شرکت تبلیغاتی چیست و شامل چه بخش هایی است؟  

درخواست حذف این مطلب
شرکت تبلیغاتی چیست؟ در ظاهر پاسخ این سؤال از روز هم روشن تر است و همه فکر می کنند آن را می دانند، اما در واقع باوجود شرکت های تبلیغاتی جدید، جواب دادن به این پرسش به این راحتی ها هم نیست. در هرحال، قبل از اینکه بگوییم شرکت تبلیغاتی چیست، بهتر است به تعدادی از تعاریف پذیرفته شده و رایج آن بپردازیم. با ما همراه باشید تا ببینیم شرکت تبلیغاتی چیست و چگونه می توان آن را تعریف کرد.مقاله مرتبط: تکنیک های تبلیغات؛ ۱۳ تکنیکی که مخاطب را میخکوب می کندتعاریف اصلی شرکت تبلیغاتیشرکت تبلیغاتی شرکتی است که به ساخت، برنامه ریزی و مدیریت تمام ابعاد تبلیغات برای مشتریان خود می پردازد. شرکت های تبلیغاتی می توانند به شکل تخصصی در زمینه و شاخه ی خاصی از تبلیغات، مانند تبلیغات تعاملی، فعالیت داشته باشند یا به شکلی فراگیر به ارائه ی خدمات بپردازند و از تمام ابزارهای تبلیغات مانند وب سایت، تبلیغات شبکه های اجتماعی و آنلاین و… بهره ببرند.کمپین ها یا به زبان فارسی «پویش های تبلیغاتی» و همچنین بروشورها، کاتالوگ ها، پیام رسانی بی واسطه با پست مستقیم، رسانه های چاپی، آگهی های تلویزیونی، دعوت نامه های فروش و… ازجمله ابزارهای تبلیغاتی ای هستند که شرکت تبلیغاتی برای فعالیت در این زمینه از آن ها استفاده می کند.نقش کارکنان در شرکت تبلیغاتیاعضای شرکت های تبلیغاتی به این قرارند: مدیر شرکت، کارگردان هنری، مدیر پروژه، نویسنده ی متون تبلیغاتی، طراحان گرافیک و کارگردان رسانه. بعضی شرکت های تبلیغاتی با نیروهای کاریِ آزاد نیز کار می کنند. این دسته از نیروها معمولا به شکل مستقل و خارج از محیط شرکت تبلیغاتی فعالیت می کنند. این روزها ابعاد فعالیت های شرکت های تبلیغاتیِ کوچک براساس مواردی ازاین دست تعریف می شود: میزان پروژه هایی که با مشتریان انجام می دهند و همچنین کارمندانی که به شکل ساعتی، روزانه یا پروژه ای با آنها همکاری می کنند.مقاله مرتبط: آشنایی با انواع تبلیغات محیطیدشواری های کار در شرکت تبلیغاتیکار در شرکت تبلیغاتی مانند فعالیت های متداول کارمندانِ اداری نیست. بیشترِ نیروهای شرکت تبلیغاتی باید ساعات طولانی کار کنند و حتی در آخر هفته ها نیز درگیر پروژه های تبلیغاتی شرکت باشند. در محیط کارِ شرکت تبلیغاتی، تاحدودی تنش و استرس وجود دارد، زیرا برخی مشتریان پرتوقع اند و برای راضی نگه داشتن آنها به خدمت رسانی و فرمان برداری زیادی نیاز هست. گاهی اوقات برای اجرای درخواست مشتریان سخت گیر، کارکنان بینوا باید لیوان آبِ در دستشان را زمین بگذارند و به سمت پروژه بشتابند.مزایای کار در شرکت تبلیغاتیمحیط شرکت تبلیغاتی بسیار پویا و خلاق است. کار در این فضا فرصت های مفرح بسیاری مانند سفرکردن یا ملاقات با افراد مشهور را ممکن می سازد. قسمت جالب دیگرِ این شغل انعطاف پذیری آن از لحاظ قوانین و مقررات است. با کار در شرکت تبلیغاتی نیازی نیست مانند کارمندی شسته ورفته رفتار کنید؛ درست زمانی که دراز کشیده اید و مشغول استراحتید، می توانید به ایده ای خلاقانه برای پروژه ای جدید فکر کنید. بسیاری از شرکت های تبلیغاتی محیط هایی سرگرم کننده و مفرح برای استراحت و تجدید قوای نیروهای خود فراهم می کنند. مثلا قراردادن بازی دارت در گوشه ای از فضای کار، صندلی های نرم و جالب برای استراحت و حتی امکان چرت زدن برای کارکنان ازجمله قسمت های مفرح کار در شرکت های تبلیغاتی است. دستمزدها در برخی از این شرکت ها عالی است و نیروها آزادند به تعطیلات بروند. البته برای شرکت هایی با پرداخت های عالی، همیشه پروژه ها و کارهای زیادی هست که استفاده از این گزینه یعنی سفرکردن را کمی غیرممکن می کند.مقاله مرتبط: تبلیغات خلاقانه؛ ۴۴ ایده بکر تبلیغاتی با تکنیک های منحصربه فردشرکت تبلیغاتی چگونه کار می کند؟اگر در صنعت تبلیغات فعالیت می کنید، این سؤال یقینا برای شما خنده دار است، اما پاسخ آن برای افراد مختلف آن چنان هم ساده نیست. بیشترِ افراد عادی دقیقا نمی دانند که در شرکت های تبلیغاتی چه می گذرد؟ یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود تعریف آژانس تبلیغاتی و توضیح فعالیت های آن به مردم ضروری شود، تصاویر غیرواقعی از این شرکت ها در فیلم هاست. آنچه در فیلم ها نشان می دهند، از زمین تا آسمان با واقعیت فرق دارد. توضیح وظایف افراد و بخش های شرکت های تبلیغاتی در حرف آسان است، اما در عمل، برای اینکه درک دقیقی از اتفاقات درون این شرکت ها پیدا کنیم، بهتر است این قضیه را به بخش هایی تقسیم کنیم:شرکت تبلیغاتی مشتری داردهر شرکت تبلیغاتی از طریق جلسه ی معارفه یا به عبارت بهتر، «جلسه ی آزمون و سنجش» با ارباب رجوع و مشتری خود آشنا می شود. درحقیقت این مشتری است که طی جلساتی با شرکت های مختلف، مجموعه اطلاعات اولیه ی خود را در اختیار آنها قرار می دهد و از میان شرکت ها گزینه ای را انتخاب می کند که بهترین پیشنهادها برای حل مسئله را در اختیار می گذارد. البته این روند همیشه صادق نیست و ممکن است ارتباط شرکت ها با مشتری از راه های دیگری نیز صورت بگیرد.بعد از این مرحله، قرارداد بسته و کار شروع می شود. بسته به نوع شرکت تبلیغاتی و مشتری، sow یا حوزه ی فعالیت متفاوت خواهد بود. اما در کل، هر شرکت دراِزای هزینه ی مشخصی برای انجام پروژه ای معین، با مشتری توافق می کند. برای نمونه، ممکن است قرارداد همکاری شرکت تبلیغاتی با خرده فروشی ها به شکل ساعتی منعقد شود. پس مشتری متعهد به پرداخت دستمزد شرکت است و شرکت تبلیغاتی نیز متعهد به انجام پروژه ی تبلیغاتیِ توافق شده است. البته این ساده ترین توضیح ممکن درباره ی روند کار است.همه چیز مبتنی بر تعریف مسئله و ارائه ی راه حل استوظیفه ی شرکت تبلیغاتی حل مسائل مشتری است. نوع مسائل و مشکلات و راهکارهای حل این مسائل به شدت به حیطه ی کسب و کار مشتری و گستره ی فعالیت شرکت تبلیغاتی وابسته است. فرایند حل مسئله و انجام پروژه ها در شرکت های تبلیغاتی مختلف با هم فرق می کند، اما روند کار کمابیش یکسان است.فرایند برنامه ریزی کمپین های تبلیغاتی از شرکتی به شرکت دیگر متفاوت است، اما در ادامه به فرایندی ۱۲مرحله ای می پردازیم که بیشترِ شرکت های تبلیغاتی، بازاریابی، طراحی و روابط عمومی براساس آن کار می کنند. شاید بعضی از گام های ایجاد کمپین در این فرایند قید نشده باشد، اما ساختار کلی مشابه است:مدیر پروژه به تنهایی با به همراه گروهِ خود، با مشتری دیدار می کند تا مسئله را شناسایی کنند.مدیر پروژه براساس مسئله ی مطرح شده از سوی مشتریِ خود، مجموعه اطلاعات اولیه ای جمع آوری و طرحی و برای حل مسئله ارائه می دهد. این طرح شامل تجزیه و تحلیل رقبا، تحقیقات بازار، تعیین کارگردان و مدیر هنری کار و درنهایت امضاگرفتن از مشتری است.طرح مدیر پروژه که اصطلاحا به آن بریف (brief) می گویند، برنامه ای به تیم اجرایی می دهد و در آن، زمان بندی، بودجه، رسانه های درخواستی و عوامل دیگر قید می شود.تیم خلاق برای روزهای متمادی روی پروژه کار می کنند و اگر خیلی خوش شانس باشند، بعد از هفته ها کار، ایده های اولیه را در اختیار کارگردان هنری می گذارند.مدیر یا کارگردان هنری، ایده های به دردنخور را حذف و گروه را به سمت ایده های قابل قبول و مناسب هدایت می کند.تیم خلاق، کار بر روی ایده های خوب را ادامه می دهند و در صورت لزوم، دپارتمان تولید، مدیر پروژه و سایر اعضای شرکت تبلیغاتی را در جریان امور قرار می دهند. اگر برای پیشبرد پروژه نیاز به فیلمبرداری یا امور تبلیغاتی چاپی باشد، دپارتمان تولید باید برآوردهای لازم را صورت بدهد.مدیر هنری ایده های نهایی را تأیید و اعلام می کند و تیم خلاق آنها را به مشتری معرفی و ارائه می کنند.مشتری نیز بعد از شنیدن ایده ها و طرح های شرکت تبلیغاتی، باید با همکاران خود مشورت کند و قبل از بروز بازخورد، ایده های مطرح شده را در سازمان و شرکت خود بررسی کند. در این مرحله ممکن است گام های ۳ تا ۷ دوباره تکرار شوند یا اینکه ایده ها سریعا به تأیید و اجرا برسند. در این مرحله بودجه و زمان بندی، بار دیگر بررسی و سپس تأیید می شوند.در این مرحله، تیم خلاق برای تولید تبلیغات در ارتباطی تنگاتنگ با تیم مدیریت پروژه و اجرایی، خرید رسانه، تولید و مدیر هنری، همکاری می کنند.تبلیغات تولیدشده ی نهایی باید به تأیید مشتری برسند؛ وقتی مشتری کار را تأیید کرد، آگهی ها و تبلیغاتِ تولیدشده منتشر می شوند. این تبلیغات ممکن است در رسانه های مختلفی منتشر شده باشند، مثلا در فضای مجازی، رسانه های چاپی، رسانه های محیطی و… .شرکت تبلیغاتی وظیفه ی نظارت بر موفقیت کار، بازگشت سرمایه و بررسی بازخورد مشتری را بر عهده دارد. به این مجموعه از فعالیت ها «ثمربخشی و اثربخشی» گفته می شود.مقاله مرتبط: جذاب ترین و بهترین شعارهای تبلیغاتی دنیا کدام ها هستند؟تبلیغاتِ پیشبرد و ترویج، و جشنواره ها کلید بقا هستنداگر شرکت تبلیغاتی به بهترین شکل از پس سفارش مشتری بربیاید، خب خیلی هم عالی است و وظیفه ی تبلیغات به شکل مناسب صورت گرفته است، اما واقعیت این است که شرکت های تبلیغاتی برای بقا و موفقیت باید کسب و کارهای بیشتری را به سمت خود جذب کنند و مشتریان ت ...

ادامه مطلب  

چرا «روحانی» با وجود ناراضیان بسیار رئیس جمهور شد؟  

درخواست حذف این مطلب
گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم، دوازدهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران روز جمعه 29 اردیبهشت 96 برگزار شد. حسن روحانی رئیس جمهور کنونی کشورمان در این دوره از انتخابات با سیدابراهیم رئیسی، سید مصطفی هاشمی طبا و سید مصطفی میرسلیم رقابت کرد و توانست با کسب 57 درصد آرا مجدداً به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شود.خبرگزاری تسنیم در گفت وگویی با پرویز امینی تحلیلگر سیاسی و جامعه شناس نتیجه انتخابات دوازدهم و آرای کسب شده از سوی کاندیداها را به بحث و بررسی گذاشته است که در ذیل می خوانید.تسنیم: عرض سلام و تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید؛ صرف نظر از سایر ایام، شما پیش و پس از انتخابات مختلف، تحلیلهای قابل توجهی درباره شرایط سیاسی اجتماعی کشور ارائه کرده اید و بویژه پس از هر انتخاباتی، حداقل از سال 88 به این سو، تحلیلی درباره جامعه شناسی آرا ارائه کرده اید که برخی از آنها در قالب کتاب نیز عرضه شده است. میخواستیم با همین چارچوب جامعه شناسی، به انتخابات اخیر نیز بپردازیم. انتخاباتی که در آن 42 میلیون نفر شرکت کردند و نصاب بالایی از مشارکت به ثبت رسید. نخستین سوال این است که چرا علیرغم مشکلات اقتصادی که در کشور وجود دارد و ممکن است عده ای را به این اشتباه بیندازد که پس مردم انگیزه ای برای شرکت نخواهند داشت، مشارکت تا این حد بالاست؟**پرویز امینی: بنده هم خدمت شما سلام عرض می کنم؛ بله، مشارکت 42 میلیونی بیشترین نصاب عددی حضور در انتخابات 40 سال اخیر است که نسبت به دوره قبل حدود 6 میلیون افزایش رأی نیز در آن دیده می شود. این میزان مشارکت علی رغم نارضایتی گسترده اجتماعی، مشارکت قابل توجهی است که علاوه بر عناصری مثل مناظره های زنده، علل سه گانه ای می توان برایش در نظر گرفت.نخستین عامل «اعتبار صندوق رأی» است. در واقع مسیر پر فراز و نشیب انتخابات در ایستگاه های مهمی مثل دوم خرداد 76 و سوم تیر 84 و 22 خرداد 88 و نیز خرداد 24 خرداد 92 و... از یک سو و نیز انتخابات مجلس نهم که گزینه تحریم در آن پررنگ شد، نشان داده است که با هر تمایلی از نظر فکری و سیاسی، حضور در انتخابات، بر تحریم آن، برتری دارد. حتی منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی می دانند برای بهینه کردن شرایط کشور به نفع خود، می توانند بر روی صندوق رأی به عنوان یک راه مسالمت آمیز و بی هزینه، حساب کنند. مثلا نمادهای مخالفت با جمهوری اسلامی مثل ابراهیم یزدی، از نمادهای موافقت با جمهوری اسلامی مثل سعید جلیلی، به روحانی و خاتمی احساس نزدیکی و قرابت بیشتری می کنند. در واقع صندوق رأی در جمهوری اسلامی این انبساط و ظرفیت را دارد که مخالفینش را از موافقینش راضی تر کند.یکی دیگر از علل شکل گیری مشارکت 42 میلیونی، «دوقطبی شدن» انتخابات در هفته آخر با کنار رفتن قالیباف بود. این دوقطبی با افزایش سطح تضادها، میل مشارکت خصوصا به نفع روحانی را افزایش داد به طوری که در مناطقی مثل منطقه یک تهران که آراء روحانی حدود 80 در برابر 18/5 به نفع روحانی است، مشارکتی 80 درصدی را تجربه کرده است. یا مثلاً در منطقه 6 تهران که نسبت آرای آقای روحانی به رئیسی 85 به 13 درصد است، مشارکت نسبتاً بی سابقه 95 درصدی را مشاهده می کنیم.عامل سوم را میتوان بالنسبه «گفتمانی شدن انتخابات» دانست. رئیسی و روحانی در یک سطحی، ولو نه درجه اول، توانستند نزاع های گفتمانی را شکل بدهند و متناسب با نزاع گفتمانی، طبقات اجتماعی هوادار این گفتمان ها را به صحنه مشارکت در انتخابات بیاورند. روحانی با گفتمان تلفیقی توسعه و آزادی، طبقه متوسط شهری و محیط های نخبگانی، و رئیسی با گفتمان عدالت (سیدالمحرومین)، طبقات ضعیف و محروم و اقشار در حاشیه را تا حدودی بسیج کردند.البته روحانی از رئیسی در این باره موفق تر بود و توانایی نمایندگی گفتمان مورد نظر خود را بیشتر داشت. افزایش سطح مشارکت در طبقات متوسط به بالای شهری در شهری مثل تهران، این واقعیت را تأیید می کند.همچنین کاهش مشارکت در مناطقی که خاستگاه طبقات ضعیف و در حاشیه است نیز، این مسئله را تأیید می کند که رئیسی و به طور کلی جریان رقیب دولت، در مجموع نتوانسته گفتمان عدالت را تمام و کمال نمایندگی کند. به طور مثال، در قبال مشارکت 80 درصدی در منطقه یک با نسبت 80 به 18.5 به نفع روحانی، در منطقه 15 با کمترین فاصله رأی بین روحانی و رئیسی (52 در برابر 43) مشارکت 53 درصد است. کاهش مشارکت در روستاها به عنوان مناطق در حاشیه ای نیز نشان می دهد گفتمان عدالت در غیاب فردی مثل احمدی نژاد، بخشی از ظرفیت بسیج کنندگی هواداران خود را از دست داده است.** آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز نداردتسنیم: آقای روحانی در انتخابات 96 توانست 57 درصد آرا را کسب کند. گرچه این میزان رای در بین رؤسای جمهور گذشته کمترین درصد کسب آرا است اما میزان آرای روحانی در مقایسه با خودش در انتخابات یازدهم حدود 7 درصد افزایش داشته است. آرای 57 درصدی آقای روحانی را چگونه می توان تحلیل کرد؟ این رشد رای روحانی نسبت به سال 92 از کجا ناشی می شود؟** پرویز امینی: آرای روحانی به عنوان طرف پیروز انتخابات "یکپارچه" نیست و تفسیر "یکپارچه" نیز ندارد. البته به لحاظ رسانه ای و سیاسی روحانی و حامیانش تلاش کرده و می کنند که تفسیر یکپارچه ای از آنها ارائه کنند و مثلا این 57 درصد را نشانه "آری" به تصمیمات و مناسبات و شعارها و عملکرد و افکار طرف پیروز و "نه" به طرف مغلوب. از نظر شعارها و افکار و ...جا بیاندازند (البته طرف پیروز هر کس غیر روحانی نیز بود احتمالا همین کار را می کرد).اما واقعیت غیر از این است. بر پایه نظرسنجی هایی که فضای اولیه آرا و نیز روند تغییر آرا در طول رقابت های انتخاباتی و نیز نتایج نهایی آرا را با کمترین اختلاف درست پیش بینی کرده بودند. روحانی در آغاز رقابت های انتخاباتی حدود 35 تا 40 درصد آرا منفی (کسانی که گفته بودند قطعا به روحانی رای نمی دهند) و همین حدود آرا مثبت داشت. بعد از اولین مناظره آرا مثبت روحانی با چند درصد کاهش یافت و تا مرز سی درصد، پایین آمد و تا قبل هفته آخر انتخابات یعنی پیش از مناظره سوم و کنار رفتن قالیباف روحانی در بهترین حالت، از مرز چهل درصد آرا مثبت فراتر نرفت.بنابراین آرا روحانی در انتخابات دوازدهم دو بخش اصلی دارد. بخش حدودا چهل درصدی که آرا کم و بیش تثبیت شده وی در طول انتخابات است و بخش دیگر که بین 15 تا 20 درصد که در ده روز و یک هفته پایانی به روحانی اضافه شده است.** آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» 15 درصد آرای روحانی را تشکیل می دهدتسنیم: منظور از این 40 درصد همان آرای اصطلاحاً ایدئولوژیک آقای روحانی است که رای اصلاح طلبان محسوب می شود؟ یا همین 40 درصد را هم می توان به بخشهای مختلف تقسیم بندی کرد؟** پرویز امینی:نه. بخش چهل درصدی خود شامل دو دسته آرا است. آرا «ایدئولوژیک_سیاسی» که متعلق به بدنه معروف به اصلاح طلبی است که حدود 15 تا 20 درصد کل آرای روحانی را تشکیل می دهد. آراء ایدئولوژیک-سیاسی باثبات ترین آراست و هیچ کس بدون برخورداری از این آراء نمی تواند پیروز شود. خاتمی و احمدی نژاد و روحانی متکی به این پایگاه پیروز ادوار انتخابات ریاست جمهوری شده اند. مشکل امثال قالیباف ضعف در داشتن این آراء ایدئولوژیک-سیاسی است که در هر سه انتخابات شرکت کرده از آن بی بهره یا کم بهره بوده است. این آراء علاوه بر اهمیت کمی دارای ارزش کیفی اند. آرایی اند که فضاسازی انتخاباتی را به عهده دارند . روحانی به واسطه از پایگاه ایدئولوژیک موسوم به اصلاح طلبی در این انتخابات و انتخابات 92 استفاده کرده است. این پایگاه اکنون در فضای سیاسی و رسانه ای مدافع دولت اند و نقش تهاجم به منتقدان دولت را بر عهده دارند.بخش دوم این چهل درصد، آرایی «اجتماعی» است که یکی از دلایل جذب آنها توسط روحانی، مزیت گفتمانی وی در نمایندگی گفتمان توسعه و آزادی است که عمده طبقات متوسط شهری و بخش های متروپل و نیز نخبگان را در بر می گیرد. این فضای گفتمانی بااضافه فضای معرفتی و فکری کم و بیش سکولار جریان اصلاحات، با منافع اقلیت های مذهبی مثل اهل تسنن سازگاری بیشتری دارد و بنابراین کشش بیشتری در این مناطق برای رای به روحانی وجود دارد در حالیکه در همان مناطق با گرایش شیعی رای رییسی بیش از روحانی است. مثلا در استان سیستان و بلوچستان که دارای دو بخش سیستان و بلوچستان است دو جور رای دهی داریم. در مناطق سیستان مثل شهرستان زابل رییسی تقریبا دو برابر روحانی دارد. اما در بلوچستان حتی روستاهایی بودند که 100 درصد به روحانی رای داده اند. همچنین ذهنیت اجتماعی تمایل به دو دوره ای دیدن روسای جمهور در بخش های دیگر اجتماعی نیز در شکل دادن به این بخش از سبد آرا روحانی موثر بوده اند.تسنیم: بنابراین آقای روحانی تا چند روز مانده به انتخابات، رای زیر 50 درصد داشته است؛ آن 15 تا 20 درصد رایی که به او اضافه و منجر به آن شد که بتواند انتخابات را در دور اول به سود خود تمام کند، چگونه کسب شده است؟** امینی: بخش 15 تا 20 درصدی که در هفته پایانی انتخابات به روحانی اضافه شد و رای روحانی را از حدود 40 درصد به 57 درصد رساند آرا «سرنوشت ساز» انتخابات است که به شکل متفاوتی در سبد رای روحانی جای گرفت در حالیکه استعداد داشت مسیر دیگری را بپیماید. شواهد نظرسنجی ها نشان می دهد که در هفته آخر رای منفی روحانی از حدود 40 به حدود 25 کاهش پیدا می کند و در عوض رای مثبت روحانی از حدود 40 به بالای 55 ارتقا پیدا می کند. در واقع این بخش سرنوشت ساز آرا انتخابات را کسانی تشکیل می دهند که جزء ناراضیان از روحانی و دولت او هستند اما در رقبا به شکل ایجابی و سلبی ترجیحی پیدا نکردند تا از او عبور کنند.** رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب شدندتسنیم: یعنی این 15 الی 20 درصد را رقبای روحانی با عدم رقابت قدرتمند با او، تقدیمش کردند.کدام خطای رقبای روحانی، این فرصت را در اختیار او قرار داد؟** پرویز امینی: رقبای روحانی دو محدودیت و خطای عمده داشتند که نتوانستند این آرا را جلب کنند. اول اینکه نتوانستند به شکلی در انتخابات ظاهر بشوند که ایجابا نشان بدهند بهتر از روحانی و دولتش می توانند کشور را اداره کنند و بنابراین ترجیحی نسبت به ادامه روحانی در این بخش از مردم نتوانستند ایجاد کنند. مثلا عمده مسئله مردم و نیز نقطه ضعف روحانی مسایل اقتصادی مثل بیکاری و معیشت و نیز تا حدودی فساد بود اما منتقدان دولت در الگوی رقابتی خود کسی را نداشتند که به طور طبیعی این مسایل را نمایندگی کند و با کنار رفتن قالیباف که تا حدودی از نظر کارایی مزیت هایی بر روحانی داشت، موضع ایجابی جریان منتقد دولت ضعیف تر شد. در این بخش از جامعه در مقایسه بین رییسی و روحانی، رییسی به دلیل آن که کاراکتر اقتصادی و مدیریتی شناخته شده نداشت، نتوانست اعتماد این بخش را برای حل مسایل اقتصادی کشور جلب کند.مسئله دوم، ترجیح سلبی روحانی بود. رقبای روحانی مقهور بازی هراس افکنی از رقیب او در موضوعاتی مثل ناامنی ناشی از جنگ بر اثر تغییر روابط خارجی و نیز از بین رفتن آزادی های مدنی و اجتماعی و سیاسی با آمدن رقبای وی شدند. آنها با این هراس افکنی، باعث شدند این بدنه ناراضی از روحانی بین انتخاب گزینه بد و بدتر قرار گیرد که در این دو گانه روحانی در موقعیت «بد»، نسبت به رییسی در موقعیت «بدتر» ترجیح پیدا کرد. ملاق ...

ادامه مطلب  

این روحانی، روحانی دیگری است  

درخواست حذف این مطلب
هفته نامه مثلث - امید کرمانی ها: فضای پساانتخابات ریاست جمهوری در این روزها محل بحث و تحلیل است و یکی از مهم ترین موضوعات مورد تحلیل نیز ویژگی های رفتاری، کرداری و عملکردی آقای روحانی در چهار سال آینده است. به نظر شما آقای روحانی جدید در دولت دوازدهم چه تفاوت هایی با آقای روحانی دولت یازدهم خواهد داشت؟- با توجه به تغییر شرایط، آقای روحانی قوت هایی یافته و ارتباطات معنی داری با جریانات سیاسی پیدا کرده که قطعا در رفتارش تاثیر خواهد گذاشت. او با رأی 57 درصدی رئیس جمهور منتخب مردم شد که نسبت به سال 92 نتیجه بهتری محسوب می شود. آقای روحانی می تواند به عملکرد خودش در چهار سال گذشته تکیه بیشتری کند. در واقع رأی اعتماد دوباره مردم به آقای روحانی معطوف به عملکرد چهار سال گذشته است. ثانیا ارتباطات آقای روحانی با جریانات سیاسی خیلی شفاف شده، در صورتی که در دولت یازدهم این طور نبود. اصولگراها، اصلاح طلبان و حزب اعتدال و توسعه سال 92 پیروزی آقای روحانی را به نفع خود تعبیر و تفسیر می کردند. در واقع هر کدام این پیروزی را منتسب به خود می دانستند و حتی برخی ها سهمی را برای دیگران قائل نبودند اما آقای روحانی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری تمام تکیه اش بر اصلاح طلبان بود. تمام ستادهای انتخاباتی اش توسط اصلاح طلبان اداره می شد و جریانات دیگر در پیروزی آقای روحانی ادعایی ندارند، بنابراین آقای روحانی امروز آقای روحانی دیگری است. الان هویت اصلاح طلبی اش محرز بوده، حتی اگر خودش در جامعه روحانیت مبارز باشد یا این که هنوز اعلام نکند اصلاح طلب است. از این نظر هم اوضاع کاملا شفاف شده و آقای روحانی هم منتسب به جریان اصلاحات است. به ویژه آن که آقای اسحاق جهانگیری، معاون اول او خودش را نامزد اصلاح طلبان عنوان و به آقای روحانی در مناظرات کمک شایانی کرد. بنابراین هویت آقای روحانی با هویت مواضع و عملکرد او نسبت به سال 92 شفاف شد. هر چند ما در این دوره حمایت صریح آقای ناطق نوری و آقای لاریجانی را از آقای روحانی داریم و آقای روحانی مقداری فراجناحی می شود اما ارتباطات او نسبت به گذشته شفاف شده است و به نظر می آید با توجه به این که 4 سال رئیس جمهور و چهره شناخته شده ای بود با این ارتباطاتی که با جریانات سیاسی پیدا کرد، در موقعیت بسیار قوی تری از گذشته قرار دارد.به نظر شما نگاه آقای روحانی به حوزه سیاست خارجی چطور خواهد شد؟ برخی منتقدان او می گفتند گرایش دولت یازدهم بیشتر به سمت غرب است، آیا با آمدن ترامپ آقای روحانی تلاش خواهد کرد در کسوت رئیس جمهوری دوازدهم تعادل در سیاست خارجی را به سمت شرق مدیریت کند؟- این تعریفی است که منتقدان و مخالفان دارند و می گویند که «آقای روحانی نگاه به غرب را دنبال می کند» اما در واقعیت این طور نیست. آقای روحانی طرف حسابش گروه 1+5 است که شامل شرق و غرب می شود و برجام را هم در مقابل این کشورها متعهد به اجرا شد، بنابراین معتقدم این تهمتی است که به آقای روحانی زده می شود. کسانی که تکیه آنها بر شرق است و مقابل غرب ایستادند شاید بتوانند چنین تعبیری را بیان کنند و بگویند «آقای روحانی چون مثل ما نیست، پس بر ماست یعنی ما با شرقیم و او با غرب است»، در حالی که آقای روحانی نگاه متعادلی به ارتباطات و سیاست خارجی کشور دارد.مشخصا درباره ارتباط با آمریکا، آقای روحانی هنگام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نگاهش این بود که باید برویم با کدخدا مشکلات مان را حل و فصل کنیم. بر همین اساس وقتی بر صندلی ریاست جمهوری نشست و چندی بعد برای شرکت در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل راهی نیویورک شد، با اوباما تلفنی صحبت کرد، حالا با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا به نظر شما آقای روحانی جدید چه رویکردی را در قبال دولت واشنگتن دنبال خواهد کرد، آیا فصل جدیدی را در روابط دو کشور خواهد گشود یا برعکس با توجه به رفتارهای ترامپ، نگاهش را نسبت به آمریکا تغییر خواهد داد؟- آقای روحانی و وزارت خارجه جمهوری اسلامی از قبل مواضع و ارتباطات شان با شرق و غرب به ویژه آمریکا تعریف شده بود. اینها در چارچوب برجام با هم مراودات و مناسباتی داشتند و سعی می کردند سیاست های شان را تنظیم کنند. البته آقای ترامپ هم به لحاظ وابستگی به حزب جمهوریخواه و هم به لحاظ شخصیت فردی کاملا با آقای اوباما متفاوت است، این می تواند در روابط بین ایران و آمریکا تاثیر بگذارد اما قطعا ایران برای تغییر یا سردتر کردن روابط دو جانبه با آمریکا پیشگام نخواهد بود. بیشتر یک حالت صبر و انتظار مقابل ترامپ در دنیا مشاهده می شود. حتی کشورهای اروپایی و روسیه نیز حالت صبر و انتظار دارند. برخی رفتارهای آقای ترامپ را اصل تلقی نمی کنند، بلکه یک نوع عدم تعادل شخصیتی از ناحیه آقای ترامپ می بینند نه یک سیاست رسمی از طرف آمریکا، چون بالاخره آمریکا یک ساختاری دارد که رئیس جمهور هم بخشی از آن است، بنابراین فکر می کنم هنوز آن حالت صبر و انتظار برطرف نشده و ترامپ به تعادل نرسیده و نمی شود روی رفتارهای او حساب کرد؛ قطعا آقای روحانی نیز این مسئله را لحاظ خواهد کرد.در ابتدای صحبت خود اشاره کردید که آقای روحانی با آقای روحانی دولت یازدهم تفاوت هایی کرده است و رویکرد سیاسی اش شفاف تر شده، الان بحث این است که در چینش کابینه دولت آینده بیشتر به سمت اصلاح طلبان میل کند یا این که حزب اعتدال و توسعه می کوشد بیشتر ظهور و بروز در کابینه پیدا کند تا بعد از دولت دوازدهم بتواند در معادلات سیاسی کشور حرفی برای گفتن داشته باشد و جناحی را تحت عنوان اعتدال لیدری کند؟- چینش کابینه دولت یازدهم در شرایط سختی انجام شد چون آقای روحانی مجلس نهمی را پیش رو داشت که در مقابلش قد علم کرده و عَلَم مخالفت برافراشته بود و سعی می کرد تا جایی که می تواند دست و پای آقای روحانی را ببندد و خط و نشان هایی برای وزرا بکشد تا آنها قادر به اعمال تغییراتی در زیرمجموعه خود نباشند و نیروهایی که از لحاظ سیاسی منتسب به مجلس نهم بودند سر کار بمانند و تا حدودی هم مجلس نهم در این رابطه موفق شد. ما آن زمان می دیدیم با وجودی که آقای روحانی خیلی مواضع صریح و شفافی را بروز می داد اما وزرا این گونه نبودند و همه دست به عصا راه می رفتند و از نمایندگان حساب می بردند اما با روی کار آمدن مجلس دهم مقداری اوضاع تغییر کرد، منتها دیگر زمانی به عمر کابینه نمانده بود. با روی کار آمدن مجلس دهم خبرهای موثقی رسید که شش وزیر عوض می شوند اما تجدید نظر صورت گرفت و کار متوقف شد.البته در آبان ماه سال 95 آقای روحانی سه وزیر آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و فرهنگ و ارشاد اسلامی را تغییر داد.- بله، سه وزیر عوض شدند اما آقای روحانی سه وزیری را برای اخذ رأی اعتماد به مجلس دهم معرفی کرد که نتوانستند از مجلس نهم رأی اعتماد بگیرند اما از مجلس دهم رأی اعتماد گرفتند. اینها نشانه هایی است که مجلس دهم با آقای رئیس جمهور همراه است، به رغم اینکه ممکن است انتقادهایی هم به عملکرد دولت دارد. بنابراین امروز روابط و همکاری آقای روحانی با مجلس دهم شفاف تر خواهد بود، نسبت به روابطی که او با مجلس نهم داشت. به عبارت دیگر دست آقای روحانی در انتخاب وزرا و اعضای کابینه کاملا باز است چون فراکسیون امید مجلس درباره رأی اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم می تواند نقش تعیین کننده ای را ایفا کند. ارتباطات با هیات رئیسه شورای عالی سیاستگذاری و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان و آقای خاتمی از آقای روحانی دیگر پشتوانه ای است که آقای روحانی می تواند با اتکا به آن کابینه خود را چینش کند. آقای روحانی نیز بعد از انتخابات نامه نوشت و از آقای خاتمی اسم برد و تشکر کرد. بنابراین در این چارچوب پیش ب ...

