رد ادعای بحران نقدینگی  

درخواست حذف این مطلب
کی از محورهای مباحثه اقتصادی 6 کاندیدای ریاست جمهوری در آخرین مناظره انتخاباتی حجم نقدینگی بود. باید این موضوع را مطرح کرد که آنچه در برخی رسانه ها با عنوان بحران افزایش نقدینگی مطرح می شود صحت ندارداقتصاد گردان - کل موجودی نقدینگی همواره در حال رشد بوده است. مساله مهم نرخ رشد نقدینگی است که این نرخ اگر در دولت یازدهم کمتر از دولت پیشین نبوده بیشتر هم نبوده است. بنابراین این ادعا که نقدینگی به مرز خطرناکی رسیده صحیح نیست و رشد نقدینگی در تمام دولت ها بوده است. بنابراین طبیعی است که با نرخ رشد نقدینگی فعلی حجم نقدینگی پس از 4سال دوبرابر شود. ...

ادامه مطلب  

چرا «روحانی» با وجود ناراضیان بسیار رئیس جمهور شد؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران روز جمعه 29 اردیبهشت 96 برگزار شد. حسن روحانی رئیس جمهور کنونی کشورمان در این دوره از انتخابات با سیدابراهیم رئیسی، سید مصطفی هاشمی طبا و سید مصطفی میرسلیم رقابت کرد و توانست با کسب 57 درصد آرا مجدداً به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود.خبرگزاری تسنیم در گفت وگویی با پرویز امینی تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس نتیجه انتخابات دوازدهم و آرای کسب شده از سوی کاندیداها را به بحث و بررسی گذاشته است که در ذیل می خوانید.تسنیم: عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ صرف نظر از سایر ایام، شما پیش و پس از انتخابات مختلف، تحلیلهای قابل توجهی درباره شرایط سیاسی اجتماعی کشور ارائه کرده اید و بویژه پس از هر انتخاباتی، حداقل از سال 88 به این سو، تحلیلی درباره جامعه شناسی آرا ارائه کرده اید که برخی از آنها در قالب کتاب نیز عرضه شده است. میخواستیم با همین چارچوب جامعه شناسی، به انتخابات اخیر نیز بپردازیم. انتخاباتی که در آن 42 میلیون نفر شرکت کردند و نصاب بالایی از مشارکت به ثبت رسید. نخستین سوال این است که چرا علیرغم مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد و ممکن است عده ای را به این اشتباه بیندازد که پس مردم انگیزه ای برای شرکت نخواهند داشت، مشارکت تا این حد بالاست؟**پرویز امینی: بنده هم خدمت شما سلام عرض می کنم؛ بله، مشارکت 42 میلیونی بیشترین نصاب عددی حضور در انتخابات 40 سال اخیر است که نسبت به دوره قبل حدود 6 میلیون افزایش رأی نیز در آن دیده می شود. این میزان مشارکت علی رغم نارضایتی گسترده اجتماعی، مشارکت قابل توجهی است که علاوه بر عناصری مثل مناظره های زنده، علل سه گانه ای می توان برایش در نظر گرفت.نخستین عامل «اعتبار صندوق رأی» است. در واقع مسیر پر فراز و نشیب انتخابات در ایستگاه های مهمی مثل دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 و نیز خرداد 24 خرداد 92 و... از یک سو و نیز انتخابات مجلس نهم که گزینه تحریم در آن پررنگ شد، نشان داده است که با هر تمایلی از نظر فکری و سیاسی، حضور در انتخابات، بر تحریم آن، برتری دارد. حتی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی می دانند برای بهینه کردن شرایط کشور به نفع خود، می توانند بر روی صندوق رأی به عنوان یک راه مسالمت آمیز و بی هزینه، حساب کنند. مثلا نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی مثل ابراهیم یزدی، از نمادهای موافقت با جمهوری اسلامی مثل سعید جلیلی، به روحانی و خاتمی احساس نزدیکی و قرابت بیشتری می کنند. در واقع صندوق رأی در جمهوری اسلامی این انبساط و ظرفیت را دارد که مخالفینش را از موافقینش راضی تر کند.یکی دیگر از علل شکل گیری مشارکت 42 میلیونی، «دوقطبی شدن» انتخابات در هفته آخر با کنار رفتن قالیباف بود. این دوقطبی با افزایش سطح تضادها، میل مشارکت خصوصا به نفع روحانی را افزایش داد به طوری که در مناطقی مثل منطقه یک تهران که آراء روحانی حدود 80 در برابر 18/5 به نفع روحانی است، مشارکتی 80 درصدی را تجربه کرده است. یا مثلاً در منطقه 6 تهران که نسبت آرای آقای روحانی به رئیسی 85 به 13 درصد است، مشارکت نسبتاً بی سابقه 95 درصدی را مشاهده می کنیم.عامل سوم را میتوان بالنسبه «گفتمانی شدن انتخابات» دانست. رئیسی و روحانی در یک سطحی، ولو نه درجه اول، توانستند نزاع های گفتمانی را شکل بدهند و متناسب با نزاع گفتمانی، طبقات اجتماعی هوادار این گفتمان ها را به صحنه مشارکت در انتخابات بیاورند. روحانی با گفتمان تلفیقی توسعه و آزادی، طبقه متوسط شهری و محیط های نخبگانی، و رئیسی با گفتمان عدالت (سیدالمحرومین)، طبقات ضعیف و محروم و اقشار در حاشیه را تا حدودی بسیج کردند.البته روحانی از رئیسی در این باره موفق تر بود و توانایی نمایندگی گفتمان مورد نظر خود را بیشتر داشت. افزایش سطح مشارکت در طبقات متوسط به بالای شهری در شهری مثل تهران، این واقعیت را تأیید می کند.همچنین کاهش مشارکت در مناطقی که خاستگاه طبقات ضعیف و در حاشیه است نیز، این مسئله را تأیید می کند که رئیسی و به طور کلی جریان رقیب دولت، در مجموع نتوانسته گفتمان عدالت را تمام و کمال نمایندگی کند. به طور مثال، در قبال مشارکت 80 درصدی در منطقه یک با نسبت 80 به 18.5 به نفع روحانی، در منطقه 15 با کمترین فاصله رأی بین روحانی و رئیسی (52 در برابر 43) مشارکت 53 درصد است. کاهش مشارکت در روستاها به عنوان مناطق در حاشیه ای نیز نشان می دهد گفتمان عدالت در غیاب فردی مثل احمدی نژاد، بخشی از ظرفیت بسیج کنندگی هواداران خود را از دست داده است.** آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز نداردتسنیم: آقای روحانی در انتخابات 96 توانست 57 درصد آرا را کسب کند. گرچه این میزان رای در بین رؤسای جمهور گذشته کمترین درصد کسب آرا است اما میزان آرای روحانی در مقایسه با خودش در انتخابات یازدهم حدود 7 درصد افزایش داشته است. آرای 57 درصدی آقای روحانی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ این رشد رای روحانی نسبت به سال 92 از کجا ناشی می شود؟** پرویز امینی: آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز ندارد. البته به لحاظ رسانه ای و سیاسی روحانی و حامیانش تلاش کرده و می کنند که تفسیر یکپارچه ای از آنها ارائه کنند و مثلا این 57 درصد را نشانه "آری" به تصمیمات و مناسبات و شعارها و عملکرد و افکار طرف پیروز و "نه" به طرف مغلوب. از نظر شعارها و افکار و ...جا بیاندازند (البته طرف پیروز هر کس غیر روحانی نیز بود احتمالا همین کار را می کرد).اما واقعیت غیر از این است. بر پایه نظرسنجی هایی که فضای اولیه آرا و نیز روند تغییر آرا در طول رقابت های انتخاباتی و نیز نتایج نهایی آرا را با کمترین اختلاف درست پیش بینی کرده بودند. روحانی در آغاز رقابت های انتخاباتی حدود 35 تا 40 درصد آرا منفی (کسانی که گفته بودند قطعا به روحانی رای نمی دهند) و همین حدود آرا مثبت داشت. بعد از اولین مناظره آرا مثبت روحانی با چند درصد کاهش یافت و تا مرز سی درصد، پایین آمد و تا قبل هفته آخر انتخابات یعنی پیش از مناظره سوم و کنار رفتن قالیباف روحانی در بهترین حالت، از مرز چهل درصد آرا مثبت فراتر نرفت.بنابراین آرا روحانی در انتخابات دوازدهم دو بخش اصلی دارد. بخش حدودا چهل درصدی که آرا کم و بیش تثبیت شده وی در طول انتخابات است و بخش دیگر که بین 15 تا 20 درصد که در ده روز و یک هفته پایانی به روحانی اضافه شده است.** آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» 15 درصد آرای روحانی را تشکیل می دهدتسنیم: منظور از این 40 درصد همان آرای اصطلاحاً ایدئولوژیک آقای روحانی است که رای اصلاح طلبان محسوب می شود؟ یا همین 40 درصد را هم می توان به بخشهای مختلف تقسیم بندی کرد؟** پرویز امینی:نه. بخش چهل درصدی خود شامل دو دسته آرا است. آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» که متعلق به بدنه معروف به اصلاح طلبی است که حدود 15 تا 20 درصد کل آرای روحانی را تشکیل می دهد. آراء ایدئولوژیک-سیاسی باثبات ترین آراست و هیچ کس بدون برخورداری از این آراء نمی تواند پیروز شود. خاتمی و احمدی نژاد و روحانی متکی به این پایگاه پیروز ادوار انتخابات ریاست جمهوری شده اند. مشکل امثال قالیباف ضعف در داشتن این آراء ایدئولوژیک-سیاسی است که در هر سه انتخابات شرکت کرده از آن بی بهره یا کم بهره بوده است. این آراء علاوه بر اهمیت کمی دارای ارزش کیفی اند. آرایی اند که فضاسازی انتخاباتی را به عهده دارند . روحانی به واسطه از پایگاه ایدئولوژیک موسوم به اصلاح طلبی در این انتخابات و انتخابات 92 استفاده کرده است. این پایگاه اکنون در فضای سیاسی و رسانه ای مدافع دولت اند و نقش تهاجم به منتقدان دولت را بر عهده دارند.بخش دوم این چهل درصد، آرایی «اجتماعی» است که یکی از دلایل جذب آنها توسط روحانی، مزیت گفتمانی وی در نمایندگی گفتمان توسعه و آزادی است که عمده طبقات متوسط شهری و بخش های متروپل و نیز نخبگان را در بر می گیرد. این فضای گفتمانی بااضافه فضای معرفتی و فکری کم و بیش سکولار جریان اصلاحات، با منافع اقلیت های مذهبی مثل اهل تسنن سازگاری بیشتری دارد و بنابراین کشش بیشتری در این مناطق برای رای به روحانی وجود دارد در حالیکه در همان مناطق با گرایش شیعی رای رییسی بیش از روحانی است. مثلا در استان سیستان و بلوچستان که دارای دو بخش سیستان و بلوچستان است دو جور رای دهی داریم. در مناطق سیستان مثل شهرستان زابل رییسی تقریبا دو برابر روحانی دارد. اما در بلوچستان حتی روستاهایی بودند که 100 درصد به روحانی رای داده اند. همچنین ذهنیت اجتماعی تمایل به دو دوره ای دیدن روسای جمهور در بخش های دیگر اجتماعی نیز در شکل دادن به این بخش از سبد آرا روحانی موثر بوده اند.تسنیم: بنابراین آقای روحانی تا چند روز مانده به انتخابات، رای زیر 50 درصد داشته است؛ آن 15 تا 20 درصد رایی که به او اضافه و منجر به آن شد که بتواند انتخابات را در دور اول به سود خود تمام کند، چگونه کسب شده است؟** امینی: بخش 15 تا 20 درصدی که در هفته پایانی انتخابات به روحانی اضافه شد و رای روحانی را از حدود 40 درصد به 57 درصد رساند آرا «سرنوشت ساز» انتخابات است که به شکل متفاوتی در سبد رای روحانی جای گرفت در حالیکه استعداد داشت مسیر دیگری را بپیماید. شواهد نظرسنجی ها نشان می دهد که در هفته آخر رای منفی روحانی از حدود 40 به حدود 25 کاهش پیدا می کند و در عوض رای مثبت روحانی از حدود 40 به بالای 55 ارتقا پیدا می کند. در واقع این بخش سرنوشت ساز آرا انتخابات را کسانی تشکیل می دهند که جزء ناراضیان از روحانی و دولت او هستند اما در رقبا به شکل ایجابی و سلبی ترجیحی پیدا نکردند تا از او عبور کنند.** رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب شدندتسنیم: یعنی این 15 الی 20 درصد را رقبای روحانی با عدم رقابت قدرتمند با او، تقدیمش کردند.کدام خطای رقبای روحانی، این فرصت را در اختیار او قرار داد؟** پرویز امینی: رقبای روحانی دو محدودیت و خطای عمده داشتند که نتوانستند این آرا را جلب کنند. اول اینکه نتوانستند به شکلی در انتخابات ظاهر بشوند که ایجابا نشان بدهند بهتر از روحانی و دولتش می توانند کشور را اداره کنند و بنابراین ترجیحی نسبت به ادامه روحانی در این بخش از مردم نتوانستند ایجاد کنند. مثلا عمده مسئله مردم و نیز نقطه ضعف روحانی مسایل اقتصادی مثل بیکاری و معیشت و نیز تا حدودی فساد بود اما منتقدان دولت در الگوی رقابتی خود کسی را نداشتند که به طور طبیعی این مسایل را نمایندگی کند و با کنار رفتن قالیباف که تا حدودی از نظر کارایی مزیت هایی بر روحانی داشت، موضع ایجابی جریان منتقد دولت ضعیف تر شد. در این بخش از جامعه در مقایسه بین رییسی و روحانی، رییسی به دلیل آن که کاراکتر اقتصادی و مدیریتی شناخته شده نداشت، نتوانست اعتماد این بخش را برای حل مسایل اقتصادی کشور جلب کند.مسئله دوم، ترجیح سلبی روحانی بود. رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب او در موضوعاتی مثل ناامنی ناشی از جنگ بر اثر تغییر روابط خارجی و نیز از بین رفتن آزادی های مدنی و اجتماعی و سیاسی با آمدن رقبای وی شدند. آنها با این هراس افکنی، باعث شدند این بدنه ناراضی از روحانی بین انتخاب گزینه بد و بدتر قرار گیرد که در این دو گانه روحانی در موقعیت «بد»، نسبت به رییسی در موقعیت «بدتر» ترجیح پیدا کرد. ملاق ...

ادامه مطلب  

افزایش 160 هزار میلیارد تومانی مانده تسهیلات در 11 ماه ترکیب عقود تسهیلات بانکی  

درخواست حذف این مطلب
رشد 22درصدی تسهیلات دهی بانک ها در 11ماهه اول سال در مقایسه با رشد 20.3 درصدی سپرده های غیردولتی و رشد 19.1درصدی نقدینگی در 11ماهه اول سال 95 بیشتر بوده و نشان دهنده سیاست انبساط در تسهیلات نسبت به رشد سپرده ها و نقدینگی استاقتصاد گردان - محسن شمشیری: در شرایطی که حجم نقدینگی در بهمن 95 به 1211هزار میلیارد تومان رسید مانده کل تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری به بیش از 889هزار میلیارد تومان بالغ شده که نسبت آن به نقدینگی در سطح 73.4درصد ثبت شده است. همچنین مانده تسهیلات بانک ها از رقم 729هزار میلیارد تومانی در اسفند94 با 22درصد رشد طی مدت 11ماهه اول سال 95 به رقم ...

ادامه مطلب  

گزارش حساب سرمایه در ایران غلط است  

درخواست حذف این مطلب
خبراقتصادی - اقتصاد کشور در سه سال گذشته شاهد روند صعودی رشد حجم نقدینگی بوده؛ رشد بی سابقه یی که با افزایش 27درصد حجم نقدینگی را به هزار و دویست هزارمیلیارد تومان رساند. این شاخص در قوانین علم اقتصاد همبستگی مثبتی با نرخ تورم دارد، اما با این حال در یکی، دو سال گذشته همسان با افزایش نقدینگی شاهد کاهش نرخ تورم بوده ایم؛ موضوعی که از آن به عنوان معمای نقدینگی یاد می کنند. همپای این اتفاق در سطح بیرونی و به طور غیرمعمولی نوعی تشنگی و خشکی اعتباری در میان فعالان اقتصادی دیده می شود که پازل پولی کشور را پیچیده تر نمایانده است. بیژن بیدآباد، اقتصاددان حوزه پولی و بانکی بسیاری از مسائل این حوزه خصوصا آمارهای بانک مرکزی از تراز بازرگانی و حساب سرمایه را واکاوی کرد. براساس گزارش بانک مرکزی با اینکه تراز بازرگانی کشور به میزان 20میلیارد و 843 میلیون دلار بوده اما دو شاخص خالص حساب سرمایه و تغییر دارایی های خارجی بانک مرکزی منفی بوده اند و به ترتیب به 18میلیارد و 288 میلیون دلار و 7 میلیارد و 666 میلیون دلار رسیدند.بیژن بیدآباد می گوید: «وقتی اقتصاد کشور دچار کسری تراز پرداخت ها می شود، تغییرات خالص دارایی های خارجی منفی شده و زمانی که حساب تراز پرداخت ها مثبت است، بدین معنی است که خالص دارایی های خارجی در سیستم بانکی افزایش می یابد. » اما این در حالی است که آمارهای ذکر شده نشان می دهد، تراز پرداخت های کشور مازادی 20 میلیارد دلاری دارد و به طور مشخص معلوم نیست که کاهش دارایی های بانک مرکزی به چه دلیل بوده است. بیدآباد معتقد است که «گزارش های حساب سرمایه در ایران غلط است.» به گفته وی «گزارش حساب جاری در تراز پرداخت ها تا حدودی مستند بر آمار صادرات و واردات هست، اما در حساب سرمایه هیچ گونه گزارش دقیق و صحیحی وجود ندارد چون این حساب عملا برای سال های سال مسدود است و عده یی نمی خواستند جریان حرکت پول بین ایران و جهان خارج وجود داشته باشد.» جریان حرکت پول (ورود یا خروج) به صورت سرمایه گذاری مستقیم و سرمایه گذاری غیرمستقیم در حساب سرمایه تراز پرداخت ها منعکس می شود که به گفته این اقتصاددان این حساب شفاف نیست. بیژن بیدآباد در سال 74 معاون وزارت اقتصاد و پس از آن تا سال 84 از کارشناسان پژوهشکده پولی و بانکی بوده است.مهم ترین عوامل رشد نقدینگی در چند سال گذشته را چه می دانید؟اگر در آمارهای پولی منتشر شده توسط بانک مرکزی ارقام نقدینگی یک باره بالا رفت، دلیل آن تنها ایجاد نقدینگی جدید نبود بلکه آمار نقدینگی پنهان قبلا در جداول خلاصه دارایی ها و بدهی های سیستم بانکی درج نمی شد و در چند سال اخیر به صورت دارایی ها و بدهی های موسسات مالی و اعتباری در حساب اخیر درج می شود. لذا در گذشته بخشی از این نقدینگی به صورت پنهان وجود داشته است و حالا فقط ثبت می شود. همچنین فعالیت موسسه های مالی و اعتباری موجب ایجاد نقدینگی در اقتصاد می شود تا چند سال گذشته آمارهای مربوط به فعالیت موسسه های قرض الحسنه و مالی و اعتباری در حساب ترازنامه سیستم بانکی ثبت نمی شد، در نتیجه در حالی که در این موسسات نقدینگی تولید می شد اما آمارهای آن در محاسبات بانک مرکزی وارد نمی شد.زمانی که بانک مرکزی ارقام این موسسه ها را وارد حساب بدهی ها و دارایی های سیستم بانکی کرد، ارقام مربوط به نقدینگی با افزایش شدید و یک باره ظاهر شد، این در حالی است که این ارقام پیش از این هم به صورت پنهان وجود داشته است.سازوکار رشد نقدینگی در موسسات غیرمجاز چگونه است؟ و این موسسات تا چه اندازه بر ساختار پولی اقتصاد و رشد نقدینگی تاثیرگذارند؟نقدینگی با دو روش تعریف می شود: از سمت بدهی ها نقدینگی شامل سه جزو اسکناس و مسکوک نزد اشخاص+ سپرده های دیداری + سپرده های غیردیداری می شود. در روش دوم از سمت بدهی های سیستم بانکی نقدینگی برابر است با خالص بدهی های بخش دولتی+ خالص بدهی های بخش خصوصی + خالص دارایی های خارجی + خالص حساب سرمایه بانک ها.وقتی یک موسسه مالی و اعتباری شروع به فعالیت و اقدام به اعطای تسهیلات و وام می کند، خالص دارایی های این موسسه یا خالص مطالبات داخلی آن افزایش می یابد، به این عمل در علم اقتصاد به اصطلاح مکانیسم بسط پولی گفته می شود که باعث خلق نقدینگی می شود. حجم نقدینگی خلق شده به تعداد دفعاتی وابسته است که پول بین موسسه مالی و اشخاص جابه جا می شود. چون با سپرده گذاری توان وام دهی بالا می رود و به ازای هر ریال اعطای وام به همان مقدار مطالبات آن موسسه از اشخاص بیشتر می شود که این مطالبات طبق تعریف فوق یکی از اجزای نقدینگی محسوب می شود. اما نکته اصلی این مبحث اینجاست که افراد اگر پول خود را در یک موسسه مالی و اعتباری سپرده گذاری کنند یا اینکه آن را در یک بانک بگذارند، آثار پولی متفاوتی خواهد داشت؛ بانک ها طبق قانون مکلفند بخشی از سپرده های نزد خود را تحت عنوان ذخیره قانونی و احتیاطی نزد بانک مرکزی مسدود کنند که نتیجه آن کاهش سرعت افزایش حجم نقدینگی در مکانیسم بسط پولی است، ولی در موسسات اعتباری غیرمجاز این گونه نیست. برای نمونه اگر فرض کنیم نرخ ذخیره قانونی در یک کشور 20 درصد باشد، به ازای هر 100ریال پول پرقدرت که به اقتصاد تزریق شود، نهایتا به میزان 500 ریال نقدینگی ایجاد می شود اما همین مقدار پول وقتی در یک موسسه اعتباری غیرمجاز سپرده گذاری می شود به دلیل اینکه تحت قوانین و نظارت بانک مرکزی و مکلف به سپردن ذخایر قانونی و احتیاطی یعنی همان 20 درصد مثال ما نیست، به تعداد دفعاتی که پول بین افراد و این موسسات جابه جا می شود، نقدینگی خلق می شود. به تعبیر دیگر اگر این 100 ریال در طول یکسال 20 مرتبه گردش کند به میزان 2 هزار ریال نقدینگی ایجاد می کند. تعداد این صندوق ها و موسسه ها بنابر آمارهای رسمی مرکز آمار در دهه 70 و 80 بین 6 تا 8 هزار صندوق بوده است.در چند سال گذشته بیشتر نقدینگی از سمت ضریب فزاینده بوده است. برخی معتقدند که نقدینگی از این سمت سالم و به اصطلاح غیرتورم زاست. آیا به نظر شما این استدلال درست است؟این یک بیان نارسا از سازوکار فعالیت های اقتصادی در ارتباط با بخش پولی است. وقتی پول پرقدرت از سوی بانک مرکزی منتشر می شود، این پول از طریق بانک ها بسط می یابد و تبدیل به نقدینگی می شود.ضریب به هم فزاینده یک شاخص آماری است که از تقسیم نقدینگی به پول قدرت به دست می آید و نشان می دهد که پول پرقدرت چند برابر شده است بنابراین ضریب فزاینده یک مکانیسم نیست و نقدینگی از طریق مکانیسم بسط پولی ایجاد می شود که همان عملیات سپرده گیری و وام دهی سیستم بانکی است.ضریب به هم فزاینده به این مفهوم است که وقتی پول از سوی بانک مرکزی وارد اقتصاد می شود، از طریق مکانیسم بسط پولی توسط بانک شروع به تولید نقدینگی می کند. در تبدیل این پول پرقدرت به نقدینگی تکثیری اتفاق می افتد که معادل درصدی است که از پول پرقدرت نقدینگی ایجاد می شود. این ضریب در تاریخ 3 دهه ساختار پولی اقتصاد ایران حدود 3 تا 6 بوده است، یعنی با هر ریال پول پرقدرت در مجموع 6 ریال نقدینگی کشور افزایش می یابد.چرا با وجود افزایش نقدینگی در اقتصاد شاهد تشنگی اعتباری در کشور و افزایش تقاضای پول هستیم؟آنچه در اقتصاد ایران اتفاق افتاده است این است که نرخ های بهره و تورم نرخ های متعادلی نیستند و این امر باعث شده که تقاضا برای منابع همواره افزایش یابد. دلیل نیاز اقتصاد به منابع پولی که مبتنی بر تقاضای منابع است سالم بودن اقتصاد ایران نیست بلکه برعکس دلیل آن عدم سلامتی آن است. یکی از دلایل این وضعیت سیاست های پولی در خصوص نرخ های بهره و تورم است که این تقاضا را ایجاد کرده است. اگر جریان حساب سرمایه در تراز پرداخت ها و حرکت منابع به سمت داخل و به طور کلی ورود و خروج سرمایه را آزاد کنیم، نرخ بهره در ایران پایین می آید. مسلما اگر نرخ پایین بیاید تقاضا برای پول افزایش می یابد ولی به شرطی که مدیریت نقدینگی در کشور عملا نرخ تورم را به سمت ارقام متداول در جهان پایین بیاورد. در این صورت است که شرایط تعادل عرضه و تقاضای منابع برقرار خواهد شد، چیزی که اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد بر آن تاکید می کنند. اما مساله این است که در اقتصاد ایران منافع گروه های ذی نفوذ اجازه نمی دهد که سیاست های اقتصاد آزاد در ایران اجرا شود؛ موضوعی که نمایش ...

