم، قبول کنیم که ماها در تبلیغات، خیلی آدمهای مسلّطی نیستیم، یعنی واقعاً -هم دولت، هم ماها، همه مان- تبلیغاتمان، تبلیغات خیلی خوب و خبررسانی هایمان حرفه ای نیست؛ امّا حالا به همان مقداری که دارد کار انجام میگیرد، خوب است به اطّلاع مردم برسد.من تذکّراتی را امروز عرض میکنم درباره ی سه مطلب: یکی راجع به همین مسائل اقتصادی که مسئله ی اساسی امروز ما است؛ یکی درباره ی مسائل خارجی یا سیاست خارجی؛ یکی هم درباره ی اتّحاد و انسجام داخلی که آقای رئیس جمهور هم اشاره کردند.درباره ی اقتصاد، ما از اوّلِ امسال و قبل از امسال چند بار جلسه داشتیم با دوستان، مسائلی را، مطالبی را بنده گفتم که روی آنها تکیه میکنم، تأکید میکنم، نمیخواهم تکرار بکنم آنها را. جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم که با هدف کار اقتصادی و کمک اقتصادی تشکیل شده، برکاتی داشته، فوایدی داشته؛ یعنی آن جلسه، آثاری در وضع عمومی داشته و میتواند بهتر و بیشتر هم داشته باشد، باید هم ادامه پیدا کند. آقایان! به طور معمول و متعارف وقتی که دو نفر انسان پهلوی هم می نشینند، نقاط مشترکی دارند، نقاط تفارقی هم دارند؛ نمیشود به استناد نقاط تفارق، انسان مشترکات را فراموش کند. بالاخره بحث مذاکره در دنیا مطرح میشود، میگویند با فلان دولت، با فلان کشور مذاکره کنیم؛ خب وقتی مذاکره با دشمنها و با مخالفین و با امثال اینها مطرح میشود، با دوستان و خودی ها به طریق اولیٰ مذاکره باید انجام بگیرد. مذاکره بشود؛ یک چیزی مورد اختلاف است، مذاکره میشود، یک کلمه ای شما میگویید، یک کلمه ای او میگوید، بالاخره به یک نقطه ای میرسید. بایستی این کار ادامه پیدا کند و لازم است.در مورد اقتصاد، باید قوی و پُرحجم کار کرد. ببینید دوستان! دشمن متمرکز شده روی مسئله ی اقتصاد، علّتش هم این است که در زمینه ی مسائل اقتصاد یک به اصطلاح خلأهایی وجود داشته، یک ضعفهایی وجود داشته، به تعبیر نظامی ها یک نقاط کور راداری وجود داشته که دشمن از آنجاها توانسته نفوذ بکند و وارد بشود؛ ما باید این نقاط کور راداری را ببندیم، ما باید نقطه ضعف ها را درست بشناسیم و اینها را برطرف کنیم؛ میتوانیم. همه ی این کارهایی را که باید انجام بگیرد -حالا من اشاره میکنم به بعضی از اینها- ما میتوانیم. در اداره ی اقتصادی کشور راه وجود دارد؛ این جور نیست که ما دچار بُن بست باشیم؛ نه، راه هایی وجود دارد و میشود این راه ها را باقدرت پیمود و رفت ان شاءالله. بایستی بکنید؛ بایستی وارد بشوید؛ بایستی پرحجم و باکیفیّت کار کنید؛ مسئولین اقتصادی کشور باید شب و روز نشناسند.بحث اقتصاد مقاومتی و سیاستهای اقتصاد مقاومتی که گفته شد، اساس سیاستهای [اقتصاد] مقاومتی، آن لُبّش عبارت است از تکیه بر تولید داخلی؛ اساسِ آن، این است. سیاستهای اقتصاد مقاومتی، هم به معنای سنگرسازی دفاعی در مقابل دشمن است -یعنی واقعاً این سیاستها اگر به طور کامل و دقیق اجرا بشود، سنگرسازی میکند؛ سنگرسازی دفاعی است- هم توانمندسازی برای حرکت به جلو است؛ یعنی سیاستهای اقتصاد مقاومتی هم جنبه ی پدافندی دارد، هم جنبه ی آفندی دارد، محورش هم تولید است. لذا من حتّی از همین جلسه ی هماهنگی رؤسای سه قوّه هم انتظار دارم که یکی از جهاتی که روی آنها تکیه میکنند در بحثها و مسائلی که در آنجا آورده میشود و کارشناس هایی که با آن جلسه ارتباط پیدا میکنند، این است که روی مسئله ی تولید تکیه کنند. ببینیم مشکلات تولید داخلی کشور چه چیزهایی است، به انحاء مختلف دنبال راهِ حلّ این مشکلات باشیم. بنده اقتصاددان نیستم امّا حرفهای اقتصاددان ها را میخوانم؛ اقتصاددان های کشور که شما هم خیلی هایشان را قبول دارید، راه ارائه میکنند. این جور نیست که راه وجود نداشته باشد؛ راه هایی وجود دارد برای اینکه بتوانیم تولید کشور را نجات بدهیم.