ادامه مطلب  

چرایی رکوردزنی سیستان و بلوچستان در رای به روحانی  

درخواست حذف این مطلب
در جنوب بلوچستان، در روستایی 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود.عصر ایران؛ یوسف ناصری- استان سیستان و بلوچستان همراه با استان کردستان در انتخابات 29 اردیبهشت 1396 بالاترین درصد رای را در کل کشور به آقای حسن روحانی رئیس جمهور مستقر داده است. در این انتخابات حسن روحانی 73 درصد از آرای مردم این استان را به دست آورد و تعداد 875 هزار و 694 رای کسب کرد و آقای رئیسی 314 هزار رای را از این استان داشت. (هم کردستان و هم سیستان و بلوچستان هر دو 73 درصد و اختلاف بر سر دهم درصد است).استان سیستان و بلوچستان از دو بخش کلی «سیستان» تسکیل می شود و همچنین «بلوچستان». سیستان محدوده شمال استان را در بر می گیرد و شامل شهرستان های زابل، زهک، نیمروز، هامون و هیرمند می شود. در 4 شهرستان سیستان آقای رئیسی رای بالاتری داشت و آقای روحانی فقط در شهر هیرمند رای بالاتر را به دست آورد. منطقه بلوچستان ناحیه مرکزی و جنوبی استان را در بر می گیرد و شامل 14 شهرستان زاهدان، ایرانشهر، خاش، چابهار، سراوان، سرباز، سیب و سوران، فنوج، قصر قند، کنارک، مهرستان، میرجاوه، نیک شهر و دلگان است. در شهرستان دَلگان که جزو بلوچستان و چسبیده به استان کرمان است، آقای رئیسی رای بالاتر را آورد و در 13 شهرستان منطقه بلوجستان استان سیستان و بلوچستان و از جمله در زاهدان، چابهار و ایرانشهر، آقای روحانی رای بالاتر را به دست آورد.با وجود مشکلات متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی، مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به حسن روحانی دادند. در سال 94 یکی از نمایندگان شهرستان های این استان گفته بود که بیش از 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر مطلق هستند.عصر ایران در گفت و گو با دکتر پیمان فروزش سعی کرده است که وضعیت این استان را کند و کاو کند و تا حد امکان شناخت دقیقی به دست آید و مشخص شود چگونه اکثریت مردم استان سیستان و بلوچستان رای بالاتری به آقای روحانی داده اند و چگونه در این استان وعده های اقتصادی کاندیدای رقیب روحانی به طور کامل موثر واقع نشده است.فروزش در دوره های ششم و هفتم نماینده مردم شهرستان زاهدان در مجلس بوده و دکترای کشاورزی با گرایش ژنتیک بیومتری دارد.گفت و گوی ما را با دکتر پیمان فروزش را می خوانید.****در انتخابات سال 92 آقای روحانی 73 درصد در استان سیستان و بلوچستان رای آوردند. در سال 96 هم باز آقای روحانی 73 درصد در این استان رای آورده اند. استان سیستان و بلوچستان جزو استان هایی است که بالاترین رای را به آقای داده است. چرا این استان پایگاه اجتماعی ثابت بوده برای آقای روحانی و به طور کلی اصلاح طلبان؟-ما در استان سیستان و بلوچستان، هم در دوره گذشته و هم در انتخابات اخیر رای اول را در کل کشور به آقای روحانی دادیم. به دنبال این هستیم تفکر اصلاحات و تفکر اعتدال را پی بگیریم. در گفت و گوهایی که با مردم داشتیم همه را به این موضوع توجه دادیم که این گفتمان، برتری دارد و باعث می شود حاکمیت و نظام، استمرار پیدا کند و آینده خوبی را برای کشور رقم بزند. ما در این دوره 73.78 درصد رای به آقای روحانی دادیم و ستادهای انتخاباتی آقای روحانی در این استان، ستادهای برتر کشور شد. از طرف دیگر، شعور و بالندگی بسیار بالایی در استان سیستان و بلوچستان شکل گرفته است. در این دوره از انتخابات، تعداد 420 زن برای شوراهای شهر و روستا رای آوردند. *ظاهرا استان سیستان و بلوچستان بالاترین رای را بین کل استان های کشور به آقای روحانی داده است.-بله. استان ما بالاترین رای را به آقای روحانی داده است. در استان سیستان و بلوچستان 73.05 درصد آرا به آقای روحانی داده شده. استان کردستان با 72.8 در رای دادن به آقای روحانی در رتبه دوم است. استان سوم، تهران است. چهارم، گیلان است و پنجم نیز کرمانشاه است. ما رتبه یک را در هر سه مولفه کسب کردیم. استان کردستان، در رای ندادن به آقای رئیسی، در رتبه اول قرار دارد.*اکثر شهرستان های منطقه سیستان در استان سیستان و بلوچستان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند و اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان هم رای بالاتری به آقای روحانی داده اند. چرا چنین حالتی در رای دادن اتفاق افتاده است؟-ما 19 شهرستان داریم. در حوزه سیستان 5 شهرستان داریم که در 4 شهرستان آن آقای رئیسی رای بالاتر آورده بود. در تمام شهرستان های حوزه بلوچستان، آقای روحانی رای بالاتر را آورد.*فقط شهرستان دَلگان در منطقه بلوچستان، رای بیشتری به آقای رئیسی داده است.-بله. از منطقه بلوچستان فقط در یک شهرستان آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. *از منطقه سیستان فقط یک شهرستان به آقای روحانی رای بالاتری داده و در منطقه بلوچستان هم یک شهرستان که «دَلگان» است، رای بالاتری به آقای رئیسی داده است. اما اکثریت شهرستان ها در سیستان به یک صورت رای داده اند و اکثریت شهرستان های بلوچستان هم به یک صورت. یعنی سیستان به آقای رئیسی رای بالاتری داده و بلوچستان به آقای روحانی رای بالاتری داده است. چرا اکثریت شهرستان ها در دو منطقه سیستان و همچنین بلوچستان به این صورت رای داده اند؟-آقای رئیسی دو، سه تا خصوصیت ارائه داده بود. یکی این که سیّد است. مردم سیستان یک مقدار در این زمینه علاقه بیشتری دارند. یکی هم این که درباره وابستگی و رگ و ریشه آقای رئیسی، گفتند سیستانی است. یعنی این طور عنوان کردند که پدر آقای رئیسی متولد دشتک زابل است. اینها عواملی بودند که آقای رئیسی رای بالاتری در آنجا آورد. البته بعضی از مدیران آنجا از دولت آقای احمدی نژاد بودند و عوض هم نشده بودند. این هم یکی از مولفه بود و آن مدیران، هنوز تفکرات دولت قبلی را ادامه می دادند. *در کدام شهرستان از نیروهای دولت آقای احمدی نژاد هستند؟-دقیق نمی دانم ولی بعضی از فرمانداران تغییر نکرده بودند. فرماندار زابل از دوران آقای احمدی نژاد بوده است. *در سال 92 استان سیستان و بلوچستان 770 هزار رای به آقای روحانی داده و در سال 96 هم 875 هزار رای. افزایش حدودا 95 هزاری اتفاق افتاده است. این افزایش مقدار رای دادن به آقای روحانی ناشی از چه هست؟-ما وقتی ستاد انتخاباتی آقای روحانی را در استان سیستان و بلوچستان راه اندازی کردیم بستر را فراهم کردیم برای مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور. یعنی در راه اندازی ستاد و این که نماینده آقای روحانی در استان بودم، دیدگاهم این بود که ما ستاد را برای این دو عامل مهم راه اندازی کنیم. در هر دو موضوع هم رکورد زدیم. یعنی شعاری که در زمینه مشارکت حداکثری و رکوردزنی در کل کشور داده بودم، عملی شد ولی مولفه های دیگری هم تاثیر داشتند. حضور بسیار مستحکم آقای مولوی عبدالحمید را در این انتخابات داشتیم و علمای دیگر. این علما، همه همسو بودند و همه تلاش کردند. مردم نیز تبعیت کردند از منویاتی که هم مقام معظم رهبری در مشارکت حداکثری داشتند و هم علما که بر این موضوع تاکید کردند. از سوی دیگر وضعیت فقر و بیکاری در استان سیستان و بلوچستان، نابسامان است. * البته مولوی علی احمد سلامی که از علمای اهل تسنن استان و نماینده مردم استان سیستان و بلوچستان مجلس خبرگان هستند از آقای رئیسی حمایت کردند. -بله. ما می بینیم که آقای مولوی علی احمد سلامی هم یکی از علمای برجسته استان هستند ولی میزان نقوذشان همین اندازه ای بود که ارائه شد. در طرف دیگر آقای مولوی عبدالحمید بود که در سطح استان و بعضی از نقاط کشور نفوذ و محبوبیت دارند. در همایش تجلیل از فعالان ستادهای انتخاباتی روحانی که روز سوم خرداد در تهران برگزار شد آقای مولوی عبدالحمید هم سخنرانی کردند.*این دو عالم استان یعنی مولوی عبدالحمید و مولوی سلامی، از شخصیت های برجسته و شناخته شده اهل سنت در استان هستند یا این که علمای معروف دیگری هم در این حد و اندازه در استان زندگی می کنند؟-ما علمای دیگری هم داریم. آقای مولوی سلامی، نماینده ما در مجلس خبرگان هستند. از علمای شیعه آیت الله سلیمانی هستند که ایشان تاثیر زیادی در این انتخابات داشتند. امام جمعه زاهدان هستند و با بینش بلندی این انتخابات را پیگیری می کردند. من هم مستمرا با ایشان در ارتباط بودمآقای مولوی عبدالرحمن ملازهی نیزدر چابهار هستند. ایشان هم یکی از برجسته ترین علمای ما در حوزه جنوب بلوچستان هستند و بسیار پیگیر بودند. منویات اعتدال و تفکر اصلاحات و تدبیر را پیگیری می کنند.آقای مولوی حسین پور و مولوی ساداتی در سراوان هستند. این دو بزرگوار هم خیلی پیگیر بودند. در سیستان نیز حاج آقا طباطبایی که از سادات هستند خیلی پیگیر بودند. در خاش آقای مولوی عثمان، خیلی پیگیر بودند برای این تفکر.به هر ترتیب جمع علما و مردم این را نشان داد که ما در استان سیستان و بلوچستان، رتبه یک را در رای دادن به آقای روحانی آوردیم. *در ناحیه سیستان، شیعیان اکثریت جمعیت را دارند و در بلوچستان هم شیعیان زندگی می کنند و هم اهل تسنن. اگر مقایسه کنیم رای مردم سیستان با رای شیعانی در قسمت بلوچستان هستند تفاوت اساسی دارد؟-ما الان به کل استان نگاه می کنیم. یعنی ما مردم استان را تفکیک نمی کنیم. *هر آدمی حق دارد به صورتی که دوست دارد رای بدهد. اما در قسمت سیستان که اکثریت آن شیعه هستند نوع رای دان آنها با بقیه استان متفاوت است.-در آنجا درصد شیعه و سنی در حد 70 به 30 یا 60 به 40 است. در حوزه سیستان هم ما اهل تسنن داریم و 40 درصد یا 30 درصد از جمعیت آنجا اهل تسنن هستند. الان که این اتفاق افتاده است این نتیجه کل استان است. انتظار ما بر این است که ریاست محترم جمهور و هیات دولت توجه مثبتی به استان داشته باشند و مطالبات مردم را جدی تر بگیرند. *شهرستان دَلگان در قسمت بلوچستان است و همسایه استان کرمان. در استان کرمان شهرستان های قلعه گنج و رودبار جنوب همسایه شهرستان دلگان در سیستان و بلوچستان هستند. در آن شهرستان های کرمان، رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند. در دلگان هم آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. چرا در دَلگان به این صورت رای داده شده و اکثریت آن متفاوت از 13 شهرستان منطقه بلوچستان عمل کرده اند؟-در دَلگان، جمعیت اهل تشیع ما بیش تر از اهل تسنن است. البته استان سمنان هم که محل تولد آقای روحانی است رای بالاتر را به آقای رئیسی داده است.*شهرستان دلگان در استان سیستان و بلوچستان که در رای دادن به آقای رئیسی وضعیت مشابه شهرستان های جنوب کرمان را دارد چگونه تحلیل می کنید؟-ما الان نگاه خودمان را به این موضوعات معطوف نمی کنیم. چون همه این کاندیداها مورد تایید نظام بودند ما تفکیکی نخواهیم داشت. یعنی الان در یک فاز دیگر قرار گرفته ایم. ما به میانگین استان نگاه می کنیم.*استان سیستان و بلوچستان که در رای دان به آقای روحانی جزو بالاترین بوده است. -ما فعلا دنبال این پیگیری مسائل خودمان هستیم. در شهرستان دلگان هم حتما شرایطی وجود داشته است و به این صورت رای داده اند. در شهرستان دلگان ممکن است دولت نتوانسته عملکرد خودش را به اطلاع مردم برساند یا ممکن است ما عملکرد دولت را به زبان مردم دیر به اطلاع رسانده باشیم. *شهرستان هیرمند تنها شهرستان از 5 شهرستان منطقه سیستان است که به آقای روحانی رای بالاتری داده. در هیرمند 15 هزار به آقای روحانی رای داده داده اند و 11 هزار به آقای رئیسی. شما اطلاعات خاصی از شهرستان هیرمند دارید و این نوع رای دادن؟-اکثریت آن شهرستان با اهل سنت است. چون در ترکیب جمعیتی آنجا، جمعیت اهل تسنن بیش تر است. *در شهر زابل آقای روحانی 27 هزار رای آورده و آقای رئیسی 51 هزار رای. این رای دو برابری آقای رئیسی در زابل را ناشی از چه می دانید؟-آقای رئیسی از سادات بود و مردم سیستان به سادات، علاقه عجیبی دارند. دوم این که آقای رئیسی رگ و ریشه ای در سیستان دارد. مطالباتی هم بود و بعضی ها ممکن است از خدمات دولت برخوردار نشده باشند. برخی مسئولان نیز با دولت هماهنگ نبودند. زابل دو نماینده در مجلس دارد که یک نماینده، طرفدار آقای رئیسی بود و یک نماینده شان هم از آقای روحانی حمایت کرد. همه اینها تاثیرگذار بود. *طبق سرشماری سال 95 سیستان و بلوچستان 2 میلیون 755 هزار نفر جمیعت دشاته است. یک میلیون و 345 هزار نفر در مناطق شهری بوده اند و یک میلیون 427 هزار نفر در نقاط روستایی. نقاط روستایی استان حدودا 80 هزار بیش از شهرها جمعیت دارد. اگر فرض کنیم مناطق روستایی وعده های اقتصادی را بیشتر ترجیح می دهند چرا جمعیت زیادتر مناطق روستایی در سیستان و بلوچستان، تاثیر خاصی در رای دادن نگذاشته است؟-در کل استان این طور بود. ما روستاهایی داشتیم که آب برای خوردن نداشتند اما 100 درصد به آقای روحانی رای دادند. *این نوع رای دادن در چه مناطقی بوده است؟-در جنوب بلوچستان، روستاهایی داشتیم که 100 درصد به آقای روحانی رای دادند و حتی یک رای هم به آقای رئیسی نداده بودند. این هم جزو پدیده های این دوره از انتخابات بود. روستاهای ما با این که در اوج فقر بودند و میزان فقر 100 درصد بود و آب آشامیدنی سالم نداشتند ولی به آقای روحانی رای دادند.ما وقتی نتایج روستاها را بررسی کردیم متوجه شدیم که چنین وضعیتی اتفاق افتاده است. ما در این شاخص هم در رتبه اول هستیم. یعنی استان ما در «نه» گفتن به وعده سه برابری یارانه ها، در رتبه اول قرار دارد.*آقای روحانی در شهرستان زاهدان رای بالاتری نسبت به آقای رئیسی کسب کرده است. اکثر شهرستان های منطقه بلوچستان به آقای روحانی با تفاوت بسیار زیاد رای داده اند. آقای روحانی در زاهدان 178 هزار رای آورده و اقای رئیسی 107 هزار رای. چرا زاهدان آرای آقای روحانی و آقای رئیسی در شهرستان زاهدان نسبتا نزدیک به هم است؟-در شهر زاهدان این اتفاق افتاد. چون ترکیب جمعیتی آن متفاوت از بقیه شهرهای منطقه بلوچستان است. در زاهدان جمعیت اهل تسیع، نسبت به شهرهای جنوب استان، بیش تر است. از طرف دیگر 11 نفر از اعضای شورای شهر زاهدان از لیست ما انتخاب شدند. همان لیستی که ما از ان حمایت کردیم یعنی جریان اصلاح طلبی. هر 11 کاندیدای ما انتخاب شدند و یک نفر از جریان اصول گرایی هم انتخاب نشد. این هم یک پدیده دیگر است.*در 14 شهرستان که آقای روحانی رای بالاتر را کسب کرده از کل 19 شهرستان استان سیستان و بلوچستان، به غیر از زاهدان و هیرمند، رای آقای روحانی با آقای رئیسی فاصله بسیار زیادی دارد. این فاصله زیاد رای آقای روحانی در شهرستان هایی مثل سیب و سوران و خاش، عمدتا به خاطر نوع رای دادن مردم اهل سنت است؟-بله. در این دوره چند موضوع را، بیش تر برای مردم تبیین کردیم. یکی این که جمعی رای بدهند و این موضوع باعث مشارکت حداکثری می شود. چون در بعضی جاها نرخ کم سوادی یا بی سوادی، بیش تر بود دنبال این بودیم که یک راهکار پیدا کنیم و مردم رای بیشتری بدهند. یعنی همه رای بدهند. یک مشارکت حداکثری را دنبال می کردیم.یک موضوع دیگر، نفوذ کلام آقای مولوی عبدالحمید بود. البته مقام معظم رهبری بر مشارکت حداکثری تاکید زیادی داشتند.آقای سلیمانی امام جمعه زاهدان نیز بر مشارکت حداکثری مردم تاکید کردند. این تاکیدها باعث شد که مشارکت حداکثری در استان سیستان و بلوچستان بیفتد. *در شهرستان سیب و سوران تعداد 33 هزار آقای روحانی رای آورده و هزار و 500 رای آقای رئیسی. در قصرقند آقای روحانی 22 هزار و آقای رئیسی 4 هزار رای. در سیب و سوران یا قصرقند این 4 هزار یا آن 1500 نفری که به آقای رئیسی رای داده اند به نظر شما آنها چگونه این نوع رای دادن را انتخاب کرده اند؟-ما وقتی صندوق های رای نگاه می کردیم مثلا عوامل اجرایی صندوق بودند که به آقای رئیسی رای داده بودند. مردم به آقای روحانی رای می دادند. در کل 19 شهرستان استان ما، در رای دادن به آقای روحانی شهرستان سیب و سوران بالاترین درصد رای را از لحاظ شهری در کل کشور دارد. یعنی بالای 95 درصد است.*آن 1500 رای در شهرستان سیب و سوران به آقای رئیسی، واقعا همه آنها رای عوامل اجرایی و منشی های صندوق رای است در شهرستان سیب و سوران؟-تقریبا همین طور است و رای های اداری ممکن است باشد. *در شهرهای سیستان یعنی زابل، زهک، نیمروز و همچنین هامون که رای بالاتری به آقای رئیسی داده اند رای نفر اول چندین برابر نفر دوم نیست و شبیه شهرستان های جنوبی منطقه بلوچستان استان سیستان و بلوچستان نیست. چرا در شهرستان های زابل رای کاندیداها به هم نزدیکتر است؟-در سیب و سوران یا شهرستان های بلوچستان، به دلیل تفکر اصلاح طلبی و نفوذ علما و یکدست بودن باعث شد که به این صورت رای داده شود. در آنجا اتحاد عجیب و غریبی وجود دارد. ما هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کردیم. تا الان هم آن اتحاد و انسجام را حفظ کرده ایم. اما در شمال استان، بیش تر روی آقای رئیسی اجماع شده بود و آن را پیگیری می کردند. یعنی بابت سید بودن و همشهری بودن.*در شهرستان هامون در منطقه سیستان، آقای روحانی 6 هزار رای آورده و آقای رئیسی 16 هزار. این رای سه برابری آقای رئیسی به خاطر همین مسائلی می دانید که مطرح کردید؟-بله. همین چند عامل موثر بوده است. همچنین فرماندار آنجا نتوانسته است در این مدت، انسجام عملکرد دولت را تبیین کند که آقای روحانی رای بالاتری کسب کند.*در شهرستان نیمروز هم آقای روحانی 7 هزار رای آورده و آقای رئیسی 17 هزار. در شهرستان نیمروز چرا تا این حد تفاوت وجود دارد؟-همه اینها شبیه هم هستند. در ناحیه سیستان در شهرهای که اهل تشیع یا سیستانی بیش تری دارد، آقای رئیسی رای بالاتری آورده است. در شهرستان هیرمند در همان ناحیه سیستان که آقای روحانی رای بالاتری به دست آورده جمعیت اهل تسنن، بیش تر است. *استان سیستان و بلوچستان مشکلات اقتصادی و بهداشتی متعددی دارد از جمله این که آب آشامیدنی و سالم در صدها روستای این استان وجود ندارد یا نرخ بیکاری در حد بالایی است و همچنین فقر بالایی وجود دارد.انگیزه اصلی اکثریت شهرستان های بلوچستان در رای دادن به آقای روحانی همان تبعیت از علمای خودشان بوده یا انگیزه دیگری هم داشته اند؟-انسجامی که در استان ما شکل گرفته است محوریت آن با علما است. بر اساس ان بوده است که مردم توانسته اند جمع شوند و انسجام داشته باشند. به خاطر انسجامی که وجود دارد در دوره های قبلی هم وقتی می گفتیم به یک نفر رای بدهند همه به آن یک نفر رای می دادند. *آقای پشنگ نماینده سابق خاش و میرجاوه در تیر ماه 1394 گفته بود که بالای 70 درصد استان سیستان و بلوچستان زیر خط فقر هستند. واقعا چنین وضعیتی در استان وجود دارد؟-بله. نرخ بیکاری ما 46 درصد است. یعنی از 100 نفر آدم در سیستان و بلوچستان، تعداد 46 نفر بیکار هستند. در بعضی مناطق استان*ولی بالاترین نرخ بیکاری که مرکز آمار اعلام کرده است در کرمانشاه بوده و استان کرمانشاه با 22 درصد بدترین نرخ بیکاری را در کل کشور داشته و نرخ بیکاری بقیه استان ها پایین تر از استان کرمانشاه بوده اند. این نرخ رسمی است.-در نرخ های رسمی میانگین می گیرند و آن عدد را می گویند. مثلا میانگین نرخ بیکاری کل کشور 10 درصد است ولی در استانی مثل سیستان و بلوچستان 46 درصد است. ما می دانیم که حقیقتا چنین وضعیتی وجود دارد. نرخ بیکاری بالای 46 درصد است. در چابهار درصد فقر 64 درصد است. یعنی 64 درصد جمعیت چابهار زیر خط فقر هستند.*این آمار فقر آیا مستند است و آمار و ارقام خاصی در اختیار دارید؟-این آمار، دقیق است. خیلی از مناطق ما کمبود آب اشامیدنی دارند. در شهر چابهار ممکن است مردم در طول شبانه روز 4 ساعت یا 5 ساعت آب داشته باشند و بقیه ساعات شبانه روز آب ندارند. مشکل برق داریم. وضعیت نابسامان است. یعنی وضعیت مناسبی نیست.فاصله تمامی میانگ ...