ادامه مطلب  

مراسم تجلیل از عوامل فیلم «ویلایی ها» توسط خبرگزاری تسنیم برگزار شد  

درخواست حذف این مطلب
ویلایی هاویلایی هاویلایی هاویلایی هاویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هامراسم تجلیل از عوامل فیلم «ویلایی ها» توسط خبرگزاری تسنیم برگزار شدتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاتقدیر از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزاری تسنیم از عوامل فیلم ویلایی هاآیین تقدیر خبرگزار ...

ادامه مطلب  

وام مرابحه از قرض الحسنه بیشتر شد رشد 31 هزار میلیاردی سر فصل مطالبات معوق  

درخواست حذف این مطلب
اقتصاد گردان - محسن شمشیری: در شرایطی که حجم نقدینگی در دی 95 به 1196هزار میلیارد تومان رسید مانده کل تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری به بیش از 869هزار میلیارد تومان بالغ شده که نسبت آن به نقدینگی در سطح 72.7درصد ثبت شده است. همچنین مانده تسهیلات بانک ها از رقم 729هزار میلیارد تومانی در اسفند94 با 19.3درصد رشد طی مدت 10 ماهه اول سال 95 به رقم 869هزار میلیارد تومان رسیده و به میزان 140 هزار میلیارد تومان بیشتر شده است. این موضوع نشان دهنده این واقعیت است که با وجود سیاست های انضباط مالی و کنترل پایه پولی و نقدینگی تسهیلات بانک ها در سال 95 افزایش قابل توجهی دا ...

ادامه مطلب  

این روحانی، روحانی دیگری است  

درخواست حذف این مطلب
هفته نامه مثلث - امید کرمانی ها: فضای پساانتخابات ریاست جمهوری در این روزها محل بحث و تحلیل است و یکی از مهم ترین موضوعات مورد تحلیل نیز ویژگی های رفتاری، کرداری و عملکردی آقای روحانی در چهار سال آینده است. به نظر شما آقای روحانی جدید در دولت دوازدهم چه تفاوت هایی با آقای روحانی دولت یازدهم خواهد داشت؟- با توجه به تغییر شرایط، آقای روحانی قوت هایی یافته و ارتباطات معنی داری با جریانات سیاسی پیدا کرده که قطعا در رفتارش تاثیر خواهد گذاشت. او با رأی 57 درصدی رئیس جمهور منتخب مردم شد که نسبت به سال 92 نتیجه بهتری محسوب می شود. آقای روحانی می تواند به عملکرد خودش در چهار سال گذشته تکیه بیشتری کند. در واقع رأی اعتماد دوباره مردم به آقای روحانی معطوف به عملکرد چهار سال گذشته است. ثانیا ارتباطات آقای روحانی با جریانات سیاسی خیلی شفاف شده، در صورتی که در دولت یازدهم این طور نبود. اصولگراها، اصلاح طلبان و حزب اعتدال و توسعه سال 92 پیروزی آقای روحانی را به نفع خود تعبیر و تفسیر می کردند. در واقع هر کدام این پیروزی را منتسب به خود می دانستند و حتی برخی ها سهمی را برای دیگران قائل نبودند اما آقای روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تمام تکیه اش بر اصلاح طلبان بود. تمام ستادهای انتخاباتی اش توسط اصلاح طلبان اداره می شد و جریانات دیگر در پیروزی آقای روحانی ادعایی ندارند، بنابراین آقای روحانی امروز آقای روحانی دیگری است. الان هویت اصلاح طلبی اش محرز بوده، حتی اگر خودش در جامعه روحانیت مبارز باشد یا این که هنوز اعلام نکند اصلاح طلب است. از این نظر هم اوضاع کاملا شفاف شده و آقای روحانی هم منتسب به جریان اصلاحات است. به ویژه آن که آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول او خودش را نامزد اصلاح طلبان عنوان و به آقای روحانی در مناظرات کمک شایانی کرد. بنابراین هویت آقای روحانی با هویت مواضع و عملکرد او نسبت به سال 92 شفاف شد. هر چند ما در این دوره حمایت صریح آقای ناطق نوری و آقای لاریجانی را از آقای روحانی داریم و آقای روحانی مقداری فراجناحی می شود اما ارتباطات او نسبت به گذشته شفاف شده است و به نظر می آید با توجه به این که 4 سال رئیس جمهور و چهره شناخته شده ای بود با این ارتباطاتی که با جریانات سیاسی پیدا کرد، در موقعیت بسیار قوی تری از گذشته قرار دارد.به نظر شما نگاه آقای روحانی به حوزه سیاست خارجی چطور خواهد شد؟ برخی منتقدان او می گفتند گرایش دولت یازدهم بیشتر به سمت غرب است، آیا با آمدن ترامپ آقای روحانی تلاش خواهد کرد در کسوت رئیس جمهوری دوازدهم تعادل در سیاست خارجی را به سمت شرق مدیریت کند؟- این تعریفی است که منتقدان و مخالفان دارند و می گویند که «آقای روحانی نگاه به غرب را دنبال می کند» اما در واقعیت این طور نیست. آقای روحانی طرف حسابش گروه 1+5 است که شامل شرق و غرب می شود و برجام را هم در مقابل این کشورها متعهد به اجرا شد، بنابراین معتقدم این تهمتی است که به آقای روحانی زده می شود. کسانی که تکیه آنها بر شرق است و مقابل غرب ایستادند شاید بتوانند چنین تعبیری را بیان کنند و بگویند «آقای روحانی چون مثل ما نیست، پس بر ماست یعنی ما با شرقیم و او با غرب است»، در حالی که آقای روحانی نگاه متعادلی به ارتباطات و سیاست خارجی کشور دارد.مشخصا درباره ارتباط با آمریکا، آقای روحانی هنگام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نگاهش این بود که باید برویم با کدخدا مشکلات مان را حل و فصل کنیم. بر همین اساس وقتی بر صندلی ریاست جمهوری نشست و چندی بعد برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شد، با اوباما تلفنی صحبت کرد، حالا با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا به نظر شما آقای روحانی جدید چه رویکردی را در قبال دولت واشنگتن دنبال خواهد کرد، آیا فصل جدیدی را در روابط دو کشور خواهد گشود یا برعکس با توجه به رفتارهای ترامپ، نگاهش را نسبت به آمریکا تغییر خواهد داد؟- آقای روحانی و وزارت خارجه جمهوری اسلامی از قبل مواضع و ارتباطات شان با شرق و غرب به ویژه آمریکا تعریف شده بود. اینها در چارچوب برجام با هم مراودات و مناسباتی داشتند و سعی می کردند سیاست های شان را تنظیم کنند. البته آقای ترامپ هم به لحاظ وابستگی به حزب جمهوریخواه و هم به لحاظ شخصیت فردی کاملا با آقای اوباما متفاوت است، این می تواند در روابط بین ایران و آمریکا تاثیر بگذارد اما قطعا ایران برای تغییر یا سردتر کردن روابط دو جانبه با آمریکا پیشگام نخواهد بود. بیشتر یک حالت صبر و انتظار مقابل ترامپ در دنیا مشاهده می شود. حتی کشورهای اروپایی و روسیه نیز حالت صبر و انتظار دارند. برخی رفتارهای آقای ترامپ را اصل تلقی نمی کنند، بلکه یک نوع عدم تعادل شخصیتی از ناحیه آقای ترامپ می بینند نه یک سیاست رسمی از طرف آمریکا، چون بالاخره آمریکا یک ساختاری دارد که رئیس جمهور هم بخشی از آن است، بنابراین فکر می کنم هنوز آن حالت صبر و انتظار برطرف نشده و ترامپ به تعادل نرسیده و نمی شود روی رفتارهای او حساب کرد؛ قطعا آقای روحانی نیز این مسئله را لحاظ خواهد کرد.در ابتدای صحبت خود اشاره کردید که آقای روحانی با آقای روحانی دولت یازدهم تفاوت هایی کرده است و رویکرد سیاسی اش شفاف تر شده، الان بحث این است که در چینش کابینه دولت آینده بیشتر به سمت اصلاح طلبان میل کند یا این که حزب اعتدال و توسعه می کوشد بیشتر ظهور و بروز در کابینه پیدا کند تا بعد از دولت دوازدهم بتواند در معادلات سیاسی کشور حرفی برای گفتن داشته باشد و جناحی را تحت عنوان اعتدال لیدری کند؟- چینش کابینه دولت یازدهم در شرایط سختی انجام شد چون آقای روحانی مجلس نهمی را پیش رو داشت که در مقابلش قد علم کرده و عَلَم مخالفت برافراشته بود و سعی می کرد تا جایی که می تواند دست و پای آقای روحانی را ببندد و خط و نشان هایی برای وزرا بکشد تا آنها قادر به اعمال تغییراتی در زیرمجموعه خود نباشند و نیروهایی که از لحاظ سیاسی منتسب به مجلس نهم بودند سر کار بمانند و تا حدودی هم مجلس نهم در این رابطه موفق شد. ما آن زمان می دیدیم با وجودی که آقای روحانی خیلی مواضع صریح و شفافی را بروز می داد اما وزرا این گونه نبودند و همه دست به عصا راه می رفتند و از نمایندگان حساب می بردند اما با روی کار آمدن مجلس دهم مقداری اوضاع تغییر کرد، منتها دیگر زمانی به عمر کابینه نمانده بود. با روی کار آمدن مجلس دهم خبرهای موثقی رسید که شش وزیر عوض می شوند اما تجدید نظر صورت گرفت و کار متوقف شد.البته در آبان ماه سال 95 آقای روحانی سه وزیر آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی را تغییر داد.- بله، سه وزیر عوض شدند اما آقای روحانی سه وزیری را برای اخذ رأی اعتماد به مجلس دهم معرفی کرد که نتوانستند از مجلس نهم رأی اعتماد بگیرند اما از مجلس دهم رأی اعتماد گرفتند. اینها نشانه هایی است که مجلس دهم با آقای رئیس جمهور همراه است، به رغم اینکه ممکن است انتقادهایی هم به عملکرد دولت دارد. بنابراین امروز روابط و همکاری آقای روحانی با مجلس دهم شفاف تر خواهد بود، نسبت به روابطی که او با مجلس نهم داشت. به عبارت دیگر دست آقای روحانی در انتخاب وزرا و اعضای کابینه کاملا باز است چون فراکسیون امید مجلس درباره رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم می تواند نقش تعیین کننده ای را ایفا کند. ارتباطات با هیات رئیسه شورای عالی سیاستگذاری و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان و آقای خاتمی از آقای روحانی دیگر پشتوانه ای است که آقای روحانی می تواند با اتکا به آن کابینه خود را چینش کند. آقای روحانی نیز بعد از انتخابات نامه نوشت و از آقای خاتمی اسم برد و تشکر کرد. بنابراین در این چارچوب پیش ب ...

ادامه مطلب  

رشد 30 درصدی تسهیلات بانک های خصوصی بالاتر از نقدینگی، وضعیت عقود وام های بانکی در سال 95  

درخواست حذف این مطلب
در شرایطی که حجم نقدینگی در اسفند 95 به 1253هزار میلیارد تومان با رشد 22.3 درصدی رسید، مانده کل تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری به بیش از 910هزار میلیارد تومان با رشد 24.8 درصدی بالغ شده که نسبت آن به نقدینگی در سطح 72.6درصد ثبت شده است.خبراقتصادی - محسن شمشیری: در شرایطی که حجم نقدینگی در اسفند 95 به 1253هزار میلیارد تومان با رشد 22.3 درصدی رسید، مانده کل تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری به بیش از 910هزار میلیارد تومان با رشد 24.8 درصدی بالغ شده که نسبت آن به نقدینگی در سطح 72.6درصد ثبت شده است. از این میزان مانده تسهیلات، طبق اعلام نماگرهای اقتصادی معادل 10درصد تسهیلات غیرجاری یا معوقات بانکی است که رقمی بالغ بر 91 هزار میلیارد تومان است. همچنین با توجه به رقم سایر در ترکیب تسهیلات اعطایی بانک ها و موسسات اعتباری مجموع ارقام خرید دین، اموال معاملات و مطالبات معوق، سررسید گذشته و مشکوک الوصول معادل 101.66هزار میلیارد تومان است که رشد 26.7 درصدی داشته و این میزان رشد بالاتر از رشد نقدینگی و رشد مانده تسهیلات اعطایی بانک ها و موسسات اعتباری است.به عبارت دیگر شبکه بانکی باید دقت داشته باشد که افزایش مطالبات معوق با رشد بالاتری نسبت به نقدینگی و مانده تسهیلات در حال حرکت است. 181هزار میلیارد تومان تزریق پول جدیدمانده تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری از رقم 729هزار میلیارد تومانی در اسفند94 با 24.8درصد رشد طی یک سال به رقم 910.11هزار میلیارد تومان رسیده و به میزان 181هزار میلیارد تومان بیشتر شده است. این موضوع نشان دهنده این واقعیت است که با وجود سیاست های انضباط مالی و کنترل پایه پولی و نقدینگی، تسهیلات بانک ها در سال 95 افزایش قابل توجهی داشته و نوعی سیاست تزریق نقدینگی برای خروج از رکود و ایجاد رونق و تقاضا در دستور کار قرار گرفته و براساس گفته مسوولان بانک مرکزی در سال 95، معادل 548هزار میلیارد تومان با رشد 31 درصدی نسبت به سال 94 تسهیلات پرداخت شده که با توجه به رقم افزایش مانده تسهیلات اعطایی می توان نتیجه گرفت که 181هزار میلیارد تومان از رقم تسهیلات پرداخت شده سال 95 پول جدید یا افزایش تزریق نقدینگی و وام بانکی بوده و 367هزار میلیارد تومان آن شامل استمهال تسهیلات قبلی یا تکرار رقم تسهیلات سال های قبل بوده است. افزایش 181هزار میلیارد تومانی و رشد بالای 31 درصدی نسبت به سال های 92 تا 94 نشان دهنده رشد بالای حجم تسهیلات بانک ها در سال 95 و نوعی سیاست انبساطی برای تامین نقدینگی واحدهای اقتصادی و خروج از رکود بوده است اما بلافاصله باید توجه داشته باشیم که این حجم رشد تسهیلات دهی با دو سال رشد منفی اقتصاد در سال های 92 و 94 و دو سال رشد مثبت اقتصادی 3 درصدی سال های 93 و 95 متناسب نیست و ممکن است که در آینده نزدیک منجر به رشد مطالبات معوق شود.همچنین در نیمه دوم سال 95 موضوع کارت های اعتباری یا عقد مرابحه به عنوان یک سیاست ایجاد تقاضا برای کالاها و خدمات در دستور کار دولت و سیستم بانکی قرار گرفت که بر حجم تسهیلات و مانده وام های بانکی افزود اما به عقیده کارشناسان، کارت های اعتباری عملا جایگزین تسهیلات خرد شده و به دلیل سود بالای تسهیلات بانکی در بخش خرید کالا با استقبال مردم مواجه نشده است. رشد تسهیلات بالاتر از رشد نقدینگیرشد 24.8درصدی تسهیلات دهی بانک ها در مقایسه با رشد 23.9 درصدی سپرده های غیردولتی و رشد 22.3درصدی نقدینگی در 95 بیشتر بوده و نشان دهنده سیاست انبساطی در تسهیلات نسبت به رشد سپرده ها و نقدینگی است. این نکته نشان دهنده این واقعیت است که بانک های کشور حداکثر استفاده از ظرفیت وام دهی را در سال95 به کار گرفته اند و برای ایجاد رونق و کاهش رکود به دنبال افزایش تسهیلات دهی هستند و براساس این سیاست، بانک مرکزی اعلام کرده که حدود 550هزار میلیارد تومان تسهیلات در سال95 پرداخت شد و علاوه بر تسهیلات معمول و سنتی بانک ها، پرداخت وام ازدواج با استفاده از منابع حساب های جاری، پرداخت 16500میلیارد تومان تسهیلات برای بنگاه های کوچک و متوسط در دستور کار قرار دارد و در سال95 بانک های کشور اوج تسهیلات دهی خود را خواهند داشت. اما در عین حال که بانک ها با حداکثر فشار برای تسهیلات دهی مواجه هستند، سیاست هایی مانند انتقال حساب بیش از 460 شرکت دولتی از بانک ها به بانک مرکزی، استفاده از منابع حساب جاری برای وام ازدواج همچنین انتقال حساب های دولتی و خزانه از بانک ها به بانک مرکزی، قفل شدن بیش از 40درصد منابع بانک ها توسط بدهی دولت و مطالبات معوق، کاهش نرخ سود سپرده ها به 15درصد، بالا رفتن نرخ سود بازار بین بانکی به 19درصد و الزام بانک ها به کاهش نرخ سود تسهیلات، امکان استفاده بانک ها از منابع ارزان قیمت را حتی برای مدت کوتاه کاهش داده و بانک ها برای هر یک ریال جذب سپرده یی که دارند، باید هزینه سنگین و بالا پرداخت کنند.افزایش مانده بدهی دولت به بانک ها به میزان 158هزار میلیارد تومان در اسفند 95 نیز خود گویای این واقعیت است که منابع بانک ها نسبت به قبل بیشتر قفل شده، دسترسی بانک ها به منابع کمتر شده و در شرایط فشار برای پرداخت تسهیلات، مشکلات مختلفی برای بانک ها ایجاد کرده است. نگاهی به اقلام بخش پولی و بانکی در اسفند 95 نشان می دهد که رشد مانده تسهیلات بانک ها 2.5واحد درصد بیش از رشد نقدینگی بوده درحالی که در سال94 و به دنبال پیگیری سیاست های انضباط مالی، رشد تسهیلات دهی بانک ها یک سوم رشد نقدینگی و رشد سپرده های غیردولتی در بانک های کشور و تسهیلات دهی بانک ها با توجه به میزان رشد نقدینگی کشور بوده است. سهم 42 درصدی مشارکت مدنی براساس تازه ترین گزارش بانک مرکزی مربوط به عملکرد بخش پولی و بانکی در سال95 که وضعیت تسهیلات اعطایی بانک ها و موسسات اعتباری را توضیح داده، سهم عقود مشارکت مدنی به 42.3 درصد افزایش یافته و مانده آن به 385هزار میلیارد تومان بالغ شده که 20.1درصد نسبت به اسفند 94 رشد داشته است. رشد فروش اقساطیاز سوی دیگر مانده تسهیلات فروش اقساطی با رقم 232هزار میلیارد تومان و رشد 29.2درصدی نسبت به اسفند 94 و سهم 25.6درصدی از کل تسهیلات در رتبه دوم تسهیلات دهی بانک هاقرار دارد. رشد 40 درصدی مطالبات معوق و خرید دین در رتبه سوم تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری، سایر تسهیلات شامل خرید دین، اموال معاملات و مطالبات معوق، سررسید گذشته و مشکوک الوصول است که به رقم 101 هزار میلیارد تومان رسیده که سهم آن از مانده تسهیلات بانک ها معادل 11.2درصد است و نسبت به اسفند 94 به میزان 26.7درصد رشد داشته که بالاترین رشد را بعد از مرابحه، اجاره به شرط تملیک، مشارکت حقوقی و فروش اقساطی داشته است. بر این اساس می توان گفت که مطالبات معوق و خرید دین و اموال معاملات سهم بالایی در کل تسهیلات بانکی دارد و از اهمیت زیادی برخوردار است. رشد 77 درصدی مانده مرابحهدر رتبه چهارم، عقود ...

