میرموسوی: مشروعیت حکومت نیازمند رضایت مردم است/ آماده ام با تمام مخالفان مباحثه کنم  

درخواست حذف این مطلب
شفقنا نوشت: اختلاف نظر درباره ی مشروعیت، حکومت و امامت، هر چند وقت، فضای سیاسی را متوجه خود کرده است. چندی پیش نیز رییس جمهور در یکی از دیدارهایش درباره ی نگاه امام علی(ع) به مقوله ی حکومت و این که ایشان مبنای ولایت و حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند، اظهاراتی داشت که انتقاداتی از جمله از طرف مجلس خبرگان را به دنبال داشت. در این زمینه حجت الاسلام والمسلمین دکتر سیدعلی میرموسوی در گفت وگو با شفقنا با تأکید بر تفکیک امامت و امارت در اندیشه ی علوی، گفت: «از دیدگاه قرآن امارت و حاکمیت امری همگانی است و از کلمات حضرت علی (ع) هم چنین استنباط می شود».او با بیان این که حاکم منصوب از سوی خداوند، مصداق خارجی ندارد، تصریح کرد: «این ادعایی نخ نما است که در فلسفه ی سیاسی نیز توخالی بودن آن ثابت شده است. در جهان امروز، مشروعیت بدون رضایت و خواست مردم، پذیرفتنی و امکان پذیر نیست».حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید علی میرموسوی با اشاره به تفاوت موقعیت تاریخی امروز و چهارده قرن پیش اظهار کرد: همانطور که شیوه ی ساختمان سازی در طول چهارده قرن تغییر فراوانی کرده است، مناسبات اجتماعی و اداره ی جامعه و حکومت نیز چنین است. در تفسیر متون دینی باید به این نکته توجه داشته باشیم و آن متون را در چارچوب شرایط تاریخی امروز معنا و تفسیر کنیم. مشکلی که جریان های افراطی و بنیادگرا در جهان اسلام با آن رو به رو هستند، این است که به این موضوع توجه نمی کنند. این دقیقاً همان بحثی است که مرحوم امام تحت عنوان نقش زمان و مکان در اجتهاد مطرح کردند.او با بیان این که نقش زمان و مکان در اجتهاد دقیقاً به همین معناست که توجه کنیم امروز در چه موقعیت تاریخی قرار داریم، گفت: در اندیشه ی حضرت علی(ع) مفهوم امامت و ولایت از امارت تفکیک شده است. از این دیدگاه، امامت منصبی الهی و جانشینی پیامبر در اموری است که پیامبر عهده دار آن امور بودند که در کانون این امور، فهم و انتقال پیام الهی به جامعه قرار دارد. این یک منصب کاملاً الهی است و تنها چیزی که در این منصب تأثیر دارد، قرب به خداوند است. ولایت، رسیدن به مرتبه ای از نزدیکی به خداوند است که فرد در پرتو آن بتواند پیام های الهی را درک کند و توانایی انتقال آن را هم داشته باشد؛ روشن است که رسیدن به این جایگاه هیچ ارتباطی به خواست مردم ندارد بلکه نیازمند لطف الهی و شایستگی های ذاتی فرد است.این استاد دانشگاه با اشاره به بحث مشروعیت تصریح کرد: مساله ی مشروعیت اصلاً در ارتباط با جایگاه امامت و ولایت در معنای بیان شده مطرح نمی شود، زیرا مشروعیت، امری سیاسی و مربوط به فرمانروایی است، در حالی که ولایت و امامت منصبی الهی است. در واقع ولایت سیاسی که در کلمات حضرت علی(ع) از آن بیشتر به امارت تعبیر شده است، با ولایت و امامت در معنای اعتقادی و کلامی آن که منصبی الهی است تفاوت دارد. در حقیقت امارت، امری عمومی و متعلق به عموم جامعه است. همانطور که در قرآن تعبیر شده است که «و امرهم شوری بینهم»؛ اضافه شدن امر به «هُم» به آن معناست که امر متعلق به عموم افراد است.او با اشاره به آیه «شاورهم فی الامر» تصریح کرد: الف و لام الامر عهد است به امری اشاره دارد که متعلق به عموم مردم است و «اولی الامر» یعنی افرادی که کارداران امور عمومی هستند. بنابر این از دیدگاه قرآن امارت و حاکمیت امری همگانی است و از کلمات حضرت علی (ع) هم چنین استنباط می شود. به طور مثال وقتی مردم برای بیعت به حضرت در مسجد اجتماع کردند، امام خطاب به آنان گفتند، این امر یعنی امارت متعلق به شماست. «انّ هذا امرکم لیس لاحد فیه حقّ الّا من امّرتم؛ هیچ کس جز کسی که شما او را به امارت برگزینید، در این امر حقی ندارد». بر این اساس از دیدگاه حضرت بین ولایت و امامتی که منصبی الهی است و امارت و حکومت که یک امر عمومی است، کاملاً تفاوت گذاشته شده است.میرموسوی با بیان این که آن چه در باب مشروعیت مطرح می شود بحثی در مورد حق فرمانروایی است، گفت: تفکیک مشروعیت از مقبولیت، اشتباهی است که در دو دهه ی اخیر وارد ادبیات سیاسی ما شده است. این تفکیک از دیدگاه فلسفه سیاسی و فقه سیاسی، تفکیک معتبر و درستی نیست. به این دلیل که وقتی در فلسفه سیاسی موضوع مشروعیت یا (legitimacy) طرح می شود، بحث درباره حق فرمانروایی و خاستگاه آن از یک سو و الزام به اطاعت از سوی دیگر است. به بیان دیگر مشروعیت در پاسخ به این پرسش مطرح می شود که چرا فرد یا نهادی حق فرمانروایی دارد و دیگران وظیفه ی اطاعت از او را دارند؟ بحث از حق فرمانروایی دایر مدار وجود و عدم است؛ یعنی یا از حق فرمانروایی برخوردار است یا نه. بنابر این وقتی بحث از نقش مردم در مشروعیت می شود یا باید نقش رأی و رضایت مردم پذیرفته شود یا رد شود. اگر نقش رضایت مردم در حق فرمانروایی رد شود، بحث مقبولیت ارزش و جایگاهی ندارد. اگر هم گفته شد که رضایت مردم نقش دارد، به نسبت جزیی یا اصلی بودن این نقش و به هر کیفیتی که این نقش پذیرفته شد، به این معناست که حق فرمانروایی به نوعی به خواست و رضایت مردم گره خورده است.او ادامه داد: البته هنگامی که واژه “legitimacy” در جامعه شناسی سیاسی به کار رود به معنای پذیرش مردم است، اما در آن جا بحث حق فرمانروایی مطرح نیست، بلکه مساله این است که چرا حکومت مورد پذیرش قرار می گیرد؟ در واقع با پیش فرض گرفتن این که حکومت نیازمند پذیرش از سوی مردم است، چرایی آن مورد پرسش قرار می گیرد. در واقع پرسش از مقبولیت که از دیدگاه جامعه شناختی مطرح می شود با پرسش از مشروعیت، کاملاً جدا و پاسخ آن نیز متفاوت است. وبر در پاسخ به این پرسش سه نوع مشروعیت سنتی، کاریزماتیک و عقلانی_قانونی را طرح کرد. اما وقتی بحث حق مطرح می شود، دیگر تفکیک مشروعیت و مقبولیت معنی ندارد چون یا مردم در این حق تأثیرگذارند یا نیستند. تفکیک مقبولیت و مشروعیت، بحث را پیچیده می کند و حیله ای برای فرار و یا طفره رفتن از بحث اصلی است. در این جا موضوع دایر مدار پذیرش یا عدم پذیرش نقش رضایت و خواست مردم است. اگر مورد پذیرش قرار گیرد، مشروعیت منوط به خواست مردم است و اگر انکار شود، ادعای مقبولیت مردمی دردی را دوا نمی کند. وانگهی در بحث جامعه شناختی پذیرش مردم مفروض است و هیچ اختلافی بر سر آن نیست. اختلاف بر سر چرایی آن است. از این رو مردمی دانستن مقبولیت، مورد اختلاف نیست تا با پذیرش آن سخن تازه ای مطرح شده باشد.این استاد دانشگاه با تأکید بر نادرستی این تفکیک به لحاظ ترمینولوژی علوم سیاسی و حتی فقه سیاسی و اعلام آمادگی برای مناظره با کسانی که این تفکیک را مطرح می کنند، گفت: در فقه سیاسی، هیچ اصطلاحی که به معنای مقبولیت باشد وجود ندارد، بلکه افرادی معلوم الحال در حدود ۲۰ سال پیش برای طفره رفتن از پذیرش نقش رضایت مردم در حقانیت حکمرانی به طرح آن دامن زدند. بر این اساس آنان ادعا می کردند مردم نقشی در مشروعیت ندارند و نقش آنان تنها به مقبولیت محدود می شود. پس از آن در ادبیات ما تفکیک مشروعیت از مقبولیت جا افتاد در حالی که این تفکیک هیچ فایده ای برای بحث ندارد. این دیدگاه با این پرسش روبه رو است که این تفکیک چه کمکی به بحث از مشروعیت می­کند؟ در بحث از مشروعیت، پرسش از خاستگاه حق فرمانروایی است و هنگامی که نقش مردم در آن پذیرفته نشود، مقبولیت هیچ تأثیری نخواهد داشت. مقبولیت در واقع بحث جامعه شناختی است و کمکی به پاسخ از سوال فلسفی نمی کند. در فقه سیاسی وضع دشوارتر است زیرا هیچ اصطلاح فقهی که معادل آن باشد وجود ندارد.او تصریح کرد: نکته ی دیگر این که هر چند برخی از نظریه های مشروعیت، نقشی برای رضایت مردم در نظر نمی گیرند، اما در اندیشه و برداشت رایج در جهان کنونی، حق فرمانروایی با رضایت کسانی که بر آن ها فرمانروایی صورت می گیرد پیوند دارد. مشروعیت، پیوند ناگستتنی با رضایت مردم دارد. نظریه های الهی درباره ی مشروعیت حاکمیت که در زمانی مطرح بوده است، در جهان امروز نه پذیرفتنی است و نه مصداق خارجی دارد. در اندیشه ی سیاسی شیعه نیز ایده ی مشروعیت الهی تنها در مورد پیامبر و امامان معصوم مطرح بوده است. ابن فهد حلی (۷۵۷-۸۴۱) از علمای نامدار شیعه در پاسخ به این پرسش که آیا فردی که شایستگی زمامداری دارد با هدف اجرای عدالت می تواند بر مردم حکومت کند؟ می نویسد: «لا یجوز التامر علی احد بغیر رضاه الا ان یولیه المعصوم» یعنی نمی توان بر کسی بدون رضایت او فرمانروایی کرد مگر این که آن فرد به طور مستقیم توسط معصوم نصب شده باشد.او با بیان این که مشروعیت حاکمیت مطابق نظریه های الهی، امروز عملی هم نیست، اظهار کرد: امروز چه کسی می تواند ادعا کند که من را خود خدا یا ائمه به طور مستقیم برای حکمرانی بر مردم نصب کرده اند؟ البته به قول جان لاک، مدعی زیاد است اما هیچ کدام سندی معتبر برای این ادعا ارائه نمی کنند. بر فرض که در مورد پیامبر (ص) و ائمه ی اطهار بتوان چنین ادعایی کرد، در مورد غیر آنان چنین ادعایی قابل پذیرش نیست. بر این اساس حاکم منصوب از سوی خداوند، مصداق خارجی ندارد و این ادعایی نخ نما است که در فلسفه ی سیاسی نیز توخالی بودن آن ثابت شده است. در جهان امروز، مشروعیت بدون رضایت و خواست مردم، پذیرفتنی و امکان پذیر نیست.او با بیان این که در دیدگاه حضرت امیر(ع) هم امارت به نوعی امر عمومی قلمداد شده است، گفت: به همین دلیل در اندیشه ی ایشان هم نقش خواست مردم نه تنها در تحقق و فعلیت حکومت بلکه در حقانیت آن یعنی در مشروعیت حکومت مورد شناسایی قرار گرفته است. این مطلبی است که در سخنان گوناگون موجود از حضرت به روشنی مورد اشاره قرار گرفته است. البته ما انتظار نداریم آن چه امروز در ادبیات علوم سیاسی و فلسفه ی سیاسی درباره ی مشروعیت وجود دارد، عیناً در سخنان حضرت باش ...

ادامه مطلب  

بازخوانی دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی پیرامون نقش آراء مردم در مشروعیت نظام سیاسی اسلام  

درخواست حذف این مطلب
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای در نوشتاری به بازخوانی دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی پیرامون نقش آراء مردم در مشروعیت نظام سیاسی اسلام پرداخته است. به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای، در پی مباحثی که به تازگی درباره دیدگاه رهبر معظّم انقلاب در موضوع نقش آراء مردم در مشروعیّت نظام سیاسی مطرح شده است، این نوشتار، بیانات و دیدگاه های معظّم له را پیرامون مسأله ولایت و حکومت اسلامی و نقش مردم در آن به طور خلاصه بررسی کرده است.این متن برگرفته از خطبه­ ها و بیانات ایشان است که در مناسبتهای مختلف ایراد شده، لذا با اندکی تصرف و تلخیص در متن بیانات و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده است؛ تا دستیابی مخاطب ارجمند، به فهم دقیق و شفاف دیدگاههای معظّم له، بهتر صورت پذیرد.۱-هدف از تشکیل حکومت در منطق اسلامی چیست؟امیرالمؤمنین برای حکومت یک شأن واقعی قایل نیست، حکومت برای علی علیه السلام یک هدف نیست؛ برای او، حکومت ارزشی ندارد، باز هم حاضر نیست برای به دست آوردن یک مقام، یک جاه، از ارزشها بگذرد. اما وقتی احساس میکند که وظیفه است، احساس میکند زمینه آماده است و او می تواند این نقش عظیم و اساسی را بر عهده بگیرد، آن وقت قبول می کند. (۱) امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بعد از قبول خلافت هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لا یقارّوا على کظّة ظالم و سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها» (۲) اگر وظیفه ى من با توجّه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمى شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، بازهم قبول نمى کردم. یعنى امیر المؤمنین مى گوید من قدرت را به خاطر قدرت نمى خواهم. .... اگر قدرت براى مبارزه با ظالم در همه ابعاد ظلم و ستم- داخلى، اجتماعى و اقتصادى که حادترینش است- مى باشد، خوب است.(۳)۲ - در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام آیا ولایت ناشی از نصب الهی است یا منوط به رأی مردم است یا در مقام تحقق آن، رأی و بیعت مردم نقش آفرینی دارد؟ به عبارتی دیگر آیا پذیرش و رأی مردم در مشروعیت و حقانیت حاکم اسلامی دخالت دارد؟ آیا نقش رأی مردم برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام صرفاً در تحقق زمامداری و حکومت و برای مقبولیت و کارآمدی وی است یا در اصل ولایت ایشان نیز مؤثر است؟در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد پذیرش قرار گرفته. لذا شما می بینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم می کشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه می کند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامدارىِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. (۴)۳ -آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟ در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتى بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خداى متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهى که به ولایت حاکم، ولایت قاضى یا به ولایت مؤمن- که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا مى کند، شک کنیم که آیا دلیل شرعى بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، مى گوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتى این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسى که ولایت را به او مى دهیم- در هر مرتبه اى از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیت یعنى عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم سالارى دینى است که بسیار مستحکم و عمیق است.(۵)در اسلام مردم یک رکن مشروعیتند، نه همه پایه مشروعیت . نظام سیاسى در اسلام علاوه بر رأى و خواست مردم، بر پایه اساسىِ دیگرى هم که تقوا و عدالت نامیده مى شود، استوار است. اگر کسى که براى حکومت انتخاب مى شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعى است.(۶) بنابراین، پایه مشروعیت حکومت فقط رأى مردم نیست؛ پایه ى اصلى تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأى و مقبولیت مردم کارایى ندارد. لذا رأى مردم هم لازم است.(۷)مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است.(۸)۴ - آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟ در این دیدگاه نقش مردم در فعلیت و اعمال ولایت چگونه مطرح می­گردد؟امیرالمؤمنین در نهج البلاغه منشأ حکومت را زور و اقتدار نمی داند و خود او هم در عمل این ...

ادامه مطلب  

بازخوانی دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی پیرامون نقش آرای مردم در مشروعیت نظام سیاسی اسلام  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای، در پی مباحثی که به تازگی درباره ی دیدگاه رهبر انقلاب اسلامی در موضوع نقش آراء مردم در مشروعیت نظام سیاسی مطرح شده است، این نوشتار، بیانات و دیدگاه های معظم له را پیرامون مسئله ی ولایت و حکومت اسلامی و نقش مردم در آن به طور خلاصه بررسی کرده است.این متن برگرفته از خطبه­ ها و بیانات ایشان است که در مناسبت های مختلف ایراد شده؛ لذا با اندکی تصرف و تلخیص در متن بیانات و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده است تا دستیابی مخاطب ارجمند به فهم دقیق و شفاف دیدگاه های ایشان بهتر صورت پذیرد.1. هدف از تشکیل حکومت در منطق اسلامی چیست؟امیرالمؤمنین برای حکومت یک شأن واقعی قائل نیست؛ حکومت برای علی (علیه السلام) یک هدف نیست؛ برای او، حکومت ارزشی ندارد، باز هم حاضر نیست برای به دست آوردن یک مقام، یک جاه، از ارزشها بگذرد؛ امّا وقتی احساس میکند که وظیفه است، احساس میکند زمینه آماده است و او میتواند این نقش عظیم و اساسی را بر عهده بگیرد، آن وقت قبول میکند. 1366/3/22 [1] امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) بعد از قبول خلافت هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لا یقارّوا على کظّة ظالم و سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها»[2]؛ اگر وظیفه ى من با توجّه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمیشد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، باز هم قبول نمیکردم. یعنى امیرالمؤمنین میگوید من قدرت را به خاطر قدرت نمیخواهم. ... اگر قدرت براى مبارزه با ظالم در همه ى ابعاد ظلم و ستم -داخلى، اجتماعى و اقتصادى که حادترینش است- میباشد، خوب است. 1382/9/26 [3]2. در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام آیا ولایت ناشی از نصب الهی است یا منوط به رأی مردم است یا در مقام تحقق آن، رأی و بیعت مردم نقش آفرینی دارد؟ به عبارتی دیگر آیا پذیرش و رأی مردم در مشروعیت و حقانیت حاکم اسلامی دخالت دارد؟ آیا نقش رأی مردم برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام صرفاً در تحقق زمامداری و حکومت و برای مقبولیت و کارآمدی وی است یا در اصل ولایت ایشان نیز مؤثر است؟در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده است؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد پذیرش قرار گرفته است. لذا شما می بینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاةوالسّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند؛ یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامدارىِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. 1366/3/22 [4]3. آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتى بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خداى متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهى که به ولایت حاکم، ولایت قاضى یا به ولایت مؤمن -که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا میکند، شک کنیم که آیا دلیل شرعى بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، میگوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتى این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسى که ولایت را به او میدهیم -در هر مرتبه اى از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیّت یعنى عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم سالارى دینى است که بسیار مستحکم و عمیق است. 1382/9/26 [5]در اسلام مردم یک رکن مشروعیّتند، نه همه ى پایه ى مشروعیّت . نظام سیاسى در اسلام علاوه بر رأى و خواست مردم، بر پایه ى اساسىِ دیگرى هم که تقوا و عدالت نامیده میشود، استوار است. اگر کسى که براى حکومت انتخاب میشود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه ى مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعى است. 1382/9/26 [6] بنابراین، پایه ى مشروعیّت حکومت فقط رأى مردم نیست؛ پایه ى اصلى تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأى و مقبولیت مردم کارایى ندارد؛ لذا رأى مردم هم لازم است. 1382/9/26 [7] مشروعیّت دادن به رأی مردم و بیعت مردم، این یک اصل اسلامی است. 1366/3/22 [8]4. آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت، اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟ در این دیدگا ...

ادامه مطلب  

بازخوانی دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره نقش آراء مردم در مشروعیت نظام سیاسی اسلام  

درخواست حذف این مطلب
در پی مباحثی که به تازگی درباره ی دیدگاه مقام معظم رهبری در موضوع نقش آراء مردم در مشروعیت نظام سیاسی مطرح شده است، این نوشتار، بیانات و دیدگاه های معظم ُله را در رابطه با مسأله ولایت و حکومت اسلامی و نقش مردم در آن به طور خلاصه بررسی کرده است. به گزارش ایسنا، به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، این متن برگرفته از خطبه­ ها و بیانات ایشان است که در مناسبت های مختلف ایراد شده اند، لذا با اندکی تصرف و تلخیص در متن بیانات و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده است تا دستیابی مخاطب به فهم دقیق و شفاف دیدگاه های معظم ُله بهتر صورت پذیرد.هدف از تشکیل حکومت در منطق اسلامی چیست؟امیرالمؤمنین برای حکومت یک شأن واقعی قایل نیست، حکومت برای علی علیه السلام یک هدف نیست؛ برای او، حکومت ارزشی ندارد، باز هم حاضر نیست برای به دست آوردن یک مقام، یک جاه، از ارزشها بگذرد. اما وقتی احساس میکند که وظیفه است، احساس میکند زمینه آماده است و او میتواند این نقش عظیم و اساسی را بر عهده بگیرد، آن وقت قبول میکند.[۱] امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بعد از قبول خلافت هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقارّوا علی کظّة ظالم و سغب مظلوم لألقیت حبلها علی غاربها»[۲]؛ اگر وظیفه ی من با توجّه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمی شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، بازهم قبول نمی کردم. یعنی امیر المؤمنین می گوید من قدرت را به خاطر قدرت نمی خواهم. .... اگر قدرت برای مبارزه با ظالم در همه ی ابعاد ظلم و ستم- داخلی، اجتماعی و اقتصادی که حادترینش است- می باشد، خوب است.[۳]در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام آیا ولایت ناشی از نصب الهی است یا منوط به رأی مردم است یا در مقام تحقق آن، رأی و بیعت مردم نقش آفرینی دارد؟ به عبارتی دیگر آیا پذیرش و رأی مردم در مشروعیت و حقانیت حاکم اسلامی دخالت دارد؟ آیا نقش رأی مردم برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام صرفاً در تحقق زمامداری و حکومت و برای مقبولیت و کارآمدی وی است یا در اصل ولایت ایشان نیز مؤثر است؟در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد پذیرش قرار گرفته. لذا شما میبینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است.[۴] آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتی بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خدای متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهی که به ولایت حاکم، ولایت قاضی یا به ولایت مؤمن- که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا می کند، شک کنیم که آیا دلیل شرعی بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، می گوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتی این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسی که ولایت را به او می دهیم- در هر مرتبه ای از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیت یعنی عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم سالاری دینی است که بسیار مستحکم و عمیق است.[۵]در اسلام مردم یک رکن مشروعیتند، نه همه ی پایه ی مشروعیت . نظام سیاسی در اسلام علاوه بر رأی و خواست مردم، بر پایه ی اساسیِ دیگری هم که تقوا و عدالت نامیده می شود، استوار است. اگر کسی که برای حکومت انتخاب می شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه ی مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعی است.[۶] بنابراین، پایه ی مشروعیت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پایه ی اصلی تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیت مردم کارایی ندارد. لذا رأی مردم هم لازم است.[۷]مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است.[۸]آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟ در این دیدگاه نقش مردم در فعلیت و اعمال ولایت چگونه مطرح می­ گردد؟امیرالمؤمنین در نهج البلاغه منشأ حکومت را زور و اقتدار نمیداند و خود او هم در عمل این را ثابت میکند. از نظر علی علیه السلام منشاء اصلی حکومت یک سلسله ارزشهای ...

ادامه مطلب  

منشأ اصلی مشروعیت نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه اسلام چیست؟  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش مشرق، در پی مباحثی که به تازگی درباره ی دیدگاه رهبر معظّم انقلاب در موضوع نقش آراء مردم در مشروعیّت نظام سیاسی مطرح شده است، این نوشتار، بیانات و دیدگاههای معظّم له را پیرامون مسأله ولایت و حکومت اسلامی و نقش مردم در آن به طور خلاصه بررسی کرده است. این متن برگرفته از خطبه ­ها و بیانات ایشان است که در مناسبتهای مختلف ایراد شده، لذا با اندکی تصرف و تلخیص در متن بیانات و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده است؛ تا دستیابی مخاطب ارجمند، به فهم دقیق و شفاف دیدگاههای معظّم له، بهتر صورت پذیرد.هدف از تشکیل حکومت در منطق اسلامی چیست؟امیرالمؤمنین برای حکومت یک شأن واقعی قایل نیست، حکومت برای علی علیه السلام یک هدف نیست؛ برای او، حکومت ارزشی ندارد، باز هم حاضر نیست برای به دست آوردن یک مقام، یک جاه، از ارزشها بگذرد. اما وقتی احساس میکند که وظیفه است، احساس میکند زمینه آماده است و او میتواند این نقش عظیم و اساسی را بر عهده بگیرد، آن وقت قبول میکند.[۱] امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بعد از قبول خلافت هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقارّوا علی کظّة ظالم و سغب مظلوم لألقیت حبلها علی غاربها»[۲]؛ اگر وظیفه ی من با توجّه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمی شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، بازهم قبول نمی کردم. یعنی امیر المؤمنین می گوید من قدرت را به خاطر قدرت نمی خواهم. .... اگر قدرت برای مبارزه با ظالم در همه ی ابعاد ظلم و ستم- داخلی، اجتماعی و اقتصادی که حادترینش است- می باشد، خوب است.[۳]در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام آیا ولایت ناشی از نصب الهی است یا منوط به رأی مردم است یا در مقام تحقق آن، رأی و بیعت مردم نقش آفرینی دارد؟ به عبارتی دیگر آیا پذیرش و رأی مردم در مشروعیت و حقانیت حاکم اسلامی دخالت دارد؟ آیا نقش رأی مردم برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام صرفاً در تحقق زمامداری و حکومت و برای مقبولیت و کارآمدی وی است یا در اصل ولایت ایشان نیز مؤثر است؟در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد پذیرش قرار گرفته. لذا شما میبینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است.[۴] آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟ در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتی بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خدای متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهی که به ولایت حاکم، ولایت قاضی یا به ولایت مؤمن- که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا می کند، شک کنیم که آیا دلیل شرعی بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، می گوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتی این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسی که ولایت را به او می دهیم- در هر مرتبه ای از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیت یعنی عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم سالاری دینی است که بسیار مستحکم و عمیق است.[۵]در اسلام مردم یک رکن مشروعیتند، نه همه ی پایه ی مشروعیت . نظام سیاسی در اسلام علاوه بر رأی و خواست مردم، بر پایه ی اساسیِ دیگری هم که تقوا و عدالت نامیده می شود، استوار است. اگر کسی که برای حکومت انتخاب می شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه ی مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعی است.[۶] بنابراین، پایه ی مشروعیت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پایه ی اصلی تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیت مردم کارایی ندارد. لذا رأی مردم هم لازم است.[۷]مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است.[۸]آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟ در این دیدگاه نقش مردم در فعلیت و اعمال ولایت چگونه مطرح می­گردد؟امیرالمؤمنین در نهج البلاغه منشأ حکومت را زور و اقتدار نمیداند و خود او هم در عمل این را ثابت میکند. از نظر علی علیه السلام منشاء اصلی حکومت یک سلسله ارزشهای معنوی است؛ ... ...

ادامه مطلب  

دیدگاه رهبرانقلاب درباره نقش مردم در مشروعیت نظام  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش پایگاه 598به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله خامنه ای، در پی مباحثی که به تازگی درباره دیدگاه رهبر معظّم انقلاب در موضوع نقش آراء مردم در مشروعیّت نظام سیاسی مطرح شده است، این نوشتار، بیانات و دیدگاههای معظّم له را پیرامون مسأله ولایت و حکومت اسلامی و نقش مردم در آن به طور خلاصه بررسی کرده است. این متن برگرفته از خطبه ­ها و بیانات ایشان است که در مناسبتهای مختلف ایراد شده، لذا با اندکی تصرف و تلخیص در متن بیانات و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده است؛ تا دستیابی مخاطب ارجمند، به فهم دقیق و شفاف دیدگاههای معظّم له، بهتر صورت پذیرد.هدف از تشکیل حکومت در منطق اسلامی چیست؟امیرالمؤمنین برای حکومت یک شأن واقعی قایل نیست، حکومت برای علی علیه السلام یک هدف نیست؛ برای او، حکومت ارزشی ندارد، باز هم حاضر نیست برای به دست آوردن یک مقام، یک جاه، از ارزشها بگذرد. اما وقتی احساس میکند که وظیفه است، احساس میکند زمینه آماده است و او میتواند این نقش عظیم و اساسی را بر عهده بگیرد، آن وقت قبول میکند.[1]امیرالمؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بعد از قبول خلافت هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله على العلماء ان لا یقارّوا على کظّة ظالم و سغب مظلوم لألقیت حبلها على غاربها»[2]؛ اگر وظیفه ى من با توجّه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمى شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، بازهم قبول نمى کردم. یعنى امیر المؤمنین مى گوید من قدرت را به خاطر قدرت نمى خواهم. .... اگر قدرت براى مبارزه با ظالم در همه ى ابعاد ظلم و ستم- داخلى، اجتماعى و اقتصادى که حادترینش است- مى باشد، خوب است.[3]در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام آیا ولایت ناشی از نصب الهی است یا منوط به رأی مردم است یا در مقام تحقق آن، رأی و بیعت مردم نقش آفرینی دارد؟ به عبارتی دیگر آیا پذیرش و رأی مردم در مشروعیت و حقانیت حاکم اسلامی دخالت دارد؟ آیا نقش رأی مردم برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام صرفاً در تحقق زمامداری و حکومت و برای مقبولیت و کارآمدی وی است یا در اصل ولایت ایشان نیز مؤثر است؟در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام می دهد، مورد پذیرش قرار گرفته. لذا شما می بینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم می کشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه می کند.یعنی آن را معتبر می شمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامدارىِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است.[4]آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتى بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خداى متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهى که به ولایت حاکم، ولایت قاضى یا به ولایت مؤمن- که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا مى کند، شک کنیم که آیا دلیل شرعى بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، مى گوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتى این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسى که ولایت را به او مى دهیم- در هر مرتبه اى از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیت یعنى عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم سالارى دینى است که بسیار مستحکم و عمیق است.[5]در اسلام مردم یک رکن مشروعیتند، نه همه پایه مشروعیت . نظام سیاسى در اسلام علاوه بر رأى و خواست مردم، بر پایه اساسىِ دیگرى هم که تقوا و عدالت نامیده مى شود، استوار است. اگر کسى که براى حکومت انتخاب مى شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعى است.[6] بنابراین، پایه مشروعیت حکومت فقط رأى مردم نیست؛ پایه اصلى تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأى و مقبولیت مردم کارایى ندارد. لذا رأى مردم هم لازم است.[7]مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است.[8]آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟ در این دیدگاه نقش مردم در فعلیت و اعمال ولایت چگونه مطرح می­گردد؟امیرالمؤمنین در نهج البلاغه منشأ حکومت را زور و اقتدار نمی داند و خود او هم در عمل این را ثابت می کند. از ...

ادامه مطلب  

بازخوانی دیدگاه رهبر معظم انقلاب درباره نقش آراء مردم در مشروعیت نظام سیاسی اسلام  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش ایسنا، این متن برگرفته از خطبه­ ها و بیانات ایشان است که در مناسبت های مختلف ایراد شده اند، لذا با اندکی تصرف و تلخیص در متن بیانات و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده است تا دستیابی مخاطب به فهم دقیق و شفاف دیدگاه های معظم ُله بهتر صورت پذیرد.هدف از تشکیل حکومت در منطق اسلامی چیست؟امیرالمؤمنین برای حکومت یک شأن واقعی قایل نیست، حکومت برای علی علیه السلام یک هدف نیست؛ برای او، حکومت ارزشی ندارد، باز هم حاضر نیست برای به دست آوردن یک مقام، یک جاه، از ارزشها بگذرد. اما وقتی احساس میکند که وظیفه است، احساس میکند زمینه آماده است و او میتواند این نقش عظیم و اساسی را بر عهده بگیرد، آن وقت قبول میکند.[۱] امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بعد از قبول خلافت هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقارّوا علی کظّة ظالم و سغب مظلوم لألقیت حبلها علی غاربها»[۲]؛ اگر وظیفه ی من با توجّه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمی شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، بازهم قبول نمی کردم. یعنی امیر المؤمنین می گوید من قدرت را به خاطر قدرت نمی خواهم. .... اگر قدرت برای مبارزه با ظالم در همه ی ابعاد ظلم و ستم- داخلی، اجتماعی و اقتصادی که حادترینش است- می باشد، خوب است.[۳]در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام آیا ولایت ناشی از نصب الهی است یا منوط به رأی مردم است یا در مقام تحقق آن، رأی و بیعت مردم نقش آفرینی دارد؟ به عبارتی دیگر آیا پذیرش و رأی مردم در مشروعیت و حقانیت حاکم اسلامی دخالت دارد؟ آیا نقش رأی مردم برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام صرفاً در تحقق زمامداری و حکومت و برای مقبولیت و کارآمدی وی است یا در اصل ولایت ایشان نیز مؤثر است؟در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد پذیرش قرار گرفته. لذا شما میبینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است.[۴] آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتی بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خدای متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهی که به ولایت حاکم، ولایت قاضی یا به ولایت مؤمن- که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا می کند، شک کنیم که آیا دلیل شرعی بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، می گوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتی این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسی که ولایت را به او می دهیم- در هر مرتبه ای از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیت یعنی عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم سالاری دینی است که بسیار مستحکم و عمیق است.[۵]در اسلام مردم یک رکن مشروعیتند، نه همه ی پایه ی مشروعیت . نظام سیاسی در اسلام علاوه بر رأی و خواست مردم، بر پایه ی اساسیِ دیگری هم که تقوا و عدالت نامیده می شود، استوار است. اگر کسی که برای حکومت انتخاب می شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه ی مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعی است.[۶] بنابراین، پایه ی مشروعیت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پایه ی اصلی تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیت مردم کارایی ندارد. لذا رأی مردم هم لازم است.[۷]مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است.[۸]آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟ در این دیدگاه نقش مردم در فعلیت و اعمال ولایت چگونه مطرح می­ گردد؟امیرالمؤمنین در نهج البلاغه منشأ حکومت را زور و اقتدار نمیداند و خود او هم در عمل این را ثابت میکند. از نظر علی علیه السلام منشاء اصلی حکومت یک سلسله ارزشهای معنوی است؛ ... او حکومت را و ولایت امر مردم را ناشی از یک ارزش معنوی میداند، اما فقط این ارزش معنوی هم کافی نیست برای این که انسان فعلاً و عم ...

ادامه مطلب  

بازخوانی دیدگاه رهبری درباره نقش آراء مردم در مشروعیت نظام سیاسی اسلام - خبرگزاری پانا  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه سیاسی پانا، به نقل از دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، این متن برگرفته از خطبه­ ها و بیانات ایشان است که در مناسبت های مختلف ایراد شده اند، لذا با اندکی تصرف و تلخیص در متن بیانات و در قالب پرسش و پاسخ تنظیم شده است تا دستیابی مخاطب به فهم دقیق و شفاف دیدگاه های معظم ُله بهتر صورت پذیرد.هدف از تشکیل حکومت در منطق اسلامی چیست؟امیرالمؤمنین برای حکومت یک شأن واقعی قایل نیست، حکومت برای علی علیه السلام یک هدف نیست؛ برای او، حکومت ارزشی ندارد، باز هم حاضر نیست برای به دست آوردن یک مقام، یک جاه، از ارزشها بگذرد. اما وقتی احساس میکند که وظیفه است، احساس میکند زمینه آماده است و او میتواند این نقش عظیم و اساسی را بر عهده بگیرد، آن وقت قبول میکند.[۱] امیر المؤمنین علیه الصّلاة و السّلام بعد از قبول خلافت هم فرمود: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقارّوا علی کظّة ظالم و سغب مظلوم لألقیت حبلها علی غاربها»[۲]؛ اگر وظیفه ی من با توجّه، قبول، بیعت و خواست مردم بر من مسجّل و منجّز نمی شد که در مقابل ظلم بایستم و با تبعیض مبارزه و از مظلوم دفاع کنم، بازهم قبول نمی کردم. یعنی امیر المؤمنین می گوید من قدرت را به خاطر قدرت نمی خواهم. .... اگر قدرت برای مبارزه با ظالم در همه ی ابعاد ظلم و ستم- داخلی، اجتماعی و اقتصادی که حادترینش است- می باشد، خوب است.[۳]در مورد امیرالمؤمنین علیه السلام آیا ولایت ناشی از نصب الهی است یا منوط به رأی مردم است یا در مقام تحقق آن، رأی و بیعت مردم نقش آفرینی دارد؟ به عبارتی دیگر آیا پذیرش و رأی مردم در مشروعیت و حقانیت حاکم اسلامی دخالت دارد؟ آیا نقش رأی مردم برای امیرالمؤمنین علی علیه السلام صرفاً در تحقق زمامداری و حکومت و برای مقبولیت و کارآمدی وی است یا در اصل ولایت ایشان نیز مؤثر است؟در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام میدهد، مورد پذیرش قرار گرفته. لذا شما میبینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منصوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری میداند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم میکشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه میکند. یعنی آن را معتبر میشمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامداریِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است.[۴] آیا از منظر اسلام، بیعت و رأی مردم برای حقانیت زمامداری (حکومت) زمامدار کافی است؟در اسلام هیچ ولایت و حاکمیتی بر انسانها مقبول نیست، مگر اینکه خدای متعال مشخّص کند. ما هرجا که در مسائل فراوان فقهی که به ولایت حاکم، ولایت قاضی یا به ولایت مؤمن- که انواع و اقسام ولایات وجود دارد- ارتباط پیدا می کند، شک کنیم که آیا دلیل شرعی بر تجویز این ولایت قائم هست یا نه، می گوییم نه؛ چرا؟ چون اصل، عدم ولایت است. این منطق اسلام است. آن وقتی این ولایت مورد قبول است که شارع آن را تنفیذ کرده باشد و تنفیذ شارع به این است که آن کسی که ولایت را به او می دهیم- در هر مرتبه ای از ولایت- باید اهلیّت و صلاحیت یعنی عدالت و تقوا داشته باشد و مردم هم او را بخواهند. این منطق مردم سالاری دینی است که بسیار مستحکم و عمیق است.[۵]در اسلام مردم یک رکن مشروعیتند، نه همه ی پایه ی مشروعیت . نظام سیاسی در اسلام علاوه بر رأی و خواست مردم، بر پایه ی اساسیِ دیگری هم که تقوا و عدالت نامیده می شود، استوار است. اگر کسی که برای حکومت انتخاب می شود، از تقوا و عدالت برخوردار نبود، همه ی مردم هم که بر او اتّفاق کنند، از نظر اسلام این حکومت، حکومت نامشروعی است.[۶] بنابراین، پایه ی مشروعیت حکومت فقط رأی مردم نیست؛ پایه ی اصلی تقوا و عدالت است؛ منتها تقوا و عدالت هم بدون رأی و مقبولیت مردم کارایی ندارد. لذا رأی مردم هم لازم است.[۷]مشروعیت دادن به رأی مردم و بیعت مردم؛ این یک اصل اسلامی است.[۸]آیا دخالت نظر و رأی مردم در مشروعیت حکومت اختصاص به زمان غیبت دارد و یا در زمان حضور امام معصوم نیز مطرح است؟ در این دیدگاه نقش مردم در فعلیت و اعمال ولایت چگونه مطرح می­ گردد؟امیرالمؤمنین در نهج البلاغه منشأ حکومت را زور و اقتدار نمیداند و خود او هم در عمل این را ثابت میکند. از نظر علی علیه السلام منشاء اصلی حکومت یک سلسله ارزشهای معنوی است؛ ... او حکومت را و ولایت امر مردم را ناشی از یک ارزش معنوی میداند، اما فقط این ارزش معنوی هم کافی نیست ...

ادامه مطلب  

مشروعیت حاکم از ناحیه خداوند است/ اعطای حق مشروعیت به حاکم حرف غربی ها است نه اسلام  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرگزاری «حوزه»، آیت الله محسن اراکی در ادامه جلسات درس خارج فقه تقریب که شب گذشته در پژوهشگاه مطالعات تقریبی در قم برگزار شد به بررسی و تبیین نقش مردم در حاکمیت پرداخت.مشروح بحث استاد حوزه و دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به این شرح است:این روزها مطرح شده که ولایت را مردم به ولی امر می دهند این جمله از امور متشابهه است که باید تبیین شود. در مسئله نقش مردم در حاکمیت توضیح دادیم بطور مفصل در فقه نظام سیاسی که مردم موجودیت حاکمیت را تامین می کنند مشروعیت حاکمیت عقلا محال است که از سوی مردم باشد چون تامین مشروعیت حاکمیت از سوی مردم به معنای عصمت مردم است به معنای عصمت اکثریت است و عصمت اکثریت عقلا باطل است و تجربه اجتماعی هم در طول تاریخ خطا پذیری اکثریت جامعه مردم را اثبات کرده است ما در تاریخ بشر فراوان داریم که اکثریت جامعه چیزی را انتخاب کرده اند که هم عقلا باطل بوده و هم تجربه اجتماعی بطلان آن را ثابت کرده و در قرآن بسیار بر آن تاکید شده است قُلْ لَا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ ۚ(مائده،100)و در قرآن کریم تاکید فراوان شده است که مردم بد انتخاب کرده اند، ما جوامعی که در نتیجه انتخاب بد، دچار سرنوشت های بد شده اند، فراوان داریم و اصولا در قرآن کریم این اصل یک اصل اساسی است که گرفتاری ها و شکست ها و مشکلاتی که مردم با آن مواجه می شوند، غالبا نتیجه سوء انتخاب خودمان است. پس ما یک سوء انتخاب داریم.بعضی از انسانها که پیامبرانند یا امامان معصوم اند آن هم به دلیل قطعی عصمت آنان ثابت شده است به جز اینان ما دلیلی بر عصمت کسی نداریم و دلیلی هم بر عصمت جوامع نداریم نه تنها بر عصمت جوامع نیست بلکه دلیل بر عدم عصمت جوامع فراوان است و لذا مشروعیت با انتخاب مردم تلازم ندارد ممکن است این مردم انتخابی کنند که این انتخاب درست باشد یا ممکن است انتخابی کنند که نادرست باشد.پس اینچنین نیست که انتخاب مردم همیشه انتخاب صحیح باشد و لذا است که هر وقت مردم چیزی را انتخاب کنند یا کسی را انتخاب کنند الزاما به این معنا نیست که آن کس مشروعیت دارد . در نظام جمهوری اسلامی معنای جمهوری اسلامی این است که مشروعیت باید از خدا باشد این است معنای اسلامیت حالا اگر آن حاکم مشروع پیامبر باشد که خدا پیامبر را برای حاکمیت نصب می کند در قرآن کریم فرمود وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ ( مائده،49) یا در آیه دیگر فرمود و مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه(‏نساء،80) این آیه نصّ بر نصب است نصّ بر تعیین حاکم است .باید روشن شود که ما خدا را حاکم می دانیم یا نمی دانیم اگر کسی بگوید مردم به حاکم حاکمیت می دهند این یعنی شرک در حاکمیت خداوند. معنی اش این است که ما در برابر خدا قائل به حاکم باالذات دیگری هم هستیم خدای متعال فرمود قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ (ال عمران، 25) در جای دیگر فرمود لاشریک له الملک و در جای دیگر فرمود ألا له الخلق والأمر تبارک الله رب العالمین " الأعراف 54 و در جای دیگر فرمود مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا ﴿۲۶ کهف﴾ اصولا در قرآن کریم از اول قرآن تا آخرآن غالبا شرک به معنی شرک در حاکمیت است و در روایت امام صادق (ص) تصریح به این معنی شده است در اصول کافی داریم در سوال از امام صادق (ص) در باره این آیه کریمه سوره یوسف که و وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ ﴿یوسف،۱۰۶﴾ که این چگونه شرکی است که با ایمان جمع می شود قرآن فرموده است : وَمَا یُؤْمِنُ .... إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ یعنی هم مومن است هم مشرک که امام صادق(ع) می فرماید شرک الطاعه و لیس شرک العباده شرک طاعت اینست که آدم در کنار خدا یک فرمانروای مطاع دیگری غیر از خدا بپذیرد این مساله حصر حاکمیت در خدا از اصول اولیه دین اسلام است و هرنوع نفی حصر حاکمیت در خداوند با اصل اسلام و قرآن در تضاد است بلکه با عقل در تضاد است و ما به تفصیل مساله حصر حاکمیت را در جلد اول فقه نظام سیاسی تبیین کرده ایم و ما سفارش می کنیم کسانی که اهل نظر هستند هم به جلد اول هم به جلد دوم این کتاب که چاپ شده مراجعه کنند حصر حاکمیت از سوی خدا معنی اش اینست که هر کسی که بخواهد حاکمیت پیدا کند باید از سوی خدا تعیین بشود چون إعمال حاکمیت، معنی اش همین است معنی إعمال حاکمیت تعیین حاکم از سوی خداوند است اگر بنا باشد که ما برای منبع مشروعیت حاکمیت منبعی غیر از خدا در نظر بگیریم یعنی برای خداوند در حاکمیت شریک قائل شویم. مشروعیت حاکمیت منحصر به خداوند است و این از بدیهیات دین ما است و از مسائل اجتهادی نیست که جای اجتهاد داشته باشد و جای اظهار نظر داشته باشد و منکر حصر حاکمیت بعد از رسول خدا در کسی که منصوب رسول خدا باشد که در واقع منصوب خداست هم منکر ضروری تشیع است یعنی منکر ضروری مذهب اهل بیت است مذهب اهل بیت مبتنی بر این است که بعد از رسول خدا همان طور که در زمان رسول خدا حاکمیت در خدا منحصر بوده و معنی حصر حاکمیت در خدا این بوده است که شخصی را که خدا منصوب برای حاکمیت کرده است که رسول است باید اطاعت کرد (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً (نساء 64) بعد از رسول هم همین طور یعنی کسی میتواند حاکم باشد که از سوی رسول و از سوی خدای متعال منصوب برای حاکمیت شده باشد و این نص آیه کریمه است که می فرماید (فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّی یُحَکِّمُوکَ فیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فی‏ أَن ...