ادامه مطلب  

طبقه متوسط مدام حاکمیت را غافلگیر کرده است  

درخواست حذف این مطلب
با اخبار سیاسی بیست ستون همراه باشیدابراهیم اصغرزاده زمانی پرچمدار شعار «مرگ بر آمریکا» بود و از طراحان تسخیر سفارت آمریکا و از همرزمان معصومه ابتکار در سال 58 به شمار می رفت. اما به هر روی گذر زمان و حوادث روزگار یا دلایلی دیگر، موجب شد تا دیپلماسی را به انقلابی گری ارجح بداند و مذاکره و گفتگو را برگزیند. او این روزها در شمار تئوریسین های مطرح جریان اصلاحات به شمار می آید و آراء و تحلیل هایش در رسانه های درون مرزی و فرامرزی مورد توجه قرار می گیرد.گفتگوی پیش روی تان تحلیلی است بر حوادث و رویدادهایی که در بهار96 در سپهر سیاسی ایران رخ داده است؛ از انتخابات ریاست جمهوری بیست و نهم اردیبهشت ماه، پیروزی قاطعانه اصلاح طلبان در شورای شهر تهران و هت تریک شکست های اصولگرایان گرفته تا تحریم قطر توسط کشورهای عربی و وقوع حوادث تروریستی در مجلس شورای اسلامی و حرم امام(ره).در یک بعدازظهر گرم در ماه رمضان به دفتر دکتر ابراهیم اصغرزاده، عضو دوره اول شورای شهر تهران، نماینده مجلس سوم و روزنامه نگار رفتیم و با او به گفتگو نشستیم. متن ذیل مشروح تحلیل های دکتر اصغرزاده است که در ادامه می خوانید:به نظر شما هدف تروریست ها در عملیات اخیر که منجر به شهادت و جراحت تعدادی از هموطنان عزیزمان شد، چه بود؟ تحلیل شما از زمان و دامنه این حمله ناجوانمردانه به تهران چیست؟صرف نظر از آنکه هدف چه نهاد یا چه اشخاصی باشد هر عملیات تروریستی که از خارج مرز علیه اهالی داخل یک کشور سازماندهی و هدایت شود تهاجم علیه کشور هدف تلقی می شود. در این مورد خاص هم ضربه به منافع ایران آن هم با حمله به نقاطی مهم و حیثیتی در مرکز کشور بوده است. هدف، قبل از هر چیز بی ثباتی و ناامن سازی اوضاع کشوری است که مردم صلح دوست آن دیرزمانی است اهداف عدالت جویانه و آزادیخواهانه خود را در تلاش های مسالمت جویانه و به دور از هرگونه قهر و خشونت دنبال می کنند. مردمی که در انتخابات اخیر شگفتی آفریدند و با هوشمندی سیاست های تندروانه را به حاشیه راندند. چهار سال پیش هم مردم دولتی اعتدالگرا و میانه رو را به قدرت رساندند.دولت روحانی در طول 4 سال گذشته با دستیابی به توافق برجام توانست زمینه را برای حضور دیپلماتیک و اقتصادی بیشتر ایران در عرصه بین المللی مهیا سازد و راه را برای بازیگری و حضور موثر در منطقه خاورمیانه که سالهاست خاور خون و جنون شده است فراهم ساخت. خب باید هم ایران از جنایاتی نظیر آنچه در پاریس، لندن، منچستر و کابل اتفاق افتاد بی نصیب نماند. تردید نکنید یکی از اهداف طراحان این جنایت تحمیل فضای امنیتی و ایجاد زمینه های رشد افراط گری و رادیکالیسم است. اگر یادتان نرفته باشد همزمان باخیزش بهار عربی که پایه حکومت های پوسیده پادشاهی و نظام های قبیله ای در جهان عرب لرزید خشونت داعشی اوج گرفت و اتفاقا متوجه کشورهایی شد که در سیستم سیاسی خود نظام پارلمانی را تجربه کرده بودند. حالا نیز از زاویه ای دیگر بهار ترامپیسم طلوع کرده که چیزی جز دمیدن بر آتش بحران منطقه ای نیست.اینجا هم می توان گفت که مرکز فرماندهی تروریسم تکفیری، بیش از هر چیز جنبش دموکراسی خواهانه و صلح طلبانه ملت ایران را هدف قرارداده است. تردید نکنیم داعش، القاعده، طالبان، بوکوحرام، جبهه النصره، وهابیت و دیگر جریان های افراطی جهان اسلام بیش از هر چیز از نظام های مبتنی بر پارلمان و تحولات دموکراتیک که بستر رشد تروریسم را می خشکاند وحشت دارند. انتخابات شگفتی ساز اخیر ایران و تعلق خاطر طبقات متوسط و میانی ایران به استمرار سیاست اعتدالی و تعاملی دولت روحانی هدف اصلی تروریست ها بوده است. شکست های اخیر داعش و خلافت اسلامی ابوبکر بغدادی در موصل و رقه هم تلاش آنها را برای کشاندن ترور و تخریب به داخل ایران تشدید کرده است. با این حال به نظرم عربستان نخواهد توانست رضایت خود را از جهت گیری داعش به سوی اهدافی در ایران پنهان کند.به نظر شما سهم عربستان در فاجعه تروریستی تهران چه میزان است؟به یاد بیاوریم وقتی که رئیس جمهور شریر آمریکا، بوش پسر، ایران را رسما به عنوان محور شرارت نامید چه هزینه گزافی را بر دوش اقتصاد ایران و تغییر ترتیبات امنیتی منطقه گذاشت. حالا این کازینودار آمریکایی، دونالد ترامپ هم با تحمیل نظم موردنظر خود قصد دارد منطقه را به دوران گماشتن ژاندارم و تجارت اسلحه و نفت برگرداند. در این نظم ترامپی، عملا ملت ایران به عنوان آماج مورد تهاجم و فشار و تحریم قرارمی گیرد و امنیت منطقه بر دوش عربستان گذاشته می شود و در پیمان به اصطلاح ضدتروریستی با حضور ترامپ ده ها کشور اسلامی و عربی شرکت کننده دست به تشکیل ناتوی عربی- اسلامی به رهبری عربستان می زنند. معاهده سنگین تسلیحاتی و تجاری میان عربستان و آمریکا منعقد می شود. بحران اخیر بین عربستان و قطر و محاصره زمینی، هوایی و دریایی قطر نیز چون در سیاست منطقه ای چشم و گوش بسته از ریاض پیروی نکرده است را باید تنها یکی از اولین ثمرات آن دانست.چندی پیش بنا به اعلام رسمی نایب ولیعهد و وزیر جنگ آن کشور که گفت عربستان جنگ را به داخل ایران خواهد کشاند، بنابراین به نظر می رسد ریاض از قبل مسئولیت هرگونه اقدام تروریستی در خاک ایران را پذیرفته است. از سوی دیگر داعشی که از دامان تفاسیر جهادی و تکفیری مفتی های وهابی زاده شد و رشد کرد حالا درحال از دست دادن دو مقر اصلی خلافت خود در موصل و رقه است، پس بهتر است با دادن برد بین المللی به عملیات، مخصوصا هدایت آن به داخل ایران از پیامدهای شکست و افت روحیه حامیان خود جلوگیری کند. نظم نوین منطقه ای ترامپ به صورت هوشمندانه ای ناتوی عربی ضدتروریسم را برای جلب حمایت سنی مذهبان متعصب به سمت شکاف شیعی - سنی و بهره برداری از آن شیفت می دهد. از این رو اصلاح طلبان و حامیان دولت روحانی باید متوجه وظیفه مبرم خود در نیفتادن به تله ای که نظم ترامپی پیش پای ما پهن کرده، دارند.تقویت وحدت و همبستگی ملی که به زیبایی در پیام مولوی عبدالحمید بیان شد و ارتقای عناصر وحدت بخش میان تمامی اقوام، اقلیت ها، و نژادها ضرورت تام دارد. نیروهای حزب اللهی و افسران جنگ نرم نیز بهتر است به جای تمرکز بر مقصرنمایی دولت روحانی و ربط دادن حوادث اخیر به سیاست های دولت از فضای انتخابات خارج شوند. اصولگرایان منتقد دولت نیز بهتر است از حجم خشم و نفرت خود در نقد دولت بکاهند و به جای فشل سازی دولت و ناامیدکردن بدنه اجتماعی هوادار روحانی اجازه ندهند یاس و نگرانی بر فضای جامعه مستولی شود و با دقت و مسئولانه تر از گذشته موقعیت حساس منطقه را رصد کند. اکنون روس ها نیز با زیرکی، دم از برتری نظامی ایران در جنگ با عربستان می زنند و بروز هرگونه خطای محاسبه در منطقه و برافروختن آتش نزاع و تشجیع و ترغیب ایران به زورآزمایی نظامی اشتباه مهلک است. همه باید خویشتن داری کنند و با تقویت دیپلماسی منطقه ای آب بر این کینه و نفرت خانمانسوز بریزند.برندگان این خطای محاسبه قطعا روسیه، آمریکا، اسرائیل و بازندگان آن، مردم مسلمان ایران و عربستان و سایر اعراب منطقه و گسترش جنگ های بی پایان نژادی و مذهبی خواهد بود.ایران باتجربه گرانسنگ مردم سالاری در شرایط رشد و ثبات اقتصادی قرارگرفته و اگر این ثبات با نزاع های منطقه ای هر چند کوتاه به هم بخورد، دیگر بازگرداندن آن به شرایط نرمال به این سادگی ها میسر نخواهد شد.تا پیش از برگزاری انتخابات برآوردهای مختلفی از میزان رای حسن روحانی می شد. در 2 الی 3 روز مانده به برگزاری انتخابات، برخی اصولگرایان از جمله عزت الله ضرغامی و محسن رضایی از پیروزی ابراهیم رئیسی خبر می دادند. آیا واقعا او از روحانی پیش افتاد و ساعات پایانی اتفاق خاصی رخ داد؟ یا اینکه اظهارات اصولگرایان را می توان صرفاً عملیات روانی رقیب تلقی کرد؟ببینید هیچ انتخاباتی در خلا برگزار نمی شود. برای درک واقعی تر تاثیر و نتایج انتخابات باید بستر فرآیندهای تاریخی و طولانی مدت را در نظرگرفت. باید به نقش واقعی نیروها، طبقات اجتماعی و مکانیزم های نهفته زیر پوست جامعه اهمیت داد.چیزی که جامعه را بسوی یک انتخاب ساده و سریع می راند فشاری است که معمولا برای تحمیل یک سبک زندگی خاص و مهندسی شده به جامعه وارد می شود که نه تنها موردپسند این بخش از اجتماع نیست بلکه دائما منجر به تحریک و تحقیر او می شود. سبک زندگی برای عموم مردم به خصوص طبقه متوسط بسیار مهم است. مردم از اجبار گریزان و از ریاکاری، دروغ و فساد گروه های قدرتمند مسلط به شدت متنفرند. برداشت اصولگراها این بود که اگر در افکارعمومی از روحانی تصویر یک رئیس جمهور ناتوان و ناکارآمد را ساخت پس آخر هفته روحانی رفته. یا اگر طبقه متوسط و بدنه اجتماعی اصلاح طلبان دچار عدم قطعیت شوند که روحانی این دفعه هم نخواهد توانست یا نخواهند گذاشت کاری از پیش ببرد پس سرخوردگی و بی اعتمادی نسبت به آینده موجب ریزش آرای روحانی شده و انتخابات به دور دوم خواهد افتاد. آن وقت اصلاح ناپذیری کشور اثبات شده و بیهودگی مرام و اندیشه اصلاح طلبی برای ده، بیست سال دیگر خیال اصولگراها را راحت خواهد کرد.با اینکه به نظر می رسید روحانی عملا در چهار ساله اول ریاست جمهوری یا نخواست یا نتوانست به وعده گشایش فضای امنیتی و سیاسی عمل کند و از این رو جامعه سکوت و قهر با او را پیشه کرد، اما هفته آخر تبلیغات و از مناظره سوم که دست از دفاع منفعلانه از وضع موجود برداشت و برخی خطوط قرمز فرضی را کنار گذاشت، توانست رادار خودش را با طول موج طبقه متوسط و حاشیه نشینان سیاسی و فرهنگی تنظیم کند. اکثریت مردم هم تصمیم گرفتند تمام قد از او حمایت و وعده هایش را باور کنند. البته کسی در جریان انتخابات قطبی شده برای کاندیدای خود صورت حساب نمی فرستد، ولی نهایتا در عمل انتخاب مردم از فرمولی خطی و یک مجهولی تبعیت می کند، زیرا مردم خودشان به قوه ابتکار خود دست به ساده سازی مناسبات سیاسی می زنند و از این ساده سازی با استفاده گزینشی از برخی پدیده های اجتماعی و تاریخی به دلیل انتشار یک پیام ساده که خصلت اعتراضی و نفی وضعیت وجود دارد، استقبال می کنند. مثلا مانند پیامی که شعار ایران برای ایرانیان می دهد یا تصویری که از پیروزی رقیب و افتادن کشور به ورطه فلاکت و جنگ در ذهنیت جامعه می نشیند.در اینکه انتخابات ریاست جمهوری یک پدیده منحصربفرد بود، کسی شکی ندارد، اصولگرایان در آن شکست خوردند. این شکست زنجیره شکست های قبلی آنها را نیز تکمیل کرد، زیرا به نظرم نتوانستند از اتفاقات گذشته به خوبی درس بگیرند. فاجعه آمیزتر فرار آنها به جلو بود آن هم با پیش کشیدن بحث نخ نما شده تقلب و تمییز آرای مردم به سیاه و سفید یا حلال و حرام. مثالی بزنم حتما اسطوره سیزیف را شنیده اید. فرزند زیرک یکی از خدایان یونانی که راز خدایان را برملا کرد و محکوم شد تخته سنگی را هر روز از پایین کوهی به بالا ببرد و چون به نزدیک قله می رسید سنگ از دستش رها می شد و به پایین کوه می غلتید و هر باره روز از نو، روزی از نو. تسلسلی سخت و سراسر مشقت. به نظر می رسد لااقل بخشی از اصولگرایان به رنجی سیزیف وار مبتلا شده اند.پس از فروپاشی شوروی جریان راست سنتی دل نگران از فروپاشی به دامان بنیادگرایی غلتید و به تفسیری وارونه از انقلاب اسلامی پناه برد که از سنت دور شده و به شدت نگاه ایدئولوژیک زده پیدا می کرد. نگاه ایدئولوژیک که مانند یک بسته قرار بود نسخه شفابخش تمام بن بست های اجتماعی و باطل السحر تمام معضلات فرهنگی و اقتصادی باشد. جریان چپ اما به این باور رسید که باید از فروپاشی شوروی درس گرفت، تغییر و تحولات زیرپوستی جامعه را پذیرفت و با اصلاح و رفرم به نوسازی و افزودن ظرفیت های جدید آن پرداخت. وقتی به دوم خرداد 76 رسیدیم این نگاه جواب داد. از آن زمان تا حالا یعنی 20 سال است که این دو جریان سیاسی در مقابل هم آرایش می گیرند، همیشه این جریان اصلاح طلب بوده است که با ابتکارعمل و انتخاب تاکتیک های مناسب دست بالا را داشته و توانسته حتی از درونی ترین لایه های جریان اصولگرایی یارگیری کند. از جمله خود آقای روحانی که از میان جامعه روحانیت مبارز برخاسته بود.این توهم و آن خطای دید برخی اصولگراها که گفتید از آنجا ناشی می شد که آنها از تحولات زیرپوستی جامعه غافل بودند و از همراهی با جامعه در حال گذار و تحول طلب عقب می ماندند به خصوص طبقه متوسط که دائما در این سال ها جریان حاکم را غافلگیر کرده است. اصلاح طلبان همیشه سعی می کنند از تحولات روزمره اندکی ارتفاع بگیرند و با فاصله بیشتری روندها را کشف کنند.اصولگرایانی که تصور می کردند با پایان عمر دولت اصلاحات و حذف اصلاح طلبان با فیلتر نظارت استصوابی برای همیشه آنان را از قدرت سیاسی طرد کرده اند دریافتند که اصلاح طلبان بر جنبش های زیرپوستی جامعه سوارند و با انتقال مرکز ثقل گفتاری به میانه طیف و حمایت از روحانی عملگرا و البته «اعتدالگرا» و با انعطاف گفتمانی راه مانور خود را به خوبی بلدند. پیروزی قدرتمندانه روحانی و پیروزی اصلاح طلبان در شوراهای شهر و روستا به جان گرفتن دوباره آنان در عرصه سیاسی کشور منجر خواهد شد. غیرقابل انکار است که با ایستادگی جامعه مدنی و استفاده از مکانیزم صندوق رای، مردم توانسته اند با اراده خود تندروهای بنیادگرا را عقب برانند.آقای دکتر! چه کسانی در انتخابات 96 به آقای روحانی رای دادند؟به نظرم باید ببینیم چه کسانی به روحانی رای ندادند، چون کسانی که به روحانی رای دادند شامل طیف وسیعی از آرای سلبی تا آرای ایجابی می شود که عمدتا نگران آینده مملکت و توسعه کشورند و منافع ملی را بر منافع گروهی و شخصی ترجیح می دهند. به نظر می رسد هواداران روحانی شعارهای او در پیوستن و همسویی با جامعه جهانی را باور کرده و در تعمیق و تثبیت برجام و دستاوردهایش تردید به خود راه نمی دهند. به نظر می رسد آرای روحانی از یک همگنی برخوردار است. یعنی اینطور نیست که طبقات تنگدست یا طبقات نابرخوردار و محروم تر تماما آرائشان به کیسه اصولگرایان ریخته شده باشد. چیزی که در این میان حائز اهمیت به نظر می رسد، آن است که این بلوک رای، از صحنه اجتماعی قابل حذف نیست و چیزی حدود 60 درصد جامعه را تشکیل می دهد.ارزش هایش، ارزش های مدرن است و ارزش هایی که طبقه متوسط آن را مطالبه می کند شخص محور هم نیست. یعنی اگر آقای روحانی هم نباشد و شخص دیگری باشد که حامل ژن آزادیخواهی و صلح دوستی باشد به او رای می داد. اینگونه نیست که حالا پس از انتخابات این موج بخوابد یا از بین برود، بلکه با زندگی روزانه مردم عجین شده است. موجی که با سخن روحانی وقتی گفت که اگر من رای قابل قبولی به دست آورم تحریم های غیرهسته ای را هم بر می دارم، بلند شد و بعید می دانم پس از تهدیدات ترامپ به تحریم بیشتر و پس از تروریسم کور حمله اخیر به تهران فرو بنشیند. اما در طبقه بندی کسانی که به روحانی رای ندادند به نظرم رفتار انتخاباتی سه بلوک قابل مطالعه است.نخستین بلوک رای متعلق به کسانی است که اساسا به هر دلیل از مشارکت امتناع ورزیدند پای صندوق نیامدند و اگر هم آمدند رای خود را باطل کردند و در صندوق انداختند. بخشی از این آرا رای تحریمی ها و قهرکرده هاست؛ چه از دولت آقای روحانی چه از اصلاح طلبان و چه از اصولگرایان. یعنی متاسفانه کسانی که به هر علت انتخابات را غیرموثر می دانند. بخشی از این آرا دچار سرخوردگی اند. بخشی هم امتناع خود از مشارکت را بخشی از مبارزه و اعتراض فعال می شناسند. عده ای هم تنبلی کردند و ترجیح دادند عطای انتخابات را به لقایش ببخشند. گروهی از لایه های تنگدست تر، گروهی که در حاشیه اجتماعی و فرهنگی قرار می گیرند و دسته ای هم که جزء طرفداران احمدی نژاد به شمار می روند در بلوک اول می گنجند. سهم این بلوک حداکثر 15 میلیون از 56 میلیون واجدان رای است.دومین بلوک متعلق به سبد آرای اصولگرایان است که حدود 16 میلیون رای را جذب کردند و توانستند به انسجام قابل قبولی پشت سر ابراهیم رییسی دست پیدا کنند. آرای بلوک دوم در نگاهی عمیق تر به چند شعبه تقسیم می شود که مهم ترینش متعلق به محافظه کاران سنتی و جناح راست دین محور است. آرای اینها در بهترین حالت به سقف7 یا 8میلیون می رسد. البته سالهاست که انتخابات در ایران از حالت ایدئولوژی زدگی و تکلیف محوری خارج شده و مردم به آن به عنوان یک حق برای تعیین سرنوشت خود نگاه می کنند.بخش هایی از آرای ریخته شده به سبد اصولگراها متاثر از تاکتیک های تبلیغاتی آنها در جذب گروه های حاشیه نشین جغرافیایی و اقتصادی با طرح افزایش میزان یارانه هاست. یکی از نکات ظریف این انتخابات طرح شعارهای معیشتی از سوی محافظه کارترین و راست ترین ضلع اصولگرایی برای برقراری رابطه و جذب فقیرترین و تنگدست ترین لایه های اجتماعی است که معمولا به رویاهای پوپولیستی دل می بندند. تاکتیک تبلیغاتی دیگری که در میان اصولگرایان دیده شد، استفاده از چهره ها و سلبریتی های عجیب مثل تتلو خواننده رپ بود. شخصیتی که با تی شرت نما در حالیکه تمام بازوانش خالکوبی و نمایان است مقابل کاندیدای اصولگرا می نشیند. البته اگر این تاکتیک منجر به انعطاف بیشتر محافظه کاران در تحمل سبک های زندگی این قبیل افراد شود در نوع خود تحولی است، خب اگر اصولگرایان این قدر منعطف شده اند که می توانند تتلو را تحمل کنند، بنابراین به طریق اولی می توانند موسیقی فاخر و هنرهای بهداشتی تر را نیز تحمل کنند.با این حال، من معتقدم نباید به اصولگرایان سهمی بیش از 10درصد رای دهندگان اختصاص دهیم. 60درصد هم برای اصلاح طلبان و تحول خواهان، در این بین هم 30درصدی باقی می ماند که این 30درصد هم تماشاگران هستند با همان ترکیبی که قبلا گفتم.پس از اعلام نتایج انتخابات اصولگرایان مدام از تخلفات گسترده سخن گفته اند و آرای مردم را به حلال و حرام تقسیم کرده اند. چرا این جریان سیاسی پس از رای نیاوردن اینگونه واکنش نشان می دهد؟انتخابات ۲۹ اردیبهشت در نوع خود نقطه عطفی تاریخی است برای بیان یک «نه» بزرگ به بازگشت به دوره پسرفت احمدی نژادی و رای اعتمادی است به امید به آینده بهتر. در رفتار انتخاباتی مردم، آزادیخواهی و توجه به سبک زندگی آزادانه تر، مدرن تر و صلح دوستی موج می زند. حوادث تروریستی اخیر نیز همین وضعیت را نشانه گرفته است. متاسفانه بعضی با فرار رو به جلو و برای کاهش از بار اشتباهات خود در بدعت کم نظیری سعی کردند آرای مردم را به حلال و حرام تجزیه کنند؛ به خیال خودشان خواسته اند حالا که نتیجه مشخص شده، پیامد و اثر انتخابات را مهندسی کنند.این فرار به جلو نشان از همان انسداد باب درس آموزی اصولگرایان دارد. در انتخابات 94 هم وقتی لیست امید به طور کامل پیروز شد به ...

ادامه مطلب  

عکس: تحلیف | متن و حاشیه مراسم تحلیف ریاست جمهوری +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: تحلیف | مراسم تحلیف ریاست جمهوری شنبه چهاردهم مرداد در مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در این مراسم، میهمانان داخلی و خارجی بسیاری حضور داشتند. گزارش تصویری مراسم تحلیف را در ادامه ببینید...بیشتر بخوانید: گزارش مراسم تحلیف روحانیبیشتر بخوانید: لیست کابینه دوازدهم .عکس: تحلیفمراسم تحلیف عکس: تحلیفعکس: مراسم تحلیفعکس: تح ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شم ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شم ...

ادامه مطلب  

رئیس جمهور فضای کشور را رادیکال نکند  

درخواست حذف این مطلب
سایت خبری ملکانه :دبیرکل حزب اسلامی کار معتقد است که رئیس جمهور در دولت آینده باید از رادیکالی کردن فضای سیاسی کشور پرهیز کند. خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاست گذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی دادندکه نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما بازمی گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است.چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید ک ...

ادامه مطلب  

فضای کشور رادیکال نشود/کسی نمی گوید نباید با منافقین مقابله می شد  

درخواست حذف این مطلب
خبرگزاری مهر، گروه سیاست- حسام رضائی: حسین کمالی فعال سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل حزب اسلامی کار، در فاصله سال های ۶۸ تا ۸۰ در راس وزارتخانه کار و امور اجتماعی قرار داشت؛ کمالی در سال ۶۸ جانشین ابوالقاسم سرحدی زاده شد و در سال ۸۰ جایش را به صفدر حسینی داد. وی همچنین مشاور مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز بوده است. کمالی در گفتگو با خبرگزاری مهر درباره مسلک سیاسی روحانی، لیست شورای شهر اصلاح طلبان و همچنین آینده شهرداری تهران سخن گفت. وی معتقد است که روحانی امروز تغییرات زیادی داشته و مانند روحانی ۳۵ سال پیش نیست. دبیرکل حزب اسلامی کار همچنین درباره سهم خواهی برخی احزاب اصلاح طلب در تهیه لیست شورای شهر تهران گفت: «برخی احزاب باید رعایت می کردند تا سهم بیشتری برندارند.» کمالی درباره گزینه شهرداری تهران اظهار کرد: «اینکه برخی می گویند شهردار تهران باید «چهره ملی» باشد، صحیح است.» مشروح گفتگوی خبرگزاری مهر با حسین کمالی به شرح ذیل است:آقای روحانی بار دیگر به عنوان رئیس جمهور کشورمان انتخاب شد. اصلاح طلبان مانند ۴ سال پیش از روحانی حمایت کردند. جریان اصلاحات قاعدتا در دولت یازدهم انتظارات و خواسته هایی از روحانی داشت؛ حالا اینکه چه مقدار از آن ها برآورده شد و چه مقدار برآورده نشد، بحث ما نیست. فکر می کنید انتظارات و خواسته های اصلاح طلبان در دولت دوازدهم از روحانی چه باشد؟اصلاح طلبان در دو مرحله نسبت به انتخاب آقای روحانی اعلام موضع کردند؛ یکی در سال ۹۲ که در آن مرحله اجماعی بر اساس ضروت های وقت صورت گرفت و به عنوان حامیان آقای روحانی در صحنه حضور پیدا کردند. البته چون این اجماع در آخرین روزها و ساعات اتفاق افتاد، شاید نتوانستند نقشی را که در این دور(انتخابات ۹۶) در حمایت از وی ایفا کردند، به عهده بگیرند.مجموعه اصلاح طلبان در دور دوم از مدت ها قبل بررسی و مطالعات وسیعی را درباره انتخابات ریاست جمهوری انجام دادند. مطالعات و برنامه ریزی و سیاست گذاری های خوبی صورت گرفت و همزمانی آن با انتخابات شوراهای شهر باعث شد تا کمیته کارگروه ارزیابی و برنامه ریزی شورای عالی اصلاح طلبان در دو بخش نسبت به تولید برنامه اقدام کند. یکی برنامه ریزی برای نحوه پیروزی در انتخابات شوراها، اداره شوراها و نحوه اداره شهر؛ الان شورای شهر برنامه جامع و کاملی را در اختیار دارد.درباره ریاست جمهوری هم همین کارگروه برنامه مورد نیاز را تهیه کرد. البته در ریاست جمهوری یک تفاوت وجود داشت که علاوه بر کارگروه برنامه ریزی و سیاستگذاری شورای عالی اصلاح طلبان، خود دوستان حاضر در ستاد انتخاباتی آقای روحانی هم مشغول بودند؛ آن ها هم برنامه ریزی های جداگانه ای داشتند اما آنچه به صورت منسجم تدارک دیده شد، توسط همین کارگروه بود. اصلاح طلبان نظرات خود را در قالب همین برنامه ها که بعضا در برنامه های اعلامی رئیس جمهور هم حضور داشت، اعلام می کردند. در واقع گفتمان تعاملی که باید میان اصلاح طلبان و اعتدال و دولت روحانی شکل بگیرد، در همین برنامه ها مستتر است.اجازه بدهید من روی این توقعات ریزتر بشوم؛ به هر حال آقای روحانی در سال ۹۲ گزینه ابتدا مقبول اصلاح طلبان نبود و این جریان بنابر شرایطی ترجیح داد که از وی حمایت کند. اصلاح طلبان انتظار داشتند که روحانی بتواند این جریان را از گوشه نشینی سیاسی خارج و فضا را برای اصلاح طلبان باز کند. چه قدر از آن انتظارات برآورده شد و حالا امروز اصلاح طلبان در دولت دوازدهم چه انتظاراتی از رئیس جمهور خواهند داشت؟اصلاح طلبان در سال ۹۲ کاندیدای خاصی را پیشنهاد نداده بودند و در هیچ یک از جلسات، تصمیم گیری درباه نامزدی فرد خاصی صورت نگرفته بود و اینکه فردی کاندیدای اصلی و فرد دیگر کاندیدای فرعی باشد، نبود. حالا اینکه در ذهن افراد این مساله به وجود آمده باشد که فردی در جریان اصلاحات نزدیک تر یا دورتر است یا مقبول اصلاح طلبان قرار می گیرد یا خیر، بحثی است که به یک جمع بندی و اعلام نظر هم نرسیده بود؛ بعضی از یک کاندیدا و بعضی دیگر از کاندیدای دیگر حمایت می کردند. اکثر قریب به اتفاق هم نظر داشتند که اگر هاشمی رفسنجانی کاندیدا شد، از وی حمایت بشود.بعد از اینکه هاشمی کنار رفت، باید روی بقیه افراد حاضر در صحنه گفتگو صورت می گرفت. از آن هایی که باقی مانده بودند، میان دو نفر بحث و گفتگو شد و در نهایت جمع به این نتیجه رسید که حمایت از روحانی صورت بگیرد. این حمایت در آن زمان منوط به تعهدات روحانی نبود که مثلا آقای روحانی بگوید من این کارها را انجام می دهم و در مقابل شما از من حمایت کنید؛ در حقیقت شرط و شروطی از هیچ طرف چه آقای روحانی و چه اصلاح طلبان وجود نداشت اما آقای روحانی در مسیر مبارزات انتخاباتی خود، در حوزه مسائل سیاسی و اقتصادی و فرهنگی وعده هایی داد که نزدیک به تفکر اصلاح طلبان بود. اینکه اصلاح طلبان در دور دوم(انتخابات ۹۶) همگی آستین ها را بالا زدند و همه جانبه به نفع آقای روحانی به صحنه آمدند، در دور نخست به این صورت نبود و کمتر بود.آقای روحانی رئیس ستادی را برای خود انتخاب کرد که روی حساب و کتاب بود و توانست تعامل خوبی با اصلاح طلبان، گروه های میانه و حتی اصولگرایان ایجاد کند. اصلاح طلبان نیز توانستند تمامی احزاب اصلاح طلب را حول آقای روحانی جمع کنند. ستاد ویژه ای که روحانی به وسیله محمد شریعتمداری ایجاد کرده بود و من مسئول آن ستاد بودم، توانست بخش عمده ای از آرای پراکنده در جامعه را تجمیع کند و در سبد آرای وی بریزد.فکر می کنم باید ریزتر صحبت کنم! ببینید، برخی اظهارات که از سوی سیاسیون مطرح می شود، مردم آن ها را به لحاظ سمت گیری سیاسی، اصلاح طلبانه تلقی می کنند؛ مثلا برخی اظهارات آقای رئیس جمهور حول مساله کنسرت یا مسائلی از این دست، بوی اصلاح طلبانه می دهد. اصلاح طلبان در دور دوم فعالیت آقای روحانی در قامت رئیس جمهور، چه قدر انتظار دارند که از این جنس اظهارات اصلاح طلبانه بیشتر مطرح شود؟به طور طبیعی تغییر و تحول در همه آحاد جامعه، در حال صورت گرفتن است. به نظر من سیر تکاملی در همه افراد در حال شکل گرفتن است؛ افراد در مقطعی بر اساس تجربیات و دانسته های خود، یک نوعی فکر می کردند و برداشتی از شرایط اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی کشور دارند اما به تدریج افکار تکامل یافته تری پیدا می کنند. این مساله در مورد آقای هاشمی صادق بود و در مورد روحانی هم صادق است؛ حتی درباره خود اصلاح طلبان هم صادق است. یعنی در حقیقت تفکرات ما باید روز به روز تکامل یافته تر شود و نباید درباره برخی مسائل جزمی و ثابت فکر کنیم. آقای روحانی از این قاعده خارج نیست.یعنی معتقدید که روحانی نسبت به ۴ سال پیش «اصلاح طلب تر» شده است؟نمی توانم بگویم اصلاح طلب؛ می توانم بگویم که تفکراتش تغییر کرده چون خود آقای روحانی، مدعی اصلاح طلبی نیست. روحانی می گوید من میانه رو هستم اما خب تفکرات امروز روحانی با تفکرات ۲۰ سال پیش وی، کاملا متفاوت است؛ چون من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده است. به نظر من این اتفاق صحیحی است؛ چون این ها که چوب و سنگ نیستند! نظرات امروز روحانی نسبت به آنچه ۳۵ سال پیش داشته، اگر نگوییم اصلاح طلبانه اما می توانیم بگوییم بسیار اجتماعی تر و قابل پذیرش تر در جامعه شده است.انتظار دارید که این روند در دولت دوم آقای روحانی ادامه پیدا کند؟طبیعتا بله. من معتقدم حتی اگر انتظاری هم وجود نداشته باشد و مطالبه ای هم مطرح نشود، خود روحانی این تغییر و تحولات را خواهد داشت چراکه جامعه به جلو حرکت می کند و رئیس جمهور هم قاعدتا نمی تواند پس رفت داشته باشد.آقای روحانی در ایام انتخابات، اظهاراتی را درباره سال های دهه ۶۰ به خصوص اتفاقات سال ۶۷ مطرح کرد؛ آیا چنین اظهاراتی را در جهت تغییر تفکرات روحانی می دانید یا اساسا طرح این موضوعات را اشتباه تلقی می کنید؟من فکر می کنم اساس اشتباه به صدا و سیما باز می گردد؛ صدا و سیما این کاره نیست و بلد نیست! صدا و سیما در برگزاری مناظره ها و همچنین در زمان برگزاری انتخابات، اشتباهات اساسی داشت.می شود دقیق تر منظور خودتان را بیان کنید؟صدا وسیما میدان مبارزه ای را به راه انداخت تا در آن، افراد حتک حیثیت کنند و آبروی همدیگر را ببرند. برنامه ریزی طوری صورت گرفت که هر کسی می آمد -بدون اینکه اسنادی که مطرح می کند، قابل بررسی باشد- صداقت و پاکدستی طرف مقابل را زیر سوال می بُرد؛ این موضوع به صورت طرفینی غیر قابل بررسی بود. اساس کار اشتباه بود. صدا و سیما دانشگاه است و نباید بداخلاقی و بدرفتاری را ترویج کند. این بداخلاقی در همه وجوه، وجود داشت. فرصت برای همه افراد حاضر در صحنه انتخابات فراهم شد تا فرد مقابل خود را تخطئه کنند.بنابراین شما اظهارات آقای روحانی پیرامون دهه ۶۰ را نوعی بداخلاقی می دانید؟ببینید! شما از خبرگزاری مهر بیرون بیایید! و در زمینه ای که من دارم صحبت می کنم بیایید.من حرف شما را متوجه شدم؛ شما فرمودید که دو طرف همدیگر را به نوعی تخطئه کردند.خبرگزاری مهر دنبال این است که روحانی چه قدر بداخلاق است؛ من دارم از صدا و سیما صحبت می کنم. صدا وسیما که عامل برنامه ریزی برای یک رقابت انتخاباتی است و بنا دارد زمینه مشارکت حداکثری را فراهم کند، نباید به گونه ای رفتار کند که افراد فرصت تخطئه یکدیگر را پیدا کنند و همدیگر را زیر سوال ببرند. مردم به این باور می رسند که همگی این ها خلاف کارند و اساس حکومت زیر سوال است؛ این دارد خلاف آن را می گوید، آن هم دارد خلاف این را می گوید!من می توانم نقدی به همین فرمایش شما داشته باشم؟بفرمایید!شما می فرمایید دو طرف یکدیگر را تخطئه کردند؛ اما آیا واقعا جنس اظهاراتی که آقای رئیسی مطرح می کرد با جنس اظهارات آقای روحانی یکی بود؟ آقای روحانی موضوعی را زیر سوال برد(اعدام اعضای سازمان منافقین در سال ۶۷) که اساس نظام را زیر سوال می بُرد اما اظهارات آقای رئیسی صرفا، نقد سیستم تحت مدیریت دولت یازدهم بود.خیر؛ این برداشت شماست. من دیدم که تخطئه اصل و فرع نظام در مذاکرات طرفین وجود داشت. یکی می گوید که اعدام های فلان سال چه جور بود و فرد دیگر هم می گوید که تاکنون هیچ کاری در این نظام انجام نشده است؛ چه تفاوتی به لحاظ آسیب رساندن به اعتماد و سرمایه اجتماعی، میان این دو وجود دارد؟البته آقای رئیسی نیامد بگوید که از ابتدای انقلاب هیچ کاری نشده است!چرا. بحث من فقط شخص آقای رئیسی نیست بلکه تمامی افراد حاضر در مناظره ها از این روند تخریبی استفاده می کردند.حرف نامزدهای طرف مقابل این بود که به جز دولت های نهم و دهم، عنان کار دولت همواره در اختیار یک جناح خاص بوده است. نقد آنها بیشتر معطوف به نوع خاصی از تفکر مدیریتی بود نه کل ساختار نظام و انقلاب.خیر؛ همگی این ها قصه است! آنچه بود، دامن زدن به نوعی بداخلاقی توسط صدا و سیما بود؛ در انتخابات ۸۴ و ۸۸ هم این کار را مرتکب شدند؛ بخشی از آن وقایع ناشی از رفتار بدی بود که صدا و سیما مروجش بود. ما نباید اصل کارآمدی نظام را تحت هیچ شرایطی زیر سوال ببریم. شما وقتی درباره یک نظام صحبت می کنید، دارید از خون شهدا، جانبازان و همه کسانی که زحمت کشیدند و امروز نیستند، صحبت می کنید.اجازه بدهید حرفتان را قبول نکنم!شما قبول ندارید اما من قبول دارم! به جای اینکه بگردیم و بگوییم که فردی فلان سال را زیر سوال برده، سر اصل موضوع برویم. این انتخابات که تمام شد و رفت؛ من برای تکرار نشدن چنین مسائلی دارم می گویم. آقایان فکر می کنند کار خوبی کرده اند؛ رفته اند گزارش داده اند که مثلا ۱۰ تا ۲۰ درصد به شنونده های ما افزوده شده است؛ تازه می خواهند برای دوره های بعد هم تکرار بکنند. وقتی کلینتون، ترامپ را بی آبرو می کند یا بالعکس، این در نظام اسلامی ما قابل پذیرش نیست.من ۳۵ سال با روحانی ارتباط کاری دارم و تفکرات وی به مروز زمان تغییر کرده است؛ روحانی امروز، روحانی ۳۵ سال پیش نیست و بسیار متفاوت شده استمن نمی خواهم روی اینکه فلان فرد درباره فلان سال چه گفته بحث کنم؛ اکثر مسئولان روی آن موضوع، موضع گرفتند. باید بگوییم که اساس کار نادرست است تا در دوره های بعدی اصلاح شود. به طور طبیعی کسی در این مجموعه ها نمی خواهد بگوید که منافقینی که دستشان به خون مردم آلوده است و این همه جنایت به بار آورده اند، سالم بودند و نباید رفتار تقابلی با آن انجام می شده؛ این ها دارند بحث های حقوقی را مطرح می کنند و می گویند اگر اتفاقی هم می خواسته انجام بشود، باید ضابطه مند باشد اما درباره ماهیت بحث که منافقین آیا در چارچوب قانون اساسی حرکت می کردند یا مثلا به حقوق شهروندی احترام می گذاشتند، این طور نبوده است؛ چنین ادعایی را نه اصلاح طلبان داشته اند و نه اصولگرایان.به عملکرد صدا و سیما در سال های ۸۴ و ۸۸ اشاره کردید؛ قرائت اصلاح طلبان از حوادث سال ۸۸ چه قدر با قرائت افراد حاضر در دولت آقای روحانی – چه مشاورین و چه معاونین – همپوشانی دارد و اساسا چه قدر به یکدیگر نزدیک است؟وقتی شما دارید از قرائتی در یک مجموعه فکری صحبت می کنید، می شود نظرات دسته ها و گروه های مختلف را پرسید که شما درباره فلان موضوع چه نظراتی دارید. اما زمانی هم هست که شما در ...