ادامه مطلب  

هشدار درباره رشد سپرده کوتاه مدت به مسوولان  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تراز ،افزایش سهم سپرده کوتاه مدت و پیشی گرفتن آن از رقم سپرده بلندمدت که از بهمن ماه 94 و به دنبال کاهش نرخ سود بانکی به زیر 20 درصد و 25درصد شکل گرفته و برای نخستین بار در چند سال اخیر و پس از گسترش بانکداری الکترونیک و استفاده از کارت های الکترونیکی شاهد آن هستیم در اسفند 95 نیز ادامه یافته و سپرده کوتاه مدت با رقم 528 هزار میلیارد تومان و سهم 52.2 درصدی از کل سپرده های مدت دار از سپرده بلندمدت یک ساله با رقم 483هزارمیلیارد تومان و سهم 47.8 درصدی بیشتر شده است. گزیده آمارهای اقتصادی پولی و بانکی اسفند 95 نشان می دهد که سپرده بلندمدت رشد 7.8 درصدی در یک سال داشته و برای نخستین بار در چند سال اخیر سهم بلندمدت از سپرده درازمدت به 47.8 یعنی کمتر از سپرده کوتاه مدت رسیده و سپرده های کوتاه مدت نیز با رشد 42.9 درصدی در یک سال سهم 52.2 درصدی از سپرده های درازمدت داشته که رشد بالایی نسبت به رشد 23.2 درصدی نقدینگی، رشد 23.8 درصدی شبه پول، رشد23.6 درصدی سپرده مدت دار و رشد23.9 درصدی سپرده غیردولتی نشان می دهد.برخی کارشناسان می گویند که در چند ماه اخیر به دلیل سپرده گیری با نرخ بالای 20درصد توسط برخی بانک ها و موسسات غیرمجاز، نوسانات نرخ ارز در پاییز و زمستان 95، رشد اقتصادی و گردش مالی بیشتر در بازار و... تمایل سپرده گذاران به نگهداری پول خود در حساب کوتاه مدت بیشتر شده و تحت تاثیر کاهش نرخ سود بانکی، رونق نسبی در برخی بازارها، اتفاقات پس از برجام، نیاز واحدهای اقتصادی به نقدینگی، نوسانات بازار ارز و سکه و... مقصد سپرده های بانکی از بلندمدت به سمت کوتاه مدت منتقل شده و رشد حساب کوتاه مدت بیش از نقدینگی و بلندمدت و کل سپرده های بانکی بوده است. همچنین رشد بالای سپرده های دیداری و کوتاه مدت نسبت به نقدینگی، رشد کمتر سپرده بلندمدت نسبت به رشد نقدینگی، کاهش سهم قرض الحسنه به کمتر از 5 درصد کل سپرده بانک ها، افزایش بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی و بدهی دولت به بانک ها، افزایش بدهی بانک ها به بانک مرکزی و رشد بالای تسهیلات دهی در سال 95 مهم ترین تحولات پولی و بانکی کشور در 12ماهه سال 95 بوده که در گزارش گزیده آمارهای پولی و بانکی اسفند ماه 1395 که به تازگی توسط بانک مرکزی منتشر شده، خودنمایی می کند و نشان می دهد که شاخص های پولی و بانکی نیز متاثر از رشد اقتصادی و بهبود فضای اقتصاد پس از برجام مسیر متفاوتی را طی کرده اند.عملکرد بخش پولی و بانکی در اسفند ماه 95 نشان می دهد که 72 درصد بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی را بدهی دولت به بانک ها تشکیل می دهد که البته شامل اوراق مشارکت بخش دولتی نیز است. به عبارت دیگر از رقم 219هزارمیلیارد تومان بدهی بخش دولتی در اسفند 95 معادل 158هزارمیلیارد تومان بدهی دولت به بانک ها بوده است. وضعیت بدهی دولت به بانک ها که به رقم 158.4هزارمیلیارد تومان رسیده و وضعیت بدهی بانک ها به بانک مرکزی که به 99.69هزارمیلیارد تومان رسیده نیز حکایت از تاثیر کسری بودجه و منابع دولت دارد که منجر به افزایش بدهی دولت به بانک ها شده و در مقابل، بانک ها نیز برای تامین منابع خود مبالغ بیشتری به بانک مرکزی بدهکار شده اند و به صورت همزمان هر دو بدهی رو به افزایش گذاشته است. به عبارت دیگر دولت، بانک ها و بانک مرکزی وارد یک چرخه باطل بدهی شده اند که مشخص نیست در چه نقطه یی این چرخه از هم گسیخته می شود. بدهی 219 هزار میلیارد تومانی بخش دولتیوضعیت بدهی دولت به بانک ها و بانک مرکزی نشان می دهد که در اسفند ماه 95 مانده بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی به 219هزار و750میلیارد تومان رسیده که شامل بدهی دولت به سیستم بانکی به میزان 185.79هزارمیلیارد تومان و بدهی شرکت های دولتی به سیستم بانکی به میزان 33.96هزارمیلیارد تومان بوده است. در ترکیب بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی، رشد مستمر بدهی دولت به بانک ها، مهم ترین بخش را تشکیل می دهد که اکنون به 158.4هزارمیلیارد تومان رسیده و 72 درصد کل بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی را تشکیل می دهد به گونه یی که از بدهی 162هزارمیلیارد تومانی بخش دولتی به بانک ها، بدهی دولت به بانک ها 158هزارمیلیارد تومان و بدهی شرکت های دولتی به بانک ها 3.73هزارمیلیارد تومان است. روند طبیعی در افزایش بدهی دولت به بانک مرکزی، استفاده از تنخواه بودجه در نیمه اول هر سال و بازپرداخت آن از سوی دولت در نیمه دوم باعث شده در اسفند ماه 95 بدهی دولت به بانک مرکزی به 27.38هزارمیلیارد تومان برسد که کمتر از ماه های قبل بوده و معادل 12.4 درصد کل بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی است. اما بدهی دولت به بانک ها به رقم بالای 158هزارمیلیارد تومان رسیده و طی 3سال اخیر نیز از 62 هزار میلیارد تومان در خرداد ماه 92 به 158هزارمیلیارد تومان در اسفند ماه 95 رسیده و طی 3سال معادل 96هزارمیلیارد تومان یا معادل 155درصد رشد کرده است. بر این اساس این پرسش اساسی وجود دارد که تحت تاثیر چه عواملی رشد بدهی دولت به بانک ها همچنان رو به افزایش است و تسهیلات تکلیفی دولت به بانک ها، مسکن مهر، طرح های صنعتی و... تا چه حد بار مالی برنامه های دولت را به بانک ها تحمیل کرده و چه بخش هایی بیشترین درخواست تسهیلات بانکی را از سوی دولت به بانک ها ارائه کرده است. رشد 32 درصدی بدهی دولتکل بدهی بخش دولتی به سیستم بانکی در سال 95، 26.4 درصد رشد کرده است همچنین بدهی دولت به سیستم بانکی معادل 29.4درصد رشد کرده و به رقم 185.79هزارمیلیارد تومان رسیده است. بدهی دولت به بانک مرکزیرشد بدهی دولت به بانک مرکزی نیز 12.2 درصد در طول یک سال بوده است. این درحالی است که رشد بدهی دولت به بانک ها 33درصد در سال95 بوده است. همچنین میزان بدهی بخش دولتی به بانک مرکزی با رقم 57.61 هزارمیلیارد تومان 10.7درصد در یک سال رشد یافته و سهم دولت از این بدهی 27هزار و 380میلیارد تومان و سهم شرکت ها و موسسات دولتی 30هزار و 230میلیارد تومان است. رشد بدهی دولت به بانک مرکزی در یک سال منتهی به اسفند ماه 12.2درصد و بدهی شرکت ها و موسسات دولتی 9.4 درصد بوده است. بدهی بانک ها 99 هزار میلیارد تومان شدبدهی بانک ها به بانک مرکزی نیز که در بهمن ماه به رقم 115.49هزارمیلیارد تومان رسیده بود به 99هزار و 690 میلیارد تومان در اسفند 95 رسید که رشد 19.2درصد در طول یک سال داشته است. در بخش بدهی های ب ...

ادامه مطلب  

چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

معمای چندوجهی اقتصاد ایران  

درخواست حذف این مطلب
در میزگرد «رفتار ترازنامه نظام بانکی در خلق نقدینگی و پیامدهای آن در اقتصاد کلان» مطرح شدآثار تورمی نقدینگی بالا در کشور به مرز هشدار رسیده است، اگرچه در دوسال گذشته به دلیل انجماد منابع بانکی افزایش نقدینگی منجر به افزایش تورم نشد اما اکنون با خروج اقتصاد از رکود این نگرانی وجود دارد، همچنان که آخرین نرخ تورم از سوی بانک مرکزی دورقمی اعلام شده و در چند ماه اخیر تورم روند افزایشی را داشته است.خبراقتصادی - قائم مقام بانک مرکزی معتقد است، نباید از توان بالقوه رشد نقدینگی غافل شد، در صورت فقدان سیاست های هماهنگ پولی، ارزی، مالی و اعتباری، رشد نقدینگی می تواند به تورم منتهی شود. اکبر کمیجانی در میزگرد سیاستی «رفتار ترازنامه نظام بانکی در خلق نقدینگی، نرخ سود و پیامدهای آن در اقتصاد کلان» گفت: معمولا رابطه نرخ تورم، نرخ رشد نقدینگی و نرخ سود بانکی سوالات و ابهامات زیادی را مطرح کرده که چالش برانگیز است و مستلزم انجام تحقیق بیشتری است. ناامیدی از تحقق مطالبات غیرجاری قائم مقام بانک مرکزی بیان کرد: ترازنامه بانک های ما از یک ترازنامه توام با سلامت فاصله زیادی دارد. در طرف دارایی ها مشکلاتی داریم. بیشتر دارایی های ثبت شده در ترازنامه بانک ها از نوع دارایی مولد و درآمدزا به لحاظ اقتصادی نیست. شاید به لحاظ حسابداری درآمد ایجاد کند اما آیا این دارایی ها برای بانک قابل حصول است. وی خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از این دارایی ها به شکل مطالبات غیرجاری است. در اردیبهشت ماه سال جاری نسبت مطالبات غیرجاری 5/11 درصد بوده است. حدود ۶۰درصد از آن را مطالبات مشکوک الوصول تشکیل می دهد و لذا امیدی به دریافت آنها نیست.کمیجانی با اشاره به تجارب سایر کشورها افزود: کشورهای دیگر از روش هایی نظیر شرکت مدیریت دارایی و با استفاده از منابع خزانه دولت سعی کردند تا مطالبات مشکوک الوصول را از ترازنامه بانک ها پاکسازی کنند و منابع جدید در اختیار بانک ها قرار گیرد.قائم مقام بانک مرکزی به بخشی دیگر از دارایی های بانک ها اشاره کرد و گفت: مطالبات بانک ها از دولت بخش دیگری از دارایی های بانک ها را تشکیل می دهد. با وجود آنکه بیان می شود این دارایی از نوع کم ریسک است اما در طول سالیان گذشته به دلیل مشکلات مالی، دولت نتوانسته این مطالبات را بازپرداخت کند. البته این مشکل به مرور زمان و طی سنوات گذشته ایجاد شده است. لذا این دارایی در طبقه بندی دارایی با ریسک قرار می گیرد.کمیجانی با اشاره به طرح اصلاح نظام بانکی خاطرنشان کرد: اصلاح سرمایه و ساماندهی بدهی دولت با هدف بهبود دارایی های بانک ها صورت می گیرد. وی در رابطه با تقسیم بندی سپرده ها به سپرده نوع ۱ و ۲ گفت: ما نمی توانیم سپرده های سپرده گذاران را به سپرده خوب و بد تقسیم کنیم. همه سپرده گذاران از این حق برخوردارند که هر زمان خواستند سپرده هایشان را از بانک دریافت کنند و نظام بانکی هم باید پاسخگو باشد. واگرایی رشد نقدینگی و تورمکمیجانی در جمع بندی عنوان کرد: طی سال های ۸۳ تا ۸۶ نیز شاهد این گسست در رابطه تورم و نقدینگی بودیم و آن زمان هم برخی بیان کردند که اگر نقدینگی به سمت تولید رود، دیگر تورم زا نیست. اما در آن زمان به دلیل رشد بازار سرمایه، مسکن و طلا و ارز بخشی از نقدینگی در آن بازارها بود. امروز هم این گسست به دلیل جنگ قیمتی بانک ها و لذا افزایش نرخ سود و در نتیجه قفل شدن نقدینگی در بانک ها اتفاق افتاده است. بنابراین نباید از توان بالقوه رشد نقدینگی غافل شد. در صورت فقدان سیاست های هماهنگ پولی، ارزی، مالی و اعتباری این رشد نقدینگی می تواند به تورم منتهی شود. لذا همان طور که کنترل تورم در دولت یازدهم در اولویت قرار داشته باید در دولت دوازدهم نیز در صدر سیاست های بانک مرکزی باشد. مدیر پژوهشی پژوهشکده پولی و بانکی با اشاره به معمای سه ضلعی اقتصاد ایران افزود: نرخ رشد نقدینگی، نرخ سود و نرخ تورم سه ضلع مهم اقتصاد را تشکیل می دهند. در حال حاضر واگرایی میان نرخ رشد نقدینگی و نرخ تورم وجود دارد. همچنین این واگرایی بین نرخ تورم و نرخ سود بان ...

ادامه مطلب  

مهم ترین راهکار حل معمای نظام بانکی  

درخواست حذف این مطلب
اصلاح ساختار ترازنامه بانک ها و حذف ناترازی آن از یکسو و همگرایی سیاست پولی و مالی در راستای کاهش نرخ سود بانکی در سطح کلان از سوی دیگر به عنوان مهم ترین راهکار حل معمای نظام بانکی بیان شده است. به گزارش بانکداران ۲۴ (banker)،نتایج یک پژوهش نشان می دهد در کنار دارایی های موهومی جریانی در سمت تعهدات بانک ها در حال رشد است که می توان از آن به عنوان معلول سودهای موهومی پرداختی یاد کرد. از محل پرداخت این سودهای موهومی جریان سپرده ای شکل گرفته که از آن به عنوان سپرده نوع دوم یاد می شود. سپرده هایی که در کنار دارایی های موهومی تعادل نحسی را شکل داده اند که نتیجه آن چسبندگی نرخ سود بانکی شده است. بررسی ها در ترازنامه بانک های کشور نشان می دهد مهم ترین دلیل چسبندگی نرخ سود از ناترازی ترازنامه بانک ها نشات گرفته است. نتایج یک پژوهش که در بیست و هفتمین همایش پولی و ارزی کشور ارائه شد، سازوکار چرخه معیوب شکل گرفته در نظام بانکی کشور را نمایان می سازد. بر اساس این پژوهش مهم ترین دلیل معمای سه ضلعی اقتصاد ایران که شامل «واگرایی رشد نقدینگی و نرخ تورم»، «افزایش نرخ سود بانکی به رغم کاهش نرخ تورم» و «همگرایی رشد نقدینگی و نرخ سود بانکی» است، دارایی های موهوم و ناترازی ترازنامه نظام بانکی بیان شده است. در نتیجه، افزایش نرخ سود بانکی و ناترازی ترازنامه بانک مرکزی از یکسو سبب افزایش نقدینگی و از سوی دیگر با کاهش کیفیت نقدینگی، سبب کاهش تورم جاری شده است. به این ترتیب، اصلاح ساختار ترازنامه بانک ها و حذف ناترازی آن از یکسو و همگرایی سیاست پولی و مالی در راستای کاهش نرخ سود بانکی در سطح کلان از سوی دیگر به عنوان مهم ترین راهکار حل معمای نظام بانکی بیان شده است.چرخه معیوب دوسوی ترازنامه بانک ها به نوشته اقتصادنیوز، پژوهش پیش رو شامل دو بخش کلی بررسی ناترازی ترازنامه های نظام بانکی و تعدیل رابطه مقداری پول برای اقتصاد ایران است. در بخش اول این پژوهش با در نظر گرفتن یک ترازنامه فرضی، چگونگی رفتار ترازنامه بانک ها در خلق نقدینگی را بررسی کرده است. این مطالعه با در نظر گرفتن روابط متقابلی که بین ترازنامه نظام بانکی، بخش اسمی اقتصاد و بخش حقیقی اقتصاد وجود دارد به موضوع دارایی های موهوم پرداخته است. همان طور که در این پژوهش عنوان شده، در سمت راست ترازنامه بانک ها، سرفصلی به عنوان دارایی های نظام بانکی وجود دارد. این دارایی ها انواع مختلفی دارند اما یکی از مفاهیمی که در مباحث بانکی چالش برانگیز است بحث دارایی های موهوم است. در واقع دارایی موهوم، مجموع مانده تسهیلات دریافتنی بانک ها و انباشت سودهای شناسایی شده بر این تسهیلات است که مدت هاست اساسا مشکوک الوصول و فراتر از آن یعنی سوخت شده است و مطابق اصول و استانداردهای حسابداری، باید در اولین زمان ممکن نه تنها جریان شناسایی سود آن متوقف می شد بلکه کل آن نیز از ترازنامه بانک ها حذف می شد. در سمت چپ ترازنامه بانک ها، در سرفصل بدهی ها، سپرده های دیداری، سپرده های غیردیداری و حقوق صاحبان سهام وجود دارد. در این پژوهش، سپرده های غیردیداری به دو نوع سپرده های غیردیداری نوع یک و سپرده های دیداری نوع 2 تقسیم شده است. سپرده غیردیداری نوع یک سپرده ای است که مردم در بانک ها سپرده گذاری کرده و به ازای آن سود دریافت می کنند. اما سپرده غیردیداری نوع 2، سپرده ای است که متاثر از دارایی های موهوم و سودهای دوباره سپرده شده در بانک ها است. علاوه بر این، بخش دیگری از آن هم به صورت سود تقسیم می شود که در نظام بانکی به عنوان حقوق صاحبان سهام شناخته می شود. البته به این نوع تفکیک سپرده های غیر دیداری نقدهایی هم وارد است، به طوری که کارشناسان حاضر در پنل معتقد بودند نباید سپرده های بانکی را به دو نوع سپرده خوب و بد تقسیم کرد. بلکه هر دو این نوع سپرده ها نقدینگی بانک ها را تشکیل می دهد و مسوولیت آن متوجه بانک است. با وجود این به نظر می رسد پژوهشگر برای بررسی دقیق تر علت چسبندگی نرخ سود بانکی نیاز این نوع تفکیک را لازم دانسته است. در این مطالعه برای بررسی چگونگی خلق نقدینگی در نظام بانکی دو جریان سالم و جریان ناسالم خلق نقدینگی در نظام بانکی در نظر گرفته شده است. هر دو جریان در ترازنامه در سه دوره ابتدایی، اول و دهم بررسی شده است، در جریان سالم خلق نقدینگی، یک بانک موظف است دارایی موهومی را که در هر دوره شکل می گیرد با ذخیره گیری که در نظام بانکی انجام شده است، در همان دوره از ترازنامه خارج کند و به صورت زیان شناسایی کند. این روند اجازه نمی دهد دارایی موهوم در ترازنامه انباشت شود. اما اگر جریان خلق نقدینگی ناسالم باشد به مرور دارایی موهوم با توجه به نرخ نکولی که در شبکه بانکی در نظر گرفته شده، خلق می شود. با تداوم این فرآیند، دارایی موهوم افزایش پیدا می کند. دارایی موهوم خلق شده نه تنها شامل نکول دارایی های قبل است بلکه شناسایی سود های دارایی موهوم را هم شامل می شود. این دارایی موهوم جدید نیز به سیستم ترازنامه بانکی اضافه می شود و همزمان بانک ها روی دارایی موهوم سود شناسایی می کنند. این دارایی موهوم ایجادشده، در سمت چپ ترازنامه در زیرفصل بدهی ها، در دو قسمت سپرده های غیردیداری نوع2 و حقوق صاحبان سهام قرار می گیرند. در واقع از لحاظ حسابداری مقدار دارایی موهوم با مجموع سپرده های غیردیداری نوع 2 و سود انباشته حقوق صاحبان سهام برابر است. مقایسه انجام شده در این پژوهش، بین این دو روند خلق نقدینگی نشان می دهد کل دارایی های نظام بانکی در حالت دوم، حدود 42 درصد بیشتر از حالت اول است. در تعریف، «نقدینگی» شامل سه جزء سپرده های دیداری، سپرده های غیردیداری نوع 1 و نوع 2 است. در جریان سالم خلق نقدینگی دارایی سپرده های غیردیداری نوع 2 عملا صفر است چون دارایی موهوم وجود ندارد. همچنین، مجموع کل نقدینگی خلق شده در سیستم بانکی در الگوی دوم که با انباشت دارایی موهوم مواجه است 30 درصد بیشتر از الگوی اول است که انباشت دارایی موهوم ندارد. این مطالعه با این فرآیند مفهومی را ارائه می کند که نشان دهنده ناترازی ترازنامه های نظام بانکی است. این مفهوم نشان می دهد اگر از مجموع این دارایی ها، قسمت دارایی موهوم از ترازنامه کنار گذاشته شود، شاهد ناترازی در ترازنامه های بانکی خواهیم بود. البته یکی از نقدهای مطرح شده به این پژوهش محاسبه نکردن دارایی های منجمد بود. بررسی های این پژوهش بر اساس دارایی های موهوم و اثر آن روی کل نظام بانکی و اقتصاد کلان مطرح شده است. این در حالی است که بخش دیگری از دارایی های مشکل دار نظام بانکی، دارایی های منجمد است که بازدهی ندارد. هر چند بر اساس توضیحات پژوهشگر این نوع دارایی را می توان در نهایت با قیمت های پایین تر به دارایی نقد کرد ولی اثر این دارایی ها در این پژوهش به طور خاص بررسی نشده است. همچنین، نتایج این مطالعه نشان می دهد که ناترازی ترازنامه بانکی علاوه بر اینکه موجب انباشت دارایی موهوم شده است، سبب ایجاد دور باطل انباشت دارایی موهوم و تشدید خلق ناسالم نقدینگی و از آن مهم تر، عامل ایجاد سود بالای سپرده بانکی نیز شده است. نتایج بررسی ها در این مطالعه نشان می دهد با انباشت دارایی های موهوم در سمت راست ترازنامه و به تبع آن خلق سپرده های نوع 2 در سمت چپ ترازنامه به دلیل شکل گیری افزایش فشار بالقوه جریان نقدینگی خروجی در سیستم بانکی، بانک ها با بهره گیری از سود های موهوم، صورت های مالی خود را به صورتی تنظیم کنند که ناترازی ترازنامه پنهان بماند. یکی از مواردی که بانک ها در جهت آرایش ترازنامه انجام می دهند، معاملات صوری و سودهایی است که از روی معاملات صوری بانک ها شناسایی می کنند که نتیجه این امر به تشدید انباشت دارایی موهوم می انجامد. در واقع در این سیستم بانک ها به تبادل دارایی های خود می پردازند و از روی این دارایی هایی که احتمالا دارایی منجمدی است سودهای بالایی شناسایی کرده و آن سود در ترازنامه نظام بانکی نشسته و به صورت سود موهوم خودش را نشان می دهد. بحث دومی که در این پژوهش بیان شده است، بحث افزایش ...