ادامه مطلب  

انتخاب مردم همیشه صحیح نیست/ مشروعیتِ حاکمیت با خدا است، نه مردم  

درخواست حذف این مطلب
«مشروعیت حاکمیت منحصر به خداوند است و این از بدیهیات دین ما است و از مسائل اجتهادی نیست که جای اجتهاد و اظهار نظر داشته باشد و منکر حصر حاکمیت بعد از رسول خدا در کسی که منصوب رسول خدا باشد که در واقع منصوب خداست هم منکر ضروری تشیع است.» آفتاب نیوز : آیت الله محسن اراکی در جلسه درس خارج فقه تقریب که دوشنبه شب (۲۹ خرداد) در پژوهشگاه مطالعات تقریبی در قم برگزار شد، به بررسی و تبیین نقش مردم در حاکمیت پرداخت.مشروح بحث دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی به این شرح است:«این روزها مطرح شده که ولایت را مردم به ولی امر می دهند، این جمله از امور متشابهه است که باید تبیین شود. در مسئله نقش مردم در حاکمیت توضیح دادیم بطور مفصل در فقه نظام سیاسی که مردم موجودیت حاکمیت را تامین می کنند، مشروعیت حاکمیت عقلا محال است که از سوی مردم باشد، چون تامین مشروعیت حاکمیت از سوی مردم به معنای عصمت مردم است به معنای عصمت اکثریت است و عصمت اکثریت عقلا باطل است و تجربه اجتماعی هم در طول تاریخ خطاپذیری اکثریت جامعه مردم را اثبات کرده است.ما در تاریخ بشر فراوان داریم که اکثریت جامعه چیزی را انتخاب کرده اند که هم عقلا باطل بوده و هم تجربه اجتماعی بطلان آن را ثابت کرده و در قرآن بسیار بر آن تاکید شده است قُلْ لَا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ ۚ (مائده،۱۰۰) و در قرآن کریم تاکید فراوان شده است که مردم بد انتخاب کرده اند، ما جوامعی که در نتیجه انتخاب بد، دچار سرنوشت های بد شده اند، فراوان داریم و اصولا در قرآن کریم این اصل یک اصل اساسی است که گرفتاری ها و شکست ها و مشکلاتی که مردم با آن مواجه می شوند، غالبا نتیجه سوء انتخاب خودمان است. پس ما یک سوء انتخاب داریم.بعضی از انسان ها که پیامبران اند یا امامان معصوم اند آن هم به دلیل قطعی عصمت آنان ثابت شده است به جز اینان ما دلیلی بر عصمت کسی نداریم و دلیلی هم بر عصمت جوامع نداریم، نه تنها بر عصمت جوامع نیست، بلکه دلیل بر عدم عصمت جوامع فراوان است و لذا مشروعیت با انتخاب مردم تلازم ندارد، ممکن است این مردم انتخابی کنند که این انتخاب درست باشد یا ممکن است انتخابی کنند که نادرست باشد.پس این چنین نیست که انتخاب مردم همیشه انتخاب صحیح باشد و لذا است که هر وقت مردم چیزی را انتخاب کنند یا کسی را انتخاب کنند، الزاما به این معنا نیست که آن کس مشروعیت دارد. در نظام جمهوری اسلامی، معنای جمهوری اسلامی این است که مشروعیت باید از خدا باشد، این است معنای اسلامیت؛ حالا اگر آن حاکم مشروع پیامبر باشد که خدا پیامبر را برای حاکمیت نصب می کند در قرآن کریم فرمود وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ ( مائده،۴۹) یا در آیه دیگر فرمود و مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه(‏نساء،۸۰) این آیه نصّ بر نصب است نصّ بر تعیین حاکم است .باید روشن شود که ما خدا را حاکم می دانیم یا نمی دانیم، اگر کسی بگوید مردم به حاکم حاکمیت می دهند، این یعنی شرک در حاکمیت خداوند. معنی اش این است که ما در برابر خدا قائل به حاکم بالذات دیگری هم هستیم، خدای متعال فرمود قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ (ال عمران، ۲۵) در جای دیگر فرمود: لاشریک له الملک و در جای دیگر فرمود ألا له الخلق والأمر تبارک الله رب العالمین " الأعراف ۵۴ و در جای دیگر فرمود مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا ﴿۲۶ کهف﴾ اصولا در قرآن کریم از اول قرآن تا آخر آن غالبا شرک به معنی شرک در حاکمیت است و در روایت امام صادق (ص) تصریح به این معنی شده است در اصول کافی داریم در سوال از امام صادق (ص) در باره این آیه کریمه سوره یوسف که و وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ ﴿یوسف،۱۰۶﴾ که این چگونه شرکی است که با ایمان جمع می شود قرآن فرموده است : وَمَا یُؤْمِنُ .... إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ یعنی هم مومن است هم مشرک که امام صادق(ع) می فرماید شرک الطاعه و لیس شرک العباده شرک طاعت اینست که آدم در کنار خدا یک فرمانروای مطاع دیگری غیر از خدا بپذیرد. این مساله حصر حاکمیت در خدا از اصول اولیه دین اسلام است و هرنوع نفی حصر حاکمیت در خداوند با اصل اسلام و قرآن در تضاد است بلکه با عقل در تضاد است و ما به تفصیل مساله حصر حاکمیت را در جلد اول فقه نظام سیاسی تبیین کرده ایم و ما سفارش می کنیم کسانی که اهل نظر هستند هم به جلد اول هم به جلد دوم این کتاب که چاپ شده مراجعه کنند. حصر حاکمیت از سوی خدا معنی اش این است که هر کسی که بخواهد حاکمیت پیدا کند باید از سوی خدا تعیین بشود چون إعمال حاکمیت، معنی اش همین است معنی إعمال حاکمیت تعیین حاکم از سوی خداوند است اگر بنا باشد که ما برای منبع مشروعیت حاکمیت منبعی غیر از خدا در نظر بگیریم یعنی برای خداوند در حاکمیت شریک قائل شویم. مشروعیت حاکمیت منحصر به خداوند است و این از بدیهیات دین ما است و از مسائل اجتهادی نیست که جای اجتهاد داشته باشد و جای اظهار نظر داشته باشد و منکر حصر حاکمیت بعد از رسول خدا در کسی که منصوب رسول خدا باشد که در واقع منصوب خداست هم منکر ضروری تشیع است، یعنی منکر ضروری مذهب اهل بیت است مذهب اهل بیت مبتنی بر این است که بعد از رسول خدا همان طور که در زمان رسول خدا حاکمیت در خدا منحصر بوده و معنی حصر حاکمیت در خدا این بوده است که شخصی را که خدا منصوب برای حاکمیت کرده است که رسول است باید اطاعت کرد (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً (نساء ۶۴) بعد از رسول هم همین طور یعنی کسی میتواند حاکم باشد که از سوی رسول و از سوی خدای متعال منصوب برای حاکمیت شده باشد و این نص آیه کریمه است که می فرماید (ف ...

ادامه مطلب  

عصمت اکثریت عقلا باطل است/ اگر کسی بگوید مردم به حاکم حاکمیت می دهند این یعنی شرک در حاکمیت خداوند/ عجیب است که بعضی ها ادعای آشناییت با مسائل  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی-رجانیوز: سخنان اخیر حسن روحانی در ضیافت افطار اساتید دانشگاه در رابطه با مبنای ولایت از دیدگاه امیرالمومنین واکنش بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشته است.به گزارش رجانیوز در همین راستا آیت الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در ادامه جلسات درس خارج فقه تقریب که در پژوهشگاه مطالعات تقریبی برگزار شد به بررسی و تبیین نقش مردم در حاکمیت پرداخت که مشروح بحث در ذیل آمده است : این روزها مطرح شده که ولایت را مردم به ولی امر می دهند این جمله از امور متشابهه است که باید تبیین شود. در مسئله نقش مردم در حاکمیت توضیح دادیم بطور مفصل در فقه نظام سیاسی که مردم موجودیت حاکمیت را تامین می کنند مشروعیت حاکمیت عقلا محال است که از سوی مردم باشد چون تامین مشروعیت حاکمیت از سوی مردم به معنای عصمت مردم است به معنای عصمت اکثریت است و عصمت اکثریت عقلا باطل است و تجربه اجتماعی هم در طول تاریخ خطا پذیری اکثریت جامعه مردم را اثبات کرده است ما در تاریخ بشر فراوان داریم که اکثریت جامعه چیزی را انتخاب کرده اند که هم عقلا باطل بوده و هم تجربه اجتماعی بطلان آن را ثابت کرده و در قرآن بسیار بر آن تاکید شده است قُلْ لَا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ ۚ(مائده،100)و در قرآن کریم تاکید فراوان شده است که مردم بد انتخاب کرده اند، ما جوامعی که در نتیجه انتخاب بد، دچار سرنوشت های بد شده اند، فراوان داریم و اصولا در قرآن کریم این اصل یک اصل اساسی است که گرفتاری ها و شکست ها و مشکلاتی که مردم با آن مواجه می شوند، غالبا نتیجه سوء انتخاب خودمان است. پس ما یک سوء انتخاب داریم. بعضی از انسانها که پیامبرانند یا امامان معصوم اند آن هم به دلیل قطعی عصمت آنان ثابت شده است به جز اینان ما دلیلی بر عصمت کسی نداریم و دلیلی هم بر عصمت جوامع نداریم نه تنها بر عصمت جوامع نیست بلکه دلیل بر عدم عصمت جوامع فراوان است و لذا مشروعیت با انتخاب مردم تلازم ندارد ممکن است این مردم انتخابی کنند که این انتخاب درست باشد یا ممکن است انتخابی کنند که نادرست باشد.پس اینچنین نیست که انتخاب مردم همیشه انتخاب صحیح باشد و لذا است که هر وقت مردم چیزی را انتخاب کنند یا کسی را انتخاب کنند الزاما به این معنا نیست که آن کس مشروعیت دارد . در نظام جمهوری اسلامی معنای جمهوری اسلامی این است که مشروعیت باید از خدا باشد این است معنای اسلامیت حالا اگر آن حاکم مشروع پیامبر باشد که خدا پیامبر را برای حاکمیت نصب می کند در قرآن کریم فرمود وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ ( مائده،49) یا در آیه دیگر فرمود و مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه(‏نساء،80) این آیه نصّ بر نصب است نصّ بر تعیین حاکم است .باید روشن شود که ما خدا را حاکم می دانیم یا نمی دانیم اگر کسی بگوید مردم به حاکم حاکمیت می دهند این یعنی شرک در حاکمیت خداوند. معنی اش این است که ما در برابر خدا قائل به حاکم باالذات دیگری هم هستیم خدای متعال فرمود قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ (ال عمران، 25) در جای دیگر فرمود لاشریک له الملک و در جای دیگر فرمود ألا له الخلق والأمر تبارک الله رب العالمین " الأعراف 54 و در جای دیگر فرمود مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا ﴿۲۶ کهف﴾ اصولا در قرآن کریم از اول قرآن تا آخرآن غالبا شرک به معنی شرک در حاکمیت است و در روایت امام صادق (ص) تصریح به این معنی شده است در اصول کافی داریم در سوال از امام صادق (ص) در باره این آیه کریمه سوره یوسف که و وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ ﴿یوسف،۱۰۶﴾ که این چگونه شرکی است که با ایمان جمع می شود قرآن فرموده است : وَمَا یُؤْمِنُ .... إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ یعنی هم مومن است هم مشرک که امام صادق(ع) می فرماید شرک الطاعه و لیس شرک العباده شرک طاعت اینست که آدم در کنار خدا یک فرمانروای مطاع دیگری غیر از خدا بپذیرد این مساله حصر حاکمیت در خدا از اصول اولیه دین اسلام است و هرنوع نفی حصر حاکمیت در خداوند با اصل اسلام و قرآن در تضاد است بلکه با عقل در تضاد است و ما به تفصیل مساله حصر حاکمیت را در جلد اول فقه نظام سیاسی تبیین کرده ایم و ما سفارش می کنیم کسانی که اهل نظر هستند هم به جلد اول هم به جلد دوم این کتاب که چاپ شده مراجعه کنند حصر حاکمیت از سوی خدا معنی اش اینست که هر کسی که بخواهد حاکمیت پیدا کند باید از سوی خدا تعیین بشود چون إعمال حاکمیت، معنی اش همین است معنی إعمال حاکمیت تعیین حاکم از سوی خداوند است اگر بنا باشد که ما برای منبع مشروعیت حاکمیت منبعی غیر از خدا در نظر بگیریم یعنی برای خداوند در حاکمیت شریک قائل شویم.شروعیت حاکمیت منحصر به خداوند است و این از بدیهیات دین ما است و از مسائل اجتهادی نیست که جای اجتهاد داشته باشد و جای اظهار نظر داشته باشد و منکر حصر حاکمیت بعد از رسول خدا در کسی که منصوب رسول خدا باشد که در واقع منصوب خداست هم منکر ضروری تشیع است یعنی منکر ضروری مذهب اهل بیت است مذهب اهل بیت مبتنی بر این است که بعد از رسول خدا همان طور که در زمان رسول خدا حاکمیت در خدا منحصر بوده و معنی حصر حاکمیت در خدا این بوده است که شخصی را که خدا منصوب برای حاکمیت کرده است که رسول است باید اطاعت کرد (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً (نساء 64)بعد از رسول هم همین طور یعنی کسی میتواند حاکم باشد که از سوی رسول و از سوی خدای متعال منصوب برای حاکمیت شده باشد و این نص آیه کریمه است که می فرماید (فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِن ...

ادامه مطلب  

عصمت اکثریت عقلا باطل است/ اگر کسی بگوید مردم به حاکم حاکمیت می دهند این یعنی شرک در حاکمیت خداوند  

درخواست حذف این مطلب
پاسخ آیت الله محسن اراکی به اظهارات روحانی:سخنان اخیر حسن روحانی در ضیافت افطار اساتید دانشگاه در رابطه با مبنای ولایت از دیدگاه امیرالمومنین واکنش بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشته است.به گزارش خبرگزاری بسیج، سخنان اخیر حسن روحانی در ضیافت افطار اساتید دانشگاه در رابطه با مبنای ولایت از دیدگاه امیرالمومنین واکنش بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشته است.در همین راستا آیت الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی در ادامه جلسات درس خارج فقه تقریب که در پژوهشگاه مطالعات تقریبی برگزار شد به بررسی و تبیین نقش مردم در حاکمیت پرداخت که مشروح بحث در ذیل آمده است : این روزها مطرح شده که ولایت را مردم به ولی امر می دهند این جمله از امور متشابهه است که باید تبیین شود. در مسئله نقش مردم در حاکمیت توضیح دادیم بطور مفصل در فقه نظام سیاسی که مردم موجودیت حاکمیت را تامین می کنند مشروعیت حاکمیت عقلا محال است که از سوی مردم باشد چون تامین مشروعیت حاکمیت از سوی مردم به معنای عصمت مردم است به معنای عصمت اکثریت است و عصمت اکثریت عقلا باطل است و تجربه اجتماعی هم در طول تاریخ خطا پذیری اکثریت جامعه مردم را اثبات کرده است ما در تاریخ بشر فراوان داریم که اکثریت جامعه چیزی را انتخاب کرده اند که هم عقلا باطل بوده و هم تجربه اجتماعی بطلان آن را ثابت کرده و در قرآن بسیار بر آن تاکید شده است قُلْ لَا یَسْتَوِی الْخَبِیثُ وَالطَّیِّبُ وَلَوْ أَعْجَبَکَ کَثْرَةُ الْخَبِیثِ ۚ(مائده،100)و در قرآن کریم تاکید فراوان شده است که مردم بد انتخاب کرده اند، ما جوامعی که در نتیجه انتخاب بد، دچار سرنوشت های بد شده اند، فراوان داریم و اصولا در قرآن کریم این اصل یک اصل اساسی است که گرفتاری ها و شکست ها و مشکلاتی که مردم با آن مواجه می شوند، غالبا نتیجه سوء انتخاب خودمان است. پس ما یک سوء انتخاب داریم. بعضی از انسانها که پیامبرانند یا امامان معصوم اند آن هم به دلیل قطعی عصمت آنان ثابت شده است به جز اینان ما دلیلی بر عصمت کسی نداریم و دلیلی هم بر عصمت جوامع نداریم نه تنها بر عصمت جوامع نیست بلکه دلیل بر عدم عصمت جوامع فراوان است و لذا مشروعیت با انتخاب مردم تلازم ندارد ممکن است این مردم انتخابی کنند که این انتخاب درست باشد یا ممکن است انتخابی کنند که نادرست باشد.پس اینچنین نیست که انتخاب مردم همیشه انتخاب صحیح باشد و لذا است که هر وقت مردم چیزی را انتخاب کنند یا کسی را انتخاب کنند الزاما به این معنا نیست که آن کس مشروعیت دارد .در نظام جمهوری اسلامی معنای جمهوری اسلامی این است که مشروعیت باید از خدا باشد این است معنای اسلامیت حالا اگر آن حاکم مشروع پیامبر باشد که خدا پیامبر را برای حاکمیت نصب می کند در قرآن کریم فرمود وَأَنِ احْکُم بَیْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ ( مائده،49) یا در آیه دیگر فرمود و مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّه(‏نساء،80) این آیه نصّ بر نصب است نصّ بر تعیین حاکم است .باید روشن شود که ما خدا را حاکم می دانیم یا نمی دانیم اگر کسی بگوید مردم به حاکم حاکمیت می دهند این یعنی شرک در حاکمیت خداوند. معنی اش این است که ما در برابر خدا قائل به حاکم باالذات دیگری هم هستیم خدای متعال فرمود قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَن تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْکَ مِمَّن تَشَاءُ (ال عمران، 25)در جای دیگر فرمود لاشریک له الملک و در جای دیگر فرمود ألا له الخلق والأمر تبارک الله رب العالمین " الأعراف 54 و در جای دیگر فرمود مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِیٍّ وَلَا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدًا ﴿۲۶ کهف﴾ اصولا در قرآن کریم از اول قرآن تا آخرآن غالبا شرک به معنی شرک در حاکمیت است و در روایت امام صادق (ص) تصریح به این معنی شده است در اصول کافی داریم در سوال از امام صادق (ص) در باره این آیه کریمه سوره یوسف که و وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ ﴿یوسف،۱۰۶﴾ که این چگونه شرکی است که با ایمان جمع می شود قرآن فرموده است : وَمَا یُؤْمِنُ .... إِلَّا وَهُمْ مُشْرِکُونَ یعنی هم مومن است هم مشرک که امام صادق(ع) می فرماید شرک الطاعه و لیس شرک العباده شرک طاعت اینست که آدم در کنار خدا یک فرمانروای مطاع دیگری غیر از خدا بپذیرد این مساله حصر حاکمیت در خدا از اصول اولیه دین اسلام است و هرنوع نفی حصر حاکمیت در خداوند با اصل اسلام و قرآن در تضاد است بلکه با عقل در تضاد است و ما به تفصیل مساله حصر حاکمیت را در جلد اول فقه نظام سیاسی تبیین کرده ایم و ما سفارش می کنیم کسانی که اهل نظر هستند هم به جلد اول هم به جلد دوم این کتاب که چاپ شده مراجعه کنند حصر حاکمیت از سوی خدا معنی اش اینست که هر کسی که بخواهد حاکمیت پیدا کند باید از سوی خدا تعیین بشود چون إعمال حاکمیت، معنی اش همین است معنی إعمال حاکمیت تعیین حاکم از سوی خداوند است اگر بنا باشد که ما برای منبع مشروعیت حاکمیت منبعی غیر از خدا در نظر بگیریم یعنی برای خداوند در حاکمیت شریک قائل شویم.شروعیت حاکمیت منحصر به خداوند است و این از بدیهیات دین ما است و از مسائل اجتهادی نیست که جای اجتهاد داشته باشد و جای اظهار نظر داشته باشد و منکر حصر حاکمیت بعد از رسول خدا در کسی که منصوب رسول خدا باشد که در واقع منصوب خداست هم منکر ضروری تشیع است یعنی منکر ضروری مذهب اهل بیت است مذهب اهل بیت مبتنی بر این است که بعد از رسول خدا همان طور که در زمان رسول خدا حاکمیت در خدا منحصر بوده و معنی حصر حاکمیت در خدا این بوده است که شخصی را که خدا منصوب برای حاکمیت کرده است که رسول است باید اطاعت کرد (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً (نساء 64)بعد از رسول هم همین طور یعنی کسی میتواند حاکم باشد که از سوی رسول و از سوی خدای متعال ...

ادامه مطلب  

با این خوراکی ها بدن خود را سم زدایی کنید + عکس  

درخواست حذف این مطلب
با این خوراکی ها بدن خود را سم زدایی کنید بله درست است خیلی از خوراکی ها هستند که به تنهایی می توانند بدن ما انسان ها را به تنهایی سم زدایی کنند. که در این میان ما در میهن پست خوراکی هایی را که دارای خاصیت سم زدایی هستند را به شما کاربران همیشه همراه معرفی خواهیم کرد. در ادامه با ما همراه شوید.بدن ما به صورت روزانه در معرض آلاینده های مختلفی است. زمانی که در ترافیک می نشینیم، هوای آلوده ای را نفس می کشیم. زمانی که از غذاهای دریایی استفاده می کنیم ممکن است در معرض جیوه موجود در آن باشیم.زمانی که آب می نوشیم ممکن است در مورد آلاینده های سربی موجود در آن نگران باشیم. زمانی که شیر می خوریم باید وجود کاراگینان را بررسی کنیم. خوشبختانه غذاهای متعددی وجود دارد که می تواند سیستم دفاعی بدن را در برابر این سموم تقویت کند.غذاهای پروبیوتیکی: فلزات سنگین همچون سرب و جیوه در هوا، آب و غذاها یافت می شود. محققان در حال حاضر به دنبال انواع خاصی از پروبیوتیک ها هستند که بتواند سموم را از بدن دفع کند و جلوی جذب این مواد را در داخل بدن بگیرد. کلم ترش یکی از موادی است که حاوی پروبیوتیک است و مصرف آن می تواند مفید باشد.جوانه کلم بروکلی: مطالعه ای که در چین انجام شده نشان می دهد که مصرف نوشیدنی های ساخته شده از جوانه کلم بروکلی ممکن است خطرات مرتبط با سلامتی در مورد آلاینده های هوا را کاهش دهد.بر اساس این مطالعه، جوانه کلم بروکلی دارای گلوکورافانین بالایی است. این ماده یک آنتی اکسیدان قوی است و می تواند در دفع سموم از بدن مفید باشد. محققان معتقدند باید مطالعات بیشتری در مورد تاثیر آب جوانه کلم بروکلی انجام شود. شما می توانید آن را به ساندویچ یا سالاد خود اضا ...

ادامه مطلب  

سلاح های ایرانی که خواب از چشم دشمنان می ربایند+تصاویر  

درخواست حذف این مطلب
جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب با وجود «جنگ تحمیلی» و «تحریم»با همت جوانان بهترین تجهیزات دفاعی را ساخته است.به گزارش صد خبر جمهوری اسلامی ایران از همان روزهای پس از پیروزی انقلاب در تمامی سطوح کار برای پیشرفت که تا آن زمان بر زمین مانده بود را شروع کرد که یکی از این ابعاد پیشرفت در زمینه نظامی و ساخت تجهیزات دفاعی بود. ایران با وجود این که از آغاز تا امروز با مسائلی چون «جنگ تحمیلی» و «تحریم» رو به رو بود اما جوانان متعد آن هیچگاه دست از تلاش برنداشتند و کشور را هر روز در مسیر پیشرفت حرکت دادند که نتیجه آن تولید تجهیزات هوایی، دریایی و زمینی شده که به اذعان برترین کارشناسان امور نظامی به کابوسی برای دشمنان بدل شده است.هوافضای سپاه پاسداران کابوس دشمنانآغاز به کار واحد «هوافضای سپاه» از روزهای آغازین «جنگ تحملی» بود و به جرئت می توان گفت که از همان روزها با سرعت خیره کننده ای در زمینه موشکی به توانمندی بالایی رسیدند. این یگان از همان زمان تا امروز به بالاترین سطح دانش موشکی دست یافت که نتیجه آن تولید موشک هایی چون «سجیل»؛ «قیام» و «قدر» شد.خانواده موشکی تماما ایرانی شهاب که برد 350 تا یکهزار و 950 کیلومتر و سرعتی بالغ بر 5 هزار و 500 کیلومتر و توان حمل کلاهک تا 1 هزار و 200 کیلوگرم را دارد.خانواده موشکی فاتح 110 ایران برد 200 تا 300 کیلومتر و سرعتی بالغ 3.5 ماخ دارد.موشک نازعات ساخت ایران با برد 150 کیلومتر حامل سرجنگی بیش از 100 کیلوگرم است.خانواده موشک قدر ایران با برد 1 هزار و 900 کیلومتر توان حمل کلاهک 650 کیلوگرمی را دارد.موشک تماما ایرانی سجیل با برد 2 هزار کیلومتر و سرعت 13 ماخ توان حمل کلاهک 1 هزار کیلوگرمی را دارد.موشک عماد ساخت ایران که برد 2 هزار کیلومترموشک ایرانی قیام با برد 800 کیلومتر وتوان حمل کلاهک 746 کیلوگرمی را دارد.اما این پایان کار یگان هوافضا نبود و آنها به سراغ دانش ساخت پهپادها نیز رفتند؛ در ابتدا با روش مهندسی معکوس چند پهپاد را تولید کردند اما رفته رفته دانش ساخت آن را بومی سازی کردند به گونه ای که امروز ایران جزء سه قدرت برتر در این حوزه است. در حال حاضر نیروی «هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران» توان تولید انواع پهپادهای پیشرفته را دارد و نمونه هایی را چون «شاهد 129» و «سیمرغ» را تولید کرده است.پهپاد تماما ایرانی سیمرغ با برد نامعلوم و پنهان کار و با سقف پروازی 18 کیلومترپهپاد صاعقه ایرانی با برد نامعلوم و پنهان کار و با سقف پروازی 18 کیلومترپهپاد چند منظوره شاهد 129 ساخت ایران با برد 1 هزار و 700 کیلومتر و با سقف پروازی بیش از 7 کیلومترپهپاد هجومی ساخت ایران کرار 4 با برد 25 کیلومتر و با سقف پروازی بین 7 و نیم تا 12 کیلومترپهپاد چند منظوره ایرانی مهاجر 6 با برد و سقف پروازی نامعلومناوشکن هایی چون کوه ضامن امنیت ایران در آبهای بینالمللی«نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران» همواره پس از پیروزی انقلاب در سال 1357 یکی از بازوهای قدرتمند جمهوری اسلامی ایران بوده چرا که ماموریتهای این یگان علاوه در آبهای سرزمینی در مناطقی است که تمامی کشورها در آن حضور دارند یعنی آبهای آزاد پس همانگونه که امیر دریادار حبیب الله سیاری فرمانده این نیرو پیشتر گفته بود «هر رفتاری که از ما در این منطقه بروز پیدا کند مورد توجه دنیا قرار می گیرد» این حضور نیاز به تجهیزات دارد. «نیروی دریایی» نیز این را درک و درصدد رفع احتیاجات خود برآمد که نتیجه آن تولید انواع ناوشکنها از جمله «جماران» و «دماوند» شد، اما این پایان کار نبود امروز هم این نیرو ساخت شناورهای مدرن را در دستور کار دارد.ناوشکن تماما ایرانی جماران با سرعت بیش از 50 کیلومتر بر ساعت و برد 5 هزار و 500 کیلومترناوشکن الوند ایران که سرعتی بالغ بر 31 تا 72 کیلومتر بر ساعت و برد تا 9 هزار کیلومتر دارد.ناوشکن البرز ساخت ایران که دارای سرعت 72 کیلومتر بر ساعت است.ناوشکن سبلان ایرانی که سرعتی بالغ بر 31 تا 72 کیلومتر بر ساع ...

ادامه مطلب  

سرمقاله های روزنامه های ۱۷ مرداد  

درخواست حذف این مطلب
سرمقاله های روزنامه های ۱۷ مرداد ارتباطات > رسانه و روزنامه نگاری - همشهری آنلاین:دولت دوازدهم و تعامل با جهان، شهردار آینده تهران و... از جمله موضوعاتی بودند که در ستون سرمقاله برخی از روزنامه های سه شنبه-۱۷ مرداد- جای گرفتند. بایزید مردوخی . اقتصاددان در ستون سرمقاله روزنامه شرق با تیتر«شهردار برنامه ریز» نوشت:برنامه های گزینه های پیشنهادی برای شهرداری تهران و کلان شهر های مهم، به اعضای منتخب شوراهای پنجم تحویل داده شده است. بدون تردید انتخاب شهردار کلان شهر تهران به دلیل اهمیت راهبردی برای کل کشور، دارای حساسیت های مضاعف است. به نظر می رسد محمدعلی نجفی براساس شواهد و قرائن، از شانس بیشتری نسبت به سایر گزینه ها برای جلب اعتماد منتخبان تهران، برخوردار است. نگارنده تجربه همکاری با ایشان در سازمان برنامه و بودجه دولت اصلاحات را دارد. با حضور این استاد دانشگاه و مدیر توانمند در سازمان، آرامش نسبی در آن برقرار شد و تلاش ایشان در راستای حفظ منابع انسانی کارآمد، جالب توجه بود. در آن تیم بیشتر استادان دانشگاهی آگاه با تحصیلات بین المللی حاضر بودند. نجفی، آن سازمان پیچیده و پر از مسئله را به شکل مناسبی اداره کرد و با نظر منفی و منطقی نسبت به ادغام سازمان امور اداری و استخدامی با برنامه و بودجه، از آن جدا شد. او به درستی معتقد بود دو گروه خونی را نمی توان در یک سازمان بعد از ایشان جمع کرد اما برخلاف نظر نجفی، این آسیب به سازمان برنامه وارد شد که تا امروز هم باقی مانده است. آنچه در این میان مهم است، عبور کامل از مسیر گذشته شهرداری تهران است. شهردار بعدی تهران با هر ابتکاری که به خرج می دهد، باید مسیر اشتباه گذشته را کنار بگذارد تا باخاصیت برنامه ریزی مؤثر که در محمدعلی نجفی وجود دارد، امکان اصلاحات تدریجی را فراهم کند. تهران فاقد برنامه میان مدت برای اداره است. حضور ده ها نهاد، سازمان و مجموعه تصمیم گیر در زمینه امور داخلی شهر و عملکرد خودمختار آنان، از مهم ترین معضلات پایتخت است. اولین کاری که در این «نهادسازی» یا «اصلاح نظام تدبیر» ضروری است، یکپارچه سازی امور شهر تهران زیر نظر واحدی به نام شهرداری است. مدیریت های متعدد و متفاوت می توانند ذیل یک حکم در یک سازمان واحد به نام شورای شهر تهران و شهرداری تهران گرد هم آیند که به نظر می رسد دکتر نجفی با توجه با مجموعه ارتباطات و جایگاه شخصیتی و مدیریتی و اعتماد دولت مستقر به او، از عهده این کار برمی آید. این اقدام می تواند بزرگ ترین میراث او برای مدیریت شهری تهران باشد. بسیاری از شهرهای دنیا، این حالت را دارند. نگارنده شاهد بوده که شهردار شهری مانند مارسی، مانند رئیس جمهور فرانسه اختیارات وسیعی دارد، درحالی که شهر عجیب و غربیی نیست. حال در نظر بگیرید شهرداران نیویورک، پاریس و لندن چه اختیاراتی دارند. به موازات این تلاش می توان برای امور مختلف شهر تهران برنامه ریزی کرد. این امور آن قدر پیچیده است که به حجم عظیمی از کارشناسان نیاز دارد. بودن یا نبودن این ظرفیت در شهرداری را نمی دانم اما ناگزیر باید عالمانه به تخصص های مختلف شهری و شهرسازی و اجتماعی برای برون رفت از وضع موجود، میدان داد. توجه نجفی به نظر بدنه کارشناسی، از ویژگی های ممتاز اوست. نگارنده می تواند امیدوار باشد وی دارای سطح مناسبی از صلاحیت و توانایی باشد که یک برنامه ریز اقتصادی لقب بگیرد؛ چراکه وضعیت منابع مالی برای اداره شهر تهران، نگران کننده است. وابستگی منابع شهر به تراکم فروشی، فاجعه ای است که تهران را به حال و روز فعلی انداخته است. عامل بسیار کلیدی برای بهبود وضعیت تهران، پایان دادن به این نوع تأمین مالی است که باید با قدرت قانون، جلوی آن را گرفت. تراکم شدید ترافیکی و آلودگی شهر تهران از معضلات اساسی است.همان طور که درباره برخی معضلات ایران از واژه «ابربحران» استفاده می شود، در شهر تهران نیز با این ابربحران ها مواجه هستیم که می توان از طریق سیاست های اقتصادی، آن را چاره کرد. اینکه عوارض دریافتی از خودروها برای تردد به شکلی باشد که استفاده از آن برای شهروندان صرفه اقتصادی نداشته باشد و در عوض، سیستم جامع حمل ونقل عمومی سریع و حافظ محیط زیست، جایگزین شود. از ١٩ میلیون خودروی در حال حرکت، بخش عمده ای از آن در تهران در تردد است. اگر عوارض درست با درنظرگرفتن هزینه ها و ضررهای زیست محیطی دریافت شود، منبع خوبی برای اصلاحات مالی مدیریت شهری است. نکته پایانی، قانون فعلی شوراها است که با آنچه در ٧ اصل قانون اساسی مورد تأکید قرار گرفته، تفاوت دارد. امیدوارم دکتر نجفی بتواند در جهت اصلاح قانون شوراها نیز، فعالیت هایی را سامان دهد.روزنامه اعتماد در ستون سرمقاله اش نوشت:آقای محمدرضا باهنر از سیاستمداران باسابقه اصولگرایی است که به قول خودشان یکی از سه نماینده رکورددار طول مدت نمایندگی با 28 سال یعنی 7 دوره نمایندگی در مجلس است و مدت های طولانی نیز در راس هرم تصمیم گیری بخشی از جریان اصولگرا قرار داشته اند و در مجلس نیز چند دوره سابقه نایب رییسی مجلس را داشته اند و حتی می توانسته اند رییس شوند و نشده اند و جا را برای دیگران باز کرده اند. اکنون نیز از اصولگرایان معتدلی هستند که اگر چشم امیدی به بازسازی جریان اصولگرا باشد، طبعا یکی از افرادی که باید آستین ها را بالا بزند آقای باهنر است. وی هفته گذشته گفت وگوی خواندنی را درباره سابقه و سلوک سیاسی خود با روزنامه اعتماد انجام داد که در نوع خود جالب و از نوع گفت وگوهایی بود که جای شان در عرصه سیاسی کشور خالی است و امید می رود که شاهد تکرار این موارد باشیم. با این وجود در بخشی از گفت وگوی خود به موضوع شهردار شدن احمدی نژاد اشاره می کند که قابل تامل است:می گفتند برای شهردار شدن آقای احمدی نژاد خیلی اصرار داشتید.بله. با رییس جمهور که آقای خاتمی بود و وزیر وقت دعوا هم کردم.چرا؟چون من با آقای احمدی نژاد ٢٠ سال سابقه کار سیاسی مشترک داشتیم. ایشان ٢٠ سال عضو جامعه مهندسین بود.این انتخاب، ارزش دعوا کردن و این همه اصرار را داشت؟بله، ایشان شهردار خوبی بود. در ریاست جمهوری هم ما اوایل خیلی امید داشتیم که کارهای خوبی بکند. کارهای بزرگی هم کرد؛ آقای احمدی نژاد کارهایی کرد که خیلی از روسای جمهور جراتش را نداشتند و الان هم ندارند. اما گاهی اوقات هم خیلی خودرای بود که هیچ یک از روسای جمهور نبودند. ما الان بعضا می گوییم کاش خرد دولت یازدهم با شجاعت دولت دهم همراه می شد. الان خرد وجود دارد ولی شجاعت احمدی نژاد وجود ندارد.... نخستین بودجه ای که دولت احمدی نژاد به مجلس آورد، اختلافات کارشناسی مان با ایشان و تیم شان در دولت شروع شد. من می گفتم شما اصلا نمی دانید بودجه ریزی یعنی چه! اختلافات مان از همان جا شروع شد و همین طور زاویه گرفت و گرفت. ما با کسی بیعت نبسته بودیم که بخواهیم هوایش را داشته باشیم که مثلا چون آقای احمدی نژاد است دیگر ساکت شویم و فقط حمایت کنیم؛ نه این طوری نبود.آقای احمدی نژاد در انتخابات خوب عمل کرد یا نه؟نه، خیلی بد عمل کرد؛ من هم قبول دارم، کار مجرمانه اش هم این بود که در مورد دو، سه نفر مثل آقای هاشمی و آقای ناطق حرف هایی را مطرح کرد. اگر زمانی دادگاهی در این باره تشکیل بشود، احمدی نژاد باید آن حرف ها را ثابت کند و اگر نتواند، محاکمه می شود. ولی خب ببینید، این حرف هایی که او زد، تهدید امنیتی نبود، بلکه تهمت فردی بود. کار سران فتنه کار امنیتی بود، کار به هم ریختن کشور بود.»واقعیت هرچه بوده، گذشته است و قصد نبش تاریخ را نداریم، مگر به آن اندازه که برای امروز ما راهنما و کمک باشد. در خصوص این بخش از سخنان آقای باهنر ذکر چند نکته خالی از فایده نیست.1- علت اینکه وزارت اطلاعات وقت و سایر مقامات دولت اصلاحات با شهردار شدن احمدی نژاد مخالفت می کردند؛ از نوع مخالفت با جناح اصولگرا نبود، طبیعی است که اگر همان موقع مثلا آقای باهنر برای تصدی شهردار شدن معرفی می شد به سرعت او را تایید می کردند. علت مخالفت با وی شناختی بود که از عملکرد او داشتند؛ شناختی که آقای باهنر محترم با 20 سال همکاری نزدیک از او نداشت. همان شناخت بود که نشان داد برداشت آنان از عملکرد او و نیز رفتارش در آینده درست بود. ولی چون آقای باهنر و سایر دوستان شان براساس حس ظن بیش از حد نسبت به آن دوست و همکارانش داوری می کردند...هیچگاه متوجه ماجرای واقعی و عملکرد او در استانداری اردبیل و جاهای دیگر نشده بودند.2- نکته دوم ایشان که خیلی عجیب است، دفاع از عملکرد شهرداری وی است، در حالی که چند خط بعد به صراحت گفته است که از نظر او تیم احمدی نژاد درکی از بودجه ریزی نداشته است. اگر وی چنین درکی از بودجه ریزی در دولت نداشته، به طریق اولی در شهرداری هم نداشته است و مدیری که درکی از بودجه نویسی نداشته باشد، نیازی به بررسی سایر عملکردهای او نیست چون چنین فردی جز اتلاف منابع مالی کار دیگری نمی کند. همان کاری که در 8 سال دولت خودش انجام داد و صدها میلیارد دلار درآمد نفتی داشت و وقتی که رفت به خالص اشتغال کشور چیز چندانی نیفزوده بود! در واقع خوب بود آقای باهنر در نقد آن رفتار، قدری شجاعانه اظهارنظر می کردند.3- بحث تاکید بر شجاعت آن دولت نیز نادرست است. اول اینکه باید شجاعت را تعریف کرد. اگر ایشان دعا می کند که کاش دولت احمدی نژاد در کنار شجاعتی که داشت، خِرد دولت فعلی را نیز دارا بود، این امر بدان معناست که شجاعت آن دولت فاقد خِرد بوده است. بنابراین اساسا شجاعت نبوده است، چون شجاعت بدون خرد و دوراندیشی و تدبیر، وجود ندارد. آنچه در غیاب خرد و دوراندیشی می بینیم، تهور و بی باکی است که هیچ ربطی به شجاعت ندارد و خصلتی بدتر از ترس و جُبن است. افراد متهور وقتی در مصدر امور قرار می گیرند خسارات بیشتری به کشور می زنند تا افراد ترسو و محافظه کار. ولی نکته مهم این است که تهور و بی باکی او عموما متاثر از حذف نظارت نهادهای نظارتی از جمله مجلس بود. وقتی که کسی هر کاری دلش خواست کرد و قانون یارانه را با سه برابر اختلاف و انحراف اجرا کرد و هیچ کس در مجلس و سایر نهادهای نظارتی از گل کمتر به او نگفتند، معلوم است که تصمیمات عجیب و غریبی اتخاذ خواهد کرد که امروز از نظر ما متهورانه می آید. در حالی که دولت فعلی حتی قادر نیست در اجرای وظایف عادی خود (نمونه اش قرارداد توتال) دست به عمل بزند، چه رسد که تخلفات چندهزار میلیارد تومانی در مسکن مهر و اجرای قانون یارانه ها را مرتکب شود.4- بخش اخیر سخنان آقای باهنر عجیب تر از موارد دیگر است. وی صریحا اقدام آقای احمدی نژاد را مجرمانه معرفی می کند. کاری که ما حاضر نیستیم رسما اعلام کنیم، ولی در هر حال آن رفتار قابلیت تعقیب کیفری داشت و دارد و باید حکم دادگاه فصل الخطاب می بود. ولی آقای باهنر هیچگاه توضیح نمی دهد که چرا چنین دادگاهی تشکیل نشد؟ اگر همین یک پرسش ساده تشریح شود، بسیاری از ابهامات برطرف خواهد شد.تبعات حقوقی تنفیذ و تحلیفروزنامه رسالت در ستون سرمقاله اش نوشت:مراسم تنفیذ و تحلیف، بر خلاف تصور بعضی افراد، تشریفات نیست، تبلیغات نیست، نمایش سیاسی نیست، مراسم افتتاحیه نیست. حقیقت تنفیذ و تحلیف، چیزی مهمتر از این ظواهر است. این دو آیین، مفاهیم حقوقی و شرعی مهمی دارند. تنفیذ یعنی نفوذ دادن و نافذ کردن رأی مردم. آقای رئیس جمهور در سخنرانی خود در مراسم تنفیذ گفتند، ریاست جمهوری من از امروز آغاز شد. معنای این جمله این است که ایشان، اعلان نتایج انتخابات یا تأیید انتخابات بوسیله شورای نگهبان را روز شروع ریاست جمهوری خود نمی دانند و اعتقاد دارند از روز تنفیذ، ریا ست جمهوری ایشان آغاز شده است. نیمی از معنای تنفیذ، همین است. یعنی نصب فرد منتخب ملت، به مقام ریاست جمهوری و صدور حکم برای او و شروع رسمی مسئولیت و کار. ولی نیم دیگر معنا آنست که فرد، از لحظه ای که تنفیذ انجام می شود، مقامش به امضای شریعت مقدس اسلام می رسد و شرعا اجازه دخالت در امور را پیدا می کند. آنچه در انتخابات انجام می شود، انتخاب یک فرد از سوی جمهور است.ولی آنچه درمراسم تنفیذ انجام می شود، علاوه بر نصب قانونی که در کشور های دیگر هم نمونه دارد ، مشروعیت بخشی به آن مقام است. طبق آیات قرآن و اعتقاد همه مسلمانها، خداوند صاحب حکومت همه جهان است، وَسِعَ کرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضَ. مردم مسلمان، حکومت خداوند بر خود و جامعه خود را پذیرفته اند و تسلیم حکومت خداوند هستند. آنها پذیرفته اند که احکام خداوند در جامعه شان حاکم شود. پیامبر اعظم (ص)،امامان معصوم (ع) و فقیهان منصوب از طرف آنها وظیفه دارند در جایگاه حکومت، جامعه اسلامی را در مسیر تحقق احکام الهی که تضمین کننده کمال و سعادت مادی و معنوی آنها است مدیریت کنند. تنفیذ، یعنی تفویض بخشی از اختیارات حکومت به فرد منتخب ملت ومرتبط نمودن مقام آن فرد به حوزه شریعت الهی. تنفیذ، مشروعیت و اختیار شرعی برای دخالت در امور را به فرد منتخب ملت واگذار می کند. اگر تنفیذ انجام نشود ، هرگونه دخالت فرد منتخب در امور کشور وهر گونه تصرف در بیت المال، تصرف باطل و غاصبانه خواهد بود.اکنون این سؤال مطرح است که آیا با انجام شدن مراسم تنفیذ، رئیس جمهور برای چهار سال، از مشروعیت برخوردار است ؟ این گونه نیست. در تمام مدت چهار سال، باید شرایط لازم برای ریاست جمهوری در او باقی باشد. تنفیذ و بقای آن، مشروط به شرایط این مقام است که دراصل 115 قانون اساسی ذکر شده. مدیر و مدبربودن، دارای‏ امانت‏ و تقوی بودن ‏، مومن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مذهب‏ رسمی‏ کش ...