ادامه مطلب  

«روحانی» در بن بست رادیکالیزم  

درخواست حذف این مطلب
تحلیل گر مسائل سیاسی گفت: مهمترین پیامد برای روحانی یا هر کسی که دست به رادیکالیسم می زند محدود شدن است و فردی که رفتار رادیکالی از خود نشان می دهد انتخاب های ناگزیر دارد. به گزارش آناج به نقل از مشرق نیوز، پرویز امینی تحلیل گر مسائل سیاسی در مصاحبه ای با روزنامه وطن امروز معتقد است نتایج رفتار رادیکالی، قدرت انتخاب ‏گری کنشگر سیاسی را محدود می کند.گفت وگوی زیر بحثی است پیرامون رادیکالیسم، دلایل شکل گیری و نتایج و پیامدهای سیاسی آن برای اشخاص، گروه ها و جریان های سیاسی که در ادامه می خوانید.جناب آقای امینی! در روزهای پایانی ایام انتخابات تحلیل کوتاهی از رادیکالیسم در رفتار آقای روحانی منتشر کردید. از آنجا که تعریف واحد و مشخصی درباره مفهوم رادیکالیسم در علوم سیاسی وجود ندارد، ابتدا پیرامون چارچوب مفهومی رادیکالیسم صحبت کنیم.درباره رادیکالیسم مساله اول این است که ادبیات موجود عمدتا محدود و آشفته است. برخی رادیکالیسم را تغییرات بنیادی معنی می کنند و برخی دیگر تعبیر به تغییرات سریع دارند، برخی هم رادیکالیسم را مساوی با تندروی و افراط گرایی می دانند. در نظام مفهومی رادیکالیسم را به 2 بخش شکل(روش) و محتوا تقسیم می کنیم تا متوجه شویم رادیکالیسم در چه حوزه ای ظهور و بروز دارد. برای اینکه ما یک سازمان مفهومی داشته باشیم و بعد وارد بحث شویم؛ این تقسیم بندی را مبنا قرار می دهیم.هر محتوا یا نظری را ما اتخاذ کنیم تفکیکی بین نظر ما با دیگران پیدا می شود. گاهی این تفاوت به شکل مخالفت با آن است و ما را در نقطه کاملا مقابل قرار می دهد و گاهی نیز مخالفت نیست، بلکه تفاوت از جنس شدت و ضعف در موضع است. مثلا راستگرایان به عدم مداخله دولت در اقتصاد تاکید دارند و چپگرایان بر دخالت دولت در اقتصاد باور دارند. این تفاوت، یک تفاوت آشکار است اما در بین خود راستگرایان یک طیف از نظرها وجود دارد که در محدوده این عدم مداخله شدت و ضعف در موضع وجود دارد. دولت های لیبرال و نئولیبرال و دولت رفاهی همگی بر عدم مداخله دولت تاکید دارند اما از لحاظ دامنه شدت و ضعف عدم مداخله تفاوت دارند.به همین ترتیب چپ گرایان نیز در مداخله دولت یک طیف را تشکیل می دهند. در این مقوله «موضع حداکثری» یا «موضع حداقلی» نسبت به یک محتوا وجود دارد. درباره روش نیز همینطور است. گاهی ما با کسی مخالفیم ولی با اسلحه این مخالفت را اعمال می کنیم و گاهی این مخالفت را با مراجعه به صندوق رای نشان می دهیم. در واقع نقطه ظهور و بروز رادیکالیسم در روش و محتوا جایی است که در آن روش یا در آن محتوا ما نقطه حداکثری طیف در آن دیدگاه ها باشیم.بنابراین موضع حداکثری در محتوا و روش یک پایه مفهومی در رادیکالیسم است. اما هر موضع حداکثری لزوما به معنای رادیکالیسم نیست. آنچه که دارای بار منفی به لحاظ ارزشی باشد در چارچوب رادیکالیسم قرار می گیرد. مثلا موضع حداکثری در عدالت خواهی به معنای رادیکالیسم نیست. یا مثلا انقلاب که یک موضع حداکثری در تغییر و تحولات اجتماعی است نیز به رادیکالیسم ترجمه نمی شود، چرا که انقلاب دارای بار ارزشی مثبت در جامعه خود است.پس رادیکالیسم برمبنای 2 مساله است؛ اول موضع حداکثری در «محتوا» و «روش داشتن» و دوم «وجود ارزیابی منفی از این حداکثرگرایی». بنابراین به تناسب اینکه چه کسی ارزیابی کننده محتوا باشد، می تواند عنوان رادیکالیسم جابه جا شود.می توان اینگونه تلقی کرد که رادیکالیسم امری نسبی است؟بله! در عمده موارد رادیکالیسم مفهوم مطلقی نیست و پیش فرض ها و ارزش های مجموعه ها و افراد در آن موثر است. مثلا وقتی غربی ها فضای داخلی ایران را با برچسب رادیکالیسم یا میانه رو تقسیم می کنند، یا موضعی که درباره حزب الله لبنان یا حماس دارند، در نسبت نزدیکی یا دوری به خودشان است؛ هرقدر از آنها دور باشید، رادیکال معرفی می شوید، برای همین آنها امام(ره) را رادیکال و تندرو خطاب می کنند چون در نسبت واگرایی کامل با اصول و ارزش های آنها قرار دارد.در فضای داخلی هم می توان دید که جریانی مثل دوم خردادی ها جریانی مثل پایداری را رادیکال می دانند و برعکس؛ اینجا به اصطلاح مفهوم رادیکالیسم بین الاذهانی نیست. مساله مهم زمانی است که این مفهوم در محتوا و روش دارای حالت «بین الاذهانی» است، اصطلاحا «intersubjective» است، یعنی فضای بزرگ تری موضع رادیکالیسم را درمورد خاصی قبول می کنند، به عنوان مثال در عرصه جهانی یک جمع بندی فراگیر و مشترک درباره رادیکالیسم داعش عمومیت یافته است، یا درباره سازمان منافقین یک ارزیابی عمومی در ایران وجود دارد که اینها گروهی رادیکالند. درباره شخص آقای روحانی چطور؟اهمیت بحث رادیکالیسم درباره آقای روحانی در این است که در انتخابات و فضای بعد از آن یک فضای بین الاذهانی درباره وجود رادیکالیسم در رفتار او شکل گرفت. تلقی عمومی این است که مسیر آقای روحانی یک مسیر رادیکال است، یعنی یک موضع حداکثری در روش و محتوا و ارزیابی منفی نسبت به آن موضع حداکثری وجود دارد که بین الاذهانی هم هست، یعنی از اصولگرایان تا آقایان حجاریان، عبدی و الیاس حضرتی و تا روزنامه شرق و حتی کرباسچی راجع به مسیر رادیکال روحانی حرف می زنند، این نشان دهنده یک فضای بین الاذهانی است.زمینه های ظهور و بروز رادیکالیسم در روحانی چیست؟رادیکالیسم در آقای روحانی علل گوناگونی دارد. ابعاد شخصیتی و روانشناختی بخشی از علل رادیکالیسم در وی است. شخصیت آقای روحانی یک «تفرعنی» دارد و این تفرعن او را به سمت این مواضع سوق می دهد، بنابراین آقای روحانی شخصیتی دارد که مخالفت با خودش یا عدم توافق با خودش را نمی تواند بپذیرید. این مسیری که ایشان با منتقدان در طول دولت یازدهم داشت، چه در محتوا و چه در روش یک رادیکالیسم بود که از درون شخصیت فرد بیرون می آید.مساله دوم شرایط روانشناختی پیروزی بعد از انتخابات است که احساس می کند باید هماوردی دوران انتخابات را ادامه دهد و از موضع قدرت با رقیب برخورد کند. مساله سوم این است که رفتار رادیکال برای روحانی در طول انتخابات یک بدنه اجتماعی ایجاد کرده که عمدتا هم از طریق فضای مجازی درک می شود، این موجب می شود روحانی برای اینکه بدنه احساس عقب نشینی در وی نکند، از آن موضع عقب نیاید و می بینیم مواضع رادیکالی که روحانی بعد از انتخابات اتخاذ می کند در آن بدنه برایش حس قهرمانی ایجاد می کند.شما نگاه کنید پیش از انتخابات ایشان آن موضع رادیکال و غیرمنصفانه را درباره جمهوری اسلامی گرفت که «در طول 38 سال فقط اعدام و زندان بلد بودند» یا اینکه «می خواهند در پیاده روها دیوار بکشند» که این گزاره ها با تشویق جریان رادیکال همراه بود یا این موضع اخیرشان درباره سپاه که حتی حاضر نبود اسم سپاه را بیاورد و گفت «آنها» که موشک زدند.موضع رادیکال روحانی درباره سپاه، آنقدر حداکثری شد که به جای ترساندن داعش از سپاه، فلش را سمت سپاه برگرداند و مردم را از سپاه ترساند. این رادیکالیسم در روحانی آنقدر شدت گرفته است که حتی جایی که امنیت مردم مساله است هم ظهور و بروز دارد و موضعی می گیرد که امنیت را خدشه دار می کند و علیه نهادی موضع می گیرد که برای مردم نماد تأمین امنیت است. امنیت یک کشور برای لیبرال ترین حکومت ها هم خط قرمز است اما رادیکالیسم روحانی باعث شد از این خط قرمز هم عبور کند.یکی از دلایل دیگر این است که روحانی احساس می کند موضع رادیکال برای او یک تجربه موفق محسوب می شود، چون انتخاباتی را که در معرض شکست بود پیروز شد، حالا همان مسیر را ادامه می دهد، چون فکر می کند با رادیکالیسم به قهرمان آن بدنه تبدیل می شود!یکی دیگر از دلایل تداوم رادیکالیسم این هست که روحانی احساس می کند در رادیکالیسم مزیت هایی دارد که محدودیت های او در حوزه اقتصاد و معیشت مردم را پوشش می دهد و می تواند این مسائل را از دغدغه کانونی اجتماع خارج کند. تجربه ای که در انتخابات هم داشت و فضای انتخابات را با رادیکالیسم تغییر داد. یک مسأله ای اینجا وجود دارد، این رادیکالیسم تا کجا می تواند ادامه یابد؟!البته قطع نظر از علل تداوم رادیکالیسم که از منظر روحانی بیان شد، رادیکالیسم قابل تداوم نیست و همین پاشنه آشیل رادیکالیسم است. به دلیل اینکه موضع حداکثری نمی تواند متکی بر واقعیات باشد و در ذهنیت اجتماعی آن موضع حداکثری، دارای پایگاه اقلیت اجتماعی است. همین اقلیت بودن در ذهنیت اجتماعی و واقعیت باعث فروپاشی آن می شود. رادیکالیسم به همین دلیل تاریخ مصرف دارد و در کوتاه مدت جواب می دهد و امکان استمرار یک موضع حداکثری برای میان مدت و بلندمدت وجود ندارد.تجربه ما در دوم خرداد همین است. جناحی که در موضع رادیکالیسم بود، تغییرات بنیادی و ایدئولوژیک را تقاضا داشت و اعلام می کردند اگر به خواسته شان توجه نکنند از حاکمیت خارج می شوند و حکومت باید دربست در اختیارشان باشد؛ فرجام این رادیکالیسم در انتخابات شوراهای سال 81 دیده شد.با وجود عدم نظارت شورای نگهبان، این جریان 2 باخت داشت؛ یکی اینکه مشارکت به پایین ترین سطح ممکن رسید. کل آرای شرکت کنندگان در تهران حدود 500 هزار و خورده ای شد و به حدود یک سوم دوره قبل رسید. همچنین نفر اول این فهرست(تاجزاده) حدود 60 هزار رای در کلانشهر تهران آورد! چون آن رادیکالیسم قابل تداوم نبود، مسیر تغییرات در سیاست شکل گرفت و بعد از آن انتخابات مجلس هفتم بود که با وجود تحصن این جریان کسی برای حمایت آنها به پارلمان نیامد و 10 سال این جریان بازنده مطلق در همه انتخابات ها شد.در حال حاضر هم بخشی از کسانی که به آقای روحانی درباره رادیکالیسم اعتراض می کنند مثل آقای حجاریان خودشان رادیکال های سابق هستند و این تجربه را دارند که رادیکالیسم پایدار نیست.نکته ای را من از حرف شما می فهمم؛ اینکه رادیکالیسم برابر «واقعیت» و «عقلانیت» قرار می گیرد، درست است؟بله! در رادیکالیسم یک موضع حداکثری از یک اقلیت را شاهد هستیم. مثلا این گزاره «38 سال اعدام ...

ادامه مطلب  

رقابت دو رقیب در مناطق مرزی  

درخواست حذف این مطلب
در گزارشی که با عنوان «آنالیز آماری رای روحانی و رقیب در5 استان» در شماره روز گذشته روزنامه «دنیای اقتصاد» منتشر شد، به بررسی نتایج انتخابات ریاست جمهوری در استان تهران، سمنان، خراسان شمالی، رضوی و جنوبی پرداختیم؛ گزارشی که در کنار گزارش پیش رو، نشان می دهد از میان 12 استان مرزی کشور (مرز خاکی)، نام حسن روحانی در 9 استان به عنوان پیروز از صندوق ها بیرون آمد و تنها استان های سه گانه خراسان (رضوی، شمالی و جنوبی) بیشترین رای خود را در انتخابات اخیر به ابراهیم رئیسی، رقیب اصولگرای روحانی دادند. همچنین این بررسی نشان می دهد 3 استان مرزی کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی به صورت یکپارچه در همه شهرها بیشترین رای را به روحانی داده اند.سیستان و بلوچستانبررسی ما از آمار انتخابات ریاست جمهوری نشان می دهد استان سیستان و بلوچستان به رغم محرومیت بسیار و مشکلات فراوان به تداوم ریاست جمهوری حسن روحانی در دولت دوازدهم رای داده است. گواه این مدعا، رای 73 درصدی مردم این استان به حسن روحانی در انتخابات اخیر است. در این بررسی ها نکات جالب توجهی وجود دارد؛ آنکه از میان مرزی ترین شهرهای این استان مرزی، تنها در زابل با جمعیت رای دهندگان 79 هزار و 521 نفری، ابراهیم رئیسی توانست 5/ 64درصد آرا مردم این شهر را به دست آورد. با این حال 2/ 34 درصد مردم این شهر به روحانی رای داده اند و مقایسه این ارقام از پیش بودن 3/ 30درصدی رئیسی حکایت دارد.روحانی غیر از شهر زابل، در سایر شهرهای مرزی ازجمله زاهدان، ایرانشهر، خاش، سراوان و سرباز پیروز میدان بوده است. او در زاهدان که شهری با 288 هزار و 282 نفر در آن رای داده اند، با کسب 8/ 61 درصد آرا، بر رئیسی که 3/ 37درصد آرا را به دست آورد، پیروز شد. ایرانشهر، دیگر شهر مرزی و پرجمعیت سیستان نیز با رای 6/ 84 درصدی به روحانی در مقابل رای 3/ 14 درصدی رئیسی، رکورد جالبی را ثبت کرد. تفاوت آرای این دو رقیب در ایرانشهر، 3/ 70 درصد است. آرای ثبت شده در چابهار هم به عنوان یکی از شهرهای پرجمعیت سیستان، 7/ 87 درصد مردم این شهر نام حسن روحانی را بر برگه رای نوشتند و این در حالی است که ابراهیم رئیسی تنها 6/ 11 درصد آرا در این شهر را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی و رئیسی در چابهار 1/ 76 درصد است؛ رقمی که بسیار معنادار تلقی می شود. به طور کلی از میان شهرهای 19گانه استان سیستان و بلوچستان، تنها 5 شهر هامون، نیمروز، زهک، دلگان و زابل بیشترین رای خود را به نام رئیسی به صندوق انداختند.کردستانشهرهای کردستان اما به صورت یکپارچه روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند؛ بررسی آرای کردستانی ها در انتخابات 96 نشان می دهد به صورت کلی، روحانی در این استان موفق به کسب 8/ 72 درصد آرا شد. فاصله رای او با ابراهیم رئیسی در این استان حدود 49درصد است. در این استان مرزی حتی یک شهر نیست که نام ابراهیم رئیسی حائز بیشترین آرا شده باشد. توجه به این نکته لازم است که روحانی در شهرهای مرزی مریوان و بانه با فاصله معناداری از رقیب اصولگرایش پیروز شده؛ بررسی ما نشان می دهد روحانی در مریوان با کسب حدود 78درصد آرا نسبت به رای 8/ 19 درصدی رئیسی، پیروز شد. روحانی همچنین توانست رای حدود 82 درصد رای دهندگان سقزی را به دست آورد. او در این شهر با فاصله 67 درصدی، بر رئیسی پیروز شد. از سوی دیگر، سنندجی ها به عنوان ساکنان مرکز استان کردستان، با رای 2/ 77 درصدی به روحانی او را برای ریاست جمهوری برگزیدند. مهم ترین رقیب روحانی یعنی رئیسی در سنندج تنها 3/ 19 درصد آرا را به دست آورد و این ارقام از فاصله حدود 58 درصدی آرای او از روحانی حکایت دارد.کرمانشاهرای یکپارچه به روحانی در استان کرمانشاه هم تکرار شد. در هیچ شهری از کرمانشاه رئیسی موفق به پیشی گرفتن از روحانی نشده است. بر اساس بررسی صورت گرفته، 1/ 68 درصد رای دهندگان کرمانشاهی انتخاب حسن روحانی را در این دور از انتخابات ترجیح داده اند. رئیسی در این استان 5/ 30 درصد آرا را به دست آورده و این ارقام فاصله آرای این دو رقیب در استان کرمانشاه را 6/ 37درصد نشان می دهد. جزئیات بیشتر نتایج انتخابات در این استان نشان می دهد روحانی در شهر مرزی پاوه 8/ 83 درصد آرا، در قصرشیرین 1/ 77 درصد و در سر پل ذهاب 6/ 72 درصد آرا را به دست آورده است. فاصله آرای روحانی با رئیسی در این سه شهر مرزی به ترتیب، حدود 69 درصد، 55 درصد و 3/ 46درصد بوده است. همچنین 5/ 67 درصد مردم شهر کرمانشاه هم روحانی را برای ریاست جمهوری دوازدهم برگزیدند.خوزستانبا این همه، نتایج استان خوزستان در جزئیات اندکی متفاوت است. گرچه روحانی در کل این استان توانست 4/ 55 درصد آرا را به دست آورد، اما در شهرهای مرزی این استان توفیق بیشتر با رئیسی بوده است. از میان مهم ترین شهرهای مرزی خوزستان ازجمله خرمشهر، آبادان، اهواز، هویزه و دشت آزادگان، روحانی تنها در دو شهر پیروز شد؛ دو شهر اهواز و آبادان که از سایرین پرجمعیت ترند. اهواز با بیش از نیم میلیون نفر رای دهنده، 1/ 64 درصد آرایش به روحانی اختصاص یافته و آرای رئیسی در این شهر 9/ 33 درصد است؛ فاصله ای بیش از 30 درصد. آرای مردم آبادان هم که 128 هزار و 324 نفر از آنها در انتخ ...

ادامه مطلب  

روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!  

درخواست حذف این مطلب
مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روزنامه جوان: مردم به دنبال شماره تلفن روحانی هستند تا پیامک وی را جواب دهند و نمایندگان مجلس نیز از روحانی می خواهند شماره تلفن خود را اعلام کند تا جواب پیامک تبریک نوروزی وی را بدهند!روحانی شماره بدهد تا مردم هم به او پیامک بزنند!محمدجواد ابطحی نماینده خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی در گفت وگویی با اشاره به پیامک نوروزی حسن روحانی رئیس جمهور به تلفن همراه مردم گفت: ما از ...

ادامه مطلب  

منبع درآمد گوگل از کجاست؟  

درخواست حذف این مطلب
گوگل بزرگ ترین شرکت اینترنتی دنیاست. این شرکت سالیانه میلیارد ها دلار برای تأمین زیرساخت ها و افزایش قدرت موتور جست وجوی خود هزینه می کند. از طرفی گوگل، یکی از پُرسودترین شرکت های جهان محسوب می شود. اما سؤالی که برای بسیاری از ما مطرح می شود، این است که ابزار اصلی شرکت گوگل برای درآمدزایی چه چیزهایی هستند و به طور کلی منبع درآمد گوگل از کجاست؟ گوگل با ارائه ی خدمات متنوع تبلیغاتی با شیوه ی بسیار جدید و نوآورانه، علاوه بر ایجاد درآمدهای کلان برای خود، به صاحبان تبلیغات و کاربران هم سود می رساند.مقاله مرتبط: محل کار گوگل چگونه است؟سرویس های گوگلچرا تمامی شرکت ها و افرادی که از گوگل ادوردز (google adwords) یا گوگل ادسنس (adsense) استفاده می کنند، از این خدمات رضایت دارند؟چرا تمامی طرح های اقتصادی گوگل برای درآمدزایی، بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها شکل گرفته است؟شرکت گوگل در سال ۲۰۱۶ توانسته است بیش از ۹۰ میلیارد دلار، تنها از طریق فروش تبلیغات به دست بیاورد، اما این میزان درآمد بسیار بالای فروش از کجا آمده است؟ لری پیج (larry page) و سرگئی برین (sergey brin) که مؤسسان شرکت گوگل بودند، در هنگام تأسیس گوگل، تمامی تمرکز کاری شرکت را بر روی توسعه ی موتور جست وجو گذاشتند. ایده ی تمرکز بر روی یک موتور جست وجوی وب، ایده ای بسیار خاص در بین شرکت های اینترنتی هم دوره ی گوگل بود، اما آنها باید راهی برای درآمدزایی از طریق موتور جست وجو پیدا می کردند. در حالی که گوگل به کاربران زیادی در محیط اینترنت کمک می کرد، اما باید می توانست به سودآوری هم برسد و ایجاد درآمد کند. برای رسیدن به چنین هدفی، گوگل وارد دنیای تبلیغات شد. به طور دقیق، گوگل بیش از ۹۳ درصد از درآمد خود را از طریق تبلیغات به دست می آورد. چنین میزان درآمدی برای یک موتور جست وجوی اینترنتی در مقابل دیگر رقبای شرکت گوگل، نوعی شاهکار در دنیای کسب وکار اینترنتی محسوب می شود. عامل مهم دیگر پیروزی گوگل در مقابل رقیبانش، پیشرفت شگفت انگیز و مداوم موتور جست وجوی این شرکت است. موتور جستجوی گوگل تقریبا قادر است به تمامی سؤالات و جست وجوی های اینترنتی، پاسخ صحیح و مناسب بدهد. با داشتن چنین ویژگیِ منحصربه فردی، این شرکت توانسته است در کنار نتایج جست وجوی کاربران، درآمد بسیاری عظیمی از تبلیغات در نتایج جست وجو، به دست آورد.ادوردز (adwords)گوگل ادوردز چیست؟ فرض کنیم که شما قصد دارید، یک راکت تنیس خریداری کنید. هنگامی که شما عبارت «راکت تنیس» را در گوگل جست وجو می کنید، چند تبلیغ در بالا و پایین نتایج به دست آمده از جست وجوی گوگل، مشاهده خواهید کرد. این تبلیغات با مخفف کلمه ی ادوردز (یا همان ad) از دیگر نتایج گوگل مجزا شده اند تا نتایج جست وجوی شما را تحت تأثیر قرار ندهند. چنین تبلیغاتی در حقیقت نوعی خدمت ارائه شده توسط شرکت گوگل است که به صاحبان بنگاه های اقتصادی و شرکت های مختلف اجازه می دهد، از طریق آنها کالا یا خدمات خود را در معرض نمایش بگذارند.البته راه های مختلفی برای تبلیغات در گوگل وجود دارد اما ایده آل ترین نوع آن، ارائه ی یک راه مناسب و مقرون به صرفه برای در معرض دید قرار گرفتن خدمات و کالاهای شرکت های مختلف است. گوگل ادوردز به شرکت ها و فروشنده های مختلف اجازه می دهد تا نوع کلمات کلیدی برای تبلیغات خود را، متناسب با بودجه ی تبلیغاتی شان انتخاب کنند.مدل کسب و کار ادوردز (adwords) چیست؟سرویس ادوردز یک مزیت بسیار بزرگ برای گوگل محسوب می شود و حتی نمی توان متصور شد که این سرویس تا چه اندازه، کسب وکار شرکت های بزرگ و کوچک را تحت تأثیر قرار داده است. در طول ده سال گذشته، سرویس ادوردز مزایا و سودهای بسیار زیاد و باورنکردنی ای برای کاربرانی که از آن استفاده کرده اند، فراهم کرده است و به همین علت باعث پیشرفت سریع گوگل در زمینه ی تبلیغات اینترنتی شده است تا نام گوگل به عنوان شرکت پیش رو در این زمینه ثبت شود. در حقیقت سرویس ادوردز، به خاطر شفافیت و بازدهی بالای آن، یک مدل تبلیغاتی بسیار هوشمندانه است، که هم برای گوگل و هم برای افرادی که از تبلیغات آن استفاده می کنند، سودآوری بسیار زیادی به دنبال خواهد داشت.سرویس ادوردز عامل اصلی موفقیت مالی گوگل در چند سال اخیر بوده است. این سرویس می تواند بیش از ۷۰ درصد از درآمد حاصل از تبلیغات شرکت ها را تأمین کند. با چنین حاشیه سودی، حتی شرکت ها و مؤسسه های سرمایه گذاری خودرو هم از این سرویس استفاده می کنند. چندین دلیل مختلف برای موفقیت سرویس گوگل ادوردز وجود دارد اما مهم ترین و اصلی ترین علت موفقیت این سرویس، سازگاری آن با تمامی فضای اینترنت است. در حقیقت هر فردی با دسترسی به اینترنت در هر جای جهان، قادر است از سرویس ادوردز استفاده کند.گوگل به خوبی از فرصت هایی که فضای باز اینترنت برای کسب وکار و تبلیغات به کاربران مختلف ارائه می دهد، آگاه شد و به خوبی از آن استفاده کرد، در حالی که دیگر شرکت های اینترنتی و موتورهای جست وجو، به راحتی چنین فرصت هایی را از دست دادند. البته باید به این نکته اشاره شود که تبلیغات اینترنتی قبل از سرویس گوگل ادوردز وجود داشت اما این تبلیغات بیشتر شبیه تبلیغات در فضای غیر اینترنتی بود. به همین علت با ظهور سرویس ادوردز و ارتباط مستقیم کاربران با تبلیغات اینترنتی، یک فضای بسیار مناسب درآمدزایی برای گوگل و شرکت هایی که قصد تبلیغات دارند، ایجاد شد.اگرچه سرویس ادوردز به ظاهر مانند یک برنامه ی کاربردی برای به فروش رساندن کالاها و خدمات شرکت های گوناگون است، اما در واقع بسیار بیشتر از آنچه به نظر می رسد امکانات و پتانسیل دارد.در حقیقت ادوردز شامل چندین ویژگی بسیار خاص است که این ویژگی ها در ترکیب با هم، یک مدل کسب وکار بسیار کارآمد و مناسب را ایجاد می کنند:۱. قدرت انتخاب مشترییکی از بهترین ویژگی های سرویس ادوردز این است که به مشتریان اجازه می دهد بر اساس نوع نیاز، نوع کالا یا خدماتی که قصد تبلیغ آن را دارند، کمپین های تبلیغاتی را ایجاد کنند. در حقیقت یک مشتری می تواند برعکس روش های سنتی تبلیغات، به طور کاملا مستقیم با گوگل تعامل کند و بر اساس نوع برآورد فضای آنلاین، تبلیغات خود را گسترش بدهد.از طرفی برای کار با سرویس ادوردز نیازی به هیچ دانش فنی، تخصصی یا تکنیکی نخواهد بود، در حقیقت تمامی مراحل تبلیغات در سرویس ادوردز برای همه ی مشتریان کاملا قابل فهم است، چنین ویژگی ای باعث می شود که مشتری و گوگل هر دو از ارائه ی تبلیغات سود ببرند.گوگل سزاوار تحسین بسیار زیادی برای این مدل کسب وکار است. در حقیقت گوگل ادوردز از چنان اعتباری برخوردار است که حتی نیازی برای متقاعد کردن مشتریان، برای استفاده از آن وجود ندارد و به جرأت باید گفت که هیچ آژانس تبلیغاتی نمی تواند با آن رقابت کند. چنین پیشرفتی در تبلیغات گوگل، صرفا به خاطر نهایت احترام به نیازهای مشتریان برای تبلیغات است.صاحبان شرکت ها و بنگاه های اقتصادی مختلف می توانند کلمات کلیدی خاصی را که مرتبط با محصولات، خدمات یا وب سایت آنها است، انتخاب کنند. به عنوان مثال اگر فردی صاحب یک شیرینی فروشی باشد، می تواند از دو کلمه ی «شیرینی» و «کیک» استفاده بکند. سپس با مشخص کردن نوع منطقه ی جغرافیایی، هر فردی که این عبارت ها را در گوگل جست وجو کند در نخستین نتایج، وب سایت شیرینی فروشی را خواهد یافت. در حقیقت با انتخاب کلمات کلیدیِ مرتبط با کسب وکار مورد نظر، تبلیغاتی کاملا مقرون به صرفه برای صاحبان هر نوع کسب وکار در فضای آنلاین به وجود می آید.۲. مقرون به صرفهاین موضوع برای گوگل و هر شرکتی که بخواهد تبلیغات ارائه بدهد، بسیار مهم است که مشتریانش متقاعد شوند، قیمت های ارائه شده توسط آنها، عادلانه و مقرون به صرفه هستند. سؤال اینجاست که قیمت های خدمات در سرویس ادوردز چگونه تعیین می شود؟ می توان گفت که سیستم تعیین قیمت توسط سرویس ادوردز بسیار مشابه با تعیین قیمت توسط مشاورین املاک است. هر چقدر که یک زمین یا یک خانه، متقاضیان بیشتری داشته باشد، قیمت بالاتری هم خواهد داشت. به طور کاملا مشابه هر چقدر یک کلمه کلیدی متقاضیان بیشتری داشته باشد، قیمت آن برای استفاده در تبلیغات ادوردز گوگل هم بالاتر می رود. چنین سیستم قیمت گذاری یک راه حل عادلانه برای تعیین هزینه ی تبلیغات است.در سال های اخیر، گوگل سرویس ها و خدمات بسیار زیادی را ایجاد کرده است. هر چند گوگل برای طراحی، ایجاد و ساخت این سرویس ها و خدمات، میلیاردها دلار خرج می کند اما این خدمات و سرویس ها به صورت رایگان در اختیار عموم کاربران قرار گرفته اند. در میان این خدمات، سرویس گوگل آنالیتیکز (google analytics) یک سرویس بسیار شناخته شده و کارآمد شرکت گوگل است که کاملا با سرویس ادوردز هماهنگی دارد. هنگامی که مشتریان هزینه هایی را برای تبلیغات خرج می کنند، طبیعی است که نیاز دارند بازخورد آن را به صورت کامل و واضح مشاهده کنند. سرویس گوگل آنالیتیکز تمامی ابزارهای لازم برای ایجاد یک کمپین تبلیغاتی و فراتر از آن، مشاهده و ایجاد بهبود در روند هزینه های تبلیغاتی، برای به دست آوردن بهترین بازخورد از مشتریان را فراهم می کند. با چنین سرویسی، مشتریان می توانند به راحتی متوجه شوند که هزینه های تبلیغاتی آنها دقیقا در کجا خرج شده است تا آنها برای کاهش هزینه های تبلیغاتی و افزایش سودآوری، اقدامات لازم را انجام بدهند. این موضوع دقیقا مطابق با یکی از شعارهای معروف گوگل است: (هر چقدر بیشتر بدانند بیشتر خرید می کنند.)۳. همه برنده هستندگوگل با استراتژی و برنامه ریزی خاص، مکان تبلیغات کسب وکارهای مختلف را در بهترین فضای ممکن جای گذاری کرده است تا بیشتر در معرض دید قرار بگیرند. چنین برنامه ریزی ای باعث می شود که حتی صاحبان مشاغل تازه کار و مبتدی نیز، از سرویس ادوردز برای رقابت با قدرتمندترین شرکت های دنیا استفاده کنند. با استفاده از چنین ویژگیِ مثبتی، یک شرکت تازه کار می تواند با استفاده ی صحیح از سرویس ادوردز، محصولات خود را در کنار بزرگ ترین وب سایت های دنیا به نمایش بگذارد. نتیجه ی چنین سیاستی این است که تمامی صاحبان مشاغل حاضر هستند که هزینه های بسیار بالایی برای تبلیغات در ادوردز اختصاص بدهند و البته مطمئن هستند که چنین سرمایه گذاری ای در تبلیغات به سودآوری منتهی خواهد شد.در حقیقت با استفاده از چنین سیستمی، تمامی شرکت ها می توانند خدمات یا محصولات خود را با فرصت هایی عادلانه در معرض دید مشتریان بگذارند و البته علاوه بر درآمدزایی برای گوگل، آمار بازدید و فروش محصولات خود را هم بالا ببرند (اخیرا استفاده از سرویس ادوردز در بهبود وضعیت سئوی وب سایت نیز مؤثر خواهد بود). این یک استراتژی موفق برد–برد است که همه از آن راضی هستند.۴. هزینه های انعطاف پذیرسرویس گوگل ادوردز به معنای واقعیِ کلمه به مشتریانش آزادی می دهد. تمامی صاحبان کسب وکار می توانند نوع کمپین تبلیغاتی، بودجه ی تبلیغاتی و کلمات کلیدی را بر اساس نوع نیاز خود انتخاب کنند. همه ی مشتریان می توانند بسته ی تبلیغاتی خود را به طور پیش فرض و بر اساس بودجه ی مورد نظرشان انتخاب کنند و هزینه ی تبلیغات آنها به هیچ وجه از آن مقدار بیشتر نخواهد شد. از طرفی هزینه ی تبلیغات مشتریان بر اساس تعداد کلیک ها بر روی آدرس وب سایت آنها محاسبه می شود و در حقیقت اگر هیچ کلیکی بر روی تبلیغات صورت نگیرد، هیچ گونه هزینه ای برای مشتریان محاسبه نخواهد شد. به همین علت مشتریان حتی یک ریال اضافی هم بابت تبلیغات غیر مستقیم نمی پردازند. مشتریان گوگل می توانند حتی محدوده مکانی تبلیغات خود را هم مشخص کنند، محدوده می تواند شامل شهر یا کشور خاصی باشد یا حتی تبلیغات می توانند در سراسر دنیای وب در تمامی نقاط جهان قابل دسترس باشند.مزایدههمان طور که احتمالا می دانید مزایده بخش جدایی ناپذیر و مهم از مدل کسب وکار گوگل ادوردز است. در حقیقت مزایده در گوگل ادوردز نوعی سیستم، جهت طبقه بندی و رتبه دهی تبلیغات برای نمایش آنها در نتایج جست وجوی گوگل است. همان طور که قبلا اشاره کردیم، گوگل از عامل مهمی به نام «ارتباط» (relevance) برای نمایش متنی تبلیغات استفاده می کند. در حقیقت عنوان تبلیغات باید کاملا هماهنگ با محتوای آنها در وب سایت ها باشد. به علاوه، گوگل برای افزایش سطح رضایت کاربران خود، به طور مداوم بر محتوای تبلیغاتی ای که وب سایت ها ارائه می دهند نظارت می کند.هنگامی که یک عبارت توسط کاربری در گوگل جست وجو می شود، این جست وجو توسط موتور گوگل پردازش می شود. در این مرحله، سرویس محاسبه ی هزینه بر اساس هر کلیک (cost per click) و موقعیت آگهی در صفحه ی نتایج جست وجو، هزینه ی تبلیغات را مشخص می کند. یک تبلیغ زمانی در حالت مزایده قرار می گیرد که کاربران عبارات کلیدی مورد نظر تبلیغات را در گوگل جست وجو کنند. علاوه بر این، کیفیت تبلیغ و البته مبلغ پرداختی بابت تبلیغات هم، نقش عمده ای برای تعیین نمایش تبلیغات در صفحه ی نتایج جست وجوی گوگل بازی می کند. کیفیت یک تبلیغ بر اساس طراحی و کیفیت صفحه ی فرود (landing page) آن مشخص می شود. منظور از صفحه ی فرود، صفحه ای از وب سایت است که جهت تبلیغات در نتایج جست وجوی گوگل قرار می گیرد. یک صفحه ی فرود خوب شامل نگارش مناسب نوشته ها در صفحه ی وب سایت و محتوای اصیل به همراه عکس های مناسب است. در این صورت چنین صفحه ی فرودی می تواند در مکان بهتری برای تبلیغات گوگل قرار بگیرد. البته قاعدتا مشتریانی که از سرویس گوگل ادوردز استفاده می کنند نیازمند این هستند از مورد مشاهده قرار گرفتن تبلیغات شان اطمینان حاصل کنند. وب سایت هایی که از نظر کیفیت امتیازات پایین تری بگیرند، توسط خود گوگل دسته بندی می شوند و بدیهی است که تبلیغات آنها در مکان های نا مناسب تری نمایش داده می شود. اما اگر کیفیت تبلیغات شرکت ها بالا باشد، علاوه بر آنکه خودشان می توانند تنظیمات مربوط به نمایش تبلیغات را در صفحات گوگل تنظیم کنند، رقم کمتری هم بابت سرویس محاسبه ی هزینه بر اساس هر کلیک (cpc) پرداخت خواهند کرد. در چنین مرحله ای گوگل حتی تعداد کلیک ها بر روی تبلیغات وب سایت را هم برای کاربر پیش بینی می کند و بر اساس آن، بودجه ی تبلیغاتی را پیشنهاد می دهد. در حقیقت چنین ایده ی تبلیغاتی کاملا متکی به مشتری است. مشتریان بر اساس بودجه ی تبلیغاتی و کیفیت تبلیغات خودشان، بازخورد مناسبی از طریق تعداد کلیک ها بر روی آدرس وب سایت شان مشاهده می کنند. تعداد کلیک ها بر روی تبلیغات، یک بازخورد واضح و شفاف درباره ی میزان موفقیت آمیز بودن تبلیغات مشتریان است. به عبارت دیگر، بهترین و با کیفیت ترین تبلیغات، بر اساس تعداد کلیک ها بر روی آن، در نتایج جست وجوی گوگل مشخص می شوند.اجازه بدهید مفهوم مزایده در سرویس ادوردز گوگل را با یک مثال توضیح بدهیم. فرض کنیم سه مشتری برای تبلیغات با نام های دیوید، رابرت و پیتر وجود دارند. دیوید حاضر است در مزایده برای تبلیغات، ۵ دلار بپردازد. رابرت ۴ دلار و پیتر تنها ۳ دلار برای مزایده اختصاص می دهد. به طور طبیعی با توجه به اینکه دیوید ۵ دلار پرداخته است، انتظار می رود که شرایط تبلیغات برای او بهتر از بقیه باشد و البته مکان تبلیغات او بهتر دیده شود. اما با استفاده از مزایده در ادوردز گوگل، دیوید نیازی ندارد که برای به دست آوردن بهترین مکان تبلیغات، ۵ دلار پرداخت کند. با توجه به اینکه بالاترین مقدار پرداختی بعد از دیوید ۴ دلار است، دیوید می تواند با پرداخت همان ۴ دلار بهترین مکان تبلیغات را از آن خود کند. از طرفی رابرت هم برای به دست آوردن مکان دوم تبلیغات نیازی به پرداخت ۴ دلار ندارد و با پرداخت بالاترین رقم قبل از خود یعنی ۳ دلار می تواند به عنوان تبلیغات دوم دیده شود. این موضوع برای پیتر و تمامی سلسله مرات ...