ادامه مطلب  

تعادل نحس سودهای موهومی  

درخواست حذف این مطلب
بررسی ها در ترازنامه بانک های کشور نشان می دهد مهم ترین دلیل چسبندگی نرخ سود از ناترازی ترازنامه بانک ها نشات گرفته است. نتایج یک پژوهش که در بیست و هفتمین همایش پولی و ارزی کشور ارائه شد، سازوکار چرخه معیوب شکل گرفته در نظام بانکی کشور را نمایان می سازد. بر اساس این پژوهش مهم ترین دلیل معمای سه ضلعی اقتصاد ایران که شامل «واگرایی رشد نقدینگی و نرخ تورم»، «افزایش نرخ سود بانکی به رغم کاهش نرخ تورم» و «همگرایی رشد نقدینگی و نرخ سود بانکی» است، دارایی های موهوم و ناترازی ترازنامه نظام بانکی بیان شده است. در نتیجه، افزایش نرخ سود بانکی و ناترازی ترازنامه بانک مرکزی از یکسو سبب افزایش نقدینگی و از سوی دیگر با کاهش کیفیت نقدینگی، سبب کاهش تورم جاری شده است. به این ترتیب، اصلاح ساختار ترازنامه بانک ها و حذف ناترازی آن از یکسو و همگرایی سیاست پولی و مالی در راستای کاهش نرخ سود بانکی در سطح کلان از سوی دیگر به عنوان مهم ترین راهکار حل معمای نظام بانکی بیان شده است.چرخه معیوب دوسوی ترازنامه بانک هاپژوهش پیش رو شامل دو بخش کلی بررسی ناترازی ترازنامه های نظام بانکی و تعدیل رابطه مقداری پول برای اقتصاد ایران است. در بخش اول این پژوهش با در نظر گرفتن یک ترازنامه فرضی، چگونگی رفتار ترازنامه بانک ها در خلق نقدینگی را بررسی کرده است. این مطالعه با در نظر گرفتن روابط متقابلی که بین ترازنامه نظام بانکی، بخش اسمی اقتصاد و بخش حقیقی اقتصاد وجود دارد به موضوع دارایی های موهوم پرداخته است. همان طور که در این پژوهش عنوان شده، در سمت راست ترازنامه بانک ها، سرفصلی به عنوان دارایی های نظام بانکی وجود دارد. این دارایی ها انواع مختلفی دارند اما یکی از مفاهیمی که در مباحث بانکی چالش برانگیز است بحث دارایی های موهوم است. در واقع دارایی موهوم، مجموع مانده تسهیلات دریافتنی بانک ها و انباشت سودهای شناسایی شده بر این تسهیلات است که مدت هاست اساسا مشکوک الوصول و فراتر از آن یعنی سوخت شده است و مطابق اصول و استانداردهای حسابداری، باید در اولین زمان ممکن نه تنها جریان شناسایی سود آن متوقف می شد بلکه کل آن نیز از ترازنامه بانک ها حذف می شد.در سمت چپ ترازنامه بانک ها، در سرفصل بدهی ها، سپرده های دیداری، سپرده های غیردیداری و حقوق صاحبان سهام وجود دارد. در این پژوهش، سپرده های غیردیداری به دو نوع سپرده های غیردیداری نوع یک و سپرده های دیداری نوع 2 تقسیم شده است. سپرده غیردیداری نوع یک سپرده ای است که مردم در بانک ها سپرده گذاری کرده و به ازای آن سود دریافت می کنند. اما سپرده غیردیداری نوع 2، سپرده ای است که متاثر از دارایی های موهوم و سودهای دوباره سپرده شده در بانک ها است. علاوه بر این، بخش دیگری از آن هم به صورت سود تقسیم می شود که در نظام بانکی به عنوان حقوق صاحبان سهام شناخته می شود. البته به این نوع تفکیک سپرده های غیر دیداری نقدهایی هم وارد است، به طوری که کارشناسان حاضر در پنل معتقد بودند نباید سپرده های بانکی را به دو نوع سپرده خوب و بد تقسیم کرد. بلکه هر دو این نوع سپرده ها نقدینگی بانک ها را تشکیل می دهد و مسوولیت آن متوجه بانک است. با وجود این به نظر می رسد پژوهشگر برای بررسی دقیق تر علت چسبندگی نرخ سود بانکی نیاز این نوع تفکیک را لازم دانسته است.در این مطالعه برای بررسی چگونگی خلق نقدینگی در نظام بانکی دو جریان سالم و جریان ناسالم خلق نقدینگی در نظام بانکی در نظر گرفته شده است. هر دو جریان در ترازنامه در سه دوره ابتدایی، اول و دهم بررسی شده است، در جریان سالم خلق نقدینگی، یک بانک موظف است دارایی موهومی را که در هر دوره شکل می گیرد با ذخیره گیری که در نظام بانکی انجام شده است، در همان دوره از ترازنامه خارج کند و به صورت زیان شناسایی کند. این روند اجازه نمی دهد دارایی موهوم در ترازنامه انباشت شود. اما اگر جریان خلق نقدینگی ناسالم باشد به مرور دارایی موهوم با توجه به نرخ نکولی که در شبکه بانکی در نظر گرفته شده، خلق می شود. با تداوم این فرآیند، دارایی موهوم افزایش پیدا می کند. دارایی موهوم خلق شده نه تنها شامل نکول دارایی های قبل است بلکه شناسایی سود های دارایی موهوم را هم شامل می شود. این دارایی موهوم جدید نیز به سیستم ترازنامه بانکی اضافه می شود و همزمان بانک ها روی دارایی موهوم سود شناسایی می کنند. این دارایی موهوم ایجادشده، در سمت چپ ترازنامه در زیرفصل بدهی ها، در دو قسمت سپرده های غیردیداری نوع2 و حقوق صاحبان سهام قرار می گیرند. در واقع از لحاظ حسابداری مقدار دارایی موهوم با مجموع سپرده های غیردیداری نوع 2 و سود انباشته حقوق صاحبان سهام برابر است. مقایسه انجام شده در این پژوهش، بین این دو روند خلق نقدینگی نشان می دهد کل دارایی های نظام بانکی در حالت دوم، حدود 42 درصد بیشتر از حالت اول است. در تعریف، «نقدینگی» شامل سه جزء سپرده های دیداری، سپرده های غیردیداری نوع 1 و نوع 2 است. در جریان سالم خلق نقدینگی دارایی سپرده های غیردیداری نوع 2 عملا صفر است چون دارایی موهوم وجود ندارد. همچنین، مجموع کل نقدینگی خلق شده در سیستم بانکی در الگوی دوم که با انباشت دارایی موهوم مواجه است 30 درصد بیشتر از الگوی اول است که انباشت دارایی موهوم ندارد. این مطالعه با این فرآیند مفهومی را ارائه می کند که نشان دهنده ناترازی ترازنامه های نظام بانکی است. این مفهوم نشان می دهد اگر از مجموع این دارایی ها، قسمت دارایی موهوم از ترازنامه کنار گذاشته شود، شاهد ناترازی در ترازنامه های بانکی خواهیم بود. البته یکی از نقدهای مطرح شده به این پژوهش محاسبه نکردن دارایی های منجمد بود. بررسی های این پژوهش بر اساس دارایی های موهوم و اثر آن روی کل نظام بانکی و اقتصاد کلان مطرح شده است. این در حالی است که بخش دیگری از دارایی های مشکل دار نظام بانکی، دارایی های منجمد است که بازدهی ندارد. هر چند بر اساس توضیحات پژوهشگر این نوع دارایی را می توان در نهایت با قیمت های پایین تر به دارایی نقد کرد ولی اثر این دارایی ها در این پژوهش به طور خاص بررسی نشده است.همچنین، نتایج این مطالعه نشان می دهد که ناترازی ترازنامه بانکی علاوه بر اینکه موجب انباشت دارایی موهوم شده است، سبب ایجاد دور باطل انباشت دارایی موهوم و تشدید خلق ناسالم نقدینگی و از آن مهم تر، عامل ایجاد سود بالای سپرده بانکی نیز شده است. نتایج بررسی ها در این مطالعه نشان می دهد با انباشت دارایی های موهوم در سمت راست ترازنامه و به تبع آن خلق سپرده های نوع 2 در سمت چپ ترازنامه به دلیل شکل گیری افزایش فشار بالقوه جریان نقدینگی خروجی در سیستم بانکی، بانک ها با بهره گیری از سود های موهوم، صورت های مالی خود را به صورتی تنظیم کنند که ناترازی ترازنامه پنهان بماند. یکی از مواردی که بانک ها در جهت آرایش ترازنامه انجام می دهند، معاملات صوری و سودهایی است که از روی معاملات صوری بانک ها شناسایی می کنند که نتیجه این امر به تشدید انباشت دارایی موهوم می انجامد. در واقع در این سیستم بانک ها به تبادل دارایی های خود می پردازند و از روی این دارایی هایی که احتمالا دارایی منجمدی است سودهای بالایی شناسایی کرده و آن سود در ترازنامه نظام بانکی نشسته و به صورت سود موهوم خودش را نشان می دهد.بحث دومی که در این پژوهش بیان شده است، بحث افزایش نرخ سود های بانکی است. بانک ها برای حفظ سپرده های غیردیداری و در رقابت با بانک های دیگر با استفاده از اهرم افزایش نرخ سود تلاش می کنند از خروج سپرده ها ممانعت کنند. این جریان رقابت به جنگ قیمتی تبدیل شده و در نهایت به افزایش نرخ های سودی که در نظام بانکی ملاحظه می شود ختم می شود. پژوهشگران این مطالعه معتقدن ...

ادامه مطلب  

هشدار کارشناسان نسبت به افزایش نقدینگی  

درخواست حذف این مطلب
اقتصاد گردان - محسن شمشیری: هرچند بسیاری از صاحب نظران معتقدند که مبنای رشد نقدینگی در 3 سال اخیر متاثر از رشد ضریب فزاینده و تکاثر پولی بوده و به خاطر رشد کمتر پایه پولی نسبت به ضریب فزاینده نباید نگران رشد تورم باشیم اما در عین حال برخی کارشناسان نسبت به رشد نقدینگی به 1200هزار میلیارد تومان و افزایش تورم در سال 96 هشدار داده اند.ضریب فزایند اکنون به عدد 7 نزدیک شده و از عدد 4 در سال 91 به عدد 6.95 رسیده و حدود 3واحد رشد کرده است. بر این اساس رشد نقدینگی با توجه به کم شدن رشد پایه پولی نمی تواند نگران کننده و عامل رشد تورم باشد و دلیل این مدعا کاهش نر ...

ادامه مطلب  

گزارش بانک مرکزی از چالش‎های دولت برای افزایش رشد و کاهش تورم در سال ۹۶ - خبرگزاری تسنیم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری تسنیم، در هفتاد و ششمین شماره فصلنامه روند، نشریه علمی- تخصصی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مربوط به زمستان 1395 که منتشر شده پیمان قربانی معاون اقتصادی بانک مرکزی در یادداشت سردبیر این نشریه آورده است: حجم نقدینگی در پایان سال 1395 به 12533.9 هزار میلیارد ریال رسید که نسبت به پایان سال قبل از آن به میزان 23.2 درصد رشد (برابر 2361.1 هزار میلیارد ریال) داشت. این میزان رشد نقدینگی در مقایسه با رشد دوره مشابه سال 1394 (30.0 درصد)، برابر 6.8 واحد درصد کاهش نشان می دهد.متن کامل یادداشت سردبیر این فصلنامه به شرح زیر است:روند رو به رشد اقتصاد کشور که از سه ماهه چهارم سال 1394 شروع شده، خوشبختانه در تمامی فصول سال 1395 با عملکرد قابل ملاحظه ای تداوم یافت؛ به طوری که براساس ارقام مقدماتی، در سال 1395 تولید ناخالص داخلی به قیمت های ثابت سال 1390 از رشد 12.5 درصدی برخوردار شد؛ این در شرایطی است که عملکرد تولید ناخالص داخلی کشور در سال 1394 با کاهش 1.6 درصدی مواجه بود.مروری بر عملکرد رشد اقتصادی محقق شده در سال 1395 بر حسب بخش های مختلف اقتصادی نشان می دهد، در این سال ارزش افزوده فعالیت های «نفت»، «صنعت»، «بازرگانی، رستوران و هتلداری» و «حمل و نقل، انبارداری و ارتباطات» به ترتیب با سهمی برابر 9.8، 0.8، 0.7 و 0.7 واحد درصد از رشد تولید ناخالص داخلی، نقش مؤثری در تحقق رشد اقتصادی این سال داشته اند.هر چند سهم اصلی رشد اقتصادی محقق شده به رشد قابل ملاحظه ارزش افزوده بخش نفت در نتیجه رفع محدودیت ها و افزایش تولید و صادرات نفت خام، فرآورده های پالایشگاهی، میعانات و مایعات گازی و نیز افزایش تولید و صادرات گاز طبیعی متکی است، با این حال، در بخش غیرنفتی اقتصاد نیز در این سال تحرک مناسبی مشاهده می شود؛ به گونه ای که روند رشد تولید ناخالص داخلی بدون نفت (به قیمت های ثابت سال 1390) در تمام فصول سال 1395 رو به افزایش بوده است. رشد اقتصادی بدون نفت از منفی 1.8 درصد فصل نخست سال 1395 به ترتیب به 3.9، 5.4 و 5.6 درصد در فصول دوم تا چهارم این سال افزایش یافته و در مجموع، رشد تولید ناخالص داخلی بدون نفت در سال 1395 به 3.3 درصد رسیده است.همچنین، ارزش افزوده بخش صنعت نیز در این سال نسبت به سال پیشین از افزایش 6.9 درصدی برخوردار شده که در مقایسه با عملکرد سال پیشین (منفی 4.6 درصد) حاکی از بهبود قابل توجه وضعیت فعالیت های صنعتی در سال 1395 است.تحولات شاخص های بخش حقیقی اقتصاد در سال 1395 نیز بهبود عملکرد بخش هایی همچون صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات را نشان می دهد؛ از جمله در بخش صنعت، شاخص تولید کارگاه های بزرگ صنعتی با در اختیار داشتن سهمی در حدود 70 درصد از ارزش افزوده بخش صنعت، در این سال از رشد 7.9 درصدی نسبت به سال پیشین برخوردار بود. گفتنی است که از مجموع 24 رشته فعالیت صنعتی در سال 1395، 16 رشته فعالیت (با ضریب اهمیت 83.7 درصد)، با رشد مثبت همراه بوده است. بیشترین سهم ایجاد شده در رشد این شاخص به ترتیب مربوط به فعالیت های صنایع تولید «وسایل نقلیه موتوری، تریلر و نیم تریلر»، «مواد و محصولات شیمیایی» و «مواد غذایی» در این سال است. در بخش کشاورزی نیز بر اساس برآوردهای وزارت جهاد کشاورزی از عملکرد تولید در سال 1395، تولید محصولات زراعی، باغی و دامی در این سال نسبت به سال 1394 به ترتیب 7.3، 6.0 و 4.6 درصد افزایش داشته است.در این میان، ارزش افزوده بخش ساختمان بیشتر متأثر از رکود حاکم بر وضعیت ساخت و ساز بخش خصوصی در بخش مسکن همچنان با کاهش عملکرد در این سال مواجه بوده است که البته با توجه به اقدام های مناسب نظام بانکی و گشایش های مالی انجام شده در این بخش به منظور تقویت قدرت خرید خانوار و نیز رشد عملکرد صدور پروانه های ساختمانی صادرشده توسط شهرداری های کل مناطق شهری به عنوان یک شاخصی پیش نگر از فعالیت های ساختمانی در سال 1395، بهبود سرمایه گذاری و ارزش افزوده بخش ساختمان در سال 1396 دور از انتظار نخواهد بود.در سال 1395 علاوه بر توفیقات به دست آمده در زمینه بهبود قابل ملاحظه رشد اقتصادی، شاهد دستاورد نرخ تورم تک رقمی (برابر 9.0 درصد) نیز بودیم؛ به طوری که تک رقمی شدن نرخ تورم در پایه سال پس از گذشت 26 سال، دستاورد مهم و مطلوبی به شمار می رود. با این وجود، دو رقمی شدن مجدد نرخ تورم نقطه به نقطه از بهمن ماه سال 1395، حاکی از لزوم استمرار و تقویت سیاست های انضباط گرایانه مالی و پولی به منظور تداوم پایداری نرخ تورم در سطحی تک رقمی برای سال جاری است. از سوی دیگر، در شرایطی که میزان تولید و صادرات نفت خام تقریباً به سطح عملکرد پیش از تحریم ها بازگشته است، استمرار رشد بالای ارزش افزوده بخش نفت در سال 1396 تکرارپذیر نبوده، بنابراین در این شرایط، تداوم رشد اقتصادی مستلزم بهبود عملکرد بخش های دیگر اقتصادی یا به عبارتی اقتصاد غیرنفتی کشور است.از این رو با توجه به نامگذاری سال جاری (1396) توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال، بهره گیری دقیق از منابع مالی موجود و اختصاص آن به فعالیت های با حداکثر بازدهی و اشتغال آفرینی پایدار بیش از پیش اهمیت دارد.تجزیه و تحلیل سیاست های اقتصادیهمانطور که عنوان شد، بخش عمده ای از رشد بالای اقتصادی محقق شده در سال 1395 متاثر از افزایش تولید و صادرات نفت، در نتیجه گشایش های ناشی از اجرای بر جام بوده و بالتبع، پس از استفاده از ظرفیت های جاری تولید نفت، اثر فزاینده این بخش بر رشد اقتصادی در سال 1396 محدود خواهد بود. از این رو تداوم رشد اقتصادی نیازمند تقویت و بهبود فعالیت بخش های غیرنفتی است که به منظور دستیابی به این مهم باید علاوه بر راهکارهای تأمین مالی تولید، رفع موانع و مشکلات ساختاری موجود در بخش حقیقی اقتصاد در چارچوب اقدام هایی همچون تسهیل شرایط سرمایه گذاری، اصلاح تعرفه ها و ضرایب مالیاتی، مبارزه جدی با قاچاق کالا، اصلاح قوانین و مقررات بازار کار و تقویت رقابت پذیری صنایع کشور مدنظر قرار گیرد.البته، با توجه به تنگنای اعتباری به وجود آمده در شبکه بانکی، رفع مشکلات موجود در حوزه تأمین مالی فعالیت های تولیدی نیز به عنوان یکی از اولویت های اساسی در این زمینه مطرح بوده و امید می رود اصلاح نظام تأمین مالی با قدرت و شتاب بیشتری پیگیری و اجرا شود. با این حال، خاطر نشان می شود تجربه اقتصاد ایران از عملکرد رشد متغیرهای کلان «نقدینگی»، «شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی» و «تولید ناخالص داخلی» در دهه های اخیر به خوبی نمایانگر آن است که پیگیری اهداف تحرک تولید در کشور صرفاً از طریق ابزارهای پولی و بدون توجه به ریشه های اصلی مشکلات بنگاه های تولیدی، نه تنها منتهی به تحقق اهداف اولیه این گونه طرح ها نمی شود، بلکه بعضاً به دلیل آثار و تبعات پولی، زمینه ساز افزایش سطح عمومی قیمت ها در دوره های آتی شده و سرانجام به ناپایداری رشد اقتصادی منجر می شود.بنابراین، اتکای صرف به ابزارهای تأمین مالی راه حلی جامع و راهگشا در رفع تمامی موانع و مشکلات پیش روی تولید داخلی نبوده و لازم است رفع مشکلات ساختاری تولید به طور جدی مدنظر متولیان امر قرار گیرد. به رغم توفیقات به دست آمده در زمینه کنترل تورم و دستیابی به نرخ تورم 9.0 درصدی در سال 1395، افزایش نرخ تورم نقطه به نقطه به سطح دو رقمی از بهمن ماه سال 1395 نشان دهنده لزوم و اهمیت استمرار و صیانت از این دستاورد مهم است.در چنین شرایطی، تقویت انضباط پولی و کنترل رشد نقدینگی از اهمیت بالایی برای حفظ دستاوردهای به دست آمده در زمینه کنترل نرخ تورم برخوردار بوده که باید مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد. با توجه به اثرپذیری نرخ ارز از تحولات نقدینگی، کنترل رشد نقدینگی از حیث حفظ ثبات بازار ارز و تضعیف انتظارات تورمی و به طور کلی، ایجاد سازگاری میان سیاست های پولی و ارزی نیز اهمیت فراوانی دارد.در حوزه سیاست های اعتباری، رویکرد غالب نظام بانکی بر تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی با هدف بهره برداری از ظرفیت های خالی اقتصاد و نیز حمایت از واحدهای کوچک و متوسط متمرکز بوده که با توجه به شرایط کلی بخش واقعی اقتصاد، لازم است این رویکرد در آینده نیز ادامه یابد. سهم سرمایه در گردش از تسهیلات اعطایی شبکه بانکی در سال 1395 به 64.0 درصد رسیده است.این رویکرد در بخش صنعت و معدن با قوت بیشتری پیگیری شده و سهم یادشده از تسهیلات پرداختی به این بخش برابر 82.3 بوده است؛ ضمن آن که در این سال نظام بانکی در قالب تأمین مالی طرح خرید تضمینی گندم نیز حمایت های مؤثری را از بخش کشاورزی به عمل آورد. همچنین، پس از ابلاغ «دستورالعمل تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط» از سوی بانک مرکزی در اردیبهشت ماه سال 1395 و تشکیل کارگروه های استانی، سامانه ثبت نام واحدهای تولیدی متقاضی دریافت تسهیلات با هدف شناسایی و گزینش واحدهای تولیدی متقاضی دریافت تسهیلات راه اندازی شد که از عملکرد مناسبی در خصوص تأمین مالی این واحدها برخوردار بوده است.تمرکز بر تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و نیز حمایت از بنگاه های کوچک و متوسط نقش مؤثری در بهبود عملکرد فعالیت های تولیدی و صنعتی در سال 1395 داشته است. اجرای سیاست حمایت نظام بانکی از تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط در سال 1396 نیز تداوم یافته و مقرر شده است مبلغ 300 هزار میلیارد ریال تسهیلات برای تأمین سرمایه در گردش، تکمیل طرح های با پیشرفت فیزیکی بالای 60 درصد و بازسازی و نوسازی واحدهایی که از توجیه فنی، مالی و اقتصادی لازم برخوردارند، اختصاص یابد.در حوزه سیاست های ارزی، بانک مرکزی بر حفظ ثبات بازار در چارچوب تحولات متغیرهای بنیادین تعیین کننده نرخ ارز متمرکز بوده است. البته، به رغم ثبات مناسب بازار ارز در هشت ماهه نخست سال 1395، در آذر و دی ماه این سال به دنبال عواملی نظیر تقویت دلار در مقابل ارزهای دیگر، افزایش تقاضای ارز مسافری، پویایی های عرضه ارز از سوی صادرکنندگان، انتظارات شکل گرفته در خصوص نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و نیز بروز برخی فعالیت های سفته بازی، نرخ دلار در بازار آزاد افزایش یافت؛ ولی به دلیل ماهیت روانی نوسانات یادشده، روند اصلاحی نرخ ارز از اوایل دیماه سال 1395 آغاز شد و نرخ ارز تا ...