ادامه مطلب  

نگاهی به مقبولیت سیاسی و مشروعیت دینی امویان و عباسیان  

درخواست حذف این مطلب
کتاب «فرایند مقبولیت سیاسی و مشروعیت دینی در دولت اموی و عباسی» ضمن بررسی تطبیقی فرایند مشروعیت دینی و مقبولیت سیاسی در این دو دولت، به معرفی منابع معتبر تاریخی در این زمینه می پردازد.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، تحقیق و پژوهش در حوزه تاریخ امویان و عباسیان به عنوان دو دولت مهم در تاریخ اسلام از اهمیت بسیاری برخوردار است، به ویژه موضوع فرایند مشروعیت دینی و معیارهای مقبولیت سیاسی این دولت ها که می توان در شناخت جایگاه آن دولت ها نزد مردم و جامعه آگاهی بخش باشد. دکتر حسین اشرفی با توجه به اهمیت این موضوع در کتاب «فرایند مقبولیت سیاسی و مشروعیت دینی در دولت اموی و عباسی» در قالب پنج فصل با عنوان های «کلیات»، «فرایند مقبولیت سیاسی و مشروعت دینی در دولت اموی»، «فرایند مقبولیت سیاسی و مشروعیت دینی در دولت عباسی»، «مقایسه مقبولیت سیاسی و مشروعیت دینی دو دولت» و «ارزیابی مبانی مقبولیت سیاسی و مشروعیت دینی دو دولت با آموزه های اسلامی» این فرایند را تبیین کرده است. نویسنده در فصل نخست به کلیات بحث و تعاریف و مفاهیم کلیدی و معرفی منابع مرتبط با این موضوع پرداخته و در فصل های دوم و سوم به این موضوع اشاره کرده که امویان و عباسیان برای کسب مشروعیت دینی و مقبولیت سیاسی فرایند بسیار طولانی و پیچیده ای را پشت سر گذاشته اند. فصل چهارم به بررسی تطبیقی مبانی مشترک مشروعیت و مقبولیت امویان و عباسیان اختصاص داشته و در ادامه مبانی مختص امویان (عصبیت عربی) و عباسیان (وراثت) بررسی شده است. فصل پنجم کتاب نیز به ارزیابی مبانی مشروعیت و مقبولیت امویان و عباسیان براساس آموزه ها و قوانین و ضوابط اسلامی پرداخته است. در صفحه 78 در تبیین «اقدامات سلبی امویان برای ایجاد مشروعیت» آمده است: «امویان خود را رقبای اصلی ...

ادامه مطلب  

حل مشکلات اقتصادی مردم ، ائمه جمعه استان تهران ، خطبه های نماز جمعه ، تهران نیوز  

درخواست حذف این مطلب
نماز عبادی سیاسی جمعه امروز شهر پایتخت و شهرستان های استان تهران با حضور پرشور مردم مومن و ولایت مدار در سراسر این استان اقامه شد و ائمه جمعه استان تهران در خطبه های این فریضه الهی به تبیین موضوعات عقیدتی و سیاسی پرداختند.به گزارش تهران نیوز ، نماز عبادی سیاسی جمعه امروز با حضور پرشور مردم مومن و ولایت مدار در شهر تهران و سراسر شهرستان های استان تهران برگزار شد.ائمه جمعه استان تهران در خطبه های نماز جمعه این هفته پس از توصیه خود و نمازگزاران به تقوای الهی در ارتباط با موضوعاتی همچون توطئه های روز افزون دشمن ، مطالبات مردم از دولت دوازدهم ، موضوع حج و … سخن به میان آوردند که در ادامه مشروح خطبه ائمه جمعه شهر تهران و شهرستان های استان تهران را با هم می خوانیم:امام جمعه موقت تهران: مسئولان تسلیم دشمن نشوند و نفوذ دشمن را بفهمند/ دولتمردان برای حل مشکلات اقتصادی مردم همت کنندآیت الله محمد امامی کاشانی خطیب نمازجمعه این هفته تهران در خطبه دوم با اشاره به اعزام زائران به مکه مکرمه جهت انجام مناسک حج، گفت: امیدواریم حجاجی که عازم بیت الله الحرام هستند، همان طور که رهبر انقلاب فرموده اند، حجی جامع و دارای خصوصیاتی نظیر عزت، امنیت و رفاه هم از نظر فردی و اخلاقی داشته باشند و همه حجاج به سلامت بروند و برگردند.وی با اشاره به بیانات و توصیه های رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور دولت دوازدهم در مراسم تنفیذ، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ رئیس جمهور مطالب متنوع و بسیار با ارزشی را بیان فرمودند که از جمله آنها این است که ایشان فرمودند مسئولان برای خدمت به مردم و کشور افتخار کنند.امام جمعه موقت تهران تصریح کرد: امام راحل دریای متلاطم در کشور پیش از انقلاب را به حرکت در آورد؛ ایران در آن زمان از نظر علمی، سیاسی و فرهنگی یک کشور مُرده بود که دشمن چنین کشوری را می خواست.آیت الله امامی کاشانی اضافه کرد: اینها در زمان شاه ایرانی داشتند که می گفتند امن است، اما سکوت گورستانی بود؛ نمی خواستند جو ان ها رشد کنند، اینها می خواهند کشورها را زیر پا بگذارند و فرهنگ شان را از بین ببرند که امام(ره) چنین تحولی را با پیروزی انقلاب در کشور ایجاد کرد.وی با تأکید بر اینکه مقام و ریاست جمهوری در کشور افتخار است، افزود: این فخر به این جهت است که کشور جمهوری اسلامی است و مردمی فداکار، بیدار، ایثارگر و شجاع دارد؛ ایران مردم با بصیرتی دارد که فضا را نگاه می کنند و با حماسه پای صندوق های رأی می آیند، در چنین کشوری کار کردن ثواب و ارزش دارد.خطیب نمازجمعه این هفته تهران با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون اینکه به مسئولان فرمودند در حل مشکلات کشور به خدا توکل کنید، گفت: ایران کشوری است که اگر کسی مقامی دارد، باید شکرگذار آن باشد؛ این خیلی ارزش دارد، رهبری با سخنان شان سعی داشتند که این روح و نور در همه باشد و مسئولان با این نور حرکت کنند.آیت الله امامی کاشانی ضمن اینکه از مسئولان و دولتمردان خواست که در حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی همت کنند و تسلیم خواسته های دشمن نشوند، اظهار داشت: این مسئله مهمی است که کشور را حفظ می کند.وی در پایان خطبه های نمازجمعه این هفته تهران خاطرنشان کرد: شهدای مدافع حرم و دفاع مقدس به مقامی رسیده اند که باید جایگاه آنها را درک کنیم و شکرگذار مسئولیتی باشیم که در جمهوری اسلامی ایران به دست می آوریم، ما باید شکرگذار خدمت به مردم باشیم.امام جمعه موقت تهران در خطبه اول این نماز در سخنانی به موضوع توکل انسان بر خدا در امورات زندگی اشاره و تصریح کرد: توکل بر مقام رضا تأخر و تقدم دارد.وی افزود: وقتی انسان کارهایش را به خدا بسپرد، خدا کارهای او را درست و شرایط را برایش فراهم می کند، لذا توکل موجب رضا و اوج گرفتن انسان متوکل و رشد در مقام رضا و معنویت می شود، وقتی که توکل به وجود آمد و رضا پیدا شد، رضا و توکل بالاتر می رود و مراحل عالی تر را طی می کند.خطیب نمازجمعه این هفته تهران، گفت: توکل بر خدا درجات متفاوت دارد، تمام کارها را باید به خدا بسپاریم.امام جمعه اسلامشهر تاکید کرد: لزوم مبارزه «بی امان» و «جدی» با سلطه گرانحجت الاسلام والمسلمین محمدعلی نوروزی در خطبه های نماز جمعه این هفته اسلامشهر با اشاره به تنفیذ حکم رئیس جمهور دوازدهم توسط مقام معظم رهبری خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب انتخاب سرنوشت ساز مردم را قبول و تنفیذ کردند در نتیجه فرد منتخب، رئیس جمهور همه مردم است، بنابراین رئیس جمهور ۲۴ میلیونی حرف غلطی است.وی با اشاره به توصیه های مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم افزود: یکی از مهم ترین توصیه های رهبر انقلاب، حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم بود، اولین کار مهم رئیس جمهور و وزرا حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است.امام جمعه اسلامشهر ادامه داد: توصیه بعدی رهبر معظم انقلاب تعامل سازنده با دنیا بود، دشمنان تلاش می کنند ایران را منزوی و گوشه نشین نشان دهند اما جمهوری اسلامی ایران آنقدر شناخته شده است که منزوی نخواهد شد.وی اضافه کرد: سومین توصیه ایشان مبارزه با سلطه بود. وظیفه رئیس جمهور است که با دولت هایی که می خواهند بر ما مسلط شوند مبارزه «بی امان» و «جدی» داشته باشد.حجت الاسلام نوروزی با اشاره به در پیش بودن مراسم تحلیف رئیس جمهور دوازدهم افزود: در مراسم تحلیف رئیس جمهور حدود ۱۰۰ هیئت سیاسی از کشورهای مختلف حضور دارند، حضور این افراد خیلی مهم است چرا که آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش می کنند ما را منزوی کنند، برخی از کشورها ایران هراسی را مطرح می کنند و همسایگان حاشیه خلیج فارس را از قدرت نظامی ما می ترسانند، حضور این هیئت ها این توطئه را خنثی می کند.وی با تبریک ولادت امام رضا (ع) افزود: ایشان را ابوالحسن ثانی و پدر بزرگوارشان، امام موسی کاظم (ع) را ابوالحسن اول می گویند. مدت امامت امام رضا (ع) در طول ۵۴ سال عمر بابرکت، ۲۰ سال بود.خطیب نماز جمعه اسلامشهر ادامه داد: امام رضا (ع) در حدیثی می فرمایند: هیچ بنده ای به حقیقت ایمان نمی رسد مگر با داشتن سه خصلت. اولین خصلت مورد اشاره حضرت تفقه در دین به معنای درک از دین و دین شناس بودن است. همه معصومین به تفقه در دین سفارش کرده اند.وی اضافه کرد: دومین خصلت، این است که انسان در معیشت و اداره زندگی بهترین برنامه را داشته باشد. همه گرفتاری های مالی به این دلیل است که تقدیر در معیشت نداریم. اگر کسی بخواهد گرفتار نشود باید ببیند درآمدش چقدر است و بیشتر از آن خرج نکند. سومین ویژگی استقامت و صبر در مصیبت ها و گرفتاری هاست.امام جمعه اسلامشهر اعلام کرد: بعد از زیارت امام حسین (ع) که بسیار توصیه شده است به زیارت هیچ امام دیگری جز امام رضا (ع) توصیه نشده است.وی با بیان اینکه یکی از عبادت های توصیه شده صله رحم است، تصریح کرد: انسان نباید بستگان خود را فراموش کند و باید به آنان نیکی کند. در قرآن اشاره شده که از قطع رحم بترسید، صله رحم هم اثرات دنیوی و هم اثرات اخروی دارد.امام جمعه دماوند: خبرنگاران نقش به سزایی در صدور مفاهیم و دستاوردهای انقلاب اسلامی به خارج مرزها دارندحجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی با اشاره به اینکه در نظام اسلامی، مقبولیت مسئولان با رای مردم تعیین می شود، اظهار کرد: در این نظام مشروعیت نیز توسط رهبری نظام ایجاد می شود و روز گذشته، این روز مهم برای رییس دولت دوازدهم بود.وی افزود: بیداری های ملت ایران در مقطع مشروطه، نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی بود که در دو مقطع اول شکست خوردیم و در مقطع سوم پیروز شدیم.امام جمعه دماوند ادامه داد: القای جدایی دین از سیاست و اختلاف افکنی بین علما و مردم منجر به مایوسی از این نهضت و شکست آن شد.فتاح دماوندی با اشاره به روز خبرنگار و شهادت شهید مسعود صارمی، بیان کرد: خبرنگاران در نظام جمهوری اسلامی ایران، وقتی اخبار صحیح نظام را به دنیا مخابره می کنند اجر انتقال مفاهیم انقلاب را دارند.وی با اشاره به لزوم یادآوری شهدای عرصه خبر، خاطرنشان کرد: یاد افرادی که روزی اخبار دفاع مقدس و مظلومیت جمهوری اسلامی در جبهه های نبرد حق علیه باطل را مخابره کردند و همچنین افرادی که در سرزمین های غریب، اخبار مجاهدت های مدافعان حرم را مخابره کردند گرامی می داریم.امام جمعه دماوند گفت: از مسئولان امامزاده هاشم و اداره اوقاف و امور خیریه، هیئات مذهبی و ارگان ها که مراسم تجلیل از امامزادگان را در امامزاده هاشم دماوند برگزار کردند، تشکر می کنم.امام جمعه شهر رباط کریم: کانال محمدیه کشاورزان رباط کریمی را آزار می دهد / خانواده ها آسیب های طلاق را جدی بگیرندحجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه رباط کریم در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که با حضور آحاد مردم خداجو و انقلابی رباط کریم در مصلی بزرگ این شهر برگزار شد، اظهار کرد: زن و مرد لباس یکدیگر هستند و باید مشکلاتشان را به گونه درونی حل و فصل کنند، نباید رفتارها به گونه ای باشد که عیب ها نزد دیگران بازگو شود.وی به برخی از شروط ازدواج در زندگی اشاره کرد و گفت: فرزندانمان را به عقد انسان های خوش اخلاق در آوریم و باید خانواده ها هم کفو هم باشند و مرتبه دیگری از آن یکی بالاتر نباشد چرا که تساوی نباشد مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد.خطیب جمعه رباط کریم ابراز کرد: متأسفانه طلاق به یک موضوع ساده در میان برخی از جوانان و خانواده ها تبدیل گشته، این سنت غلط باید از میان خانواده ها پاک شود و تا می توان از آن جلوگیری کرد و زنان و مردان به خاطر هر عمل کوچکی تصمیم به طلاق نگیرند.وی در بخشی از خطبه های نخست روز جمعه این شهرستان، ولادت با سعادت علی ابن موسی الرضا ( ع ) به همه مسلمین تبریک و تهنیت گفت.حجت الاسلام محمدی نژاد در ابتدای خطبه دوم به بررسی و تحلیل علل شکست نهضت مشروطه پرداخت و خاطرنشان کرد: از دلایل شکست این نهضت فروپاشی اتحاد میان سران مشروطه و ترور سران مشروطه بود و باید از آن درس گرفت.وی در بخشی دیگر از آیین عبادی سیاسی روز جمعه، بر اهمیت تبادل اطلاعات در جامعه تأکید و خاطرنشان کرد: خبرنگاران ایینه شفافی هستند که مردم را از حوادث و اتفاقات اطراف آگاه می کنند، باید نقش این افراد را مهم خواند و از آن ها قدردانی کرد.وی در بخش پایانی این آیین عبادی سیاسی، با انتقاد صریح از مسئولان بالادستی کانال محمدیه،خواستار رسیدگی به حق آبه کشاورزان شهرستان رباط کریم شد و ابراز کرد: مسئولان رباط کریم علی رغم تلاشی هایی که انجام داده اند هنوز حق آبه کشاورزان رباط کریمی تأمین نشده است، چرا این گونه باید باشد و خواستار پیگیری در این باره هستیم، زراعت در رباط کریم نباید دست خوش اتفاقاتی این چنینی شود و زحمات کشاورزان از بین برود.امام جمعه قرچک: دشمن با استفاده از فضای گفت وگو بر دشمنی خود افزودحجت الاسلام و المسلمین حجت الله اسماعیلی امام جمعه شهرستان قرچک در خطبه های نماز جمعه این شهرستان ضمن عرض تبریک میلاد با سعادت علی ابن موسی ابن الرضا(ع) اظهار داشت: یکی از ویژگی های امام رضا(ع) این است که ایشان توحید را بدون ولایت بی معنا و حصن الهی را زمانی نفوذ ناپذیر می دانند که بر حول محور ولایت باشد.وی افزود: ویژگی دیگر امام رضا(ع) این بود که برای اثبات حقانیت دین مبین اسلام با ادیان مختلف گفتگو می کرد و حقانیت اسلام را ثابت می کرد.اسماعیلی گفت: گفتگو زمانی دارد و مناسب است که طرف مقابل شما دارای منطق باشد وحق را بپذیرد، اما وقتی کسی هرگز اهل منطق نیست و غیر از زور چیز دیگر را نمی فهمد گفتگو با او بی فایده است.وی با اشاره به مراسم تنفیذ حکم دوره دوازدهم ریاست جمهوری، بیان کرد: رأی مردم با تنفیذ حکم ولایت کامل شد و مقام معظم رهبری در این مراسم چند سفارش به دولت کردند.امام جمعه قرچک ادامه داد: ایشان معیشت مردم را جزء وظایف دولت دانستند و از رئیس جمهور خواستند که برای برطرف کردن فقر تلاش کنند.وی تاکید کرد: هرگز وجود دشمن را فراموش نکنیم و گمان نکنیم که اگر ما قصد خیر داریم و با دیگران در صلح و آرامش هستیم، دیگران هم در حق ما همین مطلب را دارند، متاسفانه یکی از ضعف های دولت یازدهم این بود که گمان می کرد، با مذاکره و گفتگو دشمنی ها پایان می یابد و حال آنکه دشمن با استفاده از فضای گفتگو بردشمنی خود افزود.اسماعیلی بیان کرد: هرگز نباید فراموش کنیم که نظام اسلامی ما برای انقلاب هزینه اولیه داده است و اکنون که قریب به ۴۰ سال از عمر آن می گذرد، برای ادامه راه نیاز به هزینه کمتری است و سازش و مذاکره هزینه بسیار دارد و این مطلب در برجام ثابت شد.وی گفت: جایی که مقام معظم رهبری در شروط ۹ گانه خود در امضای برجام فرمودند، توافق ژنو و لوزان که منجر به برجام شد و هزینه سنگین بر ملت وارد کرد.امام جمعه قرچک تصریح کرد: لیکن با وجود پرداخت این هزینه برجام ثمری برای نظام نداشت و نتیجه آن تحریم های بیشترعلیه نظام اسلامی وضع شد.وی در پایان افزود: روز گذشته این تحریم ها را ترامپ امضاء کرد و صریحاً برجام را نقض نمود و حال آنکه بعضی از مسئولین جرات اظهار نقض برجام را ندارند و می گویند برجام نقض فاحش نشده است در حالیکه فرقی بین نقض برجام نیست و نقض فاحش برجام بازی با الفاظ است.امام جمعه فیروزکوه: نخستین جهت گیری دولت بعد باید در زمینه معیشت و اقتصاد مردم باشدحجت الاسلام عبدالله اسماعیلی، خطیب نماز جمعه شهرستان فیروزکوه، امروز در خطبه های پرفیض نماز جمعه با تبریک روز ولادت امام رضا (ع) گفت: امام رضا(ع) فرمود هر کسی ما را زیارت کند در زمان مرگ، در شب اول قبر و روز حساب به دیدار او خواهیم آمد.وی در ادامه به حسن خلق، نجابت، حیا در نفس و ترس از خدا اشاره کرد و تاکید کرد: اگر کسی حسن اخلاق نداشته باشد دنیا و آخرت را نخواهد داشت؛ نجابت و حیا در نفس بسیار مهم است و اگر ترس از خدا نداشته باشد همه چیز را برهم می ریزد.اسماعیلی در خطبه های دوم نماز جمعه با سفارش به تقوا اذعان داشت: مناسبت مهم این هفته جریان حقوق بشر است؛ کسانی که در ظاهر مدعی حقوق بشر هستند و در باطن به دنبال منافع خود می گردند؛ هر جا منافع آنها در خطر هست این حقوق برای آنها معنا و مفهومی ندارد.خطیب نماز جمعه شهرستان فیروزکوه با اشاره به تنفیذ حکم ریاست جمهوری به دست عالی ترین شخصیت مذهبی و دینی و حکومتی، گفت: مقام معظم رهبری در ابتدا حدیثی از امام رضا(ع) فرمودند که در توحید مطرح می شد؛ امام رضا(ع) فرمودند توحید به شرط امامت و نبوت انسان را به سرمنزل مقصود خواهد رساند؛ اگر توحید به تنهایی باشد انسان را به سرانجام نمی رساند؛ از امامت و نبوت عقب نشینی نکنید.وی با اشاره به حضور مردم در انتخابات مختلف بعد از پیروزی انقلاب، تصریح کرد: مقام معظم رهبری در جلسه تنفیذ حکم ریاست جمهوری سه جهت گیری را برای دولت دوازدهم تعیین کردند؛ اولین جهت گیری پرداختن به مشکلات مردم به ویژه معیشت و مسائل اقتصادی مردم، دومین جهت گیری تعامل با دنیا و ارتباط وسیع با ملت ها و دولت ها و در نهایت سومین جهت گیری ایستادگی همراه با صلابت و قدرت در مقابل سلطه طلبان بود؛ مردم با دولت در این جهت گیری ها همراه خواهند بود.اسماعیلی در ادامه با تاکید به توصیه های مقام معظم رهبری، تاکید کرد: مقام ریاست جمهوری امانت و فرصتی است که ملت به آقای روحانی دادند؛ رهبری دولت مردان را به اولویت بندی در برنامه ریزی ها و هزینه ها به ویژه ریشه کنی فقر و فساد، حرکت بر اساس برنامه ششم، اتحاد در صفوف و گروه ها و افکار مردم، بهره جویی از نظرات مخالف با توجه به وجود نقص در وظایف سنگین، رفتن به میان مردم و برقراری ارتباط بی واسطه با مردم، قدر دانستن نیروهای مومن و انقلابی و پرانگیزه چرا که همین نیروها در مشکلات سینه سپر می کنند، فراموش نکردن دشمنی دشمنان و لزوم کار قوی و جهادی و حساب شده در کارهای اقتصادی، فرهنگی و دفاعی و توکل بر خدا را توصیه و تذکر دادند.امام جمعه موقت شهرری: زیرسئوال بردن نهادهای انقلابی، حرکت در مسیر دشمن استحجت الاسلام و المسلمین عبدالعلی ابراهیمی امام جمعه موقت شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی این هفته که در مصلی بزرگ حضرت عبدالعظیم (ع) برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، دهه کرامت و میلاد با سعادت حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) را تبریک گفت.وی در خصوص تاریخ مشروطه بیان کرد: مصیبت های زیادی در این دوران بر سر ملت ایران آمد که بی بصیرتی مردم و تحت تاثیر توطئه بیگانگان قرار گرفتن از جمله علل آن بود. سعی کردند مردم را از روحانیون جدا کنند. بین دنیای مردم و دین فاصله انداختند و سیاست را از زندگی روز مره جدا کردند.امام جمعه موقت شهرری ادامه داد: در جریان نهضت ملی نفت نیز عامل شکست حرکت عظیم کاشانی و مصدق، ایجاد تفرقه بین آنها بود. دشمنان از زمینه هایی که وجود داشت، استفاده کردند و بین کاشانی و مصدق اختلاف انداختند. به مصدق گفتند مشروب فروشی های تهران را باید ببندیم، مصدق مخالفت کرد و گفت درآمد مردم و کشور از این راه تامین می شود، نمی توانیم ببندیم.ابراهیمی گفت: امروز نیز عده ای از عناصر مختلف و دشمنان می خواهند با استفاده از این تجربه تلخ، انقلاب اسلامی را دچار شکست کنند و بین روحانیت و مردم فاصله ایجاد کنند. از مدیران اجرایی به قدری بدگویی می کنند که پذیرش مسئولیت به عنوان ضد ارزش تبدیل شود.وی با اشاره به مراسم تنفیذ ریاست جمهوری که روز گذشته برگزار شد، اظهار داشت: مقام معظم رهبری به سه جهت گیری و ۱۰ تذکر و محور اساسی اشاره کردند که پرداختن به معیشت مردم، تعامل گسترده با دنیا و ایستادگی با صلابت در مقابل سلطه طلبان از این موارد بود.امام جمعه موقت شهرری ادامه داد: امانتداری مسئولیت، اولویت بندی در برنامه ریزی ها، حرکت بر اساس برنامه ششم، پرهیز از التهاب آفرینی و دودستگی، بالابردن تحمل نقدپذیری، دشمنی دشمنان را فراموش نکردن از جمله مواردی بود که مقام معظم رهبری دیروز به ریاست جمهوری و کارگزاران نظام تذکر دادند.ابراهیمی در خصوص تحریم های جدید آمریکا گفت: این تحریم ها که به آن مادر تحریم ها می گویند، روح و مت ...

ادامه مطلب  

دولتمردان برای حل مشکلات اقتصادی مردم همت کنند / امیدواریم حج امسال سراسر امنیت باشد/ مقبولیت مسئولان با رای مردم تعیین می شود  

درخواست حذف این مطلب
نماز عبادی سیاسی جمعه امروز شهر پایتخت و شهرستان های استان تهران با حضور پرشور مردم مومن و ولایت مدار در سراسر این استان اقامه شد و ائمه جمعه استان تهران در خطبه های این فریضه الهی به تبیین موضوعات عقیدتی و سیاسی پرداختند. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از تهران نیوز ، نماز عبادی سیاسی جمعه امروز با حضور پرشور مردم مومن و ولایت مدار در شهر تهران و سراسر شهرستان های استان تهران برگزار شد. ائمه جمعه استان تهران در خطبه های نماز جمعه این هفته پس از توصیه خود و نمازگزاران به تقوای الهی در ارتباط با موضوعاتی همچون توطئه های روز افزون دشمن ، مطالبات مردم از دولت دوازدهم ، موضوع حج و ... سخن به میان آوردند که در ادامه مشروح خطبه ائمه جمعه شهر تهران و شهرستان های استان تهران را با هم می خوانیم:مشروح خطبه های نماز جمعه استان تهران:امام جمعه موقت تهران: مسئولان تسلیم دشمن نشوند و نفوذ دشمن را بفهمند/ دولتمردان برای حل مشکلات اقتصادی مردم همت کنند آیت الله محمد امامی کاشانی خطیب نمازجمعه این هفته تهران در خطبه دوم با اشاره به اعزام زائران به مکه مکرمه جهت انجام مناسک حج، گفت: امیدواریم حجاجی که عازم بیت الله الحرام هستند، همان طور که رهبر انقلاب فرموده اند، حجی جامع و دارای خصوصیاتی نظیر عزت، امنیت و رفاه هم از نظر فردی و اخلاقی داشته باشند و همه حجاج به سلامت بروند و برگردند. وی با اشاره به بیانات و توصیه های رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهور دولت دوازدهم در مراسم تنفیذ، اظهار داشت: رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ رئیس جمهور مطالب متنوع و بسیار با ارزشی را بیان فرمودند که از جمله آنها این است که ایشان فرمودند مسئولان برای خدمت به مردم و کشور افتخار کنند. امام جمعه موقت تهران تصریح کرد: امام راحل دریای متلاطم در کشور پیش از انقلاب را به حرکت در آورد؛ ایران در آن زمان از نظر علمی، سیاسی و فرهنگی یک کشور مُرده بود که دشمن چنین کشوری را می خواست. آیت الله امامی کاشانی اضافه کرد: اینها در زمان شاه ایرانی داشتند که می گفتند امن است، اما سکوت گورستانی بود؛ نمی خواستند جو ان ها رشد کنند، اینها می خواهند کشورها را زیر پا بگذارند و فرهنگ شان را از بین ببرند که امام(ره) چنین تحولی را با پیروزی انقلاب در کشور ایجاد کرد. وی با تأکید بر اینکه مقام و ریاست جمهوری در کشور افتخار است، افزود: این فخر به این جهت است که کشور جمهوری اسلامی است و مردمی فداکار، بیدار، ایثارگر و شجاع دارد؛ ایران مردم با بصیرتی دارد که فضا را نگاه می کنند و با حماسه پای صندوق های رأی می آیند، در چنین کشوری کار کردن ثواب و ارزش دارد. خطیب نمازجمعه این هفته تهران با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پیرامون اینکه به مسئولان فرمودند در حل مشکلات کشور به خدا توکل کنید، گفت: ایران کشوری است که اگر کسی مقامی دارد، باید شکرگذار آن باشد؛ این خیلی ارزش دارد، رهبری با سخنان شان سعی داشتند که این روح و نور در همه باشد و مسئولان با این نور حرکت کنند. آیت الله امامی کاشانی ضمن اینکه از مسئولان و دولتمردان خواست که در حل مشکلات اقتصادی و فرهنگی همت کنند و تسلیم خواسته های دشمن نشوند، اظهار داشت: این مسئله مهمی است که کشور را حفظ می کند. وی در پایان خطبه های نمازجمعه این هفته تهران خاطرنشان کرد: شهدای مدافع حرم و دفاع مقدس به مقامی رسیده اند که باید جایگاه آنها را درک کنیم و شکرگذار مسئولیتی باشیم که در جمهوری اسلامی ایران به دست می آوریم، ما باید شکرگذار خدمت به مردم باشیم. امام جمعه موقت تهران در خطبه اول این نماز در سخنانی به موضوع توکل انسان بر خدا در امورات زندگی اشاره و تصریح کرد: توکل بر مقام رضا تأخر و تقدم دارد. وی افزود: وقتی انسان کارهایش را به خدا بسپرد، خدا کارهای او را درست و شرایط را برایش فراهم می کند، لذا توکل موجب رضا و اوج گرفتن انسان متوکل و رشد در مقام رضا و معنویت می شود، وقتی که توکل به وجود آمد و رضا پیدا شد، رضا و توکل بالاتر می رود و مراحل عالی تر را طی می کند. خطیب نمازجمعه این هفته تهران، گفت: توکل بر خدا درجات متفاوت دارد، تمام کارها را باید به خدا بسپاریم.امام جمعه اسلامشهر تاکید کرد: لزوم مبارزه «بی امان» و «جدی» با سلطه گران حجت الاسلام والمسلمین محمدعلی نوروزی در خطبه های نماز جمعه این هفته اسلامشهر با اشاره به تنفیذ حکم رئیس جمهور دوازدهم توسط مقام معظم رهبری خاطرنشان کرد: رهبر معظم انقلاب انتخاب سرنوشت ساز مردم را قبول و تنفیذ کردند در نتیجه فرد منتخب، رئیس جمهور همه مردم است، بنابراین رئیس جمهور ۲۴ میلیونی حرف غلطی است. وی با اشاره به توصیه های مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ حکم افزود: یکی از مهم ترین توصیه های رهبر انقلاب، حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم بود، اولین کار مهم رئیس جمهور و وزرا حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است. امام جمعه اسلامشهر ادامه داد: توصیه بعدی رهبر معظم انقلاب تعامل سازنده با دنیا بود، دشمنان تلاش می کنند ایران را منزوی و گوشه نشین نشان دهند اما جمهوری اسلامی ایران آنقدر شناخته شده است که منزوی نخواهد شد. وی اضافه کرد: سومین توصیه ایشان مبارزه با سلطه بود. وظیفه رئیس جمهور است که با دولت هایی که می خواهند بر ما مسلط شوند مبارزه «بی امان» و «جدی» داشته باشد. حجت الاسلام نوروزی با اشاره به در پیش بودن مراسم تحلیف رئیس جمهور دوازدهم افزود: در مراسم تحلیف رئیس جمهور حدود ۱۰۰ هیئت سیاسی از کشورهای مختلف حضور دارند، حضور این افراد خیلی مهم است چرا که آمریکا و رژیم صهیونیستی تلاش می کنند ما را منزوی کنند، برخی از کشورها ایران هراسی را مطرح می کنند و همسایگان حاشیه خلیج فارس را از قدرت نظامی ما می ترسانند، حضور این هیئت ها این توطئه را خنثی می کند. وی با تبریک ولادت امام رضا (ع) افزود: ایشان را ابوالحسن ثانی و پدر بزرگوارشان، امام موسی کاظم (ع) را ابوالحسن اول می گویند. مدت امامت امام رضا (ع) در طول ۵۴ سال عمر بابرکت، ۲۰ سال بود. خطیب نماز جمعه اسلامشهر ادامه داد: امام رضا (ع) در حدیثی می فرمایند: هیچ بنده ای به حقیقت ایمان نمی رسد مگر با داشتن سه خصلت. اولین خصلت مورد اشاره حضرت تفقه در دین به معنای درک از دین و دین شناس بودن است. همه معصومین به تفقه در دین سفارش کرده اند. وی اضافه کرد: دومین خصلت، این است که انسان در معیشت و اداره زندگی بهترین برنامه را داشته باشد. همه گرفتاری های مالی به این دلیل است که تقدیر در معیشت نداریم. اگر کسی بخواهد گرفتار نشود باید ببیند درآمدش چقدر است و بیشتر از آن خرج نکند. سومین ویژگی استقامت و صبر در مصیبت ها و گرفتاری هاست. امام جمعه اسلامشهر اعلام کرد: بعد از زیارت امام حسین (ع) که بسیار توصیه شده است به زیارت هیچ امام دیگری جز امام رضا (ع) توصیه نشده است. وی با بیان اینکه یکی از عبادت های توصیه شده صله رحم است، تصریح کرد: انسان نباید بستگان خود را فراموش کند و باید به آنان نیکی کند. در قرآن اشاره شده که از قطع رحم بترسید، صله رحم هم اثرات دنیوی و هم اثرات اخروی دارد.امام جمعه دماوند: خبرنگاران نقش به سزایی در صدور مفاهیم و دستاوردهای انقلاب اسلامی به خارج مرزها دارند حجت الاسلام والمسلمین کاظم فتاح دماوندی با اشاره به اینکه در نظام اسلامی، مقبولیت مسئولان با رای مردم تعیین می شود، اظهار کرد: در این نظام مشروعیت نیز توسط رهبری نظام ایجاد می شود و روز گذشته، این روز مهم برای رییس دولت دوازدهم بود.وی افزود: بیداری های ملت ایران در مقطع مشروطه، نهضت اسلامی و انقلاب اسلامی بود که در دو مقطع اول شکست خوردیم و در مقطع سوم پیروز شدیم.امام جمعه دماوند ادامه داد: القای جدایی دین از سیاست و اختلاف افکنی بین علما و مردم منجر به مایوسی از این نهضت و شکست آن شد.فتاح دماوندی با اشاره به روز خبرنگار و شهادت شهید مسعود صارمی، بیان کرد: خبرنگاران در نظام جمهوری اسلامی ایران، وقتی اخبار صحیح نظام را به دنیا مخابره می کنند اجر انتقال مفاهیم انقلاب را دارند.وی با اشاره به لزوم یادآوری شهدای عرصه خبر، خاطرنشان کرد: یاد افرادی که روزی اخبار دفاع مقدس و مظلومیت جمهوری اسلامی در جبهه های نبرد حق علیه باطل را مخابره کردند و همچنین افرادی که در سرزمین های غریب، اخبار مجاهدت های مدافعان حرم را مخابره کردند گرامی می داریم.امام جمعه دماوند گفت: از مسئولان امامزاده هاشم و اداره اوقاف و امور خیریه، هیئات مذهبی و ارگان ها که مراسم تجلیل از امامزادگان را در امامزاده هاشم دماوند برگزار کردند، تشکر می کنم.امام جمعه شهر رباط کریم: کانال محمدیه کشاورزان رباط کریمی را آزار می دهد / خانواده ها آسیب های طلاق را جدی بگیرند حجت الاسلام حسینعلی محمدی نژاد، امام جمعه رباط کریم در آیین عبادی سیاسی روز جمعه این شهر که با حضور آحاد مردم خداجو و انقلابی رباط کریم در مصلی بزرگ این شهر برگزار شد، اظهار کرد: زن و مرد لباس یکدیگر هستند و باید مشکلاتشان را به گونه درونی حل و فصل کنند، نباید رفتارها به گونه ای باشد که عیب ها نزد دیگران بازگو شود. وی به برخی از شروط ازدواج در زندگی اشاره کرد و گفت: فرزندانمان را به عقد انسان های خوش اخلاق در آوریم و باید خانواده ها هم کفو هم باشند و مرتبه دیگری از آن یکی بالاتر نباشد چرا که تساوی نباشد مشکلات بسیاری به وجود خواهد آمد. خطیب جمعه رباط کریم ابراز کرد: متأسفانه طلاق به یک موضوع ساده در میان برخی از جوانان و خانواده ها تبدیل گشته، این سنت غلط باید از میان خانواده ها پاک شود و تا می توان از آن جلوگیری کرد و زنان و مردان به خاطر هر عمل کوچکی تصمیم به طلاق نگیرند. وی در بخشی از خطبه های نخست روز جمعه این شهرستان، ولادت با سعادت علی ابن موسی الرضا ( ع ) به همه مسلمین تبریک و تهنیت گفت. حجت الاسلام محمدی نژاد در ابتدای خطبه دوم به بررسی و تحلیل علل شکست نهضت مشروطه پرداخت و خاطرنشان کرد: از دلایل شکست این نهضت فروپاشی اتحاد میان سران مشروطه و ترور سران مشروطه بود و باید از آن درس گرفت. وی در بخشی دیگر از آیین عبادی سیاسی روز جمعه، بر اهمیت تبادل اطلاعات در جامعه تأکید و خاطرنشان کرد: خبرنگاران ایینه شفافی هستند که مردم را از حوادث و اتفاقات اطراف آگاه می کنند، باید نقش این افراد را مهم خواند و از آن ها قدردانی کرد. وی در بخش پایانی این آیین عبادی سیاسی، با انتقاد صریح از مسئولان بالادستی کانال محمدیه،خواستار رسیدگی به حق آبه کشاورزان شهرستان رباط کریم شد و ابراز کرد: مسئولان رباط کریم علی رغم تلاشی هایی که انجام داده اند هنوز حق آبه کشاورزان رباط کریمی تأمین نشده است، چرا این گونه باید باشد و خواستار پیگیری در این باره هستیم، زراعت در رباط کریم نباید دست خوش اتفاقاتی این چنینی شود و زحمات کشاورزان از بین برود.امام جمعه قرچک: دشمن با استفاده از فضای گفت وگو بر دشمنی خود افزود حجت الاسلام و المسلمین حجت الله اسماعیلی امام جمعه شهرستان قرچک در خطبه های نماز جمعه این شهرستان ضمن عرض تبریک میلاد با سعادت علی ابن موسی ابن الرضا(ع) اظهار داشت: یکی از ویژگی های امام رضا(ع) این است که ایشان توحید را بدون ولایت بی معنا و حصن الهی را زمانی نفوذ ناپذیر می دانند که بر حول محور ولایت باشد. وی افزود: ویژگی دیگر امام رضا(ع) این بود که برای اثبات حقانیت دین مبین اسلام با ادیان مختلف گفتگو می کرد و حقانیت اسلام را ثابت می کرد. اسماعیلی گفت: گفتگو زمانی دارد و مناسب است که طرف مقابل شما دارای منطق باشد وحق را بپذیرد، اما وقتی کسی هرگز اهل منطق نیست و غیر از زور چیز دیگر را نمی فهمد گفتگو با او بی فایده است. وی با اشاره به مراسم تنفیذ حکم دوره دوازدهم ریاست جمهوری، بیان کرد: رأی مردم با تنفیذ حکم ولایت کامل شد و مقام معظم رهبری در این مراسم چند سفارش به دولت کردند. امام جمعه قرچک ادامه داد: ایشان معیشت مردم را جزء وظایف دولت دانستند و از رئیس جمهور خواستند که برای برطرف کردن فقر تلاش کنند. وی تاکید کرد: هرگز وجود دشمن را فراموش نکنیم و گمان نکنیم که اگر ما قصد خیر داریم و با دیگران در صلح و آرامش هستیم، دیگران هم در حق ما همین مطلب را دارند، متاسفانه یکی از ضعف های دولت یازدهم این بود که گمان می کرد، با مذاکره و گفتگو دشمنی ها پایان می یابد و حال آنکه دشمن با استفاده از فضای گفتگو بردشمنی خود افزود. اسماعیلی بیان کرد: هرگز نباید فراموش کنیم که نظام اسلامی ما برای انقلاب هزینه اولیه داده است و اکنون که قریب به ۴۰ سال از عمر آن می گذرد، برای ادامه راه نیاز به هزینه کمتری است و سازش و مذاکره هزینه بسیار دارد و این مطلب در برجام ثابت شد. وی گفت: جایی که مقام معظم رهبری در شروط ۹ گانه خود در امضای برجام فرمودند، توافق ژنو و لوزان که منجر به برجام شد و هزینه سنگین بر ملت وارد کرد. امام جمعه قرچک تصریح کرد: لیکن با وجود پرداخت این هزینه برجام ثمری برای نظام نداشت و نتیجه آن تحریم های بیشترعلیه نظام اسلامی وضع شد. وی در پایان افزود: روز گذشته این تحریم ها را ترامپ امضاء کرد و صریحاً برجام را نقض نمود و حال آنکه بعضی از مسئولین جرات اظهار نقض برجام را ندارند و می گویند برجام نقض فاحش نشده است در حالیکه فرقی بین نقض برجام نیست و نقض فاحش برجام بازی با الفاظ است.امام جمعه فیروزکوه: نخستین جهت گیری دولت بعد باید در زمینه معیشت و اقتصاد مردم باشد حجت الاسلام عبدالله اسماعیلی، خطیب نماز جمعه شهرستان فیروزکوه، امروز در خطبه های پرفیض نماز جمعه با تبریک روز ولادت امام رضا (ع) گفت: امام رضا(ع) فرمود هر کسی ما را زیارت کند در زمان مرگ، در شب اول قبر و روز حساب به دیدار او خواهیم آمد. وی در ادامه به حسن خلق، نجابت، حیا در نفس و ترس از خدا اشاره کرد و تاکید کرد: اگر کسی حسن اخلاق نداشته باشد دنیا و آخرت را نخواهد داشت؛ نجابت و حیا در نفس بسیار مهم است و اگر ترس از خدا نداشته باشد همه چیز را برهم می ریزد. اسماعیلی در خطبه های دوم نماز جمعه با سفارش به تقوا اذعان داشت: مناسبت مهم این هفته جریان حقوق بشر است؛ کسانی که در ظاهر مدعی حقوق بشر هستند و در باطن به دنبال منافع خود می گردند؛ هر جا منافع آنها در خطر هست این حقوق برای آنها معنا و مفهومی ندارد. خطیب نماز جمعه شهرستان فیروزکوه با اشاره به تنفیذ حکم ریاست جمهوری به دست عالی ترین شخصیت مذهبی و دینی و حکومتی، گفت: مقام معظم رهبری در ابتدا حدیثی از امام رضا(ع) فرمودند که در توحید مطرح می شد؛ امام رضا(ع) فرمودند توحید به شرط امامت و نبوت انسان را به سرمنزل مقصود خواهد رساند؛ اگر توحید به تنهایی باشد انسان را به سرانجام نمی رساند؛ از امامت و نبوت عقب نشینی نکنید. وی با اشاره به حضور مردم در انتخابات مختلف بعد از پیروزی انقلاب، تصریح کرد: مقام معظم رهبری در جلسه تنفیذ حکم ریاست جمهوری سه جهت گیری را برای دولت دوازدهم تعیین کردند؛ اولین جهت گیری پرداختن به مشکلات مردم به ویژه معیشت و مسائل اقتصادی مردم، دومین جهت گیری تعامل با دنیا و ارتباط وسیع با ملت ها و دولت ها و در نهایت سومین جهت گیری ایستادگی همراه با صلابت و قدرت در مقابل سلطه طلبان بود؛ مردم با دولت در این جهت گیری ها همراه خواهند بود. اسماعیلی در ادامه با تاکید به توصیه های مقام معظم رهبری، تاکید کرد: مقام ریاست جمهوری امانت و فرصتی است که ملت به آقای روحانی دادند؛ رهبری دولت مردان را به اولویت بندی در برنامه ریزی ها و هزینه ها به ویژه ریشه کنی فقر و فساد، حرکت بر اساس برنامه ششم، اتحاد در صفوف و گروه ها و افکار مردم، بهره جویی از نظرات مخالف با توجه به وجود نقص در وظایف سنگین، رفتن به میان مردم و برقراری ارتباط بی واسطه با مردم، قدر دانستن نیروهای مومن و انقلابی و پرانگیزه چرا که همین نیروها در مشکلات سینه سپر می کنند، فراموش نکردن دشمنی دشمنان و لزوم کار قوی و جهادی و حساب شده در کارهای اقتصادی، فرهنگی و دفاعی و توکل بر خدا را توصیه و تذکر دادند.امام جمعه موقت شهرری: زیرسئوال بردن نهادهای انقلابی، حرکت در مسیر دشمن است حجت الاسلام و المسلمین عبدالعلی ابراهیمی امام جمعه موقت شهرری در خطبه های نماز عبادی سیاسی این هفته که در مصلی بزرگ حضرت عبدالعظیم (ع) برگزار شد، ضمن دعوت خود و نمازگزاران به تقوای الهی، دهه کرامت و میلاد با سعادت حضرت امام رضا(ع) و حضرت معصومه(س) را تبریک گفت. وی در خصوص تاریخ مشروطه بیان کرد: مصیبت های زیادی در این دوران بر سر ملت ایران آمد که بی بصیرتی مردم و تحت تاثیر توطئه بیگانگان قرار گرفتن از جمله علل آن بود. سعی کردند مردم را از روحانیون جدا کنند. بین دنیای مردم و دین فاصله انداختند و سیاست را از زندگی روز مره جدا کردند. امام جمعه موقت شهرری ادامه داد: در جریان نهضت ملی نفت نیز عامل شکست حرکت عظیم کاشانی و مصدق، ایجاد تفرقه بین آنها بود. دشمنان از زمینه هایی که وجود داشت، استفاده کردند و بین کاشانی و مصدق اختلاف انداختند. به مصدق گفتند مشروب فروشی های تهران را باید ببندیم، مصدق مخالفت کرد و گفت درآمد مردم و کشور از این راه تامین می شود، نمی توانیم ببندیم. ابراهیمی گفت: امروز نیز عده ای از عناصر مختلف و دشمنان می خواهند با استفاده از این تجربه تلخ، انقلاب اسلامی را دچار شکست کنند و بین روحانیت و مردم فاصله ایجاد کنند. از مدیران اجرایی به قدری بدگویی می کنند که پذیرش مسئولیت به عنوان ضد ارزش تبدیل شود. وی با اشاره به مراسم تنفیذ ریاست جمهوری که روز گذشته برگزار شد، اظهار داشت: مقام معظم رهبری به سه جهت گیری و ۱۰ تذکر و محور اساسی اشاره کردند که پرداختن به معیشت مردم، تعامل گسترده با دنیا و ایستادگی با صلابت در مقابل سلطه طلبان از این موارد بود. امام جمعه موقت شهرری ادامه داد: امانتداری مسئولیت، اولویت بندی در برنامه ریزی ها، حرکت بر اساس برنامه ششم، پرهیز از التهاب آفرینی و دودستگی، بالابردن تحمل نقدپذیری، دشمنی دشمنان را فراموش نکردن از جمله مواردی بود که مقام معظم رهبری دیروز به ریاست جمهوری و کارگزاران نظام تذکر دادند. ابراهیمی در خصوص تحریم های جدید آمریکا گفت: این تحریم ها ک ...