ادامه مطلب  

برترین ایده های فروش که شما را در تجارت موفق می سازد  

درخواست حذف این مطلب
اگر صاحب کسب وکاری هستید و دوست دارید در جذب مشتری از رقبای خود سبقت بگیرید، شک نکنید که دانستن و به کار گرفتن ایده های فروش و تبلیغات خلاقانه و جدید برای جذب مشتری، می تواند نقطه ی عطف جدی در جهت موفقیت شما در دنیای رقابت باشد.مرز بین موفقیت و شکست به تبلیغات منحصر می شود. به همین سادگی!پس سؤال اصلی این است:«چگونه باید کالا یا خدمات خود را به مشتری معرفی کنید؟»گاهی همه ی آنچه برای شناساندن محصول خود نیاز دارید یک ایده ی مفید و خلاقانه است. در ادامه ی این مقاله برخی از ایده ها ی فروش و تبلیغ را به شما معرفی می کنیم. به کارگیری صحیح این ایده ها محصول شما را در کانون توجه مشتریان تان قرار می دهد.مقاله مرتبط: چگونه فروشنده موفقی باشیم؟ایده های افزایش فروشبه کمک تکنیک های زیر دسترسی آسان به کالا و خرید مقرون به صرفه برای مشتری فراهم می شود:حراج کنید: شما می توانید به مناسبت های مختلف برای مشتریان خاص یا عموم مشتریان خود تخفیف در نظر بگیرید، اما یادتان باشد که تعداد این حراج ها نباید بیش از اندازه باشد. چون در این صورت مشتریان شما به جای خرید در روزهای عادی، منتظر ایام حراج خواهند ماند؛مسابقه برگزار کنید: برای مشتریانی که بالاتر از سقف معینی خرید می کنند مسابقه یا قرعه کشی برگزار کنید. می توانید از محصولات خود به برندگان مسابقه جایزه بدهید؛هدیه بدهید: مثلا نمونه ای از کالا یا خدمات تان، هدیه ی تبلیغاتی ای که نام برند شما روی آن ثبت شده است و هدایایی از این قبیل برای مشتریان خود در نظر بگیرید. با این کار مشتریان شما تجربه ای از کالا یا خدمات پیشنهادیِ شما خواهند داشت؛کارت خرید مکرر: هنگامی که تعداد خریدهای مشتریان شما از سقف مشخصی بالاتر رفت می توانید برای آنها کارت تخفیف صادر کنید یا نمونه ای از محصولات خود را به آنها هدیه بدهید؛تحفیف به گروه خاص: برای کارمندان یک سازمان، اعضای یک انجمن و یا صرفا گروهی از افراد که در یک رویداد خاص حاضر شده اند، محصولات خود را با تخفیف ارائه کنید؛معاوضه ی کالای دست دوم: برای وفاداری مشتری ارزش قائل شوید، مثلا پیشنهاد بدهید که در قبالِ دریافت یک کالای قدیمی، کالای جدید را با تخفیف به مشتری وفادار بفروشید؛قفسه های جذاب فروشگاهی و نمایش محصولات: ویترین محصولات را خلاقانه بچینید. سعی کنید محصولات خود را به شکلِ یک هرم بزرگ یا اَشکال جذاب دیگر در قسمتی از فروشگاه به نمایش بگذارید. با استفاده از مانکن ها یا اشیاء دیگر در فضای ویترین یک منظره ی چشمگیر ایجاد کنید؛هزینه ی ارسال رایگان: حمل و ارسال رایگان داشته باشید. واژه ی «رایگان» همیشه برای مشتری جذاب است. ارسال رایگان معمولا یک تخفیف منطقی به حساب می آید و مشتری را به خرید تشویق می کند؛فروش اقساطی: روش های پرداخت آسان یا تقسیط در نظر بگیرید تا خرید از شما برای مشتری آسان تر شود؛تخفیف سفارشی بدهید: در این روش مشتریان شما محصولات شما را تبلیغ می کنند. به مشتریانی که تبلیغ شما را می کنند و شما را به مشتریان جدید معرفی می کنند، تخفیف بدهید؛پکیج محصولات و خدمات: محصولات کم فروش را به همراه محصولات پرفروش در یک بسته قرار بدهید تا هم مشتریان را به خرید تشویق کنید و هم موجودیِ محصولات کم فروش را کاهش بدهید.تشویق به خرید: محصولات گران قیمت خود را در معرض دید مشتری قرار بدهید و سعی کنید در مورد برتری محصولات گران قیمت و علت گران بودن آنها مشتری را توجیه کنید؛فروش محصول مکمل: از فرصت استفاده کنید و هنگامی که مشتری اقدام به خرید یکی از محصولات شما کرد، محصولاتی را که در کنار این محصول قابل استفاده هستند به مشتری معرفی کنید؛بن خرید: می توانید از طریق بروشور، بسته های پستی یا تابلوی اعلانات در مکان های پر رفت وآمد، بن های خرید را تبلیغ کنید؛پیشنهاد ارتقای محصولات: قابلیت ارتقای محصولات را به مشتریان اطلاع بدهید. چنانچه این امکان وجود داشته باشد که قابلیت ها و امکانات بیشتری به محصول یا کالای خریداری شده توسط مشتری اضافه شود، او را در جریان بگذارید؛فروش قطعات یدکی و خدمات پس از فروش: چرخه ی زندگی محصول تان را معین کنید و بدانید محصول شما چه زمانی شروع به فرسودگی می کند. با مشتریان خود در تماس باشید تا خدمات پس از فروش را برای شان آسان تر کنید؛تضمین محصول: گارانتی ارائه کنید. تضمین محصول و خدمات توسط شما اعتماد مشتری را جلب می کند و شما را قابل اعتماد نشان می دهد؛بازگشت آسان کالا: در مورد قوانین بازگشت کالا سخت گیری نکنید. خریداری که به صورت آنی و تفننی خرید می کند، بیشتر مشتاق خرید کالایی خواهد بود که در صورت عدم تمایل بتواند آن را پس بدهد؛نسخه ی آزمایشی: نسخه ی آزمایشی رایگان از خدمات یا کالا ارائه بدهید. با این روش مشتریان جدید با محصولات و خدمات شما آشنا می شوند؛بن خرید همراه کارت تبلیغاتی: پشت کارت های تبلیغاتی بن خرید چاپ کنید. به این ترتیب افرادی که کارت تبلیغاتی شما را دارند با داشتن برگه ی خرید، برای اقدام به خرید تشویق خواهند شد؛مقاله مرتبط: چطور میزان فروش حضوری را بیشتر کنیم؟ایده های بازاریابی و تبلیغات مستقیمبازاریابی و تبلیغات مستقیم، با هدف قرار دادن مخاطبان به یک شکل جذاب و خلاقانه، آنها را به خرید تشویق می کنند. این تبلیغات می تواند در قالب ویدئو، صدا، نوشته یا رسانه های الکترونیکی انجام شود؛از خودروهای شرکت استفاده کنید: از وسایل حمل ونقل خود برای تبلیغ استفاده کنید و پوسترها و علائم تجاری شرکت خود را روی موتور، وانت یا خودروهای شرکت نصب کنید و این گونه تبلیغات متحرک داشته باشید؛پوسترها و بنرها: از تبلیغات کاغذی نظیر پوسترها و بنرها استفاده کنید تا اخبار فروش، پیشنهادات و تبلیغات خود را به راحتی در دسترس مردم قرار بدهید. هر زمان که فرصتی دست داد از این تبلیغات کاغذی استفاده کنید و آنها را در مکان های عمومی قرار بدهید یا از صاحبان مشاغل خصوصی اجازه بگیرید تا این تبلیغات را در جایی که مشتریان آنها جمع می شوند قرار بدهید؛کارت تبلیغاتی: کارت تبلیغاتی خود را چاپ کنید، همیشه آن را همراه داشته باشید و در اختیار آشنایان جدید، همکاران نزدیک و هر کسی که ممکن است به تماس با شما نیاز پیدا کند قرار بدهید. همچنین می توانید کارت های اضافه ای را به مشتریان خود بدهید و برای کسانی که از طریق این کارت با شما آشنا می شوند و از شما خرید می کنند تخفیف یا خدمت رایگان در نظر بگیرید؛کالاهای تبلیغاتی: از قدرت کالاهای تبلیغاتی غافل نشوید. تبلیغات خود را روی جاکلیدی، بطری های نوشیدنی، خودکار و … چاپ کنید و این اقلام را هدیه بدهید؛بروشور: محصولات خود را در قالب بروشور به مشتریان تان معرفی کنید؛کارت پستال: در مناسبت ها و روزهای خاص کارت پستال های مرتبط تهیه و برای مشتریان تان ارسال کنید؛خبرنامه: خبرنامه منتشر کنید و از این طریق به طور منظم با مشتریان خود در ارتباط باشید و آنها را در جریان رویدادهای مرتبط با کسب و کارتان قرار بدهید؛ارسال مستقیم تبلیغات به مشتری: بروشورها و کاتالوگ های خود را برای مشتریان تان پست کنید؛ارسال ایمیل تیلیغاتی گروهی: ایمیل گروهی بفرستید و تبلیغات خود را به صورت هم زمان به تعداد زیادی از افراد ارسال کنید؛تقویم تبلیغاتی: تقویم های تبلیغاتی داشته باشید، اطلاعات مربوط به محصولات خود را در آن بگنجانید و در اختیار افراد قرار بدهید؛تبلیغات بصری را دستِ کم نگیرید: به عنوان مثال از بالن ها و عروسک های بادی تبلیغاتی در مقابل فروشگاه خود استفاده کنید؛گچ نوشته ها: از گچ نوشته های تبلیغاتی استفاده کنید. در مکان هایی که قابل رؤیت برای همه باشد، با گچ یک پیام تبلیغاتی بنویسید. حتما این روزها مقابل کافی شاپ ها، منو یا جملات زیبای گچ نویس را روی تخته های کوچک دیده اید؛ آژانس های تبلیغاتی: برای تبلیغات خود از نیروهای ماهر و متخصص در این زمینه مانند آژانس های تبلیغاتی یا مؤسسه های بازاریابی کمک بگیرید، اما قبل از انتخاب مؤسسه ی موردنظر حتما در مورد صلاحیت و توانایی آن تحقیق کنید؛بازی های واقعیت جایگزین: این بازی ها می توانند به صورت آنلاین یا در دنیای واقعی انجام شوند و به نوعی با محصولات وخدمات شما مرتبط باشند، شرکت کنندگان ممکن است با دعوت از دوستان خود به این بازی ها، افراد بیشتری را با برند شما آشنا کنند.ایمیل اتوماتیک: ایمیل های اتوماتیک هم می توانند مفید باشند. هنگامی که مشتری در فروشگاه اینترنتی شما سبد خرید خود را بدون نهایی سازی خرید رها می کند از طریق ایمیل اتوماتیک آنها را مطلع کنید؛آگهی بازرگانی: در رسانه های جمعی آگهی تبلیغاتی و بازرگانی پخش کنید. تلویزیون و رادیو محل مناسبی برای پخش تبلیغات شماست. این تبلیغات می توانند قبل از برنامه های پرطرفدار پخش شوند؛تبلیغ در روزنامه و مجلات: محصولات و خدمات خود را در روزنامه ها یا مجله هایی که به صورت دوره ای چاپ می شوند، تبلیغ کنید. با این روش می توانید گروه خاصی از مخاطبان را مورد هدف قرار بدهید.وب سایت خود را راه اندازی کنید: حتی سنتی ترین کسب وکارها هم می توانند از مزایای ایجاد یک وب سایت ای ...

ادامه مطلب  

دانلود posterlabs v1.9.1 - نرم افزار ایجاد پوستر اندروید  

درخواست حذف این مطلب
نرم افزار اندروید posterlabs برای ایجاد پوستر می باشد. این نرم افزار بلافاصله عکسهای شما را به پوسترهای دیدنی تبدیل می کند. در این نرم افزار صدها قالب پوستر حرفه ای طراحی شده وجود دارد که به شما این امکان را می دهد بلافاصله پوسترهایی شیک از سبک های مختلف ایجاد نمایید. شما می توانید برای پوشش مجلات؛ پوستر فیلم؛ تلبیغات و … از این نرم افزار استفاده کنید.این پوسترهای سفارشی اجازه می دهد تا شما به یک ستاره شیک تبدیل شوید. با کمک این نرم افزار می توانید پوسترهای فیلم طراحی کنید. همچنین از این نرم افزار می توان برای تبلیغات استفاده کرد برای مثال می توانید غذای موردعلاقه خود را با ایجاد پوسترهای سبک مواد غذایی به اشتراک بگذراید. می توان از این نرم افزار بعنوان مستندساز استفاده کرد برای مثال زمانی که به سفر می روید داستان های سفر خود را با ...

ادامه مطلب  

پایان ١٤٠٠روز اول روحانی  

درخواست حذف این مطلب
مالک سابق کلید ساختمانی را به حسن روحانی تحویل داد که برای او روزهای سخت بسیاری را به همراه داشت. ١٤٦٠ روزی که بر حسن روحانی در مقر ریاست جمهوری گذشت حالا از امروز برای ١٤٦٠ روز دیگر تمدید شد. امروز او برای یک بار دیگر به مقر ریاست جمهوری می رود تا چهار سال دیگر بماند. چهار سال پیش روی حسن روحانی چقدر شبیه چهار سال قبلی اش خواهد بود؟ چهار سالی که نمی خواستند ماندنی باشد اما ماندنی شد. برای ماندن ١٤٦٠ روزه اش هم برنامه ها داشتند اما برنامه های شان به در بسته خورد و در نهایت برای ١٤٦٠ روز دیگر در پاستور ماندنی شد. در همه روزهایی که گفتند بیشترین حملات به اوست که صورت می گیرد در همان روزهایی که مخالفانش را سرسخت تر و قدرتمند تر از همه ارزیابی کردند. حسن روحانی در همه آن روزها ماندنی شده بود. علیه تیم در حال مذاکره در پایتخت شبنامه، بنر و بیلبورد نصب می کردند.به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از اعتماد ، در صحن علنی مجلس وزیر خارجه اش را «خائن» خواندند. در روز تصویب متن توافق هسته ای تهدیدشان کردند که در رآکتور با سیمان دفن شان می کنند. وزارتخانه هایش با سختی جلو می رفتند. وزیر علوم یک سال از آمدنش نگذشته بود که استیضاح شد و چهار وزیر دیگر پی در پی با دست رد مجلس یکدست اصولگرا مواجه شدند. رسانه ملی علیه اش بود و باز هم در نهایت متهم به بی تابی در برابر منتقدان می شد. حسن روحانی منتقدان سرسختی داشت. منتقدانش گاهی همچون دهه هفتاد نه این بار با کفن بر تن اما از دیوار سفارت بالا رفتند و آن را به آتش کشیدند تا روابط دیپلماتیکش را تنش زا کنند.گاهی هم در همان فضای مجازی که برای ایجاد محدودیت های سرسخت در آن هر روز یک موج ایجاد می کردند، علیه او و افراد کابینه اش می نوشتند، عکس جعل می کردند و اتهام می زدند. در همه این روزها یک بیم وجود داشت. حسن روحانی آنقدرها برای چنین فضایی آماده نبود. کسی هم برای آماده شدن او در سال ٩٢ کار نکرده بود. نه اصلاح طلبان و نه اصولگرایان حداقل تا زمان اعلام نتایج بررسی صلاحیت کاندیداهای سال ٩٢ که آیت الله هاشمی رفسنجانی هم یکی از آنها بود به حسن روحانی فکر نکرده بودند. رد صلاحیت آیت الله هاشمی بود که همه را به فکر حسن روحانی انداخت که هم در گفت وگوهای یک نفره اش در رسانه ملی خوش و هم در مناظرات انتخاباتی خوش تر درخشید. این آماده نبودن احتمالی حسن روحانی در کنار تصمیم دقیقه نودی اصلاح طلبان برای حمایت از او در انتخابات ریاست جمهوری این بیم را در اذهان به وجود می آورد که روحانی مقابل مخالفانش تاب نیاورد. هرچقدر هم که حامیانش دیگر توقعی نداشتند و تنها تلاش می کردند پشتش باشند اما مخالفان روحانی هر روز تریبون های جدیدی پیدا می کردند.روحانی اما ایستاد. آنقدر که آیت الله هاشمی هم از این ایستادگی او تعجب کرد و روحانی چند ماه پیش نقل کرد که: « آیت الله هاشمی را یکی از صبورترین افراد یافتم. خیلی صبر، تحمل و گذشت داشت. ازهمه زندگی، آبرو، فرزندان، خانواده و دوستانش مایه گذاشت و وقتی می دید که بحث انقلاب، نظام و کشور در پیش است، تحمل می کرد. در هفته های آخر حیات، ایشان به من گفت که من از صبر شما تعجب می کنم. به ایشان گفتم شما از همه ما صبورتر هستید، گفت بله، اما وقتی دولت و تخریب ها را نگاه می کنم و اینکه سکوت کردید و در برابر اینها حرف نمی زنید، گفت با این همه رفاقتی که در طول این سال ها با هم داشتم، نمی دانستم تا این حد صبر دارید و صبوری می کنید.» چند کمک کوچک هم برای روحانی رسیده بود. انتخابات مجلس دهم شاید یکی از دلچسب ترین خبرها برای او بود.ترکیب یکدست اصولگرای سرسخت مجلس نهم جای خودش را به مجلس اصلاح طلب-اعتدالی داده بود که حداقل خیال او را از رابطه اش با پارلمان راحت می کرد. دیگر دهه ٧٠ نبود که مخالفان روحانی با کفن به خیابان ها بیایند و به جای هر ٩ روز یک بحران، تعریف جدید هر روز یک بحران را به نمایش بگذارند اما همین انتخابات نشان می داد مردم هم دیگر مثل دهه ٧٠ نیستند تا اقدامات مخالفان حسن روحانی را باور کنند. روحانی ایستاد تا پایان ١٤٦٠روز.شکست سکوت «وارثان هیچ»روحانی و کابینه اش وارثان هیچ بودند. وراثی که نه تنها چیزی برای شان نمانده بود بلکه بدهی های سنگین، وعده های به سرانجام نرسیده و توقعات ایجاد شده نابجا مجموعه ای بود که برای شان در کنار همه اقدامات مخالفان دولت باقی مانده بود. همین هم باعث شده بود که همه بخواهند از سرنوشت دولتی بدانند که اصولگرایان دوست نداشتند اسم رییس آن را که روزگاری حامی سرسختش بودند را به یاد بیاورند و همه ترجیح می دادند آن را «دولت سابق» بدانند. «دولت سابق» برای اصولگرایان تمام شده بود و برای حسن روحانی تازه شروع. اگر روحانی حرفی از اقدامات دولت قبل می زد تریبون مخالفان روشن می شد که روحانی نمی تواند کاری کند و اگر از اقدامات دولت قبل حرفی زده نمی شد این حامیانش بودند که او را متهم به کم کاری می کردند. روحانی در دولت دوازدهم وارث هیچی بود که باید برای آن بدهی هم می داد. همین هم شد که نیمی از عمر دولت او صرف آواربرداری از آن چیزی شد که به هیچ هم نمی رسید. «برجام» برای کسی در اردوگاه اصولگرایان شیرین نبود. حتی آنها که روزگاری معلم تحریم ها بودند حالا هر تحرک کوچک امریکا را ...

ادامه مطلب  

هزینه های پاکسازی شهر را نامزدها بپردازند  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: بیژن یانچشمه دو روز دیگر به پایان تبلیغات پنجمین دوره شوراها باقی مانده است و المان ها و معابر شهری مملو از تبلیغات نامزدها شده است. از کابل برق و تیر چراغ برق گرفته تا صندوق پستی پر از انواع و اقسام بروشور و پوستر و برگه های تبلیغاتی شده است.خیابانی نیست که نامزدها در آنجا تبلیغی را نصب کرده باشند میدان های اصلی و فرعی شهر حالا شکل و شمایل متفاوتی به خود گرفته است بنرهای بزرگ در کنار سایر اقلام تبلیغاتی شهر را به تابلوی نقاشی بی قواره ای تبدیل کرده است که هر کس هر جایی خواسته کاغذ تبلیغاتی نصب کرده است. در این میان عده ای اقلام ...

ادامه مطلب  

منتجب نیا: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان باید تعطیل شود  

درخواست حذف این مطلب
قائم مقام حزب اعتماد ملی گفت: شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان را قبول نداریم. برای این قبول نداشتن راه حل جایگزین داریم و معتقدیم که باید این شورا تعطیل شود. ۵۵آنلاین :حجت الاسلام رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی گفـت وگویی با روزنامه فرهیختگان انجام داده که مشرح این مصاحبه را می خوانید:اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند.روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند.مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند.در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد.ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد.ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند.بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است.اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است.اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است.جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است.بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد.یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید به این مساله توجه کنند. یک زمانی می خواهیم افکارعمومی را فریب دهیم و تبلیغات انتخاباتی کنیم و سیب زمینی و آرد پخش کنیم که فریب است ولی دولت وقتی مستقر شد موظف است رضایت مردم را جلب کند. رضایت مردم تنها بحث های سیاسی و فرهنگی نیست. بالاخره در خانه ای که مردم زندگی می کنند باید احساس کنند وضعیت معیشت اینها بهتر شده و وضعیت شغل فرزندان آنها بهتر شده است و بیکاری محسوس از بین برود. این افتخار نیست که بگوییم در خانه هر کسی دو تا سه بیکار تحصیلکرده وجود دارد. باید به این مسائل توجه شود. در دولت اول روحانی ضعف هایی بوده و باید هیات دولت پالایش شود و در آن تغییر ایجاد شود، طبیعی است که مصادیقی دارد و کلی نیست. به نظر شما چرا جریان اصلاحات به طبقات محروم جامعه کمتر توجه می کند؟درخصوص اینکه چرا اصلاح طلبان به محرومان کمتر توجه دارند باید بگویم یکی از اشکالاتی که ما همواره مطرح می کنیم این است که چرا روی شعارهای انقلاب و امام(ره) که الان مورد تاکید رهبری هم هست، تکیه نمی شود. بالاخره باید به این مسائل توجه شود وقتی درون انقلاب هستیم و همین شعارها و فرمایشات امام بود که ملت و کشور را نجات داده است. کمتر هفته ای است که من صحیفه نور امام را مطالعه نکنم. هر بار به این کتاب مراجعه می کنم علاقه ام به امام(ره) بیشتر می شود. این پیرمرد روشن ضمیر بود و خداوند به او عنایت کرده بود که این همه سعه صدر و بزرگواری و کرامت در وجود ایشان جمع شده بود. یک ایراد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند. در عمل هم چنین هستند. شکی در این نیست. ازجمله اینکه امام(ره) تاکید داشتند جنگ بین فقر و غنا و رفع اختلاف طبقاتی و توجه به محرومان و پابرهنگان یا انتقاد به کاخ نشینی و زندگی اشرافی و تجمل گرایی سیره نبی اسلام(ص) است، ضمن اینکه این شعارها ما را نجات داده است. اگر می خواستیم با زندگی اشرافی و با شعارهای دیگر وارد انقلاب شویم، انقلابی رخ نمی داد. مردم با سختی و گرسنگی و تحمل زحمات و وحدت و انسجام وارد صحنه شدند و انقلاب کردند. دوران دفاع مقدس و بعد از آن هم همین طور بود. این اشکال وارد است و باید به آن توجه شود.یک زمانی خدمت رهبری بودیم ، ایشان تاکید داشتند من نجات کشور را در خط امام و فرمایشات ایشان می بینم. اینکه دائما بیان می کنم به آن اعتق ...

ادامه مطلب  

جهانگیری روحانی را به حاشیه برد  

درخواست حذف این مطلب
مناظره جمعه از نگاه حامیان هر کاندیدا پیروزی همان کاندیدا بود. اما این میان اتفاقی روز جمعه افتاد که شاید ستاد انتخاباتی حسن روحانی پیش بینی آن را نمی کرد. هر قدر حسن روحانی انفعالی حاضر شد جهانگیری توانست با ایفای نقش پشتیبان او توجه حامیان روحانی را به خود جلب کند دفاعی که البته در نهایت به ضرر روحانی خواهد شد و ناتوانی های او را در ارائه گزارش عملکرد چهار ساله اش مشهود می کند. از روز گذشته تردیدها در فضای مجازی و میان حامیان روحانی بالا رفته که آیا جهانگیری باید صرفاً یک کاندیدای پوششی باقی بماند یا آنکه می توان به این گزینه هم خیلی جد ...

ادامه مطلب  

گفت وگو با «میرزا آقا» میوه فروشی که چهره انتخابات شد/ امروز قرار است آقای روحانی را ببینم  

درخواست حذف این مطلب
حالا دیگر همه میرزا آقا را می شناسند. روزی که رییس جمهور در اردبیل دیدار مردمی گذاشته بود میرزا آقا در صف اول عکس روحانی را در دست گرفته بود و با چشم های گریان حرف هایش را گوش می کرد. در کلیپ هایی که بعد از دیدارش با او منتشر شد علت حمایتش از روحانی را از بین رفتن تحریم ها اعلام کرد. «یه پاییز زرد و زمستون سرد و یه زندون تنگ و یک زخم قشنگ و دم جمعه عصر و غریبی حصر و...» آهنگ پیشواز تلفن میرزاآقا قطع می شود و گوشی را برمی دارد. می گوید فارسی صحبت کردن برایش سخت است اما همه تلاشش را می کند تا جواب سوال ها را به فارسی بگوید. حالا دیگر همه او را می شن ...

ادامه مطلب  

دولت روحانی دولت اصلاحات  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: دکتر عبد الله گنجی اگرچه انگاره ذهنی تحلیلگران سیاسی این است که از 38سال انقلاب اسلامی فقط هشت سال آن دولت در اختیار چپ- اصلاحات نبوده است اما درباره اینکه هشت ساله 1384- 1376 دولت اصلاحات حاکم بوده است اختلاف وجود ندارد. در دولت اول روحانی اصلاح طلبان بازی دوگانه ای را شروع کردند. از یک طرف رحم اجاره ای را مفهوم سازی می کردند و دولت ایشان را مدیون پایگاه اجتماعی خود می دانستند و از طرفی به دنبال فاصله گذاری بین خود و عملکرد روحانی بودند و این تعارض را تا آخر مدیریت کردند. اما در دولت جدید روحانی فضا کاملاً متفاوت است. روحانی در بعد سل ...

ادامه مطلب  

برق گرفتگی و سوختگی هنگام نصب بنر تبلیغاتی  

درخواست حذف این مطلب
«خبرجنوب» نوشت: مدیر روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق شیراز گفت: ورود لوله داربست یک بنر تبلیغاتی به شبکه برق باعث برق گرفتگی دو نفر که در حال بستن داربست بودند شد.بیژن لیاقت افزود: دو نفر که با هدف نصب بنر در نزدیکی شبکه برق اقدام به بستن داربست کردند با ورود لوله داربست به شبکه برق دچار برق گرفتگی و سوختگی شدید شدند.وی با اشاره به عدم اطلاع برخی افراد از خطرات برق گفت: عدم نصب بنرهای بزرگ تبلیغاتی در نزدیکی سیم ها و ترانسهای برق و خودداری از نصب پوسترها و بنرهای تبلیغاتی روی پایه های برق ضروری است.لیاقت ادامه داد: هیچ شخص یا اشخاصی به جز پرسنل آموزش ...

ادامه مطلب  

ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران  

درخواست حذف این مطلب
ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9*ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9*ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9*ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9*ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9*ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9*ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9*ضیافت افطاری روحانی با ورزشکاران تهران - مراسم ضیافت افطاری حجت الاسلام روحانی رئیس جمهوری اسلامی ایران شامگاه یکشنبه با حضور جمعی از ورزشکاران و مدیران حوزه ورزش در سالن اجلاس سران برگزار شد.*15*9* ...