یک مسئله هم مسئله ی معیشت مردم است که باز به همین تولید ارتباط پیدا میکند؛ یعنی یکی از بهترین راه ها برای اینکه ما بخواهیم معیشت مردم را ترمیم کنیم و اصلاح کنیم -که الان مردم دچار مشکلات هستند در امر معیشت، بخش مهمّی از مردم دچار مشکلاتند- واقعاً باید تکیه کنیم روی مسئله ی تولید داخلی. خب، یک تلاش همه جانبه ای باید بشود برای جلوگیری از تعطیلی کارخانه ها یا زیرِ ظرفیّت کار کردن کارخانه ها.یک مسئله ی مهم در زمینه ی مسائل اقتصادی که مناسب است بنده تذکّر بدهم، بحث مدیریّت اقتصادی است؛ دولت باید مدیریّت کند اقتصاد کشور را. مدیریّت را با تصدّیگری نباید اشتباه کرد؛ تصدّیگری دولت در امر اقتصاد به ضرر کشور تمام میشود؛ این را ما عملاً در انقلاب تجربه کردیم و میدانیم که تصدّیگری دولت خوب نیست. اصلاً سیاستهای اصل ۴۴ برای این بود که این تصدّیگری انجام نگیرد؛ [پس] آن را بکلّی از حوزه ی فکر خارج کنیم، یعنی این مدیریّتی که من میگویم، مطلقاً اشتباه نشود با تصدّیگری در مسئله ی اقتصاد.مدیریّت اقتصادی دو رکن مهم دارد؛ یکی این است که ما میدان را باز کنیم برای فعّالیّت فعّالان سالم اقتصادی؛ میدان باز بشود برای اینها و کمکشان بکنیم؛ افرادِ صاحبِ فکرِ اقتصادی بنشینند ببینند راه های کمک کردن به فعّال اقتصادی چیست -راه هایی وجود دارد- و موانعی که بر سرِ راهِ کارِ درستِ اینها و پیشرفتِ اینها وجود دارد چیست؟ آن موانع را بردارند؛ من حالا یکی دو مثال عرض خواهم کرد؛ یک رکن مدیریّت این است. یک رکن دیگر هم این است که دستگاه دولتی، هوشمندانه، هوشیارانه، با چشم باز، مراقب فعّالیّت مضرّ اقتصادی باشد؛ یعنی یک فعّال اقتصادی ای که حرکت مضر میکند، مورد توجّه قرار بگیرد، جلویش گرفته بشود، جلوی منافذ فساد بسته بشود و گرفته بشود. مدیریّت اقتصادی یعنی این، هیچ ربطی به تصدّیگری ندارد.حالا مثلاً در مورد آن بخش اوّل یعنی کمک به [فعّال اقتصادی]، من یک مثالِ همین روزها را بزنم، البتّه مثالهای فراوانی وجود دارد؛ کسانی در داخل کشور هستند که یک حرکت اقتصادی را شروع میکنند؛ باید به اینها کمک بشود. حالا اینکه گفتم مال این روزها است، همین مسئله ی نوشت افزار است؛ چند جوان باهمّت پیدا شده اند و نوشت افزار داخلی دارند تولید میکنند؛ نوشت افزار یک رقم مهمّی است؛ شما ببینید مصرف نوشت افزار -مداد و کاغذ و دفتر و بقیّه ی وسایل- چه حجم عظیمی دارد که ما در بسیاری از اینها داریم از واردات استفاده میکنیم که هم بارِ فرهنگی دارد، هم بارِ اقتصادی دارد. یک مشت جوان پیدا شده اند که از دو سه سال قبل از این، از چند وقت قبل -حالا من دقیقاً الان یادم نیست- همّت گماشتند برای اینکه نوشت افزار داخلی [تولید کنند]؛ خب اینها احتیاج به کمک دارند؛ باید به اینها کمک بشود؛ [امّا] کمک نمیشود؛ حتّی در مقابل حرکت اینها، احیاناً سنگ اندازی هم انجام میگیرد. لازم نیست سنگ اندازی را مسئول دولتی یا وزیر دولتی انجام بدهد؛ نه، ممکن است وزیر دولتی اصلاً خبر هم نداشته باشد امّا دیگرانی هستند که سنگ اندازی میکنند؛ باید جلوی این گرفته بشود. چند وقت قبل یک تعدادی از همین جوانها آمدند پیش من؛ خب آدم میبیند اینها سرتاپا شوقند، سرتاپا آمادگی و قوّه و توانِ کارند، ابتکار هم دارند، [امّا] توانایی مالی شان ضعیف است؛ باید کمک بشوند؛ کمک [به اینها] هم کمکهای چند هزار میلیاردی مثل این معوّقات بانکی ما