ادامه مطلب  

سپاه تمام نیروهایش را برای حمله به فقر بسیج کرده است/ اجرای بیش از 36 هزار پروژه عمرانی در کشور  

درخواست حذف این مطلب
گروه دفاعی امنیتی دفاع پرس - رحیم محمدی؛ یکی از کارهایی که طی سالیان متمادی توسط سپاه انجام شده، بحث کمک به مردم مناطق محروم است.کمک به مردم مناطق محروم از همان سال های اولیه تشکیل سپاه و حتی در طول دوران دفاع مقدس همواره صورت می گرفت اما پس از اتمام جنگ تحمیلی و تشکیل قرارگاه سازندگی خانم الانبیاء (ص) مجموعه ای در این قرارگاه برای محرومیت زدایی به نام قرب کوثر به فرماندهی سردار حزنی تشکیل شد که اکنون پس از سال ها از سپری شدن فعالیت قرب کوثر، بر آن شدیم تا گفت وگویی با سردار حزنی انجام دهیم که ماحصل این گفت وگو در ادامه آمده است. وی دبیر قرارگاه محرومیت زدایی سپاه نیز است.دو قرارگاه محرومیت زدایی سپاه دفاع پرس: به عنوان اولین سوال بفرمائید قرارگاه محرومیت زدایی سپاه به چه منظور تشکیل شده است؟ما در بحث محرومیت زدایی در سپاه پاسداران دارای دو قرارگاه محرومیت زدایی یکی قرارگاه سازندگی قرب کوثر تحت امر قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء (ص) و دیگری قرارگاه مرکزی محرومیت زدایی سپاه به فرماندهی سردار جعفری و جانشینی سردار آبرومند هستیم که قرارگاه مرکزی محرومیت زدایی سپاه در سطح نیروها و کل سپاه فعالیت می کند اما قرارگاه سازندگی قرب کوثر در حد موسسات و قرب ها و در شعاع 70 کیلومتری پروژه ها فعالیت دارد.اما اینکه چرا دو تا قرارگاه محرومیت زدایی در سپاه فعالیت می کند به این علت است که احساس می کنیم فقر و محرومیت و عقب ماندگی به شدت در برخی مناطق صعب العبور، مرزی و حساس کشور وجود دارد؛ به همین خاطر معتقدم می بایستی چندین قرارگاه محرومیت زدایی در کشور فعالیت کند. به عبارت دیگر چون فقر و محرومیت به ما حمله کرده باید با همه تیپ و لشکر و قرارگاه ها به محرومیت و فقر حمله کنیم تا بتوانیم آن را شکست دهیم؛ به همین خاطر سپاه بسیج شد و با تمام نیروها، قرارگاه ها، سپاه ها، قرب ها و موسسات تحت پوشش وارد موضوع محرومیت زدایی شد تا اگر نمی تواند فقر و محرومیت را شکست دهد حداقل آثار آن را کاهش دهد. دامنه فقر به حاشیه شهرها کشانده شده است دفاع پرس: چرا این دو قرارگاه به صورت واحد با یکدیگر کار نمی کنند؟همان گونه که اشاره کردم فقر به جای جای کشورمان حمله کرده به نحوی که در گذشته روستاهایی که محروم بودند مشخص بود، اما امروز حاشیه شهرها هم به این جمعیت اضافه شده اند؛ لذا باید بیش از این تعدادی که وجود دارد تشکیلات درست کنیم تا بتوانیم فقر را کم کنیم.دفاع پرس: قرب کوثر در مناطق محروم در چه عرصه هایی فعالیت می کند؟ساخت مسجد، مسکن مددجویی روستایی، سرویس بهداشتی، غسالخانه، خانه عالم، آب رسانی، رسیدگی به گلزار شهدا، آبخیزداری، کمک به احداث و ترمیم جاده های روستایی و صعب العبور، مدرسه سازی، پل روستایی، ایجاد اشتغال در روستاها، مراکز ورزشی، خانه بهداشت، پرورش شتر مرغ، کمک به حوزه های علمیه، رفع کمبود روحانی در مناطق محروم، کمک به احداث جایگاه دام، کتابخانه های کوچک، دارالقرآن و مصلی، استخر ماهی، خوابگاه دانش آموزی و تسطیح زمین های روستایی با استفاده از ماشین آلات روستایی، نمونه هایی از اقدامات عمرانی سپاه در حوزه محرومیت زدایی است.در کارهای غیر عمرانی هم کمک به افراد بی سرپرست و بد سرپرست، کمک به بیماران صعب العلاج، کمک به معلولین کشور، توزیع البسه، پوشاک، برنج، تامین جهیزیه، تهیه فرش های سجاده ای برای مساجد مناطق محروم، اعزام مردم مناطق کم برخوردار به مشهد مقدس، آموزش های اشتغال زایی در مناطق روستایی کم برخوردار، تقدیر از خانواده های شهدا، توزیع اقلام ورزشی، فرهنگی و آموزشی، راه اندازی بیمارستان های صحرایی و توزیع اقلام معیشتی از جمله اقدامات قرارگاه محرومیت زدایی سپاه محسوب می شود.اجرای بیش از 36 هزار پروژه عمرانی در کشور دفاع پرس: می توانید آماری در خصوص مجموع فعالیت هایی که تاکنون انجام شده اعلام کنید؟ما در خیلی از کارهای عمرانی، شن، ماسه، سیمان، میلگرد و اقلام دیگری را تامین می کنیم و حتی ماشین آلات و مهندسین نیز بکارگیری می شوند اما هیچ کدام از این اقدامات در هزینه کردهایی که صورت می گیرد، محسوب نمی شود.با این حال تا به امروز 36 هزار و 651 پروژه عمرانی در سطح کشور توسط این قرارگاه اجرا شده که به همین میزان هم در حال عقد قرارداد هستند.علاوه بر این در رابطه با کارهای غیر عمرانی هم به میزان 91 میلیارد و 708 میلیون تومان هزینه صورت گرفته که نزدیک به 100 میلیارد تومان دیگر هم در حال عقد قرارداد برای فعالیت های غیر عمرانی هستیم. محرومیت زدایی برای برقراری امنیت است دفاع پرس: این فعالیت هایی که تاکنون صورت گرفته چه بازخوردهایی داشته است؟بازخورد کارهای ما در محرومیت زدایی، ایجاد امنیت است؛ یعنی برقراری امنیت توسط نیروهای مسلح که در مناطقی مانند مناطق شمال غرب کشور حضور دارند، با محرومیت زدایی بهتر انجام می شود؛ چون وقتی وارد منطقه ای محر ...

ادامه مطلب  

سنخیت دانش آموختگان نظام تعلیم و تربیت با گفتمان انقلاب اسلامی  

درخواست حذف این مطلب
گروه فرهنگی – اجتماعی برهان/ محمد آقابیگی کلاکی؛ نظام آموزشی به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای آموزشی جامعه شناخته می شود که برخی از مهم ترین رسالت های اجتماعی بر عهده ی آن گذارده و کارکردها و انتظارات خاصی بر آن مترتب می شود. این نظام آموزشی در جامعه ی ایران در 2 سطح آموز ش های پایه و نظام آموزش عالی قابل تقسیم است.این 2 حوزه اگرچه از یکدیگر مجزا و قابل انفکاک نیستند، اما از لحاظ ساختاری و اداری مجزا هستند و تحت اداره ی 2 وزارتخانه ی متفاوت قرار دارند. علی رغم این مسئله، یعنی پیوستگی این 2 سطح از آموزش و غیرقابل انفکاک بودن آن ها، این گفتار در صدد است رسالت های متوجه نظام آموزشی جامعه را در سطوح پایه، با توجه به اهداف جامعه و نظام جمهوری اسلامی، مورد بررسی قرار دهد و وضعیت کنونی عملکرد این نظام را با توجه به آن نقش ها و رسالت ها مورد نقد قرار دهد. آنچه در اینجا گفته می شود با شدت بیشتری به نظام آموزش عالی نیز قابل تعمیم می باشد.برای این منظور، با توجه به ماهیت گفتمانی نظام آموزشی کنونی جامعه و با توجه به مقتضیات تاریخی و اجتماعی در کنار بررسی گفتمان اسلامی مابعد انقلاب ایران، سعی شده است اهداف نظام آموزشی و انقلاب اسلامی در 2 سطح خرد (با تأکید بر سطوح فردی) و کلان (با تأکید بر اهداف اجتماعی، فرهنگی و تمدنی) مقایسه شود و انطباق یا اختلاف آن ها در معرض قضاوت قرار گیرد.گفتمان نظام آموزشی مدرن ایران و زمینه های پیدایش آنآموزش و پرورش در هر جامعه ای، فارغ از اهداف و ارزش های آن، پاره ای از رسالت های مشترک را بر عهده دارد؛ با این حال قابل توجه است که کیفیت و چگونگی انجام این رسالت ها، می تواند بر حسب ارزش ها و اهداف جوامع، متفاوت باشد. از جمله ی این رسالت ها و کارکردهای مشترک باید به جامعه پذیر کردن افراد، انتقال فرهنگ از نسل های پیشین و آماده کردن افراد برای ایفای نقش های منطبق با ارزش ها و باورهای جامعه برای نیل به آن اهداف در سطوح مختلف اشاره کرد.البته قابل ذکر است که این نقش ها و رسالت ها در جوامع مدرن در یک چارچوب رسمی و نظام وار برای نظام آموزشی طرح ریزی شده است؛ چرا که آموزش و پرورش در اجتماعات سنتی و به ویژه در نظام آموزش های دینی، رسالت های دیگری را بر عهده دارد و کارکردهای متفاوتی را برآورده می ساخته است. رسالت های و کارکردهایی که اکنون در نظام آموزشی انتظار آن می رود، در اجتماعات پیشامدرن عمدتاً از طرق غیررسمی و در فرآیند زندگی روزمره محقق می شده است. در نتیجه، نظام های آموزشی در این جوامع در انطباق با دین و رسالت های آن تعریف می شده است. به عبارت دیگر، نظام آموزشی در اجتماعات پیشامدرن صورت و قالبی دینی داشته و وظایف آن بر همین مبنا شکل می گرفته است.اما با حرکت جوامع به سوی مدرن شدن، که با پیچیدگی روابط و در هم ریخته شدن روابط و اجتماعات سنتی، تغییر فرآیندهای کار و تولید، تحول در نقش و جایگاه خانواده و بسیاری دیگر از تغییرات اجتماعی و نهادی همراه است، نظام آموزشی ای ضرورت پیدا می کند که بتواند نیازها و الزامات این جامعه ی جدید را برآورده کند و ضمن پر کردن خلأهای کارکردی نهادهایی که در اثر این تغییرات ساختاری استحاله شده اند یا ناتوان از عملکرد مثبت در جهت خواسته ها و انتظارات این جامعه هستند، جایگزین آن ها شوند.بر این اساس، نظام آموزشی نوین، ضمن برآورده کردن فرآیندهای جامعه پذیری و انتقال فرهنگ، جایگزین نظام آموزشی دینی پیشامدرن می شود و در جهانی که قرار است دین دیگر در آن نقشی نداشته باشد، متعهد به برآورده ساختن همه ی ملزومات جامعه برای رسیدن به اهداف و تحقق آرمان های آن می گردد. در این تحول، از نظام آموزشی انتظار می رود به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف و مقاصد اجتماعی و لازمه ی پیشرفت اجتماعی با انتقال فرهنگ[1] و جامعه پذیر کردن[2]افراد و تأمین مبانی مشروعیت نظم و قانون آن جامعه، که اکنون جایگزین دین و نظم دینی یا شبه دینی شده است،[3]افراد جامعه را برای پذیرفتن نقش های متناسب[4]با الزامات این جامعه و در ساختارهای آن آماده و مهیا سازد. جامعه ی ایران نیز، با ورود به فرآیند فاصله گیری از جامعه ی سنتی و قدم نهادن در مسیر مدرنیزاسیون، نظام آموزشی خود را به التزام و خواسته ها و اقتضائات این فرآیند شکل داده و در راستای نیل به اهداف جدیدی، که مدرنیته وعده ی آن ها را داده بود، سازمان دهی و صورت بندی نموده است.مقدمه ی ایجاد این نظام آموزشی نوین به تأسیس دارالفنون در سال 1228 هجری شمسی بازمی گردد، اما شکل گیری مدون و نظام مند این سیستم آموزشی را باید در دوره ی رضاخان به عنوان عامل مدرنیزاسیون جامعه ی ایران جست وجو کرد که با همراهی منورالفکران غرب زده و نیروهای استعماری انگلستان و برخی دولت های دیگر غربی در صدد تغییر ساخت اجتماعی جامعه ی ایران در همه ی وجوه آن برآمده بود.در حقیقت اگرچه تا زمان انقلاب مشروطه مدارس چندی در قالب، ساختار و محتوای آموزشی جدید آن از سوی افراد مختلفی با انگیزه های متفاوت پی ریزی و ایجاد شده بود، اما قدم های اصلی برای ایجاد ساختار نوین آموزش و پرورش ایران را باید در دوره ی حکومت استبدادی ـ استعماری پهلوی اول مورد توجه قرار داد.اگرچه در این دوره عمده ی تمرکز دولت اقتدارگرا بر تقویت و تجدید سازمان ارتش و تبلیغ ناسیونالیسم، به عنوان منبعی برای مشروعیت بخشی به این رژیم و تحکیم وحدت ملی و پیامد آن، استقرار یک حکومت مرکزی قدرتمند استوار است و کمتر توجهی به آموزش و پرورش می شود، اما با حضور منورالفکران و تأثیرهای آنان، قدم های اولیه برای تأسیس این نظام آموزشی برداشته می شود که زمینه ساز اقدامات بعدی قرار می گیرد.در این دوره، برنامه ی تحصیلات ابتدایی و متوسطه (شامل 6 سال دوره ی تحصیلات ابتدایی و 6 سال دوره ی تحصیلات متوسطه) تدوین می شود که به موجب آن، در آخر هر 6 سال، می بایست امتحانات نهایی عمومی به عمل می آمد. تأسیس دانش سراها ی مقدماتی و بالاخره تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 هجری شمسی اساس این اقدامات را فراهم می آورد.[5]وقوع جنگ جهانی دوم و به دنبال آن اشغال ایران به وسیله ی نیروهای متفقین، این نظام آموزشی را نیز همانند سایر ابعاد جامعه متأثر ساخت و ادامه ی کار مدارس و نظام آموزش و پرورش نوین ایران را مختل ساخت؛ اما پس از پایان این آشوب ها و ادامه ی روند مدرنیزاسیون جامعه و تبعات آن، در سال 1322 هجری شمسی، قانون تعلیمات اجباری به تصویب رسید که به موجب آن، دولت ملزم به تعمیم آموزش ابتدایی اجباری و همگانی طی 10 سال شد؛ هرچند قابل توجه است که این قوانین در عمل با مشکلاتی مواجه شده اند و نتوانسته اند محقق شوند.اما مسئله ی اساسی تری که در تعیین وضعیت امروز نظام آموزش و پرورش جامعه ی ایران و همگرایی یا واگرایی آن با اهداف، مقاصد و انتظارات انقلاب اسلامی مؤثر واقع می شود، به محتوا و جهت گیری این نظام آموزشی بازمی گردد که بی تردید نمی توانسته است فارغ از روند مدرنیزاسیون جامعه ی ایران باشد. برای این منظور، توجه به این نکته ضروری است که چه گفتمانی برای برساخت هویت اجتماعی ایران و ایرانی در آن برهه از زمان حاکم بوده و خط مشی سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه را تعیین کرده و در صدد اعمال تغییرات مورد نظر بوده است.در حالی که بسیاری از طراحان و مروجان گفتمان هویتی این دوره همان منورالفکران دور ه ی مشروطه هستند و یا اینکه پایگاه اقتصادی و اجتماعی مشابهی با آن ها دارند، اما گفتمان این دوره تفاوت هایی با دوره ی قبلی آن دارد که تا پیش از روی کار آمدن رضاخان ادامه داشته است.منورالفکران در دوره ی مشروطه مروج گفتمانی هستند که با نفی وضعیت موجود جامعه ی ایرانی و تشخیص و معرفی دین اسلام به عنوان عامل این وضع و مسبب عقب ماندگی و عدم ترقی جامعه (به همان نحو که روشن فکران غربی مسیحیت را عامل انحطاط و و عقب ماندگی غرب می پنداشتند)، منش اجتماع غرب را راه برون رفت از همه ی گرفتاری ها و عقب ماندگی ها معرفی کردند و آن را نسخه ی بی بدیل درمان دردهای جامعه پنداشتند.در باب دین ستیزی، این گفتمان قابل توجه است که صورت بندی آنان از مشکلات دینی و چگونگی تأثیر دین اسلام در عقب ماندگی جامعه ی ایران، کاملاً به نقد متفکران غربی از مسیحیت اتکا و ارجاع دارد. آن ها در عین اینکه همانند غربیان نقد دین را اولین و اساسی ترین اقدام برای برون رفت از عقب ماندگی می دانستند، بدون توجه به تفاوت های اسلام و مسیحیت، دین اسلام را از همان وجوهی مورد نقد قرار می دادند که روشن فکران و انتلکتوئل های غربی مسیحیت را نقد می کردند.منورالفکران در دوره ی مشروطه مروج گفتمانی هستند که با نفی وضعیت موجود جامعه ی ایرانی و تشخیص و معرفی دین اسلام به عنوان عامل این وضع و مسبب عقب ماندگی و عدم ترقی جامعه، منش اجتماع غرب را راه برون رفت از همه ی گرفتاری ها و عقب ماندگی ها معرفی کردند.از این منظر، کل تاریخ اسلام و به ویژه تشیع در جامعه ی ایران به عنوان دوره ای از انحطاط و در صورت و سیمای قرون وسطایی بازنمایی می شود که در کنار ترسیم دوره ی ماقبل اسلام، به عنوان عصری از شکوفایی فرهنگی و تمدنی جامعه ی ایران و تاریخ سازی برای این تمدن ـ که به ویژه در دوره ی بعد پیگیری می شود و در اینجا صرفاً بنای آن گذاشته می شود ـ ضرورت مدرنیزاسیون و قدم گذاشتن در مسیر غربی شدن و سر تا پا فرنگی شدن و الگوگیری از ملل مترقیه ی غربی را برای آنان اجتناب ناپذیر می سازد.اما این منورالفکران تا پیش از روی کار آمدن حاکمیت استبدادی و استعماری رضاخان، امکانی برای تأثیرگذاری اجتماعی و عملیاتی ساختن آرا و اندیشه هایشان و اعمال تغییرات اجتماعی نداشتند. این مسئله از آنجا ناشی می شود که به جهت پایگاه سیاسی و اجتماعی آنان، که عمدتاً برخاسته از متن دربار بودند، امکان هم جوشی و همراه شدن با متن توده ی جامعه برای آنان فراهم نمی شد؛ اما از سوی دیگر عامل مهم تری نیز وجود دارد که مانع از فراگیری این گفتمان می شود و آن مغایرت ارزشی و اعتقادی آن ها با اعتقادات، باورها و ارزش های جامعه است که عمدتاً بر دین و آموزه های دینی تکیه دارد.علاوه بر آنچه گفته شد، به سبب جایگاه حاشیه ای این افراد در دربار، که موجب موضع اپوزیسیونی آن ها نسبت به حاکمیت می شود، امکان بهره گیری آن ها از ظرفیت دربار و ابزارهای سیاسی برای اعمال تغییرات مورد نظرشان از بین می رفت. اما وضعیت این منورالفکران در دوره ی استبداد رضاخانی متفاوت شد. در این دوره نیز اگرچه آن ها از پایگاه اجتماعی مناسبی در میان توده های مردم به دلایل ذکرشده برخوردار نبودند، اما از لحاظ سیاسی سیاست گذار و دست اندرکار اعمال سیاست های استبدادی و استعماری شدند. علاوه بر این گفتمانی که در این دوره شکل گرفت و تبلیغ شد، از لحاظ محتوایی نیز تفاوت های چندی با گفتمان پیش از حکومت پهلوی دارد.مؤلفه های این دوره نیز همچون دوره ی پیشین مشتمل بر تأکید بر ناسیونالیسم و پیشرفت به مثابه ی آنچه در غرب روی داده است، به عنوان زنجیره های ایجابی،[6]و معرفی دین اسلام و به ویژه مذهب شیعه به عنوان عامل انحطاط و عقب ماندگی جامعه ی ایران، به مثابه ی زنجیره ی سلبی[7]آن، می باشد. اما تفاوت اساسی ای که از لحاظ کیفی در این گفتمان روی می دهد.این است که در حالی که در گفتمان پیشین تأکید اصلی بر نیل به ترقی و پیشرفت از مسیر غربی شدن قرار گرفته بود، اما در این دوره تأکید اصلی بر مؤلفه ی ناسیونالیسم و آرمانی سازی از تاریخ باستان ایران استوار می شود و مدرنیزاسیون غربی به عنوان ابزاری برای احیای شکوه از دست رفته ی ایران باستان تعریف می گردد و ضرورت می یابد.بر اساس مقارنت زمانی طرح این گفتمان ها با تغییر شکل و ساختار آموزش و پرورش ایران و نیز حاکمیت این گفتمان بر برنامه ریزی های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی جامعه ، بدون شک نظام آموزشی نوین ایران نمی تواند مبرا و منفک از تأثیرات این گفتمان باشد، بلکه در مقابل، باید بر اساس ارزش ها و گزاره های آن شکل گیرد و ملتزم به برآورده ساختن مقاصد و منویات آن باشد.اما در شکل گیری و گسترش نظام آموزشی جدید، با این شکل و ساختار و با محتوایی که در نگاهی عمیق در تضاد با اعتقادات و ارزش های دینی مردم قرار داشت، نمی توانست در فضایی آرام به ثمر بنشیند. در این مسیر، علاوه بر آنکه استبداد حاکمیت سیاسی نقش اساسی در هدم نظام آموزش های دینی جامعه و جایگزینی آن با نظام آموزشی مدرن دارد، باید به نحوه ی مواجهه ی نیروهای سنتی جامعه و به ویژه عالمان مذهبی در مقابل این تغییر اشاره داشت.عالمانی که در مقابل تهدیدات نظامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی استعمار همواره سردمدار مبارزه با آن بوده اند، در تحلیل این تغییر، با معادله ی پیچیده تری مواجه هستند که شرایط را برای تصمیم صحیح و عملکرد مناسب آنان با دشواری و صعوبت همراه می سازد. در اینجا سخن از واژه ی مقدس «علم» در میان است و علم از منظر این عالمان، شرقی و غربی و دینی و غیردینی ندارد؛ آموختن آن بر اساس تعالیم و آموزه های دینی فریضه ای است که بر دوش هر مرد و زن مسلمانی نهاده شده است و باید آن را آموخت، حتی اگر بیخ چین باشد و باید آن را اخذ کرد، حتی اگر از اهل نفاق و شرک باشد و...ورود غرب با پوشش و در لوای علم، امکان مواجهه با آن را دشوار می سازد و این دشواری تا بدان حد می رسد که عالمان شیعه در این برهه استحاله ی ارزشی و انحرافات آشکارشده در دانش آموختگان این نهاد آموزشی نوین را به نحوه ی اداره ی این مدارس و نه محتوای علم ارجاع می دهند و برای جلوگیری از بروز چنین انحرافاتی خود دست به تأسیس مدارس جدید می زنند و یا از تأسیس آن ها تحت مدیریت افراد متعهد و مؤمن حمایت می کنند. به عنوان نمونه، می توان از شیخ فضل الله نوری نام برد که علی رغم آنکه در خط مقدم مواجهه با غرب قرار دارد، اما در شرح احوالات او عنوان شده است که از کمک های مالی برای تأسیس مدارس جدید دریغ نمی کرده است.در نتیجه ی همه ی این عوامل، نظام آموزشی ای شکل گرفت که با مشروعیتی فراگیر، ضمن هدم و نابودی کامل نظام آموزشی سنتی حداقل در سطوح پایه ی آن، با گذشت بیش از یک قرن از پیدایش اولین نمونه های آن، اکنون کلیه ی سطوح آموزش و پرورش جامعه ی ایران متأثر از آن است و مؤلفه های گفتمانی مؤثر در آن هنوز و علی رغم تحولات عظیم اجتماعی ای چون پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن نظام جمهوری اسلامی همچنان بر آن حاکم است و اهداف خرد و کلان جامعه را تعیین می کند.این فراگیری تا بدان حد است که علی رغم وجود نظام آموزشی دینی در سطوح عالی آن در حوزه های علمیه، اما حتی این نظام آموزشی نیز در سطوح مقدماتی و آموزش های پایه متکی بر نظام آموزشی مدرن جامعه می باشد و ورودی های خود را از خروجی این نظام آموزشی می پذیرد؛ مسئله ای که در کنار مواجهه ی غیرنقادانه ی ما با علم و نظام آموزشی مدرن، می تواند در تغییر نگرش و رویکرد حوزه های علمیه تحت تأثیر گفتمان مدرن دخیل واقع شود و آن را از مسیر اصلی خود دور کند و روزنه ای برای ورود مبانی علم سکولار به معارف دینی فراهم آورد؛ مسئله ای که امروز می توان نمونه ها و مواردی از آن را مشاهده کرد.علی رغم وجود نظام آموزشی دینی در سطوح عالی آن در حوزه های علمیه، اما حتی این نظام آموزشی نیز در سطوح مقدماتی و آموزش های پایه متکی بر نظام آموزشی مدرن جامعه می باشد و ورودی های خود را از خروجی این نظام آموزشی می پذیرد.گفتمان انقلاب اسلامی و نظام آموزشی مدرناگرچه پیروزی انقلا ...

ادامه مطلب  

مشروعیت الهی ، حجت الاسلام سید مهدی بازدار، کارشناس مذهبی ، تهران نیوز  

درخواست حذف این مطلب
کارشناس مذهبی گفت: مقبولیت مردمی هیچ گاه در تضاد با مشروعیت الهی نیست بلکه در امتداد هم است ؛ مقبولیت مردمی در مواجه مشروعیت الهی به عنوان یک زیرمجموعه است.به گزارش تهران نیوز ، حجت الاسلام سید مهدی بازدار، کارشناس مذهبی در ارتباط با مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی در خصوص امامت جامعه اسلامی، گفت: سخنان رئیس جمهور کلاف سردرگمی است که خیلی از مباحث را در خود آمیخته کرده است؛ برای روشن شدن مبحث باید ابتدا این مسئله بررسی شود که آیا مشروعیت الهی با مقبولیت مردمی در تضاد یا در امتداد هم است؟وی در ادامه افزود: مقبولیت مردمی هیچگاه در تضاد با مشروعیت الهی نیست بلکه در امتداد هم است؛ مقبولیت مردمی در مواجه مشروعیت الهی به عنوان یک زیرمجموعه است؛ یک دسته از آیات و روایات داریم که مقبولیت مردمی را در حیطه پذیرش دین مطرح می کند؛ یعنی من مختار هستم دین اسلام را بپذیرم یا نپذیرم؛ آیه معروف این مطلب «لا اکراه فی الدین…» است؛ مشروعیت الهی یک پله بالاتر از مقبولیت مردمی است؛ مشروعیت الهی را در سیاست و تاسیس حکومت اسلامی باید دنبال کرد.این کارشناس مذهبی با اشاره به این که ۱۲۴ هزار پیامبر و ۱۲ امام معصوم موظف به تشکیل حکومت اسلامی هستند، بیان کرد: در تشکیل حکومت اسلامی در مدینه خیلی از مسیحی ها، یهودی ها و غیره زندگی می کردند همانطور که امروز در سایه حکومت اسلامی بسیاری از مذاهب دیگر و حتی کافرها و بی دین ها زندگی می کنند؛ سیدالشهدا (ع) هم برای این منظور قیام کرد؛ حکومت اسلامی تشکیل شده بود ولیکن با تعریف واقعی خود در تضاد بود.*چه مردم بخواهند و چه مردم نخواهند ولی فقیه رهبر دینی استوی با تاکید بر این که نکته ای در سخنان دکتر روحانی مغفول مانده است، اظهار داشت: امیرالمومنین (ع) می فرماید اگر من ۴۰ مرد جنگی داشتم هیچگاه اجازه نمی دادم سقیفه رخ دهد؛ ایشان با شورای سقیفه بیعت نکردند و خونبهای آن یعنی حادثه شهادت حضرت زهرا (س) را پرداخت کردند؛ به همین علت هر روز همراه به حضرت زهرا (س) به منزل مهاجرین و انصار می رفتند تا ۴۰ نفر دورهم جمع شوند و متاسفانه ۴ نفر، سلمان و ابوذر و مقداد و زبیر، می آمدند.حجت الاسلام بازدار با اشاره به مشروعیت انتصابی ولایت فقیه از سوی خداوند، اذعان داشت: خداوند پیامبر (ص) را منصوب کرد؛ پیامبر (ص) امامان (ع) را منصوب کرد که از سوی خداوند با مسئله غدیر بود و در نهایت امام زمان (عج) در زمانی که می خواستند در پرده غیبت روند به نواب اربعه خود گفتند آن کسی باید جانشین من در جامعه باشد که ۱۲ شرط اعم از فقیه بودن، عادل بودن، مخالف هوای خود، مطیع امر مولای خود و غیره را داشته باشد.وی تاکید داشت: حکومت اسلامی چه باشد و چه نباشد، چه جمهوری اسلامی باشد و چه نباشد، ولی فقیه یک الگویی برای همه زمان ها است که از بین نمی رود؛ چه مردم بخواهند و چه مردم نخواهند امام علی (ع)، امام علی است؛ چه مردم بخواهند و چه مردم نخواهند ولی فقیه ره ...

ادامه مطلب  

هنر و نوآوری امام راحل این بود که مقبولیت مردمی را در کنار مشروعیت الهی قرار داد  

درخواست حذف این مطلب
حجت الاسلام سید مهدی بازدار گفت: مقبولیت مردمی هیچگاه در تضاد با مشروعیت الهی نیست بلکه در امتداد هم است؛ مقبولیت مردمی در مواجه مشروعیت الهی به عنوان یک زیرمجموعه است.به گزارش تهران نیوز ، حجت الاسلام سید مهدی بازدار، کارشناس مذهبی، در گفت وگو با پایگاه خبری دیمه نیوز، در خصوص مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی در خصوص امامت جامعه اسلامی، گفت: سخنان رئیس جمهور کلاف سردرگمی است که خیلی از مباحث را در خود آمیخته کرده است؛ برای روشن شدن مبحث باید ابتدا این مسئله بررسی شود که آیا مشروعیت الهی با مقبولیت مردمی در تضاد یا در امتداد هم است؟وی در ادامه افزود: مقبولیت مردمی هیچگاه در تضاد با مشروعیت الهی نیست بلکه در امتداد هم است؛ مقبولیت مردمی در مواجه مشروعیت الهی به عنوان یک زیرمجموعه است؛ یک دسته از آیات و روایات داریم که مقبولیت مردمی را در حیطه پذیرش دین مطرح می کند؛ یعنی من مختار هستم دین اسلام را بپذیرم یا نپذیرم؛ آیه معروف این مطلب «لا اکراه فی الدین…» است؛ مشروعیت الهی یک پله بالاتر از مقبولیت مردمی است؛ مشروعیت الهی را در سیاست و تاسیس حکومت اسلامی باید دنبال کرد.این کارشناس مذهبی با اشاره به این که ۱۲۴ هزار پیامبر و ۱۲ امام معصوم موظف به تشکیل حکومت اسلامی هستند، بیان کرد: در تشکیل حکومت اسلامی در مدینه خیلی از مسیحی ها، یهودی ها و غیره زندگی می کردند همانطور که امروز در سایه حکومت اسلامی بسیاری از مذاهب دیگر و حتی کافرها و بی دین ها زندگی می کنند؛ سیدالشهدا (ع) هم برای این منظور قیام کرد؛ حکومت اسلامی تشکیل شده بود ولیکن با تعریف واقعی خود در تضاد بود.چه مردم بخواهند و چه مردم نخواهند ولی فقیه رهبر دینی استوی با تاکید بر این که نکته ای در سخنان دکتر روحانی مغفول مانده است، اظهار داشت: امیرالمومنین (ع) می فرماید اگر من ۴۰ مرد جنگی داشتم هیچگاه اجازه نمی دادم سقیفه رخ دهد؛ ایشان با شورای سقیفه بیعت نکردند و خونبهای آن یعنی حادثه شهادت حضرت زهرا (س) را پرداخت کردند؛ به همین علت هر روز همراه به حضرت زهرا (س) به منزل مهاجرین و انصار می رفتند تا ۴۰ نفر دورهم جمع شوند و متاسفانه ۴ نفر، سلمان و ابوذر و مقداد و زبیر، می آمدند.حجت الاسلام بازدار با اشاره به مشروعیت انتصابی ولایت فقیه از سوی خداوند، اذعان داشت: خداوند پیامبر (ص) را منصوب کرد؛ پیامبر (ص) امامان (ع) را منصوب کرد که از سوی خداوند با مسئله غدیر بود و در نهایت امام زمان (عج) در زمانی که می خواستند در پرده غیبت روند به نواب اربعه خود گفتند آن کسی باید جانشین من در جامعه باشد که ۱۲ شرط اعم از فقیه بودن، عادل بودن، مخالف هوای خود، مطیع امر مولای خود و غیره را داشته باشد.وی تاکید داشت: حکومت اسلامی چه باشد و چه نباشد، چه جمهوری اسلامی باشد و چه نباشد، ولی فقیه یک الگویی برای همه زمان ها است که از بین نمی رود؛ چه مردم بخواهند و چه مردم نخواهند امام علی (ع)، امام علی است؛ چه مردم بخو ...

ادامه مطلب  

بنیاد مستضعفان از هتلداری خارج می شود  

درخواست حذف این مطلب
«محمد سعیدی کیا» رییس بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی با تشریح راهبردهای جدید این نهاد اعلام کرد که بنیاد از هتلداری خارج می شود. وی همچنین محرومیت زدایی را از مهمترین راهبردهای این نهاد برشمرد و با اشاره موفقیتهای این نهاد در محرومیت زدایی از «قلعه گنج» در استان کرمان، «اعتماد به مردم» را رمز این موفقیتها بیان کرد.به گزارش ایرنا، سعیدی کیا در بازدید از خبرگزاری جمهوری اسلامی به خبرنگار ایرنا گفت: هدف از کار اقتصادی در بنیاد، فعالیت های اجتماعی و فرهنگی بنیاد است و اکنون تمرکز بنیاد بر محرومیت زدایی، سلامت، آموزش و امور فرهنگ عمومی است.او در این گفت وگو در باره اقدامات مختلف بنیاد در زمینه های واگذاری اراضی، همکاری با دولت، ساخت آزادراه شمال، محرومیت زدایی، کمک به آموزش و پرورش، خانه سازی برای معلولان، کمک به خانواده های دارای چندقلو ، ساخت بیمارستان، وضعیت کاخ سعد آباد و نیاوران، ساخت ترمینال سلام و دیگر حوزه های فعالیت بنیاد سخن گفته است.مشروح گفت وگوی خبرنگاران ایرنا با رییس بنیاد مستعضفان انقلاب اسلامی را در حوزه های مختلف پیش رو دارید:* راهبردهای جدید بنیاد چیست؟سعیدی کیا: هدف از کار اقتصادی در بنیاد، فعالیت های اجتماعی و فرهنگی بنیاد است. با استفاده از توان اقتصادی مناسبی که توسط ریاست سابق بنیاد ایجاد شده است، ما توانستیم طی سه سال سود اختصاص یافته با فعالیت های محرومیت زدایی و اجتماعی را از 11 درصد در سال 1393 به 43 درصد در سال 1396 افزایش دهیم و بنا داریم این رقم به 50درصد در سال 1397 برسد.اکنون تمرکز بنیاد مستغعفان در زمینه محرومیت زدایی، سلامت،آموزش و امور فرهنگ عمومی است.* برای اشتغالزایی و تولید در روستاها و مناطق محروم چه تسهیلاتی در نظر گرفته اید؟سعیدی کیا :640 میلیارد تومان تسهیلات از سوی بنیاد برای تقویت شرکت های کوچک در روستاها و مناطق محروم کشور در نظر گرفته شده است.این منابع توسط بنیاد مستضعفان با انجام عملیات شناسایی توسط تمام استانداری ها در اختیار واحدهای کوچک قرار می گیرد تا طرح های اشتغالزایی و تولید در این مناطق بیش از پیش تقویت شود. با تفاهم نامه ای که بین بنیاد علوی، استانداری ها و بانک سینا به امضا رسیده، بانک سینا با معرفی استانداری ها به طرح هایی که توجیه اقتصادی دارند تسهیلات تا سقف 2 میلیارد تومان پرداخت می کند. بنیاد در این طرح برای سال گذشته و امسال 40 میلیارد تومان برای هر استان تسهیلات در نظر گرفته است تا تولید و اشتغال در این مناطق کم برخوردار شکل بگیرد و تاکنون بین 2 هزار تا 2 هزار 500 طرح معرفی شده و پرداخت تسهیلات 456 میلیارد تومانی برای 793 فقره تصویب شده است. در این راستا تا چند روز گذشته برای 444 طرح بیش از 205 میلیارد تومان پرداخت شده است. میزان سود این تسهیلات 18 درصد است که 5 درصد آن توسط بنیاد مستضعفان و 5 درصد آن توسط استانداری ها و معاونت توسعه روستائی در نهاد ریاست جمهوری تامین می شود و متقاضیان 8 درصد به بانک سود تسهیلات پرداخت می کنند.محرومیت زدایی از منطقه قلعه گنج * سیاست بنیاد مستضعفان در زمینه محرومیت زدایی در کشور چیست؟سعیدی کیا: سیاست محرومیت زدایی بنیاد ادامه دارد و برای نخستین بار طرح محرومیت زدایی در منطقه قلعه گنج آغاز شد و هم اکنون با مشارکت مردمی و ساخت برخی از زیرساخت های مورد نیاز این منطقه در جنوب استان کرمان گام های اساسی برای رشد و توسعه برداشته است. رهبر معظم انقلاب به من فرمودند محرومیت زدایی که ما انجام می دهیم، دیگران هم انجام می دهند. لذا باید کار اساسی صورت گیرد تا محرومیت زدایی به صورت واقعی اتفاق بیفتد. بدین جهت ایشان فرمودند: یک نقطه محروم را انتخاب و برای آبادانی آن اقدام کنید. در جمهوری اسلامی برای روستاها هزینه های زیادی شده از جمله: آب، برق، گاز، راه، اینترنت و... اما آبادانی و پیشرفت آن گونه که در نظر بوده اتفاق نیفتاده است و خیلی از روستاها با وجود امکانات زیاد تخلیه شده اند. این اتفاق نشان می دهد که آبادانی زمانی اتفاق می افتد که متناسب با توسعه امکانات زیرساختی، سطح معیشت مردم نیز ارتقا یابد.شاید به هر کسی بگوید یک منطقه را آباد می کند فوری یک کارخانه، پل یا راه می سازد. ولی ما در قلعه گنج علاوه بر کارهای زیربنایی و ابتدایی و توجه به صنایع تبدیلی، با شعار کار با مردم، برای مردم، توانمندسازی و معیشت پایدار، طرح آبادانی و پیشرفت قلعه گنج را شروع کردیم. مردم زمانی وارد میدان می شوند که اعتماد پیدا کنند. تاکنون در بیش از یکصد روستا، گروه های مردمی برای ایجاد صندوق های اشتغال زایی ایجاد شده و مردم با وجود اینکه در محرومیت زندگی می کنند دو میلیارد تومان از سرمایه خود را در این صندوق پس انداز کرده اند و بنیاد مستضعفان نیز یک میلیارد و 500 میلیون تومان از اعتبارات خود به این صندوق اختصاص داده است تا مردم برای طرح های اشتغالزایی خودشان از تسهیلات بهره مند شوند. منطقه قلعه گنج تا پیش از اقدامات محرومیت زدایی یکی از مناطق ناامن بود، اما امروز به گفته مسئولان حوزه امنیتی استان کرمان این منطقه به یکی از امن ترین مناطق استان تبدیل شده است.کاری که در مطالعات قلعه گنج انجام گرفت تدوین شرح خدمات با رویکرد معیشت پایدار بود که با انجام فراخوان از طریق شرکت های واجد شرایط و توسط کمیته تخصصی داوری، یک شرکت ایرانی با همکاری یک مشاور خارجی (با محوریت مشاور ایرانی) انتخاب شد.بنیاد علوی وابسته به بنیاد مستضعفان طی بررسی های کارشناسی دومین و سومین منطقه را برای محرومیت زدایی مشخص کرده که شهرستان لنده در استان کهگیلویه و بویراحمد و شهرستان چالدران در استان آذربایجانغربی برای محرویت زدایی در حال برنامه ریزی است و امسال با جمع آوری اطلاعات مورد نیاز کار خود را در این دو منطقه برای محرومیت زدایی و افزایش اشتغالزایی مداوم و توانمندی سازی آنها آغاز می کنیم.همه استانداری ها برای محرومیت زدایی مناطق مختلف خواستار حضور بنیاد مستضعفان در این مناطق هستند اما بنیاد با برنامه ریزی درصدد است مناطق لازم را انتخاب و همچنان به سیاسیت های محرومیت زدایی خود ادامه دهد تا شاهد ایجاد اشتغالزایی و توانمند سازی مردم در این مناطق باشیم.» در حوزه اجتماعی و فرهنگی بنیاد مستضعفان و در حوزه های آموزش، سلامت، معیشت و توسعه فضای فرهنگی، مسئولیت بزرگی بر عده بنیاد علوی است. بنیاد مستضفان در زمینه مشارکت با سازمانهای مختلف برای تامین رفاه بیشتر مردم از ساخت بیمارستان تا تامین شیر و پوشک خانواده هایی که فرزندان سه قلو دارند کمک و همکاری می کند.* بنیاد در ساخت بیمارستان و مراکز درمانی در مناطق محروم چه اقداماتی انجام داده است؟ سعیدی کیا: ما در بخش بهداشت و درمان حضور داریم و هلدینگ سلامت را ذیل بنیاد علوی به همین مناسبت در بنیاد ایجاد کرده ایم. به طور مثال بیمارستان 'مردم' در منطقه 14 تهران که متعلق به بنیاد است و مراجعین بسیاری دارد و بیشترین خدمات بهداشتی و درمانی را به مردم ارائه می دهد. در سفری که به استان خوزستان انجام شد، بعد از بازدید از بیمارستان کودکان اهواز ، مشخص شد این مرکز شرایط مطلوبی ندارد و برای تجهیز و ارتقای آن پیشنهادی به بنیاد نشد، راساً تصمیم گرفتیم بیمارستان را با حداکثر استانداردهای بهداشتی و درمانی تجهیز کنیم. بیمارستان 'طالقانی' آبادان هم از وضعیت مطلوبی برخوردار نبود و در کنار آن به احداث بیمارستان جدیدی با 250 تخت اقدام کردیم که ظرف یکسال و دو ماه اسکلت آن ساخته شد و چندی پیش برای تکمیل آن هم مناقصه جدیدی گذاشته شد تا حداکثر ظرف یکسال و نیم دیگر بیمارستان به وزارت بهداشت و درمان تحویل شود.ساخت بیمارستانی در مراوه تپه در استان گلستان با 64 تختخواب باهمکاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در دست انجام است. این بیمارستان در مرحله تهیه نقشه و مقدماتی قرار دارد و بنیاد این آمادگی را دارد در شهرستانهای دیگر که وزارت بهداشت و درمان نیاز داشته باشد، به ساخت بیمارستان کوچک اقدام کند. طرح 'درمان بستر' راه حلی درمانی برای مردم مناطق محروم* آیا در همه مناطق محروم بیمارستان می سازید؟سعیدی کیا: در بعضی مناطق با توجه به جمعیت و سایر عوامل دیگر ساخت بیمارستان بزرگ به صرفه و صلاح نیست. ما برای حل این مساله با توجه به مطالعات و بررسی های تخصصی که انجام شد به اجرای طرح 'درمان بستر' رسیدیم و آن را به وزارت بهداشت و درمان ارائه دادیم.در این طرح در مناطق محروم که از امکانات بهداشتی و درمانی برخوردار نیستند، بیمارستانی با حدود یک هزار متر مربع ساخته می شود که به مردم خدمات بدهد و حتی عمل زایمان نیز در آن انجام شود. در این مکان بهداشتی علاوه بر حضور دکتر و پرستار، آمبولانسی آماده است تا در صورتی که بیمار نیاز به درمان بیشتری داشته باشد، او را به نزدیکترین بیمارستان منتقل کنند. این مکان های بهداشتی که 10 تختخوابی هم هستند به صورت مشترک با وزات بهداشت و درمان ساخته می شود که با توجه به این که پیشنهاد این کار توسط بنیاد انجام شد، ساخت این مکانها را بنیاد انجام می دهد و قرار است در هر استان یک مکان درمان بستر و در بعضی استانها دو مکان درمان بستر بسازیم که تاکنون 40 مکان در حال ساخت است و هر کجا وزارت بهداشت درخواست داشته باشد را نیز خواهیم ساخت و تجهیز و بهره برداری به عهده وزارت بهداشت و درمان است.امسال بانک سینا در یک اقدام خداپسندانه هزینه های مربوط به تبلیغات مانند چاپ تقویم و سایر هزینه های تبلیغی خود را اختصاص به خرید 25 دستگاه آمبولانس داد. همچنین مدیران و کارکنان این بانک مبلغی از ذخیره مرخصی خود را به ساخت یک واحد آموزشی در قلعه گنج اختصاص دادند و اعلام آمادگی کردند تا یک واحد دیگر را نیز بسازند.بسته های سلامت بنیاد مستضعفان برای مادران باردار * درباره بسته های سلامت بنیاد برای مادران باردار توضیح بدهید و اینکه ایده اش از کجا آمده است؟سعیدی کیا: امرخیری که از قبل توسط رئیس سابق بنیاد انجام می شد، اختصاص بسته های سلامت به مادران باردار در مناطق محروم کشور بوده است.با تعذیه نامناسب مادران بالطبع فرزندانی با وزن کم و سایر مشکلات جسمی به دنیا می آیند که هزینه های بسیاری بر خانواده ها و دولت دارند . زمانی که این کار را در سال 1393 ادامه دادیم. 16 هزار نفر تحت پوشش بودند که قرار شد سالیانه 20 هزار نفر را اضافه کنیم و سال گذشته این رقم به 62 هزار نفر و امسال به 80 هزار نفر خواهد رسید که بناداریم در سال آینده نیز افراد بیشتری تحت پوشش این طرح قرار گیرند.اصل این طرح توسط سازمان ملل بررسی شده و ما نیز مطالعات آنها را بررسی و بصورت بومی ادامه داده ایم. این طرح برای سلامت جامعه بسیار مفید است چرا که بسیاری از مشکلات ذهنی کودکان مربوط به محیط و تغذیه نامناسب مادر می باشد. در این طرح هر دو ماه یکبار بسته های سلامت به صورت سبد کالا که شامل 14 قلم می باشد در اختیار مادرانی که در این طرح عضو هستند ، قرار می گیرد و در این عرصه با وزارت بهداشت و درمان همکاری خوبی داریم.کمک به بیماران ای بی * طرح مشارکت بنیاد مستضعفان در کمک به بیماران eb در چه مرحله ای است؟سعیدی کیا: در ملاقات های مردمی با برخی مشکلات مردم، آشنا می شویم. یکی از مراجعات مربوط به درخواستی از بنیاد برای کمک به بیماران 'ای بی' بود که با توجه به این که بنیاد از لحاظ سازمانی وظیفه ای در قبال آنها نداشت، اما با مشاهده وضعیت بسیار رنج آور آنها تصمیم گرفتیم در این حوزه نیز با وزارت بهداشت و درمان همکاری کنیم. برای کمک به این بیماران تفاهمنامه ای با وزارت بهداشت و درمان و دانشگاه علوم پزشکی تهران و بنیاد بیماری های خاص امضا کردیم و با توجه به این که این بیماران درمان خاصی ندارند، خانه ای برای آنها در نظر گرفتیم تا حداقل از جایگاهی برخوردارشوند.ما از وزارت بهداشت و درمان خواستیم تا محل مناسبی را برای بیماران 'ای بی' اختصاص دهد تا با هزینه و امکانات بنیاد مرکز تخصصی و مجهزی برای آنها بسازیم و کارهای درمانی آنها بصورت بهتری دنبال شود.حدود 300 بیمار 'ای بی' شناسایی شدند که بنیاد برای تامین چسب زخم مخصوص این بیماران عزیز ماهانه برای هر نفر مبلغ 5 میلیون ریال اختصاص داده و البته کمک های مردمی بسیاری نیز تأمین شده است که باید از مردم نیز قدردانی شایسته شود.ای بی، یک بیماری ارثی در بافت های پوستی است که در پوست و غشای مخاطی ایجاد تاول می کند.گفته می شود، شیوع بیماری ای بی (epidermolysis bullosa) یک در ۵۰۰۰۰ است و شدت بیماری هم از ملایم تا کشنده تغییر می کند.این بیماری از یک جهش ژنتیکی در کراتین یا کلاژن ایجاد می شود و در تمام گروه های قومی و نژادی رخ می دهد و به طور مساوی بر مردان و زنان اثر می کند.ساخت مسکن برای معلولان * بنیاد مستضعفان چه اقدام هایی در ساخت مسکن برای خانواده های دومعلول به بالا انجام داده است؟ سعیدی کیا: طرح مشارکت بنیاد در ساخت مسکن برای خانواده های دارای دو معلول به بالا با پیشنهاد بنیاد مستضعفان با مشارکت سازمان بهزیستی، سازمان ملی زمین و مسکن، انجمن خیرین مسکن ساز و بنیاد مسکن شروع شده و همه ما متعهد شده ایم که ظرف 4 تا 5 سال این خانواده ها خانه دار شوند. با بررسی های انجام شده 11 هزار و 300 خانواده بالای دو معلول که مسکن ندارند، شناسایی شدند و با مشارکت دستگاههای مربوطه ماه گذشته یکهزار و پانصدمین خانه تحویل شد و حدود 4 تا 5 هزار خانه نیز در دست ساخت است و امیدواریم ظرف 4 سال دیگر تمام شود و خانواده های با دومعلول به بالا صاحب مسکن شوند. تامین اقلام ضروری خانواده سه قلوها * آیا بنیاد برای خانواده هایی نظیر چندقلوها هم که با مشکلاتی روبرو هستند، برنامه ای دارد؟سعیدی کیا: در یکی از ملاقاتهای مردمی با مشکل خانواده هایی که فرزندان سه قلو و بیشتر دارند، مواجه شدیم. قرار شد خانواده هایی که فرزندان سه قلو و بیشتر دارند برای تامین ...

ادامه مطلب  

پیام امام خامنه ای در اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) + متن  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز روزنامه خراسان پیام رهبر انقلاب به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) را بازنشر داده است که آن را در ادامه می خوانید:پس از رحلت امام خمینی(ره) انقلاب باید چه مسیری را طی می کرد؟ آیت ا خامنه ای که از سوی مجلس خبرگان رهبری به رهبری انقلاب اسلامی انتخاب شده بود چه شاخص ها و راهبردهایی برای راهبری کشتی تازه از توفان جنگ تحمیلی خلاص شده انقلاب داشت؟ شرایط آن روزهای انقلاب و کشور چگونه بود و دورنمای نظام اسلامی بر مبنای کدام ملاک ها پایه گذاری شد؟ چقدر افکار و اندیشه ها و نیز سیره عملی و عقیدتی امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار جمهوری اسلامی در این ملاک ها و شاخص ها نقش داشت؟ این پرسش ها را آن هایی که سن و سال شان به روزهای حزن انگیز خرداد 1368 قد می دهد به خوبی بیاد دارند.آن هایی که مریدشان را در عنفوان دوره نوجوانی انقلاب اسلامی پس از یک جنگ تمام عیار 8 ساله از دست داده بودند به خوبی به یاد می آورند چه لحظات غیرقابل تحملی را گذراندند که آن روز به قول رهبر انقلاب «روز عزای بزرگ عالم اسلام شد». عبور سرافرازانه کشتی انقلاب از گرداب خطیر حادثه ارتحال امام که خیلی ها می پنداشتند کشتی انقلاب را در خود فرو خواهد برد باعث شد تا همین حادثه حزن انگیز به حیات انقلاب اسلامی اوج بخشد و این نبود جز تاسی ملت به آموزه هایی که امام راحل در طول 15 سال مبارزه نهضت و 10 سال رهبری انقلاب در سهمگین ترین توفان های پس از بهمن 57 به مردم آموخته بود.جایی که به گفته رهبری انقلاب « صحنه پرداز اصلی و عامل حقیقی همانا اسلام و عقیده و ایمان و تربیت اسلامی» بود و «مغزهای علیل تحلیلگران مادّی عاجز از فهم و تحلیل حوادث» بودند. یک سال پس از رحلت امام خمینی و رهبری آیت ا خامنه ای ایشان در یک پیام بسیار مهم به تبیین شاخص های انقلاب اسلامی و نیز الگوی عملی سیره امام خمینی در حوزه های مختلف پرداختند. این پیام که از آن می شود به عنوان مانیفست یا منشور رهبری آیت ا خامنه ای نام برد حاوی راهبردهای اصلی انقلاب و نظام اسلامی برای دوران پس از حیات دنیوی امام خمینی (ره) است و رجوع به آن به مثابه رجوع به الگویی است که مسیر انقلاب در این سال ها پیموده است. الگویی که در آن تقریبا در همه زمینه ها به سوالات پاسخ داده است از عدالت اجتماعی تا دیپلماسی تراز انقلاب اسلامی.الگویی که با این جملات به پایان می رسد: « دوران 10 ساله حیات مبارک امام خمینی الگو و نمونه حیات جامعه انقلابی ماست و خطوط اصلی انقلاب همان است که امام ترسیم فرمود برای آمریکا ودیگر سردمداران استکبار چیزی مهمتر از این نیست که ملت ایران از راه 10 ساله خود برگردد یا در آن تردید کند ». حالا 25 سال پس از صدور این پیام و 26 سال پس از آغاز زعامت انقلاب اسلامی توسط حضرت آیت ا خامنه ای مرور خط به خط این پیام نتایجی شگرف از تطبیق مسیر کنونی انقلاب اسلامی با راهبردهای طراحی شده در 25 سال قبل که مبتنی بر حیات مبارک امام خمینی(ره) بوده است پیش روی ما می گذارد. این متن را که در دهم خرداد 1369 با قلمی ادبی شیوا و بسیار دلنشین و زیبا توسط رهبر انقلاب اسلامی نگارش یافته است را به نقل از پایگاه حفظ و نشر آثار ایشان (khamenei.ir) می خوانید.حضرت آیت ا خامنه ای ولی امر مسلمین جهان و رهبر انقلاب اسلامی در اولین سالگرد رحلت حضرت امام خمینی قدس سره الشریف پیام بسیار مهمی صادر فرمودند. متن پیام به این شرح است:بسم ا الرّحمن الرّحیم رجال لاتلهیهم تجاره ولا بیع عن ذکرا و اقام الصّلوه و ایتاء الزکوه یخافون یوما تتقلّب فیه القلوب والابصار. لیجزیهم ا احسن ما عملوا و یزیدهم من فضله و ا یرزق من یشاء بغیر حساب(1)در تاریخ پُرماجرای انقلاب هیچ روزی مانند دوازدهم بهمن نبوددر تاریخ پُرماجرای انقلاب هیچ روزی مانند دوازدهم بهمن نبود که در آن مردی از دودمان پیامبران و بر شیوه آنان با دستی پُرمعجزه و دلی به عمق و وسعت دریا در میان مردمی شایسته و چشم به راه چون آیه رحمت فرود آمد و آنان را بر بال فرشتگان قدرت حق نشانید و تا عرش عزت و عظمت برکشید.و هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود و هیچ روزی چون چهاردهم خرداد نبود که در آن طوفان مصیبت و عزا بر این مردم تازیانه غم و اندوه فرود آورد. ایران یک دل شد و آن دل در حسرتی گدازنده سوخت و یک چشم شد و آن چشم در مصیبتی عظیم گریست. در آن روز خورشیدی غروب کرد که با طلوع آن هزار چشمه نور در زندگی ملت ایران جوشیده بود روحی عروج کرد که با نَفَس روح اللهی اش پیکر ملت را جان بخشیده بود حنجره ای خاموش شد که نَفَس گرمش سردی و افسردگی از جهان اسلام زدوده بود لبانی بسته شد که آیات الهی عزت و کرامت را بر مسلمین فروخوانده و افسونِ یأس و ذلت را در روح آنان باطل ساخته بود.آن روز روز عزای بزرگ عالم اسلام شدآن روز روز عزای بزرگ عالم اسلام شد. سوزش آن غم به ملت ایران منحصر نماند. در سراسر جهان هرجا دل روشن و جان بیداری بود مصیبت زده شد. هرجا مسلمانی آگاه از انقلاب و مسائل آن بود خود را صاحب عزا شمرد. پس در روی زمین جایی نماند که در آن دلهایی از این حادثه عظیم از اندوه لبریز نشود و انسان هایی از این فقدان بی جبران به عزا ننشینند.مصیبت فقدان امام همان به بزرگی امام بود و جز خدا و اولیایش کیست که حد و مرز این عظمت را بشناسد؟و اما ایران یکسر عزاخانه ا ی شد که در هر شهر و روستایش شیون حسرت بار از یکایک خانه ها سرریز شد و کوی و میدان و خیابان را پُر کرد. هیچ کس نتوانست این جرعه درد را خاموش فرو برد از دلاوران میدان های نبرد تا مادران و پدرانی که غم شهادت جوانان شان نتوانسته بود گره عجز و اندوه بر جبین شان بیفکند تا بزرگمردان عرصه علم و عرفان و سیاست و تا یکایک آحاد این ملت عظیم القدر همه و همه در این مصیبت عظمی زار زار گریستند یا صدا به فغان بلند کردند یا بی صبرانه بر سروسینه زدند. مصیبت فقدان امام همان به بزرگی امام بود و جز خدا و اولیایش کیست که حد و مرز این عظمت را بشناسد؟ آن جا که دل های بزرگ بی تاب می شوند آن جا که انسان های بزرگ دست وپا گم می کنند آن جا که صحنه از بی قراری میلیون ها و میلیون ها انسان پُر است کدام زبان و قلم انسانی است که بتواند نمایشگر و صحنه پرداز گردد؟ من که خود قطره بی تابی در اقیانوس متلاطمِ آن روز و آن روزها بوده ام چگونه خواهم توانست آن را شرح کنم؟!و اما روی دیگر صحنه یعنی فضای ملکوت جهان و اما روی دیگر صحنه یعنی فضای ملکوت جهان در آن روز تنها برای اصحاب بصیرت و معرفت مشهود بوده است.شاید چشم های نافذی که حجاب ملک را می گشایند و مرغ نگاه را تا ملکوت پرواز می دهند شگفتی های بیشتر و صحنه های تماشایی تری را آن روز در آن عاشورای خمینی دیده باشند: عروج نفس مطمئنه ای را به قرارگاه لطف و رحمت خدا صعود کلمه طیبه ای و نفس راضیه و مرضیه ای را به سوی حق رجوع جویباری را به دریا و وصال عاشقی را به معشوق استقبال خیل عظیم شهدا را از آن روح مطهر و خیرمقدم ارواح طیبه اولیا را به آن میهمان تازه وارد فوز و فلاح جان مزکّایی را که بر بال ملایک رحمت نشسته و شمیم حسنات بی شمارش مشام فرشتگان و خزنه بهشت نعیم حق را معطر ساخته عمل صالحی را که ردایی از نور گشته و بر پیکر ملکوتی آن روح مجرد پوشانیده شده و باران غفران و فضل خداوندی گشته و بر سراپای آن عبد صالح فروریخته و دارالسّلام ابدی شده و آن مشتاق رضوان حق را در خود جای داده است.افسوس که برای ما خاکیان از آن آیینه بندان جشن ملکوتی بارقه تسلایی نمی درخشید و جز اشک دیدگان نَمی بر آتش هجران آن قبله دل ها افشانده نمی شد. شور عزا در غم پدر مهربان معلم دلسوز و مرشد حکیم و دیده بان همیشه بیدار و طبیب درد و درمان شناس و سروش رحمت خدا بر امت و یادگار انبیا و اولیا در زمین اهل زمین را می گداخت و غمی بی تسلا بر آنان فرو می ریخت.زمان یگانه خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در خود گرفتزمان یگانه خود را از دست داد و زمین گوهری یکدانه را در خود گرفت. پرچمدار بزرگ اسلام پس از عمری مبارک که در راه اعتلای اسلام سپری شده بود دنیا را وداع کرد و قطب عالم امکان و ولىّ ا الاعظم(ارواحنافداه) در مصیبت خلیفه خود سوگوار شد. اکنون یک سال از آن روزهای مالامال درد و رنج می گذرد. سالی که در آن یاد و حضور امام لحظه ای ملت ما را ترک نگفته و زنده و برجسته و درخشان در ذهن و زندگی آنان و دیگر مسلمانان و مستضعفان در سراسر جهان برجا مانده است. آنچه پس از حیات پُربرکت امام و در این یک سال برای ما و همه دلسوزان امت اسلام بیشترین اهمیت را داشته میراث عظیم و تاریخی و بی نظیر او جمهوری اسلامی و سلامت و توان و شتاب و جهت گیری صحیح آن در راه و خط امام بوده است. این همان چیزی است که در دوران زندگی آن بزرگوار نیز مسئله اول برای ملت ایران و دوستان آن در سراسر جهان بلکه برای هر مسلمانی به حساب می آمده که به مجد و عظمت اسلام دل بسته بوده است و حق نیز همین است.جمهوری اسلامی در مدت 10 سال واندی رهبرىِ امام راحل عظیم بارها قلدران زمان را عملاً تحقیر کرد و دروغ شکست ناپذیری آنان را باطل ساخت.جمهوری اسلامی که با پیدایش خود راه نوینی در مقابله با زورگویان تراز اول عالم باز کرد و به ملت های مستضعف مخصوصاً مسلمانان امیدی تازه بخشیده و در مدت 10 سال واندی رهبرىِ امام راحل عظیم بارها قلدران زمان را عملاً تحقیر کرده و دروغ شکست ناپذیری آنان را باطل ساخته است باید هم بیشترین اهتمام امت اسلام و ملت ستم کشیده ما را به خود جلب کند.آن فقیه عظیم القدر و اسلام شناس بی بدیل حفظ جمهوری اسلامی را برتر و با اهمیت تر از هر واجبی می دانست.همچنان که آن پیشوای صالحان نیز همیشه بیشترین همت خود را به همین دو مسئله می گماشت: پاسداری از جمهوری اسلامی و مراقبت از جهت گیری راست و درست آن. و آن فقیه عظیم القدر و اسلام شناس بی بدیل حفظ جمهوری اسلامی را برتر و با اهمیت تر از هر واجبی میدانست.با رحلت امام خمینی(ره) طیف وسیع دشمنان اسلام این امید را پنهان نکردند که جمهوری اسلامی یا به کلی از پای درآید و یا به ناچار به زیر دامان این و آن پناه گیرد!با رحلت امام خمینی(ره) طیف وسیع دشمنان اسلام که در صفوف مقدّم معارضه با جمهوری اسلامی بودند این امید را پنهان نکردند که جمهوری اسلامی در غیاب پدیدآورنده و پروراننده خود نیروی دفاع و رشد را از دست بدهد و چون کودک بی صاحبی احساس ضعف و درماندگی کند یا به کلی از پای درآید و یا به ناچار به زیر دامان این و آن پناه گیرد! در محاسبات تنگ نظرانه دشمنان که همه بی استثنا اسیر محاسبات صددرصد مادّی و از فهمِ روابط معنوی و برکات ایمان و تقوا بی نصیبند نمی گنجید که معجزه الهی در طلیعه قرن پانزدهم هجری یعنی حکومت صلاح و دین و حیات دوباره ارزش های اسلامی آن قله مرتفعی باشد که دست آلوده بندگان هوا و هوس به آن نرسد و دیپلماسی زر و زور از به دام افکندن آن عاجز بماند!نظام اسلامی رشد و کارایی خود را در مصیبت و ابتلای عظیم الهی نشان داداما اراده الهی این بود و همان شد که اراده الهی بود. نظام اسلامی رشد و کارایی خود را در این مصیبت و ابتلای عظیم الهی نشان داد و ملت عالیقدر و مسئولان دلسوز و اهل حل و عقد به پاداش صبر بر این مصیبت عظمی استحقاق درود و رحمت حق را یافتند و به کمک خداوند و توجهات حضرت ولىّ ا اعظم (ارواحنافداه) توانستند با گشودن گره هایی که به طور طبیعی در صورت ارتحال امام پدید می آمد از امتحانی بزرگ سربلند بیرون آیند. نظام اسلامی که قلب تپنده خود را از دست داده بود به برکت ایمان و توکلش و به برکت درس های جاودانی که مردمش از آن استاد و مرشد خود آموخته بودند نه فقط از حرکت و حیات و نشاط بازنماند بلکه با نشان دادن کارآزمودگی و حکمت و سرعت عمل اعتبار خود را مضاعف ساخت.تحولاتی که اعتباری افزونتر از پیش به ایران و ایرانی و انقلاب و نظام اسلامی بخشیدابراز وفاداری ملت در آن عزاداری بی نظیر که در مقیاس جهان و تاریخ فوق العاده بود حل مسئله رهبری اعلام حضور عاشقانه همه جایی و همگانی مردم در دفاع از راه امام و از میراث معنوی امام در برابر رهزنان کمین گرفته و رستاخیز شگفت انگیز و به یادماندنی 40 روزه ایران و آن گاه تصویب ملّی اصلاحات قانون اساسی و شرکت در انتخاب رئیس جمهورِ گزیده و تشکیل دولت و جریان یافتن همه امور کشور در عین تازگی و جاودانگی داغ رحلت امام و یاد ماندگار او همه و همه اعتباری افزونتر از پیش به ایران و ایرانی و انقلاب و نظام اسلامی بخشید.عبور سرافرازانه کشتی انقلاب از گرداب خطیر حادثه ارتحال امامدرست در آن هنگام که از حادثه ارتحال امام نفس دنیا در سینه اش حبس شده و خواب از چشم دوست و دشمن در سطح جهان گرفته شده بود ایران اسلامی نمایشی قهرمانانه داد و با عنایات خداوندی سنگین ترین آزمون خود را به سرافرازی طی کرد و کشتی انقلاب از گردابی خطیر با آرامش و اطمینان عبور کرد. و این خود آیت دیگری از شمول الطاف الهی بر ملتی شد که قدم در راه خدا نهاده و به نصرت او قیام کرده است.حادثه ای که دشمنان می پنداشتند انقلاب را درهم خواهد پیچید به انقلاب اوج و حیات بخشیددوستان یعنی توده های مسلمان و مستضعفانِ بسیاری از مناطق عالم جان و امیدی دوباره گرفتند و به پایه های نظام سلطه جهانی ضربه ا ی دوباره پس از ضربه آغاز پیروزی انقلاب وارد آمد. یعنی حادثه ای که می پنداشتند انقلاب را درهم خواهد پیچید به انقلاب اوج و حیات بخشید و امام ما آن برافروزنده مشعل انقلاب با رحلت خود یک بار دیگر شعله انقلاب را برافروخته کرد. «فرحمه ا حیّا و میّتا والسّلام علیه یوم ولد و یوم قادالامّه و یوم ارتحل و یوم یبعث حیّا.»در همه این حوادث صحنه پرداز اصلی و عامل حقیقی همانا اسلام و عقیده و ایمان و تربیت اسلامی استدر همه این حوادث و با نگاهی وسیعتر در سرگذشت یازده ساله نظام اسلامی و اساساً در پیدایش این نظام و مقدمات آن و مبارزاتی که به آن منتهی شد صحنه پرداز اصلی و عامل حقیقی همانا اسلام و عقیده و ایمان و تربیت اسلامی است. هم ملت ایران که با قیام شجاعانه اش در برابر نظام سلطه جهانی و برضد ابرقدرتهای شرق و غرب کاری عظیم و بی سابقه انجام داد هم رهبر و قائد عظیم الشأن این انقلاب که مثل کوه در برابر همه بادهای مخالف ایستاد و هجوم طوفانها را شکست اما خود کمترین تکانی نخورد هم نظام نوین اسلامی که توانست کشور را بدون اندک تکیه ا ی به بیگانگان اداره کند و جنگی را که محل تلاقی نیروهای شرق و غرب بر ضد او بود و نزدیک به سه چهارم سالیان پس از پیروزی را فرا گرفت بدون گرایش به هیچ طرف و فقط با تکیه برخود شرافتمندانه و با عزت و پیروزی به پایان بَرَد همه و همه توان خود را از اسلام گرفته اند و اسلام جوهراصلی این حوادث شگفت آور و مایه حقیقی قدرت و صلابت و عزتی است که ایران و ایرانی و ملت و رهبر و انقلاب و نظام ما در تاریخ معاصر از خود بروز داده اند.همه عزت و اعتلایی که به مسلمین وعده داده شده در سایه ایمان و درک روشن و عمیقی از توحید استاسلام دین توحید است و توحید یعنی رهایی انسان از عبودیت و اطاعت و تسلیم در برابر هر چیز و هرکس به جز خدا یعنی گسستن بندهای سلطه نظام های بشری یعنی شکستن طلسم ترس از قدرت های شیطانی و مادّی یعنی تکیه بر اقتدارات بی نهایتی که خداوند در نهاد انسان قرارداده و از او بکارگیری آن ها را همچون فریضه ا ی تخلف ناپذیر طلب کرده است یعنی اعتماد به وعده الهی در پیروزی مستضعفین بر ستمگران و مستکبرین به شرط قیام و مبارزه و استقامت یعنی دل بستن به رحمت خدا و نهراسیدن از احتمال شکست یعنی استقبال از زحمات و خطراتی که در راه تحقق وعده الهی آدمی را تهدید می کند یعنی مشکلات راه را به حساب خدا گذاشتن و خود را به پیروزی حتمی و نهایی امیدوار داشتن یعنی در مبارزه چشم به هدف عالی که نجات جامعه از هرگونه ستم و تبعیض و جهل و شرک است دوختن و عوض ناکامیهای شخصی و میان راهی را نزد خدا جستن و خلاصه یعنی خود را مرتبط و متصل به اقیانوس لایزال قدرت و حکمت الهی دیدن و به سمت هدف اعلی با امید و بی تشویش شتافتن. همه عزت و اعتلایی که به مسلمین وعده داده شده در سایه چنین ایمان و درک روشن و عمیقی از توحید است. بدون فهم درست و پایبندی عقیدتی و عملی به توحید هیچ کدام از وعده های الهی درباره مسلمانان عملی نخواهد شد.عامل اصلی بازگذاشتن صحنه برای بت های استعمار در دوران سلطه استکباردر دوران سلطه استکبار غفلت از توحید ناب اسلامی و مفهوم زندگی شمول آن بود که صحنه را برای بُتهای استعمار باز گذاشت و به خداوندان زر و زور فرصت تاخت وتاز داد. دشمنان با نقشه های از پیش آماده شده دین را در کشورهای اسلامی از صحنه زندگی راندند و شعار جدایی دین از سیاست را در این کشورها تحقق بخشیدند. نتیجه این شد که پیشرفت علمی غرب بتواند این کشورها را یک باره به صورت تابعی از کشورهای صنعتی درآورد و سرنوشت سیاسی و اقتصادی آن را برای مدتهای طولانی و جبران ناپذیر به دست غارتگران غربی بدهد. امروزه غالب کشورهای اسلامی پس از ده ها سال که جیب کمپانی ها و دولت های غربی از منابع آن ها پُرشده در وادی عقب ماندگی سرگردانند و هنوز محتاج صنعت و علم و کالای غربی و هنوز در عالم سیاست طفیلی و پیرو ناگزیر آنان. این همان خسران عظیمی است که از روز اول بر اثر عدم توجه به اصل بنیادین اسلام یعنی توحید اسلامی پیش آمده و هرچه زمان پیشتر رفته و علم کامل تر شده و دولت ها و کشورهایی را مجهزتر کرده کشورهای اسلامی ناتوان تر وابسته تر کم جرأت تر و بی ابتکارتر شده اند.راه علاج کشورهای اسلامیراه علاج آن است که مسلمانان به اسلام ناب که در آن توحید و نفی عبودیتِ غیرخدا از هر چیز برجسته تر و درخشنده تر است برگردند و عزت و قدرت خود را در اسلام بجویند. و این چیزی است که طراحان توطئه های ضد اسلامی همیشه از آن بیمناک بوده و در راه پیدایش آن موانع جدی می نهاده اند. هنگامی که انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد از آن جا که پیش بینی میشد که جاذبه و محبوبیت انقلاب ملتهای مسلمان و حتّی بعضی غیرمسلمانها را شیفته اسلام کند همه دست های استعماری به کار افتاد تا از نفوذ معنوی اسلام جلوگیری کند. تلاش وسیع و همه جانبه استکبار در برابر نفوذ اسلام هیچ موجبی جز این ندارد که گسترش اسلام و مفاهیم اسلامی در هر نقطه جهان به معنای جمع شدن بساط استکبار و ایادی آن در آن نقطه است.نمونه هایی از سرفصل جدید در مبارزات ملل اسلامی پس از پیروزی انقلاب اسلامیهمان طور که همه می دانند بلافاصله پس از پیروزی انقلاب که معنای درست توحید و نفی عبودیت غیرخدا و عزت در برابر هرکس و هرچیز غیرخدا را در عمل و واقعیت به همه نشان داد مسلمانان در نقاط بسیاری از جهان احساس شخصیت و عزت نموده در مقابل قدرتمندان و زورگویان ایستادند و سرفصل جدیدی در مبارزات ملل مسلمان به وجود آمد از جمله حرکت عظیم مردم مسلمان در افغانستان و شروع مبارزات مردمی در سرزمین فلسطین و ایستادن مردم مسلمان و مبارز فلسطین در برابر احزاب معامله گر و شروع نهضت های اسلامی زیادی در کشورهای مسلمان آفریقایی و آسیایی و حتّی در اروپا که همه براساس جاذبه اسلام و شوق به تحقق احکام الهی به وجود آمده و اسلام را رهایی بخش و عزت بخش خود می داند.نتایج پیروزی انقلاب اسلامی در نجات ملت از ضعف و بی حالی و ایجاد نظامی استوارتا پیش از پیدایش جمهوری اسلامی به توده های عظیم مسلمان عالم تفهیم شده بود که اسلام قادر نیست برای آنان عزت و عظمت بیافریند و آنان در جستجوی سعادت باید یا به دنبال الگوی غربی و فرهنگ اروپا و آمریکا بروند و یا به سمت تئوری های خیالی و پوچ مارکسیسم گرایش یابند اما پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی در ایران و عزت و عظمتی که تحقق اسلام به ملت ایران بخشید همه بافته های دیرینه استعمارگران غربی را باطل کرد و در عمل نشان داد که اسلام می تواند ملتی را از ضعف و بیحالی و انظلام نجات بدهد و به اوج عزت و شجاعت و اعتماد به نفس برساند و هم می تواند نظامی استوار و قادر بر زورآزمایی با قدرت های مادّی جهان بر آنان ببخشد و دست قدرتهای ظالمانه و تحقیرکننده استعمار و استکبار را از سر آنان کوتاه کند.پشتوانه مردمىِ نیرومند در مقیاس جهانی بر آسیب ناپذیری جمهوری اسلامی افزوده استو چنین بود که جمهوری اسلامی به برکت اسلام از پشتوانه مردمىِ نیرومندی در مقیاس جهانی برخوردار گشت و این به نوبه خود بر توانایی و آسیب ناپذیری جمهوری اسلامی که همه سلطه های بزرگ جهانی با آن سرناسازگاری دارند افزوده است.قهرمان اصلی ماجرای عظیم 10 سال ابتدایی عمر نظامی اسلامیآثار پیروزی ملت ایران در زورآزمایی قدرتهای جهانی با آن به جهان اسلام منحصر نماند بلکه در کشورهای غیرمسلمان و در نظامهایی که قفس آهنین استبداد حزبی یا ستم قومی اجازه نداده بود که مسلمانانِ آن کشورها حتّی مسلمانی خود را احساس کنند نسیم هویت اسلامی وزیدن گرفت و ایمانهای خفته به جوش آمد و گلبانگ مسلمانی خواب اهریمنان را برآشفت: «و تری الارض هامده فاذا انزلنا علیها الماء اهتزّت و ربت و انبتت من کلّ زوج بهیج».(2) پس در ماجرای عظیم این 10 سال گذشته قهرمان اصلی اسلام است. و این رستاخیزی اسلامی است که جان های مرده را بیدار کرده و زمینه را برای روزی آماده می سازد که در پاسخ به سئوال «لمن الملک» در بسیط زمین از چهارگوشه عالم گفته شود: «للَّه الواحد القهّار.» (3)مغزهای علیل تحلیلگران مادّی هنوز عاجز از فهم و تحلیل حوادث اسلامی در 10 سال اخیر استامروزه گرچه مغزهای علیل تحلیلگران مادّی هنوز عاجز از فهم و تحلیل حوادث اسلامی در 10 سال اخیر است و آنان بدرستی نمی توانند بفهمند که چه شد که پس از تلاش 200 ساله استعمار در کشورهای اسلامی و پس از هزاران شیوه موفق برای راندن اسلام از صحنه زندگی و حتّی از صفحه ذهن و دل مردم در این کشورها و مهمتر از آن پس از قرن ها بدآموزىِ قدرت های اس ...