ادامه مطلب  

عکس: تحلیف | مراسم تحلیف ریاست جمهوری در سال 88 و 92 چگونه برگزار شد؟ +عکس  

درخواست حذف این مطلب
عکس: تحلیف | مراسم تحلیف ریاست جمهوری همواره در مجلس شورای اسلامی برگزار می شود. در این مراسم، رئیس قوه قضائیه در کنار رئیس جمهور منتخب می ایستد، تا رئیس جمهور سوگند ریاست جمهوری را ادا کند. در سال 88 و در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد، آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه بود.بیشتر بخوانید: مراسم تحلیف ریاست جمهوری چگونه برگزار می شود؟یکی از تفاوت های عمده مراسم تحلیف امسال با سال 92، غیبت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی است. آیت الله هاشمی که نقشی پررنگ در انتخاب حسن روحانی داشت، سال گذشته دار فانی را وداع گفت و نتوانست امسال در کنار روحانی باشد. ال ...

ادامه مطلب  

دانلود آموزش ساخت ویدئو تبلیغاتی با افترافکت از یودمی - udemy after effects create an intro video bumper  

درخواست حذف این مطلب
فوت فن هایی که در هیچ کلاس و دوره ای تدریس نمی شود ..! مهارت هایی برای حرفه ای شدن و کسب درآمـــددسته: آموزش » آموزش افترافکت تعداد بازدید: 20 آموزش ساخت ویدئو تبلیغاتی با افترافکت از یودمی | زمان: 5 ساعت و 30 دقیقه | حجم: 1006 مگابایت | فرمت: mp4 adobe after effects نرم افزار adobe after effects cc نرم افزاری پیشرو و حرفه ای در زمینه ی ایجاد گرافیک های متحرک چند بعدی و پیچیده و افکت های سینمایی تصویری می باشد. و با قدرتی و ظرافتی خارق العاده تصاویر متحرک را برای ارسال به تئاترها،اتاق نشینمن،اتاق های کامپیوتر،و دستگاه های موبایل، متحول می سازد. در این برنامه همچنین قابلیت وارد کردن اشیائ سه بعدی و استفاده از آنها در صحنه های سه بعدی after effects وجود دارد.. فیلم ، کارتون ، ویدیوهای موبایل و اینترنت از جمله مواردی است که می توان از این نرم افزار در آنها استفاده کرد. می توانید بر روی فیلم ها و فایل های ویدیویی خود با فرمت های مختلف ، افکت های جذاب ایجاد کنید و برای زیبایی آنها بیافزایید و در نهایت ایده خود را به واقعیت تبدیل کنید. نرم افزار adobe after effects نرم افزاری پیشرو برای ایجاد حرکت های گرافیکی پیچیده و جلوه های بصری سینمایی است. تبدیل تصاویر متحرک برای ارائه به تئاتر، اتاق های نشینمن، رایانه های شخصی، و دستگاه های تلفن از دیگر قابلیت هاست. ارتباط همزمان سینما چهار بعدی بدین معناست که می توان فایل های سه بعذی را وارد و آنها را در صفحه نمایش های سه بعدی در قسمت after effects قرار داد.در دوره آموزشی udemy after effects create an intro video bumper for your brand با نحوه ساخت ویدئو تبلیغاتی که معرف یک برند خاص باشد را با استفاده ار افترافکت آموزش خواهید دید.محتویات این دوره آموزشی:- بخش 1: مقدمه- بخش 2: مبانی ویدئو معرفی- بخش 3: ساخت مجدد ویدئو معرفی- بخش 4: ایجاد یک کلیپ معرفی جدید- بخش 5: ایجاد یک کلیپ معرفی- بخش 6: پروژه نهایی شما - گرفتن خروجی- بخش 7: بسته بندی دورهمحصول مرتبط مجموعه بزرگ پروژه های آماده و بلند افتر افکت (videohive) - بخش اول و دوم بعضی از عناوین موجود در این دو مجموعه ارزشمند عبارتند از :بیش از 480 عنوان سورس پروژه آماده، کامل و موضوعی بلند افترافکت، ساعت ها آموزش مالتی مدیا ویدیویی و متنی برای پروژه های مختلف به زبان اصلی، motion graphic و footage های مستقل و همراه با سورس متعدد، نسخه کامل adobe after effect cs3,cs4,cs5,cs5.5 و کلیکسون ارزشمند و گرانبهای نسخه کامل تمام پلاگین های جدید افترافکت خرید پستیسایر محصولاتمحصول مرتبط گلچین کاربردی ترین پلاگین های افتر افکت به همراه فیلم آموزشی، آموزش نصب و فعال سازی به زبان فارسی لیست پلاگین های کاربردی این مجموعه:پکیج red giant، پلاگین element 3d، پلاگین optical flares، پلاگین heat distration، پلاگین beauty box، پلاگین twixtor، بسته پلاگین های newblue totalfx، پلاگین mocha tracker for ae، پلاگین camera tracker، پلاگین prodad vitascene و ... . خرید پستیسایر محصولات امتیاز: دوره آموزشی - 1006 مگابایتدانلود - بخش اولدانلود - بخش دومدانلود - بخش سوم رمز فایل: www.persiangfx.comسایت سازندهگزارش خرابی این مطلب را با دوستان خود به اشتراک بگذارید کلمات کلیدی: tutorial, video tutorial, after effect, after effect tutorial, english tutorial, mp4, udemy, آموزش, آموزش انگلیسی, آموزش افترافکت, افترافکت, آموزش تصویری, یودمی, آموزش after effects, آموزش تصویری after effects, آموزش ویدیویی after effects, آموزش کامل after effects, آموزش کاربردی after effects, فیلم آموزشی after effects, فیلم آموزش after effects, آموزش after effects به صورت تصویری, آموزش after effects به صورت ویدیویی, create an intro video, آموزش create an intro video, آموزش تصویری create an intro video, آموزش ویدیویی create an intro video, آموزش کامل create an intro video, آموزش کاربردی create an intro video, فیلم آموزشی create an intro video, فیلم آموزش create an intro video, آموزش create an intro video به صورت تصویری, آموزش create an intro video به صورت ویدیویی, افترافکت, آموزش افترافکت, آموزش تصویری افترافکت, آموزش ویدیویی افترافکت, آموزش کام ...

ادامه مطلب  

وزیر کشور: حق مینو خالقی این نبود  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور درباره رفع حصر، پیگیری وضعیت کروبی، انتصاب استانداران زن، رابطه با علی لاریجانی پرونده مینو خالقی و حضورش در وزارت کشور دوازدهم به صروت صریح مواضع و مطالبی را بیان کرد.بعدازظهر روز چهارشنبه سر وقت خود را به طبقه هجدهم ساختمان فاطمی رساندیم، با اینکه آخر هفته بود رفت و آمدهای کاری به اتاق وزیر زیاد بود برای همین هم مدتی پشت در نشستیم و برای بار آخر سوال ها را مرور کردیم، آقای عادل آذر رییس مرکز آمار ایران آخرین فردی بود که از اتاق وزیر خارج شد و پس از آن نوبت به مصاحبه ما رسید.در بدو ورود به اتاق با خوشامد گرم آقای رحمانی فضلی روبرو شدیم، نظم اتاق و گلدان های گل روی میز و زمین خودنمایی می کرد، بدون مقدمه وارد گفت وگو شدیم، آقای رحمانی فضلی اگرچه پاسخ های خود را صریح مطرح می کردند اما در مواردی هم مثل شب انتخابات یا صحبت از دیگر گزینه های وزارت کشور با ملاحظات خاصی به سوالات جواب می داد.در پایان به دلیل ملاقات از پیش تعیین شده برخی نمایندگان مجلس مصاحبه را به اتمام رساندیم، به نظر می رسید دیدار محمدعلی وکیلی نماینده تهران و شاه نشین شهریار آخرین ملاقات های کاری آقای وزیر در روز چهارشنبه باشد. عبدالرضا رحمانی فضلی در طول این مصاحبه بارها از رابطه قبلی و قلبی اش به علی لاریجانی رییس مجلس صحبت کرد و گفت که از بیان این رابطه دوستانه هیچ ابایی ندارد. وقتی با او درباره انتقادات نمایندگان مجلس از جمله علی مطهری از عملکردش و اینکه این بار اجازه نخواهد داد معامله ای صورت بگیرد، صحبت کردیم، از اظهارات نایب رییس مجلس برآشفت و گفت اتفاقا آگاه ترین فرد به این موضوع آقای مطهری است و نمی دانم چرا این حرف را زده است.مشروح مصاحبه، با عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور را در ذیل می خوانید:وضعیت ادامه حضورتان در کابینه آینده به کجا رسیده است؟بقیه وزرا در این رابطه به شما چه گفته اند؟روحانی برای حضورم در وزارت کشور با من صحبت کرداگر بگویم تقلب می شود! خودتان باید پاسخ این سوال را بدهید؟آقای دکتر روحانی با من صحبت کردند و صحبت های اولیه شده است. ایشان اول باید به جمع بندی برسد و بعد تصمیم خود را اعلام کند. اما اگر منظورتان این است که با من صحبت شده است یا خیر بله، با من از سوی رئیس جمهور صحبت هایی شده است ولی معرفی در اختیار ایشان است.شرایط رئیس جمهور برای وزارت کشور دوازدهماین صحبت ها برای پست وزارت کشور بود؟بله، برای وزارت کشور صحبت شده است. در این مورد هم آقای رئیس جمهور شرایط و نقطه نظراتی داشتند و سیاست هایی را برای دوره جدید مدنظر دارند که این ها را به من گفتند. تقریباً هم صحبت با بقیه وزرا نیز بر همین روال بوده است که احتمالاً ایشان برای هر وزارتخانه ای با افراد دیگری هم صحبت کرده اند. روحانی باید جمع بندی کند و بعد نظرش را بگوید.تاکید روحانی برای برگزاری انتخابات الکترونیک در دوره آیندهشرایط و سیاست هایی که اشاره کردید از سوی رئیس جمهور به شما اعلام شده چه محورهایی دارد؟یکی از اولویت های جدی رئیس جمهور در دوره جدید بحث سیاست داخلی بود و برای این مسئله اهمیت بالایی قائل هستند و در کنار آن روی بحث اقتصاد مقاومتی خیلی تاکید داشتند که این دوره ما باید روی بحث اقتصاد و توسعه مناطق تاکید بیشتری داشته باشیم. همچنین رئیس جمهور در صحبت با بنده روی مسئله امنیت داخلی با توجه به شرایط منطقه ای تاکید بسیار زیادی داشتند.در موارد دیگر آقای روحانی روی مسئله انتخابات خیلی تاکید کردند و تاکید داشتند که باید بتوانیم در انتخابات های بعدی آن را به صورت کاملاً الکترونیک برگزار کنیم. وقتی انتخابات دستی است و با توجه به نهادهای مختلفی که در این زمینه حضور دارند حتماً ما یک سلسله مسائل و مشکلاتی را خواهیم داشت ولی اگر بتوانیم انتخابات را الکترونیکی کنیم بیش از ۸۰ درصد مشکلات فعلی حل خواهد شد. برای همین هم آقای رئیس جمهور تاکید داشت که بحث انتخابات الکترونیک جدی گرفته شود. پس انتخابات الکترونیک یکی از دغدغه های آقای رئیس جمهور بود؟نمی توان اسم آن را دغدغه گذاشت. بیشتر به نظر می رسید که یکی از اولویت های جدی آقای روحانی بود که در این دور حتماً انتخابات را کاملاً الکترونیک کنیم. این مسئله حق است ما هم همیشه دنبال آن بوده ایم اما علی ایحال نتوانسته ایم موافقت ها را جلب کنیم.در این چهار سال خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیمبرای دفاع از آزادی های قانونی و جلوگیری از برخی خودسری ها که در دوره چهارساله اخیر شاهد آن بودیم برنامه ای دارید و آیا رئیس جمهور در صحبت با شما در این مسئله تاکیدی داشته اند؟ما در این چهار سال تقریباً خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیم اگر موردی هست نمونه آن را به من بگویید. برای مثال در ۱۶ آذر امسال ما ۷۰۰ سخنرانی در سراسر کشور داشتیم. شاید به تعداد انگشتان دست برخی سخنرانی ها انجام نشد آن هم نه به دلیل اینکه شلوغ شود و نگذارند. گاهی یکی از طرف های مناظره نرفت، یا در مواردی سخنران مربوطه نتوانست بلیت هواپیما تهیه کند یا اینکه در سخنرانی هایی که داخل دانشگاه برگزار می شد خود دانشگاه تشخیص داده بود یک سخنرانی می تواند مشکلاتی را ایجاد کند اما اینطور نبوده که عده ای بروند و نگذارند سخنرانی ها برگزار شوند.برای سخنرانی مازنی در گلستان شخصا به استاندار زنگ زدمدر بیرون از دانشگاه هم تعدادخیلی کمی سخنرانی لغو شده داشتیم، مثلاً در لرستان یک مورد را داشتیم که به سرعت و با قاطعیت برخورد شد و نهایتاً خود فرد سخنران به آن مکان نرفت. در مورد دیگری یکی از نمایندگان محترم برای سخنرانی در استان گلستان به مناسبت ۲۲ بهمن دعوت بود. در این استان فضا به گونه ای بود که سخنرانی ایشان لغو شده بود. در این مورد من شخصا به استاندار زنگ زدم و گفتم آقای مازنی حتماً باید برای سخنرانی به گلستان بیاید و شما هم حتماً باید امنیت ایشان را تامین کنید اما خود ایشان تشریف نبردند. بعد هم دو سخنرانی دیگر برای ایشان در استان گلستان گذاشتند که این مسائل مرتفع شود.در موضوع آقای مطهری هم که در اوایل دولت ما رخ داد ما سریعاً برخورد کردیم. همه عوامل را شناسایی کردیم و مستندات را فوراً به دادگاه فرستادیم و هنوز هم قوه قضائیه در حال پیگیری آن است.به افراد گزارش نمی دهیمآقای مطهری و وکیل ایشان معتقدند وزارت کشور گزارش خود را به آن ها و حتی دادگاه نداد.ما گزارش را به افراد نمی دهیم. گزارش خود را به محاکم و مراجع رسمی می دهیم. ما هم گزارش خود را به دادگاه دادیم. فکر می کنید دادگاه از کجا به این پرونده رسیدگی می کند؟ فکر می کنید همین طور به خیابان رفتند و از افراد خواستند که به دادگاه بیایند و توضیح دهند؟ وزارت کشور رسماً گزارش مستند خود را در مورد عوامل این حمله به دادگاه داد.پیدا کردن آمران حمله به مطهری وظیفه ما نیستیعنی اسناد مربوط به آمران حمله به مطهری را هم شما به دادگاه دادید؟ما اسناد مربوط به تمام کسانی که سر صحنه بودند و دچار جرم حمله به نماینده مجلس شده بودند به قوه قضائیه دادیم. اینکه چه کسانی دستور این حمله را داده بودند را دادگاه باید پیدا کند و این وظیفه ما نیست. دادگاه در مراحل رسیدگی به پرونده باید آمران را پیدا کند.عین همین موضوع قبلاً در قم اتفاق افتاده که زمان ما هم نبود. در آنجا به رئیس مجلس با کفش و دمپایی و مهر تعرض شد و هیچ یک از افراد و عوامل آن دستگیر نشدند و به دادگاه هم معرفی نشدند ولی ما در موضوع آقای مطهری این کار را کردیم و این پرونده الان در مسیر رسیدگی است.ظرف ۱۰ روز تمام عوامل حمله به سفارت عربستان را شناسایی کردیمآقای رحمانی فضلی من به عنوان یک نمونه از خودسری هایی که شما می گویید نداشتیم مسئله حمله به سفارت عربستان را مثال می زنم. این مسئله ای است که هنوز هم حل نشده.کاملاً درست است. بخشی از مسئله رسیدگی به این موضوع مربوط به قوه قضائیه است. در ماجرای حمله به سفارت عربستان ما ظرف ۱۰ روز تمام عواملی را که آنجا بودند شناسایی کردیم و با همه مشخصات و اسناد به قوه قضائیه دادیم و آن ها هم برخی از این افراد را بازداشت کردند و مدتی هم در بازداشت بودند. الان هم مراحل بازجویی، بازپرسی و اقدامات قانونی در حال طی شدن است.پرونده حمله به سفارت عربستان هنوز در مراحل قضایی استاینکه متهمان این پرونده به راحتی به امور جاری خود می پردازند و حتی به پیاده روی اربعین می روند و تصاویر خود را منتشر می کنند گواهی بر عدم برخورد جدی با آن ها نیست.این مسائل واقعاً به ما مربوط نمی شود و به قوه قضائیه مرتبط است. ما تا جایی که بتوانیم باید کسی که دچار جرم شده شناسایی کنیم و مستندات آن را توسط نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تهیه کرده و آن را به قوه قضائیه بدهیم. از آن مرحله به بعد کار کاملاً از دست ما خارج است.البته پیگیری های لازم را می کنیم. در این مورد هم بار ها پرسیده ایم این پرونده در چه مرحله ای است و این ها هم پاسخ داده اند که هنوز در مراحل قضایی است. پس نحوه رسیدگی به این پرونده ها دو بخش است. ما نباید بخش مربوط به قوه قضائیه را با بخش مربوط به وزارت کشور قاطی کنیم. البته من دیده ام که در برخی محافل چنین بحث هایی را مطرح می کنند فکر می کنم شاید سطح برداشتشان از جنبه های حقوقی مقداری ناقص است و برداشت برخی از آن ها تا حدی سیاسی است البته به معنای بد سیاسی منظورم نیست. این مورد را هم رسیدگی کردیم. وقتی قوه قضائیه حکم صادر می کند، دیگر از وزارت کشور کاری برنمی آیداگر خاطرتان باشد در قضیه مشهد هم آقای رئیس جمهور در نامه ای به شما این اتفاق را مایه شرمساری نظام دانستند.البته منظور آقای رئیس جمهور از این نامه ما نبودیم؛ منظورشان افرادی بودند که این سخنرانی را به هم زدند. آقای مطهری به مشهد رفته و دادستانی حکم صادر کرده و نیروی انتظامی را به محل سخنرانی فرستاده که این مراسم نباید برگزار شود. وقتی قوه قضائیه وارد می شود و حکم صادر می شود دیگر از دست وزارت کشور کاری برنمی آید.گفتم اگر مطهری آمادگی دارد روی صندلی بایستد و سخنرانی کندولی گفته شد که قوه قضائیه به استاندار اطلاع داده بود و آقای استاندار هم تلفن همراه خود را پاسخ نداده بود.خیر، این ها حرف های درستی نیست. استاندار در این مورد تشکیل جلسه داده بود و نظر خود را دراین خصوص اعلام کرده بود و آن را به دادستان هم گفته بود.معاون سیاسی –امنیتی استانداری هم با نماینده قوه قضائیه صحبت و مکاتبه کرده بود.من در تماس با استانداری اعلام کردم که اگر آقای مطهری آمادگی دارد در همان محل صندلی بگذارید و آقای مطهری روی صندلی بایستد و سخنرانی خود را انجام دهد که اعلام کردند فضای این کار هم مهیا نیست و قوه قضائیه هم گفته اصلاً نمی گذاریم چنین سخنرانی صورت گیرد. پس وقتی دادستانی حکم داده مسئله به وزارت کشور مربوط نیست.شما گزارش این اتفاقات را تهیه کردید؟بله، در تمام مراحل این اتفاق گزارش خودرا تهیه کردیم.سه ماه یک بار رئیس قوه قضائیه را ملاقات کنمآیا در این رابطه با شخص رئیس قوه قضائیه هم رایزنی داشتید؟در این موضوع خاص با رئیس قوه قضائیه تماسی نداشتم اما من به صورت دوره ای با رئیس قوه قضائیه جلسه دارم و سعی می کنم سه ماه یک بار ایشان را ملاقات کنم البته در حاشیه برخی مراسم ها و همچنین در حاشیه جلسه شورای عالی امنیت ملی زیاد یکدیگر را می بینیم و برخی مسائل را مطرح می کنیم. واقعاً هم نظر رئیس قوه قضائیه در این نوع مسائل نظر بسیار باز و واقعاً دموکراتیک است.رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها رابطه حاکمیتی آمرانه نیستآنطور که ما تصور می کنیم رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها یک رابطه حاکمیتی آمرانه نیست همه قضات استقلال قضایی دارند و به اقتضای شرایط خودشان تصمیم می گیرند اما ما هرگاه در مسائل اینگونه گیر کرده ایم و به ایشان مراجعه کردیم با نظر حسن، دستور پیگیری دادند.مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی استفکر نمی کنید اینکه شما ظرف ۱۰ روز تمام مستندات مربوط به حمله به سفارت عربستان را به دادگاه داده اید اما این مسئله هنوز در قوه قضائیه به سرانجام نرسیده تا حدی باعث دلسردی مردم نسبت رسیدگی به اینگونه اتفاقات می شود؟قطعاً اینطور است. همین هفته جلسه شورای امنیت داشتیم، دو فقره جرم در جایی اتفاق افتاده بود و همان دو فقره را به دادستان محترم که عضو این شورا هستند گفتم باید آن ها را خارج از نوبت رسیدگی و برخورد کنید چون قدرت بازدارندگی در این موارد بالا است. موارد زیادی را هم داریم که به دوستان قضایی می گوییم و آن ها هم تایید می کنند.متاسفانه مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی است چون قانون ما به کسی که متهم است یا در معرض اتهام است فرصت داده است که از خود دفاع کند وا ین مرحله ای بودن رسیدگی به پرونده های قضایی و موضوع تجدیدنظر از همین موارد است.ضمن اینکه متهمان چون وکلای واردی دارند اغلب از تمام مراحل قانونی و فرصت های قانونی استفاده می کنند. شاید لازم باشد در موارد خیلی خاصی قانون شرایطی را بگذارد که موضوع به صورت ویژه بررسی شود. رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرداز نظر بنده به عنوان وزیر کشور موضوع سفارت عربستان مسئله ای بود که باید با سرعت انجام می شد چون حیثیت بین المللی ما در این رابطه مطرح بود و یک مسئله صرفاً داخلی نبود. ما آسیب بسیار زیادی از این موضوع دیدیم. رابطه ما با عربستان بعد از این موضوع به چالش کشیده شد.البته قبل از آن هم مسائلی با عربستان داشتیم اما حمله به سفارت عربستان درست در شرایطی رخ داد که بحث منا و کشتارهای صورت گرفته مطرح بود و همین موارد می توانست آن ها را به چالش بسیار بزرگی بکشد. اما دیدیم که حمله به سفارت عربستان به خبر اول دنیا تبدیل شد و به ضرر ما شد.برای همین معتقدم رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرد. البته دوستان قضایی هم می گویند ما کارهای خود را انجام داده ایم و همه مراحل قضایی باید طی شود. در موضوع حمله به مطهری در شیراز چون یکی از اولین حواشی دولت ما بود ما با قدرت و سرعت کار را انجام دادیم ولی رسیدگی قضایی به آن طول کشید. ما هم باید به قوه قضائیه در این راستا کمک کنیم. فکر کنم آمران حمله به مطهری هنوز محاکمه نشده اندفکر نمی کنید درجه نظامی آمران حمله به مطهری در شیراز باعث شد که رسیدگی به این قضیه کمی طولانی شود؟من اطلاعی ندارم. من فکر می کنم افرادی که الان به عنوان متهم این پرونده مطرح هستند آمران نیستند؛ افرادی هستند که سر صحنه بودند و آمران هنوز محاکمه نشده اند. البته مواردی را هم که اعلام شده است از درجه نظامیشان اطلاعی ندارم که بخواهم اظهارنظر کنم. البته گفته شده که برخی جلسات بوده که این افراد در آن تصمیم می گرفتند و این الزاماً به معنای نظامی بودن این افراد نیست. ضمن اینکه باز هم می گویم من از این مسئله اطلاعی ندارم.دست مطهری برای پیگیری پرونده خودش باز استوکیل آقای مطهری اعلام کردند که ایشان برای اعلام اسامی آمران دست نگه داشته اند.من نمی دانم آقای مطهری می خواهد چه کار کند. آقای مطهری نایب رئیس مجلس است حتماً قدرت بالایی هم دارد. خواهشم از ایشان این است که همین پرونده خود را پیگیری کند. به نظر می رسد در این راستا دستشان باز است و قدرتش را هم دارند.در مورد احضار استانداران چند وقت پیش در حاشیه جلسه هیات دولت با شما گفت وگو کردیم و شما از این مسئله ابراز بی اطلاعی کردید.در حاشیه حیاط دولت من در حال عبور بودم که این سوال از من پرسیده شد.هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شودالان مدتی از آن زمان گذشته آیا پیگیری کرده اید و جزئیات آن را می دانید؟بله، حدود هفت استاندار احضار شده اند. اینکه می گویم حدود هفت استاندار برای این است که هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شود. تعدادی شکایت به قوه قضائیه رسیده و آن ها به مرور همکاران ما را برای پرس وجو می خواهند برای همین هم تعداد رفت و آمد ها گاهی زیاد تر می شود.تا جایی که من امروز خبر دارم حدود ۶ یا ۷ استاندار احضار شده اند. طبق آنچه معاونت حقوقی بنده پیگیری کرده آمار آنچه مدیران استانی ما به خاطر آن احضار شده اند اعم از استاندار، فرماندار و بخشدار حدود ۶۲ یا ۶۳ مورد است. ما حدود ۴۰۰ فرماندار و ۲هزار بخشدار داریم و ۶۰ نفر احضار شده اند. ۹۰ درصد دلایل احضار استانداران تخلف نیستتمام مواردی که در مورد همکارانمان دیده ام مطرح می کنم واقعا و انصافا به عنوان کسی که سال ها در این سیستم ها کار کرده ام و تخلف را می شناسم می توانم بگویم شاید ۹۰ درصد این موارد حتی تخلف هم نیست. ولی خب، شکایتی شده است و قوه قضائیه باید شکایت ها را مورد رسیدگی قرار دهد.ما هم به آن حق می دهیم و مانعی برای رسیدگی به شکایت ها نیست ما هم پیگیر هستیم معاونت حقوقی بنده به صورت مرتب مساله را پیگیری می کند وکیل گرفته ایم و تاکید داشته ایم از دیگر وکلای توانمند در بیرون هم استفاده شود. بنده خودم با دادستان محترم هم در این رابطه صحبت کردم که در این بحث ها به گونه ای حرکت نکنید که وجهه اقتدار و موقعیت نماینده عالی نظام و دولت در استان ها دچار خدشه شود. احضار استانداران طوری در رسانه ها مطرح شد، گویی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کردنددر این راستا به دادستان کل کشور اظهار گلایه کردم گفتم چرا شما هر روز می گویید که این تعداد استانداران را احضار کرده اید و برای آن ها کیفرخواست نوشته اید.کیفرخواست یکی از همکاران ما این است که با ماشین مقابل یک ستادی ایستاده و با دوستان حاضر در آن ستاد احوالپرسی کرده است و همین به عنوان تخلف تلقی شده است یا یکی از استانداران رفته در جایی سخنرانی کرده که عکس آقای روحانی هم از قبل از انتخابات در آن سالن بوده است و الان هم وجود دارد اما می گویند این سخنرانی به همین دلیل تبلیغاتی بوده است.وقتی ما می آییم در رسانه ها مطرح می کنیم استانداران را احضار کرده ایم و کیفرخواست برای آن ها صادر شده گویی جانی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کرده ایم. به دادستان کل کشور گلایه کردمهمین استاندارانی که احضار شده اند در استان خودشان مسئول اول استان از نظر حاکمیت هستند همین قوه قضائیه همین نیروی انتظامی و همین سپاه در شورای تامین استاندار، رئیسشان است باید حرمت مدیرانمان را نگه داریم و شان و جایگاه ها را باید حفظ کنیم.به دادستان کل کشور گلایه کردم گفتم اصلا نمی پسندم که شما می آیید و هر روز در این رابطه مصاحبه می کنید ما هم می توانیم ده ها مصاحبه راجع به ضعف های دستگاه های مختلف داشته باشیم که به طور روزانه با آن مواجه هستید اما این مساله به مصلحت نیست و ما باید موضوعات مختلف را از مراحل قانونی خود پیگیری کنیم.ان شاالله قوه قضاییه با رعایت حرمت ها به موضوع احضار رسیدگی کندبه هر حال کار استانداران و فرمانداران و تمام مدیرانی که در معرض اتهام هستند در حال پیگیری است هم ما از طریق وزارت کشور پیگیری می کنیم و هم معاونت حقوقی رئیس جمهور پیگیر مساله است.مسائل خرد را هم خود استانداران در استان خودشان پیگیری می کنند منتظر هستیم که قوه قضائیه انشاءالله با دقت و عدالت و رعایت حرمت ها و با سرعت به این موضوع رسیدگی کنند.گزارش و مستندات تخلفات انتخاباتی را تهیه کردیمآقای انصاری چند وقت پیش گفتند که شکایتی از سوی دولت علیه برخی فرماندهان نظامی و ائمه جمعه در رابطه با انتخابات مطرح شده است آیا از این موضوع اطلاع دارید آیا این مساله اقدام مشابهی در راستای احضار استانداران بوده است.ما در ایام انتخابات در وزارت کشور مجموعه تخلفاتی را که صورت می گرفته و گزارشات را دیده ایم و خود ما هم مستنداتی داشته ایم.معاونت حقوقی به عنوان جایگاه پیگیری حقوقی ریاست جمهوری از طریق به عنوان وکیل دولت مسائل را پیگیری می کند. در همین راستا هم شکایت هایی شده است که به صورت ریز و جزئی در جریان آن نیستم.برخی منتقد عملکرد شما در وزارت کشور هستند و حتی بسیاری از فعالان سیاسی خواستار تغییر شما در وزارت کشور بوده اند پاسخ شما به نقدهایی که علیه شما می شود چیست؟این نقد ها چیست که می گویند؟گفتم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشندجدی ترین نقد به عملکرد شما در مورد ادامه همکاری با مدیرانی بود که از دولت گذشته باقی مانده بودند و با رویکرد دولت روحانی هماهنگ نبودند و در همین راستا شاهد برخی ناهماهنگی ها در استان ها بودیم.دولت روحانی دولت اعتدال است؛ نه دولت اصلاح طلب است و نه دولت اصولگراست. بنابراین وقتی ایشان بنده را در وزارت کشور انتخاب کردند به من گفتند فراموش نکن افرادی را که می خواهی به عنوان مدیران خود انتخاب کنی حتما باید تفکر اعتدالی داشته باشند دوم اینکه باید برنامه های دولت را قبول داشته باشند سوم گفتند که باید تجربه داشته باشند و چهارم باید برای مردم وقت بگذارند.وقتی ما وارد وزارت کشور شدیم حدود ۸۰ درصد فرمانداران ما از بیرون بودند و وزارت کشوری نبودند اولین تصمیمی که گرفتیم این بود که گفتیم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشند چون معتقدیم وقتی فرماندار وزارت کشوری باشد تجربه لازم را هم دارد آموزش پذیر است دلبستگی لازم را هم دارد و در سلسله مراتب اداری فرمانبرداری خوبی دارد ضمن اینکه موجب انگیزه و شوق برای مدیران وزارت کشور می شوند و متوجه می شوند که می توانند ارتقا پیدا کنند.وقتی ۸۰ درصد فرمانداران را از بیرون بیاوریم دیگر خود وزارت کشوری ها انگیزه ای برای ارتقا نخواهند داشت و این تصمیم درستی بود که ما اتخاذ کردیم و بر اساس همین تصمیم درست در مرحله بعد این تعداد فرمانداران جابجا شدند. بقیه موارد را هم با همین مشخصات عوض کردیم البته در همین مشخصات هم عده ای از فرمانداران از قبل ماندند و به کار خود ادامه دادند یا در پست دیگری جا به جا شدند. یکی از مشخص ترین این موارد فرماندار تهران بود ایشان فرمانداری است که از زمان آقای احمدی نژاد مانده است من همان زمان هم اعلام که فرماندار تهران را خودم به شخصه می شناسم و ایشان در صدا و سیم ...

ادامه مطلب  

اقدامات جهاد دانشگاهی در شهر فارسان، از انتظارات تا واقعیت ها  

درخواست حذف این مطلب
هنوز صورت زخمی شهر فارسان از پوسترهای تبلیغاتی کاندیداهای محترم شورای شهر دوره پنجم پاک نشده بود که جهاد دانشگاهی شهر فارسان که مرکزی با مأموریت فرهنگی و آموزشی هست اقدام به نصب پوسترهای تبلیغاتی رنگارنگ خود، بر در و دیوار شهر نموده است. به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پیرغار، روزها وقتی از خانه بیرون می رویم چشم مان به در و دیوارهای شهر که می خورد غمگین می شویم چراکه انگار قرار نیست روی زیبای آن ها را هرگز ببینیم.گاهی به این فکر می کنم که اگر این دیوارها زبانی برای گلایه داشتند حتماً از بی فکری عده ای از شهروندان سخن می گفتند و اعتراض خود را به گوش شان می رساندند.به گفته یکی از شهروندان، شهرداری مکان هایی را برای نصب آگهی تبلیغاتی بر روی دیوارهای شهر نصب کرده است اما به دلیل استاندارد نبودن اندازه مکان های تبلیغاتی، افراد از دیوارهای کناری برای نصب آگهی های خود استفاده می کنند.هنوز صورت زخمی شهر فارسان از پوسترهای تبلیغاتی کاندیداهای محترم شورای شهر دوره پنجم پاک نشده بود که جهاد دانشگاهی شهر فارسان که مرکزی با مأموریت فرهنگی و آموزشی هست اقدام به نصب پوسترهای تبلیغاتی رنگارنگ خود، بر در و دیوار شهر نموده است. قصه زمانی پرغصه خواهد شد که این نهاد فرهنگی-آموزشی، اقدام به نصب پوسترهای تبلیغاتی خود بر مجسمه امیرکبیر (واقع در چهارراه شهرداری) نموده است و اولین سؤالی که با دیدن این صحنه در ذهن متبادر می شود آن است که یا این ...