نیست که یک نفری چند هزار میلیارد مدیون [است]؛ این جوری نیست، کمکهای خیلی خیلی کمتری است؛ با یک مختصر کمکی، با دست گذاشتن پشت اینها و حرکت دادن به جلو، به اینها کمک میشود. از این قبیل هم ما زیاد داریم. ببینید؛ بنده به عنوان مسئولی که به کارهای اقتصادی و مسائل اجرائی کشور هم کاری ندارم، مورد مراجعه ی زیادی قرار میگیرم، میدانم که بسیاری از مسئولین و وزرا و مانند اینها، مورد مراجعه قرار میگیرند. از این قبیل فراوانند؛ باید به اینها کمک بشود. برای ما خیلی پیش آمده -حالا «خیلی» که میگویم، یعنی متعدّد- که آمده اند شکایت کرده اند، بنده هم بعضی اوقات سفارش کرده ام. این یکی از کارها است که بایستی انجام بشود و از این قبیل زیاد است.یکی مسئله ی میدان را باز کردن، یعنی بهبود فضای کسب وکار [است]. یک گزارشی همین اخیراً به دست ما رسید -که حالا دقیقاً جزئیّاتش یادم نیست؛ آنچه در ذهنم مانده که خیلی برجسته بود این بود- که در یک موضوع مشخّصی در طول مدّت کوتاهی، مثلاً شاید دو سه ماه، سی بخشنامه صادر شده از طرف مسئولین! خب این فعّال اقتصادی چه جوری میتواند برنامه ریزی کند برای آینده ی خودش؟ کسی که میخواهد در این بخش و مربوط به این قضیّه کار کند، چطور میتواند برنامه ریزی کند؟ دائماً بخشنامه پشت سرِ بخشنامه، تصمیم گیری های متعارض و گاهی متناقض درباره ی یک موضوع! اینها باید برداشته بشود؛ یعنی اینها چیزهایی است که مانع کار است؛ این ثبات و آرامشی را که فعّال اقتصادی احتیاج دارد این را [ایجاد کنید]. بنابراین، یک رکن مدیریّت عرض کردیم این است که ما بتوانیم به کسانی که فعّال هستند از گروه های مردمی کمک کنیم، میدان را برای آنها باز کنیم، موانع را از سرِ راه آنها برداریم. من یک وقتی اینجا در یکی از دیدارهایی که داشتیم -مال دو سه سال پیش است؛ من آنجا تصریح کردم، [امّا] الان درست یادم نیست؛ برای اینکه مثلاً در یک مرغداری یک چیزی درست کنند؛ حالا یادم نیست؛ آن وقتی که اینجا گفتم، تفصیلاً گفتم آنها را- اشاره کردم که گزارشی چند نفر از این فعّالان بخش خصوصی به ما داده بودند که برای یک کار کوچکی، شاید حدود چند ماه لازم بوده که این آدم دوندگی کند که بتواند یک کار کوچکی را در کنار یک کار اقتصادی ای که دارد، مثلاً فرض کنید که انجام بدهد. اینها را بایست کم کرد؛ باید راه را باز کرد برای اینکه مردم بتوانند فعّالیّت کنند. این بخش اوّل است.بخش دوّم هم مبارزه ی با مفسد و بستن منافذ فساد است؛ چشمِ باز مدیران؛ آنچه نیاز است این است. ببینید، همین تازه یک گزارشی وزارت اطّلاعات برای ما فرستاد، من نگاه کردم این گزارش را دیدم از آبان ۹۶ تا تیر ۹۷، ۵۶ اخطار در مورد مسائل مربوط به فساد اقتصادی، به دستگاه های مختلف دولت از طرف وزارت اطّلاعات داده شده! خب این کار اطّلاعات، کار خوبی است؛ من نمیدانم چقدرش دنبال شده چقدرش دنبال نشده، [امّا] این مهم است که نگاه کنیم ببینیم در طول مثلاً چند ماه، وزارت اطّلاعات برخورد کرده با یک رقمِ به این بزرگی؛ یعنی ۵۶ مورد را وزارت اطّلاعات مطرح کرده و ذکر کرده. [در خصوص] همین حوادثی هم که اخیراً پیش آمد، حالا آقای دکتر روحانی اشاره کردند و بیان کردند توجیهاتی را که درست است توجیهات ایشان، منتها واقع قضیّه این است که در کنار این توجیهات، یک مقداری غفلت و بی توجّهی مدیریّتی انجام گرفته. وقتی که ما میخواهیم ارز را به هر دلیلی وارد بازار کنیم -[چون] این را لازم میدانیم، این را وسیله ای برای پایین آوردن قیمت ارز میدانیم- باید این کار را با چشمِ باز انجام بدهیم تا این جور نشود که در این شرایطِ سختِ ما، چند میلیارد دلار بیفتد دست یک عدّه ی معدودی که یا قاچاق کنند، یا ببرند در کردستان عراق بفروشند، یا در بازار داخلی آن را نقد کنند، یا به عنوان گردشگری بگیرند جور دیگر عمل کنند -که خب این را همه میدانند- و یا به عنوان آوردنِ یک کالایی ثبت سفارش کنند [ولی] یک کالای دیگر را بیاورند؛ اینها خب چیزهایی است که مدیریّتها میتوانند اینها را [مراقبت] کنند که این را من با آقای رئیس جمهور هم قبلاً در میان گذاشتم. این جور هم نیست که ما لازم باشد بالای سرِ هر یک نفری یک پلیس بگذاریم که ببینیم چه کار میکند؛ نه، امروز خب شیوه هایی وجود دارد، روشهایی وجود دارد، روشهای پیشرفته ای وجود دارد؛ میشود اینها را کنترل کرد. باید کنترل کرد یعنی باید با چشمِ باز مراقبت کرد. این مدیریّت اقتصادی است.من به نظرم می آید شما میتوانید این کار را بکنید، دولت ما میتواند این کار را بکند؛ این کاری نیست که جزو محالات باشد یا جزو مشکلات فوق العاده باشد؛ نه؛ اهتمام لازم است، ورود مجاهدانه ی در وسط میدان لازم است و این کارها را میتوانید انجام بدهید.[کسی] پول را میگیرد که مثلاً فرض کنید که فلان جنس لازم را، کالای لازم را، کالای واسطه ای را -که شما به او اجازه میدهید- ...

ادامه مطلب  

بهرام قاسمی: برای تک تک سناریوهای خروج آمریکا از توافق برنامه داریم - اخبار تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، «از سوالات سخنگویی و تکراری نپرسید، جواب من هم آن وقت تکراری می شود.» این را بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه با خوشرویی می گوید و این می شود مطلع و مقدمه گفتگوی تفصیلی ما با آقای سخنگو. اتاقی زیبا با دیزاینی آرامش بخش؛ نمی توانم جلوی خودم را بگیرم و این را صریح به رویش می آورم او هم با همان لحن صمیمی پاسخ می دهد.از ضرورت وحدت و هماهنگی در داخل کشور می گوید و معتقد است حرف همه جناح ها در داخل کلامی واحد است و آن قدر مسئله داریم که برای حل آن ها نباید از اتحاد فاصله بگیریم. این را با اقتدار می گوید و مصداقش را حضور خود در مراسمی می داند که شانه به شانه علیرضا زاکانی و حسین شریعتمداری نشسته و از برگزیدگان آن مراسم تجلیل به عمل آورده است.می گوید برجام شاید تمام دستاورد هایی که برایش متصور بود را کسب نکرد، اما در بسیاری از بزنگاه ها مثل فروش نفت و انواع حمل و نقل اعم از کشتیرانی، ریلی و هوایی گشایش هایی داشته است. هرچند رئیس جمهور ناپخته آمریکا در واگذاری هواپیما از شرکت آمریکایی بوئینگ سنگ اندازی می کند، اما مطابق ماده 22 برجام موظف به تسهیل واگذاری هواپیما به جمهوری اسلامی است.عبارت «ناپخته بودن پرزیدنت ترامپ» را بهرام قاسمی به جا و با زیرکی استفاده می کند و می گوید: مشکل آمریکایی ها حتی اروپا با برجام نیست بلکه برجام مستمسکی است برای سرپوش گذاشتن بر دستاورد های مهم ایران در منطقه و حتی جهان. آنچه جمهوری اسلامی نفوذ مثبت میداند و اروپا و آمریکا شاید چندان مثبت تلقی اش نکنند. منظور پاکسازی منطقه (عراق و سوریه) از لوث وجود تروریست هاست.معتقد است این اقدام ایران نه تنها منطقه را پاکسازی کرد بلکه از نفوذ تروریست ها به اروپا هم جلوگیری کرد. آن ها نگران پیشروی بیشتر ایران در این زمینه هستند آن وقت با نگرانی از این پیشرفت های ایران همه دق دلی شان را بر سر کودک دو ساله ای به نام برجام خالی میکنند.