ادامه مطلب  

دو نگاه در منشأ مشروعیت حکومت/ نقد نظریه انتخابی بودن ولی امر  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش خبرنگار مهر، متن زیر یادداشتی از آیت الله علی اکبر رشاد در مورد نقد نظریه انتخابی بودن ولی امر است که در ادامه می خوانید؛در قبال پرسش از «منشأ مشروعیت» حکومت دینی و «مبدأ جواز یا استحقاق حکمرانی زمامدار» اسلامی در غیبت رهبری معصوم، دو پاسخ، در میان ارباب نظر و اصحاب سیاست در روزگار ما مطرح است:۱. برخی «مشروعیت و استحقاق» را ناشی از اراده الهی و نصب از ناحیه معصوم می دانند. این نظرگاه به این بیان تقریر می شود که: خدا خالق هستی و از جمله انسان است، پس همو نیز مالک انسان و جهان است، پس ملک و فرمانروای حقیقی هستی نیز او است و مردان آسمانی، خلیفه گان آفریدگار و فرمانروای هستی اند که تولیت امر جامعه و تصدی اجرأ احکام الهی رابر عهده دارند. در غیاب رهبران آسمانی (معصوم) نیز عالمان دین شناس دادورز پرهیزگار و توانا به نیابت، (به جعل و نصب) از سوی آنان، امر حکومت را تولیت و تصدی می کنند. مردم نیز، با تشخیص مصداق فقیه منصوب و حمایت و اطاعت از او، اعمال ولایت و اجرأ حدود الهی را ممکن می سازند. این دیدگاه به «نظریه انتصاب عام الهی فقها» نامبردار است.۲. برخی دیگر «مشروعیت استحقاق»، را ناشی از اراده ملت و انتخاب اکثریت مردم می دانند. تقریر این دیدگاه بدین شرح است: خدا خالق، پس مالک و پس ملک است. در زمان و مکان حضور معصوم، زمامداری به عهده اوست، اما در موقعیت غیبت، فقط صفات و شرایط افراد صالح (فقهأ جامع) توسط پیشوایان آسمانی تعیین گردیده، گزینش و برگماری فردی از میان افراد صلاحیتمند، به رأی اکثریت وانهاده شده است، فرد ذی صلاح، استحقاق رهبری را از رهگذر انتخاب و انتصاب از سوی توده مردم تحصیل می کند. این دیدگاه به «نظریه انتخاب مردمی» شهرت یافته است.عمده رسالات و مقالاتی که در تقریر نظریه حکومت، از دو منظر یاد شده، نشر یافته است. مشوش، آشفته و ناپیراسته است، چنانکه گاه در آثار و اظهارات اصحاب هر یک از دو نظر، «مدعیات متنافی الاجزأ» و حتا متناقض با مدعا، به چشم می خورد و همین نکته نیز دشواریهای بسیاری را در امر ارزیابی نظرگاه ها، پدید آورده است.(۱)از جمله پر حجم ترین مکتوباتی که در تبیین «ولایت فقیه و فقه دولت» نشر یافته، مجموعه سه جلدی «دراسات فی ولایه الفقیه وفقه الدوله الاسلامیه» اثر آیت الله حسینعلی منتظری نجف آبادی(۲) است.از آنجا که نویسنده در این نگاشته پر تتبعِ مبسوط، از «نظریه انتخاب» و به تعبیر صحیح و صائب، دیدگاه «انتصاب مردمی»، و نگاهه «زمامدار گماری توده ای» جانبداری کرده است، -- بی آنکه چندان قصد رد یک دیدگاه و قبول دیدگاه دیگر در میان باشد.-- (۳) ما، در این گفتار به ارزیابی گذرای ادله مطرح شده در این مجموعه، برای اثبات «گمانه رهبر گماری توده ای» و کیفیت استدلال بدانها، از نقطه نظر حدود وفاداری مؤلف به منطق استنباط، و میزان دلالت ادله بر مدعا، می پردازیم.نویسنده «دراسات ...» باب پنجم اثر را که شامل شش فصل مشبع است، به بیان «کیفیت تعیین زمامدار و طرق انعقاد امامت» اختصاص داده است:(۴) در فصل نخست به نقل اقوال فیلسوفان و فقیهان در خصوص «منشأ مشروعیت حکومت» حاکم پرداخته است، در فصل دوم در نقد «نظریه انتصاب عام الهی» در مقام ثبوت، سخن رانده است. در فصل سوم دلائل نظریه نصب عام فقیهان را بررسی کرده است، فصل چهارم عهده دار بیان ادله و نکاتی است که می تواند برای اثبات صحت انعقاد امامت، از رهگذر «انتخاب امت» مورد تمسک قرار گیرد. فصل پنجم باب، حاوی وارسی اخبار بیعت است و در فصل ششم شانزده نکته مهم را پیرامون «حکومت دینی و ولایت امر» باز گفته است.مدعیات و محتوای این باب، از وجوه گونه گون قابل نقد است:۱. میزان التزام نویسنده به منطق استنباط و متدولوژی اجتهاد.۲. حدود پایبندی نگارنده به قواعد منطق و انواع مغالطاتی که در تقریر استدلالها روی داده است.۳. تمامیت ادله اقامه شده از حیث دلالت بر مدعای مؤلف.۴. ناپیراستگی متن، ناسازگاری درونی مدعا و طرح مدعیات متناقض.۵. تفاوت و تهافت فراوان رفتار و گفتار پیشین و پسین و به ویژه نوشتارهای اخیر نویسنده با نظرات وی در این کتاب.چنانکه مذکور افتاد، اینک در این مقاله، ما تنها - و آن هم به نحوی گذرا - از حیث موارد یک و سه، به نقد اثر مزبور می پردازیم و نقد فراگیر و مبسوط را به فرصتی دیگر وامی گذاریم.علوم فقهی از دانش های گوناگونی مانند «فلسفه علم فقه»، «فلسفه احکام»،(۵) «قواعد فقه»، «اصول فقه» و «فقه» سامان یافته است، اصول فقه، عهده دار تقریر «منطق استنباط» و متدلوژی اجتهاد می باشد. میزان صواب و صحت یا حجیت هر «حکم فقهی»، وابستگی تام دارد به میزان دقت فقیه در کاربرد منطق اجتهاد و فرایند تعریف شده استنباط حکم؛ هر چند استنباط هر «سنخ» و «فرع» و «مورد» از احکام فقهی، فرایند ویژه ای را طی می کند - و یا دست کم، روند هر نوع و مورد تفاوتهایی با دیگر انواع و موارد دارد. اما صرفاً برای آشنایی خوانندگان عزیز، نمونه را اینجا به فرایند استنباط یک حکم اشاره می کنیم:۱. تعریف موضوع، تبیین مدعی، یا تنقیح محل نزاع.۲. تبیین فرضهای محتمل در پاسخ به مساله ۳. بررسی مقام ثبوت ۴. شرح پیشینه تاریخی و طر ح آرأ ماضی و معاصر (موافق، مخالف، تفصیل، تضییق، توسعه) و تقریر و ارزیابی دلائل هر یک.۵. بیان نظریه مختار و بررسی مقام اثبات بر مبنای رأی مختار.در بررسی مقام اثبات، هر چند ترتیب یکسانی مورد اتفاق فقیهان نیست، اما نوعاً نخست دلیل یا دلائل عقلی مورد بررسی قرار می گیرد، سپس آیات و آنگاه روایات باب و سپس اجماع.در استناد به هریک از منابع چهارگانه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) نکات بسیاری باید مورد توجه قرار گیرد که اینک مجال شرح همه ی آنها نیست، اما از آنجا که نویسنده ی «دراسات ...» به انبوه اخبار برای اثبات مدعای خود در مساله، تمسک جسته است، اینجا به نکات عمده ای که در استدلال به روایات باید ملاحظه گردد، اشاره می کنیم.در استدلال به اخبار، موارد زیر باید مورد توجه قرار گیرد.(۶)۱. طرح و بررسی اخبار، به ترتیب میزان وضوح و اتقان صدور و سند و حدود صراحت دلالت.۲. جستجوی ثبت عبارت متن و رجال سند هر خبر، در مجامع روایی و رجالی، جهت اطمینان از تمامیت متن و عدم تقطیع و نیز یافتن نسخه بدلها و شناسایی راویان.۳. برررسی رجال سند خبر، از حیث درجه ی وثاقت و تعیین درجه ی اعتبار و حجیت حدیث.۴. بررسی شرایط و شأن صدور خبر.۵. بررسی مفردات متن.۶. تطبیق صدر و ذیل خبر و تعیین مدلولات اجمالی آن.۷. فحص از عام و خاص.۸. فحص از مطلق و مقید۹. فحص از معارض، و در صورت وجود معارض، مقایسه و تعیین درجه ی مقاومت آن در قبال معارض (قواعد تعادل و تراجیح).۱۰. تعیین میزان حجیت و دلالت خبر.با توجه به فرایند فوق، ایرادات بسیاری بر طرز استناد نویسنده به روایات وارد است، که ما فهرست وار به برخی از آنها اشاره می کنیم:۱. روایات مورد استناد، تقطیع و بدون ذکر صدر و ذیل - که در دلالت روایت بسیار مؤثرند - نقل شده و گاه حذف صدر و ذیل، سبب تغییر معنی حدیث گردیده است!۲. با اینکه اسناد اخبار مورد استناد، مخدوش است، به بهانه ی اینکه مستفیضه است و یا از مجموع آنها، تواتر مضمونی حاصل می شود»(۷)، از ذکر و بررسی اسناد روایات مورد استناد، خودداری کرده است.آنگاه از روایات متعدد ضعیف السند، تواتر مضمونی حاصل می شود که مدلول واحدی از آنها به دست آید، و آن مدلول نیز عین مدعی باشد، چنانکه خواهیم دید روایات نقل شده هرگز مدلول مشترک ندارند، یا اگر قدر مشترکی بتوان از آنها به دست آورد، مدلول آنها منطبق با مدعا نیست.۳. شرایط صدور هیچ یک از اخبار بررسی نشده است، در حالی که توجه به شرایط صدور برخی احادیث مانند روایات بیعت، مدلول دقیق آنها را روشن می سازد.۴. نوشته از لحاظ توجه به نکات ششگانه ی دیگر نیز بی نهایت محروم از دقت و ژرف رسی است، و مولف در ورطه ی انواع مغالطات درغلتیده است، به طوری که برخی از ادله، اعم از مدعا و برخی دیگر، اخص از آن هستند و برخی هیچ دلالتی بر مدعا ندارند، و برخی نیز منافی مدعای مؤلف اند! چنانکه برخی دیگر مصادره به مطلوبند، یعنی: دلیل، عین مدعی است و بعضی از ادله نیز ادعای بی دلیل یا خلاف واقع اند!(۸)۵. اگر دلیل نخست (استدلال عقلی) یا دوم (سیره ی عقلأ) وی، صائب و صحیح باشند، اکثر دلائل، تنها موید این دو دلیل و ارشاد به آنها خواهند بود و کمیت دلائل و استدلالها با حجم نزدیک به چهل صفحه، دست آورد علمی قابل اعتنایی نخواهد داشت!ما اینجا از ایرادات گوناگون صرف نظر کرده، تنها شرح افزونتری در خصوص میزان دلالت و انطباق مدلول ادله ی بیست و ششگانه ی مجموعه ی مزبور عرضه می کنیم. مدعای مؤلف را می توان بدین شرح باز گفت:۱. در باب «منشأ مشروعیت» - به اصطلاحِ سیاسی و نیز به مفهومِ فقهی آن - یکی از دو فرض صحیح است و بس:۱/۱ - مبدء سیادت و حاکمیت، خداوند متعال است، بی آنکه مردم هیچ سهم یا حتا نقشی در «انعقاد امامت» داشته باشند.۲/-۱ امت تنها مصدر سیادت و سلطه است و، امامت فقط با رأی مردم منعقد می شود و هرگز فقیه جامع پیش از انتخاب شدن، اجازه یا استحقاق حکومت ندارد.۲. برای اثبات فرض نخست درباره ی پیامبراسلام (ص) و امامان معصوم (ع)، دلائل کافی در دست است؛ اما نصب مستقیم یا غیرمستقیم فقیهان از سوی خدا در مقام ثبوت، تصویر صحیحی(۹) ندارد. در مقام اثبات نیز، ادله ی مطرح شده برای احراز ولایت انتصابی، کفایت نمی کنند.(۱۰)۳. صد البته اگر دلائل «انتصاب الهی فقها» کافی بود راه صحیح و صائب، همان فرض نخست می بود، اما چنین نیست، پس تنها فرض ممکن و مجاز آن است که توده ی مردم به عنوان مصدر سیادت واسطه، با انتخاب خود، به یکی از فقیهان حائز شرایط، تفویض ولایت کنند. رأی توده، منشأ جواز یا استحقاق سلطه و تصرف برای فقیه است.(۱۱) نویسنده ی دراسات در فصل چهارم و پنجم، بیست و شش دلیل بر مدعای خود اقامه کرده است.(۱۲) اکنون ارزیابی میزان دلالت دلائل بیست و ششگانه:یک - برخی از ادله ی ادعایی، اعم از مدعای مؤلفند (مانند دلائل: هشتم ص ۵۰۳، نهم ص ۵۰۴، دهم ص ۵۰۴، یازدهم ص ۵۰۵، دوازدهم ص ۵۰۵، سیزدهم ص ۵۰۶، چهاردهم ص۵۰۶، بیستم ص۵۰۷ و بیست وچهارم ص۵۱۰)از جمله ی موارد مزبور، تمسک به عباراتی از قبیل بیان امیر بلاغت(ع) هنگام هجوم مردم، برای بیعت با آن حضرت پس از هنگامه ی قتل عثمان است:« دَ عُونی وَ التَمِسوُ ا غیری ...، وَ اِن تَرَکتُمُونی فَاَنا کَاَحَدِکُم، وَ لَعَلی اَسٌمَعُکُم وَ اَطوَ عُکُم لِمَن وَ لَّیتُمُوهُ اَمٌرَکُم، وَ اَناَلَکُم وَزیراً خَیٌرُ لَکُم مِنی وَزیراً(۱۳)اولاً: اگر مراد حضرت(ع) این باشد که «حکومت به مردم تعلق دارد و بر گماری زمامدار به دست آنان است» و ایشان «رضای مردم را منشأ امامت می دانند»، پس شخص حضرت امیر(ع) نیز، جواز یا حق حکومت نداشته است، ایشان هم باید از سوی مردم برگزیده و برگمارده می شد و چنین نیز شد، پس این روایات به فراتر از مدعای مؤلف که «لزوم گزینش و برگماری فقیه» است دلالت دارند، و به مقتضای این اخبار، حتی معصومان(ع) حق حکومت بر مردم ندارند جز به انتصاب از سوی آنان!نویسنده در پاسخ به این احتمال که «ممکن است اعتذار حضرت(ع) در مقام «جدل»، صورت گرفته باشد»، اصرار می ورزد که اگر بیان حضرت امیر(ع) از موضع «جدل» هم باشد، مجادله براساس یک موضع صحیح و صواب (ضرورت انتصاب امام از سوی مردم) صورت بسته است!ثانیاً: با توجه به ادله ی قطعی انتصاب تنصیصی امامان معصوم(ع) بر زعامت دینی و دنیوی، بی شک اعتذار امام(ع) در مقام جدل بوده است، و روشن نیست مؤلف به استناد چه سندی ادعا کرده است که جدل باید بر اساس سخن واقعاً حق، صورت گیرد؟ جدل کافی است که براساس "باور داشتِ" خصم، صورت پذیرد، هر چند باور ناصواب باشد. در محل نزاع نیز چنین بوده است، یعنی: مردمی که پیش از حضرت به زعامت سه خلیفه ی دیگر تن در داده بودند، بر عدم نصب تنصیصی امام و امکان انعقاد امامت به انتخاب مردم باور داشته اند، کما اینکه گاه امام (ع) در قبال استناد غاصبان خلافت به «قرابت رسول(ص») بر آنها احتجاج می فرمود: «که من اقرب به آن حضرت هستم»، آیا می توان از این احتجاج و جدل، نتیجه گرفت که به فرموده ی حضرت(ع)، قرابت، ملاک زعامت در اسلام است؟وَ اَن کُنتَ بِالقُربی حَجَجت خصیمهم فَغَیرُکَ اولی بَالنبیً وَ أقربُ(۱۴)و چنانکه آن حضرت، در قبال نکث و نافرمانی کسان، بارها به «اصرار و بیعت آنان» و «امتناع خود»، احتجاج می فرمود. کما اینکه مضمون برخی نامه های امام(ع) به معاویه هم از این قبیل است. شگفتا برخی نامه ها را، که قطعاً در مقام احتجاج و جدل با معاویه، شرف صدور یافته است(۱۵)، مؤلف به عنوان دلیل (مانند مورد یازدهم) برای اثبات مدعای خود ذکر کرده است! و نیز بیان دیگر حضرت، که به عنوان دلیل دوازدهم خویش طرح شده(۱۶)، صراحت تمام در محاجه و مجادله دارد.اگر اخباری مانند عبارات فوق تقطیع نمی شد، خواننده به دلالت بسیار صریح بخش های حذف شده به سر اعتذار حضرت که «جدل» و «اتمام حجت» است پی می برد، چرا که در بخش های حذف شده ی همین نامه، آن حضرت از انحرافها و تحریفهایی که پدید آمده و مانع تحقق و کامیابی حکومت علوی خواهد شد، سخن رانده، و عدم پایبندی و پایداری بیعت کنندگان به مقتضای بیعت و لوازم حکومت عدل را پیش بینی می فرماید و به همین واقعیت ها به مثابه محاذیر و معاذیر تمسک می نماید.دو - مدلول برخی دیگر از دلائل نویسنده ی «دراسات ...»، اخص از مدعای وی است، مانند:۱. دلیل چهارم (ص ۴۶۴)، ایشان می گویند: انتخاب زمامدار و تفویض امور حکومت از سوی مردم به وی و پذیرش این امر از ناحیه ی زمامدار، نوعی «عقد و معاهده» است، و «بنأ عقلأ» و عمومات لزوم وفا به عقود و شروط، دلیل صحت و نفاذ این عقد و عهد است.اولاً: این ادعا، مصادره به مطلوب است! زیرا موضوع عهد و عقد باید دراختیار معاهد باشد تا حق و امکان معاهده داشته باشد، یعنی باید اثبات شود که ولایت، حق مردم است و مردم در عرض ولایت الهی، برخویش ولایت دارند، یا خداوند «حق ولایت» خود را بدانان تفویض فرموده است، سپس از اینکه مردم می توانند بر سر این حق با دیگری پیمان بدهند و عهد بستانند، سخن رانده شود، حق ولایت برای مردم، با این دلیل اثبات نمی شود و اگر حق ولایت اثبات شده باشد، دیگر چندان نیاز به تمسک به عمومات لزوم "وفای به عهود و عقود" نیست.ثانیاً: اگر اموری به مردم وانهاده شده باشد و مردم آن را به ولی واگذارند، آن «امور» همه ی «امر حکومت» نیست و ولی امر به اقتضای طبیعت حکومت یا اجازه ی شارع از حقوق و اختیارات بسیاری برخوردار است که مردم حق ورود به حدود بسیاری از آن حوزه ها را ندارند.ذات نایافته از هستی، بخش کی تواند که شود هستی بخش!ثالثاً: به فرض که مردم محدودیتی از لحاظ دخالت در حوزه های عمل حکومت نداشته باشند، اگر عده ای از امت، که انتخابگران فاتح اند (مثلاً ۵۱% در قبال ۴۹% امت، و اگر انتخابات حزبی باشد ممکن است حتی با احراز ۳۰% آرأ در مقابل احزاب رقیب) زمام امور را به دست گرفتند چه حقی دارند که با گزینش یک فرد، اختیارات صد درصد امت را به او تفویض کرده، او را بر حقوق و حیات، و نفوس و اعراض و اموال همه ی مخالفان، یا کسانی که در انتخابات شرکت نجسته اند، و یا حتی آن نسلی که در هنگام انتخاب، زاده نشده بودند یا صاحب رأی نبودند، تحمیل نمایند؟رابعاً: اگر همه ی آحاد مردم در گزینش زمامدار شرکت بجویند و کسی را به زعامت بگمارند او وکیل مردم خواهد شد، نه ولی آنان؛ گماشته و تحت امر مردم باید باشد نه فرمانفرمای آنان، هم از این رو، اطلاق «ولایت» به مفهومی که در فرهنگ دینی مراد می شوید به منصبی که بر مبنا و با شیوه ی انتخاب و انتصاب توده یی، پدید می آید، دقیق و صحیح نیست.مؤلف «دراسات...»، پنجمین دلیل (صص ۹ - ۴۹۷) خود را آیات و روایاتی همچون:« وَ الذینَ استَجابُوا لِرَبهِم وَ أقامُو الصلوةَ وَ أمرُ هُم شُورا بَینَهُم»(۱۷) و «اِذا کانَت اُمَرائُکُم خِیارُکُم، وَ اغنِیائکُم سُمَحائُکُم، وَ اُمُوُرکُم شُورا بَینَکُم، فَظَهرُ الأ رضِ خَیرٌلَکُم مِن بَطنِها»(۱۸) و همچنین «مَن جأَکُم یُریدُ أن یُفَرٍّقَ الجَماعَةَ وَیَعصِبَ أمرَ ها وَیَتَوَلی مِن غَیرِ مَشوَرَة، فَاقتُلُوهُ، فَاِن اللهَ قَد اَذِنَ ذالِکَ(۱۹) که مشوق شورا و مبین منزلت این سنت در اسلام است، می داند. وی به نصوص فوق چنین استدلال می کند:۱. واژه ی «امر» در آیات و روایات، منصرف به «حکومت» است،یا قدر متیقن از آن «حکومت» است.۲. آیات و روایات نیز، امت را در باب «امر» به شورا تحریص و ترغیب می دارد، و اکثریت مسلمین نیز از صدر اسلام، شورا را اساس خلافت پس از رسول قرار داده اند.۳. پس زمامدار باید با انتخاب امت گمارده شود.اولاً: اگر مدلول آیات و روایات، تعیین رهبری عالی حکومت به روش شورا باشد، پس پیامبر(ص) -- العیاذبالله -- معنی آیات الهی و کلمات خویش را به درستی درنیافته و یا دریافته اما با انتصاب رهبرانی جهت امت، برای مدت چند قرن پس از خود -- بل تا همیشه (بنا به عقیده ی مسلم شیعه) -- از مدلول آیه، تخلف ورزیده و توصیه های خویش را زیر پا نهاده است! اما خلیفه گان و پیروان مکتب خلفأ و به تعبیر نویسنده، «اکثریت مسلمانان» بهتر از پیامبر(ص)، کلام خدا را فهمیده و به توصیه ی ایشان جامه ی تحقق پوشانده اند!!ثانیاً: به قرینه ی «وَشاوِر هٌم فِی الٌأمرِ» که مخاطبش پیامبر (ص) است که خود بزرگترین مفسر آیات، و زمامدار بالحق و بالفعل بود و با عنایت به سیره ی آن بزرگوار، و نیز به شهادت عبارت «واُمُورُکُمٌ شُورا بَیٌنَکُم» در حدیث نخست، که واژه ی «امور» را جمع بکار برده است، و نیز با توجه به اینکه این عبارت، پس از توصیف زمامداران: «اُمَراُئکُم خِیارُکُمٌ» آمده است، مراد از شور در «امر» و «امور»، رایزنی در تدبیر امور جاری حکومت و مسائلی که به مردم وانهاده شده می باشد، امور و مسائلی چونان: سازمان حکومت، برنامه ریزی، تعیین مقررات روزمره -- در موارد فاقد احکام مصرح و مستتر درمتون دینی و مباحات -- گزینش در موارد چند گزینه ای (تخییری) مصلحت دیدهای موقعیتی آیین نامه و روش ها، شناسایی مصادیق و موضوعات احکام و...و چه بسا دلائلی از قبیل ادله ی شورا، بر لزوم استشاره ی زمامدار با متخصصان و خبرگان در امور حیاتی، و وجوب التزام به نتایج شور داشته باشد، اما بر «نصب رهبر» از طریق شور دلالت ندارد.ثالثاً: چنانکه اشاره شد - بر خلاف مرام تحقیق علمی و منطق استنباط - برخی روایات تقطیع گردیده و همین امر سبب تفسیر نادرست روایت شده است. از جمله مواردی که از سر تسامح یا عمد، تقطیع شده خبر نخست می باشد. ادامه ی روایت چنین است: «وَ اِذا کانَ اُمَر اُئکُم شِرارُ کُم وَ اَ غنِیائُکُم بُخَ لائُکُم وَ اُمُورُ کُمٌ اِلی نِسائِکُم، فَبَطنُ الاَرضِ خَیرُ لَکُمٌ مِن ظَهٌرِ ها»(۲۰)! چنانکه ملاحظه می فرمایید: در مقابل عبارت «وَ اَمُورُ کُمٌ شُورا بَینَکُم: (کارتان با رایزنی باشد») عبارت وَ اُمُورُکُمٌ اِلی نَسائِکُم (کارهاتان به زنانتان سپرده شده باشد) قرار گرفته است، نه مضمونی دال بر غیر انتخابی بودن رهبر! در آن اعصار، سپردن کار سیاست اجتماع به زنان نیز رسم نبوده است.روایت دوم نیز کسی را که با سوءنیت به «تفرقه افکنی» پرداخته و به «استیلأ بلا استحقاق و صلاحیت» و اعمال ولایت «بدون مشورت» دست یازیده، مهدورالدم می داند و بر چیزی فراتر از آنچه اشارت شد (مانند زمامداری گماری توده یی) دلالت نمی کند.سه - دسته ای دیگر از دلائل هیچ گونه دلالتی بر مدعا ندارند: مانند دلائل اول (ص ۴۹۳)، سوم (ص ۴۹۵)، ششم (ص ۴۹۹) دوازدهم (ص ۵۰۵) هیجدهم (ص ۵۰۸)، بیستم (ص ۵۰۸)، بیست و چهارم (ص ۵۱۰) بیست و پنجم (ص ۵۱۱) و بیست و ششم (ص ۵۱۱)از باب نمونه: نخستین دلیل نویسنده حکم عقل است، که اینگونه تقریر شده است:الف - عقل حکم می کند به:۱. قبح هرج و مرج و آشوب.۲. بایستگی بر پایی نظم و تأمین مصالح جمعی، بسط هنجار و رفع ناهنجار و...۳. اینکه، اینهمه فراچنگ نمی آید، جز در سایه ی دولت صالح عادل کارآمد و مقتدر.۴. استقرار دولت نیز صورت نمی بندد، جز به کرنش و فرمانبرداری مردم در برابر آن.ب - پیدایش دولت نیز جز به یکی از سه شیوه میسور نمی شود: -۱ نصب از سوی خدا که فرمانروای هستی و مردم است. -۲ قهر و غلبه بر مردم. -۳ انتخاب از سوی مردم.ج - شیوه ی نصب الهی - اگر ممکن و قابل اثبات باشد - بهترین انتخاب است، سلطه به قهر نیز ستم و قبیح است؛ پس تنها راه سوم، که انتخاب باشد، ممکن و موجه است!اولاً: اگر اندکی تغییر در تقریر ذیل برهان نویسنده صورت گیرد، نتیجه کاملاً تغییر خواهد کرد:«تعیین رهبر به یکی از سه شیوه ی: غلبه یا انتخاب مردم یا نصب الهی، باید صورت بندد، قهر که قبیح است، انتخاب (به معنی انتصاب توده یی رهبر) فاقد دلیل است، پس طریق متعین، نصب الهی است.ثانیاً: به فرض که دلائل نقلی نظریه ی «نصب الهی»، وافی نباشند - باز نمی توان دست از این شیوه شست، چه آنکه مقتضی پیش انگاره های جهان شناختی دینی - که به صدها آیه ی صریح و روایت موثق مبتنی است - بر اصالت و حجیت این طریق انگشت حصر می نهد، بدین تقریب:۱. خدا خالق هستی و از جمله انسان است، پس او نیز مالک هستی و انسان است، پس همو نیز فرمانروا باید باشد.۲. انبیأ و اوصیأ(ع)، انسانهای کامل و (خداگونه)اند، و به دلائل عقلی و نقلی، خلیفه گان آفریدگارند در زمین و سزاوارترین آفریدگان، برای اعمال تولیت الهی بر طبیعت و انسان.۳. در غیاب مردان آسمانی، دانشوران راه آشنای پرهیز پیشه، دادورز و توانا بر تدبیر امور مجتمع بشری، شبیه ترین مردم به آنان اند پس همینان نیز، شایسته ترین مردمان برای استمرار تولیت الهی اند، زیرا در غیاب مردان آسمانی در زمین:۱. یا باید تولیت تشریعی الهی بر انسانها ...

ادامه مطلب  

عباسعلی کدخدایی تشریح کرد ابعاد حقوقی و شرعی تنفیذ  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، عباسعلی کدخدایی، حقوقدان و استاد دانشگاه طی یادداشتی در روزنامه جام جم نوشت:از جمله اختیاراتی که قانون اساسی برای مقام رهبری در نظر گرفته، امضای (تنفیذ) حکم ریاست جمهوری است که پس از انتخاب رئیس جمهور از سوی مردم انجام می شود. حقوقدانان و فقها در خصوص ماهیت و اعتبار این عمل حقوقی تاکنون سخنان زیادی بیان کرده اند که هر کدام در جای خود قابل تامل است.در این ارتباط سوالات متعددی به ذهن می رسد. از جمله این که اعتبار «عمل تنفیذ» تا چه میزان و چگونه است؟ آیا عمل تنفیذ یک اقدام تشریفاتی است که از سوی ولی فقیه انجام می پذیرد یا یک اقدام حقوقی است؟ تنفیذ چه آثار حقوقی به دنبال خواهد داشت؟ البته پاسخ برخی از این سوال ها در قانون اساسی بصراحت آمده است، لیکن پاسخ برخی را نیز باید به نحوی دیگر جست وجو کنیم. بررسی مشروح مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی در این خصوص و نیز سیره حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته) می تواند راهگشای پاسخ به این سوالات باشد.بررسی مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی درباره موضوع امضای حکم ریاست جمهوری توسط رهبری نشان می دهد اعضای مجلس مذکور در این که مشروعیت تصدی سمت ریاست جمهوری منوط به تائید و اذن ولی فقیه است، اجماع داشته اند. در این زمینه البته نظرات مختلفی در مورد چگونگی اعطای مشروعیت به رئیس جمهور توسط رهبری مطرح می شود؛ از جمله این که برای مشروعیت داشتن و شرعی بودن اقدامات رئیس جمهور لازم است تا نامزدهای ریاست جمهوری توسط رهبر تعیین شوند یا این که مجموعه شرایطی برای نامزد ریاست جمهوری در قانون اساسی ذکر شود و ولی فقیه، مرجع احراز وجود این شرایط در داوطلبان باشد. راهکار پیشنهادی دیگر نیز این بود که ولی فقیه داوطلبان ریاست جمهوری را تعیین کند و هرکدام از داوطلبان که مورد انتخاب مردم قرار گرفتند، رهبر با توشیح حکم ریاست جمهوری او، فرآیند مشروعیت بخشی به اقدامات وی را تکمیل کند. تمام پیشنهادهایی که در آن مجلس طرح شده است با ساز و کارهای مختلفی درصدد تعیین راهکاری برای تأمین مشروعیت ریاست جمهوری از سوی ولی فقیه بوده است و در نهایت سازوکاری که به تصویب آن مجلس رسید مبتنی بر تعیین شرایط داوطلبان ریاست جمهوری در قانون اساسی (اصل 115)، نظارت بر وجود آن شرایط (ذیل بند 9 اصل 110 و صدر اصل 120) و نیز نظارت بر صحت انتخابات (اصول 99 و 118) و در نهایت تأمین مشروعیت تصدی این پست با امضای رهبری (صدر بند 9 اصل 110) بود.بررسی رویه و سیره حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری (دامت برکاته) در این زمینه نیز بصراحت نشان می دهد که ایشان نیز از همان مبنای مدنظر قانونگذار اساسی پیروی کرده و در تمام موارد، درصدد انتقال مشروعیت به داوطلب پیروز در انتخابات ریاست جمهوری از طریق امضای حکم ریاست جمهوری بوده اند. به عنوان نمونه در اولین حکم تنفیذ ریاست جمهوری از سوی حضرت امام (ره) آمده است:«... به حسب آن که مشروعیت آن (ریاست جمهوری) باید به نصب فقیه جامع الشرایط باشد اینجانب به موجب این حکم رأی ملت را تنفیذ و ایشان را به این سمت منصوب نمودم.»بنابراین تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط مقام رهبری، موضوعی شرعی و حقوقی است و در صورتعدم تنفیذ به هر دلیل، تصرف رئیس جمهور در امور اجرایی کشور بدون مشروعیت بوده و به تعبیر حضرت امام (ره) چنانچه امر غیرخدایی شکل گرفته باشد، ریاست فرد به امور اجرایی نیز نامشروع خواهد بود.مشرو ...

ادامه مطلب  

جهان در گیر و دار بیابان زدایی/ 7 میلیون از مناطق ایران از کانون های بحرانی هستند  

درخواست حذف این مطلب
ایران، کشوری با ۱۶۴ میلیون هکتار مساحت دارای محدوده بیابانی ۳۲ میلیون هکتار است که ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار از آن از کانون های بحرانی هستند.گروه محیط زیست «تیتریک»، نیازهای بی پایان انسان و میل او به پیشرفت و توسعه باعث شده تا در طول سالیان متمادی به جان زمین بیفتد و تمام عناصر آن را خودخواهانه از بین ببرد و یا مورد استثمار قرار دهد. روز به روز بر مشکلات ناشی از دخالت عامل انسانی در طبیعت افزوده می شود و خسارت های جبران ناپذیری را به بار می آورد.حالا با یکی از نگران کننده ترین چالش های امروزی دنیا مواجهیم که ذره ذره زمین را می خورد و از آن تنها متروکه ای بی آب و علف به جا می گذارد. دانشمندان زیادی دور هم جمع شده و نام بیابان زایی را برای این پدیده انتخاب کرده اند تا شاید بتوانند توصیفی در خور، از آن ارائه دهند.این فرآیند بیابان زایی در حقیقت به این دلیل رخ می دهد که اکوسیستمهای نواحی خشک که بیش از یک سوم کره زمین را در بر می گیرند شدیداً در معرض استفاده بیش از حد و عدم بهره برداری صحیح از زمین قرار دارند. فقر، عدم ثبات سیاسی، جنگل زدایی و تخریب جنگلها، چرای بیش از حد دامها و روشهای نامناسب و نادرست آبیاری همگی می تواند به کاهش میزان حاصلخیزی زمین بیانجامد.پیشروی و توسعه بیابانها زندگی بیش از 250 میلیون نفر را در سراسر جهان مستقیماً تحت تأثیر قرار داده و در عین حال زندگی نزدیک به یک میلیون نفر را در بیش از صد کشور به مخاطره می اندازد، مردمی که اکثراً در فقیرترین، محرومترین و ضعیفترین کشورها به لحاظ مسائل سیاسی به سر می برند.از این رو در تقویم های جهانی ۱۷ ژوئن مصادف با 27خرداد با عنوان روز جهانی بیابان زدایی شناخته می شود و کشورهای مختلف سعی می کنند برنامه هایی را در این زمینه به اجرا درآورند.در هر سال شعاری برای این روز انتخاب می شود که هدف خاصی را دنبال می کند و خط مشی کلی را برای کشورها تعیین می کند. این شعار حکایت از نگرانی هایی دارد که بیش از سایر مشکلات در این زمینه، نیاز به توجه دارند و باید اقداماتی فوری در رابطه با آنها صورت پذیرد. امسال این روز با شعار «همه، لیاقت داشتن آینده را دارند»، از احیای زمین های آسیب دیده حمایت کنیم. *7میلیون از مناطق ایران از کانون های بحرانی هستندایران، کشوری با ۱۶۴ میلیون هکتار مساحت است که بیشتر مناطق آن را اقلیم خشک و فرا خشک فرا گرفته است. در واقع محدوده بیابانی ایران ۳۲ میلیون هکتار از مساحت کل آن است که ۷ میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار از آن از کانون های بحرانی هستند.در حدود ۹۰ درصد ایران با سه حوزه مشخص دشت لوت، دشت کویر و بیابان های مسیله در معرض بیابان زایی قرار دارند و عوامل انسانی مانند بهره برداری بی رویه از آب های زیرزمینی و خاک سبب افزایش این میزان می شود. تخمین زده می شود که در هر سال در حدود ۱۰۰ هزار هکتار به بیابان های کشور افزوده می گردد و قسمتی از زمین از بین می رود.*2میلیون هکتارجنگل در ایران دست کاشت هستندایران سومین کشوری بود که به کنوانسیون مقابله با بیابان زدایی پیوست و فعالیت بیابان زدایی خود را از سال ۱۳۴۴ آغاز کرد. حدود دو میلیون هکتار جنگل در دست کاشت در ۴ استان حاصل فعالیت این سالهاست که نقش عمده ای در حفاطت از شهرها و روستاها، کاهش آلودگی، تامین علوفه و تولید چوب، مراقب از تاسیسات صنعتی، نظامی، اقتصادی داشته است.*برنامه های محیط زیست در روز بیابان زداییدر هر سال، به مناسبت این روز، سمینارها و کنفرانس هایی در سراسر کشور برگزار می شود و در آن کارشناسان به ارائه راه حل هایی در زمینه بیابان زدایی و کاهش سرعت بیابان زایی در کشور می پردازند.در برخی مناطق کاشت درخت و گیاهان بیابان زدا، اجرای برنامه های آموزشی و غیره نیز صورت می گیرد.*راهکارهای مقابله با بیابان زایی- کاشت درختان و گیاهان مقاوم و متناسب با مناطق خشک همچون گیاهان شوره زی،بنه، کنار، کهور، سمر، کرت، کوهنگ (درخت)، سلم، اکالیپتوس، اقاقیا، کاسیا، کرتکی، رمیلک- پخش سیلاب و پخش آب- تعادل دام و مراتع برای حفاظت از پوشش گیاهی موجود- بهره گیری از روش های کارآ در انباشتن آب باران- احیاء شوره زارها- سوخت های جایگزین*جهان در گیر و دار بیابان زداییکشورهایی که کمابیش با مساله پیشروی بیابانها دست به گریبانند، در حال اجرای کنوانسیون از طریق ...

ادامه مطلب  

۱۰ ترکیب طبیعی برای آب کردن چربی های شکم و پهلو؛ بخورید و لاغر شوید  

درخواست حذف این مطلب
shareshareshareemailهمانطور که می دانید اضافه وزن می تواند یکی از دلایل بروز انواع بیماری ها مخصوصا دیایت و بیماری های قلبی و عروقی باشد.چه مرد باشید و چه زن، چربی های دور شکم یکی از ریسک های ابتلا به بیماری های قلبی است و هر چقدر این چربی بیشتر باشد این ریسک بالاتر نیز می رود.در ادامه ۱۰ راه طبیعی و بسیار آسان برای آب کردن چربی های شکم و داشتن شکم و پهلوهایی صاف را به شما خواهیم گفت.خانم ها معمولا بیشتر از آقایان درگیر چربی های پهلو هستند.این راه های ساده کمک زیادی برای داشتن پهلوهایی بی چربی و زیبا خواهند کرد.همانطور که می دانید ورزش یکی از ارکان جدایی ناپذیر و بسیار مفید برای تناسب اندام است.اما تغذیه و ترکیبات خاصی از میوه و سبزیجات که سم زدا هستند می توانند در این امر بسیار کمک کندده باشند.۱ – سیرسیر را همراه با آبلیمو و آب گرم مخلوط کنید.سیر یکی از بهترین راه ها برای کاهش چربی ها و کلسترول بد و افزایش کلسترول خوب بدن است.در ویدیوی آموزشی به شما نحوه ترکیب صحیح این مواد آموزش داده خواهد شد.این مطلب را در نت نوشت بخوانید : با این مواد غذایی روده ها را از سموم پاک کنید۲ – آبلیموآبلیمو را با آب ولرم مخلوط کرده و نوش جان کنید.این کار به هضم غذا کمک می کند و حرکات روده را بهبود می بخشد.آبلیمو متابولیسم بدن را افزایش می دهد، بنابراین گزینه مناسبی برای رفع چربی های دور شکم است.به این ترکیب می توانید عسل نیز اضافه کنید.در ویدیو نسبت های صحیح هر یک از مواد گفته خواهد شد.این مطلب را در نت نوشت بخوانید : با نوشیدن روزانه آبلیمو با همه قرص ها خداحافظی کنید۳ – کلمکلم یک سم زدای قوی است.سم زدایی اولین راه برای از بین بردن چربی های دور شکم است که کلم این هدف را به خوبی نشانه گیری می کند.با افزودن کلم به رژیم غذایی تان می توانید از تشکیل چربی های شکم جلوگیری کنید.این مطلب را در نت نوشت بخوانید : کبد را با این مواد غذایی به سرعت سم زدایی کنید ۴ – چای سبزحتما زیاد درباره خواص چربی سوزی چای سبز شنیده اید.چای سبز دارای ترکیباتی است که با افزایش متابولیسم بدن، چربی ها را نابود می کند.چای سبز یک منبع بی نظیر از آنتی اکسیدان های مفید است.می توانید با اضافه کردن آبلیمو به چای سبز چربی سوزی را دو برابر کنید.در ویدیوی آموزشی نحوه تهیه چای سبز و مقدار مورد نیاز روزانه را خواهید دید.این مطلب را در نت نوشت بخوانید : بدن تان را سم زدایی کنید و با بیماری ها خداحافظی کنید۵ – سرکه سیباین اولین بار نیست که در مورد سرکه سیب در نت نوشت صحبت می کنیم.سرکه سیب طبیعی یکی از موهبت های خداوند است که می تواند در بدن معجزه کند.سرکه سیب یکی از بهترین راه ها برای هدف قرار دادن چربی های شکم به کمک تنظیم سطح قند خون است.با افزودن سرکه سیب به رژیم غذایی روزانه می توانید مطمئن شوید که پرخوری نمی کنید.چرا که سرکه سیب احساس سیری به شما خواهد داد.این مطلب را در نت نوشت بخوانید : معجزات شگفت انگیز سرکه سیب ۶ – دارچیندارچین را با عسل و آب گرم مخلوط کن ...