ادامه مطلب  

باید دولت روحانی پالایش شود/ برخی دوستان اصلاح طلب ما به شعارهای انقلاب کمتر توجه دارند/ شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان باید منحل شود  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش گروه دیگر رسانه های خبرگزاری فارس، ساعت 11 یکشنبه بود که به دفتر قائم مقام حزب اعتماد ملی رفتیم. استقبالی گرم در دفتر ساده و بی ریا از سوی او صورت گرفت، دفتری که در آخرین جمعه ماه های قمری محل سخنرانی های اوست. دفتری که با عکس امام خمینی(ره) و فرزند شهیدش آن را «حسینیه» نامیده است. شاید در ابتدا تصورمان از منزل و دفتر نماینده سابق مجلس و یکی از چهره های شاخص جریان اصلاحات بسیار مجلل تر بود. رسول منتجب نیا، سیاستمدار 70ساله اصلاح طلب و متولد دیار حافظ و سعدی است و ته لهجه شیرازی اش را نمی تواند در لابه لای کلماتش پنهان کند.وی قائم مقام و از اعضای موسس حزب اعتماد ملی است و در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز عضویت داشته که پس از تاسیس اعتماد ملی از مجمع روحانیون استعفا داده و در حال حاضر نیز مدیرگروه فقه و اصول دانشگاه شاهد است و بیشتر وقتش را به تدریس در دانشگاه مشغول است.منتجب نیا، نماینده سه دوره اول مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون دفاع مجلس سوم، نماینده امام خمینی(ره) و رئیس سازمان عقیدتی-سیاسی شهربانی کل کشور، مشاور رئیس جمهوری در دولت خاتمی، قائم مقام ستاد قرارگاه خاتم و ستادکل پدافند، عضو حزب جمهوری اسلامی و نماینده رهبری در انجمن اسلامی معلمان بوده است.منتجب نیا از اواسط سال 77 انتقادهای تندی را نسبت به احزاب منحله مشارکت و سازمان مجاهدین مطرح کرد و می توان گفت وی یکی از چهره های مخالف تندروی و افراطی گری در جریان اصلاحات بوده و هست. از شورای سیاستگذاری اصلاحات بسیار ناراحت است و از وجود این شورا احساس خطر می کند. معتقد است یک حلقه چندنفره در حال سوءاستفاده از رئیس دولت اصلاحات هستند و جز بی آبرویی برای او چیز دیگری ندارند. منتجب نیا به ما می گوید: «به این شورای شهر امید ندارم چون از خود اختیاری ندارند و رانتی هستند.» از او جزئیات دیدارش از طرف اصلاح طلبان با رهبر معظم انقلاب را پرسیدیم که گفت: «ایشان در این دیدار به ما لطف داشتند و گفتند هر زمان کاری یا درخواستی بود، بگویید یا ارسال کنید.»قائم مقام حزب اعتماد ملی بر این باور است که شاید به اسم دو انتخابات گذشته را شورای سیاستگذاری برده است ولی در آینده مردم قضاوت خواهند که تصمیم گیری مستبدانه چه بلایی سر جریان اصلاحات خواهد آورد. همان طور که برخی اصلاح طلبان بعد از دوم خرداد چندین سال جریان اصلاح طلبی را به عقب انداختند. وی همچنین از خارج نشینانی که خود را اصلاح طلب می خوانند تبری می جوید و علت آن را این می داند که گفتمان اصلاح طلبی هنوز درست تعریف نشده و هر فردی تعریف مورد علاقه خود را می گوید. در ادامه این گفت وگوی حزبی داغ را در روزهای گرم تابستان می خوانید.اگر موافق باشید برای شروع بحث گریزی به انتخابات 96 داشته باشیم. به نظر شما چه شد که حسن روحانی برای بار دوم انتخاب شد؟درخصوص انتخابات 96 و به خصوص انتخابات ریاست جمهوری عواملی در پیروزی روحانی موثر بوده است. طبیعتا یک عامل شخصیت خود ایشان بود که جاذبه هایی دارد و طبیعتا بخشی از مردم به ایشان علاقه مند هستند. بخشی مربوط به وقار، ادبیات، گفتمان فاخر و ارزشمند، سوابق و خدمات پرارزش ایشان در قبل انقلاب و دوران دفاع مقدس و بعد از آن و در دوران چهارساله ریاست جمهوری ایشان است که انکارناپذیر است.بخشی از آن مربوط به عملکرد دولت به خصوص مقایسه ای که دولت روحانی با دولت نهم و دهم در افکارعمومی به وجود آورد، است. یکی از شانس های روحانی این بود که بلافاصله بعد از دولت دهم روی کار آمد، با آن ادبیات و وضعیتی که وجود داشت و بحث هایی از قبیل اختلاس و مفاسد و تشنج های داخلی و خارجی موجود بود. مردم ما مردمی متمدن و مترقی و صاحب ادبیات ارزشمندی هستند و به عبارت دیگر اخلاق مدار هستند و وقتی ببینند دولتمردان اینها با اخلاق و ادبیات انسانی و اسلامی با داخل و خارج برخورد می کنند طبیعتا به آنها علاقه مند می شوند. روشی که ایشان در دولت اول به کار برد دقیقا نقطه مقابل دولت نهم و دهم در زمینه های مختلف بود. این امر هم یکی از عوامل موفقیت ایشان بود. عامل دیگر حامیان روحانی بودند. حمایت هایی که به دست آورده بود در دوره قبل یعنی سال 92 مرحوم آیت الله هاشمی و اصلاح طلبان و شخصیت های اصلاح طلب دست به دست هم دادند و از ایشان حمایت کردند. همان حمایت را در سال 96 داشتند. مرحوم هاشمی به رغم اینکه در قید حیات نبودند ولی توصیه های لازم را درخصوص انتخابات 96 به روحانی و اصلاح طلبان کرده بودند و این در ذهن مردم وجود داشت. این هم یکی از عوامل پیروزی بود. یکی دیگر از عوامل پیروزی این بود که رقیب ایشان کسی نبود که بتواند افکارعمومی را اقناع کند. قبل از انتخابات این را ذکر می کردم که یکی از شانس های روحانی این است که اصولگرایان نمی توانند به وحدت برسند و چهره شاخص پرجاذبه هم ندارند. همین هم شد. دو تا سه نفر را وارد صحنه کردند که اینها می خواستند بمانند. حتی من شنیدم قالیباف هم می خواست بماند و بر او تحمیل کردند که کناره گیری کند و با اکراه کناره گیری کرد. هم کاندیداهای متعدد و هم فقدان کاندیدایی که جاذبه بیشتری داشته باشد دست به دست هم داد و روحانی توانست با رایی بالاتر از سال 92 پیروزی را به دست آورد.دولت در چهار سال اول چه برنامه متفاوتی ارائه کرد که باعث محبوبیتش بین مردم باشد؟ آیا این برنامه را می توان در همه حوزه ها پیگیری کرد؟قضاوت نسبت به دولت ها خیلی دشوار است و نمی توان به طور کلی و مطلق نفی یا اثبات کرد. در زمان احمدی نژاد از ابتدا من ایشان را لایق این پست نمی دانستم. در مصاحبه ها هشدار می دادم که احمدی نژاد کسی نیست که بتواند عهده دار مسئولیت دولت باشد ولی در عین حال وقتی حملات به او می شد و همه کمبودها و نابه سامانی ها را معلول دولت او می دانستند، مصاحبه کردم و گفتم خلاف انصاف است و انصاف این است آنچه مربوط به دولت می شود به او نسبت دهیم. آنچه مربوط به دولت نمی شود حق نداریم به دولت نسبت دهیم و این بی انصافی است. لذا این کار دشواری است. نمی توان گفت روحانی در دوره قبل صددرصد موفق بود و نمی توان قضاوت کرد، ایشان کاری انجام نداده یا تنها کار مثبت دولت برجام بوده است. به هر حال دولت مجموعه ای از وزراست که چهار سال تلاش کردند و بدنه دستگاه اجرایی تلاش کرده و انسان بگوید هیچ کاری انجام نداد، انصاف نیست. این تعبیر درستی نیست. برجام تصمیم نظام بود و هرکس نظام را قبول دارد باید به تصمیمات آن پایبند باشد کما اینکه در دوران دفاع مقدس یک زمانی نظام تصمیم به جنگ گرفت و یک زمانی نظام تصمیم گرفت که آتش بس شود و قطعنامه را بپذیرد. در راس نظام رهبری است ولی این گونه نیست که تنها رهبری یا تنها رئیس جمهوری تصمیم گیری کنند. کلیت نظام می نشینند و فرآیندی دارد که به این تصمیم می رسند. مساله برجام تصمیمی است که تمام مراحل قانونی را طی کرده و به تصمیمی از نظام رسیده است. من از کسانی که دم از حمایت نظام و رهبری و امام می زنند و خیلی صریح و شفاف می گویند برجام خیانت به نظام و ملت است و عزت و شرافت ما را به باد داده است، تعجب می کنم. همه را محکوم می کنند که از شخص رهبری و رئیس جمهور و روسای قوا تا زیرمجموعه های این ارگان هاست در حالی که اینچنین نیست. اگر برجام تصمیم اشتباهی هم باشد تصمیم کلیت نظام است؛ اگر هم درست باشد و کار خوبی باشد همه در آن سهیم بودند. دولت ها نقش موثری در زمینه سازی و ارتباطات دارند که تصمیمی گرفته شود یا نشود، چنانچه در دولت گذشته زمینه هایی فراهم شد که تصمیم دیگری گرفته شود. غیر از برجام کارهای زیادی انجام شد. دستگاه ها فعال بودند و ستاد اقتصادی کار کرده است، وقتی ادعا می کنند تورم را از 44 درصد به زیر 10 درصد رساندند با دعا و امن یجیب و دعای توسل نبوده است و تلاش شده است. وقتی رشد اقتصادی چنین شده است یا دستگاه هایی خوابیده بود و تا حد زیادی فعال شدند اینها همه نشان می دهد کار شده است. ضمن اینکه اداره کشور بدون کار نمی شود. مدیریت اجرایی کشور کار دشوار و طاقت فرسایی را می طلبد.تمام دولت ها باید از رئیس دولت تا وزرا و زیرمجموعه شبانه روز تلاش کنند. اداره خانه شبانه روزی است و مرد خانه باید زحمت بکشد تا زن و چهار، پنج بچه خود را اداره کند و اگر یک روز کناره گیری کند نان و آب نخواهند داشت. چطور اداره یک کشور 80 میلیونی کار ساده ای است؟در انتخابات 96 مشاهده شد جهانگیری خود را نامزد جبهه اصلاحات معرفی کرد، بعد از مناظره سوم هر دو جناح اذعان داشتند جهانگیری در مناظرات خوب ظاهر شد. شورای عالی سیاستگذاری به او فشار آورد کناره گیری کند. به نظر شما جبهه اصلاحات تا چه زمانی قرار است غیرمستقیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شود؟اینکه برخی به صورت پوششی یا احتیاطی در کنار کاندیدای رسمی ظاهر می شوند، رویه ای است که اشکالی ندارد. بالاخره در مدت تبلیغات انتخابات بعد از تایید صلاحیت ها و حتی قبل از تایید هرگونه احتمالی برای کاندیداها وجود دارد که ممکن است حادثه ای رخ دهد یا ردصلاحیتی پیش آید یا ممکن است در یک ماه تبلیغات انتخاباتی که درمورد نمایندگان داشتیم، کاندیدا تصادف می کند و فوت می شود یا مریض می شود و نتوانسته وارد صحنه شود. در این موارد دست مردم خالی مانده است چون کس دیگری نبوده و مجبور بودند کسی را انتخاب کنند که نمی پسندیدند. در ریاست جمهوری اگر یک جناح به یک کاندیدا اکتفا کند ممکن است یکی از حوادث رخ دهد و دست آن جناح خالی بماند. این کاری عاقلانه است و هیچ اشکالی ندارد. اینکه به ایشان فشار آورده شد و جهانگیری کناره گیری کند، نبوده، جهانگیری با فشار کسی کنار نرفت. بین جهانگیری و عارف در سال 92 تفاوت مشخصی وجود داشت. هر دو کاندیدای اصلاح طلبان بودند و با پرچم و شعار اصلاح طلبی آمدند. در این امر تردیدی نیست. در سال 92 عارف آمده بود که بایستد و رئیس جمهور شود و وضع بدی هم نداشت. اگر کاندیدایی در حد روحانی نبود چه بسا عارف برنده انتخابات می شد. بالاخره اصلاح طلبان در انتخابات 92 به این جمع بندی رسیدند که یکی از این دو نفر کناره گیری کند و قرعه به نام عارف زده شد. از عارف خواسته شد کناره گیری کنند و ایشان هم تا اندازه ای که من اطلاع دارم رضایت چندانی نداشت و بر ایشان کناره گیری تحمیل شد. جهانگیری از ابتدا نیامده بود که در مقابل روحانی بایستد. ایشان آمده بود که اگر مشکلی برای روحانی پیش آمد مقاومت و ایستادگی کند و اگر روحانی وارد صحنه شد و مشکلی پیش نیامد کناره گیری کند. با این پیش فرض وارد صحنه انتخابات شد نظیر آنچه درمورد مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی و روحانی رخ داد. آقای هاشمی وقتی ثبت نام کرد، روحانی هم ثبت نام کرد و بالاخره این احتمال داده می شد با آن شرایطی که برای آقای هاشمی به وجود آورده بودند ممکن است ایشان را به هر دلیلی نگذارند وارد صحنه انتخابات شود. همین هم شد و پیش بینی ای که آقای هاشمی کرده بود و خود ایشان هم به روحانی تاکید کرده بود که ثبت نام کنید و اگر بودم کناره گیری کنید و اگر من نبودم وارد صحنه شوید. ...بنابراین این تصمیم عاقلانه گرفته شد و جهانگیری هم واقعا در مناظرات و برنامه ها و برخورد با مردم درخشید وخود را نشان داد. ما جهانگیری را واقعا می شناختیم و چند دوره در مجلس بودیم و در دفاع مقدس و جاهای دیگر با هم همکاری داشتیم و این فرد شایسته ای است و شکی در این نیست، منتها در این مرحله بهتر و بیشتر از گذشته خود را نشان داد و لیاقت و کفایت خود را به اثبات رساند. لذا ان شاءالله در آینده از وجود ایشان استفاده شود. او نیروی بسیار خوبی است و می تواند جزء سرمایه های نظام باشد. درخصوص ثبت نام آقای هاشمی گویا در موقع ثبت نام، روحانی یا اخوی ایشان از این ثبت نام شوکه شده بودند.اخوی ایشان را کاری نداریم ولی آنچه خود آقای هاشمی برای ما می گفت همین بود که با برنامه و پیشنهاد خود آقای هاشمی بود که ایشان کاندیدا شوند که اگر مشکلی پیش آمد ایشان وارد صحنه انتخابات شوند. بله، درست می فرمایید. شاید این مطلب گفته می شد چون تا دقیقه آخر آقای هاشمی بنا بر ثبت نام نداشتند.وقتی ثبت نام کردند این سوءتفاهم صورت گرفت. یعنی گفته بودند شما ثبت نام کنید که اگر من ثبت نام کردم و مشکلی پیش نیامد می مانم یا کنار می روم. تاکید بر اینکه آقای روحانی ثبت نام کنند از ناحیه آقای هاشمی هم بوده است. اشاره کردید جهانگیری آمده بود که اگر برای روحانی مشکلی پیش آمد ایستادگی کند که عده ای به نام پوششی بودن تفسیر کردند. گفتید در سال 92 کناره گیری بر عارف تحمیل شد. تا چه زمانی این قربانی کردن ادامه پیدا خواهد کرد؟بدون شک هر جناحی اگر کاندیدای خودش عضو آن جناح و مقید به آرمان های آن جناح باشد این مطلوب خواهد بود تا کاندیدایی که اجاره ای تعبیر می شود و از فرد دیگر استفاده کند. در عین حال وقتی به واقعیت کشور توجه می کنیم می بینیم یکسری واقعیات وجود دارد که نمی توان انکار کرد. بالاخره یک فرد اصلاح طلب که صددرصد اصلاح طلب باشد و با این جریان مو نزند ممکن است آفات و آسیب هایی در روند کاندیدا شدن داشته باشد که یکی مساله ردصلاحیت است.اگر منحصر به او شود ممکن است موضع گیری ای که دستگاه های اجرایی و نظارتی دارند کاری کنند که آن جریان را خلع سلاح کنند و دست آنها خالی بماند. باید به چیزهایی که در تصمیم سازی در کشور موثر است و به همه واقعیت ها توجه کند و به این جمع بندی می رسد که ما به عنوان اصلاح طلب یک سلسله آرمان ها و ایده هایی داریم که می خواهیم اینها پیاده شود و این می خواهد به دست هر کسی باشد.اگر فردی اصلاح طلب بود و این ایده ها را پیاده کرد بهتر است اما اگر ریسک خطرناکی بود و احتمال ناموفق بودن وجود داشت ، کسی که شعار اصلاح طلبی نمی دهد ولی ایده اصلاح طلبان را می دهد و عمل اصلاح طلبانه دارد، هدف ماست. وقتی روحانی در سال 92 همان حرف هایی که ما می زنیم و نه حرف هایی را که در دوران اصلاحات زده می شد بیان می کند، عاقلانه است فردی را حمایت کنند که ریسک های خطرناک در آن وجود ندارد.اگر به جایی برسیم که این ریسک ها نباشد و برخی واقعیت ها تغییر یابد یعنی ردصلاحیت همیشه به عنوان خطری بالای سر اصلاح طلبان نباشد چون این خطر منحصر به اصلاح طلبان است چه در مجلس و چه در ریاست جمهوری و چه در خبرگان چنین است، در جریان اصولگرا به جز تعدادی که مفاسدی داشته باشند و پرونده بدی داشته باشند که نتوان آنها را تایید کرد مابقی احساس خطر نمی کنند. می دانند از آن فیلتر به سرعت عبور می کنند و این اصلاح طلبان هستند که این خطر آنها را تهدید می کند. همیشه خطر ردصلاحیت بالای سر اصلاح طلبان است. اگر به جایی برسیم که این توازن به وجودآید و انصاف و عدالت بین دو جناح ایجاد شود و اگر خطری باشد هر دو احساس خطر کنند و اگر نباشد که نباید باشد، گیردادن های بی خود و نظارت های قانونی وجود نداشته باشد اینکه شما می فرمایید درست است و مطلوب تر همین است که فردی وارد صحنه شود که هم اصلاح طلب باشد و هم آیده ها و آرمان های اصلاح طلبانه را پیاده کند لذا برخی دنبال این هستند و مطرح می کنند برای دوره بعد جهانگیری مناسب ترین فرد است چون ایشان اصلاح طلب است و آرمان ایشان هم اصلاح طلبانه است و با روحانی هم هماهنگ است. جهانگیری کاندیدای اصلی جریان اصلاحات در سال 1400 خواهد بود؟الان نمی توان قضاوت کرد. تقریبا یک سال قبل از انتخابات سال 96 این جمله را گفتم که سر زبان ها افتاد که ما چک سفید امضا به روحانی نمی دهیم. اساسا معتقد نیستم که زود قضاوت کنیم. هنوز مشخص نشده و چهار سال مانده تا این دولت تمام شود و این دولت کار خود را شروع نکرده است و ما نمی توانیم برای سال 1400 تصمیم بگیریم. در این چهار سال کشور تا اندازه ای بالا و پایین می شود و در افراد تغییر ایجاد می شود که نمی توان قضاوت کرد. بهترین روش این است که در زمان خود انتخابات افراد را ببینیم.ممکن است فردی الان جزء بهترین ها باشد و فردی بهتر از او در آن زمان خود را نشان دهد. یا همان که می گوییم بهترین است در چهار سال خود را به خوبی نشان ندهد و خیلی ها از او بازگردند. الان نمی توان تضمین کرد و وعده کرد که چهار سال آینده بهترین چه کسی است. بحث ردصلاحیت را مطرح کردید که در سال 96 شاهد بودیم یک اصلاح طلب مانند آقای هاشمی طبا تایید صلاحیت شد و از آن سو رئیس دولت و وزرای دولت نهم و دهم یا اصولگرایان مانند زاکانی و حاجی بابایی ردصلاحیت شدند. این امر دوطرفه نیست؟ فرمودید در سال 92 اصلاح طلبان نامزد واقعی به نام عارف داشتند و تایید صلاحیت شد و ریسک در سال 92 صفر بود چون همان اندازه که عارف شانس برای برنده شدن داشت روحانی هم شانس داشت هرچند آقای هاشمی پشت روحانی آمد که شانس ایشان بالا رفت. سال 96 هم گمان می کنم به همین صورت بود. سال 96 هم اصلاح طلبان گزینه تایید صلاحیت شده به نام جهانگیری داشتند. شاید اگر کل اصلاح طلبان می آمدند رای جهانگیری بیشتر از روحانی می شد.در رابطه با سال 92 جواب خود را دادید. همین که در سال 92 آقای هاشمی پشت روحانی قرار گرفت و بخش زیادی از اصلاح طلبان از آقای هاشمی حمایت می کردند و اینجا شکاف بین اصلاح طلبان ایجاد می شد و مجموعه ای از عارف و مجموعه ای از روحانی حمایت می کردند. اینجا عاقلانه نبود دو نفر در صحنه بمانند. ممکن است بگویید چرا روحانی کنار نرفت؟ آن مربوط به ما نمی شود و عارف حاضر به کناره گیری شد. معلوم نبود روحانی چنین کند. ایشان از آقای خاتمی تبعیت کردند؟بله، با اکراه کناره گیری کرد. با میل و رغبت نبود و بر ایشان تحمیل شد. معلوم نبود روحانی این امر را بپذیرد. یا باید هر دو کاندیدا می ماندند و شکست می خوردیم یا یک نفر باید می رفت. یک نفری که باید کنارمی رفت، روحانی نبود. تنها منحصر به عارف می شد. یعنی احتمال کناره گیری روحانی نزدیک به صفر بود؟چون آقای هاشمی از ایشان حمایت می کرد و خاتمی از عارف حمایت می کرد. در عین حال وقتی احساس شکست شد همان کسی که از عارف حمایت می کرد گفت عارف کناره گیری کند تا از روحانی حمایت شود. این صرفا نظر رهبر جریان اصلاحات بود یا نظر بدنه هم بود؟این نظر هم در شورای مشورتی خاتمی مطرح شد و به جمع بندی رسیدند و هم در شورای هماهنگی اصلاح طلبان که مرکب از دبیران احزاب اصلاح طلب است به این جمع بندی رسیده بودند منتها این را عرض کنم زیرمجموعه تا چند روز دچار نگرانی بودند. در برخی استان ها مطلع شدیم عده ای از بچه های ستاد عارف حاضر نبودند برای روحانی کار کنند. حق هم داشتند چون چند ماه کار کرده بودند و یک باره گفتند عکس را بردارید و عکس کاندیدای دیگری را بزنید. این برای آنها دشوار بود. لذا پادرمیانی می شد و دوستان صحبت می کردند و خود من با چند مورد صحبت و ارتباط برقرار کردم تا وحدت ایجاد شود. در سال 96 همان مشکل وجود داشت. روحانی کاندیدای اصلی بود و از قبل هم اعلام شده بود که کاندیدای اصلی اصلاح طلبان ایشان است و جهانگیری با تعبیر پوششی وارد شدند. منطقی نبود به روحانی که رئیس جمهور هستند بگویند کناره گیری کنید و فرد دیگری را می خواهیم جایگزین کنیم. ایشان چهار سال کار کرد. هرچند نارضایتی از سوی اصلاح طلبان وجود داشت.نارضایتی وجود داشت ولی در عین حال روحانی را موفق می دانستند. نارضایتی طبیعی است. منطقی نبود به روحانی بگویند شما کنار بروید تا کاندیدای اصلاح طلب ناب وارد صحنه کنیم. بهتر همین بود که جهانگیری کنار گذاشته شود و اگر مشکلی نبود کناره گیری کند و چهار سال کنار روحانی بایستد و برخی از ضعف ها را جبران کند.جهانگیری بدون تردید بازوی قدرتمندی برای روحانی بود و هست و خواهد بود. علاوه بر وجهه اجتماعی که در این مدت کسب کرد الان بیشتر از گذشته می تواند از تجربیات و افکار و اندیشه و طرح ها برای کمک به روحانی استفاده کند و مجموعه خوبی برای جبران ضعف های دولت اول باشند. با توجه به اولویت کشور که به نظر می رسد بحث اقتصادی باشد، به نظر شما در شرایط فعلی چقدر توسعه اجتماعی و اقتصادی یا سیاسی اهمیت و ضرورت دارد؟درباره سوال اول شما عرض کنم وقتی از توسعه اسم می بریم ممکن است در مقطعی یک بعد از توسعه اولویت داشته باشد؛ فرض کنید مردم در جایی حساسیت کمتری دارند و بر توسعه سیاسی تکیه شود یا در زمینه اقتصادی مشکل است باید این را در اولویت قرار داد ولی توسعه باید همه جانبه باشد. نمی توان به یک بخش اکتفا کرد. دولت که دستگاه اجرایی کشور است همان طور که نگاه به مسائل سیاسی داخلی دارد باید به مسائل سیاست خارجی هم توجه داشته باشد، همان طور که به مسائل سیاسی توجه می کند به مسائل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هم توجه کند. هیچ کدام نباید به دست فراموشی سپرده شود ضمن اینکه می تواند به لحاظ اینکه ضرورت بیشتری دارد اولویت ها را مشخص کند و به برخی اهمیت بیشتری بدهد.الان یکی از مسائل مردم مشکل اقتصادی است. مشکل اقتصادی فقط تورم و رشد اقتصادی نیست. من همیشه این مساله را به دوستان تذکر داده و یادآوری کرده ام که فریب گزارش های کارشناسان را نخوریم که آنها بگویند ضریب جینی چه بوده و رشد اقتصادی و تورم چه بوده است، اینها معادلات علمی و اقتصادی است که به جای خود محترم است و باید مورد توجه قرار گیرد. آنچه برای رئیس دولت و وزرا خیلی مهم است سفره مردم است یعنی آنچه مردم می بینند. هرچه بگوییم تورم زیر 10 درصد رسیده و رشد اقتصادی با 10 درصد رسیده است ولی مردم آثار را نبینند فایده ای ندارد.باید به این مسائل بیشتر توجه شود و این مساله را از زمان دولت آقای هاشمی به دوستان می گفتم که توجه به این مسائل باید وجود داشته باشد. در دوره اول یا دوم آقای هاشمی بود که یکی از نمایندگان گفت ما در کمیسیون تخصصی تصمیم گرفتیم سوبسید را از روی نان برداریم. سیاست دولت هم بر همین است. من خیلی متاثر شدم. بخواهید سوبسید را بردارید و نان 500 تومانی به یک باره پنج تا 6 برابر می شود. در کشور فاجعه رخ می دهد. قدری تعجب شد در حالی که آن شخص دکتر بود و ادعا هم داشت. گفت کارشناسان گفتند. من هم گفتم کارشناسان غلط کردند. بدون توجه به مردم چنین نظری نباید داد.در دولت اصلاحات هم می گفتم تنها توجه به گزارش های مکتوب کارشناسان نداشته باشید و به مردم توجه کنید. الان هم روحانی و دولت او باید ...

ادامه مطلب  

تماشای سینمای کلاسیک جهان در قالب پوستر :: فیلم نت نیوز  

درخواست حذف این مطلب
نمایشگاه پوسترهای اورجینال سینمای کلاسیک جهان ساعت 5 بعدازظهر امروز جمعه 5 خرداد در گالری «آس» تهران برپا می شود و هر شب ساعت 22 یک فیلم سینمایی به نمایش درمی آید.فیلم نت نیوز بخش نخست نمایشگاه پوسترهای اورجینال سینمای کلاسیک جهان شامل پوسترهای چاپ کشورهای مختلف جهان و با حضور هنرمندان منتقدان و علاقمندان به سینما و هنرهای تجسمی ساعت 5 بعدازظهر امروز جمعه 5 خرداد ماه در گالری «آس» تهران افتتاح می شود و تا ساعت 21 ادامه می یابد و همچنین هر شب ساعت 22 با حضور منتقدان سینمایی یک فیلم سینمایی نیز برای علاقمندان به نمایش درخواهد آمد.علاقه مند ...

ادامه مطلب  

تماشای سینمای کلاسیک جهان در قالب پوستر :: فیلم نت نیوز  

درخواست حذف این مطلب
نمایشگاه پوسترهای اورجینال سینمای کلاسیک جهان ساعت 5 بعدازظهر امروز جمعه 5 خرداد در گالری «آس» تهران برپا می شود و هر شب ساعت 22 یک فیلم سینمایی به نمایش درمی آید.فیلم نت نیوز بخش نخست نمایشگاه پوسترهای اورجینال سینمای کلاسیک جهان شامل پوسترهای چاپ کشورهای مختلف جهان و با حضور هنرمندان منتقدان و علاقمندان به سینما و هنرهای تجسمی ساعت 5 بعدازظهر امروز جمعه 5 خرداد ماه در گالری «آس» تهران افتتاح می شود و تا ساعت 21 ادامه می یابد و همچنین هر شب ساعت 22 با حضور منتقدان سینمایی یک فیلم سینمایی نیز برای علاقمندان به نمایش درخواهد آمد.علاقه مند ...

ادامه مطلب  

جلوی خودسری ها را گرفته ام/ آخرین تصمیمات درباره حصر و ممنوع التصویری خاتمی/ 60 فرماندار و استاندار احضار شده اند/ 80 درصد مدیران دولت قبل را عو?  