گفتگوی من و همکارانم با سخنگوی وزارت خارجه با محوریت برجام، بدعهدی آمریکا و برجام بدون آمریکا و نقش اروپا و به ویژه فرانسه در مسئله برجام ،سخنان مداخله جویانه نیکی هیلی و انتقال گروه تروریستی داعش به افغانستان یک ساعتی زمان برد که با صبری که از سالن سخنگویی از ایشان سراغ داشتم به تفصیل در مورد هر یک توضیح و تفسیر داد. متن این گفتگو به شرح ذیل است:ترامپ هنوز یک رئیس جمهور نا پخته و بی تجربه است ارزیابی شما از یک سالگی دولت ترامپ در آمریکا چیست؟قاسمی: آقای ترامپ و کارنامه یک سالگی وی علی رغم اینکه تصور می شد ورود ایشان به کاخ سفید به لحاظ کارعملی وی در مسند ریاست جمهوری میتواند تا حد زیادی با واقعیات جهان آشنا کند و تغییراتی در منش و رفتار او ایجاد کند؛ اما نشان داد که هنوز خیلی رفتار یک رئیس جمهور همه جانبه نگر را پیدا نکرده است.رئیس جمهور آمریکا اعتمادجهانی به کشور خود را با ابهام مواجه کرده استاین در حالی است که ترامپ هنوز گهگاهی در جایگاه فردی که در مبارزات انتخاباتی قرار دارد و کار انتخاباتی می کند ظهور و بروز می یابد و نهایتا درون آمریکا هم نتوانسته اجتماع و اعتبار لازم را ایجاد کند. ترامپ در عرصه جهانی هم با رفتار های متناقض و متعددی که در این حوزه داشته است اعتماد جهان و سایر دولت ها را نسبت به آمریکا کم کرده و کشور ها فکر می کنند ترامپ و دولتش برای معاهدات بین المللی و تعهدات نسبت به جهان و سایر کشور ها خیلی قابل اعتماد نیست. در شرایطی که آمریکا در منطقه و جهان به رایزنی در خصوص ایران و برجام می پردازد آیا وزارت خارجه برنامه ای برای خروج بازی از دست آمریکا در موضوع برجام خواهد داشت؟ قاسمی: ترامپ همان طور که گفتم چندان قابل اعتماد نیست و رفتار های متناقضی در مورد برجام داشته و بعد از یک سال اقوال متعددی در مورد تایید یا عدم تایید برجام داشته است.پس از انتخابات مشاوران آمریکایی به ترامپ تفهیم کردند؛ مخالفت با برجام، مخالفت با قطعنامه سازمان ملل استدر واقع به نظر میرسد با توجه به آخرین موضع گیری که داشته اعتماد جهانیان را نسبت به این موضوع با سوال های متعدد مواجه کرده است، ولی به طور کلی پیش بینی رفتار ترامپ کار ساد های نیست و در این خصوص قضاوت را به ماه های آینده می گذاریم؛ اما نهایتا فکر میکنم ترامپ تحت فشار بسیاری است و با توجه به وعده های انتخاباتی که وی در مورد برجام داده بود و اینکه تهدید می کرد از برجام خارج خواهد شد، اما بعد با توجه به شناختی که از طریق مشاورین خود از برجام پیدا کرد، فهمید که برجام یک تفاهم دو جانبه بین ایران و آمریکا نیست بلکه تفاهمی بین المللی است که در جامعه جهانی به رسمیت شناخته شده است.استراتژی ترامپ ساقط کردن برجام از حیز انتفاع است/ اجازه نمی دهیم نقض برجام توسط آمریکا به پای ایران نوشته شودهمچنین این تفاهمنامه در سازمان ملل نیز مهر تایید دریافت کرده است و از سوی دیگر قطعنامه 2231 نیز آن را تایید می کند ومخالفت با برجام عملا مخالفت با یک قطعنامه سازمان ملل است. اما ترامپ هنوز دچار یک سردرگمی و رفت و آمد با خود در خصوص برجام است که نمیتواند در مورد آن به تصمیم نهایی برسد و نهایتا خروج از برجام برای آمریکا هزینه های بسیار سنگینی درعرصه جهانی خواهد داشت. تصور می شود با بدعهدی و کم کاری که آمریکایی ها درخصوص برجام نشان دادند و شعار هایی که در این حوزه مطرح میکنند و تلاش هایی که درعرصه بین المللی حوزه اروپا و حتی برخی شرکای خود در مجموعه گروه برجام انجام می دهند به دنبال آن هستند که برجام را از حیزانتفاع خارج کنند و نهایتا دست به اقداماتی بزنند که ایران خود از برجام خارج شود و هزینه های خروج از برجام را به حساب ایران و دولت ایران نوشته شود؛ لذا جمهوری اسلامی با درایت، خویشتن داری و خردورزی هرچه بیشتر در مورد رفتار ترامپ با دقت این موضوع را دنبال و سیاست های خود را تنظیم میکند و اجازه نمیدهد که ترامپ و دولت ایالات متحده خروج از برجام، نقض آن و از حیز انتفاع خارج کردن برجام را به هزینه جمهوری اسلامی انجام دهد و اگر آمریکا بخواهد در این مسیر حرکت کند قطعا هزینه های آن را باید شخصا پرداخت کند.