ادامه مطلب  

اگر نخبگان سیاسی قانون را زیر پا بگذارند مسئول خون ها و خشونت ها آنهایند/ بنده زیر بار بدعت های غیرق  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری فارس، همزمان با سالگرد خطبه های تاریخی مقام معظم رهبری در بزرگ ترین نماز جمعه جهان اسلام که پس از انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در 29 خرداد در دانشگاه تهران برگزار شد، به دلیل اهمیت و تاثیرگذاری آن نماز جمعه در تحولات سیاسی کشور، خبرگزاری فارس این خطبه ها را بازنشر می کند.متن کامل خطبه های رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد 1388 بدین شرح است: خطبه های نماز جمعه ی تهرانخطبه ی اول بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و الحمدللَّه ربّ العالمین نحمده و نستعینه و نتوکّل علیه و نستغفره و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته بشیر رحمته و نذیر نقمته سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما بقیّةاللَّه فی العالمین و السّلام علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین. قال الحکیم فی کتابه: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم و للَّه جنود السّماوات و الأرض و کان اللَّه علیما حکیما» (1) همه ی برادران و خواهران عزیز را توصیه میکنم و دعوت میکنم به رعایت تقوای الهی و توجه به خدای متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهی در همه حال. اگر ما تقوای خدا را پیشه کنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه کنیم، حضور خود در مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم - که معنای حقیقی تقوا همین است - یقیناً برکات الهی، رحمت الهی، کمک الهی شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعه ی هر هفته دلهای نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معنای شگفت انگیز را با خود مرور کند؛ تقوا را به خود تلقین کند. این روزها از یک طرف به ایام ولادت باسعادت صدیقه ی کبرا فاطمه ی زهرا (سلام اللَّه علیها) متصل و مربوط است، و از یک طرف به ایام مغتنم و ذی قیمت ماه رجب؛ وقت ذکر است، وقت دعاست، وقت توجه است. این آیه ای که من تلاوت کردم، به مؤمنان بشارت میدهد و نزول سکینه ی الهی را یادآوری میکند. سکینه یعنی آرامش در مقابل تلاطمهای گوناگون روحی و اجتماعی. این آیه مربوط به حدیبیه است. در ماجرای حرکت پیامبر اکرم از مدینه به سمت مکه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود به قصد عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثی پیش آمد که از چند جهت موجب طوفانی شدن دلهای مؤمنان بود. از یک طرف، دشمنان با نیروی مجهزی آنها را محاصره کرده بودند؛ اینها از مدینه دور بودند - حدیبیه نزدیک مکه است - نیروهای دشمن متکی به عقبه ی مکه بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یک طرف قضیه بود که موجب اضطراب میشد، موجب تشویش برای بسیاری از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر اکرم بر طبق آن سیاست عظیم مکتوم الهی - که بعد برای همه آشکار شد - در مقابل کفاری که آمده بودند در مقابل او، در مواردی کوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و رحیم» را، «بسم اللَّه»، را از این نوشته حذف کنید، پیغمبر قبول کرد؛ و چند مسئله از این قبیل پبش آمد. این هم دلهائی را مشوش کرد، مضطرب کرد، به تردید انداخت. در یک چنین مواردی که این اضطرابهای گوناگون - چه به لحاظ مسائل شخصی، چه به لحاظ مسائل اجتماعی - برای مؤمنینِ به اسلام پیش می آید، اینجا باید منتظر سکینه ی الهی بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص کرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهای روحی برحذر و برکنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانی، به خاطر این آرامشی که خدا به آنها داد، آسوده شدند. آنوقت نتیجه ی این سکینه ی الهی و آرامش روحی این میشود که: «لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید، نور ایمان دل آنها را بیشتر روشن میکند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است که برای یک مجموعه ی مسلمان، مجموعه ی مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمککار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتی دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتی گامها استوار شد، راه به آسانی طی میشود، به هدف نزدیک میشود. همیشه دشمنان اسلام خواسته اند دل مسلمانان را مشوش و مضطرب کنند. در طول تاریخ اسلام موارد زیادی پیش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد حرکتهای عظیم جهادی پیامبران قبل از نبی مکرم، مؤمنینی که توانستند ایمان خودشان را استوار نگه دارند، آرامش روحی پیدا کردند. این آرامش روحی حرکات آنها را در اختیار جهت ایمانی قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نکردند؛ چون در حال تشویش و اضطراب، پیدا کردن راه درست دشوار میشود. انسانی که از آرامش روحی برخوردار است، درست فکر میکند، درست تصمیم میگیرد، درست حرکت میکند. اینها نشانه های رحمت الهی است. امروز جامعه ی انقلابی ما، مردم مؤمن ما، نیاز به این دارند که این آرامش را، این سکینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به وجود بیاورند. «الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب».(2) یاد خداست که دلها را در ماجراهای طوفانی دنیا و زندگی حفظ میکند. یاد خدا را مغتنم بشمارید. ایام ماه رجب - همانطور که گفتیم - نزدیک است. دعاهای ماه رجب یک دریائی از معرفت است. در دعا فقط این نیست که انسان دل را به خدا نزدیک میکند؛ این هست، فراگیری هم هست. در دعا هم تعلیم است، هم تزکیه هست. دعا هم ذهن را - این دعاهای مأثور از ائمه (علیهم السّلام) - روشن میکند، حقایقی را، معارفی را به ما میآموزد که در زندگی به آنها نیاز داریم، و هم دل را متوجه به خدا میکند. ذکر الهی را خیلی باید مغتنم بشمرید. همین نماز جمعه ی شما مصداق ذکر الهی است. «فاسعوا الی ذکر اللَّه».(3) در اینجا آنچه بر دل شما، بر زبان شما، بر حرکات شما باید غالب باشد، یاد خداست. دل به یاد خدا، زبان متذکر به نام مقدس پروردگار، حرکات دست و پا و جسم هم حرکاتی در جهت یاد پروردگار و اطاعت اوامر الهی. این چیزی که مورد نیاز یکایک ماست، همین است. من به شما عرض بکنم از اول انقلاب تا امروز - که سی سال میگذرد - در حوادث گوناگون، حوادثی که بعضی از آنها میتوانست یک ملت را، یک نظام را از جا بکند، میتوانست یک کشور را دچار دریای طوفانیای بکند که ندانند چه میکنند و چه باید بکنند - همین طور که میبینیم در بعضی از کشورهای همسایه یمان - برای این کشور پیش آمد، اما این کشتی استوار که متکی به ایمانهای شما، به اراده ی شما، به دل نورانی شما به ذکر خدا متکی بود، در این طوفانهای گوناگون اندکاضطرابی پیدا نکرد. این نشانه ی رحمت الهی است؛ این نشانه ی تفضلات خداوند به شما ملت عزیز است. مشمول تفضلات الهی شدن یک مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهی یک مسئله ی دیگر است. مبادا به خودمان مغرور بشویم؛ مبادا وقتی دست کمک پروردگار را که میبینیم، بگوئیم: «ما که مورد توجه پروردگار هستیم» و از وظائفمان غفلت کنیم؛ مبادا یاد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهای عزیز در سراسر کشور و هر جا که هستید عرض میکنم: جوانها! این دلهای پاک را، این دلهای نورانی را، این دلهای نرم را مغتنم بشمرید؛ آنها را با یاد پروردگار سیراب کنید؛ آنها را از ذکر خدا لبریز کنید، که خدای متعال توجهاتش را و رحمتش را بر این ملت مستدام خواهد کرد. و شما بدانید - من امروز عرض میکنم - آنجوری که من دارم میبینم این ملت را و آنجوری که مطلعم از تاریخ گذشتگان خودمان در این کشور و در دیگر کشورها، من مطمئنم و یقین دارم این ملت به توفیق الهی، به حول و قوه ی الهی، به تمام اهداف بلند خود دست خواهد یافت. این فضای معنوىِ جامعه را قدر بدانید، مبادا هیجانهای سیاسی ما را از خدا غافل کند؛ مبادا بگومگوهای گوناگونی که در یک کشور پیش می آید - که در میان یک ملت آزاد یک امر طبیعی است - ما را غافل کند، ندانیم به کجا میخواهیم برویم، ندانیم چه جور میخواهیم برویم. این انقلاب از اول بر پایه ی ایمانهای پاک و صادق استوار شد و ادامه ی این راه هم بر همین پایه ی استوار قرار خواهد داشت. با وجود این همه عوامل انحراف، بحمداللَّه ملت ما مؤمنند، خدادوستند، دین شناسند، به معنویت علاقه مندند. امروز جوانها در دنیائی که مادیگری بر آن حاکم است، غرق در حیرت و آشفتگیاند؛ دوری از معنویت آنها را دچار آشگفتی کرده است؛ نمیدانند چه بکنند؛ متفکرانشان هم مانده اند؛ و بعضی از آنها فهمیده اند که راه اصلاح کارهایشان مراجعه به معنویت است. ولی چه جور میتوانند معنویت از دست رفته را، معنویتی را که دو قرن است در کشورهای غربی دائماً با وسائل گوناگون کوبیده شده است، میخواهند برگردانند؛ کار آسانی نیست. اما ملت ما اینجور نیست. ملت ما در این مجرای عظیم معنویت حرکت کرد، با معنویت توانست یک انقلابِ با این عظمت را به پیروزی برساند، با معنویت توانست در این دنیای مادی یک نظام اسلامی را که متکی به معنویت است، برافرازد، پایه های آن را محکم کند و آن را در مقابل تهاجمها و طوفانهای گوناگون حفظ کند. ملت ما یک جنگ هشت ساله ی تحمیلی را با تکیه ی به همین معنویت توانست با سرافرازی و پیروزی طی کند. امروز هم جوانهای ما اکثراً جوانهای مؤمن و معنوی هستند. حتّی آن کسانی که بظاهر گرایش معنوی در سیمای آنها نیست، انسان در مواقع حساس میبیند دلهایشان متوجه خداست. بارها من عرض کرده ام که در این شبهای قدر، در این روزهای اعتکاف، در این مراسم نماز عید فطر، چه افرادی، چه اشخاصی که انسان گمان نمیکند، دلهایشان را متوجه خدا میکنند. پروردگارا! تو را به قرآن سوگند میدهیم، تو را به ائمه ی هدی (علیهم السّلام) و نبی مکرم سوگند میدهیم دلهای ما را از معنویت بیش از پیش انباشته بفرما. پروردگارا! دست ما را از قرآن و از اهل بیت کوتاه مکن. پروردگارا! تقوا و ایمان و سکینه ی الهی را بر دلهای این ملت بزرگ نازل کن. پروردگارا! این ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پیروزی برسان. پروردگارا! دلهای ما را متوجه به خود نگه دار. پروردگارا! آنچه میگوئیم، آنچه میکنیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا! سلام ما را به پیشگاه ولیات و حجتت و عبد صالحت حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعای آن بزرگوار را در حق ما مستجاب بفرما. بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم و العصر. انّ الانسان لفی خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر. (4) خطبه ی دوم بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم والحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی اله الأطیبین الأطهرین المنتجبین الهداة المهدیّین المعصومین سیّما علىّ امیرالمؤمنین و حبیبته فاطمة الزّهراء و الحسن و الحسین سیّدی شباب اهل الجنّة و علىّ بن الحسین و محمّدبن علىّ و جعفربن محمّد و موسیبن جعفر و علىّ بن موسی و محمّدبن علىّ و علىّ بن محمّد و الحسن بن علىّ و الخلف القائم المهدىّ صلواتک علیهم اجمعین و صلّ علی ائمّة المسلمین و حماة المستضعفین و هداة المؤمنین. اوصیکم عباد اللَّه بتقوی اللَّه. در این خطبه هم من همه ی برادران و خواهران عزیزی را که در نماز شرکت دارند، دعوت میکنم به تقوا، به پرهیزگاری. مسئله ای که در این خطبه مطرح میکنم، مسئله ی انتخابات است که فعلاً مسئله ی روز در کشور ماست. سه مطلب را خطاب به سه دسته عرض خواهم کرد. یک مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان در هر نقطه ای از کشور که هستند، میخواهم عرض بکنم. یک مطلب را خطاب به نخبگان سیاسی، نامزدهای ریاست جمهوری، فعالان و دست اندرکاران قضایای انتخابات میخواهم عرض بکنم. یک مطلب هم خطاب به سران استکبار، بعضی از دولتهای غربی و سردمداران رسانه هائی که آنها اداره میکنند، خواهم گفت. درباره ی مطلب اول که خطاب به شما مردم عزیز است، حرف من عبارت است از یک دنیا تجلیل و تعظیم و تشکر. بنده دوست ندارم در سخنرانیها و خطابه ها نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیه ی انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میکنم که هر چه با مبالغه صحبت بکنم، زیاد نیست؛ حتّی اگر بوی تملق هم بدهد، ایرادی ندارد. کار بزرگی کردید. انتخابات 22 خرداد یک نمایش عظیمی بود از احساس مسئولیت ملت ما برای سرنوشت کشور؛ نمایش عظیمی بود از روح مشارکت جوی مردم در اداره ی کشورشان؛ نمایش عظیمی بود از دلبستگی مردم به نظامشان. حقیقتاً مشابه این حرکتی که در کشور انجام گرفت، من امروز در دنیا و در این دموکراسیهای گوناگون - چه دموکراسیهای ظاهری و دروغین و چه دموکراسیهائی که واقعاً به آراء مردم مراجعه میکنند - نظیرش را سراغ ندارم. در جمهوری اسلامی هم جز در همه پرسی سال 58 - فروردین 58 - هیچ نظیری دیگر برای این انتخاباتی که در جمعه ی گذشته شما انجام دادید، وجود ندارد؛ مشارکت حدود 85 درصد؛ چهل میلیون تقریباً جمعیت. انسان دست مبارک ولیعصر را پشت سر حوادثی با این عظمت میبیند. این نشانه ی توجه خداست. لازم میدانم از اعماق دل نسبت به شما مردم عزیز در سراسر کشور ابراز ادب و ابراز تواضع کنم که واقعاً جا دارد. نسل جوان ما بخصوص نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد؛ با این تفاوت که در دوران انقلاب، کوره ی داغ انقلاب دلها را به هیجان میآورد، بعد هم در دوره ی جنگ به نحو دیگری؛ اما امروز اینها هم نیست، در عین حال این تعهد، این احساس مسئولیت، این شور و شعور در نسل کنونی ما وجود دارد؛ اینها چیز کمی نیست. البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأی هست؛ عده ای کسی را قبول دارند، حرفی را قبول دارند؛ عده ی دیگری کس دیگری را قبول دارند، حرف دیگری را قبول دارند؛ اینها هست، طبیعی هم هست، لیکن یک تعهد جمعی را انسان در بین همه ی این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میکند؛ یک تعهد جمعی برای حفظ کشورشان، برای حفظ نظامشان. همه وارد شدند؛ در شهرها، در روستاها، در شهرهای بزرگ، در شهرهای کوچک، اقوام گوناگون، مذاهب مختلف، مردها، زنها، پیر، جوان، همه وارد این میدان شدند؛ همه در این حرکت عظیم شرکت کردند. این انتخابات، عزیزان من! برای دشمنان شما یک زلزله ی سیاسی بود؛ برای دوستان شما در اکناف عالم یک جشن واقعی بود؛ یک جشن تاریخی بود. در سی سالگی انقلاب این جور مردم بیایند نسبت به این نظام و این انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفاداری کنند! این یک جنبش عمومی و مردمی بود برای تجدید پیمان با امام و با شهدا؛ و برای نظام جمهوری اسلامی یک نَفَس تازه کردن، یک حرکت از نو، یک فرصت بزرگ. این انتخابات، مردمسالاری دینی را به رخ همه ی مردم عالم کشید. همه ی کسانی که بدخواه نظام جمهوری اسلامی هستند، دیدند مردمسالاری دینی یعنی چه. این یک راه سوم است. در مقابل دیکتاتوریها و نظامهای مستبد از یک طرف، و دموکراسیهای دور از معنویت و دین از یک طرف دیگر، این مردمسالاری دینی است؛ این است که دلهای مردم را مجذوب میکند و آنها را به وسط صحنه میکشاند. این، امتحان خودش را داد. این یک نکته درباره ی این انتخابات. نکته ی دوم در باب این انتخابات این است که انتخابات 22 خرداد نشان داد که مردم، با اعتماد و با امید و با شادابی ملی در این کشور زندگی میکنند. این جواب خیلی از حرفهائی است که دشمنان شما در تبلیغات مغرضانه ی خودشان بر زبان می آورند. اگر مردم در کشور به آینده امیدوار نباشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر به نظام خودشان اعتماد نداشته باشند، در انتخابات شرکت نمیکنند؛ اگر احساس آزادی نکنند، به انتخابات روی خوش نشان نمیدهند. اعتماد به نظام جمهوری اسلامی در این انتخابات آشکار شد. و من بعد عرض خواهم کرد که دشمنان همین اعتماد مردم را هدف گرفته اند؛ دشمنان ملت ایران میخواهند همین اعتماد را در هم بشکنند. این اعتماد بزرگترین سرمایه ی جمهوری اسلامی است، میخواهند این را از جمهوری اسلامی بگیرند؛ میخواهند ایجاد شک کنند، ایجاد تردید کنند درباره ی این انتخابات و این اعتمادی را که مردم کردند، تا این اعتماد را متزلزل کنند. دشمنان ملت ایران میدانند که وقتی اعتماد وجود نداشت، مشارکت ضعیف خواهد شد؛ وقتی مشارکت و حضور در صحنه ضعیف شد، مشروعیت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها این را میخواهند؛ هدف دشمن این است. میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهوری اسلامی بگیرند. این، ضررش بمراتب از آتش زدن بانک و سوزاندن اتوبوس بیشتر است. این، آن چیزی است که با هیچ خسارت دیگری قابل مقایسه نیست. مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمی اینجور مشتاقانه حضور پیدا کنند، بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد کردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد. این خط را از پیش از انتخابات هم شروع کردند؛ از دو سه ماه پیش از این. من اول فروردین در مشهد گفتم هی دارند دائماً به گوشها میخوانند، تکرار میکنند که بناست در انتخابات تقلب بشود. میخواستند زمینه را آماده کنند. من آنوقت به دوستان خوبمان در داخل کشور تذکر دادم و گفتم این حرفی را که دشمن میخواهد به ذهن مردم رسوخ بدهد، نگوئید. نظام جمهوری اسلامی مورد اعتماد مردم است. این اعتماد آسان به دست نیامده، سی سال است که نظام جمهوری اسلامی با مسئولانش، با عملکردش، با تلاشهای فراوانش توانسته این اعتماد را در دل مردم عمیق کند. دشمن میخواهد این اعتماد را بگیرد، مردم را دچار تزلزل کند. این هم یک نکته. نکته ی سوم، مسئله ی رقابتها بود. این رقابتها کاملاً رقابتهای آزاد، جدی و شفاف بین نامزدهای مختلف بود؛ همه دیدند. به قدری این رقابتها و این گفتگوها و این مناظره ها شفاف و صریح بود، که عده ای به آن معترض شدند - حالا عرض خواهم کرد - حق هم تا حدودی با آنهاست. التهاباتی هم به وجود آورد که الان هم هنوز آثارش را داریم مشاهده میکنیم. من به شما عرض بکنم، فرض ما این بود و هست که این رقابتی که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهای متعلق به نظام اسلامی است. اینی که دشمنان سعی میکنند در رسانه های گوناگون - که غالباً هم این رسانه ها مال این صهیونیستهای خبیث و رذل است - اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جوری نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد. این چهار نفری که وارد عرصه ی این انتخابات جدی شدند، همه شان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. یکی از اینها رئیس جمهور کشور ماست؛ رئیس جمهور خدوم، پرکار، زحمتکش، مورد اعتماد. یکی از آنها نخست وزیرِ هشت سال در دوران ریاست جمهوری خود بنده است. یکی از آنها فرمانده ی سپاه در سالهای متمادی و یکی از فرماندهان اصلی دوران دفاع مقدس بوده است. یکی از آنها دو دوره رئیس قوه ی مقننه ی کشور بوده است؛ رئیس مجلس شورای اسلامی بوده است. اینها عناصر نظامند؛ اینها همه شان متعلق به نظامند. البته اختلاف نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیریهای گوناگون سیاسی با هم تفاوتهای متعددی دارند؛ اما همه شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند. این رقابت درون نظام تعریف شد؛ نه رقابت بین درون نظام و بیرون نظام، که رادیوی صهیونیستی و رادیوی آمریکا و رادیوی انگلیسِ خبیث و دیگران هی میخواهند این را دامن بزنند. نخیر، رقابتی بود در درون نظام و بین عناصر وابسته ی به نظام؛ متعلق به نظام، و همه شان هم با این سوابق. همه شان را من از نزدیک میشناسم، افکارشان را میدانم، سلائقشان را میدانم، خصوصیات رفتاریشان را میدانم، با همه شان از نزدیک من کار کردم. البته بنده همه ی دیدگاه های این آقایان را قبول ندارم؛ بعضی از نظرهایشان و عملکردهایشان از نظر من بدون شک قابل انتقاد است؛ بعضی را برای خدمت به کشور مناسبتر از بعضی دیگر میدانم؛ اما انتخاب به عهده ی مردم بوده و هست. مردم انتخاب کردند. خواست من، تشخیص من، نه به مردم گفته شد، نه مردم لازم بود آن را مراعات کنند. مردم خودشان طبق معیارهای خودشان تشخیص دادند، حرکت کردند، عمل کردند؛ میلیونها این طرف، میلیونها آن طرف. بنابراین، مسئله، مسئله ی درونی نظام است. اینی که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصری در درون چهار چوب نظام است. آن مردمی هم که به این چهار نفر رأی دادند، اینها هم با اعتقاد به نظام رأی دادند، تشخیص دادند این برای کشور بهتر است، به نظام پابندیاش بیشتر است، به او رأی دادند. آن کسی را که صالحتر برای خدمت به نظام میدانستند، به او رأی دادند؛ مردم هم در چهارچوب نظام عمل کردند. اما این رقابتها و مناظرات، که ابتکار مهمی بود؛ ابتکار جالبی بود؛ خیلی صریح بود، خیلی شفاف بود، خیلی جدی بود. این مناظره ها تو دهن آن کسانی زد که از بیرون تبلیغ میکردند که این رقابتها نمایشی است، واقعیت ندارد. دیدند نخیر، واقعیت دارد؛ جدی در مقابل هم ایستاده اند، با هم بحث میکنند، با هم استدلال میکنند. بنابراین مناظره ها و گفتگوها بسیار از این جهت مثبت بود. البته آثار مثبتی داشت، عیوبی هم داشت، که حالا هر دو را من عرض خواهم کرد. آن جهت مثبت، این بود که در این مناظره ها و در این گفتگوها و در این گفتارهای تلویزیونی، همه شفاف و راحت حرف زدند، حرف دلشان را بر زبان آوردند، یک سیلابی از نقد و انتقاد به راه افتاد و همه مجبور شدند پاسخگوئی کنند. به آنها انتقاد شد، آنها در مقام پاسخگوئی برآمدند و از خودشان دفاع کردند. مواضع افراد و مواضع گروه ها بدون ابهام، بدون پیچیده گوئی، عریان، در مقابل چشم مردم قرار گرفت؛ سیاستهایشان چیست، برنامه هایشان چیست، پابندیهایشان کدام است، تا چه حد است؛ اینها در مقابل چشم مردم قرار گرفت و مردم توانستند قضاوت کنند. مردم احساس کردند که در نظام اسلامی بیگانه به حساب نمیآیند، نظام کشور اندرونی و بیرونی ندارد. همه چیز در مقابل مردم آشکار، همه ی نظرات در مقابل مردم بیان شد و معلوم شد رأی مردم ناشی از همین دقتها و تأملات خواهد بود. رأی مردم زینتی نیست. حق انتخاب حقیقتاً متعلق به مردم است، مردم میخواهند آگاهانه، هشیاران ...

ادامه مطلب  

اشتراک نظر امام خمینی (ره) و یورگن هابرماس در یک کتاب  

درخواست حذف این مطلب
کتاب «از مشروعیت سیاسی تا نقد مدرنیته» با تاکید بر اندیشه های امام خمینی (ره) تالیف دکتر گارینه کشیشیان به بررسی اندیشه های بنیانگذار انقلاب و یورگن هابرماس اختصاص دارد.به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، کتاب «از مشروعیت سیاسی تا نقد مدرنیته» با تاکید بر اندیشه های امام خمینی (ره) و یورگن هابرماس تالیف دکتر گارینه کشیشیان، استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب به بررسی شفاف سازی عبارت مهم مشروعیت سیاسی در قالب یک نظریه مقایسه ای پرداخته است. کتاب در پنج فصل «مقدمه ای بر بحث مشروعیت»، «متدلوژی»، «چارچوب نظری اندیشه های امام خمینی و یورگن هابرماس»، «مشروعیت سیاسی از دیدگاه امام خمینی و یورگن هابرماس» و «نقد مدرنیته از نگاه امام خمینی و هابرماس» و «جمع بندی و نتیجه گیری» سامان یافته است.مولف در رابطه با هدف نهایی کتاب با طرح یک پرسش می نویسد: «در این کتاب مفهوم مشروعیت سیاسی در بستر مدرنیته در اندیشه های دو متفکر مهم و جریان ساز یکی از اسلام معاصر و دیگری از غرب معاصر مورد بررسی قرار داده است. امام خمینی و یورگن هابرماس دو طرف این مطالعه خواهند بود و با توجه به ا ...

ادامه مطلب  

ایران ویج » تعیین مجازات برای اخلالگران در نظام  

درخواست حذف این مطلب
۴-۳-۳. تعیین مجازات برای اخلالگران در نظامخداوند در برخی از آیات برای اخلالگران در نظام مجازات هایی درنظر گرفته است که نشان از شدت اهتمام شارع مقدس در امر حفظ نظام و منع اختلال در آن دارد.از جمله این آیه است که می فرماید: إِنَّمَا جَزَاؤُاْ الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فی الْأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلَافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ ذلِکَ لَهُمْ خِزْی فی الدُّنْیَا وَ لَهُمْ فی الاَْخِرَه عَذَابٌ عَظِیم. (مائده/۳۳)آوردن عبارت «وَیَسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً» بعد از ذکر محاربه با خدا و رسول، می‏فهماند که منظور از این محاربه افساد در زمین از راه اخلال به امنیت عمومی و راهزنی است؛ نه مطلق محاربه با مسلمانان. بنابراین، از ظاهر آیه برمی‏آید که مراد از محاربه و افساد، اخلال به امنیت عمومی است. (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج‏۵، ص۳۲۶) امنیت عمومی، وقتی خلل می‏پذیرد که خوف عمومی و ناامنی جای امنیت را بگیرد و طبیعتاً وقتی محارب می‏تواند چنین خوفی در جامعه پدید آورد که مردم را با اسلحه تهدید به قتل کند.اینکه در این آیه، محاربه و ستیز با بندگان خدا از طریق اخلال به امنیت عمومی، محاربه با خدا معرفی شده، به دلیل اهتمام فوق العاده شارع به امر حقوق انسان ها و حمایت از امنیت آنان برای داشتن زندگی آرام و نظام مند است. (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج‏۴، ص۳۶۰)۴-۴. سنت دسته ای از روایات، در ارتباط با لزوم وجود رهبر و اطاعت از رهبری واحد وارد شده اند و از مجموع آنها این نتیجه قطعی به دست می آید که قاعده ضرورت حفظ نظام و منع اختلال در آن، از نظر معصومین: قاعده ای مسلم و انکارناپذیر دانسته شده است و از تعبیرات گوناگونی که دراین باره وجود دارد، آشکار می شود که این امر یک ضرورت عقلی مورد اتفاق همگان است و از این جهت، مبنا و پایه ای برای امور دیگری که گفته شد، قرار می گیرد و می تواند مورد تنقیح مناط واقع شود.عبداللّه بن مسعود از پیامبر خدا۹ نقل کرده است که فرمودند: «مردم را ناگزیر، فرمانروایی باید، نیک یا بد. فرمانروای نیک، در تقسیم، عدالت می‏ورزد؛ و غنایمتان میان شما به یک سان تقسیم می‏شود؛ و [در فرمانروایی‏] بد، مؤمن آزموده می‏شود. فرمانروایی بد، بهتر از هرج و مرج است. گفته شد: ای پیامبر خدا! هرج و مرج چیست؟ فرمود: کشتار و دروغ». (برهان فوری، ۱۴۰۱ق، ج۶، ص۳۹) در نهج البلاغه نیز این مضمون تکرار شده است. (سیدرضی، ۱۴۱۴ق، خطبه۴۰، ص۸۲/ همان، خطبه ۱۴۶، ص۲۰۳-۲۰۴)همچنین از امام رضا۷ نقل شده است که در ارتباط با ضرورت وجود حکومت در زندگی بشری فرموده اند: «إنّا لا نجد فرقه من الفرق ولا ملّه من الملل بقُوا وعاشوا إلّا بقیّم ورئیس لما لابدّ لهم منه فی أمر الدین والدنیا، فلم یجز فی حکمه الحکیم أن یترک الخلقَ لما یعلم أنّه لابدّ لهم منه، ولا قوام لهم إلّا به، فیقاتِلونَ به عدوّهم، ویقسّمون به فیئهم، ویقیمون به جمعتهم وجماعتهم، ویمنعُ ظالمهم من مظلومهم»؛ (صدوق، ۱۳۸۵، ج‏۱، ص۲۵۳) ما هیچ فرقه یا ملتی را نیافته ایم که باقی مانده باشد و به حیات خود ادامه دهد، مگر آنکه قیّم و رئیسی داشته باشد؛ زیرا این موضوع برای امر دین و دنیایشان ناگزیر و ضروری است.و با حکمت خدای حکیم منافات دارد که خلق را بدون رهبر واگذارد؛ چون می دانست این امر برای ایشان ضروری است و قوام زندگی ایشان وابسته به آن است و به این وسیله با دشمنانشان جنگیده و غنیمت را بینشان تقسیم کند و جمعه و جماعتشان را اقامه کند و در مقابل ظالم؛ از مظلوم حمایت کند.توجه به حفظ نظام، به این دسته از روایات که در ارتباط با امامت و رهبری است، محصور نیست. در ابواب دیگری نیز این عنایت دیده می شود. چنان که در ذیل ادله اماره ید، روایتی از امام صادق۷ آمده است: «قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَرَأَیْتَ إِذَا رَأَیْتُ شَیْئاً فِی یَدَیْ رَجُلٍ أَ یَجُوزُ لِی أَنْ أَشْهَدَ أَنَّهُ لَهُ فَقَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَلَعَلَّهُ لِغَیْرِهِ قَالَ وَ مِنْ أَیْنَ جَازَ لَکَ أَنْ تَشْتَرِیَهُ وَ یَصِیرَ مِلْکاً لَکَ ثُمَّ تَقُولَ بَعْدَ الْمِلْکِ هُوَ لِی وَ تَحْلِفَ عَلَیْهِ وَ لَا یَجُوزُ لَکَ أَنْ تَنْسُبَهُ إِلَی مَنْ صَارَ مِلْکُهُ إِلَیْکَ مِنْ قِبَلِهِ ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ۷ لَوْ لَمْ یَجُزْ هَذَا مَا قَامَتْ لِلْمُسْلِمِینَ سُوق». (صدوق، ۱۴۱۳ق، ج‏۳، ص۵۱)آن حضرت به مردی که از ایشان پرسیده بود: آیا اگر من چیزی در دست کسی ببینم، جایز است شهادت بدهم آن شی ء مال اوست، فرمود: آری جایز است. آن مرد گفت: شهادت خواهم داد که آن مال در دست اوست؛ ولی گواهی نمی دهم که به او تعلق دارد؛ زیرا ممکن است مال دیگری باشد. حضرت فرمودند: آیا حلال است آن شی ء از او خریده شود؟ مرد گفت: آری حلال است. امام فرمودند: شاید مال دیگری باشد؛ پس چگونه جایز است تو آن را بخری و بعد از تملکش بگویی که متعلق به من است و بر آن سوگند یاد کنی؛ ولی جایز نیست نسبت به مالکیت کسی که تو از ناحیه او مالک شده ای اقرار کنی؟ سپس حضرت فرمودند: اگر این امر جایز نباشد، برای مسلمان ها بازاری برپا نمی ماند.بر اساس این روایت، به ویژه عبارت انتهای آن، می توان گفت که حجیت قاعده ید، برآمده از سیره و بنای عقلا، و امضای این روش از سوی شرع است که دلالت ید بر ملک را پذیرفته. و حکمت تحقق و ایجاد این روش در میان عقلا و امضای آن توسط شرع، برپایی حیات اجتماعی و سیر آن در طریق طبیعی و عدم اختلال در نظام است. در این روایت، دستوری به عدم اختلال نظام صادر نشده است؛ بلکه تنها مخاطب را به مسئله ای مفروغٌ عنه و مسلّم در نزد همگان هدایت کرده است تا خود با مراجعه به عقل و وجدان خود، به حکم واقعی دست یابند.نکته مهم این روایت، علتی است که حضرت برای این حکم بیان فرمودند که همان حفظ بازار مسلمین است. این تعلیل، آشکارا اهمیت حُسن جریان امور مسلمین و حفظ نظام اجتماعی را نشان می دهد. حضرت با این بیان، از ضروری بودن و حتی بدیهی بودن نظم عمومی پرده برمی دارد و این نکته را آشکار می سازد که دغدغه ها و وساوسی که ممکن است در ذهن برخی خطور کند، اگر به روانی تعامل اجتماعی آسیب برساند، اعتبار ندارد و قابل اعتنا نیست.به نظر می رسد در این روایت، برپایی بازار (اقامه سوق) به عنوان مصداق یا مثال ذکر شده، و مقصود اصلی، حفظ نظام و عدم اختلال در آن است؛ و از همین روی می توان به اعتبار هر اماره ای که عدم اعتبارش موجب اختلال در نظام است، حکم کرد؛ همان گونه که شیخ انصاری چنین نتیجه ای گرفته و در ذیل این روایت گفته است: «فیدل بفحواه علی اعتبار أصاله الصحه فی أعمال المسلمین مضافاً إلی دلالته بظاهر اللفظ أن الظاهر أن کل ما لولاه لزم الاختلال فهو حق لأن الاختلال باطل والمستلزم للباطل باطل فنقیضه حق وهو اعتبار أصاله الصحه عند الشک فی صحه ما صدر عن الغیر». (انصاری، ۱۴۱۶ق، ج‏۲، ص۷۲۰)همه دلایل و مواردی که گفته شد، حکایت از این دارد که از دیدگاه شریعت اسلامی و پیشوایان معصوم آن، حفظ نظام و منع از اختلال در آن، ضرورت دارد.احکام مستند به قاعدهبا بررسی موارد کاربرد قاعده وجوب حفظ نظام و منع از اختلال در آن، می توان آنها را به دو بخش تقسیم کرد: گاهی حفظ نظام و منع اختلال در آن، در مرحله وضع حکم مورد توجه بوده و به عنوان علت یا حکمت احکام ذکر شده است؛ و گاه در مرحله اجرا، از حفظ نظام و منع اختلال در آن به عنوان حد احکام و عاملی که دایره اجرای یک حکم را محدود ساخته، نام برده شده است.۵-۱. در مرحله وضع احکاماحکام بسیاری وجود دارند که مستند آنها حفظ نظام اجتماعی و جلوگیری از هرج و مرج و اختلال در نظم جامعه است؛ یا دست کم یکی از دلایل و حکمت های آن، حفظ نظام و منع اختلال در آن است.از جمله این موارد، قاعده ید است. بسیاری از فقها افزون بر بنای عقلا، از اختلال در نظام در صورت معتبر ندانستن ید، به عنوان مدرک قاعده مذکور یاد کرده اند. ایشان این امر را از دل روایتی از امام صادق۷ ـ که پیش تر در ذیل مؤیدات قاعده آمد ـ استفاده کرده اند؛ (بحرالعلوم، ۱۴۰۳ق، ج۳، ص۳۰۸/ مکارم شیرازی، ۱۴۱۱ق، ج۱، ص۸۴) بلکه حتی می توان گفت: علت تبانی عقلا بر معتبر شناختن ید به عنوان دلیل بر مالکیت، لزوم زندگی اجتماعی و حرکت در راه طبیعی اش و عدم اختلال در نظام است. (مغنیه، ۱۴۲۱ق، ج۶، ص۱۱۲)یکی دیگر از قواعد مستند به قاعده منع اختلال در نظام، اصل صحت است. مرحوم بجنوردی در ذیل ادله اصل صحت، پس از اینکه مهم ترین دلیل بر اعتبار قاعده را سیره عقلا دانسته، به دلیل اختلال در نظام استناد کرده و گفته است: «والانصاف أن الاختلال الذی یلزم من عدم اعتبار هذه القاعده أشد و أعظم من الاختلال الذی یلزم من عدم اعتبار قاعدۀ الید، فانّ هذه القاعده جاریه فی أغلب ابواب الفقه من العبادات و المعاملات»؛ (بجنوردی، ۱۳۷۷، ج۱، ص۲۸۸) «انصافاً اختلالی که از عدم اعتبار این قاعده لازم می آید، سخت تر و بزرگ تر از اختلالی است که از عدم اعتبار قاعده ید به وجود می آید چراکه این قاعده در اغلب ابواب فقهی، چه عبادات و چه معاملات، جاری می شود». غیر از ایشان، بسیاری از فقها علت یا حکمت اعتبار اصل صحت را لزوم اختلال در نظام در صورت عدم پذیرش آن ذکر کرده اند. (مکارم شیرازی،۱۴۱۱ق، ، ج۱، ص۱۲۱/ طباطبائی حکیم، ۱۴۱۴ق، ج۵، ص۴۶۹/ عراقی، ]بی تا[، ج۴، ص۷۸/ آملی، ۱۳۹۵ق، ج۴، ص۲۹۹/ همدانی، ۱۴۲۰هـ . ق، ص۴۱۹ / طباطبایی یزدی،۱۴۱۴هـ . ق، ج۲، ص۱۸۰)یکی دیگر از مواردی که به دلیل منع از اختلال در نظام وضع شده، لزوم قضاوت و فصل خصومت بین مردم است. (موسوی خویی، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۶) اختلاف نظر، منازعه، جنگ و دشمنی، از اموری اند که تا وقتی همه مردم به درجه بالایی از فرهنگ و ایمان و تقوا نرسیده اند، همواره در جوامع بشری وجود خواهد داشت. برای اینکه دایره این نزاع ها گسترش نیابد، به گونه ای که نظام اجتماع را به طور کل ازمیان ببرد و موجب هرج و مرج و خون ریزی شود، باید راهی برای پایان دادن به آن اندیشیده شود؛ و آن راه، قضاوت بین مردم جهت فصل خصومت است. (مکارم شیرازی، ۱۴۲۶ق، ص۴۱۰) همچنین اثبات نفوذ حکم حاکم و اعتبار امر مختومه نیز به دلیل «اختلال در نظام» استناد شده است. (نجم آبادی، ۱۴۲۱ق، ص۱۳۱/ مرتضوی لنگرودی،۱۴۱۲ق، ج۲، ص۳۸۲/ صدر، ۱۴۲۰ق، ص۳۸۹)به بیان دیگر، چنان که گفته شد، حکمت یا علت مشروعیت قضاوت، فصل خصومت بوده است تا از این طریق، از هرج و مرج و اختلال در نظام جلوگیری شود؛ در حالی که اگر قرار باشد نقض حکم حاکم به این آسانی ممکن باشد و هرکس به محض اینکه از حکم حاکم راضی نبود بتواند حکم او را نقض کند، این مستلزم لغویت قضا، و نقض غرض از مشروعیت قضا و موجب هرج و مرج و اختلال در نظام است. به هر حال، برای اثبات اعتبار امر قضاوت شده و عدم جواز نقض آن، به ضرورت حفظ نظام جامعه و جلوگیری از اختلال در آن می توان استناد کرد. البته برخی از فقها این حکم را به حکم قاضی مجتهد جامع الشرایط اختصاص داده اند و نقض حکم قاضی غیرمجتهد را جایز دانسته اند. (آشتیانی، ۱۴۲۵ق. ج۱، ص۸۳) یکی از مستندات قاعده قضایی «الحاکم ولی الممتنع» نیز قاعده عقلی حفظ نظام و منع اختلال در آن است؛ چراکه معلوم است همه افراد جامعه پایبند به مقررات قانونی و ضوابط اخلاقی نیستند و همیشه می توان کسانی را یافت که از انجام وظایف قانونی یا احترام به حقوق دیگران امتناع می ورزند. واگذاری ظالم به خود، خلاف ضرورت و عدالت، و نقض غرض است؛ چنان که واگذاری امر حق ستانی به همگان نیز موجب هرج و مرج و اختلال در نظام است. تنها راهی که می ماند، پذیرش حق اعمال ولایت برای حاکم (و قضات و قوای وابسته به او) است تا بتواند با رعایت مصلحت جامعه، به احقاق حقوق مردم بپردازد. (موسوی خویی، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۵۵/ محقق داماد، ۱۴۰۶ق، ج۳، ص۲۰۸)عدم وجوب عینی اجتهاد، و نیز احتیاط و جواز تقلید را هم می توان از طریق قاعده یادشده نتیجه گرفت. به معدودی از فقهای قدیم منسوب است که اجتهاد را بر همگان واجب عینی می دانسته و تقلید را جایز ندانسته اند؛ گرچه برخی این نسبت را هم ناروا می دانند؛ (جناتی شاهرودی، ۱۳۷۴، ص۳۶۵ـ۳۶۶) اما به هر حال، تقریباً همه فقها این حکم را انکار نموده و با دلایل گوناگون آن را رد کرده اند؛ از جمله اینکه مستلزم اختلال در نظام جامعه دانسته اند. (مکارم شیرازی، ۱۴۲۵ق، ص۴۰۶/ علوی، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۹۳/ موسوی خمینی، ۱۴۲۶ق، ص۵۹) حتی آیه نفر(توبه، ۱۲۲) که کوچ دسته جمعی مردم برای تفقه در دین را نهی یا نفی کرده، اِخبار و اشاره ای است به علت این امر، که استلزام اختلال در نظام است. (موسوی خمینی، ۱۴۱۸ق، ج۴، ص۶۳۲) در نتیجه، اجتهاد بر همه مکلفان وجوب عینی ندارد.احتیاط نیز بر همگان ممکن نیست. عمل به احتیاط در تمام امور فرعی، فرد را دچار مشکلات و سختی هایی می کند که گاه به عسر و حرج و گاه اختلال در نظام زندگی می انجامد؛ از این رو، با آنکه احتیاط به خودی خود مستحسن است، اما چنان که سر از اختلال در نظام درآورد، قبیح و حرام شمرده شده است. (حسینی بهسودی، ۱۴۱۳ق، ج۱، ص۳۷۶/ آخوند خراسانی، ۱۴۰۹ق، ص۳۱۳) از این رو، برخی برای احتیاط، مراتبی درنظر گرفته و احتیاط تام را در مرتبه اول را قرار داده اند. در این مرتبه، فرد در همه وقایع مشتبه به گونه ای احتیاط می کند که همه تکالیف واقعی را احراز کرده باشد. ایشان این نوع احتیاط را موجب اختلال در نظام نوعی و شخصی دانسته اند؛ زیرا اولاً وقایعی که شبهه ناک اند بسیار زیادند؛ ثانیاً در همه اموری که نظام جامعه متوقف بر آن است، منتشر شده اند؛ یعنی در امور معاش و معاشرت و محاوره و عقود و ایقاعات؛ و شکی نیست که پرهیز از همه این امور، موجب اخلال در نظام خواهد بود. (کاظمی خراسانی، ۱۳۷۶، ج۳، ص۲۴۳) حتی آن گروهی که به انسداد باب علم عقیده دارند نیز احتیاط را بر همگان و در همه شبهات واجب ندانسته اند؛ زیرا آن را موجب اختلال در نظام می دانند.ایشان در یکی از مقدمات دلیل انسداد که برای اثبات حجیت ظن مطلق آورده اند، عمل بر اساس احتیاط را غیرجایز دانسته اند؛ زیرا موجب اختلال در نظام می شود. (صنقور، ۱۴۲۸ق، ج۱، ص۳۷۱/ انصاری، ۱۴۱۶ق، ج۱، ص۱۹۶ـ۱۹۵) حال که احتیاط در همه امور، همچون اجتهاد برای همگان، به دلیل اختلال در نظام مقدور نیست، تقلید جایز است و افراد می توانند از این طریق به احکام الهی عمل کنند.از جمله احکام فقهی مرتبط با اداره جامعه و امور ضروری آن، امور حسبیه است. حسبه، رابطه تنگاتنگی با حفظ نظام عمومی دارد؛ به گونه ای که برای حفظ نظام اجتماعی و سیاسی مسلمانان، این نهاد به وجود آمده است. با نگاه به مواردی که به عنوان امور حسبیه ذکر شده اند و موارد دیگری که با توجه به مقتضیات زمان و مکان قابل ذکرند به خوبی روشن می شود که بی توجهی به هریک از این موارد، موجب ایجاد مشکلات بسیاری در جامعه می شود و نظام معاش مردم به خطر می افتد. از این رو، همه فقها به وجوب آن حکم داده اند؛ زیرا شارع مقدس، راضی به تعطیلی این امور نیست و سعادت فرد و جامعه، بستگی به تصدی و انجام آنها دارد.از سویی، مسئولیت انجام آنها متوجه شخص خاصی نشده و به نحو واجب کفایی، مسئولیت انجام آنها بر عهده واجدین شرایط گذاشته شده است؛ به گونه ای که اگر همه مکلفین از تصدی و قبول مسئولیت امتناع کنند، همه معصیت کار خواهند بود. (فاضل لنکرانی، ۱۳۸۳، ج۲، ص۶۷/ موسوی خمینی، ۱۳۷۹، ج۲، ص۶۶۵) میرزای نائینی درباره نیابت فقها در عصر غیبت در تصدی امور حسبیه گفته است:از جمله قطعیات مذهب ما ـ طایفه امامیه ـ این است که در عصر غیبت ـ علی مغیبه السلام ـ آنچه از ولایات نوعیه را که عدم رضای شارع مقدس به اهمال آن حتی در این زمینه هم معلوم باشد، «وظایف حسبیه» نامیده، نیابت فقهای عصر غیبت را در آن، قدر متیقن و ثابت دانستیم؛ حتی با عدم ثبوت نیابت عامه در جمیع مناصب؛ و چون عدم رضای شارع مقدس به اختلال نظام و ذهاب بیضه اسلام، و بلکه اهمیت وظایف راجعه به حفظ و نظم ممالک اسلامیه از تمام امور حسبیه، از اوضح قطعیات است، لذا ثبوت نیابت فقها و نواب عام عصر غیبت در اقامه وظایف مذکوره، از قطعیات مذهب خواهد بود». (نائینی، ۱۴۲۴ق، ص۷۵ـ۷۶)یکی از احکام مترتب بر قاعده حفظ نظام و منع اختلال در آن، ضرورت، بلکه وجوب تبعیت از قوانین است. همیشه یکی از اهداف اصلی وضع قوانین، حفظ نظم جامعه و جلوگیری از هرج و مرج و آشوب و نزاع و ناامنی بوده است. نظم و قانونمندی، نه تنها از انحطاط و زوال اجتماع جلوگیری می کند، بلکه خود زمینه پیشرفت و تکامل جامعه را فراهم می کند.حکم وجوب تبعیت از قوانین، مختص به کشور اسلامی و با حاکمیت مشروع نیست؛ بلکه حتی در دول کفر نیز یک مسلمان باید پایبند به قوانین باشد؛ البته قوانینی که مشروع باشند و مخالفت با دستورهای شریعت نداشته باشند؛ و اما اگر در کشور غیرمسلمانی مثل فرانسه یا کشور لائیکی مثل ترکیه، قانونی وضع کنند و در آن مثلاً حجاب را ممنوع نمایند، هیچ فقیهی اجازه متابعت از قانون آنها را نخواهد داد؛ اما قوانین معمولی که برای حفظ نظم و منع اختلال در نظام جامعه اند، بر اساس فتاوای فقها لازم الاتباع اند. چنان که در استفتائات برخی فقهای معاصر، به روشنی و با قطعیت تمام این نکته بیان شده است.از مرحوم آیت الله خویی پرسیده شد: «حکم شما به عدم جواز مخالفت از نظام در دولت های کافر، مبنی بر احتیاط است یا فتوا می باشد»؟ ایشان پاسخ داده اند: «فتوا است و نه احتیاط». (موسوی خویی، ۱۴۱۶ق، ج ۳، ص۲۹۷) مرحوم امام خمینی بارها به لزوم تبعیت از مقررات و منع تخلف در عمل و نظر دستور داده اند؛ از جمله گفته اند: «خلاف مقررات، خلاف شرع است». (موسوی خمینی، ۱۳۸۶، ج۱۳، ص۱۳۵) و بارها در استفتائات ایشان ذکر شده است که تخلف از مقررات دولت اسلامی جایز نیست. (همو، ۱۴۲۲ق، ج۱، ص۱۴۸/ ج۲، ص۴۸،۵۳، ۵۵ و…)تأکید بر رعایت قانون، به ویژه وقتی موجب حفظ نظام و منع اختلال در آن شود، مختص به امام خمینی; نیست؛ دیگر فقها نیز بر این نظرند؛ (موسوی گلپایگانی، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۲۱۳/ بهجت فومنی، ۱۴۲۸ق، ج۴، ص۵۷۰) از جمله، مرحوم فاضل لنکرانی گفته اند: «به طور کلی قوانین و مقرراتی که جهت حفظ نظم و برای جلوگیری از اختلال و ناامنی تصویب و اعلام شده، لازم است رعایت شود و تخلف از آنها جایز نیست؛ و اگر کسی تخلف کرد و آنها را نادیده گرفت، تعزیر او به هر نحو که حاکم شرع صلاح دانست، اعم از جزای نقدی یا شلاق، مشروع و بلامانع است». (فاضل لنکرانی، ۱۳۸۳، ج۲، ص۴۵۱)۵-۲. در مرحله اجرای احکامقاعده مورد بحث، در هنگام تزاحم و تعارض با احکام دیگر، به دلیل ضرورت و اهمیت بسیاری که دارد، قلمرو احکام را در مرحله اجرا محدود می کند؛ و به عبارتی، حدی برای احکام به شمار می آید. از جمله مواردی که برای نمونه می توان ذکر کرد، اخذ اجرت به واسطه انجام واجباتی است که به واجبات نظامیه معروف شده اند. یکی از مواردی که فقها در بحث مکاسب محرمه به عنوان درآمده ...