ادامه مطلب  

رقم مطالبات معوق به 91 هزار میلیارد تومان رسید، گزارش نماگرهای اقتصادی سال 95  

درخواست حذف این مطلب
براساس رقم 910 هزار میلیارد تومان مانده تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری و رقم 10 درصدی نسبت تسهیلات غیرجاری ریالی و ارزی بانک ها و موسسات اعتباری به کل تسهیلات در پایان سال 95 رقم مطالبات معوق در حال حاضر بالغ بر 91 هزار میلیارد تومان استخبراقتصادی – محسن شمشیری: نسبت تسهیلات غیرجاری ریالی و ارزی بانک ها و موسسات اعتباری، شامل مطالبات معوق، سوخت شده و مشکوک الوصول، به کل تسهیلات ریالی و ارزی بانک ها به 10 درصد در اسفندماه 95 رسیده و نسبت به اسفند 94 معادل 2- درصد یا 0.2 واحد کاهش یافته و از 10.2درصد به 10درصد رسیده است. این نسبت در سا لهای 92 و 93 نیز به ترتیب 14.1 درصد و 12.1 درصد بوده است براساس اعلام نماگرهای بانک مرکزی در سه ماهه چهارم سال 95 که به تازگی منتشر شده، رقم مانده تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری به 910 هزار میلیارد تومان رسیده و نسبت تسهیلات غیرجاری ریالی و ارزی بانک ها و موسسات اعتباری به کل تسهیلات در پایان سال 95 شامل مطالبات معوق، مشکوک الوصول و سوخت شده به 10 رسیده است و می توان نتیجه گرفت که رقم مطالبات معوق در حال حاضر بالغ بر 91 هزار میلیارد تومان است.نسبت تسهیلات غیرجاری ریالی و ارزی بانک ها و موسسات اعتباری، شامل مطالبات معوق، سوخت شده و مشکوک الوصول، به کل تسهیلات ریالی و ارزی بانک ها به 10 درصد در اسفندماه 95 رسیده و نسبت به اسفند 94 معادل 2- درصد یا 0.2 واحد کاهش یافته و از 10.2درصد به 10درصد رسیده است. این نسبت در سا لهای 92 و 93 نیز به ترتیب 14.1 درصد و 12.1 درصد بوده است. سال نسبت تسهیلات غیرجاری ریالی و ارزی - درصدمانده تسهیلات بانک ها و موسسات اعتباری به هزار میلیارد تومان رقم مطالبات غیرجاری و معوق 9214.153475.39312.162475.59410.272974.3951091091 براساس رقم مانده تسهیلات 910 هزار میلیارد تومانی بانک ها و موسسات اعتباری در پایان سال 95، می توان نتیجه گرفت که در حال حاضر رقم مطالبات غیرمجاری و معوق و مشکوک الوصول و سوخت شده بالغ بر 91 هزار میلیارد تومان است. روند رشد رقم مطالبات معوق نیز نشان می دهد که اگرچه نسبت مطالبات غیرجاری از 14.1 به 10 درصد در این چهار سال دولت یازدهم کاهش یافته و 4.1 واحد کمتر شده است اما به خاطر رشد تسهیلات دهی بانک ها و مانده تسهیلات بانک ها، عملا رقم مطالبات معوق و غیرجاری رشد کرده و از 75 هزار میلیارد تومان در سال 92 به 91 هزار میلیارد تومان در سال 95 افزایش داشته و 16 هزار میلیارد تومان بیشتر شده است. براساس گزارش نماگرهای اقتصادی بانک مرکزی که به تازگی منتشر شده، نسبت تسهیلات غیرجاری ریالی بانک ها و موسسات اعتباری، شامل مطالبات معوق، سوخت شده و مشکوک الوصول، به کل تسهیلات ریالی بانک ها نیز به 9.5 درصد در اسفندماه 95 رسیده و نسبت به اسفند 94 معادل 2.1- درصد یا 0.2 واحد کاهش یافته و از 9.7 درصد به 9.5درصد رسیده است. این نسبت در سا لهای 92 و 93 نیز به ترتیب 13.2 درصد و 11.2 درصد بوده است. نسبت تسهیلات غیر جاری ارزی بانک ها و موسسات اعتباری، شامل مطالبات معوق، سوخت شده و مشکوک الوصول، به کل تسهیلات ارزی بانک ها نیز به 13.2 درصد رسیده که نسبت به سال 94 معادل 0.8 درصد یا 0.1 واحد بیشتر شده است و از 13.1 به 13.2 درصد رسیده است. این نسبت در سالهای 92 و 93 معادل 19 و 17.7 درصد بوده است. اما در عین حال که متوسط نسبت تسهیلات غیرجاری و مطالبات معوق تمام بانک ها و موسسات اعتباری به 10 درصد در اسفند 95 رسیده، برخی کارشناسان معتقدند که مطالبات معوق و در معرض معوق شدن در برخی بانک ها به حدود 30 درصد رسیده و با شرایط نامناسب و خطرآفرین برای برخی بانک ها همراه است. ضمن این که افزایش تسهیلات دهی بانک ها در سال های اخیر، عملا بخش عمده ای از معوقات را به تسهیلات جاری تبدیل کرده و برخی شرکت ها هر سال رقم بدهی خود را در قرارداد جدید استمهال می کنند و از این طریق، معوق محسوب نمی شوند. اما واقعیت این است که این شرکت ها ممکن است که در شرایط رکودی سال های آینده و پر شدن ظرفیت وثیقه ها، امکان استمهال مجدد را نداشته باشند و یا امکان پرداخت اقساط بانکی را نداشته و به لیست معوقات بانک ها اضافه شوند. به عبارت دیگر، اگرچه حجم تسهیلات سال 95 نظام بانکی حدود 540 هزار میلیارد تومان بوده اما همه این مبلغ پول جدید نبوده و بخش عمده آن استمهال بدهی های قبلی است و همین موضوع می تواند در شرایط تنگنای مالی بانک ها و یا رکود بخش های اقتصادی، به افزایش مطالبات معوق منجر شود. از این رو، نظام بانکی باید هوشیار باشد و تسهیلات در معرض معوق شدن را مورد توجه قرار دهد و با کاهش سود بانکی، هزینه بازپرداخت وام ها و همچنین معوقات و دارایی های مازاد بانک ها و مصادره وثایق به خاطر مطالبات معوق را کاهش دهد و منابع مالی و نقدینگی در دسترس را افزایش دهد. پیمان قربانی معاون اقتصادی بانک مرکزی در گفتگو با ایبِنا، در این زمینه گفت:در حال حاضر، به دلیل شرایطی که در زمینه انباشت مطالبات غیرجاری، بدهی های دولت و رسوب دارایی های غیرمالی در ترازنامه بانک ها داریم، عملیات واسطه گری مالی با اختلال مواجه شده که خوشبختانه با اقداماتی که در حال انجام است امیدواریم این معضل برطرف شود.اگر به مقوله ثبات مالی توجه نداشته باشیم، ثبات بازارهای داخلی از جمله بازار ارز، دستیابی به نرخ رشد مستمر و بالا و حفظ دستاورد تورم پایین میسر نخواهد بود. چیزی که امروز مهم است، با توجه به اینکه ...

ادامه مطلب  

بانک ها به بانک مرکزی بدهکارتر شدند  

درخواست حذف این مطلب
مطالبات بانک مرکزی از بانکها در پایان سال ۱۳۹۵ با ۳۸.۶ درصد افزایش نسبت به پایان سال ۱۳۹۴ (۳۲۳.۲هزار میلیارد ریال افزایش) و سهمی فزاینده برابر ۲۱.۱ واحد درصد، مهمترین عامل فزاینده رشد پایه پولی است. به گزارش بانکداران ۲۴ (banker)، در هفتاد و ششمین شماره فصلنامه روند، نشریه علمی- تخصصی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مربوط به زمستان ۱۳۹۵ که منتشر شده پیمان قربانی معاون اقتصادی بانک مرکزی در یادداشت سردبیر این نشریه آورده است: حجم نقدینگی در پایان سال ۱۳۹۵ به ۱۲۵۳۳.۹ هزار میلیارد ریال رسید که نسبت به پایان سال قبل از آن به میزان ۲۳.۲ درصد رشد (برابر ۲۳۶۱.۱ هزار میلیارد ریال) داشت. این میزان رشد نقدینگی در مقایسه با رشد دوره مشابه سال ۱۳۹۴ (۳۰.۰ درصد)، برابر ۶.۸ واحد درصد کاهش نشان می دهد. متن کامل یادداشت سردبیر این فصلنامه به شرح زیر است: روند رو به رشد اقتصاد کشور که از سه ماهه چهارم سال ۱۳۹۴ شروع شده، خوشبختانه در تمامی فصول سال ۱۳۹۵ با عملکرد قابل ملاحظه ای تداوم یافت؛ به طوری که براساس ارقام مقدماتی، در سال ۱۳۹۵ تولید ناخالص داخلی به قیمت های ثابت سال ۱۳۹۰ از رشد ۱۲.۵ درصدی برخوردار شد؛ این در شرایطی است که عملکرد تولید ناخالص داخلی کشور در سال ۱۳۹۴ با کاهش ۱.۶ درصدی مواجه بود. مروری بر عملکرد رشد اقتصادی محقق شده در سال ۱۳۹۵ بر حسب بخش های مختلف اقتصادی نشان می دهد، در این سال ارزش افزوده فعالیت های «نفت»، «صنعت»، «بازرگانی، رستوران و هتلداری» و «حمل و نقل، انبارداری و ارتباطات» به ترتیب با سهمی برابر ۹.۸، ۰.۸، ۰.۷ و ۰.۷ واحد درصد از رشد تولید ناخالص داخلی، نقش مؤثری در تحقق رشد اقتصادی این سال داشته اند. هر چند سهم اصلی رشد اقتصادی محقق شده به رشد قابل ملاحظه ارزش افزوده بخش نفت در نتیجه رفع محدودیت ها و افزایش تولید و صادرات نفت خام، فرآورده های پالایشگاهی، میعانات و مایعات گازی و نیز افزایش تولید و صادرات گاز طبیعی متکی است، با این حال، در بخش غیرنفتی اقتصاد نیز در این سال تحرک مناسبی مشاهده می شود؛ به گونه ای که روند رشد تولید ناخالص داخلی بدون نفت (به قیمت های ثابت سال ۱۳۹۰) در تمام فصول سال ۱۳۹۵ رو به افزایش بوده است. رشد اقتصادی بدون نفت از منفی ۱.۸ درصد فصل نخست سال ۱۳۹۵ به ترتیب به ۳.۹، ۵.۴ و ۵.۶ درصد در فصول دوم تا چهارم این سال افزایش یافته و در مجموع، رشد تولید ناخالص داخلی بدون نفت در سال ۱۳۹۵ به ۳.۳ درصد رسیده است. همچنین، ارزش افزوده بخش صنعت نیز در این سال نسبت به سال پیشین از افزایش ۶.۹ درصدی برخوردار شده که در مقایسه با عملکرد سال پیشین (منفی ۴.۶ درصد) حاکی از بهبود قابل توجه وضعیت فعالیت های صنعتی در سال ۱۳۹۵ است. تحولات شاخص های بخش حقیقی اقتصاد در سال ۱۳۹۵ نیز بهبود عملکرد بخش هایی همچون صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات را نشان می دهد؛ از جمله در بخش صنعت، شاخص تولید کارگاه های بزرگ صنعتی با در اختیار داشتن سهمی در حدود ۷۰ درصد از ارزش افزوده بخش صنعت، در این سال از رشد ۷.۹ درصدی نسبت به سال پیشین برخوردار بود. گفتنی است که از مجموع ۲۴ رشته فعالیت صنعتی در سال ۱۳۹۵، ۱۶ رشته فعالیت (با ضریب اهمیت ۸۳.۷ درصد)، با رشد مثبت همراه بوده است. بیشترین سهم ایجاد شده در رشد این شاخص به ترتیب مربوط به فعالیت های صنایع تولید «وسایل نقلیه موتوری، تریلر و نیم تریلر»، «مواد و محصولات شیمیایی» و «مواد غذایی» در این سال است. در بخش کشاورزی نیز بر اساس برآوردهای وزارت جهاد کشاورزی از عملکرد تولید در سال ۱۳۹۵، تولید محصولات زراعی، باغی و دامی در این سال نسبت به سال ۱۳۹۴ به ترتیب ۷.۳، ۶.۰ و ۴.۶ درصد افزایش داشته است. در این میان، ارزش افزوده بخش ساختمان بیشتر متأثر از رکود حاکم بر وضعیت ساخت و ساز بخش خصوصی در بخش مسکن همچنان با کاهش عملکرد در این سال مواجه بوده است که البته با توجه به اقدام های مناسب نظام بانکی و گشایش های مالی انجام شده در این بخش به منظور تقویت قدرت خرید خانوار و نیز رشد عملکرد صدور پروانه های ساختمانی صادرشده توسط شهرداری های کل مناطق شهری به عنوان یک شاخصی پیش نگر از فعالیت های ساختمانی در سال ۱۳۹۵، بهبود سرمایه گذاری و ارزش افزوده بخش ساختمان در سال ۱۳۹۶ دور از انتظار نخواهد بود. در سال ۱۳۹۵ علاوه بر توفیقات به دست آمده در زمینه بهبود قابل ملاحظه رشد اقتصادی، شاهد دستاورد نرخ تورم تک رقمی (برابر ۹.۰ درصد) نیز بودیم؛ به طوری که تک رقمی شدن نرخ تورم در پایه سال پس از گذشت ۲۶ سال، دستاورد مهم و مطلوبی به شمار می رود. با این وجود، دو رقمی شدن مجدد نرخ تورم نقطه به نقطه از بهمن ماه سال ۱۳۹۵، حاکی از لزوم استمرار و تقویت سیاست های انضباط گرایانه مالی و پولی به منظور تداوم پایداری نرخ تورم در سطحی تک رقمی برای سال جاری است. از سوی دیگر، در شرایطی که میزان تولید و صادرات نفت خام تقریباً به سطح عملکرد پیش از تحریم ها بازگشته است، استمرار رشد بالای ارزش افزوده بخش نفت در سال ۱۳۹۶ تکرارپذیر نبوده، بنابراین در این شرایط، تداوم رشد اقتصادی مستلزم بهبود عملکرد بخش های دیگر اقتصادی یا به عبارتی اقتصاد غیرنفتی کشور است. از این رو با توجه به نامگذاری سال جاری (۱۳۹۶) توسط مقام معظم رهبری (مدظله العالی) به اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال، بهره گیری دقیق از منابع مالی موجود و اختصاص آن به فعالیت های با حداکثر بازدهی و اشتغال آفرینی پایدار بیش از پیش اهمیت دارد.تجزیه و تحلیل سیاست های اقتصادی همانطور که عنوان شد، بخش عمده ای از رشد بالای اقتصادی محقق شده در سال ۱۳۹۵ متاثر از افزایش تولید و صادرات نفت، در نتیجه گشایش های ناشی از اجرای بر جام بوده و بالتبع، پس از استفاده از ظرفیت های جاری تولید نفت، اثر فزاینده این بخش بر رشد اقتصادی در سال ۱۳۹۶ محدود خواهد بود. از این رو تداوم رشد اقتصادی نیازمند تقویت و بهبود فعالیت بخش های غیرنفتی است که به منظور دستیابی به این مهم باید علاوه بر راهکارهای تأمین مالی تولید، رفع موانع و مشکلات ساختاری موجود در بخش حقیقی اقتصاد در چارچوب اقدام هایی همچون تسهیل شرایط سرمایه گذاری، اصلاح تعرفه ها و ضرایب مالیاتی، مبارزه جدی با قاچاق کالا، اصلاح قوانین و مقررات بازار کار و تقویت رقابت پذیری صنایع کشور مدنظر قرار گیرد. البته، با توجه به تنگنای اعتباری به وجود آمده در شبکه بانکی، رفع مشکلات موجود در حوزه تأمین مالی فعالیت های تولیدی نیز به عنوان یکی از اولویت های اساسی در این زمینه مطرح بوده و امید می رود اصلاح نظام تأمین مالی با قدرت و شتاب بیشتری پیگیری و اجرا شود. با این حال، خاطر نشان می شود تجربه اقتصاد ایران از عملکرد رشد متغیرهای کلان «نقدینگی»، «شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی» و «تولید ناخالص داخلی» در دهه های اخیر به خوبی نمایانگر آن است که پیگیری اهداف تحرک تولید در کشور صرفاً از طریق ابزارهای پولی و بدون توجه به ریشه های اصلی مشکلات بنگاه های تولیدی، نه تنها منتهی به تحقق اهداف اولیه این گونه طرح ها نمی شود، بلکه بعضاً به دلیل آثار و تبعات پولی، زمینه ساز افزایش سطح عمومی قیمت ها در دوره های آتی شده و سرانجام به ناپایداری رشد اقتصادی منجر می شود. بنابراین، اتکای صرف به ابزارهای تأمین مالی راه حلی جامع و راهگشا در رفع تمامی موانع و مشکلات پیش روی تولید داخلی نبوده و لازم است رفع مشکلات ساختاری تولید به طور جدی مدنظر متولیان امر قرار گیرد. به رغم توفیقات به دست آمده در زمینه کنترل تورم و دستیابی به نرخ تورم ۹.۰ درصدی در سال ۱۳۹۵، افزایش نرخ تورم نقطه به نقطه به سطح دو رقمی از بهمن ماه سال ۱۳۹۵ نشان دهنده لزوم و اهمیت استمرار و صیانت از این دستاورد مهم است. در چنین شرایطی، تقویت انضباط پولی و کنترل رشد نقدینگی از اهمیت بالایی برای حفظ دستاوردهای به دست آمده در زمینه کنترل نرخ تورم برخوردار بوده که باید مورد توجه سیاستگذاران قرار گیرد. با توجه به اثرپذیری نرخ ارز از تحولات نقدینگی، کنترل رشد نقدینگی از حیث حفظ ثبات بازار ارز و تضعیف انتظارات تورمی و به طور کلی، ایجاد سازگاری میان سیاست های پولی و ارزی نیز اهمیت فراوانی دارد. در حوزه سیاست های اعتباری، رویکرد غالب نظام بانکی بر تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی با هدف بهره برداری از ظرفیت های خالی اقتصاد و نیز حمایت از واحدهای کوچک و متوسط متمرکز بوده که با توجه به شرایط کلی بخش واقعی اقتصاد، لازم است این رویکرد در آینده نیز ادامه یابد. سهم سرمایه در گردش از تسهیلات اعطایی شبکه بانکی در سال ۱۳۹۵ به ۶۴.۰ درصد رسیده است. این رویکرد در بخش صنعت و معدن با قوت بیشتری پیگیری شده و سهم یادشده از تسهیلات پرداختی به این بخش برابر ۸۲.۳ بوده است؛ ضمن آن که در این سال نظام بانکی در قالب تأمین مالی طرح خرید تضمینی گندم نیز حمایت های مؤثری را از بخش کشاورزی به عمل آورد. همچنین، پس از ابلاغ «دستورالعمل تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط» از سوی بانک مرکزی در اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۵ و تشکیل کارگروه های استانی، سامانه ثبت نام واحدهای تولیدی متقاضی دریافت تسهیلات با هدف شناسایی و گزینش واحدهای تولیدی متقاضی دریافت تسهیلات راه اندازی شد که از عملکرد مناسبی در خصوص تأمین مالی این واحدها برخوردار بوده است. تمرکز بر تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی و نیز حمایت از بنگاه های کوچک و متوسط نقش مؤثری در بهبود عملکرد فعالیت های تولیدی و صنعتی در سال ۱۳۹۵ داشته است. اجرای سیاست حمایت نظام بانکی از تأمین مالی بنگاه های کوچک و متوسط در سال ۱۳۹۶ نیز تداوم یافته و مقرر شده است مبلغ ۳۰۰ هزار میلیارد ریال تسهیلات برای تأمین سرمایه در گردش، تکمیل طرح های با پیشرفت فیزیکی بالای ۶۰ درصد و بازسازی و نوسازی واحدهایی که از توجیه فنی، مالی و اقتصادی لازم برخوردارند، اختصاص یابد. در حوزه سیاست های ارزی، بانک مرکزی بر حفظ ثبات بازار در چارچوب تحولات متغیرهای بنیادین تعیین کننده نرخ ارز متمرکز بوده است. البته، به رغم ثبات مناسب بازار ارز در هشت ماهه نخست سال ۱۳۹۵، در آذر و دی ماه این سال به دنبال عواملی نظیر تقویت دلار در مقابل ارزهای دیگر، افزایش تقاضای ارز مسافری، پویایی های عرضه ارز از سوی صادرکنندگان، انتظارات شکل گرفته در خصوص نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و نیز بروز برخی فعالیت های سفته بازی، نرخ دلار در بازار آزاد افزایش یافت؛ ولی به دلیل ماهیت روانی نوسانات یادشده، روند اصلاحی نرخ ارز از اوایل ...

ادامه مطلب  

نشان های رشد پایه پولی در سال 95 و تداوم آن در سال 96  

درخواست حذف این مطلب
هرچند بسیاری از صاحب نظران معتقدند که مبنای رشد نقدینگی در 3 سال اخیر متاثر از رشد ضریب فزاینده و تکاثر پولی بوده و به خاطر رشد کمتر پایه پولی نسبت به ضریب فزاینده نباید نگران رشد تورم باشیم اما در عین حال برخی کارشناسان نسبت به رشد نقدینگی به 1200 هزار میلیارد تومان و افزایش تورم در سال 96 هشدار داده اند.اقتصادگردان- به گزارش«تعادل» ضریب فزایند اکنون به عدد 7 نزدیک شده و از عدد 4 در سال 91 به عدد 6.95 رسیده و حدود 3واحد رشد کرده است. بر این اساس رشد نقدینگی با توجه به کم شدن رشد پایه پولی نمی تواند نگران کننده و عامل رشد تورم باشد و دلیل ای ...

ادامه مطلب  

هزینه جاری دولت سر به فلک کشید بودجه عمرانی تقریباً هیچ  

درخواست حذف این مطلب
براساس گزارش بانک مرکزی در 10 ماهه سال 95هزینه های مصرفی و جاری دولت 157 هزار و 800 میلیارد تومان بوده اما بودجه عمرانی تنها 16 هزار و 650 میلیارد تومان بوده این در حالی است که حقوق های نجومی و ریخت و پاش های غیر ضروری در دولت به شدت هزینه بیهوده مصرفی را رشد داده و در مقابل در دوره رکود به اشتباه از هزینه های عمرانی به شدت کاسته شده است. نسبت تملک دارایی های سرمایه ای به پرداخت های هزینه ای در 10 ماهه امسال و سه سال گذشته به پایین ترین حد رسیده و تراز عملیاتی بودجه هم از منفی 47 هزار میلیارد مصوب به منفی 59 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است. طبق آخرین آما ...