سعی می کنیم سیاست های غیراصولی آمریکا علیه ایران را با حداقل هزینه مهار کنیم معاون سیاسی وزیر خارجه اخیرا عنوان کرد با توجه به شروط ترامپ برای ماندن در توافق هسته ای قطعا چهار ماه آینده با چالش های جدیدی روبرو خواهیم شد در خصوص این چالش ها قدری توضیح دهیدقاسمی:تفسیر سخنان آقای عراقچی به عهده خود ایشان است، اما آنچه من از مسائل پیش رو در طی ماه های آینده درک میکنم این است که به هر حال ما با مسائل جدیدی میتوانیم روبرو باشیم. با توجه به افزایش تلاش دولت آمریکا برای خروج از برجام و فشار هایی که مدتی در حوزه اروپا و سایر اعضای برجام برقرار کرده است به نظر می رسد که نهایتا با افزایش این نوع رفتار های خصمانه و فشار هایی که علاقهمند است روی ایران در بحث برجام و سایر مسائل منطقه و مسائل پیرامون ایران داشته باشد، چالش ها و مسائل زیادی ایجاد شود که برای جمهوری اسلامی این نوع رفتار ها و برخورد ها که همواره از سوی ایالات متحده علیه کشورمان ایجاد شده مسئله جدیدی نیست و در دهه های گذشته نیز چه در دوران جنگ تحمیلی و حتی پس از آن همواره با این نوع مشکلات خصمانه که میتوانسته برای ایران ایجاد زحمت کند، آشنا هستیم؛ لذا نگران این چالش ها و مشکلات پیش رو نیستیم، اما نهایتا باید با هوشیاری و هوشمندی سعی کنیم اقدامات نابخردانه و غلط دولت آمریکا را که عمدتا ناشی از سیاست های غیراصولی این کشورعلیه مردم ایران و انقلاب اسلامی است را با کمترین هزینه مهار کنیم و اجازه ندهیم ایالات متحده بخواهد و بتواند از مسیر روابط ایران و اروپا و کشور های منطقه و همچنین کشور های اسلامی ایجاد مشکل و افتراق برای ما کند.تغییر در برجام به معنی مبارزه با آن و به مفهوم خروج از این توافق بین المللی استدر بخشی از صحبت های خود به این موضوع اشاره کردید که آمریکا به دنبال خروج از برجام به هزینه ایران است. چرا آمریکا تا الان از برجام خارج نشده و چرا دائما قید و تبصره به آن اضافه می کند؟قاسمی:به نظر میرسد ترامپ همان گونه که در برخی مناظرات تلویزیونی خود در ایام انتخابات مطرح کرد سرسازگاری با برجام ندارد و برجام را یک تفاهم کامل نمیداند، از این رو سعی میکند از طریق برجام یکسری محدودیت هایی علیه ایران ایجاد کند. البته این تلاشی اشتباه و بیجاست که باید بداند ایران در این گونه موارد فشارپذیر نیست و تحت فشار کاری را انجام نمیدهد و به طور کلی برجام یک سند کامل و جامع بین المللی است که نهایتا متکی به سازمان ملل و شورای امنیت و قطعنامه شورای امنیت است؛ لذا جمهوری اسلامی بار ها تاکید کرده و باز هم تاکید میکند که مفاد برجام تحت هیچ شرایطی قابل تغییر نیست و برجام همان چیزی است که روی آن تفاهم شده و نهایتا غیرقابل بازگشت، بازخوانی، مطالعه و تغییر است و اگر ترامپ بخواهد تغییراتی در آن ایجاد کند یعنی مبارزه با خود برجام انجام داده و نفی کامل برجام کرده و به عبارتی به مفهوم خروج از این توافق بینالمللی است که هزینه زیادی در عرصه جهانی خواهد داشت و جهان غرب، اروپا و حتی آمریکا باید از این نوع هزینه ها آگاهی کافی و لازم داشته باشند.در بحث بیمه کشتیرانی و فروش نفت پس از برجام شاهد گشایش های اساسی بودیمگشایش های برجام را در چه حوزه ای ارزیابی می کنید.