ادامه مطلب  

مشروعیت حکومت و ولایت ائمه منصوب از خدا است/ دوقطبی سازی ها تلاش برای انحراف مردم از مسائل اصلی است  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش صاحب نیوز؛ امام جمعه موقت اصفهان در خطبه های این هفته نماز جمعه این شهر اظهار کرد: هرکسی از خداوند تبارک و تعالی اطاعت کند و ترس از او داشته باشد و ترک معاصی بکند با پیامبران،صلحا،شهدا و خوبان محشور خواهد شد.آیت الله سید ابوالحسن مهدوی در رابطه با اظهار نظر برخی در مورد اینکه مشروعیت ولایت اهل بیت مشروع به رضایت مردم است، تصریح کرد: ولایت معصومان نصب از جانب خداست و مشروعیت حکومتشان را نیز خداوند به ایشان اعطا کرده اند ولی اعمال حاکمیت در زمانی است که مانعی وجود نداشته باشد.وی با بیان اینکه امام معصوم فرمودند اگر مردم با طاغوت ها همراهی نمی کردند حق ما غصب نمی شد، اظهار کرد: مشروعیت چه در ولایت و چه در حاکمیت مربوط به اهل بیت است، مانعی نباشد اعمال حاکمیت می شود در غیراینصورت مشروعیت از ایشان سلب نمی شود چون که خداوند این مشروعیت را عنایت فرموده است.خطیب این هفته نماز جمعه اصفهان با توصیه همگان به رعایت تقوای الهی، گفت: اگر مردم صبور و دارای تقوا باشند کید و مکر دشمنان بر شما اثر نمیگذارد.آیت الله مهدوی کار دشمنان را حیله گری عنوان کرد و افزود: آزادی موصل به عنوان پایتخت خودخوانده داعش جای تشکر از لطف الهی، هدایت و رهنمودهای رهبری و مرجعیت در عراق را دارد.وی بابیان اینکه داعش ۳۷ ماه پیش وارد عراق شد اگر پیروزی اش مسجل شده بود تعدادی زیادی در عراق کشته می شدند، گفت: شکست داعشی ها در واقع شکست نقشه های آمریکا و اسرائیل بود، آن ها نقشه هایشان را به گور برده اند و امیدواریم نقشه هایشان در سوریه و یمن را هم به گور ببرند.امام جمعه موقت اصفهان با اشاره به تجمع خوب مردم اصفهان در روز ملی عفاف و حجاب در میدان امام ره گفت: پوشش یک امر عقلی است قبل از اینکه بخواهیم به روایات اشاره بکنیم دستورات شرعی اشاره به حکم عقل میکند.آیت الله مهدوی پوشش را پیامی برای داشتن عفت و حیا عنوان کرد و افزود: عفاف و حیا امری فطری است؛کسانی که پوشش خود را با چادر مشکی حفظ می کنند آزادی فکری را برای خود فراهم می کنند.وی خاطرنشان کرد: تعدادی از شهروندانی که علاقه مند به حضور در اجتماع روز عفاف و حجاب در اصفهان داشتند به دلیل عدم تخصیص سرویس حمل و نقل عمومی به آنها نتوانستند در این اجتماع حاضر شوند ولی بازهم به لطف خدا اجتماع باشکوهی در این روز انجام گرفت.امام جمعه موقت اصفهان بابیان اینکه امام ره توصیه به راه اندازی اداره ای هم وزن با وزارتخانه ای برای امر به معروف داشتند، اظهار کرد: دولت موقت در آن زمان همراهی نکرد؛ چرا حالا به این مسئله ای رسیدگی نمی شود.آیت الله مهدوی گفت : دولت وزارتخانه ای متین و مناسب برای امر به معروف راه اندازی کند.وی با اشاره به تشکیل گروه ۲۰ گفت: در این نشست یک اختلاف فاحش با آمریکا ایجاد شد و این مسئله ناشی از افول بیش از پیش آمریکا و استکبار است.خطیب موقت نماز جمعه اصفهان با اشاره به وفات حجت الاسلام حاج شیخ غلامرضا فیروزیان اظهار کرد: ایشان در زمان قبل و بعد از انقلاب فعالیت های گسترده ای داشتند و به مناطق محروم نیز رسیدگی می کردند.دولت دوازدهم باید عملگرا و ارزش مدار باشدامام جمعه نطنز در خطبه های نماز جمعه این هفته با اشاره به هفته مالیات، فرار از مالیات را خلاف قانون و شرع عنوان و اظهار کرد: ورود کالای قاچاق به کشور علاوه بر تمام ضررهایی که به اقتصاد و اشتغال وارد می کند به خاطر فرار از مالیات، به نوعی معاشرت و معاضدت در حرام هم محسوب می شود.حجت الاسلام روح الله امینی با گرامیداشت هفته بهزیستی و تامین اجتماعی، این دو رویداد را به فعالان این عرصه ها تبریک گفت و افزود: بهزیستی و تامین اجتماعی از نهاد های ارزشمند، خدمات رسان و از ضروریات جامعه هستند و امیدواریم در مسیر تحقق اهداف خود سربلند باشند.وی ضمن تسلیت ایام شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع)، به حضور پیکر پاک شهدای گمنام در شهر نطنز اشاره کرد و گفت: فردا شهر اولیاء الله به عطر شهدای گمنام معطر می شود و اقشار مختلف مردم و مسئولان با حضور پرشور در این مراسم معنوی دین خود را نسبت به این شهدا ادا خواهند کرد.خطیب جمعه نطنز از حضور مردم و مسئولان در اجتماع بزرگ صیانت از حریم خانواده در نطنز قدردانی و بیان کرد: امروز دشمن برای رسیدن به اهداف خود در جامعه اسلامی خانواده و در راس آن زن را مورد حمله خود قرار داده تا بی عفتی را ترویج کند.وی ادامه داد: بانوان باید نسبت به این موضوع و همچنین نسبت به پوشش های افراد خانواده و دیگر بستگان خود حساس باشند تا فضای جامعه مشحون از عطر عفت شود.حجت الاسلام امینی افزود: گاهی دوچرخه سواری بانوان نیز در سطح شهر مشاهده می شود که این کار قبح زدایی و خلاف شرع است، عاملان این حرکت یا نمی دانند چه می کنند یا اجیر هستند و در هر صورت باید مسئولان به آن ها تذکر دهند.وی با تاکید بر این که حضور مردم در صحنه ها کارآمد است، تصریح کرد: در جمهوری اسلامی نقش مردم یک نقش اساسی و بی نظیر است و تاریخ انقلاب نیز پر است از حضور ملت ایران در صحنه و جمع کردن فتنه هایی که دشمنان نظام با همراهی عوامل آمریکایی خود در داخل سعی در اجرای آن داشتند.امام جمعه نطنز با بیان این که انحراف فکری بعضی از افراد آن ها را اجیر شیطان کرده است، گفت: این فرصت طلب های اجیر و مزدور می خواهند کسانی را که فقط به لطف نظام و ولایت از اشد مجازات دورمانده اند را دوباره به مسند امور برگردانند و بدون شک هرگز این اتفاق نخواهد افتاد.وی با بیان این که دولت دوازدهم باید یک دولت عملگرا و ارزش مدار باشد، ابراز کرد: مردمی و متواضع بودن، دوری از تجمل و اشرافی گری، خدمتگزار بودن، شایسته سالاری، انقلابی و جوانگرایی از دیگر ویژگی های شاخصی است که دولت دوازدهم باید برای پیشبرد اهداف نظام و انقلاب، آن ها را دارا باشد.مسئولان، بهزیستی را در مسیر تحقق عدالت اجتماعی تنها نگذارندامام جمعه بادرود در خطبه های نماز جمعه این هفته با اشاره به این که از دیدگاه علم، وجدان اخلاقی همان نفس لوامه است، اظهار کرد: وجدان اخلاقی زیر بنای بسیاری از کارهای مردم است و در اهمیت آن همین بس که قرآن کریم نیز به آن قسم خورده است.حجت الاسلام علیرضا قاسمی افزود: نفس لوامه یا همان وجدان اخلاقی هیچگاه اشتباه نمی کند، رشوه پذیر نیست و پارتی بازی هم نمی کند و زر و زور هم در آن تاثیر پذیر نیست، برای همین است که کارهای خیر مربوط به همین وجدان بیدار می شود.وی با اشاره به برگزاری اولین جلسه هماهنگی بازسازی واقعه غدیر در دفتر امام جمعه، از اقشار مختلف مردم و مسئولان خواست تا به اجرای باشکوه این مراسم که در روز عید غدیر خم در این شهر برگزار می شود به هر نحوی که مطلوب است کمک نمایند تا مراسمی درخور جایگاه این اتفاق تاریخی و مهم در جهان اسلام، برگزار شود.وی تصریح کرد: ۲۳ تیرماه سالروز همبستگی ملی در دفاع از ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و همچنین یادآور حضور مقتدرانه و با بصیرت ملت انقلابی در مقابل آشوبگران و فتنه گران در سال ۸۷ است و این روز باید برای همیشه گرامی داشته شود.امام جمعه بادرود تاکید کرد: ۲۳ تیرماه سال ۷۸ اندیشه مکارانه طراحان فتنه به زباله دان تاریخ رفت و نشان داد فتنه همیشه با سد ملت روبرو و نابود می شود و طراحی هرچه قدر هم پیچیده باشد با سلاح بصیرت نابود می شود کما این که فتنه ۸۸ هم موید همین اقتدار خدشه ناپذیر است.وی با گرامیداشت هفته بهزیستی و تبریک به همه فعالان عرصه خدمت به محرومان و اقشار کم درآمد و بی بضاعت، خاطر نشان کرد: بدون شک تحقق عدالت اجتماعی مقوله ای است که به تنهایی از عهده یک نهاد بر نمی آید و تمام دستگاه ها و ادارات باید بهزیستی را برای تحقق اهداف و به خصوص در حوزه مبارزه با آسیب های اجتماعی یاری نمایند و آن را تنها نگذارند.برخی سریال ها و فیلم های سیمای ملی مروج بی حجابی و اختلاط استنماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان در خطبه های نماز جمعه این هفته شهرستان در مصلای حضرت بقیه الله گفت: متأسفانه برخی سریال ها و فیلم هایی که از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود مروج بی حجابی و اختلاط است در حالی که مسئله حجاب از مسائل ضروری اسلام است.آیت الله عبدالنبی نمازی با گرامیداشت سالروز قیام مردم و علمای مشهد در سال 1314 اظهار کرد: 82 سال پیش مردم مشهد مسجد گوهرشاد علیه سیاست رضاشاه در اجرای پروژه بی حجابی غرب با حضور عده ای علما تحصن کردند.وی با اشاره به تصمیم آیت الله قمی از مراجع تقلید آن زمان برای حرکت از مشهد به منظور منصرف ساختن رضاشاه از اجرای این سیاست ضد دینی خاطرنشان کرد: رضاشاه پس از اطلاع از این تصمیم این عالم مجاهد، دستور به دستگیری و ممنوع الملاقات کردن ایشان گرفت که این اقدام، با واکنش مردم و علمای مشهد و همچنین شعارها و تحصن آنان همراه شد که نتیجه آن دستور شاه پهلوی برای به رگبار بستن مردم متعهد انقلابی بود.امام جمعه کاشان با یادآوری آمار متفاوت شهدای این جنایات رضاخانی، به میزان 2 تا 5 هزار تعداد ذکر شده در تاریخ اشاره کرد و گفت: اجساد مطهر شهدا در کامیون هایی که از قبل آماده شده بود شبانه حمل و به صورت دسته جمعی در گورهای حفر شده دفن شد.آیت الله نمازی با بیان اینکه توطئه علیه اعتقادات ملت ایران امروز هم در دستور کار دشمنان قرار دارد بیان کرد: بر این اساس باید حوزه ها، دانشگاه ها، نهادهای فرهنگی، هنرمندان و صدا وسیما باید مراقب باشند و زمینه نفوذ دشمنان به سیاست های اسلام و ایران را فراهم نسازند و با توطئه های توسعه فرهنگ بی تفاوتی مبارزه کنند.وی تصریح کرد: متأسفانه برخی سریال ها و فیلم هایی که از سیمای جمهوری اسلامی پخش می شود مروج بی حجابی، اختلاط و ارتباط و اجنبیه است در حالی که مسئله حجاب از مسائل ضروری اسلام است.عضو مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: جوانان و خانواده ها باید مراقب باشند که تحت تأثیر تبلیغات و سیاست های دشمنان قرار نگیرند چنانکه زنان مسلمان در کشورهای غربی با قدرت و صلابت حجاب خود را حفظ می کنند تا جایی که عصبانیت دولتمردان آمریکایی و اروپایی را نیز موجب می شوند.داعش از اندیشه های رشیدرضا سوءبرداشت کرده استامام جمعه شهر محمد آباد در خطبه های نماز جمعه این هفته پس از توصیه به تقوای الهی و همچنین اشاره به عفت و حیا و نقش آن در سازگاری خانواده گفت: علاوه بر تأکید عام روایات که مرد و زن را در بر می گیرد، همچنین تأکید خاصی درباره عفت و حیای زنان وارد شده است و پیامبر اکرم(ص) در عین ستایش از صفت حیا برای عموم، آن را برای زنان نیکوتر دانسته و فرموده اند:« الحیاء حسن لکنه فی النساء احسن».حجت الاسلام سید حسین هاشمی ادامه داد: ویژگی عفت و حیا، عامل بسیار مؤثر در حفظ و ارتقای موقعیت و شخصیت زن و نیز گرایش مرد به سوی زن است.خطیب نماز جمعه شهر محمد آباد تصریح کرد: موصِل شهری در شمال عراق، مرکز استان نینوا و پر جمعیت ترین شهر عراق پس از بغداد و مرکز اقتصادی شمال کشور است؛ این شهر به لحاظ تاریخی، فرهنگی و اقتصادی و نیز به لحاظ عقبه دینی از اهمیت بسیار زیادی در تاریخ این سرزمین برخوردار شد.وی ادامه داد: گروه داعش پس از تسلط بر موصل، بیانیه تشکیل خلافت اسلامی با خلیفگی ابوبکر البغدادی را صادر کرد و فعالیت های حکومتی خود را با چاپ اسکناس با واحد دینار داعش و گذرنامه، درست کردن پلیس، صدور نفت، راه اندازی شبکه تلویزیون و برگزاری گشت های گردشگری و وضع قوانین سختگیرانه آغاز کرد.هاشمی افزود: محور اندیشه های این جریان، خلیفه و خلافت است، موضوع خلافت همواره در اندیشه دینی جهان اهل سنت از ابتدا تاکنون با فراز و فرودهایی همراه بود و جامعه اهل تسنن که با سقوط خلافت عث ...

ادامه مطلب  

موافق: در دولت یازدهم 151 نفر از زنان در وزارت کشور مشغول فعالیت بودند/ در وی به درخواست های همه جناحها پاسخ داده شد/ مخالف: رحمانی فضلی برای کاه  

درخواست حذف این مطلب
اخبارسیاسیشنبه، ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۳۷فریده اولادقبا در موافقت با وزیر پیشنهادی کشور گفت:▪️وزارت کشور حافظ نظم، هماهنگ کننده سازمانهای دولتی و محلی در سطح محلی و استانی و اجرا کننده سیاست های عملی دولت و ماموریت هایش از تنوع زیادی برخوردار است. به همین دلیل نیازمند وزیری است که ضمن آگاهی از این چالش ها باید از حوزه کاری خود نیز اشراف داشته باشد.▪️رحمانی فضلی دارای نگرش سیستمی در تحلیل پدیده ها است و ابعاد سیاسی و اقتصادی را هم مورد توجه قرار میدهد. کلیت نظام را بر سلایق فردی ترجیح میدهد. در معاونت سیاسی صدا و سیما و ... اعتقاد دارد باید با رویکرد توسعه محوری از تمام رویکردها بهره برد.▪️برگزاری انتخابات در فضایی سالم و با مشارکت حداکثری شکل گرفت. همچنین افزایش مشارکت در پنجمین دوره شوراهای شهر و روستا، انتخابات مکانیزه در بسیاری از شهرها، برگزاری انتخابات دهمین دوره مجلس، پنجمین دوره خبرگان رهبری و تامین امنیت عمومی در فضای مجازی و تبلیغات در دوره انتخابات از اقدامات ایشان بود.▪️ایشان با اعتقاد به کثرت گرایی با تمهیدات قانونمندی را برای برای برخی احزاب را صادر کردند. راه اندازی خانه احزاب ایرا،. میانگین 30 مورد کنگره احزاب در کشور و تقویت مشارکت اقوام در سمت هایی مثل استاندار و.. و به کارگیری اهل سنت قابل توجه است. ▪️در دوره ایشان ثمن ها رشد 70 درصدی داشت. 75درصد برنامه های او منطبق و همسو با احزاب بالادستی است. توجه به زنان، سند امنیت زنان و کودکان، به کارگیری 151 نفر از زنان در وزارت کشور نشان از توجه ایشان به موضوع زنان است.نماینده مخالف رحمانی فضلی: چرا اتباع خارجی در شرایطی که داعش به کشور حمله می کند شناسنامه ندارند و شناسایی نمی شوندعلی اسماعیلی، نماینده مخالف عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر پیشنهادی کشور:▪️آقای رحمانی فضلی را نیرویی انقلابی و زحمتکش می دانم و مخالفتم با برنامه های ایشان مخالفت با خودشان نیست. انتقادم از عملکرد ایشان جنبه اصلاحی دارد.▪️تا چه اندازه توانسته اید به اقتصاد مقاومتی جنبه عمل بپوشانید. مجلس طرح سواحل و عمران دریا را تصویب و به دولت الحاق کرد. چرا از آن زمان تا کنون اجرا نشده است. مسئولیت غرق شدن انسان های بی گناه در دریای خزر بر عهده کیست؟▪️تهدید زباله که دیر زمانی است با شیوه مدیریت پسماند به فرصت تبدیل شده در استان های شمالی کشور بلای جان مردم شده است. این بحران اخیرا به بحران زیست محیطی تبدیل شده ...

ادامه مطلب  

نمره ممتاز سپاه پاسداران در محرومیت زدایی از چهره کردستان و کرمانشاه  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: میترا شهبازی محرومیت زدایی و کاهش فاصله طبقاتی همواره به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های مقام معظم رهبری(مدظله العالی) محسوب می شود. بنابراین در این راستا تاکنون سپاه پاسداران و بسیج سازندگی اقدامات فراموش نشدنی ای انجام داده اند و گرد محرومیت را از چهره تعداد بیشماری از روستاها و شهرهای محروم استان های کشور پاک کرده اند. نمونه بارز اقدامات سپاه پاسداران را می توان در بخش کشاورزی دید که در سال گذشته طرح احیا و توسعه کشاورزی در چند استان مرزی صعب العبور و محروم همچون خوزستان آذربایجان غربی کرمان سیستان و بلوچستان لرستان ...

ادامه مطلب  

سم زدایی کلیه با آبمیوه؛ سلامتی کلیه ها را جدی بگیرید  

درخواست حذف این مطلب
shareshareshareemailدر این دنیای پر از وسوسه و افراط بسیار راحت می توانیم اسیر یک زندگی ناسالم شویم.فست فودها، الکل، کافئین و … باعث می شوند تا با مصرف شان مقداری سم وارد بدن مان کنیم که در این میان کلیه هم از آسیب ناشی از این مواد بی نصیب نمی ماند.کلیه اندامنی لوبیا شکا به اندازه یک مشت و قهوه ای رنگ است که در قسمت میانی کمر درست زیر قفسه سینه واقع شده است.کلیه ها هر ۲۴ ساعت جمعاً حدود ۲۰۰ لیتر از مایعات بدن را تصفیه و به جریان خون بازمی گردانند.حدود ۲ لیتر مایع به صورت ادرار از بدن دفع می شود در حالی که باقی مانده یعنی حدود ۹۸ لیتر به بدن باز می گردد.ادرار دفع شده تقریباً ظرف مدت ۱ تا ۸ ساعت در مثانه ذخیره شده است. در این ۲ لیتر باقی مانده در کلیه ممکن است مواد زائد هم وجود داشته باشد که باعث بروز مشکلاتی برای کلیه ها می شود.مانند هر ماشین دیگری بدن انسان نیز وقتی از سم ها اشباع شود یا از کار می افتد و یا دچار نقص جدی می شود. زمانی که سم ها به بدن ما می رسند کلیه ها مستعد انواع بیماری ها از جمله عفونت، کیست، تومور و سنگ کلیه می شود.برای جلوگیری از این بیماری ها برای کلیه ها باید به آن ها استراحت داد.نوشیدن ۸ تا ۱۰ لیوان آب در روز موجب تصفیه سم ها و مواد زائد در کلیه می شود.همچنین آبمیوه های طبیعی نیز وجود دارند که با تهیه مواد معدنی لازم کار کلیه ها را تسهیل می نمایند.این مطلب را در نت نوشت بخوانید : این عادات کلیه هایتان را نابود می کندآب کرفسآب کرفس به علت داشتن دو ترکیب خاص به نام های لوتئولین (luteolin) و پلی استیلن (polyacetylene) کمک به درمان بیماری های التهابی مانند نقرس، آرتروز و پوکی استخوان می کند. نوشیدن آب کرفس موجب خنثی سازی اسید بدن و قلیایی شدن و تعادل ph می شود. این ماده ی ضد سرطان سرشار از آنتی اکسیدان های مفید است و موجب سم زدایی بدن و کلیه ها می گردد که برای درمان سنگ کلیه بسیار توصیه می شود.این مطلب را در نت نوشت بخوانید : حقیقت پشت پرده از علت سرطان که هیچ پزشکیی به شما نمی گوید آبلیموآبلیمو یک اسید طبیعی است که به افزایش سطح سیترین در ادرار کمک می کند.سیترین ماده ای است که از تشکیل سنگ کلیه در ادرار جلوگیری می کند.بیماری سنگ کلیه یک بیماری دردناک است که به گفته کسانی که تجربه آن را داشته اند دردی برابر با درد زایمان و حتی بیشتر از آن را دارد.آب ۴ عدد لیمو را بگیرید و بایک لیوان آب گرم یا چای میکس کرده و بنوشید.آب زغال اختهزغال اخته دستگاه ادراری را سالم و تمیز ...

ادامه مطلب  

دولت موسوی خشن ترین برخوردها را با مخالفان علوم انسانی غربی داشت/ نمی توان لیبرال ها را بر سر کار آورد و انتظار داشت حقوق نجومی نگیرند/ قوه مج?  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری فارس- فاطمه تذری:معتقد است دقیقا از سال ٥٧ به بعد جریان روشنفکری در ایران برای اینکه مقابل انقلاب بایستد فعال می شود و این موضوع را القا می کند که انقلابی عمل کردن، انقلابی بودن و انقلابی اندیشیدن، منجر به استبداد می شود و پشیمانی می آورد.تاکید می کند که اندیشمندان نئولیبرال و آنها که تنها راه حل موجود را «هضم شدن در نظام جهانی» می دانند، هنوز هم وظیفه دارند مخاطب را از این جهت اقناع کنند که هر انقلابی به استبداد می انجامد و شکست می خورد؛ هر انقلابی نوعی حکومت توتالیتر و حتی بدتر از استبداد آغازین ایجاد می کند؛ هر انقلابی خردگریزی و افراطی گری است.او عمیقا بر این باور است که ما جزئی از کل هستیم که نظام جهانی برای ما فقر و بی عدالتی را برنامه ریزی کرده است.«شهریار زرشناس» ایدئولوژیست و اندیشمند فعال در حوزه علوم انسانی در گفتگویی تفصیلی با خبرگزاری فارس به روایت نحوه استعمار فرانو، تاریخ آغازین تهاجم فرهنگی در ایران و نفوذ فکری و سیاسی پرداخت و به شدت از سیاست های نئولیبرالیستی دولتی انتقاد کرد و هشدار داد که اگر وضع تفکر حاکمان کنونی بر همین منوال باشد، گفتمان انقلاب دچار بحران خواهد شد.آنچه در زیر می خوانید، بخش اول از گفتگوی ٤ ساعته ما با «شهریار زرشناس» است:فارس: تطورات مختلفی برای استعمار قائل می شوند؛ «استعمار نو»، «استعمار فرا نو» و «استعمار قدیم». در استعمار فرانو بحث جنگ نرم و به طبع آن مفاهمیمی مانند شبیخون فرهنگی، تهاجم فرهنگی و نفوذ مطرح می شود.نفوذ وجوه مختلف فرهنگی، علمی، امنیتی و سیاسی دارد و برخی معتقدند که نفوذ فکری و فرهنگی، لایه های جدی و عمیق نفوذ است. نظر حضرتعالی در این خصوص چیست و جریان نفوذ کدام یکی از بخش های جامعه را بیشتر تحت الشعاع قرار می دهد؟زرشناس: ماجرای نفوذ به خصوص با توجه به مفهومی که شما فرمودید، طی چند دهه اخیر رواج پیدا کرده است. یعنی با ظهور استعمار «پسامدرن» یا «استعمار فرانو» نقش رسانه ها و نقش فرآیندهای فرهنگی در ادغام کشورها، ملت ها و اقوام در جهت پروژه جهانی سازی نئولیبرال پررنگ شده است؛ با پررنگ شدن این نقش مسئله نفوذ هم اهمیت ویژه ای پیدا کرده است.دوران استعمار کلاسیک یا کهن که از حدود قرن 14 و 15 میلادی شروع شد و دست کم تا اوایل قرن بیستم ادامه داشت، دورانی است که عمدتاً با اشغال سرزمین و با تهاجم مستقیم نظامی و یا گماردن حاکمانی از کشور استعمارگر برای مردمان تحت سلطه، عملی و اجرایی می شد؛ مانند مواردی که ما در هند، ویتنام، آمریکای جنوبی و نمونه های عدیده دیگر شاهد بودیم.بعد از پایان جنگ جهانی اول و به خصوص از سال های دهه 1940 به بعد که جنبش های اعتراضی مردم کشورهای تحت سلطه، رو به گسترش رفت، موج جدیدی از استعمار پدیدار شد که عموما آن را «استعمار نو» می نامند.* ظهور دست نشانده ها در استعمار نودر «استعمار نو» به جای اینکه کشور استعمارگر مستقیماً کشور استعمار شده را اشغال کند و حاکمانی از خودش را آنجا بگمارد، معمولاً از میان مردم بومی همان سرزمین عده ای را به عنوان دست نشانده و حاکم انتخاب می کند.فرآیند وابستگی های سیاسی و اقتصادی ایجاد می کنند که مدارهای وابستگی عمدتاً حول سیاست و اقتصاد بنا شود؛ هرچند این به آن معنا نیست که به فرهنگ بی توجه هستند. موارد وابستگی به فرهنگ هم وجود دارد اما عمدتاً وابستگی از طریق اقتصادی و سیاسی ایجاد می شود.در موج «استعمار نو» وابستگی اقتصادی به این شکل است که معمولاً کشوری که تحت سلطه است تا حدٌ معینی از تکنیک و صنعت برخوردار می شود و همیشه نیازمند کشور «مادر» یا «متروپل» است.* دوران پهلوی مصادق عینی استعمار نو بودنمونه استعمار نو برای ما تجربه روشنی است و در سراسر دوران پس از مشروطه، به خصوص رژیم پهلوی (چه پهلوی اول چه پهلوی دوم) حکومت های استعماری از نوع استعمار نو بودند. عراق، مصر، شیلی، فیلیپین و کوبا از دیگر مصادیق کشورهای مستعمره نو هستند.از دهه 1980 یعنی درست چند سال بعد از اینکه ایدئولوژی مسلط نظام جهانی سلطه، از «لیبرال سوسیال دموکراسی» به سمت «نئولیبرالیسم» حرکت کرد، موج جدیدی در جهان سیاسی شروع شد که می توان آن را موج جهانی «نئو لیبرالیسم» نامید.این موج جهانی سازی دقیقاً با آن چیزی که ما آن را «استعمار فرانو» می نامیم توازن دارد. جالب است که در این موج جدید استعمار، کشورهای استعمارگر، کشورهای تحت سلطه را حتی از طریق حاکمان مستقیم دست نشانده اداره نمی کنند بلکه آن جوامع از راه وابستگی هایِ ایجاد شدهِ سیستمی، مدیریت می شوند.* رژیم های نئولیبرال، جای دست نشانده ها را می گیرندیعنی اگر در دوره استعمار نو، معمولاً دولتمردانِ دست نشانده ی استعمار، مردان خشن نظامی و چهره هایی مانند رضاخان، محمدرضا پهلوی و... بودند؛ در دوره استعمار «فرانو» و یا استعمار «پسامدرن»، معمولا آنها (آستعمارگران) سعی می کنند رژیم های «نئولیبرالی» با ظواهر «دموکراتیک» را بر سر کار بیاورند.این حاکمان شاید مستقیماً دست نشانده نباشند اما سیستم به نحوی طراحی شده که از طریق در هم تنیدگی اقتصادی توسط مدارهای نظام جهانی به طور کامل کنترل می شوند.ممکن است به کشور تحت سلطه در موج استعمار «پسامدرن» صنایع سنگین یا صنایع کلیدی هم داده شود ولی در هم تنیدگی و فشردگی اقتصاد جهانی، به گونه ای است که کشوری که جزء کشورهای متروپل نباشد، جزء کشورهای تحت سلطه محسوب می شود حتی اگر مانند هند صنایع کلیدی و مادر را هم دارا باشد؛ چون در مدار و ساختار نظامی جهانی حرکت می کند که اهرم های اصلی مدیریتی آن توسط کشور متروپل اداره می شود.ادغام شدن در این موج جدید به معنای «وابستگی» است، حتی اگر شما صنایع مادر را هم داشته باشید؛ یعنی کنترل شدن توسط هضم شدن در سیستم جهانی امکان پذیر می شود.فارس: همان جهانی شدن؟بله. اما یک پارامتر جدید هم اضافه شده که آن پارامتر «فرهنگ» است که از طریق نظام رسانه ای جهانی وارد می شود.زمانی که موج سوم انقلاب صنعتی که همان انقلاب الکترونیک است پدیدار شد، امکانی به نام «انقلاب انفورماتیک» به وجود آمد و «انقلاب انفورماتیک» شبکه درهم تنیده جهانی تحت عنوان فرآیند اطلاعات آزاد را با محوریت ماهواره، اینترنت و .... ایجاد کرد.* شبکه جهانی رسانه ای تقویت کننده وابستگی تمام عیار استاین مسئله یک فرهنگ واحد جهانی را که الگو گرفته از فرهنگ مدرن «نئولیبرال» است ایجاد و همه جا القا می کند. بنابراین از این به بعد وابستگی ها نه اینکه سیاسی نباشد اما نوع آن تغییر کرده است.نوع وابستگی اقتصادی نیز تغییر کرده است، یعنی اولاً از طریق در هم تنیدگی و پیوستن و هضم شدن نظام جهانی عملی می شود و ثانیاً نکته جدیدی با عنوان نفوذ فراگیر فرهنگی هم به آن اضافه شده است. یعنی درواقع خود شبکه جهانی رسانه ای که در حال حاضر در تک تک خانه های ما و در گوشی های ما است خودش مقوّم این وابستگی به صورت تمام عیار است.فارس: آن طوری که من از صحبتتان برداشت کردم قبلاً در «استعمار نو» نفوذ از طریق حاکمان وابسته انجام می شد اما در عصر کنونی، توده مردم خود خواهان پذیرش این نفوذ به دلیل پدیده «جهانی شدن» هستند.از طریق فرهنگ سازی و ادغام کردن وجوه اقتصادی و فرهنگی همه آحاد مردم در نظام جهانی!یعنی در واقع آحاد هر کشور به سمت این موضوع می روند که فرهنگ واحد و مدل واحد جهانیِ اقتصادی را بپذیرند و عملی کنند. البته حاکمان نیز نقش دارند؛ یعنی نه اینکه حاکمان بی نقش باشند منتهی مسئله این است که حاکمان، دیگر دست نشانده های مستقیم و خشن نیستند بلکه حاکمان همسو با نظام جهانی هستند اما بدون وجهه خشن موج دوم استعمار.* در استعمار فرانو کشور بدون کودتا و مشت آهنین وابسته کامل می شودتوجه کنید ما در سه موج استعمار با سه دسته حاکم روبرو هستیم: در موج اول، حاکمان از کشورهای استعمارگر هستند و به هیچ عنوان از کشورهای بومی نیستند. مثلا در الجزایر، حاکمان فرانسوی حکومت می کردند، در استرالیا پادشاه انگلستان حاکم بود و هند را نیز سر فرمانداری بریتانیا اداره می کرد.در موج دوم، حاکمان وابسته، دست نشانده هایی خشن، دیکتاتور و نظامی از خود سرزمین مستعمره هستند.و در موج سوم، ظاهر این دیکتاتوری خیلی خشن نیست و چهره نظامی اش کمرنگ شده اما جای آن ابزارهای تحمیق، سرکوب فرهنگی، حاکم کردن مدل جهانی و سبک زندگی نئولیبرال به عنوان سبک زندگی جهانی را جایگزین کردند.حاکمان سرزمین مستعمره موج سوم، از طریق انتخابات نیمه آزاد و در ظاهر انتخاباتی، برگزیده می شوند و با کودتا به قدرت نمی رسند ولی مدل فکر کردن این حاکمان؛ مدلی کاملاً غربی و نئولیبرال است و طوری برنامه سازی می کنند که روند جهانی سازی را به طور مستمر در جامعه تعمیق و تشدید کنند.این روند وابستگی کامل کشور است بی آنکه لازم باشد لزوماً از مشت آهنین و کودتای خشن استفاده شود.* فرهنگ؛ زمینه ای قوی تر در به وابستگی کشاندن جوامعبه این ترتیب پارامتر فرهنگ واحد جهانی بسیار موثر واقع شده و این فرهنگ واحد جهانی به طرق مختلف وارد زندگی تک تک مردم کشورهای تحت سلطه می شود.از طریق نظام دانشگاهی وارد کتب درسی می شود و ذهن دانشجویان را شستشو می دهد. از طریق بازار نشر در کتاب ها رخنه می کند و تفکر اقشار کتابخوان را تغییر می دهد. از طریق سینما با اقشار وسیع تری از جامعه روبرو می شود. از طریق برنامه های ماهواره ای و غیر ماهواره ای و فیلم ها و سریال های تلویزیونی سبک زندگی مورد نظر خود را ترویج می کند و به این ترتیب فرآیندهای وابستگی فرهنگی، نقش بسیار پررنگ تر از دو صورت قبلی استعمار پیدا می کند و کار به جایی می رسد که اساساً حرکت عمومی جامعه به گونه ای پیش می رود که فرهنگ مستقلِ رها از سبک زندگی نئولیبرال، اجازه نفس کشیدن پیدا نمی کند. اینجا مسئله نفوذ بسیار مهم می شود.* حاکمان در ساختار کلی نظام جمهوری اسلامی همسو نیستندفارس: مسئله این است که ما در کشوری مانند ایران از «نفوذ» حرف می زنیم، در ایران وضعیت مقداری فرق دارد.درست است؛ در ایران نظام سیاسی کشور نظام همسو با امپریالیسم و استعمار جهانی نیست. نظامی است که از دل یک انقلاب مردمی ضداستعماری و ضداستبدادی و عدالت خواه برآمده و اتفاقاً نظامی است که می خواهد مقابل ساختار نظام جهانی بایستد.اینجا مسئله نفوذ مهم می شود. حاکمان همسو نیستند. البته ما به حاکمان دولت فعلی کاری نداریم؛ اینها روندشان فرق دارد، من ساختار کلی نظام جمهوری اسلامی بعد از انقلاب را می گویم.این ساختار، یک نظام انقلابی است که نمی خواهد به اصطلاح نُرم های نظام جهانی را بپذیرد چون این شیوه را ظالمانه می داند و می خواهد کاملاً در برابر آن ایستادگی کند و مسیر مستقلی را برود.* نسخه هایی که از طرف نظام جهانی داده می شود یک وجه نفوذ استبه تعبیر حضرت آقا محاسبه برخی آقایان تغییر کرده است و نظام انقلابی وطیفه دارد ذهنیت مسئولان را عوض کند.این مسئولان باید بپذیرند نسخه هایی که از طرف نظام جهانی به آنان داده می شود یک وجه نفوذ است. جامعه جهانی قصد دارد از دو وجه، نفوذِ خود را عملی کند: نخست از طریق رسوخ به درون حاکمیت و دولتمردانی که انقلاب کرده و دغدغه استقلال و عدالت و مبارزه با نظام جهانی را داشتند و دوم از راه نفوذ به توده جامعه.* تهاجم فرهنگی از راه تغییر در ذهنیت کارگزاران نظامتجربه برخورد با ایران پس از انقلاب نشان داد تجاوز نظامی به این کشور هیچ نتیجه ای ندارد. کودتای نوژه شکست می خورد، درگیرهای قومی شکست می خورد، جنگ تحمیلی شکست می خورد. بنابراین باید با روندهای فرهنگی نفوذ را عملیاتی کنند. به همین جهت است که امپریالیسم تصمیم می گیرد در جامعه کاری کند که ذهنیت مسئولان در سطوح مختلف قوه مجریه، قوه قضاییه و قوه مقننه را تغییر دهد.این همان اتفاقی است که تحت عنوان «تهاجم فرهنگی» رخ می دهد. یعنی فرآیندی در جامعه شکل می گیرد که تدریجاً تلاش می کند بگوند نمی توانیم با مدل ها و رویکردهای انقلابی و جدا از نسخه های نظام جهانی دوام بیاوریم. ما باید در واحد نظام جهانی هضم شویم و هر آنچه آنها می گویند، بپذیریم.* آغاز جریان سازمان یافته تهاجم فرهنگی از ابتدای دهه 60فرایند تهاجم یا شبیخون فرهنگی یک شبه ممکن نیست و از یک مقطع به بعد تبدیل به نفوذ درون سیستم و جامعه می شود.ما از اوایل سال 60 و تحقیقاً از سال های 62 و 63، شاهد یک جریان سازمان یافته تهاجم فرهنگی هم در درون حاکمیت و هم در خارج آن هستیم که این جریان می خواهد معادله های انقلابی افراد را تغییر دهد.اگر دقت کنید می بینید که مضمون اصلی بیشتر آثاری که در دهه 60 در ایران مجوز می گیرد یا ترجمه شده و برای آن پروپاگاندای رسانه ای نیز صورت می گیرد، آثاری هستند که نوعی پشیمانی از انقلاب را القا می کنند.فارس: این اتفاق بیشتر از سال 67 به بعد و پس از جنگ رخ می دهد؟خیر. قبل از آن هم وجود داشت. مثال هایی از سال 60 تا 67 می زنم. در فضای فکری و در فضای بازار نشر کتاب، آثار نویسندگانی مانند «هانا آرنت»، «مانس اشپربر»، «آرتور کستلر»، « جورج اوروِل»، «کارلوس کاستاندا» ترجمه می شود. به موازات آن در سینما نیز فیلم هایی از «تارکوفسکی» و «پاراجانف» مطرح می شود.نگاه کنید خط بستر واحد اندیشه های این افراد چیست؟ دقیقاً القای این مطلب که هر انقلابی به استبداد می انجامد وشکست می خورد. هر انقلابی نوعی حکومت «توتالیتر» و حتی بدتر از استبداد آغازین ایجاد می کند. هر انقلابی افراطی گری است. هر انقلابی، خِردگریزی است.«هانا آرنت» در سال 1975 درگذشت اما تا سال 1980 هیچ گاه مورد اقبال بازار نشر کتاب کشور ما قرار نگرفته است.فارس:چرا؟به این دلیل که اصلاً ترجمه آثار او به فارسی در آن زمان ضرورتی نداشت زیرا «هانا آرنت» یکی از همکاران ناتوی فرهنگی است.فارس:نمی توان اینگونه توجیه کرد که 1975 میلادی مصادف با 1354 شمسی و در زمان حکومت شاهنشاهی بوده اما 1980 میلادی مصادف با سال 1359 بود که کشور در یک فضای به شدت باز و شاید بهتر است بگوییم هرج و مرج فرهنگی بوده است؟خیر؛ در زمان حکومت شاه هیچ مشکلی برای ترجمه آثار «هانا آرنت» وجود نداشت؛ مشکل برای ترجمه و انتشار آثار نویسندگان مارکسیست یا ضدامپریالیست یا رادیکال های ضداستعمار بود نه برای امثال نویسندگانی مانند آرنت و کستلر!فارس: می خواهم بگویم یک ولنگاری فرهنگی درست پس از پیروزی انقلاب به وجود آمد و همه از آن سوء استفاده کردند.فضای باز، قبل از انقلاب هم وجود داشت اما پس از انقلاب خطی در وزارت ارشاد شکل گرفت که به صورت سازمان یافته این اندیشه را ترویج می کرد.می خواهم روی این نکته دست بگذارم که آثار اصلی «هانا آرنت» در حد فاصل 1950 تا 1970 نوشته می شود. خانم آرنت همکار ناتوی فرهنگی است، ناتوی فرهنگی تشکیلاتی است که در سال 1949 توسط ناتو تاسیس شد، همانطور که می دانید ما یک ناتوی نظامی داریم که در سال 1948 ایجاد شد و درست یک سال بعد از آن، ناتوی فرهنگی را تاسیس می کنند.هدف ناتوی فرهنگی چیست؟ اولاً مبارزه با ایدئولوژی سوسیالیستی اردوگاه بلوک شرق و ثانیاً مبارزه با هر نوع آرمانگرایی انقلابی. هدف ناتوی فرهنگی این بود که در میان جوانان آرمان گرای انقلابی، القای یاس و تردید و شبهه کند.انبوهی از نویسندگان و تئوریسین ها، همکاران ناتوی فرهنگی هستند؛ از«هانا آرنت» و «آرتور کستلر» تا «برتراند راسل» و «ناباکوف».اتفاقاً در سال های پیش از انقلاب، مشکلی برای نشر آثار نویسندگان لیبرالِ مدافع نظام سرمایه داری وجود نداشت. به عنوان مثال انبوهی از آثار «برتراند راسل»، «ژان پل سارتر» و «رمون آرون» ترجمه شده است و برای چاپ آثار نویسندگان راستگرای به اصطلاح همسو با نظام سرمایه داری هیچ مشکلی نداشت.حتی آثار برخی نویسندگانی که کم و بیش دیدگاه های رادیکال دارند، مانند «فرانتس فانون» یک بار مجوز گرفت اما بعداً نگذاشتند.* زرادخانه ناتوی فرهنگی در اختیار روشنفکران ایرانیمسئله این است که دقیقاً از سال 57 به بعد یک جریان روشنفکری در ایران برای اینکه مقابل انقلاب بایستد، فعال می شود و این موضوع را القاء می کند که انقلابی عمل کردن، انقلابی بودن، انقلابی اندیشیدن منجر به استبداد می شود، پشیمانی می آورد، انقلابی نباید بود.این جریان می خواستند یک نوع یاس و پشیمانی از انقلاب را القاء کنند و به این منظور از زرادخانه ای که نویسندگان ناتوی فرهنگی در اختیارشان قرار داده بودند، استفاده کردند؛ شما یک دفعه می بینید ترجمه کتاب های «هانا آرنت» به بازار نشر تزریق می شود، سال 1359 عزت الله فولادوند «خشونت» را ترجمه می کند، سال 60 و 61 «انقلاب»، یکسال بعد «ریشه های توتالیتاریسم» و دو سال بعد «امپریالیزم توتالیتر» ترجمه می شود.فارس: نشریات هم پروپاگاندای زیادی برای این آثار می کنند.دقیقاً همینطور است. خانم «سیما کوبان» کتاب «چراغ» را برای تبلیغ «هانا آرنت» چاپ می کند، برخی اوقات گاه نامه های «آگه» در می آید و «کیهان فرهنگی» که از سال 63،64 توسط شمس الواعظین و رضا تهرانی منتشر می شد، تبلیغات سیاسی اینها بود.از سال 64 به بعد دو یا سه ترجمه از پوپر منتشر می شود؛ یکی ترجمه فولادوند است و دیگری ترجمه علی اصغر مهاجر.سوابق این مترجمین را نگاه کنید؛ همگی طرفداران اندیشه های لیبرال هستند و در همان زمان هم اوج ترجمه آثار «اریک فروم» به راه می افتد.شما قبل از انقلاب را که نگاه کنید یک کتاب «گریز از آزادی» اریک فروم چاپ شده بود که برنده جایزه سلطنتی نیز شد. کتاب «انسان برای خویشتن»، « جامعه سالم» احیاناً «زبان از یاد رفته» و نهایتاً 4 -5 کتاب دیگر نیز منتشر شد. در صورتی که پس از انقلاب تمام آثار او به فارسی ترجمه می شود؛ یعنی در مقطع 60 تا 67 همه آثار او به جز کتاب «به نام زندگی» ترجمه شد. معنی این چیست؟مثال دیگری می زنم. در دهه 30 یک کتاب از «جورج اورول» با ترجمه مغشوش و مغلوط منتشر می شود و دیگر کتابی از او نمی بینیم تا سال 60 که به یک باره کتاب «1984» و «قلعه حیوانات» با چند ترجمه و چند چاپ وارد حوزه نشر می شود.از «آرتور کستلر» نیز قبل از انقلاب تنها کتاب «از ره رسیدن و بازگشت» برای یک بار ترجمه و چاپ شد اما بعد از انقلاب موجی از کارهای کستلر به راه می افتد، به خصوص کتاب «ظلمت در نیمروز» که با چند ترجمه و چند چاپ وارد بازار نشر می شود و هنوز هم ادامه دارد.این روند قطعاً هدف دارد. شما وقتی این آثار را چه به لحاظ مضمون و چه به لحاظ محتوا بررسی می کنید می بینید آثار سفارشی ناتوی فرهنگی در جنگ نرم بوده است.کتابهایی که اساساً به این جهت منتشر می شد تا اولاً شهروندان کشورهای سوسیالیستی را هدف قرار دهد تا آنها را از هر نوع آرمان گرایی ضد سرمایه داری دور کند و ثانیاً آرمان گراهای جهان سوم را تحت تاثیر قرار دهد. زیرا در دهه های 1950- 1960- 1970 نظام جهانی با موج جوانان آرمان گرای انقلابی از ویتنام تا نیکاراگوئه و از کوبا تا کره جنوبی روبرو بود.اینها باید این موج را به گونه ای کنترل و خفه می کردند. راه نظامی برایشان کافی نبود. بنابراین هم با چریک اسلحه به دست؛ مسلحانه می جنگیدند و هم از طریق نشر افکار ضدانقلابی، مروج یاس از انقلابی گری و القاگر پشیمانی از انقلاب می شدند.زمانی که انقلاب اسلامی در ایران رخ می دهد و حکومت انقلابی تاسیس می شود، روشنفکری ایران همین زرادخانه فرهنگی را به کار می گیرد و موج ترجمه این آثار آغاز می شود.* تهاجم فرهنگی از دوران سازندگی، یک مکمل اقتصادی هم پیدا می کندفارس: جالب این است که وزارت ارشاد وقت نیز هیچ حساسیتی نشان نمی دهد.نه تنها حساسیتی نشان نمی دهد بلکه فراتر از آن حمایت نیز می کند. یعنی وزارت ارشاد باد به بادبان اینها می زند. جریان بازار نشر کتاب در اختیار خط فکری قرار می گیرد که به انحاء مختلف نوعی پرهیز از مبارزه، پشیمانی از انقلاب، پشیمانی از آرمانگرایی، دعوت به نوعی زندگی عادی و معمولی تحت عنوان «خردگرایی» و فراتر از آن دعوت به گریز از جهاد و مبارزه و حتی نوعی عرفان سکولار بریده از مبارزه را القا می کند.حتی از طریق آثار «کارلوس کاستاندا» و فیلم های «تاراکوفسکی» وجه مذهبی این ماجرا را نیز در نظر می گیرند.* «عبدالکریم سروش» لیدر و ایدئولوگ جریان نفوذ در دهه 60 بوداین خط از سال 62-63 آغاز شد اما از 67 به بعد تفاوت هایی می کند و وارد فاز تازه ای می شود. از سال 68 و زمانی که دولت سازندگی سر کار می آید چون قوه مجریه علناً در حوزه اقتصاد، سیاست های نئولیبرالی را پیش می گیرد، تهاجم فرهنگی یک مکمل اقتصادی پیدا می کند؛ این مکمل اقتصادی موجب تشدید روند فرهنگی می شود.جریان نفوذی که در سال های 60 در کشور شکل گرفته و به اعتقاد من لیدر اصلی و ایدئولوگ آن «عبدالکریم سروش» بود و بسیاری از دولتمردان وقت، دولتمردان عضو کابینه مهندس موسوی و دولتمردانی که بعدها عضو دولت هاشمی رفسنجانی شدند، پای درس سروش می نشستند و قبل از حلقه «کیان» یک حلقه فکری غیررسمی و اعلام نشده شکل دادند.این حلقه فکری یک ظهور ژورنالیستی دارد، از سال های 62-63 به بعد، کل موسسه کیهان در اختیار این افراد بود؛ افرادی از جمله شمس الواعظین، رضا تهرانی، رخ صفت که هم «کیهان فرهنگی» و هم مجله «زن روز» را دست گرفتند و یک خط فکری ایجاد کردند و کار تیمی و تشکیلاتی اعلام نشده را شروع کردند.* از براهنی و خویی تا شاملو و ساعدی زیر بیانیه های حمایت از رجوی را امضا می کردندفارس: خصوصیات این حلقه فکری مخفی چه بود؟خصوصیات این حلقه فکری این است که در فضای مطبوعاتی کشور به صورت بسیار دقیق فضا را برای روشنفکری باز می کند و محرّک فعالیت جریان روشنفکری می شود که بعد از سال 60 خانه نشین شده، ضربه خورده، سازمانش از هم پاشیده و بسیاری از چهره هایش فرار کرده اند.روشنفکری بعد از انقلاب ضربه خورد چون بخشی از روشنفکران مسلحانه مقابل انقلاب ایستادند و بخش دیگری هم از حرکت تروریستی پشتیبانی کردند.از رضا براهنی ...

ادامه مطلب  

دانلود آهنگ زنگ خور ترسناک  

درخواست حذف این مطلب
برای دانلود به روی عبارت دانلود کلیک کنید و منتظر بمانید تا پنجره مربوطه ظاهر شود سپس محل ذخیره شدن فایل را انتخاب کنید و منتظر بمانید تا دانلود تمام شود.اگر نرم افزار مدیریت دانلود ندارید پیشنهاد می شود برای دانلود فایل ها حتماً از یک نرم افزار مدیریت دانلود و مخصوصاًinternet ...

ادامه مطلب