ادامه مطلب  

طبقه متوسط مدام حاکمیت را غافلگیر کرده است  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدابراهیم اصغرزاده زمانی پرچمدار شعار «مرگ بر آمریکا» بود و از طراحان تسخیر سفارت آمریکا و از همرزمان معصومه ابتکار در سال 58 به شمار می رفت. اما به هر روی گذر زمان و حوادث روزگار یا دلایلی دیگر، موجب شد تا دیپلماسی را به انقلابی گری ارجح بداند و مذاکره و گفتگو را برگزیند. او این روزها در شمار تئوریسین های مطرح جریان اصلاحات به شمار می آید و آراء و تحلیل هایش در رسانه های درون مرزی و فرامرزی مورد توجه قرار می گیرد.گفتگوی پیش روی تان تحلیلی است بر حوادث و رویدادهایی که در بهار96 در سپهر سیاسی ایران رخ داده است؛ از انتخابات ریاست جمهوری بیست و نهم اردیبهشت ماه، پیروزی قاطعانه اصلاح طلبان در شورای شهر تهران و هت تریک شکست های اصولگرایان گرفته تا تحریم قطر توسط کشورهای عربی و وقوع حوادث تروریستی در مجلس شورای اسلامی و حرم امام(ره).در یک بعدازظهر گرم در ماه رمضان به دفتر دکتر ابراهیم اصغرزاده، عضو دوره اول شورای شهر تهران، نماینده مجلس سوم و روزنامه نگار رفتیم و با او به گفتگو نشستیم. متن ذیل مشروح تحلیل های دکتر اصغرزاده است که در ادامه می خوانید:به نظر شما هدف تروریست ها در عملیات اخیر که منجر به شهادت و جراحت تعدادی از هموطنان عزیزمان شد، چه بود؟ تحلیل شما از زمان و دامنه این حمله ناجوانمردانه به تهران چیست؟صرف نظر از آنکه هدف چه نهاد یا چه اشخاصی باشد هر عملیات تروریستی که از خارج مرز علیه اهالی داخل یک کشور سازماندهی و هدایت شود تهاجم علیه کشور هدف تلقی می شود. در این مورد خاص هم ضربه به منافع ایران آن هم با حمله به نقاطی مهم و حیثیتی در مرکز کشور بوده است. هدف، قبل از هر چیز بی ثباتی و ناامن سازی اوضاع کشوری است که مردم صلح دوست آن دیرزمانی است اهداف عدالت جویانه و آزادیخواهانه خود را در تلاش های مسالمت جویانه و به دور از هرگونه قهر و خشونت دنبال می کنند. مردمی که در انتخابات اخیر شگفتی آفریدند و با هوشمندی سیاست های تندروانه را به حاشیه راندند. چهار سال پیش هم مردم دولتی اعتدالگرا و میانه رو را به قدرت رساندند.دولت روحانی در طول 4 سال گذشته با دستیابی به توافق برجام توانست زمینه را برای حضور دیپلماتیک و اقتصادی بیشتر ایران در عرصه بین المللی مهیا سازد و راه را برای بازیگری و حضور موثر در منطقه خاورمیانه که سالهاست خاور خون و جنون شده است فراهم ساخت. خب باید هم ایران از جنایاتی نظیر آنچه در پاریس، لندن، منچستر و کابل اتفاق افتاد بی نصیب نماند. تردید نکنید یکی از اهداف طراحان این جنایت تحمیل فضای امنیتی و ایجاد زمینه های رشد افراط گری و رادیکالیسم است. اگر یادتان نرفته باشد همزمان باخیزش بهار عربی که پایه حکومت های پوسیده پادشاهی و نظام های قبیله ای در جهان عرب لرزید خشونت داعشی اوج گرفت و اتفاقا متوجه کشورهایی شد که در سیستم سیاسی خود نظام پارلمانی را تجربه کرده بودند. حالا نیز از زاویه ای دیگر بهار ترامپیسم طلوع کرده که چیزی جز دمیدن بر آتش بحران منطقه ای نیست.اینجا هم می توان گفت که مرکز فرماندهی تروریسم تکفیری، بیش از هر چیز جنبش دموکراسی خواهانه و صلح طلبانه ملت ایران را هدف قرارداده است. تردید نکنیم داعش، القاعده، طالبان، بوکوحرام، جبهه النصره، وهابیت و دیگر جریان های افراطی جهان اسلام بیش از هر چیز از نظام های مبتنی بر پارلمان و تحولات دموکراتیک که بستر رشد تروریسم را می خشکاند وحشت دارند. انتخابات شگفتی ساز اخیر ایران و تعلق خاطر طبقات متوسط و میانی ایران به استمرار سیاست اعتدالی و تعاملی دولت روحانی هدف اصلی تروریست ها بوده است. شکست های اخیر داعش و خلافت اسلامی ابوبکر بغدادی در موصل و رقه هم تلاش آنها را برای کشاندن ترور و تخریب به داخل ایران تشدید کرده است. با این حال به نظرم عربستان نخواهد توانست رضایت خود را از جهت گیری داعش به سوی اهدافی در ایران پنهان کند.به نظر شما سهم عربستان در فاجعه تروریستی تهران چه میزان است؟به یاد بیاوریم وقتی که رئیس جمهور شریر آمریکا، بوش پسر، ایران را رسما به عنوان محور شرارت نامید چه هزینه گزافی را بر دوش اقتصاد ایران و تغییر ترتیبات امنیتی منطقه گذاشت. حالا این کازینودار آمریکایی، دونالد ترامپ هم با تحمیل نظم موردنظر خود قصد دارد منطقه را به دوران گماشتن ژاندارم و تجارت اسلحه و نفت برگرداند. در این نظم ترامپی، عملا ملت ایران به عنوان آماج مورد تهاجم و فشار و تحریم قرارمی گیرد و امنیت منطقه بر دوش عربستان گذاشته می شود و در پیمان به اصطلاح ضدتروریستی با حضور ترامپ ده ها کشور اسلامی و عربی شرکت کننده دست به تشکیل ناتوی عربی- اسلامی به رهبری عربستان می زنند. معاهده سنگین تسلیحاتی و تجاری میان عربستان و آمریکا منعقد می شود. بحران اخیر بین عربستان و قطر و محاصره زمینی، هوایی و دریایی قطر نیز چون در سیاست منطقه ای چشم و گوش بسته از ریاض پیروی نکرده است را باید تنها یکی از اولین ثمرات آن دانست.چندی پیش بنا به اعلام رسمی نایب ولیعهد و وزیر جنگ آن کشور که گفت عربستان جنگ را به داخل ایران خواهد کشاند، بنابراین به نظر می رسد ریاض از قبل مسئولیت هرگونه اقدام تروریستی در خاک ایران را پذیرفته است. از سوی دیگر داعشی که از دامان تفاسیر جهادی و تکفیری مفتی های وهابی زاده شد و رشد کرد حالا درحال از دست دادن دو مقر اصلی خلافت خود در موصل و رقه است، پس بهتر است با دادن برد بین المللی به عملیات، مخصوصا هدایت آن به داخل ایران از پیامدهای شکست و افت روحیه حامیان خود جلوگیری کند. نظم نوین منطقه ای ترامپ به صورت هوشمندانه ای ناتوی عربی ضدتروریسم را برای جلب حمایت سنی مذهبان متعصب به سمت شکاف شیعی - سنی و بهره برداری از آن شیفت می دهد. از این رو اصلاح طلبان و حامیان دولت روحانی باید متوجه وظیفه مبرم خود در نیفتادن به تله ای که نظم ترامپی پیش پای ما پهن کرده، دارند.تقویت وحدت و همبستگی ملی که به زیبایی در پیام مولوی عبدالحمید بیان شد و ارتقای عناصر وحدت بخش میان تمامی اقوام، اقلیت ها، و نژادها ضرورت تام دارد. نیروهای حزب اللهی و افسران جنگ نرم نیز بهتر است به جای تمرکز بر مقصرنمایی دولت روحانی و ربط دادن حوادث اخیر به سیاست های دولت از فضای انتخابات خارج شوند. اصولگرایان منتقد دولت نیز بهتر است از حجم خشم و نفرت خود در نقد دولت بکاهند و به جای فشل سازی دولت و ناامیدکردن بدنه اجتماعی هوادار روحانی اجازه ندهند یاس و نگرانی بر فضای جامعه مستولی شود و با دقت و مسئولانه تر از گذشته موقعیت حساس منطقه را رصد کند. اکنون روس ها نیز با زیرکی، دم از برتری نظامی ایران در جنگ با عربستان می زنند و بروز هرگونه خطای محاسبه در منطقه و برافروختن آتش نزاع و تشجیع و ترغیب ایران به زورآزمایی نظامی اشتباه مهلک است. همه باید خویشتن داری کنند و با تقویت دیپلماسی منطقه ای آب بر این کینه و نفرت خانمانسوز بریزند.برندگان این خطای محاسبه قطعا روسیه، آمریکا، اسرائیل و بازندگان آن، مردم مسلمان ایران و عربستان و سایر اعراب منطقه و گسترش جنگ های بی پایان نژادی و مذهبی خواهد بود.ایران باتجربه گرانسنگ مردم سالاری در شرایط رشد و ثبات اقتصادی قرارگرفته و اگر این ثبات با نزاع های منطقه ای هر چند کوتاه به هم بخورد، دیگر بازگرداندن آن به شرایط نرمال به این سادگی ها میسر نخواهد شد.تا پیش از برگزاری انتخابات برآوردهای مختلفی از میزان رای حسن روحانی می شد. در 2 الی 3 روز مانده به برگزاری انتخابات، برخی اصولگرایان از جمله عزت الله ضرغامی و محسن رضایی از پیروزی ابراهیم رئیسی خبر می دادند. آیا واقعا او از روحانی پیش افتاد و ساعات پایانی اتفاق خاصی رخ داد؟ یا اینکه اظهارات اصولگرایان را می توان صرفاً عملیات روانی رقیب تلقی کرد؟ببینید هیچ انتخاباتی در خلا برگزار نمی شود. برای درک واقعی تر تاثیر و نتایج انتخابات باید بستر فرآیندهای تاریخی و طولانی مدت را در نظرگرفت. باید به نقش واقعی نیروها، طبقات اجتماعی و مکانیزم های نهفته زیر پوست جامعه اهمیت داد.چیزی که جامعه را بسوی یک انتخاب ساده و سریع می راند فشاری است که معمولا برای تحمیل یک سبک زندگی خاص و مهندسی شده به جامعه وارد می شود که نه تنها موردپسند این بخش از اجتماع نیست بلکه دائما منجر به تحریک و تحقیر او می شود. سبک زندگی برای عموم مردم به خصوص طبقه متوسط بسیار مهم است. مردم از اجبار گریزان و از ریاکاری، دروغ و فساد گروه های قدرتمند مسلط به شدت متنفرند. برداشت اصولگراها این بود که اگر در افکارعمومی از روحانی تصویر یک رئیس جمهور ناتوان و ناکارآمد را ساخت پس آخر هفته روحانی رفته. یا اگر طبقه متوسط و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان دچار عدم قطعیت شوند که روحانی این دفعه هم نخواهد توانست یا نخواهند گذاشت کاری از پیش ببرد پس سرخوردگی و بی اعتمادی نسبت به آینده موجب ریزش آرای روحانی شده و انتخابات به دور دوم خواهد افتاد. آن وقت اصلاح ناپذیری کشور اثبات شده و بیهودگی مرام و اندیشه اصلاح طلبی برای ده، بیست سال دیگر خیال اصولگراها را راحت خواهد کرد.با اینکه به نظر می رسید روحانی عملا در چهار ساله اول ریاست جمهوری یا نخواست یا نتوانست به وعده گشایش فضای امنیتی و سیاسی عمل کند و از این رو جامعه سکوت و قهر با او را پیشه کرد، اما هفته آخر تبلیغات و از مناظره سوم که دست از دفاع منفعلانه از وضع موجود برداشت و برخی خطوط قرمز فرضی را کنار گذاشت، توانست رادار خودش را با طول موج طبقه متوسط و حاشیه نشینان سیاسی و فرهنگی تنظیم کند. اکثریت مردم هم تصمیم گرفتند تمام قد از او حمایت و وعده هایش را باور کنند. البته کسی در جریان انتخابات قطبی شده برای کاندیدای خود صورت حساب نمی فرستد، ولی نهایتا در عمل انتخاب مردم از فرمولی خطی و یک مجهولی تبعیت می کند، زیرا مردم خودشان به قوه ابتکار خود دست به ساده سازی مناسبات سیاسی می زنند و از این ساده سازی با استفاده گزینشی از برخی پدیده های اجتماعی و تاریخی به دلیل انتشار یک پیام ساده که خصلت اعتراضی و نفی وضعیت وجود دارد، استقبال می کنند. مثلا مانند پیامی که شعار ایران برای ایرانیان می دهد یا تصویری که از پیروزی رقیب و افتادن کشور به ورطه فلاکت و جنگ در ذهنیت جامعه می نشیند.در اینکه انتخابات ریاست جمهوری یک پدیده منحصربفرد بود، کسی شکی ندارد، اصولگرایان در آن شکست خوردند. این شکست زنجیره شکست های قبلی آنها را نیز تکمیل کرد، زیرا به نظرم نتوانستند از اتفاقات گذشته به خوبی درس بگیرند. فاجعه آمیزتر فرار آنها به جلو بود آن هم با پیش کشیدن بحث نخ نما شده تقلب و تمییز آرای مردم به سیاه و سفید یا حلال و حرام. مثالی بزنم حتما اسطوره سیزیف را شنیده اید. فرزند زیرک یکی از خدایان یونانی که راز خدایان را برملا کرد و محکوم شد تخته سنگی را هر روز از پایین کوهی به بالا ببرد و چون به نزدیک قله می رسید سنگ از دستش رها می شد و به پایین کوه می غلتید و هر باره روز از نو، روزی از نو. تسلسلی سخت و سراسر مشقت. به نظر می رسد لااقل بخشی از اصولگرایان به رنجی سیزیف وار مبتلا شده اند.پس از فروپاشی شوروی جریان راست سنتی دل نگران از فروپاشی به دامان بنیادگرایی غلتید و به تفسیری وارونه از انقلاب اسلامی پناه برد که از سنت دور شده و به شدت نگاه ایدئولوژیک زده پیدا می کرد. نگاه ایدئولوژیک که مانند یک بسته قرار بود نسخه شفابخش تمام بن بست های اجتماعی و باطل السحر تمام معضلات فرهنگی و اقتصادی باشد. جریان چپ اما به این باور رسید که باید از فروپاشی شوروی درس گرفت، تغییر و تحولات زیرپوستی جامعه را پذیرفت و با اصلاح و رفرم به نوسازی و افزودن ظرفیت های جدید آن پرداخت. وقتی به دوم خرداد 76 رسیدیم این نگاه جواب داد. از آن زمان تا حالا یعنی 20 سال است که این دو جریان سیاسی در مقابل هم آرایش می گیرند، همیشه این جریان اصلاح طلب بوده است که با ابتکارعمل و انتخاب تاکتیک های مناسب دست بالا را داشته و توانسته حتی از درونی ترین لایه های جریان اصولگرایی یارگیری کند. از جمله خود آقای روحانی که از میان جامعه روحانیت مبارز برخاسته بود.این توهم و آن خطای دید برخی اصولگراها که گفتید از آنجا ناشی می شد که آنها از تحولات زیرپوستی جامعه غافل بودند و از همراهی با جامعه در حال گذار و تحول طلب عقب می ماندند به خصوص طبقه متوسط که دائما در این سال ها جریان حاکم را غافلگیر کرده است. اصلاح طلبان همیشه سعی می کنند از تحولات روزمره اندکی ارتفاع بگیرند و با فاصله بیشتری روندها را کشف کنند.اصولگرایانی که تصور می کردند با پایان عمر دولت اصلاحات و حذف اصلاح طلبان با فیلتر نظارت استصوابی برای همیشه آنان را از قدرت سیاسی طرد کرده اند دریافتند که اصلاح طلبان بر جنبش های زیرپوستی جامعه سوارند و با انتقال مرکز ثقل گفتاری به میانه طیف و حمایت از روحانی عملگرا و البته «اعتدالگرا» و با انعطاف گفتمانی راه مانور خود را به خوبی بلدند. پیروزی قدرتمندانه روحانی و پیروزی اصلاح طلبان در شوراهای شهر و روستا به جان گرفتن دوباره آنان در عرصه سیاسی کشور منجر خواهد شد. غیرقابل انکار است که با ایستادگی جامعه مدنی و استفاده از مکانیزم صندوق رای، مردم توانسته اند با اراده خود تندروهای بنیادگرا را عقب برانند.آقای دکتر! چه کسانی در انتخابات 96 به آقای روحانی رای دادند؟به نظرم باید ببینیم چه کسانی به روحانی رای ندادند، چون کسانی که به روحانی رای دادند شامل طیف وسیعی از آرای سلبی تا آرای ایجابی می شود که عمدتا نگران آینده مملکت و توسعه کشورند و منافع ملی را بر منافع گروهی و شخصی ترجیح می دهند. به نظر می رسد هواداران روحانی شعارهای او در پیوستن و همسویی با جامعه جهانی را باور کرده و در تعمیق و تثبیت برجام و دستاوردهایش تردید به خود راه نمی دهند. به نظر می رسد آرای روحانی از یک همگنی برخوردار است. یعنی اینطور نیست که طبقات تنگدست یا طبقات نابرخوردار و محروم تر تماما آرائشان به کیسه اصولگرایان ریخته شده باشد. چیزی که در این میان حائز اهمیت به نظر می رسد، آن است که این بلوک رای، از صحنه اجتماعی قابل حذف نیست و چیزی حدود 60 درصد جامعه را تشکیل می دهد.ارزش هایش، ارزش های مدرن است و ارزش هایی که طبقه متوسط آن را مطالبه می کند شخص محور هم نیست. یعنی اگر آقای روحانی هم نباشد و شخص دیگری باشد که حامل ژن آزادیخواهی و صلح دوستی باشد به او رای می داد. اینگونه نیست که حالا پس از انتخابات این موج بخوابد یا از بین برود، بلکه با زندگی روزانه مردم عجین شده است. موجی که با سخن روحانی وقتی گفت که اگر من رای قابل قبولی به دست آورم تحریم های غیرهسته ای را هم بر می دارم، بلند شد و بعید می دانم پس از تهدیدات ترامپ به تحریم بیشتر و پس از تروریسم کور حمله اخیر به تهران فرو بنشیند. اما در طبقه بندی کسانی که به روحانی رای ندادند به نظرم رفتار انتخاباتی سه بلوک قابل مطالعه است.نخستین بلوک رای متعلق به کسانی است که اساسا به هر دلیل از مشارکت امتناع ورزیدند پای صندوق نیامدند و اگر هم آمدند رای خود را باطل کردند و در صندوق انداختند. بخشی از این آرا رای تحریمی ها و قهرکرده هاست؛ چه از دولت آقای روحانی چه از اصلاح طلبان و چه از اصولگرایان. یعنی متاسفانه کسانی که به هر علت انتخابات را غیرموثر می دانند. بخشی از این آرا دچار سرخوردگی اند. بخشی هم امتناع خود از مشارکت را بخشی از مبارزه و اعتراض فعال می شناسند. عده ای هم تنبلی کردند و ترجیح دادند عطای انتخابات را به لقایش ببخشند. گروهی از لایه های تنگدست تر، گروهی که در حاشیه اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرند و دسته ای هم که جزء طرفداران احمدی نژاد به شمار می روند در بلوک اول می گنجند. سهم این بلوک حداکثر 15 میلیون از 56 میلیون واجدان رای است.دومین بلوک متعلق به سبد آرای اصولگرایان است که حدود 16 میلیون رای را جذب کردند و توانستند به انسجام قابل قبولی پشت سر ابراهیم رییسی دست پیدا کنند. آرای بلوک دوم در نگاهی عمیق تر به چند شعبه تقسیم می شود که مهم ترینش متعلق به محافظه کاران سنتی و جناح راست دین محور است. آرای اینها در بهترین حالت به سقف7 یا 8میلیون می رسد. البته سالهاست که انتخابات در ایران از حالت ایدئولوژی زدگی و تکلیف محوری خارج شده و مردم به آن به عنوان یک حق برای تعیین سرنوشت خود نگاه می کنند.بخش هایی از آرای ریخته شده به سبد اصولگراها متاثر از تاکتیک های تبلیغاتی آنها در جذب گروه های حاشیه نشین جغرافیایی و اقتصادی با طرح افزایش میزان یارانه هاست. یکی از نکات ظریف این انتخابات طرح شعارهای معیشتی از سوی محافظه کارترین و راست ترین ضلع اصولگرایی برای برقراری رابطه و جذب فقیرترین و تنگدست ترین لایه های اجتماعی است که معمولا به رویاهای پوپولیستی دل می بندند. تاکتیک تبلیغاتی دیگری که در میان اصولگرایان دیده شد، استفاده از چهره ها و سلبریتی های عجیب مثل تتلو خواننده رپ بود. شخصیتی که با تی شرت نما در حالیکه تمام بازوانش خالکوبی و نمایان است مقابل کاندیدای اصولگرا می نشیند. البته اگر این تاکتیک منجر به انعطاف بیشتر محافظه کاران در تحمل سبک های زندگی این قبیل افراد شود در نوع خود تحولی است، خب اگر اصولگرایان این قدر منعطف شده اند که می توانند تتلو را تحمل کنند، بنابراین به طریق اولی می توانند موسیقی فاخر و هنرهای بهداشتی تر را نیز تحمل کنند.با این حال، من معتقدم نباید به اصولگرایان سهمی بیش از 10درصد رای دهندگان اختصاص دهیم. 60درصد هم برای اصلاح طلبان و تحول خواهان، در این بین هم 30درصدی باقی می ماند که این 30درصد هم تماشاگران هستند با همان ترکیبی که قبلا گفتم.پس از اعلام نتایج انتخابات اصولگرایان مدام از تخلفات گسترده سخن گفته اند و آرای مردم را به حلال و حرام تقسیم کرده اند. چرا این جریان سیاسی پس از رای نیاوردن اینگونه واکنش نشان می دهد؟انتخابات ۲۹ اردیبهشت در نوع خود نقطه عطفی تاریخی است برای بیان یک «نه» بزرگ به بازگشت به دوره پسرفت احمدی نژادی و رای اعتمادی است به امید به آینده بهتر. در رفتار انتخاباتی مردم، آزادیخواهی و توجه به سبک زندگی آزادانه تر، مدرن تر و صلح دوستی موج می زند. حوادث تروریستی اخیر نیز همین وضعیت را نشانه گرفته است. متاسفانه بعضی با فرار رو به جلو و برای کاهش از بار اشتباهات خود در بدعت کم نظیری سعی کردند آرای مردم را به حلال و حرام تجزیه کنند؛ به خیال خودشان خواسته اند حالا که نتیجه مشخص شده، پیامد و اثر انتخابات را مهندسی کنند.این فرار به جلو نشان از همان انسداد باب درس آموزی اصولگرایان دارد. در انتخابات 94 هم وقتی لیست امید به طور کامل پیروز شد به ...

ادامه مطلب  

خطری بزرگری به نام افزایش سرسام آور نقدینگی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش تراز ، این نقدینگی وارد چرخه اقتصاد و معاملات اقتصادی نشده و سپرده های سرمایه گذاری بانک ها فریز شده بود که اصلی ترین دلیل فریز شدن این سپرده ها نیز همان نرخ بهره بالا است. درحال حاضر با انبوهی از نقدینگی که اگر وارد بازارهای کاذب شود بحران زا خواهد بود رو به رو هستیم. بی شک اگر این حجم عظیم نقدینگی وارد بازارهای ارز، طلا، مسکن و... شود سیلی خانمان برانداز ایجاد می کند که از تبعات جانبی آن می توان به افزایش سرسام آور تورم اشاره کرد.دولت حسن روحانی در حالی روی کار آمد که با نقدینگی ۴۳۵ هزار میلیارد تومانی مواجه بود و این را در طول چهار سال تا بیش از دوبرابر افزایش داد. همین موضوع باعث نگرانی تعداد زیادی از کارشناسان اقتصادی شده است. باید توجه داشت که افزایش رشد نقدینگی موضوع بسیاری حیاتی برای اقتصاد کشور است.روحانی با اشاره به سیاست های غلط بانک مرکزی در سال ۹۲ به رسانه ها گفت : ریشه افزایش نقدینگی امروز را باید در سیاست گذاری های غلط سال ۹۲ جستجو کرد. زمانی که نرخ تورم در سال ۹۲ کاهش یافته و از حدود ۳۵ درصد به ۱۵ درصد و سپس به زیر ده درصد رسید نرخ سود بانکی همچنان بالا ماند و در حالی که نرخ تورم به زیر ده درصد کاهش یافته بود میانگین نرخ بهره بین ۲۰ تا ۲۳ درصد بود. وی در ادامه افزود: رویه نرخ بهره بالای بانکی و کاهش تورم در سال های اخیر همچنان ادامه داشت. از سوی دیگر به دلیل نرخ بهره بالا، تولید در رکود عمیقی فرو رفت به نحوی که سود وسوسه کننده بانک ها مانع هر گونه سرمایه گذاری وحرکت به سوی تولید بود بنابراین سیاست های غلط پولی و بانکی به عاملی در راستای تشدید رکود مبدل شد. این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: از حدود سال ۹۲ با این پدیده مواجه هستیم که نرخ بهره حقیقی بسیار بالا است که این نرخ از یک طرف رکود را تشدید کرده و از طرف دیگر تورم را پایین نگه می دارد اگر همین دو مساله تبعات خاصی بر سایر حوزه های اقتصاد نگذاشته و ما می توانستیم به آرامی از رکود خارج شویم و نرخ تورم هم کاهش می یافت قادر به حل بحران های اقتصادی و خارج کردن اقتصاد کشور از بحران بودیم در حالی که مساله مهم تر از تورم و رکود، این است که نرخ بهره حقیقی بالا منجر به افزایش نقدینگی شد. در واقع وقتی نرخ بهره بالاست یعنی سرعت رشد سپرده ها به اندازه نرخ بهره بالا بوده و چون بهره به سپرده ها پرداخت می شود اگر سال گذشته مثلا حجم سپرده های ما ۱۰۰۰ واحد بوده ونرخ بهره ۲۰ درصد بوده است در پایان سال ما ۱۲۰۰ واحد سپرده داریم و حجم نقدینگی ما ۲۰ درصد رشد داشته است.این کارشناس پولی - مالی با بیان اینکه عدم افزایش دارایی بانک ها به معنای ورشکستگی آنهاست به قدس آنلاین گفت: نرخ بهره بالا علاوه بر اینکه نقدینگی را افزایش داد منجر به افزایش بدهی بانک ها می شود چرا که دارایی بانک ها به این میزان افزایش نیافته و این مساله در واقع به معنای ورشکستگی ن ...