قاسمی:برجام در های بسیاری رابرای جمهوری اسلامی باز کرد که در گذشته بسته بود از جمله آن میتوان به فروش نفت و دریافت درآمد آن اشاره کرد ما در فروش نفت پس از برجام مشکلی نداریم و به میزانی که توانایی تولید و فروش داریم نفت خود را در بازار های جهانی و با انتخاب خودمان و با حضور در یک بازار رقابتی به فروش میرسانیم. بازار هایی را که در دوران تحریم از دست داده بودیم مجددا از رقبای خود در منطقه پس گرفتیم و نهایتا در فروش نفت و دریافت درآمد ناشی ازآن مشکلی نداریم و درآمد حاصل از فروش به حساب های ما در بانک های مورد نظر وزارت نفت و دولت جمهوری اسلامی واریز میشود؛بنابراین در بحث نفت و فروش آن پس از برجام کاملا موفق هستیم و مشکلی در این باره نداریم و اگر بیش از این حد نیز فروش نداریم به دلیل آن است که ظرفیت بیشتری برای فروش در شرایط کنونی نداریم و برابر سقف تولید خود تولید کرده و سهمی از آن را که مجاز به صادرات هستیم صادر میکنیم.موضوع بعدی بحث کشتیرانی است که پیش از این در این محور نیزجمهوری اسلامی در تحریم کامل بود و کشتی های ما (بخاطر تحریم بیمه ای وعدم پوشش بیمه از سوی شرکت های بزرگ بیمه) نمیتوانستند در هیچ بندری توقف کنند وپهلو بگیرندو در مسیر های دریایی رفت و آمد داشته باشند، اما امروز در بحث کشتیرانی و حمل و نقل دریایی و بیمه ها به خصوص بیمه حمل و نقل کاملا در وضعیت مطلوبی قرار داریم و مشکلی در این حوزه نداریم همچنین در بحث حمل و نقل ریلی نیز پس از برجام گشایش هایی حاصل شده و مشکلات گذشته وجود ندارد.مشکلات بین شرکت بوئینگ و ترامپ به خودشان مربوط است/آمریکا مطابق برجام موظف به تسهیل فروش هواپیما به ایران استازاین منظر در بحث خرید هواپیما و ناوگان های هوایی نیز پس از عملیاتی شدن برجام اقدامات مثبتی صورت گرفته که البته با کارشکنی های آمریکاهم مواجه بوده است. اما با وجود این توانستیم تعدادی هواپیمای جدید دریافت کنیم و این تلاش وجود دارد که بتوانیم شرکت هایی که با ما قرارداد دارند را مجاب کنیم که با همان تسهیلات اولیه کار صادرات هواپیما به ایران را انجام دهند. البته برخی از کاستی ها و کندی ها نیز وجود دارد که باید علت آن را در داخل ایران جستجو کرد و الزاما همه مشکل را نمیتوان در خارج از کشور جستجو کرد. (به عنوان مثال دربحث ایرباس بعضا پرداخت های ما به موقع نیست پس قاعدتا هواپیما را نیز به موقع تحویل نمیگیریم)، اما در خصوص شرکت هواپیمایی آمریکایی بوئینگ یکسری درگیری ها بین دولت آمریکا و این شرکت وجود دارد که به ما ارتباطی ندارد و مشکل داخلی دولت ایالات متحده و شرکت بوئینگ است که باید مشکلات خود را با هم حل کنند، اما در این خصوص نیز آمریکا طبق ماده 22 برجام موظف است که به تسهیل فروش هواپیما به ایران کمک کند.برجام پرونده ای مختومه است؛ این را همه به خاطر بسپارند/جمهوری اسلامی با سابقه ای که از آمریکا سراغ داشت برای هر شرایطی برنامه ریزی کرده استایده «برجام بدون آمریکا» را با توجه به مواضع اخیر کشور های اروپایی در خصوص حمایت از مذاکرات مکمل چه طور ارزیابی می کنید و آیا می توان به استمرار برجام بدون آمریکا و تقابل آمریکا و اروپا امیدوار بود؟