درخواست حذف این مطلب
وزیر کشور در گفت و گویی نظرات خود پیرامون ارتباطش با رئیس جمهور، حضورش در دولت دوازدهم، رابطه اش با «علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی و ظرفیت او برای ریاست جمهوری، حصر مهدی کروبی و میرحسین موسوی، احضار برخی استانداران به دلایلی که مربوط به انتخابات اخیر است، ممنوع التصویری رئیس دولت اصلاحات و ... را بیان کرده است.به گزارش «تابناک» آنچه در ادامه می خوانید، مشروح مصاحبه خبرگزاری ایلنا، با «عبدالرضا رحمانی فضلی» وزیر کشور است.وضعیت ادامه حضورتان در کابینه آینده به کجا رسیده است؟آقای دکتر روحانی با من صحبت کردند و صحبت های اولیه شده است. ایشان اول باید به جمع بندی برسد و بعد تصمیم خود را اعلام کند. اما اگر منظورتان این است که با من صحبت شده است یا خیر بله، با من از سوی رئیس جمهور صحبت هایی شده است ولی معرفی در اختیار ایشان است.شرایط رئیس جمهور برای وزارت کشور دوازدهماین صحبت ها برای پست وزارت کشور بود؟بله، برای وزارت کشور صحبت شده است. در این مورد هم آقای رئیس جمهور شرایط و نقطه نظراتی داشتند و سیاست هایی را برای دوره جدید مدنظر دارند که این ها را به من گفتند. تقریباً هم صحبت با بقیه وزرا نیز بر همین روال بوده است که احتمالاً ایشان برای هر وزارتخانه ای با افراد دیگری هم صحبت کرده اند. روحانی باید جمع بندی کند و بعد نظرش را بگوید.تاکید روحانی برای برگزاری انتخابات الکترونیک در دوره آیندهشرایط و سیاست هایی که اشاره کردید از سوی رئیس جمهور به شما اعلام شده چه محورهایی دارد؟یکی از اولویت های جدی رئیس جمهور در دوره جدید بحث سیاست داخلی بود و برای این مسئله اهمیت بالایی قائل هستند و در کنار آن روی بحث اقتصاد مقاومتی خیلی تاکید داشتند که این دوره ما باید روی بحث اقتصاد و توسعه مناطق تاکید بیشتری داشته باشیم. همچنین رئیس جمهور در صحبت با بنده روی مسئله امنیت داخلی با توجه به شرایط منطقه ای تاکید بسیار زیادی داشتند. در موارد دیگر آقای روحانی روی مسئله انتخابات خیلی تاکید کردند و تاکید داشتند که باید بتوانیم در انتخابات های بعدی آن را به صورت کاملاً الکترونیک برگزار کنیم. وقتی انتخابات دستی است و با توجه به نهادهای مختلفی که در این زمینه حضور دارند حتماً ما یک سلسله مسائل و مشکلاتی را خواهیم داشت ولی اگر بتوانیم انتخابات را الکترونیکی کنیم بیش از ۸۰ درصد مشکلات فعلی حل خواهد شد. برای همین هم آقای رئیس جمهور تاکید داشت که بحث انتخابات الکترونیک جدی گرفته شود.پس انتخابات الکترونیک یکی از دغدغه های آقای رئیس جمهور بود؟نمی توان اسم آن را دغدغه گذاشت. بیشتر به نظر می رسید که یکی از اولویت های جدی آقای روحانی بود که در این دور حتماً انتخابات را کاملاً الکترونیک کنیم. این مسئله حق است ما هم همیشه دنبال آن بوده ایم اما علی ایحال نتوانسته ایم موافقت ها را جلب کنیم.در این چهار سال خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیمبرای دفاع از آزادی های قانونی و جلوگیری از برخی خودسری ها که در دوره چهارساله اخیر شاهد آن بودیم برنامه ای دارید و آیا رئیس جمهور در صحبت با شما در این مسئله تاکیدی داشته اند؟ما در این چهار سال تقریباً خودسری هایی که در گذشته مرسوم بوده را نداشتیم اگر موردی هست نمونه آن را به من بگویید. برای مثال در ۱۶ آذر امسال ما ۷۰۰ سخنرانی در سراسر کشور داشتیم. شاید به تعداد انگشتان دست برخی سخنرانی ها انجام نشد آن هم نه به دلیل اینکه شلوغ شود و نگذارند. گاهی یکی از طرف های مناظره نرفت، یا در مواردی سخنران مربوطه نتوانست بلیت هواپیما تهیه کند یا اینکه در سخنرانی هایی که داخل دانشگاه برگزار می شد خود دانشگاه تشخیص داده بود یک سخنرانی می تواند مشکلاتی را ایجاد کند اما اینطور نبوده که عده ای بروند و نگذارند سخنرانی ها برگزار شوند.برای سخنرانی مازنی در گلستان شخصا به استاندار زنگ زدمدر بیرون از دانشگاه هم تعدادخیلی کمی سخنرانی لغو شده داشتیم، مثلاً در لرستان یک مورد را داشتیم که به سرعت و با قاطعیت برخورد شد و نهایتاً خود فرد سخنران به آن مکان نرفت. در مورد دیگری یکی از نمایندگان محترم برای سخنرانی در استان گلستان به مناسبت ۲۲ بهمن دعوت بود. در این استان فضا به گونه ای بود که سخنرانی ایشان لغو شده بود. در این مورد من شخصا به استاندار زنگ زدم و گفتم آقای مازنی حتماً باید برای سخنرانی به گلستان بیاید و شما هم حتماً باید امنیت ایشان را تامین کنید اما خود ایشان تشریف نبردند. بعد هم دو سخنرانی دیگر برای ایشان در استان گلستان گذاشتند که این مسائل مرتفع شود.در موضوع آقای مطهری هم که در اوایل دولت ما رخ داد ما سریعاً برخورد کردیم. همه عوامل را شناسایی کردیم و مستندات را فوراً به دادگاه فرستادیم و هنوز هم قوه قضائیه در حال پیگیری آن است.به افراد گزارش نمی دهیمآقای مطهری و وکیل ایشان معتقدند وزارت کشور گزارش خود را به آن ها و حتی دادگاه نداد.ما گزارش را به افراد نمی دهیم. گزارش خود را به محاکم و مراجع رسمی می دهیم. ما هم گزارش خود را به دادگاه دادیم. فکر می کنید دادگاه از کجا به این پرونده رسیدگی می کند؟ فکر می کنید همین طور به خیابان رفتند و از افراد خواستند که به دادگاه بیایند و توضیح دهند؟ وزارت کشور رسماً گزارش مستند خود را در مورد عوامل این حمله به دادگاه داد.پیدا کردن آمران حمله به مطهری وظیفه ما نیستیعنی اسناد مربوط به آمران حمله به مطهری را هم شما به دادگاه دادید؟ما اسناد مربوط به تمام کسانی که سر صحنه بودند و دچار جرم حمله به نماینده مجلس شده بودند به قوه قضائیه دادیم. اینکه چه کسانی دستور این حمله را داده بودند را دادگاه باید پیدا کند و این وظیفه ما نیست. دادگاه در مراحل رسیدگی به پرونده باید آمران را پیدا کند.عین همین موضوع قبلاً در قم اتفاق افتاده که زمان ما هم نبود. در آنجا به رئیس مجلس با کفش و دمپایی و مهر تعرض شد و هیچ یک از افراد و عوامل آن دستگیر نشدند و به دادگاه هم معرفی نشدند ولی ما در موضوع آقای مطهری این کار را کردیم و این پرونده الان در مسیر رسیدگی است.ظرف ۱۰ روز تمام عوامل حمله به سفارت عربستان را شناسایی کردیمآقای رحمانی فضلی من به عنوان یک نمونه از خودسری هایی که شما می گویید نداشتیم مسئله حمله به سفارت عربستان را مثال می زنم. این مسئله ای است که هنوز هم حل نشده.کاملاً درست است. بخشی از مسئله رسیدگی به این موضوع مربوط به قوه قضائیه است. در ماجرای حمله به سفارت عربستان ما ظرف ۱۰ روز تمام عواملی را که آنجا بودند شناسایی کردیم و با همه مشخصات و اسناد به قوه قضائیه دادیم و آن ها هم برخی از این افراد را بازداشت کردند و مدتی هم در بازداشت بودند. الان هم مراحل بازجویی، بازپرسی و اقدامات قانونی در حال طی شدن است.پرونده حمله به سفارت عربستان هنوز در مراحل قضایی استاینکه متهمان این پرونده به راحتی به امور جاری خود می پردازند و حتی به پیاده روی اربعین می روند و تصاویر خود را منتشر می کنند گواهی بر عدم برخورد جدی با آن ها نیست.این مسائل واقعاً به ما مربوط نمی شود و به قوه قضائیه مرتبط است. ما تا جایی که بتوانیم باید کسی که دچار جرم شده شناسایی کنیم و مستندات آن را توسط نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات تهیه کرده و آن را به قوه قضائیه بدهیم. از آن مرحله به بعد کار کاملاً از دست ما خارج است. البته پیگیری های لازم را می کنیم. در این مورد هم بار ها پرسیده ایم این پرونده در چه مرحله ای است و این ها هم پاسخ داده اند که هنوز در مراحل قضایی است. پس نحوه رسیدگی به این پرونده ها دو بخش است. ما نباید بخش مربوط به قوه قضائیه را با بخش مربوط به وزارت کشور قاطی کنیم. البته من دیده ام که در برخی محافل چنین بحث هایی را مطرح می کنند فکر می کنم شاید سطح برداشتشان از جنبه های حقوقی مقداری ناقص است و برداشت برخی از آن ها تا حدی سیاسی است البته به معنای بد سیاسی منظورم نیست. این مورد را هم رسیدگی کردیم.وقتی قوه قضائیه حکم صادر می کند، دیگر از وزارت کشور کاری برنمی آیداگر خاطرتان باشد در قضیه مشهد هم آقای رئیس جمهور در نامه ای به شما این اتفاق را مایه شرمساری نظام دانستند.البته منظور آقای رئیس جمهور از این نامه ما نبودیم؛ منظورشان افرادی بودند که این سخنرانی را به هم زدند. آقای مطهری به مشهد رفته و دادستانی حکم صادر کرده و نیروی انتظامی را به محل سخنرانی فرستاده که این مراسم نباید برگزار شود. وقتی قوه قضائیه وارد می شود و حکم صادر می شود دیگر از دست وزارت کشور کاری برنمی آید.گفتم اگر مطهری آمادگی دارد روی صندلی بایستد و سخنرانی کندولی گفته شد که قوه قضائیه به استاندار اطلاع داده بود و آقای استاندار هم تلفن همراه خود را پاسخ نداده بود.خیر، این ها حرف های درستی نیست. استاندار در این مورد تشکیل جلسه داده بود و نظر خود را دراین خصوص اعلام کرده بود و آن را به دادستان هم گفته بود.معاون سیاسی –امنیتی استانداری هم با نماینده قوه قضائیه صحبت و مکاتبه کرده بود.من در تماس با استانداری اعلام کردم که اگر آقای مطهری آمادگی دارد در همان محل صندلی بگذارید و آقای مطهری روی صندلی بایستد و سخنرانی خود را انجام دهد که اعلام کردند فضای این کار هم مهیا نیست و قوه قضائیه هم گفته اصلاً نمی گذاریم چنین سخنرانی صورت گیرد. پس وقتی دادستانی حکم داده مسئله به وزارت کشور مربوط نیست.شما گزارش این اتفاقات را تهیه کردید؟بله، در تمام مراحل این اتفاق گزارش خودرا تهیه کردیم.سه ماه یک بار رئیس قوه قضائیه را ملاقات کنمآیا در این رابطه با شخص رئیس قوه قضائیه هم رایزنی داشتید؟در این موضوع خاص با رئیس قوه قضائیه تماسی نداشتم اما من به صورت دوره ای با رئیس قوه قضائیه جلسه دارم و سعی می کنم سه ماه یک بار ایشان را ملاقات کنم البته در حاشیه برخی مراسم ها و همچنین در حاشیه جلسه شورای عالی امنیت ملی زیاد یکدیگر را می بینیم و برخی مسائل را مطرح می کنیم. واقعاً هم نظر رئیس قوه قضائیه در این نوع مسائل نظر بسیار باز و واقعاً دموکراتیک است.رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها رابطه حاکمیتی آمرانه نیستآنطور که ما تصور می کنیم رابطه رئیس قوه قضائیه با قضات و دادستان ها یک رابطه حاکمیتی آمرانه نیست همه قضات استقلال قضایی دارند و به اقتضای شرایط خودشان تصمیم می گیرند اما ما هرگاه در مسائل اینگونه گیر کرده ایم و به ایشان مراجعه کردیم با نظر حسن، دستور پیگیری دادند.مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی استفکر نمی کنید اینکه شما ظرف ۱۰ روز تمام مستندات مربوط به حمله به سفارت عربستان را به دادگاه داده اید اما این مسئله هنوز در قوه قضائیه به سرانجام نرسیده تا حدی باعث دلسردی مردم نسبت رسیدگی به اینگونه اتفاقات می شود؟قطعاً اینطور است. همین هفته جلسه شورای امنیت داشتیم، دو فقره جرم در جایی اتفاق افتاده بود و همان دو فقره را به دادستان محترم که عضو این شورا هستند گفتم باید آن ها را خارج از نوبت رسیدگی و برخورد کنید چون قدرت بازدارندگی در این موارد بالا است. موارد زیادی را هم داریم که به دوستان قضایی می گوییم و آن ها هم تایید می کنند. متاسفانه مراحل دادرسی و قضایی ما خیلی طولانی است چون قانون ما به کسی که متهم است یا در معرض اتهام است فرصت داده است که از خود دفاع کند وا ین مرحله ای بودن رسیدگی به پرونده های قضایی و موضوع تجدیدنظر از همین موارد است. ضمن اینکه متهمان چون وکلای واردی دارند اغلب از تمام مراحل قانونی و فرصت های قانونی استفاده می کنند. شاید لازم باشد در موارد خیلی خاصی قانون شرایطی را بگذارد که موضوع به صورت ویژه بررسی شود.رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرداز نظر بنده به عنوان وزیر کشور موضوع سفارت عربستان مسئله ای بود که باید با سرعت انجام می شد چون حیثیت بین المللی ما در این رابطه مطرح بود و یک مسئله صرفاً داخلی نبود. ما آسیب بسیار زیادی از این موضوع دیدیم. رابطه ما با عربستان بعد از این موضوع به چالش کشیده شد. البته قبل از آن هم مسائلی با عربستان داشتیم اما حمله به سفارت عربستان درست در شرایطی رخ داد که بحث منا و کشتارهای صورت گرفته مطرح بود و همین موارد می توانست آن ها را به چالش بسیار بزرگی بکشد. اما دیدیم که حمله به سفارت عربستان به خبر اول دنیا تبدیل شد و به ضرر ما شد. برای همین معتقدم رسیدگی به پرونده حمله به سفارت عربستان باید سرعت پیدا می کرد. البته دوستان قضایی هم می گویند ما کارهای خود را انجام داده ایم و همه مراحل قضایی باید طی شود. در موضوع حمله به مطهری در شیراز چون یکی از اولین حواشی دولت ما بود ما با قدرت و سرعت کار را انجام دادیم ولی رسیدگی قضایی به آن طول کشید. ما هم باید به قوه قضائیه در این راستا کمک کنیم.فکر کنم آمران حمله به مطهری هنوز محاکمه نشده اندفکر نمی کنید درجه نظامی آمران حمله به مطهری در شیراز باعث شد که رسیدگی به این قضیه کمی طولانی شود؟من اطلاعی ندارم. من فکر می کنم افرادی که الان به عنوان متهم این پرونده مطرح هستند آمران نیستند؛ افرادی هستند که سر صحنه بودند و آمران هنوز محاکمه نشده اند. البته مواردی را هم که اعلام شده است از درجه نظامیشان اطلاعی ندارم که بخواهم اظهارنظر کنم. البته گفته شده که برخی جلسات بوده که این افراد در آن تصمیم می گرفتند و این الزاماً به معنای نظامی بودن این افراد نیست. ضمن اینکه باز هم می گویم من از این مسئله اطلاعی ندارم.دست مطهری برای پیگیری پرونده خودش باز استوکیل آقای مطهری اعلام کردند که ایشان برای اعلام اسامی آمران دست نگه داشته اند.من نمی دانم آقای مطهری می خواهد چه کار کند. آقای مطهری نایب رئیس مجلس است حتماً قدرت بالایی هم دارد. خواهشم از ایشان این است که همین پرونده خود را پیگیری کند. به نظر می رسد در این راستا دستشان باز است و قدرتش را هم دارند.در مورد احضار استانداران چند وقت پیش در حاشیه جلسه هیات دولت با شما گفت وگو کردیم و شما از این مسئله ابراز بی اطلاعی کردید.در حاشیه حیاط دولت من در حال عبور بودم که این سوال از من پرسیده شد.هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شودالان مدتی از آن زمان گذشته آیا پیگیری کرده اید و جزئیات آن را می دانید؟بله، حدود هفت استاندار احضار شده اند. اینکه می گویم حدود هفت استاندار برای این است که هرچند روز یک بار یک استاندار دیگر به احضارشده ها اضافه می شود. تعدادی شکایت به قوه قضائیه رسیده و آن ها به مرور همکاران ما را برای پرس وجو می خواهند برای همین هم تعداد رفت و آمد ها گاهی زیاد تر می شود. تا جایی که من امروز خبر دارم حدود ۶ یا ۷ استاندار احضار شده اند. طبق آنچه معاونت حقوقی بنده پیگیری کرده آمار آنچه مدیران استانی ما به خاطر آن احضار شده اند اعم از استاندار، فرماندار و بخشدار حدود ۶۲ یا ۶۳ مورد است. ما حدود ۴۰۰ فرماندار و ۲هزار بخشدار داریم و ۶۰ نفر احضار شده اند.۹۰ درصد دلایل احضار استانداران تخلف نیستتمام مواردی که در مورد همکارانمان دیده ام مطرح می کنم واقعا و انصافا به عنوان کسی که سال ها در این سیستم ها کار کرده ام و تخلف را می شناسم می توانم بگویم شاید ۹۰ درصد این موارد حتی تخلف هم نیست. ولی خب، شکایتی شده است و قوه قضائیه باید شکایت ها را مورد رسیدگی قرار دهد. ما هم به آن حق می دهیم و مانعی برای رسیدگی به شکایت ها نیست ما هم پیگیر هستیم معاونت حقوقی بنده به صورت مرتب مساله را پیگیری می کند وکیل گرفته ایم و تاکید داشته ایم از دیگر وکلای توانمند در بیرون هم استفاده شود. بنده خودم با دادستان محترم هم در این رابطه صحبت کردم که در این بحث ها به گونه ای حرکت نکنید که وجهه اقتدار و موقعیت نماینده عالی نظام و دولت در استان ها دچار خدشه شود.احضار استانداران طوری در رسانه ها مطرح شد، گویی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کردنددر این راستا به دادستان کل کشور اظهار گلایه کردم گفتم چرا شما هر روز می گویید که این تعداد استانداران را احضار کرده اید و برای آن ها کیفرخواست نوشته اید. کیفرخواست یکی از همکاران ما این است که با ماشین مقابل یک ستادی ایستاده و با دوستان حاضر در آن ستاد احوالپرسی کرده است و همین به عنوان تخلف تلقی شده است یا یکی از استانداران رفته در جایی سخنرانی کرده که عکس آقای روحانی هم از قبل از انتخابات در آن سالن بوده است و الان هم وجود دارد اما می گویند این سخنرانی به همین دلیل تبلیغاتی بوده است. وقتی ما می آییم در رسانه ها مطرح می کنیم استانداران را احضار کرده ایم و کیفرخواست برای آن ها صادر شده گویی جانی قاتل، سارق و قاچاقچی را احضار کرده ایم.به دادستان کل کشور گلایه کردمهمین استاندارانی که احضار شده اند در استان خودشان مسئول اول استان از نظر حاکمیت هستند همین قوه قضائیه همین نیروی انتظامی و همین سپاه در شورای تامین استاندار، رئیسشان است باید حرمت مدیرانمان را نگه داریم و شان و جایگاه ها را باید حفظ کنیم.به دادستان کل کشور گلایه کردم گفتم اصلا نمی پسندم که شما می آیید و هر روز در این رابطه مصاحبه می کنید ما هم می توانیم ده ها مصاحبه راجع به ضعف های دستگاه های مختلف داشته باشیم که به طور روزانه با آن مواجه هستید اما این مساله به مصلحت نیست و ما باید موضوعات مختلف را از مراحل قانونی خود پیگیری کنیم.ان شاالله قوه قضاییه با رعایت حرمت ها به موضوع احضار رسیدگی کندبه هر حال کار استانداران و فرمانداران و تمام مدیرانی که در معرض اتهام هستند در حال پیگیری است هم ما از طریق وزارت کشور پیگیری می کنیم و هم معاونت حقوقی رئیس جمهور پیگیر مساله است.مسائل خرد را هم خود استانداران در استان خودشان پیگیری می کنند منتظر هستیم که قوه قضائیه انشاءالله با دقت و عدالت و رعایت حرمت ها و با سرعت به این موضوع رسیدگی کنند.گزارش و مستندات تخلفات انتخاباتی را تهیه کردیمآقای انصاری چند وقت پیش گفتند که شکایتی از سوی دولت علیه برخی فرماندهان نظامی و ائمه جمعه در رابطه با انتخابات مطرح شده است آیا از این موضوع اطلاع دارید آیا این مساله اقدام مشابهی در راستای احضار استانداران بوده است.ما در ایام انتخابات در وزارت کشور مجموعه تخلفاتی را که صورت می گرفته و گزارشات را دیده ایم و خود ما هم مستنداتی داشته ایم.معاونت حقوقی به عنوان جایگاه پیگیری حقوقی ریاست جمهوری از طریق به عنوان وکیل دولت مسائل را پیگیری می کند. در همین راستا هم شکایت هایی شده است که به صورت ریز و جزئی در جریان آن نیستم.برخی منتقد عملکرد شما در وزارت کشور هستند و حتی بسیاری از فعالان سیاسی خواستار تغییر شما در وزارت کشور بوده اند پاسخ شما به نقدهایی که علیه شما می شود چیست؟این نقد ها چیست که می گویند؟گفتم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشندجدی ترین نقد به عملکرد شما در مورد ادامه همکاری با مدیرانی بود که از دولت گذشته باقی مانده بودند و با رویکرد دولت روحانی هماهنگ نبودند و در همین راستا شاهد برخی ناهماهنگی ها در استان ها بودیم.دولت روحانی دولت اعتدال است؛ نه دولت اصلاح طلب است و نه دولت اصولگراست. بنابراین وقتی ایشان بنده را در وزارت کشور انتخاب کردند به من گفتند فراموش نکن افرادی را که می خواهی به عنوان مدیران خود انتخاب کنی حتما باید تفکر اعتدالی داشته باشند دوم اینکه باید برنامه های دولت را قبول داشته باشند سوم گفتند که باید تجربه داشته باشند و چهارم باید برای مردم وقت بگذارند.وقتی ما وارد وزارت کشور شدیم حدود ۸۰ درصد فرمانداران ما از بیرون بودند و وزارت کشوری نبودند اولین تصمیمی که گرفتیم این بود که گفتیم همه فرمانداران باید افراد وزارت کشوری باشند چون معتقدیم وقتی فرماندار وزارت کشوری باشد تجربه لازم را هم دارد آموزش پذیر است دلبستگی لازم را هم دارد و در سلسله مراتب اداری فرمانبرداری خوبی دارد ضمن اینکه موجب انگیزه و شوق برای مدیران وزارت کشور می شوند و متوجه می شوند که می توانند ارتقا پیدا کنند. وقتی ۸۰ درصد فرمانداران را از بیرون بیاوریم دیگر خود وزارت کشوری ها انگیزه ای برای ارتقا نخواهند داشت و این تصمیم درستی بود که ما اتخاذ کردیم و بر اساس همین تصمیم درست در مرحله بعد این تعداد فرمانداران جابجا شدند. بقیه موارد را هم با همین مشخصات عوض کردیم البته در همین مشخصات هم عده ای از فرمانداران از قبل ماندند و به کار خود ادامه دادند یا در پست دیگری جا به جا شدند.یکی از مشخص ترین این موارد فرماندار تهران بود ایشان فرمانداری است که از زمان آقای احمدی نژاد مانده است من همان زمان هم اعلام که فرماندار تهران را خودم به شخصه می شناسم و ایشان در صدا و سیما مدیر بنده بوده است ایشان انسانی کاملا متدین و خوب است و گفتم با شناختی که از ایشان دارم می دانم مدیر متدین و معتدلی است و برنامه آقای روحانی را هم قبول دارد.اگر هر فردی در هر دولتی رفت و مسئولیتی را قبول کرد الزاماً به این معنا نیست که او را در دوره بعد کنار بگذاریم.اصلاح طلبان درباره آمار مدیرانی که از دولت قبل ماندند، عدد بدهندخب اگر می گویید ۸۰ درصد فرمانداران را تغییر دادید شما هم اتوبوسی عمل کردید؟نه این تصمیم بیشتر مدیریتی بود تا سیاسی دوستان به همین میزان هم قائل نیستند و می گویند همین ۵ نفر هم از دولت قبل نباشد.دوستان اصلاح طلب معتقدند آماری که شما برای تغییر مدیران استانی اعلام می کنید به هیچ عنوان ۸۰ درصد نیست.این تفکر اشتباه است. اگر طور دیگری فکر می کنند به ما هم عدد بدهند. من با صراحت می گویم که این دوستان هیچ عدد و رقمی ندارند ماندن یک فرماندار به معنای این نیست که سیاست های دولت اجرایی نشده است. تهران شاخص ترین مثال در این مورد است در حالیکه همین تهران انتخابات مجلس را انجام داد سوال من است در این انتخابات چه کسانی رای آوردند؟اتفاقا نقد جدی اصلاح طلبان متو ...

ادامه مطلب  

کاغذ به جای برنامه  

درخواست حذف این مطلب
نویسنده: بیژن یانچشمهفقط سه روز دیگر به زمان انتخابات شوراهای شهر و روستا باقی مانده است و فضای انتخاباتی در شهرها به خصوص در کلانشهر داغ تر شده است. حالا دیگر تمام سیمای شهر پر از انواع و اقسام تبلیغات کاغذ بنر بروشور و تراکت های تبلیغاتی شده است. لیست بنری در کنار تبلیغات فردی نیز بیش از سایر تبلیغات به چشم می خورد. برخی از نامزدهای شورای شهر در فرصت باقی مانده تا انتخابات پا را از قانون انتخابات فراتر گذاشته و بدون ملاحظه انواع و اقسام برگه های تبلیغاتی را در تیراژ های چند میلیونی چاپ و توزیع می کنند که تعداد تراکت های تبلیغاتی برای ...

ادامه مطلب  

پاکسازی شهر ارومیه از پوسترهای تبلیغاتی  

درخواست حذف این مطلب
گروه اجتماعی: معاون خدمات شهری شهردار ارومیه گفت: تمامی پوسترهای انتخاباتی در یک اقدام جهادی با حضور شهردار مدیران شهرداری ارومیه و تلاش پاکبانان زحمتکش از سطح معابر شهر ارومیه پاکسازی شد. به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن (ایکنا) از آذربایجان غربی امروز اول خرداد ماه مهرداد سلامتی معاون خدمات شهری شهردار ارومیه در جمع خبرنگاران بیان کرد: یک هزار نفر نیروی مدیریت پسماند آتش نش ...

ادامه مطلب  

چرخش به راست روحانی در چینش کابینه  

درخواست حذف این مطلب
فرارو: سخن از یک حلقه است، از چند نام پر نفوذ در دولت که این روزها گفته می شود بیشترین نقش را در فرآیند تنظیم کابینه بازی می کنند. حلقه ای که یک طرف آن محمد نهاوندیان قرار دارد و سمت دیگر آن محمود واعظی نقش بازی می کند. این روزها این حلقه متهم است که به دنبال تسخیر پست های کلیدی کابینه است.مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حسن روحانی روز پنجشنبه برگزار می شود. در همین راستا مراسم تحلیف او روز شنبه در مجلس شورای اسلامی برگزار می شود. رییس جمهور پس از مراسم تحلیف دو هفته فرصت دارد کابینه پیشنهادی خود را به مجلس معرفی کند. اما روحانی 4 سال پیش این سنت را شکست و در همان روز تحلیف کابینه را به مجلس معرفی کرد احتمالا در این دوره نیز او در همان روز تحلیف کابینه خود را معرفی کند.با این حساب فعالان سیاسی، احزاب و گروه ها فقط چند روز فرصت دارند تا در فرآیند تنظیم کابینه اثر گذار باشند.در این روزها شایعات و اخبار فراوانی درباره چینش کابینه منتشر شده است، فضای شبکه های اجتماعی به خصوص توئیتر مملو از این اخبار است. مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی سعی می کنند در فضای مجازی با به راه انداختند موج های مختلف بر تصمیم های حسن روحانی اثر گذار باشند.در کنار تمام فعالیت ها، لابی ها، موج ها و فشارها اما ظاهرا برگ برنده در دستان یک گروه و حلقه قرار دارد.چندی پیش محمود صادقی روایتی از حسن روحانی نقل کرده بود که نشان می داد، روحانی از سه گروه لیست کابینه دریافت می کند؛ از ستاد انتخاباتی خود (با محوریت محمد شریعتمداری و مرتضی بانک)، از اصلاح طلبان (بامحوریت اسحاق جهانگیری) و از اصولگرایان میانه ور.اما به نظر می رسد یک گروه دیگر در تنظیم کابینه نقش مهمی ایفا می کنند. این گروه هم حلقه نزدیکان و مشاوران حسن روحانی هستند. حلقه ای که بیشتر آن ها از اعضای حزب اعتدال و توسعه هستند و برخی دیگر از مشاوران مورد اعتماد روحانی اند.در این حلقه می توان به اسامی؛ محمد باقر نوبخت (رییس سازمان مدیریت)، محمود واعظی (وزیر ارتباطات)، محمد نهاوندیان (رییس دفتر)، مسعود سلطانی فر (وزیر ورزش) و حسام الدین آشنا (مشاور) اشاره کرد.چند هفته پیش الیاس حضرتی نماینده اصلاح طلب مجلس در توئیتی از تلاش های محمود واعظی وزیر کنونی ارتباطات برای نشستن بر کرسی وزارت خارجه خبر داد. این ادعا توسط واعظی تکذیب شد و او تاکید کرد که ظریف شایسته کرسی وزارت خارجه است.پس از آن اخباری درباره احتمال انتصاب واعظی به عنوان رییس دفتر حسن روحانی منتشر شد. این خبر از سوی واعظی رد نشد او تاکید کرد که قطعا وزیر ارتباطات نمی شود اما پیشنهاداتی برای حضور در دولت دارد. از روز گذشته و پس از انتشار خبر استعفای بیژن زنگنه از وزارت نفت گفته می شود ممکن است واعظی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شود. البته این در حد یک شایعه است چرا که واعظی هیچ سابقه در حوزه نفت ندارد.با این حال همین شایعه هم نشان می دهد که نفوذ محمود واعظی در دولت آینده بیشتر از قبل خواهد بود. در کنار این شایعه امروز گمانه زنی دیگری منتشر شد. گفته می شود پروین داداندیش همسر محمود واعظی به عنوان یکی از گزینه های تصدی پست معاونت رییس جمهور در امور زنان و خانواده مطرح شده است.این خبر باعث شده است که برخی کاربران فضای مجازی کابینه آینده را کابینه واعظی معرفی کنند.محمود واعظی سیاستمدار 65 ساله اهل تهران است دارای مدرک های تحصیلی دکترای روابط بین الملل و هم چنین فوق لیسانس مهندسی الکترونیک است. او بیشتر به عنوان یک دیپلمات شناخته می شد. واعظی در دولت یازدهم به عنوان وزیر ارتباطات عملکرد متوسطی از خود به نمایش گذاشت.او پیش از آن در مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان معاون پژوهشی و سیاست خارجی مجمع فعال بود. واعظی در جریان تبلیغات انتخابات سال 92 در مناظره ای مقابل علی باقری معاون سعید جلیلی به عنوان نماینده حسن روحانی به خوبی ظاهر شد و از همان زمان در حلقه نزدیکان به روحانی تثبیت گردید. پس از پیروزی روحانی او یکی از گزینه های جدی وزارت خارجه بود که با حضور ظریف نتوانست به این پست دست یابد. او پیشتر به عنوان معاون سال ها در وزارت خارجه فعال بوده است.واعظی به همراه حسن روحانی و محمد باقر نوبخت حزب اعتدال و توسعه را در سال 78 تشکیل داد. حزبی که در کنار حزب کارگزاران به عنوان میراث سیاسی آیت الله هاشمی رفسنجانی شناخته می شدند. برخی ناظران کارگزاران را به جهت نزدیکی به اصلاح طلبان بازوی چپ هاشمی و اعتدال و توسعه را به جهت نزدیکی به اصولگرایان بازوی راست او معرفی کردند.محمود واعظی پس از انتخابات مجلس دهم متهم شد که در رقابت لاریجانی- عارف برای رسیدن به پست ریاست مجلس لابی گسترده ای در حمایت از لاریجانی انجام داده است. ادعایی که توسط او تکذیب می شود.در کنار واعظی نام محمد باقر نوبخت نیز به عنوان یکی از اعضای حلقه نزدیک به روحانی مطرح است. نوبخت هم اکنون رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی است. او به عنوان طراح سیاست های اقتصادی دولت در 4 سال گذشته شناخته می شود. سیاست هایی که از دید کارشناسان موفقیت آمیز نبوده است.این سیاستمدار 67 ساله اهل رشت پیش از آنکه وارد دولت شود سابقه نمایندگی مجلس و معاونت پژوهشهای اقتصادی مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در کارنامه خود دارد.او نیز همچون واعظی همکار حسن روحانی در مجمع بوده است و همچون واعظی از پایه گذاران حزب اعتدال و توسعه است.او در دولت روحانی در کنار ریاست سازمان مدیریت، سخنگویی دولت را نیز برعهده داشت. عملکرد او در هر دو سمت بسیار مورد نقد قرار گرفته است. بسیاری از اقتصاددانان معتقدند عملکرد نوبخت در سازمان مدیریت ضعیف و ناکارآمد است.با وجود اینکه عملکرد نوبخت زیر سوال قرار دارد اما گمانه زنی ها فراوانی درباره شغل آینده او مطرح شده است. ابتدا گفته شد او از پست های اقتصادی کنار گذاشته خواهد شد و مامور ترمیم وضعیت وزارت آموزش و پرورش خواهد بود.خیلی زود این مسئله رد شد و گفته شد که او به عنوان رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور در سمت خود ابقا خواهد شد. حتی برخی اخبار از احتمال حضور او به عنوان رییس دفتر روحانی حکایت داشت.اما دیروز گفته شد که نوبخت به عنوان وزیر اقتصاد به مجلس معرفی می شود. هنوز نمی توان این اخبار را تائید کرد اما انتشار آن بر نگرانی ها افزوده است.یکی از مهمترین مشکلات دولت آینده قطعا وضعیت نابسامان اقتصادی است، کارشناسان معتقدند ابقای چهره هایی همچون نوبخت در پست های کلیدی نشانه این است که قرار نیست اتفاق بزرگی در این حوزه رخ دهد.این نگرانی ها زمانی کامل می شود که گفته می شود محمد نهاوندیان رییس دفتر کنونی حسن روحانی نیز قرار است به سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور برود.پیشتر نهاوندیان به عنوان یکی از گزینه های وزارت صنعت و وزارت اقتصاد مطرح بود. کارشناسان اقتصادی معتقدند سکان وزارت اقتصاد و سازمان مدیریت به دلیل ماهیت برنا ...

ادامه مطلب  

تکذیب حمایت خانواده شهدا از روحانی  

درخواست حذف این مطلب
تاکنون فرزندان شهیدان همت مفتح کشوری کاوه و ... حمایت از حسن روحانی را تکذیب کردند. لیستی از حمایت خانواده های شهدا از کاندیداتوری حسن روحانی منتشر شد که تکذیبیه های پی در پی خانواده هایی که نامشان در آن لیست بود کل اصالت آن لیست را زیر سوال برد. اول محمدمهدی همت فرزند بزرگ شهید ابراهیم همت نوشت که به روحانی رأی هم نمی دهد چه برسد که حمایت کند! پس از آن علی کشوری فرزند خلبان شهید کشوری که نام خانواده اش در لیست حامیان حسن روحانی بود این حم ...

ادامه مطلب  

حشره خوری آنجلینا جولی +(عکس)  

درخواست حذف این مطلب
آنجلینا جولی در سفر به کامبوج برای افتتاحیه فیلم تازه اش "اول پدرم را کشتند" نه تنها در پختن بلکه در خوردن حشرات شرکت کرد و از علاقه اش به خوردن حشرات گفت. چرا او چنین کاری کرد؟به گزارش ایران خبر تخمین زده می شود جمعیت دنیا تا سال به نه میلیارد نفر برسد و این به معنای آن ا ...

ادامه مطلب