ادامه مطلب  

رقابت دو رقیب در مناطق مرزی  

درخواست حذف این مطلب
در گزارشی که با عنوان «آنالیز آماری رای روحانی و رقیب در5 استان» در شماره روز گذشته روزنامه «دنیای اقتصاد» منتشر شد، به بررسی نتایج انتخابات ریاست جمهوری در استان تهران، سمنان، خراسان شمالی، رضوی و جنوبی پرداختیم؛ گزارشی که در کنار گزارش پیش رو، نشان می دهد از میان 12 استان مرزی کشور (مرز خاکی)، نام حسن روحانی در 9 استان به عنوان پیروز از صندوق ها بیرون آمد و تنها استان های سه گانه خراسان (رضوی، شمالی و جنوبی) بیشترین رای خود را در انتخابات اخیر به ابراهیم رئیسی، رقیب اصولگرای روحانی دادند. همچنین این بررسی نشان می دهد 3 استان مرزی کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به صورت یکپارچه در همه شهرها بیشترین رای را به روحانی داده اند.سیستان و بلوچستانبررسی ما از آمار انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد استان سیستان و بلوچستان به رغم محرومیت بسیار و مشکلات فراوان به تداوم ریاست جمهوری حسن روحانی در دولت دوازدهم رای داده است. گواه این مدعا، رای 73 درصدی مردم این استان به حسن روحانی در انتخابات اخیر است. در این بررسی ها نکات جالب توجهی وجود دارد؛ آنکه از میان مرزی ترین شهرهای این استان مرزی، تنها در زابل با جمعیت رای دهندگان 79 هزار و 521 نفری، ابراهیم رئیسی توانست 5/ 64درصد آرا مردم این شهر را به دست آورد. با این حال 2/ 34 درصد مردم این شهر به روحانی رای داده اند و مقایسه این ارقام از پیش بودن 3/ 30درصدی رئیسی حکایت دارد.روحانی غیر از شهر زابل، در سایر شهرهای مرزی ازجمله زاهدان، ایرانشهر، خاش، سراوان و سرباز پیروز میدان بوده است. او در زاهدان که شهری با 288 هزار و 282 نفر در آن رای داده اند، با کسب 8/ 61 درصد آرا، بر رئیسی که 3/ 37درصد آرا را به دست آورد، پیروز شد. ایرانشهر، دیگر شهر مرزی و پرجمعیت سیستان نیز با رای 6/ 84 درصدی به روحانی در مقابل رای 3/ 14 درصدی رئیسی، رکورد جالبی را ثبت کرد. تفاوت آرای این دو رقیب در ایرانشهر، 3/ 70 درصد است. آرای ثبت شده در چابهار هم به عنوان یکی از شهرهای پرجمعیت سیستان، 7/ 87 درصد مردم این شهر نام حسن روحانی را بر برگه رای نوشتند و این در حالی است که ابراهیم رئیسی تنها 6/ 11 درصد آرا در این شهر را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی و رئیسی در چابهار 1/ 76 درصد است؛ رقمی که بسیار معنادار تلقی می شود. به طور کلی از میان شهرهای 19گانه استان سیستان و بلوچستان، تنها 5 شهر هامون، نیمروز، زهک، دلگان و زابل بیشترین رای خود را به نام رئیسی به صندوق انداختند.کردستانشهرهای کردستان اما به صورت یکپارچه روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند؛ بررسی آرای کردستانی ها در انتخابات 96 نشان می دهد به صورت کلی، روحانی در این استان موفق به کسب 8/ 72 درصد آرا شد. فاصله رای او با ابراهیم رئیسی در این استان حدود 49درصد است. در این استان مرزی حتی یک شهر نیست که نام ابراهیم رئیسی حائز بیشترین آرا شده باشد. توجه به این نکته لازم است که روحانی در شهرهای مرزی مریوان و بانه با فاصله معناداری از رقیب اصولگرایش پیروز شده؛ بررسی ما نشان می دهد روحانی در مریوان با کسب حدود 78درصد آرا نسبت به رای 8/ 19 درصدی رئیسی، پیروز شد. روحانی همچنین توانست رای حدود 82 درصد رای دهندگان سقزی را به دست آورد. او در این شهر با فاصله 67 درصدی، بر رئیسی پیروز شد. از سوی دیگر، سنندجی ها به عنوان ساکنان مرکز استان کردستان، با رای 2/ 77 درصدی به روحانی او را برای ریاست جمهوری برگزیدند. مهم ترین رقیب روحانی یعنی رئیسی در سنندج تنها 3/ 19 درصد آرا را به دست آورد و این ارقام از فاصله حدود 58 درصدی آرای او از روحانی حکایت دارد.کرمانشاهرای یکپارچه به روحانی در استان کرمانشاه هم تکرار شد. در هیچ شهری از کرمانشاه رئیسی موفق به پیشی گرفتن از روحانی نشده است. بر اساس بررسی صورت گرفته، 1/ 68 درصد رای دهندگان کرمانشاهی انتخاب حسن روحانی را در این دور از انتخابات ترجیح داده اند. رئیسی در این استان 5/ 30 درصد آرا را به دست آورده و این ارقام فاصله آرای این دو رقیب در استان کرمانشاه را 6/ 37درصد نشان می دهد. جزئیات بیشتر نتایج انتخابات در این استان نشان می دهد روحانی در شهر مرزی پاوه 8/ 83 درصد آرا، در قصرشیرین 1/ 77 درصد و در سر پل ذهاب 6/ 72 درصد آرا را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی با رئیسی در این سه شهر مرزی به ترتیب، حدود 69 درصد، 55 درصد و 3/ 46درصد بوده است. همچنین 5/ 67 درصد مردم شهر کرمانشاه هم روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند.خوزستانبا این همه، نتایج استان خوزستان در جزئیات اندکی متفاوت است. گرچه روحانی در کل این استان توانست 4/ 55 درصد آرا را به دست آورد، اما در شهرهای مرزی این استان توفیق بیشتر با رئیسی بوده است. از میان مهم ترین شهرهای مرزی خوزستان ازجمله خرمشهر، آبادان، اهواز، هویزه و دشت آزادگان، روحانی تنها در دو شهر پیروز شد؛ دو شهر اهواز و آبادان که از سایرین پرجمعیت ترند. اهواز با بیش از نیم میلیون نفر رای دهنده، 1/ 64 درصد آرایش به روحانی اختصاص یافته و آرای رئیسی در این شهر 9/ 33 درصد است؛ فاصله ای بیش از 30 درصد. آرای مردم آبادان هم که 128 هزار و 324 نفر از آنها در انتخ ...

ادامه مطلب  

هزینه جاری دولت سر به فلک بودجه عمرانی تقریباً هیچ  

درخواست حذف این مطلب
براساس گزارش بانک مرکزی در 10 ماهه سال 95هزینه های مصرفی و جاری دولت 157 هزار و 800 میلیارد تومان بوده اما... روزنامه جوان: براساس گزارش بانک مرکزی در 10 ماهه سال 95هزینه های مصرفی و جاری دولت 157 هزار و 800 میلیارد تومان بوده اما بودجه عمرانی تنها 16 هزار و 650 میلیارد تومان بوده این در حالی است که حقوق های نجومی و ریخت و پاش های غیر ضروری در دولت به شدت هزینه بیهوده مصرفی را رشد داده و در مقابل در دوره رکود به اشتباه از هزینه های عمرانی به شدت کاسته شده است.نسبت تملک دارایی های سرمایه ای به پرداخت های هزینه ای در 10 ماهه امسال و سه سال گذشته به پایین ترین حد ر ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شما در ...

ادامه مطلب  

دولت وعده 51 میلیارد از بودجه 200 میلیاردی سال 95 قرآن را داد  

درخواست حذف این مطلب
حجت الاسلام پژمانفر با اشاره به اینکه 25 میلیارد تومان از بودجه 200 میلیاردی فعالیت های قرآنی در سال 95 تا پایان سال تحقق خواهد یافت گفت: سال 94 نیز 200 میلیارد تصویب شد که فقط 50 میلیارد آن تخفیف خورد و در نهایت تنها 25میلیارد آن تأمین و به صندوق توسعه فعالیت های قرآنی واریز شد. پژمانفر با اشاره به اینکه ما در کمیسیون طی مطالعاتی به این نتیجه رسیده بودیم که فعالیت های قرآنی سالانه 2 هزار میلیارد تومان بودجه نیاز دارد گفت: من نمی دانم سازمان مدیریت کشور با چه توجیهی این رقم را به 200 میلیارد تومان کاهش داد. وی با اشاره به اینکه بودجه معاونت قرآن وزارت ار ...

ادامه مطلب  

تکمیل پارس جنوبی کلید صادرات گاز ایران به منطقه  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایران اکونومیست میزان استخراج گاز ایران در پایان زمستان سال گذشته 8/14 میلیارد فوت مکعب در روز بود ولی از آن زمان تاکنون 4/3 میلیارد فوت مکعب در روز بر سطح تولید افزوده شده و تولید گاز کشور اکنون به 2/18 میلیارد فوت مکعب در روز رسیده است. با به کارگیری فازهای 20 21 17 و 18 سطح تولید تا پایان سال 1395 به 4/19 میلیارد فوت مکعب در روز خواهد رسید و با تکمیل تمام 24 فاز ظرفیت پارس جنوبی مطابق برنامه به 28 میلیارد فوت مکعب در روز برسد.براساس اعلام شرکت ملی نفت سطح تولید کل گاز در سال 2015 روزانه 19 میلیارد فوت مکعب بود و از این میزان 52/11 میلیارد فوت مکعب در روز ...

ادامه مطلب  

477 هزار میلیاردتومان تسهیلات دریازده ماه با رشد 37 درصدی  

درخواست حذف این مطلب
هرماه به طور متوسط 43.4 هزار میلیارد تومان تسهیلات به اقتصاد تزریق شده است 304 هزار میلیارد تومان تسهیلات طی یازده ماه برای سرپا نگه داشتن اقتصاد پرداخت شداقتصاد گردان محسن شمشیری: از 477هزار میلیارد تومان تسهیلات بانک ها د ر 11ماهه اول سال معاد ل 304 هزار میلیارد تومان یعنی 63.7د رصد به سرمایه د ر گرد ش معاد ل 74.97هزار میلیارد تومان یعنی 15.7د رصد به ایجاد و توسعه و تعمیر اختصاص یافته و نشان می دهد که واحد های اقتصاد ی همچنان تشنه نقد ینگی هستند . به عبارت د یگر هر ماه 27هزار و 643میلیارد تومان وام بانکی برای سرپا ماند ن وا ...

ادامه مطلب  

«روحانی» در بن بست رادیکالیزم  

درخواست حذف این مطلب
تحلیل گر مسائل سیاسی گفت: مهمترین پیامد برای روحانی یا هر کسی که دست به رادیکالیسم می زند محدود شدن است و فردی که رفتار رادیکالی از خود نشان می دهد انتخاب های ناگزیر دارد. به گزارش آناج به نقل از مشرق نیوز، پرویز امینی تحلیل گر مسائل سیاسی در مصاحبه ای با روزنامه وطن امروز معتقد است نتایج رفتار رادیکالی، قدرت انتخاب ‏گری کنشگر سیاسی را محدود می کند.گفت وگوی زیر بحثی است پیرامون رادیکالیسم، دلایل شکل گیری و نتایج و پیامدهای سیاسی آن برای اشخاص، گروه ها و جریان های سیاسی که در ادامه می خوانید.جناب آقای امینی! در روزهای پایانی ایام انتخابات تحلیل کوتاهی از رادیکالیسم در رفتار آقای روحانی منتشر کردید. از آنجا که تعریف واحد و مشخصی درباره مفهوم رادیکالیسم در علوم سیاسی وجود ندارد، ابتدا پیرامون چارچوب مفهومی رادیکالیسم صحبت کنیم.درباره رادیکالیسم مساله اول این است که ادبیات موجود عمدتا محدود و آشفته است. برخی رادیکالیسم را تغییرات بنیادی معنی می کنند و برخی دیگر تعبیر به تغییرات سریع دارند، برخی هم رادیکالیسم را مساوی با تندروی و افراط گرایی می دانند. در نظام مفهومی رادیکالیسم را به 2 بخش شکل(روش) و محتوا تقسیم می کنیم تا متوجه شویم رادیکالیسم در چه حوزه ای ظهور و بروز دارد. برای اینکه ما یک سازمان مفهومی داشته باشیم و بعد وارد بحث شویم؛ این تقسیم بندی را مبنا قرار می دهیم.هر محتوا یا نظری را ما اتخاذ کنیم تفکیکی بین نظر ما با دیگران پیدا می شود. گاهی این تفاوت به شکل مخالفت با آن است و ما را در نقطه کاملا مقابل قرار می دهد و گاهی نیز مخالفت نیست، بلکه تفاوت از جنس شدت و ضعف در موضع است. مثلا راستگرایان به عدم مداخله دولت در اقتصاد تاکید دارند و چپگرایان بر دخالت دولت در اقتصاد باور دارند. این تفاوت، یک تفاوت آشکار است اما در بین خود راستگرایان یک طیف از نظرها وجود دارد که در محدوده این عدم مداخله شدت و ضعف در موضع وجود دارد. دولت های لیبرال و نئولیبرال و دولت رفاهی همگی بر عدم مداخله دولت تاکید دارند اما از لحاظ دامنه شدت و ضعف عدم مداخله تفاوت دارند.به همین ترتیب چپ گرایان نیز در مداخله دولت یک طیف را تشکیل می دهند. در این مقوله «موضع حداکثری» یا «موضع حداقلی» نسبت به یک محتوا وجود دارد. درباره روش نیز همینطور است. گاهی ما با کسی مخالفیم ولی با اسلحه این مخالفت را اعمال می کنیم و گاهی این مخالفت را با مراجعه به صندوق رای نشان می دهیم. در واقع نقطه ظهور و بروز رادیکالیسم در روش و محتوا جایی است که در آن روش یا در آن محتوا ما نقطه حداکثری طیف در آن دیدگاه ها باشیم.بنابراین موضع حداکثری در محتوا و روش یک پایه مفهومی در رادیکالیسم است. اما هر موضع حداکثری لزوما به معنای رادیکالیسم نیست. آنچه که دارای بار منفی به لحاظ ارزشی باشد در چارچوب رادیکالیسم قرار می گیرد. مثلا موضع حداکثری در عدالت خواهی به معنای رادیکالیسم نیست. یا مثلا انقلاب که یک موضع حداکثری در تغییر و تحولات اجتماعی است نیز به رادیکالیسم ترجمه نمی شود، چرا که انقلاب دارای بار ارزشی مثبت در جامعه خود است.پس رادیکالیسم برمبنای 2 مساله است؛ اول موضع حداکثری در «محتوا» و «روش داشتن» و دوم «وجود ارزیابی منفی از این حداکثرگرایی». بنابراین به تناسب اینکه چه کسی ارزیابی کننده محتوا باشد، می تواند عنوان رادیکالیسم جابه جا شود.می توان اینگونه تلقی کرد که رادیکالیسم امری نسبی است؟بله! در عمده موارد رادیکالیسم مفهوم مطلقی نیست و پیش فرض ها و ارزش های مجموعه ها و افراد در آن موثر است. مثلا وقتی غربی ها فضای داخلی ایران را با برچسب رادیکالیسم یا میانه رو تقسیم می کنند، یا موضعی که درباره حزب الله لبنان یا حماس دارند، در نسبت نزدیکی یا دوری به خودشان است؛ هرقدر از آنها دور باشید، رادیکال معرفی می شوید، برای همین آنها امام(ره) را رادیکال و تندرو خطاب می کنند چون در نسبت واگرایی کامل با اصول و ارزش های آنها قرار دارد.در فضای داخلی هم می توان دید که جریانی مثل دوم خردادی ها جریانی مثل پایداری را رادیکال می دانند و برعکس؛ اینجا به اصطلاح مفهوم رادیکالیسم بین الاذهانی نیست. مساله مهم زمانی است که این مفهوم در محتوا و روش دارای حالت «بین الاذهانی» است، اصطلاحا «intersubjective» است، یعنی فضای بزرگ تری موضع رادیکالیسم را درمورد خاصی قبول می کنند، به عنوان مثال در عرصه جهانی یک جمع بندی فراگیر و مشترک درباره رادیکالیسم داعش عمومیت یافته است، یا درباره سازمان منافقین یک ارزیابی عمومی در ایران وجود دارد که اینها گروهی رادیکالند. درباره شخص آقای روحانی چطور؟اهمیت بحث رادیکالیسم درباره آقای روحانی در این است که در انتخابات و فضای بعد از آن یک فضای بین الاذهانی درباره وجود رادیکالیسم در رفتار او شکل گرفت. تلقی عمومی این است که مسیر آقای روحانی یک مسیر رادیکال است، یعنی یک موضع حداکثری در روش و محتوا و ارزیابی منفی نسبت به آن موضع حداکثری وجود دارد که بین الاذهانی هم هست، یعنی از اصولگرایان تا آقایان حجاریان، عبدی و الیاس حضرتی و تا روزنامه شرق و حتی کرباسچی راجع به مسیر رادیکال روحانی حرف می زنند، این نشان دهنده یک فضای بین الاذهانی است.زمینه های ظهور و بروز رادیکالیسم در روحانی چیست؟رادیکالیسم در آقای روحانی علل گوناگونی دارد. ابعاد شخصیتی و روانشناختی بخشی از علل رادیکالیسم در وی است. شخصیت آقای روحانی یک «تفرعنی» دارد و این تفرعن او را به سمت این مواضع سوق می دهد، بنابراین آقای روحانی شخصیتی دارد که مخالفت با خودش یا عدم توافق با خودش را نمی تواند بپذیرید. این مسیری که ایشان با منتقدان در طول دولت یازدهم داشت، چه در محتوا و چه در روش یک رادیکالیسم بود که از درون شخصیت فرد بیرون می آید.مساله دوم شرایط روانشناختی پیروزی بعد از انتخابات است که احساس می کند باید هماوردی دوران انتخابات را ادامه دهد و از موضع قدرت با رقیب برخورد کند. مساله سوم این است که رفتار رادیکال برای روحانی در طول انتخابات یک بدنه اجتماعی ایجاد کرده که عمدتا هم از طریق فضای مجازی درک می شود، این موجب می شود روحانی برای اینکه بدنه احساس عقب نشینی در وی نکند، از آن موضع عقب نیاید و می بینیم مواضع رادیکالی که روحانی بعد از انتخابات اتخاذ می کند در آن بدنه برایش حس قهرمانی ایجاد می کند.شما نگاه کنید پیش از انتخابات ایشان آن موضع رادیکال و غیرمنصفانه را درباره جمهوری اسلامی گرفت که «در طول 38 سال فقط اعدام و زندان بلد بودند» یا اینکه «می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند» که این گزاره ها با تشویق جریان رادیکال همراه بود یا این موضع اخیرشان درباره سپاه که حتی حاضر نبود اسم سپاه را بیاورد و گفت «آنها» که موشک زدند.موضع رادیکال روحانی درباره سپاه، آنقدر حداکثری شد که به جای ترساندن داعش از سپاه، فلش را سمت سپاه برگرداند و مردم را از سپاه ترساند. این رادیکالیسم در روحانی آنقدر شدت گرفته است که حتی جایی که امنیت مردم مساله است هم ظهور و بروز دارد و موضعی می گیرد که امنیت را خدشه دار می کند و علیه نهادی موضع می گیرد که برای مردم نماد تأمین امنیت است. امنیت یک کشور برای لیبرال ترین حکومت ها هم خط قرمز است اما رادیکالیسم روحانی باعث شد از این خط قرمز هم عبور کند.یکی از دلایل دیگر این است که روحانی احساس می کند موضع رادیکال برای او یک تجربه موفق محسوب می شود، چون انتخاباتی را که در معرض شکست بود پیروز شد، حالا همان مسیر را ادامه می دهد، چون فکر می کند با رادیکالیسم به قهرمان آن بدنه تبدیل می شود!یکی دیگر از دلایل تداوم رادیکالیسم این هست که روحانی احساس می کند در رادیکالیسم مزیت هایی دارد که محدودیت های او در حوزه اقتصاد و معیشت مردم را پوشش می دهد و می تواند این مسائل را از دغدغه کانونی اجتماع خارج کند. تجربه ای که در انتخابات هم داشت و فضای انتخابات را با رادیکالیسم تغییر داد. یک مسأله ای اینجا وجود دارد، این رادیکالیسم تا کجا می تواند ادامه یابد؟!البته قطع نظر از علل تداوم رادیکالیسم که از منظر روحانی بیان شد، رادیکالیسم قابل تداوم نیست و همین پاشنه آشیل رادیکالیسم است. به دلیل اینکه موضع حداکثری نمی تواند متکی بر واقعیات باشد و در ذهنیت اجتماعی آن موضع حداکثری، دارای پایگاه اقلیت اجتماعی است. همین اقلیت بودن در ذهنیت اجتماعی و واقعیت باعث فروپاشی آن می شود. رادیکالیسم به همین دلیل تاریخ مصرف دارد و در کوتاه مدت جواب می دهد و امکان استمرار یک موضع حداکثری برای میان مدت و بلندمدت وجود ندارد.تجربه ما در دوم خرداد همین است. جناحی که در موضع رادیکالیسم بود، تغییرات بنیادی و ایدئولوژیک را تقاضا داشت و اعلام می کردند اگر به خواسته شان توجه نکنند از حاکمیت خارج می شوند و حکومت باید دربست در اختیارشان باشد؛ فرجام این رادیکالیسم در انتخابات شوراهای سال 81 دیده شد.با وجود عدم نظارت شورای نگهبان، این جریان 2 باخت داشت؛ یکی اینکه مشارکت به پایین ترین سطح ممکن رسید. کل آرای شرکت کنندگان در تهران حدود 500 هزار و خورده ای شد و به حدود یک سوم دوره قبل رسید. همچنین نفر اول این فهرست(تاجزاده) حدود 60 هزار رای در کلانشهر تهران آورد! چون آن رادیکالیسم قابل تداوم نبود، مسیر تغییرات در سیاست شکل گرفت و بعد از آن انتخابات مجلس هفتم بود که با وجود تحصن این جریان کسی برای حمایت آنها به پارلمان نیامد و 10 سال این جریان بازنده مطلق در همه انتخابات ها شد.در حال حاضر هم بخشی از کسانی که به آقای روحانی درباره رادیکالیسم اعتراض می کنند مثل آقای حجاریان خودشان رادیکال های سابق هستند و این تجربه را دارند که رادیکالیسم پایدار نیست.نکته ای را من از حرف شما می فهمم؛ اینکه رادیکالیسم برابر «واقعیت» و «عقلانیت» قرار می گیرد، درست است؟بله! در رادیکالیسم یک موضع حداکثری از یک اقلیت را شاهد هستیم. مثلا این گزاره «38 سال اعدام ...