قاسمی: برجام قابل بحث نیست. پرونده برجام بسته شده و ما مذاکره دیگری درخصوص برجام با هیچ کشوری نداریم. برجام پروند ه ای مختومه از نظر جمهوری اسلامی است و لذا این یک موضوع اساسی است که سایر کشور ها باید آن را به خوبی به خاطر بسپارند و بدانند این موضوع، موضوعی تمام شده و فراموش شده است و ما هرچه باید در حوزه برجام با 1+5 تفاهم میکردیم، انجام دادیم. براین اساس اینکه در وضعیتی که آمریکایی ها بخواهند و بتوانند از برجام خارج شوند چه شرایطی اتفاق میافتد ما سعی میکنیم در این خصوص موضع گیری مشخصی را فعلا مطرح نکنیم، ولی با توجه به بی اعتمادی جدی که در جهان نسبت به ایالات متحده وجود داشت؛ پیش بینی میشد که آمریکا به تعهدات خود به طور کامل عمل نکند و جمهوری اسلامی تمام وضعیتی که میتواند درخصوص برجام اتفاق بیفتد را از ابتدای مذاکرات مورد توجه و بررسی قرارداد و برای تک تک شرایط برنامه ریزی مخصوص به خود را دارد و میتواند همه پیش بینی هایی که برای چگونگی وضعیت برجام در آینده میتواند وجود داشته باشد و روی میز آن ها قرار دارد را پیش بینی کند.آیا اعتنای به برجام بدون حضور آمریکا برای ما انتفاع خواهد داشت؟قاسمی: این بستگی به شرایطی دارد که در آینده در بحث برجام پیش می آید و ما به هنگام و در زمان خودش و با توجه به شرایط کلی این موضوع را حتما بررسی می کنیم و تصمیم گیری خواهیم کرد.انتظارما از اروپا تلاش بیشتربرای سربه راه کردن آمریکا در مساله برجام است/تنها اعلام موضع در دفاع از برجام کافی نیست رئیس کمیته امور بین الملل دومای روسیه تشکیل کارگروه آمریکایی – اروپایی را برای اصلاح برجام موجب تضعیف این توافق نامه دانسته نظر شما در این خصوص چیست؟قاسمی:تا آنجا که ما اطلاع داریم و مذاکراتی با کشور هایی اروپایی داشته و داریم مطمئن هستیم که اتحادیه اروپا و کشور های عضو 1+5 شدیدا دراین خصوص با آمریکا در مواضع خود اختلاف نظر دارند و اروپا شدیدا خواهان حفظ و ادامه برجام و انجام تعهدات همه طرف های برجام است و خواهان این هستند که آمریکا نیز به تعهدات خود در این خصوص عمل کند. در بحث برجام اروپا تاکنون به صورت متحد دارای موضع مشخصی است که این موضوع از نظر ما قابل قبول است، اما این به آن معنا نیست که اروپا نباید و نمیتواند نقش بیشتری در خصوص برجام ایفا کند. ما انتظار داریم که اروپا با توان و ظرفیت اساسی تری در قانع کردن آمریکا و کمک به اینکه آمریکایی ها بتوانند تعهدات خود را نسبت به برجام انجام دهند موضوع را پیگیری کنند و فکر میکنیم اروپا میتواند و باید کار بیشتری دراین خصوص انجام دهد و تنها اعلام مواضع و دفاع از برجام برای ما از سوی اروپایی ها کافی نیست. آیا اروپا بیش از حمایت لفظی از برجام تاکنون اقدام دیگری نیز انجام داده است؟قاسمی: طبق اطلاعات ما آن ها در تماس های دائم با آمریکایی ها در سطوح مختلف هستند و سعی کردند طرف های آمریکایی را به وضعیت فعلی برجام و اینکه برجام باید باقی بماند و همه طرف ها باید به تعهدات خود عمل کنند و نکته مهمتر اینکه ایران تاکنون به تعهدات برجامی خود پایبند بوده است و این موضوع مورد تایید آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز قرار گرفته است و در خصوص آن هشت گزارش که موید پایبندی ایران به تعهدات برجامی بوده از سوی آژانس صادر شده است، اقدامات مکرری انجام میدهند؛ بنابراین اروپا در این زمینه تاکید کرده و این را دائما در تماس های خود با آمریکا مطرح میکند و خواهان باقی ماندن و ادامه برجام است.هرگونه دخالت در ا ...

ادامه مطلب  

عامل مهم تخلف علمی شناسایی شد/ جای خالی آموزش اخلاق حرفه ای  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر - گروه دانش و فناوری: بررسی موضوع مقالات علمی و آسیب هایی که با آن مواجه است نشان می دهد که مجموعه ای از عوامل موجب شده اند که روند پژوهش در کشور مسیر استاندارد خود را طی نکند و در این راه با دست اندازهای متعددی مواجه شود.روندی که می توانست با تعریف درست پژوهش از س ...

ادامه مطلب