ادامه مطلب  

آیا روحانی محبوب تر شده است  

درخواست حذف این مطلب
در این یادداشت آمده است: در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، برخی از مخالفان سرسخت روحانی چنان کارنامه دولت وی را تهی و سیاه نشان داده بودند که پیش از همه خود آنها باورشان شده بود که می توانند در این گیر و دار روشنی بخش اذهان عمومی شوند و به نوعی خود را ناجی ملت معرفی کنند.آنها در حالی از کاهش محبوبیت روحانی داد سخن می راندند و میتینگ های مهندسی شده را با چند 10 هزار نفر با آب و تاب خاصی برگزار می کردند که گاهی اوقات حتی برخی از همراهان مردد و دودل روحانی را به شک و تردید می انداختند که مبادا این پایان کار دولت روحانی باشد!طرف صحبت با آنانی است که به قول روحانی در روزهای سخت پاشنه کفش های خود را به طور کامل ور نکشیدند و آستین های خود را در آن روزهای تنگ بالا نزده بودند! در چنین اوضاع و احوالاتی پارادوکس هایی در بین هواداران دو طیف به وجود آمد. یکی از آن تناقضات، پارادوکسی به نام محبوبیت بود!اینکه اگر رقبای روحانی واقعا حامی 96 درصدی ها و متعلق به آن دسته بودند و اگر آن لشکرکشی های عظیم خیابانی واقعیت داشت و مشتی از هزاران خروار بود پس عاقبت کار چرا همه چیز یک هویی برعکس شد! پارادوکس خود ساخته دیگری که منتقدان روحانی به آن دامن زده بودند این بود که اگر روحانی در طول چهار سال دولت یازدهم همانطور که آنان وانمود می کردند ضعیف عمل کرده پس چرا مردم دوباره به وی اعتماد کردند! اما در اینجا یک عامل تعیین کننده همه این گمانه زنی ها و پارادوکس ها را برهم زد، خیزش عظیم حامیان روحانی و هجوم آنها در پای صندوق های رای همه محاسبات را برهم زد تا نه تنها آخر هفته روحانی از پاستور نرفته باشد بلکه او دوباره بر کرسی جمهور تکیه بزند البته با این تفاوت که وی این بار با آرای بیشتری نسبت به دور قبل پاستورنشین می شود. روحانی که در انتخابات دور یازدهم توانسته بود با 18 میلیون و 613 هزار و 329 رای حدود 51درصد آرای مردم را به خود اختصاص دهد، در رقابت های دور دوازدهم ریاست جمهوری موفق شد با 23 میلیون و 549 هزار و 616 رای 57 درصد از کل آرای ماخوذه را به خود اختصاص دهد و برای بار دوم مورد اعتماد قاطبه ملت شریف ایران اسلامی قرار گیرد، نتیجه ای که حکایت از افزایش محبوبیت روحانی نسبت به چهار سال گذشته دارد. بر این اساس روحانی نسبت به دور اول، نزدیک به 5 میلیون رای بیشتر آورده است به عبارت بهتر روحانی در پایان چهار سال عملکرد دولت تدبیر و امید یکبار دیگر خود را در معرض قضاوت مردم قرار داد و نتیجه این داوری نشان داد که نسبت به انتخابات دور قبل 6 درصد بر محبوبیت وی افزوده شده است. این نتیجه کاملا گویای این حقیقت است که برعکس ادعای منتقدان و مخالفان روحانی، وی عملکردی مطلوب و کارنامه ای موفق در دوره اول ریاست جمهوری خود داشته است. چیزی که باعث عصبانیت برخی از چهره های تندرو شده است و ما خروجی آن را در فاصله کمتر از یک ماه از انتخابات ریاست جمهوری و رای 24 میلیونی مردم به حسن روحانی به نظاره نشستیم. جایی که در حاشیه راهپیمایی روز قدس، عده قلیلی با شعارهای توهین آمیز و هنجارشکن به هتک حرمت رئیس جمهور پرداختند.این توهین ها و نحوه مطرح کردن آن به حدی زشت و غیرقابل تحمل بود که واکنش معنادار کاربران در اینترنت و فضای مجازی را به همراه داشت و باعث شد تا توئیتر به بستری برای نشان این موضوع تبدیل شود. طرفداران رئیس جمهور و سیاست های مورد نظر وی، در توفانی توئیری با هشتگ #حامی_روحانی_ام، یک بار دیگر حمایت قاطع خود از حسن روحانی را اعلام کردند. این هشتگ در ادامه با استقبال بسیار گسترده ای از سمت کاربران مواجه شد و حجم زیاد توئیت های ارسالی آن سبب شد تا #حامی_روحانی_ام در رتبه یک لیست هشتگ های داغ توئیتر در سطح جهان قرار گیرد. موضوعی که وجدان عمومی را تحت تاثیر خود قرار داد و موجب همدردی آحاد مختلف مردم با منتخب ملت شد. چیزی که به مانور محبوبیت روحانی مبدل شد تا هواداران وی نشان دهند که همواره از دل تهدیدها می توانند فرصت های ناب بسازند. آنها پیش از این هم توانسته بودند در فضای پرتوان مجازی خلا رسانه ملی در پوشش جامع و کامل برنامه های انتخاباتی روحانی را به زیبایی هر چه تمام تر پر کنند. موضوع دیگری که بازتاب گسترده ای در فضای مجازی داشت و حتی حمایت برخی از چهره های منتقد و سرشناس دیروز روحانی را در حمایت از وی درپی داشت شعرخوانی عجیب یک مداح قبل از نماز عید فطر بود.هنوز 3 روز از هتک حرمت رئیس جمهور توسط برخی افراطیون در روز قدس نگذشته بود که در مراسم عید سعید فطر جایی که باید در پایان 30 روز روزه داری همه قلوب خود را از زنگار گناه شسته باشند، مداح این برنامه با جسارت هر چه تمام تر رو در روی منتخب ملت وی را به باد کنایه می بندد! زبان تلخ و گزنده ای که واکنش های گسترده ای را دوباره در حمایت از روحانی در فضای سیاسی و اجتماعی کشور شکل داد!صحنه به شکلی بود که گویی آن مداح انگشت اشاره خود را به سمت یک متهم گرفته بود که این چنین با داد و فریاد ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

پول کاغذی باخت  

درخواست حذف این مطلب
آخرین آمار اعلامی بانک مرکزی نشان می دهد در فروردین امسال حجم اسکناس در دست مردم ٥ هزار میلیارد تومان کم شده است. به جای تبادل پول کاغذی مبادلات الکترونیکی بین مردم جا باز کرده و امروز حجم آن به ١٠ درصد از کل نقدینگی کشور رسیده است. عددی که در شاپرک تبادل شده است؛ سه برابر اسکناس و مسکوکی است که در دست مردم بوده است. فرهنگ سهل و آسان استفاده از پرداخت های الکترونیک به تدریج بین مردم فضایی برای جولان یافته و این اتفاق پول کاغذی را بیش از گذشته از میدان به در کرده است.به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اعتماد ، حجم اسکناس و مسکوک در دست اشخاص در اسفند ماه سال گذشته بیش از ٣٩ هزار و ٣٠٠ میلیارد تومان بوده که این رقم در فروردین ماه امسال به ٣٤ هزار و ٣٠٠ میلیارد تومان کاهش یافته است. بنابر این گزارش، حجم اسکناس و مسکوک در دست اشخاص در فروردین امسال ۱۲/۷ درصد کمتر شده است.در مقابل عملکرد شاپرک نشان می دهد ١٢٩ هزار و ٥٧٠ میلیارد تومان تبادل مالی به صورت الکترونیک تا بهمن ماه گذشته انجام شده است. این عدد در مقابل رقم یک هزار و ٢١١ هزار میلیارد تومانی نقدینگی ۱۰/۷ درصد برآورد می شود. وقتی به روند تبادلات در یک سال گذشته نگاه می کنیم رشد تبادلات و رشد سهم آن از نقدینگی کشور قابل ملاحظه است به طوری که در فروردین سال گذشته سهم شاپرک از نقدینگی ٧/٧ درصد برآورد می شد اما این سهم ظرف مدت کوتاهی به ۱۰/۷ درصد افزایش یافت.به دلیل عدم انتشار آمار نقدینگی در اسفند ١٣٩٥ و سه ماهه نخست سال ١٣٩٦ توسط بانک مرکزی در محاسبه این شاخص از اطلاعات موجود تا بهمن ماه استفاده شده است. در بهمن ماه ارزش تراکنش های شاپرک ٧٠/١٠ درصد از کل نقدینگی بوده است که این شاخص نسبت به ماه دی افزایش ۰/۱۹ درصدی داشته است. در ماه بهمن ارزش تراکنش های شاپرک رشد ۳/۰۲ درصدی داشته است که در قیاس با رشد ۱/۲۱ درصدی نقدینگی نسبت به دی ماه افزایش شاخص نسبت ارزش تراکنش های شاپرکی به نقدینگی نسبت به دی ماه را در پی داشته است.سهم شاپرک ۳/۹ واحد درصد بیشتر شدبررسی سهم شاپرک از نقدینگی کشور در سال های گذشته نیز روندی رو به رشد نشان می دهد. مطالعه عملکرد ١٣٩٢ تا ١٣٩٤ حاکی از رشد این سهم است. در شرایطی که سهم شاپرک از نقدینگی در فروردین سال ٩٢ حدود ۶/۶۱ درصد محاسبه می شد در شهریور ٩٤ این سهم به ۱۰/۵۸ رشد پیدا کرده است. این در شرایطی است که درصد اسکناس و مسکوکات به نقدینگی در طول این دو سال روندی کاهشی داشته و از ۶/۰۷ درصد به ۳/۵۱ درصد رسیده است.به بیان دیگر حجم و قدرت نفوذ تبادلات الکترونیک حتی در دورافتاده ترین مناطق کشور نیز قابل مشاهده است. امکان استفاده از ابزارهای الکترونیک سبب شده حجم اسکناس و مسکوک در دست اشخاص، روندی کاهشی داشته باشد ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

میزان نقدینگی به سطح تولید ناخالص داخلی رسید  

درخواست حذف این مطلب
نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی از 56.8 درصد در سال 85 به 98.4 درصد در سال 95 رسیده است که به گفته مدیر پژوهشی پژوهشکده پولی و بانکی، رشد این نسبت به معنای افزایش پتانسیل های تورمی اقتصاد ایران در بلندمدت است.به گزارش فارس، حجم نقدینگی و حجم تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری، دو متغیر اسمی هستند که بررسی جداگانه هر کدام از این دو نتیجه مشخصی را بیان نمی کند،اما وقتی نسبت این دو متغیر را در بازه زمانی بلند مدت بررسی شود، نتایج آن بررسی قابل تامل است.حجم کل نقدینگی در پایان سال هشتاد و پنج 128 هزار و 419 میلیارد تومان و حجم تولید ناخالص داخلی 226 هزار و 53 میلیارد تومان بود که نسبت این دو عدد 56.8 درصد است. این نسبت با اندکی افزایش در سال 91 به به 63.4 درصد می رسد. در واقع تقریبا به همان نسبت که متغیر «رشد اقتصادی به قیمت های جاری» (رشد بخش واقعی اقتصاد به علاوه تورم) افزایش یافته، نقدینگی هم رشد کرده است،اما از سال 92 به بعد، با توجه به کاهش رشد اقتصادی حقیقی، که در سال های بعد با کاهش نرخ تورم همراه شد، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی افزایش یافت به طوری که این نسبت از 63.4 درصد در سال 91 به 98.4 درصد در سال 95 رسیده است.در واقع نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در یک بازه زمانی 10 ساله حدود 2 برابر شده است.حمید زمان زاده، اقتصاد دان و مدیر پژوهشی پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی، تحولات دو متغییر نقدینگی و تولید ناخالص داخلی را اینگونه به فارس توضیح داد: این نسبت به خودی خود اطلاعات خاصی از وضعیت اقتصاد نمی دهد اما روند تغییرات آن حائز اهمیت است. اگر آمار مربوط به افزایش سطح پوشش آماری بانک مرکزی را هم حذف کنیم، باز هم روند نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی رو به افزایش بوده است.وی افزود: در سال های اخیر به دلیل کاهش تورم و رشد اقتصادی، رشد تولید ناخالص داخلی به قیمت جاری، کاهش یافت اما رشد نقدی ...

ادامه مطلب  

تحلیل رفتار انتخاباتی مردم زنجان در انتخابات ریاست جمهوری/ نتیجه انتخابات حاصل پراکندگی اصلاح طلبان و تبلیغات اصولگرایان  

درخواست حذف این مطلب
یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند...عصر ایران یوسف ناصری- استان زنجان که در سرشماری سال 95 تعداد یک میلیون و 57 هزار نفر جمعیت داشته است به طور کلی در انتخابات ریاست جمهوری در روز جمعه 29 اردیبهشت 1396 متفاوت از اکثر استان های کشور عمل کرده است.در 23 استان کشورمان آقای روحانی بالاترین رای را به دست آورده است و در 8 استان آقای رئیسی بیشترین رای را به خود اختصاص داده است. یکی از 8 استانی که آقای رئیسی رای بالاتری در آن کسب کرده استان زنجان است.مطابق آماری که منتشر شده در استان زنجان 740 هزار نفر واجد شرایط رای دادن بوده اند و تعداد 584 هزار نفر رای داده اند. تعداد واجدین شرایط رای در شهرستان زنجان 372 هزار شهرستان ابهر 107 هزار شهرستان خدابنده 125 هزار شهرستان ایجرود 28 هزار شهرستان خرمدره 49 هزار شهرستان سلطانیه 21 هزار و شهرستان ماه نشان 29 هزار و شهرستان طارم 35 هزار نفر بوده است.در انتخابات 29 اردیبهشت تعداد آرای سیدابراهیم رئیسی در استان زنجان 294 هزار و تعداد آرای حسن روحانی 260 هزار بوده است. حسن روحانی در سال 1392 بالاترین رای را در استان زنجان کسب کرد و با تعداد281 هزار.بررسی نتیجه متفاوت انتخابات استان زنجان موضوع اصلی گفت و گوی عصر ایران با سیدفاضل موسوی است. موسوی نماینده شهرستان خدابنده در مجلس هشتم بوده و فوق لیسانس حقوق عمومی دارد. حقوق عمومی مسائل و قواعد مربوط به دولت و حکومت و انتخابات و نظام سیاسی و کنترل قدرت دولت و حکومت را بررسی می کند و متفاوت از حقوق خصوصی است که مربوط به روابط بین افراد جامعه است.گفت و گو با نماینده سابق شهرستان خدابنده را درباره تحلیل انتخابات استان زنجان و 8 شهرستان آن را می خوانید.****ما در سال 95 فقط چهار استان یعنی استان های زنجان سمنان مرکزی و همدان داشته ایم که نرخ بیکاری تک رقمی داشته و تعداد 27 استان دیگر کشور نرخ بیکاری بالای 10 درصد و دو رقمی داشته اند. با این که استان زنجان نرخ بیکاری تک رقمی داشته و در سال 94 هم این استان کمترین نرخ بیکاری در کل کشور را داشته است و نرخ آن 5 درصد بوده چه اتفاقی افتاده است که اکثریت استان زنجان در این دوره به آقای روحانی رای نداده اند؟-در خصوص بحث آرای آقای روحانی و رقبای ایشان چند موضوع مطرح است. یک عامل بافت جمعیتی استان زنجان و خصوصا در شهرستان های تابعه استان از جهت فرهنگی و غلبه جمعیت روستایی از نظر تعداد بر جمعیت شهری است.یک عامل دیگر عملکرد مقامات دولت است که نتوانسته اند آن چیزی که دولت در حوزه های مختلف انجام داده است برای مردم تبیین کنند و اطلاع رسانی درست انجام بدهند. موضوع سوم مساله چیدمان مسئولانی است که در استان زنجان هستند از جهت ارتباط با بدنه فعال اجتماعی و سیاسی. اکثریت مسئولان استان زنجان ارتباط منطقی و دقیقی با بدنه اجتماعی و سیاسی استان نداشتند. مساله بعد این است که مجموعه کسانی که در بحث انتخابات مسئولیت های مدیریت و فعالیت حوزه های انتخابیه آقای روحانی را به عهده داشتند برای جامعه سیاسی و اجتماعی استان زنجانف خیلی دلپذیر نبودند. با وجود تمام زحمت هایی که کشیدند قطعا در این حوزه ضعف هایی هم هست.موضوع بعد این است که آن طور که شایسته است حمایت نمایندگان حاضر در مجلس و نمایندگان دوره های قبلی مجلس اتفاق نیفتاد. این وضع می تواند ناشی از نداشتن برنامه دقیق در ستاد مرکزی آقای روحانی یا در ستاد استان زنجان باشد. ارتباط تنگاتنگ با نمایندگان ادوار مجلس و نمایندگان فعلی مجلس وجود نداشت. این عامل هم تاثیرگذار بود.پس تا اینجا این 5 عامل هر کدام به اندازه خودشان در پایین بودن سطح رای آقای روحانی تاثیر منفی داشتند. *طبق آمار سرشماری سال 90 میزان شهرنشینی در استان زنجان 62 درصد بوده است. اما شما گفتید بافت جمعیتی و غلبه جمعیت روستایی در رای کمتر دادن به آقای روحانی موثر بوده است. -من گفتم شهرستان های تابعه استان زنجان. اگر نگاه کنید بیشترین رای هم در شهرستان های تابعه استان به رقیب آقای روحانی داده شده. مردم شهر زنجان آن طور که لازم بوده است زیاد پای صندوق رای نیامده اند. اما شهرستان های تابعه استان زنجان رای زیادی داده اند. از شهرستان های تابعه استان زنجان می توان به «خدابنده» اشاره کرد که بزرگترین شهرستان شمال غرب کشور است. شهر قیدار مرکز شهرستان خدابنده چیزی حدود 35 هزار نفر جمعیت دارد و بافت مابقی آن شهرستان روستایی است. مثلا اگر 200 هزار نفر جمیعت دارد 165 هزار در بافت روستایی هستند یا در روستای بزرگ هستند که به شهر چند هزار نفری تبدیل شده اند. *در شهرستان خدابنده که شما هم در دوره هشتم و از 1387 نماینده آن در مجلس بوده اید155 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است و گفته شده 101 هزار نفر رای داده اند.-حدود 120 هزار نفر واجد شرایط رای دارد.*من آماری که دیده ام این است. بعد 101 هزار نفر در شهرستان خدابنده رای داده اند. تعداد 67 هزار به آقای رئیسی و تعداد 32 هزار به آقای روحانی رای داده شده.-بله. صد و خرده ای شهرستان خدابنده رای دارد. رای آقای روحانی کمتر از آقای رئیسی بوده است. به علت هم آن اشاره کردم. همین عوامل در سطح استان زنجان و سطح شهرستان تاثیر گذاشته است.آن 5 عامل که به آنها اشاره کردم تاثیر زیادی داشته اند در وضعیتی که اتفاق افتاده است. اگر بخواهیم آسیب شناسی کنیم.*زنجان بزرگترین و پُر جمعیت ترین شهر استان زنجان است. طبق آماری که وجود دارد شهرستان زنجان 372 هزار نفر واجد شرایط رای داشته است. البته ریز آرا منتشر نشده است که در مرکز استان زنجان اقای روحانی چقدر رای آورده و آقای رئیسی چقدر. اما ارقام رای کاندیدا در شهرستان خدابنده منتشر شده و همچنین آرای شهرستان خرمدره.در خرمدره 20 هزار نفر به آقای روحانی رای داده اند و آقای رئیسی هم 14 هزار رای آورده است. در خرمدره که شهرستان کوچکی است و کل واجدین شرایط رای 49 هزار نفر بوده چرا آقای روحانی رای بیشتری آورده است؟-آن علتش این است که که شهرستان خرمدره یک شهر و چند تا روستا است. جزو معدود شهرهای جمع و جور ما است. شاید 80 و چند درصد جمعیت شهرستان خرمدره در شهر زندگی می کنند. چنین وضعیتی در خرمدره وجود دارد.دومین عامل این است که رئیس ستاد استان زنجان متعلق به خرمدره است یعنی آقای فاضل امیر جانی نماینده خرمدره در مجلس بوده و اهل آن منطقه است. جدا از بحث آقای امیرجهانی و بحث شهرنشینی اصلا بافت خرمدره یک بافت اصلاح طلبی است. یعنی 70 درصد بافت آن اصلاح طلبی است. از بین اصلاح طلبان در حوزه انتخابیه ابهر و خرمدره 70 درصد یا حداقل 65 درصد رای هر کاندیدایی که نماینده مجلس شود از شهرستان خرمدره است. خرمدره یک شهر اصلاح طلب است.*در شهرستان طارم استان زنجان رای آقای روحانی بیشتر بوده است. مشارکت مردم کل شهرستان طارم در انتخابات 92 درصد بوده است که 53 درصد به روحانی و 46 درصد به آقای رئیسی رای داده اند. تعداد آرای هر کاندیدا منتشر نشده. در شهرستان طارم که چسبیده به استان گیلان است چه وضعیتی وجود دارد که به این صورت رای داده اند؟-من اشاره کردم که چیدمان نیروها نقش داشته است. یعنی مسئولان و فرماندار و بخشدار نقش داشته اند. بعد هم فرماندار شهرستان طارم مورد دلخواه نیروهای اصلاح طلب بود. چند مهره کلیدی هم در آنجا دارد که آنها در ایام انتخابات فراغت داشتند و وقت قابل ملاحظه ای گذاشتند و میزان رای به آقای روحانی خودش را نشان داده است از جمله آقای عنایت الله رحمانی و حجت الاسلام ناصری زنجانی که طارمی هستند. *این افراد به چه صورت توانسته اند به نفع دولت آقای روحانی توانسته اند در طارم تبلیغ کنند؟-به صورتی از عملکرد دولت حمایت کرده اند. برای مثال در شهرستان های دیگر استان زنجان مسئولان دولتی حاضر نبودند از عملکرد درست و ارزشمند دولت و در همان حدی که دولت انجام داده است دفاع کنند و آن را به مردم ارائه کنند و دلسوزی کنند.*فعالان سیاسی زنجان انتقاد دارند نسبت به این که اولین استاندار زنجان در دولت آقای روحانی یک از نیروهای آقای قالیباف را به عنوان معاون عمرانی استانداری منصوب کرده بود و همچنین انتقاد دارند نسبت به اینکه که چرا فرمانداران زنجان سلطانیه و ماه نشان تغییر داده نشدند و همان فرمانداران زمان آقای احمدی نژاد بودند.-به لحاظ نوع چیدمان مسئولان ارشد و رده اول و دوم حوزه قوه مجریه خیلی از دوستان اصلاح طلب از این وضع گله دارند. احساس می کنند آن چیزی که باید می بود نیست. قانع نشدند و چون قانع نشدند ان طور که لازم بود تن به کار ندادند. زحمت کشیده اند ولی آن قدر که لازم بوده است در این انتخابات اقدام نکرده اند.مجموعه مسئولان و آنچه که در دست دولت بوده است نتوانسته اند ارتباط منطقی و درست با بدنه اصلی اصلاح طلب ایجاد کنند. یک مقدار دلسردی و یک مقدار گله وجود داشت. همین مسئولانی که باید تجا به جا می کردند ولی نشدند باعث شده که آن طور که نیروها باید به صورت جدی حضور داشته باشند متاسفانه حضور نداشتند. حاصل آن هم همین چیزی است که الان می بینیم و استان زنجان رای کمتری به آقای روحانی داده است. مایه تاسف است. به نظر من باید خود دولت آقای روحانی پاسخگو باشد به مردم. ما به شخص آقای روحانی به طور مکرر گفتیم که بدنه اطلاع رسانی شما در حداقل خود است. دولت یازدهم یعنی فقط آقای روحانی و آقای ظریف. دیگران صندلی خودشان را محکم چسبیده بودند که آن را از دست ندهند. دیگران زیاد پای کار نیستند. علت اصلی این بود. در استان ها و شهرهای دیگر با یک مقدار بالا و پایین همین وضع وجود داشته است. *آن 92 درصد مشارکت ر شهرستان طارم خیره کننده است. چگونه ممکن است 92 درصد رای داده باشند و چطور 92 درصد افراد واجد شرایط رایف به پای صندوق آمده اند؟-چند عامل در آنجا نقش داشته است. یک عامل فرماندار است که سعی کرده است به طور شفاف و قاطعانه عمل کند و با مردم ارتباط ...

ادامه مطلب  

ادامه مناقشه بر سر خانه سیمین و جلال/ نگرانی خانواده آل احمد از مرمت های غیر اصولی  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران «پویا» چهار سال پس از درگذشت سیمین دانشور و دو سال پس از ماجرای فروش منزل مسکونی وی توسط خواهرش به شهرداری تهران این خانه که قرار بود پس از تعمیرات جزئی سه ماهه به "خانه- موزه جلال و سیمین" و "خانه ادبیات ایران" تبدیل شود هنوز به اتما ...

ادامه مطلب